Archive for: October 2014

سقوط بهای نفت کمرشکن و فشار ارزی تشدید میشود

اعدام ریحانه جباری تحقیر وجدان جامعه ما بود

Share Button

چکیده … ولی ما وجدان بیدار این جامعه به فلاکت افتاده در همان حال که در حرف از جنایت رژیم میگوئیم و او را نفرین میکنیم، درعمل با دفاع از آمریکا ستیزی، ایستادن بر حقانیت انقلاب اسلامی ۵۷، دفاع از حق داشتن فن آوری هسته ایی رژیم  ( و نه ملت و مملکت که با رژیم در تقابل است)  یا حتی سکوت خود روی این مسائل، رژیم را دلگرم و مبانی گفتمانی آنرا تقویت میکنیم. ما دشمنان رژیم را دشمنان خود و مملکت انگاشته و آگاهانه و ناآگاهانه  ریشه های قدرت رژیم را آبیاری میکنیم. ما در عمل با دفاع از آمریکا ستیزی رژیم و قرار گرفتن در کنار آن برای داشتن فن آوری هسته ایی، نا خواسته به جهان اعلام میکنیم که این رژیم نماینده قانونی مردم  و میهن ماست.

ریحانه 2

ریحانه جباری(۲۶ ساله) سحرگاه امروز پس از تحمل ۷ سال انتظارهراس انگیز از فرا رسیدن چنین روزی، به چوبه اعدام سپرده شد. او اعدام شد زیرا نمیدانست در این مملکت ولایت زده، حق مأمورین دستگاههای اطلاعاتی است تا با دست باز ترتیب دختران و زنان مردم را بدهند بدون اینکه بازخواست شوند و ندانست مقاومت در برابر آنها گناه کبیره است. ریحانه نمیدانست که مفهوم ناموس در این مملکت ولایت زده، مشروط بوده و در شرایط مختلف برای آدمهای مختلف فرق میکند. او مرتضی عبدلعلی سربندی مأمور وزارت اطلاعات را کشت  زیرا نمیدانست که داشتن چنان سمتی حق تجاوز به عنف برای دارنده آن ایجاد میکند، حقی که تمام دستگاه قضایی و اجرایی و سپاه و بسیج  مملکت در پشت سر آن ایستاده است؟ مورد ریحانه نخستین مورد نیست و بی شک آخرین مورد از چنین اعدامهایی هم نخواهد بود.

رژیم با اعدام ریحانه علیرغم اعتراضات وسیع داخلی و بین المللی، وجدان جامعه ما و وجدان جامعه بشری را به مسخره گرفت و تحقیر کرد.  بر رژیم همانقدر میتوان برای ارتکاب این جنایت خُرده گرفت که برگرگی که بر گوسفندی یا گله ایی حمله میکند میتوان خُرده گرفت.  کار این رژیم در چنین زمینه هایی از این حرفها گذشته است چون با منطق حیوانی، هیستریک و دراکولایی خود عمل میکند و نه موازین دولتمدارانه و کشور داری امروزی.

پس از خواندن خبر اعدام ریحانه، بهت زده مانند آدمی برق گرفته ماندم که در این باره چه میتوان گفت یا نوشت. عقلم بجایی نرسید مگر به اینکه جای من، سهم من بعنوان یک روشنفکر مدعی و منتقد( که روزی ادعای انقلابیگری داشته است)، در این میان کجاست و چیست؟ آیا از سر رفع تکلیف، دقیقه ایی را هدر دادن و انداختن امضایی پای پیتیشن لغو اعدام این زن جوان ۲۶ ساله، میتواند پاسخ آن نهیب وجدانی گرفت که فریاد میزند بافنده این طنابی که حلقوم این زن جوان را امروز فشرد منهم بوده ام! نه تنها من بلکه همه آن لایه روشنفکری سیاسی  و فرهنگی که در حقیقت نظام وجدان انسانی جامعه ما و هر جامعه دیگری را میسازند و در میهن ما در مسیری خلاف عقل، وجدان و انسانیت ولو نادانسته*  گام نهاد و با انقلاب اسلامی خود فاجعه آفرید مسئول این طناب بافیها و اعدامها بوده اند.

آیا بر چوبه اعدامی که ریحانه از آن آویزان گشت و بر تار و پود آن، شعار ” تا شاه کفن نشود این وطن وطن نشود” با حروف نامرئی حک نشده است؟ ” آیا بر همین چوبه اعدام ” آمریکا! آمریکا ننگ به نیرنگ تو! خون جوانان ما میچکد از چنگ تو حک نشده است؟ آیا آن  فریادهای “اعدام باید گردد!” عصر انقلاب نیست که پس از انقلاب به تکبیر امروزی جلادان رژیم برای کشتن فرزندان میهنمان تبدیل گردیده است؟

واقعیت اینست که گذشته و آنچه شده است را با گریه و زاری و ناله و نفرین نمیتوان از نو باز ساخت و از راه رفته باز گشت ولی میتوان آنرا جبران کرد اگر آن وجدان مورد بحث، وجدان باشد و البته بیدار.

سئوال اینست که این(منطقاً و نه متأسفانه عملاً) وجدان بیدار انسانی جامعه برای تصحیح آن فاجعه آفرینی تاریخی خود که به این اعدامها و ویرانی مملکت و استقرارحکومتی اوباش سالار(من لومپن کراتیک را بکار میبرم)، منجر شده است چه کرده و چه میکند؟

در اینکه رژیم بر تمام منابع مادی مملکت دست انداخته و با استفاده از آن منابع سپاه، بسیج، دستگاههای عریض و طویل اطلاعاتی و در یک کلام ماشین مهیب سرکوب  خود را ساخته و علیه مردم تجهیز کرده است شکی نیست. در اینکه با دست خالی هم نمیتوان این ماشین جهنمی را درهم شکست و یا  با اصلاحات گام بگام هم نمیتوان آنرا از چنگ رژیم خارج کرد  یا از کار انداخت هم، کمتر ساده لوحی میتواند بدان باور داشته باشد که تصوری در خور راحت طلبان یا ساده لوحان است، ولی آیا ما؛ یعنی آن وجدان مسئول و بیدار جامعه، برای بازپس گیری آن مشروعیتی که با انقلاب اسلامی برای این نظام  و بالطبع برای رهبری کنونی آن آفریدیم چه کاری انجام داده ائیم؟

رژیم با اتکا به آن مشروعیتی که از سیاه نمایی بسیار اغراق آمیز رژیم شاه توسط  مخالفینش گرفت، وبا فرهنگی کردن پهلوی ستیزی(توده ایی شده و از ایدئولوژیک گذشته)، که با انقلاب اسلامی به آن اقتدار و مشروعیت حقوقی و قانونی داده است این حکم اعدامها را صادر و مملکت را چپاول میکند. رژیم بر اساس حفظ تاریخ اعتبار شعارهای ضد آمریکایی، ضد اسرائیلی، اسلامگرایانه دوران انقلاب و بر اساس حرمت داشتن جایگاه روحانیت و روحانی و اسلامی  دانستن نظام خود این اعدامها را صادر میکند. اگر ما میتوانستیم به دنیا و مردم خودمان بفهمانیم که  آن انقلاب یک انقلاب ارتجاعی و قرون وسطایی بر علیه یک نظام مدرن و ملی گرا( بدون انکارکاستی های آن) و  یک خود کشی ملی و تاریخی بود، اگر ما میتوانستیم به ملت خود و مسلمانان چشم به رژیم بسته  در میهن خودمان و در منطقه بفهمانیم که این رژیم نه  اسلامی است و نه حتی روحانی و از همه کمتر ایرانگرا؛ بلکه ترکیبی از فاسد ترین و انگلی ترین لایه های اقشار و اصناف گوناگون اجتماعی بشمول روحانیت و بازار و چاله میدان حتی تحصیکرده های نان به نرخ روز خور است! اگر میتوانستیم به مردم بفهمانیم که دشمن خوانی آمریکا و اسرائیل  و انگلیس فقط طلسمی برای  جادو کردن ملت در جهت حقانیت دادن به رژیم است، واگر بجای دَم  دادن به شعارِ  داشتن تکنولوژی هسته حق مسلم “ما  ” ست، بدون اینکه زحمت اینرا بخود بدهیم که در این ضمیر بظاهر ساده و معصوم”ما”  چه خوابیده و شامل”که یا کی ها” میشود فریاد میزدیم: دادن کارد و چنگال هم بدست این رژیم مردم ستیز و تروریست فاجعه آفرین است…  و اگر ..؛ حد اقل از تصور حقانیت مشروعیت آفرینی که آن انقلاب در مردم آفرید و کسوت مصادره شده روحانیتی که با عنوان اسلامی دادن بدان داده و رژیم  ریشه دار کرد، توهم زدایی کرده بودیم و داد میزدیم این رژیم نه نماینده روحانیت است و نه اسلامی و نه ایرانی و با این توهم زدایی هزینه آدم کشی، سرکوب و چپاول مملکت را برای آن سنگین میکردیم. ارتکاب  اینهمه جنایت برای آن آسان نبود .

ولی ما وجدان بیدار این جامعه به فلاکت افتاده در همان حال که در حرف از جنایت رژیم میگوئیم و او را نفرین میکنیم، درعمل با دفاع از آمریکا ستیزی آن، ایستادن بر حقانیت انقلاب اسلامی ۵۷، دفاع از حق داشتن فن آوری هسته ایی رژیم  ( و نه ملت و مملکت که با رژیم در تقابل است)  یا حتی سکوت خود روی این مسائل، رژیم را دلگرم و مبانی گفتمانی آنرا تقویت میکنیم. ما دشمنان رژیم را دشمنان خود و مملکت انگاشته و آگاهانه و ناآگاهانه  ریشه های قدرت رژیم را آبیاری میکنیم. ما در عمل با دفاع از آمریکا ستیزی رژیم و قرار گرفتن در کنار آن برای داشتن فن آوری هسته ایی، نا خواسته به جهان اعلام میکنیم که این رژیم نماینده قانونی مردم  و میهن ماست.

* سوفوکل تراژدی نویس نامدار یونان باستان در تریلوژی نیرومند خود( اُدیپ شهریار، آنتیگونه و ادیپوس در کلونوس)  داستان شاه ادیپ را شرح میدهد. ادیپ یا ادیپوس در یک ماجرای پیچیده ناخواسته و نا دانسته پدر خویش را میکشد، زن او را که مادر خودش باشد به همسری میگیرد و بر سریر پادشاهی او تکیه میزند. او از مادر خود ۴ فرزند درست میکند که در حقیقت برادر و خواهر او نیز هستند.

بخاطر این جنایت و جرم نادانسته؛ بلا بر شهر تب که ادیپ شهریار آنست نازل میشود. قحطی، امراض گوناگون و.. . کسی نمیداند چرا بلا وارد شده است ولی غیبگویان میگویند که این بلا بخاطر  ارتکاب گناهی بس عظیم نازل شده است. ادیپ شاه در جستجوی حقیقت برخلاف پند برخی خردمندان که میدانسته اند این حقیقت جویی سر از کجا در خواهد آورد و چه خواهد شد به شاه ادیپ میگویند دست از تعقیب قضیه بردار وگرنه،  نابود میشوی.  ولی او کشف حقیقت را بر از دست دادن تخت و تاج و نابودی خود و خانواده اش ترجیح میدهد و به تحقیق میپردازد. سر انجام در می یابد که زنی که با او همبستر میشده مادر اوست و این فرزندان هم در عین حال برادران و خواهران او هم هستند.

او تاب تحمل این گناه بزرگ، هر چند نادانسته مرتکب شده را، نمی آورد و آثار آنرا نمی خواهد ببیند. او با دستان خویش دوچشم خود را از کاسه در میآورد و با حدقه ایی خون گرفته کور کورانه راه صحرا را در پیش گرفته و در غاری پناه میگیرد و سرانجام در آن انزوای تاریک جان میدهد.

باید گفت به حقیقت قسم کاری که ما روشنفکران انقلابی با میهن خودمان کردیم از آنچه اودیپ شهریار در حق پدر، مادر و سرزمین خود کرد کمتر نبود ولی اکثراً نه تنها نمیپذیریم  بلکه از ملت طلب به به و چه چه هم داریم چونکه روزی با رژیم شاه  مبارزه کردیم و آنرا برانداختیم تا وطن را وطن کنیم!

سخن آخر: نشانه گرفتن هر آنچه به این رژیم حقانیت و مشروعیت میدهد، اولین و مهمترین و در عین حال کم هزینه ترین وظیفه ایست که هر میهن پرست ایرانی میتواند انجام دهد. با فهرست کردن جنایات رژیم از آن مشروعیت زدایی نمیشود چون کارش از این مراحل سالهاست که گذشته است. قداستِ آمریکا ستیزی، اسرائیل ستیزی، حق مسلم فن آوری هسته ایی، اسلامی بودن، روحانی و مرجعیت بودن، سیاه نمایی رژیم شاه از جمله آن ستونهایی هستند که عمارت حقانیت و مشروعیت رژیم را ساخته و به آن اتوریته می بخشند. خنثی کردن پشتوانه ها و تخریب این ستونها معیار مبارزه برای جبران مافات گذشته است. همین و بس!

Uphill struggle for new Iraqi defence chief al-Obeidi

Share Button
Members of the US-led coalition against ISIS will meet in Kuwait on October 27 for talks on fighting tackling violent extremism. Officials from Bahrain, Egypt, France, Iraq, Jordan, Lebanon, Oman, Qatar, Saudi Arabia, Turkey, Britain, the US and the United Arab Emirates are expected to attend
Iraq’s new defence minister must turn the discredited national army into a capable fighting force. AFP file photo.
Iraq’s new defence minister must turn the discredited national army into a capable fighting force. AFP file photo.

 ۲۴ Oktober

NEW YORK – Analysts warn of an uphill struggle for Iraq’s newly-appointed defence minister, Khaled al-Obeidi, who is charged with turning the discredited national army into a force capable of routing the Islamic State (ISIS).

Al-Obeidi spoke with his US counterpart, Defense Secretary Chuck Hagel, for the first time in a 20-minute phone call this week focused on reforming Iraq’s army so it can recoup land conceded to ISIS, which is also known as IS and ISIL.

“The minister was quite clear… that he has every intention of going on the offense against ISIL and making sure that the Iraqi security forces are properly resourced, trained and equipped to do that,” Pentagon spokesman Rear Admiral John Kirby told reporters after the call.

“He also made it a special point of noting that he has every intention… of making sure that the Iraqi Security Forces represent the interests of all Iraqis, that he wants an inclusive army that’s representative of the population of Iraq and defends every inch of Iraq.”

Al-Obeidi, a Sunni Muslim from Mosul, which is now occupied by ISIS, was approved by Iraq’s parliament last week. Bringing Sunnis into Iraq’s government was seen as vital to stop western Iraq’s marginalised Sunni population from siding with ISIS.

He serves in the Shiite-dominated cabinet of Prime Minister Haider al-Abadi, who says he will bridge sectarian divides and unify the country against ISIS, a Sunni extremist group that controls a Sunni-majority area straddling the Iraq-Syria border.

Iraqi troops abandoned their posts and conceded swathes of Iraq to ISIS during the group’s lightening offensive this summer. Despite some losses around the dams at Haditha and Mosul, ISIS has continued to make gains, particularly in Anbar province.

The group, which numbers 30,000 to 50,000 fighters, seized Hit earlier this month and has since probed suburbs of Baghdad, where some 60,000 government troops are tasked with defending the capital. ISIS sleeper cells carry out daily bombings and assassinations there.

“The reality is that ISIL has control and still does control a significant amount of ground in Iraq and I don’t think it’s any different from any complicated, difficult contest,” Hagel said on Thursday. “There will be mixed and various outcomes daily,” he added, saying: “We think it’s working.”

Anthony Cordesman, a critic of US President Barack Obama’s strategy against ISIS, warns that the US air force has been distracted by Kobane, a Kurdish town in north Syria that is holding out to a month-long ISIS siege, and has a mountain to climb with Iraq’s army.

“The US has clearly not provided the level of air strikes it originally planned and has seen much of its focus shift to a peripheral objective in Kobane,” Cordesman, an analyst at the US-based Center for Strategic and International Studies, told Rudaw.

“It has found that Iraq’s military forces are weaker than original assessments indicated, and they indicated that some half of the 50 plus combat brigades in the Iraq forces would need to be disbanded or totally reorganized, and the other half would take a year to several years to build up into fully effective combat units.”

Obama says ISIS can be routed with airstrikes and by arming Kurds, Iraqis and moderate Syrian opposition fighters as ground forces. Critics say he over-depends on air power, lacks reliable allies as ground forces and has no solution to Syria’s civil war.

Members of the US-led coalition against ISIS will meet in Kuwait on October 27 for talks on fighting tackling violent extremism. Officials from Bahrain, Egypt, France, Iraq, Jordan, Lebanon, Oman, Qatar, Saudi Arabia, Turkey, Britain, the US and the United Arab Emirates are expected to attend.

 

پوتین دنیا را تهدید میکند!

Share Button

روسیه میخواهد موازنه مبتنی بر قدرت اقتصادی و تکنولوژیکی ( مبتنی بر نیروی انسانی طرازنوین و اقشار و طبقات خلاق و فرهنگ ساز) کنونی جهان؛ جای خود را بموازنه وحشت برآمده از شانتاژ اتمی و متکی برقدرت میدانی توده های هورا کشِ تحریک شده، مغز شویی شده در روسیه، ایران، سوریه و کره شمالی و.. ، بدهد.

شیرعلی

داگنز ایندوستری (سوئد)

 برابر گزارش موسسه خبری بلمبرگ؛ ولادیمیر پوتین در یک سخنرانی در کلوپ والدِی (Valdai Club) امروز جمعه، در شهر المپیادی سوشی گفت، تحریمهای اقتصادی و تنشهای کنونی میتواند به فروپاشی مناسبات جهانی بیانجامد.

او همچنین گفت؛ اگر جهان به چنان مرحله نا امن تری برسد که بر تغیر نظام روابط جهانی دلالت کند،  تضمینی برای کل امنیت جهان باقی نخواهد ماند. او افزود؛ شکل سیستم امنیت جهانی  درحال تغیرگردیده و تضعیف گشته است.

بزعم ولادیمیر پوتین بسیاری ممالک در باره گلوبالیزاسیون دستخوش توهم گردیده اند. او ایالات متحده را نیز متهم کرد که، عدم موازنه  گذشته در روابط بین المللی را بدتر از گذشته کرده و مانند یک نوکیسه و به عنوانِ رهبر خودخوانده جهان در صحنه دنیا ظاهر میگردد.

ولادیمیر پوتین همچنین معتقد است که دلار آمریکا بسوی از دست دادن کاهش خود پیش  رفته و چایگاه خود را بعنوان  ذخیره ارزی در دنیا  دارد از دست میدهد.

او گفت که مایل است “سازمان همکاری و امنیت اروپا” و سازمان ملل   نقش بیشتری در نظام جهانی بیابند. اودر ادامه گفت که روسیه در صدد بازسازی امپراطوری گذشته خود نبوده فقط خواهان آنست که منافعش رعایت  شده و بدنبال جایگاه ویژه در جهان برای خویش نیست.

پایان مطالب مندرج در نشریه اقتصادی سوئدی داگنز ایندوستری

**************************************************

کامنت من:

حرفهای پوتین چیزی جز کپی حرفهای سابق احمدی نژاد ما نیست. احمدی نژادهم الترناتیو خود را برای مدیریت جهانی و نظام پولی غیر دلاری (  یورو ، روبل و درهم اماراتی) داشت. او هم مانند مقام رهبری پیامبرانه از زوال استکبار جهانی و امریکا سخن میگفت.

معلوم نیست سخنرانیهای او در مسکو پیش نویسی میشده یا ولادیمیر پوتین از روی سخنرانیهای گذشته احمدی نژاد نسخه برداری میکند.

ولی باید گفت پوتین خواهان آنچنان نظمی در جهان است که به او اجازه دهد اولاً ملت روسیه را تحت لوای ناسیونالیسم قلابی و خود تعبیر کرده روسی نگاه دارد ـ همچنانکه خامنه ایی ایران را بنام اسلام به مُلک شخصی خود و بیتش تبدیل کرده است ـ  و در ثانی؛ پوتین میخواهد فارغ هرگونه اعتراضی تروریستهای خود را به اطراف و اکناف اوکرائین و ابشازیا، مولداوی،  گرجستان و کشورهای بالتیک بفرستد تا بنام حمایت ازحقوق اقلیتهای روس تبار آنجا، هر چه مایلند بکنند. او خواهان آنچنان نظم جهانی است که تروریسم القاعده ایی و داعشی و تروریسم هسته ای ایران و شانتاژ اتمی خود روسیه  در دنیا چنان بلبشویی ایجاد کنند که دنیا نیازمند روسیه باشد تا واسالها و پروکسیهای آشوبگر و تروریستهای مورد حمایتش، جهانیان را محتاج روسیه کنند که برای بهم نزدن  نظم جهانی  باج لازم را به آن بدهند.

روسیه میخواهد موازنه مبتنی بر قدرت اقتصادی و تکنولوژیکی ( مبتنی بر نیروی انسانی طرازنوین و اقشار و طبقات خلاق و فرهنگ ساز) کنونی جهان؛ جای خود را بموازنه وحشت برآمده از شانتاژ اتمی و متکی برقدرت میدانی توده های هورا کشِ تحریک شده، مغز شویی شده در روسیه، ایران، سوریه و کره شمالی و.. ، بدهد.

میگویند سوسکی را آب با خود میبرد فریاد میزد آی!! دنیا را دارد آب میبرد.

روزی نیست که نشریات معتبر جهان گزارشهای خبری و یا تحلیلی از چشم اندازتیره و تار اقتصادی روسیه، فرار سرمایه  از آنجا و سقوط ارزش روبل و.. نداشته باشند. داگنز ایندوستری دیروز  گزارشی از وضع اقتصادی وخیم روسیه دارد که در آن از اثرات سقوط بهای جهانی نفت را روی اقتصاد روسیه فاجعه آمیز توصیف کرده است. رسانه دیگری از بدهی ۵۰ میلیارد دلاری رُزنفت و مشکل پرداخت و نقدینگی آن و تقاضای کمک اظطراری آن از دولت پرده برمیدارد. نشریه وال استریت ژورنال امروز نیز در  یک گزارش تحلیلی مینویسد که پوتین از زاویه دیگری دینا را میبیند و انتظار دارد زاویه دید خود را به جهان تحمیل کند.

نظم جهانی دوچار درهم ریختگی نشده است بلکه این مغز ولادیمیر پوتین است که در توهم خود استالین بینی خویش به مالیخولیا دوچار گشته است.

 wikypedia

Putin varnar för kollaps av världsordning

Foto: Alexei Druzhinin/AP/TT

Uppdaterad 2014-10-24 16:06. Publicerad 2014-10-24 15:18

Sanktioner undergräver handelsorganisationernas regler och de nuvarande konflikterna skulle kunna leda till att världsordningen kollapsar. Ryssland är dock redo för dialog om att normalisera ekonomiska band. Det sade Rysslands president Vladimir Putin i ett tal vid Valdai Club i Sotji på fredagen, rapporterar Bloomberg News.

Han sade också att världen blir allt mindre säker och förutsägbar, att världsordningen håller på att förändras och att det inte finns några garantier för global säkerhet.

“Det globala säkerhetssystemet är svagt och deformerat… kalla kriget slutade utan att fred uppnåtts”, sade den ryske presidenten.

Enligt Vladimir Putin är många länder desillusionerade med globaliseringen.

Han anklagade också USA för att ha förvärrat obalansen i de internationella relationerna och att för att uppträda på ett “nyrikt sätt” som självutnämnd global ledare. Vidare anser han att USA-dollarn håller på att förlora förtroendet som reservvaluta.

Han sade att han vill se ett nytt globalt konsensus och att FN och OSSE bör spela centrala roller i en ny global ordning.

“Ryssland håller inte på att försöka återskapa imperiet. Ryssland vill att deras intressen respekteras, inte en speciell plats i världen”, sade han.

Nyhetsbyrån Direkt

****************************************

Russia and West Grapple With Alternate Realities

It Isn’t Just Opinions That Differ, But Facts Too

[image]
The stories Russians are hearing from a media increasingly under state control is fueling the popularity of President Vladimir Putin. ASSOCIATED PRESS
By

When the chairman and chief executive of Total SA, Christophe de Margerie , was killed this week after his private jet hit a snow-removal truck on takeoff from a Moscow airport, it looked like an accident.

Russian television viewers were treated to a different version. According to a top Russian television channel, a plot by the Central Intelligence Agency couldn’t be ruled out. Mr. de Margerie was, after all, a prominent opponent of U.S. and European Union sanctions on Moscow, and Washington wanted him silenced. This story was relayed not by an outraged nationalist pundit but by a newscaster.

The report illustrates a development that is becoming increasingly evident: Russians and Westerners are talking past each other. It isn’t just that they have different opinions about the same event; it is that they believe in a different set of facts.

It is like “two people in a dark room,” said an American participant at a Valdai Club conference near Sochi this week that brings together Russian officials and academics with Western experts.

Nowhere is this more apparent than over events in Ukraine. To a vast majority of Russians, the ouster of former President Viktor Yanukovych in February was a coup that had the direct support of European politicians and was fomented by Western intelligence agencies. For Westerners, Mr. Yanukovych fled under pressure from a popular movement that sought closer relations with the West.

The stories Russians are hearing from a media that is increasingly under state control is fueling the popularity of President Vladimir Putin , who addresses the Valdai meeting on Friday. Support for him runs above 80%, even in previously Putin-skeptic Moscow.

The Putin personality cult appears to be rising. Vyacheslav Volodin, first deputy chief of staff to the president, told the conference Wednesday that Western “attacks against Putin are attacks against Russia.”

He went on to say that Russia’s people understand “that if there is no Putin, there is no Russia.”

Mr. Volodin made the remarks off the record but the comments were leaked, apparently by satisfied aides, to the Russian press.

Mr. Volodin’s remarks spurred political pundit Stanislav Belkovskiy, a Putin critic, to tell the independent Ekho Moskvy radio station: “The search for Russia’s national idea, which began after the dissolution of the Soviet Union, is finally over. Now it is obvious that Russia’s national idea is Vladimir Vladimirovich Putin as an individual.”

It is hard to imagine that identification between state and ruler being made in the U.S. or Western Europe, in private or in public. It is another illustration of how those in power in Russia think differently from their counterparts in the West.

‘Without trust, you have suspicion, and with suspicion you think that everything the other side does is against your interests.’

—Igor Ivanov, former Russian foreign minister

The Russian conspiracy theory isn’t a new phenomenon. A senior Russian security official, Nikolai Patrushev, rehearsed a couple of historical theories in a recent interview with state media: that the U.S. lured the Soviet Union into its disastrous invasion of Afghanistan and that Washington manipulated the collapse in oil prices in the 1980s to destroy the Soviet Union. Likewise, the new sanctions against Russia are seen as a U.S. effort to bring about regime-change in Russia.

Some of the stories Russians tell themselves derive from their singular culture. One participant said Russia’s repeated ability to rise from disaster to greatness, as he claimed it is doing again, can only have “irrational” and “mystical” explanations.

Ivan Krastev, who heads the Bulgarian think tank Centre for Liberal Strategies, said relying on conspiracy stories doesn’t provide a framework for moving forward. “Marxism was an ideology,” he said. “Conspiracy theories are not an ideology.”

Robert Skidelsky, the biographer of Keynes and a professor at the University of Warwick who is attending the conference, questioned where this promotion of an alternative reality is leading Russia.

He said that behind Russia’s narratives lie three possibilities: that Russian officials believe they are telling the truth; that they are lying; or, that they are deceiving themselves.

If Russian officials are basing their actions on false premises, they are taking risks, he said. If they are lying or deceiving themselves, they are severely eroding Russia’s international credibility—as Western governments argue they have by claiming that the armed “little green men” in Ukraine haven’t been sent there by the Russian military.

Igor Ivanov, the former Russian foreign minister, says Moscow’s position has developed because of a disappearance of trust between the West and Russia.

“We have lost trust,” he said in an interview on the sidelines of the conference. “Without trust, you have suspicion, and with suspicion you think that everything the other side does is against your interests.”

He has proposed a “contact group” to discuss Ukraine that would bring the Kiev government together with Russia, the U.S., Poland, Germany, France and the U.K. Other regular contacts between Russia and the West are needed to deal with a host of mutual problems, including the rise of Islamic State in Iraq, he said.

But he’s not optimistic. “The situation has become very personalized,” he said. Bridging the chasm between the West and Russia requires political will. “And I don’t see the political will on either side.”

—Alan Cullison in Moscow contributed to this article.

Write to Stephen Fidler at stephen.fidler@wsj.com

Russian Ruble Plunges to New Low as Economy Suffers


by Naharnet Newsdesk ۱۰ hours ago

W460

Russia’s ruble slumped to a new all-time low on Friday as theeconomic fall-out from the Ukraine crisis and lower oil prices caused the finance minister to call for a “back-up” 2015-2017 budget.

For the first time it took more than 53 rubles to buy one euro, and the rate against the dollar topped 41.92 with speculation swirling that Standard and Poor’s could cut its rating for Russia to a “speculative” level.

Russia’s Finance Minister Anton Siluanov however dismissed talk of a possible downgrade as “exaggerated” as the agency was set to release its latest rating Friday, RIA Novosti news agency reported.

Russia’s central bank has spent about $16 billion of foreign currency on propping up the ruble since the start of October, RIA Novosti reported, with officials admitting that they can do little more than ease its slide.

The EU and US have imposed the harshest sanctions on Moscow since the end of the Cold War over its backing for separatist rebels in east Ukraine.

The spillover from the crisis has seen the ruble tumble against both the euro and the dollar this year as major companies have been cut off from key debt markets with some $55 billion in loans set to come due in December.

Capital flight has spiraled and is set to top some $100 billion for the year according to the International Monetary Fund, while inflation is now at about 8.0 percent.

The economic turmoil has been compounded by the slump in oil prices to around $86 per barrel as Russia remains heavily reliant on energy revenues.

That level is well beneath the $100 per barrel mark, the price which Russia needs to shore up its public finances.

Siluanov stressed in an interview with Russia 24 television Friday that the 2015 budget commitments would be carried out “despite any change of the forecast.”

But he said that the government may have to review its budget plans for 2015-17.

“In case external conditions remain so complicated as today then we have to have a back-up version with which obligations and expenditures we can do without,” Siluanov was quoted as saying by RIA Novosti.

“The budget cannot stick to the same level of expenditure that was set in different economic realities.”

 

قطعه ایی از شادروان سیمین بهبهانی

Share Button

بمناسبت اسید پاشی در اصفهان که بخشی از اسید پاشی بصورت میهن و ملت ما بوده و هست.

برگرفته از فیس بوک دوستان:

وای که ردپای دزد آبادی ما، چقدر شبیه چکمه های کدخداست؟؟؟؟؟؟

روزی که ردپای به جا مانده، شبیه چکمه های کدخدا بود یکی میگفت: دزد، چکمه های کدخدا را دزدیده، دیگری گفت: چکمه هاش شبیه چکمه کدخدا بوده. هر کسی به طریقی واقعیت را توجیه میکرد.
دیوانه ای فریاد برآورد: که مردم؛ دزد، خود کدخداست، مردم پوزخندی زدن و گفتند: کدخدا به دل نگیر، مجنون است دیوانه است، ولی فقط کدخدا فهمید که تنها عاقل آبادی اوست. از فردای آن روز کسی آن مجنون را ندید و احوالش را جویا شدند که کدخدا میگفت: دزد او را کشته است، کدخدا واقعیت را گفت ولی درک مردم از واقعیت، فرسنگها فاصله داشت، شاید هم از سر نوشت مجنون میترسیدند چون در آن آبادی، دانستن بهایش سنگین ولی نادانی، انعام داشت، پس همه عرعرکنان هر روز در خانه کدخدا جمع میشدند!!!!!
سیمین بهبهانی

خامنه ایی

کلیپی از دکترنوریزاده و محمد نوریزاد ونگاهی به نقد اسلوبی

Share Button

امروزه بیماری جامعه سیاسی منتقد رژیم  در میهن ما، مخلوط شدن نقش ژورنالیسم انتقادی با عمل سازمانی است که اولی صحنه را دیگر کاملاً از دومی گرفته و خود میداندار گشته است بدون اینکه از پس وظیفه اساسی دومی برآید. رژیم هزاران بار   اولی را تا آنجا که بزیان دومی عمل میکند، هم تحمل و هم حتی در شرایطی تقویت میکند.

نگاهی و نقدی بر یک برنامه تلویزیونی و کلیپ ویدئویی

هفته گذشته دوستی، تلفنی دیدن برنامه “پنجره ایی بروی خانه پدریِ”  بتاریخ ۲۱ مهرِ آقای نوریزاده  با حضور آقای منوچهر فرحبخش کارشناس اقتصادی را بمن توصیه کرد. در آغاز این برنامه  یک کلیپ ویدئویی نمایش داده میشود که در آن آقای محمد نوریزاد فانوس در دست،  از دختر بچه ایی بنام شیرین در میان زباله دانهای تهران بازدید میکند که لباس پسرانه پوشیده و در جتسجوی چیزهای قابل فروش در زباله ها است تا کمک درآمدی برای هزینه داروی پدر بیمار و خرج خانواده  اشان باشد. صحنه،غم انگیز است ولی کم نمونه نیست. درام و تراژدی آن از اسید پاشی بصورت دختران در اصفهان تراژیک ترنیست؛ غم انگیز تر از هزاران رخداد نا رسانه ائی شده  روزانه در میهن ما نیست. صحنه و رخدادی در خور این نظام و برخاسته از ظرفیت غیر انسانی و ضد مردمی آن است.

ایرادی به اصل برنامه بعنوان یک برنامه افشاگرانه نیست، ایراد در اینست که انسانی که تلویحاً یا صریحاً خود را در جایگاه یک مبارز ضد رژیم میداند، جای این نوع  فاش سازیها را با یک کار اساسی، با کاری سازمانگرانه، راهبرد و استرتژی دار اشتباه بگیرد و به خرده کاری بیفتند. این گونه فعالیتهایی ژورنالیستی افشاگرانه بشمول کار آقای نوریزاد اگر در کادر ژورنالیسمی منتقد و افشاگر در نظر گرفته شود کاریست مفید که انجام دادنش لازم است ولی اگر همین گونه اقدامات خوب، با چنان روشی به صفحه دنیای مجازی یا عرصه سیاسی کشانده شود که گویا حرکتی با هدف استراتژیک، راهبرد دار و سازمانگرانه میتواند باشد به ضد خود و آن هدفی که انتقاد و نقد ساختاری و عمل ساختار شکنانه راپلاتفرم خود میداند ، تبدیل میگردد.

امروزه بیماری جامعه سیاسی منتقد رژیم  در میهن ما، مخلوط شدن نقش ژورنالیسم انتقادی با عمل سازمانی است که اولی صحنه را دیگر کاملاً از دومی گرفته و خود میداندار گشته است بدون اینکه از پس وظیفه اساسی دومی برآید. رژیم هزاران بار   اولی را تا آنجا که بزیان دومی عمل میکند، هم تحمل و هم حتی در شرایطی تقویت میکند.

من پس از دیدن برنامه توصیه شده، کامنت زیر را برای آن دوستی که آنرا توصیه کرده بودنوشتم و کپی آنرا آنرا برای دوست دیگری که میدانم از اراتمندان آقای نوریزاد است هم ارسال کردم. دوست دومی پاسخ داد که، برنامه فارس ندارد و نمیتواند آنرا بخواند که من فکر کردم همه قضیه را نگاشته و در سایت بگذارم تا برای آن دوست دوم هم قابل خواندن باشد.

این کامنت  کوتاه آسیب شناسی ساده جنبش سیاسی و فاقد گفتمان و سازمان میهن ماست. فکر میکنم خواندن آن میتواند مفید باشد. البته بر این برنامه تلویزونی خرده هایی دیگری هم میتوان گرفت که از آنها میگذرم.

ح تبریزیان

..

دوست گرامی … !

من این برنامه را دیدم و گوش دادم

از منظرِ صِرف  یک کار رسانه ایی و ژورنالیستیک حرفه ایی، برنامه ایی گیرنده بود. و شاید همین گیرندگی این نوع برنامه هاست که در غیاب یک کار  سازمانگرانه سیاسی، کار رهبری و سازمان آفرین به اشکال بزرگ آنها نیز تبدیل میگردد. برای اینکه این نکته را بیشتر باز کنم یک مثل میزنم.

شخصی را درنظر بگیریم که گرسنه است و باید غذای درست بخورد.

ولی میزبان مهربان او، با پذیرایی او با  کیک و شیرینهای خوشمزه شکم او را مرتباً سیر میکند و باز هم همن کار را تکرار میکند.

چه برنامه آقای نوریزاده و چه برنامه بی بی سی و رادیو فردا و افق و صدای آمریکا و صدها رادیو و تلویزون و سایت های فارسی زبان دیگر، شبانه روز با روضه های تکراری که فقط تنظیمات صوتی و آهنگی و انشایی  و فضای سنوگرافیگ آنها بهتر و بهتر شده است ظرف ۳۵ سال سر ملت را گرم کرده و خواسته یا ناخواسته این تصور باطل را در اذهان ایجاد کرده اند که گویا برعلیه رژیم  کاری کرده و یا مبارزه میکنند و کوره پیکار داغ است. حال آنکه این نوع ژورنالیسم با جاذبه تخدیر کننده خود فقط یک  رضامندی  احساسی برای ما بوجود آورده و با هر کدام از این برنامه ها، فقط آگاهی امان نسبت به جنایت پیشگی این رژیم باز سازی شده بدون اینکه منشاء حرکتی  گشته یا تکانی اجتماعی ایجاد کنند و راهی بجلو نشان دهند. بدون اینکه از درون آنها،ها کمترین رهیافت و یا راهبردی عملی  فرا بروید تا فانوسی برای یک پیشروی هدفمند و سازمانیافته باشند، اینها آرام بخشهایی هستند که مارا نسبت به آنچه  سالهاست؛ خود با مشاهدات و تجربه مستقیم  خویش بدانها رسیده ائیم در ایقان و آگاهی تسلیم آمیزمان تقویت میکنند و نتیجه آنها در بیشترین حد و حالت خود، تشدید وازدگی ناشی از احساس ضعف، در خود فرورفتن و بفکر گلیم خویش را از آب بیرون کشیدن است تا تحریک و انگیزش آفرینی به خیزندگی ناشی از خشم و متکی بر عقل و تلاش برای یافتن فن و تاکتیک و استراژی مناسب و صیحیح  پیکار.

در بین این ژورنالیستها، برخی در کارشان مهارت و امکانات دا رند و برخی  نه امکانات و نه مهارت رسانه ایی. برخی صداقت دارند و برخی کاسبکار سیاسی میباشند و عرضه کننده کالای سیاسی سرگرم کننده   به بازار هستند. تولید کالاهایی که پاسخ نیاز(انفعالی) روحیِ بخش ناراضی سیاسی جامعه ما  باشند در مواردی هم برای برخی از آنها منشاء درآمد، شهرت و کمک گیری از اینجا یا آنجاست  و بخشی هم بسیار فراتر ازاین بوده  و زیر پوشش انتقاد از رژیم مسیر انتقاد را بسوی نقد  انفعالی، غیر راهبردی  سوق میدهند و مروج خرده کاریهای فریب آمیز هستند. کار و وظیفه آنها گرفتن ابتکار انتقاد  از رژیم  از دست آن منتقدینی است که حد اقل در کارشان صداقت دارند.

تقویت یک سایت، رادیو و تلویزیون که مرتب به رژیم فحاشی کرده و بسیاری کاستی های (اظهر و من الشمس شده ) را بازگویی کند ولی در پناه این افشاگریهای انتقاد آمیز، منتقدین هدفدار و خارج از کنترل را از گود خارج کند از سیاستهای دستگاههای امنیتی رژیم است و تا کنون در  آنهم موفق بوده است.

من با افراد کار ندارم بلکه با خط ها و شیوه کارها و اینکه آنها عمل آفرین هستند یا لعنت و نفرین آفرین کار دارم.

بسیاری رسانه های بظاهر اپوزیسیون هیچ کاری جز تکرار بیان کاستیها ی موجود و یا جنایاتی که رژیم انجام داده و  میدهد، برای مخاطبین ثابتی که در دنیای مجازی با سیاست مرتبط هستند ندارند. مخاطبین ثابتی  که این گونه اطلاع رسانیها  نه تنها کمترین واکنشی عملی در آنها ایجاد نمیکند بلکه آنهار را بیشتر بدرون لاک خویش فرو میبرد.

آن پیره زنی که با شنیدن خبر احتمال گران شدن لوبیا به بازار رفته و بجای یک  کیلو ۴ کیلو لوبیا میخرد یا اندوخته اش را در لحظه ایی که رژیم میخواهد نسبت به پول ملی اعتماد آفرینی کند از بانک بیرون کشیده تبدیل به سکه یا دلار میکند، از امثال آقای دکترنوری زاده و حتی نوریزاد بیشتر به رژیم لطمه میزند.

سخن آخر:

 من برای نوریزاد بعنوان یک شخص احترام زیادی قائلم چون انسان شجاع و شریفی است که تن به هزینه دادن داده است ولی همه این دوئل فردی او با رژیم به نسبت هزینه ایی که او میدهد اثر برانگیزاننده ایی در جامعه ایجاد نمیکند. مبارزه سیاسی به این گونه برنامه ها و احساس برانگیزیها هم نیاز دارد ولی در غیاب یک کار درست سازمانگرایانه و متکی بر خرد و عقل؛ نه احساس انگیزی،  کاری که شخصیت رزمی و رهبری آفرین باشد چنین افشاگریهایی چیزی بیش از روضه خوانیهای تکراری و مصیبت خوانی عاشورایی  نیستند که احساسات مردم را هم پینه بسته تر میسازند.

من علیرغم احترام بسیار عمیقی که برای شخصیت آقای نوریزاد قائلم اقدامات او را تکرار کار چریکهای فدایی خلق در اوایل دهه ۵۰ میدانم با دو تفاوت عمده: ۱ ـ نوریزاد چریکی است که با شیوه ایی مدنی و گاندی وارانه مبارزه میکند نه با نارنجک و بمب گذاری ولی شیوه مبارزه آرمانگرایانه او بدرون بدنه جامعه راه نمیابد.

تفاوت دوم اینست که رژیم شاه و رژیم کنونی در دوقطب دیامترال (۱۸۰ درجه) متقابل در تاریخ میهن ما قرار دارند. دیکتاتوری آن یک در خدمت  مدرنیزه کردن و توسعه دادن شتابناک مملکت بود و استبداد لومپن کراتیک این یک  معطوف به حفظ قدرت در حلقه مافیایی  حاکمه  بهر قیمت است.

 سالهاست این روضه خوانیها ادامه داشته  و تکامل یافته و بهینه شده اند، ولی بموازات آن سطح  جنبش اعتراضی مردم علیه رژیم تا حدِ  اتمیزه شدن خود مخالفان رژیم پیش رفته است. در فردای انقلاب اسلامی ۵۷ ما(مخالفان) پیکرهایی ارگانیک بودیم امروز نه تنها سلول واره بلکه مولکول واره هم نیستیم. جامعه ایران بسوی یک تفرد مخربی میرود که پایانش از تفرد اپوزیسیون و مخالفین گذشته به بدنه اجتماع کشیده میشود.

این کاهیدگی را فقط نمیتوان بحساب سرکوبگری خشن رژیم گذارد. این؛ میدانداران سیاسی که در کسوت اپوزیسیون بیش از ۳ دهه است میدان  مبارزه را بخاطر امکانات و سوابقشان  قرق کرده اند مقصرند. باید دید عیب کار کجاست که کار به اینجا کشیده شده است.

اگر بخواهم یک نقد اسلوبی و کامل به این  کلیپ تلویزیونی بنویسم فکر نمیکنم حجم یک کتاب هم کافی باشد زیرا مستلزم نقد بنیادی و همه جانبه ایست که فرا تر از نوریزاده و این کلیپهای ویدئویی یا تلویزیونی میرود.

 حبیب

مرگ یک شیاد و اشکهای تمساحی

Share Button

چندی پیش بمناسبت سکته مهدوی کنی دکتر مهدی خزئلی که بر کیفیات و احوال زندگی  او آشنایی نزدیک دارد، نامه ایی به او که در بستر جانکندن بود نوشته است که منهم کامنتی بعنوان مقدمه بر آن گذاردم.  

نگاهی به سایتهای حکومتی و نیمه حکومتی نشان میدهد که چگونه مرگ این عضو خاندان حاکمیت وسیعاً انعکاس داده شده است و این بازتاب دهی و واکنش وسیع، تعجبی هم نباید داشته باشد، زیرا که حرمتگذاری صحابه حکومتی به یکی از مهره های مرکزی خود، در حقیقت حقنه کردن جایگاه ساختگی  نظام و هرم قدرت آن به مردم است. حاکمیتی که سعی دارد برای خود هاله قدسی و ارزش معنوی بیافریند در حالیکه تشت رسوایی، فساد و شهوتزدگی کنترل ناپذیر آن برای تمرکز قدرت و انباشت ثروت سالهاست از بام جهان به سنگفرش سفت زمین افتاده و ناشنواترین آدمها را نیز بیدار کرده است و آنهایی که صدای آنرا نشنیده اند کسانی هستند که خود را به کّری زده اند.

قصد داشتم در این زمینه یاداشت مستقلی بنویسم ولی دیدم در این زمینه چیزی برای افزودن بردانسته های کاربران ندارم. فقط با این مقدمه، تحقیرآمیزانه ترین احساس خودم را نسبت به این دین فروش مفتخواره و دنیا دوستی که با جانسختی دست از دنیا و ثروت خود شست ابراز میکنم و همان نامه دکتر خزئلی و مقدمه نگاشته شده بر آنرا مجدداً درج میکنم. ظاهراً دکتر  مهدی خزئلی در هنگام نگاشتن این نامه نمیدانسته است که این شیخ دنیا دوست هنوز تسلیم عزرائیل نشده است.

ح تبریزیان

پیش کامنت من: 

ساواک هیچ آخوندی را بخاطر وعظ و تبلیغات ضد شاه نه کتک زد و نه شکنجه کرد. با اطلاع و قطعیت میگویم آخوند غفاری هم که پس از مرگش لقب آیت اللهی گرفت و شایع شد زیر شکنجه جان داده است، بخاطر فتوای حرام بودن گوشت یخ زده که اعلامیه کرده و انتشار داده بود دستگیر و بخاطر ترکیدن آپاندیسش مقارن یک تعطیلی ۴ روزه که درمانگاه یا بیمارستان زندان  پرسنل نداشت مرد. منهم در همان زمان بعلت دندان درد شدید و عفونت لثه ام درمانگاهی شده بودم و لذا تنها زندانی ای بودم که میدانم غفاری چرا مرد. علاوه بر بیماری  و درمانگاهی شدن همزمان، من با او در یک بند زندان بودم و وکیل مدافع و پرونده خوانی دادگاهمان هم همزمان بود. غفاری بهنگام دستگیری مشغول ساختن مسجدی بنام شیخ فضل الله نوری بود. او به یکسال زندان محکوم شد و تنها شکنجه ای که شد تراشیدن ریشش بود و آنهم نه در ساواک بلکه در زندان شماره ۴ قصر بدستور سرهنگ زمانی رئیس زندان وقت.
پس از این پیش کامنت؛ اینهم شرح دزدیهای شیخ کنی از زبان دکتر خزئلی و توصیف زندگی نامه سراپا جعلی شیخ کنی از زبان سایت دانشگاه امام صادق. زهی بی شرمی که دروغ برای این جماعت یک امر عادی و هنجار شده است.
ح تبریزیان.

یاداشت دکتر خزعلی درباره مرگ آیت الله کنی : باغ ۵ هزار متری ماند و او رفت در قبر ۲ متری

از میان اِمیل های رسیده:

یادداشت دکتر خزعلی درباره مرگ آیت الله کنی
باغ ۵ هزار متری ماند
و او رفت در قبر ۲ متری
سکته آیت الله کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری و دبیرکل روحانیت مبارز، سرانجام با اعلام خبر فوت او کامل شد. آیت الله کنی اندک زمانی پس از سکته در جریان مراسم سالگرد در گذشت آیت الله خمینی فوت کرده بود، اما برای آن که روز مرگ او را در روز و یا سالگرد درگذشت آیت الله خمینی اعلام نکنند، خبر را با تاخیر اعلام کردند. عیادت هائی هم که از وی شد و عکس هائی که بالای سر وی گرفته شد، در واقع عکس با “میت” بود تا “زنده”!
دکتر مهدی خزعلی در صفحه خود یادداشت نسبتا کوتاهی در باره مرگ آیت الله کنی نوشته است که در زیر می خوانید:
خبر کوتاه بود، امّا حکایت ۸۳ سال عمر بی حاصل، ۸۳ سال دلبستگی به مال و منال و جاه و جلال. او برای حفظ دنیایش تن به هر کاری داد. خفت و خواری را به جان خرید، به دست بوسی حاکمان عادت داشت. حلال خدا را حرام و حرامش را حلال کرد تا بر ریاست خویش باقی بماند. او خود را خوار و ذلیل ساواک کرد تا آزاد شود و پس از آزادی دم فروبست و دیگر سخنی – که شاه را خوش نیاید – بر زبان نراند وبه زعم خود زندگی کرد و شاهد شهادت و رشادت مردان خدا بود. دوستانش شهید و زندانی و تبعیدی شدند و او در کنار والده سعید آقا خوب زندگی کرد! (آقا سعید همه کاره کنی در دانشگاه امام صادق بود و خط و ربط اداره مجلس خبرگان هم به پدرش میداد. مثل همه آقا زاده های دیگر)
انقلاب شد، در کمیته ها خشونت را به حد اعلا رساند، تا جایی که گاهی فرزندان دوستانش را به کام مرگ فرستاد! و باز خوب خورد و خوب زندگی کرد!
دانشگاه امام صادق (ع) را – که واقف وصیّت کرده بود آیت الله منتظری متولی وقف باشد و پس از او هر که را آیت الله منتظری تعیین فرمود متولی باشد – به نا حق ملک طلق خویش کرد و همه فرزندان و همسرانشان را در آنجا پست و مقام و ریاست بخشید و همسرش را نیز ریاستی خاص داد! در آن دانشگاه از بیت المال خانه ای ۵۰۰۰ متری با خدم و حشم و باغبان فراهم آورد!
و امروز محمد رضا مهدوی کنی همه را گذاشت و رفت، همسر و فرزند و داماد و عروس از این همه ثروت بهره می برند و امروز روز حساب اوست. پرده ها فروافتاده، دستش از دنیا کوتاه، دستگاه قضایی نمی تواند که به دادش برسد، شهردار تهران هم نیست که سودهای چند هزار میلیاردی در جیبش کند!
آقا محمد رضا؛ آن وکیلی که ریشش را در دست گرفتی و محکم دهانش را بستی تا زبانش بریده شد، امروز در برابر تو در محکمه الهی است، دیگر نمی توانی دهانش بدوزی و با دهان پرخون و پای شکسته در میدان بهارستان رهایش کنی!
امروز آیت الله العظمی منتظری را هم خواهی دید، از تو می پرسد: “زمان شاه کم آوردی و تسلیم شدی و مرا در سیاهچال ساواک تنها گذاشتی، بعد از انقلاب محمدم در برابرنفاق به شهادت رسید و تو مرا یاری نکردی، فرزند دیگرم در برابر صدام جانباز شد و تو در جنگ هم کم گذاشتی، محصور شدم و باز هم مرا نه تنها واگذاشتی که دانشگاه موقوفه ام را به ناحق متصرف شدی! حال تو اینجا و من اینجا، دنیا را هر دو وانهادیم، تو چه آوردی و من چه؟ تو چه فرونهادی و من چه؟ من محبوب دلهای مردم دردمند و تو محبوب شکمبارگان! در پی من دعای مظلوم و در پی تو ثنای ظالم، من برای فرزندانم عزت و آبرو گذاشتم و تو مال و منالی بی برکت که وزر و وبال است! ”
محمد رضا خان؛ تو در شرایط دشوار بعد از انتخابات ۸۸، حتی حاضر شدی جای ولی نعمت خود را بگیری و بدون رقیب بر صندلی ریاست مجلس خبرگان تکیه بزنی، در حالیکه بر روی پای خود نمی توانستی بایستی و یک پایت آن سوی گور بود! باز هم برای خرسندی جناح حاکم و خوش خدمتی، پا پیش نهادی و صد البته رقیب در شان خود نمی دید که با پیری عصا به دست و لب گور کشتی بگیرد! و تو در یک انتخابات یک نفره خودت بر خودت پیروز شدی و ریاست خبرگان را به ناحق از آن خود کردی!
بگذریم، دستت از دنیا کوتاه شد، منتظر باش، به دادخواهی خود و فرزندان این مرز و بوم خواهم آمد و آنجا در محکمه عدل الهی، داد خود خواهم ستاند و دیگر سلطانی نیست تو را یاری کند.
منتظرم باش
مهدی خزعلی
۱۶/۳/۱۳۹۳
*********************************************************************
پیش کامنت من:
ساواک هیچ آخوندی را بخاطر وعظ و تبلیغات ضد شاه نه کتک زد و نه شکنجه کرد. با اطلاع و قطعیت میگویم آخوند غفاری هم که پس از مرگش لقب آیت اللهی گرفت و شایع شد زیر شکنجه جان داده است، بخاطر فتوای حرام بودن گوشت یخ زده که اعلامیه کرده و انتشار داده بود دستگیر و بخاطر ترکیدن آپاندیسش مقارن یک تعطیلی ۴ روزه که درمانگاه یا بیمارستان زندان  پرسنل نداشت مرد. منهم در همان زمان بعلت دندان درد شدید و عفونت لثه ام درمانگاهی شده بودم و لذا تنها زندانی ای بودم که میدانم غفاری چرا مرد. علاوه بر بیماری  و درمانگاهی شدن همزمان، من با او در یک بند زندان بودم و وکیل مدافع و پرونده خوانی دادگاهمان هم همزمان بود. غفاری بهنگام دستگیری مشغول ساختن مسجدی بنام شیخ فضل الله نوری بود. او به یکسال زندان محکوم شد و تنها شکنجه ای که شد تراشیدن ریشش بود و آنهم نه در ساواک بلکه در زندان شماره ۴ قصر بدستور شرهنگ زمانی رئیس زندان وقت.
ح تبریزیان.

رییس دانشگاه، حضرت آیت الله مهدوی کنی

ت

آیت‌الله مهدوی کنی در هفده سالگی

 

آیت الله محمدرضا مهدوی کنی در ۱۴ مرداد ۱۳۱۰ در روستای کن – که در حال حاضر بخشی از شهر تهران است- به دنیا آمد. ایشان پس از طی دوره دبستان در کن، وارد مدرسه علمیه لرزاده در تهران شد و از محضر مرحوم آیت الله برهان بهره‌های علمی و اخلاقی فراوان برد. آیت الله مهدوی کنی در سال ۱۳۲۷ درسن ۱۷ سالگی برای ادامه تحصیل به قم مهاجرت نمود و تا سال ۱۳۴۰ در محضر استادان مبرز آن زمان همچون حضرات آیات مشکینی، حاج شیخ عبدالجواد سده ای (جبل عاملی)، شهید صدوقی، سلطانی، مجاهدی، رفیعی قزوینی، شعرانی، علامه طباطبایی، آیه الله العظمی بروجردی، امام خمینی، آیه الله العظمی گلپایگانی و … رضوان الله تعالی علیهم دروس عالی فقه، اصول فقه، تفسیر، حکمت، کلام و دروس خارج فقه و اصول را تتلمذ کرد.

آیت الله مهدوی کنی پس از بازگشت به تهران در سال ۱۳۴۰، در مدرسه مروی به تدریس علوم حوزوی مشغول شدند و از سال ۱۳۴۲ امامت جماعت مسجد جدید‌التاسیس جلیلی در میدان فردوسی را پذیرفتند. این مسجد پایگاه مناسبی برای فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی ایشان شد. مبارزات ایشان علیه حکومت طاغوت، باعث دستگیری‌های متعدد،‌ تبعید،‌ شکنجه و زندانی‌شدن ایشان گردید. ایشان آخرین روحانی مبارزی است که در روزهای نزدیک پیروزی انقلاب اسلامی برای چندمین بار دستگیر و در آستانه پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی آزاد شدند.

حضرت آیت الله مهدوی کنی، پس از پیروزی انقلاب، از طرف حضرت امام خمینی ره عهده‌دار مسؤولیت‌های متعددی در تاسیس نظام نوپای اسلامی شدند. ایشان دارای یک فرزند پسر و دو فرزند دختر هستند که همگی به تدریس در دانشگاه اشتغال دارند.

ت

 

سوابق مبارزاتی

آیت الله مهدوی کنی با ورود به حوزه علمیه و آشنایی با دیدگاههای حضرت امام خمینی (ره) و مشاهده ظلم و ستمی که در حق اسلام، علما و مردم می‌شود، روش سیاسی حضرت امام خمینی (ره) را به عنوان شیوه‌ای که می‌تواند باعث احیای تشیع گردد، برگزیدند. اولین دستگیری ایشان در سن ۱۸ سالگی (۱۳۲۸ شمسی) در اردستان بود که به شکنجه، تبعید و زندانی‌شدن ایشان و بعضی از طلاب و مبلّغان همراه منجر شد. با رسیدن این خبر به قم، مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی به نخست وزیر وقت (اقبال) اعتراض نموده و عنوان کردند که «چرا فرزندان مرا زده‌اید و دستگیر کرده‌اید؟»

 

آیت‌الله مهدوی کنی و شهید مطهری در راهپیمایی عیله رژیم شاه

 

آیت‌الله مهدوی کنی، در داخل حوزه علمیه فعالیت سیاسی خود را شروع کردند. از جمله فعالیت‌های مهم ایشان عضویت در مجمعی سیاسی بود که افرادی چون آیات و حجج اسلام سعادت‌پرور (پهلوانی)، محمدی گیلانی، محفوظی، خادمی اصفهانی، شمس، سمندری، جنیدی، حاج شیخ عباس ورامینی و… در آن حضور داشتند. بخشی از فعالیت‌های این مجمع صرف تحلیل فضای سیاسی کشور می‌شد. همچنین اعضای این مجمع سعی می‌کردند با خرید کتب کمونیست‌ها و ماتریالیست‌ها، پس از مطالعه و مباحثه، پاسخ‌های مناسبی در برابر آنها تهیه کنند و در جریانات سیاسی وقت حضور داشته باشند.

از دیگر برنامه‌های ایشان، فعالیت‌ در مجامع علمی و سیاسی با حضور برخی دوستانشان مانند حضرات آیات شهید مطهری، شهید بهشتی، موسوی اردبیلی و… بوده است. در این جلسات مباحثی مانند اقتصاد اسلامی و حکومت اسلامی مورد بحث و بررسی بوده است که در نهایت منجر به تاسیس هسته‌هایی مثل جامعه روحانیت مبارز تهران و تهیه اساسنامه مبارزاتی و دینی برای آن شد.

آیت‌الله مهدوی کنی در زندان ستمشاهی

 

فعالیت‌های آیت الله مهدوی کنی در مسجد جلیلی، جنبه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی داشته است. اصرار ایشان بر طرح دیدگاه‌های حضرت امام (ره) و فعالیت‌های سیاسی ایشان منجر شد که پس از چندین بار دستگیری و بازداشت کوتاه مدت، هجوم به منزل و ایجاد محدودیت برای سخنرانی، منبر و تدریس، نهایتاً در رمضان سال ۱۳۵۳ شمسی بازداشت و به بوکان تبعید شوند. در ادامه، پس از روشن‌شدن نقش ایشان در پرونده دیگری که از پرونده عمومی طرفداری از حضرت امام ره سنگین‌تر بود، از بوکان به مهاباد و سپس به تهران اعزام می‌شوند و در کمیته مشترک ضد خرابکاری و ساواک مورد بازجویی و شکنجه‌های جسمی و روحی قرار می‌گیرند. بخشی از اتهاماتی که ساواک به ایشان وارد نمود، ارتباط با مبارزان ضد رژیم شاه و کمک مالی به خانواده زندانیان بود. ایشان به چهار سال زندان محکوم می‌شوند که پس از دو سال و همراه با فضای به اصطلاح باز سیاسی سال ۵۵ به همراه برخی دیگر از زندانیان سیاسی آزاد می‌شوند.

مبارزات آیت الله مهدوی کنی علیه حکومت طاغوت تا پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی زیر نظر حضرت امام ره ادامه می‌یابد.

ت

آثار علمی

آیة الله مهدوی کنی با وجود فعالیت‌های سیاسی فراوان و حضور فعال در سنگر دفاع از انقلاب و رهبری، هرگز فعالیت‌های علمی خود را کنار ننهادند و همواره به تألیف و تدریس در دانشگاه و حوزه مشغول بود‌ه‌اند. دانشجویان ورودی‌های جدید این افتخار را دارند که یک روز در هفته از درس‌های اخلاق این بزرگوار استفاده می‌برند. بخشی از آثار علمی ایشان به قرار ذیل است:

– کتاب نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی (کتاب سال جمهوری اسلامی ایران که تاکنون بیش از سی بار تجدید چاپ شده است.)

– کتاب اصول و مبانی اقتصاد اسلامی در قرآن

– کتاب بیست گفتار

– کتاب شرح دعای افتتاح

– تقریرات درس‌های خارج فقه آیات عظام بروجردی و خمینی ره

– تدریس خارج فقه در دانشگاه و مدرسه علمیه مروی برای دانشجویان و طلاب دوره‌های عالی

– تدریس آیات الاحکام در مدرسه مروی و آیات اقتصادی در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام

– تدریس دوره‌های اخلاق اسلامی در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و حوزه علمیه مروی

– صدها سخنرانی علمی در محیط‌های حوزوی و دانشگاهی و رسانه‌های عمومی

– راهنمایی و مشاوره پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد و دکتری

– تقدیر از مجموعه فعالیت‌های اثر بخش ایشان در نشر علم در دومین جشنواره بین‌المللی علوم انسانی و اسلامی فارابی

ت

سمت‌های اجرایی

آیت‌الله مهدوی کنی نخست‌وزیر وقت در محضر امام خمینی

 

آیت الله مهدوی کنی پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی مسؤلیت‌های مختلفی را عهده‌دار بوده‌اند که از جمله آنها می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

الف) مسؤولیت‌های سابق:

– عضویت در حلقه اولیه شورای انقلاب از طرف حضرت امام خمینی ره (اولین سمت ایشان که در زمان حضور حضرت امام ره در پاریس به ایشان سپرده شد. حلقه اولیه شورای انقلاب شامل حضرات آیات شهید مطهری،‌ شهید بهشتی، شهید باهنر رحمهم الله و حضرات آیات خامنه‌ای، هاشمی رفسنجانی، موسوی اردبیلی و مهدوی کنی بود. به تدریج اعضای دیگر روحانی و دانشگاهی با تصویب جمع به آنان اضافه گردید).

– عضویت در کمیته استقبال از حضرت امام خمینی ره

– سرپرستی کمیته‌های انقلاب اسلامی (به عنوان اولین نهاد انقلابی مسلح برای حفظ انقلاب به پیشنهاد شهید مطهری و حکم حضرت امام خمینی ره )

-عضویت به عنوان فقیه در شورای نگهبان (دو دوره)

– نمایندگی حضرت امام خمینی ره در هیأت حل اختلاف مسؤولان نظام و چندین ماموریت مشابه در حوادث مهم دوران انقلاب

– وزارت کشور در کابینه شهیدان رجایی و باهنر (سال‌های۶۰-۵۸)

– نخست‌وزیری پس از شهادت شهیدان رجایی و باهنر (سال ۶۰)

– عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی به حکم حضرت امام خمینی ره

– عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی به حکم حضرت امام خمینی ره و مقام معظم رهبری

– مسؤولیت ستاد کمک‌رسانی به مردم مناطق بمباران شده

– عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی (سال ۶۸)

آیت‌الله مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان در محضر رهبر انقلاب

 

– ریاست مرکز رسیدگی به امور مساجد

– عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام

ت

ب) مسؤولیت‌های کنونی

– مؤسس و دبیر کل جامعه روحانیت مبارز

– ریاست دانشگاه امام صادق علیه‌السلام

– تولیت حوزه علمیه مروی به همراه موقوفات وابسته، به حکم حضرت امام خمینی ره (که بر اساس وقف‌نامه تولیت آن باید با مجتهد اول تهران باشد)

– ریاست مجلس خبرگان رهبری

 

 

Falling Oil Prices Shake Up Global Economies

Share Button

On Tuesday, Russian President Vladimir Putin expressed concern that lower oil prices could force the government to cut spending. Researchers at the state-owned Sberbank, Russia’s largest bank, estimate thatthe country needs an oil price of over $104 per barrel to balance its budget next year….In Venezuela, the government leans heavily on oil revenue to fund spending on housing projects, community organizing and other social programs. Now, oil production is falling at a time when the country desperately needs cash. This month, the analysis firm Stratfor Global estimated that Venezuela needs oil at $110 to continue meeting its obligations 

W460

 ( Agence France Presse  (Naharnet

16 Oktober

A sudden plunge in the price of oil is sending economic and political shockwaves around the world. Oil exporting countries are bracing for potentially crippling budget shortfalls and importing nations are benefiting from the lowest prices in four years.

The global price of oil is $84 per barrel, down $31, or 27 percent, from its high point for the year. Oil consumption globally is 91 million barrels per day. That means the world’s oil producing countries and companies are bringing in as much as $2.8 billion less in revenue every day — and consumers, shippers and airlines are saving a comparable amount on gasoline, diesel and jet fuel.

“The problem is that countries get accustomed to a certain level of income, and then spend,” says Edward Chow, a senior fellow at the Center for Strategic and International Studies. “It seems like a windfall at first but when it lasts long enough you get used to it.”

The global price of oil was relatively stable for nearly four years, averaging $110 per barrel. Increased production in the U.S., Canada, Iraq and elsewhere made up for declining supplies in nations such as Iran and Libya and helped meet rising global demand.

That delicate balance has been upended by a weaker global economy. Demand is slowing while production, particularly in the U.S., continues to surge.

Consumer-driven economies benefit. For example, drivers in the U.S. are paying the lowest gasoline prices since 2011, giving them more money to spend.

In general the plunge in prices is good for those who have to buy fuel, and bad for those who sell it. But it has far wider and more complex effects on economies around the globe that are only starting to be felt.

— MAJOR EXPORTERS

OPEC countries and other major exporters will feel the biggest impact. The cash-strapped governments of Russia, Venezuela and Iraq are among the most vulnerable.

Oil is cheap to produce in these countries, so they still make money at lower prices. But their government budgets are based on expectations of oil prices of $100 or more.

On Tuesday, Russian President Vladimir Putin expressed concern that lower oil prices could force the government to cut spending. Researchers at the state-owned Sberbank, Russia’s largest bank, estimate that the country needs an oil price of over $104 per barrel to balance its budget next year.

In Venezuela, the government leans heavily on oil revenue to fund spending on housing projects, community organizing and other social programs. Now, oil production is falling at a time when the country desperately needs cash. This month, the analysis firm Stratfor Global estimated that Venezuela needs oil at $110 to continue meeting its obligations.

Last week, Venezuelan Foreign Minister Rafael Ramirez called for an emergency OPEC meeting to allow member countries cut production to keep prices above $100.

Saudi Arabia, the world’s largest exporter and OPEC’s most influential member, might not rush to cut production, however, even though it would start running a deficit with oil at $85 per barrel, according to Merrill Lynch. With a large reserve fund — estimated to be $700 billion — it could withstand a longer period of lower prices.

Saudi Arabia may be interested in using lower prices to force Western oil companies to cut back on some less profitable production in an effort to secure market share.

Iraq is counting on rising revenue both from high oil prices and increasing production to help it fight the insurgency gripping the country and recover from war. Revenue may now fall instead.

— ASIA

The picture is reversed in Asia, where most countries are major importers and some subsidize the price of fuels.

China is the second-largest oil consumer and on track to become the largest net importer of oil. Falling prices will provide China’s economy some relief, according to Huang Bingjie, professor from the School of Economics and Management at China University of Petroleum. But lower oil prices won’t fully offset the far wider effects of a slowing economy.

India imports three-quarters of its oil and analysts say falling oil prices will ease the country’s chronic current account deficit. Samiran Chakraborty, head of research in India for Standard Chartered Bank, also says the cost of India’s fuel subsidies would fall by $2.5 billion during its current fiscal year if oil prices stay low.

Japan imports nearly all of the oil it uses. Following the accident at the Fukushima Dai-Ichi nuclear power plant in 2011, Japan has turned more to oil and natural gas, which is priced based on oil, to generate electric power. But the lower prices are a mixed blessing. Rising energy prices have helped to push inflation higher — a key aim of Prime Minister Shinzo Abe’s deflation-fighting “Abenomics” growth strategy.

— NORTH AMERICA, SOUTH AMERICA, AND EUROPE

Low prices could eventually threaten the boom in oil production in such countries as the U.S., Canada, and Brazil because that oil is expensive to produce. Investors have dumped shares of energy companies in recent weeks, helping to drag global stock markets lower.

For now, lower crude oil and fuel prices are a boon for consumers. In the U.S., still the world’s biggest oil user, consumer spending accounts for two-thirds of the U.S. economy, and lower energy prices give consumers more money to spend on things other than fuel.

The same is true in Europe. Christian Schulz, senior economist at Berenberg Bank, says that a 10 percent fall in oil prices would lead to a 0.1 percent increase in economic output. That’s meaningful because the 18-country currency union didn’t grow at all in the second quarter.

آلاکلنگِ نفت ـ دلار: چشم انداز سقوط درآمد نفت

آلاکلنگِ نفت ـ دلار و سقوط درآمد نفت