Archive for: November 2014

جنگ نفت در بازار جهانی!؟

شکست مذاکرات هسته ایی وطرحهای توهم آمیز هئیت حاکمه ایران

سکوت دولت روحانی در باره سپرده های ایران در روسیه!

Share Button

قریب ۱۴ ماه پیش رسانه های روسی و جهانی خبری داشتند که میبایستی بیش از همه دنیا برای ما ایرانیان و دولت تازه امان به رهبری آقای روحانی جالب باشد ولی این خبر از هیچ سوئی پیگیری نشد. قضیه مربوط به یافته شدن یک محموله بی صاحب ۲۰ میلیارد یورئی پول نقد بود که در گمرک فرودگاه مسکو بی صاحب مانده بود. من همانموقع خبر آنرا با کامنت خویش در همین سایت با عنوان” این ۲۰ میلیارد یوری بی صاحب مال کیست؟” درج کردم.

امروز مجدداً همان یاداشت را همانطور که بوده در زیر درج میکنم. علت درج مجدد آن، سقوط ۳۵%ی ارزش روبل در ماه های اخیر است و طرح مجدد این سئوال از دولت و مسئولین ذیربط در کشورمان که آیا این پولها مال ایران نبوده است؟ اگر بوده بر سر آنها چه آمده است؟ و درهمین ارتباط، سئوال شود که دولت روحانی چه اقدامی برای خارج کردن سپرده های ایران از روسیه که رقمشان اگر از این ۲۰ میلیارد یورو بیشتر نباشد کمتر نیست بعمل آورده است؟ سیر نزولی نرخ برابری روبل  روسیه در برابر دلار و سایر ارزهای معتبر دنیا همچنان ادامه دارد و طی فقط همین چند ماه گذشته روبل روسی بیش از ۳۵% ارزش خود را از دست داده است  و نگاه داشتن ذخایر ارزی ایران بصورت روبل چه در بانک مرکزی ایران و چه بانکهای روسی از سوی دولت ما جز خیانت ملی  برای خوش خدمتی به پوتین نیست. آقای روحانی به کّرار در صحبتهای  پیش و پس از انتخابات خویش گفتند که به مردم دروغ نخواهند گفت. آیا پنهانکاری در این زمینه دروغگویی به ملت نیست؟

این ۲۰ میلیارد یوروی بی صاحب مال کیست؟

مهر. ۰۸ از دیگران و جراید خارجی Comments Off — مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Share Button

نشریه اقتصادی “داگنز ایندوستری” سوئد به نقل از دیلی میل انگلیس خبر میدهد که؛ یک محموله یورو به ارزش نجومی ۲۰ میلیارد یورو، از سال ۲۰۰۷ در گمرک مسکو بلا تکلیف و بی صاحب مانده است که از سوی یک واحد بسیار بزرگ و مجهز امنیتی حفاظت میشود. برخی گمانه زنیها از این حکایت دارد که ممکن است این پولها متعلق به صدام حسین باشد. این محموله بی سابقه پول نقد، ۵ سال پس از اعدام صدام حسین، از فرانکفورت به مسکو انتقال داده شده است. برخی نیز بر این گمانه اند که این مقدار باور نکردنی پول نقد به دیکتاتور سابق لیبی تعلق دارد.  این پولها در ۲۰۰ پال ، هرکدام ۱۰۰ میلیون  یورو، بسته بندی شده اند. گمرک مسکو تا کنون چند بار برای یافتن صاحب این پولها اطلاعیه داده است ولی تعداد کسانی هم که مدعی آن  شده اند نتوانسته اند ادعای مالکیت خود را اثبات کنند. لذا این گمانه زنی هم وجود دارد که ممکنست این پولها به مافیای روسیه تعلق داشته باشد. پایان خلاصه ترجمه گزارش داگنز ایندوستری

****************************************
و اما کامنت من:
این پولها نه میتواند به صدام  و نه قذافی تعلق داشته باشند زیرا حوادث چنان برای این دو دیکتاتور سریع و و تقریباً غیر مترقبه پیش رفت که  آنها فرصتی برای نقد کردن اینهمه پول از حسابهای بانکی دولتهای خود نداشته اند. خروج اینهمه پول از حساب دولتی این دو دیکتاتوری نمیتوانسته پنهانی باشد زیرا ایندو دولت هرچه بوده اند در چهار چوب حسابداری ملی و بین بانکی، اقتصاد کشور خود را رتق و فتق میکردند و هرگز هم تصور فرار خود را به اروپا نمیکردند و از آن کمتر اعدام خودشان را. پس از اعدام این  دو دیکتاتور، دولتهای روی کار آمده در این دو کشور بیشک میتوانسته اند با یک نگاه، خروج این میزان عظیم پول، از حسابهای بانکی کشور خود در خارج  بصورت نقد را دریابند و بازگشت آنرا مطالبه کنند. این تصور که آنها این را ندیده اند و یا به سکوت گذارانده اند قدری شوخی بنظر میرسد زیرا علاوه بر همه، خود این میزان وجه میتوانسته جنبه تبلیغاتی مثبت هم برای آنان داشته بوده باشد. اگر فرض کنیم این پولها از حساب بانکی نقد و خارج شده بوده است در اینصورت هم تصورجابجایی و نقل و انتقال چنین حجمی از اسکناس  در ارتباط با لیبیایها و عراقیها  در آنروزها که پرنده های آسمان این دو کشور هم رصد میشدند، از دید سرویسهای اطلاعاتی پنهان مانده باشد نیز واقع بینانه نیست زیرا بانکهای اروپایی و آمریکایی و کشورهای آسیایی پیشرفته، حتی خروج چندهزار دلار را حتما به پلیس اقتصادی خود  گزارش میدهند و جای تردیدی در این نیست. و اما گمانه زنی آخر که این پول به مافیای روسیه میتواند تعلق داشته باشد نیز با عقل چور درنمی آید زیرا اولاً مافیای روس دلار از مملکت خارج میکند و دیوانه نیست که وارد کند و در ثانی مافیای روس اینقدر قدرت و نفوذ دارد که اگر با تهدید و سازمانگری نتواند جابجایی این چنین ارقامی را ترتیب دهد با رشوه در دستگاه امنیتی روسیه مسئله را حل کند. و حرف آخر اینکه؛ چه وراث صدام و چه قذافی؛ پس از سرنگونی این  دو دیکتاتور، دربدرتر و درمانده تر از آن بودند که بتوانند دست به چنین عملیاتی بزنند و پسران صدام که هردو در درگیری کشته شدند، چند صد هزار دلار با خود داشتند که خبر آن رسانه ایی شد. اگر آنها ۲۰ میلیارد یورو  در حسابهای خویش در فرانکفورت داشتند این چند صد هزار دلار را با خود حمل نمیکردند که اطرافیانشان بطمع ضبط و تصاحب  آن پول، آنها را لو دهند. پس از حذف این گمانه زنیها ی بی اساس، اگر کلاً اصل خبر درست باشد، باید به ۵ سال قبل برگشت و خبر کشف ۱۸٫۵ میلیارد دلار و طلا، در دو کامیون ،در ترکیه را که از ایران روانه سوریه و یا لبنان بود را یاد آوری کرد که نخست جنجال آفرید و بعد کسی نفهمید چطور شد که قضیه خوابید. این، فقط دولت ایران است که بعلت تحریم در این سالها مبالغ هنگفت نقد، از مجاری غیر بانکی و توسط اشخاص حقیقی جا بجا میکند که آن محموله ۱۸٫۵ میلیارد دلاری یکی و این ۲۰ میلیارد یورو میتواند دومین آن باشد. این تصور که دولت وقت از ترس رسانه ای شدن خیر، قید این پولها را زده باشد نیز به هیچ عنوان نا محتمل نمی باشد زیرا این تصور که در صورت مدعی شدن دولت ایران، هم افتضاح بار بیاید و هم دولت دزد سالار و مافیایی روسیه پولها راهم مصادره کرده و حتی حق السکوت هم مطالبه کند خارج از تصور نیست. این؛ وظیفه دولت آقای روحانی است که در اجرای وعده  انتخاباتی خود دایر بر شفاف سازی، هم قضیه آن ۱۸٫۵ میلیارد  کشف شده در ترکیه  و سرنوشته نهایی آنرا روشن کند و هم با گزارش دقیق از وضع حسابداری ارزی این ۸ ساله مملکت روشن کند که  اخبارچنین سرمایه های برباد رفته ایی از مملکت  صحت دارد یا ندارد. و برای اینکه دولت آقای روحانی تن به چنین شفاف سازی ای بدهد راهی جز انتشار خبر کشف این ۲۰ میلیارد بورو و یادآوری داستان آن ۱۸٫۵ میلیارد دلار کشف شده در ترکیه نیست.

Mystisk miljardlast i Moskva kan vara Saddam Husseins

Uppdaterad 2013-09-30 09:47. Publicerad 2013-09-30 09:45

Foto: TT En last med 20 miljarder euro, motsvarande 173 miljarder kronor, i kontanter ligger sedan sex år tillbaka på Moskvas flygplats utan att någon har gjort anspråk på den. Pengarna misstänks vara Saddam Husseins undangömda förmögenhet. Det skriver Daily Mail.
Den enorma förmögenheten är fördelad på ۲۰۰ lastpallar med 100 miljoner euro i varje och vaktas av en gigantisk säkerhetsapparat.
Ryska tullen har krävt att den verkliga ägaren gör anspråk på förmögenheten, och många har också försökt. Ingen har dock ännu kunnat belägga sina anspråk, skriver Daily Mail.
Pengarna flögs till Moskva från Frankfurt i augusti 2007 utan någon angiven mottagare. Nu börjar misstankarna riktas mot Iraks förre diktator Saddam Hussein. “Det är möjligt att pengarna kommer från Saddam Hussein”, säger en anonym underrättelsekälla till ryska medier. Ingen har dock någon bra förklaring till varför den avsatte diktatorns pengar skulle skickas från Tyskland till Ryssland fyra år efter att han avsattes och åtta månader efter hans avrättning. Det spekuleras också i att pengarna i själva verket kommer från Libyens förre diktator Muammar Gaddafi eller tillhör den ryska maffian.

کلاهبرداری دینی درانتخابات دموکراتیک بحرین

Share Button

حکومت بحرین همزمان با شروع بهار عربی دست به اصلاحات سیاسی زد که دامنه آن از آنچه رادیکالترین اصلاحطلبان ما در برنامه خود داشتند؛ هم وسیعتر و هم ماهیتاً مترقیانه تر بود. ولیعهد بحرین ۵ سال پیش طرحی برای گفتگوی ملی پیش کشید و از شیعیان آنکشور برهبری  حزبِ الوفاق که همان موقع هم در پارلمان ۱۸ نماینده داشت دعوت کرد که به روند گفتگوی ملی بپیوندند. این حزب که کارپایه مبارزاتی خود را بر اساس جداکردن شیعیان از سُنی ها و قراردادن این فرقه مذهبی در برابر سُنی ها وحکومت از موضع شیعی قرار داده بود، بجای پیوستن به روند گفتگوی ملی به لشگر کشی خیابانی، به عملیات تروریستی تا حد تبدیل بیمارستانی به انبار اسلحه و تدارک برای قیام مسلحانه روی آورد. هدف از طرح شعارهای دموکراسی نمایانه این جریان و اتکایش به آرای مردم، نه دفاع از  دموکراسی علیه استبداد آل خلیفه بلکه ربودن قدرت حاکمه با اتکاء به اکثریت آرای شیعیان و تبدیل آنکشور به یک حکومت اسلامی نوع ایران میباشد.

 ساطورآسیمیتریسم شیعی بر فراز سر  پارلمانتاریسم سکولاریستی بحرین 

بحرین امروز 

A delegation from the US-Arab Chamber of Commerce headed by its Chairman, David Phillips, visited the Gulf Petrochemical Industries Company (GPIC) to have a look at the plant and to receive a briefing on its operations.

بحرینی که رهبری ایران برای فردا ی تغیر رژیم در آنجا خواب میبیند

03

Basidje Zanan

امروز ۲۲ نوامبر( ۱ آذرماه) مردم بحرین به پای صندوقهای رأی میروند تا اعضای پارلمان ۴۰ نفری این کشور کوچک حاشیه خلیج را انتخاب کنند. بی شک نظام سیاسی بحرین یک نظام سیاسی از نوع دموکراسی اروپایی نیست ولی در صورت مقایسه، بی هیچ ابهامی هم یکی از دموکراترین و آزاد ترین کشورهای منطقه است. در این کشور تا هنگام روی کار حکومت اسلامی در ایران، اگر اعتراضی یا مخالفتی سیاسی با رژیم آل خلیفه بود اعتراض و مخالفت با استبداد سلطنتی با ماهیتی سیاسی و آزادیخواهانه بود. مدل انقلاب اسلامی ایران که از سوی رژیم برآمده از آن شدیداً حمایت میشد راه  آسان وجدیدی برای ربودن قدرت  پیش پای جریانهای اسلامی از شمال آفریقا تا آسیای میانه و ممالک حاشیه خلیج فارس قرار داد.

پیروزی انقلاب اسلامی که ازگفتمان اسلام سیاسی برخواسته بود، با  تحمیل خود به جنبش مطالبات دموکراتیک مردم درایران سَمت این جنبش را بسوی فرمانروایی بخشی از روحانیت، واپسگراترین و فرصت طلب ترین بخش آنهم، برایران ما هموار کرد. پیروزی آیت الله خمینی و هوادارانش در ایران مانند افتادن تند بادِ موافق دینی در بادبان زورقِ این جریان در رقابت با قایقهای پارویی دیگران بود.

این بخش از روحانیت؛ با فرصت طلبی سرمایه هزار ساله دین را، هم مصادره بمطلوب، و هم ظرف مدت کوتاهی آنرا به سرمایه سیاسی برای بسیج نیرو و بقدرت رسین خود تبدیل کرد.  بدین ترتیب آرایش صحنه مبارزه سیاسی از آرایش مبتنی بر مطالبات حقوق شهروندی و دموکراتیک به آرایش اسلامی و عیر اسلامی تبدیل گردید که همان اسلامیت هم آنقدر شمولیت نداشت تا حتی همه مسلمانان سرزمین ما را در بر گیرد.

رژیم ایران که به آسانی از طرق شبیخون به شعور مدنی مردم پیروز شده بود همین شیوه را در تمام کشورهایی که جمعیتی شیعه در آنجا وجود داشت بکار برد تا برای خود پایگاه فرامرزی ایجاد کند. اینکه رژیم سپس سعی کرد با برافراشتن پرچم آزادی قدس بخشهای سنی مذهب منطقه و فلسطینیان را هم بسوی خود جلب و از همه اینها بعنوان پروکسیهای خود در چالشش با غرب و مدنیت آن استفاده کند بحثی خارج از این یاداشت است.

حکومت بحرین، تا آنجا که من میدانم و پیگیری کرده ام، همزمان با شروع بهار عربی دست به اصلاحات سیاسی زد که دامنه آن از آنچه رادیکالترین اصلاحطلبان ما در برنامه خود داشتند؛ هم وسیعتر و هم ماهیتاً مترقیانه تر بود. ولیعهد بحرین ۵ سال پیش طرحی برای گفتگوی ملی پیش کشید و از شیعیان آنکشور برهبری  حزبِ الوفاق که همان موقع هم در پارلمان ۱۸ نماینده داشت دعوت کرد که به روند گفتگوی ملی بپیوندند. این حزب که کارپایه مبارزاتی خود را بر اساس جداکردن شیعیان از سُنی ها و قراردادن این فرقه مذهبی در برابر  سُنی ها وحکومت از موضع شیعی قرار داده بود، بجای پیوستن به روند گفتگوی ملی به لشگر کشی خیابانی، به عملیات تروریستی تا حد تبدیل بیمارستانی به انبار اسلحه و تدارک برای قیام مسلحانه روی آورد. هدف از طرح شعارهای دموکراسی نمایانه این جریان و اتکایش به آرای مردم، نه دفاع از  دموکراسی علیه استبداد آل خلیفه بلکه ربودن قدرت حاکمه با اتکاء به اکثریت آرای شیعیان و تبدیل آنکشور به یک حکومت اسلامی نوع ایران میباشد.

جنبش ارتجاعی شیعی بحرین توانسته است عملاً و تا حدود زیادی تقسیم فرقه ایی مورد نظر خود را به جامعه بحرین تحمیل و گذار به دموکراسی مدرن در آن کشور را دشوار سازد. اگر حکومت بحرین تن به آن نوع انتخابات که مورد نظر حزب الوفاق و شعیان کشور است بدهد، این جریان براحتی کل قدرت را مصادره و حکومت اسلانمی مدل ایرانی خود را مستقر میکند و اگر نخواهد تن دهد باید همچنان از ابزار اقتدار شاهی و گزینش تعدادی نماینده انتصابی در کنار نمایندگان انتخابی، آنچنانکه در قانون اساسی کشور پیش بینی شده است استفاده کند. در این رابطه و زمینه است که حکومت پادشاهی ال خلیفه امروز به نگهبان نظام مدرن و سکولار (نیمه) دموکراتیک کشور با سمت گیری بسوی یک دموکراسی کامل تبدیل گریده است.

اما خرابکاری حکومت ایران در روند سازش ملی در بحرین ادامه دارد. سایت صوت البحرین* که از محل کمکهای ایران ساخته شده و اداره میشود فقط نمونه کوچکی از فعالیت های تروریسم رسانه ایی و مجازی ایران است. حزب الوفاق انتخابات امروز را تحریم کرده است.

رژیم ایران در بحرین که شیعیان اکثریت دارند از انتخابات کاملاً آزاد و دموکراتیک، در یمن و لبنان که شیعیان اکثریت قاطع ندارند از فدرالیسم فرقه ایی، در عراق که شیعیان در یک توازن شکننده با سنی ها و کردهها هستند نیز از یک تقسیم قدرت فرقه ایی و قومی دفاع میکند هدف از این رویکردها فقط استفاده از حداکثر ظرفیت جماعات شیعیی این ممالک برای بسط نفوذ حکومت ولایی ایران و ترویج مدل حکومتی آنست.

خواننده این سطور در سایت درج شده زیر ، صوت البحرین میتواند مصاحبه شیخ عبدالله صالح ، یکی از رهبران شیعه بحرین ببیند که او  سنگ دموکراسی در بحرین را به سینه میزند. ولی معلوم نیست چرا این شیخ شیاد  پیام دموکراسی خواهی خود را از یک تریبون استبداد، در یک رژیم استبدادی میدهد. مصاحبه وی با سایت  با سایت وابسته به سپاه ایران “تسنیم” است. این جریان شیعیی و این شیخ بجای شرکت در انتخاباتی که مردم ما رنگ برگزاری مشابه آنرا هم در کشور خودمان نمیتوانند ببینند در تدارک رفراندم در بحرین علیه رژیم آل خلیفه است. همه این دسیسه ها با هزینه جمهوری اسلامی ما راه اندازی و مهندسی میشود.

دردناکی قضیه اینجاست که اصلاحطلبان وطنی ما که فرسنگها از آل خلیفه و اصلاحات آن عقب ترند نه تنها کلامی در دفاع از اصلاح طلبی مدرن با ماهیت سکولار دموکراسی در بحرین نمیکنند بلکه هرجا پیش می آید به بوق جریان ماورای ارتجاعی حزب الوفاق بنام مردم و شیعیان مظلوم بحرین تبدیل میگردنند.

صوت البحرین

Opposition Figure: Bahrain Prepared for

Referendum

 November 21st, 2014
139308281757044124116943November 21, 2014 – ۱۳:۲۴

TEHRAN (Tasnim) – A prominent Bahraini opposition figure said that all preparatory measures have been taken to hold a referendum in the Persian Gulf country as the Al Khalifa regime also plans to hold parliamentary elections on Saturday.

“۴۴ polling stations have been designated for referendum both inside and outside the country,” the deputy secretary general of Bahrain’s Islamic Action Society (Al Amal), Sheikh Abdullah Saleh, said during a round-table discussion
.organized by the Tasnim News Agency.

“The referendum is part of a political solution to get out of the crisis and the international community recognizes it,” he said, adding, “We would try our hardest to increase the public turnout in the referendum.”

“We would never force people to participate in the polls. Most of (Bahraini) opposition figures have endorsed the referendum and boycotted the parliamentary elections,” Sheikh Abdullah Saleh noted, adding that the referendum will be held on Friday and Saturday.

Earlier last week, an opposition source had said that the Bahrain regime has threatened to take away Bahraini nationality from those who refuse to vote in the parliamentary elections due to be held on November 22.

The Bahraini people have held protests across the country calling for the boycott of the parliamentary elections, which will be the first since protests broke out in the Arab country more than three years ago.

Since mid-February 2011, thousands of protesters have held numerous demonstrations in the streets of Bahrain, calling on the Al Khalifa royal family to step down from power. The protesters have also slammed the Manama regime’s arrest and torture of political activists.

Since then, Many Bahrainis have been killed and hundreds injured and arrested in the ongoing crackdown on peaceful demonstrations.

********************************************

 

Voting Underway in Bahrain amid Opposition

Boycott

W460

by Naharnet Newsdesk ۱ hour ago

Bahrainis went to the polls Saturday for the first legislative elections since a 2011 uprising, but the vote is being boycotted by the Shiite opposition that led Gulf kingdom’s pro-democracy movement.

The electorate of almost 350,000 is being called to choose 40 deputies, with Sunnis making up most of the 266 candidates.

The polls are being contested without a compromise in sight between authorities in the Sunni-ruled monarchy and the opposition.

Al-Wefaq, the main opposition group, has dismissed the electoral process as a “farce” and warned that failure by the kingdom’s rulers to loosen their grip on power could trigger a surge in violence.

The opposition’s month-long uprising in early 2011 was crushed by the authorities.

The political rivals have struggled to bury their differences through a so-called “national dialogue” that fell apart despite several rounds of negotiations.

Polling stations opened at 8:00 a.m. (05:00 GMT) and are due to close at 8:00 p.m. Municipal elections are being held at the same time.

The opposition boycott means voter turnout will be a key marker of the validity of the vote.

Al-Wefaq chief Sheikh Ali Salman has predicted a maximum turnout of 30 percent, saying the boycott stems from “the people’s demand for democratic reforms”.

A second round of voting will be held next Saturday.

*********************************************

مذاکرات هسته ایی، تقابلی آسیمیتریک

Share Button

 مذاکرات هسته ایی در چهار چوب مسائل فنی که در حقیقت فرع قضیه هستند بظاهر تا کنون خوب پیش رفته است ولی مانند همیشه توافقها روی مسائل فنی به دیوار سدید بی اعتمادی سیاسی که اصل قضیه میباشد برخورده است و این دیوار محکمتر از آنست که به این آسانی بتوان از آن عبور کرد و غرب با تعمیق و تعمیم همین مسائل بظاهر فنی در صدد تخریب آن دیوار فرااستراتژیک است و به چیزی جز تخریب کامل آنهم رضایت نمیدهد و برای رهبری ایران هم تخریب این دیوار یعنی انتحار سیاسی. روی این اصل همچنانکه در یاداشت  قبلی خود بمناسبت مذاکرات مسقط در این زمینه نوشتم،”مذاکرات هسته ایی راه بجایی نخواهد برد! “و وحشت ناکتر از آن برای رژیم فردائیست که همین کارتهای بازی امروز خود را هم بیش از امروز از دست داده و در وضعیتی فلاکتبار تر قرار گرفته باشد.

شیرعلی

در حالیکه جهان بسوی دوران جدیدی پای گذارده است که در آن رقابتهای جنگ افروزانه  بین کشورها با استفاده از زور و خشونت جای خود را به مسابقه در عرصه های اقتصادی، علمی، فنی، مدیریتی، فرهنگی و..  میدهد، بازمانده های نیروهای کهن سعی دارند ابزارقدیمی زور و خشونت را همچنان بعنوان اولین و آخرین گزینه خود درهرگونه رویارویی بکار برند زیرا آنها نه ابزاری غیر از این دارند و نه زبانی غیر از این را میدانند. جهان مدرن هم هنوز از زرادخانه متعارف و نامتعارف خود دست برنداشته است زیرا طرف مقابل حاضر به هماوردی در آن عرصه های پیش گفته که در آنها تهی دست است، نمی باشد. جنگ و رقابت آسیمیتریک در این رابطه معنا یافته و زبان خشونت گرائی نظامی گرانه تا سر حد تروریسم کور و احضار ارواح مذهبی، ترویج دین سیاسی و  دیگر ایدئولوژیهای اعتقادی و هرگونه خرافه ایی که بسیجگر و نیرو آفرین باشد  برای آن بازماندگان از تاریخ جای رقابت مدنی با ابزار مدرن را به کم هزینه ترین وسیله  رویارویی گرفته است.

در میهن ما عربده کشانی که دین و باور های دینی را دست افزار قدرت طلبی خویش ساخته اند یکسره با هرگونه بحث، نقد اندیشه و عمل سیاسی  خداحافظی کرده و فقط با زبان قداره کشی با مدعیان سخن میگویند. رژیم حاکم بر میهن ما یکی از آن دولتهائیست که بدون دست یازیدن به ابزارهای اسیمیتریک چه در عرضه سیاسی ـ اجتماعی و چه نظامی باید راه قبرستان را در پیش گیرد. یاداشت زیر، قدری طولانی ولی در همین راستا است هر چند نمیتوانم بگویم آنچه باید باشد هست.

۲۵ قرن پیش، افلاطون گفت که اقتدار یا دیکتاتوری قانون باید جای دیگر انواع اقتدار فردی یا گروهی را بگیرد. امروزه، ۸۰ سال پس از پایان جنگ جهانی دوم گفته یا ایده  آن فیلسوف سیاست دان  در بخش وسیعی از دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم پیاده شده است و نام آن؛ نظام سکولارـ لیبرال دموکراسی است. حاکمیت قانون، صرفنظر از اینکه قوانین مدونه آن خوب  یا بد باشند چون چتری بر فراز دموکراسی های نوع غربی سایه انداخته است. نمیتوان گفت که این حاکمیت مطلق است و همه جا و برای همه کس یکسان اجرا میشود ولی میتوان گفت که دموکراسی های نوع غربی بسوی تحکیم و کار آمد تر کردن هر چه بیشتر این سیستم  پیشرفته و میروند. پارلمانتاریسم، نظام تحزبی، آزادی رسانه ایی، استقلال قوه قضائیه، برابر حقوقی جنسیتی و.. ، از سنگپایه های این نظام هستند.

نظمی که امروز بر جهان حاکم گشته است تا حدود زیادی بازتاب آن دموکراسی مدرن غربی منتها در شکل جنینی آنست. سازمان ملل* و منشور آن، پارلمان و نظام حقوقی جهان ماست. قوانین و منشور این سازمان در مسیریست تا قانون را در مناسبات بین المللی جایگزین زبان زور کند.

کار برد زور در مناسبات بین المللی بویژه پس از فروپاشی بلوک شرق، تا حدود زیادی دشوار گردیده و تعویض حکومتها از طریق سازماندهی کودتا و یا حمله نظامی یا تغیر مرزهای جغرافیایی با لشگر کشی نظامی اگر هم غیرممکن نگشته ولی دیگر به آسانی ۵۰ سال پیش نیست. اگر در موارد معدودی هم، مانند نمونه های لیبی، عراق و یا افغانستان مداخله نظامی صورت میگیرد این مداخله (درست یا نادرست)، مجوز حقوقی بین المللی از آن پارلمان جهانی گرفته است.

قریب ۷۰ سال پیش مائو تسه تونگ، رهبر انقلاب چین بحق گفت که “قدرت سیاسی از لوله تفنگ بیرون میآید.” هرچند نقش  توپ و تفنگ در مناسبات بین المللی از بین نرفته است ولی نقش آن از اولین ابزار تحمیل اراده یا حق طلبی به آخرین حربه تغیر یافته و جای آنرا تکنولوژیهای جدید، قدرت اقتصادی و پولی و سیستم نیرومند بانکی و.. گرفته اند.

دلیل انتخاب عنوان یاداشت”.. تقابل اسیمیتریک”  اشاره به تغیر پارادایمکال دنیای زور محور دو قطبی متکی به توازن وحشت، توازن موشکی و هسته ایی و.. ، به موازنه برآمده از قدرت غیرنظامی پیش گفته است.

در توضیح  اسیمیتریسم بعنوان (نا متعارف) که بیشتر در رابطه با جنگ و ادبیات نظامی و سیاسی بیشتر بکار برده میشود از این مثال استفاده میکنم: فرض کنیم دو نفر بوکسور در رینگ می ایستند تا همدیگر را بکوبند. یکی قوی و تجربه دیده و استخوان خُرد کرده  و دیگری ضعیف و بی تجربه است. سرمایه ورزشی بکسور اولی، تجربه طولانی اش در بوکس، بازوهای قوی و سرعت حرکت و فرزی اوست. اما نفر دوم آن کمبودها را با به پنجه کردن دو پنجه بکس فلزی جبران میکند و به بهانه ضعیف بودن، استفاده از پنجه بکس را  حق خود میداند. بیشتر جنگهای پارتیزانی موسوم به آزادیبخش، و برخی جنگهای اسارت بخش مانند جنگ طالبان افغان و پاکستان، حزب الله لبنان و حماس از این نوع دوم هستند. متُد آسیمیتریسم، مُتد طرف ضعیف در هر جنگ است. نقطه قوت و امتیاز این متُد برای طرف آسیمیتریک، زیر پا گذاردن و بی توجهی به آن موازینی است که برای طرف سیمیریک (متعارف) خط قرمز اخلاقی و قانونی است. اگر آن بکسور اول هم بخواهد تسلیم وضعیت شده و دستکشهای آهنی در دستانش کند، بمعنی اینست که او باید دور تجربه ورزشی و تمام امتیازاتی را که از آن بابت بعنوان یک بکسور دارد خط بکشد و سر انجام بجای مساابقه بکس به قمه کشی و نارنجک پراکنی هم بیفتد. در چنین صورتی آن طرف که بیشتر حاضر است همه خطوط و موازین را زیر پای بگذارد برنده است.(حد اقل بطور موقت). داعش نمونه زنده چنین پدیده اسیمیتریکی است. ولی طرف اصلی او، بشار اسد هم بشیوه خود متُد اسیمیتریک خویش را دارد. او سر نمی بُرد بلکه با بشکه های مواد سوختی و شیمیایی مخالفین خود را امشی میکند.(که این موضوع خارج بحث این یاداشت است.)

در دوران جهان دو قطبی، توازن قوا در جهان بر پایه دوسیستم کاملاً متفاوت، مبتنی بر دو دکترین سیاسی و امنیتی متضاد (لیبرال دموکراسی غربی وکمونیسم شرقی) بنا شده بود. پس از استقرار کمونیسم در روسیه و بعداً ایجاد سیستم جهانی سوسیالیسم، زبان حاکم بر مناسبات جهانی زبان زور بود که خود را در توانمندی نظامی دو طرف نشان میداد. در عرصه دکترین سیاسی امنیتی جایی برای کمترین سازش و تعاملی بین شرق و غرب نبود و اگر دو طرف میخواستند با زبان ایدئولوژیک با هم صحبت کنند راهی جز بکار بردن هزاران موشک مجهز به کلاهک هسته و.. ، نداشتند. پس از کنگره ۱۹ حزب کمونیست شوروی، ماتوتسه تونگ رهبر انقلاب چین به خروشچف میگوید ما جنگ هسته ایی را با غرب شروع میکنیم، بعلت وسعت خاک و جمعیت زیاد، ما برنده  جنگ خواهیم بود. از شما بمبهای اتمی از ما سرباز! خروشچف نه تنها این پیشنهاد را نپذیرفت بلکه  در مقابل آن تز همزیستی مسالمت آمیز دوسیستم را پیش کشید که باهم  دشمنند ولی در شرایط بالانس استراتژیک میتوانند با هم تعامل و همزیستی داشته باشند. این تز پایه روابط شرق و غرب شد و  روابط مسالمت آمیزاین دو سیستم جهانی، علیرغم تضاد بنیادی سیستم  و فلسفه سیاسی آنها باهم، تا روز فروپاشی بلوک شرق ادامه یافت. در چهار چوب پذیرش همزیستی در شرایط وجود آن تضاد ایدئولوژیک، روابط شوروی و اعضای بلکوک ورشو با غرب توسعه زیاد یافت.

مسئله در مورد شرق و غرب این بود که اگر بلوک شرق نتوانست در عرصه اقتصادی و تکنولوژیک، در سهیم شدن در بازار جهانی و تقسیم کار بین المللی، با غرب به توازن برسد و اگر مصالحه یا تسلیم ایدئولوژیک هم برایش در حکم خود کشی بود، این نظام توانست جای همه اینها را با تأمین موازنه نظامی با غرب برای خود پر کند. بدین ترتیب تقابلی اسیمیتریک و در عین حال تعامل آمیز در مناسبات جهانی برقرار شد که توانست تا چند دهه دوام بیاورد. در سایه همزیستی این دو نظام متضاد دهها قراداد متقابل روی تنش زدایی، منع گسترش سلاحهای هسته ایی، محدود کردن توان و تعداد موشکها و کلاهک هسته ایی بین دو قدرت جهانی امضاء شد.

امروز حکومت ما با تفاوتهای بسیارزیادی با شوروی و بلوک شرق آنروز میخواهد به همان راهی برود که بلوک شرق رفت و بلوک غرب نمیخواهد کار بدانجا کشیده شود که با نظام اسلامی ایران که داعیه جهانی دارد مجبور به همزیستی از آن نوع که با شوروی داشت بشود. در آن جنگ اسیمیتریک شرق و غرب،  شوروی علاوه بر زرادخانه  هسته ایی، جنبش جهانی کمونیستی  راهم درکنار خود بعنوان ذخیره ایی استراتژیک داشت که بعنوان ستون پنجم نیرومند آن علیه غرب عمل میکرد و تأثیر آن در موازنه جهانی از موشکهای بالستیک و زیر دریایی های اتمی اش نبود. این بُعد از قضیه هم خود یک جنبه از آسیمتریسم آن موازنه بود.

حکومت اسلامی ما در تضادی ایدئولوژیک از همان درجه  که شوروی با غرب داشت قرار دارد با این تفاوت که کمونیسم انحرافی زاده شده در جهان مدرن بود و این یک رستاخیز اموات است که مدعی جهان زنده  شده است. ایران اسلامی برای خود نقشی فرا مرزی و گلوبال قائل است که بمعنای چالش نظام جهانی است. حکومت اسلامی میخواهد غرب بر با پذیرش این تضاد ، قدرت ایران اسلامی را برسمیت شناخته با آن همان رابطه را برقرار کند که با اتحاد شوری سابق داشت. ایران اسلامی شانس اتمی شدن نظامی مخفیانه را با خام کردن غرب از دست داده است ولی میخواهد حق اتمی شدن نظامی را در سایه  حق فن آوری هسته ایی برای مقاصد غیر نظامی  برای خود در آینده حفظ کند. این رابطه مانند دزدی است که با اصرار میخواهد ثابت کند که قصد دزدی مثلاً از بانک یا فروشگاهی را ندارد و اجازه ورود میخواهد و در ادعای خود ممکن است صادق هم باشد ولی او نمیخواهد این حق   یا امکان را از دست بدهد که هر موقع تصمیم گرفت و مقتضی دانست دست به دزدی بزند.

جمهوری اسلامی روی نفوذ فرامرزی خود در جهان اسلام، و تبدیل این نفوذ به یک حرکت بزرگ ضد غربی در ممالک اسلامی، از طریق تقویت جریانات تروریستی بعنوان ذخیره استراتژیک در جهت ایجاد نوعی توازن، که غرب را وادار به معامله با آن کند حساب میکند ولی بنظر من تمام این محاسبات از قماش محاسبه آن بانو و کدو در منظومه مولوی است. تضاد بنیادین فلسفه سیاسی و حکومتی ایران با غرب  اگر از بلوک شرق آنروز با غرب بیشتر نباشد کمتر نیست و در عوض ایران روی ذخایری و امکاناتی در این تقابل حساب کرده است که در عمل درست از کار درنمی آیند حتی بمعنای اسیمیتریک در این معادله. من عواملی را  که در جهت عکس منافع ایران حرکت میکنند را ذیلاً فهرست وار بیان میکنم:

۱ ـ عراق میرود تا از یک متحد استراتژیک ایران به محور عربستان و سایر کشورهای خلیج فارس بپیوندد. هزینه ایی که دولت ما برای تثبیت اوضاع در آن کشورمیکند بشمول  کمکهای نظامی اش کمک به دولتی است که ارتش آن زیر نظر آمریکا و بفرماندهی یک عرب سُنی مذهب فرماندهی میشود و  بنا به گزارش رسانه های غربی مستشاران نظامی  آمریکایی تجدید سازمان و بازآموزی ارتش عراق را سرعت بخشیده اند. دولت جدید عراق حدود ۴۰ تن از فرماندهان وابسته به ایران را از فرماندهی ارتش اخراج و یا بازنشسته کرده است.****

۳ ـ آمریکا؛ هم از طریق پنتاگون و هم سازمان سیا، سازماندهی و آموزش جنگجویان ارتش آزاد سوریه را آغاز کرده است و نفس این امر بر این دلالت میکند که غرب همچنان روی سقوط اسد حساب میکند و اگر تصور شود که این محاسبه پس از قریب ۴ سال تجربه و آزمون و خطا، نسنجیده است تصوری بیهوده میباشد. آمریکا با قطعیت هرگونه همکاری با رژیم اسد در جنگ با دولت اسلامی (داعش) را منتفی میداند.

۳ـ کشورهای حاشیه خلیج فارس  سه روز پیش در اجلاسی  در ریاض** تصمیم گرفتند اختلافات خود را کنار گذارده و روی مسائل مشترک همکاری نزدیک کرده و اتحاد بین خود را تحکیم کنند. کنفرانس ریاض که نمیتوان در ماهیت ضد حکومت اسلامی ایرانی  (و نه ضد ایرانی) آن تردید کرد، چند روز پیش از اجلاس اوپک و مذاکرات هسته ایی ایران  و یک روز پس از این اعلام میشود که دولت امارات دهها جریان اسلامیستی را بعنوان تروریست اعلام کرد که بیشتر آنها یا از اخوان المسلمین و یا شیعیان وابسته  و طرفدار ایران بودند. شرکت قطر پس از اعلام آن لیست تروریستی از سوی امارات در این کنفرانس حاکی از ایجاد تفاهم روی طرد و حذف اخوان المسلمین از سوی این کشورها و با تائید  حامی سابق آنها دولت قطر است. بنظر من در این اجلاس احتمالاً روی خود داری از کاستن تولید و صدور نفت در اجلاس هفته آینده اوپک در وین بعنوان یک اقدام سیاسی علیه رژیم و رهبری ایران (و نه ایران) وروسیه هم تصمیم گیری شده باشد.

۴ ـ سایت عرب نیوز و گلف نیوز خبر سفر امروز ۴ شنبه ی وزیر دفاع عربستان شاهزاده مُتعب ابن العزیز به آمریکا را برای دیدار  با مقامات آمریکا از جمله؛ برک اوباما***، وزیر دفاع چوک هاگل و نمایندگان کنگره را گزارش کرده و هدف از این سفر را؛ بحث روی ایران، داعش، مناقشه خاور میانه  ذکر کرده است. بنظر من دراین سفر مذاکره روی رویارویی با ایران در منطقه و اجلاس هفته آینده اوپک در صدر گفتگو خواهد بود. من تصمیم به کاهش تولید و صدور نفت از سوی اعضای اوپک را بسیار نامحتمل، احتمال حفظ تولید در همین سطح را بسیار محتمل و افزایش تولید و صادرت را هم نامحتمل نمیدانم.

۵ ـ دور نهایی مذاکرات هسته ایی ایران با ۵ +۱  در زمانی انجام میگیرد که درآمد نفتی دولت ما؛ هم بعلت کاهش تولید و صدور و هم بعلت کاهش ۳۵% ی قیمت تا حدود ۶۰% کاهش داشته است. دولت روحانی در این مدت با جبران کاهش تولید و صادرات با استفاده از تتمه ذخایر ارزی بجا مانده توانسته است پرداختهای خود را تنظیم کند ولی کاهش ۳۵% قیمت که بنا به نظر اکثریت قریب به اتفاق صاحبنظران برای سالهای بسیار طولانی در مدار همین ۸۰ دلار باقی خواهد ماند ضربه ایست که بودجه دولتی، اقتصاد ایران و نرخ کنونی برابری ریال با دلار و سایر ارزها،  مطلقاً از پس آن برنخواهند آمد. چنین کاهش فاهشی در درامد ارزی مملکت، تهدیل جدی در ارزش گذاری ریال، تغیر ساختاری در بودجه بندی و مالیه دولتی و نهایتاً گسترش وسیع پایگاه دولت از طریق کشاندن منتقدین به گردونه قدرت را ایجاب میکند. اگر این کاهش قیمت نفت در طولی زمانی و چند ساله اتفاق می افتاد شاید دولت میتوانست خود را با آن تطبیق دهد ولی صاعقه وار بودن این شوک  مزید بر ادامه تحریمها، گیر کردن در باتلاق سوریه، لبنان و یمن؛ دولت و حکومت ما را در مخمصه ایی قرار خواهد داد که جز با کوتاه آمدنی فراتر از معادلات ساده استراتژیک تا حد تغیر رفتار سیاسی و دکترین امنیتی که معنای تغیر فلسفه سیاسی حکومت است راه نجاتی برای آن نیست. گزینه بدیل این کوتاه آمدن؛ فروپاشی نظام اقتصادی، سیاسی و از هم پاشیدن مملکت است.

نتیجه:

دولت  و حکومت ما از هر جهت در ضعیف ترین موقعیت خود ظرف این ۳۵ سال قرار دارند. دولت روحانی فرصت جلب مردم و ایجاد یک جنبش اجتماعی در حد جنبش اصلاحات و حتی رقیقتر را پس از برنده شدن در انتخابات برای گسترش پایگاه مردمی خود و برای حل مشکلات و درآفتادن با مخالفان سیاست اعلام شده خود از دست داده است و اتکای او فقط به اتوریته نم کشیده قانونی خویش بعنوان کارپرداز بیت است. نه حمایت مردم را دارد و نه حمایت رهبری را برای برنامه های اعلام شده خویش. روحانی پس از انتخابات گام بگام از وعده های خود عقب نشست و کابینه خود را نه بر حسب تمایل آنها که او را انتخاب کرده بودند بلکه در تعامل با دشمنان مردم تشکیل داد .

وضع اقتصاد مملکت بسیار آسیب پذیر و ذخایرارزی ته کشیده است. با کاهش درآمد ارزی، تأمین هزینه جنگ سوریه، یمن و کمک به لبنان و حزب الله ممکن نیست. فشار کشورهای عربی و غرب که از وضعیت مطلع تر از خود حکومت ما هستند، نه تنها کاهش نخواهد یافت بلکه تشدید هم خواهد شد.

 

 مذاکرات هسته ایی در چهار چوب مسائل فنی که در حقیقت فرع قضیه هستند بظاهر تا کنون خوب پیش رفته است ولی مانند همیشه توافقها روی مسائل فنی به دیوار سدید بی اعتمادی سیاسی که اصل قضیه میباشد برخورده است و این دیوار محکمتر از آنست که به این آسانی بتوان از آن عبور کرد و غرب با تعمیق و تعمیم همین مسائل بظاهر فنی در صدد تخریب آن دیوار فرااستراتژیک است و به چیزی جز تخریب کامل آنهم رضایت نمیدهد و برای رهبری ایران هم تخریب این دیوار یعنی انتحار سیاسی. روی این اصل همچنانکه در یاداشت  قبلی خود بمناسبت مذاکرات مسقط در این زمینه نوشتم،”مذاکرات هسته ایی راه بجایی نخواهد برد! “و وحشت ناکتر از آن برای رژیم فردائیست که همین کارتهای بازی امروز خود را هم بیش از امروز از دست داده و در وضعیتی فلاکتبار تر قرار گرفته باشد.

وضع در سوریه بزیان ایران و حزبالله لبنان بهم خواهد خورد،  حوثیهای یمن که با تحریک و حمایت ایران صنعا پایتخت آنکشور را گرفته اند، در تله مرگی افتاده اند که از آن بیرون نخواهند آمد، حزب الله در لبنان با سد کردن راه انتخاب رئیس جمهور و انتخابات پارلمانی، یک خلاء خطر ناک سیاسی و نظامی ایجاد کرده است که هزینه آن بدوشش خودش خواهد افتاد. در حالیکه دولت لبنان کمک ۳ میلیارد دلار ی عربستان برای تجهیز ارتش با سلاحهای فرانسوی را تشکرآمیزانه پذیرفت و مقامات لبنانی بشمول برخی جناحهی مسیحی هر روزه خدمت پادشاه عربستان شرفیاب میشوند، ان دولت پیشنهاد کمک نظامی و تسلیحاتی ایران را با بی اعتنایی بایگانی کرده و هنوز بدان پاسخ نداده است، در شرایطی که صادرات نفت ایران به حد اکثر زیر ۱٫۲۰۰ میلیون بشکه رسیده است دولت بردار عراق با پمپاژ شتابنده نفت خود صادراتش را  بزودی از ۳  به ۳٫۵ میلیون بشکه در روز میرساند.

پایان یادداشت

************************

* اگر در این پارلمان جهانی برخی از حق ویژه (وتو) برخوردارند، ناشی از سطح بسیار نامتوازن توسعه سیاسی اعضای این پارلمان و وزن متفاوت تر اقتصادی، جمعتیتی آنهاست. میتوان اطمینان داشت که اگر روزی در کشورهایی نظیر سومالی و ایران ماهم آن مدل سکولار دموکراسی مدرن، استقرار یافته و نظارت دموکراتیک و مردمی بر کار دولتهای آنان برقرار شودف جامعه ملل زحمتی برای لغو حق وتوی دولتهای بزرگ* هم نخواهد داشت.

**  پادشاه سعودی: در نشست ریاض بر حمایت همه جانبه از مصر تاکید شد

دبی-العربیه.نت فارسی
چهارشنبه ۲۶ محرم ۱۴۳۶هـ – ۱۹ نوامبر ۲۰۱۴م

ملک عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه سعودی روز چهارشنبه ۱۹-۱۱-۲۰۱۴ از نتایج نشست ریاض که بر وحدت همکاری کشورهای عربی خلیج متمرکز بود، ابراز خشنودی کرده است.

پادشاه سعودی گفت: “در نشست ریاض شورای همکاری خلیج بر حمایت از مصر تاکید کردند”.

ملک عبدالله در بیانیه ای که روز چهارشنبه که به دنبال پایان نشست ریاض منتشر شد، اظهار داشت: “خدا را سپاس می گویم که بر ما و برادرمان امارات متحده عربی، بحرین، کویت و قطر منت عطا فرمود تا بتوانیم به توافق تکمیلی نشست ریاض که روز یکشنبه، ۱۶/۱۱/۲۰۱۴ بود، برسیم “.

وی افزود : “ما با برادرانمان در کشورهای همکاری خلیج به توافق رسیدیم که تمام اختلافات را کنار بگذاریم و در روند همکاری های مشترک که نه تنها به نفع مردم ماست بلکه به نفع همه جهان اسلام خواهد بود، صفحه جدیدی را باز کنیم”.

ملک عبدالله همچنین با اشاره به اهمیت رسانه های خبری گفت: “ضرورت ایجاد می کند که کشورهای عربی و اسلامی از رسانه ای برخوردار باشند که پاسخگوی نیازهای جوامع ما باشد و بتواند در راستای خدمت به منافع عالی ملی و اسلامی ما باشد”.

ملک عبدالله افزود: “ما به توافق رسیدیم که در برابر چالش هایی که امروز امت های اسلامی وعربی با آن روبرو هستند، متحد باشیم و اختلافات خود را کنار بگذاریم . برادران ما همه بر نقش موثر و مثبت دولت و ملت مصر بر روند این تحولات تاکید کردند.”

پادشاه سعودی اظهار داشت: “من از دولت و ملت مصر که همواره در جهت اتحاد و همبستگی امت عرب تلاش کرده است، می خواهم که این بار نیز برای موفقیت تلاش های ما برای اتحاد و همبستگی کشورهای عربی با ما تلاش کنند”.

ملک عبدالله در پایان برای برقراری صلح و آرامش در همه کشورهای جهان به ویژه امت اسلامی وعربی دعا کرد.

***************************************************

***

Saudi Prince Miteb meets Obama during U.S visit

Prince Miteb said negotiations over Iran’s nuclear program were a subject of discussion during the meeting with Obama. (Al Arabiya)
Text size A A A
By Staff writer | Al Arabiya News
Thursday, 20 November 2014

Saudi National Guard Minister Prince Miteb bin Abdullah bin Abdulaziz Al-Saud said there was complete agreement between Riyadh and Washington when it came to issues relating to the Middle East region, following a meeting with President Barack Obama.

Prince Miteb arrived in the United States on Tuesday. During his visit, which will last several days, the Saudi official will also meet Defense-Secretary Chuck Hagel, according to the Saudi Press Agency.

Prince Miteb said negotiations over Iran’s nuclear program were a subject of discussion during the meeting with Obama.

Obama expressed the U.S. administration’s commitment to seeking a final solution to the crisis and that it was seeking a solution to Iran’s nuclear program during upcoming negotiations in the Tehran, Prince Miteb said.

****

File Photo: Haider al-Abadi
File Photo: Haider al-Abadi
By RUDAW yesterday at 04:46
ERBIL, Kurdistan Region – The Iraqi government is working on forming a national guard force, Prime Minister Haider

al-Abadi’s office revealed.

“We are working on a new law to form a national guards force” in coordination with the defence ministry and other organizations, the PM said in a statement. He added that his government was waiting for lawmakers to approve a law authorizing the force before moving ahead.

A source in the prime minister’s office disclosed that the local guard forces are expected to be “inclusive” of the Sunni Sahwa forces and Shiite volunteer militias.

Iraq’s Army has been struggling to rebuild since a stunning defeat in June, when ISlamic State (ISIS) forces swept through a third of Iraq, including its second-largest city, Mosul.

The Pentagon has said that 80,000 “competent” Iraqi troops will be needed to push ISIS out of Mosul.

One of the conditions between Shiites and Sunnis in their agreement to form the Iraqi government was the formation of a national guard force.

دولت روسیه نتوانست از مردم خود هم قرض کند

Share Button

روزنامه صنعت روزِ سوئد( داگنز ایندوستری) گزارشی دارد از انتشار اوراق قرضه دولتی توسط دولت پوتین در روسیه به مبلغ ۵ میلیارد روبل یعنی معادل  ۱۰۷ میلیون دلار و با بهره ۱۰٫۰۶%. انتشار این میزان قرضه دولتی با این بهره که بیش از ۲ برابر بهره در سایر کشورهای جامعه اروپاست، خود سئولاتی را در باره وضعیت اقتصادی دولت روسیه پیش میکشد که تأمل برانگیز هستند. ولی کار به اینجا ختم نشده و این گزارش  در ادامه خبر میدهد که از این ۵ میلیارد روبل اوراق قرضه دولتی فقط ۴۹۱ میلیون روبل، یعنی کمتر از ۹%  آن از سوی مردم خریداری شده است.

وقتی مردم جذب چنین بهره بالایی نشده و از خرید اسناد قرضه دولتی خود داری میکنند معنایی جز این ندارد که: اولاً آنها به دولت و مالیه اش اعتماد ندارند و دوماً معامله روی دلار برای آنها سودی بیش این مبلغ دارد. روزنامه فوق این گزارش خبری را “شکست روسیه برای قرض گرفتن” تیترگذاری کرده است.

همین روزنامه در گزارش دیگری مینویسد که تحریمهای اقتصادی غرب مستقیماً بیش ۵۰ درصد بخش بانکی روسیه را نشانه رفته اند. این امر بدین معناست که بانکهای روسیه آسیب پذیر ترین سیستم بانکی را در میان کشورهای روبه توسعه داراست تنظیم کنندگان این گزارش با مقایسه روسیه با دیگر کشورهای همطراز به این نتیجه رسیده اند. گزارش می افزاید که بحران اوکرائین نیز در ایجاد این وضعیت دشوار برای روسیه مؤثر بوده است.

پایان ترجمه و تنظیم گزارنشریه داگنز ایندوستری

کامنت من:

ظرف روزهای اخیر روبل روسیه به سقوط خود هرچند نه با شیبی به تندی سابق ادامه داده است. ولی شکست دولت روسیه در فروش  این اوراق استقراض دولتی، بیشک بر بی اعتمادی و گریز مردم از اسناد دولتی و روبل کشور خود می افزاید. بنا بر این هرگونه گمانه زنی روی نقطه توقف روبل در این سراشیبی، کاملاً اشبتاه است زیرا عوامل روانی بازار در کوتاه مدت نوسانات آنرا  بنحو زیادی تشدید هم میکند. ولی آنچه قطعی میباشد اینست که سقوط روبل و اقتصاد روسیه همچنان ادامه خواهند داشت و اینرا وزیر اقتصاد روسیه نیز دیروز اعتراف کرد.

باید اضافه کنم که از چند روز پیش، دولت روسیه شروع بخریدن طلا کرده است تا ذخایر ارزی و پشتوانه ایی خود را تنوع دهد. هرچند این خریدهای طلا در زمانی رخ میدهد که نرخ (حدوداً اونسی ۱۱۹۰ دلار) طلا در بازار جهانی در پائین ترین سطح خود  قرار دارد ولی این همان سیاست انبار کردن طلا بخاطر تحریمها از سوی دولت احمدی نژاد است که مشکل تنگنا و خفگی ارزی ایران را حل نکرد ولی آسیب پذیری آنرا بنمایش گذارد.

Fiasko för rysk upplåning

Vladimir Putin, Rysslands presidentFoto: Mikhail Klimentyev

Uppdaterad 2014-11-19 15:23. Publicerad 2014-11-19 15:04
I den första auktionen sedan den 8 oktober erbjöd det ryska finansministeriet inhemska statsobligationer till ett värde av ۵ miljarder rubel med förfallodatum i 2016.

Man lyckades dock endast sälja till ett värde av 491 miljoner rubel, med en genomsnittlig ränta om 10,06 procent, enligt Dow Jones Newswires.

Fram till onsdagens auktion hade ministeriet ställt in fem auktioner i rad, med hänvisning till “ogynnsamma marknadsförhållanden”.

..

Så lamslås Ryssland av sanktionerna

 

Foto: Yves Logghe/ TT

Sanktionerna mot Ryssland

Uppdaterad 2014-11-19 11:01. Publicerad 2014-11-19 09:59
Sanktionerna mot Ryssland  Påverkar direkt mer än 50 procent av landets banksektor genom att hindra tillgången till de amerikanska och europeiska kapitalmarknaderna, enligt Standard & Poors.

Det betyder att ryska banker nu är de mest sårbara av tillväxtmarknadernas banksystem, menar analyshuset i en rapport som jämför utsikterna för tillväxtmarknadernas banksystem.

Ukrainakrisen har också skadat Rysslands medellånga tillväxtutsikter genom “ett minskat förtroende, ökade reella och uppfattade landsrisker och eftersläpande teknologisk utveckling”.

I rapporten framhålls också att kinesiska och indiska banker troligtvis gynnas av en relativt hög ekonomisk tillväxt, medan brasilianska, sydafrikanska och turkiska banker sakta stabiliseras.

گره کار اینجاست: چند گونه تضاد و چند راهبرد

Share Button

همه این تضادهای در هم تنیده را میتوان مد نظر داشت و در شرایطی مناسب میتوان هریک را طرح و برای حل آنها تلاش کرد ولی اگر کسی با اغراق در پتانسیل اصلاحطلبی و جریانات حاشیه آن، با علم کردن ۲۸ مرداد و عاشورا سازی از آن؛ تضاد و شکاف اساسی بین ملت و این حکومت را به حاشیه براند، یا  برعکس با گرفتن ژستهای افراطگرایانه، مراحل تاکتیکی مبارزه برای تحقق اهدف استراتزیک را نادیده گرفته و تبلیغ کند، اگرهم خود نداند در عمل در خدمت استبداد حاکم قرار گرفته است. حال آیا، این خدمتگذاری به نظام با آگاهی کامل و سازمانیافته، با هدایت دستگاههای اطلاعاتی انجام میشود یا نه از روی زمین گیرشدگی در یک میدان کاملاً فرعی و متروک تاریخی،  تغیری در نتیجه کار و تأثیر نها یی آن ندارد. درک تفاوت این دو مانند تشخیص یک مورد قتل عمد یا غیر عمد است که مقتول را زنده نمیکند.

شیرعلی

در ایران نحله های سیاسی گوناگونی وجود دارند که اهداف اعلام شده چشم اندازی یا استراتژیک آنها با مبانی راهبردیشان عمقیاً در تناقض قرار میگیرد. درک این تناقضات، همانقدر برای یک سیاستورز ضرور است که پاک کردن مداوم شیشه ماشین برای یک راننده درهوایی بس بارانی. ساده ترین و تجربه شده ترین مثال دراین زمینه سرنوشت نیروهای باصطلاح “ترقی خواه و دموکراتیک” مخالف رژیم  شاه است که بنام ترقی خواهی، عملاً به سینه زنان هئیت غزاداری انقلاب و جمهوری اسلامی تبدیل شدند. کمونستهای روس و چین گرا، هواداران دکتر مصدق، جبهه ملی و شریعتی از شاخص ترین نیروهای  این جبهه بودند. ولی عمل سیاسی آنها در آن مقطع به همه جا میتوانست منتهی گردد جز به دموکراسی و ترقیخواهی.

نتیجه ی حاصل شده ، کاملاً مغایر با اهداف آرمانی این جریانها از آب درآمد که ما را به وضعیت کنونی رانده است، یعنی تفاوت ۱۸۰ درجه ایی(دیامترال) آن اهداف راهبردی با آن دستاوردهای ناقضِ مقصود. افتادن در این کژراهه چیزی نبود و نیست جز نشاختن عرصه مبارزه، نشناختن بازی کنان این عرصه و از همه مهمتر نشناختن “چیستی خویش” وعدم درک دینامیسم آن پیکاری که جهتگیری آنرا، نه تمایلات وهمی و خوش خیالانه بازیگرانش بلکه بسیاری عوامل دیگر رقم میزد که خارج اراده این بازیگران بود. بگذریم از اینکه زیرکی طرف برنده هم که  از خام اندیشی طرفهای بازنده حد اکثر سوء استفاده را کرد بعنوان یک عامل ذهنی، تشدید کننده وضعیت بوجود آمده بود.

غرض از نگارش این یاداشت کوتاه که انگیزه نگارشش ناگهان بذهنم رسید، احساس دردناکی است که از تداوم آن راه رفته و به جهنم امروزی رسیده، از سوی همان بازیگران،  یا بازماندگان تغیر نام داده دوران پیش و پس از انقلاب است که بر روان من و بسیاری  گمراه رفتگان آن دوران سنگینی میکند، میباشد.

بطور خلاصه؛ من ریشه این دینامیسم پیش گفته را با طرازبندی آن رشته تضادهایی که دینامیسم ناشی از آنها، ما را بدینجا راندند و در شرایط  امروز با رنگهای دیگری همان اثرآفرینی را دارند، فهرست وار در ذیل درج میکنم. قبلاً اینرا بگویم که سیاسی بودن یک جایگاه کرامت یا حرمت آفرین است. همه آنهایی که در عرصه سیاسی اند، چه از کارگزاران حکومتی باشند یا زندانیان همین حکومت، اگر نسبت به جایگاه خود علاقمند و بدان مباهی نباشند از آن شرمزده هم نیستند.

آنها که روی سفره حکومت نشسته اند از مواهب مادی آن برخوردار و از احساس قدرت خود احساس رضایتمندی میکنند و آنها که سرکوب گشته ی  جکومت اند بخاطر جایگاه مردمیشان و آرمانهای عدالتخوانه و نقش انسانی و آزادیخواهانه خود احساس غرور میکنند.  بنا بر این؛ از رانتبران حکومتی بگذریم، هر جریان یا فرد سیاسی(منتقد و مخالف نظام) در این منظومه پر تضاد و تنش عرصه سیاسی مملکت جایی دارد که در درجه اول به نسبت قرارداشتنش در مدار و نزدیکی مرکزثقل ساختار قدرت  تعین هویت  میشود.

در بیشتر موارد، مواضع واقعی افراد و جریانها،  الزاماً با آن هدفی که ازنقش آفرینی سیاسی خویش دارند خوانایی نداشته بقول معروف نقض غرض و تکرار همان راه رفته ایست که ما را بدینجا رانده است. یعنی درک ذهنی از خویش که با جایگاه عینی امان در تباین قرار گرفته است.

۱ ـ آن جریانها و اشخاص سیاسی که بطور واقعبینانه خود و جایگاه خود را بر اساس تضاد ملت و حکومت تعریف کرده و بر اساس همین تعریف هم دقیقاً حرکت میکنند. تعداد این جریانها و افراد منتسب بدان، بنظر من نزدیک به صفر است.

۲ ـ آن جریانهایی که با ادعای مبارز، ترقیخواه وعلیه استبداد حاکم بودن؛ نقطه عزیمت حرکنی خود را درعمل؛ تضادهای درون جبهه واحد مردمی، که مقابل رژیم قرار دارد گذارده اند. این جریانها و افراد منتصب بدانها با عزیمت از مبداء پهلوی ستیزی، آمریکا ستیزی، اسرائیل ستیزی و فلسطین پرستی تا حد دفاع از تروریسم کور حماس، هّم اساسی خود را همچنان صرفِ نقد و افشای رژیم گذشته از یکسو و تخریب آن چهره هایی که روزی در همین حکومت بوده اند ولی دیگر در عرابه  قدرت نیستند و بنحوی در تقابل گفتمانی با رژیم هم قرار دارند، گذارده اند.  مبارزین این جبهه زیر پوشش ترقیخواهی درعمل با ارتجاعی ترین جناحهای رژیم همسو هستند. در مرکز این جریان؛ عاشورا سازان ۲۸ مردادی، ضد امپیریالیستها، قسم خوردگان اسرائیل ستیزی و فلسطین پرستان و مصدق طلبانی هستند که نمیخواهند بگذارند آن مرحوم در گور خود بیاساید. و با علم کردن مداوم  او، آب به آسیاب مشروعیت این رژیم و انقلاب اسلامی میریزند

۳ ـ جریانها و افرادی که کارپایه سیاستورزی خود را روی تضاد بین اصولگرایان و افراطیون حکومتی نهاده اند. برای اینها چیره گشتن جریان عقلگرای اصولگرایان حکومتی راه سعادت آفرین ملی و گشاینده فضای سیاسی و تعامل با جهان است. اینها به دو نیروی پروکسیکال که هردو تحت حمایت نظام قرار دارند و بسته به مصلحت و موقعیت یکی از آنها به میدان فرستاده شده و دیگری  در مقام منتقد آن قرار میگیرد، دلبسته اند. اینها، یا خود، بخشی از پروکسیهای رهبریت واحد نظام هستند یا هیزم کش آن.

۴ ـ آن جریانها وافرادی که همچنان به گفتمان ۲۵ خردادی چسبیده ونقطه عزیمتشان رقابت (و نه تضاد) بین اصلاحطلبان بعنوان یک بخش از ساختار سیاسی نظام و اقتدارگرایان (اصولگرایان) بعنوان بخشی دیگر آن میباشد. برای این گروه در عمل تضادی بین مردم و حکومت و شکافی بین ملت و دولت وجود ندارد. چشم امید اینها به این است تا مسائل مملکت را در چهار چوب موازین قانونی همین نظام حل کنند.

[ روزنامه شرق از قول محمد خاتمی نوشته است: «زمینه حضور پرشور مردم در انتخابات فراهم شود.» روزنامه ابتکار نیز ضمن انتشار عکسی از محمد خاتمی در صفحه یک از قول وی نوشته است: «اصلاحات به دنبال تقویت نظام است.» رادیو فردا].

براین فهرستِ  اصلی ـ فرعی سازی تضادهای سیاسی در مملکتمان و بلعکس آن میتوان افزود. باید اضافه کرد که نقد رژیم؛ امروزه دیگر به انشاهای تکراری و مرثیه خوانیهای سوگمندانه ای تبدیل گردیده است که نه راهبردی  برای برونرفت از این پیچ و خم بحرانزدگی نشان میدهند و نه پایه یک گفتمانی را میگذارند که ضمن نقدِ جهت دار رژیم، شالوده یک گفتمان تحول و راهبرد عملیاتی آنرا نیز پی ریزی کند و نه حتی احساسات پینه بسته و خسته مردم را تکان میدهد. اگر در این رابطه ادعا کنم که بگمان من، بخش زیادی از نقد رژیم  محصول کارِ دستگاههای اطلاعاتی خود  آنست که  میکوشند ابتکار مبارزه و نقد  قدرت را هم از مخالفین آن گرفته و به عوامل میدانی و ماسکدار خود بسپارند، فکر نکنم ادعایی ناروا باشد.

خلاصه کنم!

همه این تضادهای درهم تنیده را میتوان مد نظر داشت و در شرایطی مناسب میتوان هریک را طرح و برای حل آنها تلاش کرد ولی اگر کسی با اغراق در پتانسیل اصلاحطلبی و جریانات حاشیه آن، با علم کردن ۲۸ مرداد و عاشورا سازی از آن؛ تضاد و شکاف اساسی بین ملت و این حکومت را به حاشیه براند، یا  برعکس با گرفتن ژستهای افراطگرایانه، مراحل تاکتیکی مبارزه برای تحقق اهدف استراتزیک را نادیده گرفته و تبلیغ کند، اگرهم خود نداند در عمل در خدمت استبداد حاکم قرار گرفته است. حال آیا، این خدمتگذاری به نظام با آگاهی کامل و سازمانیافته، با هدایت دستگاههای اطلاعاتی انجام میشود یا نه از روی زمین گیرشدگی در یک میدان کاملاً فرعی و متروک تاریخی،  تغیری در نتیجه کار و تأثیر نها یی آن ندارد. درک تفاوت این دو، مانند تشخیص یک مورد قتل عمد یا غیر عمد است که مقتول را زنده نمیکند.

سخن آخر اینکه وقتی بنّایی شورع به ساختن ساختمانی میکند اول نقشه را میریزد و بعد کارگر و سرکار گر و .. جمع میکند. در عرصه سیاسی اپوزیسیونی مملکت ما، اول دسته بندیها و تقسیم پستها تشکیل میشود و اگر همتی باشد آنگاه شروع به طرح یک گفتان میکنند که در همین فاصله جنگ قدرت برای ریاست، خود جمع را از هم متلاشی میکند.

سیاسیون ما هنوز نفهمیده اند که شکل دادن و پرداختن یک گفتمان تحول آفرین، بدون اینکه نماد و پیشکسوت و سردمداران ویژه ایی از اول برای آن تعین شود، شرط حیاتی شکل گیری نیرویی است که اگر هم نتواند تا حد یک اپوزیسیون و آلترناتیو قد علم کند، بتواند بعنوان یک گروه فشار تأثیر گذاری استراتژک بر صحنه سیاسی مملکتمان داشته باشد.

شوخی تلخ تاریخ است که، چه اعتراف کنیم و چه نکنیم، آمریکا به نیابت از طرف ملت ایران نقش رهبری مبارزه برای آزادی و دموکراسی را برایمان بعهده گرفته است و برخی ، با ماسک و شبیه سازی غلط انداز، در کنار رژیم با همین آمریکا  و علیه تلاشهایش که بسود ملت ماست مبارزه میکنند و اولویت را به این مبارزه میدهند؛ یا بنام حق داشتن فن آوری هسته ایی، یا بنام ممنوعیت کامل مداخله در امور داخلی ما و یا نامهای دیگر!

آری سید علی خامنه ایی، اژه ایی، علم الهدا، جنتی و مصباح از بَرک اوباما، جان کری  و هیلاری کلینتون بما نزدیکتر تر هستند. در تحلیل نهایی با ما همجنسیتی دارند.

Q&A: How likely is a nuclear deal with Iran?

Share Button

importantly, Iran needs some recognition of its nuclear programme. “The Iranians also need a narrative of victory to sell a painful deal to their population,” says Cliff Kupchan, Iran director and chairman of the Eurasia Group

iran nuclear illustration

November 16, 2014 5:34 pm

Sam Jones in LondonAuthor alerts

The diplomatic wrangle to prevent Iran from building a nuclear weapon has just days to run. On Tuesday, officials from Iran and the so-called P5+1 – the permanent members of the security council plus Germany – will meet in Vienna in an effort to hammer out a final and lasting agreement to curb Tehran’s nuclear programme in exchange for the rollback of the international sanctions that have crippled the Islamic republic’s economy.

They will have only six days to finalise terms: November 24 is the official deadline for a deal, and comes nearly a year after the landmark interim deal in Geneva last year . But the prospects for success are considered low: many of the core issues are still unresolved.

FirstFT is our new essential daily email briefing of the best stories from across the web

What does the P5+1 want?
Above all, to amend Iran’s “breakout time” – the time it would take for its nuclear engineers to enrich enough uranium to a sufficient degree for a viable nuclear weapon. Iran is estimated to have a six-month breakout time. The P5+1 is likely to require a breakout time of between nine and 12 months. This is dependent on the size and level of enrichment of the existing uranium stockpile; the number of Iranian centrifuges in operation; how many centrifuges Tehran can bring quickly into operation and how efficient a new generation of advanced centrifuges might be.

Anything else?
A host of other issues related to the breakout time requirement, including the transparency of Iran’s nuclear facilities – the more monitoring and supervision Iran grants, the more comfortable the P5+1 may be with a shorter breakout time; resolution on Iran’s plutonium-producing Arak reactor, and a range of unresolved historic research projects known as “possible military dimensions” to the country’s nuclear programme, which the International Atomic Energy Authority is suspicious of.

And what does Iran want?
Sanctions relief. Growing economic hardship is prompting Tehran to negotiate, say observers. Iran wants to begin exporting its oil again; it also wants to be reconnected to the international financial system – and to unfreeze the billions of dollars of its own money held in foreign accounts. But almost equally importantly, Iran needs some recognition of its nuclear programme. “The Iranians also need a narrative of victory to sell a painful deal to their population,” says Cliff Kupchan, Iran director and chairman of the Eurasia Group.

Are the chances of a deal any better than six months ago?
Yes . . . and no. Over the past year, there have been no “Aha!” moments but technical talks are thought to have made progress of sorts. The discussions are likely to have involved intricate changes to Iran’s reactor designs, so that they do not require or produce fuel that can be easily refined into bomb material, and the possibility of Iran shipping its entire existing uranium stockpile to Russia for conversion into fuel rods.

In depth

Iran under Rouhani

'Iran after Rouhani' in depth

Iran’s President Hassan Rouhani is looking to pursue a foreign policy of moderation after tough financial sanctions have brought the Islamic Republic’s economy to a standstill

Further reading

But . . . ?
Recent events have complicated matters. One P5+1 diplomat familiar with the October discussions said that some of the “creative” technical avenues suggested have proved less attractive after they have been pored over by nuclear experts. The falling oil price has made it more important for Iran to secure meaningful and rapid sanctions relief. While the US has been unwilling to unwind sanctions quickly, Republican control of the Senate will make it even harder, if not impossible to see eye-to-eye with Tehran. Meeting in Oman last week, the tone between Iran and P5+1 leaders including US secretary of state John Kerry was decidedly downbeat.

Can it be done?
The sanctions relief timeframe – the sequencing of what Iran gets, and when – could be the key to this final round of talks.

So far the attitude from the US has been minimalist: to “let Iran have a bit more of its own money back”, as one diplomat says, referring to frozen bank accounts. But if Iran is to accede to cuts to its number of centrifuges even approaching the drop from 19,000 to 6,000 that has been hoped for, it may now dictate something more meaningful from the P5+1.

As a result, most experts doubt, on balance, that a final comprehensive arrangement – something that will endure for years to come – can possibly be agreed by next Monday. “It’s a fairly low probability – I’d say a 30 per cent possibility,” says Mark Fitzpatrick, director of non-proliferation studies at the think-tank IISS. Mr Fitzpatrick says that perhaps a broad agreement could be reached, but at least another six months may be needed to iron out details. But while chances may be slim, they are better than they were: in May, Mr Fitzpatrick put the chances of success at less than one in 10.

The real question will be what happens if an agreement is not reached. Negotiators may be inching closer to a deal, but there is a danger that their political masters in Washington and Tehran could pull back from one in the coming months

باز هم ادامه سقوط قیمت نفت

Share Button

 چکیده…”همچنانکه قبلاً هم نوشته ام سقوط نفت ادامه خواهد یافت و چنین بنظر میرسد که رسیدن آن به سطح ۶۰  دلار را هم بهیچوجه بعید نمی باشد. این سطح قیمت، در اقتصاد و بازار پولی کشورهایی نظیر ایران، روسیه،  ونزوئلا ، اکوادور و دیگر کشورهایی که سهم درآمد نفتی در بوجه دولتی و بازرگانی خارجی  آنها بالاست طوفانی سونامیک ایجاد خواهد کرد که هیچ بعید نیست به نارآرامی اجتماعی هم  منجر شود. برای پیش بینی درست در این رابطه، نباید خود را به فقط پارامترهای اقتصادی و داده های آماری محدود کرد بلکه عکس العمل روانی در چنین جوامعی که مردم و موسسات اقتصادی  به وعده ها و تضمینهای ارگانهای دولتی خود اطمینانی ندارند، میتواند هر جرقه ایی را به یک حریق بزرگ کنترل ناپذیر تبدیل کند. “

سقوط بهای نفت امروز پنجشنبه شتاب بیشتری یافت و در ساعات پایانی بورس نیویورک   تا ۳٫۴ دلار کاهش یافت( برنت  به۷۷$ و تکزاس به ۷۴$  رسید). موسسه بلومبرگ * مینویسد که تولید این ماه  آمریکا رکورد ۳۰ ساله خود را شکست و برای اولین بار  به روزانه ۹٫۰۶ میلیون بشکه  یعنی به سطح تولید سال ۱۹۸۶ رسید. بخش عمده تولید این کشور از سنگنفت است که تکنولوژی  تولید آن در آغاز خود بوده و منابع آن نسبت به منابع معمولی بمراتب وسیعتر است.

بحثی از کاهش تولید عربستان یا کویت در میان نیست و وزیر نفت آنکشور گفته است که قیمت نفت را عربستان تعین نمیکند بلکه بازار تعین کننده آنست. بلومبرگ مینویسد که عربستان تولید خود را کاهش نخواهد داد چونکه میخواهد موضع مسلط جهانی خود در بازار نفت  را حفظ کند و منتظر است تا دیگر کشورها به کاهش تولید دست بزنند.

در حقیقت آمریکا و عربستان با حفظ تولید کنونی خود عملاً منتظر از صحنه خارج شدن رقیبان ضعیف تر هستند تا بحساب کاهش سهم آنها سهم خود را در بازار افزایش دهند.  آنها و امارات و کویت میتوانند زمانی طولانی با قیمتهایی حتی زیر ۷۰  و حتی ۶۰ دلار به تولید ادامه دهند ولی این سطح قیمت برای کشورهایی نظیر روسیه، ایران، ونزوئلا خرد کننده است زیرا بودجه دولتی متکی به نفت آنها بر اساس نفت حد اقل بشکه ایی ۸۵ دلار ریخته میشود. هفته قبل یک موسسه مطلعات نفتی نوشت که نفت تولید شده از سنگنفت تاب تحمل قیمت ۵۰دلاری را هم دارد.

امروز پنجشنبه آمار ذخیره نفتی آمریکا هم مازادی میلیونی را نسبت به ماه قبل نشان میداد که خود در سقوط  ۳٫۴  دلاری امروز موثر بود.

همچنانکه قبلاً هم نوشته ام سقوط نفت ادامه خواهد یافت و چنین بنظر میرسد که رسیدن آن به سطح ۶۰  دلار را هم بهیچوجه بعید نمی باشد. این سطح قیمت، در اقتصاد و بازار پولی کشورهایی نظیر ایران، روسیه،  ونزوئلا ، اکوادور و دیگر کشورهایی که سهم درآمد نفتی در بوجه دولتی و بازرگانی خارجی  آنها بالاست طوفانی سونامیک ایجاد خواهد کرد که هیچ بعید نیست به نارآرامی اجتماعی هم  منجر شود. برای پیش بینی درست در این رابطه، نباید خود را به فقط پارامترهای اقتصادی و داده های آماری محدود کرد بلکه عکس العمل روانی در چنین جوامعی که مردم و موسسات اقتصادی  به وعده ها و تضمینهای ارگانهای دولتی خود اطمینانی ندارند، میتواند هر جرقه ایی را به یک حریق بزرگ و کنترل ناپذیر تبدیل کند.

دیروز یکی از نشریات اروپایی نوشته بود که در روسیه، مردم علاوه بر صف بستن جلوی بانکها برای خارج کردن سپرده های خود و تبدیل آنها به دلار، برای خرید کالا هم به بازار ها هجوم آورده اند، زیرا فکر میکنند بزودی قیمتها، مخصوصاً قیمت اجناس خارجی  افزایش خواهد یافت. چنین عکس العملی، هم قابل پیش بینی بود و هم میتواند به سراسر بدنه اقتصادی روسیه سرایت کند. یکی از روزنامه های اسکاندیناوی دیروز نوشته بود که مؤسسات بزرگ مالی حتی بانکهای خصوصی روسیه از بانک مرکزی یا بانکهای دولتی قرض میگیرند و پول استقراضی را به دلار تبدیل میکنند.

بنظر من با سیر تحول صعودی بحران کنونی، نه تنها مؤسسات مالی و مردم عادی بلکه حتی مؤسسات بزرگ تجاری و صنعتی روسیه هم بفکر سفته بازی ارزی می افتند زیرا تا زمانی که بانک مرکزی ودولت روسیه بر حمایت روبل اصرار دارند، کسب سودهای هنگفت با استفاده از سفته بازی ارزی وسوسه کننده بوده و سود آن بسی بیشتر از  آن فعالیتهای تجاری یا صنعتی است که این سفته بازی را پوشش میدهند.

باز هم تکرار میکنم سقوط بهای نفت ادامه خواهد یافت. 

………………………………………………………………………

Oil prices collapse as OPEC stands back, while US booms

CNBC

Oil prices cratered as government data showed U.S. oil production hitting a new high-water mark, while traders increased bets that OPEC will not curb its own output to stop the rapid price decline.

The U.S. last week produced an estimated 9.06 million barrels a day of crude oil, according to the latest government data. The last time the U.S. produced 9 million barrels a day of oil for any stretch was 1986, when the monthly average in March of that year was 9.13 million barrels a day, according to the Energy Information Administration.

“Psychologically, the fact that the U.S. produced over 9 million barrels a day for the first time in 30 years was bearish for the market,” said Andrew Lipow, president of Lipow Oil Associates. Lipow said there was also an increase in inventories at the Cushing, Oklahoma, hub which was taken as bearish.

Oil has fallen sharply since Saudi Arabia’s oil minister, Ali al-Naimi, indicated Wednesday that it is the market that sets prices, not Saudi Arabia. He also said recent talk of “price wars” was a “misinterpretation” and that Saudi Arabia is working to stabilize prices. Those comments were taken as a sign the kingdom has no intention of cutting production, nor will OPEC when it meets Nov. 27.

Read MoreSaudis knock ‘price war’ talk

“Our view is it doesn’t go a lot lower at this point. The Saudis have to start burning savings to pay for government expenditures, or else they have to cut back some spending. We are working under the assumption that we’re going to see some reduction in volumes if prices drop any further from here. That should help rebalance the market meaningfully,” said Francisco Blanch, head of global commodities and asset allocation research at Bank of America Merrill Lynch.

Blanch said the lower prices will start to hurt high-cost producers, including some U.S. producers, and that will bring down prices. He also said there should a pickup in demand in the next few months.

For the month of October, U.S. production stood at 8.9 million barrels a day, and this is the first report of a 9 million-plus production rate since the shale boom began. The highs for U.S. production were the 10 million barrel a day levels in the 1970s. Just six years ago, there were weeks where production was less than 4 million barrels a day.

Brent futures Thursday tumbled more than 3.4 percent to $78. Brent was off more than 3.4 percent, and West Texas Intermediate slumped $2.97 to $74.21 per barrel. Brent has fallen nearly 7 percent so far this week.

Read MoreOPEC feeling pain as oil falls to 4-year low

Traders have been reading the signals from Saudi Arabia, the biggest OPEC producer and world’s largest oil exporter, as bearish for oil prices and the first comments from Naimi confirmed that. But falling prices had stirred speculation OPEC would be forced to cut production to boost prices, a course favored by some members.

Blanch said the market though has adjusted its view about OPEC in the last several days and now expects no action. He said the market expected “that they would protect an $80/$85 floor for oil, that’s what the market was assuming, and in the last couple of days having listened to the Saudi oil minister, the market keeps selling off,”

Saudi Arabia, which produces about 9.6 million barrels a day, can have a major impact on prices if it shifts production. But analysts say it would want other producers to share any production cuts so it can maintain its dominant market share—an increasingly important position to hold on to as other producers look set to add more oil into the world market in coming years.

OPEC reported this week that its production fell in October, narrowing the gap between its production and quota. The cartel said its collective crude production fell by 226,400 barrels a day to 30.25 million barrels, and that the Saudi output fell by about 69,900 barrels a day.

 ***********************************************************************************

Uttalelser fra Saudi-Arabias oljeminister er med på å sende oljeprisene enda lavere.

Publisert: 13.11.2014 — ۲۲:۱۲ Oppdatert: 13.11.2014 — ۲Bente Bjørndal۲:۲۸

Torsdag kveld er den amerikanske lettoljen WTI på satt laveste nivå på fire år. Etter at Saudi-Arabias oljeminister avviste at han så tegn til priskrig i oljemarkedet, falt både prisen på WTI-olje og nordsjøolje.

Klokken 20.29 ble et fat WTI-olje omsatt til 74,15 dollar, mens nordsjøolje ble handlet til 77,83 dollar.

Relaterte saker

Markedet har lenge spekulert rundt hva Opec kommer til å gjøre på sitt neste møte 27. november. I lengre tid har oljeprisen tilsynelatende vært i fritt fall. Da det amerikanske energidepartementet offentliggjorde ferske lagertall som viste at lagrene var krympet i forrige uke, var ikke det nok til å stoppe nedturen.

Nedgang i oljelagrene

Da Ali al-Naimi senere sa at han ikke så tegn til noen priskrig, sendte han istedet oljeprisene ytterligere ned.

Han avviste at det var noen endring i Saudi-Arabias oljepolitikk.

– Snakk om en priskrig er tegn på en misforståelse – tilsiktet eller ikke – og har ingen basis i virkeligheten, sa han i sin første kommentar på flere måneder.

Saudi-Arabia er den største oljeprodusenten i Opec og verdens største råoljeeksportør.

Klokken 22.05 omsettes et fat nordsjøolje til 77,86 dollar, en nedgang på ۳,۲۶ dollar gjennom torsdagen. WTI-olje er ned 2,63 dollar til 74,55 dollar fatet.

Elendig oljepris senket børsen – smell for DNO

Et nytt kraftig prisfall på olje rammet Oslo Børs. DNO var blant de svakeste aksjene.

 

Ny oljesmell, men også nye rekorder i New York

Oljeprisen har nådd en smerteterskel. – Men det rimer med all-time high nå, sier seniorøkonom.

Artikkel av: Odd Steinar Parr (Hegnar.no – 13.11.14 23:05)

De amerikanske børsene endte forsiktig opp torsdag.

Dow Jones steg 0,23 prosent til 17.652,79, Nasdaq 0,11 prosent til 4.680,14, mens den bredere S&P 500-indeksen trakk opp marginale 0,05 prosent til 2.039,33.

Først- og sistnevnte har aldri sluttet høyere, og begge noterte seg også for ny intradag all-time high på hhv. 17.705,48 og 2.046,18.

Nasdaq sluttet på sitt høyeste siden mars 2000

Mindre enn to aksjer falt for hver aksje som steg på NYSE, der 708 millioner aksjer ble omsatt for over 3,4 milliarder dollar.

På råvarebørsen i New York steg gullprisen 2,40 dollar til 1.161,50 per unse, mens WTI-oljen dundret ned 2,97 dollar til 74,21 dollar fatet — sin laveste sluttnotering siden september 2010.

Dollaren svekket seg mot USAs største handelspartneres valutaer, mens renten på ۱۰-åringen falt tre basispunkter til 2,3487 prosent.

– Rimer med all-time high nå
Antall førstegangssøkere på ledighetstrygd (jobless claims) steg mer enn ventet sist uke, men holdt seg under 300.000 for niende uke på rad, og holder seg på de laveste nivåene på ۱۴ år.

Separate tall fra det amerikanske arbeidsdepartementet viste ifølge CNBC at ansettelser er på sitt høyeste nivå på over seks år.

– Det rimer at det amerikanske aksjemarkedet er nær all-time high når USAs økonomi ser ut til å være på sitt sterkeste siden finanskrisen, sier seniorøkonom Jeff Greenberg i J.P. Morgan Private Bank.

– Hvis du ser på fallet i oljeprisen som fordeling av formue og inntekter fra oljeprodusenter til forbrukere, rimer det at oljeaksjer rammes og inntektsavhengig konsum gjør det bedre, legger han til.

Sjefanalytiker Alexandre Baradez hos IG France mener 80 dollar er smerteterskelen for oljeprisen.

– Under det vil mange av prosjektene til de store oljeselskapene ikke være lønnsomme. I tillegg får mange oljeproduserende land alvorlige budsjettproblemer, sier han til Reuters.

Wal-Mart-rally
Blant Dow-komponentene var Wal-Mart det store lyspunktet etter sine kvartalstall. Salget steg for første gang på syv kvartaler, og aksjen ble belønnet med en oppgang på ۴,۷ prosent til 82,94 dollar.

Caterpillar tynget mest, og trakk ned 1,8 prosent til 101,11 dollar.

Energi var den tyngste sektoren i S&P 500, og i oljeservice fikk Helmerich & Payne og Nabors Industries smake det, med nedganger på hhv. 6,7 prosent til 79,79 dollar og 3,6 prosent til 16,62 dollar.

Telekom var en sektor som trakk opp.

J.C. Penney falt 8,5 prosent til 7,10 dollar etter å ha levert skuffende inntjening i siste kvartal, mens salget var flatt.

Følg Hegnar.no på Facebook her!

………………………………………………………………………………..

Oljelagertall fra USA overrasker

Amerikanske råoljelagre krymper overraskende.

Artikkel av: Øystein Byberg (Hegnar.no – 13.11.14 17:29)

Statistikk fra det amerikanske energidepartementet (DOE) offentliggjort torsdag viser at de amerikanske råoljelagrene falt med 1,7 millioner fat til 378,5 millioner fat i uken frem till 7. november.

Bensinlagrene steg 1,8 millioner fat til 203,6 millioner fat, mens destillatlagrene gikk tilbake 02,8 millioner fat til 116,9 millioner fat.

Råoljelagrene var ventet opp 0,7 millioner fat, mens bensinlagrene var ventet opp 0,1 prosent og destillatlagrene ned 1,5 milioner fat.

سقوط بهای نفت ادامه دارد

Share Button

بعنوان کامنت خود به گزارش فوق باید بیفزایم که آنچنانکه من تغیرات بازار نفت را از روی گزارشات رسانه های دنیا  رصد میکنم بنظرمن؛ سقوط بهای نفت به زیر ۶۰$ برای هر بشکه  و بهای هر اونس طلا به زیر ۱۰۰۰$ نامحتمل نیست. زیرا فروش نفت حتی با قیمتی زیر هزینه تولید (به پول ملی)، برای برخی کشورهایی که به ارز نفتی نیاز دارند یک الزام موازنه ایی ارزی و مبادلاتی بازرگانی خارجی است. چنین کشورهایی نه تنها از تولید خود نخواهند کاست بلکه آنرا افزایش هم خواهند داد. یکی از نمونه های این کشورها، کشور خودمان است که تخفیف قیمت هم به خریداران آسیایی داده است. مضیقه ارزی دولت را وادار خواهد کرد تا نفت را با قیمت پائینتری بفروشد تا با فروش میزان بیشتری نفت ارز بیشتری کسب کند و هیچ معلوم نیست که روسیه هم همین کار را نکند.

WTI Crude Oil
$77.18 ▼-۰٫۷۶ -۰٫۹۸%
۲۰۱۴٫۱۱٫۱۲ end-of-day
Brent Crude Oil
$80.38 ▼-۱٫۲۹ -۱٫۶۰%
۲۰۱۴٫۱۱٫۱۲ end-of-day

برابر گزارش مؤسسه بلومبرگ با عنوان عرضه باد میکند؛ * ارگان اطلاعات انرژی آمریکا  پیش بینی خود برای بهای نفت در سال ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵  را کاهش داده است.  ضمناً امروز پنجشنبه آمار ذخیره نفت آمریکا انتشار خواهد یافت و تحلیلگران نفتی پیش بینی میکنند اضافه ذخیره ایی معادل ۱٫۱ میلیون بشکه را نشان دهد.

دو کشور عضو اوپک؛ عربستان و کویت در برابر دعوت به کاهش تولید از سوی ونزوئلا، لیبی و اکوادرمقاومت میکنند. وزیر نفت کویت علی ال ـ عمیر گفت که اوپک در اجلاس آینده خود در ۲۷ نوامبر (دو هفته دیگر)، از تولید خود نخواهد کاست حتی با ملاحظه شرایط دشوار بازار یک ماهه گذشته.

طیق گزارش دیروز (چهار شنبه) موسسه بازار مواد خام سوئد،** هر بشکه نفت سبک به ۱۸٫۷۷ دلار و نفت سنگین به ۸۰٫۳۸ دلار معامله شده است که یطور متوسط  یک دلار کاهش را نسبت به روز قبل نشان میدهد.

در ذیل همین گزارش موسسه معتبر بلومبرگ*،  چشمم به قیمت طلا در اونسی  $۱,۱۵۹٫۲۲  افتاد که مناسب دیدم از خریدهای کلان صد ها تنی طلا در دوران احمدی نژاد با قیمت اونسی حدود ۱۶۰۰ ـ ۱۷۰۰ $ از ترکیه و یا بازار دوبی یادی بکنم. سابقه آن خریدها در یاداشتهای متعدد در همین سایت هست. اضافه کنم که در روزهای اخیر بانک مرکزی روسیه هم به خرید طلا افتاده است منتها انگیزه خرید آن هنوز بطور رسمی بدلیل تحریمهای  رسمی بانکی آن کشور نیست ولی بانکهای خارجی بدون اینکه تحریمی در کار باشد محض احتیاط از خرید طلای روسیه خود داری میکنند. یاد آوری کنم که روسیه یکی از بزرگترین تولیدکننگان طلا در دنیاست.  کاهش یا قطع صادرات طلا برای روسیه یعنی قطع قسمتی از درآمد ارزی آن کشور در این شرایطی که درآمد نفتی آن ۳۵% کاهش داشته است.

بعنوان کامنت خود به گزارش فوق باید بیفزایم که آنچنانکه من تغیرات بازار نفت را از روی گزارشات رسانه های دنیا  رصد میکنم بنظرمن؛ سقوط بهای نفت به زیر ۶۰$ برای هر بشکه  و بهای هر اونس طلا به زیر ۱۰۰۰$ نامحتمل نیست. زیرا فروش نفت حتی با قیمتی زیر هزینه تولید (به پول ملی)، برای برخی کشورهایی که به ارز نفتی نیاز دارند یک الزام موازنه ایی ارزی و مبادلاتی بازرگانی خارجی است. چنین کشورهایی نه تنها از تولید خود نخواهند کاست بلکه آنرا افزایش هم خواهند داد. یکی از نمونه های این کشورها، کشور خودمان است که تخفیف قیمت هم به خریداران آسیایی داده است. مضیقه ارزی دولت را وادار خواهد کرد تا نفت را با قیمت پائینتری بفروشد تا با فروش میزان بیشتری نفت ارز بیشتری کسب کند و هیچ معلوم نیست که روسیه هم همین کار را نکند.

تا آنجا که به بهای طلا مربوط میشود برخی از همین کشورها مجبورند کسر درآمد دلاری خود را با فروش ذخایر طلای خود جبران کنند. ضمناً بعلت قدرت یابی دلار برای بانکهای دنیا مقرون بصرفه تر است تا ذخایر خود را به دلار داشته باشند تا به طلا. بنا بر این از تقاضای بازار جهانی برای طلا کاسته خواهد شد. این پیش بینی منست.

***********************************************************
روئیترز ۴ ساعت قبل

*

The U.S. Energy Information Administration cut its 2014 and 2015 crude price forecasts in its monthly Short-Term Energy Outlook yesterday and is due to release weekly stockpiles data tomorrow. Inventories in the U.S., the world’s biggest oil consumer, probably rose by 1.1 million barrels in the week to Nov. 7, according to energy analysts surveyed by Bloomberg.

Organization of Petroleum Exporting Countries members Saudi Arabia and Kuwait have resisted calls to lower output, while Libya, Venezuela and Ecuador have asked for action to prevent further price declines. Kuwaiti Oil Minister Ali Al-Omair said OPEC won’t cut production at its Nov. 27 meeting, even after oil slid into a bear market last month.

 Gold for immediate delivery fell 0.3 percent to $1,159.22 an ounce, extending yesterday’s 0.2 percent decline. Silver lost 0.6

percent to $15.5967 an ounce, while platinum slid 0.3 percent.