Archive for: December 2014

چشم انداز بهای نفت در سال آینده

Share Button

 از کامنت پایانی خوم: انتظار اینکه در سال پیش روی مسیحی ۲۰۱۵ بهای نفت به ۲۰$ هم برسد انتظار چندان غریبی نیست ولی انتظار اینکه این قیمت (در صورت عدم رخداد یک اتفاق پیش بینی نشده) به بالای ۷۰ دلار برسد انتظاری کاملاً خام اندیشانه است.  و از اینرو، پیش بینی تسنیم  و آقای  آقای محمد باقر نوبخت  معاون برنامه ریزی  نظارت راهبردی رئیس جمهور که از بالا رفتن قیمت تا مرز ۸۰$ در سال آینده خبر داده اند بیشتر به خوش خیالی نزدیک است تا واقع بینی. این پیش بینی های دور از واقعیت نشان میدهد که مسئولین مملکت ما تا چه اندازه از آنچه در بازار نفت دنیا میگذرد بیخبر هستند و یکی از دلایل غافلگیر شدنشان در سقوط اخیر بهای نفت و به نتیجه نرسیدن مذاکرات هم ناشی از همین توهم اندیشی ها و بیخبری هاست .

A general view shows the 166th ordinary meeting of the Organization of the Petroleum… Read More

روئیترز

۳۲ دسامبر

“ذخیره نفت خام ایالات متحده  با ۷۶۰٫۰۰۰ بشکه افزایش به ۳۸۷٫۳ میلیون بشکه رسید. این  درحالیست که برطبق ارزیابی مؤسسه  ارزیابی  نفت آمریکا(  American Petroleum Institute) و  مقایسه داده های آماری دیگر تحلیلگران این ذخایر میایستی به میزان ۱۰۰٫۰۰۰ بشکه هم کاهش میافت.

در تحقیقی که توسط موسسه فیلیپ فیوچرز(Phillip Futures) انجام گرفته است، گفته میشود که شاخص بهای نفت خام  برای دو ماهه دوم سال آینده (۲۰۱۵)، به کف  خود خواهد رسید. از جمله دلایلی که برای این نتیجه گیری آورده میشود، کاهش تولید نفت آمریکا دراثر سقوط قیمت آن و انتظار اینکه اوپک تولید خود را کاهش دهد میباشد.

تا کنون میزان عرضه نفت در بازار جهانی فزونی چشمگیری را نسبت به تقا ضا از خود نشان داده است که حتی ادامه جنگ در لیبی هم که منجر به کاهش صدور آن کشور گردیده نتوانسته  این اضافه عرضه بر تقاضا  را جبران کند.

حریق بزرگترین دپوی نفتی لیبی در صیدر طی یکهفته، که ۱.۸ میلیون بشکه نفت خام را از بین برد و  موجب خسارات وارده به  ۷ انبار بزگ دیگر و کاهش ۲۷۰٫۰۰۰ بشکه ای نفت اوپک در ماه دسامبر گردید نیز نتوانست بجز مدت کوتاهی  سبب افزایش بهای  نفت ولو مختصربشود.

دیروزسه شنبه، دولت آمریکا سرانجام در برابر  بیش از ۳ ماه فشار برای لغو ممنوعیت ۴۰ ساله نفت خام خود  تسلیم گردید، اقدامی که انتظار میرود موجب ایجاد موجی از سرازیر شدن نفت خیلی سبک تهیه شده از سنگنفت در آمریکا به بازارهای دنیا گردد.”

پایان چند فراز از گزارش روئیترز

***********************************************

قریب دو ماه قبل که سقوط قیمت نفت آغاز گردید بیشتر تحلیلگرانی که فقط نگاه میکرواکونومیک و بازاری به مسئله دارند، پیش بینی میکردند که با سقوط بهای نفت خیلی از تولید کنندگان ضعیف از گود خارج خواهند شد و حذف آنها از بازار سبب کاهش عرضه و نهایتاً افزایش قیمت نفت خواهد گردید. بسیاری از این تحلیلگران نه با منتالیتی کشورهای نفتی آشنایی دارند و نه با استیصال ارزی برخی دولتها ی نفتی و مشکل موازنه پرداختهای خارجی آنها. ابن تحلیلگران توجهی به اینکه کاهش قیمت نفت در کوتاه  و میان مدت حتی به افزایش تولید از سوی درمانده ترین کشورهای نفتیاعلت نیاز مبرم و حیاتی ارزی اشان  از یکسو وغولهای نفتی تلاش برای  سهم افزایی خویش در بازار جهانی که موجب نگاه بلند مدت و استراتژیک به بازار است، از سوی دیگر که به افزایش عرضه در کوتاه و میان مدت منجر خواهد شد ندارند. آنها مسئله ژئوپولیتیک نفتی و عمق رقابت  سیاسی امارات، عربستان، کویت و.. را با ایران و روسیه درک نکرده اند و اینکه روسیه نیز در وضعی نیست که تولید خود را کاهش دهد و تمایلی هم به از دست دادن بازار های خود ندارد. از جمله کشورهایی که طی این مدت بر تولید خویش افزوده اند بر طبق موُسسه بلومبرگ، نیجریه و عراق میباشند در حالیکه عربستان و امارت که با کاهش تولید در اوپک مخالفت کرده اند بغلت عدم تقاضای مشتریان آسیایی اشان از تولید و صادرات خود کاسته اند.

حال همین تحلیلگران فکر میکنند اوپک در نشست آتی خود از تولید خویش خواهد کاست، آنها نمیدانند اوپک دیگر یعنی عربستان و امارات؛ و بقیه اعضاء فرصت و سهمی برای اظهار نظر ندارند و کلاً دیگر اوپکی وجود ندارد مگر عربستان، قطر، امارات، بحرین و عراق. برای این اوپک کوچک شده جدید، درآوردن همان مختصر بازار باقیمانده از دست ایران و ونزوئلا وروسیه؛ از آن چنان اهمیت  استراترژیکی  برخوردار هست که  در صورت لزوم،  این جنگ قیمت و جنگ جاری بر سر تقسیم بازار را تا رسیدن به هدف نهائی سیاسی  و ژئو استراتژیکشان که خُرد کردن ایران، روسیه و ونزوئلا هست را ادامه دهند. برای عربستان خوردن چند ده میلیارد دلار از کیسه ارزی برای چند سال، هزینه ایی بمراتب کمتر از هزینه رویاروئی نظامی و سیاسی با ایران دارد.

بنظرمن این؛  میزانِ کاهش بهای نفت نیست که حرف نهایی را میزند و زمان برگشت قیمت به بالا را تعین میکند بلکه در درجه اول و تا آنجا که به تولید کشورهای اوپکِ (باید گفت سابق) مربوط میگردد تجدید آرایش ژئواستراتژیک و ژئوپولیتیک نفتی در منطقه و دنیاست که تعین کننده سرنوشت جنگ قیمت است.

آنروز که ایران، روسیه و ونزوئلا به زائده و نیروی حاشیه ایی بازار نفتی دنیا تبدیل شوند و آنروز که دایناسورهای نفتی تنها میدانداران حق تصمیم در عرصه اصلی  بازار نفت گردند؛ فقط آنگاه قیمت نفت به آرامش بازاری خواهد رسید و در آن موقع هم، نه انحصار کارتلی؛ مانند اوپک سابق، بلکه ویژگی  تولید کالائی شدن نفت بر حسب هزینه استخراج  و سهولت صدور و کیفیت آن تعین کننده  قیمت در بازار جهانی خواهد بود. در این جبهه برتری مطلق از آن کمپانیهای بزرگ نفتی غرب و مخصوصاً آمریکا بعلت نوآریهای فنی اشان  از یکسو و دولتهای عربستان، کویت، قطر و امارات، بحرین و عراق بعلت وفور منابع و دسترسی اشان به فن آوریهای جدید از جمله تکنیکهای بازیافتی، با پمپاژ کردن آب یا گاز به چاه های فرسوده از سوی دیگر خواهد بود.

انتظار اینکه در سال پیش روی مسیحی ۲۰۱۵ بهای نفت به ۲۰$ هم برسد انتظار چندان غریبی نیست ولی انتظار اینکه این قیمت (در صورت عدم رخداد یک اتفاق پیش بینی نشده) به بالای ۷۰ دلار برسد انتظاری کاملاً خام اندیشانه است. و از اینرو پیش بینی تسنیم  و آقای  آقای محمد باقر نوبخت  معاون برنامه ریزی  نظارت راهبردی رئیس جمهور که از بالا رفتن قیمت تا مرز ۸۰$ در سال آینده خبر داده اند بیشتر به خوش خیالی نزدیک است تا واقع بینی. این پیش بینی های دور از واقعیت نشان میدهد که مسئولین مملکت ما تا چه اندازه از آنچه در بازار نفت دنیا میگذرد بیخبر هستند و یکی از دلایل غافلگیر شدنشان در سقوط اخیر بهای نفت و به نتیجه نرسیدن مذاکرات هم ناشی از همین توهم اندیشی ها و بیخبری هاست .

سه ساعت پس از اتمام و درج این یا دداشت به صفحه قیمت نفت و نرخ روبل روسیه در برابر دلار در صفحه سایت  CNBC نگاه میکنم که لحظه بلحظه تغیرات را منعکس میکند. نفت برنت به ۵۶٫۱۲$ و نفت وست تکزاس به ۵۳٫۱۰ دلار رسیده و روبل روسیه  به سقوط خود در شیبی تند، با بیش از ۱۵% سقوط  ارزش ظرف دو روز،  به هر ۶۰ روبل در برابر هر یک دلار رسیده است این نرخ، دو روز پیش حدود ۵۳ روبل برای هر دلار بود. وضع ریال ایران به هیچوجه از روبل روسی بهتر که نیست هیچ بلکه بدتر هم هست منتها آن کنترل آهنینی که دولت، بانک مرکزی و ارگانهای امنیتی ایران روی بازار ارز در کشور دارند،  روسیه بعلت غافلگیر شدنش، هم با تحریمها و هم سقوط نفت بر بازار ارز خود ندارد ولی در این راستا حرکت میکند البته اگر موفق شود.

تا جائیکه به ریال مربوط میشود نرخ مهندسی شده، دستوری و تماماً تحت کنترل بانک مرکزی  زودتر از آنچه تصور میرود به دیوار مهیب مضیقه ارزی و صندوق خالی خواهد خورد و بحران جهشی دلار نه در بازار شدیاً تحت کنترل و مهندسی شده منوچهری و فردوسی بلکه از جای دیگر بروز کرده و چهره عبوس خود را نشان خواهد داد.

 

Reuters

31 Dec

U.S. crude inventories rose by 760,000 barrels last week to 387.3 million, according to industry group the American Petroleum Institute, compared with analysts’ expectations for a decrease of around 100,000 barrels.

In a research note by Phillip Futures, it said that benchmark crude prices could bottom out in the second quarter of 2015. Among the reasons cited were U.S. crude output being curtailed by low oil prices and the Organization of the

Petroleum Exporting Countries (OPEC) likely cutting production in its next meeting.

For now, global supplies are seen as overwhelming demand even with fighting in Libya cutting crude output there.

The Obama administration on Tuesday bowed to months of growing pressure over a 40-year-old ban on exports of most domestic crude, taking two steps expected to unleash a wave of ultra-light shale oil onto global markets.

جنگ قدرت در داخل اردوی نظام شدت میگیرد

Share Button

اگر تا دیروز درگیری جناحهای گوناگون قدرت در چهار چوب نظام و راهبردهای استرتژیک آن محدود میماند، و مقام معظم رهبری برای همه جناحها فصل الخطاب بود و همدلی استرتژیک  رقبا، ورای جنگ گاهاً شدید لفظی آنها بر سر منافع و موقعیتها؛ فرصتی برای بهره برداری سیاسی به نیروهای خارج از گود و حاشیه آن را  نمیداد، عظمت مشکلات پیش آمده  امروز چنان است که شکاف را تا ژرفترین لایه های ساختار قدرت کشانده است و دیر یا زود به زلزله سیاسی مبدل خواهد گردید.  طرفهای رقیب در ساختار قدرت دیگر نمیتوانند با عقب نشینیها یا پیشرویهای  تاکتیکی  و بده  بستانهایی جزئی بین خود و نادید گرفتن جامعه و منتقدین حاشیه نظام، سرو ته مشکلات را بزیان جامعه و مخالفین و منتقدین و حقوق دموکراتیک آنها بهم آورده و تضادهای عمیق داخلی خود را رفع و رجوع کنند.

Rohani

ساختار قدرت سیاسی  یا نظام  در کل، از آغاز انقلاب تا کنون عاری از تنشهای تند درونی نبوده است. این تنشها تا آنجا که  که طرف تنش آفرین پا روی خط قرمزهای نظام گذارده  بعنوان یک نیروی ناچیز سیاسی بآسانی حذف و سرکوب گردیده است  بدون اینکه تنش تا عمق استراتژیک ساختار نظام تعمیق یافته و یا تأثیر گذاری کند. جریان بنی صدر، مرحوم منتظری، اصلاح طلبان و نیروهای در گیر در انتخابات ۸۸ که به  جنبش سبز موسوم گردید از نوع این گردبادهایی بوده اند که رژیم آنها را از سرگذرانده است.

ساختار قدرت طی این دوره طولانی نشان داده است  که مقتدر تر و مسلط تر از آنست که اینگونه تنشها بتوانند برای آن به چالشهایی خطر ناک و استراتژیک تبدیل گردند. این چالشگریها در حد اکثر اثر گذاریها و نتایج نهایی خود  به ریزش بخشهای تازه تری از نیروهای اجتماعی رژیم  و لایه هایی مدرنتر آن بحساب قدرت یابی نیروهای واپسگرا تر، اقتدارگرا تر، افراطی تر و ضد دموکراتیکترش  خاتمه یافته اند بدون اینکه شکاف عمده ایی در عمق استراتژیک آن ایجاد کنند.

روی کار آمدن دولت روحانی در انتخابات ۹۲ نیز در درنمایه خود، و نه راهبردهای اعلام شده اش ـ در دینامیسم  بالقوه خود و نه برنامه بالفعل و آگاهانه اش ـ حامل یک چنین تنش سیاسی در حاشیه قدرت و نه در عمق آن بود.

ظهور روحانی را بر کرسی ریاست جمهوری میهنمان میتوان نتیجه  فشار نیرومند دونیروی بُرداری؛ ۱ ـ  مشکلات رژیم که بیشتر آنها را دولت احمدی نژاد آفریده  یا تشدید کرده بود و ۲ ـ  تلاش منتقدین و مخالفین برای استفاده از فرصت گیر کردن نظام در چنگ  مشکلات دشوار و بن بست آفرینش  برای  اثر گذاری در ساختار قدرت و  تبدیل آن مشکلات به چالشی استراتژیک برای کل هیئت رهبری  (و نه کلیت نظام هم)،  برای راندن آن بسوس یک رشته تغیرات اساسی درک کرد.

تمام این چالشتهای ۳۵ ساله درونی و یا حاشیه ایی نظام را میتوان چالشهایی تاکتیکی با قدرت و ضعفهای متفاوت تلقی کرد که هرگز نتوانستند برتری قاطع استراتژیک رژیم را بطور جدی خدشه دار کنند.

روزی آقای سید محمد خاتمی در رابطه با یکی از اعتراضات مدنی سیاسی و یا خیابانی، در پاسخ منتقدین، گفت از من چه انتظار دارید؟ من اپوزیسون نظام نیستم! از من میخواهید نقش اپوزیسیون را بازی کنم؟ من بخشی از این نظام هستم! (نقل به مضمون). آقای خاتمی کاملاً راست گفت و همین حالا هم خود را بخشی از نظام میداند و نه به چالشگیرنده نظام. موضع انتقادی آقای خاتمی  نسبت به نظام؛ از این سطح هرگز فرا تر نرفت و هرگز هم نمیرود. و این چنین بود و هست مواضع انتقادی بخش وسیعی از اصلاح طلبان نسبت به نظام و رهبری آن که در مواقعی تا سطح مبدتذلترین شکل فرصت طلبی سیاسی خود را نشان  داده است و میدهد و در حالاتی بیان یک رویکرد استراتژیک و راهبردی جدی و با محتوا از سوی بیانگران حرکت و گفتمان اصلاح طلبی است. تشخیص مرز بین اصلاحطلبی فرصت طلبانه و خود محورانه و اصلاحطلبی واقعاً راهبردی و دیسکورسیو به شناخت تیپ شخصیتی و جریانی بیانگران و مدعیان آن مربوط میشود. بیشک آقای خاتمی چهره  نمادین جنبش اصلاحطلبانه راهبردی گفتمانی و اصیل هستند. روی همین اصل در همین جا بگویم، برخورد تخریبی با این جریان برخورد غیر منطقی با یک نیروی واقعی سیاسی و اجتماعی است که در هر تحولی باید بحساب گذارده شود و نا دیده انگاشتن  یا تحقیرآن محروم کردن قدرت مانور و ضعف آرایش یابی  سیاسی جنبش تحول طلبی در هر فرصتی که پیش آید میباشد. ولی در هر صورت بحث این نوشتار این نکته نیست.

تصور اینکه آقای روحانی در مقطع  نامزد  شدن خود و پس از آن حاضر بوده است یا هست  تا در بلند ترین گامهایش برای تغیرات  اصلاحی خود، حتی  یک میلیمتر از آبکی ترین رویکردهای اصلاحی خاتمی و اصلاحطلبان فراتر رود، تصوری کاملاً خام اندیشانه است. آقای روحانی آمد تا با آسیب شناسی نظام  و رهبریت آن، از آن آسیب زدایی کند و نه اینکه برای آن چالشی حتی تاکتیکی بیافریند. روحانی آمد تا ریزشهای قاعده مردمی رژیم را جبران نکند  ونه بر ریزش آن بیفزاید.

در تمام دوره ۳۵ ساله حکومت، در بدنه اصلی حاکمیت بشمول بدنه اصلی اصلاح طلبان بعنوان بخش حاشیه ایی آن به رهبری آقای خاتمی، تا آنجا که به مواضع اصلی نظام در سیاست داخلی اش از جمله در برخورد قاطع با مخالفین و منتقدین ساختاری آن مربوط بوده است و در سیاست خارجی اش، بشمول مواضعش نسبت به حماس و فلسطین، حزب الله لبنان، سوریه،  نزدیکی با روسیه و چین و ضدیت با آمریکا و اسرائیل  تفاوت راهبردی و دیسکورسیو وجود نداشته است اگر اختلافی بوده است در شیوه کار و تاکتیکها بوده است.

این توضیح را لازم میدانم که آمریکا و اسرائیل ستیزی برای بخش عمده حاکمیت نه یک مسئله واقعاً اعتقادی واقعی بلکه یک ابزار متحد و منسجم نگاه داشتن پایگاه رژیم و بدنه اجتماعی و ماشین نظامی  اوست که این خود برای نظام و رهبری آن همواره تناقض آفرین بوده، هست و خواهد بود. زیرا بخش عمده رژیم به آمریکا و اسرائیل ستیزی باوری ندارد  و تنش زدایی ذر این عرصه را ضروری میداند در حالیکه پارادوکسال، برای بقای خود بدان نیازمند است زیرا خود بر آن آبشخور و بستر فرا روئیده است.

عمده ترین عللی که هیچ یک از بحرانهای گذشته  در درون نظام از سطح تاکتیکی نتوانست به سطحی استراتژیک فرا روید در درجه اول و اول فقدان یک بحران اقتصادی اجتماعی عمیق در سطح جامعه و مملکت بود که مردم را به عرصه سیاسی علاقمند کرده و آنها را به میدان آن براند و در درجه دوم ناتوانی فلج گونه همین اصلاح طلبان و یا چالشگران در استفاده از همان حد مسایل و کاستی های اجتماعی  موجود برای ایجاد پایگاه مردمی و سازماندهی آنان برای کسب امتیاز های تاکتیکی و مطالباتی بود. اصلاح طلبان  طی دو دوره حاکمیت خود بر دولت و مجلس بجای سازماندهی نهادهای مدنی و جنبشهای مطالباتی و تکیه بر پایگاه اجتماعی و پایگاه سازی و طرح مطالبات مردم در میان خود آنها، و بسیجشان از این راه، به طناب پوسیده ساز و کارهای صرف قانونی در چهار چوب مناسبات و معادلات قدرت آویختند. سازوکارهایی که مهندسی و مکانیسم آن کاملاً در اختیار رقبای آنها قرار داشت تا جائی که وقتی اقتدارگران برهبری خود رهبر تصمیم به حذفشان گرفتند زیر پای آنان خالی بود. بنا بر این اگر اصلاح طلبان شکست نمیخوردند شگفت انگیز بود و نه  شکست آنها. آنها درک نکردند که تکیه بر سازو کار قانونی محض در مکانیسم قدرت  حاکم فعلی، هرگز اجازه اصلاحات اساسی  با تکیه بر ابزارهای صرفاً قانونی و تکیه بر آن بخش از قانون اساسی که بنفع خواستهای آنهاست در این راستا را بدانها نمیدهد.

آقای روحانی نیز که از حلقه ایی بمراتب نزدیکتر به کانون قدرت نسبت به خاتمی با اتکا به آرای مردم به ریاست جمهوری برگزیده شد، گمان داشت که قاب کردن گواهی آرای ۱۸٫۵ میلیونی کافیست تا رقیبان وی در همین ساختار و نظام اقتدارگرا از مانع تراشی جدی برای او، در اصلاحاتی در حد وعده های داده  شده اوست، خود داری کنند. و فی الواقع در مقع انتخابات موازنه قدرت هم در درون نظام گویای این بود که رهبری نظام پس از خرابکاریهای ۸ ساله دولت احمدی نژاد که افق اقتصادی و سیاسی را برای اصل بقایش تیره کرده بود، آماده شده است تا تن به نرمشها، سازشها و عقب نشیینهای (داد و ستد وارانه) معینی بدهد. اصل و فرض بر این بود که دولت روحانی پس از موفقیت در حل مسئله هسته ایی و  کسب برخی موفقیتهای اقتصادی عمداتاً ناشی از چنان توافق مفروضی؛  آن آرای ۱۸٫۵ میلیونی استقراضی را به آرای واقعی خود،  به حمایت اجتماعی برای دولت خود و غیر مستقیم  پایه اجتماعی بیشتر برای نظام تبدیل میکند.

حساب چنین بود که با چنین دست آوردی بخش عمده پایگاه اجتماعی و سیاسی اصلاحطلبان  و جنبش سبز بسود جنبش سرهم بندی شده ارغوانی آقای روحانی و مجموعه عاریتی آن  مصادره به مطلوب و به پایگاهی ماندگار برای این پروکسی رهبریت نظام مبدل خواهد شد. محاسبه چنین بود که بر اساس چنین دستآوردهایی، آزادی نسبی دادن به مطبوعات و اجتماعات، آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از رهبران جنبش سبز نیز بی خطر و ممکن خواهد گردید بدون اینکه این گذشتها به چالشی برای نظام تبدیل گردیده و ضعف آنرا بنمایش بگذارد. دادن چنین امتیازاتی از سوی نظام و  چنین عقب نشینی های تاکتیکالی  بر چنان زمینه مفروضی میتوانست فقط بر اقتدار مردمی  و سیاسی نظام  تلقی شود و نه  نمایش ضعف آن. چنین موفقیتی  برای نظام مشروعیت آفرین بود.

امامحاسبات دولت روحانی و مقامات حاکمه پشت سر خود وی در حکومت؛ از همان روز نخست با مشکل روبرو شد و لذا بستر انجام وعده های داده شده  بعدی از سوی روحانی هرگز  فراهم نشد و بنظر هم نمیرسد که بشود هرچند شخصیتهای دولتی سعی دارند همچنان امید حل مسئله هسته ایی،  رفع تحریمها، حل بحران مالی  مضاعف پیش آمده در اثر سقوط بهای نفت،  که کاملاً غافلگیرانه گریبان دولت آقای روحانی را گرفت، در مردم زنده نگاه دارند.

آقای روحانی برغم خدمت ۲۰  ساله اش در شورای امینت ملی مملکت و تجربه از سر گذراندن بحرانها و چالشهای پیشین، درک نکرد که بدون اتکا به مردم ، بدون بسیج آنها نمیتواند موفق به انجام وعده های انتخاباتی خود گردد. حال  با گشوده شدن دره ایی بوسعت سقوط ۵۰ درصدی بهای نفت و یکسوم شدن کل درآمد دولت بعلت کاهش میزان صادرات و تخفیفهای اجتناب نا پذیری، که مشکلاتی نه در حد پیامدهای  ساده تاکتیکی بلکه با  مشکلاتی که تغیرات استراتژیک در کل ساختار اقتصادی و سیاسی و رویکردهای کلان و راهبردی سیاسی نظام را ایجاب میکنند روبرو گردیده است.

اگر تا دیروز درگیری جناحهای گوناگون قدرت در چهار چوب نظام و راهبردهای استرتژیک آن محدود میماند، و مقام معظم رهبری برای همه جناحها فصل الخطاب بود و همدلی استرتژیک رقبا بر اختلافاتشان غلبه داشت و آنها؛ ورای جنگ گاهاً شدید لفظی  بر سر منافع و موقعیتها؛ فرصتی برای بهره برداری سیاسی به نیروهای خارج از گود و حاشیه آن را به غریبه ها و غیر خودیها  نمیدادند، عظمت مشکلات پیش آمده  امروز چنان است که شکاف را تا ژرفترین لایه های ساختار قدرت کشانده است  که دیر یا زود به زلزله سیاسی در ارکان و هرم قدرت مبدل خواهد گردید.  طرفهای رقیب در ساختار قدرت دیگر نمیتوانند با عقب نشینیها یا پیشرویهای  تاکتیکی  و بده  بستانهایی جزئی بین خود و نادید گرفتن جامعه و منتقدین حاشیه نظام، سرو ته مشکلات را بزیان جامعه و مخالفین و منتقدین و حقوق دموکراتیک آنها بهم آورده و تضادهای عمیق داخلی خود را رفع و رجوع کنند.

رهبر جمهور اسلامی دیگر نمیتواند همه جناحها را در آن واحد با خود داشته باشد و در منبر و سکوی سخنرانی، بخشی را خطاب کرده چیزی را بگوید و در خلوت یا  در مناسبتی دیگر به جناحی دیگر چیز دیگری را . تضاد منافع  در درون ساختار قدرت بسویی میرود که رقبا  مجبورند دیر یا زود با زبان شمشیر با همدیگر سخن بگویند. دیر یا زود مقام رهبری هم  باید صریحاً؛  یاجانب طرفی را بگیرد که میخواهد با تبدیل ایران به یک کره شمالی تمام عیار دیگر ولو با اجرای یک کودتای داخلی جایگاه و قدرت خود را حفظ کند و یا نه تن به سازش با جناحی دهد که قادر است سفینه نظام را نجات دهد ولو بقیمت خانه نشین کردن رهبر. ولی در اینجا یادآوری یک نکته ضروری است و آنهم اینست که  تصور نمیشود که اپوزیسیون برانداز یا خارج نشیین با وضعیتی که دارد بتوان حتی نقشی مختصراً تأثیر گذار را داشته باشد تا چه رسد نقشی میدانی را. مگر اینکه با  اجرای نقشی تخریبی به عصای موسای اقتدارگرایان و رهبری نظام تبدیل گردد.

جنگ قدرت در درون ساختار نظام؛ با سقوط بهای نفت، با دورنمای تیره توافق هسته ایی و ادامه تحریمها، با سقوط ارزش پول ملی (ریال در برابر دلار و سایر ارزهای خارجی) که بنظر نگارنده این سطورقطعاً ادامه خواهد داشت، با سرایت تنزل  ریال به بخشهای دیگر اقتصادی و تورم زیاد، با بحران در سیستم پرداختی بانکها و فقدان ارز کافی برای چرخاندن صنایع و.. ، تا حد ” بودن و نبودن ” تشدید خواهد شد.

مسئله ایی که در برابر همه تحول طلبان قرار میگرد درک درست تضادهای انفجار آمیزی است که میروند تا به سطح علنی فضای سیاسی مملکت بیشتر و بیشتر برویند.

این بحث ادامه خواهد داشت.

 

نهم دی؛ روز نکبت استبداد دینی

Share Button

چکیده :پس از گذشت پنج سال که برای بسیاری از کسانی که هزینه های جانی و زندان و… دادند بیش از هزاران روز گذشته است، حماسه آفرینان ۹ دی اعلام می کنند “ما فراموش نمی کنیم”. آنانی که از راه فتنه کاسبی سیاسی می کنند نباید هم فراموش کنند. شاید برای همین روزها بود که ابوافضل قدیانی مسن ترین زندانی سیاسی جنبش سبز که هنوز هم محبوس است در نوشته ای که به مناسبت ۹ دی در سال ۱۳۹۱ نوشت، این روز را «روز نکبت استبداد دینی» نامید….

 

کلمه

سه شنبه, ۹ دی, ۱۳۹۳

کلمه – گروه سیاسی: ۹ دی بیشتر از آن که روز حماسه تاریخ ساز باشد روزی است که باید از شرم گریست. سه روز پیشتر از ۹ دی ۱۳۸۸ در غروب روز عاشورا پیکر هشت شهید سبز بر زمین افتاده بود. یکی را زیر گرفته بودند، دیگری را با تیر زده بودند، آن دیگری را از روی پل پرت کرده بودند و … و سه روز بعد آنانی که خود را پیروز انتخابات دروغین می دانستند با اتوبوس ها و تحت تاثیر حجم تبلیغات امپراتوری دروغ از دور و اطراف جمع شدند تا در پایتخت حماسه بیافرینند. حماسه ای که نه تنها با کمک مرخصی تشویقی برای کارمندان و سربازان و ساندیس و … بلکه بیش از هر چیز با بسیج رسانه ملی برای القای دروغ توهین به امام حسین رقم خورد.

خانواده های شهدای عاشورای ۸۸ عزادار عزیزان خود بودند که تندروها قهقهه پیروزی سر دادند و به قول خود حماسه آفریدند. حماسه ای با دهها شهید سبز و صدها زندانی در گوشه زندان های سراسر کشور و سرکوب و حصر عزیزترین های این جنبش سبز.

حال پس از گذشت پنج سال که برای بسیاری از کسانی که هزینه های جانی و زندان و… دادند بیش از هزاران روز گذشته است، حماسه آفرینان ۹ دی اعلام می کنند “ما فراموش نمی کنیم”. آنانی که از راه فتنه کاسبی سیاسی می کنند نباید هم فراموش کنند. شاید برای همین روزها بود که ابوافضل قدیانی مسن ترین زندانی سیاسی جنبش سبز که هنوز هم محبوس است در نوشته ای که به مناسبت ۹ دی در سال ۱۳۹۱ نوشت،این روز را «روز نکبت استبداد دینی» نامید.

۹ دی بیش از آن که یک روز تاریخی باشد، یادآور بی شرمی روزگار و کسانی است که به اسم دین مردم را مقابل هم قرار دادند.

در بخشی از همان نوشته قدیانی نوشته است:

«در فرهنگ مقاومت نهضت فلسطین، سالروز تاسیس اسراییل را نام “نکبت” نهاده اند و چه نیک است که ما طرفداران جنبش سبز نیز نهم دی ماه را که به تمامی نمایش دهنده حقارت و واماندگی استبداد در برابر خواست آزادی خواهانه ملت ایران است روز “نکبت استبداد دینی” نام نهیم و همواره به یاد داشته باشیم که حقارت جائران در این روز از جمله اموری است که هرگز نباید از یادها فراموش شود چرا که فریاد و خطابه حضرت زینب (ع) در بارگاه یزید آن هنگام که پیروزمندانه باده ی فتح می پیمود چنان او را رسوا ساخت که تا امروز نیز کوس آن به گوش می رسد.

این روز “نکبت استبداد دینی” همچنین علاوه بر آنکه نشانه ای است از عجز مستبدانه حکایت از شکوه عظمت جنبش سبز ملت ایران نیز دارد چرا که بی شک یکی از عوامل بر پایی نمایش مضحک و رسوای نهم دی۸۸ را باید در حسادت مستبد ایران نسبت به راهپیمایی ملی میلیونی هوادران جنبش سبز به ویژه روز ۲۵خرداد همان سال جستجو کرد. در واقع برگزار کنندگان مراسم نه دی که به خوبی از عدم اعتماد به نفس ولی فقیه خود آگاه بوده اند با ترتیب دادن این نمایش قصد داشتند به هر شکل ممکن عقده عمیق بخل و حسادت و کینه توزی خود را اطفاء نمایند که البته داغ جنبش سبز آن چنان است که برگزاری صد نه دی دیگر نیز علاج کار نخواهد شد.

اما مستبد امروز ایران و دستگاه تحت امرش به واقع از این یوم الله سازی در پی چه هستند که هنوز پس از سه سال تمامی قوای خویش را بسیج می کنند تا این روز را گرامی دارند؟ پاسخ از نظر این جانب برای آنان که اندکی با تاریخ استبداد در ایران به ویژه در دوره معاصر آشنایی دارند به راحتی قابل درک است.

مستبد همه چیز دارد جز مشروعیت مردمی، مستبد می داند که اگر تمام امکانات و دارایی های کشور را نیز تیول خود سازد آنچه او همواره فاقد آن است پذیرش از سوی قاطبه ملت است بنابراین کوشش در جهت ارایه وجهه ای مردمی و مقبول عموم در صدر برنامه ها و آرمان اوست. مستبد همچنین بهتر از هر کس دیگری می داند که نقطه ی ضعف اش کجاست و پایه های حکومتش را چگونه همین عدم مشروعیت می لرزاند.»

این روزها وقتی رسانه های تندرو اصولگرا توپخانه های خود را آماده آتش کرده اند و هر روز با اظهارنظری آتش کینه را  سمتکسانی که فتنه گر می نامند پرتاب می کنند در حالی که آنان خود خود مردم هستند، نشانگر همین مساله است که به دنبال مشروعیت می گردد. حلقه مفقوده آنچه که در این چند سال به دنبالش هستند و نمی یابندش. چراکه مشروعیت با مصاحبه و هشتگ و برنامه تلویزیونی به دست نمی آید.

ابوالفضل قدیانی از آنجا که هم پیش و هم پس انقلاب اسلامی زندان را تجربه کرده ، تاریخ این استبداد را بیش از همه لمس کرده است. او در بخش دیگری آورده است:

«کودتاگران پس از کودتای ۲۲ خرداد علیه آرای عمومی و ارتکاب جنایات گسترده از کشتار گرفته تا حبس تمامی مخالفان و منتقدان، امروز پس از سه سال و نیم به هر طرف که روی می کنند با بحران مواجه اند. نظام از جامعه جهانی طرد شده است و سنگرهای او در خاورمیانه یکی پس از دیگری از دست رفته است. انسجام ظاهری چاکران دربار به پریشانی محض بدل گشته و هر چه فریاد وحدت بر سر آنها می کشد گویا گوشی برای شنیدن وجود ندارد. بحران اقتصادی و معیشتی به مراحل دشوارتری وارد شده و عدم کار آمدی که اکنون مبتنی بر کودتا هم شده است تصویری دایمی برسر سفره اقشار مختلف مردم است. این بحرانها و افزون تر از آنها که سخن از آن مقصود این نوشتار نیست همچنین روز به روز عمیق تر و گسترده تر خواهد شد. حاکم جائر نیز همانند محمدرضا شاه مخلوع به خوبی می داند که منشاء تمامی این بحران ها و گرفتاری ها در عدم مشروعیت نظام اوست اما او نیز مانند دیگر مستبدان شهامت و درایت لازم برای بازگشت از مسیری که رفته است ندارد و از این رو می کوشد بدون پرداختن به اصل موضوع با توسل به شیوه های نخ نما و مندرس، مشروعیتی دروغین برای خود فراهم سازد که ۹ دی از جمله آنهاست و همچنین است ادعای انتخابات آزاد.

هفت سال پس از کودتای ننگین ۲۸ مرداد بحران اقتصادی که در سال های ۳۸ و ۳۹ به اوج خود رسیده بود محمدرضای شاه مخلوع را بر آن داشت که در آستانه انتخابات مجلس بیستم اعلام کند که انتخابات به صورت آزاد برگزار خواهد شد. با این همه در حالی که رهبر منتقدان و مخالفان یعنی دکتر مصدق در حصر خانگی بود و احزاب و چهره های منتقد امکان هیچگونه فعالیتی نداشتند این ادعا گزافه ای بیش نبود. شاه مخلوع به جای آنکه مشکل خود را از طریق مذاکره و واگذاری قدرت به منتخب واقعی ملت و اصلی ترین مخالف یعنی، “زندانی احمدآباد” حل کند، اندکی بعد در مرداد ۱۳۳۹ در گفتگویی منظور خود را از آزادی انتخابات توضیح داد، اظهاراتی که مطالعه مجدد آن عبرت آموز است ونشانی است از روحیه مشترک وحقارت مستبدانی چون پهلوی دوم و ولی فقیه امروز. شاه در آن مصاحبه گفت: “…در قسمت انتخابات فعلا آزادی به حدی رسیده است که بعضی ها گذشته را به کلی فراموش کرده اند و فکر می کنند که مردم ایران خیلی زود همه چیز را از یاد می برند. البته مردم بدین قبیل افراد و اظهارات آن ها با نظر مزاح و شوخی نگاه می کنند ولی واقعا برای همه کس روشن است که اوضاع سال های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۲ (اشاره به جنبش ملی نفت و نخست وزیری مصدق) دیگر در مملکت قابل تکرار نیست…»

مشابه این عبارت را همین روزها بسیار می شنویم: «… دایما دم از آزادی انتخابات می زنند و وعده مشارکت حداکثری مردم در آن رای می دهد که نشانه ای خواهد بود از مشروعیت نظام استبدادی، اما رهبری نیز این نکته را از قلم نمی اندازد که انتخابات آزاد است مگر برای اصلاح طلبان واقعی و هواداران جنبش سبز. مستبدانی که هر روز ادامه حکومتشان برگ سیاهی است در تاریخ این مملکت و نیز ورقی دیگر در کارنامه جنایاتشان، عوض آنکه بر صفحه تلویزیون ظاهر شوند و عذر تقصیر به پیشگاه ملت آورند و خود را تسلیم محاکمه ای عادلانه و ملی نمایند، به رهبران سرافراز جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی که قریب دو سال را در حبس غیر قانونی و ظالمانه به سربرده اند پیغام می دهند که توبه کنند و فعالان اصلاح طلب غیر زندانی را کرارا به نهادهای امنیتی فرا می خوانند که بایستی از موسوی و کروبی تبری بجویید. در جریان همان انتخابات به اصطلاح آزاد مجلس بیستم نیز دربار می کوشید با آن دسته از فعالان جبهه ی ملی که با مصدق مرزبندی می کردند مذاکره کند و جواز شرکت ایشان در انتخابات را پس از اطمینان از وفاداری آنها به شاه به دست آنها بدهد. پدیده ای که امروز نیز به همان شکل در فضای سیاسی کشور در جریان است، موضوع اصلاح طلبان بدلی که از مدت ها پیش در محافل و رسانه ها طرح شده است به درستی اشاره به چنین رویکردهایی دارد.

اصلاح طلبان بدلی از هم اینک آماده سازی می شوند تا در انتخابات شرکت کنند. قابل پیش بینی است که دربار آقای خامنه ای به عنوان ستاد مهندسی انتخابات به اصطلاح آزاد، دستکم دو کاندیدا را با برچسب اصلاح طلبی روانه میدان انتخابات نماید تا بازیگران نمایش “استراتژی شکست دلخواه” باشند. بر اساس این استراتژی تنظیم شده برای اصلاح طلبان بدلی، کاندیداهای اصلاح طلب ریاست جمهوری از ابتدا به منظور شکست در انتخابات شرکت می جویند و در واقع همچون سیاه لشگران ایفا کننده نقش “کتک خور” در فیلم های فارسی عمل می کنند. همچنین از ایشان انتظار می رود که با حضور نامیمون خویش تمرکز و وحدت اصلاح طلبان واقعی و هواداران جنبش سبز را مخدوش سازند. با این همه همچنان که در بوق و کرنا کردن روز نکبت استبداد دینی (نهم دی) مرهمی بر زخم پر عفونت عدم مشروعیت نمی گذارد، برگزاری چنین انتخابات فرمایشی نیز دوای درماندگی استبداد نخواهد بود.»

*********************************************************

کامنت من:

اولین بار نیست که آقای قدیانی با چنین حسارت قابل تحسینی قانون شکنیها و تبهکاریهای نظام و رهبری آنرا به باد انتقاد میگرد. ۵ سال زندان رژیم نتوانتاسته اراده او را که برخاسته از باور خلل ناپذیر مردمی اش است  را به سستی بکشاند. ولی من از جایگاه سیاسی خود،  بعنوان یک میهن پرست لیبرال  و تا حدی آشنا به تاریخ میهنم نمیتوام  به مقایسه مکرر کودتای ۲۸ مرداد، و دیکتاتوری شاه از طرف ایشان که در آنها تردید ندارم با نظام واپس گرای استبداد ی کنونی نگاه انتقادی نداشته باشم.

به باور من این نظام حتی استبداد دینی هم نیست بلکه استبدادشخصی بنام دین است و دین ابزارانه که از مقدسات دینی برای خود دکان سه نبش درست کرده است. رژیم شاه نه تنها  هرگز و هرگز به حنایاتی در سطح این رژیم دست نز، بلکه دیکتاتوری آن رژیم مانند بسیاری دیکتاتوری معاصر مدرن دوران ما از برزیل گرفته تا کره جنوبی و تایوان توسعه گرا  و برا ی ایران آینده ساز بود در حالیکه این رژیم هم واپس گرا است و هم ثروت و منابع ملی را تخریب آمیزانه عارت  کرده  و بجای آن بذر فساد کاشته  و هم جامعه را از هر نظر به ناهنجاری و بیماری عمومی و فرو پاشی اخلاقی کشانده است. این پدیده ها در حکومت شاه وجود نداشت و برماست که به ملت و تاریخ دروغ نگوئیم.

 ح تبریزیان

من سلطنت استبدادی آل خلیفه را بر ایران به ولایت خامنه ایی ترجیح میدهم

Share Button

بر تسنیم و فارس نیوز و رجا نیوز حرجی نیست اگر حکومت آل خلیفه را برای سرکوب تروریسم وفاق محکوم کنند و آنرا استبدادی ینامند،  زیرا آنها  از جایگاه رانتبران میلیارد ها  دلاری در ایران و مالکیتشان بر سرزمین ما سخن میگویند که  با سبعیت کامل هم از آن منافع دفاع میکنند  و مرزی برای دروغها و گمراه سازیهای تبلیغاتی شبه گوبلزی اشان، برای آمادگیشان در ارتکاب هر جنایتی بهر اندازه بزرگ برای حفظ این شکار بی زحمت  صید گشته تاریخی نیست؛ اما! بنام منتقد این نظام، بنام سبز واصلاح طلب و ملی گرا، چرا برخی باید در مسئله بحرین با رژیم حاکم بر ما و بوغهای تبلیغاتی ـ امنیتی ـ نظامی آن هم آواز گردند؟ اخبار تکمیلی زیر را هم حتماً ببینید!

دموکراسی در بحرین و فتنه سیاه فاشیستی نظامی حکومت ما در آنجا

از این عکسهایی که سایت امنیتی نظامی تسنیم از جریان اعتراض به دستگیری شیخ علی سلمان رهبر حزب الوفاق بحرین انتشار داده است خود افشاگرانه تر نمیتوان یافت. دقیقاً به این اعتراض کنندگان در برابر دفتر این حزب وابسته و حمایت شده از سوی جکومت ولایی ما  نگاه کنید ! به خود ساختمان تشکیلات این حزب، حزب وفاق (شیعی مخالف رژیم آل خلیفه) بنگرید!

برای یک لحظه خانه های مسکونی محاصره و امنیتی شده مهدی کروبی، میر حسین موسوی، بیت بارها مورد تهاجم واقع شده  آیت الله صانعی و بیت  چند سال محاصره شده مرحوم منتظری را هم بیاد بیاورید!

وضعیت و آرایش مصون از تعرض این تظاهر کنندگان بحرینی مخالف رژیم آل خلیفه را با سرنوشت تلخ  تظاهر کنندگان به کودتای انتخاباتی ۸۸  را که فقط پس گیری آرای خود را مطالبه میکردند و نه سرنگونی خامنه ایی را هم مقایسه کنید!

وضع ساختمان این حزبِ علناً و رسماً  برانداز شیعی ضد آل خلیفه را با سرنوشت ساختمان پلمب شده حزب منحله مشارکت اسلامی و سازمان منحله مجاهدین انقلاب اسلامی و بسیاری منحله های دیگر که معارضتی هم نه با ولایت فقیهی خامنه ایی داشتند  و نه با نظام ولایی را در نظر بگیرید!

مقایسه کنید! این تصاویر و  نوشتار توضیخی از سوی سایت امنتیتی نظامی وابسته به سپاه تسنیم  بر حاشیه عکسها را.

اگر آن، حکومت آل خلیفه، رژیم  استبدادسلطنتی است پس اینکه ما در ایران داریم چیست؟ حتما! مردمسالاری دینی! یا دموکراسی اسلامی!

نهً! و باز هم نه! من بعنوان یک ایرانی که میهنم را میپرستم، سلطنت آن آل خلیفه را بر میهنم  بجای این حکومت ولایی به رهبری سید علی خامنه ایی و جمهوری انتصابیش، نه صد بار، بلکه هزاران بار ترجیح میدهم. من بیگانه تر از این ولایت و باند فاسد و بیوطن آن نسبت به میهنم نمی شناسم! حال اگر کسی میخواهد مرا خائن بنامد، من این لقب را در این رابطه با سربلندی کامل میپذیرم!

بر تسنیم و فارس نیوز و رجا نیوز حرجی نیست اگر حکومت آل خلیفه را برای سرکوب تروریسم وفاق محکوم کنند و آنرا استبدادی ینامند،  زیرا آنها  از جایگاه رانتبران میلیارد ها  دلاری در ایران و مالکیتشان بر سرزمین ما سخن میگویند که  با سبعیت کامل هم از آن منافع دفاع میکنند  و مرزی برای دروغها و گمراه سازیهای تبلیغاتی شبه گوبلزی اشان، برای آمادگیشان در ارتکاب هر جنایتی بهر اندازه بزرگ برای حفظ این شکار بی زحمت  صید گشته تاریخی نیست؛ اما! بنام منتقد این نظام، بنام سبز واصلاح طلب و ملی گرا، چرا برخی باید در مسئله بحرین با رژیم حاکم بر ما و بوغهای تبلیغاتی ـ امنیتی ـ نظامی آن هم آواز گردند؟

کمترین حد از صداقت سیاسی در آنچه ادعا میکنیم از ما میطلبد تا تحریکات رژیم در بحرین را افشاء و از تبدیل آن به یک جمهوری اسلامی دیگر بسهم خود جلوگیری کنیم!

رژیم بحرین به ابتکار ولیعهد آن کشور از ۵ سال پیش طرح گفتمان مشارکت و آشتی ملی را پیش کشید، پاسخ این حزب تروریستی شیعی خارج کردن ۱۸ نماینده اش از پارلمان بحرین و لشگر کشی خیابانی و مسلح شدن و عملیات تروریستی علیه حکومت آنجا بود.

نا گفته نگذارم که در انتخابات پارلمانی دو ماه قبل که حزب الوفاق آنرا تحریم کرد، شرکت ۵۱٫۵% ی مردم نشان داد که حتی شیعیان بحرین هم  به این حزب مطیع الفرمان جمهوری اسلامی نه! گفتند.

از بین اینهمه مدعیان دموکراسی خواه در میهن ما حتی یکی یافت نشد که خواهان مشارکت این حزب شیعی در دیالوگ آشتی و مشارکت ملی آنجا شود. هیچ کس از این دموکراسی طلبان وطنی ما بخود جرعت نداد تروریسم الوفاق را محکوم کند!

در پایان جا دارد از خود بپرسیم آیا هزینه این کاخ حزبی در آن استبداد  سلطنتی را رژیم ایران پرداخت نکرده است؟

چه خوش است گر محک تجربه آید بمیان

تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد

پایان پیش کامنتی بر عکسها و تفسیر های تسنیم

ح تبریزیان

*******************************************************

نوفمبر 2014: انتخابات بلا شعب، ومداهمة منزل آیة الله قاسم تشعل الساحة

تسنیم نیوز

تجمع اعتراض آمیز مردم بحرین در حمایت از شیخ علی سلمان +عکس

خبرگزاری تسنیم: مردم بحرین در اعتراض به احضار دبیرکل جمعیت وفاق ملی ــ اسلامی بحرین به دادگاه جنایی عصر امروز یکشنبه تجمعی اعتراض آمیز در برابر مقر این جمعیت برپا کردند.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم به نقل از پایگاه اطلاع رسانی جمعیت وفاق ملی بحرین، در پی صدور فراخوان از سوی دادگاه جنایی بحرین برای شیخ علی سلمان دبیرکل این جمعیت اهالی بحرین با تجمع در مقابل دفتر این جمعیت با دبیرکل آن اعلام همبستگی گردند.

گفتنی است روز گذشته دادگاه جنایی بحرین با صدور احضاریه و فراخونی برای شیخ علی سلمان دبیرکل جمعیت وفاق ملی بحرین از وی برای ارائه پاره توضیحات خواست تا در مقر این دادگاه در منامه حاضر شود.

انتهای پیام/ع

 وووووووووووووووووووووووووووو

اخبار روز بعد اعتراضات باز هم از زبان تسنسم . های لایتها از منست(ح ت)

البحرین

نیروهای آل‌خلیفه تظاهرات معترضان به بازداشت «شیخ علی سلمان» را سرکوب کردند

خبرگزاری تسنیم: نیروهای امنیتی رژیم آل‌خلیفه، شب گذشته تظاهرات بحرینی‌های معترض به بازداشت دبیرکل جمعیت ملی- اسلامی «الوفاق» را با شلیک گاز اشک‌آور سرکوب کردند.

سرویس: بین الملل ، تاریخ: ۰۸/دی/۱۳۹۳ – ۰۸:۲۶ ، شناسه خبر: ۶۰۲۰۲۸

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم به نقل از رسانه های بحرینی، ده‌ها تن از انقلابیون بحرینی، شب گذشته در برخی از روستاهای شرق و غرب پایتخت این کشور در اعتراض به بازداشت شیخ علی سلمان، دبیر کل حزب الوفاق، بزرگ‌ترین جریان شیعی مخالف در پارلمان بحرین تظاهرات برگزار کردند.

در این میان، الوفاق در صفحه کاربری خود در «توئیتر» با انتشار تصاویری از تظاهرات در مناطق مختلف بحرین از جمله منطقه «سار» (شرق منامه) و مناطق «الدارز»، «البلاد القدیم» و «ابو صبیع» (غرب منامه)، نیروهای پلیس را عامل سرکوب معترضان دانست.

در برخی از این تصاوبر آثار شلیک گاز اشک‌آور به سمت معترضان به وضوح مشخص است. این در حالی است که وزارت کشور رژیم آل‌خلیفه با توصیف تظاهرات کنندگان به «خرابکاران»، ادعا کرده است نیروهای پلیس با گروهی از خرابکاران که اقدام به پرتاب کوکتل مولوتف و مسدود کردن خیابان «الشیخ سلمان» نزدیکی منطقه البلاد القدیم کرده‌اند، برخورد کرده‌اند.

عصر دیروز، حزب الوفاق بحرین اعلام کرد شیخ علی سلمان، دبیر کل این حزب پس از گذراندن بازجویی طولانی مدت در مقر وزارت کشور، بازداشت شد. وکیل شیخ سلمان تصریح کرده است موکلش به «تحریک به نفرت علیه ژریم حاکم و شرکت در تظاهرات غیرقانونی» متهم شده است.

شیخ سلمان، روز گذشته برای ۴ سال دیگر در سمت دبیری کلی حزب الوفاق ابقا شد.

بحرین از فوریه ۲۰۱۱ صحنه اعتراضات گسترده مردم به سیاست‌های رژیم آل خلیفه است.

انتهای پیام/ر

اخبار مرتبط

 “””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””

و اینهم خانه نخست وزیر  دوران جنگ و محبوب امام  از زبان و بروایت کلمه

دوشنبه, ۲۹ مهر, ۱۳۹۲

کلمه

چکیده :این دربهای آهنی تنها بین مردم و منتخبشان فاصله‌ای کاذب ایجاد نمی‌کرد بلکه فرزندان و خانواده نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس را نیز مجازات می‌کرد؛ اما هنوز روزنه امیدی بود. نوه کوچک میرحسین و رهنورد در هفته های اول پس از حصر به امید کودکانه خود با گریه از بالای درب بسته در جستجوی راهی برای ورود بود و معصومانه به کوچه چشم دوخته بود؛ شاید پدر بزرگ و مادربزرگ، او را به خانه راه دهند… شاید آنها را ببیند… شدنی نبود اما امید که بود ……

ازعصر ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ محدودیتهای فیزیکی که از قبل برای کوچه اختر و خانه نخست وزیر دوران جنگ طراحی شده بود مرحله به اجرا درآمد.  از همان زمان عکسهایی در فضای مجازی برای نشان دادن وضعیت خانه ی محصور میرحسین منتشر شد و  عکسها و اسناد زیادی نیز در اختیار کلمه قرار گرفته بود که امروز خود می‌تواند راوی  روایتی باشد  از چگونگی تبدیل شدن خانه اختر به زندان.

 

 

اولین عکس ار ایجاد محدودیتها را مهندس میرحسین موسوی، خود، از خانه به کلمه ارسال کرد که مربوط به قبل از حمله به منزل ایشان بوده و نشان می داد ورودی بن بست اختر را با یک ون بسته بودند:

 

 خبر منتشر شده در کلمه بهمن ۱۳۸۹

در مقابل این ماشین یک ماشین هم بطور افقی قرار داشت و کل کوچه، درون ماشینها و بقیه فضاهای اطراف لبریز از نیروهای مسلح بود، آنها به گفته ساکنین محل و کارمندان نهاد که در خیابان پاستور تردد داشتند صورت های شان را پوشانده بودند. براساس گفته های دختران مهندس موسوی این نیروها فردای روز حصر یعنی ۲۶ بهمن نیروهای محافظ مهندس موسوی را از ساختمان حفاظت اخراج کرده و مقر خود را در آنجا بنا کردند. محصورین در این زمان در اسارت سپاه و اطلاعات بودند.

چهار شب بعد از حصر یعنی درشامگاه پنج شنبه ۲۸ بهمن به جای آن ماشینها، در سیاه رنگی به سر در کوچه نصب شد که بارها در خبر ها و گزارشهای مربوط به حصر از آن نام برده شده و فیلمی نیز توسط یکی از یاران گمنام سبز از آن “در” تهیه شد که بطور وسیع در اخبار و رسانه های سبز پخش شد.

 

ایجاد دیوار آهنی در معبر ورودی خانه‌ی میرحسین

 فیلمی از درب اهنی سیاه رنگ مقابل کوچه اختر اول اسفند ۸۹

در این زمان خانه در تاریکی مطلق فرو رفته بود که مشابه گزارش فرزندان مهدی کروبی از خانه شیخ دربند جنبش سبز، هیچ اطلاعی از وضعیت همراهان  مردم در دست نبود و حیات آن ها شرایط ایشان یا بودنشان در خانه ها از هیچ راهی قابل پیگیری نبود. بعدها مشخص شد که پنجره های هر دو خانه با ورقهای عایق نور از داخل پوشیده شده بود. فضای خارجی خانه با نورافکن های قوی تا ماهها روشن بود.

 

در عکس فوق که از کوچه های کناری مشرف به کوچه اختر گرفته شده است حیاط خانه میرحسین  توسط پروژکتور ها روشن است اما  نوری از خانه به بیرون نمی اید

براساس گزارش هایی که بعدا به کلمه رسید، گاه با فعالیت های نمایشی از قبیل خروج آمبولانس از کوچه و …  اینطور القا می شد که یا کسی درخانه ها نیست یا بیمار شده و یا به خارج خانه منتقل شده اند. دقیقا در این شرایط بود که بارها این شایعه دروغ رواج یافت که مهندس موسوی سکته کرده و در بیمارستانی ناشناس بستریست. خبر سازی در آن روزها در اوج خود بود.  در این مدت هموار مراجعه دختران به درب نصب شده بر سر در کوچه اختر با این جواب روبرو می شد که اصولا فردی به اسم مهندس موسوی را نمی شناسند و اینجا خانه کس دیگریست یا از قاضی سوال کنید و اگر سوال می شد قاضی پرونده ایشان کیست می گفتند به شما مربوط نیست. رفتار ماموران در این هنگام شدیدا خشن، توهین آمیزو بی ادبانه گزارش داده شده است .

۱۰ روز پس از حصر،  درها و پنجره های خانه محصورین با میله هایی پوشانده شد. این برنامه در حضور فرستاده ارشد قوه قضائیه؛ که نام ومشخصات وی نزد کلمه محفوظ است؛ انجام شد و همچنین درب دومی در داخل کوچه نیز نصب شد تا کوچه و خانه اختر ویژگیهای کامل یک زندان را به خود بگیرد. از این تاریخ حضور نیروها در پس دیوار بود و کنترل نا محسوس در خیابان پاستور باقی ماند و فضای امنیتی شدیدتری حاکم شد.

در این عکسها درب دوم نیز قابل رویت است که در آنزمان در حال جوشکاری و ساخت آن در میانه کوچه اختر بودند.

 

درب دوم میانه کوچه اختر  که به فاصله زمانی کمی از نصب درب اول در حال ساخت  بود

 

بعدها احتمالا به علت حساسیت و تکرار مداوم عنوان «درب سیاه رنگ» بر زندان اختر و از آن جا که منطقه پاستور منطقه ای اداری با مراجعین زیاد از کارمندان تا مردم عادی ست و آن درب و میله ها نظر عابرین را جلب میکرد رنگ آن خاکستری شد

 

 درب بیرونی زندان اختر

این دربهای  آهنی  تنها  بین مردم و منتخبشان فاصله‌ای کاذب ایجاد نمی‌کرد  بلکه  فرزندان و خانواده  نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس  را نیز مجازات می‌کرد؛ اما هنوز روزنه امیدی بود. نوه کوچک میرحسین و رهنورد در هفته های اول پس  از حصر  به امید کودکانه خود با گریه از بالای درب بسته  در جستجوی راهی برای ورود بود و  معصومانه به کوچه چشم دوخته بود؛ شاید پدر بزرگ و مادربزرگ، او را به خانه راه دهند… شاید از همانجا آنها را ببیند…  شدنی نبود. اما  امید که بود …

 

و خیلی زود درب اهنی بالاتر  و بالاتر رفت  و با صفحه های فلزی ارتفاع گرفت تا  به خیال زندانبانان هیچ امیدی از روزنه های کوچه اختر نور نگیرد…

 

وضعیت بی خبری ها و فشارها از محصوران بعد از این مدت با فشار بیشتری ادامه داشت. اولین دیدارهای دختران با پدر و مادر پس از فوت میراسماعیل موسوی و بر سر جسد او در خانه ی پدری میرحسین در فروردین ۱۳۹۰  اتفاق افتاد و پس از آن به صورت نا مرتب و پراکنده صورت می گرفت.

دوره های بی خبری مطلق از میرحسین موسوی و خانم رهنورد بر اساس خبرهای دختران، دو دوره ۵ ماهه و سه دوره سه ماهه بوده و برای یکی از دختران یک دوره ۸ ماهه را نیز شامل شد. همچنین جز چند مورد انگشت شمار هرگز امکان تماس تلفنی برقرار نبوده است. دختران پس از بیماری قلبی پدرـ سال گذشته- توانسته بودند به داخل خانه بروند که در این بازدید متوجه شدند تمام پنجره ها از داخل پوشیده شده و علت آن بی نوری که به نظر می رسید خانه فاقد سکنه است به دلیل همین پوشش های داخلی بوده است. براین اساس دیوارهای حیاط و پنجره ها هم میله و نرده کوب شده بودند.

آیا حاکمیت صدای مردم محجوب و مسالمت جوی خود را خواهد شنید و دوباره زندان اختر به خانه زندگی تبدیل خواهد شد؟

تاریخ می‌گوید روزی صدای مردم به گوش حاکمان خواهد رسید؛ برای  مردمداران و پرهیزکاران  در زمان مناسب و برای  مستبدان و زورگویان زمانی که خیلی دیر شده است.

 فیلم  از درب بیرونی کوچه اختر مهرماه ۱۳۹۲

 

 

روایت تصویری از خانه‌ای که به زندان تبدیل شد؛ زندان اختــــــــر

******************************************************

تسنیم

نقوی حسینی

سرویس: سیاسی ، تاریخ: ۰۸/دی/۱۳۹۳ – ۱۱:۲۳ ، شناسه خبر: ۶۰۲۳۳۰
نقوی‌حسینی در گفت‌وگو با تسنیم:

عدم آزادی “شیخ علی سلمان ” هزینه سنگینی را به رژیم بحرین تحمیل خواهد کرد

خبرگزاری تسنیم: سخنگوی کمیسیون امنیت‌ملی و سیاست‌خارجی مجلس گفت: در صورت عدم آزادی روحانی انقلابی بحرین، معترضان از هر اقدامی برای آزادی وی دریغ نخواهند کرد.

سیدحسین نقوی‌حسینی سخنگوی کمیسیون امنیت‌ملی و سیاست‌خارجی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری تسنیم، با انتقاد از بازداشت شیخ علی سلمان دبیرکل جمعیت اسلامی ملی الوفاق بحرین توسط نیروهای رژیم بحرین، گفت: این اقدام، نقض آشکار حقوق بشر است که نباید از دید ملت‌های آزاده جهان پنهان بماند.

وی با بیان اینکه رژیم بحرین به دستمایه رژیم سعودی تبدیل شده است، تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران خود را در کنار مردم مظلوم بحرین می‌بیند و قطعاً موضوع بازداشت منتقدان رژیم بحرین را در مجامع بین‌المللی پیگیری خواهد کرد.

سخنگوی کمیسیون امنیت‌ملی و سیاست‌خارجی مجلس با تاکید بر ورود مجلس و کمیسیون امنیت‌ملی به بازداشت “شیخ علی سلمان”، تاکید کرد: رژیم سعودی بی‌تردید شریک جنایات آل‌خلیفه در بحرین است و ما ردپای سعودی‌ها را در تمام جنایاتی که در بحرین صورت می‌گیرد، می‌بینیم؛ رژیم سعودی که رهبر تروریست‌های منطقه در عراق و سوریه است و رسما گروه‌‌های تروریستی را برای قتل‌عام مسلمان پرورش می‌دهد، عامل اصلی کشتار معترضان در بحرین است.

نقوی‌حسینی در پایان با بیان اینکه عدم آزادی “شیخ علی سلمان” هزینه سنگینی را به رژیم بحرین تحمیل خواهد کرد، گفت: امیدواریم رژیم بحرین فوراً آقای شیخ علی سلمان را آزاد کند، چرا که در این غیر این صورت معترضان از هر اقدامی برای آزادی این روحانی انقلابی دریغ نخواهند کرد.

**********************************************************************
Iran urges Bahrain to free jailed opposition chief
AFP , Wednesday 31 Dec 2014
Bahrain police

Riot police gather in front of protesters demonstrating for Al Wefaq Secretary-General Sheikh Ali Salman in the village of Bilad Al Qadeem, south of Manama, December 29, 2014 (Photo: Reuters)

Iran urged Bahrain on Wednesday to free Shiite opposition leader Sheikh Ali Salman who stands accused of seeking regime change by force in the Sunni-ruled Gulf state.

“We are extremely worried about his situation,” foreign ministry spokeswoman Marzieh Afkham told reporters.

“We want him to be released,” she said of Salman, head of the Shiite movement Al-Wefaq, which boycotted a parliamentary election in November having dismissed it as a farce.

“We believe that the security measures Bahrain’s government has adopted to solve its internal issues are wrong,” Afkham added.

Shiite Iran has been accused of interfering in Bahrain’s affairs ever since its Sunni ruling family crushed month-long protests led by Al-Wefaq in 2011 seeking an elected government in the Shiite-majority kingdom.

Salman’s detention, which came on Sunday two days after he was re-elected as party leader, sparked fresh clashes between his supporters and police in Shiite villages outside the capital Manama.

The prosecution said Monday that the 49-year-old cleric had been charged with “promoting regime change by force, threats and illegal means and of insulting the interior ministry publicly.”

Salman is also accused of inciting people to break the law and of “hatred towards a segment of the people”.

On Tuesday, officials said he would remain in custody for seven days.

Strategically located just across the Gulf from Iran, Bahrain is home to the US Navy’s Fifth Fleet, and Britain announced plans earlier this month to build a naval base of its own there.

But authorities have repeatedly rejected Al-Wefaq’s demand for an elected prime minister to replace the current government, which is dominated by the royal family.

 

از جیب فقرا/ روزی که متهم اختلاس سه هزار میلیاردی هم به خیابان آمد

Share Button

چکیده :پنج سال گذشته است. از خاوری خبری نیست. یک نفر دیگر به جای او قربانی شد و پرونده اختلاس سه هزار میلیاردی هم مختومه شد. حالا صحبت از اختلاس های دوازده هزار میلیاردی است، رانت های هزاران میلیاردی قرارگاه خاتم سپاه، پول های هنگفتی که بابک زنجانی برد و پس نیاورد، و همدستانی که همچنان فتنه فتنه می کنند و به کاسبی مشغول اند….

کلمه

روزی که متهم اختلاس سه هزار میلیاردی هم به خیابان آمد

کلمه: نهم دی ۱۳۸۸ در میان راهپیمایانی که به سمت میدان انقلاب می رفتند تا بزغاله و گوساله خطاب شدن مردم معترض را بشنوند و فریاد مرگ بر موسوی و کروبی و خاتمی سر دهند، برخی خوشحال تر از بقیه بودند. یکی از آنها محمودرضا خاوری بود؛ مدیرعامل بانک ملی که دو سال بعد وقتی فساد سه هزار میلیاردی برملا شد، همدستان بالادستش خواستند او را قربانی کنند تا خود نجات یابند.

خاوری ظرف یک هفته، ۹ دی و بصیرت و فتنه و ارزش ها را رها کرد و دو پای دیگر هم قرض کرد و به خارج از کشور گریخت. همدستان او اما ماندند تا در دو سال پس از آن، همچنان سفره کاسبی فتنه و تحریم و … را پهن نگه دارند ته مانده سرمایه های مملکت را غارت کنند.

پنج سال گذشته است. از خاوری خبری نیست. یک نفر دیگر به جای او قربانی شد و پرونده اختلاس سه هزار میلیاردی هم مختومه شد. حالا صحبت از اختلاس های دوازده هزار میلیاردی است، رانت های هزاران میلیاردی قرارگاه خاتم سپاه، پول های هنگفتی که بابک زنجانی برد و پس نیاورد، و همدستانی که همچنان فتنه فتنه می کنند و به کاسبی مشغول اند.

میرحسین موسوی اما همچنان در حصر هم به فکر مستضعفان است که همه چیز آنها را غارتگران برده اند. او می گوید آماده است تا حقایق مربوط به سرچشمه‌های فساد عظیمی که کشور و انقلاب را در خود غرق کرده است، بیان کند. به او گفته اند «برانداز»، و او پاسخ می دهد: برانداز کسانی هستند که از جیب مستضعفان و پابرهنگان و فقرا فسادهای عظیم در کشور ایجاد کرده‌اند.

پایان مطلب

*****************************************************************************

و اما سابقه امر

  • تعداد بازدید :
  • ۱۲۰۷۶
  • دوشنبه ۱۱/۷/۱۳۹۰
  • تاریخ :

 پشت پرده فرار خاوری به کانادا


 

چرا مدیر عامل بزرگترین بانک دولتی ایران که تبعه کانادا بود به کانادا گریخت؟

 


 

مقدمه:

خاوری

درباره پرونده اختلاس بزرگ و بی سابقه سه هزار میلیاردی و یا به قولی ۱۷۰۰ میلیاردی نمی توان بدون اشراف قضایی حکم داد و قضاوتی کرد. این پرونده در مرحله تحقیق به سر می برد و  دادستان و سایر مقامات قضایی و اطلاعاتی با تحقیق و پیگیری، به دنبال شناسایی عوامل این اختلاس و سوء استفاده تاریخی هستند. اسامی مانند امیر منصور آریا، مه فرید آریا و …. مطرح شده و یا برخی بانک ها مورد تحقیق قرار می گیرند. لذا ما در این مجال به دنبال متهم نمودن برخی افراد نبوده و نیستیم بلکه به دنبال ریشه یابی و زمینه های سو مدیریت کلان می باشیم.

آقای خاوری ،از استعفا تا خروج از کشور

در هفته گذشته، خبری شگفت انگیز افکار عمومی ایران را تحت تاثیر قرار داد. در یکی از معدود موارد از  واکنش توسط مسوولین درگیر ماجرا در اختلاس ها یا سو مدیریت ها، آقای خاوری طی استعفا نامه ای از مردم و رهبر معظم انقلاب عذر خواهی کرد و استعفا داد. افکار عمومی هم با خرسندی با این مساله برخورد کردند که سرانجام فرهنگ استعفا به علت قصور یا تقصیر نیز وارد قاموس مدیریتی کلان کشور شده است. اما این خوشحالی دیری نپایید و اخبار نگران کننده ای از خروج مدیرعامل بانک ملی از کشور منتشر شد.

حجت الاسلام محسنی اژه ای :قاضی پرونده مدیرعامل بانک ملی را ممنوع الخروج نکرده بود ولی اگر بازنگردد همه وصله ها و اتهامات به او چسبانده می شود و این به نفعش نیست

آقای جهرمی مدیر عامل بانک صادرات که به علت درگیری بانک صادرات در این اختلاس  معزول شد طی بیانیه ای از “فرار خاوری” خبر داد و نوشت: امروز هم با کنارگذاشتن بنده باز هم درس غلطی را به مردم می‌دهند زیرا با فرار آقای خاوری (مدیر عامل بانک ملی) به کانادا برخی ازآ نان دچار سردرگمی و دست‌پاچگی شده‌اند. آقای خاوری که با توجه به گستردگی فساد در بانک ملی در این پرونده و پرونده‌های دیگر، احتمال دستگیری خود را به خاطر ارتباط با این پرونده‌ها و عوامل پشت پرده آن‌ها می‌داد به کانادا گریخت و اکنون عوامل مرتبط با وی در بانک مرکزی و دولت در صدد رفع و رجوع این فرار، که با کمک و پشتیبانی برخی از آنان انجام گرفته است، هستند و از ترس گسترده‌تر شدن ابعاد این موضوع با شخص اصلی پیگیری‌کننده و شکایت‌کننده اصلی این پرونده برخورد نمودند.

سند-خاوری-بانک ملی

اصرار ویژه برای مدیریت خاوری در دولت

– یکی از نکات قابل توجه درباره خاوری این است که ایشان باز نشسته شده بودند و دوباره دعوت به کار شدند. طبق مصوبه دولت هیچ ارگان دولتی حق به کار گیری نیروی باز نشسته را ندارد مگر اینکه هیات وزیران که عالی ترین شورای دستگاه اجرایی کشور است نسبت به بکارگیری مجدد نیرو مصوبه خاص داشته باشد.

سند فوق نشان می دهد که هیات دولت خود و با تصمیم عالی ترین مقام اجرایی کشور نسبت به ادامه فعالیت خاوری در بانک ملی مصر بوده اند.  این سند که با  امضای آقای رحیمی معاون اول رییس جمهور خطاب به وزارت اقتصاد صادر شده است نشان می دهد خاوری از معدود مدیران و کارکنان دولتی است که با نگاه ویژه، هم چنان علی رغم اتمام سنوات خدمت با امضای معاون اول رییس جمهور به کار مشغول بوده اند.

واکنش آقای دادستان

حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای درباره خروج مدیرعامل بانک ملی از کشور اظهارداشته است: این خبر صحت دارد. دو نامه از دفتر ایشان به ما ارسال شده است که در نامه اول خاوری عنوان کرده است که استعفا داده و در نامه دوم وی مدعی شده به ایران باز می گردد و استعفا نداده است و به زودی با همکارانش ملاقات می کند.

بانک ملی ایران

دادستان کل کشور در پاسخ به اینکه اگر خاوری بازنگردد چه اقدامی انجام می دهید، افزوده بود: قاضی پرونده مدیرعامل بانک ملی را ممنوع الخروج نکرده بود ولی اگر بازنگردد همه وصله ها و اتهامات به او چسبانده می شود و این به نفعش نیست.

سوگند وفاداری خاوری به ملکه انگلیس؟!

پس از این اتفاقات برخی خبرگزاری ها  از تابعیت کانادایی خاوری خبر دادند! طبق این اخبار ،خاوری که خانواده خود را از حدود یک دهه قبل برای راحتی بیشتر از ایران خارج و به کانادا فرستاده بودند در اوایل سال ۱۳۸۴ و پس از بازنشستگی از سیستم بانکی به دعوت دولت کانادا به این کشور سفر نموده و با اجرای مراسم امضای سوگند (قسم نامه) دولت کانادا در یکی از کلیساهای این کشور و با حضور یک قاضی فدرال کانادا، افسر امنیتی اداره مهاجرت CIC Officer و قاضی شهروندی Citizenship Judge دولت کانادا رسماً به تابعیت این کشور در آمده است.

طبق روال قانونی ”شرکت کنندگان در این مراسم با در دست گرفتن انجیل و مراسم قسامه دست راست خود را بلند نموده و سوگند شهروندی Citizenship Oath را به زبان های انگلیسی و فرانسه تکرار می کنند. طبق متن این قسم نامه که محمد رضا خاوری آن را امضا نموده است، او سوگند یاد کرده به ملکه الیزابت دوم، ملکه کانادا، و وارثان و جانشینانش با وفا باشد و در وفاداری باقی بماند، و با وفاداری، قوانین کانادا را رعایت کند و تمام وظایفش را به عنوان یک شهروند کانادایی اجرا نماید!

حالا با توجه به تعهد اخلاقی ایشان به دولت کانادا و ملکه الیزابت ملکه کانادا و بریتانیا سوال اینجاست که چرا علیرغم هشدارهای نهادهای امنیتی و اطلاعاتی مدیریت “بزرگترین بانک جهان اسلام” به خاوری سپرده شده بود؟

یکی از نقاط حساسیت دستگاه اطلاعاتی کشور این است که فرد برای مسولیت های رده بالا نباید دارای تابعیت کشور خارجی باشد. حتی برخی نمایندگان مجلس اظهار کرده اند که صلاحیت وی از سوی وزارت اطلاعات برای این پست احراز نشده بود.

حالا با توجه به تعهد اخلاقی ایشان به دولت کانادا و ملکه الیزابت ملکه کانادا و بریتانیا سوال اینجاست که چرا علیرغم هشدارهای نهادهای امنیتی و اطلاعاتی مدیریت “بزرگترین بانک جهان اسلام” به خاوری سپرده شده بود؟

خانه میلیاردی مدیر عامل در کانادا؟!

در ادامه این ماجرا اخبار روزنامه های کانادایی درباره ماجرای فرار خاوری جالب توجه است.یک روزنامه کانادایی با انتشار گزارشی مفصل از ماجرای بزرگ ترین پرونده سوء استفاده مالی در تاریخ ایران مدعی شده که محمد رضا خاوری مدیر مستعفی بزرگ ترین بانک دولتی ایران قصد بازگشت به ایران را ندارد و ترجیح می دهد در ویلای ۳ میلیون دلاری خود در تورنتو زندگی کند.

خاوری-کانادا

روزنامه ” گلوب اند د میل ”  که از خاوری به عنوان “شهروند ایرانی – کانادایی” یاد کرده با انتشار گزارشی از بزرگ ترین پرونده سوء استفاده مالی در تاریخ ایران  را تحلیل کرده است.

این روزنامه با انتشار عکسی که آن را ویلای ۳ میلیون دلاری خاوری معرفی می کند ،‌ می نویسد که وی به همراه خانواده خود قصد دارد در تورنتو اقامت کند. “گلوب اند د میل” می افزاید که این خانه در تاریخ ۳۰ جولای ۲۰۰۷ (۸ مرداد ۱۳۸۶) از سوی خاوری و به قیمت ۲ میلیون و ۹۲۵ هزار دلار خریداری شده است .

این روزنامه می نویسد که وقتی خبرنگارش برای تهیه گزارش به این خانه رفته یک زن در را گشوده اما هیچ پاسخی به سوال های خبرنگار نداده است.

حاضر به مکالمه با مسوولین نیستم

سرانجام خاوری مدیرعامل سابق بانک ملی ایران، اخیرا با ارسال نامه ای خطاب به مسئولان مربوطه در وزارت اقتصاد نوشت: به دلیل اینکه به وی توهین شده است حاضر به مکالمه با مسئولان کشور نیست.

به گزارش الف، نامه خاوری پس از آن واصل شده است که مقامات عالی رتبه وزارت اقتصاد تلاش کردند تلفنی با وی مکالمه کنند.

پیگیری خبرنگار الف نشان می دهد، مدیرعامل سابق بانک ملی ایران قبل از رفتن به خارج، در پرونده تخلف بانکی بزرگ چندین ساعت بازجویی شده است. وزیر اقتصاد از سفر وی به خارج از کشور اطلاع داشته است. هم چنین هنوز معلوم نیست که وزیر اقتصاد موضوع سفر خارجی خاوری را قبلا به مقامات قضایی اطلاع داده بوده است یا خیر.

به ایران بازنخواهم گشت

روز گذشته نهایتا  یکی از اعضاء هیات مدیره این بانک گفت: اصلاً‌ قرار نبود خاوری به کشور برگردد.

این مقام مسئول در بانک ملی که نخواست نامش فاش شود در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی باشگاه خبری فارس «توانا» درباره وضعیت محمودرضا خاوری مدیرعامل مستعفی این بانک و انتشار اخباری مبنی بر بازگشت وی به ایران اظهار داشت: آقای خاوری کاری در ایران نداشت که برگردد!!!!

وی در پاسخ به این پرسش که چرا هفته گذشته توسط سخنگوی بانک ملی اعلام شده بود که خاوری به ایران برمی‌گردد، گفت: اصلا قرار نبود خاوری به کشور برگردد.

نتیجه  گیری

اگر چه در ماجرای اختلاس بزرگ اشخاص دیگری نیز درگیرند و بنا به گفته دادستان فعلا اتهامی متوجه خاوری نبوده است و فقط از وی بازجویی شده است اما سوال بزرگتری در اذهان شکل می گیرد که چگونه کلید  بانک ملی به عنوان خزانه نهادهای دولتی کشور به فردی با تابعیت مضاعف کانادایی –ایرانی سپرده شده بود؟ معمولاً‌ این نکته در انتصابات  مورد توجه قرار می گیرد که افراد دو ملیتی در پست های مهم به کار گرفته نشوند ؛‌علت این امر نیز مشخص است :‌ افرادی که در پست های مهم قرار می گیرند ،‌ احتمال این که در برخی مسائل در دو راهی منافع دو کشور متبوع خود قرار بگیرند ،‌ زیاد است و در چنان موقعیت هایی یا باید به نفع میهن مادری خود عمل کنند یا در مسیر منفعت کشوری که به هنگام کسب تابعیتش ،‌سوگند وفاداری بدان یاد کرده اند حرکت نمایند.

اگرچه درباب آقای خاوری هنوز به شکل قضایی نمی توان اتهامی را ثابت شده دانست اما بی توجهی به این امر از نقاط سوال برانگیز می باشد

چه کسی برنده شطرنج قیمت نفت خواهد بود؟ تسنیم

Share Button

دراماتیک سقوط نفت ادامه خواهد داشت و دولت خوش خیال ما، از پس حوادث خواهد دوید و دیر تر از رقبا در صحنه خواهد بود، موقعی که بازی تمام شده است چون دولت ما در چنبر تبلیغاتی گرفتار بوده است و میباشد که همواره مصرف داخلی داشته است ولی حالا  خودش به تله  آن افتاده است. دراماتیک ارزی از دراماتیک نفتی کمتر تکاندهنده نخواهد بود و افزایش ۱ ـ ۲ درصدی روزانه نرخ ارزها و دلار نیز مهندسی دولت و بانک مرکزی برای تنظیم سوپاپ یا هدایت ترمز و گاز جهشی نرخ  دلار و سایر ارز هاست که با تزریق قطره چکانی ارز و دلار، از طریق سیستنم نیمه بانکی ـ نیمه امنیتی به بازار منوچهری انجام میگردد. فشار بالقوه تقاضای بازار برای دلار بمراتب بیشتر ازآنست که این سرم قطره ایی بتواند  تا مدتی طولانی آنرا تنظیم کند. من در روزهای آینده این مسئله را با مستندات کافی نوشتاری خواهم کرد.

نفت و دلار

جفری روزنبرگ، تحلیلگر بازار نفت در این باره گفت: «اوپک ایام بسیار سختی را سپری می کند…همه اعضا انگیزه لازم را برای افزایش حجم تولید جهت کاهش نیافتن درآمدهایشان دارا هستند.»

گزاره فوق برگزیده از یک گزارش بدون تفسیر و تحلیل از سایت تسنیم است که در زیر کپی کرده ام و دیدن آن شایان توجه است.

در همان هنگامی که همه از جمله بسیاری تحلیلگران داخلی نفت بر این عقیده بودند که بخاطر سقوط قیمت نفت، برخی تولیدکنندگان، تولید  و استخراج را تعطیل خواهند کرد و بعد از آن نفت قیمت طبیعی (حدوداً ۸۰ دلاری) خود را خواهد یافت من بکرار نوشتم که برخی کشورهای نفتی در معرض آنچنان مضیقه و فشار ارزی هستند که نه تنها از تولید خود نخواهند کاست بلکه برای جبران کسر درآمد خود، تا آنجا که هزینه ارزی آن از هزینه بومی تولید (منابع داخی با پول ملی) پیشی نگیرد بر تولید خود  هم خواهند افزود.

چند روز پیش یکی از مقامات ایران گفت که ما باید هرچه بیشتربر تولید بیفزائیم و با تخفیف زیاد هم که شده بفرشیم. حال این جفری روزنبرگ تحلیلگر بازار نفت است که همین را میگوید و این سایت نظامی امنیتی تسنیم است که بدون تفسیر آنرا درج میکند.

آقای طیب نیا وزیر اقتصاد دولت روحانی چندی پیش با شروع سقوط بهای نفت و بروز نشانه های تنگنای ارزی و تیره شدن افق بالانسِ بودجه ۹۴  و شروع دلاربازی گفت: “در شرایط بنیانی بازار ارز و سرمایه ایران، هیچ تغییر خاصی رخ نداده، وی اظهار کرد: مردم بدانند در شرایطی که عوامل واقعی تغییر نکرده است نباید رفتارهای هیجانی داشته باشند.” حال هنگام آنست تا از آقای وزیر اقتصاد که نه یک ژورنالیست بی مسئولیت خبر ساز است پرسید: آیا بنظر شما تغیر خاصی در عرصه ارز و در آمد ارزی ایران رخ داده است یا  نه؟ باید پرسید این اظهار نظر بسیار نادرست، از بی اطلاعی شماست یا از بی مسئولیتی اتان یا هردو؟

دنیا با نزدیک به دو میلیون بشکه اضافه عرضه نفت روبروست. عربستان، کویت، عراق، امارات، و بحرین و قطر که از اول توی باغ بودند یا بقول معروف دو زاریشان زود افتاد بازار را گرفتند. حال، علی یا علی ها مانده اند و حوضشان و این ۲ میلیون عرضه اضافی به بازار و انبارهای پرشده نفتی دنیا. برای ایران و ونزوئلا و روسیه دیگر نه قیمت بلکه اساساً یافتن مشتری و بازار برای فروش در این بازار اشباع شده دنیا مهم است. چنین بنظر میرسد که شتر عبوس این دومیلیون اضاافه عرضه سر انجام بر درب خانه ایران، روسیه و ونزوئلا خواهد خوابید و فاجعه از مسئله سقوط قیمت به ۵۵  تا ۶۰ دلار و تخفیف ۵ دلاری به مشتریان آسیایی فراتر خواهد رفت.

مسئله به اینجا هم ختم نمیشود زیر شرکت های پالایشگاهی و دلالان نفت به طمع نفت ارزان مقادیر زیادی از نفت را برای،  ژانویه تا فوریه آینده پیش خرید کرده اند که بمعنای کاهش  بیشترتقاضای در این دو ماه آینده است.

دراماتیک سقوط نفت ادامه خواهد داشت و دولت خوش خیال ما، از پس حوادث خواهد دوید و دیر تر از رقبا در صحنه خواهد بود، موقعی که بازی تمام شده است چون دولت ما در چنبر تبلیغاتی گرفتار بوده و میباشد که همواره مصرف داخلی داشته است ولی حالا  خودش به تله  آن افتاده است. دراماتیک ارزی از دراماتیک نفتی کمتر تکاندهنده نخواهد بود و افزایش ۱ ـ ۲ درصدی روزانه نرخ ارزها و دلار نیز مهندسی دولت و بانک مرکزی برای تنظیم سوپاپ یا هدایت ترمز و گاز جهشی نرخ  دلار و سایر ارز هاست که با تزریق قطره چکانی ارز و دلار، از طریق سیستنم نیمه بانکی ـ نیمه امنیتی به بازار منوچهری انجام میگردد. فشار بالقوه تقاضای بازار برای دلار بمراتب بیشتر ازآنست که این سرم قطره ایی بتواند  تا مدتی طولانی آنرا تنظیم کند. من دروزهای آینده این مسئله را با مستندات کافی نوشتاری خواهم کرد.

در سال ۲۰۱۵ چه کسی برنده شطرنج قیمت نفت خواهد بود؟

خبرگزاری تسنیم: کاهش قیمت نفت در سال ۲۰۱۴، صفحه شطرنج تحولات ژئوپلتیک جهانی را در وضعیتی ویژه قرار داده است و اکنون باید دید در سال ۲۰۱۵ چه کسی می تواند بازی را به سود خود تغییر دهد، اوپک، ولادیمیر پوتین یا تولید کنندگان نفت شیل در آمریکا؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از بلومبرگ، کاهش قیمت نفت در سال ۲۰۱۴، صفحه شطرنج تحولات ژئوپلتیک جهانی را در وضعیتی ویژه قرار داده است. اکنون باید دید در سال ۲۰۱۵ چه کسی می تواند بازی را به سود خود تغییر دهد، اوپک، ولادیمیر پوتین یا تولید کنندگان نفت شیل در آمریکا؟
قیمت شاخص بین المللی نفت در سال ۲۰۱۴ تا ۴۹ درصد کاهش یافت. کسانی که به دنبال بازگشت سریع قمیت ها هستند، احتمالا ناامید شده اند، زیرا میزان رشد مصرف جهانی به پایین ترین رقم از سال ۲۰۰۹ رسیده، شرکت های آمریکایی تولید نفت را به بالاترین رقم در طی ۳ دهه اخیر رسانده اند و جنگ قیمت بین اعضای اوپک در گرفته است.
جف کولگان، استاد دانشگاه براون که مطالعاتی در زمینه ژئوپلتیک انرژی دارد گفت: «ما در نقطه عطفی قرار داریم که مردم دارند به این نتیجه می رسند که اوپک دیگر واقعا هدایت کننده قیمت نفت نیست.» وی افزود: «مسئله اصلی در مورد تولید نفت شیل خواهد بود. موضوع اینجاست که تولید کنندگان نفت در آمریکای شمالی تا چه میزان می توانند فشار افت قیمت را تحمل کنند؟»
اوپک که حدود ۴۰ درصد نفت بازار را تامین می کند، ظاهرا فرسایش یافته است.
بر اساس آمارها، از ژانویه ۲۰۱۲، اعضای اوپک به طور متوسط روزانه ۸۸۶ هزار بشکه بیشتر از سقف ۳۰ میلیون بشکه ای سازمان تولید می کنند. پس از تصمیم اوپک مبنی بر عدم کاهش تولید در نشست ماه نوامبر، برخی کشورها انگیزه شان برای تبعیت از سیاست اوپک حتی کمتر نیز شده است. پیش بینی خود اوپک از میزان تقاضا به پایین ترین رقم در ۱۲ سال گذشته و بیش از یک میلیون بشکه کمتر از سقف تولید ۳۰ میلیون بشکه فعلی رسیده است.
قیمت ها پایین تر از آن چیزی است که همه اعضای اوپک به استثنای کویت و قطر برای برقراری توازن در بودجه خود نیاز دارند. اما عربستان، بزرگترین عضو سازمان، همچنان با کاهش تولید مخالف است. ریاض برای برنده شدن در جنگ قیمت، ذخایر ارزی کافی را در اختیار دارد، اما بر اساس ارزیابی موسسه سیتی گروپ، ادامه این سیاست، هزینه بالایی را به خود عربستان و دیگر اعضای اوپک تحمیل می کند.
جفری روزنبرگ، تحلیلگر بازار نفت در این باره گفت: «اوپک ایام بسیار سختی را سپری می کند…همه اعضا انگیزه لازم را برای افزایش حجم تولید جهت کاهش نیافتن درآمدهایشان دارا هستند.»
انتهای پیام//

افزوده:

معاون وزیر صنعت معدن و تجارت با پیش بینی اینکه قیمت نفت در آینده کاهش بیشتری خواهد یافت، گفت: ذخیره سازی کالاهای اساسی در سال ۹۴ زیر سایه کاهش قیمت نفت خواهد بود ولی کمبودی نخواهیم داشت.
کد خبر: ۴۶۱۳۵۰
تاریخ انتشار:۰۶ دی ۱۳۹۳ – ۱۲:۰۳-۲۷ December 2014

معاون وزیر صنعت معدن و تجارت با پیش بینی اینکه قیمت نفت در آینده کاهش بیشتری خواهد یافت، گفت: ذخیره سازی کالاهای اساسی در سال ۹۴ زیر سایه کاهش قیمت نفت خواهد بود ولی کمبودی نخواهیم داشت.

علی قنبری در گفتگو با مهر با اشاره به پیشنهاد دولت برای اختصاص بودجه ذخیره سازی کالاها در لایحه بودجه سال ۹۴ کل کشور، گفت: این موضوع را باید با توجه به شرایط کشور سنجید؛ نفت به عنوان مهمترین عامل درآمدی ما رو به کاهش است و قیمت از ۷۰ دلار پایین تر آمده است که یه نظر می سد در بلندمدت قیمت نفت پایین تر هم برود ولی دولت خوشبینانه قیمت ۷۲ دلار را در نظر گرفته است.

معاون وزیر صنعت معدن و تجارت افزود: با این اوضاع، نمی توان خیلی انتظار داشت که وضعیت بودجه مناسب باشد و افزایش بودجه برای تمامی بخش‌ها از جمله ذخیره سازی کالا در نظر گرفته شود.

وی تصریح کرد: بنابراین دولت باید احتیاط کند تا کسری بودجه نداشته باشد و این در شرایطی است که با توجه به جریانات سیاسی و عوامل موثر در زمینه کاهش قیمت نفت باید به همین بودجه اکتفا کرده و  کشور را طوری اداره کرد که کسری بودجه نداشته باشیم و دچار مشکل نشویم.

آخرین نماز جمعه هاشمی را با چنگ و دندان کنترل کردیم

Share Button

 

خیلی طولانی است ولی نوری کم از و به  درون دهلیز ساختار قدرت. میتوانیم شورا و کل  تشکیلات نماز جمعه را بنوعی حزب سیاسی حاکمیت و یکی از بزرگترین و مهمترین ابزارهای ذهنیت ساز نظام بویژه در سظوح سنتی جامعه بدانیم. ح تبریزیان

در مرور شناسنامه رئیس شورای سیاست‌گذاری ائمه‌جمعه کشور عنوان شد:

آخرین نماز جمعه هاشمی را با چنگ و دندان کنترل کردیم

 تابناک

مجری: ممکن است دوباره آقای آیت‌الله هاشمی به خطبه‌های نمازجمعه برگردند؟

تقوی: فکر نمی‌کنم ایشان باز بیایند.

آقای هاشمی‌رفسنجانی خودشان متوجه شدند که نمی‌توانند نمازجمعه بخوانند/ با چنگ و دندان نمازجمعه را حفظ کردیم

مجری: ایشان کناره‌گیری کردند‌ یا کنار گذاشته شدند؟

تقوی: جریان فتنه‌ ۸۸ خسارت‌هایش خیلی زیاد بود. آن هفته‌ای هم که قرار شد در ماه رمضان در ۲۶ تیر ۸۸ جناب آقای هاشمی بیاید نمازجمعه، ما واقعا از‌ یکی دو روز قبل شب و روز بسیار سختی داشتیم که نمازجمعه را چگونه کنترل کنیم.

این جمعیت را که هر آن ممکن بود نمازجمعه را به هم بریزند و نگذارند ایشان صحبت کند را چگونه کنترل کنیم. نیروهای امنیتی و انتظامی و بچه‌های ستاد نمازجمعه‌ تهران کمک کردند که نمازجمعه به هم نریزد، با همه‌ کنترل‌ها باز، یکی بلند شد و شعار داد بین دو نماز که ماموری که آنجا بود زد در صورتش و بیرونش کرد و صورتش هم مجروح شد.

ما با چنگ و دندان سعی کردیم نمازجمعه‌ آن روز را حفظ کنیم. اگر می‌خواست نمازجمعه‌ آن روز به هم بریزد، معلوم نبود نمازجمعه‌های دیگر به هم نریزد و بشود کنترل کرد.

قرار بود در سخنرانی‌های پیش از خطبه‌ها وزیر اقتصاد وقت آقای دکتر حسینی صحبت کند. من دیدم شرایط به گونه‌ای است که اصلا نمی‌تواند ایشان صحبت کند.

من خودم از آن بالا شاهد بودم اینهایی که آمده بودند با کفش نماز خواندند، آن زن‌های کذایی و چه کارهایی که نکردند. در پشت دیوار دانشگاه بودند و بعضی‌ها نفوذ کرده بودند در دانشگاه و همراهی و هماهنگی می‌کردند.

نمازجمعه‌ جناب آقای هاشمی را به این شکل کنترل کردیم. آیا واقعا در هر هفته‌ای که آقای هاشمی می‌خواست بیاید ما باید‌ یک لشکری را بسیج کنیم و به این شکل نمازجمعه را اداره کنیم.

آن جمعه کنترل کردیم، اگر جمعه‌ بعد می‌خواست ایشان تشریف بیاورد و بریزند نماز را به هم بریزند اصلا چه می‌ماند برای نمازجمعه؟ کشورهای اسلامی در مورد ما چه می‌گفتند؟ دنیا چگونه نگاه می‌کرد؟ لذا جناب آقای هاشمی خودشان هم متوجه شدند که به این شکل نمی‌تواند نماز بخواند.

مجری: قبل از این که این نماز جمعه‌ی آخر را اقامه کنند با ایشان صحبت کردید؟

تقوی: بله .گفتم شما چگونه باید صحبت بکنید. اطلاع دادم به ایشان، حساسیت آن جا را منعکس کردم که در جهت وحدت و‌ یک پارچگی باشد که بتوانیم نماز جمعه را کنترل کنیم .تلفنی صحبت کردیم و گفتند من هم این طور صحبت خواهم کرد. فضا فضایی نبود که بتوانند نماز جمعه را هم اقامه بکنند. خودشان هم شاهد بودند که ما به چه زحمتی نماز جمعه را اداره کردیم.

این نمازجمعه را با چنگ و دندان کنترل کردیم. آیا واقعا در هر هفته‌ای که آقای هاشمی می‌خواست بیاید ما باید‌ یک لشکری را بسیج کنیم و به این شکل نمازجمعه را اداره کنیم. آن جمعه کنترل کردیم، اگر جمعه‌ بعد می‌خواست ایشان تشریف بیاورد و بریزند نماز را به هم بریزند اصلا چه می‌ماند برای نمازجمعه؟
کد خبر: ۴۶۱۱۸۳
تاریخ انتشار:۰۵ دی ۱۳۹۳ – ۱۷:۰۸-۲۶ December 2014

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدرضا تقوی رئیس شورای سیاست‌گذاری ائمه‌جمعه کشور میهمان این هفته برنامه «شناسنامه» بود.

به گزارش «تابناک»، حجت‌الاسلام تقوی در این برنامه در مورد ناگفته‌هایی از انتخاب امامان جمعه، میزان حقوق و مزایای آنها، آخرین نمازجمعه هاشمی‌رفسنجانی، اختلافات ناطق‌نوری و احمدی‌نژاد و جلسات همگرایی صحبت کرد.

در ادامه متن مشروح برنامه«شناسنامه» را بخوانید

مجری: بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. سلام عرض می‌کنم خدمت شما بینندگان عزیز. بعد از ظهر جمعه‌ شما بخیر حلول ماه ربیع را خدمت شما تبریک عرض می‌کنم. شناسنامه امروز برگ‌های شناسنامه‌ کسی را ورق خواهد زد که از سال ۴۸ و ۴۹، حدودا ۴۵ سال پیش، نزدیک به نیم قرن پیش، پای در مسیر انقلاب اسلامی نهاد و بعد از انقلاب اسلامی هم در عرصه‌های مختلف قبول مسئولیت کرد و الآن هم مسئولیت شورایی را دارند که سیاست‌گذار منابر حساس نمازجمعه‌های سراسر کشور هستند. مهمان ما در کنار مسئولیت‌هایی که دارند شخصیتی سیاسی و تاثیرگذار در جماعت‌ها و تشکل‌های مختلف سیاسی دارند، به ویژه در ایام انتخابات و نزدیکی‌های انتخابات که نشست‌های انتخاباتی حال و هوای دیگری دارد‌. او یکی از شخصیت‌های موثر جمع‌های مختلف است و بسیاری از رسانه‌ای‌ها در کنار ایشان هستند تا از ایشان خبرهایی را در زمینه‌های انتخاباتی و مسائل سیاسی کسب کنند. حجت‌الاسلام و المسلمین حاج آقای تقوی میزبان شناسنامه در محل کارشان هستند. حاج آقا سلام علیکم. ممنون که وقت دادید.

تقوی: علیکم السلام. من هم خدمت شما و همه‌ بینندگان سلام عرض می‌کنم و آرزوی توفیق را برای همگان دارم.

مجری: از اینجا شروع می‌کنیم که شورای سیاست‌گذاری ائمه‌‌جمعه کارش چه است؟ شما برای همین جمعه‌ای که داریم چه سیاست‌گذاری برای منابر مختلف نمازجمعه انجام می‌دهید.

تقوی: شورای سیاست‌گذاری همان‌طور که از این واژه‌ها روشن است برای نهاد نمازجمعه سیاست‌گذاری می‌کند. ما نیروهایی که گزینش می‌کنیم در این شورا پرونده‌های‌شان مطرح و تصویب می‌شود‌.

یکی از کارهای شورای سیاست‌گذاری این است که ائمه‌‌جمعه را که می‌خواهند وارد این تشکیلات شوند انتخاب می‌کنند و به تصویب می‌رسانند. کار دیگرشان این است که اگر خواستند امام‌جمعه‌ای را به دلایلی کنار بزنند و ‌یا امام‌جمعه‌ای استعفاء بدهد باز باید در این شورا دلایل و مسائل مطرح شود و در موردش رای گیری شود تا آن امام‌جمعه منفک‌ یا حتی جابجا شود از شهری به شهر دیگر برود.

مجری: به لحاظ محتوایی چطور؟

تقوی: نکته‌ دیگر داوری است. در شهری اگر اختلاف شد بین امام‌جمعه و مسئولین و‌ یا کسی با امام‌جمعه مسئله‌ای پیدا کرد و کارشان رسید به این که باید در‌ یک جایی صحبت آخر را بزنند و جمع‌بندی کنند، شورا داوری می‌کند.

در ارتباط با مسائل فرهنگی و سیاسی و این‌گونه مسائل هم خود شورا‌ یک سیاست‌هایی دارد. در زمان حضرت امام(ره) و الآن هم مقام معظم رهبری، رهنمودهایی که ایشان در احکام و ملاقات‌ها داشتند مشخص است.

براساس همان رهنمودها ما کارها را دنبال می‌کنیم. مثلا‌ یک موقعی پرسیده شده بود که امام‌جمعه با مسئولین چگونه باید برخورد کند؟‌ در‌ یک شهر مردم می‌ریزند در خانه‌ امام‌جمعه و راجع‌ یک مسئله‌ای و‌ یا راجع‌ یک مسئولی گله دارند، ما سیاست کلی‌مان این است که تا می‌شود این‌گونه مسائل را به خطبه‌ها نکشانند و در خارج از خطبه‌های نمازجمعه مسئولین با امام‌جمعه صحبت کنند و امامان جمعه صحبت مردم را به مسئولین برساند و مسئولین بالاتر مشکل را حل کنند.

اینکه مقام معظم رهبری می‌فرمایند دولت را باید حمایت کرد، باید دید حمایت ائمه‌جمعه چگونه و چه شکلی باشد؟ به هر نحوی و به هر شکلی ما باید از دولت حمایت کنیم؟

 اگر این‌طور باشد امام‌جمعه دولتی می‌شود. خود مردم نگاه‌شان به امام‌جمعه عوض می‌شود. مردم امام‌جمعه و روحانیت را پناهگاه خودشان می‌دانستند و هر کجا شکایتی و مسئله‌ای داشتند با آنها در میان می‌گذاشتند.

از گذشته همین طور بوده است. این حرف‌ها را در خانه‌ روحانیت به مراجع و علما می‌زدند و امروز هم دفتر امام‌جمعه در هر شهری پناه گاه مردم است. پس نمی‌توانیم مردم را نادیده بگیریم. اینجاست که‌ یک سیاست مشخص می‌شود که نقد منصفانه و دفاع واقع‌بینانه است.

مجری: مثلا برای همین هفته‌ یا هر هفته شما مطالب خاصی را تاکید دارید که امامان جمعه رویش تاکید کنند؟ چه سیاست داخلی چه خارجی؟

مدیریت شورای سیاست‌گذاری ائمه‌جمعه مدیریت پادگانی نیست

تقوی: نه به این شکل نیست. سیاست‌های کلی مشخص است. این‌طور نیست هر هفته بنشینیم برای نمازجمعه یک چارچوبی را مشخص کنیم، اما مواردی این‌گونه پیدا می‌شود. امامان جمعه شخصیت‌های فاضل و تحصیل کرده هستند و چهره‌های قابل قبولی دارند.

 آنها افرادی نیستند که هر روز بخواهی مسئله‌ای را دیکته کنیم به آنها. ما چون دسترسی‌مان به اطلاعات و اخبار فراوان است، اخبار هفته را جمع می‌کنیم و برای آنها ارسال می‌کنیم.‌

 یک سایتی هم داریم به نام سایت امامت، اخبار را می‌گذاریم در آن سایت و آقایان از آن استفاده می‌کنند.

 بعضی‌ها می‌گویند شما مطالب را برای ائمه‌‌جمعه دیکته می‌کنید، آنها مطالب شما را می‌گویند، من بارها گفتم مدیریت ما در نهاد نمازجمعه مدیریت پادگانی نیست که‌ یک فرماندهی بالا باشد که به چپ چپ به راست راست بگوید.

این مدیریت در نهاد روحانیت جواب نمی‌دهد. روحانیت در‌ یک محیطی تربیت شده که به این شکل نمی‌شود مدیریت کرد.

 مجری: ما با خیلی از ائمه‌‌جمعه سرشناس مصاحبه گرفتیم و گفتیم منابع اطلاعاتی‌تان کجاست؟ آنها هم به صورت مختلف توضیح می‌دهند. آیا شما خودتان اشراف دارید بر این موضوع؟ چون خودتان می‌گویید روحانیت این‌طور نیست که بشود به آنها مطالب را دیکته کرد. آیا شما می‌دانید که منابع اطلاعاتی آنها چه طور است؟ شما باید به عنوان سیاست‌گذار ائمه‌‌جمعه پاسخ‌گو باشید. اگر مطلبی خدای نکرده اشتباهی براساس اطلاعات اشتباه گفته شود، شما هم باید پاسخ گو باشید.

نمازجمعه جای مناظره نیست

تقوی: امام‌جمعه منابع مختلفی دارد. اولا در خطبه‌های نمازجمعه هر مطلبی را نمی‌شود مطرح کرد و ائمه هم مطرح نمی‌کنند.

ادبیات خطبه‌ها ادبیات ویژه‌ای دارد. آنها دارند در نماز صحبت می‌کنند و به تعبیر علما خُطبَتَین بِمَنزِله الرَّکعَتین، دو خطبه‌ای که می‌خوانند به جای دو رکعت نمازی است که در ظهر چهار رکعت و در جمعه دو رکعتی خوانده می‌شود.

نمازجمعه دو رکعت است و به جای دو رکعت دیگرش خطبه است. آنها احتیاط می‌کنند. هیچ‌کس نباید حین خطبه خواندن صحبت کند و نمازگزاران فقط باید گوش دهند‌.

در جایی امام‌جمعه مطالبی سیاسی مطرح کرده بود که به مذاق خیلی‌ها جور نیامده بود، مستمعین آمده بودند به شورای سیاست‌گذاری می‌گفتند این امام‌جمعه این مسائل را مطرح کرده است. من گفتم خب چه عیبی دارد؟ گفتند ما حرف داریم و می‌خواهیم در این مورد حرف بزنیم. گفتند همان موقعی که صحبت می‌کند اجازه دهید ما جواب دهیم‌ یا ما هم برویم پشت تریبون برای مردم صحبت کنیم. من آنجا گفتم‌ یکی از جاهایی که مستمعین و مخاطب فقط باید گوش دهد نمازجمعه است.

اصلا بحث طرفین نیست. خطبه را باید امام‌جمعه بخواند، کسی هم حرف نزند و صحبت نکند، این ضوابط شرعی است، نه چیزی که ما خودمان گفته باشیم. همه باید استماع کنند.

اینجا جای مناظره نیست. کرسی‌های آزاداندیشی که در بحث‌ها باید طرفین باید رو بروی هم قرار بگیرند، جای دیگری است و اینجا امام‌جمعه فقط باید سخن بگوید و بقیه هم باید گوش بدهند و حتی با بغل دستی هم صحبت نکنند.

مجری: اگر در مورد کسی مطلبی گفته شد، مستمعین چه کار باید کنند؟ بروند جای دیگر صحبت کنند؟

تقوی: فرض کنید ما‌ یک سیاست نظام اسلامی را در خطبه‌های نمازجمعه می‌خواهیم تبیین کنیم. به عنوان مثال سیاست کلی نظام اسلامی این است که آمریکا دشمن شماره‌ یک ملت‌های مستضعف و به ویژه ملت ماست.

آمریکا شیطان بزرگ است. حالا اگر دلایل همین جمله‌ امام را ما بیاییم در خطبه‌ها بیان بکنیم و‌ یکی اعتقاد نداشته باشد و موافق نباشد با حرف‌های ما،‌ باید به او میدان دهیم تا بیاید در نمازجمعه حرف بزند؟ طبیعی است که در‌ یک مجموعه‌ عظیمی که در نمازجمعه شرکت کردند افکار و سلیقه‌های مختلفی وجود دارد. امام‌جمعه موظف است سیاست‌های نظام را برگزار کند.

مجری: بیشتر در مورد نقدهای منصفانه محل مناقشه است. مثلا امام‌جمعه از دولت، قوه‌ قضائیه و مجلس نقد‌هایی می‌کند، آنها می‌خواهند جوابش را بدهند، قطعا نمی‌توانند در تریبون مجلس این پاسخ را دهند، آیا جایی برای این پیش بینی شده اشت؟

امام‌جمعه جناحی حرف نمی‌زند

تقوی: خیر، شده است که به امام‌جمعه اطلاعات غلطی داده‌اند و او رفته در خطبه این حرف‌ها را گفته است. این پیش آمده البته نه زیاد ولی بعد به امام‌جمعه اطلاعات صحیح داده‌اند و شورا به او زنگ زده است.

ایشان هم در جمعه‌ بعد رفت و تصحیح کرد. گاهی بعضی از احزاب و گروه‌های سیاسی ایراد می‌گیرند که نمازجمعه و امام‌جمعه جناحی است و جناحی دارد صحبت می‌کند.

روی همین مسائل است که باید بگویم امام‌جمعه جناحی نیست. البته ممکن است صحبت امام‌جمعه با صحبت‌ یک جناح و طرفداران‌ یک جناح در تضاد باشد.

فرض کنیم در مورد رابطه با آمریکا‌، یک عده ممکن است طرفدار رابطه با آمریکا باشند، حالا اگر امام‌جمعه آمد و با این رابطه با دلیل و منطق مخالفت کرد، آن وقت آنهایی که مخالف هستند حق دارند بگویند شما جناحی هستید؟‌ یا بعضی از جناح‌ها با امام‌جمعه همراهند؟ بعضی مسائل این‌طوری است.

مجری: اشاره کردید موضوعی که متهم می‌کنند تریبون نمازجمعه را که مثلا جناحی هست. شما بیش از ۸۰۰ ائمه‌جمعه دارید در سراسر کشور، قطعا هر کدام از ائمه‌ جمعه‌ یک سری تفکرات سیاسی خاص خودشان را دارند، تریبون نمازجمعه که جای بیان کردن تفکرات خاص خودشان نیست و باید سیاست‌های نظام مطرح شود. آیا آماری دارید که نشان بدهد این بیش از ۸۰۰ نفر، چند درصدشان به چه تفکر سیاسی معتقدند. به قول حضرت آقا ما دو بال و دو جناح اصلی داریم.

تقوی: در نهاد نمازجمعه سلیقه‌های سیاسی وجود دارد، این را نمی‌شود منکر شد. الحمدلله وقتی آقایان پشت تریبون قرار می‌گیرند، سعی می‌کنند در راه همان سیاست‌هایی که برای نهاد نمازجمعه از طرف امام و مقام معظم رهبری مشخص شده حرکت کنند و مسائل را این‌گونه مطرح کنند. ولی خارج از نمازجمعه بله ائمه‌ جمعه‌ای داریم که علاقمندی‌شان به بعضی از جریان‌های سیاسی بیشتر است.

البته همان‌ها هم سعی می‌کنند متهم به جناحی شدن نشوند‌ یعنی آنها هم این پرهیز را دارند و مراقب هستند ولی بعضی از ائمه‌‌جمعه در میان احزاب و گروه‌های مختلف دوستانی دارند، علاقمندانی دارند، به لحاظ عاطفی و فکری به آنها نزدیک ترند.

مجری: بله، برای همین می‌خواستم بدانم چند درصد این طرفی هستند چند درصد آن طرفی؟

تقوی: آنهایی که در نهاد نمازجمعه هستند و سلیقه‌ سیاسی خاصی دارند و تریبون نمازجمعه را همچنان تریبون نظام می‌دانند و حفظ کردند، کارشان را دارند انجام می‌دهند ما مشکلی نداریم با آنها.

ما هیچ‌کس را به خاطر این که سلیقه‌ سیاسی خاصی دارد از گزینش‌ها رد نکردیم و سلیقه‌های مختلفی را گزینش می‌کنیم، اما او باید به سیاست‌های نظام معتقد باشد و سیاست‌های نظام را ترویج کند. هر نظامی تریبون به مخالفین خودش نمی‌دهد. باید سیاست‌های کلی نظام را تقویت کند و ترویج کند.

مجری: فرمودید گزینش‌هایی دارید و نفراتی را گزینش می‌کنید برای امامت جمعه‌ جاهای مختلف. بعد از اینکه کار گزینش تمام شد شما افراد را معرفی می‌کنید به حضرت آقا؟

تقوی: خیر، ائمه‌‌جمعه‌ کشور در شورا مطرح می‌شوند و فقط ائمه‌‌جمعه‌ مراکز استان‌ها هستند که پیشنهاد می‌شود خدمت حضرت آقا. اگر قرار شد در مرکز استان امام‌جمعه‌ای تغییر کند‌ یا امام‌جمعه‌ای نصب شود، فرد مورد نظر پیشنهاد می‌شود با دلایل و خصوصیاتی که باید حضرت آقا بدانند، حکم ائمه‌‌جمعه‌ مراکز استان‌ها را خود حضرت آقا می‌دهند چون نمایندگی خاص ایشان را هم دارند در استان. امام‌جمعه‌ مرکز هر استانی نماینده‌ رهبر معظم انقلاب هم است.

مقام معظم رهبری به شدت به مشورت معتقد است

مجری: بیشتر موارد پیشنهاد شما را حضرت آقا قبول می‌کنند؟ معدود پیش می‌آید رد کنند؟

تقوی: آنهایی که با حضرت آقا کار کردند می‌دانند که آقا به شدت به مشورت معتقد است. چند سال قبل در سال‌های اولیه‌ای که آمده بودم در شورای سیاست‌گذاری و مسئول شده بودم، حدود ده سال دوازده پیش،‌ یک مطلبی را گزارش کردم خدمت حضرت آقا، این گزارش که رفت خدمت‌شان رسیده بود دفتر زنگ زد، گفت آقا فرموده بودند چرا نظر خودشان را ننوشته‌اند.‌

یک امام‌جمعه‌ای را می‌خواستیم برداریم، شخصیتی بود معروف و مشهور. من خدمت ایشان عرض کردم‌ یکی از مراجع قم هم پیامی برای شما داده، من آن پیام را نوشته بودم‌، یادداشت کرده بودم در چند سطر و گفتم فلان آقای بزرگوار هم از قم زنگ زدند و اطلاعات‌شان را راجع به آن شخص دادند و سلام هم رساندند و گفتند این اطلاعات من را هم خدمت آقا عرضه کنید و بعد هر چه ایشان تصمیم گرفت.

من وقتی اطلاعات را برایشان خواندم تاملی کردند و فرمودند نظر خودتان چیست. بعد من عرض کردم نظر من هم تقریبا شبیه همین نظر است. من معتقدم که مقام معظم رهبری این اطلاعات را داشتند حتی اطلاعات‌شان شاید بیشتر بود چون از جاهای دیگر هم اطلاعات گرفتند که شاید ما نداشتیم، اما در این نوع برخورد می‌خواهد بگوید نظر شما هم به عنوان کارشناس برای من مهم است.

مجری: ما خدمت آیت‌الله امامی‌کاشانی رسیدیم و پرسیدم نظرتان در مورد نمازجمعه‌ها چه است. ایشان از قدیمی‌های نمازجمعه هستند به ویژه نمازجمعه‌ تهران، پرسیدم استقبال‌ها چطور است؟ گفتند استقبال‌ها یک مقداری کم رنگ‌تر شده. آیا شما این را قبول دارید که ‌یک مقدار استقبال به نمازجمعه نسبت به گذشته کم رنگ‌تر شده است؟

تقوی: در بعضی از شهر‌ها مثل اوایل نیست، در بعضی از نقاط هم استقبال بیشتر هم شده است. اگر یک نگاه کلی را روی کشور اگر داشته باشیم، نمی‌توانیم بگوییم کم شده است.

حضور مردم در نمازجمعه به چند چیز بستگی دارد.‌ یکی خود امام‌جمعه است، بله امام‌جمعه اگر خطبه‌های غنی‌تری داشته باشد و در طول هفته هم ارتباطاتش با مردم بیشتر باشد استقبال بیشتر است.

ما در شهرهایی می‌بینیم که امام‌جمعه در همان شهر ساکن است با زن و بچه رفته به قول ما بار و بنه‌اش را کنار محرابش گذاشته و در درون آن شهر زندگی می‌کند و شب و روزش را گذاشته در اختیار مردم و در غم‌شان در شادی‌شان مردم حسش می‌کنند.

او همه جا وقتی کسی از زیارت می‌آید، از مکه، از کربلا می‌آید می‌رود سراغش، اگر کسی خدای نکرده حادثه‌ای پیش بیاید در جلساتش شرکت می‌کند، اگر کسی بیمار شود به بیمارستان می‌رود و ملاقاتش می‌کند، در اعیاد مثل عید غدیر، عید نوروز، خانواده‌های شهدا، رزمندگان، جانبازان را دیدار می‌کند حتی مسئولین را هم جمع می‌کند و به دنبال خودش راه می‌اندازند و می‌روند برای دیدار.

ما امام‌جمعه‌ای داشتیم در ماه مبارک رمضان که‌ یک شب افطارش را با زن و بچه اش نبود. در طول این سی شب خانواده‌های محرومین و مسئولین را جمع می‌کرد و افطارشان را فراهم می‌کرد.

آنها از کمیته‌ امداد لیست گرفته بودند و پنج نفر ده نفر از مسئولین حرکت می‌کردند و می‌رفتند محله‌های مستضعف در خانه‌ محرومین را می‌زدند و در همان خانه می‌نشستند و سر سفره افطار می‌کردند. این‌ یک اثرات بسیار زیادی را در جامعه گذاشته بود.

مجری: اکثریت امام‌جمعه‌ها همین طورند این خصلت‌ها را دارند.

تقوی: روحیه‌ها فرق می‌کند. یک امام‌جمعه بیشتر به تدریس می‌پردازد و در دانشگاه و حوزه است. ما گاهی سفارش هم می‌کنیم می‌گوییم آنچه که باید برای شما اصل باشد امام‌جمعه بودن و رسالت‌ها و مسئولیت‌هایی است که این منصب دارد، ارتباط با مردم یکی از آنهاست، چون نمازجمعه عبادتی است که فقط باید با مردم انجام گیرد.

مجری: با احترام به همه‌ بزرگانی که ما هم محضرشان و نمازجمعه‌شان را درک کردیم، قبول دارید‌ یک مقدار اگر جوان‌تر کنید امامان جمعه را مخصوصا در شهرهای بزرگ، برای جوانان جذاب‌تر خواهد بود؟

تقوی: متوسط سن ۸۰۰ امام‌جمعه ما بین ۴۰ تا ۵۰ است. این سن مناسب‌ترین سن برای امامت جمعه است، چون به‌ یک پختگی خاصی رسیده‌اند.

در ارتباط با سوال قبلی‌تان عرض کنم که حضور مردم در نمازجمعه به خیلی از چیزها بستگی دارد.‌ یکی از آنها امام‌جمعه است و ارتباطاتی که باید برقرار کند.

رسانه‌ها اگر مدام علیه نمازجمعه‌ یا علیه دین و دیانت فعالیت کنند تاثیرگذار است. رسانه‌های دشمن این‌گونه هستند. عوض شدن ترکیب جمعیتی هم موثر است، باید به نسل سوم و چهارم که معمولا مورد هدف دشمن هستند و ماهواره‌ها مدام ذهن‌شان و اندیشه‌های‌شان را مورد هجمه قرار می‌دهند توجه کرد.

ممکن است بگویید اینها کار می‌کنند از این طرف باید کار شود، می‌خواهم بگویم دشمن هم هست. از آن طرف دستگاه‌ها هم باید هماهنگی داشته باشند.

اگر فرض کنید آموزش و پرورش و دانشگاه و‌ یا فلان وزارتخانه و فلان دستگاه فرهنگی همراهی و هماهنگی نداشته باشد و در تضاد با نمازجمعه عمل کند، نمی‌خواهم بگویم این انجام می‌شود؛ و به تشویق و تحریص و جا انداختن موضوع خیلی اهمیت ندهند، آن وقت نمی‌شود توقع داشت که برای سه ربع‌ یک ساعتی که مردم باید بیایند به نمازجمعه، همه‌ جمعیت بیاید.‌

یا در بعضی شهرها امکانات حمل و نقل به خصوص در شهرهای بزرگ کم است که بتوانیم جمعیت را بیاوریم به نمازجمعه. اینها را هم باید در نظر گرفت. بسیاری از تحولات اقتصادی در نمازجمعه‌ها تاثیر دارد. بحث تورم، بحث مشکلات زندگی مردم، این را هم نباید نادیده بگیریم، هرگاه دعواهای سیاسی در جامعه اوج می‌گیرد روی نمازهای جمعه اثر می‌گذارد.

مجری: حرف شما کاملا درست است براساس صحبت‌های خودتان عرض می‌کنم نمی‌شود از این گذشت که امام‌جمعه‌ باید با مردم ارتباط دشته باشد، سفره‌اش با مردم‌ یکی باشد، مردم به پاک‌دستی و ساده‌زیستی بشناسند و الحمدلله بیشترشان این طور هستند. کسی که همه چیز را فرای جناح‌ها و جریان‌ها می‌بیند مهم است. آیت‌الله امامی‌کاشانی فرمودند‌ یکی از چیزهایی مهم است این است که امام‌جمعه‌ها باید عمود خیمه‌ ولایت به معنای واقعی باشند و همان‌طور که ولایت حرکت می‌کنند و همه‌ جناح‌ها را‌ یک جور می‌بینند آنها هم‌ یک جور ببینند، در این صورت آبی است روی آتش.

برای امام‌جمعه همه ایام هفته جمعه است

تقوی: بله، طبیعی است کسی که می‌خواهد برود توصیه به تقوا بکند باید این ویژگی‌ها را داشته باشد.

من به دوستانی که وارد حوزه‌ نمازجمعه می‌شوند و می‌خواهند بیایند حکم‌شان را بگیرند می‌گویم نمازجمعه از شنبه شروع می‌شود.

این نیست که روز جمعه برویم بایستیم جلوی مردم خطبه بخوانیم و نماز بخوانیم برویم تا جمعه‌ دیگر‌، یعنی شنبه‌ و یکشنبه هم برای امام‌جمعه، جمعه است. باید فعالیت‌ها و تلاش‌ها و اخلاص‌های امام‌جمعه در طول هفته جمع شود و روز جمعه خودش را نشان دهد.

شهریه ائمه‌جمعه فقط ۱۵۰ هزار تومان است

مجری: هر امام‌جمعه چقدر حقوق دریافت می‌کند؟

تقوی: ما عنوان حقوق را به کار نمی‌بریم، عنوان شهریه را بکار می‌بریم. همان چیزی که در حوزه‌های علمیه مرسوم بوده از ۱۵۰ هزار تومان تا ۲۰۰ هزار تومان. این را مقام معظم رهبری می‌دهند.

مجری:‌ یعنی از بودجه‌ دولت چیزی تعلق نمی‌گیرد؟

تقوی: در این زمینه هیچ چیز. دولت برای مصلی‌ها کمک کمی می‌کند که بسیار اندک است.

ما از ۸۰۰ شهری که داریم دو سوم‌شان جای مناسبی برای اقامه‌ نمازجمعه ندارند، یا در مساجد کوچکی که برای این کار ساخته نشده بوده نماز اقامه می‌کنند‌ یا تابستان‌ها در پارک‌ها و‌ یا سالن‌های تربیت‌بدنی.‌

یک سوم فی‌الجمله مشکلی ندارد ولی برای آینده بعضی‌های‌شان مشکل داریم. خیلی بد است در نظام اسلامی وقتی مردم متدین و مومن می‌خواهند بیایند نماز بخوانند، باید در خیابان بایستند و نماز بخوانند، تابستان زیر آفتاب و زمستان زیر برف و باران باشند.

۲۴ میلیارد برای کل نهاد نمازجمعه بودجه گذاشتند. اگر خود این آقایان بیایند توزیع کنند می‌بینند که فقط پول‌ یک مصلای مرکز استان و شهر بزرگ است، این بودجه‌ ‌یک مصلی است.

اگر برای دویست شهر بخواهیم مصلی بسازیم چه باید کرد تا الآن چیزی به ما از بودجه‌ مصلی نداده‌اند. البته به من گفته‌اند‌ یک رقم کمی در روزهای اخیر داده‌اند که زمستان هم می‌رسد.

مجری: از بودجه‌ ۹۳ چیزی نداده‌اند؟

تقوی: بله، پول مصلی را نداده‌اند. من از دولت محترم جناب آقای دکتر روحانی خواهش می‌کنم، همچنین از معاونت دولت آقای نوبخت که توجه کنند، مجلس هم توجه کند، هم مجلس و هم دولت، کسانی که این برنامه را می‌بینند، این شوخی است که با ۱۵۰ هزار تومان اینها بخواهند زندگی کنند.

این پول آب و برق و رفت و آمدی که ائمه‌‌جمعه دارند نمی‌شود. من این مطلب را هم روشن کنم که واقعا ائمه‌‌جمعه چیزی از دولت نمی‌گیرند، نه حقوقی می‌گیرند نه پولی می‌گیرند، فقط شهریه‌ مقام معظم رهبری را می‌گیرند، البته اجازه‌ای مقام معظم رهبری به آقایان می‌دهد که از ثلث سهم امام استفاده بکنند و بخشی از زندگی‌شان را از همان راه سهم امام تامین ‌کنند با اجازه‌ مقام معظم رهبری که آن هم حساب و کتاب دارد.

مجری: رابطه‌ دولت‌ها با نمازجمعه‌ها و خطبه‌های نمازجمعه چطور بوده و هست؟

تقوی: خوب بوده، بعضی از دولت‌ها رابطه‌ بهتری داشتند، کمک بیشتری داشتند ما با دولت‌ها مشکل نداشتیم.

دولت نهم و دهم بیشترین کمک را به نمازجمعه کردند

مجری: کدام دولت‌ها رابطه‌ی بیشتری داشتند.

تقوی: دولت نهم و دهم کمک‌هایش بیشتر بود، به نهاد نمازجمعه و به نهادهای فرهنگی و دینی و حوزه‌ دین که در زیر نظر معمولا ائمه‌‌جمعه هست کمک‌هایش بیشتر بوده است.

مجری: ممکن است دوباره آقای آیت‌الله هاشمی به خطبه‌های نمازجمعه برگردند؟

تقوی: فکر نمی‌کنم ایشان باز بیایند.

آقای هاشمی‌رفسنجانی خودشان متوجه شدند که نمی‌توانند نمازجمعه بخوانند/ با چنگ و دندان نمازجمعه را حفظ کردیم

مجری: ایشان کناره‌گیری کردند‌ یا کنار گذاشته شدند؟

تقوی: جریان فتنه‌ ۸۸ خسارت‌هایش خیلی زیاد بود. آن هفته‌ای هم که قرار شد در ماه رمضان در ۲۶ تیر ۸۸ جناب آقای هاشمی بیاید نمازجمعه، ما واقعا از‌ یکی دو روز قبل شب و روز بسیار سختی داشتیم که نمازجمعه را چگونه کنترل کنیم.

این جمعیت را که هر آن ممکن بود نمازجمعه را به هم بریزند و نگذارند ایشان صحبت کند را چگونه کنترل کنیم. نیروهای امنیتی و انتظامی و بچه‌های ستاد نمازجمعه‌ تهران کمک کردند که نمازجمعه به هم نریزد، با همه‌ کنترل‌ها باز، یکی بلند شد و شعار داد بین دو نماز که ماموری که آنجا بود زد در صورتش و بیرونش کرد و صورتش هم مجروح شد.

ما با چنگ و دندان سعی کردیم نمازجمعه‌ آن روز را حفظ کنیم. اگر می‌خواست نمازجمعه‌ آن روز به هم بریزد، معلوم نبود نمازجمعه‌های دیگر به هم نریزد و بشود کنترل کرد.

قرار بود در سخنرانی‌های پیش از خطبه‌ها وزیر اقتصاد وقت آقای دکتر حسینی صحبت کند. من دیدم شرایط به گونه‌ای است که اصلا نمی‌تواند ایشان صحبت کند.

من خودم از آن بالا شاهد بودم اینهایی که آمده بودند با کفش نماز خواندند، آن زن‌های کذایی و چه کارهایی که نکردند. در پشت دیوار دانشگاه بودند و بعضی‌ها نفوذ کرده بودند در دانشگاه و همراهی و هماهنگی می‌کردند.

نمازجمعه‌ جناب آقای هاشمی را به این شکل کنترل کردیم. آیا واقعا در هر هفته‌ای که آقای هاشمی می‌خواست بیاید ما باید‌ یک لشکری را بسیج کنیم و به این شکل نمازجمعه را اداره کنیم.

آن جمعه کنترل کردیم، اگر جمعه‌ بعد می‌خواست ایشان تشریف بیاورد و بریزند نماز را به هم بریزند اصلا چه می‌ماند برای نمازجمعه؟ کشورهای اسلامی در مورد ما چه می‌گفتند؟ دنیا چگونه نگاه می‌کرد؟ لذا جناب آقای هاشمی خودشان هم متوجه شدند که به این شکل نمی‌تواند نماز بخواند.

مجری: قبل از این که این نماز جمعه‌ی آخر را اقامه کنند با ایشان صحبت کردید؟

تقوی: بله .گفتم شما چگونه باید صحبت بکنید. اطلاع دادم به ایشان، حساسیت آن جا را منعکس کردم که در جهت وحدت و‌ یک پارچگی باشد که بتوانیم نماز جمعه را کنترل کنیم .تلفنی صحبت کردیم و گفتند من هم این طور صحبت خواهم کرد. فضا فضایی نبود که بتوانند نماز جمعه را هم اقامه بکنند. خودشان هم شاهد بودند که ما به چه زحمتی نماز جمعه را اداره کردیم.

مجری: خیلی صحبت در مورد نماز جمعه شد. می‌خواهیم برویم ۴۵ سال پیش. سال ۴۹ نخستین دستگیریتان اتفاق افتاد در دامغان. بعد از این که با شهید محمد منتظر قائم سخنرانی کردید دستگیر شدید و رفتید زندان قزل قلعه، چطور دستگیر شدید؟

تقوی: من منبر می‌رفتم منبرهای ما هم در راستای روشنگری بصیرت افزایی بود، مقلد امام بودیم بله ۲۳-۲۴ ساله بودم. من اعلامیه‌ها و عکس‌های امام را برده بودم در دامغان پخش می‌کردم. کسانی بودند که گزارش کرده بودند و منبرهای ما را رصد می‌کردند. ما را دستگیر کردند و از دامغان آوردند سمنان، چند روز در ساواک سمنان بودیم از آن جا ما را آوردند تهران قزل قلعه، بعد از شهادت شهید سعیدی بود، فضا فضای بسیار سختی بود. فشار هم بر انقلابیون بسیار زیاد بود. آن سال‌ها سخت ترین سال‌ها بود. فشار طاغوت بیشترین فشار روی انقلابیون بود در زندان ها.

مجری: چقدر زندان بودید؟

تقوی: من خیلی زندان نبودم دستگیری و بردن در کلانتری‌های آن موقع خیلی رفته بودیم هر شهری می‌رفتیم ما را می‌بردند و اجازه نمی‌دادند من حدود‌ یک ماه در خصوصی بودم.

مجری: نخستین دیدار شما با امام قبل از انقلاب بود‌ یا بعد؟

تقوی: قبل از این که امام را تبعید کنند رفتم قم با راهنمایی و به همراه نماینده‌ی ولی فقیه حضرت آیت الله شاه چراغی که الآن در سمنان هستند ایشان پسر خاله ما هم است به اتفاق ایشان رفتیم قم تابستان بود درس¬هایشان شروع نشده بود امام درس تابستانی داشتند طلبه‌ی جوانی بودیم از حوزه‌ی علمیه‌ی دامغان آقای شاه چراغی گفت می‌خواهم بروم درس امام آن موقع می‌گفتند حاج آقا روح الله آقای خمینی در منزل شان‌ یخچال قاضی شما هم اگر می‌خواهید ایشان را ببینید بیایید، ما هم رفتیم اتاق‌ها پر از شاگرد بودند صحبت‌های امام در منزل شان که علمای نجف، ‌ای علمای نجف من بودم صحبتی هم که در مسجد اعظم کردند من بودم

مجری: رادیو چالوس را چطور راه انداختید؟

تقوی: سال ۵۸ ما در انقلاب بیشتر با آیت الله‌ یزدی کار می‌کردیم قبل از انقلاب ایشان تبعید بود ما در تبعید گاه ایشان منبر می‌رفتیم و ارتباط خیلی نزدیک داشتیم ایشان شخصیت اخلاقی و بسیار دوست داشتنی هستند از هر جهات خداوند وجود ایشان را حفظ بکند آقای خلخالی و آقای‌یزدی در رودبار تبعید بودند من رفتم آن جا که داستان‌هایی دارد این ارتباط هم چنان حفظ بود تا زمان حضور امام من فکر می‌کنم برای این که ما بیاییم در مدرسه‌ی علوی و این ماموریت‌ها را انجام بدهیم آقای‌ یزدی را معرفی کرده بود البته با آقای ربانی شیرازی هم ارتباطاتی داشتیم با آقای ربانی املشی هم همین طور تلفن زنگ زد دیدم شهید آیت الله مطهری است گفتند دفتر امام مدرسه‌ی علوی گفتم بله گفت شما؟ گفتم من تقوی هستم ایشان تطبیق نمی‌کرد گفتند آقای فاکر هستند‌ یکی دو اسم بردند گفتم در دسترس نیستند اگر کاری دارید بگویید برسانیم گفتند آقای تقوی من نگرانم دیشب خوابم نبرده کتابخانه‌ی سلطنتی را به دادش برسید نروند حمله کنند آن جا گنجینه‌ای است بگویید نگهبانی بگذارند حفظ بکنید‌ یک گروهی مستقر بکنند شهید مطهری در آن شلوغی و آن اوضاع به فکر این اسناد فرهنگی و کتاب‌های ذی قیمت و مراکز فرهنگی بودند آن جا صحبت شد و برای حفاظت آن جا رفتند و تخلیه کردند به جای دیگر بردند که الحمدلله حفظ شد رادیو چالوس، رادیو دریا بود رادیوی فصلی بود که تابستان در زمان طاغوت می‌رفتند لب دریا ترانه‌ها و برنامه‌های شادی را که داشت و خیلی معروف و مشهور شده بود گزارش آمده بود چپی‌ها کمونیست‌ها و منافقین می‌خواهند بروند رادیو را بگیرند قطب زاده هم مدیر عامل صدا و سیمای آن وقت بودند ما را خواستند گفتند شما بروید با‌ یکی دو نفر آن جا را محافظت بکنید هم تولیدی داشته باشید، برنامه‌ای داشته باشید، چون همه‌ی مراکز رادیویی و تلویزیونی تولید را تعطیل کرده بودند فقط رله می‌کردند تنها جایی که تولید را آغاز کرد رادیو دریا بود فقط با سه ساعت تولید از دو بعد از ظهر تولید را شروع می‌کردیم وارد هم نبودیم برای کارهای فنی¬اش نیرو اعزام می‌شد برنامه نویسی¬اش با ما بود برنامه‌ها زنده بود استودیو نبود ضبط کنیم شب‌ها می‌نوشتیم چقدر باید بنویسی که سه ساعت برنامه را پر بکنی آن موقع موسیقی و آهنگ‌هایی که الآن پخش می‌شود پخش نمی‌شد، خیلی سفت و سخت بود اوایل بود مسائل شفاف نبود می‌نشستیم تا صبح می‌نوشتیم ده دقیقه‌ی ک ربع می‌خواندند بین اش گزارش می‌دادند‌ی کی از دوستان خدا رحمت کند آقای سید محسن ترابی از شاگردان شهید قدوسی و شهید بهشتی بود که ایشان بود آقای جواد محدثی بود و آن آقای‌ یوسفی اشکوری بود که بعد جز ملی مذهبی‌ها شد الآن خارج کشور است خوش قلم بود‌ یک چهره‌ی انقلابی بود بعد از انقلاب آن طور شد و چند نفر دیگر هم از طلبه‌های قم بودند ما می‌نوشتیم‌ یک گروه نویسنده که سه ساعت برنامه را البته به هشت ساعت تولید را رساندیم شش ماه اداره شد ساعت برنامه‌ها به هشت ساعت رسید.

مجری: ۲۲ اردیبهشت سال ۶۰ با حکم امام شدید امام جمعه‌ی شهر کرد با شهر کرد چه ارتباطی داشتید؟

تقوی: من تا آن موقع شهر کرد نرفته بودم.‌ یک روز آمدیم مجلس جناب آقای دری نجف آبادی که الآن نماینده‌ی ولی فقیه در استان مرکزی هستند ایشان قبلا امام جمعه‌ی آن جا بودند امام جمعه‌ی دیگری آمده بود‌ یا موقت بود‌ یا اصلی رفته بود آقای دری ما را دیده بود و شهید رحمان استکی که در انفجار حزب در کنار شهید بهشتی بود و به شهادت رسید آقای دری و آقای استکی دست ما را گذاشت در دست ایشان گفتند همین آقای تقوی را به عنوان امام جمعه‌ی آن جا ببرید ایشان شروع کرد به تعریف کردن از ما که البته من گفتم حسن ظن آقای دری است ولی من آن جا نرفتم با فرهنگ آن جا با منطقه‌ی آن جا آشنا نیستم گفتند آن جا هم مثل جاهای دیگر ایران است خیلی فرق نمی‌کند می‌روید آشنا می‌شوید آقای استکی ما را رها نکرد و‌ یکی دو نفر دیگر هم از دوستانی که با شهر کرد ارتباط داشتند ما را معرفی کردند به دفتر حضرت امام و پیگیری کردند و‌ یادم است وقتی که دیگر تصمیم گرفته شد بنده به آن جا بروم خدا رحمت کند شهید شیرازی و آقای هادی مروی من را دیدند با من دوست و آشنا بودند می‌گفتند حاج آقای تقوی شما می‌روید آن جا ولی موفقیت¬ات خیلی مشکل است چون اوضاع آن جا اوضاع مناسبی نیست خداوند به شما کمک کند رحم کند من رفتم اولا در شهر اعتصاب بود علیه جمهوری اسلامی و هفت هشت مغازه نیمه باز بود بقیه همه بسته بودند فشار منافقین بود نه مردم. همه‌ی گروه‌های ضد انقلاب دفتر داشتند هر روز در مرکز شهر بساط را پهن می‌کردند مردم را تهدید می‌کردند حزب را آتش زدند در آن جا عده‌ای شهید شدند مجروح شدند ما با متدینین آن جا جمع شدیم آشنا شدیم بسیار مردم خوبی دارد شهر کرد منطقه استان و من از بهترین دوران خدمتم در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همان پنج سالی است که در شهر کرد بودم مردم بسیار همراه بودند ما با شیوه‌هایی و مدیریتی که انجام شد بر شهر مسلط شدند نیروها و دیگر مسائل تقریبا از بین رفت نماز جمعه نماز با شکوهی شد پنج سال آن جا بودم مردم بسیار همراهی می‌کردند.

مجری: چطور حاج آقای تقوی امامت جمعه‌ی شهرکرد را رها کردند رفتند مجلس شورای اسلامی نماینده‌ی مردم دامغان شدند؟

تقوی: در فاجعه‌ی هواپیما که عده‌ای از نمایندگان و مسئولین جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند شهید شاه چراغی رضوان الله تعالی علیه هم در آن هواپیما بودند هم نماینده‌ی دامغان بودند و مسئولین کیهان بودند ایشان که به شهادت رسیدند مردم دامغان و حتی پدر شهید شاه چراغی حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای مسیح شاه چراغی که پسر خاله ما است و استاد ما بوده خواستند شما بیایید به مجلس بروید البته میان دوره‌ی دوره‌ی دوم بود دو سال از وقت مجلس باقی مانده بود من هم دیگر پنج سال آن جا بودم با مشورت‌هایی که انجام شد آمدم در دامغان کاندیدا شدم رای آوردم.

مجری: از امام اجازه گرفتید؟

تقوی: بله هماهنگ شد، آقای ناصری که امام جمعه‌ی یزد هستند بعد از مدتی خواهش کردند تشریف آوردند.

مجری: سال ۶۷ وارد شورای مرکزی جامعه‌ی روحانیت مبارز شدید و سخنگو شدید آیا این جامعه‌ی روحانیت مبارز همان روحانیت مبارز بزرگ است‌ یا جدا شده از مجمع روحانیون است که از مجمع روحانیون از آن جدا شد؟

تقوی: آن اوایلی که من رفته بودم فکر نمی‌کنم جدا شده بود ولی آن‌ها نمی‌آمدند آن اعضایی که جز جامعه‌ی روحانیت بودند شرکت نمی‌کردند در جلسه شاید هم من‌ یادم نیست و جدا شده بودند ولی در جلسه نمی‌آمدند به هر حال اختلافات آن موقع هم بود این‌ها اگر عضو آن جامعه‌ی روحانیت هم بعضی هایشان بودند شرکت در جلسه نمی‌کردند.

مجری: سیر و تحولات جامعه‌ی روحانیت جالب است مثلا بعضی از اشخاص سیاسی سرشناس مثل آیت الله رفسنجانی‌ یا آقای دکتر روحانی که از مدت‌ها قبل عضو این جامعه بودند الآن هم جز جامعه‌ی روحانیت مبارز حساب می‌شوند با این که فعال نیستند.

تقوی: در جامعه بحث شد آن‌ها را جزء جامعه‌ی روحانیت می‌دانیم ولی خب شرکت نمی‌کنند در جلسات نمی‌آیند.

مجری: هنوز عضو شورای مرکزی هستند؟

تقوی: بله هستند اما نیستند نمی‌آیند باید بیایند رای و صحبت شان.

مجری: چطور شد از آیت الله مهدوی به آیت الله موحدی کرمانی رسیدید چون صحبت از آقای شبستری و امامی کاشانی بود.

تقوی: آن جا در کمیته‌ی سیاسی من وقتی صحبت آقای شبستری به میان آمد عرض کردم به دوستان چون آقای شبستری نماینده‌ی مقام معظم رهبری هستند در تبریز ما نمی‌توانیم بدون مشورت و‌ یا در جریان گذاشتن مقام معظم رهبری نسبت به ایشان تصمیم بگیریم که ایشان را بخواهیم بیاوریم تهران ایشان الآن آن جا مسئول است به آقا که منتقل شد آقا فرمودند آقای شبستری همان جا باشند فعلا ایشان آن جا تشریف داشته باشند و هستند آقای امام کاشانی قبول نکردند بزرگان این قدر سلیم النفس هستند تواضع از خودشان نشان می‌دادند که اگر‌ یکی مطرح می‌شد آن‌ها می‌گفتند همان فرد. ماند آقای موحدی که به اتفاق آراء ایشان پذیرفته شد.

مجری: شما دوره‌ی چهارم و پنجم نماینده‌ی مردم تهران بودید در مجلس برخی‌ها می‌گویند به ویژه عمل کرد مجلس پنجمی‌ها بوده که باعث به وجود آمدن دولت دوم خرداد و به ویژه مجلس ششم شد چون آن طور که باید و شاید از حقوق مردم در مقابل دولت سازندگی که بیشتر به فکر سازندگی بود و از عدالت اجتماعی فاصله گرفته بود آن چنان که باید دفاع نکردند این را قبول دارید؟

تقوی:‌ یک تحلیل این طوری است در جلساتی هم که بعد از آن انتخابات دوم خرداد که رقابت بین آقای ناطق و آقای خاتمی شد تحلیل‌های مختلفی بود که چرا مسئله این گونه شد همین تحلیل ارائه می‌شد که خیلی هم شاید بی ربط نباشد.

مجری:‌ یعنی بیشتر به خاطر این بود که طیف شما فکر می‌کردند آقای هاشمی از آقای ناطق حمایت خواهد کرد؟

تقوی: بعضی استان‌ها که ما می‌رفتیم این را به ما می‌گفتند. می‌گفتند که آقای ناطق‌ یعنی همان آقای هاشمی پس بنابراین تغییر و تحولی ایجاد نخواهد شد این را نمی‌دانم از کجا به دست آورده بودند در صورتی که ما خودمان در آن جلساتی که برای آینده طراحی و فکر می‌شد واقعا آقای ناطق این طور نمی‌اندیشید حالا‌ یا القا کرده بودند به این شکل آقای ناطق هم دنبال‌ یک تحول و دگرگونی در بعضی از بخش‌ها بود آن موقع بحث می‌شد ایشان‌ یک نگاه به این شکل داشت ولی ایشان می‌گفت من از دولت حمایت می‌کنم و حمایت‌های کلی را داشتند این را رقیب خیلی خوب استفاده کرد که در بحث‌های تبلیغاتی کار به آن جا کشیده شد.

مجری: از آقای ناطق خبر دارید جلسه دارید؟

تقوی: جلسه نداریم اما خبر دارم دفترمان نزدیک هم است.

ناطق نوری هنوز اصولگرا است

مجری: در دایره‌ی اصول گرایی می‌دانید ایشان را؟

تقوی: من ایشان را خارج از اصول گرایی نمی‌دانیم اصول گرایی را تا چگونه تعریف کنیم اگر پایبندی به ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب است اگر پایبندی به اصل ولایت است اگر پایبندی به جهاد و مبارزه با استکبار جهانی است اگر خط امام به تفسیر ولایت و رهبری باشد من چیز خاصی را ندیدم البته اختلاف سلیقه وجود دارد.

مجری: شما همیشه‌ یکی از افراد پشت صحنه‌ی انتخابات هستید در جمع‌های مختف اصول گراها‌ یک بازسازی اصول¬گراها کردند بعد از دوم خرداد نقطه‌ی آغازش شورای شهر دوم بود و بعد هم مجلس هفتم برخی‌ها مدعی هستند‌ یک سری می‌گویند این بازسازی توسط شورای هماهنگی نیروهای انقلاب به ریاست آقای ناطق انجام شد بعضی‌ها می‌گویند آقای احمدی نژاد نقش ویژه داشت بعضی‌ها می‌گویند آقای باهنر بعضی‌ها آقای فدایی. شما نقش کدام را در این بازسازی بیشتر می‌دانید. طراحی با کدام بود؟

تقوی: این‌ یک فکر جمعی بود نمی‌توانیم برای هر کدام شان بگوییم واقعا فلانی نقش بیشتری داشت فکر جمعی بود وقتی به‌ یک نقطه رسیدند هم گرایی و وفاق در این سطح انجام گرفت و نتیجه اش آن شد من خودم در آن جلسات بودم واقعا این که نقش آن آقا این آقا بیشتر بود را ندیدم آقای ناطق برای جمع کردن و این‌ها را به‌ یک دور هم بنشاند را می‌دیدم البته در این بین در آن مسائل اختلافاتی هم که پیش آمد و بحث آقای احمدی نژاد که چرا شورای هماهنگی به هم خورد دلایل خاص خود را داشت.

احمدی‌نژاد بعد از دو جلسه دیگر به شورای هماهنگی نیامد /ناطق نوری به شدت به احمدی‌نژاد معترض بود

مجری: سوال من همین است چرا آن شورای هماهنگی به آن موفقی که در شورای شهر دوم و مجلس هفتم جواب داد در ۸۴ جواب نداد؟

تقوی: جلسات در دفتر آقای ناطق تشکیل می‌شد آقای ناطق محور این هماهنگی بود حتی بعضی جلسات در منزل ایشان تشکیل می‌شد. کاندیدا‌ها را نامزد‌های ریاست جمهوری آن زمان را همه را دعوت کردیم آمدند برنامه‌ها و دیدگاه هایشان را مطرح کردند همه‌ی نامزدها که با این تفکر هماهنگی داشتند من‌ یادم است بعضی از جلسات در منزل آقای ناطق در کتاب خانه‌ی ایشان تشکیل می‌شد و صحبت‌ها دنبال می‌شد آقای ناطق به این جا رسیده بود ما هر چه این جا می‌بریم و می‌دوزیم در همین جریان خود ما کسانی هستند که می‌روند خنثی می‌کنند و تخریب می‌کنند‌ یک چنین نگاهی پیدا شد که شاید خیلی به خاطر همان اختلاف دیدگاه‌هایی که در آن جا پیش آمد بعضی‌ها با آن دیدگاه‌هایی که وجود داشت همراهی و هماهنگی نداشتند و لذا از‌ یک جای دیگر کار را شروع می‌کردند ایشان می‌گفت این معنی ندارد ما یک جایی بنشینیم وقت مان را بگذاریم تلاش کنیم زحمت بکشیم بعد بروند‌ یک جای دیگر‌ یک جور دیگر تصمیم بگیرند.

مجری: منظورشان افراد خاصی بود؟

تقوی: بله اسامی را می‌گفتند

مجری: مثلا چه کسانی؟

تقوی: بگذارید من این مسائل را خیل باز نکنم. شاید آن‌هایی را هم که این مسائل را می‌گفتند برای خودشان‌ یک دلایلی داشتند ما نتوانستیم این دو نگاه را جمع کنیم و به‌ یک نقطه‌ی واحد برسانیم.

مجری: فکر می‌کنم آقای احمدی نژاد اولین فردی بود که از شورای هماهنگی آمد بیرون گفت قبول ندارم فکر می‌کردید او رای بیاورد؟

تقوی: آقای احمدی نژاد‌ یکی دو جلسه آمد دیگر نیامد نه اول هیچ فکر نمی‌کردیم حتی‌ یکی دو برخورد تلفنی آقای ناطق با احمدی نژاد هم انجام شد آقای ناطق می‌گفت شما این طرح‌هایی که دارید طرح‌هایی است که با واقعیت‌ها خیلی نمی‌سازد روی آسمان‌ها سیر نکن بیا پایین با هم صحبت کنیم این‌ها را من می‌شنیدم که آقای ناطق تلفن زد به آقای احمدی نژاد و آقای ناطق به شدت معترض بود به این گونه برخورد و این روش.

مجری: این درست است که آقای ناطق از اول نظرشان روی آقای لاریجانی بود و می‌خواستند کل جمع به آقای لاریجانی برسند و بعد گفتند صحبت کردن فایده ندارد؟

تقوی: بحث‌های زیادی می‌شد مرحوم عسکر اولادی هم بودند ما به جمع بندی نرسیدیم که نظر آقای ناطق اعلام شود البته این را می‌شد از صحبت‌ها به دست آورد آقای ناطق صحبت و استدلال که می‌کرد شاید این استدلال‌ها بیشتر به سمت آقای لاریجانی سوق پیدا می‌کرد.

مجری: سال ۸۴ به چه کسی دور اول و دوم رای دادید صلاح می‌دانید بگویید؟

تقوی: آن زمان من واقعا‌ یادم نیست الآن نه‌ یادم نیست به چه کسی رای دادم.

مجری: دور دوم احتمالا به آقای احمدی نژاد رای دادید.

تقوی: بله من با آقای مهدوی مشورتی کردم نظر آقای مهدوی آقای احمدی نژاد بود.

فتنه ۸۸ حرکت یک جربان برانداز بود

مجری: نظر شما درباره‌ی فتنه‌ی ۸۸ چیست آن را تهدید می‌دانید فرصت روشنگری‌ یا یک جور پاک سازی نظام بود؟

تقوی: من فتنه‌ی ۸۸ را یک جریان بر انداز می‌دانم اختلاف بر سر آراء بین دو کاندیدا این‌ها نیست واقعا کسانی که اطلاع داشته باشند از همه‌ی مسائل این فتنه‌ی ۸۸ نمی‌توانند این طوری قضاوت کنند که این اختلافی بود بین دو نفر از کاندیداها فتنه‌ی ۸۸ که مردم را دعوت کنیم بکشانیم لشکر کشی کنیم مسجد آتش بزنند اموال مردم غارت کنند با بلوک سیمانی بزنند روی سر بسیجی مغزش را روی کف خیابان بریزند به پایگاه‌های بسیج حمله کنند چادر از سر زن‌ها بکشند و مسائلی از این قبیل. من می‌گویم‌ یک حرکت براندازانه می‌دانم این است که دشمنان قسم خورده‌ی ما رژیم صهیونیستی آمریکا مستکبرین جهانی از این‌ها حمایت کردند می‌گفتند امید ما این‌ها هستند.

مجری: به نقش و جایگاه نماز جمعه را در مقابله با فتنه چه نمره‌ای می‌دهید؟

تقوی:‌ یکی از رسالت‌های نماز جمعه بصیرت افزایی است مقام معظم رهبری هم در این مسائل فتنه و برخوردهایی که انجام گرفته بود ایشان تاکید می‌کرد بصیرت افزایی کنید بصیرت مردم را تقویت کنید نماز جمعه در این جهت رسالت خودش را به خوبی انجام داد.

مجری: ۹ دی کجا بودید؟

تقوی: تهران.

مجری: انتظار چنین چیزی را داشتید؟

تقوی: به این شکل نه واقعا پاسخ دندان شکنی مردم دادند به کارهایی که در فتنه انجام گرفت هم به دشمنان خارجی و هم به عوامل داخلی.

مجری: خاطره‌ی خاصی دارید؟

تقوی: نه فقط عشق مردم و شور مردم را که با چه عشقی با چه شوری صحنه هایش را حتما در صدا و سیما دارید من تقاضا می‌کنم آن‌ها را بیاورید در این ایام نشان دهید که به ۹ دی نزدیک می‌شویم عشق و علاقه‌ی مردم به رهبری نظام را. آن موقع آقا که می‌خواستند بیایند نماز جمعه‌ی تاریخی دانشگاه تهران ۲۹ خرداد و آن صحبت‌های بسیار ارزشمند و بلندی را که ایشان داشتند مثل همیشه‌ یک روز قبلش آیت الله نوری همدانی از قم زنگ زدند که به رهبری به شکلی منعکس شود من خودم هم می‌روم تهران جلوی جمعیت راه می‌افتم و بعد می‌رویم دانشگاه و در نماز آقا شرکت می‌کنیم که ما مقدمات آمدن ایشان را فراهم کردیم بعد این مسئله را با دفتر در میان گذاشتیم خدمت آقا گفته شد آقا فرمودند بگویید نیازی به آمدن شما الآن نیست مزاحم ایشان نشوید مردم تهران متدینین تهران زن و مرد تهران در صحنه هستند و خیلی نگرانی نیست که از قم شما بخواهید بیایید تهران ما هم تشکر کردیم.

مجری: بعد از این تجربه‌ی انتخابات مجلس نهم و بعد هم انتخابات ۹۲ شنیدیم شما هر دو هفته‌ یک بار جلسه‌ای برای اصول گراها برگزار می‌کنید و همه را جمع می‌کنید آیا باز هم خوش بین هستید و فکر می‌کنید بشود کاری کرد؟

تقوی: بله خیلی هم خوب جواب داده این حرکت در کل کشور من این حرکت را از موضع این که عضو جامعه‌ی روحانیت هستم و معاون امور استان‌ها و مناطق هستم در جامعه‌ی روحانیت اول در جامعه‌ی روحانیت مطرح کردم چون بعضی از اصول گراها آمدند که نیروهای اصول گرا و مومن منزوی شدند.

مجری: بعضی‌ها می‌گویند این جلسات وحدت زورکی است؟

تقوی: ابدا این جلسات‌ یک نفر را به زور نبوده.

مجری: مثلا می‌گویند‌ی ک نمایشی بگذارند و آخر سر وحدتی صورت نمی‌گیرد

تقوی: نه این‌ها را آن کسانی مطرح می‌کنند و القا می‌کنند که وحدت را نمی‌خواهند در این طرف اتفاق بیفتد و طبیعی است که رقیب نکات مثبت را رویش حساس بشود این وحدتی که ما در جامعه‌ی روحانیت مطرح کردیم در زمان خود آقای مهدوی بود جلسه هم در دفتر آقای مهدوی تشکیل شده بود ما اول از ایشان خواستیم تشریف بیاورند

مجری: ابراز بی میلی کردند؟

تقوی: نه ایشان هم شرایط جسمی شان اجازه نمی‌داد هم از اصول گرایان ناراحت بودند که در انتخابات اخیر ما چقدر محاسن سفید را ارائه دادیم گوش نکردند این‌ها خودشان احساس تکلیف می‌کنند و خیلی گوش نمی‌دهند قبول نکردند جلسه‌ی بعد طرح دیگری را آقایان آوردند‌ یکی از اعضای شورای مرکزی جامعه‌ی روحانیت قبول کند که ما در جلسه مطرح کردیم ایشان فرمود من با این طرح موافقم که‌ یکی از آقایان بپذیرند ده بیست نفری که دور میز بودیم گفتند‌ یکی از آقایان بپذیرد کسی نپذیرفت من خودم اعلام آمادگی کردم کسی نپذیرفت گفتم به همه‌ی گرفتاری و کارهایی که دارم میایم به میدان و امید کمک هم دارم که دیگران به من کمک کنند حرکت را آغاز کردیم اول با سران اصول گرایی صحبت کردم با همه‌ی چهره‌های موثر و شناخته شده همه تایید کردند هیچ کس نگفت این کار مناسب نیست گفتند کار خوبی است بعضی‌ها نا امید بودند گفتند به جایی نمی‌رسد بعضی‌ها می‌گفتند شما خودت را خسته می‌کنی عاقبت هم کنار خواهید رفت بعضی‌ها می‌گفتند شما جلو برو ببینیم کجا می‌رسی.

مجری: بعضی‌ها به شما ایراد می‌گیرند که به عنوان رئیس شورای سیاست گزاری ائمه‌ی جمعه چرا در این مسائل سیاسی دخالت می‌کنید این شائبه است که کسی که هدایت کننده‌ی سیاست گزاران نماز جمعه است دارد از جناح خاصی حمایت می‌کند؟

تقوی: من عضو شورای مرکزی جامعه‌ی روحانیت ام من معاون این شورا در امور استان‌ها و مناطق تهران هستم به هر حال نمی‌توانم که نسبت به فعالیت‌هایی که آن نهاد و آن مجموعه دارد بی تفاوت باشم.

مجری: خللی در کارتان به وجود نمی‌آورد؟

تقوی: نه شما خیال می‌کنید دیگران که کار سیاسی می‌کنند هیچ کجا نباید باشند و نیستند؟ آن‌هایی که کار سیاسی می‌کنند در کارهای دولتی در جاهای مختلف نباید باشند و کار سیاسی بکنند؟ ما نباید نماز جمعه را تریبونش را جناحی بکنیم و بخواهیم از آن در این زمینه بهره برداری کنیم.

آیت الله مصباح سخنران جلسه همگرایی نیست

مجری: جلسه‌ی هم گرایی گسترده برگزار کردید که آیت الله مصباح را دعوت کردید جلسه‌ی بعدی معلوم نیست کی برگزار شود؟

تقوی: نه داریم برنامه ریزی می‌کنیم معلوم نیست زمانش.

مجری: باز هم سخنران آیت الله مصباح هستند؟

تقوی: نه کس دیگری را در نظر داریم.

مجری: نمی‌توانید بگویید؟

تقوی: نه.

ناطق نوری به دلیل حرف‌های احمدی‌نژاد به جلسات جامعه روحانیت نمی‌آید/ ناطق نوری و هاشمی رفسنجانی هنوز عضو جامعه روحانیت هستند

مجری: آخرین سوالم این است آقای ناطق چرا از جامعه‌ی روحانیت استعفا داد؟

تقوی: استعفا نداند، نمی‌آیند. آقای ناطق‌ یک ایراداتی دارد به جامعه، ایشان‌ یکی از ایرادهایش این است که در جریان انتخابات که آقای احمدی نژاد در آن مصاحبه حرف زد به من ظلم شد. چیزی من از ایشان شنیدم و جامعه‌ی روحانیت از من دفاع نکرد، شما باید از عضو قدیمی این جامعه دفاع می‌کردید، حالا در جامعه هم مطرح شد که آیا هر عضوی از جامعه در بیرون در کارهای سیاسی کاری انجام دهد شورای مرکزی دفاع کند‌ یا نه؟ بحث‌های زیادی شد، آن جا مسائل آقای هاشمی هم مطرح شد. آقای هاشمی هم عضو جامعه هستند. البته به صورت کلی آن مسئله را ما به آن شکل اعلامیه دادیم و حتی آقای مهدوی با خود آقای احمدی نژاد هم صحبت کرد. به این شکل ما قبول نداریم که بیاییم در تریبون‌ها اسامی افراد را مطرح کنیم که خود آقای مهدوی هم در جلسه مطرح کردند.

مجری: پاسخ آقای احمدی نژاد نبود؟

تقوی: نمی‌دانم چیزی نگفتند آقای مهدوی. گفت در مرقد امام هم‌ یک جلسه‌ای بود آقای احمدی نژاد را دیده بود و گفته بود. ما هم اطلاعیه به صورت کلی دادیم ولی آقای ناطق نظرش این بود که بیشتر بیایند دفاع بکنند شورا به‌ یک جمع بندی نرسید کارهای جمعی این است.

مجری: خیلی سپاسگزارم بنده استفاده کردم ان شاء الله مردم هم استفاده کرده باشند بعضی جاها هم سوالات ما زیادی صریح بود ولی خاصیت برنامه‌ی شناسنامه همین طور است اگر اذیت شدید ما را ببخشید.

تقوی: نخیر تشکر می‌کنم شما برای روشن گری این سوالات را کردید از صدا و سیما تشکر می‌کنیم بعضی از مسائل پشت صحنه را می‌آورید روی صحنه و هم در نهاد نماز جمعه که صدا و سیما رسانه‌ی ملی چه تهران چه استان‌ها خیلی به ما کمک می‌کند و سخنان ائمه‌ی جمعه را بازتاب می‌دهد گزارش تهیه می‌کند و مردم را با جریان نماز جمعه هر چه بیشتر نزدیک می‌کند.

مجری: ما جلد اول شناسنامه را تقدیم می‌کنیم برای شما جلد سوم می‌شود ان شاء الله. خیلی سپاسگزارم از این که با ما همراه بودید هشتادمین برنامه‌ی شناسنامه بود ان شاء الله اگر توفیقی باشد هفته‌ی بعد خدمت شما خواهیم رسید التماس دعا خدانگهدار.

پایان مصاحبه

***********************************************************
کامنت من:
زین  شیخ شیاد و یاوه گو بس دلم گرفت
آن قامتِ تا بفلک سرکشیده،
آن سروِ پُر غرورِ خلق،
آن سبزِپوش فتنهِ هشتادم آرزوست.
ای مدعی مرا با جهانِ حقیرِِ تو کار نیست.
ابریق حافظِ شیرازو کبریای عشق به انسانم آرزوست.
ح تبریزیان
علم‌الهدی:
این معلوم بود که دشمن دارد چکار می‌کند یکی از ابعاد جریان فتنه این بود که اصل مساله آنها هستند و می‌خواهند از فتنه ریشه‌ای برداشت کنند بخش دوم نیز اصل اجرایی فتنه بود که طی آن عده‌ای در داخل کشور در قالب جنبش سبز حالا به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه مباشرت و اجرای فتنه را برعهده گرفتند.

تورم، رکود، مسکن ومستقلات، صنایع، سپرده ها و تسهیلات بانکی: مصاحبه ادیب با تسنیم

Share Button

صرفنظر از تحریمها و سقوط قیمت نفت،  اقتصاد ایران دوچار آنچنان نابسامانیهای پنهانی یا پنهان شده ایی است که باید آنرا بصورت یک آبادشهر بنا شده بر فراز یک کوه آتش فشان آماده فوران  تلقی کرد که فرجامش تبدیل شدن به خاکستری در زیر توده گدازه های آن آتش فشان حتمی الوقوع است.

برای تدبیر بسیار دیر و امید بستن به معجزه هم نتیجه اش غافلگیر شدن است

سایت وابسته به سپاه تسنیم، مصاحبه ایی با یکی از کارشناسان اقتصادی کشور، محمد حسین ادیب  دارد که فحوای پنهان آن دهها بار بیش از خطاب آشکار آنست بویژه هنگامی که با زبان حرفه ایی  و سخت فهم اقتصادی ابراز شده باشد. قبل از انداختن نگاهی از این روزنه کوچکی که آقای ادیب بسوی گستره اقتصادی مملکت گشوده اند یاداوری یک نکته را لازم میدانم.

برخلاف بسیاری اهل نقد و تحلیل و علیرغم سانسور آهنین بر فضای رسانه ایی کشور،  من برای مشاهده وضعیت عمومی کشور بیشتر از آنچه به رسانه های منتقد دولت و نظام مراجعه کنم به رسانه های نزدیک به ستونبندی اصلی قدرت مراجعه میکنم. زیرا افراد مرکزی این عرصه یا حاشیه آن، کسانی هستند که  از آمار ها و اوضاع احوال واقعی خبر دارند و حتی در شعاری ترین سخنرانیها یا نوشتارهای  خود هم که مصرف داخلی دارد نمیتوانند؛ ناخودگاه  آن دانسته های سری خود را که دارند کاملاً  پنهان کنند و اگر خواننده یا شنونده با روانشناسی و زبان خاص گویندگان یا نویسندگان جناح و جبهه حاکم آشنایی داشته باشد بر اساس آن میتواند منظره ی کما بیش مقرون به واقعیتی از اوضاع واقعی حاکم کسب کند.

بطور خلاصه من به یک مورد نمونه که در حقیقت  شایسته نوشتار مستقلی بجای یک اشاره مختصر است در اینجا اشاره میکنم. در همین سایت تسنیم میخوانیم:

“خبرگزاری تسنیم… : وزیر نیرو از صادرات سالانه ۱۲ میلیارد کیلو وات ساعت برق از ایران به کشورهای همسایه خبر داد.” در پستی دیگر، در همین سایت از قول مسئول برنامه ریزی اقتصاد مقاومتی ، سید عباس جعفری : “مسئول برنامه‌ریزی اقتصاد مقاومتی وزارت نیرو در گفت‌وگوی تفصیلی با تسنیم خبر از: “ظرفیت ۲۰میلیارد دلاری صادرات برق و تجهیزات در آستانه برابری با رقم فعلی صادرات نفت” خبر میدهد.

ظاهراً این دو خبر یا گزاره چیز تعچب  یا سئوال برانگیزی ندارند ولی با قدری تعمق جا دارد این سئوال طرح شود:  که، اولاً؛ پس در آمد نفتی کشور در حال حاضر حدود ۲۰ میلیارد است. این رقم با صدور میزان ۸۰۰ هزار بشکه و بقمیت ۶۰$ هم جور در نمی آید یا صادرات کمتر و یا قیمت هر بشکه نفت ما کمتر از ۶۰$ است. و دوماً؛  اگر مملکت اینقدر مازاد تولید برق دارد چرا باید بیش از۳۰ سال به روسیه برای راه اندازی یک نیروگاه هسته ایی باج بدهد و مملکت  را با دنیا بخاطر غنی سازی ارانیوم و تولید آب سنگین  به تقابلی بکشاند که برای محاسبه هزینه های اقتصادی ، سیاسی و دیپلماتیک آن چندین تیم کارشناسی برای سالها لازم است  و فقط هزینه آن  در همین  ۴ سال، با ابدتدایی ترین محاسبه از چند صد میلیارد دلار تجاوز میکند و جمع هزینه تحریمها و با آثار تبعی اشان از هزاران میلیارد دلار هم بیشتر می گردد. آیا به این قیمت ! باید برق تولید و به کشورهای همسایه صادر شود؟ مختصراً توضیح دهم این پروژه صادرات برق زمانی طرح شد که هنوز نوری المالکی  در عراق و آقای احمدی نژاد در ایران بر سر کار بودند و  قرار بود ایران به عراق و از آنجا به لبنان و سوریه برق صادر کند.  برق صادر کردن ایران به خارج را به میتوان به صادر کردن سیفی و سبزیجات از کشوری مانند عربستان یا اتیوبی که در آنجا ها  قیمت آب قطره ایی حساب میشود مقایسه کرد. *

دولت سوئد یکی از پیشروترین سازندگان انواع نیروگاه ها در دنیا است(ABB) ولی این کشور که در تولید  سرانه  برق  در دنیا اول یا دوم است هرگز تصور صدور برق را نمی کند زیرا برق به قیمت زیانهای زیست محیطی و جبران ناششدنی تولید میشود و تولید آن تا آنجا ضروریست که مصرف صنایع غول پیکر این صنعتی ترین کشور جهان و هوای نیمه قطبی آنرا بدهد.

تولید برق در مملکت ما بقصد صادرات؛  در حالی که این برق یا با مواد سوختی نستباً رایگان هیدروکربنی، یا به هزینه صدمه زدن به محیط طبیعی و سطح آب های جاری و زیر زمینی کشور با ایجاد صدها سد، یا در آینده درنیروگاه هسته ایی وابسته به روسیه و در جنگ سیاسی و اقتصادی روی غنی سازی، با دنیا تولید میگردد از خیانت ملی گذشته جنایت در حق مملکت و ملت است.

پس از این مقدمه ایی که آنرا مفید میدانستم به مصاحبه ناخود آگاه افشاء گرانه آقای ادیب میپردازم. ۳ گزاره از آنرا در زیر کپی کرده ام که بطور خلاصه در پایان هر گزاره آنرا تحلیل یا نقد میکنم:

آقای ادیب در پاسخ مصاحبه گرتسنیم: “در مورد حباب غول پیکر سود سپرده بیشتر توضیح دهید؟” میگویند: “۶۰۰ هزار میلیارد تومان بدهی بخش خصوصی به بانک‌ها و ۵۵۰ هزار میلیارد تومان بدهی بخش عمومی عامل رکود است. میزان بدهی از هاضمه تحمل اقتصاد عبور کرده و نکته قابل تأمل، افزایش این میزان بدهی با هزینه مالی نجومی است ، بحرانی که اکنون در آن قرار داریم بحران بدهی‌های بانکی بخش خصوصی و دولتی است که در سالهای حباب  رونق اقتصادی احمدی نژاد  انباشته شده و اکنون منبع رکود اقتصادی است و با نرخ بهره نجومی در حال افزایش است.”  … ” ..ادامه.. ” به‌سبب کاهش ۷۰درصدی آب، میلیون‌ها نفر در روستاها  بیکار شدند. به‌سبب جهانی شدن هزاران نفر در صنعت  ایران شغلشان را از دست دادند. به‌سبب سیاست دولت برای پرداخت همه درآمد نفت و مالیات به‌صورت حقوق، تقاضا برای غذا و دارو، کالا و خدمات مرتبط با حداقل معیشت تقویت  شد. در حالی که این کار به از بین رفتن فرصت‌های شغلی و کاهش تقاضا در بقیه اقتصاد انجامید، این فرآیند به کاهش تقاضا در بخش مسکن انجامید و فروش مصالح ساختمانی نصف شد که به‌معنای نصف شدن مشاغل در بخش ساختمانی است. روشهای دولت بدهی‌ها را کاهش نمی‌دهد و عامل اصلی رکود، بدهی ۶۰۰ هزار میلیارد تومانی بخش خصوصی به بانک‌هاست. مجموعه آنچه اتفاق می‌افتد به از دست رفتن فرصت‌های شغلی و کاهش تقاضا می‌انجامد.” … .

معنای ساده اظهارات آقای ادیب اینست که بخش دولتی و خصوصی جمعاً از سیستم بانکی :۱٫۱۵۰٫۰۰۰ میلیارد تومان قرض گرفته اند. اگر این وجه “تومانی”  این مبلغ را که عمده ترین بخش های آن باحتمال قوی در زمان دلار ۱۰۰۰ تومانی بوده است را به دلار۳۵۰۰ تومانی این روزها تبدیل کنیم میشود ۳۳۰ میلیارد دلار. یعنی برابر با ۱۶٫۵ سال در آمد یاد شده کنونی نفتی در فوق با نفت به قیمت و حدود بیش از ۴ سال متوسط درآمد نفتی در زمان احمدی نژاد.

این یک میلیون یکصد پنجاه میلیارد تومان (۱٫۱۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰) وام دهی به بخش خصوصی (بخوان خواص و بنیادها) و بخش دولتی (بخوان سپاه)،  را با وامهایی که همین بانکها به مردم عادی حاضرند بدهند مقایسه کنید تا به عظمت هیولایی انحصاری شده منابع بانکی از سوی مافیای اقتصادی دولتی و خصوصی و بالا کشیدن  این سپرده های بانکی توسط این دو بخش فوق الذکر پی ببرید. اگر از بالا کشیدن صحبت میکنم اغراق نیست زیرا اولاً معلوم نیست؛  چه میزان از این وامها و از آن بخش از اقتصاد که گیرنده آن بوده است برگردد  و آنهم در آنزمان که برمیگردد معادل چه میزان دارایی یا ارزش واقعی یا معادل دلاری مبلغی باشد که دریافت گردیده است.[ میزان تقریبی وامهای بلا وصول بانکه با عنوان معوقات، نزدیک به ۱۰۰ ملیارد تومان ( به دلار حدود ۱۰۰۰ تومانی) است.]

روزی نیست که رسانه های خود دولت از سوء استفاده های نجومی از بانکها پرده برندارند، سوء استفاده هایی که مانند بسیاری دیگر جرائیم و قانون شکنی های خواص  چنان عادی شده اند که دیگر تعجب کسی را بر نمی انگیزند. ولی فاجعه آفرین بودن پرداخت این رقم نجومی و سرگیجه آور تسهیلات بانکی به مقدارِ “کّمی” آن خلاصه نشده و زمانی اهمیت آنرا در میابیم که بدانیم، این ۸۰%  ازکل تسهیلات بانکی فقط به ۲۰% اقتصاد مملکت و آنهم ۲۰%ی که جنبه حیاتی، استراتژیک و اشتغالزا نداشته و غیر معشیتی است پرداخت شده است.

ادامه مصاحبه…  

تسنیم: در صنعت چه بخشهایی در رکود قرار ندارند؟ “۳۳ کارخانه که از یارانه انرژی استفاده می‌کنند ۱۲۶ هزار میلیارد تومان فروش دارند که دو برابر درآمد نفت است. در این ۳۳ کارخانه بحران فروش وجود ندارد.

 اقتصاد سه بخش است: بخش مرتبط با حداقل معیشت که تورم مهار شده و رکود هم وجود ندارد و ۸۰ در صد قدرت خرید معدل جامعه را تشکیل می‌دهد. تورم در بخش کشاورزی ۶ درصد است. این بخش حیاتی عادی دارد. مشکلات این بخش نه از جنس تورم است و نه از جنس رکود، ۸۰ در صد پولی که در اقتصاد جریان دارد در حوزه غذا، دارو و تأمین حداقل معیشت  است. این بخش به ثبات رسیده و تورم ۶ تا ده درصدی در این بخش مثبت ارزیابی می‌شود. دستاورد دولت در رساندن این بخش به ثبات قیمتی مثبت ارزیابی می‌شود.” .. ادامه ..”بخش غیرمرتبط با معیشت و یارانه انرژی که حوزه فعالیت ۸۰ درصد فعالین اقتصادی است و احتمالاً ۸۰ درصد تسهیلات بانکی را نیز دریافت کرده‌اند در  رکود فلج کننده‌ای قرار  دارند. وقتی دولت از رکود سخن می‌گوید منظورش این بخش است. اما این بخش فقط ۲۰ درصد اقتصاد واقعی را تشکیل می‌دهد اما ۸۰ درصد فعالین اقتصادی و ۸۰ درصد دریافت کنندگان تسهیلات را شامل می‌شود اما درست به‌خلاف ادعای دولت این بخش در رکود تورمی قرار ندارد و اتفاقاً این بخش وارد فاز تورم منفی شده است. قیمت خرید خانه‌های کلنگی در کشور ۱۰ درصد و واحدهای مسکونی ۴ درصد نسبت به مرداد سال گذشته کاهش یافته است. ۵۰ درصد سیمان تولیدی از ابتدای سال تاکنون در کارخانجات سیمان دپو شده که گواه نصف شدن سرمایه گذاری در بخش مسکن است. تیم اقتصادی دولت این بخش را درست شناسایی نکرده است. دولت ادعا می‌کند اقتصاد در مرحله رکود تورمی است، در حالی که این بخش وارد فاز ضدتورم رکودی شده است. این بخش هم با سقوط ارزش دارایی‌ها مواجه است (ضد تورم) و هم با قلت تقاضا، بیان اینکه این بخش هنوز درگیر تورم است با واقعیت‌ها انطباق ندارد.”

طبق اظهارات آقای ادیب، در آن بخشی که کمترین استفاده را از تسهیلات بانکی میکند، یعنی کشاورزی  و من به آن همه اقتصادیات بومی دیگر را می افزایم، نرخ تورم ۶% است و در آن بخش خبری از روکود تورمی وجود ندارد. دلیل روشن است چون برای محصولات کشاورزی و تولیدات بومی بازار هست و در این بخش سفته و بورس بازی هم  وجود ندارد. ولی باید گفت؛ این  نظر آقای ادیب در این زمینه همه حقیقت نیست بلکه بخشی از حقیقت و و پنهان کردن بخش تلخ آنست. واقعیت آنست که دولت با واردکردن مشابه این کالاها  از خارج و در حقیقت کسری آن به نسبت تقاضای داخلی و فروش آنها با سوبسید دولتی، عملاً تولید کننده داخلی را زیر فشار قرار میدهد، آنچنانکه  عرضه با تقاضا در سطح مطلوب دولت (تورم ۶%ی) تنظیم گردیده و از رسیدن سطح قیمت ابن گونه اقلام تولیدی به سطح  عمومی تورم داخلی نزدیک به ۲۵% ـ ۳۰% ممانعت  بعمل آید.

واردات محصولات مشابه تولید کنندکان داخلی؛ مانند مانند:  گندم ، انواع گوشت، علوفه دامی و خوراک طیور و سایر غلات، حتی برخی میوه ها، منسوجات و ارزان فروختن آنها در بازار داخلی از سرایت تورم به این بخش  به نسبتی که تورم ۳۰% ایجاب میکن، عملاً کشاورزان و تولید کنندگان خرده پا و متوسط را بسود صنایع و خدماتی که خواص صاحب آن و اقشار نسبتاً مرفه به بالا مصرف کننده بیشتر آنها هستند، در برابر آن تورم ۳۰%ی  بلا دفاع میگذارد و تولید کننده این بخش بعلت رقابت محصول مشابه خارجی نمیتواند، کالای تولیدی خویش را به نسبت نرخ تورم جاری بفروشند. یعنی مجبور به ارزان فروشی بخاطر واردات کالای مشابه است.

کشاورز ایران گندمش را با افزایش قیمتی در حد  یک چهارم  نرخ تورم  میفروشد و د رعوض نیازهای کالایی و خدماتی خود را با نرخ تورمی ۳۰ % و حتی بالاتر میخرد. او اگر موفق به دریافت وام بانکی شود حد اقل ۲۰% بهره میپردازد در حالیکه  کالای تولید شده خود  با آن وام را، نسبت به سال قبل فقط با ۶%  افزایش میفروشد. ارزیابی آقای ادیب در موفق نامیدن دولت در تثبیت نرخ تورم یعنی عملاً صحه گذاری بر استثمار بخش کشاورزی و دامد اری  توسط آن بخش ۲۰%ی اقتصاد که نه تنها سهم ۸۰%ی را  در دسترسی به  تسهبلات بانکی داردد بلکه سپر دفاع  حمایت گمرکی هم به آنان مصنونیت قیمت تمام شده میدهد که به برکت آن حمایت گمرکی و سایر یارانه های دولتی مصون از رقابت با کالای مشابه وارداتی میگردد. این سیاست مانع تطبق بهای کالاهای بومی بشمول کشاورزی با نرخ تورم بوده و به تضعیف دائمی آنها منجر میشود که شده است. (امسال قرار است ۵٫۵ میلیون تن گندم وارد شود. اگر اجازه داده شده بود قیمت گندم داخلی به سطح قیمت تورمی جاری یا قیمت  واقعی گندم وارداتی افزایش  یابد سود آوری تولید برای سرمایه گذاری در این رشته انگیزه آفریده بود و ما از واردات بی نیاز میشدیم.)

از کشاورزان که بگذریم معنای پنهان تحلیل آقای ادیب  در رابطه با بخش ساختمان و صنایع ساختمانی که من آنرا به بخش صنایع نساجی و صنایع مشابه بومی هم تعمیم میدهم؛ تحمیل قیمتهای تورمی ۳۰%ی  به این صنایع، و محرومیت کردن آنها از دریافت تسهیلات بانکی وحمایت های گمرکی است که  همان بخش سوم یعنی اقتصاد ۲۰%ی  از آن برخوردار است.  آقای ادیب از کاهش ۱۰%ی معاملات ساختمانهای کلنگی و کاهش ۴%ی بخش مسکن سخن میگویند که درست است ولی ایشان نمی گوید که در سالهای اخیر بعلت رکود بخش صنعتی و خدماتی، این بخش  بیشترین میزان  از نقدینگی غول آسای  ۵۰۰ هزار میلیون تومانی مملکت را جذب کرده است و افتادن این بخش در شیب ۱۰%ی برای ساختمانهای کلنگی  و  شیبِ ۴%ی برای بخش ساختمان، شیبی است که تند تر و تند تر خواهد شد و  روزی تمام حباب مستغلاتی سالهای اخیر را خواهد ترکاند که نتیجه اش زیرو رو شدن زندگی میلیونها خانواده ایرانی است که به قیمت خانه  مسکونی خود به عنوان یک ارزش افزایش یابنده و یا حد اقل ثابت  نگریسته اند که ضمناً  عمده ترین نقطه امنیت اقتصادی آنهاست.

با سرایت رکود به این بخش نمیتوان برای سقوط بعدی آن نقطه ایی در نظر گرفت. هرچند خانوارهای عادی برخلاف قبل از انقلاب زیر بار قرض بانکی نیستند ولی با این حال سقوط بهای مسکن برای آنها یعنی سقوط دارائی اشان،  اینست معنای واقعی آنچه  آقای ادیب در پایان تحلیل خود از این بخش اقتصاد آنرا در فاز رکود و نه رکودِ تورمی ذکر میکند. درست تر میبود آقای ادیب در این رابطه از فاز پیش از ترکیدن حباب مسکن و مستقلات صحبت میکرد زیرا این بخش  اقتصادی تا کنون پا بپای تورم ۲۵ تا ۳۰ درصدی پیش رفته است ولی حالا به آخر آن خطی رسیده است که بعلل گوناگون دیگر قادر به ادامه آن نیست.

بنظر نگارنده این سطور مستغلات در ایران از حالت یک کالای مصرفی بصورت یک کالای قابل احتکار درآمده که در حالت غیر تورمی و بدتر از آن رکود، حباب** آن  خواهد ترکید زیرا مستغلات احتکاری و سفته بازانه، که دیگر چشم اندازی برای افزایش بهای خود نمی بیند به سوی نقد شدنی میرود که امکان آن بخاطر عرضه زیاد تر از تقاضا  در بازار غیر ممکن میگردد.

اگر توضیحات اقای ادیب را بخواهیم خلاصه کنیم باید بگوئیم ناکامی مذاکرات هسته ایی و نصف شدن قیمت نفت و نصف شدن  میزان تولید آن، آن ضربه ایی بود که بیماریهای پنهان و مزمن اقتصاد ایران را آشکار ساخت نه اینکه علت آن بیماریها باشد.

اختصاص ۸۰% از سپرده های بانکی به کمتر از ۲۰% اقتصادیاتی که اولویت مصرفی و معشیتی جامعه را تشکیل نمی دهند و مرکز ثقل رکود تورمی کنونی میباشند اقتصاد ایران را چنان در گاز انبر خود فشرده است که راهی برای خلاصی از آن  وجود نداشته و در نقطه ایی  به فروپاشی کل سیستم بانکی و اعتباری مملکت خواهد انجامید. انتقال این حجم از سپردههای بانکی از آن بخش  ۲۰%ی که بعلت تحریمها بیشتر  از بقیه بخشها هم زمینگیرهم شده است و در شرایط نفت بشکه ای ۶۰ دلار کمتر نه تنها  نجات آن ممکن نیست بلکه نصور آنرا هم کردن بیهوده است. اگر سیستم بانکی بخواهد به پرداخت بهره ۱۷% به سپرده گذاران ادامه دهد چگونه میخواهد تورم را یک رقمی کرده و نرخ بهره را کاهش دهد؟ آیا آن سپرده گذاران حاضر به  کاهش سپرده های خود خواهند شد و یا نه ؟ و پولهایشان را از بانکها بیورن میکشند تا با آن دلار بخرند؟ و اگر بخواهد این حجم نجومی وام و اعتبارات بانکی را از بخش کاهش دهد چه بر سر این بخش شدیداً معتاد به وام و اعتبار خواهد آمد.

صرفنظر از تحریمها و سقوط قیمت نفت،  اقتصاد ایران دوچار آنچنان نابسامانیهای پنهانی یا پنهان شده ایی است که باید آنرا بصورت یک آبادشهر بنا شده بر فراز یک کوه آتش فشان آماده فوران  تلقی کرد که فرجامش تبدیل شدن به خاکستری در زیر توده گدازه های آن آتش فشان حتمی الوقوع است.

انتظار وصول  حتی بخش کمی ازآن  یک میلیون یکصد پنجاه میلیارد تومان (۱٫۱۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰) تسهیلات بانکی داده شده به صنایعی که دوچار رکود تورمی و در معرض تند باد کاهش  درآمد ارزی و نفتی قرار دارند، انتظاری بیهوده است. و بدون وصول حد اقل قسمتی از این پولها که سپرده مردم نزد بانکهاست و انتقال آن به بخش کشاورزی و صنایع بومی هم؛  کاهش تورم، کاهش نرخ بهره بانکی و کاستن  از تأثیرات مخرب تحریمها و سقوط بهای نفت غبر ممکنست.

** در صحبت از ترکیدن حباب قیمت مسکن و مستقلات  باید اکیداً توجه داشت که منظور ترکیدن و سقوط بمعنای نسبی و نه مطلق کلمه است زیر در شرایط مثلاً  یک تورم ۱۰۰%ی قیمت همه چیز از جمله مسکن و مستقلات هم افزایش خواهد یافت ولی محاسبه درست سقوط  یا افزایش قیمت مستلزم مقایسه افت و خیز ارزها و دلار با نوسان قیمت مسکن و مستقلات است.

*

معاون وزیر نیرو در گفت‌وگو با تسنیم خبر داد

دعوت وزیر برق سوریه از شرکت‌های ایرانی برای حضور در ۱۹ میلیارد دلار مناقصه

خبرگزاری تسنیم: معاون وزیر نیرو در امور برق و انرژی از درخواست وزیر برق سوریه برای حضور شرکت‌های ایرانی در مناقصاتی که به‌ارزش ۱۹ میلیارد دلار در آینده در این کشور برگزار می‌شود خبر داد.

هوشنگ فلاحتیان در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم اظهار داشت: روز گذشته ملاقاتی بین وزیر نیروی ایران و وزیر برق سوریه انجام شد که در این ملاقات توسعه همکاری‌های فی‌مابین در بخش برق و کمک ایران به حل مشکلات برقی کشور سوریه مورد مذاکره و تبادل نظر قرار گرفت.

وی افزود: ما در طول سالهای اخیر چند نیروگاه را در کشور سوریه با منابعی که خودشان تأمین کردند یا ردیف اعتبارات بانک‌ها احداث کردیم و یا تعمیرات اساسی نیروگاه‌های سوریه را انجام دادیم و بخشهای خصوصی ایران هم فعالیت‌های زیادی در زمینه احداث خطوط و پستهای برق در سوریه داشتند، در این جلسه در خصوص سرویس‌هایی که مورد نیاز برق سوریه است مذاکراتی انجام شد و هماهنگی‌های لازم به عمل آمد تا بخش خصوصی ایران حضور پررنگتری در اجرای پروژه‌های نیروگاهی و خطوط و پستهای برق مورد نیاز کشور سوریه داشته باشد.

معاون وزیر نیرو در امور برق و انرژی با بیان “پروژه‌هایی که در زمان ناآرامی‌های کشور سوریه کند شده بود دوباره سرعت خواهد گرفت”، گفت: بر اساس نیازی که وزیر برق کشور سوریه اعلام کردند برنامه ریزی مفصلی را در ارتباط با بازسازی و توسعه شبکه‌های برق و نیروگاه‌های سوریه در افق کوتاه‌مدت، میان‌مدت و درازمدت ترسیم کرده‌اند و براساس اعلام وزیر برق سوریه در نظر دارند تا حداکثر ۱۹ میلیارد دلار روی تأسیسات برقی‌شان در کشور سوریه در سالهای آینده سرمایه گذاری صورت بگیرد که از ایران درخواست می‌کردند شرکت‌های خصوصی ایران در مناقصاتی که آنها برگزار می‌کنند شرکت کنند.

وی ادامه داد: با توجه به باوری که نسبت به کیفیت و توانایی شرکت‌های ایرانی پیدا کردند ابراز تمایل کردند که شرکت‌های خصوصی ایران در بحث احداث نیروگاه و خطوط برق در مناقصات آینده آنها حضور پیدا کنند.

فلاحتیان تصریح کرد: همچنین بخشی از مذاکرات هم معطوف شد به مشکلاتی که شرکت‌های خصوصی ایرانی که قبلاً در سوریه فعالیت داشتند با آنها روبه‌رو بودند و طرف سوری قول داد که رسیدگی کند، ازاین‌رو در دو روزی که وزیر برق سوریه در ایران است برنامه ریزی کرده‌ایم تا با شرکت‌های خصوصی ایرانی دیدارهایی داشته باشد.

معاون وزیر نیرو در پاسخ به “آیا در خصوص سرنوشت چند مهندس شرکت مپنا که در سالهای قبل در سوریه ناپدید شده بودند صحبتی شد”، اظهار داشت: این موضوع هم مورد مذاکره قرار گرفت و طرف سوری قول داده که همکاری خودش را ادامه بدهد تا این موضوع حل شود.

انتهای پیام/*

شکست “بیداری اسلامی”و پیروزی لیبرال دموکراسی درتونس

Share Button

سیر تحولات تونس غنی تر و درس آموز تر از آنست که بتوان آنرا در یک چنین یادداشت کوتاهی گنجاند ولی صادقانه بگویم فکر نمیکنم درما روشنفکران و سیاستورزان کرخت شده  ایرانی  که به مضامین نوشتارهای ژورنالیستی تکراری و ارضاء کننده که بیان کم و کاستیها در سطحی ترین شکلشان یا  در واقع عکسبرداری آن کاستیها و رویدادها ی روز میباشند عادت کرده ائیم،  انرژی و انگیزه ایی برای رفتن به عمق چنین رویدادهایی باشند که در ظاهر رخدادهایی عادی هستند و لی در باطن نه. 

بهار عرب بهاری تر میشود

بیجی قائد اِسبسی؛ سیاتمدار ۸۸ ساله تونس، از یاران حبیب بورقیبه  رهبر جنبش استقلال  و سکولاریسم مدرن* تونس امروز دو شنبه، خود را برنده انتخابات ریاست جمهوری دیروز تونس اعلام کرد. او در دور اول انتخابات ریاست جمهوری، آرایی در حدود به۶٫۵ %  بیش از رقیب خود اصلی خود، منصف مرزوقی، رئیس جمهور پس از انقلاب ۴ سال پیش علیه ضد زین العابدین بن علی،   کسب کرد. ولی کسب آرای مطلق وبرنده شدن در همان دور اول باز ماند.

انتخابات ریاست جمهوری تونس،  هم درسها و هم شگفتیهای زیادی دارد که من در یاداشت بعدی خود آنها را توضیح خواهم داد. ولی مهمترین آنها اجماع شگفت انگیز چپ ضد امپریالیستی، بنیاد گرایی سلفیستی و اخوان المسلمینی در جبهه ایی واحد پشت سر مرزوقی فعال قدیمی حقوق بشری با تفکر استقلال طلبانه، و مواضع ضد لیبرالی غربی از نوع جلال آل احمد در ایران  است.

شکست مرزوقی تنها شکست که سیاستمدار تونسی که نماینده یا رهبر یک حزب و جریان باشد نبود، بلکه شکست تاریخی و دیسکورسیو چند گفتمان هم عرض  و تاریخ گذشته بود که بیشک پس لرزه های زیادی در تمام جهان عرب و اسلام،  منطقه خاور میانه و شمال آفریقا خواهد داشت.  پیروزی  قائدالسبسی در تونس، شکست گفتمان اسلام سیاسی، شکست گفتمان جانسخت غرب ستیزی و اندیشه های وهم آلود روشنفکری ناسیونالیسم جهان سومی بود.

پیروزی السبسی در حقیقت، هم ادامه قیام  پیروزمند۴ سال پیش مردم تونس علیه دیکتاوری فردی بود و هم در جهت به ریل اندازی آن انقلاب در یک مسیر متعادل سیاسی و اجتماعی . السبسی در حقیقت  برآیند و برآمد نماد دستآوردهای مثبت گذشته و نفی کاستی های آن گذشته است. السبسی نه محصول ویرانگیری شوری و انقلاب تونس و نه میراث دار دیکتاتوری گذشته است. او حاصل آشتی ساهته های گذشته و آرمان های طبقه متوسط و اقشار مدرن جامعه تونس است. او همان جهتیگیری را دارد که السیسی در مصر و با همان خاستگاه تاریخی و اجتماعی و هردو پیشقراول مدرنیزاسیون و تجدد طلبی این منطقه از جهان بزرگ ما هستند.

اگر تصور کنیم که چپ سنتی و اسلامیسم النهضت (اخوانی) به این آسانی خود را با سازو کار های دموکراسی پارلمانی همساز خواهند کرد قدری خوشبینی بخرج داده ائیم. تن دادن النهدا به انتخاباتی سالم و نهایتاً مشارکتی دموکراتیک، نه ناشی از ” عابد شدن گربه” ای که شایسته مژدگانی است، بلکه ناشی از انقلابی است که در مصر با حمایت نظامیان آن کشور به رهبری ژنرال  السیسی رخ داد و در حکم ناقوس مرگ اسلام سیاسی نه تنها در منطقه بلکه در جهان است هرچند ممکنست روند آن چندی بطول انجامد و هزینه های بیشتری را بدنیا تحمیل کند.

انقلاب دوم مصر علیه مرسی در حقیقت سر آغاز فصل جدیدی در تاریخ خاورمیانه و اگر اغراق تلقی نشود در جهان اسلام و ممالک عربی با اعمال نسبی قهری بود که میرود تا ریشه کهنه پرستی را در مصر برکند و به الگویی برای منطقه تبدیل گردد. انقلاب مصر با سرکوب اسلامیسم سلفیستی و اخوان المسلمین و تروریست خواندن حماس، مشت آهنین طبقه متوسط و اقشار مدرن جامعه مصر بود که شانس حضور مخرب اسلامگرایان در صحنه سیاسی مصر را با فرصتی که از عملیات خشونت گرایانه و تروریستی خود آنان گرفته بود، برای همیشه از آنان گرفت. انقلاب مصر عمیقترین و رادیکال ترین انقلاب با مضمون عمیق اجتماعی و فرهنگی و طبقاتی  در دوران و در منطقه ماست. حال آنکه النهضت یا النهدا با درس آموزی از سرکوب اخوان المسلمین در مصر و قرار گرفتن پشت سر یک رئیس جمهور بظاهر غیر اسلامی ولی با فصل مشترک غرب ستیزانه،  با نگاه ناسیونالیسمی جهان سومی از طراز جلال آل احمد ما،،  توانست حضور خود را در صحنه سیاسی تونس حفظ کند.

انقلاب مصر مشت آهنین اقشار مدرن و طبقه متوسط در منطقه و نه تنها در مصر بر فرق همه اشکال پس مانده دولتمداری و سیاستگرایی بود در حالیکه پیروزی السبسی زبان ملایم و قانون گرایانه همان طبقات و اقشار و گرایش و آرامان تاریخی  آنان است. آن یک با قهر نسبی و برخوردار از حمایت دموکراتیک مردم ناپلئون وار علیه کهنه گرایی و دین ابزاری برخاست و این یک با ابزار انتخاباتی. انقلاب پیروز مند مصر و قهر آمیز پیروز شده مصر نیاز به کاربست و تطبیق بیش از پیش خود با  ظواهردموکراسی نوع غربی دارد و پیروزی کسب شده از صندوقهای انتخاباتی در تونس نیاز به کار برد و استفاده از بازویی آهنین دارد  تا دستآورد های انتخاباتی را از گزند آشوب آفرینی اسلامیستها و چپهایی که از هر کاستی اجتمعی اقتصادی برای بی ثبات کردن اوضاع استفاده میکنند.

النضهت قول داده است که در کنار برنده انتخاباتی  به فعالیت و مشارکت سازنده سیاسی بپردازد و باید امید داشت که رشید قانوشی  و دیگر اسلامگرایان النهضتی آنقدر درس گرفته باشند تا خود را با سازوکار های پارلمانی و دموکراسی مدرن تطبیق دهند.

متأسفانه وقت بیشتری برای تحلیل بیشتر نیست فقط باید بگویم هنوز نتیجه نهایی  انتخابات اعلام نشده است ولی بر طبق  مؤسسه آمار گیری سیگما بترتیب السبسی ۵۵٫۵ ومنصف  مرزوقی ۴۴٫۵  رأی کسب خواهند کرد.  مرزوقی امروز صبح اعلام کرد که نتیجه هنوز نامعلوم است. ولی با توجه به تفاوت ۱۰%ی  دونامزد بنفع قائد السبسی  چنین بنظر میرسد که برنده شدن  او  قطعی میباشد و گزارشهای خبری منطقه و دنیا هم بر این امر دلالت دارند هرچند بر حسب رعایت موازین انتخاباتی محناطانه اظهار نظر میکنند.

سیر تحولات تونس غنی تر و درس آموز تر از آنست که بتوان آنرا در یک چنین یادداشت کوتاهی گنجاند ولی صادقانه بگویم فکر نمیکنم درما روشنفکران و سیاستورزان کرخت شده  ایرانی  که به مضامین نوشتارهای ژورنالیستی تکراری و ارضاء کننده که بیان کم و کاستیها در سطحی ترین شکلشان یا  در واقع عکسبرداری آن کاستیها و رویدادها ی روز میباشند عادت کرده ائیم،  انرژی و انگیزه ایی برای رفتن به عمق چنین رویدادهایی باشند که در ظاهر رخدادهایی عادی هستند و لی در باطن نه.

*************************************

New president for ‘country of the year’ makes history

Beji Caid Essebsi, right, is Tunisia's new president-elect. In this 2011 photo, he shakes hands with diplomat William Swing.
Beji Caid Essebsi, right, is Tunisia’s new president-elect. In this 2011 photo, he shakes hands with diplomat William Swing.
By Josh LevsCNN
December 22, 2014 — Updated 1600 GMT (0000 HKT)

STORY HIGHLIGHTS
  • Tunisia’s historic elections are the sole point of hope for Arab democracy, analysts say
  • The Economist names Tunisia “country of the year”
  • Long-time politician Beji Caid Essebsi beats outgoing President Moncef Marzouki
  • Clashes erupt, tear gas is fired

(CNN) — It’s widely considered the only place in which seeds planted during the “Arab Spring” may have grown into the first sprouts of democracy. And now, Tunisia officially has a new president-elect.

Long-time politician Beji Caid Essebsi won the country’s runoff with about 55% of the vote, beating outgoing President Moncef Marzouki’s 44%, state-run media reported Monday.

It was a hard-fought race. On Sunday, despite earlier indications Essebsi had won, supporters of Marzouki rallied in downtown Tunis.

Security forces responded to rock-throwing rioters by firing tear gas to quickly disperse the crowds, state-run media reported.

Outgoing Tunisian President Moncef Marzouki
Outgoing Tunisian President Moncef Marzouki

As a candidate, Essebsi promised to restore the state’s prestige after the chaotic years since the 2011 revolution, when the country’s dictator, President Zine El Abidine Ben Ali, was ousted. But Marzouki warned that Essebsi would bring back authoritarian policies.

Inside Ben Ali’s palace: Fake diplomas, sports cars, stuffed leopard

Fareed’s Take: Arab states & democracy

Tunisia’s secularists face many challenges

Tunisian lawmaker calls for unity

The fact that the elections — considered legitimate — took place at all is historic.

The election process began in October with a vote for parliament. “At a time when hopes of moving towards political reform and accountable governments elsewhere in the Arab world have been dashed, Tunisia is the only country where the aspirations of the Arab uprisings may yet be fulfilled in the near future,” Anthony Dworkin of the European Council on Foreign Relations wrote at the time.

On Saturday, The Economist declared Tunisia its “country of the year.”

“The idealism engendered by the Arab spring has mostly sunk in bloodshed and extremism, with a shining exception: Tunisia,” the magazine wrote. “… Its economy is struggling and its polity is fragile; but Tunisia’s pragmatism and moderation have nurtured hope in a wretched region and a troubled world. Mabrouk, Tunisia!” (“Mabrouk” is a way of saying “congratulations” in Arabic.)

Fast Facts: Tunisia

The revolutions that spread throughout the Arab world began in Tunisia when a poor 26-year-old who could not find a job had a run-in with police and then set himself on fire in front of a government building in December 2010.

*******************************

Essebsi

A supporter of the Nidaa Tounes (Call of Tunisia) secular party movement holds an image of Tunisian presidential candidate Beji Caid Essebsi outside Nidaa Tounes in Tunis December 21, 2014. (Photo:Reuters)
22 december

Tunisian polling firms have declared Beji Caid Essebsi, an 88-year-old official from previous regimes, as the winner of Sunday’s presidential runoff, cementing his dominance over a country where his party already controls Parliament.

The runoff election marks the culmination of a 4-year-long rocky transition to democracy after Tunisians overthrew dictator Zine El Abidine Ben Ali in 2011, kicking off pro-democracy uprisings around the region in what became known as the Arab Spring.

Only in Tunisia, however, has the transition to democracy remained on track, with elections for a permanent parliament held in October and the first round of presidential elections a month later.

The Sigma Conseil company’s exit polls, which have consistently come close to matching official results released later, gave Essebsi 55.5 percent of the vote and his opponent Moncef Marzouki, the outgoing interim president, 44.5 percent. Other polling companies gave between 52 and 54 percent to Essebsi.

Marzouki’s campaign maintained that Sunday’s election was too close to call, and the official results are expected by Monday night. Marzouki congratulated Tunisia for its election and said the country has “banished the fake elections of the past which were won by percentages of 99.99 percent.”

Celebrations began immediately after polls closed at Essebsi’s party headquarters with fireworks, cheering crowds and lines of cars honking their horns. Essebsi struck a conciliatory note, urging Marzouki’s supporters to work with him to rebuild the country.

“The future begins today!” Essebsi said, saluting Marzouki and the people who voted for him. “What is important is what we do today and tomorrow for Tunisia and all its children. We must work hand in hand.”

The election has shown deep divisions in the country, not just between Islamists and more secular groups but also between the wealthier capital and coastal regions and the more impoverished interior, which voted for Marzouki.

While the moderate Islamist party Ennahda dominated politics immediately after the revolution in 2011, they were unable to address the serious economic and political challenges in the country, including terrorist attacks.

The Islamists came in second in October’s parliamentary election and did not field a presidential candidate, though they tended support Marzouki.

Essebsi created Nida Tunis (Tunisia’s Call), a collection of former regime officials, businessmen and trade unionists to oppose the Islamists and to restore the “prestige of state,” which he said had suffered in the wake of the revolution.

There are now fears that Nida Tunis’ control over the presidency, prime minister and Parliament could result in a return to the country’s old authoritarian ways — an argument Marzouki attempted to push during his campaign.

In the end, however, Tunisians appear to have desired a return to stability and normalcy after the years of revolutionary turmoil.

“Essebsi, thanks to his political experience and international ties as well as his program, can get the country out of this mess,” said Mehrez Rakkez, a lawyer who voted in the lower income neighborhood of Kram. He described Marzouki’s three years as interim president as a disaster and said the vote was a choice between “life and death.”

In nearly all the countries swept by pro-democracy uprisings since the Arab Spring, there has been a degree of backlash since the first heady days, including government crackdowns and Egypt’s military overthrow of an elected president.

In Tunisia, however, the backlash has remained within the legal framework of the transition.

In contrast to the almost 70 percent turnout for the first round of the presidential election and the legislative balloting, the official election authority said only 59 percent of Tunisia’s 5.3 million voters cast ballots on Sunday.

“This election doesn’t interest me,” said a young man sitting in a crowded cafe in front of a polling station in Tunis’ lower income neighborhood of Yasmina. “I voted before, but I feel the candidates lie. They promise to create jobs for the youth and improve living conditions, but they don’t keep them.”

The eve of the election was marked by some violence with a shotgun blast wounding a soldier near the city of Kairouan. The attackers returned early Sunday morning and attempted to target another polling station but were caught by the army which killed one and arrested three.

No other major acts of violence were reported by the time polls closed at 6 p.m.

According to authorities, around 100,000 police and soldiers secured the polls.

Essebsi declares win in Tunisia election, rival contests

BY PATRICK MARKEY AND TAREK AMARA

TUNIS Mon Dec 22, 2014 1:35am EST

Tunisia's President Moncef Marzouki, who is seeking re-election, casts his vote at a polling station in Sousse December 21, 2014. REUTERS-Zoubeir Souissi

1 OF 11. Beji Caid Essebsi (C), Nidaa Tounes party leader, gestures outside the party headquarters in Tunis December 21, 2014.

CREDIT: REUTERS/ZOUBEIR SOUISSI

(Reuters) – Veteran politician Beji Caid Essebsi declared victory in Sunday’s presidential run-off vote, seen as the last step in Tunisia’s shift to full democracy four years after an uprising ousted autocrat Zine El-Abidine Ben Ali.

Official results are not due until Monday and his rival, the incumbent president, Moncef Marzouki, refused to concede defeat.

But soon after polls closed, Essebsi, an 88-year-old former parliament speaker under Ben Ali, announced that he had won by a clear margin and jubilant supporters took to the streets of the capital in celebration, chanting “Beji President!”

Victory for Essebsi would enable him to consolidate power, with his new secular party, Nidaa Tounes (Call for Tunisia) already controlling parliament after defeating the main Islamist party in legislative elections in October.

With a new progressive constitution and a string of votes successfully completed, Tunisia is hailed as an example of democratic change in a region that is struggling to cope with the aftermath of the 2011 Arab Spring revolts.

“I dedicate my victory to the martyrs of Tunisia. I thank Marzouki, and now we should work together without excluding anyone,” Essebsi told local television.

However his rival Marzouki, a 69-year-old former rights activist, rejected the victory claim and suggested that he would emerge the winner when the official results were released.

“Tunisia has won today, democracy has won, we need to stay united. Despite the claims of our adversary, all indications are positive for us, we look ahead,” he told cheering supporters from the balcony of his Tunis campaign headquarters.

Police fired tear gas to disperse a few hundred protesters in a southern city who took to the streets to denounce Essebsi’s victory speech, the state news agency TAP reported.

Although Tunisia has largely avoided the bitter post-revolt divisions that trouble Egypt and neighboring Libya, tensions nevertheless flared between Islamists and secularists after the 2011 rebellion in one of the Arab world’s most secular nations.

Islamist militants who emerged in the wake of the uprising remain a risk. One gunman was killed overnight and three arrested after they opened fire on a polling station in the central Kairouan governorate.

RETURN OF THE “REMNANTS”

Accepting former regime officials — known as the “Remnants” by their critics — back into politics was one of the steps that initially helped restore calm and keep Tunisia’s often unsteady transition to democracy on track.

Essebsi took 39 percent of votes in the first round ballot in November with Marzouki winning 33 percent.

As front runner, Essebsi dismissed critics who said victory for him would mark a return of the old regime stalwarts. He argued that he was the technocrat Tunisia needed following three messy years of an Islamist-led coalition government.

Marzouki, who had sought refuge in France during the Ben Ali era, painted an Essebsi presidency as a setback for the “Jasmine Revolution” that forced the former leader to flee into exile.

However, many Tunisians tie Marzouki’s own presidency to the previous government led by the Islamist party and the mistakes opponents said it made in being too lenient with hardline Islamists in one of the Arab world’s most secular countries.

Still, compromise has been important in Tunisian politics and Essebsi’s party reached a deal with the Islamist Ennahda (Renaissance) party to overcome a crisis triggered by the murder of two secular leaders last year.

Ennahda stepped down at the start of this year to make way for a technocrat transitional cabinet until elections. But the Islamists remain a powerful force after winning the second largest number of seats in the new parliament.

Essebsi appealed to the more secular, liberal sections of Tunisian society, while analysts predicted that Marzouki would draw on support from more conservative rural areas.

The presidency post holds only limited powers over national defense and foreign policy.

(Reporting by Tarek Amara; writing by Patrick Markey; editing by Andrew Hay, Jason Neely and Crispian Balmer)

حمام خون اقتصادی در روسیه

Share Button

نروژ

هگنار آنلاین ۲۲ دسامبر

سایت اقتصادی هگنار آنلاین نروژ، به نقل از اقتصاد روز نروژ، در گزارشی با عنوان  حمام خون اقتصادی در روسیه، می نویسد که کمپانیهای اتوموبیل سازی بطور کامل و یا مشروط و موقتی فروش اتوموبیل های خود را در روسیه متوقف کرده اند . دلایل آنها اینست که نمیدانند ارزش آن روبل هایی که به ازای بهای فروش اتوموبیلهای خود دریافت میکنند چقدر ارزش دارند. گزارشگر بنقل از مدیر کل رنو ـ نیسان مینویسد که وقتی که روبل سقوط میکند همه از آن متضرر میشوند و تنزل روبل حالت یک حمام خون کامل را بخود گرفته است.

ازجمله شرکتهایی که فروش خود را متوقف کرده اند میتوان از ژنرال موتور، ائودی،جگوار، لندروور نامبردد.   درتعطیلی پایان هفته گذشته، مدیر کل نیسان و رنو کارلوس قوسن، در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد  این کمپانی فرانسوی ژاپنی، فروش قطعات  ساده  اتوموبیل را هم به روسیه متوقف کرده است. او میگوید همه تولید کنندگان اتوموبیل در روسیه از فروش اتوموبیل ضرر کرده اند.

پایان ترجمه گزارش خبری هکنار آنلاین نروژ

کامنت من:

در روزهای اخیر دولت و بانک مرکزی روسیه دست به اقداماتی برای دفاع از روبل زده اند که از آن جمله تزریق دلار به بازار و بالا بردن  نرخ بهره بانکی، و چند برابر کردن نرخ  استقراض بین بانکی در تا سطح ۳۰% است. این اقدامات روند سقوط روبل را تا حدودی کُند ساخته است. ولی بنظر من این اقدامات اثری موقتی و کوتاه مدت دارند وو بیماری روبل یک ضعف اساسی و ساختاری است که با فشار های سیاسی نیز تشدید گردیده است.

گر نه در روزهای آینده، ولی بطور قطع در هفته ها و ماههای آینده شاهد ادامه سقوط روبل خواهیم بود. البته امروز چین اعلام کرد حاضر است به نجات اقتصادی روسیه بشتابد ولی باید دانست که عملیات نجات چینی ها نیز هزینه خود را دارد  و آنها بدون خریدن ارزان بیشترین بخشهای صنتعتی روسیه و بدون تحمیل شرایط سیاسی نیمه استعماری به نجات روسیه نخواهند شتفت. چینی ها نه با تجاوزگری روسیه به کریمه و اوکرائین مسئله دارند و نه با دیکتاتوری پوتین . این دو زمینه برای آنها کمک است مانند مورد ایران چون هرچه پوتین بیشتر در دنیا منزوی شود و هرچه بیشتر مردم از آن بیزار ترگردند، او  برای نجات خود امتیازات بیشتری به چینی ها خواهد داد.

نباید فراموش کرد که وضعیتی بمراتب بدتر از روبل در انتظار ریال ایران است زیرا بعلت آزادی معاملاتی نسبی در روسیه روبل در سقوط خود هم در شیبی غیر فروپاشانه تنزل یافته است ولی در ایران بعلت پنهانکاری دولت و توسل به روشهای کاملاً بازار فریبانه، فشار پشت سد بحران با گذشت هر روز بیشترو مخربتر میگردد.

Økonomisk «blodbad» i Russland

– Når rubelen faller er det et blodbad for alle, sier toppsjef Carlos Ghosn i Renault Nissan.

Artikkel av: Stian Jacobsen (Hegnar.no – 22.12.14 06:44)

 Ifølge DN stanset General Motors, Audi og Jaguar Land Rover sist uke leveranser av biler til Russland.

På en pressekonferanse i Tokyo i helgen, opplyste toppsjef Carlos Ghosn i Renault Nissan at det fransk-japanske bilselskapet har stanset salget av enkelte modeller i Russland.

– Når rubelen faller er det et blodbad for alle. Det er røde tall og folk taper penger. Alle bilprodusentene taper penger, sier Carlos Ghosn, ifølge DN.

..
Økonomisk «blodbad» i Russland
– Når rubelen faller er det et blodbad for alle, sier toppsjef Carlos Ghosn i Renault Nissan.

Artikkel av: Stian Jacobsen (Hegnar.no – 22.12.14 06:44)

Relaterte artikler

Dårlig dag for Buffett – aksjen opplever krakk

Putin: – Russland vil komme sterkere tilbake innen to år

Tror rubel-uroen vil vare

Flere utenlandske bilprodusenter har helt eller delvis stanset salget i Russland, etter at verdien av rubelen til tider har vært nesten halvert mot amerikanske dollar. Ifølge DN stanset General Motors, Audi og Jaguar Land Rover sist uke leveranser av biler til Russland.

På en pressekonferanse i Tokyo i helgen, opplyste toppsjef Carlos Ghosn i Renault Nissan at det fransk-japanske bilselskapet har stanset salget av enkelte modeller i Russland.

– Når rubelen faller er det et blodbad for alle. Det er røde tall og folk taper penger. Alle bilprodusentene taper penger, sier Carlos Ghosn, ifølge DN.

Biler og sivile kjøretøyer omfattes ikke av sanksjonsregimet.