Archive for: January 2015

Oil prices hits fresh five-and-a-half-year lows; Brent below $56

Share Button

OPEC’s decision in November to maintain output had accelerated oil’s losses earlier, while record-high Russian production and the highest Iraqi exports since 1980 added to the concerns about oversupply. The two oil benchmarks, Brent and West Texas Intermediate, have now lost more than half of their value from peaks hit in the middle of last year.

An man refuels a vehicle next to a pricing quotation board at a petrol station in Tokyo December 17, 2014. REUTERS/Issei Kato

An man refuels a vehicle next to a pricing quotation board at a petrol station in Tokyo December 17, 2014.

Reuters

05 Dec

CREDIT: REUTERS/ISSEI KATO

(Reuters) – U.S. crude and Brent futures dropped to fresh 5-1/2-year lows on Monday as worries about a surplus of global supplies amid weak demand continued to drag on oil markets.

OPEC’s decision in November to maintain output had accelerated oil’s losses earlier, while record-high Russian production and the highest Iraqi exports since 1980 added to the concerns about oversupply. The two oil benchmarks, Brent and West Texas Intermediate, have now lost more than half of their value from peaks hit in the middle of last year.

U.S. crude slid as low as $51.40 a barrel, its lowest since May 2009, and at 0312 GMT was just a tick above that at $51.59 a barrel, still down $1.10.

February Brent crude dropped as low as $55.36 a barrel, also its lowest since May 2009, before edging back to $55.42, still down a dollar.

“Trying to pick a bottom could be deadly,” said a crude oil trader who declined to be named due to company policy.

Lackluster economic data from the United States on Friday fueled worries about the state of the global economy and the strength of oil demand.

“Oil demand is unlikely be robust this year when we look at the state of economies in China, Japan and Europe,” said Yusuke Seta, a commodity sales manager at Newedge Japan.

A weak euro may also have contributed to further oil losses as it reduces the purchasing power of euro holders for dollar-denominated oil. [MKTS/GLOB]

“Theoretically speaking, a weaker euro puts downward pressure on Brent, although quantitative easing in the euro zone could possibly put more liquidity in the region, which may subsequently flow into Brent,” Seta said.

Conflicts in Libya has reduced the OPEC producer’s crude output to around 380,000 barrels a day, state-run National Oil Corp (NOC) has said.

Fighting was reported near the country’s biggest oil export port Es Sider in the east even as a week-long fire at the port’s storage tanks was extinguished on Friday.

(Editing by Tom Hogue)

چرا ۹ دی امسال باشکوه برگزار شد؟ صادق زیبا کلام

Share Button

اما دو اتهام «فتنه» واقعاً باورنکردنی بود. «فتنه» نه‌تنها باعث به انحراف کشیده شدن بیداری اسلامی شد بلکه وقتی آمریکایی‌ها در به راه انداختن فتنه شکست خوردند، داعش را ایجاد کردند. دومی که از این هم جالب‌تر بود و پیشرفت و نبوغ علوم سیاسی را در ایران به نمایش می‌گذارد این بود که «فتنه» باعث کاهش بهاء نفت شد. احتمالاً اگر مناسبت ۹ دی به‌جای یک روز چند روز می‌شد، زلزله بم، خشک‌سالی، حوادث رانندگی در جاده‌ها، ریز گردها، خشک شدن دریاچه ارومیه، بالا رفتن آمار سرطان، طلاق، سن ازدواج، اعتیاد، خودکشی، مهاجرت تحصیل‌کرده‌ها، سقوط هواپیماهای مسافربری و کسی چه می‌داند شاید حمله متفقین به ایران در شهریور ۲۰ و انعقاد قرارداد ترکمانچای دویست سال پیش هم معلوم می‌شد که کار «فتنه گران» بوده. درود به روان پاک دایی جان ناپلئون و آن‌همه نبوغ در حوزه علوم انسانی بالأخص در علوم سیاسی، روابط بین‌الملل و تاریخ که از آن‌ها برخوردار بود و آن‌ها را برای نسل‌های بعدی بر جای گذاشت. باید به فرزندان او واقعاً درود فرستاد که این‌چنین استوار مسیر جد بزرگوارمان را باصلابت و قدرت ادامه می‌دهند.

زیبا کلام و 9 دی

برگرفته از صفحه فیسبوک نویسنده

در اینکه اصولگرایان تندرو و جبهه پایداری اصرار داشتند که ۹ دی امسال را بزعم خودشان هر چه می توانستند برجسته تر و پر سر و صداتر برگزار کنند تردیدی نمی توان داشت. به نظر می‌رسید که اصولگرایان جملگی می‌بایستی «فتنه» را محکوم می‌کردند و درعین‌حال کلامی هم در خصوص شکست و ناکامی آن می‌گفتند. هم حجم توهین‌هایی که به مخالفین و منتقدین از اصلاح‌طلبان گرفته تا آقایان هاشمی رفسنجانی، خاتمی و حتی طرفداران دولت یازدهم روا داشتند بی‌سابقه بود و هم انواع اتهاماتشان به مخالفین. جدای از اتهامات همیشگی (که آن‌ها در خدمت آمریکا، انگلستان و صهیونیزم بودند، درصدد کودتا بودند، عملیات جنگ روانی از داخل سفارت انگلستان هدایت می‌شد، توهین به عاشورا و …)، یک سری اتهامات جدید هم امسال به فهرست قبلی‌ها اضافه شدند.

جالب است که در بلبشوی پرتاب کردن هر چیز به سمت اصلاح‌طلبان و زدن هر نوع اتهامی به آن‌ها حواسشان نبود که برخی از آن اتهامات اساساً در سال ۸۸ هنوز اتفاق نیفتاده بودند که به «فتنه گران» نسبت داده شود. ازجمله اتهامات جدید این بود که «فتنه» باعث تحریم‌ها شد؛ غربی‌ها جرئت نمی‌کردند ایران را تحریم کنند، اما داستان «فتنه» که اتفاق افتاد آن‌ها تشویق شدند تا تحریم‌ها را به اجرا بگذارند؛ غربی‌ها داشتند با ما در سال ۸۸ سر مسائل هسته‌ای به توافق می‌رسیدند و تسلیم خواسته‌های ما شده بودند، اما داستان «فتنه» آن‌ها را امیدوار کرد که توافق نکنند و فکر کردند که دست نظام خالی است؛ «فتنه» باعث شد تا «بیداری اسلامی» نتواند موفق شود (بیداری اسلامی در حقیقت از نیمه دوم سال ۸۹ شروع شد)؛ «فتنه» باعث کاهش تولید، تورم و رکود اقتصادی شد؛ «فتنه» می‌خواست از بیداری اسلامی جلوگیری کند اما شکست خورد و …؛

اما دو اتهام «فتنه» واقعاً باورنکردنی بود. «فتنه» نه‌تنها باعث به انحراف کشیده شدن بیداری اسلامی شد بلکه وقتی آمریکایی‌ها در به راه انداختن فتنه شکست خوردند، داعش را ایجاد کردند. دومی که از این هم جالب‌تر بود و پیشرفت و نبوغ علوم سیاسی را در ایران به نمایش می‌گذارد این بود که «فتنه» باعث کاهش بهاء نفت شد. احتمالاً اگر مناسبت ۹ دی به‌جای یک روز چند روز می‌شد، زلزله بم، خشک‌سالی، حوادث رانندگی در جاده‌ها، ریز گردها، خشک شدن دریاچه ارومیه، بالا رفتن آمار سرطان، طلاق، سن ازدواج، اعتیاد، خودکشی، مهاجرت تحصیل‌کرده‌ها، سقوط هواپیماهای مسافربری و کسی چه می‌داند شاید حمله متفقین به ایران در شهریور ۲۰ و انعقاد قرارداد ترکمانچای دویست سال پیش هم معلوم می‌شد که کار «فتنه گران» بوده. درود به روان پاک دایی جان ناپلئون و آن‌همه نبوغ در حوزه علوم انسانی بالأخص در علوم سیاسی، روابط بین‌الملل و تاریخ که از آن‌ها برخوردار بود و آن‌ها را برای نسل‌های بعدی بر جای گذاشت. باید به فرزندان او واقعاً درود فرستاد که این‌چنین استوار مسیر جد بزرگوارمان را باصلابت و قدرت ادامه می‌دهند.

اما برویم بر سر اصل مطلب: چرا داستان «فتنه» این‌همه امسال بزرگ‌تر و پررنگ‌تر شد؟ چرا این‌همه رادیو و تلویزیون شبانه‌روز برنامه‌های خبری، تحلیلی، نظری، مستند و غیره پخش کرد و چرا این‌همه تندروها بر روی طبل و سنج «فتنه» کوبیدند؟ یک دلیل همان ادامه شکست سنگین انتخابات ۲۴ خرداد بود. اگر بالفرض امروز آقای دکتر جلیلی یا جناب قالیباف یا حتی دکتر محسن رضایی رئیس‌جمهور شده بودند، آیا بازهم ضرورتی می‌داشت تا تندروها این‌چنین بر روی طبل «فتنه» و ۹ دی بکوبند؟ درعین‌حال جدای از آن شکست، دلایل دیگری هم به نظر می‌رسد در طی این ۱۸ ماه به وجود آمده. این دلایل فهرست‌وار عبارت‌اند از نزدیک شدن به انتخابات مجلس در سال آینده، اجتماعات ۱۶ آذر امسال در دانشگاه‌ها و شعارهایی که به نفع «رهبران فتنه» داده شد؛ مشکلاتی که «حصر» به وجود آورده، بیشتر شدن احتمال توافق هسته‌ای؛ مسئله شرکت آقای هاشمی در انتخابات ریاست مجلس خبرگان در اسفندماه؛ و شاید و فقط هم به‌عنوان یک احتمال، نگرانی از آنچه در مراسم تشیع جنازه مرتضی پاشایی اتفاق افتاد.

اصولاً نفس آن‌همه سروصدا و بزرگداشت برای ۹ دی، نه‌تنها حکایت از قوت قلب و اطمینان خاطر تندروها نمی‌کرد بلکه بیشتر بیانگر نگرانی‌های آن‌ها بود. به نظر می‌رسید که تندروها می‌خواستند از یکسو به طرفدارانشان قوت قلب، اطمینان و روحیه بدهند و از سویی دیگر به منتقدین پیام دهند که قرص و محکم ایستاده‌اند. فکر اطمینان بخشی معمولاً زمانی به وجود می‌آید که احساس نگرانی و بیم وجود داشته باشد. درعین‌حال از انتخابات سال آینده هم نمی‌توان غافل بود. تندروها در حقیقت با به راه انداختن آن سروصدا خواستند به‌زعم خودشان مهمل و مشروعیتی برای رد صلاحیت گسترده اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس آینده به راه بیندازند. آنان می‌خواستند این پیام را بدهند که مردم از جریان «فتنه» نگذشته‌اند و لذا نمی‌شود که صلاحیت اصلاح‌طلبان را تأیید کرد.

تجمعات ۱۶ آذر امسال در بسیاری از دانشگاه‌های کشور و ابراز احساسات دانشجویان و شعارهایشان به نفع چهره‌های سیاسی در حصر باعث خشم و غضب تندروها شد و این‌گونه خواستند تلافی کنند. خود حصر هم اصولگرایان را با معضلاتی روبرو ساخته. حصر نه فراموش‌شده و نه منتفی. ظرف ماه‌های گذشته روایت‌های متفاوتی در خصوص توجیه حصر از جانب اصولگرایان بیان‌شده. ازجمله اینکه گفته‌اند تصمیم حصر از سوی شورای عالی امنیت ملی بوده؛ حصر به خاطر حفظ وجود خود آنان است چون اگر آزاد شوند مردم به آن‌ها حمله‌ور خواهند شد؛ گناه آن‌ها کبیره و نابخشودنی است؛ اگر معذرت‌خواهی کنند راه باز می‌شود؛ معضل حصر فقط با رایزنی حل‌وفصل خواهد شد؛ رهبران فتنه محارب هستند و مجازاتشان اعدام است؛ رهبران فتنه باغی هستند؛ نیازی به دادگاه و محاکمه رهبران فتنه نیست و ملت آن‌ها را مستوجب اعدام می‌داند؛ اگر رهبران فتنه زنده هستند به‌واسطه رأفت اسلامی است والا آن‌ها همان ابتدا می‌بایستی اعدام می‌شدند؛ جرم رهبران فتنه مشخص است و آنان محاکمه خواهند شد و … تعابیر مختلف و متناقض دیگر.

نگاهی به این تعابیر مختلف مبین آن است که خود اصولگرایان هم واقعاً راه‌حلی برای پایان دادن به مسئله حصر ندارند. اگر محاکمه و اعدام شوند، جدای از هزینه سنگین آن برای نظام، علی‌القاعده این سؤال مطرح می‌شود که چرا ۵ سال پیش و با توجه به اینکه اتهاماتشان مشخص است، محاکمه نشدند؟ اگر بدون محاکمه نگهداری شوند مسئله قانون و قانون مداری در کشور با ابهام روبرو می‌شود. اگر آزاد شوند آن‌هم مشکلات خودش را خواهد داشت و کمترین اشکالش آن است که برای چه پس این‌همه مدت در حصر نگه داشته شدند. شاید بزرگ نمودن و باد کردن داستان «فتنه» تلاشی بود برای سرپوش گذاشتن بر روی همه این درد و سرها و جلوگیری از هرگونه رایزنی به‌منظور حل آن. می‌رسیم به پدیده تشیع جنازه مرتضی پاشایی که همه را غافلگیر کرد و همچنان پس از گذشت هفته‌ها تبعات آن همچنان ادامه دارد.

ایران نه اولین کشوری بود که در آن اختلاف‌نظر پس از برگزاری انتخابات به وجود آمد و نه آخرین آن‌ها خواهد بود؛ اما ایران از جمله معدود کشورهایی است که اختلاف در انتخابات پس از گذشت بیش از ۵ سال همچنان آتش بغض و کینه را در آن شعله‌ور نگهداشته. ۹ دی امسال نشان داد که چقدر از وحدت و همدلی دور شده‌ایم و چقدر تحت تأثیر بغض و کینه و نفرت قرارگرفته‌ایم. آنچه جای تأمل و اتفاقاً ترس دارد جامعه‌ای آکنده از این‌همه خشم و نفرت است.

 

 

 

تابناک: وضع سپرده های ارزی

Share Button
این روزها بازار خرید و فروش ارز داغ است و بخش عمده ای از مشتریان بازار ارز را افرادی تشکیل می دهند که در سر سودای گرانی ارز را می پرورانند و معتقدند که هرچقدر به ایام پایانی سال نزدیک می شویم، نه تنها تقاضا برای افزایش واردات برخی کالاها بیشتر می شود، بلکه مردم نیز تقاضای ارزی بیشتری را به بازار وارد می کنند.
تابناک اقتصادی گزارش می‌دهد؛

تاریخ انتشار:۱۳ دی ۱۳۹۳ – ۱۳:۴۷-۰۳ January 2015

این روزها بازار خرید و فروش ارز داغ است و بخش عمده ای از مشتریان بازار ارز را افرادی تشکیل می دهند که در سر سودای گرانی ارز را می پرورانند و معتقدند که هرچقدر به ایام پایانی سال نزدیک می شویم، نه تنها تقاضا برای افزایش واردات برخی کالاها بیشتر می شود، بلکه مردم نیز تقاضای ارزی بیشتری را به بازار وارد می کنند.

به گزارش خبرنگار تابناک اقتصادی، اگرچه رئیس کل بانک مرکزی اعلام کرده بود که بعد از ژانویه، قیمت ارز راه تعادل را در پیش خواهد گرفت، اما این گفته ولی اله سیف، گویا چندان مردم را قانع نکرده است که برای خرید ارز به بهانه گران شدن آن، روانه بازار نشوند.

به همین دلیل، قدم زدن در چهارراه استانبول، که بورس خرید و فروش ارز در کشور به شمار می‌آید، به خوبی میزان اثرگذاری این گفته آقای رئیس کل را در ذهن عامه مردم نشان می دهد؛ چراکه باز هم صرافان هر روز با شماری از افرادی مواجه هستند که برای خرید ارز روانه صرافی ها می شوند و سرمایه های خود را به این بازار وارد می کنند.

آنگونه که صرافان چهارراه استانبول می گویند، قشر عمده ای از خریداران ارزی را از صرافی ها، قشر مرفه کشور تشکیل می دهد که به نوعی نقدینگی مناسبی در اختیار دارند تا بتوانند خرید مناسبی هم داشته باشند،

به گفته یکی از این صرافان، مردم عادی و البته قشر فرهنگیان و کارمندان دولت نیز از جمله خریداران ارز هستند که بیشتر آنها را نیز زنان تشکیل می دهند.

البته شاید این را نتوان به همه متقاضیان این روزهای ارز تعمیم داد، اما به طور قطع، آن دسته از افرادی که از سطح رفاه مناسب تری نسبت به سایر مردم جامعه برخوردار هستند، به دنبال به دست آوردن سود و به نوعی پس انداز دارایی هایشان و افزودن اندوخته های مالی‌شان هستند، اما به هرحال، قشر مرفه کشور نیز خود به خریداران این روزهای بازار ارز تبدیل شده اند.

هم اکنون نیز برخی از بانک‌های کشور، برای جذب این نقدینگی مردم و ایجاد جذابیت برای آنها در بازار ارز، سپرده‌های ارزی را تبلیغ می کنند که مردم را برای این سپره‌های کوتاه مدت ۱۲ ماهه جذب کنند.

براساس بنرهایی که در برخی شعب ارزی بانک‌ها به ویژه در مناطق شمالی تهران از جمله الهیه و فرشته نصب شده، نرخ سود سپرده‌های یورویی، درهمی و دلاری کوتاه مدت ۱۲ ماهه برای مردم به ترتیب ۶٫۲۵، ۶ و ۲٫۵۰ درصد در نظر گرفته شده است.

آنگونه که متصدی یک شعبه ارزی بانک توصیه می کند، بهتر است که سپرده های ارزی بر روی یورو متمرکز شود که سود بیشتری دارد و از نوسان کمتری نسبت به دلار در بازار برخوردار است.

او در گفتگو با خبرنگار تابناک اقتصادی می گوید: اکنون بازار دلار نوسان زیادی دارد و بنابراین بانک نمی تواند ریسک سود را بپذیرد، شاید نرخ دلار به ارقام بسیار کمتر از ارقام فعلی هم برسد، اما به طور قطع، نوسان را پیش رو دارد.

به گفته این متصدی بانکی، البته بانک‌ها در این کار توفیق چندانی نداشته اند، اما به هرحال برخی از افرادی هم که صاحب درآمد ارزی هستند ولی به هر دلیلی ریسک حضور در بازار آزاد را نمی‌پذیرند، برای سپرده گذاری ارزی به این شعب مراجعه می کنند.

پایان گزارش تابناک

*******************************************************************************************

کامنت من:

گزارشگر مینویسد:” برخی از بانک‌های کشور، برای جذب این نقدینگی مردم و ایجاد جذابیت برای آنها در بازار ارز، سپرده‌های ارزی را تبلیغ می کنند که مردم را برای این سپره‌های کوتاه مدت ۱۲ ماهه جذب کنند. ” من در یاداشتهای چند هفته گذشته خود از سابقه تصمیم ایجاد بورس ارزی در سالهای پایانی دولت احمدی نژاد که ذخیره ارزی کشور وضع وخیمی بخود گرفته بود نوشتم. هدف از این طرح جلب و جمع آوری  حدود ۱۸ میلیارد دلاردر نزد مردم  از طریق راه اندازی بورس ارزی  بود که بعلت تشدید مشکلات ارزی کشور، از سوی دولت جدید از نو مطرح شده است و این بار، این وظیفه بعهده بانکهای کشور گذارده شده است تا با ایجاد حساب سپرده ارزی ارزهای موجود نزد مردم را جمع کنند.

گزارشگر در دو سطر بعد از عدم موفقیت بانکها در این زمینه خبر میدهد: ” به گفته این متصدی بانکی، البته بانک‌ها در این کار توفیق چندانی نداشته اند، اما به هرحال برخی از افرادی هم که صاحب درآمد ارزی هستند ولی به هر دلیلی ریسک حضور در بازار آزاد را نمی‌پذیرند، برای سپرده گذاری ارزی به این شعب مراجعه می کنند.”

باید گفت عدم موفقیت اینگونه حسابها در جلب اطمینان مردم نسبت به آنها امر غیر قابل انتظاری نیست زیرا هر آدمی با عقلی متعارف از خود میپرسد، سپرده ارزی یعنی چه؟ اگر دولت و بانک مرکزی ذخیره ارزی کافی دارند تا برای تجار و صاحبان صنایع وارد کننده اعتبار ارزی بدهند چرا باید با این نرخ بالا و آینده نامعلم ارزی  از مردم قرض کنند و اگر ندارند چه تضمینی هست که در فردا که سپرده گذار دلارش را مطالبه کند با استناد به یک بخشنامه دولتی یا بانک مرکزی، معادل ریالی آنرا بجای دلار و پند و یورو به نرخ رسمی به وی پرداخت نکنند؟

تلاش بانکها برای جلب نقدینه ریالی مردم کاملاً قابل درک است و این وظیفه اصلی بانکها است زیرا این نقدینگی ریالی  توسط بانکها بسیج شده و در احتیار فعالین  بازار گذارده میشود تا در تولید و خدمات  بکار اندازند ولی تأمین ارز وارداتی وارد کنندگان ( در کشوری مانند کشورما که ورود و خروج  ارز  مستقیم و غیر مستقیم شدیداً تحت کنترل دولت است و دولت بزرگترین دارنده درآمد ارزی میباشد)  وظیفه اصلی بانک مرکزیست که آنرا از طریق بانکهای دیگر انجام میدهد.

واقعیت  پنهان پشتِ این دست و پا زدنهای مقامات بانکی را، باید در ته کشیدن ذخیره ارزی و دلاری بانک مرکزی و دولت یافت. دولت و بانک مرکزی بجای اینکه در همان آغاز سقوط بهای نفت یا حتی مدتها پیش از آن نرخ دلار را واقعی کنند،  سعی کردند تا برای مردم لالایی های آرامبخش ارزی بخوانند و از طریق بازار میناتوری منوچهری و فردوسی و توسط عوامل خود در آنجا برای دلار نرخ گذاری مهندسی شده، دستوری و غیر واقعی بکنند. بانک مرکزی و دولت کلان ارزبازانی را که نه در بازار منوچهری و فردوسی بلکه از طریق شبکه تجارت خارجی  دلار(سرمایه) خارج میکنند را فریب ندادند چون نمیتوانند و آنها میدانند و فقط خرده پا ها را دست بسر کردند و میکنند.

همین تاباناک در یاداشتی دیگر مینویسد:”دو هفته ای هست که دولت بر این خوش باوری است که نرخ ارز صعود جدی نخواهد داشت، اما حرکت ریز و ملایم آن به سمت صعود اندکی این خوش باوری را به یک بی‌تدبیری شبیه می سازد. شاید اسدالله عسگراولادی، تاجر کهنه کار بازار تهران همین روزها را تصور کرده بود که هشدار داد دولت باید برنامه مدون داشته باشد و اگر ظرف ۲۰ روز نتواند بازار را مدیریت کند، باید منتظر یک سونامی ارزی بود.

در یاداشتی دیگر با عنوان: بحران در کمین بورس تهران  و با سرفصل؛ زنده شدن خاطرات تلخ در چهارراه استانبول مینوسشد:

“در این باره یک کارشناس ارشد بازار سرمایه می گوید: باید پذیرفت در شرایط فعلی، کاهش قیمت جهانی نفت به عنوان ابزاری برای تحت فشار قراردادن اقتصاد سیاسی روسیه و همچنین ایران از سوی آمریکا و عربستان بکار گرفته شده، با این تفاوت که هنوز شمشیری میان دو طرف از غلاف کشیده نشده است.

علی سلیمانی با اشاره به ذخایر ارزی موجود در خزانه بانک مرکزی ، افزود: بنابر اطلاعات دریافتی، میزان اسکناس ارزی موجود در بانک مرکزی ایران بالغ بر ۷۰۰ میلیون دلار برآورد می‌شود. تزریق این میزان ارز در بازار آزاد هم اکنون به شیوه رئیس کل بانک مرکزی در دولت دهم پیش می رود و گویی تمام خاطرات این نهاد در آن دوران پر مناقشه برای بازار آزاد ارز در حال زنده شدن است؛ دورانی که افکار عمومی، دیگر به سخنان رئیس کل بانک مرکزی اعتنایی نداشت و برخلاف اظهارنظرهای وی عمل می‌کرد.”

سئوال یا معمایی  که در این رابطه  پیش می آید این استکه چگونه بود که  روبل روسیه با بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار ذخیره ارزی دولت و بانک مرکزی آنکشور، پس از سقوط بهای نفت و اعمال تحریمهایی یکصدم تحریمهای ایران با سقوطی ۴۵%ی  روبرو شد ولی ریال ایران با پایه ارزی فقط(۷۰۰ میلیون دلار)  که کمتر نیاز ۳ هزینه  دفاتتر سیاسی اش در دنیاست و اقتصادی صد ها برابر بدتر از اقتصاد روسیه توانست روند افزایش نرخ دلار را در شیب افزایشی تک رقمی  تجربه و محدود کند.

واقعیت اینست که دولت آقای روحانی، بانک مرکزی و وزات اقتصاد، از همان آغاز سال جاری، تقاضاهای ارزی  تجار وارد کننده را به سه ماهه پایان سال موکول کردند و تا توانستند به مردم وعده دادند که بزودی همه چیز درست خواهد شد، تحریمها برطرف، تورم مهار، نرخ بهره بانکی تقلیل و نرخ دلار کاهش خواهد یافت. تأثیر زنجیره ای  این وعده ها و امید هایی که دولت امید و اعتدال بخاطر حمایت مردمی اش آفریده بود، واقعاً هم در کوتاه مدت عمل کرد ولی با سقوط بهای نفت این تأثیرات بی پشتوانه ایجاد شده در فضای واقعی کسب و کار و جامعه، نتوانست با اقدامات  عملی و انجام مواعید داده شده تحقق یابد و لذا نگرانی گریبان بازار و جامعه را گرفت که امروز میرود تا به بازار ارز بیش از بیش سرایت کند و این نگرانی پایه واقعی هم دارد و واهی نیست تا بتوان با وعده های تازه تر با آنها  مقابله کرد. و هشدار آقای عسگر اولادی؛ دایر بر خطر وقوع سونامی ارزی را باید جدی گرفت  و من به اخطار ارزی ایشان اخطار خود را نسبت به کل بدنه اقتصادی از ارزهای خارجی گرفته تا صنعت و مستقلات  تعمیم میدهم. من قویاً اعتقاد دارم این سونامی قریب الوقوع است و به عرصه پولی و ارزی هم محدود نخواهد ماند. سایت تسنیم دیروز از کاهش ۴۵  تا ۵۰%ی فعالیت ساختمانی خبر میدهد: ”  تسنیم گزارش می‌دهد/ در بهار امسال رخ داد روایت رسمی مرکز آمار از کاهش ۴۵ تا ۵۰درصدی ساخت‌وساز در تهران و سراسر کشور”.

این خود این پیش موج سونامی در راه.

 تابناک در باره سکوت و سقوط بازار بورس تهران  تحت عنوان ” فرسایش،  رکود و دردسرهای سهامداری در بازار سرمایه.  مینویسد؛هیچ یک از سرمایه گذاران تالار شیشه‌ای حافظ این روزها از این سه ویژگی نامطلوب خلاصی ندارند. بورس از دی ماه پارسال تا به امروز در خلسه ای فرو رفته که معلوم نیست چه زمانی از آن بیرون خواهد آمد. به گزارش خبرنگار تابناک اقتصادی، فرسایشی شدن روند معاملات بازار سهام و تداوم آن تا به امروز حتی با جابه جایی ریاست سازمان بورس هم متوقف نشده است.”

سقوط و رکود بورس و فرار سرمایه  نیز پیش موج سونامیک دیگری است که خبر از آن سونامی اصلی در راه  میدهد.

دولت و بانک مرکزی نتوانست و نمیتواند کلان سرمایه دارانی مانند آقای عسگر اولادی را خام کند  تا دل به ثبات ریال ببندند ولی در خام کردم مردم تا امروز موفق بوده است ولی پیش ضربها و پیش موجهای سونامی در راه  چنان خواهد بود که خوابرفته تربن افراد را هم بیدار خواهد کرد.

**************************************************************

خبر زیر ظاهراً ربطی به موضوع فوق ندارد ولی بی ربط هم نیست. با سقوط  بهای نفت تقریباً همه تحلیلگران نفتی  گفتند و  نوشتند که بعلت زیاندهی، بسیاری از تولید کنندگان نفت تولید خود را متوقف خواهند کرد که سبب افزایش مجدد قیمت میشود. من در همان اول نوشتم بر عکس با سقوط قیمت نفت تعدادی از دول مستأصل نفتی  کسر درآمد دلاری خود را با افزایش  هرچه بیشتر تولید جبران، و بر اضافه عرضه نفت در دنیا خواهند افزود که به سقوط باز هم بیشتر قیمت منجر خواهد شد. دیروز خبر افزایش تولید: عراق، نیجریه و یک کشور دیگر (شاید اکوادور) بود و امروز هم روسیه.  و ایران ما هم قطعاً عقب نخواهد ماند که خبر آن بیشک در روزهای آینده به رسانه ها درز خواهد کرد. باید همچنان منتظر سقوط قیمت نفت بود. و باید دید که مقامات ایران تا کی میتوانند رو در روی مردمی که سقوط قیمت نفت را در زندگی روازنه اش با گوشت و پوست خود احساس میکنند بگویند ؛ خبری نیست و ما از سقوط بهای  نفت صدمه ایی نمی بینیم!
در سال ۲۰۱۴

تولید نفت روسیه به بالاترین رقم پس از فروپاشی شوروی رسید

خبرگزاری تسنیم: آمارهای وزارت انرژی روسیه نشان داد که میزان تولید نفت این کشور در سال ۲۰۱۴، با ۰.۷ درصد افزایش به بالاترین رقم بعد از فروپاشی اتحاد شوروی رسیده است. 

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از رویترز، آمارهای وزارت انرژی روسیه در روز جمعه نشان داد که میزان تولید نفت این کشور در سال ۲۰۱۴، با ۰٫۷ درصد افزایش که ناشی از تولیدکنندگان کوچک غیردولتی بوده، به بالاترین رقم بعد از فروپاشی اتحاد شوروی یعنی به طور متوسط ۱۰٫۵۸ میلیون بشکه در روز رسیده است.
تولید نفت و میعانات گازی روسیه در ماه دسامبر به ۱۰٫۶۷ میلیون بشکه در روز رسید که بالاترین رقم از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود.
این آمارها همچنین نشان داد که تولید کنندگان کوچک که عمدتا متعلق به بخش خصوصی هستند، میزان تولید خود را ۱۱ درصد افزایش داده و به اندکی بیش از یک میلیون بشکه در روز رسانده اند.
صادرات انحصاری نفت خام روسیه از طریق شرکت ترنسنفت به دلیل افزایش تقاضای داخلی و کاهش حجم فعالیت پالایشگاه ها ۵ درصد کاهش یافته و به ۱۹۵٫۵ میلیون تن رسیده است.
بر اساس این گزارش، در حالی که روسیه قصد دارد به مشتریان انرژی خود تنوع ببخشد، صادرات به چین به رقم بی سابقه ۲۲٫۶ میلیون تن (۴۵۲ هزار بشکه در روز) رسیده که ۴۳ درصد نسبت به سال قبل افزایش داشته است.
رشد تولید نفت روسیه در سال ۲۰۱۴، به دلیل کاهش قیمت نفت و تحریم های غرب علیه مسکو در قضیه اوکراین، نسبت به رشد ۱٫۴ درصدی سال ۲۰۱۴، کاهش داشته است.
شرکت رزنفت روسیه، بزرگترین شرکت نفتی این کشور که بیش از عراق و ایران نفت تولید می کند، شاهد کاهش ۰٫۷ درصدی تولید بوده است.
درآمدهای نفتی و گازی، حدود نیمی از بودجه دولت روسیه را تامین می کند.
اقتصاد این کشور پس از افت قیمت نفت در حال حرکت به سمت رکود است و بر اساس پیش بینی وزارت انرژی این کشور تولید نفت روسیه ممکن است در سال ۲۰۱۵ به ۵۲۵ میلیون تن کاهش یابد.
آژانس بین المللی انرژی پیش بینی کرده  که تولید نفت روسیه در سال ۲۰۱۴، یک درصد کاهش خواهد یافت.
انتهای پیام// ۱۳۹

**************************************************************

*

Reuters

31 Dec

U.S. crude inventories rose by 760,000 barrels last week to 387.3 million, according to industry group the American Petroleum Institute, compared with analysts’ expectations for a decrease of around 100,000 barrels.

In a research note by Phillip Futures, it said that benchmark crude prices could bottom out in the second quarter of 2015. Among the reasons cited were U.S. crude output being curtailed by low oil prices and the Organization of the

Petroleum Exporting Countries (OPEC) likely cutting production in its next meeting.

For now, global supplies are seen as overwhelming demand even with fighting in Libya cutting crude output there.

The Obama administration on Tuesday bowed to months of growing pressure over a 40-year-old ban on exports of most domestic crude, taking two steps expected to unleash a wave of ultra-light shale oil onto global markets.

 

 

پیام «هل من ناصر» موسوی؛ شکایت صاحبخانه از یک تصرف عدوانی/ یادداشتی از حسن اسدی زیدآبادی

Share Button

زبان میرحسین باشیم و هرجا که هستیم از سرچشمه های فساد بگوییم

چکیده :موضع موسوی در پیام اخیرش، روایت “صاحبخانه” است: مقام قضایی را فرامی خواند تا متصرفان و غاصبان خانه اش را بیرون راند. پاسخی پرمغز و پیشتاز به آنان که او را دعوت به ابراز ندامت و بازگشت می کنند. موسوی شاکی است نه متهم؛ جرمی که باید بدان رسیدگی شود نیز تصرف عدوانی و برپایی فسادهای عظیم در این ملک است. دست نقاش شهر را شاید بتوان بست که طرحی نکشد، اما چه بی هنرند آنان که نمی دانند توان طراحی نقاش از دیدن نادیدنی هاست. …

کلمه:

حسن اسدی زیدآبادی:

جمعه, ۱۲ دی, ۱۳۹۳

چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت
که یک دم از تو نظر بر نمی توان انداخت
(سعدی)

در بند است اما نه در بند خویش؛ “هل من ناصر” می گوید اما نه “ینصرنی” که “ینصرهم”.

میرحسین موسوی، محصور در زندانی که با کاخ قدرت فاصله چندانی ندارد، برای “پابرهنگان، مستضعفان و فقرا” فریاد بلند کرده؛ برای قربانیان فساد. موسوی بار دیگر راهبر و رهبر ما شده است. در زمانه تردیدها و در زمانه تهدیدها.

سخن امروز میرحسین برای سبزهای تلخکامی که صبر و صبر و صبرشان در دوره اعتدال با لب گزیدن نیز توأم شده، نقل مشکل گشاست. او راه گشوده است. مسیری پیش پای آنان گذاشته که سبزند اما می گویند کار امروز جنبش سبز چیست؟

میر خلوت گزیده در میانه شلوغی شهر دست روی شانه ما می گذارد و کودکی را نشان می دهد که نه در مدرسه که با لقمه ای به دست، در خیابان سر کار است، آن طرف تر پیرزن ملولی که خسته از بار بیماری پشت در داروخانه ای روی زمین نشسته و یا آن جاافتاده مردی که شکاف پایین و بالای شهر را هر صبح زیر زمینی با مترو می پیماید تا چایی مدیرعاملی که دستش بیشتر از دیگران به نفت رسیده پیش از همه دم بکشد، چه باک اگر هفته هاست فرزندش را جز در بستر خواب ندیده است.

دست نقاش شهر را شاید بتوان بست که طرحی نکشد، اما چه بی هنرند آنان که نمی دانند توان طراحی نقاش از دیدن نادیدنی هاست. میرحسین فراموش نکرده که در دهه شوم پیشین، فساد نهادینه شده و تبعیض نظام مند اقتصادی، اجتماعی و سیاسی چه شکاف عمیق طبقاتی ایجاد کرده و تا چه حد از دسترسی افراد بیشتری از ملت ما به منابع ملی کاسته شده است. محصور سبز نگران فرودستان است، هر پیامی که از او رسیده نیز مؤید همین معناست، با این همه او تنها نگران نیست بلکه همه ما را آگاه می کند که فسادی عظیم موجب این وضع است. فسادی که او سرچشمه هایش را می شناسد.

حتی فارغ از جنبش سبز، میرحسین موسوی در جامعه سیاسی ما شاخص و نمادی از آنان است که فلسفه تشکیل دولت را از جمله خدمت رسانی به اقشاری می دانند که سازوکارهای نابرابر و غیر انسانی سیاسی و اقتصادی، آنها را چنان به حاشیه رانده که کرامت انسانی شان را بی معنا ساخته است. و دولتی که او می شناسد وظیفه و مأموریتی پیش تر از حراست از کرامت و شأن انسان برای خود قائل نیست. با دور شدن هرچه بیشتر مفهوم سیاست از محور دولت و امر حکمرانی و باز شدن پای جامعه مدنی و سازوکارهای آن به دامنه معنای سیاست و سیاست ورزی، اکنون آخرین نخست وزیر و رهبر عمده ترین جنبش مدنی دموکراسی خواهی ایران، در مقام اپوزوسیون نیز دغدغه های سابق را دارد. او نه فقط دولتمردی مسئول است، بلکه سیاست ورز و اپوزوسیونی مسئول و متعهد نیز هست.

رفتار و عملکرد مسئولانه آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی طی پنج-شش سال گذشته در قبال مهمترین مسائل مملکت از جمله فسادهای سیاسی و اقتصادی در حوزه سیاست داخلی و موضوع تحریم ها در عرصه بین المللی، مهمترین راز ماندگاری حرکت آنهاست. هم از این روست که قریب شش سال پس از بازگشت موسوی به عرصه سیاست، خواب یکه تازان قدر قدرت آشفته شده و تا همین امروز کار شب و روزشان با توسل به هزار نیرنگ و فریب خلاصه شده در تخریب چهره او؛ واروهایی که تنها گلوگیری استخوان را بیشتر ساخته و لاجرم امکان خفگی را.

از سوی دیگر موضع موسوی در پیام اخیرش، روایت “صاحبخانه” است و بر همین مبناست که اتهام براندازی را تنها تهمتی از سر “ضعف و بی تقوایی” می داند. او خود را در این کشور و در نظام برآمده از انقلاب مردم آن صاحبخانه می داند، همچنانکه در تصویری باشکوه از حصر خانگی خویش – که هیچ احدی تاکنون بدان توجه نکرده بود – از موضع صاحبخانه، مقام قضایی را فرامی خواند تا متصرفان و غاصبان خانه اش را بیرون راند. تمثیلی با ظرافت از زندانی که به خیال خویش برای او ساخته اند و پاسخی پرمغز و پیشتاز به آنان که او را دعوت به ابراز ندامت و بازگشت می کنند. موسوی شاکی است نه متهم؛ جرمی که باید بدان رسیدگی شود نیز تصرف عدوانی و برپایی فسادهای عظیم در این ملک است… .

حالا این ما سبزها و این مبارزه مدنی با فساد؛ زبان میرحسین باشیم و هرجا که هستیم از سرچشمه های فساد بگوییم.

حسن اسدی زیدآبادی
دی ماه ۱۳۹۳ – زندان اوین

 ………………………………………………………………………………….

کامنت من:

در مقطع حمله سازمان یافته و استتار شده  نیروهای روسیه به کریمه و اشغال و انضمام  آن به روسیه، با توجه به عمق باتلاقی که ولادیمیر پوتین با این ماجراجوئی روسیه را بدرون آن کشانده بود نوشتم: یا مردم روسیه برمیخیزند وبا بزیر کشیدن پوتین؛ خود و کشورشان را از شر خطر  فروپاشی خلاص میکنند و یا اینکه ولادیمیر پوتین بر قدرت میماند و خود و رورسیه را به ته این باتلاق میشکدد.

حوادث بعدی روسیه ، پیاده کردن سناریوی شبه جزیره اوکرائین در جنوب و جنوب شرقی اوکرائین که به تحریمهای اقتصادی سپس سقوط درامد نفت بعنوان عمده ترین منبع اقتصادی کشور، سقوط روبل بمیزان ۴۵ %، فرار بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار سرمایه از کشور ظرف این مدت که همچنان ادامه دارد، سقوط نزدیک به ۳۵%ی قدرت خرید مردم  همه و همه از نزدیک شدن روسیه به فرورفتن روسیه به اعماق این باتلاق ونمودار شدن منظره فروپاشی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خبر میدهد.

 مشابه این سناریو و شاید بدتر در انتظار میهن ماست چون ما در خاور میانه تروریسم زده و فرقه ایی شده  قرار داریم و در انی طوفان بلا خیز به باور من فقط یک قایق نجات باقی مانده است و آنهم میر حسین موسوی بعنوان شخصیتی که قادر است سفینه سرنوشت مملکت را از این طوفان مرگ بسوی ساحلی برهاند.

آقای تلویزیون! برنامه‌های این روزها را دوباره از اول پخش کن!

Share Button

 چیزهایی برای کش ندادن، چیزهایی برای کش دادن/ یادداشتی از علیرضا بهشتی شیراز

چکیده :آقاى تلویزیون! “صدق، شمشیر خدا در آسمان و زمین است”. چرا خود را به آن مجهز نمى کنى؟ نگاه کن که چند جمله صادقانه از انسانی یک لاقبا که از پس دیوارهاى حصر به بیرون مى رسد، چگونه توپخانه هاى دروغ را تار و مار مى کند. اگر مى گویى تار و مار نمى کند، نترس و بگذار بیشتر سخن بگوید. پروردگارى که این شمشیر را در دست او گذاشت خداى تو هم هست. ولى مى گویى مجسمه صداقت که خود ماییم! منتهی تیغت نه در آسمان و نه در زمین، که احتمالأ حتى پیش گوینده اى که متن هاى فتنه را مى خواند هم نمى برد. آیا حدیث نبوى (ص) – نعوذ باللّه – دروغ است یا تو دروغى؟…

کلمه 

چهارشنبه, ۱۰ دی, ۱۳۹۳

بسم الله الرحمن الرحیم

مراسم بزرگداشت همایش عظیم اتوبوس ها در ٩ دى ١٣٨٨ امسال هم پر شکوه تر از هر سال دیگر در صدا و سیما برگزار شد، در حالى که همچنان براى ما و شاید بسیارى دیگر این سوال باقى مانده است که چرا باید ماجراى غارت هاى چند هزار میلیارد تومانى را “دیگر این قدر کش ندهند” و آنچه را که فتنه مى خوانند این قدر کش بدهند؟ به خاطر ضعف و بی تقوایی؛ مهندس میرحسین موسوی در پیام اخیر خود به این سوال دقیقترین پاسخ ها را می دهد. در کشورى که هواپرستی افراد بر منافع مردم ارجحیت داشته باشد، اولویت ها این گونه تعیین مى شوند.

در اوایل انقلاب مدیر پخش سیما یک بار به همراه هیئتى رسمى به ویتنام سفر کرده بود. سر میز شام همتایش از او پرسید شما در ایران مشکلى با مقاماتتان ندارید؟ پاسخ داده بود نه، مثلا چه مشکلى؟

– ما اینجا هر چند ماه یک فیلم سینمایى پخش مى کنیم. ۴۵ دقیقه از آن گذشته است که فلان ژنرال زنگ مى زند و می پرسد داستان فیلم چیست؟ آن را برایش توضیح مى دهم. بعد سوال می کند فیلم خوبى است؟ طبعأ تأیید مى کنم. بعد مى گوید پس آن را از اول پخش کن.

آقای تلویزیون! برنامه این روزها را دوباره و چند ده باره از اول پخش کن. مقامات می پسندند. ولی آیا جز جلب رضایت آنان اثر دیگری هم در آن بود؟ در پنج سال گذشته چند درصد از بینندگانت را به خاطر این دروغ ها از دست دادی، تا جایی که دیگر حاضر نیستند جز برای بازی های زنده فوتبال و مواقع استثنایی دیگر پنجره خانه هایشان را به رویت باز کنند؟ چند درصد دیگر هستند که وقتی نوبت به بخش های مهم خبری می رسد ترجیح می دهند در کانال های دیگر فیلم و سریال ببینند، تا جایی که برایشان شبکه اختصاصی تاسیس کرده ای؟ چند درصد دیگر هستند که وقتی حرف از فتنه می زنی از فرط تکرار احساس تهوع می کنند؟ اگر ما این درصدها را ندانیم خودت که می دانی. و بعد از انتخابات ۹۲ دیگر همه می دانند. دیگر برایتان باقی نمانده است جز جمعیتی از لحاظ کمیت اندک، که به قول بعضی از نظر کیفیت بالا هستند.

از میان این جمعیت بودند قریب به ۷۵۰ هزار نفری که به عنوان دست اندرکاران انتخابات مجلس در سال ۹۰ فعالیت می کردند. آنها دستچین شده ترین نیروها و درونی ترین و محکمترین دژ شما بودند؛ کسانی که وضعیت حضور مردم در شعبه ها را، نه از طریق جلوه های ویژه تلویزیونی، که با چشم خود دیدند و آن را با نوبت های پیشین مقایسه کردند. بعد از زبان بالاترین مقامات نظام شنیدند که بحمدالله ۶۴ درصد، یعنی حتی بیشتر از دوره های قبل، در انتخابات شرکت کرده اند. در گوش آنان اینک دیگر هرچه گفته شود همه از جنس همین جمله است.

آنها ممکن است بگویند که فعلا مصلحت در بیان آن چیزهایى است که این روزها گفتید. اما آیا راست بودن آنها را هم باور خواهند کرد؟ بعید مى دانم.

آقاى تلویزیون! “صدق، شمشیر خدا در آسمان و زمین است”. چرا خود را به آن مجهز نمى کنى؟ نگاه کن که چند جمله صادقانه از انسانی یک لاقبا که از پس دیوارهاى حصر به بیرون مى رسد، چگونه توپخانه هاى دروغ را تار و مار مى کند. اگر مى گویى تار و مار نمى کند، نترس و بگذار بیشتر سخن بگوید. پروردگارى که این شمشیر را در دست او گذاشت خداى تو هم هست.

ولى مى گویى مجسمه صداقت که خود ماییم! منتهی تیغت نه در آسمان و نه در زمین، که احتمالأ حتى پیش گوینده اى که متن هاى فتنه را مى خواند هم نمى برد. آیا حدیث نبوى (ص) – نعوذ باللّه – دروغ است یا تو دروغى؟

آقاى تلویزیون! بودجه کم جو، شبکه کم جو، برنامه کم جو، مخاطب آور به دست.

و به دست نمى آورى تا در شیوه ات تجدید نظر نکنى.

سید علیرضا بهشتی شیرازی *
دی ماه ۱۳۹۳- زندان اوین

‌ ‌

* مشاور عالی میرحسین موسوی