Archive for: February 2015

مصر جنبش فلسطینی حماس را تروریست اعلام کرد

Share Button

بنا به گفته همین منبع قضایی، این دادگاه مصری که حکم تروریست بودن حماس را امروز شنبه صادر کرده است، مستندات قضائی خود را حمله  منجر به کشته شدن یک پلیس و یک نظامی  در صحرای  سینا از سوی تروریستها قرار داده است.

hamas

نهار نت لبنان

بنا بگفته یک مقام قضایی مصر یک دادگاه آنکشور امروز شنبه حماس را یک سازمان تروریستی اعلام کرد.  چند هفته قبل دادگاه دیگری د ر مصر سازمان نظامی حماس را تروریست اعلام کرده بود.

پس از آنکه نظامیان مصری محمد مرُسی را در سال ۲۰۱۳ از پست ریاست جمهوری عزل کردند، مقامات آنکشور حماس را به کمک به تروریستهایی که در شبه جزیره سینا علیه مصرفعالیت میکنند متهم کرده اند.

یک دادگاه مصر در۳۱ ماه گذشته، ژانویه، شاخه نظامی حماس موسوم به عزالدین ال قسام را یک گروه تروریستی اعلام کرد.

درماه مارس گذشته(یکسال پیش)، دولت مصر هرگونه فعالیت حماس را در خاک خود ممنوع و دارئیهای آنرا مسدود کرد.

بنا به گفته همین منبع قضایی، این دادگاه مصری که حکم تروریست بودن حماس را امروز شنبه صادر کرده است، مستندات قضائی خود را حمله  منجر به کشته شدن یک پلیس و یک نظامی  در صحرای  سینا از سوی تروریستها قرار داده است.

نیروهای جهادی که به انتقامجویی برای سرنگونی مُرسی سوگند خورده اند،  از زمان سقوط رژیم او و سرکوب هوادارنش که طی آن قریب ۱۴۰۰ تن کشته شدند، در شبه جزیره سنیا دهها پلیس و سرباز را بقتل رسانده اند.

حکم قضائی امروز دقیقاً یک روز پس از تصویب قانون ضد تروریسم  صادر شده است که بموجب آن مقامات مصر اجازه دارند، اموال هر گروه تروریست اعلام شده ایی راضط و اعضای آنرا دستگیر کنند.

پایان گزارش نهار نت

کامنت من

صرفنظر عز  چند و چون قضایی این حکم ، رفتار حکومت مصر و سایر دولت عرب منطقه علیه اسلامگرایان و حماس بروشنی حاکی از زوالِ و افول ارج و حرمت آن جریانیست که طی چندین دهه تاهمین چندی پیش، برای دولتهای منطقه تابویی ناشکستنی  مینمود. اسلامگرایی و فلسطین گرائی در منطقه غولی رو به ظهور و توان یاب بنظر میرسید.  این تابو و غول  دیگر رنگ باخته است و بیشتر از آن آمریکا و غرب ستیزی.

پس از ظهور داعش آمریکا و دیگر کشورهای قدرتمند غربی در منطقه حضور خود را گسترش میدهند بدون اینکه مانند ۳ سال پیش و پیش از آن  با عکس العمل منفی مردم روبرو شوند. رنگ باختگی جو ضد غربی و ضد آمریکایی را میتوان از خاموش شدن شعار های ضد آمریکایی و حتی ضد اسرائیلی سران کشورهای منطقه حتی کسانی مانند بشار اسد و خود سران حماس و جریانات شیعی وابسته به ایران در عراق هم دریافت. فروکش کردن شعار های ضد امریکایی کاملاً در منطقه محسوس است منتها جنگ با تروریسم داعش مانع مشاهده و لمس ابعاد آنست.

من در آغاز بهار عربی در منطقه  نوشتم که خاورمیانه عربی به خاور میانه غربی تبدیل میگردد و بنظر من این پیش بینی  امروزه دیگر تحقق یافته است و شعار مرگ برآمریکا مانند بار سنگین و خُرد کننده ای روی دست حکومت ایران مانده است که آنهم میخواهد از شر آن آزاد شود ولی مجال نمی یابد.

و تا آنجا که به سرنوشت حماس مربوط میشود و رابطه حکومت ما با آن، این سازمان بین گازانبر اسرائیل و مصر خُرد خواهد شد که این روند تا حدودی هم اکنون هم تحقق یافته است و میلیاردها دلار کمک نظامی و مالی دولت ما به این سازمان بنیاد گرای تروریستی بر باد رفته است. از قریب ۵٫۵ میلیارد دلار کمکی که دول عربی منطقه  برای بازسازی نوار غزه در پس جنگ ویرانساز حماس با اسرائیل تقبل کرده بودند فقط چند صد میلیون دلار پرداخت شده و آنهم به سازمان ملل و نه مستقیماً به دولت حماس یا حتی محمود عباس. بسیاری از خانه خراب شدگان نوار  و شهر غزه که تصور میکردند مانند جنگ قبلی خانه هایشان نو میشود مجبور شده اند دوباره به مدارسی که به اردوگاه تبدیل شده بود برگردند و حقوق کارکنان حماس مخصوصاً نیروهای نظامی آن  برای ماهها پرداخته نشده است که برای اولین بار به اعتراضات و اعتصابات  از سوی آنها منجر گردید.

*****************************************************

مشیر المصری

سخنگوی حماس در گفت‌وگو با تسنیم :

هرگونه اقدام نظامی مصر در نوار غزه «حماقت آمیز» و محکوم به شکست است

خبرگزاری تسنیم: سخنگوی جنبش حماس به مصر نسبت به هرگونه ماجراجویی در غزه هشدار داد و تاکید کرد که هرگونه حماقت نظامی در نوار غزه محکوم به شکست است.

“مشیر المصری” سخنگوی رسمی جنبش حماس در نوار غزه در گفت‌وگو با خبرنگار بین الملل خبرگزاری تسنیم در واکنش به حکم یک دادگاه مصری مبنی بر تروریستی اعلام کردن این جنبش گفت: اقدام دادگاه مصری در حقیقت کودتا علیه تاریخ، ارزش‌های اسلامی و عربی است، این اقدام محاکمه و به دادگاه کشاندن مقاومت فلسطین است که امت اسلامی به آن افتخار می‌کند.

سخنگوی حماس این اقدام مصر را خدمتی رایگان به رژیم صهیونیستی دانست و افزود: این اقدام عجیب است و با نقش مصر در مسئله فلسطین تناقض دارد و اگر این اقدام خطر ناک دادگاه مصری که خدمتی رایگان به دشمن صهیونیستی است پوشش سیاسی و رسمی پیدا کند، عاملی برای دست کشیدن مصر از تمامی پرونده‌های مربوط به فلسطین و شانه خالی کردن از مسؤولیت خود در برابر پرونده فلسطین و خصوصاً مسئله آتش بس و تبادل اسرا میان رژیم صهیونیستی و نوار غزه خواهد بود.

وی تاکید کرد، این هجوم رسانه‌ای و قضایی مصر به جنبش حماس که به نیابت از امت اسلامی در برابر رژیم اشغالگر قدس ایستادگی کرده است، در حقیقت صف آرایی در کنار دشمن صهیونیستی است.

سخنگوی حماس در ادامه تصریح کرد که تروریستی خواندن حماس در ادامه اتهام زنی‌ها به این جنبش مبنی بر دست داشتن آن در حوادث داخلی مصر صورت می گیرد و همچنین این مسئله تلاش آشکار مصر برای سرپوش گذاشتن بر معضلات و مشکلات داخلی این کشور است.

مشیر المصری در واکنش به انتشار برخی تحلیل‌ها مبنی بر زمینه‌سازی مصر برای انجام عملیات نظامی در نوار غزه به بهانه مبارزه با گروههای تروریستی گفت: ما در خصوص هرگونه حماقت نظامی در نوار غزه هشدار می‌دهیم و معتقدیم که جهت گیری نوار غزه کاملا روشن بوده و در حال مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی است.

وی تاکید کرد، هر طرف دیگری که به نوار غزه تعرض کند در حقیقت وارد یک ماجراجویی سیاسی شده و همچون رژیم صهیونیستی شکست خواهد خورد.

روز گذشته یک دادگاه مصری در اقدامی عجیب و پس از آنکه یک ماه پیش گردانهای القسام شاخه نظامی حماس را تروریستی اعلام کرده، این جنبش را نیز در لیست گروههای تروریستی این کشور قرار داد.

انتهای پیام/ر

 

Egypt Court Declares Palestinian Movement Hamas ‘Terrorist

W460

An Egyptian court on Saturday declared Hamas a “terrorist” organisation, a judicial source said, weeks after the Palestinian Islamist movement’s armed wing was given the same designation.

Since Egypt’s military ousted Islamist president Mohamed Morsi in 2013, the authorities have accused Hamas of aiding jihadists who have waged a string of deadly attacks on security forces in the Sinai Peninsula.

An Egyptian court on January 31 banned the armed wing of Hamas, the Ezzedine al-Qassam Brigades, declaring it a “terrorist” group.

In March last year, Egypt banned Hamas from carrying out any activities on its soil and froze the assets of the Islamist movement, which controls the Gaza Strip.

The court of first instance issued its verdict on Saturday after two complaints were filed against Hamas implicating it in deadly attacks against the police force and army in the Sinai, said the judicial source.

Jihadists on the peninsula have killed scores of policemen and soldiers since Morsi’s overthrow, vowing revenge for a crackdown on his supporters that has left more than 1,400 people dead.

Saturday’s ruling comes just days after Egypt adopted a new anti-terrorism law allowing the authorities to close the premises of any declared “terrorist” organisation, and to freeze its assets as well as those of its members.

در پاسخ به عربده کشی سردار جعفری

Share Button

یاداشت زیر را من قریب ۲٫۵ سال پیش بمناسبت درخواست بستن تنگه هرمز از سوی تعداد یکصد نفر از نمایندگان مجلس اسلامی امان  در واکنش به حضور ناوهای خارجی در خلیج فارس و صدور قطعنامه های تحریم علیه دولتمان نوشته بودم. برحسب تصادف امروز به آن برخوردم. دیدم آن یاداشت بهترین یاداشتی است که میتواند پاسخ عربده کشی های روزهای اخیر سران سپاه و نمایش قدرت آنان با هدفگیری ماکت یک رزمناو آمریکایی و نابود کردن آن با موشک در جریان رزمایش پیامبر اکرم  باشد.  یاداشت نیازی به تکمیل ندارد چون گوئی در پاسخ رجز خوانی های دو روز پیش سردار جعفری همین امروز نوشته شده است.

رابطه استراتژی و تاکتیک و زمزمه بستن تنگه هرمز

In War Against Iran, U.S. Firepower Would Vie With Guerrilla Tactics
در جنگ علیه ایران، قدرت آتش آمریکا با تاکتیکهای چریکی روبرو خواهد شد


فیلسوف جنگ  و استراتژچین باستان، سون تسو، هزاران سال پیش راجع به استراتژی و تاکتیک در جنگ نوشت:« استراتژی بدون تاکتیکها، راهی صعب العبور و کُند بسوی پیروزی است» اما «تاکتیک های بدون استراتژی در حکم سرو صداهای قبل از شکست است.» نظر این فیلسوف چینی ساده و روشن است: اگر یک دولت استراتژی درستی برای خود انتخاب کند تاکتیک های مناسب در جریان عمل یافت خواهند شد ولی اگر استراژی اشتباه باشد، هرچه هم که تاکتیکها مشعشعانه باشند نمیتوانند نتیجه نبرد را با یک استرتژی غلط تأمین کنند،

هفته قبل تعداد یکصد نفر از نماینگان مجلس در واکنشی به اجرای تحریم خرید نفتی ایران از سوی اروپا، با جمع آوری امضاء از دولت خواستند تنگه هرمز را بروی محموله های نفتی کشورهای تحریم کننده ببندد. این حرکت مجلس ایران با تیتر های درشت در تقریباً همه رسانه های معتبر دنیا انعکاس یافت و موجب اظهار نظرهایی از سوی محافل زیربط اروپایی و آمریکایی گردید.
این حرکت نمایندگان مجلس ایران، تهدیدهای مکرر در مکرر مقامات ایرانی و بویژه شخص رئیس جمهوری و آقای خامنه ایی دقیقاً همان حرکاتی هستند که محافل آمریکایی اسرائیلی طرفدار حمله نظامی به ایران طالب آن میباشند. این گونه رفتار مقامات ایرانی هرچند ممکن است احساس اعتماد بنفسی کاذب و یا غروری گذرا را، در بخشی از اقشار جامعه و یا مخاطبین دستگاه رهبری ایران ایجاد کند ولی بطور مسلم کمکی به حل مشکل ایران با غرب نمیکند و فقط آب به آسیاب طرفداران شدت عمل علیه ایران میریزد. آزمایشهای موشکی ایران هم در همین زمان، کسی را درغرب نمیترساند و مرعوب نمیکند ولی نتیجه ایی مشابه تهدید به بستن تنگه هرمز داشته و فقط برای جنگ طلبان بهانه ساز است.
روزنامه ژروزالم پست چهار روز پیش، یاداشتی به قلم یکی صاحبنظران نظامی ـ سیاسی آمریکا، که خود یک سرهنگ ارتش با درجهPHD در رشته تاریخ از دانشگاه استرانفورد است، راجع به علل ناکامی آمریکا در مبارزه با شورشهای ضد دولتی و ضد آمریکایی در عراق و افغانستان دارد که ذکر چند فراز از آن در رابطه با موضوع این یاداشت بی فایده نیست زیرا او خود چند سال فرماندهی یک هنگ رزمی آمریکا را در غرب بغداد عهده دار بوده است .
او مینویسد:
«در ناکامی سیاست جدید استراتژیک آمریکا دلیلی بهتر از وضعیت کنونی عراق و افغانستان وجود ندارد. کارنامه ایالات متحده طی ۸٫۸ سال برای پروژه ملت سازی در عراق؛ کشته شدن ۴۷۷۳ تن نظامی آمریکایی، هزاران هزار آسیب دیده جنگی و ده ها هزار سرباز کشته شده عراقی و صرف میلیاردها میلیارد دلار هزینه بوده است و آمریکا از باتلاق آن یک کشور، هرچند با سطح نازلتری از درگیری نظامی هنوز هم خارج نشده است و در این یک هم، دولتی را برسرکار آورده است که دست در دست دشمن استراتژیک آمریکا یعنی ایران دارد.»
من با درستی یا نادرستی تحلیل نگارنده یاداشت در رابطه با عراق و افغانستان کاری ندارم بلکه نوع استدلال او در اثبات اینکه استراتژی راهبردی آمریکا از آغاز اشتباه بوده است و اهمیت تعین کننده استراتژی در مقایسه با تاکتیکهای عملیاتی و جنگی برایم مورد نظر است.
او ادامه میدهد:« فیلسوف جنگ چین، سون تسو، هزاران سال پیش راجع به استراتژی و تاکتیک در جنگ نوشت:« استراتژی بدون تاکتیکها، راهی صعب العبور و کُند بسوی پیروزی است» اما «تاکتیک های بدون استراتژی در حکم سرو صداهای قبل از شکست است.» نظر این فیلسوف چینی ساده و روشن است: اگر یک دولت استراتژی درستی برای خود انتخاب کند تاکتیک های مناسب در جریان عمل یافت خواهند شد ولی اگر استراتژی اشتباه باشد، هرچه هم که تاکتیک ها مشعشعانه باشند نمیتوانند نتیجه نبرد را با یک استرتژی غلط، پیروزمندانه تأمین کنند.
تاریخ درستی نظر سون تسو را بروشنی نشان داده است. ارتش آلمان را در جنگ دوم در نظر بگیریم، به احتمال زیاد تاکتیکهای جنگی آنان یکی از درخشانترین تاکتیکهای جنگی ارتشی، با پشتوانه صنعتی در جهان بود که دنیا تا آنروز به خود دیده بود. ولی همه این تاکتیک های مشعشعانه ارتش آلمان، نتوانست آنرا، بخاطر استراتژی بی سرانجامش، و سیاست اخلاقی نازیستی ضد بشری و ناهنجارش، از هلاکت نجات دهد؛ برعکس اتحاد شوروی در جبهه شرقی در جنگ دوم، از نظر هنر تاکتیکی قابلیتی نداشت ولی توانست با یک استراتژی مناسب با وضعیت اتحاد شوروی یک فرماندهی عملیاتی موثری را ایجاد کند.»
نویسنده، تاکتیک جنگی آمریکا در افغانستان را به استفاد از یک پتک برای فرو کردن یک پونز به تخته ایی نرم که باید با فشار انجام گیرد تشبیه میکند. اگر بخواهم این حکم را بر ایران خودمان تطبیق دهم باید بگویم روش آمریکا بزعم نویسنده مثل این بوده که رژیم شاه برای سرکوب مثلاً چریکهای سیاهکل آنروز، یک لشکر رزهی را با تجهیزات توپخانه ایی کامل و حمایت های هوایی به سیاهکل اعزام کند تا ده دوازه تا چریک را در جنگل سرکوب کنند. ولی بحث من در اینجا این نیست و استراتژی و تاکتیک حکومت ما در برخورد با جامعه جهانی، آمریکا و جبهه بندیهای منطقه ایی موضوع این نوشتاراست.
بنظر من استدلال نویسنده را میتوان بخوبی روی سیاست ایران در برخورد با غرب، تعمیم داد و چنین نتیجه گرفت که در رویارویی کنونی ایران با غرب، چه ایران حق داشته باشد و چه نداشته باشد، اولاً موازنه نیرو و استراتژیک بطور کامل بسود غرب است و دوماً، حتی اگر راهبرد های تاکتیکی حکومت ایران هم درست باشد ( که بنظر من نیست)، استراتژی تقابل طلبی ایران، چنان اهدفی را برای خود تعین نکرده است که بتواند با جلب حمایت افکار عمومی جهان، و بوِیژه در خود کشورهای غربی حسن نظر مردم آن سرزمینها را نسبت به خواست ایران جلب کند. لابیها و شبکه های اطلاعاتی و تبلیغاتی برون مرزی ایران هم، برغم صرف انرژی و هزینه زیاد نتوانسته اند، همسویی که هیچ، حتی بی طرفی جوامع غربی را در این درگیری نسبت به ایران جلب کنند. فریاد مداوم چهره هایی بنام اپوزیسون هم که علیه حمله نظامی و تحریم ایران عملاً بنفع رژیم در خارج فعالیت میکنند، فقط در فضای حاکم بر ایرانیان برونمرزی انعکاس می یابد که در آنجا هم با واکنشهای متقابل خنثی میشود. در مقابل امپراطوری بسیار قدرتمند رسانه های جهانی که درغرب و حتی در جهان ذهنیت ساز هستند و اقکار عمومی را شکل میدهند، توانسته اند چنان تصویری از حکومت ایران و تهدید هسته ایی و تحرکات تروریستی و آشوب آفرینی های آن به مردم دنیا ارائه کنند که دیگر کسی ابداً گوشش نه به حرفهای دولت ایران بدهکار است و نه کسی تره ای برای اینکه آقای احمدی نژاد و رهبر روسیه چه گفت یا میگوید تره ایی خرد میکند.
در ارزیابی یک بالانس استراتژیک بین دو قدرت متخارب؛ افکار، قضاوت عمومی و جانبگیری این افکار عمومی، یک پارامتر جدی، حد اقل درهمان حد اهمیت تسلیجات و دیگر ذخایر استراتژیک می باشد. دولت ما، مبارزه را در این عرصه نه اینکه باخته است بلکه هرگز موفقیتی در این زمینه نداشته که آنرا از دست بدهد. حکومت ایران از روز نخست تأسیس خود، بخاطر سرکوبگریهایش درداخل، بخاطر ماجرا جوئیهایش در منطقه و دنیا، بخاطر اسلامگرایی (ابزاریش) و مواضع ضد اسرائیلی و انکار هولوکاست اش، عملاً به غرب و «مردم» آن اعلان جنگ داد. آنچه در برابر این اعلان جنگ با غرب و آمریکا بدست آورد و در واقع یکی از اهداف راهبردی و استراتژیکش هم بود، جلب توجه بخشی از دین باوران جوامع عرب و اسلامی در منطقه و دنیا بود که محاسبه استراتژیک روی آن مثل بنا کردن ساختمانی چند ده طبقه روی یخ بوده است.
اگر انقلا ب اسلامی ایران و رهبری آن، نفوذی هم پس از انقلاب در منطقه کسب کرده بود، امروزه، یا از سوی اخوان المسلمین، سلفیستها والقاعده مصادره شده است یا از سوی ترکیه و حزب توسعه و عدالت اردوغان. بگذریم ازینکه حساب کردن روی حمایت مردم منطقه به اتکای باورهای دینی اشان نیز خانه ساختن بر آب بوده است حتی اگر این چنین حمایتی کسب هم بشود. زیرا چنین حمایتی با چنین مضمون و محتوایی در برابر جهان متغیر و نوشونده امروز فاقد عمق استراتژیک و پایداری است.
حتی اگر بتوان با سوء استفاده از انگیزه های مذهبی مردم نیروی تاکتیکی زیادی را هم بسیج کرد و نه صدها بلکه صد ها هزار نیرو و نفرات انفجاری و انتحاری هم بسیج کرد نمیتوان حریفِ  برتری تکنولوژیک و دیسکورسیو غرب شد . دنیای غرب بعلت فرادستی استراتژیکش راه در هم شکستن این نیروی عملیاتی را هرچه هم عظیم و وسیع باشد به قیمت هر هزینه ایی خواهد یافت.
اگر از فاکتورِ جلب حمایت مردم، بشمول روحیه ایثار و پیکار در سطح داخلی و حمایت مردم منطقه و دنیا، بمثابه یک عامل تعین کننده در توازن استراتژیک بگذاریم؛ توان مادی، تسلیحاتی( در دریا، زمین و هوا)، اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی و گمراه سازی، تکنولوژیک، ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک، هم از دیگر فاکتورهای تعین کننده موازنه استراتژیک هستند.
باید حال پرسید حکومت ایران در کدامیک از این عرصه ها توانسته است بر آمریکا و یا اسرائیل و یا حتی بر شیوخ خلیج و عربستان پیشی بگیرد؟
همانطور که به اشاره گفتم ایران اسلامی به قیمت جلب حمایت(موقتی) برخی اقشار مذهبی در درون کشور، تا حدود زیادی حمایت اقشار شهری، آینده ساز و توسعه آفرین را از دست داد، با هزینه ایی بیشتر، در سطح منطقه نیز با همه دولتها درگیر شده است.
دیپلماسی ایران اسلامی همواره در طول عمر ۳۳ ساله خود، بعلت قرار داشتن بر سر دو راهی بین مخاطب قرار دادن مردم منطقه و تحریک آنان و رابطه داشتن با دولتهای همان ملتها و ممالک منطقه، بحالت نیمه فلج زیسته است و در سطح جهانی هم با انکار هولوکاست، تنش آفرینی، صدور فرهنگ دینی و سکولار ستیزی، آمریکا و اسرائیل ستیزی، سرکوبگری در داخل، اعدامهای خارج از شمار و از جمله اعدام جوانان و ترورهای بسیار و زن ستیزی و سنگسار و.. ، برای خود اعتباری باقی نگذاشته است. کافیست وضعیت ایران را با جریان جنگ ویتنام و حمایت مردم سراسر جهان از جمله مردم خود آمریکا از مبارزه مردم ویتنام در دوران جنگ هندوچین مقایسه کنیم که بدون آن حمایت جهانی، نه آن قهرمانیهای مردم ویتنام میتوانست کمر ارتش آمریکا را بشکند و نه حتی در اختیار داشتن همه زرادخانه بلوک شرق میتوانست کمکی به پیروزی آن بکند. استراتژی ویتنام، برای جلب حمایت افکار عمومی جهان، وجدان بشری واقشار میانه و روشنفکران دنیا را نشانه گرفته بود و استراتژِی جمهوری اسلامی در همین زمینه توده عوام مذهبی منطقه را با تکیه بر اسلامخواهی آنان.
از نظر توان مالی، همه پشتوانه استراتژیک ایران صدور حدود ۳ میلیون بشکه نفت بود یا هست که سرنوشت آنرا هم امروزه بچشم می بینیم.
از نظرسطح تکنولوژیک هم اگر ایران توانست روزی کفشی، کلاهی، جورابی و یا دوچرخه ایی تولید کند که در بازار دنیا رقابت کند، آنگاه میتواند ادعا کند که  بسطحی از توسعه تکنولوژیک حداکثر در حد فلیپین یا مالزی رسیده است؛  والی همه اقتصاد کشور را نظامی کردن و صرف بیشترین منابع برای تهیه موشک و توپ و تانک و اورانیون غنی شده آنهم با تهیه وسایل و قطعات قاچاقی از خارج را نمیتوان بحساب توسعه تکنولوژی در کشور گذارد. تکنولوژی، امروزه،  در درجه اول یعنی تولید کالای با کیفیت، به قیمت قابل رقابت و بر اساس حسابداری قیمت تمام شده است. اگر رانت غیر مستقیم نفتی را از پشت سر صنایع ایران بردارند حتی برای نمونه یک کارخانه نساجی یا جوراب بافی هم روی پای خود نخواهد ایستاد تا چه رسد به صنایع اتوموبیل سازی. و درست به این علت است که با قطع جریان نفت و به نسبت قطع درآمد آن، صنایع ایران و کل اقتصاد ایران از هم خواهد پاشید و در عوض اقتصادیات غیر صنعتی و کشاورزی   بعلت عدم امکاان واردات  مشابه پا خواهند گرفت.

تولید و محصولات کشاورزی ایران اگر با برنج و گندم و جو واردتی  بحساب دلار نفتی در رقابت قرار نگیرند، پس مانده شیره جان بخش صنعتی مملکت و اقتصادیات شهری را خواهند گرفت و اغراق نیست اگر بگوئیم فئودالیسم و اقتصاد کشاورزی از نو اهمیت درجه نخست را در کل اقتصاد کسب خواهد کرد.
کشور ما ایران، پس از انقلاب، از لحاظ ژئوپولیتیکی، با فرو پاشی کمونیسم و استقرار ناتو و آمریکا در آسیای میانه،  برعکسِ نقش سابق خود در رژیم شاه، امروزه بعنوان سکوی نظامی غرب در برابر شرق به ضربه گیر سیاست بین المللی روسیه در برابر آمریکا و غرب تبدیل شده است. روسیه با کمی فشار غرب، دیر یا زود روی آن با غرب به معامله خواهد پرداخت. هرچند تا همین حالا هم پرداخته است و صدور قطعنامه های سه گانه با امضای روسها گواه آنست.
از منظر ژئواستراتژیک یا سوق الجیشی هم، با تکنولوژی موشکی و هوایی امروز، با کشیده شدن مرزهای ناتو تا پشت گوش روسیه از شرق اروپا گرفته تا گرجستان و آسیای میانه و کاهش تنش نظامی در دنیا، ایران دیگر موقعیت دوران جنگ سرد خود را برای غرب از دست داده است.
از لحاظ اقتصادی هم برای غرب؛ شیخ نشینهای حاشیه خلیج، جمهوری آذربایجان، عربستان و.. ، روزبروز وزن سنگینتری در مبادلات بازرگانی با غرب می یابند تا ایرانی که به بازار انحصاری چین و ترکیه تبدیل شده است.
ار منظر قدرت آتش و زرادخانه نظامی هم،  مقایسه ایران با هر یک از کشورهای عضو ناتو و نه آمریکا هم، به شوخی بیشتر شباهت دارد تا یک بحث جدی.
قریب دو سال پیش نشریه وال استریت ژورنال تحلیلی از یکی از کارشناسان انستیوهای مطالعات استراتژیک غرب در امور نیروی دریایی داشت که آن شخص در پاسخ به تهدید ایران و احتمال حمله ی «گروهیِِ» قایق های سریع السیر انتحاری ایران به ناوگان آمریکا در خلیج فارس گفت: « نیروی دریایی ایران با چنین جنگ نا متعارفی [ اسیمیتریک] میتواند صدماتی به نیروی دریایی آمریکا وارد کند ولی تردید نباید داشت که در عرض چند ساعت تمام بحریه ایران در زیر آب خواهد بود.» و در صورت غرق کشتیها هم در تنگه هرمز حدود سه هفته برای لایروبی آن وقت لازم است.
با ترجمه قسمتهایی از مقاله تحلیلی گاردینِ ۴ روز پیش (لینک زیر)، و یک نتیجه گیری کوتاه این یاداشت را پایان میدهم.
گاردین به قلم دبیر بخش دیپلماتیک خود «ژولیان برگر» مینویسد:
«گفتگوی هسته ایی ایران در میان تنش فزاینده از سر گرفته شد. ایالات متحده حضور نظامی خود را در منطقه افزایش میدهد در حالیکه نمایندگان پارلمان ایران تهدید به بستن تنگه هرمز میکنند و سپاه پاسداران انقلاب پرتاب موشکهای بالستیک را که قادرند بسیاری از پایگاه های آمریکا در منطقه را هدف بگیرند را جشن میگیرد.»
در تفسیر فقط این دوخط از گاردین باید بگویم نشانه رفتن این پایگاه های آمریکایی یعنی اعلام جنگ با: کویت، ترکیه، عربستان، قطر، بحرین، یمن و اغلب شیخ نشینهای حوزه خلیج، جیبوتی، آذربایجان و گرجستان و.. . این پایگاههای آمریکا؛ در هوا یا وسط اقیانوس  و یا در آبهای بین المللی قرار ندارند بلکه در خود این کشورهایی که نام بردم مستقرهستند و فرض را هم بر این بگیریم که چند تا از این موشکها قدری کج بروند و مثلاً بجای یک پایگاه بیابانی بداخل شهرهای  پرجمعیت این کشورها و مناطق مسکونی آنها بیفتند.

ادامه:
تحلیلگر گاردین مینویسد: «ایالات متحده، تعداد مین روبهای خود را در منطقه دو برابر کرده و هواپیماهای رادار گریز خود را برای ممانعت از هر کوششی برای بستن تنگه هرمز، گلوگاهی آبی که یک پنجم نفت دینا از آنجا میگذرد ، را بدانجا آورده است.
یک سخنگوی پنتاگون، سرهنگ جک میلر، تأکید کرد که ایالات متحده مصمم است تا تنگه هرمز را باز نگاه دارد او گفت: « بموجب قوانین بین المللی … تنگه هرمز یک آبراه بین المللی است.» .. «آنچنانکه کشتی های همه دولتها حق عبور و مرور از آنرا دارند.» ولی او اضافه کرد که این مین روبها جنبه دفاعی دارند.»
در همین جا یاد آوری کنم که غریب ۷ یا ۸ ماه قبل بود که یکی از رزمناوهای آمریکا از تنگه هرمز عبور کرده و به آبهای آزاد رفت. در آنهنگام یکی از فرماندهان سپاه گفت که دیگر اجازه نمیدهیم برگردد. ولی نه تنها آن کشتی پس از گشتی در اقیانوس هند برگشت بلکه با خودش چند تا ناو دیگر را هم آورد و از جمله، ناو اینترپرایز و یک ناو انگلیسی که گاردین در همان وقت از آن بعنوان ناوی با دستگاه های راداری بسیار سری نام برد.***
ادامه:
گاردین ادامه میدهد: «طی یک بازی و نمایش جنگی، بنا به خبر گزاری ایرنا ، ایران مانور« پیامبر اعظم ۷» انجام داده است و موشکهای بالستیک شهاب ۱ و ۲ و موشکهای میان برد ۳ خود را که قادرند کشتی های آمریکا را در خلیج فارس بزنند آزمایش کرد.
نیویورک تایمز گزارش میدهد که ایالات متحده دیروز(اول ژوئن)، تعداد مین روبهای خود را در خلیج فارس دو برابر کرده و آنهارا به ۸ فروند افزایش داده است و همچنین ناو USSR Ponce را که میتواند هم بعنوان مین روب و هم سکوی شناور برای عملیات واحدهای پیاده نظام عمل کند را نیز به منطقه آورده است. دو ناو دیگر USS Lincoln و Enterprise هم اکنون در منطقه مستقر هستند.
.
معنی  و پیام اعزام مین روبها که قبلاً با اظهارات اخطار آمیز آمریکا توأم بود این بود تا برای ایران بوضوح روشن کند که اهمیت قضیه را دریابد. ازیک مقام عالیرتبه پنتاگون نقل میشود که: « پیام به ایران اینست؛ حتی فکر این کار را هم نکنید!» .. « فکر بستن تنگه هرمز را هم ابداً بخود راه ندهید! حتی به اینکه قایقهای تند روی خود را هم بفرستید تا ناوهای بازرگانی مارا تهدید کننند را بخود راه ندهید. ما همه آنها را به ته خلیج خواهیم فرستاد
همچنین گزارشهایی دایر بر تقویت نیروی هوایی آمریکا در منطقه با رسیدن هواپیماهای رادار گریز F – 22 و تعداد بیشتری جنگنده بمب افکن های متعارف F- 15C که توان بیشتری برای ضربه به سایت های موشکی و راکتی ضد کشتی درساحل را دارند و قادرند اهدافی را در عمق خاک بکوبند بگوش میرسد. جان هایک، سرپرست یک اطاق فکر آمریکایی و سازمان تحلیلگر نظامی و امنیت بین المللی میگوید همه این تدارکات، یک پیام از سوی آمریکا برای اسرائیل دارد:« اینها همه بخشی از طرح عملیاتی هستند که بر این دلالت میکند که ما در مورد مسئله ایران جدی هستیم. خواهشمان اینست که هیچ کاری قبل از[ انتخابات ریاست جمهور ی امریکا ] نکنید!
قداره کشی دراطراف خلیج ، بهای نفت را به بشکه ایی ۱۰۰ دلار برای نفت برنت بالا کشید. صندوق بین المللی پول برآورد میکند که ایران به نفتی با قیمتی در حد ۱۱۷ دلار برای متوازن کردن بودجه خود نیاز دارد.»
حال پس از این ملاحظات شرح داده شده باید از آن نمایندگان مجلس که خواهان بستن تنگه هرمز شده اند پرسید: برادران و خواهران! چقدر در این تصمیم خود به سرنوشت ایران و پیامد یک چنین اقدامی که درحکم جنگ با تمام دنیاست اندیشیده ائید؟ تا کجا به بهره برداری غرب، آمریکا و اسرائیل از این تهدیدادتان برای تشدید فشار بر ایران فکر کرده ائید؟ تا چه حد از موازنه استراتژیک بین ایران و آن دولت هایی که ایران با این حرکت بدانها اعلام جنگ میدهد اطلاع کارشناسانه دارید؟ تا چه حد «خود» آماده ائید در صورت نازل شدن فاجعه از خود و سرمایه و زندگی خویش هزینه کنید؟
تا چه حد بحران و گرانی و تورم ناشی از این تحریمها و نه هنوز حمله نظامی بر معیشت شما اثر گذارده است؟
نگارنده مدعی داشتن تخصص نظامی گرانه نیست ولی از روی آنچه در رسانه های دنیا و منطقه درج میشود این استنباط را دارد که در صورت وقوع یک در گیری نظامی بین ایران و آمریکا یا اسرائیل، سیر حوادث و انعکاس آن در دنیا بگونه ایی خواهد بود که ایران از شکست خود حتی عاشورا سازی و مظلوم نمایی هم نمیتواند بکند. زیرا ایران مثل بشار اسد بعلت سانسور و خفقان، اعتبارش را در دنیای رسانه ایی از دست داده است و در این زمینه، ابتکار بطور مطلق در دست حریف است چه ایران بر حق باشد و چه نباشد محکوم است. امروز دیگر اگر بشار اسد راست هم بگوید مردم دنیا فقط به دروغ های احتمالی مخالفین او گوش میدهند و گویا تقدیر بازندگان اینست که خود به کمک مخالفین خود آمده و به آنها آن دست آویزهایی را بدهند که آنها در انتظارش هستند.
قریب یکسال پیش سیف السلام قذافی، مست از اینکه کنترل اوضاع را در دست دارد مردم بنغازی را نخوت آمیز تهدید کرد که تا ۲۴ ساعت دیگر آنجا هستیم، همه را مثل موش از سوراخهایتان بیرون کشیده میکشیم و.. . ». هیچ کارت دعوتی بهتر از این برای ناتو نبود تا به لیبی بیاید.
دولت ما با عملیات ماجراجویانه خود برای حضور دائمی ناوگان جنگی آمریکا به خلیج فارس کارت دعوتی مشابه سیف الاسلام فرستاد. سیاست های تحریک آمیز دولت ما در راندن بیش از پیش و قابل توجیه دول عرب منطقه بسوی اتکاء به آمریکا نیز نقش اساسی داشت، امری که نظامی گران آمریکا طالب آن بوده وهستند.
پاسیفیست های آمریکا ستیز وطنی و خارج نشین ما هم با داد زدن بر سر آمریکا و اسرائیل و محکوم کردن مکرر حمله نظامی احتمالی آنان بدون اینکه تحریکات و پروواکاسیون های ماجراجویانه رژیم و رهبران ایران را بطور جدی محکوم کنند عملاً در همان راهی میروند که حاکمیت جمهوری اسلامی میرود.
فقط میتوانم بعنوان نتیجه گیری این یادداشت و بعنوان یک تحلیلگر آماتور بگویم که رهبری ایران با این سیاستها میهن ما را به ورطه هلاکت و فرو پاشی می اندازد. ایران دیگر حتی از آن امکانات تاکتیکی گذشته که به خاطر رابطه با حماس، حزب الله ونیروهای قدس در عراق و منطقه برخور دار بود، از آن وجهه اسلامی که زمانی دارا بود، برخوردار نیست. من فکر نمیکنم با فسادی که سراپای دستگاه حاکمه ما را فرا گرفته است، حتی اثری از آن روحیه رزمی زمان جنگ با عراق در همان سپاه و ارتش هم باقی مانده باشد. رهبری ایران؛ نه برآوردی از نیروی دشمن دارد و نه ازنیروی خود ـ زیرا سنجش و چنین برآوردی مستلزم آگاهی داشتن  بر میزان اتوریته  آقای خامنه ایی است، اتوریته بسیار نیرومند کاریسماتیکی که آیت الله خمینی  از آن برخوردار بود آقای خامنه ایی مطلقاً ندارد بلکه ایشان، بعنوان وارث منحصر بفرد شکستها، فسادها، ناکامیها و افتضاهات سیاسی و مالی این نظام و شکست محتوم انقلاب هستند.

رهبری ایران و مخصوصاً آقای خامنه ایی نشان داده است که در ارزیابی تحولات جهانی آرزوهای خود را باز گو میکند و نه واقعیتها را.

چند سال پیش در جریان موج اول بحران اقتصادی دنیا، آقای خامنه ایی از آن بعنوان غضب الهی علیه غرب یاد کرد ولی غرب از آن بحران به قیمت تنزل بهای نفت تا سطح ۳۵ دلار برای هر بشکه نجات یافت و هزینه سنگین آن بحران روی گرده کشورهایی نظیر ایران افتاد. آقای خامنه ایی بهار عربی، که تمام آنرا میتوان به حساب کردیت غرب و اسرائیل واریز کرد ـ و نوری المالکی هم حدود یکسال پیش با صدای بلند این را گفت ـ را ادامه انقلاب اسلامی دانست حال آنکه این موج از لیبی تا مصر و سوریه علیه ایران واسلام ایرانی به حرکت در آمده است. آقای خامنه ایی مکرّاراً تحریمهای  غرب را نشانه اقتدار ایران دانست و فرو پاشی قریب الوقوع غرب را وعده داد ولی امروزه، این؛ اقتصاد ایرانست که در آستانه فرو پاشی قرار گرفته است.
امروزهم چون گذشته، رهبری ایران به بازی بس خطر ناکتری پرداخته است که میتواند به قیمت از هم پاشیدن ایران تمام شود بدون اینکه ذره ایی به نطام در بقای آن کمک کند. در این شرایط وجدان و احساس مسئولیت حتی در کمترین حد خود ایجاب میکند با واقع بینی به بحران کنونی بنگریم!

ژروزالم پست
http://www.jpost.com/Opinion/Op-EdContributors/Article.aspx?id=276051

گاردین
http://www.guardian.co.uk/world/2012/jul/03/iran-nuclear-talks-tension-gulf
***
در مورد حضور آن کشتی بسیار اسرار آمیز انگلیسی در همین سایت در حدود ۷ ـ ۸ ماه قبل یاداشتی هست که یافتن آن بعلت بی نظمی سایت برایم وقت گیر است ولی اگر کسی علاقه داشته باشد میتواند آنرا بیابد و هم چنین، یاداشت مربوط به اظهار نظر آن کارشناس موسسه مطالعاتی استراتژیک دریایی نیر در همان موجود می باشد که یافتن ان با خواننده است.

باتلاق یمن و ماجرا جوئی صدور انقلاب اسلامی

Share Button

حوثیها هیچ چاره ایی  جز اینکه شکست خورده و سر افکنده به کوهستانهای شمالی کشور برگردند ندارند ولی مسئله اینست که موازنه قدرت، مخصوصاً از نظر روانشناسی پیکار، دیگر کاملاً به ضرر آنها بهم خورده است. ساده اندیشی است اگر تصور شود دولت عابدرابوح منصورهادی حاضر خواهد شد دیگر با آنها از یک موضع برابر حقوق مذاکره کرده و به آسانی آنها را شریک قدرت خود کند. آنها روحیه باخته و خفت زده از این ماجراجوئی به منطقه خود برمیگردند تا صورت هزینه این ماجرا جوئی را از برندگان بازی دریافت کنند. امتیازاتی که آنها باید بپردازند زیاد خواهد بود و کمترین آن، لگذ زدن به ایران اسلامی بعنوان مشوقان و متحدان دیروز خویش است. و آخرین نکته اینکه اینهم تصوری ساده لوحانه است اگر فکر کنیم شکست ایران در این ماجراجوئی بهمین سادگی تمام خواهد شد و بازخورد منطقه ای نخواهد داشت.

امریکا-السعودیة- الیمن

رئیس جمهور یمن رسماً استعفایش را پس گرفت

نهار نت لبنان به نقل ازفرانس پرس گزارش میکند که عابدرّابوح منصورهادی رئیس جمهور یمن استعفایش را پس گرفت. منصورهادی طی نامه ایی که به پارلمان نوشته و رونوشت آنرا برای خبرگزاری فرانسه ارسال کرده است، استعفای خود را پس گرفته و در آن نامه تمام اقدامات حوثیها را غیر قانونی اعلام کرده است. او که به عدن، شهر بندری در جنوب یمن رفته و در آنجا استقرار یافته، آن شهر را پایتخت جدید یمن اعلام کرده  و از اعضای کابینه و پارلمان یمن خواسته است که در اسرع وقت در آن شهر حضور یافته و به انجام  وظایف قانونی خود بپردازند.

هادی در نامه خود خطاب به نمایندگان پارلمان نوشته است: ” نجات بدهید آنچه نجات دادنی است” تا اوضاع امنیتی و اقتصادی را بحالت عادی برگردانیم. هادی همچنین خطاب به وزیران کابینه نوشته است: “در اسرع وقت به عدن  بیائید و تشکیل جلسه دهید”.

نخست وزیر؛ خالد بحاح Khalid Bahah که او نیز همزمان با هادی استعفاء داده است هنوز از طرف حوثیها در صنعا در حبس خانگی میباشد.

حوثیها که پایگاه اجتماعی اشان در مناطق کوهستانی شمال کشور است در سپتامبر گذشته به صنعا حمله کرده و آنشهر را تصرف کردند. آنها بسوی جنوب و غرب کشور که بیشتر سُنی مذهب هستند پیش رفتند. آنها در این پیشروی با مقاومت شدید قبایل سُنی و شاخه یمنی القاعده روبرو شدند.

هادی یک جنوبی است که سه دهه در شمال زندگی کرده و قبلاً وزیر دفاع و معاون رئیس جمهور بوده است. او در ۲۰۱۲ پس از سقوط علی عبدالله صالح مرد قدرتمند یمن در اثر قیام مردم که سه دهه بر یمن فرمان رانده بود، به ریاست جمهوری برگزیده شد.

پایان خبر فرانس پرس

کامنت من: حوثیهای یمن که فرقه ایی از شیعیان میباشند، پس از انقلاب اسلامی در ایران به تحریک فرمانروایان تهران در شمال یمن علیه دولت مرکزی و در جنوب عربستان، علیه حکومت سعودی به شورش مسلحانه دست زدند.  نه دولت عربستان و نه دولت یمن هیچکدام نتوانستند بطور قاطع آنها را سرکوب کنند و از سوئی بعلت چیرگی گفتمان ضد سعودی و ضد غربی در منطقه، مبارزه آنها با دولت های عربستان و یمن هم از همراهی (حد اقل) نسبی سایر بخشهای جامعه برخورد  شده بود. سرایت بهار عربی به یمن فرصتی فراهم آورد که آنها بر موج قیام ضد استبدادی مردم سوارشوند و بعلت سابقه طولانی تر مبارزه در این قیام نقش آفرین شده و برای اربابان خود در تهران هم یک نقش قابل محاسبه پروکسیکال (نیابتی) و استراتژیک بازی کنند.

اما اگر  بخواهیم بزبان سون تسو، استراتژ چین باستان، حرکت تهاجمی حوثیها و توسعه طلبی هژمونیک حکومت تهران در این کشور را بیان کنیم باید بگوئیم که حوثیها و پشتیبانان و مشوقان آنها در تهران دوچار این خطای مرگبار استراتزیک گشتند که نه از نیروی خود ارزیابی درستی داشتند و نه از عمق و گستره استراتژیکِ  نیرویی که با آن درافتاد بودند.

وقتی در سپتامبر گذشته آنها به صنعا پایتخت یمن حمله کردند و بدون روبرو شدن با کمترین مقاومتی، بتدریج صفوف خود را در پایتخت گسترش داده و ایستگاههای بازرسی خود را برقرار کردند، و پس از اینکه شایع گشت که دیکتاتور سابق یمن که دهها سال متحد(استراتژیک) سابق عربستان و آمریکا بود به آنها  در تسخیر پایتخت کمک کرده است، من تردید نکردم که هم حوثیها و هم پشتیبانان ایرانی آنها (عمدتاً سپاه قدس) در یمن به تله ای مرگبار افتاده اند. کاری که عربستان و دولت مرکزی یمن طی بیش از ۳۰ سال از انجام آن ناتوان بوده اند یعنی سرکوب قطعی این نیروی پروکسیکال ایران اسلامی،   بدست ایران و خود حوثیها برای آنها دیگر زمانش رسیده بود.

جنگجویان حوثی صنعا را گرفتند و حکومت خود را برقرار کردند  و با زیر فشار قرار دادن رئیس جمهور و نخست وزیر آنها را وادار به استعفاء و پارلمان را تعطیل کرده و شورای انقلاب و کمیته های انقلاب خود را ساختند. آنها به بگیر و ببند دست زدند و با فریاد مرگ بر آمریکا بخیابانهای صنعا و دیگر شهرهای تحت تسلط خود ریختند و اعتراضات مردم علیه خود را در خیابانها بگلوله بستند.

باز باید به سون تسو رجوع کرده از زبان او بگویم: ” یک ژنرال ماهر آن ژنرالی است که در هنگام توانمندی با ضعیف نشاندادن خویش، حریف خود را بخود غره و مغرور کند، آنچنان  خوش خیالی و اطمینان بنفس کاذبی در او ایجاد و القاء کند که او به حرکتهای بی پروا  و خودکشی گونه  دست زند.” (هنر جنگ نقل به مضمون ـ ح ت)

پس از سلطه حوثیها بر صنعا چنان رجز خوانیهای مضحکی در محافل نظامی و سیاسی بالای جکومتی ایران راه افتاد و سایتهای وابسته به سپاه و سران نظام از فارس نیوز تا تسنیم و تابناک چنان به سرود پیروزی پرداختند که برای آدمی غیر حرفه ایی چون منهم، واقعاً این درجه از بلاهت نظامی و سیاسی حیرت انگیز بود. باور نمیکردم که سران سپاه و سیاستگذاران نظامی ایران تا این درجه از شعور نظامی و درک الفبای مانور سیاسی بی بهره باشند.

برای کشور قبیله و عشیره ایی نا توسعه یافته ایی مانند یمن، تغیر پایتخت کمترین هزینه ایی بود که نیروهای ضد حوثی یمن؛ عربستان، امارات متحده عربی، کویت و مصر و… ، میتوانستند بدهند. و کشاندن حوثیها به منطقه ایی که درآن کاملاً بیگانه اند و خالی کردن زیر پای آنها از هرگونه مشروعیت قانونی و حقوقی کمترین دستآوردی بود که آنها با این مانورهای خود کسب کردند. باز به سون تسو استناد کرده و بنقل از او میگویم: ” یک ژنرال  ماهر آن ژنرالی است که دشمن را به محلی که میخواهد و در آنجا  حضور داشته و برتری رزمی دارد بکشاند و در آنجا او را نابود کند.” تسلط موقت حوثیها بر صنعا، شرایط را برای متحد کردن همه جریانهای سیاسی و قبیله ایی یمن تحت شعار همه یمن علیه حوثیها فراهم ساخت که دست آوردی استراتژیک برای مخالفینِ  محورِ حوثیها و ایران بود. در اینجا هم بقول سون تسو: ” ژنرال ماهر آن ژنرالی است که متحدینِ حریف را از او جدا و او را منزوی و تنها کند تا شکست او آسان گردد.” و اینک این حوثیها هستند که نه تنها متحدین قلابی هم اشان آنها را ترک کرده اند بلکه با وضعیت بوجود آمده حتی حزب اصلاح (اخوان المسلمین یمن)، حزب سوسیالیست، حزب سابق رهبر سابق یمن، حکومتگران سابق یمن جنوبی و بسیاری قبایل چاره ایی ندارند تا به عابد رابو منصور هادی بپوندند کسی که متحد رسمی آمریکا، عربستان و و امارات و مصر است.

جالبست بدانیم القاعده یمن که از سوی غرب بعنوان خطرناکترین شاخه القاعده در منطقه معرفی و روی آن تبلیغ وسیع رسانه ایی شده است، در جریان هجوم حوثیها به صنعا و تصرف پایتخت، در برابر آن ابداً نایستاد، ارتش یمن در برابر آنها کمترین مقاومتی نکرد، قبایل سنی منطقه مرکزی غربی کشور هم مقاومتی نشان ندادند و.. . انسان باید کاملاً از شعور بی بهره باشد تا درک نکند، چنین شرایطی فقط  میتواند حاکی از یک تله گذاری نظامی  ـ  سیاسی باشد!

کوتاه سخن؛ حوثیها مانده اند و پشتیبانان ایرانی آنها و مسئولیت مالی و اداری شهری حداقل دو میلیونی که برای رتق و فتق امور شهری آن کمترین منابع درآمد بومی ندارند، نه منابع نفتی و نه بانک ها و بانک مرکزی در اختیار آنهاست و از سوی ساکنین شهر هم با خصومت نگریسته شده و با تظاهرات روزانه مخالفین روبرویند، مردم به آنها بچشم اشغالگران و نیروهای موقتی و  شکست خورده مینگرند.

دولت مستعجل حوثیها از سوی هیچ دولت یا مرجع بین المللی برسمیت شناخته نشد. شورای امنیت و سازمان ملل و بانکی مون؛ همچنان منصور هادی را رئیس جمهور قانونی کشور میدانند و فرستاده و میانجی سازمان ملل متحد، جمال بن عمر هم پس فرار عابدرابوح منصورهادی به جنوب کشور و برگزاری مصاحبه مطبوعاتی وی در آنجا، اعلام کرد  دیگر شرایط  تغیر کرده است و طرح گذشته برای مشارکت سیاسی دیگر اعتبار ندارد.

حوثیها هیچ چاره ایی  جز اینکه شکست خورده و سر افکنده به کوهستانهای شمالی کشور برگردند ندارند ولی مسئله اینست که موازنه قدرت، مخصوصاً از نظر روانشناسی پیکار، دیگر کاملاً به ضرر آنها بهم خورده است. ساده اندیشی است اگر تصور شود دولت منصورهادی حاضر خواهد شد دیگر با آنها از یک موضع برابر حقوق مذاکره کرده و به آسانی آنها را شریک قدرت خود کند. آنها روحیه باخته و خفت زده از این ماجراجوئی به منطقه خود برمیگردند تا صورت هزینه این ماجرا جوئی را از برندگان بازی دریافت کنند. امتیازاتی که آنها باید بپردازند زیاد خواهد بود و کمترین آن، لگذ زدن به ایران اسلامی بعنوان مشوقان و متحدان دیروز خویش است. و آخرین نکته اینکه اینهم تصوری ساده لوحانه است اگر فکر کنیم شکست ایران در این ماجراجوئی بهمین سادگی تمام خواهد شد وبازخوردِ منطقه ای نخواهد داشت.

۳ روز است سایتهای نظامی امنیتی در تهران از رجز خوانی افتاده و به مرثیه خوانی برای یمنی ها پرداخته اند و از توطئه عربستان و آمریکا و.. سخن میگویند. فکر میکنم برای تعقیب بهتر رخدادهای یمن و سیر حوادث بعدی در آنجا، خواندن نفرین نامه های سپاه و دولت  آقای روحانی کافی باشد و چیزی نماند تا من بدانها اضافه یا آنها را تحلیل کنم.

پایان مطلب

……………………..

و پس از نگارش و درج مطلب فوق ؛ نگاهی به انعکاس خبر در سایت تسنیم بیفکنیم!

تاریخ: ۰۵/اسفند/۱۳۹۳ – ۱۱:۰۰
گزارش خبری تحلیلی تسنیم/

روزهای حساس یمن و پیامدهای خطرناک سیاست‌های باج خواهانه عربستان

خبرگزاری تسنیم: یمن این روزها لحظات حساس و سرنوشت سازی را پشت سر می‌گذارد، خروج عبدربه منصور هادی از صنعاء با دخالت عربستان و تحرکات تنش آمیز وی در عدن، بر پیچیدگی اوضاع یمن افزوده و سبب افزایش نگرانی مردم یمن از عواقب این دخالت‌های ویرانگر شده است.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم،‌ شیوه‌ای که عبدربه منصور هادی برای خروج از صنعاء به آن پناه برد و پس از آن تحرکات سیاسی وی در عدن نشان داد که استعفای وی از قدرت تنها یک بهانه و پوششی برای اقدامات خطرناک بعدی بوده است و منصور هادی، قدرت را به راحتی رها نمی کند.

ابهامات حادثه خروج عبدربه منصور هادی جایی هیچ شکی نمی گذارد که استعفای هادی از مقام خود با اهداف خطرناکی صورت گرفته بود که مهمترین آن به گفته نیروهای انقلابی یمن، کشاندن این کشور به سمت فروپاشی در راستای خدمت به بیگانگان و در راس آن عربستان است.

انقلابیون، فرار عبدربه منصور هادی را دلیل قاطعی بر درست بودن اقدامات و تصمیمات اتخاذ شده از سوی کمیته انقلاب و در راس آن،‌اعلامیه یا بیانیه قانون اساسی دانسته‌اند.

نکته دیگر، خروج هادی از منزلش در صنعاء و ورود وی به عدن بدون اینکه کمترین آسیبی به وی برسد، دروغ بودن ادعاها و دروغ هایی را که برخی رسانه های عربی به ویژه سعودی مطرح می کردند و مدعی بودند که وی در منزلش تحت محاصره کمیته های مردمی است،‌بر ملا می کند و خروج وی نشان داد که وی تحت محاصره نبود و از لحظه استعفا تا روز فرار آزادانه میزبان بسیاری از شخصیت های سیاسی و رهبران و نمایندگان احزاب و مسئولان بین المللی از جمله جمال بن عمر نماینده دبیرکل سازمان ملل متحد بوده است.

خبر یک رسانه یمنی مبنی بر اینکه عربستان در پس خروج عبدربه منصور هادی از صنعاء و ورود وی به عدن قرار دارد، مهر تایید دیگری بر دخالت های آل سعود در امور یمن زد.

الیمن الان نوشته است عربستان هفته گذشته مذاکراتی با برخی شخصیت های یمنی در خصوص چگونگی خروج منصور هادی از صنعاء  انجام داد، عربستان در مذاکرات خود با نماینده علی عبدالله صالح رئیس جمهور سابق یمن، تسهیل خروج امن عبدربه منصور هادی از صنعا‌ء و ورود وی به عدن و هماهنگی با حزب الاصلاح را شرط هرگونه حمایت مالی و منطقه ای و بین المللی از یمن اعلام کرد.

هرگونه تفسیر و تحلیلی که درباره خروج منصور هادی صورت گیرد، یک حقیقت را نمی توان کتمان کرد و اینکه مطمئنا خروج وی بدون موافقت انقلابیون امکان پذیر نبوده به ویژه با توجه به اینکه خبرهایی درباره وضع جسمانی نامناسب منصور هادی منتشر شده بود.

گفته می شود از منزل عبدربه منصور هادی مبلغ دو میلیارد دلار به دست آمده که وی این مبلغ سنگین را در سفر اخیر خود به عربستان به عنوان کمک ویژه آل سعود دریافت کرده و در منزل خود مخفی کرده بود.

ادامه اقدامات  تحریک آمیز عربستان در یمن

عربستان همچنان تلاش می کند با پول و سلاح،  یمن را در راستای اهداف و مقاصد خطرناک خود مدیریت کند.

حمایت گسترده مالی و تسلیحاتی عربستان از برخی قبایل و همچنین گروه های تکفیری در یمن همچنان ادامه دارد و به تازگی،‌قبایل بنی هلال در استان شبوه در نشستی به تمجید از عربستان پرداخته و بر عمق ارتباط خود با عربستان و  دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس تاکید کرده اند.

عبدربه منصور هادی که با فرار تامل برانگیز خود از صنعاء به عدن رفته است، پس از استقرار در این شهر جنوبی، تماس هایی را از سه کشور عربی حاشیه خلیج فارس دریافت کرد. سران این سه کشور عربی که یکی از آن ها عربستان است، در این تماس های تلفنی، از ورود منصور هادی به عدن استقبال کرده و به وی تبریک گفته اند و بر حمایت کامل خود از وی تاکید کرده اند.

منصور هادی بر پایبندی کامل خود به طرح شورای همکاری خلیج فارس تاکید کرد، همان پروژه ای که برای دور زدن و مهار  انقلاب مردم یمن علیه رژیم  عبدالله صالح از سوی عربستان و متحدانش اجرا شد.

منصور هادی همچنین از فعالیت مجدد خود در قامت رئیس جمهور و بررسی تشکیل دولت کوچک خبر داده و از مسئولان و کارکنان نهادهای دولتی در صنعاء خواسته است به عدن بروند واز آنجا اداره امور کشور را به پیش ببرند،‌در پیش گرفتن چنین سیاست تنش آمیز و تفرقه افکنانه ای از سوی عبدربه منصور هادی بی شک سبب تشدید بحران سیاسی یمن خواهد شد و هرگز کمکی به خروج این کشور از بن بست موجود نخواهد کرد و حتی ممکن است یمن را به پرتگاه سقوط و تجزیه سوق دهد که مسئول تمام این اوضاع نابسامان و خطرناک در درجه نخست عبدربه منصور هادی و حامیان وی در ریاض و  دیگر پایتخت های عربی حاشیه خلیج فارس هستند.

اولین واکنش رسمی عربستان به خروج هادی از صنعاء

عربستان به عنوان مهمترین حامی عبدربه منصور هادی، از خروج وی از صنعا و ورود به عدن حمایت کرد. ترکی بن محمد معاون وزارت خارجه عربستان، جنبش انقلاب در یمن را به زیان رژیم های عربی حاشیه خلیج فارس از جمله عربستان دانست و مدعی شد آنچه در یمن می گذرد،‌کشورهای جهان و همسایه را تهدید می کند.

وی با بیان اینکه” ما به این چشم دوخته ایم تا جامعه جهانی به ویژه شورای امنیت به نقش خود برای رسیدن به قطعنامه ای که دولت مشروع را به قدرت بازگرداند،‌عمل کند” از گام ها و اقداماتی که قرار است آل سعود بر ضد یمن انجام دهد،‌پرده برداشت.

تلاش برای استفاده ابزاری از شورای امنیت برای صدور قطعنامه ای علیه یمن که باب میل آل سعود و دیگر دولت های عربی حاشیه خلیج فارس باشد، با توجه به سخنان این مقام سعودی قابل فهم است.

عربستان با تحریک دیگر کشورهای عربی،‌آن ها را وادار به بستن سفارت های خود در صنعاء کرد، این گام که  اوج سرخوردگی و سردرگمی سعودی ها را نشان می داد در کنار تهدید به تحریم و مجازات اقتصادی با هدف اعمال فشار بر  مردم و  انقلابیون یمن صورت گرفت.

تبدیل عدن به پایتخت سیاسی و محل استقرار دولت یمن به ریاست عبدربه منصور هادی و قرار دادن آن در مقابل صنعاء از سناریوی خطرناک عربستان برای شعله ور کردن جنگ داخلی و در نهایت تجزیه یمن پرده بر می دارد که لزوم هوشیاری مردم و انقلابیون و همه گروه های سیاسی را می طلبد که با وحدت و انسجام و هوشیاری اجازه تحقق این رویای شوم را به سعودی ها ندهند، گروه های سیاسی یمنی باید با ادامه گفت و گوهای ملی با میانجی گری سازمان ملل متحد و پایبندی به توافق نامه صلح و آشتی از افتادن یمن در پرتگاه سقوط و فروپاشی جلوگیری کنند.

بیانیه مداخله جویانه شورای همکاری خلیج فارس

شورای همکاری خلیج فارس هم در بیانیه ای از خروج عبدربه منصور هادی از صنعاء استقبال کردند.

این شورا در بیانیه مداخله جویانه خود با گرفتن ژست دروغین حمایت از مردم یمن، آن ها را به حمایت از منصور هادی فرا خوانده است و بار دیگر نشان داد همچنان از موضع بالا و قیم مآبانه با مردم یمن رفتار می کند.

این در حالی است که منصور هادی در زمان حضور خود در صنعاء به بهانه های مختلف حاضر نبود فعالیت خود را با وجود درخواست کمیته های انقلاب ازسر بگیرد و بر استعفای نمایشی خود هم اصرار می کرد.

سناریوی جدید عربستان

تاکید منصور هادی بر تبعیت خود از طرح تفرقه آمیز شورای همکاری خلیج فارس و مخالفت با بیانیه قانون اساسی نشان می دهد که سناریوی جدیدی از سوی عربستان طراحی شده است تا منصور هادی آن را  اجرا کند و برخی ابعاد خطرناک آن مشخص شده است.

با نگاهی به رسانه های عربی حاشیه خلیج فارس به ویژه سعودی مشخص می شود که همگی منتظر چنین لحظه ای یعنی خروج عبدربه منصور هادی بوده اند.

روزنامه های الوطن،‌ عکاظ، الریاض سعودی،الخلیج امارات و الرایه قطر و دیگر رسانه ها در مطالب جنجالی و  تنش آمیز خود همگی از خروج منصور هادی و ورود وی به عدن استقبال کرده و از اینکه وی با این کار خود به طرح ها و سیاست های شورای همکاری خلیج فارس پایبند بوده، تمجید کردند.

این رسانه ها با انجام مصاحبه های تحریک آمیز با شخصیت های همسو با عربستان در یمن و افراد مقیم خارج از این کشور به اوضاع یمن دامن می زنند. این در حالی است که این رسانه ها همواره سنگ مردم یمن را به سینه می زنند و اینگونه القا می کنند که تنها حامی آن ها،‌کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس هستند نه دیگران .

متهم اول در بروز درگیری های قبیله ای در برخی مناطق یمن،‌عربستان و دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس هستند که هرگونه تحول و تغییر در یمن بر خلاف سیاست ها و مطامع خود را بر نمی تابند و متاسفانه از اهرم اقتصادی هم برای تحمیل سیاست ها و خواسته های خود بر یمنی ها سوء‌استفاده می کنند.

علی البخیتی از تحلیلگران یمنی،‌اخوانی ها و علی محسن الاحمر را در پس بیانیه اخیر عبدربه منصور هادی پس از خروج از صنعاء دانسته است. به گفته وی،‌منصور هادی با درخواست برای بازگشت اوضاع به پیش از ۲۱ سپتامبر و زیر پا گذاشتن توافق نامه صلح و مشارکت،گویی خواستار بازگشت علی محسن الاحمر و باسندوه شده است در حالی که این خواسته ها، خواسته هیچ یک از گروه های سیاسی دیگر به استثنای اخوان  المسلمین نبوده است.

اخباری درباره نقش راجح بادی سخنگوی دولت مستعفی و سردبیر روزنامه اخوانی الصحوه در آماده کردن بیانیه  اخیر عبدربه منصور هادی هنگام ورود به عدن منتشر شده است،‌مفاهیم این بیانیه و حضور راجح بادی در عدن و ارتباط نزدیک وی با علی محسن و حمید الاحمر را تقویت می کند.

ادامه دخالت‌های آمریکا در یمن

علاوه بر عربستان،‌ آمریکا نیز به دخالت های خود در یمن ادامه می دهد،‌این کشور هم همگام با عربستان در چارچوب افزایش فشار بر مردم و  انقلابیون، سفارت خود را در صنعاء‌ بست. مردم یمن هم با برگزاری تظاهراتی در صنعاء و مناطق دیگر، دخالت های آمریکا و عربستان در امور داخلی خود را محکوم کرده اند.

بازگشت مرد سرکوبگر از عربستان به عدن

رسانه ها گزارش داده اند که این ژنرال فراری به همراه برخی مقامات سعودی وارد شهر عدن شده است تا عبدربه منصور هادی را برای دست زدن به اقدامات علیه انقلابیون تحریک کند.

محسن الاحمر با یک هواپیمای خصوصی سعودی به همراه برخی مقامات سازمان اطلاعات و نظامیان ارشد سعودی وارد عدن شده است.

این در حالی است علی البخیتی از تحلیلگران یمنی تلاش برای بازگرداندن علی محسن الاحمر را یادآوری کننده خاطرات تلخ مردم جنوب یمن و فاجعه ای که در تابستان ۱۹۹۴ برایشان اتفاق افتاد، دانسته  و به عبدربه منصور هادی درباره آوردن علی محسن الاحمر و میدان دادن به وی هشدار داده بود.

علی محسن  الاحمر در دوران حضورش در قدرت با اقدامات و عملکرد اشتباه و مستبدانه خود هزینه های سنگینی را بر مردم یمن تحمیل کرد. الاحمر پس از انقلاب سپتامبر به عربستان گریخت.

عربستان برای فرماندهی جنگ در استان های جنوبی یمن ضد استان های شمالی و جنبش انصارالله با چراغ سبز و حمایت مستقیم آمریکا تلاش می کند.

حتی خبرهایی منتشر شده است مبنی بر اینکه رهبران برخی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس وارد عدن شده اند تا عبدربه منصور هادی را به صرف نظر کردن از استعفا و اعلام صنعاء به عنوان پایتخت اشغالی و عدن به عنوان پایتخت جدید وادار کنند که در عمل شاهد ازسرگیری فعالیت عبدربه منصور هادی به عنوان رئیس جمهور و تلاش های وی برای تشکیل دولت در عدن هستیم.

سرنوشت گفت‌وگوهای سیاسی

عبدربه منصور هادی با تکمیل گفت‌وگوهای سیاسی در صنعاء مخالفت کرده و خواستار انتقال محل آن از پایتخت یمن به بهانه نبود امنیت شده است. اقدامی که بی شک به دستور شورای همکاری خلیج فارس صورت گرفته است و کارشکنی آشکار سعودی ها در برابر حل سیاسی بحران یمن را نشان می دهد. این در حالی است که گروه های دیگر از جمله انصارالله بر ضرورت ادامه گفت و گوهای سیاسی در صنعاء تاکید می کنند. انصارالله، خروج عبدربه منصور هادی از صنعاء و پشت کردن وی به توافقات گذشته و تحرکات تنش آمیز وی در عدن را دلیلی برای سلب مشروعیت از وی دانسته است.

عبدربه منصور هادی با تاکید بر پایبندی خود به طرح شورای همکاری خلیج فارس، توافق نامه صلح و مشارکت را زیر پا گذاشت، در حالی که این توافق نامه از طریق جمال بن عمر نماینده ویژه سازمان ملل متحد به تایید این سازمان هم رسیده بود.

خروج سئوال برانگیز عبدربه منصور هادی از پایتخت یمن در حالی صورت گرفت که روند مذاکرات گروه های سیاسی در صنعاء با میانجی گری جمال بن عمر نماینده سازمان ملل متحد به خوبی پیش می رفت و شرکت کنندگان در این گفت و گوها به توافقی درباره باقی ماندن پارلمان و تشکیل مجلس الشعب دست یافته بودند

جمال بن عمر معاون دبیرکل سازمان ملل متحد و فرستاده وی به یمن صبح جمعه گذشته از دستیابی طرف های یمنی به توافق مهم در راه حل بحران یمن درباره شکل قوه قانونگذاری در مرحله انتقالی و ادامه فعالیت مجلس نمایندگان و تشکیل مجلس الشعب انتقالی با حضور تمام گروه های سیاسی که نماینده ای در مجلس کنونی ندارند، خبر داده بود.

این گام مهم به گفته بن عمر یک توافق سیاسی به شمار می رفت که می توانست زمینه را برای رسیدن به توافق فراگیر همواره کند،  این توافق می توانست به خروج یمن از بن بست سیاسی کنونی کمک کند، اما خروج منصور هادی ضربه بزرگی به این مذاکرات وارد کرد.

هنوز مسائل دیگری وجود دارد که باید در میز گفت و گوها حل و فصل شود که مربوط به وضع نهاد ریاست جمهوری و دولت و نیز تضمین های سیاسی و امنیتی لازم برای اجرای توافق بر اساس طرح زمان بندی مشخص است .

تنها راهی که عبدربه منصور هادی باید در پیش بگیرد، حفظ اعتدال و بی طرفی در خصوص همه گروه های سیاسی و عدم جانبداری از یک گروه سیاسی خاص، پاپیبندی به طرح صلح و مشارکت و داشتن نقش رهبری و میانجی گرانه برای ادامه گفت و گوهای سیاسی در یمن است. منصور هادی باید بداند که دنباله روی از دستورات دیکته شده کشورهای  عضو شورای همکاری خلیج فارس به ویژه عربستان در نهایت به زیان وی و مردم یمن تمام خواهد شد،‌زیرا عربستان اصولا با هرگونه مشارکت انصارالله در قدرت در یمن مخالفت می ورزد و هرگز نمی تواند دولتی را که همسو با سیاست هایش نباشد، در این کشور تحمل کند.

عباس غالب دیگر تحلیلگر یمنی بر ضرورت غلبه زبان عقل و منطق و بازگشت به میز گفت گوها تاکید می کند.

طرف های یمنی باید با توجه به شرایط حساس کشورشان، جدیت و حسن نیت و انعطاف پذیری بیشتری را از خود نشان دهند تا به توافق فراگیری دست یابند . این طرف ها باید به هدف نهایی روند سیاسی که پاسخی به مطالبات مردم یمن در داشتن امنیت و ثبات زندگی عزتمندانه و تشکیل دولت جدید بر اساس حقوق شهروندی برابر و حاکمیت قانون و منطق است،‌ بیندیشند.

همه گروه ها و شخصیت های یمنی باید همواره منافع یمن و یمنی ها را به دور از منافع حزبی و گروهی درنظر بگیرند، سازمان ملل متحد هم اعلام کرده است همچنان به تلاش های خود برای ادامه گفت و گوهای سیاسی و نزدیک کردن دیدگاه های گروه های مختلف یمنی با هدف دستیابی به راه حل سریع برای دور کردن یمن از پرتگاه فروپاشی و سقوط ادامه خواهد داد.

مردم یمن بهای سیاست‌های ماجراجویانه و مداخله جویانه عربستان را می‌پردازند

شکی نیست که مردم یمن امروز بهای اشتباهاتی را می پردازند که حکام این کشور در طول سال های گذشته مرتکب شده اند، مردم یمن هنوز اقدام کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در اخراج یک میلیون مهاجر یمنی را فراموش نمی کنند که پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن همچنان یمن را رها نمی کند. چند ماه پیش نیز عربستان هزاران کارگر یمنی را اخراج کرد.

امروز نیز یمن در بحرانی که نتیجه اشتباهات سیاسی حکومت عبدربه منصور هادی است،‌غرق شده است.

تهدید رژیم های عربی حاشیه خلیج فارس به محاصره و تحریم های اقتصادی علیه یمن و خارج کردن سفیر و بستن سفارت در حالی است که مردم یمن همانند گذشته باید در صورت همراه نشدن با سیاست ها و خواسته های رژیم های عربی حاشیه خلیج فارس، بهای این اقدامات باج خواهانه را بپردازند.

البته گروه ها و طرف های یمنی همسو با عربستان هیچ گاه از تحریم ها و فشارهای اقتصادی عربستان متضرر نشده اند و مردم یمن متضرر اصلی هستند.

آیا زمان آن نرسیده است که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، در شیوه و نوع تعامل خود با یمن تجدید نظر کرده و حتی برای یک بار هم که شده ادعای حمایت از مردم یمن را در عمل اثبات کنند نه اینکه این مردم را با سلاح تحریم اقتصادی مجازات کنند. این رژیم ها به جای قیمومیت بر یمنی ها و تحریک برخی طیف ها و تسلیح آن ها در راستای ایجاد هرج و مرج و بی ثباتی در یمن، بهتر است به خواسته های مردم یمن در داشتن زندگی کریمانه و مستقلانه در فضایی از برادری و برابری و صلح احترام بگذارند.

رژیم های عربی همواره ادعا می کنند در طرح های توسعه بزرگ در یمن سرمایه گذاری کرده اند، اما مردم یمن در عمل بهره ای از این طرح های ادعایی نبرده اند و دلارهای نفتی به جای هزینه شدن در طرح های اقتصادی بیشتر به جیب سران برخی قبایل و شخصیت های سیاسی همسو با آل سعود سرازیر شده است.

مردم یمن از رژیم های عربی انتظار دارد به جای بیانیه‌های ظاهری و فریبکارانه که مدعی حمایت از مردم یمن می شوند، از اهرم فشارهای اقتصادی و تنگ کردن عرصه بر آن‌ها و اخراج کارگرانشان و تحریک گروه ها و قبایل علیه یکدیگر در راستای اهداف شوم خود دست بردارند و اجازه دهند مردم یمن با همه گروه ها و طیف های سیاسی، مستقل و به دور از هرگونه فشار و تهدید و تحریک، برای آینده کشورشان تصمیم گیری کنند. احترام به حقوق مردم و حاکمیت یمن و حسن همجواری مهمترین خواسته مردم یمن از رژیم‌های عربی حاشیه خلیج فارس است.

رئیس جمهور سابق یمن رسماً استعفای خود را پس گرفت

خبرگزاری تسنیم: رئیس جمهوری مستعفی یمن ضمن درخواست از پارلمان درباره موافقت با پس گرفتن استعفایش قصد دارد که عدن را به عنوان محل اداره اوضاع قرار دهد.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم،‌شبکه المیادین گزارش داد: عبد ربه منصور هادی به پارلمان اطلاع داده است از استعفای خود منصرف شده است و همچنین خواستار حمایت پارلمان از وی برای اجرای دستاوردهای گفت‌وگوهای ملی شد.

المیادین اعلام کرد: رئیس جمهوری مستعفی عبد ربه منصور هادی به مجلس نمایندگان یمن اعلام کرده است که از استعفای خود منصرف شده است و علت استعفای خود را حفظ منافع عالی یمن و خطرناک بودن شرایط و اضطراری بودن اوضاع دانسته است.

خبرنگار المیادین گزارش داد: عبد ربه منصور هادی در نامه خود به پارلمان خواهان حمایت از وی و همسویی شده است و جنبش انصارالله یمن را به یورش به صنعا با زور سلاح در۲۱ سپتامبر گذشته و تخریب دستاوردهای سیاسی و قانون اساسی متهم کرده است.

هادی از مجلس خواسته است که با انصراف وی از استعفایش موافقت کند و مدعی شده است که یمن در معرض توطئه بزرگی که وحدت و امنیت و حاکمیت آن را در معرض خطر قرار داده است، قرار دارد.

المیادین اعلام کرد: این نامه ساعاتی پس از استقبال و حمایت شورای همکاری خلیج فارس از بازگشت هادی و حمایت از خروج وی از صنعا صورت می‌گیرد و پس از اینکه هفت حزب بزرگ در پایتخت از تلاش برای انتقال به عدن و دیدار با رئیس جمهوری یمن برای حمایت از وی سخن می‌گویند.

خبرنگار المیادین تأکید کرد: برخی اطلاعات حاکی است که عبد ربه منصور هادی با استعفای دولت مخالف و خواستار انتقال به مقر جدید طی ساعات آینده است.

این با توجه به درخواست کمیته‌های انقلابی یمن از دولت برای از سرگیری فعالیت‌های خود به عنوان دولت پیشبرد امور تا زمان تشکیل دولت انتقالی، دشوار و به‌مفهوم دو دستگی حقیقی در دولت است به ویژه آنکه ۱۶ وزیر با دعوت کمیته انقلابی موافقت کرده‌اند.

المیادین به نقل از منابع نزدیک به رئیس جمهوری مستعفی یمن اعلام کرد که وی امکان اعلام عدن به عنوان پایتخت موقت برای اداره امور از این شهر را بررسی می‌کند.

انتهای پیام/۱

 

Aide: Yemen President Retracts Resignation

by Naharnet Newsdesk ۴۹ minutes ago

W460

Yemeni President Abedrabbo Mansour Hadi has retracted his resignation after escaping house arrest in the militia-controlled capital, an aide said on Tuesday.

The embattled leader had tendered his resignation last month after the Shiite militia, known as Huthis, seized the presidential palace and besieged his residence in Sanaa.

On Saturday he made a surprise escape and resurfaced in Aden, the capital of the formerly independent south Yemen, where he resumed his duties and said all measures taken by the Huthis were “null and illegitimate”.

An aide to Hadi said he had sent a letter withdrawing the resignation to Yemen’s parliament, which had never met to formally accept it.

“I have withdrawn my resignation which I tendered to your esteemed parliament,” Hadi wrote in the letter, a copy of which was seen by AFP.

In the letter, Hadi urged lawmakers to cooperate with him to “salvage the salvageable and to normalise the security and economic situation in all provinces”.

Hadi also called on government ministers to “head immediately to Aden to convene,” the presidential aide said.

Prime Minister Khalid Bahah had tendered his resignation at the same time as Hadi. He remains under house arrest in Sanaa along with other ministers and officials.

The Huthis, whose power base is in the mainly Shiite northern highlands, overran Sanaa unopposed in September.

They have pushed their advance south and west into mainly Sunni areas, where they have met with fierce resistance from tribesmen and Yemen’s powerful branch of al-Qaida.

Hadi is a southerner who spent nearly three decades in the north, serving as defence minister and vice president. He became president in 2012 after longtime strongman Ali Abdullah Saleh was forced from power by a year-long uprising.

………………………………..

Iran ‘Contributed’ to Collapse of Yemen Government, Says Kerry

 

W460

by Naharnet Newsdesk ۵۴ minutes ago

Iran’s support for Shiite rebels in Yemen “contributed” to the militia’s takeover of the Yemeni capital and the collapse of the government, top U.S. diplomat John Kerry said Tuesday.

Speaking to U.S. lawmakers, Kerry agreed Tehran’s support for the Huthi militia was “critical” in shoring up the rebels.

Asked whether the Yemeni government collapsed because of Iran’s support for the Huthi, Kerry replied: “I think it contributed to it .. without any question whatsoever.”

“But I do know that the Iranians were surprised by the events that took place and are hoping to see a national dialogue” take place,” Kerry told the Senate appropriations committee, at the start of two days of intense budget hearings.

Kerry met Sunday and Monday in Geneva with his Iranian counterpart Mohammad Javad Zarif for talks on Tehran’s nuclear program, but acknowledged he had had “brief conversations” on other topics.

Yemen’s Gulf neighbors have rejected the sidelining of the Western-backed President Abedrabbo Mansour Hadi as a “coup,” while the U.N. Security Council has urged the militia to withdraw its forces from government institutions.

An aide to Hadi said Tuesday the embattled leader has retracted his resignation after escaping house arrest in the militia-controlled capital, Sanaa, at the weekend.

Hadi had tendered his resignation last month after the Shiite militia seized the presidential palace and besieged his residence in Sanaa.

Kerry revealed he planned to meet on Friday with leaders of the Gulf Cooperation Council in London to discuss the crisis in Yemen among other issues.

The United States closed down its embassy in Yemen earlier this month, along with France and Britain, amid growing concerns about insecurity in the country.

The Huthis, whose power base is in the mainly Shiite northern highlands, overran Sanaa unopposed five months ago.

They have pushed their advance south and west into mainly Sunni areas, where they have met with fierce resistance from tribesmen and Yemen’s powerful branch of al-Qaida.

——————————————————–

The child soldiers of Yemen

Lured by money and a sense of purpose, a growing number of young boys are being recruited by Yemen’s warring factions.

Priyanka Gupta |  | Middle EastYemenChild rightsWar & ConflictUN

Young boys are usually recruited from within the locality, lured by money and a sense of purpose in fighting for the community [Reuters]

Sanaa, one of the oldest cities of the world, is now a patchwork of many checkpoints. Last September, the heavily fortified Yemeni capital fell to Houthi fighters, and in just six months the rebels dissolved the assembly and took over the government.

Yemen’s two power centres

As the world reacted with concern and foreign embassies in the capital closed in a hurry, Yemen seemed to be devolving into a brutal power struggle between the Houthis in Sanaa and a UN-backed president in Aden.

Many of the foot soldiers of this conflict, guarding turf along the battle lines, are children. Young boys between 14 and 16 are often seen with rifles and handguns strapped to their sides, protecting the recently seized streets of Sanaa.

These young boys are usually recruited from within the locality, lured by money and a sense of purpose in fighting for the community.

Yemeni activists say they earn 500 Yemeni rials ($2) a day, along with a hot meal, in return for a day in the sun and vigils at night.

“You will find them at every checkpoint, every area in Sanaa, near the parliament, near the cabinet. We have never seen these young boys before January when Houthis took over the [presidential] palace,” Nasim al-Moulki, coordinator of the Child Protection Initiative, a quasi-governmental body in Yemen, told Al Jazeera.

The recruitment of children by armed groups is broadly prevalent, and in some cases a reality perpetuated even by the nation’s army. In 2011, child soldiers were recruited by the Yemeni Armed Forces and pro-government fighters against the Houthis in the north during the popular uprising against former President Ali Abdullah Saleh.

“The recruitment of young children grew since the beginning of war in Saada in 2004. Children were enlisted by the army, different tribes and armed groups. In 2011, there was clear recruitment by everyone – especially by the military and the tribes,” a Yemeni child rights activist, Omklthom Mohammed Alshami, told Al Jazeera.


RELATED: Yemen crisis explained


Lack of access, coupled with a precarious security situation and a fear of reprisal among locals from armed groups, have made it difficult for monitoring groups to put an exact figure on the number of children involved in armed conflict in Yemen.

“The number of Houthi fighters is more realistically closer to 20,000 to 30,000, of which a rough guesstimate of 30 to 40 percent are under 18, and 15 to 25 percent under 16,” Yemen analyst Hisham al-Omeisy told Al Jazeera.

Last year, the United Nations verified the recruitment of more than 100 children, some as young as six. Almost half of them were inducted during recruitment drives at mosques and markets by Salafists from southern provinces in the fight against the Houthis.

“You see it when you drive around the country or in Sanaa, very young boys with weapons manning checkpoints. That is wrong. Children should be in school,” Julien Harneis, the UNICEF representative in Yemen, told Al Jazeera.

Child soldiers are also initiated into regional conflicts by other armed groups, such as al-Qaeda in the Arabian Peninsula and its affiliate, Ansar Al Sharia, with money and the promise of  glory in death.

۲۰۱۳ report by the UN secretary-general on Children and Armed Conflict in Yemen says there are reports of young boys being recruited by Ansar Al Sharia with the clear purpose of sexual exploitation. These cases are largely under-reported because of the social stigma attached to it. The report also highlights the use of drugs to sedate children, noting they have been forced into the battlefield.

The prospect of a steady source of income for families wracked by poverty has led many young boys to drop out of school and join these armed groups. Often, they work at checkpoints, manage kitchens or are embedded as spies.

Yemen is the poorest country in the Middle East, with ۴۵ percent of the population going to bed hungry every day. Poverty, lack of education, family retribution and a deeply entrenched sense of masculinity and filial duty, activists say, all contribute to the militarisation of young children.

Source: UNICEF/World Bank
For international agencies like the UN, 2014 came with a promise of hope when an action plan was finally set in motion in partnership with the Yemeni government to end the recruitment of children.
A dialogue with the Houthi leadership to release child soldiers and reintegrate them began two years ago. However, given the present political uncertainty and an upsurge in nationwide violence, progress on this front seems tenuous.
Leila Zerrougui, the UN special representative for children and armed conflict, told Al Jazeera that in the past year, there have been reports of a rise in the recruitment of children, notably by Houthi forces and other local militias, while the Yemeni armed forces have continued to enlist children.
“Throughout 2014, the UN maintained its engagement, but there was no follow-up from Houthis in the past few months. A commitment to protect children followed by constructive engagement means that when a crisis strikes, children will continue to be protected. I call on the armed group to honour its commitment and to shield children from the impact of conflict,” Zerrougui said.

But pro-Houthi political activist Hussain al-Bukhaiti says Yemen’s capital is safe because of the young boys guarding it. He says they are part of “popular committees” formed by locals, especially in tribal areas, where families – in keeping with Yemeni tradition – send their children to protect their neighbourhoods. He insists that only trained fighters are sent to conflict zones, and denies that Houthis pay the children for their service.

“These international agencies are just telling lies… We consider boys who are 15 to 16, as adults. It is part of the American propaganda. Most of the agencies are from the West and supported by the Gulf countries,” Bukhaiti told Al Jazeera. “Everything they say depends on their relationship with the US.”

Follow Priyanka Gupta on Twitter: @priyankagind

Source: Al Jazeera

————–

خروج چمدانی ارز از کشور

Share Button

 

نادران از خروج مقادیر قابل توجهی ارز با چمدان از کشور خبر داد

خبرگزاری تسنیم: نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه در ماه‌های اخیر مقادیر قابل توجهی ارز بانک مرکزی طی محموله‌ای چمدانی از کشور خارج شده است، گفت: این ارزها همان ارزهای آزادشده از توافقنامه ژنو است.

الیاس نادران

تسنیم 
۰۴/اسفند/۱۳۹۳  

یکی از محموله‌های ارز در فرودگاه توقیف شد

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری تسنیم، الیاس نادران نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در ابتدای جلسه علنی عصر امروز پارلمان در تذکری شفاهی اظهار داشت: اخیراً گزارشی دریافت کردیم که نشان می‌دهد ظرف ماه‌های اخیر مقادیری قابل توجه از ارزهای بانک مرکزی طی چند محموله چمدان اسکناس ارزی که عمدتاً درهم بوده‌اند، از مبادی رسمی و با تأیید بانک مرکزی از کشور خارج شده‌اند.

وی ادامه داد: یکی از این محموله‌ها با دستور دادستان تهران در فرودگاه توقیف و عودت شده است که برای آنها پرونده قضایی تشکیل شده است و گفته می‌شود این ارزها همان ارزهای آزادشده از توافقنامه ژنو است. آمریکایی‌ها علی‌رغم تعهد کلی در آزادسازی چند میلیارد دلار از منابع ارزی کشور در مرحله اقدام، به‌رسم دیرینه خوی آمریکایی خود، از دادن ولو یک دلار به دولت استنکاف کرده‌اند.

نماینده مردم تهران در مجلس افزود: آنها گفته‌اند که شما همچنان تحریم دلار هستید و ما فقط می‌توانیم معادل آن پول را در یک کشور ثالث به پول آن کشور به شما تحویل دهیم. آن‌گاه معادل این مبلغ به ارز یکی از کشورهای منطقه تبدیل و تحویل و در همین مرحله اول نرخ تسعیر ارز، هزینه قابل توجهی علیه ما به جیب آن کشور واریز شده است.

نادران بر همین اساس تصریح کرد: در مرحله دوم بخشی از این ارزها با پرداخت هزینه تسعیری تبدیل به دلار و سپس وارد کشور شده و بخش دیگر هم به کشور دیگری رفته است و مجدداً در آن کشور گفته‌اند: “چون شما هنوز از نظر سیستم بانکی تحریم هستید، لذا این ارزها را فقط می‌توانید به تهران ببرید و حتی حق نگهداری یک درهم را هم در این کشور ندارید” و ظاهراً بانک مرکزی تصمیم می‌گیرد مجدداً این ارزها را از طریق برخی افراد خاص از کشور خارج کند و به همان کشور اول برگرداند که در این رابطه چند ملاحظه وجود دارد.

وی در این باره گفت: نخست اینکه اصل موضوع انتقال منابع آزادشده از محل توافق ژنو به‌صورت اسکناس درهمی به ایران با وجود نیازهای ارزی کشور در خارج بالاخص کشور امارات نیازمند بررسی و فاقد توجیه و منطق اقتصادی است، پس سؤال اینجاست: چرا اساساً فلان توافقی صورت گرفته و ما پذیرفته‌ایم که این پول‌ها را آن هم به‌صورت غیردلاری وارد کشور کنیم تا مجبور باشیم با مکانیسم غیررسمی و پرداخت هزینه و ریسک به خارج از کشور منتقل کنیم؟

نماینده مردم تهران ادامه داد: دوم اینکه از آنجایی که ورود هرگونه اسکناس ارزی به‌دلیل شرایط تحریم به داخل کشور دارای هزینه‌های کلان و قابل توجهی است و با توجه به اینکه درهم اسکناس معتبر و باارزش و باثبات در مقابل سایر ارزها است، حال که وارد کشور شده است، چه ضرورتی دارد که مجدداً همین منابع درهمی از کشور خارج شود؟

نادران در مورد نکته سوم نیز تصریح کرد: بار دیگر اثبات شد که آمریکایی‌ها قابل اعتماد نیستند و در مقابل تعهدات مکتوب، عینی و جزئی خود در آزادسازی ۷ میلیارد دلار و ماهی ۷۰۰ میلیون دلار در تمدید توافقنامه موقت ژنو هم پایبند نبوده و به‌دنبال تحقیر ملت ایران هستند، لذا چگونه می‌توان به اینها اعتماد کرد که در توافق بلندمدت به کلی و جزیی اکتفا کنیم؟

انتهای پیام/*

کامنت من:

در اینکه اصل ماجرا چیست نمیتوان اظهار نظری کرد زیرا طی ۳۶ سال حکومت اسلامی مقامات دولتی با ثروت و همه ذخیره های مملکت چون جیب خود رفتار کرده و میلیاردها میلیارد دلار توسط افراد حقیقی و فاقد کمترین صلاحیت حقوقی به  بهانه های تحریم و یا امنیتی و کمک به تروریستهای منطقه از مملکت خارج کرده اند و نه فقط با چمدان، بلکه با کامیون و تریلی هم. ولی نکته ایی که الیاس نادران میگوید و میتواند حتی برای بسیاری از منتقدین رژیم هم گمراه کننده باشد این گفنه  او است:”… آمریکایی‌ها قابل اعتماد نیستند و در مقابل تعهدات مکتوب، عینی و جزئی خود در آزادسازی ۷ میلیارد دلار و ماهی ۷۰۰ میلیون دلار در تمدید توافقنامه موقت ژنو هم پایبند نبوده و به‌دنبال تحقیر ملت ایران هستند،” اما واقعیت از نگاه هر ایرانی میهن دوستی اینست که آمریکاعی ها نه ملت ایران بلکه رژیم حاکم بر ایران را با این رفتار تحقیر میکنند و این تحقیر رژیم، دقیقاً تکریم ملت ایران است. اگر آنها با رژیم  اوباش سالار حاکم بر میهن ما با احترام رفتار میکردند معنی احترام آنها این بود که کوپن لیاقت ملت ایران همین رژیم لومپنکراتیک است و بس. ملت ایران نه تنها باید ممنون این تحقیر آمریکائها باشد و آنرا احترام بخویش فرض کند بلکه اگر شیوخ شارجه و رأس الخیمه هم با رهبری و دولتمردان ایران تحقیر آمیز و خفت بار رفتار کنند به ملت ایران احترام گذارده اند.

داعش شیعی و داعش سنی در لبنان سرشاخ میشوند

Share Button

 نشریه دیلی استار لبنان از تصمیم داعش و ابوبکر البغدادی برای تأسیس شعبه خود در لبنان خبر میدهد. همین روزنامه هدف اصلی داعش را نیروهای شیعه حزب الله لبنان ذکر کرده مینویسد: ” منابعی که این خبر را داده اند به نقل از منابع امنیتی میگویند؛ ISIS یا داعش آماده میشود تا امیر نشین خود را  با عنوان دولت اسلامی بزودی در لبنان مستقر کند. دیلی استار در ادامه مینویسد:” پیکار جویان داعش از جنگجویان در شمال سوریه خواسته اند تا در لبنان بدانها بپیوندند. همین منابع افزوده اند که فرماندهی داعش آماده میشود تا کمیته نظامی خود را با وظیفه ی امور لبنان ایجاد کند. مشکل داعش در حال حاضر تعین فرماندهی این امیر حکومت اسلامی است. گفته میشود که شیخ احمد العسیر( یک شیخ ضد شیعه سلفی لبنانی که پس از درگیری با حزب الله و ارتش لبنان از یکسال پیش در منطقه نا پدید شده است. ح ت)  برای این پست مطرح است که شخصیتی بادکنکی است. این منابع اضافه کرده اند که تدارک ایجاد این امیر نشین توسط خلف الزیابی هالوس، ملقب به ابو مصیب هالوس، یک فرد سوری الاصل که در حمله و تصرف رقاء(شهری در شمال شرقی لبنان ح ت) نقش اصلی را داشته است انجام میگردد. گفته میشود که منابع سیاسی لبنان اطلاعاتی دریافت کرده اند مبنی بر اینکه این شاخه در حال تأسیس داعش شروع به عضوگیری افراد انتحاری کرده است که  میخواهد از آنها عیله اجتماعات شیعیان در جنوب بیروت و مناطق جنوبی لبنان استفاده کند. پایان خلاصه ترجمه دیلی استار.(ح ت)

کامنت من: اگر این خبر صحیح باشد میتوان گفت زمانی که حزب الله لبنان در این تله افتاده است که خطوط جبهه خود را از شمال لبنان تا گولان و حومه دمشق و تا عراق و یمن گسترش داده است و منطقاً در تمام این جبهه پس از ماهها درگیری خونین باید به خستگی روحی و فیزیکی و تحلیل منابع دوچار شده باشد، نیروهای تازه نفس داعش که اگرهم مستقیماً از سوی جریانات ضد حزب الله و ضد ایران در لبنان و منطقه تقویت نشوند با سکوت رضایت آمیز آنها مواجه خواهند شد، وارد معرکه درگیری با حزب الله لبنان و پشتیبانان سپاه قدسی آنان میشوند. باید انتظار داشت که رویارویی داعش شیعه( حزب الله و سپاه قدس) و داعش سنی به یک حمام واقعی خون و مسابقه سربریدن همدیگر تبدیل گردد. در ضمن میتوان گفت به یک معنی پیش بینی مقام معظم رهبری ما دایر بر بیداری اسلامی به تحقق نهایی خود نزدیک میشود ولی اشکال ایسنت که این بیداری اسلامی یا مانند مصر، تونس، یمن و لیبی به بستر سکولاریسم افتاده است و یا به داعش علیه اسلام شیعی تبدیل گردیده است.

ISIS preparing to declare Islamic emirate in Lebanon: sources

Antoine Ghattas Saab| The Daily Star
Feb. 23, 2015 | 12:09 AM

ISIS is preparing military plans to declare an Islamic emirate in Lebanon very soon to serve as a geographical extension of the so-called “Islamic State” announced by Abu Bakr al-Baghdadi in Iraq last year, security sources said.

ISIS fighters have demanded support from the militant group in northern Syria to achieve this goal, the sources said.

They added that the ISIS command has begun preparations to set up a military organizational committee tasked with running Lebanese affairs and considering Lebanon as part of its state.

However, ISIS is facing difficulties in choosing a Lebanese commander for this mission. The reported appointment of the fugitive preacher Ahmad al-Assir for this post was merely a trial balloon, the sources said.

They added that arrangements to form an ISIS command for the Lebanon emirate were taking place under the supervision of the group commander Khalaf al-Zeyabi Halous, codenamed “Abu Musaab Halous,” a Syrian who had played a key role in the ISIS offensive to capture the Raqqa province in 2013.

Abu Musaab Halous, accompanied by a number of ISIS military commanders, recently visited the Qalamoun region on the Lebanese-Syrian border, where he met with field commanders with whom he discussed the creation of security and military formations between Qalamoun and Lebanon, the sources said.

In addition to the fact that the adventure of setting up an Islamic emirate in Lebanon has not received the green light from the powers backing ISIS, the group’s attempt expand into Lebanon might be doomed to failure, the sources added.

In the meantime, an influential party in Lebanon has received important information indicating that ISIS is bent on recruiting more suicide bombers equipped with explosives belts to target Shiite gatherings in Beirut and the southern suburbs as well as French and Western interests, while the Iranian Embassy in Beirut, which was targeted with a deadly twin suicide attack in November 2013, is still vulnerable to another assault.

As Lebanon faces growing security threats, military assistance to the Lebanese Army is expected to be stepped up to help the country stand on its feet.

The United States will provide the Lebanese Army with six Super Cobra fighter aircraft as part of the U.S. military aid to the Army, reports said. The aircraft are manufactured by the Bell military helicopter company.

Also, sources close to the military establishment said that America had agreed to sell some F-5 fighter jets to the Lebanese Army in the next five months.

This coincided with official and party security reports that terrorist organizations, at the forefront of which are ISIS and the Nusra Front, are preparing to launch attacks deep into Lebanese territory, not only from the outskirts of the northeastern town of Arsal, but also from along the eastern frontier.

Manufactured by the Northrop company, the F-5 jets, first designed in 1950s and put into operation in 1960s, are used by some Arab armies. The aircraft has a range of 1,400 km with maximum speed of 1,700 km.

The U.S. has already provided aid to the Lebanese Army including armored vehicles, machine guns and ammunition warehouses, which the military needs in its battle against militant groups on various fronts along the common border with Syria.

A version of this article appeared in the print edition of The Daily Star on February 23, 2015, on page 3.

– See more at: http://www.dailystar.com.lb/News/Lebanon-News/2015/Feb-23/288379-isis-preparing-to-declare-islamic-emirate-in-lebanon-sources.ashx#sthash.m7ruUQ6m.dpuf

Iraq: Allawi, Sadr to form “non-sectarian” parliamentary bloc

Share Button

In an exclusive interview with Asharq Al-Awsat, Allawi, who is also leader of the Al-Wataniya bloc in the Iraqi parliament, said: “A delegation from the Sadrist Al-Ahrar bloc visited me in my office where we discussed and agreed to form the Wataniya Front which will begin work in the Iraqi parliament and government in the next few days . . . to rescue Iraq from factional and political conflicts.” The new bloc will not operate along sectarian or ethnic lines but rather “according to the honor code called for by Moqtada Al-Sadr,” the official added.

Manaf Al-Obaidi

Shi’ite cleric freezes activities of several armed groups affiliated with his movement

Iyad Allawi (L), Iraq’s vice president and head of the secular Iraqiya coalition, speaks during a joint news conference with Shi'ite cleric Moqtada Al-Sadr in Najaf, Iraq, on March 3, 2011. (Reuters/Ali Abu Shish)

Iyad Allawi (L), Iraq’s vice president and head of the secular Iraqiya coalition, speaks during a joint news conference with Shi’ite cleric Moqtada Al-Sadr in Najaf, Iraq, on March 3, 2011. (Reuters/Ali Abu Shish)

Baghdad, Asharq Al-Awsat—Iraqi Vice-President Iyad Allawi has unveiled a deal with senior Shi’ite leader Moqtada Al-Sadr to form a “supra-sectarian and ethnic” bloc in the Iraqi parliament, one week after the killing of a prominent Sunni sheikh threatened to exacerbate sectarian tensions in Iraq.

In an exclusive interview with Asharq Al-Awsat, Allawi, who is also leader of the Al-Wataniya bloc in the Iraqi parliament, said: “A delegation from the Sadrist Al-Ahrar bloc visited me in my office where we discussed and agreed to form the Wataniya Front which will begin work in the Iraqi parliament and government in the next few days . . . to rescue Iraq from factional and political conflicts.”

The new bloc will not operate along sectarian or ethnic lines but rather “according to the honor code called for by Moqtada Al-Sadr,” the official added.

In a gesture of goodwill the prominent Shi’ite cleric earlier this week said he would freeze militias affiliated with the Sadrist Movement after a prominent Sunni tribal leader, Sheikh Qassem Al-Janabi, and his son were abducted and killed by suspected members of Shi’ite volunteer militias.

Two main Iraqi parliamentary blocs suspended their activities in parliament last week in protest against what they described as Prime Minister Haider Al-Abadi’s failure to disarm such militias.

Sadr has also called on the Al-Ahrar bloc to sign with other parliamentary blocs an honor code aimed at stemming the bloodletting in Iraq.

Allawi praised the moves by Sadr to freeze the activities of a number of armed groups affiliated with the Sadrist movement, saying it was a sign of Sadr’s patriotism and “positive efforts to safeguard the social unity of Iraq.”

“We have expressed our support to this trend which is aimed at distancing Iraqis from sectarian politics and achieving true national unity,” he added.

In comments to Asharq Al-Awsat Al-Ahrar MP Dhia Al-Assadi said the new Wataniya Front would help “bring together political leaders and influential figures from the Iraqi parliament on the basis of national commonalities.”

“The bloc will be supra-sectarian, ethnic and work according to a purely national agenda,” Assadi said.

He added: “The idea for the Front began almost two months ago and it was being circulated between the Al-Ahrar bloc and some parliamentary figures, including Iyad Allawi. Everyone was aware of the significance of forming the Front on national principles removed from narrow partisan agendas.”

باتلاق یمن برای محافل ماجرا جوی ایران دهان گشوده است

Share Button

من در چند شماره نظرم را راجع به کودتای مهندسی شده  از سوی محافل نظامی ایران در یمن توسط حوثیهای با عناوینی چون بسوی فاجعه و باتلاق گفته ام و امروز مشاهده خاموشی گرفتن رجز خوانیهای  این محافل و سایت های وابسته بدانها راجع به پیشروی حوثیها و… ، و اتخاذ مواضع انفعالی ناگهانی رژیم و عظمت طبان نظامی ایران نشان میدهد که وضعیت باتلاقی  پیش گفته از آنچه پیش بینی میشده سریعتر خود را به این گیر افتادگان در آن تله افتضاح و شکست نشان داده است. دیگر تردیدی نیست که محافل نظامی ایران خیک را ول کرده اند ولی معلوم نیست  حالا دیگرخیک آنهارا به این آسانی ول کند.*

تاریخ انتشار:۰۳ اسفند ۱۳۹۳ – ۲۳:۵۴-۲۲ February 2015

تلاش عربستان و رژیم اسرائیل برای پیاده کردن الگوی سوریه در یمنتحولات سیاسی در یمن، روز گذشته با خروج رئیس جمهور مستعفی این کشور از پایتخت وارد مرحله جدیدی شد. در این میان، هرچند جنبش انصارالله مواضع خود را در پایتخت تثبیت کرده، اما تحرکات آغاز شده در مناطق جنوبی، می تواند بخشی از سناریوی جدیدی باشد که علیه یمن در حال اجراست و احتمالاً خروج رئیس جمهور سابق نیز بخشی از این سناریو است.
به گزارش «تابناک»، شواهد میدانی از تحولات یمن حاکی از آن است که دولت های مخالف جنبش های مردمی این کشور، تلاش دارند تا با شکل دادن به نیرویی نظامی مشابه آنچه در سوریه تحت عنوان «ارتش آزاد سوریه» شکل گرفت، چالش مسلحانه علیه جنبش انصارالله را آغاز کنند. این موضوعی است که به ویژه از سوی مطبوعات سعودی و همچنین اسرائیلی به آن پر و بال داده می شود.
در همین راستا، سایت خبری «آروتز شوا» گزارشی را از روزنامه «الشرق الاوسط» بازنشر کرده و می نویسد قبایل ساکن در استان های جنوبی یمن، شامل استان های شبوه، لاهیج، ابین و الضالع که دارای منابع نفتی نیز هستند، اعلام کرده اند که خود را منطقه بیدا که به تازگی تحت کنترل جنبش انصارالله درآمده، نزدیک می کنند.
افزون بر این، این قبال اعلام کرده اند با تشکیل یک «ارتش مردمی»، تلاش خواهند کرد جلوی پیشروی انصارالله به جنوب را بگیرند. آن ها همچنین تهدید کرده اند هرکسی را که به حوثی ها کمک کند، مورد مجازات قرار خواهند داد.
افزون بر این، القاعده و داعش نیز فعالیت های خود را در مناطق جنوبی و شرقی یمن شدت بخشیده اند و روندها حاکی از آن است که این گروه های تروریستی تلاش دارند ضمن نزدیک کردن خود به قبایل جنوبی، با آن ها علیه آنچه «دشمن مشترک» می دانند، همراه و متحد شوند.
بر این اساس، به نظر می رسد روندی در مناطق جنوبی یمن آغاز شده که از مدت ها پیش، ناظران و تحلیلگران نسبت به آن هشدار می دادند و شامل تلاش برای پیاده کردن الگوی سوریه و آنچه به جنگ داخلی در این کشور منجر شد، بر کشور یمن است. تشکیل یک ارتش موازی در بخش هایی از کشور و همچنین همسو شدن نیروهای تروریست با نیروهای قبایل، همگی مواردی هستند که پیشتر در سوریه و البته عراق مشاهده شده است.
در این میان، باید خاطرنشان کرد همان گونه که ورود عامل خارجی به عراق و سوریه و حمایت برخی دولت ها از گروه های شورشی و تروریستی در این دو کشور سبب تشدید درگیری ها شد، ناآرامی ها در یمن نیز به طور مشخص از سوی عربستان سعودی و رژیم اسرائیل حمایت و هدایت می شود.
مقامات سعودی که به واسطه همزمان شدن سقوط دولت سابق یمن با درگذشت ملک عبدالله، به نوعی ابتکار عمل را در این کشور از دست دادند، طی هفته های اخیر تلاش های فراوانی داشته اند تا ضمن پیشبرد روند تنش زدایی با کشورهایی چون ترکیه و قطر، دست خود را برای اقدام در حوزه های فوری تر مربوط به امنیت خود، به ویژه یمن بازتر کنند.
اکنون و پس از تمامی گمانه زنی های مطرح شده درباره تغییر و تحول در رویکردهای سیاست خارجی عربستان، به نظر می رسد این کشور روند اقدام علیه انصارالله را به طور جدی کلید زده که با توجه به نفوذ این کشور در میان برخی قبال یمنی، اکنون به شکل تشکیل ارتشی از سوی این قبایل نمود پیدا کرده است.
از سوی دیگر، این نکته را باید مورد توجه قرار داد که با توجه به رابطه نزدیک جنبش انصارالله با جمهوری اسلامی ایران، رژیم اسرائیل از مدت ها پیش نسبت به احتمال تسلط این جنبش بر سرتاسر یمن که به معنای تحت کنترل گرفتن خلیج عدن است، احساس نگرانی می کند. مطبوعات اسرائیلی اشاره می کنند که در صورت موفقیت انصارالله در تسلط بر عدن، تمام دسترسی ها به دریای سرخ و در نتیجه، به بندر ایلات در سرزمین های اشغالی، تحت کنترل این جنبش درخواهد آمد.
به همین دلیل، این رژیم حاضر است حتی به قیمت تجزیه یمن، از دسترسی انصارالله بر خلیج عدن – که به زعم صهیونیست ها به معنای کنترل ایران بر شاهرگ حیاتی رژیم اسرائیل خواهد بود – جلوگیری نماید. همین عامل، رژیم اسرائیل را چه از جنبه تبلیغاتی و چه عملی، با قبایل و همچنین تروریست ها در جنوب همسو کرده است.
 …………………

*

دو نفر در کنار یک دریاچه پس از شنا آفتاب گرفته بودند که می بینند یک خیک روی آب است. یکی از آنها میدود تا خیک را با این طمع که پر از شیره یا روغن است از آب بیرون بکشد. خیکی در کار نبوده واسب آبی غول پیکر لنگ طرف را میگیرد تا بقیه هیکلبش را هم به کام خود بکشد. طرف فریاد کمک خواهی برمیدارد، دوستش جواب میدهد :” خوب ولش کن! آن نگون بخت داد میزند من خیک را ول کرده ام ولی خیک مرا ول نمیکند!

زشت ترین دهن کجی به مردم یا یک شوخی تلخ

Share Button

بنظر من حلقه محاصره ایی که بدور ایران به تدریج از قریب ۳ سال پیش شکل گرفته است مراحل پایانی  تکمیل خود را میگذراند. در ماههای آینده باید شاهد کشیده شدن سرِ نخ آن کمندی باشیم که از هر سوی رژیم ماجراجوی حاکم بر میهنمان را در خود گرفته است. بنظر من ماهها ی آینده سرشار از سور پرایز خواهند بود.

Balaa Dam

نشریه دیلی استار لبنان خبر میدهد که کشور ما ایران، امروز یکشنبه اعلام کرده است که قصد دارد به لبنان کمک کند تا با ساختن سدهای جدیدی به بهبود وضعیت شبکه آبرسانی آن کشور کمک کند. در ادامه، این نشریه ازیک کمک ۴۰ میلیون دلاری بلاعوض دو سال پیش ایران نیز ناخواسته پرده برمیدارد:

دیلی استار مینویسد: ” در سال ۲۰۱۲ ایران یک کمک بلاعوض ۴۰ میلیون دلاری نقدی برای تأمین مالی احداث سد بالَع  Balaa  در باترون  به لبنان پرداخت کرد که گرفتن چنین کمکی از ایران، رهبری سیاسی آن کشور را با انتقادات شدید در داخل خود لبنان روبرو ساخت.”

بنوشته این نشریه: ” محمد مخنوک  وزیر محیط زیست لبنان امروز یکشنبه با وزیر انرژی ایران حمید چیتچیان دیدار کرد. چیت جیان از طرف دولت متبوع خود  وعده داده است که کمپانیهای خصوصی ایران میتوانند با استفاده از منابع مالی کمکی دولت (ایران) در ساختن یک سد جدید دیگر به لبنان کمک کنند.

این روزنامه در ادامه مینویسد: “بنا به گفته نماینده پارلمانی لبنان؛ پطروس حرب، ایرانیها از دسترسی به منطقه بَطرون که سد در آنجا ساخته میشود این هدف سیاسی را دارند تا از این طریق؛ خود و متحدینشان بتوانند در آن منطقه حضور نظامی داشته باشند.

وزیر ایرانی در دیدار امروز تأئید کرد که؛ ایران به تأمین مالی هزینه ساخت سد بالع Balaa  که در دست انجام است نیز همچنان ادامه میدهد”. …” سفر مخنوک به ایران رسمی است و از شنبه برای شرکت در ۱۴همین کنفرانس محیط زیست شروع شده است.”

پایان گزارش دیلی استار لبنان

……………………………

کامنت من:

اگر ندانیم که دولتهای پس از انقلاب و از همه بدتر دولت احمدی نژاد، چگونه با بی رحمی و بی توجهی مطلق؛ ایران را از نظر منابع ابی اش، خشکاندند، تالابهایش، روخانه ها و دریاچه هایش، را با سوء سیاست های زیست محیطی خود خشک کردند و موجب پائین رفتن بیش از یکصد متری سفره های آب زیر زمینی گردیدند و مملکت را  بسمت خطر کویری شدن راندند،میتوانستیم فقط به بذل و بخشش مالی دهها میلیون دلاری دولتمان برای این سدها ایراد بگیریم که معلوم  نیست تصمیم روی  چنین کمکهای خائنانه ایی هم چگونه میتوان از فراز سر مجلس در خاموشی محض بگذرند و بدون هیچ بحثی رسانه ایی هم  در خفا انجام گیرند. میتوانستیم بپرسیم چرا ایران بدبخت شده ما باید نه تنها هزینه بازسازی ویرانه های جنگی لبنان را بپردازد بلکه باید از کیسه ملت برا ی مردم لبنان که درآمد سرانه آنها اگر از مردم ما بیشتر نباشد کمتر نیست سد سازی کند؟ و جا داشت بیاندیشیم اگر سرکشی کسانی امثال من به همین نشریات خود لبنان و افشای  چنین کمکهای نا موجهی نبود چه کسی از این کمکها  با خبر میشد؟

قضیه بدینجا تمام نمیشود. بد نیست اظهارات وزیر دادگستری لبنان را که نظر بخش عمده جامعه لبنان نسبت به ایران و در رابطه با آن، حزب الله  منعکس میکند  را از نهار نت لبنان نقل کنم تا عمق هپروت اندیشی مقامات حاکمه و رهبری مملکتمان را درک کنیم.

 بنا بگزارش نهار نت لبنان [وزیردادگستری لبنان اشرف ریفی در واکنش به سخنرانی چند روز پیش سید حسن نصرالله که گفته بود بهتر است سایر نیروهای لبنانی هم بیایند و در سوریه و عراق با تروریسم (تروریسم مورد نظر حزبالله و ایران) بجنگند گفت: “من تأکید میکنم؛ هر لبنانی که خارج از خاک لبنان بجنگند مرتکب یک عمل جنایی شده است و فرقی نمیکند که حزب الله باشد یا نیروی دیگری.” … او در اشاره به دعوت نصرالله برای جنگ درعراق و سوریه افزود:”  جنگیدن خارجی ها در خاک لبنان نیز عملی جنایی تلقی میشود.” … ” چه کسی میگوید که ما در این جنگ برای حفظ رژیم سفاک و اقتدارگرای بشار اسد باید شرکت کنیم و به بخشی از پروژه ایران تبدیل شویم که هرگز شانس پیروزی هم ندارد.” … ” من بر این اعتقادم که حزب الله با سر بسوی خود کشی میرود.” … ” من بارها گفته ام برنامه ایران دوامی نخواهد آورد. بزرگترین گواه این امر؛ اینست که ایران نتوانسته تا کنونی نفوذی را که درهر منطقه ایی بدست آورده است  برای خود حفظ کند.” … ” برنامه ایران فقط میتواند بی ثباتی ایجاد کند ولی هرگز نمیتواند هیچگونه پیروزی قطعی بدست بیاورد. … “هرچه بیشتر جبهه خود را گسترش میدهد  خود کشی خویش را تسریع میکند.” … ” ایرانیها در هیچ جبهه ایی پیروزی قطعی کسب نکرده اند. آنها باید به خود فریبی و افسانه سازی پایان دهند.” . …” نصرالله پیشنهاد میکند که دولتهای لبنان و سوریه  و ارتشهای آنان تلاشهای خود را علیه تهدیدات بنیاد گرایان هماهنگ کنند. آیا ما باید خود را با ارتش اسد هماهنگ کنیم؟ شگفت! من بعنوان یک وزیر با چنین پیشنهادی نمیتوانم   موافق باشم.”… ” آیا جنایات بشار اسد کمتر از جبهة النصرة  و داعش است؟” … “آیا کشتن کودکان با بمبهای بشکه ایی یک جنایت علیه بشریت نیست؟” … ما اجازه نداریم، نه با بشار اسد و نه با ارتش او خود را هم هماهنگ کنیم.”

دیلی استار با این گزاره  به گزارش خود ادامه میدهد: ” نصرالله در سخنرانی دوشنبه خود گفت ـ  من به آنهایی که از ما میخواهند تا از سوریه بیرون بکشیم میگویم؛ بیائید باهم به سوریه و عراق و هرجای دیگری که درآنجا تهدیدی برای آینده ملتمان هست برویم  چون این بهترین راه برای  حراست از لبنان است. ” پایان خلاصه دیلی استار.

سخنان فوق، سخنان وزیر دادگستری لبنان و عضو همان کابینه ای است که دولت ما وزیر محیط زیست آنرا به کنفرانس سالانه محیط زیست خود در تهران دعوت کرده است تا از جمله، به او پیشنهاد ساخت دومین سد را بهزینه ملت ایران برای لبنانیها پیشنهاد کند. خاصه خرجی های دولت و رهبری مملکت ما از این خرده کمکها ی دهها میلیون دلاری بسی بیشتر است و فقط حجم موشکها و سلاحهای تحویلی به حزب الله و حماس اگر دهها برابر این مبلغ نباشد کمتر از  آن  نیست. دردناکی قضیه در اینست که ایران برای این ولخرجی های خود که از شاخ آفریقا، یمن و زیمبابو تا بوسنیا در جنوب بالکان، تا اکوادور و نیکاراگوئه و ونزوئلا در آمریکای جنوبی و لاتین را شامل میگردد و بقیمت بر باد دادن  و چپاول قریب ۷۰۰ میلیارد در آمد نفتی فقط در دوران احمدی نژاد تمام شده است؛ همانطور که اشرف ریفی میگوید در هیچ کجا نتوانسته است نفوذی پایدار برای خود کسب کند. طول مدت نفوذ ایران هرگز از میزان و طول مدت کمکهای مالی سخاوتمندانه اش به کمک گیرندگان فراتر نرفته است. و همین بوسنیا که کشور ما؛ هم نقدی و هم نفراتی، در جنگ داخلی علیه صربستان بدان کمک کرد، بعدها در رأی گیری روی قطعنامه های تحریم علیه ایران در کنار اسرائیل و آمریکا علیه دولت ما قرار گرفته و بنفع تحریم ایران رأی داد.

عراق امروز نمونه دیگری است که بیش از پیش به محور عربستان و آمریکا کشیده میشود و در آنجا هم کمترین  شانسی برای ادامه نفوذ ایران  و رهبری آن مطلقاً وجود ندارد و بگمان من در ماههای آینده که تکلیف موصل و داعش در آن کشور تعین شود، این جهتگیری فاصله دار عراق هم  با کشور و دولت ما واضح تر و قاطع تر خواهد گردید.

در لبنان وضعیت حزب الله دیگر کاملاً بحالت غیر قابل دفاع رسیده است. نه حزب الله در آنجا آینده ایی دارد و نه نفوذ رو بخاموشی ایران در آنکشور ماندنی است و فقط دلارهای مملکت ما در آنجا ماندنی هستند.

در یمن وضعیت حوثیها از آنچه تصور میشود وخیم تر است و با تسلیم شدنشان به پیشنهاد فرستاده سازمان ملل و قبول تقسیم قدرت به یک خود کشی اجتناب ناپذیر روانی ـ سیاسی دست زده اند. برای هزاران تفگنچی حوثی که پس از کودتا، یمن را خورده و برده تلقی میکردند یک چنین عقب نشینی، که در همین حد هم باقی نخواهد ماند، قابل هضم نخواهد بود.  بگزارش اهرام آنلاین رئیس جمهور تحت نظر گرفته شده و ظاهراً مستعفی آن کشور، عابد رابو منصور هادی، که روز گذشته از حبس خانگی و محاصره  گریخت به عدن رفته است و در آنجا در یک مصاحبه مطبوعاتی استعفای خود را تحت فشار و تهدید اعلام کرد و از پارلمان یمن هم خواست که در عدن تشکیل جلسه دهد. این بدان معناست که مرکز دولت قانونی و برسمیت شناخته شده یمن که بخش عمده ارتش و منابع نفتی و حمایت منطقه ایی و بین المللی را دارد، از صنعا به عدن در جنوب آنکشور انتقال خواهد یافت. ایران باید جای عربستان را در کمک ۳٫۵ میلیارد دلاری به دولت صنعا بگیرد و هزینه جنگی حوثیها را هم پرداخت کند و در غیر اینصورت با شکستی افتضاح آمیز، هم در جبهه نظامی و هم سیاسی روبرو خواهد شد. قبلاً گفته ام و تکرار میکنم باتلاق یمن برای ایران و حوثیهای پروکسی آن گران تمام خواهد شد. بخش زیادی از این نکات را از فحوای کلام صریح اشرف ریفی میتوان دریافت و بقیه را هم از اعلام رسمی همکاری آمریکا و ترکیه برای آموزش و تجهیز پیکارجویان میانه روی ضد رژیم اسد میتوان فهمید.

بنظر من حلقه محاصره ایی که بدور ایران به تدریج از قریب ۳ سال پیش شکل گرفته است مراحل پایانی  تکمیل خود را میگذراند. در ماههای آینده باید شاهد کشیده شدن سرِ نخ آن کمندی باشیم که از هر سوی رژیم ماجراجوی حاکم بر میهنمان را در خود گرفته است. بنظر من ماهها ی آینده سرشار از سور پرایز خواهند بود.

 

In 2012, Iran granted Lebanon a $40 million cash donation to finance the construction of the Balaa dam in Batroun. The Iranian assistance drew heavy criticism for Lebanese political leaders.

22SUNDAY
FEBRUARY 2015
BEIRUT
The Daily Star

Feb. 22, 2015 | 02:14 PM (Last Updated: February 22, 2015 | 02:54 PM)

Iran offers assistance in building Lebanese dam

The Daily Star

BEIRUT: Tehran announced Sunday its willingness to help Lebanonbetter manage its water resources by offering its assistance in the construction of a much needed dam.

Lebanese Environment Minister Mohammad Machnouk met with Iran’s Energy Minister Hamid Chitchian in Tehran Sunday, with the latter saying that Tehran’s private construction companies are at the disposal of the Lebanese government if it agrees to the construction of an Iran-sponsored dam.

In 2012, Iran granted Lebanon a $40 million cash donation to finance the construction of the Balaa dam in Batroun. The Iranian assistance drew heavy criticism for Lebanese political leaders.

MP Boutros Harb said the Iranian access to Batroun was for political purposes and would serve as a prelude to allowing the armed entry of Iran and its allies to the region.

The Iranian energy minister confirmed Sunday that Tehran did not end up funding the building of the Balaa dam, which is currently under construction.

Chitchian said his meeting with Machnouk also touched on the pollution of water resources, the issue of droughts and other strategic concerns relating to water resources.

Machnouk is on an official visit to Tehran where he participated Saturday in the country’s 14th environmental conference.

After the conference, Machnouk praised the advancement of the environmental sector in Iran.

– See more at: http://www.dailystar.com.lb/News/Lebanon-News/2015/Feb-22/288306-iran-offers-assistance-in-building-lebanese-dam.ashx#sthash.iw3sPDzI.dpuf

Hizbullah Supervising, Funding Qaida-Linked Fighters

Share Button

Sources told the pan-Arab daily Asharq al-Awsat on Sunday that there is new evidence proving Iran’s involvement with al-Qaida and Nusra Front after Tehran embraced a number of fighters scheming to attack U.S. interests in Riyadh, Dubai and Amman

W460

 

by Naharnet Newsdesk ۲۷ minutes ago

Hizbullah has reportedly supervised and funded fighters planning to target U.S. interests in Saudi Arabia, the United Arab of Emirates and Jordan.

Sources told the pan-Arab daily Asharq al-Awsat on Sunday that there is new evidence proving Iran’s involvement with al-Qaida and Nusra Front after Tehran embraced a number of fighters scheming to attack U.S. interests in Riyadh, Dubai and Amman.

The sources pointed out that the fighters have been moving through Iranian cities, including Tehran, Mashhad and Zahdan, while Hizbullah supervised their training and pledged to fund them.

Asharq al-Awsat revealed that Saudi national Saleh al-Qarawi, the former leader of the Qaida-linked Abdullah Azzam Brigades, is running al-Qaida’s operations from Iran.

Qarawi, who is also known as “Najm al-Kheir,” planned with Saudi national Abdul Mohsen al-Sharekh, one of al-Nusra’s top strategists and an al-Qaida facilitator in Syria, to kidnap foreigners in Saudi Arabia but they didn’t carry out their scheme.

Al-Sharekh is one of Saudi Arabia’s most wanted terrorists, he has previously served in al-Qaida’s Iran-based network and as a key financial facilitator for al-Qaida in Pakistan. The United States and United Nations recently imposed sanctions on him.

Qarawi also planned with other accomplices to target U.S. interests in Saudi Arabia and the bombing of a U.S. base in Jordan.

According to the daily, a Jordanian identified with his first name “Firas” suggested on Qarawi to target a U.S. compound and three vehicles but the operation failed after Amman security forces busted the scheme.

Qarawi also voiced support to a plan to target the U.S. embassy in Dubai by a drone or a suicide bomber flying a training jet, but the operation also failed.

 

(انگلیسی)اوکرائین، ناتو و روسیه

Share Button

“These are, firstly, the difficulty of identifying clearly the hand of a hostile state government in the subversive destabilising effects they bring to bear in the early stages of such a strategy,” he said. “Secondly, the danger that Russia might believe that the large-scale conventional forces that she’s shown she can generate at very short notice … could in future be used not just for intimidation and coercion, but potentially to seize Nato territory, after which the threat of escalation might be used to prevent re-establishment of territorial integrity.”

British general Sir Adrian Bradshaw says Nato needs to develop fast-reacting conventional forces and capacities to counter Russian propaganda

British Commander Land Forces Lieutenant General Adrian Bradshaw
 British Commander Land Forces Lieutenant General Adrian Bradshaw Photograph: Ben Birchall/AFP/Getty Images

 

sionist ambitions could quickly become “an obvious existential threat to our whole being”, the most senior British military officer in Nato has said in a strongly worded speech.

General Sir Adrian Bradshaw, appointed last year as Nato’s deputy commander of forces in Europe, said the alliance needed to develop both fast-reacting conventional forces and capacities to counter Russian efforts at coercion and propaganda, as seen in Ukraine.

Talking of “an era of constant competition with Russia”, Bradshaw told an audience at the Royal United Services Institute that Nato had to maintain a cohesive system of deterrence on its eastern borders, something that would require help from the EU.

David Cameron at the BAE Systems shipyard in Govan, Scotland.
 David Cameron visiting the BAE Systems shipyard in Govan on Friday, where he warned Vladimir Putin over Ukraine. Photograph: Jeff J Mitchell/Getty Images

He said Nato was pushing ahead with plans for a very high readiness joint taskforce, “in order to convince Russia, or any other state adversary, that any attack on one Nato member will inevitably lead them into a conflict with the whole alliance”.

David Cameron has warned Vladimir Putin of “more consequences” if a ceasefire in Ukraine does not hold. Speaking on a visit to Govan shipyard in Glasgow on Friday, the prime minister said the responsibility for what had happened in Ukraine “lies absolutely squarely with Vladimir Putin and Russia”, and a strong response was needed.

Cameron said: “In terms of what Britain has done, we were the first country to say that Russia should be thrown out of the G8, and Russia was thrown out of the G8. We have been the strongest adherent that we need strong sanctions in Europe and we’ve pushed for those, achieved those and held on to those at every single occasion.

Advertisement

“What we need to do now is to deliver the strongest possible message to Putin and to Russia that what has happened is unacceptable, that the ceasefires need to hold and if they don’t there will be more consequences, more sanctions, more measures.”

In his speech, Bradshaw described Russia’s tactics as a “hybrid combination”, using fast-generated conventional military forces as well as “subversion by a number of means, both military and non-military”.

His strongest words came during a section of the speech introducing other threats faced by Nato, including that from Islamic State. He said: “While the threat from Russia, together with the risk it brings of a miscalculation resulting in a slide into strategic conflict, however unlikely we see that as being right now, represents an obvious existential threat to our whole being, we of course face threats from Isis and other instabilities to our way of life and the security of our loved ones.”

Bradshaw said the Nato summit in Wales in September 2014 had been dominated by the urgent need for change due to Russian behaviour. The “ambiguity” of Russian actions made a response all the more difficult, he explained.

Pro-Ukraine and Nato demonstrators during the September 2014 summit in Newport, Wales

Pro-Ukraine and Nato demonstrators at the September 2014 summit in Wales which General Sir Adrian Bradshaw said had been dominated by the urgent need to respond to Russian behaviour.Photograph: Zuma/Rex

“These are, firstly, the difficulty of identifying clearly the hand of a hostile state government in the subversive destabilising effects they bring to bear in the early stages of such a strategy,” he said. “Secondly, the danger that Russia might believe that the large-scale conventional forces that she’s shown she can generate at very short notice … could in future be used not just for intimidation and coercion, but potentially to seize Nato territory, after which the threat of escalation might be used to prevent re-establishment of territorial integrity.”

The best response was a new rapid reaction force, he said, currently being drawn up by the UK, France, Spain, Italy and Poland. This would not contravene Nato treaties with Russia by positioning major forces on its borders, Bradshaw said, but would “send a strong signal in the form of a sustained, multinational Nato presence” in the eastern states.

Nato’s plans would need to include not just conventional forces, he added, but countering “political agitation and subversion, cyber-attack, hostile propaganda and other destabilising effects”. This would need assistance from the EU, for example to produce Russian-language TV coverage as as alternative to “the hostile and almost laughably inaccurate propaganda beamed out every day to Russian domestic audiences”.