Archive for: February 2015

نرخ رسمی دلار افزایش خواهد یافت

Share Button

لالایی آرامبخش ارزی بانک مرکزی، نه کلان ارز بازان وابسته به نظام بلکه متقاضیان  خرده پای ارزی، که سرو کارشان به بساط ارزی مدیریت شده بازار منوچهری است را فریب داد. افزایش رسمی نرخ دلار در ماهها ویا حتی هفته های آینده قطعی است ولی اگر این افزایش متناسب با وضعیت واقعی بالانسِ ارزی کشور نباشد در پس آن افزایشهای دیگری خواهد آمد.

فرمانده نیروی انتظامی خبر داد:  برخورد عقلایی با اخلالگران بازار ارز؛ «بگیروببند» جواب نمی‌دهد

سایت تسنیم؛۴ روز پیش پاسخ سردار احمدی مقدم را درهمایش کارآگاهان پلیس در رابطه با اخلاگران بازار ارز را  درج کرده که وی میگوید: ” برخورد عقلایی با اخلالگران بازار ارز؛ «بگیروببند» جواب نمی‌دهد“. من چند ماه پیش که بانک مرکزی با صدور یک امریه عملاً به استقلال و آزادی عمل صرافیها و دلالهای ارزی ناوابسته به دولت و بانک مرکزی پایان داد در دو یادداشت از این عمل بعنوان امنیتی و نظامی کردن بازار ارز نام بردم. ناگفته پیداست منظور از این نگاه و عنوان گذاری، دفاع از صرافیها و دلالهای ارزی نیست همچنانکه مخالفت با اعدام قاچاقچیان هروئین و تریاک هم دفاع از رواج و آزادی مواد مخدر نیست بلکه منظور اینست که بقول این سردار که با اظهار نظر ارزی خود عملاً به آن توصیف من از حکومت نظامی شدن بازار ارز مهر تأئید زده است، اینست که بگیر و بببند در عرصه اقتصاد و بیشتر از همه عرصه ارز جواب نمیدهد.

 سردار اسماعیل احمدی مقدم فرماندهی ناجا

فرمانده نیروی انتظامی خبر داد

خبرگزاری تسنیم: فرمانده نیروی انتظامی گفت : برخورد پلیس با اخلالگران بازار ارز همراه با عقلانیت و سازگار با شرایط و فضا خواهد بود.

ایران تنها کشور در دنیاست که فرمانده نیروی انتظامی آن فرماندهی بانک مرکزی را نیز غیر مستقیم بعهده دارد و ایران تنها کشوری بود که پس از سقوط ۵۵% ی بهای جهانی نفت با اصرار سعی کرد بمردم بقبولاند که این کاهش درامد ارزی تأثیری در بودجه و اقتصاد مملکت و نرخ برابری دلار با ریال ندارد.

دولت در راستای این خواب کردن مردم سعی کرد با اِعمال کنترل سراسری و امنیتی بر بازار ارز، و هدایت افزایش بهای دلار در مقابل ریال در یک شیبِ نرمِ مهندسی شده، از تلاطم ناگهانی بازار بکاهد در حالیکه این کوششها فقط فرصت آفرینی برای آن کلان سرمایه داران و بازیگران عمده ارزی بود و هست که با این اظهارات مقامات خواب نشده بلکه سعی میکنند تا از این ژست آرامسازانه دولت و مقامات بانکی حد اکثر سوء استفاده را برای تبدیل دارائی ریالی خود و حتی از طریق استقراض از منابع بانکی، به دلار و سایر ارزها بکنند.

در حالیکه پس از سقوط بهای جهانی نفت بدون استثناء پول ملی همه کشورهای نفت خیز، حتی پول کشوری مانند نروژ ۱۲% تنزل یافت و این تنزل برای روبل روسیه ۵۰% بود، آقای طیب نیا وزیر اقتصاد و دارایی دولت روحانی گفت : ” اتفاقی نیافتاده است تا نرخ برابری ریال تغیر کند.”

پس از تنزل بهای نفت دولت و بانک مرکزی با استفاده از تمام شیوه ها از جمله پلیسی و امنیتی سعی کردند که مستقیم با بخشنامه و امریه بانک مرکزی، و غیر مستقیم با کاشتن دلالهای خودِ بانک مرکزی و استفاده از آنها بعنوان سوپاپ تنظیم و مهندسی نرخ ارز در بازار منوچهری و فردوسی که نگاه خریداران و فروشندگان ارز بدانجاست و همه، به نرخهای اعلام شده در آنجا بعنوان نرخ مرجع مینگرند، بازار ارز را در یک سیکل بسته و کاملاً تحت کنترل قرار دهند.

دولت و بانک مرکزی در این تاکتیک مهار تلاطم موفق شدند و اگر دلار هم از حدود ۳۰۰۰ تومان به ۳۴۰۰ تومان امروز رسید، از  افزایش روزهای نخست آن بگذریم که میرفت تا از کنترل خارج شود، تماماً تا کنون کنترل شده بوده است.

دولت و بانک مرکزی با این نرخ گذاری مصنوعی و مدیریت شده؛ ارز بیشتری از آنچه از مشتریان میخرند به آن بازار ارز تزریق نمیکنند و شاید هم بیشتر و با نرخی مصنوعی و خود ساخته میخرند تا بفروشند ولی در عوض  از این طریق بازار ارز را بنحوی گمراه کننده آرام نگاه میدارند. ولی این آرامش ارزی همچنانکه گفته شد برای خرده خریداران است و نه سفته بازان ارزی و در ثانی، دولت و بانک مرکزی که برای پاسخ به بودجه کشور و نیاز ارزی صنایع و بازار و برای واردات کالاهای اساسی مورد نیاز جامعه به قریب حد اقل ۶۰ تا ۷۰ میلیارد درآمد دلاری نفتی دارد، تا کی میتوانست و میتواند با این بازیها بازار ارز را آرام نگاه دارد  در حالیکه دریافتی دلاری دولت از محل صدور نفت برای سال گذشته مسیحی ۲۳ میلیارد دلار بوده است.

این روزها، سایت های( مستقیم و غیر مستقیم) دولتی بدون استثناء یا از تنزل نرخ ارز و دلار و یا تغیرات اعشاری نرخ آنها گزارش روزانه میدهند تا به خواننده القاء کنند که در این بازار، فعالین و معامله گران ارزی آزادنه  در یک فضای رقابتی  و به نرخ واقعی ارزها روز میرسند. ولی وقتی آدم اظهارات افرادی نظیر سردار احمدی مقدم را میبیند در می یابد که این پلیس و دستگاه های امنیتی هستند که روی نرخ ارز، با ستاد واحدی تصمیم میگیرند و خود آنها هم حالا به این نتیجه رسیده اند که بگیر و ببند کمکی به صندوق خالی ارزی نمیکند میتواند به تصویری دیگر از وضعیت ارزی کشور پی ببرد.

این تنها سردار مقدم نیست که از کنترل امنیتی نرخ دلار نا امید است، سایت وابسته به سردار محسن رضایی؛ تابناک در تاریخ ۲۴ بهمن ۶ روز پیش در گزارشی نوشت:”… احتمال بازگشت اولویت‌بندی‌های ارزی؛آماده‌باش دولت برای افزایش نرخ ارز ۹۴/ احتمال وضع محدودیت‌های ارزی شدت گرفت.”.  این خبر تابناک را بعنوان پیش درآمد آماده سازی افکار عمومی برای افزایش رسمی نرخ دلار تلقی کرد. و بنظر من (نگارنده)، مسئله افزایش نرخ  دلار در اینده ایی نه چندان دور قطعی است وزمان اعلام آنهم  به احتمال زیاد پیش از اعلام نتیجه مذاکرات هسته ایی خواهد بود که تا ۳ ماه دیگرمیباشد.

همه نشانه ها حاکی از عدم حصول نتیجه قطعی، در این دور هم، از مذاکرات میباشد. اما اینکه طرفین، شکست مذاکرات را اعلام  یا نه، آنرا مجدداً تمدید کنند مسئله ای است که  بهخیلی عوامل، از جمله تغیرات سیاسی و نظامی در منطقه از عراق تا سوریه و یمن گرفته از یکسو و تغیرات بازار نفت از سوی دیگر بستگی دارد.

بنظر من در جریان شروع سقوط قیمت نفت در ماههای اخیر دولت روحانی و رهبری کشور، این امید را داشت که هم بسرعت نرخ نفت بسوی بالا برگشت کند و از سویی امید اینرا هم داشت که با شریک شدن در ائتلاف ضد تروریستی کانالی برای دیپلماسی پنهانی سازش با غرب و آمریکا از این طریق گشوده شود. اما آمریکا بطور کامل و با بی اعتنایی، دولت ایران را، علیرغم اعلام آمادگی مستقیم و غیر مستقیمش برای شرکت در جبهه ائتلاف ضد تروریستی، از این ائتلاف کنار گزارد و این در حالی بود که دولت لبنان را که مشارکتی عملی یا مادی  هم در این ائتلاف ندارد را بدان راه داد. تا آنجا که به قیمت نفت مربوط میگردد، از این افزایش موقتی و سفته بازانه این دو هفته  اخیربگذریم چشم انداز بهای نفت در دنیا همچنان سیر نزولی را نشان میدهد و هستند تحلیلگرانی که حتی از احتمال نفت بشکه ایی ۱۰ دلار(سایت بلمبورگ.Estephan Schork –  فوریه  ۱۹٫ فایل صوتی که نتوانستم Hنرا کپی کنم.)*  خبر میدهند.

پیش بینی و کانال گذاری دقیق نوسان قیمت نفت چندان آسان نیست ولی فقط میتوان گفت وضع از گذشته بدتر شده که بهتر نشده است. میزان عرضه همچنان بر تقاضا میچربد، تعدادی از ناوگانهای نفتی شرکتهای بزرگ نفتکش، به انبارهای دریایی نفت تبدیل شده اند که محموله نفتی آنها علاوه بر تولید روزنه کشورهای تولید کننده،  بعدها وارد بازار خواهد شد و میزان ذخیره نفتی آمریکاهم بنا به گزارش روئیترز با افزایشی  ۱۴٫۳ میلیون بشکه ایی در این هفته، رکورد چند ده ساله از خود بجای گذارد و این درحالی بود که تحلیلگران نفتی در انتظار افزایشی معادل  ۳٫۲ میلیون بشکه بودند.

نتیجه:

لالایی آرامبخش ارزی بانک مرکزی، نه کلان ارز بازان وابسته به نظام بلکه متقاضیان  خرده پای ارزی، که سرو کارشان به بساط ارزی مدیریت شده بازار منوچهری است را فریب داد. افزایش رسمی نرخ دلار در ماهها ویا حتی هفته های آینده قطعی است ولی اگر این افزایش متناسب با وضعیت واقعی بالانس ارزی کشور نباشد در پس آن افزایشهای دیگری خواهد آمد.

—————————————————————————————

*

Oljearbeider i Bahrain. Foto: AP Photo/Hasan Jamali.

Gjør dere klare for oljepriser på ۱۰ dollar

Analytiker og Bloomberg-spaltist Gary Shilling øyner sjokklave oljepriser.

Artikkel av: Odd Steinar Parr (Hegnar.no – 18.2.15 16:14)

Oljeprisen har mer enn halvert seg siden juni i fjor. Og mer kan det bli.

Bloomberg-spaltist Gary Shilling åpner for et prisfall til 10-20 dollar fatet, melder svenske Affärsvärlden.

Han kommer med flere grunner.

Saudi-Arabia står imot
Ifølge Shilling har gjeninnhentingen i amerikansk økonomi siden 2009 vært svakere enn ventet, samtidig som veksten har dabbet av i Kina og er minimal i eurosonen. Dette påvirker etterspørselen etter olje negativt.

Sjefen for konsulentselskapet A. Gary Shilling & Co. i New Jersey viser videre til at USAs oljeproduksjon har økt, og at Saudi-Arabia ikke har planer om å kutte i sin.

Saudi-Arabia har 726 milliarder dollar i utenlandske valutareserver, og landet selv anslår at det kan overleve i to år med en oljepris under 40 dollar.

Må holde hjulene i gang
Ifølge Shilling vil få store produsenter legge ned produksjonen på ۴۰ dollar. Han viser til en undersøkelse av Wood Mackenzie som viser at enormt få av verdens oljefelt vil få en negativ kontantstrøm ved en oljepris rundt 40 dollar.

Ytterligere en faktor som driver produksjonen og holder prisen nede, er at land som Venezuela og Russland trenger inntekter fra oljeeksporten for å betale sin gjeld, men jo lavere oljeprisen er desto mer trenger de å produsere og eksportere for å få inn nok penger.

Les hele innlegget her.

 

برای شکست دشمن باید او را اول شناخت

Share Button

متاسفانه ما برای مدتی طولانی با این افراد و اندیشه وحشی و ابتدایی آن‌ها خواهیم جنگید، ولی نامگذاری و شناخت مکتب آن‌ها باید هدف اصلی ما باشد. این افراد و گروه‌ها می‌آیند و می‌روند، اما فلسفه آن‌ها باید هدف قرار بگیرد و درهم شکسته شود. بنابراین می‌توانیم اصطلاح «جنگ با ترور» را تغییر دهیم و به تهدید واقعی که همانا اوجگیری دین سالاریهای شیطانی و خشن است، بپردازیم. 

برای شکست دشمن باید او را اول شناخت

این جنگی علیه تروریسم نیست. این نبردی مرگبار علیه دین سالاران است.

بعد از گذشت ۱۵ سال از «جنگ با ترور»، هنوز بنظر نمی‌رسد که شناخت دقیقی از دشمن مشترک و شکست آن بدست آمده باشد. شیوه کار این دشمن بیشتر استفاده از روش‌های وحشت افکنی و تحریف اسلام است. اما وحشت افکنی فقط ابزاری است در دست این نظریه پردازان منحرف، که خود را در جنایاتی همچون ربودن و کشتن روزنامه نگاران و یا قتل ددمنشانه خلبان اردنی، معاذ الکساسبه، نشان می‌دهد.

حمله هفته جاری در شهر کپنهاک دانمارک، هشدار دیگری برای مقابله درست با این تهدید فزاینده جهانی است. ما لازم است شناخت و تعریف خود را از دشمن تکمیل، و بار دیگر تلاشهای خود را متمرکز کنیم. وحشت افکنی یا تروریسم یک ایدئولوژی یا نظریه نیست؛ ما در حال جنگ با تروریست‌ها نیستیم، ما در جنگ با دین سالاران هستیم. من از اصطلاح «دین سالار» استفاده می‌کنم تا نشان دهم که جنگ کنونی علیه اسلام و یا دیگر ادیان همچون مسیحیت، یهودیت، بودایی و یا سایر ادیان نیست. این جنگ علیه کسانی است که سوار بر دین به دنبال اهداف خود هستند، و در این میان تمامی اعتقادات و سنتهای مقدس ما را به انحراف کشانده‌اند.

اگر ما اینگونه خود را در جنگ با دین سالاران بدانیم، در آن صورت می‌توانیم همچون گذشته تمام نیروی نظامی، سیاسی، اقتصادی و شاید اجتماعی خود را در مقابله با آن‌ها بکار گیریم. در قرن گذشته جهان با تهدیدهای سهمگین بسیاری مانند فاشیسم، حکومتهای سرکوبگر، و جنگ سرد با کمونیسم روبرو بود، و آن‌ها را بخوبی مورد مطالعه قرار داد، و به شناخت و تعریفی روشن رسید. ما آن‌ها را ایدئولوژیهایی دانستیم که باید با آن‌ها مقابله شود.

بدین ترتیب ما این ایدئولوژی جدید را چگونه بنامیم، و چگونه آنرا تشخیص و تعریف کنیم؟ ما باید بر سر مفاهیم پایه و خصوصیات آن، که ما را به سرمنشاء این مشکل می‌برد، به تفاهم برسیم. تاکنون ما خود را با مشتی از عنوانهای واهی همچون داعش، بوکوحرام و الشباب، و یا هر گروه دیگری که در آینده ممکن است سر برآورد، مشغول کرده‌ایم. در هر مورد ما دست به اقداماتی مقطعی و نیمه کاره زده‌ایم، بدون آنکه‌شناختی اساسی از دشمن خود داشته باشیم.

ما می‌توانیم این فرایند را با تحلیل جامعی از خصوصیات آن‌ها شروع کنیم. آن‌ها افرادی هستند که قرار است بر دنیا و آخرت ما حکومت کنند. آن‌ها خود را تافته‌ای جدابافته می‌دانند، که هیچ ارزشی برای قراردادهای اجتماعی ما و دیگر جوامع بشری قائل نیستند. آن‌ها زنان را بزیر می‌کشند، و هرکس را که گردن به عقاید منحرفشان ننهد و آن‌ها را تایید نکند، نابود می‌کنند. آن‌ها بر اساس فتواهای مذهبی حرکت می‌کنند، و اجازه استفاده از عقل و منطق را به مریدان خود نمی‌دهند. شیوه کار آن‌ها ترکیبی از تاکتیکهای مذهبی و مقررات گروههای شبه نظامی غیرقانونی است. سازمان آن‌ها از نوع سازمانهای تبهکاریست، و به این وسیله توهم یک حکومت را بوجود می‌آورند، که در جنگی دائمی برای گسترش و حراست از حوزه عملیاتی خود است.

آن‌ها فرصت طلب هستند، و در میان ناآرامی‌های اجتماعی و سیاسی رشد می‌کنند، و رهبری جداافتادگان، فراموش شدگان و حاشیه نشینان را بدست می‌گیرند. اینکه آیا تحولات سال ۲۰۱۱ خاورمیانه مشابه برلین سال ۱۹۸۹ است و یا پتروگراد سال ۱۹۱۷، تاریخ باید قضاوت کند. اما یک چیز روشن است- در جاییکه نظام دولتی سقوط می‌کند، ایدئولوژی افراطی به میدان می‌آید و جای خالی آنرا پر می‌کند.
آن‌ها به راههای مختلف پیامهای ایدئولوژیک خود را به مخاطبان خود می‌رسانند، از راههای سنتی و راههای تازه، از دهان به دهان تا اعلامیه سخنوران خود خوانده، و با استفاده از آخرین پیشرفتهای عرصه اینترنت. در خاورمیانه، کانالهای ماهواره‌ای، که توسط مخاطبان غربی هرگز دیده و یا کنترل نمی‌شوند، تاثیر به مراتب بیشتر از اینترنت دارند، و دائما پیامهای کینه توزانه و زهرآگین را به ناآگاهان و ناراضیان می‌رسانند.

در حالیکه ما مشغول سامان دادن به مقررات حقوقی و عملیاتی رسانه‌ها و اینترنت هستیم، آن‌ها بی‌محابا از تمام آن‌ها برای پاشیدن بذر نفرت و نمایش پلیدی استفاده می‌کنند.

این چنین است که ما با دشمن جدیدی روبرو هستیم، که نه تنها از شیوه‌های باستانی استفاده می‌کند، بلکه استراتژی قرن ۲۱ را نیز در اختیار دارد. ما فقط با شیوه‌های کهنه نمی‌توانیم با آن‌ها مقابله کنیم، بلکه اقداماتی مطالعه شده لازم است که هم نوین باشند و هم پای در سنت داشته باشند. فقط با بازنگری اساسی، جمعی و هماهنگ، از ماهیت تهدیدی که با آن روبرو هستیم، می‌توانیم به هدف مشترکمان نزدیک شویم. در آن صورت ما از منابع یکپارچه خود بگونه‌ای استراتژیک برای مقابله با این نظریه پردازان تبهکار استفاده خواهیم کرد، کسانی که خود را مافوق افراد عادی می‌دانند و ادعای حکومت خدایی دارند.

متاسفانه ما برای مدتی طولانی با این افراد و اندیشه وحشی و ابتدایی آن‌ها خواهیم جنگید، ولی نامگذاری و شناخت مکتب آن‌ها باید هدف اصلی ما باشد. این افراد و گروه‌ها می‌آیند و می‌روند، اما فلسفه آن‌ها باید هدف قرار بگیرد و درهم شکسته شود. بنابراین می‌توانیم اصطلاح «جنگ با ترور» را تغییر دهیم و به تهدید واقعی که همانا اوجگیری دین سالاریهای شیطانی و خشن است، بپردازیم.

شاهزاده سلمان بن حمد آل خلیفه، ولیعهد کشور پادشاهی بحرین

 پایان مطلب بر گرفته از العربیه
کامنت من:
من متن انگلیسی این مطلب را دیروز در سایت درج و مطالعه آنرا به دوستان توصیه کردم . تصمیم داشتم آنرا در تعطیلی پایان هفته ترجمه کنم که چشمم به ترجمه آن در العربیه افتاد. اصل متن در گلف نیوز است که منهم از آنجا گرفته بودم.
خواندن این مطلب نه تنها از نظر شیوه جامعه شناختی ماهرانه اش مفید است بلکه از نظر آشنا شدن ما ایرانیان با منطق و روحیه این شاهزاده و ولعیهد بحرینی که مستبد بما معرفی شده و میشود نیز آگاه گرانه است. من فقط اضافه میکنم که شاهزاده سلمان ۴ سال پیش طرح گفتگوی ملی را پیش کشید و از فرقه شیعی الوفاق که یک سکت مذهبی شیعی است ولی خود را حزب سیاسی مینامد دعوت کرد که در دیالوگ ملی شرکت کند ولی این فرقه با اینکه حضور پارلمانی هم داشت به تحریک و با تشویق ایران از پیوستن به گفتگوی ملی خود داری کرده و به ترور و نبرد خیابانی متوسل شد.
من همان دیروز متن انگلیسی این مطلب را در بالاترین هم گذاردم که دوستان بالاترین به بهانه اینکه عنوان آن ترجمه نشده است آنرا حذف کردند. مجدداً متن رذا در بالاترین میگذارم.

,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

While in all probability we will sadly be fighting them for a long time to come, barbaric and primitive though they are, it is naming and understanding of the ideology itself that should next be our target. These individuals and groups will of course ebb and flow, but it is the ideology that must be combated and defeated. In the process, we can replace the term “war on terror” and focus on the real threat, which is the rise of these evil fascist theocracies. 

We face a new-world enemy, that, while demonstrating many of the practices of the 17th century, pursues a strategy of the 21st

    • Salman 
Bin Hamad 
Al Khalifa
    • Published: 16:34 February 17, 2015
    • Gulf News

  • Image Credit: BNA
  • Prince Salman Bin Hamad Al Khalifa , Crown Prince of Bahrain

Almost 15 years since the current “War on Terror” began, we seem little closer to understanding and defeating a common enemy, which remains primarily defined by its tactics of terror and the underlying subversion of Islam.

But terrorism is merely a tool of twisted ideologues, whose recent atrocities include the murdering and kidnapping of journalists, and the grotesque immolation of Jordanian pilot Muath Al Kaseasbeh.

The weekend’s attacks in Copenhagen are a further reminder that if we are to meaningfully address this spiralling global threat, we need to widen our understanding and define our foe, in order to refocus our efforts accordingly.

Terrorism is not an ideology; we are not merely fighting terrorists, we are fighting theocrats. I use the term “theocrats” as the current war is not against Islam any more than it could be against Christianity, Judaism, Buddhism, or any other religion. It is against those who commandeer religion for their own ends and, in the process, sully the name of great traditions and beliefs that many of us hold divine.

If we start to define ourselves as in a war with theocrats, however, then I believe we can begin the process of delivering the military, political, economic — and maybe even the social — policies to counter this threat together, as we have in the past. In the last century, the world faced a series of overwhelming threats: Fascism, totalitarianism, cold-war communism. They were studied, however, as concepts, understood and clearly defined. We addressed them, clinically, as ideologies.

So what do we call this new form of ideology, how do we identify it and how do we define it? We must agree the specific terminology and identified characteristics to take us to the very root of the problem we face. For one group alone, we already struggle with an absurdity of titles including Daesh, Isis, Isil, IS. We see the likes of Al Qaida and its various offshoots. We have Al Shabab and Boko Haram and that is before contemplating yet unformed groups of their type that may develop in the future. In each case, however, we continue to hop blindly and haphazardly from one tactical threat to the other, without strategically understanding or categorising our foe.

We can begin this process by more fully analysing their characteristics. We know these are people who attempt to govern us here on Earth as well as in the hereafter. They isolate themselves and place no value on the social contract established among ourselves as societies of human beings. They oppress women and slaughter those who do not condone, approve of or subscribe to their own twisted ideology. They also govern by religious edict, constraining the use of reason itself among would-be believers. Their methodology combines the tactics of religious ideology alongside lawless paramilitary rule. It is fuelled by the gains of criminal enterprise in order to establish the fiction of governance, through which continues the desperate fight for geographic territory to claim, protect and rule.

We know they are opportunistic, thriving in the midst of social upheaval and political turmoil, giving purpose and leadership to the disillusioned, disaffected and forgotten. While history will judge whether the Middle East’s own turbulent events of 2011 were the equivalent of a Berlin of 1989 or the Petrograd of 1917, one thing is clear — where state paradigms collapse, into the vacuum extremist ideology is more likely to come.

They spread their ideological message through a multitude of channels, old and new, from word of mouth, to proclamations from self-anointed pulpits, through to the wholesale embrace of the digital age. And in the Middle East itself, satellite channels unseen by western audiences and free of either its restrictions or regulation, broadcast, with far greater impact than the internet, an almost continuous message of intolerance and venom to the ignorant and the susceptible.

So, while we grapple with the conceptual, practical and legal protections of media regulation and online freedom, they ruthlessly exploit these platforms to sow hatred and showcase evil.

Ultimately, we face a new-world foe, one that while demonstrating many of the practices of the 17th century also pursues a strategy of the 21st. We will not be able to address them through old-world solutions alone, but through a newly thought series of interventions, both modern and traditional. It is only through a concerted, collective and fundamental review of the nature of our threat that we will help refine the focus of our challenge and thereby bring us closer to achieving our shared goal. We can then strategically use our combined resources to hold accountable these criminal ideologues who place themselves above other ordinary human beings and claim divine authority for misrule.

While in all probability we will sadly be fighting them for a long time to come, barbaric and primitive though they are, it is naming and understanding of the ideology itself that should next be our target. These individuals and groups will of course ebb and flow, but it is the ideology that must be combated and defeated. In the process, we can replace the term “war on terror” and focus on the real threat, which is the rise of these evil fascist theocracies.

— The Telegraph Group Limited, London, 2015

Prince Salman Bin Hamad Al Khalifa is Crown Prince of the Kingdom of Bahrain.

Asharq Al-Awsat: Iran faces an uphill battle in Yemen

Share Button

Yemen FX reserves stabilize but borrowing balloons in political crisis

DUBAI Fri Feb 20, 2015 1:25am EST

(Reuters) – Yemen’s foreign exchange reserves have stabilized after a steep fall due to its political turmoil, but ballooning government debt issuance indicates the country may be moving closer to a fiscal crunch, central bank data showed on Friday.

Shi’ite Muslim Houthi rebels completed a takeover of the capital Sanaa last month while in the south, forces loyal to former president Abd-Rabbu Mansour Hadi still appear in charge. Tribal conflicts and al Qaeda insurgency are also disrupting Yemen’s oil and gas exports and other parts of the economy.

Gross foreign reserves, which had sunk to $4.65 billion in November from $5.35 billion at the end of 2013, recovered slightly in December to $4.67 billion, equivalent to 4.6 months of the country’s imports, the central bank figures showed.

This suggests that for now at least, Yemen can avoid a collapse of its external payments position. But a sharp rise of domestic borrowing by the government shows it is being forced to borrow heavily from local banks to stay afloat.

The government issued a record 77.2 billion rials ($359 million) of domestic bonds in December, up 18 percent from a year earlier, while outstanding Treasury bill issuance climbed 9 percent to 1.55 trillion rials.

In addition to the political turmoil, the plunge of oil prices has slashed the government’s energy income; the value of oil exports fell to $1.67 billion last year from $2.66 billion in 2013, the central bank data showed.

That makes foreign aid more critical, but the political instability has called aid into question; Saudi Arabia has suspended most of its financial aid to Yemen, worried that the rebels will gain access to it, Yemeni and Western sources said.

The International Monetary Fund agreed in July to provide a $553 million loan to Yemen over the next three years after the government pledged economic reforms, including a cut of about 50 percent in fuel subsidies and higher tax revenues.

So far, the IMF deal is holding together, officials on both sides told Reuters.

An official in Yemen’s planning ministry, declining to be named, said the IMF had not made any decision to suspend the loan, and that the future of the deal would depend on a solution to the political crisis.

A senior IMF official said his organization was maintaining regular contacts with Yemeni officials and continuing to provide them with technical analysis.

“What I’m in a way pleasantly surprised by is that despite all this, at the working level, at the policy level, even the ministers are continuing to engage on the policy discussion, on the agenda,” the IMF official said.

“I could have imagined everything would come to a halt right now. And yet they’re very keen to keep at it. And also, they keep saying that they’re pursuing the things they committed to do, so they would like the IMF-supported program to continue. So I hope that will be the case.”

(Additional reporting by Anna Yukhananov in Washington and Mohammed Ghobari in Sanaa)

FILED UNDER:

……..

Yemen factions agree to transitional body: UN envoy

Southern tribes announced the formation of a “popular army” to fend off Houthi advances

Armed Yemeni tribesmen from the largest clan in Yemen's Shabwah province gather on February 19, 2015 after forming a "popular army" to protect the province from Houthi militias. (STR/AFP/Getty Images)

Armed Yemeni tribesmen from the largest clan in Yemen’s Shabwah province gather on February 19, 2015 after forming a “popular army” to protect the province from Houthi militias. (STR/AFP/Getty Images)

London and Sana’a, Asharq Al-Awsat—Yemen’s feuding parties have agreed to form a transitional governing body after UN-brokered talks, as two influential southern tribes announced the formation of a “popular army” to fend off advances by the Houthi rebel movement.

Jamal Benomar, the UN envoy to Yemen, announced on his Facebook page that Yemen’s political factions had agreed to form a “People’s Transitional Council,” in a move that promises to steer Yemen out of its current political crisis.

The country has been descending further into violent chaos following the takeover of the capital Sana’a in September by the Houthis.

UN negotiators have struggled for months to come to a political compromise and hopes of an agreement were all but dashed after the Houthis announced a government takeover and dissolved parliament earlier this month.

The new council will replace the Upper House and will work together with the House of Representatives, according to the statement issued by Benomar. It will include traditionally underrepresented groups such as southerners, women and young people.

Benomar admitted that it was not a final agreement, “but an important breakthrough that paves the way toward a comprehensive agreement.”

There was no immediate comment from the Houthi movement on the formation of the new council. The Houthis had earlier said on Thursday that they would be “drawing up the terms and mechanisms for selecting members of the [transitional] national council . . . regardless of the dialogue taking place among the political powers.”

Meanwhile, southern tribes announced the formation of a “popular army” to counter Houthi advances towards the oil-rich area, tribal and media sources told Asharq Al-Awsat on Thursday.

During a meeting on Thursday Sunni tribes from the southern provinces of Shabwah and Lahj said they would form a 3,000-strong army to repel Houthi attacks and protect oil and gas infrastructure against potential acts of sabotage.

Yemen’s south has been on high alert following the Houthi takeover of the western province of Al-Bayda, which shares borders with four southern governorates, including oil-rich Shabwah and Lahj.

The tribes vowed to fight “anyone who collaborates with or facilitates the Houthi access to the southern provinces.”

The meeting, which was attended by figures from the southern secessionist Al-Hirak movement as well as by several local dignitaries, called on southerners to unify ranks and prepare for advances from the Shi’ite Houthi group.

The tribes in Shabwah shut their borders with Al-Bayda where fierce battles are taking place between Houthi militants and Sunni tribes.

The meeting also demanded the immediate release of President Abd Rabbuh Mansur Hadi who stood down last month in protest against the storming of the presidential palace by the Houthis.

Meanwhile, outgoing Information Minister Nadia Al-Saqqaf said on Twitter that three members of former PM Khaled Bahah’s cabinet were released on Thursday after Houthis had kept them under a virtual house arrest for almost three weeks.

Hamdan Al-Rahbi contributed reporting from Sana’a

……………………………………..

Asharq Al-Awsat: Iran faces an uphill battle in Yemen

According to reports I have personally heard from several well-informed Gulf sources, the Gulf Cooperation Council (GCC)—which launched the main initiative that led to Ali Abdullah Saleh’s departure from power in 2012—has resolved its position on the issue and will not tolerate any laxity here.

Tariq Alhomayed
on : Tuesday, 17 Feb, 2015

The Yemeni crisis has reached a critical moment of truth. The Gulf and the international community have both declared their opposition to the Houthi coup, with these stances resulting in the subsequent closure of several foreign embassies in Sana’a, leaving the Houthi coup without international cover bar Iran’s support. By “critical” above I mean that five regions in Yemen oppose the Houthis coup, with the remaining one accepting it only partially through coercion, oppression and violence.

Well, what is the mood in the Gulf right now, particularly since it is the party that is now communicating with the international community and explaining what should be done in Yemen?

According to reports I have personally heard from several well-informed Gulf sources, the Gulf Cooperation Council (GCC)—which launched the main initiative that led to Ali Abdullah Saleh’s departure from power in 2012—has resolved its position on the issue and will not tolerate any laxity here.

“Yemen has changed, and we have to think in a different way devoid of emotions,” one source said.

According to another source, what happened in Yemen was “a full-fledged coup and will not be accepted by the international community or neighboring countries.”

“No country keen about its security can accept the presence of a militia armed with weapons coming from countries with whom it shares its borders,” the source added.

“The Houthi coup and efforts to legitimize it provide a recipe for a sectarian civil war. No peaceful solution can be reached without things returning to normal, and weapons, particularly the medium and heavy ones, being returned to the state, as well as dialogue being resumed,” he said.

Of course, the Gulf’s view of this dialogue has changed drastically. Gulf states are seeking genuine dialogue with guarantees, particularly since the Houthis, according to the source, previously signed “more than 65 agreements without complying with any of them, instead using these agreements as a way to catch their breath before continuing their march towards the other regions.”

As such, GCC countries believe the next agreement, if it ever takes place, will, naturally enough, differ from the previous ones. This is a natural result, particularly after Iran’s involvement in the Houthi coup became apparent to everyone. It was therefore remarkable that this week’s UN resolution on Yemen, unanimously adopted by the Security Council, called for an end to foreign intervention in the country—by Iran of course.

So, in case a future agreement on Yemen is reached, will the Gulf again fall victim to Saleh and the Houthis’ machinations? And how will Iran be dealt with? What I heard was remarkable: reports suggest that Saleh and the Houthis have sent several messages, all with the same content: “Rest assured.”

Another Gulf source told me: “We are confident and reassured as to our ability to maintain our security and [protect] our borders, and the ones who should be sent messages of assurance are the Yemeni people, from across the spectrum. The Yemenis are fed up with Saleh’s ploys and the Houthis’ treachery.”

But it was what one source said about Iran that particularly stood out: “Those who think that the bisht of Qom can protect against the Yemeni thorns should reassess their calculations quickly.”

The bisht, a cloak worn by clerics from the Iranian city of Qom, indeed cannot protect Iran from the pricks of the Yemeni thorns. And we should not forget either that Tehran is yet to get a taste of the Yemeni dagger.

Tariq Alhomayed

Tariq Alhomayed

Tariq Alhomayed is the former editor-in-chief of Asharq Al-Awsat. Mr. Alhomyed has been a guest analyst and commentator on numerous news and current affair programs, and during his distinguished career has held numerous positions at Asharq Al-Awsat, amongst other newspapers. Notably, he was the first journalist to interview Osama Bin Ladin’s mother. Mr. Alhomayed holds a bachelor’s degree in media studies from King Abdul Aziz University in Jeddah. He is based in London.

More Posts

کبابی در یمن درکار نیست، خرداغ میکنند!

Share Button

 قریب ۳ ماه پیش با اولین حرکتهای حوثیهای یمن برای اشغال صنعا یکی از تحلیلگران الشرق الاوسط  خطاب به حامیان ایرانی حوثیها نوشت” به جهنم یمن خوش آمدید.” و من اضافه میکنم: که آمدید ولی داغ شده و دباغی گشته خارج خواهید شد اگر فرصت خارج شدن بیابید!

The United Nations Security Council votes in favor of a resolution demanding the Houthi militia's withdrawal from Yemeni government institutions. (Reuters)

تنها داغ نمی کنند بلکه دباغی هم میکنند! من در یادداشتی  با عنوان “با سر بسوی فاجعه و باتلاق یمن “پیرامون اوضاع آنکشور پس از پیشروی و کودتای حوثی ها علیه دولت قانونی آنجا؛ آنچه را بر اساس سیر تحولات اوضاع ، برای گفتن و نوشتن داشتم نوشتم و اوضاع آنکشور، از آن زمان تا کنون تغیری اساسی نکرده است و چشم انداز فرو رفتن دولت و نظامیان ایران در آن باتلاق همانست که بوده  و در آن یاداشت تحلیل گردیده است. شاید تنها تغیر، افتادن دوزاری فرماندهان سپاه و محافل ماجرا جوی حکومتی ما باشد که  بنظر میرسد تازه شروع به درک اوضاع  واقعی آن کشور و بحرانی که در آن دارند فرو میروند کرده اند. یادداشت زیر از سایت خبر پراکنی سپاه “فارس نیوز است” که بنظر من بر این امر دلالت دارد و از روحیه پنهان در این گزارش ادراک میگردد.

محافل نظامی گرای ایران تصور میکردند با اعلام  یمن بعنوان  کانون خطرناکترین شاخه القاعده در منطقه از سوی آمریکا، راه برای چنین مداخله ایی و چنان کودتایی به بهانه و بنام مبارزه با هرج و مرج و تروریسم برای آنها اتوبانی و آسفالته  شده است. حال دو هفته پس از کودتا، نه تنها تمام دول منطقه بلکه اتحادیه اروپا و امریکا و شورای امنیت تمام قد در برابر این ربایش قدرت ایستاده اند و از حوثی ها می طلبند تا بیدرنگ قدرت را به رئیس جمهور قانونی کشورعبد رابوح  منصورهادی و نخست وزیر آن خالد بحاها واگذار و پارلمان کشور را آزاد کنند و ساختمانهای دولتی  را ترک کنند.

شورای امنیت با اکثریت آراء دیروز یکشنبه  بنا بدعوت شورای همکاری دول حاشیه خلیج مرکب از امارات، کویت، عربستان و قطر و بحرین، تشکیل جلسه داد که به صدور قطعنامه مورد بحث انجامید که سایت فارس نیوز را به دست و پا انداخته است.

ساده لوحانه است که تصور شود که کار به صدور قطعنامه ختم میگردد. شبه نظامیان حوثی به منطقه جغرافیایی ای کشیده شده اند که منطقه بومی آنها نیست و آنها در آنجا بیگانه هستند و در برابر یک حمله نظامی بمراتب از قرارگاههای کوهستانی و بومی اشان آسیب پذیر ترند.

تقریباً اکثر کشورهای اروپایی، آمریکا، و ترکیه و ژاپن سفارتخانه های خود را تعطیل و پرسنل خود را از صنعا خارج کرده اند. فرمانراوایان مناطق ثروتمند و نفت خیز کشور بشمول جنوب آن تهدید به جدایی کرده و هریک برای خود تدابیر دفاعی اتخاذ کرده اند. عربستان تمام کمکهای نقدی خود را که بخشی از هزینه دولتی از محل آن تأمین میشد را قطع کرده است.  موازنه نیرو در کشورآنچنان بزیان حوثیها و حامیان نظامی گر آنها در ایران است که کمترین شانسی برای موفقیت آنها وجود ندارد، نه از لحاظ نظامی و نه از لحاظ سیاسی و دیپلماتیک. دولت حوثی قبل از اینکه زاده شود فوت کرد و سِقط شده بدنیا آمد و حالا محافل ماجراجوی نظامی و بلند پرواز سپاه و رهبری ایران که خود را در عمل انجام شده قرار داده اند و یا بهتر گفته شود بدام و تله افتاده اند میخواهند این “مرده زاد” را زنده کرده و بپرورانند!آنها خواب درست کردن  یک حزب الله  دیگر و تبدیل یمن را به لبنانی دیگر دیده بودند ولی بزودی سوزش داغ شدن و درد تیغ دباغ را  بر پوست خود احساس خواهند کرد.

قریب ۳ ماه پیش با اولین حرکتهای حوثیهای یمن برای اشغال صنعا یکی از تحلیلگران الشرق الاوسط  خطاب به حامیان ایرانی حوثیها نوشت” به جهنم یمن خوش آمدید.” و من اضافه میکنم: که آمدید ولی داغ شده و دباغی گشته خارج خواهید شد اگر فرصت خارج شدن بیابید!

پایان یادداشت

به بهانه قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل

شورای امنیت درصدد تقویت القاعده و «داعش پروری» در یمن است

بقایای بجا مانده از سناریوی مداخله جویانه شورای امنیت سازمان ملل در افغانستان،‌عراق، لیبی و سوریه اینک پیش چشم افکار عمومی جهان به عنوان یک راهبرد محاسباتی اشتباه و غیر مشروع از سوی این شورا قرار دارد.

خبرگزاری فارس: شورای امنیت درصدد تقویت القاعده و «داعش پروری» در یمن است

گروه بین الملل- خبرگزاری فارس: شورای امنیت سازمان ملل روز یکشنبه با صدور قطعنامه‌ای به اتفاق آراء از جنبش انصارالله یمن خواست کنترل نهادهای دولتی را رها کنند. شورای همکاری خلیج فارس (GCC) شنبه‌شب برای اتخاذ تصمیماتی درباره یمن نشستی اضطراری در ریاض تشکیل داد و از شورای امنیت خواست بر اساس فصل هفتم منشور سازمان ملل قطعنامه‌ای علیه انصارالله یمن صادر کند؛ قطعنامه‌ای که مداخله نظامی را جایز می‌داند. به رغم اینکه قطعنامه‌ یاد شده با موافقت تمامی ۱۵ عضو شورای امنیت به تصویب رسید مبتنی بر فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد نیست. در این قطعنامه از انصارالله یمن خواسته شده فوراً و بی‌قید و شرط نیروهای خود را از نهادهای دولتی خارج کنند.

اگرچه شورای امنیت در این قطعنامه برخلاف درخواست شورای همکاری خلیج فارس یمن را زیر فصل هفت منشور سازمان ملل قرار نداد اما این قطعنامه می تواند آغاز دخالت این شورا در یمن تلقی شود چه اینکه شورای یاد شده عمدتا حرکت های مداخله جویانه خود را با ملاحظات خاصی آغاز و پس از فراهم کردن آتش تهیه دخالت مستقیم خود را اجرایی می کند.
افغانستان، عراق ، لیبی و سوریه نمونه های بارزی از این گونه طراحی شورای امنیت به شمار می رود. خصوصا لیبی و سوریه که به لحاظ زمانی با شرایط امروز یمن نزدیک‌ترند.
بقایای بجا مانده از سناریوی مداخله جویانه شورای امنیت سازمان ملل در لیبی و سوریه پیش چشم افکار عمومی جهان به عنوان یک راهبرد محاسباتی اشتباه و غیر مشروع از سوی این شورا قرار دارد. تخریب زیر ساخت ها، منابع انرژی و انسانی، اسیب های اجتماعی ناشی از قتل و تجاوز و وحشیگری و در یک کلام  ایجاد فضایی برای پرورش گروهک های تکفیری و تروریستی نظیر القاعده و داعش اصلی ترین نتایج این سیاست است که از دورترین نقاط قبائلی پاکستان تا سواحل تونس و نیجریه و اروپا امتداد یافته است.
ملت یمن از سال ۲۰۱۱ تاکنون انقلابی را با هدف دوگانه مبارزه با استبداد و استعمار از یک سو و پاکسازی یمن از وجود تروریسم آغاز کرده و در این مسیر هزینه های هنگفتی را متحمل شدند. چند ماهی است که انقلابیون یمنی به رغم فشارهای خارجی موفق به مقابله با کانون های فساد در قدرت، احیای پارلمان و نهاد ریاست جمهوری برای ساختن آینده ای بهتر و بدور از دخالت های خارجی شده اند. این اقدام با اقبال عمومی ملت یمن از یک سو و هراس برخی محافل منطقه ای از سوی دیگر روبرو شد. تا جاییکه شورای همکاری خلیج فارس با برپایی نشستی در ریاض پایتخت عربستان از شورای امنیت خواستار مداخله در امور یمن شد و از اعضای این شورا خواست تا با یمن بر اساس فصل هفت منشور سازمان ملل رفتار کند.

درخواست شورای همکاری در باره یمن دخالت آشکار دولت های عضو این شورا در امور یمن و اراده و سرنوشت ملت یمن است چه اینکه انقلاب یمنی ها با پشتوانه مردمی آغاز و بالتبع تلاش برای ساختن یمن جدید نیز مورد حمایت ملت خواهد بود بویژه بخش مربوط به مبارزه با تروریسم که جزو آرزوهای دیرینه یمنی ها محسوب می شود. تروریسمی که طی چند دهه اخیر مانع از پیشرفت و توسعه همه جانبه یمن شده است. آیا صدور چنین قطعنامه های چه اکنون و چه در اینده جز کمک به توسعه جغرافیایی تروریسم در یمن و سایر نقاط دنیا منفعت دیگری دارد؟ شورای امنیت که تاکنون جز اجازه برای ایجاد ائتلاف (بخوانید نمایشی) ضد داعش در عراق و سوریه اقدام دیگری برای مقابله ریشه ای با این غده چرکین نکرده است. ائتلافی که پخش تصاویر کمک رسانی هوایی او به عناصر داعش پرده از نیات واقعی چنین ائتلافی را برداشت. چرا شورای امنیت اجازه نمی دهد فرزندان عراق، و سوریه و یمن با این غده چرکین مبارزه کنند فرزندانی که هم جغرافیای منطقه خود را به خوبی می شناسند و هم دل در گروه آبادانی و عمران و توسعه  خاک و وطن خود دارند.

انتهای پیام/

– See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931127001263#sthash.THeV8m4U.dpuf

……………………………

Houthi coup: Make or break for Yemen?

Will the Shia rebels’ seizure of power help restore stability – or fuel further chaos?

 | Middle EastYemenHouthis

After months of tightening their grip, Houthi rebels have asserted their political control of Yemen.

The group has proclaimed a formal takeover, hailing what it called a “new era that will take Yemen to safe shores”.

The Houthis say they intend to set up a 551-member national council to replace the existing parliament.

A five-member presidential council will then form a transitional government for two years.

But will the takeover help restore stability – or fuel further chaos?

Presenter: Folly Bah Thibault

Guests:

Hisham Al-Omeisy – Political activist and co-founder of Yemen’s newly established Al Wattan Party

Abubakr Al-Shamahi – Journalist at Al-Araby Al-Jadeed and editor of CommentMidEast.com

Sarah Jamal – Sociologist and researcher of Transitional Justice

Source: Al Jazeera

……………………………………………..

BBC

Yemen crisis: Pro-Hadi militiamen seize Aden buildings

Members of the Popular Resistance Committees (PRC) stand guard outside the television building in Aden, Yemen (16 February 2015)
Members of the Popular Resistance Committees have been deployed outside Aden’s television building

Clashes have erupted in Yemen’s second city of Aden between militiamen loyal to President Abdrabbuh Mansour Hadi and forces allied to Houthi rebels.

At least three people were killed after members of the Popular Resistance Committees attacked pro-rebel police guarding several government buildings.

The PRC now control an intelligence headquarters and television building.

Earlier, the UN Security Council demanded the Houthis relinquish their control of the central government.

A unanimous resolution called upon the Zaidi Shia movement to take part in UN-brokered negotiations aimed at reaching a political settlement, and also sought the release from house arrest of Yemen’s president, prime minister and other cabinet members.

It warned of taking “further steps” if the rebels did not comply.

‘Coup’

The resolution comes after the rebels announced on 6 February that they had dissolved parliament and planned to form a “presidential council” to rule for a transitional period of up to two years.

On Sunday, the governors of Yemen’s three southern provinces – Aden, Lahij and Mahra – and local political leaders formed a group to oppose what they denounced as a Houthi “coup”.

Members of the Popular Resistance Committees (PRC) in Aden, Yemen (16 February 2015)A PRC leader accused the police special forces of co-operating with the Houthis

They demanded the reinstatement of Mr Hadi and reaffirmed their support for Yemen becoming a federation of six regions, as agreed last year at the National Dialogue Conference.

Overnight, members of the PRC attacked police special forces guarding a number of government facilities in the city of Aden.

After five hours of clashes, the militiamen had gained control of Aden’s television building, its main power station, the intelligence headquarters and the free trade zone’s offices, sources told the Reuters news agency.

PRC leader Hussein al-Wuhayshi accused the police special forces of co-operating with the rebels.

“They are facilitating the entry of Houthi fighters into Aden to seize the city,” he told the AFP news agency.

Map showing Houthi areas of influence

Mr Hadi appointed Gen Abdul Razzaq al-Merwani, a Shia who is seen as close to the Houthis, as commander of the force on 12 January. Eight days later, the rebels stormed the presidential palace complex and surrounded the president’s private home.

The Houthis have taken over predominantly Sunni parts of central and western Yemen in recent months, sparking battles with tribesmen and al-Qaeda in the Arabian Peninsula (AQAP), after advancing from their stronghold in the far north and entering Sanaa in September.

The crisis has threatened to derail the UN-backed transition to democracy launched after mass protests forced long time President Ali Abdullah Saleh to hand over power to Mr Hadi in 2011.

…………………………………………………………………………………………..

گزارش خبری تحلیلی تسنیم؛

پیامدهای خطرناک ماجراجویی عربستان و متحدانش در یمن

خبرگزاری تسنیم: نگاهی به مواضع و اظهارنظرهای مقامات آل سعود که رسانه های رسمی رژیم آن را در قالب تحلیل ها و مقالات و گزارش هایی منعکس می‌کنند، نشان می‌دهد رژیم حاکم بر عربستان، رویکرد تشدید تنش و ناآرامی و آشوب و دخالت نظامی را در یمن دنبال می‌کند.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، عربستان در تصویب قطعنامه ای بر اساس فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد علیه یمن متحمل شکست فاحشی شد، بندی که اجازه دخالت نظامی خارجی را در این کشور عربی واقع در تنگه استراتژیک باب المندب می داد.

پیش نویس قطعنامه را اردن سرباز وفادار و بله قربان گوی دربار پادشاهی عربستان و همچنین انگلیس دنباله رو همیشگی آمریکا به شورای امنیت ارائه کردند.

شورای امنیت با رد درخواست رسمی عربستان برای قرار دادن یمن تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد، قطعنامه ای را که آرزوهای آل سعود را برآورده نمی کند، صادر کرد.

در این قطعنامه از نیروهای انصارالله خواسته شده است بدون هرگونه پیش شرطی از قدرت کناره گیری کرده و از نهادهای دولتی هم خارج شوند.
این قطعنامه در حالی خواستار خودداری کشورهای دیگر از دخالت در امور داخلی یمن که سبب تشدید بحران و بی ثباتی در این کشور می شود، شده است که عربستان آشکارا به دخالت های خود در یمن ادامه می دهد.

در این قطعنامه از انصارالله خواسته شده است با حسن نیت در مذاکراتی که با میانجی گری سازمان ملل متحد برای دستیابی به راه حل سیاسی بحران انجام می شود، مشارکت کنند.

گنجانده نشدن فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد در قطعنامه عربی غربی ضد یمن سبب سرخوردگی و ناامیدی سعودی ها و متحدانشان شده است که این حالت را می توان از طریق مطالب و تحلیل ها و اظهارنظرهایی که در رسانه های رسمی سعودی به طور گسترده منتشر می شود، مشاهده کرد.

موضع گیری خصمانه عربستان که شورای همکاری را به نهادی برای پیشبرد سیاست های توسعه طلبانه و طمع ورزی خود در منطقه و کشورهای اطراف به ویژه یمن تبدیل کرده است-اگر چه این شورا سالیان سال است که ناکارامدی و ناتوانی اش بر ملت های عربی حاشیه خلیج فارس ثابت شده است-نشان می دهد که سعودی ها هرگز علاقه ای به حل سیاسی بحران یمن ندارند.

محمد عبدالسلام سخنگوی انصارالله یمن، با بی اهمیت خواندن موضع گیری شورای همکاری خلیج فارس تاکید کرده است این گونه مواضع تازگی ندارد و ملت یمن قطعا از طریق تلاش برای رهایی از وابستگی به خارج با باج خواهی خارجی از طریق معاش مقابله خواهد کرد.

به گفته وی، بزرگنمایی و ایجاد هراس از انزوای بین المللی یمن از طریق اقدام برخی کشورها در خارج کردن سفرایشان از صنعاء، ترس و نگرانی برخی گروه های سیاسی را آشکار می کند.

این عضو انصارالله بر لزوم رعایت مساله حسن همجواری و احترام متقابل در روابط بین المللی تاکید کرده است.

نشانه ها و مدارک غیر قابل انکار از دخالت عربستان در یمن/دامن زدن به اقدامات تروریستی القاعده

الوطن یکی از رسانه های رسمی سعودی در مطلبی، تلاش کرد قبایل یمن را به حمایت از شبکه تروریستی القاعده تشویق کند تا رد پای سعودی ها در اقدامات تروریستی در یمن بیش از پیش به چشم آید.

این روزنامه در این باره نوشته است:”قبایل و مناطقی که با اقدامات حوثی ها مخالف هستند، ممکن است برای توقف این اقدامات از القاعده حمایت کنند و زمانی که این ائتلاف قبایلی با سازمان های تروریستی مستحکم شود، جنگ با آن دشوارتر خواهد شد.”

این رویکرد الوطن در حقیقت هشدار و تهدیدی آشکار علیه ملت یمن است که اگر در راستای سیاست های عربستان عمل نکنند، قبایل همسو با خود را به اتحاد با القاعده تحریک و تشویق خواهد کرد.

الوطن حتی پا را فراتر از این قرار داده و مردم یمن را به تکرار سناریوی تلخ سوریه در این کشور تهدید کرده و می نویسد به نظر می رسد در صورتی که تحرکات سریعی برای توقف وخامت اوضاع یمن صورت نگیرد، تجربه سوریه در این کشور تکرار شود.

این رسانه با توهین آشکار به یکی از طیف های مهم مردم یمن با لحنی تمسخر آمیز نوشت حوثی ها اقلیتی در داخلی اقلیت به شمار می روند که روند سیاسی را به نفع خود مصادره کرده و اراده خود را با قدرت تحمیل کرده اند.

الوطن از سناریویی که آل سعود برای یمن تدارک دیده، این گونه رونمایی می کند و به طور ضمنی به تلاش ریاض برای متحد کردن قبایل همسو با خود با شبکه تروریستی القاعده اذعان کرده و می نویسد:” سازمان القاعده برای ائتلاف با مناطق و قبایلی که در معرض حمله حوثی ها هستند، تلاش می کند که در این صورت مقابله با القاعده در آینده به ماموریت دشواری تبدیل می شود.”

این رسانه با ادعای اینکه رفتارهای حوثی ها امنیت منطقه ای و تجارت بین المللی را تهدید می کند، اوضاع یمن را یکی از مهمترین و حساس ترین پرونده ها برای شاه جدید عربستان قلمداد کرده است.

الوطن با ابراز خشم از ناکامی گروه های همسو با آل سعود در یمن و به بن بست خوردن سیاست های این رژیم به تمجید از اقدام برخی کشورها در بستن سفارت خود در صنعاء و طرح قیم مآبانه شورای همکاری خلیج فارس درباره یمن پرداخت که عربستان ارائه کمک های اقتصادی تحقیرآمیز خود به یمنی ها را منوط به اجرای این طرح دانسته است.

این رسانه مدعی شد که خارج کردن انتقال مسالمت آمیز قدرت از روند طبیعی مورد توافق، هدف مستقیم کودتای حوثی است.

الوطن با نادیده گرفتن مخالفت جنبش انصارالله با تصمیمات عبدربه منصور هادی رئیس جمهور مستعفی و مساله تشکیل شش ایالت که از نگاه این جنبش به معنای تجزیه یمن قلمداد می شود، مدعی شد حوثی ها ارائه خود را به زور بر دیگر طیف های یمنی تحمیل و توافق به دست آمده در کنفرانس گفت و گوی ملی در سال ۲۰۱۴ را نقض کرده اند.

الوطن در ادامه به تشویق قبایل یمنی برای ائتلاف با القاعده پرداخته و می نویسد قبایل و مناطقی که با اقدامات حوثی ها مخالف هستند، ممکن است حمایت از گروه های تروریستی را برای توقف این اقدامات بپذیرد.

الوطن خواستار تصویب قطعنامه ای در شورای امنیت بر اساس فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد می شود، همان خواسته ای که از سوی حکومت عربستان و متحدانش مطرح شد، اما شورای امنیت با آن مخالفت کرد.

شگردهای عربستان در جنگ روانی تبلیغاتی ضد یمن

تقریبا روزی نیست که رسانه های سعودی و دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس مطلب یا گزارش جانبدارانه و تحریک آمیزی درباره یمن در راستای اهداف رژیم های مرتجع عرب منتشر نکنند، الوطن، عکاظ و دیگر رسانه های سعودی جنگ روانی و تبلیغاتی خود را علیه مردم یمن تشدید کرده اند.

نگاهی به تیترهای رسانه های سعودی طی روزهای اخیر همچون “تظاهرات در محکومیت کوتا و درگیری میان قبایل و حوثی ها، تاکید وزیران خارجه شورای همکاری بر حمایت از دولت قانونی در یمن ، کودتای حوثی، کشور را به هرج و مرج و افراط گرایی سوق می دهد، تعلیق طرح های سرمایه گذاری در یمن، توقف طرح های سرمایه گذاری عربستان در یمن، لزوم تحرک بین المللی قاطع برای بازگردادن دولت قانونی به قدرت، ریشه کنی تنها راه درمان کودتای حوثی است، تحریم ها سلاح موثر برای بازداشتن کودتاچیان ” پرده از نیت ها و اهداف آل سعود در خصوص یمن برمی دارد که تلاش برای شعله ور کردن جنگ داخلی میان یمنی ها از طریق تحریک قبایل همسو با خود به اتحاد با شبکه تروریستی القاعده و در نهایت سوق دادن کشور به سمت فروپاشی، خطرناک ترین سناریوی سعودی ها را نشان می دهد.

روزنامه عکاظ هم در یکی از گزارش های تحریک آمیز خود نوشت شکست مذاکرات سیاسی در یمن، این کشور را به افتادن در پرتگاه جنگ داخلی نزدیک می‌کند.

این روزنامه در تلاش برای تخریب انقلابیون یمن، آن ها را به ناتوانی در اداره کشور متهم و در عین حال تهدید کرد که همان بلایی که بر سر اخوان المسلمین در مصر آمد (با دلارهای نفتی عربستان، عبدالفتاح السیسی، در اقدامی که طرفداران محمد مرسی آن را کودتا می خوانند، اولین رئیس جمهور منتخب مصر پس از انقلاب ۲۰۱۱ را برکنار کرد) برای حوثی ها هم تکرار خواهد شد.

این روزنامه در تلاش برای تحریک طیف های مختلف یمنی علیه یکدیگر تهدید کرد در صورتی که عبدربه منصور هادی به قدرت بازنگردد، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، کمک های اقتصادی خود را به یمن قطع خواهند کرد که این کمک ها، بیش از هفتاد درصد بودجه عمومی این کشور را تشکیل می دهد.

این هشدار نشان می دهد که عربستان و دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از حربه اقتصادی برای تحت فشار گذاشتن یمنی ها و وادار کردن آن ها به دنباله روی از سیاست های خود برای تداوم این کمک ها سوء استفاده می کنند.

عکاظ، خروج سفیران برخی کشورها و درخواست از شورای امنیت برای تصویب قطعنامه ای بر اساس فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد که مجوز دخالت نظامی در یمن را صادر کند، در راستای فشارها بر انقلابیون دانست تا از پیگیری مطالبات مردمی منصرف شوند و انجام مصاحبه های تحریک آمیز با مسئولان و مقامات یمنی همسو با آل سعود شگرد دیگر رسانه های عربستان و دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس برای پیشبرد سیاست های این کشورها قلمداد می شود.

به طور مثال، عکاظ با استاندار عدن مصاحبه ای ترتیب داده که وی از مواضع تفرقه افکنانه رژیم های عربی حاشیه خلیج فارس تمجید کرده و از بررسی پیشنهاد انتقال پایتخت از صنعاء به عدن سخن می گوید.

عکاظ همچنین با یک نماینده سابق پارلمان یمن از استان تعز گفت‌وگویی انجام می دهد و محور این مصاحبه هم تمجید از شیوخ عرب حاشیه خلیج فارس است.

مصاحبه های رسانه های سعودی در خصوص یمن بیشتر در راستای دامن زدن به اختلافات و دودستگی میان طیف های مختلف یمن و جلوگیری از حل سیاسی بحران این کشور انجام می شود.

سناریوپردازی رسانه های سعودی برای یمن

عکاظ، در مطلبی تحریک آمیز خواستار برخورد خشونت آمیز و تند طیف های همسو با عربستان با انقلابیون شده و آن ها را تشویق کرده است که از حربه خروج سفیران کشورهای همسو با عربستان و توقف سرمایه گذاری بهره برداری کنند.

روزنامه الریاض سعودی هم ادعای واهی دخالت ایران در امور داخلی یمن و آنچه اشغال این کشور به زعم خود خواند، مطرح کرد و خواستار دخالت نظامی در یمن بر اساس فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد شد.

عکاظ هم در تلاش برای مخدوش کردن وجهه انقلابیون و بدبین کردن افکارعمومی یمن به جمهوری اسلامی ایران بدون هرگونه دلیل و صرفا در راستای اتهام زنی بیهوده به کشورمان مدعی شد که انقلابیون یمن، از تهران دستور می گیرند.

این روزنامه مدعی شد ایران به صراحت اعلام کرده است که خواستار گفت و گو میان یمنی ها نیست، زیرا از نظر ایران، یمنی ها، همان حوثی ها هستند. و جهان باید با یمن به عنوان یک کشور حوثی تعامل کند.

این روزنامه، مساله کمک های مالی هدفمند رژیم های عربی حاشیه خلیج فارس به دولت همسو با خود در یمن را به عنوان حربه ای برای فشار بر یمنی ها نشان می دهد و مردم یمن را تهدید می کند که در صورت بازنگشتن نیروهای مطلوب آل سعود به قدرت، آن ها از کمک های غذایی و دارویی محروم خواهند شد.

جوسازی و فشارهای رسانه ای و روانی عربستان و متحدانش علیه جنبش انصارالله در حالی تشدید شده است که این جنبش به صراحت اعلام کرده است هرگز به دنبال انحصار قدرت و منزوی کردن گروه های سیاسی و قبضه حکومت نیست، بلکه صرفا خواستار تحقق مطالبات مشروع مردمی است که از زمان انقلاب خود علیه رژیم سابق مورد بی توجهی دولت موقت مورد حمایت رژیم های عربی حاشیه خلیج فارس قرار گرفته است که در فساد غوطه ور شده است.

محمد عبدالسلام سخنگوی رسمی جنبش انصارالله یمن تاکید کرده است این جنبش درباره اداره مرحله انتقالی توافق دارد و مذاکرات هم به خوبی پیش می رود.

عبدالسلام برخی طرف های یمنی را به فراهم کردن پوشش سیاسی و نظامی برای گروه های تکفیری در راستای برهم زدن شرایط به نفع خود و به زیان ملت یمن متهم کرد.

حسین العزی مسئول روابط خارجی انصارالله هم اقدام برخی کشورها در بستن سفارتخانه های خود را در چارچوب فشارها بر ملت یمن دانست که دستاوردهای بزرگی در راه عزت و کرامت و حاکمیت و استقلال و تصمیم گیری مستقل سیاسی کسب کرده است.

افزایش اقدامات تروریستی شبکه القاعده و دیگر گروه های تکفیری با تحریک مستقیم عربستان بر دروغ بودن ادعای آل سعود مبنی بر جنگ آن ها با تروریسم مهر تایید می زند.

صالح الصماد رئیس دفتر سیاسی جنبش انصارالله و مشاور عبدربه منصور هادی رئیس جمهور مستعفی یمن از طرف های داخلی و خارجی خواسته است به جای به کاربردن زبان تهدید و مجازات، در کنار ملت یمن قرار گیرند.

عربستان و کشورهای همسو با آن به جای در پیش گرفتن رویکرد تهدیدآمیز و تنش زا در قبال مردم یمن، باید به اراده آن ها و حقشان در داشتن زندگی با عزت و مستقل احترام گذاشته و از مسائل اقتصادی و معیشتی برای باج خواهی از آن ها سوء استفاده نکنند.

مسئولان جنبش انصارالله تاکید می کنند که ملت یمن با ادامه تلاش در ساختن آینده بهتر برای خود، دستان برادری و احترام و حسن همجواری را به سوی هر کس که دست دوستی و احترام به سوی آن ها دراز کند، دراز خواهد کرد.

با این حال آل سعود که خود را پدر خوانده دیگر رژیم های مرتجع عربی حاشیه خلیج فارس می داند، به کارشکنی و مانع تراشی در برابر تلاش ها برای حل مسالمت آمیز بحران یمن و تهدید آشکار یمنی ها به قطع کمک های اقتصادی ناچیز خود در صورت عمل نکردن به دستورات ریاض و محقق نشدن منافع آن ادامه می دهد. توقف طرح های اقتصادی و تهدید یمنی ها به تحریم از دیگر حربه های حکومت های عربی حاشیه خلیج فارس برای تحمیل خواسته ها و شرایط خود بر مردم یمن است که این تلاش ها در راستای بی ثبات کردن یمن ادامه دارد.

نکته دیگر اینکه رژیم های عربی حاشیه خلیج فارس در حالی سنگ مردم یمن را به سینه می زنند که حتی یک شاعر را به خاطر انتقاد از حکام خود بازداشت و به اعدام محکوم می کنند و حقوق بشر به بدترین وجه ممکن نقض می شود و هرگونه انتقاد و اعتراضی به شدت سرکوب می شود.

فشارهای خارجی بر طرف های سیاسی فعال در صحنه داخلی یمن و تهدید آن ها به تحریم کمکی به حل بحران نخواهد کرد و نتایج معکوس به دنبال خواهد داشت. مدعیان دلسوزی برای مردم یمن باید به جای تکیه بر اهرم فشار و تهدید و ارعاب و حتی دخالت نظامی، از مانع تراشی در برابر تحقق مطالبات مشروع مردم یمن برحذر باشند.

افشای طرح عربستان برای مسلح کردن قبایل همسو با خود در یمن و گروه های سلفی تکفیری از جمله القاعده و تصمیم این کشور برای دخالت نظامی در یمن به همراه مصر، عمق نگرانی آل سعود از تشکیل دولت مستقل در این کشور را که همچون دولت های گذشته یمن تابع بی چون و چرای ریاض نباشند، از دست رفتن حیات خلوت عربستان و بی اساس بودن ادعاهای رسانه ها و مقامات رژیم سعودی مبنی بر طرفداری آن ها از مردم یمن را اثبات می کند، اما شکی نیست که هر گونه ماجراجویی نظامی در یمن برای عربستان و متحدانش، هزینه های سنگین و غیر قابل پیش بینی خواهد داشت.

انتهای پیام/

 

کل فروش یک کتاب ۲۰۰ نسخه نیست اما برای آن قیصریه را به هم می‌زنیم

Share Button
زائری در تلویزیون تأکید کرد؛
بعضی چیز‌ها به کراوات و چفیه ربطی ندارد. اگر آدم تخصص نداشته باشد، به درد نمی‌خورد. وقتی ماشینم خراب می‌شود و کنار خیابان با زن و بچه می‌ایستم و کسی کمکم نمی‌کند، دیگر فرقی ندارد آن متخصص در ماشینش گوگوش گوش دهد یا حاج منصور ارضی. طبق قوانین اسلام، مؤمن باید با هشت ساعت کار، بتواند زندگی‌اش را تأمین کند تا بعد از آن سراغ دین، فرهنگ و خانواده برود. شکم گرسنه دین و ایمان ندارد‌. وقتی فساد و رشوه و ربا کل جامعه را گرفت، دیگر موعظه اثری ندارد.
تاریخ انتشار:۲۷ بهمن ۱۳۹۳ – ۰۹:۲۲-۱۶ February 2015
حجت‌الاسلام زائری، استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: پنجاه سال پیش، اگر چیزی از تلویزیون گفته نمی‌شد، مردم آن را نمی‌فهمیدند نه الان. امروز دیگر این چیزها و پارازیت و فیلتر جواب نمی‌دهد. ما تا وقتی بر اساس دیدگاهی که قرن‌هاست، وجود دارد که حاکمیت با دستور خودش می‌تواند تأثیرگذار باشد، پیش می‌رویم، نمی‌توانیم تأثیرگذار باشیم.به گزارش «تابناک»،‌ شب گذشته، حجت‌الاسلام و المسلمین محمدرضا زائری، استاد حوزه و دانشگاه ‌‌در برنامه «دیروز، امروز، فردا» با تأکید بر اینکه این نوع دغدغه‌ها، خیلی کم نیازهای به‌روز ما را برطرف می‌کند، گفت: باید دستگاه قانون‌گذار جریان‌سازی و ریل‌گذ‌اری کند، ولی فرهنگ حوزه تشریفات و تشکیلاتی نیست. فرض کنید در مجلس برای مساجد همه کار کردیم، اگر نمازخوان یا امام جماعت جذاب نداشتیم، چه کنیم؟ در اول انقلاب جریانی بود که مردم را به مسجد می‌کشاند، ولی الان دیگر این جریان به دلایلی این کشش را ندارد.او افزود: فرض کنید قانون نهی از منکر تصویب شد، ولی اگر منکری در جامعه به عنوان منکر پذیرفته نشد، چه کنیم. کل فروش یک کتاب ۲۰۰ نسخه هم نیست و ما برای آن قیصریه را به هم می‌زنیم، ولی به این توجه نداریم که زن جنایتکار در دادگاه‌ها با چادر است. به این توجه نداریم که گدا‌ها در خیابان با چادر هستند. مشکلات فرهنگی ما جای دیگری است. ما از آموزش و پرورش نگرانیم. با وجود این همه نگرانی در مورد آموزش‌ و پرورش، ببینید بودجه‌اش چقدر است؟ بودجه انجمن ‌اسلامی‌های دانش‌آموزی ما را با بودجه نهادهای فرهنگی دیگر مقایسه کنید.این استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: با وجود اینکه دستگاه‌های دولتی در انجام مسائل فرهنگی گم هستند و مجموعه‌های غیردولتی بیشتر کار می‌کنند،‌ بودجه‌های زیادی ناهماهنگ در این حوزه صرف می‌شود. آخر سال جا داشت تا این دغدغه جدی مورد توجه قرار بگیرد. فرهنگ مانند هواست و مسأله‌ای ضروری برای جامعه است. دستگاه‌ها باید خودشان را محاسبه کنند که در این سال ـ که مزین به شعار فرهنگی است ـ چه کاری انجام دادند؟ ما اگر بخواهیم سیاه‌نمایی و سفید‌نمایی نکنیم و واقع‌‌نمایی کنیم، می‌فهمیم که وضعیت بد است. وضعیت فرهنگی از وضعیت هوای خوزستان بد‌تر است و دستگاه‌های مسئول در این زمینه از مسأله ریزگرد‌ها مقصر‌ترند.زائری گفت: یکی از مشکلات اصلی ما، مسئولین فرهنگی هستند. مسئول فرهنگی که صبح تا شب در اتاق خودش هست و بولتن می‌خواند و هیچ ارتباطی با جامعه ندارد، چگونه می‌خواهد مشکلات فرهنگی را برطرف کند؟ متأسفانه مسئولی که نه نشریه منتشر کرده است، نه فیلم ساخته و نه هیچ کار فرهنگی دیگری انجام داده و خودش می‌گوید تمام هفته از اتاقش بیرون نمی‌رود، سرنوشت جامعه را در دست گرفته است.مدیرمسئول مجله خیمه افزود: مسئولی می‌گوید من روزنامه نمی‌خوانم. لازمه تصمیم درست تحلیل درست است. کسی که اخبار را دنبال نمی‌کند و نبض جامعه را در دست نداشته باشد و اسم دو ‌سایت را نداند، نمی‌تواند با جامعه ارتباط برقرار کند و در مورد آن‌ها تصمیم گیرد. حتی مسئولینی که برای تدریس به دانشگاه می‌آیند، تحمل نقد دانشجویان را ندارند. فاصله بین مسئولین و واقعیت جامعه از لحن صحبت مسئولین معلوم است.

وقتی کار به آدم ناشایست سپرده شد، فرهنگ نابود می‌شود

این استاد حوزه و دانشگاه گفت: امام خمینی (ره) جمله‌ای دارند با این مضمون که برای نشر حقایق الهی باید از آبرو هم گذشت. میدان فرهنگی به کسانی نیاز دارند که از آبروی خود بگذرند. کسانی برای این انقلاب خون دادند و اکنون برای آن باید آبرو گذاشت. کار فرهنگی با کار اداری پیش نمی‌رود. برای برخی اول جایگاه مهم است، اینکه سر ایتام چه می‌آید مهم نیست. اینکه جوانان و زنان ما چه اعتقادی دارند، مهم نیست. به قدری این شکاف زیاد است که نمی‌‎شود گفت مسئولین فرهنگی ما از جامعه خبر دارند. وقتی سند و کتاب و کاغذ با واقعیت جامعه ارتباطی ندارد، نمی‌توان به آن امید داشت. البته من در زمینه فرهنگ امیدوارم همان طور که در علم نانو و علوم هسته‌ای پیشرفت کردیم، در حوزه فرهنگ هم دکتر علی محمدی‌ و احمدی روشن‌هایی داریم که فرهنگ را پیش می‌برند. البته برای مقابله با آن‌ها دیگر ترورشان نمی‌کنند، بلکه آنقدر آن‌ها را به مسائل حاشیه‌ای درگیر می‌‎‌کنند که تمام مسأله آن‌ها مسائل حاشیه‌ای شود که آخر ماه دستمزد کارمند‌هایشان را چگونه بدهند و پول کاغذ از کجا بیاورند.

زائری تأکید کرد: در این یک سال، مقام معظم رهبری به تنهایی کارهایی کرده که وزارت ارشاد انجام نداده است. ببینید جریان کتاب «من زنده‌ام» و جشنواره مردمی فیلم عمار در جامعه چه کرده است. اگر مقام معظم رهبری را از بقیه مسئولین فرهنگی جامعه جدا کرد، می‌بینیم هیچ عزمی در این زمینه در بین مسئولین فرهنگی نیست. رئیس جمهور آمریکا زمانی گفته بود ‌سرنوشت جامعه ما در کلاس‌های درس رقم می‌خورد. شما وضعیت آموزش و پرورش ما را ببینید. معلم باید حقوق کافی داشته باشد. طبق قوانین اسلام شهروند مومن باید بتواند ‌با هشت ساعت کار، زندگی‌اش را تأمین کند تا بعد از آن سراغ دین، فرهنگ و خانواده برود؛ اما زیرساخت‌های اقتصادی جامعه ما درست نیست و افراد باید سه شیفت کار کنند و نمی‌تواند به قرآن و نماز بیندیشند. شکم گرسنه دین و ایمان ندارد؛ این مبنای روایی ماست، تعارف هم نداریم.

وی ادامه داد: وقتی فساد و رشوه و ربا کل جامعه را گرفت، دیگر نمی‌توانم از موعظه حرف بزنم، موعظه اثری ندارد. بنده و آقای سالک و همه سر کاریم. اتفاق دارد در تبلیغات بانک‌ها، در شهرداری‎‌ها و در زیرمیزی دادن‌ها می‌افتد. وقتی تنها یک‌ درصد بودجه برای فرهنگ است که آن هم محقق نمی‌شود و مدیر فرهنگی باید برود سازمان برنامه پیش فلان مدیر، موس موس کند که یک بودجه‌ای بگیرد، باید چه کرد؟ همه ما سر کاریم، تعارف هم نداریم.

این فعال فرهنگی گفت: ما فکر می‌‎کنیم ‌در صداوسیما اگر چیزهایی را بگوییم چه می‌شود. ملت همه این مسائل را می‌دانند. پنجاه سال پیش اگر چیزی از تلویزیون گفته نمی‌شد، مردم آن را نمی‌فهمیدند، نه الان. امروز دیگر این چیز‌ها و پارازیت و فیلتر جواب نمی‌دهد. ما تا وقتی بر اساس دیدگاهی که قرن‌هاست وجود دارد که حاکمیت با دستور خودش می‌تواند تأثیرگذار باشد، پیش می‌رویم، نمی‌توانیم تأثیرگذار باشیم.

زائری در ادامه گفت: انقلاب ما انقلاب ارزش‎‌ها بود. انقلاب ذاتا تحول فرهنگی بود. دیروز ولنتاین بود، گزارشی داریم که دیروز افرادی به فروشگاه می‌رفتند و ۴ میلیون تومان پول شکلات می‌دادند تا به دوست دختر یا دوست پیرشان هدیه کنند. باید دید در جامعه ما چه خبر است؟ در دوره اول مجلس، نمایندگان یک ریال هم خرج تبلیغات نمی‌کردند اما الان میلیاردی خرج می‌کنند، باید دید در جامعه چه خبر است؟ باید بپذیریم وزارت ارشاد مشکل نیست. مشکل مجوز دادن وزارت ارشاد به یک خواننده زن نیست. فرد می‌توانند آهنگ‌‌ همان خواننده را در اینترنت گوش دهد. اتفاقات دارد در تبلیغات بازرگانی می‌افتد. جوانی که باید با قناعت زندگی خود را آغاز کند با تبلیغات به او القا می‌کنیم که باید آشپزخانه‌ات ۳۰۰ میلیونی باشد. عامل اصلی قضیه تجمل گرایی است. ما در مورد این موضوع حساس نیستیم اما برای یک نوار کاست کفن می‌پوشیم و بیرون می‌آییم.

زائری در پاسخ به اینکه صدا و سیما از لحاظ بودجه‎ای مجبور است که تبلیغات کند، گفت: آیا قانون‌گذار نمی‌‎تواند بگوید که به ازای هر تبلیغ اشرافی‌گری یک تبلیغ ضد اشرافی‌گری پخش کنید؟

زائری در ادامه گفت: متأسفانه مسئولان سعه صدر ندارند. از یک طرف دزد آمده و خانه را می‌زند و ما این گونه نشسته‎ایم. دختر در پارک است، پسر معتاد و بی‌کار است، سن فحشا پایین آمده و… بعد مسئول فرهنگی به من می‌‎گوید، لبخند بزن. امیرالمومنین وقتی می‌بیند چه اتفاقی در جامعه می‌افتد، فریاد می‌کشند. مسئول فرهنگی ما وقتی با ‌این اوضاع خوابش می‌‎برد یا بی‌خیال است یا رگ ندارد. به مسئول فرهنگی که به فکر بنز و محافظش است، دیگر نمی‌‎شود حرفی زد. باید قبول کنیم که در میدان جنگ هستیم.

وی گفت: اولین راهکار این است که کمیته بحران تشکیل دهیم. اکنون فرهنگ در حالت پایداری نیست. در حوزه فرهنگ همه دخالت می‌کنند. امروز متولی فرهنگ کسی است که من باید بروم جلویش گردن کج کنم که برگه‌ای را امضا کند؛ این فاجعه است. وقتی کار‌ها درست واگذار نشد، وقتی کار به آدم ناشایست سپرده شد، فرهنگ نابود می‌شود. بعضی چیز‌ها به کروات و چفیه ربطی ندارد؛ اگر آدم تخصص نداشت به درد نمی‌خورد. وقتی من ماشینم خراب می‌شود و کنار خیابان با زن و بچه می‌ایستم و کسی کمکم نمی‌کند، دیگر فرقی ندارد او (آن متخصص) در ماشینش گوگوش گوش دهد یا حاج منصور ارضی:

پایان گزارش:

کامنت من: فرهنگ سوزی در ذات این انقلاب و اسلامیسم فرهنگ ستیز آن بود. آنچه امروز بر عرصه فرهنگ چیره شده است فرهنگ پارازیتی و پاد فرهنگ حوزوی و طلبه ایی است.(ح ت)

فایل صوتی شنیدنی است توصیه میشود. (ح تبریزیان)

 

GCC Urges U.N. Chapter 7 Resolution in Yemen

Share Button

In the city of Ibb, which the militia has held since last year, protesters chanted: “Huthi, Iran: Yemen is not Lebanon!”, in a reference to predominantly Shiite Iran’s alleged support for the militia.

YEMEN-POLITICS-UNREST

by Naharnet Newsdesk 12 hours ago
Yemen’s Gulf neighbors urged the United Nations Saturday to act forcefully over the deteriorating security situation there, including possible military intervention, as more governments closed their embassies in Sanaa.

The call, at a meeting in Riyadh of the Gulf Cooperation Council, came as Shiite militiamen behind a power grab in Yemen fired live rounds to disperse thousands of protesters.

Home to al-Qaida’s deadliest branch and a key U.S. ally in the fight against the group, Yemen has descended into chaos since the militia, known as Huthis, seized Sanaa in September.

Matters worsened last month when they ousted the government.

Foreign ministers of the six GCC member countries called on the “U.N. Security Council to take a decision under Chapter Seven of the United Nations Charter,” which allows the use of military force if there are breaches of the peace or acts of aggression.

They also called for an urgent meeting of the Arab League and of the Organization of Islamic Cooperation.

In a statement at the end of their meeting, they called for immediate international steps to guarantee the safety of President Abedrabbo Mansour Hadi, now under effective house arrest, and of his prime minister.

U.N. Secretary General Ban Ki-moon has warned that Yemen is falling apart and called for Western-backed Hadi to be restored to power.

In the city of Ibb, which the militia has held since last year, protesters chanted: “Huthi, Iran: Yemen is not Lebanon!”, in a reference to predominantly Shiite Iran’s alleged support for the militia.

They also shouted slogans against Russia, which is thought to be reluctant to take a hard line against the Huthis at the U.N. Security Council.

Witnesses said the Huthis fired warning shots to disperse the protest, wounding at least six people.

Similar demonstrations took place in the Shiite-populated city of Dhammar which is also under Huthi control, and the southern city of Daleh, where protesters demanded political parties end their U.N.-brokered talks with the militia in Sanaa.

In the capital, hundreds protested describing the militia as “gangs that could not build a state.”

– Protesters ‘tortured’ –

Meanwhile, the family of demonstrator Saleh Awadh al-Bashiri, detained by the Huthis on Wednesday at a protest against their takeover, said he had died of torture wounds suffered in captivity.

Another two protesters who were held with him have been hospitalized after being found wounded and left on a street.

The families posted pictures on social media they said were of their sons showing parts of their bodies bruised and swollen from beatings.

On Sunday, the Huthis announced a ban on all demonstrations against them unless they are authorized by the interior ministry, which itself is now under their control.

The militiamen have been accused of attacking and detaining protesters as well as reporters covering demonstrations against their power grab.

Diplomatically, more countries shut their embassies, with Spain and the United Arab Emirates becoming the latest to announce on Saturday they had suspended operations at their missions in Sanaa.

The UAE foreign ministry said it has also evacuated all staff, following a similar move by Sunni-dominated GCC leader Saudi Arabia.

“This decision comes in light of the increasingly deteriorating political and security situation” and the “unfortunate events with the Huthis undermining legitimate authority in the country”, the UAE said in a statement carried by the official WAM news agency.

The United States, France, Germany, Italy, Britain and the Netherlands have also closed their embassies and withdrawn staff for security reasons.

Spain said it was temporarily suspending embassy activity in Yemen “in light of the current situation of insecurity and instability in Sanaa.”

Madrid’s embassy had advised all Spanish citizens to “temporarily” leave Yemen, the foreign ministry said.

And the Turkish foreign ministry “strongly” advised its citizens to leave also.

The Huthis had said Western powers had no reason to shut their embassies, insisting that security was solid in the capital.

Tehran also criticized the “hasty action” of closing embassies, insisting the Huthis were fighting “corruption and terrorism.”

Following consultations in New York on Thursday, Britain said it would work with Jordan on a resolution to outline the Security Council’s stance on Yemen.

SourceAgence France Presse
Middle EastPolitics

پیش‌بینی آینده پوتین

Share Button

تمام نشانه‌ها حاکی از سقوط نهایی رژیم پوتین است، هر چند اکنون ۸۵ درصد روس‌ها از رئیس‌جمهور حمایت می‌کنند، اما احتمال وقوع «انقلاب نارنجی» در مسکو- شهری که شاهد مجموعه‌ای از تظاهرات گسترده ضد پوتین در چند سال گذشته بوده- محل بحث نیست. لازم نیست چنین جنبشی در تمام کشور فراگیر باشد. تظاهرات در پایتخت- مانند نمایش‌های گذشته «قدرت مردمی» در قاهره، کی یف و مانیل- می‌تواند بر تغییر رژیم موثر باشد. «کودتا» احتمال دیگر است. 

حلقه نزدیکان پوتین به ولادیمیر خیانت می‌کنند

دنیای اقتصاد
۲۱ بهمن

محمدحسین باقی:

هر چه جنگ روسیه علیه اوکراین بیشتر ادامه یابد این احتمال بیشتر می‌شود که رژیم پوتین از هم بپاشد. با وجود خشم و عصبانیت پوتین،  رژیم اقتدارگرایی که او پایه گذاشته به سرعت شکنندگی آن نمایان می‌شود. در مرکز قدرت پوتین ایستاده و پیرامونش را بادمجان دور قاب‌چین‌های تشنه قدرت گرفته‌اند که خود پوتین آنها را به حلقه اندرونی راه داده است. برخی – که سیلُویکی (siloviki) نامیده می‌شوند- به نهادهای قدرتمندی مانند پلیس مخفی یا ارتش تعلق دارند. برخی دیگر، که به‌طور رسمی با نهادهای دولتی مختلف پیوند دارند، فقط به پوتین وفادارند. در چنین سیستمی ارزش «تملق‌گویی» بیش از حکومتداری خوب است، امپراتوری‌سازی شایع‌تر است، سیاست اثر و کارآمدی خود را از دست می‌دهد و فساد به امری هر روزه تبدیل می‌شود.

ایدئولوژی امپریالیسم روسی، احیای ارتدوکس‌گرایی و اسلاویگرایی ضد‌غربی، جذبه حلقه نزدیکان پوتین را محدود کرده است. بنابراین، توانایی پوتین برای حفظ وفاداری آنها در درجه اول به کنترل او بر منابع مالی کشور استوار است. با توجه به قیمت بالای انرژی که او را در رسیدن به قدرت در سال ۱۹۹۹ همراهی کرد، پوتین توانست شخصا حدود ۴۵ میلیارد دلار برباید و آن‌قدر پول داشت تا سطح زندگی مردم را بالا ببرد، قدرت ارتش را افزایش دهد و وفاداران به خود را خشنود نگه دارد. اما دیگر چنین نیست. قیمت‌های نفت سقوط کرده و احتمالا کمتر هم بشود؛ تحریم‌های غرب به اقتصاد این کشور سخت آسیب وارد کرده و اقتصاد روسیه روندی نزولی در پیش گرفته است.
دیر یا زود پوتین مجبور است تعدیلاتی را در سیاست‌های خود به‌وجود آورد. با توجه به جنگ فعلی در اوکراین و رویکرد، ایدئولوژیک و ضدغربی او، کاهش بودجه ارتش غیرممکن است. محبوبیت پوتین به شدت آسیب خواهد دید اگر عدم حمایت از او به طبقات پایین سرایت کند. بنابراین تنها گزینه، متوقف ساختن دوستان و هوادارانش از دستبرد به گنجینه‌های مالی دولت خواهد بود حتی اگر انجام این کار باعث ناراحتی و راندن آنها شود.
برای ۱۵ سال، رکورد محبوبیت پوتین حمایت فراوانی برای او به ارمغان آورد. او شورشیان چچن را سرکوب کرد، بر اصلاحات نظامی فائق آمد، زیرساخت‌ها را برساخت، زندگی مردم عادی روسیه را بهبود بخشید و به‌طور منظم به غرب می‌تازید. اما درست پس از المپیک سوشی، او همه چیز را بر باد داد. الحاق کریمه یک فاجعه اقتصادی تمام عیار بود. جنگ روسیه در شرق اوکراین هزاران روسی را کشت. اوکراین، که در دوران رئیس‌جمهور سابق ویکتور یانوکوویچ می‌رفت که به غلام حلقه به گوش روسیه تبدیل شود، علیه کرملین شوریده است. روبل، همراه با اقتصاد روسیه، در حال سقوط آزاد است و تحریم‌های غرب هم مزید بر علت است.
غیر از اشتباهات سیاسی،  پوتین در مورد «تصویر» خودش هم دچار مشکل است. ۱۵ سال پیش، پوتین می‌توانست ادای یک رهبر کاریزماتیک را در بیاورد که – با وجود اندازه کوچک خود- آن‌قدر جدی بود که به گفته خودش شورشیان چچنی را «حتی در سوراخ موش‌هایشان» تحت تعقیب قرار دهد. پوتین می‌داند که مردی سخت و جدی است. او جنگ در اوکراین را آغاز کرد و اکنون این اوست که می‌تواند نتایجی رضایت بخش به ارمغان آورد، هرچند از رفتار غیرمعقول او روشن است که وی فاقد استراتژی است. او هیچ راهی برای در هم شکستن اوکراین بدون آغاز یک درگیری جهانی ندارد. او اگر بخواهد با بولدوزر از روی اوکراین رد شود چاره‌ای جز درگیری جهانی ندارد. او هیچ راهی برای نابودی اقتصاد اوکراین ندارد، مگر اینکه اقتصاد کشور خودش هم نابود شود. طنز سخن اینجا است که تنها کاری که پوتین می‌تواند به راحتی انجام دهد- اعلان پیروزی در دونباس و عقب کشیدن نیروهایش- یک منطقه ممنوعه است نه به این دلیل که به لحاظ سیاسی شدنی است (بیشتر روس‌ها خوشحال می‌شوند که از این فضاحت خارج شوند) بلکه به این دلیل که کیش شخصیت او، وی را از نادیده گرفتن وضعیت باز می‌دارد.

سقوط رئیس‌جمهور
تمام نشانه‌ها حاکی از سقوط نهایی رژیم پوتین است، هر چند اکنون ۸۵ درصد روس‌ها از رئیس‌جمهور حمایت می‌کنند، اما احتمال وقوع «انقلاب نارنجی» در مسکو- شهری که شاهد مجموعه‌ای از تظاهرات گسترده ضد پوتین در چند سال گذشته بوده- محل بحث نیست. لازم نیست چنین جنبشی در تمام کشور فراگیر باشد. تظاهرات در پایتخت- مانند نمایش‌های گذشته «قدرت مردمی» در قاهره، کی یف و مانیل- می‌تواند بر تغییر رژیم موثر باشد. «کودتا» احتمال دیگر است. سیلُویکی‌ها(siloviki) – همچون قضات نگهبان در دوران روم باستان- یک موهبت هستند که در درون خود ویژگی‌های منفی هم دارند. آنها می‌توانند پوتین را با له کردن مخالفان سیاسی در قدرت نگه دارند، اما می‌توانند دست به کودتا هم بزنند اگر به این نتیجه برسند که سیاست‌های پوتین در حال تضعیف ثروت و امنیت‌شان است. پوتین می‌داند که جانشین بوریس یلتسین شده (و لئونید برژنف هم به جای نیکیتا خروشچف آمد).
حتی اگر پوتین با انقلاب مردمی یا کودتا ساقط نشود، در مناطق غیرروسی روسیه با ناآرامی‌ها به زیر کشیده خواهد شد. برای مثال، بسیاری از بخش‌های قفقاز از زیر نفوذ مسکو خارج شده همان‌طور که حملات تروریستی اخیر در چچن و خشونت دائمی در اینگوشتیا و داغستان نشان می‌دهد. با فرسایش ملموس رژیم و خاموش شدن چراغ سرنوشت پوتین، شبه‌نظامیان غیرروس زبان هم ممکن است همان‌طور که پوتین سیاست حق تعیین سرنوشت در شرق اوکراین را دنبال می‌کند، دستور کار جدایی‌طلبانه خود (در صورت امکان با تظاهرات گسترده و در صورت لزوم با خشونت) را پیگیری کنند. تاتارهای کریمه- که سرخوردگی شان از حکومت سرکوبگر روسیه در داخل به‌طور فزاینده‌ای در حال رشد است- اولین گروه‌ها خواهند بود که دست به اقدام خشونت بار خواهند زد. تاتارهای ولگا و باشقیر- که هر دو دارای ذخایر بزرگ نفت در منطقه‌شان هستند- به راحتی می‌توانند- همچون دهه ۹۰- خواسته‌های خود برای خودمختاری یا استقلال بیشتر را دنبال کنند.

روسیه پس از پوتین
آیا روسیه و دنیا بدون پوتین جای بهتری خواهد بود؟ بله، اما فقط در زمانی که جانشین پوتین جنگ را خاتمه دهد و به تفاهم با غرب برسد. جانشین پوتین- هرگاه که به قدرت برسد- احتمالا یک رهبر انعطاف ناپذیر خواهد بود؛ در این صورت، اولویت اول او پاکسازی خرابکاری‌هایی است که پوتین انجام داده است. این «شانس» هست که رئیس‌جمهور جدید تمایل بیشتری برای پایان جنگ داشته باشد و به احتمال زیاد لحنی مسالمت‌جویانه در برابر سایر جهان در پیش بگیرد.
اگر جانشین پوتین یک رهبر سختگیر و انعطاف‌ناپذیر نباشد، آن «شانس‌ها» بهتر خواهد بود. این یک احتمال کوچک اما واقعی است: دموکرات‌های روسی ممکن است کنترل کشور را در زمان‌های هرج و مرج و بی‌ثباتی به عهده بگیرند به‌ویژه اگر موفق به شکل دادن به ائتلاف با روس‌های به شدت ناراضی (که فرزندانشان در اوکراین می‌میرند) و اقلیت‌های غیرروس زبان شوند، درست مانند کاری که بوریس یلتسین در روزهای پایانی دوران عمر شوروی انجام داد. علاوه بر این، اگر تاریخ راهنما است، هر کسی می‌تواند رهبر بعدی روسیه را حدس بزند. استالینِ دهشتناک جانشین لنینِ خوفناک شد، اما خروشچف آرام به جای استالین روی کار آمد و برژنف بدتر از استالین هم به جای خروشچف آمد و «گورباچف خوب» هم جانشین او شد. گورباچف هم قدرت را به «یلتسینِ بسیار خوب» داد که به دست پوتینِ سرسخت ساقط شد.  با این حال، غرب باید هر چه در توان دارد برای حمایت از اوکراین و تشویق پوتین جهت کاستن از شدت جنگ انجام دهد. غرب می‌تواند با حمایت اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی از همسایگان روسیه – به‌ویژه بلاروس، قزاقستان و اوکراین- تبعات فروپاشی احتمالی رژیم را محدود کند. وقتی سد خراب روسیه شکسته شود- همان‌طور که به ناگزیر چنین خواهد شد- تنها ایالات قوی و با ثبات غیرروس قادر به مهار سیل خواهند بود و سپری خواهند شد برای سایر کشورهای جهان در برابر میراث پوتین.
منبع:فارین افرز

Read more: http://www.donya-e-eqtesad.com/news/859846/#ixzz3RbscF8Cp

ایران قیمت نفت خود را در بازار آسیا کاهش داد

Share Button

در این راستا، شرکت نفت خام سبک بصره در عراق تأیید کرده که نفت خود را با تخفیفی ۴.۱۰ دلاری نسبت به نرخ سبد نفتی خاورمیانه به فروش می‌رساند؛ قیمتی که از سال ۲۰۰۳ تاکنون پایین‌ترین نرخ فروش نفت این کشور به شمار می‌رود. در همین حال، یک مقام شرکت ملی نفت ایران نیز که نخواسته نامش فاش شود، به بلومبرگ گفته برای قیمت رسمی فروش نفت ایران در ماه مارس، تخفیف ۲.۱۰ دلار در هر بشکه در نظر گرفته شده است. به این ترتیب، قیمت فروش نفت ایران نیز به پایین‌ترین میزان از سال ۲۰۰۰ تاکنون می‌رسد. 

نفت

گزارش «بلومبرگ»؛
موضوع کاهش فزاینده قیمت‌های جهانی نفت در ماه‌های اخیر، به مسأله‌ای بحث برانگیز تبدیل شده که از یک سو ذهن ناظران و تحلیلگران و از سوی دیگر، سیاستمداران کشورهای جهان را به خود جلب کرده است. در این میان، تلاش کشورهای صادرکننده نفت برای حفظ سهم خود در بازار، تحولات جدیدی را رقم زده که این بار به طور خاص ایران و عراق را درگیر کرده است.
کد خبر: ۴۷۴۵۴۱

تاریخ انتشار:۲۱ بهمن ۱۳۹۳ – ۲۱:۰۲-۱۰ February 2015

تلاش ایران و عراق برای حفظ سهم خود در بازار جهانی نفتموضوع کاهش فزاینده قیمت‌های جهانی نفت در ماه‌های اخیر، به مسأله‌ای بحث برانگیز تبدیل شده که از یک سو ذهن ناظران و تحلیلگران و از سوی دیگر، سیاستمداران کشورهای جهان را به خود جلب کرده است. در این میان، تلاش کشورهای صادرکننده نفت برای حفظ سهم خود در بازار، تحولات جدیدی را رقم زده که این بار به طور خاص ایران و عراق را درگیر کرده است.

به گزارش «تابناک»، سایت شبکه خبری «بلومبرگ» در مطلبی به بررسی جدید‌ترین تحولات بازار جهانی نفت پرداخته و از تلاش ایران و عراق برای حفظ سهم خود در این بازار سخن گفته است. به نوشته این سایت، دو کشور مذکور برای رسیدن به این هدف، قیمت فروش نفت خود به خریداران آسیایی را به پایین‌ترین میزان در یازده سال اخیر رسانده‌اند.

در این راستا، شرکت نفت خام سبک بصره در عراق تأیید کرده که نفت خود را با تخفیفی ۴.۱۰ دلاری نسبت به نرخ سبد نفتی خاورمیانه به فروش می‌رساند؛ قیمتی که از سال ۲۰۰۳ تاکنون پایین‌ترین نرخ فروش نفت این کشور به شمار می‌رود. در همین حال، یک مقام شرکت ملی نفت ایران نیز که نخواسته نامش فاش شود، به بلومبرگ گفته برای قیمت رسمی فروش نفت ایران در ماه مارس، تخفیف ۲.۱۰ دلار در هر بشکه در نظر گرفته شده است. به این ترتیب، قیمت فروش نفت ایران نیز به پایین‌ترین میزان از سال ۲۰۰۰ تاکنون می‌رسد.

این تصمیمات در شرایطی گرفته می‌شود که هفته گذشته، عربستان سعودی قیمت فروش نفت خود به خریداران آسیایی را به پایین‌ترین میزان طی ۱۴ سال اخیر رساند؛ اقدامی که هم راستا با تلاش‌های چند ماه اخیر این کشور برای به دست آوردن سهم بیشتری از بازار و کنار زدن رقبا ارزیابی می‌شود. در حال حاضر، عراق و ایران به ترتیب دومین و چهارمین تولیدکننده بزرگ نفت در میان اعضای «اوپک» هستند.

جان اسفاکیانکیس، مدیر بخش خاورمیانه در گروه سرمایه گذاری «اشمور» بر این باور است هرچند ایران و عراق تصمیم به کاهش مبلغ دریافتی بابت فروش نفت خود کرده‌اند، حاضر نخواهند بود نفت زیادی را با این قیمت به فروش برسانند. این در حالی است که سعودی‌ها به هر قیمتی در پی افزایش سهم خود از بازار هستند.

از سوی دیگر، داده‌ها حاکی از آن است که ایران در فاصله ماه‌های دسامبر تا ژانویه، تولید نفت خود را از ۲.۷۷ میلیون بشکه در روز به ۲.۷۸ میلیون بشکه افزایش داده و عراق نیز در همین مدت، از ۳.۷ میلیون بشکه در روز به ۳.۹ میلیون بشکه در روز رسیده است.

گفتنی است، پیشتر نیز «سیتی گروپ» که یک مجموعه چندملیتی بانکداری و خدمات مالی است از احتمال رسیدن قیمت نفت به ۲۰ دلار خبر داده و افزایش قیمت نفت در چند روز گذشته را مقطعی دانسته بود. در گزارش این مؤسسه، به نقش ویژه روسیه و برزیل در بر هم زدن بازار جهانی نفت از طریق افزایش فزاینده عرضه نفت اشاره شده بود که البته عربستان نیز در همین مجموعه قابل طبقه بندی است.

بنابراین، می‌توان گفت، در پیش گرفتن رویکرد تهاجمی از سوی برخی کشور‌ها در قبال موضوع قیمت‌های نفت و سهم بازار، سبب شده دیگر تولیدکنندگان، از جمله ایران و عراق، چاره‌ای نداشته باشند، جز اینکه برای حفظ سهم کنونی خود در بازار نفت، اقدام به اعطای تخفیف به شماری از خریداران کنند تا از این طریق جلوی جایگزین شدن خود با کشورهای دسته نخست را بگیرند

 ۲۲/بهمن/۱۳۹۳)(feb 11)

خبرگزاری تسنیم:

ایران و عراق‌ پس از عربستان، قیمت نفت خود را برای تحویل در ماه مارس در بازار آسیا کاهش دادند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از بلومبرگ، ایران و عراق نیز همانند عربستان، قیمت نفت خود برای ماه مارس در بازار آسیا را به پایین ترین رقم در بیش از یک دهه گذشته رساندند تا مشخص شود که جنگ بر سر سهم بیشتر از بازار در بین اعضای اوپک در حال بالا گرفتن است.

شرکت بازاریابی نفت عراق دیروز اعلام کرد، نفت سبک بصره عراق ۴ دلار و ۱۰ سنت ارزان تر از شاخص نفتی خاورمیانه به فروش خواهد رسید که پایین ترین رقم دست کم از سال ۲۰۰۳ تاکنون است.

به گفته منابع آگاه در شرکت ملی نفت ایران که نخواستند نامشان فاش شود، این شرکت نیز قیمت رسمی نفت سبک خود برای ماه مارس را ۲ دلار و ۱۰ سنت پایین تر از قیمت شاخص نفتی خاورمیانه عرضه می کند که پایین ترین رقم دست کم از مارس ۲۰۰۰ تاکنون است.

این کاهش ها پس از آن اعمال می شود که عربستان، بزرگترین صادر کننده نفت قیمت نفت خود در بازار آسیا را هفته گذشته به پایین ترین رقم دست کم در ۱۴ سال اخیر رساند.

اوپک در نشست ماه نوامبر، میزان سقف تولید اعضای خود ا بدون تغییر حفظ کرد و ترجیح داد به جای حمایت از قیمت ها، بر سر به دست آوردن سهم بیشتر از بازار با تولید کنندگان نفت شیل امریکا رقابت کند. عراق دومین و ایران چهارمین تولید کنندگان بزرگ اوپک محسوب می شوند.

سارا امرسون، از تحلیلگران موسسه مشورتی اسای انرژی در ماساچوست در این باره گفت: «این تلاشی از سوی برخی تولید کنندگان برای حمایت از سهم خود از بازار است.»

تولید کنندگان نفت در خاورمیانه به شدت در حال رقابت با محموله های نفتی ارسالی از آمریکای لاتین، آفریقا و روسیه به بازار آسیا هستند. قیمت نفت در طی ۶ ماه گذشته و با افزایش تولید نفت آمریکا و اوپک، حدود ۴۵ درصد کاهش یافته است.

آژانس بین المللی انرژی دیروز اعلام کرد، در حالی تلاش اوپک برای حفظ سهم خود از بازار به دیگر عرضه کنندگان از جمله روسیه ضربه خواهد زد، آمریکا مهمترین عامل رشد عرضه جهانی نفت تا سال ۲۰۲۰ خواهد بود.

انتهای پیام// ۴۲

کامنت من: ایران برای فروش نفت خود نه تنها مجبور به تخفیفهای سنگین تر این خواهد شد بلکه بعلت تحریمها، در ازای نفت صادراتی خود ارزهای قوی هم نمی گیرد. بهای نفت همچنان بسوی کانال ۳۰ تا ۴۰ دلار حرکت خواهد کرد. در آمد نفت ایران در سال آینده طبق پیش بینی منابع بین المللی ۲۳ میلیارد دلار خواهد بود. اقتصاد مقاومتی، هم کمر مردم و هم کمر بودجه دولت را درهم خواهد شکست و کنترول نرخ دلار و نرخ ارزها از دست دولت و بانک مرکزی خارج خواهد شد.

 

به پیشگاه مقام معظم رهبری بمناسبت سالگشت انقلاب

Share Button

۳۶سال پیش در چنین روزهایی طنین فریاد و غرش انقلابی ما خیابانها و میادین شهرهای میهنمان را به لرزه ایی شورانگیز در آورده بود. فریاد میزدیم “تا شاه کفن نشود این وطن وطن نشود” و یا “دیو چو بیرون رود ـ فرشته در آید”.

شاه کفن شد، دیو رفت و فرشته آمد و فرشتگان آمدند و دیوزادگان رفتند یا به جوخه اعدام سپرده شدند. توده چند میلیونی طبقه متوسط میهنمان زود بیدار شد ولی با مخدری که ما چپها، ملیون مصدقی و مذهبی و مجاهدین خلق بزور بخوردش میدادیم، خوابش میکردیم و هنوز هم با بحثهای تاریخ گذشته خود در گوشش لالایی میخوانیم.

به باور من طبقه متوسط غیر سیاسی و غیر ایدئولوژیک میهنمان آن روز خیلی زود بخود آمد. با اعتراضات خود تا آنجا که میتوانست و یا با فرار خود در آنجا که قادر به ایستادگی نبود، نشان میداد که رهبران سیاسی او همان دولتمردان پرورش یافته در دیوانسالاری عصر دو پهلوی و نظام مطلوب آن تعدیل شده همان نظام پادشاهیست. و اما، ما انقلابیون و روشنفکران پیش گفته هم نشان دادیم که میل ترکیبی بسیار بیشتری با خمینی، و حواریون اطرفش داریم. و هنوز هم بخش زیادی از ما در این ترکیب شمیایی با ظواهری دیگر دست و پا میزنیم.  نشان دادیم و میدهیم که خمیره ای از جنس خلخالی مرحوم و جنتی نامرحوم داریم تا از جنسِ دیامترال مخالف آنها.

من دو سال پیش شعر زیر را بمناسبت سالگردِ انقلاب شکوهمند اسلامی با عنوان “تقدیم به امام خمینی” سرودم و امروز دوسال بعد با قدری تغیر آنرا به پیشگاه مقام معظم رهبری تقدیم میکنم”

شاه. و خمینی

.

بمناسبت سی و چهارمین سالگرد انقلاب اسلامی

eeeeeeee

به اسطوره ایی که شکست!
یا مترسکی، که اسطوره مینمود.

به  عفریته ایی که هست! 

“لاکن” به دیدگانِ تیره گشته ما،

چولعبتی طناز مینمود!
لعنت بر آن سپیده کاذب،
که زشتی شب را، حتی به لحظه ایی،
زدیدگان خواب رفته ما پنهان نموده بود.
لعنت بر آن دروغ کهن،
پیر پتیاره ایی،
که با جنبل و جادو
در این سپهر دروغ،

گشوده بغل
افسونگرانه، دلبری طّناز مینمود.
لعنت بر آن کهنه کار فاحشه ای که در پَسِ پرده؛

در حجاب زهد،

خرمهره را چون عقیق ناب بما بفروخت ! 

ای سرنوشت تلخ! 

چه گشت که چنین ساحره ایی، 

ریب و ریای را بنام عشق،

به حراج یا که رابگان،
بر سر بازار،
طبق طبق بما بفروخت.
نفرین بر آن عجوزه،

آن هرزه کارِ قرون،
که چه آسان ز ما دل بربود!

ح تبریزیان

 

انقلاب بهمن ۵۷ و تقابل اسلام سنتی و اسلام بنیاد گرا

Share Button

اما جمعی از نیرو‌های تحول خواه ، نوگرایان دینی، روشنفکران و بخصوص نسل جوان در دهه‌های چهل و پنجاه، با ترجیح منش آیت الله خمینی بر آیت الله بروجردی و سنت حاکم بر حوزه‌های علمیه ناخواسته زمینه ساز رشد بنیاد گرایی و شکل گیری و تثبیت استبداد دینی برای بیش از سه دهه در کشور شدند. سالگرد انقلاب بستر مناسبی برای توجه به این غفلت تاریخی و انتخاب غلط در دو گانه بنیاد گرایی- سنت گرایی از زوایای گوناگون و چاره اندیشی برای عدم تکرار آن در بزنگاه‌های سیاسی آینده است.

cea1ad5c-9347-4b31-96b4-217d0eba14a5-1020x682

علی افشاری

جمعی از نیرو‌های تحول خواه، با ترجیح منش آیت الله خمینی برآیت الله بروجردی ، زمینه ساز رشد بنیاد گرایی شدند

فرارسیدن سی و ششمین سالگرد انقلاب اسلامی فرصت مناسبی است تا دگردیسی که در رویکرد به اسلام در عرصه عمومی ایران رخ داد و گرایش بنیاد گرا در سایه تسلط انحصاری بر منابع قدرت سیاسی بر رویکرد‌های سنتی و نو گرا بالادستی یافت، مورد بررسی قرار بگیرد.

البته این بالادستی فقط محصول اراده و خواست و رشد نیرو‌های بنیاد گرا نبود بلکه بخشی از نیرو‌های مدرن و روشنکفران نیز با دل بستن به خصلت مبارزاتی روحانیت بنیاد گرا و حمایت از مرجعیت آیت الله خمینی به این روند کمک کردند.

در واقع بر کشیدن بنیادگرایی اسلامی در ایران که بعد از سال ۱۳۶۰ پرونده سویه ضد استبدادی انقلاب را بست و به تدریج استبداد مخوف تر دینی را جایگزین دیکتاتوری شبه مدرن پهلوی‌ها کرد ، پدیده پیچیده‌ای است که در شکل گیری آن نیرو‌های متضادی مشارکت داشته اند؛ اگرچه نیرو‌های مدرن و غیر خودی در مقطع بعدی خود قربانی شدند.

ژرف کاوی این پدیده آشکار می سازد چرایی بروز پدیده مزبور رجحان رویکرد انقلابی آیت الله خمینی بر رویکرد سنتی و محافظه کار مراجعی بود که میراث دار سنت غالب بر حوزه‌های علمیه بودند. پاره‌ای از روشنفکران و نیرو‌های سیاسی نوگرای مذهبی ، ملی و چپ در آن مقطع مراجعی چون آیت الله بروجردی ، شریعتمداری ، گلپایگانی و … را مرتجع و در خدمت جریان حاکم می دانستند و بر عکس به دلیل اعتراضات آیت الله خمینی و آیت الله سید هادی میلانی آنها را نیروی مترقی بشمار می آوردند!

دکتر علی شریعتی برای نخستین بار ضرورت توجه و سرمایه گذاری بر روی آیت الله خمینی را به نیرو‌های نوگرای مذهبی توصیه کرد. بنا به پیشنهاد او افرادی چون دکتر ابراهیم یزدی ، دکتر ابولحسن بنی صدر ، دکتر حسن حبیبی ، صادق قطب زاده به آیت الله خمینی نزدیک شده و فعالیت‌های سیاسی خود را به وی پیوند زدند.

در برخوردی مشابه فعالان نهضت آزادی در داخل کشور نیز به این نتیجه رسیدند که مشوق آن دسته از روحانیت بشوند که جهت گیری اصلی آنها در مخالفت فعال با حکومت شاه است.

نسل‌های نخستین سازمان مجاهدین خلق نیز چنین نظری داشتند. البته فقط مذهبی‌های نواندیش و خواهان تلفیق سنت و مدرنیته چنین نمی اندیشیدند . بخشی از نیرو‌های ملی و چپ نیز دیدگاه مشابهی داشتند. مصطفی شعاعیان خواهان بازسازی جهاد بود و جزوه‌ای به نام جهاد امروز یا تزی برای تحرک نوشت و یک نسخه از آن را برای آیت الله خمینی فرستاد . پاره‌ای از رهبران حزب توده به تجلیل از مبارزات آیت الله خمینی پرداختند.حزب زحمتکشان در برجسته سازی مرجعیت آیت الله خمینی فعال بود. افرادی چون علی اصغر حاج سید جوادی ، کریم سنجابی ، داریوش فروهر و حتی شاهپور بختیار نیز در مقطعی دلبسته مبارزات آیت الله خمینی شده بودند.

این چنین بود که اسطوره خمینی در گذر سال‌ها ساخته شد. اگر چه عنصر کانونی توانایی وی در بسیج توده ها بود. بیژن جزنی این ویژگی را به درستی پیشبینی کرده و در اوایل دهه پنجاه این چنین گفته بود :

« با این پیشینه، خمینی از محبوبیت بی‌سابقه‌ای در میان توده‌ها به ویژه صاحب کاران خرده بورژوا برخوردار است و با امکاناتی که برای فعالیت نسبتاً آزاد سیاسی در اختیار دارد، از شانس بی‌سابقه‌ای برای موفقیت برخوردار است.»(۱)

کنه و علت اصلی توجه آنها توان آیت الله خمینی در بسیج عمومی ، سرمایه اجتماعی وی در جایگاه یک مرجع و عالم روحانی و مخالفت سیاسی اش با شاه بود. آنها در برخوردی تک بعدی و غفلت از رویکرد همه جانبه زمینه ساز رشد اقتدار گرایی دینی و واپس گرایی اجتماعی شدند.

آنها توجه نداشتند که علت و انگیزه مخالفت آیت الله خمینی آزادی ، عدالت و تشکیل جامعه‌ای برخوردار از مواهب دنیای جدید نیست بلکه در پی بازسازی الگوی خلافت در قرائت شیعی است.

بخشی از نیرو‌های مدرن و تحولخواه جامعه ایران در اقدامی پارادوکسیکال حامی نیروهایی شدند که خواهان بازسازی مناسبات کهن و سپری شده بر زمانه کنونی و نفی آزادی‌های فرهنگی و اجتماعی و باز سازی سنت در الگویی تمامیت خواهانه بودند. بی‌ توجهی این نیرو‌ها به مواضع و دیدگاه های جریان بنیاد گرایی دینی و محاسبه غلط از توانایی خود و موازنه قوا در جامعه ایران نه تنها حیرت انگیز و سخت باورانه به نظر می رسد بلکه نتایج فاجعه باری را برای کشور و ملت ایران نیز رقم زد.

در این روند اجتماعی که البته استبداد حکومت پهلوی ، مدرنیزاسیون از بالا ، توسعه نامتوازن فرهنگی ، سیاست‌های مستبدانه و تنگ نظرانه محمد رضا شاه پهلوی و الگوی توسعه آمرانه رضا شاهی بستر مساعد برای رشد آن را فراهم ساخت ، تضاد و تقابل با حکومت شاه تنها معیار ارزیابی وتصمیم گیری کثیری از نیرو‌های سیاسی در ایران شده بود.

این برخورد تک عاملی که رهزن حقیقت شد، در حوزه اسلام و روحانیت بین مراجع سنتی و بنیاد گرا دومی را ترجیح داد. البته مطلوب آنها روحانیت نواندیش سیاسی بود اما وقتی آنها قدرت بسیج کنندگی و توان سیاسی آیت الله خمینی را نداشتند لاجرم وی را از منظر انقلابی گری بر مراجعی چون آیت الله بروجردی ، شریعتمداری ، مرعشی نجفی و خوئی و … ترجیح داده و آنها را به دلیل محافظه کاری و واپس گرایی مورد تخطئه قرار دادند.

البته این برخورد خالی از تعارض و استاندارد‌های دوگانه نبود، چون آیت الله سید حسن قمی سابقه مبارزاتی پر رنگ تری از آیت الله خمینی داشت اما به مانند وی نیروهایی نداشت که برای بسط مرجعیت و زعامت سیاسی‌اش فعالیت کنند. همچنین مراجع دیگر نیز هیچ یک موافق حکومت پهلوی نبودند و به درجاتی مخالفت می کردند. حوزه نزاع اصلی ضرورت و یا امتناع تشکیل حکومت دینی و به تعبیر دقیق تر حکمرانی انحصاری روحانیت بود.

بخش مهمی از نیرو‌های تحول خواه و روشنفکران ایرانی در پیش از انقلاب به این شکاف توجه لازم را نداشته و در دو گانه فوق به دلیل ظرفیت گرایش خواهان حکومت اسلامی در تقویت گرایش انقلابی جانب آن را گرفتند. در حالی که اگر برخورد مسئولانه ، همه جانبه و آینده نگر داشتند باید جانب بخشی از جامعه روحانی و فقها را می گرفتند که بنا به دلایل شرعی تشکیل حکومت دینی بر مبنای قرائت شیعی از اسلام فقاهتی را به صلاح نمی دانستند و تفکیک حکومت توسط حکما به ولایت عرفی و دینی را تجویز می کردند و در برابر سیاست نوسازی پهلوی به خواست‌های حد اقلی برای نقش آفرینی روحانیت در حکومت روی آورده بودند.

اگر چه در ابتدای امر دیدگاه‌های آیت الله خمینی به لحاظ فرهنگی و تعامل با نیرو‌های مدرن و روشنفکر و اعتراض به مشکلات و نابسامانی‌ها به طور نسبی بهتر به نظر می رسید اما در نهایت عملکرد به مراتب بدتری را به همراه داشت.

مراجعی چون آیت الله گلپایگانی و بروجردی اگر چه در حوزه فرهنگ سخت گیر و بسته تر از آیت الله خمینی بودند اما تفاوت محدود آنها به اندازه‌ای نبود که نتایج معنا داری داشته باشد. تبعات منفی نظرات آیت الله خمینی بعد از تشکیل جمهوری اسلامی، در عرصه فرهنگ به مراتب مشکل آفرین تر شد. آیت الله بروجردی و هم مسلکان وی هیچگاه خواهان حجاب اجباری نشدند و همچنین در حوزه نشر و بیان دخالت موثری نداشتند اما آیت الله خمینی به مراتب محدودیت‌ها و سانسورشدید تری در قیاس با سلطنت پهلوی را در عمل پیاده نمود.

در حوزه ی سیاسی، تجربه جمهوری اسلامی به لحاظ عینی ثابت کرد  که مخاطرات و تبعات منفی حکومت دینی بسیار بیشتر از فعال نشدن پتانسیل حوزه‌های علمیه در تغییرات سیاسی و حضور آنها در مبازرات سیاسی است.

مراجع سنتی دلایل روشنی برای مخالفت با تشکیل حکومت اسلامی داشتند. خلاف گفتمان رسمی جمهوری اسلامی و ادعا‌های آیت الله خمینی، تشکیل حکومت اسلامی و حکمرانی روحانیت مورد خواست همه طیف‌های روحانیت و مذهبی‌ها نبود.

البته همه گرایش‌های روحانیت وقت، منتقد اعمال و سیاست‌های محمد رضا شاه پهلوی بودند، اما اکثریت چهره‌های شاخص در پی براندازی نظام سیاسی و تشکیل حکومت دینی نبودند. این خواست تحول یافته بنیاد گرایان دینی بود که در پی اقبال بخشی از نیرو‌های معترض و معترضان جامعه، توانستند موقعیت خود  را در فضای مذهبی و حوزه‌های علمیه هژمونیک کنند.
حتی نواب صفوی که پدر معنوی و از موسسان بنیاد گرایی دینی در ایران است، خواهان سقوط حکومت پهلوی و سلطنت نبود، بلکه می خواست شاه مجری احکام شرع در شکل تاریخی باشد.

در اینجا اشاره به نظر آیت الله بروجردی در مخالفت با تشکیل حکومت دینی روشنگر است. وی به درستی درخواست ملاقات نواب صفوی را نپذیرفت و در نهایت نیز ضمن مخالفت با تندروی های وی سرانجام او را از حوزه علمیه قم اخراج کرد.

مقایسه برخورد آیت الله بروجردی و افراد سلیم النفسی چون آیت الله طالقانی، مهندس عزت الله سحابی و مهندس مهدی بازرگان، اکنون بعد از گذشت شش دهه عبرت آموز است. آیت الله بروجردی با فراست و دورنگری تحسین برانگیزی، خطر دیدگاه‌های مخرب نواب صفوی را دریافت؛ در حالی که افراد فوق الذکر به اشتباه رفتند و از حرکت نواب صفوی حمایت کردند.

نقل است پدر آیت الله فاصل لنکرانی که روحانی شناخته شده‌ای در حوزه علمیه قم بود به آیت الله بروجردی اعتراض می کند چرا این افراد را که خواهان حکومت اسلامی هستند نپذیرفتید ؟ ایشان در جواب می گویند : « این آقایان می خواهند شاه را بردارند ولی امثال شما را به جای او بگذارند.»  در این حین شخص دیگری که به احتمال زیاد آیت الله کبیر بوده است می گوید مگر چه اشکالی دارد ؟ آیت الله بروجردی در جواب می گوید « اشکال بزرگ در اینجا است که شاه با اسلحه ، توپ و تفنگ به جان مردم می افتد، با این اسلحه می شود مقابله کرد ولی اگر شما به جای او نشستید، اسلحه شما ایمان و عقاید مردم است که به جان مردم می اندازید. با این اسلحه نمی توان به راحتی مقابله کرد و لذا دین و ایمان مردم به بازی گرفته می شود». (۱)

دلیل آیت الله بروجردی از جنس استدلال هایی است که آخوند خراسانی در رد پیشنهاد میرزا حسین نائینی مبنی بر در دست گرفتن حکومت و اعمال ولایت مطرح می سازد. دلایل مهم آخوند خراسانی در مکتوب تاریخی‌اش بشرح زیر است :

تحریک و تشویق سنی‌های افراطی و ضد شیعی به تشکیل حکومت و اذیت و آزار شیعیان( تعارض با الزامات اقلیت بودن در جهان اسلام)
قرار گرفتن روحانیت در جایگاه دفاع مطلق از حکومت و ندیدن ضعف‌ها و کاستی‌ها و تقلیل یافتن روشنگری به توجیه گری
آلوده شدن روحانیت به فساد حکومتی و از دست دادن سنگر مبارزه با فساد
عدم آشنایی با فنون و شیوه‌های اداره حکومت
دولتی شدن دین ووابستگی نهاد‌ها و رهبران مذهبی به قدرت سیاسی
تشدید اختلافات و رقابت‌های غیر سازنده بین علمای دینی
رواج بدبینی نسبت به امام زمان به دلیل مشکلات حکومت مدعی نیابت
عدم تناسب وکفایت علوم درسی حوزه‌ها برای حکمرانی شایسته در زمان جدید
تضعیف حوزه‌ها و دولت محور شدن فعالیت‌های اسلامی
سوء استفاده وابستگان و نزدیکن روحانیون حاکم
از بین رفتن اعتماد مردم به روحانیت
ابتلا روحانیت به آفات قدرت از جمله دروغ و متفاوت بودن اخلاق قدرت از اخلاق متعارف و عادی
فدا کردن حقیقت در پای مصلحت به خاطر علاقه به ثروت و قدرت
ضرورت سقوط و زوال حکومت‌های مطلقه و غیر مقید به قانون
ایجاد توقع بیجا در مردم که دین حلال همه مشکلات سیاسی ،فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی است
ناممکن بودن درست شدن کشور به صرف حاکم شدن نظرات یک فقیه مدعی جانشینی امام زمان
وجود افراط و تفریط و نبود اعتدال در رفتار بسیاری از علماء دینی
بسته شدن مسیر اجتهاد آزاد
محدود شدن دسترسی مردم به روحانیت و کانالیزه شدن آنها در کریدور‌های قدرت
سرکوب و حدف برخی از فعالان سیاسی و افراد نخبه به خاطر حاکم شدن روحانیت بر دولت
تعارض بین کسب مشاغل دنیوی با افتضاءات زهد و تقوی

اما جمعی از نیرو‌های تحول خواه ، نوگرایان دینی، روشنفکران و بخصوص نسل جوان در دهه‌های چهل و پنجاه، با ترجیح منش آیت الله خمینی بر آیت الله بروجردی و سنت حاکم بر حوزه‌های علمیه ناخواسته زمینه ساز رشد بنیاد گرایی و شکل گیری و تثبیت استبداد دینی برای بیش از سه دهه در کشور شدند. سالگرد انقلاب بستر مناسبی برای توجه به این غفلت تاریخی و انتخاب غلط در دو گانه بنیاد گرایی- سنت گرایی از زوایای گوناگون و چاره اندیشی برای عدم تکرار آن در بزنگاه‌های سیاسی آینده است.

منبع سایت جرس

————————-

۱- بیژن جزنی، طرح جامعه شناسی و مبانی استراتژیک جنبش انقلابی خلق ایران، انتشارات مازیار

۲- خاطرات سیاسی و اجتماعی دکتر صادق طباطبایی ، موسسه تنظیم و نشر آثار آیت الله خمینی ، جلد اول ، ص ۲۷