Archive for: March 2015

«آنهائی که به ملایان نه گفتند»

Share Button

بعد از ۲۵ سال سکوت، برای اولین بار در تاریخ، بازماندگان و خویشاوندان قربانیان یک جنایت جمعی، دادگاهی مردمی تشکیل داده‌اند. آن‌ها این دادگاه را در حالی برپا کرده‌اند، که متهمان این دادگاه هم اکنون بر ایران حکومت می‌کنند، و پست‌های بالای حکومتی دارند. آن‌ها ۵ سال زحمت کشیدند تا اولین جلسه دادگاه در سال ۲۰۱۲ در لندن برگزار شود، و بعد از آن دادگاه به شهر لاهه منتقل شده است.

دوبی العربیه

سه شنبه  ۲۴ مارس

دبى – العربیه.نت فارسى

بعد از ۲۵ سال سکوت، برای اولین بار در تاریخ، بازماندگان و خویشاوندان قربانیان یک جنایت جمعی، دادگاهی مردمی تشکیل داده‌اند. آن‌ها این دادگاه را در حالی برپا کرده‌اند، که متهمان این دادگاه هم اکنون بر ایران حکومت می‌کنند، و پست‌های بالای حکومتی دارند. آن‌ها ۵ سال زحمت کشیدند تا اولین جلسه دادگاه در سال ۲۰۱۲ در لندن برگزار شود، و بعد از آن دادگاه به شهر لاهه منتقل شده است.

قاضی‌ها و دادستانهای این دادگاه تجربه بسیاری در زمینه جرائم جنایی و «جنایت علیه بشریت» دارند. تیم دادستانی متشکل از قاضی «یوهان کریگلر» از کشور آفریقای جنوبی است، که در رهایی این کشور از آپارتاید مشارکت داشته، و «سر جفری نایس»، که پیش از این دادستانی دادگاه می‌لوسویچ، متهم اصلی در جنایات جنگی بوسنی، را برعهده داشته است.

۲۵ شاهد اصلی در طی ۳ روز در لاهه شهادت می‌دهند. پیش از این هم ۱۰۰ شاهد دیگر در گزارش کمیسیون حقیقت یاب در لاهه شهادت داده‌اند. این شاهدان مشغول تنظیم مدارک و جزئیات وحشتناک از شکنجه‌ها و اعدامهای دسته جمعی در ایران، و در دوران تاریکی از تاریخ این کشور، هستند.

این در حالی است که جامعه جهانی هیچ واکنشی نسبت به این جنایت نشان نداده، هیچگاه آنرا به رسمیت نشناخته، و مورد تحقیق قرار نداده است. این جنایتی است علیه زندانیان سیاسی جوانی که در دهه ۱۹۸۰ در ایران اعدام شده‌اند. «آنهائی که به ملایان نه گفتند» فیلم مستندی در باره این افراد و تلاشهای آن‌ها برای بیان سرگذشت خود در دادگاه است.

ایرج و مهدی شخصیتهای اصلی این فیلم، هم شهادت می‌دهند، و هم قربانیان این جنایت وحشتناک هستند. آن‌ها محکومان به اعدام در یکی از مخوف‌ترین زندانهای ایران بودند. آن‌ها شکنجه شده و در انتظار اعدام، امیدی به آزادی نداشتند. آن‌ها گناهی نداشتند، و مانند هزاران نفری که اعدام شدند، در هیچ دادگاهی حضور نیافته بودند. با این همه در سال ۱۹۸۸، بسیاری از این افراد در مقابل جوخه اعدام قرار گرفتند. اکنون بازماندگان این جنایت با بی‌تفاوتی جهان روبرو هستند. ولی با این همه حاضر نیستند سکوت کنند. آن‌ها حتی یکروز نیز بیکار نمی‌نشینند تا مرتکبان این جنایت را به دادگاه مردمی بکشانند. در سال ۲۰۱۳، آن‌ها موفق شدند تا دادگاه ایران را در دیوان عدالت بین المللی لاهه پایه گذاری کنند. اکنون آن‌ها این فرصت را بدست آورده‌اند تا ایران را برای جنایت علیه بشریت به محاکمه بکشانند.

پایان گزارش

…………………………………………………………………………………..

کامنت من:

در آنروزهایی که ماشین اعدام رژیم تازه تأسیس جمهوری اسلامی شبانه روز کار میکرد و ماشین تواب سازی اوین نمایشات تلویزیونی روزانه داشت نشریه مصادره شده کیهان خبری کوتاه داشت که شاید امروزه کمتر کسی آنرا بیاد دارد. ولی شناعت موضوع آن خبر چنان بود که من علیرغم ضعف حافظه ام، آنرا هرگز تا دم گور فراموش نمیکنم. خبر این بود: ” امروز ۱۵ نفر مفسد و محارب اعدام شدند و حکم توسط هم سازمانیهای تواب آنها اجر شد.”

اینکه رژیم از داغان شدگی روحیه برخی از زندانیان برای اجرای حکم اعدام یاران دیروزشان استفاده میکرد آنهم نه بخاطر اینکه دژخیم کم داشت بلکه برای ارضای حس انتقامجویی و لذت سادیستیک، مسئله پنهانی نبود ولی اینکه چنین خبری در بزرگترین روزنامه کشور درج شود، حیرت انگیز بود و به همان اندازه حیرت انگیزیش  ابعاد جنایت پیشگی رژیم را نشان میداد که ابایی از این نداشت تا علناً خبر ارتکاب چنین عمل شرم آوری در زندانهای خود را انتشار دهد.

غرض این نیست که بر دفتر هزاران برگی جنایت برملا شده و شناخته شده رژیم حاشیه نویسی کنم که آنرا توضیح واضحات میدانم. بلکه روی سخنم با نوع دیگری از قربانیان رژیم است، آنهایی که در اثر خُرد شدن، بهر دلیلی تن به همکاری با رژیم دادند، تواب شدند، به خبر چینینان رژیم یا میرغضبان آن تبدیل شدند، میباشد.

شما! نیز به همان اندازه تیر باران شدگان قربانی جنایات این رژیم هستید! و شاید بیشتر. مراسم اعدام شما، اعدام روانی، وجدانی و شخصیتی شما دهها سال طول کشید و تا لب گور، فشار دردناکِ طناب دارِ عذاب وجدان و شرمساری و خفت را بر گلوی خود احساس میکنید! وظیفه شماست که شهامت بخرج داده، در برابر ملت ایران، در برابر خانواده ها و بازماندگان آن قربانیان و در برابر وجدان بشریت احساس مسولیت کنید و آنچه را میدانید و یا خود شاهد بوده یا انجام داده ائید فاش کنید!

خطاب من به آنهایی نیز هست که در اثر خُرد شدگی، به عوامل خبری و اطلاعاتی رژیم در درون سازمانهای سیاسی مخالف رژیم تبدیل شدند که تعداددشان هم فکر نمیکنم کم باشد، به آنهاست که فکر نکنند تا ابد این مسئله در پرده فراموشی خواهد ماند! چه بهتر که با افشاگری خود، هم وجدان خود را پاک سازند و هم دستگاههای اطلاعاتی رژیم را از خدمات اطلاعاتی خود محروم سازند.

و بالاخرخ خطاب من به برگزار کنندگان این دادگاه است تا آنها، این جنبه از جنایات رژیم را که همچنان قربانی میگیرد و از نیروهای مخالف و منتقد رژیم هزینه میگیرد را فراموش نکنند. راهی بیابند تا این قربانیان نا آشکار گشته رژیم نیز راهی برای آرامش روحی و وجدانی خود بیابند.

ح ـ تبریزیان

عربستان سعودی موتور توسعه تحول دموکراتیک در منطقه

S Arabia ready to take ‘necessary measures’ in Yemen

Share Button

  Foreign minister says kingdom is prepared to protect Yemen’s sovereignty, blaming Iran for alelleged ro in turmoil.

 | PoliticsMiddle EastYemenSaudi ArabiaIran

 

Saudi Arabia’s foreign minister has said the kingdom is ready “to take necessary measures if needed” over Yemen’s political crisis, after denouncing Iran’s alleged role in the turmoil as an “act of aggression.”

Prince Saud Al Faisal said on Monday that Riyadh would protect Yemen’s sovereignty after the country’s embattled government, holed up in the southern port city of Aden, asked Gulf Cooperation Council (GCC) nations for military assistance.

Iran has been repeatedly accused of supporting the Houthis, the armed group that seized the capital Sanaa in September, an allegation both Tehran and the group deny.

“We are against Iran’s intervention in Yemen … it is actually an act of aggression,” the minister said.

“We are keen on protecting Yemen’s sovereignty, the legitimacy of Yemen represented by President Hadi.

“We hope that the crisis can be resolved peacefully and we are ready to respond to any demand that the president requests, whatever it is to support him.

“We are ready to take the necessary measures if needed,” he said.

Riyadh Yaseen, Yemen’s newly-appointed foreign minister, has asked for military intervention from the GCC and the imposition of a no-fly zone by the United Nations.

……………………………………………..

دولت پنهان را بشناسیم! بخش نخست

Share Button

چکیده: ..  قدرت اولی مسئول اداره امور جاری مملکت است و دومی اختیار دار اصلی منابع همین مملکت. اولی فرمان ترور سلمان رشدی و حصر رهبران جنبش سبز را صادر میکند و دومی از آن فتوای ترور در برابر محافل بین المللی تبّری  میجوید و از مسئولیت رفع حصر و حتی تلاش برای پایان دادن بدان طفره میرود. اولی فرمان ترور  و قتلهای سریال و زنجیره ایی میدهد دومی  یا از پاسخگویی آن ترورها و جنایات درمانده میشود و یا به مانورهای صد تا یک غاز و طفره آمیز دست میزند. اولی در منطقه ترور و تشنج صادر میکند و دومی از تعهد  دولت ایران به حفظ ثبات و مبارزه با تروریسم در منطقه دم میزند، اولی در تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ایی است و دومی برای دنیا قسم آیه میخورد که دولت ایران در صدد اتمی شدن نیست و کاملاً هم درست است چون: نه دولت فتوای قتل سلمان رشدی، ترور و قتلهای زنجیره ایی، فرمان حصرو کهریزک سازی، اتمی شدن نظامی و ترور صادر کردن به کشورهای منطقه و دنیا را داده است و نه مسئول آن جنایات است.  جرم ساده این دولت بد بخت  و مسلوب الاختیار فقط پوشش بیگناهی دادن به آن اعمال قانون شکنانه و ضد بشری است  و نه  ارتکاب آنها .

 بدون شناختن بافتمان و نحوه کارِ دولت پنهان در افتادن با آن بی حاصل است

سلیمانی خرازی

صادق خرازی و سردار قاسم سلیمانی
دو چهره نم کرده دولت پنهان برای بازی در شرنج سیاسی آینده( در قسمتهای بعدی این سلسله نوشتار به اینها خواهم پرداخت)

Deep State  که من آنرا به دولت پنهان ترجمه میکنم، عنوانی است که برای قدرت نامرعی و فرا قانونی در پس یک پرده دموکراتیک بکار برده میشود. این عنوان برای اولین بار توسط بلند اجویت سیاستمدار ترک در زمان سلطه غیر مستقیم محافل نظامی ـ مافیایی در آن کشور بکار برده شد و امروزه دیگرمفهومی جا افتاده شده است.

Robert A.dahl* استاد علوم سیاسی در دانشگاه ییل (آمریکا)، در کتاب معروف خود”دموکراسی و آنتاگونیسم های آن” توضیح میدهد که برخی دیکتاتوری های جهان سومی چهره دیکتاتوری خود را در پس نمائی از ارگانهای ظاهراً دموکراتیک پنهان میکنند. او میگوید چنین دیکتاتوریهایی در ظاهر یک سازو کار انتخاباتی، سیستم پارلمانی وتحزبی و.. ، دارند ولی این ارگانهای دولتی درعمل فاقد اقتدار لازم هستند. قدرت پس پرده و واقعی بخش عمده و تعین کننده اختیارات این نهاد ها از آنها گرفته و آنها را به ویترین دموکراسی  نمایشیِ دیکتاتوری خود تبدیل میکند.

من فکر نمیکنم برای یک ایرانی متعارف، حکومت اسلامی خودمان را طی ۳۶ سال گذشته تجربه کرده است درک عمیق مفهوم سیاسی دولت پنهان دشوار باشد زیرا مردم ایران تدارکچی گری پست ریاست جمهوری را طی این سه دهه در عمل تجربه کرده اند و نیازی به درک مفهوم نظری آن ندارند. همان جمله معروف سید محمد خاتمی در زمان ریاست جمهوریش که خود را تدارکچی نامید، و اینکه احمدی نژاد در زمان ریاست جمهوریش اذن ملاقات با یکی از پارکابی های وفادار** خود را در بازداشتگاه اوین نگرفت و اصلاً او را به آن بازداشتگاه راه ندادند  و یا اینکه رئیس مجلس با اهانت او را از صحن مجلس اسلامی، که به اندازه همان منصب ریاست جمهوری صوری و باسمه ایست بیرون کرد بیانگر این مفهوم است که مردم ایران موضوعی را در عمل تجربه کردند که آن استاد دانشگاه ییل آمریکا صفحات زیادی از کتاب خود را برای تفهیمش به دانشجویان خود اختصاص داده  و یا بلند اجویت که آنرا اپیستمیک*** کرده است.

من همچنین فکر نمیکنم؛ دولتهای ترکیه، پاکستان و مصر که نخستین مصادیق چنین دولت پنهانی بوده اند یا تا اندازه ای هنوز هم هستند (باضافه روسیه ولادیمیر پوتین) باندازه ایران پس از انقلاب ما نمونه تمام نمای چنین دولت پنهانی باشند.

برای پیکاوی اینکه چرا دقیقاً جمهوری اسلامی ما برجسته ترین و نمادینترین شکل چنین دولت در دولتی است،  باید به  فرایند شالوده گذاری و آن دینامیسم قدرت آفرینی توجه کرد که ساختارقدرت کنونی نتیجه عملی و امروزی آنست.

برای درک کالبد شکافانه ویژگیهای ساختاری قدرت سیاسی جمهوری اسلامی کافی نیست که به عمده ترین شاخصهای آن و موازین مرسوم  جامعه شناسی سیاسی بشمول پایگاه طبقاتی اش استانداردوارانه اشاره کنیم، قدرت برآمده از انقلاب اسلامی صرفاٌ برآمده از یک کشاش طبقاتی ـ بین اقشار سنتی و مدرن جامعه، بین بازارایان سنتی و خرده دهقانان محافظه کارِی که از برکت انقلاب سفید شاه به نان و نوایی رسیده بودند نبود. این انقلاب محصول پیکار دو جریان و بلوک نتخاسم سیاسی هم نبود هرچند از این دو محرکه نحول آفرین نیز عاری نبود. پدیده جمهوری اسلامی در واقع نیازمند تعریف جامعه شناسانه سیاسی و تاریخی ویژه خویش است.

انقلاب اسلامی ایران با خود یک بار سنگین فرهنگی ـ و نه صرفاً مذهبی هم ـ داشت که برخاسته از آن نیروهای اجتماعی بود که بتدریج بر امواج آن سوار و انقلاب را مصادره کردند هرچند این نیروها جزء دیرآمدن و پیوستگان به انقلاب بودند. نیروهای خواب آلودی که از ره رسیدند و بر سر سفره پیروزی انقلاب بتدریج صدر نشین شدند.

روحانیت به حکومت رسیده به رهبری خمینی بهیچوجه نمیتوانست برای مدتی طولانی روی آن نیروهای دینامیکی تکیه کند که گرم کنندگان کوره انقلاب، موتور و محرکه آن  بودند.

اینجا بحث از انقلابیونی از طراز نیروهای چپ و مجاهدین خلق، خلفها و سلفهای آنان نیست بلکه خمینی و حلقه نزدیک او هرگز نمیتوانست برای مدتی طولانی نیروهایی از قماش نهضت آزادی، و گروههای اسلامی مشابه آنرا هم ـ با اینکه  خود  این نیروها  هم بطور بنیادی با یک نظام مدرن لیبرال دموکراتیک مسئله داشتند ـ   در ساختار قدرتی که در ید قدرت انحصاری او قرار داده شده بود تحمل کند. نیروهای سیاسی ضد شاه، عروس نگونبخت انقلاب را روی دستهای خود با سلام و صلوات به حجله ایی فرستادند که در آن خیل طلابِ شبستان نشین و هئیت چی ها و تکیه داران و روضه خوانان بصف ایستاده بودند تا از آن کام گیرند

اشاره من به تسلیم دو دستی همه قدرت سیاسی بسی فرا تر از آنچه شاه داشت در دستهای خمینی حتی احتیاج به دلیل ندارد. نه تنها گَله ی مردم بیسواد، اقتداگرو دنباله رو، بلکه همه  نیروهای ضد شاه، با کرنشی حیرت انگیز، قدرتی را که از رژیم شاه سلب کرده بودند باضافه بسیاری از حقوق مدنی و همان حداقل آزادی سیاسی خود در آن رژیم را دو دستی تحویل خمینی دادند. اگر شاه فقط بطور صوری و در  رسانه های رسمی خدایگان ایران زمین شده بود؛ خمینی به خدایگان واقعی نه تنها ایران زمین بلکه خداوندگار بی رقیب قلوب و مغزهای دهها میلیون ایرانی “امام ـ زده” و هیپنوز شده تبدیل گردید. مصدقی ها سرمایه مصدقی خود را، توده ایی و اکثریتی ها سابقه ۳۰ ساله پیکار توده ایستی و چریکی خودرا، مجاهدین خلق تمام سرمایه شریعتی و قهرمانان و شهدای خود را و خلاصه هرکه کمترین اندوخته سیاسی یا مذهبی داشت، آنرا چشم بسته به صندوق قرض الحسنه قدرتی ریخت که تنها کلید آن، در دست خمینی بود و سرمایه گذاری  بازگشت ناپذیری بود. از این تاریخ به بعد، هرم قدرت  سیاسی در ایران آخوندی شده ـ و نه حتی اسلامی و یا روحانی بمعنای اععم کلمه ـ  هرم قدرتی مانند درختی که نه از ریشه بلکه از نوک تاج  و سر شاخه های خود قُوت و غذا بگیرد، به ساختارقدرتی تبدیل شد که خداوندگار کبریا نشین آن، میتوانست به میل خویش آن قدرت انحصاری شده را با حساب و کتاب، به شبکه زیرین یا زیر مجموعه های مطیع خود انتقال داده یا عاریه دهد. در چنین روندی بود که  ساختار قدرت فرا قانونی دولت پنهان شکل گرفت.

خمینی در پاسخ به یکی از دولتمردان آن زمان( شاید بازرگان) که از وی تقاضا کرد:” حال که مملکت اسلامی شده و حکومت اسلامی تشکیل شده است بهتر است حضرت امام دستور فرمایند که این مراسم قمه زنی، زنجیر و سینه زنی و تعزیه گردانی دیگر ادامه نیابد چنین پاسخ داد:” ابداً! این قبیل مراسم باید مفصلتر از گذشته هم ادامه یابند، اسلام با همین مراسم، همین مراسم عاشورایی زنده است.”(نقل به مضمون). خرافه های مذهبی، آئین های ضد انسانی دینی؛ محکم ترین و قابل اتکا ترین مقّومهایی  بودند که ساختار قدرت جدید فلسفه و علت وجودی خود را بر آنها استوار کرده بود و این خرافه های ایدئولوژیزه(سیاسی) شده باید هم هرچه بیشتر تقویت و آرماتوریزه میشد.

امام با همین پاسخ خود روشن کرد که قاعده سیاسی و پایگاه اجتماعی انقلاب از دانشگاهها، کارخانجات، دوایر دولتی و موسسات مدرن خدماتی و صنعتی نهادهای مدنی و حرفه ایی باید به حسینیه ها، انجمن های اسلامی، هیئت های سینه زنی، حوزه های دینی و طلبگی، تکایا مساجد، میدان های تره بار و بازار انتقال یابد. این حکم بوضوح نشان میداد که امام و انقلاب اسلامی  راه خود و نیروهای اجتماعی مورد اعتماد  وتکیه گاهی خود را برگزیده بودند و ابراز سرسپردگی چندش آور نیروهای سیاسی حاشیه ایی برای چسباندن خود به آن منظومه قدرتی که شکل گرفته بود موجب نمیگشت تا انقلاب آنها را بعنوان خدمه مجانی خود هم  بپذیرد و وارد گردونه خود کند تا چه رسد به شریک قدرت سیاسی چدیداً شکل گرفته شده .

امام با دست چین کردن روحانیون مطیع خود و برگماری آنها به حساسترین پست های اجرایی و قضایی بصورت حلقه محارم خود، به خودِ روحانیتی هم که  در رسیدن و قاپیدن قدرت به او کمک کرده بود رحم نکرد و به آن لگد زد. امام با اعطای مزایای هنگفت مادی به  آخوندهای مطیع خویش، از طریق همان پستهای حساس؛ بند ناف مالی این روحانیون را از جامعه و وجوهات بده ها هم برید. امام حتی بازار سنتی را که بیش از ۱۰۰ سال در پشت سر روحانیت قرار داشت با دولتی و حکومتی کردن روحانیت  از آن جدا کرد. از آن ببعد آخوندهای حکومتی دیگر نه بیانگران  بازارو توده سنتی شهری و روستایی بلکه مأموران الیگارشی آخوندی به سرکردگی خمینی شدند که در آن خمینی حرف اول و آخر را میزد.

اتکا رژیم به خرافات دینی و تبدیل آن خرافه ها به فرهنگ سیاسی و دکترین حاکم در مملکت، رژیم را در منکنه ای تناقض آمیز قرار میداد زیرا با نیروهایی که با دوپینگ خرافات مذهبی شارژ و بسیج شده بودند نمیشد مملکت را  اداره کرد.  این نیروهای دوپینگ شده( عمدتاً آنارشیست و انظباط  ناپذیر) برای سرکوب اقشار و جریانهای مدرن جامعه کار آیی داشتند اما برای اداره امور کشور ناتوان و کاملاً مخرب هم بودند و این خود یکی از دلایل عمده دو گانگی ساختار قدرت؛ بصورت قدرت صوری و رسمی، قدرت واقعی و پنهان در ایران انقلابی شده است.  قدرت اولی مسئول اداره امور جاری مملکت است و دومی اختیار دار اصلی منابع همین مملکت. اولی فرمان ترور سلمان رشدی و حصر رهبران جنبش سبز را صادر میکند و دومی از آن فتوای ترور در برابر محافل بین المللی تبّری  میجوید و از مسئولیت رفع حصر و حتی تلاش برای پایان دادن بدان طفره میرود. اولی فرمان ترور  و قتلهای سریال و زنجیره ایی میدهد دومی  یا از پاسخگویی آن ترورها و جنایات درمانده میشود و یا به مانورهای صد تا یک غاز و طفره آمیز دست میزند. اولی در منطقه ترور و تشنج صادر میکند و دومی از تعهد  دولت ایران به حفظ ثبات و مبارزه با تروریسم در منطقه دم میزند، اولی در تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ایی است و دومی برای دنیا قسم آیه میخورد که دولت ایران در صدد اتمی شدن نیست و کاملاً هم درست است چون: نه دولت فتوای قتل سلمان رشدی، ترور و قتلهای زنجیره ایی، فرمان حصرو کهریزک سازی، اتمی شدن نظامی و ترور صادر کردن به کشورهای منطقه و دنیا را داده است و نه مسئول آن جنایات است.  جرم ساده این دولت بد بخت  و مسلوب الاختیار فقط پوشش بیگناهی دادن به آن اعمال قانون شکنانه و ضد بشری است  و نه  ارتکاب آنها .

کوتاه سخن مرکز ثقل قدرت پس از انقلاب؛ از ارتش  حرفه ایی و غیر سیاسی شاه به سپاه، از نیروهای انتظامی حرفه ایی به کمیته ها و بسیج، قدرت محلی از شهرداریها، کلانتریها به کمیته های مساجد، قدرت قضایی از کاخ دادگستری به دادگاه انقلاب، مدرسه علوی و  بازداشتگاه اوین انتقال یافت.

در فرایند این نقل و انتقال قدرت، ارگانهای سابق دولتی و حکومتی به پوسته نمایشی ساختار قدرت بصورت  دیوانسالاری( بوروکراسی) برخاسته از فرایندهای انتخاباتهایی (که همانها هم بهیچوجه آزاد نبودند) مبدل شدند. دستگاهی بر حسب عرف عالم سیاست در همه جای دنیا در معرض دیدگان همگانی مردم بود و میبایستی پاسخگوی همه مسائل کشور باشد در حالیکه این دستگاه مسئول مسلوب الاختیار فاقد ان قدرتی بود که لازمه مدیریت مملکت بود. از این ببعد دکی حتی شهرداران و کدخدایان روستاها هم دیگر اتوریته سنتی سابق خود را نداشتند ، این شبکه محلی دولت پنهان بود که روی انها تصمیم میگرفت.

این دولت موازی و پنهانی که بتدریج شکل گرفت، در آغاز نیروهای خود را از داخل حوزه های طلاب علوم دینی، زورخانه ها، بزهکاران معمولی، حسینیه ها، هیئت های مذهبی، فرصت طبان تحصیلکره و نیمه تحصیل کرده ایی که با چنین اقشاری میل ترکیبی داشتند از قماش صادق قطب زاده وحسن آیت و.. دستچین کرد. برای وارد شدن و پیوستن به این حلقه مرکزی قدرت نه سواد و صلاحیت علمی یا فنی لازم بود نه کفایت مدیریتی**** و نه، شرافت، خلاق و حسن شهرت اجتماعی. بی رحمی، سرسپردگی آماده بودن برای دست زدن بهر جنایتی برای نظام و و امام.. ، شاخصهای اصلی، کارت و رمز عبور به ساختار قدرت بودند.

خمینی برای سوار شدن به مرکب قدرت واقعی، به کسانی احتیاج  داشت که در آشنا کردن دارو دسته اوبه ماشین پیچیده قدرت و دیوانسالاری مدرن، او را کمک کنند. آن دموکرات مآبها و لیبرال نمایانی که در فرایند انتقال قدرت و آب بندی کردن ماشین بوروکراسی جدید در کوران انقلاب و پس از آن به خمینی و دارو دسته او کمک کردند، ازموقتی بودن نقش خود در سطح محللهای قدرت جدید بی خبر بودند.

یکدست گرفتن روحانیت، و نهاد دینی و نگاه به اسلام  بعنوان یک گفتمان مذهبی واحد و نا متناقض آن اشتباهی است که بسیاری منتقدین نظام مرتکب میشوند. رژیمی که در فرایند دولت سازی پس از انقلاب شکل گرفت نه نماینده روحانیت شیعی است و از آن کمتر نماینده اسلام و از همه اینها کمتر نماینده ایران بعنوان یک مجموعه تاریخی و سیاسی. خمینی را میتوان ترکیبی از روحیه شورشگری شهرستیزانه روستایی، جامعه و نظم ستیزی اقشار معلق اجتماعی و عقب مانده ترین لایه های بازار سنتی و توده ولگرد شهری بحساب آورد. و پس از او هم با روی کار آمدن سید علی خامنه ایی هیچ تغیری در این قضیه رخ نداده است که من در بخشهای بعدی این نوشتار بدان خواهم پرداخت.

دین در معنای عام خود پدیده ایی سنتی است ولی درهمان سنتگرایی هم بار فرهنگی وجود دارد. فرهنگ مذهبی و رفتار اجتماعی برآمده از آن، در رژیم برخاسته از انقلاب اسلامی؛ فرهنگ و رفتار اجتماعی طلبه ها، زیارتنامه خوانها و متولیان اماکن مذهبی، مداحان، دعانویسان، میدانیها، اقشار معلق شهری، روستائیان فقیری که نیمی از سال در شهرها عملگی میکنند و نیم دیگر سال در ده کشاروزی، زورخانه چیها، هئیت های سینه زنی و حسینیه ها و زینبیه ها بود که با فرهنگ اقشار شهری با اقتصادیات و مشاغل ثابت، اقشار تحصیلکرده، توده میلیونی دیوانسالاری کشوری و لشگری که در بیشترین بخش خود هم همگی دین باور هستند هم هویت و همجنس نیست.

خمینی و درو دسته او نماینده گروههای رده نخست بودند و نه دوم.  خمینی با تکیه بیش از پیش خود بر ماشین سرکوب، هدف قرار دادن اقشار مدرن و گروههای سیاسی غیر مذهبی و تجهیز کردن ماشین قدرت با جذب وازده ترین، خشونت گراترین، عقده ایی ترین لایه های اجتماعی؛ درعمل با حفظ کسوت آیت اللهی خویش، به سرکرده لومپن ترین لایه های اجتماعی؛  از لاشی های حوزه های علمی و دینی گرفته تا دستجات سینه زنی  و هیئت های مذهبی جامعه و بزهکاران معمولی و نظم گریز و نظم ستیز تبدیل گردید.

اگر دیدن این ویژگی لومپن کراتیک ساختار قدرت حکومت اسلامی ایران در نخستین نگاه نامشهود است ناشی از عدم وجود این ویژگی؛ نادونپایگی و نا دونمایگی پایگاه اجتماعی قدرت آن نیست بلکه در درجه اول به این خاطر است که؛ دیگر اقشار و چهره های سیاسی، مذهبی و اجتماعی مدرن و نیمه مدرن برای آن دستگاه، تابلو و ویترین نمایشی شدند تا در مراحل بعد، این لایه های انگلی و لومپن تبار، در روند تجربه اندزوی بوروکراتیک و مدیریتی عملی خود و بقیمت تخریب آنچه طی چند سده ساخته شده بود، خود را بالا به سطح جامعه متعارف کشانده و از آنهم فرا تربه سطح مدیریتی امروزی بکشانند که بسیاری از آنها  امروزه با عناوین دو سه لایه آکادمیکی هم تزئین  و مجهزشده اند. آنها  در واقع خود را بالا نکشیدند بلکه جامعه را آنقدر تنزل داده و فرو کشیدند تا آنرا باندازه قد و قامت خود سازند و در این هدف خود هم تا کنون موفق بوده اند.

انقلاب و حاکمیت برآمده از آن با رویکرد روز افزون سرکوبگرانه خود، محور اقتدار خویش را بر ماشین مهیب و پر شاخه نظامی، انتظامی و شبه نظامی و دادگاههای انقلابی گذارده بود  که دمسازشدن با این دستگاه میهب سرکوب که با نیروی خرافات دینی و دلار نفتی شارژ میگردیدند برای بخشهای زیادی از نیروهای میانه روی مذهبی که در آغاز جذب نظام شده  ولی خود از یک پایگاه اجتماعی اقتصادی استوار و اصل و نسب داری برخورداربودند، آسان نبود، بهمبن دلیل روند ریزش و حاشیه رانی آنها از همان فردای انقلاب آغاز گردید تا امروز که به یکی از ستونهای نخستین انقلاب هم رسیده است.

در توضیحی اضافه تر باید گفت روحانیت یک صنف است که لایه های آن، هر یک، هم به لحاظ فقهی و شرعی و هم بلحاظ فرهنگی و رفتاری  وضعیت گروه یا قشر معین اجتماعی معینی را نمایندگی و بازتاب میکنند.

آیت الله خمینی نه به لحاظ فقهی و نه رفتاری نماینده  اکثریت توده مذهبی و از آن کمتر نماینده اقشار متوسط جامعه با باور دینی نبود، او تبلور نفرت کور و عصیان آمیز اقشار وازده اجتماعی بود، ویروسی که تحت تأثیر عصبیت سیاسی در جامعه، به بخشهای عمده آن تسّری یافته بود. خمینی به این دلیل آیت الله  نشده بود که برای این جایگاه واجد شرایط فقهی، شرعی  و اخلاقی ورفتاری بود بلکه نردبان سیاسی پهلوی ستیزی و برافروختن آتش جنون عصیان کور مذهبی علیه رژیم عرفی و سکولار شاه در توده های پیش گفته او را به جایگاه ایت اللهی رساند.

هنر خمینی و دستگاه برخاسته از انقلاب اسلامی، حفظ و گرم نگاه داشتن این عصبیت کور اجتماعی و جنون سیاسی بود.  به این ترتیب و بدین معنا خمینی بیانگر  عقلانیت دینی و مذهبی هم  نبود هنر او تبدیل عصبیت مذهبی به یک ابزار سیاسی بود، عصبیتی که برآمده از مدرنیزاسیون سریع جامعه در دوران خاندان پهلوی بود. خمینی اقتدار معنوی و دینی را از مراجع بزرگ گرفت ولی آنرا یا به  آخوندهای مطیع  و عوامل خود عاریه داد یا به طلاب جاه طلبی که جویای نام بودند و برای حجت الاسلام شدن و آیت الله شدن عجله داشنتد. کاری که خمینی با تلویزیونی کردن آیتالله شریعتمداری کرد در حقیقت شوراندن طلاب حوزه های دینی علیه آن اریستوکراسی مذهبی بود که در دوران پهلوی خود را بتدریج به جامعه عرفی نزدیک کرده بود. دردناکی قضیه آنجاست که  اکثر مدعیان ترقی خواهی در میهنمان یا تلویزیونی شدن شریعتمداری را  تأئید و یا در برابر آن سکوت  کردند.

توضیح: هدف از این یاداشت که ادامه خواهد یافت صرفاً توضیح و نقد رژیم نیست بلکه رسیدن به نقطه ای است که کمکی به یافتن برون رفتی راهبردی از بن بست کنونی باشد

 

* Demokvhtin Och Dess Antagonister  چاپ و ترجمه سوئدی ص ۱۷۶- ۱۷۷٫ عنوان انگلیسی:” Democracy And Its Critics”

** نام این یار گرفتار شده احمدی نزاد یادم نیست ولی او در توهم بگ بگم احمدی نزاد راجع به سوء استفاده و اختلاسهای کلان افتاد و پس از افشای چند فقره دزدی بازداشت و به ده سال زندان محکوم شد. احمدی ن/زاد برای ملاقات او به اوین رفت راهش ندادند.

***اپیستمیک در مقابل نورماتیو، مشتق از اپیستمولوژی Epistemology دانش مفاهیم علمی و فنی. تعریف دقیق و مشخص مفاهیم بجای معنای افواهی آنها . مانند اتم  و ذره که اتم مفهومی اپیستمیک و ذره نورماتیو است.

**** نسل دوران انقلاب بحثهای داغ اولویت عقیده و اعتقاد دینی بر تخصص را در دوران ریاست جمهوری بنی صدر بخاطر دارد که با اتکاء بر همین ترجیح تعهد دینی بر تخصص بسیاری شارلاتهانی فاقد تخصص با اتکاء به ریش و پشم وتظاهر دینی سمتهایی را اشغال کردند که به پادشاه شدن حسن کچل در داستان یا متلی به همین نام شبیه بود.

***************************************************************************************

ضمایم زیر جنبه آرشیوی و رفرنسی دارد و لزوماً برای خواندن نیستند

تابناک ۲۸ اسفند

شایعه‌سازی درباره ورود حاج قاسم به عرصه سیاست

یک خبرگزاری داخلی مدعی شده که افزایش انتشار عکس‌های حضور قاسم سلیمانی در عراق احتمالاً با ورود او به عرصه سیاست داخلی ایران ارتباط دارد. یک منبع نزدیک به این فرمانده نظامی که نامش فاش نشده، به ایسنا گفته است که سلیمانی یکی از «ارکان تقویت موضع اقتدار جمهوری اسلامی» در منطقه و عرصه سیاست خارجی و راهبردی کشور است، به شکلی که «قدرت سردار و اقداماتش پشتوانه مذاکرات ایران و ۱+۵ است و عامل مقاومت ملت ایران و قدرت‌نمایی‌اش در منطقه است». او در پاسخ به این‌که «برخی معتقدند سلیمانی وزیر خارجه ایران در تحولات منطقه و خاورمیانه است»، به گفتن این جمله اکتفا کرد که «شأن سلیمانی از وزارت خارجه هم بالا‌تر است».

شکایت نمایندگان از علی یونسی

احمد امیرآبادی نماینده قم و عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی از شکایت تعدادی از نمایندگان مجلس از «علی یونسی» دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور اقوام و اقلیت‌های مذهبی خبر داد. وی سخنان اخیر یونسی را خلاف مصالح و امنیت ملی کشور دانست و افزود: بر همین اساس تعدادی از نمایندگان مجلس علیه یونسی شکایت‌نامه‌ای را تنظیم و امضا کرده‌اند که پس از تعطیلات سال جدید تحویل دادستان ویژه روحانیت تهران داده می‌شود و رونوشتی از آن را نیز به کمیسیون اصل ۹۰ خواهیم داد.

روایت صادق خرازی از نقش سعید امامی در نیویورک

صادق خرازی نماینده سابق ایران در سازمان ملل در بخشی از گفت‌و‌گوی نوروزی با اعتماد گفته: من سعید امامی را در تهران دیدم. قبل از اینکه من به نیویورک بروم سعید امامی از نیویورک برگشته بود. هر کسی در نمایندگی ایران در سازمان ملل کار می‌کرد سعید امامی را دیده بود.

من سعید امامی را قبل از اینکه به نیویورک بروم در تهران دیدم. به این دلیل که عده‌ای مثل خود آقای فلاحیان اصرار کردند که ایستگاه اطلاعاتی در نمایندگی ایران در نیویورک بزنیم و آقای سعید امامی مسوول آن باشد. ما مخالفت کردیم یعنی در‌‌‌ همان سمتی که قبلا به سمت غیررسمی فعالیت می‌کرد حالا رسمی شود، اما ما مخالفت کردیم.

ما اعتمادمان جلب نشده بود. در حالی که بعدا در‌‌‌ همان نمایندگی در نیویورک و بعد از آن در فرانسه این کار را انجام دادیم و جزو ملزومات می‌دانستیم. مگر می‌شود دو کشور با هم ارتباط داشته باشند اما روابط اطلاعاتی نداشته باشند. من آقای سعید امامی را دو بار دیدم. یک بار در جلسه شورای امنیت دیدم، خیلی چاق و گنده شده بود و صمیمی برخورد کرد، یک بار هم قبل از این در دورانی که من سفیر بودم و ایشان معاون وزیر اطلاعات شده بود. در وزارت خارجه ایشان را دیدم و خیلی خوش و بش کرد. بعد‌ها متوجه شدم امامی در ساختن یک پرونده بزرگ علیه من نقش داشته است. از کارهایی که ما در نیویورک انجام داده بودیم، از گشایش اموری که برای رفت‌وآمد ایرانی‌ها فراهم کرده بودیم تا تکنولوژیست‌ها، دانشمندان و تجار رفت‌وآمد داشته باشند پرونده‌سازی کرده بود. کارهای بزرگی هم در آن مقطع صورت گرفت که بخشی از آن در کتاب آقای ظریف مطرح شده است.
……………….

…………………..

تفهیم اتهام و صدور قرار تامین برای یونسی به خاطر «بغداد پایتخت ما است»

 دبى – العربیه.نت فارسى

چهارشنبه ۲۷ جمادی الاول ۱۴۳۶هـ – ۱۸ مارس ۲۰۱۵م

حد رئیس دادگاه انقلاب تهران از تفهیم اتهام و صدور قرار تأمین برای علی یونسی دستیار ویژه رئیس جمهوری ایران در امور اقوام و مذاهب به خاطر اظهاراتش که در آن بغداد را پایتخت ایران توصیف کرد، خبر داد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم نزدیک به نهادهای امنیتی ایران محمد اظهار داشت: «در پی اظهارات آقای یونسی که در روزنامه‌ها و رسانه‌ها نیز پخش شد، گزارش‌های مختلفی از سوی دادستانی عمومی تهران و مراجع امنیتی ارجاع شد.»

وی ادامه داد: «با توجه به وصول این گزارش‌ها، آقای یونسی به دادسرای ویژه روحانیت احضار شدند، تحقیقات لازم انجام و اظهارات ایشان استماع شد.»

موحد با بیان اینکه قرار تأمین برای وی صادر شده است گفت: «اما هنوز پرونده به دادگاه ارجاع نشده است و بعد از طی فرآیند لازم ارسال می‌شود.»

رئیس دادگاه انقلاب تهران، اتهام یونسی را اظهارات خلاف امنیت ملی عنوان کرد.

در همین حال، محمد رضا نقدی، فرمانده سازمان بسیج ایران، خواستار محاکمه علی یونسی در دادگاه صحرایی شد.

به گزارش خبرگزاری فارس، نقدی چهارشنبه ۱۸ مارس در مراسم جشنواره ملی سرزمین نور با اشاره به سخنان جنجال برانگیر علی یونسی گفت: « برخی‌ها گفتند این آقا را عزل کنید و دیگران هم مطالب دیگری مطرح کردند. اما باید بدانیم این اظهارات خیانت است و باید کسی که به امت اسلام خیانت می‌کند و عامدانه حرف‌های تفرقه‌افکنانه می‌زند در دادگاه صحرایی محاکمه کنند.»

وی افزود : «این شرایط طلایی و مودتی را که برای امت اسلام به وجود آمده است، تلاش می‌کنند برهم بزنند اما ما باهم هستیم و این توطئه‌ها نتیجه جواب نخواهد داد و هر توطئه‌ای که می‌کنند بیداری امت اسلام بیشتر خواهد شد.»

سخنان یونسی در همایش هویت ایرانی در هفته گذشته خبرساز شد و شبکه خبری العربیه، اولین شبکه بین المللی بود که سخنان یونسی را به جهان عرب بازتاب داد. این سخنان اعتراض شدید وزیر امور خارجه عراق را به همراه داشت، و به همین دلیل رسانه‌های مخالف دولت در ایران به انتقاد از سخنان علی یونسی پرداختند.

یونسی در این همایش گفت: «جغرافیای ایران و عراق غیرقابل تجزیه است و فرهنگ ما غیرقابل تفکیک است. پس ما یا باید با هم بجنگیم و یا یکی شویم».

ابراهیم جعفری، وزیر خارجه عراق در واکنش به این سخنان گفت: «عراق دارای حاکمیت کامل است و به هیچ طرفی چه ایران و چه غیر از آن اجازه نداده و نخواهد داد که این حاکمیت را نقض یا در امور داخلی این کشور دخالت کند».

العربیه ژنرال پیتروس

Yemen President Pledges to Fight Iran Influence

داعش وطنی

Share Button

چکیده : امروز مردم بخوبی می دانند که این گروهکهای فاشیستی خودسر نیستند ، مواجب بگیر و عمله ظلم و جور هستند . حتی نام خشکه مقدس بر آنها نهادن هم درست نیست از آنرو که این جنایتکاران نه دینی دارند و نه اعتقادی . قدرت و پول و چپاول و غارت و فریب و دزدی و دروغ و همه رذیلتها در آنها یکجا جمع شده است . مزدورانِ زر اندوزِ مزوری که مسلماً از جایی خاص حمایت و پشیبانی میشوند و در نهایت خونخواری به جنگ ملت آمده اند و با فتنه انگیزی که ذاتیِ خودشان است ، دیگران را فتنه گر می دانند و برای رسیدن به امیال و آمال پلید خود ، جامعه را تا مرز انفجار و نابودی می برند …

کلمه

۲۱ اسفند

علیرضا کفایی

حمله به علی مطهری در شیراز اولین وحشی گری گروههای فشار نیست ، قبل از وی و در جای جای کشور بسیاری دیگر بودند که مورد تعرض قرار گرفته اند و قطعا آخرین آن هم نخواهد بود .

تهاجم خونین سال ۷۸ علیه دانشجویان که آشکارا و عریان و در منظر عموم صورت پذیرفت و در واقع جنایتی بود که داغ ننگ و نکبت آن تا ابد بر پیشانی مسئولین نمایان است از سری عملیات وحشیانه گروه فشار بود که سرانجام سرباز وظیفه نگون بختی را به جرم دزدیدن ریش تراش مجازات کردند و عاملان اصلی آن فاجعه در حاشیه امنیت قرار گرفتند .

ترور حجاریان ، وقایع سال ۸۸ و ۸۹ و برخورد با سابقون انقلاب و زندانی کردن و حصر یاران امام ، هجمه به سید حسن خمینی در ۱۴ خرداد ۸۹ ، فجایع خفت بار کهریزک و دهها مورد دیگر همه و همه بنام گروه های خودسر ثبت شده اند .

کدام خودسر ؟ ۳۵ سال از عمر انقلاب می گذرد و مساجد ، نماز جمعه ، سازمان تبلیغات ، بسیج ، حوزه های علمیه ، شورای نگهبان ، مجلس خبرگان ، مجلس شورا ، دولت ، دستگاه قضا ، شورای انقلاب فرهنگی و ……. با آن همه دستگاه عریض و طویلشان داعیه تثبیت نظام و صدور انقلاب را دارند ، اما می بینیم از پس این سالها ، سخن از خودسران است ، کدام خودسر ؟ اگر خودسری است پس ادعای تثبیت چیست ؟ آن هم در به اصطلاح ام القرای اسلام .

امروز مردم بخوبی می دانند که این گروهکهای فاشیستی خودسر نیستند ، مواجب بگیر و عمله ظلم و جور هستند . حتی نام خشکه مقدس بر آنها نهادن هم درست نیست از آنرو که این جنایتکاران نه دینی دارند و نه اعتقادی . قدرت و پول و چپاول و غارت و فریب و دزدی و دروغ و همه رذیلتها در آنها یکجا جمع شده است . مزدورانِ زر اندوزِ مزوری که مسلماً از جایی خاص حمایت و پشیبانی میشوند و در نهایت خونخواری به جنگ ملت آمده اند و با فتنه انگیزی که ذاتیِ خودشان است ، دیگران را فتنه گر می دانند و برای رسیدن به امیال و آمال پلید خود ، جامعه را تا مرز انفجار و نابودی می برند .

حامیان گروه فشار در ارگانهای رسمی خود نظر می دادند که ” یا باید بر سر سید حسن خمینی به دلیل همراهی مجدانه‌اش با کژراهان فریاد بزنیم، یا باید سکوت را ادامه دهیم و با طمأنینه بنگریم که تاریخ، خود، چگونه سیلی مناسب را بر صورت کژراهان خواهد نواخت، “شاید هدایت شوند ” وقتی نسبت به خاندان امام و یادگار او این چنین عریان نظر می دهند و حواله به سیلی می دهند ، پنهانی هم دستور حمله را صادر می کنند . بگذریم که در جمهوری اسلامی قرار بود مخالفین حتی کمونیستها آزاد باشند ! ظاهراً به سمت و سویی رفته اند که حتی نوه امام بنیانگذار جمهوری اسلامی ، صدیق امام و انقلاب حجه الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی و فرزند شهید مطهری ایدئولوگ انقلاب و نخست وزیر امام مهندس میرحسین موسوی و امانتدار امام حجه الاسلام و المسلمین مهدی کروبی و هیچیک از یاران امام و انقلاب نه تنها آزاد نیستند بلکه مورد هجمه و تعرض قرار می گیرند و اخیراً هم با ابزار جدیدشان یعنی ” پاره آجر ” تهدید به مرگ میشوند و جانشان در خطر است .

آنها خود گروه فشار را اینگونه تعریف می کنند ” …. به آمران به معروف و ناهیان از منکر، ”گروه فشار“ نام نهادند.گروه فشار“ متولد شد. تا قبل از ”مصلحت‌گرایی“ ….. ، ”گروه فشار“ همان جماعت ”ایثارگری“ بودند که در راه فضیلت ”تکلیف“، ”جان برکف“ و قابل احترام بودند. همان‌ها بودند که به دور از فروش ”حقیقت“ به ”مصلحت“، در پی رهایی ”مستضعفان جهان“ از ”استکبار جهانی“ بودند. ولی نه رفته رفته، بلکه ناگهان، ”گروه فشار“ نام گرفتند… ”ایثارگران“ دیروز به ”گروه فشار“ امروز بدل شدند ”

شهادت فرزندان ملت و مجاهدات رزمندگان در دفاع از انقلاب و ملک و میهن فراموش شدنی نیست اما افراطیونی که تحت نام شهدای گرانقدر و ایثارگران جان برکف ، جنایت علیه مردم را توجیه می کنند هم قابل قبول نیست و باید با قاطعیت با افرادی این چنین که شاید حتی دقیقه ای از حضور در جبهه های جنگ را تجربه نکرده اند ایستاد و دستگیر و محاکمه و به ملت معرفی اشان کرد .

تفکری که مردم را ” خس و خاشاک ” و روشنفکران و اساتید دانشگاه و دانشجویان را ” گوساله و بزغاله ” می داند هنوز حاکم است و آقای روحانی وظیفه دارد علاوه بر ورود در مذاکرات هسته ایی برای رفع تحریمها و گشایش در امور مردم و روشنگری در به یغما بردن ثروت و ذخیره کشور و معرفی چپاولگران به ملت ، همزمان در مسیری حرکت کند که جامعه احساس امنیت کند . متاسفانه چینش هیئت وزیران مورد تایید رای دهندگان به آقای روحانی نیست و همانطور که آقای مطهری گفتند ” این نتیجه بده و بستان با مجلس در معرفی وزیر کشور است ” که استانداران و فرمانداران نا همگون با تفکر اکثریت جامعه و بعضاً از بقایای دولت قبلی بر مسند کار قرار گرفتند ، و امروز خطر آفرین شده و کار به ” پاره آجر ” کشیده شده است .

” پاره آجر ” در واقع بسوی دکتر مطهری پرتاب نشد بلکه در وهله اول بسوی دکتر روحانی و رای دهندگانش پرتاب شد . دفاع امروز از مطهری دفاع از یک فرد نیست بلکه اعلام انزجار از وحشی گری داعشی های وطنی و درخواست دستگیری و محاکمه آنهاست .

امروز به کنایه از داعش وطنی سخن رانده میشود و گاهی به طنز میل می کند ، واقعیت این است که طنزی در کار نیست حقیقتی آشکار است و خود آنان نه تنها ابایی ندارند که به این نام خوانده شوند بلکه برای ایجاد وحشت فراگیر در میان مردم و اجیر کردن دیگران ، تلویحاً از این تبلیغ استقبال می کنند .

حق این است که ” گروه فشار ” از داعش هم پست ترند .داعش دست به هر جنایتی می زند ، اعلام می کند که آن جنایت را انجام داده و مسئولیتش را می پذیرد ، اما اینان ، آن شهامت را هم ندارند و در قیاس با همفکران بین المللی اشان ، دون پایگانی هستند که به ملت خود هم رحم نمی کنند .

از همان روزی که دست قابیل گشت آلوده به خون هابیل

از همان روزی که فرزندان آدم زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید

آدمیت مرده بود گرچه آدم زنده بود

از آن روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند

از آن روزی که با شلاق خون دیوار چین ساختند

آدمیت مرده بود

بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب

گشت و گشت

قرنها از مرگ آدم هم گذشت

ای دریغ

آدمیت برنگشت

نو روز برشما مبارک باد

Share Button

 

خجسته نوروز باستانی بر شما مبارک باد

 

Första vårdagen 2015

 

حبیب نبریزیان

 

..

Iraqi Forces and Militias Looted Sunni Villages

Share Button

 Witnesses described militiamen removing televisions, clothing and refrigerators, and sometimes stripping houses of electrical wire, before burning the dwellings. Kurdish pesh merga leaders who had allied themselves with the mainly Shiite militias said they had seen 47 villages in which houses had been pillaged and public buildings and mosques destroyed.

Iraqi Forces and Militias Looted Sunni Villages, Rights Group Says

New  York Times

18  Mars

BAGHDAD — Iraqi militias and security forces destroyed and looted the property of displaced Sunni civilians after reclaiming the town of Amerli from Islamic State militants last year, according to a Human Rights Watch report issued on Wednesday.

The victorious forces, which took back the territory with the help of American-led airstrikes, carried out raids in Amerli and dozens of nearby villages in Salahuddin and Kirkuk Provinces, the report said, citing 24 witnesses, including local sheikhs and Kurdish pesh merga fighters, as well as evidence from videos, satellite images and field visits.

“The Iraqi government should rein in the militias,” the rights group said in a statement. “Countries participating in the fight against ISIS, including the United States and Iran, should ensure military operations and other related support in the fight against ISIS are not paving the way for such abuses.”

The report highlights the risks of United States cooperation with extragovernmental groups like the militias, as well as with Iraq’s official security forces, elements of which have also been accused of abuses.

GRAPHIC

After ISIS Retreats in Iraq, Evidence of Shiite Retaliation

Dozens of Iraqi villages that were under the control of the Islamic State suffered from looting and extensive property destruction after being retaken by pro-government forces, a study says.

At the same time, in the battle against the Islamic State, also known by the acronyms ISIS and ISIL, the United States has been left with few options after much of the American-trained Iraqi Army fell apart as militants swept into the country.

A similar lineup of militias and security forces is in the third week of an offensive to retake the city of Tikrit. The pro-government forces have surrounded Islamic State militants in the city center and have retaken villages around the city.

United States officials have expressed concerns that the new offensive could worsen sectarian tensions, with primarily Shiite militias taking over a Sunni area where Islamic State militants massacred more than 1,000 Shiite soldiers last year.

Continue reading the main story

Graphic: Multiple Fronts in the Fight Against ISIS

Shiite militias have been accused of revenge killings in Diyala Province, and leading Shiite clerics and others have called on them to avoid abuses and attacks on villages where the Islamic State has taken control.

During the current Tikrit offensive, video from the town of Albu Ajeel, where many militiamen believe villagers aided in the massacre, showed burning shops and buildings and a uniformed man declaring, “Burn them, burn them.”

Few residents appear to have returned. By contrast, in the town of Al Alam, where the Sunni Jabouri tribe has backed the offensive by sending local men to join the militias, there have been scenes of jubilation as residents and militiamen celebrated together.

The report on the Amerli attacks did not accuse the militias of killing civilians, but it documented the abductions of 11 civilians and quoted residents as saying more were missing.

Witnesses described militiamen removing televisions, clothing and refrigerators, and sometimes stripping houses of electrical wire, before burning the dwellings. Kurdish pesh merga leaders who had allied themselves with the mainly Shiite militias said they had seen 47 villages in which houses had been pillaged and public buildings and mosques destroyed.

نبرد تکریت؛ آغازی بر پایان روحیه استشهادی شیعی

الهه بقراط برنده جایزه شجاعت ژورنالیستی

Share Button

الهه بقراط  زنی از میان برجستگان دنیای خبرنگاری ایران، برنده جایزه شجاعت ژورنالیستی گردید.این جایزه که از سال ۱۹۹۰ توسط بنیاد بین المللی زنان خبرنگار برقرار گردیده است تا جسارات زورنالیستی را بین زنان این عرصه ترغیب کند، جایزه امسال خود را به الله بقراط داد.

بقراط، ۵۷، بیش از ۲۵ سال سابقه خبرنگاری و ویراستاری دارد. درحال حاضر او ویرستار و خبرنگار و دبیری روزنامه کیهان آنلاین است. نموشتارهای او تحت عنوان اخبار و نظرات در این نشریه درج میشود.

پایان ترجمه دو پاراگراف نخست الشرق الاوسط

ح ت

Iranian female journalist nominated for Courage Award

The annual award has been granted by the International Women’s media Foundation since 1990 and is

designed to encourage female journalists across the globe

Undated screen-grab of Iranian journalist and editor Elahe Boghrat. (Asharq Al-Awsat)

Undated screen-grab of Iranian journalist and editor Elahe Boghrat. (Asharq Al-Awsat)

London, Asharq Alawsat—Elahe Boghrat, one of Iran’s leading female journalists, has been nominated for the 2015 Courage in Journalism Award.

The annual award has been granted by the International Women’s media Foundation since 1990 and is designed to encourage female journalists across the globe. Among previous award winners are leading television journalists Barbara Walters and Christiane Amanpour.

Boghrat, 57, has more than a quarter of a century of journalism behind her as both a columnist and editor. She is currently editor of the online version of the Iranian newspaper Kayhan and her weekly column appears in several news and views publications across the web.

Although she predominantly writes about politics, Boghrat has consistently paid special attention to the struggle of Iranian women for greater freedoms and equal rights. Some of her columns on these issues have been widely distributed inside Iran in “samizadt” form.

As a political analyst and columnist, Boghrat belongs to the first generation of Iranian female journalists who learned the trade at all levels, including beat reporting and coverage of major events. Prior to this female journalists in Iran had been confined to certain aspects of the trade, such as writing articles about or acting as publishers or editors of magazines devoted to women and family-related issues.