Archive for: May 2015

نگاهی به رویدادهای منطقه و میهنمان

Share Button

غرض از این نوشته ارائه تصویری کلی از اوضاع عراق، سوریه، ترکیه و یمن بود که متأسفانه بعللی فرصت انجام این مقصود  نیست ولی در چند خط خلاصه را مینویسم:

W460

عراق، رمادی، داعش و شبه نظامیان شیعه

طبق اصول جنگ نا متعارف که جنگ نامنظم پارتیزانی نوعی از آنست یک نیروی شورشی غافلگیرانه به شهر، ده یا منطقه ایی  حمله  و آنرا تصرف میکند و بمجرد ظهور نیروهای منظم دولتی یا ارتش،  منطقه را تقریباً بدون مقاومت ترک میکند. هدف از این نوع جنگ نامتعارف( جنگ و گریز) خسته  و پخش کردن نیروی طرف مقابل  حاکم است و نه تصرف و حفظ یک منطقه. این مُتد جنگ پارتیزانی (خلقی یا نامتعارف )، در جریان جنگ داخلی چین علیه کومینگ تانک  را مائو تسه تونگ تئوریزه کرده و بکار بست و در جنگهای هندو چین  نیز همین تاکتیک بکار گرفته شد.

چندی پیش دولت عراق و شبه نظامیان شیعه عراق پس از کِش و قوسهای فراوان از جمله ، روی اینکه شبه نظامیان یا ارتش عراق فرماندهی را داشته باشند؟ یا اینکه پشتیبانی هوائی نیروهای ائتلاف، باشد یا نباشد؟ سرانجام شهر تکریت که تصور میشد وجب به وجب آن مین گزارش شده است بدون کمترین مقاومتی از سوی داعش تصرف شد و امتیاز آن در رسانه های منطقه و ایران عمدتاً بحساب شبه نظامبان شیعه  عراق گذارده شد. ولی واقعیت این بود که داعش به تبعیت از آن اصل پیش گفته، ازتکریت به آرامی عقب نشست و بجای سرشاخ شدن با ارتش منظم عراق و شبه نظامیان شیعه نیروهایش را متوجه مناطقی دیگر، در استان الانبار و صلاح الدین کرد که عمده ترین آن همین شهر رمادی است. باید اینجا اضافه کنم که برحسب درک من از تاکتیها و استراتژی داعش، نقطه قوت این جرایان در قابلیت تعرضی آنست و نه در توانمندی دفاعیش. داعش در تاکتیک تعرض، غافالگیری و هراس آفرینی بسیار ورزیده ولی در دفاع از آنچه تصرف میکند ضعیف است چه بلحاظ نظامی و چه بلحاظ اجتماعی و سیاسی.

حالا شبه نظامیبان شیعه ی شیر شده از تصرف آسان تکریت برآنند تا رکورد جدیدی در رمادی بجا  گذارند. ولی چندان معلوم نیست نبرد رمادی ازهمان الگوی پیش گفته تبعیت کند. رمادی میتواند در عین حال یک تله واقعی برای روی میدان مین کشاندن شبه نظامیان شیعه عراقی نیز باشد و نه تنها مین انفجاری بلکه مین اجتماعی و سیاسی.

ظاهراً؛ روند حوادث در اطراف نبرد رمادی چنان است که گویی همه پس کشیده و میدان را برای شبه نظامیان شیعه باز گذارده اند و شبه نظامیان شیعه هم در هپروت یک شاهکار آفرینی مستانه، به این شهر هجوم آورده تا آنرا از چنگ داعش آزاد کنند؟ پیش مستی و حتی بد مستی ناشی از پیروزی در این شهر بر داعش مفروض گرفته شده و ضرب شصت نشان دادن به همگان چنان شبه نظامیان شیعه عراقی و در صدر آن سپاه بدر را از خود بی خود ساخته است که این جریان مست، به این مسئله نیاندیشیده است که برای تصرف یک شهر سنُی مذهب که  در تصرف داعش بنیادگراست نمیتواند و بصلاح نیست که نام رمز ” لبیک یا حسین ” را برگزید. انتخاب این نامِ رمز برای چنان عملیاتی تا آن اندازه غیر عقلانی بوده است که صدای مقتدا صدر*را هم درآورد که او پیشنهاد تغیر ان نام رمز این عملیات  را به ” لبیک رمادی ” یا لبیک یا صلاح الدین”  داد است. ولی بنظر من کار از کار گذشته است و اگر این شبه نظامیان بتوانند بدون مقاومت جدی هم وارد رمادی شوند با مقاومت مدنی مردمی روبرو خواهند شد که این نام رمز را دهن کجی آشکار به مذهب و مقدسات و هویت دینی و فرهنگ مذهبی خود میدانند. البته قبل از مقتدا صدر مقامات نظامی آمریکا** هم به گزینش این نام رمز بخاطر معنای و پیام فرقانه گرانه اش ایراد گرفته بودند.

اشتباه است تصور شود که برگزیدن نامِ رمز عملیات رمادی اقدامی سهوی است.  گزینش این نام رمز از عمق گرایش فرقه گرایانه، استیلاجو و انحصارطلبانه  آن روحانیت بقدرت رسیده  در ایران است با انقلاب اسلامی از باطن به ظاهر تعین یافته و امری ذاتی است و نه به رمادی ختم میشود و نه  در یمن و بحرین پایان خواهد یافت. رژیم ایران با دمیدن در فتنه فرقه گرایی شیعی، در حقیقت برای داعش کارت دعوت وارد شدن به میهنمان را میفرستند. چه خود بداند و چه نداند فرجام  این کار و حرکات فرقه گرای شیعی، شکل گیری سنی گرایی فرقه ایی، در عکس العمل به ظهور و قدرت گیری فرقه گرایی شیعی است. دیر نیست آنروزی که  هزاران و ده ها هزاران ازمیلیونها جوان جان به لب رسیده در میهنمان چه سنی و چه شیعه  بجای لبیک یا حسین؛ لبیک یا داعش بگویند! رژیم ایران دیو فرقه گرایی شیعی را از کوزه جادوگری خود آزاد کرده است و مهار کردن آن در تمام منطقه حد اقل به گذشت چند ده سال  و رفت و امد چند نسل نیاز دارد.

BBC

توجه و توضیح:

ترکیه

غرض از این نوشته ارائه تصویری کلی از اوضاع عراق، سوریه، ترکیه و یمن بود که متأسفانه بعللی فرصت انجام این مقصود  نیست ولی در چند خط خلاصه را مینویسم:

۱  ـ اوضاع ترکیه با انتخابات پارلمانی ۷ ژوئن( یک هفته دیگر) وارد یک مرحله بحرانی خواهد شد که بآسانی پایان یافتنی نیست زیرا فضای سیاسی جاری مملکت حکایت از کشاندن آنتاگونیسمهای  ایدئولوژکی به عرصه سیاست عملی دارد و این یعنی تقسیم و گسستگی  ریشه ایی وفاق ملی در ترکیه که با اتاتورکیسم شکل گرفت و به ترکیه هویتی ملی بجای هویتی مذهبی داد .  این فرایندهمانند پدیده ایی است که با سیاسی شدن مذهب در همه منطقه بچشم میخورد و نمونه بارز ان لبنان است.

سوریه:

وحید معلم وزیر خارجه سوریه در یک مصاحبه گفت روسیه و ایران ما را تنها نخواهند گذارد و تا اخر با ما خواهند ایستاد و ما به این امر اطمینان داریم. و هیچ حرفبی درست تر و مقرون بواقعیت تر از این نمیتوان یافت و از زبان وزیر خارجه سوریه شنید. ولی تا اخر ایستادن ایران و روسیه در کنار سوریه یعنی پیوند خوردگی سرنوشتی  سوریه با روسیه و ایران. و این کاملاً درست است . با سقوط سوریه تمام محور ایران، سوریه و روسیه حزب الله و.. ،  از هم خواهد پاشید؛ بشمول نظامهای سیاسی آنان و محتملاً سازه و بافتار اجتماعیشان.

یمن:

اوضاع یمن بزیان حوثیها پیش میرود  زیرا که منفذ های کمک گیری اشان بتدریج مسدود میگردد و از سوی دیگر با مخالفینی روبرو میشوند که در کوره پیکار مسنجم تر و مصمم تر میگردند. باتلاق یمن برای ایران به باتلاق مرگ تبدیل میگردد.

لبنان:

اردوگاه مخالف حزبالله بتدریج مصممتر و محکمتر میشود و ارتش ان کشور بیش از پیش در موضعی قرار میگیرد که حاضر نیست رقیبی مانند حزبالله مسلح را بعنوان یک نیروی مسلح موازی در مملکت تحمل کند.

*

Iraq Cleric Sadr Criticizes Operation Codename Choice

W460

by Naharnet Newsdesk ۳ hours ago

Influential Shiite cleric Moqtada Sadr on Wednesday criticized the codename given to a military operation in Sunni areas of Iraq, warning that it risked fanning the flames of sectarianism.

The Hashed al-Shaabi, an umbrella for mostly Shiite militias and volunteers, on Tuesday launched an operation aimed at severing the Islamic State jihadist group’s supply lines in Anbar province.

They named the offensive, in which regular government forces are also taking part, “Operation Labaik ya Hussein”, which roughly translates as “We are at your service, Hussein” and refers to one of Shiite Islam’s most revered imams.

“This name is going to be misunderstood, there’s no doubt,” said Sadr in a statement presented as an answer to a question by a religious student.

“Hussein is a national symbol and a prince of jihad… but we don’t want him to be used by the other side to claim this is a sectarian war,” he said.

Sadr, whose own paramilitary organization Saraya al-Salam is involved in operations against IS, said names such as “Labaik ya Salaheddin” or “Labaik ya Anbar” would have been more appropriate.

Prime Minister Haider al-Abadi had been reluctant to send the Hashed al-Shaabi to Anbar but was left with little choice because of the poor performance of Iraq’s regular forces when IS took Anbar’s provincial capital of Ramadi on May 17.

With U.S. backing, he had favored training up local tribal forces to be incorporated in the Hashed, a solution seen as more palatable to the province’s overwhelmingly Sunni population.

The Pentagon also expressed its disappointment at the operation’s codename, describing it as “unhelpful”.

Abadi, who faces criticism from his own camp for reaching out to Iraq’s Sunni minority, has yet to comment on the controversy.

**

BBC

Pro-government forces in Iraq have formally launched an operation to drive Islamic State out of Anbar province.

The announcement was made by a spokesman for the Popular Mobilisation (al-Hashid al-Shaabi), a force comprising dozens of Shia militias.

He said the operation would see government troops and militiamen move southwards from Salahuddin province and seek to cut off IS militants in Ramadi.

The provincial capital fell to IS this month after Iraq’s army withdrew.

Since then government forces have been massing for a counter-attack in the western province, and they say they have regained some ground east of Ramadi in the past few days.

On Tuesday, fighting was reported south and west of Ramadi, as the Iraqi forces tried to cut off supply routes to the city.

The offensive has been welcomed by the Americans, with Vice-President Joe Biden pledging full US support, the BBC’s defence correspondent Jonathan Marcus says.

But he adds that Washington remains uneasy about the prominent role of Shia fighters, many of whom are backed by Iran.

Separately, French Foreign Minister Laurent Fabius criticised the Iraqi government, saying Paris had joined a US-led coalition last year in carrying out air strikes against IS on the basis that Baghdad represented the interests of all groups in the country.

“There is no military solution without a political solution. In September, we linked the coalition’s support to political commitments by the new Iraqi government, what we call an inclusive policy,” Mr Fabius was quoted as saying by Reuters.

“This contract is what justified our military engagement and I say clearly here that it must be better respected,” he added.

‘New weapons’

The Popular Mobilisation’s spokesman, Ahmed al-Assadi, told a televised news conference that the operation to regain control of Anbar would

.be called “Labayk ya Hussein” (“At your service, O Hussein”) – a reference to a revered Shia imam.

********************************************************

W460

by Naharnet Newsdesk ۲۴ minutes ago

Syrian Foreign Minister Walid Muallem said Wednesday that Iran and Russia would never give up their support for his regime in the face of a four-year-old armed revolt.

“I assure you that the relationship between Syria, the Russian Federation, and the Islamic Republic of Iran is much deeper than some people think,” Muallem said at a press conference with his visiting Armenian counterpart Edward Nalbandian.

He said Tehran and Moscow “have not and will not delay in providing aid to help us persevere,” while armed rebels had “clear support from conspirators” and were infiltrating from Turkey.

In March, embattled President Bashar Assad said Russia and Iran “want stability and a political solution for Syria”.

The three countries share “the same view” of Syria’s four-year conflict, he said.

Muallem said Damascus looked forward to “a better and bigger Iranian role in the international arena” after the end of Tehran’s negotiations with world powers on a nuclear accord.

In early April, Syria welcomed a framework deal struck by Tehran and world powers on Iran’s nuclear program, saying it would help ease regional and international tensions.

Iran is one of Syria’s largest backers, sending financial and military support — including military advisors — to prop up the Assad regime.

Syria’s conflict began in March 2011 with anti-government demonstrations, but evolved into a protracted and bloody civil war that has left at least 220,000 people dead.

****************

Nusra Front Chief Vows to Defeat Hizbullah

W460

by Naharnet Newsdesk ۲ hours ago

Al-Qaida-affiliate al-Nusra Front chief vowed in a wide-randing televised interview late Wednesday to defeat Hizbullah in al-Qalamoun.

Without showing his face, Abu Mohamed al-Jolani promised defeat for Hizbullah, which has significantly bolstered the Bashar Assad regime, in the mountainous border region between Syria and Lebanon.

“Hizbullah knew the ugliness of the Syrian regime. It knew its fate was directly linked to Bashar’s fate,” Jolani warned.

“Qalamoun will be an important gateway for Damascus when the battle for the capital begins,” he added.

“As soon as Bashar is defeated, it will be the end for Hizbullah.”

Much like his interview in 2013, the Nusra chief said the end of the Assad regime was near.

“I assure you, the fall of Bashar is not far away,” he said. “I do not want to project much optimism, but there are very positive signs.”

He rejected a political end to the conflict, saying that any political agreement “reached in the halls of Washington… would cost the blood of the Syrian people.”

Jolani also firmly denied receiving any state funding, saying that Nusra was financed by its own “businesses activities” and contributions from individual donors.

He stressed that the group would not use Syria as a launching pad for attacks on the West.

Jolani said his group, Al-Nusra Front, would protect Syrian minorities that renounced the regime.

The interview was Jolani’s second with Qatari-owned Al-Jazeera TV since a similar appearance in 2013. The interviewer, Ahmad Mansur, said it was broadcast “from liberated lands in Syria.”

All that could be seen of Jolani was a black shawl, a plaid shirt, and gesturing hands.

“The instructions that we have are not to use al-Sham as a base to launch attacks on the West or Europe, so as not to muddy the current war,” Jolani said.

“Our mission in Syria is the downfall of the regime, its symbols, and its allies, like Hizbullah,” Jolani said, referring to the powerful Shiite movement fighting alongside the Bashar Assad regime.

But if the United States kept attacking them, he said, “all options are open. Anyone has the right to self-defense.”

Jolani also denied the existence of the “Khorasan group,” which the U.S. had said was an offshoot of al-Qaida that was plotting attacks against the U.S..

Nevertheless, he lambasted the U.S. for its air raids against Al-Nusra in Syria and accused it of coordinating with the Assad regime on the use of air space.

“America is propping up the regime,” Jolani charged, leaning forward in an ornate golden-crusted chair.

– ‘We will protect them’ –

Al-Nusra and its extremist rival the Islamic State group have been designated as terrorist organisations by the U.S. since the end of 2012.

Since September, a U.S.-led international coalition has been raiding jihadist positions in Syria, although most strikes have targeted IS.

In recent months, Al-Nusra has led a rebel coalition in a series of key victories in Syria’s northwest Idlib, including the provincial capital and a large military base.

The gains have opened the road for a potential jihadist advance on Latakia and Tartus, coastal provinces that are home to Syrian minorities including Christians and Alawites, the offshoot of Shiite Islam to which the Assad clan belongs.

Extremist groups in Syria, including Al-Nusra and IS, have been accused of targeting these minority communities.

But Al-Nusra’s chief seemed to try to play down those fears, saying his group “only fights those who fight us.”

“If the Alawites leave their religion and leave Bashar al-Assad, we will protect them,” Jolani said.

He said Christians living under the rule of Al-Nusra were living in peace, and that in a future state ruled by Islamic law, the financially capable would pay “jizya,” or tax reserved for non-Muslims.

Wednesday’s interview was the first in a two-part series, to be continued next week.

*******************

The West’s election forecast: Weak AKP, weak Erdoğan

SERKAN DEMİRTAŞ

serkan.demirtas@hurriyet.com.tr

countries as well as Turkey’s Western allies, including the United States and the European Union.

Turkey, located right in the middle of two great fault lines created by crisis-riddenUkraine in the north and Syria in the south, is going to continue to play an important role in both theaters. It will continue to be the country whose door its Western allies go to in line with regional developments. That’s why a stable government respecting fundamental freedoms and democratic norms, as well as conducting a sound foreign policy, is very important in their eyes.

My conversations with diplomats based in Ankara about the upcoming polls and their estimations give important clues on Western countries’ projections for the post-election era. Here are some of the most important points I have observed:

Justice and Development Party (AKP) still the winner: There is no doubt that the AKP is going to be the top party in the elections. However, it is widely estimated that the party’s vote share will drop below the 46 percent it won in last year’s municipal elections. According to many diplomats’ estimations, the AKP’s vote share will be between 40 and 42 percent.

Peoples’ Democratic Party (HDP) over the threshold: The general expectation of diplomats is that the pro-Kurdish HDP will be able to pass the 10 percent threshold. Some even think the party could garner up to 11 percent of votes, which means it would be represented by 60 deputies in the next government.

Presidential system nixed: In the event that these two expectations turn out to be true, the number of seats the AKP will have will be between 276 and 300. This would mean that it could still form a government, but it would fall short of launching an initiative on its own for the adoption of a presidential system.

Coalition scenarios: Diplomats are also analyzing the possibility that the AKP’s loss of votes may even be higher than expected and the parliamentary composition would necessitate the formation of a coalition government. Given the current political climate, it would be difficult for the AKP to find a coalition partner, as none of the opposition parties want to be seen as a supporter of the ruling party. In such a case, a minority government to be formed by the AKP and backed informally by one of the opposition parties is seen as a bigger possibility.

Early polls: If the result ends up producing a coalition or a minority government, early elections are inevitable, according to diplomats, expressing concerns that this set of circumstances could lead to fresh political tension and instability in the country.

Erdoğan’s influence: President Recep Tayyip Erdoğan will feel less comfortable with an AKP government that has lost power and an important number of parliamentary seats. This is why Erdoğan himself has joined the election campaign.

Erdoğan’s mistake: Diplomatic sources believe that one of the reasons why the AKP is losing votes – along with increasing government fatigue – is Erdoğan’s strategy to turn parliamentary elections into a referendum in which the presidential system, and therefore his career, will be voted on. Recalling that a majority of the Turkish people remains against changing to a presidential system, and that Prime Minister Ahmet Davutoğlu is very reluctant to talk about the issue, sources describe this as Erdoğan’s mistake.

In-house debates: Such a picture would lead an already existing disaccord between Erdoğan and Davutoğlu to another dimension, which would also bring about in-house challenges in the AKP with no prospective results.

Peace process, democratization: One issue of concern for foreign diplomats is the idea that the democratic instability in the country due to the AKP’s policies could also create institutional and political instability. In that case, many think that radical but necessary steps with regard to the Kurdish peace process, democratization and other fundamental issues, as well as recalibrating Turkey’s foreign policy, are unlikely to be taken.

What Gül will do?: Although former President Abdullah Gül, one of founders of the AKP, recently denied all claims that he will return to active politics and form a new political party, diplomats in Ankara are still questioning the possibility of his return, as the post-election political situation might prompt off new searches. Given their estimations that the post-election era may lead to early polls, it should not be seen surprising that they are still eyeing Gül’s next step.

Election safety: Along with all of these items, election safety is also an issue that foreign diplomats are dealing with. An Organization for Security and Cooperation in Europe(OSCE) team has already paid visits to political parties and conducted meetings in Turkey in order to have a better and a clearer picture. Three top shortcomings that the team has observed so far are President Erdoğan’s active (though unconstitutional) campaigning for the government, the media’s unfair coverage of political parties, and the ruling AKP benefiting from state means during the campaign.

May/27/2015

*****************************************

What went wrong in Turkey?

Hurryat Dailly News

MUSTAFA AKYOL

akyol@mustafaakyol.org

About a decade ago, Turkey was widely seen as the shining star of the Muslim world – an increasingly liberal democracy and a booming economy led by a cadre of reformist Islamists united under the Justice and Development Party (AKP). Today, the same party is still in power, but there is little left shining about Turkey. What we have instead is an increasingly illiberal (i.e. authoritarian) democracy that is regressing in almost every liberal criteria, and which is disillusioning everyone except the AKP’s hardcore supporters.

Here is a brief story of what went wrong. The “Islamo-liberal synthesis” that the AKP seemed to embrace in its initial years (2002-2010) was caused by some genuine soul-searching, but also a burning necessity: Turkey was still under the thumb of hardcore secularist generals who could overthrow the AKP. The safest life tube out from this danger was the “Copenhagen Criteria” of the European Union, which the AKP clung onto.

Some significant names in the party, such as Abdullah Gül, had genuinely internalized liberal democracy. But the most significant name, current President Recep Tayyip Erdoğan, apparently saw it just as an instrument. Once Erdoğan subdued the military in 2010 and further consolidated power with a great election victory in 2011, he trashed out what he now saw as little more than “Copenhagen blah blah.” He redefined democracy as amounting to nothing but elections, granting full hegemony to the winner of the elections.

The next two years saw an ever more assertive AKP, returning to the Islamist narrative that it had supposedly abandoned, and poking the fears of secular Turks. The latter’s reaction triggered the Gezi Park protests of June 2013, which initiated the third era of the AKP: Paranoid authoritarianism. Erdoğan interpreted Gezi not as a spontaneous social phenomenon, which it was, but as a heinous conspiracy concocted by nefarious global powers. Rather than seeking understanding and reconciliation, he opted for flexing his muscles and demonizing the opposition.

Things got worse with the intra-state political war between the AKP and the movement of U.S.-based Islamic scholar Fethullah Gülen, which broke out with the corruption investigations of December 2013. Instead of seeing this as a power struggle with a group that he himself had empowered, Erdoğan interpreted it as yet another heinous conspiracy by nefarious global powers. The result was not only a witch-hunt against the Gülen movement, but also an even more paranoid outlook that sees a plot behind every stone – and every critical comment.

Meanwhile, all critical voices and independent minds in the AKP have been muted, as the party has been taken over by Erdoğan’s cult of personality. Both Gül – and the “Gül line” – have been carefully purged, and sycophants have been promoted.

This is a very sad story, especially for people like me who had much higher hopes and expectations. What is most tragic is that it did not have to be this way. Had the AKP just been a little more modest, a little less ambitious, and little less hungry for revenge, it could have accomplished a historic reconciliation with the social groups that it is busy demonizing these days.

Future generations should take lessons from this story. The big moral problems are arrogance, self-righteousness, machismo, nepotism and corruption. Conspiratorial thinking also plays a big role, pointing to a burning intellectual poverty. At the end of the day, it turns out that our political culture is not yet mature enough to achieve liberal democracy. We will begin to mature only when we look at the mirror and dare to see who we really are.

May/27/2015

Arab army chiefs conclude 2nd joint-Arab force meeting

Share Button

Egypt

Arab chiefs-of-staff in Cairo, Egypt (Photo: Al-Ahram)

Arab League secretary optimistic over talks held in this week’s meeting,says consensus reached on all issues

Ahram Online , Sunday 24 May 201

Arab army chiefs-of-staff concluded on Sunday a two-day meeting in Cairo where they discussed a draft protocol for the formation of a joint-Arab force, as was decided during an Arab-League summit in March.Arab League Secretary General Nabil Al-Arabi declared in a statement at the meeting that a consensus had been reached between all participants on the issues concerning the joint force.

He said discussions included organisational and legal aspects of establishing the force as well as its objective, mechanisms of operation, funding and procedures to request its deployment, according to AFP.

Al-Arabi said the points agreed upon in the meeting reflect a significant step towards completing an Arab national security system to safeguard the region’s stability, reported Al-Arham’s Arabic news website.

The joint force was established to combat threats to the Arab region, particularly emanating from “terrorist orgaAnisations”, as stipulated in the March summit’s resolution.

Chiefs-of-staff and army officials from 20 Arab countries attended, while Algeria, who wasn’t supportive of the force in the March summit, was represented by its Arab League delegate. Syria’s seat remained empty, AFP said.

This is the second meeting between top Arab defence officials. The first meeting took place in April, also in Cairo.

Procedures for the force’s creation should be concluded before June 29, Egypt’s Chief-of-Staff Mahmoud Hegazy said in the first day of the meeting on Sunday.

Egypt’s President Abdel-Fattah El-Sisi proposed the idea of a joint Arab force at the Arab Summit in March, stressing that Arab countries are facing unprecedented “threats to their stability and identity.”

Days before the March summit and the joint-forces decision, several Arab countries joined a coalition led by Saudi Arabia who launched airstrikes against positions of Houthi forces who wrested power in Yemen in September 2014. The countries in the coalition include Kuwait, Bahrain, the United Arab Emirates, Qatar, Jordan, Egypt, Morocco and Sudan.

Al-Arabi explained that participation in the joint-force would be voluntary.

 

عراقچی: بازرسی از مراکز نظامی را پذیرفته ایم

Share Button

من در یاداشتهای قبلی خود در اطراف مذاکرات هسته ایی، در همانروزها نوشتم که با توافق طرفین بخشی از موادِ توافق هسته ایی  قابل انتشار نخواهد بود و اضافه کرده بودم که متن کامل این توافق نه از اسرائیل پنهان است  و نه عربستان. پس اصرار طرف ایرانی برای محرمانه بودن بخشی از توافق پنهان داشتن آن از که؟ و برای چیست؟ آیا معنای این محرمانه بودن همین تناقضی نبوده که امروز سر باز کرده است  و مقام رهبری نمیخواهد زیر بار آنچه داده است و روحانی زیر بار آنچه نمایندگانش امضاء کرده اند برود؟

عباس عراقچی 5

در زیر اظهارات عباس عراقچی معاون وزیر امور خارجه و عضو هئیت مذاکره هسته ایی از خبر گزاری وابسته به سپاه فارس را میتوان دید. او به نمایدنگان مجلس میگوید که تیم مذاکره کننده هسته ایی بازدید از مراکز هسته ایی را پذیرفته است. در این اظهارات دو نکته قابل توجه هست که مهمترین نکته اعتراف این عضو ارشد تیم مذاکره به توافقی است که طی چند روز گذشته؛ از مقام معظم رهبری گرفته تا فرماندهان سپاه و همه عربده کشان حکومتی خلاف آنرا گفته اند؛ یعنی ایران به هیچ کس یا تیمی اجازه بازدید از قرارگاهها و سایتهای نظامی خود را نمیدهد. و این عربده کشی تا آنجا پیش رفت که یکی از سران سپاه  در پاسخ   شایعه امکان بازرسی از سایتهای نظامی ایران گفت: ما از آنهایی که برای بازدید مراکز نظامی امان بیایند با سرب داغ استقبال میکنیم. اظهارات این سردار را تقریباً همه سایتهای دولتی و نیمه دولتی  همانوقت درج کردند و یافتن آن دشوار نیست. این تناقض گوئیهای امروز که   برملا شدن آنرا میتوان بحساب ناشیگری دروغ سازی رژیم در اختفای یک امر اختفاء ناپذیر گذارد، فقط  پرده از فریب دادن مردم توسط رژیم برمیدارد.

من اقلاً چند بار به بیانیه پایانی  کنفرانس لوزان گوش که از سوی فردریکا موفرینی وزیر خارجه اتحادیه اروپا در حضور جواد ظریف قرائت شد گوش داده ام. از این روی وقتی  نفی و انکارهای مقامات کشورمان را در باره تعهدات انجام شده از سوی تیم مذاکره کننده  ایران، بشمول حق بازدید نمایندگان آژانس اتمی را میدیدم انگشت بدهان حیران میشدم که مگر ممکن است نمایندگان کشوری چند روز متوالی و بدنبال روزهای متوالی تر برای تدا رک و مقدمه چینی  این مذاکرات، تن به  توافقها و تعهداتی بدهد  که ظرف ۲۴ ساعت بعد از آن مقامات بالاتر مملکتی آن تعهدات را انکار کنند. در همان وقت هم جان کری و هم اوباما و هم وزیر خارجه اتحادیه اروپا در موارد متعدد این تعهد ایران را یاد آور شدند و حتی یکی از همین مقامات در پاسخ خبرنگاری که گفت ایران میگوید نسخه بیانیه آنها با مال شما متفاوت است، پاسخ داد این حرها برای مصرف داخلی است. او گفت بخشی از مذاکرات قابل انتشار نیست و ما ترجیح میدهیم ساکت باشیم.

من در یاداشتهای قبلی خود در اطراف مذاکرات هسته ایی، در همانروزها نوشتم که با توافق طرفین بخشی از موادِ توافق هسته ایی  قابل انتشار نخواهد بود و اضافه کرده بودم که متن کامل این توافق نه از اسرائیل پنهان است  و نه عربستان. پس اصرار طرف ایرانی برای محرمانه بودن بخشی از توافق پنهان داشتن آن از که؟ و برای چیست؟ آیا معنای این محرمانه بودن همین تناقضی نبوده که امروز سر باز کرده است  و مقام رهبری نمیخواهد زیر بار آنچه داده است و روحانی زیر بار آنچه نمایندگانش امضاء کرده اند برود؟

از مورد بسیار مهم فوق بگذریم؛ نکته دردناک دیگری که بظاهر سطحی بنظر میرسد اشتباهی دراظهارات عراقچی  به مجلس است که رخداد  آن از سوی مقامات دولتی کشورمان برای نخستین بار هم نیست و آنهم ذکر PMD  بجای  MPT است.  دردناک است که یک عضو تیم مذارکره کننده ومعاون وزیر کشور نداند که چیزی بنام PMD حد اقل در این رابطه خاص وجود خارجی ندارد بلکه MPT است که مخفف سه کلمه  None Prolifration Treaty  است یعنی پیمان  منع گسترش (سلاحهای هسته ایی).  این اولین بار نیست که مقامات ایران که نمیدانند اصل عبارت انگلیسی چیست، در این بازار مسگر ها باد رها میکنند و کسی هم نیست که بفهمد مسئله چیست حتی در کمیسیون مجلس و همین سایت فارس نیوز سپاه.

*************************************************************

 خبرگزاری فارس(فارس نیوز)

عراقچی:

بازرسی از مراکز نظامی را پذیرفته ایم

جواد کریمی قدوسی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اشاره به جلسه غیرعلنی مجلس گفت: در این جلسه سیدعباس عراقچی معاون وزیر امور خارجه گفت: بازرسی از مراکز نظامی از سوی ما پذیرفته شده، این بازرسی مدیریت شده است و مدیریت آن با جدیّت انجام میشود اما درخصوص دسترسی به دانشمندان هستهای اگرچه لیست اسامی دانشمندان از سوی طرف مقابل به ما داده شده، اما ما نپذیرفتهایم که آنها بتوانند به دانشمندان ما دسترسی داشته باشند. وی افزود: معاون وزیر خارجه ادامه داد که در یکی از جلسات لیست تعدادی از دانشمندان هستهای کشورمان از طرف مقابل به ما داده شــده و از ما خواستهاند تا با این دانشمندان مذاکره و مصاحبه داشته باشند. بازرسی از مراکز نظامی و دسترسی به دانشــمندان هستهای در چارچوب)PMD( است و این همان برنامه نظامی ادعای طرف غربی اســت که ادعا دارد ایران این برنامه نظامی را داشته و معتقدند که برای راستیآزمایی از سوی ایران باید به مراکز و دانشمندان دسترسی پیدا کنند. این عضو کمیســیون امنیت ملی تصریح کرد: از موضوعات دیگر مورد بحث در جلســه غیرعلنی امروز پروتکل الحاقی بود که رئیسمجلــس گفت که مجلس پروتکل الحاقی را حتما با دید باز بررسی خواهد کرد و بدون اذن مجلس اجرای پروتکل الحاقی امکان قانونی نخواهد داشت. کریمیقدوسی افزود: در این جلسه رئیس مجلس شورای اسالمی ضمن حمایت قاطع از طرح نمایندگان برای حفظ حقوق هستهای کشورمان گفت که تصویب این طرح از وظایف مهمی است که مجلس به آن عمل میکند و پس از بررسی و تصویب در کمیسیون امنیت ملی مجلس به هنگام بررسی در صحن مجلس مورد حمایت خواهد بود. تیم مذاکرهکننده باید در هر مرحله از مذاکره گزارشــی کتبی به نمایندگان ارائه کند و جزئیاتی از روند مذاکرات را به صورت مکتوب در اختیار نمایندگان قرار دهد. به گفته کریمی قدوســی هم وزیر امور خارجه و هم رئیس مجلــس نگاه مثبتی به آینده امضای توافق توسط کنگره و سنا نداشتند.

*********************************************************************

تکمیلی

 عراقچی سخنان منتسب به خود درباره بازرسی از تاسیسات نظامی را تکذیب کرد

عباس عراقچی معاون وزیر امور خارجه و مذاکره کننده
دبى – العربیه.نت فارسى

عباس عراقچی معاون وزیر امور خارجه ایران و مذاکره کننده ارشد هسته‌ای این کشور، سخنان منتسب به خود در جلسه غیر علنی مجلس شورای اسلامی ایران درباره بازرسی از تاسیسات نظامی را تکذیب کرد.

به گزارش خبرگزاری‌های ایران، عراقچی یکشنبه ۲۴ مه با تشریح جلسه خود و محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران با نمایندگان مجلس شورای اسلامی گفته است: «جناب آقای دکتر ظریف و بنده در این جلسه بر مخالفت با بازرسی یا بازدید از هرگونه مراکز نظامی و یا مصاحبه با دانشمندان هسته‌ای کشورمان تاکید نموده و تشریح کردیم که در طول مذاکرات اصولا راه هرگونه سواستفاده مسدود شده است.»

پیش از این خبرگزاری فارس نزدیک به سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران در گزارش خود از جلسه غیر علنی مجلس شورای این کشور با تیم مذاکرات هسته‌ای، خبر داده بود که ایران بازرسی از تاسیسات نظامی خود را در مذاکرات با گروه ۱+۵ پذیرفته است.

بنا بر این گزارش جواد کریمی قدوسی نماینده مجلس شورای اسلامی ایران در گفت‌وگوی با این خبرگزاری با اشاره به جلسه غیرعلنی مجلس گفت: «در این جلسه سیدعباس عراقچی معاون وزیر امور خارجه و عضو ارشد تیم مذاکره کننده ایران در گزارش خود عنوان کرد که بازرسی از مراکز نظامی در پروتکل الحاقی پذیرفته شده، اما این بازرسی مدیریت شده است و مدیریت آن با جدیّت انجام می‌شود.»

کریمی قدوسی خاطرنشان کرد: «عراقچی افزود بازرسی از مراکز نظامی از سوی ما پذیرفته شده، اما درخصوص دسترسی به دانشمندان هسته‌ای اگرچه لیست اسامی دانشمندان از سوی طرف مقابل به ما داده شده، اما ما نپذیرفته‌ایم که آن‌ها بتوانند به دانشمندان ما دسترسی داشته باشند.»

آیت الله خامنه‌ای چهارشنبه ۲۰ مه با اشاره به مذاکرات میان ایران و گئوه ۱+۵ برای رسیدن به توافقی نهایی در مورد برنامه اتمی، گفته بود: «اجازه نمی‌دهیم از هیچ یک از مراکز نظامی هیچ‌گونه بازرسی از سوی بیگانگان انجام شود.»

او افزوده بود: «می‌گویند اجازه‌ مصاحبه با دانشمندان هسته‌ای باید داده شود؛ این یعنی بازجویی… من اجازه نمی‌دهم بیگانگان با دانشمندان و فرزندان عزیز ملت که این دانش را به اینجا رساندند بیایند حرف بزنند.»

ساعاتی بعد ماری هارف سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در پاسخ به پرسشی در مورد سخنان رهبر ایران گفت: «آمریکا با ایران توافق کرده‌ طی فرآیندی، ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته‌ای ایران بررسی شود که بخشی از آن نیز شامل امکان دسترسی می‌شود.»

…………………………………………………….

کامنت من:

این تکذیب اگر تکذیب گزارشی از یک سایت یا رسانه مخالف رژیم بود ، میشد آنرا جدی گرفت. ولی خبر در سایت وابسته به سپاه (فارس نیوز) و مرکز خبر هم مجلس شورای اسلامی بوده است. این بدین معناست که اگر چنین خبری از بیناد در کار نبوده و همه   آنه از بنیاد، جعل و خبر سازی بوده است، پس نشان میدهد که چه اغتشاشی در درون نظام روی مسئله مذاکره هسته ایی در جریان است و اگر هم خبر صحت دارد از جنگ جدی و نه نمایشی قدرت در درون نظام حکایت میکند.

سید حسن نصرالله اعلام خطر میکند!

Share Button

دبیرکل حزب‌الله لبنان با بیان اینکه دیگر دوران اختلافات عربستان، قطر و ترکیه در خصوص سوریه تمام شده و همه علیه مقاومت متحد شده‌اند، گفت: شرایط به اندازه سال ۱۹۸۲ خطرناک است و احتمال اعلام بسیج عمومی وجود دارد. 

Hezbolah Lebanon 2

شرایط به اندازه سال ۱۹۸۲ خطرناک است؛ احتمال اعلام بسیج عمومی

دبیرکل حزب‌الله در دیدار شماری از مجروحان مقاومت؛
در این جنگ اگر نیمی از ما شهید شوند و نیمی دیگر ‌بمانند و با عزت و کرامت و شرافت زندگی‌ کنند، برای ما بهتر است. حتی اگر در این جنگ، سه چهارم ما شهید شوند و یک چهارم دیگر با شرافت و کرامت بمانند، این بهتر است. ان‌شاءالله این تعداد شهید نخواهند شد اما وضعیت فعلی نیازمند فداکاری‌های بزرگ است زیرا هجمه بزرگ است. اختلاف عربستان و قطر و ترکیه تمام شد، الان همه در جنگ علیه ما متحد شده‌اند.
تابناک
تاریخ انتشار:۰۲ خرداد ۱۳۹۴ – ۱۲:۱۳-۲۳ May 2015

به گزارش «تابناک»، «سید حسن نصرالله» در دیدار با شماری از مجروحان مقاومت، اعلام کرد، ‌شرایط لبنان به خطرناکی شرایط سال ۱۹۸۲ است و احتمال اعلام بسیج عمومی وجود دارد.

در این دیدار که به مناسبت روز ملی مجروحان برگزار شد، دبیر کل حزب‌الله لبنان مختصات مرحله آینده مبارزه با تروریسم را ترسیم کرد و هشدار داد ‌«خطری که اکنون ما (و مردم، مقاومت و منطقه) را تهدید می‌کند، خطری موجودیتی و شبیه خطر مرحله سال ۱۹۸۲ است».

جنگ‌ را باید تا جنگ صفین ادامه داد

به نوشته الاخبار، نصرالله تصریح کرد که احتمال اعلام بسیج عمومی وجود دارد و در مرحله آینده جایی برای ناامیدی نیست و «مرحله‌ای است که همه توان و قدرت و امکاناتمان را برای مقابله با تکفیری‌ها به کار خواهیم گرفت… و در هر مکان و به صورت نامحدود و بدون اینکه از کسی شرم کنیم و با چشمانی باز مبارزه خواهیم کرد. هر کس از این گزینه ما خوشش نمی‌آیند، کاری که مناسب می‌داند انجام بدهد».

نصرالله با ذکر اینکه «باید روحیه ما بالا و قوی باشد… دیگر به کسانی که پیروزی‌های ما را کم جلوه می‌دهند یا آن را انکار می‌کنند توجه نمی‌کنیم»، گفت: حتی اگر همه شهر‌ها سقوط کنند، عزم ما سست نمی‌شود… خدا این جنگ را بر ما واجب کرده، همان طور که قبل از ما بر کسانی که در جنگ «بدر» با رسول‌الله و در دیگر جنگ‌ها تا جنگ خیبر بودند واجب کرد… باید راه را تا (جنگ) صفین ادامه دهیم و هر کس ثابت‌قدم بماند، شاید (به مقصد) رسیده باشد».

اگر در حلب و دمشق و حمص نمی‌جنگیدیم الان در بعلبک باید می‌جنگیدیم

دبیر کل‌ حزب‌الله در پاسخ ضمنی به منتقدان و مغرضانی که گفته و می‌گویند، چرا حزب‌الله در سوریه با تکفیری‌ها مبارزه می‌کند گفت: اگر در حلب، حمص و دمشق نمی‌جنگیدیم، باید در بعلبک، هرمل، غازیه و غیر آن (از شهرهای لبنان) می‌جنگیدیم.

نصرالله: اختلافات عربستان، ترکیه و قطر تمام شد و علیه ما متحد شده‌اند

نصرالله از پایان اختلافات عربستان، ترکیه و قطر در خصوص جنگ سوریه خبر داد و گفت: سه گزینه پیش روی داریم. ۱ـ اینکه بیشتر از چهار سال گذشته مبارزه کنیم. ۲ـ یا تن به تسلیم و ذبح و اسارت زنان و دخترانمان بدهیم ۳ـ یا اینکه ذلت را بپذیریم و از فاجعه‌ (اشغال فلسطین) به فاجعه دیگر برسیم.. در این جنگ اگر نیمی از ما شهید شوند و نیمی دیگر ‌بمانند و با عزت و کرامت و شرافت زندگی‌ کنند، برای ما بهتر است. حتی اگر در این جنگ، سه چهارم ما شهید شوند و یک چهارم دیگر با شرافت و کرامت بمانند، این بهتر است. (البته) ان‌شاء‌الله این تعداد شهید نخواهند شد اما وضعیت فعلی نیازمند فداکاری‌های بزرگ است زیرا هجمه بزرگ است. دیگر اختلاف عربستان و قطر و ترکیه تمام شد، الان همه در جنگ علیه ما متحد شده‌اند.

شیعیان سفارت آمریکا خائن و احمق هستند

نصرالله شیعیان سفارت آمریکا را خائن و مزدور دانست و ادامه داد: اگر همت کنیم و مسئولیت خود را بر دوش بگیریم، استخوان‌هایشان را خُرد خواهیم کرد. هر کس هم دیگران را دلسرد کند و حرفی غیر از این بزند، احمق، کور و خائن است. شیعیان سفارت آمریکا، خائن، مزدور و کودن هستند و هیچ کس نمی‌تواند باور ما را تغییر دهد.

دیگر ملاحظه کسی را نمی‌کنیم؛ احتمال اعلام بسیج عمومی مردم هست

دبیر کل حزب‌الله هشدار داد: از امروز دیگر سکوت نمی‌کنیم و با کسی مدارا نمی‌کنیم. این، جنگ موجودیت (ما و مقاومت) است.‌ جنگ، جنگ آبرو و دین است. ما در مقابل این تکفیری‌ها دینی نداریم.

سید حسن نصراالله در پایان سخنان خود از بسیج عمومی علیه تکفیری‌ها سخن گفت و افزود: الان زمان بسیج (عمومی) است. همه می‌توانند شرکت کنند، حتی با زبانشان. هر کس نزد مردم اعتباری دارد باید به این بسیج (عمومی) کمک کند. علماء باید حرف بزنند و هر کس جوانی شهید داده، باید حرف بزند. در مرحله آینده احتمال دارد برای همه مردم اعلام بسیج عمومی کنیم. می‌گویم که ممکن است در هر مکانی مبارزه کنیم. از امروز دیگر مقابل کسی سکوت نمی‌کنیم و هر کس مقابل ما (بایستد و) با ما حرف بزند (و کارشکنی کند) در چشمانش خیره می‌شویم و می‌گوییم تو خائنی. چه بزرگ باشد چه کوچک.

سخنان دبیر کل حزب‌الله لبنان پس از آن اعلام شد که ترکیه، قطر و عربستان با کنار گذاشتن مقعطی اختلافات، هزاران فرد مسلح را در عملیاتی علیه استان ادلب سوریه حمایت کردند و مرکز این استان و چندین شهر دیگر آن مانند جسرالشغور به اشغال افراد مسلح در آمد و در مقابل حزب‌الله و ارتش سوریه مناطق مهمی از منطقه راهبردی قلمون را آزاد کردند.

در منطقه و میهنمان چه خبر؟

Share Button

رژیم ایران سعی دارد تا با  برافروختن جنگ و خصومت فرقه گرایانه سنی و شیعه، بقیمت حتی برانگیختن سُنی ها علیه شیعیان منطقه و سایر کشورهای اسلامی، اقلیتهای  شیعی را در وضعیتی قرار دهد که چاره ایی جز چسبیدن به ایران و متحد شدن زیر چتر اشتراکات مذهبی شیعی خود نداشته باشند، چتری که مکانیسم باز و بسته شدن و پوشش دهی آن در دست رهبری ولایی ایران و محافل نظامی آن است.  

Image result for hezbollah photos

Image result for hezbollah photos  Image result for hezbollah photos

۳ پوستر از حزبی که روزی در اندیشه تأسیس مدل جمهور اسلامی ایران در لبنان بود. باید منتظر بود تا این حزب همخط و هم گفتمان با حکومت ایران در اینده هواداران بیکینی پوش خود را هم بمیدان و تظاهرات بکشاند. حفظ قدرت مهم است و بقیه هنجار های دینی بهانه! همین! در این پوسترهای بظاهر بی معنا، روانشناسی حاکمیت ولایی و شیعه گرایی سیاسی در میهن ما نیز قرار دارد که نمیتوان بدون توجه بدان، آینده را پیش بینی و راهبرد مناسب را برای پیکار با استبداد حاکم استنتاج کرد.

واپسین نفسهای احتضار اسلامگرائی 

 

بعللی فرصت زیادی برای پرداختن به همه رویدادهای منطقه در حد گذشته که هم دامنه دارتر و هم پیچیده تر هم میشوند نیست ولی میتوانم بگویم بنظر من، سیر تحولات در منطقه از شمال آفریقا گرفته تا خاورمیانه و یمن در امتداد همان خطی تحول میابند که در یاداشتهای پیشین خود، نظر خویش در باره آنها نوشته و در این سایت درج کرده ام. شاید تنها موردی که میتوان بدانها افزود وضعیت ترکیه و انتخابات پارلمانی قریب الوقوع آنست که میتواند  علاوه بر جنگ قدرت در عرصه سیاسی، تمام تضادهای اجتماعی و مذهبی پنهان در جامعه ترکیه را به سطح عمل اجتماعی  و  رویارویی دهها میلیونی شهروندان ترکیه باهم بکشاند. این انتخابات قرار است در ۷ ژوئن یعنی  حدود ۲ هفته دیگر که بیش از ۵۵ میلیون شهروند آنکشور بپای صندوقهای رأی میروند تا پارلمان جدید را برگزینند، برگزار میشود.

حزب عدالت و توسعه (AKP) (رجب طیب اردوغان)، رویای آنرا دارد تا با کسب بیش ۲/۳  آرای پارلمانی قانون اساسی کشور را چنان تغیر دهد که قدرت اجرایی، از نخست وزیرِ مورد تأئید پارلمان  به نهاد ریاست جمهوری(مثل روسیه) با آرای مستقیم انتقال یافته و در آینده با قانونی کردن حق تمدید مکرر همان پست رئیس جمهوری هم، قدرت و حاکمیت خویش و حزب خود را ابد مدت کند.

طبق قانون انتخابات پارلمانی کنونی؛ نامزدها میتوانند بصورت فردی و یا حزبی در انتخابات شرکت کنند. مزیت انتخابات فردی، برای جریانهای ضعیف سیاسی اینست که اگر نامزدی رأی کافی در  فقط یک منطقه یا محل  خود کسب کند به پارلمان راه خواهد یافت ولی در نظام انتخاباتی حزبی یک کف ۱۰% برای مجموع آرای یک حزب وجود دارد که اگر آن حزب نتواند بدان دست یابد ولو اینکه ۹٫۹% مجموع آرای واجدیدن شرایط را داشته و بیش از ۵میلیون هم رأی بیاورد، از کسب کرسی پارلمانی محروم خواهد شد. در این دوره پارلمانی، بازوی سیاسی(غیر رسمی) PPK، حزب دموکراتیک خلق (HDP)، نه بصورت فردی بلکه بصورت حزبی شرکت خواهد کرد که در صورت برگزیده شدن  نازمدهایش، شانس کسب اکثریت مطلق را از حزب توسعه و عدالت میگیرد. اگر این حزب بتواند به نسبت جمعیت هوادارش، نماینده به پارلمان بفرستد، رویای اردوغان به کابوس تبدیل خواهد شد که بیشک به سیر نزولی و بی بازگشت قدرت آن منجر میگردد زیرا گفتمان اسلامیسم در ترکیه هم دیگر جاذبه خود را از دست داده و به سرازیری افتاده است. در چنان صورتی اردوغان باید فتیله اسلامگرایی خود را پائین بکشد که بمعنای اینست که مردم هرچه بیشترو بیشتر دنبال وعده های اقتصادی و اجتماعی احزاب خواهند رفت و نه وعده بهشت و جهنم و اسلامیزه و قدُسی کردن جامعه.

در انتخابات ریاست جمهوری گذشته نامزد حزب کردها (حزب دموکراتیک خلق)؛ بیش از ۸% رای شرکت کنندگان در رأی گیری را کسب کرد و عبدالله اوجلان در ملاقاتی که با نمایندگان این حزب در زندان خود داشت، طی پیامی که انعکاس بسیار وسیع رسانه ایی و سیاسی هم یافت*  اظهار داشت؛ حزب دموکرتیک خلق باید به بزرگترین حزب سراسری و اپوزیسیون اصلی ترکیه تبدیل شود. حزبی که بتواند مطالبات اقشار و طبقات گوناگون جامعه ترکیه و نه صرفاً کردها را در عرضه سیاسی باز تاب کند.

شاخصها برای این حزب در دوره انتخاباتی پیش روی بین ۹% تا ۱۲%  در نوسان است. ۹% بمعنای شکست سنگین این حزب و ۱۲%  یک پیروزی دوران ساز و نقش آفرین برای آن خواهد بود. با قضاوت از روی کارنامه این دو ساله دولت داود اغلو و اردوغان، بنظر من شانس این حزب حتی بیش از ۱۲%  میباشد. جامعه مذهب زده ترکیه مانند تمام جوامع مشابه، سورپرایزهای زیادی در آستین خود دارد. اگر این حزب بیش از ۱۰% رأی کسب کند و حزب جمهوری خواه مردم(حزب اپوزیسیون چپ ناسیونال لیبرال) هم بیش از گذشته رأی بیاورد، ترکیه وارد یک دوران بحران قدرت خواهد شد که کوتاه مدت نخواهد بود. زیر اسلامگریان ترکیه مانند دیگر اسلامگریان دنیا و منطقه قادر به تعامل سیاسی با رقبای سیاسی  و دست کشیدن از سرمایه مذهبی در عرصه رقابت سیاسی نیستند.

حزب اردوغان (AKP) تنها با چالش از سوی حزب دموکراتیک خلق روبرو نیست بلکه از طرف طرفداران فتح الله گولن رهبر مذهبی مقیم آمریکا نیز که نفوذ زیادی در جامعه ترکیه در درون دستگاههای دیوانی و انتظامی داشته و هنوز هم علیرغم تصفیه های وسیع دارد نیز روبروست. علاوه بر اینها در انتخابات پیش روی بنوشته  روزنامه حریت، حزب جمهوری خواه مردم به رهبری کمال کلیچ اوغلو با یک چرخش تاکتیکی، مبارزه انتخاباتی خود را از رویارویی ایدئولوژیک به رویارویی برنامه ایی و طرح مطالبات اقتصادی تغیر داده است. و این؛ پاشنه آشیل حزب اردوغان است که تا کنون از سرمایه دین سود فراوانی سیاسی کسب کرده است. با محور شدن مسائل و مطالبات اقتصادی و اجتماعی سرمایه دینی حزب اردوغان به سوی هیچ شدن و صفر به سراشیبی خواهد افتاد.

اگرتنزلِ اهمیت گفتمان دینی در انتخابات پیش روی ترکیه را در کنار نقش آفرینی دول ائتلاف عربی در منطقه و بویژه جنگ داخلی یمن که برخلاف دستگاههای تبلیغاتی  حکومت ما و پروکسیهای آن؛ سمتگیری کاملاً مدرن و سکولاریستی دارند قرار دهیم در میابیم که اسلامیسمی که با انقلاب اسلامی ایران وارد عرصه عملی سیاست منطقه شد، بسرعت در حال رنگ باختن است و جنازه آن گفتمان روی دست رهبری حکومت ایران مانده است که نه میتواند آنرا بیش از این حمل کند و نه قادر به دفن آن در سکوت است. در این رابطه میتوان افزود که خشونتی که توسط القاعده، داعش، حوثی های یمنی و شیعیان عراقی و.. ، اعمال میشود در حقیقت واپسین نفسهای احتضار آمیزِ گفتمانی است که دیگر در عرصه نقد و بحث و اقناء چیزی برای گفتن در چنته ندارد.

همچنانکه اشاره کردم پارادوکس قضیه اینست که عربستان سعودی و دولتهای حاشیه خلیج فارس و مصر این وضعیت احتضار آمیز اسلامیسم را کاملاً درک کرده اند. قاطعیت کشورهای ائتلاف عربی در سرکوب بنیاد گرایی و تروریسم اسلامی؛ اخوان المسلمین، محکوم به اعدام کردن رهبران آنها در مصر و عربستان و سرکوب قاطع آنها در بحرین فقط نشان میدهد که شرایط سیاسی و ذهنیتی مردم از نظر آن دولتها برای رویاروی جسارت آمیزانه تر، بدون واهمه از بروز واکنش وسیع مردمی در صورت سرکوبی اسلامگریان نشان از این دارد که افول سریع این گفتمانی که تلخترین محصول آن استقرار جمهوری اسلامی در میهن ما بود دیگر آغاز گردیده است و این روندی برگشت ناپذیر است.

رژیم ایران سعی دارد تا با  برافروختن جنگ و خصومت فرقه گرایانه سنی و شیعه، بقیمت حتی برانگیختن سُنی ها علیه شیعیان منطقه و سایر کشورهای اسلامی، اقلیتهای  شیعی را در وضعیتی قرار دهد که چاره ایی جز چسبیدن به ایران و متحد شدن زیر چتر اشتراکات مذهبی شیعی خود نداشته باشند، چتری که مکانیسم باز و بسته شدن و پوشش دهی آن در دست رهبری ولایی ایران و محافل نظامی  امنیتی آن است.

اسلامگرایی یا اسلام سیاسی منشاء  و زهدان فرقه گرایی دینی در درون کشورهای اسلامی  بوده وهست که  با حاکم  شدنش بر فضای سیاسی هر کشوری آنچنان شکافهایی  تا اعماق هر جامعه ای ایجاد میکند که فقط با مرگ خود مذهب شیعه و دین اسلام از بین میروند؛ شرطی که تحقق  آن حد اقل در یک چشم انداز چند صد ساله تاریخی غیر ممکنست.

وقتی سیاست دینی میشود در درون هر دین؛ هرفرقه مذهبی خود را نماینده برحق آن دین و مذهب میداند و سعی میکند قرائت خود از آن دین را با ابزار قدرت سیاسی و اگر ممکن شود نظامی به دیگران و تمام جامعه و حتی همه جهان تحمیل کند. خصومت درون دینی و فرقه ایی نه تنها کمتر از خصومت برون دینی  و با دیگر ادیان و مذاهب نیست بلکه حتی خونین تر و حذفی تر هم میباشد. کافیست توجه کنیم که کشتاری که شیعیان از سنی ها و القاعده و داعش از رقیبان مسلمان خود میکنند هم وحشیانه تر و هم وسیعتر است.

دکانداران قدرت طلب دینی در تمام اعصار تاریخ، حتی آنجا که در اقلیت بوده اند تا آنجا که توانسته اند به آتش فرقه گرایی دینی و مذهبی دامن زده اند زیرا با چیرگی جنگ و خصومت فرقه ایی، برای  آن رهبران و متولیان دینی، حتی کوچکترین اقلیت های مذهبی هم، میدانی وسیع برای مطرح شدن و مانور و سوار شدن روی گرده  توده های دین باورِ واقعی و حتی اسمی و شناسنامه ایی، ایجاد میشده ومیشود.

خلاصه کنم: ۱ ـ  در یمن خوابهای رژیم ایران به کابوس مرگی تبدیل گردیده است که هنوز خشن ترین  و مهیب ترین چهره خود را به رژیم خامنه ایی نشان نداده است.

۲ ـ دولت های طرف ایران در مذاکرات هسته ایی با مشاهده وضعیتِ اضطراری و استیصال آمیزی که گریبان  آنرا گرفته است، بر فشار خود خواهند  افزود و از خواستهای خود برای بازید از مراکز نظامی ایران، تقلیل میزان غنی سازی از ۲۰% به ۳٫۵%؛ از رقیق سازی اورانیومهای غنی شده فعلی در حد مصرف صنعتی و انرژیک؛ از لابراتوار سازی واحد آب سنگین اراک به آزمایشگاه، کوتاه نخواهند آمد و تصور اینکه در ازای اجابت همین درخواستها از سوی رژیم هم؛ آنها سریعاً به تحریمها پایان دهند، تصوری خام است.

رژیم ایران هیچ چاره ایی جز تسلیم ندارد. و فشار برای تسلیم تنها از تلنبار شدن مشکلات داخلی ناشی نمیشود بلکه از انزوای شتابگیر رژیم در منطقه و دنیا، از شکست طرحهای  منطقه ایی  آن و در خطر خُرد شدن قرار گرفتن پروکسهایش در عراق، سوریه ، لبنان و یمن و بحرین نیز ناشی میگردد.

بهترین نشانه این ضعف و ذلیلی رژیم را در نمایش دون کیشوت وار اعزام یک کشتی کمکهای غیر نظامی برای مردم یمن با اسکورت دو ناو جنگی و با کلی رجز خوانیها میتوان مشاهده کرد که خیلی زود این عربده کشی ها به زوزه و ناله تبدیل شد و حاصل آن برخلاف همه این رجز خوانیهای سران نظامی و سیاسی ایران و شخص دریادار ستاری، جز یک عقب نشینی خفت آور و تحقیر امیز در برابر التیماتوم نیروهای ائتلاف نبود. آن دو رزمناو اعزامی جرئت نزدیک شدن به سواحل یمن را نیافتند با اینکه دولت ایران دولت حوثی را بعنوان حکومت قانونی یمن برسمیت میشناسد و ائتلاف عربی را تجاوز گر میداند.(پیشینه داستان را میتوان در پست های قبلی راجع به همین موضوع دید).

سرانجام، آن کشتی حامل کمکها ی  انسانی که بازرسی از آن، بنا به اظهارات رهبران سپاه و دیگر بلند پایگان نظام، مسئله ایی ناموسی تلقی و معرفی شده بود،  مطیع و سربراه، بجای بندر الحدیده در یمن به جیبوتی** رفت و کمکهای خود را در آنجا تخلیه کرد تا مقامات صلیب سرخ آنها را در کنار کمکهای دهها برابری آن از سوی امارات و عربستان، بین مردم محتاج (و نه حوثیها) ی یمن تقسیم کنند.

رزمناوهای ایران نه روی بازگشت به ایران را دارند و نه ماندن خود را در منطقه به صلاح میدانند زیرا در صورت ماندن در آبهای دریای عمان، بین تحقیر های بیشتر یا چالشی خطر ناک، یکی را باید انتخاب کنند.

۳ ـ مقام معظم رهبری در عربده کشی ها ی خارج از کنترل روزهای اخیر خود، هم به ائتلاف عربی پرید و مقامات آنرا سفیه خواند و هم آب پاکی روی دست آنهایی که امیدی به سرانجام یابی مذاکرات هسته ایی بسته بودند ریخت. او تکلیف همه، از جمله تیم مذاکره کننده هسته ایی را روش کرد و بلافاصله شخص شیخ حسن روحانی که عنوان رئیس جمهور را یدک میکشد ولی تا حد سخنگوی مقام عظما سقوط کرده است اظهار داشت؛ او در مطیع مقام معظم رهبری است و این یا آن حق را به دولتهای افزونخواه طرف ایران در مذاکره نخواهد داد و… .

اولاً او معلوم نکرد که اگر تا این حد مطیع رهبر است پس دیگر آن وعده های انتخاباتی را چرا از سوی خود داد؟ و دوماً  شب بلند و قلندر بیدار! او میتوانست باندازه کوپنی که از مقام عظما برای عمل و مانور گرفته بود و به نیابت از طرف وی، و در حد مجاز وعده دهد و نه بیش!

*

متن این اظهارات اوجلان را در همان زمان در همین سایت درج کرده ام که در صورت علاقه  میتوانید خود آنرا بیابید

**

U.N.: Iranian Aid Cargo Boat for Yemen Offloaded in Djibouti

W460

 

ترکی الفیصل: جلوی کشورگشایی ایران گرفته شده است

Share Button

پیش کامنت: بنظر من تردیدی نبود که این کشتی حامل کمکها های بظاهر “انسانی” همان رفتاری را در پیش خواهد گرفت که فرماندهی  ائتلاف عربی اراده کند و تصوری غیر از اینهم دور از واقع بینی بود. ولی آنچه در این رابطه بسیار قابل تأمل است میزان درک رهبری ایران از قدرت مانور و قدرتنمایی نیرویش در برابر حریفانی است که برایشان عربده میکشد و عدم درک میدان تأثیر تهدیدها و رجز خوانیهای خود اوست؟

تا همین دیروز مراجع حکومتی و فرماندهان نظامی ایران چنان رجز خوانی میکردند و از “اجازه ندادن به بازرسی کشتی حامل “کمکها” سخن میگفتند که هر انسان عاقل و آشنا به وضعیت منطقه انگشت بدهان حیران میماند که شاید در چنته و جعبه معجزات رژیم منابع و قدرتی پنهانی وجود داشته باشد که کسی از آن خبر ندارد. من در همان آغاز رجز خوانیهای محافل نظامی و حکومتی ایران در رابطه با اعزام این کشتی اظهارات سردار جزایری را درج کردم که گفت: “اگر به کشتی ایران حمله شود آتش بپا میشود”  و در پست دیگری گزارش خبر گزاری مهر را، محض مقایسه  قدرت های حاضر در صحنه تنش  درج کردم که در آن تصویر از یک ناو و یک بمب افکن آمریکایی را در مقابل هیکل حقیر یک ناو ایران نشان میدهد. رجز خوانیهای محافل نظامی ایران در هفته های اخیر زیاد است و میتوان آنها را در سایتهای تسنیم، فارس نیوز، تابناک دید.

مسئله به خفت زدگی محافل نظامی و سیاسی ایران تنها ختم نمیشود که محدود کردن مسئله به چنین انگاری ندیدن واقعیت خطری است که ماجرا جوئیهای بی پروا و نسنجیده این تصمیم گیران و سیاست گذاران متوجه میهن ما میکند بلکه خطر این عربده کشی های حساب نشده برا ی میهنمان را باید جدی گرفت! کشتی سرنوشت میهن ما در دست ناخدایی بی خدا، مست، ماجرا جو و مطلقاً فاقد هر گونه هنر و فن دریانوردی در دریای به نهایت طوفانی منطقه  قرا گرفته است که معلوم نیست بکدام غرقابی آنرا خواهد راند؟. خطر در اینجاست! در این بدمستی که میتواند میهن مارا کاملاً متلاشی کند!

کشتی باری ایران اجبارا به جیبوتی می رود

دبى – العربیه.نت فارسى

کشتی باری ایران، که به گفته دولت این کشور حامل ” کمکهاى انسان دوستانه” برای یمن است، مجبور به تغییر مسیر و حرکت به سوی جیبوتی شد.

بنا به گزارش خبرگزارى ” فارس” این کشتى جهت بازرسی به بندر جیبوتی می‌رود. قبلا مسؤولان ایرانى اعلام کرده بودند که کشتی “کمکهای” ایران به مستقیما به یمن خواهد رفت واجازه تفتیش آن به هیچ ارگان یا نهاد بین المللى داده نخواهد شد.

به گزارش فارس، امدادرسان کشتى «ایران‌شاهد» نیز برای بازرسی توسط سازمان ملل به جیبوتی می‌رود” وافزوده که ” این کشتی پس از بازرسی جیبوتی را به مقصد بندر الحدیده یمن ترک می‌کند”.

به گفته ایران، در این کشتى ۲۵۰۰ تن کمک‌های ضروری و تجهییزات پزشکی و امدادی، و تعدادى از فعالان ضد جنگ از اروپا و آمریکا و ۱۵ خبرنگار حضور دارند.

خبرگزارى رسمى دولت ایران “ایرنا ” علت تغییر مقصد کشتی نجات را “کارشکنی های صورت گرفته از سوی دولت سعودی” اعلام کرد.

ایرنا به نقل از یک منبع آگاه مستقر در کشتی نجات در مسیر خلیج عدن به تنگه باب المندب، گفت: “به احتمال زیاد کشتی نجات ابتدا به بندر جیبوتی رفته و پس از بازرسی از سوی نیروهای صلیب سرخ جهانی به مقصد نهایی خود در بندر حدیده یمن خواهد رفت.”

وی افزود: “در حال حاضر منتظر دریافت مجوز از کشور جیبوتی برای پهلو گرفتن در آبهای این کشور هستیم.”

کشتی نجات هم اکنون با گذر از آبهای بندر عدن و سواحل جنوب یمن به سمت تنگه باب المندب و دریای سرخ در حال حرکت است.

قبلا سخنگوی نیروهای ائتلاف عربى به رهبری سعودى هشدار داده بود که این ائتلاف تنها پس از بازرسی کشتی حامل کمک‌های ایرانی اجازه رسیدن آنها به یمن را می‌دهد.

دبى – العربیه.نت فارسى

شاهزاچهارشنبه ۲ شعبان ۱۴۳۶هـ – ۲۰ مه ۲۰۱۵م

شاهزاده ترکی الفیصل، سفیر سابق پادشاهی سعودی در آمریکا و بریتانیا، گفت به ایران اجازه دخالت در امور عربی داده نخواهد شد.

الفیصل در نامه خود به مرکز تحقیقات اسلامی ملک فیصل در ریاض، که در مراسم چهلمین سالگرد تاسیس نشریه “عرب نیوز” خوانده شد، گفت: “مشغول امور یمن هستیم، و به زیاده خواهی های ایران در لبنان، سوریه و عراق هم رسیدگی خواهد شد.”

الفیصل از ملتهای عرب و مسلمان خواست تا فعال و متکی بخود باشند. “کشورها و مردم ما دوران بهمریخته، همراه با دخالت ها و تغییرهای زیانبار را تجربه می کنند. ما، کشورهای عربی و مسلمان، برای حفظ مرزهای خود، باید هرچه بیشتر به خودمان اتکا کنیم. زیرا خداوند با آنانی است که متکی به خود هستند.”

ترکی الفیصل در مورد توافقنامه اتمی با ایران گفت: “هنوز جزئیاتی باقی است که باید مشخص شود.” او گفت یکی از بخشهای ناگفته در این توافقنامه، چتر امنیتی است، که کشورهای منطقه را در مقابل تهدید اتمی کشورهای همجوار محافظت کند، و جلوی سرکشی آنها را بگیرد.

او از باراک اوباماُ، رئیس جمهوری آمریکا خواست تا به هدف خلع سلاح همگانی خود عمل کند و “راهی برای عاری کردن منطقه از سلاحهای کشتار جمعی بیابد.”

نامه صادق زیبا کلام به مطهری:این میلیاردها بکجا میروند؟

Share Button

پیش کامنت: در زیر، نیم گزارش دکتر زیبا کلام را از ریخت و  پاشها و بذل بخشش های میلیاردی از محل بودجه دولتی را میتوان مشاهده کرد که در آن خاصه خرجی های بی حساب و کتاب تحت عنوان ” بودجه سازمانها و نهاد های فرهنگی را با بودجه بسیار قلیل محیط زیست مقایسه میکند. در نفس گزارش چندان حرفی نیست ولی در کاستی آن باید گفت که تمامی این ریخت پاشها که مستقیماً به انواع نهاد های مذهبی گوناگون میرود تحت عنوان بودجه فرهنگی عنوان گذاری شده است که دهن کجی به عنوان و معنای فرهنگ است. مثلاً سهم ۳۲۹ میلیاردتومانی “شورای عالی حوزه علمیه قم” ! از رقم کلان بودجه بگذریم این نهاد چه ربطی به مقوله فرهنگ دارد؟

بر کاستی نیم گزارش فوق بالید افزود که ثروت “بنیاد” زیر نظر شخص خامنه ایی طبق گزارشی که چند ماه قبل در یک نشریه خارجی انتشار یافت و وسیعاً هم انعکاس رسانه ای یافت حدود ۹۵ میلیارد دلار است یعنی بیش از ـ:۳۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ تومان. اگر بر ثروت و سرمایه تحت کنترل این نهاد  ثروت و سرمایه بنیاد ۱۵ خرداد، بنیاد شهید، بنیاد آستان قدس رضوی، شاه چراغ، شاه عبدالعظیم و صدها امامزاده دیگر، موقوفات عظیم مساجد، هیئتهای عزاداری، ثروت نجومی تحت کنترل سپاه “قرارگاه خاتم الانبیاء”، و…، را بیافزائیم، و اگر دارائی اشخاص حقیقی صاحب قدرت در نظام را نیز بر اینها اضافه کنیم درمی یابیم که  بحث از “ثروت و سرمایه ملی” در این مملکت ولایی و امام زمانی حرفی خارج از معناست چون مملکت کلاً تحت تصرف و مالکیت قشر و صنف حاکم است که از مشتی کلاش تشکیل میشوند و تفاوتی هم بین آنها که مکلا یا معمم هستند وجود ندارد.

شیخ اسکناس دوست

……………………………………………….

بسمه‌تعالی
جناب آقای دکتر علی مطهری
نماینده محترم مردم تهران و عضو کمسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی

با سلام و تحیات و طلب مغفرت برای روح پرفتوح ابوی ارجمندتان، اخیراً بودجه سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی کشور در سال جاری را مطالعه می‌کردم و ازآنجاکه حضرت‌عالی عضو کمسیون فرهنگی مجلس هستید، یکی دو پرسش در خصوص این حجم هزینه فرهنگی برایم پیش آمده که انشاالله ارشاد می‌فرمایید. بنده ارقام را از بالاترین شروع کرده و به‌تدریج پایین آمده‌ام:
۱- سازمان صداوسیما….. ۱۱۴۰ میلیارد تومان
۲-سازمان بسیج مستضعفین….. ۱۰۳۵ میلیارد تومان
۳- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی …..۷۷۰ میلیارد تومان
۴- مرکز خدمات حوزه‌های علمیه قم…..۵۲۸ میلیارد تومان
۵- شورای عالی حوزه‌های علمیه…..۳۲۹ میلیارد تومان
۶- کمک به بازسازی عتبات عالیات…..۳۱۳ میلیارد تومان
۷ – کمک به اشخاص حقوقی غیردولتی (*جدول ۱۷)…..۲۸۹ میلیارد تومان
۸ – جامعه المصطفی العالمیه…..۲۱۸ میلیارد تومان
۹ – اجرای منشور توسعه فرهنگ قرآن…..۲۰۰ میلیارد تومان
۱۰ – شورای سیاست‌گذاری حوزه‌های علمیه خواهران…..۱۹۳ میلیارد تومان
۱۱ – سازمان تبلیغات اسلامی….. ۱۱۵ میلیارد تومان
۱۲ – نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها…..۱۰۲ میلیارد تومان
۱۳ – دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم…..۹۲ میلیارد تومان
۱۴ – کمک به آستان‌های مقدس تحت نظر مقام معظم رهبری…..۸۰ میلیارد تومان
۱۵ – کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان…..۷۸ میلیارد تومان
۱۶ – شورای برنامه‌ریزی و مدیریت حوزه‌های علمیه خراسان….. ۵۷میلیارد تومان
۱۷- موسسه نشر آثار امام (ره) …..۵۷ میلیارد تومان
۱۸ – دفتر نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه پاسداران …..۵۶ میلیارد تومان
۱۹ – شورای عالی انقلاب فرهنگی….. ۵۰ میلیارد تومان
۲۰ – احداث و تکمیل مساجد کشور….. ۵۰ میلیارد تومان
۲۱ – بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس….. ۳۹ میلیارد تومان
۲۲ – شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه…..۳۷ میلیارد تومان
۲۳ – مجمع جهانی اهل‌بیت….. ۳۶ میلیارد تومان
۲۴ – شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی…..۳۵ میلیارد تومان
۲۵ – سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها…..۲۲ میلیارد تومان
۲۶ – موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی…..۲۰ میلیارد تومان
۲۷ – ستاد اقامه نماز…..۱۹ میلیارد تومان
۲۸ – سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی…..۱۲ میلیارد تومان
۲۹ – بیمه هنرمندان (فعالان قرانی، مداحان و سایر هنرمندان) …..۱۰ میلیارد تومان
۳۰ – موسسه پژوهشی و فرهنگی انقلاب اسلامی…..۸ میلیارد تومان
۳۱ – کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی…..۶ میلیارد تومان
۳۲ – بنیاد سعدی…..۶ میلیارد تومان
۳۳ – وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توسعه بازی‌های رایانه…..۴ میلیارد تومان
۳۵- شورای عالی انقلاب فرهنگی بابت تحول علوم انسانی در دانشگاه‌ها……۳ میلیارد تومان
۳۶- دانشگاه اهل‌بیت …..۳ میلیارد تومان
جمع کل: ۶۰۱۲ میلیارد تومان

(*توضیح: جدول شماره ۱۷ شامل سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی متعددی می‌شود ازجمله: موسسه فرهنگی بصیرت، موسسه فرهنگی تبیان، موسسه فرهنگی دارالحدیث، موسسه فرهنگی نسیم نور، کمک به مؤسسات فرهنگی و دینی همه استان‌ها، کمک به فعالیت‌های فرهنگی مسجد جمکران، پژوهشکده علوم و فرهنگ اسلامی، سازمان مدارس معارف اسلامی، پژوهشکده باقرالعلوم، دانشگاه باقرالعلوم، دانشگاه امام صادق، بسیج دانش‌آموزان، جشنواره عمار، شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه، ستاد امر به معروف و نهی از منکر و…)

همان‌طور که ملاحظه می‌شود سهم وزارت ارشاد از این ۶۰۰۰ میلیارد تومان کمتر از ۱۳ درصد می‌باشد و ۸۷درصد مابقی در اختیار نهادها، سازمان‌ها، بنیادها و ارگان‌هایی است که نه‌تنها کاملاً مستقل از مجموعه دولت قرار دارند بلکه اساساً هیچ پاسخگویی نیز نه در قبال مجلس دارند و نه در قبال قوه مجریه. مع ذالک و علیرغم این واقعیات، منتقدین و مخالفین دولت آقای روحانی علی‌الدوام دولت و بالأخص وزارت ارشاد را مورد مواخذه قرار می‌دهند که چرا وضعیت فرهنگی کشور این‌گونه است؟ جالب است که حتی یک‌بار هم نشده که مخالفین دولت کوچک‌ترین انتقاد و گلایه‌ای نسبت به این سی، چهل تشکیلات دیگری که نزدیک به ۹۰درصد بودجه فرهنگی کشور را به خود اختصاص داده‌اند بنمایند.

اما عرضم از نگارش این عریضه طرح زاویه دیگری از اختصاص بودجه ۶۰۰۰ میلیاردی برای امور فرهنگی می‌باشد. جنابعالی را نمی‌دانم اما من خودم وقتی ارقام خیلی زیاد می‌شوند ابعاد آن را دیگر درست ملتفت نمی‌شوم. به همین منظور و برای درک اینکه ۶۰۰۰ میلیارد تومان یعنی چقدر پول، آن را با کل بودجه محیط‌زیست کشور برای سال جاری مقایسه نمودم. کل بودجه محیط‌زیست در سال ۹۴ رقم ۱۷۴ میلیارد تومان می‌باشد؛ یعنی بودجه فرهنگی‌مان نزدیک به چهل برابر بودجه محیط‌زیستمان است. نمی‌دانم در کشورهای دیگر این نسبت چگونه است؛ اما در ایران با این ۱۷۴ میلیارد تومان خانم ابتکار هم می‌بایستی حقوق بیش از ۶۰۰۰ تن کارکنان محیط‌زیست را بپردازند، هم جلوی ریزگردها که از عراق و عربستان وارد خوزستان و مابقی کشور را می‌شوند را بگیرند، هم جلوی خشک شدن دریاچه ارومیه را بگیرند، هم تالاب انزلی که لجن‌زار شده را احیاء نمایند، هم یک‌دو جین تالاب و دریاچه‌های بزرگ و کوچک را که یا از بین رفته‌اند یا در شرف از بین رفتن هستند را نجات بدهند، هم حیات رو به انقراض وحش را جلوگیری کنند، هم جلوی روند انقراض هولناک جنگل‌های کشور را بگیرند، هم‌فکری برای رودخانه‌های کشور نمایند که خیلی دیگر تفاوتی با فاضلاب ندارند، هم پس‌فردا که باد خنک زد و پاییز شد، مردم تهران و سایر شهرهای بزرگ را از مرگ‌ومیر در نتیجه آلودگی هوا برهانند، هم به‌منظور آنکه من با این حسرت و عقده از دنیا نروم که محیط‌زیست گیلان (و سایر آستان‌های دیگر کشور که دارای جنگل هستند) یک دستگاه هلی‌کوپتر آبپاش ندارند و هنوز در قرن بیست و یکم آتش‌سوزی جنگل را با بیل و سطل شن مجبورند خاموش کنند، یک دستگاه هلی‌کوپتر آبپاش بخرند، هم…

البته همکاران جنابعالی در مجلس اگرچه اولویتشان در تصویب بودجه سالیانه کشور بیشتر فرهنگ بوده تا محیط‌زیست، درعین‌حال از حق نمی‌بایستی گذشت و نمایندگان محترم مجلس نهم گام‌های ارزنده‌ای‌ برای بهبود بخشیدن به وضعیت اسفناک محیط‌زیست کشور برداشته‌اند. ازجمله اینکه وقتی اهواز و سایر شهرهای خوزستان دچار آن وضعیت اسفناک ریز گردها شده بود آن‌ها هم در تهران با زدن ماسک در مجلس حاضر شدند. بعلاوه خانم ابتکار را هم با شجاعت و شهامت کم‌نظیری و بدون آنکه ترسی به خودشان راه دهند موردحمله و انتقادات شدید قراردادند که چرا به فکر مردم خوزستان نیستند و چرا به اهواز مسافرت نمی‌کنند. مجلس نهم درست می‌بیند: برای بهبود وضعیت ناگوار زیست‌محیطی در ایران می‌بایستی بیشتر به فکر فرهنگ بود تا محیط‌زیست.

با تهنیت بعثت نبی اکرم (ص) – ایام به کام باد
صادق زیباکلام
بیست و ششم اردیبهشت یک هزار و سیصد و نودوچهار

Sadegh Zibakalams foto.
برگرفته از صفحه فیس بوک نویسنده

رهبری مبارزه با رژیم اسلامی ایران با کیست؟

Share Button

شکست رژیم در یمن،عدم موفقیت آن در امیتاز گیری در مذاکرات هسته ایی، شکست ماجراجوئیهایش درسوریه، عراق و لبنان و.. ، بی هیچ تردیدی پیروزی مردم ایرانست حتی اگر خود ملت ما در این شکست دادن رژیم در این میدانها هم نقش مستقیمی ایفا نکند. باید بدانیم که پیروزی ائتلاف عربی در یمن، ائتلاف ۱۴ مارس در لبنان، پیروزی پیکار جویان ضد رژیم اسد در سوریه،  پیروزی حکومت بحرین علیه شورشیان شیعی (الوفاق)، همه اینها در حقیقت پیروزی مردم و میهن ما نیز هست. بکوشیم حد اقل در کلام و با قلم از این پیروزیها دفاع کنیم اگر نمیخواهیم در این جبهه بندی در کنار رژیم قرار داشته باشیم! 

شکست رژیم در ماجراجوئیهایش پیروزی ملت و پیروزیش در آنها شکست ملت است

رهبری سیاسی ـ روحانی ایران بطُرقِ مختلف کوشیده و میکوشد که بین  اهداف شیعه گستری خود و ایران کثیر المذهب و چند قومی، بین منافع  فرقه ایی خویش و ملت ایران، بین میهن پرستی ایرانی و جاه طلبی های سیاسی زیرلوای  مذهب شیعه علامت تساوی گذارده و جنگ خود علیه جامعه جهانی و ملل منطقه را جنگ مردم و ملت ایران علیه دنیا و ملل و دول منطقه نشان دهد.  این در حالیست که این رژیم بخاطر میزان بسیار ناچیز حمایت اجتماعی و مردمی خود حق ندارد خود را متولی این مملکت و مردم دانسته و بنام آنها با دنیا چالشگری کند.

برای درک فقدان حمایت و مشرویت مردمی این رژیم هیچ سندی گویاتر از این نیست که در این مملکت، تحت رهبری این رهبر و حاکمیت، حتی برای آن عده از طرفداران واقعی خود نظام هم که فقط تن به همه تحکمات خامنه ایی نمیدهند و ذلت آمریت پذیری مطلقه او را بر نمی تابند، مانند افرادی چون آیت الله هاشمی نیز حق سخنرانی در مجامع آزاد برای مردم وجود  ندارد و رئیس جمهور دو دوره ایی نظام ممنوع الرسانه گردیده است. در  اثبات این ادعا هیچ سندی معتبر تر از این نیست که  کسی مثل هاشمی که نزدیکترین شخص به بنیانگذار  این نا جمهور اسلامی و از نخستین امامان نماز جمعه بوده است، حق برگزاری امامت و خطابت نماز جمعه گرفته شده است مبادا که منجر به   اجتماعی بسیار بیشتر و با تغیر کیفی جمعیت نمازگزار بیانجامد که در حکم بی اعتباری بیشتر رژیم و امام جماعتهای نانِ بروزخور و رانتخوار آن  شود .

رژیم کوشش کرده و میکند تا از یکسو همه چالشگریهای خود علیه دنیا را بنام ملت ایران که اغلب، آنرا با هندوانه “ملت بزرگ” هم توأم میکند، انجام دهد و از سوی دیگر مخالفت جامعه جهانی با این چالشگریهای خویش را مخالفت جامعه جهانی با ملت ایران و ایران به مغز ملت فروکند. ولی درک اینکه رویاروئی غرب و آمریکا در سطح جهانی  و ائتلاف منطقه ایی عربی به رهبری عربستان نه با ملت ایران و سرزمین ایران بعنوان یک مملکت بلکه با رژیم حاکم بر آن به سرکردگی سید علی خامنه ای است نباید چندان دشوار باشد.

در یک کلام ایستادگی غرب در برابر رژیم ایران؛ از غزه و لبنان گرفته تا سوریه و عراق واز یمن  تا بحرین، از مخالفت آنها، با دستیابی رژیم ایران به سلاح هسته ایی تا مخالفتشان با تروریست پروری حکومت ما(حوثیها در یمن، حزب الله در لبنان، باندهای  شبه نظامی شیعه در عراق و.. ) بهیچ عنوان  نه تنها بمعنای مخالفت آن ممالک و آن دولتها با ملت و مملکت ما نیست بلکه ایستادگی آنها در برابر تاخت و تازهای عربده جویانه رژیم ایران، بطور کامل و ۱۰۰%ی با منافع ملت ایران و آزغادی خواهان سرزمینمان همپوش و هم جهت است.

این هم جهتی و همپوشی را تا آنجا میتوان تعیم داد که میتوان با جرئت گفت؛ در شرایط فعلی، آمریکا و عربستان و اسرائیل وظیفه ایی را بعهده گرفته اند که در حقیقت ملت ایران و رهبری واقعی آن یعنی یک اپوزیسیون مردمی( اگر وجود میداشت) بایستی بعهده میگرفت. این؛ملت ایران و آنچنان اپوزیسیون مفروضی بود که میبایستی در برابر رژیم بایستد، چه در برابر بلند پروازیهای اتمی اش، چه صدور انقلاب و تروریست پروریش، چه در برابر مداخلات توسعه طلبانه اش در یمن و بحرین و عراق و لبنان با استفاده ابزاری از اقلیت های شیعی مذهب منطقه  و….

آری اغراق نیست اگر بگوئیم آمریکا،اروپا، اسرائیل و عربستان در واقع در یک پیکار نیابتی نا نوشته  از سوی  مردم ایران  و در شرایط غیبت و فقدان یک اپوزیسیون مردمی علیه رژیم حاکم بر ایران وارد این کشاکش گردیده اند که سرنوشت  پیروزی یا شکست در آن رابطه معکوس با سرنوشت آزادی و حاکمیت ملی بر میهن ما دارد.

اپوزیسیونی وجود ندارد که در اینجا مخاطب قرار داده شود ولی جای تاسف است که همین زبانها و قلمهایی هم که مدعی انتقادگری رژیم هستند، با جادو و افسون شدگی در اثر آن تساوی سازیهای پیش گفته؛ تساوی بین جاه طلبیهای رژیم و آرمانهای ملت ایران، ایران گرایی تاریخی، ملی و میهن پرستانه با جاه طلبانه  ورهبری طلبی فرقه ایی شیعه به سرکردگی خامنه ایی و باندهای نظامی اطراف او، از کار افتاده و بیشتر منتقدین رژیم و مدعیان آن در مورد ماجراجوئیهای رهبری مملکتمان دریمن،عراق، لبنان و بحرین، یا لکنت قلم گرفته  و یا از روی مصلحت و عافیت طلبی خاموشی برگزیده اند.

امروز ارتش ائتلاف عربی در یمن به رهبری عربستان، شورشی را سرکوب میکند که بهمان اندازه که  ضد عربستان است ضد مردم خود ایران هم هست و شاید هم بیشتر. موفقیت رهبری و حاکمیت کنونی ایران در یمن، نه تنها کمترین شباهت و قرابتی با منافع ملی ما و توسعه دموکراسی در میهنمان ندارد بلکه برعکس میتواند توپخانه رژیم را علیه هر مخالفی در ایران پر بار تر و کوبنده تر کرده و به آن کمک کند تا با بهره برداری از غرور آفرینی کاذبی که ربطی به ملت هم ندارد بیش از گذشته منتقدین و مخالفین خود را سرکوب کرده و خزانه  و ثروت مملکت راحتر بچاپد.

شکست رژیم در یمن،عدم موفقیت آن در امیتاز گیری در مذاکرات هسته ایی، شکست ماجراجوئیهایش در سوریه، عراق و لبنان و.. ، بی هیچ تردیدی پیروزی مردم ایرانست حتی اگر خود ملت ما در این شکست دادن رژیم در این میدانها هم نقش مستقیمی ایفا نکند. باید دانست که پیروزی ائتلاف عربی در یمن، ائتلاف ۱۴ مارس در لبنان، پیروزی پیکار جویان ضد رژیم اسد در سوریه، پیروزی حکومت بحرین علیه شورشیان شیعی (الوفاق)، همه اینها در حقیقت پیروزی مردم و میهن ما نیز هست. بکوشیم حد اقل در کلام و با قلم از این پیروزی دفاع کنیم اگر نمیخواهیم در این جبهه بندی در کنار رژیم قرار داشته باشیم!

این مخالفین رژیم نیستند که پرچم محوری ترین شعارها و مطالبات تحول آفرینانه استرا تژیک مردمی را برافراشته اند و در میدان واقعی مبارزه با رژیم قرار دارند، شوربخاتانه، در اثر پخمگی منتقدین و مخالفین رژیم، این پرچم امروز در دست آمریکا، اروپا ، اسرائیل و ائتلاف عرب منطقه علیه رژیم افتاده است و آنها ناخواسته و یا خواسته رهبری تحول در ایران را عملاً بعهده گرفته اند. زیرا شکست رژیم در این میدانهای مهم نمیتواند بازخورد داخلی نداشته باشد چه مستقیم و چه غیر مستقیم.

حجة الاسلام ولایتی خاک بچشمان مخاطبین خود میپاشد!

Share Button

پیش کامنت : حجة الاسلام ولایتی در این مصاحبه طولانی به بی پروا ترین وجهی به مخاطبین خود دروغ میگوید. او منظره سیاسی ایران، منطقه و جهان را وارونه نشان میدهد و تا آنجا پیش میرود که ادعا میکند مخالفین برون مرزی نظام هم ازمواضع مقام معظم رهبری و نظام در مورد مناقشه هسته ایی پشتیبانی میکنند. اگر تک ـ تک دروغها و ادعاهای واهی این شیخ مکلا را بخواهیم وارسی کرده و رو کنیم مثنوی هزار و یک من میشود ولی خواننده باید خود از مجموعه در هم چیده این مصاحبه به مفهوم و معنای پنهان نهایی آن؛ که  بروز ناخودآگاه درکِ رژیم از اوضاع و ضعف و ورشکستگی راهبردی آنست  دست یافته و رمزگشایی کند. فقط کمی دقت روانشناسانه لازمست تا بدانیم در پس این درغ بافیهای بی خریدار چه خوابیده است و ولایتی “چه؟ را میخواهد پنهان کرده و وارونه نشان دهد.

نکته دیگر که متأسفانه در نوشتارهای انتقادی از رژیم کاملاً فراموش شده و سهل گرفته میشود و اهمیت بسیاری هم دارد؛ تبدیل  تدریجی پیراهن های یخه آخوندی، دستان انگشترنشان، و چفیه عربی مرسوم شده در بین مقامات بالای حکومتی بعنوان یونفرم ملی شخصیتهای دولتی است که بمعنی تنقیه خاموش یک فرهنگی سیاسی  صنفی خاص است  که مدیریت نظام سعی دارد بتدریج پذیرش این یونیفرم را  در ذهنیت مردم نهادینه کند. یونیفرمی که نه تنها با هویت ملی و پیشینه تاریخی میهن ما مغایرت بنیادی دارد بلکه نماد  زالومنشی و انگل وارگی صنفی است که صدها سال جز تحمیق مردم ما کاری نداشته اند.  

درک اینکه ولایتی دروغ میگوید، لاف میزند و ادعاهای واهی میکند دشوار نیست ولی درک اینکه چرا او با این پُرروئی و وقاحت اینکار را میکند جای تأمل بسیار دارد! مخاطب او در این مصاحبه،  البته، بخش آگاه، منتقد و مخالف جامعه نیست بلکه نیروهای امنیتی، نظامی  رژیم و حواشی آنها هستند ولی با اینحال این خود نیز شایسته تأمل است.

آخرین نکته ایی که ذکر آن در رابطه با این مصاحبه لازم میباشد اینست که: ـ این محرم ترین شخص به مقام عظمای رهبری، بزبان واضح میگوید که تمام تصمیم های کلان و راهبردی د رکشور از سوی رهبر گرفته شده و برای اجرا به مدیران اجرائی ابلاغ میشود. در این صورت سئوال اینست؛ آیا ساختن عناوین قلابی مخالفین و موافین مذاکره! جناح سازیِ شُل گیرها و سفت گیرها در این هرم واحد حکومتی یک ابداع مردم فریبانه نیست!

در این شرایط وبا وجود مرکزیت انحصاری تصمیم گیری، دیگر تیم مذاکره کننده چه صیغه ایی میتواند باشد وقتی این تیم، مطیع مطلق فرمان رهبری است، دیگر قهرمان سازی از حُجج اسلام؛ شیخ جواد ظریف و  شیخ حسن روحانی چه معنایی دارد؟ اینها مچل کردن مردم نیست؟

………………………………………………..

مشاور امور بین‌الملل رهبر معظم انقلاب:

تهدید نظامی «اصل مذاکرات» را به خطر می‌اندازد

خبرگزاری تسنیم: علی‌اکبر ولایتی گفت: خط قرمزهای اعلام شده قطعی هستند و مذاکره‌کنندگان به هیچ عنوان نباید آن را نادیده بگیرند.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله العظمی خامنه‌ای با علی‌اکبر ولایتی مشاور امور بین‌الملل رهبر معظم انقلاب گفت‌وگویی داشته که متن کامل آن را در ذیل می‌خوانید:

تهدید نظامی «اصل مذاکرات» را به خطر می‌اندازد

«مذاکره در زیر شبح تهدید چه معنایی دارد؟» رهبر انقلاب این جمله را در پاسخ به تهدیدات نظامی اخیر مقامات رسمی و ارشد آمریکایی در حین انجام مذاکرات هسته‌ای بیان کردند و به ملت و مسئولین هشدار دادند که «یک ملت اگر نتواند از هویت خود، از عظمت خود، آن‌چنان که هست، در مقابل بیگانگان دفاع بکند، قطعاً توسری خواهد خورد.» دکتر علی اکبر ولایتی مشاور امور بین‌الملل رهبر معظم انقلاب در این گفت‌وگو با توجه به اتفاقات بعد از بیانیه‌ سوئیس؛ به تغییر رفتار آمریکایی‌ها، تناقض حرف‌های آنها و در مجموع به تغییر شرایطی که باعث برهم خوردن مذاکره می‌شود؛ اشاره می‌کند.

* در طول مذاکرات هسته‌ای، ایران همواره به اصول دیپلماتیک پایبند بوده است، اما وقتی به طرف آمریکایی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم نه‌تنها از تهدیدهای خود نکاسته، بلکه حتی آنها را افزایش هم داده است. چرا آمریکا اصرار دارد (فارغ از اینکه بتواند یا نتواند) ایران را تهدید نظامی کند؟

این تصور و دیدگاه آمریکایی‌ها باقی‌مانده از دوره‌ای است که آنها هر جای دنیا که فکر می‌کردند باید دخالت کنند، دخالت می‌کردند و هیچ مانعی هم سر راه خودشان نمی‌دیدند؛ به‌ خصوص بعد از فروپاشی شوروی. بوش پدر در سال ۱۹۹۰ یا ۱۹۹۱ در مراسمی در جمع نیروی دریایی آمریکا حاضر شد و گفت امروز تنها ابرقدرت در دنیا آمریکاست. آنها با تصور جهان تک‌قطبی به مسائل وارد شدند و از آن به بعد دخالت‌های غیرمشروع بسیاری، بدون پشتوانه‌ بین‌المللی، انجام دادند؛ به‌ خصوص در کشورهای اسلامی از جمله افغانستان، سومالی و عراق. البته نکته‌ مهم این است که در همه‌ این اتفاقات شکست خوردند و به اهداف خودشان نرسیدند. در حال حاضر، از آن تصور، تفکر و دیدگاه دنیای تک‌قطبی، فقط یک توهم برای آمریکایی‌ها باقی مانده است. در حقیقت آمریکا به یک «دُن‌کیشوت» تبدیل شده که فقط در «توهم ابرقدرتی» است و با تکیه به گذشته‌اش، دیگران را تهدید می‌کند.

در مورد ایران قطعاً این تهدیدها پشتوانه‌ عملی ندارند. تجربه‌ای که آمریکا در کشورهای ضعیف‌تر از ایران دارد، تجربه‌ شکست‌خورده‌ای است. به همین علت، رئیس‌جمهور فعلی آمریکا، در همان ابتدای دوره‌ اول ریاست‌جمهوری، یکی از وعده‌هایش این بود که هر جا نیروهای آمریکایی درگیر هستند، آنها را به وطن‌شان برمی‌گرداند و تا آنجا که ممکن است، از دخالت‌های نظامی در دنیا کم می‌کند. لذا این نوع ادعاها با سیاست کلی آنها مغایرت دارد. ایران سابقه‌ طولانی از شنیدن این نوع تهدیدها دارد و امروز این تهدیدها بی‌پشتوانه‌ترین تهدید‌ها در طول تاریخ انقلاب اسلامی است. بنابراین نکته‌ اول این است که جرات عملی کردن این تهدیدها را ندارند.

نکته‌ دوم اینکه اگر قرار است این مذاکرات درست پیش برود، باید متوازن و در فضایی تعاملی باشد. مذاکرات باید براساس همان قرارهای اولیه پیش برود.

آمریکایی‌ها نباید همین‌طور به روش خودشان ادامه بدهند، تهدید کنند و با «دورویی‌های سیاسی» سعی کنند به اهداف خودشان برسند. از یک طرف رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید اگر کنگره بخواهد کاری کند، ما وتو می‌کنیم و از طرف دیگر، با این موضوع که مصوبه‌‌ای برخلاف روند توافق در کنگره تصویب شود، موافقت می‌کند.

این یک نوع تناقض در گفتار و رفتار است. اگر به این تناقضات، آن تهدیدها هم اضافه شود، یکی از نتایجش این است که «اصل مذاکرات» به خطر می‌افتد. لذا به آنها توصیه می‌کنیم که دست از این تهدیدها بردارند، برای اینکه هیچ توجیهی ندارند.

وزیر خارجه‌ آمریکا در خلوت با مسئولین مذاکره‌کننده‌ ما چیزی می‌گوید و در جلوت حرف دیگری می‌زند. این بیش از آنکه به نفع آمریکایی‌ها باشد، به ضرر آنهاست و فضای متوازن بین دو گروه ایران و ۱+۵ را به خطر می‌اندازد و از جانب ایران به نوعی زیاده‌خواهی تعبیر می‌شود. به همین علت، رهبر معظم انقلاب بیان فرمودند که مذاکرات زیر شبح تهدید معنایی ندارد. بنابراین اگر بخواهند به این کارشان ادامه دهند، ادامه‌ی مذاکرات به خطر می‌افتد.

* آیا با چنین تهدیدهایی که هر روزه آمریکایی‌ها بیان می‌کنند، امکان رسیدن به یک «توافق خوب» شدنی است؟

البته فقط بحث تهدید نیست. بعضی ادعاهای دیگری هم آمریکایی‌ها دارند که امکان رسیدن به توافق را دچار تردید می‌کند. برای مثال رهبر معظم انقلاب و رئیس محترم ‌جمهور در یک روز، یک نظر واحد را اعلام کردند مبنی بر اینکه باید موضوع محدود کردن فعالیت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز ایران و برداشتن تحریم‌ها، همزمان با هم آغاز شود.

در حالی‌ که آنها می‌گویند ایران اقداماتی که تعهد خواهد کرد، انجام بدهد(یعنی محدود کردن سانتریفیوژها و مقدار مواد غنی‌ شده‌ای که می‌تواند نگه دارد) و بعد آژانس آن را تأیید کند تا ما هم به تعهدات خودمان عمل کنیم. این عملاً غیرمنطقی است؛ آن هم با سابقه‌ای که از آژانس می‌شناسیم. ما اساساً تردید داریم در اینکه آژانس تحت تأثیر بعضی از اعضای ۱+۵ نباشد و منصفانه قضاوت کند. این موضوع با آنچه رهبر انقلاب اسلامی فرمودند و رئیس‌ محترم جمهور اعلام کردند مغایرت دارد. بنابراین برداشتن تحریم‌ها و محدودکردن فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران، باید توأمان و هم‌زمان با هم باشد.

حرف‌های آمریکایی‌ها مغایرت جدی با تصمیم نظام جمهوری اسلامی ایران دارد.

موضوع دیگر، مدت زمانی است که از زبان دولتمردان آمریکایی شنیده می‌شود. کسی می‌گوید دوره‌ محدودیت‌‌ها ۱۰ سال است، دیگری می‌گوید ۱۵ سال و شخصی دیگر از ۲۵ سال حرف می‌زند. این زمان‌ها مورد تأیید ایران نیست.

نکته‌ سوم اینکه آنها گفته‌اند از بعضی مراکز می‌خواهند بازدید کنند که شامل بعضی از مراکز نظامی هم می‌شود. رهبر معظم انقلاب در صحبت‌های‌شان فرموده‌اند کهمسئولین نظامی مأذون نیستند برای بازرسی سیستم دفاعی جمهوری اسلامی ایران، به فردی اجازه بدهند. این مسائل جزء امنیت جمهوری اسلامی ایران است و چنین اذنی از سوی فرماندهی کل قوا و رهبری داده نشده است. اما آنها مرتب این موضوع را تکرار می‌کنند که باید این مراکز را ببینیم.

پس این موارد جزء خط‌قرمزها است و آن‌ها اصرار دارند که خط‌قرمزها را بشکنند و از این حدود عبور کنند. این خودش تبدیل به یک مانع می‌شود. رهبر معظم انقلاب هم تأکید کردند که خط‌ قرمزها باید رعایت شود. البته تیم مذاکره‌کننده‌ ما پایبند به این خط‌قرمزها هستند و باید آنها را رعایت ‌کنند. همچنین وظیفه‌ همه‌ کسانی که در این زمینه کاری می‌کنند یا نظری می‌دهند این است که خط‌ قرمزها را رعایت کنند. بر این موضوع تأکید می‌کنم که خط‌قرمز‌های اعلام‌شده «قطعی» هستند و به‌ هیچ‌وجه این خطوط نباید از طرف مذاکره‌کنندگان نادیده گرفته شود.

* رهبر انقلاب در دیدار با فرهنگیان اشاره کردند که اگر نیاز آمریکا به مذاکرات بیشتر از ما نباشد، کمتر نیست. این نیاز چیست؟

آنها می‌خواهند بگویند این دیپلماسی(محدودیت و تحریم و حصر اقتصادی) که از قبل شروع شده بود و در زمان اوباما تشدید شد، مؤثرتر از تهدید نظامی است. البته خود این موضوع در مغایرت با گزینه‌ نظامی روی میز است، ولی آنها می‌خواهند به رقبای‌شان بگویند وقتی شما ایران را تهدید نظامی کردید، آنها به کارشان ادامه دادند و از تعداد محدودی سانتریفیوژ، به ۱۹ هزار سانتریفیوژ رسیدند، اما زمانی که ما مذاکره را شروع کردیم، بالأخره ایران قبول کرد برای مدتی فعالیت‌هایش را متوقف کند. به این ترتیب می‌خواهند بگویند دیپلماسی ما مؤثرتر بوده است. پس اگر می‌خواهند اثبات کنند این روش مؤثر است، باید مذاکرات به نقطه‌ی موفقیت برسد.

در کنار این، در حال حاضر، منطقه‌ غرب آسیا دچار بحران‌های مختلفی است و آمریکا (به‌ عنوان کشوری که همچنان توهم ابرقدرتی دنیا را دارد) توان حل این بحران‌ها را ندارد. آمریکا چه در آنجایی که مداخله‌ مستقیم نظامی کرده و چه در آنجایی که با استفاده از مزدورهای خود، جنگ نیابتی به راه انداخته، در هیچ‌کدام موفق نشده است. آمریکا در عراق شکست خورد و حتی حمایت از شکل‌گیری گروهکی تروریستی چون داعش هم به آن‌ها نتوانست کمکی بکند. در عراق اگر فتوای آیت‌الله سیستانی و همت جوان‌ها و نیروهای مردمی عراق و کمک مستشاری ایران نبود، داعشی‌ها بغداد را گرفته بودند و آمریکایی‌ها هم مانع آن‌ها نمی‌شدند. در واقع آنها می‌خواستند به‌ وسیله‌ داعش عراق را از دست حکومت فعلی و دموکراتیک که خواست مردم است خارج کنند تا بتوانند اعمال نفوذ نمایند اما موفق نشدند.

در سوریه هم گفتند ظرف دو سه هفته بشار اسد را برکنار می‌کنیم ولی نتوانستند. هم آمریکایی‌ها و هم عوامل آنها در منطقه این حرف را می‌زدند اما امروز بیش از چهار سال می‌گذرد و بشار اسد محکم ایستاده است. این معاندین مزدور که در سوریه دارند می‌جنگند و از مرز یکی از کشورهای منطقه عبور می‌کنند و به سوریه می‌آیند و مورد حمایت امثال عربستان هستند، زمانی تا چند صد متری دفتر رئیس‌جمهور سوریه آمده بودند؛ امروز دمشق یک شهر آرام و دارای امنیت کامل است و حکومت کار خودش را انجام می‌دهد و محکم در مقابل مزدوران تروریست ایستاده است.

آمریکا در لبنان هم موفق نشد. در لبنان می‌خواستند کسانی را به‌ عنوان رئیس‌جمهور یا نخست‌وزیر روی کار بیاورند تا مسیر را عوض کنند، اما مردم لبنان به آن‌ها اجازه‌ چنین کاری را ندادند. در یمن هم چه آمریکایی‌ها و چه سعودی‌ها موفق نبوده‌اند. بنابراین آنها از جنگ‌ها و دخالت‌های مستقیم و نیابتی نتیجه نگرفته‌اند و می‌خواهند بگویند ما با ایرانی‌ها وارد مذاکره شدیم و روشی را پیش گرفتیم که روش موفقی است. پس آنها احتیاج دارند که این مذاکرات به نتیجه برسد.

لذا نباید این تصور را داشته باشیم که آمریکایی‌ها می‌خواهند نسبت به جمهوری اسلامی ایران اغماض کنند و به همین دلیل با ما وارد مذاکره شده‌اند. قطعاً این‌گونه نیست. به همین دلیل قبل از اینکه مذاکرات شروع شود و چنین سازوکاری پیدا کند، مرتب از راه‌های مختلف و به‌خصوص از طریق برخی حکومت‌های منطقه که دوست ایران هستند، پیغام می‌فرستادند که ما می‌خواهیم با شما مذاکره کنیم و «قول می‌دهیم» که حقوق هسته‌ای ایران را به رسمیت بشناسیم.

* چرا عمل نکردند؟

برای اینکه هدف و عادت آنها همین است و بعد از اینکه مذاکرات شروع می‌شود، قدم‌به‌قدم از آن قول اولیه عقب می‌نشینند. نکته‌ مهم این است که هربار مذاکره می‌کنند، بعدش دبّه در می‌آورند و همان حرف‌هایی که قبلاً به‌نوعی درباره‌ آنها تفاهم حاصل شده است، دو مرتبه تکرار می‌‌کنند و بعد ادعاهای جدیدی مطرح می‌نمایند. این معنایش همان خوی زیاده‌خواهی آمریکاست که فکر می‌کنند می‌توانند با یک کار روانی و تبلیغاتی و با کش دادن قضایا، ایران را وادار کنند بیشترین امتیاز را بدهد و کمترین نتیجه را بگیرد.

* بعد از مذاکرات لوزان که در فروردین‌ماه ۹۴ برگزار شد نیز شاهد نقض‌عهدهای مکرر آمریکا هستیم. لطفاً نمونه‌ها و مصادیقی از این نقض‌عهدها را بیان بفرمایید.

مثلاً درباره‌ فردو بعد از تلاش‌های زیادی که تیم مذاکره‌کننده‌ ما انجام داد، قراری را قبول کردند، ولی در نوبت بعدی که سر میز مذاکرات آمدند، حرف‌های دیگری زدند که با حرف‌های قبلی متفاوت بود؛ یعنی حتی به تعهد خودشان هم پایبند نبودند. نکته‌ جالب‌تر آنکه آمریکایی‌ها حتی به آنچه در «فکت‌شیت» خودشان در مورد فردو آورده بودند هم عمل نکردند و در دفعه‌ بعدی که سر میز مذاکرات حاضر شدند، خلاف «فکت‌شیت» خودشان حرف زدند! بگذریم از اینکه اساساً آن فکت‌شیت، برداشت یک‌طرفه‌ آنها از تفاهم اولیه بود و ما آن را قبول نداشته و نداریم. با این حال حرف‌هایی زدند که با همان فکت‌شیت منتشر‌شده‌ خودشان هم مغایرت داشت.

یا قرار بر این شده بود که قطعنامه‌ای در شورای امنیت به تصویب برسد که قطعنامه‌های قبلی علیه ایران را ملغی کند. بنابراین دیگر معنا ندارد ایران در فصل هفتم منشور سازمان ملل باقی بماند، در حالی‌ که آنها می‌گویند ایران باید برای مدت طولانی در فصل هفتم باقی بماند. چنین چیزی مورد قبول نیست. در واقع آنها هر دفعه چیزی را مطرح می‌کنند که با مطالب قبلی‌شان متفاوت است. مثلاً وزیر خارجه‌ آمریکا زمانی توافقی می‌کند، بعد در نوبت بعدی حرف دیگری می‌زند. بعد که این موضوع را به او می‌گویند، در جواب می‌گوید کارشناسان به ما ایراد گرفتند. خب موقعی که وزیر خارجه‌ یک کشور در مذاکره‌ای شرکت می‌کند، یک تیم کارشناسی بزرگ در پشت سر او هستند. تیم مذاکره‌کننده در همان ژنو یا هر جای دیگر، در مکان ویژه‌ ضدشنود، مطالب را منعکس می‌کند و از آنها دستورالعمل می‌گیرد و در حین مذاکرات هم مرتب این کار تکرار می‌شود. بنابراین پذیرفته نیست که چیزی را قبول کنند و دفعه‌ی بعد بگویند مورد قبول‌شان نیست.

یک مطلب دیگر هم همین قضیه‌ مصوبه‌ سنا و مجلس نمایندگان است که در ابتدای گفت‌وگو به آن اشاره کردم. یا درباره‌ مدت محدودیت نسبی فعالیت‌های هسته‌ای ایران تا به حال اعداد متفاوتی گفته‌اند. هر کسی می‌رسد، عددی را بیان می‌کند.

بنابراین اگر بخواهند به این روش، یعنی تهدید نظامی، تناقض‌گویی، نقض عهد و عقب‌نشینی از حرف‌های مورد قبول، ادامه بدهند، دیگر اعتمادی در طرف مقابل باقی نمی‌‌ماند.

* گفتید که آمریکایی‌ها خلوت و جلوتی در مذاکرات دارند. نکته‌ای که پیش می‌آید این است که این رفتار در موج‌های تبلیغاتی رسانه‌های همسو با آنها، به ضرر ما می‌شود و کفه‌ مذاکرات را به‌سمت آمریکا سنگین جلوه می‌دهد. در واقع‌گویی حقوق ملت ایران در حال تضییع است. ما باید در برابر این سیاست، چه روش و رفتاری داشته باشیم؟

ببینید با شناختی که من از تیم مذاکره‌کننده دارم، آنها مقید به این هستند که خطوط قرمز را نصب‌العین کار خودشان قرار دهند. از سویی دیگر، استواری رهبر معظم انقلاب در دیدگاه‌هایی که اعلام می‌کنند، در طول سال‌های رهبری و حتی در زمان ریاست‌جمهوری ایشان، بر همه اثبات شده است. اگر ایشان مطلبی را اعلام کنند و به موضعی برسند و آن تشخیص را اعلام و اعمال کنند، قطعاً با استواری، به نیابت از مردم، آن موضع را دنبال و مطالبه خواهند کرد. ایشان همت‌شان بر این است که حقوق مردم تضییع نشود. بالأخره مردم و همه‌ مسلمانان جهان چشم به جمهوری اسلامی ایران و ایشان بسته‌اند. من در زمانی که زعامت وزارت خارجه را برعهده داشتم، به کشورهای زیادی سفر کردم. افرادی در بعضی از این کشورها به من می‌گفتند که تو فقط وزیر خارجه‌ ایران نیستی، تو وزیر خارجه‌ جهان اسلام هستی، وزیر خارجه‌ ما هم هستی. موقعیت و مقامی که رهبری جمهوری اسلامی ایران دارند نیز در حقیقت زبان گویای عزت مسلمانان تمام جهان اسلام است.

حق هم این است که کارهای حکومتی به‌گونه‌ای پیش نرود که منافع مردم نادیده گرفته شود. معلوم است که ما دنبال کار نظامی نیستیم، ولی نفس اینکه ایران بتواند قدرت هسته‌ای داشته باشد و قدرتمند باشد، آنها را می‌ترساند. ایران می‌خواهد این قدرتمند ادامه پیدا کند و بناست این رویه ادامه پیدا کند و رو به افزایش باشد. بنابراین باید در گفت‌وگوها، معادلات، تعامل‌ها، ظاهر و باطن و در خلوت و جلوت، به‌گونه‌ای باشد که وقتی مردم محاسبه می‌کنند، احساس کنند که منافع‌شان حفظ شده است. در راه اهداف جمهوری اسلامی ایران، مردم ما حاضرند هرگونه فداکاری‌ای انجام بدهند، چون مطمئن هستند آن کسی که در رأس نظام قرار دارد، مدافع حقوق مردم است.

این حقوق متعلق به یک فرد نیست که بتواند برای خواست آمریکایی‌ها، بگوید امروز از انرژی هسته‌ای می‌گذریم. این مهم متعلق به همه‌ مردم ایران است. به همین دلیل هم در نظرسنجی‌هایی که در داخل یا خارج از کشور، درباره‌ فناوری هسته‌ای انجام شده است، اکثر مردم بر داشتن آن تأکید کرده‌اند. حتی آنهایی که خارج از کشور هستند و بعضاً ممکن است نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران انتقاداتی هم داشته باشند، این مسئله را به‌عنوان یک حق ملی، قبول دارند و معتقدند که باید از آن صیانت شود.

بنابراین کسانی که مذاکره می‌کنند و در متن جریان مذاکرات هسته‌ای هستند، جز اینکه خطوط قرمز را رعایت کنند، چاره‌ی دیگری ندارند. اگر روزی خدای‌نکرده از این خطوط گذر کنند، همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند، ما در مسائل اساسی، محرمانه و غیرمحرمانه با مردم نداریم و واقعیات را به مردم خواهند گفت.

* رهبر انقلاب در دیدار اخیرشان اشاره کردند که آمریکا از نظر ملت‌های منطقه هیچ آبرویی ندارد. لطفاً مصادیقی از این بی‌آبرویی را بیان کنید.

آنها در سوریه به چه دلیل می‌گویند که باید حکومت سوریه برود و آن فردی که ما می‌گوییم بیاید؟ فرض کنید بعضی از مردم سوریه، مثل هر کشور دیگری، انتقاداتی نسبت به حکومت دارند، اما به هر حال انتخابات برگزار شده است، قانون اساسی را اصلاح ‌کرده‌اند و آقای بشار اسد دوباره انتخاب شده است.

سوریه عضو قانونی سازمان ملل متحد است و موقعیت قانونی یک کشور مستقل را در صحنه‌ بین‌المللی دارد. به چه دلیل آنها به خودشان اجازه می‌دهند ریاست‌جمهوری بشار اسد را زیر سؤال ببرند و بگویند شخصی دیگر باید رئیس‌جمهور باشد؟ اصلاً به آنها چه ربطی دارد؟ مردم سوریه اول باورشان چیز دیگری بود. برخی به‌اشتباه تصور می‌کردند آن‌ها برای اصلاح آمده‌اند. بعد که جنایت‌های آن‌ها و حمایت‌های آمریکایی‌ها و عواملشان در منطقه را دیدند، به حکومتشان نسبت به قبل انتخابات، حتی وفادارتر شدند.

نمونه‌ دیگر در عراق است که آن‌ها تحت عنوان ائتلاف ضدداعش، نیروهای عراقی را بمباران و از داعش حمایت می‌کردند. در یمن از سعودی‌ها حمایت می‌کنند تا آن‌ها مردم بی‌گناه را بمباران کنند. همین وزیر خارجه‌ آمریکا در عربستان گفت ما از حملات سعودی حمایت می‌کنیم و در عین حال، نگران مسائل انسانی هستیم. آدم باید چقدر وقیح، ضعیف‌النفس و بی‌شخصیت باشد که از یک طرف از بمباران بی‌دریغ سعودی‌ها حمایت کند و از طرف دیگر بگوید ما نگران مسائل انسانی هستیم. این دروغ‌ها را کسی باور نمی‌کند. شما اگر به پرونده‌ی آمریکا در هر جایی نگاه کنید، مملو و سرشار از چیزهایی است که هیچ انسان آزاده‌ای آن‌ها را قبول نمی‌کند؛ رفتارهایی که مردم از آن‌ها نفرت دارند.

* اخیراً هم کنگره‌ی آمریکا طرح تجزیه‌ی عراق را در دست بررسی دارد.

بله، در کنگره‌ی آمریکا حرفی زده شده است و تصمیمی که می‌خواهند بگیرند و از پیش اعلام کرده‌اند، تجزیه‌ی عراق است. این مسئله، ماهیت آمریکایی‌ها و دیدگاهشان نسبت به کشورهای اسلامی و به‌خصوص کشورهای منطقه را نشان می‌دهد. موقعی که نتوانستند به حکومت منتخب مردم که حکومت آقای دکتر عبادی باشد، حرف‌های خودشان را تحمیل کنند، یک‌مرتبه این موضوع را مطرح کردند که می‌خواهند عراق را تجزیه کنند. همین خواب را برای سوریه و یمن هم دیده‌اند.

اما آمریکایی‌ها باید بدانند که این یک «خواب شیطانی» است و هرگز تعبیر نخواهد شد. جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان همسایه و متحد استراتژیک عراق، اجازه نخواهد داد این خواب‌های شیطانی آمریکا تعبیر شوند. همان‌طور که طوایف و گروه‌های مختلف سیاسی در عراق قویاً با این طرح شیطانی مخالفت کرده‌اند، جمهوری اسلامی ایران هم از حق قانونی عراق برای داشتن حکومت مستقل، حمایت می‌کند. همان‌طور که جمهوری اسلامی ایران به خواست دولت عراق در مبارزه با داعش کمک کرد، به سهم خودش اجازه نخواهد داد این کشور تجزیه شود.

جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند تحمل کند که کشور مهمی مثل عراق در همسایگی کشور ما که ۱۲۰۰ کیلومتر با ما مرز مشترک دارد و متحد استراتژیک ما محسوب می‌شود، با توطئه‌ی آمریکایی‌ها تجزیه شود که بعداً هر یک از بخش‌های تجزیه‌شده، پایگاه بخشی از مزدوران آمریکایی یا صهیونیست‌ها شوند.

این جمله‌ای که عرض می‌کنم جمله‌ی صریحی است: نه در سوریه، نه در یمن و نه در عراق، جمهوری اسلامی ایران به سهم خودش، به‌عنوان یک کشور اسلامی و دوست و متحد این کشورها اجازه نخواهد داد این خواب شیطانی آمریکایی‌ها تعبیر شود و ان‌شاءالله عراق، سوریه، یمن و بقیه‌ی کشورهای اسلامی با همدیگر متحد خواهند ماند.

انتهای پیام/

اگر به کشتی ایران حمله شود، آتش به پا می‌شود

Share Button

 از کامنت زیر: تهدید سردار جزایری در به آتش کشیده شدن منطقه و دنیا  در صورت اقدام برای بازرسی کشتی ایران عملاً قمپزی است که با واکنش سخت دول ائتلاف عربی روبرو خواهد شد. کودکانه است اگر تصور شود نیروهای اتئلاف که این همه هزینه عملیات برای مقابله با حوثیها کرده اند تن به شکستن محاصره دریایی ای بدهند که برای آنها در این جنگ؛ بزرگترین  اهرم استراتژیک میباشد. پس سرداران ایران مجبور خواهند گردید یا خفت زده این الدرم وبلدرم خود را فرو خورده پس نشینند و یا اینکه در اجرای وضعیت پیش آمده و قرار گرفتن در آن، مملکت را گرفتار یک درگیری نظامی کنند که پیامد آن از جنگ با عراق کمتر نخواهد بود.

معاون ستاد کل نیروهای مسلح کشورمان هشدار داد، ‌در صورت ایجاد مزاحمت برای کشتی حامل کمک‌های بشر‌دوستانه جمهوری اسلامی ایران برای یمن، آتشی به پا می‌شود که مهار آن از دست عربستان و آمریکا خارج است.
کد خبر: ۴۹۹۷۶۰
تاریخ انتشار:۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ – ۲۲:۴۹-۱۲ May 2015

معاون ستاد کل نیروهای مسلح کشورمان هشدار داد، در صورت ایجاد مزاحمت برای کشتی حامل کمک‌های بشر‌دوستانه جمهوری اسلامی ایران برای یمن، آتشی به پا می‌شود که مهار آن از دست عربستان و آمریکا خارج است.

روز سه شنبه، سردار «سید مسعود جزایری»، در مصاحبه با برنامه «من طهران» شبکه خبری العالم، در پاسخ به اینکه در صورت ممانعت عربستان از رسیدن کشتی حامل کمک‌های بشردوستانه ایران به سواحل یمن، پاسخ چه خواهد بود، اظهار داشت: من صراحتا اعلام می‌کنم، ‌خویشتنداری جمهوری اسلامی ایران حد و اندازه‌ای دارد.

معاون امور بسیج و فرهنگ دفاعی ستادکل نیروهای مسلح افزود: عربستان سعودی و حاکمان تازه کار این کشور و هم آمریکایی‌ها و دیگران باید توجه داشته باشند، چنانچه بیش از این بخواهند برای جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با کمک‌رسانی به کشورهای منطقه ایجاد مزاحمت کنند، چه بسا آتشی به پا شود که مهار آن قطعا از دست آن‌ها خارج خواهد شد. ‌توصیه اکید من آن است که اجازه دهند، جمهوری اسلامی ایران و کشورهای دیگر حداقل کمک‌های انسانی خود را برای مردم مظلوم یمن داشته باشند.

اگر به کشتی ایران حمله شود، آتش به پا می شود

سردار جزایری تأکید کرد: توصیه اکید من آن است که اجازه دهند جمهوری اسلامی ایران و کشورهای دیگر حداقل کمک‌های انسانی خود را برای مردم مظلوم یمن داشته باشند‌ و بیش از این کشورهایی به نام اسلام و علیه مسلمانان جنگ و ادامه خون‌ریزی نداشته باشند.

* در صورت ممانعت از رسیدن کشتی کمک‌ها رسانی، منتظر اقدام‌های دیگری باشند

سردار جزایری گفت: امیدواریم ‌حداقل کمک‌ها به مردم یمن برسد، زیرا در غیر این صورت، باید منتظر اقدام‌های دیگری باشیم؛ البته اجازه دهید ‌در آینده راجع به ‌اقدام‌های دیگر صحبت کنیم.

سردار جزایری تأکید کرد: با این ددمنشی‌هایی که عربستان علیه یمن داشته‌ و جنایت‌هایی که نسل‌کشی و شبیه به جنایت جنگی اسراییلی‌های غاصب علیه ملت مظلوم غزه است، امیدواریم که جامعه جهانی و سازمان‌های بین المللی و داعیه‌داران حقوق بشر، قدری از خواب غفلت بیدار شده باشند.

وی افزود: امیدوارم که شاهد اقدامی عمومی توسط مردم در سراسر کشور‌ها در این زمینه باشیم‌ و همه به کمک مردم مظلوم یمن که به شدت در معرض نسل کشی قرار گرفته‌اند، بشتابیم.

سردار جزایری در خصوص آتش بس انسانی اعلام شده در یمن گفت: این اتفاق برای بار دوم است که رخ می‌دهد، متاسفانه مرتبه اول بسیارشکننده بود و عربستان به تعهد خودش درباره آتش بس عمل نکرد.

* عربستان جنگی نیابتی را از طرف آمریکا و صهیونیسم بر عهده گرفته است

وی با اشاره به تشدید حملات علیه یمن پس از اعلام توقف مرحله اول عملیات از سوی عربستان‌ افزود: به نظر می‌آید که موضوع پیچیده‌تر و حساستر باشد، ریشه کار در سیاست کلانی است که آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها برای منطقه بزرگ و پرانرژی خاورمیانه و غرب آسیا و شمال آفریقا دارند.
سردار جزایری با بیان اینکه آمریکا در سیاست‌های کلان خود تضعیف کل منطقه را پیش بینی کرده است؛ اظهار داست: به نظر می‌آید ‌از این به بعد با پدیده‌هایی مانند ایجاد زمین‌های سوخته، نابودی زیرساخت‌ها و تضعیف همه جانبه کشورهای منطقه مواجه خواهیم بود.

سردار جزایری یمن را یکی از حلقه‌های ترسیم شده از سیاست‌های آمریکا برشمرد و گفت: البته هر بار ممکن است کشوری یا گروهی در منطقه پیدا شود که به نیابت از آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها، مردمان این منطقه و سایر کشورهای این منطقه بجنگد؛ مانند اتفاقی که امروز در صحنه یمن با آن روبرو بودیم.

سردار جزایری افزود: عربستان سعودی در حال انجام جنگی نیابتی از طرف آمریکایی‌ها و برخی قدرتهای سلطه‌گر اروپایی و صهیونیسیم بین الملل در یمن است؛ از این جهت نمی‌شود به پایدار بودن آتش بس در یمن چندان امیدوار بود، مگر اینکه در آینده شاهد اتفاقات و تحولات دیگری باشیم.

* سکوت استراتژیک یمنی‌ها

سردار جزایری در پاسخ به اینکه آیا زیرساخت‌های دفاعی یمن اجازه پاسخ مناسب را به حملات عربستان نمی‌دهد، اظهار داشت: این مسأله را باید از چند بُعد بررسی کرد. به نظر می‌رسد که گروه‌های مقاومت یمنی براساس یک تدبیر و راهبرد کلان عمل می‌کنند.
وی افزود: به نظر می‌رسد که یمنی‌ها می‌دانند چرا در برابر حملات عربستان سکوت کرده‌اند؛ سکوت یمنی‌ها را می‌توان سکوتی استراتژیک و تاریخ‌ساز نامید.

سردار جزایری اظهار داشت: یمن سرزمینی کهن و دارای تمدنی پیشین است و دارای معادن و ذخایر و سرمایه‌های فراوان می‌باشد و با این وجود تحت ظلم قرار گرفته است.

وی ادامه داد: عربستان و دیگر قدرت‌ها به یمن ظلم مضاعف کرده‌ و به مردم یمن اجازه نداده‌اند که از نفت و سایر منابع و معادن زیرزمینی خود استفاده کنند.

سردار جزایری اظهار داشت: مردم یمن امروز بیدار شده‌اند و به آگاهی‌های بالاتری رسیده‌اند و نمی‌خواهند زیر یوغ مستبدین و استعمارگران منطقه و خارج منطقه باشند، لذا مشاهده می‌کنیم که دست به یک قیام همگانی زده‌اند.

‌«انصار الله بخشی از جامعه انقلابی یمن و بخشی از جامعه مقاومت منطقه است»

* وضعیت قبلی یمن غیرقابل بازگشت است

سردار جزایری خاطرنشان کرد: این تصور اشتباه است که بگوییم حوثی‌ها در یمن امور کشور را مدیریت می‌کنند، بلکه امور کشور یمن به دست خود مردم و اکثریت قریب به اتفاق آن‌ها مدیریت می‌شود.

وی تأکید کرد: انصار الله بخشی از جامعه انقلابی یمن و بخشی از جامعه مقاومت منطقه است. کشور یمن دارای سابقه طولانی است و سرمایه‌های زیادی دارد و با این حال به شدت تحت ستم نگهداری شده است و مردم‌ای کشور تصمیم گرفته‌اند که به این وضعیت خاتمه دهند.

سردار جزایری گفت: وضعیت قبلی یمن غیرقابل بازگشت و تکرار است‌ و قطعا ما در آینده شاهد یمنی متفاوت از گذشته و امروز خواهیم بود و مردم یمن کشورهایی را مانند عربستان که از سیاست‌ها و خط مشی‌های آمریکا تبعیت می‌کنند، برنمی‌تابند و این برنتابیدن خساراتی برای یمن و زیرساخت‌هایش داشته است و در آینده نیز خواهد داشت، ولی یمن به تنهایی خسارت نمی‌بیند بلکه این خسارت مربوط به همه کشور‌ها و مردم منطقه و جهان اسلام است و باید یک قیام همگانی در برابر این خسارتی که به جهان اسلام وارد می‌شود، آغاز شود ثانیاً عربستان از حمله به یمن ضرر و زیان و خسران خواهد دید.

سردار جزایری افزود: مردم یمن اجازه نخواهند داد ناهنجاری‌های تحمیلی به آن‌ها تکرار شود و تصمیم گرفته‌اند که روی پای خود بایستند این امر شاید ضرر کوتاه مدتی داشته باشد ولی قطعا یمن آزاد و پررونقی را به دنبال خواهد داشت.

* سکوت استراتژیک یمنی‌ها، در وقت مقتضی وضعیت را کاملا دگرگون می‌کند

سردار جزایری درپاسخ به این سؤال که سکوت استراتژیک مردم یمن در پاسخ به تجاوز عربستان تا کی ادامه خواهد داشت، گفت: به نظر می‌رسد پتاسیلی که در مردم یمن است در وقت مقتضی می‌تواند وضعیت فعلی را کاملا دگرگون کند.

سردار جزایری تأکید کرد: در عین حال باید توجه داشت که مقاومت شکل‌های مختلفی دارد؛ ایستادگی و پایداری در هر شرایطی مفهوم خاص خود را دارد. یمنی‌ها مبتنی بر سیاستی که البته ابعاد آن در آینده بیشتر خود را نشان خواهد داد، در حال حرکت هستند‌ و سکوت فعلی را هیچ طرف این منازعه نباید به عنوان ضعف یا ندانم کاری جبهه مقاومت یمن تلقی کند؛ بهتر است اجازه دهیم در آینده بسیاری از پدیده‌ها خودش را بهتر نشان خواهد داد.

* دروغ عربستان درباره نابودی موشک‌های بالستیک یمن

سردار جزایری درخصوص ادعای عربستان مبنی بر نابود کردن موشک‌های بالستیک و همه سلاح‌های سنگین یمن، گفت: بر اساس بسیاری از شواهد و قراین این ادعای عربستان بیشتر جنبه تبلیغات و پروپاگاندا دارد، و به دور از واقعیت‌های صحنه یمن است.

سردار جزایری در باره مأموریت ناوگروه البرز در خلیج عدن و اینکه آیا ماموریتش مرتبط به بحران یمن است، گفت: جمهوری اسلامی ایران بر اساس تدابیری که در سالهای اخیر داشته سعی کرده در چهارچوب عرف و حقوق بین‌الملل در آب‌های آزاد بین‌المللی حضور داشته باشد، که این حضور تازه آغاز شده است و در آینده حتما توسعه خواهد یافت.

* حضور پررنگ در خلیج عدن، بر اساس نیاز است

سردار جزایری در ادامه تأکید کرد: البته این حضور به طور یک کار روتین و در چهارچوب منافع ملی و امنیت عمومی کشور خودمان و کشورهای منطقه صورت می‌گیرد، و آنچه که در حال حاضر هست ارتباطی به اوضاع منطقه ندارد و ما ماموریت‌های مختلفی داریم، از جمله گشت زنی‌هایی که در چارچوب تعاریف از پیش تعیین شده و اقداماتی که در زمینه مسائل آموزشی و غیره است.

سردار جزایری افزود: امیدواریم این حضور پررنگ، به برقراری صلح و امنیت و تردد بهتر و آسان‌تر کشتی‌ها کمک کند، و پتانسیلی برای مقابله با ناآرامی‌ها باشد. زیرا‌‌ همان گونه که می‌بینید و در رسانه‌ها مرتب تکرار می‌شود حضور دریایی جمهوری اسلامی ایران بسیار راهگشا بوده است مخصوصا در زمینه مقابله با برخی راهزنی‌ها و چالش‌هایی که پیش می‌آید، توانسته صرف نظر از کشوری که کشتی مربوط به آن در خواست کمک کرده، کمک رسانی کند.

سردار جزایری گفت: ما به طور اقتضایی عمل می‌کنیم و بر اساس نیازمندی‌هایی که احساس کنیم، حضور فعال خود را در دریا‌ها خواهیم داشت.

* هر گونه ائتلاف ضد حلقه‌های مقاومت، محکوم به شکست است

سردار جزایری درباره تشکیل ائتلاف عربی ضد یمن‌ اظهار داشت: این ائتلاف قبلا هم ضد سوریه شکل گرفته بود، اما آیا به نتیجه رسید؟ چه اتفاقی افتاد؟ آیا دولت و مردم تنهای سوریه از پای در آمدند؟‌

سردار جزایری تأکید کرد: شما مشاهده می‌کنید که در مسأله سوریه تنها ما با یک ائتلاف عربی مواجه نیستیم، بلکه علاوه ارتجاع عرب، ارتجاع منطقه هم در این ماجرا با شدت و حدت حضور دارد. هیچ کس نقش کم نظیر ترکیه را علیه دولت و ملت ترکیه نمی‌تواند فراموش کند. نقش بارز آمریکایی‌ها، انگلیسی‌ها، فرانسوی‌ها، آلمانی‌ها و سایرین علیه سوریه را تاریخ به خاطر خواهد سپرد.

سردار جزایری در ادامه گفت: اما آیا همه این‌ها توانستند مردم سوریه را از پا بیندازند؟ خیر. اتفاقی که قرار بود ظرف یکی دو هفته یا یکی دو ماه اتفاق بیفتد، الان پس از گذشت چند سال، دولت سوریه، ملت سوریه و رزمندگان سوری آبدیده شدند و مثل کوه در برابر این هجمه‌ای که به آن‌ها شده، تحت عنوان داعش، ایستاده‌اند و در حال مقاومت هستند.

سردار جزایری خاطرنشان کرد: هر ائتلاف دیگری به همین شکل صورت بگیرد، علیه یکی از حلقه‌های مقاومت، در ‌‌نهایت با اضمحلال مواجه خواهد شد.

وی تأکید کرد: تردید نکنید، هر ائتلافی که علیه مردم یمن شکل بگیرد، منجر به پیروزی نخواهد شد و این مسأله علت دارد. اولا ائتلافی عربی که علیه یمن که مطرح بود، در یک مقطعی به طور نیم بند، شکل گرفت و بلافاصله دچار شکاف و اضمحلال شد. آمریکایی‌ها البته تلاش می‌کنند مجددا این ائتلاف را زنده کنند و سرپا نگه دارند ولی این ائتلاف در برابر قیام و مقاومت عمومی مردم منطقه نمی‌تواند راه به جایی ببرد.

سردار جزایری گفت: اگر این ائتلاف ضد یک گروه، یک جناح یا یک حزب بود، می‌توانست به موفقیت‌هایی منجر شود، ولی این ائتلاف، چون راجع به یک ملت است، آن هم ملت متمدن، آبدیده، رزمنده و با انگیزه‌های بالای انقلابی و اسلامی، به نظر می‌آید از هم اکنون، ما باید ناکامی و شکست آن را به نظاره بنشینیم.

سردار جزایری خاطرنشان کرد: اگر ما نگران باشیم، از این باب است که به دست مسلمان، مسلمان دیگری کشته می‌شود، آن هم با مدیریت، هدایت و سیاست گذاری کفار، مشرکین، منافقین و در رأس آن‌ها دولت شرور آمریکا و صهیونیسم بین‌الملل.
سردار جزایری اظهار داشت: ما جدا امیدواریم و البته تلاش می‌کنیم که مردم منطقه به دولت‌های وارد در این ائتلاف فشار بیاورند و بیشتر از این باعث خونریزی و کشتار در این بخش از جهان اسلام نشوند.

* اگر مردم یمن به حضور نظامی ایران نیاز داشته باشند، به آن عمل خواهیم کرد

معاون رئیس ستاد کل نیروهای مسلح کشورمان درباره متهم کردن ایران به حضور در یمن گفت: این یک تناقض تاریخی است، در حالی که آمریکا به یمن موشک می‌زند و پنهان هم نمی‌کند، در حالی که بعضی کشورهای منطقه علیه مردم بی‌دفاع یمن، تهاجمان گسترده نظامی می‌کنند و حتی از گازهای شیمیایی استفاده می‌کند. در حالی که جهان مشاهده می‌کند که عربستان چگونه کودک‌کشی می‌کند، ادعا می‌کنند که ایران حضور نظامی در یمن دارد، بدون اینکه دلیلی برای این کار عرضه شود.

سردار جزایری افزود: اصولا شیوه و روش جمهوری اسلامی ایران این گونه نیست که جایی حضور داشته باشد، اقدامی بکند و بخواهد آن را منکر شود. اگر جایی حضور داشته باشیم، دلیلی برای انکار وجود ندارد، زیرا ما خود را صاحب حق و صاحب قدرت می‌دانیم و معتقدیم این دیگرانند که دارند تجاوز می‌کنند، و باید همه تلاش کنند که از این تجاوزگری جلوگیری شود.

سردار جزایری تأکید کرد: اگر روزی مردم یمن نیاز داشته باشند و جمهوری اسلامی ایران تشخیص بدهد، به تشخیص خود عمل می‌کند، ولی در حال حاضر،‌‌ همان طور که قبلا هم گفته شده، ما احساس می‌کنیم فعلا نیازی به دخالت نظامی جمهوری اسلامی ایران در یمن نیست و امیدوارم که در آینده هم این نیاز وجود نداشته باشد.

سردار جزایری خاطر‌نشان کرد: ما در ارتباط با کمک به مقاومت منطقه، به لحاظ مستشاری، درباره هیچ یک از کشور‌ها و حلقه‌های مربوط منطقه مضایقه نمی‌کنیم و اگر نیاز به کمک مستشاری در کشور یا منطقه‌ای وجود داشته باشد، قطعا به وظیفه اسلامی و انسانی خود عمل می‌کنیم.

پایان گزارش از تابناک

*******************************************

کامنت من:

چه درست چه غلط؛ چه حق و چه ناحق، دولت برسمت شناخته شده و قانونی یمن عبدل رابه منصور هادی است که از ائتلاف عربستان برای دفع شورش حوثیهای مورد حمایت ایران کمک خواسته است. به این درخواستِ بلحاظ حقوقی کاملاً قابل درک، از سوی اتئلاف تحت رهبری عربستان پاسخ داده شده است که به عملیات نظامی این ائتلاف عربی در دفاع از دولت قانونی منصور هادی منجر گردیده است. حال به پیشنهاد همان ائتلاف آنش بسی ۵ روزه برقرار  گشته تا به مردم یمن کمک رسانی شود.

رژیم ایران از این فرصت میخواهد سوء استفاده کرده تا تحت عنوان کمک به مردم یمن، رأساً کشتی حامل کمک انسانی خود را به یمن اعزام کند که این امر عملاً بمعنای شکستن محاصره دریایی آنکشور و باز کردن راه برای کمکهای نظامی بعدی است. نکته ایی که فهم ان دشوار نیست. رژیم ایران می اندیشد که اگر این کشتی توقیف شده یا مورد بازرسی قرار گیرد، از آن علم خونی عثمان بسازد و نیروهای ائتلاف عربی را به ممانعت از رسیدن کمکهای انساندوستانه به مردم یمن متهم کند  و اگر چنین اقداماتی رخ ندهد، راه گسیل تجهیزات نظامی تحت عنوان کمک های انسانی باز میشود. آمریکا که از این ائتلاف حمایت کرده است از ایران خواسته است تا از کانال صلیب سرخ بین المللی در جیبوتی کمکهای خود را ارسال و از پهلو گیری کشتی اعزامی در بنادر یمن اجتناب کند.

تهدید سردار جزایری در به آتش کشیده شدن منطقه و دنیا  در صورت اقدام برای بازرسی کشتی ایران عملاً قمپزی است که با واکنش سخت دول ائتلاف عربی روبرو خواهد شد. کودکانه است اگر تصور شود نیروهای اتئلاف که این همه هزینه عملیات برای مقابله با حوثیها کرده اند تن به شکستن محاصره دریایی ای بدهند که برای آنها در این جنگ؛ بزرگترین  اهرم استراتژیک میباشد. پس سرداران ایران مجبور خواهند گردید یا خفت زده این الدرم وبلدرم خود را فرو خورده پس نشینند و یا اینکه در اجرای وضعیت پیش آمده و قرار گرفتن در آن، مملکت را گرفتار یک درگیری نظامی کنند که پیامد آن از جنگ با عراق کمتر نخواهد بود.

تا روزیکه علی خامنه ایی بعنوان رهبر و این سرداران بعنوان صاحبان مملکت خود سرانه تصمیم میگیرند و هرلحظه منافعشان بخطر بیفتند با دنیا و دول منطقه اعلام جنگ دهند، میهن ما در آستانه دروازه جهنمی ایستاده است که انها برایش ایجاد کرده اند و هر لحظه ممکن است بدوران آن پرتاب شوند.