Archive for: May 2015

مدارک کافی برای دادگاهی کردن اسد هست: گاردین

Share Button

از کامنت زیر: ۱ـ رژیم اسد و متحدین و مشاوران ایرانی و حزب اللهی آن از همان آغاز، راه را برای پیشروی و رشد القاعده و داعش باز کردند تا برای مردم، دول منطقه و جامعه جهانی راهی بجز انتخاب بد و بدتر(بین داعش و بشار اسد) در سوریه باقی نماند و در این انتخاب مخالفین الزاماً به تحمل رژیم اسد تن میدادند. که این امر (داعش پروری)؛ هم مهندسی شده و  هم خود بخودی، در اثر تحولات میدانی مبارزه بود که بطور منطقی و دینامیکال  منجر به تضعیف اپوزیسیون میانه رو و رشد نیروهای جهادی گردید. هیچ بعید نیست با تشکیل این پرونده جنایی پای ایران و حزب الله لبنان نه تنها به  عنوان شرکای جرم به این  جنایتها کشانده شود،بلکه این امکان که مشارکت  این سه نیرو؛ در داعش سازی والقاعده پروری در سوریه و منطقه افشاء گردد بهیچوجه کم نیست.

Asad2

مدارک پنهانی خارج شده از سوریه برای صدور کیفر خواست علیه بشار اسد کافیست

گاردین امروز گزارشی دارد که در آن از زبان بازرسان کمیسیون دادرسی و پاسخگویی بین المللی (CIJA) گفته میشود، طی قریب ۳ سال، این کمیسیون قریب نیم میلیون اسناد و مدارک که  حاکی از ارتکاب جنایت ضد بشری از سوی بشار اسد و نزدیکان او بوده است را گردآوری کرده است که برای بدادگاه کشااندن رژیم و مهره های عمده آن کافی میباشند.

این اسناد بکمک و توسط ۵۰ تن سوری که در شرایط سخت در داخل رژیم انجام وظیفه میکرده اند به خارج  بطورقاچاق انتقال یافته است. برخی افراد دست اند کار بهمبن خاطر و در این رابطه شناخته شده و زندانی و اعدام گردیده یا در معرض دیگر آسیبهای سخت جانی قرار گرفته اند.

این کمیسیون  بکمک دول غربی بشمول؛ بریتانیا، ایالات متحده و اتحادیه اروپا تأسیس گردیده که در آن؛ کشورهای آلمان، سوئیس، نروژ، کانادا و دانمارک شرکت دارند. این پرونده نیم میلیون صفحه ایی مقدمه ایی برای انجام محاکمه بشار اسد در دادگاه  جنایی بین اللملی (ICC) میباشد.

در تدارک این پرونده علاوه بر مدارک قاچاق شده از داخل رژیم، ۴۷۰٫۰۰۰  اسناد دیگر شامل نوار هایی ویدئویی، مدارک تبلیغاتی خود رژیم، گزارشهای رسانه ایی نیز گردآوری شده است.*

برابر این گزارش گاردین، نشانه های جدی فرو ریزی داخلی در سیستم حاکم بر سوریه  و درگیری در سطح بالای رژیم بویژه پس از شکستهای این چند ماهه اخیر نمایان گریده است که میتواند نقطه امیدی برای ساقط شدن رژیم باشد**.

این گروه تحقیقاتی قریب ۴۰۰ مصاحبه، بسیاری از آنها با جدا شدگان از سیستم حاکم در سوریه، انجام داده است که  از مستندات کیفر خواست در دست تهیه میباشند. طبق نظر وایلی، یک بازرس کانادایی مسئول تحقیقات جنایی و تنظیم پرونده برای جنایات انجام شده در جنگ داخلی یوگوسلاوی و رواندا، این میزان مدرک برای شروع کار کافیست.

این کمیسیون بین المللی محور نخست کار تحقیقتی خود را روی آن ارگانهای حکومتی گذارده است که در این جنایات بیشترین سهم را داشته اند . در صدر این ارگانها: ۱ ـ  (CCMC) سلول مرکزی مدیریت بحران  میباشد که در رأس آن خود اسد؛ محمد الشَعر، وزیر کشور و محمد سعید بخیتان، نایب رئیس حزب بعث قرار دارند. ارگان مورد اتهامِ ردیف  ۲ ـ شورای امنیت ملی (NSB)  است که شامل سرپرستی ۴ ارگان زیر مجموعه ایی امنیتی میگردد. ارگان مورد اتهام ردیف ۳ ـ کمیته امنیتی در(شهر) دیر الزور و شاخه حزب بعث در آنجا میباشد …. .

پایان چکیده گزارش گاردین

***************************************

کامنت من:

آنچه من به تکرار از روز نخست بحران و جنگ داخلی سوریه روی آن تکیه کرده ام این بوده است که:

۱ـ رژیم اسد و متحدین و مشاوران ایرانی و حزب اللهی آن از همان آغاز، راه را برای پیشروی و رشد القاعده و داعش باز کردند تا برای مردم، دول منطقه و جامعه جهانی راهی بجز انتخاب بد و بدتر(بین داعش و بشار اسد) در سوریه باقی نماند و در این انتخاب مخالفین الزاماً به تحمل رژیم اسد تن میدادند. که این امر (داعش پروری)؛ هم مهندسی شده و  هم خود بخودی، در اثر تحولات میدانی مبارزه بود که بطور منطقی و دینامیکال  منجر به تضعیف اپوزیسیون میانه رو و رشد نیروهای جهادی گردید. هیچ بعید نیست با تشکیل این پرونده جنایی پای ایران و حزب الله لبنان نه تنها به  عنوان شرکای جرم به این  جنایتها کشانده شود،بلکه این امکان که مشارکت  این سه نیرو؛ در داعش سازی والقاعده پروری در سوریه و منطقه افشاء گردد بهیچوجه کم نیست.

۲ـ در ارزیابی وضعیت استراتژیک اوضاع در بحران سوریه، شخص ناظر یا تحلیلگر؛ میبایستی به عمق و عرض استراتژیک دو نیروی متحارب  توجه میداشت و نه به پیروزی و شکست آنها در یک جبهه یا میدان عملیاتی مشخص. با نگاهی به عمق و عرض استراتژیک نیروهایی که در دو طرف آرایش یافته اند، از همان روز نخست میشد به این نتیجه رسید که رژیم اسد شانسی برای ماندن ندارد. و با قطعیتی در همان اندازه؛ امروزهم، در ادامه تحلیلهای قبلی خود روی مسئله سوریه، میگویم رژیم اسد خواهد رفت و رفتن آن دیگر چندان هم دور نیست. و با رفتن او تمام فلک توازن استراتزیک منطقه بهم خواهد خورد و حتی در سطحی فرا منطقه ایی.

آخرین نکته ایی که باید به این کامنت بیفزایم؛ مسئله درگیری در منطقه قلمون در شمال غربی سوریه است. منطقه ایی که بین لبنان و سوریه تقسیم شده است. هم رژیم اسد و هم حزب الله لبنان و هم مشاوران ایرانی سپاه در کنار آنها، برای باز پس گیری قلمون که چند ماه پیش توسط مخالفین تصرف شده است خود را آماده کرده اند. نبرد قلمون، دیگر برای رژیم اسد و متحدین آن به یک آوردگاه استراتزیک تبدیل گردیده است در حالیکه برای مخالفین رژیم چنین نیست. اگر رژیم و متحدین آن نتوانند منطقه (سوری) قلمون را آزاد کنند، تمام  روحیه رزمی آنها فرو خواهد ریخت که پس از آن باید منتظر شکستهای بیشتر و سریعتر آنان بود ولی اگر پیروز شوند، آنها تازه بوضع چند ماه پیش برمیگردند و نیروهای مخالف رژیم  باز هم پس از چندی با یک یورش غافلگیر کننده منطقه را آزاد خواهند ساخت.

برای مخالفین رژیم مسئله حفظ هیچ منطقه ایی یک الزام استراتژیک نیست چون آنها نیرویی سیال هستند  که هدف و راهبرد استراتژیک جنگی آنها مشغول کردن و سرکار گذاردن نیروهای رژیم در وسعیترین گستره  جغرافیایی  سوریه است و نه  حفظ یک منطقه خاص.

توضیحات:

برای فهم این مورد، به خبری مشابه که دیروز در العربیه به نقل از منابع داخلی راجع به بحران مهاباد خواندم اشاره میکنم. در آن گزارش خبری آمده بود که رئیس دادگستری استان اظهار داشته است که مرتکیبین نا آرامیها شناخته، دستگیر شده و بزودی حکم آنها در ملاء عام اجرا خواهد شد. به این اظهارات خود محکوم کننده باید با دقت نگریست! متهمان دستگیر شده اند و بزودی محاکمه و حکم( بخوان اعدام) در ملاء عام در مورد آنها بزودی اجرا خواهد شد. فقط در این ایران ولایت زده است که یک شخصیت قضائی میتواند به این آسانی از اجرای حکم اعدام کسانی که تازه دستگیر شده اند خبر دهد بدون اینکه کسی از او بپرسد: ـ مگر این متهمان محاکمه و محکوم شده اند؟ مگر حکم آنها پیشاپیش پیش اعدام گزارده و صادر شده است؟ مگر قرار است دادگاه حکم دهد که اعدام در ملاء عام انجام گیرد؟ 

آنها که طی این ۳٫۵ سال بحران سوریه را تعقیب کرده و اخبار آنرا خوانده اند میتوانند صدها مورد مشابه چنین مواردخبری را ذکر کنند که با توجه رسمیت اظهارات انجام شده اساساً دیگر نیازی به کمیته ای حقیقت یاب که به آرشیو طبقه بندی شده خود رژیم رجوع کند باقی نمی ماند.

**در روزهای اخیر شایعاتی دایر بر حبس خانگی شدن ژنرال علی مملوک رئیس دستگاه اطلاعاتی سوریه بخاطر احتمال ارتباتش با اپوزیسیون برون مرزی رژیم، سرویس اطلاعاتی ترکیه بر سر زبانها افتاده است و برخی، دستگیری یا تحت نظر گرفتن شدن او را بی ربط به شکستهای اخیر ارتش سوریه وشبه نظامیان حزب الله لبنان از پیکار جویان ضد رژیم اسد نمیدانند. برابر گزارش دیلی تلگراف این ژنرال ۶۹ ساله، مشکوک به طراحی یک کودتا علیه اسد بوده است. دیگر اتهام او کمک تصرف منطقه قلمون از سوی مخالفین رژیم بوده است.

گفته میشود که این ژنرال مخالف نقشی است که ایران در عرصه سیاسی سوریه یافته است. گروهی هم بر این باورند که این ژنرال بخاطر اینکه از جریان ترور رفیق حریری اطلاعات زیادی داشته است تحت نظر گرفته شده است.

Prosecution cases have been prepared against president and senior members of his regime for possible war crimes tribunal

Bashar Assad
 Bashar al-Assad, the Syrian president. Photograph: Vahid Salemi/AP

 Diplomatic editor

A three-year operation to smuggle official documents out of Syria has produced enough evidence to indict President Bashar al-Assad and 24 senior members of his regime, according to the findings of an international investigative commission.

The prosecution cases against the Syrian leaders focus on their role in the suppression of the protests that triggered the conflict in 2011. Tens of thousands of suspected dissidents were detained, and many of them were tortured and killed in the Syrian prison system.

The evidence has been compiled for the Commission for International Justice and Accountability (CIJA), made up of investigators and legal experts who formerly worked on war crimes tribunals for the former Yugoslavia and Rwanda and for the international criminal court (ICC).

They worked with a team of 50 Syrian investigators who have carried out the dangerous task of smuggling regime documents out of the country. So far one investigator has been killed, another severely wounded, and several have been detained and tortured by the regime.

The commission is funded by western states including the UK, US, the EU, Germany, Switzerland, Norway, Canada and Denmark.

The evidence has been collected and prosecution cases have been prepared in anticipation of a war crimes tribunal being established in the future. Russia has used its UN security council veto to block any investigation of the Assad regime in the international criminal court or the creation of an ad hoc court for Syria. However, a string of recent military setbacks and infighting in the upper echelons of the Syrian government have increased the chances that Assad could eventually fall and his regime be brought to justice.

The CIJA is currently investigating the conduct of the war by both the regime and extreme opposition groups, but it has already completed the preparation of three prosecution cases. The first focuses on the institution at the top of the regime’s chain of command, the Central Crisis Management Cell (CCMC), and names, among others, Assad, Mohammad al-Shaar, the minister of the interior, and Mohammed Said Bekheitan, an assistant secretary of the Ba’ath party and the head of the CCMC in the first six months of the operation, from March to the end of September 2011

The second case centres on the organ directly below the CCMC, the National Security Bureau (NSB), which includes the heads of the four main intelligence and security agencies. The third case involves the Deir ez-Zor security committee, chaired by the provincial head of the Ba’ath party, which also controlled the intelligence agencies in the neighbouring Raqqa governorate.

The remaining 22 officials named in the CIJA prosecution cases have been identified to governments but not yet publicly.

Earlier inquiries have implicated the Syrian regime in war crimes, including a UN commission in December 2013 which found that “the evidence indicates responsibility at the highest level of government, including the head of state”.

However, the head of the CIJA, Bill Wiley, said its work was distinct as it had produced legal briefs, including a summary of the facts, supporting evidence, and applicable law, essentially ready to go to court.

“The UN commission is not concerned with individual criminal responsibility, so it is not preparing dossiers for prosecution. That’s not their fault, it’s just not their mandate. They have a broader brush, including social, minority and women’s rights. We are focused on international criminal humanitarian law and individual criminal responsibility,” Wiley said.

The CIJA’s findings are based primarily on captured documentary evidence. In its headquarters in a western capital, which cannot be identified for security reasons, it has accumulated half a million pages of orders and reports sent up and down the chain of command from the CCMC to the governorates and districts, ordering mass arrests and detentions for offences as nebulous as “discussing the events in a negative manner”.

The CIJA has a team of investigators in each governorate, who have sought to collect paperwork from the regime’s military, security and intelligence agencies, usually after government buildings have been abandoned or seized by opposition fighters. The documents then have to be smuggled out, often through checkpoints controlled by the army or by extremist opposition groups likely to detain or kill anyone found working for a western organisation.

The chief investigator, Adel (a pseudonym), has come close to being killed on several occasions. “The work has caused a lot of stress in my family,” he said in an interview in a Gulf capital. “There are long absences and constant fear. But I still believe in the cause of justice. I hope one day to see a court that would try the senior leadership and hold it accountable for the crimes committed.”

The CIJA has also carried out nearly 400 interviews, many of them with insider defectors, but Wiley – a Canadian former infantry officer who served as an investigator on the Yugoslav and Rwandan courts, as well as on the ICC – said the paperwork was the starting point for the CIJA cases against the regime.

“The big thing from the beginning was document acquisition and smuggling,” he said. “That was the key.”

A separate investigation into war crimes committed by extremist opposition groups relies more on insider witness testimony as well as analysis of publicly available material including propaganda and witness videos, more than 470,000 of which have been downloaded and archived by the CIJA. They are being analysed and annotated by Syrian refugees working for the commission.

Several western judiciaries have been in contact with the CIJA seeking support for prosecutions on both sides where there is a local link to a suspect. But a comprehensive accounting of regime conduct would most likely have to wait for a change of government in Damascus or a change of heart in the UN security council.

………………….

 CIJA:  Commission for International Justice and Accountability

ICC: international criminal court

CCMC:Central Crisis Management Cell

NSB:National Security Bureau

 

سردار صفوی چه میگوید؟

Share Button

از کامنت من: سخنان این سرپاسدار بلحاظ تک ـ تک مواردی که بعنوان مخالفین رژیم ایران اسلامی در جهان و منطقه و در داخل کشور ذکر میکند بهترین میزان و معیار برای تفکیک دوست و دشمن در جبهه ملت و ضد ملت میباشد. ما از زبان این سردار میتوانیم پی ببریم؛ دوستان ملت ایران “که؟” و دشمنان آن “که؟” هستند. اگر ملت ایران را با معیار های این شخص تعریف کرده و برگزینیم، دوستان آن: ـ حماس در غزه، حزب الله در لبنان، جریانهای شیعه عراقی در عراق، شیعیان الوفاق در بحرین، شیعیان حوثی یمن بوده  در داخل هم؛ سپاه پاسداران، حزب الله، نیروهای پیراهن شخصی و گشتهای امام زمانی و تمامی زیر مجموعه های امنیتی آنها نیز بازوان مسلح این “ملت” عظما پرست هستند.

سردار صفوی:سعودی ها در یمن جنگ نیابتی می کنند

سیاست > نظامی – دستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا تصریح کرد: آمریکایی ها زور، قدرت و نظامی گری دارند، ولی فکر را از انگلیسی ها می گیرند، در بسیاری از مسائل ، چند کشور علیه ما هستند ، مانند صهیونیست ها، انگلیسی ها و فرانسوی ها و سعودی ها . در مذاکرات ۱+۵ سخت ترین مواضع را همین کشورها علیه ایران دارند.

به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سردار سرلشکر صفوی ، که در جمع پاسداران و کارکنان ، سپاه صاحب الزمان (عج) استان اصفهان سخن می گفت ، با اشاره به وظیفه پاسداری از کشور ، ملت و انقلاب و ضرورت شناخت و پیگیری مسائل ، حوادث و اتفاقات پیرامونی جمهوری اسلامی ایران برای پاسداران گفت: پاسداران انقلاب اسلامی بایستی حوادث منطقه ای و بین المللی و سمت و سوی آن را درک کنند و تهدیدات علیه امنیت ملی کشورمان را احساس کنند، چرا که لازمه پیش گیری ، درک و احساس خطر تهدیدات فرارو و کسب آمادگی های لازم است.

وی افزود:امروز بالا بردن هوشمندی و میزان آمادگی دفاعی ملت مان و عزیزان بسیجی یک ضرورت است.

صفوی در ادامه با اشاره به تحولات منطقه گفت:سئوال اصلی آن است که چرا در سایر نقاط جهان خبری نیست و چرا پانزده سال است که بزرگترین جنگ ها – کشتارها و تنش ها در منطقه غرب آسیا است؟

وی در ادامه به بخشی از حوادث ۱۵ سال گذشته منطقه غرب آسیا اشاره کرد و ادامه داد: یکی از این حوادث ، حمله نظامی آمریکا و متحدانش و لشکر کشی آنها به عراق در سال ۲۰۰۳ است که حدود ۱۰ سال به طول کشید. آمریکائی ها که حدود سه سال پیش از عراق خارح شدند به بهانه جنگ با داعش ، که خود آنها ایجاد کننده آن بودند به این کشور بازگشتند.

وی ادامه داد:تا کنون هیچ عزم و اراده‌ای در برخورد با داعش از سوی آمریکائی ها و ائتلافی که علیه داعش بوجود آمده است ، ندیده ایم و نه تنها با آنها برخوردی صورت نمی گیرد، بلکه از آنها حمایت نیز می شود.

صفوی با اشاره به شکست مفتضحانه رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳ روزه لبنان و۲۲ روزه علیه مردم فلسطین در غزه گفت:هم اکنون با اتفاقاتی که در منطقه غرب آسیا می افتد، اسرائیلی ها از مسلمان کشی در سوریه ، عراق و یمن ، با استفاده از منابع و پول کشورهای مسلمان و ایجاد حاشیه امن برای اسرائیل خوشحال هستند.اتفاقی که می افتد کشتن مسلمانان به دست مسلمانان است.

مشاور عالی مقام معظم رهبری در ادامه از شروع نهضت‌های بیداری اسلامی در تونس ، لیبی ، بحرین ، مصر و هم اکنون در یمن به عنوان یکی از مهمترین حوادث ۱۵ سال گذشته نام برد و در خصوص جنگ نیابتی شکل گرفته در منطقه گفت: جنگی که سعودی ها علیه یمن شروع کرده اند ، جنگی نیابتی از طرف آمریکا ، رژیم صهیونیستی و هم پیمانان اروپائی آنها است.

وی ادامه داد:هم اکنون پنتاگون ، وزارت دفاع آمریکا رسما اعلام کرده است که ما بیست هزار نفر در اردن و ترکیه آموزش می دهیم تا در داخل سوریه بجنگند . دیگر اینها خودشان به میدان نمی‌آیند و نیابت می دهند به برخی کشورها و یا برخی گروه های تروریستی که آنها وارد عمل شوند.

دستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا در ادامه به تشریح اهداف آمریکا ، صهیونیست ها و اروپائی ها در منطقه ، طی ۱۵ سال گذشته پرداخت و گفت:طی ۱۵ سال گذشته ، از اهداف و برنامه های اروپائی‌ ها ، صهیونیست ها و آمریکایی‌ها ، تهاجم به کشورها و ملت های اسلامی و معرفی اسلام و مسلمانان به عنوان یک تهدید جدید و جایگزینی آن با تهدید اتحاد جماهیر شوروی و یا کمونیسم سابق است.

وی اضافه کرد: بیش از پنج دهه است که آمریکا کمونیسم را به عنوان تهدید بزرگ معرفی کرده است ، زمانی که شوروی فرو پاشید ،آنها باید یک تهدید و دشمن جدید را معرفی می کردند . پس از حادثه مشکوک ۱۱ سپتامبر آنها گفتند اسلام برای ما بزرگترین خطر است و باید سراغ مسلمانان و کشورهای اسلامی برویم . موضوعی که پس ازآن حادثه ، جرج بوش در نطق خود از آن به آغاز جنگ های صلیبی نام برده است.

صفوی ادامه داد:آنچه آمریکائی ها می خواهند ، نفت عربستان است. عربستان حدود ۲۶۲ میلیارد بشکه نفت دارد که روزانه ۱۰ میلیون بشکه نفت از چاه هایش استخراج می کند و بیست و دو درصد ذخایر نفتی جهان در عربستان است.

وی همچنین تصریح کرد:هدف قرار دادن کشورها و ملت های مسلمان و منابع استراتژیک و تفکراتشان از اهداف جنگ های ۱۵ سال گذشته در این منطقه می باشد.تسلط بر کشورهای اسلامی و جایگزین کردن حاکمان وابسته و تسلط بر منابع نفتی کشورها را می توان از اهداف دیگر جنگ های این منطقه دانست.

صفوی در ادامه با اشاره به روند فزاینده فروش سلاح به کشورهای حوزه خلیج فارس گفت: بایستی جنگی در میان باشد تا تولید کنند گان سلاح بتوانند سلاح خود را بفروشند . طی چند سال گذشته بیش از صدها میلیارد دلار سلاح به کشورهای عربی فروخته شده است. بزرگترین خریدار سلاح عربستان سعودی است آن هم سلاح هایی که فقط آمریکا و رژیم اسرائیل دارند . نفت اینها را می برند و سلاح به آنها می فروشند. سال گذشته میلادی قطر ۱۲ میلیارد دلار و امارات هم بیش از ۱۲ میلیارد دلار سلاح خریداری کرده است.

صفوی تضعیف کشورهای محور مقاومت در مقابل رژیم صهیونیستی ، همچون دولت سوریه ،عراق حزب الله لبنان را از برنامه های آمریکائی ها و صهیونیست ها دانست و گفت: تجزیه کشورهای اسلامی در دستور کار آمریکا و صهیونیست ها است.

وی ادامه داد:چرا باید کشورهای اسلامی تجزیه شوند؟ برای اینکه نتوانند با هم متحد شوند و قدرت جدیدی شوند. ایجاد دولت کردی جدید در عراق جزء اهداف آمریکا و صهیونیست ها است.

صفوی با اشاره به برخی از اتفاقات پیرامونی جمهوری اسلامی ایران ، گفت: پایگاه های نظامی آمریکا در پیرامون ایران ، در حال گسترش است و انگلیسی ها که سال ۱۹۷۱ از خلیج فارس رفتند ، هم اکنون در حال باز گشت هستند و در بحرین یک پایگاه نظامی ایجاد کرده اند. انگلیسی ها به خوبی عراق ، افغانستان و عربستان را می شناسند. آنها کشور ما را نیز می شناسند و با خاندان قاجار و پهلوی در ارتباط هستند و به برخی ازآنها حقوق پرداخت می کنند. در خیلی از موضوعات انگلیسی ها به آمریکایی‌ها مشاوره می دهند.

وی همچنین اضافه کرد: آمریکایی‌ها زور ، قدرت و نظامی گری دارند ولی فکر را ازانگلیسی‌ها می گیرند . در بسیاری از مسائل ، چند کشور علیه ما هستند، مانند صهیونیست ها، انگلیسی ها و فرانسوی ها و سعودی ها . در مذاکرات ۱+۵ سخت ترین مواضع را همین کشورها علیه ایران دارند.

صفوی با اشاره به تلاش برای حفظ برخی رژیم های پوسیده ، مرتجع و فاسد و دیکتاتوری منطقه و وابسته به آمریکا گفت: آنچه مسلم است ، قطار شاهنشاهی در منطقه به آخر رسیده است . قلدرترین شاه که شاه ایران بود سرنگون شد ، بقیه پادشاهان نیز بایستی به فکر خود باشند . رژیم های پادشاهی دوام و بقاء ندارند.این حکومت های پوسیده که نه یک قانون اساسی درستی دارند و نه یک پارلمان و نه به زنان و جوانانشان آزادی می دهند ،در حال انقراض هستند.

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

و اما کامنت من:

در واقع صحبتهای این سردار آنقدر خود افشاگرانه هستند که نیازی به کامنتی نداشته باشدند ولی با این حال:

در معرفی این سردار پاسدار؛ که دول عرب منطقه و رژیم شاه را به استبداد، و ممالک تحت فرمانروایی آنهارا استبدادی، فاسد، ضد دموکراتیک، پوسیده، جوان کُش و زن ستیز می نامد، باید گفت او کسی است که در دوره خاتمی بمناسبتی در تهدید روشنفکران گفت: ما زبان روشنفکرانی که دراز شود را از بیخ حلقشان میبریم. که البته چنین طرز نگاهی در هیچیک از سران سپاه غیر عادی نیست. سردار جعفری فرمانده سپاه هم چند ماه پیش، در یک سخنرانی داخلی سپاه گفته بود: ما؛ هم بخوبی بطری میسازیم و هم بخوبی آنرا استعمال میکنیم! هدف از این کامنت؛ البته معرفی بیشتر این سر پاسدار و هم سنخهای او نیست بلکه ذکر چند کلام با آن افراد، جریانها و نیروهائیست که خود را از جنس این سر پاسداران و نظام متکی بر سر نیزه آنها نمی دانند و در لابیرنت دوست و دشمن شناسی سرگردان مانده اند.

 سخنان این سرپاسدار بلحاظ تک ـ تک مواردی که بعنوان مخالفین رژیم ایران اسلامی در جهان و منطقه و در داخل کشور ذکر میکند بهترین میزان و معیار برای تفکیک دوست و دشمن در جبهه ملت و ضد ملت میباشد. ما از زبان این سردار میتوانیم پی ببریم؛ دوستان ملت ایران “که؟” و دشمنان آن “که؟” هستند. اگر ملت ایران را با معیار های این شخص تعریف کرده و برگزینیم، دوستان آن: ـ حماس در غزه، حزب الله در لبنان، جریانهای شیعه عراقی درعراق، شیعیان الوفاق در بحرین، شیعیان حوثی یمن بوده  در داخل هم؛ سپاه پاسداران، حزب الله، نیروهای پیراهن شخصی و گشتهای امام زمانی و تمامی زیر مجموعه های امنیتی آنها نیز بازوان مسلح این “ملت” عظما پرست هستند.

سخنان این سرپاسدار بلحاظ تک ـ تک مواردی که بعنوان مخالفین رژیم ایران اسلامی در جهان و منطقه و در داخل کشور ذکر میکند بهترین میزان و معیار برای تفکیک دوست و دشمن در جبهه ملت و ضد ملت میباشد. ما از زبان این سردار میتوانیم پی ببریم؛ دوستان ملت ایران “که؟” و دشمنان آن “که؟” هستند. اگر ملت ایران را با معیار های این شخص برگزینیم، دوستان آن حماس در غزه، حزب الله در لبنان، جریان شیعه عراقی در عراق، شیعیان الوفاق در بحرین، شیعیان حوثی یمن بوده  در داخل هم؛ سپاه پاسداران، حزب الله، نیروهای پیراهن شخصی و گشتهای امام زمانی و تمامی زیر مجموعه های امنیتی آنها نیز بازوان مسلح این “ملت” عظما پرست هستند.

اگر ملت ایران و در رأس آن طبقه متوسط و نیروهای مدرن آن نخواهند خود را در این کاته گوری و این مجموعه قرار دهند تبعاً باید به عکس برگردان آن؛ که توسط همین سر پاسدار، در فوق فهرست و تشریح شد رجوع کرده و در آنجا  و آن مجموعه  هم پیمانان و دوستان سیاسی خویش را بیابند.

سردار یحی رحیم صفوی بهتر از این نمیتوانست دوستان ملت ایران را نام ببرد و جایگاه واقعی آنرا در منظومه سیاسی منطقه و دنیا روشن کند. آنچه باقی میماند اینست که آیا ما آنقدر درایت و هوشیاری داریم که زبان این تفنگچی نظام و مقام عظما را بفهمیم؟

 

اطلاعیه کومه­له در باره تظاهرات اعتراضی مردم مهاباد

Share Button
اطلاعیه کومه­له در باره

تظاهرات اعتراضی مردم مهاباد

دیروز و دیشب شهر مهاباد شاهد تجمع اعتراضی هزاران نفر از شهروندان و جوانان خود بود. این تجمع در مقابل ساختمان هتل تارا و برای اعتراض به تجاوزکاری و فساد اخلاقی عوامل رژیم که در روز دوشنبه گذشته منجر به مرگ فجیع خانم فریناز خسروانی شده بود برپا شد و با تیراندازی پلیس ضد­شورش و درگیری آنها با مردم به خشونت کشیده شد. اما باوجود خشونت فراوان نیروهای انتظامی که منجر به زخمی شدن تعدادی از شهروندان شد، مردم خشمگین مهاباد به هیچ وجه متفرق نشدند و رژیم ناچار به وارد کردن  گردان­های ویژه سپاه پاسداران برای مقابله با مردم معترض شد.

اما اعتراض برحق مردم مهاباد نه فقط به فساد اخلاقی بلکه همچنین به فساد مالی و اختلاس و رانت­خواری عوامل رژیم نیز بود. مردم شهر مهاباد به خوبی می­دانستند که این هتل خود محصول ثروت بادآورده­ای است که از فسادهای مالی و بندوبست­ها و سوء استفاده­های نجومی نامشروع از اموال عمومی در همدستی با مقامات رژیم به دست آمده است.

بر چنین زمینه­ای و در چنین فضای فاسد و منحطی است که فساد اخلاقی و تجاوزگری گستاخانه شخصی بنام سید مرتضی هاشمی­وند در همدستی با صاحب هتل موسوم به نادر مولودی قصد تجاوز جنسی به کارمند هتل خانم فریناز خسروانی را که دختری تحصیلکرده از خانواده محترم خسروانی است هدف می­گیرد. فریناز ظاهراً در مقابل تلاش خشونت­آمیز فرد تبهکار مقاومت کرده و سرانجام از سر ناچاری و برای حفظ آبرو خود را از طبق چهارم هتل به پائین پرت می­کند و به این ترتیب جان خود را از دست می­دهد. شواهد اولیه نشان می­دهد که فریناز در آخرین لحظات برای همکاران خود پیامک تلفنی فرستاده و از آنها تقاضای کمک کرده است. همچنین بر بدن قربانی آثار ضرب و جرح دیده می­شود که نشان از مقاومت او در مقابل فرد تجاوزکار در لحظات قبل از اقدام به خودکشی می­باشد.

حزب کومه­له کردستان ایران ضمن ابراز تأسف عمیق نسبت به مرگ فریناز خسروانی که در یک جامعه سالم می­توانست دنیائی از موفقیت را در پیش روی خود داشته باشد، تسلیت و همدردی خود را به حضور خانواده و بستگان و دوستان این خواهر گرامی و به مردم قهرمان و شرافتمند مهاباد تقدیم می­کند. کومه­له در عین حال خود را با تمام وجود در کنار مردم تسلیم­ناپذیر شهر مهاباد و مبارزات و اعتراضات برحق آنها می­داند، از خواسته­های آنها پشتیبانی می­کند و همه مردم کردستان و شهرهای مختلف آن را به همبستگی و پشتیبانی از مردم مهاباد فرا می­خواند. همچنین از همه مردم و نیروهای آزادیخواه سراسر ایران انتظار دارد که در مقابل این جنایت ساکت ننشینند و با تمام وسائل ممکن در افشاگری و حمایت از مردم مهاباد بکوشند. رژیم جمهوری اسلامی، نیروهای سرکوبگر و عوامل آنها باید بدانند که فسادها، سرکوبها، اعدامها و تجاوزکاریهای عوامل آنها بی­پاسخ نخواهد ماند و پاسخ این جنایت­ها را با جنبش­های گسترده مردمی و سرانجام درهم پیچیدن بساط این رژیم سرکوبگر خواهند داد.

دبیرخانه حزب کومه­له کردستان ایران

هیجدهم اردیبهشت ۱۳۹۴، هشتم ماه مه ۲۰۱۵

..

 

هشدار ناوشکن ایرانی به هواپیماها و ناو جنگی آمریکا در خلیج عدن

Share Button

طی روز گذشته، دو فروند هواپیمای گشت و شناسایی آمریکا با نام P۳C یا «پاپا ۳ چارلی» و ناوشکن DDG۸۱، فاصله استاندارد پنج مایلی با ناوگروه ۳۴ ایران را در خلیج عدن رعایت نکردند که این اقدام، با هشدار ناوشکن جمهوری اسلامی «البرز» روبرو شد و یگان آمریکایی نیز به سرعت تغییر مسیر داد.

نیروی دریایی ارتش اعلام کرد؛

هشدار ناوشکن ایرانی به هواپیماها و ناو جنگی آمریکا در خلیج عدن

خبر گزاری مهر

 

 بمب افکن آمریکایی
...............
ناو جنگی جمهوری اسلامی ایران (البرز)

ناوشکن ایران

…………………….
000414-N-7750C-004
قایق جنگی آمریکا
 

ناوگروه سی و چهارم نیروی دریایی ارتش، در منطقه خلیج عدن به ناو و هواپیماهای آمریکایی هشدار داد از نزدیک شدن به ناوگروه ایرانی خودداری کنند.

به گزارش خبرگزاری مهر، ناوگروه سی و چهارم نیروی دریایی ارتش که هم‌اکنون در منطقه خلیج عدن حضور دارد، به ناو و هواپیمای آمریکایی هشدار داد که از نزدیک شدن به ناوگروه ایرانی خودداری کنند.

طی روز گذشته، دو فروند هواپیمای گشت و شناسایی آمریکا با نام P۳C یا «پاپا ۳ چارلی» و ناوشکن DDG۸۱، فاصله استاندارد پنج مایلی با ناوگروه ۳۴ ایران را در خلیج عدن رعایت نکردند که این اقدام، با هشدار ناوشکن جمهوری اسلامی «البرز» روبرو شد و یگان آمریکایی نیز به سرعت تغییر مسیر داد.

در همین راستا، ناخدا یکم تاج‌الدینی فرمانده ناوگروه ۳۴ گفت: بررسی ناوهای جنگی خارجی در آب‌های بین‌المللی و هر چیزی که منافع ملی ایران را تهدید کند، وظیفه ذاتی ماست.

وی با اشاره به جنایات عربستان در یمن علت حضور ناوهای جنگی ائتلاف را کمک به عربستان خواند و افزود: این‌ها برای کمک به جنایات آل سعود در یمن ائتلاف غربی ـ عربی تشکیل داده‌اند و حضور ما در اینجا برای آنها سنگین است.

بر اساس این گزارش، ناوگروه سی و چهارم اعزامی نداجا متشکل از ناو لجستیک «بوشهر» و ناوشکن «البرز»، ماموریت خود را از اواسط فروردین ماه در منطقه خلیج عدن و تنگه باب‌المندب آغاز کرده است.

*************************************************************

بدون کامنت!

میرحسین، کروبی،اعدام باید گردند!

Share Button

امروز دو شنبه ملت و اُمت همیشه در صحنه و انقلابی بطور خود جوش و پر جوش به دانشگاه امیر کبیر هجوم آوردند تا مانع سخنرانی آیت الله العظمی هاشمی رفسنجانی شوند. آنها با عربده های اعدام خواهی، خواهان اعدام سران فتنه میر حسین و کروبی  شدند که خبرگزاریهای سپاه از جمله فارس نیوز آنرا بتمامی پوشش داد و من کلیپ ویدئویی آنرا در زیر درج کرده ام.

هدف این برادران خیلی انقلابی و خود جوش، مختل کردن سخنرانی آیت الله هاشمی بعنوان ستون اصلی فتنه بود که ظاهراً این امت خیلی انقلابی در این امر حرفه ایی عمل نموده و موفق گردیدند ولی آنها در عین حال  نشان دادند که در این جمهوری خیلی اسلامی، دومین شخصیت نظام و یار صدیق امام چقدر حق حرف زدن دارد؟ از این مهمتر آنها نشان دادند که کاخ قدرت حاکم چگونه ممکنست از چنین سخنرانیهایی فتنه گرانه ایی بیکباره در هم فرو ریزد و از این جهت با جلوگیری از حضور هاشمی در عرصه اجتماعی و تماس مستقیم وی با جامعه دانشگاهی و مردم جلوگیری و انقلاب را از خطر فروپاشی و نابودی نجات دادند. از جمله شعارهای این امت خیلی خودجوش: “حزب فقط حزب علی ، رهبر فقط سید علی بود!”

با این اوصاف باید گفت آنها که فکر میکنند نظام لرزان و رهبری آن بیچاره و ورشکسته است در اشتباهند! ضمناً طبق خبر گزاری اصحاب فتنه تعدادی دانشجو هم گویا در بین این اُمت کثیر انقلابی وجود داشته است و کسرِ جمعیتِ این اُمت انقلابی را برادران بسیج پر کرده اند و اصحاب ساندیس پر نموده اند. البته بنده نفهمیدم که چرا بخاطر  سخنرانی هاشمی اعدام لغو شوده سران فتنه دوباره باید در دستور کار نظام قرار گیرد!؟

فرکانس عربده برادران حاکی از اراده آهنین آنها دایر بر جلو گیری از سخنرانی شاکله فتنه است. آنها عربده انقلابی میکشند: “هاشمی برگرد! هاشمی برگرد!” معلوم نیست منظور اینست که هاشمی از دانشگاه برگردد یا از راهی که رفته است! و به تقاطع فتنه برخورده!

مرگ بر فتنه گر!

حزب فقط حزب علی رهبر فقط سید علی

جایزه انجمن قلم نیوانگلند به ستار بهشتی اهدا شد

Share Button

 

دبی-العربیه.نت فارسی
شنبه ۱۴ رجب ۱۴۳۶هـ – ۲ مه ۲۰۱۵م

انجمن قلم نیوانگلند در آمریکا جایزه «واسیل استوس» برای آزادی در نوشتن را به ستار بهشتی، وبلاگ‌نویس ایرانی اهداء کرد.

ستار بهشتی، وبلاگ‌نویس منتقد جمهوری اسلامی بود که پلیس سایبری ایران او را حدود دو سال پیش بازداشت کرد اما پس از گذشت چند روز، جنازه او به خانواده اش تحویل داده شد.

در دومین سالگرد درگذشت ستار بهشتی با حضور خانواده او و شماری از شخصیت‌های سیاسی در بهشت زهرای تهران برگزار شد نرگس محمدی، فعال سیاسی ایرانی که مدتی را در زندان به سر برده بود، در این مراسم بر سر مزار ستار بهشتی سخنرانی کرد.

خانم محمدی تاکید کرد که «شکنجه‌گر» ستار در حضور مادر او، گیتی پور فاضل وکیل پرونده و قاضی، بر مرگ او زیر شکنجه تاکید کرد.

او ادامه داد که «شکنجه» گر اعتراف کرده است که ستار را می‌زد اما او لبخند می‌زد و تا آن اندازه زده که ستار جان خود را از دست داد.

نرگس محمدی افزود با این حال، قاتل ستار بهشتی به سزای خود نرسیده است.

گوهر عشقی، مادر آقای بهشتی که برای دریافت این جایزه به آمریکا دعوت شده بود، با ارسال یک پیام ویدئویی از برگزار کنندگان مراسم تشکر کرد.
پایان خبر

……………….

بجای کامنت:

برای باز کردن لینک صوتی فوق روی لوگوی مدیا در زیر کلیک کنید و ضمناً، نمیدانم چطور شده  که در حین باز کردن لینک گنبد و بارگاه  زیارتی ظاهر میشود قبلاً عکس مدیا نصب میشد. در هر حال این گند بارگاه گذاری  کار خودمن نیست !

آنچه ظریف نگفت؟

Share Button

 ماهها قبل به دوستی که با او بحث میکردم ؛ غم انگیزانه؛ گفتم زمانی فرارسد که ما باید از اینکه در این مملکت  و در این رژیم دیگر زندانی و اعدامی سیاسی نداریم افسرده خاطر شویم زیرا این بمعنای انسانی شدن جامعه استبداد زده ما نیست بلکه حاصل مرگ جامعه مدنی و سیاسی  ماست. و سخنان حجت الاسلام شیخ جواد ظریف چیزی جز ترجمان چنین مرگ متحقق شده ای نیست!

اعتراض گسترده به سخنان ظریف درباره نبود زندانی عقیدتی در ایران

 “حجت الاسلام” جواد ظریف وزیرخارجه کشورمان طی سفر اخیر خود به نیویورک، مصاحبه ایی با “چارلی رُز” Charlie Rose مجری برنامه ایی در تلویزیون PBS  آمریکا دارد که روزنامه گاردین و سایت العربیه؛ تا آنجا که من دیده ام آنرا درج کرده اند. طی این مصاحبه “شیخ” جواد ظریف ادعا میکند که در ایران زندانی عقدیتی و سیاسی وجود ندارد و کسی نمیتواند با پنهان شدن پشت عناوین روزنامه نگار و.. ، برجرایم جنائی خود  پرده افکنده و از مجازات برهد. او در عین حال اضافه میکند که ایران در نظر دارد به وضعیت حقوق بشر در کشور بهبود بخشد. هم گاردین و هم العربیه تیتر خود را؛ اعتراض گسترده مدافعین حقوق بشر به این اظهارات ظریف گذارده اند.
در اینکه بایستی به این اظهارات بیشرمانه ظریف اعتراض میشد شکی نیست ولی چند نکته بسیار اساسی در این مصاحبه هست که اهمیت آنها بهیچ وجه کمتر وقاحت این وزیر خارجه نیست.
۱ ـ : “ظریف” با تن دادن به چنین مصاحبه ایی و پاسخ دادنهای قاطع به چنین سئوالات مشخصی عملاً میپذیرد که مسئولیت دستگیر و زندانی شدن افراد بخاطر آنچه او جرایم “جنایی” میخواند ولی مخالفین “اتهامات  و بهانه های سیاسی و عقیدتی”،  با دولت است و نه دستگاههای مرموز و پشت پرده ا دیگری که خارج از کنترل دولت بوده و  سیاستگداران واقعی مملکت هستند. او از جمله میپذیرد که مسئولیت، همه اتفاقاتِ متعاقب اعتراضاتِ پس از انتخابات ۸۸ و زندانی شدن فعالین سبز، تلویزیونی شدن افرادی مانند؛ سعید حجاریان، باطبی، میردامادی، نبوی، تاجزاده، زید آبادی، مؤمنی، سحر خیز و… ، و همچنین حصر شدن کروبی و میر حسین موسوی و خانم  دکتر رهنورد بعهده دولت بوده و همچنان هست.
در ادامه، شیخ جواد ظریف میپذیرد که  دولت حسن روحانی از لحظه روی کار آمدن خود مسئول تمام بگیر و ببندهایی است که در این مملکت رخ داده و میدهد که هیچیک هم جنبه سیاسی و عقیدتی نداشته و همه موارد آنها، مجرمان جنایی هستند.  شیخ حسن روحانی و  شیخ جواد ظریف در مقام دادستان کل مملکت به خود اجازه میدهند که به  تعین ماهیت جرائمی بپردازند که مخالفین و منتقدین رژیم؛ آنها را جرایم و اتهامات سیاسی یا عقیدتی تعین ماهیت میکنند. به این ترتیب مردم و منتقدین نه با سپاه، دستگاه قضایی، حراست های گوناگون ارگانهای گوناگون و وزارت اطلاعات بلکه با دستگاه دادگستری سرو کار دارند که حسن روحانی و کابینه اش در پشت سر آن ایستاده اند.
۲ ـ : در یک نکته “من”، نگارنده این سطور، با این ادعای ظریف؛ که دولت در صدد است تا  وضعیت حقوق بشر را در ایران بهبود یابد موافقم و آنرا صادقانه میدانم. منتها باید از ایشان پرسید: ـ اولاً، مگر وضعیت حقوق بشر در ایران عیبی هم داشته است که باید بهبود یابد؟ با قضاوت از اظهارات بسیار متعدد مقامات دولتی و قضائی و مقام معظم رهبری، ایران ولای تحت رهبری ایشان بهترین وضعیت حقوق بشر را در دنیا داشته است و اگر این حقوق در جائی از دنیا نقض شده است، در اسرائیل، آمریکا و انگلیس بوده است که درمورد دومی؛ همین چندی پیش تظاهرات و شورش وسیع سیاهان و رنگین پوستان در بالتیمور نشان داد که مردم بیچاره آمریکا دستخوش نقض حقوق بشر هستند که اعلام حالت فوق العاه در آن شهر گواه این امر است.
ولی اینکه چرا من با این ادعای مشخص  ظریف موافقم؟ قدری نیاز به توضیح دارد که با ذکر نمونه  سودان به آن میپردازم.
دو هفته قبل در سودان انتخابات  بود و عمر البشیر، شخصی که از سوی دادگاه بین المللی سازمان ملل بخاطر قتل عام های میلیونی در جنوب سودان و منطقه دارفور، بعنوان  ارتکاب جنایات ضد بشری تحت تعقیب است با ۹۴٫۵% در آن انتخابات برنده شد. البته میزان مشارکت در این انتخابات طبق نظر ناظرین اتحادیه آفریقا بین ۳۰ تا ۳۵%  از کل واجدین شرایط بود. حزب کنگره ملی یعنی حزب عمر البشیر ، که حزب حاکم است برنده قاطع این انتخابات شد. این انتخابات البته از سوی مخالفین و منتقدین بایکوت شده بود ولی “من” با اینکه هیچ ارتباطی نه با سودان و نه با عمر البشیر دارم، بخود اجازه میدهم: به نیابت از سوی عمرالبشیر با قطعیت بگویم که اگر منتقدین رژیم هم بجای تحریم این انتخابات، تشویق به شرکت در آن میکردند نه چندان تاثیری در نتیجه انتخابات داشت و نه در میزان مشارکت مردم در آن. شاید این ادعاها قدری گیج کننده بنظر رسد ولی برعکس  ظاهر امر،از ساده هم ساده تر هستند. چرا؟ چون ملت این سرزمین اسلام زده و عمر البشیر زده دیگر نه بشرند و نه ملت. آنها پس از قریب چند دهه فریب و سرکوب و قتل عام، به گله مطیع و تسلیم شده ایی تبدیل شده اند که حتی دندانهایشان هم برای چریدن کار نمیکند تا چه رسد برای گاز گرفتن! شاید اغراق بنظر برسد ولی کافیست گفته شود که پاسخ  مردم خارطوم برای اعتراض به ناسالمی انتخابات ازسوی بزرگترین احزاب سیاسی کشور به حضور قریب فقط ۷۰ نفر* در میدان بزرگ خارطوم منجر شد که یادآور تحصن نمایندگان  اصلاح طلب مجلس دوره هفتمِ خودمان است، شبیه میزان حضور مردم در مراسم ختم سحابی ها و حتی مرحوم منتظری است و شبیه حضور مردم در مراسم سالمرگ رهبر جنبش ملی نفت مصدق “کبیر” است. کافیست این میزان از حضور و مشارکت مردمی را با حضور همین مردم در مراسم خاکسپاری مرتضی پاشائی یا تشیع جنازه فردین مقایسه کنیم.
ژانگ شون Zhang Xun، رئیس هیئت ناظران چینی بر انتخابات سودان در بیانیه ایی؛ انتخابات سودان را شفاف، بی کم و کاست و مطابق با استاندادهای دموکراتیک توصیف کرد. اگر کسی در صحت این نظر رئیس ناظران چینی شک کند نیز کاملاً اشتباه کرده است. چون عمرالبشیر دیگر به تقلب در انتخابات نیازی ندارد زیرا که َنفَس کشی در آن کشور باقی نمانده است تا او را بطور جدی در عرصه سیاسی بچالش بکشد. دستگاه بوروکراتیک دولتی و حکومتی او بقدر کافی جیره خورِ نان و به نرخ روز خور دارد که بر حسب منافع و یا عادت به پای صندوقهای رأی می آیند و بطور خود کار و کوک شده هم، آرایشان را بنفع حزب حاکم و عمرالبشیر به صندوقها میریزند. و از این واقعیت تلخ تر ؛  اگر همین امروز،عمر البشیر به تیر غیب گرفتار شود، هیچ جریانی یا حزب و شخصیت توانمند و  مورد اعتمادی هم که توان بیدار و برانگیخته کردن جسد سیاسی جامعه سودان را داشته باشد تا مسئولیت اداره مملکت را بعهده گیرد دیگر در ان کشور باقی نمانده است.
عمر البشیر میتواند  بعنوان پیش مدل جمهوری اسلامی ما، در سالهای آینده به همه روزنامه ها هم اجازه انتشار بدهد چون در آن هنگام مشکل خطر آفرینی و اجازه انتشار چنان نشریاتی نیست بلکه  در چنان  روزموعودی، روزنامه خوانی در سودان باقی نمانده است تا بشیر پروای نوشتارهای انتقادی آنها را داشته باشد. عمرالبشیر میتواند ادعا کند در مقایسه با سوئد و دانمارک کمترین فشار سیاسی روی مخالفین وجود ندارد زیرا  دیگرمخالفی  باقی نمانده است و یا مردمی که حال و حوصله سیاست بازی را داشته باشند دیگر وجود ندارد.
بنا بر این نباید تعجب کرد اگر در آینده دولت ما هم بر حسب همان سیاق سودان وضعیت حقوق بشر را بهبود بخشد و فضا را گشاد کرده، به احزاب اجازه فعالیت بدهد و درب زندانهای سیاسی را هم تخته کند چون دیگر زندانی سیاسی و عقیدتی وجود نخواهند داشت، حجاب را آزاد کند چون دیگر برداشتن روسری و رفع حجاب چالشی برای نظام و فرهنگ حاکم آن نخواهد بود. درعرصه سیاسی رژیم هرکار میخواهد میتواند بکند بدون اینکه معترض جدی و میدانی برایش وجود داشته باشد که مزاحم شود.
در یک کلمه؛ بمعنای حق و حقوق سیاسی و شهروندی “بشری” وجود نخواهد داشت تا گشایش قفسها  و برداشتن محدودیتها آنها را بخیابانها بکشاند. ولی بیشک در چنین شرایطی؛ مشتری زندانهای جنائی زیاد و زیاد تر، تعداد قتلها، زورگیریها، سرقتهای مسلحانه ، چکهای برگشتی، دعواهای خانوادگی، اختلاسهای افسانه ایی، تن فروشی، اعتیاد آنچنان فزونی خواهد یافت که دستگاه قضایی مملکت دیگر قادر به کنترل آن جرائم نخواهد بود. فازی که هم اکنون مملکت مدتهاست که وارد ان گردیده است. وقتی چالشگری سیاسی و مدنی از جامعه ایی رخت بربندد چالشگری جنایی جای آنرا بسرعت پر میکند.
 ماهها قبل به دوستی که با او بحث میکردم ؛ غم انگیزانه؛ گفتم زمانی فرارسد که ما باید از اینکه در این مملکت  و در این رژیم دیگر زندانی و اعدامی سیاسی نداریم افسرده خاطر شویم زیرا این بمعنای انسانی شدن جامعه استبداد زده ما نیست بلکه حاصل مرگ جامعه مدنی و سیاسی  ماست. و سخنان حجت الاسلام شیخ جواد ظریف چیزی جز ترجمان چنین مرگ متحقق شده ای نیست!

*حزب الأمة

Sudan Tribune

The head of the Chinese delegation to monitor the Sudanese election, Zhang Xun, said the electoral process was characterised by transparency, stability and safety, and was held in line with international electoral standards .

دبی-العربیه. نت فارسی

اظهارات محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران مبنی بر این‌که در کشور متبوعش «زندانی عقیدتی» وجود ندارد، انتقادها و اعتراض‌های گسترده‌ای را در میان ایرانیان در پی داشت؛ به ویژه این‌که بسیاری از حامیان دولت حسن روحانی رئیس جمهوری کنونی ایران و مدافعان سیاست‌های ظریف، از میان اصلاح طلبان و زندانیان سیاسی هستند.

ظریف در گفت‌وگو با شبکه پی،بی،اس آمریکا گفت: «ما در ایران کسی را به خاطر عقیده و نظرش زندانی نمی‌کنیم».

آقای ظریف در این مصاحبه که روز چهارشنبه ۲۹ اوریل پخش شد، در پاسخ به سوالی در خصوص دلیل بازداشت جیسون رضاییان خبرنگار ایرانی-امریکایی توسط جمهوری اسلامی گفت: «کسانی که مرتکب جرم شوند و قانون کشور را نقض کنند، نمی‌توانند پشت این‌‌که روزنامه‌نگار یا فعال سیاسی هستند، پنهان شوند. مردم باید به قانون احترام بگذارند.»

او با بیان این ادعا که «دولت برنامه‌ای برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران دارد» افزود:‌ «ما باید اجازه دهیم که روند قضایی در ایران طی شود و من معتقدم که در پایان بهترین نتیجه به دست خواهد آمد.»

سخنان محمد جواد ظریف مبنی بر این‌که کسی در ایران به خاطر عقیده و نظرش زندانی نمی‌شود در حالی مطرح می‌شود که معترضان می‌گویند صدها فعال سیاسی و مدنی، روزنامه‌نگار، وکیل مدافع حقوق بشر و دگراندیش، در کنار اقلیت‌های دینی به خاطر فعالیت‌های مسالمت‌آمیز و حرفه‌ای‌شان، و یا به دلیل اعتقادات شخصی‌شان در زندان‌های ایران به سر می‌برند.

بعد از اظهارات ظریف بسیاری از کاربران اینترنتی با مراجعه به صفحه وزیر خارجه ایران در فیس بوک از این اظهارات انتقاد کرده اند.

این کاربران ضمن یادآوری نام تعدادی از زندانیان سیاسی و عقیدتی اعلام کرده اند مرزبندی با دولت قبلی به خاطر رویکرد این دولت در بیان غیرواقعی مسائل بود.