Archive for: July 2015

عربستان و مصر موتورهای توسعه و ترقی منطقه

Share Button

زمانی این بیانیه مشترک اعلام میشود که ژنرال سیسی و دستگاه جدید حکومتی مصر کمر به قلع و قمع اسلامگرایان، نه تنها در خود مصر بلکه در منطقه بسته و اخوان المسلمین و حماس را سازمانهای تروریستی اعلام کرده است  و در یمن از متحدین ائتلاف تحت رهبری عربستان علیه حوثیهای و انصارالله انهاست. و در همین رابطه میتوان فهمید که منظور از مبارزه با تروریسم از نگاه سران مصر و سعودی چیست. و د رعرصه فرهنگی نیز جالب است بدانیم پس از روی کار آمدن حکومت جدید( و نه فقط دولت جدید) در مصر، تمام نهادهای مذهبی بشمول مساجد کشور و موقوفات آنها تحت سرپرستی وزارت اوقاف قرار گرفته و هزاران مسجد بی جواز تعطیل شده و اموال آنها  از سوی دولت بحکم دادگاههای مصر مصادره شده است. دو روز قبل همین اهرام آنلاین خبری درج کرده بود که در مناطق توریستی مصر ورود زنان محجبه به رستورانها ممنوع گردیده است. اهرام آنلاین از ممانعت نگهبانان رستورانها از ورود زنان محجب به رستورانها گزارش داشت.

کشورهای عربی به رهبری عربستان و مصر در جهتی مخالف با جهتگیری ایران. کدامیک به کعبه رسیده و کدام از ترکستان سر درمی آورند؟

بنا به گزارش اهرام آنلاین دیروز ۳۰ ژولای، عبدل الفتاح السیسی رئیس جمهور مصر و وزیر دفاع عربستان محمد ابن سلمان بیانیه   مشترکی با عنوان ” بیانیه قاهره”  پس از دیدار بازدید یکروزه ولیهد دوم پادشاهی سعودی و وزیر دفاع آنکشور در پایتخت مصر صادر کردند که درواقع  ادامه تحولات چند ماهه یا یکساله اخیر در منطقه است. تشکیل نیروی نظامی مشترکِ عربی واکنش سریع در آغاز همین سال مسیحی بنا به پیشنهاد السیسی  به اتحادیه عرب یکی از همین رخدادهای پیامد دار استراتژیک میباشد.

تمام اعضای اتحادیه عرب باستثنای سوریه با تشکیل چنین نیروی واکنش سریعی موافقت کردند. حتی لبنان وعراق نیز  با گذاردن قید و شرطهایی پای این موافقتنامه را امضاء کردند. موافقت با تشکیل چنین نیروی ضربتی همزمان با ایجاد ائتلاف منطقه ایی به رهبری عربستان برای دفاع از دولت قانونی عبدربه منصورهادی در یمن بود. حال پس از این دو اتفاق بسیار مهم  سران مصر و عربستان بیانیه قاهره را صادر کرده اند که با توجه به مفاد آن میتوان آنرا سومین اتفاق بزرگ در خاور میانه تلقی کرد. این بیانیه را میتوان  سرآغز یک همگرایی منطقه ایی کشورهای عربی به رهبری مصر و عربستان تلقی کرد که کشوراولی نقش سکوی پرش اقتصادی و اقتدار نظامی و دیگری سکوی مالی جامعه مشترک المنافع عربی آینده را بازی خواهند کرد.

دولت سیسی برنامه های بسیار بلند پروازانه ای برای توسعه مصر دارد که از حمایت مالی، هم عربستان و هم سایر شیوخ خلیج فارس و هم غرب برخوردار است.

دیروز السیسی در مراسمی که بمناسبت پایان سال تحصیلی دانشکده نظامی مصر برای فارغ التحصیلان نظامی  سخن میگفت از جمله گفت: ” نقش فارغ التحصیلان نظامی از نقش فارالتحصیلان غیر نظامی (سویل) مهمتر نیست. او گفت توسعه واقعی، نیازمند ، علم، تکنولوژی و جنبشهای روشنفکرانه است.”

نفسِ همین اظهارات سیسی در دانشکده نظامی برای فارغ التحصیلان نشان میدهد که این ژنرال مصری در سَمتِ درست تاریخ ایستاده  و جهت درستی را برگزیده است و حکومت عربستان هم با وقوف براین مسئله است که با چشم انداز همگرایی بیشتر و بیشتر با این بزرگترین و مرجعترین کشور عربی، برای ایجاد یک اتحادیه واقعی از کشورهای عربی، نه از نوع  آن اتحادیه ایی که جمال عبدالناصر، نمیری، قذافی. حافظ اسد برمبنای غرب ستیزی و شرقگرایی بنیان گذاردند و بدون اینکه از حد شعار های سیاسی و ایدئولوژیک ضد اسرائیلی فراتر رود ازهم  فروپاشید.

بیانیه قاهره که دیروز ۳۰ ژولای، پس از دیدار عبدالفتاح السیسی رئیس جمهور مصر و شاهزاده محمد ابن سلمان وزیر دفاع و ولیعهد دوم عربستان امضاء و انتشا ر یافت شامل ۶ بند بشرح ذیل میباشد:

۱ ـ توسعه همکاری و همیاری نظامی بمنظور ایجاد یک نیروی نظامی عربی واحد.

۲ ـ تسریع همکاری متقابل و سرمایه گذاری بین دوکشور در عرصه های؛ انرژی، برق، و حمل و نقل.

۳ ـ دستیابی به همگرایی اقتصادی بین دو کشور و تلاش برای راندن آنها بسوی  پیویستگی با جریان اقتصادی دنیا.

۴ ـ افزایش سرمایه گذاری بین مصر و عربستان سعودی با هدف افزایش پروژه های مشترک در هردو کشور.

۵ ـ تقویت همیاری در زمینه های؛ سیاسی، فرهنگی و رسانه ایی با هدف مقابله مشترک با تهدیداتِ بی ثبات آفربن جاری در منطقه.

۶ ـ تنظیم نقشه فلات قاره ایی (مرزهای آبی  در دریای سرخ) بین  دو کشور.

توضیح اینکه در ماه می(اردیبهشت ) گذشته،  بدنبال تصمیم اتخاذ شده در نشست سران اتحادیه عرب در مارس همین سال، فرماندهان ارتشهای کشورهای عربی در نشستی در قاهره اعلام کردند که هدف این نیروی رزمی مقابله با چالشهایی است که بویژه از سوی سازمانهای تروریستی در برابر کشور های عربی قرار دارد.

پایان ترجمه مفاد بیانیه قاهره.

این توضیح را در رابطه با بند ۴ این بیانیه باید اضافه کنم: ـ زمانی (این جوانک بی تجربه؛ بقول مقام معظم  رهبری در اشاره به این ولیعهد و وزیر دفاع عربستان)، این بیانیه  مشترک اعلام میشود که، ژنرال سیسی و دستگاه جدید حکومتی مصر کمر به قلع و قمع اسلامگرایان، نه تنها در خود مصر بلکه در منطقه بسته و اخوان المسلمین و حماس را سازمانهای تروریستی اعلام کرده است  و در یمن از متحدین ائتلاف تحت رهبری عربستان علیه حوثیهای و انصارالله انهاست. و در همین رابطه میتوان فهمید که منظور از مبارزه با تروریسم از نگاه سران مصر و سعودی چیست. و د رعرصه فرهنگی نیز جالب است بدانیم پس از روی کار آمدن حکومت جدید( و نه فقط دولت جدید) در مصر، تمام نهادهای مذهبی بشمول مساجد کشور و موقوفات آنها تحت سرپرستی وزارت اوقاف قرار گرفته و هزاران مسجد بی جواز تعطیل شده و اموال آنها  از سوی دولت بحکم دادگاههای مصر مصادره شده است. دو روز قبل همین اهرام آنلاین خبری درج کرده بود که در مناطق توریستی مصر ورود زنان محجبه به رستورانها ممنوع گردیده است. اهرام آنلاین از ممانعت نگهبانان رستورانها از ورود زنان محجب به رستورانها گزارش داشت.

Egypt, Saudi Arabia issue “Cairo Declaration” to strengthen cooperation

Earlier on Thursday, Egypt’s president stated that Cairo is committed to cooperation with Riyadh, saying ‘You will only see us standing side by side’

Ahram Online , Thursday 30 Jul 2015

Sisi

Egyptian President Abdel Fattah El-Sisi meeting with Saudi Defence Minister Salman Bin Abdel Aziz in Cairo on July 30, 2015 (Photo: Al-Ahram)

Egyptian President Abdel Fattah El-Sisi and Saudi Defence Minister Mohammed Bin Salman issued what they name the “Cairo Declaration,” outlining six facets of cooperation between Egypt and Saudi Arabia.

 

Following closed bilateral talks between El-Sisi and Bin Salman, the Egyptian presidency issued a statement highlighting the six points of cooperation between the two nations.

The “Cairo Declaration” includes the following components, according to the statement:

1. Development of the military cooperation and working towards establishing the Joint Arab Force.

2. Enhancing the joint cooperation and investment between the two countries in the fields of energy, electricity, and transportation.

3. Achieving economic integration between the two countries and working on making them a key focus of the World Trade movement.

4. Intensifying mutual investments between Egypt and Saudi Arabia, aiming to increase joint projects in both countries.

5. Strengthening cooperation in the fields of politics, culture, and media in order to jointly counter the dangers of the current regional destabilisation.

6. Defining the maritime borders between the two countries.

Maritime borders between Egypt and Saudi Arabia have never been formally defined. The Red Sea, which separates the two countries, is the body that is to be demarcated.

In May, Arab army chiefs-of-staff met and agreed to form a joint Arab military force as was proposed during an Arab League summit in March. The force’s efforts intend to combat common challenges, in particular terrorist organizations.

Officials of the two states vowed during the meeting to maintain security for the MENA region.

Bin Salman is expected to leave Cairo on Thursday following his one-day visit and meeting with El-Sisi.

Salman also attended the graduation ceremony of the Egyptian Military Academy, which was attended by most of Egypt’s top ministers and officials.

The oil-rich Saudi kingdom has been a strong ally economically and politically to Egypt since the ouster of Islamist President Mohamed Morsi in July 2013.

..

Egypt and Saudi Arabia guarantors of Arab security: Sisi

Sisi

Egypt’s president says Cairo is committed to cooperation with Riyadh, saying ‘You will not see us but together’

Ahram Online , Thursday 30 Jul 2015

Challenges in the Arab region can only be overcome with Egypt and Saudi Arabia cooperating hand-in-hand, Egyptian President Abdel-Fattah El-Sisi said Thursday.

El-Sisi told graduating students of the Egyptian Military Academy at a ceremony also attended by Saudi Defence Minister Mohammed Bin Salman, who is visiting Cairo, that Egypt and Saudi Arabia are the “wings of Arab national security.”

He described Bin Salman’s presence at the ceremony as a “strong message” to Egypt and Saudi Arabia’s respective peoples, and to Gulf countries, that both governments enjoy close cooperation.

“You will not see us but together,” he said.

El-Sisi commented on “highly difficult regional circumstances,” saying they require “security vigilance and extra effort.”

Salman, who is also Saudi Arabia’s deputy crown prince and second deputy prime minister, is expected to sit with El-Sisi and Egyptian top officials to discuss bilateral and regional relations.

Egypt and Saudi Arabia have been close allies since the ouster of Islamist President Mohamed Morsi in July 2013.

Both Egypt and Saudi Arabia have denied reports of tensions between Cairo and Riyadh after the new Saudi monarch, King Salman Ibn Abdel Aziz, came to power. After the chief of the Palestinian Islamist movement Hamas, Khaled Meshal, visited the kingdom last week and met with King Salman, reports about rising tension between Cairo and Riyadh again surfaced. Relations between Cairo and Hamas soured following Morsi’s ouster.

The oil-rich Saudi kingdom is allegedly making efforts to reduce tensions with Muslim Brotherhood allies. These efforts are reportedly being made to counter the influence of Iran, the kingdom’s arch rival in the region.

Egyptian Foreign Minister Sameh Shoukri met with his Saudi counterpart in Riyadh last week where both officials asserted continued cooperation between their governments.

Next week, US Secretary of State John Kerry will meet with Egyptian and Gulf leaders for talks on the recent nuclear deal with Iran in addition to developments in confronting Islamic State (IS) group militants in the region.

Kerry will visit Cairo Sunday before he heads the following day to Doha to meet with Gulf Cooperation Council leaders.

Local affairs

El-Sisi also addressed local affairs in his speech to graduating military students.

He announced that the long-delayed Egyptian parliament will be elected before the end of 2015.

In March, the High Constitutional Court ruled that some articles in Egyptian elections legislation were unconstitutional, delaying the scheduled elections process.

The government has been delegated with amending the law in question and resubmitting it for approval.

Egypt has been without parliament since 2012. The president holds legislative powers until the election of a new House of Representatives.

Meanwhile, El-Sisi also congratulated the students on graduation and joining Egypt’s police and military forces.

He added that the role of military graduates is not more important than graduates of civil studies, adding that “true development” requires science, technology and intellectual movements.

…..

Media professionals issue recommendations on covering terrorism

Egypt

The conference was held in Ramses Hilton Hotel in Cairo Downtown, Egypt, 29 July, 2015 (Photo: Karim Abdel Kodos)
AhramOnline
30 July

Karim Abdel Kodos , Thursday 30 Jul 2015

Professionals in the field of journalism discussed what they described as “unprofessional coverage” by Egyptian media of recent terror attacks,  providing recommendations on how coverage of such topics can be improved during a Cairo media conference on Wednesday.

The conference, entitled “Media and Confronting Terrorism”, was organized by Egyptian Media Production City (EMPC), the main state broadcaster, and in cooperation with the Arab Organization For Dialogue & International Cooperation (AICO).

The conference began with an opening speech by Osama Heikal, the CEO of EMPC. He stated that the purpose of the conference is to confront media problems in Egypt, especially concerning the war on terrorism.

The conference also submitted recommendations that will be submitted to President Abdel-Fattah El-Sisi.

Egyptian Radio and Television Union head, Essam El-Amir, said that conferences of this type are important to assess the media’s status.

“There is a fine line between covering terrorism news and propagating ideologies of terroristic groups,” El-Amir added, referring to a number of instances where media have aired Islamic State propaganda and videos of beheadings.

In a statement to Ahram Online, El-Amir also emphasised the importance of three councils aimed at regulating the Egyptian media which are mandated in the new constitution.

They include the Higher Council for Regulating Media, the National Commission for Audiovisual Media, and the National Commission for state journalism.

These three councils are required by the new constitution, but can only be established once a new Egyptian parliament is elected.

Among the attendees was Yehia Qallash, head of Egypt’s Journalists Syndicate, who said that freedom of the press is parallel to the freedom of the people. He added that journalists and heads of media should receive training on how to properly cover reports of terrorism.

Attendees discussed what they described as unprofessional coverage of the recent terror attacks in Sinai. Egyptian media faced criticism following this coverage due to contradictions in the numbers of victims.

A draft terrorism law has recently been considered and it includes controversial article 33 that states that journalists publishing articles on terror attacks that are not aligned with official statements will face up to two years in prison. Reporting on the conflict in North Sinai is extremely difficult for journalists, who usually rely on reports from locals.

At the end of the conference, Heikal listed the major recommendations that participants came up with, which included making a framework for media to deal with crises and training junior journalists and media executives.

..

Yemen: Iranian fighters caught among Houthi militias, says Aden governor

Share Button

..The governor of Yemen’s southern Aden province revealed on Wednesday that Iranian fighters have been caught among the Houthi militias currently in control of large parts of Yemen. Naif Al-Bakri told Asharq Al-Awsat forces loyal to Yemen’s internationally recognized President Abd Rabbuh Mansur Hadi “have taken hostage a number of Iranians and fighters from other nationalities” following their recent victories in the Aden, Lahj, and Abyan provinces

Arafat Madabish

Saudi-led airstrikes target northern Houthi stronghold

Sana’a and Riyadh, Asharq Al-Awsat—The governor of Yemen’s southern Aden province revealed on Wednesday that Iranian fighters have been caught among the Houthi militias currently in control of large parts of Yemen.

Naif Al-Bakri told Asharq Al-Awsat forces loyal to Yemen’s internationally recognized President Abd Rabbuh Mansur Hadi “have taken hostage a number of Iranians and fighters from other nationalities” following their recent victories in the Aden, Lahj, and Abyan provinces.

Bakri added that “among the hostages and those killed are several specialists, fighters, and military cadres” from different nationalities including Iran and that the hostages were currently being questioned.

Recent reports from Aden and elsewhere in the country have suggested the presence of Iranian fighters among the Houthis, with fighters from the Popular Resistance telling Asharq Al-Awsat in recent weeks they had found Iranian-marked weapons and supplies in Houthi positions vacated by the group.

Several sources have also told Asharq Al-Awsat in recent months that Iranian operatives including military experts have been present in Yemen’s capital Sana’a, which the Houthis currently control.

The latest revelation by Aden’s governor would, however, if true be the first time direct proof has been uncovered of an Iranian presence among Houthis ranks in Yemen.

The Houthis, backed by Iran and ex-president Ali Abdullah Saleh, have been in control of Sana’a since September of 2014 and launched a coup in February this year deposing President Hadi and the country’s government.

After a month-long house arrest imposed on him by the Houthis, Hadi fled to Aden and then Saudi Arabia in March and requested the Kingdom and its Arab allies intervene with military force in the country in order to restore political legitimacy in the country.

The Saudi-led air campaign against the Houthis in Yemen began on March 26.

The campaign was briefly paused from Sunday evening due to a five-day ceasefire declared by the Saudi-led coalition to allow humanitarian supplies to reach Yemenis caught up in the conflict, which in addition to the strikes has also seen fierce fighting on the ground between the Houthis and Hadi loyalists.

However, the airstrikes quickly resumed after the Houthis broke the terms of the truce and continued military action and targeting civilians throughout the country as the ceasefire began.

A previous ceasefire offer from the Arab coalition was extended to the Houthis in May, but the group again resumed hostile activities just as the truce began, leading the coalition to resume airstrikes.

The coalition said in a statement last week that it reserved the right to restart airstrikes should the Houthis fail to respect the current ceasefire.

On Wednesday the coalition said it had launched a series of air raids on Houthi militias and forces loyal to Saleh in the Houthis’ northern stronghold of Saada.

Fighting also continues on the ground between Hadi loyalists and Houthis militias for the strategic Al-Anad Airbase, some 35 miles (60 kilometers) north of Aden, in the southern Lahj province.

Fahd Al-Zayabi contributed additional reporting to this article.

Arafat Madabish

بمناسبت ۳۵مین سال درگذشت آخرین پادشاه ایران

Share Button

انقلابیون چپ، مصدقی و مذهبی میهنمان، پهلوی ستیزی را از سیاسی بودن فراتر برده و آنرا ایدئولوژیزه کردند و رژیم برآمده از انقلاب با تمام ماشین تبلیغاتی غول آسای خود، این ایدئولوژی سازی پهلوی ستیزی را فرهنگی (کالچرالیزه) کرد یعنی آنرا تا سطح پیش شعور(آ ـ پریوری) متعارف و عادی مردم فرا بُرد.

دیروز ۲۷ ژولای ۳۵مین سال درگذشت پادشاه فقید ایران، محمد رضا شاه پهلوی بود. سرنوشت تلخ او و سرزمینی که او پادشاهش بودرا میتوان با سرنوشت یزدگرد سوم و پایانِ غم انگیز نه تنها سلسله ساسانی بلکه  پایان امپراطوری ایران در آن زمان مشابه دانست. البته اگر از تفاوت  نوع مرگ این دوپادشاه و تفاوت شرایط تاریخی و اجتماعی آن زمان ایرانمان با ایران دوران پهلوی بگذریم و آنرا نایده بگیریم.

انقراض این دو پادشاهی ایرانی، آن یک بدست اعراب بَدَوی، که پرچم دین اسلام را برای بسیج و همزمان اغفال مردم برافراشته بودند، و وعده برقراری عدل و داد درزمین و پاداش اُخروی در در آن دنیا؛ در بهشت با حوریان و غلمانهای خوش بَر و پیکرِ بسیار، باغهای مصفا با جویبارهای شیر و عسل را به اعراب گرسنه میدادند، انجام  شد و سقوط این یک نیز توسط نیرویی از همان جنس و خمیره تاریخی، و بهمان نسبت بَدَوی و تمدن ستیز که؛ با وعده مجانی شدن آب و برق و خانه دارکردن همگان و برقراری عدالت، رأفت اسلامی، مستضعف نوازی  و مستکبر زدایی..، در این دنیا و تأمین ویلاهای لوکسِ رایگان در بهشت مملو از حوریان و غلمانانِ سیمین تن ومرمرین پیکر به کوشندگان راه اسلامگرایی و رستگار شوندگان، توانست توده مردم را بمیدان کشد تا رژیم شاه را سرنگون کنند و آخوندها و طلاب تشنه قدرت و ثروت را به سریرقدرت برسانند.

تحققِ وعده های مهاجمان اولی برای پیروانشان، بجای آخرت، در همین دنیا، در سرزمینهای مفتوحه  نقداً انجام یافت و آنها در آن مستملکات جدید هم به پری پیکران مُفت و جوان  رسیدند و هم به ثروت و مکنت و دولت و آبادیهای بیشمار و رعایای بیشمارتر.  حاصل تحقق وعده های مُبِدعان نخست برای مردم ممالک مفتوحه، چیزی جزمحکومیت آنان به تغیر دین یا جزیه پردازی، بردگی و غلامی، اسارت زنان و دخترانشان و کشتار متمردان  بسیار  از آنان نبود.

نتیجه تحقق وعده حکومت اسلامی جدید در میهن ما هم، برای فاتحانی که در پس سرنگونی رژیم شاه، از حوزه های علمیه به دستگاههای کشوری و لشگری و قضائی و مقننه سرازیر گشته و روی ثروت های مصادره شدهِ بی حساب ایستاده بودند، برای این فاتحان؛ ثروت، مکنت، قدرت؛ برای ملت فقر و بدیکاری و بدبختی همگانی و برای شکست خوردگان سیاسی که با فریب به این تله فاجعه بار و جبران ناپذیر تاریخی کشانده شده بودند، بدبختی، دادگاه های سرهم بندی شده ای که قانونشان اراده قاضی شرع بود و کیفرشان غالباً اعدام های سریالی با جرثقیل هایی اسلامی، تواب سازی های گروهی، جدا سازی زنان و مردان، چادر و مقنعه پوش کردن اجباری زنان و دخترانشان، آزادی عمل یافتن دزدان و چپاولگران ثروت ملی، و زندان و حبس و اعدام  برای   دزد ـ زدگان، ترورِعلنی و پنهانی مخالفان  رژیم در داخل و خارج کشور، راه اندازی گشتهای  کنترُل  و ارعاب آفرین از هر نوع و قماش، راه اندازی دستجات سرکوب در هرکوی و برزن از  محل کار گرفته تا  محل تحصیل و تفریح  بنام بسیج، پلیسی و امنیتی کردن تمام محیط اجتمایی و زندگی خصوصی مردم بود.

شکست ارتش ایران و مرگ یزدگرد سوم در ۱۴ قرن پیش، صرفاً تغیر یک رژیم سیاسی و یا یک سلسله پادشاهی و حکومتی در کشورما نبود بلکه پایان یک دوره تاریخی همراه با؛ الغاء، انحلال  و جایگزینی یک تمدن، فرهنگ و هویت تاریخی با فرهنگ و هویتی دیگر از نوع قبیله ایی و زندگی بیابانگردانه بود*.  در مورد اعرابی که به ایران حمله و آنرا فتح کردند سخن از تمدن نمیتوان گفت زیرا در اجتماعات بادیه نشین و بیابانگرد شبه جزیره عربستان آنروز، از تمدن، بمعنای شهر نشینی و دولت/ کشور بمعنای همان روزگار هم  اساساً خبری نبود . بادیه نشینیان عربِ حجاز و کل شبه جزیره عربستان مانند هر قوم و قبیله اولیه ایی از خود فرهنگ قومی و قبیله ایی خویش را داشتند و همین فرهنگ بود که در سرزمین ما  جایگزین فرهنگ  کهن ایرانی ودین زرتشتی و ادیان آریایی  آن گردید و بر آن چیره شد.

هدف از نگارش این یاداشت واکاوی تاریخ نیست که من، (نگارنده این سطور)، اینکاره هم نیستم ولی بنظرم تا همین حد اشاره برای  ادامه مطلب لازم بود.

نزدیک به ۳۸ سال پیش مردم ایران که هر گروه اجتماعیشان توسط پیشکسوتان و مراجع سیاسی و دینی خاصِ مورد اقتدای خویش در آنروزها، با شعارهایی که ربطی به زندگی و عالم واقعی نداشت و از ایدئولوژیهای تجربه نشده و یا وعده های  امتحان نشده موعظه گران دینی گرفته شده بود، به خیابانها آمدند و رژیم شاه را سرنگون کردند. با وقوع انقلاب اسلامی، تنها شاه و رژیم پادشاهی سرنگون نشد بلکه دهها سال  دستآورد دولت سازی  با دیوانسالاری اداری، نظامی و قضائی اش نیز سرنگون و منهدم گردید فرهنگ باز سازی و نسبتاً احیا شده ایرانی  مجدداً زیر ساطور دین و آئین کاسبکاران دینی قرار گرفت.  نه تنها رژیم و نظام سیاسی  کشور، بلکه هویت ، تاریخ ، تمدن و جاده و پلهای ارتباطی؛ سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی که ایران ما را به دنیای متمدن وصل میکرد نیز کاملاً ویران و نظام مورد نظر روحانیون و اسلامگرایان تازه به قدرت رسیده طبق الگوی شکل گرفته در درون شبستانهای مذهبی و حوزه های علمیه، در سطح مملکتی پیاده گردید. رژیمی که از پس  انقلاب شکل گرفت نه جمهوری بود و نه حتی دینی  و اسلامی بلکه  نظامی مبتنی بر  سلطه بلا منازع بخشی از الیگارشی  دستگاه روحانیت بود که مسئله عمده اش نه دین و نه مملکت بلکه  کسب و حفظ قدرت بود. باندی از روحانیون که  با خمنینی و سپس با خامنه ایی بیعت کرده و  بدانها اعلام سرسپردگی کرده بودند. و برآن بود تا فرهنگ و رفتار حوزوی را به فرهنگ و رفتار چیره در کشور تبدیل کند.

نه یزد گرد سوم و سایر پادشاهان ساسانی مبرا از ستمگری و زورمداری بودند و نه  رژیم شاه و سلسله پهلوی. هرچند پادشاهی یزدگرد حضیض و انتهای خط نزولی یک امپراطوری باستانی در جهان کهن بود و سلسله پهلوی و رژیم شاه برعکس، سرآغاز یک رستاخیز جدید تمدن ایرانی و آغاز یک خط صعودی توسعه، ولی شباهتهای تاریخی این دو انقراض ویرانگر بسیار واجد اهمیت تحلیلی و تاریخی هستند.

اگر تمدن معاصرکه تجدد محوراست را صرفاً به آزادی های سیاسی، از نوعی که طی ۱۰۰ تا ۲۰۰ سال اخیر، در اروپا و آمریکا نهادینه شده است محدودنکنیم و ندانیم  بلکه، اصلی ترین پارامترهای گذار به عصر مدرن؛ یعنی شاخصهای اقتصادی، اجتماعی، جایگاه یابی بین المللی و منطقه ایی یک کشور را بعنوان موئلفه های اصلی  تحول  مترقیانه قرار دهیم، رژیم شاه یکی از مدرنترین و مترقیترین رژیمها در میان کشورهای درحال توسعه  و در نوع خود بود.

هانا آرنت فیلسوفه آلمانی قرن پیش، در رساله خود با عنوانِ اتوریتی( اقتدار) چیست؟ مبحث اتوریته را در رابطه با  پروسه دولت سازی  مورد برسی قرار داده و با استفاده از آموزه های افلاطون، بعنوان پدرعلوم سیاسی و ماکیاولی بعنوان پدر سیاستورزی و دولت سازی مدرن، مُدل رومی باستانی را الگوی  کلاسیک اعمال اقتدار برای دولت سازی میداند. او با نقل نظرات سیسرو؛ ماکیاولی، روبسپیر، مارکس و ..، مینویسد که  فرایند دولت سازی بدون اعمال جبر، قهر و خشونت ممکن نیست. او نمونه الگوی افلاطونی مدینه فاضله را نمونه ایی تحقق ناپذیر میداند ولی ضمناً میگوید، دولت از ترکیب قدرت و مشروعیت ساخته میشود.  بنا  بنوشته او، الگوی افلاطونی که بعدها از طرف کلیسای روم گرفته شده و تکمیل گردید در کنار تجربه تاریخی اقتدار امپراطوری کهن رومی و دولتمداری آن توانست به امپراطوری روم، هم مشروعیت و هم اقتدار بدهد. **

مسئله ایی که من،(نگارنده این سطور) در اینجا روی آن تأکید دارم انکار یا اثبات ضروتِ کاربرد قهر و قدرت در پروسه ملت ـ دولت سازی، که کم یا بیش بسته به وضعیت سیاسی، تاریخی، اجتماعی و .. ، درهر کشوری اعمال شده، میشود و ناگزیر هم هست نمیباشد، زیرا که  ساختارسازی یک دولت، (چه دولتها و امپراطوریهای فئوادلی قرون وسطایی و چه دولتهای مدرن “ملی” امروزی) به آرامی و صلح و صفای همگانی و مرضی العامه  پیش نمیرود بلکه مسئله اینست که در بسیاری کشورهای جهان سوم که جمهوری اسلامی ما بدتربن نمونه در میان آنهاست، اعمال خشونت، قهر و قدرت، پس از انقلابات و تغیر نظامهای سیاسی، نه درجهت دولت سازی مدرن و منافع ملی همجهت با پیشرفت تاریخ، بلکه در جهت ویران سازی، درجهت اوراق کردن آنچه ساخته شده بوده است برای استیلاگری  قرار داشت و همچنان قرار دارد. و در اینجاست که در تعریف و تحلیل یک دیکتاتوری نباید صرفاً خود را به قضاوت از روی شباهت ظاهری اعمال اقتدارمحدود کرد بلکه باید جهتگیری جهانی و تاریخی آن یک دیکتاتوری و میزان ضرورت کاربرد اقتدار و جبر را نیز در نظر گرفت.

برای مونتاژ یک دستگاه، یا ساختن یک بنا، نیروی فیزیکی لازمست و برای پیاده و اوراق کردن آن دستگاه یا بنا نیز. آنچه مهم است، اینست که بدانیم که با کاربرد قدرت، اعمال زور، چه چیزی را مونتاژ( assemble) میکنیم؟ و چه  چیزی را دی مونتاژ ( disassemble) یعنی اوراق میکنیم؟.

رضا شاه و شاه دیکتاتوری کردند تا بسازند و تمدنسازی کنند و رژیم جمهوری اسلامی قدرت و جباریت بکار برد تا ساخته های آنها را اوراق کرده، تا مملکت را صاحب شده بچاپد و نظام  یغما گر، نا مشروع و سترون خود را بنا نهد، نظامی که بعلت نخاله های فکری، اعتقادی، گفتمانی، سازمانی، سیاسی، فرهنگی و اخلاقی در ذره ذره پی بنیاد و ساختمانش، نه ماندنی است، نه بالیدنی و توسعه آفرین. این نظام بعلت وجود همان نخاله ها و تناقضات بسیار در بافتمان  وساختار قدرتش  قادر نیست خود را با زمانه وفق دهد، هر چند برای نیل به این هدف، مذبوحانه هم دست و پا میزند.  تطبیق یافتن با زمان و دنیای سریع التوسعه امروز، با نظام سیاسی فقیه و ولی ـ بنیاد و شارلاتان پرور جور درنمی آید. کافیست تا به سایت دیروز تسنیم یکروز  پیش مراجعه کنیم و ببینیم از بابک زنجانیهای دوم و سوم و ۳ میلیارد دلارهای برباد رفته ی جدیداً افشاء شده خبر میدهد ، کافیست تا  به سایت تابناک امروز مراجعه کنیم و منظره چندش آور قمه زدن ضعیفه های بسیجی و کفن پوش را در خیابانهای تهران در اعتراض به فیلم رستاخیز ببنیم تا بدانیم منظور از نخاله های انسداد آفرین و مخرب چیست؟. این نظام نخبه پرور نیست بلکه معتاد پروراست، انسان سازنیست انسان سوز است، غرور ملی آفرین نیست بلکه خفت ملی آفرین است. و با معتاد پروری، حقارت پروری، بی اخلاقی، نظامی مدرن، بالنده و توسعه گرا و انسان ساز، ایجاد و مستقر نمیگردد.

رژیم شاه؛ از آنجهت سقوط نکرد که فاسد بود( زیرا درجه فساد در رژیم شاه در مقایسه با کشورهای مشابه مانند کره جنوبی، چین امروز، برزیل، و… ، اگر کمتر نبود بیشتر هم نبود. از مقایسه آن با جمهوری اسلامی باید کاملاً گذشت که طنز آمیز است)، رژیم شاه؛ از آنجهت سقوط نکرد که دیکتاتور بود، از آنجهت سقوط نکرد که مملکت را به افلاس و بدبختی کشانده بود، از آنجهت سقوط نکرد که مملکت را به  انسداد اقتصادی و سیاسی و دیپلماتیک کشانده  یا  آنرا تو سری خورده  همسایگانش کرده بود.  رژیم شاه در درجه اول از آن جهت سقوط کرد که؛ با نشانه گرفتن افق های بلند پروازنه دیگری برای کشور در مقابل نیروهایی ایستاده بود که برای آنها شعارهای آزادیخوانه فقط و فقط وسیله ایی برای سرنگونی و تغیر نظام بود،  نیروهایی که هریک برای مدینه آرمانی اتوپیک خویش ساخته، الگوی حاضر و آماده  خود راداشتند. نیروهایی  که برای فردای مملکتی که فرمانروایی بر آن را حق  مسلم  و انحصاری خود میدانستند، الگوهای مورد نظر خود را در در خورجین سیاسی خویش حاضر و آماده داشتند.

رژیم شاه  بر اساس الگو برداری از راههای رفته و امتحان شده، در اندیشه  ایجادِ تمدن بزرگ و تبدیل ایران به ژاپن خاورمیانه  بود و مخالفانش، بسته به نوع ایدئولوژیشان که دینی؛ شریعتیستی یا خمینیستی، چپ روسی یا چینی و یامصدقیسم پهلوی ستیز جهان سومی بود، برای مدرنیزه کردن کشور توسط آن رژیم و تلاشش برای رساندن آن بپای کشورهای صنعتی تره هم خُرد نمیکردند و آنرا یکسره سیاستهای دیکته شده از آنسوی آبها معرفی میکردند. برخی از اینها میخواستند ایران را سراسر ویتنام کنند و شعار آنرا میدادند و برخی دیگر به تقلید از اولیها میخواستند ایران را سراسر کربلا کنند و کردند و چه کردنی هم!

روشنفکر نمایان سیاسی، دموکراتهای کتابی، آزادیخواهان کلامی وآخرت پرستان دینی( البته برای مردم و درحرف و نه برای خودشان که مظهر دنیا پرستی بودند)  هریک جز به تحقق مدینه ی آرمانی یا اعتقادی خویش به گزینهِ دیگری نمی اندیشیدند، مدینه هایی که آزمونشان را در روسیه، چین، آلبانی و کامبوجیای پول پوتی و افغانستان خلقی ـ پرچمی و یا زیمبابو موگابه ای و کوبای کاستروئی و سرانجام، چرکین ترینشان را، در جمهوری ولایی و اسلامی  خودمان دیده و تجربه کرده و میکنیم.

گناه کبیره و اشتباه بزرگ رژیم شاه این بود که بعلت پیشروی خود، نه تنها از جامعه سنتی بلکه از جامعه متوسط سیاسی  مملکت  نیز فرسنگها فاصله گرفته بود. جامعه سیاسی  متوسط  مملکت در آنروزها تحت تأثیر رخدادهای خاورمیانه،  نظام سیاسی برآمده از انقلاب بلشویکی اکتبر،  تبِ داغِ جنبشهای ضد استعماری در ۳ قاره جهان، جنگ و دشمنیی اعراب و اسرائیل،  قرار گرفته بود.   این جامعه سیاسی توجهی بدین امر نداشت که میهن ما با گیر افتادن بین دو تیغه گازانبر رقابتهای  ژئواستراتژیک و ژئوپولیتیک دو سیستم جهانی رقیب در جهان برای پیشرفت، راهی جز آنکه که رژیم شاه برای پیشرفت مملکت برگزده بود  در برابر خود نداشت.

در فردای انقلاب اسلامی بخشهای متوسط جامعه زود بیدار شدند و به این رژیم پشت کردند. ۳۸ سال زمان کمی نبود تا بخشی از انقلابیون سابق هم که موتور  اولیه انقلاب بوده بودند، از هر تیپ و طبقه پی ببرند که  آن انقلاب فاجعه بود و نباید  انجام میگرفت. بخش عظیمی از توده عادی  مردم و  تقریباً همه نیروهای انقلابی سابق، چه آنها که از همان فردای انقلاب بفتوای خمینی و حکم دین، زیر ضربه رفتند و چه آنها که جذب  دستگاه حکومتی شده ولی نوبت به نوبت از گردونه بی ترحم نظام بیرون انداخته شدند،  امروزه دیگر کتمان نمیکنند که آن انقلاب فاجعه بود و نباید میشد. ولی افسوس که تنها رژیم شاه نبود که با انقلاب اسلامی سقوط کرد بلکه شرافت و اخلاق مدنی و فردی هم با آن، در جامعه ما سقوط کردند و شاید بیشتر از همه دربین بخش وسیعی از روشنفکران سیاسی ما.

انقلاب آفرینانِ چپ، مصدقی و مذهبیِ میهنمان، پهلوی ستیزی را از سیاسی بودن فرا تر برده و آنرا ایدئولوژیزه کردند و رژیم با تمام ماشین تبلیغات غول آسای رسانه ای و آموزشی خود این ایدئولوژی سازی پهلوی ستیزی را فرهنگی (کالچرالیزه) کرد یعنی آنرا تا سطح پیش شعور(آ ـ پریوری) متعارف و عادی مردم فرا برد. تحلیلگر وکنشگر سیاسی امروز میهنمان خود را در میدانی میابد که در دوران جاهلیت خویش، خود، خطوط، نام و آدرس آنرا از پیش مهندسی و مقرارت آنرا نیز تدوین کرده است و حالا این تحلیلگر و کنشگر سیاسی، پس از ۳۸ سال خود را مجبور می بیند در همان میدان با همان قواعد و زبان متناسب آن رفتارکند که  خودش هم دیگر آنها را قبول ندارد ولی انکار آن گذشته نیز هزینه ایی دارد که پرداختش سنگین بنظر میرسد.  کمترین هزینه نقد گذشته، از دست دادن آن سرقفلی (کاذب) سیاسی است که طی چندین دهه ایجادگشته و اعتبار آفرین بوده است و دست شستن ازعناوینِی چون روشنفکرسیاسی، مترقی، دموکرات و انقلابی و به زباله دانی انداختن  همه آن مدالهای سیاسی  که روزی افتخار آمیز بودند آنقدر مصیبت آمیز مینماید که جان دادن برای حفظشان از دست شستن از آنها بسیار آسانتر است. لذا  شهامت نقد نیز در بین بازیگران سیاسی دیگر وجود ندارد(هرچند این عادت قبلاً هم  در این جماعت مرسوم نبوده است) و ایراد  اصلی کار  نیز در همینجا است، زیرا، بدون چنین نقدی که نه تنها متوجه افراد و جریانها ی سیاسی و مذهبی بلکه  متوجه کل انقلاب و گفتمان سلبی و ایجابی آن گردد، نقدی که مسئله را از مشکلات و کاستیهای خُرد اقتصادی و سیاسی  به  مسئله بحران هویت  و سرقت فرهنگی و هویت تاریخی تعمیم داده، اجماع آفرینی کند، برون رفت از این بست تاریخی که بدان گرفتاریم ممکن نمیباشد.

بر آنها که بر خان نعمت یا یغمای نظام برآمده از انقلاب نشسته اند حرجی نیست اگر همچنان بر طبل انقلاب بکوبند و این رژیم ولایی را یکی از بهترین رژیمهای دنیا معرف کنند و در دیوسازی از رژیم گذشته و شخص شاه بکوشند، ولی سکوت در مقابل ظلمی که ما ملت ایران، با اقتدا به همان مراجع سیاسی و اعتقادی و دینی پیش اشاره شده، در حق سلسله پهلوی (پدر و پسر) کردیم که در حقیقت یک خودزنی ملی و تاریخی بود، قابل گذشت و چشم پوشی نیست بویژه وقتی که عواقب  آن انقلاب و واهی بودن آن ادعا ها را از نزدیک دیده ائیم، ندیدن و یا خود را به نفهمی زدن روی این مسئله نه تنها غیر اخلاقی بلکه مهمتر از آن اینست که؛ تا زمانی که ما به تبعیت از گفتمان انقلاب و سیاست رژیم، در جبهه دیوسازی و مجرم نمایی و محاکمه غیابی محمد رضا شاه و رضا شاه  قرار داریم و در غم سوختن سرقفلی( نا سزاوار) سیاسی خویش هستیم، ناچاراً مجبوریم درعرصه سیاسی و میدان بازی نیز، نسبت به آن رویکردها و راهبرد های سیاسی برآمده از آن دیو سازی، مجرم  نمایی، محکوم سازیها  و تقدس آفرینی ها ی آن عرصه و میدان نیز، مماشت گرانه برخورد کرده و بر آنها صحه بگذاریم و یاحد اقل در باره آنها سکوت کنیم.  مجبوریم در قبال سیاست های ماجرا جویانه رژیم در منطقه و در دنیا سکوت کنیم. از پروژه ضد ملی اتمی حق مسلم هسته ایی بسازیم.  و بین جاهطلبی های ماجراجویانه رژیم و غرور و منافع ملی خود علامت تساوی بگذاریم. همه اینها  درحالیست که خود رژیم تلاش میکند پس از ۳۸ سال بهمان راهی برود که محمد رضا شاه برای میهنمان در پیش گرفته بود.

هدف چشم اندازی رژیم، اجرای وصایای سیاسی شاه درعمل و نفی، تکفیر و تکذیب او و گفتمان تاریخیش (ناسیونالیسسم ایرانی) درحرف، تبلیغات و سیاست رسمی است. ولی آنچه در این راه  دست و پایش را گرفته است،  فرادستی آن گفتمان استکبار و طاقوت ستیزانه ایست  که خودش ابزار گرایانه سازنده آن بود و نردبان بقدرت رسیدن او گردید تا عوامفریبانه بر امواج شور برآمده ازهیستری ضد پهلوی و ضد غربی در جامعهِ هیپنوز شده دوران انقلاب، به قدرت برسد.

بریدن شاخه ای که رژیم روی آن نشسته است برایش آسان نیست هرچند میداند که دیگر آن شاخه  مطمئن هم نیست.

انقلابیون چپ ، مصدقی و مذهبی میهنمان، پهلوی ستیزی را از سیاسی بودن فرا تر برده و آنرا ایدئولوژیزه کردند و رژیم با تمام ماشین تبلیغاتی غول آسای خود، این ایدئولوژی سازی پهلوی ستیزی را فرهنگی (کالچرالیزه) کرد یعنی آنرا تا سطح پیش شعور(آ ـ پریوری) متعارف و عادی مردم فرا برد.

من (نویسنده این سطور) مناسبترین شخصی نیستم که میتوانم در توجیه و تبرئه تاریخی سلسله پهلوی و شاه  بنویسم ولی:

آسمان بار امانت نتوانست کشید

قرعه فال بنام منِ بیچاره زدند.

تنها تازیانه وجدان نیست که مرا وادار به نگارش این سطور کرده است بلکه قویاً اعتقاد دارم تا هنگامیکه  نخبگان سیاسی، فرهنگ سازان و گفتمان سازان سیاسی میهنمان از محمدرضاه شاه اعاده حثیت نکرده اند، راه آشتی ملی، و یافتن یک رهیافتِ  تحول سیاسی برای ما باز نخواهد شد.  تحلیلگر وکنشگر سیاسی امروز میهنمان، خود را در میدانی میابد که در دوران جاهلیت خویش، خود خطوط، نام و آدرس آنرا از پیش مهندسی و تنظیم  و مقرارت آنرا نیز تدوین کرده است و حالا  این تحلیلگر و کنشگر سیاسی خود  را مجبور می بیند در همان میدان با همان قواعد و زبان خاص آن رفتارا کند که دیگر آنها را خودش هم قبول ندارد ولی شهامت نقد خویش را نیز ندارد و ایراد  اصلی کار در اینجاست زیرا بدون چنین نقدی که نه تنها متوجه افراد و جریانها بلکه متوجه کل انقلاب و گفتمان سلبی و ایجابی آن میشود  برونرفت از این بست تاریخی مقدور میباشد. اگر ما در اعاده حیثیت شاه و ارجگذاری هویت ساز تاریخی آن، امروز نکوشیم فردا  دادگاه تاریخ ما را محکوم و روسیاه و محمد رضا شاه پهلوی را روسفید  و تبرئه خواهد کرد  و زمانی که، فرصت اجماع ملی را هم دیگر از ما گرفته است.

من بنوبه خویش کوشیدم نقد و نگاه خویش را نسبت به آنچه در جریان این انقلاب بر ملت، میهنمان و رژیم پهلوی و شخص شاه رفت بیان کنم، درپایان با فرستادن درود به روان شاد او بعنوان یک میهن پرست و ناسیونالیست برجسته ایرانی، هرچند نه مبرا  ازخطاهای گاه بزرگ، خاطره او و خدماتش را گران و عزیز میدارم. البته این بهیچ وجه بدین معنا نیست که در این تصورهستم که میتوان  آن رژیم را دو باره احیاء کرد.

این توضیح کوتاه را نیز ضروری میدانم که من، بین سلطنت طلبی و شاه پرستی عامیانه و درک و تبین  مبحث مونارشیسم از منظر تئوریک و فلسفه سیاسی، تفاوت بنیادی قائلم. هرچند فرصتهای تاریخی از دست رفته اند ولی بلحاظ تئوریک و از منظر جامعه شناسی تاریخی و با توجه به وضعیت دموگرافیک و موقعیت منطقه ایی میهنمان؛ رژیم پادشاهی را درایران مناسبترین و بهترین نوع نظام سیاسی میدانم ولی همانطور که گفتم  بنظر من این فرصت دیگر از دست رفته است. برای ایجاد یک تحول دموکراتیک و مترقیانه، باید بدنبال گزینه ایی از درون همین نظام بود که  فعلیت سیاسی داشته و برای آن؛ هم چهره های راهبردی  بلحاظ آرمانی و  هم چهره میدانی برای سازماندهی و رهبری مبارزه وجود دارد.

سایت العربیه  نیز گزارشی همراه با  یک کلیپ  ویدئوئی از مراسم تدفین رسمی شاه در قاهره دارد که متاسفانه نتوانستم  آنرا کپی کنم.

* البته مردم سرزمین ما در برابر  فرهنگ استیلا گران،  پس از حمله اعراب از خود فرهنگ سازی کردند و فرهنگی آفریند که  حاصل تضارب آن فرهنگ وارداتی  و ریشه فرهنگ باستانی ما بود.  این خود بحث دیگری است

** Hanna  Arnet

Mellan det f;rflutna och framtiden

s 150 – 156

نبردِ رمادی و غیبت شیعیان حشد الشعبی‎

Share Button

این افسر از نیروی ضد تروریست عراقی  درادامه میگوید:” هیچ فردی از ( الحشد الشعبی)، گروهای شبه نظامی شیعه مورد حمایت ایران،  در این نبرد ها شرکت ندارند زیرا واشینگتن همکاری با آنها را در عملیات آزاد سازی دانشگاه نپذیرفته است.

Forces of the Iraqi Counter Terrorism Service participated in a training exercise in Baghdad on Thursday.

نیروهای ضد تروریست عراقی آموزش دیده توسط مستشاران آمریکایی

قریب ۵ ماه پیش بود که نیروهای داعش شهر رمادی مرکز استان الانبار را در یک حمله برق آسا گرفتندو طبق روال گذشته ارتش عراق از مقابل مهاجمین گریخت و هر کسی  کس دیگری را متهم به کوتاهی؛ فرار و شکست کرد. بدنبال پیروزی برق آسای داعش بر این شهر مرکزی استان الانبار که در مجاورت بغداد قراردارد، باز هم بروال سابق، شبه نظامیان شیعه شروع کردند به سرود رزم خواندن و نمایشات رزمی در خیابانهای بغداد دادن و از حمله قریب الوقوع خود برای آزادسازی شهر خبردادند. و سایتهای وابسته به محافل نظامی ایران، هم این رجز خوانیهای شبه نظامیان شیعه عراقی موسوم حشد الشعبی( الحشد الشعبی) متانند مورد حمله برای آزادی تکریت منعکس کردند. ولی آنچه در عمل در تکریت رخ داد این بود که این شبه نظامیان شیعه فقط پس از آزادی تکریت برای غارت و بگیر و ببند بدانجا رفتند که در رسانه های دنیا و منطقه هم انعکاس زیادی یافت. این شیعیان شبه نظامی تربیت یافته و اموزش دیده سپاه قدس ایران و حزب الله لبنان میباشند

حال یکبار دیگر تهاجم نظامی جدیدی تدارک و آغاز گشته است که با حمله به دانشگاه رمادی و آزاد سازی آن بعنوان شروع آزاد سازی شهر و استان الانبار از سیطره داعش تلقی میگردد. ولی در این حمله بر خلاف همه آن رجز خوانیهای یک یا دوماه شبه نظامیان شیعه خبری از مشارکت عملی و رزمی آنان در عملیات  نظامی جاری نیست بلکه در این عملیات ابتکار بدست امریکا و نیروهائیست که آمریکا تربیت کرده و بمیدان فرستاده است.

روئیترز** در گزارش جنگی خود از شهر رمادی و  عملیات آزاد سازی دانشگاه آنشهر از جمله بنقل از گفته یک افسر نیروی ضد تروریست عراقی بنام صباح ال ـ نومانی به روئتیرز مینوسید:” نیروهای عراقی فرماندهی تهاجم برای باز پس گیری دانشگاه را در دست دارند و عملیات نظامی با غافلگیری و پشتیبانی هوایی نیروهای ائتلاف به  رهبری آمریکا انجام گرفته است. او ادامه میدهد که دانشگاه بخشی از استحکامات اصلی و مقر فرماندهی داعش میباشد.”

این افسر از نیروی ضد تروریست عراقی  درادامه میگوید:” هیچ فردی از ( الحشد الشعبی)، گروهای شبه نظامی شیعه مورد حمایت ایران،  در این نبرد ها شرکت ندارند زیرا واشینگتن همکاری با آنها را در عملیات آزاد سازی دانشگاه نپذیرفته است.

وال استریت ژورنال * نیزدر گزارشی بتاریخ ۴ روز پیش، از اعزام ۳۰۰۰ نیروی آموزش دیده توسط مستشاران آمریکایی به خط مقدم جبهه رمادی خبر داده که آنرا مقدمه تهاجم نهایی برای آزاد سازی استان الانبار از دست داعش میداند. وال استریت از جمله  از قول سرهنگ استیو وارن، سخنگوی وزارت دفاع آمریکا مینویسد: ” نخستین واحد از سربازان تعلیم دیده عراقی توسط ایالات متحده به حال آمادگی رزمی درآمده اند تا برای جنگ با داعش به جبهه اعزام شوند. مسئولین نظامی ایالات متحده میگویند، این واحدها از جمله زبده ترین و مجهزترین واحدهای عراقی هستند که بهترین تمرینات و آموزش نظامی را دیده اند. اینها میتوانند ظرف  یک یا دوماه آینده،حمله زمینی را آغاز کنند که البته زمان دقیق حمله به اوضاع در میدان نبرد دارد. نقش آنها در میدان نبرد،  یک آزمون تازه برای نیروهای امنیتی عراق و آزمون استراتژی جنگی دولت اوباما علیه دولت اسلامی (داعش) است.”  این گزارش در ادامه از پیوستن ۵۰۰ تن از نفرات تعلیم دیده عشایر سُنی به نیروهای ضد داعش در جبهه رمادی خبر میدهد.

چنین بنظر میرسد که اوضاع منطقه، در کل در آستانه یک چرخش قرار گرفته است که از یمن تا سوریه ولبنان و عراق را دربر میگیرد. من در روزهای آینده دلایل خود را برای چنین امری نوشتاری خواهم کرد.

دیدن ویدئو کلیپ وال استریت در زیر توصیه میشود!

U.S.-Trained Iraqi Forces Deploy Near Ramadi

Pentagon spokesman says an assault to retake Ramadi from Islamic State could begin within the next two months

Forces of the Iraqi Counter Terrorism Service participated in a training exercise in Baghdad on Thursday.ENLARGE
Forces of the Iraqi Counter Terrorism Service participated in a training exercise in Baghdad on Thursday. PHOTO: CAROLYN KASTER/ASSOCIATED PRESS

By

BAGHDAD—The first contingent of American-trained Iraqi army soldiers has been deployed in combat against Islamic State, joining a campaign to encircle and later retake the capital of the country’s largest province, U.S. and Iraqi officials said on Thursday.

Iraqi commanders have sent the newly trained and equipped 3,000-man force to the outskirts of Ramadi, the capital of Anbar province, said Col. Steve Warren, a Pentagon spokesman. U.S. military officials said the units are among the best-trained and best-equipped army troops in Iraq and could begin a ground assault on Ramadi within the next two months, depending on conditions on the ground. Their performance in the battle will be a fresh test of Iraq’s security forces and of the Obama administration’s Islamic State war strategy.

Islamic State seized control of the western city of Ramadi in May, dealing a crushing blow to U.S. efforts to halt the spread of the extremist group. U.S. Defense Secretary Ash Cartermet on Thursday with Iraq’s leaders during a surprise visit to Baghdad to shore up support for the long-planned offensive and encourage the Iraqis to do more to combat Islamic State.

Here’s a look at how Islamic State first seized the provincial capital of Ramadi back in May. On Thursday, officials said the first deployment of U.S.-trained Iraqi army soldiers were preparing to retake the city. Photo: Aamaq Media

In addition to the newly trained forces, a unit of 500 Sunni tribal fighters have joined in the Ramadi campaign. The Sunni fighters will help safeguard security in the city once Islamic State is pushed out, Col. Warren said.

On Thursday, Mr. Carter told Iraqi leaders, including Prime Minister Haider al-Abadi,that the U.S. would be prepared to play a more active role in the campaign against Islamic State as Iraqi forces become more capable and motivated.

Col. Warren estimated that Islamic State had between 1,000 and 2,000 fighters in Ramadi.

“If we compare the military situation now with what it looked like when Islamic State took over Ramadi,” said an Iraqi military officer stationed outside the nearby city of Fallujah, “for sure we can say it’s better now.”

If successful, the coming battle for Ramadi could restore confidence in an Iraqi military battered by repeated setbacks on the battlefield. A victory could lead to a wider U.S. role in the conflict and empower the U.S.-backed Iraqi army over Iranian-backed militias in an internal struggle for political power and battlefield influence and resources.

Top military commanders have held out the possibility of asking President Barack Obamato authorize sending additional U.S. forces to Iraq to aid in the anti-Islamic State campaign, but Col. Warren said a U.S. troop increase isn’t expected at the moment. U.S. forces in Iraq are advising and training Iraqi and Kurdish commanders, but they aren’t deployed on the front lines in combat roles.

“We’re willing to do more when and if [Iraqi forces] develop capable and motivated forces of their own that can take territory and hold territory,” the defense secretary, Mr. Carter, told U.S. troops in Baghdad.

Since Iraq’s government declared the start of an offensive to retake Anbar province last week, Iraqi troops have successfully surrounded Ramadi, cutting off supply lines to Islamic State forces in the city.

Those modest military gains contrasted with recent setbacks in the nearby city of Fallujah, where the government-sanctioned Shiite-majority militias known as Popular Mobilization Force, or PMFs, have been leading the charge against Islamic State. Iraq’s military there is playing a supporting role.

U.S. Defense Secretary Ash Carter, left, meets with Iraqi Prime Minister Haider al-Abadi in Baghdad on Thursday. Mr. Carter made a surprise visit to Iraq as U.S.-trained Iraqi soldiers prepare an offensive to retake Ramadi from Islamic State.ENLARGE
U.S. Defense Secretary Ash Carter, left, meets with Iraqi Prime Minister Haider al-Abadi in Baghdad on Thursday. Mr. Carter made a surprise visit to Iraq as U.S.-trained Iraqi soldiers prepare an offensive to retake Ramadi from Islamic State. PHOTO: GETTY IMAGES

In June, several militia leaders broke publicly with Iraq’s regular army leadership and declared they would prioritize retaking Fallujah over Ramadi. The reversals outside Fallujah mark a rare loss of momentum for the militias.

Because the militias don’t coordinate directly with the U.S.-led international coalition, air forces have declined to provide air cover in Fallujah for fear of striking the PMFs.

On Wednesday, PMF fighters and Iraqi soldiers faced a major setback outside Fallujah when Islamic State fighters retook a neighborhood in Saqlawiyah, a town northwest of Fallujah. The defeat came only 10 days after the militias routed Islamic State in the same town, said an Iraqi military officer based on the outskirts of Fallujah.

Islamic State fighters were even able to seize several Humvees left behind by retreating soldiers and militia fighters. The insurgents later paraded the vehicles through Fallujah’s city center, the Iraqi military officer said.

On the same day in al-Karma, only a few miles west of Baghdad, residents said Islamic State forces publicly shot and killed 25 captured soldiers and militiamen in front of the town’s central mosque.

Karim al-Nouri, a spokesman for the PMFs and a leader in the Badr Corps, one of the largest militias, denied the losses in Saqlawiyah.

Col. Warren told reporters traveling with Mr. Carter that Iraqi forces, backed by U.S. and coalition aircraft, were in the process of isolating Ramadi by closing off resupply routes that Islamic State could use to reinforce its fighters there.

Iraqi forces are on the outskirts of the city but have yet to enter it, Col. Warren said.

Write to Adam Entous at adam.entous@wsj.com and Matt Bradley atmatt.bradley@wsj.com

……………………………………..

***********************************

src=”http://player.ooyala.com/player.js?embedCode=J2dDJwczoMtWNjTNLvhM4PB_BdedHRf1&width=620&height=349&deepLinkEmbedCode=J2dDJwczoMtWNjTNLvhM4PB_BdedHRf1&video_pcode=RvbGU6Z74XE_a3bj4QwRGByhq9h2&playerBrandingId=ZTIxYmJjZDM2NWYzZDViZGRiOWJjYzc5&thruParam_tmgui[relatedVideo]=http%3A%2F%2Fcdn.api.ooyala.com%2Fv2%2Fassets%3Fwhere%3Dembed_code%2Bin%2B%2528%25270xNWw5dDq6zUQUD2QGbPBzxKwWB_iYNH%2527%252C%252743ZmFuczoYTk5DGr3zYPuroATJ1erPYx%2527%252C%2527FvdDFycTrGtXjcojGqjYgt9zswJPXaxK%2527%252C%2527JxY2hvczpkjebx4nlc9Gc_WSPdhNOFcl%2527%252C%2527V5MDZuczqEiJPmU9iu26YVQzFbqY4MGA%2527%252C%2527t4dDZuczrVhKanvKXZP4n4FmlzLf
************************************************

Iraqi forces clash with Islamic State militants at Anbar university

BAGHDAD
26 july

Iraqi security forces entered the University of Anbar in the western city of Ramadi on Sunday and clashed with Islamic State militants inside the compound, the joint operations command said in a statement.

Capture of the sprawling complex, which a spokesman said had been used as an insurgent command base, could advance government efforts to retake Ramadi, the capital of Anbar, Iraq’s largest province, after its fall to Islamic State in May.

Security forces and militia groups have launched an offensive in the Sunni heartland, but progress has been incremental.

“We announce to you the entry of the counter-terrorism forces into the University of Anbar. They are now engaging in battles to clean it up from the remains of Daesh and dismantling bombs and clearing roads,” the statement broadcast on state television said, using another name for Islamic State.

Security forces advancing toward the nearby district of al-Tamim had encountered Islamic State positions enforced by bombs and razor wires, the statement added.

A spokesman for Iraq’s counter-terrorism forces, which were taking a lead role in the battle, told Reuters the troops had managed to recapture most of the university buildings after launching a surprise offensive with support from U.S.-led coalition air strikes.

“The university represents a significant stronghold and a key command base used by top Daesh commanders to orchestrate all battles in other parts of Ramadi,” said Sabah al-Noamani.

He said government forces were seeking to separate the university from nearby districts to cut supply routes to retreating militants.

Anbar provincial council member Falih al-Essawi said special forces, army and federal police had managed to enter the university compound in southern Ramadi early on Sunday and were now “in full control” of the complex.

“They seized the opportunity of retreating Daesh fighters to make more advances toward al-Tamim district in southern Ramadi,” Essawi told Reuters.

He said no members of the Hashid Shaabi, the Iran-backed Shi’ite paramilitary groups which Washington has refused to coordinate with, had participated in the university operation.

U.S.-led coalition warplanes have been carrying out strikes in Iraq and neighboring Syria since August 2014 in an attempt to roll back Islamic State gains.

(Reporting by Ahmed Rasheed; Editing by Stephen Kalin and Raissa Kasolowsky)

 

 

 

بهره برداری آزمایشی از دومین کانال سوئز

Share Button

مُحَب مامایش  سرپرست کانال میگیود بمجرد اتمام راه اندازی این کانال، ساختمان سومین کانال شروع خواهد شد که از مجاور پرت سعید میگذرد. با راه اندازی کامل کانال دوم پیش بینی میشود که درآمد مصر از  ۵ میلیارد دلار در سال به ۱۵ میلیارد افرایش یابد. دومین کانال عبور و مرور کشتیها را از سوئز دو طرفه خواهد کرد.. دولت همچنین در نظر دارد تا منطقه صنعتی و تجارتی بین المللی در سواحل این کانالها ایجاد کند که تا یکسوم کل اقتصاد کشور را تشکیل دهد.

“مردم مصر حق مسلم خود را میگیرند”

-

رئیس جمهور السیسی بهنگام دیدار با وزیر دفاع فرانسه جین ـ یِوس لِ دریان در قاهره ۲۵ ژولای

اهرام انلاین

۲۵ ژولای

اسماعلیه، مصر: نخستین محموله های دریایی، امروز شنبه از کانال جدید سوئز گذشتند. عبور این کشتی ها جنبه آزمایشی دارد و کانل از در ۶  ماه آینده(اوت)  رسماً افتتاح خواهد گردید.   ساخت این کانال درمجموع  ۸ میلیارد دلار هزینه برداشته و  حفر آن ۱۱ ماه بطول انجامیده است که بموازات کانل قدیمی که ۱۴۵ سال پیش احداث گردیده  ایجاد شده است.

السیسی رئیس جمهور مصر امیدوار است که این کانال جدید، تجارت بین آسیا و اروپا را تسهیل کرده و تسریع کند.  سیسی میخواهد که این کانال به مظهر غرور ملی مصریان تبدیل گردید و نرخ دو رقمی بیکاری در ان کشور را کاهش دهد.

امروز ۳ ناو تجاری از این کانال عبور کرد که یکی از آنها آمریکایی و مقصد  آن پورت سعید در مصر بود، دیگری دانمارکی از مبداء سنگاپور  به مقصد  ایالات متحده بود. سومین ناو تجاری متعلق به بحرین بود که از عربستان به مقصد ایتالیا حرکت میکرد.

مُحَب مامایش  سرپرست کانال میگیود بمجرد اتمام راه اندازی این کانال، ساختمان سومین کانال شروع خواهد شد که از مجاور پرت سعید میگذرد. با راه اندازی کامل کانال دوم پیش بینی میشود که درآمد مصر از  ۵ میلیارد دلار در سال به ۱۵ میلیارد افرایش یابد. دومین کانال عبور و مرور کشتیها را از سوئز دو طرفه خواهد کرد.. دولت همچنین در نظر دارد تا منطقه صنعتی و تجارتی بین المللی در سواحل این کانالها ایجاد کند که تا یکسوم کل اقتصاد کشور را تشکیل دهد.

کامنت من:

با توجه به حمایت بی دریغ امارات متحده عربی، کویت و عربستان از دولت مصر، و منابع قریب ۱۶۰۰ میلیارد دلاری ذخیره ارزی آنها، تبدیل این منطقه صنعتی/ تجارتی به سنگاپور منطقه و مرکز جذب سرمایه ی نه تنها دول عرب منطقه بلکه سرمایه بین المللی کاملاً متصور و عملی است. روی کار آمدن دولت سیسی و همراه با ان بقدرت رسیدن نیروهای مدرن و لیبرال دموکرات و تکنوکرات( در حد و قد و قواره یک جامعه خاور میانه ایی)، خون و انرژی اجتماعی و سیاسی جدیدی وارد عروق جامعه مصر کرده است که به این کشور بزرگ  ۹۰ میلیونی عرب امکان میدهد به ببراقتصادی در منطقه و جهان تبدیل گردد.

کشورهای عرب حاشیه خلیج و عربستان هم میتوانند با بکار انداختن سرمایه های خود در منطقه صنعتی و تجاری کانالها، با یک تیر دو نشان بزنند و مصر را به سکوی توسعه خود تبدیل کنند.

دولت مصر برای مراسم افتتاح برنامه بسیار مفصلی چیده است تا این مراسم را به یک جنبش جهانی برای سرمایه گذاری در مصر تبیدل کند.

The inauguration of the new Suez Canal is scheduled for 6 August; president vows more national development projects to come

Ahram Online , Saturday 25 Jul 2015

file-25-suez.jpg

کشتی های بزرگ و کوچک در حال گذر از دومین کانال تازه تأسیس سوئز در نزدیکی شهر بندری اسماعیلیه واقع در شرق قاهره بهره برداری ازمایشی از این کانال از امروز شنبه ۲۵ ژولای آغاز گشته است 

Egypt will witness the establishment of several development projects following the inauguration of the new Suez Canal 6 August, according to a presidency statement quoting President Abdel-Fattah El-Sisi Saturday, following his meeting with French Defence Minister Jean-Yves Le Drian in Cairo earlier in the day.

The new national projects aim at compensating Egyptians in long-missed development, El-Sisi said during the meeting.

Egypt received last Monday three Dassault Aviation-built Rafale fighters from France in a ceremony at a French military base, the first batch of 24 warplanes acquired by Cairo in a 5.2 billion Euro ($5.6 billion) deal in February.

Egypt was the first country to buy the Rafale jets from Dassault Aviation after months of failed attempts by successive French governments to sell them. The fighter plane is scheduled to take part in the opening ceremony of Egypt’s new Suez Canal 6 August.

The new Suez Canal project aims to add a new shipping lane to the existing canal that links the Red Sea to the Mediterranean, and to develop the zone around it into an industrial and commercial hub.

The upgraded canal is expected to speed up traffic along the waterway and to boost its revenues, projected to more than double from $5.3 billion at the end of 2015 to $13.2 billion in 2023, according to official estimates.

Earlier Saturday, Egypt began the first trial of the new Suez Canal, with three container ships navigating through the channel, state news agency MENA reported.

Foreign firms say more than just sanctions hold back trade with Iran

Share Button

Iran will be a new destination for many Western executives, at a time of tumult in the Middle East. Televised images of Iranian demonstrators chanting “Death to America” can put off visitors

VIENNA, JULY 23 | BY SHADIA NASRALLA AND MARIA SHEAHAN

Western firms are itching to return to Iran if sanctions are lifted, but to truly fulfil its potential Tehran should do more to make its business practices efficient and its environment welcoming, executives said at a trade conference.

At the conference in Vienna, Iranian officials touted their country – with a population of just under 80 million and annual output of some $400 billion – as a potential bonanza for investors in oil and gas, mining, engineering and cars.

“Leave doubting to some quarters in Washington and Tehran. Not in Vienna,” said deputy oil minister Amir Hossein Zamaninia referring to domestic opponents to an historic July 14 deal, which promises to lift international economic sanctions in return for Iran curbing its nuclear programme.

But some of those attending said achieving Iran’s economic potential would require more than just an end to U.S. and EU sanctions that have sharply curbed trade since 2012.

“Sometimes we wait really long for our money, maybe you can change that?” Alexander Speckle, CEO of ILF Consulting Engineers Austria, a company that provides engineering expertise to industrial clients, asked during a panel discussion with Iranian officials.

Speaking on the sidelines of the conference, a representative of Austrian food and chemical company Kasel listed some of the hindrances to trade with Iran.

“Payments need to be sorted out. Infrastructure and transportation need to be organised,” he told Reuters. Goods that arrive at customs for inspections can take too long to reach customers, he said.

“They take samples, but then there are not enough labs that can analyse the samples… goods may sit in the harbour for a month at 80 degrees Celsius. The customs office needs to be reformed.”

The conference drew companies including German carmakers Daimler and Volkswagen-owned Skoda, industrial gases and engineering group Linde and Tehran-based venture capital fund Sarava Pars, an investor in online retailer Digikala.

At least one U.S. state department official attended, and Austrian oil and gas firm OMV’s new CEO Rainer Seele walked into a conference room with Iranian officials. He declined to comment when asked what would be discussed.

Iran’s deputy minister for mines and the metals industries, Jafar Sargheini, told Reuters that the biggest hurdle to trade was still the effect of sanctions on Iran’s banks: “It’s a bank problem. Once that is removed, everything will be easier.”

Many at the conference said it would be key for Iran to be re-admitted to the SWIFT global payments system, from which it was expelled in 2012. But there are also issues of trust, political risks, logistical hurdles and simple western comforts.

Iran will be a new destination for many Western executives, at a time of tumult in the Middle East. Televised images of Iranian demonstrators chanting “Death to America” can put off visitors.

Iran would have to do a better job of promoting itself as a place international business travellers can easily visit, said Thomas Puehringer, partner at Austria-based Sigmament Consulting, who has been travelling to Iran at least once a year for four years.

He said one of the first questions his clients ask him about Iran is how safe it is: “Security – not just of money but also of the people that they send there.” (Editing by Peter Graff)

 

باتلاق یمن برای ایران بسیار پرهزینه شده است

Share Button

در هر حال چه پیروزیهای سریع این چند روزه نیروهای منصور هادی را نتیجه پشت کردن علی عبدالله صالح به حوثیها بدانیم و چه ناشی از توان نظامی نیروهای هوادار دولت هادی، این پیروزیها نه تنها به سیطره حوثیها بر بخشهای خارج از منطقه زیستی خوشان خواهد انجامید بلکه این روند با آنچنان شکست و تخریب روحیه ایی برای حوثیها رخ میدهد که آنها احتمالاً بسیاری از آن  امکانات وامتیازهای گذشته خویش بعنوان بخشی از موزائیک اجتماعی ـ سیاسی یمن را  نیز از دست خواهند داد. امکان اینکه بین خود آنها شکاف افتاده  و بخشی از آنها با ائتلاف و دولت هادی سازش کنند و بخش بیشتر وابسته به ایران سرکوب شوند کم نیست.

تغیرخطوط جبهه جنگ یمن؛ بسود ریاض” روئیترز

خبرگزاری روئیترز دو گزارش از سیر تحولات روزهای اخیر یمن دارد که هردو بیانگر چرخش سریع اوضاع در آن کشور هستند. در آغاز این هفته که خبرگزاریهای معتبر جهان از پیشروی نیروهای مردمی دولت قانونی یمن به رهبری عبدرابه المنصور هادی در عدن و تصرف فرودگاه و بندر آن شهر گزارش دادند، من از سایتهای فارس نیوز و تسنیم بازدید کردم تا ببینم در آندو سایت، بعنوان ارگانهای محافل نظامی و حاکمه میهنمان، ماجرا چگونه باز تاب شده است. با کمال تعجب دیدم در آن دو سایت خبری نه تنها از عقب نشینی، فرار، تسلیم دها تن، و اسیر شدن دها تن دیگر از حوثی توسط نیروهای دولتی خبری نیست بلکه برعکس، آنها ضمن تکذیب اخبار پیروزیهای نیروهای دولت منصورهادی، ادعا کرده که پس از یک درگیریهای مختصری  با نیروهای هوادار  هادی  و القاعده، حمله به فرودگاه شهر را دفع و چنین و چنان کرده اند.

دو روز پیش و همزمان با ان گزارشهای  رسانه های ایران، خبرگزاریهای معتبر دنیا از فرود نخستین هواپیمای باربری نظامی ائتلاف به رهبری عربستان سعودی در فرودگاه آزاد شده عدن  و پهلو گیری نخستین کشتی ائتلاف برای تخیلیه قریب ۲۰۰ هزار تن کمکهای انسانی در بندر آنکشور و متعاقب آن پهلو گیری یک کشتی دیگر حامل کمکهای انسانی سازمان ملل در بندر عدن خبر دادند.  این گزارشها شامل عکسها و کلیبپهای ویدوئویی آن هواپیما و آن کشتیها نیز میشد که جای تردیدی باقی نمیگذاشت که خبرگزاریهای روئیترز، اسوشیتت پرس، فرانس پرس، BBCT  .CBN.   CNN دروغ نمیگویند بلکه این خبرگزاری تسنیم وفارس نیوز هستند که، شاید اشتباهاً و یا از روی سهو، خبر ۵ ماه پیش آن منطقه را باچنین تأخیری درج کرده اند!

البته خبرگزاری روئیترز و .. ، در اخبار این ۳ روزه خود  ،شاید از روی خباثت، گزارش نکرده اند که چه میزان از این کمکهای انساندوستانه تخیله شده در بندر تحت کنترل دولت منصور هادی و ائتلاف عرب، همان ۲۵۰ هزار تن کمک دارویی و غذایی است که هلال احمر و دولت ایران برای یمن ارسال کرد که بعلت اولتیماتوم نیروهای ائتلاف، کشتیهای ایران مجبور به تخلیه بار خویش در بندر جیبوتی و تحویل آن به امدادرسان سازمان ملل شدند که حالا از طریق تخلیه در بندر آزاد شده عدن توسط دولت قانونی منصور هادی و مددکاران جبهه ائتلاف عربی،  بین مردم نیازمند مناطق آزاد شده از دست حوثیهای مورد حمایت ایران پخش میگردد.

خبرگزاری روئیترز دیروز دو گزارش از اوضاع این کشور جنگ زده  دارد عنوان گزارش اول*:” تغیرخطوط جبهه جنگ یمن؛ بسود ریاض” است که اگر این خبر گزاریها دروغ نگفته باشند و متن گزارش هم راست باشد، بر این دلالت دارد که در عرصه جنگ ورقِ بازی بسود نیروهای ائتلاف عربی و بزیان حوثیهای بسرعت در حال برگشت است. روئیترز از جمله مینویسد: “تغیر و تحول اوضاع در این جنگ درهم و برهم، بطور ناگهانی بسود دولت منصور هادی در حال چرخش است، که موجب اعتلای روحیه رزمی و احتمالا تکان جنبشی در نیروهای آن میگردد که میخواهد  به حضور حوثیها در مناطق اشغالی خارج از منطقه زیستی اشان پایان دهد.

در گزارش دوم** که آنهم بتاریخ دیروز است، از انجام مذاکره  بین نمایندگان رئیس جمهور سابق کشور، علی عبدالله صالح با نمایندگان؛ دولتهای امارات متحده  UAE، انگلیس و آمریکا در قاهره سخن گفته میشود. گزارشگر روئیترز، پیشروی سریع و برق آسای نیروهای منصورهادی در عدن را بی ارتباط با این مذاکرات نمیداند و امکان اینکه نیروهای علی عبدالله صالح پشت حوثیها  را در عدن خالی کرده باشند را بعید نمیداند.

الجبیر وزیر خارجه عربستان در رابطه با این مذاکرات به روئیترز میگوید: ”  پادشاهی سعودی و تمام ائتلاف میدانند که راه حل بحران یمن یک راه حل سیاسی است و عربستان از هر پیشنهادی که طرفین درگیری را به یک راه حل سیاسی متقاعد کند پشتیبانی میکند.

 قریب ۳ هفته پیش نخستوزیر دولت منصورهادی نیز در قاهره دیدار و گفتگویی با السیسی رئیس جمهور مصر داشت که الاهرام آنرا با درج توصیه السیسی تیتر کرده بود. در این مذاکرات السیسی به نخست وزیر دولت هادی گفت که بحران یمن راه حل نظامی ندارد و باید راه مذاکره را برگزیند. چند روز پس از آن دیدار، کنفرانس مذاکرات صلح در قاهره باشرکت نمایندگان اکثر جریانهای عمده سیاسی و قومی یمن به ابتکاردولت مصر برگزار گردید که حوثیها آن مذاکرات را بایکوت کردند ولی نمایندگان حزب دموکرات ملی(حزب حاکمه سابق یمن برهبری علی عبدالله صالح )  از جمله نیروهایی بودند که در آن کنفرانس شرکت کردند.

در هر حال چه پیروزیهای سریع این چند روزه نیروهای منصور هادی را نتیجه پشت کردن علی عبدالله صالح به حوثیها بدانیم و چه ناشی از توان نظامی نیروهای هوادار دولت هادی، این پیروزیها نه تنها به سیطره حوثیها بر بخشهای خارج از منطقه زیستی خوشان خواهد انجامید بلکه این روند با آنچنان شکست و تخریب روحیه ایی برای حوثیها رخ میدهد که آنها احتمالاً بسیاری از آن  امکانات وامتیازهای گذشته خویش بعنوان بخشی از موزائیک اجتماعی ـ سیاسی یمن را  نیز از دست خواهند داد. امکان اینکه بین خود آنها شکاف افتاده  و بخشی از آنها با ائتلاف و دولت هادی سازش کنند و بخش بیشتر وابسته به ایران سرکوب شوند کم نیست.

اما در این میانه سرنوشت آن ایرانیهایی که به مأموریت از سوی سپاه و رهبری مملکت برای کمک به نیروهای حوثی به یمن رفته اند و کمکهای این چند دهه ساله ایران رهبری ایران و سپاه برای ایجاد پایگاه و پروکسی سازی در یمن از پیش روشن است.

بنا بر این میتوان گفت که هزینه باتلاق یمن بسیار بیش از آنچه خواهد شد که هر کسی میتوانست پیش بینی کند. مقام معظم رهبری ایران وقتی در اشاره به عزل و نسبهای سیاسی در سطح بالای دستگاه حکومتی عربستان پس از درگذشت ملک عبدالله توسط ملک سلمان، از سر کار آمدن “جوانکهای بی تجربه ” در ریاض سخن میگفتند، چنان خرکیف پیشروی حوثیها بسوی تعز و عدن و سراسر یمن بودند که کمترین احتمالی نمیدادند در آن کشور بوی کباب از خر داغ کردن است و خبری از کباب نیست. حال دود آن خر داغ کردن، برای صدمین بار بچشم مردم میهن ما هم خواهد رفت.

توجه!

طبق معمول منابع رسانه ایی یاداشت فوق را ( در اینجا از روئیترز و اهرام انلاین) درج کرده بودم که متأسفانه درج انها ایراد فنی ایجاد کرده و مانع پیاده شدن اصل یاداشت میشد. لینک آن دو گزارش روئتیرز و یکی هم از اهرام آنلاین در زیر است:

*روئیترز

http://www.reuters.com/article/2015/07/23/yemen-security-saleh-idUSL5N1033EJ20150723

**

http://www.reuters.com/article/2015/07/24/yemen-security-aden-idUSKCN0PX2ES20150724

***اهرام آنلاین

http://english.ahram.org.eg/NewsContent/2/8/136021/World/Region/Yemens-expresident-in-talks-to-resolve-warparty-of.aspx

العفو! ای مقام معظم رهبری

Share Button

 بنظر این حقیر، هم عمامه ایشان از عمامه شما معتبر تر  و اسلامی تر بنظر میرسد و هم محاسن وی نورانی تر!  و علاوه برهمه  اینها،  برخلاف حضرتعالی، ایشان حد اقل دستمال عربی بگردن خویش نیانداخته است، تا به امُت فرامرزی اسلام، پیام برساند که شخصیتی فرا کشوری، فرا مملکتی و فرا جغرافیایی است و ایران به تخم مبارکش هم نیست!

پیشگاهِ مقامِ قُدسی مرتبتِ معظمِ رهبری

جناب حضرت آیت الله  العظمی سید علی خامنه ایی!

من امروز بعنوان یک انسان درد کشیده نگاهم به خبر صدور حکم اعدام یک روحانی و همسرش در سایت العربیه افتاد و با دیدن محاسن روحانی این شیخ بزرگوار فکر کردم، هرچند منِ گنهگار خود هرگز برای خویش تقاضای عفو از حضرتعالی و دستگاه قضائیِ عدالت محور اسلامی و مقام عظما مرتبت نکرده ام، اما شاید استغاثه عفوخواهیم بخاطر نجات این شیخ بیچاره  و همسرش مفید افتد و بتوانم جان دو موجود زنده و بد بخت را از چنگال  مرگ برهانم.

حضرت مقام معظم رهبری!

فرض را بر این میگیرم که این شیخ ترهاتی خلاف ترهات مقربین درگاه شما بخورد مردم داده است و شاید هم بی حرمتی به حضرت عالی محکوم به اعدام شده است ولی جسارت کرده از مقام معظمت میپرسم؛ اگر قرار شود روحانیون ما بخاطر این گونه افعال باطل، تُرهات و کُسِ شعر پراکنی برای اغفال عوام بپای میز محاکمه کشانده شوند، آیا  در بین اصحاب حضرتعالی کسی یافت خواهد شد که از تیغ تیز عدالت اسلامی قابل رهیدن  باشد؟ آیا خود حضرت عالی کمتر این این شیخ بدبخت موقعیت نشناس مقصرید؟  و کمتر از او شیادی کرده ائید؟

حضرت مقام معظم رهبری!

آیا اگر قرار شود هر کس بجرائمی این چنین به پای میز محاکمه کشانده شده و اعدام شود، خود حضرت عالی نیز  بجرم کُس شعرگوئی مکرر اندر مکرر و تحمیق عوام از این قماش، مستحق اعدام نمی شوید؟ گناه این بد بخت جز اینست که عنوانش مقام معظم رهبری، یا امام جمعه یک شهر؟ یا عضو مجلس خبرگان و.. ، نیست؟

بنظر این حقیر، هم عمامه ایشان از عمامه شما معتبر تر  و اسلامی تر بنظر میرسد و هم محاسن وی نورانی تر و روحانی تر است!  و علاوه برهمه  اینها،  برخلاف حضرتعالی، ایشان حد اقل دستمال عربی بگردن خویش نیانداخته است، تا به امُت فرامرزی اسلام، در آنسوی مرزهایمان و آبها پیام برساند که شخصیتی فراکشوری، فرا مملکتی و فرا جغرافیایی است و ایران به تُخم مبارکش هم نیست!

حضرت مقام معظم رهبری!

بهمان خدایی که شما نمی شناسید و منِ خدا نشاس بیشتر از شما بدان اردات دارم و آنرا میشناسم، گناه این شیخ بدبخت یک میلیونیم گناه حضرت عالی، آیت الله تمساح یزدی، آیت الله العظمی علم الهدا، آیت الله یزدی ؛ آیت الله جنت مکان جنتی  هم نیست! لطف فرمائید از خون این بدبخت و همسرش درگذرید! و بیشتر از این دستان  خون آلود خویش را بخون نیالائید!

ای مقام معظم، ای ولی امر مسلمین جهان!

رئیس جمهور دو دوره منتخب حضرتعالی، دکتر احمدی نژاد، طی ۸ سال ریاستش بر مؤسسه ریاست جمهوری مطیع امر ولایی شما، بارها و بارها از تماس خود باامام غایب و قریب الوقوع بودن ظهور آن حضرت سخن گفت و تا آنجا پیش رفت که صدها میلیارد تومان از بیت المال را خرج جاده سازی چاه جمکران که ، طبق اطلاعات ایشان، قرار بود آن حضرت از آنجا ظاهر شوند نمود. آقای دکتر احمدی نژاد از هاله قُدسی نور  بر سر خویش و دیدار با ولی عصر سخن گفت و شما کلامی در رد این اباطیل وی ابراز نفرمودید. حضرتعالی فکر میفرمائید که آن ادعاهای رئیس جمهور مورد وثوق و  برخوردار از”بصیرت ” جنابعالی، کمتر از استخاره های شیخ مجید جعفری تبار که  وزانت روحانی از سیما و محاسن وی هم نمودار میباشد بوده که احمد نژاد باید همچنان از صحابه های حضرتعالی باشد ولی این شیخ بدبخت بخاطر عدم رعایت خطوط قرمز انحصار مزخرف گویی از سوی شما، مستحق کشته شدن است که شما میخواهید او و همسرش را بکشید؟

ای مقام معظم!

طی قریب ۳۰ سال رهبریَت حضرتعالی بر این سرزمین، صد ها هزار (و شاید هم میلیون)، رمال، دعا نویس، جن گیر و کف بین، با برخورداری از حمایت مستقیم و غیر مستقیم حضرتعالی برای سرگرم کردن خلق الناس ظهور کردند و برای خویش دم و دستگاهی راه انداختند، مردم را سرکار گذاشتند و در ناز و نعمت گذرانده و میگذرانند. آیا اگر قرار به مست گیری* باشد نباید هرآنکه درشهر(  نظام)  هست را باید بگیرند؟ و اگر قرار است این روحانی متخصص استخاره و همسرش، با تأئید و فرمان جنابعالی کشته شوند، نباید آن هزاران هم، همه از دم تیغ بگذرند؟ و اگر این جماعت  صدها هزار نفری همه کشته شوند، از اسلام حضرت عالی دیگر چه میماند؟

ای مقام معظم!

این بنده جسارت نموده راه حلِ مصلحت آمیزانه خودم را برای مسئله به جنابعالی ارائه میدهم:

آیا برای نظام  تحت رهبری حضرت عالی بهتر نیست تا مقرر فرمائید وزارت خانه ایی برای اموراتِ: استخاره، رمالی، کف بینی، دعانویسی و جن گیری درست شود که از نظر مالی زیرمجموعه دولت باشد ولی مانند وزارت خانه های از نظر اجرایی و عملیاتی: دفاع، کشور، خارجه، آموزش عالی، آموزش و پرورش، اقتصاد، اطلاعات، .. ، زیر نظر مستقیم خود حضرتعالی باشد تا اقلاً اگر این جماعت میخواهند با استخاره اوضاعی را رصد کنند، در جستجوی صواب و ناصواب امور، بجای لای  قرآن، این کتاب الهی، لای پای زنان ودختران مردم را نگردند و در آنها و در آنجاها تفحص نکنند؟ تا آنها بجای تعقیب و گرفتن اجنه در شبستانهای اقتصادی و دهلیزهای قدرت، لای پای زنان و دختران مردم را در پی اجنه و از مابهتران کَند و کاو نکنند! و بالاخره تا این امور مهم در این نظام امام زمانی، از طریق این راه و ساز و کار بنظم درآمده و زیر نظر جنابعالی قرار گیرد و از آنارشی در این عرصه مهم جلوگیری شود؟

بخاطر این درشت گویی از همه آن روحانیونی که در خدمت دین هستند و حرمت مردم را حرمت میدارند  و از صمیم قلب بدانها اردات دارم پوزش میخواهم! حرف من حرف دل آنها هم هست!

*  

گر شرط شود که مست گیرند

در شهر هرآنکه هست گیرند

دادگاه تجدید نظر ویژه روحانیت ایران، حکم اعدام مجید جعفری تبار، روحانی شیعه ایرانی و همسرش را تایید کرد.

دبى – العربیه.نت فارسى
چهارشنبه ۶ شوال ۱۴۳۶هـ – ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۵م

به گزارش خبرگزاری فارس، یک منبع آگاه در دادگاه ویژه روحانیت ایران از تایید این حکم خبر داد.

این منبع آگاه گفت: ” ما بنا نداریم احکام مربوط به دادگاه ویژه روحانیت را منتشر کنیم. در این پرونده به خصوص بعد از آن که برای این فرد در دادگاه بدوی حکم صادر شد پرونده به دادگاه تجدید نظر رفت.”

او افزود: “سرانجام پس از بررسی های انجام شده از سوی دادگاه تجدید نظر حکم بدوی صادر شده با اصلاحاتی تأیید شد.”

مجید جعفری تبار و همسرش فاطمه مناقب، در ماه نوامبر ۲۰۱۴ به اتهام ارتباط با امام زمان و اجنه بازداشت و در دادگاه بدوی ویژه روحانیت به سه بار اعدام محکوم شدند.

جعفری تبار که در رسانه های دولتی ایران به “شیخ استخاره” معروف است، در شهر قم اقامت داشته و ضمن انتشار کتاب، در کار گرفتن استخاره برای علاقمندان بوده است.

گفته می شود که بسیاری از افراد سرشناس جامعه ایران برای گرفتن استخاره و فال به نزد او می رفتند و جعفری تبار هواداران بسیاری در میان مردم عادی و جامعه روحانی ایران داشته است.

رقابت در عرش خونریزی در فرش-۲

Share Button

 جنگ بین خود اسلامگرایان در منطقه جای جنگ آنان با غیر اسلامگرایانِ استکباری و صهیونیستی را میگیرد. طبق گزارش العربیه فارسی از لیبی، داعش دو تن از اعضاء  یا هوادار جریان موسوم به “فجرلیبی” Libya Dawn را  در شهر سیرت به صلیب کشید. العربیه توضیح نداده است که اولاً شهر سیرت در تصرف “فجرلیبی ”  است که شاخه لیبیایی اخوان المسلمین در آن کشور میباشد. جریان “فجرلیبی”، در برابر دولت قانونی  و بلحاظ بین المللی برسمیت شناخته شده مستقر در توبروک قرار دارد که در طرابلس یک دولت  و یک مجلس موازی با دولت قانونی توبروک ایجاد کرده است و برای استقرار حکومت اسلامی اخوانی در لیبی علیه دولت  قانونی آنکشور میجنگد. مرز بین این جریان اسلامیستی و دیگرجریانات افراطی اسلامگرا مخدوش ولی تا حدود زیادی بین آنها همپوشی و همسویی وجود دارد. از چندی پیش سرو کله داعش هم در لیبی پیدا شده است که بیشتر در جنگ با اسلامگرایان آنجاست تا با دولت اصلی در توبروک.

نهار نت لبنان* نیز به نقل از منابع شیعه یمن گزارش میدهد که در پایتخت تحت کنترل حوثیها، صنعا نیز، داعش (دولت اسلامی عراق و شامات)، با کار گذاری یک اتوموبیل بمبگذاری شده در نزدیکی یک مسجد شیعیان، ۴ تن از شیعیان را کشتند. این نشریه  در ادامه گزارش خود مینویسد که سنی های افراطی داعش از مارس (اسفندماه) تا کنون، یکرشته عملیات مرگبار علیه شیعیان حوثی یمن انجام داده اند.

نهارنت لبنان**  ساعتی پس از درج بخش خبری فوق گزارشی از موشک باران دو دهکده شیعه نشین محاصره شده توسط نیروهای القاعده سوری در حومه ادلیب خبر داد. در این حمله حد اقل ۷ نفر کشته شده است که روشن نیست چند نفر نظامی و چند نفر غیر نظامی بوده اند. در این منطقه نبرد های سختی بین  جبهتة النصرة (القاعده سوری) و حزبالله لبنان و ارتش سوریه جریان دارد. این دو دهکده از جمله معدود دهکده هایی هستند که در این منطقه که تا کنون در کنترول نیروهای دولتی بوده اند که مدتهاست تحت محاصره نیروهای ضد دولتی قرار دارند.

 با قضاوت از روند جنگ داخلی سوریه میتوان دریافت که اولاً این جنگ بیش از پیش به جنگ شیعه و سنی تبدیل میشود که در نامبردن از شیعه و حزب الله،همواره نام ایران بعنوان پشتیبان نیروهای مسلح شیعی و رژیم اسد ضمیمه میشود. و در ثانی تشدید  لحن و ادبیات خشونت آمیز را میتوان از کامنتهایی که ذیل همین اخبار گذارده میشوند بخوبی درک کرد.

مداخله حزب الله لبنان به حمایت از ایران بنفع رژیم بشار اسد، مبارزه سیاسی مردم علیه رژیم اسد را به جنگ بین شیعیان مورد حمایت ایران و سُنهای ضد رژیم شیعه گرای( ایرانی) بشاراسد تبدیل کرده است. بیشک روزی این جنگ پایان خواهد یافت و تردیدی هم نباید داشت که نه حزب الله و نه ایران میتوانند رژیم اسد را نجات دهند ولی زخمهای عمیق ناشی این جنگ فرقه ایی شده توسط ایران و حزب الله لبنان شاید به صدها سال نیاز داشته باشند تا التیام یابند.

 عفونت جراحاتی که این جنگ مذهبی در رابطه ایران ما و همسایگان عرب و سُنی آن بجای خواهد گذارد دهها و شاید صدها سال به هر دو طرف هزینه تحمیل خواهد کرد همانطور که جنگهای اتومانهای ترک (عثمانی) و  سلاطین صفوی ما شیار دردناک خود را بر پیکر جامعه سنی و شیعه نهاده است.   

داعش دو شهروند لیبی را در شهر سیرت به صلیب کشید

 

دبى – العربیه.نت فارسى
دوشنبه ۴ شوال ۱۴۳۶هـ – ۲۰ ژوئیه ۲۰۱۵م

#داعش روز یکشنبه، دو لیبیایی را به اتهام حمایت از شبه نظامیان «فجر لیبی» اعدام کرد.

به گزارش العربیه، برخی سایتهای نزدیک به گروه داعش، گفته اند که اعدام این دو نفر به اتهام حمایت از شبه نظامیان “فجر لیبی” صورت گرفته است.

ساکنان شهر سرت گفته اند که این دو نفر، از اهالی شهر مصراته هستند که روز شنبه در وسط شهر اعدام شده اند. بر اساس این گزارش، پس از تیر باران، جسد این دو توسط افراد داعش، به صلیب کشده شده است.

گفته می شود که یکی از دو قربانی، یک صفحه فیسبوک داشته و چند روز پیش، اسامی افرادی که مبالغی به گروه داعش ارسال کرده اند را منتشر کرده است.

********************************

*

CarBomb Claimed by IS Kills Four in Yemen Capital

by Naharnet Newsdesk ۳ hours ago

W460

A car bombing claimed by the Islamic State group killed four people near a Shiite mosque in the rebel-controlled Yemeni capital Sanaa, the Shiite rebels said.

Children were among eight people wounded in the Monday evening blast, the rebel-controlled Saba news agency said.

The Sunni extremists of IS have carried out a string of deadly attacks against Shiite targets in Yemen since March.

The Huthi Shiite rebels, who overran Sanaa last September, also lost 11 fighters in other attacks in the capital overnight, medics and witnesses said.

Six were killed in a shooting at a checkpoint near the central bank. Five were killed in a car bombing against a police station in the Al-Hassaba district in the north of the city.

The attacks came as the rebels were driven out of the second city of Aden by a week-old offensive by loyalists of exiled President Abedrabbo Mansour Hadi.

***********************************************

**

Monitor: Syria Rebels Rain Rockets on

Shiite Villages

by Naharnet Newsdesk ۸ hours ago

W460

Syrian rebels, including al-Qaida-affiliated fighters, have fired hundreds of rockets and mortar shells on two besieged Shiite-majority villages in the northwestern province of Idlib, a monitor said Tuesday.

At least seven people were reported killed in the shelling by the Army of Conquest alliance on the regime-held villages of Fuaa and Kafraya on Monday and Tuesday, the Syrian Observatory for Human Rights said.

It was unclear if the victims were civilians or government troops, the Britain-based monitor said.

Hundreds more were wounded in the bombardment.

Fighting continued around the two villages on Tuesday, with opposition forces including al-Qaida affiliate Al-Nusra Front battling regime forces and fighters from Hizbullah.

Al-Nusra, like many of Syria’s extremist groups, considers Shiite Muslims to be heretical.

The escalating clashes prompted concern in Damascus, where pro-regime militiamen and their families from the two villages held demonstrations asking to be sent there to defend them.

Most of Idlib province, including its provincial capital, is now held by fighters from the Army of Conquest and other rebel groups after a sweeping offensive earlier this year.

Fuaa and Kafraya are among the few remaining outposts of regime control in the province, and are now completely besieged.

The Army of Conquest began an attack against the villages on July 15, saying it was retaliation for a regime offensive on Zabadani, the last rebel-held bastion along Syria’s border with Lebanon, earlier this month.

It said the attack would “give you a taste in the north of what our people are tasting in Zabadani”.

عباس عبدی: رفراندم راه حل مسئله توافق هسته ایی

Share Button

 آقایعباس عبدی در شبکه آکادمیا،* در ارتباط با آرایش و مواضع مخالف و موافقِ موافقتنامه هسته ایی طرح به بحث و بعد به رفراندم گذاردن مسئله را مظرح کرده است. بنظر من در این مقطع زمانی و وضعیت سیاسی، هیچ طرحی بهتر از این و بعمل گذاردن آن نمیتوانست و نمیتواند، هم به اختلاف نظرهای های داخلی و شکافی که بین دو اردوی دلواپسان “حق مسلم هسته ایی”  و دلواپسان “سرنوشت ملت و مملکت” ایجاد گردیده است، نقطه پایان گذارد و هم به دو طرف قضیه و ملت بفهماند که آیا “چرخیدن سانتریفیوژها در اولویت است یا چرخیدن اقتصاد مملکت؟

هردو اردوی مخالف ادعا میکنند روی اینکه که حق مسلم هسته ایی در چه ردیفی از اولویت برای مملکت قرار دارد، آرای مردم را در پشت سر خود دارند و اردوی خاموش دیگری نیز وجود دارد که معتقد است اساساً تبدیل این مسئله به اولویت و حق مسلم در شرایط کنونی منطقه و جهان، در شرایط کنونی اقتصادی مملکت، با توجه به وفور سایر منابع انرژی زای تجدید پذیر درمملکت که تا بحال از آنها استفاده نشده است، یک مسئله سازی با اهداف سیاسی است.

گذاردن مسئله به رفراندم نه تنها به این مسئله مورد اختلاف میتواند پایان دهد بلکه بعنوان محصولات  و نتایج جانبی خود میتواند راه بسته شده بسیاری دیگر  از مسائل مملکتی را نیز بگشاید.

بنظر من؛ این گوی و این میدان! نه تنها برای دلواپسان ملت و مملکت در اردوی حکومتی و حاشیه آن بلکه برای دلواپسان دموکراسی و حقوق بشر در خارج از گود قدرت سیاسی از هر تیپ، طبقه و گروه سیاسی!  بکوشیم تا طرح رفراندم  موافقتنامه هسته ایی وین را بهگفتمان ملی تبدیل کنیم“!

ح ت

*********************************************************

رفراندوم، بهترین شیوه رد و تصویب توافق وین است

در جریان بحث درباره مذاکرات هسته‌ای طی دهه گذشته، مواردی پیش آمد که اختلاف‌نظرهای داخلی شدید شد و با توجه به مواضع مجلس فعلی و دو مجلس قبلی در این باره برخی از فعالان سیاسی پیشنهاد می‌کردند که این موضوع به همه‌پرسی گذاشته شود. آن موقع مشخص بود که چنین پیشنهادی منطقی نیست، شاید پیشنهاددهندگان نیز به این مسأله آگاه بودند، و فقط به عنوان یک تاکتیک سیاسی و برای به رخ کشیدن موقعیت و حمایت مردمی ایده‌های خود آن را مطرح می‌کردند. زیرا هیچگاه یک موضوع سیاست خارجی را به این صورت خام به رفراندوم نمی‌گذارند، چون دست دولت در پیش‌برد سیاست خارجی و گفتگو بسته می‌شود. اگر مثلاً مردم رأی می‌دادند که درباره هسته‌ای به توافق برسیم، دست مذاکره‌کنندگان ایرانی برای طرف مقابل رو می‌شد و دیگر نمی‌توانستند گفتگو کرده و امتیازهای مناسب را بگیرند، چون بر اساس رفراندوم مجبور به توافق بودند. نظر منفی هم مشابه همین نوع تبعات را داشت. ولی اکنون قضیه فرق کرده است، زیرا مذاکرات به پایان رسیده و متن مذاکرات نهایی شده است و طبق روال جاری باید در کشور مورد بررسی و تصویب و رد قرار گیرد. ولی به چند دلیل زیر پیشنهاد می‌شود که این کار از طریق رفراندوم انجام شود.

۱ـ اصل ۵۹ قانون اساسی مقرر می‌دارد که: ” در مسائل‏ بسیار مهم‏ اقتصادی‏، سیاسی‏، اجتماعی‏ و فرهنگی‏ ممکن‏ است‏ اعمال‏ قوه‏ مقننه‏ از راه‏ همه‏ پرسی‏ و مراجعه‏ مستقیم‏ به‏ آراء
مردم‏ صورت‏ گیرد. در خواست‏ مراجعه‏ به‏ آراء عمومی‏ باید به‏ تصویب‏ دو سوم‏
مجموع‏ نمایندگان‏ مجلس‏ برسد” . پرسشی که پیش می‌آید این است که آیا در این سی و شش سال گذشته هیچگاه نیازی به استفاده از این اصل نبوده؟ آیا این اصل از ابتدا بیهوده تصویب شده است؟ به نظر می رسد که نه تنها این اصل بیهوده تصویب نشده، بلکه چه بسا در این چند دهه نیز زمینه هایی برای مراجعه به آرای عمومی وجود داشته که متاسفانه انجام نشده است، مثل اتخاذ برخی سیاست‌های اقتصادی و یا بحث هدفمندی و… که اگر با مراجعه به آرای عمومی انجام می‌شد، اعتبار و قدرت اجرایی بهتری پیدا می‌کرد. در هر حال گذشته، گذشته است؛ ولی اکنون می‌توان یکی از مهم‌ترین تصمیمات چند دهه گذشته در ایران را به معرض داوری و تصمیم افکار عمومی قرار داد.

۲ـ در میان مراجع تصویب‌کننده باید به شورای عالی امنیت ملی و مجلس اشاره کرد. تصویب یا رد شورای عالی امنیت ملی، عملاً فاقد معنای مشخص است. زیرا این توافق براساس مدیریت اصلی‌ترین اعضای این شورا به دست آمده است، و تصویب شورا، نوعی تأیید عملکرد خودش است. ضمن آنکه مذاکرات شورا در باره آن غیرعلنی و پشت درهای بسته و بدون اطلاع مردم از کم‌وکیف ماجرا است، از این رو تصویب آن دستاوردی سیاسی ندارد. مجلس نیز به دو دلیل نمی‌تواند وارد این دستور شود، یا اگر هم وارد شود مفید نیست. اول اینکه مجلس فعلی بازتاب واقعی آنچه که در عرصه جامعه می‌گذرد نیست، و به دلیل مسایلی که برای آن پیش آمده از وجاهت و اعتباری که مناسب با اتخاذ تصمیم در این موضوع و تأیید و رد آن باشد برخوردار نیست. ولی مهم‌تر از آن اینکه توافق مذکور یک بسته است و نمی‌توان بخشی را پذیرفت و بخشی را نپذیرفت. در حالی که مجلس به طور معمول در بررسی قوانین نه تنها در کلیات، بلکه در جزییات نیز وارد می‌شود.

۳ـ رهبری عالی نظام نیز تأکید نمودند که موضوع هسته‌ای توسط مسئولان در حال پیگیری است و نباید موجب دودستگی شود. ضمن این که برای تصویب متن باید مسیر قانونی پیش‌بینی شده طی شود. بنابر این و از آنجا که بحث در مجلس به نحوی است که دودستگی را تشدید می‌کند و رأی مجلس نمی‌تواند فصل‌الخطاب شود، لذا بهترین حالت رسیدگی آن در عرصه عمومی و تصویب و ردش از طریق همه‌پرسی است. ضمن اینکه مصوبات مجلس مشمول رسیدگی بعدی شورای نگهبان هم می‌شود و با توجه به برخی از مفاد توافق، این شورا طبعاً نمی‌تواند براساس آموزه‌های رسمی آن را تأیید یا رد کند، و همان طور که در سخنان مقام رهبری نیز آمده است کار بررسی متن باید براساس مصالح کشور و منافع ملی انجام شود و این از شمول رسیدگی شورای نگهبان که تطبیق مصوبات با شرع و قانون اساسی است خارج است.

۴ـ در کنار دلایل فوق، یک دلیل سیاسی دیگر و البته مهم نیز وجود دارد. با رفراندوم درباره توافق هسته‌ای شور و نشاطی جدی در میان جامعه ایران رخ خواهد داد. زیرا می‌توان به صورت آزاد درباره جزییات این توافق در مطبوعات و صداوسیما بحث کرد و با آن موافقت یا مخالفت کرد. اثر آن نیز در نشاط سیاسی جامعه و ارتقای درک و فهم سیاسی جامعه زیاد است، ضمن آنکه در صورت تصویب اعتبار توافق را نزد جامعه جهانی بیش از پیش می‌کند. و از همه مهم‌تر اینکه رأی مردم و کیفیت موافقت یا مخالفت با آن حکایت از صف‌بندی نیروهای سیاسی خواهد کرد. این رفراندومی واقعی خواهد بود که مجموعه قدرت در ایران، نظری پیشینی در مورد آن نداده است، و به صورت واقعی به رأی مردم گذاشته خواهد شد. در مورد همه‌پرسی‌های پیشین، دست‌اندرکاران سیاسی؛ پیشاپیش رأی موافق خود را اعلام می‌کردند ولی این مورد می‌تواند به یک رقابت و چالش سیاسی خوشایند تبدیل شود. و هر نتیجه‌ای که از آن حاصل شود محصول اراده مردم تلقی گردد. ضمن اینکه در همه‌پرسی، کلیت توافق به عنوان یک بسته کامل، برای رأی دادن مردم پیشنهاد می‌شود و نیازی به تایید و رد تک تک جزییات آن نیست.

با عنایت به این نکات پیشنهاد می‌کنم که از سوی دولت توافق وین در قالب یک ماده واحده دو فوریتی با هدف ارجاع آن به همه‌پرسی به مجلس ارایه گردد و مقدمات انجام آن در اولین فرصت از سوی دولت فراهم و به رأی عمومی مردم گذاشته شود.