Archive for: July 2015

دلخوری خدایان با هم درعرش، کُشتار پروکسی هایشان درفرش

Share Button

عرصه واقعی سیاست به  حزب الله لبنان، رژیم ایران، حماس، لشگر بدر عراق و جیش المهدی و ..، یاد داده است چگونه با جهان و جغرافیای سیاسی پیرامونی خود از زبان سیاسیِ پراگماتیک، غیر انقلابیگرانه، غیر استشهادی  و غیر تروریستی  استفاده کنند. تجربه سیاستورزی امروز آنها، از درسهای روزگار گذشته، نتیجه فربه شدن اقتصادی و سیاسی آن کسانی است که روزگاری با گفتمان رادیکال خود رقیبان غیر رادیکال خویش را بباد حمله گرفتند و سوار بر امواج رادیکالیسم و پوپولیسم توانستند توجه میلیونی اقشارِ عقب مانده و وازده اجتماعی را بخود جلب کنند و از آن جماعت یک نیروی مخرب میدانی برای خویش بسازند.

 عملیات انفجاری در غزه علیه حماس و جهاد اسلامی

سایت خبری نهار نت لبنان از وقوع تعدادی انفجار در غزه خبر میدهد که به انهدام تعدادی خود روی حماس و جهاد اسلامی منجر گردیده است. “چند انفجار تعدای از خود روهای حماس و جهاد اسلامی را منهدم کرد.”

دو هفته قبل من یاداشتی با عنوان عجب شیر توشیری“، حاکی از تهدید شدن حماس از سوی داعش داشتم که طی آن”داعش تهدید کرد  استبدادِ حماس را در غزه سرنگون خواهد کرد!”. حال دو هفته پس از درج آن خبر، داعش با چند عمل انفجاری که خبر آنرا نهارنت انتشار داده است، پیام عملی خود را نیز به حماس و جهاد اسلامی میدهد.

این عملیات در حالیست که حماس بنحو استیصال آمیزی به در و دیوار میزند تا خود را از انزوای فلج کننده ایی که در شرایط دشواریهای لاعلاج سیاسی و اقتصادی گریبانش را در غزه گرفته است خارج شود.

این سازمان نخست حاضر شد با تشکیل یک دولت ائتلافی با دولت ساحل غربی(الفتح) از انحصار سیاسی خود بر غزه دست بردارد و روز جمعه گذشته نیز خالد مشعل در رأس  گروهی از سران حماس به بهانه حج عمره به ریاض رفت و با سران سعودی ملاقات کرد که نا گفته میتوان مضمون این دیدار در شرایط کنونی منطقه را درک کرد که من در یاداشت دیروز خود: “نزدیکی حماس به عربستان به چه معناست؟”  بدان پراخته ام.

جنگی مغلوبه، بین پروکسیهای خدایان اسلام در منطقه در گرفته است که بلحاظ ابعاد و پتانسیل خشونت و بی معنایی خود، در تاریخ جنگها بی سابقه است. در سوریه داعش و جبهة النصرة همدیگر را قلع و قمع میکنند و سر اعضای همدیگر را میبرند و هریک خود را متولی اسلام راستین تر میداند. در عراق، داعش از شیعیانی که خود مدعی متولی گری اسلام هستند میکشند و شیعیان بنوبه خود از سُنی ها و همه از همدیگر. و این اسلام گستری تا آنجا پیش میرود که تجاوز به زنان و دختران همدیگر و غارت اموال همدیگر را هم بخشی از این عملیات جهادی نام میگذارند.

بیاد بیاوریم فردای انقلاب اسلامی در میهن خودمان را. رژیمِ تازه استقرار یافته به رهبری آیت الله خمینی از مجاهدین خلق، فرقان، حزب خلق مسلمان میکشت و آنها از رژیم. رژیم حتی سازمانهای میانه رویی چون جنبش مسلمانان، اُمتی ها، نهضت آزادی و بعدها همین اصلاحطلبان را نیز برنتافت و سرنوشت آنها را دیدیم. رژیم نه تنها لشگرانتحاری چند هزار نفری خود از جوانان را پنهان نمیکرد بلکه تا همین چند سال پیش، آنها را با جلیقه های انفجاریشان در خیابانها به رژه وامیداشت تا قدرت تروریستی خود را مهیب نمایش داده و به جهانیان نشان دهد. رژیم گروههای شبه نظامی خود را با عنوان حج به مکه میفرستاد تا در آنجا بلوا راه بیاندازند و کارکُشتگان سپاه و وعاظ آشوب آفرین(آژیتاتور) را به لبنان فرستاد تا سازمان تروریستی حزب الله را تشکیل دهند و.. .

اینها که برشمردم، دیگر جزء دانسته های همگان است ولی آنچه از این پیش دانسته ها میتوان دریافت اینست که رژیم ایران پس از ۳۶ سال حکومتگری، حزب الله لبنان پس از قریب ۲۰ ـ ۳۰ سال سیاست ورزی، حماس پس از قریب ۱۵ سال سیاستورزی و حکومتگری در غزه، امروز در برابر داعش و جبهة النصرتی قرار گرفته اند که خود در آغاز پیدایش خویش درموضع امروزِ همین جریانهای تروریستی و ازبدعت گذاران تروریسم . بنیادگرایی بودند.

عرصه واقعی سیاست به  حزب الله لبنان، رژیم ایران، حماس، لشگر بدر درعراق و جیش المهدی و ..،  دیگریاد داده است چگونه با جهان و جغرافیای سیاسی پیرامونی خود از زبان سیاسیِ پراگماتیک، غیر انقلابیگرانه، غیر استشهادی  و غیر تروریستی  استفاده کنند. تجربه سیاستورزی امروز آنها، از درسهای روزگار گذشته، نتیجه فربه شدن اقتصادی و سیاسی آن کسانی است که روزگاری با گفتمان رادیکال خود رقیبان غیر رادیکال خویش را بباد حمله گرفتند و سوار بر امواج رادیکالیسم و پوپولیسم توانستند توجه میلیونی اقشار عقب مانده و وازده اجتماعی را بخود جلب کنند و از آن جماعت یک نیروی مخرب میدانی برای خویش بسازند و امروز میخواهند خود را در جبهه ضد تروریسم قرار دهند.

در ایران، این نیروی اجتماعی گروه خاصی از آخوند ها، روضه خوانها و هیئت چیها و تعزیه گردانها را به قدرت رساند و در لبنان حزب الله را به یکی از بازیگران اصلی صحنه سیاسی آنکشور تبدیل کرد و در عراق لشگر بدر، جیش المهدی و گردان القسام و حزب الله (عراق) را و..  در گرونه حکومت قرار داد.

امروز این جریانهای بنیاد گرا و تروریستی خود در معرض همان تروریسم بیناد گرایانه ایی قرار گرفته اند که خود روزی بدعت گذار آن بوده اند. جریانهای سوار بر این چنین موجهای سیاسی/ مذهبی/ اجتماعی، همچنانکه گفته شد، به تدریج( اما بظاهر) همرنگ  گفتمان زمانه میشوند ولی آن پایگاه اجتماعی که روزی از آن برخاسته بودند به تصرف جریانهای رادیکال جدیدی در میاید که کپی و المثنای دوران نشو و نمای خود آنانست. از اینروست که پیدا شدن جریانی که حماس را بخاطر سهل گیری سیاسی اش در برابر اسرائیل و سهل گیری اش در اجرای شریعت به ریشه کن کردن تهدید کند چندان نباید تعجب انگیز باشد.

اگر تعجبی باید درکار باشد اینجاست که “ما ” فکر کنیم گرگ با پیر شدن به سگی آدم دوست تبدیل میشود و خوی و خصلت ارثی خود را ترک میکند.

کمونیسم هرگز نتوانست و نمیتوانست با تروریسم چپ و پول پوتیسم مبارزه کند زیرا که از یک هم جنسیتی تاریخی و دیسکورسیو با آن برخوردار بود. اسلامگراییِ بِروز شده در لبنان و ایران و غزه و عراق نیز قادر نیست ریشه و نسب تاریخی و ارثی خود را بزند همچنانکه تنه یک درخت را نمیتوان با یک اره چوبی هرچند هم سخت باشد برید؟

رژیم ایران، حماس، حزبالله، لشگر بدر و القسام و.. ، هرچند  امروز خود در معرض تروریسم بنیاد گرای داعشی و بوکو حرامی و الشبابی هستند ولی هرگز در صدد مبارزه با این جریانهای تروریستی بطور جدی نیستند و نمیتوانند باشند زیرا میدانند و  می اندیشند که میتوانند از این جریانها علیه دشمن اصلی اشان که دموکراسی و لیبرال دموکراسی مدل غربی و خود غرب است استفاده کنند.

ویدئو کلیپ زیر را حتماً ببینید و از خود بپرسید حماس این تجهیزات مدرن را ازکجا و با چه منبع مالی تهیه کرده است؟

Blasts Hit Cars for Hamas, Islamic Jihad Members in Gaza

W460

by Naharnet Newsdesk ۱ min ago

Explosions on Sunday destroyed five cars in Gaza belonging to members of Hamas and Islamic Jihad, witnesses and a security source said, amid tensions between the Palestinian territory’s rulers and Islamist extremists.

Police for Hamas, which rules the Gaza Strip, have not yet commented on the explosions in different areas of Gaza City. There was no immediate confirmation of any casualties.

A security source said three of the cars belonged to members of Hamas and two to Islamic Jihad members.

There have been growing signs of internal unrest in the Gaza Strip, with Hamas engaged in a power struggle with smaller extremist groups.

A spate of bomb attacks has targeted public buildings and officials as well as international organizations.

Rocket fire from Gaza into Israel has also been claimed by Salafist extremists claiming links to the Islamic State group.

Salafist groups have been angered by a Hamas crackdown and claimed in recent weeks that around 100 of their members or supporters were behind bars.

They also criticize Hamas for what they see as its lack of zeal in enforcing Islamic law as well as for its truce with Israel since last year’s war in the Gaza Strip.

نزدیکی حماس به عربستان به چه معناست؟

Share Button

مسئله بسیار مهم و کلیدی در تحلیل وضعیت میهنمان در شرایط متلاطم سیاسی منطقه اینست که برعکس تبلغات پر سر وصدای حکومتی؛ رژیم فاقد مشروعیت و حمایت واقعی مردمی است. وقتی زیر پای حکومتی در بین ملت خویش خالی باشد و بجای اتکاء به حمایت هوشیارانه و میهن پراستی آگاهانه  مردم، بویژه اقشار متوسط و مدرن، به شهادت طلبی خرافه آمیز و رهبر پرستانه عوام یا جماعتی نانِ بروز خور متکی باشد، چنین حکومتی از موضعی ذلیل و امتیاز دهنده با طرفینش در منطقه و دنیا ربرو میشود که در چنین ناموازنه ایی، انتظار حق طلبی نیز جای زیادی  ندارد تا چه رسد به افزون خواهی. زیرا قدرت مردمی در پشت سر حکومت قرار ندارد و در مورد حکومت ما، موشک پراکنیهای سپاهَ پاسداران  آنهم نه تنها جای خالیِ آن حمایت ملی را پر نمیکند بلکه صرف هزینه زیاد برای  همین توسعه فن آوری موشکی گواه این امر است که رژیم به نیروهای میدانی، انسانی و مردمی خود دیگر اعتمادی ندارد.

دیدارِ غیر عادی سرپرست حماس و پادشاه عربستان

خبرگزاری گلف نیوز* از جمله خبرگزاریهای منطقه است که بنقل از روئیترز بازدید سران حماس از ریاض و دیدار آنها با پاشاه عربستان ملک سلمان، وزیر دفاع و و ولیعهد عربستان را گزارش کرده و از آن بعنوان یک رخداد غیر عادی نام برده است. اگر چنین بازدید و دیداری ۱۰ یا ۱۵ سال پیش اتفاق می افتاد چندان شایان توجه نبود زیرا در آن دورانِ بُرو ـ بُروی اعتبار این سازمان و برادر خوانده اش جهاد اسلامی، دوران اعتیار جریان اسلامیِ اخوان المسلمین و وجاهیت اسرائیل و آمریکا ستیزی، عربستان و دیگر دول محافظه کار خلیج و عرب، بخاطر از سر گذراندن امواج تند رادیکالیسم اسلامِ سیاسی شده، مجبور بودند به حماس و دیگر جریانهای پیکارجوی فلسطینی؛ هم کمک مادی، هم دیپلماتیک بکنند و هم دیگر سرویسهای مورد تقاضای آنها را بدهند.

موج دوم بهار عربی که دیگر نه علیه دیکتاتوریهای غربگرا و شبه سکولار بلکه علیه آن اسلامیسی برخواست که در موج اول بهارِعرب از خلاء میدان سیاسی سود برده و بر امواج آن بهار و گردونه قدرت سوار شده و گفتمان و پیام دینی خویش را به خواست راهبردی آن مبدل ساخته بود.

این موج دوم بهاری که میتوان آنرا سر آغاز یک رنسانس عمیق (سیاسی، فرهنگی) در منطقه تلقی کرد،سرآغاز تغیر پارادیم تحول در منطقه بود زیرا این پارادیم جدید بمعنی تغیرمحور مبارزه از: ـ اسرائیل ستیزی، آمریکا ستیزی، تجدد ستیزی، مبارزه با دول عرب محافظه کار غربگرای منطقه و چرخش بسوی پیکار با اسلامیسم و اخوان المسلمین بعنوان نماد عینی و میدانی آن و  مبارزه با شیعی ـ ایسم سیاسی ایران بجای پیکار با اسرائیل بود.

اگر ژنرال خلیفه هفتر در لیبی جرعت میکند و علناً اعلام میکند که تا ریشه کردن کردن اسلامگرائی در لیبی از پای نخواهد نشست، اگر دولت مصر محمد مُرسی را با لباس محکومین به اعدام نمایش رسانه ایی میدهد و اگر همین دولت بخود اجازه میدهد بی هراس از شورش عمومی مردم مسلمان مملکت، صدها اسلامگرای را به اعدام محکوم کند، اگر همین دولت تمام شبکه مساجد و بنیادهای مذهبی را تحت سرپرستی و کنترل وزارت اوقاف قرار داده و اسلام را دولتی میکند(بجای اینکه  مانند ایران ما دولت را اسلامی کند)، اگر همین دولت مصر سازمان اخوان المسلیمن را رسماً سازمانی تروریستی اعلام میکند و گذرگاه رَفعَ (در صحرای سینا) را بروی حماس و نوار غزه می بندد، و اگر همین دولت مصر بیش از هزار تونلِ تدارکات رسانی به غزه را که با هزینه ایران بین سینا و نوار غزه  زده شده بودندرا به آب بسته یا منفجر میکند، و اگر بموازات مصر دول امارات متحده عربی اخوان المسلمین را تروریست اعلام میکند و بالاخره اگر حزب الله لبنان بجای نسوان مقنعه پوش و جوانان پر ریش پشم دیروز، دختران نیم لخت و تی تیش مامانی و پریشان موی جوان پسند را جلودار راهپیمائیهای خیایانی خود میکند  همه اینها بمعنای اینست که؛ آن گفتمانی که حماس در غزه، اخوان المسلمین در مصر و اردن و شمال آفریقا و خلیج فارس و حزب الله در لبنان علمداران و نمادهای آن بودند چنان رنگ باخته و از نفس افتاده است که اخبار صدور احکام سریال اعدام** علیه اخوانیها، تروریست اعلام کردن حماس و خواست جدی خلع سلاح حزب الله در لبنان دیگر نه تنها خشم سیاسی و غیرت دینی را در مردم منطقه برنمی انگیزد بلکه با سکوت رضایت آمیز آنها نیز همراه میشود.**( بلحاظ عملی چندان مهم نیست که اجرای این احکام چقدر جدی باشد. مهم نفسِ صدور آنهاست).

اگر خالد مشعل و برخی دیگر از سران حماس امروز به  حضور پادشاه عربستان؛ که شاهان عربستان را نوکران  آمریکا و متحدان غیر مستقیم اسرائیل میدانستند شرفیاب میشوند، حامل این پیام است که تغیر پارادایمیک مورد اشاره فوق به درون این سازمان تروریستی نیز کشیده شده است. این بمعنای اینست که  دهها میلیارد هزینه ایران طی این سی سال برای ایجاد یک پروکسی در قلب منطقه و در پشت گوش اسرائیل با شکست روبرو شده و در آینده ایی نه چندان دور حماس پستان مادر خود را خواهد گزید و رسماً به محور دول عرب علیه  رهبری ایران ولایی  بعنوان متحد دیروز و امروز خود خواهد پیوست زیرا آش آنجا و لواش آنجاست!

پس از  اعلام آتش بسِ متعاقب جنگ اخیر اسرائیل و دولت غزه برهبری حماس، دولتهای عرب منطقه در نشستی برای تشکیل صندوق بازسازی غزه تعهد کردند قریب ۵٫۵ میلیارد دلار برای باز سازی و ترمیم ویرانیها ناشی از جنگ  بپردازند. در این جنگ حماس نزدیک به ۲۵۰۰ کشته داد و هزاران واحد مسکونی ویران و بیش از یکصد هزار نفر از مردم غزه آواره و بی خانمان شدند.

از آنروز تا بحال، از آن مبلغ ۵٫۵ میلیاردی فقط حدود ۰٫۵ میلیارد دلار پرداخت شده که آنهم نه به خود حماس بلکه به سازمانهای مستقل از آن برای باز سازی. برای اولین بار دولت حماس با اعتصابات کارکنان خود بخاطر عدم پرداخت حقوقشان روبرو شده است.

دولت حماس در ائتلافی با دولت ساحل غربی خود را منحل کرده و اداره امور را به نمایندگی مرکب از نوار غزه و دولت ساحل غربی سپرده است. محاصره غزه سخت تر از گذشته ادامه دارد که در این محاصره، سخت گیری مصر از دولت اسرائیل کمتر نیست.

در یک کلام، حماس و گفتمان صهیونیسم ستیزانه آن به محاق رفته است و جیغ و داد دولت ایران و حزبالله لبنان هم برای جلوگیری از این محاق رفتگی آن گفتمان کمکی نمیکند. امروز مبارزه با توسعه طلبی ایران شیعی و داعش به مشغله فکری مردم عرب منطقه تبدیل شده است. و از نگاه مردم منطقه فاصله زیادی بین ایران اسلامی؛ حماس و داعش و بوکرحرام و الشباب نیست.

امروز برای دول عرب منطقه حماس به یک کارت بازی تبدیل شده است که شاید بتوان از آن علیه بشار اسد، حزب الله لبنان، داعش و دولت ایران استفاده کرد. بگمان من پذیرش رهبری حماس از سوی پادشاه عربستان از این زاویه است که انجام میشود.

در ازای همکاری با عربستان و سر بزیر شدن حماس، دولتهای حاشیه خلیج میتوانند به وعده باز سازی غزه خود وفا کنند و از خُرد شدن این سازمان و انتقامجویی رقیبش الفتح از آن در آینده جلو گیری کنند زیرا حماس به سرازیری ورشکستگی افتاده است و آینده آن تیره است.

مثل معروف “چه میخواستیم! چه شد!” حاصل کار دولت اسلامی ما در رابطه با حماس و غزه است که برای ملت ایران دهها میلیارد دلار هزینه  برداشته و میهن مارا در برابر همسایگان عرب خود قرار داده است تا آنجا که وزیروزیر خارجه سعودی عادل الجبیر از موضعی مقتدرانه میگوید: با مشکل سازى ایران درمنطقه به شدت برخورد مى کنیم.” در ادامه به گزارش العربیه، الجبیر، گفت:« ایران باید توافق نامه هسته ای با غرب را برای بهبود اقتصاد خود استفاده کند و نه در ادامه عملیات ماجراجویانه اش در منطقه».

مسئله بسیار مهم و کلیدی در تحلیل وضعیت میهنمان در شرایط متلاطم سیاسی منطقه اینست که برعکس تبلغات پر سر وصدای حکومتی؛ رژیم فاقد مشروعیت و حمایت واقعی مردمی است. وقتی زیر پای حکومتی در بین ملت خویش خالی باشد و بجای اتکاء به حمایت هوشیارانه و میهن پراستی آگاهانه  مردم، بویژه اقشار متوسط و مدرن، به شهادت طلبی خرافه آمیز و رهبر پرستانه عوام یا جماعتی نانِ بروز خور متکی باشد، چنین حکومتی از موضعی ذلیل و امتیاز دهنده با طرفینش در منطقه و دنیا ربرو میشود که در چنین ناموازنه ایی، انتظار حق طلبی نیز جای زیادی  ندارد تا چه رسد به افزون خواهی. زیرا قدرت مردمی در پشت سر حکومت قرار ندارد و در مورد حکومت ما، موشک پراکنیهای سپاهَ پاسداران  آنهم نه تنها جای خالیِ آن حمایت ملی را پر نمیکند بلکه صرف هزینه زیاد برای  همین توسعه فن آوری موشکی گواه این امر است که رژیم به نیروهای میدانی، انسانی و مردمی خود دیگر اعتمادی ندارد.

      *

Hamas chief and Saudi king hold rare meeting: Hamas source

Hamas has ruled the Gaza Strip since 2007 after fighting a brief and bloody civil war with Palestinian rivals in Fatah and has fought three wars with Israel, which it has vowed to destroy (File Photo: AP)

Iran-allied militant group’s first meeting with Saudi leaders signal thaw in ties

GULF NEWS

Dubai, Reuters
Friday, 17 July 2015

Hamas chief Khaled Meshaal and other top officials from the Palestinian militant group met with Saudi Arabia’s King Salman and senior Saudi leaders on Friday, a Hamas source said, in the first meeting between the two sides for years.

The meeting brought together top members of Hamas political wing with the Saudi king, crown prince and defense minister in a possible rapprochement between the conservative United States-allied kingdom and the traditionally Iran-allied party.

“The delegation discussed Palestinian unity and the political situation in the region. This meeting will hopefully develop relations between Hamas and Saudi Arabia,” the source told Reuters.

Hamas has ruled the Gaza Strip since 2007 after fighting a brief and bloody civil war with Palestinian rivals in Fatah and has fought three wars with Israel, which it has vowed to destroy.

The group was jolted by civil war and rivalries in the wake of the Arab Spring in 2011 and relations with Iran soured over its refusal that year to back Tehran’s ally, Syrian President Bashar al-Assad, in his war against mainly Islamist rebels.

Much of Hamas’ senior leadership decamped to Qatar, but the tiny gas-rich state was under pressure from fellow Gulf Arab countries to reduce its support for Islamist groups.

Relations between Hamas and Saudi Arabia have improved since Salman assumed the Saudi throne in January and the kingdom has taken on a newly assertive posture in the region.

Saudi Arabia has led an Arab military intervention in Yemen and is fiercely opposed to what it views as Iranian encroachment in the Arab world, despite a deal agreed this week between Tehran and world powers over its disputed nuclear program.

باتلاق یمن، حوثیها و ایران!

Share Button

تصرف کامل عدن و فرار حوثیها از مقابل نیروهای دولتی و زیر بمباران نیروی هوایی ائتلاف عربی، فقط یک عقب نشینی تاکتیکی و جبهه ایی نیست بلکه شروع روند فروپاشی اعتماد و اراده رزمی حوثیها و پشت کردن قبایل و نیروهای متحد شان بدانهاست. باید منتظر شتاب گرفتن این روند بود. 

پیکار جویان مقاومت جنوب در حرکت بسوی خط مقدم جبهه علیه حوثیهای مورد حمایت ایران 

از نخستین روز شورش کودتایی حوثیها که با پشتیبانی ایران و تدارکات از مدتها قبل فراهم شده برای تصرف این کشور فقیر عربی  و بقصد برقراری مدل حکومت اسلامی*  در ایران انجام گردید، طی یاداشتهای متعدد نوشتم که ماجراجویی یمن  برای جاه و شهرت طلبان محافل نظامی و رهبری کشورمان  و تبعاً برای میهنمان، رفتن به ورطه ایی است که بازگشت از آن آسان نیست. رژیم از ماجراجویی سوریه درس نگرفته تصور میکرد پیروز شدن در این ماجرا جویی جدید شکست آنرا در سوریه، هم جبران میکند و هم ممکنست وسیله ایی برای  چنان معامله ای با  بلوک عرب و غرب گردد که هزینه های انجام شده را بپوشاند و راه بیرون آمدن از باتلاق را هموار سازد. ولی باتلاق یمن نشان داد و میدهد که مرگبار تر از آنست که نخست تصور میشد، نشان میدهد و داد که خبری از کباب نیست فقط خر داغ میکنند.

از چند روز پیش اخبار پیشروی نیروهای  مقاومت دولتِ برسمیت شناخته شده بین المللی عبد الربه  منصور هادی بر پیشروی خود در مناطق مورد تصرف حوثیها شدت بخشیده تا آنجاکه دیروز با آزاد کردن بخشهای عمده عدن  بشمول فرودگاه و بندر آن، آزادی کامل جنوب سودان را  وعده دادند. خبرگزاری العربیه** امروز از آزاد شدن تقریباً کامل عدن و موج هزیمت حوثیها و محاصره بخشهایی از نیروهای آنان و تسلیم قریب۴۰ تن از نیروهایشان خبر میدهد. منصور هادی در پیامی تلویزیونی آزادی عدن را مقدمه آزادی تمام کشور اعلام کرد.

قریب ۱۰ ماه پیش حوثیها که از سالها قبل برای تصرف کشور با استفاده از هرج و مرجِ ناشی قیام ملی علیه دیکتاتوری ۳۲ ساله علی عبدالله صالح تدارک دیده و آماده شده بودند، از ضعف دولت هادی منصور که برگزیده پارلمان بود و قدرتش منبعث از اجماع سیاسی (حقوقی) و نه واقعی بود و  از خود نه  ارتشی داشت و نه نیروهای مسلح قبیله ایی که مستقیماً در پشت سر وی قرار داشته باشد سوء استفاده کرده و تقریباً همه کشور را در عرض مدت کوتاهی تصرف کردند. ولی حوثیها و رهبری ایران که فریفته برتری تاکتیکی و میدانی خود بودند کوتاه بین تر از بودند که عمق و عرض استراتژیک دولت عبد الرابه منصور هادی را درک کنند. آنها شبفتهتر از آن شده بودند که بتوانند درک کنند جامعه عرب و سازمان مللی که دولت منصور هادی را بعنوان دولت قانونی یمن  برسمیت شناخته در برابر هجوم شورشیان حوثی تسلیم نخواهند شد همچنانکه در برابر پیشروی برق آسای بوکو حرام در مالی و نیجریه و الشباب در سومالی تسلیم نشدند. رژیم ایران و حوثیها درک نکردند وقتی انگلیس، آمریکا و سایر دول اروپایی، علیرغم پیشروی حوثیها و تصرف صنعا توسط آنها، دولت در مهاجرت هادی را برسمیت میشناسند، نگاهشان نه به آن پیشرویهای تاکتیکی و میدانی بلکه به آن پشت جبهه گسترده استراتژیکی است که دولت منصور هادی  از آن برخوردار است که از عربستان تا منتها علیه شمال آفریقا و تا مالزی در جنوب شرقی آسیا را در بر میگیرد.

خلاصه:

تصرف کامل عدن و فرار حوثیها از مقابل نیروهای دولتی و زیر بمباران نیروی هوایی ائتلاف عربی، فقط یک عقب نشینی تاکتیکی و جبهه ایی نیست بلکه شروع روند فروپاشی اعتماد و اراده رزمی حوثیها و پشت کردن قبایل و نیروهای متحد شان بدانهاست. باید منتظر شتاب گرفتن این روند بود.

 *

رژیم حاکم بر میهن ما به اندازه ایی به  تکرار و کپی شدن مدل اسلامی حکومت خود در ایران دیگر کشورهای اسلامی بعنوان تأئیدیه ایی بر الهی بودن و بی نظیر و مردمی بودن نظام خود دارد که یک ماهی بیرون افتاده از آب روی شنهای داغ ساحل به آب نیاز دارد.

۳۵ سال از حکومت اسلامی میگذرد و تا کنون این نظام نکبتی نتوانسته است در هیچ گوشه ایی از دنیای اسلام علیرغم هزینه های کلان صدها میلیارد دلاری،  اعزام و صدور نیروهای استشهادی؛ از بوسنیا در اروپا گرفته تا جزایر کمور در اقیانوس هند کمترین موفقیتی کسب کرده و مردم کشور دیگری را ترغیب به راه رفته در ایران کند. امروزعقب مانده ترین هواداران این نظام از خود میپرسند: ” اگر این نظام ما اینقدر خوب است، چرا در هیچ کجای دنیا دیگر انقلاب اسلامی نمیشود؟ از اینروست که رژیم برای صدور انقلاب خود به ماجراجویی می افتد و به بالتلاقهای نظیر باتلاق یمن و سوریه کشیده میشود.

**

Exiled Yemen VP says Aden ‘liberated’

Southern Resistance fighters react as they prepare to go to the frontline of fighting against Houthis in Yemen’s southern port city of Aden. (Reuters)
Friday, 17 July 2015

Yemen’s exiled Vice President Khaled Bahah announced online Friday the “liberation” of second city Aden after four months of devastating fighting between loyalist forces and Iran-backed rebels.

“The government announces the liberation of the province of Aden on the first day of Eid al-Fitr which falls on July 17,” Bahah said on his Facebook page, referring to the Muslim holiday marking the end of the fasting month of Ramadan.

“We will work to restore life in Aden and all the liberated cities, to restore water and electricity,” he said.

Meanwhile, Yemen’s exiled President Abdrabbo Mansour Hadi congratulated Yemenis for the recent “victories” in Aden in a televised address on the eve of the Eid al-Fitr holiday on Thursday evening.

“Eid has begun, and many families have lost their loved ones, whether they were martyred, went missing or displaced because of the brute [Houthi] militias and Saleh’s in revenge against the people who stood against them,” Hadi said, adding that the Yemeni government “realizes the suffering of the people” and is trying hard to ease their distress.

Eid al-Fitr will start Friday, a Saudi ruling body announced on Thursday evening. The occasion, which marks the end of Ramadan – where followers fast from dawn to dusk – is celebrated by Muslims all over the world.

On Thursday, Saudi-backed Yemeni troops and fighters have driven the militia Houthi group’s members out of two major neighborhoods in the southern port city of Aden, Thursday, prompting street celebrations by residents after weeks of fierce fighting.

Residents said armored vehicles and troops have deployed in the neighborhoods of Crater and Mualla, where fighting had intensified earlier as part of an offensive to regain control of the port city from the Shiite rebels and allied forces.

“Today we are free,” Aseel Mohsen, a resident of Mualla said by telephone, as celebratory gunfire broke out in the background. She said she had spent the last couple of days mostly holed up with 30 other people in the basement of their apartment building where they were taking cover from the intense fighting.

“We can now go down and prepare and shop for Eid,” Mohsen said, in reference to the feast that follows Islam’s holy month of Ramadan, which ends Thursday in most of the Muslim world.

A U.N. brokered truce, which had largely failed to hold, is expected to end with the conclusion of the holy month of Ramadan. The truce was intended to put an end to months of punishing fighting in the war-torn impoverished Gulf nation and allow for the dispersing of much-needed humanitarian aid.

Fierce fighting in Aden broke out in March as empowered Iran-allied Shiite rebels expanded their bid for power from the Yemeni capital Sanaa, which they overran in September. The rebels have allied with several military units loyal to Yemen’s former President Ali Abdullah Saleh.

The offensive, closely coordinated with the Saudi-led coalition, is a serious blow to the Shiite rebels, who have taken control of several provinces in Yemen, and driven the country’s internationally-recognized president into exile. President Abed Rabbo Mansour Hadi has been living in Saudi Arabia since March. The rebels, and allied forces, remain in control of the capital and other provinces.

Hadi, in a recorded speech aired on TV, congratulated the troops and fighters for regaining control of parts of Aden.

“Aden will be the key to salvation for our people and our case,” Hadi said. “From Aden, we will regain Yemen.”

Fighting intensified Thursday in Aden as Saudi-backed troops forced the rebels out of neighborhoods they control.

Meanwhile, the militia group, known as Houthis, fired Katyusha rockets that landed in the vicinity of the airport early Thursday, killing three anti-rebel fighters, according to a government official.

They also fired at least five rockets at the city’s refinery, military officials said.

The government official said the Saudi-trained Yemeni troops took control of the Crater neighborhood, the commercial hub of Aden that houses a presidential palace, and neighboring Mualla. He said armored vehicles were roaming the streets of the neighborhoods to ensure it has been cleared of rebels, and installing checkpoints manned by local militias.

The Saudi-backed troops and fighters, along with Saudi-led coalition airstrikes, had pushed the rebels out of the city’s airport Tuesday. It was at the outset of an offensive led by troops trained in Saudi Arabia and planned for over a month, the government official said, speaking on condition of anonymity in order to discuss the ongoing fighting.

Footage aired on TV showed civilians clearing the runway of the Aden airport as troops secured it.

A senior military official said more than 40 Houthis and allied fighters have surrendered to the troops. Through loudspeakers, military officials urged rebel fighters to hand themselves in. The troops are poised to enter the area that houses the presidential palace, the last remaining spot in Crater where rebels and allied forces appear to be holding on, the official and witnesses said.

The official spoke on condition of anonymity because he was not authorized to speak to reporters.

An Aden resident, who spoke on condition of anonymity for fear of retribution, said he saw some local militia fighters throw a rebel-allied fighter from the roof of a building.

Speaking to Al-Arabiya News Channel, Brig. Gen. Ahmed al-Asiri, the Saudi-led coalition’s spokesman, praised the “heroic efforts” of Yemeni fighters, referring to the offensive as “the Golden Arrow.”

Al-Asiri said the operation has been successful so far because of “the element of surprise” and added, “We need to have patience and perseverance now.”

In a statement to the Houthi-controlled Saba news agency, a spokesman said the rebels are fighting back, and are advancing in a neighborhood northwest of the airport.

(With AP)

اگر دیکتاتوری نظامی اینست، زنده باد دیکتاتوری

توافق هسته‌ای و پیامدهای آن

Share Button

بناابر این به سرانجام رسیدن این توافق هم نیازمند کار و تلاش دیپلماتیک در خارج و مدیریت شجاعانه فضای سیاسی در داخل است. اکنون دیگر دولت بهانه‌ای برای کم توجهی به مسایل داخلی ندارد و فعالان سیاسی هم از دولت انتظار دارند مثل مذاکرات هسته‌ای در داخل هم با قدرت و البته انعطاف و واقع‌بینی وارد شود و به برخی مطالبات منطقی وعده داده شده جواب دهد.

zarif-mogherini-saham-news

سحام نیوز

» شاهین دادخواه

منتشر شده در چهارشنبه, ۲۴تیر , ۱۳۹۴

بالاخره توافقی که مدت‌ها انتظار آن می‌رفت و خیلی‌ها در مخالفت با آن کسب و کار راه انداخته بودند و خیلی‌های دیگر برای هموار کردن مسیر آن هزینه‌های زیادی دادند حاصل شد. من به سهم خود این پیروزی دیپلماتیک ماراتن‌گونه را به مردم ایران تبریک گفته و از زحمات جناب آقای دکتر ظریف که سابقه همکاری با ایشان در شورای‌عالی امنیت ملی را داشتم کمال قدردانی را دارم. اما همگان آگاهند که این پیروزی آسان و راحت به دست نیامده است و لذا ضرورت دارد در این‌جا ضمن مرور کوتاهی بر تحولات گذشته چالش‌های احتمالی پیش رو را مورد توجه قرار دهیم.

امروز در حالی توافق به دست آمده است که چند سال پیش سخن گفتن از خیلی چیزها نه تنها تابو بود بلکه با هزینه زیادی و حتی حبس و زندان همراه بود. آن‌چه حاصل شده ریشه در تفکرات استراتژیک مجموعه‌ای دارد که بنده و همکاران و دوستانم از زمان شروع بحران در سال ۱۳۸۲ در ترویج و اشاعه آن سهمی هر چند اندک داشتیم. دوستانی که در وزارت خارجه، مرکز تحقیقات استراتژیک و شورای‌عالی امنیت ملی بر این باور بودند که تندروی‌ها و تحریم‌ها به سود منافع ملی نیست و باید از افتادن در این مسیر خودداری کرد.
در مقابل کسانی قرار داشتند و دارند که امروزه در پس شعارها و حرف‌های مختلفی افکار خود را مطرح کرده اما نیات خود را پنهان می‌کنند. همان‌هایی که در سال‌های پیش برای پیشبرد اهداف خود حتی از زدن اتهام‌های جاسوسی هم ابایی نداشتند و گمان می‌کردند این آخرین تیری است که می‌توان با آن مخالفان سیاست‌های افراطی هسته‌ای را به سکوت و انفعال واداشت.

کسانی که به‌قول خودشان موضوع هسته‌ای را تمام شده می‌دانستند و تحریم‌ها را هیچ می انگاشتند و حتی آن را برکت دانستند و امروز بر همگان معلوم شده است منظور آن‌ها از «برکت»، پر کردن جیب‌ها و حساب‌های شخصی‌شان بوده است. کسانی که میلیاردها دلار به مملکت آسیب زدند تا حساب‌های شخصی‌شان را پر کنند و با امنیتی کردن فضا و دستگیری و زندان و شکنجه منتقدان سیاست‌های هسته‌ای و زدن اتهامات امنیتی به آن‌ها بتوانند برنامه‌های شخصی خود را پیش برند.کسانی که به اهداف شخصی خود رسیدند ولی مملکت متضرر شد.

خوشبختانه توافق هسته‌ای نشان داد که این انگ زدن‌ها و مانع تراشی‌ها نمی‌تواند برای همیشه موثر باشد. این توافق اصلی‌ترین گواه و سند بی‌گناهی ما منتقدان سیاست‌های هسته‌ای دولت قبل است و هیچ محکمه‌ای بالاتر از محکمه افکار عمومی نیست که امروزه با حمایت قاطع از توافق نشان داد آن‌چه ما از سال‌ها پیش بر آن تاکید می‌کردیم و به‌خاطر آن حتی هزینه زندان را هم تحمل کردیم بر حق و مطابق منافع ملت بوده و اتهام جاسوسی و ارتباط با بیگانگان از جنس همان اتهاماتی است که امروزه در خفا و آشکارا به تیم مذاکرات هسته‌ای می زنند و هیچ پایه و اساسی ندارد و صرفا برای آن بوده که سناریوی مرتبط کردن منتقدان به خارج عملی شود.

با این توافق طشت رسوایی خیلی‌ها از بام افتاده هرچند آن‌ها به این زودی حاضر به پذیرش حقیقت نخواهند بود و حتی ممکن است درصدد طراحی اقدامات تلافی‌جویانه دیگری بر آیند.

ما از سال ۱۳۸۴ در تحلیل‌ها و نوشته‌های خود سیاست‌های هسته‌ای افراطی را همواره مورد انتقاد قرار می‌دادیم و حتی علی‌رغم سکوت مصلحتی برخی دوستان امروزی از مطرح کردن پیامدهای احتمالی تحریم‌ها ابایی نداشتیم هر چند بعدها متهم شدیم از طریق دستور گرفتن از خارج پیش بینی کرده بودیم تحریم‌ها اعمال شده و گسترش می یابد!

این آقایان فکر می‌کردند بهره هوشی کل آدم‌ها مثل خودشان است و تحلیل هم یعنی تحلیل آن‌چه اتفاق افتاده نه پیش بینی آن‌چه قرار است اتفاق افتد. از مسیری که دولت قبلی از ابتدا در پیش گرفته بود بر اهل نظر و متخصصان امر معلوم بود که عاقبت کار تحریم است و تنش با دنیا. ساده انگاری برخی از کارگزاران دولت قبل و هم‌پوشانی منافع آن‌ها با منافع محافل و باندهای امنیتی باعث شد در زمین برخی دلالان امنیتی گرفتار شوند و زمانی که متوجه شدند کار به نام آن‌ها و به کام دیگران بوده است کار از کار گذشته بود و نتوانستند کاری کنند و شد نباید آن‌چه می شد. بی دلیل با دنیا وارد تنش شدند پول نفت بلوکه شد اقتصاد دچار بحران شد اررزش پول ملت یک سوم شد و آقایان از قبل افزایش مصنوعی نرخ ارز هزاران میلیارد دلار به جیب زدند.

امروزه همان‌هایی که برخی عوامل دولت قبلی را بازی می‌دادند از دولت قبل تبری می‌جویند و حتی مدعی هم شده‌اند. تو گویی ملت از یاد برده‌اند آن‌ها چگونه در دفاع از دولت به‌قول خودشان «عدالت گستر» سنگ تمام گذاشتند و در برابر رفتارهای تند و هزینه بر آن سکوت پیشه کردند.

آن‌ها تصور می‌کنند دیگران فراموش کرده‌اند به نام هسته‌ای چه کارها که نکردند و چه پرونده سازی‌ها که نکردند. آیا آن‌ها فکر می‌کنند همه چیز در سایه توافق هسته‌ای فراموش خواهد شد؟ اکنون دیگر نمی‌توان گفت مساله صرفا سوء مدیریت بوده است و بس. عده‌ای خواب‌هایی برای ملت دیده بودند و می‌خواستند با پنهان شدن در پشت مساله هسته‌ای و اسطوره سازی از آن خواب‌های خود را تعبیر کنند و زمانی که عده‌ای این حقیقت را عیان کردند جزای کارشان بازداشت و شکنجه و زندان شد. از حسین موسویان گرفته تا باقر اسدی و قهرمان‌پور و سرجویی هزینه همراهی و دفاع از تفکری را دادند که امروزه نتیجه عملی آن را در مذاکرات وین وتوافق جامع هسته‌ای دیدیم.

درست است که برخی مجاهدان شنبه دولت، این‌ها را پاس نمی‌دارند و از ترس همان تندروها حتی سراغی از آن‌ها نمی‌گیرند اما واقعیت‌ها خیلی گویاتر و واضح‌تر از آن هستند که بتوان انکارشان کرد. وقتی عده‌ای به زعم خود می‌خواستند بگویند پرونده‌های این عده نه سیاسی بلکه امنیتی است و در بحث هسته‌ای اجماع نظر داخلی وجود دارد تصور نمی‌کردند که اختلافات سیاسی در موضوع هسته‌ای به این زودی‌ها عیان شود.

قصد آن ندارم که در این جشن ملی ساز ناکوک زده باعث تلخ‌کامی شوم. پیروزی بزرگ‌تر و ملی‌تر از آن است که بتوان آن را سهم انحصاری عده‌ای خاص دانست. من هم چنین ادعایی ندارم و صرفا می‌خواهم یادآوری کنم این پیروزی آسان به‌دست نیامده است و باید در ادامه راه از آن در برابر «بد اندیشان خیر نما» مراقبت کرد. بد اندیشانی که هنوز امیدشان به سنگ اندازی را از دست نداده‌اند و در ادامه مانع از آن خواهند شد دولت این پیروزی را به پیروزی در انتخابات مجلس بعدی پیوند زند.

آن‌ها به شیوه‌های مختلف درصدد باج‌گیری از دولت و وادار کردن آن به نوعی انفعال در سیاست داخلی‌اند. همان‌هایی که در همراهی ظاهری با دولت در موضوع فساد مالی حامیان دولت قبل هم می‌خواهند از ورود آن به سیاست داخلی ممانعت به عمل آورند و هم حساب خود را از دوستان سابق خود جدا کرده و آن‌ها را متهم اصلی جلوه دهند تا به‌قول معروف همه چیز در سوء مدیریت خلاصه شود و کسی نگوید شما با علم به همه این فسادها چرا در حمایت از برخی‌ها در دولت قبل تردید نکردید. این‌ها با حمایت از مبارزه با فساد می‌خواهند دامن خود را از همکاری و همراهی با سیاست‌های قبلی پاک کنند تا دوباره روز از نو و روزی از نو.

اما اکنون باید به راه پیش رو اندیشید و آن‌چه را در توافق وین رخ داده به درستی و البته واقع‌بینانه تحلیل کرد. واضح است که تندروها بیکار نخواهند نشست و اجازه نخواهند داد کام ملت شیرین بماند. آن‌ها برای آینده برنامه دارند و تمام تلاش خود را به‌کار خواهند گرفت که در مسیر اجرای توافق سنگ اندازی کنند و در اختیار گرفتن مجلس آینده گام مهمی در این راستاست.

آن‌ها دولت کنونی را محلل می‌دانند و مقدمه ظهور دولتی دیگر که مستاجر آن‌ها بوده و از خود اختیاری نداشته باشد. توافق وین نشان داد که برخلاف تصور عده‌ای تهاجم و دعوا و جنگ تنها راه حل بحران‌ها نیست و می‌توان با تعامل و دیپلماسی و بدون تسلیم و سرسپردگی هم بحران‌ها را حل کرد. این یک الگوی تازه‌ای در تاریخ دیپلماسی در سه دهه گذشته است و نشان داد که گفت‌وگو تعامل بهتر از مقاومت و قهر و افراطی‌گری می‌تواند منافع ملت را تامین کند.

در شرایط کنونی که بحران کل منطقه را فراگرفته است این توافق و این پیروزی دیپلماتیک اهمیت دو چندانی پیدا می‌کند. توافق وین جزو معدود مواردی است که در آن یک ماراتن دیپلماتیک دو ساله به نتیجه رضایت بخشی برای طرفین مذاکره رسید؛ نتیجه‌ای که همگان آن را به سود خود می‌دانند و هیچ طرفی احساس شکست ندارد. اما توافق وین خود آغاز راهی دیگر است که کم اهمیت‌تر از مسیر دو سال گذشته نیست چه به‌خاطر کارشکنی‌های احتمالی تندروهای داخلی و چه به‌دلیل برخی سنگ اندازی‌های تندروهای داخل آمریکا از سوی دیگر. پر واضح است که اسراییل و برخی کشورهای عربی هم از این توافق راضی نیستند.

بنابر این به سرانجام رسیدن این توافق هم نیازمند کار و تلاش دیپلماتیک در خارج و مدیریت شجاعانه فضای سیاسی در داخل است. اکنون دیگر دولت بهانه‌ای برای کم توجهی به مسایل داخلی ندارد و فعالان سیاسی هم از دولت انتظار دارند مثل مذاکرات هسته‌ای در داخل هم با قدرت و البته انعطاف و واقع‌بینی وارد شود و به برخی مطالبات منطقی وعده داده شده جواب دهد.

شاهین دادخواه
بند هشت زندان اوین
عضو پیشین تیم مذاکره کننده هسته‌ای در دولت اصلاحات

ناگفته های رئیس مجمع تشخیص مصلحت از پرونده مهدی هاشمی

Share Button

چکیده :توافق هسته ای امروز از پایان جنگ و فتح خرمشهر هم مهمتر است، اگرچه این توافق مخالفانی ازجمله اسرائیل و مخالفانی هم در داخل دارد، اما مردم به آن باور دارند. این موفقیت نتیجه انتخابات است که رسانه ها مردم را آگاه کردند و مردم خودشان راه را باز کردند…. + کامنت من در زیر مطلب:

«این توافق از پایان جنگ و فتح خرمشهر هم مهمتر بود»

برگرفته از

کلمه

سه شنبه, ۲۳ تیر, ۱۳۹۴

آیت الله هاشمی رفسنجانی با تاکید بر اینکه توافق هسته ای امروز از پایان جنگ و فتح خرمشهر هم مهمتر است، تصریح کرد که اگرچه این توافق مخالفانی ازجمله اسرائیل و مخالفانی هم در داخل دارد، اما مردم به آن باور دارند.

به گزارش خبرنگار کلمه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در افطاری امشب خود با اصحاب رسانه، امروز را از روزهای بسیار مهم تاریخ جمهوری اسلامی ایران دانست و با یادآوری مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم ها در سال های گذشته، گفت: ما در زمینه های مختلف با دشواریهای متعددی مواجه بودیم که کار امروز مذاکره کنندگان می تواند در کم کردن این دشواریها اثربخش باشد.

وی این موفقیت را نتیجه آگاهی بخشی رسانه ها و اراده مردم در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ دانست و افزود: رسانه ها مردم را آگاه کردند و مردم خودشان راه را باز کردند.

هاشمی همچنین گفت: من فقط باید یه اسم می نوشتم و برای همان هم چشمم به همینجا بود که شما امروز دارید برای آن ابراز لطف می کنید. فکر می کردم من اگر بروم و رییس جمهور شوم، راه را باز می کنم.

وی افزود: من می خواستم کشور را نجات دهم. خود ریاست جمهوری را نمی خواستم. شورای نگهبان آمد و به من کمک کرد تا این مسئولیت به گردن من نیفتد.

هاشمی سپس در پاسخ به سوال حاضران درباره پرونده فرزندش مهدی گفت: درباره دادگاه مهدی مایل به صحبت نیستم؛ مبادا برداشت به دخالت شود ولی خدا می داند که نمی خواهم دخالت کنم.

به گزارش کلمه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت در ادامه گفت: قبل از دادگاه ماجرایی پیش آمد که همین را هم تا حال به رسانه ها نگفته ام اما چون به دادگاه و محاکمه اش ربطی ندارد می گویم. می دانید که مهدی وقتی به ایران آمد، سه ماه در انفرادی در زندان بود. دو تا بازجوی بسیار پر حرارت وزارت اطلاعات ازش بازجویی می کردند. آخرش قرار شد کیفرخواست بنویسند و نمی دانم چه شد که تماس گرفتند و گفتند مهدی می خواهد پدرش را ببیند. گفتم خب اگر می خواهید بیاوریدش اینجا، و نرفتم. فردایش دوباره تماس گرفتند که نه, شما باید بیایید اینجا و مهدی را ببینید. رفتم.

هاشمی افزود: وقتی وارد دفتر بازپرسش شدم که بازپرس خوبی هم نبود و نمی خواهم نامش را ببرم، ایشان گفتند مسئله مهمی پیش آمده که مهدی می خواهد با شما مشورت کند. ما به او پیشنهاد کردیم که طی چند کلمه از رهبری تقاضای عفو کند ولی مهدی می گوید من جرمی نکرده ام، چرا باید تقاضای عفو کنم؟! خود رهبری هم می دانند که من کاری نکرده ام، اما احتیاجی هم به عفو ندارم. اگر گناهکارم بگذارید محاکمه شوم و جزایم را در همین دنیا ببینم، مردم هم مرا بشناسند. اگر هم نیستم، بگذارید محاکمه شوم، منتها کاری کنید که مردم از جریان دادگاه مطلع شوند.

وی گفت: بعد بازپرس ادامه داد که مهدی اینجا نمی آید، می گوید من داخل این ساختمان نمی شوم چون آنجا پر از شنود است، پدرم بیایند بیرون و در حیاط حرف بزنیم. من هم رفتم بیرون. اتفاقا باران هم می آمد، پارکینگ هم بود. مهدی گفت از من چنین چیزی خواسته اند و بازپرس گفته بگو من سر دوراهی هستم؛ یا یک تقاضا بده و فردا هم آزادی و همه چیز تمام است و عفو، یا اینکه باید محاکمه شوی که بسیار هم طولانی خواهد بود. ۳۰ هزار صفحه در پرونده اش است و طولانی خواهد شد.

هاشمی ادامه داد: مهدی گفت من علی رغم اینکه موافق نوشتن عفو نبودم اما، خواستم شما و آقا (رهبری) هم نظر مشورتی بدهید. اگر شما بخواهید، من علی رغم همه مخالفتم می پذیرم و می نویسم، گرچه می دانم خداوند هم چنین چیزی را از من نمی خواهد. من گفتم پس من باید با آقا صحبت کنم و بعد جواب بدهیم. بازجو و بازپرس هم آنجا بودند، ماجرا را بهشان گفتم و رفتم.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام سپس گفت: شب به آقا تلفن کردم و فردایش خدمت ایشان رسیدم و گفتم که مهدی این حرفها را می زند و نظر شما را می خواهد بداند. گفتند نظر خودت چیست؟ من گفتم نظر من این است که اگر روی این پرونده که این همه سال است روی آن کار شده و همه دنیا را پر کردند، عفو داده شود، هم به شما صدمه می خورد و می گویند رفیق بازی کرده اید و هم به ما صدمه می خورد که می گویند اعمال نفوذ کرده اید. من ترجیح می دهم کمکی که شما می توانید بکنید، این باشد که دستور بدهید اقلا دادگاه مستقل تشکیل شود و قاضی را هم ما قبول داریم. اگر هم دادگاه را علنی کنید، بهتر است. اگر مهدی آدم بدی است، مردم بهتر می شناسندش و اگر هم بد نیست، بفهمند که تهمت های دروغی به او زده شده است. ایشان (رهبری) گفتند من هم نظرم همین است و ماجرا تمام شد.

هاشمی در نهایت گفت: بقیه ماجراهای مهدی را هم نخواهم گفت. آن ها تحمل ندارند این حرف ها را از ما بشنوند. ما هم نمی خواهیم دعوا شود. دعوا برای کشور و شرایط ما سم است. هرچه پیش بیاید تحمل می کنیم. البته در زمان خودش، هم من و هم مهدی خواهیم گفت حرف ها را. اما این روزها در این کار دخالت نخواهم کرد.

******************************************

کامنت من: 

مردمی که در جشن و شادمانی قرارداد هسته ایی امیتاز این توفقنامه را بحساب شیخ حسن روحانی و حجة السلام جواد ظریف گذاردند، و برای آنان هورا کشیدند باید تمام موفقیت برون رفت از این مخمصه ایی که آقای خامنه یی و حواریونش، در این سالهای طولانی برای ملت و مملکت آفریده بودن را بحساب هاشمی رفسنجانی میگذاردند که با پیام همایتی خود در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲  از شیخ حسن  روحانی سمت درست حرکت را به مردم نشان داد.

مردم ایران موفقیت هسته ایی را مدیون حمایت انتخاباتی هاشمی از روحانی و تسلیم سرانجامی مقام معظم رهبری به اراده مردمی هستند که از ماجرا جویی خسته شده اند نه کس دیگری.

اگرآقای هاشمی با پیام خود به مردم از روحانی در آن انتخابات حمایت نکرده بود و اگر مقام معظم رهبری هم همچنان به لجاجت غیر عقلانی و فاجعه آفرین خویش در برابر جامعه جهانی و خواست مردم ایران همچنان ادامه  میدادند ، امروز توافق هسته ایی در میان نبود تا مدال آن بناحق بر سینه نابحقان آیخته گردد.

من بسهم خویش بعنوان یک ایرانی خوشحال از حصول توافق هسته ایی که مردم با جشن و سرور آن در خیابانها کشور آنرا تصویب کردند و زحمت توشیع آنرا از دوش رهبر و مجلس شورای اسلامی برداشتند از آقای هاشمی بخاطر مسئولیت پذیری ملی اش، بخاطر حوصله و  دور اندیشی خردمندانه اش تشکر میکنم.

برخی نکات پیش نویس توافقنامه هسته ایی

Share Button

بنا به گزارش روئیترز، نقطه کلیدی دیگر شامل بازدید از مراکز نظامی و ادای توضحیات از سوی ایران برای فعالیت های انجام شده در آن مراکز میشود که در گذشته دارای فعالیت هسته ایی معطوف به ساخت سلاح هسته ایی بوده اند. نکته بسیارمهم دیگر توافق “بازگشت سریع” تحریمها، در صورت تخلف ایران از اجرای توفقنامه است.

European Union foreign policy chief Mogherini and Foreign Ministers meet in Palais Coburg, the venue for nuclear talks, in Vienna

German Foreign Minister Frank Walter Steinmeier (L), French Foreign Minister Laurent Fabius (2ndL), Chinese Foreign Minister Wang Yi (4thL), EU Deputy Secretary General for the External Action Service Helga Schmid (8thL), European Union High Representative for Foreign

 پیش نویس شامل دسترسی بازرسان به همه سایتها میگردد

ساعتی پیش خبر گزاری روئیترز به نقل از یک دیپلمات مرتبط با نشست هسته ایی وین برخی نکات عمده پیش نویس توافق هسته ایی اجلاس وین بین ۵+۱ و ایران را منتشر کرد. برابر این پیش نویس، طرف ایرانی تقریباً به تمام خواستهای طرف ۵+۱ گردن نهاده است. ایران پذیرفته است تا تمام سایت های هسته ایی اش از سوی بازرسان آژانس مورد بازرسی قرار گیرند که این امر مراکز مورد سوء ظن  نظامی را نیز شامل میگردد. طرف ایرانی پذیرفته است تا به گذشته هسته ایی سئوال برانگیز خود به طرف مقابل و آژانس پاسخ گوید.

قرار است برای مرحله نهایی امروز سه شنبه ساعت ۸۰۰ پیش از ظهر بوقت وین، طرفین مذاکره در دفتر سازمان ملل حضور یابند. قرار است تا از سوی ایران محمد جواد ظریف و از سوی ۵+۱ فدریکا موگیرینی سرپرست سیاسی خارجی اتحادیه اروپا متن قطعنامه را قراعت کنند.

طبق این توافقنامه میزان کمی و کیفی غنی سازی اورانیوم از سوی ایران محدود میگردد و در ازای آن تحریمهای سازمان ملل به تردیج در نیمه اول سال آینده مسیحی برداشته خواهند شد.

بنا به گزارش روئیترز، نقطه کلیدی دیگر شامل بازدید از مراکز نظامی و ادای توضحیات از سوی ایران برای فعالیت های انجام شده در آن مراکزمیشود که در گذشته تا سال ۲۰۱۵ دارای فعالیت هسته ایی معطوف به ساخت سلاح هسته ایی بوده اند.  لغوبرخی تحریمها مشروط به روشن شدن این مسئله است. نکته بسیارمهم دیگر توافق “بازگشت سریع” تحریمها، در صورت تخلف ایران از اجرای توفقنامه است.

نکته بسیارمهم دیگر توافق “باگشت سریع” تحریمها، در صورت تخلف ایران از اجرای توفقنامه است.

***********************

Draft nuclear deal calls for access to all Iranian sites: source

U.N. inspectors would have access to all suspect Iranian sites, including military ones, under a draft nuclear deal that six major powers and Iran are working to finalize on Tuesday, a diplomatic source said.

The person, who spoke on condition of anonymity, said the U.N. access would be based on consultations between the six powers and Iran under the draft deal, which would impose limits on the Iranian nuclear program in return for economic sanctions relief.

The foreign ministers of Britain, China, France, Germany, Russia and the United States met for about an hour just after midnight as they struggled to complete the agreement, which has been under negotiation for more than 20 months.

An agreement, if one can be reached, could mark a watershed in Tehran’s relations with Western nations, which suspect that Iran has used its civil nuclear program as a cover to develop a nuclear weapons capability. Iran denies this.

A comprehensive meeting between Iran and the powers will be held at 0800 GMT on Tuesday (4.00 a.m. EDT), the semi-official Fars news agency reported. Iran’s Foreign Minister, Mohammad Javad Zarif, and E.U.’s Foreign Policy Chief Federica Mogherini are expected to read a joint statement.

“Iran and the six powers will hold a comprehensive meeting at the U.N. headquarters in Vienna at 1000 am local time,” Fars said.

The possible agreement, sketched out in a preliminary accord on April 2, would limit Iran’s nuclear program for more than a decade in exchange for the gradual suspension of economic sanctions that have slashed Iran’s oil exports and crippled its economy.

Among the biggest sticking points in the past week has been Iran’s insistence that a United Nations Security Council arms embargo and ban on its ballistic missile program dating from 2006 be lifted immediately if an agreement is reached.

Russia, which sells weapons to Iran, has publicly supported Tehran on the issue.

Western nations are loathe to allow Iran to buy and sell arms freely, fearing this would permit it to increase its military support to Shi’ite militias in Iraq, Houthi militants in Yemen and embattled President Bashar al-Assad in Syria.

Another key stumbling block has been the so-called “snapback” plan to restore the sanctions if Iran violates the deal. It was not clear how those issues would be finessed in any final agreement, although diplomats said they were close to overcoming differences.

Other problematic issues include access for inspectors to military sites in Iran, explanations from Tehran of past activity that might have been aimed at developing a nuclear weapon and the overall speed of sanctions relief.

    The diplomatic source said that if the deal is agreed, a U.N. Security Council resolution on it would ideally be adopted in July and steps to be taken by both sides – including Iranian limitations on its nuclear program and relief from sanctions on Iran – would be implemented in the first half of 2016.

    The information from the source was preliminary and subject to change because it was based on a draft of the nuclear deal that was not the final version and that could be amended before final approval by Iran and the six powers.

The source said Iran and the U.N. International Atomic Energy Agency have agreed on a plan to address outstanding questions about the possible military dimensions of past Iranian nuclear activity by the end of 2015, adding that some sanctions relief would be conditioned on Tehran resolving this issue.

The plan agreed by the IAEA and Iran includes one visit to the Parchin military site as well as possible interviews with Iranian nuclear scientists, the source noted.

The marathon nuclear negotiations, which have been going for more than two weeks in Vienna, missed a midnight deadline on Monday to reach a final deal, but diplomats from all sides said they hoped for a breakthrough in the coming hours.

(Additional Reporting by Shadia Nasralla; Editing by Ken Wills)

جنبش زنان میهنمان را جدی بگیریم!

Share Button

…«مرتاضی» با اشاره به اینکه ماهیت انتخابات جمعی است و برای همین زن‌ها می‌توانند در زمان انتخابات کار جمعی کنند افزود: «زن‌ها می‌توانند به بهانه انتخابات دور هم جمع شوند و مطالبات خود را پیگیری کنند. ماهیت انتخابات، آگاهی‌محور است و باعث افزایش آگاهی‌های جنسیتی زنان می‌شود». «مرتاضی» با ترسیم وضعیت زنان در سه دهه گذشته گفت: «اگر سه دهه حضور جدی زنان را در انتخابات مورد مداقه قرار دهیم می‌بینیم که دهه ۶٠ دهه سرسپردگی به مردان انقلابی است. دهه ٧٠ دهه تغییرات و دلدادگی به اصلاحات است، اما دهه آشنایی با حقوق خود هم هست. دهه ٨٠ را اگر دهه آگاهی‌های مدنی بدانیم متوجه می‌شویم که عقلانیت مبتنی بر آگاهی‌های جنسیتی حاکم شده است. در این سال‌ها هم‌گرایی زنان براساس مطالبه‌محوری رشد پیدا کرده است نه دلدادگی و سرسپردگی». او افزود: «در این شرایط هرکسی که مطالبات را بهتر برنامه‌ریزی کند از نظر زنان نامزد صالحی است. اتفاقا هم‌گرایی زنان فراجناحی است و این تفاوت آشکاری است که بین رفتار حزبی سیاسی زنان و مردان مشاهده می‌شود. آنها با جناح‌های خودشان و ما با مطالبات خودمان شرکت می‌کنیم. این مطالبات بسیار فراگیرتر است». او افزود: «طرح مطالبات فضای امن می‌خواهد و فرصت‌های انتخاباتی این فرصت‌ها را می‌سازد. زنان در دوره انتخابات هویت‌مندتر می‌شوند.+کامنت من

Image result for feminism pictures

گزارشی از نشست حزب جمعیت زنان مسلمان نواندیش/ پیش به سوی نهضت ثبت‌نام حداکثری

حزب جمعیت زنان مسلمان نواندیش آغازگر شد؛ «پیش به‌سوی نهضت ثبت‌نام حداکثری تا رسیدن به سهمیه ٣٠ درصدی»؛ این خروجی افطاری عصر شنبه بود؛ افطاری‌ای که بهانه‌ای شد برای جمع‌شدن زنان فعال سیاسی- اجتماعی با چشم انداز افزایش سهم زنان در انتخابات مجلس دهم. از همه هم دعوت شده بود؛ اصلاح‌طلب و اصولگرا.
اگرچه زنان اصولگرا نیامدن را ترجیح دادند. شهیندخت مولاوردی، الهه کولایی، فاطمه راکعی، آذر منصوری، بدرالسادات مفیدی، مینو مرتاضی لنگرودی، سهیلا جلودارزاده، شهربانو امانی، اکرم مصوری‌منش، فخرالسادات محتشمی و بسیاری دیگر… . ابتهاج مسئول دفتر معصومه ابتکار هم به نیابت از رئیس سازمان محیط ‌زیست آمده بود. نشست دیروز باوجود امیدواری‌های زیادی که داشت حامل یک خبر بد هم بود؛ خبری که از دهان شهیندخت مولاوردی و فائزه هاشمی بیرون آمد؛ رأی‌نیاوردن طرح سهمیه ٣٠ درصدی زنان از مجلس از سوی مجمع تشخیص مصلحت؛ طرحی که برای گنجانده‌شدن ذیل سیاست‌های کلی انتخابات از سوی معاون امور زنان ریاست‌جمهوری به مجمع تشخیص ارسال شده بود و باوجود موافقت هاشمی‌رفسنجانی، اما رأی لازم را نیاورد.
لابی‌گری را آغاز کرده‌ایم
«آذر منصوری»، به‌عنوان سخنران نخست، گفت: «گذشت ٣۶ سال از انقلاب و برگزاری ٩ مجلس نشان داده است انتخابات فرصت مناسبی برای مشارکت زنان و مطرح‌کردن مطالبات این قشر از جامعه است. درحالی‌که در این مدت سهم زنان در مجلس فقط سه درصد بوده است». او با اشاره به اینکه زمانی که بحث سهمیه ٣٠درصدی حضور زنان در مجلس مطرح شد، این نگرانی به ‌وجود آمد که این ٣٠ درصد از سوی جامعه تحقق‌پذیر خواهد بود یا خیر افزود: «گمان می‌کنم به همان میزان که جریان‌های سیاسی اعم از گروه‌ها و احزاب مختلف تلاش می‌کنند درصد مشارکت زنان را در ساختار حقوقی افزایش دهند، بحث پذیرش آن در جامعه نیز اهمیت دارد و باید جریان سازی‌های لازم در بطن جامعه نیز به‌وجود بیاید».
«فاطمه راکعی»، دبیرکل جمعیت زنان نواندیش، هم ابتدا گزارشی ازعملکرد جمعیت داد و بعد هم از برنامه‌های آینده گفت. او با اشاره به اینکه جمعیت زنان مسلمان نواندیش از سال ٧۶ فعالیت خود را آغاز کرده است، گفت: «اما در دولت نهم و دهم مانع‌تراشی‌های زیادی در برابر ما شد. از فعالیت‌مان جلوگیری شد و دفتر جمعیت بسته شد. باوجود همه اینها، جمعیت در طول این سال‌ها دچار وقفه و رکود نشده است. خوشبختانه بعد از تشکیل دولت یازدهم جمعیت ما دوباره فعالیت خود را از سر گرفت. ما از ماه‌ها قبل برای انتخابات مجلس فعال شده‌ایم. چون عضو شورای هماهنگی احزاب ٢٠گانه هستیم و گستره سراسری داریم، با همکاری مجمع زنان اصلاح‌طلب و شورای هم‌گرایی زنان اصلاح‌طلب جلساتی برگزار کردیم. زمینه و فرهنگ‌سازی لازم در حوزه انتخابات برای اینکه زنان حضور گسترده داشته باشند و با همه ظرفیت به عرصه انتخابات بیایند آغاز شده است؛ چه در حوزه رأی‌دادن و چه در رأی‌گرفتن. با همه خانم‌هایی که شایستگی و تدبیر و تخصص لازم را در سراسر کشور دارند تماس‌هایی داشتیم که حتما ثبت‌نام کنند تا درنهایت فهرست‌هایی از زنان شاخص اصلاح‌طلب ارائه ‌کنیم. لابی‌گری و تلاش برای حضور حداقل ٣٠ درصدی زنان را در فهرست‌های اصلاح‌طلبان مجلس شروع کرده‌ایم که تا قطعی‌شدن این حضور، این فعالیت‌ها ادامه خواهد داشت. اگرچه شعار جمعیت ما حضور ۵٠ درصدی بود که با صحبت‌های انجام‌شده با بزرگان اصلاح‌طلب روی همان ٣٠ درصد توافق شده است که ان‌شاءالله باید حتما محقق شود. تهیه پکیج تبلیغاتی در دوران انتخابات و کارگاه آموزشی پیش از انتخابات، لابی‌گری با گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب به‌ویژه شورای هماهنگی احزاب برای حمایت مادی و معنوی از نامزدهایی که از شهرستان‌ها به عرصه انتخابات می‌آیند، از دیگر برنامه‌های توافق‌شده است. به‌ویژه در شهرستان‌ها بسیاری توان مادی و تجربه لازم برای تبلیغات را ندارند. زنان و مردان شناخته‌شده‌تر باید به آنها کمک کنند و در حمایت از آنها برایشان سخنرانی و تبلیغ کنند. «راکعی» در پایان افزود: «امیدوارم با تشکیل چنین جلساتی همه زنان باوجود اختلافات جزئی در منش سیاسی بتوانند در حوزه زنان در جامعه کارهای مهمی انجام دهند. امیدوارم خواهران عزیز ما در جناح اصولگرا هم تلاششان را بکنند و سهمیه ٣٠ درصدی خود را از فهرست اصولگرایان طلب کنند».
با شرمندگی، عمویم رأی نداد
سخنران بعدی «فائزه هاشمی» بود. او هم با خرده‌گرفتن از رد طرح سهمیه ٣٠ درصدی زنان از مجلس در مجمع تشخیص مصلحت نظام فاش کرد که دونفر در مجمع به این طرح رأی ندادند و عامل ردشدن آن بودند. او گفت: «خودمان هم فکر می‌کردیم که چون آقای هاشمی به‌عنوان رئیس مجمع از این موضوع دفاع کرد حتما رأی خواهد آورد. ولی رأی نیاورد. با شرمندگی باید بگویم که یکی از کسانی که رأی نداده، عموی من {محمد هاشمی} بوده است. اگر می‌دانستم ایشان رأی نمی‌دهد می‌رفتیم لابی می‌کردیم! دیشب متوجه شدم که یکی از آن دونفر عموی من محمد هاشمی، بوده است».
«فائزه هاشمی» افزود: «ما هروقت نزد آقای هاشمی می‌رویم و از وضعیت کشور گله می‌کنیم که چرا به خانم‌ها پست نمی‌دهید و چرا آنها را به بازی نمی‌گیرید؟ می‌گویند شما خودتان به خودتان رأی نمی‌دهید از بقیه چه انتظاری دارید؟ این حرف درستی است. نکته دیگر این که ما با آقایان در یک‌جا فعالیت می‌کنیم و حزبمان حزب زنانه نیست، باید به نوبت خودمان در احزابی که حضور داریم و در جمعیت‌ها و گروه‌ها، سعی کنیم نقش و سهم خانم‌ها را در آن تشکیلات حزبی در برنامه‌های حزبی و سطوح تصمیم‌گیری حزبی ارتقا دهیم. من تجربه‌ای در روزنامه زن داشتم. آنجا اعلام کرده بودیم که تبلیغات تمام خانم‌های کاندیدا را در سراسر کشور رایگان چاپ می‌کنیم. چون بنیه اقتصادی آن‌ها برای تبلیغات و کارهای انتخاباتی ضعیف است».
نهضت ثبت‌نام راه‌اندازی کنیم
الهه کولایی نماینده مجلس ششم سخنران بعدی بود. او با اشاره به اینکه زنان ثابت کرده‌اند که هرجا حضور پیدا کنند فراتر از مسائل تنگ و محدود جناحی و سیاسی به مصالح و منافع کلان کشور نگاه می‌کنند افزود: «اگرچه بحث سهمیه ٣٠ درصدی در مجمع به تصویب نرسید اما موضوع اساسی این است که ما باید عدد داشته باشیم که عرضه کنیم. ما از ٣٠ درصد صحبت می‌کنیم ولی باید تعداد کاندیداها و کسانی که ثبت‌نام می‌کنند بعد از ردصلاحیت‌ها، آن‌قدر باشند که بتوانیم با دست پر، این موضوع را اجرائی کنیم. از همین الان تمام کسانی که ظرفیت ثبت‌نام در انتخابات مجلس را در خود می‌بینند برای راه‌اندازی یک نهضت ثبت‌نام، قدم پیش بگذارند تا با دست پر وارد انتخابات شویم». «کولایی» با اشاره به اینکه ما منافع زنان را جدای از منافع جامعه ارزیابی نمی‌کنیم افزود: «تجربه نشان داده که زنان حتی بیش از اینکه به حقوق خودشان بیندیشند، به فرزندان، همسران و به شکل کلان به مردم می‌اندیشند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که افزایش حضور زنان هم عامل بازدارنده در برابر رشد فساد است و هم به دلایل مختلف، زنان در بازی‌های فساد به کار گرفته نمی‌شوند. نکته بسیار مهم از نظر من این است که ما باید به سازوکارها و قواعدی که تجربه‌های موفق زنان را در کشورهای دیگر جهان شکل داده توجه داشته باشیم».
نیاز به بسترسازی اجتماعی
«بدرالسادات مفیدی» سخنران بعدی مراسم بود. او با اشاره به اینکه  گفتمان فرهنگی حاکم در جامعه ایرانی، متمرکز بر فعالیت مردان است و مشارکت سیاسی زنان تحت‌الشعاع این نگاه و گفتمان بسیار محدود شده است، افزود: «همواره مشکلات اساسی پیش‌روی مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان از جمله محدویت‌های سنتی،‌ نبود اعتمادبه‌نفس کافی و … وجود دارد. اینها از طریق آگاهی و آموزش حل می‌شود». او با بیان اینکه سهمیه‌بندی برای زنان در انتخابات مجلس نباید نادیده گرفته شود گفت: «علت دیرحضورپیداکردن زنان در اجتماع، این است که نسبت به مردان در عرصه سیاست کم‌تجربه‌تر هستند به همین دلیل طبیعی است که در مقاطعی نیازمند اعمال تبعیض مثبت باشیم اما همین سهمیه‌بندی نیز مستلزم فراهم‌شدن بسترهای فرهنگی و اجتماعی است».
هم‌گرایی زنان فراجناحی است
«مینو مرتاضی‌لنگرودی» سخنران بعدی نشست بود. او با اشاره به گفته‌ای از مولاوردی درخصوص آمار ٣٠ درصدی زنان از جمعیت کارتن‌خواب‌ها، این پرسش را مطرح کرد که چرا باید زنان در انتخابات شرکت کنند؟ او افزود: «این چه غیرتی است که زنان می‌توانند ٣٠ درصد کارتن‌خواب باشند، اما نمی‌توانند نماینده مجلس باشند؟» «مرتاضی» با اشاره به اینکه ماهیت انتخابات جمعی است و برای همین زن‌ها می‌توانند در زمان انتخابات کار جمعی کنند افزود: «زن‌ها می‌توانند به بهانه انتخابات دور هم جمع شوند و مطالبات خود را پیگیری کنند. ماهیت انتخابات، آگاهی‌محور است و باعث افزایش آگاهی‌های جنسیتی زنان می‌شود». «مرتاضی» با ترسیم وضعیت زنان در سه دهه گذشته گفت: «اگر سه دهه حضور جدی زنان را در انتخابات مورد مداقه قرار دهیم می‌بینیم که دهه ۶٠ دهه سرسپردگی به مردان انقلابی است. دهه ٧٠ دهه تغییرات و دلدادگی به اصلاحات است، اما دهه آشنایی با حقوق خود هم هست. دهه ٨٠ را اگر دهه آگاهی‌های مدنی بدانیم متوجه می‌شویم که عقلانیت مبتنی بر آگاهی‌های جنسیتی حاکم شده است. در این سال‌ها هم‌گرایی زنان براساس مطالبه‌محوری رشد پیدا کرده است نه دلدادگی و سرسپردگی». او افزود: «در این شرایط هرکسی که مطالبات را بهتر برنامه‌ریزی کند از نظر زنان نامزد صالحی است. اتفاقا هم‌گرایی زنان فراجناحی است و این تفاوت آشکاری است که بین رفتار حزبی سیاسی زنان و مردان مشاهده می‌شود. آنها با جناح‌های خودشان و ما با مطالبات خودمان شرکت می‌کنیم. این مطالبات بسیار فراگیرتر است». او افزود: «طرح مطالبات فضای امن می‌خواهد و فرصت‌های انتخاباتی این فرصت‌ها را می‌سازد. زنان در دوره انتخابات هویت‌مندتر می‌شوند. طبق اصل قانون اساسی افراد می‌توانند دور هم جمع شوند و درباره مطالبات خود از نامزدها صحبت کنند. در ادارات و شرکت‌ها زنان می‌توانند دور هم جمع شوند و درباره مطالبات خود صحبت کنند.حتی زنان خانه‌دار هم می‌توانند جمع‌های خود را شکل دهند. من مطمئن هستم که ما این‌بار سرافرازتر از همه دهه‌های قبل خواهیم بود».
«سهیلا جلودارزاده» هم با اشاره به تجربیات خود در ارتباط با حضور در مجلس گفت:‌ «من بیش از همه در انتخابات مجلس شرکت کرده‌ام و از افتخاراتم این است که در دوره نمایندگی‌ام، دورافتاده‌ترین استان‌ها و شهرستان‌ها را بازدید کردم». رئیس «اتحادیه زنان کارگر» برقراری ارتباط با عامه مردم به‌ویژه زنان را در موفقیت کاندیداهای زن مؤثر خواند و افزود: «زنان کارگر در نزدیکی انتخابات در خانه‌های کوچکشان برنامه‌های مختلفی برگزار می‌کنند که این برنامه‌ها بسیار تأثیرگذار است. امیدوارم انتخابات خوبی را در پیش‌رو داشته باشیم زیرا احساس می‌کنم که کار ناتمامی در جامعه دارم که باید آن را به سرانجام برسانم».
تجربه‌های موفق
سخنران بعدی، نرگس کریمی پژوهشگر و نماینده خانواده شهدا بود که درباره تجربه مشارکت سیاسی زنان در انتخابات کشورهای توسعه‌یافته، توفیقات و شکست‌های آنها سخن گفت. او با بیان اینکه «ورود زنان به احزاب با مشکلات گوناگون مواجه بود و اگر زنی هم به این احزاب راه پیدا می‌کرد یا باید خدماتی می‌شد یا به قول معروف قهوه تعارف می‌کرد»، افزود: «یکی از استراتژی‌های زنان این بود که احزاب سیاسی رسمی را نادیده گرفتند. خودشان به طور مستقل حزب تأسیس و فعالیت را شروع کردند. اما مشکلی که وجود داشت، این بود که آنها را به پست‌های بالای پارلمانی و دولتی راه نمی دادند. {زنان} بعد از مدتی این استراتژی را عوض کردند. آخرین استراتژی‌ای که به کار گرفتند، حرکت کلی به سمت ساختارهای سیاسی و سنت‌های حزبی بود؛ یعنی هم وارد احزاب سیاسی سنتی و رسمی شدند و هم اینکه در احزاب خودشان فعالیت کردند؛ موضوع زنان را در احزاب خودشان پیگیری می‌کردند، تغییر و تحولات را در احزاب دیگر. به این ترتیب توانستند در ارکان احزاب نفوذ کنند و با ساختارهای حاکم متحد شدند و به هیأت حاکمه احزاب راه پیدا کردند، بحث سهمیه‌بندی در احزاب و سهمیه‌بندی در پارلمان را مطرح کردند، در  سال‌های ١٩٧٣، ١٩٧٧ و ١٩٧٩ به‌ترتیب ١٠درصد، ١۵درصد و ٢٠درصد سهمیه گرفتند و بعد از دو سال، در ١٩٨١، بزرگ‌ترین تحولات را به وجود آوردند. چنانچه می‌بینید در «اسلو» ١۵درصد کرسی‌ها را کسب کردند و ضرب شستی نشان دادند». او افزود: «احزاب مردانه وقتی متوجه این مسئله شدند {به شکست} اعتراف کردند، مثلا حزب کارگر انگلیس، {این پرسش را مطرح کرد که} ما چرا شکست خوردیم؟ به‌خاطر اینکه زنان در ساختارهای ما وجود ندارند و زنان بیرون که می‌خواهند رأی دهند، ما را زن‌ستیز می‌دانند و به ما رأی نمی‌دهند. بنابراین سعی کردند که از این استراتژی زنان استفاده کنند و زنان را در ساختارهای سیاسی خودشان راه دهند».
***************************
کامنت من:
مهم نیست زنان میهنمان یا هر گروه اجتماعی یا جنسیتی تحت چه نامی و با اعلام چه پسوند و پیشوند ایدئولوژیک به صحنه سیاسی گام میهند بلکه مهم اینست که با چه مطالباتی به صحنه می آید. مطالباتی که پویش دینامیک آنرا به پیش میبرد و میراند. جامعه زن ایرانی از پتانسیل عظیم جنبشی و مطاالباتی برخوردار است که دورنمایه عینی و محرکه آنرا تعین میکند.

 

مذاکرات هسته ای به چه سمت میرود؟

Share Button

سئوال بسیار کلیدی در این رابطه اینست از کی تا بحال برای ایران رفع تحریمهای تکنولوژی موشکی بر رفع  دیگر تحریمها اولویت یافته و اساساً چنین مسئله ایی از کی مطرح شده است؟ آیا این کلکی برای یافتن یک تقاضای نامطرح در مذاکرات نیست تا با حذف آن و بیخیالی طرفها، یک امتیاز صوری، ساختگی و نامطرح به ایران داده شود تا طرف ایرانی از مذاکرات روسفید بیرون بیاید و برای مردمی که بیش از ۱۳ سال هزینه بسیار سنگین “این حق مسلم” را داده اند دست یافتی واجد ارزش باشد؟

غریو از ترس و ضعفِ مقام معظم رهبری در دیدار با نمایندگان جامعه دانشگاهی

رسانه های داخلی خبرِ دیدار بی سابقه  طولانیِ ۴ ـ۵ ساعته سید علی خامنه ایی را با قریبِ ۱۰۰۰ تن از نمایندگان دانشجویان کشور درج کرده اند. در این دیدار که سایت خود رهبری آنرا دیداری صریح و صمیمی توصیف کرده است، خامنه ایی به شدید ترین وجهی لیبرالیسمِ انسانگرای غربی، که وی مظهر آنرا استکبار غربی و در  رأس آن آمریکا میداند را به باد حمله گرفت.

پرسش اینست که در آستانه توافق و یا شکست مذاکرات جاری هسته ای و آنهم در آخرین ساعات پایانی این مذاکرات، این حمله و هجوم مقام رهبری چه معنای رفتاری/ روانشناختی سیاسی میتواند داشته باشد؟

در این دیدار؛ ارزشهای غربی، آمریکا، لیبرالیسم و اسلام رحمانی  بشدت مورد حمله رهبر جمهوری اسلامی قرار گرفتند. در فرازی دیگر وی مارکسیستها را که بزعم وی مجدداً در دانشگاهها با پول آمریکا فعال شده اند را نیز مورد حمله قرار داده، نسبت به فعالیت تفرقه افکنانه آنها بین دانشجویان هشدار داد.

من هشدار رهبری جمهوری اسلامی را نسبت به فعال شدن کمونیستها، برعکسِ منظور ومعنای ظاهری آن تلقی کرده و آنرا کوششی از سوی خامنه ایی برای آدرس اشتباهی دادن و راندن دادن منتقدین نظام در داخل دانشگاها بسوی جریانهای اهلی سیاسی و تحت کنترل دستگاههای اطلاعاتی میدانم. زیرا امروزه نه تنها در ایران بلکه در تمام منطقه، جریانهای چپ، چه آنها که سرهم بندی شده می باشند و چه آنها که اصیل، همگی از هم پیمانان استراتژیک جنبشهای اسلامی ضد غربی و مخصوصاً ضد آمریکایی هستند که همپوش خط  سیاسی جمهوری اسلامی ما و جریانهای مشابه بوده و ذخیره استراتژیک آنها میباشند.

بقول مولوی:” ما همه شیریم، شیرانِ عَلَم ـ ـ ـ حمله مان از باد باشد دَم به دَم” حمله های انتقادی چپهای معاصر دنیا به بنیاد گرایی دینی و دیگر دیکتاتوریهای ضد غربی از جنس حمله  های بادی است ولی حمله آنها در اتحادشان با بنیاد گرایان و دیکتاتوریهای ارتجاعی علیه غرب و آمریکا، جدی، تأثیر گذار و تقویت کننده گفتمان ضد غربی بنیاد گرایان  بوده و برای جریانهات بنیاد گرا یا دیکتاتورهای غرب ستیز مشروعیت و نیرو آفرین است.

تسنیم از جمله مینویسد:

“حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در همین زمینه، به نقد برخی شعارها و سخنانی پرداختند که ظاهری اسلامی اما باطنی متفاوت دارد. ایشان به عنوان یک مصداق افزودند: اصطلاح اسلام رحمانی که این روزها رایج شده است از ترکیب دو کلمه‌ی زیبا به‌وجود آمده اما معنای واقعی آن چیست؟ آیا منظور این است که برخلاف قرآن که انسان‌ها را به مؤمن، کافر، دشمن و دوست تقسیم می‌کند باید با همه‌ی انسان‌ها، صرفاً با رحمت برخورد کرد؟ و با کسانی که با اسلام و ملت ایران دشمنی می‌کنند، بر خلاف فرمان پروردگار با محبت، مودّت و مَعدِلَت رفتار کرد؟

ایشان، این‌گونه حرف‌های بدون تأمل و سطحی را کاری غلط و گمراه‌کننده خواندند و افزودند: آیا اصطلاح اسلام رحمانی، نشأت‌گرفته از لیبرالیزم غربی است؟ اگر این‌گونه باشد این اصطلاح، نه اسلامی است و نه حتی رحمانی و عاطفی، چرا که زیربنای لیبرالیزم یعنی تفکر اومانیستی براساس نفی پروردگار و معنویت شکل گرفته و بر پایه‌ی منافع گروه‌های قدرتمند، استوار است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه‌ی همین بحث، به نقد مسائلی که ارزش‌های آمریکایی نام‌گذاری شده پرداختند و افزودند: جهان‌خوارگی نظام سلطه در همین ارزش‌های آمریکایی ریشه دارد ضمن اینکه نکات خوب این ارزش‌ها نیز، در رفتار سلطه‌جویانه‌ی مقامات آمریکایی به فراموشی سپرده شده است.

” …. ” ایشان افزودند: باخبریم که آمریکایی‌ها و مرتجعان منطقه در نشست‌های پنهان خود، برای یکدیگر از نفوذ ایران در منطقه درد دل می‌کنند اما کاری هم از دستشان بر نمی‌آید. رهبر انقلاب با اشاره به بمباران صد روزه‌ی یمن و کشتار وحشیانه‌ی مردم بی‌گناه و مظلوم آن کشور افزودند: غربِ لیبرال و مدعی آزادی‌خواهی در برابر این جنایت سعودی‌ها، لب از لب باز نمی‌کند و شورای امنیت در یکی از ننگین‌ترین قطعنامه‌های خود، به‌جای بمباران‌کنندگان، بمباران‌شوندگان را محکوم می‌کند.”…. “وضعیت مبارزه با استکبار پس از مذاکرات هسته‌ای» سؤال دیگری بود که یکی از دانشجویان مطرح کرد. رهبر انقلاب در پاسخ تأکید کردند: مبارزه با استکبار و نظام سلطه، براساس مبانی قرآنی، هیچ‌گاه تعطیل‌پذیر نیست و امروز آمریکا کامل‌ترین مصداق استکبار است.”

در دموکراسی های غربی که دولتمردان زیر نگاه مستقیم رسانه ها و از طریق آنها زیر نگاه مردم هستند، واژه ها و عبارات اظهار شده از طرف مقامات، در بیشترین وزن و سهم خود، همان معنایی را میدهند که گوینده در نظر دارد و ابراز میکند و مردم میشوند. در اظهارات دولتمردان ممالک این دموکراسیها، خطابها و  پیامهای غیر مستقیم  و لفافه دار بسیار کم وجود دارند. برعکس در کشوری مانند ایران که مقامات رژیم، در خلوت خود یک جور و با دنیا با یکزبان و با مردم خود به زیان دیگری سخن میگویند و زبان دو یا چند گانه آنها بازتابی از دولت دوگانه و ساختار صوری و واقعی قدرت( رسمی و پنهانی) در کشور است، دیگر نمیتوان جملات و عبارات اظهار شده آنها از روی ساختار زبانی وبیانی به تحلیل کشید بلکه باید ذره بین روانشناسی و رفتار شناسی سیاسی را بدست گرفت و با توجه به شرایط زمانی، مکانی از لابلای خطوط مرعی، پیامها و خطابهای نامرعی و واقعی آنها را دریافت.

از نظر یک عقل متعارف، حمله و هجوم رهبر جمهوری اسلامی به غرب در این شرایط حساس که مذاکرات بسیار مهم هسته ایی در جریان است و رژیم برای حصول توافق در برابر حریف به کرنش درآمده است، عتاب و خطاب تند مقام رهبری بسیار نابهنگام است و با رویکرد مماشات گرانه و سازش طلبانه تیم هسته ایی ایران و رئیس جمهور کشور که مورد تأئید وی هم هستند مانند کوسه و ریش پهن بنظر میرسد.

آیا این رفتار متناقض رهبری، تصادفی  و ناشی از جو گیر شدن عظما است یا نه، کاملاً حساب و هدفگیری شده؟

البته وقتی کار به تحلیل رفتار و روانشناسی سیاسی افراد حکومتی میکشد، ضریب خطای نتیجه گیری تحلیلی بالا میرود و منهم در چهار چوب چنین خطایی، نگاه تحلیلی خود را چنین فورموله میکنم:

از نظر رهبری و هیئت حاکمه ایران، روند مذاکرات تا هم اکنون که ساعات پایانی خود را میگذرانند، به نتایجی که باید میرسیده و یا برسد در عمده ترین موارد و مواد خود باید رسیده باشد و گزارشهای جسته گریخته رسانه های جهانی و واکنشهای اعضای تیم مذاکره کننده هم گویای همین امر میباشد.

در این گزارشها، دیگر بحثی از مقاومت مقامات ایرانی؛ در برابر اصرار ۵+ ۱ برای دیدار از سایتهای نظامی، مصاحبه با کادرهای فنی و علمی سایت های هسته ایی، تبدیل و تقلیل ذخیره اورانیوم، تعطیل سایت آب سنگین اراک و کاهش چشم گیر کیفی و کمی سنتریفیوژها و.. ، نیست بلکه طرف ایرانی گله میکند که آمریکایی ها مسئله موشکهای بالستیک ایران را پیش کشیده اند و ایران رفع تحریم تسلیحاتی را میخواهد؟

سئوال بسیار کلیدی در این رابطه اینست از کی تا بحال برای ایران رفع تحریمهای تکنولوژی موشکی بر رفع  دیگر تحریمها اولویت یافته و اساساً چنین مسئله ایی از کی مطرح شده است؟ آیا این کلکی برای یافتن یک تقاضای نامطرح در مذاکرات نیست تا با حصول آن و بیخیالی طرفها، یک امتیاز صوری، ساختگی و نامطرح به ایران داده شود تا طرف ایرانی از مذاکرات روسفید بیرون بیاید و برای مردمی که بیش از ۱۳ سال هزینه بسیار سنگین “این حق مسلم” را داده اند دست یافتی واجد ارزش باشد؟

آیا در این ساعات پایانی مذاکرات که باید همه چیز را تقریباً تمام شده تلقی کرد، گرد و خاک کردنهای مقام معظم را نمیتوان  به پارس سگی در پشت سر روباهی که مرغ را برده و خورده است تشبیه کرد تا به مخاطبین داخلی خود بگوید : “ما همچنان روی موضع ضداستکباری و آمریکا ستیز خود هستیم”؟

پرواضح است که این حمله و هجوم دیرهنگام مقام معظم رهبری روی توافقهای اسنادی شده که هم اکنون در نشتستهای پایانی مذکره کنندگان تنظیم شده و برای طرفین تعهد آور گردیده اند تأثیری ندارد ولی میتوانند به مخاطبان مقام ولایی این پیام را بدهند که مشارالیه همچنان در موضع ایستادگی در برابر استکباری است که با زبان دیگری، پنهانی لنگ هسته ایی را در برابرش انداخته است! لنگی که نباید اساساً برداشته میشد تا امروز یا فردا انداخته شود.

با اشاره به آن ضریب خطای تحلیلی پیش گفته، باید بگویم سخنان تند آقای خامنه ایی را میتوان به گونه دیگری هم تلقی کرد و آنهم اینست که مذاکرات هسته ایی وین کاملاً قفل شده یا شکست خورده و ایشان تلاش میکنند که اقلاً با این ژستها مواضع نرمِ و تسلیم آمیز تیم مذاکره کننده هسته ایی را که( در رویکردهای داخل کشوری و خطاب به مردم) برخلاف سیاست رسمی حاکم بوده است تعدیل کرده باشند. این تندی بیانات ایشان نسبت به غرب و استکبار با دانشجویان را میتوان به شکست کامل مذاکره هم تعبیر کرد که من احتمال اینرا بسیار کم دانسته و برعکس تسلیم کامل رژیم را در برابر خواستهای طرف های غربی محتملترین میدانم.

و اما در سخنان خشن و تند خامنه ایی، حمله ایشان به لیبرالهای داخلی و طرفداران اسلام  رحمانی را نباید نادیده و سرسری گرفت زیرا در صورت تسلیم هسته ایی رهبری نیازمند خفه کردن صدای مخالفین است تا آنها نتوانند بگویند: شما! سر انجام آن کردید که ما از روز نخست توصیه کرده بودیم و لجاجت شما هزینه ایی ایران ویرانساز روی دست مملکت و مردم گذارد!

سرویس: سیاسی ، تاریخ: ۲۱/تیر/۱۳۹۴ – ۰۳:۱۹ ، شناسه خبر: ۷۹۶۸۵۷
آقا

امام خامنه ای در دیدار با جمعی از دانشجویان

خودتان را برای ادامه مبارزه با استکبار آماده کنید

خبرگزاری تسنیم: رهبر انقلاب در پاسخ به سؤال یک دانشجو درباره «تکلیف استکبارستیزی بعد از مذاکرات»: مگر مبارزه با استکبار تعطیل‌بردار است؟

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب عصر دیروز در دیداری صریح و صمیمی با بیش از هزار جوان دانشجو، حدود ۴ساعت به دغدغه‌ها، مطالبات، انتقادها و پیشنهادهای آنان گوش دادند و درباره‌ی مسائل مختلف از جمله آرمان‌خواهی، الزامات افزایش تأثیرگذاری تشکل‌های دانشجویی، مسائل منطقه، تداوم استکبارستیزی ملت ایران و مسائل روز دانشجویی با آنان سخن گفتند.

رهبر انقلاب در این دیدار که از ساعت هجده آغاز و بعد از نماز و افطار نیز ادامه یافت با اشاره به حسرت جاری در روزهای پایانی ماه مبارک رمضان، خاطرنشان کردند: هرکس در این بهار معنویت و صفا، دلش را تحت تأثیر باران رحمت و لطف الهی قرار داده، در آینده از میوه‌های این بذرافشانی معنوی، بهره‌ها خواهد برد.

ایشان در پاسخ به سؤال همیشگی جوانان درباره‌ی راه‌های تعالی روحی، افزودند: از بزرگان شنیدم که مهمترین کار برای اعتلای معنوی، تقوا و پرهیز از گناه است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، انجام فرائض دینی به‌ویژه «نماز اول وقت، با حضور قلب و حتی‌المقدور با جماعت» را مکمل پرهیز از گناه برشمردند و خاطرنشان کردند: این مجموعه‌ی گران‌بها را با تلاوت هرروزه حداقل چند آیه از قرآن، زینت دهید.

رهبر انقلاب پس از تأکید بر فرائض دینی به بحثی در زمینه فرائض دانشجویی پرداختند. ایشان قشر دانشجو را قشری ممتاز خواندند و تأکید کردند: مهمترین فریضه‌ی دانشجویی آرمان‌خواهی است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، با رد تفکری که آرمان‌خواهی را مخالف واقع‌گرایی می‌داند خاطرنشان کردند: آرمان‌گرایی مخالف محافظه‌کاری است نه واقع‌گرایی.

ایشان در توضیح بیشتر، محافظه‌کاری را تسلیم در مقابل هر واقعیتی خواندند و افزودند: آرمان‌گرایی یعنی استفاده‌ی صحیح از واقعیات مثبت و مبارزه با واقعیات منفی در جهت رسیدن به اهداف بزرگ.

رهبر انقلاب، «ایجاد جامعه‌ی اسلامی و احیای تفکر اسلام سیاسی» را از مهم‌ترین آرمان‌ها خواندند و افزودند: آرمان اعتماد به نفس و اعتقاد به «ما می‌توانیم» نیز در مسیر رشد و تعالی جامعه و کشور، تأثیری تعیین کننده دارد.

مبارزه با نظام سلطه و استکبار، سومین آرمانی بود که ایشان در چارچوب فرائض جامعه‌ی دانشجویی، مورد بحث قرار دادند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: علت اصلی دشمنی زورگویان جهانی با ملت ایران، خودداری جمهوری اسلامی از پذیرش نظام مبتنی بر سلطه‌گر و سلطه‌پذیر است.

ایشان «عدالت‌خواهی»، «سبک زندگی اسلامی»، «آزادی‌خواهی واقعی و نه غربی»، «رشد علمی»، «کار و تلاش و پرهیز از تنبلی» و «اسلامی شدن دانشگاه‌ها» را از دیگر مصادیق آرمان‌خواهی تشکل‌های دانشجویی برشمردند.

رهبر انقلاب اسلامی، سپس به یک دغدغه‌ی راهبردی جامعه‌ی دانشجویی پاسخ گفتند: «چگونه می‌توان با آرمان‌خواهی بر تصمیمات مسئولان کشور تأثیرگذار شد؟»

پاسخ ایشان به این سؤال مهم صریح و مؤکد بود: «آرمان‌ها را تکرار کنید، با جدیت بر سر آنها بایستید تا به گفتمان دانشجویی و سپس گفتمان عمومی تبدیل شوند، آنگاه مسئولان و مراکز دولتی و حکومتی، تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.»

رهبر انقلاب پس از تبیین ساز و کار تأثیرگذاری جامعه‌ی دانشجویی بر تصمیمات مراکز مختلف کشور، به بیان الزاماتی پرداختند که تشکل‌های دانشجویی می‌بایست به آنها پایبند باشند.

ایشان پرهیز از «سطحی‌نگری و کار عمقی روی مفاهیم اسلامی» را نخستین الزام تشکل‌های دانشجویی برشمردند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در همین زمینه، به نقد برخی شعارها و سخنانی پرداختند که ظاهری اسلامی اما باطنی متفاوت دارد. ایشان به عنوان یک مصداق افزودند: اصطلاح اسلام رحمانی که این روزها رایج شده است از ترکیب دو کلمه‌ی زیبا به‌وجود آمده اما معنای واقعی آن چیست؟ آیا منظور این است که برخلاف قرآن که انسان‌ها را به مؤمن، کافر، دشمن و دوست تقسیم می‌کند باید با همه‌ی انسان‌ها، صرفاً با رحمت برخورد کرد؟ و با کسانی که با اسلام و ملت ایران دشمنی می‌کنند، بر خلاف فرمان پروردگار با محبت، مودّت و مَعدِلَت رفتار کرد؟

ایشان، این‌گونه حرف‌های بدون تأمل و سطحی را کاری غلط و گمراه‌کننده خواندند و افزودند: آیا اصطلاح اسلام رحمانی، نشأت‌گرفته از لیبرالیزم غربی است؟ اگر این‌گونه باشد این اصطلاح، نه اسلامی است و نه حتی رحمانی و عاطفی، چرا که زیربنای لیبرالیزم یعنی تفکر اومانیستی براساس نفی پروردگار و معنویت شکل گرفته و بر پایه‌ی منافع گروه‌های قدرتمند، استوار است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه‌ی همین بحث، به نقد مسائلی که ارزش‌های آمریکایی نام‌گذاری شده پرداختند و افزودند: جهان‌خوارگی نظام سلطه در همین ارزش‌های آمریکایی ریشه دارد ضمن اینکه نکات خوب این ارزش‌ها نیز، در رفتار سلطه‌جویانه‌ی مقامات آمریکایی به فراموشی سپرده شده است.

ایشان افزودند: اگر اصطلاح اسلام رحمانی به این‌گونه مسائل اشاره دارد صددرصد غلط است و ربطی به اسلام واقعی ندارد.

رهبر انقلاب سپس به یکی دیگر از الزامات اثرگذاری تشکل‌های دانشجویی یعنی «افزایش قدرت جاذبه» پرداختند. ایشان با رد کامل افزایش جذابیت در محیط‌های دانشجویی از راه‌های غلطی همچون اردوهای مختلط و کنسرت‌های موسیقی تأکید کردند: کسانی که دختران و پسران دانشجوی مردم را تحت عنوان ایجاد جاذبه، به‌صورت مختلط در پوشش اردوهای دانشجویی به اروپا می‌برند قطعاً به محیط‌های دانشجویی و حتی نسل آینده خیانت می‌کنند.

رهبر انقلاب در تبیین راه‌های صحیح افزایش قدرت جذب تشکل‌های دانشجویی، به ارائه‌ی حرف‌های نو و تازه‌ی دینی، سیاسی و اجتماعی اشاره کردند و افزودند: مطالعه‌ی عمیق قرآن و نهج‌البلاغه، امکان طرح سخنان نو و جذاب را فراهم می آورد. استفاده از روش‌های هنری مانند تئاتر دانشجویی، کاریکاتور، طنز، نشریات صوتی، مراسم شعرخوانی از دیگر روش‌هایی بود که رهبر انقلاب به تشکل‌های دانشجویی توصیه کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سپس در تبیین سومین الزام افزایش جذابیت گروه‌های دانشجویی، «اقناع فکری و پرهیز از زور و تحمیل» را مورد تأکید قرار دادند.

ایشان خاطرنشان کردند: تفکر دینی را جز با اقناع نمی‌شود منتقل کرد البته ممکن است تحت تأثیر احساسات و هیجانات، برخی حرف‌ها بدون اقناع فکری، پذیرفته شود اما این پذیرش چون اقناعی نیست، ماندگار نخواهد بود.

رهبر انقلاب با اشاره به سابقه‌ی استفاده‌ی گروه‌های مارکسیستی و کمونیستی از روش‌های غیراقناعی و تحمیل عقاید خود، هشدار دادند: اگر برخی خبرها درباره‌ فعال شدن دوباره‌ی جریان مارکسیستی در بعضی دانشگاه‌ها، واقعیت داشته باشد، قطعاً پول آمریکایی حامی این جریان است تا دانشجویان متفرق و شقه شقه شوند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «به‌کارگیری اساتید ارزشی و خودداری از استفاده از عناصر نامطمئن برای نظام و کشور و مردم» را به تشکل‌های دانشجویی توصیه و خاطرنشان کردند: عناصری نظیر کسانی که در سال ۸۸ آن حوادث را به‌راه انداختند و بدون هیچ منطقی با اسلامیت و جمهوریت نظام مخالفت کردند قابل اطمینان نیستند.

رهبر انقلاب «فهم واقعیات کشور» را از دیگر الزامات افزایش تأثیرگذاری جریان‌های دانشجویی برشمردند. ایشان افزودند: توقع از مسئولان برای کار و تلاش بیشتر، توقع درستی است اما باید واقعیات مثبت را نیز مشاهده کرد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پررنگ‌تر شدن آرمان‌ها و ناکام ماندن تلاش بعضی مجموعه‌ها برای به حاشیه راندن و حذف آرمان‌های امام خمینی رحمه‌الله را از جمله واقعیات قابل توجه کشور دانستند.

ایشان یادآوری کردند پس از رحلت امام بزرگوار، عده‌ای بر اثر یک اشتباه، اهداف پنهان خود را برای کنار گذاشتن آرمان‌های بزرگ امام علنی کردند که البته الان چون پخته‌تر شده‌اند دیگر به صراحت از این هدف حرف نمی‌زنند، اما عمل می‌کنند.

رهبر انقلاب افزودند: با وجود تلاش‌های بی‌وقفه‌‌ی این عده در داخل و خارج و به‌کارگیری عناصر فکری، سیاسی و هنری، نشاط و حیات آرمان‌ها در کشور اوج گرفته است و جوانانی که حتی واقعیات جذاب دوران امام و جنگ تحمیلی را ندیده‌اند با تمام وجود جذب آرمان‌های اسلام و انقلاب شده‌اند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «حضور و نفوذ شگفت‌آور و معنوی ایران» در منطقه را از دیگر واقعیاتی برشمردند که تشکل‌های دانشجویی باید مورد توجه قرار دهند.

ایشان افزودند: باخبریم که آمریکایی‌ها و مرتجعان منطقه در نشست‌های پنهان خود، برای یکدیگر از نفوذ ایران در منطقه درد دل می‌کنند اما کاری هم از دستشان بر نمی‌آید.

رهبر انقلاب با اشاره به بمباران صد روزه‌ی یمن و کشتار وحشیانه‌ی مردم بی‌گناه و مظلوم آن کشور افزودند: غربِ لیبرال و مدعی آزادی‌خواهی در برابر این جنایت سعودی‌ها، لب از لب باز نمی‌کند و شورای امنیت در یکی از ننگین‌ترین قطعنامه‌های خود، به‌جای بمباران‌کنندگان، بمباران‌شوندگان را محکوم می‌کند.

ایشان، علت اصلی بمباران خانه و کاشانه‌ی مردم یمن را غیظ و عصبانیت سعودی‌ها و حامیانشان از نفوذ ایران در منطقه برشمردند و افزودند: بر خلاف ادعاها، نفوذ ایران اسلامی در منطقه، موهبتی خدادادی است، نه فیزیکی و متکی بر سلاح، و ما همچون شهید بهشتی به دشمنان این ملت می‌گوییم از این عصبانیت و غیظ بمیرید.

رهبر انقلاب با توصیه به تشکل‌های دانشجویی برای کار کردن روی مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی از جمله قضایای یمن، عراق و سوریه، ایجاد تشکل‌های دانشجویی برای استفاده در هنگام انتخابات را نوعی اهانت به جامعه‌ی دانشجویی خواندند و افزودند: جدای از این تشکل‌های یک‌بار مصرف، تشکل‌های اسلامی و علاقه‌مند می‌توانند در حرکت عمومی کشور، بسیار مفید و تأثیرگذار باشند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش نخست سخنانشان، پس از شنیدن سخنان ۹نفر از نمایندگان تشکل‌ها و جریان‌های دانشجویی، با اشاره به اظهارات یکی از دانشجویان در خصوص بی‌فایده بودن «شعار بدون عمل»، گفتند: البته شعار پرمحتوا، پرمضمون و حاکی از یک حقیقت قابل گسترش فکری، می‌تواند عوامل انسانی را به صحنه بکشاند و جهت‌دهنده و برانگیزاننده باشد.

«سخت‌گیری در مقابل تشکل‌های انقلابیِ دانشجویی»، محور انتقاد یکی از دانشجویان بود که رهبر انقلاب در این خصوص خطاب به وزیران علوم و بهداشت تأکید کردند: حرف‌های تشکل‌های دانشجویی انقلابی و اسلامی همان حرف‌ها و مطالبات ماست و افرادی که در دانشگاه‌ها، کارها و مسئولیت‌های کلیدی در دست دارند مطلقاً نباید بر این تشکل‌ها سخت‌گیری و فضای فعالیت آنان را محدود کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با وارد دانستن انتقاد یکی دیگر از دانشجویان در خصوص ترویج برخی مسائل مُخلّ پیشرفت‌های علمی در دانشگاه‌ها نظیر برگزاری کنسرت‌های موسیقی، گفتند: این‌گونه کارها به بهانه‌ی نشاط‌بخشی به محیط دانشجویی، جزو غلط ترین کارهاست.

رهبر انقلاب سوق دادن جوانان به این فضاهای ناسالم را برنامه‌ی دشمنان خواندند و خاطرنشان کردند: پیشروان حرکت پرافتخار علمی امروز کشور در رشته‌های حساس و مهمی نظیر هسته‌ای و نانو، جوانان مؤمن و انقلابی بوده و هستند و دشمنان می‌خواهند امثال دکتر شهریاری ها و دکتر چمران‌ها، در دانشگاه‌ها تربیت نشوند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: هر دو وزیر محترم علوم و بهداشت مورد اعتماد من هستند اما باید مراقبت کنند که افرادی در زیر مجموعه‌ی آنها، دانشجویان را با برخی کارها و برنامه‌های غلط، از گرایش انقلابی و اسلامی و معنویت دور نکنند.

«تشکیل کرسی‌های آزاداندیشی به معنای واقعی» نکته‌ی دیگری در سخنان دانشجویان بود که رهبر انقلاب درخصوص آن گفتند: بنده کاملاً با چنین کاری موافقم و باید جوان دانشجوی مسلمانِ انقلابیِ ولایی، با خونسردی و با قدرت منطق و قوت استدلال، استدلال‌های معارض را باطل کند که این ظرفیت امروز وجود دارد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به سؤال یکی از دانشجویان درباره‌ی سخنان برخی نمایندگان و منصوبین رهبری و القای این نظرات به عنوان دیدگاه‌های رهبری گفتند: حرف این افراد، حرف خود آنهاست و حرف بنده را از خود بنده بشنوید.

ایشان افزودند: منصوب‌شدگان از سوی رهبری حتی ممکن است در برخی مسائل سیاسی و اجتماعی نظر متفاوتی با بنده داشته باشند که این مسئله اشکالی ندارد، زیرا مسئله‌ی اصلی، جهت‌گیری‌های کلی و انقلابی است.

رهبر انقلاب تأکید کردند: البته اگر کسی از قول بنده نکته‌ی خلاف واقع را مطرح کند، به او تذکر داده و خواسته می‌شود که آن مطلب را اصلاح کند.

«وضعیت مبارزه با استکبار پس از مذاکرات هسته‌ای» سؤال دیگری بود که یکی از دانشجویان مطرح کرد. رهبر انقلاب در پاسخ تأکید کردند: مبارزه با استکبار و نظام سلطه، براساس مبانی قرآنی، هیچ‌گاه تعطیل‌پذیر نیست و امروز آمریکا کامل‌ترین مصداق استکبار است.

ایشان افزودند: به مسئولین مذاکره‌کننده نیز گفته‌ایم که فقط در موضوع هسته‌ای حق دارید مذاکره کنید و با اینکه طرف آمریکایی گاهی مسائل منطقه، از جمله سوریه و یمن را پیش می‌کشد، مسئولین ما می‌گویند در این مسائل مذاکره نمی‌کنیم.
رهبر انقلاب تأکید کردند: مبارزه با استکبار جزء مبانی انقلاب و از کارهای اساسی است، بنابراین، خودتان را برای ادامه مبارزه با استکبار آماده کنید.

دانشجویی از رهبر انقلاب درخواست کرد پدران و مادران را به سهل‌گیری در ازدواج جوانان توصیه کنید. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز پدران و مادران را به پرهیز از سخت‌گیری دعوت کردند و گفتند: خداوند در قرآن وعده داده است که پس از ازدواج از فضل خود جوانان را غنی می‌کند و مشکلات برطرف می‌شود.

ایشان رسم خواستگاری و واسطه‌گری برای تسهیل ازدواج جوانان را رسمی ستودنی خواندند و گفتند: حل مشکلات ازدواج جوانان، به نفع دنیا و آخرت کشور و جامعه است.

رهبر انقلاب در همین زمینه مسئله‌ی مهم افزایش نسل را مورد اشاره قرار دادند و با اشاره به برخی گزارش‌ها درباره‌ی عدم اجرای صحیح قانون درخصوص جلوگیری از منع باروری، خطاب به وزیر بهداشت تأکید کردند: به این مسئله رسیدگی کنید.

رهبر انقلاب با اظهار خرسندی عمیق و قبلی از دیدار با دانشجویان، حضور پرشور، پرانگیزه و بانشاط دانشجو و جوان ایرانی در عرصه‌ی مسائل گوناگون کشور را مسئله‌ای مهم و نقطه‌ی مقابل گزارش‌هایی خواندند که برخی مراکز مغرض آماری درباره افسردگی جوان ایرانی ارائه می‌دهند. ایشان خاطرنشان کردند: این دروغ محض و خباثت‌آمیز، بهانه‌ای برای تجویز آزادی‌های مبتذل است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای جوان ایرانی را از با نشاط‌ترین، فعال‌ترین و سرزنده‌ترین جوانان دنیا برشمردند و در مقابل، آمار بالای خودکشی جوانان اروپایی را نشانه‌ی افسردگی در دنیای غرب دانستند.

ایشان قتل حدود ۸۰کودک در حمله‌ی چند سال قبل یک جوان اروپایی و همچنین گرایش بالای جوانان اروپایی به عضویت در داعش برای خودکشی از طریق عملیات انتحاری را نمونه‌هایی از افسردگی جوان اروپایی خواندند و در مقابل تأکید کردند: جوان ایرانی که با زبان روزه و پس از شب زنده‌داری شب قدر، برای راهپیمایی روز قدس در گرمای شدید تابستان به خیابان می‌آید، سرزنده و با نشاط و فرسنگ‌ها از افسردگی به‌دور است.

در ابتدای این دیدار ۹نفر از نمایندگان تشکل‌های دانشجویی آقایان:

– علی پهلوان کاشی – دبیر جامعه‌ی اسلامی دانشجویان
– کیوان عاصم کفاش – دبیرکل مجمع تشکل‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد
– وحید زارع – عضو شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی
– هادی ذوالفقاری – دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی
– میکاییل دیانی – دبیر تشکیلات اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل
– علی مهدیانفر – مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد شمال
– حسین شهبازی زاده – دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی
و خانم‌ها
– زینب‌السادات حسینی – عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
– صبا کرم – مسئول گروه جهادی پزشکی قرارگاه نجف
دیدگاه‌ها و پیشنهادهای خود را به این شرح بیان کردند:
– ضرورت ارتباط بیشتر مسئولان قوا با دانشجویان
– تشکیل اتاق فکر برای رصد معضلات فرهنگی کشور
– زدودن نگاه سیاسی از حوزه فرهنگ
– جوان‌گرایی در اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و در نظر گرفتن سهمی برای تشکل‌های دانشجویی
– لزوم برخورد قانونی با خاطیان موضوع بورسیه‌ها
– تلاش بی‌وقفه برای جلوگیری از افت جایگاه علمی کشور در سطح جهانی
– لزوم تلاش مضاعف دستگاه قضائی برای مقابله با مفاسد مالی
– حمایت از تلاش‌های تیم هسته‌ای برای ایستادگی در مقابل زیاده‌خواهی آمریکا و حفظ منافع ملی
– توجه به اقتصاد دانش‌بنیان
– ضرورت طرد عناصر فتنه‌گر از سمت‌های اجرایی
– لزوم جلوگیری از بروز التهاب در فضای ذهنی جامعه با خودداری از برجسته‌کردن اختلافات سیاسی
– استفاده لازم از ظرفیت تریبون‌های نماز جمعه و عدم ورود ائمه جمعه به فعالیت‌های حزبی
– اتکاء به توان داخلی و مدیریت جهادی جهت عبور از مشکلات اقتصادی
– ضرورت جلوگیری از تحریف خط امام در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی
– مسدود کردن فعالیت جریان نفوذی در حوزه ی فرهنگی دانشگاه‌ها
– ضرورت انتقال تجربه‌ی مدیریت نسل اول انقلاب به نسل‌های بعد
– انتقاد از محدود کردن ظرفیت دیپلماسی کشور به موضوع هسته‌ای و مذاکره با آمریکا
– انتقاد از تطبیق نادرستِ شرایط فعلی کشور با شرایط قبول صلح امام حسن علیه‌السلام
– لزوم توجه جدی مسئولان به محرومان و قشرهای ضعیف

منبع:khamenei.ir

انتهای پیام/

 

روزِ قُدس و روزگارِ ما

Share Button

یاوه بافیهای برداران لاریجانی و سردارجعفری و بدون استثناء دیگر سخنرانان روز قُدس همانقدر بحرطویل گویی هستند که با گفتمان زمانه بیگانه میباشند. بحرطویلهای موسمی این مهره های حکومتی، رسماً از داعش و تروریسم و جهان ستیزی دفاع نمیکنند بلکه این داعشگری و دنیا ستیزی و تروریسم را همچون شیره بافتمان گفتار و اندیشه خود در خویش دارند.

لذا با چنین فرهنگی که برای حُکام و بخشی از مردم ما دیگر عادت شده است به سوی تعامل و میز مذاکره با دنیا رفتن و بعد، بخاطر نتیجه نگرفتن، دنیا و غرب را سرزنش کردن مانند اینست که کسی بخواهد با عَرعَر کردن به یک مسابقه آواز خوانی برود و از رد شدن خویش هم در آن تعجب کرده، عصبی شود و داور را مقصر و جانبدار بداند!

روز قدس 2

بچه که بودم تابستانها اغلب پیش عمه ام که در روستای نزدیک شهرمان با خانواده اش زندگی روستایی داشت میرفتم و زندگی در آن فضا و محیط روستایی برایم تفریح بود. خر سواری میکردم، میوه های تازه میخوردم و.. .

بیاد می آورم که  در آن روستا چگونه صبحها در اثر صدای خرها که با عرعر صبحگاهی خودشان  طلوع آفتاب و رسیدن بامداد را اعلام میکردند، سگهایی که با دیدن اولین آدمها در صبح پارس میکردند و با پارس خود دیگر سگها را هم وادار به پارس کردن میکردند، گوسفندانی که گله وار و بع بع کنان روانه دشت میشدند تا بچرا روند و گاوهایی که با ماق کشیدن، برای دوشیده شدن پستنهای سنگین و متورم شده از شیرشان ابراز آمادگی میکردند و خروسهایی که  مردم را با قوقولی قوقویشان بیدار میکردند، منهم ناخواسته از خواب بیدار میشدم.

در سر وصدای همهمه آمیز این جانوران کمترین لطافت موزیکالی که نبود هیچ بلکه بسیار ناخوشنوا و حتی اگر آدم دقت میکرد آزار دهنده هم بودند. اما  همین سرو صدای درهم و برهم، بی معنا و ناخوشنوا و شنیدن آنها چنان درگوشهای مردم روستایی عادت شده بود و مردم دهات چنان با آنها خو کرده و زاده شده بودند که نبود و نشنیدن شان در حکم مرگِ زندگی روستایی و رسیدن دنیا به آخر برای ساکنین روستا بود. منهم بعنوان یک بچه شهری میهمان در ده، این فضا  با تمام اصوات نا هماهنگ و بوی پهن حیواناتش چنان برایم عادی بود که تصوری غیر از آن در آن محیط روستایی برایم غیر ممکن بود.

امررز پس از قریب ۶ دهه  از آنروزها که به گذراندن دوران بازنشستگی در این دیار فرنگ مشغولم، صبحها ترجیح میدهم رادیو را روی یک موزیک ملایم خلسه آور کلاسیک بگذارم و ساعتی در رختخواب بین خواب و بیداری غلط بزنم تا بدنم برای حرکت و چشمانم برای دیدن اطرافم کاملاً باز شوند. چنین موزیکی لطافت زندگی را در روان و اعصابم جاری میکند که با روحیه ایی شاد و زیبابین از رختخواب بیرون آیم تا باستقبال روز بروم.

در آنروز گار برای من که یک بچه شهری، میهمان چند روزه یا  چند هفته در روستای محل زندگی عمه ام بودم، نه صدای عَرعَر آن خرها غیرعادی بود و نه ماق کشیدن آن گاوها و پارس سگها و بع بع گوسفندان و.. .

اما امروز در این سن و تجربه متناسب با آن و در این محیط جغرافیایی مدرن، خواب و بیداری خلسه آور صبحگاهی را با گوش دادن به یک موزیک نرم و ملایم طی میکنم و بدان عادت کرده ام و غیر از این برایم غیر عادیست.

وقتی اخبار مراسم راهپیمای روز قدس امسال را در سایتهای تسنیم، فارس نیوز و تابناک و خبر آنلاین را دیدم  و در میان آنها از جمله سخنرانی برادران لاریجانی، یکی در بابل و دیگری در تهران  بمناسبت همین روز را خواندم که یکی از آنها از قریب الوقوع بودن یک فتح الفتوح خبر میداد و دیگری از انهدام و فروپاشی قطعی دولت پوشالی صهیونیستیِ اسرائیل که توطئه آمیزانه توسط انگلیس بقصد نابودی اسلام در این منطقه سرهم بندی شده است  و سخنرانی فرمانده سپاه  سردار جعفری را دایر بر اینکه پیام  انقلاب اسلامی دیگر به اقصاء نقاط عالم از جمله  به یمن و لبنان و غزه و عراق  و.. رسیده است، را نیز خواندم بی اختیار آن مقایسه پیش گفته بین فضای صبحگایی روستایی و فضای امروز اروپایی، آن ماغ کشیدن یا عرعر صبگاهی  و این موزیک آرامش بخش پیش گفته درذهنم تداعی شد.

تفاوتِ بین آن فضای روستایی و آواهای غریزی آن حیوانات اهلی  با دنیای امروز، در واقع مانندِ تفاوتِ بین سمفونی چهار فصل ویوالدی و نعره گاوها و عرعر آن الاغها در  آن فضای روستایی است.

غرض از کشیدن زحمت نگارش این یاداشت تحقیرِ بحق نقاره چیان جمهوری اسلامی که مستحق تحقیر هم هستند  نیست بلکه وانمایی روستایی شدن ما ملت ایران و خو گرفتنمان با این نقاره های گوش آزار و بیگانه با فرهنگ روزگار و جهان امروزاست و تا آنجا که از فرط کرخ شدگی القائات حکومتی نمیتوانیم درک کنیم در قرن بیست یکم، راه اندازی چنین نمایشاتی: ـ پرچم پاره کردن و آتش زدن، و مرگ بر گفتن ( بر آمریکا، اسرائیل، انگلیس، که امسال عربستانهم بدان اضافه شده است) چنان وحشیانه و تمدن ستیزانه است که تفاوت آنها اگر از تفاوت عَرعَر آن الاغها با سمفونی چهار فصل ویوالدی و یا فلوت جادویی  موتزارت بیشتر نباشد از آنهم کمتر نیست. قضیه وقتی چندش آور تر و عجیب و غریب تر میشود که این مراسم تحت چوشش حمایت دولتی انجام شود که خود را به موازین دیپلماسی جهانی، احترام متقابل ملتها و دولتها بهم ولو ظاهری و صوری مقید میداند.

یاوه بافیهای برادران لاریجانی و سردارجعفری و بدون استثناء دیگر سخنرانان روز قُدس همانقدر بحرطویل گویی هستند که با گفتمان زمانه عمیقاً بیگانه اند. بحرطویلهای موسمی این مهره های حکومتی، هرچند رسماً از داعش و تروریسم و جهان ستیزی دفاع نمیکنند اما داعشگری، تمدن و دنیا ستیزی و تروریسم را همچون شیره و ملاطِ بافتمان گفتار و اندیشه خود در خویش دارند.

لذا با چنین فرهنگی که برای حکام و بخشی از مردم ما دیگر عادت شده است به سوی تعامل و میز مذاکره با دنیا رفتن و بعد، بخاطر نتیجه نگرفتن، دنیا و غرب را سرزنش کردن مانند اینست که کسی بخواهد با عَرعَر کردن به یک مسابقه آواز خوانی برود و از رد شدن خویش هم در آن  مسابقه تعجب کرده، عصبی شود و داور را مقصر و جانبدار یا خود خواه بداند!

در زیر فرازهایی از سخنان لاریجانیها و جعفری را درج کرده ام که در صورت تمایل میتوانید ببینید!

علی لاریجانی  بعنوان سخنران پیش از خطابه نماز جمعه تهران برای شکل گیری دولت/ملت اسرائیل  تاریخسازی میکند :”… وی ادامه داد: مسئله اشغال فلسطین و تغییر شرایط در فلسطین، کلید صلیبی‌کردن منطقه بود. البته طرح‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی مختلفی را تحت عنوان مدرنیزه کردن منطقه در دست داشتند و در دل آن تغییر رفتار و فکر بود. بارها دیده‌اید که آمریکایی‌ها می‌گویند رفتارشان نسبت به انقلاب اسلامی و ملت ایران باید تغییر کند. وقتی حاق این موضوع را می‌شکافید می‌بینید که مقصود آنها از تغییر رفتار یعنی فکر اسلامی را باید کنار بگذارید و گاهی به ساختار جمهوری اسلامی و حقوق بشر ایراد می‌گیرند اما یک هدف دارند و می‌گویند اسلام را رها کنید. هدف آنها نیز امروز از تغییر رفتار تغییر باوری است که باعث اقتدار نظام اسلامی شد.

خبر گزاری تسنیم سخنرانی جواد لاریجانی را در بابل درج کرده : ”  به گزارش خبرگزاری تسنیم از بابل، محمدجواد لاریجانی شامگاه جمعه در جمع مسئولان و روحانیون شهرستان بابل در حوزه علمیه خاتم‌الانبیاء(ص) این شهر، اظهار داشت: تصور اینکه برای اداره امور کشور باید تحریم‌ها رفع شود تا کشور را بچرخانیم تصور غلطی بوده و به‌یاری خداوند متعال ملت ایران در آستانه فتح‌الفتوح بزرگی خواهد بود.”

 سایت فارس نیوز سخنان سردار جعفری رئیس سپاه را نیز در رابطه با روز قدس و مذاکرات هسته ایی نقل میکند :”غربی‌ها بیشتر از ما به مذاکرات نیازمندند/ تهدید نظامی علیه ایران جایگاهی ندارد / پیروزی‌های بزرگی در راه است” …”سرلشکر جعفری در خصوص مذاکرات وین و تهدیدات برخی کشورها در خصوص پیامدهای به نتیجه نرسیدن مذاکرات گفت: آن‌ها می‌دانند که هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند و بیشتر از ما به این مذاکرات نیازمندند. …  وی تصریح کرد: وعده حضرت امام باید محقق شود و این وعده به تدریج در حال تحقق است و مردم عراق، سوریه، یمن، لبنان و فلسطین همه برای آزادی از زیر یوغ استکبار جهانی تلاش می‌کنند و حتما موفق خواهند شد و انشاءالله نوید پیروزی‌های بزرگ‌تری در راه است.”