Archive for: August 2015

مهدی هاشمی: آقای لاریجانی! مشروح دادگاه مرا پخش کنید/ بگذارید افکار عمومی قضاوت کن

Share Button

 

نامه ای که دفتر رئیس قوه قضاییه حاضر نشد تحویلش بگیرد

چکیده :دفتر رییس قوه قضاییه از دریافت نامه ی درخواست مهدی هاشمی مبنی بر اجازه پخش کامل و بدون سانسور جلسات محاکم او امتناع کرد. مهدی هاشمی در نامه ی خود پیگیر پخش کامل دادگاه خود از سوی صدا و سیما برای تنویر افکار عمومی جهت قضاوت شده…
logo_small
شنبه, ۳۱ مرداد, ۱۳۹۴

دفتر رییس قوه قضاییه از دریافت نامه ی درخواست مهدی هاشمی مبنی بر اجازه پخش کامل و بدون سانسور جلسات محاکم او امتناع کرد.

به گزارش کلمه، صبح امروز علیزاده طباطبایی از وکلای مهدی هاشمی که برای ارائه نامه ی این زندانی سیاسی به دفتر رییس قوه قضاییه مراجعه کرد، با امتناع دفتر رییس قوه قضاییه برای دریافت نامه مواجه شد.

بر اساس این گزارش در حالی به وکیل مهدی هاشمی گفته شده “نامه باید توسط آقای هاشمی امضا شود” که فرزند آیت الله هاشمی در ملاقات حضوری هفته گذشته ی خود این نامه را امضا کرده بود.

با این حال دفتر رییس قوه قضاییه پس از اطمینان از امضای مهدی هاشمی باز هم نامه را تحویل نگرفته و اعلام کرده که طبق آیین نامه، دریافت این نامه، غیر از امضا، نیازمند تایید زندان نیز است.

مهدی هاشمی در نامه ی خود که  به طور جداگانه خطاب به ریاست دادگاه انقلاب و رییس قوه قضاییه نوشته پیگیر پخش کامل دادگاه خود از سوی صدا و سیما برای تنویر افکار عمومی جهت قضاوت شده است. در خواستی که پیش از این نیز توسط خانواده ی آقای هاشمی در بیانیه و مصاحبه هایشان تصریح شده بود.

متن این نامه به گزارش کلمه، به شرح زیر است:

بسمه تعالی

آیت الله صادق آملی لاریجانی

ریاست محترم قوه قضائیه

باسلام
پیرو درخواست اینجانب مبنی بر انتشار بدون کم و کاست کلیه جلسات رسیدگی، خاطر مبارک را مستحضر می‌دارد که قبل از شروع رسیدگی بیش از یکصد و ده تن از نمایندگان مجلس و وکلای اینجانب درخواست برگزاری علنی دادگاه را ارائه دادیم،‌ ولی بنا به مصالحی که ما نمی‌دانیم چیست ظاهرا دادگاه به صورت غیرعلنی برگزار شد. اما متن کامل کیفرخواست در هفته نام رمز عبور که متعلق به جریان سیاسی خاص بوده، منتشر گردیده و محتویات جلسات دادگاه نیزدر سایت‌ها و فضای مجازی بعضا منتشر شد.

ولی به دلیل غیرعلنی بودن دادگاه اینجانب و وکلای بنده به هیچ وجه اقدام به انتشار مطلبی در ارتباط با جلسه رسیدگی ننمودیم. حال که رسیدگی پایان یافته و رای قطعی صادر شد، براساس آئین دادرسی کیفری مصوب سال ۱۳۹۲ و قانون برنامه پنجم، قوه قضائیه مکلف به انتشار رای قطعی و مستندات آن است.

با عنایت به اینکه صدا و سیما اعلام آمادگی جهت پخش جلسات دادگاه را نموده و انتشار آن را موکول به مجوز قوه قضائیه کرده است، بار دیگر خواهشمند است مقرر فرمائید اجازه پخش جلسات محاکمه اینجانب از صدا و سیما صادر گردد.

پخش جلسات دادگاه زمینه قضاوت افکار عمومی در ارتباط با صحت یا عدم صحت عمل قوه قضائیه را فراهم خواهد کرد.

مهدی هاشمی
زندان اوین – مرداد ۹۴

 

نطق پایانی دبیرکل حزب اتحاد ملت: قدردان همراهانی هستیم که رنج حصر و حبس کشیدند

Share Button

چکیده :علی شکوری راد دبیرکل حزب اتحاد ملت، در اولین کنگره ی سراسری این حزب گفت: قدر همراهان زیادی را که در این راه فشارها و رنج حصر و حبس را تحمل کرده اند می دانیم و از آن ها تشکر می کنیم. امیدواریم که این راه گشایش های زیادی را برای ما فراهم کند و فضای گفت‌وگوهای داخلی بیش از پیش فراهم شود….+ کامنت من در زیر

 

logo_small

شنبه, ۳۱ مرداد, ۱۳۹۴

علی شکوری راد دبیرکل حزب اتحاد ملت، در اولین کنگره ی سراسری این حزب گفت: قدر همراهان زیادی را که در این راه فشارها و رنج حصر و حبس را تحمل کرده اند می دانیم و از آن ها تشکر می کنیم.

به گزارش کلمه، صبح روز ۵ شنبه  نخستین کنگره سراسری حزب اتحاد ملت ایران اسلامی با حضور وزرا و چهره های سیاسی اصلاح طلب، نمایندگان اسبق مجلس، زندانیان سیاسی و اصحاب رسانه در سالن اجلاس سران افتتاح شد. حزب اتحاد ملت ایران سال گذشته اعلام موجودیت کرد و اردیبهشت ماه سال جاری با تائید کمیسیون ماده ۱۰ احزاب، صاحب مجوز شد.

به گزارش روزنامه قانون از این مراسم، علی شکوری راد همچنین با تصریح اینکه از مشارکت سیاسی در انتخابات ۹۲ راضی هستیم، گفت: امیدواریم که این راه گشایش های زیادی را برای ما فراهم کند و فضای گفت‌وگوهای داخلی بیش از پیش فراهم شود.

وی پیش از برگزاری انتخابات در کنگره و در مراسم افتتاحیه نیز با ابراز تاسف از اینکه پس از حوادث تلخ سال ۸۸ تا آنجا که توانستند در همه جا و در هر زمینه ای دوستداران واقعی انقلاب،‌ نظام و نخبگان و کارآمدان را حذف کردند، حاصل انتخابات سال ۹۲ را نجات کشور از ورطه ی سقوط دانسته بود.

شکوری راد تصریح کرده بود: اگر قانون فصل الخطاب باشد و اگر قانون شکنان نتوانند از قدرت، ثروت و تریبون های خود سواستفاده کنند، روزهای بهتر این ملت هم فرا خواهد رسید.

متن سخنرانی علی شکوری راد به شرح زیر است:

شکوری راد پس از تشکر و قدردانی از برگزاری کنگره و رای حاضرین گفت: کاری که در این مجموعه انجام می گیرد استفاده از یک حق طبیعی است. برای رسیدن به ساز کامیابی باید مضیقه ها را تحمل کرد و پشت سر گذاشت. ما اکنون دستاوردهای بزرگی داریم که باید آنها را پاس بداریم این جمع حاصل یک سیاست ورزی مشترک است. تجربه اصلاحات تجربه گرانسنگی است که در طی تهاجمی که در دولت گذشته که علیه آن صورت گرفت همچنان پایدار باقی مانده است. ما دستاوردهای زیادی به همت رهبر اصلاحات به دست آورده ایم که سرمایه های ما محسوب می شوند.

نماینده اسبق مجلس تصریح کرد: وجوه و جلوه های واقعی ما اکنون، قانون گرایی اصلاح طلبی و میزان بودن رای ملت است. و در این راه و برای رسیدن به این منظور فشار زیادی را تحمل کرده ایم. همراهان زیادی از ما رنج حصر و حبس را تحمل کردند و ما از آنها تشکر می کنیم و قدر فشارهایی که تحمل کردند را می دانیم.

شکوری را با تشکر از اعضای کنگره که این فرصت را فراهم کردند گفت: امیدوارم لایق باشم و بتوانم انتظارات اعضا را برآورده کنم و در این راه نیاز به یاری همه همراهان و عزیزان در تهران و شهرستان است. بنده باید توانایی شما را با هم هماهنگ کنم. با اتحاد و همدلی همه اعضا بتوانیم این کار را انجام دهیم.

شکوری راد در ادامه این سخنان با اشاره به اتفاقات کنگره نیز گفت: از خانم منصوری که او را از خود شایسته‌تر می دانم نیز تشکر می کنم. ایشان با تواضع  مسئولیت دبیرکلی را به گردن من انداختند و من بابت اینکه ایشان تواضع به خرج دادند از ایشان تشکر می کنم. خانم منصوری جزو ذخایر حزبی و سیاسی کشور هستند که خود را اثبات کرده اند. در سازو کارهای آینده خانم بیشتری مسئولیت های خطیر را بر عهده بگیرند.

شکوری راد در ادامه سخنانش نیز گفت: ما نظامی برآمده از یک انقلاب بزرگ داریم که بر پایه جمهوریت و اسلامیت برپاست و مجموعه ما از هر دو پاسداری می‌کند و این رسالت ماست.

همچنین شکوری از انتخابات سال ۱۳۹۲ به عنوان یک گشایش یاد کرد و گفت: از مشارکت سیاسی در انتخابات ۹۲ راضی هستیم و امیدواریم گشایش های زیادی را برای ما فراهم کند و فضای گفت‌وگوهای داخلی بیش از پیش فراهم شود. گفت‌وگو با کسانی که ممکن است قدرت داشته باشند و از ارکان نظام باشند. ما مخالف هیچیک از ارکان نظام نیستیم و همه را به رسمیت می‌شناسیم و با آنها گفت‌وگو می کنیم و دست همکاری به سوی همه آنهایی که منشا اثرند دراز می‌کنیم. این کنگره نمادی از گشایش بیشتر است و کسانی که به ما فرصت ایجاد حزب داده اند ما با آنها تعامل می کنیم و این کار برای منافع ملی و کشور است. افتخار این جمع این است که منافع ملی را در همه حال پاس خواهد داشت. جمع ما با عبور از گذشته ها به آینده فکر می کند. آینده‌ای که فردای بهتری برای ملت دارد. ما در این مسیر دست یاری به یکدیگر داده ایم و به همه شهروندان نیز.

وی سخنان خود را با این جمله به پایان برد: در انتخابات آتی ما قطعا شرکت خواهیم داشت و دستاورد درخشانی را رقم خواهیم زد. به امید آن روز.

**************************************************

کامنت من:

هرچند من با بخشی از پایه های تفکر سیاسی دکتر شکوری راد و فلسفه سیاسی حزب اتحاد ملت ایران(اسلامی) توافق چندانی ندارم، ولی برای شخصیت دموکرات و آزاد اندیش شکوری راد احترام نظری و ارزش عملی قائل هستم. شکوری راد از آن گروه اصلاحطلبانی بود که به پای آرمان اصلاحطلبانه خود، سازش ناپذیر ایستاد. تصور نمیکنم او بعنوان یک دکتر برجسته رادیولوژ و استاد این رشته در دانشگاه نیازی برای بالا رفتن از نردبان سیاسی برای ترقی خود داشته باشد. اگر جامعه پزشکی تهران پشت سر او نبود، او هم، همچون دیگر یارانش میبایستی سالها در زندان میماند و حتی از سمت استادی خود نیز دست می شست.

البته باید گفت حزب اتحاد ملت ایران اگر میخواست  یک حزب سیاسی بمعنای واقعی کلمه باشد باید بجای عنوان “جبهه ایی” اتحاد ملت ایران، عنوان مشخصی که حاکی از پایگاه اجتماعیش بمعنای گروهبندی طبقاتی باشد را برخود مینهاد. ولی در شرایط کنونی درک این دشوار نیست که بسیاری استانداردهای سیاسی جهانی شده در میهن ما باید فدای احکام و فرمالیته های بوراکراتیکی گردند که بدون رعایت آنها بحثی از فعالیت آزاد و قانونی حزبی نمیتواند درمیان باشد. بر این اساس، هرچند “حزب اتحاد ملت ایران” برخلاف عنوان فراگیر خود نمیتواند یک حزب فراگیر ملی بمعنای واقعی کلمه باشد ولی از سوی دیگر باید پذیرفت که ساختار سیاسی حاکم بر جامعه ما ساختاری کاملاً آپارتائیدی از منظر حقوق سیاسی برای دگراندیشان سیاسی، مذهبی و اقلیت های قومی است. این گروهها و بخشهای حذف شده از صحنه سیاسی ایران اگر نخواهند واقعگریزانه از تأثیرگذاری بر سیر حوادث سیاسی و سرنوشت خود کنار گذارده شوند؛ باید و بایستی از چنین احزابی که نیابتاً میتوانندمدافع و متولی جایگاه سیاسی و حقوق آنان باشند حمایت کنند، پیروزی چنین احزابی میتواند راهگشای کشور و جامعه بسوی یک آزادی واقعی و دموکراتیک بمعنای مدرن و تمام عیار آن باشد.

بر این اساس من بعنوان یک فرد کاملاً سکولار لیبرال، بسهم خود از ابتکار آنهایی که این حزب را ساخته اند و در درجه اول دکتر شکوری راد و خانم منصوری و حزب اتحاد ملت ایران پشتیبانی میکنم و برای آن آرزوی موفقیت دارم. حزب اتحاد ملت ایران حزب من و امثال من نیست ولی میدانم، این حزب آنچه هست که  میگوید و ادعا میکند و همین برای من بس است تا پشتیبان آن باشم.

حبیب تبریزیان

جنگ قدرت درصنایع وبازاراتوموبیل سازی کشور

Share Button

 پس! جنبش نخریدن اتوموبیل* را هرچه وسیعتر گسترش دهیم و نارضایتی سیاسی خود نسبت به وضع موجود، که آنرا نمیتوانیم آزادانه ابراز کنیم اقلاً از این مجرا به نمایش بگذاریم. ملت میتواند با تحریم خرید اتوموبیل همان بلائی را بر سر قدرت مافیایی گردانندگان این رشته بیاورد که مردم ما در جنبش تنباکو با فتوای میرزای شیرازی و میرزا آقا نجفی در قریب ۱۶۰ سال قبل بر سرکمپانی انگلیسی تنباکو آوردند و آنرا بخاک کشاندند. در آن جنبش بزرگ ملی که مقدمه انقلاب مشروطه گشت، جنبش تحریم تنباکو به حرم ناصر الدین شاه هم رسید و زنان حرم از کشیدن قلیان دست کشیدند. 

 

جنگ بیرحانه ایی بین وارد کنندگان و صادرکنندگان که هرکدام متولیان سیاسی خود را در ساختار قدرت دارند درگرفته است. با تحریم خرید خودروهای صفر کیلومتر از کارخانه ها، که گفته میشود در پشت سر ان وارد کنندگان قرار دارند، محرکین ناخود اگاه میدانی ایجاد کرده اند تا مردم ما که فرصتی برای عرض اندام در عرصه سیاسی ندارند اقلاً در عرصه اقتصادی خود را نشان دهند و  دراین جنگ غولهای مالی و صنعتی، آنچه مهم است همین فرصت نقش بازی کردن مردم است.

مردم با تحریم خرید خوروهای صفر کیلیومتر، این صنعت، که پس از نفت دومین بخش مهم اقتصادی کشور است را با مشکل بازار و مشتری روبرو کرده اند و این بایکوت تولید کنندگان تا آنجا بوده است که قیمت کارخانه را به زیر قیمت بازار رسانده و تولید کنندگان را با اتوموبیلهای نافروش مانده اشان تنها گذارده است با این حال صنایع خود روسازی که بعلت سوء مدیریت و فساد به یک غده چربی ناسالم در بدن اقتصادی مملکت تبدیل شده اند قصد دارند بازهم قیمت های خود را افزایش دهند و مانع آزادی ورود خود رو شوند.

اگر حکومت ما فاسد نبود، واگر صنایع اتوموبیل سازی ما در چنگ مافیای اقتصادی و در رأس آن نهادهای نظامی و امنیتی و وابسته به سپاه و بیت رهبری نبود، جا داشت که، بحث مصلحت اقتصاد ملی و از این زاویه ترجیح آزادی واردات خودرو و یا تقویت تولید کنندگان از منظر اقتصاد ملی، کارشناسانه مورد بحث و تحلیل قرار گیرد  تا آنچه بصلاح مملکت است استنتاج و درپیش گرفته شود. اما واقعیت اینست که صنایع اتوموبیل سازی کشور و در پشت سر آن نهادهای پیش گفته، در این دوران ۱۰ ـ ۱۵ ساله تحریم تا توانسته اند از این تحریمها چاپیدن مشتریان و قالب کردن اتوموبیلهای فاقد کیفیت و زیر استاندارد با قیمت های گران و بسیار بیش از قیمت جهانی به مردم سوء استفاده کرده اند. اگر حتی بخشی از این سوء استفاده ها از وضعیت تحریمی و تحمیل قیمتهای ساختگی بالا به مشتریان صرف تقویت بنیه فنی و بهینه سازی مدیریتی این صنایع میشد جا داشت انسان دندان روی جگر نهد و ستم قدرت انحصاری صنایع علیل اتوموبیل سازی را بر مملکت و ملت بپذیرد ولی اضافه قیمتهای تحمیلی این مؤسسات انحصاری به خریداران و از مجرای آنها به کُل اقتصاد مملکت، جامعه ومصرف کنندگان،  صرف تقویت این مؤسسات صنعتی  نگردیده بلکه مستقیم بجیب اختلاسگران و زدو بند چیان  گوناگون رفته است  و یا در ارقام میلیارد دلاری در سوریه، ونزوئلا، مالزی؛ به انگیزه های سیاسی، سرمایه گذاری شده است که تمام این سرمایه گذاریها برباد رفته اند.

مردم ایران در این جنگ رقابتی بین دو گروه از دزدان، که یکی همچنان میخواهد انحصار خود را بر تولید و بازار این کالا حفظ کند و دیگری با استفاده از فرصت تثبیت نرخ ارز و چشم انداز گشایش ارزی میخواهد با واردات اتوموبیل خارجی سود کلانی برای خود کسب کند، باید حد اقل برای مدتی با تحریم خریدِ هم اتوموبیل های صفر کیلومتر ساخت داخل و هم اتوموبیل های وارداتی، هردو این دو باند مافیایی را به چنان رقابتی برانند که خود بتوانند سودهای رانتی آنها را از طریق این تحریمها را به حداقل رسانده و خود بعنوان مشتری و خریدار تعین کننده قیمت در بازار گردند همان وضعی که در تمام اقتصاد های سالم دنیا هست که در آنها مشتریان سلطان بازار و فروشنگان فرمانبران آن هستند. تحریم خرید اتوموبیل نه تنها یک رویکرد اقتصادی سالم کننده است بلکه یک ضربه به عقبه سیاسی این بخش بزرگ اقتصادی در بدنه حاکمیت نیز است.

پس! جنبش نخریدن اتوموبیل* را هرچه وسیعتر گسترش دهیم و نارضایتی سیاسی خود نسبت به وضع موجود، که آنرا نمیتوانیم آزادانه ابراز کنیم اقلاً از این مجرا به نمایش بگذاریم. ملت میتواند با تحریم خرید اتوموبیل همان بلائی را بر سر قدرت مافیایی گردانندگان این رشته بیاورد که مردم ما در جنبش تنباکو با فتوای میرزای شیرازی و میرزا آقا نجفی در قریب ۱۶۰ سال قبل بر سرکمپانی انگلیسی تنباکو آوردند و آنرا بخاک کشاندند. در آن جنبش بزرگ ملی که مقدمه انقلاب مشروطه گشت، جنبش تحریم تنباکو به حرم ناصر الدین شاه هم رسید و زنان حرم از کشیدن قلیان دست کشیدند.

*

تابناک

۳۱ مرداد

خودروسازی ها برای بقا به جای این نوع اقدامات، بهتر است خود را برای رقابت در این بازار آماده کنند. این احتمال وجود دارد که واردکننده ها نیز بخواهند از این حرکت های مردمی استفاده ببرند؛ اما راه مقابله با این کار، ترغیب مردم برای خریدن نیست، بلکه اصلاح ساختار خود تولید کننده هاست، دیر یا زود بالاخره باید این تولیدکننده های انحصاری، خود را برای رقابت در بازار آماده کرده و برای اینکه بتوانند حداقل بخشی از بازار را داشته باشند، اندکی تغییر در محصولات خود ایجاد کنند.
کد خبر: ۵۲۵۹۷۶

تاریخ انتشار:۳۱ مرداد ۱۳۹۴ – ۱۱:۱۸-۲۲ August 2015

جدول کمیسیون ویژهدر روزهای گذشته و بعد از توافق هسته ای، بسیاری از تولید کننده های خارجی از جمله چند تولید کننده بزرگ خودرو تقاضای بازگشت به بازار ایران را داشتند، همچنین ثبات قیمت ارز و کاهش برخی مواد اولیه در بازار نیز باعث شد تا مردم در انتظار کاهش قیمت خودرو های تولید داخل باشند.

به گزارش «تابناک»، اما بر خلاف انتظار مردم یکباره مسئولان خودروسازی کشور بار دیگر ساز ناکوک در دست گرفتند و بر خلاف این انتظارات اعلام کردند نه تنها قیمت خودرو کاهش پیدا نخواهد کرد بلکه در روزهای آینده، باید منتظر بالا رفتن همین قیمت ها هم باشند.

نکته جالب اینکه این حرف ها در حالی گفته می شود که هم اکنون بهای خودرو در بازار نسبت به قیمت کارخانه پایین تر است و تقاضا برای خرید خودرو نسبت به گذشته بسیار پایین آمده است، همین اقدامات بار دیگر باعث قهر مردم از تولید کننده های داخلی شد.

مردم در شبکه های اجتماعی به صورت گسترده کمپین های نخریدن خودرو راه انداخته اند، ولی این بار هم به جای جلب رضایت مردم، مسئولان خودروسازی شروع به فرافکنی کردند و ادعا داشتند راه اندازی این نوع کمپین ها تأثیری بر فروش محصولات آنها ندارد.

هرچند به نظر می رسد با توجه به دسترسی خودروسازهای داخلی به منابع دولتی، شاید این کمپین ها آنگونه که باید در کار خودروسازی ها تأثیر گذار نباشد و این افراد بتوانند از طریق برخی اقدامات و حمایت های دولت،بخشی از هزینه های خود را تا مدتی تامین کنند، گویا هجمه نخریدن در حال اثرگذاری است.

در روزهای گذشته، خودروسازی ها شروع به استفاده از ترفندهای دیگری برای ترغیب مردم و بی اثر کردن کمپین های مردمی کرده اند؛ از جمله اینکه در مصاحبه های مختلف و ناشناس صحبت از پشت پرده های نامرئی می کنند و قصد این را دارند که حرکت های مردمی را به بحث وارد کننده های خودرو های چینی وصل کنند.

در نگاه اول، شاید این دیدگاه خودروسازی ها کمی هم به واقعیت نزدیک باشد، اما به هر حال، خودروسازی ها برای بقا به جای این نوع اقدامات، بهتر است خود را برای رقابت در این بازار آماده کنند، این احتمال وجود دارد که واردکننده ها نیز بخواهند از این حرکت های مردمی استفاده ببرند؛ اما راه مقابله با این کار ترغیب مردم برای خریدن نیست، بلکه اصلاح ساختار خود تولید کننده هاست، دیر یا زود بالاخره باید این تولیدکننده های انحصاری خود را برای رقابت در بازار آماده کنند و برای اینکه بتوانند حداقل بخشی از بازار را داشته باشند، اندکی تغییر در محصولات خود ایجاد کنند.

سید محمد بیاتیان، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس در گفت و گو با تابناک در این باره اظهار داشت: به نظر می رسد بر خلاف گفته های نعمت بخش، خودرو نخریدن مردم اثرات خود را گذاشته است، زیرا هنوز مدت زمان زیادی از حرف های رئیس انجمن خودروسازی نگذشته که اکنون افرادی پیدا شده اند و کمپین نخریدن خودرو را به گردن برخی افراد پشت پرده می اندازند.

این افراد تا چند روز پیش و حتی همین اکنون هم به فکر بالا بردن قیمت خودرو هستند، انتظار هم دارند که مردم هر چه اینان می دهند را قبول کنند، هم اکنون قانون می گوید بدون مصوبه شورای رقابت، هیچ یک از شرکت ها حق افزایش قیمت ندارند، مگر اینکه دولت و شورای رقابت تصمیم داشته باشند، خودرو را از حالت انحصاری بودن خارج کند.

وی گفت: اگر این گونه باشد هم که دیگر مردم تعیین کننده خواهند بود. با این رکودی که در بازار هست، گران کردن نمی تواند هیچ نفعی برای خودروسازی ها داشته باشد و اگر اینها اصرار کنند که قیمت ها را افزایش دهند، رکود را در بازار دامن خواهند زد؛ البته شاید این وام هایی که در بازار می دهند، بتواند برای اینها کاری انجام دهد.

بیاتیان گفت: چیزی که امروز در بازار دیده می شود، این است که قیمت های بازار پایین تر از چیزی است که خودروسازی ها محصولات خود را عرضه می کنند؛ بنابراین، هرگونه افزایش قیمت کنونی هم خلاف قانون و هم به ضرر خودروسازی هاست، مردم دیگر این خودروها را نمی خواهند. نمی شود به زور کسی را مجبور به خرید کالای بی کیفیت کرد؛ اما متأسفانه مدیران این شرکت ها تنها به فکر پر کردن جیب خود هستند و توجهی به این بحث ها ندارند.

این نماینده گفت: هم اکنون بهای ارز به یک ثبات نسبی رسیده است و وارد کردن مواد اولیه هم که مشکلات گذشته را ندارد. همچنین سایر مواد اولیه هم که در کشور تولید و تهیه می شود، از جمله آهن، آلومینیوم و … نسبت به گذشته کاهش قیمت داشته و حتی برخی از این اقلام تا نصف هم ارزان تر شده اند؛ اما طمع خودروسازی ها نه تنها کاهش پیدا نکرده، بلکه افزایش هم داشته؛ این یک تناقض است، که متأسفانه از این دست در اقتصاد ما زیاد است. وی گفت: ما حقوق به ریال می گیریم، ولی هزینه ها و خریدها و افزایش قیمت ها به دلار حساب می شود. در واقع همه چیز را به دلار حساب می کنیم؛ بنابراین، باید تکلیف خود را در اقتصاد مشخص کنیم.

وی گفت: دولت هم نمی تواند این بار دیگر وارد قیمت گذاری خودرو شود. شورای رقابت یک نهاد فراقوه ای است و اگر این بار هم بخواهد وارد شود، مجلس بجد مداخله می کند، خودروسازی ها با این روند در راهی افتاده اند که در حال نابود کردن این صنعت در کشور هستند، شاید کسانی باشند که بخواهند این صنعت را در کشور از بین ببرند و احتمالا خودروسازی ها هم خواسته یا نا خواسته در این مسیر افتاده اند.

نادر قاضی پور، دیگر نماینده مجلس شورای اسلامی در اظهارنظری در این باره گفته است: هرگونه افزایش قیمت بدون تغییر در کیفیت خودرو پذیرفته نیست. مگر خودروسازی ها چه تغییری در کیفیت خودروهای خود داده اند که امروز بخواهند بار دیگر خودروهای خود را گران کنند؟

وی گفت: امروز قیمت مواد اولیه در بازار ۵۰ درصد کاهش دارد و برای همین باید بهای خودروها کاهش داشته باشد و البته باید گفت که همه چیز کاهش یافته. اگر این ها بخواهند با مردم لج بازی کنند، مردم هم خودرو نمی خرند، در این صورت شرکت های خودروسازی ورشکست خواهند شد.

وی گفت: ادامه این روند، چیزی جز قهر مردم از خودروسازی ها و تعطیلی کارخانه های خودروسازی به دنبال نخواهد داشت. امروز مردم هم دیگر زیر بار زور نخواهند رفت. چرا زمانی که می شود یک خودرو با کیفیت خارجی را با قیمت پایین تر از تولیدات داخلی از خارج تهیه کرد، مردم را مجبور می کنیم که خودرو گران و بی کیفیت سوار شوند؟

صادق زیبا کلام: کودتا؟ یا قیام ملی ۲۸ مرداد؟

Share Button

در این سال‌ها تنهااز ۲۸ مردادبهره برداری تبلیغاتی شده است که بگویند ای مردم ببینید آمریکایی‌ها چقدررذل،پست وجانی هستندوچشم دیدن مردم ایران را ندارند.که درروز روشن دولت قانونی دکترمصدق راسرنگون کردندوشاه رادوباره به قدرت رساندندودر ۲۵ سال بعدی کشاورزی،صنعت واقتصاد این مملکت راازبین بردند وتنها این هامهم بوده است.هیچ وقت به این سوال پاسخ داده نشده است که درست است که آمریکاوانگلیس طراح کودتا بوده اند امانکته خفت‌بارماجرا اینجاست که آن ها برای انجام این کودتا حتی یک سربازهم از خارج ازمرزهای این مملکت به داخل وارد نکردند چون به اندازه کافی سرباز و نیرودرایران داشتند. اگربه هردوماجرای هیروشیماوکودتای ۲۸ مرداد به چشم تراژدی نگاه کنیم،

صادق زیباکلام
برگرفته از صفحه فیس بوک نویسنده

هفته گذشته هفتاد ودومین سالگردبمباران هیروشیماوناکازاکی بود.من به سخنرانی نخست‌وزیرژاپن، رهبرپارلمان آن کشوروخیلی ازحرف‌هایی که در ژاپن پیرامون سالگرد این فاجعه بود گوش دادم ونکته ای که به نظرم جالب آمد این بود که درتمام این سخنرانی هاحتی یک بارهم نامی ازآمریکا برده نشد که مثلابگوینداین آمریکابود که علیه ماسلاح شیمیایی به کاربرد، حالا شما این نکته را با ماجرای کودتای ۲۸مرداد در ایران مقایسه کنید.مامدام می‌گوییم که کودتای ۲۸مردادراآمریکایی هاوانگلیسی‌ها انجام دادند. حالاسوالی که مطرح می شوداین است که اگردرسالگرد چنین واقعه ای ژاپنی ها ازآمریکا نمی‌گفتند پس از چه چیزی صحبت می کردند؟پاسخ این است که آن ها در مورد این صحبت می کردند که چه باید بکنیم که بمباران هیروشیماوناکازاکی درهیچ جای دیگردرجهان اتفاق نیفتد و درس هایی ازاین بمباران بگیریم که دیگردرهیچ جای جهان شاهدچنین تراژدی‌ای نباشیم.

این رویکردژاپن رااگربارفتارما درقبال کودتای ۲۸مرداد مقایسه کنیم،می بینیم که در ماجرای ۲۸مردادمابه تنهاماجرایی که توجه نمی‌کنیم، «اصل»ماجراست.این که چرا کودتای ۲۸مرداد اتفاق افتاد؟چه عواملی منجربه این کودتاشد؟آیاامکان این بودکه جلوی این کودتا گرفته شود؟ودرنهایت اینکه چه درس هایی می توانیم ازاین کودتا بگیریم؟ما برعکس ژاپنی هابه هیچ کدام ازین سوال ها نمی پردازیم.حقیقت این است که کودتا دریک شب اتفاق نیفتادواین طورنبود که مردم ایران صبح روز ۲۸مردادازخواب بیدارشوندوببینند که کودتا شده وارتش مناطق حساس شهرراگرفته است.

ازساعت هفت صبح چندصدنفرشروع کردند به نفع شاه شعار دادن وازخیابان های جنوبی تهران به سمت خیابان های مرکزی راه افتادند.دوساعت بعدتعداد آنها به هزاران نفرو نزدیک ساعت ۱۲ هرتعداد آن‌ها به چند ده هزارنفررسیده بود که ابتدارادیووپس ازآن کاخ نخست وزیری راگرفتند یعنی کودتا ساعت ۸صبح شروع وحدود ساعت یک بعدازظهر تمام شد.حال سوالی که پیش می آید این است که پس طرفداران دکترمصدق دراین مدت پنج ساعت کجا بودند؟جبهه ملی،حزب توده وحزب زحمتکشان کجا بودند؟

آیت‌ا…کاشانی و نیروی فداییان اسلام کجا بودند؟ بازاریان ودانشگاهیان چطور؟این سوالاتی است که درکنار تمام سوالات مطروحه درخصوص کودتای ۲۸مرداد تا به امروزوطی این ۶۲ سال(چه قبل از انقلاب وچه پس ازآن)مانخواستیم آنهارامطرح وبرای آنها جوابی به دست آوریم. حالامردم به کنار،رهبران احزاب وچهره‌های سیاسی چطور؟مناقشه ای بین طرفداران مرحوم آیت‌ا… کاشانی وطرفداران دکترمصدق است که می گویند آیت ا…کاشانی چندروز قبل ازکودتابه دکترمصدق نامه ای می‌نویسد وبه اومی گوید که زاهدی قصد کودتادارد،بیایید دست به دست هم بدهیم ومانع کودتا شویم.طرفداران آیت ا…کاشانی معتقدندکه دکترمصدق از روی غرور، تکبروحتی ماموریتی که داشت پاسخی سربالا به این نامه می دهدومی گوید که من مستحضربه پشتیبانی ملت هستم.

شخصا معتقدم که این داستان یک افسانه است وهیچ وقت چنین یادداشتی ازسوی آیت ا… برای دکترمصدق نیامده است.چندسال پیش می گفتند که کارشناسان خط باید صحت این دست نوشت را بررسی کنند که ببینند حقیقی است یانه؟ اما موضوع برای من ساده‌تر از این حرف‌هاست چون اصلا چه نیازی بود که آیت ا…کاشانی برای جلوگیری ازوقوع کودتا به دکترمصدق متوسل شود؟ اوکه ازصبح شاهدوقایع بودچرافتوا ندادوازمردم درخواست نکرد که مقابل این جمعیت کودتا کننده که به نفع شاه وعلیه مصدق شعارمی‌دادند، بایستند؟چرا خودشان شخصا اقدام نکردندوحتی فردای کودتا، یعنی روز ۲۹ مردادکه سقوط دولت مصدق محرز شده بوددربیانیه ای اعلام نکردکه این دولت جدیدراقبول نداردواین دولت، دولت کودتاست. ۶۰ سال است که نخواسته ایم به این سوالات بپردازیم و ۲۵ سال ازاین سال هامربوط به دوران قبل ازانقلاب بودکه رژیم شاه به آن می گفت قیام ملی ومخالفان شاه ازآن به عنوان کودتای ننگین ۲۸ مرداد یاد می کردند.حالادراین ۳۶ سالی که رزِم شاه دیگر نبودچرابه این سوالات نپرداختیم؟جواب من این است که چون تنها چیزی که در خصوص کودتای ۲۸ مرداد مهم بوده، بهره‌برداری سیاسی از این کودتا بوده است درجهت آمریکا ستیزی.این که بیایم وبه بهانه کودتای ۲۸ مرداد به آمریکا،انگلیس وغرب حمله کنیم.برای بسیاری اصلا،اصل داستان مهم نیست،بلکه تنها بهره‌برداری درخصوص آمریکاستیزی حائز اهمیت است.

در این سال‌ها تنهااز ۲۸ مردادبهره برداری تبلیغاتی شده است که بگویند ای مردم ببینید آمریکایی‌ها چقدررذل،پست وجانی هستندوچشم دیدن مردم ایران را ندارند.که درروز روشن دولت قانونی دکترمصدق راسرنگون کردندوشاه رادوباره به قدرت رساندندودر ۲۵ سال بعدی کشاورزی،صنعت واقتصاد این مملکت راازبین بردند وتنها این هامهم بوده است.هیچ وقت به این سوال پاسخ داده نشده است که درست است که آمریکاوانگلیس طراح کودتا بوده اند امانکته خفت‌بارماجرا اینجاست که آن ها برای انجام این کودتا حتی یک سربازهم از خارج ازمرزهای این مملکت به داخل وارد نکردند چون به اندازه کافی سرباز و نیرودرایران داشتند. اگربه هردوماجرای هیروشیماوکودتای ۲۸ مرداد به چشم تراژدی نگاه کنیم،نوع برخوردحکومت ژاپن وحکومت ایران بااین اتفاقات جالب است.ژاپنی هامی خواهند ازین ماجرادرس بگیرند که از این اتفاق تکرارنشودوماتنها به دنبال بهره برداری سیاسی درجهت آمریکاستیزی از ۲۸مرداد بوده ایم.نکته جالب تراین است که درسالگرد وقوع فاجعه هیروشیما تلویزیون ژاپن وشخصیت‌های آن کشورحرفی درموردآمریکا نزدندامادرعوض درداخل کشورما، صداوسیمای جمهوری اسلامی و شخصیت های مختلف کلی علیه جنایت های آمریکا درهیروشیماوناکازاکی صحبت کردند.این مثال گویای خیلی حرف‌هاست، مانند این که ماچطوربه دنیا نگاه می‌کنیم وحکومتی مثل ژاپن چگونه به دنیا نگاه می کند.مابه هیچ کدام ازسوالات مربوط به کودتای ۲۸ مرداد پاسخ ندادیم. امروز ۶۲ سال ازکودتا می‌گذرد و اگر ششصدودوسال هم بگذرد بازهم داغ کودتای ۲۸ مرداد تازه می ماند زیراهیچ وقت به این سوالات پاسخی داده نخواهد شد.۲۸مرداد ششصدودوسال بعد هم به داغی ۲۸مرداد۱۳۳۲ خواهد بود.

چشم اندازقیمت جهانی نفت تیره است

Share Button

نتیجه: اگر ذخایر ارزی مورد انتظار و پیشبینی شده کشور بدنبال توافق هسته ایی در دسترس  هم قرار گیرد، اگر تولید و صادرات نفت به ۳ میلیون بشکه برسد  و اگرهای دیگر هم تحقق یابند، بازهم کشور بسوی بحران اقتصادی، ارزی، و سرانجام سیاسی در حرکت است و نیرویی که آنرا باز دارد در چشم انداز کنونی وچود ندارد. بحران انباشته شده در کشور؛ در عمق و عرض خود بحرانی ساختاری است و دولت کنونی هرگز نمیتواند حتی اگر با حسن نیت کامل هم عمل کندف از پس ان برآید و هیچ دولت دیگری هم بدون ایجاد تغیرات ساختاری قادر به رفع ان نیست.

تورم

دیروز پنجشنبه ۲۰ اوت،قیمت سبد نفتی اوپک برای هر بشکه به ۴۴٫۱۳ $ رسید.  یکی از کارشناسان نفتی هگنار آنلاین، سایت و رسانه عمده اقتصادی نروژ پیش بینی کرد که ممکن است بهای هر بشکه نفت تا ۱۵ ـ ۲۰ دلار هم سقوط کند. البته میتوان بر اساس تجربه سیکل قبلی سقوط قیمت این ماده و پیش بینی های بسیار متفاوت با استدلالهای متفاوت در آنزمان گفت؛ در بازار نفت آنچنان کثرتی از عوامل تأثیر گذار متغیر وجود دارد که نمیتوان هیچگونه گمانه زنی را هرچند دراماتیک، در این زمینه منتفی دانست.

از جمله عوامل ثابت  تعین کننده در بازار نفت؛  میتوان افزایش عرضه ی منظم نفت بر میزان تقاضا در بازار، رشدملایم و نسبی تقاضا بر حسب رونق اقتصادی دانست. عوامل متغیر عبارتند، جنگ و بحرانهای سیاسی و اقتصادی ناگهانی در این یا آن گوشه جهان و کشورهای تولید کننده نفت هستند که پیش بینی و میزان تأثیر آنها ممکن نیست زیرا بیشتر جنبه روانی دارند. در کنار این عوامل عامل بهینه کردن (راسیونال) مصرف انرژی، کاهش استفاده از مواد هیدروکربنی در تولید انرژی، استفاده وسیعتر و روبگسترش از منابع قابل تجدید، بهینه سازی تکنیک این منابع از جمله عوامل ثابتی هستند که آینده قیمت انرژی را رقم میزنند. ولی صرفنظر از اینکه در کوتاه مدت چه اتفاقی بیافتد باید گفت، دوران نفت رانتی دیگر تمام شده است. منظورمن از رانت در این رابطه خاص، نه آن برداشت افواهی و ژورنالیستی متداول در کشورمان بلکه معنای کلاسیک ریکاردوای آنست*. در توضیح این نکته میتوان گفت؛ اگرقیمت نفت تولیدی را بر اساس هزینه و قیمت تمام شده، بمعنی صنعتی کلمه، در برابر استخراج بسیار کم هزینه سنتی از چاههای نفتی  قرار داهیم که هزینه تولید آنها قابل مقایسه با قیمت بازار نیست، به معنای رانت در این رابطه میرسیم.

روزنامه داگنز نرینگ لیو نروژ نیزگزارش میدهد که میزان تولید نفت آمریکا در این ماه به نسبت ماه مشابه در سال گذشته با ۸٫۸% افزایش به ۹٫۵۲ میلیون بشکه در روز رسید کارشناس نفتی این روزنامه احتمال رسیدن قیمت هر بشکه نفت به ۳۰$ را منتفی نمیداند. یکی از تحلیلگران نفتی چند روز پیش گفت که در آینده هزینه تولید نفتِ شیل (shale oil. سنگ نفت) مبنای تعین قیمت نفت خواهد بود. تفاوت نفتِ شیل  با نفت های پیشین در اینست که بزبان ساده این نوع نفت، تولید(بنوعی ساخته)  میشود و دومی در حقیقت فقط استخراج میگردد. مانند اینکه ما طلا را از معدن استخراج کنیم یا آنرا از طریق دستکاری در ساختار اتمی مس (کیمیا گری) اگر البته شدنی باشد، تولید کنیم. اگر بفرض این کیمیا گری بلحاظ تکنینکی ممکن باشد، و اگر تولید طلا با این تکنیک فرضی از مرحله آزمایشی خارج و به مرحله تولید صنعتی در حد رقابت با تولید معدنی طلا برسد، دیگر معادن  طلا ارزش معدنی خود را تا حدود زیادی از دست میدهند و قیمت طلای استخراجی آنها، بر مبنای رقابت با قیمت طلای ساختگی و کارخانگی تعین خواهد شد. در چنین صورتی فقط آن معادنی باقی و پایدار میمانند که بعلت غنا و خلوص %  طلایشان قابل رقابت با طلای ساختگی هستند که هنوز واجد سود رانتی (معدنی)هم خواهند بود. چنین فرایند ساختنی هم اکنون در تولید الماس و مروارید رخ داده است و تشخیص الماس اصل با الماس ساختگی براحتی با چشم غیر مجهز ممکن نیست و در این زمینه اسرائیل پیشروترین تکنیک را  برای ساخت الماسهای مصنوعی دارد.

آنچه در چشم انداز حداقل چند ده ساله آینده نفت و قیمت آن میتوان دید اینست که  هزینه تمام شده نفت شیل بهای جهانی نفت را تعین خواهد کرد و بهای برآوردی هر بشکه نفت شیل تا کنون بین ۲۵ تا ۴۰ و حتی ۶۰ دلار برآورد شده است . آن کشورهایی که از معادن نفتی غنی و پر بازده برخودارند میتوانند تفاوت هزینه مثبت استخراج خود نسبت به قیمت تمام شده  نفت شیل را بعنوان رانت معدنی بجیب بزنند ولی آن کشورهایی که بدلیل کم بازدهی چاهها، فرسودگی آنها و .. ، هزینه مازاد بر قیمت نفت شیل نمیتوانند، با نفت تولیدی شیل رقابت کنند. این گونه کشورهای تولید کننده؛ خود به دو دسته تقسیم میشوند، دسته نخست آنهایی هستند که اقتصادشان نفتی و تک محصولی نیست و براحتی میتوانند قید درآمد نفتی خود را بزنند و دسته دوم آنکشورهایی که اگر هزینه استخراج نفت در آنها زیاد تر هم باشد مجبورند بخاطر نیاز ارزی و دلاری و ادامه گردش عادی تجارت خارجی خود، همچنان به تولیدِ، هرچند با هزینه بیشتر نسبت به قیمت فروش، نفت خود ادامه دهند و زیان وارده را از دیگر منابع اقتصاد ملی از جمله مالیات و عوارض تأمین کنند. برای این گروه از کشورهای تولید کننده نفت، هزینه تولید در درجه دوم و تهیه دلار دردرجه اول قرار دارد که مجرای تنفسی اقتصادی آنهاست.

یافتن هزینه دقیق تولید هربشکه نفت در کشورهای اوپک حد اقل برای من(نویسنده این یادداشت)، نه چندان آسان و برای نتیجه گیری ازاین مقدمات  نه چندان لازم است ولی تا آنجا که بخاطر می آورم هزینه استخراج هر بشکه نفت برای عربستان و امارات و کویت بین ۵ ـ ۸ دلار تخمین زده میشود و این هزینه برای ایران در حدود ۲۵ دلار است. معنای این امر اینست که ایران در شرایط کنونی از هر بشکه نفت استخراجی با قیمت پیش گفته سبد نفتی اوپک ۴۴ $، ۱۹ دلار سود خالص دارد و عربستان و امارات و کویت، قریب ۳۷$. و این امر بنوبه خود بدین معناست که چنانچه بهای نفت(بطور نسبی و با محاسبه تغیرات تورمی) درهمین حد بماند، با فرض رساندن تولید به سقف ۳ میلیون بشکه در روز هم(که بسیار نامحتمل است)،  کشور ما،حد اکثر میتواند نیمی از نیازهای ارزی خود را از محل صدور نفت تأمین کند و بقیه نیازها(که میزان آنها با زمان افزایش هم خواهند یافت)، باید از محل صدور دیگر کالاها و از جمله کالاهای ساخته شده (کاربر و نه سرمایه بر)، تأمین گردد. سئوال بسیار مهم و منتهی به نتیجه گیریهای استراتژیک اینست که اولا، با رقابت کنونی در بازار نفت و مازاد عرضه ۱٫۵ میلیون بشکه ایی روزانه در بازار جهانی، آیا مملکت ما میتواند تولید  و صادرات خود را افزایش دهد بدون اینکه به سقوط بیشتر قیمت در حد همان گمانه زنی آن کارشناس نفتی (۱۵ ـ ۲۰) دلار منتهی گردد؟ دوماً بودجه متکی به درآمد نفتی دولت ( صرفنظر از جنبه نیاز ارزی)،  به لحاظ نیاز ریالی آن، بر مبنای سود خالص ۸۰$ی در زمان نفت بشکه ایی ۱۱۵$ و سود ۴۰$ی در زمان نفت بشکه ای ۶۵ دلار و صادراتی بمیزان ۲٫۵ میلیون بشکه در روز قرار داشته و تنظیم شده است. حال اگر ایران نتواند صدور نفت خود را به ۳میلیون بشکه در روز برساند و اگر نتواند صادرات کالاهای ساخته شده را بمیزان تقریبی درآمد ارزی معادل نفت برساند، چه خواهد شد؟ با توجه به سود تقلیل یافته دولت از محل تفاوت هزینه و قیمت فروش نفت، حتی بفرض صادرات ۳میلیون بشکه، این کاهش سهم نفت در هزینه را، دولت چگونه تأمین خواهد کرد؟

واقعیت وحشتناک اینست که در چند دهه گذشته بویژه، در دوران احمدی نژاد بخش بسیار نامتناسبی از سرمایه و نقدینگی کشور غده وار به سوی زمین و مستقلات و دلال بازیهای دیگر و خدمات تجاری نالازم و انگلی سرازیر شده است که فکر نمیکنم با هیچ کشور دیگری از این نظر، در جهان سوم قابل مقایسه باشد. اگر در اثر مضیقه ارزی و نیازبه تقویت بخش تولید از سوی دولت و زمینه یابی توسعه بخش سالم اقتصاد، بخشی از این سرمایه های مستقلاتی و دلالی بسوی تولید و خدمات واقعی متوجه شده و تغیر جهت دهد، و  نقدینه نجومی در این عرصه، زمین بازی و مستقلات بازی را ترک کند، چنان سقوطی در بازار مستقلات و مسکن رخ میدهد که علاوه برسرمایه گذاران این عرصه که زمین خواهند خورد هیچ، بطور قطع شاهد ورشکستگی سریال بانکهایی خواهیم بود که قیمتهای بادکنکی مستقلات ضمانت تسهیلات اعطائی آنها  به مشتریانشان بوده ست. با پیش آمدن چنین چشم اندازی  معلوم نیست، اجازه چنین چرخشی را که برای نجات اقتصادی ملی و  برون رفت از بحران کنونی لازمست را بدهد.

ولی صرفنظر از تبعات اقتصادی تحولات قیمتی و تولیدی نفت که در بالا توضیح داده شد، مسئله هزینه بسیار نا متناسب بودجه دولت که بر پایه درآمد کلان نفتی، در مقایسه با تولید غیر نفتی بنا شده است؛ مخصوصاً هزینه سنگین نظامی، پوشش مالی دادن به میلیونها نیروی میدانی تحت عنوان بسیج ونهادهای مختلف، فعالیت های برون مرزی و کمک به دولت سوریه در جنگ پر هزینه اش، به حوثیهای شورشی در یمن، به حزب الله لبنان و.. ، در آینده دولت را با مشکلاتی روبرو خواهد ساخت که باقی ماندن آنها در سطوح اقتصادی و عدم سرایتشان به عرصه سیاسی و اجتماعی غیر ممکنست.

نتیجه: اگر ذخایر ارزی مورد انتظار و پیشبینی شده کشور بدنبال توافق هسته ایی در دسترس دولت هم قرار گیرد، اگر تولید و صادرات نفت فرضاً  به ۳ میلیون بشکه هم برسد و اگر؛ اگرهایهای دیگر هم تحقق یابند، بازهم کشور بسوی بحران اقتصادی، ارزی، و سرانجام سیاسی در حرکت است و نیرویی که آنرا باز دارد در چشم انداز کنونی وچود ندارد. بحران انباشته شده در کشور؛ در عمق و عرض خود؛ بحرانی ساختاری است و دولت کنونی هرگز نمیتواند حتی اگر با حسن نیت کامل هم عمل کند از پس آن برآید و هیچ دولت دیگری هم بدون ایجاد تغیرات ساختاری در کشور قادر به رفع ان نیست.

 

فاطمه هاشمی: اگر فیلم دادگاه را پخش نکنند، خودمان واقعیت را به مردم می‌گوییم

Share Button

فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی در ادامه با بیان اینکه خانواده هاشمی این فشارها را تحمل خواهند کرد، تاکید می کند: “سال ۸۸ هم یک بار به شما گفتم که روزی پدر ما را دور هم جمع کردند و گفتند دو راه برای زندگی جلوی ما هست: یکی اینکه با حکومت و کسانی که تخلف و ظلم می کنند، باشیم و قطعا شما بهترین زندگی را خواهید داشت. اما اگر در کنار مردم قرار بگیرم و از مردم حمایت کنم، شما را اذیت می کنند و به زندان می اندازند و برخوردهای غیرقانونی با شما انجام می دهند و شما باید اینها را تحمل کنید و ما هم گفتیم تحمل می کنیم زیرا چیزی جز راه درست در کنار مردم را نمی خواهیم. مهدی هم با وجود اینکه در زندان شرایط مناسبی ندارد اما مانند همیشه تحمل کرده و می گوید جایم خوب است و نگران نباشید. اینها هم می گویند حالا که مهدی می گوید جایم خوب است، پس اذیت ها و فشارها را افزایش دهیم تا بالاخره درخواست عفو کند.”+ کامنت من در پایان

logo_small

چکیده :فاطمه هاشمی: سال ۸۸ پدر، ما را دور هم جمع کردند و گفتند دو راه برای زندگی جلوی ما هست: یکی اینکه با حکومت و کسانی که تخلف و ظلم می کنند، باشیم و قطعا شما بهترین زندگی را خواهید داشت. اما اگر در کنار مردم قرار بگیرم و از مردم حمایت کنم، شما را اذیت می کنند و به زندان می اندازند و برخوردهای غیرقانونی با شما انجام می دهند و شما باید اینها را تحمل کنید و ما هم گفتیم تحمل می کنیم زیرا چیزی جز راه درست در کنار مردم را نمی خواهیم. …

کلمه – روشنک ابراهیمی:

هنوز یک هفته از اجرای حکم مهدی هاشمی، فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی نمی گذرد که به گفته ی فاطمه هاشمی، آزار و اذیت ها بر وی افزایش یافته است. فشارهای مضاعفی که به اعتقاد خواهر این زندانی سیاسی به قصد وادار کردن برادرش به تقاضای عفو صورت می گیرد.

در آخرین نمونه از این آزار و اذیت ها، روز گذشته یکى از کارمندان سابق وزارت اطلاعات که به اتهام جاسوسى در اوین زندانی است، قصد ضرب و جرح مهدی هاشمی فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی را داشته است.

مهدی هاشمی پس از بازگشت به ایران نزدیک به سه ماه در زندان تحت بازجویی قرار گرفت و پس از آزادی، روند دادرسی پرونده اش از تابستان ۹۳ آغاز شد. روندی که بارها توسط آیت الله رفسنجانی مورد انتقاد قرار گرفت و حتی از آن به نوعی انتقام جویی تعبیر شد.

“بعد از خواندن خبر کلمه فهمیدیم چرا مهدی گفته برایم گوسفند قربانی کنید”

فاطمه هاشمی، فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در خصوص فشارهای مضاعف بر برادرش، به خبرنگار کلمه توضیح می دهد: “دو شب پیش مهدی با ما تماس تلفنی گرفت و گفت یک گوسفند قربانی کنید. ما نگران شدیم و علت را پرسیدیم، گفت اتفاقی نیفتاده اما گوسفند قربانی کنید؛ تا اینکه امروز در سایت کلمه خبر را خواندیم که فردی در زندان می خواسته به مهدی حمله کند. الان هم به شدت نگران هستیم و از وکیلش خواسته ایم تا قضیه را پیگیری کنند و درخواست ملاقات کند تا او را ببینیم. امیدواریم اتفاقی برای او نیفتد.”

مهدی هاشمی که در دوم مهرماه سال ۹۱ به ایران بازگشته بود در دادگاه به هفت سال حبس محکوم شد؛ حکمی که در دادگاه تجدیدنظر به ده سال افزایش یافت. پس از رسانه ای شدن ابلاغ اجرای حکم زندان مهدی هاشمی توسط رسانه های حکومتی، وی خود را به زندان معرفی کرد.

اما پس از انتشار فیلم خداحافظی مهدی هاشمی با آیت الله هاشمی رفسنجانی در شبکه های اجتماعی، موجی از انتقادات از سوی مسئولین قضایی نسبت به واکنش آیت الله هاشمی رفسنجانی به زندانی شدن پسرش آغاز شد؛ به طوری که صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه به رسانه‌ها هشدار داد که برای محکومان مظلوم نمایی نکنید!

علت واقعی برکناری رئیس زندان اوین چه بود؟

پس از این انتقادات بود که على اشرف رشیدى، رییس زندان اوین به دلیل پذیرش مهدی هاشمی، برخورد محترمانه با وی که به مذاق مقامات بالا خوش نیامد و نیز دادن ملاقات حضوری به خانواده هاشمی، توبیخ و برکنار شد.

فاطمه هاشمی در این زمینه می گوید: “روزی که پدر اعلام کاندیداتوری برای مجلس خبرگان کردند، بلافاصله فشارها بر مهدی را افزایش دادند و در سایت هایشان اعلام کردند که اجرای حکم زندان مهدی ابلاغ شده. اما وقتی مهدی خودش را به زندان معرفی کرد، با رئیس زندان برخورد کرده بودند که چرا او را تحویل گرفته است، زیرا هنوز اجرای حکمش به زندان ابلاغ نشده! سوال این است اگر ابلاغ نشده بود، پس این همه تبلیغات برای چه بود؟”

وی در ادامه می گوید: “رئیس زندان را هم عوض کردند. وقتی تماس گرفتم تا از مهدی خبر بگیرم، گفتند که رئیس زندان به بخش دیگری منتقل و مشغول شده است و وقتی خواستم با معاونشان صحبت کنم، گفتند نیستند. در هرحال بارها شاهد این رفتارها بوده ایم. مثلا به آقای موحد قول ترفیع داده بودند. گفته بودند که اگر حکم مهدی را تایید کند و حتی افزایش دهد، حکم ترفیع به او خواهند داد و هفته پیش هم دیدیم که حکم ترفیع شان را گرفته اند. در حالی که یک ارتباط ساده با آقای رشیدی، که فقط سوال می کردیم که مهدی کجاست و نیز به خاطر تحویل گرفتن مهدی، آقای رشیدی را از ریاست زندان برکنار کردند. الان هم وقتی می خواهیم با مسئولین زندان صحبت کنی،م حاضر نیستند با ما صحبت کنند. حتی در ملاقات حضوری که روز شنبه با مهدی در دفتر رئیس زندان داشتیم (البته از وکیل شنیدم که) برخورد کرده اند که چرا اصلا به مهدی ملاقات حضوری داده شده است.”

روز گذشته کلمه خبر داده بود که على اشرف رشیدى رییس زندان اوین به دلیل نحوه ورود مهدى هاشمى که از نظر مسئولان بالادستى محترمانه تعبیر شده، توبیخ و برکنار شده است.

رشیدی؛ رئیس زندانی که به علت سختگیری کمتر، قربانی شد!

علی اشرف رشیدی که در دوران خدمت خود، چه در کرمانشاه و چه در اوین، برخورد مناسبی با زندانیان داشته و تلاش می کرده با بازدید از بندهای مختلف، به مشکلات زندانیان رسیدگی کند، مدتها بود که به عنوان جانشین احتمالی سهراب سلیمانی، مدیر کل زندانهای استان تهران و برادر سردار قاسم سلیمانی نام برده می شد؛ مدیر کل قدرتمند و پر سابقه ای که با تعویض ریاست سازمان زندانها نیز نتوانستند وی را جا به جا کنند.

بر اساس گفته های منابع کلمه، رشیدی در ماجرای معروف به پنجشنبه سیاه اوین در ۲۸ فروردین ۹۳ که با ضرب و شتم زندانیان سیاسی بند ۳۵۰، تخریب وسایل و فرستادن عده زیادی از آنها به انفرادی های طولانی و تبعید بسیاری از زندانیان به رجایی شهر توام شد، نقشی نداشت و اساسا مقام های بالا او را در جریان این بازرسی غیرمعمول قرار نداده بودند. در همان زمان هم اخبار موثقی وجود داشت مبنی بر اینکه مسئول مستقیم ماجرای پنجشنبه سیاه، مدیر کل سازمان زندانهای استان تهران یعنی سهراب سلیمانی و گروه وابسته به او شامل سرهنگ امانیان رییس انتظامی، سید حسن هاشمی معاون انتظامی و مسگریان رییس حفاظت اداره کل بوده اند. حال آنکه نه تنها با او و مامورانش به عنوان آمران و عاملان حادثه برخوردی نشد، که تنها اسماعیلی رییس سازمان زندانهای کشور را از سمت خود برکنار کردند و در عین حال به هیات سه نفره دولت نیز اجازه ندادند به مدارک اصلی و فیلم دوربین های ۳۵۰ دسترسی پیدا کنند؛ همانگونه که با فشارهای پیدا و پنهان اجازه ندادند طرح تحقیق و تفحص از سازمان زندانها در مجلس به تصویب برسد.

“اگر صداوسیما فیلم دادگاه را پخش نکند، خودمان مردم را از واقعیت مطلع می کنیم”

در گزارش ها آمده بود که مهدی هاشمی پیش از ورود به زندان با قرائت بیانیه‌ای، خواهان پخش کامل و بدون حاشیه تمام جلسات محاکمه‌اش از صدا و سیمای ایران شد. اینک فاطمه هاشمی تاکید می کند که اگر صدا و سیما مطالب مهدی را بدون سانسور پخش نکنند، آنها واقعیت را با مردم در میان خواهند گذاشت.

او تصریح می کند: “زندان جای خوبی نیست، اما علاوه بر آن آزار و اذیت های مضاعفی بر مهدی وارد می کنند. در حالی که نه زندان رفتن حق مهدی است و نه رفتارهایی که با او صورت می گیرد. البته ما منتظر هستیم صدا و سیما مطالب مهدی را بدون سانسور و مستقیم پخش کند، در غیر این صورت ما اطلاعاتی را که در دست داریم در اختیار مردم قرار می دهیم و واقعیت را به آگاهی مردم خواهیم رساند. در هر حال شاهدان و قاضیان ناظر و افراد مختلفی بودند که با قاضی مهدی در ارتباط بودند و نظر قاضی را قبل از صدور حکم داشته اند. قاضی به همه آنها گفته بوده که مهدی تبرئه می شود.”

“از دست آیت الله هاشمی عصبانی اند، چون همراه مردم شده است”

وی در خصوص دلایل این فشارها بیان می کند: “اینها از دست پدر عصبانی هستند زیرا پدر همراه با مردم است. این همراهی به ویژه از زمان کاندیداتوری ایشان در انتخابات ریاست جمهوری شروع شد و به خاطر همین بود که ایشان را رد صلاحیت کردند و رد صلاحیت ایشان باعث پیروزی آقای روحانی شد. حتی در توافق هسته ای، پدر از افراد تاثیرگذار بودند و مشورت می دادند. ایشان می دانستند که تحریم ها چه فشارهایی بر مردم می آورد و با یک توافق هسته ای درست، مردم از این فشارها نجات خواهند یافت. همه این مسائل باعث نارضایتی و عصبانیت آقایان شده است. موضوع دیگر کاندیداتوری ایشان برای مجلس خبرگان است، پدر مسائلی را مطرح می کنند و حرف دل مردم را می زنند که خوشایند آقایان نیست. از همین رو هست که با خود ایشان هم برخوردها را شروع کرده اند و فشار بر خانواده هم در کنار این برخوردها وجود دارد.”

فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی در ادامه با بیان اینکه خانواده هاشمی این فشارها را تحمل خواهند کرد، تاکید می کند: “سال ۸۸ هم یک بار به شما گفتم که روزی پدر ما را دور هم جمع کردند و گفتند دو راه برای زندگی جلوی ما هست: یکی اینکه با حکومت و کسانی که تخلف و ظلم می کنند، باشیم و قطعا شما بهترین زندگی را خواهید داشت. اما اگر در کنار مردم قرار بگیرم و از مردم حمایت کنم، شما را اذیت می کنند و به زندان می اندازند و برخوردهای غیرقانونی با شما انجام می دهند و شما باید اینها را تحمل کنید و ما هم گفتیم تحمل می کنیم زیرا چیزی جز راه درست در کنار مردم را نمی خواهیم. مهدی هم با وجود اینکه در زندان شرایط مناسبی ندارد اما مانند همیشه تحمل کرده و می گوید جایم خوب است و نگران نباشید. اینها هم می گویند حالا که مهدی می گوید جایم خوب است، پس اذیت ها و فشارها را افزایش دهیم تا بالاخره درخواست عفو کند.”

فشارهای مضاعف بر مهدی هاشمی، با هدف وادار کردن به تقاضای عفو

فاطمه هاشمی در خصوص آخرین شرایط نگهداری و وضعیت برادرش می گوید: “مهدی در بند هفت اوین نگهداری می شود. او می گفت زندانیانی با جرایم مختلف در آنجا نگهداری می شوند و محلی که در آن استقرار دارد، یک سالن ۷۳ متری است که ۲۸ نفر در آن زندانی اند. سالنی بی پنجره در زیرزمین. روزی دو ساعت به بیرون از بند آورده می شوند و ورزش می کنند اما دو شب است که وقتی با ما تماس می گیرد، می گوید ورزش را هم قطع کرده اند و ظاهرا مهدی را تحت فشار قرار داده اند تا تقاضای عفو کند. مهدی کمردرد دارد و دکتر تجویز تشک طبی و توالت فرنگی داده بود که حتی این را هم از او دریغ کرده اند. رئیس زندان اجازه داد این وسایل را بخریم و تحویل دهیم اما در ورودی زندان گفتند دادستانی باید اجازه دهد و نمی توانند تحویل بگیرند.”

فاطمه هاشمی در ادامه می افزاید: “جالب است که مهدی را در یک بند مالی حبس کرده اند اما رفتارهای بند سیاسی را با او می کنند. یک روز ثابت برای ملاقات برای زندانیان مشخص شده اما وقتی برای ملاقات می رویم می گویند دادستان گفته برای ملاقات با مهدی باید اجازه بگیریم تا ملاقات دهند! نکته قابل توجه این است که این مسئله تنها در مورد مهدی نیست، روزی که رفته بودم برای گرفتن وقت ملاقات با مهدی، که البته با برخورد بسیار بد و بی ادبانه قاضی ناظر در زندان اوین مواجه شدم، در آنجا دیدم به خانمی که همسرش هشت ماه زندان بود و تقاضای مرخصی داشت می گفتند امکان ندارد، در حالی که همه می دانیم “یک زندانی خاص” که بیشتر از شش ماه نیست که به زندان رفته است، از این شش ماه، سه ماه را در مرخصی بوده و اکثر شب ها هم به خانه اش می رود و بر می گردد. یعنی در زندان هم زندانی خودی و غیرخودی داریم. در هر حال پدرم مرد بزرگ و باتجربه ای است و این مسائل را تحمل می کند، اما مادرم خیلی نگران هستند. مادرم می گوید که یک نفر دیگر شمش ها را از کشور خارج کرد، حالا پسر من را به زندان انداخته اند!”

آزار و اذیت و برخوردهای بی ادبانه و تحقیرآمیز با زندانیان عادی

فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با انتقاد از رفتارهای تحقیرکننده با زندانیان، به مقایسه این رفتارها با برخوردها در دوران قبل و بعد از انقلاب اسلامی می پردازد و می گوید: “بحث و نگرانی ما تنها برای مهدی نیست، بلکه برای همه زندانیان این نگرانی را داریم. البته در دورانی هم که فائزه در زندان بود، می دیدیم چه بلاهایی سر مردم می آید. در پیگیری هایم، بارها شد که قبل از انقلاب و بعد از انقلاب را با هم مقایسه می کردم. قبل از انقلاب که پدر در زندان بود، حداقل به اعضای خانواده زندانی سیاسی احترام می گذاشتند؛ یعنی در حالی که پدر را به زندان انداخته بودند و شکنجه می کردند و شاید ماه ها از ایشان خبر نداشتیم، اما وقتی ملاقات می دادند روزهای ملاقات را روتین می کردند و حتی در ملاقات ها شکنجه گر پدر (به نام رسولی) او را با لباس خودش برای ملاقات می آورد و وقتی ما که بچه بودیم تشنه مان می شد، آب و غذا می آوردند… اما این دو روزی که پیگیر کارهای مهدی بودم، می دیدم که چه برخوردهای بی ادبانه و تحقیرآمیزی با مردم می کنند. مثل … دستور می دادند برو و بیا و هر جور که می خواستند با آنها رفتار می کردند. حتی زندانیان (با هر جرمی) را با لباس زندانی جلوی مردم به صف کرده بودند و با این برخوردها می خواستند آنها را تحقیر و خرد کنند. در هر حال فرقی نمی کند که زندانی سیاسی و مالی و … حتی برای زندانیان با جرایم عادی هم این رفتارها درست نیست، باید با آنها هم درست رفتار شود. بالاخره قرار است آنها هم اگر مجرم اند وقتی از زندان آزاد می شوند تربیت شده باشند و دیگر طرف کار خلاف نروند.”

وی در پایان با ابراز تاسف می گوید: “متاسفانه دو چیز برایم بسیار ناراحت کننده بود؛ یکی این رفتارها و دیگری اینکه حتی خود افرادی که در دستگاه حاکمه مشغول به کار بودند، همه ناراضی بودند و سر تکان می دادند و به ما می گفتند که حق با شماست. وقتی می گفتیم پس چرا حمایت می کنید، می گفتند ما غلط بکنیم که از اینها حمایت کنیم، منتها چاره ای نداریم. یعنی نه بدنه حاکمیت از این رفتارها راضی هستند و نه مردم. این درد است که بعد از سی سال جمهوری اسلامی به اینجا رسیده است.”

***************************************

کامنت من:

مطلب زیاد تر از آنست که من با کامنت طولانی خود بر آن بیفزایم. پس از زندانی شدن مهدی هاشمی من به بسیاری سایتها و شبکه های اجتماعی سرزدم تا از نحوه انعکاس این خبر از سوی آنها مطلع شوم. متأسفانه برداشت من از این سیر و سیاحت رسانه ایی این شد که بیشتر دانستم؛ نفوذ ماشین دیس اینفرماسیون، مانوپولاسیون ذهنی و ذهنیت ساز رژیم؛ چگونه پنهان شده در پشت ماسکهای مردمی نمایانه، آزادیخواهانه و اطلاع رسانی مترقیانه و مترقی نما  شعور ما را مصادره و تسخیر میکند. بیشتر دانستم که هر جوجه اطلاعاتچیِ  اکابر نرفته ایی کافیست، آموزش یافته باشد برای لجن مال کردن و سزاوار محکومیت نشان دادن هر فردی از خانواده  هاشمی،  فقط کافیست؛  لجن مال کننده و فرد عامل، یک لوگو، یک عکس یا تیتر، یا نام اپوزیسیون نمایانه ای، بعنوان  نرم کننده برای صفحه، مطلب و یا سایت  خود بگذارد تا براحتی ترهات هاشمی ستیزان قسم خورده، در دستگاه را به مخاطبین ساده لوحی که فریب تابلو قلابی را خورده اند و میخورند اماله کند.

قبلاً نوشته ام و باز تکرار میکنم؛ رژیم با این جوسازی نابحق علیه مهدی هاشمی شرایطی بوجود میآورد تا جامعه را نسبت به  تحت فشار گذاردن او در زندانهم بی تفاوت کند تا با خُرد کردن او در پناه این جو سازیها از خود آیت الله هاشمی انتقام بگیرد.

تأکید من اینست که مهدی هاشمی نه بخاطر جرمی اقتصادی یا اداری در این سرزمینِ “حکومت ـ مجرم” و کلان دزدان، بلکه بخاطر کرنش نکردن خود، خانواده و در صدر همه پدرش به کبریای قدرت، محکوم شده و زیر فشار روحی و فیزیکی و (حتی ممکنست در آینده) تهدید جانی قرار دارد.

دفاع از مهدی هاشمی امروز یک وظیفه مبرمِ اخلاقی، سیاسی و آزادیخواهانه است و بدام جوسازی هاشمی ستیزانه افتادن و با کنسرت آن همراه شدن نیز بمعنای همصدا شدن با سلیمانی ها و طائب ها و اژه ای ها و جنتی ها و… ، است.

حبیب تبریزیان

زمینه چینی نوری المالکی برای پناهندگی به ایران

Share Button

 سایت تسنیم امروز، نشست خبری نوری المالکی را در تهران درج کرده است. مالکی هم اکنون مشغول بازدید از تهران و دیدار با مقامات ایران است. سنگ تمام گذاشتن او در این مصاحبه برای رابطه اش با ایران در این شرایط را نمیتوان جز به این تعبیر کرد که او قصد بازگشت به عراق را ندارد. البته این؛ گمانه زنی من با توجه به پرونده سنگینی است که  به ابتکار نمایندگان پارلمان، در عراق علیه او تنظیم گشته و تحویل مقامات قصضایی شده است. در صورت بازگشت به عراق، بی تردید طولی نخواهد کشید که او در پشت میله های زندان خواهد بود. حال آیا او با اینجور وابسته نشان دادن خود به رژیم ایران، تا حد ابرازسرسپردگی،   یا میخواهد در ایران بماند و برنگردد و یا اینکه در صورت اجبار به بازگشت؛ مقامات حاکمه ایران را با گفتن این حرفها در چنان شرایطی قرار دهد که همه نیرو و نفوذ خود را در عراق بکار برند تا مانع محکومیت سنگین یا اعدام احتمالی او گردند. اینکه، کدام یک از این دو مورد مطرح است روزهای آینده نشان خواهد ولی در احتمال مطرح بودن چنین وضیعتی  نمیتوان تردید جدی کرد. (ح تبریزان)

در نشست خبری در تهران؛

نوری مالکی:ما به پشتیبانی ایران و رهبر این کشور افتخار می‌کنیم

خبرگزاری تسنیم: نخست‌وزیر سابق عراق در واکنش به وجود نام وی در کمیته تحقیق موصل تاکید کرد که متاسفانه کمیته تحقیق درباره سقوط موصل دستخوش مسائل سیاسی شده و اعتبار خود را از دست داده است.

به گزارش گروه بین الملل تسنیم، نوری مالکی نخست‌وزیر سابق عراق در نشست خبری در تهران گفت: اگر در مورد محور مقاومت صحبت می‌کنیم باید در خصوص رسانه‌ها نیز صحبت کنیم.(گزارش تصویری)

وی با بیان اینکه در شرایط بسیار سختی با شما دیدار می‌کنم، افزود: منطقه شاهد درگیری‌ها و چالش‌های فراوانی است. منطقه ما آرزوهایی دارد و می‌خواهد از جای خود برخاسته و پیشرفت کند، اما هر پیشرفتی با چالش‌هایی روبرو است که نیاز به اتحاد و وضوح در دیدگاه‌ها دارد. رسانه‌ ما نیز با چالش‌هایی روبرو است. یکی از آن چالش‌ها این است که رسانه‌های مخالف پیشرفت ما را نمی‌خواهند.

نخست‌وزیر سابق عراق گفت: رسانه وسیله‌ای برای ترویج دیدگاه‌های مخالف است و ما باید بدانیم که چگونه با عقاید فاسد که جامعه ما را هدف قرار می‌دهند، مقابله کنیم. ما در مقابل ارتش بسیار بزرگ رسانه‌ای عربی و غیر عربی قرار گرفتیم که برای آن‌ها میلیاردها دلار هزینه و با هدف مشخصی فعالیت می‌کنند.

سرمایه اصلی ما ملت است

مالکی در  ادامه گفت که سرمایه ما ملت ماست و رسانه‌ها باید آنان را برای ایستادگی برای میدان نبرد آگاه کنند.

اهداف سیاسی از برپایی تظاهرات

نوری مالکی در خصوص راهپیمایی‌های اعتراضی در شهرهای مختلف این کشور گفت: به سرعت مشخص شد که هدف اصلی از این تظاهرات اعتراض به وضعیت و شرایط خدمات نبوده بلکه اهداف سیاسی در کار است. این مسئله از شعارهای راهپیمایان در خصوص ساقط کردن دولت و همچنین حمله به علما وجریان‌های سیاسی مشخص شد. باید هوشیار باشیم تا اتفاقی همانند راهپیمایی‌های الانبار و ورود داعش به عراق رخ ندهد. وضعیت خطرناک ما مجال اختلاف داخلی به ما نمی‌دهد.

تلاش مخالفان برای ایجاد شکاف و اختلاف با دولت عبادی

مالکی تاکید کرد که درخواست اصلاحات به معنی مانع تراشی در مسیر کار دولت نیست؛ ولی آنان (برخی از معترضان) مایلند که اختلاف‌هایی بین من و شخص نخست وزیر وجود داشته باشد و در این خصوص شایعه پراکنی می‌کنند؛ ولی این درست نیست.

آمریکایی‌ها می‌خواهند به عراق بازگردند

وی در خصوص تاخیر آمریکایی‌ها برای مسلح کردن ارتش عراق تاکید کرد: ابتدا می‌گفتند (آمریکایی‌ها) عراق را مسلح نمی‌کنیم مگر اینکه مالکی تغییر کند. آنان می‌خواهند به عراق بازگردند. ما اشغالگران را از عراق خارج کردیم در صورتی که آنها تاکنون از هیچ کشور اشغالی خارج نشده‌اند. آنها گمان می‌کردند که اگر مالکی کنار برود می توانند دوباره وارد عراق شوند در همین راستا عربستان عنوان می‌کرد که مالکی رهبر سنی‌های عراق (صدام ) را اعدام کرده است.

تغییر قانون اساسی با رای مردم ممکن است

مالکی با اشاره به برخی مطالبات مردمی عراق برای تغییر قانون اساسی گفت: اگر ملت بخواهد می‌تواند با اجماع قانون اساسی را لغو کند همانگونه که به آن رای دادند.

ما به پشتیبانی ایران و رهبر این کشور افتخار می‌کنیم

نخست وزیر سابق عراق به کمک های ایران به دولت و ملت عراق اشاره کرد و گفت: ما به پشتیابانی و کمک‌های ایران و رهبری این کشور افتخار می‌کنیم. ما وجود جمهوری  اسلامی ایران را ضرورت توسعه خط مقاومت می‌دانیم. ایران صاحب دیدگاهی استراتژیک و بنیادین است و ما با این کشور دیدگاه مشترکی داریم.

کمیته تحقیق سقوط موصل دستخوش مسائل سیاسی شده است

نوری مالکی در بخش دیگری از سخنان خود درباره درج شدن نام وی در کمیته تحقیق پارلمانی عراق مربوط به سقوط موصل گفت: متاسفانه این کمیته دست خوش مسائل سیاسی شده و اعتبار خود را از دست داده است. فشارهایی برای وارد کردن برخی از اسامی به این لیست وجود دارد. رئیس کمیته برخی از اسامی را اعلام کرده بود که کمیته آنها را رد کرد.

سقوط موصل در آنکارا و اربیل برنامه‌ریزی شده بود

مالکی در ادامه به حوادث سقوط موصل اشاره کرد و گفت: آقای نخست وزیر از من پرسید آیا سقوط الرمادی یک توطئه بوده است گفتم بله همچون موصل سقوط الرمادی نیز یک توطئه بود. آنچه در موصل روی داد درگیری یا جنگ نبود ارتش، نیروهای مسلح و ۴۲ هزار پلیس فدرال در آنجا حضور داشتند که هیچ نیرویی نمی توانست آنها را شکست دهد اما آنچه روی داد یک توطئه برنامه ریزی شده در آنکارا و اربیل بود.

وی افزود: اقلیم کردستان از نیروهای خود خواسته بود تا عقب نشینی کنند. فرمانده تیپ ۳ که از کُردها بود نیز عقب نشینی کرد. فرماندهان کُرد می‌گفتند این نبرد جنگ ما نیست و بیانیه ای صادر کردند با این مضمون  که با داعش جنگ نکنید؛ زیرا داعش با شیعه و مالکی می جنگد. در الرمادی نیز همین اتفاق افتاد در این رابطه تعدادی از افسران را بازداشت کرده و تعدادی را به اعدام محکوم کردیم.

ترکیه طرح‌های توسعه طلبانه در سوریه و شمال عراق دارد

نخست وزیر سابق عراق درباره نقش ترکیه در بحران‌های منطقه از جمله عراق و سوریه گفت: ترکیه یکی از بزرگترین حامیان داعش و القاعده است. هنگامی که درهای اروپا به روی ترکیه باز نشد ، این کشور با تفکر عثمانی خود به سمت خاورمیانه و کشورهای عربی آمد ترکیه طرح‌های توسعه طلبانه در سوریه و شمال عراق دارد.

حشد الشعبی با الهام از بسیج ایران در زمان جنگ تشکیل شد

مالکی با اشاره به برخی هجمه‌ها در داخل  و خارج عراق برای تخریب وجهه نیروهای مردمی تاکید کرد: هدف از انتقاد به حشد الشعبی ساقط کردن این نیروی مردمی است. آنان اشتباهات برخی از افراد را بسیار بزرگ می‌کنند. اگر نیروهای داوطلب مردمی که با الهام از بسیج ایران در زمان جنگ شکل گرفت و اگر نیروهای داوطلب مردمی و لطف خداوند نبود،  بغداد سقوط می‌کرد.

در پایان این نشست خبری، نوری المالکی نخست وزیر سابق عراق از خبرگزاری تسنیم به دلیل پوشش خوب و گسترده اخبار و تحولات عراق تقدیر و تشکر کرد.

خبرگزاری تسنیم روزنانه اخبار و تحولات عراق را به صورت مستمر در قالب خبر، گزارش، تحلیل، مصاحبه و برگزاری دوره ای میزگرد با حضور کارشناسان مطرح این حوزه پوشش می دهد.

انتهای پیام/ر

********************************************

“Even if Maliki manages to return to parliament—though this in itself is highly unlikely from a legal point of view—he would be nothing more than a mere MP . . . and this will not be enough for someone who wanted to remain in the limelight through seeking a third term in office [in 2014],” the source added.

Some reports from Baghdad have suggested Maliki intends to remain in Iran following the referral of the Mosul report to Iraq’s judiciary and the possibility of his facing trial. But the source said Maliki would most likely return to Iraq on Thursday.

“If he does not return or delays his return beyond this point, then it will be the end of his political career in Iraq, and this is something Maliki will not allow to happen so easi

کشتی سیاسی و اقتصادی ترکیه در بحر طوفانی بحران

Share Button

 بنا به گزارش فرانس پرس که نهارنت لبنان آنرا درج کرده است، لیره، پول ملی ترکیه  ظرف این ماه بیش از ۷٫۶۲ % و ۲۲٫۶۲ از آغاز سال تا کنون تنزل یافته است. این تنزل لیره با ادامه بحران سیاسی؛ هم ادامه و  هم شدت خواهد گرفت زیرا روند فرار سرمایه که پس از انتخابات آغاز شده است مزید بر علت خواهد شد. آنچه در این رابطه برای ما ایرانیان و دولت روحانی میتواند مطرح باشد سرمایه گذاریهای خصوصی و دولتی و سپرده های ارزی میلیارد دلاری (لیره شده) در این کشور بحران زده است.

W460

بحران سیاسی درترکیه همچنان ادامه دارد و نخست وزیر حزب اسلامی توسعه و عدالت AKP ؛ داود اغلو نتوانست با حزب جمهوری مردم، تنها حزبی که امید ائتلاف با آنرا  برای تشکیل کابینه داشت به توافق برسد. از نظر رسانه های منطقه و دنیا که این عدم حصول توافق را تحلیل میکنند، مسئله ائتلاف وعدم ائتلاف  این دو حزب، مسئله عدم آرای اکثریتی یا در اقلیت قرار گرفتن بزرگترین حزب سیاسی ترکیه، از قماش همان ائتلافها و گسستهای احزاب دولتی و پارلمانی درکشورهای دارای دموکراسی پارلمانی نوع اروپائیست. ولی بنظر من؛ مبنای چنین همگون نگری مورد ترکیه با دیگر دموکراسیهای پارلمانی، داشتن نگاه سطحی به مرز بین احزاب سیاسی/ مذهبی و احزاب صرفاً سیاسی در ترکیه و بیشتر کشورهای اسلامی و خاور میانه ای در مقایسه با آن دموکراسیهای پارلمانی میباشد.

مسئله در اینست که حزب عدالت و توسعه  AKPحزبی مذهبی با کارپایه اعتقاد دینی است و بخش عمده آرای خود را هم به برکت همین اسلامیسم خود از اقشار فرودست وعقب مانده بلحاظ مادی و فرهنگی حاشیه نشینان شهرها، بازار سنتی و روستاها کسب میکند و در آن هنگام که  این حزب از اسلامیت حزبی خود دست بردارد دیگر آن آرای انتخاباتی ۶۵% گذشته و این آرای ۴۰٫۸%ی همین انتخابات پارلمانی اخیر را نخواهد داشت. دست برداشتن حزب عدالت و توسعه از ایدئولوژی دینی اش، راه را برای اجتماعی و طبقاتی شدن آن و فشار مطالبات اجتماعی از سوی قاعده اش چنان باز میکند که آنرا تکه تکه کرده و به چندین حزب عملاً غیر دینی تبدیل خواهد کرد. بدین دلیل ساده است که چنین حزبی نه در ترکیه و نه در کشورهای مشابه مانند مصر، لبنان، مراکش و اردن، نمیتواند با دیگر احزابی که رسماً برای خود پروفیل سیاسی با پایگاه تعریف شده اجتماعی دارند وارد تعاملات ائتلافی پایدار و نیم پایدار قدرت و سیاست گردد.

در پایان یاداشتی بمناسبت اعلام نتیجه انتخاباتی اخیر ترکیه باعنوان” شکست انتخاباتی اردوغان، شکست یک گفتمان است“، نوشتم: “در اثر بیش از ۱۳ سال حاکمیت حزب ازدوغان بر ترکیه و آزمون اسلام در عرصه سیاسی و دولتمداری، تفاهم ملی از جامعه ترکیه رخت بر بسته و جایش را به چنان شکافهای اجتماعی، سیاسی، اعتقادی و قومی داده است که برای بهم رساندن سر و ته آنها شاید چند دهه وقت لازم باشد.”

حالا، ۷۰ روز پس انتخاباتی که موازنه قدرت پارلمانی را در ترکیه بزیان حزب رجب طیب اردوغان بهم زد، همه رسانه هایی که اخبار ترکیه را گزارش میکنند از بی نتیجه ماندن تلاش داود اغلو نخست وزیر اردوغان در توافق ائتلافی با دومین حزب  کشور خبر میدهند.

شکست این تلاشها نه تنها مرا متعجب نمیکند بلکه خبرموفقیت آنها در ائتلاف مرا شگفت زده میکرد. دیگر سخن از تجدید انتخابت در میان است. ولی بنظر من تجدید انتخابات نه تنها مشکل را حل نخواهد کرد بلکه عمق آن بحران و تناقض بنیادین و اسیمیتریک اعتقادی که بین حزب اسلامیستی اردوغان و حزب (سوسیال دموکراتیک) جمهوری مردم ترکیه وجود دارد را بیش از پیش به سطح عرصه سیاسی خواهد کشاند. و چنین تناقض گفتمانی بنیادی درترکیه منحصر به این دو حزب نیست بلکه بین حزب جمهوریخواه  CHP  و حزب ناسیونال آتاتورکیست MHP و از آن بیشتر با حزب چپ گرای قومی کردها HDP هم وجود دارد که کلاً چشم انداز تعامل پارلمانی را برای احزاب بزرگ ترکیه دشوار میکند. همانطور که در یاداشت مورد اشاره فوق نوشتم ترکیه به یُمن حزب اسلامگرای اردوغان، وارد غار تاریکی شده است که سرو ته آن معلوم نیست، نه انشعابات داخلی آن روشن است و نه در پایانه آن روزنه ای از همگرایی و تفاهم روی یک گفتمان ملی بچشم میخورد.

W460

بنا به گزارش فرانس پرس که نهارنت لبنان آنرا درج کرده است، لیره، پول ملی ترکیه  ظرف این ماه بیش از ۷٫۶۲ % و ۲۲٫۶۲ از آغاز سال تا کنون تنزل یافته است. این تنزل لیره با ادامه بحران سیاسی؛ ادامه  میابد و شدت هم خواهد گرفت زیرا روند فرار سرمایه که پس از انتخابات آغاز شده است مزید بر علت شده آنرا تشدید خواهدکرد. آنچه در این رابطه برای ما ایرانیان و دولت روحانی میتواند مطرح باشد سرمایه گذاریهای خصوصی و دولتی و سپرده های ارزی میلیارد دلاری (لیره شده) در این کشور بحران زده است.

همانطور که در یاداشت مورد اشاره فوق نوشته و نتیجه گرفته بودم، شکست حزب اردوغان و کلاً سیستم پارلمانی ترکیه در این دوران تاریخی را باید مدیون ورود یک حزب اسلامی و مذهب به عرصه سیاسی کشور تلقی کرد که در عین حال شکست گفتمان اسلامگرایی در چالشش با دموکراسی پارلمانی و مدرن را نشان میدهد. و این شکست در هیچ کشور دیگری بهتر از ترکیهِ مدعی اسلامیسم سکولاریستی اردوغان، و حزب AKP او نمیتوانست خود را نشان دهد.

بحران سیاسی ترکیه را میتوان در حکم احتضار اسلامگرایی (ملی شده) و (پارلمانتاریزه شده) تلقی کرد. گاردین امروز در گزارشی تحلیلی از سردبیری خود، با تیتر: ناظران، به مبارزه ترکیه  برای قدرت  در خاور میانه چشم دوخته اند، عکسی بزرگ از اردوغان دارد با کراوتی سرخ، چفیه عربی بگردن بشیوه خامنه ایی، ریش ۳ تیغه تراشیده مدرن نما که ملغمه ایی حاکی از وجود تشتت سیاسی و اعتقادی دررئیس جمهور ترکیه است. ولی هنگامی که انتخابات جدید ترکیه برگزار (تجدید) شود، او درخواهد یافت که ازعمر پوپولیسم با چفیه فلسطینی حد اقل دو دهه گذشته است.  و وقتی دولت مصر، عربستان و امارات بی پروا از واکنش اجتماعی اخوان المسلمین و حماس را تروریست اعلام میکنند خود نشانه ای از این تاریخ مصرف گذشتگی میباشد.

 

..

W460

 

Turkey’s Embattled Lira Falls to New Low against Dollar

W460

by Naharnet Newsdesk ۱۹ hours ago

Turkey’s embattled lira hit a new historic low in value against the dollar Monday as investors took fright at ongoing political uncertainty and the prospect of early elections.

The lira slid to a new low of 2.862 to the dollar, losing 1.06 percent on the day.

The Turkish currency has now declined 7.62 percent against the dollar over the last month, and 22.62 percent since the start of the year.

The current pressure was prompted by the collapse of coalition talks between the ruling Justice and Development Party (AKP) and main opposition Republican People’s Party (CHP), paving the way for early elections.

The government is also waging an unprecedented two-pronged “anti-terror” operation against jihadists in Syria and Kurdish militants in southeast Turkey and northern Iraq, further rattling investors.

But Turkish Economy Minister Nihat Zeybekci said on Monday that there was no need for panic or any major intervention to buttress the lira.

“For the moment we don’t see such an eventuality as necessary. An equilibrium will be found on the markets,” he said.

 

بحران یمن با تسلیم حوثیها به پایان خود نزدیک میشود

Share Button

فصلِ درویدن محصول تلخ بحران سازی و دخالتهای فرقه گرایانه و فرقه آفرینانه و  برای رهبری ایران و محافل نظامی آن فرارسیده است. حکومت ایران با شکستهایش در عراق و یمن به ضعف افتاده است و این ضعف از سوی همه رقیبان منطقه ایی اش بیرحمانه مورد بهره برداری قرار خواهد گرفت.

جنگ یمن برای یمنی ها تمام میشود، نه برای ایران!

برابر گزارش امروز روئیترز که من اصل آنرا درزیر درج کرده ام، بحران یمن احتمالاً به پایان خود نزدیک میشود و پرونده این جنگی که با تشویق و حمایت رهبری و محافل نظامی ایران به  کشور و مردم فقیر یمن تحمیل شد و بقیمت ویرانیهای بسیار، تخریب زیر ساختارهای کشور و از هم پاشیدگی سیستم اداری و دولتی آن تمام شد، میرود تا با تسلیم حوثیها به دولت مرکزی بسته شود.
روئیترز در گزارش امروز خود، ۱۷ اوت، مینویسد:
فرستاده ویژه سازمان ملل برای برای یمن؛ اسماعیل اُولد شیخ بین طرفین جنگ و مسقط در رفت و آمد میباشد تا ترتیب خروج حوثیها را از شهرهای بزرگ، بدون درگیری با رعایت امنیتشان ترتیب دهد بنحوی که آثار تاریخی این شهرها در واپسین نبردها قربانی نشده و ویران نگردند.
یک سیاستمدار یمنی که نخواست نامش فاش شود به روئیترز میگوید: ” پیشرفت زیادی در مذاکرات جاری در مسقط حاصل شده است. حوثیها  با نقشه نماینده سازمان ملل موافقت کرده اند و فرستاده سازمان ملل تا فردا منتظر پاسخ دولت یمن است.
این گزارش روئیترز که مستند به مذاکرات مسقط است، تا همین جا نشان میدهد که در یمن دیگر نه دو بلکه فقط یک دولت وجود دارد و حوثیها هم آنرا پذیرفته اند. در همین گزارش روئیترز، ویدئوکلیپی هست که نشان میدهد چگونه مردم شهرها و مناطق آزاد شده، از آزادی شهرها و مناطقشان از سلطه حوثیها شادند و پایکوبی میکنند.[ نتوانستم کلیپ را لینک کنم برای دیدن آن اینجا را کلیک کنید.]
آزاد شدن مناطق اشغالی حوثیها، امری نیست و نبود که غیر قابل انتظار بوده باشد، ولی اینکه تصور کنیم با آزاد شدن این مناطق و تسلیم حوثیها قضیه پایان میابد، قدری ساده اندیشانه است. سران عربستان و امارات همواره از همان لحظه نخست با تأکید اعلام کردند که بحران یمن راه حل نظامی ندارد و باید در پشت میز مذاکره حل شود. و اینهم کاملاً قابل فهم است زیرا حوثیها ۱/۳ جمعیت یمن را تشکیل میدهند و تحمیل یک اپارتائید قومی و مذهبی به این جمعیت بزرگ نه ممکن است و نه تصور آنهم خردمندانه. ولی اگر تصور کنیم که این بمعنی نجات برافروزندگان آتش این جنگ ویرانگر از پاسخگویی خواهد بود و تمام جمعیت قوم حوثی، حاضر است پشت سر انصارالله و عبدالمالک حوثی بایستند و چشم بروی این هزینه ایی که آنها به ملت یمن و خود حوثیها تحمیل کرده اند ببندند نیز ساده نگری بیشتری است.
تا آنجا که به ایران مربوط میشود، بطور قطع با احیاء و استقرار دولت تبعیدی عبد رابه المنصورهادی در کشور، صورت حساب این جنگ و کودتای فرقه ایی یمن برای حکمرانان میهن ما تنظیم و در برابر آنها نهاده خواهد شد. بیشک نقش ایران در برافروختن این جنگ از سوی خود حوثیها و یا تغیر جبهه داده های آنان افشاء خواهد شد. میزان کمکهای نظامی و برنامه های آموزشهای نظامی و تروریستی توسط سپاه قدس و دیگر ارگانهای نظامی یا امنیتی ایران از پرده بیرون افکنده خواهد شد و تعداد اسرای ایرانی نیز در آنکشور معلوم خواهد شد که بیشک هزینه بازگرداندن سالم انها به کشور بسیار سنگین خواهد بود.
در یک کلام بحران یمن  برای یمنی ها خاتمه خواهد یافت ولی نه برای حکومت ما!
میتوان گفت دومینوی سقوط  ستادها و بونکرهای تروریسم، فرقه گرایی و انقلاب اسلامی سازی ایران، تازه از یمن آغاز شده است، با محاکمه نوری المالکی که پرونده او را حیدر العبادی به درخواست مجلس تسلیم دستگاه قضایی کرد ادامه میابد، و از لبنان و سوریه نیز خواهد گذشت.
فصلِ درویدن محصول تلخ بحران سازی و دخالتهای فرقه گرایانه و فرقه آفرینانه و  برای رهبری ایران و محافل نظامی آن فرارسیده است. حکومت ایران با شکستهایش در عراق و یمن به ضعف افتاده است و این ضعف از سوی همه رقیبان منطقه ایی اش بیرحمانه مورد بهره برداری قرار خواهد گرفت.

Anti-Houthi fighters poised to seize key central Yemen city

SANAA

Reuters

Anti-Houthi fighters seize key Yemen city (01:16)

Militia forces loyal to Yemen’s exiled government fought their way deep into the central city of Taiz on Sunday, local officials said, largely pushing out Houthi militiamen from the country’s third largest city.

The tribal fighters seized a mountaintop citadel and an intelligence headquarters in battles with the Houthis and allied Yemeni army units, who control two military bases in the city.

Tank battles and air strikes have rocked Taiz since April, when the militia forces backed by Gulf Arab warplanes rose up against the Houthis. The combat has left much of the city in ruins and its residents pinned down inside their homes.

A civil war in Yemen erupted in late March when the Iran-allied Houthis, who had seized the capital Sanaa last September, drove southwards, forcing the government to flee into exile in Saudi Arabia and triggering a Gulf military intervention.

The Arab states say the Houthis are a proxy for Iran, an accusation the movement denies, countering that its advance a revolution against corrupt officials backed by the West.

More than 4,300 people have died in the conflict as hunger, disease and suffering have spread in the impoverished country.

Fighting had been stalemated for almost four months but the Houthis’ opponents have gained the upper hand with training and weapons deliveries by the Gulf states, and have seized several southern provinces in an advance northward toward Sanaa.

Residents in the capital reported the first Gulf Arab air strikes on the city for about a month on Sunday targeting the main military airport and a weapons depot.

The United Nations’ envoy to Yemen, Ismail Ould Cheikh Ahmed, has been shuttling between the warring sides, including the Houthis’ representatives in neighboring Oman, in an attempt to secure Houthi withdrawals from cities and spare Yemen’s ancient capital from a devastating final battle.

“There is great progress in the ongoing negotiations in Muscat. The Houthis have agreed to the plan of the international envoy and the response of the Yemeni government is expected tomorrow,” a Yemeni politician told Reuters on condition of anonymity.

(Reporting By Mohammed Ghobari; Writing by Noor Chehayber; Editing Noah Browning and Angus MacSwan)

***************************************************************************

 

Aljazira
15august

Analysis: Saudi-led operation’s breakthrough could lead to political solution between Houthi rebels and Hadi loyalists

August 15, 2015 ۲:۲۱PM ET

Recent gains by the Saudi-led military campaign to restore control of Yemen to the government of President Abed-Rabbu Mansour Hadi have opened a new chapter in that country’s ruinous civil war, but whether the new balance of forces leads to a political solution or a hard partition of the long-suffering country depends on the choices of leaders on both sides.

Almost 100 days after it began, the Saudi-led Operation Decisive Storm claimed an important breakthrough last week, forcing the alliance between Houthi rebels and forces loyal to former President Ali Abdullah Saleh to withdraw from a number of key sites — most important among them, the port city of Aden.

That has allowed Prime Minister Khaled Bahah to move his office from Riyadh to Aden, placing the Yemeni government on the ground among its supporters and no longer trying to rule from exile. The Saudi-led coalition has already started landing at Aden’s airport, and supplying heavier weaponry to Hadi’s forces to strengthen their grip on the city.

At the same time, Houthi-Saleh forces are in retreat elsewhere in the South, losing control of the provinces of Lahaj, Abyan and most of Shabwa. With the major Southern city of Ibb now under siege, the Houthi-Saleh alliance could lose control of most of southern Yemen in the not too distant future.

Even then, that’s no reason to expect that a collapse of the Houthi-Saleh forces is imminent. The Houthis do not enjoy public support in the South, and some of the movement’s leaders have begun to recognize that seizing military control there was a strategic mistake. But retreating to the north would once again base the Houthi forces among their supporters, and they would not face the same logistical challenges as they do in the south. For Saleh, the battle will be an existential one, and the north would be his last stand.

Driving the Houthis and Saleh’s forces from their entrenched positions in the capital, Sanaa, would represent a major challenge for the Saudi-led coalition — and would risk a massive civilian casualty toll. Saleh’s security units have been present there for decades, and the Houthis invested heavily in cementing their grip on the capital after the 2011 revolution.

So, despite its remarkable progress on the ground, Hadi’s camp remains no more capable than its Saleh-Houthi adversary is of delivering a decisive military solution. Still, the Houthi-Saleh forces’ ouster from Aden has considerably shifted the power equation on the ground. With Houthi control of key cities and sites in the south having been reversed, the new balance of forces presents both sides with a new opportunity to broker a political settlement.

The new military situation has created a balance of power missing since the Houthis took over Sanaa in September 2014 without resistance. Their dominance of the political scene—with a foe on the run in Riyadh—left no incentive for the Houthis to seriously negotiate, much less to compromise. It was no surprise that the Houthi commander, Abdul Malik al-Houthi, publicly announced after the recent loss of Aden that he is open to a political solution to crisis. He said it was “within reach and possible” and that “any efforts or attempts in this regard from any non-biased Arab or international sides” were welcome.

Yemen has a history of achieving political settlements to military conflicts when power is balanced. What prevented the 2011 rebellion against Saleh from sliding into violence and a crackdown against protestors was the fact that Ali Mohsen al-Ahmar—commander of the northwestern military district and the 1st Armored Division—defected and joined the revolution, forming a serious counterbalance to Saleh’s security units, such as the Republican Guards. Both Saleh and al-Ahmar feared a major military confrontation with an unpredictable outcome. Eventually, the resulting 11-month stalemate led to a political settlement known as the Gulf Cooperation Council initiative that became the framework for Yemen’s entire political transition.

As long as they were in Riyadh with little leverage on the ground, Hadi and his folks were not in a position to extract concessions from the Houthis at the negotiating table. Now, the stakes are different. Hadi can dictate an outcome in the south, while the Houthis are no longer able to impose their will by force. Such an equilibrium establishes a foundation for a political settlement — if there’s political will on both sides to avoid another long-term partition or a Libya-style descent into chaos.

Hadi’s forces may not be able to defeat the Houthis in their northern strongholds, while the Houthis may find that cities from which they were driven in battle—such as Aden—have become permanently hostile to their presence. (They can reconcile with cities they withdraw from voluntarily or through a political settlement, but to retreat under fire will cost them dearly now and in the future.) For the Houthis, there’s also a danger of a far wider military setbacks, particularly if Saleh makes a deal of some sort—always a possibility—and leaves them isolated.

The prospect of a political settlement potentially offers an honorable exit to both Hadi and the Houthis, now that they’ve reached a point of power symmetry. And Hadi’s ability to rebuild and govern Yemen may depend on his ability to draw the Houthis into a new political compact. That’s a possibility that has arisen from recent developments on the battlefield, but it might be short-lived if either side remains convinced it can prevail through arms.

بیانیه خانواده هاشمی: این عملکردها قابل دفاع نیست و جامعه را به شهر مردگان تبدیل می‌کند

Share Button

تعجب اینجاست که پرونده ای با دهها هزار صفحه دروغ و تهمت بدون هیچ مشکلی اجازه انتشار از صداوسیما و خبرگزاریها و روزنامه و سایتهایی که از بودجه دفاعی کشور تغذیه می کنند، می یابد، اما دفاعیات مستند متهم در دادگاه که نمی تواند بدون دلیل مدرک متقن باشد، ممنوع الانتشار می شود.+ کامنت من در زیرمطلب:

بیانیه خانواده هاشمی: این عملکردها قابل دفاع نیست و جامعه را به شهر مردگان تبدیل می‌کند

» چرا مسئولان قضایی در برابر تهمت‌های شرم‌آور به یاران انقلاب سکوت می‌کنند

کلمه:

چهارشنبه, ۲۱ مرداد, ۱۳۹۴

چکیده :پیرو انتقادات برخی مسئولان نسبت به انتشار فیلم خداحافظی آیت الله هاشمی رفسنجانی با فرزند خود، پیش از معرفی به زندان اوین، خانواده آیت الله هاشمی رفسنجانی با انتشار بیانیه ای در پاسخ به این انتقادات گفته اند: جای تعجب دارد که چگونه مسئولین قضایی کشور از انتشار غیررسمی و محدود تصاویر خداحافظی پدری با…

پیرو انتقادات برخی مسئولان نسبت به انتشار فیلم خداحافظی آیت الله هاشمی رفسنجانی با فرزند خود، پیش از معرفی به زندان اوین، خانواده آیت الله هاشمی رفسنجانی با انتشار بیانیه ای در پاسخ به این انتقادات گفته اند: جای تعجب دارد که چگونه مسئولین قضایی کشور از انتشار غیررسمی و محدود تصاویر خداحافظی پدری با فرزند خود که حق طبیعی هر انسانی است شگفت زده شده و بسرعت واکنش نشان می دهند اما در برابر ده ها مورد انتشار فیلم از صداوسیما و فضای مجازی وابسته به ارگانهای نظام طی سالهای اخیر که در آن بر خلاف شرع، قوانین و مصالح کشور دروغها و اکاذیب آشکار طرح و به یاران انقلاب تهمتهای شرم آور نسبت داده می شوند، و به رغم شکایتها سکوت اختیار کرده و می کنند.

به گزارش کلمه، رئیس قوه قضاییه روز گذشته از واکنش آیت الله هاشمی به زندانی شدن پسرش انتقاد کرده گفته بود که نباید فضا را طوری پیش ببریم که هر کسی زمانی مسئول بوده و حالا علیه او و یا وابستگانش حکمی صادر شده، تمام قوه‌قضاییه و زمین و زمان را زیر سوال ببرد و برای تخریب قوه قضاییه فیلم وداع درست کند.

رییس قوه قضاییه به فیلمی اشاره می کند که از خداحافظی مهدی هاشمی با پدرش پیش از رفتن به زندان اوین در سایت رسمی آیت الله هاشمی منتشر و در شبکه های اجتماعی چرخیده بود. در این فیلم آقای هاشمی در گوش پسرش دعا می خواند و ابراز امیدواری می‌کند که او زودتر آزاد شده و به خدمت ادامه دهد.

صادق آملی لاریجانی با بیان اینکه «احکام و آرای صادره تنها متعلق به قشر ضعیف و مردم عادی جامعه نیست» افزوده که «چنین تلاش‌های مخربی در عزم دستگاه قضایی خللی ایجاد نمی‌کند».

حالا خانواده آیت الله هاشمی در بیانیه ی خود در واکنش به این اعتراض گفته اند: تعجب از این همه تبعیض در اجرای قانون است که موجب شده یاران دلسوز انقلاب و پیشکسوتان جهاد و شهادت یا خانه نشین شوند و یا آماج هتاکی و دشنام و دروغها قرار گیرند، اما آزادی مطلقی که به مردم وعده داده شده، اما تاکنون فقط نصیب تندروها و افراطیون شده است، و این گروه با تمام توان به سوراخ کردن کشتی جمهوری اسلامی مشغولند و هیچ مسئولی متعرض آنها نمی شود.

متن این بیانیه که در اختیار کلمه قرار گرفته، بدین شرح است:

پس از اجرای حکم آقای مهدی هاشمی، که بصورت داوطلبانه و بدون ابلاغیه اجرا، و با خویشتن داری کامل خانواده ایشان جهت حفظ آرامش جامعه صورت گرفت، انتشار تصاویر خداحافظی آیت اله هاشمی با فرزند خود که توسط برخی جوانان یا همراهان خانواده در آن صحنه بوسیله تلفن همراه ضبط و در شبکه های مجازی منتشر شد، موجب انتقادات برخی مسئولان گردید.

گرچه درباره این حکم و چگونگی طی مراحل دادرسی و تعیین قاضی و تعیین حکم، سخن بسیار وجود دارد اما همانگونه که آیت اله هاشمی تصریح کردند بدلیل پرهیز از ایجاد تنش و حاشیه در کشور در آستانه اجرای توافق هسته ای، سکوت اختیار می کنند و خانواده آیت اله هاشمی نیز به تاسی از ایشان مهر سکوت بر هزاران نکته و سخن ناگفته درباره این پرونده می زند.

اما انتقادات خارج از حیطه انصاف برخی از مسئولان قضایی باعث گردید تا نکاتی را جهت تنویر افکارعمومی یاداور شویم.

۱- جای تعجب دارد که چگونه مسئولین قضایی کشور از انتشار غیررسمی و محدود تصاویر خداحافظی پدری با فرزند خود که حق طبیعی هر انسانی است شگفت زده شده و بسرعت واکنش نشان می دهند اما در برابر ده ها مورد انتشار فیلم از صداوسیما و فضای مجازی وابسته به ارگانهای نظام طی سالهای اخیر که در آن بر خلاف شرع، قوانین و مصالح کشور دروغها و اکاذیب آشکار طرح و به یاران انقلاب تهمتهای شرم آور نسبت داده می شوند، و به رغم شکایتها سکوت اختیار کرده و می کنند.

۲- جای تعجب وجود دارد که چگونه وقتی گروهی افراطی، تمامی خطوط قرمز اخلاقی، شرعی وقانونی را زیرپا می گذارند، در مراسم عمومی و رسمی کشور اخلال می کنند و به یادگار امام(ره) اجازه سخن گفتن نمی دهند، گروههای فشار شبه نظامی تشکیل می دهند و فرزند برومند شهید مطهری را آماج حملات خطرناک قرار می دهند، شب نامه های رکیک وآکنده از اهانت را بعنوان روزنامه ونشریات رسمی منتشر می کنند و واکنش درخوری نشان نمی دهند.

۳- شگفتی اینجاست، که برسر پرونده ای که همه جزئیات آن سالهاست روشن شده، این همه جنجال می شود، اما دهها پرونده فساد دانه درشتها که بخش کوچکی از آن تاکنون رسانه ای شده است، مورد پیگیری جدی قرار نمی گیرد و اگر بر اثر فشار افکارعمومی به پرونده ای هم رسیدگی شود، بانیان و صاحبان اصلی منافع و آمران از پیگرد و برخورد قضایی مصون می مانند و فقط با عوامل ظاهری و آشکار برخورد می شود.

۴- تعجب اینجاست که پرونده ای با دهها هزار صفحه دروغ و تهمت بدون هیچ مشکلی اجازه انتشار از صداوسیما و خبرگزاریها و روزنامه و سایتهایی که از بودجه دفاعی کشور تغذیه می کنند، می یابد، اما دفاعیات مستند متهم در دادگاه که نمی تواند بدون دلیل مدرک متقن باشد، ممنوع الانتشار می شود.

۵-سرانجام تعجب از این همه تبعیض در اجرای قانون است که موجب شده یاران دلسوز انقلاب و پیشکسوتان جهاد و شهادت یا خانه نشین شوند و یا آماج هتاکی و دشنام و دروغها قرار گیرند، اما آزادی مطلقی که به مردم وعده داده شده، اما تاکنون فقط نصیب تندروها و افراطیون شده است، و این گروه با تمام توان به سوراخ کردن کشتی جمهوری اسلامی مشغولند وهیچ مسئولی متعرض آنها نمی شود.

در پایان بار دیگر یادآور می شود، اگرچه شیوه آیت اله هاشمی تاکنون گذشت از حق شخصی خود در جهت حفظ مصالح کشور بوده است، اما انتظار افکار عمومی از مسئولان آن است که به گونه ای رفتار نکنند که حتی هواداران نظام قادر به دفاع از این عملکرد که جامعه را به تعبیری، به “شهر مردگان” تبدیل می کند، نباشند.

والسلام علی من التبع الهدی

خانواده آیت اله هاشمی رفسنجانی
۲۱مرداد ۱۳۹۴

*************************************************************

کامنت من:

نخست بگویم که من جزء اولین کسانی بودم که توسط دوستان سلطنت طلب در شهر برگن نروژ، از ماجرای استات اویل با استناد به گزارش یک روزنامه محلی آن شهر با خبر شدم و در آنهنگام هم خود در نروژ زندگی میکردم. بسهم خود و تا آنجا که در توان قلمی ام بود از این ماجرا برای لجن مال کردن هاشمی و خانواده اش استفاده کردم. البته آقای هاشمی در آنروزگار هنوز در شاکله قدرت عددی بود. ولی امروز که با وجدان و عقل خود هوشیارانه تربه قضیه مینگرم، فکر میکنم پروژه بهره برداری از قضیه استات اویل مانند بسیاری برنامه های دیگرِ آن محافلی که برای انحصاری و یکدست کردن قدرت در مملکت تلاش کرده و میکنند حتی از پیش آن ماجرا کلید خورده بود و امثال من جز هیزم کش مجانی معرکه  نبودیم.

من اصل را بر این میگذارم که مهدی هاشمی رشوه گرفته، دزدی کرده و… ، است. از خودم و از همه آنها که این هجمه یکسویه علیه کسی که با هر وسیله ممکن زبانش را قفل کرده اند و بر دهانش دهانبند زده اند میپرسم، آیا اجرای آخرین درخواست این دزد و رشوه گیر در آستانه درب زندان از مقامات تا  حرفها و دفاعیات او را در دادگاه پخش کنند، بهترین راه برای صلاحیت و مشروعیت دادگاهی که او را محکوم کرد نبود؟ برای من هیچ دلیلی بیش  از عدم انجام این تقاضای محکوم برای تبرئه او و محکوم کردنِ محکوم کنندگانش به صدور حکم سیاسی آنهم نه فقط برای مهدی بلکه برای تمام خانواده هاشمی  وجود ندارد.

من بازهم اصل را بر رشوه گیری مهدی هاشمی میگذارم. اصل مبلغ رشوه ایی که در آن روزنامه برگن نروژ، البته بدون ذکر نام، از آن پرده برداشته بود ۶ میلیون کرون نروژ یعنی معادل ۸۵۰ هزار دلار دلار بود. از خود و این هجمه گران علیه هاشمی و خانواده اش مبپرسم آیا در این سرزمینِ؛ دزدیهای میلیارد دلاری، جنایات بزرگ، اختلاسهای افسانه ایی، سربه نیست شدن دکلهای نفتی، بالا کشیدن  هزاران هزار هکتار اراضی جنگلی و مراتع و مناطق حفاظت شده طبیعی، بالا کشیدن صدها میلیارد دلار درآمد نفتی که به بهانه فرار از تحریمهای بانکی بحساب اشخاص حقیقی وابسته به رأس هرم قدرت و در دوران احمدی نژاد در خارج از کشور واریز شده که ردگیری آنها هم دیگر نه مسئله دولت روحانی است و نه دغدغه این هجمه گران به هاشمی و نه مسئله دستگاه قضایی کشور؛ ترورها وقتلها در خود قرارگاه های امنیتی از قبیل قتل ستار بهشتی، زهرا بنی یعقوب، زهرا کاظمی و.. . به محاکمه کشیدنِ شخصی با این همه سرو صدا، اینهمه پنهانکاری قضایی و تحقیقاتی چه معنایی جز این میتواند داشته باشد که مسئله فقط و فقط سیاسی است تا عرصه سیاسی مملکت را هاشمی زدایی کنند؟

من اصل را بر رشوه گیری مهدی هاشمی میگذارم ولی بخوبی میدانم، حتی در چنین صورتی هم، اگر با عدالت میبایستی با این شخص و اتهامش برخورد میشد، در این مملکت فساد زده رسیدگی به پرونده او با رعایت لیست جرائمی از این ردیف و متهمان میایارد دلاری بسیار، صد سالی طول میکشید، هزاران زندان جدید ساخته میشد تا نوبت محاکمه مهدی هاشمی میشد وجایی هم در ان زندانهای تازه ساز برای او!

نه! برای همه آنهایی که ذره ایی از شعور سیاسی و درک حقوقی در این مملکت برخوردارند، برای همه آنهایی که جنون هاشمی ستیزی و کینه  کور سیاسی چشم عقل آنها و وجدانشان را کور نکرده است، برای آنها که فرصت طلبی و شارلاتانیسم تسخیرشان نکرده است، از روز روشن هم روشنتر است که قضیه مهدی هاشمی نه یک مسئله قضائی با جرم اقتصادی یا حقوق مدنی یا اداری بلکه قضیه ایی ساختگی و کاملاً سیاسی است تا از آن در آرایش وصف آرائی سرنوشت سازی توپخانه ایی علیه هاشمی ساخته شود. اقدامی پیشگرانه برای ربایش تمام عیار قدرت و بی بازگشت کردن وضعی که هم اکنون هم در مملکت حاکم است که با حالت احتضار مقام معظم رهبری و با نزدیک شدن انتخابات مهم شورای خبرگان رهبر و مجلس آینده و بر فراز همه اینها فعل و انفعالات دیپلماتیک، نظامی و سیاسی در منطقه،قضیه ایست ۱۰۰% سیاسی و با اهمیت استراتژیک و سرنوشت ساز برای فرایند تحولات پیش روی مملکت اهمیتی سرنوشت ساز یافته است.

هرجرمی هم که مهدی هاشمی مرتکب شده باشد، محاکمه او در شرایط کنونی را فقط و فقط ، جنگ سیاسی قدرت باید تلقی کرد که معنای آن اثبات فقدان مشروعیت حقوقی و قضایی دستگاه قضایی کشور است که این دستگاه را به یک بازیگر عرصه سیاسی تبدیل کرده است .

بنا براین میهن پرستی و وجدان ملی حکم میکند با آنها که میخواهند از هاشمی بخاطر حمایتش از موسوی و کروبی انتقام بگیرند همراه شد، همین!

از دلواپسان و باندهای قدرت طلبی که برای ماندن در قدرت و غارت هرچه بیشتر مملت برای آینده های نامعلوم، حاضرند به هر جنایتی هرقدربزرگ،علیه ملت و مصالح ملی دست بزنند انتظاری نمیتوان داشت تا از این راه پست برگردند و بر آنهاحرجی نیست زیرا، ناموس، شرف، دین و مذهب آنها قدرت و پول است که در راستای منافع خویش ماجرای مهدی هاشمی را برای کوبیدن هاشمی به یک شعبده بازی زشت و کلاهبردارنه تبدیل کنند ولی غم انگیز است وقتی کسانی  در کسوت منتقد یا مخالف نظام، در هیئت چپ یا راست در کنسرت باندهای تبهکار قدرت طلب علیه هاشمی و خانواده اش فعالانه و هیستریک شرکت میکنند.

ح ت