Archive for: October 2015

اسلامیسم اتومانی اردوغان در آستانه احتضار

Share Button

چکیده … شکست حزب عدالت و  توسعه ترکیه بعنوان ملکه زیبایی و اسطوره اسلام دموکراتیک، جز آخرین نشانه های احتضار این گفتمان مدنیت و آزادی ستیز نمی باشد که در حکم فاز جدیدی از به سراشیبی افتادن اسلام سیاسی است.

قریب ۳سال پیش، بیش از ۲۶ میلیون از مردم مصر؛ اکثراً از جوانان، زنان، جامعه فرهنگی، هنری، دانشگاهی و  کلاً جمعیت شهری، زیر طومارِ موسوم به “تَمَرُّد” را امضاء کردند که مضمون آن “نه!” به اسلامیسم و “نه!” به اخوانیسم و نه به محمد مُرسی رئیس جمهور ۱۳ میلیونی (از ۵۵ میلیون واجدین شرایط رأی دهی) بود. جنبش “تمرد” خود، از این قدرت میدانی و عملیاتی برخوردار نبود تا این اراده ملی طوماری شده را به اجرا بگذارد و از این روی، این مأموریت به گردن نیروهای مسلح مصر افتاد که به مردم و میهنشان وفادار بودند و نه سرسپرده شاکله قدرت اجرایی کشور،که آنها به رسالت تاریخی خود عمل کردند.

قریب ۲ ماه پیش مردم ترکیه  با مشارکتی بیسابقه(۷۶%)، به پای صندوقهای رأی رفتند تا با آرای میلیونی خود به رژیم اسلامگرای مدرن نمای اردوغان “نه!” بگویند و گفتند.

رجب طیب اردوغان که در رویای کسب ۲/۳ آرای پارلمانی بود تا با تغیر قانون اساسی، خود را پیشوای کبیر عثمانیسم جدید ترکیه  اعلام کند، نه تنها به آن هدف نرسید بلکه ۱۰% از آراء خود را هم نسبت به دوره پارلمانی قبل از دست داد.

ولی رجب طیب اردوغان و حزب عدالت و توسعه او این پیام”تَمَُّرُد یا نه! ” بزرگ مردم ترکیه را نشنیدند. داوُد اغلو نخست وزیر اردوغان، بجای تسلیم شدن به اراده مردم و استعفاء از پست نخست وزیری، تلاشهای مذبوحانه ایی بخرج داد تا دولتی ائتلافی تشکیل دهد غافل از اینکه شکافی که پدیده اسلامگرایی در جامعه ترکیه، همانند دیگر جوامع اسلامیسم زده مشابه ایجاد کرده است، علاوه بر عمق ناپیدای خود که تا عمیقترین لایه های بافتمان اجتماعی و ملی کشانده شده، در جداره های دیوارهای این شکافهای ایدئولوژیک دینی، و فرقه ایی چنان رسوبی از نخاله و زنگار فکری و فرهنگی ناجوش خوردنی ایجاد کرده است که هیچ نیروی مافوق طبیعی هم، اگر قادر به بهمرساندن این دیوار باشد، به آسانی قادر به جوش دادن و چسباندن طرفین آن بهمدیگر نیست.

پس از ناکامی در تشکیل یک دولت ائتلافی، داود اغلو نخست وزیر کشور اعلام تجدید انتخابات کرد. از فردای  اعلام تجدید انتخابات، دولت حزب عدالت و ترکیه و شخص اردوغان از هیچ تلاشی برای یافتن یک موضوع، بهانه ایی برای بازسازی جاذبه  از دست رفته برای حزب خود و تفهیم و تلقین ضرورت حاکمیت آن برای حفظ ثبات و امنیت به مردم و دمیدن در بالن یک ناسیونالیسم اتومامنیستی  عوامفریبانه فروگذار نکرد.

در حالکه  پیکار جویان کرد ترکیه قرارداد نانوشته آتش بس را اکیداً اجرا کرده بودند، بفرمان اردوغان این متارکه با بمباران مواضع کردها شکسته شد که حاصل آن شروع عملیات جنگی و صدها کشته و زخمی از طرفین بود. هدف از این بمبارانها لولو سازی از کردها برای بسیج نیرو بود که نتیجه مطلوب را هم نداد.

رژیم اردوغان اسماً علیه داعش ولی عملاً (عمدتاً) علیه کردهای سوریه وارد عمل شد و نیروی هوایی ترکیه، دهها بار پایگاههای کردهای پیکار جوی سوریه را که علیه داعش میجنگند و مورد حمایت  نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا هم هستند را بمباران کرد.

اردوغان در این مدت، خفقان را علیه رسانه ها و جنبش های مدنی و تمام مخالفین خود تشدید کرد و همین امروز نیز، نیروهای امنیتی او به دو رسانه وابسته به فتح الله گولن Kanalturk and Bugun TV in Istanbul (فردی مانند  مهندس بازرگان ما که بیشتر کارش فرهنگی دینی است)، هجوم برده و آنرا تعطیل کردند و علاوه براین دو رسانه ۲۲ مؤسسه اقتصادی و مالی مرتبط با گولن را نیز تسخیر کردند. این تنها مؤسسات و رسانه های وابسته به  فتح الله گولن نیست  که از سوی نیروهای انتظامی رجب طیب اردوغان مورد حمله و هجوم و توقف واقع شده است، قبل از آن صدهها فعال مدنی و حقوق بشری و اصحاب رسانه ایی مورد تعقیب و بازداشت قرار گرفته اند.

بفرمان رجب طیب اردوغان هزاران افسر و درجه دار پلیس و قضات شرافتمندی که جسارت ورزیده و پته دزدیها و سوء استفاده های هزار فامیل حاکم بر ترکیه  به رهبر اردوغان را افشاء کرده بودند از کار برکنار یا حتی بجرم افشای اسرار دولتی بازداشت و محکوم شدند. رژیم اردوغان اگر مانند حکومت ولایی ما جرثقیلهای اسلامی را بر سر خیابانها بکار نیانداخت از دموکراتیسم و مداراگری آن نبود بلکه  بعلت موازنه قدرت و بیداری جامعه ترکیه نمیتوانست و نتوانست.

مقارن انتخابات ۸۸، روزنامه نگار شجاع و آزادیخواه اصلاحطلب میهنمان،آقای احمد زید آبادی که از پیروزی اردوغان در انتخابات ریاست جمهوری اردوغان هیجان زده شده بود در یاداشتی پیرامون پیروزی او و حزبش نوشت که موفقیتهای حزب عدالت و توسعه و اردوغان در ترکیه نشان داد که اسلام دموکراتیک امری عملی و شدنی است و نمونه آن همین مورد ترکیه(نقل به مضمون). اما برعکس قضاوت آقای زید آبادی ۳ دوره حاکمیت حزب عدالت و توسعه ترکیه نشان داد که اسلامیسم و اسلام در منظومه قدرت، حتی با زیبا ترین آرایشها هم شباهتی به دموکراسی نخواهد یافت. زیرا استبداد دینی نه ناشی از این یا آن حزب یا شخص بلکه در ذات درهم آمیزی نهاد دین و نهاد دولت است.

قریب ۳ سال پیش آقای تاجزاده  نیز طی نامه ایی به قصیده سرایی در باره دولت (۱۳ میلیونی یا ۱۹% ی)تازه روی کار آمده محمد مُرسی پرداخت که جزئیات آن یادم نیست.

سرنگونی این دولت شبه فاشیستی دینی نه تنها نجات مردم مصر از یک ورطه هلاکت بار سیاسی بود بلکه در صورت ادامه حکومت حتی یکسال دیگر اخوانیها درمصر؛ جهان  و مردم منطقه با یک حکومت اسلامی بسیار ریشه دارتر از طالبان افغان و حکومت ولایی ایران در ان کشور روبرو میبود. کشوری که در واقع واتیکان جهان اسلام است و تحولات سیاسی آن اثر گذار بر کل ممالک عربی و اسلامی.

۴ روز دیگر، یکشنبه، مردم بیدار گشته ترکیه به پای صندوقهای رأی میروند تا از نو نمایندگان پارلمان را انتخاب کنند.

بنظر من، نتیجه انتخابات و پارلمان جدید ضمن تضعیف بیشتر حزب اردوغان و گفتمان اسلامیستی آن، از گذشته افتراق انگیز تر خواهد بود. حزب عدالت و توسعه که در انتخابات قبلی از قریب  قدری بیش از ۵۰%  به قدری بیش از ۴۰% سقوط کرده بود، اگر در این انتخابات موفق به کسب ۳۶ تا ۳۹% آرای مردم شود باید از سرنوشت خود حد اقل برای این دوره انتخاباتی خوشحال باشد ولی معنای  عملی این ۳۵% ـ ۳۷% برای جامعه ترکیه یعنی تعمیق شکاف  ماندگارسیاسی و اجتماعی تا عمق بدنه جامعه و بی ثباتی سیاسی مداوم.

باید توجه داشت که سیاست و سیاستورزی در شرق و خاور میانه ما سیاست وحدتِ استراتژی و تاکتیک و حتی ایدئو لوژی است، استراتژی تاکتیک، و تاکتیک استراتژی است. هرحزبی برای تعامل با دیگران در بسته ای واحد و همزمان، دنبال داد و ستد تاکتیکی، استراتژیک است. در این ممالک تعامل حول محور های مسائل مبرم ، مشترک و حد اقلی یا حد وسطی بدون تحمیل مضامین ایدئو لوژیک به طرف مقابل معنا ندارد. در این سرسختی ایدئو لوژیک و غیر پراگماتیک اسلامگرایان در صدر تحمل و سازش ناپذیری قرار دارند. زیرا در قاموس اینان احکام قُدسی و الهی را نمیتوان فدای مصلحت روز و لحظه ای کرد.

مردم ترکیه، مصر، تونس و لیبی برخلاف ما ایرانیان، بموقع بیدار شدند و  کفتار اسلامیسم را که برای بلیعدنشان خیز برداشته بود را یا کشتند و یا حمله آنرا دفع کردند.

مردم مصر از این خوش شانسی برخوردار بوده و هستند که ساختار در حال تجدید ساختمان قدرت در کشورشان از انسجام درونی برخوردار است. هماهنگی بین نهاد ریاست جمهوری، دستگاه قضایی و دولت و پارلمان در حال تشکیل بسیار رضایت بخش است ولی متأسفانه قاعده جامعه اسیر عقب ماندگی مادی و فرهنگی است. اگر این حکومت تجدید ساختمان شده نتواند بسرعت مشکلات مزمن اقتصادی جامعه را حل کند خطر ایجاد و برونزایی شکافهای اجتماعی و سیاسی بسوی رأس قدرت وجود دارد.

در ترکیه برعکس مصر؛ هرچند در اثر بیداری مردم خطر اسلامگرایی و اتومانیسم اردوغان  برطرف شده است ولی نیروهای سیاسی  در صحنه؛ محصولِ چنان شکافهای سیاسی، ایدئولو ژیک و قومی هستند که امید یک تعامل پایدار بقصد توسعه همه جانبه در آینده های نزدیک را بعید میسازند که این ابهام و نقیصه، خود بر روند توسعه اقتصادی ترکیه تأثیر منفی جدی خواهد گذارد. ولی از سوی دیگر؛ برعکس مصر ، ترکیه از یک زیر ساخت نسبتاً انسجام آفرین اقتصادی پیشرفته برخوردار است که میتواند شکافهای ایدئولوژیک و فراساختاری را تا حدی ترمیم کرده از قدرت تخریبی آنها بکاهد.

در تونس، دفع اسلامگرایی از سوی بخشهای بیدار شده جامعه سیر دیگری یافت که مشخصه آن راه آمدن تسلیم آمیز حزبِ”النهضت” با مخالفین سکولار خود بود که این حزب را از فرمانروایی تونس، به قدرت ِدر حال زوال درجه دوم  و شریک موقت دولت فعلی تبدیل کرد.

در لیبی، جامعه بموقع بیدار گشت و مانع چیرگی  کامل اسلامگرایان گردید، ولی متأسفانه نتوانست بدیل قدرتی بسازد بر سراسر کشور اعمال اقتدار کند، که آنهم  در درجه اول ناشی از عقب ماندگی مادی و سیاسی بدنه و قاعده اجتماع  و حاصل استبداد خشن فردی و خانوادگی قذافی بود ولی تا همین حد هم میتوان گفت بیداری ضد اسلامیستی در این کشور بلبشو زده به بلوغ نسبی رسیده است. هرچند گروههای بنیاد گرای اسلامی و اخوانیهای لیبی میتوانند بحران تشکیل قدرت واحد دولتی را کش داده بدارازا بکشانند ولی نه برای مدتی طولانی. نه جامعه جهانی و نه نیروهای منطقه ایی و نه خود مردم لیبی این امکان را به آنها نخواهند داد.

در پایان اضافه کنم که ترکیه ظرف این دو دهه توانسته است به توسعه چشمگیر اقتصادی نائل شود که اردوغان و حزب او آنرا بحساب خود نوشته اند در حالیکه این توسعه مدیون عوامل زیر بوده است:

۱  ـ جنگ ایران و عراق و بهره برداری از موقعیت تحریمی ایران. و در حاشیه آن سرمایه گذاریهای ایرانیان یرون مرزی و فرامرزی بویژه در حوزه املاک و مستقلات و خدمات در آن کشور . گفتنی است که علاوه بر ایرانیان درونمرزی، هزاران هزار ایرانی خارج نشین، بدلایل مختلف  و در صدر همه فعال کردن درآمدهای  سیاه کسب شده خود در اروپا، سرمایه های خود را در ترکیه به مستقلات تبدیل کرده اند که با شروع بحران مزمن کنونی اقتصادی معلوم نیست این سرمایه ها در ترکیه باقی بمانند. نرخ لیره ترکیه نسبت به سایر ارزها ظرف این یکسال بیش از۳۰%  تنزل داشته  و  ظرف ۵ سال گذشته نصف شده است(از۱$ ۲ لیره به ۱$ ۳ لیره رسیده است)و این تنزل ادامه دارد.

۲ ـ افزایش قیمت نفت که سبب سرازیر شدن توریستهای نفتی و روسی  به ترکیه شده بوده است. با تنزل بهای نفت و بحران اقتصادی روسیه صنعت توریسم در ترکیه به نفس نفس افتاده است.

۳ ـ توسعه عمومی توریسم  در دنیا و بویژه اروپا که ترکیه برای آن [و برخلاف سیاست های حزب اردوغان]شرایط مناسب اجتماعی و اقلیمی داشته است.

آخرین سخن و نتیجه گیری:

شکست حزب عدالت و  توسعه ترکیه بعنوان ملکه زیبایی و اسطوره اسلام دموکراتیک، جز آخرین نشانه های احتضار این گفتمان مدنیت و آزادی ستیز نمی باشد که در حکم فاز جدیدی از به سراشیبی افتادن اسلام سیاسی است.

این توضیح را بدهم که ۳ حزب رقیبِ حزبِ عدالت و توسعه علیرغم اختلافات بنیادی خود روی مخالفت جدی با حزب اردوغان و اسلامگرایی آن همپوشی دارند.

حزب اردوغان با دو حزب ناسیونالیست و لیبرال جمهوریخواه مردم روی ضدیت با قوم گرایی حزب کردها با هم وفاق و همپوشی دارند.  این ۳ حزبِ نیز در ضدیت با ناسیونالیسم پان ترکیسم و اتاتورکیسم حزب جنبش ناسیونالیست باهم همپوشی دارند و  در هر ۴ حزب، اهداف ایدئولوژیک، قومی و استراتژیک بر مسائل ومصالح مشترک ملی رحجان دارد. و بدین دلیل وفاق برای آنها دشوار است.

وضعیت و نتیجه انتخابات ۷ ژوئن:

رقابت بین ۴ حزب عمده:  حزب دموکراتیک مردم( HDP) حزب حمهوریخواه مردم  (CHP)حزب جنبش ناسیونالیست (MHP)حزب توسعه و عدالت (APK) :

Winners according to provinces (top) and districts (bottom):
AKP        CHP        MHP        HDP

Prime Minister before election
Ahmet Davutoğlu
AKP
Elected Prime Minister
Ahmet Davutoğlu (interim)
AKP
Turkey This article is part of a series on the
Turkish general election, June 2015
Sunday, 7 June 2015Campaigning (AKP · CHP · MHP · HDP) · Opinion polling · Electoral districts · Electoral system · Parties contesting (see full list) ·MPs who stood down · Fraud and violence · Members elected
Gezi Park protests · ۲۰۱۳ government corruption scandal ·Solution process · Murder of Özgecan Aslan · Economy · Gülen Movement · Soma mine disaster · Presidential system ·Censorship · Syrian Civil War · Islamic State of Iraq and the Levant · European Union · Siege of Kobanî · MİT lorries scandal · Reyhanlı bombings · Kurdish riots · HDP rally bombing · Merkez Türkiye
Turkish general election 2015 vote percentage.png
Party
Votes
%
MPs
AKP 18,867,411 40.9% 258
CHP 11,518,139 25.0% 132
MHP 7,520,006 16.3% 80
HDP 6,058,489 13.1% 80
Others 2,199,198 4.7% 0
Total
46,163,243 100.0% 550

پایان یادداشت

************************

reuters

28 oct

Months of conflict sour Turkey’s election in Kurdish southeast

****************************************************************
Hurriyat

Turkish police raid critical media HQ, shut down live broadcast

REUTERS photo

REUTERS photo

………………………….

The Gaurdian

The battle for Turkey: can Selahattin Demirtas pull the country back from the brink of civil war?

……

Hurriyat

Hotel occupancy rates drop double digit numbers in Turkey: Association

……

…………

تلاش روسیه برای بازگشت از نیمه راه جهنم سوریه

Share Button

چکیده … در صورت صحت این پیش فرضها، این میماند که آیا بازیگران مقابل محور مسکو و حامی بشار اسد، این فرصت و شانس را به روسیه خواهند داد تا با حفظ ظاهر و آبرومندانه عقب بکشد؟ و در صورت چنین عقب نشینی استراتژیکی سرنوشت دیگر متحدان مسکو، ایران و حزب الله، چه خواهد شد؟ آیامسکو میتواند در سوریه تن به چنین شکستی بدهد ولی در اوکرائین همچنان پشت سر جدایی طلبان بایستد؟

_86142776_syria_us_russian_airstrikes_624_20151014

A military source told Reuters news agency that “hundreds” of troops from Hezbollah and Iran were also involved.

چنین بنظر میرسد که دوزاری روسیه زودتر از آنچه انتظار میرفت در رابطه با مداخله اش در سوریه افتاده است. مسئله حالا دیگر چنین بنظر میرسد که روسیه میخواهد خیک* را رها کند ولی آنچه نامعلوم است اینست که آیا خیک هم حاضر است روسیه را رها کند؟ شاید اتفاقات روزها و حداکثر یکی دو هفته آینده نشان دهد که ولادیمیر پوتین چقدر شانس  و امکان خارج شدن از باتلاقی  را دارد که با نسنچیدگی خود و کشورش را بدرو آن پا کشانده است.

مبناای این ارزیابی بظاهر اغراق آمیز من، در وحله نخست، اظهارات امروز مدودیف نخست وزیر روسیه است کهنهار نت لبنانبنقل از فرانس پرس آنرا درج کرده است. مدودیف در این گفتگو  اظهاراتی میکند که با موضع پیشین مقامات کرملین در همین چند روز گذشته  کاملاً مغایر است. او صراحتاً و با تاکید میگوید که؛ در سوریه، روسیه دنبال منافع ملی خویش است و با رفتن و ماندن بشار اسد و یا اینکه چه کسی در سوریه به قدرت برسد  کاری ندارد. او در ادامه میگوید که روسیه موضع خصمانه ایی نسبت به اپوزیسیون میانه رو و غیر داعشی سوریه ندارد. او حتی در تعریف منافع ملی روسیه، نه بر منافع ژئو استراتژیک کشورش در منطقه بلکه روی امنیت ملی کشور خود که در درون مرزهایش از سوی تروریستهای روس تبار داعشی تهدید میشود را تکیه میکند.

چنین مواضعی با آنچه در روزهای پس از شروع حملات هوائی روسیه  و موشک پراکنی نمایشی علیه مخالفین رژیم سوریه که پوتین همه آنهارا زیر یک عنوان مشترک ” تروریست” طبقه بندی میکرد کاملاً متفاوت است. نیویورک تایمز دیروز در گزارشی که من فقط سر تیتر  و چکیده آنرا توانسم بخوانم( دیگر آبونه ایی شده است)نوشته بود که بمبارانهای هوایی مسکو در تهاجم ارتش سوریه و متحدین ایرانی و حزب الله آن موفقیتی   نداشته است و روسیه از میزان عملیاتش بدین دلیل کاسته است.

البته این فقط نیویورک تایمز نبود که از عدم موفقیت حمله هوایی روسیه گزارش کرده بود بلکه بسیاری از رسانه های دیگر دنیا هم خبر بازپس گیری ۳ ذهکده از نیروهای متحد سوری، ایرانی و حزب الله توسط مخالفین را گزارش کرده بوند. این سه دهکده در همان روزهای نخست تهاجم نیروهای اسد، از دست مخالفین گرفته شده بود.

بنا بر این طرح این سئوال که وقتی ارتش اسد در این تهاجم، که با آن هیا هو آغاز شد، نتوانسته است حتی سه دهکده تصرف شده را بیش از دو سه روز نگاه دارد، چگونه قادر است نیمه آزاد شده شهر ۲ میلیونی حلب را که باز پس گیری آن هدف این عملیات نظامی از مخالفین رژیم  میباشد  با موفقیت به انجام رساند. بنظر من حاصل آن موشک پراکنی روسیه از دریای خزر کشته شدن سردار همدانی و سقوط ۴ موشک رها شده از آنجا بداخل خاک ایران بود و نتیجه این بمبارانهای کور هوائی هم کشتن تعداد زیادی مردم غیر نظامی که صدای اعتراض جهانیان را در آورد. بدون اینکه آسیب جدی به نیروهای مخالف اسد بزند. از نتایج جانبی منفی این بمبارانها بهانه یافتن آمریکه برای ریختن ۵۰ تن مهمات و اسلحه از هوا با چتر برای پیکارجویان ضد اسد بود که بنا به اظهار مقامات آمریکایی این شارژ و تسلیح نیروهای ضد اسد از هوا ادامه خواهد داشت.

و اما دومین دلیل من برای نتیجه گیری بالا مبنی بر اینکه روسیه قصد عقب نشینی از مواضع قبلی  و تجدید نظر کلی در رویکرد خود در سوریه را دارد، دیدار امروز هیئت  ویژه دیپلماتیک روسیه در قاهره با سامح شکریوزیرخارجه  مصر میباشد و موضع صحبتهای انجام شده در این دیدار.  اهرام آنلاین  که خبر مسافرت و مذاکره این هیئت عالیرتبه دیپلماتیک  روسی به ریاست بوگدانوف نماینده ویژه پوتین  را گزارش کرده است مینویسد:” .. وزیر خارجه، سامح شکری و میخائیل بوگدانف بر اهمیت حل سیاسی ریشه ایی بحران از طریق ـ فعال کردن تصمیمات گرفته شده در اجلاس ژنو II تأکید کردند. بوگدانوف به شکری گفت؛ کشورش گروههای تروریستی را هدف قرار داده است و هدفگیری نیروهای اپوزیسون میانه روی سوریه را با بمبارانهای هوایی تکذیب کرد.

اولاً خودِ این امر، که روسیه چنین هیئی را با مأموریتِ یافتن یک راه حلِ ریشه ایی و سیاسی، بر مبنای قطعنامه ژنو ۲، که قطعنامه  شماره یک آن رسماً به کنار رفتن بشار اسد  اشاره داشته است را برای بحران سوریه به مصر فرستاده است، و با توجه به اینکه مصر در طی تمام طول بحران و جنگ داخلی سوریه  برخلاف مواضع متحدین نزدک خود در دنیای عرب ـ عمدتاً امارات و عربستان و بحرین و کویت ـ  موضعی کاملا انفعالی نسبت به مسئله داشته بوده است حاکی از دست پاچگی مسکو میباشد.

همین چند روز پیش و در فردای شروع بمبارانها ی روسیه بود که پوتین با توپی پُر و به تکرار اعلام کرد که هدف روسیه تحکیم و تقویت رژیم بشار اسد بعنون یگانه قدرت سیاسی مشروع در سوریه است. او بارها گفت که ؛ تروریستِ خوب و بد وجود ندارد و همه آنها که با بشار اسد میجنگند تروریست هستند. او گفت ارتش آزاد سوریه یعنی چه؟ رهبری آن کیست ؟ نیروهای آنان کجا و چیستند؟ و… ؟ همه آن اظهارات و موضعگیریهای تبختر آمیز پوتین؛ هم با سخنان و موضعگیری امروز مدودیف تناقض آشکار دارد و هم با موضع و سخنان میخائیل بوگدانف نماینده ویژه پوتین.

سفر این هیئت روسی به قاهره پس از این صورت میگیرد که وزیر خارجه امارات و عربستان در سفرهایی جداگانه روزهای گذشته خود به مسکو با قاطعیت بر ایستادگی دولتهای متبوع خویش  روی لزوم کنارگیری بشار اسد از قدرت و حذف او از روند سیاسی حل و فصل بحران در سوریه بعنوان یک شرط اصلی پایان جنگ داخلی و موفقیت مبارزه علیه داعش و تروریسم  تأکید کرده و این موضع را به مقامات کرملین و شخص پوتین یادآور شده بودند.

باید به این اعلام مواضع قاطع وزرای خارجه امارات و عربستان، خودداری کاخ سفید را هم از پذیرش و موافقت با سفر مدویدف به واشنگتن برای مذاکره بقصد ایجاد هماهنگی با نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا نیز که حاکی از بی اعتنایی و بسیار تحقیر کننده بود  را نیز  افزود که خود میتواند بر اطمینان خاطر مقامات آمریکا به سیر  موفقیت آمیز عملیات نظامی، در جهت مطلوب نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکار دلالت داشته باشد.

من فکر میکنم دلایل مورد اشاره و اسناد فوق کافی باشد که از لابلای آنها موضع ضعیف و به احتمال زیاد پشیمان شدگی مسکو از شروع عملیات هوایی اش در سوریه و پایان دادن بی سر و صدا به موشک پراکنی اش را استنتاج کنیم.

در صورت صحت این پیش فرضها، این میماند که آیا بازیگران مقابل محور مسکو و حامی بشار اسد، این فرصت و شانس را به روسیه خواهند داد تا با حفظ ظاهر و آبرومندانه از باتلاق خود را عقب بکشد؟ و در صورت چنین عقب نشینی استراتژیکی، سرنوشت دیگر متحدان مسکو، ایران و حزب الله در این گرداب بی بازگشت چه خواهد شد؟ آیامسکو میتواند در سوریه تن به چنین شکستی بدهد ولی در اوکرائین همچنان پشت سر جدایی طلبان  محکم بایستد؟

من فکر میکنم اگر مسکو تن به تسلیم در سوریه بدهد در اوکرائین هم عقب خواهد نشست و به سر جای طبیعی خودش در دنیا، یعنی  یعنی درجایگاه یک کشور درجه دوم جهانی و  انصراف از نقشی جهانی یا فرا قاره ایی و فرا منطقه ایی قرار خواهد گرفت و اگر در سوریه تسلیم نشود، قطعاً خُرد خواهد شد و همراه با آن، دولت ما و حزب الله لبنان نبز و دیگر بحثی از  سرنوشت بشار اسد در این میان اضافی است.

*

دو نفر ساحل رودی نشسته بودند یک خیک را که در واقع یک اسب آبی بوده است میبینند. یکی از آنها میدود تا آنرا از آب بیرون بکشد که گرفتار میشود و فریاد کمک برمیدارد . رفیقش به او فریاد میزند؛ اگر سنگین است ولش کن! مرد گرفتار داد میزند من خیک را ول کرده ام خیک مرا ول نمی کند.

……………………………………………………………………….

نهار نت لبنان

Russian PM Says Defending ‘National Interests’ in Syria, not Assad

اهرام آنلاین

Egypt’s Shokry, Putin envoy agree on ‘activating political solution in Syria

“The ideal scenario [for Moscow] is to have no daylight in the Syrian conflict between the Syrian state and IS, clarifying it, and in effect legitimising Assad given the only other actor is IS.”
..
همان گونه که انتظار می رفت، ورود مستقیم روسیه به عرصه درگیری ها در سوریه و آغاز پشتیبانی هوایی روس ها از ارتش این کشور، در کنار فعال تر شدن دیگر متحدان دولت دمشق در عرصه میدانی، در حال تأثیرگذاری بر روند تحولات در سوریه است. موفقیت های اولیه کسب شده در عملیات آزادسازی حلب را می توان نخستین نشانه جدی در تأیید این امر دانست.

تاریخ انتشار:۲۵ مهر ۱۳۹۴ – ۲۲:۰۴-۱۷ October 2015

جزئیاتی از عملیات گسترده ارتش سوریه برای آزادسازی در حلبهمان گونه که انتظار می رفت، ورود مستقیم روسیه به عرصه درگیری ها در سوریه و آغاز پشتیبانی هوایی روس ها از ارتش این کشور، در کنار فعال تر شدن دیگر متحدان دولت دمشق در عرصه میدانی، در حال تأثیرگذاری بر روند تحولات در سوریه است. موفقیت های اولیه کسب شده در عملیات آزادسازی حلب را می توان نخستین نشانه جدی در تأیید این امر دانست.

به گزارش «تابناک»،  روز گذشته، ارتش سوریه عملیات گسترده‌ای برای پس گرفتن شهر حلب و مناطق اطراف آن از گروه های شورشی و تروریستی آغاز کرد. گزارش‌ها حاکی است، جبهه اصلی این عملیات ـ که در سه محور آغاز شده ـ مناطق جنوبی و حومه جنوب غربی حلب، دومین شهر بزرگ‌ سوریه است.

گفته می شود، منطقه‌ای که جنگنده‌های روسیه و ارتش سوریه برای پشتیبانی از عملیات حلب هدف گرفته‌اند، نزدیک جاده‌ای است که مسیر اصلی ارتباط با دمشق، پایتخت سوریه است.

در همین راستا، شبکه خبری «بی بی سی» امروز گزارش داد، در عملیات آزادسازی حلب که با پشتیبانی نیروی هوایی روسیه آغاز شده، نیروهای ارتش سوریه توانستند کنترل روستای استراتژیک «حویجینه» در نزدیکی حلب را به دست بگیرند. حلب که یکی از بزرگ‌ترین شهرهای سوریه است، زمانی از مراکز مهم اقتصادی این کشور بود اما به دنبال آغاز جنگ سوریه، دچار خرابی‌های گسترده‌ای شد. این در حالی است که هنوز دو میلیون نفر در این شهر سکونت دارند.

شبکه خبری «المنار» که مفصل تر به عملیات آزادسازی حلب پرداخت، نیز در گزارش خود اشاره کرد، به موازات عملیات نظامی ارتش سوریه در حومه «حمص» و «حماه»، ارتش این کشور در حومه جنوبی حلب نیز به عملیات گسترده به سمت روستاهای تحت کنترل گروه های تروریستی در حومه‌های غربی و جنوب غربی حلب اقدام کرده است.

بر اساس این گزارش، عملیات از چهار محور خان طومان، جبل عزان، وضیحی و تل شغیب در میان پشتیبانی هوایی جنگنده های روسی و سوری و همزمان با آتشبار توپخانه ای به مکان های استقرار افراد مسلح آغاز شد. ارتش سوریه در ساعات اولیه موفق شد، کنترل مقر گردان تانک ها، قلعه نجم، مرغداری زیتونه، پادگان کبدار، روستاهای حدادین و ملیحه و ابطین را در حومه جنوب غربی حلب به دست بگیرد و پایان موفقیت آمیز مرحله اول عملیات را اعلام کرد.

گفتنی است، روستاهای واقع در چارچوب عملیات نظامی ارتش سوریه، در کنترل گروهک های احرار الشام، جبهه النصره و تیپ های صقور الشام و لشکر شام است. از طرف دیگر، ارتش و کمیته‌های مردمی سوریه در حومه شمالی حماه نیز به پیشروی های چشمگیری در روستاهای جوالک، سناسل و منطقه مشاریع در غرب دارالکبیره دست یافتند.

بر اساس دیگر گزارش ها، حمله زمینی به دنبال موشک‌باران و گلوله باران شدید توپخانه ای، موشکی و خمپاره ای به مواضع تروریست ها آغاز شد و طی چند ساعت درگیری شدید، نیروهای ارتش سوریه و گروه های هم پیمان آن موفق به تصرف چندین روستا و منطقه تحت اشغال تروریست ها در جنوب و غرب حلب شدند.

به این ترتیب، آن گونه که مشخص است، برنامه ریزی های جدید ارتش سوریه برای بازپس گیری مناطق اشغالی که در پی تحولات پس از ورود نظامی روسیه به این کشور آغاز شده، در حال نتیجه دادن است و می توان انتظار داشت در مراحل بعدی این عملیات و همچنین عملیات های مشابه، موفقیت های بیشتری در مقابله با گروه های شورشی و تروریستی حاصل آید.

…………………………………….
..

………………..
The telegraph
19okt

Russian and Iranian offensive may allow Isil to ‘seize more territory’ in Syria
As Russian warplanes and Iranian forces attack non-Isil rebels in Syria, Western officials fear this could help the terrorists to advance

فاجعه در راهست! هشیار شویم و هشدار دهیم!

Share Button

 چکیده … قدر مسلم اینست که در میهن تک صدایی و تک قدرتی  ما، شانس زیادی برای بازداشتن رژیم از این ماجراجویی بس خطرناک نیست. ولی اگر همه ما، همه آنهایی که نگران فرجام این حرکت جنون انگیز هستند، در طوماری واحد، بانگ اعتراض خود را به این ماجرا جویی برداریم شانس این را ایجاد میکنیم که در فردای شکست رژیم در این ماجرا بتوانیم بگوئیم : ما هشدار دادیم و شنیده نشد! غفلت از صدور چنین هشداری بمعنای قرار گرفتن نا خواسته در کنار رژیم در این فاجعه آفرینی است.

سر چشمه ایی را توانست گرفتن به بیل       چو آن چشمه پرگشت نشاید  گرفتن به پیل

دیگر جای تردیدی نیست که  با ورود رسمی  به صحنه درگیری نظامی در سوریه  مملکت ما بعنوان یکی از میدانداران اصلی بهمراه روسیه،  وارد باتلاقی شده است که نه شانس بُردی درآن دارد و نه حتی فرصتی برای عقب نشینی. از این لحاظ شانسی برای بُرد ندارد که مداخله رسمی ایران در کنار روسیه هر چند بظاهر ممکنست توازن و تعادل میدانی و تاکتیکی را موقتاً بسود رژیم اسد بهم بزند ولی از همان لحظه های نخست علنی و رسمی شدن این مداخلات، دینامیک نیرومندی را علیه این مداخله  جویی ایجاد  کرده است که به برافروختن بیشتر آتش بنیادگرایی و رادیکالیسم اسلامی که میرفت تا به سردی گراید از یکسو و افزون بر آن، زنده  کردن و رزمی شدن ناسیونالیسم عربی منتهی خواهد شد. ویژگی این تجدید قوای رادیکالیسم اسلامی و پان عربیسم برخلاف ماهیت دوران بروز و پیدایشش در منطقه  و در دهه های پیش، اینست که این موج جدید ناسیونالیسم عربی و بنیاد گرایی، نه علیه اسرائیل و آمریکا و دول محافظه کارغربگرای عرب بلکه علیه ایران شیعی و روسیه صلیبی است.

۳ روز پیش رهبر جبهتة النصرة که از آن بعنوان قوی ترین جناح پیکارجوی ضد رژیم اسد در سوریه نامبرده میشود، در بیانیه ایی از همه نیروهای میدانی  جنگ در سوریه که علیه اسد می جنگند خواست تا علیه جنگ صلیبی راه انداخته شده توسط روسیه و ایران با هم متحد شوند.

برای آنها که با روانشناسی ایدئولوژیکِ جریانهای بنیاد گرا و سرسختترین آنها، القاعده آشنایی دارند، پیام وحدت طلبی  جبهةالنصرة یک تحول و چرخشی ایدئولوژیک و مهم است زیرا این جریان جهادی بیگانه با هرگونه مصلحت گرایی و پراگماتیسم سیاسی، هرگز امتیازات  تاکتیکی و حتی استراتژیک وحدت عمل با دیگر نیروهایی که آنها را نامسلمان و کافر infidel میداند را فدای ایدئولوژی شریعتگرایانه و جذمی خود نمیکند. از اینرو پیدایش  این رویکرد پراگماتیستی وحدت طلبانهِ این گروه جهادی را باید، یا بمنزله جدایی آن از القاعده و پیوستنش بمحور  نیروهای مورد حمایت غرب تلقی کرد یا تغیر رویکرد راهبردی کل القاعده نسبت به آرایش صحنه پیکار در منطقه و بویژه سوریه که پیدایش داعش میتواند یکی از محرکه های آن باشد.

در حالیکه داعش در یک بیانیه از تشدید پیکار علیه آمریکا، روسیه و ایران سخن رانده است، جبهـةالنصرة در بیانیه خود بمناسبت مداخله ایران و روسیه در جنگ بنفع رژیم اسد، فقط به جنگ ضد صلیبی علیه  لشگر کشی صلیبی روسیه و ایران شیعی  اشاره کرده است.

مدیریت جنگ در دمشق و تهران، مدتهاست که از داوطلبان یا مزدوران شیعی مذهب پاکستانی و افغانی برای جنگیدن بنفع رژیم اسد در سوریه استفاده کرده و میکنند. در حالیکه تردیدی نیست که ورورد  این جنگجویان افغانی شیعی پاکستانی و افغانی  مغز شوئی شده، تأثیری تاکتیکال بر موازنه نیرو در میدان جنگ دارد ولی این مدیریت بیخبر از روانشناسی جنگی نمیداند و شعور این را هم ندارد که بداند حاصل وارد شدن این نیروی تاکتیکی اضافی به صحنه، در حکمِ باخت استراتژیک بزرگی  برای محور تهران دمشق، بصورت انگیزش آفرینی روحی و وحدت طلبانه در قطب مقابل میباشد که دامنه  تأثیرآن نه تاکتیکی  و نه حتی استراتژیک بلکه فرا استراتژیک است زیرا این گرایش وحدت و انگیزش آفرینانه حتی با درهم شکستن نظامی و سیاسی رژیم اسد و شکست و عقب نشینی روسیه و ایران در میدان جنگ پایان نیافته و از پس خود فرهنگ سیاسی، ژئوپولیتیک و تاریخی میسازد که تأثیرات آن باقی خواهد ماند. در این رابطه میتوان به صلح عرب و اسرائیل اشاره کرد که این صلح، نفرت قومی، ملی، فرهنگی و سیاسی نسبت به اسرائیل را  بین توده عرب از بین نبرده است هرچند با پیدا شدن سرو کله ایران شیعی در ماجرای سوریه، نفرت و دشمنی توده عرب منطقه نسبت به اسرائیل به محاق رفته است که  بی تفاوتی جوامع عرب و مسلمان منطقه نسبت به آنچه این روزها در فلسطین اشغالی میگذرد خود نشانه ای از این چرخش روانشناختی است.

گاردین* امروز در گزارشی از اعزام ۲۰۰۰ نفر ازنیروهای ویژه سپاه پاسداران به سوریه خبر میدهد. در هفته های گذشته خبر اعزام صدها تن سپاهی ایران به سوریه برای آغاز تهاجم بمنظور باز پس گیری مناطق از دست رفته در شمال و مرکز سوریه  که هدف نهایی آن گسترش این تهاجم تا پاکسازی تمام کشور (بگفته خود مقامات سوری) میباشد، در رسانه های بسیاری درج شده بود ولی وقتی نشریه ایی مانند گاردین چنین خبری را انتشار میدهد باید آنرا جدی و قطعی تلقی کرد هرچند این روزنامه برای خبر خود به محافل دیپلماتیک عرب استناد میکند.

همین روزنامه گاردین در شمارهامروز خود در گزارشی دیگر، سخنان اش کارتر وزیر دفاع  آمریکا، در رابطه با مداخله روسیه را درج کرده است و اظهارات او را تند ترین اظهار نظر یکی از مقامات دولتی آمریکا ظرف تمام دوره ریاست جمهوری اوباما نسبت به روسیه میداند. گاردین مینویسد این اظهارت تند از طرف دولتی (دولت اوباما) ابراز میگردد که با وعده مماشات و همکاری با روسیه کارش را آغاز کرده بود. اش کارتر در این سخنرانی که در جلسه ایی ادواری  برای نظامیان عالیرتبه ایراد شده بودمیگوید:” تمام اقدامات لازم علیه این سرکشی روسیه در اروپای شرقی و خاورمیانه که موجب سرخوردگی واشینگتن شده است اتخاذ خواهد شد.” گاردین ادامه میدهد:” اش کارتر، وزیر دفاع ایالات متحده گفت؛ رئیس جمهور روسیه کشورش را به درون “کلافی انزوا آفرین” کشانده است که فقط با یک چرخش اساسی  در این راه میتواند از آن باز گردد.” او ادامه میدهد:” ما همه گامهای لازم را برای خنثی کردن تأثیرات بی ثباط کننده، شر آفرین، تهاجمی و بدخواهانه روسیه را برخواهیم داشت.”

نه اوباما احمدی نزاد و پوتین هستند و نه اش کارتز  جوادظریف که بی مایه و حساب نشده در راستای سیاستهای تبلیغی رژیم برای مصرف داخلی شعار دهند. موضع آمریکا که در این سخنان تند  و بسیار جدی وزیر دفاع آمریکا انعکاس یافته است فقط حکایت از آمادگی آمریکا برای رویارویی با چالشگری روسیه که کشور ما هم در کنار آن قرار دارد ابراز شده است.

من از روی ارزیابی سیر حوادث منطقه بر این باور هستم که مداخله روسیه، ایران و حزب الله در سوریه با شکستی افتضاح آمیز روبرو خواهد شد که پیامدهای آن، از مرزهای سیاست های امروز گذشته، تاریخی خواهند شد. پوتین و رژیم ایران وارد جنگی  شده و میشوند که نتیجه آن بسیار فراتر از سرنوشت رژیمهای خود آنان بوده و با ابعادی تاریخی دامن دو کشور روسیه و ایران را خواهد گرفت.

باشناخت روانشناسی این دو رژیم میتوان گفت آنها بلحاظ  ویژگی ساختار قدرتی که در رأس آن قرار گرفته اند نمیتوانند بآسانی از گامهایی که امروز برمیدارند و در باتلاقی که در آن افتاده اند عقب بنشینند. آنها فقط خُرد شده از این میدان به بیرون پرتاب خواهند شد که ارزیابی همه پیامدهای چنین اتفاقی  در حال حاضر آسان نیست. البته اگر هم در این نبرد پیروز شوند جهان را به دنیای دو قطبی گذشته برمیگردانند که در آن ایران ولایی ما نقش یک نیمچه ابر قدرت را خواهد داشت.

ولی در توضیح این اگر باید به یک ضرب المثل قدیمی اشاره کنم: مردی روستایی با یک کوزه ماست در لب ساحل دریا نشسته و ماستها را با قاشق توی آب میریخت و بهم میزد. عابری پرسید چکار میکنی؟ مرد پاسخ داد دوغ درست میکنم.عابر گفت: ـ مرد حسابی با یک کوزه ماست از دریا میخواهی دوغ درست کنی؟ مگر دیوانه ایی؟ این غیر ممکن است.  مرد دهاتی پاسخ داد:  ـ ولی فکر کن! اگر بشود، چقدر دوغ میشود! حال رژیمهای روسیه و ایران میخواهند از دریا دوغ درست کنند و البته اگر بشود و درست کنند، بشر تا ابدالدهر دوغ رایگان خواهد داشت.

رهبر جبهةالنصرة در همان اظهار نظری که در بالا بدان اشاره داشتم گفت: ” ما بلایی بر سر روسها میآوریم که آنها  بلای افغانستان را فراموش کنند.” من فکر میکنم نسخه جبهة النصرة  برای دوغ درست کردن از تلاش ایران و پوتین برای اینکار مبنای بمراتب حساب شده و واقعبینانه تری دارد.

بعنوان پی نوشت اضافه کنم که خبر اعزام هزاران نظامی ایرن به سوریه را روئترز هم گزارش کرده است و  این خبرگزاری در همین گزارش از تشدید نبرد در اطراف حمص،بین مخالفین رژیم و نیروهای دولتی  خبر داده است که همراه با ۱۵ فقره بمب افکنی پوشش دهنده هواپیماهای روسیه بوده است نکته بسیار شابان توجه در این گزارش اینست که نیروهای رژیم و داعش  در این تهاجم مشترک هردو  تمام قدرت آتش خود را متوجه  پیکارجویان مورد حمایت غربِ  ضد رژیم کرده اند. این یعنی قرار داشتن داعش، نیروهای دولتی، و ایرانی و حزب الله در جبهه ای مشترک علیه مخالفین رژیم اسد. در این تهاجم، داعشی ها برای تهاجم خود همانقدر از پوشش حمایتی روسها برخوردار میشوند که نیروهای دولتی و حزب الله.

سخن آخر:

و اما ما ایرانیان منتقد رژیم؛ فعالین سیاسی و مدعی آزادیخواهی درون و برونمرزی در برابر این فاجعه ایی که( بنظر من همچنانکه اشاره کردم )  با مداخله نظامی کشور ما بنفع رژیم محکوم به سقوط بشار اسد در انتظار میهنمان است  که آثار سوء  آن فرا استراتژیک و تاریخی خواهد بود چه باید بکنیم و چه میتوانیم؟.

قدر مسلم اینست که در میهن تک صدایی و تک قدرتی  ما ، شانس زیادی برای بازداشتن رژیم از این ماجراجویی بس خطرناک نیست. ولی اگر همه ما، همه آنهایی که نگران فرجام این حرکت جنون انگیز هستند، در طوماری واحد، بانگ اعتراض خود را به این ماجرا جویی برداریم شانس این را ایجاد میکنیم که در فردای شکست رژیم در این ماجرا بتوانیم بگوئیم : ما هشدار دادیم و شنیده نشد! غفلت از صدور چنین هشداری بمعنای قرار گرفتن نا خواسته در کنار رژیم در این فاجعه آفرینی است.

 

Iran’s role in war has been relatively low-key so far, but deployment and dispatch of famous commander reinforce perception of new stage in support for Assad

Members of Iran’s Revolutionary Guards march during a parade ceremony just outside Tehran.
 Members of Iran’s Revolutionary Guards march during a parade ceremony just outside Tehran. Photograph: Vahid Salemi/AP

itemprop=”headline”>US defense chief: we will deter Russia’s

‘malign and destabilizing influence’

Ash Carter says US will not cooperate as long as Russia pursues a ‘misguided strategy’ in Syria but Moscow says it has been rebuffed in calls for consultation

Ash Carter
 Carter said the US ‘will take all necessary steps’ to counter Russian ‘influence, coercion and aggression’. Photograph: Carlos Barria/Reuters

دروازه جهنم سوریه بروی روسیه و ایران گشوده شد!

Share Button

چکیده … گرد و خاک داعش فروخواهد نشست در حالیکه فقط چشمان گردوخاک کنندگان را کور خواهد کرد. در گاردین، دیلی تلگراف، الجزیره و برخی دیگر از رسانه های معتبری که من  طی این روزها دیده ام  از ورود روسیه به صحنه سوریه بعنوان افغانستان جدیدی برای آن دولت نام میبرند ولی بنظر من فرجام مداخله روسیه در سوریه از فرجام مداخله آنکشور در افغانستان فاجعه آمیز تر خواهد بود زیرا روسیه در زمان مداخله منتهی به شکستش در افغانستان، هنوز بعنوان یک کشور حامی مستضعفین در برابر استکبار غرب، بین بخشهای از مردم  دنیا و بوِیژه در میان خود مردم عرب منطقه از شهرت خوبی برخوردار بود. ولی با مداخله مستقیم خود بنفع رژیم بی آبرو شده  و مردم کُش بشاراسد  موازنه روانشناختی سیاسی و نگاه مردم  در منطقه چنان تغیر رادیکالی کرده است و  بیشتر هم خواهد کرد که برای همیشه جای شرق ضد امپریالیست و غرب امپریالیست در دنیا و منطقه باهم عوض شده  وخود این مداخله نظامی، روسیه را بی آبرو تر و برعکس آن بر حیثیت آمریکا، عربستان و امارات نه تنها خواهد افزود بلکه به متحد شدن بیش از پیش همه مخالفین رژیم اسد و حول محور روسیه ستیزی منتهی خواهد شد. مبارزه با اشغالگری روسیه به دینامیسم تحولات آتی منطقه تبدیل خواهد گردید و ماشین تبلیغاتی غرب هم در این زمینه بخوبی از همین الان برای آن تنظیم گشته است.

توجه! در پایان صفحه لینک مصاحبه خالد خوجه سرپرست شورای ملی ائتلافی سوریه با خبرنگار الجزیره درج شده که بسیار شنیدنی است البته به انگلیسی میباشد****

Vladimir Putin

 

برنامه نداشتم، حد اقل تا فرارسیدن موعد انتخابات مجلسین شورا و شورای خبرگان رهبری، وقتی برای مطلب نویسی بگذارم مگر در موارد استثنایی و مورد لشگر کشی هوایی روسیه و زمینی ایران به سوریه از آن مواردی است که از وسوسه انتشار نظر خودم در باره آنها نتوانستم خوداری کنم که در زیر خلاصه ایی از آنچه در این زمینه بنظرم میرسد را میآورم.

از قریب ۴ سال پیش که برآمدن موج اعتراضات خیابانی مردم در سوریه علیه رژیم اسد در حُمص، درعا ، حما و…، بحران سیاسی و اجتماعی در سوریه آغاز گشت اُفت و خیز این اعتراضات مردمی را از نزدیک تعقیب کردم که حاصل آن نزدیک به قریب دهها و شاید یکصد یادداشت خبری و تحلیلی در این زمینه و در همین سایت میباشد.

رژیم بشار اسد اعتراضات مسالمت آمیز مردم  را که بخشی از زنجیره بهارعربی بود را برنتابید  و تا آنجا پیش رفت که استاندار یکی از این مناطق اعتراضی را که خود برای اطفای حریق اعتراض در آنجا منصوب کرده بود بخاطر اینکه آن استاندار بجای قلع و قمع اعتراضات، یکبار محض آزمایش مجوز، تظاهرات صادرکرده بود را بلافاصله معزول کرده به مرکز فراخواند. اعتراضات مردمی نه تنها با چماقِ لباس شخصی های موسوم به “الشبیحه“؛ بلکه با تانک، توپ و سپس هلیکوپترهای توپدار و سرآنجام با بمب افکن سرکوب شد. حاصل آن سرکوب  جدا شدن هزاران تن از نظامیان شرافتمند مردمی از ارتش اسد و تشکیل ارتش آزد سوریه توسط  آن جدا شدگان بود. دستگاه اطلاعاتی رژیم اسد، نخستین افسری را که جدا شده و با یک پرچم فرسوده در یک مکان محقر در ترکیه جدایی خود را از ارتش رژیم اعلام  و تصمیم خود را دایر بر ایجاد ارتش آزاد اعلام کرده بود را در ترکیه ربوده به دمشق برد و پس از شکنجه های زیاد و تلویزیونی کردن او، وی را اعدام کرد. نام او حسین هرموش و درجه اش سرگرد ارتش بود.


تمام سخنان این افسر مردمی در این نخستین کلیپ ویدئویی، دعوت به دموکراسی، صلح، آزادی، مردم دوستی و گذشت، حتی نسبت به نیروهای سرکوبگر رژیم است. در این کلیپ ویدئویی که نخستین نشانه شروع فاز نظامی شدن اعتراضات مردمی سوریه است با هیچ دستگاه سوپر مدرن تفسیرکننده ای و یا ژرفکاوی سخن سنج ـ انه ایی نمیتوان کمترین نشانه ایی از خشونت یافت تا چه رسد به تکفیریسم و جهادیسم و اسلامیسم و داعش.

در همان زمان بشار اسد در یک مصاحبه تلویزیونی* گفت اگر اوضاع در سوریه بهم بریزد به چنان حریق دامه داری تبدیل خواهد شد که تمام منطقه را فرا خواهد گرفت. و امروز باید گفت و با قاطعیت هم گفت؛ که بشار اسد، رژیم ایران و پوتین تنها مراجعی بودند که  میدانستند چه خوابی برای مردم سوریه دیده اند.

با شروع پیکار مسلحانه توسط “ارتش آزاد سوریه” که  پیایش آن در درجه اول  محصول سرکوب بی سابقه تاریخیِ یک اعتراض مردمی و مسالمت آمیز بود و در درجه دوم و بهمین دلیل نخست، نتیجه جدا شدن صدها افسرعالیرتبه و ودهها هزار ازکادرهای متوسط و پائین ارتش سوریه از رژیم اسد؛  رژیم اسد تمام قدرت آتش ارتش خود را مستقیم روی سرکوب”ارتش آزاد سوریه” نهاد، و همزمان در عرصه سیاسی شروع به بدیل سازی برای “شورای ملی سوریه ” ، ارگان سیاسی اپوزیسیون که توسط مخالفین سیاسی رژیم تشکیل شده بود نهاد. با هر نشستی که “شورای ملی سوریه” در یکی از کشورهای اروپایی یا ترکیه تشکیل میداد، مهندسین سیاسی اسد و معلمین روسی و ایرانی او یک بدیل جدید با برنامه جدید و نام جدید میساختند که مخرج مشترک همه آنها نفی و انکار رهبری “شورای ملی سوربه ” و “نقش ارتش آزاد سوریه” در مبارزه با رژیم بود.

معماری و مهندسی سیاسی و ضد بحران رژیم بشار اسد به اینجا ختم نشد. در محور نظامی، رژیم بطور مستقیم و غیر مستقیم ضمن سرکوب نیروهای “ارتش آزاد سوریه” راه را برای رقیبان اسلامگرای آن که در آغاز اخوانیها و القاعده ایی ها بودند باز میکرد که نهایتاً به  ظهور داعش امروزی چون ماری در آستین جبهه مخالفین رژیم  انجامیدد.

هرچند اثبات اینکه رژیم اسد خود در خلق داعش فعال بود از انجهت که دست یافتن به اسناد اطلاعاتی رژیم و پشتیبانان ایرانی و روسی آن آسان نیست ولی با نگاهی دقیق و کرونولوژیک به سیر حوادث و چیدن قطعات پازل بحران در کنار هم، از روی تحلیل وقایع روزانه میتوان به روشنی درک کرد که ظهور داعش و جبهة النصرة ، در پشت  جبهه “ارتش آزاد سوریه” که در حال  پیشروی و پیروزی بر رژیم بود نمیتوانست اتفاقی از پیش تدارک دیده شده و با لوژیستیک کافی نبوده  و پدیده ای  خلق الساعه و خود جوش بوده باشد.

در همان هنگام من با مرور ساعت به ساعت حوادث سوریه و تنظیم لحظه ایی قطعات این پازل به روشنی میدیدم که شکل گیری  این جریان تکفیری جدید به رهبری ابوبکر البغدادی که در آن موقع خود را نه داعش بلکه  رهبرالقاعده  سوریه مینامید که بعداً پس از خروج علیه ایمان الظواهری ـ پدر معنوی القاعده ـ نام داعش را انتخاب کرد، یک پدیده خود بخودی نیست. اضافه کنم که برای مدتها بین جبهة النصره( القاعده اصلی) و البغدادی( القاعده ساختگی بنظر من)، روی رهبری القاعده سوریه جنگ و جدل بود که در یک مورد البغدادی یکی از رهبران جبهة النصرة را برای مذاکره دعوت کرد و در آن دیدار او را کشت. ایمان الظواهری طی بیانیه ای البغدادی را محکوم نمود و جبهة النصرة را شاخه سوری القاعده معرفی کرد. ( از آنزمان تا کنون دیگر نه چندان خبری از ایمان الظواهری هست که این خود تعجب آفرین است و  از سوی دیگر، طی این مدت خود جبهة النصرة دستخوش تغیراتی شده است که با مشی القاعده چندان خوانایی چندانی ندارد . پشت سر این تغیرات چه نهفته است؟ از رازهایی است که پاسخ دادن بدانها آسان نیست. ولی باقطعیت میتوان گفت جبهة النصرة دیگر آنچه بود، نیست. باید بگویم که از آنهنگام تا کنون، آنقدر  که داعش از القاعده ایی ها و بسیار بیش از آنها از افراد” ارتش ازاد سوریه”  و کردها کشته است از افراد رژیم نکشته است.

مرور تفصیلی شکلگیری داعش که بنظر من بستر سازی آن توسط رژیم اسد، حزب الله لبنان و با مهندسی ایران و روسیه (و در آنموقع با کمک نوری المالکی) انجام شد، به فضای بسیار بیشتری از آنچه در این یادداشت مورد نظر است نیاز دارد. فقط خلاصه میکنم:

قریب ۳ سال پیش یک خبر نگار دیلی تلگراف که در منطقه جنگی بود از یکی از افسران “ارتش آزاد سوریه” پرسید: “شما هرمنطقه ایی را از دست ارتش اسد آزاد میکنید اینها (القاعده ایی ها) از پشت سر شما میایند و میگیرند و خود را در آنجا مستقر میکنند!؟ شما چه میخواهید با اینها بکنید؟ آن افسر ساده لوح ارتش آزاد سوریه جواب داد: ” ما که نمیتوانیم همزمان در دو جبهه بجنگیم. فعلاً با اینها مدارا میکنیم! تا پس از سقوط رژیم و… . و چنین بود که القاعده آنروز و داعش امروز یا هردو توانستند در مناطق وسیعی از سوریه که در اثر پیکار ارتش آزاد سوریه آزاد شده بود مستقر شده و به هیولای امروز برای دنیا تبدیل شود.

به این ترتیب داعش علیه رژیم سوریه نبود بلکه از همان آغاز علیه جنبش آزادیخواهانه مردم سوریه و عصای موسای رژیم اسد بود  و چه در ظاهر و چه واقعی تا آنجا علیه رژیم عمل میکرد که برای حفظ هویت جعلی اش لازم بود. شاید این گفته و اظهار نظر که من از همان روزهای نخست گفته، نوشته و تکرار کرده ام اغراق بنظر آید ولی امروزه دیگر این تنها من نیستیم که اینرا میگویم؛ ۲ یا ۳ روز پیش یکی از همین رسانه ای معتبر منطقه ایی (که بدلیل اینکه قصد یاداشت نویسی نداشتم آنرا آرشیو نکردم) همین نظر را نوشت.  ولی باید از این نظر فراتر رفت. و امروز من ادعای دیگر خود را که قبلاً هم آنرا نوشته و تکرار کرده ام تکرار میکنم: و آنهم اینست که داعش سازی صرفنظر از اینکه تحت چه عنوانی انجام شود، نه یک تاکتیک و نه یک طرح مختص سوری بلکه یک استراتژی برای رژیمهای سوریه، ایران و روسیه است تا اپوزیسیون مطلوبی باقی نگذارند که خطر جایگزینی برای آنها ایجاد کند. سرکوب میانه روها و میدان دادن به رادیکالها؛ اینست هسته این راهبرد. اینرا، تحلیلگر روزنامه دیلی تلگراف**دقیقاً با همان عباراتی که من طی این ۳ سال تکرار کرده ام در مورد سوریه و بنقل از یکی از صاحبنظران سوری گفته و چنین توضیح میدهد:

… ” ..  همین منبع دمشقی میگوید:” هدف بلندمدت این میباشد تا همه اپوزیسیون، باستثنای داعش؛ درهم شکسته شده و یا چنان تخریب روحیه شوند، که داعش به تنها دشمن مقابل رژیم اسد تبدیل گردد. آنها میخواهند تا صحنه کشور را از هر نیروی غیر داعشی چنان پاکسازی کنند تا هیچ نیرویی جز شورشیان داعش باقی نماند تا آنگاه آمریکا مجبور به همکاری با رژیم اسد علیه آن شود.” … .

البته من بر این نظرم که انتظار رژیم اسد و متحدین آن نه تنها راضی شدن آمریکا در این فرایند مهندسی شده سیاسی و نظامی به همکاری با رژیم بشار اسد در پیکار با داعش بلکه راضی شدن بقیه بازیگران سیاسی منطقه و بالاتر از آنها خود مردم سوریه به تحمل رژیم اسد در برابر هیولای داعش بوده است. ولی، سئوال مهم و تعین کننده در این رابطه اینست که آیا غرب و دیگر بازیگران در صحنه این بحران، از این رویکرد روسیه، ایران و رژیم اسد بیخبر بوده اند؟، یا نه! با خبر بوده اند و با تظاهر به خامی و بی خبری، رژیم اسد و هم پیمانانش را به تله ایی کشانده اند که جنازه آنها هم از آن سالم بیرون نخواهد رفت.

حرکت ناگهانی و غیر منتظره ولادیمیر پوتین در اعزام ۵۰ جنگنده بمب افکن به سوریه و ایجاد سریع سایت های نظامی و اعزام صدها تن از نیروهای سپاه  از سوی ایران به سوریه که متعاقب شکستها و عقب نشینی های ارتش اسد و حزب الله رخ داد، نشان از این دارد که محاسبات استراتژیک و تاکتیکی روسیه و ایران و اسد غلط از کار درآمده است و این حرکت عجولانه وقوف ناگهانی پوتین و شرکاء به این فریب خوردگی است.

در روزهای اخیر بیشتر نشریات معتبر دنیا از شکست افتضاح آمیز برنامه ۵۰۰ میلیون دلاری آمریکا برای آموزش نیروهای میانه روی مخالف اسد برای رویارویی با داعش گزارش کردند. طبق این گزارشات تعداد زیادی از این آموزش دیده ها درهمان بدو ورود به سوریه توسط جبهة النصرة دستگیر و خلع سلاح شدند، تعدادی دیگری خود را به ازای رفع مزاحمت تسلیم النصرة کرده و سلاحهای پیشرفته خود را هم به آن واگذار کردند و و بنا به برخی گزارشها از قریب ۷۰ نفر آموزش دیده سیا و پنتاگون فقط ۵ نفر باقی مانده که با داعش میجنگند.. . حالا این گزارشات را پهلوی این خبر بگذاریم که هواپیماهای روسیه بجای  کوبیدن مواضع داعش  که ادعای آنرا داشته و به بهانه مبارزه با آن به سوریه لشگر هوایی اعزام کرده بودند، طی دو فقره حمله دو روز اخیر خود، مواضع ارتش آزاد سوریه و افرادی را که توسط مستشاران سیا و پنتاگون در قطر و عربستان آموزش دیده بودند را بمباران کردند. آیا این ۵۰ جت جنگی و آن قریب ۱۵۰۰ تن نیروی رزمی و تکنیکی روسی که در هفته گذشته به سوریه آمده اند و این صدها پاسدار ایرانی برای کوبیدن آن ۵ نفر باقیمانده نیروهای آموزش دیده توسط آمریکائیها به سوریه رفته اند!؟

سون تسو، استراتژ بزرگ چنن باستان میگوید آن ژنرالی که از حریف خود زود تر بمیدان برسد و خود را مستقر کند جنگ را برده است. بنظر من در این مدتی که رژیمهای روسیه، ایران و اسد با دلخوشی اینکه بالاخره  آمریکا ، دول عربی ضد رژیم اسد و مردم آنکشور، ناگزیر از پذیرفتن مارِ غاشیه اسد در برابر عقرب جرار داعش خواهند شد، به مستی و نشئگی افتاده بودند، طرفهای غربی و عربی آنها ابتکار را در مهندسی صحنه بسود خود بدست گرفته و سریعتر و پیشتر بمیدان جنگ رسیده اند. بنظر من در عرصه شطرنج سوریه و کل منطقه ابتکار عمل با غرب به رهبری آمریکا و با دول عربی منطقه به رهبری عربستان و مصر میباشد.

گرد و خاک داعش فروخواهد نشست در حالیکه فقط چشمان گردوخاک کنندگان را کور خواهد کرد. در گاردین، دیلی تلگراف، الجزیره و برخی دیگر از رسانه های معتبری که من  طی این روزها دیده ام  از ورود روسیه به صحنه سوریه بعنوان افغانستان جدیدی برای آن دولت نام میبرند ولی بنظر من فرجام مداخله روسیه در سوریه از فرجام مداخله آنکشور در افغانستان فاجعه آمیز تر خواهد بود زیرا روسیه در زمان مداخله منتهی به شکستش در افغانستان، هنوز بعنوان یک کشور حامی مستضعفین در برابر استکبار غرب، بین بخشهای از مردم  دنیا و بوِیژه در میان خود مردم عرب منطقه از شهرت خوبی برخوردار بود. ولی با مداخله مستقیم خود بنفع رژیم بی آبرو شده  و مردم کُش بشاراسد  موازنه روانشناختی سیاسی و نگاه مردم  در منطقه چنان تغیر رادیکالی کرده است و  بیشتر هم خواهد کرد که برای همیشه جای شرق ضد امپریالیست و غرب امپریالیست در دنیا و منطقه باهم عوض شده  وخود این مداخله نظامی، روسیه را بی آبرو تر و برعکس آن بر حیثیت آمریکا، عربستان و امارات نه تنها خواهد افزود بلکه به متحد شدن*** بیش از پیش همه مخالفین رژیم اسد و حول محور روسیه ستیزی منتهی خواهد شد. مبارزه با اشغالگری روسیه به دینامیسم تحولات آتی منطقه تبدیل خواهد گردید و ماشین تبلیغاتی غرب هم در این زمینه بخوبی از همین الان برای آن تنظیم گشته است. 

من در شکست روسیه و ایران در این مداخله نظامی در سوریه شکی ندارم ولی اینکه در فردای این شکست و سقوط رژیم اسد که بنظر من قطعی است بر رژیم ایران و پوتین چه خواهد رفت باید  اندیشید.

این تحلیل فضای بیشتری را می طلبید و من امید وارم خواننده کاستی آنرا با منطق خود جبران کند.

*

این پی نوشت ۲ روز پس از درج مطلب فوق اضافه میشود و تکرار همان تهدید اسد است

Syrian President Bashar Assad said in comments broadcast on Sunday that the success of Russia’s military intervention in his country’s civil war was vital for the whole Middle East.

“The alliance between Russia, Syria, Iraq and Iran must succeed or else the whole region will be destroyed,” he said in an interview broadcast by Iranian state television.

**

The Telegraph

 ۰۲ Oct 2015

• Sources in Lebanon told Reuters that Iran, which is the main sponsor and tactical adviser to Hizbollah, was sending in hundreds of its own troops to reinforce them. Iran made no comment on the claims but Josh Earnest, the White House spokesman, said the move would be an “apt and powerful illustration” that Russia’s military actions had worsened the conflict.

• A Hizbollah-backed advance would fit the pattern of Russian air-strikes, which have predominantly targeted those rebels not aligned to the Islamic State of Iraq and the Levant who currently present the gravest threat on the ground to core regime territory.

• The long-term aim would be to defeat or demoralise the non-Isil opposition, so that Isil became the regime’s only enemy. That would force the West to back President Bashar al-Assad against it. “They want to clean the country of non-Isil rebels, and then the US will work with them as Isil will be the only enemy,” the Damascus source said.



و داعشی که جنگنده بمب افکنهای روسی بمباران میکنند!

 

………….

…….

***

Daily Telegraph

03 okt

There are already uncomfortable echoes of the prolonged and unsuccessful Soviet invasion of Afghanistan. Several rebel groups have vowed to use this as a model for their struggle, depicting Russia as a new occupier.

“Russian intervention has become a unifying factor. Groups inside Syria are now putting aside their differences to join forces against the perceived Russian invasion,” said Hassan Hassan, an associate fellow at Chatham House. “There is a deep sense of anger and little space for moderation.”

…..

و اینست سیمای واقعی “ارتش آزاد سوریه

نبض سوریا


A fighter from the Free Syrian Army’s Al Rahman legion carries a weapon as he walks toward his position on the front line against the forces of Syria’s President Bashar al-Assad in Jobar, a suburb of Damascus, Syria, July 27, 2015.  (photo by REUTERS/Bassam Khabieh)

Don’t underestimate Free Syrian Army

The topic of Syria has become a pawn in a game with many players, each with its respective ideology. Amid this situation, some media outlets have been trying to paint the revolution with colors of extremism by only mentioning Jabhat al-Nusra and the Islamic State (IS), while the international media only reports news about jihadist factions.

Summary⎙ Print The Free Syrian Army is playing a larger, more successful role in the revolution than media coverage reflects.

Author Asaad HannaPosted October 1, 2015

TranslatorPascale Menassa

What is more, the state-owned media have ignored the revolution throughout its four years, and have failed to acknowledge that army soldiers are defecting. These soldiers have become the pillars of the Free Syrian Army (FSA), the revolution’s military wing. The regime says only that it is fighting against extremist groups such as Jabhat al-Nusra and IS. It is as though these groups control all Syrian territories, and the Syrian army is battling against them day and night.

However, the reality is much different. Anyone who follows what is actually happening on the ground knows that there are no battles between the Syrian army and IS. The areas IS controls were won through short battles for wide spaces and large warehouses. This was the case in Palmyra, where IS confiscated the second-largest ammunition warehouse in Syria.

Meanwhile, the FSA is completely dismissed when it comes to media coverage. It was formed early in the revolution and developed into an army defending civilians in regions outside the regime’s control. From a defense group, it grew to become an attack force and took over areas previously controlled by the regime.

The FSA recently managed to expel IS forces completely from Idlib and its countryside, and did the same in Aleppo in late February. The battles are ongoing in Aleppo’s northern countryside, in Mare city and its suburbs, where more than ۳۰ FSA fighters died to keep the regime from taking over Aug. 10.

The 101st Division is one of the FSA groupings battling IS, and many of its members have died on the front lines while fighting the regime and IS.

The FSA — which has enough ammunition and discipline to rule a country — cannot be marginalized. It is, however, still classified as a militia, as it is incapable of using aircraft in its operations. The 101st Division resembles any military troop — technically and structurally — and includes around 2,000 fighters in its ranks, including 35 commanders who defected from the Syrian army. The remaining fighters are also defected militants or members who enlisted in the division by submitting applications. The troop follows a constitution and by-laws that govern the affairs of its members.

Cmdr. Mamoun al-Omar defected from the regime forces and is currently deputy leader of the 101st Division. In a telephone interview from the Syrian territories, he told Al-Monitor, “We conduct operations as per an internal constitution that organizes and determines the conduct of leaders and members and even journalists who work with us. The constitution specifies the duties and rights of each member in their capacity as an official fighter. This guarantees the rights of the members while they work with us and after they leave. We provide insurance for the families of martyrs and we treat the wounded in battles. This reassures the members of our support for them against all odds.”

He added, “We reiterate our compliance with the Geneva conventions regarding the rules of war and the UN human rights charters and agreements related to handling detainees. We also aim to inform new recruits of these laws.”

At the onset of the revolution, FSA troops relied on real battles with the regime to gain fighting experience. Now, the FSA has its own camps where recruits receive military and physical training from veteran officers and sports trainers.

The 101st Division has received enlistment applications from Syrian young people. Omar said FSA recruiting gives the young people direction and keeps them from being seduced by extremist groups. According to Omar, those groups try to control young Syrians by brainwashing them, tempting them with money and power, and then throwing them into battles they might not survive, even though the young peoples are far from embracing or even understanding these groups’ real ideologies.

The FSA, Omar said, wants to keep the young people in the country and preserve their capacities so they can become the pillars for a national army that ensures the unity of the Syrian territories and seeks to build a democratic state.

At the end of September, the 101st Division was getting ready to graduate the first group of 50 recruits who were trained in its camps as fighters.

The 101st Division enjoys international support since it is not classified as an extremist group, but as a moderate one. Hassan Hamada, founder and head of the troop, was a colonel in the Syrian air force. He told Al-Monitor in Turkey, “We are certain the Syrian people are able to defeat the criminal regime, which has invested its military [might] to oppress the people’s revolution. We are also sure the people will win against terrorism, extremists and foreign fighters, who can only be crushed by the Syrians. The regions where we fought IS and expelled it have been cleansed of this organization, which will never return to them. However, the regions that the international alliance has been shelling [for] months are still a breeding ground for terrorist groups.”

Hamada defected from the Syrian air force in June 2012 by flying his military MiG 21 aircraft across the Jordanian border and landing at King Hussein’s military air base, in the northeast of Jordan. He then asked for political asylum in Jordan. He later returned to the military — this time in the ranks of the Syrian revolution — and formed the 101st Division.

Read more: http://www.al-monitor.com/pulse/originals/2015/10/syria-fsa-isis-media-coverage-palmyra-101-divison.html#ixzz3nR8A2BMN

…………………………………..

افزوده ها:

استفاده ار مزدوران جنگی روسی و چچنی در عراق و سوریه. گزارش از گاردین

http://www.theguardian.com/world/2015/oct/05/syrian-insurgent-groups-vow-to-attack-russian-forces
…………….
بیانیه بیشاز ۴۰ جریان ضد رژیم اسد علیه مداخله روسیه و فتوای جهاد اخوان علیه روسها

…………..

****

مصاحبه الجزیره با دکتر خالد خوجه  Khaled Khoja ، دبیر شورای ملی ائتلافی سوریه. او در این مصاحبه به کمک فعال رژیم اسد و نوری المالکی در پروراندن داعش اشاره میکند. مصاحبه بسیار شنیدینی  است.


………….

………..
Aljazira Karton (Syria)

……

تحت پوشش حملات روسیه و سوریه داعش مناطقی را از دست دیگر گروههای ضد رژیم  خارج میکند! این نشان میدهد حملات هوایی روسیه از که علیه که دفاع میکند؟

Reuters
09okt
Supported by the Russian air campaign, Syrian troops and allied militias have launched an offensive against rebels in the Ghab Plain and other parts of the northern province of Hama, where Abdulrahman said clashes continued late into Thursday night.

It began with the arrests of a handful of children in 2011.

Syria’s war: Everything you need to know about how we got here


CNN

syria-war-how-we-got-here