Archive for: November 2015

جنگ قیمت در بازار نفت واجلاس پیش روی اوپک

Share Button

نتیجه گیری: بنظر من اجلاس ۴ دسامبر پیش روی یعنی ۴ روز آینده، اولاً  همچنان که من بدفعات قبلاً نوشته ام، نشان خواهد داد که؛ “اوپک” دیگر یعنی عربستان و پس از آنهم، یعنی دیگر دول خلیج.  اگر کشور ما در این سازمان بماند مجبور است از خط عربستان پیروی کند و اگر نماند عربستان، آن سازمان را در برابرش قرار خواهد داد.

اجلاس آینده اوپک نه گردهم آئی برای اتخاذ راهبردی واحد در برابر بحران بازار بلکه، صحنه نبرد جنگ اقتصادی/سیاسی عربستان و متحدین آن علیه ایران و روسیه خواهد بود. عربستان در این اجلاس از چنان فرادستی ای برخوردار است که حتی میتواند با مانور، عراق و روسیه را هم در برابر ایران و بالعکس قرار دهد.

نه عربستان و نه دیگر دول حاشیه خلیج از سهم و تولید خود نخواهند کاست و روسیه، نروژ، مکزیک، کانادا و .. هم زیر بار کاستن از تولید خود نخواهند رفت. اجلاس اوپک در چنین صورتی فقط به جنگ بیشتر قیمت در بازار نفت خواهد انجامید. و اگر غیر این شود واقعاً معجزه شده است. با تکرار نظر مادرو رئیس جمهور ونزوئلا، رسیدن بهای هر بشکه نفت را به ۲۵$ بعید نمیدانم.

Opecs generalsekreterare Abdalla Salem El-Badri och Rysslands energiminister Alexander Novak (höger).

4روز دیگر نشست سالیانه اعضای اوپک در وین برگزار میشود تا به سقوط قیمت و نوسان آمیز بهای نفت بپردازد. نیازی به توضیح نیست که فلسفه و علت وجودی سازمان اوپک  در آغاز حفظ منافع جمعی کشورهای عضو در بازار جهانی نفت بوده است ولی چنانچه در زیر خواهد آمد رقابت برای فتح بازار و افزایش سهمیه، چالشها و تضاد های درونی این سازمان را برحدت مساعی آن برای  حفظ آن منافع مشترک  بلند مدت چیره کرده است.

دراماتیک این چالش درونی در اثر رقابت یا جنگ سیاسی  بین ایران و عربستان و دیگر دول حاشیه خلیج فارس که ریشه های آن ناشی از مداخلات کشور ما در منطقه (عراق، سوریه، لبنان، بحرین و فلسطین) میباشد، به این رقابت اقتصادی تا آن حد افزوده است که میتوان گفت، وحدت منافع آنها را کاملاً تحت الشعاع قرار داده است.

قریب ۲۵ سال پیش، وزیر نفت معروف عربستان، زکی یمانی، در مصاحبه ایی طولانی پیرامون آینده نفت و در ارتباط با استفاده از آن بعنوان یک حربه سیاسی( در مناقشه دول عرب با کشورهای غربی و اسرائیل و تحریم نفتی و.. )، گفت که دوران استفاده از ابزار نفت بعنوان یک حربه سیاسی بپایان رسیده است و نفت دیگر یک کالا مانند دیگر کالاهاست که بهای آنرا عرضه و تقاضا تعین میکند.

سیر تحولات نفتی در دنیا طی این ۳ دهه گواه درستی ارزیابی زکی یمانی است. امروزه دیگر بهای نفت براساس هزینه تولید آن( که تقریباً ارتباتش را با میزان منابع سنتی  و هزینه استخراج بریده است) تعین میشود و عرضه آن با ظهور نفت شل و دیگر آلترناتیوها، دیگر تابع محدودیت ذخایر زیر زمینی آن نیست. برای روشن شدن قضیه و تفاوت این دو وضعیت ناچارم به تئوری “رانت” ریکاردو(۱۷۷۲/ ۱۸۲۳) اشاره کوتاهی بکنم.

ریکاردو در زمانی زندگی میکرد که تکنولوژی های جدید کاشت و برداشت محصولات کشاورزی و حمل مدرن امروزی وجود نداشت. جمعیت جهان رو به افزایش و نیازبه مواد غذایی روز افزون بود. برخی اقتصاد دانان و جمعیت شناسان مانند،مالتوس فکر میکردند در اثر قحطی مواد غدایی بسیاری تلف خواهند شد و .. . ولی با پیشرفت تکنولوژی کشت و برداشت نه آنچنان که تصور میشد قحطی آمد و نه میلیونها از قحطی مردند با اینکه طی این مدت جمعیت جهان چند برابر شده است.

ریکاردو نظریه رانت خود را در شرایطی قرن ۱۸ مطرح کرد که کاملاً هم درست بود و بلحاظی هنوز هم درست است. او میگفت با افزایش تقاضا در بازار برای غله، زمینهای کم بازده تر بیشتری، با فواصلی دور تر از بازار، اجباراً به زیر کشت خواهند رفت زیرا تولید زمینهای زیر کشت مرغوب و پربازده و نزدیک به بازار و مصرف پاسخ تقاضای روز افزون برای غله و محصولات کشاورزی را نخواهد داد. لذا برای اینکه کشت کنندگان این زمینها(کم بازده تر)، از کِشت خود سود ببرند باید قیمت در بازار بحدی برسد که این زمینهای نامناسب و پرخرج برای تولید هم سود آور شده و در حدِ سود متوسط  سرمایه در بازار، سود آور باشند تا کِشت بشوند. از اینرو قیمت محصولات کشاورزی برخلاف محصولات صنعتی نه براساس کاراجتماعی لازم برای تولید آنها (مجموع هزینه های انجام شده) بلکه براساس هزینه کشت در پست ترین و کم بازده ترین زمینهای زیر کشت در بازار تعین میگردد چون اگر قیمت پائین بیاید فشار تقاضای اضافی ارضا نشده در بازار، مانند یک سوپاپ تنظیم، قیمتها را بحدی میرساند که زمینهای جدیدی با بازدهی کمتری و هزینه بیشتری زیر کشت برود. در چنین شرایطی که قیمت محصولات بر اساس بدترین زمینها تعین میشود، آن کس که مثلاً از زمین خود ۱۰ تن غله برمیدارد و در عرض یک ساعت هم آنرا به بازار میرساند نسبت به آنکس که به ازای همان میزان هزینه و زحمت۱ تن غله  برداشت میکند و بجای یکساعت هم ده ساعت هزینه حمل و نقل میکند، تفاوت این هزینه یا آن  اضافه برداشت و هزینه نازلتر حمل و نقل خود را  بصورت درآمد اضافی بجیب میزند که به این درآمد اضافی رانت گفته میشود.

البته فرایند رانت به اینجا پایان نیافته و این روند به نوبه خود باعث ارزشیافتی زمین مرغوبتر میشود. حال هر چه زمین پر بازده تر و هرچه به بازار مصرف نزدیک تر، قیمت زمین کشاورزی هم بیشتر افزایش میابد چون احتیاج به  کشت زمینهای کم بازده و پرهزینه تر بیشتر میشود.

برای تطبیق تئوری رانت در کشاورزی به رانت نفتی کافیست به این اشاره کنیم که قیمت نفت در دنیا تقریباً همسطح است ولی تا آنجا که به هزینه کاوُش، حفر و استخراج و انتقال مربوط میشود، این هزینه هزگر یکسان نبوده و نمیتواند باشد. [ گویا این هزینه در عربستان و کویت ۸$ . ایران ۱۶$ نروژ ۲۵$ است) ارقام دقیق نیستند.

آنچه اینک در بازار نفت با ” نفت سنگ یا نفت شیل” از یکسو و با درجه تأثیر گذاری کمتری، انرژیهای بایافتی دیگر اتفاق افتاده است تقریباً همانست که بر سر محصولات کشاورزی در دو قرن پیش رفت که مانند اینست که گندم و شیر و ذرت را در کارخانه تولید کنیم. این خود بمعنی اینست که قیمت تولید انرژی با گذشت هر روز بصورت صنعتی  و قیمت تمام شده   تعین میگردد که  سرنوشت بازار و قیمت را تعین میکند و نه باردهی طبیعی چاههای نفتی که فورانی از زمین بیرون میآیند.

بمعنای فوق هزینه تولید نفت شل که بطور متوسط ۶۰$ ارزیابی شده و قطعاً با استهلاک هزینه های اولیه و نوآوریهای فنی کمتر هم میشود، کانال قیمت نفت و گاز را در آینده تعین کرده و نقش شاخصی(مرجع) خواهد یافت. از اینروست که عربستان بعنوان  یکی از ۳ بزرگترین تولید کننده نفت در دنیا، از تثبیت قیمت نفت در کانال ۶۰$ تا ۸۰$ سخن میگوید . در این رابطه سایت اقتصادی هگنار آنلاین (نروژی)، مینویسد که عربستان در اجلاس آینده ۴ دسامبر(۷ روز دیگر) در صدد هدف گذاری تثبیت قیمت نفت  در همین حدود است  که مبنای آن همان هزینه متوسط تولید نفت و  گاز  است و نه افزایش قیمت از راه کاهش تولید و عرضه که عملاً در حکم خالی کردن میدان برای تولید کنندگان نفت شل و تولید کنندگان نفتی غیر اوپک است.

نهار نت لبنان گزارش تحلیلی از آسوشیدت پرس پیرامون اجلاس آینده اوپک  با عنوانِ کشورهای خلیج نمیخواهند در بستن شیرهای نفت تنها باشند را دارد  که جالب است. این گزارش چنین شروع میشود:” بنظر محافل رسمی و تحلیلگران نفتی، دول خلیج به رهبری عربستان سعودی علیرغم ریسک کاهش باز هم بیشتر قیمت نفت تسلیم فشار برای تن دادن تنها به کاهش تولید  خود نخواهند رفت.

عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی و قطر،که روزانه بیش از ۳۲ میلیون بشکه نفت تولید میکنند، انتظار دارند که تولید کنندگان غیر اوپک مخصوصاً روسیه، متوازیاً از تولید خود بکاهند.

کمال ـ ال هرامی تحلیلگر نفتی کویت به فرانس پرس میگوید: “کشورهای خلیج نمیخواهند تعهدی  یکجانبه برای کاهش تولید خود بدهند. آنها انتظار همکاری محکم از سوی دیگر تولید کنندگان، و بطور عمده روسیه هستند تا از تولید خود بکاهد.”

ابو داهیش، یک اقتصاد دان سعودی میگوید: ” کشورهای خلیج علیرغم از دست دادن بخشِ سنگینی از درآمد خود، همچنان حفظ سهمیه را بر افزایش  کوتاه مدت قیمت ترجیح میدهند. آنها میدانند که در اجلاس ۴ روز دیگر از آنها خواسته میشود که به تنهایی از تولید  خویش بکاهند چون دیگر کشورها بلحاظ مالی در وضعیتی نیستند که تن به کاهش تولید خود بدهند. و تا آنجا که روشن شده است، روسیه گفته است که از تولید خود نخواهد کاست.

یک مقام رسمی دول نفتی خلیج میگوید چیزی عوض نشده است تا آنها( دولتهای عرب حاشیه خلیج) سیاست خود را تغیر دهند.

اجلاس اوپک در شرایطی برگزار میشود که اضافه عرضه نفت بر تقاضا در بازار جهانی به بیش از ۳ میلیون بشکه، ۳ برابر همیشه، در روز رسیده است.

ونزوئلا بعنوان عضو اوپک و  برخی شاحبنظران اقتصادی و نفتی دنیا میگویند که بهای هربشکه نفت ممکنست تا سطح ۲۵$ ـ ۳۰$ سقوط کند. IEA، سازمان جهانی انرژی پیش بینی میکند که تقاضای نفت بمیزان ۱٫۲ میلیون بشکه برای سال آینده افزایش خواهد یافت و این ۴۰۰ هزار کمتر از افزایش در سال جاری است. ولی از آن ببعد کاهش تولید در اثر هزینه زیاد در برخی تولید کنندگان راه را برای اوپک باز خواهد کرد .

عربستان سعودی میگوید که تا کنون ۲۰۰ میلیارد دلار از سرمایه گذاری های جدید نفتی در اثر کاهش بهای نفت کم شده و پیش بینی میکند که ۳۰۰ میلیارد دلار دیگر هم  از سرمایه گذاریها کاسته شود.” پایان گزارش نهار نت (آسوشیتد پرس).

نکات مطرح شده در گزارش فوق جای بحث فراوانی دارد ولی من به چند نکته اشاره میکنم.

در حالی که ۵۰۰ میلیارد از حجم سرمایه گذاری در تولید نفت در جهان کاسته میشود، عربستان نه تنها از میزان سرمایه گذاریهای خود نمیکاهد بلکه برآنها هم می افزاید. استراتژی عربستان  به نظر من روشن است. این دولت با توجه به حجم عظم ذخایر ارزی خود، این  رقابت مارتونی نفس گیرِ عرضه تولید و فروش ارزان را تا آنجا ادامه میدهد تا نه تها نفس تولید کنندگان غیر اوپک را بگیرد بلکه میدان را برای همیشه برای کشورما نیز چنان تنگ کند که دیگر بعنوان یک قدرت نقتی در منطقه و بازار جهانی نتواند عرض اندام کند.

دولت ما زمانی طرح  جدید “قراردادهای نفتی ایران موسوم به IPC” بنام پیش میشکد و زمانی میخواهد صدها میلیارد دلار سرمایه ه خارجی را جذب کند که مازاد عرضه ۳ میلیون بشکه ای نفت در دنیا افق را تیره کرده است.

بنظر من آنچه در این تحلیلیها نیامده است، چالش سیاسی نهفته در بطن مسئله نفتی بین ایران و روسیه از یک طرف و دول  عربی یالاعم و دول حاشیه خلیج  بالاخص و غرب از سوی دیگر است. مقامات ممکتی ما، در اجلاس آینده انتظار دارند که بر سهمیه صاراتی کشور ما افزوده شود و این امر با توجه به فشار برای کاهش تولید در حکم تاخت کردن در یک سربالایی تند ۶۰درجه است. بقیه اعضای اوپک بشمول دولت برادر عراق و ونزوئلا در چنین شرایطی نه تنها با افزایش تولید ایران در اجلاس آتی اوپک  موافقت نخواهند کرد بلکه موافقت آنها در آینده هم بعید است. یکی از تحلیلگران نفتی اظهار داشته است که امکان خروج برخی از اعضاء از اوپک بعید نیست و با توجه به وضعی که اوپک یافته است بعید نیست اشاره او به کشور ما میباشد. تا آنجا که به روسیه مربوط میشود آن کشور؛ هم بلحاظ اقتصادی و هم بلحاظ پرستتیژی بعید است تسلیم شیوخ خلیج فارس بشود. در همان گزارش نهار نت گفته میشود که قرار است جلسه ای غیر رسمی از تولید کنندگان خارج نفتی غیر اوپک، یک روز قبل از اجلاس اوپک تشکیل شود تا بین خود مشاوره کنند.

خلاصه اینکه دول نفتی حاشیه خلیج از استراتژی حفظ بازار  و تولید فعلی خود که موجب اضافه عرضه ای بمیزان بیش از ۳میلیون بشکه در روز است کوتاه نخواهند آمد و از آن مهمتر آنها قصد ندارند بازارهای شرق آسیا و اروپایی خود را بسود ایران و روسیه از دست بدهند، این نیز در درجه اول  بمعنای حواله دادن ایران به بازارهای غیر دلاری و یوروئی  است و در درجه دوم وادار ساختن غیر مستقیم آن به تخفیفهایی بمراتب بیش از آنکه هم اکنون به مشتریان آسیایی خود میدهد.

هگنار انلاین  نروژ  مینویسد انبارهای نفت در دنیا  از سال گذشته تا امسال در حال پر شدن هستند و تا این انبار ها خالی نشوند قیمت  بالا نخواهد رفت.

نشریه اقتصادی داگنز ایندوستری سوئد نیز گزارشی با عنوان جنگ داخلی قیمت در درون اوپک دارد که اشاره بدان نیز بی فایده نیست. این نشریه مینویسد:” اوپک کنترول خود را بیش از پیش بر  بازار و بهای نفت در دنیا از دست میدهد. دول خلیج حالا دیگر با تخفیفهای زیاد در بازار جهانی نفت بهم نارو میزنند تاسهم و بازار خود را حفظ کنند. مؤسسه بلومبرگ مینویسد؛ تا کنون تصور چنین بوده است که اوپک ارگانی خواهد بود که موجب همبستگی کشورهای نفت خیر گردد. ولی بموازات اینکه بسیاری کشورها، و مهمترینشان آمریکا، وابستگی نفتی خود را بخاطر نفت شل به اوپک کم کرده اند، چنین بنظر میرسد که این کارتل که وزن عربستان  بر آن چیره است کنترول خود را بر قیمت نفت از دست میدهد. کویت و عراق تخفیف های زیاد میدهند تا با عربستان رقابت کنند و قطر هم بر همین روال میکوشد تا بازار امارات را برباید. برحسب ظاهر، اوپک که ۴۰% تولید جهانی را دارد، همچنان همبستگی خود را حفظ میکند تا با پُر کردن بازار از نفت، تولید کنندگانی را که با هزینه زیادتر تولید میکنند را از میدان بدر کند. بنا به گزارش بلومبرگ، ماه سپتامبر گذشته اعضای اوپک بیشترین میزان نفت را تابستان سال پیش روانه بازار کردند. ولی قیمتهای روزانه نشان میدهد که کویت در بازار آسیایی خود رکورد تخفیف را در مقایسه با رقیب عربستانی خود بجای گذارده است. انتظار میرود که آسیا در آینده، بیشترین رشد تقاضای نفتی را در جهان با ۱/۴داشته باشد. ولی رقابت اعضای اوپک باهم در آن منطقه دست بالاتر را گرفته است. و وضع میرود تا بدتر هم بشود. پنجمین کشور تولید کننده اوپک، ایران آماده میشود تا پس از لغو تحریمها، طی ۶ ماه  بمیزان ۳۰% بر صادرات خود بیافزاید.

نتیجه گیری:

بنظر من اجلاس ۴ دسامبر پیش روی یعنی ۴ روز آینده، اولاً  همچنان که من بدفعات قبلاً نوشته ام، نشان خواهد داد که؛ “اوپک” دیگر یعنی عربستان و پس از آنهم، یعنی دیگر دول خلیج.  اگر کشور ما در این سازمان بماند مجبور است از خط عربستان پیروی کند و اگر نماند عربستان، آن سازمان را در برابرش قرار خواهد داد.

اجلاس آینده اوپک نه گردهم آئی برای اتخاذ راهبردی واحد در برابر بحران بازار بلکه، صحنه نبرد جنگ اقتصادی/سیاسی عربستان و متحدین آن علیه ایران و روسیه خواهد بود. عربستان در این اجلاس از چنان فرادستی ای برخوردار است که حتی میتواند با مانور، عراق و روسیه را هم در برابر ایران و بالعکس قرار دهد.

نه عربستان و نه دیگر دول حاشیه خلیج از سهم و تولید خود نخواهند کاست و روسیه، نروژ، مکزیک، کانادا و .. هم زیر بار کاستن از تولید خود نخواهند رفت. اجلاس اوپک در چنین صورتی فقط به جنگ بیشتر قیمت در بازار نفت خواهد انجامید. و اگر غیر این شود واقعاً معجزه شده است. با تکرار نظر مادرو رئیس جمهور ونزوئلا، رسیدن بهای هر بشکه نفت را به ۲۵$ بعید نمیدانم.

ضمناً در زیر عکس فاریوم مشترک کشورهای عربی  به رهبری عربستان و کشورهایی آمریکای جنوبی است. که در آن اجلاس مادورو رئیس جمهور ونزئلا هم بود و زیر قطعنامه ایی که خواهان عدم دخالت کشورهای خارجی (ایران) در امور کشورهای خلیج؛ یمن، سوریه و..  بود امضاء انداخت

Presidents and Heads of State pose for an official photo at the Summit of South American-Arab Countries, in Riyadh in this handout picture provided by Miraflores Palace on November 10, 2015. REUTERS/Miraflores Palace/Handout via Reuters ATTENTION EDITORS - THIS PICTURE WAS PROVIDED BY A THIRD PARTY. REUTERS IS UNABLE TO INDEPENDENTLY VERIFY THE AUTHENTICITY, CONTENT, LOCATION OR DATE OF THIS IMAGE. THIS PICTURE IS DISTRIBUTED EXACTLY AS RECEIVED BY REUTERS, AS A SERVICE TO CLIENTS. FOR EDITORIAL USE ONLY. NOT FOR SALE FOR MARKETING OR ADVERTISING CAMPAIGNS.

Presidents and Heads of State pose for an official photo at the Summit of South American-Arab Countries, in Riyadh in this handout picture provided by Miraflores Palace on November 10, 2015. REUTERS/Miraflores Palace/Handout via Reuters ATTENTION EDITORS – THIS PICTURE WAS PROVIDED BY A THIRD PARTY. REUTERS IS UNABLE TO INDEPENDENTLY VERIFY THE AUTHENTICITY, CONTENT, LOCATION OR DATE OF THIS IMAGE. THIS PICTURE IS DISTRIBUTED EXACTLY AS RECEIVED BY REUTERS, AS A SERVICE TO CLIENTS. FOR EDITORIAL USE ONLY. NOT FOR SALE FOR MARKETING OR ADVERTISING CAMPAIGNS.

افزوده ها:

………………………………

پیشنهادکاهش۱٫۳میلیون بشکه‌ای تولید

زنگنه به دبیرکل اوپک نامه نوشت

تاریخ انتشار: سه‌شنبه، ۱۰ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۱۵

وزیر نفت با ارسال نامه ای به دبیرکل اوپک خواستار کاهش ۱.۳ میلیون بشکه‌ای سقف تولید روزانه نفت اوپک شد و اعلام کرد: همزمان با لغو تحریم ایران، زمان کاهش تولید نفت برخی کشورهای عضو اوپک فرا رسیده است.

مهدی عسلی در آستانه نشست یکصد و شصت و هشتمین نشست اوپک در وین  با بیان اینکه اخیرا بیژن زنگنه وزیر نفت ایران با ارسال نامه ای به عبدالله سالم البدری دبیرکل اوپک خواستار کاهش سقف تولید نفت اعضای این سازمان به ۳۰ میلیون بشکه در روز شده است، گفت: در این نامه وزیر نفت دو موضوع را به دبیرکل اوپک متذکر شده است.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از مهر، مدیر کل امور اوپک و ارتباط با مجامع انرژی وزارت نفت با اعلام اینکه وزیر نفت در این نامه تاکید کرده که اعضا برای ثبات بازار به سقف تولیدی که اعضای اوپک در سال ۲۰۱۱ میلادی توافق کردند، پایبند باشند، تصریح کرد: هم اکنون در حالی که قرار بوده سقف تولید ۳۰ میلیون بشکه باشد، تولید به حدود ۳۱.۳ میلیون بشکه نفت در روز رسیده است.

این مقام مسئول افزود: این در حالی است که مشخص است، چه کشورهایی بیشتر از سهمیه خود تولید کرده اند. در آن زمان با وجود اینکه تولید ایران بیشتر شرایط فعلی بود و به دلیل تحریم‌ها تولید حدود ۴.۲ میلیون بشکه و صادرات ۲.۶ میلیون بشکه نفت ایران کاهش یافته است.

عسلی با یادآوری اینکه در حال حاضر تولید نفت خام برخی کشورها آن قدر افزایش یافته که نه تنها بیشتر از سقف تولید آن زمان شده بلکه از آن هم بیشتر شده است، بیان کرد: برهمین اساس، قدم اول بازگشت به سقف ۳۰ میلیون بشکه در روز است و دوم اینکه چون کاهش تولید ایران ارادی و به دلیل مسائل صنعت نفت نبوده بلکه از بیرون به صنعت نفت ایران تحمیل شده، به محض اینکه در آینده نزدیک تحریم‌ها برداشته شود، ایران تولید و صادرات خود را به سطح قبلی برخواهد گرداند.

مدیرکل امور اوپک و ارتباط با مجامع انرژی وزارت نفت در پاسخ به این پرسش که عکس العمل دبیر کل اوپک چه بوده است؟ توضیح داد: قرار نبوده عکس العمل نشان دهند، یک وزیر کشور عضو اوپک درخواست می‌کند که تعهدات تولید رعایت شود و همچنین خبر می‌دهد که قصد بازگشت به سهمیه خود را دارد.

بیژن زنگنه وزیر نفت اخیرا در یک گفتگوی تلویزیونی با بیان اینکه متاسفانه برخی از کشورهای عضو اوپک از نفت به عنوان یک ابزار سیاسی استفاده می کنند، گفته است: در نشست پیش روی اوپک، سقف تولید نفت این سازمان تغییری نمی‌کند.

نشست یکصد و شصت و هشتمین نشست سازمان کشورهای صادرکننده نفت «اوپک» چهارم دسامبر (۱۳ آذرماه) سال جاری به میزبانی وین برگزار خواهد شد.

……………………………….

“مهمترین دستاورد رعایت سهمیه خواهد بود”

سقف تولید اوپک کاهش نمی یابد

اقتصاد آنلاین

۱۰ آذر(۰۱/۱۲ـ۲۰۱۵ )

رییس اسبق امور مجامع اوپک که در بیش از ۶۰ نشست این سازمان حضور داشته در آستانه اجلاس یکصد و شصت و هشتم اوپک با بیان اینکه خیلی بعید به نظر می رسد در این اجلاس سقف تولید اوپک کاهش یابد، گفت:با توجه به اینکه آمریکا با تولید نفت شیل و روسیه با افزایش میزان تولید خود به صورت بی سابقه در بازار جهانی نفت حضور دارند، اوپک به تنهایی نمی تواند مدیریت بازار را عهده دار شود و در این راستا عزم جمعی لازم است و به نظر می رسد مهمترین دستاورد این اجلاس متقاعد ساختن اعضا به رعایت سهمیه باشد.

فریدون برکشلی در گفت و گو با خبرنگار اقتصادآنلاین درباره پیش بینی خود درباره نتیجه اجلاس یکصد و شصت و هشتم اوپک که روز جمعه ۱۳ آذرماه در وین برگزار می شود، اظهار کرد:در فاصله اجلاس تابستانى تا اجلاس نوامبر تحول خاصى در بازار جهانى نفت رخ نداده که بتوان از آن استنباط تغیرى در اجلاس ١۶۸ را داشت.
وی افزود:البته قیمت ها نزدیک به ١٠ دلار در هر بشکه کاهش یافته وعربستان بیش از ١٠٠ میلیارد دلار از ذخایر ارزى خود را از دست داده است، سایر تولید کنندگان منطقه خلیج فارس هم به استفاده از ذخایر ارزى خود متوسل شده اند، از سوی دیگر ونزوئلا و نیجریه نیز بدترین شرایط را دارند و براى کاهش سقف تولید به عربستان فشار مى آورند.
برکشلی در ادامه تصریح کرد: در اصول عربستان معمولا در مقابل فشار از سوى ایران واکنش نشان مى دهد و ایران هم در شرایط کنونى انگیزه اى براى اعمال فشار بر روى عربستان ندارد زیرا که تولید جارى تا زمان لغو تحریم ها به بشکه هاى اضافى و درآمد بیشتر منجر نمى شود.
رییس اسبق امور مجامع اوپک مهمترین دستاورد اجلاس یکصد و شصت و هشتم اوپک را متقاعد ساختن عربستان به بازگشت به نظام سهمیه بندى عنوان و اظهار کرد: البته عربستان نظامى از سهمیه بندى را مى خواهد که عراق هم سهمیه بپذیرد و این کار را مشکل مى سازد.
به گفته او عربستان خواهان حمایت روسیه نیز هست زیرا که بر اساس تجارب قبلى روسیه و برخى دیگر از تولید کنندگان غیر اوپک مانند مکزیک عرضه نفت خام خود را افزایش داده اند.
برکشلی با اشاره به اینکه در این اجلاس ایران به عنوان یک عضو قیمت طلب اوپک بر مواضع قیمت خواهانه تاکید خواهد کرد ولى این امر بدون پا فشارى خواهد بود، خاطرنشان کرد:در اجلاس پیش رو مهم ترین اقدام ایران رایزنى با عربستان براى تقسیم بازار پس از بازگشت ایران به بازار جهانى نفت خواهد بود.
رییس اسبق امور مجامع اوپک دریاره اینکه آیا بازگشت به نظام سهمیه بندی ممکن است؟ گفت:در سازمان اوپک تا زمانى که ظرفیت تولید به صورت بالفعل ویا حتى بالقوه وجود دارد، سهمیه سوخت نمى شود، در واقع وقتى عضوى به هر دلیلى نتواند تولید کند،سهمیه خود را به اعضایى که امکان تولید دارند وام مى دهد (اصطلا حا quota loan )و وقتى شرایط بازگشت به بازار فراهم آمد،وام خود را پس مى گیرد.
وی با اشاره به اینکه من بر اساس تجربه خودم صلاح نمى بینم که بر روى باز پس گیرى سهمیه قبل از تحریم اصرار کنیم، ادامه داد: از نظر من ایران تا قبل از دستیابى به ظرفیت تولید پنج میلیون باید مانند عراق خارج از نظام سهمیه بندى بماند ولى سایر اعضا را به رعایت سهمیه ها ترغیب کند.
رییس اسبق امور مجامع اوپک همچنین گفت: در مورد باز پس گیرى سهم بازار احتمالا جنگ قیمتى در پیش خواهیم داشت، البته از انجا که بازگشت ایران به آرامی خواهد بود افت قیمت نیز زیاد نخواهد بود.
برکشلی با تاکید بر اینکه اوپک یکی از بازیگران بازار جهانی نفت خام است، اظهار کرد: سهم ایران در بازار جهانى نفت را عمدتا عراق و روسیه به خود اختصاص داده اند و می توان گفت که در حقیقت ایران  از سهم عربستان در اسیا را از آن خود ساخته است، بنابراین به نظر می رسد مهمترین دستاورد این اجلاس متقاعد ساختن اعضا به رعایت سهمیه باشد.
وی همچنین گفت:با توجه به عزم ایران در ظرفیت سازى، ضرورت یک اجلاس سه جانبه ما بین ایران،عربستان و روسیه حائز اهمیت خواهد بود.

…………………………
02/12-15 4 شنبه
…..

Both benchmarks had raced into positive territory earlier on Wednesday, reacting to a headline from Tehran’s oil ministry news agency Shana that a majority of OPEC members agree on output cuts.

But prices fell back rapidly as the report also said Saudi Arabia, the kingpin in the Organization of the Petroleum Exporting Countries, and other Persian Gulf Arab member countries of OPEC were not agreeable to the reductions.

…….

Russia continued extracting oil at a post-Soviet record of 10.78 million barrels a day (bpd) in November despite low oil prices, Energy Ministry data showed on Wednesday.

……………

………….

“The global oil and gas sector is heavily indebted, with upstream companies holding about $1.1 trillion in dollar-denominated corporate bonds and loans,” BMI Research said.

……………………………………………

CNBC

US drillers stuck with negative cash flow and lots of debt
…………………………………

مقام معظم رهبری فرمودند…

Share Button

امام خامنه‌‌ای در دیدار رئیس‌جمهور ترکمنستان:

اسلام، دین محبت و خیرخواهی برای دیگران است و جنایات تروریست‌ها ربطی به اسلام ندارد

مصادیق فرمایشات مقام معظم رهیری در ایران اسلامی1111

دانشجوی بسیجی در حین کار آموزی 

دستگاه جراحی اسلامی دست از اختراعات دانشمندان بیت مقام معظم رهبری

قطع دست

IRAN-CRIME-POLICE-CLASH
عمل جراحی دست در اطاق جراحی اسلامی در ایران توسط پزشکان حاذق
1011
آماده سازی کودکان برای تحصیلات عالیه در رشته جراحی اماً اسلامی
1010
اطلاق آزمایش پزشکی اسلامی در ایران برای آموزش کودکان
عکس روز
عکس روز 2

آزمایش قدرت مکانیکی جرثقیل های اسلامی با بهترین متود و استفاده از دو جوان کُرد که داوطلبانه خود را به قلاب و طناب جرثقیل آویزان کرده اند، البته بکمک برداران تا میزان قدرت جرثقیل هارا آزمایش کنند نا برای صادرات آنها در بلاد اسلامی بازاریابی انجام گیرد

*********************************

شناسه خبر: ۹۲۴۰۶۳ سرویس: سیاسی

حضرت آیت الله خامنه‌ای جنایات وحشیانه جریان‌های تروریستی در سر بریدن و سوزاندن انسان‌ها را نشانه بیگانگی کامل این جریان‌ها از اسلام خواندند و تأکید کردند: اسلام، دین برادری، محبت و خیرخواهی برای دیگران است و این جنایات هیچ ربطی به اسلام ندارد.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (یکشنبه) در دیدار آقای «قربان‌قلی بردی محمد اف» رئیس‌جمهوری ترکمنستان با اشاره به روابط نزدیک و دوستانه ایران و ترکمنستان و ظرفیت‌های فراوان موجود برای توسعه همکاریهای دو جانبه و مقابله با آتش افروزیها در منطقه، تأکید کردند: راه مقابله با جریانهای تروریستی و خنثی کردن نفوذ آنها، مجال دادن به مردم در فعالیت‌های صحیح اسلامی و تقویت حرکت‌های فکریِ اسلامیِ معتدل و عقلانی است.

حضرت آیت الله خامنه‌ای جنایات وحشیانه جریانهای تروریستی در سر بریدن و سوزاندن انسانها را نشانه بیگانگی کامل این جریانها از اسلام خواندند و تأکید کردند: اسلام، دین برادری، محبت و خیرخواهی برای دیگران است و این جنایات هیچ ربطی به اسلام ندارد.

 

صادق زیباکلام: فرزندان هاشمی برای انتخابات رد صلاحیت می‌شوند

Share Button

پیش کامنت من: دکتر صادق زیبا کلام در تحلیلی پیرامون سرنوشت نامزدی فرزندان هاشمی؛ محسن، فائزه و یاسر، مینویسد که دو نفر اول رد صلاحیت میشوند و سومی آنها یعنی یاسر هم فقط بعلت اینکه فرزند آیت الله هاشمی است رد صلاحیت میشود و همین دلیل کافیست. البته منهم بعنوان یک رصدگر سیاسی، در صحت این مکاشفات قرین به یقین آقای زیبا کلام، کمترین تردیدی ندارم با این تفاوت که تأئید یا رد صلاحیت فرزندان هاشمی را شاخص و آزمونی تکراری برای نشان دادن  دایره بسیار محدود تحمل رژیم در کلیتش تلقی میکنم.

نکته مهم اینست که علیرغم آگاهی بر این عدم تحمل رژیم، اجازه ندهیم حاکمیت زور و ریا، نمایشهای انتخاباتی اش را بی هزینه به صحنه بیاورد. شورای نگهبان میتواند همه اینها را با یک نیش قلمی که در پشت آن ساطور قدرت قرار دارد رد صلاحیت کند ولی این رد صلاحیت بمعنایی اعتراف به اینست که نمایندگان مجلس شورای اسلامی رژیم، مانند رئیس جمهورش و مانند شورای شهر و شهر دارش انتصابی هستند و نه انتخابی.  

و اما از اینها گذشته؛ 

ترسم از ترکان تیر انداز نیست 

طعنه تیر آورانم میکُشد

این واقعیتی است که همه فشار مستقیم و غیر مستقیمی که امروز بر خانواده آیت الله هاشمی وارد میشود و بسیار زیاد هم هست و وجه نامرعی آن بر وجه آشکارش میچربد به این خاطر است که آیت الله هاشمی در جریان اعتراض مردم به تقلب انتخاباتی ۸۸ در کنار مردم ایستاد و از آن ببعد او این موضع را نه تنها ترک نکرده بلکه در آن استوار تر هم شده است. ولی دردناک اینست که بسیاری انقلابی نمایان همسو با ماشین فشار رژیم همچنان وی را هدف انتقادات تخریبی خود قرار میدهند و بدتر اینکه این همسوئی با اقتدارگرایان را آرایش انقلابی گری و رادیکالیسم میدهند.

اگر که مفتی شهر مرا بکفر فتوا داد 

خود این نشان زاعتقاد منست

اگر همه میخانه ها زمن طلبکارند 

خود این گواه بر اعتبار منست

فائزه هاشمی

هفته نامه تماشاگران امروز در یادداشتی به قلم صادق زیبا کلام نوشت: در مورد ورود خاندان هاشمی به انتخابات مجلس باید گفت اولا به احتمال خیلی زیاد حداقل دو نفرشان، یعنی آقای مهندس محسن هاشمی و خانم فائزه هاشمی رد صلاحیت خواهند شد.

وقتی که محسن هاشمی برای شورای شهر رد صلاحیت بشود دیگر برای مجلس که علی‌القاعده این اتفاق خواهد افتاد. پس احتمال تأیید صلاحیت محسن هاشمی خیلی خیلی کم است. خانم فائزه هاشمی هم که یقینا صلاحیت‌شان رد خواهد شد. خانم فاطمه هاشمی ممکن است ناپلئونی نمره بیاورد و صلاحیت‌شان تأیید بشود. تنها کسی که از این چهار نفر کمی وضعش نامشخص است آقای یاسر هاشمی، فرزند کوچک آقای هاشمی است. البته ایشان هم ممکن است به‌خاطراین که فرزند آیت ا… هاشمی است رد صلاحیت شود. اما من قبل از اینکه نظر خودم را در خصوص نفس حضور اینها در انتخابات بگویم، مروری به نظر اصول‌گرایان می‌کنم. آنها کاری به رد صلاحیت خاندان هاشمی ندارند. اصول‌گرایان از فردا شروع می‌کنند و با برچسب‌هایی مانند خاندان‌سالاری و اشراف‌سالاری به آنها حمله می‌کنند. آنها خواهند گفت که چرا اصلاً باید فرزند یک چهره و شخصیت سیاسی در انتخابات شرکت کند. آنها با غوغاسالاری سعی می‌کنند به مردم بگویند که اشرافیت و زیاده‌خواهی خواندان هاشمی را ببینید.

من درخصوص نامزدی این چهار نفر معتقدم که تصمیم بسیار شایسته‌ای گرفته‌اند. مهندس هاشمی تجربه اجرایی خوبی دارند و برای مدت طولانی رئیس مترو بوده‌اند و الان هم در دانشگاه آزاد مسوولیت توسعه دانشگاه آزاد را بر‌عهده دارند. بنابراین ایشان می‌توانند در کمیسیون‌های عمرانی و آبادانی مفید باشند. ایشان تجربیات زیادی دارند و در عین‌حال ‌فرد بسیار تحصیل‌کرده‌ای هستند. ایشان در بلژیک رشته مهندسی خوانده‌اند و آدم فوق‌‌العاده درستی هستند و در طول مدیریت‌شان حرفی در مورد کم و زیاد کردن ایشان نبوده است. خانم فائزه هاشمی الان دکترایشان را دفاع کرده‌اند و عضو هیأت علمی هستند. سالیان متوالی در ورزش کشور تجربه کسب کرده‌اند و قطعاً با این تجربیات می‌توانند در کمیسیون‌های جوانان و ورزش مفید باشند. خانم فاطمه هاشمی هم تجربه فعالیت در حوزه بیماری‌های خاص را دارند و تجربیات ارزنده اجرایی دارند. یاسر هاشمی هم مدت‌ها یکی از مدیران اجرایی دانشگاه آزاد بودند و در کمیسیون آموزش عالی قطعاً مفید خواهند بود. به نظرم اگر اینها نماینده شوند قطعاً نماینده‌های مفیدی خواهند بود. و فکر می‌کنم واکنش جامعه و اقشار مختلف و تحصیل‌کرده جامعه نسبت به نامزدی خاندان هاشمی مثبت باشد.

 

عراق سهم ایران از بازار نفتش را میدزدد و اعتراضی هم نمیشود

Share Button

قریب یکسال قبل که بعلت خود داری عربستان از کاهش تولید نفتش، بهای نفت تنزلی ۵۰%ی یافت سرو صدای مقامات حکومتی در ایران بلند شد که توطئه ایی عیله ایران درکار است. این جیغ و دادها اجازه نداد تا مردم بدانند اصلاً قضیه چیست. استدلال عربستان در درجه اول این بود که با کاهش تولید و بقیمت دست کشیدن آنکشور از بخشی از بازارش مشکل سقوط  بهای نفت حل نخواهد شد زیرا  دیگر تولید کنندگان بازاز را اشغال میکنند بدون اینکه از سقوط قیمت جلوگیری شود و از سوی دیگر نه روسیه و نه دیگر کشورهای غیر اوپک مانند ونزوئلا و اکوادر حاضر نشدند ذره ایی از تولید و عرضه نفت خود بکاهند. در همان زمان کشور دوست و برادر عراق بیشترین سهم ایران در بازار جهانی را نه تنها روبود بلکه در این راستا، بنا به گزارشهای آنروز رسانه های داخلی، با سوء استفاده از وضعیت تحریمی ایران، بسیار افزون بر بهره برداری ما از میادین مشترک نفتی و گازی با  آن کشور ما بهره برداری کرد. با اینکه رسانه های آنرروز این مسئله را بازتاب میدادند، مقامات غیرتی شده حکومتی ما علیه عربستان و متهم کنندگان آنکشور به توطئه علیه ما، کلمه ایی علیه دولت عراق برای سهم دزدیش  از ما بر زبان نراندند.

حال پس از یکسال این، سایت نظامی فارس نیوز است که مینویسد:

برای رقابت در بازار

عراق نفت را بشکه ای ۳۰ دلار می‌فروشد

بر اساس پیش بینی های صورت گرفته، تولید نفت عراق در سال آینده نیز به افزایش خود ادامه خواهد داد و این کشور در حال حاضر بخشی از نفت خود را با قیمت حدود ۳۰ دلار در هر بشکه به بازار جهانی عرضه می کند.

خبرگزاری فارس: “عراق نفت را بشکه ای ۳۰ دلار می‌فروشد”

 

به گزارش خبرنگار اقتصاد بین الملل خبرگزاری فارس به نقل از یورونیوز، بر اساس پیش بینی های صورت گرفته، عراق در سال ۲۰۱۶ به افزایش تولید نفت ادامه خواهد داد.

عراق در سال جاری کانون افزایش تولید نفت در جهان بوده است به گونه ای که این کشور در سال ۲۰۱۵ تولید نفت خود را ۵۰۰ هزار بشکه در روز ،برابر با ۱۳ درصد نسبت به سال گذشته افزایش داد و بیشترین افزایش تولید را در جهان تجربه کرد.

بر همین اساس رقابت در بازار جهانی نفت به قدری تشدید شده است که تولید کنندگان اوپکی برای حفظ سهم خود از بازار نفت در حال ارائه تخفیفات خاص هستند، عراق در حال حاضر بخشی از نفت تولیدی خود را با قیمت ۳۰ دلار در هر بشکه عرضه می کند.

از سوی دیگر به احتمال زیاد عراق در سال آینده نیز افزایش تولید نفت خود را ادامه دهد و با ورود نفت بیشتر ایران به بازار و عدم کاهش تولید توسط عربستان و دیگر تولیدکنندگان اوپکی، به نظر می رسد جنگ سختی در بازار نفت در سال آینده پیش روی تولید کنندگان نفت اوپکی و غیراوپکی باشد.

انتهای پیام/

حالا و در اینجا سئوال ایسنت که چرا مقامات دولتی ما، عراق را به توطئه علیه ایران و سهم دزی متهم نمیکنند در حالیکه قریب ۴۰ میلیون بشکه نفت نافروش رفته ما روی دریاها و در تانکرهایی انبار شده است که هزینه یا اجاره روزانه آنها بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار دلار است.

ضمناً طبق گزارش سازمان اوپک، دیروز هم قیمت سبد نفتی کشورهای عضو اوپک نفت باز قدری سقوط کرد و به ۳۸٫۰۴$ رسید. ناگفته نماند زمانی سایت فارس نیوز از تخفیف قریب ۸ دلاری نفت از سوی عراق مینویسد که اولاً از همان آغاز سقوط بهای نفت هم عراق و ایران شروع به قیمت شکنی کرده و با تخفیفهای زیاد نفت خود را روانه بازار کردند. منتها عراق برای این نفت تخفیفی خود دلار و یورو میگیرد و دولت ما روپیه هندی و یوان چینی.

افزایش نرخ دلار و کاهش بهای نفت

Share Button

دولت و بانک مرکزی هیچ چاره ایی جز تعدیل نرخ ارزها و افزایش نرخ دلار ندارند، چون درآمد ارزی مملکت جواب تقاضا را نمیدهد و اگر این حرکت را انجام ندهند بازار این مسیر  خود را، خارج از کنترول دولت و بانک مرکزی در پیش گرفته و  اراده خود را به آنها تحمیل خواهد کرد  زیرا در برابر فشار تقاضا برای دلاری که با نرخ کنونی خیلی ارزان است نمیتوانند بایستند و اگر دولت ابتکار را حفظ کرده و نرخ دلار را خودش رسماً افزایش دهد معلوم نیست از پس  کنترول تورم پس از آن برآید.

دلار

تب دلار که پس از روی کار آمدن دولت روحانی، بویژه با پیدا شدن افق تفاهم در مناقشه هسته ایی ایران با غرب، بیشتر در اثر جو آفرینی، فروکش کرده بود، مجدداً بازر ارز ایران را متلاطم کرده است و این درحالیست که کنترول آهنین دولتی و بانک مرکزی بر بازار ارز حاکم است و حتی خرده دلالها هم در محدوده میدان تعین شده حق مانور داشته و مستقیم از طریق دستگاههای انتظامی و امنیتی و غیر مستقیم از طریق دلالهای (امنیتی) بانک مرکزی کنترول میشوند.

واقعیت اینست که این بازار آزاد تا کنون بیش از آنکه سرویس ارزی به مردم داده باشد از آنها سرویس ارزی گرفته است به اینصورت که دولت و بانک مرکزی از طریق کنترول این بازار و نرخ گذاری نازل  و مصنوعی ارز، از این بازار سود میبرده اند و ارزهای خریداری شده با قیمت مصنوعی گذارده شده از سوی خود را  از عرضه کنندگان میخرند و  با اطمینان آفرینی کاذب روی نرخ ارزها از هجوم متقاضیان برای خرید جلوگیری میکنند. و حتی در آنجا که خود و دلالالشان مستقیماً خریدار  ارز نیستند،  با ورود ارز به بازار با آن قیمتها به کانال دلخواه، نرخ ارز را آنچنان که دولت میخواهد تعین میکنند و  به این ترتیب این بازار به ظاهر آزاد را به ضربه گیر بحران ارزی تبدیل میکنند.

بحرانی که  با این روشهای ناسالم  و در اثر فرسایش ارزش تومان در برابر پولهای خارجی در زیر پای بازار ارزی متراکم تر و انفجاری تر میشود  فقط برای مدتی مهار  کرده و با مکانیسم کنترول سوپاپ ارزی لحظه انفجار  رابه تأخیر می اندازد بدون اینکه از احتمال وخطر آن ذره ایی بکاهد.

تا هنگامیکه میزان ورود ارز به بازار از میزان خروجی آن بیشتر است این بازار، بنفع دولت  عمل میکند و نقش یک مکانیسم  سود آور و تنظیم کننده در بازار را بازی میکند ولی این مکانیسم فقط تا همیجا کارکرد دارد و با پیشی گرفتن حجم خروجی ارز بر حجم ورودی آن به بازار، این مکانیسم نه دیگر کنترول پذیر است و نه بنفع دولت عمل خواهد کرد و از این روست که بانک مرکزی که ظرف این دوسال از این بازار غیر مستقیم دولار ارزان هم کسب میکرد، حالا مجبور است به آن دلار تزریق کند* ** سایت اقتصاد آنلاین از تزریق ۲۱ میلیون دلار  به این بازار آزاد ارز از سوی بانک مرکزی گزارش میکند.

بعنوان دلیلی بر استدلال فوق میتوان پرسید اگر دولت پیش از اینهم به این بازار دلار ترزیق میکرده است که میبایستی میکرده است، چرا اخبار آن روی صفحات این گونه رسانه ها منعکس نمیشده است و ثانیاً برای بازاری(آزاد) به وسعت بازار ارزی ایران، کشوری که در بازار ارزیش روزانه صدها میلیون دلار داد و ستد میشده یا میشود، این جرعه ها کجا کفاف مستی  متقاضیان را میدهد.

آقای طیب نیا وزیر اقتصاد کشور دروز پیش در توضیح گران شدن دلار، آنرا اتفاقی فصلی خوانده و به عوامل گذارائی چون نزدیک شدن ژانویه، اربعین و شروع مسافران زیارتی  به عراق و سر آخر هم به کاهش بهای نفت اشاره کرده اند. که البته این عامل سوم یکی از و از جمله مهمترین عواملی است که باعث شروع تب کنونی دلار در بازار آزاد ارزی شده تبی که بنظر نمیرسد به آسانی  هم فروکش کند. عوامل دیگری که آقای طیب نیا نخواسته است بدانها اشاره کند و (برای سیستم پولی مملکت ما)اهمیت ساختاری  هم دارند یکی بهره بانکی است که زمزمه کاهش نرخ آن بلند شده است و دولت را وسط تیغه دولبه تصمیمی قرار داده است که هردو طرف آن برنده و جان گیر هستند. و دومی ضعف بانک مرکزی در کنترول بازار ارز به دلیل فقر ارزی کشور است.

طی سالهای گذشته سیستم بانکی و در رأس آن بانک مرکزی با تعین نرخ بهره  بالا برای سپرده های مردم نزد بانکها توانست از سرسام گرفتن ذخایر ریالی یا نقدینگی نزد مردم که  در صورت سرازیر شدن به بازار ارز،کالا و مستقلات تلاطمی مهار ناپذیر ایجاد میکرد نه تنها جلو گیری کرد بلکه نرخ بالای بهره پرداختی به سپرده های مردم، موجب گشت که میلیاردها دلار از سوی ایرانیان برون مرزی هم به داخل کشور کشانده شده و نزد بانکها سپرده گذاری گشته  یا در زمین و مستقلات سرمایه گذاری شود که در هرحال، نتیجه جذب دلار به مملکت بود.

ولی حالا با بلند شدن زمزمه تنزل بهره بانکی و در صورت عملی شدن آن، روند انتقال سرمایه ارزی از سوی اشخاص حقیقی به کشور برعکس خواهد شد و خروج  سرمایه بصورت ارز از کشور شتاب خواهد گرفت.

اما تا آنجا که تأثیر خود بهره بانکی در بازار برمیگردد، بعلت رکود اقتصادی، دولت در صدد اتخاذ سیاست انبساطی است  یعنی باز کردن دریچه های نقدینگی بانکی بسوی بازار که اهرم  اصلی آن افزایش تسهیلات بانکی است و نمونه اعتبار ارزان برای خرید اتوموبیل از این جمله بود. و قرار است وامی هم بمقدار ۱۰ میلیون برای خرید کالاهای اساسی داده شود.

دیروز گزارشی بود دایر بر اینکه بانک مرکزی ازمیزان درصد سپرده های قانونی بانکهای خوش سابقه نزد خود کاسته و از این راه، حجم زیادی از سپرده های الزامی  این بانکها نزد بانک مرکزی آزاد شده و آنها میتوانند با دست بازتری بر میزان واگذاری تسهیلات خود به مشتریان بیفزایند. ولی مشکل اینجاست که با تنزل بهره در آینده**؛ سپرده های مردم، بهمین میزان و شاید هم بیشتر از بانکها خارج میشود که نتیجه آن منفی شدن نقدینگی همان بانکهای خوش حساب و در معرض خطر ورشکستگی* قرار گرفتن بد حسابهایشان باشد.

مشکل دولت اینست که میخواهد بازار را با مهندسی رتق و فتق کند. میخواهد  برای دلار نرخ گذاری مکانیکی بکند، میخواهد رونق ایجاد کند و … . در صورتیکه قدرت دولت در مملکت ما کشوری که بیش از نیمی از اقتصاد آن خارج از اراده خود بازار آزاد بوده و نهادهای مذهبی و یا نظامی بر آن فرمانروایی فراقانونی دارند و در کنار همه اینها اقتصاد پنهان و سیاه چون دوالپا بر گرده و کمر اقتصاد آن چسبیده است؛ دولت، کشنده ارابه اقتصاد کشور نیست بلکه آویزان شده به واگن ارابه مهیب آنست که با لوکوموتیوی خارج از کنترول آن حرکت میکند و  و دولت راهی به کابین راننده و کمک راننده لوکموتیو آن ندارد. دولت هر تصمیمی بگیرد آن اقتصاد های موازی و پنهان، تصمیمات دولت را بسود خود مصادره به مطلوب میکنند و اگر نتوانند بکنند چوب لای تصمیمات آن میگذارند.

و اما تا آنجا که به کاهش درآمد ایران از نفت مربوط میشود؛ حد اقل  تادو سال آینده، طبق نظر اکثر کارشناسان نفتی دنیا بشمول خود  سازمان اوپک و سازمان جهانی انرژی IEA( با انرژی اتمی اشتباه نشود)، قیمت نفت در حول و حوش بشکه ایی ۴۰$  باقی خواهد ماند و احتمال رسیدن آن به ۲۵ دلار هم دور از انتظار نیست.

طبق گزارش دیروز اوپک بهای سبد نفتی اعضای این سازمان به ۳۸٫۱۸$ تنزل یافته است و نفت ما به علت تحریمهای هنوز برطرف نشده با تخفیفی در حدود ۳ دلار فر وخته میشود.

۳۸٫۱۸ دلار برای هر بشکه؛ یعنی بهای نفت اوپک ظرف یکماه حدود ۲۲% (از ۴۸$در اول اوکتبر)کاهش یافته است. همه داده های آماری حکایت  از افزایش بیش از دو میلیون و نیم بشکه ایی عرضه روزانه  بر تقاضای بازار جهانی است.طبق گزارش دیروز CNBC تولید جهانی نفت طی سال جاری با ۷۰۰ هزار بشکه اضافه تولید مازاد بر تقاضا به ۲٫۵ میلیون بشکه در روز رسید.ه است. طبق گزارش دیروز IEA کل ذخیره جهانی؛ ظرف ماههای گذشته نسبت به سال قبل ۱۰۰ میلیون  افزایش داشته است. بسیاری از ناوگانهای نفتی  کشور  خود ما به انبار نفتی روی آبها تبدیل شده اند و خود مملکت ما ۴۰ میلیون بشکه ذخیره نافروش روی آبها دارد که معلوم نیست با روانه شدن آنها به بازار بر سر قیمت نفت چه خواهد آمد؟

مدتهاست در درون نهادهای پولی و مالی مملکت بحث افزایش نرخ رسمی برابری دلار  با ریال مطرح است ولی چنین حرکتی نیز برای دولت، قرار گرفتن در میانه دو لبه قیچی است که یکسوی آن فشار فزاینده به منابع ارزی  کشور است،که در صورت پائین نگاه داشتن نرخ برابری آن،  شتاباندن تورم در اثر گران کردن رسمی دلار است.

دولت و بانک مرکزی هیچ چاره ایی جز تعدیل نرخ ارزها و افزایش نرخ دلار ندارند، چون درآمد ارزی جواب تقاضا را نمیدهد و اگر این حرکت را انجام ندهند بازار این مسیر  خود را، خارج از کنترول دولت و بانک مرکزی در پیش گرفته و  اراده خود را به آنها تحمیل خواهد کرد  زیرا در برابر فشار تقاضا برای دلاری که با نرخ کنونی خیلی ارزان است نمیتوانند بایستند و اگر دولت ابتکار را حفظ کرده و نرخ دلار را خودش رسماً افزایش دهد معلوم نیست از پس تورم پس از آن برآید.

پایان مطلب

ح ت

………………………………………………

*

دنیای اقتصاد

دنیای اقتصاد: با نزدیک شدن به هفته‌های پایانی پاییز، بحث تغییر در نرخ سود بانکی، به جریان افتاده است. گروهی بر کاهش نرخ سود بانکی، حتی به شکل دستوری تاکید می‌کنند و معتقدند انتخاب این گزینه، به بهبود تولید در اقتصاد کمک می‌کند. «دنیای اقتصاد» در گزارشی در سه نما، با بررسی «موانع کاهش نرخ سود بانکی» و «پیامدهای این سیاست در اقتصاد کشور»، «سیاست‌های اصولی برای تعیین نرخ سود بانکی» را به تصویر کشیده است. این گزارش با بررسی تجربه سال‌های گذشته تاکید می‌کند که هدف اصلی کاهش نرخ سود بانکی در جهت حمایت از تولید‌کنندگان به ثمر نرسیده است و بازندگان اصلی این جریان تولید‌کنندگانی هستند که به منابع بانکی دسترسی نداشته و با کاهش بیشتر نرخ سود، میزان دسترسی این گروه کمتر خواهد شد. در مقابل جریان سفته بازی از این فضا سود خواهد برد. همچنین در جریان دستوری نرخ سود بانکی، دستیابی به اهداف چهارگانه سیاست‌گذار پولی شامل «حفظ ثبات قیمت‌ها»، «حفظ رشد اقتصادی»، «ثبات بازارهای مالی و دارایی» و «حفظ سلامت و اقتدار نظام بانکی» با مشکل روبه‌رو می‌شود. بنابراین پیشنهاد می‌شود در کوتاه مدت با پذیرش نقش بانک مرکزی در بازار بین بانکی، کاهش نرخ ذخیره قانونی و استفاده از سیاست‌های ضد رکود در زمان لغو تحریم‌ها، از اقدام شتاب‌زده در نرخ سود بانکی جلوگیری شود.

Read more: http://www.donya-e-eqtesad.com/news/963337/#ixzz3rm8P42T5

دنیای اقتصاد

۱۷ نوامبر

آخوندی در توضیح مشخصات این موسسه افزود که ساختار حقوقی آن باید مستقل و زیرنظر عالی‌ترین مقام اجرایی کشور باشد و ماهیت آن هم باید عمدتا حقوقی و مالی و دارای قابلیت‌های حسابرسی باشد تا بتواند تکلیف بدهی‌های بانکی را روشن کند. در گام بعد، می‌توان به سراغ افزایش سرمایه بانک‌ها و مساله کفایت سرمایه رفت تا بانک‌ها بتوانند با نفس تازه به انجام تعهدات خود بپردازند. این پیشنهاد در شرایطی مطرح شده است که به نظر می‌رسد یکی از ملاحظات موجود در کشور که مانع از اجرای چنین طرح‌های استانداردی می‌شود، هراس از این موضوع است که قیمت‌گذاری و شفاف‌سازی دارایی‌های بانک‌ها به منفی شدن اقلام عمده‌ای در ترازنامه برخی از اعضای شبکه بانکی و ورشکستگی آنها منجر شود. آخوندی در پاسخ به این مساله، توضیح داد که در این صورت، باید ورشکستگی اعلام شود و در واقع، باید ببینیم عدم اعلام ورشکستگی چه تبعات دیگری دارد. به گفته او، چشم بستن از واقعیت چیزی را تغییر نمی‌دهد و تداوم فعالیت یک بنگاه ورشکسته، به جز استمرار یک کارخانه تولید زیان به نتیجه دیگری منجر نمی‌شود.

Read more: http://www.donya-e-eqtesad.com/news/963405/#ixzz3rm3RWDbM

تابناک

۲۵ آبان

بخش اعظم پس اندازهای ایرانیان در اختیار بازار پول و به بیان ساده در حساب‌های بانکی قرار دارد اما این منابع به سختی به سوی سرمایه گذاری های مولد حرکت می کنند.

…………..

**

مطالب و لینکهای زیر جهت رفرنس و آرشیو هستند

کد مطلب: ۱۰۳۹۵۴
تاریخ انتشار: سه‌شنبه، ۲۶ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۲۰ نسخه چاپی

تدبیر جدید بانک مرکزی برای کاهش قیمت دلار؛

۲۱ میلیون دلار ارز ارزان وارد بازار شد

در حالی دبیرکل کانون صرافان از اختصاص ۵ هزار دلار ۱۰ تا ۱۵ تومان ارزان‌تر از قیمت بازار به ۴۲۱ صرافی مجار خبر داده که ورود ۲۱ میلیون دلار ارز به بازار تاحدی قیمت‌‌ها را کاهش داده است.

امیر بیت لفته دبیرکل کانون صرافان با بیان اینکه بانکهای ملی ،پارسیان ،ملت ،سینا و صادرات از دیروز برای تعدیل قیمتها دلار به بازار تزریق کردند، افزود: براین اساس ۵۰  هزار دلار با قیمت حدود ۱۰ تا ۱۵ تومان زیر قیمت واقعی بازار در اختیار صرافان مجاز قرار داده می شود تا بدین طریق از افزایش قیمت جلوگیری شود.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از تسنیم، وی گفت: صرافان هم باید ارز را از طریق سیستم سنا و فاکتور بفروشند.

بیت لفته افزود: ۴۲۱ صرافی مجاز که تحت نظارت بانک مرکزی مجاز به فعالیت هستند مشخص شده اند و اماکن نیروی انتظامی موظف به تعطیلی صرافیهای غیر مجاز و برخورد با دلالان ارز در بازار و خیابان است.

وی گفت: قیمت ارز کاهش یافته است، و قطعاً این قیمت پایدار نخواهد بود و دلایل افزایش نرخ ارز نبود تعادل در عرضه و تقاضا است.

بیت لفته  افزود: سفر  زائران  به عراق، اتفاقات منطقه و ارائه تسهیلات برای خرید خودرو و غیره هم در افزایش  قیمت ارز تاثیر داشته است.

وی گفت: از طرفی  افراد وقتی حس می کنند قیمت کالایی می خواهد افزایش یابد، سرمایه و نقدینگی خود را به آن سمت و کالایی که متقاضیانش افزایش می یابد، می برند و عرضه آن دچار کاهش می شود و  قیمت به صورت غیر واقعی و مقطعی افزایش می یابد.

قیمت دلار که اوایل هفته جاری تا مرز ۳۶۰۰ تومان هم پیش رفته بود، دیروز به مرز ۳۵۵۵ تومان کاهش یافت.

…………………

……..

رییس کمیسیون بازار پول و سرمایه اتاق بازرگانی:

بانک‌ها تحمل کاهش نرخ سود را ندارند

برخی کارشناسان با اشاره به محورها و سیاست‌های بسته خروج از رکود دولت و بانک مرکزی، معتقدند که سیاست‌های انبساط پولی و وام خودرو، وام مرابحه و خرید کالا، تنها می‌تواند در کوتاه‌مدت مفید باشد و

……

خودرو سازان

دنیا اقتصاد

نمایندگی‌های فروش خودرو خلوت شد

لزوم تغییر تاکتیک خودروسازان

Read more: http://www.donya-e-eqtesad.com/news/963399/#ixzz3rkTy28ye

فائزه هاشمی: فتنه‌ای در کار نبود؛ دکانی برای حفظ منافع خود ایجاد کردند

Share Button

چکیده :فائزه هاشمی: به نظر من یک دکان است یعنی گروهی هستند که از بیان فتنه و از برخورد با فتنه منفعت می برند و این دکان را برای حفط خود و منافعشان ایجاد کردند. فتنه ای در کار نبوده است. گروهی معترض طبق اصل ۲۷ قانون اساسی به خیابان ها آمدند. اصل ۲۷ قانون اساسی می گوید برگزاری تظاهرات و تجمعات به شرط آنکه مخل مبانی اسلامی و مسلحانه هم نباشد آزاد است. حتی نیاز به گرفتن مجوز هم ندارد. آنانی که با این اعتراض مردم برخورد کردند فتنه گر بودند. … 

فائزه هاشمی می گوید فتنه ای در کار نبوده و آنان که منافعشان ایجاد می کرد برای حفظ خود دکانی به نام فتنه ساختند. به اعتقاد او آن ها که با اعتراض های مردم برخورد کردند فتنه گر بودند.

به گزارش کلمه، فائزه هاشمی در تالار گفت و گوی نمایشگاه مطبوعات در پاسخ به فردی که می گفت چرا از فتنه حمایت کردید خاطرنشان کرد: به نظر من یک دکان است یعنی گروهی هستند که از بیان فتنه و از برخورد با فتنه منفعت می برند و این دکان را برای حفط خود و منافعشان ایجاد کردند. فتنه ای در کار نبوده است.

به گفته ی وی گروهی معترض طبق اصل ۲۷ قانون اساسی به خیابان ها آمدند. اصل ۲۷ قانون اساسی می گوید برگزاری تظاهرات و تجمعات به شرط آنکه مخل مبانی اسلامی نبوده و مسلحانه هم نباشد آزاد است. حتی نیاز به گرفتن مجوز هم ندارد.

دختر رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: آنانی که با این اعتراض مردم برخورد کردند فتنه گر بودند.

فائزه هاشمی در بخش دیگری از این پرسش و پاسخ درباره ی حضور زنان در ورزشگاه ها گفت: من یک سوال معمولی دارم. اگر وارد شدن زنان به ورزشگاه ها منشا دینی دارد که زنان نباید وارد ورزشگاه ها شوند و مسابقات مردان را تماشا کنند، پس چرا خارج از کشور وقتی تیم ملی ایران مسابقه ای دارد سفارت های ما در همه ی دولت ها، خانواده های ایرانی ها و دیپلمات ها را شامل زن و مرد را می برد توی استادیوم ها را تا ورزشکارانمان را تشویق کنند؟

وی در ادامه خاطرنشان کرد: همین مسابقه ی والیبال لهستان با ایران، بارها و بارها دوربین صدا و سیما رفت روی صورت خانم های محجبه که خانواده های دیپلمات های ما بودند و مسابقات مردان را تشویق می کردند با افتخار نشان می داد. از نظر من هم قابل قبول بود. چطور ما خارج از کشور می توانیم مسابقه ها را ببینیم اما داخل کشور حرام است؟

به گفته ی هاشمی این بیشتر مسئله ی سیاسی است. می گویند در استادیوم ها فضای بی اخلاقی مردانه است و مناسب نیست خانم ها بیایند.

فائزه هاشمی افزود: بی اخلاقی مال زمانی است که مردها تنها جایی می روند. منِ مرد اگه با همسرم با مادرم و دخترم به جایی بروم رعایت می کنم و به خودم اجازه نمی دهم رفتارهای بی اخلاقی انجام دهم.

وی همچنین گفت: مردها بی اخلاقی می کنند، خانم ها را تنبیه می کنند که نروید استادیوم. خب مردها را بیرون کنید تا خانم ها بتوانند مسابقه ها را تماشا کنند. هیچ دلیل عقلی و منطقی و دینی برای جلوگیری از حضور خانم ها وجود ندارد و کاملا مسئله سیاسی است.

سقوط قیمت نفت به ۴۰ دلار

Share Button

اگر قرار است نسخه ایی فوری و عاجل برای نجات اقتصاد مملکت نوشته شود، سرخط آن، تنش زدایی با جهان و دولتهای منطقه است و خط اول آن کاستن سریع هزینه های دولتی و در درجه اول و اول هزینه های نظامی، کاهش وسیع پرسنلی سپاه و تعطیل کردن دستگاه های مفتخواره بسیج و قطع کامل کمک به نهاد ها دینی و مذهبی است که هیچگونه کارکرد مفید اقتصادی ندارند  و نه تنها قطع سریع و فوری همه این کمکها بلکه دولتی کردن تمام املاک و موقوفات و اماکن مذهبی است. این کاری است که در مصر پس از روی کار آمدن السیسی و سرنگونی اسلامگرایان انجام شده است. دولت مصر تمام اموال ۲۵۰۰ امکنه مذهبی را مصادره و بساط آنها را تعطیل کرد. کسر بودجه از سوی یک دولت مردمی چنین تأمین مبیشود نه با بحرطویل بافی روی اقتصاد مقاومتی.

صدقات

طبق گزارش دیروزِ اوپک، بهای سبد نفتی (بهای میانگبن) اعضای این سازمان ۴۰٫۲۰$ بوده است. در روزها و هفته های اخیر بهای هر بشکه نفت از قریب  اوج ۴۸ دلار در اُکتبر(ماه گذشته)،به این سطح رسیده است و علت عمده آنهم عرضه مازاد بر تقاضا از یکسو و افزایش ذخیره انباری در ایالات متحده از سوی دیگر میباشد که به این سیر سقوط تداوم میدهد.

 وزیر نفت عربستان شاهزاده عبدل عزیز بن سلمان، در سخنرانی خود در نشست هفته پیشِ تولیدکنندگان و مصرف کنندگان نفت در ریاض، گفت نوسانات بهای نفت و نوسانات تا این حد را طبیعی میداند و و دولت متبوع وی برای آن آمادگی داشته است ولی معتقد است در بلند مدت و با حذف خرده پاها از یکسو و تأثیرات کاهشهای عظیم سرمایه گذاری اکتشافاتی و استخراجی در دو سال گذشته از سوی دیگر، قیمت نفت  در آینده به سطحی متعادل و متناسب با بازار و عرضه ـ تقاضای واقعی رسیده، آرامش خواهد  یافت. وزیرنفت عربستان معتقد است؛ نه قیمت بالای یکصد دلار برای هر بشکه نفت قیمت واقعی بوده است و نه قیمت کنونی ۴۰$. روی این اصل، وی میگوید، عربستان نه تنها از سرمایه گذاریهای خود نکاسته بلکه برخلاف دیگر فعالان جهانی در این عرصه بر حجم سرمایه گذاری خود هم افزوده است. او به آینده بهای نفت در سطح مورد انتظار دولت خود اطمینان دارد.

قضیه اینست که برای عربستان و دیگر شیوخ نفتی خلیج که روی کوه ذخیره ارزی نشسته اند،(مجموعاً حدود ۲۰۰۰ میلیارد دلار)، در کوتاه مدت خطری نیست و در بلند مدت هم آنچنان که این وزیر نفتی میگوید این کشورها به در آمد مورد انتظار خود دست خواهند یافت. [ ذخایر ارزی روسیه؛ زیر ۴۰۰ میلیارد، ایران حدود ۲۰ میلیارد]

با گزارشهایی که از میزان عرضه و انبارهای نفتی دنیا میرسد، در کوتاه مدت بعلت پُر شدن انبارهای دنیا و مازاد عرضه روزانه( بیش از ۲ میلیون روزانه)، برای سقوط آزاد بهای جهانی طلای سیاه، که باید دیگر عنوان طلای آنرا برداشت کانال شاخصی مشخصی را نمیتوان ارائه داد.

من در یادداشتهای گذشته پیرامون نوسان و سقوط بهای نفت به روند پارادوکسال معکوس افزایش عرضه بیشتر در اثر کاهش قیمت اشاره کرده بودم که امروزه واقعیت بازار آنراد تأئید میکند. دلیل هم ساده است. سرمایه گذرای در رشته نفت سرمایه گذاری صنعتی نیست که با نوسان قیمت، تولید و عرضه آن کم و زیاد و متناسب با هزینه شده یا حتی هزینه های سرمایه ایی با کمی تغیر و تبدیل به کانالهای دیگری هدایت شوند. هزینه اکتشافی که میشود، چاهی که حفر میشود، اگر منجر به استخراج نفت یا گاز با قیمت قابل رقابت در بازار به استخراج نرسد هزینه ایی سوخته است. سرمایه گذاری در این عرصه مانند ساختن هتل در ارتفاع یک کوه با برنامه و محاسبه برای جلب توریست بازیهای زمستانی مثل اسکی است حال اگر بهر دلیل این موج اسکی بازان فروکش کند، تبدیل به احسنِ سرمایه گذاری در آن هتل با تبدیل به احسن سرمایه یک هتل در وسط یک شهر بزرگ فرق میکند. این هتل شهری را میتوان با تغیرات معینی تبدیل به احسن کرد. در مورد اول صاحب هتل  گزینه های زیادی در برابر خود ندارد  و اگر اطاقها را به یکدهم قیمت هم اجاره بدهد باز به قسمتی از هزینه خود رسیده است و اگر یکصدم بهای اطاقهای خود را هم درآورد، کمی از ضرر ۱۰۰%ِ و باز نیافتی خود را جبران کرده و هنر کرده است ولی در حالت دوم، صاحب آن هتلِ شهری میتواند هتلش را بدون ضرر هنگفت به پارکینگ اتوموبیل، انبار کالا، واحد مسکونی، اماکن تجارتی و خدماتی تبدیل کند و مجبور به هتل داری نیست. به این دلایل است که سرمایه گذاران در نفتِ شل(سنگنفت)؛ اگر موئی از خرس هزینه شده خود را هم بکَنند برایشان غنیمت است هزینه سرمایه گذاری آنها قابل باز یافت نیست.

عامل مهم دیگری که  در بازار نفت پارادوکسالت عمل میکند، وضع وخیم ارزی کشورهایی مانند، ایران، ونزوئلا، عراق، اکوادور، نیجریه و به نسبت کمتری روسیه است که این کشورها با ارزانتر شدن بهای نفت مجبورند بر تولید و صادرات خود تا آنجا که میتوانند بیافزایند تا کسر درآمد خود را با فروش نفت بیشتر جبران کنند امری که اضافه عرضه در بازار جهانی را مزمن تر میکند.

خلاصه! در این نبردِ بود و نبود، آن دایناسورهایی که از بنیه مالی و بازار مورد اطمینان برخوردار هستند میتوانند جان سالم بدر ببرند و حتی ضعیفتران را هم ببلعند و چاقترهم بشوند و شوربختانه مملکت ما از جمله این دایناسورها نیست بلکه بیشتر به آن مارمولکهایی میماند که زیر دست و پای امپراطوریهای نفتی له میشود.

تاریخ سرمایه داری امواج تندِ رونق و رکود بسیاری را پشت سرنهاده است ولی در فرجام تمام این فراز و نشیبها، غولها صنعتی و مالی نه تنها زنده مانده اند بلکه با بلعیدن جسد نیمه جان واماندگان، پروارتر هم شده اند. این غولها در روند این قوس صعودی و نزولی (سینوس ـ کوسینوسی) بازار، سرمایه گذاریهای آن زمین خوردگان را هم به ثمن بخس میخرند که این پدیده خود، در طول تاریخ سرمایه داری یکی از مُتدها ومنابع انباشت سرمایه و سرمایه افزایی بوده است.

وقتی از بهای سبد نفتی ۴۰ دلاری اوپک صحبت میکنیم باید بیاد بیاوریم که دولت ما بعلت تحریمهایی که هنوز برداشته نشده اند از یکطرف و”سهمیه دزدی”  دیگر کشورهای صادر کننده نفت، بشمول عراق و  روسیه، از سهم صادراتی دولت ما، مجبور است نفت خود را با تخفیفی که آخرین میزان ثبت شده آن ۳ $ بوده است بفروشد. تازه این همه ماجرا نیست. هم اکنون بنا به گزارش منابع قابل اطمینان نفتی، قریب ۴۰ میلیون بشکه نفت نا فروش رفته دولت ما روی دریا در مخازن شناور یا تانکرهای نفتی انبار شده است تا بمجرد رفع تحریمها روانه بازار گردد. و این هم در حالی است که آقای زنگنه وزیر نفت در چندین مصاحبه از افزایش سریع تولید نفت کشورمان بمیزان ۱ ـ ۱٫۵ میلیون بشکه سخن گفته اند در حالیکه در حال حاضر بازار دنیا با اضافه عرضه ایی معادلِ بیش ۲ میلیون بشکه در روز روبروست. چندی پیش یکی از رسانه های آمریکایی نوشته بود که دولت آمریکا نیز نه تنها میخواهد از میزان ذخیره سازی نفت خود بکاهد بلکه بتدریج مقداری از ذخایر نفتی خود را هم روانه بازار خواهد کرد. گفتنی است که روسیه هم بهمان دلایل پیش گفته در مورد دیگر تولیدکنندن، نه تنها از تولید نفت خود نکاسته بلکه با عقد قراردادهای بلندمدت جدید با چین و ترکیه در صدد افزایش تولید و صادرات خویش است. به این موارد باید کشف مخازن بزرگ نفت و گاز در نوار ساحلی ـ مدیترانه ایی اسرائیل، مصر و قبرس را نیز بیافزائیم که فرایند استخراج و یا تدارکات آن در حال پیشرفت است و دیر نخواهد بود که محصول آنها هم وارد بازار خواهد شد.

دولتمردان ما و شخص  رهبر از اقتصاد مقاومتی سخن میگویند ولی در علم اقتصاد این گونه اباطیل جایی ندارند بلکه داده های آماری، قوانین و پیش بینیهای علمی اقتصادی بازار است که فرمان میراند و مبنای تصمیم گیری و برنامه ریزی دولتها و شرکتها قرار میگیرند و یک اقتصاد مدرن؛ با مفاهیم جا افتاده، تعریف شده (اپیستمیک) توضیح داده شده و تحلیل میشود نه با اینگونه مزخرفات.

اقتصاد نفتی ایران نه با اقتصاد مقاومتی و نه با اقتصاد امام زمانی نمیتواند در یک دوره ۵ ساله هم که هیچ بلکه یک دوره ۲۵ ساله هم، و حتی بشرط برنامه ریزی درست و غیر امام زمانی، گریبان خود را از اعتیاد به درآمد نفتی آزاد کند. تارو پود اقتصاد ایران از مسکن آن تا کشاورزی و صنایعش، حتی صنایع سنتی اش به رانت نفتی وابسته است و باکمک سُرنگ رانت نفتی میچرخد. اگر دولت و سازمانهای دولتی همین فردا، بهای واقعی انرژی، آب، ترانسپورت، خدمات شهری را درست و دقیق، مطابق با قیمت تمام شده واقعی آن از تولید مشتریان مطالبه کنند حتی صنایعی از قبیل کبریت سازی، چیت سازی  و نیم صنعت خشکبار هم که قدیمی ترین صنایع متکی بخود در مملکت ما بوده اند روی پای خود نمیتوانند بایستند تا چه رسد به صنایع وابسته فلزی و شیمیائی و این چشم اندازی است که در برابر اقتصاد و صنایع میهن ماست زیرا درآمد هنگفت نفتی گذشته دیگر تکرار نخواهد شد تا به سایر رشته های تولیدی رانتی بدهد.

دولت بکمک سرنگ وامِ ارزان ۲۵ میلیونی به خریداران، برای فروش اتوموبیلهای بادکرده، میتواند انبار های صنایع خودرو سازی را از شّر قریب بیش ۱۰۰٫۰۰۰ دستگاه  اتوموبیل نا فروش مانده آزاد کند تا شرکتهای خودروسازی بتوانند حقوق کار کنان خود را چند ماه دیگر بپردازند ولی آدم فقط باید کورذهن باشد که نفهمد و نبیند که این اتوموبیلها، به خارج صادرنشده و نمیشوند بلکه بقیمت ارضای نیاز بالقوه همین بازار خودمان یا حتی انگیزه های سفته بازانه؛ زورفروش شده اند که بمعنی تکرار سیکل نافروش ماندن اتوموبیلهای دردست تولیده بعلت اشباع بازار است. بگذریم از اینکه چه کسی باید این تفاوت تقریباً۱۷۵ میلیارد تومانی تخفیف بهره وامهای داده شده را، با فرض یک تخفیف۷% ی[ ۱۷۵٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰=۷%* ۲۵٫۰۰۰٫۰۰۰*۱۰۰٫۰۰۰] بپردازد. اگر آنچنانکه بحث آن در محافل بانکی و مالی کشور درگیر است، در آینده، نرخ بهره بانکی کاهش داده شود، این وام گیرندگان  از این معامله چه عایدشان شده است؟

تجربه صنایع بزرگ دنیا بشمول صنایع اتوموبیل سازی، نشان داده و میدهد که اگر صنعتی نتواند روی پای خود بایستند با دوپینگ سوبسید دولتی نمیتوان و نباید پیکر محتضر آنرا زنده نگاه داشت و در صورت چنین تلاشی، هزینه آن به سایر بخشهای اقتصادی و مردم تحمیل خواهد شد که عملی ضد اقتصادی و در بلند مدت مخرب است.

تا همین دو سال پیش اتوموبیل SAAB سوئد با ولوو در این کشور و با آیودی و بنز در دنیا رقابت میکرد. صاحبان این موسسه صنعتی و ارگانهای مربوطه در دولت تلاش زیادی کردند تا این شرکت اتوموبیل سازی را  حتی با قیمتی بسیار کم  نجات دهند بلکه فرصت کاری کارگران و کارمندان آن حفظ شود  و باچینی ها و روسها مذاکره کردند تا با قیمت بسیار کم این کمپانی تولید کننده اتوموبیل را بدانها بفروشند. ولی آنها هم آخر سر زیر بار نرفتند و تولید این اتومبیل تعطیل و شرکت آن منحل شد.

دولت سوئد هرگز نمیتوانست و حق نداشت برای نجات این شرکت و نجات شغل قریب ۶۰٫۰۰۰ کارگران و کارکنان آن، از محل تحمیل مالیات اضافی به مردم و دیگر بخشهای صنعتی، این شرکت را نجات دهد. این سرنوشتی بود که قریب ۳۰ سال پیش از این گریبان صنایع غول آسای کشتی سازی را در سوئد گرفته بود و منجر به تعطیل این رشته در سوئد گشت.

خلاصه کنم: حد اقل در کوتاه مدت، بهای نفت؛ بعنوان عمده ترین منبع مالی بودجه دولتی و سوخت مصرفی و کمکی دیگر بخشهای صنتعی، خدماتی و کشاورزی کشورمان، در بهترین حالت، حول و حوش همین ۴۰$ فعلی نوسان خواهد کرد که تخفیف ویژه فروش به مشتریان را باید از آن کاست و باید دانست که هرچند نفت صادراتی کشور به دلار محاسبه میشود ولی امیدی که بهای آن به دلار یا یورو به دولت ما پرداخت گردد فقط خام خیالی است. مشتریان عمده نفت ما چین و هند هستند و یوان و روپیه میدهند.

اقتصاد بیمار نفتی ایران ما مانند کسی است که از تشنگی درحال جاندادن است ولی مراقیبن او، وی را  به رسیدن کوزه های آب در آینده  دور وعده میدهند.

بهای نفت ممکنست تا دو سال دیگر (طبق برآوردها) حد اکثر به ۶۰$ برسد ولی اقتصادِ تشنه ی دلار کشور ما تا آنزمان ماههاست که جان بجهان آفرین سپرده است.

من درآوردیهائی چون اقتصاد مقاومتی و این گونه اباطیل فقط خواندن آیت الکرسی و دعای حاجت بر حاجتمندی روبه احتضار است  که برای دلداریش  خوانده میشود و نه برنامه و تصمیمی واقعبینانه برای رفع حاجت  یا علاج او.

اگر قرار است نسخه ائی فوری و عاجل برای جات اقتصاد مملکت نوشته شود، سرخط آن، تنش زدایی با  جهان و دولتهای منطقه است و خط اول آن کاستن سریع از هزینه های دولتی و در درجه اول و اول هزینه های نظامی، کاهش وسیع پرسنلی سپاه و تعطیل کردن دستگاه های مفتخواره بسیج و قطع کامل کمک به نهاد ها دینی و مذهبی است که هیچگونه کارکرد مفید اقتصادی ندارند و نه تنها قطع سریع و فوری همه این کمکها بلکه دولتی کردن تمام املاک و موقوفات و اماکن مذهبی است. این کاری است که در مصر پس از روی کار آمدن السیسی انجام شده است. دولت مصر تمام اموال ۲۵۰۰ امکنه مذهبی را مصادره و بساط آنها را تعطیل کرد. کسر بودجه از سوی یک دولت مردمی این چنین تأمین مبیشود نه با بحرطویل بافی روی اقتصاد مقاومتی.

اضافه میکنم با سقوط بیشتر قیمت در روز جمعه، روزهای آینده بهای نفت به کانال زیر ۴۰$ خواهد افتاد. رقم داده شده در فوق مربوط به ۵شنبه است.

طبق گزارش ۲۵ اوکتبر IMF کشورهای صادر کننده نفتدر سال گذشت منطقه خلیح فارس حدود ۳۶۰ میلیارد دلار از درآمد نفتی خود را از دست داده اند و کسر بودجه انها نسبت به تولید ناخالص ملی GDP به ۱۳% رسیده است. صندوق جشم انداز بهای نفت در آینده را نا مطمئن میداند.

Uncertain outlook for oil exporters

The second factor shaping the region’s outlook is the slump in oil prices, which many experts now believe will remain in place for the foreseeable future.

“For the region’s oil exporters, the fall in prices has led to large export revenue losses, amounting to a staggering $360 billion this year alone,” Ahmed told reporters. While many countries are drawing on their fiscal cushions and are starting to consolidate their budget positions, fiscal deficits are still expected to average nearly 13 percent of GDP in oil-exporting countries this year (see Chart 1).

برای مطالعه بیشتر اینجا را کلیک  یا به لینک زیر مراجعه کنید:

http://iranesabz.se/?p=24303

………………..
افزوده
تسنیم . طیب نیا

راز گرانی دلار از زبان طیب‌نیا/ پای ژانویه، اربعین و خارجی‌ها در میان است
شناسه خبر: ۹۱۸۳۶۳ سرویس: اقتصادی
۲۵ آبان ۱۳۹۴ – ۱۵:۲۳

جایگاه حکومت ما در منطقه و جهان

Share Button

بنظر من دراماتیک استراتژی بیرون راندن ایران از بازار جهانی نفت هنوز بتمام، انجام نیافته است. مقامات ایران فقط فکر میکنند که با شرایط پسا برجام  به آسانی خواهند توانست سهمیه قبلی خود را در بازار جهانی نفت بازیابند و فقط فکر میکنند میتوانند بازارهای از دست رفته اروپایی و ژاپن و آمریکای شمالی را که برای دولت ما دلار و یورو می آورد  ازنو باز پس گیرند. دولت عربستان با نقش فزاینده سیاسی امروز خود در منطقه و جهان اجازه اینکار را نخواهد داد.

نظامیان مملکت ما هرچه میخواهند فشفشه هوا کنند یا موشکهای ضد موشک و ضد هوایی از روسیه بخرند،ولی واقعیت تلخ اینست که کشورهای عربی در رأس آنها عربستان بنیاد اقتصاد ایران را نشانه رفته اند و نظامیان پر مدعای سپاه ماهم در این زمینه، مملکت را به همان میدان یا ورطه ای میرانند که آن “جوانک” های عربستان سعودی. تحریمهای غرب شاید پایان یابند ولی تحریمی که عربستان در تدارک آنست تازه آغاز شده و سخت تر خواهند بود.

 بالانس استراتژیک نه با فشفشه پراکنی و عربده کشی نظامیگرانه، با اقتصادی قوی و حمایتی مردمی حاصل میشود که حکومت ما فاقد هردو است

تصمیم داشتم مطلبی در باره اجلاس مهم ۳۶ کشور آمریکای جنوبی و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بنویسم که برای این منظور لازم بود بدانم نظر محافل مربوطه حاکم در کشورمان نسبت به این نشست فوق العاده مهم برای آینده کشور ما چیست. نخستین سایتی که بازدید کردم فارس نیوز بود و یادداشت تحلیلی درج شده در زیر این مطلب را در این باره در آن  دیدم که کار مرا بسیار آسان کرد.

دیدم اگر خواننده با عینکی درست همین یادداشت سایت سپاه را دقیق بخواند تقریباً همان چیزی است که من میخواستم بنویسم ولی مع الوصف، ارجاع به برخی شباهتها بین رخدادهای مشابه گذشته و تحلیلهای گذشته  و یاد آوریها را لازم دیدم.

در آستانه این اجلاس عادل الجبیری وزیر خارجه عربستان؛ با زبانی بی پرده گفت که هدف اینست که ایران را بیش از اینکه هست منزوی کنیم. او گفت ایران دیگر در دنیا دوستی ندارد و به در و دیوار میزند تا دوست یابی کند ولی ما نخواهیم گذاشت. اینها فحوای کلام وزیر خارجه جوان(بزبان مقام معظم بخوان این جوانک) بود.

این اظهارات الجبیری مرا بیاد اظهارت ۴ سال پیش تورکی الفیصل شاهزاده متنفذ سعودی در اجتماع نظامیان بلند پایه آمریکایی و انگلیسی در یک پایگاه هوایی در لندن انداخت که در معتبر ترین نشریات دنیا انعکاس یافت ولی مقامات ایران نتوانستند آنرا ببینند و اکثریت آنها اگر هم میدیدند بعلت ناتوانی در زبان انگلیسی قادر به خواندن آن نبودند و یا اگر بودند فحوای آنرا درک نمیکردند و نکردند.

من از میان آن نشریات، مطلب درج شده در وال استریت ژورنال، را که شاه کلام تورکی الفیصل را چنین تیتر کرده بود: ” سعودی ایران را روی مسئله هسته ایی مچاله خواهد کرد” را  در همین سایت و در همان زمان بازدرج کردم  و  این موضع عربستان را در همان هنگام جدی گرفته وبا عنوان” تحریم خرید نفت ایران حادثه ایی در بازار جهانی نفت نیست” تحلیلی بر آن نوشتم. آن یادداشت توضیحی ـ تحلیلی، در ردِ ادعاهای خیالبافانه مقامات وقت دولتمان بود. یادداشت تحلیلی من در حالی بود که در همان زمان سایت تابناک* بعنوان یکی ازبازتاب دهندگان این نگاه خیالبافانه رایج در دستگاه حکومتی، یاداشتی  اقتصادی ـ نفتی تحت عنوان “احتمال افزایش قیمت نفت تا ۳۰۰ دلار” داشت که نویسنده علت آنرا تحریم صادرات نفتی ایران دانسته و ادعا کرده بود که نفت ایران مشتریان زیادی در دنیا دارد و از جمله به ” درخواست جدید چین و هند برای افزایش واردات نفت از ایران”** اشاره کرده بود. رسانه ها و مقامات دولتی و رسمی ایران در انهنگام چنان توپ خود را پر میدیدند که با طرح معکوس قضیه، از تهدید به تحریم نفتی اروپا توسط ایران سخن میگفتند.

خنده دار تر از این نمیشود که همین سایت تابناک بدون اینکه تحلیل ۳ سال قبل خود را بیاد بیاورد، در یاداشتی تحلیلی بتاریخ ۲۷ اوت (۵ شهریور امسال)مینویسد” احتمال افت قیمت نفت به ۲۰ دلار“. خبری از پیش بینی نفت بشکه ایی ۳۰۰ دلار درکار نیست.

واقعیت اینست که برخلاف همه تحلیلهای رسانه های حکومتی ما، وضعیت عربستان چه بخاطر دخالت نظامی اش در یمن و چه بخاطر سقوط بهای نفت، آن نیست که منعکس میکنند و انکشور خود را برای نوسانات بازار اماده کرده است و در عین حال بطور جدی در فکر تنوع دادن به اقتصاد خویش نیز هست. موسسه جهانی Moody.s Investors sevice  که کارش ارزیابی میزان اعتبار اقتصادی کشورها و معتبر ترین مرجع جهانی در این زمینه است در آخرین گزارش خود راجع به عربستان، ضمن اشاره به کسر بودجه دولت آنکشور، نمره بالای اعتباری آنرا تغیر نداده و در گزارش خود؛ بزبان ساده بگویم؛ میگوید توپ  پُر است و توضیح میدهد این کشور بعلت ذخیره هنگفت ارزی خود میتواند تا ۱۰ سال دیگر هم با همین کسر درآمد و بودجه بسازد.

این در حالی است که کسری درآمد ارزی کشور ما بعلت سقوط نفت، سوء مدیریت و تحریمها اقتصاد مملکت را زمینگیر کرده و راه علاج فوری  و اورژانسی میطلبد. عربستان میتواند تا دهسال دیگر بنا به گزارش مؤسسه مودی از پس کسر درآمد خود بر آید و از پل بحران بگذرد ولی کشورما  در آینده بهیچوجه از پس عقب ماندگی های امروز خود نمیتواند برآید.

روزنامه انگلیسی زبان الشرق الاوسط دو روز پیش سخنرانی عبدالعزیز بن سلمان وزیر نفت عربستان را در  ششمین  فاریوم (میزگرد) جهانی تولید کنندگان و مصرف کنندگان عمده نقت درج کرده است که من با خواندن آن از وسعت افق آگاهی مقامات عربستان نسبت به آینده بازار نفت و اقتصاد کشور خود حیرت کردم و بر ان غبطه خوردم. این سخنرانی؛ تحلیلی بسیار کارشناسانه برای دهه های آینده از بازار نفت است که نشان میدهد دارندگان این نگاه بهیچوجه روی مسئله در توهم بسر نمیبرند.

برخلاف تحلیلگران سیاسی حکومتی ما، دخالت عربستان در یمن هرچند هزینه زیادی به آن دولت تحمیل کرده است ولی آزمایشی میدانی برای تنظیم نقش فرا مرزی ارتش آنکشور در آینده است که با ایجاد نیروی واکنش سریع کشورهای عربی که عربستان در کنار مصر، در آن نقش رهبری خواهد داشت، از تجربه کنونی یمن بهره خواهد برد و تکمیل خواهد شد و  با قطعیت میتوان گفت با توجه به ذخایر استراتژیکِ(اقتصادی سیاسی نظامی) دو طرف درگیر و وضعیت ژئواستراتژیک ویژه یمن (محدودیت همجواری مرزی و ارتباطات دریایی و زمینی)، شانسی برای پیروزی حوثیها در این جنگ نابرابر وجود نخواهد داشت ولو اینکه هزینه زیادی هم به ائتلاف عربی تحمیل کند. این جنگ برای عربستان و ائتلاف عربی فاز سعودی و برای دولت منزوی ما و یمن فاز سقوطی و نزولی است که آن سعود و این نزول بموازات پیشرفت جنگ خود را نشان خواهد داد. من فقط اشاره کنم در بعد استراتژیک ، ایران و حوثیها روی استفاده از اعتقادات فرقه ایی شیعی و انگیزه افرینی با ان بعنوان یک پایه استراتژیک حساب میکنند در حالیکه این گونه انگیزه های ایدئولوژیک و اعتقادی اگر با روند واقعی زندگی همخوانی و همسوئی نداشته باشد و با دوپینگ عاشورا سازی تدارک شود پایائی و تداوم ندارند. و همین وضع در همان سوریه و عراق هم صدق میکند.

اگر عربستان میلیاردها دلار در سال صرف هزینه نظامی خود میکندف این هزینه بعلت برخورداری از پیمانهای دو و چند جانبه با غرب بر عمق قدرت استراتژیک آن می افزاید در حالیکه هزینه ایی که نیروهای نظامی مملکت مامیکنند بعلت فقدان آن عمق استراتژیک و بعلت عدم هم پیمانی در منطقه و جهان، نه توان نو شوندگی و نه پیشرفت تکنولوژی نظامی دارد و نه دارای آن بنیه اقتصادی ـ نظامی است که بتواند با تکیه بر تکنولوژی بومی و هزینه سرسام آور تک تولیدی و غیر سریال ملزومات جنگی، با خرید های متکی بر منابع تولید سریالی همآوردی کند.

رهبری حکومت ما، با عربده کشیها چالش طلبانه و هنجار شکنانه در نظام فعلی دنیا و در عین حال بی پشتوانه خود، دقیقاً آن زمینه ایی را فراهم ساخته است که “جوانک های” حاکم شده بر عربستان نه تنها آرزوی آنرا داشته اند، حتی  به زمینه وبستر سازی  آن کمک کرده اند، یعنی حصول وسیعترین اجماع عربی و اسلامی به رهبری عربستان علیه ایران  ولایی و حتی (با اجلاس اخیر نمایندگان ۳۶ دولت آمریکای جنوبی و کشورهای  عربی) اجماعی فرا قاره ایی.

بنظر من دراماتیک استراتژی بیرون راندن ایران از بازار جهانی نفت هنوز بتمام، انجام نیافته است. مقامات ایران فقط فکر میکنند که با شرایط پسا برجام  به آسانی خواهند توانست سهمیه قبلی خود را در بازار جهانی نفت  به آسانی بازیابند و فقط فکر میکنند میتوانند بازارهای از دست رفته اروپایی و ژاپن و آمریکای شمالی را که برای دولت ما دلار و یورو می آورد را  از نو باز پس گیرند. دولت عربستان با نقش فزاینده سیاسی امروز خود در منطقه و جهان اجازه اینکار را نخواهد داد.

نظامیان مملکت ما هرچه میخواهند فشفشه هوا کنند یا موشکهای ضد موشک و ضد هوایی از روسیه بخرند، ولی واقعیت تلخ اینست که کشورهای عربی، در رأس آنها عربستان بنیاد اقتصاد ایران را نشانه گرفته اند و نظامیان پر مدعای سپاه ماهم در این زمینه، مملکت را به همان میدان و ورطه ای میرانند که آن “جوانک” های عربستان سعودی میخواهند. تحریمهای غرب شاید پایان یابند ولی تحریمی که عربستان در تدارک آنست تازه آغاز شده و سخت تر هم خواهند شد.

۲۵۰۰ سال پیش سون تسو استراتژ نامدار چین در مورد بالانس قدرت نظامی [Waging War]***نوشت آمادگی برای نبرد بیش از تجهیزات جنگی به بنیه اقتصادی متناسب نیاز دارد.

موضع ژئوپولیتکی بیان شده وزیر خارجه(جوانک) عربستان در آستانه اجلاس اخیر ریاض نسبت به ایران تعمیم موضع ابراز شده تورکی الفیصل در ۴ سال قبل در مورد بازار نفت است که من آنرا در بالا توضیح دادم.  اظهارات عادل الجبیری چیزی جز نقشه راه برای منزوی کردن  سیاسی و دیپلماتیک هرچه بیشتر دولت ما نیست که  بدبختانه محاسبات آن مبنای واقعی هم دارد و بهمان اندازه خطیر بودن وضعیت نفتی واجد اهمیت است که حرفهای ۴ سال پیش تورکی الفیصل راجع به جایگاه کشورمان در بازار نفتی جهان.

نکته بسیار شایان توجه در این کنفرانس مشترک کشور های عربی و آمریکای جنوی که بقول تحلیلگر فارس نیوز ” با چاشنی ضد ایرانی افتتاح شد”، اینست که کشورهای برادر  دولت ما؛ ونزوئلا، عراق و سودان نیز در آن شرکت دارند و نمایندگان یا رهبران آنها در صف نخست هم ایستاده اند. رئیس جمهور ونزوئلا در سمت چپ و عمر البشیر در سمت راست شیخ قطر و فئواد معصوم رئیس جمهور عراق در سمت چپ السیسی و در منتها علیه چپ  عکس رئیس جمهورِ جهانی برسمیت شناخته شده یمن، عبد الرابه المنصور.

بنابر این من از زاویه ویژه نگاه خود به مسئله، با فراز پایانی یادداشت تحلیلی خبرگزاری نظامی فارس دایر بر: “طبق اسنادی که خبرگزاری فارس منتشر کرد (اینجا)، عربستان در چهارگوشه دنیا در حال مقابله با نفوذ ایران بوده و هست اما اکنون این نگرانی وجود دارد که پس از دیپلماسی کم‌رنگ و ضعیف وزارت خارجه در تهران در مقابل اقدامات آل سعود در یمن، سوریه و فاجعه منا، حوزه آمریکای لاتین که نقطه قوتی برای سیاست خارجی ایران بود، به نقطه ضعف تهران تبدیل شود.”

اما باید اضافه کنم که؛ این دیپلماسیِ ضعیف ایران نبوده است که راه را برای عربستان هموار کرده است بلکه کُل سیاست و دکترین سیاسی حاکم بر میهن ما بوده  و هست که میهن مارا به حاشیه جهان و به ورطه این فلاکت رانده است و این حاشیه رانی تا هنگامی که میهن ما حکومتی ملی که نماینده ایران و ملت آن باشد نیابد همچنان ادامه خواهد یافت.

ضعف از دستگاه دیپلماسی نیست، ضعف از حکومتی است که بهیچ وجه نه تنها نماینده اراده ملی و مردم  میهن ما نیست بلکه نماینده آن اسلامیتی هم که خود ادعا میکند نبودهف نیست و نه حتی نماینده آن شیعه ای هم که میگوید.

حکومت فعلی نماینده بخشی از روحانیت انگلی و قدرت طلبی است که هم دین و دستگاه دینی  را مصادره بمطلوب  و به ابزار تحمیل اراده خود تبدیل کرده است. مردم ایران دشمنی بالاتر این این رژیم لومپن کراتیک روحانی نما و دین ابزار ندارد و تا هنگامیکه از شّر آن آسوده نگشته است باید سقوط و انزوای روزافزون خود را بپذیرند.

*

احتمال افزایش قیمت نفت تا۳۰۰دلار

تابناک

کد خبر: ۲۲۱۷۸۴

تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۳۹۰ – ۲۳:۲۱

**

تابناک

کد خبر: ۲۲۱۷۸۴

تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۳۹۰ – ۲۳:۲۱

***

هنر جنگ The Art Of War چاپ اکسفورد۱۹۷۱ ص ۷۲ـ ۷۶

…………………………………………………

هشداری به دستگاه دیپلماسی در تهران
«ASPA»؛ اجلاس «اعراب و آمریکا لاتین» یا اجلاس ضد ایرانی «ریاض»؟

عربستان در حوزه نفوذ سنتی خود در منطقه هنوز موفق نشده مانع توسعه نفوذ تهران شود. آیا «ریاض» می‌تواند نقطه قوت ایران در حیات خلوت آمریکا را به نقطه ضعف تبدیل کند؟

گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس – وحید صمدی

اجلاس چهارم سران کشورهای عربی و کشورهای آمریکا جنوبی برای هماهنگی سیاسی و تعیین مکانیزم‌های همکاری در حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی و آموزشی و همچنین فناوری و حفاظت از محیط زیست و گردشگری سه‌شنبه شب (۱۰ نوامبر) در «ریاض» افتتاح شد و روز چهارشنبه پشت درهای بسته دومین نشست این دور را برگزار کرد.

«عادل الجبیر» وزیر خارجه عربستان، در آستانه این نشست به العربیه و شبکه رسمی عربستان (الاخباریه) گفت: رابطه ایران با کشورهای آمریکای لاتین خطری برای کشورهای عربی است و در مقابل رابطه ما کشورهای عربی با آمریکای لاتین سبب انزوای بیشتر ایران خواهد شد (جزئیات بیشتر).

اجلاس «ASPA»* تاکنون سه بار برگزار شده؛ نشست اول در برازیلیای برزیل در می سال ۲۰۰۵، نشست دوم در دوحه قطر در مارس ۲۰۰۹ و نشست سوم در‌‌ «لیما» در پرو در فوریه سال ۲۰۱۱  که به دلیل انقلاب‌های منطقه در تاریخ اکتبر ۲۰۱۲ برگزار شد.

اما هیچ یک از این سه اجلاس با چاشنی افتتاحیه ضدایرانی آغاز نشده بود. ساعاتی قبل از نشست، عادل الجبیر ایران را کشوری ضعیف می‌خواند که برای افزایش ارتباطاش حاضر است با هر کشوری دوستی کند و از طرفی دیگر در بیانیه‌ افتتاحیه تأکید می‌شود که اهمیت روابط همکاری کشورهای عربی با ایران برا اساس حسن‌همجواری و عدم دخالت در امور داخلی کشورهای عربی است.

دقت کنید نمی‌گوید «اساس روابط بر پایه عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر است»، می‌گوید «بر پایه عدم دخالت ایران در امور داخلی کشورهای عربی است»؛ یعنی ایران دخالت می‌کند و باید آن را متوقف کند. این بیانیه مشترکاً با ۱۲ کشور آمریکای لاتین صادر شده است.

به نظر می‌رسد عربستان سعودی با رهبری هیجانی این نشست در صدد است ناکامی‌های متوالی خود در منطقه و سطح بین‌الملل را تا حدی جبران کند. ۱- ناکامی در شکست دادن مذاکرات هسته‌ای ایران، ۲- شکست تلاش پنج ساله تاکنون برای براندازی نظام سوریه و به تبعش تضعیف محور مقاومت در لبنان، ۳- فرو رفتن در دردسری به نام یمن که دارد تبدیل به باتلاق می‌شود، ۴- ناکامی در خاموش کردن اعتراضات در بحرین، ۵- عدم موفقیت در لبنان و تشکیل دولت همسو با خود، بخشی از این شکست‌های تلخ آل سعود است.

عربستان در جنگ یمن صراحتا اعلام کرد که یکی از اهدافش مقابله با نفوذ ایران است. تا الان که موفق به توقف این نفوذ نشده است. نشانه‌های میدانی و عصبانیت بی‌حد‌وحصر الجبیر این را نشان می‌دهد.

اجلاس «ای.اس.پی.ای» فرصت خوبی است برای هجمه به دیگر حوزه نفوذ ایران؛ آمریکای لاتین! جایی که ایران در کنار آفریقا آن را طی سالهای گذشته و در دولت قبل به ریاست محمود احمدی‌نژاد به نقطه قوتی برای سیاست خارجی ایران تبدیل کرد تا آنجا که رژیم صهیونیستی چند بار در جلسات کابینه امنیتی هفتگی به خطر این مسئله اشاره کرد و خواستار تدوین برنامه‌ای برای سفر سران به آفریقا و آمریکای لاتین شد.

«علی آل احمد» رئیس مرکز مطالعات خلیج [فارس] در واشنگتن به «گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس» در این خصوص گفت: نشست ریاض انعکاسی از تاثیر فزاینده عربستان بر دیگر کشورهای عربی است که همه در خط سیاست‌های کلی ریاض قرار گرفته‌اند. هدف عربستان از برگزاری این نشست در زمان فعلی، خروج از فضای سنتی و توسعه روابط سیاسی و تجاری با آمریکای لاتین و پیش‌دستی کردن بر تحولات آینده و توسعه در منطقه‌ای مهم در جهان است.

علی آل احمد معتقد است که توافق هسته‌ای این تمایل عربستان را از بیم افزایش نفوذ تهران را تشدید کرد و آن را جلو انداخت. او به فارس گفت که «وزیر خارجه عربستان با بیان اینکه روابط ایران با کشورهای آمریکای لاتین خطری برای کشورهای عربی است، هدف نشست را ایران اعلام کرد و این حرف درستی است زیرا ایران بزرگ‌ترین کابوس عربستان شده است، حال آنکه ایران به شکلی واقعی و به دلایل خاص خود، حرکتی علیه عربستان نکرده است».

آل احمد از سیاست دولت قبل ایران در نفوذ به آمریکای لاتین حمایت کرد و آن را «گامی مهم و ضروری» دانست و گفت: این مهم است که ایران به عنوان کشوری مهم حضور اقتصادی و سیاسی و تمدنی در آمریکای جنوبی داشته باشد. ایران به عنوان مرکز تمدن اسلامی هنوز در اندازه طبیعی خود در جنوب آمریکا ظاهر نشده، برای همین توسعه حضور فرهنگی و سیاسی و اقتصادی ایران برای دنیا و همچنین دفاع از اسلام بسیار مهم است.

حقیقت این است که عربستان این روزها از هر وسیله‌ای برای بالا کشیدن خود در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی استفاده می‌کند. عربستان، می‌خواهد اجلاس ۲۲ کشور عربی عضو اتحادیه عرب و ۱۲ کشور آمریکای لاتین را به ظرفیتی برای ضربه زدن به ایران تبدیل کند.

این کشور با زیاده‌روی در رشوه‌دادن و هزینه کردن برای مقابله با ایران حتی به قیمت کسری بودجه بی‌سابقه تلاش می‌کند کشورهای عربی را پشت سر خود علیه ایران به صف کند.

علی آل احمد می‌گوید «عربستان نمی‌خواهد هیچ یک از کشورهای همسایه‌اش رشد کنند. عربستان به همه کشورها حسودی می‌کند حتی اگر آن کشور، کشور کوچکی مانند قطر باشد. هدف عربستان از قدیم‌الایام فلج کردن توانمندی کشورهای همجوار خودش از هر راه ممکن بوده است».

عربستان پس از قدرت‌گرفتن سلمان

عربستان پس از روی کار آمدن «سلمان بن عبدالعزیز» و دو «محمد» (محمد بن سلمان پسر شاه و محمد بن نایف ولی‌عهد) سیاست متهورانه‌ای در پیش گرفته است. ریاض در عصر سلمان شمشیر را از رو بسته است. برای متوقف کردن نفوذ ایران در هفت ماه، شش هزار یمنی را می‌کشد. «اسعد حیدر» تحلیلگر سیاسی لبنانی و کارشناس مسائل ایران نیز همین نظر را دارد. اسعد به فارس گفت: متاسفانه این جنگی آشکار میان عربستان و ایران است.

اسعد توضیح داد: عربستان الان در حال حرکت است. تلاش می‌کند با ایجاد ائتلافی با کشورهای آمریکای لاتین ایران را محاصره کند و شکی نیست که واشنگتن از تضعیف ایران در حیاط خلوت خود یعنی آمریکای لاتین بسیار خشنود خواهد بود.

هشدار به تهران و دستگاه دیپلماسی

رصد دقیق عملکرد عربستان این هشدار جدی را به تهران می‌دهد که عربستان که تا قبل از این در هر جای دنیا که کاری از دستش برآید، مخفیانه علیه ایران انجام می‌داد، اکنون دیگر آشکارا و بی‌پروا انجام خواهد داد. ریاض برای این کار پول نفت مردم را هزینه خواهد کرد حتی اگر به قیمت کسری بودجه بی‌سابقه منجر شود.

طبق اسنادی که خبرگزاری فارس منتشر کرد (اینجا)، عربستان در چهارگوشه دنیا در حال مقابله با نفوذ ایران بوده و هست اما اکنون این نگرانی وجود دارد که پس از دیپلماسی کم‌رنگ و ضعیف وزارت خارجه در تهران در مقابل اقدامات آل سعود در یمن، سوریه و فاجعه منا، حوزه آمریکای لاتین که نقطه قوتی برای سیاست خارجی ایران بود، به نقطه ضعف تهران تبدیل شود.

البته از زاویه‌ای دیگر، این سیاست عربستان، این نکته را هم در خود دارد که آل سعودی که به همراهی اقمار عربی خود در خلیج فارس نتوانسته است در محیط عربی خود مانع نفوذ معنوی، نظامی، سیاسی و فرهنگی ایران بشود، چطور می‌تواند این کار را در آمریکای لاتین یا نقاط دیگر دنیا انجام بدهد؟ می‌شود گفت، شاید ریاض نتواند آمریکای لاتین را نیز به اقمار خود علیه ایران تبدیل کند، اما آسمان صاف آن را آن را می‌تواند علیه تهران، ابری کند.

قطعا آل سعود به دلیل حفره‌های امنیتی و سیاسی که در منطقه برای خود درست کرده، فرصت نخواهد کرد سیاست‌های ضدایرانی خود را در دیگر نقاط دنیا با قوت ادامه بدهد. فقط عرصه یمن برای آل سعود که در داخل دچار اختلافات سیاسی جدی است، کافی است تا تمرکز ریاض هر روز در مقابل ایران کمتر شود اما عصبانیتش و ناپختگی سیاسی‌اش که در عادل الجبیر و محمد بن سلمان وزیر دفاع ناپخته نمود یافته است، افزایش یابد.

انتهای پیام/ص

 

افسر ارشد نیروی دریایی آمریکا!الغریق یُتَشَبِثُ به کُلِ حشیش

Share Button

واقعیت اینست که ایران اسلامی ما برای خوراک ماشین مغز شویی خود، صرفنظر از هزینه آن، هم به مسلمان شده های موبور و چشم آبی احتیاج احتیاج دارد و هم به چنین شارلاتهایی که برای کالای نافروش رفته “جمهوری اسلامی” برایش بازار یابی کنند. خود این دست و پا زدنها حاکی ته کشیدن چنته تبلیغاتی رژیم و سپاه پاسداران اوست.

ken o keefe کن او کیف اوکیف

 

فکر نمیکنم برای گزارش زیر از تسنیم نیاز زیادی به توضیح و تفسیر باشد چون خودِ گزارش بقدر کافی گویا هست ولی با این حال من جند سطری بر آن مینویسم ولی خواندن گزارش تسنیم را توصیه میکنم.

سایت تسنیم از سخنرانی این افسر “بلند پایه” نیروی دریایی آمریکا با تأکید بر بلند پایه بودنش که نزدیک به ده بار در این گزارش تکرار میشود تا ذهن خواننده را آماده جذب حرفهای او کند، یاد میکند.

به عکسهای وی در همین سایت تسنیم و ویکی پدیا که من میاورم توجه کنید! البته در غرب، بر خالکوبی و پیرسینگ، مانند بسیاری دیگر از عرف شکنیهای دیگر؛ مانند رنگ گردن و آرایش عجیب و غریب موها، عرفاً و قانوناً هیچ ایرادی نیست. ولی این بمعنای این نیست که این رفتارهای عرف شکنانه حامل هیچ خصوصیات غیر عادی فردی و پیامی برای ناظرین نیستند.

جامعه این انحرافات را تحمل میکند بدون اینکه آنها را مجازات کند. چنین ظاهر سازیهای عرف شکنانه، در درجه اول حاکی از یک عصیان شخصی و نه اجتماعی یا سیاسی، روحی و روانی علیه آن رسم و رسوماتی است که شکستن اعتبار آنها عدم موفقیت فرد عصیانگر را در زمینه های اجتماعی، اقتصادی، درسی، خانوادگی، برقراری روابط جنسی، فعالیت ورزشی و … ، منعکس میسازد  و در  یک کلام واکنش فرد برای  عدم موفقیت او در این عرصه ها یا برخی از آنها و حاشیه ایی گشتن اوست.

در پستهای حتی میانی و حتی رده های زیر میانیِ ارگانهای دولتی، نظامی، دانشگاهی، بخش خصوصی و.. ؛ آدم، تقریباً، کسی را با چنین خالکوبیها و پیرسینگهایی نمیتواند ببیند و دلیل آنهم نه منع قانونی و اشکال عرفی بلکه کاراکتر و ویژگی روحی و استعدادی نازل چنین افرادی است.

حال سایت نیمه نظامی نیمه امنیتی تسنیم این پدیده را بنام افسر بلند پایه نیروی دریایی آمریکا یافته و به داشجویان دانشگاه کرمان معرفی میکند تا از زبان او پیامهای  بی اعتبار گشته خود را به مخاطبین خود القاء کند.

این شخص طبق آنچه من در سابقه جنجالی او در ویکی پدیا دیده ام  ۴۶ ساله است که درسال ۲۰۰۱ از نیروی دریایی امریکا جدا شده و پاسپورت امریکایی خود را پاره کرده و تبعه ایرلند شده است. طبق ویکی پدیا او، فلسطینی تبار است. حال چرا این شخص فلسطینی تبار نام اروپایی دارد؟ خدا میداند!

او در جریان پر سر صدای ناکام کاروان دریایی کمک رسانی به حماس درنوار غزه “MV Mavi Marmara ” در حدود ده سال قبل شرکت داشته و مدعی است که یکی از نظامیان فرود آمده اسرائیلی بر عرصه کشتی را خلع سلام کرده است. گفتنی است که شرکت کشتی رانی مالک این ناوگان را یک  مؤسسه خیره ایی ثبت شده در ترکیه بنام “IHH Humanitarian Relief Foundation” که در پشت سرِ ان حماس و اسلامگرایان حزب حاکم ترکیه قرار دارند خریداری کرده است.

یقین دارم برای خواننده گزارش زیر اینها که نوشتم چندان تعجب آور نخواهد بود. ولی نکته مهمی که ممکنست در پس دیدن این خالی بندیهای رسانه های امنیتی پنهان شود اینست که اگر: رژیم و نیروهای سپاه ایران آنقدر که ادعا میکنند قوی هستند چرا به این یاوه بافیهایی که هیچ آدم متعارف با اطلاعات معمولی هم  آنرا جدی نگرفته و نمیخرد متوسل میشوند؟ چرا نمیگویند به این شارلاتان و امثال او چقدر میپردازند تا از هویت غربی یا آمریکایی بودن آنها برای اعتبار دهی به توهم آفرینیها و تبلیغات عوام فریبانه خود استفاده کنند؟

چندی پیش هم خبری بود از یک گردشگر اروپایی که من هویت “کولی بودن” آنرا توضیح داده بودم. آن کولی اروپایی هم همراه با زن و بچه خود، با یک کاروان دور دنیا راه افتاده بود تا بنام یک گردشگر اروپایی برای جمهوری اسلامی، موفقیتها و اعجازهای آن تبلیغ کند.(وقت یافتن لینک مطلب مربوطه را ندارم ولی بعداً آنرا خواهم یافت و اضافه میکنم.

با قضاوت از پیشینه و سن وسال این شخص در زمانی که او نیروی دریایی آمریکا و تابعیت آن کشور را ترک کرده است(born July 21, 1969) میتوان گفت او  در انزمان۳۱ سال داشته است و فقط در سایت نظامی ـ امنیتی تسنیم است که یک تفنگدار دریایی آمریکایی، آنهم  در صورت واقعی بودن، میتواند به یک افسر عالیرتبه در نیروی دریایی  ارتقاء داده شود.

واقعیت اینست که ایران اسلامی ما برای خوراک ماشین مغز شویی خود، صرفنظر از هزینه آن، هم به مسلمان شده های موبور و چشم آبی احتیاج احتیاج دارد و هم به چنین شارلاتهایی که برای کالای نافروش رفته “جمهوری اسلامی” برایش بازار یابی کنند. خود این دست و پا زدنها حاکی ته کشیدن چنته تبلیغاتی رژیم و سپاه پاسداران اوست.

عطف به تیتر یاداشت، حشیش به عربی خس و خاشاک است.

 به عکسها دقت کنید!

افسر ارشد سابق نیروی دریایی آمریکا

Ken_O'Keefe

Ken_O'Keefe.jpg 2

در دانشگاه دانشگاه کرمان مطرح شد

کن اوکیف:کسانی که فکر می‌کنند آمریکا به ایران نفع می‌رساند یا ساده‌لوح‌اند یا پول گرفتند

شناسه خبر: ۹۱۳۵۶۳ سرویس: فرهنگی

ken o keefe کن او کیف اوکیف

افسر سابق ارتش آمریکا می‌گوید: توافق آمریکا با کشور‌ها برای نفوذ در آنان است. او معتقد است که افرادی که تلاش می‌کنند توافق شود، منافعی دارند که می‌خواهند پای آمریکا به ایران باز شود. اوکیف می‌گوید: تنها واکنش من دربرابر سخنان رهبر ایران تحسین است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، کِن اوکیف یکی از افسران ارشد سابق نیروی دریایی آمریکا است که در ۱۹ سالگی به علت اینکه فکر می کرد ارتش آمریکا مفیدترین ارتش دنیا است به عضویت تفنگداران نیروی دریایی آمریکا در آمد. وی که در جزایر هاوایی و با امکانات مالی خوب زندگی و تجارت می کرد در سال ۲۰۰۱ از آمریکا خارج شد و در اعتراض به سیاست‌های حکومتی آمریکا با آتش زدن پاسپورت خود شهروندی آمریکا را پس داد و در حال حاضر یکی از فعالان ضد سیاست‌های آمریکایی و اسرائیلی است. کن کیف که به ایران سفر کرده است در جمع دانشجویان دانشگاه کرمان سخنان جالبی اظهار داشت که گزارش آن در ادامه می آید.

برجام خیلی ناعادلانه است/ برجام اصلا برای من قابل فهم و قبول نیست/ پذیرش توافق مرا عصبانی می‌کند

اوکیف در سخنانی جالب در رابطه با برجام گفت: برجام خیلی ناعادلانه است؛ کاملا نا‌منصفانه است که چرا ملتی صلح طلب باید مجبور به پذیرش این همه بازرسی‌ها باشد؛ این موضوع به هیچ وجه برای من قابل فهم و درک نیست؛ و مرا عصبانی می کند.

افسر ارشد سابق نیروی دریایی آمریکا ادامه داد: من دوست داشتم ایران در مذاکرات همه چیز را قبول کند و تنها شرطی را که قبل از امضای مذاکرات قرار می‌داد این بود که اسرائیل هم می‌بایست این محدودیت‌ها را بپذیرد و امضا کند. کاش همانطور که ۵+۱ با ایران مذاکره کرد و برجام را امضا کرد با اسرائیل هم که این همه بمب و فعالیت نظامی هسته‌ای دارد این مذاکرات را انجام می‌داد؛ ایران اصلا در مسیر ساخت بمب اتمی نیست.

توافق آمریکا با کشور‌ها برای نفوذ در آنان است/ افرادی که تلاش می‌کنند توافق شود، منافعی دارند که می‌خواهند پای آمریکا به ایران باز شود

اوکیف با اشاره به اینکه باید دید که آمریکا چه کار خواهد کرد و چه اقداماتی را انجام می‌دهد؛ بیان داشت: آمریکا حرف زیاد می‌زند من اعتقاد دارم که امریکا تا کنون و در طول تاریخ در تمامی توافقاتی که انجام داده است بر این اساس بوده که بتواند در کشورها نفوذ کند. وی افزود: افرادی هستند که از مذاکرات نفع می‌برند. افرادی که تلاش می‌کنند توافق شود منافعی دارند که می‌خواهند پای آمریکا به ایران باز شود.

کسانی که فکر می‌کنند آمریکا به ایران نفع می‌رساند یا ساده لوح هستند یا پول گرفته‌اند

اوکیف تشریح کرد: دولت ایالات متحده به مردم خودش هم نفع نمی رساند چه برسد به مردم ایران. این ساده لوحی است که فکر کنیم آمریکا به دنبال کمک به مردم ایران است. اگر فردی بخواهد غیر از این فکر کند که آمریکایی که به فکر منافع مردم خودش نیست چگونه می‌خواهد به مردم ایران نفع برساند این فرد یا ابله است و یا به آن پول داده‌اند.

تنها واکنش من دربرابر سخنان رهبر ایران تحسین است

اوکیف ادامه داد: وقتی سخنان رهبر شما را در مورد هسته ای می شنوم در آن ها عقلانیت و هوشیاری می بینم که این مسأله را متوجه شده و اجازه نمی دهد سیاستمداران در برابر آمریکا سر خم کنند. تنها واکنش من در برابر سخنان ایشان تحسین است. وی در ادامه گفت: هیچ مقایسه ای میان رهبر شما با رهبران آمریکا جایز نیست زیرا صد در صد حرف های رهبر شما صادقانه است اما مسئولان آمریکا فقط دروغ می گویند.

دولت آمریکا از گروهی خائن تشکیل شده است

وی افزود: در مورد مباحثی که مربوط به حقوق بشر می‌شود؛ امروز در آمریکا قانونی وجود ندارد اگر هم وجود داشته باشد اجرایی نمی‌شود؛ پس دولت آمریکا تشکیل شده از گروهی خائن؛ در صورتی که به قانون اساسی قسم خورده‌اند که به کشور خود خیانت نکنند؛ اما آنان مرحله به مرحله که پیش می‌روند بیشتر و بیشتر به کشورشان خیانت می‌کنند.

افسر ارشد سابق نیروی دریایی آمریکا به زندان گوانتانامو اشاره کرد و گفت: به عنوان مثال گوانتانامو را همه می‌شناسیم؛ اما سیاست‌های زیادی در دنیا وجود دارد که متعلق به امریکااست و افراد بی‌گناهی در آنجا زندانی کرده‌اند که هیچگونه امکاناتی از قبیل بهداشتی و خوراکی و پوشاکی ندارند، این‌ها برای ایالات متحده عادی است.

ایالات متحده‌ی آمریکا بزرگ‌ترین ناقض حقوق بشر است

وی ادامه داد: من اعتقاد راسخ دارم که ایالات متحده‌ی آمریکا بزرگ‌ترین ناقض حقوق بشر است و از طریق سیستم دلاری نفتی سیستم قتل و جنایت و کشتار را در دنیا گسترش داده است؛ صدام زمانی که با ایران می‌جنگید و ایرانی‌ها را می‌کشت دوست ما بود اما بعد‌ها که سیاست‌ها عوض شد و شرایط تغییر کرد خود او را هم کشتند.

آمریکایی‌ها همواره در رابطه با ایران دروغ می‌گویند

وی افزود:  رسانه‌ها برای مردم آمریکا باورسازی کرده‌اند که ایرانیان در حال ساخت بمب اتمی برای نابودی مردم آمریکا و اسرائیل هستند؛ در واقع جریان اصلی که مجموعه‌ی واحدی هستند همواره در رابطه با ایران دروغ می‌گویند و از ایران به عنوان کشوری خطرناک نام می‌برند که می‌خواهند اسرائیل را نابود کنند؛

افسر ارشد سابق نیروی دریایی آمریکا با تاکید بر اینکه مسائل خیلی غیر حقیقی در مورد مردم ایران گفته می‌شود؛ تصریح کرد: یکسری موضوعات را در مورد ایران نمی‌توان تغییر داد و وارونه جلوه داد؛ به عنوان مثال مردم آمریکا نمی‌دانند که کشور ایران در ۳۰۰ سال گذشته هیچ جنگی را نداشته‌اند با توجه به اینکه در منطقه‌ی جنگ خیز و پر جنگی حضور داشته‌اند.

وی ادامه داد: غرب و آمریکا نمی‌داند که ایران مکان امنی برای یهودی‌ها و مسیحیان است و در خاورمیانه بیشترین تعداد یهودی بعد از اسرائیل در ایران زندگی می‌کنند؛ مردم آمریکا این موضوعات را نمی‌دانند و بلکه دروغ می‌شنوند که ایران می‌خواهد یهودی‌ها را نابود کند و این در حالی است که یهودی‌ها در ایران از رفاه کامل و خوبی برخوردارند.

بیشترین تعداد زندانیان دنیا در آمریکا هستند

اوکیف ادامه داد: آمریکا بیشترین تعداد زندانی را در کل دنیا به خود اختصاص داده بیش از ۲ میلیون نفر در این کشور زندانی هستند که تعداد زیادی از آنان بی‌گناهند.

وی با اشاره به تحقیقی که بر روی زندانیان اعدامی چند سال پیش انجام شد؛ بیان داشت: با تست دی ان‌ای‌ نشان داده شد که ۱۷ نفر به اشتباه اعدام شده‌اند، پس بنابراین هر تحقیقی که انجام می‌گیرد مربوط به سیستم زندان‌ها ی آمریکا نشان می‌دهد که تعداد بالایی از آنان بیگناه هستند و در درون زندان‌ها با سیستم‌های مخوف شکنجه و اذیت می‌شوند.

زنان در آمریکا به یک شیء جنسی تبدیل شده اند/ آمار تجاوز در کمپ‌های دانشجویی و ارتش آمریکا رقم بالایی دارد

اوکیف در مورد خشونت علیه زنان در کشور آمریکا نیز گفت: در این کشور و در غرب زن به یک شیء جنسی تبدیل شده است و این موضوع در فرهنگ آنان موردی عادی است که زنان تنها شیء جنسی باشند وبرای تبلیغات و لذت‌ها مورد استفاده قرار گیرند و این تبدیل شدن به کالا متاسفانه در آمریکا عادی شده است. وی ادامه داد: بحث تجاوز به زنان و دختران در کمپ‌های دانشجویی و دانشگاه‌ها و مدارس آمار بالایی دارد؛ تجاوز در داخل ارتش آمریکا هم از رقم بالایی برخوردار است.

قرارداد نظامی آمریکا و عربستان ۶۰ میلیارد دلار است

افسر ارشد سابق نیروی دریایی آمریکا در پاسخ به سوالی در رابطه با یمن و سوریه و کمک‌های آمریکا به جریان‌های مخالف نیز گفت: قرارداد نظامی آمریکا و عربستان ۶۰ میلیارد دلار بوده است؛ رابطه‌ی بین عربستان و آمریکا نمی‌تواند از این صمیمی‌تر باشد که این سلاح‌ها در جنایاتی که در سکوت مطلق بر علیه‌ مردم یمن و سوریه صورت می‌گیرد؛ مورد استفاده قرار می‌گیرند.  وی افزود: آمریکا در مورد حقوق زنان در کشورهای دیگر چه فریاد‌ها که نمی‌زند اما در مورد زنان عربستانی که حتی حق رانندگی ندارند؛ سکوت کرده و اعتراضی به این کشور نمی‌کند.

من می‌گویم داعش یعنی سرویس امنیتی مخفی اسرائیل

اوکیف به گروه تکفری داعش اشاره کرد و گفت: داعش که در کشورهای غربی به ISIL معروف است، به گفته‌ی من یعنی سرویس امنیتی مخفی اسرائیل؛ تولید داعش کار آمریکاست؛ سیاست‌های عربستان و اسرائیل یک مجموعه‌ی کاملی است که مکمل یکدیگر هستند و حمایت‌های مالی‌ای که از داعش صورت می‌گیرد توسط عربستان و کشورهای خلیج فارس است که داعش در این مورد مشکلی ندارد.

وی ادامه داد: داعش توسط عربستان حمایت مالی می‌شود؛ من سوالم از شما این است که چرا داعش به اسرائیل حمله نمی‌کند؟

اگر آمریکا به ایران نفوذ کند؛ گروه‌های تکفیری در ایران نیز به جنگ خواهند پرداخت

اوکیف با اشاره به اینکه اسرائیل به دنبال ایجاد اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات است، بیان داشت: اسرائیل بزرگ شامل کشورهای سوریه، عراق، عربستان و مصر تا رود نیل می‌شود، اسرائیلی‌ها با ایجاد درگیری‌های داخلی در کشور‌ها می‌خواهند به این اهداف خود دست یابند و عربستان هم دارد در این مسیر به آنان کمک می‌کند و گام برمی دارد.

افسر ارشد سابق نیروی دریایی آمریکا افزود: آمریکا در هرجایی که رفته است گروه‌های افراطی وجود دارد چرا این گروه‌ها هنوز به ایران نیامده‌اند چون آمریکا در ایران نیست، اگر آمریکا به ایران نفوذ کند؛ گروه‌های تکفیری در ایران نیز به جنگ خواهند پرداخت.

Proactively Pursue Oil Price Stability

Share Button

The potential impact of current cuts in expenditure on future oil supplies is both substantial and long lasting. Nearly 5 mb/d of projects have already been deferred or cancelled. Also, the reduction in Capex at existing producing fields – including investment in enhanced oil recovery projects – will only accelerate the already high decline rates, especially in offshore ageing fields.

In fact, after three years of positive growth, non-OPEC supply is expected to fall in 2016; only one year after the deep cuts in investment. Beyond 2016, the fall in non-OPEC supply is likely to accelerate, as the cancellation and postponement of projects will start feeding into future supplies, and the impact of previous record investments on oil output starts to fade away

Asharq Al-Awsat

Asharq Al-Awsat

1َ۰ nov

Prince Abdulaziz addresses the 6th Asian Ministerial Energy Roundtable

In his speech at the 6th Asian Ministerial Energy Roundtable in Doha, Qatar, the Saudi Deputy Minister of Petroleum & Mineral Resources Prince Abdulaziz bin Salman discusses fluctuations in petroleum prices.

Prince Abdulaziz bin Salman, the Saudi Deputy Minister of Petroleum stressed today at the 6th Asian Ministerial Energy Roundtable in Doha, Qatar, that sharp fluctuations in prices is very harmful for producers, consumers and workers alike in the petroleum industry. He added that his country is committed to upholding its reputation for being a responsible and trustworthy producer, and one that possesses a long-term vision for continued investment in the petroleum and gas sector. He also mentioned that Saudi Arabia will continue to proactively pursue the stability of the petroleum market.

Regarding the fluctuation in prices, Prince Abdulaziz bin Salman stated that high prices of petroleum are unsustainable just as low prices are, and that the present market is different from what it was at the beginning of the eighties of the last century.

Prince Abdulaziz bin Salman made these comments at the 6th Asian Ministerial Energy Roundtable in Doha, Qatar which is taking place from the 8th to the 10th of November 2015, and his full speech can be found below:

It gives me a great pleasure to address this distinguished audience. I would like to thank the Government of Qatar for hosting the 6th Asian Ministerial Energy Round Table and the Government of Thailand for co-hosting this important event in association with the International Energy Forum.

Globalization, together with stronger trade and financial ties, means that each nation’s prosperity has become closely intertwined with that of the rest of the world. This cannot be seen more clearly than in the area of energy. Rather than independence, the world of energy is one of interdependence, where the security of supply – and that of demand – are two sides of the same coin. In such an interdependent world, a constructive dialogue between consumers and producers is essential to promote trust, cooperation, information exchange, and a deeper understanding of each other’s policies. The Asian Ministerial Energy Round Table has become a key feature of this global energy dialogue.

The last few months have been, without doubt, very unusual, if not unique, for the oil market. After years of relative stability, the oil price started falling in the second half of 2014, losing more than 50 per cent of its value in a relatively short period of time. The sharpness and the speed at which the price fell has fuelled many analysts’ imaginations, with some explaining the fall in the oil price in terms of conspiracy theories and geopolitical games. Others consider the current changes to be structural in nature – where we have entered a ‘new oil order’ with oil prices staying at this level, or falling even lower, for a long period of time; the cost curve for oil shifting downwards; the US shale producers assuming the role of the swing producer; and OPEC as an organization playing no, or only a limited, role in market stabilization, with some even going so far as declaring the death of OPEC. Virtually every oil price cycle in the past has generated its own narrative; this one is no different.

Despite their fundamental flaws, such narratives often dominate the energy discourse and tend to shape market expectations and beliefs. For a major reserve holder, oil producer, and exporter such as Saudi Arabia, our focus has always been on the long-term trends shaping the oil market. Rather than being a commodity in decline, as some would like to portray, supply and demand patterns indicate that the long-term fundamentals of the oil complex remain robust.

One fundamental flaw in the current narrative is the tendency to compare the current price fall with that of the mid 1980s. But this comparison is simply misguided. Market conditions now are fundamentally different from what they were then. In 1985, global oil consumption stood at just over 59 million b/d and the available spare capacity was at a historical level of over 10 million b/d, and a ratio of spare capacity to global oil consumption was about 17% per cent. In 2015, oil consumption is estimated to reach 94 million b/d, while usable spare capacity, mainly held in Saudi Arabia, is estimated at 2 million b/d – in other words, a ratio of spare capacity to oil consumption of about 2 per cent. This is one of the few industries in the world that is operating at such a thin cushion. Spare capacity acts as an insurance policy against unanticipated changes in oil market conditions and is key to maintaining oil price and global economic stability.

There is another fundamental difference from the mid 1980s. Despite all the macroeconomic uncertainties engulfing the global economy, oil demand continues to grow at a robust pace and set to increase by 1.5 million b/d in 2015, the strongest growth seen in the past few years. This is in contrast to the early 1980s where global oil consumption fell between 1980 and 1984 by more than 2.3 million b/d.

There may be some bumps on the road, and the phenomenal growth seen in the last three decades in Asia may not be repeated, as growth in oil demand will be moderated by efforts to efficiency enhancement and oil substitution. But the petroleum industry should not lose sight of the fact that scale matters. Globalization, industrialization, urbanization, and rapid development – all fuelled by energy – will continue to lift hundreds of millions of people out of poverty and to expand the size of the middle class from the current level of 1.8 billion to 3.2 billion in 2020, and to 4.9 billion in 2030, with the bulk of this expansion occurring in Asia. The new emerging middle class will be made up of people who are younger, and eager to increase their consumption. Such young demographics amidst rising income levels will keep energy demand on an upward trend.

The current low levels of spare capacity, together with the robust growth in demand, indicate that the current market fundamentals are different from those of the early 1980s and that comparisons with that period are therefore misplaced.

To meet the expected increase in demand, the world needs all sources of energy – including oil, gas, renewables, nuclear, and solar. The Kingdom has always been of the view that there are plenty of resources to meet the projected increase in demand. The peak oil theories that dominated the energy discourse few years ago – insisting that global oil production had already reached a peak – have proved to be simply wrong.

The pendulum has now moved in the opposite direction, and expectations of ‘scarcity’ have been replaced with expectations of ‘abundance’. However, while the availability of resources has never been the constraint, it is also true that conditions must be put in place to provide the right incentives for the industry to explore and to develop these reserves in an efficient and timely manner. There is a sense of complacency and a misconceived perception that the challenges faced by the industry few years ago – ranging from the small number of new oil discoveries, to the sharp rise in industry costs, to the difficulty in retaining talent, to the high decline rates in mature areas, and to the increasing complexity of developing new finds – have all but disappeared.

The fast and sharp industry response to the current fall in the oil price, however, has shown clearly that the sustainability of investment and output growth can’t be achieved ‘at any price’. While it is true that underground resources are abundant, the technical and human resources, and the financial resources needed to develop these reserves, are not.

Both the industry and the supply chain remain highly vulnerable to sharp price movements. Around $200 billion of investments in energy have been cancelled this year, with energy companies planning to cut another three to eight per cent from their investments next year. This is the first time since the mid 1980s that the oil and gas industry will have cut investment in two consecutive years. The IEA describes the current decline as ‘the biggest in oil history’. Under increasing fiscal pressure, many governments in key oil producing countries are being forced to cut their investments in the energy sector and to revise downward their expansion targets. The impact of the recent cut in capital expenditure has not just been confined to oil exporters; it is also being felt in importing countries, where the decline in oil prices has increased the risks for firms in the Asian oil and gas sector, affecting their investment plans.

The potential impact of current cuts in expenditure on future oil supplies is both substantial and long lasting. Nearly 5 mb/d of projects have already been deferred or cancelled. Also, the reduction in Capex at existing producing fields – including investment in enhanced oil recovery projects – will only accelerate the already high decline rates, especially in offshore ageing fields.

In fact, after three years of positive growth, non-OPEC supply is expected to fall in 2016; only one year after the deep cuts in investment. Beyond 2016, the fall in non-OPEC supply is likely to accelerate, as the cancellation and postponement of projects will start feeding into future supplies, and the impact of previous record investments on oil output starts to fade away.

An important part of the current narrative is that these cuts in investment and output can be quickly reversed when oil prices start rising again. This is attributed to the view that investment cycles are becoming shorter and the supply curve more elastic. But this is wishful thinking. Previous cycles have shown that the impact of low oil prices is long lasting, and that the scars from a sustained period of low oil prices can’t be easily ‘erased’. During sharp downturns, the industry tends to lose talent, technical expertise, financial resilience, and the confidence to embark on new investments. Unfortunately, none of these adverse impacts on our industry can be quickly reversed.

The extreme price movements that we have witnessed recently are very harmful for producers, consumers, and industry players. For producers whose economies are highly reliant on oil revenues, they undermine their development plans and complicate their macroeconomic management. For consumers, oil price volatility induces uncertainty in the general macroeconomic environment, reducing investment and capital formation, and undermining the viability of their energy policies. For the oil industry, sharp price swings make future planning extremely difficult, delaying much-needed investment in the oil sector.

The impact of such price instability is not just confined to the oil sector; the spill overs are being strongly felt in other parts of the energy complex – such as renewables and natural gas. This is because price instability undermines the viability of energy policies – of both producers and consumers – that are aimed at increasing the share of renewables in the energy mix, and enhancing energy efficiency.

As we saw back in 2008, high oil prices proved to be unsustainable, and the price fell sharply following the great financial crisis. But this works in the opposite direction. A prolonged period of low oil prices is also unsustainable, as it will induce large investment cuts and reduce the resilience of the oil industry, undermining the future security of supply and setting the scene for another sharp price rise. Just as the assertions, heard a few years ago – that the oil price would reach $200 a barrel – were proved wrong, so the recent assertion that the oil price has shifted to a new low structural equilibrium – will also turn out to have been wrong.

As a responsible and reliable producer with long-term horizon, the Kingdom is committed to continue to invest in its oil and gas sector, despite the drop in the oil price. Concrete steps are also under way to reduce the energy intensity of the Kingdom’s economic activity, through the implementation of energy efficiency schemes. Saudi Arabia has also taken steps to diversify its use of energy resources. These measures validate our belief in the strength of the long-term fundamentals of energy markets, and demonstrate the importance that Saudi Arabia attaches to maintaining its oil export capability and spare capacity.

Saudi Arabia plays, and will continue to play, a proactive role in stabilizing oil market conditions by building on its close relationship and ongoing cooperation with both producers and consumers, and through its effective and constructive engagement in OPEC and the IEF. However, in an increasingly interdependent world, achieving this objective is a shared responsibility. Both consumers and producers have a common interest in working collectively to achieve a more stable market; this is essential for sustaining much-needed investment and for ensuring a stable, secure, and sustainable energy system to the benefit of all. The International Energy Forum remains the only international energy body under whose umbrella both producers and consumers can cooperate on energy issues, exchange information, and gain deeper understanding of each other’s energy concerns to enhance their common interests. The IEF should continue to organize Round Table events and extend their reach to other regions.

Back in 2010 in Cancun, Mexico, I stated that the IEF ‘is an embodiment of the shared views of producers and consumers and a recognition of the need for stronger, broader and more effective cooperation.’ This cannot be more true than it is now, during these times of challenge and uncertainty.

Asharq Al-Awsat