Archive for: February 2016

حتماً ببینید! کمک نقدی به فلسطینیها

Share Button

ولی تا آنجا که به مردم ما مربوط میشود، میزان این کمها و شکل نقدی و دلاری آنست. در گزارش نهارنت گفته میشود: ” سفیر ایران در لبنان، محمد فتحعلی، روز چهار شنبه گفت؛ ایران به هر فرد از هر خانواده فلسطینیهای(بخوان حماس و جهاد اسلامی ح ت) کشته شده، ۳۰,۰۰دلار بعنوان “انتفاضه قدس” پرداخت میکند. ایران همچنین مبلغ ۷,۰۰۰ دلار دیگر به هر خانواه که خانه اش خراب شده است کمک نقدی میدهد. این مبالغ علاوه بر مقرری ماهیانه ایست که از سال ۱۹۸۷ تا امروز از طریق انجمن کمک ایران به خانوار های فلسطینی کشته شده پرداخت میگردد.

توضیح بعد از نگارش:

دوستی زنگ زد و پرسید چه میکنی ؟ داشتم توضیح میدادم که  این مطلب را دارم مینویسم و به او  گفتم ۳۰٫۰۰۰ دلار و… که یکدفعه فکر کردم نه! حتما! رقم را اشتباه نوشته ام ، آنرا به ۳٫۰۰۰ هزار تغیر دادم ولی برای آخرین کنترل به متن انگلیسی رجوع کردم دیدم نه! همان ۳۰٫۰۰۰ دلار درست بوده است

W460

The Palestinian Authority on Sunday said direct financial assistance by Iran to the families of Palestinians killed in a five-month wave of violence would be unacceptable.

Tehran announced last week assistance would be offered to families of Palestinians killed in the wave of violence that erupted in October, but the PA says such aid must follow official channels.

Palestinian presidency spokesman Nabil Abu Rudeina, cited by local media, said bypassing the authority in handing out such funds would constitute illegal interference in internal Palestinian affairs.

Iran should “send this money through official channels to the (PA’s) Martyrs and Prisoners Foundation rather than relying on informal and circuitous routes,” Abu Rudeina said.

Iran’s ambassador to Lebanon, Mohammad Fathali, said Wednesday that Tehran would offer $7,000 to the families of each Palestinian killed in what he called the “Jerusalem intifada.”

Iran will also give $30,000 to Palestinian families whose homes have been destroyed by Israel because a member is accused of carrying out an anti-Israeli attack, he told a news conference in Beirut.

The money pledged is in addition to the monthly aid paid since 1987 by an Iranian institution to families of Palestinians killed, he said.

The wave of violence in Israel and the Palestinian territories since October has killed 177 Palestinians as well as 28 Israelis, an American, a Sudanese and an Eritrean, according to an AFP toll.

Most of the Palestinians who died in the violence were killed by Israeli forces while carrying out knife, gun and car-ramming attacks, according to Israeli authorities.

Others were shot dead by Israeli forces during clashes and demonstrations.

Iran has been accused of providing support to Hamas, which runs the Gaza Strip and is a rival to Palestinian President Mahmoud Abbas’ Fatah party. Fatah dominates the Palestinian Authority.

Palestinian economists have questioned whether Iran would be capable of distributing the aid to the families directly via banks since it could be considered “terrorism financing.”

The day after Iran’s announcement, Israel denounced the decision, with Prime Minister Benjamin Netanyahu saying it showed Tehran was “continuing to aid terrorism.”

ابقای جنتی در خبرگان؛ ابهام برانگیز و معنادار

Share Button

 

چکیده… شائبه‌ها درباره نتایج انتخابات فقط به ماندن و نماندن جنتی در بین منتخبان خبرگان تهران محدود نمی‌شود. در دو استان البرز و مشهد هم نگرانی نسبت به دست‌کاری آرا وجود دارد. گزارشهای متعددی از سوی خبرنگاران و ناظران در این دو منطقه وجود داشت که حاکی از اعمال فشارهای غیرقانونی برای تغییر نتیجه آرا و بالاکشیدن کاندیداهای اصولگرا بود. در استان البرز اوضاع به اندازه‌ای مبهم است که هنوز کاندیدای پیروز مشخص نشده است اما در مشهد نام چند چهره‌ اصولگرا به عنوان منتخب اعلام شده و این اتفاق صدای اصلاح‌طلبان را درآورده است. + کامنت من در ذیل یاداشت

Ahamd-Jannati-sahamnews

سحام نیوز

منتشر شده در

سینا‌ پاکزاد: بودن یا نبودن احمد جنتی٬ مساله این است. ایا معامله‌ای برای ابقای او در مجلس خبرگان صورت گرفته است؟ آیا دولت حاضر شده به شورای نگهبان امتیاز بدهد و جنتی را در لیست خبرگان تهران نگه دارد؟

سالی که هنوز پاسخ‌اش مشخص نیست و به نظر هم نمی‌رسد که پاسخ مشخصی برای آن پیدا شود. نتیجه‌ای که دست آمده اما پرسش‌برانگیز است. آنها که در روز جمعه به لیست ائتلاف اصلاح‌طلبان در تهران رای داده‌اند حالا می‌پرسند که چطور ممکن است تمام افراد این لیست در انتخابات مجلس موفق به کسب کرسی‌ها شده باشند اما در لیست خبرگان اتفاق مشابهی نیفتاده باشد. بر اساس نتایج نهایی که ستاد انتخابات وزارت کشور بامداد دوشنبه اعلام کرد٬ ۱۵ نفر از۱۶ برگزیده خبرگان در شهر تهران همگی از چهره‌هایی هستند که توسط اصلاح‌طلبان حمایت شده بودند و فقط نام احمد جنتی دبیر شورای نگهبان قانون اساسی به عنوان کاندیدای اصولگرایان در این لیست به چشم می‌خورد. ابهام و تردید نسبت به صحت آرای او به ویژه از این جهت پررنگ می‌شود که وزارت کشور پیشتر گفته بود آرای مجلس خبرگان زودتر از آرای مجلس شورای اسلامی شمارش خواهد شد اما این اتفاق نیفتاد. تعلل در اعلام نتیجه نهایی آرا این شائبه را پیش آورد که فشارهایی علیه وزارت کشور برای ابقای جنتی در لیست خبرگان وجود دارد. او در قعر جدول منتخبان است اما در خبرگان می‌ماند.

نگرانی از دست‌کاری آرا

شائبه‌ها درباره نتایج انتخابات فقط به ماندن و نماندن جنتی در بین منتخبان خبرگان تهران محدود نمی‌شود. در دو استان البرز و مشهد هم نگرانی نسبت به دست‌کاری آرا وجود دارد. گزارشهای متعددی از سوی خبرنگاران و ناظران در این دو منطقه وجود داشت که حاکی از اعمال فشارهای غیرقانونی برای تغییر نتیجه آرا و بالاکشیدن کاندیداهای اصولگرا بود. در استان البرز اوضاع به اندازه‌ای مبهم است که هنوز کاندیدای پیروز مشخص نشده است اما در مشهد نام چند چهره‌ اصولگرا به عنوان منتخب اعلام شده و این اتفاق صدای اصلاح‌طلبان را درآورده است. بیانیه‌ای از سوی اصلاح‌طلبان این شهر منتشر شده و در ان آمده « با وجوه شبهات ناشی از تعلل معنادار مسئولان اجرایی خراسان رضوی در اعلام ترکیب و تجمیع آراء رای دهندگان مشهد،داوری و اعلام نظر صریح و دقیق در باب آن چه در مشهد گذشته،بغایت دشوار می نماید در عین حال این “تلخی” که بر ما می رود و سال هاست در این خطه با ماست٬ نباید “شیرینی ” فتح قریب به پنجاه درصد کرسی های پارلمان را توسط لیست های امید و بیشتر آن ،در کف مستقلین در گستره کشور از ذائقه این مردم شریف و متعهد به مصالح ملی بزداید.» آنها در بیانیه‌ خود همچنین تاکید کرده‌اند که سئوالات و اعتراضات خود را بر پایه شواهد و قراین موجود،به مراجع مسئول،منعکس می‌کنند.

انکار شکست

اصولگرایان در مجموع بازنده بازی انتخابات مجلس و خبرگان هستند. آنها نمی‌خواهند زیر بار این شکست بروند و رسانه‌هایشان مدام تبلیغ می‌کنند که هنوز اکثریت مجلس بعدی از آن اصولگرایان است و فقط در تهران بوده که اصلاح‌طلبان موفق به پیروزی شده‌‌اند. وحید یامین‌پور از روزنامه‌نگاران اصولگرا امروز در یادداشتی که سایت رجانیوز آن را منتشر کرده بود با تاکید بر همین ادعا گفته بود که رای تهرانی‌ها به خاطر تفاوت سبک زندگی آنها با سایر شهرهاست و این رای را نباید یک رای سیاسی به حساب آورد. خبرگزاری فارس هم یادداشتی را منتشر کرد که در آن ادعا شده بود پیروزی اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس و خبرگان فقط یک توهم است و آنها روی هم رفته انتخابات را باخته‌اند. جالب این که اصولگرایان نمودارهایی را هم منتشر کردند که در آن سهم نماینده‌‌های اصولگرا از مجلس بیشتر از اصلاح طلبان برآورد شده بود.

گام‌های محتاطانه

بازی در این مرحله تمام نمی‌شود و این تازه اول ماجراست. تجربه‌های قبلی نشان می‌دهد که اصولگرایان بعد از شکست آرام نمی‌نشینند و باید انتظار اتفاق‌های غیرمنتظره در فضای سیاسی ایران طی ماه‌های آتی را داشت. کما این که به فاصله‌ اندکی بعد از انتخابات مجلس ششم و پیروزی قاطع اصلاح‌طلبان٬ سعید حجاریان ترور شد و دو ماه بعد یعنی در اردیبهشت سال ۱۳۷۹ هم سخنرانی آقای خامنه‌ای درباره این که مطبوعات پایگاه دشمن شده اند٬ زمینه توقیف فله‌ای رسانه‌های منتقد را فراهم آورد. تجربه‌های پیشینی حالا اصلاح‌طلبان را واداشته که دست به عصا و با احتیاط‌تر از گذشته قدم بردارند. آنها بعد از ۶ سال سرکوب تازه با قدم‌هایی لرزان به صحنه سیاسی برگشته‌اند و سهمی از کرسی‌های قدرت پیدا کرده‌اند. اصلاح‌طلبان برای ایجاد حفاظی امنیتی بالای سرخود از ائتلاف با میانه‌روها و اصولگراهای متعدل استقبال می‌کنند تا آسیب‌پذیری کمتری داشته باشند. در بدنه اجتماعی هوادار اصلاح‌طلبان هم تغییر رفتار مشاهده می‌شود. کسانی که روز جمعه به لیست امید رای دادند٬ امید به تغییرات حداکثری ندارند و مهم‌ترین اولویتشان بیرون کردن تندروها بود که تا حد قابل توجهی محقق شده است.

زیتون

…………………………………………………………

کامنت من:

با تأخیر و تعللهایی که برخلاف وعده های داده شده وزارت کشور در اعلام نتیجه انتخابات میشد و دست ـ دست کردنهای توجیه ناپذیر در این رابطه، برای من تردیدی نماند که تقلبی در کار است  ولی من برخلاف یادداشت نویس فوق، آقای پاکزاد، فکر نمیکردم که این تقلب با فشار به وزارت کشور یا روحانی انجام شود. من فکر میکردم که خامنه ایی و حلقه نزدیکش با مشاهده نتیجه خُرد کننده آراء، در سطحی وسیعتر از وزیر کشور یا حتی روحانی  با آیت الله هاشمی و اصلاحطلبان مصالحه بکند که به ازای راه دادن جنتی به خبرگان در دوره تقنینه پیش روی برای دولت و اصلاحطلبان و فعالیت آنها مزاحمتی میدانی و عملیاتی ایجاد نکند.

بنا بهمان دلایلی که اصلاحطلبان مشهد با ظن تقلب سکوت کرده اند تا مزه شیرین برنده شدن تلخ نشود، منهم فکر کردم در صورت چنین مصالحه یا بده بستانی، نتیجه آن، به چشم پوشی از زورچپان کردن احمد جنتی بعنوان تابلو ترین مهره حقوقی رژیم،به خبرگان می ارزد. ولی اینکه راه دادن احمد جنتی با سازش سیاسی انجام شده است یا بزور و تهدید دو حالت با دو نتیجه کاملاً متفاوت است. در حالت اول رژیم بازای حفظ آبروی خود به اصلاحطلبان و هاشمی(در جهت منافع مردم) باید امتیاز داده باشد ولی درحالت دوم، همانطور که آقای پاکزاد هم اشاره کرده است، زورچپان کردن جنتی مقدمه توطئه های بعدی علیه اصلاحطلبان و سیاستهای درست روحانی در آینده است.

نکته دیگر اینکه اگر روحانی واسطه چنان سازش مفروضی شده است میتوان گفت خریدن آرامش فضای سیاسی برای یک دوره پارلمانی شاید به این سازش می ارزد ولی اگر او تسلیم تهدید شده است باید این تسلیم را عهدشکنی او در رابطه با مواعید انتخاباتی اش دایر بر امانتداری آراء مردم  تلقی کرد. روزها آینده نشان خواهد که کدام حالت از دو حالت پیش گفته صادق است. در زورچپان شدن جنتی به مجلس خبرگان نمیتوان چندان تردید کرد.

نگاهی به نتایج سیاسی انتخابات۹۵: بخش ۱

Share Button

امیدی ندارم که این سطور، روی آنها که در دنیای مجازی به سرنگونی رژیم مشغولند تأثیر کرده توجهی به این درسها که درکشان سخت هم نیست بکنند زیرا آنها عادت به شنیدن اینکه دیگران چه میگویند ندارند و فقط میخواهند آنچه را که دوست دارند بشوند ولو اینکه  آن شنیده ها چون باد در هوا بی اثر باشند، لذا فقط اینرا بعنوان اختتام کلام بگویم که من خود تا مقطع انتخابات ۸۸ به همین توهم سرنگونی طلبانه و تحریم مشروعیت سوزانه دوچار بودم  ولی با تجارب این چند انتخابات گذشته درک کردم که این اپوزیسیون برانداز سایبری، به بازی در میدان گمراه سازانه و مانوپولاتیو رژیم  مشغول بوده و از همین روی، عمدتاً نا خواسته خود متحد میدانی استراتژیک رژیم است. حال این حرف میخواهد صادقانه و عقلانی تلقی شود یا عصبی خویانه، امریست که قضاوت روی آنرا به خواننده وامیگذارم.

هخائیسم براندازانده و تحریم انتخاباتی *
 

در تحلیل انتخابات دیروز برای دو مجلس، نباید در محدوده اینکه چه جناحی بُرد و چه جناحی باخت باقی ماند زیرا این انتخابات چنان درسهای بزرگ و آموختنی به همه کنشگران سیاسی و مردم داده است که شرح آنها از دهها نوشتار هم خارج است و میباید از زوایای مختلف: سیاسی، اجتماعی، روانشناسی توده ایی، تاکتیکی و استراتژیک مورد واکاوی و تحلیل قرار گیرد. من بر حسب اولویت (اگر بتوانم)، بمرور به واکاوی جوانب مختلف آن و پیروزی عظیم مردم در این حرکتشان خواهم پرداخت.

از آنجا که خود یک مهاجر سیاسی میباشم که در حاشیه حرکت سیاسی جامعه قرار دارد، بخش نخست تحلیل خود را به رفتار تحریمگران که بیشترشان خارج نشین میباشند اختصاص میدهم.

در هر پیکاری چه سیاسی چه نظامی و حتی اقتصادی، اولین اصل ارزیابی درست از موازنه نیروست. اگر کسی این مسئله را نپذیرد بهتر است پا بهیچ میدان مبارزاتی حتی بازی فوتبال نگذارد. ولی پذیرش این اصل هم بتنهایی بمعنای ارزیابی درست از توازن قوا نیست. و توازن و تناسب قوا هم تنها بمعنای ارزیابی کّمی و ایستای “static” نیرو نیست بلکه بیش از آن ارزیابی شرایط و متغیر های آن نیز هست. سون تسو،  استراتژ بزرگ چین باستان ارزیابی توازن قوا را در اثر خود بنام “هنر جنگ”* چنین توضیح میدهد:

“برآورد (Estimates)*

1 ـ جنگ یک مسئله ای واجد اهمیت حیاتی برای دولتهاست؛ قلمرو مرگ و زندگی است؛ راهی بسوی بقاء یا نابودی است که حتماً باید همه جانبه مورد ارزیابی قرار گیرد.

۲ ـ بنا بر این آنرا باید بر حسب ۵ عامل اساسی ارزیابی کرده و آنگاه باید به مقایسه ۷ عنصر دیگر که بعداً ذکر میشود در آن توجه نمود.

به این ترتیب، میتوان ماهیت آن عناصری که اساسی میباشند را سنجید.

۳ ـ اولین این عوامل ۵ گانه، تأثیر اخلاق و روحیه است. دومی آن، اوضاع جوّی میباشد. سومی، وضعیت زمین است. چهارمی، فرماندهی است. و پنجمی، دکترین میباشد.  … ”

در ادامه تک تک این پارامترهای مورد اشاره تفصیلی تر نوضیح داده میشود که من از آن میان به ترجمه  عامل اول که همان اخلاق و روحیه (رزمی) و دومی که وضعیت جوی است بسنده میکنم:

“…۴ـ منظور از اخلاق آن عاملی است که موجب میشود تا مردم با رهبرشان در هماهنگی قرار گیرند آنچنانکه آنها تا پای مرگ بدون ترس از هلاکت، رهبرشان را همراهی کنند.

۵ ـ منظور از وضعیت جوی، تأثیرات گوناگون جوّی بر سیر پیکار است؛ سرمای زمستان، گرمای تابستان و انطباق دادن طرحهای جنگی متناسب با وضعیت فصلی است.

…”

ناگفته پیداست که این احکام ۲۵۰۰ سال پیش را باید بر حسب وضعیت روز تفسیر و درک کرد. درسهای سون تسو امروزه در عرصه های مختلف از جنگ گرفته تا اقتصاد، کلاسیک شده اند و در دانشگاههای معتبر دنیا تدریس میشوند.

من این احکام را با استراتژی تحریمگری بخشی از مخالفین سرنگونی طلب رژیم مقایسه میکنم. اگر تغیرات فصلی را به عوض شدن فضای سیاسی تعبیر کنیم، کجای این ایستادگی دائمی بر رویکرد همیشگی تحریم انتخاباتها، تا کنون در این ۳۸ سال جواب داده است و چه وقت طرااحان و پیگیران آن توجهی به تغیرات جوی سیاسی و روحیات متغیر مردم داشته اند.

در مورد عامل اول اخلاق نیز؛ طی این ۳۸ سال آیا تحریمگرانی که بحق رژیم را به استبداد متهم میکنند، حد اقل در خارج کشور که آنها آزادی عمل دارند خود توانسته اند یک اکسیون مشترک حتی چند صد نفری، یک جمع یا ساخته میناتوری از آن دموکراسی مورد تبلغ خود بوجود بیاورند تا الگوی دموکراسی مورد نظر خود را بمردم نشان دهند؟ یا در میان این چند میلیون مهاجر ایرانی که حد اقل بر حسب ظاهر همگی از فشار و ستم فرهنگی و سیاسی به خارج گریخته اند یک همگرایی و همسویی تعامل آمیز ترتیب دهند؟ و از آن مهمتر توانسته اند در سطح نخبگان سیاسی، بین خود، در حد همان فراخوانهای تحریمهای خود، حتی یک بیانیه مشترک بدهند که چند چهره به لحاظ سیاسی متفاوت، زیر آنرا امضاء کرده باشند؟ فراخوانی که احتیاج به جانبازی  و ایثارگری هم ندارد بلکه مستلزم همان میزان وقت گذاشتن است که آن دهها میلیون رأی دهنده درونِ مرز در صفوف رأی دهی گذاشته میایستند تا رأی خود را بنفع لیست هاشمی بصندوقها بیاندازند.

در جریان دعوت هاشمی و اصلاح طلبان به مشارکت انتخاباتی صدهها هزار از جوان میهنمان وقت و انرژی زیادی گذاشتند تا با اس ام اس و دیگر ابزار مجازی پیام های ضرورت مشارکتی خود را در سراسر کشور چنان بپراکنند و چنان هیجان و شوری ایجاد کنند که مردم علیرغم برآشفتگی اشان از رژیم در رد صلاحیتها در این مقیاس بی سابقه بخیابانها بیایند و آرای خود را به لیست هاشمی و اصلاحطلبان بدهند که تکان سیاسی در نظام ایجاد کرده است.

آیا این تحریمگران که همگی هم پسوند”دموکراتیک” یا مدافع حقوق بشر را یدک میکشند تا کنون توانسته اند بین خود یک اجماعی روی حداقل ترین مطالبات دموکراتیک بخش متوسط جامعه که آنها مدعی نمایندگیش هستند بوجود آورند؟ پاسخ همه این پرسشها متأسفانه منفی است.

این چه جریان دمکراتیک و مبارز حقوق بشری است که بطور عمده سروکله اش فقط بهنگام انتخاباتها پیدا میشود و مانند قشون شکست خورده در شبکه های مجازی یکی اینجا و یکی آنجا سرمایه ناچیز و فرسایش یابنده خود را گذارده فرمان یا فراخوان تحریم میدهد؟

آیا این تحریمگران توانسته اند تا کنون یک راه حل ایجابی(اگر رأی ندهیم، پس در برابر آن چه کنیم؟) بدهند؟ و سخن آخر اینکه اگر از این تحریمگران خواسته شود که برای انعکاس فراخوان تحریمشان، فقط یک روز از درآمد خود را از جیب خویش هزینه کنند، چه تعداد از آنها در صحنه باقی خواهند ماند و برای تحریم مبارزه خواهند کرد؟.

این فهرست و این دلایل ها را میتوان تا دهها صفحه ادامه داد.

واقعیت اینست که موضوع، موتور و هدفِ سیاست؛ قدرت و تغیر موازنه آنست. هدف از سیاست ورزی کسب قدرت سیاسی و چیرگی سیاسی بر رقیبان میباشد. دموکراسی بعنوان یک مقوله سیاسی، برخلاف آنچه تصور میشود نه ناشی از عمل دموکراتیک کنش گران سیاسی و نیست پاک آنان بلکه در درجه اول ناشی از توازن و تناسب قدرت است که تدریجاً به عرصه قانون و رفتار مردم  تسری میابد و و درکُل سامان اجتماعی بتدریج و در طول زمان نهادینه میشود و موازنه قدرت در فضای دینامیک و متغیر آن ارزیابی میشود نه در حالت ایست.

بزرگترین اِشکالِ “همیشه تحریمگران و سرنگونی طلبان حرفه ایی” اینست که قادر به ارزیابی قوا نیستند نه از قدرت خود نه از قدرت طرفهای مقابل خود و نه از شرایط متغیر جو مبارزاتی و حال و هوای مردم ارزیابی درستی دارند. در نتیجه این عدم توانایی در ارزیابی درست از تناسب قوا، بدبختانه و بسیار تأسف آمیز، همان قدرت و همان امکانات ناچیزی را هم که دارند هدر میدهند یا حتی در جهت عکس از ان استفاده میکنند مانند تخریب آنهایی که نباید تخریب شوند.

در فارسی خودمان ضرب المثلی هست که میگوید آدم باید لقمه را اندازه دهنش بردارد. و این حکم ابتدایی که سون تسو بزبان دیگری آنرا توضیح داده است در هیچ موردی از سوی هیچیک از نیروهای مدعی اپوزیسیون بودن تا کنون ظرف این ۳۸ سال پسا انقلاب رعایت نشده است. اگر این اپوزیسیون کمی از تناسب نیرو در مملکت اطلاع داشت به سرنوشت رقت بار امروزی دوچارنمیشد که مانند بازماندگان رژیم باتیسا(کوبائیها) در فضای مهاجرتی ۷۰ ساله در سواحل کالیفرنیا و میامی همچنان خود را مدعی قدرت کاسترو بداند یا مانند بازماندگان رژیم نیکولای  دوم همچنان در رویای روی کار آوردن سلطنت تزاری باشد و با این خیال در همان اروپا بپوسد.

اپوزیسیون ایران اگر از همان آغاز، موازنه و نسبت قدرت خود با حریف را درست ارزیابی میکرد و هر کاربرِ کامپیوتری و اینترنتی آن، برای خود یک مینی امپراطوری مجازی با تعدادی مخاطب دست پا نمیکرد که با آن خود را راضی کند، و اگر میدانست که حتی در این جبهه سایبری هم  رژیم با امکاناتی که دارد،  بر آن دست بالا را دارد و خواهد داشت و اگر.. و اگر … ، شاید از برج عاج “خود الترناتیو بینی” خویش پائین آمده و به آن دموکراتیسمی که حرفش را میزند قدری هم در عمل رفتار میکرد و حد اقل بین خود رابطه و تعاملات دموکراتیک برقرار میساخت که به خفاشهای اطلاعاتی رژیم میدان مانور و بازی در درون صفوف خود تا حد چیرگی آنان ندهد که آنها بر فضای اپوزیسیونی این چنین چیرگی کامل یابند و از اپوزیسیون سرنگون طلب برای خود نیروی ذخیره و کمکی بسازند.

در صورت پائین آمدن از آن برج عاج خود بزرگ بینی؛ این اپوزیسیون، کوچکی و فقر امکانات خود را درک میکرد و بجای رسالت براندازی رژیم برای خود اهدافی  محدود تر ولی دستیافتی را قرار میداد، اهدافی که با قد و قامت او و امکانات محدودش همخوانی داشته باشد.

بطور مثال اگر این اپوزیسیون سرنگونی طلب بجای “خود آلترناتیو بینی” به ایفای نقش یک گروه فشار در صحنه سیاسی اکتفاء کرده بود، امروزه بجای اینکه همین اصلاحطلبان؛ بیشترین بخش اقشار متوسط و اقشار دانشگاهی و بخشهای فرهنگ ساز مملکت را دنبال خود بکشانند، آنها میتوانستند میلیونها مخاطب؛ حداقل بعنوان رأی دهنده، داشته باشند که بجای تحریم؛ با مشارکت فعال و هدفمند خود، تمام آرایش صحنه بازیهای انتخاباتی رژیم و اصلاحطلبان ناپیگیر را هر بار در مناسبتهای انتخاباتی بهم بزنند، همانکاری که اصلاحطلبان و هواداران هاشمی در این انتخابات و انتخابات ۹۲ و ۸۸ با مهندسی انتخاباتی رژیم کردند.

امیدی ندارم که این سطور، روی آنها که در دنیای مجازی به سرنگونی رژیم مشغولند تأثیر کرده توجهی به این درسها که درکشان سخت هم نیست بکنند زیرا آنها عادت به شنیدن اینکه دیگران چه میگویند ندارند و فقط میخواهند آنچه را که دوست دارند بشوند ولو اینکه  آن شنیده ها چون باد در هوا بی اثر باشند، لذا فقط اینرا بعنوان اختتام کلام بگویم که من خود تا مقطع انتخابات ۸۸ به همین توهم سرنگونی طلبانه و تحریم مشروعیت سوزانه دوچار بودم  ولی با تجارب این چند انتخابات گذشته درک کردم که این اپوزیسیون برانداز سایبری، به بازی در میدان گمراه سازانه و مانوپولاتیو رژیم  مشغول بوده و از همین روی، عمدتاً نا خواسته خود متحد میدانی استراتژیک رژیم است. حال این حرف میخواهد صادقانه و عقلانی تلقی شود یا عصبی خویانه، امریست که قضاوت روی آنرا به خواننده وامیگذارم.

حرف آخرم هم اینکه با پیروزی دیروز انتخاباتی مردم، میدان بزرگی باز شده است که تمام دلسوزان مملکت و دوستداران واقعی آزادی میتوانند از همان ذره ذره انرژی مبارزاتی خود با هزینه هایی بسیار کم، نتایج بسیاری هزاران بار بیش از انکه با خرده کاری و تبیدل سیاست به سرگرمی بدست بیاورند. سازماندهی ذره ها و اتمها بنحو درست است که سونامی آفرین است نه رزم تن بتن قهرمانانه!

*

اهوراپیروز خالقی یزدی

اهوراپیروز خالقی یزدی[۱] با نام اصلی فتح‌الله خالقی یزدی[۲] و معروف به «هخا»[۳] یک شومن ایرانی مقیم آمریکا در تلویزیون ماهواره‌ای رنگارنگ بود[۴][۵] که وعده داده بود که در تاریخ ۱۰ مهر ۱۳۸۳ با ۵۰ فروند هواپیما به تهران پرواز کند و نظام جمهوری اسلامی را سرنگون کند[۶] که خلف وعده کرد.[۷] این امر به یک اتفاق کمدی بدل گشت[۸] و صدا و سیما صحنه‌هایی از گفته‌های او را پخش کرد.[۹]

**

Page 64 -65

The Art Of war

Oxford University Press

1971

 

شکوری‌راد: کنش سیاسی اصلاح‌طلبانه یعنی امید، بذر هویت ماست/ رقیب «اصولگرا» نیست

Share Button

چکیده : کنش اصلاح‌طلبی یعنی حرکت بر مدار قانون و حفظ کرامت انسانی با رعایت حقوق شهروندی. کسانی که به حقوق قانونی خود بسنده کنند و زیاده‌خواهی نداشته باشند و در عین‌حال به حقوق دیگران احترام بگذارند در دایره اصلاح‌طلبی خواهند گنجید. یعنی اعتقاد به اینکه شهروند برتر نداریم و همه با هم برابرند اصلاح‌طلبانه است….

کلمه:

یکشنبه, ۹ اسفند, ۱۳۹۴

شرق نوشت: استرس اعلام نتایج انتخابات تقریبا در چهره همگان مشهود است. مردم منتظر بودند ببینند چه‌کسانی به وصال مجلس دهم می‌رسند که به دفتر کوچک حزب اتحاد ملت ایران در خیابان وصال رفتم تا با علی شکوری‌راد، دبیرکل این حزب، به گفت‌وگو بنشینم. خوشحال به نظر می‌رسید و انتخابات و بیش از آن عملکرد جریان اصلاحات در آن را بی‌نظیر توصیف می‌کرد. شکوری‌راد می‌گوید دایره اصلاح‌طلبی این‌قدر گسترده شده است که بسیاری از اصولگرایان هم در آن می‌گنجند.

‌ نگاه شما به انتخابات هفتم اسفند و آن بخش از نتایجی که تاکنون اعلام شده چیست؟

ما حس غرور داریم. غرور حاصل از یک کنش سیاسی صحیح که اصلاح‌طلبان از خود بروز دادند. به زبان ساده کنش سیاسی اصلاح‌طلبان کلاس بسیار بالایی داشت. این نوع کنش سیاسی را شاید بتوان در آینده برای فعالان سیاسی تدریس کرد. درواقع همه شرایط برای انصراف جریان اصلاحات از حضور در انتخابات مهیا بود، اما اصلاح‌طلبان در میدان ماندند…

و خوشبختانه بر اثر نتایجی که تاکنون اعلام شده، دستاورد ما فراتر از انتظاراتمان بوده است. حتی اگر نتایج این‌قدر مثبت هم نبود، ما غرور ناشی از فعالیت عقلانی و منطقی را با خود حمل می‌کردیم. وقتی عرصه بر ما تنگ شده بود، برای حفظ نهاد انتخابات عزم خود را جزم کردیم. اعلام کردیم که راه را ادامه می‌دهیم تا این نهاد مقدس را حفظ و حراست کنیم. کف مطالبات ما حفظ نهاد انتخابات به‌عنوان بزرگ‌ترین دستاورد انقلاب بود. در واقع اکنون، هم کف مطالباتمان را به دست آوردیم و هم دستاورد بسیار زیادی داشتیم. یکی دیگر از مطالبات ما این بود که افراطیون به مجلس راه پیدا نکنند. با نتایجی که حاصل شده، نه‌تنها بسیاری از افراطیون نتوانستند به مجلس راه پیدا کنند بلکه افراطی‌گری هم به حاشیه خواهد رفت. اگر حتی عناصری از افراطیون هم به مجلس بیایند در مجلس آینده نمی‌توانند عرض‌اندام کنند. از سوی دیگر ما با کنش سیاسی منطقی و معقول، توانستیم دایره اصلاح‌طلبی را گسترش دهیم که بخشی از اصولگرایان هم در این دایره قرار می‌گیرند. طرف مقابل ما هم محدودتر شده است البته من فکر می‌کنم اطلاق اصولگرایی به رقیب، درست نیست زیرا اصلاح‌طلبان بزرگ‌ترین اصولگرایان این کشور هستند؛ ما امروز می‌بینیم که حتی آقای لاریجانی هم با رأی اصلاح‌طلبان به مجلس راه پیدا می‌کند. آقایان کاظم جلالی و بهروز نعمتی با رأی اصلاح‌طلبان می‌آیند. این افراد از این پس با کنش اصلاح‌طلبی همراه خواهند بود. نه‌تنها این افراد، بلکه با موج فراگیر اصلاح‌طلبی، بخش بزرگ‌تری از اصولگرایان هم به دایره اصلاح‌طلبی راه خواهند یافت و کنش اصلاح‌طلبی خواهند داشت.

 این کنش اصلاح‌طلبی که می‌گویید دقیقا چیست؟

کنش سیاسی اصلاح‌طلبانه یعنی امید، بذر هویت ماست. برای کنش اصلاح‌طلبانه هیچ بن‌بستی وجود ندارد و همیشه باید امیدوار بود. ما معتقد بودیم که حتی اگر یک نقطه کوچک را می‌شود اصلاح کرد باید وارد میدان شد. اصلاحات در هر شرایطی برای خود کنشی تعریف می‌کند. حتی در دل اصولگرایی هم می‌شود کنش اصلاح‌طلبانه داشت. کنش اصلاح‌طلبی یعنی حرکت بر مدار قانون و حفظ کرامت انسانی با رعایت حقوق شهروندی. کسانی که به حقوق قانونی خود بسنده کنند و زیاده‌خواهی نداشته باشند و در عین‌حال به حقوق دیگران احترام بگذارند در دایره اصلاح‌طلبی خواهند گنجید. یعنی اعتقاد به اینکه شهروند برتر نداریم و همه با هم برابرند اصلاح‌طلبانه است. ما نقد می‌شدیم که چرا علی مطهری را در فهرست خود قرار دادیم، پاسخ این است که شاید آقای مطهری خود را اصولگرا بنامد اما ما او را اصلاح‌طلب می‌دانیم زیرا ثابت کرد که هم از حقوق شهروندی دفاع و هم به قانون تمکین می‌کند. بنابراین اسم مهم نیست بلکه عملکرد برای ما معیار است. ما به کمتر از این نتایج هم فکر کرده بودیم. ما اکنون اصولگرایان را به داخل دایره اصلاح‌طلبی دعوت می‌کنیم تا به آن دو اصلی که گفتم پایبند باشند. این دو اصل به علاوه کنش اخلاقی شروط اولیه ورود به حلقه اصلاح‌طلبی است. ما حتی در ابراز شادمانی هم خویشتن‌داری خواهیم کرد. اگرچه طرف مقابل به ما انواع و اقسام تهمت‌ها و انگ‌ها را زد اما آنان را تحقیر نمی‌کنیم و نمی‌رانیم.

‌ البته در همین ایام انتخابات رقیب شما را به انواع و اقسام مسائل متهم کرد. نظر شما درباره این اتهامات چیست؟

بدترین تهمت این بود، کسانی را که شورای نگهبان صلاحیتشان را تأیید کرده بود مورد حمایت انگلیس خواندند. شورای نگهبان گفته اینها صلاحیت حضور در مجلس خبرگان و شورای اسلامی را دارند اما عده‌ای آنان را انگلیسی خواندند. در آینده هرکسی بر صندلی مجلس بنشیند چون مورد تأیید شورای نگهبان بوده است باز هم در ادامه هر نوع کاری انجام دهد شورای نگهبان پاسخ‌گو است. ما این اتهامات را قبول نداشتیم و حال مردم به این افراد رأی داده‌اند. اکنون کسانی که به این افراد تهمت انگلیسی‌بودن زدند چه پاسخی برای خود و دیگران دارند؟ پیشنهاد ما به این افراد این است که کمی مردم را بیشتر بشناسند.

رویکرد جریان اصلاحات در مجلس دهم چیست؟ هدف کلی شما حمایت از دولت است؟

کار نمایندگان مجلس حمایت از دولت نیست. نماینده مجلس باید درست، قانونی و عقلانی عمل کند. متأسفانه برخی نمایندگان مجلس نهم عقلانی عمل نمی‌کردند.
نقد ما به رفتار غیرقانونی و غیرعقلانی بود. مجلس باید متحد و منتقد دولت باشد. اگر نماینده‌ای مخالف یا موافق محض با دولت باشد، خلاف شأن نمایندگی است. نماینده باید در انجام وظیفه نظارتی خود سختکوش و جدی باشد. افتخار مجلس ششم این است که تابع دولت اصلاحات نبود و به همین دلیل در تاریخ مجالس ایران می‌درخشد. مجلس ششم کاملا براساس قانون و حقوق مردم مستقل و جدی بود. مجلس ششم یک مجلس اصلاح‌طلب بود. ما یک فراکسیون جبهه مشارکت داشتیم که حزبی بود و یک فراکسیون دوم خرداد داشتیم که کلی‌تر بود. ما به‌عنوان فراکسیون مشارکت برنامه‌ای مدون تهیه و براساس برنامه هم عمل کردیم و در پایان هم کارنامه ارائه دادیم. ما به ٧٠ درصد برنامه خود عمل کرده بودیم و گزارشی به صورت مکتوب تحت عنوان «وفای به عهد» منتشر کردیم. این کار در تاریخ مجالس ایران بی‌نظیر است. علاوه بر این عملکرد مجلس ششم از نظر آماری مشخص و مشهود است. سند چشم‌انداز ٢٠ساله حاصل تعامل بین مجلس ششم و دولت اصلاحات بود. در آن مقطع کشور برای ٢٠ سال بعد خود برنامه داشت. این سند قابل‌تحقق بود اما متأسفانه بعد از سه دوره مجلس اصولگرا و دو دوره دولت محبوب اصولگرایان سند ٢٠ساله به محاق رفت و نابود شد. تمام ارگان‌های کشور با تأیید مقام معظم رهبری پشتیبان سند چشم‌انداز بودند اما با نوع عملکرد اصولگرایان ما به عقب رفتیم. اکنون و در دولت یازدهم کمی آواربرداری شده و به قول آقای حجاریان پروژه نرمالیزاسیون در حال پیشبرد است.

با توجه به نتایجی که تاکنون به‌دست‌آمده وضعیت مجلس دهم از نظر فراکسیون‌ها را چطور ارزیابی می‌کنید؟

فکر می‌کنم در مجلس دهم اصلاح‌طلبان چنان قدرتی خواهند داشت که رقیب خودشان را هم وادار به عمل قانونی خواهند کرد.

تصور من این است که بخش عظیمی از اصولگرایان که می‌خواهند عقلانی عمل کنند هم به فراکسیون اصلاحات خواهند پیوست. البته فراکسیون اقلیت اصولگرا هم خواهیم داشت که بر طبل گذشته خواهند کوبید. تلاش ما بر این است که آن اقلیت هم قانونی و اخلاقی عمل کند و زیاده‌خواهی را کنار گذارند.

‌ برنامه اصلاح‌طلبان در مجلس دهم چیست؟

شورای‌عالی سیاست‌گذاری یک برنامه تدوین کرده که مبنای عمل خواهد بود. مباحث مربوط به رد صلاحیت‌ها باعث شد برنامه ما تکثیر و منتشر نشود. این برنامه بسیار دقیق و منطقی است که می‌تواند اصولگرایان معتدل را با خود همراه کند. لزوما در مجلس دهم تحت عنوان اصلاح‌طلب و اصولگرای معتدل مجزا نخواهیم بود و می‌توان در دایره بزرگ‌تری قرار گرفت. جریان اصلاحات ضمن حفظ هویت خود با گروه‌های معتدل تعامل خواهد کرد. بزرگ‌ترین دستاورد این انتخابات ارتقای فرهنگ سیاسی ایران بود تا شاید دیگر کسی به حذف دیگری فکر نکند. اگر همه کنشگران سیاسی ایران این واقعیت را درک کنند و بپذیرند، تعامل در کشور افزایش پیدا می‌کند.

پیام شما در صورت پیروزی در انتخابات برای اصولگرایان چیست؟

ما دست دوستی به سمت رقیب دراز می‌کنیم. کشور ما استعداد و لیاقت فراوانی دارد. می‌تواند در عرصه داخلی و بین‌المللی موفق‌تر باشد. اصلاحات دارای رأی مردم است؛ این برای همه اثبات شد. به اصلاح‌طلبان به چشم دشمن نگاه نکنید و با تعامل با هم می‌توانیم کشور را بسازیم. اگر رقیب اصلاحات را دقیق‌تر بشناسد، درک خواهد کرد که این جریان می‌تواند به مردم و کشور خدمات بی‌نظیری ارائه دهد. نگاه مثبت و توأم با اعتماد به اصلاحات به سود کشور است. بسیاری از چهره‌های درخشان کشور پس از انقلاب، اصلاح‌طلبان بوده‌اند؛ چه در دانشگاه و چه در حوزه‌های علمیه و چه در سطوح عالی مدیریت کشور. من تقاضا دارم این کنش اصلاح‌طلبانه امروز ما ترک و فراموش نشود. ما در گذشته تجاربی به دست آوردیم که آن را به کار بستیم و به امروز رسیدیم. جریان اصلاحات بیش از گذشته نیاز به خویشتن‌داری دارد.

آنچه ۴ سال پیش نوشتم بعنوان تبریک به هاشمی

Share Button

اطلاعیه شخصی در دفاع از آیت الله هاشمی رفسنجانی

۱۱ مهر ماه ۱۳۹۱

بعنوان یک تبعیدی سیاسی، بعنوان یک زندانی سیاسی سابق، بعنوان کسی که تمام زندگی اش را بخاطر ترقی و سربلندی میهنش و رفاه مردمش گذارده است، بعنوان کسی که از رژیم آینده ایران، از برندگان آینده قدرت کمترین انتظاری برای خود ندارد، بعنوان کسی که تا مقطع جنبش سبز تنها احساسی که به روحانیت از جمله هاشمی رفسنجانی داشته است «نفرت» بوده است، بعنوان کسی که درهر اظهار نظر سیاسی خود، هزینه آنرا برای مردم و میهنش در نظر میگیرد و نه ارضای احساسات شخصی خودش، بعنوان کسی که تا بحال در هیچ انتخاباتی شرکت نکرده است و کلاً ناجمهور ضد اسلامی را هم(تاجایی که بخودش مربوط میشود) قبول ندارد، با کمال اندیشه و عقل، با تمام وجدان و احساس مسئولیت مدنی و سیاسی میگویم:
مردم ایران، جنبش سبز، جنبش اصلاح طلبی، گرایش چپ، لیبرال، راست، مسلمانان واقعی، بی دینان انسانگرا، اصول گرایانی که شراب قدرت مستشان نکرده است باید پشت سر آیت الله هاشمی رفسنجانی بایستند.
میگویم :
میهن ما در اثر بی تدبیری شخص آقای خامنه ایی و مست شدگی او از قدرت در آستانه فروپاشی قرار گرفته است و تا فروپاشی تمام عیار فاصله ایی ندارد.
میگویم:
این سرزمین را فقط رهبری و پیشگامی آیت الله رفسنجانی میتواند از فاجعه برهاند. این پیشگامی ممکن نمیشود مگر با حمایت ما، با حمایت آنهایی که به هاشمی رفسنجانی با نگاهی از گذشته نمی نگرند و برای آنها تخریب او از نجات میهنمان از اولویت بیشتری برخودار نیست.
حبیب تبریزیان
۲ اکتبر ۲۰۱۲

۱۱مهر ماه ۱۳۹۱

***************

من در روزهای آینده دلایل خود را  مشروحاً،برای چنین چرخشی که با مواضع عمومی سیاسی من بر حسب ظاهر تطبیق نمی کند، تدوین و درج خواهم کرد.

ح تبریزیان

…………………………………………………………………………

در روزهای آینده به تحلیل نتایج انتخابات بسیار مهم و سرنوشت ساز دیروز میپردازم

Share Button

شنبه, ۸ اسفند, ۱۳۹۴

کلمه – گروه سیاسی: نتایج انتخابات مجلس خبرگان در تهران که تا این لحظه توسط وزارت کشور اعلام شده، حاکی از آن است که ۱۴ کاندیدا از میان ۱۶ نفر منتخب از لیست خبرگان مردم با حمایت سیدمحمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی هستند.محمد تقی مصباح یزدی کاندیدای محافظه کاران تندرو تا این لحظه نتوانسته رای لازم را کسب کند احمد جنتی و محمد یزدی نیز با وجود حمایت های گسترده صدا وسیما و نهاد های خاص در انتهای لیست و در رتبه های ۱۱ و ۱۵ قرار دارند.

ردصلاحیت‌های گسترده در این دوره از انتخابات خبرگان رهبری حاشیه‌های بسیاری به دنبال داشت. عدم احراز صلاحیت سیدحسن خمینی نوه امام خمینی با واکنش آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و بسیاری از مردم در شبکه‌های اجتماعی روبرو شد.

به گزارش کلمه، ردصلاحیت‌ها عاملی شد که فعالان سیاسی اصلاح‌طلب در شبکه‌های اجتماعی کمپینی برای حذف سه کاندیدای تندرو به راه بیندازند.

بر اساس این نتایج که تاکنون منتشر شده، ۱۴ نفر از لیست خبرگان مردم که ۷ نفر از آن‌ها با لیست اصولگرایان اشتراک دارند، در میان ۱۶ نفر اول تهران دیده می‌شوند. نمایندگان تهران در مجلس ۸۸ نفری خبرگان رهبری ۱۶ کرسی را به خود اختصاص خواهند داد.

لیست نمایندگان منتخب مجلس خبرگان رهبری در حال حاضر به شرح زیر است:

۱- اکبر هاشمی‌رفسنجانی، لیست امید

۲- حسن روحانی، لیست امید

۳- محمد آقاامامی (امامی‌کاشانی)، لیست امید (هر سه لیست)

۴- محسن قمی، لیست امید (هر سه لیست)

۵- محمدعلی موحدی‌کرمانی، لیست امید (هر سه لیست)

۶- قربان‌علی دری‌ نجف‌آبادی، لیست امید (هر سه لیست)

۷- سید ابوالفضل میرمحمدی، لیست امید (هر سه لیست)

۸- محمد محمدی‌نیک(ری‌شهری)، لیست امید (هر سه لیست)

۹- ابراهیم حاج‌امینی نجف‌آبادی، لیست امید (هر سه لیست)

۱۰- سیدمحمود علوی، لیست امید

۱۱- احمد جنتی، لیست اصول‌گرایان

۱۲- نصرالله شاه‌آبادی، لیست امید

۱۳- محمدعلی تسخیری، لیست امید

۱۴- محسن اسماعیلی، لیست امید

۱۵- محمد یزدی، لیست اصول‌گرایان،

۱۶- محمدحسن زالی(فاضل گلپایگانی)، لیست امید

………………………………………..
چنین بنظر میرسد که مصباح یزدی، یکی از ۳ مثلث “ج” حذف و توسط مردم رد صلاحیت شده است. ولی مسئله اینست که ایا راه یافتن آن دو نقر دیگر از اضلاع این مثلث منحوس، بواقع رأی کافی را آورده اند تا به مجلس خبرگان رهبری راه یابند؟ این، مسئله ای است که من با تردید جدی بدان مینگرم. اگر این تردید بجا باشد، نباید انتظار داشت که هاشمی این پیروزی بزرگ مردم را فدای اصرار بر شفاف سازی کامل نتیجه آراء کنند و ایجاد درگیری سیاسی کنند که معلوم نیست در پایان آن برنده شوند. البته این فقط گمانه زنی منست و بیش از گمانه زنی هم نیست. فعلاً در این زمینه بیش از این نمینویسم چون نه صلاح میدانم و نه اطمینان و اطلاع کافی دارم.
ضمناً چنین بنظر میرسد که رئیس قوه قضائیه، شیخ صادق لاریجانی آملی، هم که در استان مازندران نامزد بود علیرغم رئیس دستگاه قضائی کشور بودن و مورد اطمنیان و اعتماد مقام معظم رهبری بودن مانند مصباح یزدی از سوی مردم رد صلاحیت شده است.

 

درانتظار تقلبی بزرگ!

Share Button

توجه!

لحظاتی پس از درج این یادداشت لیست برندگان خبرگان تهران اعلام گردید. ترجیح دادم بجای حذف مطلب لیست برندگان را در زیر با این توضیح درج کنم و قضاوت را به خواننده واگذار کنم:

است.
کد خبر: ۵۷۰۹۸۵
تاریخ انتشار:۰۸ اسفند ۱۳۹۴ – ۰۹:۰۳-۲۷ February 2016

فرایند شمارش آراء انتخابات خبرگان رهبری در سراسر کشور همچنان ادامه دارد و بنا به اعلام وزارت کشور بناست که نتایج این انتخابات پیش از انتخابات مجلس شورای اسلامی، اعلام شود، با این وجود از شب گذشته تا کنون، خبرهای غیر رسمی از شمارش آراء منتشر شده است.

تابناک به صورت لحظه به لحظه این اخبار غیر رسمی را برای مخاطبان منتشر می کند تا به محض دریافت اخبار رسمی از سوی ستاد انتخابات کشور، نتایج قطعی را به اطلاع مخاطبان بر ساند. نتایج شمارش غیر رسمی آرائ مردم در انتخابات خبرگان در استان های مختلف به شرح ذیل است.

اخبار غیر رسمی شمارش آراء تهران

۱٫ اکبر هاشمی با کسب۶۹۲۲۴۸ رای
۲٫ حسن روحانی ۶۵۲۷۹۲
۳٫ محسن قمی ۶۲۳۳۶۹
۴٫ محمد آقا امامی ۶۰۹۰۱۱
۵٫ محمد علی موحدی ۵۶۰۵۲۹
۶٫ قربانعلی دری ۵۳۰۹۷۷
۷٫ محمد محمدی نیک ۵۱۰۹۸۰
۸٫ سید ابوالفضل میرمحمدی ۵۰۳۷۹۷
۹٫ ابراهیم حاجی امینی ۴۸۱۶۵۷
۱۰٫ احمد جنتی ۴۷۶۱۱۷
۱۱٫ سید محمود علوی ۴۶۳۹۶۶
۱۲٫ محمد یزدی ۴۴۰۱۸۵
۱۳٫ نصرالله شاه آبادی ۳۶۱۲۱۷
۱۴٫ محمد علی تسخیری ۳۵۲۲۰۸
۱۵٫ محسن اسماعیلی ۳۵۱۷۲۱
۱۶٫ تقی مصباح یزدی ۳۳۶۸۴۳
۱۷٫ محمد حسن زالی ۳۲۲۶۷۶
۱۸٫ محمدباقر باقری ۳۱۹۲۲۲
۱۹٫ علی پور مومنی ۳۱۳۳۷۳
۲۰٫ سید هاشم بطحایی ۳۱۲۰۲۶
۲۱٫ غلامرضا مصباحی مقدم ۳۰۱۹۰۴

۲۲- علیرضا اعرافی با کسب ۲۹۸ هزار و ۶۱۶ رای

۲۳ – عباسعلی اختری با کسب ۲۹۲ هزار و ۹۳۸ رای

۲۴ – سیدمحمدرضا مدرسی مصلا ۲۷۵ هزار و ۴۹۸ رای

۲۵ – سیدمحمدسجاد عطاآبادی  با کسب ۲۶۹ هزار و ۷۷۸ رای

۲۶ – سیدمحمدعلی امین با کسب ۱۱۶ هزار و ۷۶۵ رای

۲۷ – سیدهاشم حمیدی با کسب ۸۶۸ هزار و ۹۲ رای

۲۸ – سیدحامد طاهری با کسب ۵۵۸ هزار و ۶۴ رای

…………………………………..

من بسهم خود بعنوان یک شهروندی که در تشویق مردم به شرکت در انتخابات بسیار فعال بوده است، ضمن متهم کردن رژیم  به تدارک تقلب؛ از دولت، وزیر کشور و آقای روحانی میخواهم در برابر هر گونه فشار برای زورچپان کردن بازندگان به مجالس دوگانه بایستند و در همین حال از مردم بویژه جوانان  انتظار میرود مبادا در دام تحریکات و پروواکاسیونهای عوامل استبداد و ماشین اطلاعاتی و امنیتی و نظامی آن بیفتند. حفظ آرامش و توجه به پیامهای رهبران واقعی مردم شرط خویشتنداری است.

ستاد خبرگان مردم: مردم ضمن حفظ خونسردی، وارد هیچ‌گونه تنشی نشوند

مردم میهنمان علیرغم همه حذفها و رد صلاحیتها و تحمیل گزینه هایی حکومتی در این باصطلاح، حاضر شدند بسوی صندوقهای رأی بروند تا حد اقل در انتخاب  نوع زهر ماری که رژیم میخواهد بزور نظارت استصوابی بنام انتخابات بخوردشان بدهد آزاد باشند. ولی گویا اراده رژیم و عمله های استبداد بر اینست که حتی این حد حقیرانه آزادی را هم؛ آزادی در انتخاب نوع زهری که فقط بامید رد صلاحیت تابلوترین نمادهای مشروعیت حقوقی آماده شده اند بنوشند، از آنها دریغ کنند.

رژیم با وقاحتی بینظیر، شرکت بیش از ۶۵%ی مردم در این نمایش انتخاباتی را بحساب وجاهت خود میگذارد و سعی دارد آنرا بعنوان یک نمونه مردمسالاری دین با پررویی به مردم خودمان و بدنیا اماله کند در حالیکه همان اندک حق انتخاب نوع این لجنی را که بنام انتخابات، مردم را بر سر سفره اش آنهان نشانده است را از آنها میخواهد بگیرد!

بیش از ۴۰ میلیون واجدین رأی، در این سرمای زمستانی بپای صندوقها آمده و گاه ساعتها در صف مانندند تا به دنیا اعلام کنند از این رژیم! از این رهبر! از آن خبرگان متنفرند! آمدند تا بگویند بعنوان اعلام تنفر خود نسبت به اینها، افرادی، از همان حلقه استبداد را ترجیح میدهند که در لیست گزینه های رده نخست رژیم نیستند!

رژیم چه بخواهد و چه نخواهد، مردم دنیا پیام ابراز تنفر مردم ایران را که طی این باصطلاح انتخابات نسبت به اقتدار گریان و در رأس آنها سید علی خامنه ایی،  را گرفتند. دنیا میداند که ۶۵% واجدین شرایط رأی رفتند تا در این رفراندم تاریخی بگویند ما این مهره های فاسدی را که رژیم بما تحمیل کرده است و میخواهد برای چند سال دیگر بما تحمیل کند را نمی خواهیم!

تلاش رژیم برای وارونه نشان دادن این نمایش همبستگی اعتراض آمیز سلبی، شعور ملی و مدنی مردم بیهوده است.

طبق اطلاعیه ها و اظهارات مقامات وزارت کشور بایستی تا ظهر امروز یعنی ۶ ساعت پیش، نتیجه انتخابات تهران اعلام میشد. رژیم بجای انتشار و اعلام نتیجه انتخابات تهران و بقیه شهرستانها این اطلاعیه زیر را داده است که هیچ معنایی جز تدارک تقلبی بزرگتر از تقلب ۸۸ ندارد.

من بسهم خود بعنوان یک شهروندی که در تشویق مردم به شرکت در انتخابات بسیار فعال بوده است، ضمن متهم کردن رژیم  به تدارک تقلب از دولت، وزیر کشور و آقای روحانی میخواهم در برابر هر گونه فشار برای زورچپان کردن بازندگان به مجالس دوگانه بایستند و در همین حال از مردم بویژه جوانان  انتظار میرود مبادا در دام تحریکات و پروواکاسیونهای عوامل استبداد و ماشین اطلاعاتی و امنیتی و نظامی آن بیفتند. حفظ آرامش و توجه به پیامهای رهبران واقعی مردم شرط خویشتنداری است.

اینرا اضافه کنم که من بعنوان شخصی آشنا  با تشکیلات نظام، تا کنونی با پدیده ایی یا ارگانی بعنوان “خبرگان مردم ” روبرو نشده بودم و تا انجا که میدانم همان خبرگانی هم که فقط مورد تنفر مردم است و نامش هم خبرگان رهبری است. اختراع خلق الساعه این خبرگان بنام مردم حاکی از نیات شوم سازندگان و مخترعین ان خبر میدهد.

…………………………………………

توجه!

……………………………………

برگرفته از سایت ایلنا

/روز مردم؛ انتخاب مردم/

ستاد خبرگان مردم: مردم ضمن حفظ خونسردی، وارد هیچ‌گونه تنشی نشوند

ستاد خبرگان مردم: مردم ضمن حفظ خونسردی، وارد هیچ‌گونه تنشی نشوند

همزمان با آخرین دقایق اخذ رای، ستاد «خبرگان مردم» بیانیه‌ای خطاب به مردم ایران صادر کرد.

به گزارش ایلنا، متن این بیانیه به شرح زیر است:

زبان قاصر است از قدردانی این حضور بی‌بدیل شما مردم، که در فصل زمستان و به‌رغم وجود همه مشکلات تخریب‌ها و بداخلاقی‌ها، حماسه‌ای ماندگار آفریدید.

ستاد خبرگان مردم ضمن سر فرود آوردن در برابر عظمت این حماسه مردمی، نکات مهم ذیل را جهت استحضار شما مردم شریف اعلام می‌کند:

نخست، فرآیند انتخابات تا پایان رسمی رای گیری ادامه دارد و بنابر اظهار مقام‌های محترم وزارت کشور، مسئولان شعب از شهروندانی که قصد شرکت در انتخابات دارند، موظف به اخذ رای هستند و مردم در اجرای این وظیفه به اظهاراتی نظیر اینکه زمان رای‌گیری به پایان رسیده توجه نکنند.

دوم؛ بنابر برخی اطلاعات رسیده، جریانی خاص قصد گمانه‌زنی‌های دروغین، فضاسازی و تشویش افکار عمومی را دارد که از مردم دعوت می‌شود ضمن حفظ خونسردی وارد هیچگونه تنشی نشوند.

سوم؛ برخی از رسانه‌های منسوب به جریان فوق، اقدام به انتشار اخبار جعلی از شمارش آرا قبل از پایان رای‌گیری کرده‌اند که اقدامی خلاف قانون بوده و انتظار می‌رود برخورد قاطع با آنان از سوی مسئولان صورت گیرد.

چهارم؛ از اقشار گوناگون مردم دعوت می‌شود تا اعلام نتایج رسمی شمارش آرا از سوی وزارت کشور به عنوان مرجع قانونی نتایج انتخابات و به ثمر رسیدن حماسه حضور، هوشیاری خود را حفظ کنند و با پایبندی به قانون و حفظ آرامش حماسه خود را تکمیل کنند.

روابط عمومی ستاد خبرگان مردم

مردم ایران به دعوت هاشمی و اصلاحطلبان پاسخ گفتند

Share Button

در کمتر دورانی از عمر حکومت اسلامی مردم اینچنین به دعوت شخصیتهایی تا این حد برای شرکت در یک انتخابات پاسخ مثبت داده اند و آنهم پاسخی نه از روی فتوا و دستوری بلکه اقناعی. این دهها میلیونی که علیرغم زهر تلخ ردصلاحیتهای نمایندگان خود، امروز بپای صندوقهای رأی میروند، نمیروند تا تنها بگویند جنتی و یزدی و مصباح علم الهدا ها را نمیخواهند بلکه میروند تا با استفاده از این فرصت نشان دهند که: “ما با همه با هم هستیم! ما ملتیم!” ما این وضع حاکم را نمیخواهیم! این انتخابات رفراندومی است که مردم طی آن به استبداد ولائی و تکصدایی در کشور “نه!” میگویند.

امروز نه انتخابات بلکه رفرامی است که مردم به استبداد “نه!” میگویند

همه گزارشها حکایت از این دارد که میزان مشارکت مردم در این انتخابات بی سابقه است. درحقیقت میتوان گفت که شرکت مردم  در این انتخابات نسبت به انتخاباتهای گذشته هم بمراتب بیشتر و هم بسیار آگانه تر میباشد.

مردم میهنمان گریبان خود را از شّرِ اینکه در این انتخاباتهای ساختگی و نمایشی چه میخواهند رها ساخته و از تعدادی منتسبین به اعتدالیون و اصلاحطلبان گذشته، آرای خود را یکسره بنفع هرکس که مورد گزینشِ نخستِ حلقه استبداد و در رأس آن سید علی خامنه ایی نیست به صندوقها میریزند.

تا روزی که مردم پیگیر خواستن و انتظار خود از انتخاباتها بودند، همواره از زمین بازی انتخاباتی رژیم فریب خورده دست خالی برمیگشتند ولی اینبار، این؛ رژیم است که  از میدان بازی خود دست خالی خارج میشود زیرا او دیگر نمیتواند تعین کند از بین اردوی خودش چه کسی یا کسانی را بالا ببرد یا بنوازد. این مخالفان و منتقدین رژیم هستند که اینبار تصمیم گرفته اند از درون اردوی رژیم که را؟ را انتخاب بکنند و که را؟ را پس بزنند.

بر زمینه این تغیر رویکردی و رفتار انتخاب کنندگان، میتوان گفت که  از مرحله رد یا تأئید صلاحیتها بگذریم، انتخابات دیگر از کنترُل رژیم و عمله استبداد خارج گشته است.

فراخوان آیت الله هاشمی رفسنجانی و اصلاحطلبان و رهبران جنبش سبز به مشارکت سلبی در انتخابات، یعنی حذف و رد صلاحیت مهره های نشاندار رژیم، در این شرکت احتمالاً بی سابقه ی ۷۰%ی انتخاباتی، نقش تعین کننده داشته است.

در کمتر دورانی از عمر حکومت اسلامی مردم اینچنین به دعوت شخصیتهایی تا این حد برای شرکت در یک انتخابات پاسخ مثبت داده اند و آنهم پاسخی نه از روی فتوا و دستوری بلکه اقناعی. این دهها میلیونی که علیرغم زهر تلخ ردصلاحیتهای نمایندگان خود، امروز بپای صندوقهای رأی میروند، نمیروند تا تنها بگویند جنتی و یزدی و مصباح علم الهدا ها را نمیخواهند بلکه میروند تا با استفاده از این فرصت نشان دهند که: “ما با همه باهم هستیم! ما ملتیم!” ما این وضع حاکم را نمیخواهیم! این انتخابات رفراندومی است که مردم طی آن به استبدادولائی و تکصدایی در کشور “نه!” میگویند.

احساس جمعی و همگرایی ملی که از این حرکت همسوی میلیونی برمیخیزد، سدی در برابر تندروی حلقه استبداد و در مرکز  و بعنوان مهره کانونی آن سید علی خامنه ایی، میباشد. اگر عمله استبداد فکر میکنند که این موج رو به انسجام در همینجا متوقف خواهد شد سخت در اشتباهند.

مردم ایران این همسویی اجتماعی پر شکوه خود را در واقع مدیون سران جنبش سبز و آیت الله هاشمی رفسنجانی هستند.

بعید نیست که با همه تضمینهایی که داده شده تشبثاتی از طرف باندهای اقتدارگرا و نظامیگران سپاه برای بیرون کشیدن مثلث “ج” از صندوقهای آراء انجام گیرد کما اینکه از هم اکنون شایعاتی دال بر ابطال تعدادی از صندوقهای بالای شهر بگوش میرسد. ناگفته پیداست که بطور سنتی بخشهای بالای شهر سمتگیری دیگری از دیگر مناطق جنوبی یا  شرقی در انتخاباتها داشته اند. لذا ابطال این صندوقها در صورت وقوع، با هدف تقلیل آرای لیست آیت الله هاشمی و روحانی انجام گرفته است. باید امید وار بود که ناظرین انتخاباتی که تعهد و تضمین سلامت انتخابات را داده اند مانع دستکاری در آراء مردم گردند.

 

جام زهر انتخابات

Share Button

واقعیت اینست که انقلاب اسلامی مردم ایران را در تله ایی تاریخی انداخته است که بر تنها درِ آن کفتاری بیرحم و همه فن حریف ایستاده است. از موضع غیرت و احساسی با این کفتار وارد نزاع شدن، دقیقاً آن چیزیست که او میخواهد زیرا عصبیت غیرتمدارانه فقط ملت بدام افتاده را چون طعمه ایی آسان بکام آن کفتار حیله گر می اندازد که دم درب ایستاده است و نمیخواهد به درون این تله تاریخی  قدم نهد تا به صیدش مجال مانور و جنگ و گریز دهد. فقط جنگ و گریز مانور آمیز است که میتواند او را عصبی و خسته کند تا به تعقیب این صید متحرک، درب تله را رها کرده و بمیدان وسیع بازی آن بیاید، جائیکه تحرک لازم را بری برآمدن از پس مانورهای قربانی خود ندارد.

شرکت در انتخابات خفتی است اجباری که نباید آنرا هضم کرد

برای توضیح اینکه این انتخابات در واقع  انتصابات است از همان نوعی که در کره شمالی و چین کمونیست برگزار میشود که مردم از بین تعدادی از معرفی شده های حزب فرد یا افرادی را انتخاب میکنند، زحمت زیادی لازم نیست زیرا هر بیسوادی هم اینرا میداند. ولی برای توصیفِ* فرایند این انتصابات ِانتخابات نما  فکر نمیکنم با استعدادترین هنرمندان و توصیفگران هم بتوانند عمق و عرض خباثت تحقیر کننده ایی که رژیم با تحمیل این نمایش  تحقیر آمیز نسبت بمردم  اعمال میکند را نشان دهد. صرفنظر از همه دلایل موافق و مخالف در لزوم و یا شرکت در این نمایش ارائه میشود، باید پذیرفت که ملت بدون اینکه خود بداند با رفتن بپای صندوقهای رأی عملاً به خفتی تن در میدهد که شایسته آن نیست و بسیار سنگین است.

اگر تن دادن به چنین خفتی که رژیم بملت تحمیل میکند ناشی از نیاز و یا میل شخصی بود، تن دادن بدان طبعاً پذیرفتنی نبود ولی وقتی در پس دلایل این خفت پذیریبسیار سنگین، مصالح ملی و مبارزاتی آزادیخواهانه نهفته است پذیرفتن آن کمترین محلی از اعراب ندارد زیرا عکس ان افتادن در دام طرف مقابل است. از منظر سیاسی هیچ فردی حق ندارد احساسات، غرور و حتی اگر لازم شود شرف خود را بر مصالح ملی و تاریخی میهن خویش ترجیح دهد. و این یک امر بدیهی سیاسی است و اگر کسی این حکم را نمیپذیرد نمیتواند ادعای مبارز سیاسی بودن را داشته باشد. بلشویکها به رهبری لنین تن به تمکین به استبداد تزاری و انتخابات فرمایشی ان دادند تا بتوانند شبکه های خود را تحکیم کنند و زیر پوشش نهاد های مجاز اهداف سیاسی خود را تبلیغ کنند. اخوان المسلمین در مصر تن به تضیقات رزیم حسنی مبارک دادند در در لحظه موعود بر سرنوشت کشور چیره شوند که ارتش مصر کشور را از کامشان بیرون کشید. الوفاق( جریان شیعی و تروریستی بحرین)برای سالیان داراز در جهار چوب همان استبداد ال خلیفه یا فضای نیمبند آزاد انجا فعالیت کرد تا توانست شبکه های سیاسی و تروریستی خود را گسترش دهد وبخش بزرگی شیعیان انجا را بدنبال خود بکشاند. این جریان تا سالهای اخیر که دست به اسلحه شد در همان پارلمان زیر نظر پادشاهی فعالیت میکرد.

عرصه سیاست و مبارزه سیاسی، خوب یا بد عرصه عصبیت و احساسات غیرتمدارنه نشان دادن نیست بلکه عرصه تاکتیک و استراتژی است مانند جراحی که در حین عمل بچیزی جز نجات بیمار خود فکر نمیکند و از رنگ خون و پارگی گوشت و پوست بیمار و شکستن استخوانهای او هم برای جوش دادن مجدد انها یا عمل پس آنها حالش بهم نمیخورد و بگریه نمی افتد. آن جراحی که توجهش از نجات بیمار برگشته و بر درد و ناله مصدوم متوجه شود و با او شروع به ناله کند قصاب و ادمکش است و نه دکتر جراح!

در کشورهای دیکتاتوری جهان سوم،  تقلب انتخاباتی و انتخابات های تقلبی امری رایج است. ولی انتخابات در ایران با هیچ یک از آنها قابل مقایسه نیست زیرا رژیم گام بگام طی ۳۸ سال مردم گرسنه از حقوق ربوده اشان را وادار کرده است که بر سر سفره زباله دانی عفن آن آمده  در آنجا رفع جوع کنند. چنین سیاستی تنها سلب حقوق انتخاباتی ملت نیست بلکه تحقیر و خوار کردن ملت به زشت ترین نحو ممکن است.

همانطور که گفتم اگر این تن به خواری دادن برای سیانت از نفس خود باشد، پاسخش  این دو بیتی است:

با حقارت گر ببارت بر سرت باران دُر … آسمان را گو برو! شرمندگی درکار نیست ”

گر بشرط  بندگی جان بماند در تنت  … جان ده و رد کن، که سرافکندگی درکار نیست.”

واقعیت اینست که انقلاب اسلامی مردم ایران را در تله ایی تاریخی انداخته است که بر تنها درِ آن کفتاری بیرحم و همه فن حریف ایستاده است. از موضع غیرت و احساسی با این کفتار وارد نزاع شدن، دقیقاً آن چیزیست که او میخواهد زیرا عصبیت غیرتمدارانه فقط ملت بدام افتاده را چون طعمه ایی آسان بکام آن کفتار حیله گر می اندازد که دم درب ایستاده است و نمیخواهد به درون این تله تاریخی  قدم نهد تا به صیدش مجال مانور و جنگ و گریز دهد. فقط جنگ و گریز مانور آمیز است که میتواند او را عصبی و خسته کند تا به تعقیب این صید متحرک، درب تله را رها کرده و بمیدان وسیع بازی آن بیاید، جائیکه تحرک لازم را بری برآمدن از پس مانورهای قربانی خود ندارد.

نگاهی آسیب شناسانه و طبعاً منطقی بما میگوید رژیمی که در فردای انقلاب اسلامی در میهن ما بر سرکار آمد بطور ذاتی با هیچگونه انتخابات و سازو کارهای انتخاباتی دمسازی ندارد. تنگ تر شدن شبکه غربال و فیلترینگ انتخاباتی در میهن ما و در دوران حاکمیت این رژیم در هر دور تا امروز، خود گواه بر این امر است. استبداد ولایی حاکم صرفنظر از اینکه چه کسی بر مسند ولایت آن تکیه زند با سازو کار انتخاباتی همخوانی ندارد زیرا هر انتخاباتی میتواند به منفذ  رسوخ نیروهای ناخواسته  و میهمانان ناخوانده بدرون ساختار قدرت تیدیل گردد.

با هر انتخاباتی مردم بیدار تر شده و حقوق واقعی خود را میطلبند و امکانات رژیم برعکس برای پاسخ گویی به مطالبات مردم  در هر دور کمتر میگردد و نیروهایش به فرسایش و ریزش بیشتری دوچار میگردند. عرصه انتخابات بیش از انکه عرصه تصرف کرسی های مجلس باشد عرصه بسیج مردم و اگاهانیدن انانست. درهر دور جدید انتخاباتی، بخشهای وسیعتری ازجامعه رودروری رژیم قرار میگیرند، بنا بر این تحریم انتخاباتی بعنوان منفعلانه ترین و واکنشی ترین شکل مقاومت و مبارزه با رژیم، فقط و فقط  افتادن در تله رژیم است تا بدون دردسر و بدون قرار گرفتن در مقابل توده های میلیونی و خطر جدایی بیشتر اش  از آنها، خطر را از سر بگذراند.

ولی همه این دلایل ذکر شده نباید لحظه ایی ما را از توصیف خباثت رژیم، از تحقیری که با تحمیل این شرایط بملت روا میدارد باز دارد. بازی در میدان انتخابات یک چیز است و تن دادن به خفت ملی چیز دیگر. رژیم نه تنها باید تحلیل وبا زبان منطق نقد شود بلکه بلحاظ تحقیری که در حق ملت اعمال میکند باید چنان به توصیف درآید که نفرت از آن در ناخود آگاه ملی و تاریخی ما نهادینه گردد. بذر دفع این نکبت تاریخی در توصیف آن نهفته است که انرژی و شور مبارزاتی ایجاد میکند که در ترکیب با نقد آن ایدئولوژی پیکار را شکل میدهد.

در یکی از گزارش خبری دیروز آمده بود که اصلاحطلبان فلاحیان و ریشهری را یکروز به رأی گیری، از لیست خود حذف کردند. گنجانیدن افرادی از قماش این دو جنایتکار در لیست انتخاباتیِ اصلاحطلبان یا با اندک تفاوتی در لیست اعتدالیون که خود را دموکراسی خواه میدانند واقعاً دردناک است، زهر ماری است که هیچ ذائقه ایی نمیتواند به آسانی انرا قورت دهد ولی در عین حال و بیش از آن بیان رذالت رژیمی است که کار ملت را بدینجا و تا این سطح نازل و خفت آمیز کشانده است . ولی با همه این احوال، اگر با نامزد کردن چنین جلادانی میتوان جنایتکاران تابلو تر نظام، چون مصباح و جنتی و یزدی را حذف کرد، اگر میتوان با فرستادن سلبی این افراد به مقتدر ترین ارگان حقوقی رژیم آنها را به تابلوی زنده آن تبدیل کرده و ماهیت تبهکار آنانرا نشان داد، و اگر میتوان مهره های ناخواسته رژیم را بدان تحمیل کرد، کمترین اشکالی در اینکار نیست.

اگر خبر برداشتن نام این دو جلاد از لیست اصلاحطلبان درست است، حذف ایندو فرد، بنظر من اشتباه بوده است نه نامزد کردن آنها. اگر از اول قرار بر مشارکت سلبی بوده و اینکه چه کسانی نیایند و یا نشوند؛ پس هیچ مهم نیست چه شیاد یا جنایتکاری در لیست برای بازی در این خیمه شب بازی گنجانیده شود. زیرا امید بستن به مجلسی که در فردای این انتخابات تشکیل میشود از پایه بیهوده و توهم است. و بیشتر آن اصلاحطلبانی هم که (تا انجا که من میشناسم) از موضع ایجابی برای رفتن به مجلس در صف ایستاده اند قبل از اینکه اصلاح طلب یا اصولگرا باشند مهره های شطرنج باندهای پادگانی و سپاه هستند.

*تفاوت توصیف با تحلیل در اینست که اولی ترسیم دراماتیک یعنی خصوصیات روح و روانشناختی یک فرد یا جریان است در حالیکه تحلیل با وجه کارکردی و مختصات فیزیکی ان سرکار دارد مانند قشنگی یا زشتی یک پلنگ و درندگی آن.

 

رهبر چه می‌خواهد؛ مردم چه می‌خواهند

Share Button

پیش کامنتی کوتاه: بر یاداشت تحلیلی بسیار روشنگرانه آقای علی محمد شمس در سایت کلمه: برای یک لحظه من اصل را بر پذیرش چشم بسته ادعاهای پیاده و سواره نظام تبلیغاتی مقام عظما و سپاهش دایر بر خط دادن انگلیس به رأی دهندگان ایرانی برای حذف مثلث “ج” میگذارم. معنای اینکه انگلیس آنقدر در تهران و ایران مخاطب دارد که بتواند در تهران چند میلیون و در تمام ایران دهها میلیون را به پای صندوقهای رأی بفرستند تا به افرادی غیر از منتخبین و حواریون عظما رأی دهند اینست که ۳۸ سال پس از انقلاب، با میلیونها کشته و هزاران میلیارد دلار هزینه، مردم انقلاب کرده ایران بیشتر از رهبران این انقلاب به حرفهای انگلیس گوش میدهند و از آنها خط میگیرند! آیا این خود کافی نیست که با پذیرش این حکم (هرچند غیر مؤدبانه)بگوئیم باید شاشید به این انقلاب و این رهبری که مردم تحت زعامت آن انگلیس را بیشتر از مقام معظم رهبری و شورای نگهبان آن قبول دارند! و این رهبری هنوز نتوانسته باندازه انگلیس اطمینان مردم را جلب کند!

ح تبریزیان

چرا شخص اول مملکت مسئول تبلیغات ستاد یک جناح شده است؟

رهبر چه می‌خواهد؛ مردم چه می‌خواهند

چکیده :به‌رغم همه قانون شکنی‌ها و محدودیت‌آفرینی‌های سپاه و شورای نگهبان، تصمیم گرفته‌اند با هدف جلوگیری از شکل گیری مجلس مطلوب رهبری در انتخابات شرکت کنند. اهمیت انتخابات مجلس این دوره، عزم جامعه برای جلوگیری از شکل گیری مجلسی افراطی است. …

کلمه – علی محمد شمس:

سخنان رهبری در روزهای اخیر و تحلیل‌ها و استدلال‌های به شدت سست و بی‌پایه‌ای که در اثبات نظرات خود ارائه می‌دهد، شایسته دقت و نگاهی آسیب‌شناسانه است. البته وقتی کسی نزدیک به سه دهه هرچه خواست گفت و سخنانش دائماً تیتر اول مطبوعات و صدر اخبار رسانه ملی شد و جز تأیید نشنید و جز عده‌ای قلم به دست در صف اول حاضران که از سخنان او یادداشت برمی‌دارند، ندید و هیچ نقد و پاسخی را برنتافت، طبیعتاً احساس می‌کند در قله عقلانیت نشسته و هرچه می‌گوید عین حقیقت است. اما چنین روندی می‌تواند اختلالات خطرناکی هم برای اشخاص و در نتیجه برای یک کشور در پی داشته باشد.

سخنان روزهای اخیر رهبری در باره انتخابات پیش رو نمونه روشن این اختلالات است. همگان به یاد دارند رهبری تا پیش از برجام همواره مدعی بودند مذاکرات به نتیجه نخواهد رسید، غربی‌ها عهدشکن‌ هستند و هیچ امیدی به مذاکرات نیست اما چون مسؤلان اصرار دارند از مذاکرات منع نمی‌کنند تا مسؤلان بروند و صحت پیش بینی ایشان برایشان ثابت شود. ایشان همچنین بارها تأکید کردند مشکلات اقتصادی ما ربطی به تحریم‌ها ندارد. اکنون که برجام به نتیجه رسیده و زمینه‌های همکاری ‌های گسترده اقتصادی با اروپا فراهم شده به طوری که مراکز تحقیقات اقتصادی جهان حد اقل رشد اقتصادی ایران در سال آینده را ۶.۵ درصد پیش بینی می‌کنند، رهبری با استناد به صحبت یکی دو سناتور جمهوری‌خواه می‌گوید: «دو روز قبل مسئول آمریکایی گفت کاری می‌کنیم که کسی جرئت نکند در ایران سرمایه گذاری کند….اینکه بنده ١٠ بار گفتم نمی‌شود به آمریکا اعتماد کرد، معنایش این است. دو سال مذاکره، حالا که تمام شد می‌گویند ما نمی‌گذاریم» نیازی به بحث و استدلال چندانی نیست تا نشان داده شود این نوع تحلیلها و نتیجه گیری‌های توهم آلود اگر قرار باشد اساس جهت‌گیری‌های کلان کشور شود تا چه حد می‌تواند خطرناک و بحران آفرین باشد. تصور کنید آن طرف هم آقای اوباما با منطقی مشابه به صدها سخنی که هر روزه از سوی فرماندهان سپاه و امامان جمعه علیه برجام و روابط با جهان ابراز می‌شود استناد کرده و بدعهدی ایران را نتیجه بگیرد و براساس آن سیاست آمریکا در قبال ایران را تنظیم کند. اما آقای اوباما برخلاف مقام رهبری در برابر منتقدان خود گفته این گونه اظهارات مقامات ایرانی مصرف داخلی دارد و شایسته توجه نیست.

بنابراین می‌توان پرسید چرا رهبری در موضعی مشابه، اظهارات آن مسئول آمریکایی را برای مصرف داخلی ارزیابی نمی‌کند و برای اثبات درستی و مواضع و دیدگاه‌های خود به هر رطب و یابسی متوسل می‌شود؟

این روزها نمونه‌های آشکار این تحلیل‌های سست و بی‌پایه را در سخنان رهبری در باره انتخابات پیش رو مشاهده می‌کنیم. ایشان در سخنان روزهای اخیر خود در دیدار با مردم تبریز طی تحلیل مفصلی فرمودند که عده‌ای غافل که «ملتفت» نیستند عملکرد شورای نگهبان را زیر سؤال می‌برند و در ادعایی عجیب گفتند این نقشه دشمن است و در ادعایی عجیب‌تر گفتند هدف دشمن از ایجاد تردید در کار شورای نگهبان محروم کردن کشور از مجلس است! بدین ترتیب که تردید در عملکرد شورای نگهبان یعنی تردید در سلامت انتخابات و تردید در سلامت انتخابات یعنی تردید در نتایج انتخابات و تردید در نتایج انتخابات یعنی تردید در مشروعیت مجلس و تردید در مشروعیت مجلس یعنی محروم کردن کشور از مجلس برای چهار سال!!! و نتیجه گرفتند که هرکس در رد صلاحیت‌ها تردید کند دانسته یا ندانسته عامل دشمن است. حتی طلبه‌های سال اول حوزه علمیه که تازه خواندن منطق را آغاز کرده‌اند می‌توانند بی‌پایگی و سستی این نوع مقدمه‌چینی و نتیجه‌گیری را درک کنند. اما چرا ایشان متوجه نیست که حتی نوجوانان دبستانی هم این نوع استدلال را نمی‌پذیرند؟

جالب این که ایشان بلافاصله پس از آن که انتقاد به عملکرد شورای نگهبان را خط دشمن می‌داند، با تأکید بر اینکه آمریکا برای این انتخابات برنامه دارد، نسبت به نفوذ آمریکا در مجلس آینده هشدار می‌دهد و می‌گوید: کار مجلس «ریل گذاری» برای حرکت نظم در چهار سال آینده است. اگر مردم افرادی را انتخاب کنند که معتقد به انقلاب و آرمان‌های آن نباشند، مسیر این ریل گذاری به سوی وابستگی به آمریکا خواهد بود. و نهایتاً به مردم توصیه می‌کنند در این انتخابات افراد مؤمن و معتقد به ارزش‌های انقلاب و دارای حساس منفی نسبت به آمریکا را انتخاب کنید. همچنین در باره انتخابات خبرگان می‌گویند: «لذا الان دشمن بر روی مجلس خبرگان هم حساس است رادیو انگلیسی دارد به مردم ایران به مردم تهران دستورالعمل می‌دهد به فلانی رأی دهید به فلانی رأی ندهید» رهبر به هیچ وجه متوجه این تناقض‌ گویی نمی‌شود که این هشدارها و انذارها خود بارزترین مصداق تردید در کار شورای نگهبان است. اگر شورای نگهبان در رد صلاحیت‌ها به وظیفه خود به درستی عمل کرده باشد دیگر نگرانی از نفوذ آمریکا در مجلس آینده؟ و این که مردم در انتخابات خبرگان به چه کسی رأی دهند و به چه کسی رأی ندهند علی القاعده فرقی نباید داشته باشد. این هشدارها و انذارها وقتی معنا دارد که شورای نگهبان در رد صلاحیت‌ها به درستی به وظیفه خود عمل نکرده و جمع قابل توجهی وابسته و مزدور آمریکا تأیید صلاحیت شده‌اند و این تعداد آنقدر زیاد هستند که احتمال ورود آن‌ها به مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان و در نتیجه انحراف کشور کم نیست. علت این تناقض‌گویی آشکار چیست؟!

حقیقت این است که رهبری به رغم دادن چراغ سبز به شورای نگهبان و اطلاعات سپاه برای بی‌سابقه‌ترین رد صلاحیت‌ها در تاریخ جمهوری اسلامی، این نازل‌ترین سطح آزادی انتخابات مهندسی شده را نیز برنمی‌تابد و خواهان آن است که مشخصاً افراد ویژه و مورد نظر خود وارد مجلسین شوند. از این رو نسبت به نتیجه این انتخابات کنترل شده هم نگران است. پیش‌بینی رهبری و سازمان اطلاعات سپاه که در این دوره مسئولیت بررسی صلاحیت‌ها و تشکیل پرونده برای نامزدها و مهندسی رقابت‌ها را به نیابت از سوی شورای نگهبان برعهده داشت، این بود که با رد صلاحیت بی‌سابقه کاندیداها، از یکسو اصلاح طلبان به علت فقدان نامزده‌های مطلوب خود قادر به حضور در انتخابات نخواهند شد و از سوی دیگر آن بخش از جامعه که در پی نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ برای تغییر وضعیت کشور انگیزه پیدا کرده‌اند، سرخورده و ناامید شده از انتخابات استقبال نخواهند کرد، در نتیجه در غیاب رقیب و مشارکت گسترده جامعه، نامزدهای مطلوب رهبری به آسانی به مجلس خبرگان و مجلس شورا راه خواهند یافت. اما ظاهراً به رغم اعمال همه محدودیت‌ها، واکنش اصلاح طلبان و نیروهای منتقد و نیز آحاد جامعه به گونه‌ای دیگر در حال رقم خوردن است. همه نظر سنجی‌ها از مشارکت بالا و بی‌سابقه جامعه حکایت دارند. به موجب این نظرسنجی‌ها اصلاح طلبان و اعتدالیون با فاصله زیادی از افراطیون مطلوب رهبری جلوترند. شواهد و قرائن همگی گویای این است که جامعه و اصلاح طلبان و منتقدان به‌رغم همه قانون شکنی‌ها و محدودیت‌آفرینی‌های سپاه و شورای نگهبان تصمیم گرفته‌اند با هدف جلوگیری از شکل گیری مجلس مطلوب رهبری در انتخابات شرکت کنند. به علت ردصلاحیت‌های گسترده اهمیت انتخابات این دوره مجلس شورای اسلامی، احتمال شکل گیری مجلسی مستقل، آزاد و اصلاح طلب نیست بلکه با توجه به فضایی که در جامعه به وجود آمده است، اهمیت انتخابات مجلس این دوره عزم جامعه برای جلوگیری از شکل گیری مجلسی افراطی و مطلوب رهبری است. بر همین سیاق اهمیت انتخابات مجلس خبرگان این دوره در این نیست که احتمال شکل‌گیری خبرگانی مستقل وجود دارد. همه می‌دانند با مهندسی صورت گرفته تحقق چنین هدفی ممکن نیست. اهمیت انتخابات مجلس خبرگان آینده در رقابت هاشمی و روحانی به عنوان نماد گشایش فضای کشور و مخالفت با افراط‌گری‌های مورد حمایت رهبری از یک سو و آقایان جنتی و مصباح و شیخ محمد یزدی به عنوان نماد طرفداری از افراطی‌گری و استبداد و دیکتاتوری است.این روزها در فضای مجازی و از طریق کمپین‌ و پیامک و تلگرام این نگاه و تحلیل تبلیغ می‌شود: حال که در این کشور قانونی نیست که جلو خودسری‌های افراطیون، قانون شکنی‌های اطلاعات سپاه و خودسری‌های امثال آقایان جنتی و مصباح و شیخ محمد یزدی را بگیرد، مردم خود آستین همت بالا بزنند و با رأی خود آن‌ها را مجازات کنند. این همان حرکتی است که رهبری می‌گویند «رادیوی انگلیسی دارد به مردم «تهران» می‌گوید به فلانی رأی بدهید و به فلانی رأی ندهید»! سخنان روزهای گذشته رهبری و انتساب این حرکت مردمی به انگلیس نشاندهنده شدت نگرانی کابوس‌وار از شکل گیری چنین نتیجه است. در سخنانی عجیب و بی‌سابقه رهبری به موج عظیم پیامک‌ها و تلگرام‌ها و فعالیت گسترده کمپین‌های مذکور اشاره کرده و از مخاطبان خود خواستند که به این‌ها توجه نکنند و به افراد مؤمن و انقلابی (بخوانید جنتی و یزدی و مصباح) رأی دهند. این که رهبر مملکت که مدعی اداره قدرتمندترین کشور منطقه است، خود را در حد بخش تبلیغات یک حزب تنزل می‌دهد، نشان‌دهنده ضعف و متقابلاً عزم و اراده جامعه‌ی مدنی و مردم مظلوم و صبور ایران است که به رغم این که در ضعیف‌ترین دوران خود به سر می‌برد همچنان صلابت و قدرت خود را به رخ استبداد می‌کشد.

سخنان دیروز رهبری حاوی یک نکته دیگر هم بود و آن چراغ سبز به سپاه و بسیج بود تا هرکاری از دستشان برمی‌اید برای نجات مثلث جنتی و یزدی و مصباح انجام دهند. به طوری که دو روز اخیر عوامل میدانی بسیج و سپاه در میادین شهر تهران به تبلیغات انتخاباتی در تبیین دیدگاه رهبری و علیه دولت و برجام مشغول بودند.

از هدف این نوشتار دور نشویم. در نهایت به نظر می رسد رد صلاحیت تمامی چهره‌های منتقد، فقیهانی که اندک زاویه‌ای با نظرات رهبری دارند، ایجاد فضای رعب و وحشت با احضارهای هر روزه فعالان اصلاح طلب و منتقد توسط سازمان اطلاعات سپاه به منظور جلوگیری از فعالیت آن‌ها در ستاد‌های انتخاباتی، تهدید جوانان فعال در ستادهای انتخاباتی اصلاح طلبان از طریق پیامک و تماس‌های تلفنی ناشناس، بمباران تبلیغاتی یک سویه و حزبی صدا و سیما علیه منتقدان طی این مدت، … هیچ‌یک ظاهراً دغدغه‌ها و نگرانی‌های رهبری از احتمال نفوذ آمریکا در مجلسین شورا و خبرگان را برطرف نکرده است. به طوری که رهبری مجبور شده‌اند خود مسئولیت تبلیغات جناح و کاندیدهای مطلوب خویش را بر عهده بگیرند و پیاپی سخنانی بی‌منطق و پرتناقض بگویند. به نظر می رسد که لازم است کمیته نظارت بر عملکرد رهبری در خبرگان باید بخشی را برای بررسی رفتار، مواضع و اظهارات رهبری در نظر بگیرد.