Archive for: March 2016

عراق: بسوی انقلاب ـ ۲

Share Button

آنچه بنظر من روند این رخداد را وارد یک مرحله کیفیتاً اساسی کرده است همن پاراگراف آخریست که از اجلاس نمایندگان سه قوه حکایت میکند. من در یادداشت تحلیلی چند روز پیش خود با عنوان ” عراق بسوی تعمیق بحران و شاید انقلابی دیگر” از جمله نوشتم:  اگر ازتظاهرات فراخوانده شده مقتدا صدر به زور جلو گیری شود به درگیری خشونت آمیز منجر میشود و اگر از آن جلو گیری نشود به فروریزی اتوریته دولت عبادی و ماشین اقتدار حکومتی منجر میشود.

 از جرقه حریق برمیخیزد

با توجه به رویدادهای اخیر عراق و ظهور پر سرو صدای مقتدا صدردر صحنه سیاسی کشور، و با توجه به تحرکی که ظهور او در صحنه سیاسی عراق ایجاد کرده است با زبانی ظنز آمیز یا کمیکال میتوان گفت نحوه در صحنه ظاهر شدن این روحانی جوان و نوع پیامش بمخاطبین خود، از جهات بسیاری مطابق با وعده همان ظهوریست که مذهب شیعه به پیروان خویش وعده داده بوده است. از این جهت کمیکال یا طنزآمیز است که بنظر من، مقتدا صدر  با رسالتی که در برابر خود قرار داده، در نقش پارادوکسالتربن پیام آور ثبت شده در تاریخ بشر  به صحنه آمده است و شگفت انگیز اینکه توده های میلیونی مردم عراق پیام او را ظرف مدتی کوتاه گرفته اند و بسی بیشاز همه تحلیلگران پر مدعای رسانه های معتبر جهانی. تاریخ بطور کلی و تاریخ معاصر بطور مشخص بیاد ندارد که یک روحانی پیشقراول یک جنبش ناسیونالیستی یا سکولار دموکراسی شده باشد.

پیام این روحانی آتشین طبع: سکولاریسم، دموکراسی و ناسیونالیسم است. او به باندهای فرقه گرای حاکم بر عراق که شیعیان وابسته به ایران و گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر آن چیره بوده و هست اعلان جنگی جهادی داده است. اعلام جنگ او به این باندها یعنی شوریدن علیه گفتمان دین سیاسی که اعتقاد راهبردی حکومت ایران بعد از انقلاب اسلامی تا امروز بوده و میباشد.

در ویدئو کلیپ اول در زیر، دو مفتی سنی و در میان آنها دو روحانی شیعه در پیشاپیش تظاهرات درحرکتند. و قدری پیش یا در پشت آنها پلاکات بزرگی که در یکسوی آن تصویرتمام قد پیامبر اسلامی و در طرف دیگر تصویر زیبا و زنانه مریم مقدس نقش شده را میتوان دید که در بالای آن این جمله عربی نوشته شده است:  اتقوا غضبة الجائع والفقیر. ای متقین از خشم گرسنگان و فقرا بهراسید!

ابراهیم ال مرعشی، استاد تاریخ در دانشگاه سان خوزه کالیفرنیا در توصیف ظهور مقتدا صدر در عرصه سیاسی و فرارَویِ transcending او از تقسیمات فرقه گرایانه حاکم بر عراق، واژه خویش آفرینی reinvent  را بکار میرد. او مینویسد:” درکوشش برای نقش گذاری خود بر صفحه شطرنج بازی سیاسی عراق، مقتدا صدر در ۲۰۰۳ جنبش شیعی خود را یک جنبش زادبومی و ناسیونالیستی عراقی که علیه فرقه گرایی مذهبی و علیه آمریکا مبارزه میکرد هویت سازی و هویت نمایی کرد. او طی بیش از یکدهه توانسته است در مقابل؛ آیت الله سیستانی کهنسال، و ایران که میخواست او را به آدمکِ خود تبدیل کند، و در برابر دیگر رقبا در گروهبندیهای شیعی حاکم عراق، از خود هویت آفرینی کند. او در جریان اعتراض ۲۰۱۳ اعراب سُنی در استان الانبار، علیه دولت نوری المالکی موضعگیری کرده و با معترضین اهل تسنن  در مقابل دولت المالکی نه تنها ابراز همبستگی کرد بلکه اعتراض آنها را بهار عربی عراق نامید. او بعنوان یک روحانی شیعه، با این عمل خود، هم باوران شیعی خود و نوری المالکی را به چالش طلبید و نشان داد که چگونه رفتار مبتنی بر تحلیل سیاسی جامعه عراق در کادر دو فرقه شیعه ـ سنی به درگیریهای مذهبی منجر شده است.

در جریان فراخوان آیت الله سیستانی برای اصلاحات، صدر با او همراه شد و به تبعیت از  الگوی او، بجای ایجاد ستاد و مقر سیاسی برای خود، کوشید روحانیتی را نمادینه کند که از جایگاهی مردمی، اپوزسیون قدرت حکومتی و ساختار قدرت است.

پس از سرنگونی صدام، مقتدا صدر جیش المهدی را بوجود آورد که در بصره و بغداد و برخی دیگر از شهرهای عراق فعال بود و علیه نیروهای آمریکایی عملیات تروریستی و نظامی بسیاری را انجام داد. ولی بعدها در مقابل مالکی قرار گرفت که بفرمان او نیروهایش در بصره بمباران شدند و در داخل جیش المهدی هم انشقاق های متعددی روی داد که یکی از آنها عصایب اهل الحق است(پروکسی ایران. ح ت). پس از این فراز و نشیبها، مقتدا صدر نام جیش المهدی را به بریگاد صلح تغیر داد و تا جائیکه میتوانست از درگیری مسلحانه دوری جست.

بنا بر نوشته ابراهیم المرعشی، آخرین مانور های صدر، نشان میدهد که او از یک راهبرد چند وجهی استفاده میکند. راهبردی که نه صرفاً یک شبکه مذهبی است، نه صرفاً یک حزب سیاسی یا نیروی شبه نظامی میباشد بلکه ترکیبی از این هر سه است. مقتدا، امروزه بر رأس یک شبکه بهم پیوسته ایی ایستاده است که زیر مجموعه هایش را؛ یک سازمان مذهبی؛ یک حزب سیاسی، حزب الاحرار  (بلوک آزادیخواهان) که دارای دفتر سیاسی است، یک امپراطوری رسانه ای مطبوعاتی و تلویزیونی و تعدادی نهادهای مدنی NGOs تشکیل میدهد.

اعلان جنگ سیاسی مقتدا صدر به حاکمیت فاسد عراق یعنی اعلام جنگ به همه آن گروهبندیهای که از مذهب شیعه برای خود دکان پر درآمد مذهبی و سیاسی ساخته اند.

جمعه گذشته مقتدا صدر بی اعتناء به اعلام ممنوعت برگزاری تظاهرات از سوی دولت، از هواداران خود خواست تا بسوی منطقه سبز حرکت کنند و در آنجا خیمه و خرگاه خود را بپا کرده بمدت ده روز به تحسن دست زنند.

مقتدا صدر با سخنانی آتشین گفت که تمام دستگاه دولتی فاسد است و دولت حیدر العبادی با تغیر دو وزیر میخواهد قضیه را رفع و رجوع کند. سایت الجزیره* مصاحبه ایی با دو تن از تحلیلگران برجسته سیاسی، سعد جواد، استاد علوم سیاسی در انگلیس و رماد منصور استاد مطالعات استراتژیک در بغداد دارد که بسیار شنیدنی است.

در این مصاحبه سعد جواد، بزرگترین خطر را برای مقتدا صدر، حکومت تهران ذکر میکند و عقیده دارد تهدیدی که او با حرکت خود برای حکام ایران ایجاد کرده است  ممکنست به ترور او یا کشتنش به نحو دیگری منجر شود. هردو مصاحبه گر بر خصلت ناسونالیستی، سکولاریستی و مردمی بودن جنبش صدر تکیه میکنند و آنرا جنبشی فرافرقه ای میدانند. سعد جواد در این مصاحبه میگوید حیدر العبادی از آنرو در آنجام وعده های خود، منجمله تغیر  اعضای کابینه؛ از یک کابینه فرقه ایی و حزبی به یک کابینه فن سالارانه که خواست جنبش مقتدا صدر است ناکام ماند که خود او پایش در فساد های بزرگ و رشوه گیری از موسسات تله کامیونیکیشن گیر است، او خودش بخشی از دستگاه فاسدی است که از نوری المالکی بجا مانده است  و همه آنها در یک قایق نشسته اند. او اضافه میکند که ظرف چند سال گذشته بیش ۳۸۰ میلیارد دلار از صندوق دولت ناپدید گشته است و دهها هزار نفر حقوق بگیر بوده اند که فقط روی کاغذ و لیست حقوق ماهانه وجود داشته اند نه در عالم واقعی در خدمت.

مقتدا صدر در بخشی از سخرانی خود که در کلیپ ویدئویی زیر* درج شده است میگوید تمام دستگاه حاکم بشمول قضایی، سیاسی و اداری باید تغیر یابد.

تظاهر کنندگان جمعه گذشته دیوار پهن سیمهای خاردار را دور منطقه امنیتی سبز را چیدند و به دورن منطقه امنیتی سبز رفتند.

پس از این تظاهرات، من همه سایتهایی را که احتمال درج اخبارِ بیشتری راجع به این تظاهرات توده ایی در آنها میتوانست باشد را رصد کردم. در میان همه انها فقط نهار نت لبنان و گلف نیوز امارات بطور گزارش فقط اخبار تظاهرات را درج کرده بودند و روز بعد سایت الجزیره گزارشی تحلیلی از ماجرا داد که آنهم  پس از این بود که مقتدا از رسانه ها گله کرد که چرا اخبار این تظاهرات را بازتاب نمیدهند. از روی ناچاری به العربیه عربی رفتم و خبری کوتاه به عربی بود که بنظرم فوق العاده مهم آمد. خبر از این قرار بود:

پس از اینکه اعتراضات به تحصن علیه آهنگ کند اصلاحات و مبارزه با فساد تبدیل گردید، جلسه ایی مرکب از نماینده ۳ قوه و اعضای بلوکهای سیاسی در دولت پیرامون مسئله در کاخ صلح تشکیل گردید. نماینده صدریستها در این جلسه اخطار کرد که اقدامی علیه تحصن کنندگان انجام نشود. او گفت مطالبات توده های مردم روشن میباشند و در رآس آنها تشکیل دولتی غیر فرقه ایی قرار دارد که بدون هیچ تبعیضی در خدمت تمام افراد ملت باشد. بنظر صدریستها تصمیم بر اینکه کمیته ایی از نمایندگان سه قوا تشکیل گردد تا بارهبران تظاهرکنندگان متحصن و صدریستها مذاکره کند اتلاف وقت بوده و منظور از این جلسه، که روز قبل با تشکیل آن موافقت شده بوده است این بوده تا؛ دولت عوض شود و از سیستم فساد زدایی شده و یک دولتی از تکنوکراتها و مکانیسمهای کارشناسانه برای این اهداف تشکیل گردد.

نماینده جنبش صدر در این نشست همچنین، خاطر نشان کرد که در صورتی که اگر تغیرات مورد نظر صدر از طرف حیدر العبادی و بقیه بلوکهای سیاسی حاکم در موعد مقرر ده روزه انجام نگردد، احتمال اینکه آنها تمام استحکامات منطقه سبز را با هجوم خود بدانجا از پیش پای خود بردارند وجود دارد. موعد تعین شده از سوی مقتدا صدر ۲۹ مارس است(۸ روز دیگر. ح ت).

بنظر من رسانه های دنیا که با غفلت از کنار این رخداد در عراق میگذرند یا گذشته اند، درکی از فضای انفجارآمیزی که این حرکت در آن اتفاق می افتند ندارند و این اعتراضات را مانند بسیاری از اعتراضات و تحصن های دیگر در گوشه و کنار منطقه و یا جهان مقایسه میکنند که پس از چند و بزور پلیس برچیده میشوند. ولی من فکر میکنم محرکه تحول آفرینی که جنبش مقتدا صدر براه انداخته است در ترکیب دینامیک رفرماسیون عمیق مذهبی آن، مطالبات سیاسی دموکراتیک، و تبدیل سکولاریسم به خواست و شعار توده ها که فقط در انقلابات اروپایی قرن ۱۷ و ۱۸ سابقه تاریخی دارد، و در کنار همه اینها مطالبات عدالت خواهانه طبقاتی که سعد جواد و رماد منصور هم بدان اشاره کرده اند، میباشد. در کنار همه اینها و بعنوان سوخت نیرومند این دینامیسم انفجار آمیز رقابتهایی فرقه ایی صحنه سیاسی عراق و رقابتهای و تأثیرات قدرتهای منطقه ایی را هم باید بحساب آورد.

آنچه بنظر من روند این رخداد را وارد یک مرحله کیفیتاً اساسی کرده است همن پاراگراف آخریست که از اجلاس نمایندگان سه قوه حکایت میکند. من در یادداشت تحلیلی چند روز پیش خود با عنوان:” عراق بسوی تعمیق بحران و شاید انقلابی دیگر” از جمله نوشتم:  اگر ازتظاهرات فراخوانده شده مقتدا صدر به زور جلو گیری شود به درگیری خشونت آمیز منجر میشود و اگر از آن جلو گیری نشود به فروریزی اتوریته دولت عبادی و اقتدار ماشین حکومتی منجر میشود.

تصمیم سران ۳ قوه و نمایندگان بلوکهای سیاسی حاکم مبنی بر پیشنهاد مذاکره با تظاهر کنندگانی که دیوار سیم خارداری منطقه امنیتی را پاره کرده و برخلاف امریه دولت مبنی  بر غیر قانونی بودن تظاهرات، بمنطقه امنیتی سبز وارد شده اند، بمعنی اینست که مقتدا صدر بطور قاطع در عرصه روانی سیاسی نبرد را برده است و اتوریته ای  برای دولت باقی نمانده است.

با قطعیت میتوان گفتن که مقتدا صدر به دولت ساز  KingMaker امروز عراق تبدیل شده است، قدرتی  فراتر از قدرتی که رئیس جمهور، مجلس و یا حیدر العبادی دارند.

ناگفته نماند که در جریان پاره کردن دیوار سیم خاردار منطقه امنیتی سبز بسیاری از نیروهای محافظ آنجا با صدریستها همکاری کرده اند که قضیه به انحلال ستاد آنها از سوی دولت منجر گردید.

۸ روز باقیمانده به التیماتوم مقتدا صدر، نشان خواهد داد که نحلیل فوق . پیش بینی های آن چقدر واهی یا چقدر دقیق بوده اند.

در پایان فکر میکنم راهی که مقتدا صدر در پیش گرفته است زاویه چندانی با جنبش سبز میهن ما ندارد. از این رو بنظر من ابراز همبستگی بموقع جنبش سبز و شخصیهای سیاسی و فعالین مدنی با جنبش صدریست یک سرمایه گزاری سیاسی دموکراتیک برای آینده میهنمان خودمان میباشد.

Iraq’s Shia cleric Muqtada al-Sadr is putting pressure on Prime Minister Haider al-Abadi to carry out reforms to fight corruption.

Sadr has managed to rally a huge number of angry Iraqi protesters who are demanding Abadi introduce reforms to put an end to corruption.

Last month, Sadr demanded Iraqi politicians be replaced with technocrats and the country’s powerful Shia militias be incorporated into the ministries of defence and interior.

In the following weeks he called on his supporters to take to the streets, and each Friday their numbers grew.

While Iraq’s political leadership has proposed multiple reform plans, some echoing Sadr’s own demands, progress in parliament has been slow.

So, how far will Sadr go to push for change? And is this only about fighting corruption?

Presenter: Mike Hanna

Guests:

Renad Mansour – Fellow at the Iraq Institute for Strategic Studies.

Saad Jawad – Professor of political science at the London School of Economics.

Al Jazeera

……………………………………………………

Aljazeera

A demonstrator holds a picture of Moqtada al-Sadr during a demonstration in Baghdad [REUTERS]

A demonstrator holds a picture of Moqtada al-Sadr during a demonstration in Baghdad [REUTERS]

ABOUT THE AUTHOR

Ibrahim Al-Marashi

Ibrahim al-Marashi is an assistant professor at the Department of History, California State University, San Marcos. He is the co-author of “Iraq’s Armed Forces: An Analytical History.”

@ialmarashi

In February, the Shia cleric Muqtada Sadr led a rally in Baghdad’s Tahrir Square, pressing Iraqi Prime Minister Haider al-Abadi to deliver reforms he promised in response to anti-government protests that erupted in August 2015.

Sadr’s ability to mobilise a crowd of close to 100,000 demonstrates his ability to reinvent himself, once again, in Iraq’s post-2003 political landscape. In Sadr’s latest political incarnation, he has embraced the politics of protest to become both an anti-politician and king-maker. His latest rally is symbolic of his political movement’s evolution over a decade, a reflection of the vicissitudes of Iraq’s politics since 2003.

Sadr’s political prominence is startling given that his rise to power was not a certainty in post-2003 Iraq, and was almost undermined at several junctures. After the invasion of Iraq, Sadr was a young cleric in his late 20s, who only had his father’s reputation at his disposal.

Shia cleric leads anti-government protest in Iraq

His father, Ayatollah Mohammed Sadiq Sadr, a prominent Shia cleric opposed to Saddam Hussein, was murdered in 1999 by Iraqi intelligence agents. After years in hiding following the assassination of his father, Muqtada reappeared in Najaf when Baathist control collapsed in 2003.

The assertion of Sadr

At that moment he had to decide how he would capitalise on his father’s reputation and following to best manoeuvre his way through the new political landscape.

In 2003, Sadr had to live up to the charisma his father enjoyed. Muqtada inherited a network that his father had developed among Iraq’s urban Shia poor, concentrated in the Baghdad district rebranded as Sadr City.


ALSO READ: Iraq’s popular demobilisation


It is probable that older figures in the Sadrist network had sought to control Sadr because of his young age and use him as a figurehead, the same way a regent controls a boy king.

It was likely that older figures in the Sadrist network had sought to control Sadr due to his young age and use him as a figure head, the way a regent controls a boy king.

Thirteen years on, however, his latest rally represents a culminating event in Sadr’s career. He has carved out his own position in regard to: the older, more respected Shia cleric in Najaf, Grand Ayatollah AliSistani; to Iran, which had always sought to manipulate the Sadr and the Sadrists as a pawn and proxy; an array of rival Shia militias that Sadr himself helped foster; and the Iraqi government itself.

To carve out a role for himself among these actors, Sadr began in 2003 to portray his Shia movement as an indigenous Iraqi nationalist and anti-US one, transcending the sectarian divide, and one that had developed from within the nation as opposed to the exiled Shia parties.

In 2004, he declared his solidarity with Arab Sunni insurgents besieged in Fallujah by United States forces, distancing himself from the exiled Iraqi Shia factions cooperating with the US. He sought to re-establish his Iraqi nationalist credentials in 2013, the beginning of his attempt to project himself as a leader of protest politics.

Sadr and the politics of protest

During the 2013 Arab Sunni protests in the Anbar province against the government of Nouri al-Maliki, Sadr expressed solidarity with the demonstrators, labelling the protests as “Iraq’s Arab Spring“. 

In this, Sadr, a Shia cleric, challenged his fellow Shia, Prime Minister Nouri al-Maliki, illuminating how analysing Iraq’s politics through the Shia-Sunni binary fails to account for intense intra-sectarian political rivalries.

Supporters of Moqtada al-Sadr shout slogans during a protest against government corruption outside the Green Zone in Baghdad [REUTERS]

Sadr’s actions from 2013 onwards do not follow the neat pattern of sectarian-driven politics. He sought to portray himself as part of a combined, deprived Arab Sunni-Shia opposition against an Arab Shia-Sunni political elite that was seen as indifferent to their demands, corrupt and ineffective in terms of governance.

For Iraqi Sunnis to believe that Sadr was an Iraqi nationalist in 2013 would have entailed a suspension of their disbelief, given that his militia was implicated in some of the worst sectarian killings from 2006 to 2008.

Sadr’s embrace of the Sunni protesters then served as an attempt to distance himself from the sectarian bloodletting of the past, in addition to the entrenched Iraqi political elite. This 2013 strategy provides the continuity that explains his recent use of the politics of protest.


ALSO READ: Ahmed Chalabi – the real victor of the Iraq War


Unlike the Anbar protests of 2013, the August 2015 protests erupted in the capital Baghdad, Basra, and the Shia towns of Najaf, Karbala, and Hilla, over corruption in the government and incessant electricity cuts. Sistani delivered a sermon during those protests calling upon Abadi to tackle this corruption.

Sadr has developed Sistani’s model of a cleric who does not hold political office, but influences government in the form of the clergy as loyal opposition.

A few months later, Sadr followed Sistani’s lead, continuing the pressure on the prime minister to follow through with those reforms.

Sadr has developed Sistani’s model of a cleric who does not hold political office, but influences government in the form of the clergy as loyal opposition. However, they differ in terms of the style of pressure. Sistani rarely makes public appearance and his influence is conveyed subtly through sermons and religious declarations.

In February, Sadr rallied the “Iraqi Shia street” in massive outpourings of fealty, more akin to the rallies of Hassan Nasrallah of Hezbollah. Sadr’s own website highlighted his ability to bring “millions” on to the streets during this rally. The rationale behind Sadr’s politics of protest is part of his decade-long search for a political model to elevate him among the fray of Iraq’s Shia politicians, partisans, and militias.

Sadr’s politico-religious model

Sadr in his early years raised a sectarian militia, Jaish al-Mahdi (al-Mahdi Army), which served as the basis of his power. It clashed with US forces on numerous occasions and was eventually dealt a military blow when Maliki deployed the Iraqi army, with US air support, against it in Basra and Sadr City in 2008. Afterwards, Sadr rebranded the militia as the Peace Brigades, and for the most part refrained from armed conflict.

However, those within the Mahdi Army who wanted to continue fighting split into numerous Shia militias, benefiting from Iranian aid. Sadr’s Peace Brigades were eclipsed by these militias, becoming just one of many sub-state Shia actors.

The splinters, such as Asaib Ahl al-Haq, even became rivals, clashing with their co-religionists in Peace Brigades in February. To elevate himself above the array of these militias, who captured the limelight in the fight against the Islamic State of Iraq and the Levant (ISIL) group, Sadr embraced the politics of street protest.

Sadr’s latest political manoeuvering has demonstrated an increasingly hybrid model, that is not a solely religious network, political party, or militia, but a combination of these and more.

Muqtada today sits at the helm of a network of interlocking components, a religious organisation, the Ahrar or “Freeborn Bloc”, a party that runs for political office, a print and TV media empire, and a series of NGOs. Sadr is still too young to elevate himself to his father’s status as a learned religious scholar.

Nonetheless, he has proved himself as a shrewd political operator, elevating himself from relative obscurity in 2003, to  a cult-of-personality and Shia sub-culture status that will remain as a fixture in Iraq’s chaotic politics.

Ibrahim al-Marashi is an assistant professor at the Department of History, California State University, San Marcos. He is the co-author of “Iraq’s Armed Forces: An Analytical History”.

The views expressed in this article are the author’s own and do not necessarily reflect Al Jazeera’s editorial policy.

Source: Al Jaz

…………………………………………………………

نهار نت

۱۶ مارس ۲۰۰۱

Iraq Cabinet Warns Sadr Protest Camp ‘Illegal

by Naharnet Newsdesk

W460

The Iraqi cabinet has decided not to authorize a protest camp by followers of cleric Moqtada Sadr which had been due to begin Friday in front of the fortified “Green Zone”.

Tens of thousands of Sadr supporters have been preparing for a days-long sit-in in central Baghdad aimed at pressuring the government to implement deeper political reform.

“Staging a sit-in is not permitted by law, especially in the current security circumstances, notably the threat by terrorist groups and the potential for this gathering to be targeted,” a cabinet statement said Wednesday.

“The security forces are busy with the fight against Daesh (Islamic State group) and it is not possible to guarantee the protection of this gathering at all times,” it said.

The cabinet stressed that it “supports the demonstrations demanding government reforms” and has protected one-day protests by the Sadr movement in recent weeks.

The Najaf-based Sadr had urged his supporters on March 12 to prepare tents for a protest camp supposed to begin on Friday and last until the expiry 10 days later of an ultimatum he gave the government.

A month ago, the Shiite cleric gave Prime Minister Haider al-Abadi 45 days to present the names of technocrats for a new government.

Sadrists have held a series of massive rallies in central Baghdad, with thousands turning out last week for the latest protest to press their demands.

The presence a week earlier of armed Sadr supporters outside the Green Zone — where Abadi’s office, parliament and the U.S. embassy are located — sparked intense security concerns.

In the protest that he attended in Baghdad three week ago, Sadr threatened that his supporters could storm the Green Zone if their demands were not met.

آیا میدانید که نمی دانستید و هنوز هم نمیدانید

Share Button

دوستی میل زیر را برای من فرستاده است که بسیار خوانی میباشد. سرجمله های نوشتار با عبارت:” آیا میدانید” آغاز میشود. من بی مناسبت نمیدانم که عنوان این میل را “آیا میدانید که نمی دانستید و هنوز هم نمیدانید” میگذارم و بر آن اضافه میکنم که آیا میدانید که مقام معظم رهبری بود که احمدی نژاد را صاحب بصیرت نامید و با مکانیسم های در اختیار خود از صندوق انتخاباتی او را بعنوان رئیس جمهور این ملت در آورد؟ البته این آخری را همه میدانیم.

———- حقایقی   که  هر ایرانی  باید  بداند  که چطور شد که این ملت  دچار  جنون شد و دست به خود کشی  زد  ,و احمدی نژاد  عامل  اسراییل و شرکت های  چند  ملیتی   طبق  برنامه ریزی  حساب  شده   با  تقلب  مزدوران فاسد  داخل  کشور  به ریاست  جمهوری  انتخاب شد  و یک تریلیون دلار  ثروت  ایران  به باد رفت   و  چرا   هیچ اتهامی    به احمدی  نژاد  زده  نمیشود !. ؟              چون      گر  حکم  شود   که  دزد  گیرند             در شهر  هر آنکه  هست   گیرند               لطفآ  این ایمیل   مستند را  برای هر ایرانی که میشناسید  ارسال  بفرماید 

The  UNFORGETTABLES
 
 
بخوانید بخوانید و خنده کنید و اگر خواستید گریه کنید ولی به دیگران حتما بفرستید این ملت مرده احتیاج به آگاهی دارد

افتضاح. احمدی نژاد
 
تا هر جایی که طاقت آوردید بخوانید:
 
آیا می‌دانید که اگر شخصی ۲۰۰ سال عمر کند و هرماه ده میلیون تومان خرج کند، در طی ۲۰۰ سال به ۲۴میلیارد تومان نیاز خواهد داشت؟
 
آیا می‌دانید آقای احمدی‌نژاد ۳۴۰ هزار میلیارد تومان را از درآمدهای نفتی بر باد داده است؟
(بانک مرکزی – وزارت نفت – روزنامه سرمایه ٨٧/١٢/١٧ و ٨٨/٠٣/٠۶)
 
آیا می‌دانید که در طول تاریخ ۴۰۰۰ ساله ایران هیچوقت این ثروت برای ایران بوجود نیامده بود؟
 
آیا می‌دانید که در جنگ ۸ ساله؛ سالانه بطور متوسط ۱۲۵ میلیارد دلار خسارت به کشوروارد شد،اما عملکرداحمدی‌نژاد باعث شد سالانه ۱۸۸ میلیارد دلار خسارت به کشور زده شود؟ 
(جدول متن ثروت‌های ملی بر باد رفته در همین مطالب عملکرد اقتصادی)
 
آیا می‌دانید خسارت دولت احمدی‌نژاد در اقتصاد، حدود ۷۵ درصد جنگ ۸ ساله با صدام بوده و خسارت‌های اجتماعی، علمی و معنوی و فرهنگی و سیاسی آن قابل محاسبه نیست؟ (جدول متن ثروت‌های ملی بر باد رفته در همین مطالب عملکرد اقتصادی)
 
آیا میدانید که دولت احمدی‌نژاد گاز را از کشور ترکمنستان ۳۵۰ دلار در هر هزار متر مکعب می خرید و به ترکیه ۲۰۰ دلار می فروخت؟ 
پیشنهاد ترکمنستان ۱۴۰ دلار بود، اما پس از طولانی شدن مذاکرات، نهایتاً قرارداد ۳۵۰دلاری منعقد شد!؟! 
(روزنامه سرمایه ٨٧/١٠/١۴)
 
آیا می‌دانید که ۴۴ درصد درآمد‌های نفت، گاز و پتروشیمی کشور در پس از انقلاب، در طی دوره ۴ ساله ریاست جمهوری احمدی‌نژاد اتفاق افتاده است؟ 
(وزارت نفت – بانک مرکزی – روزنامه سرمایه ٠٢/١٧ و ٨٨/٠٣/٠۶)
 
آیا می‌دانید که خسارت اقتصادی احمدی‌نژاد آنقدر زیاد است که به هر خانواده ایرانی بیش از ۵/۱ کیلوگرم طلا می رسید؟
(مقاله فرصت سوزی‌ها و خسارات اقتصادی احمدی‌نژاد)
 
آیا می‌دانید که لایحه چند همسری را دولت احمدی‌نژاد به مجلس تقدیم کرده بود تا بصورت قانون درآید؟ 
(سایت مجلس)
 
آیا می‌دانید که ساخت پالایشگاه‌های نفت در دولت احمدی‌نژاد، سالانه ۵/۱ درصد پیشرفت داشت و با این حساب۶۷ سال طول می کشید تا ساخته شوند؟ 
(روزنامه سرمایه ٨٨/٠٢/١۴)
 
آیا می‌دانید که دارندگان سهام عدالت بابت قسط‌های دو سال ۸۶ و ۸۷ حدود ۲۰۰ هزار تومان به دولت بدهکار بودند، اما دولت برای جمع آوری رای، ۸۰ هزار تومان سود آنها را پرداخت کرد و پس از به قدرت رسیدن، اقساط را دریافت نمود؟ 
(روزنامه سرمایه یکی از شماره‌های اردیبهشت سال ٨٨)
 
آیا می‌دانید به علت اینکه شرکت‌های زیان ده را به شرکت‌های سهام عدالت داده بودند، سهام عدالت فاقد سود بوده، اما دولت برای عوامفریبی سود پرداخت کرد؟ 
(روزنامه سرمایه یکی از شماره‌های اردیبهشت سال ٨٨)
 
آیا می‌دانید که در بازارهای خرید و فروش سهام، سهام عدالت پانصد هزار تومانی را حتی به ۵۰۰ تومان نمیخرند؟ 
(بروید امتحان کنید)
 
آیا می‌دانید که گرانی لجام گسیخته در جامعه،که نتیجه سیاست های اقتصادی احمدی‌نژاد است باعث شده، ارزش حقوق ١ میلیون تومانی امروز مانند حقوق ۲۰۰ هزار تومانی سال ۸۴ باشد؟
 
آیا می‌دانید طبق آمار بانک جهانی، فساد در دستگاههای دولتی ایران در طی ۴ سال دولت احمدی‌نژاد ۶۵ رتبه اضافه شد و به ۱۴۱ در بین ۱۹۴ کشور دنیا رسید؟ 
(صندوق بین المللی پول – روزنامه سرمایه ٨٨/٠٢/٠۶)
 
آیا می‌دانید که اعتبار گذرنامه ایرانی در بین ۱۹۴ کشور جهان به رتبه ۱۹۳ رسیده و فقط یک کشور وضع بدتری نسبت به ما دارد؟ 
(صندوق بین المللی پول – روزنامه سرمایه ٨٨/٠٢/٠۶)
 
آیا می‌دانید عملکرد احمدی‌نژاد در بانک‌های کشور، آنها را به پرتگاه ورشکستگی کشاند و ورشکستگی بانکها در هر کشوری از خطر جنگ بالاتر است؟ 
(دنیای اقتصاد ٨٧/١٢/٠٣ و روزنامه سرمایه ٨٨/٠٢/٠۶)
 
آیا می‌دانید که امارات و قطر از میدان‌ های گازی مشترک سالانه بیش از هزار میلیارد تومان گاز بیشتر برداشت می کنند و عدم سرمایه گذاری ایران در دولت احمدى نژاد منجر به این شد که همسایگان شمالی و جنوبی منابع و ثروت مردم ایران را به یغما ببرند و همچنین اهمیت این موضوع کمتر از واگذاری خاک ایران به بیگانگان نیست؟ (وزارت نفت – روزنامه سرمایه ٠٢/٢١ و ٨٨/٠٢/١٠)
 
آیا می‌دانید عملکرد تنش زای سیاست خارجی احمدی‌نژاد باعث شده:
 
۱- کالاهای وارداتی ۴۲ هزار میلیارد تومان گران خریداری مى شد.
 
۲- تحریمهای بین المللی امکان تکمیل طرح‌های نفت و گاز و پتروشیمی و سایر صنایع را غیر ممکن سازد.
 
۳- باجهای فراوانی در نفت و گاز و انرژی اتمی و حتی در زمینه حقوق ایران در دریای خزر به روسیه داده شد.
 
۴- امکان انتخاب ایران برای عقد قرارداد با شرکت‌های معتبر و مهم نفت و گاز دنیا از دست رفت و بجای آن شرکت‌های دست چندم چینی و روسی و حتی ویتنامی و اندونزیایی با تکنولوژی عقب افتاده جایگزین آنها شدند.
 
آیا میدانید همه این آیا میدانید های رژیم اسلامی باعث رشد اقتصادی شرکت های یهودی و آمریکایی یا مختلط  شده است؟؟
 
========
ﺟﻬﺖ ﺍﻃﻼﻉما ﺑیخبرﺍﻥ 
۱_ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺳﺎﻝ ۱۳۵۵ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺳﻮﻣﯿﻦ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩ ﺟﻬﺎﻥﺷﺪ!
۲_ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺳﺎﻝ ۱۳۵۴ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯾﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﻤﺎ ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺧﻂ ﺑﺮﺗﺮ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯾﯽ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺩﺭ ﺁﺳﯿﺎ ﺷﺪ؟
۳_ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺳﺎﻝ ۱۳۵۲ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺁﺯﺍﺩﺗﺮﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺩﯾﻦ ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﻭ ﭘﻮﺷﺶ ﺷﺪ؟
۴_ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺳﺎﻝ ۱۳۵۳ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻓﻮﻻﺩﺩﺭ ﺁﺳﯿﺎ ﺷﺪ؟
۵_ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ ۱۳۴۲ ﺗﺎ ۱۳۵۶ ﺭﺷﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺩﻭ ﺭﻗﻤﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺗﻮﺭﻡ ﯾﮏ ﺩﺭﺻﺪ؟
۶_ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۳۵۲ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺸﻮﺭ ﺩﺭ ﺁﺳﯿﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﺎﺳﭙﻮﺭﺗﺶ ﺩﺭ ﺑﯿﺶ ۹۰ ﮐﺸﻮﺭ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﻭﯾﺰﺍ ﻧﺪﺍﺷﺖ؟
۷_ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ ۱۳۵۳ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ۹۸ﺩﺭﺻﺪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎﻻﯼ ۲۳ﺳﺎﻝ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺷﻐﻠﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﭘﺴﻨﺪ ﺑﺎ ﺩﺭﺁﻣﺪﯼ
ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﻭ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻧﺪ؟
۸_ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺳﺎﻝ ۱۳۵۶ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪﺗﺮﯾﻦ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺁﺳﯿﺎ ﻭ ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ؟
۹_ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺳﺎﻝ ۱۳۵۵ ﺳﭙﻬﺒﺪ ﻧﺎﺩﺭ ﺟﻬﺎﻧﺒﺎﻧﯽ ﺑﺮﺗﺮﯾﻦ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﺟﻨﮕﻨﺪﻩ ﺟﻬﺎﻥ ﺷﺪ؟
۱۰_ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۳۵۲ ﺑﺎ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﺟﻨﮕﻨﺪﻩ ﺑﺮ ﻓﺮﺍﺯ ﺍﺭﻭﻧﺪﺭﻭﺩ ﺁﺑﺎﺩﺍﻥ ﺻﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﺍﻣﻀﺎﯼ ﻣﻌﺎﻫﺪﻩ ﺍﻟﺠﺰﺍﯾﺮ ﻭ ﭘﺬﯾﺮﺵ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺮﻭﻁ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩ؟

 

عراق بسوی تعمیق بحران و شاید انقلابی دیگر

Share Button

مقتدا صدر خود را بعنوان حلقه اتصال همه جریانهای ناراضی از دولت نوری المالکی و حیدر العبادی بمردم نشاندن داده است و همانطور که در تحلیل هفته پیش راجع به اوضاع منطقه نوشتم، او توانسته است برای بخش وسیعی از مردم عراق به نماد ناسیونالیسم مدرن عراق تبدیل شود. او خواهان تشکیل دولتی مدرن و پایان دادن به فرقه گرایی مذهبی و سیاسی و تفکیک قوای سه گانه است.

برابر خبری که نهار نت و گلف نیوز آنرا درج کرده اند، دولت عراق اعلام کرده است که به تظاهرات اعلام شده هواداران مقتدا صدر در منطقه سبز بغداد، که منطقه مؤسسات مهم دولتی و نمایندگیهای خارجی بشمول سفارت آمریکاست، اجازه نخواهد و در این اعلامیه گفته شده است که دلیل عمده  دولت برای امتناع از دادن مجوز برای این تظاهرات در آن منطقه وضعیت حساس امنیتی است و دولت قادر به تضمین امنیت تظاهر کنندگان نیست.

در بیانیه دولتی گفته شده است که نیروهای امنیتی بمبارزه با داعش مشغولند و نمیتوانند از چنین اجتماعی در برابر حواث احتمالی تروریستی دفاع کنند لذا برگزاری آنرا ممنوع میکنند.

از آنسو از ۴ هفته پیش بنا بدعوت مقتدا صدر؛ جمعه های هر هفته، هوادران او در بغداد و برخی دیگر از شهرهای عراق دست به تظاهرات علیه دولت عبادی میزنند.

ناکارآئی دولت و شخص العبادی، گسترش فساد در سیستم دولتی، نارسائی خدمات عمومی، تصفیه نکردن دستگاه دولتی و کابینه از عناصر فاسد توسط حیدر العبادی عواملی هستند که برای برگزاری این اعتراضات ذکر میشوند و دلایلی موجه هم هستند چون فساد در دروان حکومت های پس از صدام تحت دولتمداری شیعیان وابسته به ایران در عراق، هم نهادینه شده و هم بسیار گسترش یافته است.

هفته پیش مقتدا صدر تهدید کرد که جمعه آینده(فردا ۱۸ مارس ۲۸ اسفند)، هواداران خود را بمنطقه سبز خواهد کشاند که آنها در آنجا بمدت ده روز با برپا کردن چادر متحصن خواهند شد.

مقتدا صدر خود را بعنوان حلقه اتصال همه جریانهای ناراضی از دولت نوری المالکی و حیدر العبادی بمردم نشاندن داده است و همانطور که در تحلیل هفته پیش راجع به اوضاع منطقه نوشتم، او توانسته است برای بخش وسیعی از مردم عراق به نماد ناسیونالیسم مدرن عراق تبدیل شود. او خواهان تشکیل دولتی مدرن و پایان دادن به فرقه گرایی مذهبی و سیاسی و تفکیک قوای سه گانه است.

اینکه انگیزه واقعی مقتدا صدر چیست چندان مهم نیست بلکه این حرکتی که او راه انداخته است طبیعتی انقلابی دارد که در صورت تداوم میرود تا وضعیت فلکی سیاست در عراق را زیرو رو کند.

بنظر من مقتدا صدر در برابر التیماتوم  دولت مبنی بر عدم صدور مجوذ راهپیمایی و برگزاری تظاهرات فردا کوتاه نخواهد آمد و از طرفی اگر دولت هم کوتاه بیاید تمام اتوریته خود را از دست میدهد و ابتکار را در عرصه سیاست به مقتدا صبر و جمعیت هوا دار او واگذار میکند.

هم مقتدا صدر و هم دولت اگر هم بخواهند و یا میخواسته اند به مصالحه ایی دست بزنند، با این علنی کردن چالشگری متقابل شانس هر سازشی را در این فضای حیثیتی شده از دست داده اند.

و باز صرفنظر از نیات باطنی مقتدا صدر، او مطالباتی را مطرح کرده است که خواست اکثریت مردم عراق است و دینامیسم تحول آفرین این حرکت هم در همین مردمی بودن مطالبات مطرح شده و قدرت سازمانگری هواداران مقتدا صدر برای آنهاست.

بنظر من اگر دولت عبادی در برابر مقتدا صدر کوتاه نیاید با یک جنبش گسترش یابنده مردمی روبرو خواهد شد که کنترل آن نه برای دولت، نه برای ارتش و نیروهای انتظامی، نه حشد الشعبی (شبه نظامیان تحت رهبری حزب الدعوة) و عصایب اهل الحق و حزب الله عراق (همه وابسته به ایران هستند.) ممکن نخواهد بود.

اینکه آیا عراق بسمت یک انقلاب جدید یا بحرانی عمیقتر میرود به  کنش و واکنش صدریستها و ضد صدریستها در فردا بستگی دارد. قضاوت من اینست که بحران تعمیق میشود.

ح ت

……………………………………….

طبق گزارش زیر از روئیترز مقتدا صدر درخواست لغو تظاهرات را نپذیرفت. این همان واکنشی است که در یادداشت فوق من پیش بینی انرا کرده بودم. مقتدا صدر این امتناع از لغو تظاهرات بدعوت سیاستمداران عراق را در منطقه سبز راطی اطلاعیه ایی در وبسایت خود اعلام کرد.

افزوده ها و رفرنسها

توضیح: متأسفانه درج ضمایم و افزوده ها که بروز و به ساعت بودند در نمایش صفحه اشکال فنی ایجاد میکرد و بنا به این دلیل آنها را حذف کردم. ولی علاقمندان میتوانند از طریق سایت نهار نت. اهرام آنلاین و العربیه انگلیسی و فارسی اخبار  تفصیلی تر را تعقیب نمایند.

…………………………………………….

 

روئیترز ضمن نشاندادن صحنه هایی از تظاهرات مردم در پای نرده کشیهای اطراف منطقه سبز گزارش میدهد که هزاران نفر از هواداران صدر به تحصن و اعتصاب نشسته در پای نرده ها و حصار منطقه دست زده اند. یکی از مصاحبه شوندگان میگوید که زن و بچه ام را گذاشته و اینجا آمده ام و تا از بین رفتن فساد عقب نمی نشینیم. لازم به یاد آوریست که فساد در عراق مساوی سلطه باندهای شیعی وابسته به ایران.

 

جنبش ایجاد شده توسط مقتدا صدر با نشانه گرفتن فساد در حقیقت نفوذ ایران در عراق را هدف گرفته است. چقدر موفق شود؟ روزهای اینده نشان خواهد داد ولی انچه محرز است اعترتاضات خیابانی هواداران مقتدا صدر، بیش از یک نتیجه نمی تواند داشته باشد. یا او موفق به تسلیم حیدر العبادی به تشکیل دولتی مرکب از فن سالاران میشود، که خواست اصلی صدریستها است و یا نه؛ او موفق به سرکوب صدریست ها میگردد.  روزهای آینده نشان خواهد داد ولی من فکر میکنم مقتدا صدر موفق خواهد شد و در صورت موفقیت، پیامدهای موفقیت او برای حکومت ایران بسیار بیش از حتی سقوط بشار اسد در سوریه خواهد بود!
ناگفته نگذارم که خبرگزاریها تظاهرات هفته های قبل را دههاهزارا نفری و تظاهرات امروز را هزاران نفری ذکر کرده اند که نشانه شرکت تعداد کمتری از مردم در این تظاهرات نسبت به تظاهرات قبلی است و البته این امر غیر طبیعی هم نیست زیرا تظاهرات قبلی برای چند ساعت و بدون منع دولتی بوده است و این تظاهرات هم برای تحصن نشسته اعلام شده و هم با ممنوعیت از سوی دولت روبرو گردیده است.

 

جناب ظریف دروغ نگو!

Share Button

آقای ظریف با استناد به اظهارات یکی از سران سپاه میگوید اگر ایران در آن موقع موشک داشت، عراق به ایران حمله نمیکرد. با کمال تأسف باید بگویم این ادعا ریاکارانه است از این جهت که؛ کسی که در منصب وزیر خارجه ایران است باید بداند نیروی هوایی ایران در زمان شاه نه تنها از لحاظ تکنولوژی جنگی دهها بار بیش از موشک های امروز سپاه، قدرت بازدارنگی داشتند بلکه پرسنل نیروی هوایی ایران یکی از سالمترین و وطنپرسترین بخش ارتش ایران در آن هنگام  و در سطح بالاترین استانداردهای رزمی و اخلاقی بود. نیروی هوایی نه نوکر شاه بلکه سرباز ایران بود و نه چماقدار و تفنگچی مقام معظم رهبری و عاشق شهادت و جاده ساز ظهور ولی العصر.

5

 فرماندهان ارتش و نیروی هوایی که بسیاری از آنان اعدام شدن، آدمهایی ساده، سالم، فنی، حرفه ایی و میهن پرست بودند که کاری به سیاست نداشتند مانند بیشتر کادرهای وزارتخانه ها و دیگر دوایر دولتی. من در فرودگاههای مهرآباد، دوشان تپه، قلعه مرغی در تهران و شاهرخی در همدان و پایگاه شیراز خدمت کرده ام. از نزدیک شاهد شکستن دیوار صوتی برای اولین بار توسط سچهبد خاتم بر فراز مهر آباد بودم . شاه هم گاهی خلبانی جنتها را میکرد.

…………… 

سایت تابناک، بنقل از آقای جواد ظریف در توئیترش مینویسد: “برای پاسخ به اتهام زنندگان، همان اظهارات سردار سپاه را تکرار میکنم” در ذیل این تیتر آقای ظریف مینویسند:
“رئیس دستگاه دیپلماسی ایران در ادامه به حملات شیمیایی صدام، دیکتاتور سابق عراق علیه ایران در دوران جنگ تحمیلی اشاره کرد و نوشت: «ایران در ۲۵۰ سال (گذشته) به هیچ کشوری حمله نکرده است. اما وقتی صدام برای هشت سال ما را موشک‌باران و از گاز شیمیایی علیه مردممان استفاده کرد، کسی به داد ما نرسید.»

وزیر خارجه ادامه داد: «اگر هنگام حمله صدام موشک داشتیم، شاید این می‌توانست او را از حملات فراگیر (بدون تمایز) علیه شهروندان ما منصرف کرده یا از حجم آن‌ها بکاهد.»

ظریف در ادامه نوشت: «من کسانی که ایران را به اقدامات تحریک‌آمیز متهم می‌کنند به چالش می‌طلبم تا‌‌ همان اظهارات سردار سپاه را ابراز کنم: جز برای دفاع از زور استفاده نخواهیم کرد.»

همچنین وزیر امور خارجه کشورمان در سخنانی نسبت به تلاش برخی کشور‌ها برای تغییر مرز‌ها در خاورمیانه و عواقب این اقدام هشدار داد.

ظریف در سخنرانی در دانشگاه ملی استرالیا با هشدار درباره تلاش برای تغییر مرز‌ها در خاورمیانه گفت که این اقدام «شروعی برای جنگ‌های آخرالزمانی خواهد بود».(پایان نقل قول).

۱ـ یکی از پدیده های زشت در این حکومت، سرکوب ارزشها و سنن ملی در عمل و پُز دادن و برخ کشیدن آنها در چالشهای سیاسی و دیپالماتیکشان با دنیاست. آنها نام خیابانی را که مردم پس از انقلاب مُصدق نهاده بودند و تا مدتها بهمین نام هم در همه نشریات درج میشد به خیایان ولی عصر تغیر دادند در حالیکه در چالششان با آمریکا و انگلیس  به دادستان و دادخواه تاریخ تبدیل شده برای آمریکا و انگلیس در سرنگونی دولت ملی مصدق کیفر خواست صادر میکنند.

آنها هزاران تن از همان زندانیان سیاسی دوران شاه را در محاکمات چند دقیقه ایی تسلیم جوخه های اعدام و طناب دار و جرثقیل کردند و درهمان حال در جای مدعی العموم تاریخ میهنمان، رژیم شاه را به استبداد محکوم کردند و میکنند. آنها اعیاد ملی را یکی پس از دیگری حذف یا محدود کرده و بر تعداد روزهای مذهبی شیعی میافزایند ولی چنان تمدن چند هزار ساله ایران را برخ جهانیان میکشند که گویا وارث بحق آن تمدن و نه خود تخریب کننده آنند.

حالا جناب ظریف میگوید ایران ظرف ۲۸۰ سال اخیر،به هیچ کشوری حمله نکرده است. بهتر بود آقای ظریف فقط از سابقه سیاسی همین ۳۷ سال حکومت اسلامی حرف میزد و خود را سخنگوی تاریخ ۲۵۰ ساله اخیر معرفی نمیکرد.

ایران زمان شاه بعنوان بزرگترین قدرت منطقه و حتی بلحاظ نظامی یکی از قدرتهای مطرح دنیا بود که میبایستی خاکریز اول ضد پیمان ورشو و ارتش اتحاد شوروی، در صورت یک درگیری نظامی در این منطقه باشد، از احترام همه همسایگان منهای رژیمهای روی کار آمده پس از سقوط ملک فیصل در ۱۹۵۸ در عراق و  رژیم عبدالناصر در مصر پس از کودتای افسران مصر علیه ملک فاروق، برخور دار بود. در حالیکه این رژیمی که وزیر خارجه اش مدعی تجاوز نکردن به دیگر کشورهاست، به یمن، بحرین، عربستان، افغانستان، فلسطین، لبنان و سوریه تروریست صادرمیکند و هزینه عظیم جنگهای نیابتی خود در آنکشورها را از کیسه ملت خودمان پرداخت میکند و ادعای اینرا  هم دارد که به هیچ کشوری تجاوز نمیکند. (البته بنظر من نوک این تجاوزات نیابتی یا پروکسیکال در حال چیده شدن است و تمام آن کشورهای مورد دخالت ایران برای رژیم در حال باتلاقی شدن شدید هستند و بیشتر ازهمه هم یمن، سوریه و عراق).

آقای ظریف با استناد به اظهارات یکی از سران سپاه میگوید اگر ایران در آن موقع موشک داشت، عراق به ایران حمله نمیکرد. با کمال تأسف باید بگویم این ادعا ریاکارانه است از این جهت که؛ کسی که در منصب وزیر خارجه ایران است باید بداند نیروی هوایی ایران در زمان شاه نه تنها از لحاظ تکنولوژی جنگی دهها بار بیش از موشک های امروز سپاه، قدرت بازدارنگی داشتند بلکه پرسنل نیروی هوایی ایران یکی از سالمترین و وطنپرسترین بخش ارتش ایران در آن هنگام  و در سطح بالاترین استانداردهای رزمی و اخلاقی بود. نیروی هوایی نه نوکر شاه بلکه سرباز ایران بود و نه چماقدار و تفنگچی مقام معظم رهبری و عاشق شهادت و جاده ساز ظهور ولی العصر.

قدرت موشکی امروز ایران که با یک سیستم ضد موشکی (گنبد آهنین) اهمیت فشفشه را هم نخواهند داشت هرگز بپای نیروی هوایی آنروز نمیرسد و لازم بیاد آوری است که ایران در دوران شاه بعنوان عضو پیمان سنتو و سیتو (ترکیه از یکطرف و پاکستان از طرف دیگر) و پیمان دوجانبه با آمریکا جزء اولین کشورهایی بود که آخرین مدل هواپیماهای جنگی آمریکا را دریافت میکرد.

اینها درحالیست که تا امروز هم پس از ۲۷ سال قدرت مانور، طول پرواز میگها و سوخوهایی که ایران از روسیه گرفته است بپایF4  و F5 آمریکا با ۵ دهه عمر فنی نمیرسد.

آقای ظریف دروغ میگوید زیرا باید بداند که شعار صدور انقلاب و فتح قدس از راه کربلا بود که به صدام حسین بهانه و اعدام سریال سران ارتش و بهم ریختن ساختار سازمانی آن بود که به او جرئت داد تا به ایران حمله کند و نه موشک نداشتن ایران.

و باز آقای ظریف نه تنها در ادعای فوق خود دروغ میگوید بلکه این دروغ را غیر مستقیم به مردم خودمان میگوید زیرا بعنوان رئیس دیپلماسی کشور باید بداند که این ادعاها در آنسوی مرزهای کشورمانخریداری ندارد و بعنوان بحرطویلهایی برای مصرف داخلی تعبیر میشوند.

آقای ظریف در این ادعاها از مرز دروغ گذشته و با استناد کردن به گفته یک فرمانده سپاه مانند رئیس دولت خود به چاپلوسی غیر مستقیم برای سران سپاه افتاده است. اضافه کنم که آقای روحانی هم پس از آزمایش پیش از این آزمایش موشکی اخیر با لحنی نظامیگرانه گفت من از سپاه میخواهم تا مصممانه روی پیشرفت موشکی خود کار کند[” نقل به مضمون” و ” گویا این آقای روحانی بعنوان سرتدارکچی کشور است که در مورد پیشرفت یا توقف کار فنی و ساختن موشک تصمیم میگیرد و نه مقام عظما.” اگر این رئیس جمهور تا آنجا قدرت دارد که روی تکنولوژی هسته ایی و موشکی که برای رژیم (و نه ملت) اهمیت استراتژیک دارد چنین رئیس جمهوری باید درحد آزاد کردن زندانیان سیاسی و رفع حصر هم  که از اهمیت بسیار کمتری در مقام مقایسه برخوردار است حق تصمیم گیری داشته باشد!

من بعنوان یک ایرانی که از انتخاب روحانی؛ هم بعنوان رئیس جمهور و هم بعنوان دومین عضو مجلس خبرگان رهبری با تمام نیرو حمایت کرده ام، بسهم خود اجازه نمیدهم او یا وزیر خارجه اش بعنوان مدعی تاریخ ۲۸۰ ساله یا ۲۸۰۰ ساله ایران صحبت بفرمایند. ایشان رئیس جمهورِ جمهوری ۳۷ ساله اسلامی است و نه بیش. او و وزیر خا رجه اش میتوانند به افتخارات این میهن اسلامی و آخوندی شده در همین ۳۷ ساله ببالند و لاغیر!

*

من دوران خدمت سربازی را در نیروی هوایی گذراندم و در قسمت فنی هم خدمت میکردم که در آنجا بارگذاری و تجهیز هوپیما ها برای تمرین انجام میگرفت.

! نه.. آقای اوباما

Share Button

شاید شما به خاطر حمایت پادشاهی سعودی از مردم مصر در هنگام قیام علیه اخوان المسلمین، که شما از آنها حمایت می‌کردید، بداخلاقی می‌ کنید؟ یا شاید به خاطر مشتی باشد که ملک عبدالله، پادشاه فقید ما، در آخرین دیدارش با شما به روی میز کوبید و گفت: “آقای رئیس جمهور، خط قرمز بس است.”

 

آخرین به روز شدن: دوشنبه ۵ جمادی الثانی ۱۴۳۷هـ – ۱۴ مارس ۲۰۱۶م KSA 17:58 – GMT 14:58

ما برای رسیدن به مقصد از کسی سواری مجانی نگرفته‌ایم. ما تمام اطلاعات خود را برای جلوگیری از حمله‌های انتحاری به آمریکا در اختیار این کشور گذاشتیم.

ما جلساتی را برگزار کردیم که به ائتلاف علیه داعش انجامید، و ما جنگجویان آزادی‌خواه سوری را آموزش دادیم و به آنها کمک مالی کردیم، تا علیه بشار اسد تروریست و دیگر تروریست‌های النصره و داعش بجنگند. ما برای تقویت این ائتلاف و نابودی تروریست‌ها از نیروهای نظامی خود استفاده کردیم.

ما به مردم یمن در بازپس‌گیری کشورشان از شبه‌نظامیان آدمکش حوثی و حامیان ایرانی آنها کمک‌های نظامی، سیاسی و انسان‌دوستانه دادیم، بدون آنکه از نیروهای آمریکایی کمک بگیریم. ما ائتلافی از ۳۰ کشور مسلمان برپا کردیم تا با تروریستم در سطح جهان مبارزه کند.

ما بیشترین کمک‌های انسان‌دوستانه را در اختیار آوارگان سوریه، یمن و عراق قرار دادیم. ما با اعتقادات افراط‌گرایانه که قصد ربودن دین ما را دارند در هر سطحی مبارزه کردیم. ما از تنها یاری رسانان مالی به مرکز ضد تروریسم سازمان ملل متحد هستیم، مرکزی که کار گردآوری منابع اطلاعاتی، سیاسی، اقتصادی و انسانی برای مبارزه با تروریسم را به عهده دارد. ما اوراق قرضه دولتی آمریکا را با نرخ بهره پایین خریدیم تا به اقتصاد شما کمک کنیم.

ما هزاران دانشجو را، با هزینه‌های سنگین به دانشگاه‌های شما فرستادیم تا علم و دانش بیاموزند. ما میزبان بیش از ۳۰ هزار آمریکایی هستیم و حقوق آنها را به دلار می‌پردازیم تا در صنایع ما کار کنند. وزیران امور خارجه و دفاع شما بارها سطح همکاری بین دو کشور را مورد ستایش قرار داده‌اند.

ستایش آشکار

مقامات خزانه‌داری شما آشکارا اقدام‌های سعودی در ممانعت از کمک‌های مالی به تروریست‌ها را مورد ستایش قرار داده‌اند. پادشاه ما، ملک سلمان، ماه سپتامبر گذشته با شما ملاقات کرد تا ضمانت‌های شما را در باره قرارداد اتمی با ایران و عدم دست‌یابی این کشور به سلاح‌های اتمی بپذیرد. شما از “نقش پادشاهی سعودی در میان کشورهای عربی و مسلمان” قدردانی کردید.

در آن دیدار شما بر “لزوم مقابله با فعالیت‌های آشوبگرانه رژیم ایران” تاکید کردید. حالا شما برای ما مشکل آفرینی می‌کنید. شما ما را به فرقه‌گرایی در سوریه، یمن و عراق متهم می‌کنید. نمک به روی زخم می‌پاشید و بما می‌گویید تا با ایران کنار بیاییم، کشوری که به قول شما حامی تروریسم است و شما به پادشاه ما وعده مقابله با “فعالیت‌های آشوبگرانه” آن را داده‌اید.

شاید شما به خاطر حمایت پادشاهی سعودی از مردم مصر در هنگام قیام علیه اخوان المسلمین، که شما از آنها حمایت می‌کردید، بداخلاقی می‌ کنید؟ یا شاید به خاطر مشتی باشد که ملک عبدالله، پادشاه فقید ما، در آخرین دیدارش با شما به روی میز کوبید و گفت: “آقای رئیس جمهور، خط قرمز بس است.”

آیا شما به سوی ایران چرخیده اید، و دوستی ۸۰ ساله پادشاهی سعودی با آمریکا را فدای رهبری ایران کرده‌اید، رهبری که هنوز آمریکا را بزرگترین دشمن می‌خواند، و شبه‌نظامیان فرقه‌گرا را در جهان عرب و اسلام مسلح می‌کند و به آنها کمک مالی می‌دهد، رهبران القاعده را زیر چتر حمایت خود می‌گیرد، با کمک حزب الله جلوی انتخاب رئیس جمهوری در لبنان را می‌گیرد، همان حزب اللهی که از سوی دولت شما تروریست خوانده شده، و با همکاری بشار اسد مردم عرب سوریه را می‌کشد؟

نه آقای رئیس جمهور، ما آنطور که شما می‌گویید، مجانی سوار نشده‌ایم. ما در صف مقدم هستیم، و اشتباه‌های خود را می‌پذیریم و آنها را اصلاح می‌کنیم. ما به اتحاد با مردم آمریکا ادامه می‌دهیم، و فراموش نمی‌کنیم که در دوران سخت، و زمانی که جرج هربرت واکر بوش سربازان آمریکایی را برای بیرون راندن نیروهای صدام متجاوز از کویت اعزام کرد، سربازان ما دوشادوش آنها جنگیدند. آقای اوباما، ما چنین هستیم.

منبع: عرب نیوز

رژیم اسد هم درجبهه جنگ وهم دیپلماسی باخته است

Share Button

چکیده… اینک با شروع مذاکرات ژنو و اعلام آتش بس بین نیروهای رژیم و نیروهای اپوزیسیون میانه رو که در رأس آن ارتش آزاد سوریه میباشد،حزب الله و ایران به تله ایی دیپلماتیک افتاده اند. زیرا این اپوزیسیون و ارتش آزاد سوریه و متحدین آنها از فرصت آتش بس برای تحکیم مواضع خود و بسیج مردم درمناطق آزاد شده برای از سر گیری اعتراضات سیاسی استفاده میکنند و خطوط جنگی جبهه را برای رژیم اسد و داعش و جبهة النصرة باقی گذارده اند تا همدیگر را قلع و قمع کنند.

 

Boris-Nemtsov_3482490b

تصمیم پوتین به بیرون کشیدن عمده نیروهایش از سوریه تقریباً همه  ناظران را غافلگیر کرد و موجب تفسیر و گمانه های بسیاری گشت. برخی این عقب نشینی را به این تعبیر کردند که روسیه باخطر افغانستانی دیگر در سوریه روبرو بود و برخی آنرا محصول توافقی پنهانی با غرب و تعدادی نیز آنرا نتیجه اختلاف نظر مسکو و دمشق بر سر موضعگیریهای اخیر مقامات سوری تفسیر کردند. من میخواهم کُل قضیه را از زاویه تقریباً دیگری بررسی کنم.

نهارنت لبنان امروز اظهارات نبی بری رهبر سازمان شیعی آمل و رئیس پارلمان لبنان در نشریه السفیر را در این زمینه درج کرده است:[” سخنگوی پارلمان، نبی بری، رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین را “یک جودوکار ماهر” در عرصه سوریه توصیف کرد  که معادله جنگی سوریه را دگرگون کرد. … ” این چنین حرکتی، گامیست که امید به پیشرفت گفتگوهای تازه تجدید شده در ژنو را افزایش میدهد”… ” بری گفت؛ پوتین حالا میتواند بگوید دخالت مسکو به هدفش که تسهیل فرایند سیاسی صلح بود رسید و حالا نوبت اپوزیسیون و حامیان آنست که همین کار را بکنند.]

معنای ساده ولی پنهان این اظهارنظر مثبت از سوی بزرگترین جریان سیاسی شیعی لبنان که  برحسب ظاهر متحد حزب الله است، اینست که تضعیف موضع رژیم اسد در جبهه جنگ را باید بفال نیک گرفت زیرا باعث تقویت شانس صلح در پای میز مذاکرات ژنو میگردد. برای این متحد حزب الله غافلگیرانه بودن این تصمیم پوتین که بی اعتنایی علنی به متحدینش بوده است اهمیتی ندارد. دشوار نیست بفهمیم که اگر این تصمیم پوتین در ان راستایی که اعلام کرده میبوده ، قاعدناً باید رژیم سوریه و ایران را از تصمیم خود آگاه میکرده است تا آنها با آمادگی با پیامد اعلام این تصمیم برخورد کنند و در برابر حریفانشان در مذاکرات مبهوت نشده و روحیه رزمی نفرتشان در جبهه ها تنزل نیابد. رسانه هایی که در لحظات نخست، خبر تصمیم پوتین را پخش کردند، گزارش کردند که پوتین تلفنی شب قبل از اعلام خروج نیروهای روسی، به اسد تلفن کرده و مراتب تصمیم خود را به او اطلاع داده است. این یعنی رژیم اسد و متحدین منطقه ایی او را در وسط باتلاق بدون جلیقه یا قایق نجات رها کردن و چشم پوشیدن به تأثیرات مستقیم و غیر مستقیم چنین رها کردنی با چنین سورپرایزی به امید خدا رها کردن.

در این خبر کوتاه این نکته نهفته است که این تصمیم، هم ناگهانی بوده است و هم توآم با بی اعتنایی کامل؛ چون نه بشار اسد و نه متحد ایرانی آن در این زمینه مورد مشورت قرا نگرفته اند والی لزومی نداشت که شب قبل از خروج نیروهای روسی، پوتین با تلفن و نه از مجاری دیگری مستقیم و حضوری، با شور و مشورت، این تصمیم اتخاذ شده را به اسد “اطلاع دهد.

العربیه از بروز اختلاف نظر بین مسکو و اسد گزارش کرده بود که میتواند درست باشد ولی دو متحد استراتژیک، مانند رژیم اسد و رژیم پوتین حتی بشرط بدترین اختلاف نظرها هم نمیتوانند از خطوط هم پیمانی استراتژیک خود به این سادگی و یکشبه عبور کنند. لنین در زمان خود در برخورد با مدعیان خویش بدرستی گفت؛ یک حزب سیاسی میتواند ظرف ۲۴ ساعت تاکتیک خود را تغیر دهد ولی برای تغیر استراتژی خویش، یکسال یا چند سال هم گاهی کافی نیست زیرا معادله استراتژیک عرصه قدرت که تعین کننده استراتژی است، ظرف چنین مدت کوتاهی نمیتواند و امری نیست که تغیر کند.

حد اقل نتیجه ایی که از غافلگیرانه بودن این حرکت پوتین میتوان گرفت اینست که او به بودن و نبودن اسد بررأس رژیم سوریه بعنوان مسئله ایی فرعی که میتواند موضوعی تاکتیکال تلقی شود مینگرد و نه مهره ایی که ستونهای اصلی حکومتش میتواند به مبانی دکترین استراتژیک سیاسی، نظامی روسیه چفت و بست شود. با این معنا رژیم سوریه منهای اسد میتواند همچنان متحدی استراتژیک برای روسیه باقی بماند.

ولید معلم یکشنبه گذشته، یکروز قبل از آغاز دور جدید مذاکرات ژنو در اظهار نظری پیرامون سرنوشت بشار اسد، که وسیعاً انعکاس رسانه ایی یافت؛ گفت که  ریاست جمهوری بشار اسد، برای طرف سوری مذاکره، خط قرمز است. این درحالیست که بودن یا نبودن اسد برای مسکو خط قرمز نیست و ابراز چنین نظری هم از سوی رسمی ترین مقام دیپلماتیک رژیم، تبدیل یک مسئله فرعی و تاکتیکی قابل داد و ستد به یک مسئله استراتژیک و عملاً بستن دست و پای مسکو در یک تعهدی  سنگینی با بار استراتژیک است که قطعاً نمیتوانست مورد پذیرش مسکو واقع گردد. بطور ساده میتوان گفت ولید معلم و بشار است با اجازه بخود دادن در این حد اظهار نظر، برای خویش این حق را قائل شده و میشوند که برای روسیه بعنوان شرک خود در این درگیری تعین خط و مشی و محدوده گذاری کنند و در صورت مصلحت یا به تنگنا افتادن خود، روسیه را در جنگی ناخواسته، نه تنها با اعراب منطقه ، نه تنها با ترکیه بلکه با ناتو بکشانند.

بقول معروف اگر پوتین حاضر باشد به جهنم هم برود این راه را بنا به تصمیم خود و با پای خویش میرود و نه با تصمیم رئیس حکومت سوریه بعنوان عصا کش خویش.

ولی جانب دیگر مسئله نظر مثبت نبی بری است. شخصی که در معادلات سیاسی لبنان در کنار حزب الله قرار دارد و ابراز شادی او از حرکت پوتین بخاطر بیرون کشیدن نیروهایش یعنی  ابرازخوشحالی غیر مستقیم از تضعیف موضع اسد، حزبالله و ایران در جبهه جنگ زیرا اگر گشایش مورد نظر نبی بری در مذاکرات حاصل شود، مرهون تضعیف نیروهای آنهاست و نه مخالفنیشان. این موضع نبی بری فقط بیانگر رقابت و حتی خصومت پنهان او با سید حسن نصرالله  و حزب الله لبنان است

بنا بر این بعنوان نتیجه باید گفت غافلگیرانه بودن تصمیم پوتین برای متحدین سوری و ایرانی اش بهیچ وجه کمتر از خود مسئله ، یعنی خارج کردن نیروهای روسیه اهمیت کمتری ندارد.

و اما از زاویه معادله میدانی قدرت، مسئله بازهم زوایای پنهانی مضاعفی دارد که دیدن آنها در نگاه اول آسان نیست.

اینروزها پنجمین سالگرد شروع جنگ داخلی سوریه است. پنجسال از روزی که رژیم اسد با سرکوب خونین جنبش اعتراضی مسالمت امیز و اصلاحطلبانه مردم  آن جنبش آرام را بخون کشید میگذرد.

چند ماهی از شروع اعتراضات میلیونی مردم گذشت تا سرو کله نیروهای جهادی که ظاهراً روحیه جنگی و سازمانپذیری آهنین بیشتری نسبت به “ارتش” تازه و خودجوش شکل گرفته “آزاد سوریه” داشتند در میدان نبرد پیدا شد. رژیم اسد غیر مستقیم با رها کردن صدها زندانی القاعده ایی سوری و عراقی برای پیوستن آنها به این نیروهای جهادی، به این جریانات تکفیری کمک کرد.

در جبهه جنگ هرگز خبری از پیکار این تکفیریها با نیروهای رژیم اسد مطلقاً نبود بلکه آنها با حرکت خزیده در پشت جبهه ارتش آزاد سوریه و گسترش دادن شبکه سیاسی/نظامی و فرقه ایی خود در مناطق آزاد شده بدست ارتش آزاد سوریه، عملاً به مصادره مجانی پیروزیهای کسب شده توسط ارتش آزاد سوریه پرداختند و چون حرکت آنها تحت شعارهای مذهبی آنجام میشد، مانع اقدام ارتش آزاد علیه آنها میگردید.

از سوی دیگر این دو جریان تروریستی در همان زمان؛ غیبت محسوس خود در جبهه پیکار با نیروهای اسد را با عملیات بسیار پر سر و صدای تروریستی و انفجاری در نزدیکهای اماکن امنیتی و نظامی در خود دمشق، جبران میکردند که من در همان موقع در چند یادداشت نوشتم این انفجارات مشکوک هستند و به احتمال قوی  از سوی رژیم صحنه سازی شده اند تا برای ارتش آزاد سوریه رقیب تراشی کند. رقبایی که سر نخ آنها در دست دستگاه اطلاعاتی اسد است. در چند مورد از این انفجارها بسیاریاجساد کشته شدگان نمایش داده شد که من نوشتم این کشته ها باحتمال زیاد، ربوده شدگان سیاسی، زندانیان اعدام شده و یا کشته شدگان در میدان جنگ هستند که از جنازه آنها برای صحنه سازی استفاده شده است.

در همان زمان عملاً اتش بسی اعلام نشده در جبهه های جنگ بین این گروهها و ارتش رژیم اسد برقرار بود. رژیم اسد که بیرحمانه نه تنها سنگرها و مواضع نیروهای ارتش آزاد سوریه را میکوبید بلکه به بیرحمانه ترین شکلی تمام مناطق مسکونی تحت کنترل آنها را نیز با بمبهای احتراقی بشکه ایی و درچند مورد بابمب های شیمیای بمباران میکرد که منجر به التیماتم آمریکا و عقب نشینی رژیم اسد و تحویل و انهدام ذخایر شیمیایی آن گردید.

اینک با شروع مذاکرات ژنو و اعلام آتش بس بین نیروهای رژیم و نیروهای اپوزیسیون میانه رو که در رأس آن ارتش آزاد سوریه میباشد،حزب الله و ایران به تله ایی دیپلماتیک افتاده اند. زیرا این اپوزیسیون و ارتش آزاد سوریه و متحدین آنها از فرصت آتش بس برای تحکیم مواضع خود و بسیج مردم درمناطق آزاد شده برای از سر گیری اعتراضات سیاسی استفاده میکنند و خطوط جنگی جبهه را برای رژیم اسد و داعش و جبهة النصرة باقی گذارده اند تا همدیگر را قلع و قمع کنند.

بنظر من ظرف این ۴ سال گذشته تغیراتی هم در این دو جریان جهادی بوجود آمده است که نمیتوان گفت آنها دیگر باندازه روزهای نخست پیدایششان در جنگ سوریه، با نیروهای رژیم علیه ارتش آزاد سوریه و متحدینش همسویی تاکتیکی دارند یا باندازه روزهای نخست تحت تأثیر عوامل نفوذی رژیم هدایت میشوند.

طی یکساله منتهی به مذاکرات ژنو تغیرات چشمگیری در جبهة النصرت رخ داده است و این نیروهای جریان فعالیت جنگی زیادی علیه نیروهای رژیم داشته ست و در عوض درگیری چندانی با ارتش آزاد نداشته استد و تا آنجا که به داعش مربوط میشود مهمترین جبهه آنها با کردهای سوریه در منطقه کوبانی بوده است و الراقه که همچنان در تصرف آنهاست و عملاً پایتخت سوری آنها محسوب میشود.

بنظر من تحول مهمی که در آینده نزدیک باید منتظر آن بود خاموش شدن نسبی آتشباریها  در جبهه حلب و بین نیروهای رژیم و ارتش آزاد سوریه و شعله ور شدن آتش در جبهه بین نیروهای جبهة النصرة و داعش با رژیم خواهد بود. شعله ور شدن آتش جنگ در این جبهه به ارتش آزاد سوریه این فرصت را میدهد تا آن مناطقی را که بسود داعش وجبهة النصرة از دست داده بود، از چنگ آنها خارج کند. آتش بس کنونی حد اقل روی کاغذ این فرصت را بدانها میدهد و اینست آن تغیر چشمگیری که در نتیجه مذاکرات ژنو و عقب نشینی نیرویهای روسی و قطع بمبارانهای ان باید انتظارش را داشت.

از موارد مورد اشاره فوق گذشته تأثیرات روانشناختی جنگی ناشی از عقب نشینی غافلگیری روسیه است که تعادل را بسود نیروهای انقلابی ضد رژیم بنحو محسوسی تغیر خواهد داد. ارتش اسد، نیروهای قُدس و حزب الله دیگر نمیتوانند همان روحیه رزمی را داشته باشند که با شروع بمبارانهاروسیه گرفته بودند. روسیه با عقب نشینی غافلگیرانه خود، رژیم اسد، ایران و حزب الله را در وسط باتلاق گذشت و پای خود را بیرون کشید تا احتمالاً به داد و ستدی با طرفهای برنده دست بزند.

بنظر من، سفره ترحیم رژیم اسد، با این حرکت بقول نبی بری جودو کارانه سیاسی پوتین، بدون حضور روسیه نخواهد بود.

سیلی حماس به صورت مقام معظم رهبری ایران

Share Button

 نهار نت لبنان ساعتی پیش از تعطیل یگانه بنیاد خیریه شیعیان در نوار غزه توسط حماس و تعطیل این بنیاد به بهانه فعالیت سیاسی آن خبر داد. این درحالیست که جریان کمکهای ایران به آن سازمان اسلامیستی، طبق اخبار انتشار یافته چند روز پیش برای جریان حماس همچنان ادامه دارد و علاوه بر همه اینها مقام معظم رهبری و بسیار از فرماندهان سپاه و مقامات دولتی، همچنان چفییه عربی حماس و فلسطین پرستانه را بعنوان شاخصترین هویت اعتقادی و سیاسی خود، بصورتی نمایشی  روی شانه و گردن خود می اندازند و آنرا نمایش میدهند.

اولین بار نیست که مقامات حماس و دیگر جریانهای سیاسی اسلامی منطقه، پس از دوشیدن مالی دولت ما، بنا به بمصالح خود، علیه ایران اقدام میکنند ، قبلاَ هم حماس در دوران حکومت یکساله محمد مرسی و اخوان المسلمین در مصر، در کنار اخوان الملمین ایستاد و از موضع آنها در سوریه دفاع کرد که معکوس با نیات سیاسی ایران در سوریه بود. از حماس گذشته، دولتهای کومور، سودان و دولت بوسنیا دولت مار را سرکیسه کردند و سپس به دولت ما دهن کجی کردند. همین بوسنیا در شورای امنیت برای تحریم ایران علیه دولت ما رأی داد و دولت کمور هم در ائتلاف اخیر عربی که علیه دولت ایران است در کنار عربستان قرار گرفت.

رفتار خاضانه رهبر و فرماندهان سپاه در برابر حماس را باید با رفتار نخوت آمیز و فرمانروایانه اشان با مردم خودمان مقایسه کرد تا به عمق زشتی رفتار آنها پی برد

نهار نت با نقل سخنگوی یک  وزارتتخانه تحت کنترل حماس گزارش میدهد: جامعه  ” ال بقیات الصالحات”  اخیراً منحل گردید زیرا که مدیریت آن مقررات سازمانهای خیریه را  با فعالیت سیاسی در زیر چتر خود زیر پا نهاده بود.

Hamas Shutters Group Headed by Gaza Shiite Leader

W460

Shiite Leader

Gaza’s interior ministry said Sunday it had dissolved an association led by the head of the only Palestinian Shiite group for conducting “political activities” under the guise of charity.

“Al-Baqiat al-Salihat association was recently dissolved because its administration had violated the law governing the actions of charitable organizations by engaging in political activities,” said a spokesman for the ministry controlled by the Islamist Hamas movement.

The spokesman, Iyad al-Bozom, did not provide details on the activities.

A month ago the association, which receives Iranian funding, had been warned to comply with the law, Bozom said.

“Since that did not happen, the association is now considered dissolved,” he said.

The head of al-Baqiat al-Salihat, Hisham Salem, whose home was targeted by a bomb last month, in a statement condemned the “arbitrary decision lacking a clear legal basis” against his association.

The Hamas rulers of Gaza had targeted it with “a tyrannical policy contrary to public interest and that doesn’t take people’s needs into account unless it’s in its own interest,” Salem said.

Shiite Islam is considered a foreign import from Iran among Palestinians who are exclusively Sunni Muslims or Christians.

Salem formed al-Sabirin, the only Palestinian Shiite Muslim movement, in 2014.

He is a former member of Islamic Jihad — a group that also takes inspiration from the Shiite Iranian revolution, but which is Sunni.

نگاهی به اوضاع منتطقه

Share Button

 نه حیدر العبادی  و نه حشد الشعبی یا عصایب اهل الحق نمیتوانند مانع حرکت مسالمت آمیز مقتدا صدر و تظاهرات هر بار عظیمتر شونده هواداران او شوند زیرا در آنصورت باید آماده یک جنگ داخلی شوند و با ادامه هفتگی این تظاهرات هم، این تظاهرات انرژی جنبشی  “مومنتوم” بیشتر و بیشتری بخود خواهد گرفت. که ایستادن در برابر آن نه از پس عبادی، نه حشد الشعبی و نه خود ایران برمی آید.

مقتدا صدر

سوریه، لینان، عراق و یمن

برخی کشورهای منطقه در هفته گذشته شاهد تحولاتی بودند که در مقایسه با هفته های پیش میتوان آنها را نقطه چرخشی در تحولات اوضاع  این کشورها

بحساب آورد.

پیشروی ارتش دولتی یمن در تعیز، بیدار شدن موج تظاهرات خیابانی در برخی شهرهای سوریه علیه رژیم اسد با بهره گیری از فرصتِ آتش بسی که برقرار شده است، تظاهرات وسیع دهها هزار نفری در عراق با دعوت مقتدا صدر علیه فساد، اعلام حزب الله لبنان بعنوان سازمانی تروریستی از سوی اتحادیه عرب از جمله این تحولات هستند.

سوریه:

رهبر اپوزیسیون عمده سوریه ریاض حجاب(نخست وزیر و وزیر کشاورزی سابق اسد) اعلام کرد؛ در مذاکراتی غیرمستقیمی که به ابتکار سازمان ملل بین رژیم اسد و اپوزیسیون عمده آن جریان دارد و دومین اجلاس آن در دو شنبه آینده در ژنو نشکیل میشود شرکت خواهد کرد. در رابطه با نفسِ همین مذاکرات باید یادآور شد، تصویری که طی این نزدیک به ۶ سال، رسانه های دنیا از جنگ داخلی و پیکار جویان مخالف اسد در این کشور به دنیا میدادند، مخالفان اسد و دهها گروه مسلح دیگر، بصورت جهادیونی ترسیم میشدند که کمترین انظباطی بین آنها وجود نداشت و جز به سربریدنِ قربانیان خود به چیز دیگری مشغول نبودند. ولی با طرح مذاکرات بین اپوزیسیون و رژیم است، ظرف چند هفته، همه این نیروهای بظاهر متفرق و جهادی پشت سر رهبری واحدی قرار گرفتند که در رأس آن نخست وزیر سابق رژیم و ارتش آزاد سوریه بعنوان نیروی میدانی اش قرار دارد. تنها جبهة النصرة و داعش در این اپوزیسیون گنجانیده نشده اند و کردهای YPG (واحدهای حمایت مردمی).

بطور خلاصه میتوانم بگویم کردهای این سازمان در آغاز بکمک رژیم اسد که میخواست با میدان دادن به آنها برای ارتش آزاد سوریه شاخ ترشی کند قدرت گرفتند. درحالیکه  ارتش رژیم با سبعیت تمام مناطق آزاد شده تحت کنترل ارتش آزاد سوریه را از هوا و زمین میکوبید، تمام منطقه کرد نشین را با همه امکانات نظامی و غیر نظامی آن را رها کرد تا توسط YPG ، تصرف شود. GYP با فراغ بال و تحت حمایت غیر مستقیم رژیم اسد، دیگر جریان های کرد و نیروهای ارتش آزاد سوریه را با زور اسلحه از منطقه بیرون راند و هرگز کوچکترین حرکتی علیه ارتش رژیم انجام نداد بلکه تا انجا که توانست فقط مناطق آزاد شده توسط نیروهای انقلابی را از دست آنها درآورد . نا گفته نماند از دیر باز پ ک ک بعنوان پدر خوانده  YPG مورد حمایت رژیم اسد قرار داشته است.

اپوزیسیون عمده مخالف اسد با آغاز مذاکره، نقش رهبری و وجاهت مردمی خود را در عمده ترین بخشهای آزاد شده کشور نشان داد. رژیم اسد، نظامیان سپاه قدس، حزب الله و روسیه در حمله هماهنگ شده ۶ ماه پیش خود به نیروهای اپوزیسیون مورد حمایت غرب فکر میکردند ظرف دو هفته تمام منطقه شمال کشور؛ حلب، نوار مرزی ترکیه و اردن را که خط تدارکاتی پیکار جویان ضد اسد میباشد را از ارتش آزاد سوریه و متحدین آن خواهند گرفت.

آنها روی بمباران سنگین بمب افکن های روسیه و نیروهای کمکی از سپاه قدس، بیش از حد تصور حساب میکردند که در عمل، حسابشان کاملاً غلط از آب درآمد. نا گفته نماند سپاه قدس پس دادن چند صد کشته، شروع به اعزام شیعیان افغانی و پاکستانی به هزینه خود و ببهانه دفاع از زینبیه به سوریه کرد. این شیعیان افغانی و پاکستان نه به زینبیه، بلکه به حلب و مناطقی صدها کیلومتر دورتر از زینبیه اعزام شدند تا بخاطر حفظ رژیم اسد بجنگند. امروز که بیش از دو ماه از آن تاریخ میگذرد آنها نه تنها نتوانسته اند حلب را تصرف کنند بلکه در باتلاق آن همچنان فرو مانده اند.

وقتی انتظار یک پیروزی در عرض دو هفته است ولی کار با دو ماه هم یکسره نمیشود، نتیجه آن تنها به افزایش تلفات انسانی و فرسایش فیزیکی محدود نمیشود بلکه در درون آن نیرویی هم که انتظار پیروزی سریع ایجاد شده است تزلزل روحی و رزمی هم بوجود می آید که تن دادن رژیم سوریه به شرایط مذاکرات ژنو را در سایه این ناکامی روسیه در بمباران مخالفین و نیروهای رژیم و متحدینش در عرصه میدانی باید دید.

جان کری که روزهای گذشته در حال بازدید از عربستان و مذاکره با مقامات آنکشور بود گفت که “وقت حل مسئله سوریه رسیده است”. وقتی وزیر خارجه آمریکا این حرف را میزند نباید آنرا حرفی میان تهی تلقی کرد. اوضاع میدانی جنگ سوریه و شرایط مناسب کُل منطقه است که به او اجازه میدهد با اطمینان از پیداشدن زمینه حل مسئله سخن گوید و بدون اینکه ذره ایی از موضع دولت متبوعش دایر بر اینکه “اسد باید برود!” کوتاه آمده باشد.

A picture provided by SPA shows Crown Prince Mohammed bin Nayef (1st row R), US Secretary of State John Kerry (1st row L), Saudi Defence Minister and Deputy Crown Prince Mohammed bin Salman (2nd row R) and Saudi Foreign Minister Adel Al-Jubeir touring at the King Khalid Military City. (AFP)

ولی در حاشیه اخبار فوق؛ اخباری نیز دایر بر وقوع اعتراضات خیابانی علیه رژیم اسد در برخی شهرهای سوریه با استفاده از فرصت آتش بس گزارش شده و همچنان میشود که اولاً کمترین نشانه ایی از تکفیریسم و جهادگری در آن جمعیتهای تظاهر کننده نبود و در ثانی نفسِ وقوع این تظاهرات نشانگر بیداری و آمادگی جامعه مدنی در سوریه است تا با هر فرصتی ولو اندک بمبدان بیاید. حضور بیش از پیش سازمان ملل در امور سیاسی کشور، که به بسته شدن دست اسد در سرکوب و قلع وقمع مردم منجر خواهد شد، شرایط برگزاری چنین اعتراضاتی را بیش از پیش فراهم میسازد که موازی با پیروزیهای جنگی و دیپلماتیک به اعتلای روحیه رزمی مردم و مقاومت آنان کمک میکند. این تظاهرات چند هزاری یا حتی چند صد نفره در شهرهای سوریه نشان از چنان آمادگی میدهد که دوران ۶ ماهه در نظر گرفته شده برای انتقال قدرت، تنها دوران انتقال قدرت از کانالهای مذاکرات دیپلماتیک نیست بلکه شاید خیلی قبل از آنکه دیپلماتها در بالا در سالن مذاکرات ترتیب انتقال قدرت را بدهند، مردم سوریه درخیابانها تکلیف را یکسره کنند.

دیلی تلگراف:  در شهرهای حلب، دمشق و حُمص، مردم  با بهره گیری از فرصت آتش بس علیه اسد، برای اولین بار در این سال، دست به تظاهرات زدند

Protesters carry Free Syrian Army flags and chant slogans during an anti-government protest in the town of Marat Numan in Idlib province

معترضین با حمل پرچمهای ارتش آزاد سوریه در خیابانهای شهرهای مرات و نومان در ایالت ایدلیب شعار های ضد حکومتی سر میدهند
Protesters carry Free Syrian Army flags and chant slogans during an anti-government protest in the town of Marat Numan in Idlib province Photo: REUTERS/Khalil Ashawi
People attend an anti government protest in Bab al-Hadid district of Aleppo, Syria, March 4, 2016. The text on the banner reads in Arabic, "Long live Syria, down with Assad"

A banner reading; “Long live Syria, down with Assad” during a demonstration in Aleppo  Photo: REUTERS/Abdalrhman Ismail

 در این تظاهرات که در حلب برگزار شده، روی پلاکات نوشته شده: “زنده باد سوریه سرنگون باد اسد

Syrian civilians and activists wave pre-Baath Syrian flags, now used by the Syrian opposition, during an anti-regime demonstration in the central Syrian town of Talbisseh in the Homs province

دیلی تلگراف: مردم و فعالین سیاسی، پرچم قبل از حکومت بعثی های در سوریه را که از سوی مردم و اپوزیسیون در شروع اعتراضات رایج شده بود را در هوا تکان میدهند

Syrian civilians and activists wave pre-Baath Syrian flags, now used by the Syrian opposition, during an anti-regime demonstration in the central Syrian town of Talbisseh in the Homs province  Photo: MAHMOUD TAHA/AFP

خبر بسیار مهمی هم در هفته گذشته بود که توجه کمتر کسی را جلب کرد و آنهم پیوستن صدها تن از یک شاخه داعش در منطقه حلب به ارتش آزاد سوریه بود که البته این خبر مرا متعجب نکرد و در آینده هم از پیوستن افراد جبهة النصرة و داعش به نیروهای اپوزیسیون اصلی در سوریه تعجب نخواهم کرد زیرا تغیر موازنه نیرویی که در بین صفوف مخالفین رژیم اسد در جریان است به جابجایی و پالایش صفوف همه طرفها خواهد انجامید. بسیاری نیروهایی که بدون ایقان ایدئولوژیک به این دو سازمان تروریستی پیوسته اند یا آنهایی که با هدف نفوذگری بدرون آن رخنه کرده اند، با تثبیت نیروها در مواضع سیاسی اشان، صفوف این دو سازمان تروریستی را ترک خواهند کرد. آنها، یا به اپوزیسیون و یا به صفوف رژیم خواهند پیوست به جایی که تعلق دارند یا باید تعلق گیرند. و با پیشرفت اوضاع گمان نمیکنم صفوف YPG، هم همچنان یکدست بماند. این توضیح را بدهم که این سازمان از حمایت کامل روسیه هم برخوردار است.

عراق:

Arabic writing "al-Hashd al-Shaabi" with an AK-47Asaib-ahl-alhaq logo.jpg

با ظهور داعش و سقوط نوری المالکی، فرایندی از تغیر موازنه قوا در عراق آغاز گردید که تا ایجاد تعادل منطقی در صحنه سیاسی عراق بین شرکای قدرت سیاسی پایان نخواهد یافت. دولت حیدر العبادی با وعده مبارزه بافساد آمد ولی در عمل کاری نتوانست انجام دهد. در ۲ ـ۳ ماه قبل، بدنبال انتقادات تند و خواست ایجاد تغیرات اساسی از طرف آیت الله سیستانی برای سرو سامان دادن به اوضاع آشفته اقتصادی، اداری و رفع فساد فراگیر شده در بدنه حکومت، حیدر العبادی وعده تغیر کابینه و تشکیل دولتی مرکب از تکنوکرات های مستقل را داد که بازهم در برابر قدرت ریشه دار دسته بندیهای فرقه ایی مذهبی، قومی و قبیله ایی نتوانست کاری انجام دهد و عملاً در راه حکومت نوری المالکی ادامه داد.

بطور خلاصه، علت اصلی این ناکامی اورا میتوان بحساب گروهبندی های شیعی منتسب به تهران دانست که میخواهند در عراق یکه تازی کنند و نمیخواهند پاسخگو باشند چون نمیتوانند برای جنایات و قانون شکنی های خود پاسخ دهند. فضای فساد آفرینی که آنها بخاطر فراقانونی عمل کردن خود ایجاد کرده اند برای دیگر گروهبندیهای فرقه یی نیز به بهانه و فرصتی تبدیل شده تا بچاپند و زور گویی و حتی قتل و غارت کنند. قوام و دوام قانونگرایی با طبع قانون گریز و هرج و مرج طلب این گروهها و در مرکز آنها عصائب اهل الحق و حزب الدعوة و حزب اللله عراق و اخیراً حشد الشعبی  که هردو دست پرورده های سپاه هستند همسازی ندارد. برنامه ایران و حزب الله لبنان و شیعیان وابسته به ایران در عراق اینست که  مشابه ساختارِ سیاسی مدل لبنان را در عراق بوجود بیاورند. در لبنان، حزب الله با قرار گرفتن در رأس جمعیت شیعی آن کشور عملاً  مفّری برای حتی خود شیعیان لبنان هم باقی نگذارده تا خارج از قلمروی سازمانی و سیاسی اش، در عرصه اجتماعی و سیاسی، با هویتی دیگر غیر هویت مذهبی خود ظاهر شوند .

حزب الله لبنان واقعاً تمام جامعه شیعی کشور را به یک حزب سیاسی نیمه نظامی تبدیل کرده است. حزب الله با تحمیل مرزهای تقسیمات فرقه ایی به جامعه، همه شیعیان را در وضعیتی قرار داده است که همه ناخواسته عضو حزب مسلح حزب الله هستند. البته ساختار فرقه گرایانه در لبنان قبل از پیدایش حزالله هم وجود داشته است ولی نه بصورت نظامی. ولی با ظهور حزب الله و کمک گیری آن از ایران، این جریان فرقه گرای شیعی به یک قدرت تعین کننده در عرصه سیاسی لبنان تبدیل گریده است که بدون موافقت آن تقریباً هیچ کاری در لبنان نمیتوان کرد. حزب الله باور و اعتقادات مذهبی مردم شیعه باور را به سرمایه سیاسی و سپس سرمایه نظامی فاشیستی تبدیل کرده است و چنین ساختار فرقه گرایانه ایی با منافع سران دیگر فرقه های قومی و مذهبی در لبنان هم جور درمی آید زیرا سروری سیاسی و اجتماعی آنها را هم در بخشهای اجتماعی مرتبت بخود تحکیم میکند.

آنچه لبنانیزه کردن عراق را برای شیعیان آنجا دشوار کرده است در وحله نخست افتراق بین خود جریانات شیعی در آنجا بود، و دوم، نقش بقایای نیروهای رژیم صدام و حزب بعث و سپس عدم تمایل بخشهایی از جامعه اهل تسنن و بخشهای سکولار جامعه که در آن از ترکمنها گرفته تا کردها و شیعیان ، آسوریها، و اهل تسنن وجود دارند. علاوه بر اینها، حضور مرعی و نامرعی نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در آن کشور نیز از عوامل جدی بازدارندگی ایادی و پروکسیهای ایران بوده است.

۴ یا ۵ هفته پیش مقتدا صدر، که از دوره دوم حکومت نوری المالکی بطور جدی مسیر خود را از مسیر او و حزب دولت قانونش  و متحدین او جدا کرده بود، التیماتومی ۴۵ روزه به دولت حیدر العبادی داد که اوضاع را تغیر دهد وگرنه او مردم را بخیابانها خواهد کشاند. او از عبادی خواست که کابینه خود را تغیر و آنرا از همه نیروهای فاسد تصفیه کند. از ۳ هفته پیش او تظاهراتی دهها هزار نفری را در عراق با شعار مبارزه با فساد سازمان داد که این میزان شرکت کننده در آن، بسیاری ناظران را به تعجب واداشته است. در تظاهرات دیروز جمعه که سومین تظاهرات از نوع خود بود، جمعیت بیشتری ازگذشته با پرچمهای عراق که رنگ و بوی ناسیونالیسم عراقی داشت به خیابانهای بغداد آمد و خود مقتدا با شنلی سفید و بسیار نمادین که هیچ شباحتی با عبا و لبای روحانی نداشت با آرم پرچم عراق روی سینه اش پشت سکوی خطابه رفت و برای مردم سخنرانی کرد.

مقتداصدر کمیته ایی مرکب از متفکیرین و روشنفکران سکولار، از همه جریانهای اعتقادی و قومی تشکیل داده است، تا طرح اصلاحات سیاسی را تدوین کنند تا او به دولت  عبادی پیشنهاد کند. او به پلی بین اهل تسنن که با آنها رابطه خوبی دارد، با کردها ، مسیحیان و بخشهایی از شیعیان عراق و نیروهای سکولار در کشور تبدیل گردیده است.

بنظر من او با شعارها و راهبردهایش، دقیقاً آنکه و آنچه هست که عراق امروز بدان نیاز دارد و چنین بنظر میرسد که جامعه عراق؛ هم، پیام او را گرفته است و هم، به پیام او پاسخ میدهد.

مقتدا صدر دیگر نه یک چهره روحانی بلکه پیش و بیش از آن میرود تا به اسقف ماکاریوس عراق، اسقفی که جنبش استقلال طلبانه ملی مردم قبرس علیه انگلیس را رهبری کرد و مورد نه تنها احترام  جامعه یونانی قبرس بلکه مورد احترام همه قبرسی ها و مورد احترام جامعه جهانی نیز بود تبدیل گردد.

تظاهرات وسیع این سه جمعه در عراق اگر در یک کشور برخوردار از تعادل سیاسی و اجتماعی برگزار میشد، نمیتوانست پیام انقلاب و طوفان با خود داشته باشد ولی بنظر من حرکت این سه جمعه و موضع مقتدا صدر در رهبری آن چنان دینامیسمی ایجاد کرده است که این حرکت اگر ادامه یابد قطعاً در سیر پیشرفت خود رفتاری انقلابی در پیش خواهد گرفت.

مقتدا صدر به حیدرالعبادی التیماتوم داده است که هواداران خود را در جمعه آینده به منطقه “سبز” گسیل خواهد داشت. منطقه سبز، منطقه ایی سیاسی و حفاظت شده است. تمام سفارتخانه و بیشتر سازمانهای دولتی در آن منطقه قرار دارند ولی مقتدا صدر گفته است که هواداران وی کمترین صدمه ایی به دوایر دولتی و یا نمایندگیهای خارجی نخواهند زد.

 نه حیدر العبادی  و نه حشد الشعبی یا عصایب اهل الحق نمیتوانند مانع حرکت مسالمت آمیز مقتدا صدر و تظاهرات عظیمتر شونده هواداران او شوند زیرا در آنصورت باید آماده یک جنگ داخلی شوند و با ادامه هفتگی این تظاهرات هم، این تظاهرات انرژی جنبشی”مومنتوم” بیشتر و بیشتری بخود خواهد گرفت. که ایستادن در برابر آن نه از پس عبادی، نه حشد الشعبی و نه خود ایران برمی آید.

لبنان:

Hezbollah fighters hold their group and Lebanese flags, as they perform during a rally marking the ninth anniversary of the 2006 Israel-Hezbollah war (File Photo: AP)

یمن:

Map of Yemen

پس از چند روز نبرد سنگین، بین نیروهای دولتی وفادار به عبد الرابه منصور هادی، رئیس جمهور یمن و شورشیان حوثی مورد حمایت ایران، در اطراف شهر تعیز در جنوب شرقی یمن که نقطه تقاطع ترانزیت بنادر الحدیده و عدن به صنعا است، نیروهای دولتی با پشتیبانی نیروی هوایی ائتلاف تحت رهبری عربستان، با تصرف تعدادی از ارتفاعات استراتژیک، شکست های سنگینی را به شورشیان حوثی و نیروهای دیکتاتور سابق یمن عبدالله صالح وارد کرده و خط محاصره ۹ ماهه شورشیان حوثی در اطراف  این شهر را شکستند. تقریباً همه رسانه های مهم دنیا از پیروزیهای چند روز اخیر نیروهای دولتی به رهبری  با پیروزیهایی با اهمیت استراتزیک نام برده اند.

گزارش ویدئویی فوق از جمله تظاهرات شادمانی مردم را از شکست حوثیها در تعیز و شکستن محاصره ۹ ماهه این شهر را نشان میدهد.

بنا به گزارش گلف نیوز؛ نظامیان مدافع تعز، میگویند که در اثر بمبارانهای نیروهای ائتلاف عربی و حملات نیروهای زمینی دولت به شورشیان، آنها دوچار فرسایش شده اند. سرهنگ منصور ال حسنی به گلف نیوز میگوید که نیروهای دولتی، حوثیها را از  ازتفاعات؛ ال خوا، ال ارانت، بیرون انداخته اند و در آستانه بیرون راندن آنها از گذرگاه بازرسی ال دوحی هستند که حوثیها با کنترل آن و مصادره خوار و بار و مواد دارویی بمقصد تعیز، این شهر را خفه کرده اند.

خبررسانی الجزیره نیز گزارش میدهدکه نیروهای دولتی پیروزیهای بزرگی در اطراف تعیز داشته اند، و بخشهای جنوبی و غربی شهر را تصرف کرده اند و موفق شده اند راههای کلیدی منتهی به شهر را که بمدت نزدیک به ۹ ماه توسط حوثیها مسدود شده بود را بگشایند و محاصره شهر را بشکنند.  استاندار تعیز میگوید این پیروزیها امکان ارسال و دریاف مواد غذایی و دارویی به این شهر ۲۰۰٫۰۰۰ نفری که سومین شهر بزرگ یمن است را فراهم کرده است.

در این نبردها ۴۰ تن از حوثیها و ۱۴ تن از نیروهای دولتی و ۶ تن غیر نظامی کشته شده اند.

با توجه به گزارش اخبار پیروزی نیروهای دولتی از سوی بسیاری رسانه ها دنیا، اولاً میتوان به صحت آنها اطمینان داشت و در ثانی با پذیرش این پیروزیها نباید آنها را فقط به پیروزی نظامی محدود دانست. با توجه به پیشروی های متداوم این چند ماهه نیروهای دولتی میتوان، به تأثیر منفی آنها روی روحیه رزمی حوثیها و همچنین محدود تر شدن بیشتر عرصه عملیاتی آنان و کاهش ذخایر تسلیحاتی اشان که یکی از فرماندهان نظامی دولتی هم بدان اشاره کرده است نیز توجه کرد.

جنگ یمن ممکنست چند ماه دیگر و در بدترین حالت چند سال دیگر دوام داشته باشد ولی موازنه استراتژیک نیرو بهیچ وجه بگونه ایی نیست که حوثیها در آن کمترین شانسی برای پیروزی داشته باشند.

ح ت

 

حاشیه‌ای بر سخنان امروز رهبری

Share Button

چکیده :آیت‌الله خامنه‌ای در جمع اعضای خبرگان بار دیگر پرونده‌ی انتخابات ۸۸ را گشود و با اشاره به سلامت انتخابات ۹۴، و ستایش از رفتار ناکامان این انتخابات، رفتار معترضان به نتایج انتخابات ۸۸ را «نانجیبانه» خواند. مروری بر چند برگ از پرونده‌ قطور و خونین انتخاباتِ ۸۸ کافی است تا نشان دهد چه کسانی «نانجیبانه» چشم بر واقعیت‌های موجود بستند و هنوز هم بر آن «ظلم مستند»، لجوجانه اصرار… +کامنت من در پایان.

نشانی غلط از «نانجیبانِ» ۸۸؛ اصراری لجوجانه بر ظلم مستند

کلمه – محمدجواد اکبرین:

پنج شنبه, ۲۰ اسفند, ۱۳۹۴

آیت‌الله خامنه‌ای در جمع اعضای خبرگان بار دیگر پرونده‌ی انتخابات ۸۸ را گشود و با اشاره به سلامت انتخابات ۹۴، و ستایش از رفتار ناکامان این انتخابات، رفتار معترضان به نتایج انتخابات ۸۸ را «نانجیبانه» خواند.

مروری بر رفتار رهبری پس از انتخابات ۸۸ می‌تواند تصویر روشن‌تری از «نجابت» را پیش روی مخاطبان قرار دهد:

ارجاع شاکی به متهم!

در انتخابات سال ۸۸ همه‌ی نامزدها (به جز نامزد پیروز) نسبت به نتایج آن معترض بودند. رهبر جمهوری اسلامی اما شکایت آنها و میلیون‌ها تن از هواداران‌شان را به نهادی ارجاع داد که نه تنها به باور معترضان «بی‌طرف» نبود بلکه حتی مسئولانِ دیگر نهادهای نظام نیز بر «جانبداری» آن نهاد و نقض بی‌طرفی آن گواهی داده بودند؛
علاوه بر حمایت‌های صریح احمد جنتی و غلامحسین الهام (دبیر و عضو حقوقدان شورای نگهبان) از نامزدی محمود احمدی‌نژاد، محمد مؤمن قمى (عضو فقهای شورا) نیز گفته بود به احمدى‌نژاد رأى مى‌دهد زیرا «باید فردى انتخاب شود که خواسته و دستورات پیامبر و امامان را برآورده سازد.»

همین حمایت آشکار باعث شد تا در نخستین روزهای پس از انتخابات، علی لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی طی مصاحبه‌ی تلویزیونی ۳۱ خرداد بگوید: «کاش برخی اعضای شورای نگهبان به نفع یک کاندیدای خاص وارد میدان نمی شدند». در همان مصاحبه رییس مجلس تاکید کرد که «بخش عمده‌ای از مردم تصورشان در باره نتیجه انتخابات با نتیجه رسمی متفاوت است و باید به این تصور احترام گذاشت».

بعدها محسن اسماعیلی، عضو حقوق‌دان شورای نگهبان نیز در میزگردی تلویزیونی گواهی داده بود: «برخی اعضای این شورا در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ موضع گیری های خاصی نسبت به برخی نامزدهای ریاست جمهوری داشتند، لذا در انتخابات تا حدی قانون را زیر پا گذاشتند. اگر بخواهیم منصفانه درباره جریان فتنه ۸۸ قضاوت کنیم باید بگوییم که برخی اعضای شورای نگهبان از حق خود به عنوان یک داور پا را فراتر گذاشتند». در حوزه نیز بزرگان ساکت نماندند.

در سال ٨٨ آیت‌الله جوادى آملى در اعتراض به حوادث پس از انتخابات، از امامت جمعه‌ى قم کناره‌گیرى کرد؛ این بخشى از خطبه‌ى جمعه‌ى اوست در پنجم تیرماهِ آن سال:

«… ما می‌خواهیم نصیحت کنیم یا حرف عالمانه بزنیم؟ اگر فصل‌الخطاب قانون است برای شما شرح بدهم که همین قانون منشأ اختلاف است… تفکیک قوا که حاصل فطرت و بناى عقلاست معنایش این است که یک عده قانون در مملکت وضع می‌کنند، یک عده اجرا می‌کنند، یک عده هم می‌بینند که آیا این قانون، صحیح اجرا شد و آنچه اجرا شد منطبق با قانون است یا نه.سرّ تفکیک قوای مملکت به قوّهٴ مقنّنه و قوّهٴ مجریه و قوّهٴ قضائیه این است. اگر آن که قانون وضع می‌کند خودش بخواهد اجرا کند خودش بخواهد قاضی باشد مشکل دارد، دوتای آنها بخواهند یکی بشوند مشکل دارد، اوّلی و سومی بخواهند یکی بشوند مشکل دارد، حالا ما آمدیم گفتیم فصل‌الخطاب قانون است، همان که دارد اجرا می‌کند داور است و می‌گوید کارِ من مطابق قانون است… این مشکل‌آفرین است… ببینیم آن کسی که داور است همان کسی است که مجری است یا نه؟ اینها را باید حل کنیم».

تجربه‌ی تلخ «نقض بی‌طرفی» باعث شد سال‌ها پس از انتخابات ۸۸ مجلس شورای اسلامی در قالب اصلاح موادی از قانون انتخابات، موضع‌گیری مسئولان از جمله «اعضای شورای نگهبان و دست‌آندرکاران انتخابات» درباره نامزدهای انتخابات مجلس را ممنوع اعلام کند. براساس این اصلاحیه، هرگونه «انتشار اعلام نظر مقامات و اشخاص موضوع ماده ۶۰ قانون» ممنوع است و متخلفان نیز «تحت پیگرد قانونی» قرار خواهند گرفت. پیگردی که ممکن است مجازات‌ نقدی بین ۲ تا هشت میلیون تومان برای آن‌ها ایجاد کند.

قانون البته «عطف به ماسبق» نمی‌شود تا بر پایه‌ی آن بتوان شورای نگهبان را در سال ۸۸ مُجرم دانست اما آیا آیت‌الله خامنه‌ای نمی‌توانست و نمی‌تواند «نجابت» به خرج دهد و با آن همه گواهی بر نقض بی‌طرفی، باز هم بر درستیِ روش ظالمانه‌ی «ارجاع شاکی به متهم» اصرار نکند؟

همدلی زورکی

در فروردین امسال وقتی اعتراض‌ها به توافق هسته‌ای بالا گرفته بود آیت‌الله خامنه‌اى از دولت خواست تا برای به نتیجه رساندن توافق عجله نکند و با مخالفانِ توافق هسته‌اى «همدلى» کند؛ او در توجیه و توضیحِ این ضرورت گفته بود: «همدلی یک چیز زورکی نیست، یک چیز دستوری نیست که کسی دستور بدهد که مردم همدلی کنید، مردم هم بگویند چشم… یک عدّه‌ای مخالفند، یک عدّه‌ای اعتراض دارند؛ خیلی خب، مسئولین ما یک جمعی از مخالفین را، از آن افرادی را که شاخصند، دعوت کنند، حرفهای آنها را بشنوند؛ اگر نکته‌اى در حرف‌هاى‌شان بود آن را رعایت کنند، اگر چنانچه نکته‌ای هم نبود، آنها را قانع کنند… به نظر من بنشینند، بشنوند، بحث کنند. حالا ممکن است بگویند آقا ما سه ماه بیشتر زمان نداریم؛ خب، حالا سه ماه بشود چهار ماه، آسمان که به زمین نمی‌آید؛ چه اشکالی دارد؟» (٢٠/١/٩۴)

از قضا در سال ٨٨ نیز «یک عدّه‌ای اعتراض» داشتند؛ اما بنا نبود تا مسئولان «اگر نکته‌اى در حرف‌هاى‌شان بود آن را رعایت کنند، اگر چنانچه نکته‌ای هم نبود، آنها را قانع کنند»! آن قدر بر «همدلی زورکی» اصرار و عجله داشتند که رهبرى همان شب اول، «رأى ٢۵میلیونىِ» نامزدِ بابصیرت‌اش را تبریک گفت و شوراى نگهبان هم در حالى که صدهاهزار معترض هنوز در خیابان بودند نتایج را سرِ وقت اعلام کرد؛ بعد هم به دفتر کمیته‌ى صیانت آراء ریختند و مدارک اعتراض را غارت کردند؛ آن روزها کسى نگفت: «خب، حالا سه ماه بشود چهار ماه، آسمان که به زمین نمی‌آید؛ چه اشکالی دارد؟»

سیره و صورتِ دروغین

تا اینجای یادداشت روشن است که چرا نمی‌شد به داوریِ شورای نگهبان اعتماد کرد؛ اما دستِ کم دوره‌ دوم دولت محمود احمدی‌نژاد کافی بود تا ثابت کند آن دولت، «دروغگو»تر از آن بود که بتواند انتخاباتی سالم را برگزار کند؛ (درباره چگونگی انتخابات ۹۲ توسط همین دولت، در پایان مقاله توضیح خواهم داد). مسئله تنها نمونه‌هایی از این دست نیست که مثلا از ۶٨ شرکت خصوصی که از صندوق توسعه ارزی در دولت محمود احمدى‌نژاد وام‌هاى کلان گرفته بودند ١٨ شرکت وجود خارجى نداشت و نام‌هاى مدیران‌شان هم جعلى بود و ٢۴ شرکت دیگر هم جعلی بودن استعلام‌هاى‌شان کشف شد. (بنا بر گزارش امور تقنینی معاونت پارلمانى رئیس‌جمهوری). این بی‌صداقتیِ جاری در آن صورت حقوقی، ریشه در سیرتِ حقیقی رییس دولت داشت. پرویز کاظمى، وزیر رفاهِ او در مصاحبه با “نامه‌نیوز” می‌گفت: «احمدى‌نژاد با من ظهر جلسه داشت و صحبت مى‌کرد، شب در جاى دیگرى مى‌گفت از صبح در اصفهان بودم، دروغ مى‌گفت ولى طورى حرف مى‌زد و توضیح مى‌داد که حتى من هم با خود مى‌گفتم که نکند حتماً روز گذشته پیش ایشان بودم»!

وقتی وزیرش شهادت داده که او یک دروغ‌گوى حرفه‌اى بوده و هر روز یک سرنخ تازه از یک تخلف میلیاردى منتشر مى‌شود و نتایج سیاست داخلى و خارجىِ درخشانش حالا دیگر «اظهرُ من‌الشمس» است چند گواه و شهادتِ دیگر لازم است تا کسانى «تقلبى به وسعت ١٠ میلیون رأى» را ممکن بدانند و باور کنند از دولتى با این بهره از صداقت، «هر کارى» ممکن بود؟

و اما این مدعا که دولت متقلبِ سال ۸۸ برگزارکننده‌ی انتخابات سال ۹۲ نیز بود که محصولش حسن روحانی است؛ این مدعا آمیخته به «تدلیس» است؛ زیرا در سال ۸۸ ناظر و مجری یکی بودند و شورای نگهبان با حمایت از دولت احمدی‌نژاد اجازه داد تا تقلب به بار بنشیند؛ برخلاف سال ۹۲ که نه تنها دولت بصیرت به «دولت انحرافی» تبدیل شده بود، بلکه در انتقام از «ردصلاحیت رحیم مشایی» بنای ناسازگاری با شورای نگهبان و سپاه گذاشت و به عبارت دیگر “شریک دزد” چون به “انحراف” رفته بود دیگر براى غارت “قافله” هماهنگ نبود. آنچه در ٢٣ خرداد ٩٢ اتفاق افتاد ناشى از سلامت و صداقت دولتِ وقت یا افزایش سعه صدر و عقلانیتِ مهندسان انتخابات نبود. «نتوانستد» نه اینکه «نخواستند»؛ دولتِ انحرافىِ ناهماهنگ از یکسو، پراکندگى اصولگرایانِ امیدوار به مرحله دوم از سوى دیگر بستر اتفاقى را فراهم کردند که با انسجام اصلاح طلبان و موج غیرقابل پیش بینى مردم، برآمدنِ دولتِ کنونی را رقم زد.

مروری بر همین چند برگ از پرونده‌ قطور و خونین انتخاباتِ ۸۸ کافی است تا نشان دهد چه کسانی «نانجیبانه» چشم بر واقعیت‌های موجود بستند و هنوز هم بر آن «ظلم مستند»، لجوجانه اصرار می‌ورزند.

………………………………………..

کامنت من:

به نیت نوشتن یادداشتی پیرامون صحبت های خامنه ایی پشت میز نشستم و شروع به کُپی کردن فرازهای قابل استناد از این سخنرانی کردم که دیدم همه این سخنرانی پر از حرفهاییست که بازکردن هریک  از آنها خود یک یادداشت چند صفحه ایی میشود. لذا فکر کردم اول سری به کلمه , سحام نیوز بزنم، شاید دیگران بهتر از آنچه من میخواهم بنویسم نگاشته باشند که به یادداشت فوق از آقای اکبرین برخوردم. در حد حجمی که نگارنده برای خود تعین کرده بود، انصافاً مطلب خوبی است. ولی خیلی خیلی کمتر از آنست که میباید باشد.

تصمیم داشتم عنوان مطلبی را که میخواهم بنویسم “عَرّو تیزهای عصبی مقام معظم رهبری” بگذارم  زیرا که این سخنرانی بیش از آنکه یک سخنرانی متین درخور یک رهبر مذهبی/سیاسی باشد عربده کشی لجاره گونه ایی علیه مخالفین، منتقدین، رژیم گدشته و غرب است. خامنه ایی با این دهن دریدگی، رکورد خود را در وقاحت شکست. او ضمن حرفهایش بر فساد جوانان در دوره پهلوی و خفقان ساواک اشاره کرد با آنکه دنیا میداند، رژیم حاکم در ایران رکورد اعدام و شکنجه و ترور مخالفین را درجهان بخود اختصاص داده است.از مصباح و محمد یزدی، بعنوان شخصیت های انقلابی که برخلاف نانجیبانی مانند میرحسین و کروبی* با متانت و نجابت نتیجه انتخابات را پذیرفتند نام برد. انقلابی خواندن این دو آخوند مرتجع نشان از این دارد که معیارهای انقلابی بودن در این حکومت برای رهبر چیست. با این تعریف از انقلاب، باید این رژیم و آن انقلاب را هم واقعاً، انقلابترین انقلاب در تاریخ بشری دانست.

رهبر وقاحت را به آنجا رساند که این انتخابات را آزاد ترین و سالمترین انتخاب نامید درحالیکه خود او چند سطر زیر میگوید؛ البته رسیدگی به صلاحیت ۱۲ هزار در چند روز یک اشکال است که از طریق قانونی باید مرتفع شود. که من این نکته را به این تعبیر میکنم که رهبر با رودست خوردن در این انتخابات سلبی، که پیامش رد صلاحیت این رهبر و این نظام بود، میخواهد همین امکان را هم در دوره های بعد از مردم بگیرند.

رهبر به امانت داری آراء در این انتخابت مانند همیشه اشاره کرد در حالیکه مدیریت انتخاباتی با دولتی بود که رئیس آن از حلقه مرکزی ساختار قدرت بوده و هست و در امانتداری آراء، خود نیز زینفع بوده و علاوه بر آن رژیم برای نخست بار بود که با یک چنین پاتک انتخاباتی بی سابقه ایی از سوی مردم روبرو میشد که برای دفع آن تجربه کافی نداشت.

همچنانکه گفتم بازکردن موارد مطرح در این “عَرّ و تیز  هیستریک مقام عظما” نیاز به یک جزوه دهها صفحه ایی دارد. ولی من به همین حد اکتفاء کرده و بعنوان کلام پایانی اضافه میکنم که در رژیم گذشته جوانان روشنفکر مملکت سرشان توی کتب سیاسی و ادبی بود و نخبگان آنها هم در زندان ساواک، ولی در این رژیم  بخش عمده همین جوانان یا با افسردگی و بیکاری و بی آیندگی میجنگند و یا پای منقل و وافور هستند(قصد توهین ندارم) یا به امید فرار از این جهنم انقلابی. اگر در این رژیم زندانی سیاسی کمتر است بمعنی نرم شدن استبداد میباشد بلکه فقط بمعنی اینست که هزینه ایی که جوانان مملکت و منتقدین  این رژیم وجوحات بگیران انقلابی شده، در این نظام برای مخالفت با رژیم پرداخته اند، با بیش یکصد هراز اعدامی و چند میلیون گریخته از این جهنم … ، با هزینه ایی که جوانان در رژیم پهلوی برای مخالفت با آن میپرداختند ابداً قابل قیاس نیست و بهمین جهت خالی شدن نسبی زندانها را هم باید بحساب افزونی هزارانی اعدامها و خفقان قبرستانی مهاجرت میلیونی، افسردی عمومی و در نتیجه همه آنها سیاستزدگی جوانان دانست. فقط نگاهی به ۱/۱۰هم شدن تیراژ روزنامه ها و کتابها با وجود دو برابر شدن جمعیت کشور و توسعه بیشتر شهر نشینی گواه اینست که ایران ما مرده است یا در حالت احتضار بسر میبرد.

*

  • نانجیب خواند رهبران معترض انتخابات ۸۸، موسوی و کروبی، در حضور هاشمی رفسنجانی که کاملاً موضعی عکس این دارد، تنها توهین به آن دو گرفتار محصور نبود، بیش از آن تحقیر و توهین به هاشمی بود که حمایتش از آن دو امری پنهانی نیست. معنای دیگر این تحقیر و توهین هاشمی اینست که خامنه ایی بهیچ وجه آماده نیست نتیجه انتخابات را بپذیرد و اشاره او به کنار گذاردن رودربایسی در انتخاب رهبر آینده نیز بر این امر دلالت داشت و بنظر من باید در انتظار دسیسه چینی او علیه راهیافتگان غیرخودی به خبرگان و مجلس بود. همه حرفهایی او در این راستا بود. این سخنرانی بنظر من آب پاکی روی دست آنهایی بود و هست که با اتکاء به نتیجه انتخابات، به انتظار آفرینیِ آشتی سیاسی رژیم با اصلاحطلبان دامن زده اند. البته قبل ازاینها ارگانهای پادگانی نظام از خود اصلاحطلب سازی موازی کرده بودند که من قبلاً در مورد آن نوشته ام.
  • ح تبریزیان

 

رزمایش مشترک ۲۰ کشورعربی با شرکت ۳۵۰ هزار نیروی نظامی

Share Button

نقل از کامنت:… سکوت در مقابل مداخلات نظامی کشور ما در یمن، فلسطین، لبنان، عراق و بحرین، و در مقابل آمریکا ستیزی و اسرائیل ستیزی ایدئولوژیک رژیم جز تسلیم شدن و لبیک گفتن به محور های اصلی گفتمان نظامی سیاسی و بلندپروازیهای فرامروزی آن معنای دیگری ندارد.

اهرام آنلاین:

چهار شنبه ۹ مارس ۲۰۱۶

السیسی رئیس جمهور پنجشنبه عازم عربستان میشود تا در روز پایانی رزمایش “صاعقه شمال”  در شمال عربستان حضور داشته باشد.

Sisi and Salman

File Photo: Egyptian President Abdel Fattah al-Sisi (R) receives Saudi King Salman (L) upon his arrival ahead of the Arab Summit in Sharm el-Sheikh. (Reuters)

طبق اطلاعیه دفتر ریاست جمهروی مصر، رئیس جمهور آن کشور عبدالفتاح السیسی عازم عربستان است تا در مرحله پایانی رزمایش مشترک “صاعقه شمال” حضور یابد.

در این رزمایش ۲۰ کشور از جمله مصر، پاکستان، ترکیه، عربستان سعودی، سودان، قطر، و اردن شرکت دارند. این رمایش ماه گذشته شروع شد.

طبق اظهارات سخنگوی دفتر ریاست جمهوری مصر، العا یوسف، که امروز چهار شنبه انتشار یافت، شرکت مصر در این تمرینات نظامی بیانگر نقش مصر در حمایت از امنیت کشور های عربی و خلیجی است که مصر به امنیت آنان بمثابه امنیت خود مینگرد.

گزارشهای خبری حاکی از آننست که رئیس جمهور مصر با شاه سلمان در باره روابط  فیمابین دوکشور مصر و عربستان و سیر رویداهای منطقه گفتگو خواهد کرد.

رهبران دیگر کشورها  ازجمله؛ نخست وزیر پاکستان نواز شریف، و پادشاه اردن، ملک عبدالله و رئیس جمهور سودان عمر البشیر نیز در مرحله پایانی این رزمایش حضور خواهند داشت.

پایان خبر اهرام آنلاین.

………………………………

کامنت من:

بهانه رسمی اجرای این رزمایش بزرگ چند هفته ایی که قریب ۳۵۰٫۰۰۰ نظامی از ۲۰ کشور عربی در آن شرکت میکنند، مبارزه با تروریسم و دفاع از امنیت منطقه است. به هوش زیادی نیاز نیست که بدانیم بجر ایران و این ۲۰ کشور بزرگ منطقه، نیروی عمده دیگری در منطقه وجود ندارد تا امنیت منطقه را تهدید کند و مبارزه با تروریسم نیز به نیروی زمینی جنگی و کماندویی نیاز دارد نه ناوگان دریایی و هوایی نظامی و توپخانه سنگین.

پس توضیحی واضحتر این نمیتوان داشت و یافت که این رزمایش و شرکت آن ۲۰  کشور عمده منطقه که شرکتشان در تمرین مشترک نظامی بیان همپیمانی آنان از یکسو و عرض و عمق استراتژیک اتحادیه نظامی آنان از سوی دیگر است واکنشی به تحریکات و تحرکات نظامی مستقیم و غیر مستقیم  ایران در منطقه  میباشد.  پس اتحادی که در عمل بین کشورهای شرکت کننده در این رزمایش ایجاد شده چیزی جز واکنش به ژست های تحریک آمیز نظامی ایران نمیباشد.

منظور از عمق استراتژیک؛ به اعتبار اقتصادی، ذخیره ۲۵۰۰ میلیارد دلاری کشور های عربی حاشیه خلیج و به اعتبار نظامی ارتش ۵ میلیونی مشترک ترکیه، مصر، عربستان و سودان و اردن و.. ، و به اعتبار جغرافیایی، کل منطقه خاورمیانه و به اعتبار مناسبات بین المللی همپیمانی نظامی ترکیه با ناتو و کشورهای حاشیه خلیج با  آمریکا و انگلیس است.

نه اینکه نظامیگرایان ایران این معادله ساده نظامی فوق را درک نمیکنند بلکه آنهابا نگاه داشتن  هدفمندانه مملکت در لبِ پرتگاه تهدیدات جنگی و امنیتی، میخواهند و میتوانند حضور خودرا  مستقیم و غیر مستقیم در عرصه فرموانروایی سیاسی بر کشور حفظ کنند. آنها میخواهند چنان فضای تهدیدآمیزی میهن مارا احاطه کرده باشد تا جایگاه فراقانونی آنان در تصمیم گیریهای کلان کشور توجیه امنیتی یافته و محفوظ بماند. در یک کلمه آنان به صدور تروریسیم و تشنج آفرینی در منطقه همانقدر نیازمند هستند که ماهی به آب و دیگر موجودات زنده به هوا.

خریدهای میلیاردی تسلیحاتی کشور های عربی و میلیتاریزه شدن منطقه، همه و همه نتیجه تحریکات تهدید کننده ایست که حکومت ما در منطقه ایجاد کرده است و از  این فضای میلیتاریزه شده، برای توجیه سیاست نظامیگرانه داخلی و منطقه ایی خویش و برای تحمیل استبداد خود بر مردم بهره میگیرد.

فقط جای تأسف بسیار است که تقریباً همه آنهایی که ادعای نقد رژیم  و مخالفت با آنرا دارند در این چنین مسائل استراتژیکی که محور های دکترین حکومت ولایی را تشکیل میدهند و قاعدتاً باید مرز عبور ناپذیر گفتمان رژیم و مخالفان آن باشد، ساکتند و بعبارت ساده تر یعنی اپوزسیون رژیم با رژیم در عمده ترین مسائل امینتی و نظامی با رژیم مشکلی ندارد و  سکوتی  همسوگرانه آن با رژیم گویای این امر است.

سکوت در مقابل مداخلات نظامی کشور ما در یمن، فلسطین، لبنان، عراق و بحرین، و در مقابل آمریکا ستیزی و اسرائیل ستیزی ایدئولوژیک رژیم جز تسلیم شدن و لبیک گفتن به محور های اصلی گفتمان نظامی سیاسی و بلندپروازیهای فرامروزی آن معنای دیگری ندارد.

این محور ها هستند که که توجیه وجودیِ: تاریخی، سیاسی و مذهبی رژیم میباشند. با ابطال  اعتبار این محور ها هیچگونه دلیلِ  و توجیه تاریخی، سیاسی، جغرافیایی و حتی مذهبی برای حیات رژیمی بعنوان ولایت فقیه در سر زمین ما باقی نمی ماند

سکوت مخالفین و منتقدین رژیم در زمینه موارد مورد اشاره فوق، یعنی تسلیم شدن بدان، در محوری ترین مسائل تعین کننده امنیتی  که پس  از آن و با عبور از آن  دیگر هر انتقاد ساختاری از رژیم هم پوچ و بی محتوا میشود. از اینروست که میتوان به نقل از مولوی خواند:

ما هم شیریم شیران عَلَم

حمله مان از باد باشد دم بدم.

………………………………………………………

هEgypt’s Sisi heads to Saudi Arabia for finale of military exercise

The Egyptian president will travel on Thursday to attend the finale of the ‘Thunder of the North’ military exercise in northern Saudi Arabia

Ahram Online , Wednesday 9 Mar 2016
File Photo: Egyptian President Abdel Fattah al-Sisi (R) receives Saudi King Salman (L) upon his arrival ahead of the Arab Summit in Sharm el-Sheikh. (Reuters)
 

Egyptian President Abdel-Fattah El-Sisi will head to Saudi Arabia on Thursday to attend the finale of the joint military exercise “Thunder of the North,” the Egyptian presidency announced on Wednesday.Twenty countries including Egypt, Pakistan, Turkey, Saudi Arabia, Sudan, Qatar, and Jordan are participating in “Thunder of the North,” which started last month in northern Saudi Arabia.

“Egypt’s participation in the exercises comes as part of its role in supporting Arab and Gulf security, which Egypt considers part of its own national security,” Alaa Youssef, Egyptian presidency spokesperson said in the statement issued Wednesday morning.  

Saudi and Egyptian news reports are also saying that the Egyptian president will hold talks with Saudi King Salman about Egyptian-Saudi relations as well as the latest developments in the region.

Several other leaders are also attending the finale of the military exercise, including Pakistani Prime Minister Nawaz Sherif, Jordanian King Abdullah II, and Sudanese President Omar El-Bashir.