Archive for: June 2016

جیش‌العدل: مقاومت پیشمرگان حزب دمکرات کردستان ستودنی است

Share Button

سازمان جیش العدل، سازمانی که در دفاع از حقوق بلوچها وعلیه تبعیضات قومی و مذهبی علیه آنها با رژیم و نیروهای سرکوبگر رژیم در مرزهای شرقی کشورمان مبارزه میکند، بمناسبت درگیریهای مسلحانه در غرب کشور بین پیشمرگه های حزب دموکرات کردستان ایران و نیروهای سپاه پاسداران که ظی آنها تعدادی از پیشمرگه ها و تعدادی از پاسداران کشته شده اند بیانیه ایی داده است که بشرح زیر است. اگر رژیم به بلوچها ستم میکند ما نباید با سکوت خود در برابر این ستمگری آنرا عملاْ  و غیر مستقیم تأئید کنیم. ح ت

کشته شدگان سپاه .قروه

سه تن از به هلاکت رسیدگان سپاه تروریستی پاسداران که در درگیری با پیشمرگه‌های حزب دمکرات کردستان ایران در سروآباد به هلاکت رسیده بودند، در قروه دفن گردیدند. از کوردستان میدیا

برگرفته از سایت«جیش العدل»

سه شنبه، ٨ تیرماه ١٣٩۵ برابر با ٢٨-٠۶-٢٠١۶میلادی 

کوردستان میدیا: سازمان جیش‌العدل طی بیانیه‌ای عملیات پیروزمندانه فرزندان کردستان به رهبری حزب دمکرات را تبریک گفت.

سازمان جیش‌العدل که مدافع حقوق مردم بلوچستان می‌باشد و در راستای تحقق مطالبات مردم بلوچستان فعالیت می‌کند با انتشار بیانیه‌ای حمایت خود را از مقاومت کردستان اعلام کرد.

متن این بیانیه درپی می‌آید:بنام عدل

سازمان جیش‌العدل عملیات پیروزمندانه فرزندان کوردستان را به رهبری و حزب دمکرات کوردستان تبریک عرض می‌نماید.

عملیات غرور آفرین فرزندان کوردستان عزیز، فرزندان مقاومت و متعاقب آن شهادت دو تن از همرزمان را به حزب دمکرات کوردستان و رهبری حزب جناب آقای مصطفی هجری دبیر کل حزب دمکرات و ملت غیور کوردستان تبریک عرض نموده و شهادت همرزمان‌مان را تسلیت عرض می‌نماییم.

ایثار و مقاومت فرزندان حزب دمکرات ستودنی است و عملیات‌های دشمن‌شکن پیشمرگان، بارقه‌های امید و برگی جدید از مقاومت را در میان ملیت‌های مظلوم و بالاخص ملت مظلوم کورد زنده و باری دیگر قدرت پوشالی رژیم جهل و جنایت را به چالش کشید. رژیمی که در مقابل عدالت خواهان یارای مقاومت ندارد و جزء جنایت در حق ملیت‌های مظلوم، لکه سفیدی در پرونده خود ندارد.

سازمان جیش‌العدل این عملیات پیروزمندانه را به رهبری حزب دمکرات کردستان تبریک عرض نموده و شهادت پیشمرگان را به رهبری و اعضای حزب دمکرات کردستان تسلیت عرض نموده و دعای استقامت و پیروزی را دارد.

ملت بلوچستان در کنار ملت دوست، برادر و مظلوم خود ایستاده و برای رهایی از ستم مبارزه و مقاومت خویش را بخشی از مقاومت کوردستان برای رسیدن به عدالت می‌داند.
میشود.

برگرفته از سایت جیش العدل

تو دهنی روحانیون شیعه بحرین به فتنه رژیم تهران

Share Button

این بیانیه نسبت به “خطراتی که اینک در کمین بحرین و منطقه قرار دارد” هشدار داده، بر ضرورت اتخاذ “موضعی مثبت و سودبخش برای همه در دنیا و آخرت، و دفاع از مقدسات و هم‌میهنان و شرافت آنان” تاکید کرده از آن به عنوان واجب شرعی، ملی و انسانی یاد کرده است.

۵۴ روحانی شیعه بحرینی هرگونه دخالت در امور کشورشان را رد کردند

منامه – محمد العرب

طی بیانیه‌ای ۵۴ روحانی شیعه بحرینی نظرات شرعی خود در باره ولایت فقیه، پرداخت خمس، نماز جماعت و نماز جمعه بیان داشتند.

امضاکنندگان بیانیه تاکید کردند که “مسئولیت مواجهه با فتنه گسترده و رویارویی با اداره‌ کنندگان آن بر عهده همگان است و منحصر به پیروان مذهبی خاص و یا مستثنا کردن پیروان مذاهب دیگر چه فردی و چه گروهی نیست .”

در این بیانیه که نسخه‌ای از آن در اختیار العربیه.نت گذاشته شده “رفتار برخی روحانیان در خدشه دار کردن مکتب اهل بیت علیهم السلام در زمینه ولایت فقیه، خمس و نماز جمعه و نیز مواضع آنان در قبال امنیت جامعه و مدنیت آن” محکوم شده است.

این بیانیه نسبت به “خطراتی که اینک در کمین بحرین و منطقه قرار دارد” هشدار داده، بر ضرورت اتخاذ “موضعی مثبت و سودبخش برای همه در دنیا و آخرت، و دفاع از مقدسات و هم‌میهنان و شرافت آنان” تاکید کرده از آن به عنوان واجب شرعی، ملی و انسانی یاد کرده است.

روحانیان شیعه بحرینی در بیانیه خود از مواضعی که “هوچی گرانه” نامیده و “اقدامات زشتی که توهین به سیرت و راه حضرت محمد (ص) و اهل بیت طهارت” دانسته ابراز انزجار کرده و تاکید کردند که “مراجع دینی و نمایندگانشان در جهان اسلام می‌دانند که رهبری و ملت بحرین با چالشی بزرگ و خطری عظیم رو به رو هستند.”

این بیانیه نسبت به گسترش هرج و مرج ویرانگر در وطن و تخریب دستآوردهای آن هشدار داده و دفاع از آن را واجب شرعی دانست.

روحانیون شیعه بحرینی در بیانیه خود از اقدامات دولت این کشور در قبال “تفرقه اندازان” و “تحریک کنندگان به دو دستگی در جامعه” دفاع کرده، افزودند: “ما بر حمایت خود از رهبری و ملت تاکید کرده، خواهان برقراری عدالت و در پیش گرفتن بردباری و شجاعت بوده تا ملتی باشیم که دعوت به خیر و نهی از منکر کند، هیچ شکی نیست که ملت بحرین از اراده آزاد و مشترک و قدرتمندی برای دفاع از میهن ، مقدسات و دستآوردهایش برخوردار است.”

این بیانیه در تاریخ ۲۷/ ۶ /۲۰۱۶ در منامه پایتخت پادشاهی بحرین توسط امضا کنندگان زیر صادر شد:
۱- شیخ دکتر عبدالله بن أحمد المقابی
۲- شیخ محمد جعفر محمد
۳- شیخ محمد علی عبدالله صالح
۴- شیخ محمد علی محمد علی العصفور
۵-شیخ عقیل عبدالله المدنی
۶- شیخ علی أحمد محمد علی
۷-شیخ موسى جمعه الشاخوری
۸ -شیخ موسى محمد عیسى هاشم
۹-شیخ سعید عیسى علی حسن
۱۰-شیخ حمید عبدالشهید کاظم الشملان
۱۱-شیخ سلمان عبدالله حسن
۱۲-شیخ عبدعلی أحمد المهری
۱۳-شیخ علی عبدالجلیل أحمد محمد
۱۴-شیخ فاضل حسن فتیل
۱۵-شیخ مالک علی محمد العصفور
۱۶-شیخ جعفر عبدالله حسن عبدالله
۱۷-شیخ محمد مهدی الزهیری
۱۸-شیخ حسن عبدالله المتروک
۱۹-شیخ حسن عبدالله درویش
۲۰-شیخ محمد ملأ علی عبدالنبی
۲۱-شیخ حسین البلغه
۲۲-شیخ عباس عبدالمحسین حیدر
۲۳-شیخ عباس سلمان علی حسین
۲۴-شیخ عادل إبراهیم الجمری
۲۵-شیخ محمد سعید العرادی
۲۶-شیخ أحمد علی یوسف محمد
۲۷-شیخ أحمد سلمان عیسى حسن
۲۸-شیخ محمد عیسى أحمد عباس
۲۹-شیخ أحمد السید محمد طالب إبراهیم
۳۰-شیخ أحمد حسن أحمد علی
۳۱-شیخ أحمد علی أحمد المری
۳۲-شیخ إبراهیم إسماعیل حسن
۳۳-شیخ محمد ترکی مکی حسن
۳۴-شیخ عبدالشهید مهدی أحمد یوسف
۳۵-شیخ أحمد عبدالحسن مهدی ناصر
۳۶-شیخ سعید عباس جاسم العصفور
۳۷-شیخ عبدالمحسن ملا عطیه الجمری
۳۸-شیخ محمد رضا عباس کاظم عباس
۳۹-شیخ عقیل یوسف أحمد
۴۰-شیخ السید صادق علی إبراهیم
۴۱-شیخ محمد ملأ أحمد التوبلانی
۴۲-شیخ عبدالله إبراهیم محمد صالح
۴۳-استاد أحمد حسن الموالی
۴۴-استاد إسحاق إبراهیم الحلال
۴۵-استاد حمید السید سعید أحمد
۴۶-استاد جعفر محمد هاشم محمد
۴۷-استاد حمید محمد ناصر علی
۴۸-استاد محمد عبدالنبی الجشی
۴۹-استاد مهدی حسن شرف حسن
۵۰-استاد رضا حسن شرف حسن
۵۱-استاد شاکر عبدالله علی کاظم
۵۲-استاد علی فردان محمد فردان
۵۳-شیخ محمد رضا الفردان
۵۴-شیخ عبد الله عاشور

داستانی شبیه دیگر داستانهای تکراری ولی خواندنی

Share Button

از میان میل های رسیده: داستانی است که شبیه آن در سرزمین ما از بسیار، بسیارتر است ولی خواندن این داستانهای تکراری مانع از این میشوند تا انسان در خواب سنگین فراموشی فرو رود. تا انسان بیاد داشته باشدکه؛ در این دیار امام و رهبر زده، چاپیده میشود، بی حرمت میشود، از گوهر انسانی و حقوق شهروندی خود محروم میشود، زبانش بریده میشود و بجای آن بر وی دهنبند زده میشود. داستان، داستانِ یکی از شیادهای حکومتی است که زین ریا و تظاهر و مالشگری را برگرده ملت نهاده سوار بر مرکب خلق، چهار نعل پیش میرود. داستان، تصویری ساده شده و حتی تقلیل یافته از کراهت و کپک زدگی این نظامی است که عنوان اسلام و جمهوری بر خود نهاده است و در عین حال نه این است و نه آن.

GetAttachment

محمد جهرمی رییس وقت بانک صادرات و داماد علی اکبر ناطق نوری یکی ازمتهمان پرونده فساد۳هزار میلیارد تومانی آزاد شد تا بهمراه خودی های دیگر کمی بیشتر به ریش مردم ایران بخندند.

*
دکتر (؟!) محمد جهرمی کیست؟!

رئیس کل بانک صادرات ایران، «دکتر! سید! محمد جهرمی» به عنوان زمینه ساز اصلی اختلاس عظیم دولتی در تاریخ ایران، بالاخره در دادگاه محکوم شد ولی با پرداخت ۸ میلیون جزای نقدی دوباره آزاد شد تا بهمراه دیگر خودی ها به ریش مردم ایران بخندند.

هرچه که باشد آقای جهرمی، به آن فرمول جادویی دست یافته است؛ «راز بقا در جمهوری اسلامی»! او داماد حجت الاسلام «علی اکبر ناطق نوری» رئیس بازرسی بیت رهبری است و به دلایل بسیاری از هرگونه پیگرد قانونی در امان است.
آقای جهرمی که تا چند سال قبل «علینقی جهرمی» نام داشت، بعدها لقب «سّید» را برای خود اختراع کرد و نامش را هم از «علینقی» به «سید محّمد» تغییر داد و در اقدامی ناگهانی، برای خودش مدرک «دکترا» صادر کرد و شد؛«دکتر سید محمد جهرمی»! کسی که آنقدرها اهل «خرج کردن» بود که مانند مرحوم «دکتر عوضعلی کردان» و «دکتر محمدرضا رحیمی»، هرگز دُمش لای تله مجلس و قوه قضائیه گیر نکند و همچنان یک «دکتر» و «سید» باقی بماند! او در نظام کنونی، حقیقتا” آدم زیرکی است.
آقای جهرمی به پشتوانه پدر همسرش آقای ناطق نوری، از نوزده سالگی داماد شد و بی معطلی، درجات دولتی را پیمود و در حالی که هنوز یک «دیپلمه مردودی» بود، به مقام فرمانداری آمل و نمایندگی بنیاد مستضعفان مازندران و سپس به مقام استانداری در استانهای مختلف رسید. در حالی که هنوز مدرک قبولی در دیپلم دبیرستان هم نداشت، در استانها خود را «مهندس» معرفی می کرد و یکباره هم از ناکجاآبادی مثل دانشگاه هاوایی یا آکسفورد، مدرک دکترا خرید!
آقای جهرمی استانهای زنجان و سمنان و همدان تا استان فارس و خطه لرستان را با کسوت «استانداری» در نوردید و پرونده های مختلفی از «فساد مالی و اخلاقی» تا «تقلب مشهود انتخاباتی» و «قاچاق آثار باستانی» را در پشت سر خود به جای گذاشت. به گفته یکی از نزدیکانش (آقای «و»)، آقای جهرمی سالها به کار مورد علاقه اش، یعنی خرید و فروش و قاچاق عتیقه جات و آثار گرانبهای میراث ملی و باستانی از استانهای محل مأموریتش به خارج از کشور مشغول بود و به خصوص آثار باستانی تخت جمشید و مجسمه های باستانی شهرهای استان فارس در زمان استانداری او، به طرز حیرت آوری ناپدید شدند و سر از بازارهای جهانی درآوردند.
آقای جهرمی در گماشتن نزدیکان و اعضای فامیل خود به مقامهای دولتی، فقط به یک فرمول توجه داشت:«فرمول بقا»! او این فرمول را در سیستم حکومتی جمهوری اسلامی از همان ابتدا شناخته بود و به آن عمل می کرد ( و هنوز هم عمل می کند!): اینکه «حق السهم بالایی ها را بده و هر کاری میخواهی بکن!». در همین حال، آقای جهرمی حامی قدرتمندی هم در بیت رهبری داشت ( و هنوز هم دارد) که سالها مسئول «دفتر بازرسی بیت» بوده است: حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری؛ پدر همسرش! کسی که در انتخابات سال ۱۳۷۶ بدون پولهای سرسام آور آقای جهرمی، هرگز نمی توانست سرتاسر شهرها و روستاها را از پوسترهای چهاررنگ تبلیغاتی خود کاغذ دیواری کند. اما در آن انتخابات، بخت با ناطق نوری نبود و سیدمحمدخاتمی به ریاست جمهوری رسید. کابوسی که جهرمی را تا مدتها به شوک فرو برد. اما او باز هم از خاکستر سایه های خود سر برون آورد.
محمد جهرمی در طول سالها و با زیرکی توانسته بود خود را در «سایه» و به دور از جنجالهای خبری نگاه دارد و از همان سایه، به کسب درآمدهای نامشروع و کارهای اقتصادی بی حساب و تأمین «پول سیاه» برای کمپین جناح راست بپردازد. او توانست در فعالیتهای سیاسی و انتخاباتی راستگرایان سابق و اصولگرایان فعلی، نقش مالی مؤثری ایفا کند اما اصراری به علنی شدن حضورش نداشت. شاید رمز بقای او، همین بود.
سال ۱۳۸۴ وقتی احمدی نژاد به قدرت رسید، محمد جهرمی به وزارت کار گماشته شد؛ جایی که هیچ توجهّی را بر نمی انگیخت! زیرا همواره نگاه رسانه ها و مردم به وزیران کشور و امور خارجه و اطلاعات و ارشاد است. بدین ترتیب «وزارت کار و امور اجتماعی» به عنوان حیاط خلوت تیم احمدی نژاد به جهرمی سپرده شد تا در سکوت به کار بپردازد و اختلاس های بزرگ و برداشتهای کلان مالی از خزانه ملی را تدارک ببیند! اینگونه بود که محمد جهرمی در تبدیل تیم احمدی نژاد به یک قدرت اقتصادی بزرگ نقشی اساسی داشت.
او چند طرح زیرکانه برای اختلاس های پنهان و دزدیهای کلان درانداخت که حقیقتا” هوشمندانه و زیرکانه بودند. جهرمی ابتدا با طرح «ایجاد بنگاههای اشتغالزای زود بازده» آغاز کرد و کمی بعد طرح «صندوق مهر امام رضا» را کلید زد. دو طرحی که میلیاردها دلار از بودجه کشور را به یکباره بلعیدند و از تیم احمدی نژاد، یک کارتل عظیم اقتصادی و خطرناک ساختند که آقای خامنه ای، هرگز جرأت مقابله با آن را نیافته است.
در طرح «اشتغالزایی زود بازده»، محمد جهرمی با اعطای وامهای اشتغال زایی سه و نیم میلیون تومانی به بیکاران بسیجی، ظاهرا” به جنگ غول بیکاری رفت. اما در نهان هدف دیگری در سر داشت.

درحقیقت سهم بیکاران واقعی و مردم نیازمند، از این وامها آن میلیاردها دلار (معادل هزاران میلیارد تومان آنزمان) بسیار کم بود.
در عوض بسیجیان، با راحتی توانستند وامهای خود اشتغالی را بگیرند و هرگز هم آن را پس ندهند. اما باقی پولها به نام «مردگان»، از خزانه عمومی برداشت شدند و تحت عنوان وام اشتغال به شناسنامه های باطله تعلق گرفت! یادمان نرود؛ اینجا ایران است. کشوری که به اعتراف مقامات رسمی اش، بیشتر از ۵ میلیون شناسنامه «افراد متوفی» هنوز در سامانه اداری کشور وجود دارد و هنوز «در گردش» هستند. با این شناسنامه های باطله می توان برای نامزهای انتخاباتی رأی نوشت. می توان شکایت و طومار بر علیه افراد و روزنامه ها نوشت. می توان در دادگاههای غیابی شهادت داد و می توان از بانکها، وامهای کلان گرفت! خبرهای تأیید نشده اما موثق می گویند از این شناسنامه های باطله در انتخابات مختلف سوء استفاده شده است.
این بار آقای جهرمی تصمیم گرفت یک استفاده «غیر انتخاباتی» هم از این شناسنامه ها بکند! نتیجه اینکه مردگان بسیاری، به متقاضیان وام خود اشتغالی «زود بازده» در سیستم بانکی کشور افزوده شدند و بعد از دریافت وامهای خوداشتغالی، هرگز آن پولها را به بانکها پس ندادند! زیرا بعد از دریافت وام، شناسنامه شان باطل شده و مسیر برگرداندن وامهای سه و نیم میلیون تومانی آنها به خزانه عمومی، مسدود شده بود! پولها اما در جیب افراد دیگری بود! با تمام این ترفندها، طرح اشتغال زایی دولت «مهرورز» بعد از اینکه میلیاردها دلار پول از خزانه کشور را بالا کشید، به اعتراف همین دولت به شکست کامل منتهی شد

محمد جهرمی در پرداخت وامهای اشتغال زایی و بدون بازگشت به «بسیجیان بیکار» گشاده دستی فراوانی کرد و از آنها عملا” لشگری از نیروهای «آماده سرکوب» ساخت تا در ایام ضروری، در خدمت دولت مهرورز قرار بگیرند. آنان از حمله به منزل شخصیتهای سیاسی تا سنگباران کردن بیوت مراجع تقلید، تا تقلب وسیع انتخاباتی و سرکوب مردم و پرت کردن دانشجویان از ساختمانها شرکت کردند و حقوق روزانه شان تا «سیصد هزار تومان» هم افزایش یافت.
هنوز هیچ پیگیری قضایی درباره عمق فساد مالی که جهرمی در دوران تصدی اش (فقط بر وزارت کار و امور اجتماعی) مرتکب شده، صورت نگرفته و سرپوش آن فساد، هنوز برداشته نشده است.
به گزارش سیدفاضل موسوی عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس هشتم ، علت عدم رسیدگی به پرونده‌های قضایی احمدی‌نژاد «دسترسی او به پرونده‌های وزارت اطلاعات مانعی برای بررسی تخلفاتش است.»

اکنون مهمترین متهم اختلاس سه هزار میلیارد تومانی، «دکتر محمدجهرمی!». سایه نشینی که بیشترین پاداش دولتی را به عنوان «کارانه / نزدیک پانصد میلیون تومان برای عیدی!» از رئیس دولت احمدی نژاد دریافت کرد و آنقدرها پول در کیسه اش دارد که قاضی و قاضی القضات و حتی مقامات بالاتر را هم بخرد و ماننده بردگان آزادشان کند، توانست پرونده بزرگترین اختلاس تاریخ ایران را با ۸ میلیون تومان ماستمالی کند.
البته ناگفته نماند که آقای خاوری که به کانادا فرار کرد باجناق حداد عادل (پدرزن مجتبی خامنه ای) می باشد.

بابک داد سه سال پیش در این افشاگری می نویسد: داستان محمد جهرمی هنوز تمام نشده است. او فرمول بقای دائمی در جمهوری اسلامی را هنوز از یاد نبرده است. تردید نکنید او و عوامل اصلی اختلاسهای دولتی هرگز محاکمه نخواهند شد. زیرا حداقل محمد جهرمی از بسیاری از مقاماتی که به آنان رشوه و باج داده، سند و مدرک در اختیار دارد. شاید صدها سند از آن ۱۴۰ هزار سند تخلفی که محمود احمدی نژاد تهدید کرده بود که از ۳۱۴ مقام عالیرتبه حکومتی دارد، از جمله همان اسنادی باشند که محمد جهرمی در جمع آوری و ثبت آنها تلاش کرده است.
فساد لاعلاج و سرطانی، تا عمق جان جمهوری اسلامی رخنه کرده و «اصلاح» این حکومت، امری ناممکن بنظر میرسد.

اعترافات بیسابقه دبیر کل حزب الله و عواقب آن برای رژیم جمهوری اسلامی

Share Button

دبیرکل گروه تروریستی حزب الله لبنان با ادعای “عدم تاثیر تحریم های آمریکا” برفعالیت های این گروه، معترف شد که “تمامی بودجه حزب الله از طریق جمهوری اسلامی تامین می شود”.

دبیرکل حزب‌الله لبنان در اظهارات کم‌سابقه‌ای ضمن اعتراف به تامین تمام بودجه های این گروه تروریستی از طرف رژیم تهران، اعلام کرد که تحریم‌ها و محدودیت‌های بانکی و مالی آمریکا هیچ تاثیری بر فعالیت این گروه ندارد چون “تا زمانی که ایران پول دارد، ما هم پول داریم و تمامی نیازهای ما از طرف ایران تامین می شود.”

دیدار نصرالله و خامنه ای

دیدار نصرالله و خامنه ای

به گزارش دویچه وله به نقل از خبرگزاری فرانسه، حسن نصرالله گفته است که این تشکل همه نیازهای خود را “از خوراک و پوشاک تا موشک و راکت” به طور مستقیم از جمهوری اسلامی دریافت می‌کند.

اظهارات حسن نصرالله در بسیاری از رسانه‌های داخل ایران، از جمله شبکه العالم، فرستنده عربی‌زبان صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز انتشار یافته است.

تهدید اسرائیل با پول و موشک ایران
به گزارش پایگاه اینترنتی العالم، رهبر حزب‌الله در بخشی از سخنانش گفت: «بودجه حزب‌الله از ایران می‌رسد و هیچ طرفی ارتباطی با این موضوع ندارد. پول از ایران می‌رسد، مانند موشک‌هایی که با آن اسرائیل را تهدید می‌کنیم. از حضرت امام خامنه‌ای، دولت ایران و رئیس جمهور آن به خاطر حمایت بی‌دریغ از ما در سال‌های گذشته تشکر می‌کنیم. ما حقوق‌ها را می‌پردازیم و مشکلی در این زمینه نداریم.»
کنگره آمریکا چند ماه پیش طرحی را به تصویب رساند که مطابق آن بانک‌هایی که با حزب‌الله همکاری می‌کنند مشمول تحریم‌های این کشور می‌شوند.

بانک مرکزی لبنان ماه گذشته اعلام کرد که با توجه به مصوبه کنگره آمریکا، حدود ۱۰۰ حساب بانکی متعلق به اعضای حزب‌الله و تشکل‌ها و نهادهای مرتبط با آن را بسته است.

«تا ایران پول دارد ما هم داریم»
رهبر حزب‌الله تاکید کرد که مصوبه کنگره و تصمیم بانک مرکزی لبنان بی‌تاثیر خواهد بود زیرا این تشکل از طریق شبکه بانکی فعالیتی ندارد.

حسن نصرالله با بیان این که “تا زمانی که ایران پول دارد ما هم پول داریم” افزود که بودجه حزب‌الله از همان طریقی به وسیله ایران به دست این گروه می‌رسد که تجهیزات نظامی و دیگر نیازمندی‌ها.

حزب‌الله لبنان همچون اسلام‌گرایان افراطی حماس از سوی آمریکا در فهرست گروه‌های تروریستی قرار دارند. بخشی از تحریم‌های آمریکا علیه ایران که به دلیل حمایت از تروریسم اعمال می‌شود با توافق هسته‌ای لغو نشده است.

تحریم‌های غیرهسته‌ای علیه جمهوری اسلامی یکی از عوامل اصلی نگرانی بانک‌ها و موسسه‌های مالی مهم بین‌المللی برای گسترش همکاری با ایران محسوب می‌شود.

شماری از بانک‌های مهم اروپایی پیشتر به خاطر همکاری با ایران و نقض تحریم‌های آمریکا به پرداخت میلیاردها دلار جریمه محکوم شده‌اند.

تامین مالی حزب‌الله از کانال‌های غیربانکی
دردسر بزرگ دیگری که احتمالا سخنان حسن نصرالله برای ایران خواهد داشت به آن بخش از سخنان او درباره انتقال پول از این کشور از مسیرهای غیربانکی مربوط می‌شود.

آنگونه که نصرالله توصیف کرده، جمهوری اسلامی برای تامین بودجه شبه‌نظامیان حزب‌الله هم تحریم‌های آمریکا را نقض می‌کند و هم احتمالا به شبکه‌های غیرقانونی ارسال پول نقد متوسل می‌شود.

جمهوری اسلامی به دلیل فعالیت‌های غیرشفاف مالی، به ویژه در ارتباط با تلاش‌هایی که برای دور زدن تحریم‌ها داشته در فهرست سیاه کشورهای متهم به پول‌شویی قرار دارد.

موسسه “گروه ویژه اقدام مالی” که به ابتکار نمایندگان هفت قدرت اقتصادی برتر جهان و با همکاری شماری دیگر از قدرت‌های نوظهور اقتصادی به منظور مقابله با پول‌شویی و تامین مالی گروه‌های تروریستی تشکیل شده، همچنان ایران را در فهرست کشورهای پرخطر نگاه داشته است.

انگیزه مبهم سخنان نصرالله
در نشستی که اعضای این موسسه روز جمعه، چهارم خرداد در کره جنوبی برگزار کردند با خارج کردن ایران از فهرست سیاه این موسسه موافقت نشد.

این موسسه که “دیده‌بان بین‌المللی مالی” نیز خوانده می‌شود، تغییر در وضعیت ایران را که شرط مهمی برای همکاری با بانک‌های جهانی است وابسته به تلاش‌های این کشور برای شفاف‌سازی و پرهیز از حمایت مالی گروه‌های تروریستی اعلام کرده است.

یک تاثیر دیگر
ولی‌الله سیف، رئیس کل بانک مرکزی ایران، اردیبهشت امسال در گفت‌وگو با شبکه سی‌ان‌بی‌سی، از تماس‌ها و مذاکرات مقام‌های این کشور با “گروه ویژه اقدام مالی”، به منظور خارج کردن جمهوری اسلامی از فهرست سیاه این موسسه خبر داد.

به گزارش رویترز سیف ابراز امیدواری کرده بود که با اقدام‌های تازه ایران و تصویب قوانینی برای مبارزه با پول‌شویی و مقابله با تروریسم، جمهوری اسلامی از فهرست یادشده بیرون گذاشته شود.

در نشست روز گذشته در کره جنوبی، اعضای گروه ویژه ضمن رد درخواست ایران پذیرفتند که محدودیت‌ها علیه تهران را ۱۲ ماه و تا روشن شدن نتیجه اقدام‌های وعده داده شده‌ی این کشور به حالت تعلیق در آورند.

در چنین شرایطی انگیزه سخنان غیرمنتظره رهبر حزب‌الله لبنان درباره ادامه انتقال غیرقانونی پول به این تشکل توسط جمهوری اسلامی مشخص نیست و در هر حال به رفع معضلات ایران برای ارتباط با شبکه بین‌المللی بانکی کمکی نمی‌کند.

توضیح:

ضمناْ این خبر تایمز اسراپیل را من ۳ روز پیش با استفاده از گزارش نحارنت لبنان در این ساید درج کردم که اصل خبر را در آن یادداشت مورد تحلیل نیز قرار داده ام. علاقمندان میتوانند برای دیدن آن به لینک : «اعتراف رهبر حزب الله به تأمین همه بودجه اش از سوی ایران» مراجعه نمایند.

درگیری مسلحانه کُردها و نیروهای سپاه در کردستان

Share Button

 در هر صورت مبارزه مردم ایران برای آزاد شدن از شرِ استبداد ولایی و استقرار دموکراسی در کشور، از مبارزه کردها برای مطالباتشان جدا نیست. دشمن اصلی ملت ایران در کلیت آن رژیم فعلی است و اتحاد جبهه ایی و فرا گروهی و فرا حزبی برای مبارزه با استبداد ولایی یک وظیفه و یک مسئولیت تاریخی همه آزادیخواهان این مرز و بوم است! پاسخ منفی به این وظیفه و احساس مسئولیت یعنی ایستادن بر گفتمان انقلاب اسلامی و قرار گرفتن در کنار شرعیت گرایان شیادی که نه به ایران احساس تعهدی داشتند و دارند و نه حتی به آن اسلامی که ادعایش را داشتند.

کردستان در جوشش است

در هفته های اخیر اخبار متعددی از درگیری نظامی بین پیشمرگه های حزب دموکرات کردستان ایران و نیروهای سپاه در رسانه های مختلف گزارش شده است*. رخداد و افزایش این درگیریها در این برهه زمانی و در شرایط کنونی منطقه، بهیچوجه نباید غیر قابل انتظار باشد. جنگ عراق و سوریه و مشارکت فعال نیروهای کُرد در این دو کشور علیه داعش، هم امکانات تجربیاتی و هم لوژیستیک(تدارکاتی) هم بسیج نیرو را برای مبارزان کُرد در تمام منطقه فراهم کرده است تا ضمن مبارزه با داعش مطالبات تاریخی خود را نیز بمیان بکشند.

اینکه نیروهای آزادیخواه کُرد از این فرصتها برای بسیج و سازماندهی رزمی خود استفاده کنند، فرصتی طلایی بوده و هست که کمتر در تاریخ منطقه رخ داده  یا رخ خواهد داد و تصور اینکه آنها  از این فرصت به آسانی بگذرند غیرمنطقی است.

در درگیریهای اخیر در کردستان، نیروهای پیشمرگه حزب دموکرات کردستان با نیروهای سپاه درگیر بوده اند ولی اینکه این درگیریها، دیگر نیروهای کُرد را  نیز بتدریج به میدان مبارزه مسلحانه، که برای سالها از سوی احزاب کرد ترک شده بود بکشاند بسیار زیاد است.

من در یادداشتی بمناسبت درگیری جنگجویان پژاک با نیروهای رژیم نوشتم که این درگیریها در این فضای سیاسی چنان دینامیسمی ایجاد میکنند که دیگر نیروهای کُرد و حتی دیگر اقلیت های قومی را نیز به سوی مقاومت مسلحانه سوق خواهند داد. و حالا چند روز پس از درج آن یاداشت مشاهده میشود که درگیری پیشمرگه های کرد با نیروهای رژیم دیگر مستمر و روزانه شده است.

صرفنظر از اینکه تعداد کشته شدگان این یا آنطرف در این درگیریها چه تعداد بوده اند و اینکه اطلاعیه های طرفین در اطراف این درگیریها چقدر درست یا نادرست است، میتوان درک کرد همینکه این درگیریها چند روز و حتی هفته متوالی ادامه یافته اند و اینکه نیروهای مسلح رژیم مجبور به بمباران و به توپ بستن مناطق کردنشین، حتی در آنسوی مرزها شده اند و کار سپاه به استفاده از توپخانه و هلیکوپتر های توپدارکشیده است نشان میدهد که نیروهای کُرد در عرصه میدانی بدرجه ایی از توان رزمی رسیده اند که میتوانند در سنگرها و مواضع خود در برابر نیروهای سپاه ایستادگی کنند. این امر خود این معنی را میدهد که نیروهای کُرد این امکان و توان را دارند یا یافته اند که روی تبدیل توان استراتژیک خویش(همه ظرفیتهای سیاسی، منطقه ایی، نیروهای بالقوه مردمی مورد حمایت خویش) به نیروی میدانی، رزمی و عملیاتی حساب کنند. و در اینجا نیز، این مسئله مطرح میشود که آیا در صورت یک رویارویی تمام عیار با استفاده از همه ظرفیتها، کُردها میتوانند از پس نیروهای دولتی برآیند؟ پاسخی که من بعنوان نگارنده این یاداشت یا تحلیل به مسئله میدهم یک آری قطعی است.

در ارزیابی معادله استراتژیک نیرو، بین رژیم و نیروهای کرد، کافیست گفته شود که  در زمانی کردها قدرت رژیم را به چالش میکشند که رژیم در اوج فرسایش پشتوانه اجتماعی خود، در ورطه بحران اقتصادی، چالشهای جدی دیپلماتیک و حتی نظامی با دول منطقه، در منجلاب باتلاق درگیری جنگ یمن و سوریه، کارش به استخدام مزدوران جنگی پاکستانی، افغانی و  عراقی کشیده است و از بمیدان فرستان نیروهای سپاه خود به جبهه ها هراس جدی دارد و این هراس بی دلیل نیست زیرا اُبهت مصنوعاْ ساخته شده بیرونی نیروهای سپاه با فساد فراگیر درونی آن، با زوال روحیه رزمی در آن و بی اعتقادی ایدئولوژیکش نسبت به نظام آنرا به یک ببر پوشالی تبدیل کرده است که فقط نشان دادن آن از دور فایده دارد. البته اگر داشته باشد. این درحالیست که پیروزیهای نظامی کردها در منطقه در دو سال گذشته و بازیگری های و نقش آفرینی دیپلیماتیک و سیاسی آنها در تعاملات سیاسی منطقه به همه کردهای منطقه بشمول کردهای ایران اعتماد بنفسی داده است که بعید است در طول تاریخ آنها سابقه داشته است.

برهمه این پارامتر های مثبت، آرایش ژئو پولیتیک جدیدی که در سایه خطر و تهدید داعشُ بنفع نیروهای کرد در منطقه پیدا شده است را نیز باید بحساب آورد و حمایت بی اندازه مهم آمریکا از آنها، حمایت دول منطقه از عربستان گرفته تا اسرائیل را از آنها نیز باید در این معادله بحساب آورد.

سخن آخر اینکه موازنه استراتژیک در منطقه کردستان ایران بطور قاطع بنفع نیروهای آزادیخواه کُرد و به زیان نیروهای رژیم بهم خورده است. مسئله اینست که: آیا آنها(کردها) قادرند این برتری استراتژیک را به نیروی جنگی، عملیاتی و میدانی تبدیل کنند یا نه؟

در هر صورت مبارزه مردم ایران برای آزاد شدن از شرِ استبداد ولایی و استقرار دموکراسی در کشور، از مبارزه کردها برای مطالباتشان جدا نیست. دشمن اصلی ملت ایران در کلیت آن رژیم فعلی است و اتحاد جبهه ایی و فرا گروهی و فرا حزبی برای مبارزه با استبداد ولایی یک وظیفه و یک مسئولیت تاریخی همه آزادیخواهان این مرز و بوم است! پاسخ منفی به این وظیفه و احساس مسئولیت یعنی ایستادن بر گفتمان انقلاب اسلامی و قرار گرفتن در کنار شرعیت گرایان شیادی که نه به ایران احساس تعهدی داشتند و دارند و نه حتی به آن اسلامی که ادعایش را داشتند.

 

 

..کوچکتر


شورای نظامی حزب دمکرات کردستان ایران در مورد درگیری‌های مریوان اطلاعیه‌ای صادر نمود

کوردستان میدیا: شورای نظامی حزب دمکرات کردستان ایران در مورد درگیری‌های نظامی در شهرستان مریوان اطلاعیه‌ا‌ی منتشر کرد. 

شورای نظامی حزب دمکرات کردستان ایران در مورد درگیری‌های مریوان اطلاعیه‌ای صادر نمود

٢۶ ژوئن ٢٠١۶ میلادی – ٠۶ تیر ١٣٩۵ خورشیدی بزرگتر‌

روز ‌شنبه پنجم تیرماه ١٣٩۵ خورشیدی، جمعی از پیشمرگه‌های حزب دمکرات کردستان ایران که در حال انجام فعالیت سیاسی ـ تشکیلاتی بودەاند، ساعت ٣ بامداد در دامنه‌ی کوه “کوسالان” در نزدیکی روستای “دووروو” در منطقه‌ی “شامیان” از توابع شهرستان “سەوڵاوا”(سروآباد) در کمین نیروهای سپاه تروریست پاسداران افتادە و به مدت ٢ ساعت درگیر شدند.

طی این درگیری، در نهایت تأسف دو تن از پیشمرگه‌های دلیر و فداکار حزب دمکرات کردستان ایران به نام‌های” “شورش منبری” و “شاخوان منبری” به شهادت رسیدند. “شاخوان منبری” بعد از چند ساعت جراحت و مصدومیت و مبارزە دلیرانه در سنگر آزادی برای ملت، به شهادت رسید و پیکرش به دست دژخیمان رژیم ایران افتاد.

همچنین تعداد زیادی از نیروهای رژیم ایران و مزدوران محلی (جاش) و پاسدار در این درگیری کشته شدند.

بعد از این درگیری، پیشمرگه‌های حزب دمکرات کردستان ایران بامداد روز پنجم تیرماه بار دیگر در کوهستان “کوسالان” با نیروهای رژیم وارد جنگ و درگیری شده و در نتیجه‌ی این درگیری، پیشمرگه‌های حزب کمین نیروهای رژیم درهم شکسته و شماری از نیروهای رژیم نیز به هلاکت رساندند.

پس از این دو درگیری، پیشمرگه‌های حزب دمکرات کردستان ایران بار دیگر مورد هجوم نیروهای رژیم قرار گرفتند و درگیری شدید دیگری بامداد ششم تیرماه ١٣٩۵ میان پیشمرگه‌های حزب دمکرات و نیروهای رژیم آغاز شده و تا لحظه انتشار این اطلاعیه درگیری ادامه دارد.

در نتیجه این درگیری، که بیش از ١٠ ساعت به طول انجامیده، ده‌ها تن از مزدوران رژیم به هلاکت رسیده و زخمی شده‌اند و لاشه بیش از ٨ تن از مزدوران به هلاکت رسیده در دست پیشمرگه‌های حزب می‌باشد.

با نهایت تأسف و تأثر در این درگیری نیز یکی از پیشمرگه‌های دلیر و مبارز حزب دمکرات به نام “اکبر منبری” به شهادت رسید.

طی این درگیری نیروهای رژیم در شهرستان سروآباد با توپ و خمپاره محل درگیری را به توپ بسته و در نتیجه مراتع جنگلی کوهستان “کوسالان” دچار آتش‌سوزی شده‌اند.

همچنین رژیم ایران با بکارگیری هلیکوپتر ، محل درگیری را مورد حمله‌ی راکتی قرار داده است.

شورای نظامی حزب دمکرات کردستان ایران

۶ تیرماه ١٣٩۵ خورشیدی
٢۶ ژوئن ٢٠١۶ میلادی

مسابقه کتابخوانی در امارات متحده عربی و مسابقه قرائت قرآن در ایران

Share Button

پیام مقام معظم رهبری بمناسبت سی و نهمین مسابقه قرائت قرآن:

« در این فضای آلوده مادیات، شایسته است در دریای بیکرانِ معنویت قرآن کریم شنا کرد تا از پلیدیهای دنیا پاک شد، و این جز با اُنس مدام با این کتاب آسمانی، ممکن نیست.»

pic1

در اردیبهشت ماه گذشته دو مسابقه نسبتاْ همزمان در ایران و امارات متحده عربی برگزار گردید. مسابقه اولی در امارات متحده عربی یک مسابقه کتابخوانی بین ۱۶۰٫۰۰۰ محصل اماراتی بود که از ان میان ۵۰ هزار از پس مسابقه برامدند و از بین آنها تعدادی به فینال رسیدند. در این مسابقه، هر محصل برای شرکت در آن میبایستی حد اقل ۵۰ کتاب در عرض دوره یکساله تحصیلی خود بخواند.  همزمان با برگزاری آن مسابقه در اردیهشت ماه گذشته (ماه می)، مسابقه ایی هم برای قرائت قرآن کریم در مملکت ما ایران برگزار گردید که بمناسبت برگزاری آن مقام معظم رهبر در پیام خود به آن فرمودند: « در این آلوده فضای مادیات، شایسته است در دریای بیکرانِ معنویت قرآن کریم شنا کرد تا از پلیدیهای دنیا پاک شد، و این جز با اُنس مدام با این کتاب آسمانی، ممکن نیست.»

شیخ محمد ابن رشید المختوم، معاون نخست وزیر امارات متحده عربی و فرمانروای دوبی در مراسم پایان مسابقه کتابخوانی مورد اشاره، ضمن اعطای جایزه به فاطمه النُعیمی(عکس زیر) گفت: امسال سالِ نقطه چرخش در عرصه دانش، فرهنگ، رفتار و روش زندگی برای دهها هزار شهروندان امارات متحده عربی است.


امیر دوبی محمد ابن راشد

ستایش شیخ محمد از فاطمه که نفر اول از ۱۵ برنده و به فینال رسیده در بین ۵۰.۰۰۰  برنده شرکت کننده مسابقه کتابخوانی از ۱۶۰.۰۰۰ کل شرکت کنندگان.

گلف نیوز

۱۷:۲۶ May 25, 2016

گلف نیوز مینویسد: «از زمان راه اندازی این مسابقه در سال گذشته ۵۰.۰۰۰ محصل اماراتی در آن برنده شده اند، شرکت کنندگان میبایستی ۵۰ کتاب در عرض دوره تحصیلی یکساله خوانده باشند. مجموع مشارکت کنندگان سال تحصیلی موضوع گزارش به ۱۶۰.۰۰۰ از مجموع ۸۲۸ مؤسسه آموزشی بالغ شده بود. شیخ محمد طی فرمانی اعلام کرد که پایان نامه تحصیلی این ۵۰ هزار نفر محصل بطور ویژه با امضای شخصی او صادر گردد.

در اعلامیه خویش مبناسبت اعطای جایزه به فاطمه، شیخ محمد تأکید کرد؛ او برجسته ترین محصل بین محصلین امارات متحده است که توانسته است طی یکساله تحصیلی خود ۵۰ کتاب را بخواند. شیخ محمد در این مراسم گفت: « من از این ۵۰.۰۰۰ نفر محصل که از پس این مسابقه برآمده اند احساس غرور میکنم.

شیخ محمد  ابن رشید المختوم افزود:« این چالش کتابخوانی یک تغیر پارادایم(تغیر زیرو رو کننده و دورانی) در دانش و فرهنگ آموزی محصلین ما میباشد.» .. شیخ محمد در مراسم اعطای جوایز به برجستگان برنده این مسابقه ضمن تبریک گویی به فاطمه النعیمی که نقش نمایندهِ به فینال رسیدگان در مسابقه سال گذشته برای مسابقه سپتامبر(شهریور) آینده را خواهد داشت گفت:« سال ۲۰۱۶ سالی متفاوت برای امارات متحده عربی خواهد بود.» او افزود: « ما رؤیای اینرا داریم تا نسلهایی را آموزش دهیم که؛ نسلی با فرهنگ و مداراگر باشند؛ نسلهایی که بتوانند آینده ایی متفاوت با امروز را بسازند.»

نام به فینال رسیدگان در این مسابقه کتابخوانی بطور رسمی در مراسمی که روز چهار شنبه با حضور حسین ابراهیمی الحمادی وزیر اموزش و پرورش امارات  بهمین مناسبت برگزار خواهد گردید اعلام خواهد گردید. کسانی که در این مراسم شرکت خواهند کرد عبارتند از . ……. .

شیخ محمد این مسابقه را در سپتامبر سال گذشته راه انداخت که بزرگترین پروژه منطقه ایی برای تشویق کتابخوانی محصلین است.

پایان ترجمه کامل گزارش

………………….

کامنت من:

اول اینکه چون در گزارش فقط students نوشته بود بدون اینکه توضیح داده شود که این محصلین دبیرستانی یا دانشگاهی بوده اند، من واژه عام محصل را در ترجمه بکار بردم.

دوم اینکه برنامه مدرن سازی تمام ساختار جامعه در کشورهای حاشیه خلیج به امارات متحده عربی محدود نمیشود و عربستان و قطر را هم در بر میگیرد. گفتنی است که کشور بحرین که دولت ما سعی میکند آنرا از یک پادشاهی سکولار و تجدد گرا به یک لبنان دوم که در آن دولت موازی شیعه و حزبالله کپی شده از لبنان را در آن بسازد و آنرا فدارالیزه ی شیعی/سنی کند برنامه های بهتری برای توسعه سیاسی و فرهنگی داشته است. حزب الوفاق که شیعیان را نمایندگی کرده و بجای حزب سیاسی یک فرقه مذهبی است که نام گمراه کننده حزب برخود نهاده است در دوره پارلمانی گذشته در پارلمان سی و چند نفری آن امیر نشین، ۱۸ نماینده داشت که خواهان تغیر قانون اساسی شد تا برای شیعیان بعنوان یک فرقه سهمیه بیشتر و ثابتی در مجلس منظور گردد که با مخالفت دستگاه حاکمه، در رأس آن شاه بحرین، روبرو شد زیرا تسلیم شدن به این خواست یعنی تبدیل بحرین به یک جمهور اسلامی در ساحل شرقی خلیج فارس بیخ گوش امارات و عربستان.

دربحران سیاسی شیعه آفریده شده بحرین، مسئله ابداْ مسئلهِ دموکراسی و استبداد  نیست بلکه مسئله شیعه و سنی؛ جمهوری اسلامی بحرین یا پادشاهی مدرن و سکولار است. در آن امیر نشین امروزه پادشاه نماد و مظهر ایستادگی جامعه سکولار بحرین در مقابل فرقه شیعی تروریستی الوفاق  است که نام حزب برخود نهاده است و از رهبری ایران ولایی و سپاه قدس دستور میگیرد.

اینرا هم حتماْ ببینید!!

ویکی پدیا

سرانه مطالعه در جهان[ویرایش]

(جدول ۱) سایر کشورها، مربوط به یکی از تحقیق‌ها[۵]
جا دقیقه
فنلاند ۴۴
استونی ۳۶
آلمان ۳۴
هلند ۳۱
نروژ ۳۹
سوئد ۳۱
لاتویا ۲۶
لهستان ۲۵
بلژیک ۲۱
لیتوانی ۲۱
اسلونی ۲۲
انگلیس ۲۱
فرانسه ۲۰
استرالیا ۲۰
ژاپن ۱۷
ایتالیا ۱۶
بلغارستان ۱۵

بر اساس آمارهای اعلام شده در خبرگزاری‌های ایران سرانه مطالعه کشورهای جهان به صورت زیر است.

  • ژاپن:۹۰ دقیقه، انگلستان:۵۵ دقیقه، آمریکا:۲۰ دقیقه (خبرگزاری سیمرغ)[۱]
  • ژاپن:۹۰ دقیقه، ترکیه و مالزی:۵۵ دقیقه (سایت خبری تحلیلی سیماب)[۳]

سرانه مطالعه در ایران[ویرایش]

در ایران آمارهای متعددی گفته می‌شود و اندازه‌های اعلام شده از ۲ دقیقه تا ۷۶ دقیقه متغیر است[۱].
زمانه‌های اعلام شده برای مطالعه هر ایرانی:

  • ۲ دقیقه (بدون زمان خواندن قرآن، مفاتیح و روزنامه[۸]) و اگر زمان درس خواندن را هم به آن اضافه کنیم ۶ دقیقه[۱]
  • ۷ دقیقه (در سال ۸۱)[۱]
  • ۱۸ دقیقه[۱] و ۱۲ ثانیه (سال ۱۳۸۸ برای یک جامعه آماری با افراد ۱۲ سال به بالا)
  • ۹۵ دقیقه[۱]
  • ۱۲۰ دقیقه[۱]

یکی از تحقیقات آماری انجام شده در زمینه سرانه مطالعه با عنوان کتابخانه‌های عمومی و سرانه مطالعه»[۲] سعی کرده است بر اساس آمار امانت، عضویت و دیگر شاخص‌های کتابخانه‌ای تخمینی از میزان سرانه مطالعه در ایران انجام دهد. این پژوهش به رابطه زیر میان سرانه مطالعه و میزان امانت از کتابخانه‌های عمومی رسده است.

FR=۱٫۳۳۷ L+۱۴٫۰۷۸

FR: مطالعه آزاد؛ L: امانت

بر این اساس و بر اساس آمار امانت کتاب از کتابخانه‌های عمومی کشور چیزی نزدیک به ۱۴ دقیقه در روز بوده است که شامل انواع مطالعه (کتاب، روزنامه، ادعیه و …) می‌شود[۹]. یافته‌های پژوهش دیگری که توسط «شورای فرهنگ عمومی» و با عنوان «وضعیت گذران وقت مردم شهری و روستایی کل کشور» در سال ۱۳۹۰ به صورت گذران وقت انجام شده است به تخمین این پژوهش نزدیک است. بر اساس یافته‌های این تحقیق میزان زمان اختصاص داده شده توسط به مطالعه در میان مردم ایران ۱۲ دقیقه است (این زمان شامل مطالعه کتاب، روزنامه، ادعیه و …) است[۱۰].

تیراژ کتاب[ویرایش]

تیراژ کتاب در ایران در سال‌های اخیر بسیار کاهش داشته. به طوری که تیراژ کتاب از ۳٬۰۰۰ در دهه ۵۰ و ۶۰ خورشیدی با وجود دوبرابر شدن جمعیت به ۵۰۰ عدد در دهه ۹۰ رسیده‌است[۱۱].

Published: 17:26 May 25, 2016

 

Shaikh Mohammad honours Fatima Al Nuami, who topped the 15 that were outstanding in the reading challenge.

Dubai: This year will be a turning point in the field of knowledge, culture and behaviour in the lives of tens of thousands of Emiratis, said His Highness Shaikh Mohammad Bin Rashid Al Maktoum, Vice-President and Prime Minister of the UAE and Ruler of Dubai.

Shaikh Mohammad said this on Wednesday as he honoured 15 students in the UAE who achieved outstanding results in the Arab Reading Challenge.

Since the launch of the challenge last year, 50,000 students in the UAE have read 50 books each during the school year. In total, the Arab Reading Challenge saw the participation of more than 160,000 students from 828 schools who have read five million books.

Shaikh Mohammad issued directives to begin distributing special certificates, which are signed by him, in recognition of the achievements of the 50,000 students.

Shaikh Mohammad personally signed and presented the certificates to the top students in the presence of Shaikh Hamdan Bin Mohammad Bin Rashid Al Maktoum, Dubai Crown Prince, and Shaikh Maktoum Bin Mohammad Bin Rashid Al Maktoum, Deputy Ruler of Dubai.

اعتراف رهبر حزب الله به تأمین همه بودجه اش از سوی ایران

Share Button

رهبر حزب الله اعلام کرد: « ما پروژه های اقتصادی و موسسات سرمایه گذاری که از سیستم بانکی استفاده کنند نداریم. ما آشکارا میگوئیم که بودجه و صندوق مالی حزب الله مستقیماْ از سوی جمهوری اسلامی ایران تأمین میشود و تا زمانیکه ایران پول دارد، ما نیز پول داریم.»

حزب الله

حزب الله برای القاء ایدئولوژیک نسل جوان از هیچ طرفندی ولو مرام و تقدس شکنانه اباء ندارد این پوستر فقط مشتی از خروار است که شارلاتانیسم انرا نشان میدهد

کمکهای همه جانبه  ایران به حزب الله لبنان، چه در دو جنگ بسیار پر هزینه اش با اسرائیل چه در بازسازی جنوب لبنان و بیروت و چه پرداخت مستمری به خانواده کشته و معلول شدگان آن دو جنگ هییچگاه مطلب پنهانی نبوده است ولی اینکه فاکتی مستند، جز اشارات جسته گریخته و حاشیه ایی برخی سران حزب الله لبنان یا در موارد نادری نظامیان و دولتمردان ایران در این رابطه وجود داشته بوده باشد، تقریباْ منتفی بوده است.

اما اعلام  رسمی و علنی این موضوع  از سوی رهبر حزب الله، سید حسن نصرالله به تآمین تمام بودجه سازمانش از طرف ایران* یک اعتراف تا کنون بیسابقه بوده است. سید حسن نصرالله در سخنرانی ویدئویی اخیر خود بمناسبت چهلمین سالروز کشته شدن مصطفی بدرالدین از فرماندهان عالیرتبه حزب الله که کشته شدن او در حومه دمشق که وسیعاْ در رسانه های ایران هم بازتاب یافت رسماْ و خیلی مبارزه جویانه و افتخار آمیز اعلام کرد که تمام هزینه حزب الله، طبعاْ تمام هزینه سنگین جنگی اش در لبنان هم، از سوی ایران تأمین میشود.

اعلام این نکته که در واکنش به انسداد حسابهای بانکی حزب الله از سوی بانکهای لبنان بود جای تأمل بسیار دارد زیرا حسن نصرالله باید بداند  و حتماْ میداند که انعکاس اعلام  علنی این مطلب، در بین مردم  ایران که خودشان در فشار اقتصادی بسر میبرند و اکثریت قریب باتفاق آنان کمترین احساس تعهدی هم نسبت به حزب الله و جنگهای آن در سوریه بنفع رژیم مردم کُش بشار اسد و حتی علیه اسرائیل برای خود احساس نمیکنند، نتیجه اش تشدید فاصله بین رژیم حاکم، دولت و مردم ایران شده و  بر نفرت بیشتر مردم از فرمانروایانشان که چراغ و چراغهایی را که فرض و نیاز خانه است را نذر امامزاده ایی هزاران کیلومتر در آنسوی مرزهای میهنشان میکنند.

علاوه بر اعتراف به تأمین تمام بودجه مالی حزب الله از سوی ایران، سید حسن نصرالله در اهمیت جنگ نیروهایش در حلب، نتیجه جنگ در آن جبهه را در سرنوشتِ؛ سوریه، لبنان، عراق و حتی اردن تعین کننده نامید. معنای پنهان این فراز آخر از سخنان سید حسن نصرالله جز این نیست که این حزبِ سیاسی/نظامی/فرقه ایی در هماهنگی با ایران، خود را معمار سرنوشت مهندسی نظام سیاسی این چهار کشور نامبرده دانسته و ناخود آگاه برنامه بلند مدت خود را برای آینده این کشورها افشاء میکند. او ابداْ بروی خودش نیاورد که در آغاز مداخله نیروی نظامی سازمانش در سوریه فقط بحث از انگیزه دفاع از حرم حضرت زینب (زینبیه)بعنوان مکان مقدس شیعیان در حومه دمشق در میان بود و نه وارد شدن به یک جنگ برای دفاع از رژیم اسد و معماری  و مهندسی نظام سیاسی سوریه و آن سه کشور دیگر … بعنوان محور پیمان نا مقدس نظامی/سیاسی با ایران در منطقه.

نهار نت لبنان چکیده این سخنرانی را درج کرده است که خلاصه آن چنین است:

سید حسن نصرالله گفت: « ما با موج  یا فازِ جدیدی از یک سری عملیات نظامی در سوریه روبرو هستیم که نبرد ما در شمال سوریه محور و عرصه عمده آنست بویژه در منطقه حلب» …. « پس از اینکه آنها (مخالفین اسد. ح ت) از رسیدن به دمشق از طریق لبنان، اردن و جبهه شرقی مأیوس شدند، عربستان و ترکیه هزاران پیکار جو را اعزام کردند تا به یک عملیات تعرضی از شمال دست بزنند.» … « طرح تکفیری آمریکایی/سعودی تلاش میکند که از جبهه حلب به هدف خود دست یابد.»

او افزود که ۲۶ جنگجوی حزب الله در تهاجم این ماه کشته شده اند. اعترافی که نظیر آن بندرت تا بحال انجام شده است. و همچنین یاد آور شد که گروهایی جهادی که در حلب با حزب الله میجنگند ۶۱۷ نفر بشمول تعدادی از فرماندهانشان را از آغاز نبرد در منطقه حلب تا کنون از دست داده اند.

او در این سخن پراکنی ویدئویی چنین ادامه داد:« درجریان این نبردها، بیش از ۸۰۰ ییکارجو زخمی و ۸۰ نفربر زرهی، تانک و وسیله نقلیه منهدم گردیدند.(منظور از مخالفان است. ح ت)  … « جنگ در دفاع از حلب؛ جنگ برای دفاع از بقیه سوریه وبرای دفاع از دمشق  است. جنگ برای دفاع از؛ لبنان، عراق و  اردن است.» … « و بدین دلیل است که ما وظیفه خود میدانیم در حلب باشیم ـ ـ ما بودیم، و ما در حلب خواهیم بود.»

خطاب به جنگجویان حزب الله مخاطب این پیام یا سخنرانی، نصرالله افزود: « بهمان سان که در جنگ ژولای(جنگ علیه اسرائیل) ما روی شما حساب کردیم، ما روی شما در نبرد حلب نیز حساب میکنیم.»  ….. «ما صریحاْ قانون تحریم مالی و بانکی آمریکا را و اینکه حزب الله با این تحریمها از نظر مالی فرو خواهد پاشید را رد میکنیم و اینرا یک رویای کودکانه میدانیم. … من تا کنون گفته ام که حتی اگر قانون تحریم آمریکا به شدیدترین حالت خودش هم اِعمال گردد، بحال حزب الله بی تأثیر است زیرا که حزب الله سازمانی با ساختار جهادی است.» …

او اعلام کرد: « ما پروژه های اقتصادی و موسسات سرمایه گذاری که از سیستم بانکی استفاده کنند نداریم. ما آشکارا میگوئیم که بودجه و صندوق مالی حزب الله مستقیماْ از سوی جمهوری اسلامی ایران تأمین میشود و تا زمانیکه ایران پول دارد، ما نیز پول داریم.»

نصرالله ادامه داد:« در لبنان بانکهایی نیز هستند که؛ تا آنجا پیش رفتند که اقداماتی که انجام آنها محملی نداشت، بدون اینکه آمریکا اجرای آنها را خواسته باشد،  را در حق ما به اجرا گذاردند. آنها حسابهای موسسات خیریه ایی را که نام انها در لیست تحریم آمریکا نبود را هم مسدود ساختند. آیا این یک رفتار قانونی و انسانی است؟  یا اینکه حمله ایی علیه مردم لبنان و علیه آن موسسات خیریه میباشد؟

پایان خلاصه ترجمه و چکیده سخنرانی ویدئویی سید حسن نصرالله.

تحیلیل و تفسیر این سخنرانی صفحات بسیاری میطلبد که نه وقت آن برای من هست و نه احتمالاْ حوصله برای خواندن بیش از این برای خواننده ولی با این حال نکاتی را یاد آور میشوم.

حسن نصرلله میگوید ترکیه و عربستان هزاران جنگجو را به حلب فرستادند و… . سئوال اینست که این هزاران جنگجو را ترکیه و عربستان مانند جعفر جنی از جعبه جادوی خود درآوردند؟ تا روانه حلب کنند یا از نفرات ارتشهای خودشان فرستادند؟ اگر حالت دوم را فرض کنیم چرا حزب الله و رژیم اسد تا بحال حتی یک مورد از اسرای گرفته شده از آنها را نشان نداده اند تا دنیا بداند که این حرف نصرالله پایه و اساس دارد. این در حالیست که مبارزان مخالف اسد، بارها اسرای افغانی و ایرانی و کشته شدگان آنها را نشان داده اند که ایران  آنها را اجیر کرده و به سوریه فرستاده است. اگر فرض کنیم که این هزاران اعزامی (بفرض محال) همه از داوطلبان خارجی بوده است، بازهم علاوه بر استدلال فوق، مگر داوطلبان جهادی خارجی بفرمان ترکیه و عربستان هستند که این دو کشور  بتوانندضربتی آنها را به تعداد هزارانیِ، حاضر یراق، به جبهه  حلب بفرستند.

تا آنجا که از آمار کشته و اسیر شدگان در جنگ سوریه و بویژه حلب  برمی آید، واقعیت امر اینست که تعداد داوطلبان خارجی که علیه اسد و بنفع مخالفین او در این جنگ میجنگند در مقایسه با تعداد خود سوریها آنقدر ناچیز است که در مجموع نفرات و عملیات جنگی قابل محاسبه نیست.

با توجه به داده های آماری و خبری حاکی از وجود نیروی دهها هزار نفری از پیکار جویان ضد رژیم بشار اسد؛ از بقول نصرالله تکفیریها گرفته تا نیروهای میانه رو  بشمول ارتش آزاد سوریه که نیروی عمده و مورد حمایت عربستان و غرب در جنگ علیه رژیم بشار اسد میباشند، میتوان گفت که رژیم اسد و متحدین ایرانی و حزب اللهی آن، نه با چند گروه جهادی بلکه با ارتشی دهها هزار نفری از خود سوریها طرف هستند که در یک معادله ساده جنگی و دموگرافیک، داری یک پایگاه اجتماعی چند ده میلیونی در جامعه سوریه میباشند زیرا در یک جنگِ باصطلاح مردمی، خلقی یا انقلابی هر جنگنده ایی نه نماینده صرفاْ خود  بعنوان یکنفر بلکه نماینده بخشی از جامعه متعلق به خویش است. مثلاْ اگر ارتش خلق چین در جنگ علیه با کومین تانک در دوره انقلاب، ۳ میلیون نفرات دارد این ۳ میلیون بیان تقریبی یک پایگاه اجتماعی ۳۰۰ میلیونی است. با رعایت این معادله ساده منطقی میتوان گفت؛ رژیم اسد نه با چند گروه تکفیری و جهادی بلکه با ارتشی روبروست که اتکای آن به مردم  در مقیاس دهها میلیونی است و با این حساب، همه جنگجویان ضد اسد را تکفیری گرفتن جز یاوه ایی تبلیغاتی بیش نیست. و کار برد اتیکت و عنوان تروریست هم به این نیروی جنگی  با این وسعت نیز یاوه بافی است چون هیچ نیروی تروریستی چند ده هزار نفری منظمی در دنیا  هرگز وجود نداشته و  ندارد.

نکته دیگری که جای تأمل بسیار دارد اینست که نصرالله به صریحترین وجهی اعتراف میکند تا زمانیکه ایران پول دارد ما هم پول داریم! مسئله بسیار مهم  و سئوال برانگیز در این رابطه، صرفنظر از بحق یا نابحق بودن این بذل و بخشش ایران، اینست که این بذل و بخشش که میزان آن با توجه به اعتراف نصرالله از تأمین همه بودجه جاری و جنگی آن از سوی ایران نباید از ۶ تا ۷ میلیارد دلار در سال کمتر باشد(برآوردی که موسسات تحقیقات استراتژیک دنیا هم کرده اند) از کدام منبع از طرف حکومت ایران تأمین میشود که در گزارشهای رسمی دولتی و بودجه رسمی دولت خبری از آن نیست؟ آیا این نشان نمیدهد که در ایران، ورای دولت رسمی و قانونی شیخ حسن روحانی یک دولت پنهان و فراقانونی با منبع مالی مستقل و غیر قانونی وجود دارد  که مردم و حتی نمایندگان شورای اسلامی اشان از آن کاملاْ بی اطلاع هستند؟ آیا این امر خاطره گزارش خبری تقریباْ ده سال پیش را که بر آن سرپوش گذارده شد دایر بر توقیف دو تریلی دلار و طلا از ایران، معادل ۱۸.۵ میلیارد دلار در ترکیه را به ذهن متبادر نمیکند؟ خبری که نه دولت احمدی نژاد اجازه طرح و بحث آنرا داد و نه این دولت کنونی روحانی آنرا پیگیری کرد. آن خبر رسانه ایی شده نه هرگز تکذیب شد و نه تأئید فقط بر آن سرپوش گذارده شد.  با توجه به سریت تا کنونی و بعدی کمکهای ایران به حزب الله میتوان دانست و درک کرد که رژیم تهران احتمالاْ صندوقها و کیسه های دلار و شمش های قابل تبدیل به پول محلی را با هوا پیما یا از طریق زمینی برای حزب الله ارسال میکند. زیرا رزیم نمیخواهد با ارسال پول ـ حتی در آن زمان که تحریم بانکی علیه حزب الله هم وجود نداشت ـ آثار پا و ردی از میزان کمکهای خود به حزب الله و دیگر سازمانهای تروریستی مشابه بجای بگذارد. و بر اساس این فرض میتوان راز خرید دهها میلیون تن طلا از ترکیه و دوبی در دوران احمدی نژاد را دریافت. در این رابطه خواست گزارش میزان ذخیره طلای بانک مرکزی و دولت و تغیرات میزان آن طی این ده سال گذشته، خواستی است که طرح آن از سوی منتقدین نظام و دولت روحانی میتواند طلسم روابط برونمرزی تروریستی مافیای حاکم را بشکند یا بی پاسخی آن، پرده از راز کمکهای عظیم رژیم به جریانهای تروریستی خارجی بردارد.

نکته آخر اینکه شعار حسن نصرالله بی شباهت به جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم یا فتح قدس دوران جنگ ایران و عراق نیست. و بی هیچ تردیدی جنگ حزب الله در سوریه هم سرانجامی جز آن جنگ و نوشیدن جام معروف نخواهد داشت.

* نهار نت:

“We do not have business projects or investment institutions that benefit from banks. We openly say that Hizbullah’s budget and funds come directly from the Islamic Republic of Iran and as long as Iran has money we will have money,” he declared.

در باب دشمنیِ جمهوری اسلامی با اسرائیل

Share Button

دشمنیِ جمهوری اسلامی با اسرائیل تنها ریشه در خرافه‌گویی‌هایِ مذهبیِ ملایان و ولایتِ فلاکت‌بار ایشان بر ایران ندارد. این دشمنی به ویژه مدیونِ خرافه‌گویی‌هایِ عرفیِ یک جریانِ روشنفکری است که دیربازی است که خندقِ ملایان است و دلال و خادمِ خادمینِ فرقه ضاله فقها و مجتهدینی که کشوری را نخست با ماجراجویی‌هایِ خود و لات‌های‌شان به خاک سیاه می‌نشانند و آنگاه بانگ دروغ برمی‌آورند که “برجام افتخاری سیاسی و حقوقی برای تاریخ ایران است”!

شکوفاییِ «باطل» و فلاکتِ «حق»!

(عکس: 18 آوریل 2015، screen capture: Reuters/YouTube)

دیربازی است که فرقه شیعه‌گر مسلط بر ایران در ادبیاتِ سیاسیِ خود از جمهوری اسلامی به عنوان تجسم ام‌القراییِ “حق” و از کشور اسرائیل به عنوان “غده سرطانی” نام برده، دولت – ملت یهود و گفتمان صیونیزم پایه‌گذار آن در عصر جدید را عین “باطل” می‌داند.

اخبار روزانه تایمز اسرائیل به فارسی را می توانید روزانه در ایمیل خود دریافت کنید   اشتراک

دیربازی است که روشنفکریِ شیعه‌گر مسلط بر فضایِ فکریِ ایران، در خرافه‌گویی‌هایِ سیاسی – عبادیِ خود، کشور اسرائیل را بیش‌وکم در همان چارچوبِ عقیدتی تعریف می‌کند که جلال آل‌احمد در میانه دهه چهل خورشیدی در “سفر به ولایت عزراییل” توصیف می‌کرد: “و اگر در آن جنگ‌های صلیبی اروپائیان باختند در عوض علم و صنعت عالم اسلام را به غنیمت بردند و این بار به کمک … یک نوچه کوچک که عبارت باشد از صهیونیسم، از نو به همان جنگ آمده‌اند… به مناسبت اینکه نازیسم … شش میلیون یهودیِ فلک‌زده را در آن کوره‌های آدم‌پزی ریخت – امروز دو سه میلیون عرب‌هایِ فلسطین و غزه و غرب اردن باید در حمایتِ سرمایه‌داران وال استریت و بانک روچیلد کشته و آواره بشوند؛ و چون حضرات روشنفکر اروپایی در جنایت‌های هیتلر شریک بوده‌اند و در همان ساعت دم بر نیاورده‌اند، حالا به همان یهودی‌ها در خاورمیانه سرپل داده‌اند تا ملل مصر و سوریه و الجزایر و عراق شلاق بخورند و دیگر خیال مبارزه ضداستعمار غرب را در سر نپرورند و دیگر کانال سوئز را رو به ملل متمدن نبندند! تف بر این تمدن گند بورژوا”!!

دیربازی است که مدعیان اندیشه در ایران در پناه آزادی “صلیبیون” لم داده‌اند و بر این طبل توخالی می‌کوبند که “روشنفکر ایرانی فقط می‌تواند شیعه باشد زیرا روشنفکر ایرانی بدون فرهنگ شیعه معنی ندارد”. آیا از اینان سراغ داریم که در جایی به سلفِ خود، که خسی شد در میقات، یادآور این نکته شده باشند که ملل مصر و سوریه و الجزایر و عراق از دستِ گفتمان نوزایش فرهنگی و زبانی و سیاسیِ یهود در کانونِ ملی این قوم که اسرائیل باشد، یعنی صهیونیزم، شلاق نخورده‌اند و اگر شلاق خورده‌اند این ملل، که خورده‌اند، تازیانه در دست امثال جمال عبدالناصر، حافظ و بشار اسد، صدام حسین و خالد مشعل و ابوبکر البغدادی و “جبهه آزادی‌بخش الجزیره” و سرداران انقلابی و ژنرال‌های قاچاقچی آن بوده است و لاغیر؟

ایران - اسرائیل- منبع: اسپوتنیک

اسرائیل، در همسایگی حماس، حزب‌‌الله، جهاد اسلامی، ناسیونال سوسیالیزم بعثی و داعش (و نه در همجواری سوییس و اتریش و ایتالیا)، با مساحتی کمتر از استان مازندران، با جمعیتی معادل یک‌دهم ایران، بدون پشتوانه نفت و گاز (تا پیش از کشفِ میدانِ گازیِ لِویاتان در مدیترانه) و با پشت‌سرگذاردن هفت جنگ تمام‌عیار که سه مورد آن در برابر سه ائتلاف بزرگ نظامی عرب بود، تولید ناخالص سالانه‌ای بالغ بر سیصد میلیارد دلار دارد که بخش بزرگی از آن از فن‌آوری نوین در عرصه‌هایِ مختلفِ کشاورزی، ارتباطات و اطلاعات و صنعتِ هوایی و فضایی و غیره کسب می‌شود.

در مقایسه، ایران، با مساحتی بالغ بر هشتاد برابر اسرائیل، با ده برابر جمعیت، با چهارمین و نخستین منابع نفت و گاز در جهان، با ١١ میلیون حاشیه نشین، ٧ ملیون بیکار، ٣ میلیون معتاد، ١۵ میلیون مورد انواع بیماران روحی، با یک میلیون کارگر جنسى، یک میلیون کودک کار، ۵٠٠ هزار کارتون خواب و سالانه ١۵ میلیون پرونده قضایی (یعنی سی میلیون شاکی!) و ششصدهزار تازه‌وارد به زندان‌ها، با رکورد جهانی متوسط سالانه ١۵٠ هزار مغز فراری از کشور، از صدرنشینانِ جدولِ جهانیِ شاخصِ فلاکت بشمار می‌رود.

آیا در جایی از “روشنفکر شیعه” دیده یا شنیده‌ایم که چگونه ممکن است که “باطل” به چنین رتبه از شکوفایی برسد و “حق” به چنین فلاکتی دچار آید؟

صد سال پیش، در عصر مشروطه و به ویژه در مرحله دوّم آن که با تسخیر تهران به دست آزادی‌خواهان مسلح و سرنگونی استبداد صغیر آغاز می‌شود، روشنفکریِ ایرانی، همان که شیخ فضل‌الله نوری را به چوبه دار سپرد و مابقی را به عتبات تبعید کرد، از اجتماعیون عامیون گرفته تا دموکرات‌ها، چنان ملی و غیرمذهبی‌اند که در بادکوبه از طریق یحیی دولت آبادی به سید بهبهانی، از ملایان مرحله اوّل انقلاب، پیام می‌فرستند که “به آقای بهبهانی بگویید پایشان را از گلیمشان درازتر نکنند!”

در همان اعصار و مدت زمانی پس از آن، ما در ایران روشنفکری داریم مانند احمد کسروی که ردای شوم ملایان بدور انداخته، در جامه خردباوری و ملی‌گرای خویش، بانگ برمی‌نهد که “مشروطه و کیش شیعی دوتاست و این دو را با یکدیگر ترکیب کردن هرگز نتوانست!”

دشمنیِ جمهوری اسلامی با اسرائیل تنها ریشه در خرافه‌گویی‌هایِ مذهبیِ ملایان و ولایتِ فلاکت‌بار ایشان بر ایران ندارد. این دشمنی به ویژه مدیونِ خرافه‌گویی‌هایِ عرفیِ یک جریانِ روشنفکری است که دیربازی است که خندقِ ملایان است و دلال و خادمِ خادمینِ فرقه ضاله فقها و مجتهدینی که کشوری را نخست با ماجراجویی‌هایِ خود و لات‌های‌شان به خاک سیاه می‌نشانند و آنگاه بانگ دروغ برمی‌آورند که “برجام افتخاری سیاسی و حقوقی برای تاریخ ایران است”!

(این نخستین برگ از سلسله مقالاتی است که از این پس هر هفته یک بار در همین ستون بقلم رامین پرهام منتشر خواهد شد)

کردستان عراق بر سریک دو راهی تاریخی

Share Button

بنا بدلایل فوق؛ سکولاریزه و مدرن شدن جامعه عراق نه یک خواست آرمانی و اتوپیک بلکه یک آمریت تاریخی برای مردم عراق و منطقه است. مردم عراق باید بین مدرن و سکولاریزه شدن نظام سیاسی کشورشان و در یک جنگ مذهبی و قومی غرق و سرانجام متلاشی شدن یکی را انتخاب کنند.

کردستان عراق بر سر دو راهی: حصول انسجام و اجماع ملی یا واگرایی ملی

 

فرایند پیدایش ملتهای مدرن امروز ریشه در فرایند شکلگیری اقوام و فرایند شکلگیری اقوام ریشه در شکلگیری طایفه ها و طایفه ها در کلانها (قبایل) و کلانها در گله ها و گروههای انسانهای اولیه و آن گروهها و گله ها ریشه در واحد خانواده داشته و دارد. از این حکم این نتیجه گرفته میشود که خارج از این تعالی حلزونی شکلگیری تاریخی (Transcendental) راه دیگری برای پیدایش ملت/دولتها وجود نداشته است.

در چنین فرایندی، همزادی یا همزایی دولت* و ملت، یک ویژگی الزامی است. همچنانکه تفکیک کامل روان آدمی از سیستم عصبی  او غیر قابل تصور است، مقوله دولت و ملت هم مانند مفهوم واحد neuropsychologic بیان جسم و جان یا تن و روان موجود بشری است. نه دولت بدون ملت و نه ملت بدون دولت معنا دارد و میتواند وجود داشته باشد.

در مقایسه باید گفت ملت مانند مغز و اعصاب و دولت مانند روان در موجود بشری است. دولت محصول ملت و فرایند ملت شدن است که خود به  این تکامل فرایندی یا کمک میکند و یا برعکس مانند تمدنها و ملتها و اقوام منقرض شده جامعه را به مسیر واگرایی و تجزیه و انحلال میکشاند. اهمیت سترگ کار سرداران و فرمانروایان بزرگ در این بوده و هست که تاریخ و جغرافیای جامعه بشری را بسوی انتگراسیون یا همگرایی برده اند چه با شمشیر چه با تدیبر یا هردو.

اهمیت نکات فوق در اینست که بدانیم چه عناصری در بافتمان ملی یک ملت به تقویت انسجام آن و چه عواملی به تضعیف بافتمان و انسجام آن کمک میکنند.

اگر ملتهای بزرگی  امروز در اروپا و آمریکا و اقیانوسیه یا آسیا شکل گرفته اند، این شکلگیری آنان نتیجه ادامه حرکت در بستر طبیعی تاریخی آنان بوده است و این بستر، از خانواده بعنوان سلول اولیه آغاز شده تا با عبور از مراحل پیش گفته به ملت/دولت مدرن  فرا روئیده است.

در توصیح صفت مدرن بر موصوف دولت/ملت، باید گفت ویژیگی مدرن دولت/ملتها از چیرگی وجوه وحدت اقتصادی و سپس سیاسی آنان بر ویژگی وحدت سرزمینی، تاریخی و فرهنگی اشان ناشی میشود. تاریخ شاهد ظهور و سقوط دولت ملتها ی بسیاری بوده است ولی آن ملت ها نه دولت/ملت بلکه مجموعه ایی از دولتشهر ها یا جوامع ایلی تشکیل میشده که منافع سیاسی و قومی و قبیله ایی، ملاط چسبندگی و انسجام آنان بوده است و نه نظام واحد اقتصادی و سیاسی.

تصور غالب در مفهوم  ملت بعنوان ناسیون، بر اینست که این اصطلاح با انقلاب فرانسه و در اثر بهم پیوستن شاه نشین های(واسالها) آن سرزمین بصورت ملت واحد فرانسه پیدا شد. چه مفهوم دولت ملت مدرن را برآمده از فرایند وحدت فرانسه بدانیم و چه وحدت انگلو ساکسونها در انگلیس یا پیدایش دولت آمریکا در هر حال این دولت ملتهای مدرن تنها بیان اشتراکات فرهنگی و تاریخی نیستند و نبودند بلکه نظام واحد اقتصادی بهم پیوسته و بر اساس آن؛ نظام حقوقی و سیاسی واحد، و سلب یا کاهشِ استقلال حقوقی(sovereignty)کُنت نشینهای فئودالی(دولت شهرها) شرط اساسی شکلگیری و پیدایش این ملت/ دولت های مدرن بوده است.

همپوشی و ناهموشی عوامل افتراق آمیز یا اتحاد آمیز ملی، آن میزان و ترازویی است که تعین میکند یک ملت چقدر و تا چه اندازه ملت است و اقوام تشکیل دهنده یک سرزمین چقدر از همپوشی منافع مشترک اقتصادی، تاریخی و فرهنگی برخوردارند یا برعکس چقدر موزائیکی بوده و ناهمپوشی های قومی فرهنگی و تاریخی بر ساختار آنها چیرگی دارد که  درواقع یک وحدت مکانیکی است که آبستن  وارفتگی و واگرایی میباشد.

دانستن نکات فوق لازم بود تا بدانیم که در دنیای امروز حتی یک ملت نمیتوان یافت که از کانال وحدت و مشترکات مذهبی یا بقول اسلامیون ما اُمت وارگی به وحدت ملی و تشکیل دولت/ملت رسیده باشد. از مدرن بودن آن میگذریم  که بحث آن در اینجا زاید است. اگر به منشاء پیدایش ملتها و اقوام نگاه کنیم  همه آنها منشائی هزاران ساله دارند و بقول معروف از بیخ بته بیرون نیامده اند در حالیکه طی این هزاران سال دهها  نوع جورا جور پوشش مذهبی بر نظام اعتقادی و اعتقادات خود پوشانده اند.

اشتراکات مذهبی در هیچ دوره ایی از تاریخ و در هیچ گوشه ایی از دنیا، در غیاب منافع مشترک سرزمینی (میهنی) و تاریخ و فرهنگ مشترک و نظام واحد اقتصادی/سیاسی نتوانسته است از مجموعه ایی از فرقه ها یا افراد مذهبی یک ملت واحد بسازد که در یک بستر طبیعیِ تاریخی قابلیت توسعه و رشد داشته باشد بلکه برعکس کثرت آراء دینی و متولیان و رهبران مذهبی در طول تاریخ زاینده شاخه های متعدد و بیشمار فرقه های مذهبی و ادیان گوناگون بوده است که بخشهای از جوامع را در برابر بخشهای دیگر آن قرار داده و آتش بیار جنگهای خونین در تاریخ بوده است.

جنگهای طولی و خونین۳۰ ساله مذهبی اروپا بین پروتستانها و کاتولیکها، بین دولت شیعی ایران صفوی و سُنی مذهبان عثمانی، قتل و عامها و ترورهای مذهبی از افغانستان تا پاکستان و کشمیر و خاور میانه و شمال آفریقا و فیلیپین و اندونزی، ایرلند شمالی و جنوبی و بین کاتولیکها و پروتستانهای ایرلند شمالی فقط نمونه هایی از نقش واگرائی آفرین دین و مذهب در جوامع بشری است. از داعش و القاعده میگذرم.

نقش واگرائی آفرین مذهب به اجتماعات بزرگ ملی و قومی بشری  محدود نمی ماند بلکه چنانچه  اعضای یک خانواده، اهالی یک ده یا یک شهر اگر بخواهند احکام دین و مذهب را الگوی زندگی و روابط خانوادگی طایفه ایی خود قرار دهند و در این راه از متولیان مورد نظر خود تقلید کنند قطعاْ کارشان به جنگ با هم خواهد کشید و خانواده ها هم اتمیزه میشوند تا چه رسد به مردم دهات و شهرها. زیرا درک مذهبی یک درک قلبی و فردی است و نمیتوان دو نفر را یافت که درک  مشترکی از مقدسات و احکام مذهبی داشته باشند. و کمتر رهبر مذهبی را میتوان یافت که با جان و دل رهبر یا پیشوای دیگری را قبول داشته باشد. اگر تفاهمی بین متولیان دین هست نقطه مرکزی این تفاهم را نه در درک مشترک دینی آنها بلکه در منافع باندی و جناحی در سلسله مراتب روحانیون باید دید. بطور مثال نزدیکی بین جنتی و مصباح با خامنه ایی در مملکت ما را فقط در منافع مشترک این جهانی آنان؛ در منافع  مشترک سیاسی و اقتصادی آنان دریافت. درک و قرائت مشترک دینی آنها درحقیقت پوششی برای منافع مشترک مادی آنهاست نه بالعکس.

مقدمه بیش از آنچه منظور نظر بود طولانی شد و بطور خلاصه اینرا هم اضافه کنم تشکیل و تجزیه امپراطوریهای موزائیکی تاریخ که با ضرب و زور دین یا دیگر ایدئو لوژیها و بکمک شمشیر  سرهم بندی شده بوده اند را نمیتوان در چهارچوب فرایند طبیعی/تاریخی ملت سازی واحد قرار داده و توضیح داد. امپراطوری اسلامی اعراب، مغول، عثمانی و اتحاد شوروی سوسیالیستی از این نوع بودند. و برعکس امپراطوریهای چین، رِم  و ایران باستان از یک بستر طبیعی اجتماعی و تاریخی برخوردار بوده اند. کافیست درنظر بگیریم که در فلات پهناور ایران امپراطوریهای متعددی آمده و رفته اند بدون اینکه بخاطر قومیتشان مردم این سرزمین با آنها در افتاده باشند. من فکر نمیکنم اگر در فردای روزگار هم یک رئیس جمهور ترک، بلوچ کرد، عرب یا ترکمن در مملکت ما به فرمانروایی برسد ابداْ کسی بخاطر تعلقات قومیش با او مخالفت ورزند. و تردید ندارم در یک شرایط فرضی مردم ما، یک کرد یا بلوچ مترقی و برنامه دار را بر کسی مانند احمدی نژاد فارس در رأس قدرت ترجیح خواهند داد.

هدف از مقدمه طولانی شده فوق تحلیل بیانات مسرور بارزانی است که گفته است؛ پس از شکست داعش در عراق این کشور باید به سه قسمت تقسیم و تجزیه شود:یا بصورت کنفدراسیون یعنی دولتهای مستقلی که با هم همپیمانی کنفدارتیو دارند، مثل اتحادیه اروپا یا کامنولث بریتانیا و گزینه دیگر؛ بطور صاف و ساده،  کشورعراق باید به سه دولت مستقل تقسیم شود.

با رجوع به مقدمه فوق، این ایده بارزانی تا آنجا که به کردها مربوط میگردد چندان غیر عملی نیست و اگر قرار است دولت مرکزی و کل حکومت عراق در ادامه مسیر فعلی، در فساد و جنگ مذهبی فرو رود چه بهتر که حد اقل بخشی از آن بصورت یک دولت/ملت مدرن  از زهدان اشتراک قومی و فرهنگی کردهای عراق زاده شود. دولت اقلیم کردستان بر مبنائی، ادعای برپایی دولت/ملت کرد را دارد که این هدف با تکامل فرایندی قومی تا مرز ملی، بطور قانونمند مغایرتی ندارد زیرا که قوم بنیاد است و همچنانکه در پیش ذکر شد، ملت از تکامل طبیعی قومی زاده میشود ولی اگر کسی تصور کند همین حکم را میتوان به آن دو بخش دیگر مورد نظر بارزانی؛ دولت شیعی و سُنی، تعمیم داد تصوری کاملاْ خطا و فاجعه آفرین است زیرا نه مذهب شیعه میتواند از خود یک ملت واحد بیرون دهد و نه مذهب سُنی. نتیجه چنین تقسیم شدنی امتداد شکاف مذهبی تا بنیاد اجتماعی و تا بن استخوان جامعه عراق است که در فرایند ختمِ خود به آشوب و هرج و مرج و جنگ بی پایان مذهبی منتهی شده، همسایه های خود را نیز بدرون فاجعه خواهد کشانید.

وجه ناپیدای این اظهارات یا وجه ناخودآگاه  ابراز شده اظهارات مسرور بارزانی را باید یک هشدار بسیار جدی و آژیر خطر جنگ فرقه ایی و قومی، نه تنها برای عراق بلکه برای کل منطقه تلقی کرد. اگر دولت کنونی عراق؛ نتواند پس از شکست داعش، گفتمان مدنی و مدرن تشکیل دولت/ملت مدرن را بر صحنه سیاسی عراق چیره کند و اگر نتواند برای چیرگی چنین گفتمانی با قاطعیتی ناپلئونی و سزاریستی سر افعی گفتمان سیاسی/مذهبی و فرقه گرایی دینی را در آنکشور له کند، و اگر نتواند با طرح و ارائه یک گفتمان برتر و اجماع آفرینِ ملیِ جذابی که بر شعار کردستان مستقل برتری نمایان داشته باشد ارائه کند، لاجرم، گفتمان تشکیل دولت مستقل کُرد چنان به خواست عمومی و توده ای مردم کردستان تبدیل میشود که موج نیرومند و دینامیسم گسترش یابنده آن هر مانعی را، از برابر خود  خواهد روفت و و سرانجام هم تحت تآثیر نیروهای افراطی و شوینیستی قرار خواهد گرفت و گفتمان تجزیه طلبی به گفتمان  چیره در عرصه ساختارسازی نظام سیاسی در تمام منطقه تبدیل میگردد که در آنصورت دیگر خانواده بارزانی هم قادر به کنترل آن نخواهند بود. فساد فراگیر دولت و حاکمیت کنونی مزیت و مزایایی برای اجماع و انسجام ملی باقی نگذارده است.

بنا بدلایل فوق؛ سکولاریزه و مدرن شدن جامعه عراق نه یک خواست آرمانی و اتوپیک بلکه یک آمریت تاریخی برای مردم عراق و منطقه است. مردم عراق باید بین مدرن و سکولاریزه شدن نظام سیاسی کشورشان و  غرق شدن در یک جنگ مذهبی و قومی، سرانجام متلاشی شدن یکی را انتخاب کنند.

در این میان دولت اسلامی ما با ترویج فرقه گرایی و تعقیب سیاست فدرالیسم دینی و قومی در عراق در زیر ثبات آن جامعه نه دینامیت بلکه بمب اتمی ساعتی کار میگذارد که  انفجار آن تمام منطقه را بلرزه خواهد انداخت. رژیم ایران از تبدیل اعتقادات شیعی مردم به سرمایه سیاسی و نظامی در منطقه و پروکسی سازی به این آسانی دست بردار نیست زیرا با این سازو کار مخرب زنده است و نفس میکشد.

*

در اینجا منظور از دولت وسیعترین معنای تاریخی آن از عصر پیش کشاورزی تا پسا صنعتی  است

 

جنگ فلوجه و پیامدهای آن

Share Button

واقعیت اینست که حکومت اسلامی ایران که تجربه موفق حزب الله سازی در لبنان را در ۳ دهه گذشته پشت سرگذاشت، آن تجربه را پایه و چهار چوبِ استراتژی راهبردی خود در صدور انقلاب اسلامی اش و صدور تروریسم در منطقه با استفاده از جمعیت های اقلیتی یا اکثریتی شیعی مذهب در عراق، سوریه، یمن، بحرین و … ، قرار داده است. این راهبرد استراتژیک نطفه شکست را همزاد خود دارد و شانسی برای پیروزی با دوام و ماندگاری ندارد زیرا؛ زیرِ علم فدرالیسم فرقه ایی و دینی در بهترین حالت یا بزور کشتار فرقه ایی در بدترین حالت نمیتوان ملت/دولت سازی کرد. فرقه گرایی و دین سیاسی مثل اتم ارانیوم و مواد رایو اکتیو تمایل به شکستن و ریزش دائمی دارد و این شکسته شدن در ذات آنست و  از آن جدا شدنی نیست. 

Iraqi soldiers gesture in center of Falluja, Iraq, June 17, 2016. REUTERS/Thaier Al-Sudani

Iraqi soldiers gesture in center of Falluja, Iraq, June 17, 2016. REUTERS/Thaier Al-Sudani

حمله ارتش عراق برای آزادی فلوجه که در ۵۰ کیلومتری بغداد قرار دارد، با پشتیبانی ائتلاف تحت رهبری آمریکا از هوا و نیروهای محلی از قبایل سُنی و ائتلاف حشدالشعبی و داوطلبان  بسیج محلی سرانجام با دستآوردهایی که ناظرین بیطرف آنرا نسبی و حیدرالعبادی آنرا کامل میداند به نتیجه رسید و فرمانده نیروهای مشترک، ژنرال کنعان در مصاحبه  ایی که بیشترین بخش تحلیل زیر را در بر میگیرد اعلام کرد که نیروهای ارتش، پلیس محلی و بسیج قبیله ایی و نیروهای داوطلب محلی به مرکز شهر تسلط یافته و بیش ۸۰٪ شهر را از چنگ داعش خارج کرده اند.

در مصاحبه ژنرال کنعان که خبرگزاری روئیترز*  آنرا درج کرده است، حد اقل دو نکته بسیار مهم وجود دارد که در سایه اصل موضوع و اهمیت کل خبر  یعنی خودِ جنگ، بدون دقت کافی درک نمیشود.

روئیترز در این گزارش خود ازجمله مینویسد:« واحد های دولتی در پناه حمایت هوائی نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمریکا علیه داعش، از ۲۳ می گذشته (۱۳ خرداد) به یک تهاجم عمده برای باز پس گیری شهر فلوجه مبادرت کردند.

در این عملیات شرکت شبه نظامیان شیعی مورد حمایت ایران بموازات عملیات و پیشروی ارتش عراق، باعث ایجاد ترس از تکرار کشتارهای فرقه گرایانه ای گردیده است که دولت عراق درحال حاضر  دستور تحقیق روی صحت و سقم  آنها را که حاکی از اعدامهای جمعی دهها نفر سُنیهائی است که از شهر گریخته بوده اند توسط شبه نظامیان شیعه، داده است.

کنعان؛ گفت که طرح نظامی عملیات در داخل فلوجه بدرستی شامل دادن نقشی به شبه نظامیان حشد  الشعبی که زیر چتر دولت قرار دارند نمیشود.

او گفت؛ به احتمال زیاد، در عملیات آزاد سازی موصل، استحکامات کانونی دولت اسلامی   هم نیازی به بسیج (حشد الشعبی. ح ت) نخواهد بود. موصل شهری با جمعیت عمدتاُ سُنی میباشد که حیدر العبادی وعده آزاد سازی آنرا در سال جاری داده است.

ژنرال کنعنان در اشاره ای مستقیم به شبه نظامیان بسیج مردمی( حشد الشعبی وابسته به ایران. ح ت) ، میگوید؛ بسیج قبیله ایی، پلیس محلی و نیروهای داوطلب از مناطق سُنی نشینی که تحت تصرف داعش هستند به حفظ و اداره مناطق آزاد شده کمک خواهند کرد. دیگر نیازی به نیروهای اضافیِخارج از منطقه نیست.»  

در پایان گزارش آمده است: «این نوع عملیات که در مناطق پر جمعیت انجام میشوند به واحد های منظم ارتش نیاز ندارند بلکه محتاج عملیات نیروهای ویژه هستند که بصورت گروههای عملیاتی کوچک بطور سیال عمل میکنند.» نیروی ضدتروریست CTS عراق که تعداد آنها به نزدیک ۱۰.۰۰۰ تن میرسد، قریب ده سال پیش با حمایت نیروهای ایالات متحده تشکیل شد که زبده ترین و مجهز ترین جنگجویان نظامی عراق میباشند.

ژنرال کنعان گفت اینها (این نیروها. ح ت) برای آینده قابل پیش بینی لازمند.

 او در ادامه  افزود که برای یک قیام مردمی علیه داعش در موصل زمینه سازی شده و فعالیت ضد داعش در داخل شهر آغاز گردیده است که فعالین آن با او در ارتباط هستند.

برای کسی که آشنایی کمی با آرایش سیاسی، قومی، مذهبی، پروکسیکال و .. ، صحنه سیاسی عراق دارد شاید این گزاره هایی که من برجسته کرده ام معنایی نداشته باشند و گزارش جنگ خواننده را غرق در جبهه جاری نبرد داعش و ضد داعش بکند. ولی بنظر من پیکار فلوجه قبل از اینکه پیکاری برای آزاد سازی آن شهر  از شر داعش باشد نبردی تدارکاتی برای جنگ اعلام نشده سرنوشت ساز آینده است که بین این نیروهای ویژه، آن بسیج محلی و  قبیله ایی در یکسو و حشد الشعبی (بسیج مردمی ایران ساخته) از سوی دیگر بسترش  در حال ساخته شدن است .   توضیح : حشد یا حشید به عربی یعنی بسیج.

باید توجه داشت که نیروهای ویژه (کماندویی) ارتش که در فلوجه می جنگند؛ تربیت و روانشناسی رزمی آنها در این رابطه و فضای آن شکل میگیرد. این نیروها طبق آنچه ژنرال کنعان (فرمانده نیروهای مشترک در عملیات فلوجه و موصل و فرمانده قدیمی نیروهای ویژه)  میگوید قرار است با یک قیام مردمی در موصل و همراه با واحدهای داوطلب محلی و قبیله ایی سُنی مذهب، کار داعش را یکسره کنند. این نقش در این ائتلاف جنگی دینامیسمی ایجاد میکند که پیکان آن علیه نیروهای تحت حمایت ایران و ائتلاف شیعه تحتِ فرمان نوری المالکی، جعفری یا  هادی العامری است

هادی العامری رئیس سازمان بدر، و نیروهای حشد الشعبی

در آغاز عملیات  فلوجه، آمریکابه دولت عبادی هشدار داد که در صورت مشارکت حشد الشعبی در  این عملیات به آن پوشش دفاع هوایی نخواهد داد. بنا بر این، سرانجام قرار شد که این نیروها تا پشت دروازه های شهر با ارتش عراق همراه شوند و آنهم بدون حمایت هوایی. در حقیقت مشارکت حشد الشعبی در این عملیات برای نیروهای شعیی و ایران که همه چیز را از منظر لانسه کردن خود و جا باز کردن در منطقه می سنجند یک حمالی پر هزینه رایگان برای نیروهائی بوده است که در خصومت آنها با ائتلاف شیعه مورد حمایت ایران و حشد الشعبی آن تردیدی وجود ندارد.

آخرین گفته های ژنرال کنعان آنهم در یک مصاحبه بسیار رسمی نیز بسیار پرمعنا تر از آنست که بتوان از آن سرسری گذشت. ژنرال کنعان از کدام «آینده قابل پیش بینی حرف میزند» که این نیروها در آنهنگام لازم خواهند بود؟!

واقعیت اینست که حکومت اسلامی ایران که تجربه موفق حزب الله سازی در لبنان را در ۳ دهه گذشته پشت سرگذاشت، آن تجربه را پایه و چهار چوبِ استراتژی راهبردی خود در صدور انقلاب اسلامی اش و صدور تروریسم در منطقه با استفاده از جمعیت های اقلیتی یا اکثریتی شیعی مذهب در عراق، سوریه، یمن، بحرین و … ، قرار داده است. این راهبرد استراتژیک نطفه شکست را همزاد خود دارد و شانسی برای پیروزی با دوام و ماندگاری ندارد زیرا؛ زیرِ علم فدرالیسم فرقه ایی و دینی در بهترین حالت یا بزور کشتار فرقه ایی در بدترین حالت نمیتوان ملت/دولت سازی کرد. فرقه گرایی و دین سیاسی مثل اتم ارانیوم و مواد رادیو اکتیو تمایل به شکستن و ریزش دائمی دارد و این شکسته شدن در ذات آنست و  از آن جدا شدنی نیست.

بگذریم از اینکه با  به مخمصه افتادن همان حزب الله موفق لبنان، در جنگ فرسایشی سوریه و اعمال تحریمهای مرگبار مالی و بانکی بر آن از سوی آمریکا، دیگر از ایجاد حزب الله بعنوان یک تجربه موفق هم نمیتوان سخن راند.

همزمان با اتفاقات مورد  تحلیل فوق، مسرور بارزانی** نخست وزیر دولت اقلیم خود مختار عراق  KRG  در مصاحبه ایی که رسانه منطقه ایی Rudaw آنرا انتشار داده است گفت که تجربه فدرالیسم در عراق شکست خورده است و پس از شکست داعش؛ عراق یا باید بصورت کنفد راسیون (مجموعه ایی از دولتهای مستقل و ملی مانند کامنولث بریتانیای کبیر . ح ت) در آید یا با صلح و صفا به سه دولت تقسیم شود.

تحلیل این اظهارت بسیار مهم و معنی دار مسرور بارزانی (پسر رئیس جمهور مسعود بارزانی) را به آینده وا میگذارم.

این ضمایم را هم ببینید!

شیعه نیوز

صدها نفر از عناصر ناشناس پنجشنبه شب با حمله به مقر حزب الدعوه و دفاتر چند حزب سیاسی در بغداد و چند شهر جنوبی عراق اقدام به تخریب دفاتر و اهانت به عکس رهبران سیاسی و دینی کردند.

به گزارش «شیعه نیوز»، طى دو روز گذشته صدها نفر که معلوم نیست وابسته به چه جریانى هستند در بغداد پایتخت عراق و چند شهر جنوبى این کشور به دفاتر احزاب سیاسى از جمله حزب الدعوه، حرکه الجهاد والبناء وابسته به مجلس اسلامى اعلاى عراق، سازمان بدر، حزب الفضیله و جریان اصلاح حمله کرده اند و به تخریب آنها پرداخته اند.

به گفته شاهدان عینى حمله کنندگان عکسهاى رهبران احزاب سیاسى عراق را از سر در این دفاتر پایین کشیده و بعضا انها را آتش زده و یا پاره کرده‌اند.

همچنین در برخى از موارد نیز به تصویر رهبران مذهبی را که در کنار عکس رهبران احزاب در آنجا دیده می‌شده توهین شده است.

در برخى از موارد نیروهاى امنیتى عراق وارد عمل شده و مانع پیش روى حمله کنندگان به سوى دفاتر احزاب سیاسى شده‌اند.

نخست وزیر عراق به کسانی که به مقرهای حزب الدعوه در تعدادی از استان‌های جنوبی این کشور یورش بردند هشدار داد و گفت که در مقابل چنین اقداماتی ساکت نمی‌نشیند.

«حیدر العبادی» در بیانیه‌ای هشدار داد که با قدرت و قاطعیت برای ممانعت از تجاوزگران به نظم و جان بی‌گناهان وارد عمل خواهد شد.

وی طرف‌های ناشناس را به آتش زدن مقرها و دفاتر فراکسیون‌های سیاسی با پوشش تظاهرات متهم کرد و از فراکسیون‌های سیاسی خواست تا با این اقدامات شرم آور مخالفت کنند.

در همین حال، «نوری مالکی» نخست وزیر سابق عراق و دبیر کل حزب الدعوه یورش به مقرهای حزب خود و احزاب دیگر در تعدادی از استان‌های جنوبی عراق را تجاوزهایی گناه آلود خواند که توسط گروه‌های شورشی صورت گرفته است.

همچنین «هادى العامرى» دبیر کل سازمان بدر در عراق در این راستا گفته است هر کس به دفاتر ما حمله کند یا داعشى و یا بعثى است و ما با او مقابله می‌کنیم.

از سوی دیگر ۱۵ گروه زیر نیز به جریان صدر هشدار داده‌اند که طی ۲۴ ساعت آینده تکلیف و موضع خود را نسبت به مهاجمان معلوم کند.

۱- سپاه بدر
۲- حزب الدعوه عراق
۳- حرکه الجهاد والبناء
۴- مجلس اعلای اسلامی عراق
۵- حزب الدعوة تنظیم الداخل
۶- الدعوه تنظیم العراق
۷- عصائب اهل الحق
۸- انصار الله الاوفیاء
۹- سرایا الخرسانی
۱۰- الفضیلة
۱۱- تیار الاصلاح
۱۲- کتائب حزب الله
۱۳- کتائب الامام علی
۱۴- النجباء
۱۵- جند الامام

*

Reuters

Kenani, who heads the Joint Operations Command waging Iraq’s war against Islamic State in coordination with a U.S.-led coalition, was speaking at his Baghdad office inside a compound guarded by black-clad special forces commando

….

Government troops launched a major operation with coalition air support on May 23 to retake Falluja, a bastion of the Sunni Muslim insurgency against U.S. forces that toppled Saddam Hussein, a Sunni, in 2003, and later Shi’ite-led governments.

The participation of Iranian-backed Shi’ite militias alongside the Iraqi army raised fears of sectarian killings, and authorities are already investigating allegations that militiamen executed dozens of Sunni men fleeing the city.

Kenani said the military plan for operations inside Falluja proper did not include a role for the militias, grouped under a government umbrella called the Hashid Shaabi.

He said the Hashid would likely not be needed either in the campaign for the Islamic State stronghold of Mosul, a predominately Sunni city which Prime Minister Haider al-Abadi has pledged to retake this year.

“The tribal Hashid, local police and volunteers from the Sunni areas occupied by Daesh will help to hold land. No need for additional forces from outside the area,” he said, in an apparent reference to Shi’ite militiamen.

The roughly 10,000 members of CTS, established a decade ago with support from the U.S. forces, are considered the best-trained and -equipped fighters in Iraq.

Kenani said they would be needed for the foreseeable future

HOPES FOR MOSUL UPRISING

By Rudaw yesterday at 09:0
Masrour Barzani, the head of the Kurdistan Regional Government's (KRG) Security Council. AFP photo.
Masrour Barzani, the head of the Kurdistan Regional Government’s (KRG) Security Council. AFP photo.

ERBIL, Kurdistan Region – Iraq should be divided into three parts after the Islamic State (ISIS) militants are driven out of the country, said the head of the Kurdistan Regional Government’s (KRG) Security Council in an interview.

Masrour Barzani, who is also the son of KRG President Masoud Barzani, told Reuters during an interview that the lack of trust between Shias, Sunnis and Kurds is so very big that in order to bring back stability and peace to Iraq, the three parts must split or coexist in a confederation system.

“Federation hasn’t worked, so it has to be either confederation or full separation,” Barzani said. “If we have three confederated states, we will have equal three capitals, so one is not above the other.”

Not only has violence in Iraq increased since the emergence of ISIS, the country has also been witnessing years of political deadlock, sectarian violence and high levels of corruption.

“What we are offering is a solution,” Barzani said. “This doesn’t mean they live under one roof but they can be good neighbors. Once they feel comfortable that they have a bright and secure future, they can start cooperating with each other.”

His father, Masoud Barzani, has also stressed in the past years the rights of individual nations, noting that people have to be consulted whether they want to live within existing borders or separate.

“No resolution can be imposed and any new resolution now has to be made through referendum,” which is a gesture of democracy, the president has said.

President Barzani has also declared that a referendum on the matter of an independent Kurdistan will happen before the American presidential election in November.

………..