Archive for: June 2016

پژاک» پاسخی به تروریسم دولتی حاکم»

Share Button

با هر روزی که از عمر این رژیم میگذرد مردم ایران بیشتر و بیشتر با خود بیگانه شده و حتی خود ستیز میشوند و بسوی واگرایی تمایل مییابند. این رژیم در جامعه ایران بذر تفرقه و تنافر اجتماعی میکارد و فرجام این کِشت جز از هم پاشیدگی مملکت نیست. جریانهای جدایی طلب محصول این کِشت تفرقه رژیم هستند و نه علت و بانی آن.

درگیری نظامی بین پژاک، جیش العدل و پیکاجویان بنیاد گرا با نیروهای سپاه

نهارنت لبنان * به نقل از فرانس پرس مینویسد که طی یک برخورد مسلحانه در منطقه اشنویه واقع در شمال غربی کشور، بین دو واحد از پیکارجویان حزب پژاک (حزب زندگی آزاد کردستان) و افراد سپاه  پاسداران، ۱۲ تن از افراد پژاک و ۳ تن از افراد سپاه کشته شده اند. این درگیری نظامی چند روز پس از حادثه مشابهی در منطقه سردشت رخ میدهد که طی آن نیز، بگزارش فرانس پرس ۵ نفر جهادی و ۵ تن از نیروهای پژاک و یک افسر نیروی انتظامی کشته شده اند. طی همین دوره گزارشی از یک درگیری مسلحانه بین جیش العدل و نیروهای سپاه در شرق کشور رخ داده است که بنا به گزارش تلویزیون دولتی ایران در آن ۶پیکارجوی بلوچ توسط نفرات سپاه بقتل رسیده اند.

منبع تمام گزارشهای فوق که نهارنت از فرانس پرس نقل کرده است خیرگزاریهای رسمی ایران بوده است. گرچه از رسانه های دولتی ایران و حتی نیمه دولتی نمیتوان انتظار گزارش دقیقی از اصل قضیه داشت ولی میتوان این بخش را که درگیری مسلحانه در غرب و شرق کشور بین پیکارجویان کرد و بلوچ رخ داده است را مقرون به واقعیت دانست گرچه در آمار کشته شدگان این برخوردها بشمول کشته شدگان سپاه و مخالفین باید با احتیاط برخورد کرد.

آنچه در رابطه با این درگیریها مهم است نه نفس  پیروزی این طرف یا آنطرف  بزبان آمار کشته شدگان، نگاهی نظامیگرانه که ویژه نیروهای سرکوبگر در همه نظامهاست که برتری یا پیروزی نظامی و تاکتیکی را در چنین مواردی برجسته میسازند و ابعاد روانشناختی، جامعه شناختی سیاسی و کلاْ ریشه عمیق اجتماعی اقتصادی این درگیریها را جدی نمیگیرند و نمیتوانند چنین جنبه هایی را درک کنند.

برای اینکه قضیه بهتر توضیح داده شود نمونه سوریه را مثال میزنم.

هرچند محال، برای یک لحظه فرض کنیم رژیم اسد در سوریه موفق شود مقاومت مسلحانه مخالفین خود را کاملاْ سرکوب  کند. آیا یک انسان واقع بین میتواند برای حتی لحظه ایی تصور کند این رژیم پس از یک چنین پیروزی نظامی بر اپوزیسیونی که میلیونها توده مردم (به غلط یا درست ) در پشت سر آن طی نزدیک به ۶ سال از آن دفاع کرده اند و به انگیزه مطالبات آن نزدیک به ۳۰۰ هزار کشته داده اند در نظام پس از پیروزی اسد به زندگی تسلیم آمیز ادامه دهند؟ نظامی که بشار اسد میخواهد برای آنها روی اجساد قربانیان و عزیزان آنها برایشان بسازد؟ از اینکه او با چه پولی  میخواهد مملکت ویران شده را بسازد میگذرم.

رژیمهای دیکتاتوری در برخورد با مقاومت های اجتماعی بعلت سرشت استبدادی و سرکوبگر خود فقط به مطیع سازی مردم از راه سرکوب پلیسی و نظامی میاندیشند و چشم بروی علل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تنشها میبندند. برخورد رژیم ایران با مسئله اقلیتها بشمول اقلیت قومی کرد و بلوچ و اقلیتهای مذهبی از این قماش است.

البته اگر رژیمی اقتدارگرا در عرصه اقتصادی و اجتماعی بر تاریخ پیشی گرفته باشد و پرچمدار آرمان و برنامه ایی باشد که خواست طبقات نوخاسته و بالنده جامعه است میتواند با دستآوردهای گسترش یابنده اقتصادی و سیاسی خود، بر تضادهای اجتماعی پیشی گیرد  مانند کسی که در جهت حرکت یک رودخانه از سرعت جریان آب \یشی گیرد چنین شخصی زیر موج تند رود غرق نمیشود بلکه بر امواج  گردابها پیشی میگیرد. چنین رژیمهای هر چقدر هم اقتدارگرا باشند بعلت همسویی با گسترش تاریخ، سرشتی همگرایی آفرین دارند و میتوانند بر گرایشهای واگرایانه نیروهایی که بلحاظ تعلق تاریخی خود، ارتجاعی و ناهمسو با جهت گسترش مترقیانه تاریخ هستند غلبه کنند و برای همیشه آنها را بعنوان یدیده ها و مقولات تاریخی از صفحه سیاسی بروبند و بر کوهه ویرانه یا حتی اجساد مدافعین تحجر و وا\سگرایی آینده را بسازاند. اینکه  چنان جریانهای واگرایانه ایی(مانند نمونه ایران ما و ترکیه) بعدها بتوانند دو باره قد علم کنند بستگی مستقیم به  میزان رشد و توسعه سیاسی و اقتصادی یک جامعه دارد.

تاریخ شاهد متحد شدن واحد های جغرفیایی سیاسی بسیاری بصورت دولت/ ملت های بزرگ معاصر است که به ظهور قدرتهای واحد سیاسی جغرافیای نیرومند انجامیده. نمونه های برجسته آن، ایالات متحده، جمهوری فدرال آلمان، بریتانیای کبیر، فرانسه و کلاْ اغلب دول اروپایی و ژاپن است. دربرابر این انتیگراسیونهای سیاسی/جغرافیای؛ تاریخ نمونه واگرایی امپراطوریهای عثمانی و در دو دهه اخیر نمونه روسیه و یوگوسلاوی را نیز در خود ثبت کرده است و شاید فروپاشی میهن ما را نیز ثبت کند.

اهمیت درگیری مسلحانه واحد های سپاه و نیروهای انتظامی برخلاف آنچه ماشین تبلیغی رژیم سعی دارد نشان دهد در این نیست که نیروهای سپاه یا نیروهای انتظامی توانسته اند تعداد بیشتری نسبت به کشته های خود  از مخالفین بکشند بلکه اهمیت این قضیه در  شرایط سیاسی و نظامی دورانی است که کفگیر گفتمان انقلاب اسلامی و رژیم ولایی و شیعه گرایی فرقه گرانه آن بشدت به ته دیگ خورده است و در برابر این فقر و فلاکت شدید گفتمانی(دیسکورسیو)** و آرمانی رژیم، جریانهایی مانند پژاک یا جیش العدل و.. ، صرفنظر ای اینکه چه آنها در زهدان و تخمدان تاریخی خود برای مردمی که آنها ادعای پیشکسوتی آرمانی و مطلباتی اشان را دارند؛ تازه نفس گامهای بسیار زیادی جلوتر بوده و در چنته برنامه های سیاسی خود نیز مواعید جذاب بسیار دارند. و تا انجا که به مردم ایران مربوط میباشد، در طول زمان درخواهند یافت که داعش و پژواک چالشی برای قدرت رژیم هستند و نه الزاماْ برای  مردم ایران. خطا است اگر تصور شود که جریانی هرچند بنیاد گرا مانند جیش العدل یا ایدئولوژیکِ چپ و قومی مانند پژاک از رژیم حاکم حاضر برای مردم ما مضرتر و خطرناکتر باشند.

این؛ رژیم است که با خشونت و تروریسم دولتی خود زمینه گرایشهای گریز از مرکز و واگرایانه را در بین اقلیتهای قومی و دینی میهنمان فراهم میسازد و اشتباده است اگر تصور کنیم غلبه این رژیم بر پژاک و جیش العدل و .. ، زمینه صلح و صفای اجتماعی و سیاسی را در میهنمان فراهم میساد.

با هر روزی که از عمر این رژیم میگذرد مردم ایران بیشتر و بیشتر با خود بیگانه شده و حتی خود ستیز میشوند و بسوی واگرایی تمایل مییابند. این رژیم در جامعه ایران بذر تفرقه و تنافر اجتماعی میکارد و فرجام این کِشت جز از هم پاشیدگی مملکت نیست. جریانهای جدایی طلب محصول این کِشت تفرقه رژیم هستند و نه علت و بانی آن.

از موارد بسیار قابل تأمل فوق گذشته، رژیم در شرایطی بدنبال پیروزی نظامی بر جریانهایی چون پژاک و جیش العدل است که با ماجراجویی های منطقه ایی خود در یمن، سوریه، عراق و بحرین بهانه کافی بدست دولتهای عرب منطقه داده است تا علناً از این جریانهای ضد حکومت مرکزی حمایت همه جانبه کنند. موج بنیادگرایی و جنگ شیعه و سنی در منطقه که مسبب آنهم رژیم ولایی حاکم برمیهن ماست نیز شرایطی فراهم ساخته است که جاذبه این جریانهای ضد رژیم ایران برای جوانان شورزده منطقه آفزایش یافته و آنهارا به مدار این جریانهای ضد رژیم شیعی ولایی میکشاند  و این، یعنی اینکه؛ داعش و جبهة النصر‌ة در پشت دروازه های میهنمان و حتی در متن جامعه پر تنش و تضاد ما ایستاده اند و نه، هزاران کیلومتر آنسوتر در فرای مرزهای جغرافیاییمان و نه بزبان جغرافیایی هم، بلکه بزبان جامعه شناختی سیاسی قومی و مذهبی. و بزبان تنشهای واگرایانه اجتماعی در میهن ما، میهنی که روزگاری برای خود یک واحد جغرافیایی سیاسی و بواقع دولت/ ملت مدرن بود.

در پایان اینراهم ناگفته نگذارم با ظهور و قدرتنمایی پژاک سازمانهای جا افتاده کرد مانند حزب دموکرات و کومله نیز در موقعیتی قرار میگیرند که  بسوی رادیکالیسم رانده میشوند و اگر رادیکالتر نشوند میدان را بسود پژاک از دست خواهند داد

ح تبریزیان
…..

Iran Kills 12 Kurdish Rebels near Iraq Border

Naharnet

Iran’s elite Revolutionary Guards killed 12 Kurdish rebels near the Iraqi border in clashes in which three Guards were also killed, an Iranian news agency reported on Thursday.

Wednesday evening’s fighting took place in Oshnavieh in the northwest, the Tasnim news agency said, citing a statement from the Guards.

Two separate groups of rebels had slipped across the border to carry out acts of “sabotage” and “create insecurity among the population,” it added.

Oshnavieh lies around 20 kilometers (12 miles) from the border with the autonomous Kurdish region of northern Iraq.

Iran’s top police officer, General Hossein Ashtari, said the fighters killed were members of PJAK — the Party of Free Life of Kurdistan, an Iranian Kurdish group with close links to Turkey’s outlawed Kurdistan Workers’ Party (PKK).

“A large quantity of arms and ammunition was seized from this terrorist group,” Ashtari told Tasnim.

The incursion comes days after five Kurdish rebels and five jihadists were killed, along with a police officer, in separate clashes in the northwest and southeast of Iran.

“A team of five from the PJAK terrorist splinter group… has been identified and destroyed in the Sardasht region” on the Iraqi border, a Guards statement said on Monday.

Later that day, state television reported six more deaths in armed clashes in Sistan-Baluchistan province in the southeast.

One police officer and five militants were killed in the fighting, which pitted Iranian forces against Sunni militant group Jaish-ul Adl.

Canada court hands over Iran assets to terror victims’ families

Share Button

The judgment, obtained by AFP on Friday, awards a reported $13 million to families of Americans who died in eight bombings or hostage-takings in Buenos Aires, Israel, Lebanon and Saudi Arabia from 1983 to 2002.

ArabNews

Agence France Presse |

accounts in Canada to be handed over to victims of attacks by Hamas and Hezbollah, sponsored by Tehran.
The judgment, obtained by AFP on Friday, awards a reported $13 million to families of Americans who died in eight bombings or hostage-takings in Buenos Aires, Israel, Lebanon and Saudi Arabia from 1983 to 2002.
Hundreds died in the attacks.
The families, led by the parents of Marla Bennett, who was killed when a suicide bomber struck at a cafeteria at Hebrew University in Israel in 2002, had successfully sued Iran in the United States.
The US court found that Iran was responsible for training Hamas and Hezbollah operatives, as well as backing the groups financially.
But those judgments remain largely unpaid.
“Terrorism is one of the world’s greatest threats,” Ontario Superior Court Justice Glenn Hainey said in his decision.
“The broad issue before the court is whether Iran is entitled to immunity from the jurisdiction of Canadian courts for its support of terrorism.”
The Canadian lawsuits were brought under a relatively new law passed in 2012 that allows victims and their families to collect damages from state sponsors of terrorism.
Canada lists Iran as a state sponsor of terrorism.
Iran did not defend against either the US or Canadian lawsuits.
The ruling comes as Prime Minister Justin Trudeau’s Liberal government seeks to re-establish diplomatic ties with Iran, and following Tehran’s detention of a Montreal professor, Homa Hoodfar, without charges.

Report: U.S. Financial Sanctions against Hizbullah Continue

Share Button

Lebanese banks are set to close the accounts of Hizbullah lawmakers, ministers, spouses and children that are deposited in the U.S. dollar, but will keep untouched those deposited in the Lebanese Lira, well-informed sources told Ashraq al-Awsat daily on Saturday.

 

W460

 

by Naharnet Newsdesk

Lebanese banks are set to close the accounts of Hizbullah lawmakers, ministers, spouses and children that are deposited in the U.S. dollar, but will keep untouched those deposited in the Lebanese Lira, well-informed sources told Ashraq al-Awsat daily on Saturday.

The move comes after a reputable bank in Lebanon closed the bank accounts of Hizbullah officials and all individuals having links to the party, a Hizbullah MP told the daily on condition of anonymity.

He described the move as “arbitrary and stems from personal interests.”

The source pointed out that an agreement was reached between Central Bank Governor Riad Salameh and the party, under which stressing the necessity to comply with the conditions laid down by the Special Investigation Commission (SIC) to prevent the banks from taking individual decisions in this regard.

The source pointed out that the said bank must reevaluate its actions and adhere to the instructions of the central bank which monitors the application of law and take over the task of holding accountable those who violate the instructions.

Salameh had assured early in May that the bank will abide by the restrictions in the Hizbullah International Financing Prevention Act, which was signed into law in December.

But he stressed that Lebanese banks must “offer justifications” and consult with the Central Bank before suspending accounts suspected of violating the anti-Hizbullah U.S. sanctions law.

The U.S. regulations say Washington will target those “knowingly facilitating a significant transaction or transactions for” Hizbullah or any individual, business or institution linked to the group.

Those under sanctions include Hizbullah leader Sayyed Hassan Nasrallah and slain top commander Mustafa Badreddine as well as some businessmen. The list also includes the group’s al-Manar TV and al-Nour Radio.

SourceNaharnet
این عکس را هم ببینیى!
متأسفانه وقت ترجمه مطلب نیست
حزب الله

Saudi Arabia aims for social overhaul in reform plan

Share Button

The Vision 2030 plans set up new commissions for culture and entertainment – seen by some Saudis as a possible precursor to allowing cinemas for the first time since the 1970s.

Ultimately, the plans may simply end up acknowledging social shifts which have already taken place in Saudi Arabia, where change can be hard for outsiders to notice because it is gradual.

“What is said about social change is not even 10 percent of the changes that will take place quietly, in the Saudi style. The stupid West expects us to do things on their clock. The Saudi government does things by the Saudi clock,” said Ibrahim Mugaiteeb a Saudi

Reuters

JEDDAH, Saudi Arabia |

Wed Jun 8, 2016

Saudi Arabia’s sweeping plans to overhaul its economy in coming years are matched by proposals for social transformation that extend to ways of tackling domestic violence, increasing city park space and reducing road deaths.

While proposals in the “Vision 2030” reforms to reduce Riyadh’s dependence on oil revenue and boost the private sector have drawn most attention, some of the most consequential changes envisaged for Saudi Arabia are to its society.

“The Vision 2030 or the other programs are intended to transform not only the economy. The intention also is to transform the society and to address the needs of the younger generation and the aspirations that they look for,” Information Minister Adel al-Toraifi told reporters on Tuesday.Saudi Arabia’s sweeping plans to overhaul its economy in coming years are matched by proposals for social transformation that extend to ways of tackling domestic violence, increasing city park space and reducing road deaths.

While proposals in the “Vision 2030” reforms to reduce Riyadh’s dependence on oil revenue and boost the private sector have drawn most attention, some of the most consequential changes envisaged for Saudi Arabia are to its society.

“The Vision 2030 or the other programs are intended to transform not only the economy. The intention also is to transform the society and to address the needs of the younger generation and the aspirations that they look for,” Information Minister Adel al-Toraifi told reporters on Tuesday.

The kingdom’s strict social customs and rapid development created a nation in which community feeling is highly valued but opportunities for public gathering are scarce, one that reveres the harsh life of its Bedouin forebears but in which obesity is rife.

Religious strictures are particularly influential in shaping Saudi society, tightly limiting the role of women, enforcing rigid public morality rules and battling some government efforts to modernize the legal and education systems.

Meanwhile, rapid development since the discovery of oil in 1938 has led to inefficient provision of government services and an expansion of cities and towns with little thought given to the social needs of their inhabitants.

In a country where Saudi citizens have no vote, and where falling oil income means their economic horizons may contract in coming years, improving their sense of satisfaction with daily life in the kingdom is important to ensure political stability.

TOUGH REFORMS

Education reform is widely regarded by Saudi social and political analysts as the single most important area for change, but also the most difficult. It requires overhauling a large bureaucracy and changing the mindset of teachers often trained to regard their profession through a religious lens.

“While the plans look good I’m worried the bureaucratic machinery is not up to the mark. There has to be a true political will to ram this thing ahead,” Khaled Almaeena, a former editor of Arab News and Saudi Gazette daily newspapers.

The new plan aims to more than double enrolment of children aged three-to-six years in education at a cost of 2.5 billion riyals, as well as to provide new training opportunities for large numbers of teachers with a price tag of 2 billion riyals.

The ambition is to improve average maths and science scores for students by around 15 percent over the next five years. Religion, a big component of the curriculum now, was not mentioned in the education part of Monday’s plan.

The plan also aims to increase the number of Saudis exercising weekly to 20 percent from 13 percent. Some clerics frown on women exercising and most girls’ schools do not offer physical education.

Women’s gyms are licensed as “health centres”, making them much more expensive. One initiative in the new plan is to spend 10 million riyals on improving licensing procedures for women’s sports centers to make them easier to set up.

An area where the contradictions between modernization and Islamic tradition are evident is in a new focus on tackling domestic violence. The reform plans target spending 9 million riyals on services for family violence victims and another 19 million riyals on improving awareness about the issue.

The plan sets goals of increasing the number of units to protect victims of family violence to 200 from 58 and resolving three quarters of domestic violence incidents within three months of them being reported.

But in a country governed by Islamic Sharia law, many judges regard the use of violence by the patriarch of a household as permissible in some circumstances and one cleric recently spoke on television about ways to beat a wife without causing injury.

Women remain the legal wards of a male “guardian”, usually a father, husband or brother, who is empowered to make big life decisions for them, and are forbidden from driving.

No changes appear likely soon in those restrictions, but the government is promoting measures to get more women into work, something that could itself spur social pressure for new reforms.

Poor governance has contributed to Saudi Arabia’s woeful record in road safety, analysts say. Around 20 Saudis die each day in traffic accidents. Now the government will spend 3.25 billion riyals on new safety measures that aim to reduce the number of deaths by a quarter.

PUBLIC SPACE

The plan offers Saudis more access to public space, which has often been neglected in the rush to expand cities as the population exploded after the 1950s.

One target is to raise the amount of park space in municipal areas by a quarter, and to achieve a five-fold increase in the size of national parks at a cost of 417 million riyals, aiming to boost annual visitor numbers by 60 percent to 5.6 million.

The Vision 2030 plans set up new commissions for culture and entertainment – seen by some Saudis as a possible precursor to allowing cinemas for the first time since the 1970s.

Ultimately, the plans may simply end up acknowledging social shifts which have already taken place in Saudi Arabia, where change can be hard for outsiders to notice because it is gradual.

“What is said about social change is not even 10 percent of the changes that will take place quietly, in the Saudi style. The stupid West expects us to do things on their clock. The Saudi government does things by the Saudi clock,” said Ibrahim Mugaiteeb a Saudi human rights activist.

(Reporting by Angus McDowall; editing by Susan Thomas)

چوب خدا صدا ندارد، اگر بزند علاج هم ندارد!

Share Button

نکته دیگر اینکه ما امروز در جهان بهم پیوسته الکترونیک شده که این الکترونیسم و پیوستگی قبل از همه عرصه مالی، بانکی و پولی را دربر میگیرد زندگی میکنیم. اگر بمب افکن های اسرائیل خطوط دفاعی و سکوهای موشکی حزب الله را هدف میگیرند که آسیبهای آن خارجی بوده و ترمیم پذیرند، نوازش ترکه نرم تحریم بانکی و مالی حزب الله از طرف آمریکا، تمام سیستم درونی و شبکه مالی آنرا فلج میکنندکه با دست خود حزب الله  و یا به هزینه دولت ما و به این آسانی ترمیم پذیر نیستند .

adadad

میگویند چوب خدا صدا ندارد ولی اگر بزند، علاج هم ندارد! حالا حکایت تحریم بانکی و مالی حزب الله لبنان توسط آمریکاست که چون چوب الهی طی ۶ ماه گذشته زده شد ولی درد و سوزش کشنده و بی درمانش حالا نمایان میشود.

ماه گذشته وزیر خزانه داری آمریکا سفری به لبنان داشت تا با مقامات بانکی و مالی و دولت لبنان راجع به نحوه اجرا و کاربست قانون جدیداً به تصویب رسیده آمریکا دایر بر تحریمات بانکی و مالی «حزب الله» در لبنان گفتگو کند. سفر او بیش از یک یا دور روز بطول نیانجامید و گفتگوی او به اینجا ختم شد که تمام سلام نخست وزیر لبنان اعلام کرد که دولت متبوع او نمیتواند در برابر این قانون  آمریکا دایر بر مسدود و بلوکه کردن حساب های حزب الله بایستد. رئیس بانک مرکزی هم گفت که بانک متبوع او چاره ایی جز کاربست و اجرای تصمیمات جامعه بین المللی و این قانون آمریکا ندارد و نمیتواند سیستم بانکی لبنان را قربانی امتناع از قانون وضع شده بکند.

اگر بجای وزیرخزانه داری آمریکا وزیر دفاع آنکشور یا رئیس سازمان جاسوسی آن به لبنان آمده بود و میگفت راجع به سرنوشت حزب الله میخواهد با مقامات لبنان گفتگوی کند آژیرهای گوش خراش خطر تهدید استکبار و امپریالیسم در سراسر منطقه طنین می افکند ولی ترکه ظریف وزارت خزانه داری آمریکا بی سرو صدا بودو سوزش آن هلاکتبار.

نهار نت لبنان امروز ۴ شنبه گزارشی پیرامون قضیه با عنوان:«حسابهای بانکی و مؤسسات خیریه و بیمارستانهای حزب الله بسته شد» دارد. قبل از ترجمه گزارش نهار نت اینرا بگویم که همه جریانهای اسلامی ـ سیاسی از حزب الله گرفته تا اخوان المسلمین تا حزب اردوغان (توسعه و عدالت)ُ حماس، القاعده و داعش از پوشش و امکانات مؤسسات خیره و مدارس مذهبی برای نفوذ در بین اقشار فرودست جامعه و عضو گیری از درون اقشارِ آن برای خود استفاده میکنند. بطور مثال  (IHH Turkish NGO) یک بازوی خدمات خیره ایی اخوان المسلمین و سازمان حماس در ترکیه است. ترجمه عنوان این سازمان بنیاد کمکهای انساندوستانه است. این سازمان چند سال پیش با گول زدن برخی فعالین حقوق بشری و انجمن های مددکاری اروپای و همراه سازی برخی جریان چپ، برنامه  کاروان کشتی های حامل کمکهای انساندوستانه به غزه را راه انداخت که هدف اصلی اش شکستن محاصره حماس بود. که منجر به دخالت نیروی دریایی و هوایی اسرائیل و کشته شدن چند نفر گردید. این بنیاد باصطلاح خیره برای تحویل کمکهایش از طریق خود اسرائیل یا مصر کمترین مشکلی نداشت بلکه میخواست با راه انداختن این کاروان دریایی و شکستن محاصره غزه تحت عنوان فریبنده کمکهای انساندوستانه، راه ارسال تجهیزات جنگی از ایران به نوار غزه  برای حماس  و جهاد اسلامی را هموار سازد و برنامه کمکهای انساندوستانه فقط پوشش و بهانه بود.

بد نیست اضافه کنم که وقتی اینروزها منظره تخلیه هواپیماهای حامل کمک به آوارگان جنگی سوریه را روی شبکه های تلویزیونی میبینم، از دیدن حروف مخفف  IHH روی گونیهای، برنجُ  و آرد یا کارتونهای دیگر از میزان دامنه نفوذ این شبکه تروریستی خیریه نما که در این بلبشوی جنگی و سیل آوارگان توانسته است مدیریت و سازماندهی کمکهای مردم دنیا به آوارگان جنگی سوری را با مهر و اتیکت خود بعهده گیرد شوکه میشوم. زیرا میدانم این اژدهایی که در پسِ رتق و فتق این کمکهاست، از این راه، توده ساده و ناآگاه آوارگان جنگی را هدف مغز شوئی ایدئولوژیک خود قرار میدهد و همه این کمکها را هم بنام خود به آورگان میدهد. و متأسفانه کمتر کسی هم توجه به این امر دارد.

نهار نت در گزارش خود  از تحریم بانکی و مالی حزب الله مینویسد: « بنا به اظهار مقامات بانکی به الاخبار، بانکهای لبنان عملاْ شروع به اجرای قانون آمریکا علیه حزب الله کرده اند که طبق آن قانون، تحریمات مالی روی این حزب و مؤسسات حاشیه ایی و زیر مجموعه هایش به اجرا گذارده میشود.

همین منابع بانکی، میگویند که حسابهای چندین مؤسسه حزب الله بشمول کمیته عماد  برای خیریه اسلامی، بنیاد شهید و بیمارستان سنت جورج، صدها و شاید هم هزاران حساب دیگر بسته شده اند. آنها خاطر نشان میکنند که به اجراگذاردن این تحریماها، پس از وضع آن قانون و اجرای تدریجی اش، اقداماتی قابل انتظار بودند.

مع الوصف، آنها یادآور میشوند که این تحریمها دامن تعدادی از سازمانها، مدارس، مراکز خدمات اجتماعی، بیمارستانها و سایر مراکز پزشکی راهم که زیر مجموعه های فرعی حزب الله هستند را گرفته است و حسابهای آنها هم مسدود گردیده است.

بیمارستانهایی که زیر مجموعه بنیاد شهید هستندعبارتند از بیمارستان رسول اکرم، بیمارستان بعلبک، بیمارستان بکا، دیگر مراکز پزشکی و همچنین مؤسسات آموزشی و اجتماعی.

قانون آمریکا  آن منابع و آن کسانی که آگاهانه  بودجه حزب الله را تأمین یا مبالغ قابل ملاحظه ای  پول را برا آن حزب نقل انتقال کرده یا تسهیلات چنین نقل و انتقالاتی برای آن حزب فراهم میسازند را نشانه گرفته است که شامل؛ افراد، واحد های بازرگانی و مؤسسات مرتبط به حزب الله هم میگردد.

در ماه می(اردیبهشت)، انجمن بانکهای لبنان(ABL)، بدنبال انتقاد گروه پارلمانی وفاداران حزب الله به مقاومت(فراکسیون حزب الله در پارلمان) از بانک مرکزی که گفته بودند خود را مقید به اجرای قانون آمریکا که از ماه آوریل اجرایی شد میدانند جلسه ایی برگزار کرد.

انتقاد زمانی برخاست که هیئت دولت در یکی از جلسات خود این تصمیم بانکها دایر بر بستن حسابهای دو نفر از نماینگان پارلمانی حزب الله را  به بحث و بررسی گذارد.

سرپرست بانک مرکزی لبنان، ریاض سلامه گفته است که لبنان خود را به قانون بین المللی اِعمال محدودیت مالی حزب الله که از ماه دسامبر (آذر) شکل قانون بخود گرفته است موظف میداند.

  پایان ترجمه کامل گزارشد نهار نت

…………………..

کامنت پایانی من:

روزی گذشت پادشهی از گذر گهی

فریاد شوق زهر کوی و بام خواست

پرسید زان میانه یکی کودکی یتیم

آن تابناک چیست که درخشنده بر تاج پادشاهست

گفتند جماعت ندانیم ما که چیست

آنقدر پیداست که متاعی گرانبهاست

از ره رسید پیر زنی کوژ پشت گفت

این اشک دیده خلق و خونِ دل شماست

زنده یاد پروین اعتصامی

آری! گفته میشود که دولت ما یکی از مجهز ترین بیمارستانهای خاورمیانه را برای حزب الله در بیروت ساخته است. جای تردیدی در این ادعا نمیتواند وجود داشته باشد. کافیست فکر کنیم حزب الله بعنوان یک سازمان سیاسی و نظامی دهها هزار نیروی مسلح و غیر مسلح و حقوق بگیر دارد. وقتی دولت رسمی و مالیات و گمرک بگیرِ لبنان برای بودجه جاریش، به فرانسه، آمریکا و کشورهای نفتی عرب وابسته است، سئوال غریبی نیست اگر پرسیده شود؛ حزب الله از کجا هزینه اینهمه بیمارستان و درمانگاه و مدرسه( از ابتدایی تا دانشگاهی) را تأمین میکند؟ غیر ایران چه کشوری تأمبن کننده این هزینه هاست؟ هزینه ان ارتش چند ده هزار نفری را که میپردازد

از مردم عادی میهنمان که فریاد رسی ندارند میگذرم، آیا همان بچه بسیجی های هورا کش ذوب در ولایت شده هم  از آن خدماتی که این شیعیان لبنان، به یُمن بخششهای سخاوتمندانه دولت و حکومت ما و نهاد های گوناگون خارج از حسابرسی دولتی، از ان برخوردارند، برخودار میشوند و هستند؟ قطعاْ پاسخ منفی است.

نکته دیگر اینکه ما امروز در جهان بهم پیوسته الکترونیک شده که این الکترونیسم و پیوستگی قبل از همه عرصه مالی، بانکی و پولی را دربر میگیرد زندگی میکنیم. اگر بمب افکن های اسرائیل خطوط دفاعی و سکوهای موشکی حزب الله را هدف میگیرند که آسیبهای آن خارجی بوده و ترمیم پذیرند، نوازش ترکه نرم تحریم بانکی و مالی حزب الله از طرف آمریکا، تمام سیستم درونی و شبکه مالی آنرا فلج میکنندکه با دست خود حزب الله  و یا به هزینه دولت ما و به این آسانی ترمیم پذیر نیستند .

چنین بنظر میرسد که در مقایسه با تیتر یادداشت« چوب خدا صدا ندارد واگر هم بزند علاج ندارد» مصداق درست این ضرب المثل چوب ترکه تحریم مالی و بانکی حزب الله است که آثارش درمان ندارد. این تحریمها تمام سیستم این سازمان فرا مافیایی و تروریستی را فلج خواهند کرد.

پرسش نهایی هم اینست که دولت و حکومت ما علاوه بر بخششهای بلا عوض به این سازمان، چه مقدار در مؤسسات مالی و تجاری زیر نظر آن در لبنان سرمایه گزاری کرده اند؟ پرسش ضمیمه این پرسش، اینست که چرا رسانه ای اصلاحطلب و سبز از دولت روحانی نمی پرسند حجم سرمایه گذاریهای کشور ما در مؤسسات زیر نظر حزب الله لبنان در آنکشور چقدر است؟ در این رابطه من بارها نوشته ام که باید این سئوال را در رابطه با سرمایه گذاریهای کشور ما در سوریه هم در برابر دولت روحانی قرار داد. متأسفانه مثل اینکه چاقو دسته خود را نمیخوهد خراش دهد تا چه رسد ببرد.

……………………………..

تکمیلی:

نهارنت:

سر\رست بانک مرکزی  ریاض سلامه گفت که تعداد یکصد حساب بانکی مرتبط با حزب الله مسدود گشته است. مسدود شدن این حسابها مطابق با یک قانون آمریکا است که بموجب ان هرکسی که این گروه را حمایت مالی کند در معرض تحریم قرار میدهد.

سلامه در این مصاحبه با CNBC  که چهار شنبه انجام شد اطمینان داد که  بانک مرکزی مصمم است تا ثبات مالی کشور را حفظ کند و بهمین جهت قانون آمریکا را به اجرا خواهد گذارد.

پریزدنت اوباما در ۸  دسامبر گذشته ماده قانونی ممانعت از تآمین مالی حزب الله امضاء کرد.

حزب الله اعضائی در مجلس و کابینه دارد که انها از نظر دولت امریکا تروریست شناخته میشوند.

بسیار لبنانیهانگران این هستند این قانونگزاری امریکاتأثیرات منفی روی بخش بانکی لبنان بگذارد که قوی ترین بخش اقتصادی کشور است.

سلامه گفت؛ اولویت ما حفظ جایگاه لبنان در نقشه مالی دنیاست.

Salameh Says 100 Hizbullah-Related Bank Accounts Frozen

W460

Central Bank Governor Riad Salameh said that one hundred bank accounts related to Hizbullah have been frozen in accordance with a U.S. law that threatens to sanction anyone who finances the group.

Salameh assured in a interview to CNBC on Wednesday that “the central bank is determined to maintain the country’s financial stability, and make sure that the U.S. law is implemented.”

U.S. President Barack Obama signed the Hizbullah International Financing Prevention Act on Dec. 18.

Hizbullah has members in parliament and the cabinet, is considered a terrorist organization by the United States.

Many in Lebanon are worried that the U.S. legislation will have negative effects on the Lebanese banking sector, which is one of the most active industries in the country.

“Our priority is to keep Lebanon on the international financial map,” said Salameh.

SourceNaharnet

اموال صاحب مرده صندوقهای بازنشستگی؛ غارتی فراتر از چپاول

Share Button

در اینکه دولت، شخص روحانی و حتی خود مقام معظم رهبری در مملکت ما همگی خواهان مبارزه بافساد هستند شکی نیست ولی مشکل مسئله هم همین جاست زیراکه فساد در این نظام نه پدیده یا ویروسی خارجی نسبت به آن بلکه ذات و همزاد نظام است. مبارزه جدی با فساد یعنی مبارزه با رژیم و همین نظام فساد آفرین!

در این سامان درستی استثناء و دزدی یک قاعده است

سایت کلمه گفتگوی محمد صادق جنان‌صفت، تحلیلگر مسائل اقتصادی با «آرمان» را درج کرده است. محور و موضوع این گفتگو معظلات موجود صندوقهای بازنشستگی است. این کارشناس اقتصادی، راه حل برون رفت از مشکلات را خصوصی‌سازی صندوق‌های بازنشستگی می‌داند.

من از قریب ۸ سال پیش مسائل مطرح در این گفتگو را بعنوان یک آماتور و نه کارشناس، به انحاء مختلف مورد  نقد وتحلیل قرار داده و آنچه که امروز در این مصاحبه و دهها مشابه آن عنوان میگردد را نوشتاری کرده ام. یافتن لینک همه یادداشت هایی که در این زمینه نوشته ام را غیر لازم و وقت گیر میدانم فقط به دو تا از آنها در اینجا اشاره میکنم. یکی بتاریخ اردیبهشت ۸۹ با عنوان”بازهم در باره ورشکستگی سازمان تأمین اجتماعی” و دیگری در آذر ماه ۹۱ در یاداشتی با عنوان ” سازمان تأمین اجتماعی، دپوی مؤسسات ورشکسته کشور” نوشتم:

در یاداشت موضوع لینک دوم از جمله نوشتم:”.. از چند سال پیش که برنامه خصوصی سازی پیش کشیده شد، هرچه موسسه زود و خوب بازده بود به کلان سرمایه خواران واگذار شد و هر مؤسسه ای هم که ورشکست بود به سازمان بی صاحب یا صاحب مرده سازمان تأمین اجتماعی واگذار شد. حالا نوبت هواپیمایی هما است که ۵۱% سهام آن به تأمین اجتماعی واگذار شود. سازمان تأمین اجتماعی قریب ۶ هزار میلیارد تومان به مؤسسات درمانی بدهکار است که با قطره چکان آنرا پرداخت میکند و از این طرف دولت قریب ۳ یا ۵ هزار میلیارد تومان به تأمین اجتماعی بدهکار است که با واگذار کردن موسسات ورشکسته به آن، آنرا پاس میکند . چند پیش هم قریب ۲۰ هتل به سازمان تأمین اجتماعی واگذار کرد. سئوال اینست چرا پس از اینکه سهام هما در بورس عرضه شده و بعلت بدهکاری ۱۴۴۰ میلیارد تومانی کسی آنرا نخریده است باید این مؤسسه به سازمانی فروخته شود که سرمایه آن نه مال دولت بلکه مال کارگران است و باید جوابگوی دوا و درمان آنان و مستمری دوران بازنشستگی آنان باشد… .”

و حالا آقای جنان صفت بعنوان کارشناس اقتصادی به آرمان میگوید: “…  دست‌کم در دو دهه اخیر دولت ها به جای اینکه بدهی های خود به این صندوق ها را نقدا تسویه کنند، سهام شرکت های دولتی را به صندوق‌ها واگذار کرده اند. عمده این شرکت ها اساسا در شرف ورشکستگی بوده اند. بنابراین به جای اینکه صندوق ها بتوانند از محل آنها (که زیرمجموعه شستا شده اند) سودی ببرند، این شرکت ها باری بر دوش این صندوق‌ها شده اند.”

چاپیدن سازمان تأمین اجتماعی فقط به “زورفروش” کردن مؤسسات ورشکست شده دولتی و نیمه دولتی و بانکی محدود نمیشود بلکه در سایه عدم نظارت بیمه شوندگان که صاحبان اصلی دارائی این سازمان هستند،دولتهای پس از انقلاب و در صدر همه دولت احمدی نژاد، همه آن گروههای اجتماعی را که میتوانستند پایگاه سیاسی و لشکر انتخاباتی او شوند را بر سر این سفره صاحب مرده کرد. از جمله این بر سر سفره نشستگان نیروهای بسیج و طلاب حوزه های علمیه بوده اند که من بارها و بطور مستند و موثق در هنگام اجرای تصمیمات مربوطه در این زمینه؛ آنهارا نوشتاری و نقد کرده ام.

کارشناس اقتصادی فوق بطور اجمال و با اجتناب از اشاره مشخص به این دو گروه اخیر مشمول بیمه درمانی و بازنشستگی سازمان تأ مین اجتماعی شده، به این مسئله که خود یکی از علل بحران مالی صندوقهای بازنشستگی است بطور کلی و حتی انحرافی اشاره کرده و از جمله مینویسد:

“بیشترین گرفتاری هایی که امروز این صندوق ها دارند از ناحیه وعده‌ها و خرید محبوبیت سیاسی است که دولت های مختلف می خواستند انجام بدهند و آن را به صندوق های بازنشستگی انتقال دادند. برای نمونه دولت می خواسته تا نزد قالیباف های کشور محبوبیت به دست بیاورد، بنابراین آنها را بیمه کرده است، بدون آنکه به این موضوع توجه کند، تعهدی که به قالیباف و یا رانندگان کامیون می دهد، چگونه بر منابع مالی بیمه فشار وارد می آورد.”

مصاحبه شونده در نهایت نتیجه میگیرد که بهترین راه برونرفت از بحران خصوصی سازی صندوقهای بازنشستگی است. ولی به این نتیجه گیری میتوان طلسم شدن در میدانی گفت که شخص طلسم شده چنان از نظر ذهنی هم طلسم شده است که مقناطیس مهیب میدان را درک نمیکند و فکر میکند اگر بتواند از این سو بدان سوی آن برود مشکل حل میشود. در حالیکه تنها راه و نخستین گام برای برونرفت از بحران بیرون رفتن از این میدانی است که جاذبه فراگیر دزدسالاری (KLEPTOCRACY) بر سراسر آن حاکم است. در این میدان فرقی نمیکند که اقتصاد خصوصی باشد یا دولتی. دستجات دزد چه اینجا و چه آنجا حاکمیت دارند. دولتی کردن یا خصوصی کردن در جامعه ای دزد سالار، حاکم کردن یا شد این گروه از دزدان بجای گروهی دیگر یا بلعکس میباشد.

برخی نو سیاسی شدگان یا ایدئولوژیک اندیشان، مدل اقتصاد نو لیبرالی را، شّر اصلی و منشاء فساد در جوامع فساد زده جهان سوم میدانند در حالیکه حکومت سارقین و باجگیران بر یک مملکت ربطی به نئو لیبرالیسم یا اقتصاد دولتی ندارد. اگر در این گونه جوامع اقتصاد خصوصی شود حاج صادق محصولی ها و عسگر اولادیها می چاپند و اگر دولتی شود بابک زنجانی ها و سران سپاهو روحانیت و نظامیان و بوروکراتهای حاکم.

بهر حال بحران مالی سازمانهای بازنشستگی و در مرکز آنها سازمان تأمین اجتماعی یک غده بزرگ شوند اقتصادی است که میرود تا از بدن و پیکری که این غده زائده ای برآنست بزرگتر گردد و چون دولت قادر به مبارزه با غده فساد نیست این غده همچنان رشد میکند تا  خودپیکر اصلی را از پای درآورد.

در اینکه دولت، شخص روحانی و حتی خود مقام معظم رهبری در مملکت ما همگی خواهان مبارزه بافساد هستند شکی نیست ولی مشکل مسئله هم همین جاست زیراکه فساد در این نظام نه پدیده یا ویروسی خارجی نسبت به آن بلکه ذات و همزاد نظام است. مبارزه جدی با فساد یعنی مبارزه با رژیم و همین نظام فساد آفرین!

بنابر این، سرو صدای مبارزه با فساد در این نظام، بدست کارگزارن همین نظام مثل اینست که با یک ارّه ی چوبی آنهم از چو صنوبر بجان یک درخت بلوط زنده ی تناور بیافتیم و بخواهیم آنرا قطع کنیم!در حالیکه شتاب رشد و بازسازی آن بلوط نسبت به مقاومت این اره و داندانه هایش دها و شاید صدها بار بیشتر است.

شاید اشاره به ستاد حقوق بشر اسلامی در این نظام به رهبری محمد جواد لاریجانی برای دفاع از حقوق بشر بهترین نمونه در این زمینه باشد.

رژیم ولایی حاکم بمدت ۳۷ سال بحساب سرمایه های طبیعی، ملی  و ذخیره ها و انباشتهای قرنها، ریخت و پاش  و چپاول کرده و بحساب نابود کردن منابع طبیعی، خشکانیدن رودخانه و تالابها و دریاچه ها و مصرف سرمایه پولی (از طریق چاپ اسکناس و کاستن از ارزش پول ملی)، دزدیدن از سپرده های مردم بشمول سپرده هایشان در صندوقهای بازنشستگی (با سیاستهای اقتصادی تورمی) و .. ،چرخ مملکت را گردانده است ولی دیگر در همه جا سر و صدای قرچ قروچ وارفتگی و درهم شکستگی نظام بگوش میرسد. بحران مالی صندوقهای بازنشستگی فقط نمونه از صدها مورد است. صنایع مملکت بشمول صنایع اتومبیل سازی نیز ساختمانی روبه فروریختگی است که فروریختن دیرتر آن فقط بر حجم آواری که فرو خواهد ریخت می افزاید.

در پایان مطالعه یاداشت کلمه را توصیه میکنم.

 

*

 از یاداشت ۴ سال پیش من: …”سازمان تأمین اجتماعی قریب ۶ هزار میلیارد تومان به مؤسسات درمانی بدهکار است که با قطره چکان آنرا پرداخت میکند و از این طرف دولت قریب ۳ یا ۵ هزار میلیارد تومان به تأمین اجتماعی بدهکار است که با واگذار کردن موسسات ورشکسته به آن، آنرا پاس میکند.”

از مصاحبه آقای جنان صفت با آرمان: “بله. بنابر آمار و ارقام، حدود ۱۱۰ هزار میلیارد تومان بدهی دولت به صندوق های بیمه و بازنشستگی است.”

به رشد بدهی دولت به سازمان طی این ۴ سال توجه کنید! بیش از ۲۰ برابر! فقط میتوان گفت یا باب الحوایج!

و اما آقای کارشناس ضمن اظهار بسیاری بدیهایت میگویند:”

بله. این موضوع که ساختار سازمان تامین اجتماعی به لحاظ منطقی و اقتصادی، ساختار مطلوبی نیست جای تردید ندارد. در حالی که بخش عمده منابع صندوق های بازنشستگی را کارفرماها تامین می کنند، ولی در اداره و نیز در تعیین محل دخل و خرج این صندوق ها مدخلیت ندارند.”

در تفسیر و تحلیل این فراز از مصاحبه این کارشناس خاطره ای را که مظفر بقایی در مجلس ۱۴ در یکی از نطقهای خود  بمناسبتی تعریف میکند باز نویسی میکنم: بقایی میگوید پدر من یک والی کردمان بود روزی از دوستی که والی تبریز بود میپرسد شنیده ام که طرفهای شما بلشویک پیدا شده! اینها چه میگویند؟ ولی تبریزی در پاسخ میگوید آنها میگویند هرچه همه دارند مال هم و هرچه هم ما داریم مال همه! پدر بقایی سری تکان میدهد و میگوید طرفهای ما هم بلشویک آمده ولی انها چیزهای دیگر میگوند!

والی تبریز با حالتی پرسشگرانه، بلشویکهای طرف شما چی میگوند؟

ـ اینها میگویند هرچه همه دارند مال ما و هرچه هم ما داریم مال خودمان!

تفاوت تئوریسین های نئولیبرالیست جمهوری اسلامی با نئو لیبرلیستهای غربی ددر اینست که میگویند تمام حق بیمه (سهم کارورز+کارفرما) که در حقیقت همه بخشی از مزد و مواجب کارورز است را بدست خود او بسپاریم تا توسط نهاد های اتحادیه ایی خودش هرجور میخواهد آنرا مدیریت کند و دولت فقط نظارت قانونی داشته باشد. در نئو لیبرالترین نظامهای غربی هم نمیگویند چون بیشترین حق بیمه را کارفرما میپردازد، این اوست که باید صندوق بیمه بازنشستگی را اداره و مدیریت کند.

فقط باید بر مملکتی که ابن چنین کارشناسانی دارند گریه کرد و برای سرانجام آن ماتم گرفت! کارفرما از سهم سود خالص خود این حق بیمه را نمیپردازد بلکه آنرا بعنوان بخشی از هزینه مزد که نهایتاً در ترازنامه سالیانه و اظهار نامه مالیاتی اش بحساب گذارده میشود پرداخت میکند.

و دردناک اینست که سایت صاحب ادعایی مانند کلمه اظهارات عالمانه این کارشناس را درج میکند بدون اینکه درج کننده این درک را داشته باشد که ترهات این بزرگوار حداقل در این زمینه اخیر الذکر فوق ارتجاعی و متعلق بدوران پیش سرمایه داریست. و در آنزمینه ها هم که درست میگیوند تکرار مککرات است.

در راقه جز گرد و خاک جنگی خبری از جنگ نیست

Share Button

در پازل این جنگ، تکه های مفقوده ای هست که در آینده یافته خواهند شد. ولی شرط عقل است که تا یافته شدن آنها، هر خبری را که از طریق منابع دولتی سوریه، روسیه و ایران و پروکسی های خبری آنها پخش میشود با تردید دیس اینفرماتیو دید! من باز تکرار میکنم راز این نمایش یکسویه صحنه جنگ سوریه را باید در ان سربریدنهای روزنامه نگاران خارجی و مستقل روزهای نخست ظهور این داعش یافت! گلوی آن خبرنگاران با آن شناعت عریان در برابر انظار جهانیان بریده شد تا انحصار اخبار جنگی و صحنه های جنگ در اختیار رژیم اسد و متحدین روسی و ایرانی آن قرار گیرد. تا دیگر هیچ  خبرنگاری هرچند شجاع جرعت رفتن به مناطق جنگی و تهیه گزارش مستقل را نداشته باشد تا رژیم اسد فیلم های سینمایی تهیه شده در استودیوی استخبابارات رژیم اسد، سرویس امنیت فدرال روسیه (FSB)، و اطلاعات سپاه تهیه شده را بعنوان اخبار منطقه جنگی به آژانسهای بزرگ خبری مانند روئیترز هم حقنه کنند.  

Putin

همانند مورد تدمر ارتش سوریه وارد جنگی وسیع در منطقه راقه با داعش گردیده است. بنا بگزارش خبرگزاریها بشمول روئیترز ارتش اسد با پشتیبانی نیروی هوایی روسیه ظرف این دو روز به ۴۰ کیلومتری راقه، پایتخت دو فاکتوی دولت خود اسلامی خوانده داعش، رسیده و مناطق وسیعی را در اطراف این شهر از وجود داعشیان پاک کرده و به مرکز شهر نزدیک میشوند.

حمله نیروهای دولتی با پشتیبانی وسیع نیروی هوایی روسیه که روئیترز به نقل از منابع روسی/سوری آنرا یکی از تهاجمی ترین حملات جنگی نیروهای دولتی و روسیه گزارش کرده است، حدود یک یا دو هفته پس از آن اغاز میشود که خبر آمادگی نیروی مشترک کرد/عرب تحت عنوان نیروهای دموکراتیک سوری (SDF)  در رسانه ها درز کرد.

برای من(نگارنده این یاداشت) تردیدی باقی نبود که روسیه و رژیم اسد منتظر نخواهند ماند تا نیروهای تحت حمایت غرب این مرکز پایتختیِ داعش را تصرف و آزاد کنند و قبل از اینکه پای آنها به راقه برسد ارتش اسد و متحدین ایرانی و حزب اللهی آن، پیش دستی کرده و آنجا را تصرف یا  آزاد خواهند کرد.

مانند مورد فتح الفتوح تدمر، منبع مورد گزارش روئیترز و دیگر خبرگزاریهایی که اخبار جنگی و تهاجم ارتش دولتی و متحدینش را به  راقه درج کرده اند، منابع دولتی خود سوریه یا روسی هستند والبته اضافه کنم که  این گزارش روئیترز را هم شخصی بنام سلیمان الخالدی که احتمالاْ باید یک سوری باشد برای روئیترز  تهیه و تنظیم کرده است.

در هرحال روسها و ارتش اسد و متحدینش از یکسو و نیروهای دموکراتیک سوری، مرکب از کردها و عربها از سوی دیگر بسوی راقه پیش میروند. باید دید اولاْ در کجای راقه این دو نیرو با هم روبرو میشوند و تلاقی میکنند و در ثانی، وقتی به خط مشترک فیمابین برسند چه روی خواهد داد.

روئیتر مینویسد: « خبر گزاری دولتی، میگوید، روز جمعه ارتش به پیروزهای های ارضی زیادی دست یافته و ضربات سنگینی بر بنیادگرایان وارد کرده است. دسترسی به سخنگوی دولتی برای اطلاع از چند و چون این درگیری امکانپذیر نشد. خبرگزاری دولتی هیچ اطلاع مشخصی از میزان نیرویهای درگیر این تهاجم و نوع تسلیحاتی که آنها در این تهاجم  بکار برده اند بدست نداده است. ناظرین مربوطه، همچنین، هیچ اطلاعی از تعداد سلاحهای  بکار رفته در این نبردها بدست نداده اند ولی فقط گفته اند که ۲۶ تن از بنیادگرایان و ۹ تن از نیروهای دولتی در این درگیریها کشته شده اند.»

سئوالی که هر روزنامه خوان معمولی میتواند در رابطه با گزارش  این تهاجم، از تهاجم کنندگان و از ناظرین جنگی در منطقه بکند اینست که اگر نیروهای دولتی میتوانسته و توانسته اند با چنین تلفات کمی (۹ نفر که من اینرا هم دروغ میدانم مانند اصل قضیه)، با این سرعت تا ۴۰ کیلومتری شهر یعنی تیررس توپخانه ایی مواضع داعش، پیش بروند و ظرف دو روز این منطقه وسیع را که قلبِ ژئو استراتژیک داعش است نفوذ کنند، چرا رژیم اسد باید بیش از دو سال برای این پیروزی عظیم ولی به سادگی دست یافتنی صبر کرده است در حالیکه در جبهه حلب هرروزه بیش از همین تعداد کشته میداده و دهها برابر آن از داعشیان و مردم عادی میکشته است. چرا برای نمونه حتی یکی از آن بمبهای بشکه ایی سوزان و شیمیایی که روزانه صدهاتا از آنها بر روی مردم حلب انداخته میشود و زن و مرد و کودک را لَت و پار و جزغاله  میکند بر سر مواضع داعش در الراقه انداخته نشده است.

بسیار ساده لوحی است اگر انسان تسلیم گردو خاک کور کننده این میدان ساختگی این جنگ ساختگی در الراقه شود. باید دلیل  تمرکز ماشین جنگی رژیم روی حلب و خود داری آن از حمله به قلب تروریسم داعش را طی این دو سال دریافت.

من همچنان بر این عقیده ام که بموازات داعش واقعی در بسیاری مناطق سوریه، داعش «رژیم ساخته» یا کلاً خود نیروهای ویژه رژیم در کسوت داعش عملیات سرکوبگرانه خود را، با دست باز بنام داعش انجام میدهند و با پوشش داعشی دادن به آن مناطق، برای نیروهای شبه داعشی خود یک نوع حفاظت طبیعی جنگی در برابر سایر نیروهای افراطی و اسلامگرا نیز ایجاد میکنند.

در پازل این جنگ، تکه های مفقوده ای هست که در آینده یافته خواهند شد. ولی شرط عقل است که تا یافته شدن آنها، هر خبری را که از طریق منابع دولتی سوریه، روسیه و ایران و پروکسی های خبری آنها پخش میشود با تردید دیس اینفرماتیو دید! من باز تکرار میکنم راز این نمایش یکسویه صحنه جنگ سوریه را باید در آن سربریدنهای روزنامه نگاران خارجی و مستقل روزهای نخست ظهور این داعش در سوریه یافت! گلوی آن خبرنگاران با آن شناعت عریان در برابر انظار جهانیان بریده شد تا انحصار اخبار جنگی و  نمایش صحنه های جنگ در اختیار ماشین رسانه ایی رژیم اسد و متحدین روسی و ایرانی آن قرار گیرد. تا دیگر هیچ  خبرنگاری هرچند شجاع جرعت رفتن به مناطق جنگی و تهیه گزارش مستقل از صحنه را نداشته باشد تا رژیم اسد فیلم های سینمایی تهیه شده در استودیوی استخبارات خود، سرویس امنیت فدرال روسیه (FSB)، و اطلاعات سپاه تهیه شده را بعنوان اخبار موثق و دست اول جنگی به آژانسهای بزرگ خبری مانند روئیترز هم حقنه کنند.

IS Video Shows Apparent Beheading of US journalist Steven Sotloff

 

 

Syrian army presses offensive against Islamic State