Archive for: July 2016

کودتای ۱۸ تیر نوژه و کودتای ۱۵ ژولای ضد اردوغان

Share Button

شارلاتانیسم اردوغان در اینست که که او میخواهد با طرح تقاضای استراداد فتح الله گولن برای فاصله گیری خود  و حزب فرقه ئی اش از آمریکا، و دمیدن به کوره آمریکا ستیزی آنچنان بهانه ایی ایجاد کند که دست و پای احزاب و نیروهای سکولار مخالف خود را ببندد، آنچنانکه آنها، یا به موج آمریکا و غرب ستیزی پوپولیتسی مورد نظر او بپیوندند یا در مقابل موج اعتراض مردم به کودتا بایستند و بدست خود  برای خویش پرونده سازی سیاسی کنند. اردوغان نه تنها در یک طرفة العین فرمانده و رهبر کودتا را یافت و او را تهدید کرد که هزینه سنگینی برای طراحی و انجام کودتا خواهد پرداخت بلکه در همان  چشم بهم زدن علاوه بر فرمان تصفیه قریب۶هزار نفری در ارتش که سریعاْ اجرا گردید، ترتیب تصفیه ۲,۷۴۵ قاضی را نیز داد. حالا این تعداد قاضی چه ارتباطی با کودتای نظامی میتوانند داشته باشند، ارتباطی است که خاص این کودتای ضد اردوغان است مانند ارتبایط گاز معده با شقیقه و الی تاریخ کودتاهای  جهان بیاد ندارد که  دستگاه قضایی در حرکات کودتایی شرکت داشته باشند.

Turkish Navy Mediterranean Region Commander Admiral Nejat Atilla Demirhan was detained in Mersin. AA photo

وقتی ساعت ۳ صبح دیروز خبر کودتای نظامیان ترکیه را در حالت خواب و بیداری از رادیو شنیدم، در همان لحظه نخست شکست آنرا حتمی دانستم. دلیل ساده این امر زنده و آمادهِ بسیج بودن جامعه ترکیه است که ناشی از رقابت سخت جریانهای فرقه ایی و قومی بعلاوه مسئله تروریسم و آوارگان جنگی است که تمام جامعه ترکیه را در حالت آماده باش سیاسی مستمر قرار داده است. به این دلایل میتوان تصفیه منظم دستگاه های امنیتی و انتظامی ترکیه توسط حکومت اردوغان را نام برد.

بلافاصله پس از پخش نخستین اعلامیه های کودتاگران از تلویزیون ترکیه، اردوغان که تعطیلات تابستانی خود را میگذراند از تبلت یا تلفن خود در فرودگاه استانبول ظاهر شد و از مردم(هواداران خود) خواست تا به خیابانها بیایند. و آن مردم  به خیابانها آمدند و  و قبل از اینکه نیروهای انتظامی و امنیتی وفادار به دولت، کودتاگران را مغلوب کنند، توده به خیابان آمده از دیواره و زنجیرهای تانکها بالا رفته و تانکسیتها را بیرون کشیده و خلع سلاح کردند و نفرات نظامی پیاده را نیز بهمین ترتیب خلاح سلاح کردند. و این درحالی بود که آن مردمی که باید از کودتا پشتیبانی  میکردند در خواب بودند.

بی هیچ شبهه ای میتوان گفت که کودتا بطور بالقوه از حمایت بخشهایی از مردم و بویژه طبقه متوسط برخوردار بود، امری که در این هیاهوی بگیر! بگیر! و دمکراسی خواهی و حکومت قانون خواهی، نمیتوان میزان و دامنه آنرا برآورد کرد زیرا این حمایت نه تنها فرصتی نیافت تا خود را نشان دهد بلکه بهره برداری سریع اردوغان و حزبش از واقعه برای جو سازی سیاسی، به ایجاد چنان فضایی منجر شد که حتی بسیاری از طرفداران کودتا را هم وادار به تبعیت از جو حاکم و اعلام برائت از کودتا ساخت.

دولتهای خارجی یکی پس از دیگری حمایت خود، از دولت برآمده از «انتخابات دموکراتیک» را در مقابل کودتاگرانِ قانون شکن اعلام کردند بدون اینکه اشاره ای بکنند به اینکه این دولت نه یک دولت دموکراتیک  انتخاب شده بمعنای سیاسی کلمه بلکه یک رهبری مذهبی دموکراتیک انتخاب شده ایست که روی قدرت سیاسی بطور غیر دموکراتیک چنگ انداخته است.

صلاح الدین دیمیرتاس رهبر حزب دموکراتیک خلق کُرد(HDP) ضمن محکوم کردن کودتا گفت ما کودتا را بهر صورتش چه نظامی و چه سیاسی محکوم میکنیم. اشاره دیمیرتاس به کودتای سیاسی  و حرکت خزنده و کودتا وار (قانون شکنانه) اردوغان  و فرقه اش میباشد که بنا به داوری اکثر تحلیلگران سیاسی، ترکیه را بسمت یک دیکتاتوری مذهبی میراند.

گنه کرد در بلخ آهنگری به کردمان زدند گردن مسگری.

Islamic preacher Fethullah Gulen is pictured at his residence in Saylorsburg, Pennsylvania, U.S. on September 26, 2013. Courtesy Selahattin Sevi/Zaman Daily via Cihan News Agency/Handout via REUTERS ATTENTION EDITORS - THIS IMAGE WAS PROVIDED BY A THIRD PARTY. EDITORIAL USE ONLY. TURKEY OUT. NO COMMERCIAL OR EDITORIAL SALES IN TURKEY

Islamic preacher Fethullah Gulen is pictured at his residence in Saylorsburg, Pennsylvania, U.S. on September 26, 2013. Courtesy Selahattin Sevi/Zaman Daily via Cihan News Agency/Handout via REUTERS ATTENTION EDITORS – THIS IMAGE WAS PROVIDED BY A THIRD PARTY. EDITORIAL USE ONLY. TURKEY OUT. NO COMMERCIAL OR EDITORIAL SALES IN TURKEY

رجب طیب اردوغان هنوز چند ساعت ازشروع  دستگیریها و تسلیم بخشی عمده کودتاگران نگذشته، در مقام قاضی و دادستان، و نه رئیس جمهور کشور، انگشت اتهام را بسمت فتح الله گولن نشانه گرفت، یک محقق اسلامی کهنسال میانه روی مقیم آمریکا  که نقشی مشابه مرحوم منتظری  یا شریعتمداری ما را در سالهای آغاز انقلاب  داشتند دارد.

گولن در یک پیام تلویزیونی ضمن محکوم کردن  کودتا به تلخی از تجربه کودتاهای نظامیان ترکیه در چند دهه گذشته یاد کرد. در حالیکه اردوغان نه تنها برخلاف همه موازین حقوقی و قضایی در چشم بهم زدنی متهم اصلی را یافت و فتوای محکومت او را هم بشدید ترین وجه صادر کرد بلکه از آمریکا خواست تا او را به ترکیه تحویل  دهد. اردوغان خوب میداند که که حتی اگر و بفرض اگر  هم، مدارک محکمه پسندی هم علیه گولن ارائه دهد سیستم قضایی آمریکا آنچنان نیست که مقامات آمریکا ضربتی روی این مسئله تصمیم بگیرند و در این مورد، تصمیم اصولاْ یک تصمیم قضایی است نه سیاسی تا اوباما روی آن تصمیم بگیرد.

شارلاتانیسم اردوغان در اینست که که او میخواهد با طرح تقاضای استراداد فتح الله گولن برای فاصله گیری خود  و حزب فرقه ئی اش از آمریکا، و دمیدن به کوره آمریکا ستیزی آنچنان بهانه ایی ایجاد کند که دست و پای احزاب و نیروهای سکولار مخالف خود را ببندد، آنچنانکه آنها، یا به موج آمریکا و غرب ستیزی پو پولیتسی مورد نظر بپیوندند یا در مقابل موج اعتراض مردم به کودتا بایستند و بدست خود  برای خویش پرونده سازی سیاسی کنند. اردوغان نه تنها در یک طرفة العین فرمانده و رهبر کودتا را یافت و او را تهدید کرد که هزینه سنگینی برای طراحی و انجام کودتا خواهد پرداخت بلکه در همان  چشم بهم زدن علاوه بر فرمان تصفیه قریب ۶ هزار نفری در ارتش که سریعاْ اجرا گردید، ترتیب تصفیه ۲,۷۴۵ قاضی را نیز داد. حالا این تعداد قاضی چه ارتباطی با کودتای نظامی میتوانند داشته باشند، ارتباطی است که خاص این کودتای ضد اردوغان است مانند ارتباط گاز معده با شقیقه و الی تاریخ کودتاهای  جهان بیاد ندارد که دستگاههای قضایی در حرکات کودتایی شرکت داشته باشند.

واقعیت اینست که آن موج توده اییِ مذهبی که «حزب/فرقه» عدالت و توسعه  و شخص اردوغان سوارِ برآن بقدرت رسیدند، مانند موج مذهبی آغاز انقلاب در ایران دیگر فرسایش یافته است و فرسایشی مستمر هم. اردوغان دیگر نمیتواند خرقهِ فرقه گرایی اسلامی خود را عوض کرده  یا پشت رو بپوشد و مدعی سکولاریسم، لیبرال دموکراسی و دوری جستن از تبدیل سرمایه دینی به سرمایه سیاسی شود. غرب و آمریکا ستیزی، آن سازو کار  یا تخته پاره ایی است که او بکمک آنها و با نوعی ناسیونالیسم ارتجاعیِ دینی و اتومانی میخواهد حریفان سیاسی خود را از میدان بدر کند. ایدپولوژی دینی/فرقه ای اردوغان ظرفیت انطباق با دموکراسی های مدرن امروز را ندارد و برای ترکیه ایی که بخشی از خاک آن در اروپا قرار دارد و از سویی عضو پیمان ناتو است این مسئله مشکل ساز است.

باید گفت که تفاوت رژیم اردوغان در ترکیه با رژیم سرنگون شده محمد مُرسی و اخوان المسلمین در مصر نه تفاوتی ماهوی بلکه تفاوتی ناشی از درجه پیشرفت، سیاسی/ اجنماعی و اقتصادی ترکیه نسبت به مصر وجود دارد.  سیاست اردوغان در ترکیه بلحاظ ماهوی همان سیاستی است که مُرسی در مصر، خمینی  در ایران و طالبان در افغانستان داشتند یا دارند. مخرب ترین نتیجه و کارکرد چنین حکومتهایی تبدیل شدن و تبدیل کردن شکافهای فرعی جامعه، عمدتاْ شکافهای اقتصادی و سیاسی به شکافهای اعتقادی و سپس تعمیم و توسعه  دادن آن  شکافهای اعتقادی به عرصه فرهنگی و فرهنگ سازی  از آنهاست بنحوی که دیگر مثلاْ آمریکا ستیزی، مسیحی ستیزی،یهودی و اسرائیل ستیزی، بهایی ستیزی و کلاْ ستیزهای رنگارنگ در نظام آنها، چنان به فرهنگ عامه تبدیل گردند که کسی دیگر زحمت یافتن منشاء آنها را بخود ندهد و هرکس آنها را جزء شعور اولیه و بدیهیات بحساب بیاورد که نیازی به آوردن دلیلی برای اثباتشان نیست.

شباهت کودتای ترکیه ۱۵ ژولای ترکیه با کودتای نوژه در ۱۸ تیر ۸۰ *

نحوهِ  طراحی و اجرای کودتای دو روز پیش (جمعه ۱۵ ژولای) ترکیه صرفنظر از  دامنه آن، شباهت زیادی به  کودتای نوژه در اوایل انقلاب اسلامی خودمان را از خود نشان میدهد. کودتای نوژه *بدون محاسبه نیروهای اجتماعی  و جو سیاسی آنروز از سوی تعدادی نظامی میهن پرست برنامه ریزی شده بود که اعتبار سیاسی میهن پرستانه آن حرکت و آن نظامیان در زیر آوار اتهامات و غریو الله اکبرِ خلق الله، پس از نا کامیش، مدفون گشته وعلل و ریشه آن برای بخشهای وسیعی از جامعه ایران یا ناشناخته ماند و یا همچنان با قضاوتی مبتنی بر انقلابزدگی موروثی شده آنروز جامعه و مردم، مورد قضاوت قرار میگیرد. داستان کودتای نوژه مانند بسیاری داستانهای مشابه دیگر در شکم فرهنگی عامیانه جامعه ما هضم گردیده و به بخشی از نسوج و بافت فکری ما تبدیل شده است.

دردناک اینست که آن سازمانهای سیاسی که در آنروز هریک برای ابراز خوش خدمتی به رژیم اسلامی و شخص خمینی مدعی لو دادن آن کودتا بودند. حتی پس از به فاجعه کشانده شدن انقلاب وسرنوشت نکبت بار آن، آنقدر روحیه خودانتقادی نداشتند و ندارند تا امروز از آن خوش خدمتی گذشته خود اظهار پشیمانی کرده و حتی یکبار هم  شده نامی از آن نظامیانی که به انگیزه میهن پرستی پا در آن راه پر خطر گذاردند بنام شهدای راه میهنمان نام ببرند و این درحالیست که آنها نام اعضای پاسبان کُشِ خود را همچنان با غرور و سر افرازی، شهدای انقلاب و راه دموکراسی میدانند، حتی آنهایی اشان که بخاطر سرقت مسلحانه (سیاسی) و برای چند ده هزار تومان کارمند بانکی را به ضرب گلوله ازپای درآورده بودند یا درجریان سرقت یا درگیری با پلیس (دوران یش از انقلاب) کشته یا اعدام شدند.

در توصیف کودتاها میتوان بطور عمده از ۳ نوع کودتا نام برد. بیشترین کودتاها در دنیا  که در ممالک آفریقایی یا برخی ممالک آمریکای مرکزی رخ میدهد یا  داده است کودتاهایی بوده اند که مردم در آنها نقشی نداشته یا نقشی بسیار حاشیه ایی داشته اند. این کودتاها را میتوان کودتای های کاخی یادرباری نام برد که ناشی از جنگ قدرت بین باندهای حاکمه میباشند یا بوده اند. دومین نوع کودتاها صرفنظراز قضاوت ما راجع به مترقی یا ارتجاعی بودن آنها، کودتاهایی از نوع  کودتای ۲۸ مرداد در ایران، کودتای پینوشه در شیلی،  اتیوپی علیه امپراطور هایلاسلاسی، پرتقال علیه سالازار، افسران مصری علیه  ملک فاروق، افسران عراق علیه ملک فیصل، نظامیان مصری به رهبری السیسی و.. میباشند. در تمام اینگونه کودتاها، به نسبت های کم یا بیش، مردم نقش داشته و گاه نقش مردم در این کودتاها آنقدر بوده است که از آنها باید بنام  انقلاباتی مردمی یاد کرد که نظامیان در کنار مردم  یا در پیشاپیش آنها قرار گرفته اند. این ویژگی مخصوصاْ در انقلابات کودتامانند اتیوپی، پرتقال و انقلاب/کودتای ضد اخوان المسلمینی اخیر مصر چشم گیر بوده است. همه این کودتاها از اینجهت موفق شده اند که در آنها نظامیان بدنبال یک حرکت کم یابیش مردمی چه مترقی چه ارتجاعی وارد صحنه شده و نظام سیاسی یا هرم قدرت را وارونه کرده اند.

کودتاهای نوع سوم از نوع همین کودتای اخیر ترکیه، کودتای نوژه، کودتای ضد نمیری در سودان در اواخر دهه ۸۰ بوده و هستند که نظامیان در آنها  بهر دلیلی نتوانسته اند قبل از حرکت خود یک موج اعتراض مردمی ایجاد کنند یا در کنار موجی که وجود دارد قرار گیرند. این نظامیان بر این تصور بوده اند که مردم  بدلیل نارصایتی خود از رژیمهایشان بدنبال اقدام اولیه آنها وارد صحنه شده و از عمل آنها حمایت خواهند  کرد. این نظامیان توازن روانشناختی قدرت در جامعه را و میزان اتوریته حاکمیت و حاکمان را دست کم گرفته بودند زیرا آنها به یک نیروی بالقوه امید میبندنددر حالیکه حریف آنها در میدان است و بالفعل، و برتری عملیاتی و تاکتیکی بر آنها دارد که مجال عملیاتی کردن نیروی کودتا گر را بدانها نمیدهد.

برخی محافل حاکمه ترک به حمایت یا حتی دخالت آمریکا در این کودتا اشاره کرده اند و برخی رسانه های خبری جهان هم آنرا انعکاس داده اند. جان کری وزیر خارجه ایالات متحده این اتهامات را که از سوی برخی محافل ترک مطرح میگردد که گویا آمریکا در خفا از کودتا حمایت میکرده است را قاطعانه رد کرده و طی مصاحبه ایی در لوگزامبورگ در پاسخ خبرنگاری که از او میپرسد چطور سرویس اطلاعاتی آمریکا از از این حادثه غافلگیر شده است، از جمله گفت:«کسانی که برنامه یک کودتا را می چینند، آنرا ازپیش اعلام نمیکنند. این واقعه همه را بشمول خود مردم ترکیه را شگفت زده کرد». او افزود:« باید بگویم که آن،(کودتا)، نه خیلی مشعشعانه برنامه ریزی شده بود و نه مشعشعانه به اجر گذارده شد ولی همه  قضاوتها را  بگذارید برای وقتی که فاکتها در دسترس گذارده شوند.

بنظرمیرسد که جان کری با  اشاره به برنامه ریزی خام  و اجرای شلخته وار کودتا میخواهد به اتهام زنان بگوید که اگر این کودتا با حمایت آمریکا میبود طراحی بسیار دقیقتری  با اجرای موفقیت آمیز تری همراه میبود.

روئیترز امروز یکشنبه در گزارشی پیرامون ماجرا مینویسد:« اردوغان به جمعیتی که روز یکشنبه برایشان سخن میراند گفت؛ کودتا با «اراده ملی» سرکوب شد. او آنهائی را که نمیتوانند وحدت کشور ما را تحمل کنند و تابع صاحب تصمیمانی که هوای حاکمیت را در سر دارند میباشند سرزنش کرد.

او به تکرار از «صاحب تصمیمان» نام برد که خواهان درهم شکستن ترکیه هستند، نام برد. اشاره ایی درپرده به غرب بطور کلی و آمریکا بطور اخص میباشد وزیر خارجه امریکا جان کری حدسیات رسانه ایی شده را دایر بر اینکه آمریکا نقشی در این ماجرا داشته است را از «اساس غیر واقعی» خواند.»

کری در ادامه افزود که دولت مطبوعش پیش بینی درخواست استرداد آقای فتح الله گولن، از سوی  ترکیه را میکرده است  و از اینرو منتظر است تا دولت ترکیه در این زمینه مدارکی که محکمه پسند باشند را در اختیار مقامات  بگذارد تا بر اساس اعتبار آنها ها روی مسئله تصمیم گرفته شود.

*

ضمایم و منابع خبر

………………….

Reuters

17 july

Erdogan told crowds on Sunday that the coup attempt had been put down by the “national will”, blaming “those who cannot bear the unity of our country and are under the orders of masterminds to take over the state”.

He frequently refers to “masterminds” who he says are bent on breaking up Turkey, in what appears to be a veiled reference to the West in general, and more specifically, the United States.

On Saturday, Labour Minister Suleyman Soylu told broadcaster Haberturk he believed Washington was behind the coup attempt. U.S. Secretary of State John Kerry described public suggestions of a U.S. role as “utterly false”, and said on Sunday that Washington had no intelligence of the coup before it began.

The Pentagon also announced on Sunday that operations from Turkey by the U.S.-led coalition against Islamic State had resumed after Ankara reopened its air space, which had been closed during the coup attempt.

اسوشیتد پرس

AP

We fully anticipate that there will be questions raised about Mr. Gulen,” Kerry told reporters. “And obviously we would invite the government of Turkey, as we always do, to present us with any legitimate evidence that withstands scrutiny. And the United States will accept that and look at it and make judgments about it appropriately.”

A Turkish official, speaking on condition of anonymity in line with government regulations, said Turkey was preparing a formal extradition request with detailed information about Gulen’s involvement in illegal activities. He said the coup attempt was seen as “one more thing to add to an already extensive list.”

The coup failed after appearing not to have been backed by the most senior ranks of the military. Turkey’s main opposition parties, too, condemned the attempted overthrow of the government. Prime Minister Benali Yildirim said 161 people were killed and 1,440 wounded in the overnight violence. He said 2,839 plotters were detained.

……….

“It surprised everybody, including the people in Turkey,” the top US diplomat added, speaking in Luxembourg during a diplomatic tour of European capitals.

“I must say, it does not appear to have been a very brilliantly planned or executed event, but let’s reserve all judgment until the facts are in.”

………The Times Of Israeal

…….

یک زندانی داعشی مهم در کویت، از رابطه ایران و سوریه با داعش پرده برداشت

Share Button

روزنامه کویتی “الجریده” گزارش داده است: یک متهم داعشی به نام “علی عمر” ملقب به “ابوتراب” که در کویت زندانی است، از روابط نزدیک گروه تروریستی داعش با ایران و سوریه خبر داده است. ابوتراب گفته که شخصا در جلسات هماهنگی میان داعش و نمایندگانی از رژیم دمشق و نیروهای امنیتی ایران حاضر بوده است.

دبی- العربیه فارسی
جمعه ۸ ژوئیه ۲۰۱۶

روزنامه کویتی “الجریده” گزارش داده است: یک متهم داعشی به نام “علی عمر” ملقب به “ابوتراب” که در کویت زندانی است، از روابط نزدیک گروه تروریستی داعش با ایران و سوریه خبر داده است. ابوتراب گفته که شخصا در جلسات هماهنگی میان داعش و نمایندگانی از رژیم دمشق و نیروهای امنیتی ایران حاضر بوده است.

الجریده در ادامه گزارش خود، به نقل از مقامات امنیتی بلندپایه گفته است که ابوتراب یک “شکار ارزشمند” است و این متهم داعشی فهرستی از مشخصات فرماندهان میدانی، تابعیت، روش‌های کار و تماس‌های این فرماندهان با سازمان‌های اطلاعاتی را در اختیار آنها گذاشته است. این مقام امنیتی، ابوتراب را یک “گنج اطلاعاتی” توصیف کرده است. او که به همراه مادرش “حصه محمد” دستگیر شده، با مجموعه‌ اطلاعات ارزشمندی که در اختیار فرماندهی ائتلاف بین‌المللی نظامی بر علیه داعش، قرار داده، موجبات شگفتی آنها را فراهم کرده است. کویت یکی از اعضای بارز این ائتلاف است.

این منبع امنیتی اضافه کرده است: ابوتراب شیوه‌‌های داعش برای قاچاق نفت و فروش آن در بازار سیاه کشورهای منطقه و بازرگانان بین‌المللی را شرح داده است. براساس اعترافات این متهم که یکی از مسئولان صادرات نفت از چاه‌های تحت سیطره داعش در سوریه و عراق بوده است، قاچاق نفت در کاهش قیمت آن در بازارها نقش داشته است. او همچنین فهرست افرادی که در فروش نفت داعش در جهان نقش داشته‌اند، را نیز برملا کرد.

بازجویی این متهم، با هدف کشف اطلاعات بیشتر کماکان در حال پیگیری است. این اطلاعات که بسیاری از اسرار داخلی داعش را که فرماندهی ائتلاف از آن بی‌خبر بود، را آشکار ساخته و می‌تواند نقشه راهنما، برای مبارزه با داعش باشد.

در همین راستا، یک منبع آگاه گفت که براساس آنچه از بازجویی‌های متهم به دست آمده، تعداد کویتی‌ها و “بدون” (افرادی که در کویت زندگی می‌کنند ولی تابعیت این کشور و یا کشور دیگری را ندارد) را ندارند که برای داعش در سوریه و عراق می‌جنگند، نزدیک به ۱۰۰ نفر است، لیکن از آنجا که معمولا در نام‌گذاری‌ها از کنیه استفاده می‌شود، او اطلاعی از نام این حقیقی این افراد ندارد.

براساس همین منبع، ابوتراب گفته است این شهروندان کویتی و بدون با بهانه‌هایی همچون حج عمره، تحصیلات و یا سفر تفریحی به ترکیه، از کویت خارج شده‌اند. او همچنین گفته است به جز مادرش که به همراه او برگشته است، هیچ زن کویتی دیگر عضو داعش نیست.

او درباره ساختار نیروهای داعش گفته که اغلب فرماندهان داعش در سوریه، عراقی و نیروهای آنها از تونس، مغرب و الجزایر هستند.

ابوتراب هیچ‌گاه به دیدار “ابوبکر بغدادی” رهبر گروه تروریستی داعش و جانشینش نرفته و اصولا امکان درخواست چنین دیداری برای او فراهم نبوده است. انتخاب او به عنوان مسئول نفت داعش، نتیجه رشته تحصیلی او و تسلطش به زبان انگلیسی بوده است.

او توضیح داده است که گروه داعش به درآمد حاصل از فروش نفت و همچنین جزیه‌ای که از مناطق تحت سیطره خود دریافت می‌کند وابسته است. بنا به گفته او نبردهای این گروه تروریستی به شکلی روزانه و منظم در حال انجام است و همچنین گروه‌های جداگانه دیگری برای جذب پیکارجو فعالیت می‌کنند.

وزارت کشور کویت روز دوشنبه گذشته اعلام کرد که علی عمر متولد ۱۹۸۸ را دستگیر و از خارج به کویت آورده است. به همراه او، مادرش حصه محمد متولد ۱۹۶۴ و پسرش که در استان رقه و از همسر سوری‌اش به دنیا آمده، نیز به کویت آورده شده‌اند.

در بیانیه وزارت کشور کویت آمده است که متهم به همراه مادرش به عضویت در گروه داعش، به تحریک مادرش اعتراف کرده است. حصه محمد پیش از این، پسر کوچکترش “عبدالله” متولد ۱۹۹۱ را نیز به عضویت در گروه داعش ترغیب کرده بود. او در یکی از درگیری‌ها در عراق کشته شد. پس از آن علی عمر به دنبال کشته شدن برادرش به تحصیلات خود در بریتانیا، در رشته مهندسی نفت را نیمه تمام رها کرده و به همراه مادرش، برای پیوستن به داعش به الرقه رفت. در آنجا او به عنوان مسئول راه‌اندازی چاه‌های نفت و گاز منصوب و مادرش نیز به تدریس همسران و فرزندان تروریست‌ها و انگیزش فکری و روانی آنان مشغول شد.

…………………..

کامنت من:

با توجه به دستگیری این شخص و مادرش در خارج از کویت و انتقال آنها به کویت، باید به این نکته توجه کرد که این شخص و مادرش، قبل از اینکه تحویل کویت شوند، توسط سرویسهای اطلاعاتی ائتلاف بین المللی تخلیه اطلاعاتی شده اند. معنای این حرف اینست که اعترافات این دو در فاز اول خود، نه در برابر مقامات امنیتی کویت بلکه در برابر رده هایی بسیار بالاتر نیروهای ائتلاف بین المللی و به احتمال قوی سرویسهای اطلاعاتی آمریکا، انگلیس و فرانسه انجام گرفته است و دستگری آنها در خارج از کویت هم اگر مستقیماْ توسط آن سرویسهای اطالاعاتی نبوده، قطعاْ تحت نظر و نظارت عملیاتی آنها بوده است. خود این امر بر استحکام اعترافات این شخص و مادرش میافزاید. زیرا بسیار بعید است که سرویسهای اطلاعاتی پیش گفته در صدد یک سناریو سازی الکی و لو رفتنی بیفتند که افشای آن موجب پیگرد قانونی  خود سناریو سازان احتمالی گردد.

بر کامنت فوق باید اضافه کنم که من از همان فردای به خشونت کشیده شدن اعتراضات مردم سوریه در قریب ۶ سال پیش، با تعقیب دقیق سیر حوادث انقلاب مردم سوریه و سرکوب آن از طرف رژیم، از جمله رفتارهای مشکوک رژیم در این سرکوبها، عملیات مشکوک انتحاری یا نظامی داعش که وقوع آنها و  نحوه مقابله با آنها فقط توسط سرویس خبری سوریه یا نوستی روسیه گزارش شده و به خورد آژانسهای خبری دنیا داده شده بود و  و همچنان داده میشود، بارها نوشتم که داعش با رژیم سوریه هماهنگی عملیاتی دارد و حتی بخشی از آن عملیاتی که بنام داعش ثبت میشود توسط نیروهای ویژه خود رژیم منتها با ماسک و پوشش داعش انجام میگیرد.البته در چند مورد هم نیروهای مخالف رژیم اسد نیز به این امر اشاره کرده اند.

من با توجه به تمرکز بیشترین عملیات داعش و القاعده علیه مخالفین میانه رو و مورد حمایت غرب رژیم اسد، تمرکز بمبارانهای رژیم اسد روی این نیروهای میانه رو و همزمان، بحال خود گذاردن مناطق مورد اشتغال داعش و داعش، رها کردن ساز و برگ جنگی زیاد برای داعش و القاعده در مناطقی که ادعا میشد توسط داعش از کنترل نیروهای دولتی خارج میشدند، آزاد کردن صدهها القاعده ایی از زندانهای سوریه در همان روزهای نخست خیزش مردم ، و حتی بجا گذاردن تمام ساز برگ جنگی ارتش در منطقه کردنشین کشور و عقب نشینی غیر لازم نیروهای دولتی در آن مناطق در ۵ سال پیش؛ به این نتیجه رسیدم که بین عملیات داعش و رژیم اسد علیه اپوزیسیون میانه رو هماهنگی وجود دارد که با توجه به هم پیمانی رژیم اسد با ایران و حزب الله لبنان، رسیدن به این نتیجه که بین رژیم تهران و داعش ارتباط عملیاتی و لوژیستیک وجود دارد دشوار نیست.

بنظر من در آینده با شکست داعش در سوریه موارد بیشتری از این ارتباط افشاء خواهد گردید.

ح تبریزیان

تروریسم فلسطینی و دورویی مسلمانان:‌ نامه ای سرگشاده از زنی مسلمان

Share Button

من مسلمانم، و واقفم که وقتی پای تروریسم فلسطینیان به میان میآید بسیاری از مسلمانان دورویی میکنند. من با چشم خودم یهودستیزی مخربی که جامعه مسلمانان را بیمار کرده است را دیده ام.

آتشنشان ها و کارکنان نجات در صحنه اتوبوس بمب گذاری شده انتحاری در اورشلیم (۱۸ آوریل ۲۰۱۶) که موجب زخمی شدن ۲۰ نفر شد

صبح روز ۳۰ ژوئن ۲۰۱۶، هنگامی که میلیون ها کودک از رختخواب پا شدند، پر از هیجان شروع تعطیلات تابستانی، یکی از این کودکان برنخاست. یک دختر نوجوان اسرائیلی، هالل یافی آریئل سیزده ساله، در رختخواب خود، به دست تروریست فلسطینی هفده ساله با بیرحمی به قتل رسید. تروریست هفده ساله به خانه او وارد شد و او را با ضربه های چاقو به قتل رساند. جان دیگری قربانی خشونتی بیمعنا شد. جان بیگناه دیگری زود از این جهان رفت. اما شمار اندکی از مسلمانان جهان سوگوار این مرگ خواهند بود، زیرا هالل یهودی اسرائیلی بود.

اخبار روزانه تایمز اسرائیل به فارسی را می توانید روزانه در ایمیل خود دریافت کنید   اشتراک

من مسلمانم، و واقفم که وقتی پای تروریسم فلسیطینیان به میان می آید بسیاری از مسلمانان دورویی می کنند. من با چشم خودم یهودستیزی مخربی که جامعه مسلمانان را بیمار کرده است را دیده ام. از زبان رهبران مذهبی مان شنیده ام، از زبان رهبران سیاسی مان شنیده ام، و حتی از زبان فعالان صلحدوست و لیبرال مان نیز شنیده ام. با وحشت، شاهد بوده ام که کسانی که برای من محترم بوده اند، چه تلاش مستأصلی برای توجیه تروریسم می کنند. چرا؟ چرا علیه همه انواع دیگر تروریسم صدای اعتراض خود را بلند می کنیم، اما به هزار شیوه متوسل می شویم تا به خشونت علیه یهودیان اسرائیل مشروعیت ببخشیم؟

گناه را به گردن «صیونیزم» می اندازیم. گناه را به گردن «اشغالگری» می اندازیم. دروغ های رنگ و رو رفته و یهودستیز الجزیره را می بلعیم: «اسرائیلی ها سهمیه آب فلسطینی ها را قطع کردند!»، «اسرائیلی ها قصد دارند مسجد الاقصا را تخریب کنند». حتی حاضر نیستیم بپذیریم که اسرائیل یک کشور است. آن را به نام «فلسطین» می نامیم. حاضر نیستیم خشونت علیه اسرائیلی ها را «تروریسم» بنامیم، و مزورانه فریاد می زنیم «مقاومت، جنایت نیست!»

قبل از هرچیز بگویم، چاقو زدن به شکم زنی حامله، «مقاومت» نیست. تیراندازی به مردم در کافه «مقاومت» نیست. خودروکوبی به مردم پیاده «مقاومت» نیست. ورود بی اجازه به خانه زنی و کشتن او در مقابل چشمان کودکانش «مقاومت» نیست. چاقو زدن به دختر کوچولو و قتل او در جایی که قرار بوده اتاق امن او باشد به طور قطع «مقاومت» نیست. تروریسم، مقاومت نیست. تروریسم جنایتی غیرقابل توجیه است.

مسلمانان جهان بی وقفه علیه داعش و دیگر انواع تروریسم که به نام اسلام صورت می گیرد، فریاد اعتراض خود را بلند می کنند. من مسلمانانی را می شناسم که از فعالان جنبش گفتگوی ادیان هستند، مبلغ صلح هستند، پزشک اند، فعال جنبش همجنسگرایان، و دیگر حقوق هستند. ما از ته دل از داعش و تروریسم نفرت داریم. به کشتار مسیحیان، بی خدایان، هندوها، شیعی ها، احمدی ها، و دیگرانی مورد تعقیب و آزار قرار می گیرند، اعتراض می کنیم. اگر یک فلسطینی کشته شود به آسمان ها توسل می کنیم و اشک می ریزیم اما هنگامی که نوبت به یک تروریست فلسطینی در مقابل یهودیان می رسد، یا چشم هامان را می بندیم، یا داستان را طوری می پیچانیم که به نظر برسد تروریست در واقع قربانی است. این عمل، قابل قبول نیست.

نخست وزیر انگلیس دیوید کامرون گفت «اگر بگویید «خشونت در لندن قابل توجیه نیست، اما بمبگذاری انتحاری در اسرائیل مسأله ای متفاوت است» در این صورت شما نیز شریک این جرم اید، بخشی از این مشکل به شمار می آیید». درست می گوید. ترور، ترور است، حتی اگر علیه اسرائیلی ها باشد. سعی نکنید توجیه کنید و برای تروریسمی که به کرات در اسرائیل اتفاق می افتد بهانه بتراشید. این مردم بیگناه اند که کشته می شوند. جان آنها همانقدر ارزش دارد که جان کسانی که در پاریس، بروکسل، نیجریه، پاکستان، اردن، اندونزی، یمن، لندن، عراق، یا سوریه کشته می شوند. آنها، بیشتر از دیگران سزاوار مرگ نیستند.

البته که می بایست به بیعدالتی هایی که از دولت اسرائیل، یا هر دولت دیگری و هر قدرت دیگری سر می زند، اعتراض کنیم. البته که باید از حق حیات فلسطینیان دفاع قاطع بکنیم، اما هیچ جانی بر جان دیگر ارجحیت ندارد. جان یک اسرائیلی که گرفته شود برابر با جان یک فلسطینی است که گرفته شود. فاجعه، مسابقه نیست. باید برای هر دو سوگواری کنیم، برای جلوگیری از مرگ هر دو بجنگیم. باید علیه همه انواع تروریسم که وقوع می یابد، اعتراض کنیم. نمی بایست به هزار شیوه متوسل شویم تا نوعی از تروریسم را توجیه کنیم. نمی بایست گناه مرگ مردمی بیگناه که قصابی می شوند را به گردن خود ایشان بیندازیم، و نمی بایست عمل تروریست هایی که دست به قصابی جان آنان می زنند را توجیه کنیم. اگر عمل تروریستی را محکوم کنیم، به این معناست که در واقع به صلح باور نداریم.

وقتی که برای عمل تروریستی بهانه می تراشید، از تروریسم دفاع می کنید. تمام. تا زمانی که علیه تروریسم در همه اشکال و انواع آن نایستیم، علیه تروریسم با هر گونه پیشینه ای، نایستیم، ما مسلمانان، دورویی کرده ایم. خدا انسان دورو را دوست ندارد.

جهان، روز پنجشنبه، دختر کوچولویی زیبایی را از دست داد. نمی بایست اجازه مرگ هالل از چشم بیفتد. می بایست با یهودستیزی از هر گونه ای بجنگیم، و این شامل تروریسم فلسطینی نیز می شود. این فاجعه ای هولناک بود، و ما می بایست تلاش کنیم تا برای فرزند خانواده ای دیگر اتفاق نیفتد. به گفته دوستم افشین عمرانی، «خدای بزرگ. خودت به داد ما برس. رسم نبود در جشن بلوغ دخترها عزاداری کنیم.»

…………………………

کامنت من:

بر آن بودم که یاداشتی با مضمون تقریباْ مشابهی ولی نه فقط در مورد دورویی مسلمانان بلکه دو رویی جامعه سیاسی ظاهراْ مدرن خودمان بنویسم. سیاسیونی روشنفکری که در برخورد با اسرائیل و آمریکا ستیزی سکوتی تأئید آمیز دارند که در لایه پنهان آن سکوت تأئید خجولانه رژیمهایی که بنجوی خود را ضد غربی، ضد اسرائیلی و انقلابی میدانند یا روزی به روزگاری این عنوان و عناوین را یدک میکشیده اند مانند کره شمالی، روسیه پوتین چین کمونیست و همه رژیمهای غرب ستیز که در حقیقت غرب ستیزی آنان ماسکی برای فساد و آزادی کشی قدرت طلبانه آنهاست نهفته است.

نگارش این یادداشت را به روزهای آینده میگذارم.

اعترافات بیسابقه دبیر کل حزب الله و عواقب آن برای رژیم جمهوری اسلامی

Share Button

دبیرکل گروه تروریستی حزب الله لبنان با ادعای “عدم تاثیر تحریم های آمریکا” برفعالیت های این گروه، معترف شد که “تمامی بودجه حزب الله از طریق جمهوری اسلامی تامین می شود”.

دیدار نصرالله و خامنه ای

دیدار نصرالله و خامنه ای

اخبار روزانه تایمز اسرائیل به فارسی را می توانید روزانه در ایمیل خود دریافت کنید   اشتراک

به گزارش دویچه وله به نقل از خبرگزاری فرانسه، حسن نصرالله گفته است که این تشکل همه نیازهای خود را “از خوراک و پوشاک تا موشک و راکت” به طور مستقیم از جمهوری اسلامی دریافت می‌کند.

اظهارات حسن نصرالله در بسیاری از رسانه‌های داخل ایران، از جمله شبکه العالم، فرستنده عربی‌زبان صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز انتشار یافته است.

تهدید اسرائیل با پول و موشک ایران
به گزارش پایگاه اینترنتی العالم، رهبر حزب‌الله در بخشی از سخنانش گفت: «بودجه حزب‌الله از ایران می‌رسد و هیچ طرفی ارتباطی با این موضوع ندارد. پول از ایران می‌رسد، مانند موشک‌هایی که با آن اسرائیل را تهدید می‌کنیم. از حضرت امام خامنه‌ای، دولت ایران و رئیس جمهور آن به خاطر حمایت بی‌دریغ از ما در سال‌های گذشته تشکر می‌کنیم. ما حقوق‌ها را می‌پردازیم و مشکلی در این زمینه نداریم.»
کنگره آمریکا چند ماه پیش طرحی را به تصویب رساند که مطابق آن بانک‌هایی که با حزب‌الله همکاری می‌کنند مشمول تحریم‌های این کشور می‌شوند.

بانک مرکزی لبنان ماه گذشته اعلام کرد که با توجه به مصوبه کنگره آمریکا، حدود ۱۰۰ حساب بانکی متعلق به اعضای حزب‌الله و تشکل‌ها و نهادهای مرتبط با آن را بسته است.

«تا ایران پول دارد ما هم داریم»
رهبر حزب‌الله تاکید کرد که مصوبه کنگره و تصمیم بانک مرکزی لبنان بی‌تاثیر خواهد بود زیرا این تشکل از طریق شبکه بانکی فعالیتی ندارد.

حسن نصرالله با بیان این که “تا زمانی که ایران پول دارد ما هم پول داریم” افزود که بودجه حزب‌الله از همان طریقی به وسیله ایران به دست این گروه می‌رسد که تجهیزات نظامی و دیگر نیازمندی‌ها.

حزب‌الله لبنان همچون اسلام‌گرایان افراطی حماس از سوی آمریکا در فهرست گروه‌های تروریستی قرار دارند. بخشی از تحریم‌های آمریکا علیه ایران که به دلیل حمایت از تروریسم اعمال می‌شود با توافق هسته‌ای لغو نشده است.

تحریم‌های غیرهسته‌ای علیه جمهوری اسلامی یکی از عوامل اصلی نگرانی بانک‌ها و موسسه‌های مالی مهم بین‌المللی برای گسترش همکاری با ایران محسوب می‌شود.

شماری از بانک‌های مهم اروپایی پیشتر به خاطر همکاری با ایران و نقض تحریم‌های آمریکا به پرداخت میلیاردها دلار جریمه محکوم شده‌اند.

تامین مالی حزب‌الله از کانال‌های غیربانکی
دردسر بزرگ دیگری که احتمالا سخنان حسن نصرالله برای ایران خواهد داشت به آن بخش از سخنان او درباره انتقال پول از این کشور از مسیرهای غیربانکی مربوط می‌شود.

آنگونه که نصرالله توصیف کرده، جمهوری اسلامی برای تامین بودجه شبه‌نظامیان حزب‌الله هم تحریم‌های آمریکا را نقض می‌کند و هم احتمالا به شبکه‌های غیرقانونی ارسال پول نقد متوسل می‌شود.

جمهوری اسلامی به دلیل فعالیت‌های غیرشفاف مالی، به ویژه در ارتباط با تلاش‌هایی که برای دور زدن تحریم‌ها داشته در فهرست سیاه کشورهای متهم به پول‌شویی قرار دارد.

موسسه “گروه ویژه اقدام مالی” که به ابتکار نمایندگان هفت قدرت اقتصادی برتر جهان و با همکاری شماری دیگر از قدرت‌های نوظهور اقتصادی به منظور مقابله با پول‌شویی و تامین مالی گروه‌های تروریستی تشکیل شده، همچنان ایران را در فهرست کشورهای پرخطر نگاه داشته است.

انگیزه مبهم سخنان نصرالله
در نشستی که اعضای این موسسه روز جمعه، چهارم خرداد در کره جنوبی برگزار کردند با خارج کردن ایران از فهرست سیاه این موسسه موافقت نشد.

این موسسه که “دیده‌بان بین‌المللی مالی” نیز خوانده می‌شود، تغییر در وضعیت ایران را که شرط مهمی برای همکاری با بانک‌های جهانی است وابسته به تلاش‌های این کشور برای شفاف‌سازی و پرهیز از حمایت مالی گروه‌های تروریستی اعلام کرده است.

یک تاثیر دیگر
ولی‌الله سیف، رئیس کل بانک مرکزی ایران، اردیبهشت امسال در گفت‌وگو با شبکه سی‌ان‌بی‌سی، از تماس‌ها و مذاکرات مقام‌های این کشور با “گروه ویژه اقدام مالی”، به منظور خارج کردن جمهوری اسلامی از فهرست سیاه این موسسه خبر داد.

به گزارش رویترز سیف ابراز امیدواری کرده بود که با اقدام‌های تازه ایران و تصویب قوانینی برای مبارزه با پول‌شویی و مقابله با تروریسم، جمهوری اسلامی از فهرست یادشده بیرون گذاشته شود.

در نشست روز گذشته در کره جنوبی، اعضای گروه ویژه ضمن رد درخواست ایران پذیرفتند که محدودیت‌ها علیه تهران را ۱۲ ماه و تا روشن شدن نتیجه اقدام‌های وعده داده شده‌ی این کشور به حالت تعلیق در آورند.

در چنین شرایطی انگیزه سخنان غیرمنتظره رهبر حزب‌الله لبنان درباره ادامه انتقال غیرقانونی پول به این تشکل توسط جمهوری اسلامی مشخص نیست و در هر حال به رفع معضلات ایران برای ارتباط با شبکه بین‌المللی بانکی کمکی نمی‌کند.

آنچه آخوند خراسانی در ۱۰۰ سال قبل گفت!

Share Button

 آخوند محمد کاظم خراسانی کسی است که فتوای قتل شیخ فضل اله نوری را بعنوان مفسد فی الارض صادرکرد من  بعضی از نواده ایشان را میشناختم از جمله مرحوم دکتر کفایی متخصص جراحی که تحصیل کرده درژنو سوییس بود.

شیخ فضالله نوری

عروج شیخ فضل الله نوری بعالم قدس به فتوای آیت الله آخوند محمد کاظم خراسانی

 از میان اِمیل های رسیده:

خلاصه نامه‌ی آخوند خراسانی (بزرگ‌ترین مرجع وقتِ خودش) به آیة الله نائینی، در ۱۰۰ سال پیش، درباره مضراتِ حکومت اسلامی (بسیار خواندنی‌ست):

۱٫ دیگر ادیان هم ترغیب می‌شوند حکومتِ متعصب دینی تشکیل دهند و نزاع دینی شکل می‌گیرد.

۲٫ وقتی روحانیون پا به حکومت بگذارند، دیگر نمی‌توانند عیوب خود را ببینند و توجیه می‌کنند و فسادها را نادیده می‌گیرند.

۳٫ مسند روحانیت، مسندِ مبارزه با فساد است؛ و مسندِ حاکمان، همواره توأم با فساد. با این کار، هم مسند مبارزه با فساد را از دست می‌دهیم و هم روحانیت را مفسد می‌کنیم. وای به روزی که بگندد نمک / حتی اگر فاسد نشویم همه مفاسد را به گردن روحانیت می‌نویسند و دین نابود می‌شود.

۴٫ علم حکومت‌داری و سیاست، یک علم و فن است؛ و روحانیون از این علم، حداقل تا الان کاملاً تهی هستند. ورود بدون علم و تجربه و فن به این حوزه بدون طی مراحل آن باعث آبروریزی برای روحانیون می‌شود. صرف این‌که روحانیون انسان‌های خوبی هستند که دلیل نمی شود هر علمی و هر فنی را بلد باشند.

۵٫ آمال و آرزوی ما تبعیت حکومت از دین است در حالی‌که اگر حکومت را در دست گیریم، به تبعیتِ دین از حکومت دچار خواهیم شد.

۶٫ چون مردم، ما را نایبان امام زمان می‌دانند، انتظار دارند حکومت دینی هم، همان شرایط را ایجاد کند. و وقتی نتوانیم در آن سطح، عدالت را برقرار کنیم، نسبت به امام زمان و دین، سست عقیده می‌شوند.

۷٫ اکنون که مناصب حکومتی نداریم ، این‌همه اختلاف نظر وجود دارد. اگر به حکومت برسیم، این اختلاف نظر، باعثِ چندپاره‌گیِ دین و ایجاد فرقه‌های جدید و آسیب به دین می‌شود.

۸٫ ما فقط سواد فقهی داریم. و چون فقیهِ خوبی هستیم (که تازه، همه‌‌ی ابوابِ فقه را هم نمی‌دانیم)، دلیل نمی‌شود که به علوم دیگر مانند مدیریت و … هم تسلط داشته باشیم. علم فقه، یک علم است با مسائل خودش؛ و ربطی به اداره‌ی جامعه و مسائل آن ندارد.

۹٫ اسلام را در طول چندین قرن، حکومت اسلامی نگه نداشته است بلکه حوزه های علمیه نگه داشته‌اند.

۱۰٫ اکنون که دست ما به حکومت نرسیده است، اطرافیان ما چه کارها که نمی‌کنند! … وای به روزی که دست‌مان به حکومت برسد! بستگان ما، در صورت حکومت، از موقعیت استفاده خواهند کرد و باعث آبروریزی برای مرجعیت و دین اسلام خواهند شد و مردم آن‌ها را به پای ما می‌نویسند.

۱۱٫ کسانى که مناصب حکومتى را در اختیار دارند، فریب‌کارى و ناراستى و دروغ ‌گویى، از لوازم اولیه‌ی کار و شغل خود مى‌دانند؛ و شاید هم در پاره‌ یى از موارد، امور آن‌ها بدون دروغ نمى‌گذرد؛ زیرا محتمل است که در پاره یى جاها به دلیلِ مصالحِ مهم ‌ترى، دروغ گفتن براى آن‌ها مجاز باشد. اما به همین دلیل که اشغال این مناصب، با پرهیز از دروغ، منافات دارد (خوب و بد و درست و نادرستش‌ به کنار) علماى دین باید از این مناصب بپرهیزند؛ زیرا اگر بخواهند پایبند راستى و صداقت باشند، امورشان نمى‌گذرد؛ و اگر هم بخواهند مثل بقیه سیاستمداران، هرجا که صلاح دیدند دروغ بگویند، این کار دو خطر بزرگ دارد؛ یکى این‌که خرده خرده، قبح دروغ در نظرشان از بین مى‌رود و تقید آنان به صداقت، در موارد دیگر متزلزل مى‌شود؛ و این امر، گرچه براى همه بد است ولى براى عالِمِ دین، از همه بدتر و خطرناک ‌تر است. دیگر این که عامه مردم وقتى ببینند علماى دین (با هر عذرى، و لو موجه) در موارد متعدد دروغ مى‌گویند، کم کم این شبهه برای‌شان پیش مى‌آید که پس نکند در موارد دیگر، از جمله در احکام الهى و اعتقادات دینى و مذهبى نیز علماى دین به دلیل عذرهاى ولو موجه دروغ می‌گویند و آنگاه ایجاد چنین تصورى در اذهان عامه مردم، بسیار خطرناک است و بالمآل موجب بى اعتقادى آنان به مبادى و آداب دینى خواهد شد.

از کتاب«دیدگاه‌های آخوند خراسانی و شاگردانش»، نوشته آقای علی اکبر ثبوت، فصل اول، صفحه ۱۸ به بعد.

FyrklöverFyrklöverFyrklöverFyrklöverFyrklöverFyrklöverFyrklöverFyrklöverFyrklöverFyrklöverFyrklöverFyrklöver

به تک تک موارد دقت کنید و ببینید چه قدرت تحلیل و آینده نگری عمیقی در متن موجود است.

 

روحانیت، مسندِ مبارزه با فساد است؛ و مسندِ حاکمان، همواره توأم با فساد. با این کار، هم مسند مبارزه با فساد را از دست می‌دهیم و هم روحانیت را مفسد می‌کنیم. وای به روزی که بگندد نمک / حتی اگر فاسد نشویم همه مفاسد را به گردن روحانیت می‌نویسند و دین نابود می‌شود.

۴٫ علم حکومت‌داری و سیاست، یک علم و فن است؛ و روحانیون از این علم، حداقل تا الان کاملاً تهی هستند. ورود بدون علم و تجربه و فن به این حوزه بدون طی مراحل آن باعث آبروریزی برای روحانیون می‌شود. صرف این‌که روحانیون انسان‌های خوبی هستند که دلیل نمی شود هر علمی و هر فنی را بلد باشند.

۵٫ آمال و آرزوی ما تبعیت حکومت از دین است در حالی‌که اگر حکومت را در دست گیریم، به تبعیتِ دین از حکومت دچار خواهیم شد.

۶٫ چون مردم، ما را نایبان امام زمان می‌دانند، انتظار دارند حکومت دینی هم، همان شرایط را ایجاد کند. و وقتی نتوانیم در آن سطح، عدالت را برقرار کنیم، نسبت به امام زمان و دین، سست عقیده می‌شوند.

۷٫ اکنون که مناصب حکومتی نداریم ، این‌همه اختلاف نظر وجود دارد. اگر به حکومت برسیم، این اختلاف نظر، باعثِ چندپاره‌گیِ دین و ایجاد فرقه‌های جدید و آسیب به دین می‌شود.

۸٫ ما فقط سواد فقهی داریم. و چون فقیهِ خوبی هستیم (که تازه، همه‌‌ی ابوابِ فقه را هم نمی‌دانیم)، دلیل نمی‌شود که به علوم دیگر مانند مدیریت و … هم تسلط داشته باشیم. علم فقه، یک علم است با مسائل خودش؛ و ربطی به اداره‌ی جامعه و مسائل آن ندارد.

۹٫ اسلام را در طول چندین قرن، حکومت اسلامی نگه نداشته است بلکه حوزه های علمیه نگه داشته‌اند.

۱۰٫ اکنون که دست ما به حکومت نرسیده است، اطرافیان ما چه کارها که نمی‌کنند! … وای به روزی که دست‌مان به حکومت برسد! بستگان ما، در صورت حکومت، از موقعیت استفاده خواهند کرد و باعث آبروریزی برای مرجعیت و دین اسلام خواهند شد و مردم آن‌ها را به پای ما می‌نویسند.

۱۱٫ کسانى که مناصب حکومتى را در اختیار دارند، فریب‌کارى و ناراستى و دروغ ‌گویى، از لوازم اولیه‌ی کار و شغل خود مى‌دانند؛ و شاید هم در پاره‌ یى از موارد، امور آن‌ها بدون دروغ نمى‌گذرد؛ زیرا محتمل است که در پاره یى جاها به دلیلِ مصالحِ مهم ‌ترى، دروغ گفتن براى آن‌ها مجاز باشد. اما به همین دلیل که اشغال این مناصب، با پرهیز از دروغ، منافات دارد (خوب و بد و درست و نادرستش‌ به کنار) علماى دین باید از این مناصب بپرهیزند؛ زیرا اگر بخواهند پایبند راستى و صداقت باشند، امورشان نمى‌گذرد؛ و اگر هم بخواهند مثل بقیه سیاستمداران، هرجا که صلاح دیدند دروغ بگویند، این کار دو خطر بزرگ دارد؛ یکى این‌که خرده خرده، قبح دروغ در نظرشان از بین مى‌رود و تقید آنان به صداقت، در موارد دیگر متزلزل مى‌شود؛ و این امر، گرچه براى همه بد است ولى براى عالِمِ دین، از همه بدتر و خطرناک ‌تر است. دیگر این که عامه مردم وقتى ببینند علماى دین (با هر عذرى، و لو موجه) در موارد متعدد دروغ مى‌گویند، کم کم این شبهه برای‌شان پیش مى‌آید که پس نکند در موارد دیگر، از جمله در احکام الهى و اعتقادات دینى و مذهبى نیز علماى دین به دلیل عذرهاى ولو موجه دروغ می‌گویند و آنگاه ایجاد چنین تصورى در اذهان عامه مردم، بسیار خطرناک است و بالمآل موجب بى اعتقادى آنان به مبادى و آداب دینى خواهد شد.

از کتاب«دیدگاه‌های آخوند خراسانی و شاگردانش»، نوشته آقای علی اکبر ثبوت، فصل اول، صفحه ۱۸ به بعد.
FyrklöverFyrklöverFyrklöverFyrklöverFyrklöverFyrklöverFyrklöverFyrklöverFyrklöverFyrklöverFyrklöverFyrklöver
به تک تک موارد دقت کنید و ببینید چه قدرت تحلیل و آینده نگری عمیقی در متن موجود است.

 
 

تظاهرات مردم اصفهان علیه مداخله رژیم در سوریه

Share Button

بگزارش العربیه در تظاهرات دیروز اصفهان بمناسبت روز قدُس، مردم این نمایش حکومتی را به فرصتی برای اعتراض علیه رژیم و مداخله نظامی آن در سوریه تبدیل کردند. هرچند جای تردید هست ولی در صورت اصالت این خبر، آنرا میتوان نشانه جنینی بروز موج جدیدی از اعتراض عمومی علیه رژیم تلقی کرد. از فرصت درج این گزارش استفاده کرده به اطلاع کاربران گرامی میرساند که طبق گزارش دبکا فایل که یک سایت متعلق به یهودیان دنیاست در گیریهای جدیدی بین پیشمرگان حزب دموکرات کردستان ایران و سپاه در آذربایجان شرقی در منطقه مهاباد رخ داده است که طی آن تعدادی از دو طرف درگیری بشمول یک سرهنگ سپاه کشته شده است با توجه به اینکه منبع دبکا فایل سایت های حکومتی داخل کشور است این خبر را باید موثق تلقی کرد. متن انگلیسی خبر درگیری کردستان را در زیر این صفحه درج میکنم.

ویدیو.. مردم اصفهان در تظاهرات روز قدس: سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن

https://www.youtube.com/watch?v=v6qTsw7IxgE&feature=youtu.be

دبی- العربیه فارسی

آخرین به روز شدن: شنبه ۲۷ رمضان ۱۴۳۷هـ – ۲ ژوئیه ۲۰۱۶م GMT 18:09

صدها تن از شرکت کنندگان در تظاهرات مراسم روز قدس در استان اصفهان ایران، نسبت به مداخله این کشور در سوریه اعتراض کرده و شعار دادند: «سوریه را رها کن فکری به حال ما کند».

پس از پیروزی انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹، روح‌الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی، آخرین جمعه ماه رمضان را «روز قدس» نام‌گذاری کرد. چنین روزی تنها از سوی ایران به رسمیت شناخته شده و گروه‌های وابسته به ایران در منطقه، مراسمی در این روز برگزار می‌کنند.
در نخستین ماه رمضان پس از انتخابات جنجال‌ برانگیز سال ۲۰۰۹ ایران، شرکت کنندگان معترض در مراسم روز قدس این ماه رمضان در تهران شعار داده بودند: «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران».

این برای نخستین بار بود که تظاهر کنندگان ایرانی به این صراحت، به دخالت‌های حکومتشان در امور داخلی دیگر کشورهای منطقه نشان می‌دادند.

اما این نخستین بار نیست که در اصفهان نسبت به مداخله ایران در سوریه اعتراض می‌شود. سال گذشته نیز معترضان در اصفهان که بسیاری از آن‌ها کارگرانی بودند که ماه‌ها حقوق نگرفته‌اند، شعار داده بودند «سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن».

در تهران نیز حدود دو سال پیش کسبه معترض همین شعار را سر داده بودند.

جمهوری اسلامی ایران، هزینه مالی سنگینی برای حمایت از نظام بشار اسد می‌پردازد. این‌ها علاوه بر هزینه‌های انسانی است که جمهوری اسلامی بر مردم ایران تحمیل می‌کند. صدها تن از نیروهای ایرانی از بسیج و سپاه، تا کنون در سوریه کشته شده‌اند. علاوه بر آن شبه‌نظامیان شیعه‌ای که ایران از کشورهای مختلف از جمله لبنان، عراق و افغانستان به سوریه ارسال کرده، متحمل تلفات جانی بسیاری شده‌اند. حمایت ایران از نظام اسد همچنین باعث طولانی شدن بحران، پدید آمدن گروه‌های تندرو، کشته شدن ده‌‌ها هزار سوری و آواره شان میلیون‌ها تن از مردم این کشو شده است.

………………….

Iranian Guardsmen clash with Kurds in Iranian Azerbaijan

Iranian media report that battles raged on Friday in Mahabad County in western Iranian Azerbaijan between soldiers of the Iranian Revolutionary Guards and armed Kurds, who were defined by Tehran as “terrorist and propagandist operatives.” This was the second clash in a few days. The Revolutionary Guards counted a dozen dead, including a colonel, while the Democratic Party of Iranian Kurdistan reported 12 casualties. DEBKAfile military sources: It was only a matter of time before the Kurdish separatist battles in Iraq and Syria spread to this minority in Iran.

برجام؛ رشد دولت پنهان و اقتصاد سیاه

Share Button

و اما برای اینکه پولی برای نقل و انتقال باشد تا ماشین این دولت پنهان با آن بچرخد لازم است منابع مالی آن وجود داشته باشد. دهها هزار امامزاده، مسجد، تکایا و حسینه ها با موقوفه های کلانشان و در صدر همه بنیاد زیر نظر خود رهبر با یکصد میلیارد دلار  دارایی، بنیاد قدس رضوی، بنیاد ۱۵ خراد،  بنیادشهید، بنیاد حضرت معصومه، شاه چراغ، شاه عبدل العظیم و… ، همه اینها؛ آن چشمه پول ساز و درآمد آفرینی هستند که در کنار فعالیتهای مافیای سپاه منابع درآمدی این دولت پنهان را تشکیل میدهند و این درآمد نباید از کل درآمد دولت کمتر باشد.

300px-International_Monetary_Fund_logo.svg

دوگانگی ساختار قدرت با اجرای برجام و توصیه های صندوق بین المللی پول تکمیل میشود

دیوید لیپتون، معاون اول مدیر کل صندوق بین المللی پول و عضو ارشد سابق وزارت خزانه داری آمریکا در یک مصاحبه مطبوعاتی(۲۹ ژوئن) در رابطه با ایران نکات مهمی را بیان داشته که المونیتور آنرا درج کرده است و منهم متن انگلیسی آنرا دیروز در پست اول همین سایت نهاده ام. ضمن درج ترجمه آن، من نکات اصلی و معنای سیاسی و اقتصادی فحوای کلام او را ذیلاْ درج  و به واکاوی میگذارم.

او در  این مصاحبه خود اصطلاح برجام، که در کشور ما افواهی شده است را بکار نمیبرد ولی از توافق هسته ایی بطور کلی سخن میگوید که من در اینجا بجای آن، از همان اصطلاح برجام استفاده میکنم.

او نخست میگوید؛ ایران اینک برسر آن دو راهی قرار دارد که دولتهای بلوک شرق پس از فروپاشی اتحاد شوروی، برای مدرنیزه کردن اقتصاد و توسعه پایدار خود در آن قرار گرفته بودند و معنای قرار گرفتن در این وضعیت اینست که ایران باید به یک انتخاب بنیادی دست بزند: «جمهوری اسلامی میتواند همچنان به اقتصاد نفتی کنونی نسبتاْ بسته خود بچسبد که ملازم با مداخله وسیع دولت است یا دنبال یک همگرایی بزرگتر، توسعه بخش خصوصی و سرمایه خارجی برود.» … «گزینه اول نمیتواند برای جمعیت جوانگرای ایران اشتغالزائی کند درحالیکه، گزینه دوم قادر به این کار هست ولی مستلزم  انجام تحولی؛ هم از نظر مقیاس و هم درنوع، شبیه تحولاتی که کشورهای بلوک شرق سابق پس از فروپاشی اتحاد شوروی آنرا از سرگذراندند.» او در ادامه افزود که که نمیداند ایران کدامیک از این دو راه را برخواهد گزید. ولی براساس درک و استنباط آن مقاماتی که از طرف صندوق، از ۱۹۷۹ تا کنون از ایران بازدید کرده اند، او میداند که دولتمران ایران خواهان توسعه هستند.

طی بازدید هیئت نمایندگی صندوقIMF از ایران(اردیبهشت ماه گذشته)، مقامات بانکی ایران از دشواریهای برقراری ارتباط بانکی ابراز نگرانی میکردند. این ابزار نگرانیها شبیه آنچه بود که ولی الله سیف، رئیس بانک مرکزی ایران هم در بازدید خود از واشنگتن(خرداد ماه گذشته)، در اجلاس مشترک صندوق بین المللی پول و بانک جهانیIMF/World Bank نیز  آنها را ابراز کرده بود.

طی بازدید خود بعنوان عضوی از تیم صندوق بین المللی پول از ایران، لیپتون در این مصاحبه گفت که هیئت همراه او وقت زیادی را صرف بحث روی برطرف کردن نام ایران از فهرست FATF کرد.

(FATF یک سازمان بین دولتی جهانی است که مرکز آن در پاریس میباشد و وظیفه اش رصد کردن نقل و انتقال پولی و شفاف سازی مناسبات بانکی و مالی در دنیاست تا از سیستم بانکی و پولی دنیا برای پولشوئی و کمک به تروریسم سوء استفاده نشود.). ایران و کره شمالی دو کشوری هستند که در لیست سیاه این سازمان قرا دارند. ولی این سازمان اخیراْ ایران را بمدت ۱۲ ماه از لیست سیاه خود برداشته و محدودهای آنرا برای این مدت بحال تعلیق درآورده است تا به بانک مرکزی ایران فرصت دهد که مقرررات مالی ضد تروریستی و ضد پولشویی لازم را به اجرا بگذارد.

لیپتون در پاسخ به پرسش المُنیتور، راجع به نوع مقرارت خواسته شده از ایران، بین نوع مقرراتی که بانکهای کشور باید به اجرا بگذارند تا مانع تأمین مالی و فعالیتهای تروریستی شوند، صرفنظر از اینکه دولت ایران چه سیاستی داشته باشد و اقدامات و سیاستهای دولتی، تمایز قائل شد. بنا به اظهارات او، آنچه دولت میکند، مانند کمک به گروههایی مانند حزب الله و آنچه بانکها انجام میدهند دو مسئله متفاوت هستند .( در تحلیل و توضیح این اظهارات باید بگویم که معنی ساده حرف این نماینده صندوق بین المللی اینست که بانکهای ایران، تا آنجا که به شفافیت عملیاتی اشان و روابط بین بانکی بین المللی اشان مربوط میشود، مستقیماْ در برابر صندوق بین المللی پول باید پاسخگو باشند و این یعنی اینکه دولت ایران دیگر نمیتواند از سیستم بانکی کشور برای کمک مالی به تروریسم و پولشوپی استفاده کند. ح ت) در این مورد کامنت مفصلتری در زیر خواهد آمد. ح ت.

لیپتون افزود؛ یک گزارش روشن توسط  FATF، ممکنست به بانکهای بزرگ خارجی اطمینان دهد تا آنها به ایران بازگردند. او در ادامه گفت که صندوق بین المللی پول کمکهای فنی لازم  برای  انجام اصلاحات لازم را در اختیار ایران خواهد گذارد. IMF اصرار دارد که ایران یکرشته تغیرات دیگر را، تحت یک برنامه عمل همه جانبه  مشترک، برای بهره برداری کامل از ثمرات برجام  و لغو تحریمها را نیز به اجرا بگذارد.

ایرانیها گله میکنند که اقتصاد کشور همچنان کُند پیش میرود و از خیزش اقتصادی پسا برجام خبری نیست. نگرانیهایی هست که این امر، زیر پای دولت روحانی، که به دور آینده انتخابش نزدیک میشود را خالی کند.

لیپتون چنین ادامه داد: – ایران برای مدرنیزه کردن ساختار اقتصادیش باید از مقررات خود بکاهد، تعرفه های بالا را تقلیل دهد و حقِ انحصاری دولت را که رقابت را محدود میکند و مانع اشتغالزائی میشود  را کاهش دهد – ایران برای جذب کردنِ سرمایه خصوصی و خارجی مورد نیاز، مجبور است «یکرشته سیاستهای لیبرالیزه کردن اقتصاد»  را به اجرا بگذارد.

لیپتون گفت که در مورد تجربیاتش از لهستان دهه ۱۹۹۰ پس از سقوط کمونیسم و مشکلاتی که کشورهای شرق آسیا در دوران بحران بزرگ بانکی در دو دهه گذشته داشته اند که از رابطه تنگا تنگ بانکها با دولتهایش ناشی میشده، با طرفهای ایران صحبت کرده است. او گفت که از یکی از آن مقامات ایرانی پرسید: – آیا « شباهتی در اینجا بچشم نمیخورد ؟» طرف ایرانی بجای پاسخ «تبسمی زد و بعلامت تصدیق سر تکان داد».

لیپتون که عضو یک هیئت بلند پایه بین المللی باز دیده کننده از ایران است ، سابقه معاونت وزیر خزانه داری در امور خارجی رئیس جمهور سابق آمریکا بیل کلینتون را داشته و اکنون  عضو ارشد شورای امنیت ملی برک اوباما میباشد. بازدید او بعنوان عضو این هیئت بین المللی از اهمیت جایگاه و دیدار او از ایران کم نمیکند زیرا او نخستین مقام بلند پایه آمریکاست که در دهه های اخیر از ایران بازدید میکند.

او در ادامه گفت؛ از وجود فضای طبیعی و خوبی که در دیدارش با طرفهای گفتگوی خود از بانک مرکزی و اطاق بازرگانی احساس نموده شگفت زده شده است.  او گفت: «این افراد کسانی هستند که واقعاْ میخواهند تغیر ایجاد کنند». او افزود: « اینکه آیا آنها در برابر مقامات بالاتر از خود و بخش محافظه کار جامعه برنده شوند مسئله ایست که من نمیدانم.»

پایان ترجمه گزارش المنیتور.

کامنت من:

نقش دیوید لیپتون در نظام بانکی جهان و آمریکا را به لحاظ اهمیت میتوان با نقش جان کری در نظام سیاسی آمریکا و روابط بین المللی مقایسه کرد. وقتی او از ضرورت لیبرالیزه کردن اقتصاد ایران، از سیاست گشودن درهای بازار ایران برای رقابت با کالاهای خارجی سخن میگوید، وقتی از ضرورت استقلال نظام بانکی از دولت حرف میزند که نباید به کانال تزریق منابع مالی به شبکه های تروریستی در منطقه و دنیاتبدیل شوند، همه اینها بمعنای انجام اقداماتی است که انجام آنها دولت کنونی ایران را به یک جمهوری، در قد و قواره خاورمیانه اش، حد اقل به معنای اقتصادی آن، تبدیل کرده و از میزان تسلط ارگانهای فراقانونی بر دولت در میهن ما میکاهد. امری که ساختار قدرت در ایران در برابر آن شکنندگی زیاد دارد.

هم دولت روحانی،  هم کلاْ بورکراسی دیوانی و هم مقامات عالی حکومتی که (فراتر از دولت قرار دارند) به لزوم تغیر و تحولاتی در کشور برای همگرایی با دنیا واقفند ولی در عین حال از هزینه سنگین آن بحق تا حد وحشت زدگی هراس دارند .

ایران کره شمالی نیست که یک حزب منسجم شبه نظامی، برآمده از درون یک سیستم جهانی بهم پیوسته و یک جنگ طولانی خلقی (بمعنای واقعی اش) بیرون آمده باشد و ورای حزب کار(حزب کمونیست کره) هیچ گونه تکثر سیاسی قانونی، نیمه قانونی و غیر قانونی دیگری در آن کشور وجود نداشته باشد. ایران کشوری نیست که رژیم  آن بتواند یا بخواهد درهای کشور را کاملاْ بروی خارج ببندد. سالیانه دهها میلیون شهروند ایران چه زیارتی چه سیاحتی از کشورهای خارج دیدن میکنند و متقابلاْ میلیونها توریست یا ایرانی خارج نشین از ایران دیدار کرده و میلیاردها دلار ارز وارد کشور میکنند ارزی که دولت و حکومت روی آن حساب زیاد میکنند. بنا بر این بستن درهای کشور برای حکومت ابداْ ممکن نیست. و بنا بر این اگر حکومت و دولت* نخواهند تن به این توصیه های صندوق بین المللی پول بدهند معنای آن برگزیدن راه کره شمالی است بدون اینکه شرایط آن کشور را بعنوان \یش زمینه داشته باشند. *همینجا توضیح بدهم که در  علم سیاست مفهوم دولت با حکومت یکی نیست. دولت همین کابینه است و زیر مجموعه های آن(کشوردار- بر سیاق شهردار که کنترلی روی نیروهای نظامی، امنیتی، انتظامی و قضایی و تقنینیه ندارد) ولی حکومت تمام نظام است با اقتدار تامه.

حکومت ایران نسبت به بسیاری پروکسی های تروریستی فرا مرزی خود؛ از حوثیهای یمن گرفته تا حزبِ فرقه ایی/تروریستی الوفاق در بحرین، حزب الله در لبنان، جهاد اسلامی و  اخیراْ، تا حد کمتری حماس در نوار غزه و.. ، تعهدات مالی سیاسی و حمایتی همه جانبه دارد.

اجرای اکید توصیه های صندوق بین المللی پول از طرف دولت بمعنای اینست که دولت ایران و سیستم بانکی اش ۱۲ ماه فرصت دارند تا روابط خود با آن جریانهای پیش گفته را قطع کنند و واقعیت هم اینست که علیرغم چاق سلامتی روز های نخستِ بقدرت رسیدن خود، شیخ حسن روحانی، دولت در ایران حتی دولت احمدی نژاد در جایگاهی نبوده اند که روی رابطه حکومت ایران با آن جریانها، حق کلام و رأی داشته باشند. اگر دولت احمدی نژاد هم از سر خوش خدمتی سرِ کیسه دولت را بسمت آن جریانها باز کرده بود، این عمل را خارج نظم و نسق، و ساز و کارهای دولتی و کاملاْ غیر قانونی (شبیه دزدی) انجام داد که همین امر امروزه موجب طرح مسئله سوخت و سوز صدها میلیادر دلار در آمد نفتی در دوران او شده است که روزی رقم تقریبی آن و کانال ناپدید شدن آن فاش خواهد گشت.

معمای کمک ایران به شبکه پروکسیکال تروریستی برون مرزی و حتی به جریانهای موازی با ارتش و پلیس در داخل کشور، مانند پیراهن شخصی های معروف را، نه در ساختار دولت بلکه در آن ساختار موازی با دولت باید جستجو کرد که در نظام و حکومت اسلامی  ایران وجود دارد و از آن بدرستی بعنوان دولت پنهان میتوان نام برد.

در باره فعالیت های اقتصادی سپاه سخن بسیار گفته شده است ولی اکثر منتقدین، مداخله وسیع سپاه در اقتصاد کشور را به انگیزه ربایش و سرقت سرمایه های کشور نسبت داده اند که این انتقاد یا ادعا فقط نیمی از قضیه است. نیمه دیگر قضیه اینست که سپاه میخواهد یک دولت؛ با اقتصاد مستقل، بودجه خارج از نظارت قانونی، روابط مالی خارجی مستقل برای خود باشد.

ساده لوحی است اگر تصور شود که سپاه، همه پرداختهای خارجی خود را تا کنون فقط از مجرای سیستم بانکی انجام میداده است. پدیده ایی نظیر بابک زنجانی ها و رضا ضرابها  و کامیونهای طلا و دولار نشان میدهد که سپاه علاوه بر استفاده از سیستم قانونی بانکها تا آنجا که مقدور بوده است و میتواند، یک شبکه بانکی خصوصی و پنهان یا مافیایی برای خود ایجاد کرده است تا بقول معروف، هم تحریمها را دور بزند و هم عملیات مالی آن در دفاتر بانکی ثبت نگردد تا افشاء شدنی باشند.

دولت روحانی و رهبری نظام با اتکاء به این دولت موازی و شبکه بانکی و اقتصادی پنهان آن بوده است که تن به برجامی داده اند که اجرای دقیق و همه جانبه آن یعنی یک انقلاب مخملی با دست خود مهره های نظام علیه نظام.

این دولت پنهان، با وضع تحریمهای مالی و بانکی علیه حزب الله لبنان بعنوان مرکز  عملیات خاورمیانه ایی خود، دیگرنمیتواند، در همان حدی هم که تا کنون میتوانست، از نظام بانکی کشور برای انتقال پول به شبکه های تروریستی فرا مرزی خود استفاده کند، بنا بر این مجبور است پس از برجام و در صورت  اجرای توصیه های صندوق بین المللی پول هرچه بیشتر بر افراد حقیقی نظیر بابک زنجانیها و رضا ضرابها و قطعاْ دهها و شاید صدها فرد ناشناخته مشابه دیگر تکیه کند. خود این امر ایجاب میکند که این دولت پنهان مقادیر زیادی ارز، طلا، یا کالاهای با ارزش دیگری نظیر عتیقه جات و یا کالاهایی با قیمت بالا نظیر فرش و زعفران پسته ..ُ بطور فیزیکی و از این مجاری پنهانی جا بجا کند که این امر نه تنها به ملاخور شدن بخش زیادی از منابعش می انجامد بلکه فساد را در شبکه مافیایی آن سرطان وار گسترش میدهد.

و اما برای اینکه پولی برای نقل و انتقال باشد تا ماشین این دولت پنهان با آن بچرند لازم است منابع مالی آن وجود داشته باشد. دهها هزار امامزاده، مسجد، تکایا و حسینه ها با موقوفه هایشان و در صدر همه بنیاد زیر نظر خود رهبر با یکصد میلیارد دلار  دارایی، بنیاد قدس رضوی، بنیاد ۱۵ خراد،  بنیادشهید، بنیاد حضرت معصومه، شاه چراغ، شاه عبدل العظیم و… ، همه اینها؛ آن چشمه پول ساز و درآمد آفرینی هستند که در کنار فعالیتهای مافیای سپاه منابع درآمدی این دولت پنهان را تشکیل میدهند و این درآمد نباید از کل درآمد دولت کمتر باشد.

دولت روحانی که آگاهانه به داد و ستد برجام و صد البته با موافقت قطعی رهبر دست زده است این را پیش بینی نکرده بوده است که با گرفتن ماستخور حزب الله لبنان از طرف آمریکا و اروپا و کشورهای حاشیه خلیج و اِعمال تحریمهای بانکی علیه آن و احتمالاْ کنترلهای دقیقتر و بیشتر در راه روی نقل و انتقال فیزیکی پولی و ارزی؛ راه پولشویی ایران در لبنان و سوریه بسته میشود.

با بکار بستن توصیه های صندوق بین المللی پول از طرف دولت و بانک مرکزی، فرایند دوگانگی ساختار قدرت که از همان فردای انقلاب اسلامی در ایران ایجاد شده بود کامل میگردد. تصور حاکمیت اینست که ساختار دولت و رئیس جمهور در رأس آن به عنوان دولت قانونی به تعامل با جهان خواهد پرداخت و دولت پنهان نیز در سایه گمراه ساز آن دولت نمادین، به مدیریت تروریسم حکومتی در منطقه با اتکا به منابع عظیم مالی خارج از کنترل قانونی خود ادامه میدهد.

پرسشی که در این زمینه بذهن میرسد اینست که آیا بین این دولتی که با تمام قاعده اجتماعیش از رقیب موازی خود فاصله ایی زاویه دار میگیرد میتواند در بلند مدت تعاملی مصلحت جویانه، مداراگرانه و تسلیم طلبانه وجود داشته باشد یا اینکه طی توسعه فرایندی خود به تضادی آشتی ناپذیر و برخوردی خواهد انجامید.

سخن آخر اینکه، بسیاری از آنها که برجام را از موضع نقد نظام مورد انتقاد قرار دادند نه برجام را فهمیدند و نه هرگز، ویژگی ساختار قدرت را درایران شناخته بوده اند.

در این زمینه بسیار بیش از میباید نوشت ولی نه حوصله برای نوشتن هست و نه فکر میکنم حوصله خواندن بیش از این برای خواننده.

 

 

Senior American at IMF sags Iran Faces ,fundamental, economic choises

Share Button

To attract needed private and foreign investment, Iran needs “a broad liberalization of the economy,” Lipton said, that would challenge “vested interests that have benefited” from a more closed system such as the Revolutionary Guard Corps and religious foundations

David Lipton, First Deputy Managing Director of the International Monetary Fund (IMF), speaks at a news conference in Beijing, China, June 14, 2016. REUTERS/Jason Lee - RTX2G3KI

David Lipton, First Deputy Managing Director of the International Monetary Fund (IMF), speaks at a news conference in Beijing, China, June 14, 2016.  (photo by REUTERS/Jason Lee)

A senior official from the International Monetary Fund (IMF) says that Iran faces a challenge similar to post-Soviet Eastern Europe in modernizing and transforming its economy to take advantage of the opportunities presented by the landmark nuclear accord.

 

 

Washington Correspondent 

Barbara Slavin is the Washington correspondent for Al-Monitor and acting director of the Future of Iran Initiative at the Atlantic Council

A senior official from the International Monetary Fund (IMF) says that Iran faces a challenge similar to post-Soviet Eastern Europe in modernizing and transforming its economy to take advantage of the opportunities presented by the landmark nuclear accord.

Summary⎙ Print A year after the nuclear accord was reached, a top official at the International Monetary Fund said he was impressed on his first visit to Iran by the desire of senior officials there to reform the Iranian economy but that they need to do more to insure sustainable growth.
Author

David Lipton, first deputy managing director of the IMF, told a conference at the Carnegie Endowment in Washington June 29, “Iran faces a fundamental choice.” The Islamic Republic can stick with a largely oil-based closed economy with heavy state involvement or seek greater integration, private enterprise and foreign investment, he said.

“The first will fail to generate employment” for Iran’s youthful population, Lipton said, while “the second can succeed but will require a transition on a scale and type countries in Eastern Europe went through” after the collapse of the Soviet Union and its hold over the Eastern Bloc.

Lipton said that while he was not sure what choice Iran would make, he and other members of the first IMF management team to visit Iran since the 1979 revolution found Iranian officials “very interested in restoring growth without rekindling inflation.”

Since Hassan Rouhani became president of Iran three years ago, Iran has cut inflation from about 45% to about 10%. Lipton said the IMF is predicting 4.5% growth for Iran this year, also a significant improvement over the economy’s performance under sanctions. But a number of factors are holding back more sustained progress.

During the delegation’s May visit to Tehran, Iranian officials raised concerns about difficulties in re-establishing links to foreign banks, Lipton said. These were similar to those expressed by Iran’s Central Bank Governor Valiollah Seif during a visit to Washington for the IMF/World Bank meetings in April.

Iranian bankers say that while they have been able to open correspondent accounts in smaller regional and third-tier banks in Europe and Asia, major financial institutions have stayed awayfor fear of incurring huge fines from the US Justice Department.

US officials counter that they are not “playing gotcha,” in the words of John Smith, the acting director of the US Treasury’s Office of Foreign Assets Control, and will not penalize foreign companies that do due diligence about their Iranian counterparts but inadvertently make mistakes. Foreigners are particularly worried about a lack of transparency in Iranian banks and fear that they might unknowingly have contact with persons or organizations on a list of about 200 still sanctioned by the US government.

While in Tehran, Lipton said, the IMF team spent a lot of time discussing Iran’s efforts to get the Financial Action Task Force (FATF), an international intergovernmental body based in Paris, to lift its designation of Iran as a “high-risk” jurisdiction for money laundering and “non-cooperative” in countering financial terrorism. Iran and North Korea are the only two countries on FATF’s blacklist, but the organization recently suspended counter-measures against Iran for 12 months to take account of new regulations the Central Bank of Iran is putting in place to prevent money laundering and terrorism financing.

In response to a question from Al-Monitor, Lipton distinguished between the sort of regime he said Iranian banks need to establish to prevent diversion of funds and the “activities of the state” in supporting groups such as Hezbollah. “Whatever a state does is a separate matter” from these banking procedures, Lipton said.

A cleaner bill of health from FATF might give more confidence to big foreign banks to return to the Iranian market, Lipton added. He said the IMF is providing technical assistance to Iran to carry out these reforms.

The IMF is urging Iran to make a number of other fundamental changes in its economy to fully profit from the relief from nuclear-related sanctions under the Joint Comprehensive Plan of Action.

Iranians have complained that the economy has been slow to take off and there are concerns that that could undermine political support for the government of Rouhani, who faces re-election next year.

Iran, Lipton said, needs to modernize its economic structure by reducing regulation, high tariffs and state-granted monopoly rights that are limiting competitiveness and dampening job growth.

To attract needed private and foreign investment, Iran needs “a broad liberalization of the economy,” Lipton said, that would challenge “vested interests that have benefited” from a more closed system such as the Revolutionary Guard Corps and religious foundations.

Iranian officials at the Central Bank said Seif was not available to respond to a request for comment on the IMF suggestions. But in his April interview with Al-Monitor, Seif acknowledged deficiencies in the banking sector that he said he was addressing.

Lipton said he talked with Iranian officials about his experiences advising Poland in the 1990s after the collapse of communism and the problems that afflicted Asian countries during a banking crisis two decades ago because of an overly intimate relationship between the banks and local governments. He said he asked an Iranian official, “Does this sound familiar?” and the Iranian, whom Lipton did not identify, “smiled and nodded his head.”

A rare high-level American to visit Iran, albeit as an official of a multilateral organization, Lipton, a former undersecretary of the Treasury for International Affairs under President Bill Clinton and National Security Council senior director for Barack Obama, said he was impressed by what he called “a pretty normal and positive environment” in Tehran and by his interlocutors at the Central Bank, other banks, the chamber of commerce and at universities.

“These are people who really want to make change,” Lipton said. “Whether they will win the day with the senior government leadership and conservative side of society, I don’t know. They want to understand how to succeed.”