Archive for: August 2016

دیده بان حقوق بشر، فتوای مقتدا صدر در رفع مزاحمت دگرباشان را تحسین کرد

Share Button

بنا به گزارش نحارنت لبنان بنقل از فرانس پرس؛ سازمان دبدبان جهانی حقوق بشر، از مقتدا صدر بخاطر فتوایش در اجتناب از خشونت علیه همجنس بازان و دگر باشان LGBT * تقدیر کرد.

مقتدا صدر5

نحارنت مینویسد:« این روحانی جوان شیعی که رهبری یک گروه شبه نظامی را دارد و از پیروان زیادی برخوردار است، طی بیان نامه ای  از مردم خواست تا به خشونت علیه همجنس بازان و دگرباشان پایان دهند.

صدر گفت مردم باید از همجنس بازان دوری جویند ولی حق ندارند علبه آنها بخشونت متوصل شوند.

نگاهبان حقوق بشر مینویسد:..« درحالیکه مقتدا صدر همجنس بازان و دگرباشان را خود تحمل نمیکند ولی همین بیانیه او که در آن از مردم و هوادارانش خواسته است تا از خشونت نسبت به آنان خود داری شود بسیار مهم میباشد.»

در بیانیه سازمان دیدبان حقوق بشر آمده است: « او باید اطمینان داشته باشد که در صفوف شبه نظامیان تحت فرمانش«بریگاد صلح» از این حکم پیروی میشود و نقض آن به باز و خواست منجر میگردد.»

سرپرست نمایندگی دیده بان حقوق بشر، جو استورک میگوید: « با اینکه صدر هنوز فاصله زیادی با پذیرش
کامل دگرباشان LGBT دارد ولی بیاینه او نشان میدهد که او اهمیت  جلو گیری از آزار و تعدی بدانها را درک میکند.

پایان قسمتی از گزارش

*

(lesbian, gay, bisexual and transgender LGBT)

………………….

کامنت من:

هرچند بیشتر تحصلیکرده ها یا روزنامه خوانهای امروز میدانند که پدوفیلیسم یعنی بچه بازی با همجنس بازی یا دگرباشی فرق دارد ولی این توضیح را من در اینجا اضافه میکنم که بچه بازی در جوامع اسلامی بعلت محدودیت روابط جنسی و حتی نزدیکی  غیر جنسی بین زن و مرد رواج دارد. روی این اصل درک از همجنس باز با بچه باز در این جوامع مغلوط شده است. دیگر اینکه پارادوکسالت، میزان بچه بازی در بین مدعیان مخالفت با همجنس بازی بطور مشخص اقشار مذهبی و سنتی این جوامع بیشتر از اقشار مدرن است.

و اما تا آنجا که به فتوای مقتدا صدر مربوط میشود باید گفت او اولین روحانی در تمام جهان اسلام است که جسورانه  این مسئله ای که امروز بخشی از مباحثات رایج اجتماعی و سیاسی در دنیای مدرن است را او مطرح میکند. او بیشتر از اینکه در این فتوا  پیشرفته است نمیتوانسته پیش برود. باید اقدام او را واقعاْ تحسین کرد. گامی که او در این عرصه برداشته است گامی فراتر مرحوم منتظری است که بنفع بهائیان فتوا داد و فرا تر از اقدام فائزه هاشمی  است که بدیدار جمعی از بهائیان آزاد شده از زندان رفت.

HRW Hails Iraq Cleric’s Call against Anti-Gay Violence

۱۸ اوت ۲۰۱۶

Naharnet

18/ 08/2016

 Human Rights Watch (HRW) on Thursday welcomed a statement by influential Iraqi cleric Moqtada al-Sadr urging an end to violence against gay and gender non-conforming people.

The young Shiite Muslim cleric, who heads a militia and enjoys a wide following in Iraq, made his appeal to refrain from violence in a statement issued on July 7.

Sadr said people should dissociate from homosexuals but “not attack them”.

While pointing out that Sadr remains intolerant of lesbian, gay, bisexual and transgender (LGBT) people, HRW called the statement “an important step”.

“He should ensure that those in the ranks of the militia under his command, the Peace Brigades (Saraya al-Salam), obey the order and should hold accountable commanders who do not,” it said.

“While Sadr is still a long way from fully embracing human rights for LGBT people, his statement shows that he understands the importance of stopping abuses against them,” HRW deputy Middle East director Joe Stork said.

The New York-based rights group has documented past abuses by militias, including Sadr’s since re-branded Mahdi Army, against LGBT people.

The group found that “a wide-reaching campaign of extrajudicial executions, kidnappings and torture” in early 2009 had started in Baghdad’s Sadr City, a neighborhood named after the cleric’s father where he enjoys massive support.

“Mahdi Army spokesmen promoted fear about the ‘third sex’ and the ‘feminisation’ of Iraqi men, as well as suggesting that militia action was the remedy,” HRW said.

According to Iraqueer, the only Iraqi organisation dedicated to promoting LGBT rights, violence against homosexuals has continued since and the government has tolerated it.

There is no direct legal provision in Iraq banning same-sex intimacy but the law criminalizes extra-marital sexual relations and does not provide for same-sex marriage.

…..

جنگ سوریه واپوزیسیون رژیم ایران

Share Button

منطقی میبود اگر همه آن هم میهنانی که اهمیت مسئله را درک میکنند از جریانها و شخصیتهای سیاسی منتقد و معارض رژیم که امکاناتی  دارند، میخواستند تا کمیته ایی مشترک، فرا حزبی و فرا گروهی بعنوان کمیته دفاع از مردم و اپوزیسیون سوریه ، بعنوان همبستگی، و در مخالفت با مداخلات رژیم مافیایی حاکم بر میهنمان در آن کشور و یمن تشکیل دهند، ارگانی که سیاست آزادی ستیزانه و مخاطره آمیز رژیم در سوریه و یمن را برای مردم خودمان افشاء  کرده و مسائل مبرم جامعه را با این مداخلات پیوند داده و خود این امر را به محملی برای بسیج نیرو، برای طرح مطالبات دموکراتیک تبدیل کند. تا خواست و شعارِ: به بمباران مردم سوریه پایان دهید! تا کمک به رژیم اسد را قطع کنید! و.. ، را به شعار و مطالبه سیاسی مردم میهنمان تبدیل کند. تا رژیم نتواند با فرار بجلو جنگ سوریه را به جنگی در جهت منافع ملی و کشته شده های آنجا را قهرمانان و شهدای ملی به ملت القاء و حقنه کند.

مرجع-المقاومة-650x400

سپاه قدس در سوریه علیه ملت ایران و برای تثبیت استبداد میجنگد

 

تردیدی نیست که شرکت رژیم اسلامی در جنگ ضدمردمی رژیم اسد در سوریه علیه مردم خود برای ما ایرانیها نه تنها هیچگونه توجیه ملی ندارد بلکه برعکس با منافع ملی ما در تضاد کامل است.

کمک به رژیم بشار اسد از سوی فرمانروایان حاکم بر میهنمان تلاشی است تا جایگاه آنها را در منطقه و درجهان چنان تثبیت کند که جهان این رژیم را با همین قد و قواره سیاسی و دعوی قدرت فرامرزیش بعنوان یک قدرت منطقه ای بپذیرد. یک قدرت منطقه ایی که غیر قابل چشم پوشی اشت و تنها قدرت منطقه میباشد که میتواند در صورت ببازی گرفتن به لنگر سنگین ثبات  در منطقه تبدیل شود.

رژیم ایران  از آنرو همزاد داعش است و به داعش و داعشها نیاز دارد تا دول منطقه و غرب را بواسطه آن، به چنان مخمصه ایی بکشاند تا آنها چاره ایی جز استمداد ازایران ولایی برای گریز از آن نداشته باشند؛ تا ایران ولایی با اراده و صلابت چنگیزی خود چنین تشنجاتی و آشوبهای داعشی را مهار و دول عاجز شده منطقه را مرهون خود کند. بزبان ساده تر رژیم میگوید من  آن سگ مازندرانیم که میتواند حریف شغال مازندارن شود.

اگر رژیم اسد در سوریه بماند، اگر حوثیها در یمن یک کپی حزب الله لبنان را  در آن کشور پیاده کنند، اگر الوفاق در بحرین به یک گردان مسلح و در عین حال یک حزب سیاسی پارلمانی مانند حزب الله  در لبنان، باقی بماند، و اگر حشد الشعبی عراق هم همین موقعیت را در عراق پیدا کند، و اگر همین الگو در تمام کشورهای منطقه که در آنها اقلیتی شیعی وجود دارد پیاده شود، آنگاه دیگر غرب و جامعه جهانی نه با ایرانی در مرزهای جغرافیایی خود بعنوان یک واحد سیاسی جغرافیایی بلکه با ایرانی که مرزهایش تا مدیترانه از یکسو و سلسله جبال هندوکش تا اقیانوس هند و بخشی از آفریقا و .. ، از طرف دیگر روبروست که نه تنها یک امپراطوری سیاسی بلکه یک امپراطوری دین و فرقه بنیاداست که تمام زرادخانه غرب هم دیگر حریفش نمیشود.

در صورت تحقق چنین رویایی یک امپراطوری شیعی به رهبری روضه خوان سابق و مقام معظم رهبری کنونی، سید علی خامنه ایی تشکیل میشود که هزاران مداح و روضه خوان تعلیم دیده و مزه رانت چشیده آنرا به یک قدرت باجگیر در جهان تبدیل میکند.

البته این خوابی است که فرمانروایان قدرت طلب حاکم بر ایران برای خود دیده اند و تا امروز، حداقل بطور کامل در لبنان و بطور نسبی در عراق و یمن به واقعیت نزدیک شده است.

و اما در صورت تحقق این خواب (البته تحقق نیافتنی) چه عاید مردم ایران میشود پاسخ اینست که زنجیرهای استبداد برگردنشان سفت تر میشود تا ام القرای این امپراطوری جهل، دروغ و فساد پا برجا بماند، آنقدر پا برجا بماند تا نسلهای حاکم بعدی فرصت کنند خود را با جهان تطبیق دهند بدون اینکه قدرت و حاکمیتشان در این منطقه وسیع بخطر بیفتد.

و از اینروست که رژیم حاکم، مملکت مارا تا لبه پرتگاه ویرانی کامل میکشاند تا این رویای وهم آلود خود را تحقق بخشد. و دقیقاْ از این روست و بهمین دلیل است که مبارزه مردم سوریه با رژیم بشار اسد، حتی آنجا که بخشی از آنان در صفوف فتح الشام یا جبهة النصرة با آن رژیم و متحدین ایرانی آن میجنگند، مبارزه مردم ایران هم هست. پیروزی آنان پیروزی مردم ایران و شکستان شکست جنبش دموکراسی خواهانه مردم ایران است.

اگر معادله ساده توضیح داده شده فوق را بپذیریم این نتیجه حاصل باید بشود که دفاع از مبارزه مردم سوریه علیه رژیم اسد، و مبارزه جدی علیه مداخله نظامی کشورمان در آنجا علیه مردم سوریه نه تنها مبارزه مردم و اپوزیسیون رژیم حاکم بر ایران است بلکه از آنجا که جنگ سوریه گرهی ترین و داغترین نقطه بروز تضاد رژیم حاکم با مردم خودمان است، پیوستن به این مبارزه و گذاردن انرژی به هر صورتی که ممکن است در این جبهه از مبارزه، اولویت مبارزاتی هر آنکس که خود را بنحوی خود را با رژیم حاکم در تعارض میداند میباشد که عدول از آن، در عمل پشت کردن بمبارزه علیه رژیم است. سردادن شعارهای دموکراسی خواهی و حق طلبی بدون پذیرفتن این اولویت سیاسی طفره روی از حضور در میدان اصلی پیکار و سرگرم شدن و سرگرم گردن در میادین نمایشی است.

امروز جبهه مبارزه با رژیم، برای دموکراسی و کرامت انسانی، جبهه مخالفت و مبارزه جدی با مداخلات  ماجراجویانه نظامی رژیم  دینی ـ نظامی حاکم بر ایران در منطقه بطور اعم و در سوریه ویمن بطور اخص میباشد.

اگر کسی نمیتواند در این جبهه اصلی پیکار حضور یابد بهتر است از ادعای خود بعنوان مدعی، معارض و منتقد رژیم دست بردارد و با آدرس  اشتباهی دادن به مردم انرژی مبارزاتی آنها را هدر ندهد.

اگر گرانی هست! اگر بی اطمینانی به آینده هست! اگر فساد هست! اگر مافیای سپاه بر ثروت ملی امان چنگ انداخته است! اگر اختلاسهای نجومی و دزدیهای کلان هست، اگر بیکاری، اعتیاد و طلاق و فحشاء هست، اگر میلیونها مهاجر دربدر ایرانی در دنیا هست، همه و همه عارضه سیاست های ماجراجویانه رژیم است که با خفه کردن ملت بحساب سرمایه و منابع ملی آنان به ترکتازی و قمه کشی در منطقه و دنیا پرداخته است.

اخیراْ برخی رسانه های منطقه خبر از این دادند که رژیم برای  چند هزار طلاب شیعی پاکستان بورس تحصیلی در قم داده است. این شیعیان می آیند تا در یک دست قرآن و در دست دیگر مسلسل و نارنجک به پاکستان برگردند.  و این خاصه خرجی رژیم فقط شامل طلاب پاکستانی نمی شود قبل از آنها طلاب شیعی عراق، بحرین، کویت، امارات، یمن افغان از این بورسهای مذهبی ـ نظامی استفاده کرده اند.

منطقی میبود اگر همه آن هم میهنانی که اهمیت مسئله را درک میکنند از جریانها و شخصیتهای سیاسی منتقد و معارض رژیم که امکاناتی  دارند، میخواستند تا کمیته ایی مشترک، فرا حزبی و فرا گروهی بعنوان کمیته دفاع از مردم و اپوزیسیون سوریه ، بعنوان همبستگی، و در مخالفت با مداخلات رژیم مافیایی حاکم بر میهنمان در آن کشور و یمن تشکیل دهند، ارگانی که سیاست آزادی ستیزانه و مخاطره آمیز رژیم در سوریه و یمن را برای مردم خودمان افشاء  کرده و مسائل مبرم جامعه را با این مداخلات پیوند داده و خود این امر را به محملی برای بسیج نیرو، برای طرح مطالبات دموکراتیک تبدیل کند. تا خواست و شعارِ: به بمباران مردم سوریه پایان دهید! تا کمک به رژیم اسد را قطع کنید! و.. ، را به شعار و مطالبه سیاسی مردم میهنمان تبدیل کند. تا رژیم نتواند با فرار بجلو جنگ سوریه را به جنگی در جهت منافع ملی و کشته شده های آنجا را قهرمانان و شهدای ملی به ملت القاء و حقنه کند.

چشم انداز جنگ حلب

Share Button

پوتین و رژیم ایران و حزب الله لبنان به میدانی وارد شدند که نباید وارد میشدند و بیرون رفتن از این میدان و نحوه آن دیگر در اختیار آنها نیست. و بنا بر این، تکرار میکنم، حلب از یک مهره استراتژیک در جنگ داخلی سوریه به یک مهره فرا استراتژیک در بازی «بود و نبود» شطرنج بین المللی تبدیل گردیده است و کمترین محصول جانبی آن برای آمریکا و عربستان سعودی، علاوه بر هزینه آفرینی کمر شکن برای رژیم ایران و روسیه، تبدیل شدن شیطان بزرگ به فرشته دوست داشتنی ملل عرب و دوست شدن عربستان و اسرائیل و فراموش شدن دشمن صهیونیستی و جایگزین شدن آن با ایران شیعی و ولائی است.

images

« .. و بنا بر این کسانی که در جنگ ماهرند، دشمن رابرای نبرد به میدان خود میکشانندو نه اینکه خود بمیدان دشمن کشانده شوند.» 

 سون تسو: هنر جنگ

شاید اگر همین یک جمله سون تسو درست و بمعنای عام آن درک شود، برای دیدن منظره واقعی آتی جنگی که امروز در حلب جریان دارد، کافی باشد. منظور سون تسو از میدان جنگ را نباید فقط آن عرصه ایی تلقی کرد که جنگاروان، با توپ و تانک یا شمشیر و نیزه در سطح آن بجان هم میافتند. عرصه سیاسی نبرد و جنگ روانی بویژه در عصر مدرن، میدانی است که بر میدان فیزیکی جنگ ترجیح دارد جنگی که از نظر سیاسی و اخلاقی باخته شده است را بزور تفنگ نمیتوان بُرد ولی جنگی که از نظر نظامی باخته شده است را میتوان با کار سیاسی و از طریق سیاسی بشرط مشروع بودن آن بُرد.

برای یک لحظه تصور کنیم که رژیم اسد و متحدین آن در حلب پیروز شوند و همه مدافعین آنجا را به اسارت بگیرند یا بکُشند. آیا این پیروزی فرضی نظامی، برای اسد و متحدین آن پیروزی سیاسی هم، که جذب کردن مردم و اعتماد آفرینی در آنها میباشد را تآمین میکند؟ آیا قلع و قمع مدافعین حلب میتواند آن بودجه عظمی را که برای ساختن ویرانی های آن لازمست را تآمین کند؟ آیا شکست دادن مدافعین حلب بمعنی کسب پیروزی نظامی در سراسر کشور هم است؟ تکلیف مناطق بسیار دیگری که تحت کنترل مخالفین است ازجمله ادلیب و منطقه کُرد نشین و اخیراْ منبیج چه میشود؟

برخلاف رژیم اسد، ابداْ  نبایدتصور کرد که نیروهای مدافع حلب و حامیان بین المللی و منطقه ایی آنهم، سرنوشت مبارزه در سوریه را که در تمام سطوح از دیپلماتیک گرفته تا سیاسی، حقوقی و اجتماعی جریان دارد را به سرنوشت جنگ در جبهه حلب چنان پیوند زده باشند و آنچنان تصوری در مردم سوریه و منطقه و دنیا ایجاد کرده باشند که با سقوط  جبهه حلب شعله های مبارزه ایی که تاکنون ۳۰۰.۰۰۰ از مردم قربانی گرفته است و با همین تعداد قربانی، برای ادامه نبرد علیه رژیم در مردم انگیزش آفریده است، براحتی خاموش گردد.

خارج از آن فرض قبلی، رژیم و متحدین ایرانی و روسی آن، هم اکنون درحلب نه تنها شکست خورده اند بلکه شکستی تحقیر آمیز هم خورده اند. کافیست ۲ هفته قبل را بیاد بیاوریم که ولادیمیر پوتین و اسد که فتح حلب را کاملاً حاصل شده گرفته بودند با تبختر و نخوت از مبارزان آنجا خواستند که سلاحهایشان را زمین بگذارند و تسلیم شوند! فقط ۳ روز بعد از آن بزرگواری تزار منشانه، محاصره مدافعین حلب به محاصره نیروهای اسد و شکستن خطوط دفاعی آنان در آنسوی شهر قسمت غربی تحت کنترل نیروهای  رژیم مبدل شد که این محاصره در حال تثبیت شدن است! خفت زدگی بیشتر از این میشود؟

تعدادی (تروریست)به قول اسد و متحدینش تمام استراتژی جنگی دومین قدرت بزرگ نظامی دنیا را آنچنان خفت آمیزانه با شکست روبرو ساختند که تاریج نظامی جهان چنین تپقی را در خود ثبت نکرده است.

ولی با این حال من همچنان فرض را بر پیروزی رژیم درحلب و برای آینده میگذارم تا ببینیم نتیجه چه میشود!

آیا رژیم اسد که از هر وسیله ایی بشمول بمبهای خوشه ایی، هواسوز، بشکه های آتشزا، گاز کلرین و دیگر مواد شیمیایی علیه مردم خود استفاده کرده است دیگر میتواند بر این مردم، در صورت پیروزی حکمرانی کند! صحنه های ویرانی عمومی شهرهای سوریه گواه بارزی از بیرحمی چنگیزی رژیم اسد در بمباران مردم خود است. رژیم صدهها بیمارستان و مرکز درمانی را با همین بمبارانهای کور ویران کرده است و آنهایی که این بمبها بر سرشان افتاده است، همه نه جنگجویان ضد رژیم بلکه عمدتاْ مردم عادی بوده اند. رژیم چگونه میخواهد با این مردمی که با این قساوت آنهارا سرکوب، خانه خراب و آواره کرده است به آشتی برسد و بدون آشتی با انها چگونه میخواهد بر انها حکومت کند؟

W460

منطق و تجربه تاریخی میگوید که حکومت بر اساس پیروزی بر مردم از راه سرکوب و جنگ(اگر هم میسر گردد)، فقط با نیروی جنگی و اِعمال دیکتاتوری خشن پلیسی میتواند برای مدتی ادامه یابد و راز اینکه رژیمهایی که با سرکوب و جنگ بر سرکار آمده اند نتوانسته اند و نمیتواند دست به اصلاحات سیاسی لازم بزنند و با مردم خود آشتی کنند همین پیشینه جنایی ضد مردمی آنهاست که در صورت عقب نشینی آنان در برابر مردم، آنها با مطالبات بیشتر و پاسخ گویانه همان مردم مواجهه شده و سران حکومت به متهمین جنائی تبدیل میگردند.

به حرف سون تسو برمیگردم. چه برنامه ریزی شده و چه داینامیک و عینی، رژیم اسد و متحدین آن به «میدان» جنگی کشیده شده اند که حتی پیروزی در آن میدان هم برای آنها، خود در حکم شکست است تا چه رسد به شکست در آن.

غرب و آمریکا در رأس آن، با هزاران میلیارد دلار هزینه هم هرگز نمیتوانستند چهره زشت و جنایتکار رژیم اسد و پشتیبانان آنرا، اینچنین که در جریان جنگ داخلی سوریه و مخصوصاً حلب نشان دادند، به جهانیان نشان دهند. روسیه که حتی پس از فروپاشی کمونیسم  و اتحاد شوروی، همچنان دوست ملل عرب و جنبشهای ضد غربی تلقی میشد، با حمایت مستقیم  از رژیم اسد و شرکت فعال در جنگی کثیف بنفع رژیمی کثیف، چنان بدنام و بی آبرو گردید که که هرگز نمیتواند با هیچ هزینه ایی از شر پیامدهای آن رهایی یابد.

رژیم پوتین در پشتیبانی از رژیم اسد بمیدان  یک جنگ سرکوبگرانه نظامی و ضد مردمی کشیده شد و با گذاردن هر قدم در این میدان، بدون اینکه حتی خود متوجه گردد جنگ سیاسی، اخلاقی، روانی و تبلیغاتی را که سرنوشت موازنه نیرو و پیروزی نهایی را نهایتاً در همه جنگها تعین میکنند را بطور قطع هم اکنون کاملاً باخته است.

پیروزی فرضی دهها شهر مانند حلب هم، آن شکست سیاسی و بین المللی را که بر رژیم پوتین و فراتر از آن بر خود روسیه وارد آمده است را دیگر جبران نخواهد کرد. رژیم پوتین و اسد و متحدینشان، خام اندیشانه همه سرمایه خود را در میدان جنگ نظامی گذاردند در حالیکه مشروعیت و حثیت سیاسی خود در آن باختند و دردناکی قضیه برای آنها در این است که آنها نه در حلب و نه در جای دیگری از سوریه شانس یک پیروزی موضعی قابل نگهداری را هم ندارند.

بمبارانهای عصبی و دیوانه وار بمب افکنهای روسی و اسد فقط بر عمق گور رژیم اسد و پوتین میافزاید. امروزه دیگر حلب یک مهره استراتژیک درجنگ داخلی سوریه  برای دو طرف جنگ نیست بلکه یک شاه مهره سیاسی نظامی بازی فرا استراتژیک و بین المللی در دست مخالفین اسد و غرب است که در آن نه تنها سرنوشت پوتین، رژیم ولائی ایران و حزب الله لبنان(هرچند نه بلافاصله )  بلکه سرنوشت روسیه را هم بعنوان یک قدرت جهانی و بازیگر در شطرنج سیاسی و ژئو پولتیک جهان تعین میگردد.

پس از سقوط رژیم اسد که بنظر من حتمی است(دیر و زود آن از این نظر فقط مهم است که هرچه جنگ طولانی تر و اسد جان سخت تر، انزوای روسیه و محکومیت آن در افکار عمومی جهان بیشتر و همینطور هزینه سازی آن برای ایران)، پس از سقوط بشار اسد، روسیه نخواهد توانست همین جای درجه دوم خود را در سیاست جهانی حفظ کند و اساساْ معلوم نیست با سقوط رژیم اسد در خود روسیه چه اتفاقی بیفتد زیرا رژیم پوتین دیگر حفظ رژیم اسد را با حفظ موقعیت خود عملاْ گره زده است.

رژیم اسد و متحدین آن که میدانند بازی را در عرصه سیاسی و افکار عمومی جهان کاملاً و بنحوی برگشت ناپذیر باخته اند، بالاجبار فقط روی پیروزی نظامی حساب میکنند تا بلکه بتوانند به یک معامله سیاسی دست بزنند. ولی انتظار یک چنین پیروزی جنگی و شانس یک چنان معامله ایی هم فقط توهم بافی است. پس از اینهمه بمباران و ویرانگری هیچ قدرت بین المللی جرئت عقب گذاردن گامی از اینکه “اسد باید برود!” را ندارد. و از اینروست که کشانده شدن رژیمهای ایران و روسیه و حزب الله به این جنگ، وارد شدن به باتلاقی است که فقط راه فرو رفتن بیشتر در آن بروی اینها باز است نه بیرون آمدن از آن.

پوتین و رژیم ایران و حزب الله لبنان به میدانی وارد شدند که نباید وارد میشدند و بیرون رفتن از این میدان و نحوه آن دیگر در اختیار آنها نیست. و بنا بر این، تکرار میکنم، حلب از یک مهره استراتژیک در جنگ داخلی سوریه به یک مهره فرا استراتژیک در بازی «بود و نبود» شطرنج بین المللی تبدیل گردیده است و کمترین محصول جانبی آن برای آمریکا و عربستان سعودی، علاوه بر هزینه آفرینی کمر شکن برای رژیم ایران و روسیه، تبدیل شدن شیطان بزرگ به فرشته دوست داشتنی ملل عرب و دوست شدن عربستان و اسرائیل و فراموش شدن دشمن صهیونیستی و جایگزین شدن آن با ایران شیعی و ولائی در کل منطقه است.

بنا بر این اگر تصور کنیم که عربستان، آمریکا و اسرائیل هیچ عجله ایی هم برای پایان دادن به این جنگی که این معادله پیش گفته جدید در منطقه را، تثبیت و تعمیق میکند ندارند، بیراه نرفته ائیم.

اگر ژنرالهای روس قدری شعور نظامی و سیاسی میداشتند و قدری هم سواد کافی میداشتند تا آموزه های آن استراتژ بزرگ چین باستان را خوانده و بفهمند در این تله تاریخی نمی افتادند.

جنگ افزارهای ایران در دست داعش علیه مصر

Share Button

از کامن من: …

۱ ـ مگر در ایران، وزارت خارجه و در رآس آن جواد ظریف است که روی اینکه سپاه  و صنایع نظامی تحت کنترل آن به کجا و به کی سلاح بفروشند یا مجانی بدهند تصمیم میگیرد؟ در ایران دولت بی اقتدار و تدارکچی و در رأس آن شخص رئیس جمهور، تابلوئی برای دولت پنهان، همه کاره و قدر قدرتی است که خامنه ایی و سران سپاه در رأس آن قرار دارند. پس تکذیب نقل شده در فارس نیوز جز یاوه گویی نیست. کجای فعالیتهای سپاه برای ملت ایران و دولت روشن و شفاف بوده است که عملیات برونمرزی آن از قاچاق اسلحه گرفته تا تریاک و هروئین توسط آنها.

الشرق الاوسط

۱۲ اوت ۲۰۱۶

بنا اظهارات منابع مصری و اسرائیلی، تحقیقات وسیعی آغاز گردیده است تا صحت و ثقم اطلاعات نشر یافته دایر بر تحویل سلاح از سوی حکومت ایران به انصار البیت المقدیس که در صحرای سینای با دولت مصر میجنگد را روشن سازد .

یک منبع مطلع اسرائیلی میگوید؛ اطلاعاتی دایر بر کشف سلاحهای ساخت ایران درنشریه وزارت دفاع اسرائیل انتشار یافته است  که بموجب آنها سلاحهای ایرانی در دست جنگجویان داعش درصحرای سینا بکار میرود، مسئله ایی که از سوی  مصر، اسرائیل و برخی کشورهای دیگر مورد تحقیق قرار دارد. همین منبع میگوید که تصاویر ویدئویی و عکسهائی وجود دارند که این امر را ثابت میکنند. او می افزایند که تمرکز تحقیقات در حال حاضر روی اینست که آیا این سلاحها از طریق رهبران حماس در نوار غزه به سینا قاچاق نشده است؟

کارشناسان آشنا به مسئله به نشریه الشرق الاوسط میگویند، که ممکنست یک رابطه غیر رسمی بین تهران و انصارالبیت المقدیس وجود داشته باشد.

بنظر همین کارشناسان انصار المقدیس یکی از قدرتمندترین نیروهای جهادی در سینا است که در نوامبر ۲۰۱۴ با داعش و رهبر آن ابوبکر البغدادی بیعیت کرده است.

یک منبع اسرائیلی میگوید که نیمی از سلاحهایی که در اختیار داعش است ساخت ایالات متحده میباشند ولی متخصصین اخیراْ دریافته اند که آنها(داعش) همچنین داری سلاحهای چینی، روسی و ایرانی نیر  میباشند. این منبع میگوید که قاچاق تجاری اسلحه در خاورمیانه عظیم است و در آن نه تنها سازمانهای تروریستی بلکه دولتها و سرویسهای اطلاعاتی هم در این تجارت دست دارند.

این منبع اضافه میکند که:« اسرائیل با نگرانی پیگیر این قضیه هست و اطلاعات خود را با دوستان خود در منطقه در میان میگذارد تا مبارزه علیه تروریسم را با آنها هماهنگ و تقویت کند.»

جمال مظلوم، کارشناس مسائل نظامی این احتمال را که ایرانیها کوشش کنند تا به مخالفین رژیمهای مخالف خویش بویژه انصار البیت المقدیس در مصر سلاح برسانند بهیچوجه کم نیست. بنظر مظلوم :« برخی معتقدند که داعش در ایران ساخته شده است و برخی میگوند در ترکیه و گروه سومی ادعا میکنند بوسیله ایالات متحده.

 

مظلوم میگوید: ایران همواره مدافع آشوب در جهان عرب بوده است.»

انصار البیت المقدیس پس از رویدادهای انقلابی ۲۵ ژانویه که منجر به سرنگونی رپیس جمهور حسنی مبارک گردید بوجود آمد. ولی از زمان عزل رپیس چمهور محمد مُرسی در ۲۰۱۳، شروع به هدف گیری نظامیان، گاردهای امنیتی و انتظامی مصر و اتوبوسهای توریستی کرد.

سایت فارس نیور بنقل از وزارت خارجه  این ادعای منابع اسرائیلی را که ایران به داعش سلاح میفروشد را تکذیب میکند.

پایان ترجمه گزارش الشرق الاوسط

…………….

کامنت من:

من از گزاره آخر این گزارش شروع میکنم.

۱ ـ مگر در ایران وزارت خارجه و در رآس آن جواد ظریف است که روی اینکه سپاه  و صنایع نظامی تحت کنترل آن به کجا و به کی سلاح بفروشند یا مجانی بدهند تصمیم میگیرد؟ در ایران دولت بی اقتدار و تدارکچی و در رأس آن شخص رئیس جمهور، تابلوئی برای دولت پنهان، همه کاره و قدر قدرتی است که خامنه ایی و سران سپاه در رأس آن قرار دارند. پس تکذیب نقل شده در فارس نیوز جز یاوه گویی نیست. کجای فعالیتهای سپاه برای ملت ایران و دولت روشن و شفاف بوده است که عملیات برونمرزی آن از قاچاق اسلحه گرفته تا تریاک و هروئین توسط آنها.

۲ ـ تردیدی نیست که دولتهای غربی آنچه را که در ظرفیت و صلاح خود بدانند علیه ایران انجام میدهند تا آنرا به رفتار مطابق عرف نظام بین المللی و موازین آن کنند. ولی آنها بندرت پا از دایره فشار سیاسی، حقوق بشری و اقتصادی علیه ایران فرا تر میگذارند. دلیل آنهم ساده است. اولاْ موانع پارلمانی و قانونی و بعد چشم اسفندیار رژیم ایران ضعف سیاسی و بی پشتوانگی مردمی آن است و رژیم ایران بعنوان یکی از خشن ترین نقض کنندگان حقوق بشر بهترین بهانه را برای دولتهای غربی ایجاد کرده و میکند و آن دولتها نه با ابزار تروریستی مانند خود ایران بلکه با حربه حقوق بشر، مبارزه با جاه طلبی های هسته ایی و تروریسم پروری حکومت ایران با آن مبارزه میکنند و نمونه آن همین تحریمها که رژیم را بزانو در آورد.

رژیم ولایی ایران بعلت خشونت ضد مردمی اش در برابر ترروریسم کمترین آسیب پذیری را دارد مانند کره شمالی. ولی در عوض کشورهای غربی و دولتهای محافظه کار و متمایل به غرب در منطقه در برابر بنیادگرایی و ترورییسیم بشدت آسیب پذیرند. رژیم ایران با حربه حقوق بشر و اقتصادی نمیتواند کمترین آسیبی بدانها بزند بنا براین به تروریسم و بیناد گرایی و شیعه گرایی فرقه ایی علیه آنها میپردازد که نقطه ضعیف آنها را هدف میگیرد.

۳ ـ خرید و فروش اسلحه برای کشورهای غربی در درجه اول مسئله ایی تجاری است و لذا وفور تسلیحات آمریکایی در بازار های خاورمیانه و آمریکای جنوبی و مرکزی یا آفریقایی غیر عادی نیست ولی صدور اسلحه برای ایران که با هزینه ایی چندین برابر هزینه کشورهای عمده تولید کننده، تولید یا حتی مونتاژ میکند فروش و صدور اسلحه ابداْ معامله ایی سود آور نیست تا منطقه را از سلاحهای خود پر کند بنا براین صدور اسلحه برای رژیم تهران نه یک امر تجاری و نه از سوی قاچاقچیان سود طلب بلکه از سوی محافل نظامی امنیتی با انگیزه های سیاسی و تروریستی انجام میگردد.

اضافه کنم که دولت اسرائیل هم یکی از تولید کنندگان سلاحهای سبک در مقیاس تجاری است.

۴ـ رژیم ایران جز تحریکات تروریستی و تشنج آفرین برای گذاردن هزینه سنگین روی دست دولتهای غربی و دولتهای دوست غرب اهرم و ابزار دیگری ندارد لذا از این اهرم و ابزار حد اکثر استفاده را میکند. هدف از این تحرکات تشنج آفرین هم، در تحلیل نهایی نه شکست دادن غرب و حتی دولتهای وابسته بدان است بلکه وادار کردن آنها به پذیرش سیاسی حکومت ایران با همین قد و قواره سیاسی اش در جامعه جهانی است. رژیم ایران مانند رژیم کره شمالی، با نظام جهانی همخوانی ندارد و از کمترین حد لازم و ضرور همپوشی حقوقی با جامعه جهانی برخوردار نیست. جهان نمیتواند خود را با رژیم ایران تطبیق دهد لذا این رژیم یا باید رفتارش را تغیر دهد یا خود آنرا تغیر خواهند داد.

 

 

 

 

مردم مصر در آرزوی بازگشت سلطنت

Share Button

یاداشتی است از المنیوتور در باره نوستالژی جوانان مصر برای رژیم سلطنتی! ایکاش سلطنت طلبان ما آنقدر همت داشتند که آنرا بخوانند و آنهائی اشان که دست به قلم هستند آنرا ترجمه میکردند. من حوصله خواندن مطلب را داشتم ولی انگیزه و حوصله ترجمه آنرا ندارم.

8f85b7f6763e5b28723be3a45ef27a09

ملک فاروق پادشاه معزول مصر بهنگام ترک قاهره:

« یک قطره خون یک شهروند مصری برای من ارزشش از تمام تخت و تاجهای جهان بیشتر است.»

قضیه از این قرار است که  گروهی از جوانان مصری صفحه ایی را در فیسبوک باز کرده اند با عنوان:« نور به قبر اعلیحضرتش ببارد* ایکاش یکی مثل او می آمد.». این صفحه فیسوبک مورد استقبال وسیع قرار گرفته و موافقین و مخالفین در این زمینه نظرات خود را میگویند. نکات بسیار قابل توجهی در این بحثها است که بی شباهت به سرنوشت پسا انقلاب ما مردم ایران نیست با این توضیح که آنچه بر مردم ایران پس از انقلاب رفت بمراتب دردناکتر و تراژیک از سرنوشت انقلاب ضد سلطنتی ۲۳ ژوئیه ۱۹۵۲ مصر است تو گوئی، بزبان هگل، تاریخ دو بار تکرار میگردد. ولی باید گفت تکرار اول دراماتیک و تا انجا که به سرنوشت تلخ ما مردم ایران مربوط میشود تکرار دوم فرا تراژیک و فرا کومیکال است.

با همه نکات مورد اشاره نویسنده موافق نیستم ولی مطلب را بسیار خواندنی و درس آموز میدانم و فکر میکنم ترجمه آن بسیار روشنگرانه میباشد. مضمون مطلب بیان یک تجربه تاریخی و  پژواک طنین تاریخی آن ادعاهایی است که طرفداران رژیم پادشاهی ایران در رابطه سقوط رژیم پادشاهی در مملکتمان دارند. چه خوب بود این مدعیان آنقدر همت داشته باشند تا آنرا ترجمه و رسانه ایی کنند و حتی صفحه فیسو بوک مشابهی راه اندازی کنند.

در صورت دریافت ترجمه صحیح مطلب، من با کمال میل آنرا در سایت خود درج میکنم

Why some Egyptians yearn for return to monarchy

King Farouk and Queen Farida of Egypt at an event, circa 1940. (photo by Keystone/Hulton Archive/Getty Images)

The newfound nostalgia among Egyptians for the monarchical period did not emerge in a vacuum. Among the most important principles of the revolution of July 23, 1952, were the elimination of capitalism and monopolies, bringing about social justice and putting in place a functioning democratic regime to confront political distortion. Yet on the 64th anniversary of that revolution, these have yet to be achieved.

Summary⎙ Print Nostalgia for the period of King Farouk’s monarchy has Egyptian youth focusing on that period’s positives, without addressing its mistakes.

Author

TranslatorMike Nahum

In the shadow of the political polarization that followed the January 25 Revolution in 2011 and the government’s failure to manage the country politically and economically, Egyptians suffer from a bout of nostalgia that is driving some of them to say, “May God have mercy on [the king]; If only another [like you] would come!”

Facebook has become a platform both for young Egyptians who support a return to the monarchical period and for those who oppose it. The official Facebook page of King Farouk is always posting bright, attractive images of Egypt during the period of the monarchy and contrasting them with the chaos and caprice that afflicts Cairo today.

Egyptians consider the July 1952 revolution a watershed moment in their modern history, one which helped to rid them of monarchical rule. Nevertheless, current repression by the security forces has caused many to reconsider the words attributed to King Farouk when he was leaving Egypt (“One drop of Egyptian blood is more precious to me than all the thrones of this world.”) and compare them with what happened after the January 25 Revolution and the killing of protesters that followed.

Egypt’s budget for the 1948-49 fiscal year reached 183.4 million Egyptian pounds, with a surplus of 10 million Egyptian pounds. The single largest line item was named “Support for Palestine,” followed by defense and then education. Taxes were the main source of revenue, mostly upon the wealthy, not those with limited incomes. The budget also allocated to the poor something called “expense subsidies.” The Ministry of Finance estimates the budget deficit for the 2016-17 fiscal year at 319.46 billion Egyptian pounds ($36.2 billion).

Hamdi Abd al-Tawwab, an Egyptian journalist, told Al-Monitor, “Most of the information [presented by] the monarchy’s defenders is partial, especially when you consider that the period when King Farouk ascended the throne was one of the worst periods in Egyptian history in nearly every respect. The evidence shows that that period witnessed the spread of illiteracy, ignorance and poverty. The Wafd Party arose as part of the Million Shoes campaign of 1948 to aid the poor.”

He added, “Those who defend the monarchical period are under the sway of lies, like [the streets of] Cairo and other cities were clean. They forget that [urbanization] was limited to only 2% of the population, mostly the king and his entourage.”

Muhammad Ghanim, a high school teacher, told Al-Monitor, “King Farouk was close to the clerics and the [Quranic] reciters, such as Sheikh Mustafa Ismail, and the [so-called] ‘prince of poets’ Ahmad Shawqi, while the clerics today cannot find anyone to provide for them.”

He said, “The reality that our people are living through right now only confirms that the experiment in republican rule has failed. Egypt has been transformed from a creditor nation into an international debtor. Egypt’s debts had reached nearly 300 billion [Egyptian pounds] by 1969, and Egypt was forced to resort to American food aid, after having been a major cotton exporter. Moreover, the local currency declined.”

Muhammad Ibrahim, a university student, told Al-Monitor, “On July 23, the terms ‘Basha’ moved from being used for landed gentry to a title for officers, namely those who rebelled against King Farouk’s corruption to govern the country themselves. They spread even more corruption, killed the young people and looted the country’s riches.”

In his view, the officers became the July 1952 revolution’s greatest beneficiaries. They succeeded in forming an empire for themselves, taking over vast swathes of land through their influence within the army.

Ibrahim added, “The two states of Sudan and South Sudan both belonged to Egypt, and the king refused to give them up to the influence of the Sidky-Bevin agreement of 1936, which enabled the evacuation of English occupation forces from Egypt. England refused to evacuate the Sudan, however. Contrast that with today, and the government is giving up the two islands of Tiran and Sanafir to Saudi Arabia.”

Zaydan Yahi, an engineer, told Al-Monitor, “Egypt enjoyed tremendous status within the international community. That much you can tell from the pictures showing King Farouk visiting the prime minister of Iran in 1938, where the latter took the king’s hand, and from Cairo’s manufacture of the Kiswah [that once] draped the Kaaba, dispatching it to Mecca in a convoy known as ‘Al-Mahmil,’ which also bore Egyptian pilgrims.” He added, “Now, Egyptians are insulted and humiliated abroad. Now, we [beg for] rugs from the United Arab Emirates and financial aid from Saudi Arabia.”

Yahi said, “King Farouk launched social projects like the founding of the Council to Combat Poverty, Ignorance and Sickness in 1946, as well as a project to house the poor and another to provide free primary and secondary education.

“King Farouk closed the al-Sukri gold mine in 1948 so that it would become a source of wealth for future generations. He loved Egypt and thought of its interest even after he left the country. Today we exhaust our natural resources, and plants close because of the lack of raw materials and workers are threatened with arbitrary dismissal and displacement.”

Yahi stressed that the unemployment rate in Farouk’s era was only 2%, while today it has reached 12.7%. Then, $1 was equal to around 25 Egyptian piasters, while today $1 is worth more than 12 Egyptian pounds on the black market. In the monarchical period, Egypt lent Britain the equivalent of $29 billion in today’s dollars, whereas, in the present era, Egypt must negotiate with the International Monetary Fund to obtain a loan of $12 billion, in addition to aid from the Gulf.

He told Al-Monitor that, at the cultural level, Cairo was a center of art. Giants in the world of music, poetry and literature resided there during the monarchical era, while today we’ve got what they call “the singers of the slums.”

Mohamed Nabil, a journalist, said in a Facebook post, “Those defending the monarchy’s rule aren’t looking at the social variables and the sheer scale of beneficiaries from the July revolution, chiefly from the lower social class. As for those who attack the Republican regime, who mock [Gamal Abdel Nasser] because of the wave of security repression and the lies of the democracy present today, they imagine that the July revolution brought Abdel Fattah al-Sisi to power … [but] it was the officers who gave women the right to vote.”

Qadri Hafny, a professor of political psychology, told Al-Monitor, “The suffering that Egypt is going through at present is driving the youth to take out their wrath on the period of the Republican regime and yearn for a return to the period of the monarchy. But they are only focusing on that period’s positives, without addressing its mistakes.”

He added, “Absolute support for any period will lead to reverence for, and sanctification of, human historical figures. Thereafter, it’s a slippery slope to justifying [their] errors, because [people] begin to have it fixed in their mind that those mistakes were unavoidable, [or that] major achievements could not have been attained without them. From there it’s a short road to repeating those same mistakes, if they are accompanied by [similar] achievements. That’s what’s taking place now with the youth who are defending Nasser or opposing the Republican regime.”

Read more: http://www.al-monitor.com/pulse/originals/2016/08/egypt-return-monarchy-king-farouk-sisi-economic-crisis.html#ixzz4GxAVOfKk

…………………………………….

  • *اصل جمله اینست: «خدا رحمتش کند.»و ولی چون مضمون آرزو آن چه هست که در میهن ما پس از انقلاب در میان مردم رواج یافت«نور به قبرش ببارد» من بخاطر شباهت عجیب تاریخی این دو بیان احساس تاریخی دو ملت ایران و مصر آنرا به نور به قبرش ببارد ترجمه کردم که عبارت همه آشنایی است.

جنگ حلب؛ رویاروئی اراده مردمی با تکنولوژی جنگی است

Share Button

نکته شایان یادآوری در این رابطه اینست که وقتی حزب الله در دو جنگ گذشته با ارتش اسرائیل که در شهرت رزمی و تجهیزاتی آن در سطح جهان تردیدی نیست وارد جنگ شد، جنگ با ارتشی که دهها هزار نفر نیروی زبده و حرفه ایی را با بالاترین تکنولوژی جنگی به میدان آورده بود، رژیم ایران و خود حزب الله از آن جنگ بعنوان یک حماسه نام بردند و بسا سرودها و نوحه هایی حماسی که برای آن نسرودند. حال سئوال اینست: ـ چطور شد که آن حزب الله که توانست در برابر ارتش چند ده هزار نفری تا بن دندان مجهز اسرائیل بایستد، حالا در جبهه حلب همراه با واحدهایی از ارتش قدس ایران، گردان فاطمیون افغان ** حزب الله عراق و پاکستان و در پشت سرهمه آنهاخود ارتش رژیم اسد و نیروی هوایی روسیه، در برابر قریب ۱۰.۰۰۰ پیکارجویی ضد رژیم این چنین واداده و وامانده است؟ کجا رفت آن دلاوری ادعائی و شهادت طلبی جنگ ۳۳ روزه؟

سایت خبری الجزیره و دیلی تلگراف از جمله رسانه هایی هستند که امروز خبر اعزام وسیع نیروهای تازه نفس از سوی رژیم اسد و حزب الله لبنان را به جبهه جنگ حلب گزارش کرده اند.  الجزیره مینویسد:«دولت سوریه هزاران جنگجوی دیگر را به جبهه اعزام کرده است تا جلوی پیشرفت پیکارجویان ضد رژیم اسد را سد کنند.

اعزام نیروهای تازه نفس به جبهه حلب، تنها اقدام رژیم در برابر پیشرفت غیر قابل انتظار نیروهای مخالف نیست بلکه رژیم اسد همزمان بر میزان بمباران مناطق تحت کنترل مخالفین بنحو بارزی افزوده است. تنها افزایش حملات هوایی هم مطرح نیست، نیروی هوایی رژیم اسد و روسیه که از پیشروی مخالفین اسد کاملاْ غافلگیر شده اند، بیش از پیش به استفاده از بمبهایی متوصل میشوند که طبق قراردادهایی بین المللی بکار بردن آنها جنایت جنگی بحساب می آید. از جمله این بمبها؛ بمبهای خوشه ایی و هوا سوز هستند. بمبهای نوع اولی نه یک هدف مشخص بلکه سطح وسیعی را با انبوه هزارانی تیغهای فلزی هدف میگیرند در در اثر انفجار خود به میدان وسیعی پخش میشوند و بمبهای نوع دوم  به شعاع وسیعی در هوا ایجاد خلاء کرده و هر موجود زنده ایی را از حشرات گرفته تا انسان و حیوانات را خفه میکنند.

دیلی تلگراف امروز، درگزارش خود از جنگ حلب از جمله مینویسد:« .. از زمان شکستشان، هواپیماهای روسی و سوری همه جا را بیرحمانه می کوبند.» … یک پیکار جوی ضد رژیم میگوید: « ما در سنگرهایمان هستیم ولی بمباران هوایی بی سابقه و دیوانه وار هستند و رژیم از بمبهای خوشه ائی و هوا سوز ( cluster and vacuum bombs.) استفاده میکند. دیلی تلگراف ادامه میدهد: « امروز دو شنبه حدود ۲۰۰۰ جنگجوی تازه از سوریه و شیعیان  عراق، ایران  و حزب الله لبنان به منطقه جنوبی حلب وارد شده اند تا راموسه را پس بگیرند. ( نقطه تلاقی راهی که قسمت غربی حلب را به شبکه راههای منتهی به مناطق تحت کنترل رژیم و خط تدارکی آن متصل میکند. پیکار جویان با تصرف این راه و تقاطع دسترسی نیروهای رژیم را به بیرون از منطقه اشان و نیروهای مرکزی قطع کرده اند. ح ت)

سایت خبری الجزیره نیز بنقل از ناظران داخلی مینویسد:« حنبش شیعی حزب الله لبنان و رژیم، ۳۰۰۰ جنگجو و نظامی را بسیج و به محل اعزام کرده اند تا مناطق از دست رفته را پس بگیرند.» … « رژیم برای فروخواباندن ترس مردم از محاصره و کمبود کالا در منطقه تحت کنترل خود، اقدام کرده است. استاندار حلب محمد مروان الکلیبی گفت که کالاهای اساسی و سوخت بقدر کافی وجود دارد و دهها تانک نفتی وارد حلب شده است».

الجزیره مینویسد سرازیر شدن دستجات نظامی به حلب پاسخی است به ارتش فتح (ائتلاف وسیعی از مخالفین رژیم که جبهه الشام، احرار الشام و ارتش آزاد سوریه استخوانبندی آنرا تشکیل میدهند ح ت) که هدفش آزادی کامل حلب است.

در ویدپو کلیپ سایت خبری الجزیره، یکی از پیکار جویانی که در فتح پادگان زرهی و دانشگاه نظامی حومه حلب شرکت داشته است به خبر نگار الجزیره میگوید؛ ما فعلاْ بر علیه رژیم همه متحد شده ائیم. گزارشگر الجزیره در همین کلییپ میگوید که سه جریان عمده تشکیل دهنده ائتلاف ارتش فتح، هر یک برنامه خود را برای آینده دارند ولی فعلاْ همه علیه رژیم متحد عمل میکنند.

در کامنت گزاره اخیر الجزیره باید بگویم که رژیم اسد، ایران و مسکو در آغاز فراروئی جنبش مردمی در سوریه، راهبرد محوری خود را بر اختلاف افکنی بین گردانها و جریانهای گوناگون اپوزیسیون سوریه بنا نهاده بودند و در آغاز هم بعلت سازمان نیافتگی و بی تجربگی مخالفین، بسیار موفق هم عمل میکردند و همین سیاست رویکرد تفرقه افکنی  رژیم و متحدان آن بود که به پیدایش و رشد داعش و نیروهای جهادی در سوریه انجامید. ولی وقایع جاری حلب نشان میدهد که اپوزیسیون رژیم در سوریه، بر این دسیسه آفرینی رژیم و متحدین ایرانی و روسی آن غلبه کرده است. و تا آنجا که به آینده مربوط میشود، خود سیر مبارزه مشترک و درهم آمیزی این نیروها در پیکار و در داخل سنگرها و زیر بمبارانها، بسیاری از موانع و تفاوتهای نظری و ایدئولوزیک را یا از بین خواهد برد و یا به ایجاد تعامل عملی با حفظ اختلاف نظری منجر خواهد گردید.

آنچه در رابطه با خبر اعزام نیروهای جدید از سوی رژیم و متحدینش به میدان نبرد حلب مربوط میگردد و باید بدان اشاره کرد اینست که نیروهای رژیم بهیچوجه نسبت به پیکار جویان مخالف خو که دیلی تلگراف تعداشان را ۱۰.۰۰۰ تخمین میزند، کسری نفراتی نداشته اند و ندارند.  آنها همچنین بلحاظ تجهیزات جنگی و پشتیبانی هوایی هم  ابداْ کم و کسری نداشته اند و ندارند بلکه آنچه باعث شکستشان گشته است نه فقدان تجهیزات و یا کمبود نفرات بلکه فقدان انگیزه و روحیه رزمی است که از آن بعنوان روانشناسی پیکار نام میبرند.

فقدان روحیه رزمی و انگیزه پیکار در صفوف نیروهای رژیم و متحدین آن در عین کثرت مطلق نفراتی و برتری تجهیزاتی، این جنگ را به یک جنگ نامتعارف (اسیمیتریک) تبدیل کرده است که بزرگترین سلاح یکطرف ایمان و اراده خدشه ناپذیرش به امریست که برای آن پیکار میکند و سلاح طرف دیگر بمبهایی خوشه ایی و هوا سوز و  بمبهای بشکه ایی و قطعاْ وعده های مادی است.

جنگ حلب بعلت نزدیک شدن مواضع نیروهای درگیر بهم و متغیر  وسیال بودن مواضع آنها نسبت بهم وارد مرحله ایی شده است که اراده و انگیزه پیکار جنگجویان تعین کننده است و نه بمبهایی که از فاصله چند هزار متری بر سر شهر و مردم بی دفاع آن و مراکز بیمارستانی و درمانی آنان فرو می افتند.

نکته شایان یادآوری در این رابطه اینست که وقتی حزب الله در دو جنگ* گذشته با ارتش اسرائیل که در شهرت رزمی و تجهیزاتی آن در سطح جهان تردیدی نیست وارد جنگ شد، جنگ با ارتشی که دهها هزار نفر نیروی زبده و حرفه ایی را با بالاترین تکنولوژی جنگی به میدان آورده بود، رژیم ایران و خود حزب الله از آن جنگ بعنوان یک حماسه نام بردند و بسا سرودها و نوحه هایی حماسی که برای آن نسرودند. حال سئوال اینست: ـ چطور شد که آن حزب الله که توانست در برابر ارتش چند ده هزار نفری تا بن دندان مجهز اسرائیل بایستد، حالا در جبهه حلب همراه با واحدهایی از ارتش قدس ایران، گردان فاطمیون افغان** و حزب الله عراق و پاکستان و در پشت سرهمه آنهاخود ارتش رژیم اسد و نیروی هوایی روسیه، در برابر قریب ۱۰.۰۰۰ پیکارجویی ضد رژیم این چنین واداده و وامانده است؟ کجا رفت آن دلاوری ادعائی و شهادت طلبی جنگ ۳۳ روزه؟

تنها نتیجه ایی که من بعنوان راقم این سطور از این معمای سخت گشودنی میگیرم اینست که آن امداد های غیبی که در جنگ ۳۳ روزه به حزب الله لبنان و در جنگ ۸ ساله به رژیم اسلامی کمک کردند دیگر نظر لطفشان را رژیم ایران و متحدان او برگردانده و پیمان اتحاد با شیطان بزرگ و شیطانکهای منطقه بسته اند. و بهمین دلیل افق این جنگ برای رژیم ایران و اسد و پوتین تیره و تار و حتی سیاه است و کمکی نمیکند که آنها عجولانه با دست پاچگی نیروهای کم آماده ذخیره را به این جبهه ایی که کنترلش از دست رفته است و نفراتش روحیه از دست داده اند بفرستند. سماجت در این جنگ بی برد و اعزام سیاهی لشگر، فقط بر تعداد شربت خوردگان خود میافزایند.

رژیم اسد و متحدین آن در این جنگ در درجه اول در جبهه اخلاق و انسانیت و عدالت شکست خورده اند. این شکست را با اعزام نیروی ذخیره و بمباران وحشیانه و کور نمیتوان به پیروزی مبدل کرد. ویروس ترس و ناامیدی چون وبا بجان ارتش اسد و متحدین آن افتاده است و آثار مرگبار آن درمان پذیر نیست.  

*

حزب‌الله با پیروزی در جنگ ۳۳ روزه قدرت پوشالی اسرائیل را از بین برد

شناسه خبر: ۱۱۵۵۸۶۷ سرویس: استانها

حسینی بوشهری

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به فرا رسیدن سالروز پیروزی حزب‌الله لبنان در جنگ ۳۳ روزه گفت: حزب‌الله با این پیروزی انتقام سختی از اسرائیل گرفت و قدرت کاذب این رژیم را از بین برد که این پیروزی در اصل پیروزی اسلام و قرآن بود.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، آیت‌الله سیدهاشم حسینی بوشهری ظهر امروز در خطبه‌های نماز جمعه که در مصلی قدس برگزار شد، اظهار داشت:

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به فرا رسیدن سالروز پیروزی حزب الله لبنان در جنگ ۳۳ روزه عنوان کرد: روز مقاومت و پیروزی قهرمانانه حزب‌الله لبنان است، حزب‌الله با این پیروزی انتقام سختی از اسرائیل گرفت و قدرت پوشالی این رژیم را از بین برد که این پیروزی در اصل پیروزی اسلام و قرآن بود.

عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: در ملاقاتی که مجموعه وزارت اطلاعات با مقام معظم رهبری داشتند ایشان از اقدامات انجام شده تقدیر کردند و تاکید کردند که خط فاصل بین کشورمان و آمریکا باید محفوظ بماند.

انتهای پیام/

پیش‌بینی عجیب شهید از زمان و نحوه شهادتش/ اعزام به سوریه با هویت افغانستانی/ شیر بیشه فاطمیون

خبرگزاری فارس: پیش‌بینی عجیب شهید از زمان و نحوه شهادتش/ اعزام به سوریه با هویت افغانستانی/ شیر بیشه فاطمیون

در جریان فتنه ۸۸ به دفاع از آرمان‌های انقلاب پرداخت و تا مرز شهادت پیش رفت، با آغاز جنگ در سوریه برای دفاع از حرم آل‌الله از جای برخاست اما با مشکلاتی روبرو شد و نهایتاً با هویت افغانستانی به سوریه رفت.

به گزارش خبرنگار فعالیت‌های قرآنی خبرگزاری فارس، در شانزدهمین دیدار جامعه قرآنی با خانواده‌های معظم شهدا در سال ۹۵، هیأتی متشکل از رحیم قربانی رئیس سازمان قرآن و عترت بسیج تهران  بزرگ، حسین جعفری قاری قرآن، نمایندگان برخی نهادها و رسانه‌های قرآنی به دیدار خانواده شهید «مصطفی صدرزاده» رفتند.

حضور استاد «مصطفی صدر‌زاده» در منزل شهید «مصطفی صدرزاده»

از نکات جالب توجه این دیدار حضور استاد «مصطفی صدرزاده» از اساتید قرآن و همنام شهید در منزل شهید صدرزاده بود که در ابتدای دیدار به بیان خاطراتی از ایام شهادت شهید صدرزاده پرداخت و گفت: هنگام شهادت شهید صدرزاده بسیاری از دوستان گمان کرده بودند من شهید شده‌ام و تماس‌های زیادی با من می‌گرفتند، تا جایی که آیت‌الله علم‌الهدی امام جمعه مشهد هم با من تماس گرفت جویای احوالم شد. حتی یک بار هم در دیداری که با حضرت آقا داشتیم، ایشان به شوخی فرمودند: شما که شهید شده بودید، من هم به ایشان گفتم: شهیدان زنده‌اند.

در ادامه فاطمه صدرزاده فرزند خردسال شهید صدرزاده که حافظ چهار جزء قرآن است به تلاوت آیاتی از کلام الله مجید پرداخت و پس از وی قربانی گزارشی از روند برگزاری یادواره سوره‌های سرخ به خانواده شهید ارائه کرد.

جذب جوانان به بسیج با همت شهید صدرزاده

پدر شهید صدرزاده پس از اهالی قرآن کشور لب به سخن گشود و درباره فرزندش گفت: مصطفی متولد ۱۹ شهریورماه ۱۳۶۵ است. وی از حدود ۱۲ سالگی فعالیت‌های ویژه‌ای را در مسجد و پایگاه بسیج آغاز کرد و جوانان زیادی با فعالیت‌های او جذب بسیج شدند.

برگزاری دوره‌های مختلف فرهنگی، نظامی و جلسات قرآنی از جمله کارهای مصطفی در مسجد و پایگاه بسیج بود و سال ۸۷ وارد حوزه علمیه شد. چند سال در حوزه علمیه مشغول تحصیل بود و در ادامه در رشته ادیان و عرفان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز مشغول تحصیل شد تا اینکه بحث اعزام به سوریه پیش آمد و مصطفی هم مانند جوانان دیگر این مرز و بوم قصد رفتن به سوریه کرد.

اعزام به سوریه با هویت افغانستانی

البته پیش از سوریه به واسطه یکی از دوستان به عراق رفت و در ادامه برای اعزام به سوریه آماده شد اما تلاش ما برای جذب وی در سپاه قدس نتیجه نداد و از آنجایی که عزم مصطفی برای حضور در میدان جهاد در سوریه جزم بود با هویت افغانستانی به سوریه رفت.

پیش‌رفتن تا مرز شهادت در فتنه ۸۸

مبارزات او با دشمان اسلام و انقلاب به این جا ختم نمی‌شود، زیرا هر جا احساس خطر می‌کرد در صحنه حاضر می‌شد. در جریان فتنه سال ۸۸ در صف مقدم مدافعان انقلاب اسلامی قرار داشت و حتی تا مرز شهادت پیش رفت اما سرنوشت او چیز دیگری بود.

شهادت در روز تاسوعای حسینی

در سوریه به گواهی همزمان رشادت‌های زیادی به خرج داد و به عنوان فرمانده گردان انتخاب شد، حتی به او جانشینی فرمانده تیپ هم پیشنهاد شد اما قبول نکرد زیرا عقیده داشت اگر در جایگاه فرماندهی باشم به من اجازه حضور در خط مقدم را نمی‌دهند. سرانجام در روز اول آبان‌ماه ۱۳۹۴ همزمان با تاسوعای حسینی به شهادت رسید.

پیش‌بینی عجیب شهید از زمان و نحوه شهادتش

جالب است درست یک روز قبل از شهادت به همرزمانش گفته بود من فردا شهید می‌شوم و کمتر از ۱۴ ساعت دیگر من در هوای شما نفس نخواهم کشید. حتی بدرستی به دوستانش گفته بود که من فقط با یک گلوله به شهادت می‌رسم.

مادرش از سادات است. به مادرش گفته بود: مادر جان دعا کن اگر ماندن من منشأ خیر است زنده بمانم و اگر شهادتم در جامعه تأثیر خواهد داشت به شهادت برسم. روزی که به دنیا آمد مادرش او را نذر حضرت عباس(ع) کرده بود و درست در روز تاسوعای حسینی به شهادت رسید.

محبوب بچه‌های فاطمیون

جوانی محبوب و دوست داشتنی بود و به حدی در دل بچه‌های فاطمیون جا کرده بود که فرمانده آنها شد و هنوز هم بچه‌های تیپ فاطمیون از مصطفی یاد می‌کنند.

همزمان با تولد پسرش مجروح شد و به تهران بازگشت جالب است مصطفی در بخش آقایان بیمارستان بقیة‌الله بستری بود و همسرش در بخش زایمان همین بیمارستان.

شیر بیشه فاطمیون

چندین مجروحیت در سوریه و جراحات ناشی از ضربات دشمنان  انقلاب اسلامی در جریان فتنه ۸۸ یک جای سالم در بدن مصطفی نگذاشته بود، اما با این حال هیچ‌گاه در ادای امر به معروف و نهی از منکر کوتاهی نمی‌کرد و همواره در برابر منکرات جامعه می‌ایستاد. شاید حدود ۷۰ کیلو وزن داشت اما همیشه با قدرت در همه میدان‌های رزم حاضر می‌شد تا جایی که به او شیر بیشه فاطمیون می‌گفتند.

من چریک هستم خدا نکند پشت میز نشین شوم

یکبار پشت یک میز عکس انداخته بود به شوخی به او گفتم: پشت میز نشین شده‌ای؟ گفت: خدا نکند من پشت میزنشین شوم، من یک چریک هستم و تا آخرین نفس در راه اسلام به دفاع خواهم پرداخت.

هنگامی که در محل، مسجد می‌ساختند با کنار گذاشتن غرور و با تواضع دوره افتاد تا برای هزینه‌های ساخت مسجد کمک مالی جمع‌آ‌وری می‌کند. می‌گفت: بابا نمی‌دانی گدایی برای خدا چه لذتی دارد. با فعالیت‌های مصطفی و دیگر جوانان و اهالی محل و به لطف خدا مسجد بسیار خوبی بنا شد و امروز این مسجد سه شهید تقدیم انقلاب کرده است.

خواب شهید از حضور یک شهید در مسجد محل چند سال قبل از شهادت

چند سال قبل که هنوز خبری از جنگ سوریه نبود به عمه‌اش گفته بود: خواب دیده‌ام در این مسجد شهید می‌آورند و نور این شهید تا آسمان بالا می‌رود و جالب است اولین شهید این مسجد خود مصطفی بود.

بعد از شهادت هم به قولش عمل کرد/ ماجرای شهادت شهید عفتی پس از سلام بر سید‌الشهدا

سجاد عفتی و محمد آژن دو شهید دیگر این مسجد هستند. به سجاد عفتی قول داده بود که اگر شهید شد او را هم با خود ببرد و پس از مصطفی سجاد عفتی هم در سوریه در یکی از عملیات‌ها چند گلوله می‌خورد و هنگامی که او را با آمبولانس به مرکز درمانی می‌بردند از امدادگر درخواست کرده بود کمک کند تا در جایش بنشیند، سپس دست بر سینه گذاشته و می‌گوید: «السلام علیک یا اباعبدالله» و به شهادت می‌رسد.

شهید آژن هم دیگر شهید مسجد ما است که پس از شهادت مصطفی و در سر مزارش به من گفت: دعا کنید من هم بروم پیش مصطفی و وی هم به شهادت رسید.

جریمه‌ای که شهید برای غفلت از یاد شهدا درنظر گرفته بود

همیشه به دوستانش توصیه می‌کرد، بروید و یک شهید را الگوی خود قرار دهید و سعی کنید از راه او خارج نشوید. برای خودش تنبیه در نظر گرفته بود که هر بار که از راه شهدا دور شود از یاد آنان غافل یک روز روزه بگیرد.

درادامه همسر شهید صدرزاده طی سخنانی کوتاه به بیان خصوصیات اخلاقی همسر شهیدش پرداخت و گفت: یکی از برکات و نعمت‌هایی که خداوند شامل حال من کرد حدود ۹ سال زندگی در کنار شهید صدرزاده بود و خدا را شاکرم که توفیق خدمت به این شهید عزیز را نصیبم کرد.

تبدیل محل تجمع ارازل به محل جلسه قرآن با همت شهید

اخلاص یکی از خصوصیات مهم مصطفی بود و شهادت در واقع مزد اخلاصش بود. هرگاه می‌خواست کاری برای رضای خدا انجام دهد به محرومترین مناطق می‌رفت. مثلاً قصد داشت یک کلاس قرآن برگزار کند و برای این کار به یکی از نقاط محروم و دور افتاده رفت. نقطه‌ای در آن محل بود که به محل تجمع اراذل و اوباش تبدیل شده بود. مصطفی با برگزاری کلاس قرآن آنجا را به یک قطب فرهنگی تبدیل کرد. از من می‌خواست تا به دخترم قرآن بیاموزم و به ازاری حفظ قرآن دخترم به من هدیه می‌داد. رضای خدا تنها هدفش در زندگی بود و همین نیت خالص او را در قلوب مردم محبوب کرده بود و همه او را دوست داشتند.

شهیدی که در همه زمینه‌ها بهترین بود

احترام زیادی برای پدر و مادرش قائل بود و همیشه سعی می‌کرد بهترین فرزند برای پدر و مادر، بهترین پدر و و بهترین همسر باشد. در جنگ هم بهترین فرمانده بود و هیچ‌گاه نیروهایش را تنها نمی‌گذاشت.

بسیار شاد بود و با وجود اینکه اوقات کمی در خانه بود اما همین زمان کم بهترین لحظات زندگی ما بود.

 انتهای پیام/

Daily Telegraph
8 AUGUST 2016 • ۲:۰۴PM

Since their defeat, Syrian and Russian warplanes have been pounding the area mercilessly.

“We are in our trenches but there are insane airstrikes of unprecedented ferociousness,” a commander in the rebel coalition
said. “The regime is using cluster and vacuum bombs.”

Aljazeera

10/08- 2016

ضمایم و افزوده ها:

……………..

 

حسین امیرعبداللهیان

دستیار ویژه رئیس مجلس شورای اسلامی در امور بین‌الملل گفت: تا آخر در کنار مقاومت و سوریه ایستاده‌ایم.

به گزارش حوزه سیاست خارجی خبرگزاری تسنیم، حسین امیرعبداللهیان دستیار ویژه رئیس مجلس شورای اسلامی در امور بین الملل در اظهاراتی گفت: تا آخر در کنار مقاومت و سوریه ایستاده‌ایم.

امیرعبداللهیان در ادامه گفت که محور آمریکا و رژیم صهیونیستی مبدع و محرک عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی به‌نام  “داعش و جبهه النصره” هستند. صهیونیست‌ها با این اقدام، منطقه و حتی غرب را ناامن ساخته و آنها را با بحران آوارگان  و تروریسم مواجه کرده‌اند.

وی همچنین با اشاره به بحران سوریه گفت: از ابتدای بحران سوریه، سرزمین اشغالی فلسطین به پناهگاه و محل مداوای تروریست‌های تکفیری مبدل شده است. تروریست‌های تکفیری هیچ اقدامی علیه رژیم نامشروع اسرائیل نمی‌کنند چون اساساً توسط صهیونیست‌ها تغذیه و هدایت می‌شوند.

دستیار ویژه رئیس مجلس در امور بین‌الملل تأکید کرد: ما با قامت ایستاده و با صدای بلند از سوریه، عراق و کشورهای در معرض تهدید تروریسم در منطقه حمایت می‌کنیم و آن را در راستای امنیت جمعی منطقه و امنیت ملی کشورمان می‌دانیم. همچنان آمریکا و برخی بازیگران خارجی در سوریه و عراق با پیگیری سیاست نادرست استفاده ابزاری از تروریسم مانع جدی تحقق امنیت و ثبات منطقه می‌باشند.

امیرعبداللهیان در ادامه با اشاره به حضور نظامی روسیه در سوریه گفت: سیاست پوتین در کمک به سوریه و مقابله با تروریسم در سوریه هوشمندانه است.

وی همچنین گفت: حزب‌الله لبنان سهم بزرگی در مبارزه با تروریسم و امنیت منطقه و لبنان دارد و ما به آن افتخار می‌کنیم.

دستیار ویژه رئیس مجلس در امور بین‌الملل اظهار داشت: از ابتکار عمل سازمان ملل در تحقق راه حل سیاسی مبتنی بر اراده واقعی مردم سوریه حمایت می‌کنیم.

وی در پایان یادآور شد: بی‌تردید صهیونیست‌ها و تروریست‌ها عامل اصلی کشتار مردم سوریه هستند.

انتهای پیام/*

…………

خبرنگار تسنیم در دمشق گزارش می‌دهد

درگیری‌های شدید در جنوب غرب حلب

شناسه خبر: ۱۱۵۴۹۹۴ سرویس: بین الملل

حلب

در پی حملات موشکی و توپخانه‌ای شدید ارتش سوریه، دهها تروریست جیش الفتح در جنوب غرب حلب کشته و زخمی شدند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری تسنیم در دمشق، ارتش سوریه شب گذشته یک خودروی بمب‌گذاری شده تروریستها را در اطراف پروژه مسکونی ۱۰۷۰ در جنوب غرب منفجر کرد. تروریستها قصد داشتند با استفاده از این خودروی بمب‌گذاری شده روزنه‌ای برای ورود به این پروژه باز بکنند.

همزمان با این تحول، درگیری‌های بسیار شدیدی بین نیروهای ارتش سوریه و تروریستها در این محور به وقوع پیوست و دهها تروریست جیش الفتح در پی حملات موشکی و توپخانه‌ای شدید ارتش سوریه، کشته و زخمی شدند.

نیروهای نظامی سوریه روز گذشته عملیاتی را در اطراف پروژه مسکونی ۱۰۷۰ در جنوب غرب حلب آغاز کردند و در چندین منطقه که طی روزهای گذشته به اشغال تروریستها درآمده بود، پیشروی کردند.

جنگنده‌های سوریه و روسیه نیز چهار مقر فرمانده و سه خودروی بمب‌گذاری شده و دهها خودروی زرهی تروریستها را در جنوب حلب، منهدم کردند.

ارتش سوریه دامنه مناطق عملیاتی خود را در جبهه اللیرمون توسعه بخشید و مراکز تجمع و مقرهای تروریستها در جبهه شمال غربی حلب بویژه شهرک ضهره عبد ربه را بمباران کرد.

انتهای پیام/

…………

/اختصاصی فارس/ حمله دیشب جیش‌الفتح دفع شد

آغاز عملیات ارتش سوریه و حزب‌الله برای «ترمیم حلقه محاصره حلب»

خبرگزاری فارس: آغاز عملیات ارتش سوریه و حزب‌الله برای «ترمیم حلقه محاصره حلب»

ارتش سوریه و متحدانش پس از تغییر حالت از دفاعی به هجومی، امروز از جنوب و جنوب غرب حلب عملیات گسترده‌ آزادسازی مناطق اشغال شده و ترمیم حلقه محاصره حلب را آغاز کردند.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس، از دقایقی قبل ارتش سوریه و نیروهای متحدش در جنوب شهر حلب و با پشتیبانی جنگنده‌های روس و یگان موشکی و توپخانه‌ای در طول محور جنوب و جنوب غرب شهر حلب عملیات گسترده‌ای را آغاز کردند.

محور عملیاتی، شامل منطقه «دانشکده ها»، «مجتمع ۱۰۷۰، الراموسة، الراشدین ۴ و ارتفاع الصنوبرات» و به خصوص شمال شهرک آپارتمانی «۱۰۷۰»می‌شود.

نیروهای جبهه مقاومت بعد از چند روز بالاخره موفق شدند بعد از متوقف کردن پیشروی تروریستها از حالت دفاعی به حالت هجومی تغییر حالت دهند.

نیروهای جبهه مقاومت امروز پنجشنبه موفق شدند تعدادی از مجتمعهای مسکونی واقع در شمال مجتمع «۱۰۷۰» را از وجود تروریستها پاکسازی کنند و به عملیات بازپسگیری سایر مناطق مجتمع ادامه می‌دهند.

به گزارش بین الملل فارس، در محور منطقه راهبردی الراموسة نیز نیروهای جبهه مقاومت موفق شدند خود را به گاراژ الراموسة در غرب این منطقه و کازیة وساختمان شهرداری منطقه برسانند و در حالت پاکسازی مناطق ذکر شده هستند. پیشرویها در این محدوده (۱۰۷۰) نسبت به محیط الراموسة و سایر محورها فعلا سریعتر است.

هدف از عملیات در این محدوده ایجاد اختلال در کمک‌رسانی تروریست ا از شهرک«الراشدین ۵» و الحکمة به طرف دانشکده‌ها می باشد.

حماسه حلب و زلزله در کرملین و تهران

Share Button

رژیم مسکو و تهران چنان همه کارتها و سرمایه خود را روی خُرد کردن کامل مخالفین رژیم اسد در حلب گذارده و چنان از پیروز خود مطمئن بودند که جایی برای مانور و عقب نشینی آبرومندانه برای خویش، در صورت عدم تحقق محاسبات هپروتی خود باقی نگذارده بودند. ولادیمیر پوتین و رهبری ایران، جنگ حلب را به زبان هاملت به « بودن یا نبودن» برای خود تبدیل کردند و آنچه  در عمل رخ میدهد نابود و نبود شدن است و نه بودن.

خبرگزاریهای دنیا از تشدید جنگ در طول جبهه در حلب گزارش میدهند. همچنانکه در یاد داشت قبلی پیش بینی کرده بودم ، دیگر بحث از شکستن حلقه محاصره قسمت تحت کنترل نیروهای ضد اسد در میان نیست  بلکه بحث از آزاد سازی تمام حلب و محاصره نیروهای اسد در قسمت غربی شهر توسط نیروهای مخالف رژیم اسد در میان میباشد.

مبارزان ضد رژیم اسد بجای شکستن حلقه محاصره از آن سمتی که نیروهای آن رژیم ایجاد کرده بودند، در جهت مخالف، از آن سمتی که از قبل، خط حائل بین قسمت شرقی و غربی شهر بود، خطوط دفاعی نیروهای رژیم را درهم شکستند. آنها نه تنها خطوط محاصره خود را، بلکه خطوط ارتباطی نیروهای رژیم را با هدف آزاد سازی کامل حلب شکسته و در ادامه آن، با هدف محاصره نیروهای رژیم پیش میروند.

نبرد حلب میرود تا از نبرد برای آزادی کامل حلب خارج شده و به نبرد برای آزادی سوریه تبدیل گردد که در چنین صورتی که امکان تحقق آن کم نیست، سقوط حلب بدست نیروهای ضد رژیم، به زمین لرزه ایی مهیب در محور ارتجاع جهانی به رهبری روسیه و ایران تبدیل میگردد.

چنین بنظر میرسد که الطاف خفیه الهی و امداد های غیبی که در دوران جنگ ۸ ساله بنفع  رژیم تازه بیناد خمینی کار میکردند، نظر موافق خود را کاملاْ از رژیم تهران و مسکو بسوی محور ریاض، تل اویو و واشنگتن برگردانده اند. متاسفانه ارتباطی با این مراکز فوق زمینی در میان نیست تا علت این چرخش رویکردی از آنان پرسیده شود! بلند گویان رژیم در این زمبنه میتوانند روشنگری کنند!

خبرگزاریها منطقه و جهان گزارش میدهند که قریب ۲۰۰۰ نفر نیروی تازه نفس از طرف حزب الله لبنان، سپاه قدس ایران و فاطمیون افغان ظرف ۲۴ ساعت گذشته برای کمک به نیروهای رژیم اسد به جبهه حلب اعزام شده اند و از سوی دیگر هزاران تن از مخالفین رزیم اسد نیز از ادلیب و دیرو الزور و شمال و غرب سوریه به نیروی های ضد رژیم اسد پیوسته اند که همه اینها بمعنای گسترش ابعاد نبرد و سرنوشتسازی فرجام ان میباشد.

در تحلیل و نگاهِ خبرگزاریهایی که این تقویت نیروی طرفین و تعداد کشته ها و پس و پیش شدن خطوط را گزارش میکنند، آنچه بچشم میخورد بطور غالب محاسبات ساده کمّی تاکتیکال است و از برآورد موازنه استراتژیک، روانشنانختی و تحلیل دینامیسم این درگیریها و پس آمدهای آن خبری نیست.

واقعیت اینست که تا همین حد پیروزی نظامی مخالفین اسد هم، در میان جبهه آنان امید و انرژی جنبشی و رزمی آفریده در حالیکه در بین نیروهای رژیم و تا فراسوی حلب؛ در دمشق، تهران و مسکو برعکس؛ نا امیدی، سرگیجگی، ترس و دست پاچگی ایجاد کرده است. این دو موازنه اسیمیتریک و نا متعارف را بهیچوجه نمیتوان با هم  و با مقیاسهای کَمی اندازه گرفت.

مخالفین رژیم اسد اعلام کرده اند که بزودی کریدور کمکهای انسانی را برای نیروهای محاصره شده رژیم ایجاد خواهند کرد. آنها وعده آزادی کامل حلب را برای آینده نزدیک داده اندکه نگارنده این سطور در آن کمترین تردیدی ندارد ولی حتی آنها که خود  را پیروز این میدان میدانند خود نمیدانند که با درهم شکستن قدرت رژیم اسد در حلب و در پشت سر آن تهران و مسکو چه تحول زیر و رو کنندهِ استراتژیک و فرا جبهه ایی و فرا منطقه ایی را در موازنه نیرو در جهان آفریده اند.

رژیم مسکو و تهران چنان همه کارتها و سرمایه خود را روی خُرد کردن کامل مخالفین رژیم اسد در حلب گذارده و چنان از پیروز خود مطمئن بودند که جایی برای مانور و عقب نشینی آبرومندانه برای خویش، در صورت عدم تحقق محاسبات هپروتی خود باقی نگذارده بودند. ولادیمیر پوتین و رهبری ایران، و نظامیان سپاه جنگ حلب را به زبان هاملت به « بودن یا نبودن» برای خود تبدیل کردند و آنچه  در عمل رخ میدهد نابود و نبود شدن است و نه بودن.

حماسه حلب چنان زلزله ایی در فلک سیاسی دنیا خواهد افکند که آثار پس لرزه های آن از فرو پاشی سیستم نکبت آفرین کمونیسم و رژیم اسلامی ایران فرا تر خواهد رفت.

وید ئو کلیپ زیر را ببینید!

 

After breaking government siege on rebel-held districts, Army of Conquest pushes to take second biggest city.

The Army of Conquest has launched an offensive to take Syria’s second city [Reuters]

The Army of Conquest has launched an offensive to take Syria's second city [Reuters]

Hundreds join key battle for Syria’s Aleppo

 AFP, Beirut
Monday, 8 August 2016

Regime and rebel forces have sent in hundreds of fighters and extra military equipment to join the crucial battle for Syria’s second city Aleppo, a monitoring group said Monday.

Fighting is intensifying as both sides prepare for what Rami Abdel Rahman, the head of the Syrian Observatory for Human Rights, said would be a decisive battle for the northern city.

“An estimated 2,000 Syrian, Iraqi, and Iranian fighters as well as Lebanese fighters from (Shiite movement) Hezbollah have arrived in Aleppo since Sunday night,” Abdel Rahman told AFP.

The Monday edition of Al-Watan, a Syrian daily close to the government, said the army and allied forces had received “the necessary military reinforcements to launch the battle to retake the areas from which it withdrew.”

Al-Watan said a Palestinian loyalist militia had sent “huge reinforcements” to Syria’s army battling to defend a cement factory south of Aleppo.

Citing a source on the ground, the newspaper said military warplanes “are carrying out a barrage of air strikes targeting the armed groups.”

Forces loyal to President Bashar al-Assad are on the defensive in Aleppo since an opposition alliance overran key territory south of the city at the weekend.

The coalition of rebels, Islamists, and extremists seized territory in a military academy on Aleppo’s edges on Saturday, breaking the government encirclement of eastern districts, home to an estimated 250,000 people.

“Hundreds of fighters, specifically from the Fateh al-Sham Front (formerly Al-Qaeda’s Syrian branch), and others arrived in Aleppo city from other parts of the province and Idlib province,” said Abdel Rahman.

Fateh al-Sham Front — which changed its name from Al-Nusra Front after breaking off ties with Al-Qaeda — leads the Army of Conquest, which has played a major role in the fight for Aleppo.

Late Sunday, the Army of Conquest pledged to “double the number of fighters” to recapture all of Aleppo city.

“Both sides are amassing their fighters in preparation for the great battle of Aleppo… which is existential for both the fighters and their backers,” said Abdel Rahman.

Once Syria’s commercial hub, Aleppo has been transformed into a bombed-out, divided city since fighting first erupted there in 2012.

…………..

 

نبرد برای آزادی صنعا آغاز شد

Share Button

در چنین فضایی است که ضربه دوم با تهاجم ارتش ملی یمن با حمایت نیروهای ائتلاف عربی از امروز برای آزاد سازی صنعا آغاز گردیده است. دولت رابه المنصور هادی و حامیان ائتلاف عربی آن بی گدار به آب نزده اند و تجربه بیش از یکسال جنگ با کودتاگران حوثی را دارند و هنگامیکه اعلام میکنند پس از شکست مذاکرات کویت برای آزادی صنعا تهاجم نظامی را آغاز کرده اند، نباید آنقدر خام باشند که  ندانند جایی برای بلوف در درگیریهای یمن وجود ندارد.

 

ژنرال احمد العسیری

از آنجا که بنظرمن تعرض حوثیها در یمن حلقه ای از تعرض جبهه واحد ایران، حزب الله لبنان، روسیه و رژیم اسد برای ایجاد یک منطقه ژئواستراتژیک واحد در منطقه است که حلقه های دیگر آن عبارتند از: حزب الله سازی عراق و یمن و نجات رژیم کاملاْ وابسته شده اسد با سرکوب مردم سوریه و حمایت از گروههای افراطی فلسطینی  میباشد، تعرض متقابل و موفقیت آمیز نیروهای مخالف رژیم اسد در حلب که به شکستن محاصره حلب منجر شد، منطقاْ زمینه را، بلحاظ روانشناسی پیکار، برای تعرض در دیگر جبهه ها و برای شکستن دیگر حلقه های این جبهه واحد فراهم کرده است. و حلقه یمن یکی از حلقه های این جبهه ایرانی روسی واحد است.

شکست افتضاح آمیز محاصره حلب قبل از هر چیز تحقیر ولادیمیر پوتین بتمام معنا و از همه جهات بود.

پس از بهم تکمیل حلقه محاصره حلب از سوی نیروهای رژیم  اسدکه بکمک بمباران وحشیانه بمب افکنهای روسی مقدور گشت، پوتین از موضع قدرت و بی اعتنا به همه اعتراضات جهانی نسبت به افکندن گاز سمی کلرین روی مردم و بمباران یک بیمارستان و  بی اعننا به پیام درخواست آمیز اوباما دایر بر خویشتن داری از تهاجم، با اطمینان خاطری مستانه و نخوت انگیز، باز گذاردن ۳ کرویدر را برای مخالفین و مردم تحت محاصره حلب اعلام کرد. بعلت غره شدن جنون آمیز، او کمترین تصوری نداشت که ممکنست اوضاع آنچنان که او و متحدینش پیش بینی کرده اند پیش رود تا درصورت برگشت اوضاع اینقدر روسیاه نگردد و کارتی برای بازی، پس از این شکست، در دور بعدی در دست داشته باشد.

اشتباه محاسبه نظامی سیاسی پوتین، درمقام رهبر بزرگترین قدرت اتمی جهان در این زمینه چنان فاحش بود که بعید است حتی یک سرجوخه ارتشی جهان سومی جنگ ندیده هم بدان دوچار گردد. دیگر از بشار اسد که اعلام کرد کریدور تسلیم را برای مخالفینی که سلاح خود را زمین بگذارند چیزی نمیگویم.

در روزهای پیش و پس از تکمیل شدن محاصره حلب چنان جو مستانه ایی بر سراسر فضای خبری و سیاسی محور ایران و روسیه و دمشق و پروکسیهای خبری آنها حاکم شده بود که توصیف آن آسان نیست، فقط باید آرشیو خبرها را گشت تا بدان پی برد. من یکی از آن گزارشهای تحلیلی را در همین سایت درج کرده ام. و ذیلاْ به یک مورد دیگر اشاره میکنم.

صدای مردم، ارگان حزب توده که حتی پس از فروپاشی کمونیسم هم همچنان وفادارانه در خدمت رفقاست، نمونه ایی از این مستی را در یاداشتی با عنوان «آزاد سازی حلب شکست آمریکاست» از خود نشان داده مینویسد:

«آزادسازی حلب شکست سیاست آمریکا است»

مقامات آمریکا از روسیه و دولت سوریه دعوت کردند که از عملیات تهاجمی صرف نظر کنند و در عوض تاثیرگذاری بر مخالفان سوریه را وعده دادند. به گفته جان کری وزیر خارجه آمریکا روسیه باید فشار خود را به دولت سوریه افزایش دهد.

رسانه‌های غربی در زمینه سیاست رسمی آمریکا عملیات نوعدوستانه نظامیان روسیه و سوریه در حلب را به شدت مورد انتقاد قرار دادند.

در جریان این عملیات که نظامیان روسی آنرا همراه با دولت سوریه انجام می‌دهند در ناحیه حلب کریدور های نوعدوستانه ایجاد شده و ساکنان بی‌دفاع حلب باقی‌مانده در دست تروریست ها از آن‌ها استفاده می کنند. شبه نظامیان هم که می‌خواهند تسلیم شوند می‌توانند از این راهرو ها عبور کنند.

به عقیده «ایوان کانوالوف» رئیس مرکز مطالعه مسایل مبرم، ارزیابی منفی غرب از اعمال مسکو و دمشق در حلب با این‌ امر مربوط است که آمریکا و متحدینش پی بردند که اقدام هایشان در خاور نزدیک و سوریه محکوم به ناکامی است. این دانشمند به اسپوتنیک گفت:

کل سیاستشان محکوم به شکست است زیرا آن‌ها دارای طرح دقیقی نمی باشند. و اما روسیه با طرح و هدف‌های روشن و با وسایل ثمربخش — نیروی فضاهوای خود و همراه با ارتش سوریه و در حین روند مذاکراتی عمل می کند. سیاست روسیه توأم با موفقیت است که مایه حسادت شرکای ما می شود.

…»

بهرطریق هدف این یاداشت تحلیل بیشتر اوضاع حلب و سوریه نیست که بنظرمن، در آنجا دیگر با شکستن محاصره چنان موازنه نیرو بهم خورده است که پیش بینی عواقب آن دشوار است فقط اینرا اضافه کنم که مخالفین رژیم، تنها محاصره را نشکسته اند بلکه با قطع تنها راه ارتباطی نیروهای اسد و راه تدارکاتی بخش تحت کنترل آنها از شهر، بسوی محاصره خود نیروهای اسد پیش میروند. آنها نیروهای اسد را بدو قسمت غیر مرتبط تقسیم کرده اند.

در چنین فضایی است که ضربه دوم با تهاجم ارتش ملی یمن با حمایت نیروهای ائتلاف عربی از امروز برای آزاد سازی صنعا آغاز گردیده است. دولت رابه المنصور هادی و حامیان ائتلاف عربی آن بی گدار به آب نزده اند و تجربه بیش از یکسال جنگ با کودتاگران حوثی را دارند و هنگامیکه اعلام میکنند پس از شکست مذاکرات کویت برای آزادی صنعا تهاجم نظامی را آغاز کرده اند، نباید آنقدر خام باشند که  ندانند جایی برای بلوف در درگیریهای یمن وجود ندارد.

روئیترز به نقل از یک فرمانده نظامی ارتش ائتلاف مینویسد: « نیروهای وفادار به پرزیدنت عبدرابو منصور هادی پس از بی نتیجه ماندن مذاکرات برگزار شده از سوی سازمان ملل در کویت، امروز شنبه به تهاجمی از شرق پایتخت یمن، صنعا، دست زده اند. این تهاجم که از سوی نیروهای هوایی ائتلاف عربی به رهبری سعودی، پشتیبانی میشود در هنگامی انجام میگیرد که حوثیهای مورد پشتیبانی ایران تشکیل یک دولت ده نفره را اعلام کردند.» …  روئیتر به نقل از سخنگوی ارتش ائتلاف ادامه میدهد:« ارتش و مقاومت مردمی توانسته اند تعداد زیادی از مواضع مهم نظامی را که که در اختیار شبه نظامیان کودتاچی بود را آزاد سازند. مهمترین این مواضع ارتفاعات منارا است که بر مرکز منطقه نِحم مشرف است» …

فکر نمیکنم به ترجمه بیشتر گزارش روئیترز نیاز باشد. ولی بنظر من حوثیها و علی عبدالله صالح، رئیس جمهور مخلوع یمن با اعلام تشکیل دولت ده نفره که حاکی از اطمینان خاطر آنها به حفظ قدرتشان است به درون  دامی  مشابه  همان دامی افتادند که ولادیمیر پوتین، رژیم ایران و متحدینشان افتادند.

بنظر من تهاجم ارتش ملی یمن تا آزادی کامل صنعا ادامه خواهد یافت و شکست بشار اسد در حلب و پیامدهای آن، زمینه روانی شکست حوثی ها در یمن را فراهم کرده است زیرا این دو جریان از هم جدا نیستند.
ژنرال احمد عسیری مشاور نظامی وزارت دفاع عربستان و نیروهای ائتلاف در مصاحبه ایی تلویزیونی که عرب نیوز آنرا درج کرده است در رابطه با این تهاجم میگوید: « دولت قانونی یمن  و ائتلاف عربی اجازه نخواهند داد تا حوثیها پیشروی کنند. اولویت ائتلاف دادن جای بیشتری به مصالحه بوده است. بدین جهت از تلاش نظامی کاسته شد تا  فرصتی برای توافق بین دولت قانونی و حوثیها و اجتناب از تلفات بیشتر جانی داده  فراهم شود. ولی حالا که گفتگوها قطع شده است بر اهرم عملیات نظامی افزوده میشود.»

این اظهارت ژنرال عسیری دایر به فرصت دادن به حوثیها برای حصول توافق با دولت قانونی رابه المنصورهادی، شبیه توصیه برک اوباما به پوتین قبل از ضد حمله نیروهای ضد رژیم اسد در حلب میباشد . اگر نتیجه عملیات نظامی جدید یمن هم شبیه به عملیات شکستن محاصره حلب شود نباید تعجب کرد.

 

سایتهای خبری برادران سپاه خبرنمیدهند من قدیمها را درج میکنم

Share Button

از ۳ روز پیش منتظرم که سایتهای برادران سپاه خبری راجع به جنگهای سوریه بدهند ولی انگار سوریه و اخبار آنرا یکسره با ساطور سانسور از رده قیچی کرده اند. معلوم نیست علت این خاموشی سایتهای برداران سپاه و تفنگداران ولایتمدار راجع به حوادث این دو روزه آن کشور  خیلی برادر برای چیست؟ نکند خدای ناخواسته خبرها غم انگیزند؟ یا برداران در باتلاق گیر کرده اند؟ از اینرو من از روی ناچاری خبر چند روز پیش سایت تسنیم را در زیر درج میکنم و توصیه میکنم از فرط بی خبری آنرا بخوانید چون این سایت و فارس نیوز و تابناک دیگر خبری راجع به سوریه درج نخواهند کرد! ضمناْ این خبر یا تحلیل خبری مال ۴ روز پیش است. (عکس روی جلد گروهبان گارسیای خودمان)

سرنوشت ۵ سال جنگ سوریه در «نبرد حلب» رقم می‌خورد

شناسه خبر: ۱۱۴۶۳۳۹ سرویس: بین الملل

حلب

کارشناسان بر این باورند که تحولات میدان های نبرد حلب به طور کلی سرنوشت جنگ سوریه را مشخص خواهد کرد و این جنگ سبب می شود که محور مقاومت دست برتر را داشته باشد و همه برگ برنده‌ها را از دست دشمنان خارج کند.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم به نقل از روزنامه «البناء» لبنان، رویدادهای اخیر سوریه نشان از این دارد که اوضاع به سود محور مقاومت پیش می رود و معادله پیروزی ها محور مقابل را زیر فشار قرار داده است. جنگ در میدان های نبرد به سود ارتش سوریه و همپیمانان آن پیش می رود. سید «حسن نصرالله» دبیر کل حزب الله این نبرد را دارای اهمیت بالایی دانسته بود و تاثیر پیروزی این نبرد را فقط محدود به سوریه ندانست بلکه وضع منطقه، معادله ها و طرح های منطقه را با جنگ حلب در ارتباط دانست.

پس از شکست و زیان‌های راهبردی مزدوارن عربستان در میدان های نبرد دیگر این کشور نمی تواند پیش شرط خود را تحمیل کند. ریاض اکنون خود را تنگنا می‌بیند. نظام ترکیه هم با چشم پوشی از اینکه با تلاش‌ها برای کودتا روبرو شد بسیاری از نقش‌های خود را در سوریه از دست داد و اکنون شکست آن در میدان‌های نبرد سوریه ضربه دیگری را بر آن وارد کرده است.

پیروزی‌های حلب و بسته شدن مرزهای ترکیه بر روی تروریست‌هایی که به سوریه وارد می شدند سبب شده است که نظام ترکیه به ویژه درباره اوضاع داخلی خود به بازنگری بپردازد.

در شرایطی که آمریکا بسیاری از برگ برنده‌های خود را از دست داده است این کشور در نتیجه فشار معادلات با روسیه به توافق می‌رسد. هدف واشنگن این است که افزون بر حفظ آبروی خود برخی از دستاوردهای خود را در شرایطی را که قدرت مانور بزرگ را از دست داده و دوره ریاست جمهوری «اوباما» هم در حال به پایان رسیدن است، نگه دارد.

تردیدی نیست که نظام سوریه از هر توافق بین المللی که داعش و جبهه النصره با عناوین و اسم‌های گوناگون را هدف قرار دهد استقبال می‌کند. تحولات جنگ حلب به ارتش سوریه کمک می‌کند تا شرایط تازه‌ای را تحمیل کند و برای مرحله پس از آن به ویژه در مرزهای ترکیه در راستای تضعف قدرت تروریست ها زمینه سازی کند.

خارج کردن کوی بنی زید و تنگ تر شدن حلقه محاصره بر تروریست ها در حلب سبب شده اند که حلب در آستانه آزادسازی قرار گیرد. به طوری که حتی «استفان دیمستورا» نماینده سازمان ملل در امور سوریه هم گفت که گروه های مسلح نمی توانند بیشتر از ۲ یا ۳ هفته در این شهر دوام آورند. از این رو نبرد حلب رویداد سرنوشت سازی در جنگ سوریه است. به طوری که بسیاری از کارشناسان پیش از تحولات میدان های نبرد حلب گفته اند که این نبرد به طور کلی سرنوشت جنگ سوریه را مشخص خواهد کرد. در این زمینه روزنامه «تایمز» نوشت: نبرد حلب در جنگ سوریه سرنوشت ساز خواهد بود.

همزمان با پیشروی ارتش سوریه در میدان‌های نبرد «بشار اسد» رئیس جمهوری سوریه طی پیامی از مردم سوریه خواست برای ریشه کردن تروریسم با ارتش همکاری کنند. او از همه مردم خواست سلاح های خود را کنار گذاشته و به آغوش وطن برگردند. این نشان می دهد که تحولات به سود رهبری و ارتش سوریه پیش می‌رود.

طی روزهای آینده ارتش سوریه به طور کلی زمام امور را به دست خواهد گرفت و وضعیت دردناکی را بر گروه های مسلح تحمیل خواهد کرد. روسیه هم به طور پیوسته نقش فعال خود در مبارزه با تروریست ها را بازی می کند. همچنین این کشور برای به کار بستن هرگونه راه حل سیاسی زمینه سازی می کند.

مسکو از موضوع توافق با واشنگتن برای در تنگنا قرار دادن گروه‌های تروریستی استفاده می‌کند و زمینه را برای عملی شدن گفت‌و‌گوی سوری- سوری فراهم می کند.

این مساله نیاز به این دارد که برخی از کشورهای عربی از خود بزرگ بینی و سرکشی خود دست بردارند. نماینده دایم روسیه در سازمان ملل به تازگی گفته است مسکو امیدوار است که دی‌میستورا برای برپایی مذاکرات برای حل بحران سوریه پس از آغاز اقدام های انسانه دوستانه در حلب شتاب کند.

انتهای پیام/

…………………

ضمناْ اگر حوصله دارید حتماْ این ویدئو کلیپ را هم ببینید! ببیند که برداران جان برکف چگونه چون موش ژیان فرار را بر قرار ترجیح میدهندْ

حلب حماسه می آفریند

Share Button

ارتش میگوید یورش را دفع کرده است. سئوال اینست: مگر ارتش اسد پس از ماهها تدارک و کمک گرفتن از حزب الله لبنان و سپاه قدس ایران و فاطمیون افغان و حزب الله عراق رفته بود حلب، تا تهاجم پیکار جویان ضد رژیم به قرارگاههای خود را دفع کند؟ مگر این لشگر کشی که برای آن با ماهها تدارک دیده شده و نیروی هوایی روسیه و رژیم منطقه را برای هموار سازی پیروزیش با بمبارانهای وسیع و گوناگون شخم زده که طی آن بمبارانها دهها مرکز درمانی و بیمارستانی را ویران ساخته و هزاران غیر نظامی را کشته بودند و  از آن بعنوان سرنوشت ساز و آزاد کننده حلب و قلع و قمع کننده مخالفین نام برده میشد، رفته بود تا مانع نهاجم  پیکار جویان ضد رژیم شود!؟

 

در حلب دیگر بحث از عفو بشار اسد و ایجاد ۳ کریدر کمکهای انسانی و فرصت دادن به فرار تسلیم شدگان مخالف رژیم در میان نیست، دیگر بحث از تصرف کامل شهر بدست ارتش اسد و متحدین ایرانی و حزب اللهی آن در میان نیست بلکه بحث از آزادی کامل شهر توسط پیکار جویان ضد رژیم درمیان است که رویای فتح بشار اسد و متحدین آن در ایران و لبنان و عراق و روسیه را به کابوسی هراس انگیز تبدیل کرده است و بیشتر هم خواهد کرد.

سون تسو، استراتژ نامدار چین باستان در اثر خویش بنام هنر جنگ میگوید؛ یک ژنرال جنگ آزموده رقیبش را دوچار نخوت ناشی از تصور پیروزی میسازد تا سیستم احتیاطی او را از کار بیاندازد و او را وادار به حرکت های حساب نشده و گستاخانه کند. و بنظر میرسد این بلایی است که در حلب اینروزها بر سر رژیم اسد و متحدین ایرانی و روسی او می آید.

هفته پیش که رژیم اسد اعلام کرد حلقه محاصره بدور  بخش تحت کنترل نیروهای مخالف، بخش شرقی شهر با حدود ۳۰۰.۰۰۰ جمعیت، را تکمیل کرده است، این خبر با چنان نخوتی سلطان مآبانه از طرف آن رژیم اعلام گردید که برای همه ناظرین دنیا، چه دوست و چه دشمن تردیدی باقی نگذاشت که کار حلب ساخته است. رژیم پوتین هم همزمان از گشودن ۳ کردیدور  برای تسلیم، فرار و کمکهای انساندوستانه خبر داد. دولت اوباما در هشداری به پوتین او و از طریق او رژیم اسد را نسبت به ادامه تهاجم درجریان برحذر داشت. این برحذر داشتن اوباما بهیچوجه رنگی از اخطار و مخاطره نداشت بلکه معنا و لحن آن بیشتر بوی نبستن راه مصالحه را میداد.

مجموعه این شرایط بود که ناظرین سیاسی و تحلیلگران جنگ سوریه را تا آنجا راند که از خاتمه کار تمامی مبارزان سوری در صورت سقوط کامل بخش تحت کنترل مبارزان ضد اسد سخن بمیان آوردند. حتی زمزمه همراه شدن رژیم اردوغان با اسد و پوتین. در رسانه های وابسته به سپاه در ایران بلند شد. مستی پیروزی حلب در بین هواداران محور تهران ـ دمشق ـ مسکو، از مستی گذشته کار به خرابی کشیده بود. در این رسانه ها که من ۲ مورد آنرا دیدم، بر اساس حتمی دانستن تثبیت شدن رژیم اسد، زمزمه تشکیل محور جدید مسکو، تهران و آنکارا آغاز شده بود. در تحلیلهای تحلیلگران فارس نیوز، تسنیم نیوز و تابناک؛ دیگر بحث روی فتح حلب درمیان نبود بلکه بحث روی سیاست پسا فتح و سرنوشت آفرینی برای منطقه در میان بود و رجز خوانیها جایی از تردید و تشکیک باقی نمیگذاشت که دیگر سرنوشت این جنگ و مردم درگیر آن به دست رژیم اسد و از طریق آن بدست ایران افتاده است.

من بعنوان یک ناظر بیرونی، در محاصره شدن مخالفین و تکمیل حقله محاصره شکی نداشتم ولی از طرفی با این پاردوکس و تناقض روبرو بودم که یک جنبش مردمی که قریب ۳۰۰.۰۰۰ قربانی داده است، جنبشی که بیشترین دولتهای دموکرسهای دنیا و اعراب منطقه در پشت سر آن قرار دارند نمیتواند با سقوط یک جبهه و از دست دادن بخشی از متصرفات خود، کاملاْ از هم بپاشد. میدانستم که ورق برخواهد گشت ولی چگونه؟ دانستنش بعلت بیخبری از وضعیت میدانی جنگ برایم آسان نبود.

دیروز و پریروز سایتهای وابسته به سپاه را برای یافتن خبری تا بلکه با قرائت ویژه آن روزنه ایی بسوی وضعیت واقعی بیابم را بارها و بارها بازدید کردم ولی گوئی همه آنها خبر سوریه را بکلی تعطیل کرده اند. از روی سکوت این سایتها برایم قطعی شد که ورق در حلب برگشته و با آن بخت رژیم است و متحدین آن نیز.

در سایتهایی خبری عربی  و انگلیسی زبان هم خبری تا دیروز عصر نبود. ساعت ۴ صبح امروز آی پد را روشن کردم و اولین سایتی را که دیدم سایت خبری روئیترز بود و صدر خبر آن:

پیکار جویان سوریه به پایگاه زرهی حلب یورش برده، وارد آن شدند

البته در دنباله این تیتر اضافه شده استارتش میگوید یورش را دفع کرده است. سئوال اینست: مگر ارتش اسد پس از ماهها تدارک و کمک گرفتن از حزب الله لبنان و سپاه قدس ایران و فاطمیون افغان و حزب الله عراق رفته بود حلب، تا تهاجم پیکار جویان ضد رژیم به قرارگاههای خود را دفع کند؟ مگر این لشگر کشی که برای آن با ماهها تدارک دیده شده و نیروی هوایی روسیه و رژیم اسد منطقه را برای هموار سازی پیروزیش با بمبارانهای وسیع و گوناگون شخم زده که طی آن بمبارانها دهها مرکز درمانی و بیمارستانی را ویران ساخته و هزاران غیر نظامی را کشته بودند و  از آن بعنوان سرنوشت ساز و آزاد کننده حلب و قلع و قمع کننده مخالفین نام برده میشد، رفته بود تا مانع تهاجم  پیکار جویان ضد رژیم شود!؟

روپترز گزارش خود را چنین شروع میکند:« پیکار جویان سوریه با یورش به یک پایگاه بزرگ نظامی زرهی در شمال شهر حلب در روز جمعه، شکستن زنجیر محاصره را آغاز کرده اند.» .. « آنها با جنگ راه خود را بسوی قرارگاههای مجاور این پایگاه که بزرگترین در نوع خود در سوریه است میگشایند.» … « این قرارگاه زرهی در ۲ کیلومتری منطقه تحت کنترل مخالفین که زیر محاصره است قرار دارد.» [کامنت: در توضیح این بخش خبر باید بگویم که ضربه مرگ پیش بینی نشده به نیروهای رژیم نه از آنسویی که حلقه محاصره بسته شده بوده است بلکه از قلب آن منطقه ایی از حلب که در کنترل دولت بوده است آغاز گشته است. این خود بمعنای یک سورپرایز استراتژیک است که مقدمه فتح کامل حلب از طرف مخالفین میباشد بعبارت ساده تر مخالفین تنها بدنبال شکستن حلقه محاصره خود نیستند بلکه دنبال آزاد سازی کل حلب و تقسیم کردن نیروی محاصره کننده یعنی ارتش اسد و متحدین آن هستند که در صورت موفقیت ستون فقرات رژیم را چنان خواهد شکست که صدای شکستن آن در مسکو و تهران هم شنیده شود.

علت اینکه روئیترز میگوید مخالفین ۲ کیلومتر از منطقه تحت کنترل خود پیش رفتند و بدون اینکه بگوید یا حتی بداند که علت این پیشروی بدون مواجهه شدن با خط  محاصره و نیروی محاصره کننده اینست که آنها نه در آن جهتی که حلقه محاصره بسته شده است بلکه در آن جهتی که رژیم در تمام طول قیام مردم بر آن کنترل کامل داشته است یورش برده اند.

در ادامه چنین می آید: « پیکار جویان تلاش دارند نوار حفاظتی منطقه تحت کنترل رژیم را شکسته و  خود را به بخشهای شرقی حلب و از آنجا به منطقه غربی کشور، منطقه ایی که ناحیه به ناحیه در کنترل گروهای نظامی پیکارجوی گوناگون است متصل کنند.( کامنت: هدف تنها آزاد سازی حلب نیست بلکه تمام منطقه استانی آنست. ح ت) ..  ادامه روئیترز: « بنا به گفته یکی از پیکار جویان، صدهها تن از آنها در کل منطقه این قرارگاه زرهی، فقط با فاصله ایی چند صد متری با نیروهای رژیم درگیرند و میکوشند خطوط دفاعی در اطراف این مجتمع شدیداْ استحکاماتی را بشکنند. (کامنت: معنای این چنین آرایشی اینست که اولاْ جنگ دیگر کاملاْ بدرون منطقه تحت کنترل خود نیروهای رژیم کشیده شده و با فاصله های چند صد متری بین نیروهای درگیر. با این نزدیکی نیروهای متحارب بهم، نیروی هوایی رژیم و روسیه و همچنین قدرت آتش توپخانه ایی آن فلج شده است زیرا بمباران منطقه با این فواصل کوتاه و خطوط رزمی متغیر میتواند از خود نیروهای رژیم بیشتر بکشد تا مهاجمین. و معنای این نبرد کوچه به کوچه اینست که روحیه رزمی رزمندگان تعین کننده است و نه قدرت آتش توپخانه و نیروی هوایی. و طبق آخرین خبری از روزهای قبل بود، روحیه نفرات رژیم و حزب الله نه تنها خوب نیست بلکه هراس بر آنها تا حدی مستولی بوده است که فرار میکرده اند. این خبر مربوط به ۴ـ ۵ روز قبل است اضافه کنم تعدادی بیش از ۳۰ تن از نفرات حزب الله در آن نبردها اسیر شده اند.

روئیترز ادامه میدهد: « پیکار جویان اسلامگرا در روزهای اخیر هزاران جنگجو و دهها واحد زرهی را برای عملیاتی که نام آنرا « حماسه حلب »نهاده اند را به این منطقه آورده اند. ( کامنت: چنین بسیجی نشان میدهد که پیکار جویان ضد رژیم نه تنها برای چنین روزی از قبل آمادگی داشته اند بلکه با ضعیف نشان دادن خود به رژیم و متحدین آن، برای آنها تله گذارده اند. (کامنت: و اینهم یکی از آموزه های سون تسو است که میگوید اگر قوی هستی خود را ضعیف و اگر ضعیف هستی قوی نشان بده. اگر صفوفت منظم است آنرا آشفته، واگر آشفته است آنرا منظم نشان بده  ـ ح ت)

روئیترز ادامه میدهد: « در داخل شهر، ارتش آزاد سوریه  FSA که درمیان آنها نیروهای مورد اطمینان و حمایت آمریکا وجود دارد بر  فشار متراکم شونده خود، هماهنگ با دیگر جبهه ها، به ارتش رژیم و متحدین آن می افزایند.

روئیترز ادامه میدهد: «ارتش میگوید حمله به قرار گاه زرهی و دو قرارگاه دانشگاه نظامی مجاورش را دفع کرده و صدها پیکار جو را کشته است. بنظر مقامات ارتشی این حمله  بزرگترین حمله ایست که تا کنون و طی چند سال گذشته به منطقه تحت کنترل دولت انجام شده است.» ( کامنت: های لایت شده ها از منست. پس اولاْ معلوم شد که جنگ در زمین تحت کنترل رژیم جریان دارد. و در ثانی این حمله بزرگترین حمله است! یعنی ارتش در آن مانده است و با اعتراف به بزرگی حمله میخواهد شکست آتی خود را از هم اکنون توجیه کند. ح ت.)

فکر میکنم تا همینجا ترجمه گسیخته گزارش روئیترز و توضیحات و کامنت های من کافیست.

اگرحوصله دارید این ویدئو کلیپ را هم ببنیید!