Archive for: January 2017

جمهوری مرگ تشنه خون است

Share Button

خمینی بارهادر سخنرانیهایش گفت: شاه قبرستانها را آباد و مملکت را ویران کرد. و ملت دین و انقلاب زده گفتند لبیک. حال وقت آنست که پس از ۴۰ سال اعتراف کنیم که این خمینی بود و  بعد، جانشین خلف او سید علی خامنه ایی است که نه تنها سراسر خاک ایران را به گورستان تبدیل کردند بلکه فضای روانی و فرهنگی جامعه را نیز گورستانی ساختند. این خمینی بود و بعد از او خامنه ایی که از گورستانی کردن مملکت گذشته، آنرا به ویرانه تبدیل کردند.

بیش از ۵ میلیون مهاجر سیاسی، دهها میلیون معتاد و ضد ها هزار کارتن خواب و گورخواب، رواج تن فروشی، اقتصاد ویران، انزوای سیاسی در منطقه و در دنیا، تنزل بسیار زیاد اعتبار سیاسی و حتی اقتدار نظامی در منطقه علیرغم هارت و پورتهای سران نظامی و مقام خیلی عظمای رهبری، افسردگی عمومی، اختلال و آشفتگی و حتی ورشکستی سیستم بانکی و نظام مالی، بی ارزش شدن پول ملی، اختلاسهای نجومی میلیاردها دلاری، ورشکستگی صندوقهای بیمه، رواج بیکاری و… و .. .. .

و اینهم گزارش تهیه شده توسط آقای احسان فتاحی که در العربیه درج شده بود و تکثیر و باز نشر آنرا وظیفه اطلاع رسانی خود دانستم.(ح تبریزیان) 

 

آمار وارقام اعدام ها از سال ۵٧تا ٩۵ (۶١هزار اعدام)

العربیه

باگذاشته چهار ده از انقلاب اسلامی ایران می خواهیم مروری به آماراین اعدامی ها بپردازیم از سال ١٣۵٧تا سال ١٣٩که این آمار بسیار وحشتناک می باشد.

١: از بهمن ۵٧تا اسفند۵٨ /۴٣٨اعدام

با رأی دادگاه انقلاب اسلامی در ایران در روز ۲۷ بهمن ۱۳۵۷ اولین گروه از سران نظام سابق که شامل ۴ ارتشبد ارتش شاهنشاهی ایران بود با حکم دادگاه انقلاب به ریاست صادق خلخالی به اعدام محکوم شدند.

بنا به گزارش سازمان عفو بین‌الملل از پیروزی انقلاب تا اسفند ۱۳۵۸ تعداد ۴۳۸ نفر توسط دادگاه انقلاب اعدام گردیده‌اند.

٢: در سال ۵٩ بیش از ۶٢۴نفر اعدام شدند.

یکی از مشهورترین اعدام‌های خلخالی اعدام ۹ نفر در مریوان در رابطه با “کوچ اعتراضی” بود. ورود ارتش به شهر مریوان در مرداد ماه ۵۹ با خروج اعتراضی مردم این شهر برای جلوگیری از وقوع جنگ روبرو شد. بر اساس گزارشهای موثق تقریبا تمام ساکنان مریوان به مدت دو هفته به اردوگاهی در خارج از این شهر پناه بردند. بعدها در این رابطه ۹ نفر از جمله دو برادر عضو یک خانواده تیرباران شدند.

٣: در بین سال های ۶٠ تا ۶۴ (١۴٧٩۴نفراعدام شدند)

طبق آمارهای دقیقی که جمع آوری شده است بیش از ١۴٧٩۴دربین سالهای ۶٠تا۶۴اعدام شدند. که بیشتر آن درسال ۶٠اتفاق افتاده است و اسامی کشته شدگان به قرار زیر می باشد. لینک

۴: در بین سالهای ۵٩ تا ۶٧ در جنگ عراق و ایران صدها ایرانی کشته و مفقودالاثر شدند.

در جنگی که بین ایران و عراق اتفاق افتاد تلفات آن را میتوان طبق آمارهای حکومت ایران بیان کرد.

۱۲۳٬۲۲۰ تا ۱۶۰٬۰۰۰ نفر کشته شده در نبرد و ۶۰٬۷۱۱ مفقود (بر اساس اعلام دولت ایران)
۲۰۰٬۰۰۰ تا ۶۰۰٬۰۰۰ نفر بر اساس آمارهای مستقل
۸۰۰٬۰۰۰۰ نفر کشته در میدان نبرد (بر اساس اعلام عراقی‌ها)

۳۲۰٬۰۰۰ تا ۵۰۰٬۰۰۰ نفر مجروح
۴۰٬۰۰۰ تا ۴۲٬۸۷۵ نفر اسیر
۱۱٬۰۰۰ تا ۱۶٬۰۰۰ نفر تلفات غیرنظامی
۶۲۷۷میلیارد دلار خسارت مالی

۵: در سال ۶۵و ۶۶ (١۴۵۶اعدام )
طبق خبرهای واخبارهای ثبت شده تخمین شده است که در سال های ۶۵و۶۶۶ در حکومت اسلامی ایران نزدیک به ١۶٧١ اعدام صورت گرفته باشد که موثق ترین آن ١۴۵۶نفر ثبت شده است.

۶: اسامی اعدام کودکان وزنان اعدام شده ازسال۶٠تا ۶٧

اگر اسامی این افراد معرفی کنیم میتوانیم رقمی بالغ بر ٣٢٠٠نفر را إعلام کنیم که در این لینک ذکر شده است.

٧: در سال ۶٧ (۴۴٨۴اعدام)

در تابستان ۱۳۶۷ واقعه‌ای بود که طی آن به فرمان سید روح‌الله خمینی، چندین هزار زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان‌های نظام جمهوری اسلامی ایران در ماه‌های مرداد و شهریور ۱۳۶۷ به شکلی مخفیانه اعدام و در گورهای دسته‌جمعی دفن شدند.به طور کلی جرم زندانیان همکاری با سازمان‌های مخالف نظام به خصوص سازمان مجاهدین خلق ایران و همچنین طیف‌های مختلفی از گروه‌های چپ، کمونیست و مارکسیست بود.تعداد قربانیان این واقعه نزد مراجع مختلف متفاوت و بین ۳۰۰۰تا ۴۴۸۲ نفر تخمین زده می‌شوند. گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد تعداد زندانیان سیاسی اعدام‌شده را دست‌کم ۱۸۷۹ نفر اعلام کرده‌است.

مقامات ارشد نظام جمهوری اسلامی ایران انجام اعدام‌ها را انکار نمی‌کنند، بلکه در قریب به اتفاق موارد از آن دفاع کرده‌اند و آن جنایت را برای حفظ نظام، لازم و ضروری شمرده‌اند.آیت‌الله منتظری، بلندپایه‌ترین مخالف اعدام‌ها بود و اعتراضات‌هایش به قیمت برکناری‌اش از جانشینی آیت‌الله خمینی و به حبس خانگی تا زمان مرگش انجامید.

در این لینک اسامی ۴۴٨٢نفرثبت شده است که میتوانید مشاهد کنید.

٨: قتل های زنجیره ایی واعدام از سال ۶٧ تا ٧٧

قتل‌های زنجیره‌ای، به قتل برخی از شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی منتقد نظام جمهوری اسلامی در دههٔ هفتاد خورشیدی در داخل و خارج از ایران گفته می‌شود که به گفتهٔ برخی منابع با صدور فتوی توسط روحانیون بلندپایه و توسط پرسنل وزارت اطلاعات در زمان وزارت علی فلاحیان (وزیر اطلاعات دوران ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی) و دری نجف آبادی (اولین وزیر اطلاعات در دولت محمد خاتمی) صورت گرفت.

گرچه در مجموع، قتل‌ها در طول چندین سال اتفاق افتاده و تعداد قربانیان به بیش از (هشتاد) نویسنده، مترجم، شاعر، فعال سیاسی و شهروندان عادی می‌رسد.

در بین این ده سال از ۶٧تا ٧٧ بیش از ۶٧٨٣ اعدام صورت گرفته است!

٩: حمله به کوی دانشگاه در سال ٧٨ (٧کشته)

هجده تیر یا وقایع کوی دانشگاه تهران به مجموعه ناآرامی‌ها و درگیری‌ها بین روزهای هجدهم تا بیست وسوم تیرماه ۱۳۷۸ میان دانشجویان، نیروهای انتظامی و افراد موسوم به لباس شخصی‌ها، اطلاق می‌شود.مجموعهٔ فعالان حقوق بشر در ایران ادعا دارد ۷ نفر در واقعه حمله به کوی دانشگاه کشته شده‌اندکه تاکنون فقط هویت عزت‌الله ابراهیم‌نژاد و فرشته علیزاده روشن شده‌است.شورای متحصنین در بیانیه ۲۶ تیر مرگ تامی حامی‌فر را نیز تأیید کردو سعید زینالی نیز از هنگام دستگیری توسط مأموران ناپدید شده است؛ همچنین چشم یک دانشجوی پزشکی بر اثر اصابت گلوله تخلیه، دست و پای عده‌ای شکسته و تعداد زیادی دانشجو ضرب وشتم شدند.از این حادثه به عنوان بزرگ‌ترین چالش جنبش دانشجویی در ایران بعد از انقلاب ۱۳۵۷ نیز یاد می‌شود.

١٠: از سال ٧٨تا ٧٩

طبق آمار سازمان های حقوق بشری در طول این نه سال اگر بر فرض حساب کرد هر سال در ایران حداقل ۵۶٠اعدام صورت گرفته باشد بر جمع نه سال می شود ۵٢٢٠اعدام صورت گرفته است.

١١: از خرداد ٨٨ تا تیر ٨٩ (١۵٢اعدام ، سیاسی )

در پی اعلام نتایج دهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری ایران و اعلام پیروزی دوبارهٔ محمود احمدی‌نژاد، تظاهرات و راهپیمایی‌های بی‌سابقه‌ای در خیابان‌ها و میدان‌های تهران و همچنین شهرهای دیگر ایران، توسط معترضان به نحوهٔ شمارش آرا و حامیان میرحسین موسوی، رقیب اصلی احمدی‌نژاد در انتخابات، در ماه‌های خرداد و تیر ۱۳۸۸ به راه افتاد که بزرگترین راهپیمایی‌های اعتراضی در تاریخ ۳۰ سال جمهوری اسلامی ایران بود.

در جریان سرکوب معترضان توسط نیروهای پلیس و شبه‌نظامیان بسیج و سپاه پاسداران، به ویژه در روزهای ۲۵ و ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، تعدادی از معترضین و عابرین کشته و مجروح شدند.

این لیست مربوط به قتل یا مواد مخدر ویا تجاوز ویا هرآن چیزی که در دنیا اتفاق می افتد نمی باشد. لینک

١٢: آمار در سال ١٣٩١و ١٣٩٢

طبق آمار آژانس خبررسانی کُردپا، ٨١۴ مورد مجازات اعدام در سال نخست دولت روحانی به اجرا درآمده است که در مقایسه با بازه زمانی سال قبل (١٢ مردادماه سال ١٣٩١ تا ١٢ مرداد سال ١٣٩٢) با تعداد ۵۵٣ مورد، افزایش ۴٧ درصدی داشته است.
مجازات اعدام برای افرادی که هنگام ارتکاب جرم کمتر از ١٨ سال سن داشته‌اند، ١۶۶ مورد بوده که حکم اعدام تمامی آنان بعد از رسیدن به سن ١٨ سالگی به اجرا درآمده است.

با استناد به آمار ثبت‌شدە در مرکز آمار آژانس خبررسانی کُردپا، ١٩ تن از افراد اعدام شده زن بودە و همچنین حکم اعدام ۶٩٧ نفر از آنان به صورت گروه‌های ٢ تا ١۶ نفره و ١١٧ نفر از این افراد بصورت فردی اعدام شده‌اند.

طبق آمار ثبت‌شدە، تنها اسامی ٣۶٧ تن از افراد اعدام‌شدە طی یک سال اخیر معلوم می‌باشد و اسامی ٣۴٠ تن نامعلوم، ٨۵ تن تنها حروف اول نام و نام‌خانوادگیشان موجود است و همچنین ٢٢ تن از آن‌ها تنها اسم کوچکشان منتشر شده است.
همچنین طبق مشخصات افراد اعدام شده بطور کل ٧٣ نفر از آنها کُرد، ٢١ نفر عرب، ١۶ نفر بلوچ، ۵ تن ترک، ۴ نفر آذری و ٣ تفر تبعه افغانستان هستند.

محاربه و مفسد فی الارض

در سال ٢٠١٣، ٢٩ نفر با اتهام محاربه و فساد فى الارض اعدام شدند. در بین این افراد از کسانى که با اتهام مبارزه مسلحانه دستگیر شده بودند وجود داشت تا وابستگى به گروه‌هاى سیاسى اپوزیسیون و متهمان به تروریسم. بیشتر اعدام شدگان این دسته، از گروه هاى اتنیکی و از مناطق بلوچستان، کردستان و مناطق عرب‌نشین ایران بودند. برای جزئیات بیشتر به بخش “گرههای اتنیکی” مراجعه شود.
١٣: آمار اعدام در سال ١٣٩٣

احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران طی گزارشی اعلام کرده بود که “در سال ٢٠١۴، ٩۶۶ نفر در ایران اعدام شده‌اند که این تعداد بالاترین رقم اعدام در بیست سال گذشته است”.

براساس این گزارش “تعداد اعدام‌شدگان از ٩١ نفر در سال ٢٠٠۵ به ٩۶۶ نفر در سال ٢٠١۵ افزایش یافته است که حدود نیمی از آنها در رابطه با مواد مخدر اعدام شده‌اند. برخی از آنها پیش از رسیدن به سن قانونی ١٨ سالگی به اعدام محکوم شده بودند”.
همچنین آمده که “در سال گذشته زندان قزل‌حصار با ١۵۵ نفر و زندان رجائی‌شهر کرج با اعدام ١٠٩٩ نفر بیشترین تعداد اعدام‌ها را در ایران داشته اند”.

پیشتر نیز در همین رابطه سازمان عفو بین‌الملل در گزارشی اعلام کرده بود که رژیم اسلامی ایران از آغاز دی‌ماه ٩۴ تا تیرماه ٩۴، ۶٩۴ نفر را اعدام کرده است که طی این بازه زمانی حکم اعدام ٣٩ شهروند کُرد توسط دستگاه قضایی رژیم اسلامی ایران به اجرا در آمده است که از این تعداد ۴ زندان سیاسی کُرد جزو اعدام‌شدگان بود‎ه‎اند.

١۴: آمار اعدام در سال ١٣٩۴

اجرای احکام اعدام در سال ۲۰۱۵ نسبت به سال ۲۰۱۴ دست کم ۴۰٪ افزایش داشته است، هم چنین صدور احکام اعدام نیز با افزایش ۲۱۵٪ همراه بوده است. تعداد اعدام‌ها در ملاء عام ۳٪ نسبت به سال ۲۰۱۴ کاهش داشته است و اعدام زنان نیز ۵۰٪ کاهش را نشان می‌دهد.

همچنین به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بر اساس این گزارش ۶۹٪ اعدام شدگان به اتهام جرایم مربوط به مواد مخدر در ایران اعدام شدند. ۲۱٪ به اتهام قتل، ۶٪ به اتهام تجاوز به عنف، ۱٪ به اتهام نامعلوم، و ۱٪ درصد نیز به اتهام محاربه و افساد فی الارض در ایران اعدام شدند.مجموماً از ۳۲۱ گزارش گردآوری شده ۳۴۲ مورد نقض حقوق برای ۱۴۷۱ شهروند به ثبت رسیده است.

١۵: آمار اعدام هادر سال ١٣٩۵

اعدام دست‌کم ۶٧١ زندانی از ابتدای سال ۲۰۱۶ و بالا رفتن آمار آن حقوق‌بشر ایران اعلام کرده بود ، ۵ مرداد ماه ۱۳۹۵: اعدام دست‌کم ۲۵۰ نفر از تاریخ ۱ ژانویه تا ۲۰ جولای سال جاری توسط سازمان حقوق‌بشر ایران به ثبت رسیده است. این آمار نشان می‌دهد به‌طور متوسط در هر روز بیش از ۱ نفر اعدام شده است.

همچنین در تاریخ ١٢مرداد ماه ٢٠زندانی اهل سنت کُرد درحالی که حکم آنها ناعادلانه بود به اجرا گذاشته شد و اعدام شدند.

در هفت ماه اول سال میلادی گذشته (۲۰۱۵) بیش از ۷۰۰ نفر در زندان‌های مختلف ایران اعدام شدند، این آمار برای تمام سال به ۹۶۹ نفر بالغ شد که این بالاترین حد در طی ۲۵ سال گذشته بوده است.

باتوجه به گزارشات سازمان حقوق‌بشر ایران و آمارهایی که توسط این نهاد به ثبت رسیده است، جرائم مربوط به مواد مخدر و قتل عمد همچون سال‌های گذشته بالاترین میزان اعدام را به خود اختصاص داده بودند.

گفتنی است، در سال ۲۰۱۶ مقامات ایران اجرای حکم اعدام در مقابل دیدگان شهروندان از جمله کودکان را ادامه دادند. همچنین اعدام چندین مجرم نوجوان در میان اعدامیان این سال گزارش شده و سازمان حقوق بشر ایران هنوز در حال بررسی موارد ایشان است.

برخی از نکات مهم گزارش اخیر سازمان حقوق بشر ایران در خصوص اعدام‌ها بین ۱ ژانویه تا ۲۰ جولای ۲۰۱۶:

%۴۵ از اعدام‌ها توسط منابع رسمی در ایران گزارش شده‌اند.
%۴۷ از اعدام‌ها با جرائم مربوط به مواد مخدر صورت گرفته است.
%۳۹ درصد از اعدام‌ها با اتهام قتل عمد بوده است.
۱۹۹ تن در ملاء عام اعدام شده‌اند.

شایان ذکر است که سازمان حقوق بشر ایران در خصوص برخی از گزارشات اعدام همچنان در حال تحقیق است که به علت عدم تأیید قطعی در این آمار گنجانده نشده است.

همچنین در ١٢مرداد ماه سال ٩۵ بیش از سی نَفَر از جوانان اهل سنت اعدام شدند. ١٨نفر دیگر آنها در آستانه اعدام هستند.
در کل طی شش ماه دوم سال ٩۵ بیش از ٣٨۶ اعدام به ثبت رسیده که رسانه‌های رسمی و قوه قضائیه تنها ١٧٣ فقره از آن را اعلام کرده‌اند.

پیش بینی می شود آمار دقیق اعدام در سال ٩۵بیش از نهصد نفربوده است. که در مقاله ای بعنوان آمار و ارقام اعدام ها در ۵ سال گذشته به آن اشاره کرد شد. لینک

١۶: اعدام بهائیان

ابتدای انقلاب ۵۷ ایران تا به حال، ۲۰۲ نفر از بهائیان به خاطر اعتقادشان به دین بهائی، و یا ترویج و تبلیغ آن، توسط حکومت اسلامی اعدام شده‌اند.

١٧: اعدام اهل سنت

در مورد اهل سنت که شهروند درجه دوم در ایران محسوب می شود وبیشتر در مناطق مرزی ساکن می باشند.

در مورد آمار اعدام ها و کشتار و ترور علمای سنی در طول این چهار دهه بسیار فراوان می باشد که قابل شمارش نیستند و اکثریت اهل سنت از ملیت های کورد و بلوچ و ترکمن صحرا و عرب اهواز می باشند.

نتیجه گیری:

اگر ما تمامی این آمار و کشتار و اعدام ها و ترور و تجاوز و اعدام مواد مخدری ها و قتل های عمد میان قومیت های ملی و مذهبی در این چهار ده از انقلاب اسلامی ایران کنار هم قرار دهیم به رقم فاجعه باری می رسیم که از گفتن آن باید لرزید! ولی بصورت تقریبی میتوان ۶١هزار نَفَر تخمین زِد !

منابع :
بنیاد برومند، تارنگارتخصصی حقوق بشر درایران، عفو بین الملل، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، خبرگزاری هرانا کانون مدافعان حقوق بشر کردستان، کردپا، کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، رادیو کوردانه، آژانس خبری موکریان، سازمان حقوق بشر ایرانن، ماف نیوز، شبکه حقوق بشر کردستان، آسو روژهلات، روژی کورد، سنی نیوز، هنگاو، کوردستان میدا و کورد و کودستان، روژ نیوز، کانون حمایت از خانواده جان باختگان، بگونه، کانون مدافعان حقوق بشر در ایران، کمپین فعالین بلوچ، رادیو فردا، صدای آمریکا، بی بی سی فارسی، کیهان لندن، کیهان نوین، رادیو زمانه، رادیو فرهنگ، حزب کمونیست، گزارشگران بدون مرز، آزادی بیان، کمپین بین المللی نه به اعدام، ایران پیک، سایت میهن، زیتونه، دویچه وله، العربیه فارسی، جوانه ها، نه به زندان نه به اعدام،، سازمان حقوق بشر کردستان.آژانس خبر ایران، آزادی بیان، صدا نیوز، سازمان دیدبان حقوق بشر، تحلیل روز، سایت سویدوند وابسته به ژنو، خودنویس، دیدگاه، عرفان نیوز، خبرگزاری صدای مسیحیان، سحام نیوز، سحبانیوز، روژهلات تایمز، شورای شمس، زاگرس پوست، خبر گر، سایت راه کارگر، سایت ملیون ایران، خبر کلمه فارسی، کانال نور، وصال حق، کانال توحید، خبرنگاران آزاد کردستان، سایت بهانیوز، پژواک ایران، گُویا نیوز، سایت عصرآنارشیسم، جنگ خبر، همبستگی ملی، عصر نو، مجاهدین خلق، ایرانگولبال، خبر نامه ملی ایرانیان، فضوله محله، نشریه راوی، اسرائیل تایمز، رادیو اسرائیل، رادیو کوچک، کانال ایران فردا، رادیو فرانسه، رادیو پارس، کانال من و تو، بالاترین، برنامه تبلت، فضوله محله، کانون دفاع از حقوق بشر در ایران، وسایر وبلاگ و سایت و رسانه های دیگر.

منبع : العربیه

دوشنبه ۳ جمادی الاول ۱۴۳۸هـ – ۳۰ ژانویه ۲۰۱۷م

پدیده ترامپ و واکنشهای ایرانیان بدان

Share Button

وقتی من تظاهرات ده ها هزار نفری (بیشترشان مسلمان) را در واشنگتن یا نیو یورک را میبینم قبل از اینکه به حقانیت آنها فکر کنم به این فکر میکنم، آنگاه که تروریستهای بنیادگرا برجهای مرکز تجارت نیویورک را فروریختند، این جمعیتها کجا بودند؟ این جمعیتها آنگاه که دهها مورد تروریستی در لندن و پاریس و بروکسل و پاریس انجام شد و سایه مرگ بر سر این کشورها ومردم آن افکند کجا بودند؟

قبلاً لازمست بگویم منظور از ایرانیان در این زمینه آن بخشِ زیر ۱۰ یا شاید ۵%ی از هم میهنانان ماباشند که سختگیری های مهاجرتی و مسافرتی ترامپ برای آنها مسئله ساز شده است.

و به این مقدمه کوتاه اضافه کنم که بنظر من ظهور پدیده ای بنام دونالد ترامپ در آمریکا واکنشی به سخاوتمندی مغایر با مصالح امنیتی سیاست مهاجرپذیری و مسافرتی یک یا دو دهه گذشته آمریکا بوده است و در شرایطی که خطر و سایه دائمی تروریسم زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داده است.

ترامپ بعنوان یک پوپولیست سوار بر موجی از نارضایتی برآمده از این سیاست و محصول تلخ آن پیش زمینه و شرایط است. نباید فراموش کرد که دهها میلیون از مردم آمریکا با آگاهی بر نظریات افراطی ترامپ به او رأی داده اند و بنظر من موج اعتراضات برخاسته علیه این سیاست در آمریکا هم پارسنگ متناسبی در برابر آن پایگاه انتخاباتی سنگین نیست و ترامپ روی وعده های خود خواهد ایستاد و این سیاست پوپولیتسی بمرور میتواند بخشهای بیشتری را هم بمدار طرفداری از این سیاست بکشاند که دلایل آن خارج موضوع این یادداشت است.

من ترامپ را از منظر شخصیتی سیاسی، در همان طبقه ایی قرار میدهم که رجب طیب اردوغان و ولادیمیر پوتین را. این نکات را بدین دلیل نوشتم که مبادا خواننده فکر کند منِ نویسنده این سطور طرفدار ترامپ یا ترامپ و فیل هستم.

یک رسانه نروژی Hegnar امروز خبری درج کرده بود دایر بر اینکه ترامپ میخواهد حق اقامت آن خارجی تبارانی را هم که نمیتوانند معیشت خود را تأمین کنند و به کمکهای دولتی یا ارگانهای تأمین اجتماعی وابسته هستند، قطع کند.

در اینکه این سیاستهای رادیکال و سختگیرانه ترامپ به لحاظ انسانی و بعد هم سیاسی قابل دفاع نمیباشد جای شکی نیست ولی بد نیست در برابر این مهمان ستیزی ناگهانی دولت جدید آمریکا، نگاهی به رفتار مهمانان آن دولت یا کشور بیاندازیم و ببینیم اگر این رفتار نامناسب است رفتار مهمانان نسبت به مهماندار یا کشور میزبان خود طی این سالها مهمان نوازی چه بوده است.

من طی ۳۳ سال اقامت خود در اروپا کم یا بیش مانند هر ایرانی دیگری روند پناهنده پذیری این کشورها را رصد کرده ام. در جریان موج مهاجرتی پسا انقلاب از کشورمان، چند میلیون ایرانی(من با مهاجران دیگر کشورها در اینجا کاری ندارم)؛ به اروپا آمدند و میلیونهای دیگر هم به آمریکا رفتند. رژیم ایران با استفاده از این موج مهاجرتی که نمیتوانست و نمیخواست جلوی آنراهم بگیرد، هزاران جاسوس و نفوذی خود را بنام مهاجر روانه اروپا و آمریکا و اقیانوسیه کرد، که به حساب کمکهای دولتی این کشورها زندگی کرده و میکنند ولی خدمت اطلاعاتی اشان را به رژیم ایران میدهند. بسیاری از همین مهاجران به رژیم کمک کردند تا بقول معروف تحریمها را دور بزند. و سالی نیست که خبر دستگیری تعدادی از آنها به اتهام پولشوئی یا قاچاق قطعات حساس و یا جاسوسی علیه جامعه ایرانیان در آمریکا یا اروپا دستگیر نشوند.

مأموریت این هزاران یا شاید دهها هزاران جاسوس و نفوذی فقط خبر چینی از ایرانیان مخالف رژیم نبوده است بلکه از آن مهمتر ایجاد آن فضایی در بین جامعه مهاجر ایرانی در اروپا و آمریکا بود که در جهت منافع حکومت ایران باشد. از جمله تفرقه افکنی بین آن معدود نیروهایی که بعنوان اپوزیسیون علیه رژیم در خارج کشور فعالیت میکنند و بعد از آنهم کمک به بی اعتبار کردن همه اپوزیسیون و منفعل کردن جامعه ایرانیان مهاجر.

چندی پیش جواد ظریف وزیر خارجه کشورمان؛ در یک سخنرانی در جمعی خارجِ کشوری گفت ما به هموطنان مقیم خارج بعنوان یک ذخیره استراتژیک خود مینگریم. معنای ساده این حرف اینست که این میلیونها ایرانی که برحسب ظاهر از جهنم ایران گریخته اند نیروهای تدارکاتی رژیم برای عملیات تبلیغی و تخریبی هستند.

متأسفانه در درستی ادعای ظریف در این رابطه یادآوری فقط یک نکته کافیست؛ مهاجران ایرانی مقیم اروپا و آمریکا و اقیانوسیه در تمام دوران تحریم با ارسال سالیانه میلیاردها دلار ارز به کشور، یا برای سرمایه گذاری یا کمک به بستگان خود عملاً به رژیم کمک کردند تا تنگنای ارزی خود را تا حد بسیار زیادی تعدیل کند.

اروپا و آمریکاستیزی رژیم، نه فقط بصورت خطابه ها و بیانیه های سیاسی بلکه بعنوان یک سیاست فرهنگ آفرین ضد آمریکایی و اروپائی امری قابل انکار نیست و بخش عمده اجرای این سیاست بعهده این ارتش نفوذی مهاجرتی میباشد. نتیجه جانبی تقویت این احساس مهماندار ستیزی بین ایرانیان مهاجر؛ نگاهداشتن غیر مستقیم آنها در مدار نفوذ رژیم میباشد. البته بدون تلاش نفوذیهای رژیم هم بدلایل مختلف این میهماندار ستیزی تا حدودی زمینه دار میباشد که علل آن تفاوتهای فرهنگی، ناتوانی در انطباق با فرهنگ کشور میهمان، ناتوانی در بازار کار و سنن رفتاری مهاجران است و نه گناه مردم  یا دولتهای کشور های میزبان.

اگر روزنامه نگار و محققی در زمینه نگاه مهاجران به کشورهای میزبان یا میهماندار به تحقیق مبادرت کند بخوبی درخواهد یافت که اکثریت عظیم مهاجران بدلایل مختلف و اکثراً توجیه ناپذیر در حد دشمنی به آن کشوری هستند که آنها را پذیرفته و بدانها امنیت، آزادی و شانس زندگی مناسب داده است.

وقتی من تظاهرات ده ها هزار نفری (بیشترشان مسلمان) را در واشینگتن یا نیویورک را میبینم قبل از اینکه به حقانیت آنها فکر کنم به این فکر میکنم، آنگاه که تروریستهای بنیادگرا برجهای مرکز تجارت نیویورک را فروریختند، این جمعیتها کجا بودند؟ این جمعیتها آنگاه که دهها مورد تروریستی در لندن و پاریس و بروکسل و پاریس انجام شد و سایه مرگ بر سر مردم این کشورها افکند کجا بودند؟

من فقط مشابه چنین تظاهراتی که مسلمانان اروپا(تا آنجا که دیده یا خوانده ام) با مقنعه و روبنده در آن، با این دامنه شرکت کرده اند، در جریان حمله نیروهای ائتلاف بین المللی به عراق و در جریان تظاهرات علیه اسرائیل بهنگام جنگ حماس و حزب الله و توقیف کاروان کمک موسوم به «ناوی مرمره» بود دیده ام .

من قویاً بر این باورم که اگر در یک اقدام تروریستی نه چند صد نفر نه چند هزار حتی اگر چند ده هزار اروپایی یا آمریکایی هم در یک حادثه تروریستی کشته شوند هیچیک از این هزازان انجمن اسلامی اروپا و هواداران آنها برای همدردی یا محکومت تروریسم به خیابانها نخواهند آمد. ولی همین جمیعت حاضر یراق است تا بخاطر اعدام ۳ تروریست بحرینی و یا اعدام یک اخوند تروریست عربستانی به خیابانها بیاید و تظاهرات کند. این جمعیت آنموقع که خمینی فتوای قتل سلمان رشدی را داد کجا بود؟

هرساله مراسم فرهنگی شده ۱۳ آبان؛ با فریادهای مرگ برآمریکا و رژه رفتن از روی پرچم آنکشور در مقابل سفارت سابقش در تهران برگزار میشود و این میلیونها ایرانی تابعیت گرفته مقیم آمریکا  که در مراسم دریافت تابعیت قسم خورده اند که به قانون اساسی و پرچم آن کشور احترام بگذارند و وفادار باشند نیز اخبار این مراسم را بنحوی میشوند و یا می بینند. آیا هرگز دیده شد که از این میلیونها ایرانی آمریکایی شده، چند نفر بلند شوند یک نامه اعتراضیه به دولت ایران بنویسند که: «رژیم ایران! چرا به پرچم کشوری که ما ایرانیهای گریخته از وطن در آن زندگی میکنیم توهین میکنید چرا برای آن مرگ خواهی میکنید؟ آیا هزگر شد که آن مهاجران مسلمانی که از موضع اصلاحطلبی با رهبری ایران روبرو شدند و به این بهانه به آمریکا پناهنده شدند و نه یک کشور مسلمان، و در آنجا بسیار خوب هم پذیرایی شده اند، در کنار هزاران هزار صفحه یاداشتهای انتقادی اشان به رژیم اینرا هم بگنجانند که چرا رژیم دشمنی با آمریکا را به یک فرهنگ به یک اعتقاد مذهبی برای مردم تبدیل کرده است که هم بسترساز بروز تروریسم در منطقه است و هم مانند داستان عاشورا از ذهنیت مردم به آسانی ریشه کن شدنی نیست.

آری! رژیم ادعا میکند که تروریست نیست. به این ادعا فقط باید خندید زیرا که رژیم کارش از تروریسم گذشته فقط برای آن زمینه و بستر فکری و عقدتی و محمل ایدئولوژیک میسازد. با آن بستر سازی، دیگر نیازی به صدور مستقیم و علنی تروریست و تروریسم نیست هرچند رژیم از همین هم هرگز اباء نداشته است. این موضوع را من در یک یاداشت مستقل بعداً مورد واکاوی قرار خواهم داد.

و نکته ای را هم بعنوان مؤخره اضافه کنم که در این شهر سوئد(گوتنبرگ) که من زندگی میکنم نزدیک به ۶۰٫۰۰۰ ایرانی زندگی میکند. اگر تعداد افراد شرکت کننده در همه اکسیونهای سیاسی اعتراضی نسبت به رژیم را جمع بزنیم از تعداد سینه زنان و زنجیر زنان عزاداران حسینی که در مراسم عاشور یا اربعین با مدیریت عوامل رژیم در همین شهر برگزار میشوند بسیار کمتر و به چند دهم آنهم نمیرسد.

رژیم این مراسم را نه بسائقه علایق مذهبی بلکه برای مرعوب و منفعل کردن جامعه مهاجر ایرانی برگزار میکند و اجرای این مراسم در کنار راه اندازی بساط روضه و سفره اندازی از چند سال قبل آغاز شده است.

پرسش آخر اینست که این جمعیت سینه و زنجیر زن مسلمان که ادعا میکنند تروریست نیستند و قطعاً زیر بار بستر سازی فکری و فرهنگی و روانی برای آنهم نخواهند رفت، در آن موقعی که تروریستهای اسلامگرا مردم را در کشورهای اروپایی یا آمریکا و کانادا درو میکنند کجا هستند؟ تا نه از مردم اروپا و آمریکا، بلکه اقلاً از مذهب خود دفاع کنند!

به امید روزی که ببینم مسلمانان اروپا و آمریکا علیه تروریسم آفرینی رژیم ایران و اعمال تروریستی اسلامگرایان بخیابان بیایند تا از تروریستی نبودن مذهب خود دفاع کنند.

Share Button
به احتمال زیاد حزب عدالت و توسعه و اردوغان در انتخابات آتی رای نمی‌آورند. حتی اکنون در داخل خود حزب هم اختلافاتی وجود دارد که احتمال دارد که در دل آن، همان‌طور که سنت ترکیه است، انشعابی صورت بگیرد.

سایت تجارت

گفت‌وگو با احمد موثقی عضو هیات‌علمی دانشگاه تهران و مترجم کتاب «دیروز و امروز یک ملت»
اردوغان دیگر رای نمی‌آورد

رضا طهماسبی
 ترکیه، به عنوان نماد درخشان توسعه در یک دهه اخیر در خاورمیانه، تاب تداوم پیمودن مسیر را نداشت. نه اینکه خسته شود که انگار قدرت ناشی از توسعه، حاکمیت این کشور را زودتر از آنچه باید سیراب کرد و عطش آنان را از توسعه اقتصادی و اجتماعی به خودکامگی سیاسی فروکاست. اکنون آنچه ترکیه با آن مواجه است، روابط خارجی آسیب‌دیده با همسایگان، روسیه و اتحادیه اروپاست، ضربه دیدن شدید اقتصاد به ویژه در صنعت گردشگری و سرمایه‌گذاری خارجی است. رجب طیب اردوغان که می‌توانست معمار ترکیه مدرن باشد، با اشتباهات سیاسی خود را درگیر منازعات بی‌موردی کرده است که دود آن بیش از همه به چشم مردم ترکیه خواهد رفت. احمد موثقی، استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، در بررسی روند ترکیه از دهه ۱۹۹۰ تاکنون، این پیش‌بینی را دارد که دوره اردوغان به سر آمده و او در انتخابات آتی پیروز نخواهد بود.
                                                                                               ■■■
‌ ترکیه پس از مشکلات فراوان اقتصادی و سیاسی مانند نرخ تورم بسیار بالا، بدهی‌های خارجی و کودتاهای نظامی پی‌درپی در دهه ۲۰۰۰ به یک ثبات نسبی دست پیدا کرد و توانست حداکثر استفاده را از این موقعیت ببرد و خود را به عنوان یک قدرت اقتصادی در منطقه معرفی کند. روندی که بعد از یک دهه دستخوش مجدد مشکلات شدیدی شده است. این روند تاریخی ترکیه را چگونه تحلیل می‌کنید؟
در واقع تحولات ترکیه را اگر بخواهید از منظر اقتصاد سیاسی مدنظر قرار دهید هم باید به جنبه‌های فکری و فرهنگی و پارادایمی توجه کنید و هم تحولات اقتصادی و اجتماعی و هم رویدادهای سیاسی اخیر را مد نظر قرار دهید. ترکیه و ایران از سال ۱۹۳۰ که بحران جهانی پیش آمد نگاه به داخل را تقویت کردند. تونس هم اواخر دهه ۱۹۵۰ از سوسیالیسم به کاپیتالیسم تغییر پارادایم داد. رویکردهای ضدسرمایه‌داری اصلاً جواب نمی‌دهد. ترکیه در چارچوب‌های سرمایه‌داری تغییراتی را دنبال کرد که نیم‌نگاهی هم به برنامه‌ریزی به سبک اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی و دخالت دولت در روند توسعه داشت. به‌طوری که مشهور است آتاتورک تاکید کرد که نظامیان نباید در سیاست دخالت کنند و هر نظامی که وارد سیاست شود باید یک‌بار برای همیشه لباس نظامی را از تن بیرون آورد. ترکیه همچنین در این تغییرات از سکولاریسم نسخه فرانسوی سود برد و دولت بر دین کنترل داشت و دین را زیرمجموعه دولت قرار داد. ضمن اینکه دین در ترکیه تشکل‌های روحانی ندارد و بیشتر معطوف به تصوف است. بعد از آتاتورک، اینونو جانشین او می‌شود و جنگ جهانی دوم شکل می‌گیرد. در جریان جنگ سرد، آمریکا در نظر دارد که از اسلام در جهت مبارزه با جریانات چپ و کمونیسم کمک بگیرد. در دهه ۱۹۵۰ از دل این نظام تک‌حزبی احزاب مختلفی منشعب می‌شوند و فضای سیاسی ترکیه چندحزبی می‌شود که تحول بسیار مهمی در ترکیه است. دوره مندرس دوره‌ای است که به نوعی انقلاب سبز شکل می‌گیرد و با مکانیزاسیون کشاورزی این حوزه اقتصادی و روستاها را رونق می‌بخشد و به مذهب فضا می‌دهد. این اقدامات مندرس بستر لازم برای شکل‌گیری احزابی چون عدالت و توسعه را در آینده فراهم می‌کند. مندرس در کودتایی در سال ۱۹۶۰ اعدام می‌شود. این کودتا به نوعی ارتباطی هم به صنعتی شدن و توسعه دارد. چون حزب جمهوریخواه خلق مقداری چپگرا بود و به نقش دولت در صنعتی‌شدن معتقد بود. برای همین در دهه ۱۹۶۰ صنعتی شدن در ترکیه تعمیق می‌شود. و ضمن اینکه جهت‌گیری‌های سکولار در این دهه زیاد می‌شود. در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ ترکیه درگیر اختلاف بین گروه‌های چپ و مذهبی و گروه‌های سکولار و مذهبی است. تعدد احزاب در این دو دهه به بی‌ثباتی بیشتر سیاسی می‌انجامد و در نتیجه فساد در دولت گسترش می‌یابد و چندپارگی فرهنگی و سیاسی هم رخ می‌دهد. ترکیه در این دوره شاهد سه کودتای اصلی است. تا اینکه در ۱۹۸۰ تورگوت اوزال ظهور می‌کند. او در واقع در ادامه حزب عدالت که تداوم جریان راست محافظه‌کار است نقش مذهب و کشاورزی را پررنگ کرد و بین سکولاریسم و اسلام نیز هماهنگی بهتری ایجاد کرد. اوزال و حزب مام میهن نقش مهمی در رویکرد صادراتی ترکیه ایفا می‌کنند به ویژه اینکه ترکیه در این دوران صنعتی شده است و صادرات می‌تواند به توسعه اقتصاد این کشور بسیار کمک کند. اوزال نقطه آغاز اتصال ترکیه به اقتصاد جهانی است. ضمن اینکه به دلیل محافظه‌کاری، زمینه‌های مذهبی دارد و در واقع از دل اقدامات دولت اوزال است که اردوغان و همفکرهایش خود را نشان می‌دهند.
‌یعنی شروع تحولات ترکیه مدرن با تورگوت اوزال کلید می‌خورد؟

بله، درست است. در این مقطع مناطق مختلف ترکیه صاحب کارخانه‌های صنعتی می‌شود و توسعه پیدا می‌کند. این اقدامات توسعه‌ای به‌واسطه وام و تسهیلات خارجی اتفاق می‌افتد و شکننده است. اما اوزال از نظر توسعه اقتصادی به ویژه در حوزه تجارت خارجی و توسعه صادرات بسیار موفق است. او با کشورهای مختلف به ویژه در منطقه خاورمیانه وارد مبادلات تجاری می‌شود. او به درستی از اهرم دینی برای پیشبرد روابط با کشورهای مسلمان استفاده می‌کند. در دوران جنگ ایران و عراق نیز این ترکیه است که بیشترین منفعت را می‌برد چون با هر دو کشور تجارت داشت. در دهه ۱۹۹۰ اختلافات شدید احزاب سیاسی و فساد گسترده اقتصادی روی مدیریت اقتصادی و سیاسی کشور تاثیر می‌گذارد.

مشهور است آتاتورک تاکید کرد که نظامیان نباید در سیاست دخالت کنند و هر نظامی که وارد سیاست شود باید یک‌بار برای همیشه لباس نظامی را از تن بیرون آورد.

ترکیه با افزایش تورم، کاهش شدید ارزش پول ملی و بدهی‌های سنگین خارجی مواجه می‌شود که رشد اقتصادی ترکیه را به شدت پایین می‌آورد. حتی ائتلاف دو چهره شاخص اربکان و چیلر هم جوابگو نیست. نجم‌الدین اربکان از نظر مذهبی بنیادگرا نبود اما ایدئولوژیک بود و مخالفت‌های زیادی با غرب و اسرائیل داشت و به دنبال افزایش روابط با کشورهای اسلامی بود. این رویکرد در یک جامعه قویاً سکولار قابل پذیرش نبود. در همین دوران است که حزب فضیلت، حزب اربکان، در واقع در سپهر سیاسی ترکیه به بن‌بست می‌رسد. اما انشعابی از این حزب، دست به تاسیس یک حزب جدید یعنی عدالت و توسعه (AKP) می‌زند و در سال ۲۰۰۲ اکثریت قاطع را در انتخابات به خود اختصاص می‌دهد. اینجا دیگر نیازی به تشکیل دولت ائتلافی نیست و حزب عدالت و توسعه می‌تواند یک دولت منسجم و یک‌دست تشکیل دهد که در ادامه راه بسیار کمک حال اوست. دولت جدید می‌تواند مساله سنت و مدرنیته و سکولاریسم و اسلامگرایی را حل کند. همچنین در اقتصاد به سوی اقتصاد باز و سرمایه‌داری پیش می‌رود و از آموزه‌ها و میراث کمال درویش، اقتصاددان ترک که مسوولیت بانک مرکزی را بر عهده داشت، سود می‌برد. اسلام حزب عدالت و توسعه با لیبرالیسم، سرمایه‌داری، جهانی‌شدن و سکولاریسم سازگار است. بنابراین در جامعه ترکیه که خواسته‌هایش همین است، یک دولت قوی شکل می‌گیرد. این دولت قدرتمند تا سال ۲۰۱۱ به خوبی رو به جلو حرکت می‌کند و از اینجاست که با تحولات خاورمیانه و بهار عربی، ترکیه نیز دچار مشکل می‌شود. تیم اردوغان در دهه ۲۰۰۰ توانست از فرآیند جهانی‌شدن به خوبی سود ببرد و استفاده کند. با ارائه درخواست برای عضویت در اتحادیه اروپا که برابر آن لازم بود برخی اصلاحات مانند عدم دخالت نظامیان در ترکیه، رعایت حقوق بشر، دموکراسی و… در داخل ترکیه انجام شود، اردوغان توانست ارتش و نظامیان را به خوبی به حاشیه براند. او دستاوردهای چشمگیری در اقتصاد داشت و توانست گفتمان خودش را غالب کند.

‌ناگهان مشکلات ترکیه از حدود سال ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ آغاز شد و شدت گرفت. مشکلاتی که کل روند توسعه ترکیه را تحت تاثیر قرار داد.
ترکیه تحت تاثیر رویدادهای سیاسی خاورمیانه و بهار عربی قرار گرفت. همان‌طور که آمریکا در پی این بود که اسلام معتدل اخوانی را در خاورمیانه جایگزین کند، ترکیه نیز در پی اخوان‌المسلمین رفت. اما مخالفت‌های جدی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس مطرح بود و حتی در داخل کشوری چون مصر نیز نیروهای داخلی به مخالفت با اخوان‌المسلمین برخاستند. ترکیه اما روی اخوان‌المسلمین سرمایه‌گذاری کرد و این چرخش به اسلامگرایی برای بخش عمده‌ای از جمعیت ترکیه، شاید بتوان گفت نیمی از مردم این کشور، قابل قبول نبود. چنین تحرکاتی در ترکیه سکولار پنجاه – پنجاه جواب می‌دهد. من دوبار تحقیقات میدانی در ترکیه انجام دادم. نگرانی افکار عمومی روشنفکران، رسانه‌ها و استادان دانشگاه‌ها بر این است که ترکیه به سمت حکومت ایدئولوژیک می‌رود و ممکن است آزادی‌های کنونی آسیب ببیند. جهت‌گیری ترکیه درباره اخوان‌المسلمین به تصور اینکه بتواند در آینده این کشورها و بازارها را در دست بگیرد در واقع یک اشتباه استراتژیک بود. همچنین با آغاز و تعمیق اختلاف اردوغان با جریان فتح‌الله گولن هم بر مشکلات ترکیه افزوده شد. علاوه بر آن مساله کردها که در حال حل شدن بود و گفت‌وگو داشت جایگزین جنگ می‌شد مجدداً دچار بلبشو شد. در واقع در انتخابات قبل، اردوغان به سمت ملی‌گرایی ترک حرکت کرد و اختلافاتش با ترک‌ها مجدد شدت گرفت.(های لایت قرمز از من است . فکر میکنم منظور کُردها باشد نه ترکها. ح ت)  اردوغان درگیر عقب راندن نظامیان شد و در عین حال با کردها، پس از یک دوره صلح وارد مخاصمات شد. او همچنین از موضع‌گیری‌های نسنجیده در بهار عربی نیز ضربه خورد و با شروع بحران از این طرف هم موضع‌گیری‌هایش فروکش کرد. بهار عربی در رابطه با داعش هم که داستان معروف است. مخالفت آشکار با دولت سوریه و ارتباط با داعش، ترکیه را رسوا کرد و نزدیک بود به منزوی شدن کامل ترکیه منجر شود. وضعیت کنونی تمام دستاوردهای ترکیه از اوایل دهه ۲۰۰۰ را در معرض آسیب جدی قرار داده است. بی‌ثباتی‌های سیاسی، تظاهرات خیابانی، مخاصمات داخلی و عملیات‌های چریکی و انتحاری کاملاً وضعیت سیاسی و اقتصادی ترکیه امروز را مورد هجوم قرار داده است. سرمایه‌گذاری خارجی، خدمات و اشتغال کاملاً صدمه دیده است.
من نه در حال حاضر که چندی قبل و در جریان انتخابات اخیر گفتم که بهتر است اردوغان برای مدتی از قدرت کناره بگیرد و از بیرون به مسائل بنگرد. او دچار توهم شده و نمی‌تواند واقعیت‌ها را به درستی ببیند. اگر برای یک دوره به خودش استراحت می‌داد و در مورد نارسایی‌های ترکیه بیشتر مطالعه می‌کرد می‌توانست دور بعد با قدرت بیشتری بیاید. اما اکنون آینده‌ای ندارد و محکوم به شکست است.
‌ اردوغان به لحاظ سیاسی با نجم‌الدین اربکان قرابت داشت. حزب آقای اربکان هم بستر اسلامی داشت. اربکان در سپهر سیاسی ترکیه ناموفق بود و برکنار شد. در فاصله کوتاهی پس از آن اردوغان با حزبی در همان بستر اسلامی روی کار می‌آید و اگر دو سه سال اخیر را کنار بگذاریم، بسیار موفق است. هم در سیاست و هم در اقتصاد به توفیقات بسیاری دست پیدا می‌کند و بر همین اساس توانایی تغییر در ساختار قدرت را به نفع خودش پیدا می‌کند. این تفاوت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
حزب عدالت و توسعه داعیه اسلامگرایی ندارد. اسلامی هم که به آن پایبند است نوعی اسلام فرهنگی است، نه اسلام سیاسی. این نوع دین‌مداری با سکولاریسم هم سر سازگاری دارد. حزب عدالت و توسعه خودش را محافظه‌کار مسلمان می‌داند، نه اسلامگرا. حزب در دهه ۲۰۰۰ هم با همین گفتمان جلو آمدند و با جنبش گولن به رهبری فتح‌الله گولن در پیوند بودند. یعنی در واقع عقلانیت و مدرنیته را در دستور کار بیرونی در حوزه سیاست و اقتصاد قرار دادند و مساله ایمان و دین‌مداری را به حوزه فرهنگی بردند. می‌توان گفت یک‌جور نگاه پروتستانی به دین دارند. حزب عدالت و توسعه اسلام مدنی، غیرسیاسی و فرهنگی را دنبال کرد که در ساختار سیاسی و اجتماعی سکولار ترکیه جواب می‌دهد. این سکولاریسم به معنای نفی دین نیست چون معتقدند نفی دین و سنت و سرکوب آن در جامعه‌ای که خود را مسلمان می‌داند به کار نمی‌آید و عکس‌العمل سنت را در قالب بنیادگرایی به دنبال دارد. در کشور ما هم عکس‌العمل سنت بود که به انقلاب اسلامی منجر شد. در ترکیه نوعی سنتز بین اسلام و مدرنیته برقرار شده است. اگر در ترکیه عثمانی اسلام سنتی حاکم بود و در دوره آتاتورک سکولاریسم برقرار شد، در نهایت دیالکتیکی شکل گرفت که در آن نیروهای اقتصادی، اجتماعی و آن بورژوازی آناتولیایی پدید آمد. اگر بخواهیم از بعد اقتصادی کمی ریشه‌ای‌تر به مساله بپردازیم باید به دو تشکل صنعتی، تجاری موثر یعنی توسیاد و موسیاد اشاره کنیم. توسیاد یک تشکل صنعتی و تجاری مربوط به صاحبان منافع بزرگ در پیوند با آنکارا و جمهوریخواه خلق و ارتش و سکولار بود. موسیاد تشکل‌های صنعتی مسلمان، بورژوازی آناتولیایی و افراد طبقه متوسطی هستند که طرد شده بودند. در نهایت نوعی بورژوازی که به نحوی گسترده منافع‌اش سازمان پیدا کرده، گفتمان خود را پیدا کرد. این تشکل‌ها توانستند به خوبی نیروهای اجتماعی و اقتصادی را نمایندگی کنند و به توافقی کلی در جامعه ترکیه دست پیدا کنند. حزب عدالت و توسعه توانست از این آرامش استفاده کند و آن را برای رسیدن به اهداف بلند سیاسی و اقتصادی مورد استفاده قرار دهد. رویکرد اردوغان تفاوت‌هایی جدی با رویکرد اربکان داشت که ضدیتش با اسرائیل و غرب را پنهان نمی‌کرد. سفر اربکان به ایران و لیبی نیز باعث شد نسبت به او حساس شوند و با او زاویه بگیرند. اربکان فردی سنتی یا بنیادگرا نبود بلکه خودش تحصیلکرده و مهندس بود و روی صنعتی شدن ترکیه تاکید داشت اما در نهایت بار ایدئولوژیک سیاست‌هایش زیاد بود و نتوانست مانع از گسترش حساسیت‌ها علیه خودش بشود.
‌ این نظریه را مطرح می‌کنند که موفقیت‌های چشمگیر اردوغان در حوزه اقتصاد و سیاست باعث شد استبداد درونی او بیشتر شود و تصمیماتی بگیرد مثل افزایش حوزه اختیارات رئیس‌جمهور، که شائبه استبدادخواهی او را تقویت کرد. دلیل این رفتار اردوغان که از آن تعبیر به چرخش به سمت دیکتاتوری می‌شود چیست؟
از نظر من بخشی از این مسائل به سابقه خانوادگی و زندگی شخصی و سختی‌ها و محرومیت‌ها برمی‌گردد؛ مسائلی که بر شخصیت آدم‌ها تاثیری عمیق می‌گذارد. بخش دیگر به فرآیند جهانی‌شدن مربوط است که یک نگرانی به‌طور کلی برای دولت‌ها ایجاد می‌کند که دغدغه دارند فرآیند جهانی‌شدن و نیروهای بازار ممکن است زیر پای دولت را خالی کنند. به هر حال مرزها در حال محو شدن است. حتی دولت‌های موفقی که فرآیند جهانی‌شدن برای آنها فرصت است و سوار بر این موج هستند این نگرانی را دارند. دولتمردان می‌خواهند هدایت و مدیریت تغییرات را بر عهده بگیرند و اینجاست که خطر نزدیک شدن به تمرکزگرایی احساس می‌شود. اردوغان احتمالاً نوعی نظام متمرکز جمهوری با رای مستقیم مردم و تقویت دولت مرکزی با محوریت خودش را به عنوان نمونه مطلوب در نظر دارد اما این اقدام در حال حاضر و با توجه به اینکه ترکیه در واقع مسیر توسعه را طی کرده است بسیار نابهنگام است. این اشکال به اردوغان وارد است که در زمان نادرست به تمرکزگرایی و اقتدارگرایی روی آورد در حالی که باید به دستاوردهای دموکراتیک پایبند می‌بود. به نظر من بخشی از این رفتار هم ناشی از برخورد تحقیرآمیز اروپا با اردوغان بود.  سختگیری‌های شدیدی برای عضویت ترکیه در نظر گرفته که باعث سرخوردگی دولت ترکیه شده است. تحولات خاورمیانه هم برای اردوغان نوعی توهم و ذهنیت ایجاد کرده و باعث چرخش او به خودکامگی شده است. اردوغان حتی با دوستان نزدیک خودش مانند عبدالله گل و داوود اوغلو هم دچار مشکل شد.
به احتمال زیاد حزب عدالت و توسعه و اردوغان در انتخابات آتی رای نمی‌آورند. حتی اکنون در داخل خود حزب هم اختلافاتی وجود دارد که احتمال دارد که در دل آن، همان‌طور که سنت ترکیه است، انشعابی صورت بگیرد.
‌ ترکیه در یک مدت کوتاه در چند جبهه درگیر شد. با روسیه، سوریه،‌ داعش و کردها اختلاف پیدا کرد و طوری درگیر این مسائل شد که از عقلانیت آن رهبری سیاسی یک دهه اخیر که دیده بودیم کاملاً به دور بود. فکر می‌کنید اردوغان باید چه سیاستی اتخاذ کند؟
بله، این درگیری‌ها و کودتای نافرجام اخیر، وضعیت را بدتر کرد. خودکامگی اردوغان و تصفیه‌های چند ده هزارنفری باعث به وجود آمدن این فرضیه دور از ذهن شد که کودتا را خودش ترتیب داده است. من نه در حال حاضر که چندی قبل و در جریان انتخابات اخیر گفتم که بهتر است اردوغان برای مدتی از قدرت کناره بگیرد و از بیرون به مسائل بنگرد. او دچار توهم شده و نمی‌تواند واقعیت‌ها را به درستی ببیند. اگر برای یک دوره به خودش استراحت می‌داد و در مورد نارسایی‌های ترکیه بیشتر مطالعه می‌کرد می‌توانست دور بعد با قدرت بیشتری بیاید. اما اکنون آینده‌ای ندارد و محکوم به شکست است.
‌ وضعیت کنونی حزب عدالت و توسعه و اردوغان و آینده ترکیه را در حوزه سیاسی و اقتصاد چگونه ارزیابی می‌کنید؟
به احتمال زیاد حزب عدالت و توسعه و اردوغان در انتخابات آتی رای نمی‌آورند. حتی اکنون در داخل خود حزب هم اختلافاتی وجود دارد که احتمال دارد که در دل آن، همان‌طور که سنت ترکیه است، انشعابی صورت بگیرد و برخی چهره‌های سیاسی برای اینکه بتوانند راه سیاسی خود را ادامه بدهند، بگویند از اردوغان جدا هستند. در حوزه اقتصادی می‌دانید که بخش وسیعی از گروه‌های اجتماعی، معاش خود را از طریق رونق گردشگری تامین می‌کنند که به شدت دچار آسیب شده است. سرمایه‌گذاری خارجی بسیار افت کرده و تولید و اشتغال آسیب دیده است. از طرفی با پررنگ شدن ابعاد ایدئولوژیک حزب عدالت و توسعه و اردوغان، مردم در انتخابات بعدی به این حزب روی نمی‌آورند. آنچه جای نگرانی بیشتر دارد این است که جایگزین مناسبی هم در صحنه سیاسی ترکیه دیده نمی‌شود. دیگر احزاب هم موقعیت مناسبی برای در دست گرفتن قدرت ندارند و مجموع این مسائل آینده ترکیه را کاملاً مبهم کرده است.

پیشگاه مقام قُدسی مرتبت معظم رهبری ایران

Share Button

این پیشنهاد اینست که دولت ولایت مکتب و اسلام بنیاد ما از همین فردا؛ اولاً آمریکا را تحریم کند و دوماً همه کسانی را که از آمریکا به قصد تقاضای پناهندگی به ایران می آیند را اخراج یا دِپُرت کند و سوماً از همه کشورهای برادر اسلامی بخواهد که در این تحریمها بما بپیوندند.  

نمی دانم با چه لقبی حضرتت را خطاب کنم که درخور جایگاه قُدسی مرتبتت باشد. قبل از این عریضه چند بار دیگر خدمت حضرت عالی عرضحال نویسی کرده ام. با اینکه در آن عرضحال ها هم از چاپلوسی و تملق گوئی، حتی در حدِ مالشگری که میدانم باب طبع حضرت عالیست و به ذاقه وجود مقدست شیرین میآید کم نگذاشته ام ولی از شور بختی این حقیر، عنایتی دریافت نکرده  و هرگز پاسخی نگرفته ام ولی این کم عنایتی آن حضرت عظما مرتبت مانع از ادامه چاکر منشی این حقیرِ خُرد مقدار به درگاه مبارک آن مقام عظمای ولایی نمیشود و این بی اعتنایی آن درگاه را بحساب این میگذارم که دیگر آستان بوسان و مقربان درگاه مقام ولائیت در این زمینه ها فرصتی برای دیگران باقی نگذاشته اند و نمیگذارند.

با تمام این احساس بی اعتنائیها، این حقیر از رو نرفته و به عرضحال و وجیزه نویسی به پیشگاه آن حضرت همچنان ادامه میدهم.

انگیزه نوشتن این وجیزه این بود که حقیر با خواندن خبری در سایتهای دشمن و اجانب، تحریک شدم که باز مُصَدّع اوقات خطیر و ذیقیمت حضرت عالی شوم. البته منظورم از تحریک شدن، تحریکات جنسی نیست چون حل مسئله تحریکات جنسی بعلت کهولت سنِ حضرت عالی با مراجعه مستقیم به جنابعالی حل نمیشود و باید به دیگر دوایر بیت ولایی مقام معظم مراجعه کرد بلکه در اینجا مسئله  تحریکات حیثیتی و ناموسیِ دینی در میان است.

آن خبر که این حقیر را بر آشفته کرد این بود که دیدم دشمن یعنی آمریکای جهانخوار و شیطان بزرگ پس از روی کار آمدن شخصی بنام  دونالد ترامپ در آن سرزمین و بدستور مستقیم آن فرد معلوم الحال مانع ورود تعدادی از هموطنانِ از وطن گریخته ما که دارای ویزای رسمی هم بوده اند به خاک کثیف سرزمین آن شیطان شده اند که این عمل استکباری موجب رنجشها و پرخاشهای بحقی در سلسله مراتب نظام مقدس ولایی ما نیز گردیده است.

هنوز سوزش داغ این تحقیر و توهین به حریم و حرمت حکومت ولایی ما تخفیف نیافته بود که در یکی از رسانه های معاندین خواندم که تعدادی از پناهندگان ایرانی نیز که بدلایل واهی و نامعلوم از  مملکت خود گریخته بوده و قصد اقامت و مهاجرت دائمی به آن مملکت را داشته اند نبز  از آن سرزمین شیطان زده نیز بازگردانده شده یا بقول فرنگی ها دپورت شده یا میشوند که این نیز توهین بزرگی به نظام خداوندگاری مقدس اسلامی ماست.

داغ اینهمه ستمها، جنایتها و تجاوزات استکباری تسکین نیافته بود که یکی از سایتهای خبری* خواندم که تعدادی از ارتشیان کشورهای اسلامی برادرما ترکیه که در اروپا در ناتو خدمت میکرده اند، نیز از سرزمین کفرآباد آلمان تقاضای پناهندگی کرده اند که در بین آنها حتی تعدادی افسر عالیرتبه نیز وجود دارد.

همه این اخبار شوم و نحس مرا واداشت تا با این عریضه به حضرت عالی پیشنهادی بکنم که شاید تا بحال به عقل جن هم نرسیده است.

این پیشنهاد اینست که دولت ولایت مکتب و اسلام بنیاد ما از همین فردا؛ اولاً آمریکا را تحریم کند و دوماً همه کسانی را که از آمریکا به قصد تقاضای پناهندگی به ایران می آیند را اخراج یا دِپُرت کند و سوماً از همه کشورهای برادر اسلامی بخواهد که در این تحریمها بما بپیوندند.

چوابِ های ـ هوی است، تا استکبار جهانی بداند که اقدامات او بی پاسخ نخواهد ماند و حکومت ما و کشورهای مسلمان برادر ما هم آنرا تجریم میکنند و اگر قدمی بیشتر بردارد صدور نفت و کالاهای اساسی و تکنولوژیهای حساس را نیز به آن کشور و اعوان انصارش را ممنوع میکنیم.

عزت و شوکت آن مقام معظم و قُدسی مرتبت پایدار و جاودانی باد!

الاحقر ح تبریزیان

…………………………..

*

Turkish NATO Soldiers Seek Asylum in Germany

W460

یک قانون اساسی روسی برای سوریه!

Share Button

چکیده … من فقط به یک نکته این قانون اساسی اشاره میکنم و آنهم اینست که در آن پیش بینی دو دوره ۷ ساله برای ریاست جمهوری شده و با تأکید خرمردِ رندانه اضافه کرده است که یک رئیس جمهور فقط دو دوره حق انتخاب شدن دارد. معنی ساده این حرف اینست که اپوزیسیون سوریه بپذیرد بشار اسد چند سال دیگر بر سر کار باشد؛ یعنی برای او از اپوزیسیون امضاء گرفته شود و با این امضای تأئید آمیز، پرونده خونین او پاک شده و رژیمش مشروعیت یابد و بعد از آنهم مهم نیست دو سال دیگر یا ۲ ماه دیگر بر سرکار باشد بگذریم از اینکه خود نفس پذیرش این قانون اساسی یعنی انحلال و تسلیم کامل اپوزیسیون.

در زیر یادداشت سلمان ال ـ دوصّاری، سردبیر سابق شرق الاوسط، در مورد قانون اساسی روسیه برای سوریها درج کرده ام.  من قبلاً در یاداشتهای دیروز و امروز بطور کلی به این قانون اساسی که در جریان اجلاس آستانه از سوی روسیه به اپوزیسیون سوریه ارائه شده است اشاره کرده ام. خود متن این قانون اساسی آنقدر نازل و توآم با دسیسه چینی رندانه است که ارزش ترجمه و حتی مطالعه ندارد مگر برای آشنایی با شیوه کار روسها در اینگونه موارد.

من فقط به یک نکته این قانون اساسی اشاره میکنم و آنهم اینست که در آن پیش بینی دو دوره ۷ ساله برای ریاست جمهوری شده و با تأکید خرمردِ رندانه اضافه کرده است که یک رئیس جمهور فقط دو دوره حق انتخاب شدن دارد. معنی ساده این حرف اینست که اپوزیسیون سوریه بپذیرد بشار اسد چند سال دیگر بر سر کار باشد؛ یعنی برای او از اپوزیسیون امضاء گرفته شود و با این امضای تأئید آمیز، پرونده خونین او پاک شده و رژیمش مشروعیت یابد و بعد از آنهم مهم نیست دو سال دیگر یا ۲ ماه دیگر بر سرکار باشد بگذریم از اینکه خود نفس پذیرش این قانون اساسی یعنی انحلال و تسلیم کامل اپوزیسیون.

برای رنگ وروغن زدن به این قانون اساسی مواد دیگری آورده شده از جمله اینکه فرماندهی ارتش اشتراکی بین قوه ها باشد و… .

اپوزیسیون سوریه با هوشیاری حتی از بررسی و مطالعه این قانون اساسی «عمداً » خود داری کرد زیرا دعوا در حال حاضر بر سر قانون اساسی نیست. و کلمه عمداً (deliberately) ترجمه خود اسپوتنیک است نه من.

زمان انقلاب وقتی شاه پیاپی نخست وزیران را عوض میکرد؛ مردم در خیابانها شعار میدادند« ما میگیم شاه نمیخوایم نخست وزیر عوض میشه» البته بهیج عنوان نباید شاه فقید ایران را با بشار اسد مقایسه کرد که مقایسه ای بی ربط و مع الفارغ است. ولی مصداق دقیق این شعار قانون اساسی نویسی روسها برای سوریهاست!

سلمان ال ـ دوصاری در یاداشت زیر که من متن انگلیسی آنرا درج کرده ام از زاویه دیگری به قضیه ایراد دارد که ایراد او از ایراد فوق الذکر من جدی تر است. او مینویسد که روسیه با این کار خود هم به سوریه و هم حق حاکمیت آن  و هم به ملت آن توهین کرده است. روسیه مانند یک صاحب منصب برای زیر دست خود شرح وظایف و تکالیف و حق و حقوق نوشته است.

آنجه مرا به درج این یادداشت و نقد مجدد آن واداشت نه انتقاد به روسیه که میخواهد نقش پدر خواندگی برای سوریها بازی کند بلکه انتقاد به خودمان است و منظور از خودمان هم تمام جامعه سیاسی خاورمیانه است.

من میپرسم ( از خودمان)، اگر آمریکا چنین کاری با اردن یا عراق یا حتی افغانستان کرده بود چه میشد؟ آیا جهاد ناموسی علیه شیطان بزرگ راه نمی افتاد. و در این پرسش هم، مخاطب من رژیم ایران اسد و حزب الله حزب الدعوه و انصار الله نیست که وضعشان روشن است بلکه جامعه سیاسی و روشنفکری منطقه است.

دهها سال تبلیغ دروغ برای یک امپراطوری دروغ رسوب خود را در ذهن روشنفکر چپگرا، ملی و ملی ـ مذهبی بجا نهاده است. مداخله روسیه«اوکی»، کمک گیری از روسیه «اوکی» ولی اگر جلادی مانند اسد به ملت خود تجاوز کند و بیش از ۳۰۰٫۰۰۰ نفر از آنها را بکشد و مردم را محاصره غذایی کند و زندانها را از معترضین مدنی انباشته سازد(۱۳٫۰۰۰ نفر بنا به آمار سازمان ملل)، ملت حق کمک گرفتن از آمریکا را ندارد چون ابر قدرت جهان خوار و امپریالیست است.

تابو سازی از کمک و مداخله آمریکا بسود دموکراسی و حقوق بشر به یک پارامتر سیاسی استراتژیک کمکی در دکترین امنیتی رژیمهای مانند ایران تبدیل شده است.

اما مبارزه برای آزادی پیش نمیرود مگر با شکستن این تابو و تابوی آمریکا ستیزی.

 

 

…..

asharq al awsat logo

Opinion: A Russian Constitution For Syria

تودهنی اپوزیسیون سوریه به مسکو

Share Button

خبرگزاری فرانس پرس گزارش میدهد که رهبران اصلی اپوزیسیون سوریه دیروز پنجشنبه دعوت وزیر خارجه روسیه سرگی لاوروف را برای گفتگو در مسکو رد کردند. سخنگوی کمیته عالی مذاکرات، ریاض نعسان گفت که ریاض حجاب دعوت شخصی برای شرکت در گفتگوی مسکو برای جمعه را دریافت داشته است ولی آنرا رد کرده است.

Riad Hijab, who heads the Syrian opposition council backed by Saudi Arabia, speaks during a news conference in Riyadh January 20, 2016. REUTERS/Faisal Al Nasser

 پیش توضیح: تمام توضیحات داخل کروشه و پرانتز و مقدمه یادداشت زیر از من و بقیه، ترجمه کامل گزارش دیلی استار لبنان است که آنهم از فرانس پرس گرفته است و گزارش فرانس پرس را بسیاری رسانه های دنیا درج کرده اند.

مقدمه

متأسفانه وقت و انرژی کافی نیست تا با نشاندادن تمام زوایای ناپیدای طرح کنفرانس آستانه و نکات بسیار مهمی که در هیاهوی پر طمطراق این آتش بس و ابتکار استراتژیک مسکو، آنکارا، تهران در این رابطه پنهان ماند؛ میزان دسیسه آمیز بودن این طرح را از یکسو و بروشنی و میزان ابلهانه سررهم بندی کردن پروژه آنرا از سوی دیگر نشان دهم.

مدتهاست به این نتیجه رسیده ام که دستگاه اطلاعاتی کنونی روسیه (FSB) آنچه را از سلف خود(KGB) به ارث برده است همان آزادی کشی آن دستگاه جهنمی است والی در عرصه دسیسه چینی و توطئه گری یک ذره از استعداد سلف خود را به ارث نبرده است و فاقد آن توان ذهنی، ابتکار و خلاقیت نشان دادنی میباشد که KGB بطور متوسط از آن برخوردار بود و البته این امر تعجبی هم ندارد.

هرچند رژیم کمونیستی گذشته در نیمه های دوم عمر خود جاذبه ایدئولوژیک خود را از دست داده و به فساد گرائیده بود ولی با این حال فساد در آن دستگاه و نظام از سوی یک حزب ۲۰ میلیونی که اعضا و ارگانهای آن حد اقل به برخی موازین بوراکراتیک و ارزشهای سیاسی پایبندی داشتند فساد را محدود میکرد و جذب استعدادهای سیاسی و مدیریتی برای رژیم بعنوان یگانه کارفرمای کشور دشوار نبود. پس از فروپاشی کمونیسم این فاسد ترین بخش نظام گذشته بود که دستگاه حکومتی را قبضه کرد و بعلت انحلال نظام اقتصادی واحد بورکراتیک و برقراری نوعی پلورالیسم سیاسی ولو بظاهر، دستگاه دولتی عملاً به نقطه کانونی حاذبه نیروهای فاسد، دزد و فرصت طلب تبدیل گردید که با نیت مشارکت در چپاول به دستگاه جذب شده بودند و نیروهای سالم سیاسی و اقتصادی از بدنه حکومت ریزش کرده به موضع اپوزیسیونی رانده شده بودند.

اگر پروژه کنفرانس آستانه با شکست روبرو گردید ناشی از این بود که دستگاه فاسد حکومتی روسیه در دام تصویر سازی غلطی افتاد که خود برای پروپاگاند سیاسی و توجیه بمباران وحشیانه  اپوزیسیون سوریه ساخته بود. اگر ایران، خفت زده و بحاشیه رانده شده از این کنفرانسِ شکست خورده خارج شد ناشی از نگرش نازلی است که رژیم در مقابله با مخالفتهای داخلی و نسبت به مخالفین داشته و انرا به اپوزسیون سوریه و حامیان آنهم تعمیم داده است و اگر اردوغان نیز در این بازی دست خالی برگشت ناشی از آن نگاه اتومان وارانه ایست که پشتیبانی توده مذهبی و افسون شده ترکیه نسبت به او بروز داده و او عادتاً اپوزیسیون سوریه را هم در همان قد و اندازه رصد کرده است و میکند.

و اما جریان تودهنی اپوزیسیون سوریه به مسکو که من آنرا بسیار خفت آمیز هم میدانم:

«خبرگزاری فرانس پرس گزارش میدهد که رهبران اصلی اپوزیسیون سوریه دیروز پنجشنبه دعوت وزیر خارجه روسیه سرگی لاوروف را برای گفتگو در مسکو رد کردند.

سخنگوی کمیته عالی مذاکرات، ریاض نعسان گفت که ریاض حجاب دعوت شخصی برای شرکت در گفتگوی مسکو برای جمعه را دریافت داشته است ولی آنرا رد کرده است.

ولی او افزود هنوز هیچ دعوتی برای خود کمیته ارسال نشده است. [ فقط یک بچه میتواند متوجه مانور آمیز بودن تفرقه آفرین این دعوت را درک نکند. و مسکو با مهم جلوه دادن نشت آستانه و مسکو برای جمعه میخواهد چنان آتمسفر رقابت آمیز و شکاکیت آفرینی بین اپوزیسیون ایجاد کن که برخی به بازی گرفته شوند و برخی نشوند و.. و ببازی گرفته نشدگان فکر کنند از قطار جا مانده اند. ح ـ ت]

HNC (کمیته عالی مذاکرات) چتر اپوزیسیون عمده سوریه است و در کنفرانس سازمان داده شده از سوی روسیه، ترکیه و ایران در این هفته در آستانه شرکت داشته است.

احمد رمضان، سخنگوی ائتلاف ملی اپوزیسیون که مقر آن در ترکیه میباشد نیز گفت که  ائتلاف ملی ملاقات به لاوروف را رد کرده است.[روسیه و شرکاء میخواستند در اپوزیسیون برای مشارکت و امتیاز دهی رقابت ایجاد کنند ولی برعکس حالا رقابت روندی معکوس بخود میگیرد و هرکس میخواهد با تف انداختن بروی مسکو به دیگری بگوید «روی موضع» است. ح ت]

احمد رمضان گفت که دعوتنامه برای رهبران کنونی و سابق ائتلاف ملی و برای رئیس کنونی آن ارسال شده است.

روز چهار شنبه لاوروف به نمایندگان مجلس گفت که او « از همه نمایندگان تمامی اپوزیسیون سیاسی» که مایلند در گفتگوهای مسکو در جمعه شرکت کنند دعوت کرده است.[از بخت بد پوتین و لاوروف، دو اتفاق مهم دیروز رخ داد. اولی این بود که جبهة فتح الشام در یکرشته عملیات برق آسا طومار بسیاری از گروههای ساختگی را در هم پیچید، مواضع آنهارا تسخیر و تعدادی از افراد آنها را دستگیر کرد. دومین اتفاق اظهارات دونالدترامپ بود مبنی بر اینکه بزودی از وزارت دفاع و خارجه خواهد خواست تا طرح ایجاد منطقه پرواز ممنوع در نوار های مرزی سوریه را تهیه کنند. این اظهار نظر با واکنش روسیه مواجه شد که گفت آمریکا باید به عواقب این حرکت بیاندیشد. اگر تا جند روز پیش بوی کباب نشستهای آستانه و مسکو ممکن بود برخی از جریانهای سازشکار را بسوی ضیافتی خرداغ کننده جلب کند حالا با بلند شدن بوی واقعی کباب منطقه آزاد با سخنان ترامپ و شکست گروههای ساختگی، هرکس دماغش را میگیرد و اَه اَه کنان میگوید چه بوی گندی از آستانا و مسکو میآید. ح ت]

لاوروف گفت« ما میخواهیم آنها را(مدعوین را. ح ت) نسبت به آنجه در آستانا جریان یافت روشن کنیم.»

مذاکرات صلح در پایتخت کازاخستان بدون نتیجه محسوسی روز سه شنبه پایان یافت.

سخنگوی وزارت خارجه روسیه نخواست  بگوید که آن وزراتخانه از کدام گروههای اپوزیسیونی دعوت کرده است تا با لاوروف در مسکو دیدار کنند.[ او نخواست بگوید برای اینکه معلوم نشود چه تعدادی به این دعوت نه! گفته اند. ولی اپوزیسیون ساکت نخواهد ماند و خواهد گفت چه گروههایی دعوت شده و کدام نه! و کدام آری! گفته اند. ح ت]

اپوزیسیون سوریه از تعداد زیادی جریانها، بشمول مبارزان میانه رو و گروههای مسلح اسلامی تشکیل میشود که فقط گروههای غیر افراطی به مذاکرات آستانه دعوت شده بودند.

روسیه، ایران و ترکیه موافقت کردند که در آستانه، یک مکانیسم مشترک برای ادامه و تحکیم آتش بس لرزان سه هفته ایی در سوریه ایجاد کنند ولی نتوانستند اجزاء این مکانیسم  و اینکه چگونه عمل خواهد کرد را ارائه دهند.»

پایان ترجمه گزارش فرانس پرس و کامنتهای پیوستی

آخرین کامنت اینکه روسیه، ترکیه و ایران پس از شکست آستانه و شکست قطعی قابل پیش بینی دعوت به مسکو برای مذاکره، بیشتر به دست و پا خواهند افتاد و با هر دست و پازدنی مرتکب اشباهات بیشتری خواهند شد. حریفان خونسرد و اینطرف تعادل خویش را از داده است.

………………..

افزوه ها و ضمایم

Reuters

/201705/02

The Astana talks were a diplomatic coup that underlined the growing Middle East clout of Russia, Iran and Turkey and Washington’s diminished influence at a time when Donald Trump is settling into the presidency

………………………….

خبر از فرانس پرس: آخرین خبر اینکه کنفرانس ژنو که قرار بود ع فوریه برگزار شود تا آخر ماه به تعویق افتاد.

فرانس پرس: پیشروی نیروهای ترکیه در منطقه فراط با نام سپر فراط در اثر تلفات زیاد ترکیه و مقاومت شدید داعش متوقف شد.

………………….

Naharnet

27/01/2017

Syria Talks in Geneva Postponed from Feb 8 Until End of the Month

UN-hosted negotiations on the Syrian conflict planned for February 8 in Geneva have been postponed until the end of that month, Russian Foreign Minister Sergei Lavrov said Friday.

“The date of February 8 has been put back until the end of next month,” Lavrov told a meeting with minor Syrian opposition representatives in Moscow to discuss peace talks in Kazakhstan that ended on Tuesday without a major breakthrough.

There was no confirmation from the United Nations on the latest plans for the next round of talks between the Syrian regime and opposition.

The main opposition groups stayed away from the Moscow meeting with Lavrov, as the Kremlin seeks to impose its influence as the key powerbroker in Syria on the back of its game-changing military support for leader Bashar al-Assad.

Representatives from armed opposition groups and Damascus were expected to hold their first face-to-face talks in Astana, but the rebels refused over regime truce violations and mediators were forced to shuttle between the two sides.

Key players Russia, Turkey and Iran backed the talks and the main result was an agreement by the three sides to try to shore up a shaky ceasefire on the ground in the war-torn country.

The latest peace initiative to halt fighting that has killed over 310,000 people since 2011 comes after the Syrian regime, with the help of Russian and Iranian firepower, dealt rebels a crushing blow by ousting the rebels from eastern Aleppo last month.

………………………………..

Syrian Dissident Launches New Opposition Bloc from Lebanonby Naharnet Newsdesk 6 hours ago

More Here

………………………………

ترازنامه کنفرانس آستانه

Share Button

تابناک:«…اما اکنون آنچه به نظر می رسد، این است که روس ها با نزدیک شدن به نتیجه در راستای مذاکرات صلح سوریه بیش از همیشه سعی بر آن دارند تا این مذاکرات را به نام خود تمام کنند. پیش از برگزاری نشست دو روزه سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه بیان کرده بود که بشار اسد تنها سه هفته تا سقوط کامل فاصله داشت که نیروهای روسیه وارد سوریه شدند.»

به بررسی گذاردن دقیق حوادث و اتفاقات چند روزهِ پیش و پسِ اجلاس آستانه محتاج نگارش صفحات بسیاری است که از عهده نگارنده (من)  خارج است. ولی من نکات عمده آنرا ذیلاً شرح میدهم.

در کامنتی ذیل یادداشت اجلاس آستانا: «پوکر سیاسی یا مذاکره برای آتش بس» دو روز پیش برگزاری این اجلاس نوشتم:

«روسیه میداند که ادامه جنگ داخلی دربلند مدت نه از نظر سیاسی و نه از نظر اقتصادی و نظامی بنفع او نیست و آنکشور را بسوی یک رویارویی بلند مدت با غرب میکشاند که روسیه ظرفیت آنرا ندارد. لذا بهترین راه حل را آن میداند که برخی جریانهای اپوزیسیون را به تعامل و بده بستان با رژیم وادارد. قال قضیه را بکَنَد و در این راه نه تنها از قربانی کردن ایران و حزب الله لبنان دریغ ندارد بلکه وجود آنها را برای وجه المصالحه قرار دادنشان، بصورت مواد مصرفی چنین مصالحه ایی، لازم هم میداند.»…«بجز ایران، دیگر درگیران بحران سوریه، از منظر محض سیاسی، پراگماتیک و از موضع منافع ملی خود به قضیه مینگرند. فقط ایران است که دیدی اعتقادی، حیثیتی و ایدئولوژیک به قضیه دارد.»

و تابناک  دیروز ۶ بهمن در یاداشتی که نظر پیش گفته مرا تأئید میکند پیرامون مسئله نوشت:

آنچه روسیه در مذاکراتصلح سوریه و بعد آن دنبال میکند

«….اما اکنون آنچه به نظر می رسد، این است که روس ها با نزدیک شدن به نتیجه در راستای مذاکرات صلح سوریه بیش از همیشه سعی بر آن دارند تا این مذاکرات را به نام خود تمام کنند. پیش از برگزاری نشست دو روزه سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه بیان کرده بود که بشار اسد تنها سه هفته تا سقوط کامل فاصله داشت که نیروهای روسیه وارد سوریه شدند.

در طی مذاکرات نیز برخی گزاره ها از سوی هیأت روسی در راستای عدم پذیرش حملات نیروهای دولت سوریه به وادی البردی و انتقاد از آن به همراه گونه ای از رسمیت دادن به گروه احرار الشام و جیش الاسلام، نشان داد که روسها به دنبال آن هستند که هرچه سریع‌تر نتیجه دلخواه خود را از مذاکرات به دست آورند.»

این تنها من نبودم که نوشتم ایران با عنوان یکی از برنامه سازان کنفرانس آستانه عملاً سوخت تنور آن کنفرانس شده است تا ناخواسته و برخلاف مصالح خود نظام حاکم بر ایران، زمینه را برای گرم شدن رابطه سرد مسکو با واشنگتن را فراهم  سازد.

مسکو ظاهراً برای این کنفرانس دو مرحله گذارده بود. مرحله اول در صورت پیشرفت طبق برنامه که میبایستی به توافق سیاسی و همه جانیه بین اپوزیسیون و رژیم اسد منجر میشد. خود بشار اسد هم چندی قبل از کنفرانس گفته بود که حاضر به شنیدن  و بحث روی همه مسائل و گزینه ها در آستانه است. سایتهای وابسته به محافل حاکمه و باندهای نظامی ایران هم با تیتر درشت از توافق همه اپوزیسیون برای شرکت در کنفرانس آشتی ملی و پذیرش رهبری بشار اسد باسثنای داعش و النصرة خبر داده بودند.

و  اما مرحله دوم، یا انتظار حداقلی از اجلاس آستانه، قانع شدن به اینست که اپوزیسیون نقش میانجیگرانه روسیه را بپذیرد و بمبارانهای آنرا فراموش کند که روند مذاکرات دیگر روی این ریل افتاده است.

هدف روسیه، ایران و ترکیه در آغاز این بود تا همه دنیا را با تک خال صلح و اشتی ملی در سوریه شگفتزده کنند. ولی بهر جهت آن مرحله با شکست کامل روبرو شد، در درجه اول بخاطر اینکه اپوزیسیون با تکرار و تأکید گفت که حاضر به بحثی خارج از موضوع اتش بس نیست و عملاً از هرگونه بحث پیرامون مسائل سیاسی امتناع کرد. این توضیح را هم بدهم که دولت روسیه چند روز آینده ( پیش نشت آتی ژنو ) از اپوزیسیون دعوت کرده است تا به مسکو برود ولی اپوزیسیون از هیمن الان گفته است که حاضر به هیچ بحثی جز آتش بس  در آنجا هم نیست.

رژیم پوتین امروز مجبور شد به سوختن یکی دیگر از تک خالهای سیاسی خود اعتراف کند که من خلاصه آنرا ذکر میکنم.

نشریه نیمه دولتی اسپوتنیک* (روسی)، امروز خبر خودداری اپوزیسیون را، از(حتی) مطالعه و بررسی طرح پیشنهادی قانون اساسی جدید برای سوریه، توسط دولت روسیه که در آن وعده های زیاد داده شده است را درج کرده است.

قضیه از این قرار است که مدتی پیش از کنفرانس آستانه،  روسیه یک قانون اساسی پیشنهادی برای سوریه تدارک دیده بوده است که اولاً تا کنون پنهان نگاه داشته شده بوده و بعد علیرغم طی نشدن روند مذاکرات طبق نقشه قبلی، آن قانون اساسی پیش نهادی، بدون سنجیدن زمینه ها، مانند واگنی که روی یک ریل از پیش تعین شده افتاده باشد را به گروههای اپوزیسیون میدهد که با واکنش سرد آنها برخورد میکند.

اسپوتنیک مینویسد که رهبران اپوزیسیون عامداً از نگاه به سند تحویلی مسکو خود داری کردند و گفتند که بحث قانون اساسی جدید فقط میتواند پس از تثبیت آتش بس جریان یابد و آنهم باید مستلزم تغیرات پایه ایی و ساختاری باشد.

تنظیم این قانون اساسی پیشنهادی روسیه که بگفته مقامات ذیربط از روی خیرخواهی و نه مداخله در امور داخلی سوریه بوده است، و اینکه تا ۲ روز پس از اتمام کنفرانس خبر آن پنهان نگاه داشته شده، هزار و یکمین دلیل بر نوع نگاه توطئه چینانه مسکو به مسئله است و در عین حال علیلی فکری آنها را، از درک این نکته که بحرانی به این پیچیدگی و وسعت را با زدو بندهای شالارلان مآبانه و معاملات زیرجُلی و بازیهای پشت پرده نمیتوان تدبیر و مدیرت کرد را نشان میدهد.

واکنش اپوزیسیون سوریه بصورت امتناع از حتی نگاه به متن این قانون اساسی پیشنهادی باید به سران کرملین بفهماند که طرفهای آنها بچه های خردسال مدرسه نیستند.

در حاشیه همین رویدادها میتوان نادیده گرفته شدن ایران را نیز بخوبی دید. روئیترز، المونیتور و بسیاری دیگر نشریات خارجی از مانورهای روسیه اینطور نتیجه گرفته اند که روسیه میخواهد سرمایه بدست آمده در عرصه جنگی سوریه را به سرمایه سیاسی برای ایفای نقش میانجیگرانه خود تبدیل کند. در این نقش میانجی گرانه است که حکومت ایران که بیشترین هزینه اخلاقی، حیثیتی، مادی و نفراتی و نظامی را هم داده است به هیزم رایگان کوره آشتی جویی روسیه با آمریکا و ترکیه تبدیل گردیده است.

سایتهای محافل حاکمه هم بطور غیر مستقیم این مسئله را کشف کرده و بازتاب داده اند. علاه بر نقل قول فوق از تابناک، این سایت به تاریخ ده روز قبل نیز یاداشتی دارد با عنوان:

خبرگزاری روسی اسپوتنیک گزارش داد:

افشاگری در مورد اقدام روسیه برای حمایت از استقلال کردهای سوریه / آیا روسیه در حال قربانی کردن منافع اساسی و حیاتی ایران در سوریه است؟

اگر در ماجرای کنفرانس آستانه مقامات حاکمه ما هیزم شدن خود را در کوره فرصت طلبی پوتین  و روسیه درک نکرده باشند و یا نخواهند آنرا بروی خود بیاورند باید منتظر جلز و ولزهای بیشتری باشند!

تابناک با نقل از اسپوتنیک چنین ادامه میدهد:

۲۵ دی ۱۳۹
«…اگر گفته های این سیاستمدار کُرد درست باشد باید گفت که روسیه به سرعت در پی آن است که شرایط سوریه را با هر وسیله ای به نفع وضعیت خود به ثبات برساند و در این راستا ابایی از قربانی کردن اهداف و منافع متحدان خود در سوریه نیز ندارد. ضمن آنکه هیچ بعید به نظر نمی رسد که این مذاکرات برای اعطای خودمختاری به کردها بهانه و قدم اولی باشد برای در هم ریختن یکپارچگی کلی سوریه و دادن امتیاز مشابه به گروه های معارض دیگر در سوریه.

همچنین احتمال دارد که روسیه با این اقدام، یعنی با چراغ سبز نشان دادن به معارضان تحت هدایت و کنترل ترکیه، معامله ای با ترکیه و اردوغان در راستای اعطای خودمختاری به کردها نیز بکند که این عملا به معنی از دست رفتن کامل یکپارچگی سیاسی و قلمرو در کشور سوریه است.»

…………….

افزوده ها و ضمایم

Alarabiya

23/01/2017

Astana Talks: Why Iran and Russia differ on Syria?

………
عصر ایران

۲۶بهمن ۹۱

رئیس قرارگاه عمار افزود: اگر دشمن به ما هجوم کند و بخواهد سوریه یا خوزستان را بگیرد اولویت با این است که ما سوریه را نگه داریم چون اگر سوریه را نگه داریم می‌توانیم خوزستان را هم پس بگیریم اما اگر سوریه را از دست بدهیم تهران را هم نمی‌توانیم نگه داریم.

…………..

انتخاب

۲۹ بهمن ۱۳۹۱
کیهان نوشت:

اظهارات نادرست یکی از خطبای انقلابی درباره اولویت سوریه یا خوزستان، مورد سوء استفاده رسانه های فتنه گر و ضدانقلابی قرار گرفت که در عمل خائن به کشورند اما این بار طرفدار تمامیت ارضی شده اند.

به گزارش خبرگزاری دانشجو مهدی طائب در جمع مسئولان بسیج دانشجویی گفته است: سوریه استان سی و پنجم و یک استان استراتژیک برای ماست.

………………

 Independent Journal Rveiw

……………………….

*

Sputnik

16:52 26.01.2017

Syrian Draft Constitution Proposed by Russia Envisages Presidential Rights

Russian constitutional proposals for Syria that were presented to the opposition at the Astana talks envisage that the president is elected for seven years and for no more than two consecutive terms, the document obtained by Sputnik, reads.

“The president is elected for a period of seven years by the Syrian citizens through a general, equal and direct election and through a secret ballot; the re-election of the same individual to the post of president is prohibited except for one additional term,” the Russia-proposed constitutional draft reads. 

*

Sputnik

12:13 26.01.2017

Syrian Opposition Purposely Refuse to Examine Russian Proposals – Adviser

Syrian opposition deliberately refused to examine the proposals on constitutional change presented by the Russian delegation, adviser to the opposition delegation in Astana Yahya Aridi told Sputnik Thursday.

“We were presented a paper [on constitutional change] that we already knew before. … We did not look deeply into it to see how much they [new draft and the previous proposals] coincide. Because we took a decision, on purpose, not to look into it at this moment. Because we consider concentration on constitution to be diverting attention from what Astana was for. It was for the ceasefire,” Aridi said.

“We did not look deeply into it this time on purpose. It was just given to Mohammed Alloush [head of delegation]. … Because now we just want from the Russians one important thing — to use their leverage to establish the ceasefire in Syria. Discussion of constitution can be a late stage. After [the ceasefire] we will talk about real political transition,” he added.

 

تفسیر یک عکس

Share Button

درست به این عکس زیر نگاه کنید! این جمعیت که ریسک مرگ و غرق شدن را بخود هموار کرده اند همه بدون استثناء از کشور های اسلامی مرکز و شمال آفریقا و یا مهاجرین آسیائی که خود را به شمال آفریقا رسانده اند میباشند. آنها میخواهند به سواحل جنوبی اروپا مسیحی، ایتالیا یا اسپانیا برسند تا از آنجا رخت سفر به مقصد بعدی را ببندند.

W460

مقصد ایدآلی اکثر قریب به اتفاق آنها آمریکاست و اگر آمریکا نشد به اسکاندیناوی و آلمان و انگلیس هم راضی هستند. آنچه در این رابطه سئوال برانگیز است این میباشد که هیچکدام از اینها عزم کشورهای اسلامی را ندارند و اگر آن کشور اسلامی ایران باشد دیگر کاملاً بعید است حتی اگر بلیط رایگان هواپیما و گواهی سیتیزن شیپی و پاسپورست ایرانی هم دو دستی تقدیمشان کنند به ام القراء اسلام و سرزمین ولایت زده ما بیایند.

این مسلمانان آفریقایی، خاور میانه ایی و افغانی و … ، بیشترین فاصله اعتقادی را با جامعه مسیحی و مسیحیت آمریکا و اروپا را دارند و بیش از فاصله اعتقادات مذهبی، فاصله فرهنگی با این جوامع که عزم عزیمت بدانها را دارند، دارند.

فاصله فرهنگی و اعتقادات دینی این مسلمانان با روسیه ارتدوکس بسیار کمتر از فاصله آنها آلمان و یا فرانسه و.. میباشد. ولی این نکته هم سئوال برانگیز است که با اینکه سیل میلیونی این مهاجران در سالهای گذشته سیستم مهاجرتی اروپا را فلج کرده و بحران سیاسی آفریده اند باستثنای فقط یک مورد، یک خانواده سوری، هرگز شنیده نشده است که حتی یکنفر یا یک خانواده قصد غزیمت به روسیه را کرده باشد.

داستان آن خانواده سوری هم شنیدنی است. قریب ۶ ـ ۷ ماه پیش خبری در چند رسانه منطقه و غربی پخش شد دال بر اینکه یک خانواده سوری با ۳ یا ۴ بچه از روسیه در فرودگاه مسکو تقاضای پناهندگی کرده اند. مقامات روسی در زمان انتشار خبر؛ ۸ ماه بوده است که آنها را در همان منطقه ترانزیت نگاه داشته و اجازه خروج به آنها نداده بوده اند بدون اینکه کمترین کمکی به گذران معیشتی یا مشکلات بهداشتی و درمانی آنها کرده باشند. تا آن تاریخ این خانواده  بمدت ۸ ماه با خرج خود در سالن ترانزیت روی نیمکتهای آن بسر برده اند.

۳۲ سال پیش به سوئد آمدم و هنوز خود را کمونیست میدانستم. اولین کارم در یک کارخانه تولید قطعات برای ولوو و ساب اسکانیا بود. طبق عادت مرامی بر این تصور بودم که در این کشور هم وظیفه ام تبلیغ کمونیسم و انهم از نوع روسی آنست. روزی با یکی از همکارانم با همان زبان الکنی که داشتم بحث میکردم و میخواستم او را متقاعد کنم که کمونیسم خوب است. یکبار از من پرسید تو که فکر میکنی شوروی از این سوئد بهتر است چرا به آنجا نرفتی و نمیروی(آنموقع هنوز آن امپراطوری دروغ و نکبت از هم نپاشیده بود) ؟ جز پته پته کردن و دست و پا زدن جوابی نداشتم.

Iran, Russia and Turkey Agree to Enforce Syria Cease-Fire, but Don’t Explain How

Share Button

Iran, Russia and Turkey Agree to Enforce Syria Cease-Fire but,

Don’t Explain How

بیانیه پایانی کنفرانس آستانه

Share Button

علوش افزود:«روس‌ها دیگر از ایفای نقش جنگجوی حامی اسد علیه مخالفان سوری خارج، و به ایفای نقش ضامن آتش‌بس روی آورده اند. اما ایران و حزب الله لبنان همچنان به ایفای نقشی مخرب در روند صلح سوریه اصرار دارند . تهران  تلاش می کند مانع تلاش های روسیه شود»+ کامنت من در پایان

بیانیه پایانی کنفرانس آستانه… تاکید بر ادامه گفتگو میان سوری‌ها و تثبیت آتش‌بس
مخالفان اسد خواستار پایان دادن به نقش مخرب ایران در روند صلح سوریه شدند

دبی-العربیه.نت فارسی

۲۴/۰۱/۲۰۱۷

کنفرانس آستانه برای صلح در سوریه پس از دو روز گفت وگوها میان مخالفان سوری و هیئت‌ دولت سوریه و با نظارت روسیه، ترکیه و ایران روز سه شنبه بعد از ظهر بیانیه‌ای پایانی خود را صادر کرد.

در بیانیه آمده است که هیئت های شرکت کنند توافق کردند که مبنای گفتگوها در راستای بیانیه مشترک وزرای خارجه خود در مسکو مورخ ۲۰ دسامبر ۲۰۱۶ و قطعنامه ۲۳۳۶ شورای امنیت ملل متحد روند مذاکرات را دنبال کنند.

هیئت‌های مشترک از مذاکرات میان دولت سوریه و گروه‌های مخالف مسلح در شهر آستانه، که در تاریخ ۲۳ و ۲۴ ژانویه ۲۰۱۷، برگزار شد، حمایت می‌کنند.

بیانیه از حضور دی مستورا نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در امور سوریه و تسهیل گفت‌وگوهای فوق الذکر قدردانی و تشکر می‌کنند.

هیئت‌های مشترک یک بار دیگر بر تعهد خود نسبت به حاکمیت، استقلال، وحدت و تمامیت ارضی سوریه به عنوان کشوری دموکراتیک، چند قومی، چند مذهبی و غیر فرقه‌ای که در شورای امنیت ملل متحد نیز مورد تایید قرار گرفته است، تاکید می‌کنند.

هیئت‌های مشترک معتقدند که بحران سوریه از طریق راه کار نظامی قابل حل نیست و تنها از طریق فرایندی سیاسی مبتنی بر اجرای کامل قطعنامه ۲۲۵۴ شورای امنیت سازمان ملل متحد می‌تواند حل و فصل شود.

سه کشور روسیه، ترکیه و ایران ضمن اتخاذ اقداماتی واقعی و اعمال نفوذ بر طرف‌ها، بدنبال تحکیم و تثبیت آتش بس حاصله براساس ترتیبات امضا شده در تاریخ ۲۹ دسامبر ۲۰۱۶ که در قطعنامه (۲۰۱۶) ۲۳۳۶ شورای امنیت سازمان ملل متحد مورد حمایت قرار گرفته است، کمک به حداقل رساندن موارد نقض آتش بس، کاهش خشونت‌ها، اعتماد سازی، تضمین دسترسی کمک‌های بشر دوستانه بدون هیچگونه مانعی با سرعت و مداوم در راستای قطعنامه (۲۰۱۴) ۲۱۶۵ شورای امنیت سازمان ملل متحد و حفاظت و تردد آزادانه غیر نظامیان در سوریه خواهند بود؛

برای ایجاد سازکاری سه جانبه با هدف نظارت و تضمین پایبندی نسبت به آتش بس، ممانعت از بروز هر گونه اقدام تحریک آمیز و تعیین کلیه شرایط آتش بس تصمیم گرفتند.

سه کشور ترکیه، روسیه وایران بار دیگر بر اراده خود نسبت به مبارزه مشترک علیه داعش و جبهه النصره و جداسازی گروه‌های معارض مسلح از آنها تاکید کردند و معتقدند که ضرورتی فوری برای سرعت بخشیدن به تلاش‌ها جهت احیای فرایند مذاکرات مطابق با قطعنامه ۲۲۵۴ شورای امنیت سازمان ملل متحد وجود دارد.

تاکید دارند که نشست بین‌المللی سوریه در آستانه مبنایی موثر برای گفت‌وگوهای مستقیم میان دولت و معارضین، همانطور که در قطعنامه ۲۲۵۴ شورای امنیت سازمان ملل متحد ایجاب شده، می‌باشد.

از تمایل گروه‌های معارض مسلح برای مشارکت در دور آینده مذاکرات میان دولت و مخالفان سوری تحت نظارت سازمان ملل متحد در ژنو در تاریخ ۸ فوریه ۲۰۱۷ حمایت می‌کنند.

برگزارکنندگان کنفرانس از تمامی اعضای جامعه بین‌الملل مصرانه می‌خواهند از این فرایند سیاسی با رویکرد اجرای سریع تمامی گامهای مورد توافق در قطعنامه ۲۲۵۴ شورای امنیت سازمان ملل متحد حمایت کنند.

تصمیم می‌گیرند با همکاری فعال بر اساس مبنای آستانه در مورد برخی از موضوعات خاص فرایند سیاسی تحت تملک و هدایت سوری‌ها تسهیل شده توسط سازمان ملل متحد به تلاش‌های جهانی نسبت به اجرای قطعنامه ۲۲۵۴ شورای امنیت سازمان متحد کمک کنند.

کنفرانس در بیانیه پایانی از رئیس جمهوری قزاقستان، نور سلطان نظربایف و کشور قزاقستان به خاطر میزبانی از نشست بین‌المللی سوریه در شهر آستانه قدردانی کردند.

برخورد محتاطانه مخالفان سوری نسبت به بیانیه پایانی آستانه

از سوی دیگر مخالفان سوری با بیان اینکه بیانیه تنها دیدگاه سه کشور روسیه، ترکیه و ایران را بیان کرده است اعلام کردند که نسبت به نتایج و دستاوردهای کنفرانس و بیانیه پایانی آن به صورت محتاطانه برخورد خواهند کرد.

محمد علوش رئیس هیئت مخالفان سوری در کنفرانس آستانه گفت :«مخالفان سوری با دادن هر گونه نقشی به ایران در گفت وگوها یا مذاکرات آینده به شدت مخالفند».

علوش تاکید کرد که مخالفان سوری از راه حلی سیاسی با نظارت سازمان ملل متحد در ژنو با هدف پایان دادن به حکومت بشار اسد، پشتیبانی می کنند.

علوش گفت:«وی به روسیه پیشنهاد آتشبس دائم در سوریه را داده و قرار است مسکو هفته آینده به او به صورت مفصل جواب دهد».

علوش افزود:«روس‌ها دیگر از ایفای نقش جنگجوی حامی اسد علیه مخالفان سوری خارج، و به ایفای نقش ضامن آتش‌بس روی آورده اند. اما ایران و حزب الله لبنان همچنان به ایفای نقشی مخرب در روند صلح سوریه اصرار دارند . تهران  تلاش می کند مانع تلاش های روسیه شود».

………………………..

کامنت من:

طرح مثلث کودتا شکست خورد. روسیه و ترکیه دست خالی و ایران شکست خورده از از آستانه برمیگردند.

بیانیه که هنوز به تأئید و امضای شرکت کنندگان نرسیده عملاً همه چیز را به همان کنفرانس ژنو احاله داده است که از جمله مواد قطعنامه های آن تشکیل دولت انتقالی است.

طرفهای امضاء کننده بشمول ایران و روسیه پذیرفته اند که جز داعش تروریستی در سوریه نیست و تا آنجا که به جبهة النصره در کنار داعش اشاره شده است؛ توپ خالی در هوا است زیرا دیگر حریانی بنام جبهة النصرة وجود خارجی ندارد مگر در آرشیو روزنامه ها. آنجه هست جبهة الفتح الشام است که با عمده ترین گروهای معارضین مسلح حاضر شده در کنفرانس همپوشی دارد و آنها مخالف سرکوب و بمباران آن در اطراف دمشق هستند.

روسیه برای خارج شدن از انزوا و بهره برداری از فرصت پیش آمده در سوریه و همزمانی آن با دولت جدید آمریکا، حاضر است همه کار بکند و قربانی کردن ایران و بشار اسد بخاطر جلب محبت آمریکا کمترین کاریست که حاضر است انجام دهد.

……………………….

افزوده ها و ضمایم

Reuters

2501/2017

…………………………..

Reuters

25/01/2017