Archive for: April 2017

حمله به روحانی، حمله به جمهوریت

Share Button

حامیان اصلاح – اعتدال باید این احتمال را در ذهن داشته باشند که شکست روحانی می تواند شرایطی به شدت دهشت بارتر از حدفاصل سال های ۸۴ تا ۹۲ را برای کشور به وجود آورد و برای همین باید از تمام امکانات بالقوه برای حمایت از امتداد دولت اعتدال استفاده کنند.

نکته دیگر اینکه جریان خردگرا از کمبود شخصیتی تاثیرگذار مانند «هاشمی رفسنجانی» در این انتخابات بی بهره است و حضور پررنگ تر «سیدمحمد خاتمی» و «سیدحسن خمینی» می تواند کفهء ترازو را به سمت جریان مردمسالار، سنگین تر کند.
دور از ذهن نیست اگر بگوییم حضور همه جانبهء حامیان مردمسالاری و جمهوریت در این انتخابات از هر انتخابات دیگری حساس تر و تعیین کننده تر است..+ کامنت من در پایان

 

منتشر شده در: .

» هرمز شریفیان
نزدیک به سه هفته تا انتخابات ریاست جمهوری باقیست و صف بندی جناح ها تا این لحظه مشخص شده است.
تا اینجای کار معلوم است که رقبای اصلی رئیس جمهور فعلی، قالیباف – رئیسی هستند که برای رفتن به دور دوم تلاش می کنند تا در آنجا، یکی به نفع دیگری کنار بروند تا بلکه بتوانند روند اعتدال – اصلاح را متوقف و جمهوریت نظام را نشانه بروند.
از شروع برنامه های رسانه ای معلوم است که نامزدهای جریان اقتدار که خود بهتر می دانند حریف قَدَری برای روحانی نیستند، بر شدت حملات خود خواهند افزود و با روشی تخریبی سعی دارند تا کارکردهای دولت فعلی را زیر سوال برده و برجام و حقوق های نجومی را چنان پررنگ کنند تا دسته گل های به آب دادهء خودشان مخفی شود.
با نگاه به جریان های حامی رقبای روحانی می توان دریافت که هدف آنان زدن جمهوریت نظام است یعنی همان چیزی که از شروع دورهء اصلاحات آنان را به شدت آزار داده و زمین زدن آن از رویاهایشان محسوب می شود.
در این میان مناظره های انتخاباتی از جایگاه ویژه ای برخوردار است و مباحثهء چهره به چهرهء کاندیداها می تواند اهمیت به سزایی در «رای آوری» آنان داشته باشد.
نباید فراموش کنیم که مناظره ها برای روحانی حکم «بازی در زمین رقیب» را دارد چرا که صدا و سیما نشان داده که در انتخابات مشابه هم پایگاه رایی برای اقتدارگرایان محسوب می شود و هیچ خوش ندارد که روند اعتدال- اصلاح، ادامه پیدا کند.
تیم رسانه ای روحانی باید هشیار باشد چرا که رقبا با روش تخریب به میدان می آیند و می دانند که روحانی مرد میدان جدل است و در مناظره های سال۹۲ ضربهء بدی به اندیشه های پادگانی وارد کرده است.
با توجه به فراگیری تلویزیون در مناطق دور افتاده و محروم یعنی همان جاهایی که کمک های مادی در زمان انتخابات ناگهان شروع می شوند؛ پایگاه رایی به حساب می آیند که مخالفان جمهوریت برای آن مناطق برنامه های خاص دارند.
ستادهای روحانی بهتر است توجه بیشتری به این مناطق داشته باشند و علاوه بر روشنگری، باید مراقب رخدادهای غیر مترقبه هم باشند.
از طرفی در زمان مناظره ها می بایست تمهیداتی اندیشیده شود تا شرایط روحانی با رقبایش برابر باشد و از «تروک های» تلویزیونی مانند سال ۸۸ به نفع نامزد مورد عنایت صدا و سیما، بهره برداری نشود.
جریان اقتدار طی انتخابات قبلی نیز نشان داده از تمام امکاناتش برای حمله به جمهوریت استفاده می کند و امروز و در میان کاندیداهای موجود، روحانی از همه بیشتر به نمادهای جمهوریت نزدیک است.
خوشبختانه روحانی نیز نشان داده که «تسلیم صحنه آرایی های خطرناک» نمی شود اما خوش خیالی است اگر گمان کنیم که او به تنهایی می تواند از تمام موانعی که برای راهیابی دوباره اش به پاستور در نظر گرفته شده، عبور کند‌.
دولت، تیم رسانه ای و حامیانش باید مترصد حملات جریان ضد جمهوریت باشند تا بتوانند «تک های» آنان را به فوریت و با «پاتکی» هشیارانه، پاسخ دهند.
حامیان اصلاح – اعتدال باید این احتمال را در ذهن داشته باشند که شکست روحانی می تواند شرایطی به شدت دهشت بارتر از حدفاصل سال های ۸۴ تا ۹۲ را برای کشور به وجود آورد و برای همین باید از تمام امکانات بالقوه برای حمایت از امتداد دولت اعتدال استفاده کنند.
نکته دیگر اینکه جریان خردگرا از کمبود شخصیتی تاثیرگذار مانند «هاشمی رفسنجانی» در این انتخابات بی بهره است و حضور پررنگ تر «سیدمحمد خاتمی» و «سیدحسن خمینی» می تواند کفهء ترازو را به سمت جریان مردمسالار، سنگین تر کند.
دور از ذهن نیست اگر بگوییم حضور همه جانبهء حامیان مردمسالاری و جمهوریت در این انتخابات از هر انتخابات دیگری حساس تر و تعیین کننده تر است و ابتر ماند روند اصلاح – اعتدال و رویارویی بی خردی در این سو و آن سوی اقیانوس می تواند وضعیت بسیار خطرناکی برای کشور ترسیم کند.
بدون شک ادامهء روند خردگرایی و منافع ملی می تواند هجوم پوپولیسم غربی را که این روزها بر مرکب قدرت سوار است و چموشی می کند، مهار کرده و در عین حال ویرانی های آن ۸ سال کذایی را آرام آرام ترمیم کند.
حضور گستردهء حامیان مردمسالاری در این انتخابات فرصتی است که اگر از کف برود به بزرگترین تهدید برای کشور تبدیل خواهد شد.

پایان یادداشت

………………………

کامنت من

بر حسب همه نشانه ها مقام رهبری طی دوره آینده ریاست جمهوری رفتنی هستند. ایشان از هم اکنون نشان داده اند که سردار قالیباف و ابراهیم رئیسی اولویت اوست اینکه کدامیک برود و کدامیک بماند به موفقیت آنها در جلب آرای مردم بستگی دارد.

بدلیل فوق و بسیاری دلایل دیگر، این دوره انتخابات ریاست جمهوری از تمام دوره های پیشین برای مملکت سرنوشت سازتر خواهد بود و آنها که حساسیت اوضاع را درک نکرده از تحریم دفاع میکنند، خواسته و یا ناخواسته سوخت رسان جریانات پادگانی و بیت مقام رهبری هستند و ادبیات . ژست براندازنده نمایانه و سوپر انقلابی تحریم آنها هم این رابطه را بهم نمیزند. فقط پیروزی روحانی در این انتخابات است که فاشیستی شدن فضای سیاسی جلوگیری میکند و بس!

روجانی در حالی به پشت میز مناظره میرود که بعلت ملاحظات سیاسی و حقوقی حاکم، برای بیان بسیاری حقایق، ضعفها و سوء پیشینه های جنائی، اقتصادی و اداری طرفهای مقابل آزاد نیست.

روحانی بعنوان رئیس جمهور مملکت که قانون اساسی را قبول دارد، قادر به بیان نکاتی نیست که مغایرت صریح با فرمانهای آیت الله خمینی یا خامنه ایی داشته باشند، او رسماً نمیتواند رئیسی را به قتل عام زندانیان سیاسی و قالیباف را به کشتن دانشجویان و پرتاب تعدادی از پنجره خوابگاه متهم کند. لذا قالیباف و رئیسی برای کوبیدن تخریبی روحانی چراغ سبز دارند و امتحان پس نداده به میدان میآیند در حالیکه روحانی اصلاً چراغی ندارد که سبز یا زرد باشد.

صرفنظر از اینکه روحانی که بوده و که هست؟ سیر فرایندی این دو انتخابات و جبهه بندی مردم در پشت سر او، او را به نمادِ حد اقل مطالبات مردم تبدیل کرده است و دینامیسم حاصله از این معادله است که او را بجلو خواهد راند و تعین میکند باید رأی داد یا نداد!

تمام رسانه های جمعی کشور در اختیار جریانات پادگانی و در رأس هم مقام معظم رهبری است.

کارگران، انتخابات و غیبت مطالبات کارگری در وعده های انتخاباتی

Share Button

آن دیگری که سابقه اش فقط در برپا کردن جرثقیل های دار در زندانهای سراسر ایران بوده است و کمترین تجربه ایی در اداره یک مؤسسه اقتصادی چند نفره را هم نداشته و ندارد، و تمام معلومات او هم، معلومات حوزوی و درس دادن آداب غسلِ حیض، نفاس، جنابت و آداب جماع  و.. ، بوده است وعده میدهد که مملکت را برای فقرا بهشت میکند و یارانه ۳ دهک اول را سه برابر میکند. ولی این معجره گر رمال منش نمیگوید اگر این کار شدنی بوده است بدون اینکه خزانه دولت را خالی تر از این هست بکند، چرا این راه حل را تا بحال به همین دولت نداده و منتظر مانده است و میماند تا نوبت ریاست جمهوری خود او برسد و این شق القمر را به نمایش بگذارد و آس خود را برای فقرای مملکت زمین بزند.

‎Tavaana: E-Learning Institute for Iranian Civil Society <a href=
توانا (آموزشکده جامعه مدنی ایران)

۷ اردیبهشت ۹۶

فصل انتخابات، فصل وعده و عیدهای انتخاباتی است که در جریان آنها هر نامزدی سعی میکند برای کسب بیشترین آرایِ رأی دهندگان، بیشترین وعده های ممکن را بدهد، و در اغلب اوقات هم، بدون اینکه ذره ایی به فکر انجام آنها باشد و بدون اینکه کمترین توضیحی اقتصادی بدهد که هزینه انجام این وعده ها از محل کدام درامدیا صرفه جویی باید تأمین شود درحالیکه بودجه دولتی با همین وضع فعلی هم همیشه مجبور به استقراض از بانکها یا بازار پولی خصوصی است.

مسئله، مسئله گذشتنِ خرِمراد از پل پیروزی انتخابات است نه بیش و تعهدی جدی در این زمینه هم درکار نیست. دلیل این امر اینست که رقابت انتخاباتی و سیاسی در مملکت ما برای پست رئیس جمهوری، مجلس یا شورای شهر، نه رقابت احزاب سیاسی سابقه دار کارنامه دار است که برنامه داشته و پاسخگوی وعده های انجام نشده خود باشند و پای مسئولیت معرفی نامزدهای خود بایستند، مانند دیگر کشورها، بلکه  رقابت موسمیِ افرادی است عملاً مستقل از هرگونه تعهد حزبی که در هر دوره ظاهر میشوند و بد عهدیهای آنان با اتمام دوره خود آنان به فراموشی سپرده میشود و آزمونی دیگر برای ملت تکرار میشود بدون اینکه پیشینه آنرا بخوبی بداند. شخصیهای گیرنده پستهای انتخابی در مملکت ما مانند فروشندگان دوره گردی هستند که کالای خود را چند برای قیمت بالاتر و بی کیفیت به مشتری میفروشند و بعد ناپدید میشوند تا سرو کله دوره گرد دیگری از نو پیدا شود و بازهم بازبان بازی کلاه مردم را بردارد و برود.

خریدار کالای انتخاباتی در میهن ما، با یک سوپر مارکت معروف و سابقه دار روبرو نیست تا اگر سرش کلاه رفت و متوجه شد که کیفیت جنس نامرغوب، و بجای ساخت ژاپونی یا کره ایی، ساخت چین است، بتواند برود و یخه فروشگاه را گرفته پول خود را پس بگیرد و جنس قلابی را پس بدهد.

ولی مسئله وعده وعیدهای توخالی نامزدهای انتخاباتی از لحاظی بسیار غم انگیز تر از اینست که ذکر شد و بچشم می آید. کافیست که به شعار های نامزدهای انتخاباتی فعلی نگاه کنیم. آنها همه گونه شعار میدهند و ملت را مخاطب قرار میدهند بدون اینکه بگویند جایگاه طبقه کارگر در این وعده های آنها کجاست؟

یکی از آنها وعده میدهد در ظرف یکسال ۵ میلیون شغل ایجاد میکند بدون اینکه بگوید چطور؟ و کسی هم نیست که  از او بپرسد آدم حسابی! اگر تو نسخه ایی به این خوبی برای ایجاد این همه شغل داشتی، در مقام شهردارِ چند دوره ای تهران، چرا در شهرداری نسخه اعجاز آمیزت را  اجرا نکردی، و چرا  این نسخه معجزه گر خودت را به همین دولت روحانی بیچاره ندادی تا مملکت را ظرف چند ماه از فلاکت درآورد؟

آن دیگری که سابقه اش فقط در برپا کردن جرثقیل های دار در زندانهای سراسر ایران بوده است و کمترین تجربه ایی در اداره یک مؤسسه اقتصادی چند نفره را هم نداشته و ندارد، و تمام معلومات او هم، معلومات حوزوی و درس دادن آداب غسلِ حیض، نفاس، جنابت و آداب جماع  و.. ، بوده است وعده میدهد که مملکت را برای فقرا بهشت کرده و یارانه ۳ دهک اول را سه برابر میکند. ولی این معجره گر رمال منش نمیگوید اگر این کار شدنی بوده است بدون اینکه خزانه دولت را خالی تر از این هست بکند، چرا این راه حل را تا بحال به همین دولت نداده و منتظر مانده است و میماند تا نوبت ریاست جمهوری خود او برسد و این شق القمر را به نمایش بگذارد و آس خود را برای فقرای مملکت زمین بزند.

غم انگیر ترین جنبه این وعده وعیدهای انتخاباتی اینست که هیچیک از این معجره گران انتخاباتی که داعیه ریاست جمهوری بر همه ملت را دارند؛ طبقه ۲۰ میلیونی کارگر ایران را ابداً بحساب نیاورده اند تا زحمت اینرا بخود دهند که حد اقل در یک مورد، بنام کارگر و با اشاره مشخص به مسائل این طبقه حتی محض ظاهر بگویند برای این جمعیت نعمت آفرین، که خود از بیشتر نعمتها محروم است و حد اقل نیمی از معشیت و رفاه ملت و طبقه مرفه جامعه را فراهم میکند چه وعده ای دارند ولو اینکه وعده ای تو خالی باشد و محض احترامِ ظاهری! کارگران ایران اینقدر در محاسبات این مدعیان ریاست جمهوری ناچیز و قابل چشم پوشی بوده و هستند که نامشان از صورت مسئله انتخابات و رقابت های آن کاملاً پاک شده است.

این بیخیالی و بی اعتنائی به طبقه ۲۰ میلونی کارگر میهنمان امری تصادفی در این نظام نیست بلکه زائیده طبیعت زالو صفتانه و ضد کارگری آنست. ولی ای کاش دردناکی سوزنده مسئله به همینجا ختم میشد.

درد بسیار بزرگتر اینستکه؛ آنها که بنام نماینده کارگران از روی شانه کارگران بالا رفته و درخانه باصطلاح کارگر نشسته اند کمترین حرمتی برای صاحبخانه قائل نیستند و اینقدر به کرنشگری و آستانبوسی صاحبان و ساختارِ قدرت خو گرفته و عادت کرده اند که یادشان رفته است بنام کارگران و از روی شانه آنها به آنجا رسیده و عافیت یافته اند. آنها میتوانستند اقلاً فهرستی از مطالبات مُبرم کارگری را در این فصل رقابت انتخاباتی در مقابل نامزدهای انتخاباتی بگذارند و از آنها بخواهند تا بگویندبا این مشکلات کارگران مملکت چه میخواهند بکنند؟ و برای آنها چه وعده ایی دارند ولو توخالی؟

سران خانه کارگر میتوانستند از نامزدهای پست ریاست جمهوری بخواهند تا در صورت پیروز شدن، دولت را مسئول پرداخت دستمزدهای سوخته شده و معوقه کارگران کند مانند صندوقهای ضمانتی که در اکثر ممالک دنیا برای چنین مواردی وجود دارد. آنها باید میخواستند تا برنده انتخابات ریاست جمهوری، بدهی دولت را به سازمان تأمین اجتماعی بی درنگ پرداخت کند و هئیتی را با شرکت نمایندگان خود کارگران مسئول پیگری فروش کارخانجات ورشکستهِ نهادها و سرمایه داران متنفذ به سازمان تأمین( شستا سازمان سرمایه گذاری تأمین اجتماعی) اجتماعی کند.*

آنها میتوانستند از نامزدهای انتخاباتی بخواهند تا موضعشان را نسبت به فرار مالیاتی واحد های صنعتی،خدماتی و تجاری تحت پوشش سپاه، بسیج، نهادهای مختلف مذهبی مانند آستان قدس رضوی، بنیاد (امام) تحت نظرخود مقام معظم رهبری و  دهها بنیاد کوچک و بزرگ دیگر و  قرارگاه خاتم الانبیاء ( سپاه)روشن کنند.

فرارهای مالیاتی این نهادها یعنی افزایش بار مالیاتی روی گرده کارگران بخش خصوصی( کارگران درجه ۲) که در ساختار اقتصادی کشور موقعیتی ضعیف دارد و علت عمده ورشکست شدن واحدهای کوچک و متوسط و سوخت رفتن دستمزدهای کارگران شاغل این بخش است.

اهمیت انتخاباتی کردن مطالبات کارگران در اینست که نامزدها مجبور میشوند حد اقل وعده هایی بدهند که آن وعده ها برای بعدها و همیشه بصورت موضوعات انتخاباتی در می آیند و روأسای چمهور برگزیده شده براحتی زیر همه وعده هایشان بزنند. از سوی دیگر تکرار این مطالبات در فضای سیاسی و اجتماعی کشور به بیداری و اتحاد طبقه کارگرهم کمک میکند.

حبیب تبریزیان

*

بسیاری تحلیلگران و گزارشگران اقتصادی از ورشکستگی سازمان تأمین اجتماعی سخن میگویند بدون اینکه اشاره کنند که یکی از علل عمده این ورشگستگی فروش بسیاری واحدی صنعتی، خدماتی و تجاری ورشکسته با اعمال نفوذ و در دوره احمدی نژاد به این سازمان است. البته عدم پرداختهای موسسات بزرگ وابسته به کلان سرمایه داران و نهادها به این سازمان هم جای خود دارد.

………………………………

افزوده ها و ضمایم

دیدن این ویدئو کلیپ از دکتر زیبا کلام را اکیداً توصیه میکنم

بمناسبت اول ماه می روز جهانی کارگر

Share Button

این چند روز تا پایان روز جهانی کارگر، سعی میکنم یادداشت های درخور انتشاری را که میبینم، به مناسبت این روز درج کنم. و در عین حال از خود نیز سری یادداشتی در این زمینه« احتمالاً» خواهم نوشت(عکس صفحه اول: راهپیمایی اعضای فدراسیون اتحادیه های کارگران تونس در روز اول ماه می ۲۰۱۲).

حبیب تبریزیان

رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری؛

بدهی شهرداری به سازمان تامین اجتماعی بیش از ۵۰۰میلیارد تومان است/شهرداری به‌جای مطالبه‌خواهی، بدهی‌‌اش را پرداخت کند

بدهی شهرداری به سازمان تامین اجتماعی بیش از ۵۰۰میلیارد تومان است/شهرداری به‌جای مطالبه‌خواهی، بدهی‌‌اش را پرداخت کند

به گفته رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری، روزنامه ارگان شهرداری تهران درحالی از افزایش ۱۴.۵ درصدی حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی در امسال گلایه می‌کند که بدهی نهادهایی مثل شهرداری تهران به سازمان تامین اجتماعی باعث شده این سازمان نتواند حقوق بازنشستگان را بیش از این افزایش دهد.

روزنامه همشهری در شماره ۷۰۸۴ مورخ ۹۶/۲/۶ در گزارشی از تبعیض در افزایش حقوق بازنشستگان گلایه کرده که این گزارش واکنش رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری را به همراه داشته است. حسن صادقی معتقد است: شهرداری به‌جای مطالبه‌خواهی، بدهی‌‌اش به سازمان تامین اجتماعی را پرداخت کند.

صادقی با انتقاد از این اقدام روزنامه وابسته به شهرداری تهران اعلام کرد که شهرداری تهران از بدهکارترین ارگان‌ها به سازمان تامین اجتماعی است.

وی درباره بدهی شهرداری تهران به سازمان تامین اجتماعی و مطالبه‌خواهی روزنامه وابسته به این ارگان از سازمان تامین اجتماعی خاطرنشان کرد: روزنامه آقای محمدباقر قالیباف که سنگ مستمری‌بگیران تامین اجتماعی را به سینه می‌زند، رقمی بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان به بیمه‌شدگان و مستمری‌بگیران که صاحبان اصلی این سازمان هستند، بدهکار است.جای تعجب است که این روزنامه در آستانه انتخابات، به فکر بازنشستگان افتاده است، درحالیکه شهرداری تهران، بدهی سنگینی به تامین اجتماعی دارد.

رئیس اتحادیه پیشکسوتان تامین اجتماعی بیان کرد: شهرداری تهران باید پرداخت مطالبات سازمان تامین اجتماعی را جزء دیون ممتاز قرار دهد.

صادقی با یادآوری اینکه امسال میزان حقوق بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی ۱۴.۵ درصد افزایش یافته است، خاطرنشان کرد: سازمان تامین اجتماعی با وجود طلب بیش از ۵۰۰ میلیارد تومانی ازجمله شهرداری تهران، تمامی تعهدات خود را به موقع پرداخت کرده و در ۴ سال گذشته افزایش مستمری بیش از نرخ تورم بالاتر رفته، امکانات درمانی توسعه یافته و خدمات زیارتی و رفاهی به بازنشستگان ارائه کرده است.

وی خطاب به شهردار تهران گفت: درحالیکه هم قطاران شما در دولت گذشته بزرگترین سازمان بیمه‌گر اجتماعی کشور را دچار حاشیه کرده بودند، تغییر ۸ مدیرعامل در آن ۸ سال گویای خیلی مطالب است. سازمانی که قرار است به نیروهای مولد اطمینان دهد خود دچار ناامنی و سوءاستفاده شده بود که خوشبختانه در ۴ سال گذشته اتفاقات خوبی در این سازمان افتاد و خدمت رسانی هدف اول مدیران و کارکنان این سازمان شد و جامعه کارگری به خاطر ثبات و آرامشی که در این سازمان حاکم شد قدردان دولت یازدهم است.

توصیه زیباکلام به روحانی: در مناظرات تهاجمی عمل کن!

Share Button
وقتی ۵ میلیون بیکار وجود دارد اگر فرض بگیریم برای هر یک صد میلیون باید سرمایه‌گذاری شود، باید پانصد هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری شود. در حالی که در سال گذشته کل بودجه عمرانی دولت ١۵ هزار میلیارد بوده است. آقای روحانی باید بگوید که هر وقت صحبت از سرمایه‌گذاری شد و قرارشد شرکت‌های غربی در ایران سرمایه‌گذاری کنند، بلافاصله تبلیغات علیه آن شروع شد. علیه سرمایه‌گذاری غربی‌ها سخنرانی شد و حتی در نماز جمعه‌ها علیه آن صحبت شد.

منتشر شده در: .
 حدود ٢٠ روز تا دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری باقی مانده است و آقای روحانی گزینه مورد حمایت اصلاح‌طلبان در انتخابات آتی است. جریان مخالف دولت از ابتدای روی کار آمدن دولت تخریب‌هایی را علیه دولت مطرح کردند و به طور طبیعی این انتقادات در مناظرات انتخاباتی و ایام تبلیغات نامزدها به اوج خود خواهد رسید. از این رو نحوه برخورد آقای روحانی در مناظرات اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

آقای روحانی باید تغییراتی اساسی در نحوه تبلیغات انتخاباتی، مناظره‌ها و سخنرانی‌هایش داشته باشد. او در وضعیتی است که هیچ یک از نامزدهای انتخاباتی با آن مواجه نیستند و آن اینکه چهار سال رییس قوه مجریه بوده است. مخالفان او سعی خواهند کرد که از این ابزار علیه او استفاده کنند و نشان دهند که دولت هیچ دستاوردی برای کشور نداشته است. رقبای روحانی به بیکاری و رکود اشاره می‌کنند و سعی می‌کنند که از پنجره اقتصاد وارد شوند و علیه او موضع بگیرند. بنابراین خیلی مهم است که آقای روحانی چه دفاعی از خود می‌کند. اگر او صرفا مسائل را انکار کند و بگوید که بیکاری مقدارش کمتر از چیزی است که رقبا می‌گویند، به ضررش خواهد بود و این بازی کردن در زمین مخالفین است. آقای روحانی باید بگوید که قبول دارم که مشکلاتی در اقتصاد وجود دارد اما اساسا چند درصد از اقتصاد کشور زیرنظر قوه مجریه است و چند درصد زیرنظر نهادها، بنیادها و سازمان‌هایی است که هیچ ربطی به دولت ندارند؟ آستان قدس رضوی چه ارتباطی به دولت دارد؟ حتی خیلی از اینها یک ریال مالیات هم به دولت نمی‌دهند. بنابراین آقای روحانی باید ساختار اقتصادی کشور را برای مردم تشریح کند و رقبا را به حالت تدافعی بیندازد. نکته دیگری که آقای روحانی باید مطرح کند، اقتصاد بیمار کشور است. او باید بگوید اقتصاد کشور یک اقتصاد بیمار، فاسد و ناکارآمد دولتی است. هیچ اقتصاد دولتی‌ای طی ٢٠٠ سال گذشته نتوانسته موفق شود. اقتصاد جمهوری اسلامی ایران نیز تا وقتی دولتی باشد، موفق نخواهد بود. لذا آقای روحانی باید به این نوع مسائل بپردازد. همچنین باید از رقبا بپرسد که شما که می‌گویید ٧ میلیون بیکار در کشور وجود دارد، بدانید که اقتصاددان‌ها تخمین می‌زنند برای ایجاد شغل برای هر نفر بین یکصد تا سیصد میلیون نیاز به سرمایه‌گذاری وجود دارد.

وقتی ۵ میلیون بیکار وجود دارد اگر فرض بگیریم برای هر یک صد میلیون باید سرمایه‌گذاری شود، باید پانصد هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری شود. در حالی که در سال گذشته کل بودجه عمرانی دولت ١۵ هزار میلیارد بوده است. آقای روحانی باید بگوید که هر وقت صحبت از سرمایه‌گذاری شد و قرارشد شرکت‌های غربی در ایران سرمایه‌گذاری کنند، بلافاصله تبلیغات علیه آن شروع شد. علیه سرمایه‌گذاری غربی‌ها سخنرانی شد و حتی در نماز جمعه‌ها علیه آن صحبت شد. حتی با سرمایه‌گذاری در بخش انرژی نیز اصولگرایان تندرو مخالفت کردند. تا وقتی سرمایه‌گذاری خارجی در کشور صورت نگیرد، واقعا اشتغال ایجاد نمی‌شود. ضعیف بودن حاکمیت قانون باعث شده که امنیت برای سرمایه‌گذاری وجود نداشته باشد. میلیون‌ها ایرانی خارج از کشور هستند که در ایران سرمایه‌گذاری نمی‌کنند و دلیلش نیز همین امر است. اینکه فقط دولت بگوید که تورم را تک‌نرخی کردیم و رشد اقتصادی مثبت شده است، کافی نیست. بهتر است که آقای روحانی در مناظرات انتخاباتی در لاک حمله برود تا اینکه از خود دفاع کند. چرا که عمده بحث‌های رقبای دولت در زمینه اقتصاد خواهد بود. در زمینه سیاست خارجی آقای روحانی باید قرص و محکم از برجام دفاع کند. او نباید به این مسائل ورود کند که امریکایی‌ها به تعهدات خود پایبند نبوده‌اند، بلکه باید بگوید که ما دو دسته تحریم داشتیم که دسته اول در حوزه هسته‌ای و دسته دوم مربوط به نقض حقوق بشر و دسته سوم مربوط به حمایت از تروریسم بوده است. تحریم‌های دو دسته دوم و سوم اصلا قرار نبوده که برداشته شوند و دسته اول نیز باید به مرور زمان راستی‌آزمایی می‌شد. آقای روحانی باید محکم از برجام دفاع کند و بگوید که سیاست خارجی باید به سمت تنش‌زدایی برود. اینکه مدام در جهان ایجاد تنش کنیم، سیاست خارجی موجهی نیست. در مجموع آقای روحانی باید صریح و محکم از دستاوردهای دولت دفاع کند و با صراحت ساختار اقتصادی و سیاسی کشور را برای مردم تشریح کند.

پایان یادداشت.

………………………….

افزوده ها و ضمایم

دیدن این ویدئو کلیپ اکیداً توصیه میشود

رأی منفی مقام معظم رهبری به روحانی!

Share Button

اینکه مقام عظمی این بدیهیات را نمی فهمند تنها از نفهمی اشان نیست بلکه فکر میکنند با آویزان شدن به این خاشاک ظاهراً ملی گرایانهِ عوام پسند، میتوانند در این انتخابات برای پارکابیهای خود؛ سردارِ گاز انبری و رئیسی، بدون موضع گیری مستقیم بنفع آنان، برایشان  امتیاز سازی کنند. و با این زبان رهبر منشانه  است که مقام عظمی به مخاطبین مذهبی و اجتماعی خود پیام میدهند که یا به رئیسی یا به سردار گاز انبری رأی بدهند.

بنا به گزارش تابناک* مقام معظم رهبری گفتند نامزدها برای حل مسائل داخلی نگاهشان به ملت باشد و نه به خارج! مقام معظم در حالی این حرف را میزنند که ملیجک درباری ایشان ابراهیم رئیسی، فرستاده ویژه پوتین را ملاقات کرد بدون اینکه مراعات ضوابط ارتباط با نمایندگان سیاسی دول خارجی کرده و بعدهم وزارت امور خارجه را در حریان گذاشته باشد. اگر همین کار را جهانگیری که مسئولیت دولتی دارد با یک فرستاده ویژه از دول اروپایی کرده بود هم اکنون عربده های اتهامی اقتدارگریان و احزاب پادگانی علیه او و دولت بلند شده بود.

مقام معظم رهبری زمانی این فرمایشات را میفرمایند که سران سپاهشان یک پایشان در تهران و پای دیگرشان در مسکو است. مقام معظم زمانی این فرمایشات میفرمایند که خود و خواص دربارشان سلطه نو استعماری روسیه را بر میهنمان برقرار کرده اند.

موضعگیری منفی علیه روحانی علنی تر نمیشود، زیرا مقام عظمی میداند بزرگترین دستاورد ۴ ساله دولت روحانی همین برجام و تعامل با خارج است و گشایشی هرچند مختصر در رابطه و تماس با آمریکا که در نتیجه آنها تحریمهای خفه کننده اقتصادی برداشته شد. مقام معظم میداند که از جهانگیری که خود رزرو روحانی است بگذریم، آن ۴ نامزد دیگر یا موضعی ضد برجام داشته و دارند(حد اقل در حرف، برای بی اعتبار کردن روحانی)، یا در بهترین حالت موضعی غیر تأئید آمیزانه نسبت به آن.

در دوران ما فقط از اقتصاد بی خبران میدانند که، در این دنیای بهم تنیده، بدون سرمایه گذاری خارجی توسعه اقتصاد ملی ممکن نیست و حتی خود دولتهای پیشرفته صنعتی که خود صادر کننده سرمایه و تکنولوژی هستند تلاش و با هم رقابت میکنند تا هرجه بیشتر سرمایه و تکنولوژی خارجی را جذب کنند. جذب سرمایه و تکنولوژی خارجی یعنی اشتغال بیشتر یعنی پول ملی قوی تر یعنی اینکه ستونهای اقتصاد کشور فروریختنی نیستند و سرمایه های خارجی میتوانند با احساس امنیت سرمایه هایشان را در آن کشور بکار اندازند و در یک کلام یعنی رژیم آن کشور رفتنی نیست و با ثبات است.

اینکه مقام عظمی این بدیهیات را نمی فهمند تنها از نفهمی اشان نیست بلکه فکر میکنند با آویزان شدن به این خاشاک ظاهراً ملی گرایانهِ عوام پسند، میتوانند در این انتخابات برای پارکابیهای خود؛ سردارِ گاز انبری و رئیسی، بدون موضع گیری مستقیم بنفع آنان، برایشان  امتیاز سازی کنند. و با این زبان رهبر منشانه  است که مقام عظمی به مخاطبین مذهبی و اجتماعی خود پیام میدهند که یا به رئیسی یا به سردار گاز انبری رأی بدهند.

پایان یادداشت

………………………..

*

رهبر انقلاب در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی:

من به همه‌ی این آقایان نامزدهای انتخابات این را عرض میکنم و قبلاً هم عرض کردم که تصمیم بگیرند و به مردم هم بگویند و در تبلیغاتشان هم بگویند، قول هم بدهند که برای پیشرفت امور کشور، برای توسعه‌ی اقتصادی، برای بازکردن گره‌ها، نگاهشان به بیرون از این مرزها نخواهد بود، نگاه به خود ملت خواهد بود.

کد خبر:۶۸۸۱۱۶
تاریخ انتشار:۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ – ۱۲:۱۹۲۵ April 2017
جمعی از مسئولان نظام، سفرای کشورهای اسلامی در تهران و خانواده‌های شهدا، صبح امروز با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.
به گزارش تابناک، هم‌زمان با خجسته سالروز بعثت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، جمعی از مسئولان نظام، سفرای کشورهای اسلامی در تهران و خانواده‌های شهدا، صبح امروز (سه‌شنبه) با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.
در زیر محورهای سخنان رهبر معظم انقلاب با جمعی از مسئولان نظام، سفرای کشورهای اسلامی در تهران و خانواده‌های شهدا می‌آید:
* بعد از تشکیل جمهوری اسلامی که یک رشحه‌ای از رشحات حکومت نبوی در آن به‌وجود آمد و همچنان ادامه دارد، دشمنان جوامع بشری شروع کردند با آن چیزی که مایه‌ی رشد جوامع بشری است مبارزه کنند، و آن «اسلام» است. چون اسلام می‌تواند جلوی ظلم علیه بشریت را بگیرد.
* امروز سررشته‌ی این دشمنی‌ها به‌دست آمریکا و صهیونیست‌ها است. آنها با جمهوری اسلامی بیش از جاهای دیگر مبارزه می‌کنند چون اسلام در ایران بارزتر است و زمینهی عمل به آن فراهم‌تر است. با آن مخالفند چون جلوی مطامع آن‌ها را می‌گیرد.
* رهبر انقلاب خطاب به نامزدهای انتخابات: به مردم قول بدهید که برای بازکردن گره‌ها نگاهتان به بیرون از مرزها نباشد.
* من به همه‌ی این آقایان نامزدهای انتخابات این را عرض میکنم و قبلاً هم عرض کردم که تصمیم بگیرند و به مردم هم بگویند و در تبلیغاتشان هم بگویند، قول هم بدهند که برای پیشرفت امور کشور، برای توسعه‌ی اقتصادی، برای بازکردن گره‌ها، نگاهشان به بیرون از این مرزها نخواهد بود، نگاه به خود ملت خواهد بود.

زیباکلام: حصر غیرقانونی، غیراسلامی و غیرانسانی است

Share Button

چکیده : در رابطه با موضوع حصر به ایشان نمره صفر می‌دهم. البته این را درک می کنم که رفع حصر از عهده رئیس جمهوری خارج است. اما حداقل این بود که حسن روحانی می توانست هر از چند گاهی در رابطه با موضوع حصر صحبت کند و مواضع‌اش را بهتر اعلام کند. بنده در همین جا اعلام می کنم که حصر؛ غیرقانونی، غیر اسلامی و غیر انسانی است…

کلمه

دوشنبه, ۴ اردیبهشت, ۱۳۹۶

صادق زیباکلام فعال سیاسی و استاد دانشگاه در مناظره خود با محمدعلی رامین گفت: «حصر غیرقانونی، غیراسلامی و غیرانسانی است.»

او درباره حصر و کارنامه حسن روحانی درباره آن نمره صفر را به رییس دولت داد و گفت: « در رابطه با موضوع حصر به ایشان نمره صفر می‌دهم. البته این را درک می کنم که رفع حصر از عهده رئیس جمهوری خارج است. اما حداقل این بود که حسن روحانی می توانست هر از چند گاهی در رابطه با موضوع حصر صحبت کند و مواضع‌اش را بهتر اعلام کند. بنده در همین جا اعلام می کنم که حصر؛ غیرقانونی، غیر اسلامی و غیر انسانی است.»

در مقابل، محمدعلی رامین مانند دیگر همفکرانش همان سخن تکراری گفت که: «اگر آشوبی اتفاق افتاد و کسانی همراهی بیگانگان را کردند باید برخی محصور شوند. اما اگر این محصور شدگان به اشتباه خود اعتراف کنند نظام رافت نشان می‌دهد.»

اما این در حالی است که هشت سال از ٢٢خرداد ٨٨ گذشته اما هشت دقیقه هم فرصت دفاع نداده نشد، بارها گفته شده محاکمه کنید ولی مروت و مردانگی داشته باشید دادگاه علنی و بدون سانسور برگزار کنید.

به گزارش ایسنا، “صادق زیباکلام” استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و “محمدعلی رامین” معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دهم و فعال سیاسی اصولگرا، عصر شنبه(دوم اردیبهشت) در مناظره‌ای تحت عنوان انتخاب دوازدهم که به همت انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد، شرکت کردند و درباره انتخابات با یکدیگر به مناظره پرداختند.

قبل از آغاز مناظره زیباکلام و رامین، دانشجویان حاضر در سالن شهید فتوحی دانشگاه صنعتی اصفهان، با سر دادن شعارهایی خواهان بیرون رفتن خبرنگار صدا و سیمای مرکز اصفهان از سالن شدند. چرا که اعتقاد داشتند جنبش دانشجویی هیچ جایی در اخبار صدا و سیما در سال‌های گذشته نداشته است، به همین دلیل خبرنگار صدا و سیما و تصویربردار این رسانه سالن را ترک کردند.

در ابتدای این مناظره، صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران گفت: همواره در انتخابات ریاست جمهوری عادت کرده‌ایم که به ما بگویند این دوره سرنوشت‌ساز است و حتما شرکت کنید. چهار سال قبل هم مسئولان می‌گفتند این انتخابات سرنوشت‌ساز است و در آن شرکت کنید. نمی‌دانم چرا این قدر ما اصرار داریم بگوییم انتخابات یک رفراندوم برای تائید نظام است یا نظام با انتخابات تقویت می‌شود.

وی افزود: در دنیا اگر مردم از حکومت‌شان راضی باشند در انتخابات شرکت می‌کنند. اما در ایران این‌گونه جا افتاده است که اگر مردم شرکت کنند به این معناست که نظام را قبول دارند.

زیباکلام تصریح کرد: بهتر است کمی هم در خصوص صلاحیت‌ها که شورای نگهبان تائید یا رد کرد صحبت کنیم. دو روز قبل معلوم شد که احمدی‌نژاد رد صلاحیت شده است. بنده از تیر ۱۳۸۴ که احمدی‌نژاد در انتخابات پیروز شد و تا روزی که ایشان سر کار بودند اگر آمار گرفته شود، نفر اول هستم که بیشترین انتقادات را نسبت به او انجام داده‌ام. هم اکنون هم منتقد سیاست‌های احمدی‌نژاد هستم اما فکر کنم احمدی‌نژاد این حق را داشت که به عنوان شهروند جمهوری اسلامی در انتخابات شرکت کند. اگر این حق چه از ایشان یا از کس دیگری سلب شود این مغایر دمکراسی و مردم‌سالاری است.

در ادامه زیباکلام خاطرنشان کرد: این سئوال مطرح می‌شود که چرا نظام جلوی این گونه ثبت‌نام‌ها را برای انتخابات ریاست جمهوری نمی‌گیرد. به همان دلیل نمی‌گیرد که می‌خواهند در سایه رد صلاحیت‌های افرادی که صلاحیت ندارند افراد واجد شرایط را هم رد صلاحیت کنند. نظارت استصوابی ناقض اساسی‌ترین حقوق مردم است چرا که شورای نگهبان هیچ‌گاه پاسخگو نبوده است و تازه سخنگوی این شورا با الفاظ هم بازی می‌کند و تنها پاسخ می‌دهد که این افراد رد صلاحیت نشده‌اند، فقط صلاحیت‌شان برای ما احراز نشد.

این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: به همه مردم ایران می‌گویم که تردید را کنار بگذارند و در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند و حتی کسانی را هم که نمی‌خواهند رای دهند، شما عزیزان وادار کنید که رای بدهند.

ابراهیم رئیسی و پرونده‌های ‘فتنه’: از انفجار ۸‌شهریور تا اعدام‌های ۸۸

Share Button

چکیده : ابراهیم رئیسی از ‘جدیت’ دستگاه قضایی در پیگیری پرونده متهمان بازداشتگاه کهریزک خبر داد، اما مساله کهریزک را ‘حاشیه‌ای’ دانست که ‘از متن اصلی که همان جریان فتنه و ظلم بزرگ به نظام اسلامی است فراتر رفته است’ …

کامنت من: بسیار خواندنی

کلمه

یکشنبه, ۳ اردیبهشت, ۱۳۹۶

حسین باستانی:

در طول دوره مسئولیت ابراهیم رئیسی در قوه قضاییه، نام وی به‌کرات در ارتباط با پرونده های کسانی مطرح بوده که به “فتنه” علیه حکومت ایران متهم شده اند.

موضوع این پرونده ها، اتهام “توطئه از داخل” علیه جمهوری اسلامی بوده است و معمولا نیز، با تلاش برای حذف نیروهایی رقیب در داخل حکومت -از آیت الله منتظری یا رهبران سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی گرفته تا رهبران معترضان به انتخابات ۱۳۸۸- ادامه یافته است.

از میان این پرونده ها، مواردی مانند اعدام دستجمعی زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ – اخیرا- بسیار خبرساز شده اند. به بعضی از آنها همچون پرونده تعرض جنسی به برخی دستگیر شدگان ۱۳۸۸ و پرونده حصر رهبران “جنبش سبز” نیز، به طور نسبی پرداخته شده است.

در عین حال، برخی از پرونده ها، مانند اعدام برخی حاضران در دادگاه “متهمان فتنه” بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم یا ماجرای انفجار نخست وزیری در ۸ شهریور ۱۳۶۰، به ندرت رسانه ای شده اند.

اعدام های بعد از انتخابات ۱۳۸۸

از ۱۰ مرداد تا ۳ شهریور ۱۳۸۸، ده ها نفر از معترضان به انتخابات ریاست جمهوری دهم در چهار جلسه پی در پی به طور دستجمعی محاکمه شدند.

در این دادگاه ها، در کنار حامیان و اعضای ستادهای میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو جوان به نام های آرش رحمانی‌پور و محمدرضا علی‌زمانی هم محاکمه شدند که اتهامشان برنامه ریزی برای اقدامات مسلحانه بود.

در دومین جلسه دادگاه، آرش رحمانی‌پور متهم شد که قصد انجام “عملیات خشن و انفجارهای متعدد در مراکز حساس و مذهبی و نیز حوزه های رای گیری” را داشته است. محمدرضا علی‌زمانی هم متهم شد که به دنبال “اخلال و اغتشاش در انتخابات و ایام پس از انتخابات از طریق خط دهی نیروهای آمریکایی” بوده است.

این دو نفر، همچنین به ارتباط با گروهی به نام “انجمن پادشاهی ایران” متهم شدند که قوه قضاییه، آن را عامل بمب‌گذاری در حسینیه ای در شیراز در ۲۴ فرودین ۱۳۸۷ می دانست. آرش رحمانی‌پور و محمدرضا علی‌زمانی، سپس به اعدام محکوم شدند و احکامشان در ۸ بهمن ۱۳۸۸ به اجرا در آمد.

این در حالی است که بعد از محاکمه آنها در کنار معترضان به انتخابات ۱۳۸۸، مشخص شد که آقای رحمانی‌پور در فروردین و آقای علی‌زمانی در اردیبهشت ماه دستگیر شده اند و بنابر این نمی توانسته اند در اعتراضات صورت گرفته به انتخابات ۲۲ خرداد دخیل باشند.

اندکی بعد از اعدام ها، حتی محمدجواد لاریجانی، رئیس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه ایران در گفتگو با سی ان ان در ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ اذعان کرد که این دو نفر، “ماه ها قبل از انتخابات” دستگیر شده بودند.

اما با وجود محرز بودن دستگیری آرش رحمانی‌پور و محمدرضا علی‌زمانی قبل از انتخابات، ۵ روز بعد از اعدام آنها و یک روز بعد از مصاحبه آقای لاریجانی، ابراهیم رئیسی که در آن زمان معاون اول قوه قضاییه بود، موکدا “شایعه عدم حضور اعدام شدگان در اغتشاشات اخیر” را رد کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس، آقای رئیسی در “نشست سیاسی بصیرت” در شهر قم در جمع نیروهای بسیج و سپاه گفت: “دو نفری که اعدام شده و ۹ نفر دیگر که به زودی اعدام خواهند شد قطعا در جریان آشوب‌های اخیر دستگیر شدند و هر کدام به یکی از جریان‌های ضد انقلاب مرتبط بوده و با انگیزه نفاق و براندازی نظام در اغتشاشات حضور یافته‌اند. ”

اظهارات ابراهیم رئیسی، تکرار ادعایی بود که در روز اعدام آرش رحمانی‌پور در فروردین و محمدرضا علی‌زمانی، در اطلاعیه دادسرای عمومی و انقلاب تهران هم ذکر شده بود.

این اطلاعیه تصریح داشت: “در پی اغتشاشات و اقدامات ضد انقلابی و ساختارشکنانه ماه‌های اخیر به ویژه در روز عاشورا، شعب دادگاه‌های انقلاب اسلامی تهران به اتهامات تعدادی از متهمان رسیدگی و ۱۱ نفر را به اعدام محکوم کردند… حکم ۲ نفر از این تعداد به نام های محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور که به تایید دادگاه تجدیدنظر استان تهران رسیده بود، سحرگاه امروز (پنجشنبه) اجرا شد و محکومان به دار مجازات آویخته شدند.”

پافشاری بعدی ابراهیم رئیسی بر ادعای دادگاه انقلاب، ظاهرا در راستای این ادعا بود که معترضان انتخاباتی، وابسته به گروه های “تروریستی” خارج از کشور بوده اند.

بدرفتاری با معترضان انتخابات ۱۳۸۸

چند ماه بعد از شروع اعتراضات انتخاباتی سال ۱۳۸۸ و دستگیری گسترده معترضان به انتخابات، ادعاهایی در مورد تعرض جنسی به برخی از این دستگیرشدگان در فضای افکار عمومی منتشر شد که بعضی از آنها غیرموثق و برخی موثق به نظر می رسیدند.

مهدی کروبی با انتشار نامه ای سرگشاده در ۷ مرداد ۱۳۸۸، این اخبار غیررسمی را علنی کرد و خواستار رسیدگی به ادعاهای تجاوز شد. این درخواست آقای کروبی، سپس مورد پشتیبانی میرحسین موسوی هم قرار گرفت.

با خبرساز شدن نامه مهدی کروبی در فضای رسانه ای، قوه قضاییه اعلام کرد که هیاتی متشکل از ابراهیم رئیسی، معاون اول وقت قوه قضاییه، غلامحسین محسنی اژه‌ای، دادستان وقت کل کشور و علی خلفی، رئیس وقت حوزه ریاست قوه قضاییه، مأمور رسیدگی به ادعاهای تجاوز شده است.

مدت کوتاهی بعد از شروع رسیدگی، وبسایت سحام نیوز، نزدیک به آقای کروبی، متن شهادت یکی از دستگیرشدگان بعد از انتخابات را منتشر کرد که می گفت مورد “آزار و اذیت جنسی” قرار گرفته. در این شهادت‌نامه، که دوم شهریور ۱۳۸۸ انتشار یافت، توضیحاتی در مورد نحوه رسیدگی هیات سه نفره آقایان رئیسی، محسنی اژه ای و خلفی به ادعاهای تجاوز ارائه شده بود.

فرد شهادت دهنده توضیح می داد که مسئولان قضایی، بررسی شکایت او را به افرادی سپرده بودند که ۲۹ مرداد به دفتر مهدی کروبی آمده اند و می افزود: “برگه بازجویی جلویم گذاشتند. نمی دانم من متهم بودم یا شاکی… پرسش‌هایی نظیر اینکه کروبی را از کجا می شناسم؟ از کجا به ایشان اعتماد کردم؟… چرا حاضر شدم کروبی از من فیلم بگیرد؟”

این بازداشتی دوران انتخابات تاکید داشت که طی سه ساعت بازجویی از او، “هزار چرای دیگر بی ربط به قضیه تجاوز” مطرح شده است: “به من گفتند… کل نظام مقدس را زیر سوال بردی ما از کجا بدانیم که تو را تطمیع نکرده اند؟ و وقتی که من گفتم شما مثل اینکه یادتان رفته است مسئله چیست، به ظاهر خواستند سوالاتی در این خصوص کنند، سوالاتی از این دست که دخول تا کجا بوده و آیا آن شخص ارضا شده است یا نه؟ که این سوالات بیش از پیش باعث تخریب روح وروان من شد.”

به هر ترتیب در ۲۱ شهریور، ابراهیم رئیسی، غلامحسین محسنی اژه ای و علی خلفی، نتیجه بررسی های خود درباره آزار جنسی بازداشت شدگان را در نامه ای به صادق لاریجانی رئیس دستگاه قضایی منتشر کردند. در این نامه آمده بود: “هیچ‌گونه مدرکی دال بر تجاوز جنسی به افراد مورد ادعای آقای کروبی وجود نداشته و ادعاهای مطرح شده بدون مستند و عاری از حقیقت می‌باشد.”

آقایان رئیسی، محسنی اژه‌ای و خلفی، همچنین تأکید داشتند که باید “با مباشرین و معاونین و با کسانی که در ادامه اقدامات ضد امنیتی علیه نظام پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و در راستای ادامه همان خط و جریان با نشر اکاذیب و ایراد تهمت و افترا علاوه بر تشویش اذهان عمومی به حیثیت و اعتبار نظام و بعضی از نهادهای نظام و همچنین موجب هتک حیثیت و حرمت بعضی از مردم شده‌اند برخورد عادلانه و قاطع صورت گیرد”.

تاکیداتی مشابه بر روی اهمیت حفظ “اعتبار نظام”، در تعدادی از دیگر اظهارنظرهای ابراهیم رئیسی در مورد پرونده‌های خبرساز دوران پس از انتخابات هم مشهود بوده است.

به عنوان نمونه در پی کشته شدن تعدادی از زندانیان بازداشتگاه کهریزک که به حکم سعید مرتضوی دادستان وقت تهران دستگیر شده بودند، آقای رئیسی در ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در مورد رسیدگی به این پرونده توضیحاتی را ارائه کرد که اولویت بندی او را در رسیدگی به پرونده نشان می داد.

وی در توضیحات خود از “جدیت” دستگاه قضایی در پیگیری پرونده متهمان بازداشتگاه کهریزک خبر داد، اما مساله کهریزک را “حاشیه‌ای” دانست که “از متن اصلی که همان جریان فتنه و ظلم بزرگ به نظام اسلامی است فراتر رفته است”.

آقای رئیسی در اظهارنظر دیگری در ۲ اسفند ۱۳۸۸ در ارتباط با پرونده کهریزک، مجددا اقدامات معترضان به انتخابات را “ظلم بزرگ” و “گناه نابخشودنی هم از طرف پروردگار و هم از طرف نگاه مردم” دانست، ولی رفتارهای انجام شده در کهریزک را “تخلفاتی که در برخورد با این ظلم صورت گرفت” توصیف کرد.

“سازش ناپذیری” با رهبران معترض به انتخابات

ابراهیم رئیسی به خاطر قرار داشتن در سمت معاون اولی قوه قضاییه در زمان انتخابات ۱۳۸۸، نقشی تعیین کننده در برخورد با معترضان به این انتخابات داشت. نقشی که از نظر حامیان آقای رئیسی، نشان دهنده قاطعیت وی در عمل به دیدگاه های رهبر بود.

آقای رئیسی، که معمولا در مورد دستگاه قضایی و مسئولیت های خود در آن زیاد سخن نمی گفت، در ماه ها و سال های بعد از انتخابات به کرات بر لزوم برخورد جدی قوه قضاییه با معترضان به انتخابات تاکید کرد.

او از جمله در یک سخنرانی در ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ گفت: “کسانی که امروز واژه رأفت اسلامی و عفو را به کار می‌‌برند باید بدانند که ما راه برخورد با اغتشاشگران را تا انتها ادامه داده و ریشه فتنه را از میان برمی‌داریم.”

ابراهیم رئیسی از سوی دیگر، همواره رهبران معترضان به انتخابات ۱۳۸۸ را نیز به خاطر “ظلم به نظام” شایسته برخورد شدید دانسته است. وی در همین ارتباط، مشخصا بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم و اشاره هایِ هرازگاهِ برخی مسئولان به حصر خانگی این رهبران، در موارد مختلف به مخالفت خود با پایان حصر تاکید کرده است.

آقای رئیسی در ۸ دی ۱۳۹۳، با محکوم کردن “ظلم فتنه گران در حق نظام” گفت: “نظام جمهوری اسلامی با سران فتنه با رافت رفتار کرده است و حصر خانگی آنها به منظور تأمین امنیت خود آنها است.” او تاکید کرد: “کسانی که برای سران فتنه دلسوزی می‌کنند بدانند که ملت ایران هرگز از این ظلم بزرگ نمی‌گذرد… ظلم این افراد غیرقابل گذشت است.”

وی در ۱۴ دی ۱۳۹۳ هم با اعلام اینکه “خیانت‌هایی که اینان انجام دادند ظلمی نابخشودنی است”، به کسانی که خواستار پایان حصر هستند چنین پاسخ داد: “عنایت و تفضل نظام و رهبری است که سران فتنه اینگونه در حصر باشند… اگر عنایت نظام نبود این حصر اقل آن چیزی بود که علیه آنان انجام شد.”

ابراهیم رئیسی همچنین در ۸ دی ۱۳۹۵، در جریان یک سخنرانی در مشهد گفت: “وجه تمایز فتنه ۸۸ با سایر فتنه‌ها در آن بود که دشمن احساس کرد که در کشور جای پایی دارد… اعلام تقلب و خدشه به سلامت انتخابات بدون هیچ دلیل و مدرک مستند، ظلمی عظیم به نظام اسلامی بود.”

او یک روز بعد، در تهران هم سخنرانی کرد تا تکرار کند: “احساس دشمن از ایجاد فتنه سال ۸۸ این بود که می‌تواند جای پایی در درون کشور پیدا کرده و با این جای پا اهدافش را پیش ببرد… ریشه این قضایا که عده‌ای مسئله تقلب را مطرح کردند، هواهای نفسانی، خودخواهی ها و بدعت‌گذاری ها بود”.

پرونده اعدام های ۱۳۶۷

“قاطعیت” ابراهیم رئیسی در برخورد با پرونده های کسانی که به فتنه یا توطئه علیه جمهوری اسلامی متهم بوده‌اند، به دوران بعد از انتخابات ۱۳۸۸ یا حتی دوران رهبری آیت الله خامنه‌ای منحصر نبوده است.

مهم‌ترین پرونده دوره رهبری آیت‌الله خمینی که نام آقای رئیسی در آن مطرح شده، ماجرای اعدام های تابستان ۱۳۶۷ به دستور رهبر وقت بوده که از ۱۹ مرداد ۱۳۹۵ و در پی انتشار فایل صوتی اظهارات آیت الله منتظری از سوی فرزندش احمد منتظری، مورد توجه بیشتر افکار عمومی قرار گرفته است.

در این فایل، آیت الله منتظری از اعدام ناگهانی چند هزار نفر که پیشتر در دادگاه های جمهوری اسلامی به زندان محکوم شده بودند به شدت انتقاد می کند و مخاطب انتقادات او حسینعلی نیری (حاکم شرع وقت)، مرتضی اشراقی (دادستان وقت)، ابراهیم رئیسی (معاون وقت دادستان) و مصطفی پورمحمدی (نماینده وقت وزارت اطلاعات) هستند. آقای منتظری به این چهار نفر هشدار می دهد: “بزرگترین جنایتی که در جمهوری اسلامی شده و تاریخ ما را محکوم می کند به دست شما انجام شده و [نام] شما را در آینده جزو جنایتکاران در تاریخ می نویسند”.

آقای رئیسی و سه نفر دیگر هم، در پاسخ به انتقادات آیت الله منتظری، سخنی که ناشی از تکذیب نقش خود در اعدام ها باشد بر زبان نمی آورند، بلکه می‌گویند که در اجرای دستور رهبر وقت برای اعدام زندانیان، با احتیاط عمل کرده اند.

در پی انتشار فایل صوتی، دادگاه ویژه روحانیت، احمد منتظری را بر سر اتهاماتی همچون “انتشار فایل صوتى داراى طبقه بندى سرى” به زندان محکوم کرد اما به نشر اکاذیب متهم ندانست. این موضوع، ظاهرا نشان می داد که حتی دادگاه ویژه روحانیت، که دادستان آن شخص ابراهیم رئیسی بود، صحت محتویات فایل صوتی را رد نمی کند.

درحقیقت، طیفی از حامیان حکومت ایران، با تاکید بر اینکه اعدامی ها عمدتا از زندانیان سازمان مجاهدین خلق -و در مرحله بعد، زندانیان گروه های مارکسیست- بوده اند، اساسا نه تنها اقدام آقای رئیسی و همکاران او را منکر نمی شوند، که نقطه ای مثبت در کارنامه آنان محسوب می کنند.

با وجود این، به نظر می رسد که در برخی پرونده های دوران آیت الله خمینی، سخت گیری های آقای رئیسی و منتسبانش به “دشمنان حکومت” محدود نمانده و – البته در سطحی محدودتر- حتی شامل افرادی شده است که در جناح سیاسی رقیب حضور داشته اند.

پرونده انفجار ۸ شهریور

یکی از جنجالی ترین پرونده های اختلاف برانگیز در دوران نخستین رهبر جمهوری اسلامی، ماجرای انفجار نخست وزیری در ۸ شهریور ۱۳۶۰ بود که جمعی از همفکران آقای رئیسی در جناح راست حکومت، افرادی در جناح چپ را به دست داشتن در آن متهم می کردند.

این اتهامات در سه مرحله مورد رسیدگی قرار گرفت و آخرین مرحله، پس از رسیدن محمد موسوی خوئینی ها از اعضای جناح چپ به دادستانی کل کشور در تیر ماه ۱۳۶۴ کلید خورد. او تصمیم گرفت پرونده را به دست جناح رقیب بدهد تا به زعم او “تا تَهَش بروند و معلوم شود که هیچ نیست و قضیه یک بار برای همیشه بسته شود”.

در مرحله نهایی از پیگیری پرونده، که تا خرداد ۱۳۶۵ طول کشید، مسئولیت پیگیری به ابراهیم رئیسی معاون دادستان سپرده شد. او عضو جناح راست حکومت محسوب می شد و مسئولیت بازجویی ها را به شعبه ۷ دادسرای انقلاب مرکز سپرد که تحت کنترل اسدالله لاجوردی بود.

در این مرحله، تعدادی از اعضای جناح چپ حکومت و از جمله خسرو تهرانی مسئول سابق اطلاعات نخست وزیری دستگیر شدند و مورد “بدرفتاری” قرار گرفتند. حتی در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۶۵، جسد یکی از دستگیرشدگان، تقی محمدی، در زندان پیدا شد که بازجویان گفتند دلیلش خودکشی بوده است. گروه پیگیری کننده پرونده به دنبال دستگیری بهزاد نبوی سخنگوی دولت محمدعلی رجایی نیز بودند.

در اینجا بود که آیت الله خمینی، مسئول پرونده ابراهیم رئیسی، دادستان کل محمد موسوی خوئینی‌ها و رئیس دیوان‌عالی کشور عبدالکریم موسوی اردبیلی را احضار کرد و شخصا دستور مختومه شدن پرونده را داد. آیت الله خمینی به طور مشخص با ذکر نام خسرو تهرانی و بهزاد نبوی تاکید کرد: “من از همان اول می‌دانستم که یک دستی در کار است که می‌خواهد این افراد را بدنام کند و کنار بزند. النهایه فکر کردم آقایان به قضیه می‌رسند و خاتمه می‌دهند ولیکن الان احساس می‌کنم که باز قضایا به جاهای دیگر کشیده می‌شود.”

مطابق صورت‌جلسه موجود از نشست سه مقام قضایی و آیت الله خمینی، وی سپس با انتقاد از کسانی که به باور او در پی بهره برداری سیاسی از پرونده انفجار نخست وزیری بودند هشدار داد: “اگر امروز اشخاصی بخواهند به بهانه هایی افرادی را این طور گرفتار کنند و آبروی آنها را ببرند فردا یک عده دیگر را و روز دیگر هم یک عده دیگر را و با این ترتیب در جمهوری اسلامی کسی امنیت پیدا نمی کند و از همین جا باید جلوی این کارها گرفته شود.”

بعد از این جلسه، باقی زندانیان پرونده هشت شهریور، در ۷ خرداد ۱۳۶۵ آزاد شدند.

بسته شدن پرونده انفجار نخست وزیری با دخالت آیت الله خمینی، البته به هیچ وجه به معنی سلب اعتماد او از ابراهیم رئیسی نبود و آقای رئیسی، تا پایان عمر رهبر جمهوری اسلامی، از چهره های مورد اعتماد او در برخورد با مخالفان حکومت محسوب می شد.

با وجود این، به نظر می رسد که آیت الله خمینی، حداقل در ارتباط با پرونده ای چون ۸ شهریور، نگران بود که تیم ابراهیم رئیسی، حتی با افراد داخل حکومت نیز به گونه ای رفتار کنند که – به گفته او- “در جمهوری اسلامی کسی امنیت پیدا نکند”.

منبع: بی‌بی‌سی

پوتین در ایران هم رئیس جمهور تعین میکند!

Share Button
علیرضا رحیمی، نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در ادامه اضافه کرد: درصورتی‌که دیدار مورد اشاره بر اساس تبلیغات انتخاباتی صورت گرفته و خارج از پروتکل محقق شده باشد که به نظر می‌رسد در چهارچوب برنامه‌های انتخاباتی می‌گنجد، باید وزارت خارجه درباره آن توضیح دهند که آقای رئیسی چه مبنایی را برای آن مدنظر داشته است.+ کامنت من در پایان

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس: دیدار نماینده پوتین و رئیسی شائبه دخالت در انتخابات را دارد

منتشر شده در: .
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با اشاره به دیدار نماینده ولادمیر پوتین با ابراهیم رئیسیٰ نامزد دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تأکید کرد: دیدار اخیر موردبحث شائبه دخالت در امر انتخابات را به وجود می‌آورد که امر پسندیده‌ای نیست.
رویداد۲۴- عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با اشاره به دیدار نماینده ولادمیر پوتین با ابراهیم رئیسیٰ نامزد دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تأکید کرد: دیدار اخیر موردبحث شائبه دخالت در امر انتخابات را به وجود می‌آورد که امر پسندیده‌ای نیست.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید ابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی و کاندیدای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری روز پنج‌شنبه با رستم مینیخانوف رئیس‌جمهور تاتارستان و نماینده ویژه ولادیمیر پوتین در امور ادیان مذهبی دیدار و گفت‌وگو داشته است.
ابراهیم رئیسی، کاندیدا مورد حمایت جبهه مردمی نیروهای انقلاب (جمنا) گرچه این دیدار را در آستان قدس رضوی با محوریت مسائل مذهبی برگزار کرده بود، اما با توجه به در پیش رو بودن انتخابات ریاست جمهوری در ایران و وجود اسناد انتشار یافته از دخالت روس‌ها در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در خصوص این دیدار نیز نگرانی‌های به وجود آمدن شائبه دخالت در انتخابات به وجود آمده که به‌طور مستقیم وزارت امور خارجه درباره آن باید پاسخگو باشد.
علیرضا رحیمی، نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفت‎وگو با رویداد۲۴ درباره مبنا دیدار آقای رئیسی با نماینده پوتین در آستانه انتخابات ریاست جمهوری گفت: به نظر می‌رسد با توجه به اینکه دیدار مقامات خارجی با مسئولان جمهوری اسلامی ایران باید بر اساس تشریفات خاصی صورت گیرد و لازم است تا در چهارچوب پروتکل تشریفاتی این کار انجام شود، وزارت امور خارجه باید دراین‌باره توضیح دهد و مطرح کند که برای انجام این دیدار چه چیزی را در نظر گرفته است.
وی در ادامه اضافه کرد: درصورتی‌که دیدار مورد اشاره بر اساس تبلیغات انتخاباتی صورت گرفته و خارج از پروتکل محقق شده باشد که به نظر می‌رسد در چهارچوب برنامه‌های انتخاباتی می‌گنجد، باید وزارت خارجه درباره آن توضیح دهند که آقای رئیسی چه مبنایی را برای آن مدنظر داشته است.
این نماینده مردم تهران در ادامه یادآور شد: با توجه به اینکه آقای رئیسی یکی از کاندیداهایی است که در عرصه رقابت‌ها حضور دارد ارزیابی بیرونی و کلی از این حرکت چنین است که به‌عنوان کاندیدا ریاست جمهوری نه تولیت آستان قدس رضوی این کار را انجام داده که به‌طور کامل خارج از پروتکل‌های تشریفاتی دیدار با مقامات خارجی است و همان‌طور که در بالا توضیح دادم انتظار می‌رود تا وزارت امور خارجه در این رابطه به توضیح بپردازد.
رحیمی دراین‌باره که این اتفاق در هر کشور دیگری روی می‌داد آیا مورد بازخواست قرار نمی‌گرفت، اظهار داشت: دیدارهای مشابهی وجود داشته که از سوی مقامات خارجی که به‌کرات در سال‌های گذشته درخواست شده و زمانی که به تحقق پیوسته شورای امنیت ملی یا وزارت امور خارجه درباره آن مداخله کرده است. دیدار اخیر مورد بحث شائبه دخالت در امر انتخابات را به وجود می‌آورد که امر پسندیده‌ای نیست.
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در این رابطه که با توجه به اسناد انتشاریافته از دخالت روسیه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، نباید محتاط‌تر رفتار کرد، تأکید کرد: هر جور که به این دیدار نگریسته شود شائبه دخالت در انتخابات در آن دیده می‌شود.
وی دراین‌باره که آیا کمیسیون امنیت داخلی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، آقای رئیسی را برای توضیح احضار می‌کند، توضیح داد: فردا در کمیسیون جلسه داریم و این موضوع در آن مطرح خواهد شد، احضار آقای رئیسی بستگی به نظر اعضا دارد ولی به‌طور حتم از وزارت امور خارجه توضیح خواسته خواهد شد.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در این رابطه اضافه کرد: فرایند پروتکل‌های تشریفات و پرهیز از شائبه تخلف انتخاباتی جزء شاخصه‌های قابل‌توجهی هستند که قانون‌مداری کاندیداهای انتخاباتی ریاست جمهوری را در نظر مردم به قضاوت خواهد گذاشت.
…………………………..
Iran - Ibrahim Raisi mit Putins Vertreter (asr-iran)

رستم مینیخانوف رئیس‌جمهور تاتارستان و نماینده ویژه ولادیمیر پوتین

کامنت من:
این یک قاعده در هرگونه مذاکره یا دیدار رسمی بین شخصیتهای هرکشوری با شخصیتهای کشورهای دیگر است که اولاً چنین دیدارهائی با اطلاع وزارت خارجه انجام میشود تا سیاست خارجی کشور در ریل واحدی حرکت کرده و از اغتشاش در آن جلو گیری شود و مهمتر از آن، چنین دیدارها و مذاکراتی انجام یافته با تنظیم صورتجلسه و پروتکل مستند میشوند. این مسئله زمانی اهمیت بیشتر می یابد که یکی از آن دو کشور دستخوش یک مسئله ملی نظیر انتخابات ریاست جمهوری هستند. 
و دقیقاً چنین پروتکل هایی بود موجب گردید قوی ترین شخصیت تیم دولتی ترامپ، مشاور ارشد او در شورای امنیت ملی مایکل فلین که یک ژنرال هم هست، پس از دو هفته نه تنها مستعفی شود بلکه در برابر میز بازجویانF.B.I(پلیس فدرال آمریکا)، ایستاده و برای دیدارش با سفیر روسیه بازخواست پس دهد.
ولی در مملکت ما وقتی نوبت به خواص نزدیک بیت رهبر میرسد، این قاعده عمومی مانند همه قواعد و مقررات دیگر کن لن یکم میشود کما اینکه سرداران سپاه ما هم بطور هفتگی بین مسکو و تهران برای رایزنی با ژنرالهای روسی در رفت و امد هستند بدون اینکه گزارشی بکسی بدهند. البته شاید فقط به خود رهبر.
یادداشت نویس فوق بدرستی روی حساسیت مسئله دیدار رئیسی بعنوان نامزد ریاست جمهوری این دوره با نماینده ویژه پوتین انگشت نهاده است.
حالا  این وظیفه وزارت خارجه در درجه اول و وزارت اطلاعات در درجه دوم است که از رئیسی بخواهند سند مذاکرات را در اختیار آنها بگذارد، تسلیم این اسناد به ارباب جراید پیشکش! و توضیح دهد با اجازه چه کسی با نماینده ویژه پوتین ملاقات داشته است.

مدال تأئید صلاحیت بخاطر ارتکاب جنایت به ابراهیم رئیسی

Share Button

«سخنگوی ستاد مردمی خادم ملت با ابراز اینکه “ما احساس کردیم رئیسی کاندیدای واقعی مردم است”، گفت: تلقی ما این بود که باید کار جهادی کنیم و این جمع برای رأی آوردن آقای رئیسی تلاش می‌کند و وی را اصلح می‌دانیم.

Image result for ‫ابراهیم رئیسی‬‎

من در یاداشتی با عنوان:«رهبری نظام خواهان تأئیدیه مردم برای کشتار ۷۶زندانیان سیاسی است» نوشتم که کاندیتاتوری ابراهیم رئیسی برای پست ریاست جمهوری در واقع تلاش رهبری نظام برای امضاء گرفتن از مردم زیر حکم کشتار بزرگ زندانیان سیاسی در سال ۶۷ است.

سایت کمپین بین المللی حقوق بشر در ادامه گزارش خود از مصاحبه با احمد منتظری، در معرفی سابقه رئیسی مینویسد:« ابراهیم رئیسی از سال ۱۳۸۳ تا سال ۱۳۹۳ به مدت ۱۰ سال معاون اول قوه قضائیه بود و از سال ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۴ نیز دادستان کل کشور شد. او ۱۷ اسفند ماه  ۱۳۹۴ با حکم آیت‌الله خامنه‌ای به تولیت آستان قدس رضوی یکی از ثروتمندترین و قدرتمندترین نهادهای غیرشفاف در جمهوری اسلامی منصوب شد. اما بیشترین بخش از دوران مسئولیت‌‌های اداری‌اش در قوه قضائیه جمهوری اسلامی سپری شده است. او از ابتدای دهه شصت در سمت‌های قضائی-امنیتی مشغول به کار بود. در جریان اعدام‎ زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ او از اعضای گروه موسوم به «هیات مرگ» بود و درباره مرگ و زندگی زندانیان سیاسی تصمیم گیری می‌کرد.»

نامزدی ابراهیم رئیسی در این دوره انتخابات ریاست جمهوری معنایی بسیار بیشتر از آنچه در ظاهر امر به ذهن متبادر میشود دارد. نامزد کنندگان رئیسی و خود او آگاهانه به میدانی آمده اند که میدانند در آن باختشان هم بُرد خواهد بود.

از بیسوادی و فقدان سابقه سیاسی رئیسی چیزی نمیگویم که احمد منتظری هم بدان اشاره کرده است، روی این انگشت میگذارم که  َنفسِ ورود رئیسی به عرصه رقابت انتخاباتی، درحکم پذیرش نامزدی سردسته یک باند گانگستریِ آدمکش و مواد مخدر برای ریاست دستگاه مبارزه با قاچاق مواد مخدر و جنایات عمده است.

ساده ترین نتیجه پذیرش این نامزدی در حد همین پذیرش، انکارِ  سوابق علنی شده گانگستری و جنائی آن فرد میباشد. تائید صلاحیت ابراهیم رئیسی از سوی شورای نگهبان، یعنی اینکه نه تنها نظام، شورای نگهبان و رهبرش همچنان در دفاع از کشتار هزارانی سال ۶۷ زندانیان سیاسی ایستاده اند بلکه شیادانه میخواهند با سوء استفاده تغیرات نسلی بحساب فراموشی ملت و بیخبری نسلهای پس از آن کشتار، از مردم ایران برای یکی از سرجلادان آن کشتار بزرگ نه تنها برائتنامه بلکه تشویق نامه بگیرند. این کار رژیم یعنی تف کردن بصورت ملت، یعنی تحقیر مردم و پوچ گرفتن نسل جوان کشور.

مردم ایران نه آن جنایت برزگ و مجریان و عامران آنرا فراموش میکند و نه این توهین بزرگ را نامزدی یکی از آن جانیان را برای پست ریاست جمهوری!

آری! محاسبه رئیسی و شرکایش از اینجهت که با وارد شدن در این دور انتخاباتی و تأئید صلاحیت اولاً برای آن باند آدمکش که رئیسی یکی از آنها بوده است، حکم رسمی تبرئیه میگیرند و از آن بیشتر، در جریان این رقابت انتخاباتی؛ تعداد اعضای« گروه مرگ» در آن جنایت را از چند نفر در حد همان «گروه مرگ» را تا حدِ تعدادی که این دژخیم  در این انتخابات رأی بیاورد افزایش میدهند.

یک رأی چند میلونی حتی اگر به فینال انتخاباتی هم نرسد، از نظر حقوقی یعنی بخشی میلیونی از مردم میهن ما، یا آن کشتار را تأئید کرده اند یا بطور ساده از آن بعنوان امری عادی گذشته اند و این نه تنها تبرئه رئیسی، نیری، رازینی، پورمحمدی و اژه ایی و.. بلکه تبرئه کلیت نظام از آن جنایت؛ محکوم و مستحق الاعدام دانستن آن جانباختگان !

اینها که نقش اعضای ستاد انتخابات رئیسی را پذیرفته اند در حقیقت در دفاع از کشتار ۶۷ ایستاده اند(زینلیان، رضا نجابت و ... ).
 آیا اینها میدانند که با عضویت خود در این ستاد عملاً به عضویت جوخه مرگ ۶۷ درآمده اند!

«سخنگوی ستاد مردمی خادم ملت با ابراز اینکه “ما احساس کردیم رئیسی کاندیدای واقعی مردم است”، گفت: تلقی ما این بود که باید کار جهادی کنیم و این جمع برای رأی آوردن آقای رئیسی تلاش می‌کند و وی را اصلح می‌دانیم.

نجابت افزود: قرار شد تمام ظرفیت‌های مردمی به‌وجود آمده را تجمیع کنیم و فارغ از بوروکراسی‌های رسمی وارد کار شویم.

وی خاطرنشان کرد: آقای رئیسی هم به این ستاد عنایت داشته و می‌خواهیم با استفاده از جوانان فضای خسته مدیریتی را بر هم بزنیم تا ان‌شاءالله در صورت پیروزی رئیسی شاهد حضور جوانان باشیم. تسنیم نیوز»

… «نجابت افزود: قرار شد تمام ظرفیت‌های مردمی به‌وجود آمده را تجمیع کنیم و فارغ از بوروکراسی‌های رسمی وارد کار شویم.»

باید گفت ابراهیم رئیسی و سایر اعضای «گروه مرگ»، دقیقاً با همین منطقِ عبور کردن از بوروکراسی رسمی دستگاه قضایی بود که ظرف یکهفته، قریب ۵۰۰۰ نفر از زندانیان سیاسی محکومیت کشیده، یا در حال طی کردن محکومیت حبس خود را به جوخه اعدامهایی سپردند که فرا تر از اعدام، شکنجه کُشی سادیستیک و انتقامی بود.

بیشک کسی جرئت اشاره به آن جنایت بزرگ در مناظره های تلویویزیونی پیش روی را نخواهد داشت و شاید یکی از عللی که بحث انتشار مناظره ها بطور ضبط شده مطرح شده است همین باشد. البته با یک امریه رهبری این مسئله حل خواهد شد و من فکر میکنم رئیسی ترجیح میدهد مصاحبه ها زنده پخش شوند و برعکس روحانی نه! زیرا عدم طرح سوابق جنایی رئیسی در مناظره برای روحانی یک امتیاز منفی بزرگ و طرح کردن انهم درحکم شمشیر کشیدن بروی نظام است. بنا براین برگزاری مناظره های انتخاباتی بطور زنده و عدم اشاره به نقش رئیسی در  اسیر کشی ۶۷، تأئیدی ضمنی ولی مضاعف بر برائت او از این گناه میباشد.

رئیسی در این مناظره ها بعنوان قاتلی سریالی کُش در کسوتی اخلاقمندانه و مردم دوستانه ظاهر خواهد شد که مدعیانش که باید نقش مدالعموم ملت را در برابر او داشته باشند، حد اکثر حق دارند و میتوانند او را به یک یا چند تخلف ترافیکی کوچک یا لغزشهای پیش پا افتاده متهم کنند.

ملت ایران به پای صندوق های رأی خواهد رفت تا ثابت کند جنایتکاران را «نه!» بخشیده است و «نه!» فراموش کرده است. ملت ایران از این فرصت انتخاباتی و نامزدی رئیسی در آن، برای طرح وسعیتر کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ استفاده کرده و آمران و عاملان آن قتل عام را به ملت و نسل های پس از آن کشتار معرفی خواهد کرد

حبیب تبریزیان

سردار نجات صریحا از ضرورت تغییر دولت روحانی گفت

Share Button

چکیده : نهاد نظامی پر قدرت، پر پول، پر سلاح و پررسانه سپاه که پس از سابقه سیاهی که از کودتای انتخاباتی ۸۸ از خود بر جای گذاشت با سخنان اسفند ماه فرمانده کل سپاه که گفته بود «احدی در سپاه حق دخالت سیاسی و جناحی در انتخابات و تخریب کاندیداها را ندارند.» سعی در تطهیر دخالت غیرقانونی این نهاد در انتخابات داشت که البته تاریخ مصرف آن کوتاه بود …

سردار نجات صریحا از ضرورت تغییر دولت روحانی گفت

کلمه

شنبه, ۲ اردیبهشت, ۱۳۹۶

با اظهارنظر انتخاباتی جانشین اطلاعات سپاه علیه حسن روحانی در همایش انتخاباتی ابراهیم رییسی از دخالت غیرقانونی سپاه در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری پرده برداشته شد.

به گزارش کلمه، سردار نجات که روز پنجشنبه پیش از آغاز تبلیغات انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری برای حضور در همایشی انتخاباتی عازم مشهد بود، با انتقاد از حسن روحانی، مواضع و مطالبات دولت مطلوب آینده سپاه را علنی کرد.

نهاد نظامی پر قدرت، پر پول، پر سلاح و پررسانه سپاه که پس از سابقه سیاهی که از کودتای انتخاباتی ۸۸ از خود بر جای گذاشت با سخنان اسفند ماه فرمانده کل سپاه که گفته بود «احدی در سپاه حق دخالت سیاسی و جناحی در انتخابات و تخریب کاندیداها را ندارند.» سعی در تطهیر دخالت غیرقانونی این نهاد در انتخابات داشت که البته تاریخ مصرف آن کوتاه بود.

حالا مواضع و مطالبات انتخاباتی سپاه از سوی سردار نجات، جانشین اطلاعات سپاه علنی شده است. او با ادعای اینکه« یکی از مشکلات ما خطر استمرار غرب گرایی است.» گفته است: «در چنین شرایطی روی کار آمدن یک دولت انقلابی یک ضرورت به شمار می رود.»

محمد حسین زیبایی نژاد که با نام مستعار نجات در سه دهه اخیر در محافل امنیتی و نظامی عضویت داشته، چهره نزدیک به آیت الله خامنه ای است که گفته می شود برای اولین بار پیشنهاد حصر رهبران جنبش سبز را او به رهبری داده است.

او که در همایش سراسری هیات رزمندگان اسلام در مجتمع امامت مشهد حضور یافته بود، با اعلام مطالبه سپاه برای روی کار آمدن دولتی انقلابی مخالفت حسن روحانی با تماس صوتی تلگرام را رسانه ای کرده است.

نجات از سرداران تندروی سپاه که نقش ویژه ای در سرکوب تظاهرات مردمی داشته است، در سخنانش در مشهد با بیان اینکه مدرنیته وقتی در جامعه پیاده شود تبدیل به مدرنیزم می‌شود، گفته است: دولت‌‌هایی که داخل ایران می‌آیند می‌گویند باید مدرنیزه شویم، در صحبتی که با حجت الاسلام روحانی داشتیم تاکید کردیم که راه اندازی صوت تلگرام سبب می شود که ما هیچ موردی را نتوانیم، کنترل کنیم، اما رئیس جمهور در پاسخ گفتند، چرا از هرتکنولوژی که از غرب وارد می‌شود، مخالفت می‌کنید؟ تلگرام مظهر تمدن و مدرنیزم است و باید وارد کشور شود.

وی بیان کرد: وقتی تمدن غرب می‌خواست وارد کشورهای ژاپن و سنگاپور که ساختار ایدئوژلیک نداشتند، شود، به سرعت، این مناطق، مدرنیته و مدرنیزم را پذیرفتند، مبنای قانونگذاری تمدن غرب انسان است، اما اسلام مبنای قانون گذاری را خدا می‌داند، آنها معتقدند، دین نباید وارد جامعه شود، درحالی که همه پیامبران الهی آمده‌اند که بگویند دین برای اداره جامعه فرستاده شده است

او در ادامه افزوده که پهلوی دوم، مبانی غرب‌گرایی را در دانشگاه تدریس کرد تا مبنای جوانان فارغ التحصیل کرده، تمدن غرب باشد، با پیروزی انقلاب و جنگ تحمیلی، زنجیره غرب‌گرایی در کشور شکسته شد و مردم در جنگ دریافتند که می‌شود با نه گفتن به غرب در جنگ پیروز شد.

سخنان نجات را که سایت صبح توس به عنوان یکی از ابزارهای رسانه ای رییسی منتشر کرده، در حالیست که اسفندماه گذشته سرلشکرمحمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه در جمع فرماندهان و مسئولین سپاه مدعی شد : احدی در سپاه چه از پاسداران و چه از فرماندهان مانند گذشته حق دخالت سیاسی و جناحی در انتخابات و تخریب کاندیداها را ندارند. دستگاه‌های نظارتی در سپاه موظف شده‌اند اجرای این مهم را با حساسیت و دقت به طور مستمر دنبال‌گیری و کنترل کرده و با متخلفین بدون اغماض برخورد کنند.

همایش مدیران هیئت رزمندگان اسلام سراسر کشور که سردار نجات در آن موضع گیری انتخاباتی کرده است، محفلی انتخاباتی برای حمله علیه حسن روحانی بوده که طی آن محمد حسین صفارهرندی نیز به نفع ایراهیم رییسی سخنرانی کرده است.

پیش از این خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه به نقل از سیدحسن ذاکرین از جمله اهداف بیست و سومین همایش مدیران هیئت‌های رزمندگان سراسر کشور را بایدها و نبایدها در انتخابات و انتخاب اصلح اعلام کرده و از جمله حاضران آن را آیت‌الله علم‌الهدی معرفی کرده بود.