Archive for: May 2017

نترسید! نترسید! ما همه با هم هستیم!

Share Button

برخی شعارهایی که از دل خشم اعتراضی مردم یا شوق کامیابی آنان برمیخیزد، براستی جلوه ایی از زیبائی شناسی تاریخ میباشند. در شعار تیتر فوق که در جریان اعتراضات انتخابات سرقت شده ۸۸ ریاست جمهوری بر زبانها افتاد، از خواندن سطحی و معنای بیواسطه کلامی آن بگذرید و به ژرفای معنای اجتماعی آن بروید! در آن ژرفا ترسی را که چون بختک و هیولایی هراس انگیز مردم را به وحشت انداخته بوده است را مجسم کنید! قیافه و نگاه وحشت زدهِ انسانهائی را که میتوانند نزدیکان و عزیزان شما هم بخشی از آنان باشند را با چشمِ درون، احساسی، عاطفی و انسانی خود بنگرید و مجسم کنید، در همان لحظه غرش کبریا شکن و پرشکوه ناگهانی صدای هماهنگ میلیونهائی را که بانگ برمیدارند: ـ نترسید! نترسید! ما همه با هم هستیم! که در کائنات اقتدار خدایان زلزله میافکند را مجسم کنید و مجسم کنید چگونه رسوب ترسی را که تا لحظاتی پیش چهره مردم را دگردیس کرده و نگاهشان را از  هرگونه غرور و اعتماد بنفس انسانی عاری ساخته و حالت انسانی را از آنها گرفته بود در یک چرخش دراماتیک رویدادی بسوی آفرینندگان آن ترس آفرینان برمیگردد و ماسک پوشالی ابهت و اقتدار قلابی آن خداوندان مست از اقتتدار را میدرد  تا زیرِ آن نقاب دروغین، لایه ثابت و ضخیم ضعف، ترس و حقارت را بتمام معنای روانشناختی آن به ترسیدگان دیروز بنمایاند!

و این چرخش روانشناختی ترس و جسارت، غرور و حقارت را ببینید و احساس کنید که چگونه هرچیز  سرانجام بجای طبیعی خود برمیگردد از جمله حقارت و ترس که غریزه درونزاد این نظام ضد انسانی و ضد تاریخی بوده و هست!

آری وقتی خدایان قدرت میترسند، هم ترس آنها به بیان افلاطونی نماد اصیل و انتزاعی ترس است و هم حقارت آنها «مُثُلِ» تمام عیار و نمادین ترس و حقارت میباشد.

آری در چنین شرایطی از خروش تاریخی انسانها و رویاروئی آنها با سرنوشت شومی که خدایان قدرت برایشان رقم زده اند میباشد که انسانیت تاریخی، تمام قد و شکست ناپذیر از دل رویدادها برخاسته و روی پاهای خود محکم چون کوه می ایستد و چون هرکول زئوس را به هماوردی میطلبد،

آری! در شرایط  چنین رویاروئیهای تاریخی است که ارزشهای انسانی با ارزشهای ضد انسانی روی  در روی میشوند و زمینه ساز تراژدیها و حماسه های فنا ناپذیر تاریخ که عظمت روحی و روانشناختی انسان تاریخی را نشان میدهند میگردند و انسان تاریخی عظمت بی بدیل فرزانگی خود را در برابر دونمایگی انسان ضد تاریخی به نمایش میگذارد و زمینه ای برای آفرینش آثار جاودانه ادبی و هنری میشود.

حماسه انتخابات ریاست جمهوری که مردم را به میدان کشاند، خروشش چنان بُت و بارو شکن بود که شخص رئیس جمهور هم به بخشی از این شط شکوهمند حماسه گونه مردمی میهنمان پیوست. آری! جناب روحانی به خانواده بزرگ ملت ایران خوش آمدی!

عفریت ترس بر فراز گوئرنیکا. اثر جاودانی پیکاسو

Relaterad bild

مقدمه ایی بود بر اِ میلی که از یکی از دوستان گرفتم  اینهم آن ا ِمیل خبری.

ح تبریزیان

……………………………..

[۵/۲۶،‏ ۹:۰۳] S: دیروز روحانی داشت تو جمع مسئولان ستادش تو سرار کشور سخنرانی میکرد.از تلویزیون پخش نمیشد ولی از کانال اینستاگرامش پخش شد.اینقدر شعار یا حسین میر حسین دادن که نمیتونست حرف بزنه…گفت تک تک مردم وظیفه دارین هروقت کوچکترین خلافی از کارمندان و مسئولان دولتی دیدین.هرکس میخاد باشه.شهردار یا بخشدار یا نماینده مجلس یا وزیر یا رئیس بانک خلاصه هرکی میخاد باشه..بهم گزارش بدین،قسم میخورم از کار برکنارش کنم.گفت از این ببعد چشم و گوش دولت شما خود مردم هستید.اگه میخاین فقر و بیکاری و فساد و گرانی ریشه کن بشه هرجایی کوچکترین تخلفی دیدین ساکت ننشینین و گزارش بدین
[۵/۲۶،‏ ۹:۰۳] S: گفت دیگه گذشت اونموقع ها….گفت روز جمعه انقلابی دیگه کردیم..گفت الان تمام مسئولان کشور از رهبر گرفته تا سران سپاه و بسیج و همه میدونن و فهمیدن اکثر مردم ایران طرفدار خاتمی و اصلاحات هستن. گفت الان اکثریت باماست.گفت اگه باهم باشیم میتونیم بزنیم تو دهن کسانی که رفاه و آسایش مردم رو نمیخان.گفت قسم میخورم از این ببعد بجای آبادانی کشورهای همسایه(منظورش عراق و فلسطین و لبنان و سوریه و..)بود،بفکر آبادانی ایران و مردم کشورم باشم
[۵/۲۶،‏ ۹:۰۳] S: اینقدر شعار درود بر خاتمی و میرحسین دادن که نمیتونست حرف بزنه.
[۵/۲۶،‏ ۹:۰۳] S: کلی قول داد:
درباره آزادی زنان
اشتغال زنان
آزادی پوشش و لباس
[۵/۲۶،‏ ۹:۰۳] S: خیلی شلوغ بود و همه شعار میدادن…گفت صداوسیما باید تغییرات زیادی کنه.گفت صداوسیما ثابت کرد که با مردم مخالفه…گفت همه روز جمعه دیدن که مردم ایران چی میخان
[۵/۲۶،‏ ۹:۰۳] S: گفت فرمانده سپاه گفته که تو ایران مردم هرچی خاتمی گفت گوش میدن.دیگه به حرف رهبر کسی گوش نمیده.گفت رهبر قلبهای مردم ایران خاتمی…
[۵/۲۶،‏ ۹:۰۳] S: یعنی اینکه گفت سالن وزارت کشور منفجر شد از تشویق و شعار..یه لحظه شعار مرگ بر دیکتاتور دادن ولی فوری خواهش کرد که این شعار رو نگید…دوازده میلیون نفر از طریق اینترنت مستقیم و زنده این برنامه رو نگا میکردیم
[۵/۲۶،‏ ۹:۰۳] S: گفت ببینید همین الان صداوسیما سخنرانی من که رئیس جمهور این کشورم رو پخش نمیکنه…گفت ولی میلیونها نفر الان دارن این مراسم رو بطور مستقیم از اینترنت میبینن.گفت آقای رئیس صداوسیما کدوم برنامه شما دوازده میلیون نفر ببیننده داره.گفت کاری نکنید که یک شبکه خصوصی برای دولت درست کنم.گفت قول میدم تو صداسیما تغییرات زیادی انجام بدم..گفت اونهایی که نمیخاین قبول کنین مردم ایران شما رو نمیخان،روز جمعه دیدین چجور تو دهنی خوردین،؟
[۵/۲۶،‏ ۹:۰۳] S: خلاصه گفت اگه میخاین گرانی و فساد و…برداشته بشه تک تک مردم ایران خودتون چشم و گوش من بشید و از هیچکسی هم نترسید چون الان ما مردم ایران زورمون به قلدرها و زورگوها می رسه

 

قاضی القضات بساط قانون شکنی اش را جمع کند!

Share Button
 این بخش پایانی  نامه مهدی کروبی  به حسن روحانی در فروردین ۱۳۹۵ است که در واقعیت خطاب به  کل حاکمیت بود. نامه  پیامی واضح داشت و خبر می داد اگر  منتظر توبه رهبران جنبش سبز مانده  اند انتظاری بیهوده است. آیا مهدی کروبی صریح تر از این هم می شود اعلام کند بر راهی که در سال ۸۸ انتخاب کرده ایستاده است؟+کامنت من در پایانتوهین عجیب خانواده مهدی کروبی به مسئول!

 

منتشر شده در: .

«…اینجانب نه از شما طلب رفع حصر دارم و نه این‌کار را در اختیار شما می‌دانم؛ لیکن از شما می‌خواهم براساس تکلیفی که قانون اساسی و مردم بر عهده‌تان گذاشته‌اند، از حاکمیت مستبد بخواهید تا دادگاه علنی‌ام، مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی، ولو با ترکیب مورد نظر ارباب قدرت را تشکیل دهد تا به یاری خداوند و به اتفاق وکلای‌ام با استماع کیفرخواست، ادله خود مبنی بر تقلب انتخابات ریاست جمهوری ۸۴، مهندسی انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و آن‌چه بر فرزندان این کشور در بازداشتگاه‌های قانونی و غیرقانونی گذشت را به اطلاع عموم برسانم. خروجی این دادگاه مشخص خواهد کرد که برگشته از انقلاب و نانجیب، و ادامه دهنده راه انقلاب و نجیب، کدامیک از طرفین دعوا و نزاع انتخابات ۸۸ قرار دارند. قل کفى بالله بینی و بینکم شهیدا. تاکید می‌کنم حکم صادره از این محکمه را با جان و دل پذیرا هستم و بدون در نظر گرفتن حق تجدید نظر از آن استقبال می‌کنم، زیرا عالم محضر خداست و جانشین و خلیفه او در زمین مردم‌اند و چه داوری بهتر از خدا و مردم…».

این بخش پایانی  نامه مهدی کروبی  به حسن روحانی در فروردین ۱۳۹۵ است که در واقعیت خطاب به  کل حاکمیت بود. نامه  پیامی واضح داشت و خبر می داد اگر  منتظر توبه رهبران جنبش سبز مانده  اند انتظاری بیهوده است. آیا مهدی کروبی صریح تر از این هم می شود اعلام کند بر راهی که در سال ۸۸ انتخاب کرده ایستاده است؟

دیروز رئیس قوه قضاییه در سخنانی تند که به نظر می رسد مخاطب آن رئیس جمهور روحانی است گفته بود بساط رفع حصر را جمع کنید و تهدید به برخورد قوه قضاییه کرده بود. آملی لاریجانی که  خود خارج از حیطه وظایفش در همه امور سیاسی دخالت می کند اما پاسخگوی  زندان های مملوّ از زندانی و ناتوانی قوه قضاییه در پیشگیری از جرم نیست تلویحا به مسئولان دولت گفته است در این پرونده دخالت نکنند. سخنان لاریجانی در شرایطی بیان شده که این قوه از هر گونه نظارت جدی بر عملکردش مصون است. هنوز پاسخ درستی به محمود صادقی نماینده تهران در مورد افتتاح حساب های شخصی به نام رئیس این قوه و  نحوه خرج میلیاردها تومان از سود این حساب ها نداده است. آملی لاریجانی هنوز پاسخ درستی نداده است که بعد از این همه سال چرا کارنامه  قوه قضاییه در پیشگیری از جرم اینچنین سیاه است. مسئولان قوه قضاییه ناتوان در جلوگیری از کاهش آمار زندانیان به فکر ساختن زندان های جدید اند. این در حالی است که لاریجانی در همه مسائل سیاست داخلی و خارجی و بین المللی نظر می دهد اما دریغ از توضیحی در مورد عملکرد نهاد تحت مدیریت خود. زندان هایی که هنوز پر از شهروندان ایرانی است و قوه ای که ناتوان از اعمال شیوه های علمی برای کاهش جرم است بیلان قاضی القضات را آنقدر سیاه کرده که لزوم تحقیق و تفحص از این قوه برای بررسی عملکرد مسئولانش اجتناب ناپذیر است اما دریغ از ذره ای پاسخگویی. صادق لاریجانی به جای پاسخ به انتقادات در مورد عملکرد خود هر بار سخنی از سیاست به میان می آورد. زمانی برجام را می کوبد و زمانی مدافعان شکسته شدن حصر را. این چه عدالتخانه ای است که هنوز مشخص نکرده چرا موسوی کروبی و رهنورد باید بیشتر از هفت سال در زندان خانگی به سر برند در حالی که نه مشخص است اتهام آنها چیست؟ در کدام محکمه قضایی محاکمه و محکوم شده اند و کدام رویّه  صحیح قضایی در مورد آنها اعمال شده است.

آملی لاریجانی امروز بیشتر از هر چیز، رئیس قوه قضاییه بی طرفی نیست او نماینده طیفی تندرو ازقدرت است که بارها مردم ایران در انتخابات های مختلف به این طیف نه گفته اند و سخنان دیروز او  عصبانیت او از نه جدید مرم به تندروهاست. فارغ از اینکه انگیزه های شخصی  قاضی القضات از حملات پیاپی خود به رهبران جنبش سبز چیست اما صورت مسئله مشخص است. محصوران اعلام کرده اند اهل توبه نیستند. نه تنها جرمی را مرتکب نشده اند بلکه گذشت سالها، حقانیت انذارهایشان را به اثبات رسانده است و اگر قرار بر محاکمه هم باشد این حامیان معجزه هزاره سوم هستند که باید پاسخ دهند چرا منافع ملی ایران را در هشت سال سیاه ۸۴ تا ۹۲ با دخالت های سازمان یافته شان در انتخابات در معرض خطر قرار دادند.

پرسش ما از قاضی القضات این است علت هراس از محاکمه رهبران جنبش سبز در دادگاهی عادلانه با حضور رسانه ها چیست؟ آیا باز از قضاوت افکار عمومی ترس دارند؟ آنها اگر منتظر توبه هستند آب در هاون می کوبند. نه مهدی کروبی اهل توبه است نه میرحسین موسوی و رهنورد. کدام عقل و منطقی می پذیرد بعد از هشت سال تحمل این همه  ناسزا و تبلیغات سنگین حکومتی و بعد از  اثبات حقانیت آن انذارها رهبران جنبش سبز به توبه نزد عاملان وضعیت اسنفاک ایران در هشت سال سیاه تن دهند؟ قاضی القضات فرار به جلو نکند. این حصر لکه ننگی است که بر پیشانی نظام نشسته است. راه حل  مسئله  مشخص است یا آزادی رهبران جنبش سبز ایران یا محاکمه علنی آنها. اتفاقا در روز محاکمه است که محصوران فرصت دارند در برابر افکار عمومی توضیح دهند چه کسانی و چه جریان هایی کشور را به خاک سیاه نشاندند. آقای لاریجانی راه فراری نیست . یا آزادشان کنید یا محاکمه. مطمئن باشید از توبه خبری نیست. بهتر است بساط قانون شکنیتان را برای همیشه جمع کنید.

……………..

نیاز به کامنتی نیسیت فقط این تکه شعر

اگر که قاضی شهرم مرا بکفر فتوا داد

خود این نشان ز ایمان و اعتقاد منست

اگر همه میخانه زمن طلبکارند

خود این گواه  ز اعتبار منست

بوی کودتای حکومتی میآید!

Share Button

پیش کامنت: …آیت الله صادق لاریجانی فرمانده قوه قضائیه طی سخنانی در جلسه مسئولان عالی قضائی، با شدید ترین لحنی که میتوان اولاً آنرا تهدید به کودتای حکومتی تلقی کرد، با مرکز قرار دادن بحثِ رفع حصر در این سخنرانی، تمام فضای امید ایجاد شده در اثر شکست نامزد اقتدارگرایان در این انتخابات را مورد تهدید و انتقاد تند قرار داد و دوماً شدت تهدید او که بسی فرا تر از ظرفیت قانونی سرپرست قوه قضائیه است نشان میدهد که او به نیابت از سوی رهبر نظام، سید علی خامنه ایی است که این گونه شمشیر را از روی بسته است تا هم  درخواست کنندگان رفع حصر و هم خود حصر شدگان را تهدید کند.

لحن تند و تهدید آمیز ِصادق لاریجانی را به این  میتوان تعبیر کرد که از سوی خامنه ایی مأموریت یافته است تا به پیروز شدگان این انتخابات بشمول خود روحانی و تمام رأی دهندگان به او بگوید:«فکر نکنید با این انتخابات چیزی تغیر یافته است!» این گونه قداره کشانه بمیدان آمدن فرمانده قوه قضائیه در عین حال نشانده دهنده ترسی است که بحق گریبان رهبری نظام و حلقه مرکزی قدرت را فراگرفته است. آنها میکوشند که با تهدیدات بلوف آمیز و ایجاد جنگ روانی، مردم و برندگان انتخابات را مرعوب ساخته و بقول معروف دم درب حجله گربه کُشی کنند.

این سخنرانی نظامیگرانه رئیس قوه قضائیه تحلیل بسیار مفصلتری را میطلبد که احتمالاً از سوی بسیاری تحلیلگران انجام خواهد گردید ولی من در اینجا چند نکته بسیار مهم را یادآور شده و روی آنها تأکید میکنم. اولین آن اینست که اگر  شور و شوق و جنبشی که در اثر این انتخابات، در فضای سیاسی در جامعه ایجاد شده مرعوب این تهدیدات بلوف آمیز گردد و اگر فعالین این جنبش بهر صورت از خود ضعف و نشانی از  مرعوب شدگی و تمایل به عقب نشینی بروز دهند فقط و فقط بر شدت و دامنه تعرض دستگاه سرکوب رژیم، بشمول قوه قضائیه آن افزوده خواهد شد و ذره ایی باز نخواهد ایستاد.

نکته دوم اینکه، این قداره کشی رئیس دستگاه قضائیه به نیابت از سوی رهبر، یک جنگ تمام عیار روانی مطابق با استانداردهای کارزار جنگ روانی در طول تاریخ از حمله مغول گرفته تا حمله هیتلر میباشد.

نکته سوم اینکه باید دانست که این انتخابات نشان داد که موازنه استراتژیک نیرو در جامعه به نسبت خُردکننده ایی بسود نیروهای تحول طلب بهم خورده است(از نظر سیاسی ولی نه هنوز میدانی)، وضعیت وخیم اقتصادی کشور، درگیریهای منطقه ایی آن،  فضای منطقه و دنیا هم اجازهِ اجرائی کردن این گونه تهدیدات را به رژیم نمیدهد.  

نکته چهارم اینکه، تمرکز قوا و همصدایی ملی در این شرایط دشوار، اهمیت و نقش سرنوشت ساز دارد.

نکته پنجم اینکه، بعید نیست رژیم همزمان با چنین تهدیداتی، در آستین خود برگهای تفرقه افکنانه هم برای ایجاد تنش در جامعه و در صفوف مردم داشته باشد. نباید لحظه از تاکتیک تفرقه آفرینی، بدیل و موازی سازی و رقیب تراشی رژیم غافل شد.

نکته ششم اینکه؛ جای یادآوری دارد که رژیم مانند ۸۸ به احتمال زیاد روی عملیات نیروهای ماسکدار بظاهر افراطی سازمان داده شده از سوی خودِ محافل امنیتی نیز حساب میکند تا با خشونت آفرینی توسط آنان در جامعه، جو وحشت ایجاد کند. این تاکتیکی بود که رژیم اسد در جریان خیزش مردم فعالانه بکار برد.

پایان پیش کامنت. خواندن دقیق سخنرانی صادق لاریجانی را توصیه میکنم!

سخنان تند قاضی القضات: بساط رفع حصر را جمع کنید

.

رییس قوه قضاییه با اشاره به موضوع حصر گفت: عالی ترین نهاد امنیتی کشور در این زمینه تصمیمی را اتخاذ کرده است. رفع حصر نیز مانند سایر مصوبات شورای عالی امنیت ملی برای معتبر بودن پروسه خاص خود را دارد و اینکه بخواهیم عواطف مردم را برای ایستادگی مقابل این قبیل تصمیمات قانونی تحریک کنیم همان روح و باطن فتنه ۸۸ است.

به گزارش ایلنا، آیت الله آملی لاریجانی در جلسه مسئولان عالی قضایی  در سخنان خود با اشاره به عملکرد نامزدهای انتخاباتی و اظهارات آنان در دوران تبلیغات، نسبت به نقض برخی قواعد اخلاقی و همچنین عبور از خطوط قرمز نظام و اظهارات خلاف امنیت ملی ابراز تأسف کرد و گفت: سخنان نامزدها باید در جای خود مورد ارزیابی لازم قرار گیرد. گرچه برخی مدعی هستند که بسیاری از این اظهارات محصول تب انتخاباتی است و نامزدها مرفوع القلم هستند. البته قطعاً این سخن درستی نیست، انتخابات در جمهوری اسلامی با انتخابات در سایر کشورها متفاوت است و قرار نیست که افراد با توسل به هر وسیله ای اهداف و منویات خود را دنبال کنند بلکه «رعایت ارزشهای دینی و اخلاقی» باید محور همه فعالیت ها باشد.

رییس قوه قضاییه افزود: در فضایی قرار داریم که عده‌ای به دنبال جریان سازی پوپولیستی برای ایستادن در مقابل تصمیمات قانونی نهادهای قانونی کشور هستند. از اتاق‌های فکر آنان خبر می رسد که می‌گویند تا التهابات انتخاباتی باقی است و فضا داغ است، باقی منویات خود را دنبال کنیم و سخنان خود را به کرسی بنشانیم. بنده از چنین فضایی بوی فتنه استشمام می کنم. در سال ۸۸ نیز برخی تلاش داشتند با فشارهای پوپولیستی در مقابل نهادهای قانونی بایستند اما از مردم سیلی محکمی خوردند. امروز نیز همین معنا به شکل دیگری بروز کرده است و برخی به دنبال این هستند تا موضوعاتی را که برای آن راهکار قانونی وجود دارد با فشارهای پوپولیستی پیش ببرند.

آیت الله آملی لاریجانی، موضوع رفع حصر را از جمله این موضوعات دانست و تصریح کرد: همه دیدند که برخی در مورد این موضوع قبل و حین انتخابات چه کردند و همنوایان آنان چه گفتند. ما این مسائل را هم از دور می بینیم و هم از نزدیک شاهد اتفاقاتی که در پشت پرده رخ می دهد هستیم. ماهیت این کار شبیه همان کاری است که در فتنه ۸۸ صورت گرفت؛ نقل کرده‌اند که کاندیدایی در جمع هواداران خود خطاب به آنان گفته است که ما آمده‌ایم حصر را بشکنیم. شما چه کاره اید که بخواهید حصر را بشکنید؟

رئیس قوه قضاییه تأکید کرد: عالی ترین نهاد امنیتی کشور در این زمینه تصمیمی را اتخاذ کرده است. رفع حصر نیز مانند سایر مصوبات شورای عالی امنیت ملی برای معتبر بودن پروسه خاص خود را دارد و اینکه بخواهیم عواطف مردم را برای ایستادگی مقابل این قبیل تصمیمات قانونی تحریک کنیم همان روح و باطن فتنه ۸۸ است. برهمین اساس به این قبیل رسانه‌ها و افرادی که تلاش می کنند به صورت زنجیره‌ای و همنوا چنین مسائلی را دائماً تکرار کنند و از این طریق فشار وارد آورند هشدار می‌دهیم که این بساط را جمع کنند وگرنه قوه قضاییه با اقتدار، خود این بساط را جمع خواهد کرد.

آیت الله آملی لاریجانی افزود: به فرض که شورای عالی امنیت ملی مصوبه خود را ملغی کند و رفع حصر اتفاق بیفتد، در این صورت تازه کار قوه قضاییه برای رسیدگی قضایی به این موضوع آغاز می شود و تصمیم در مورد این اتهامات و نحوه رفتار با متهمان با قاضی رسیدگی کننده به پرونده و در چارچوب مقررات قانونی خواهد بود.

رئیس قوه قضاییه با بیان اینکه مردم و حزب الله همان مردمی هستند که با تمام تهدیدات پای صندوق رأی رفتند تا از امنیت کشور و نظام دفاع کنند، به همه کسانی که  تلاش می کنند مسیر انحرافی را برای ایستادگی در مقابل نهادهای قانونی بازکنند توصیه کرد که از این کار دست بردارند زیرا سیلی محکمی از مردم خواهند خورد.

آیت الله آملی لاریجانی با بیان اینکه نباید با برخی اقدامات شیرینی حماسه حضور مردم را تلخ کرد، به هجمه ها علیه قوه قضاییه پرداخت و گفت: ماهها و بلکه سالهاست که چنین هجمه هایی وجود دارد اما این حملات در ماههای اخیر تشدید شد. نباید فراموش کنیم که قوه قضاییه در کشور ما و در سایر کشورها یک نهاد حاکمیتی است و بالاترین نقش و اثرگذاری آن در فصل خصومت ها و پایان دادن به نزاعها و مرجع نهایی بودن است. دشمن مدتهاست تلاش می کند که این ویژگی را از دستگاه قضایی به عنوان رکن مهم نظام اسلامی بگیرد. البته تلاش دشمن در این زمینه جای تعجب ندارد اما متأسفانه برخی افراد در داخل نیز عمداً یا سهواً آب به آسیاب دشمن می ریزند و به این توطئه کمک می کنند.

رئیس قوه قضاییه با اشاره به برخی اظهارات در ایام انتخابات گفت: با چه منطق عقلی و دینی چنین تخریب‌هایی را نسبت به ارکان نظام انجام می‌دهید؟ نه تنها در مورد قوه قضاییه بلکه معتقدیم تضعیف دولت و مجلس نیز کار نادرستی است اما قوه قضاییه ویژگی خاصی در زمینه فصل خصومت دارد که لزوم تقویت این نهاد را موجب می شود. ما بحثی در مورد انتقاد حقوقی و قضایی از آرای صادره از سوی محاکم نداریم چنانکه این کار نیز توسط خود دستگاه قضایی هم انجام می شود و آن را موجب اتقان هرچه بیشتر آرا و ارتقا سطح اقتدار قوه قضاییه می دانیم اما تخریب مسئله دیگری است.

آیت الله آملی لاریجانی افزود: در مناظره های انتخاباتی گفتند که قوه قضاییه در مبارزه با فساد بویژه در دولت قبل چه کار کرده است؟ در پاسخ به همین یک مثال می توان اکتفا کرد که در تاریخ جمهوری اسلامی سابقه نداشته است که معاون اول رئیس جمهور در زمان تصدی، ۱۳ جلسه مورد تحقیق و محاکمه قرار گیرد و نهایتاً نیز حکم به محکومیت او صادر شود. آیا ما این کار را نکردیم؟ آیا ما به پرونده فساد ۳ هزار میلیاردی که از طریق قوه مجریه شکل گرفته بود رسیدگی نکردیم؟ در حالی که دستگاههای اجرایی موظفند سرمنشأ فساد را از بین ببرند اما متأسفانه برخی دستگاه ها می خوابند و بعد از قوه قضاییه توقع دارند که به فساد رسیدگی کند. چرا به این موضوع پرداخته نشد که علت وقوع چنین فسادی در حوزه نفت  چه بود.

رئیس قوه قضاییه با اشاره به سایر اقدامات دستگاه قضایی در برخورد با مفاسد اقتصادی اظهار کرد: بی تردید تضعیف نهادهای حاکمیتی برخلاف قواعد عقلانی و موازین امنیت ملی است. برهمین اساس دادستان تهران و سایر دادستانهای سراسر کشور موظفند موارد تخریب قوه قضاییه را به دقت رصد کنند و اگر به این نتیجه رسیدند که برخی اظهارات نهایتاً موجب آسیب رساندن به امنیت کشور می شود با قاطعیت با آن برخورد کنند. دلسوزانه توصیه می کنم که دست از تخریب نهادهای قانونی بردارند و با رعایت منافع ملی از این مسیر اشتباه برگردند.

رئیس دستگاه قضا در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به در پیش بودن ایام سالروز ارتحال ملکوتی حضرت امام (قدس الله نفسه الزکیه)، امام خمینی رحمه الله علیه را امام همه خوبی ها توصیف کرد و گفت: حضرت امام توانست همه نیروهای خالص را در مسیر انقلاب هدایت کند و موجب شکوفایی استعدادها و انگیزه ها شود. چنین شخصیتی مجسمه تقوا، دعوت به فضائل و دوری از رذائل بود و همواره مسئولان را به یاد خدا و تلاش با انگیزه های الهی دعوت می کرد.

آملی لاریجانی با تأکید بر لزوم برگزاری باشکوه مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام (ره)، تصریح کرد: رفتار، گفتار، وصایا و مرزبندیهای دقیق این پیر روشن ضمیر که با سابقه مجاهدت عظیم توانست ملت ایران را رهبری کند باید برای همه ما معیار و الگو باشد و اجازه ندهیم افکار و ارزشهای امام به ویژه در زمینه توجه به محرومان و مستضعفان  بر زمین بماند.

او در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به سفر «ترامپ» به منطقه، اظهار کرد: همگی دیدیم که چگونه رئیس جمهور آمریکا به کشوری رفت که دست حکامش آلوده به خون مردم بی گناه یمن است و مرتکب شدیدترین جنایات جنگی شده است. در واکنش به چنین اقداماتی باید گفت لعنت بر این حقوق بشر آمریکایی که صرفاً ابزاری در دست دولتهای سلطه است. این سفر برای پشتیبانی از رفتارهای ضدبشری سعودی ها، تقویت صهیونیست ها و توسعه ایران هراسی بود.

آملی لاریجانی با بیان اینکه دور تا دور کشور ما بستر توطئه چینی های دشمنان است، گفت: آمریکاییها از هزاران کیلومتر آن سوتر آمده اند و با سران حکومتی که در تمام دوران خود و اجدادش هیچ گاه انتخاباتی را تجربه نکرده اند رقص شمشیر می کنند، بعد به جمهوری اسلامی می گویند که  شما حامی تروریسم هستید. در پاسخ باید گفت که شما پدر تروریست ها و خالق تروریسم در منطقه اید.

آملی لاریجانی تأکید کرد: سخن جمهوری اسلامی از ابتدا دفاع از مستضعفان بوده و ما معتقدیم که حقوق بشر واقعی، حقوق بشر مبتنی بر کرامت انسانی است. مردم بحرین برای  داشتن حق رأی تلاش می کنند و شما مانع آن می شوید. این دفاع از حقوق بشر است؟ نسبت به عالم و مجاهد آگاه بحرین آیت الله شیخ عیسی قاسم آگاه بزرگترین جنایات را مرتکب می شوید و مردم را تحت فشار می گذارید. این دقیقاً همان حقوق بشر آمریکایی و اروپایی است.

رییس قوه قضاییه با بیان اینکه جمهوری اسلامی در شرایطی که منطقه وضع خاصی دارد امنیت و اقتدار خود را حفظ کرده است، خاطرنشان کرد: واقعاً چه فکری می کنید که به جمهوری اسلامی فشار می آورید تا از تسلیحات موشکی خود عقب نشینی کند؟ وقتی قراردادهای تسلیحاتی ۴۰۰ میلیارد دلاری می بندید چرا باید جمهوری اسلامی از برنامه های دفاعی خود دست بردارد؟ هیچ گاه چنین اتفاقی رخ نخواهد داد و جمهوری اسلامی از دستیابی به امکانات و توانمندیهای دفاعی خود یک قدم  عقب نخواهد نشست. این سخن همه مردم، مسئولان و رهبر معظم انقلاب است.

سونامی بهره بانکی:جهان صنعت

Share Button

یک زلزله از سوی نرخ بهره بانکی، نظام بانکی، اقتصادی و حتی سیاست در ایران را تهدید می‌کند اما هیچ اراده‌ای برای جلوگیری از آن یا پیشگیری برای اینکه آسیب کمتری بزند، وجود ندارد. بانک مرکزی قرض‌دهنده بزرگ با هزینه‌های شگفت‌انگیز نمی‌تواند وضع را به حالت مناسب برگرداند. مدیران و سهامداران بانک‌ها با اینکه خوب می‌دانند سود موهوم به دست می‌آورند و سودی که به دست نمی‌آید در برابرش دوباره سود لحاظ می‌کنند، کاری به این گسست پدیدار‌شده ندارند. صاحبان سپرده نیز آرامش دارند چون می‌دانند دولت و بانک‌ مرکزی و درنهایت مجموعه حکومت اجازه نمی‌دهند پول آنها نابود شود چون از این رخداد هراس دارند.همه می‌دانند نظام بانکداری عجیب ایرانی امروز نباید شکست بخورد چون جامعه ایرانی تاب و تحمل پیامدهای این شکست را ندارد. غده فسادی که از شرایط دشوار نرخ بهره پدیدار شده سایر فعالیت‌های اقتصادی را پوک می‌کند و پودر می‌سازد، هر روز گسترده‌تر شده و به همه اندام جامعه ایرانی سرایت خواهد کرد. آیا بازاری وجود دارد که بتوان ۱۰۵۰ هزار میلیارد تومان را به‌سوی آن هدایت کرد؟

جهان صنعت

صفحه اقتصاد: این عدد را به خاطر بسپارید‌: ۱۰۵۰ هزار میلیارد تومان؛ این عدد ما‌به ازایی در جامعه دارد و آن، مجموعه سپرده‌هایی از گروه‌های گوناگون جامعه ایرانی است که به بانک‌های ایرانی داده و با نرخی بالاتر از ۲۰ درصد سود می‌گیرند.
به گزارش ساعت ۲۴‌، اگر متوسط نرخ سود را همان ۲۰ درصد در نظر بگیریم بانک‌ها هر ماه باید ده‌ها هزارمیلیارد تومان سود پرداخت کنند‌. اگر بانک‌ها بخواهند در همین وضعیت فعلی بمانند باید هر ماه ۲۱۰ هزار میلیارد تومان سپرده تازه جذب کنند تا فقط سود سپرده‌‌گذاران را بدهند.این معضلی است که متاسفانه دولت یازدهم نیز با آن برخورد مناسبی نداشت و رییس کل بانک مرکزی دولت یازدهم نیز نتوانست آن را مدیریت کند یا اینکه راهی برای طرح خطرات آن پیدا کند. این معضل پاشنه آشیل اقتصاد و حتی جامعه ایرانی خواهد شد و شور‌بختانه انگار هیچ فردی یا نهادی نمی‌خواهد این خطر را ببیند. یادمان باشد که نقد‌شوندگی این ۱۰۵۰ هزار میلیارد تومان بسیار بالاست و کافی است صاحبان سپرده در بانک‌ها به هر دلیل اراده کنند و بخواهند پول‌هایشان را پس بگیرند، بحران هجوم بانک‌ها پیش آید. تا به حال البته فقط با دو، سه مورد کوچک در حد موسسه‌های اعتباری مواجه بوده‌ایم که کاسپین یکی از آنهاست و می‌بینیم چه دردسرهایی دارد.آیا بانک مرکزی به دولت و رییس دولت گزارش دقیقی از سرطان بدخیم نرخ بهره بانکی و نقش آن در تخریب منافع ملی احتمالی داده است؟ نرخ بالای ۲۰ درصد سود پرداختی بانک‌ها به سپرده‌گذاران و ضعف بنیادین بازار تجارت، صنعت، ارز و سکه و طلا‌، ساختمان و سهام موجب رسوب پول‌ها در بانک‌ها شده و اقتصاد کشور را تهدید می‌کند. پشتوانه سودهای پرداختی بانک‌ها چیست؟ تا چه زمانی بانک مرکزی می‌تواند تضمین کند بانک‌ها از منابع این نهاد قرض کرده و سپرده‌گذاران را تهییج نکنند که پول نیست‌؟یک زلزله از سوی نرخ بهره بانکی، نظام بانکی، اقتصادی و حتی سیاست در ایران را تهدید می‌کند اما هیچ اراده‌ای برای جلوگیری از آن یا پیشگیری برای اینکه آسیب کمتری بزند، وجود ندارد. بانک مرکزی قرض‌دهنده بزرگ با هزینه‌های شگفت‌انگیز نمی‌تواند وضع را به حالت مناسب برگرداند. مدیران و سهامداران بانک‌ها با اینکه خوب می‌دانند سود موهوم به دست می‌آورند و سودی که به دست نمی‌آید در برابرش دوباره سود لحاظ می‌کنند، کاری به این گسست پدیدار‌شده ندارند. صاحبان سپرده نیز آرامش دارند چون می‌دانند دولت و بانک‌ مرکزی و درنهایت مجموعه حکومت اجازه نمی‌دهند پول آنها نابود شود چون از این رخداد هراس دارند.همه می‌دانند نظام بانکداری عجیب ایرانی امروز نباید شکست بخورد چون جامعه ایرانی تاب و تحمل پیامدهای این شکست را ندارد. غده فسادی که از شرایط دشوار نرخ بهره پدیدار شده سایر فعالیت‌های اقتصادی را پوک می‌کند و پودر می‌سازد، هر روز گسترده‌تر شده و به همه اندام جامعه ایرانی سرایت خواهد کرد. آیا بازاری وجود دارد که بتوان ۱۰۵۰ هزار میلیارد تومان را به‌سوی آن هدایت کرد؟ بازار ارز که از سوی بانک‌ مرکزی همانند یک دژ محافظت می‌شود تا قیمت‌های عادی داشته باشد و حتی اگر توانایی داشته باشد قیمت ارزهای معتبر را در سرازیری قرار می‌دهد، بازاری رو به رونق نیست و چشم‌انداز مناسبی ندارد. بازار سهام نیز روزگار خوبی ندارد و اتفاقا بیشترین دلهره این بازار نیز از ناحیه بانک‌هایی است که روزگارشان خوب نیست. بازار مسکن نیز نمی‌تواند بازار خوبی باشد چون عرضه و تقاضا از تعادل خارج‌شده و کفه آن به سود عرضه است. هزاران هزار خانه و مستغلات ساخته‌‌شده معطل تقاضای موثرند. صنعت به مثابه یک فعالیت اقتصادی نیز جذابیت ندارد چون بازار داخلی در تهدید و بازار صادراتی از دسترس خارج است. صدای پای گودزیلای نرخ سود بانکی هر روز نزدیک‌تر می‌شود و ما ترجیح می‌دهیم گوش‌هایمان را بگیریم تا این صدا را نشنویم و چشم‌هایمان را ببندیم تا چهره ترسناک آن را نبینیم.

ارسال دیدگاه

محمدرضا خاتمی در گفت‌و‌گوی تفصیلی با ایلنا:

Share Button

اساس اصلاح‌طلبی به رسمیت شناختن مخالف است. شعار ما زنده باد مخالف من است. ما نه مرگ می‌خواهیم و نه حذف این را هم در عمل نشان داده‌ایم و باز هم نشان خواهیم داد. آقای روحانی باید بداند برخورد با این ۱۶ میلیون بسیار مهم است. هنگامی که رفتار و منش ما در برابر این ۱۶ میلیون مشخص و معین باشد آن وقت می‌توان عیار این افراد را سنجید.+ کامنت من در زیر!

محمدرضا خاتمی در گفت‌و‌گوی تفصیلی با ایلنا:

سید محمدخاتمی رییس‌جمهورساز است/ روحانی تلاش زیادی برای رفع حصر انجام داد/ دو سوم کابینه باید تغییر کند

سید محمدخاتمی رییس‌جمهورساز است/ روحانی تلاش زیادی برای رفع حصر انجام داد/ دو سوم کابینه باید تغییر کند

محمدرضا خاتمی معتقد است که فضای ایجاد شده درسال ۷۶ باعث شد که مردم فقط به نان و مسکن فکر نکنند بلکه مطالبات سیاسی خود را عنوان کنند و سید محمد خاتمی آنقدر قدرت دارد که می تواند مجلس و رئیس جمهور بسازد.

گفت‌وگوی تفصیلی ایلنا با محمدرضا خاتمی را در ذیل می‌خوانید:

انتخابات ۲۹ اردیبهشت انتخاب دو فرد نبود بلکه انتخاب دو راه بود

*کارشناسان و اهل سیاست این دوره از انتخابات را رقابتی‌ترین انتخابات می‌دانند،‌ نظر شما در این باره چیست؟

طبیعی است که این انتخابات رقابتی باشد، نتیجه آن مشخص نبود و تا آخرین لحظات هر دو جناح اطمینان نداشتند پیروز میدان باشند همین امر این رقابت را بین دوجناح معنی‌دار می‌کرد. هیچ کس نمی‌دانست چه اتفاقی خواهد افتاد و ما فقط در سال ۷۶ چنین رقابت نفس‌گیری را مشاهده کردیم.

در طول تاریخ جمهوری اسلامی ایران، ما دو انتخابات رقابتی را شاهد بودیم، ریاست جمهوری ۷۶ و ۹۶ که در فاصله بیست سال از یکدیگر اتفاق افتادند. حال این سوال پیش می‌آید که چرا این دو انتخابات رقابتی هستند؟ پاسخ روشن است هر دوجریان اصلی  سیاسی کشور کاندیدای خودشان را داشتند و متحدد پشت آن‌ها ایستادند.

دیگر شاهد تفرقه و عدم انسجام که در سایر انتخابات‌ها میان دو جناح وجود داشت، نبودیم. هر دو گروه همه امکانات و قوای خودشان را بسیج کردند برای این که پیروز میدان  باشند. انتخابات ۲۹ اردیبهشت انتخاب دو فرد نبود بلکه انتخاب دو راه بود.

 بعداز چندین دهه انقلاب مردم ما این تجربه را پیدا کرده‌اند که در زمان انتخابات به چه تفکر و جریانی می‌خواهند رأی دهند، برای انتخابات ۲۹ اردیبهشت نیز کاملا از طرف هر دو جریان  اطلاع‌رسانی و آگاهی بخشی صورت گرفته بود. البته ذکر این نکته ضروری است که سال ۷۶  انتخابات دوقطبی شد مردم تجربه و بینش خوبی برای انتخاب کاندیدا به دست آوردند.

* مشاهده کردیم فردی که تا چندین ماه پیش از انتخابات هیچ‌گونه سمت اجرایی نداشت، تبدیل به رقیب اصلی آقای روحانی می‌شود، چرا در کشور ما مسائل غیر‌قابل پیش‌بینی است و افراد یک‌شبه می‌توانند نماینده یک جریان و جناح در انتخابات شوند؟

جمهوری اسلامی ایران با سایر کشورهای دنیا متفاوت است، در دیگر نقاط جهان فعالیت حزبی جایگاه خودش را دارد و افراد از طریق احزاب برای حضور در انتخابات معرفی می‌شوند اما آیا ما حزبی در کشور داریم که اجازه بدهیم از سنین جوانانی افراد در سیاست رشد کنند و علمش را یاد بگیرند؟ به بهانه مختلف در میان راه نیروهای شایسته که آینده خوبی می‌توانند داشته باشند حذف می‌شوند! پس در چنین فضایی ما یک‌سری مسائل را مشاهده می‌کنیم که نه تنها باعث شگفتی افراد جامعه می‌شود بلکه اهل سیاست هم در می‌مانند که چه اتفاقی افتاده است. آن چیزی که مهم است نباید دنبال فرد بگردیم بلکه باید دنبال جریان بگردیم. این که آقای رئیسی سابقه اجرایی نداشت چندان مهم نیست، اصلا ما می‌توانیم فردی را بیاوریم که سابقه اجرایی ندارد این اشکالی ندارد، مردم باید توجیح شوند که این آدم  می‌تواند شخصیت اجرایی قوی باشد یا خیر؟

جریان عقلانی اصولگرا پشت روحانی است/ تریبون صدا و سیما باید فراجناحی باشد

*آیا اصولگرایان و جریانی که پشت آقای رئیسی قرار داشتند توانستند این کار را انجام دهند؟

مسلما در این دوره نتوانستند که این کار را انجام دهند، همه جریان تند اصولگرا و افراطی پشت آقای رئیسی قرار گرفتند و تلاش خود را نیز به کار بستند و با رفتارهایشان متاسفانه جریان اصولگرا عقلانی را از میدان به کنند. افرادی که سوابقشان در اداره مملکت روشن بود در کنار آقای رئیسی قرار گرفتند که نتیجه آن را هم دیدند! البته ناگفته نماند جریان عقلانی اصولگرا پشت آقای روحانی ایستادند.

*قبل از انتخابات مشاهده کردیم که صداوسیما از  امکانات خود برای تخریب آقای روحانی استفاده کرد، عملکرد صداوسیما را چطور ارزیابی می‌کنید؟

رفتار صدا و سیما تازگی ندارد. وقتی می‌گویم این انتخابات رقابتی بود به خاطر دلایلی است که در طول روند برگزاری انتخابات رخ داد، جناح اصولگرا از همه امکانات خود استفاده کرد تا پیروز میدان باشد که یکی از آن‌ها صداوسیما است، تریبونی  که باید فراجناحی عمل کند.

البته فقط صدا و سیما هم نبود به طور مثال برخی اعضای شوای نگهبان درگردهمایی آقای رئیسی شرکت کردند، ائمه‌های جمعه پشت تریبون نماز جمعه به صراحت مواضع حزبی خود را اعلام می‌کردند. در این دوره مشاهده کردیم نهادهایی که نباید دخالتی داشته باشند تمام امکانات خود را اعم از قانونی و غیر قانونی برای پیروزی جناح مقابل بسیج کردند که کاندیدای مورد نظرشان رای بیاورد.

ما می‌بینیم که در هر انتخاباتی که مطابق میل برخی نبوده بلافاصله پس از اینکه نتایج اعلام شده انگار نه انگار که یک اتفاق خاص در این کشور افتاده است. حماسه‌ای که مردم آفریده‌اند و راهی را انتخاب کرده‌ا‌ند اصلا برایشان اهمیت ندارد و سعی می‌کنند مسائل را بی‌اهمیت جلوه دهند و یا تا حداقل‌های ممکن تخفیف دهند، بعد هم گلایه می‌کنند که چرا مردم بی‌بی‌سی را تماشا می‌کنند؟ چرا مردم کانا‌های خارجی را نگاه می‌کنند.

شبکه‌های خارجی به مراتب بهتر و مفصل‌تر از تلویزیون ایران انتخابات کشور را پوشش می‌دادند. چه قبل از انتخابات و چه بعد از انتخابات صدها مفسر، تحلیل‌گر، منتقد در مورد موضوعات مختلف سیاسی؛ اقتصادی با یکدیگر بحث می‌کنند اما رسانه ملی ما انگار نه انگار که انتخاباتی در کشور در حال برگزاری است و مسائل و شور بعد از پیروزی در انتخابات هم که در خیابان‌ها اتفاق افتاد کوچکترین پوشش رسانه‌ای را شاهد نبودیم.

به هرحال با کارهایی که صداوسیما انجام می‌دهند مردم به این نتیجه می‌رسند که صداوسیما هم جزو جناحی است که در انتخابات شکست خورده است و در حقیقت ظلم و جفایی که صورت می‌گیرد به خود رسانه ملی بازمی‌گردد و باعث می‌شود که این سازمان در چشم مردم بد جلوه کند.

اصلاح طلبی یک برنامه برای اداره کشور است

*آیا انتخابات ۹۶ می‌تواند را می توان  امتداد انتخابات ۷۶ تلقی کرد و این دو انتخابات چه شباهت‌ها و چه تفاوت‌هایی با یکدیگر دارد؟

مردم ما کلاً اصلاح‌طلب هستند، از انقلاب مشروطیت گرفته تا ملی شدن صنعت نفت مردم نشان دادند که جان و دلشان با اصلاح‌طلبی آمیخته و نسل به نسل منتقل شده است. اصلاح‌طلبی در سال ۷۶ از لحاظ سیاسی با  روشن شدن آرمان‌ها و خط مشی‌هایی یک چهره مشخص به خود گرفت، در حقیقت به یک برنامه عملیاتی برای اداره کشور تبدیل شد. سال ۷۶ تحول عظیمی در سطح دولت‌داری در جامعه ایران ایجاد کرد.

قطار اصلاحات در طول این سال‌ها ایستگاهای پر فرار و نشیبی به خود دیده اما هیچ‌گاه توقف نکرده و همیشه رو به جلو حرکت کرده است. اصلاح‌طلبان بعد از حوادث و اتفاقاتی که در سال ۸۴ افتاد و میدان را به جریان مقابل واگذار کردند وارد یک عرصه جدیدی از انسجام، اتحاد و درک بیشتر واقعیت‌های سیاسی شدند ضعف‌هایی را که داشتند جبران و  نقاط قوت خود را تقویت کردند.

ما مشاهده می‌کنیم در طول این سال‌ها همگرایی و انسجام خود را بیشتر کردند به طوری که در درون به حداقل‌ها بسنده کردند و به دنبال حداکثرها نبودند بر همین اصل است که به پیروزی‌های شیرین و شگفت‌انگیزی دست پیدا کردیم آن هم در شرایطی که هیچ امکاناتی در اختیار نداشتیم و کاملاً از درون قدرت بیرون رانده شده بودیم.

اصلاح‌طلبان شرایطی را پشت سر گذاشتند که تمامی امکانات تشکیلاتی را از دست داده بودند، رهبران ما امکان ارتباط مستقیم با مردم را نداشتند؛ اما دیدیم که علی‌رغم این محدودیت‌ها به دلیل استراتژی و تاکتیک صحیحی که داشتند در زمانی که هیچ کس تصور نمی‌کرد که اصلاح طلبی دیگری بتواند سر بربیاورد در سال ۹۲ آن اتفاق بسیار بزرگ رقم خورد.

معتقدم اتفاقات سال ۹۲ از سال ۹۶ مهم‌تر است. چون آن زمان یک جریان بسیار ضعیف شده‌ بودیم، که هیچ‌کس فکر نمی‌کرد جان دوباره بگیرد، می‌گفتند مرگ اصلاحات فرا رسیده ؛ ولی همین مرده کاری کرد که صد نفر زنده هم نمی‌توانستند انجام دهند.

به همین دلیل اتفاقات سال ۹۲ یعنی برگرداندن ورق و تزریق روحیه برای همین هم بسیار با اهمیت بود و بعد پیروزی‌های پشت سر هم و پی در پی که ناشی از این استراتژی صحیح بود، انتخابات مجلس و در حال حاضر  انتخابات شورا و انتخابات ریاست جمهوری نشان می‌دهد که ما  روز به روز منسجم‌تر و قوی‌تر از قبل خواهیم شد.

اصولگرایان به رانت‌های قدرت وصل هستند/ اصلاح‌طلبان منتظر پدر خوانده نیستند

*در طول چندین دهه انتخابات مشاهده کردیم که آرای اصلاح‌طلبان متغیر است، حتی مواقعی که سیدمحمد خاتمی پیامی را در حمایت از انتخابات می‌دهد درصد مشارکت بالا می‌رود، اما چرا همیشه آرای اصولگراها ثابت است و از ۱۵، ۱۶ میلیون فراتر نمی‌رود؟

معتقدم سه  دلیل برای این امر وجود دارد، نخست این‌که اصولگراها هیچ تشکل و سازمان واقعی مدنی ندارند و همیشه خودشان را به رانت‌های قدرت وصل کرده‌اند. سازمان‌ها و نهادهایی که وابسته به قدرت هستند برای آنها کار می‌کنند اما در مقابل اصلاح‌طلب‌ها همیشه می‌خواستند از زور بازوی خودشان نان بخورند و منتظر پدر‌خوانده‌ها و کسان دیگر نبودند.

نکته دوم گفتمان است؛ اصولگرایی هیچ گفتمان جدیدی که متناسب با نیازهای کشور و تحولات نسلی باشد ندارند در حالی که اصلاح‌طلبان این گفتمان خودشان را نو می‌کنند و بر اساس همین به روز بودن است که در جامعه نفوذ کلام دارند.

سومین نکته‌ای که وجود دارد اشتباه استراتژیک اصولگرایان است. جناح‌ اصولگرا با وجود این که قدرت در دستشان دارند، همیشه علمکردش به گونه‌ای است که اصلاح‌طلبان مظلوم واقع می‌شوند دیگر بر کسی پوشیده نیست که اصلاح‌طلبان نمی‌توانند از حقوق اولیه خودشان برخوردار باشند.

چرا همیشه گفتمان اصلاحات مقبولیت بیشتری نزد مردم دارد؟

تابلوی عملکرد هر دو جریان مقابل چشم مردم وجود دارد، یک تابلوی عملکرد دوران آقای خاتمی و در حال حاضر نیز آقای روحانی که امیدوارم ادامه دار باشد و یک دوران عملکرد آقای احمدی‌نژاد است.

درطول ۸ سال دوران آقای احمدی‌نژاد علی‌رغم این که همه جریان‌های اصولگرایی متحد بودند و از همه امکانات مادی و معنوی و تبلیغاتی در اختیارشان بود، استفاده کردند به طوری که هیچ مخالف‌خوانی در داخل حکومت وجود نداشت که بخواهد چوب لای چرخ آنها بگذارد اما می‌بینیم با این که آن سال‌ها درآمد کشور زیاد بود مملکت به کجا رسید. حال شما این دوران را مقایسه کنید با دوران آقایان خاتمی و  روحانی که سایه جنگ از سر مملکت برداشته شد، تحریم‌ها تا حدودی از میان رفت و روابط عزتمندانه‌ای با دنیا پیدا کردیم.

یک وجه مشترک در دوران ریاست آقایان خاتمی، روحانی و آیت‌الله رفسنجانی وجود دارد و آن این است که ما مشاهده می‌کنیم مشکلات اقتصادی، سطح تورم ، گرانی ، بیکاری و مسائل دیگر  در دولت‌های آنها وجود داشت اما همه آنها تا حدود زیادی این موارد را کنترل کردند و کشور را بر روی ریل پیشرفت و توسعه قرار دادند و در مسائل داخلی این شخصیت‌ها جزو کسانی بود که به آزادی و نیازهای معنوی مردم توجه کردند.

به همین دلیل است که ما می‌بینیم که در انتخابات مردم با وعده سه برابر شدن یارانه و با شعارهای آنچنانی وسوسه نمی‌شود. می‌دانید چرا؟ چون مردم واقعیت‌ها را جلوی چشمشان دارند می‌بینند و می‌دانند  هر کدام از این افرادی که می‌گویند چه کاری می‌خواهند انجام دهند در گذشته چه کرده‌اند .

معتقدم مجموعه این عوامل سبب ‌شد که مردم احساس کنند اگر نورامیدی وجود دارد در ادامه مسیر اصلاح‌طلبی است، بنابراین دیدیم که برخی نامزدها تلاش کردند بگویند اصلاح‌طلب هستند اما چون شکل و محتوا باهم جور درنمی‌آید و صداقت ندارند مردم متوجه می‌شوند که اصلاح‌طلبی‌شان اصلاح‌طلبی قلابی، جعلی و بدلی است.

اساس اصلاح‌طلبی به رسمیت شناختن مخالف است/ انسان خلاق باید در محیط آزاد قرار بگیرد

*سال ۸۸ شاهد بودیم که ۱۳میلیون به موسوی رای دادند بر خلاف امروز که به آقای روحانی گوش‌زد می‌کنند که حواست باشد شما ۱۶ میلیون مخالف داری کسی به آن رای‌ها توجه نکرد،‌ تفاوت این نگاه‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

۱۶ میلیون رای را کسی نمی‌تواند به نفع خودش مصادره کند. این تعداد رای به عوامل و علل مختلفی تقسیم می‌شود بخشی از آنها بر اساس عقایدشان پای صندوق‌های رای آمدند و بخشی دیگر اعتقادی به آقای رئیسی نداشتند اما نسبت به عملکرد آقای روحانی موضع داشتند و می‌گفتند هرکسی بیاید بهتر از رئیس جمهور چهار سال گذشته است. به هر تقدیر کسانی که به غیر از روحانی رای دادند، مشکلات اقتصادی دولت را می‌دیدند و به او اعتراض داشتند پس نمی‌توانیم این  آرا را یک دست و یکپارچه بدانیم.

روحانی چه کاری باید انجام دهد؟

روحانی می‌تواند با عملکرد خودش بخش قابل توجهی از این رای‌ها را جذب خودش کند. ما در مسائل اقتصادی پیشرفت‌های خوبی داشتیم که اگر ادامه پیدا کند قسمت عظیمی از ۱۶ میلیون رایی که به گفته دوستان به آقای رئیسی داده شده به سمت روحانی خواهند آمد. رشد اقتصادی، کاهش مشکلات معیشتی، تشنج‌زدایی، صلح و پیشرفت مسائل بین‌الملل، قدم‌های موثری بود که برداشته شد که اگر ادامه پیدا کند درصد عظیمی از جامعه با روحانی همراه خواهند شد.

روحانی باید این ۱۶ میلیون رای را به رسمیت بشناسد. ما حتی برای اقلیت یک درصدی هم حقوق قائل هستیم چه برسد به اینکه ۳۵ درصد افراد به غیر از آقای روحانی رای داده‌اند. باید حقوقشان رعایت شود.

اساس اصلاح‌طلبی به رسمیت شناختن مخالف است. شعار ما زنده باد مخالف من است. ما نه مرگ می‌خواهیم و نه حذف این را هم در عمل نشان داده‌ایم و باز هم نشان خواهیم داد. آقای روحانی باید بداند برخورد با این ۱۶ میلیون بسیار مهم است. هنگامی که رفتار و منش ما در برابر این ۱۶ میلیون مشخص و معین باشد آن وقت می‌توان عیار این افراد را سنجید.

توسعه اقتصادی از مسیر توسعه سیاسی می‌گذرد

*در دوره اول ما شاهد بودیم که اولویت نخست آقای روحانی سیاست خارجه و روابط بین‌الملل بود اما عده ای به این دیدگاه انتقاد داشتند و معتقد بودند که آقای روحانی مسائل داخلی را رها کرده و تمام تلاش خود را بر حل و فصل مشکلات خارجی کشور گذاشته نظر شما در این باره چیست؟

شرایط کشور به گونه‌ای بود که غیر از رفتاری که دولت یازدهم داشت نمی‌توانستیم جور دیگری عمل کنیم، آقای روحانی به خوبی می‌داند که پیشرفت اقتصادی و سیاست خارجی در بهبود سیاست داخلی امکانپذیر است. ما اگر رشد و پیشرفت می‌خواهیم باید انسان‌های خلاق و مبتکر را در محیطی آزاد که امکان فعالیت دارند قرار دهیم، وقتی فشار بر روی نیروی انسانی باشد و او نتواند آزادانه ابراز نظر کند و یا اعتقاداتش را بگوید چگونه می‌توانیم دم از پیشرفت و تحول اقتصادی بزنیم. امروزه همه می‌دانند توسعه اقتصادی از مسیر توسعه سیاسی می‌گذرد.

در مناظرات انتخاباتی و سفرهای تبلیغاتی تغییر رفتاری را در آقای روحانی مشاهده کردیم، این رفتار چه تاثیری بر رأی مردم داشت؟

مسلما تاثیر بسزایی داشته است، وقتی در دو سه هفته باقی مانده به انتخابات آقای روحانی مسائل را آن‌گونه که بود بیان کرد مشاهده کردیم که مردم چگونه با او همراه شدند و به این نتیجه رسیدند که این روحانی است که می‌تواند مشکلات مملکت را حل کند آن‌ها به خوبی متوجه شدند هدف ما رفاه مردم است. آنان به نقطه اقتصادی مطلوبی فکر کردند که دیگر مشکل نان و مسکن وجود نداشته باشد تا دیگران از این ضعف استفاده کنند و بگویند ما به شما نان و مسکن می‌دهیم اما نگویند از چه طریقی میخواهند منابع را تامین کنند.

حضور مردم در پای صندوق‌های رأی پاسخ رجزخوانی‌های ریاض است

در چند روز گذشته ترامپ به عربستان سفر کرد و مقادیر زیادی سلاح نیز به این کشور فروخت،‌فکر می کنید بهترین راه در مقابل کشوری مانند عربستان و سیاست های آمریکا چسیت؟

راه حل این نکته باز می‌گردد به این‌که اگر توسعه سیاسی داخلی داشته باشیم می‌توانیم توسعه اقتصادی داشته باشیم اینگونه دنیا به ما احترام خواهد گذاشت. این رجزخوانی‌های توخالی که در این چند روزه در ریاض مشاهده کردیم تنها یک حربه در برابرش می‌تواند ما را قوی و قدرتمند نشان دهد و آن حضور مردم است؛ درست است که تسلیحات حرف اول را در بازدارندگی می‌زند اما اقتدار سیاسی داخلی بازدارنده‌ترین سلاح است.

۴۱ میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند که از صدها موشک و سلاح استراتژیک کاربرد بیشتری دارد. اگر مردم پرنشاط باشند و دانشگاه‌های ما دارای فضای آزاد باشد قطعاً مردم هم می‌توانند تصمیمات مهمی بگیرند. مردم باید احساس کنند حقوقشان محترم شناخته می‌شود و فقط در مواقع نیاز به پای صندوق‌های رای نمی‌‌روند. وقتی حضور مردم جدی باشد هر تهدید و تهاجم خارجی ممکن نیست جدی به نظر بیاید.

معتقدم آقای روحانی در چهار سال گذشته یک توسعه متوازن را در پیش خواهد گرفت و همان‌قدر که به توسعه سیاسی توجه خواهد کرد به توسعه اقتصادی نیز توجه می‌کند زیرا این دو لازم و ملزوم یکدیگرند. نمی‌توان در سیاست خارجی پیشرفت کرد در حالی که حقوق ملت را نادیده بگیریم. نمی‌شود اقتصاد را پیش برد درحالی که امنیت واقعی وجود ندارد فضا باید امن باشد نه امنیتی و پلیسی، مردم کشور باید عزیز و محترم شناخته شوند و حقوقشان به رسمیت شناخته شوند آزادی‌های اجتماعی و آزادی بیان وجود داشته باشد حقوق آنان در زندگی خصوصی باید رعایت شود  اگر این اتفاق‌ها بیفتد می‌توانیم مقابل هر تهدیدی ایستادگی کنیم.

روحانی دستش در بستن کابینه یازدهم بسته بود

*یکی از انتقادات جدی به روحانی و کابینه یازدهم است آن است که این کابینه از لحاظ سنی با کابینه‌هایی که از انقلاب تا کنون تشکیل بالاترین میانگین سنی را دارد،‌چرا این کابینه بسته شد و به نظر شما کدامیک از وزارتخانه‌ها دستخوش تغییرات خواهد شد و کابینه چگونه باید بسته شود؟

یکی از مهم‌ترین انتقاداته اصلاح‌طلبان به خود آقای روحانی این بود که مدیریت اجرایی نسبتاً ضعیفی در بستن کابینه وجود داشت البته اصلاح‌طلبان این واقع‌نگری را هم دارند که در آن ایام آقای روحانی چاره‌ای جز این نداشت. مجلس نهم روی کار بود و روحانی دستش برای بستن کابینه دلخواه بسته بود. شما مشاهده کردید چندین وزیر معرفی شد اما چگونه به بهانه‌های مختلف آنها را رد کردند. روحانی حتی یک بخشدار و یا فرماندار را نمی‌توانست عوض کند.

اما فکر می‌کنم مجلس دهم همراه و همگام با دولت خواهد بود و آقای روحانی بتواند مدیران اجرایی قوی و کارآمدی را بر مسند قرار دهد. البته ناگفته نماند ما نباید فریب سن را بخوریم به هرحال مشکلات کشور خیلی عمیق‌تر از اینهاست که ما فکر می‌کنیم. باید مدیرانی شجاع و با تجربه روی کار بیایند و تصمیم بگیرند و هنگام بحران دست و دلشان نلرزد.

روحانی باید نسل جدید مدیریتی را آماده کند/ کشور مشکلات خطیر و مهمی دارد

*بحثی که مطرح است این است که روحانی باید از جوانان در کابینه و یا رده‌های مدیریتی بالا استفاده کنند. نظر شما در این باره چیست؟

به کارگیری جوانان لزوماً به این معنا نیست که بگوییم دولت ۳۰ درصد از کابینه خود را به جوانان زیر ۴۰ سال واگذار کند، نه این اصلاً درست نیست. چرا که جوانان ما باید کارکشته شوند ما هنوز آنقدر امکانات لازم را نداریم تا یک نسل پیشرفته مدیریتی از جوانان روی کار بیایند. روحانی در طول چهار سال باقی مانده باید نیروی جوان و متخصص را برای سال‌های آینده آماده کند.

در زمان آقای احمدی نژاد بحث مشاوران جوان مطرح شد و در برخی از سمت‌ها نیز از مشاوران استفاده شد شما این امر را چگونه توجیح می‌کنید؟

بزرگترین مشکل زمان احمدی‌نژاد برخلاف شعاری که می‌داد این بود که رابطه مدیریت کلان کشور با نسل جوان قطع شد. بنابراین ما یک شکاف هشت ساله در این قسمت داریم و یک شکاف چهارساله در مجلس نهم که مجموع اینها ۱۲ سال می‌شود و این یعنی ما یک نسل مدیریتی را از دست داده‌ایم.

ما باید راه را برای ورود جوانان در مدیریت‌های کشور باز کنیم اما باز هم باید تاکید کنیم اگر فردا کابینه آقای روحانی با متوسط سن ۶۰ سال بسته شد نباید ایراد بگیریم زیرا کشور مشکلات خطیر و مهمی دارد که مدیران باتجربه و شجاع نیاز دارد. در کنار چنین مدیرانی نیروی جوان نیز لازم است.جوان ما باید مشق مدیریتی کند تا در آینده بعد از چهار سال یعنی سال ۱۴۰۰ ما نسل مدیریتی جوانی داشته باشیم که بتواند جایگزین نیروهای مدیران فعلی شود.

 اصلاح‌طلبان خواهان تغییرات اساسی در کابینه هستند

*فکر می کنید کدامیک از وزیران در حال حاضر تغییر کند؟

نمی‌دانم و خبر هم ندارم آقای روحانی چه تصمیمی می‌خواهند بگیرند. من قصد ندارم برای رییس‌جمهور تعیین تکلیف گفتم ولی اگر بخواهم بگویم فکر می‌کنم حدود دو سوم کابینه باید عوض شوند. وزیران فعلی بسیار انسان‌های شریف و باشخصیتی هستند اما شاید مدیران دوره خاصی نباشند که بتوانند شعارهایی که آقای روحانی داده و توقعاتی که در مردم ایجاد کرده را برآورده کند.

به هرحال اختیار با آقای روحانی و مجلس است اما توقع اصلاح‌طلبان این است که تغییرات اساسی در سطح کابینه صورت بگیرد.

روحانی باید حلقه زنان سیاست‌ورز را بشکند/ فضای مردسالاری سیاست کشور از میان برود

*در طول تبلیغات مشاهده کردیم که آقای روحانی از حضور زنان در دولت صحبت‌های بسیاری کرد. فکر می‌کنید حضور این قشر از جامعه چه کمکی می‌تواند به اداره کلان کشور کند؟

دولت یازدهم نخستین دولتی بود که سه زن در کابینه‌اش وجود داشت البته در دولت اصلاحات نیز ما شاهد حضور دو خانم در کابینه بودیم. در این امر من به شایسته‌سالاری معتقدم و اعتقاد دارم بسیاری از زنان ما می‌توانند در اداره امور کشور سهیم باشند اما متاسفانه ناشناخته هستند.

زنانی که در حال حاضر در سطح مدیریتی ما شناخته شده هستند بسیار حلقه محدودی را تشکیل می‌دهند. در حالی که ما صدها زن شایسته در سطوح مختلف اقتصادی، سیاسی، صنعتی و اجرایی داریم که می‌توانند برای پست‌هایی که وجود دارد بسیار شایسته باشند .فکر می‌کنم روحانی یکی از کارهایی که باید انجام دهد این است که حلقه نسبتاً بسته زنان سیاست‌ورز را بشکند و این امکان را فراهم کند تا زنان در تمامی سطوح به خصوص در لایه‌های میانیئ حضور داشته باشد.

آیا زنان در کابینه جایی خواهند داشت؟

درست است که زنان باید در کابینه حضور داشته باشند اما بیشترین تاکید ما حضور زنان در سطوح میانی است ما می‌توانیم فرماندار، استاندار و مشاوران وزرای زن داشته باشیم. در انتخابات شورای شهر و روستای پنجم مشاهده کردیم در استانی مانند سیستان و بلوچستان که فکر می‌کنیم محرومیت‌های بسیاری وجود دارد حدود ۴۵۰ زن وارد شوراها می‌شوند و این یعنی اینکه مردم آن خطه فهیم و فعال هستند. این یعنی اینکه مردم نیروهای خود را می‌شناسند اما ما مردم را نمی‌شناسیم. باید امکانی را فراهم کنیم که در چهار سال آینده زنان شایسته‌ای که در سطح مدیریتی وجود دارند روی کار بیایند. چندین زن شایسته در کشور حضور دارند که می‌توانند مدیران دانشگاه‌های بزرگ شوند اما متاسفانه هیچ‌کس توجه لازم به آنها نکرده است اما فکر می‌کنم تاکنون هیچ کسی چنین نگاهی به آنها نداشته است.

ما باید یک هزینه‌ای را برای ورود نیروهای جدید در سطوح مختلف بپردازیم و فرقی ندارد زن باشند یا مرد مهم نتیجه‌ای است که باید به دست آوریم. نباید نگران این باشیم که خانمی بر سر کار می‌آید و می‌دانیم خوب است اما چون ناشناخته است، پذیرش کافی را نداشته باشد. این وظیفه ما است که تلاش کنیم، همه امکانات کافی برای حضور زنان و جوانان داشته باشیم تا موفقیت را کسب کنند و این فضای مردسالاری را در مدیریت کلان کشور بشکنیم.

روحانی در دور اول تلاش زیادی برای رفع حصر انجام داد

*آقای روحانی در دور اول وعده رفع حصر را دادند، در دور دوم نیز چنین وعده‌ای را به مردم دادند. این بار آقای روحانی برای این مساله داخلی چه کاری باید انجام دهد؟

آقای روحانی با صداقت منویات خودشان را بیان کردند و این ایده‌ها در حقیقت نظر جامعه را نسبت به ایشان مشخص کرد، روحانی در دوران قبل تلاش بسیاری کرد و حتماً در دور دوم تلاش خود را برای این مساله بیشتر خواهد کرد.

ولی معتقدم بیشتر از روحانی نهادهای دیگر هم باید توجه کنند که در این گردهمایی‌ها چه گذشت. باید آنها به شعارها و مطالبات مردم نگاه کنند خود من در یک سخنرانی هم گفتم که نمی‌گویم ۸۰ درصد مردم بلکه ۲۰ درصد آنها شعارها را با جان و دل فریاد می‌زدند. نمی‌شود به این مردم بی‌توجهی کرد. اگر تلاش آقای روحانی را در برآورده کردن درخواست مردم ناکام بگذاریم این آقای روحانی نیست که ضرر می‌کند بلکه کل نظام ضرر خواهد کرد. مردم بیان می‌کنند مگر ما نان و مسکن می‌خواهیم، ما مطالبات سیاسی نیز داریم.

وقتی ما مردم را قبول داریم باید مطالبات آنها را نیز قبول داشته باشیم. باید به خواسته مردم توجه شود و هیچ زمانی بهتر از حال حاضر نیست. با یک‌سری از مکانیزم‌ها همان‌طور که در برجام ما برد- برد داشتیم در این جریان نیز می‌توانیم برد – برد داشته باشیم.

مردم می‌گویند ما می‌آییم، رای می‌دهیم، نظام را تقویت می‌کنیم اما وقتی به مطالبات ما توجه نمی‌شود چه انگیزه‌ای باید داشته باشیم تا همبستگی خود را حفظ کنیم. من امیدوارم روحانی تلاش خود را بیشتر کند. تلاش بیشتر هم به این معنی نیست که صحبت کند، باید دنبال این باشند که با راه‌حل‌های مختلف مشکلات را از میان بردارند.

بگذارید یک مثال دیگر برایتان بزنم؛ مثلاً یکی از مسائل مهم ما در جهان مساله اعدام‌ها است که حقوق بشر نیز برای برداشتن آنها بر روی ما فشار آورده است. تقریباً ۹۹ درصد این اعدام‌ها برای مواد مخدر است. در حال حاضر قوه قضائیه و مجلس به این نتیجه رسیدند که می‌توان مجازات جایگزین برای آنها استفاده کرد.

مشاهده کردیم که این اعدام‌ها مشکلی از اعتیاد ما حل نکرده است. باید این بعد را از اساس جناحی و سیاسی خارج کنیم و براساس منافع ملی پای میز مذاکره بنشینیم تا بهانه را از مخالفان خارج‌نشین بگیریم. باید با مسئولان قوه قضائیه بنشینیم و صحبت کنیم. با یک بازنگری کوچک می‌توانیم بخشی از مشکلات موجود را حل کنیم. روحانی باید در دور جدید بنشیند و این مشکلات سیاسی که فقط هزینه تولید می‌کند را از میان بردارد.

با مشورت با رهبری و قوه قضائیه می‌توانیم به یک راه حل‌هایی برسیم که منافع ملی را تامین می‌کند و به نفع همه خواهد بود. امیدوارم در حقیقت دنبال ایجاد مکانیزم باشد و برای حل مشکلات برنامه داشته باشند، نه اینکه فقط بیاییم بگوییم ما با حصر مخالفیم.

خاتمی رئیس جمهور ساز است/ آیت الله هاشمی این ظرفیت را داشت در دنیا اتحاد برقرار کند

*نقش سید محمد خاتمی را در اتفاقات سیاسی ایران چگونه ارزیابی می کنید؟

برایم سخت است راجع به خاتمی به خاطر نسبتی که با او دارم صحبت کنم. نقش ایشان روشن است او  سال‌های سال است که ردای قدرت را از تن درآورده و مدعی هیچ چیز نیست. در اوج زمانی که کنار رفت، حتی پیشنهاد مجمع تشخیص مصلحت را نپذیرفت. آقای خاتمی روحیه‌ای دارد که نمی‌خواهد خودش را در قید و بندهای سمت‌های  سیاسی محدود کند.

چه بخواهیم یا نخواهیم سید محمد خاتمی قدرت‌ساز، رئیس‌جمهورساز، مجلس ساز و شوراساز می‌شود. این اهمیت موضوع است. قدرت و اقتدار این است که شما به گونه‌ای رفتار کنید که اتحاد مردم را جلب کنید. کسانی که در مقابل آقای خاتمی به گونه‌ای دیگر رفتار می‌کنند به او ظلم نمی‌کنند بلکه به خودشان ظلم می‌کنند.

این‌ها چه می‌خواهند؟ محبوبیت بخواهند دارند؟ قدرت می‌خواهند که داشته‌‌اند، اسم و رسم می‌خواهند که در حال حاضر خیلی بیشتر از کسانی که در قدرت هستند اسم و رسم دارند. این‌ها ادعای شخصی ندارند، اگر ظرفیتی دارند برای ارتقای نظام باید استفاده شود. ما دیدیم شخصیتی مثل آقای خاتمی یا مرحوم آیت الله  هاشمی رفسنجانی این ظرفیت را داشتند و دارند که در دنیا اتحادسازی کنند.

ظرفیت‌ها باید به نفع نظام استفاده شود/ از نظر بعضی‌ها سیاست فقط قدرت است

*ممنوعیت‌ها با چه انگیزه ای صورت می‌گیرد؟

اگر می‌خواهند ارتباط این‌ افراد را با مردم قطع کنند که نتوانسته‌اند. اگر عاقلانه به این مساله نگاه کنیم، ظرفیت‌های آقایان آن قدر است که بتوانیم به نفع نظام استفاده کرد.

هیچ کس در طول این ۱۰ سال کسی کلمه‌ای از آقای خاتمی نشنیده است که از نظر احساسات و هیجانات تحریک‌کننده باشند و مردم احساساتشان قلیان کنند هر کاری که این‌ها انجام داده‌اند در جهت وحدت ملی بوده است. به هر حال سیاست این است و کاری نمی‌شود کرد و شاید سیاست آن چیزی است که آقایان می‌گویند. سیاستی که اخلاق، انصاف و مروت در آن جایی ندارد فقط و فقط قدرت است.

خاتمی دموکراسی را با خونش درک کرده است

*مشورتی با سید محمد خاتمی برای تعیین شهردار و بستن کابینه شده است ؟

هنوز مشورتی انجام نشده،‌ در ثانی آقای خاتمی قصد دخالت در هیچ اموری را ندارند شاید در طول ۴ سال گذشته ۵ بار روحانی را دیده باشند اگر مشورت بخواهند می‌دهند ولی به هیچ وجه خودشان مستقیم در امور ورود نمی‌کنند.

آقای خاتمی از معدود کسانی است که رویکرد دموکراتیک را با گوشت و خونش خودش حس می‌کند و هیچ  وقت از قدرتی که دارد برای دخالت در امور استفاده نمی‌کند که بگویید افراد در کدام پست‌ها قرار بگیرند. ممکن است کسانی که مسئولیت دارند با او مشورت کنند و ایشان هم  مشورت دهند اما به هیچ وجه در امور دخالت نمی‌کنند. اما اعتقاد دارم مدیریت اجرایی کشور در هر سطحی باید تغییرات اساسی کند.

* نقش حجت‌الاسلام ناطق نوری را در فقدان آیت‌الله هاشمی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در مسائل اجتماعی و سیاسی معتقد نیستم کسی جای کس دیگری را بگیرد بنابراین آقای ناطق جایگاه خودشان را دارند. بله با رفتن آیت الله هاشمی ما خلاهایی داریم اما این فقدان با شخص دیگر جایگزین نمی‌شود خوشبختانه ما مردمی داریم که اجازه نمی‌دهند این خلا ما در پیشرفت کارها مشکل ایجاد کند.

آقای ناطق نوری از سرمایه‌های بسیار بزرگ ما هستند و اگر بخواهیم دنبال کنیم چرا اصولگرایی در جا می‌زند علتش این است که نیروهای اصلی اصولگرایی را از خودشان طرد کرده‌اند. این نهادهایی که تابلوی اصولگرایی بالای دکان خودشان زدند هر اصولگرای ریشه‌دار و واقعی که صاحب اندیشه و مرام است را بیرون کردند.

نیروهای درجه ۳ و ۴ اصولگرایی در این جریان هستند که در حال حاضر مدعی این جریان هستند وقتی لاریجانی، ناطق نوری را راه نمی‌دهید آن هم درحالیکه اصولگرایی روی شانه این‌ها بنا شده است معنی‌اش این می‌شود که ما به هر قیمتی باید به قدرت برسیم.

گفت‌وگو از سمیرا عالم‌پناه

…………………………………………………………………

آقای محمد رضا خاتمی در این گفتگو نظرات منطقی بسیاری ابراز میکنند و از جمله با زبانی تقدس گرایانه از حق مخالفان برای حرف زدن و آزادی اظهار نظر سخن میگویند ولی ناخود آگاه مزه تلخ «نگاه خودی و ناخودی» که یک مفهوم سازی سیاسی در دوران اقتدار سیاسی اصلاح طلبان توسط  آنهاست از لابلای صحبتهایش به بیرون تراوش میکند که عیار صداقت و اعتقاد ایشان و طیف سیاسی اشان را به این گونه احترام  به  آزادی زیر علامت سئوال جدی میکشاند.

در انتخابات اخیر تعداد تحریم کنندگان انتخابات بیش از آرای رئیسی بود و از ان مهمتر ثبات دموگرافیک این آراء ابداً با آرای موسمی، متغیر و رانتی رئیسی قابل مقایسه نیست و حتی بسیاری از رأی دهندگان به روحانی در این انتخابات هم بالقوه به اعتبار پایگاه سیاسی و اجتماعی اشان در همان جبهه ایی قرار میگیرند که تحریمگران و تفاوت این دو بخشِ رأی داده و رأی نداده تاکتیکی است و نه استراتژیک یا اعتقادی.

ولی وقتی آقای خاتمی میگوید که آرای مخالفین هم باید بحساب آید فقط از آن ۱۶ میلیون آرای رئیسی و طیف تند روِ پشت سر او  که باید از طرف برندگان انتخابات، در سیاست مملکت ملحوظ شده و طرف قابل تعامل در عرصه سیاسی باشد سخن میراند و کمترین اشاره ای به آن بخش ۲۰ میلیونی که از موضع نفی کامل نظام در انتخابات شرکت نکردند سخنی نمی گویند. در اینجا یک سئوال پیش میآید. بالاخره این ۲۰ میلیون واجدین شرایط در کجای گفتمان اصلاحطلبی قرار میگرند؟  من فرض را براین بگذارم که روزی این اصلاحطلبان نه فقط قدرت ۲۰%ی دولت و مجلس، بلکه همه قدرت را در دست بگیرند. انها با این بخش ۲۰ میلیونی که کلاً نظام ولائی و حاکمیت روحانیت  بشمول خود پیش کسوت اصلاحات  آقای محمد خاتمی را هم قبول ندارند چه خواهند کرد! آیا آنها این حذف تاریخی خود را باید ابدی شده بگیرند؟ یا از نظر این دوستان باید همچنان در پشت درب مدینه فاضله اصلاحطلبانه آنان  از سرما بلرزند و از گرما بپزند؟

در بحرین و در ایران

Share Button

 چکیده … شیخ عیسی قاسم، موسوی و کروبی بحرین نیست و بفرمان پادشاه بحرین یا یک ارگان نامعلوم هم مانند مورد میر حسین و کروبی هم محصور نشده است. او توسط دادگاه تفهیم اتهام شده و  بخاطر پناه دادن به تروریستهایی که تعدادی از آنان از زندان گریختگان بوده اند به یکسال حبس خانگی محکوم شده است. بنا بر این؛ مقایسه او با حصر سران جنبش سبز؛ میرحسین، کروبی و خانم رهنورد قیاس مع الفارغ است و در صورت حسن نیت هم، نویسنده نباید این دو حصر را با هم شبیه نمایی کند زیرا شباهتی بین این دو مورد حصر وجود ندارد. کاری که سایت کلمه کرده است و از این بدتر، این سایت دولت مصر را هم در ردیف دولت سوریه قرار داده است چونکه آن دولت هم دارو دسته تروریستی  اخوان المسلمینی محمد مُرسی را بحکم دادگاه به زندان انداخته است.

صدور حکم حبس خانگی یک شیخ حامی تروریسم در بحرین بنام شیخ عیسی قاسم مانند سطل آبی بوده است که در لانه مورچه بریزند. محکومیت این شیخ به یکباره غیرت  اسلامیستی اصلاحطلبان و بخشی از سبزها را چنان بجوش آورده است که انها همزبان با سید حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان و تمام رسانه های هیئت حاکمه خودمان و شخصیت های دولتی و شبه دولتی علیه این حبس خانگی که دادگاه با رعایت موازین قضائی آنرا صادر کرده است، فریادشان به آسمان بلند گردیده است.

تقریباً همزمان، ۳ یا ۴ روز قبل ۳ تن فلسطینی در یک محاکمه برق آسا پس از یک اعتراف گیری و تلویزیونی شدن، ظرف ۲۴  ساعت از دستگیری، ۵  روز پس محاکمه  در یک دادگاه سرهم بندی شده صحرایی  توسط حماس، اعدام شدند و سرو صدایی از یک مسلمان در نیامد، نه سایت کلمه و نه شخصسیتهای دیگر اصلاحطلب کمترین اعتراضی به این اعدام ناروا به لحاظ حقوقی نکردند.

شیخ عیسی قاسم، موسوی و کروبی بحرین نیست و بفرمان پادشاه بحرین یا یک ارگان نامعلوم هم مانند مورد میر حسین و کروبی هم محصور نشده است. او توسط دادگاه تفهیم اتهام شده و  بخاطر پناه دادن به تروریستهایی که تعدادی از آنان از زندان گریختگان بوده اند به یکسال حبس خانگی محکوم شده است. بنا بر این؛ مقایسه او با حصر سران جنبش سبز؛ میرحسین، کروبی و خانم رهنورد قیاس مع الفارغ است و در صورت حسن نیت هم، نویسنده نباید این دو حصر را با هم شبیه نمایی کند زیرا شباهتی بین این دو مورد حصر وجود ندارد. کاری که سایت کلمه کرده است و از این بدتر، این سایت دولت مصر را هم در ردیف دولت سوریه قرار داده است چونکه آن دولت هم دارو دسته تروریستی  اخوان المسلمینی محمد مُرسی را بحکم دادگاه به زندان انداختهه است.

چنین بنظر میرسد که برخی قلم بدستان در سایتهای اصلاحطلب و سبز از فرصت تاختن به رژیمهایی که بنحوی  بعلت سیاست های مداخله جویانه حکومت ما در امور داخلی اشان، با دولت ما دوچار بحران روابط هستند، استفاده میکنند تا پیام همسوئی گفتمانی خود را به رژیم حاکم خودمانرا در چنان قالب گمراه کننده ایی به حکومت برسانند.

در نوشته هایی از این دست با عنوان:«ما با مردم بحرین هم دردیم؛ حصر، روش و منش حکومت‌های خودکامه است» عناصری از جبهه بندی استراتژیک و ایدئولوژیک وجود دارد که هر چند در قالب عناوین ساده سیاسی و دفاع حقوق بشری گنجانیده شده اند ولی بعلت بار بسیار سنگین ایدئولوژیک و گفتمانی خود ماهیت رویکرد راهبردی و آرمانی تناقض آلود نویسنده و جریان منتسب به آنرا برملا میسازد.

انسان نمیتواند از خمینیِ های بحرین و مصر  که میخواهند حکومت اسلامی نوع ایران ایجاد دفاع کنند و در همان حال ادعا کند در مملکت خود طرفدار آزادی است.

کلمه – گروه سیاسی:

بسم الله الرحمن الرحیم
ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه ان لاتخافوا و لاتحزنوا

این روزها با خبر دردناک و تأسف‌بار یکی از رهبران شیعیان بحرین مواجه هستیم. مردمی که به‌رغم آن‌که اکثریت جمعیت آن کشور را تشکیل می‌دهند، از بسیاری از حقوق شهروندی خود به طرق پنهان و آشکار محروم هستند و صدایشان شنیده نمی‌شود. ما به مردم بحرین می‌گوییم که روش و منش قدرت‌های خودکامه چنین است و ما نیز چنین تجربه‌هایی را در طول تاریخ پرفرازونشیب کشورمان داشته‌ایم و داریم. هفت سال پیش، رهبران جنبش اعتراضی مردم ایران که چیزی جز احترام به آرای به سرقت رفته اکثریت شهروندان را نمی‌خواستند، از هوادارانشان درخواست کردند در حمایت از جنبش مردمی شما، مردم سوریه، و مردم مصر، دست به راهپیمایی مسالمت‌آمیز بزنند. حاکمیت اما، به‌جای پاسداشت حقی که در قانون اساسی ما بدان تصریح‌شده است، حکم حصر و حبس خانگی آنان را صادر کرد. اگر رهبر شما، شیخ عیسی قاسم، با حکم دادگاه به حصری یک‌ساله محکوم‌شده است، رهبران ما هفت سال است که بدون محاکمه، مظلومانه در حصر بسر می‌برند. حاکمیت گوشش را به روی درخواست میلیون‌ها ایرانی که در هر فرصتی درخواست رفع حصر را فریاد می‌زنند، بسته است و به‌جای آن‌که به‌حق تکیه زند، همچنان بر طبل اشتباه گذشته خود می‌کوبد. در آستانه ماه مبارک رمضان، از خدای مهربان، آزادی همه حق‌طلبانی که در حبس و حصر به سر می‌برند، چه در سوریه، چه در مصر، چه در بحرین و چه در ایران باشند، خواهانیم.

……………………………..

اندر تفاوت بحرین و همین ایران ولایی که در ایجادش برادران اصلاحطلب امروزی کم مایه نگذاشته اند

در آنجا نوبهاران با هزاران جلوه رنگ زندگی دارد

در اینجا شیخ بد کردار، بذر مرگ و دانه اندوه میکارد

شعری بازنویسی شده از یک شاعر قدیمی

Al Noor International School celebrates CBSE annual day

جشن ۲۲ مین سالگرد تأسیس مدرسه بین المللی النور در بحرین.

 در این جشن، سرپرست مدرسه؛ محمد احمد حُلیوه،، دکتر محمد معشود، مدیر و سرپرست همه بخشهای تحصیلی، مقامات بسیار دیگری از وزارت آموزش و پرورش، اولیاء دانش آموزان  و اعضای برجسته جامعه بحرین حضور داشتند

عایشه ساحیال اکرم ، با تلاوت بخشهایی از قرآن کریم به میهمانان خوش امد گوئی کرد. و… .

………………………………..

و اینهم جشن کفایت دختر بچه ها برحسب  دین ما بالغ شده و ایرانی که روشنفکران مسلمان ما در ساختن آن نقش اساسی داشته اند

 

Bildresultat för ‫جشن تکلیف دختر‬‎

Bildresultat för ‫جشن تکلیف دختر‬‎

دو نگاه و دو رویکرد به پیروزی روحانی

Share Button

چکیده … این انتخابات هاله قدُسی آسمانی را از سر انتخابات و شخصیتهای فعال در آن برداشت تا آنجا که شخصی مانند ابراهیم رئیسی که هزاران اسیر زندانی را بنام نظام الهی و قداست جایگاه ولی فقیه به جوخه اعدام یا طناب دار سپرده بود نه تنها کلامی از دین و مذهب و قرابتش به روحانیت اصولگرا در این انتخابات بکار نبرد و نگفت بلکه سعی کرد تا سفره رنگین تری را از رقیب انتخاباتی خود به مردمی که به معیشت خود و میزان یارانه و امکانات شغلی فکر میکنند نشان دهد تا اینکه به این بپردازد که آمریکا در اینجا یا آنجا چه کرد و میکند و یا بر مردم نوار غزهِ تحت محاصره اسرائیل و مصر چه میگذرد .

از حاشیه ها بگذریم، جریان انتخاباتی منتهی به پیروزی آقای روحانی را  میتواند به دو طبف عمده تقریبا متفاوت تقسیم کرد. طیف نخست، آن بخش از مردمی هستند که در اثر تبلیغات سبزها و اصلاحطلبان و دیگر فعالین سیاسی به او رأی دادند. بعنوان مکمل آنها، وعده های خود روحانی و احساس خطر روی کار امدن راست افراطی* نیز در جلب مردم به انتخاب روحانی تأثیر گذار بود.

این بخش از مردم با این امید بپای صندوقهای رأی امدند و به روحانی رأی دادند تا روحانی با انجام وعده های انتخاباتی اش، وضعیت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور را بهتر کند و سیر قهقرائی را در همه زمینه ها که عمدتاً از دوران احمدی نژاد آغاز شده بود را متوقف کند. در ۴ سال آینده این بخش از مردم  تقریباً با این نگاه امیدوارانه چشم به اقدامات روحانی خواهند دوخت تا  او کاری بکند!

اگر تجربه ۴ ساله گذشته دولت روحانی و تشکیل کابینه او را مبنای قضاوت قرار دهیم، در دور قبل، (دولت ۱۱) او در همان آغاز با تشکیل کابینه ایی که اعضای آنرا عمدتاً شخصیتهای راست وابسته به بلوک اصولگرایان و بیش از آن، مورد وثوق شخص خامنه ایی تشکیل میدادند، نشان داد که برایش چندان مهم نیست که چه جریاناتی و چه کسانی او را به مسند ریاست جمهوری رسانده اند بلکه برای او رضایت خاطر محافل صاحب قدرت و در رأس آنها شخص خامنه ایی مهم و تعین کننده بود.

اگر از این بخش از رأی دهندگانِ مطالباتی بگذریم، بخشی دومی بودند که هم اکثریت رأی دهندگان به روحانی را تشکیل میدادند و هم  آگاهانه از روی تعلقات سیاسی به او رأی داده بودند و عمدتاً  هم تاکتیکال. برای این بخش از رأی دهندگان به روحانی مسئله انتخاب کردن و شدن روحانی، هرچند مهم بود ولی بیش از آن این مهم بود تا از فضای کارزار انتخاباتی برای بیدار کردن، بیدار نگاه داشتن و سازماندهی بدنه جامعه و فعال کردن جنبش مدنی تا حد ممکن بهره گیرند. نگاه و رویکرد این گرایش در مجموع به انتخابات به عنوان فرایندی بود که میتوان در جریان آن، مطالبات مردم را طبقه بندی و مردم را نسبت به حقوقشان آگاهتر ساخت و در این فرایند برای خود نیز هویت سازی و پیش زمینه سازی سازمانگری سیاسی کرد.

اهمیت موضوعی کردن مطالبات اقتصادی و مدنی مردم بجای شعار های مذهبی یا ضد استکباری که شاید بزرگترین دستاورد این دو دور انتخابات ریاست جمهوری اخیر بوده و هست اینست که موضوع پیکار انتخاباتی از شعار های استکبار ستیزانه ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی و اتمی کردن کشور و اعتقادات آسمانی و الهامات غیبی امام زمانی به مطالبات این جهانی، اجتماعی و طبقاتی تغیرل یافت. این استحاله موضوعات محوری انتخاباتی، در ماهیت خود یعنی سکولاریزه شدن گفتمان حاکمیت کنونی، اگر چه نه سکولار شدن خود رژیم بلکه سکولاریزه شدن نظم و نظامیات انتخاباتی آن که نمیتواند در همینجا متوقف شود.

این انتخابات هاله قدُسی آسمانی را از سر انتخابات و شخصیتهای فعال در آن برداشت تا آنجا که شخصی مانند ابراهیم رئیسی که هزاران اسیر زندانی را بنام نظام الهی و قداست جایگاه ولی فقیه به جوخه اعدام یا طناب دار سپرده بود نه تنها کلامی از دین و مذهب و قرابتش به روحانیت  سنتی و جبهه اصولگرایی در این انتخابات بکار نبرد و نگفت بلکه سعی کرد تا سفره رنگین تری را از رقیب انتخاباتی خود به مردمی که به معیشت خود و میزان یارانه و امکانات شغلی فکر میکنند نشان دهد تا اینکه به این بپردازد که آمریکا در اینجا یا آنجا چه کرد و میکند و یا بر مردم نوار غزهِ تحت محاصره اسرائیل و مصر چه میگذرد .

روند سکولاریزه شدن انتخابات و فاصله گرفتن نامزدها از شعار های رنگ باخته مذهبی ـ سیاسیِ فرامرزی در فرایند رقابتهای آن، در حقیقت از آنجا شروع شد که در انتخابات دهم(۸۸) احمدی نژاد دامن امام زمان را یکباره رها ساخت و برای جلب آرای مردم شروع به پخش گونیهای سیب زمینی و چک ـ پول بین مردم کرد. شیخ حسن روحانی نیز با گفتن اینکه :” سنتریفیوژها باید بچرخند ولی چرخ اقتصاد هم باید بچرخد” با پتک ابراهیمیِ چرخیدنِ چرخِ اقتصادِ کشور، بتوارهِ آئینی و تقدس خدایگانی سنتریفیوز و« حق مسلم هسته ایی» را درهم شکست تا آنجا که امروزه کمتر کسی آن«حق مسلم»ی که اصرار لجوجانه روی آن مملکت  را به قهقرا برد و به ویرانی کشاند را دیگر بیاد میاورد و حتی حاضر است راجع به آن صحبت کند.  آن حق مسلم مانند خود امام زمان به چاه جمکران خزید و برای همیشه از موضوعات مبارزات سیاسی غیب گردید.

اقتصادی و رفاهی شدن شعارهای انتخاباتی و مطالباتی شدن نگاه مردم به عرصه سیاست در کشور، در حقیقت یک تغیر پارادایم در عرصه مبارزات انتخاباتی در میهن ماست که باید آنرا جدی گرفت.

دستآورد بزرگ دیگر این تغیر پارادایم اینست که با قداست زدایی مذهبی از عرصه سیاسی، زیر پای روحانیت که با اتکاء به منطق ساختگی آن، بر ضرورت حضور دین و متولیان دینی در عرصه سیاسی حکم کرده و میکرد دیگر در عرصه سیاسی کاملاً خالی شده است زیرا این خود حکومت اسلامی است که عملاً امر سیاست را دیگر زمینی و دنیوی و سکولار کرده است. روحانیتی که با برافراشتن پرچم حکومت دنیی و تبلیغ آخرت گرایی(البته ابزار گرایانه آن برای مصرف مردم) بر سکوی فرمانراوایی گردونه قدرت قرار گرفت حالا دیگر پس از این انتخاباتِ نخود لوبیایی و یارانه ایی شده توجیه منطقی و به تبعیت از آن مشروعیت سیاسی خود را کاملاً از دست داده است و تا آنجا که به مشروعیت مذهبی آن مربوط میشود، این دیگر بعهده باورمندان مذهبی است که برای خود روشن کنند؛ جنتی، پورمحمدی، خامنه ایی، رئیسی و خود خمینی،لاجوردی و.. ، چقدر به ادعاهای دینی خود باور داشتند و مطابق با دین عمل کرده و یا میکنند.

تجربه این انتخابات در عمل نشان داد که این؛ در درجه اول، میزان مشارکت یا عدم مشارکت مردم نبود و نیست که مشروعیت آفرینی یا از رژیم مذهبی و ولایی حاکم بر ایران مشروعیت زدایی کرده و میکند یا میتوانست بکند بلکه دنیوی شدن همین حکومت مذهبی در فرایند همین انتخابات و انتخابات قبلی بوده است که رهبریت روحانیت بر کشور را  دیگر بلاموضوع کرده است. از فساد و تبه کاری مشروعیت سوز این متولیان دینی در اینجا دیگر میگذرم.

امروزه روحانیت در عرصه دولتمداری، در رقابت با  غیر روحانیت یا نیروهای سکولار، از تمام کسوت آسمانی و قداست دینی اش، حتی با نادیده گرفتن  فساد و نکبتی که طی این ۳۹ سال آفریده عاری شده است. این روحانیت در عرصه سیاسی دیگر امتیازی معنوی و الوهی بر غیر روحانیت ندارد و در تحلیلی نهایی از نگاه مردم عادی هم دیگر توان کارشناسی و تخصصی در دولتمداری است که تعین کننده و معیار صلاحیت شده است . اگر این حکم امروز و در اینجا یک استنتاج منطقی است دیر یا زود به شعور  و درک متعارف غالب مردم عادی، بشمول همان تفنگداران بیت رهبری و فدائیان آنهم تبدیل خواهد گردید.

بهر روی، آنچه با این مقدمه چینی میتوان نتیجه گرفت تا از آن به یک راهبرد عملی مبارزه برای دموکراتیزه و سالم سازی مملکت رسید اینست که؛ هرچند باید از اقدامات درست آقای روحانی با تمام توان حمایت کرد ولی مطلقاً نباید به این توهم دوچار شد که او با تکیه بر ابزار قدرت حقوقی صرف، در جایگاه رئیس جمهور، میتواند مشکلات اساسی مملکت را حل کند.

فقط فشار سازمانیافته برای دریافت مطالبات اقتصادی مدنی و سیاسی است که موجب استحکامِ بی تزلزل جنبش مطالباتی مردم میشود همین و بس!

باید سعی کنیم از درون این انتخابات، گفتمان تحول و جنبش مطلباتی را شکل داده و بر اساس و طی شکلگیری چنین گفتمانِ ضروری، جنبش مطالباتی را در کشور سازماندهی و شکست ناپذیر کنیم!

*

چون مرسوم شده است که در ادبیات سیاسی از باندهای افراطی حکومتی بنام «راست افراطی» نام برده شود منهم برای اجتناب از سوء برداشت این عنوان را بکار میبرم ولی واقعیت اینست که نسبت دادن عنوان راست به این جریانهای افراطی شبه مافیایی ظلم بزرگی به واژه راست سیاسی  یا حتی اصولگرا است. باندهای افراطی حاکم، باندهایی لومپنی، مافیایی با فرهنگ چاله میدانی هستند و عنوان نیروهای لومپنکراتیک برازنده آنها. هر عنوانی دیگری دادن بدانها جایزه دادن بدانهاست.

جوک نیست! حقیقت است! نخندید!

Share Button

باز هم مقامات شورای نگهبان از توی پاچه شلوارشان افعی در آوردند! البته با اینکه نمایش چنین معجزاتی از آیات عظام مستقر در این شبستان قدرت چندان هم بعید نیست ولی با این حال آدم با شنیدن خبر آنها فکر میکند با خود دوره آخر الزمان روبروست یا با مشتی جادوگر سروکار دارد که از درون شلوار یا کلاه خود میتوانند افعی و کبوتر که هیچ حتی ماموت و اژدها در بیاورند! قسمت اضافه شده آخر را هم حتماً ببینید!

 

پاسخ وزارت کشور به آیت‌الله موحدی کرمانی:

بحث آرای حلال آسیب جدی به وحدت و امنیت ملی می‌زند/ درخواست افزایش آرای رییسی به ۱۹ میلیون با هیچ منطق شرعی و مردم‌سالاری منطبق نیست

بحث آرای حلال آسیب جدی به وحدت و امنیت ملی می‌زند/ درخواست افزایش آرای رییسی به ۱۹ میلیون با هیچ منطق شرعی و مردم‌سالاری منطبق نیست

وزارت کشور در اطلاعیه‌ای به اظهارات روز گذشته آیت‌الله موحدی کرمانی واکنش نشان داد و اعلام کرد که تقسیم بندی این مردم عزیز و بزرگوار به عناوینی مانند انقلابی و غیر انقلابی یا آرای حلال و…. ظلم بزرگی است که باعث ایجاد تفرقه و آسیب جدی به وحدت ملی و امنیت ملی می‌شود.

به گزارش ایلنا، متن کامل این پاسخ بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف و بزرگوار ایران

  پنج شنبه ۴-۳-۹۶  مطالبی به نقل از آیت اله موحدی کرمانی در رسانه‌ها منتشر شد که با توجه به مراتب تقوی و سوابق ارزنده سیاسی و اجتماعی ایشان بسیار مایه تعجب و غیر قابل باور بود، از آنجایی‌ که این اظهارات می‌تواند محل بحث و ابهام و باعث ایجاد نگرانی و بدبینی شود لذا نکاتی را به استحضار ملت آگاه و هوشیار می‌رسانیم.

 ۱- تمامی مراحل انتخابات ریاست جمهوری به ویژه در شعب اخذ رای از ابتدای آغاز فرایند رای‌گیری تا پایان شمارش و اعلام نتایج با حضور ناظران شورای محترم نگهبان انجام گرفته است.

 ۲- تاکید می‌شود در هر شعبه حداقل سه ناظر شورای نگهبان حضور داشتند و تمامی صورتجلسات تنظیمی در تمامی شعب بدون استثناء به امضای ناظران محترم رسیده است، لذا وارد نمودن هرگونه ابهام در حماسه بزرگ مردمسالاری دینی، خدشه به آرای مردم و توهین و بی اعتبار نمودن دست اندرکاران برگزاری انتخابات و به ویژه ناظران محترم شورای نگهبان تلقی می‌گردد.

 ۳-  مشخص نیست استفاده از واژه “آرای حلال” بر چه مبنایی و با چه هدفی صورت گرفته است ؟ ملت مسلمان و هموطنان سایر ادیان بر پایه استفاده از حق مصرح قانونی در تعیین سرنوشت خود به ویژه در لبیک به کلام گوهربار رهبر معظم انقلاب برای دفاع از هویت انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی و تحقق مشارکت حداکثری به پای صندوق های رای آمدند و بار دیگر حماسه سترگ آفریدند، تقسیم بندی این مردم عزیز و بزرگوار به عناوینی مانند انقلابی و غیر انقلابی یا آرای حلال و…. ظلم بزرگی است که باعث ایجاد تفرقه و آسیب جدی به وحدت ملی و امنیت ملی می‌شود.

 ۴- اینکه از جناب آیت‌الله جنتی خواسته‌اند آرای آقای رییسی از ۱۶ میلیون به ۱۹ میلیون و آرای آقای روحانی از ۲۳ میلیون به ۲۱ میلیون تغییر یابد با هیچ منطق شرعی، قانونی و مردمسالاری مطبق نیست و ادعایی غیر باور است چراکه :

–  اولا ساحت مقدس اعضای محترم شورای نگهبان پاک و مبری از اینگونه مطالب است و آن عزیزان امانت‌دار حق الناس بوده و در پیشگاه خداوند خود را مسئول می دانند و اگر نعوذبالله اینگونه باشد نه از تاک نشان خواهد ماند و نه از تاکنشان.

–  ثانیا با طرح چنین مباحثی افکار عمومی داخل و خارج از کشور در مورد ما چه قضاوتی خواهند نمود؟ و واقعا چه پاسخی برای این مطالب وجود دارد؟ آیا معاندان و دشمنان قسم خورده این کشور و ملت و انقلاب با استناد به این جملات و عناوین علیه ما استفاده پلید نخواهند کرد؟ و آیا این موضوع القا نخواهد شد که در گذشته نیز چنین بوده است؟ فاین تذهبون … به کجا می روید؟؟

 ۵- ما به شورای نگهبان اعتماد کامل داریم و می‌دانیم در ساحت این نهاد انقلابی چنین خطای فاحشی رخ نخواهد داد. مردم ما همگی برای تحقق فرمایش رهبر معظم انقلاب که همانا مشارکت حداکثری بود به پای صندوق رای آمدند و بر همین مبنا ادای تکلیف کرده و آرای همگی بدون هیچ تبعیضی صحیح و نافذ است و همچنین یقین داریم ملت تاریخ ساز ایران در کنار هم به عزت و پیشرفت کشور می اندیشند و پس از پایان رقابت همچون نامزدهای محترم همگی مسیر و مرام رفاقت را پیشه می کنند.

 خداوند منان را شاکریم که می توانیم بگوییم که برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و شوراها در ۲۹ اردیبهشت، مجریان و ناظران را مصداق این آیه شریفه قرار داد که

“إِنَّ اللَّهَ یَأمُرُکُم أَن تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلىٰ أَهلِها”

مرکز اطلاع رسانی و امور بین‌الملل وزارت کشور

…………………………………………….

درخواست احمد جنتی از آیت الله خامنه ای برای ابطال نتیجه انتخابات

منتشر شده در: .


سحام مطلع شده که احمد جنتی در دیدار با آیت الله خامنه ای از وی خواسته تا نتیجه انتخابات را ابطال کند. این دیدار دقیقا در عصر روز جمعه در ساعات پایانی رای گیری صورت گرفته است.
این منبع مطلع به سحام گفته که علت این درخواست احمدجنتی، عدم تطابق انتظارات جناح حاکم با آنچه که در حال رخ دادن در باجه های رای گیری رخ داده، بوده است. جریان حامی ابراهیم رئیسی از دو دوره ای شدن انتخابات مطمئن بوده، لیکن با حضور مردم علیرغم شلوغی و صرف زمان زیاد در شعبات اخذ رای، این معادلات و تحلیل ها دچار تردید شده است.
آیت الله خامنه ای در پاسخ به درخواست جنتی، اعلام نظرش را به فردا موکول می کند. روز بعد بود که آیت الله خانمنه ای در پیامی غیر مستقیم انتخابات را تایید و مخالفت خود را با درخواست احمد جنتی اعلام کرده بود.
روز گذشته بود که احمد جنتی در سخنانی گفته بود: “سلامت انتخابات را تایید می کنم که خیلی خوب بود اما تخلفات بسیاری هم شد.”

همچنین سحام روز گذشته در گزارشی از میزبانی پادگاه الغدیر اصفهان از حامیان ابراهیم رئیسی خبر داده بود. نیروی سپاه و بسیج در روز سخنرانی ابراهیم رئیسی در اصفهان، با ۷۰۰ دستگاه اتوبوس، اقدام به انتقال نیرو از شهرستان های استان اصفهان و نیز برخی استان های همجوار به گردهمایی ابراهیم رئیسی در شهر اصفهان نموده است.

قاطعیت اسلامی

Share Button

در زیر ترجمه خلاصه گزارش گاردین امروز را درج کرده ام . طبق این گزارش ۳ نفر به اتهام کشتن یک فرمانده حماس دستگیر و ظرف یکروز اعترافات تلویزیونی میکنند و ظرف ۶ روز هم اعدام میشوند.

برای ما ایرانیان که با فرامین یاسائی خمینی و مقام معظم رهبری در کشتار ضربتی مخالفین و تلویزیونی شدن آنها ساعات یا روزهایی پس از دستگیری اشان چشم و گوشمان عادت کرده است شاید موضوع این گزارش از اخبار عادی روزانه باشد ولی من فقط در اینجا یک نکته را که ظاهراً از نظر سرپرست بخش خاورمیانه ای سازمان عفو بین الملل هم جدی گرفت نشده میپردازم.

در رسانه های حقوق بشری سراسر دنیا بحق به اعدامهایی این چنینی اعتراض میشود ولی تا بحال اتفاق نیافتاده کسی بپرسد، چه بر دستگیر شدگانی از این نوع میرود که با اینکه میدانند اعترافاتشان به اعدام و مرگشان منجر میشود، سریعاً اتهامات را پذیرفته، به جرم خود اعتراف کرده و مرگ را استقبال میکنند. فقط آنها که از کوره شکنجه های رژیمهایی مانند ایران، بشار اسد و حماس گذشته اند میتوانند بگویند اینگونه اعترافات برق آسا و مرگ افرین چگونه رخ میدهد.

سازمان عقو بین الملل و فعالین حقوق بشری باید برای این گونه اعدامها که در واقع خودکشی داوطلبانه برای خلاص شدن از شکنجه های توصیف ناپذیر بدتر از قرون وسطائی است عنوان دیگری بیابند و شاید خود کشی اجباری یا خود اعدامی داوطلبانه مفاهیمی رساتر باشند.

چقدر خوب بود  آنهای هم که گریبان خود را برای سازمان تروریستی و آدمکش حماس و مظلومیت آن پاره میکنند در باره این حاکمیت چوبه های اعدام، جوخه های مرگ و شکنجه گاه هم نظر خود را مینویشتند و رسانه ایی میکردند تا دنیا بداند به کدام نوع مظلومیتی سروکار دارد! 

باید اینرا هم اضافه کنم اگر دولتهایی مانند عربستان، بحرین و یا مصر میخواستند به ازای هر نفر که از نظامیانشان که بدست تروریستهای شیعی یا القاعده کشته میشدند و میشوند ۳ نفر را اعدام کنند تعداد اعدامها در آن کشورها حتی از کشور ما هم پیشی میگرفت.

 

Palestinian security forces escort one of the men convicted of participating in the killing of Mazen Faqha

حماس ۳ نفر را اعدام کرد و مراسم کشتن آنها را بخشاً در فیس بوک نشان داد

گاردین امروز  خبر میدهد که در تاریخ ۱۶ مای، ده روز پیش ۳ نفر بجرم کشتن یک فرمانده نظامی حماس توسط یک دادگاه نظامی که فقط به همین منظور ضربتی تشکیل شده بود محکوم به اعدام شدند و حکم اعدام ظرف ۶  روز در باره آنها به اجرا گذاشته شد. بنوشته گاردین، سارا لی ویتسون سرپرست بخش ناظرحقوق بشر در خاورمیانه در این رابطه گفت: «با این عجله اعدام کردن آدمها آنهم به حکم یک تصمیم غیر قابل بازبینی توسط یک دادگاه نظامی سریعاً سرهم بندی شده، بلافاصله پس از دستگیریشان و انتشار اعترافات ضبط شده  ویدئوئی اشان رنگ و بوی یک قانون میلیشائی را دارد تا حاکمیت قانون.»

اتکاء به اعترافات در جائیکه در آنجا اجبار و شکنجه حاکم است و محروم شدن  شخص بازداشتی از هرگونه حقوقش امری رایج است و در آنجا موارد زیادتر دیگری از زیر پا نهادن علنی موازین جریان قانونی محاکماتی وجود دارد، لکه دار بودن قصاوت آمیز چنین محاکماتی را افزون میسازد. قتل بعنوان یک آئین کیفری حکومتی خود ذاتاً بقدر کافی قصاوت آمیز  و خظا هست و فرقی نمیکند تحت چه شرایطی انجام شود.”

خانم  ویتسون که سخنان را قبل از اجرای حکم  این اعدامها  در  مقابل دادگاه بین المللی حقوق بشر ابراز داشته اشت می افزاید: « این محاکمات شدیداً با موازین مناسب حقوقی بین المللی مغایر میباشند.»

 

 

The Gaurdian

به دولت امید روحانی امید مبندیم!

Share Button

چکیده … مردم ایران با تبدیل کردن انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری به رفراندمی علیه رژیم و شخص رهبر آن، هم به اکثریتِ کمّی و خُرد کننده خود و هم به قدرتِ نقش آفرینِ سیاسی خویش پی بردند. پیروزی مردم در این رفراندم بزرگ که بمعنی شکست رژیم بود و هست دیر یا زود در خود ساختار قدرت هم زلزله خواهد افکند. رژیم سعی خواهد کرد روند مطالبه گری مردم را به روند گدایی مطالبات از رژیم با واسطه گری شیخ حسن روحانی تبدیل کند. از هم اکنون هم میتوان گفت که بخشی از اصلاحطلبانِ  متکدی مشارکت در حاشیه ساختار قدرت هم ترجیح خواهند داد تا با گدایی وارد سرسرای قدرت سیاسی شوند زیرا آنها ترسشان از رشد اعتماد بنفس و جسارت سیاسی مردم صدها بار بیشتر از نا همخوانیهایشان با امثال رئیسی میباشد.

در انتخابات ۹۲ از انرژیک ترین طرفداران صاحب قلمِ شرکت در انتخابات و رأی دادن به روحانی بودم و در این انتخابات نیز. پس از پیروزی او در انتخابات ۹۲ نیز از اولین و انرژیک ترین منتقدان عقب نشینیها و عهد شکنیهای او نسبت به وعده های انتخاباتی اش بودم و این بار نیز هستم و نه به جهت اینکه میخواهم در یک مسابقه رقابتی از اولین منتقد و معترضان باشم بلکه نمیخواهم با سکوت خودم  بعنوان یکی از مشوق رأی دادن به او، دربرابر نشانه های کوتاه آمدن و عهد شکنیهایش، بسهم خود به توهم توده های انتخاب کنند اش دامن زده باشم و برایشان لالائی خواب کننده بخوانم.

انتقاد من از روحانی در دور اول پس از پیروزی او، از مبادله پیامهای عاشقانه سیاسی اش با حماس و حزب الله لبنان در همان فردای اعلام پیروزیش شروع شد و این بار نیز. ولی قبلاً بگویم هیچیک از این انتقادات ابداً بدین معنا نیست که من از حمایت خود از روحانی در این دو دور انتخاباتی کمترین احساسی از پشیمانی دارم زیرا که انتخاب او در شرایط کنونی بهترین گزینه ایی بود که در برابر مردم میهنمان بود. اگر بجای او حداد عادل یا قالیباف در آن دوره و رئیسی یا قالیباف در این دوره برنده میشدند، مطمعناً وضعیت مملکت از هر نظر بسی خرابتر و فاصله ملت با آزادیش از هر نظر طولانی تر میشد و با گذشت هر دور ویرانسازترِ چنین چرخشهای انتخاباتی؛ انتظارات ملت هم بیشتر و بیشتر تقلیل میافتند، همان سرانجامی که با استقرار این جمهوری ولایی امروزه نصیبمان شده و مارا به فقر انتظار و مطالبه کشانده است بدون اینکه خود بدانیم.

نخست، تحلیلی خیلی خلاصه از دموگرافی و تیپولوژی اجتماعی رأی دهندگان و نتیجه سیاسی از آن.

tabnak-adv

اولین نتیجه از این ترکیب رأی دهنده گان اینست که؛ چون اکثریت قاطع رأی دهندنگان به روحانی از: جوانان، زنان، دارندگان تحصیلات بالاتر از دیپلم، اقلیت های مذهبی و ایرانیان خارج کشوری بوده اند، یعنی آن گروههای اجتماعی پویاتری که بیشترین دسترسی را به شبکه های اطلاع رسانی داشته و دارای حساسیت سیاسی بیشتری میباشند، بوده اند، و با توجه به رکورد زنی۷۳٫۱%ی میزان مشارکت انتخاباتی مردم  و ..؛ جریانهای تحریمگر  با تحریم این انتخابات، در واقع نه علیه رژیم بلکه علیه این آگاهترین بخش جامعه ایستادند و با اعلام و اصرار بر تحریم شرکت در انتخابات، بجای رژیم حاکم، خود را تحریم و از خود سلب مشروعیت کردند و شوربختانه بسهم خود به رژیم مشروعیت هم دادند تا امروز ادعا کند که مردم با شرکت وسیع خود در انتخابات به نظام رأی دادند در حالیکه اینطور نبوده است. رژیم با استناد و بر مبنای دلیل تحریم کنندگان، حق دارد برعکس آنها ادعا کند که اگر تحریم سالب مشروعیت نظام است و نا موفق بود، پس معنای شرکت وسیع مردم، اثبات مشروعیت آن میباشد.

دومین نتیجه گیری بما میگوید از ۱۵ میلیون دارنده حق رأی که رأی نداده اند، بتقریب میتوان گفت؛ حدود ۵ میلیون نفرشانرا افرادی تشکیل میدهند که در هر صورت در هیچ انتخاباتی شرکت نمیکنند و اینهم فقط از روی بی قیدی و مسئولیت ناشناسی مدنی است نه به علت اعتراض سیاسی با قصد تحریم که نمونه آن در همه دنیا وجود دارد.

با فرض قریب به یقین میتوان گفت که حدود ۹۰% آنهائی که به روحانی رأی داده اند یا کلاً مخالف نظام بوده و هستند یا منتقدین جّدی آن و تحول طلبانی هستند که خواهان تغیر اساسی در نظام سیاسی کشور میباشند. اگر آن بقیه ده میلیون تحریمگر را هم بعنوان مخالفین رژیم به ۲۳٫۵۰۰٫۰۰۰ هزار راِی روحانی بیافزائیم میتوان نتیجه گرفت که حد اقل قریب ۳۳میلیون، یعنی ۶۷% از نخبه ترین اقشار اجتماعی میهنمان یا مخالف رژیم و رهبر آن خامنه ایی هستند یا حد اقل خواهان تغیرات اساسی در نظام. تازه اگر بفرض محال بپذیریم که همه آن ۱۵ میلیونی هم که به رئیسی رأی داده اند دربست رژیم و رهبرش را قبول دارند که عملاً اینطور نیست بلکه یک بخش حدقل ۵ ـ ۶ میلونی از آنها هم کسانی هستند که بدون موضع ثابت سیاسی بخاطر وعده های گشاد بازانه رئیسی به او رأی دادند و نه از روی وفاداری به نظام. و حتی آن ده میلیون هم بیشترشان به انگیزه های رانت بَرانه تا اعتقادی به رژیم به رئیسی رأی داده اند.

نتیجه نهایی این مقدمات این است که با این انتخابات، برای بخش عمده ایی از عقب مانده ترین هواداران نظام هم معلوم شد که رژیم فاقد مشروعیت ملی بوده و زیر پایش بلحاظ اتکاء اجتماعی در بین مردم خالی است و آن تعداد آرایی هم که به آن رأی داده اند بیشتر به انگیزه های رانتی، فتوائی یا دنباله روانه و طایفه گرایانه این کار را کرده اند. چنین معادله ایی در حکم شکلگیری دینامسیم تغیر در جامعه است که در آینده نشانه های خود را کاملاً آشکار خواهد ساخت.

برخلاف آنچه خامنه ایی پس از برگزاری انتخابات گفت؛ مردم به نظام رأی ندادند بلکه با این انتخابات و شرکت در آن با تشویق رهبران جنبش سبز، خاتمی، خانواده مرحوم هاشمی بسیاری روشنفکران سکولار و.. ، از این رژیم، نظام  و رهبرش مشروعیت زدایی کردند و برای درک این نکته، معلومات زیاد سیاسی هم لازم نیست و این آن عاملی است که دیر یا زود، در درون خود ساختار قدرت هم زلزله خواهد آفرید و یادداشت قبلی من با عنوان: «اپورتونیسم؛ انقلابی ترین نیروی انقلابی» معطوف به همین موضوع است.

و اما برگردم به آقای روحانی و اولین حرکتش پس از برنده شدن:

اظهارات آقای روحانی در اولین نشست خبری خود پس از دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری:

« … رییس شورای عالی امنیت ملی با تاکید بر اینکه تنها ملت‌های سوریه و عراق باعث شدند تروریست‌ها در دمشق و بغداد مستقر نشوند، ادامه داد: چه کسی می‌تواند در این منطقه ادعا کند که بدون ایران ثبات منطقه حفظ خواهد شد؟ چه کسی می‌تواند ادعا کند که بدون ایران امنیت مستقر خواهد شد؟ ایرانی‌ها و روسیه‌ای‌ها در کنار سوری‌ها و عراقی‌ها با تروریسم جنگیدند. چه کسانی به تروریست‌ها پول داده و می‌دهند؟ کسانی که به تروریست‌ها پول داده‌اند نمی‌توانند ادعای مبارزه با تروریست‌ها را کنند. دولت آمریکا هیچ وقت با تروریسم مبارزه نکرده اما مردم آمریکا مخالف تروریست‌ها هستند.

رییس‌جمهور تاکید کرد: حزب الله یک گروه قابل قبول و مورد اعتماد مردم لبنان است که در دولت و مجلس لبنان با رای مردم حضور دارد و مورد قبول همه آنها حتی مسیحی‌ها است و با اتهام زنی مشکلی حل نمی‌شود.».

۱ ـ جناب روحانی! دونالد ترامپ هرکه هست از معدود نامزدهای از فیلتر گذشته پست رئیس جمهور نبود که بزور آن فیلترها به ملت آمریکا که شما از آنها تعریف میکنید تحمیل شده باشد، او برگزیده همان مردم آمریکا است. ملت آمریکا بخاطر نشان دادن ضدیتشان با نظام حاکم برمملکتشان نیست که به این نامزد از فیلتر جنتی( اشان) گذشته از روی ناچاری رأی داده باشند آنها در کمال آزادی به آن نامزدی رأی داده اند که از فیلتر مردمی و مکانیسم انتخاباتی دموکراتیک گذشته است نه فیلتر نعدادی آخوند تاریخ گذشته شورای نگهبان.

جناب روحانی باید این رندبازیهای آخوند منشانه را در اظهار نظرهایش پیرامون روابط خارجی مملکت ترک کند و با زیان صداقت با مردمی که به او با امید رأی داده اند صحبت کند. او نمیتواند آرای گرفته شده از مردم را هزینه امیال و خواستهای هئیت حاکمه و شاکله قدرت بکند.

روحانی اگر خود را با روسیه و رهبر آن در یک جبهه استراتژیک در دنیا و منطقه میداند و چنین صمیمانه از آن نام میبرد باید بداند از نظر این ۷۳% مردمی که به او رأی داده اند رژیم پوتین و پوتینیسم ادامه سیاست لیاخوفی عصر تزاریسم علیه میهن ماست. روسیه هرگز رابطه سالمی با میهن ما نداشته و حالا که با غرب سرشاخ شده است میخواهد از میهن ما بعنوان یک وسیله معامله و مصرف شدنی برای وارد شدن به جامعه دموکراسیهای دنیا استفاده کند! جناب شیخ حسن نباید آرای مردم را هزینه مغازله سیاسی خود، آنهم یکطرفه، با رژیم روسیه بکند!

۲ ـ آقای روحانی بازهم مانند دور قبل، آرای مردم را هزینه  توجیه و تطهیر شبکه های تروریستی فرامرزی رژیم کرده  و انگار نه انگار این ۷۳%ی که به او رأی داده اند همانهایی هستند که پس از انتخابات سرقت شده ۸۸ هرگاه فرصتی یافتند فریاد زدند:«نه غزه ـ نه لبنان جانم فدای ایران». باید گفت جناب شیخ حسن! بس است! نزدیک به ۴ دهه است که رژیم برای تبدیل شدن به ابرقدرت منطقه، با ابزاری کردن دین و مذهب و کسوت روحانیت و فریب مردم، صدهها میلیارد دلار از سرمایه مملکت را خرجِ جریانهای تروریستیِ حماس، جهاد اسلامی و حزب الله لبنان کرده است. کم نیستند آنهائی که میدانند، رژیم  از حزب الله لبنان برای ترور مخالفان خود در خارج مانند نمونه انیس نقاش در ترور شادروان بختیار استفاده کرده است!

جناب شیخ حسن! شما میتوانید از خود، تعریف خود ساخته آخوندی برای تروریسم بدهید و با چنان تعریف خود ساخته ای، جهاد اسلامی، حزب الله لبنان و سپاه بدر عراق، عصایب اهل الحق، حوثیهای یمنی  و..  را هم قبای دموکراتیک بپوشانید و آنها را ضد تروریست جا بزنید و بجای آنها دونالد ترامپ، اسحاق رابین و شیمون پرز و نتانیاهو را سردسته و سرمهندس تروریسم در جهان معرفی کنید ولی دنیا میبیند و میداند که این، ایران ولایی شما و حاکم بر ایران ماست که از بحرین تا یمن، لبنان،  غزه، عراق، کنیا، قبرس و بلغارستان هر ساله میلیارد ها دلار خرج صدور تروریسم میکند تا نه از راه تعامل سیاسی و دیپلماتیک، بلکه  از راه توسل به باجگیری تروریستی و موشکی راه خود  را بسوی جامعه جهانی باز و خود را بدان تحمیل کند!

جناب شیخ حسن! در کدام یک از آن کشورهایی که شما تروریست یا حامی تروریسم میدانید بشمول آمریکا و اسرائیل یا عربستان، کشتاری مانند کشتار زندانیان سیاسی در ۶۷، فتوای قتل نویسنده ایی مانند سلمان رشدی، قتلهای زنجیره ایی در تهران اصفهان و کرمان، اسید پاشی و سنگسار  و دست قطع کردن و انگشت بریدن مانند میهنِ اسلامی شده ما  اتفاق افتاده یا انجام شده است!؟ جناب رئیس جمهور اعتدال و امید! کشوری که شما رئیس دولتش هستید به نسبت جمعیت خود بزرگترین آمار تعداد اعدامی و بیشترین تعداد جان باختگان در زیر شکنجه را در دنیا دارد و اکثراً هم جوان، چرا؟

جناب شیخ حسن روحانی! این کدام کشور است که موشک و تکنیک موشکی خریداری یا کپی شده از روسیه و کره شمای را به حوثی های شورشی یمن، میدهد و تروریستهای بحرینی را آموزش و تجهیز میکند، و بیشتر بودجه جاری حزب الله لبنان و حماس و جهاد اسلامی در غزه را داده و آنها را مسلح میکند؟ دفاع شما از حمایت مستشاری و نظامی از حزب الله و حماس که بسی بیش از آنچه شما گفته ائید میباشند، نه تنها ماهیت تروریستی آن سازمانها را در نگاه جهانیان تغیر نمیدهد  بلکه رژیم ولایی ایران را مرکز تروریسم در دنیا معرفی میکند که بحق هم کرده است . مردم ایران نباید اجازه بدهند و نخواهند داد که آرای ۷۳%ی آنان به شیخ حسن روحانی توجیه تروریسم پروری رژیم ولایی ایران شود.

۳ ـ شیخ حسن روحانی در رابطه با عربستان میگوید: « مردم عربستان دوست ما هستند و همیشه آنها را دوست داشته و  داریم. امیدواریم دولت عربستان راه صحیح را انتخاب کند.» جل الخالق! شیخ حسن روحانی در جایگاه رئیس جمهور دو دوره ایی نمیداند که روابط بین المللی، روابط بین دولتها است و تأکید رابطه بین یک دولت با مردم کشور دیگری، بی احترامی به دولت مربوطه  و انکار رسمیت رهبریت قانونی سیاسی آن کشور است مخصوصاً اگر با نخوتِ خودمرجع بینی سیاسی بخود حق داده شود تا برای همه دنیا تعین تکلیف تعین شود که چه رفتاری داشته باشند یا نداشته باشند.

این گونه رابطه سازی و رابطه گیری در ساده ترین تعریف خود یعنی مداخله در امور داخلی آن دولت و در تعریف بالاتر یعنی صدور تروریسم، همانکاری که رژیم ایران ولایی در حق عربستان، بحرین، عراق و یمن تا کنون انجام داده است. تبدیل کردن مراسم حج به مراسم سیاسی ضد دولت عربستان با عنوان برائت از مشرکین، عملیات انفجاری در مکه و منا توسط تروریستهای شیعی تربیت شده در ایران، تحویل موشکهای کوتاه و میان بُرد به تروریستهای حوثی برای موشک باران عربستان و تحریک دائمی اقلیتهای شیعی در تمام  ممالک حوزه خلیج فارس علیه دولتهایشان و تربیت تروریست های شیعی برای عملیات تروریستی، اینها را جز تروریسم عریان چیز دیگری نمیتوان نامید.

۴ ـ شیخ حسن در رابطه با ونزوئلا میگوید:«.. اینکه در ونزوئلا برخی مخالف دولت و برخی موافق هستند همه جا همین است. تصمیم گیرنده مردم هستند ما در مورد سوریه و عراق هم می‌گوییم بگذارید ملت‌ها برای خودشان تصمیم بگیرند. مردم ونزوئلا هم همین جور هستند. هرچه خواست اکثریت باشد باید اجرایی شود. اساس مردم‌سالاری بر این مبنا است. دولت ونزوئلا هم استثنا نخواهد بود».

باید گفت جناب شیخ حسن! از احمق تصور کردن مردم دست بردارید! کیست که نداند در سوریه، عراق و ونزوئلا هم مانند ایران ولایت زده ما، مکانیسم و فیلترینگ آهنین انتخاباتی در اختیار رژیمهای ضد مردمی حاکم در آن کشورها میباشد و انکار این از سوی کسی که خودش از چنین فیلترینگ و مکانیسمی گذشته توهین به شعور مردم است. آری! مردم  آنکشورها هم مثل  مردم ما مختارند در چهار چوب نیروهای دست چین شده خود رژیم قدرت پرست حاکم، از روی ناچاری کسی مانند خود شما شیخ حسن!  را بعنون یکی از ۶ گزینه رژیم انتخاب کرده، یکی را انتخاب یا زهر مار کنند. آیا این دموکراسی یا به تعبیر شما مردسالاری میباشد؟.

آیا اگر جلوی یک آدم تشنه، ادار خر یا سگ و خوک را بگذارند و بگویند؛ آزادی! هر کدام را میخواهی بنوش تا از تشنگی نمیری، این حق انتخاب آزاد دادن به مردم است که هرچه را میخواهند بنوشند؟ این نوع حق انتخاب دادن، یعنی با مردم با زبان رندانه اخوندی حرف زدن و آنها را ابله تصور کردن است نه آزای و حق انتخاب کردن دادن بدانها! و اینرا بچه های دبستانی هم میدانند. و فقط شیادان خود فریبخورده نمیدانند.

در ونزوئلا ۷۳% مردم رأی به پارلمانی دادند که خواهان استعفاء و عزل دولت ضد مردمی مادورو است. ۶ سال پیش در سوریه؛ دهها میلیون از مردم کشور به خیابانهای حُمص و حما و درعا و دیگر شهرهای سوریه آمدند و علیه جلاد حاکم بر سوریه اعتراض کردند ولی رژیم  اسد پاسخ آنان را با بمباران و به توپ بستن داد.

در جریان کودتای  انتخاباتی ۸۸ در میهن خودمان، دهها میلیون ایرانی به خیابانها آمدند و گفتند رأی مارا پس بدهید ولی با چاقو کشان انصار حزب الله، چماقداران بیت رهبری، نیروهای سرکوب سپاه و بسیج روبرو شدند و بسیاری از جوانان مملکت سر از کهریزک مشهور در آوردند، یا از پل سید خندان به زیر افکنده شده و یا علناً توسط ماشینهای سپاه زیر گرفته شده جان دادند.

آقای شیخ حسن روحانی باید بداند این خاطرات تلخ تر از زهر برای اقشار تحصیلکرده و متوسط میهنمان فراموش شدنی نیستند و ندیده گرفتن آنها و توصیف اعتراض مردم در آن ممالک مورد اشاره با عبارت: “در همه جا موافق و مخالف وجود دارد”، نمیتواند رفع و روجوعِ کننده آخوند منشنانه برای ماست مالی کردن آن خاطرت تلخ تاریخی که رنگ خون دارند باشد.

آری در اسرائیل و سوئد و اردن و مراکش  و بحرین هم مخالف و موافق دولت و حکومت وجود دارد ولی در این کشورها نه از قتلهای زنجیره ایی، نه از فتاوی قتل مخالفان، نه از اسید پاشی و گشتهای خیابانی و نه از کهریزک و تجاوزات جنسی به گرفتار شدگان و اسیران  دربند خبری هست و نه از اعدام های ضربتی تا چه رسد به نوع رایج فله ایی آن که در مملکت شیخ و سید زده ما امری عادیست! شیخ حسن باید قدری خجالت بکشد که اینقدر شعور مخاطبین خود را دست کم میگیرد.

کوتاه کنم!

شیخ حسن در اولین نشست خبری خود پس از دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری  سخنان بی ربط زیادتری گفت که تحلیل و تفسیر آنها حجم یادداشت را چند برابر میکند ولی فقط در خاتمه اضافه کنم که در این نشست؛ روحانی از سیاست تقویت موشکی، ادامه کمک به حزب الله لبنان و حماس چنان حرف زد که گویا در این زمینه ها؛ این دولت او ست که تصمیمم میگیرد. اِشکال این خودبزرگ نشان دادن و مسئول نمایی کردن در اینست که با خاتمه دوره دولتها فاجعه ناشی از این سیاستهای ماجراجویانه و تروریستی از گردن تصمیم گیرندگان اصلی یعنی رهبری نظام، شخص سید علی خامنه ایی و باندهای نظامی سپاه در اینگونه موارد برداشته شده و به گردن دولتی میافتد که بطور صوری «منتخب» مردم است و ذره ایی هم در این گونه مسائل صاحب تصمیم نیست.

یک چنین جا خالی دادن و سلب مسئولیت از رهبر تام الاختیار و مطلق العنان، کلاه برداری انتخاباتی و سیاسی است. اگر شیخ حسن بعنوان رئیس جمهور ۷۳%ی مردم  در این زمینه ها تصمیم گیرنده است باید بداندکه این ۷۳% که به او رأی داده اند، مطلقاً با چنین کمکها و چنان موشک سازیها و و صدور تروریسم و چنان روابطی موافق نیستند. و اگر  شیخ حسن روحانی از جانب رهبر و محافل نظامی امنیتی سپاه چنین ادعاهایی میکند، حق ندارد بنمایندگی از طرف مردم، آرای آنها را هزینه سیاستهایی بکند که خلاف میل و اراده آنهاست.

سخنی هم در رابطه عهد شکنی های آقای روحانی بعنوان نتیجه گیری نهایی:

مردم ایران با تبدیل کردن انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری به رفراندمی علیه خود رژیم و شخص رهبر آن، هم با اکثریت کمّی و خُرد کننده خود و هم به قدرت نقش آفرین سیاسی خویش پی بردند. پیروزی مردم در این رفراندم بزرگ که بمعنی شکست رژیم بود و هست دیر یا زود در خود ساختار قدرت هم زلزله خواهد افکند. رژیم سعی خواهد کرد روند مطالبه گری مردم را به روند گدایی مطالبات از رژیم با واسطه گری شیخ حسن روحانی تبدیل کند. از هم اکنون هم میتوان گفت که بخشی از اصلاحطلبانِ  متکدی مشارکت در حاشیه ساختار قدرت هم ترجیح خواهند داد تا با گدایی وارد سرسرای قدرت سیاسی شوند زیرا آنها ترسشان از رشد اعتماد بنفس و جسارت سیاسی مردم صدها بار بیشتر از نا همخوانیهایشان با امثال رئیسی و رهبر او میباشد.

با انرژی و جوششی که این انتخابات در مردم ایجاد کرده است، با توده های شادی کنننده میلیونی که با پیروزیشان بر اقتدارگرایان بوجد آمده به خیابانها آمدند و با شعار یا حسین میر حسین و حصر باید بشکنه! کف زنان و پایکوبان به سخنرانی های شیخ حسن روحانی عکس العمل نشان دادند، شرایط تقویت جنبش مدنی و فشار از پائین، از سوی بدنه اجتماعی بعنوان یگانه تضمین کننده ثمر بخشی فرایندی که آغاز گردیده است فراهم آمده است. باید مطالبات انتخاباتی را با جدیت تعقیب کرد راه دیگری نیست! اگر در پشت سر مصوبات قانونی و قانون اساسی هم نیروی اجتماعی قرار نداشته باشد آن قوانین مانندِ شیر مورد توصیف مولوی است که به شیر علم اشاره دارد در مقابل شیر واقعی  که حمله و اقتدارشان در حد وزش بادیست که آنرا تکان میدهد.

این یاداشت ادامه خواهد داشت.

ح تبریزیان