Archive for: June 2017

بمیدان دشمن نرو هلاک میشوی! سون تسو ۲

Share Button

عربستان سعودی : مرحله اول کارخانه ساخت پهباد در شهرک علمی و تکنولوژی ملک عبد العزیز تکمیل شد

سایت عرب نیوز در یک گزارش خبری، از تکمیل اولین مرحله ساختمان کارخانه ساخت پهیاد در عربستان، در شهر علمی و تکنولوژ ملک عبدالعزیز (KACST) گزارش میدهد.

جده: شهرک علم وتکنولوژی ملک عبدالعزیز اعلام کرد که اولین مرحله پروژه کارخانه ساخت پهباد (drone)  در ریاض تقریباً به اتمام رسیده است. ناظر اصلی برنامه ویژه پروژه این کارخانه، خالد ال خُسَن Al-Hussan که یر پروژه ساخت پهباد نظارت دارد گفت که  این کارخانه در کار طراحی و تولید پهبادهائی میباشد که برای اهداف نظامی، غیر نظامی و همچنین تحقیقات علمی و طراحی شهر سازی و امنیتی مورد استفاده قرار میگیرند.

یکی از پهبادهای تولید شده بنام شاهین ۱(صقر ۱)میباشد که بدنه آن از ذغال و پشم شیشه  میباشد و  به سیستم تجهیزات ارتباط ماهواره ایی مجهز میباشد. این پهباد میتواند تا ارتقاع ۲۵۰۰ متری اوج گیری کرده و برای ۲۴ تا ۴۸ ساعت پرواز کند.

هنگامیکه مسئله اینکه چه کسانی از این پهبادها میتوانند استفاده کند مطرح میگردد، ال حُسَن به عرب نیوز میگوید، تکنولوژی صنایع هوایی (Taqnia Aeronautics). ارگانی است که  مسئول بازاریابی آن است و روی تقاضای بازار برای آن تصمیم میگیرد.

شهرک علم وتکنولوژی ملک عبدالعزیز، همچنین نوع دیگری از پهباد را در اندازه های متوسط تولید میکند که (شاهین ۲ ـ ۳ و ۴) نام دارند. این نمونه ها برای نخستین بار در سال ۲۰۱۲ تولید شدند و جمعاً ۳۸ فروند از آنها تا ماه اوت ۲۰۱۴ ساخته شد.

شاهین ۲ میتواند با سرعت ۱۲۰ کیلومتر در ساعت بمدت ۸ ساعت پرواز کرده و تا ارتفاع ۵٫۰۰۰ متری اوج گیرد. در حالیکه شاهین ۴ میتواند ۵ کیلو گرم بار را حمل کند.  شاهین ۴ میتواند به سرعت حد اکثر ۱۲۰ کیلومتر و تا ارتفاع ۵۰۰۰ متری برسد و قادر است از ۵ تا ۶ ساعت پرواز کند.

تمامی مدلها به دوربینهای فیلمبردار از زمین مجهز میباشند.

*

King Abdulaziz City for Science and Techno0logy

به میدان دشمن نرو که هلاک میشوی! سون تسو

Share Button

دقت در معنای فعالیت این شرکت اسرائیلی به هر آدمی با شعور متعارف میگوید؛ پهباد سازی در ایران توسط سپاه در رقابت با شرکتهایی در دنیا قرار دارد که برای بازار جهانی یعنی در مقیاسی تجارتی تولید میکنند؛ یعنی آن تولیدکنندگان، دسترسی نسبتاً آزادانه به پیشرفتهای فنی در پیشرفته ترین ممالک صنعتی دارند؛ یعنی ایرانی که میخواهد پهیاد سازی کند، چون نمیتواند قطعات الکترونیکی پیش رفته آنرا خود تولید کند باید این قطعات را در بازار سیاه دنیا و بطور قاچاق با قیمت های چند صد برابر تهیه کند که علاوه بر گران خریدن، در این مسیر، بدام سرویسهای اطلاعاتی همین دشمن صهیونیتسی کشانده میشود، و همه اینها یعنی رژیم به میدانی کشیده شده یا رانده میشود که در آن کمترین برتری فنی و اقتصادی را در مقابل رقیب و رقیبانش دارد و توان و انرژیش را در یک مسابقه کاملاً نا برابر از بین میبرد. 

 

Asset Image

 

Elbit Systems will use the Paris air show to display its new SkyStriker loitering weapon system, which is believed to be the first member of a family of such products.

 

اما جنگ طلبان نظامی اندیش ما دیگر به میدانی که نباید میرفتند، پا گذاشته اند و فاصله آنان تا نقطه خروج دیگر بیش از آنست تا بتوانند پس نشینند.

من در تعدادی از یادداشتهای قبلی روی درگیریهای سوریه و موشک پرانی های سپاه این آموزه سون تسو را که میگوید یک ژنرال آزموده به میدان دشمن نمیرود را یاد آور شدم و نوشتم که رژیم و نظامیگران آن به میدانی برای نبرد با رقیب پا گذارده اند که در آن کمترین امتیاز را دارند و اگر آن آموزه سون تسو را جدی بگیریم، هلاکت رژیم در این میدانی که گز نکرده بدان پا نهاده است قطعی میباشد.

روئیترز امروز گزارشی دارد از یک شرکت اسرائیلی Elbit تولید کننده پهباد(UAV)، با نام (SkyStriker). ال بیت میگوید نوآوری کلید بازار پرازدهام پهباد، در بازار دست زیادِ جهانی است.

کمپانی صنایع سیستمهای دفاعی الکترونیکی اسرائیل (ESLT.TA), (ESLT.O) میگوید، برآنست تا برسرعت خود برای حفظ جایگاهش در مقام پیشتاز نوآوری و عرضه خدمات فنی در بازار جهانی برای هواپیماهای بدون سرنشین(پهباد) بیافزاید، در بازاری که این کمپانی در آن با افزایش رقابتها از سوی دیگر تولید کنندگان مانند چین، فرانسه، ترکیه و دیگران روبرو میباشد.

 العاد آحارونسون، رئیس داریره بازرگانی(UAV) بازار پهباد این کمپانی به روئیترز میگوید؛ که کمپانی او، توانائیهای جدیدی را به پهباد های تولیدی اش افزوده است که قدرت جریانیبابی اطلاعات (data processing power) آنها را برحسب نیاز مشتریان خود در استرالیا، برزیل، کره جنوبی، هند و آمریکا تقویت میکند.

ال بیت، اخیراً از یک پهباد مجهز به کنترل از راه دور خود، در نمایشگاه  صنعت هوا فضائی پاریس با نام (SkyStriker), پرده برداشت که بر آن عنوانِ «جنگ افزار قادر به عمل تأخیری»(“long-loitering munition”)، نهاده است. این پهباد که برای پرواز به مدت طولانی طراحی شده است، میتواند فیلم ویدئویی زنده و اطلاعات خواسته شده را ارسال کرده و  علاوه بر اینها میتواند سلاحهای انفجارای را بسوی اهداف داده شده هدایت کند. این پهباد از سازوکار«کشتن» که به اپراتور آن امکان میدهد تا کسی را که در حال «عمل» است را در دقیقه ما قبلِ عملش بزند.[ یعنی مثلاً یک تروریست انتحاری را میتواند در دقیقه قبل از انفجارش بکشد. ح ت]

آحارانسون که مدیریت بخشهای؛ ابزارِجاسوسی، هدفگیری، ردیابی(ISTAR)* این پهباد ها را دارد میگوید؛ این تولیدات جدید(SkyStriker) هواپیماهای بدون سرنشینUAV، از جمله نمونه هایی هستند که مدام نیاز به نوآوری فنی دارند. این بخشها در این کمپانی در ۲۰۱۵ ایجاد شده اند.

نقسیم ال بیت به این بخشها، بدان امکان داده است تا اطلاعات جمع آوری شده توسط پهباد را به بخش مدیریت اطلاعاتی و آنالیز متصل کند.

آحارنسون گفت؛ مشتریان به چیزی بیش دریافت کلیپهای ویدئوئی از پراوزهای این پهبادها نیاز دارند. “یک مقدار زیادی از اطلاعات که توسط پهبادها جمع میگردد، روی میز افسران انباشته میشوند که نمیدانند با آنها چه کنند.»

احارنسون میگوید؛ برابر تجزیه تحلیلهای موسسه گُوینی در ایالات متحده که قراردادهای سراسری آمریکا(فدرال) را رصد میکند؛ بزرگترین شرکتهایی فرشنده در بازار تسلیحاتی آیالات متحده عبارتند از؛ ژنرال اتمُیکز، نورثروپ گرومن و تکسترون. در حال حاضر بزرگترین رقیبان ال بیت، این شرکتها و دیگر شرکتهای خود اسرائیل میباشند.

*

intelligence, surveillance, target acquisition and reconnaissance

………………………………….

کامنت من:

دقت در معنای فعالیت این شرکت اسرائیلی به هر آدمی با شعور متعارف میگوید؛ پهباد سازی در ایران توسط سپاه در رقابت با شرکتهایی در دنیا قرار دارد که برای بازار جهانی یعنی در مقیاسی تجارتی تولید میکنند؛ یعنی آن تولیدکنندگان، دسترسی نسبتاً آزادانه به پیشرفتهای فنی در پیشرفته ترین ممالک صنعتی دارند؛ یعنی ایرانی که میخواهد پهیاد سازی کند، چون نمیتواند قطعات الکترونیکی پیش رفته آنرا خود تولید کند باید این قطعات را در بازار سیاه دنیا و بطور قاچاق با قیمت های چند صد برابر تهیه کند که علاوه بر گران خریدن، در این مسیر، بدام سرویسهای اطلاعاتی همین دشمن صهیونیتسی کشانده میشود، و همه اینها یعنی رژیم به میدانی کشیده شده یا رانده میشود که در آن کمترین برتری فنی و اقتصادی را در مقابل رقیب و رقیبانش دارد و توان و انرژیش را در یک مسابقه کاملاً نا برابر از بین میبرد.

اضافه کنم که هفته قبل سایت الریاض(عربستان)، گزارشی از تأسیس و گسترش یک کارخانه پهباد سازی در عربستان داشت که طبقه گزارش آن، پهبادهای تولیدی آنهم از استانداردهای جهانی برخوردار بود از جمله نوعی از پهباد که قادر است تا ۴۸ ساعت در ارتفاع چند هزار متری پرواز کند. میخواستم مطلب را ترجمه و درج کنم که بعلت اولویتهای دیگر منتفی گردید.

آمریکا تا کنون ۲ پهباد ایران را در سوریه سرنگون کرده است و پاکستان هم یکی را در منطقه بلوچستان. اینها آخرین نمونه های سرنگونی این اسباب بازیهای جنگی ساخت سپاه نخواهند بود و بیشک در آینده بر تعداد این سرنگونی ها افزوده خواهد شد زیرا برای سپاه نمایش نتیجه میلیادردها دلار هزینه ی گذارده شده در این عرصه، بسیار مهم است تا بتواند صرف آن هزینه ها را توجیه کند. ح ت.

………………………………..

ضمایم و افزوده ها

Elbit Systems says innovation key to crowded drone market

موشکهای سپاه به آدرس عوضی رفتند!

Share Button

این سایت خبری، مینویسد؛ برخی رسانه های اجتماعی، تصویری از نقطه فرو افتادن موشکی را انتشار داده اند که محل استقرار گروهی از شیعیان مورد حمایت ایران در عراق  میباشد. زمان شلیک این موشک با زمان پرتاب موشکهای سپاه پاسداران ایران بسوی دیرالزور یکی میباشد و بدنه موشک هم هویت آنرا نشان نمیدهد. سپاه پاسداران اعلام کرده بود که برای پاسخگویی به دو عمل تروریستی که دو هفته قبل در تهران اتفاق افتاد پایگاه تروریستها را در دیرالزور را موشک باران کرده است.

سایت خبری شبکه شام، گزارش میدهد که همزمان با پرتاب موشک توسط سپاه به شهر دیرالزور در سوریه، یک موشک که معلوم نیست از کجا شلیک شده است، به یک جاده که مورد  استفاده شبه نظامیان شیعه میباشد و از آن برای رساندن تدارکات استفاده میشود اصابت کرده است.

این سایت خبری، مینویسد؛ برخی رسانه های اجتماعی، تصویری از نقطه فرو افتادن موشکی را انتشار داده اند که محل استقرار گروهی از شیعیان مورد حمایت ایران در عراق  میباشد. زمان شلیک این موشک با زمان پرتاب موشکهای سپاه پاسداران ایران بسوی دیرالزور یکی میباشد و بدنه موشک هم هویت آنرا نشان نمیدهد. سپاه پاسداران اعلام کرده بود که برای پاسخگویی به دو عمل تروریستی که دو هفته قبل در تهران اتفاق افتاد پایگاه تروریستها را در دیرالزور را موشک باران کرده است.

نیروهای سرای جهاد، گروهی از شبه نظامیان حشد الشعبی، گفت که، نیروهای آن در غرب موصل، در معرض موشک پراکنی از سوی یک هواپیما از نقطه نامعلومی قرار گفته اند. در همان روزی که ایران اعلام کرد، دیر الزور را هدف گرفته است.

سپاه انقلاب اسلامی ایران در غرب ایران، با صدور اطلاعیه ایی در این یکشنبه اعلام کرد که «پایگاه تروریستها» را در دیرالزور به موشک بسته است. مطابق آن اعلامیه، این موشک پراکنی پاسخی به عملیات تروریستی در مجلس شورا  و مرقد خمینی در روز ۷ ژوئن بوده است که در آن ۱۷ نفر جان باخته اند و مسئولیت انجام آنرا داعش بعهده گرفت.

طائرةکامنت من:

قدر مسلم اینست که این موشک از سوئی ائتلاف امریکایی شلیک نشده است و از  نمیتوان گفت که از سوی داعش هم  شلیک شده است زیرا که این گروه دیگر در تنگنای جنگ کوچه به کوچه افتاده است و منظره عمومی آرایش نیروهای مقابلش را نمیتواند ببیند و با توجه به جهت حرکت موشک، میتوان گفت که ان یکی از موشکهای بوده است که از سوی سپاه شلیک شده است. البته این دلایل مضاف را هم میتوان آورد که سپاه از محل اصابت موشکهای خود هیپ گونه گزارشی یا عکسی مخابره نکرده است تا قانع کننده باشد که این موشکها به کجا افتاده اند. برای عوامل مخفی روسیه، اسد در شهر و دوربین های اقماری روسیه کاری نداشت تا عکسی از محل اصابت آن موشکها به دنیا مخابره کنند. لذا هرچند نه با قطعیت ولی میتوان این احتمال قوی را داد که موشکهای سپاه آدرس گرفته شده را دقیقاً نگرفته اند.

……………………………………..

ضمایم و افزوده ها

روئتیرز

۲۳/۰۶/۲۰۱۷

Damascus won’t let ‘enemies’ benefit from de-escalation zones-minister

A spokesman for President Tayyip Erdogan of Turkey was quoted as saying on Thursday that under the agreement Turkish and Russian forces would be deployed to the northwestern Syrian province of Idlib – a rebel stronghold.

Ibrahim Kalin, the spokesman, also said that a mechanism involving the United States and Jordan – two other important backers of the rebellion against Damascus – was being worked on for southern Syria including the Deraa region.

رژیم بین دو تیغه خودآفریده یک قیچی استراتژیک!

Share Button

چکیده: … در آمریکا و اسرائیل و عربستان و.. ، اتفاقی نخواهد افتاد تا آن ممالک تسلیم شده و در برابر ماجراجوئیهای رهبری مملکت ما عقب نشینی کرده، با آن از در تسلیم و تعامل درآیند ولی رژیم خامنه ایی، البته پس از ویران کردن بیشتر مملکت، جای خود را قطعاً به رژیمی در میهن ما خواهد داد که باید شور بختانه، بخشی از بدهی مورثی این رژیم را به رقیبان امروزی آن بپردازد تا بتواند جای از دست داده شده خود را در منطقه و بین جامعه جهانی بازیابد.

رونمایی از «روزشمار نابودی اسرائیل» در روز جهانی قدس

سایت خبرگزاری تسنیم

روئیترزروئیترز امروز گزارشی تحلیلی دارد با عنوان: «ترامپ و ولیعهد عربستان نگاه مشترکِ سختی، که مخاطره آمیز است نسبت به ایران دارند.». در این گزارش، به نقل از مقامات سابق و کنونی آمریکا گفته میشود؛ ولیعهد جدید عربستان که محتملاً پادشاه آینده آنکشور خواهد بود، در نگاه سخت نسبت به ایران با دونالد ترامپ اشتراک نظر دارد. نگاهی که خطر رویاروی را در یک منطقه بی ثبات افزایش میدهد.

ایران به احتمال قوی به یک موضعگیری تهاجم آمیزتر از سوی ایالات متحده و متخد سُنی عرب آن، در میدان جنگی که هم اکنون در آن ریاض و تهران برای بسط منطقه نفوذ با هم سرشاخ هستند پاسخ خواهد داد.

البته این نتیجه گیری روئیتر و آن مقامات آمریکایی آنقدر بدیهی است که نیازی به دادن رفرنس برای آن نیست.

واقعیت اینست که رهبری ایران و نظامیان سپاهی آن با افتادن در تله تبلیغات نظامیگرانه و قَدرقدرتی خود، یا آنچنانکه رکس تیلرسون با عنوان هژمونی طلبی ایران نام برده، مملکت را در مسیر یک رویارویی برنگشت ناپذیر؛ هم با آمریکا و هم با عربستان و بیشتر دول عربی منطقه قرار داده اند که راه بازگشت از آن را خود رژیم بروی خویش بسته است و پیشرَوی در آنهم یعنی نابودی هم رژیم و هم مملکت.

بهیچوجه اغراق نیست اگر بگوئیم در  صحنه بوجود آمده این رویارویی؛ یا باید رژیم آمریکا با یک انقلاب سرنگون شود یا با یک تغیری ۱۸۰ درجه ای و عقب نشینی در سیاستهای راهبردی اش نسبت به ایران، راهی برای خروج  از این بن بست باتلاقی باز کند تا این بن بست چالشگرانه کنونی به مصالحه بیانجامد که همین امر در مورد عربستان سعودی و متحدین عرب منطقه ایی آنهم صدق میکند و گزینه دیگر، تغیر رژیم حاکم بر ایران است تا راه بقدرت رسیدن نیروهایی را در کشور بازکند که میل طبیعی تعامل، مدارا و دوستی با این دشمنان فعلی را داشته باشد. مسئله نابودکردن اسرائیل، بعنوان یک هدف کنونی رژیم را فعلاً کنار میگذاریم.

برای رسیدن به یک ارزیابی نتیجه مند درست از فرجام این رویارویی، معلومات سیاسی، اقتصادی یا نظامی زیادی لازم نیست. من کلید این مسئله را در موارد زیادی با عنوان عمق و عرض استراتژیک که عرصه های اقتصادی، سیاسی، نظامی و جغرافیایی را هم  شامل میشود توضیح داده ام. در زیر پتانسیل روانشناختی جنگی و رزمی را نیز به آن اضافه میکنم.

قریب دویست سال پیش ارتش تازه نفس و پر انرژی ناپلئونی که از درون یک انقلاب اجتمایی و سیاسی و بورژوازی تازه نفس و برخوردار از مجذوبیت مردمی در سراسر قاره، برآمده بود و پرچم ایدئولوژی پر جاذبه آزادیهای لیبرالی و نظام  مدرن سرمایه داری را بدوش داشت، در روسیه تزاری فئودالی، بقول لنین پیر فرتوت اروپای فئودالی، در باتلاق فرورفت.

با اینکه آن ارتش برتری گفتمانی و ایدئولوژیک داشت در برابر ارتش ملی روسیه که جنگ را میهنی و ناسیونالیستی کرده بود زمینگیر شد. این جنگ نه تنها با مقاومت مردم روسیه روبرو گشت بلکه مشروعیت خود را هم در نگان همان اروپای انقلابی بتدریج از دست داد.

بسیاری، شکست ناپلئون را نتیجه زمستان سرد روسیه میدانند ولی شکست  ارتش ناپلئون بهیچوجه نتیجه سرما که پیش بینی شدنی بود نبود. مضافاً اینکه ارتش فرانسه بسیاری شهرها ی روسیه را گرفته بود و در استپهای روسیه گرفتار نبود. همین سرنوشت در مقیاسی ضعیفتر برای ارتش ناپلئون در اسپانیای فئودالی رخ داد.

منظور از این دو نمونه مقدمه ای برای توضیح اهمیت ایدئولوژی رزمی یا جنگی در هر برخورد نظامی است. یک سرباز یا افسر انگیزه جنگی و پیکار خود را از آن مواجبی که برای سالها گرفته است یا خواهد گرفت نمیگیرد. یک سرباز بمعنای عام کلمه، انرژی و انگیزه جنگی خود را از آن هدف و آرمانی که به ذهن او فرورفته و زمینه واقعی و پایدار دارد، بعنوان یک ارزش فراخویشی، میگیرد. درست مانند یک مسئله ناموسی برای یک فرد ناموس پرست. مانند حیوانی که علیرغم ناتوانی خود در برابر یک حیوان درنده از بچه خود دفاع میکند و نمونه های آنرا در فیلمهای طبیعت بسیار میتوان دید.

انگیزه دفاع از میهن، به یک فرهنگ و غریزه طبیعی ثانویه در انسان تبدیل میشود که زداینده ترس و خودخواهی و غریزه صیانت نفس است. انگیزه میهنی بمعنای جغرافیای تاریخیِ خانواده در طول تاریخ، برای مقاومت مردم در برابر تجاوز خارجی همواره خود را نشان داده است. فقط در شرایطی این غریزه میهنی ضعیف شده و به متجاوزین میدان داده است که حکومتهای فاسد و زورگو، از مردم خود فاصله گرفته و ارتباطشان را با ملت از دست داده اند. پیروزیهای اعراب بدوی صدر اسلام بر امپراطوری ساسانی در ایران، پیروزی هونها (ژرمن) بر امپراطوری روم، پیروزی ژاپن بر امپراتوری روسیه تزاری در ۱۹۰۵، پیروزی چند روزه حدود ۱٫۲۰۰ داعشی سبک اسلحه بر ارتش چند صد هزار نفری نوری الملکی و حکام شیعه در عراق حدود ۴ سال قبل، پیروزی هلاکوی مغول بر خلیفه بغداد، معتصمُ بالله و پیروزی محمود افغان با چند صد شمشیر زن ایلی بر امپراطوری صفوی و شاه سلطان حسین… از این نمونه های تاریخی هستند.

چنین غریزه یا انگیزه میهن پرستانه ایی،  زره طبیعیِ دفاعی یک ملت میباشد که در برابر آن، انگیزه های ساختگی ایدئولوژیک اعتقادی قرار دارند که چون  حریقی در یک محل ایزوله شده شعله ور میشود ولی بعلت بی ریشگی ملی و نداشتن عمق و عرض، دیر یا زود خود بخود روبخاموشی میروند یا رگباری سیل آسا که زود خاتمه میابد.

روسیه شوری در جریان جنگ دوم با وقوف به این امر در تبلیغات خود، جنگ علیه تهاجم نازیسم را به جنگ کبیر میهنی تعریف کرد. کمونیسمی که از بنیاد با مقوله میهن و جغرافیای ملی مخالف بود و جهان را در تقسیمات طبقات اجتماعی ـ اقتصادی میدید بناگاه از بایگانی فرهنگ ملی و تاریخ، ناسیونالیسم روسی را بیرون کشید و توانست انرژی قهرمانگری و ایستادگی در برابر متجاوز خارجی را در مردم بیافریند.

مردم روسیه هرگز حاضر نبودند بخاظر ارزشهای کمونیتسی  که بیشترشان کمترین سهمی در آن نداشتند، آن قهرمانیهای بیاد ماندنی را که در آن جنگ از خود نشاندادند را نشان دهند. مردم لینینگراد، مسکو و استالینگراد غیر ممکن بود تا بخاطر ارزشهای کمونیسی، چند سال محاصره را تحمل کنند و به خوردن مار و موش  بیفتند.

برای اینکه یک جنگ به جنگی میهنی تبدیل شود و انرژی خارق العاده جنگی و رزمی در مردم بیافریند، بسیار مهم است که آن جنگ در درجه اول  واقعاً جنگی دفاعی باشد و اگر دفاعی نیست چنان برای  مردم  توجیه شده و بدانها تفهیم شده باشد که  آنها آن جنگ را مخصوصاً اگر فرامرزی باشد، دفاع از میهن خود بدانند مانند شرکت آمریکا در جنگ جهانی دوم ، مانند جنگ کنونی آمریکا علیه تروریسم، مانند مقابله آمریکا با روسیه و ایران.

مردم آمریکا نه صرفاً به انگیزه تبلیغات رسمی دولتی از نوعی که در مملکت ما و روسیه وجود دارد، بلکه به تجربه و از روی موضعگیری و بحثهای عمومی آزادانه بسیاری شخصیتهای سیاسی و اجتماعی خودشان که از مرجعیت مردمی برخوردار هستند، اینطور فهمیده و درک کرده اند که ایران اسلامی، و پوتینیسم خطری بالقوه برای آنهاهستند و آنها در این احساس بهیچوجه هم نتها نیستند. بی هیچ تردیدی اگر در ممالک اسکاندیناوی آرامش طلب و دور از تنش هم از مردم پرسند که آیا؛ روسیه و ایران برای آنها بالقوه خطر امنیتی دارند؟ یقیناً اکثر جوابها «آری!» خواهد بود.

وقتی پس از به اجرا گذاشتن یک کودتای کمونیستی در افغانستان فتودالی، دولت وقت « اتحادشوروی» برای حفظ آن دولت لرزان ساختگی به آن کشور لشگر کشید، با توجه به سوابق جنگی قهرمانه ارتش روسیه در جنگ دوم، کسی فکر نمیکرد که آن ارتش؛ شگست خورده و ناکام از آن مملکت خارج شود و میدان را به مجاهدین افغان و سپس به طالبان  واگذار کند. علت چه بود؟ علت این بود که نه آن ارتش دیگر ارتش روسیه در جنگ دوم جهانی بود و نه انگیزه جنگی برای آن وجود داشت. و ارتشی که حکومت شوروی در افغانستان هم ساخته بود فاقد انگیزه رزمی برای دفاع از رژیمی چپگرا بود.

بنا بر این وقتی از عمق و عرض استراتژیک در یک تقابل نظامی حرف میزنیم، پارامتر روانشناسی رزمی در ارتش و مردم را نمیتوانیم در نظر نگیریم. به این روانشناسی باید حتماً اینرا بیفزائیم که نگاه و موضع یک ارتش نسبت به یک جنگ، از مردمی که آن ارتش بدان تعلق دارد جدا نیست. حتی اگر ارتشی غافلگیرانی به یک جنگ  کشیده شود که فرصت فکر کردن بدانرا نداشته است، در مدتی کوتاه به توجیه ناپذیری آن پی میبرد.

در بلند مدت؛ این، میزان تأئید یا عدم تآئید مردم  است که روانشناسی حاکم بر آن ارتش را میسازد. اگر آن جنگ از نظر مردم ناموجه است؛ دیر یا زود ارتش هم به نسبت دوری و نزدیکی اش به مردم و بدنه جامعه، آنرا درک خواهد کرد.

خارج از متن، درحاشیه بگویم که مردم میهن ما مخصوصاً بخشهای آگاه  آن در هر فرصتی که یافتند به رژیم فریاد زدند «فلسطین و لبنان را راه کن فکری بحال ما کن!»

رژیم خامنه ایی در آغاز بنام دفاع از زینبیه به سوریه که مردم آنجا علیه رژیم اسد قیام کرده بودند، نیروی سرکوب فرستاد ولی بتدریج این دفاع از زینبیه که دفاع از آن  مطلقاً مسئله مردم ایران نبود، را تا شهر حلب و شرق، شمال و جنوب سوریه در فاصله چند صدکیلومتری از گور زینب امتداد و تعمیم داد و وقتی جرئت نکرد از نیروهای خودِ سپاه وسیعاً  به سوریه نیرو اعزام کند، شروع به سرباز گیری از شیعیان بیکار افغانی و پاکستاتی وشیعیان عراقی کرد که حاضر بودندبه ازای مزد زیاد و دیگر امتیازات به سوریه بروند و بجنگند.

علت قلت اعزامی های افراد سپاه به سوریه و اتکاء رژیم بجای آن به لشگر فاطمیون افغان، حزب الله لبنان و عراق و شیعیان پاکستانی، در جنگ داخلی سوریه، وحشت رژیم میباشد که  میداند شرکت دادن وسیع نیروهای سپاه در این جنگ نامشروع، خطر حتمی این را دارد که خود این نیروها در آن جنگ نا مشروع بیدار شده و تفنگهایشان را بسوی رژیم برگردانند. در حالیکه خطر چنین احتمالی از سوی نیروهای غیر ایرانی وجود ندارد نهایتاًً آنها یا از جبهه ها فرار میکنند و یا خود را تسلیم پیکار جویان سوری میکنند. در هر حال، آنها به ایران نیگردند تا علیه رژیم قیام کنند.

رژیم همواره تأکید میکند که در حد مستشاری در سوریه و عراق نیرو دارد و این ادعا بنظر من درست است ولی بمعنای این نیست که رژیم ملاحظه منافع ملی یا امنیت جانی افراد سپاه را در این رابطه میکند بلکه فقط میترسد اگر نیروی  سپاه را وسیعاً بدان جنگ بفرستند، در درجه اول بی کفایتی جنگی آن نمابان خواهد شد و در درجه دوم، سرانجام علیه خود رژیم برخواهندخاست.

رژیم خامنه ایی در سوریه با تروریسم نمی جنگد بلکه برای دفاع از حکومت بشار اسد که متحد رژیم اوست و نه متحد ایران میجنگد. رژیم در این جنگ نه تنها فاقد عمق و عرض استراتژیک است بلکه از نظر توجیه ایدئولوژی این جنگ برای انگیزه آفرینی، کم آورده است و کیسه اش تهی است.

رژیم برای انگیزه آفرینی رزمی در مقابله با آمریکا و اسرائیل و عربستان دوچار فقر استدلالی و فقر کامل مشروعیت سیاسی است.

رژیمی که به سپاه و بسیج میلیونی اش میبالید، امروزه فقط به موشکها و پهبادهایش میبالد، یعنی به میدانی کشیده شده است که طول و عرض استراتژیک آن در برابر رقیبانش به بند انگشت دست هم نمیرسد. مضحک تر از این نمیشود که یکی از عربده کشان مجلس نشین رژیم بنام کریمی قدوسی مباحات آمیز و با ادبیاتی قمپز مآبانه میگوید:”سپاه به ازای هر سرباز آمریکایی یک موشک میانبرد تعریف کرده است

من تردید ندارم که اگر ورق برگردد این فرد و امثال او اولین کسانی خواهند بود که چون بوقلمون رنگ عوض خواهند کرد و حتی حاضرند نه تنها پرچم آمریکا بلکه بیرق عربستان و ابوظبی را هم بر سر در خانه خود برافرازند.

این نوکران قدرت، هویتی پایدار ندارند جز خصوصیت نوکرمآبی، ولی همین نوکرمآبی این گونه افراد مجیز گو است که رهبری رژیم را به باتلاق بی بازگشت چالشگری کنونی با آمریکا و دول عربی منطقه کشانده است.

اگر عربستان سعودی و بقول رهبر خشک مغز ما، آن جوانک، از موضع قدرت با رژیم سخن میگوید، از عمق و عرض استراتژیک قدرت خود با خبر است. او میداند که دولتی بدهکار با کسیه تهی نیست و ازسوی متحدینی قابل اعتماد در سطح منطقه ایی و جهانی پشتیبانی میشود که به امنیت آن بچشم امینت خود مینگرند.

آری، در عربستان کسی پای صندوق آراء نرفته است ولی مطمئناً اگر همین امروز رفراندمی برای تأئید این جوانک بی تجربه و جوانکهای دیگر خاندان سعودی در مملکتشان برگزار شود بیشک اکثریت غالب جوانان آن سرزمین، طبقه متوسط و مردم  آن به تائید همین جوانکها رای خواهند داد. و این درحالی است که مردم ما آن صندوق آرایی که رژیم بدان  مباحات میکند را، در انتخابات ریاست جمهوری اخیر به رفراندمی با نتیجه منفی برای رژیم تبدیل کردند و به هیئت حاکمه و رهبر آن رأی عدم اعتماد دادند.

در مملکت ما، اینرا دیگر هر محصل دبستانی یا لبو فرشی هم میداند که ۲۵ میلیون رأی روحانی، آرای موسوی، کروبی و خاتمی در رد صلاحیت هئیت حاکمه کنونی به رهبریت خامنه ایی بود. اگر مردم مستقیماً به کسی مانند رضا پهلوی هم رأی ندادند برای اینست که در این رژیم هرگز فرصتش را نیافته اند.

رژیم در سوریه به جنگ و  به چالشی با عربستان و آمریکا کشیده شده است که مطلقاً برای ادامه آن توان کافی و ظرفیت استراتژیک لازم را ندارد و با سماجت خود در این چالشگریها، فقط مملکت را ویرانتر،  ورشکته تر، و منزوی تر میکند.

اگر سپاه، لشگر فاطمیون و حزب الله لبنان؛ آن انرژی، انگیزه جنگی و روحیه استشهادی که رژیم همواره ادعا میکنند را داشتند، رژیم اسد با بمباران شبانه روزی و گاه شیمیائی مردم در حلب و دیگر مناظق سوریه خود را در مظان اتهام جنایت جنگی قرار نمیداد.

اگر نیروی پیاده رژیم بشمول سپاه آن و متحدانش روحیه رزمی و انگیزه اسشهادی داشتند، روسیه با نیروی هوائیش وارد این جنگ نمیشد و شبانه روز حلب و درعا و اطراف دمشق را بمباران نمیکرد و مواضع پیکار جویان سبک اسلحه را در شهرهای سوریه به موشک های با برد چند هزار کیلومتری از بحر خزر  و پایگهای هوایی همدان نمیزد.

اگر سپاه قدس، و شیعیان متحد آن انگیزه و انرژی جنگی میداشتند، نیازی نبود تا سپاه به اندازه هر سرباز آمریکایی یک موشک میان بُرد تعریف کند بلکه با چند میلیون فشنگ معمولی جنگی و چند صد هزار تفنگ و چند ده هزار خمپاره انداز و نارنجک انداز سر و ته قضیه را بهم می آورد و به پیروزی دست میافت.

اگر سپاه، سپاهی متکی به مردم بود، و روحیه رزمی و انگیزه نبرد داشت؛ حکومت ما نیازی نداشت تا برای  دستیابی به سلاح هسته ای بکوشد و  مملکت را با تحریمهای کمر شکنی روبرو کند که رفع قسمتی از آنها جزء افتخارات کابینه و شخص روحانی بعنوان رئیس جمهور بحساب آید، اگر … رژیم نیاز نداشت وارد دور باطلِ مسابقه موشک سازی شودکه هرگز در این زمینه به پای حتی همین عربستان هم هم نمیرسد که از فنآوری غربی براحتی در این زمینه میتواند برخوردار شود تا چه رسد به آمریکا و اسرائیل.

بارها به این گفته سو تسو، استناد کرده ام و در اینجا تکرار میکنم:” آن ژنرالی که به میدان حریف میرود باختش حتمی است. و آن ژنرالی که حریف را بمیدان خود میکشد پیروزی اش قطعی است.»

در تمام چالشگریهای پیش شرح داده شده: از نظر اقتصادی، نظامی، سیاسی، گفتمان و دکترین سیاسی و امنیتی؛ رژیم، تحت رهبری خامنه ای، تا نقطه مرکزی میدان رقیبان کشیده شده  است.

در آمریکا و اسرائیل و عربستان و.. ، اتفاقی نخواهد افتاد تا آن ممالک تسلیم شده و در برابر ماجراجوئیهای رهبری مملکت ما عقب نشینی کرده، با آن از در تسلیم و تعامل درآیند ولی رژیم خامنه ایی، البته پس از ویران کردن بیشتر مملکت، جای خود را قطعاً به رژیمی در میهن ما خواهد داد که باید شور بختانه، بخشی از بدهی مورثی این رژیمم را به رقیبان امروزی آن بپردازد تا بتواند جای از دست داده شده خود را در منطقه و بین جامعه جهانی بازیابد.

دردناک اینکه جامعه سیاسی منتقد رژیم در میهنمان، نه تنها در این چالشگریها شیپور بیدار باش مردم نیست بلکه با سکوت و انفعال خود در بسیاری از موارد، و در برخی از موارد حتی با تأئید رسمی یا ضمنی سیاست های چالش طلبانه رژیم، به راندن مملکت به ورطه شکست و فروپاشی کمک میکند. آخرین نمونه چنین رویکردی بیانیه اخیر تعدادی  از فعالین سیاسی بود که با ادبیاتی احمدی نژادی به آمریکا و عربستان تاخته بودند.

ح تبریزیان

…………………..

ضمایم و افزوده ها

The gaurdian

23/06/2017

The missiles also served another purpose, regional officials believed. Iran was setting aside its preferred use of proxies for a direct stake in the conflict, just as the US had done several weeks earlier by attacking Hezbollah members who had advanced towards their own proxies close to the border area of Tanf.

پادشاهی عربستان و عراق بیانیه مشترک صادر کردند

آمریکا دومین پهباد ایران را سرنگون کرد

Share Button

از کامنت من: … این حادثه دو چیز را نشان میدهد. اول اینکه هواپیماهای جنگی ائتلاف آمریکا علیرغم اینکه روسیه  دیروز بدنبال سرنگون شدن یک جنگنده بمب افکن سوخوی رژیم اسد تهدید کرد که هر شئی پرنده ای را در آسمان سوریه یک هدف خصمانه تلقی کرده خواهد زد، همچنان طبق معمول بر فراز آسمان سوریه دائماً درحال پروازند زیرا اگر فاصله بین دو پرواز بود این پهباد در فاصله این دو پرواز به مأموریت میرفت. این بدین معنی است که آمریکا اهمیتی برای این تهدید روسیه قائل نشده است هرچند مقامات نظامی آمریکائی امروز رسماً هم اعلام کردند که بخاطر تهدید روسیه در دفاع از نیروهای مورد پشتیبانی خود تغیری نخواهند داد.

Iran has launched the mass-production of the indigenously developed unmanned aerial vehicle (UAV) Shahed 129.

خاک و آسمان سوریه برای ائتلاف مورد حمایت ایران هر روز بیشتر مخاطره آمیز میشود

 

بنا به گزارش فرانس پرس که نحارنت لبنان آنرا ساعتی پیش درج کرد، هواپیمای ائتلاف تحت رهبر آمریکا دومین پهباد ایران را بر فراز سوریه مورد حمله قرار داده ساقط کرد. این پهباد در قسمت شرقی، سوریه پرواز میکرده است. پهباد قبلی قریب کمتر از دو هفته پیش بر فراز سوریه توسط هواپیماهای آمریکایی سرنگون شده بود.

ایالات متحده در یک بیانیه  رسمی اطلاع داد که یک هواپیمای شکاری F-15E آن، یک پهباد شهید ـ ۱۲۹ را مقارن ساعت ۱۲٫۳۰ امروز در شمال پایگاه ال تنف، در مجاورت مرز اردن، سرنگون کرده است.

در این بیانیه گفته شده است که این پهباد از خود نسبت به نیروهای ائتلاف که در این منطقه حضور دارند نیات خصمانه نشان داده است.

در این منطقه نیروهای ائتلاف در کنار نیروهای محلی که در حال آموزش هستند تا با گروه های باصطلاح دولت اسلامی بجنگند مسقر میباشند.

یک مقام نیروهای آمریکائی  در منطقه به آژانس خبری فرانسه گفت، که این پهباد بسمت واحدهای آنها میرفته است تا یک ماده  انفجاری را روی آنها بیاندازد. باین جهت هواپیمای نیروهای ائتلاف در یک واکنش دفاعی از خود، این پهباد را که فاقد هویت هم بوده است را سرنگون کرده است.

ال تنف که یک نقطه کلیدی در بزرگراه دمشق ـ بغداد است، این ایام با افزایش فعالیت های تهدید آمیز از طرف گروههای ائتلاف ایران که از بشار اسد پشتیبانی میکنند روبرو بوده است.

این حادثه نشانه های اتفاق ۸ ژوئن ( حدود دو هفته قبل)، را از خود دارد که در آن اتفاق، یک شکاری F-15 یک پهباد نیروهای طرفدار رژیم  را سرنگون کرده بود. آن پهباد سرنگون شده بمبی را افکنده بود که پس از فروافتادن عمل هم نکرده بوده است.

این اتفاق، امروز، پس از آن رخ میدهد که یک جت جنگنده سوپر هارنت F/A-18E  آمریکا یک جنگنده بمب افکن سوخوی  SU-22 رژیم را روز یکشنبه گذشه در نزدیکی نیروهای سوریه دموکراتیک سرنگون کرده بود. نیروهای سوریه دموکراتیک تحت حمایت ائتلاف آمریکا قرار دارند.

سرنگون کردن یک جت رژیم اسد، مسکو را بر آن داشت تا بگوید، آنکشور خط ارتباط اورژانسی خود  با ائتلاف تحت رهبری آمریکا  را که برای اجتناب عملیات اشتباهی در سوریه  که ترافیک و  فضای جنگی آن بیش از حد پیچیده شده است را قطع خواهد کرد.

پایان ترجمه خبر

خبر جدید:

سرنگونی یک پهباد دیگر ولی این بار در مرز بلوچستان پاکستان.

دیروز سه شنبه، مقامات نیروی هوایی پاکستان اعلام کردند که دیروز سه شنبه یک پهباد ایران را که مرز هوایی ان کشور را نقض کرده بود را سرنگون کرده اند. خبر گزاری آناتولی

…………………………

کامنت من:

این حادثه دو چیز را نشان میدهد. اول اینکه هواپیماهای جنگی ائتلاف آمریکا علیرغم اینکه روسیه  دیروز بدنبال سرنگون شدن یک جنگنده بمب افکن سوخوی رژیم اسد تهدید کرد که هر شئی پرنده ای را در آسمان سوریه یک هدف خصمانه تلقی کرده خواهد زد، همچنان طبق معمول بر فراز آسمان سوریه دائماً درحال پروازند زیرا اگر فاصله بین دو پرواز بود این پهباد در فاصله این دو پرواز به مأموریت میرفت. این بدین معنی است که آمریکا اهمیتی برای این تهدید روسیه قائل نشده است هرچند  مقامات نظامی آمریکا* امروز رسماً هم اعلام کردند که بخاطر تهدید روسیه در دفاع از نیروهای مورد پشتیبانی خود تغیری نخواهند داد.

و دومین نکته بنظر من اینست که دولت ما باید شکر پرورگار را بجای بیاورد که این پهباد سرنگون شده است بدون اینکه بتواند آسیبی به پیکار جویان مورد حمایت ائتلاف آمریکایی بزند. چون اگر امریکا چند هفته قبل فقط بخاطر نزدیک شدن یک کاروان نظامی تحت حمایت ایران، آنرا بمباران کرد که تعداد زیادی از نیروهای آن کشته و مقادیر زیادی وسایط نقلیه جنگی و خودروهای زرهی آن نابود شدند، قطعاً با آسیب رسیدن به این نیروهای مورد حمایت آن، بعید بود در تمام خاک سوریه دیگر نقطه امنی برای آن نیروها وجود داشته باشد.

البته نیروهای تحت رهبری ایران به ماجرا جوئی ادامه خواهد داد زیرا آنها برای حفظ روحیه نفرات و هوادارانشان هم که شده به این عملیات تحریک آمیز احتیاج دارند. و باید منتظر بود و شاهد فاجعه بود.

…………………………………………..

ضمایم و افزوده ها

کریمی قدوسی : سپاه به ازای هر سرباز آمریکایی یک موشک میانبرد تعریف کرده است

منتشر شده در: .

یک عضو تندروی  کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس حمله سپاه به مواضع داعش در دیر الزور را بخش کوچکی از قدرت نظامی کشور دانست و گفت: عراق و سوریه در جریان کامل این حمله قرار داشتند و این عملیات با خواست و اجازه این دو کشور صورت گرفت.

…………………………………………………….

*

RReuterss

White House says it retains right to self-defense in Syria; Moscow warns Washington

 ……………………….

An American F-15 fighter plane.

US F-15 Shoots Down Pro-Syrian Government Armed Drone Near al-Tanf

© Sputnik/ Anton Denisov

MIDDLE EAST

Get short URL
384235767

The United States continues attacking pro-government forces in Syria.

WASHINGTON (Sputnik) — A US F-15 fighter jet shot down an Iranian-made Shaheed-129 drone near Syria’s al-Tanf on Tuesday morning, after it was assessed that it posed a threat to the US-led coalition forces, Operation Inherent Resolve said in a statement.

“The F-15E intercepted the armed UAV [unmanned aerial vehicle] after it was observed advancing on the coalition position. When the armed UAV continued to advance on the coalition position without diverting its course, it was shot down,” the statement said on Tuesday.

…………..

خلیفه لیبی دین را به آتش کشید!

Share Button

نکته مهم در این فرایند پارادیمیک، در اینجاست که مردمی که به حفتر پیوستند، چه مذهبی چه غیر مذهبی رسماً تحت شعار مبارزه با اسلامگرایی برخواستند و اگر امروز، آنچنانکه در زیر خواهد آمد، ژنرال حفتر کتاب مذهبی سوزان راه میاندازد، و مردم یا با او همراه میشوند یا حداقل با بیطرفی مثبت به این مراسم مینگرند، نشان اینست که جنبش ضد اسلامگرایی در لیبیِ ژنرالل حفتر، نه یک حرکت از بالا بلکه یک جنبش اجتماعی ـ فرهنگی از پائین و یک رنساس واقعی است.

 

پلیس بنغازی گفت که این کتابها مروج خشونت و تفکراتی هستند که مرتبط با داعش میباشند 

البته منظور از خلیفه در اینجا، ژنرال لیبیائی بنام خلیفه حفتر است که کمر به انهدام جریان های اسلامیستی در لیبی بسته است. من طی چند یادداشت* از تغیرات لیبی و ماهیت جنگ داخلی آن بعنوان یک تغیر پاردایم در ساختار قدرت و گفتمان تحول در لیبی نام برده بودم که معنای ساده آن تغیر و تحولی ژرف و ماهوی است که از عرصه سیاسی فراتر میرود مثل رابطه فیزیک ـ مکانیک با فیزیک اتمی یا کوانتیک.موضوع چنین تغیری، دموکراسی یا دیکتاتوری نیست که در هردو مقوله عنصر دین میتواند زی مدخل باشد. بحث از جمهوریت یا سلطنت،  جمهوری پارلمانی نیست بلکه سکولاریزه شدن ماهوی و نه صوری عرصه سیاسی و مدنی است.

اهمیت تحولات لیبی مانند تحولات  اخیر مصر در جریان سرنگونی اسلامگرایان، در اینست که طی این تحولات، این جنبش مردمی بود و نه تصمیم و اراده فرمانروایانی مدرن از طراز رضا شاه، آتاتورک و پطرکبیر که  کمر به فرستادن دین و متولی گری دینی به شبستانهای مساجد یا کلیساها بسته بودند. و الی شاه هم سعی کرد که دین را مسجد نشین کند و پایش را از عرصه سیاسی ببرد.

ولی تلاش شاه بدلایل گوناگون ازجمله حمایت مستقیم و غیر مستقیم روشنفکرانی که در دین سیاسی یک پتانسیل دینامیک ضد رژیم برای برانگیختن مردم و در روحانیت یک متحد استراتژیک برای خود میدیدند، نه تنها هرگز نخواستند با دین سیاسی مبارزه کنند بلکه بسیاری هم  یا بدان پیوستند و یا به گفتمان آن، ادبیاتی روشنفکر نمایانه و مدرن دادند و تلاش داشتند تا بهر قیمت بین اسلام سیاسی ضدشاه و گفتمانهای روشنفکرانه ضد شاه خود همپوشی ایجاد کنند. بطور نمونه حزب توده دهها پیام دعوت به آیت الله خمینی که هنوز در عراق زندگی میکرد و به هواداران او بعنوانِ مسلمانان انقلابی فرستاد تا بیایند و با حزب توده و دیگر مخالفین شاه «جبهه متحد خلق» تشکیل دهند.

در مصر این مردم بودند که پس از یکسال تجربه حکومت اسلامگرایان علیه آنها قیام کردند و مهم اینکه، بیشتر همین مردم که علیه اخوان المسلمین قیام کردند خود از مسلمان سفت و سخت بودند. خود ژنرال سیسی یک مسلمان جدی است و تا آنجا که زنش کاملاً محجبه میباشد ولی این ژنرال مسلمان پس از پیروزی، پای حتی آن مسلمانان سلفی را هم که در جریان خیزش مردم، از او در برابر اخوان المسلمین پشتیبانی کرده بودند، و نگرشی مترقیانه هم نسبت به دین داشتند، از عرصه سیاسی کوتاه کرد.

اینکه نظام سیاسی شکل گرفته تحت رهبری این ژنرال دیکتاتوری است یا دمکراتیک، مسئله ایست که به نوع قرائت و نگاه  فرد ناظر از این دو مفهوم دارد ولی در هر حال در نظام سیاسی کنونی ژنرال سیسی یک امر مسلم است و آنهم توسعه گرا بودن این نظام و جهانگرا بودن آنست یعنی حکومت کنونی مصر اصلش را نه بر تقابل با دنیای مدرن بلکه در پیوستن و همگرایی کامل با آن قرار داده است، برخلاف نمونه ترکیه که ظاهرش دموکراسی است ولی با یک زاویه بزرگ شونده از جهان پیشرو، هر روز بیشتر و و بیشتر فاصله میگرد.

در مقایسه ِ تحولات مصر با حکومت اخوان المسلمین که به سرنگونی محمد مُرسی انجامید با  تحولات مشابه در لیبی باید گفت که تحولات لیبی به رهبری ژنرال خلیفه حفتر که او خود از ستایشگران ژنرال السیسی است و میخواهد بدیل لیبیایی او باشد، جنبش تحت رهبری ژنرال حفتر از یک عمق بیشتری برخوردار است. السیسی و جنبشی که او را به قدرت رساند، هرگز رسماً خود را ضد اسلامیسم معرفی نکرد تا آنجا که حتی یکی از دو شاخه سلفیستی مصر هم در جریان قیام مردم علیه مُرسی و اخوان شدیداً از او حمایت کرد در حالیکه ژنرال حفتر از همان روز اول مبارزه با انارشیسم اسلام سیاسی را راهبرد مبارزاتی و علل وجودی خود معروفی کرد و علناً اعلام کرد که بر آنست تا ریشه اسلامگرایی را از بیخ برکند.

و نکته مهم در این فرایند پارادیمیک، در اینجاست که مردمی که به حفتر پیوستند، چه مذهبی چه غیر مذهبی رسماً تحت شعار مبارزه با اسلامگرایی برخواستند و اگر امروز، آنچنانکه در زیر خواهد آمد، ژنرال حفتر کتاب مذهبی سوزان راه میاندازد، و مردم یا با او همراه میشوند یا حداقل با بیطرفی مثبت به این مراسم مینگرند، نشان اینست که جنبش ضد اسلامگرایی در لیبیِ ژنرال حفتر، نه یک حرکت از بالا بلکه یک جنبش اجتماعی ـ فرهنگی از پائین و یک رنساس واقعی است.

اینکه حتی کار حفتر از نظر سیاسی و تاکتیکی درست است یا غلط باز مسئله دیگریست که به مطالعه دقیقتر میدانی نیاز دارد ولی همینکه بخشی از مردم یک کشور اسلامی رسماً و علناً علیه اسلامیسم به میدان میآیند، حتی اگر شکست هم بخورند بمعنای شروع یک تحول و تغیر پارادایمیک در گفتمان همبستگی و هویت سازی ملی است.

شایان ذکر ایسنت که این حکومت ضد اسلامیستی در لیبی مانند بدیل مصری اش از حمایت کامل دولت عربستان که در میهن ما به اسم القرای ارتجاع دینی معروف است برخوردار میباشند. ای کاش اصلاح طلب مذهبی خیلی طرفدار «مردمسالاری دینی» مثل همان شاه یا شاهزداگان عربستان به همان سبک و سیاق آنها مرتجع مذهبی بودند.

اصلاح طلب دینی در میهن ما مدرن نیست بلکه میکوشد قبا و ردا را از تن اسلام سیاسی  درآورده  و به آن کتو شلوار و کراوات بپوشان. در مقایسه باید هزار بار آن سلفیست های مرتجع مصری را به این رفروماسیونیست های اسلامی مترقی ترجیح داد. به این لینک نگاه کنید: « چقدر خوب بود روشنفکران ما از این شیخ سلفیست می آموختند

و اما اصل خبر:

الجزیره

۲۰ ژوئن ۲۰۱۷

نیروهای وفادار به حفتر لیبی ۶۰۰۰ کتاب را سوزاندند

پلیس بنغازی ادبیاتی را که ادعا میکند خشونت آفرین هستند و مربوط به اخوان المسلمین میباشند را منهدم کرد

نیروهای وفادار به ژنرال بدنام لیبی، خلیفه حفتر متهم میباشد که دستور آتش زدن ۶۰۰۰ کتاب شامل، کتب مذهبی، سیاسی، شعر و فلسفه را داده است.

بنا به یک کلیپ ویدئویی که در فیس بوک توسط المناره( سایت و صفحه اخوان المسلمین لیبی ح ت)، نشان داده شده است، بیش از ۶۰۰۰ جلدکتاب زندگینامه های  پیغمبر، روز شنبه توسط نیروی پلیس در بنغازی شهر شرقی لیبی، طعمه آتش شده است.(درست در ایام ماه مبارک رمضان. ح ت)

این ویدئو کلیپ، یک افسر پلیس را نشان میدهد ک ادعا میکند این ادبیات، تفکرات داعشی را اشاعه میداده اند. این کلیپ ویدئویی این پلیس را در پشت میزی نشان میدهد که روی آن انباشته از کتاب شاملِ آثار کلاسیک اسلامی بود.    

این افسر پلیس گفت که این کتابها «اشاعه دهنده خشونت» و ترویج کننده «تفکرات اخوان المسلمینی» میباشند.

اخوان المسلمین از سوی دولتهای مصر و امارات متحده عربی UAE ممنوع شده اند. در ژانویه گذشته، بیش از ۱۰۰ نویسنده و روشنفکر  از جمله نویسنده برزیلی پائلو کوئلو مصادره کتاب به بهانه شهوانی یا ضدمذهبی بودن، توسط مقامات شرق کشور(بنغازی و توبروک) را محکوم کردند. آثار نیچه و نجیب محفوظ نویسنده مصری نیز جزء این کتابهای مصادره شده بودند.

حفتر که از طرف مصر و امارات حمایت میشود بخش وسیعی از شرق لیبی را در کنترل خود دارد و با دولت مستقر در توبروک مرتبط و هم پیمان میباشد. او به چندین حمله خونین علیه شبه نظامیانی که  او آنهارا منتسب به اخوان المسلمین بعنوان یک جریان تروریستی میداند، دست زده است.( این توضیح مهم را باید بدهم که روزیکه حفتر علیه دولت تحت تسلط اسلامگرایان و عمدتاً اخون المسلمین برخاست، تعداد نفراتش از اانگشتان دست تجاوز نمیکرد. او ژنرالی بود بدن نفرات ولی با همان تعداد معدود نفرات شروع به مبارزه کرد و اگر امروز نیروی نظامی تحت فرماندهی خودش را ارتش ملی لیبی مبداند، که واقعاً هم به یک ارتش تبدیل شده است،  او در جریان مبارزه با باندهای مسلح اسلامیستی توانسته نیروهای ارتش ملی تحت فرماندهی خود را  از داوطلب جمع کند و از آنها ارتش واقعی بسازد. من در همانوقت در یک سری یادداشتهایی، مبارزات و چالشهای او را نوشتاری و درهمین سایت درج کردم که در زیر لینکهای آن یاداشتها را برای مطالعه بیشتر درج میکنم:

*

لیبی بسوی ثبات و دموکراسی

تروریسم زدایی از لیبی توسط ژنرال حفتر

انقلاب دوم لیبی رخدادی با اهمیت فرامنطقه 

لیبی راه مصر را در پیش میگیرد

 ژنرالی از تبار سکولاریسم و ترقیخواهی
ایکاش همه خلیفه ها از جنس این خلیفه بودند

کامنت پایانی:

اول انکه ممکنست برخی از خوانندگان یادداشت بپرسند کتاب سوزاندن ولو اینکه ان کتب اشاعه تروریسم و بنیاد گرایی باشند، راهکار درستی برای مقابله با تفکر بنیاد گرایانه نیست. این حرف در زمانی که یک جامعه در بحران تروریسم و بنیادگرایی بسر میبرد و ابزار های قانونی و اجرائی ضعیف و مردم سنتی و جامعه سازمانیافته نیست میتواند در شرایطی که همین مردم در خشم از بنیاد گرایی بسر میبرند، یک شوک تراپی برای تابو شکنی باشد. شکستن تابو همواره با بحثهای صبورانه انتقادی پیش نمیرود. از اینرو در شرایط لیبی امروز که مردم از هرج و مرج باندهای اسلامیستی بستوه آمده اند چنین حرکتی میتواند تابو شکنانه باشد تا بتدریج جای خود را به بحثهای اقناعی بدهد. در این زمینه میتوان زیاد استدلال کرد ولی حجم مطلب حوصله بر میشود.

 و بعد؛ من فکر میکنم که الجزیره عمداً نام نجیب محفوظ نویسنده مصری و برنده جایزه نوبل و نیچه و همچنین کتب ضد مذهبی  را فهرست آثار جمع شده آورده است تا به این کار پلیس لیبی(دولت شرقی واقع در توبروک) جنبه عام ضد فرهنگی بدهد که موجب سیمپاتی بینندگان کلیپ ویدئوی گردد. از هیچ نظر آثار نجیب محفوظ که اثر توصیفی انتقادی اجتماعی میباشند و یا چنین گفت زرتشت، اثر «نیچه» که بعید است در تمام لیبی تعداد خوانندگانش از تعداد انگشتان دست تجاوز کنند و کلاً آثار غیر سیاسی هستند، نمیتوانند جز این آثار جمع آوری و اتش زده شده باشند.

شکاف بین حشد الشعبی و حیدر العبادی

مبارزه با فرهنگ آمریکا ستیزی، مسئله ای راهبردی

Share Button

تا هنگامیکه جامعه سیاسی مدعی آزادیخواهی و منتقد رژیم در میهنمان، این تابوی (ستیزه گری شوم) مشروعیت بخش به رژیم را درهم نشکسته است، و تا هنگامیکه در زمین آمریکا ستیزی، اسرائیل ستیزی و عربستان ستیزی بازی میکند، و با رژیم در این شعارها همزبان است یا حتی در برابر آن سکوت انفعالی در پیش میگیرد، اگر آسمان برود و زمین بیاید در خدمتت استبداد فاسدِ کنونی است و هفت تیر کش مجانی سیاسی آن.

جادوی شعار  مرگ بر آمریکا چون بختک جامعه ما را رها نمی کند

در قدیم، بین عوام افسانه ای خرافه آمیز وجود داشت بنام اسم اعظم. اسم اعظم یک پاسوردی بود برای ارتباط مستقیم با خدا و در این کلام یا اسم، اعجازی وجود داشت که با گفتن آن همه، اجنه و شیاطین و دیگر مخلوقات ماورای طبیعی از شخص دور یا بی آژار میشدند. شایع بود که کفش آقا (فلان آیت الله عظمی) با گفتن این اسم اعظم از طرف او، از غیب جفت میشوند.

بر خلاف سحر و جادو که در دین مبین ما ظاهراً مباح و مجاز نیست، در اسم اعظم  قدرت جادویی مُقدسی بود که فقط به بزرگان دین و علمای اَعلاء تعلق داشت. قبل رسیدن به نتیجه از این مقدمه، بگویم، تا روزیکه خود مردم ما در اثر مدرنیزه شدن زندگی و توسعه آموزش عرفی به آن درجه از شعور نرسیدند که این خرافه ها را دور بریزند، آخوندها نه تنها کمترین مخالفتی با این گونه روایت فوق خرافی نداشتند بلکه خود با ترویج آنها برای تحمیق مردم حد اکثر استفاده را میردند تا خود را ورای مردم عادی نشان دهند. بیشترین بخش روحانیت سنتی کوشید و هنوز هم تا آنجا که میتوانند میکوشند تا اینگونه فوقِ خرافه ها را زنده نگه دارد و نمونه آن سخنان دو سال قبل جنتی بود که در یک سخنرانی گفت: ـ مردم یا مخالفین (یکی از آنها) از آن روزی بترسند که علمای اعلاء از قدرت خارق العاده و مافوق طبیعی دینی خود استفاده کنند. (نقل به مضمون).

از دیگر افسانه های خرافی (شاید غیر دینی) یکی هم این بود که اگر آدم با اجنه روبرو شود، یک بسم الله بگوید و دستش را  همزمان به بند تنبانش ببرد، اجنه فرار میکنند و همه طلسمها شکسته میشوند.

حال در روزگار ما، آن اسم اعظم و این دست به تنبان شدنها تبدیل به کلمه اعجاز آفرین « مرگ بر امریکا» شده است که مونوپول فواید آن به رژیم اختصاص دارد.  هرچند در برخی موارد مانند بیانیه اخیر جمعی از فعالین سیاسی با ادبیاتی روشنفکرنمایه تر آن اسم اعظم با ادبیات دیگر، و از موضعی ظاهراً متفاوت ابراز شده باشد.

کافیست رژیم و عوامل جنگ روانی آن یک اتیکت آمریکو فیلی (آمریکا دوستی)به کسی بزنند تا طرف از وحشت تخریب، ملکوک و ملوث شدن و احتمالاً مجازات شدن، فوری از آمریکا ابرازی برائت کرده و به آن شیطان الرجیم ِبزرگ شروع به فحاشی کند تا نشان دهد این وصله های ملکوک به او نمی چسبد.

کافیست که خطر زدن چنین انگی به رئیس جمهور مملکت .جود داشته باشد تا او از دست دادن یا قدم زدن با وزیر خارجه آمریکا خود داری کند. یا وقتی او  از یک کریدور ساختمان سازمان ملل میگذرد، بلافاصله خود را از ترس بی آبروئی چنان خراب کند که راه خویش را کج کرده از کریدور دیگری بگریزد تا مبادا با رئیس جمهور آمریکا روبرو شده یا با او مجبور به دست دادن و سلام و علیک دیپلماتیک شود یا مجبور گردد برخلاف عرف مرسوم دیپلماتیک سرش را پائین انداخته از کنار او چنان بی اعتنا رَد شود انگار او را ندیده است.

البته در غالب موارد این ابراز برائت از شیطان الرجیم مانع از آن نشده و نمیشود که خیلی از همین برائت کنندگان به در و دیوار بزنند تا از از آن ولد زنای الرجیم  تا کارت سبز شیطانی بگیرند و دو تابعیتی شوند و اگر برای خود آنها این ام امکان ندارد حد اقل آقازاده و عیال و صبیه مربوطه را اعزام کنند تا مهر خود را به مسجد آن شیطان الرجیم بگذارند به امید آن کارت سبز شیطانی پرجاذبه شاید قسمت شود بحول قوة الهی روزی بدانجا مهاجرت کرده  در انجا رحل اقامت فکنند.

انگیزه نگارش این یادداشت پرداختن به آن بیانیه نبود ولی چون مسئله سرنگون کردن یک جنگنده سوری توسط جت های چند عملیاتی  F/A-18E/F Super Hornet   امریکا بود تبعاً چگونگی نوع واکنشی که سرنگونی این جت سوری در بین دولتها و بین مردم ممالک عربی برمیانگیزد، نمیتوانست مورد توجه و اشاره قرار نگیرد تا با مقایسه واکنشهای احتمالی مردم این منطقه با نوع رفتار جامعه سیاسی میهن ما در مواردی مشابه و در مواجهه با “مسئله ایی بنام آمریکا: آمریکا ستیزی و آمریکا باوری“، مورد مقایسه قرار گرفته تا  نابهنجاری رفتار سیاسی فعالین سیاسی جامعه ما در چنین رابطه ای نشان داده شود.

پس از جنگ جهانی اول و پیدایش کشور جدیدی بنام اسرائیل در منطقه خاور میانه و پس از ۳ جنگ پردامنه بین ممالک عربی خط اول و خط دوم جبهه با ان کشور نوبنیاد، و حمایت خدشه ناپذیر آمریکا از دولت تازه تأسیس اسرائیل، احساسات ضد امریکایی در منطقه خاورمیانه ما، شمال آفریقا و کلاً ممالک اسلامی به یک فرهنگ عمومی تبدیل شد که لعنتی و ضد مردمی بودن آن کشور بهیچ استدلال سیاسی یا تاریخی دیگری نیاز نداشت. آمریکا خود فی نفسه مصداق کفر و تجسم شیطان بود که نیازی به اثبات نداشت.

در برابر این آمریکایی تکفیری و لعنتی که پارادوکسال جز مذهبی ترین کشورهای مسیحی غربی هم هست، اتحاد شوروی لامذهب کمونیست قرا ر داشت که علیرغم خدا ستیزی ماتریالیستی اش در دوستی آن با ممالک و ملل عرب منطقه محلی از اِعراب نداشت و مسئله ای نبود که احتیاج به اثبات داشته باشد. هم آن تکفیری بودن آمریکا و هم این برادرخواندگی و اخوت سیاسی با حکومت شوروی یک «آ پریوری» بود یعنی اصل ومقوله ای بنیادین و مفروض برای هر حکم یا گزاره  ثانویه ایی. یا بقول امام احکام اولیه.

با اینکه سیستم کمونیستی دیگر فروپاشیده است و از آن روابط موّدت آمیز عصرِ کمونیسم دیگر در منطقه خبری نیست، اما رسوبات سخت جان آن احساسات خویشاوندی و همخونی سیاسی هنوز در رگ ریشه فرهنگ انسان و جامعه خاور میانه ایی ما وجود دارد. ولی این احساسات بهیچ وجه دیگر در آن حد نیست که با کمترین حرکت غیر دوستانه آمریکا بتواند توده های میلیونی عرب را نه تنها به خیابانهای ممالک عربی بلکه حتی به خیابانهای اروپایی بکشاند.

دیگر از آن تظاهرات چند صد هزار نفری رنگین کمانی ضد آمریکائی (که من بعنوان نویسنده این سطور، در آستانه حمله  ناتو به عراق صدامی، در اسلو پایتخت نیم میلیونی نروژ شاهدش بودم)، از آن تظاهرات دهها هزار نفره بمناسبت حمله اسرائیل به کاروان دریایی حامل کمکهای انساندوستانه «ماوی مرمره» دیگر خبری نیست.

در یکماهه اخیر آمریکا چند بار به نیروهای اسد و طرفداران ایرانی آن حمله کرد، بسیاری از انها را کشت و بسیاری وسائل جنگی آنها را نابود کرد ولی این حرکت آمریکا نه تنها موجب اعتراضی حتی ده نفره هم، در هیچ نقطه از سرزمین های عربی یا ممالک غربی یا دیگر مناطق عالم نشد بلکه، این ضربه آمریکا به رژیم اسد، با شادی علنی یا پنهان بسیاری اعراب نیز مواجه گردید.

در همان حالی که آمریکا نیروهای طرفدار اسد را میکوبد، دولت قطر با تبلیغات و بزرگنمایی، خرید کلان نظامی خود از آمریکا سعی دارد به دیگر دول عرب بگوید خود را گول نزدید؛آمریکا با ما دوست است.

اردوغانی که در جریان کودتای نافرجام سال پیش منتسب شده به  فتح الله گولن، سعی کرد تب ضد آمریکایی را در جامعه ترکیه برانگیزد تا از آمریکا باجگیری کند و در مواردی به تهدید آمریکا هم دست زد، حالا دیگر ماستها را کیسه کرده است و نه از درخواست استرداد فتح الله گولن حرف میزند و نه از کمکهای نظامی مستقیم آمریکا به پیکار جویانی که او انها را تروریست میداند و نه با برخ کشیدن نزدیکی با روسیه.

در همین حال کنفرانسی از قریب ۵۰ کشور مسلمان و عرب با شرکت دونالد ترامپ در پایتخت عربستان برگزار میشود که عربستان، مصر و امارات در آوازه گری پیرامون آن برای نشاندادن مراتب دوستی اشان با آمریکا از هیچ تبلیغاتی دریغ نکردند و نمیکنند.

ژنرالها و وزیران خارجه دولت قبلی و فعلی آمریکا بین بغداد و واشنگتن رفت و امد میکنند بدون اینکه دولت عراق را از رفت و امد خود باخبر کرده باشند. از حرکتهای  ضد آمریکایی، ترورهای ضد امریکائی و اظهارت ضد امریکایی همان بلوک شیعیی عراقی هم  در عراق دیگر خبری نیست.

در یک کلام آمریکا ستیزی دیگر مدتهاست که نه تنها نشان ترقی خواهی و استقلال طلبی هیچ جریان سیاسی در دنیا نیست بلکه به نشان لعنت سیاسی و عقب ماندگی فکری تبدیل شده است که کسی نمیخواهد آنرا به سینه خود بیاویزد.

حتی جریانی مانند حماس هم دیگر مدتهاست شعار های ضد آمریکائی را کنار نهاده است. من که روزانه چند بار صفحات سایتهای خبری لبنان را میبینم خوب متوجه شده ام که سید حسن نصرالله هم فیتیله آمریکا ستیزی خود را تا حد بسیاری پائین کشیده است.

در چنین شرایطی که آمریکا ستیزیِ فرهنگی شده، نشان داده است که فقط نقابی گمراه کننده برای سترِ«عورت زشتِ شهوانی و قدرت طلبی» جریان های ارتجاعی سیاسی است تا آنها ماهیت ضد مردمی و ضد دموکراتیک خود را از نگاه مردم پنهان کنند، فعالین سیاسی  مدعی آزادی خواهی، مردمسالاری دینی در میهن ما بر علیه امریکا و وزیر خارجه آنکشور  رکس تیلر سون که گفته است: «“سیاست ما در قبال ایران این است که هژمونی و برتری آن را عقب رانده و توانایی آنها در تولید سلاح هسته ای را مهار کنیم و از عناصری در داخل ایران حمایت کنیم که منجر به انتقال مسالمت‌آمیز حکومت شود.” بوده است.»

کسانی که از این گفته تیلر سون به خشم و خروش آمده اند؛ اگر صداقت داشتند در بهترین و محتاطانه ترین رفتار، میتوانستند بگویند: حکومت ما هژمونی طلب نیست! حکومت ما دنبال دستیابی به سلاح هسته ایی نیست! میتوانستندبگویند؛ اگر چه حکومت ما استبدادای و ارتجاعی است ولی ما برای تغیر این حکومت استبدادی نیازی به کمک آمرکا نداریم! و .. ،»

انشای این بیانیه و اینکه مردم ایران در پای صندوقهای رأی حرف خود را زدند، تلویحاً تائید اینست که ما از صندوقهای آرائی برخورداریم که آزادی انتخاب مطلوب ما را بما میدهند و حرف خود را از طرق آن زده ائیم و میزنیم.

یعنی حکومت ایران دارای سازو کار های دموکراتیک است یعنی خفقان در این کشور وجود ندارد، یعنی اعدامهای فله ایی و محاکمات فرمایشی وجود ندارد یعنی به قضاوت و اعتراف خود ما؛سهم و کوپُن ملت ایران از آزادی همین است که داریم!

سخن کوتاه، این اسم جادوئی اعظمِ ( مرگ بر آمریکا و تبری از آمریکا ) که در شرایط مختلف به زبانها و با ادبیات و ژستهای مختلف بیان شده یا نشان داده میشود، مانند وِرد یا سحری است که جامعه سیاسی ذلیل و خوار شده مدعی آزادیخواهی ما را در زمین آمریکا ستیزی طلسم و زمینگیر کرده است.

شهامتی در حد رهبری و روشنفکران مصری، رهبران کشور های عربی، سیاستمداران تونسی یا لیبیایی، پیکار جویان عَرب و کُرد سوری، گروههای بسیاری از سیاستمداران و سیاستورزان عراقی و.. ، لازمست تا این پرده کاذب ناموس پرستی سیاسی را پاره کرده بدور اندازیم و چهره سیاسی واقعی و ضرور خود را ولو بده آن انگ بی ناموسی سیاسی زده شود را نشان دهیم، تا برای همیشه به این دو روئی سیاسی رسوبی در مرام و مسلک سیاسی خود پایان دهیم.

باید بدانیم هیچ کشوری در دنیای امروز نمیتواند مدعی آزادی، دمکراسی و حتی استقلال باشد اگر در مقابل نظام سیاسی حاکم بر جهان که در آن آمریکا نقش رهبری بی چون و چرا را دارد نقش و موضعی دشمنانه داشته باشد.

فهمیدن این دشوار نیست که اگر همین امریکا نبود همه اروپای غربیِ امروز و بخشهای وسیعی از آسیا بشمول ژاپن زیر یوغ مستعمراتی پوتین و نو تزاریسیم روسیه بود. اگر آمریکا نبود، برای روسیه سراسر اروپا از آنسو و سراسر آسیا از اینسو تا خاور میانه و دریای مدیترانه یک شبه جزیره کریمه بزرگ بود که هیچ دولتی در جهان یاری جلوگیری از بلعیده شدن آن توسط این نو تزاریسم روسیه امروز  را نداشت.

نو تزاریسمی که اقتدارش فقط به قدرت نظامی اش میباشد و از نظر صنعتی جزء عقب ماندترین کشور در بین ممالک صنعتی دنیاست که با ایست قلبی صنتعی و تکنولوژیک دست و پنجه نرم میکند.

اگر همین امریکا نبود ممالکی مانند ژاپن، تایوان امروز و همه کشورهای سابق تحت تسلط اتحاد شوروی، برزیل، مکزیک، کره جنوبی و تایلند  قرنها با دموکراسی که امروز از آن برخوردارند فاصله داشتند.

رژیم استبداد ولایی کنونی بر میهن ما سالهاست که با عناصر واقعاً اسلامی( با درست یا غلط ان دراینجا کاری نیست) در گفتمان و دکترین اعتقادی خود خداحافظی کرده است و خامنه ایسم را بنام  اسلام و با قراعتی بنا مقتضیات خود حاکمیت، بخورد ملت داده و میدهد.

این  رژیم با خمینیسم در بیشتر مواردی که با اقتدارش تناقض داشته  هم خدا حافظی کرده است. این رژیم میرود تا اگر برای حفظ حکومتش لازم باشد میهن ما را به یک فاحشه خانه چند ده ملیونی، یک میکده ۸۰ میلیونی، یک شیره کشخانه دهها میلیونی و ..، تبدیل کند ولی همین رژیم نمیتواند از دو عنصر مرکزی در گفتمانش، در دکترین سیاسی و اعتقادیش دست بردارد زیرا تمام پایه مشروعیتش دیگر روی این دو عنصر مرکزی بنا شده است و این دو عنصر هم «امریکا ستیزی و اسرائیل ستیزی» است که عربستان ستیزی هم بدان افزوده شده است.

تا هنگامیکه جامعه سیاسی مدعی آزادیخواهی و منتقد رژیم در میهنمان، این تابوی (ستیزه گری شوم) مشروعیت بخش به رژیم را درهم نشکسته است، و تا هنگامیکه در زمین آمریکا ستیزی، اسرائیل ستیزی و عربستان ستیزی بازی میکند، و با رژیم در این شعارها همزبان است یا حتی در برابر آن سکوت انفعالی در پیش میگیرد، اگر آسمان برود و زمین بیاید در خدمت استبداد فاسدِ کنونی است و هفت تیر کش مجانی سیاسی آن.

پایان یادداشت:

یک تذکر: از آنهایی که مطالب مرا با غیظ و بغض میخوانند انتظاری ندارم. از برادران اطلاعاتی هم که به ممیزی افکار و نوشته ها مردم مشغولند و برحسب وظیفه زشت خود این مطالب را میخوانند تبعاً انتظاری نیست.

ولی  به تو خواننده گرامی که نگاهت با نگاه من در محتوای این مطالب همسو است میگویم:

خواننده گرامی! من از استراحت و خواب و خوراک خود مایه نمیگذارم تا محض سرگرمی برایت مطلب نویسی کنم. بهزینه استراحت و تفریح خود، از روی مسئولیت سیاسی و ملی اینها را مینویسم و انتظارم از شماست که آنها تا حدی که میتوانی، یا با یک کلیک فوروارد کنی، یا اگر دستی بقلم داری این بحث را دامن بزنی و یا بهر نوع ککه میتوانی آنرا باز نشر کنی! توقع زیادی نیست و انتظاز شخصی هم نیست!

 ……………………………………………………………………….

افزوده ها و ضمایم

The Washington Institute

Improving the Quality of US.Middle East Policy

A New Battlespace in Syria: Prospects for U.S. Policy

……………………

CNBC

23/06/2017

Oil prices are heading to $40 a barrel as US output keeps surging in 2018: Seaport Global

  • Mike Kelly predicts an oversupplied oil market in 2018 causing oil to stabilize at $40 per barrel in the second half of the year.
  • Investors won’t change their aggressiveness until numbers drop below $40, he said.
  • Company debt levels could be a threat to banks if investors back out.

………………………………………………………….

آمریکا، جنگنده رژیم سوریه را سرنگون کرد!

Share Button

سرنگون کردن این جنگنده سوری بیشک بر وجاحت آمریکا و نیروهای آن نه تنها در سوریه و در بین همه پیکار جویان آنجا بلکه در کل منطقه خواهد افزود و ضریب اعتماد به دولت آمریکا را شدیداً  در کُل منطقه بالا خواهد بُرد زیرا رژیم اسد، پس از ۶ سال قتل عام مردم خود در سوریه، به یکی از بدنام ترین رژیمهای نه تنها منطقه بلکه دنیا تبدیل شده است و متحدین ایرانی و روسی آنهم سهم کمی از این بدنامی ندارند. وارد شدن آمریکا به درگیری با چنین رژیم منفوری، برای آمریکا که نام خوبی در بین ملل خاورمیانه نداشته است، یعنی یک فرصت بی نظیر تاریخی برای خوشنامی کسب کردن و وجاهت مردمی یافتن. 

آمریکا میگوید، جنگنده سوری را که به پیکار جویان تحت حمایت او حمله کرده بود را سرنگون کرد

 

FILE PHOTO: Two U.S. Marine Corps F-18 Super Hornets depart after receiving fuel from a 908th Expeditionary Air Refueling Squadron KC-10 Extender during a flight in support of Operation Inherent Resolve May 31, 2017. U.S. Air Force/Staff Sgt. Michael Battles/Handout/File Photo via REUTERS

دو فروند جت سوپر هارنتF-18 از اسکادارانKC-10 2 هوایی نیروی دریایی پس از سوخت گیری در هوا و هکلیات اکتشافی باز میگردند

روئیترز

یکشنبه  ۱۸, ۲۰۱۷ | ۵:۱۳pm

بنا به گفته مقامات نظامی آمریکا، روز یکشنبه، هواپیما های جنگی این کشور، یک هواپیمای جنگی ارتش سوریه را که در نزدیکی قرارگاه پیکار جویان مورد حمایت آن کشور بمب انداخته بود راسرنگون کردند.

فرماندهی مرکزی،آمریکا در بیانیه ایی که به این مناسبت صادر کرد، گفت که سرنگون کردن این هواپیمای سوری، در جریان “یک واکنش دفاعی جمعیِ نیروهای مشترک ائتلاف”  نسبت به نیروهایی که با نام پیکار جویان دموکراتیک  سوریه شناخته میشوند سرنگون شد.

ارتش سوریه قبلاً گفته بود، که ائنلاف تحت حمایت آمریکا یکی از هواپیماهایش را که در حال آنجام مأموریت علیه دولت اسلامی (داعش) بوده است را سرنگون کرده است. واشنگتن رهبری یک ائتلاف در جنگ با داعش را در دست دارد.

خبر کوتاه بود و با دقت ترجمه شد.

کامنت من:

کوتاهی خبر معنایش کوتاهی معنای نظامی و سیاسی آن نیست. قاطعیت آمریکا در دفاع از پیکار جویانی که تحت پوشش پشتیبانی آن  قرار دارند در جریان این اتفاق دارای پیامدهای بسیار زیاد نظامی ، سیاسی و روانشناختی جنگی است.

سرنگون کردن این جنگنده سوری بیشک بر وجاحت آمریکا و نیروهای آن نه تنها در سوریه و در بین همه پیکار جویان آنجا بلکه در کل منطقه خواهد افزود و ضریب اعتماد به دولت آمریکا را شدیداً  در کُل منطقه بالا خواهد بُرد زیرا رژیم اسد، پس از ۶ سال قتل عام مردم خود در سوریه، به یکی از بدنام ترین رژیمهای نه تنها منطقه بلکه دنیا تبدیل شده است و متحدین ایرانی و روسی آنهم سهم کمی از این بدنامی ندارند. وارد شدن آمریکا به درگیری با چنین رژیم منفوری، برای آمریکا که نام خوبی در بین ملل خاورمیانه نداشته است، یعنی یک فرصت بی نظیر تاریخی برای خوشنامی کسب کردن و وجاهت مردمی یافتن.

آمریکا با این حرکت و دو حمله قبل از این به نیروهای مورد حمایت ایران و حمله یه یک پایگاه هوائی خود سوریه و سرنگون کردن یک پهباد ایرانی، نشان داد که در دفاع از نیروهای تحت حمایت خود قاطع است. و این امر در کمترین معنای نظامی سیاسی خود، یعنی برقراری مجدد سلطه دولت اسد بر مناطق وسیعی از کشور که از کنترلش خارج است  دیگر محال میباشد و این امر بمعنای اینست که از این ببعد، نیروی هوایی رژیم اسد برای بمباران نیروهای اپوزیسیون آزادی عمل گذشته را ندارد و این یعنی محروم شدن رژیم از قوی ترین اهرم ها و بازوی نظامی اش زیرا  نیرویهای میدانی ائتلاف پشتیبان رژیم اسد، فقط در پناه بمبارانهای شدید و سراسری هوایی  تا کنون توانسته بودند برخی از مناطق و مواضع از دست داده رژیم را باز پس گیرند و یا در برابر اپوزسیون بایستند.

آمریکا چند بار قبلاً تکرار کرده بود که حمله به نیروهای تحت حمایت خود در سوریه را تحمل نمیکند. و حمله جنگنده های رژیم به نیروهای دموکراتیک سوری، بدین معنا نیز هست که، رژیم اسد در ارزیابی جدی بودن آمریکا در این حرف، دوچار چه اشتباه محاسبه بزرگی بوده است. و این اشتباه محاسبه نظامی به رژیم اسد، روسیه، و دیگر نیروهای ائتلاف پشتیبان اسد میگوید که آنها در جنگ داخلی در سوریه؛ در نهایت کار با نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمرکا سروکار خواهند داشت و بیخبران کامل از موازنه نیروی این دو ائتلاف؛ ائتلاف پشتیان اسد و ائتلاف تحت رهبری آمریکا، میتوانند حتی برای لحظه تصور کنند که ائتلاف اسد شانسی برای پیروزی در این جنگ ضد مردمی و از نظر اخلاقی نا موجه دارد.

سرنگونی این جنگنده سوری، بطور قطع یعنی مفروض گرفتن سرنگونی حتمی رژیم اسد؛ یعنی روسیه، ایران بدانند به میدانی کشیده شده اند که شانسی برای پیروزی در آن ندارند و افزون بر این این اتفاق حامل این پیام برای ترکیه و قطر نیز میباشد که سعی نکنند در برابر نیروهای مود حمایت آمریکا در سوریه بدیل سازی کنند.

سرنگونی  این جنگنده بنحوی دراماتیک موازنه روانشناختی جنگی را بزیان ائتلاف رژیم اسد و بسود آن بخش از اپوزیسیون آن، که تحت حمایت مستقیم ائتلاف آمریکا قرار دارند تغیر خواهد داد و تمایل به قرار گرفتن در زیر پوشش حمایتی ائتلاف نظامی تحت رهبری آمریکا را در بین دیگر نیروهایی که با رژیم میجنگند افزایش خواهد و کلاً بر روحیه رزمی پیکار جویان ضد رژیم خواهد افزود.

ولی تأثیرات این اتفاق به سوریه محدود نخواهد ماند و در تمام منطقه بشمول یمن، عراق و لبنان بازخورد خواهد داشت.

پایان یادداشت.

توجه!

یک یادداشت جامعتر در ارتباط با سرنگونی این بمب افکن رژیم در دست نگارش دارم که تا ساعاتی دیگر آنرا درج خواهم کرد. خواندن آنرا توصیه میکنم!

 

U.S. says it downed Syrian warplane that attacked U.S.-backed fighters

Sun Jun 18, 2017 | 5:13pm EDT

A U.S. warplane on Sunday shot down a Syrian military aircraft that dropped bombs near U.S.-backed fighters in Syria, the U.S. military said.

The U.S. Central Command issued a statement saying the plane was downed “in collective self-defense of Coalition-partnered forces,” identified as fighters of the Syrian Democratic Forces near Tabqah.

The Syrian army said earlier that the U.S.-led coalition shot down one of its planes during a combat mission against Islamic State militants. Washington is leading an alliance in the fight against Islamic State in Syria.

(Reporting by Matt Spetalnick; Editing by P

…………….

خبر بروز شده روئیترز

…………………………

روئیترز بروز شده

..

Coalition aircraft in a show of force stopped the initial advance. When a Syrian army SU-22 jet later dropped bombs near the U.S.-backed forces, it was immediately shot down by a U.S. F/A-18E Super Hornet, the statement said.

Before it downed the plane, the coalition had “contacted its Russian counterparts by telephone via an established “de-confliction line” to de-escalate the situation and stop the firing.”

The coalition does “not seek to fight the Syrian regime, Russian or pro-regime forces” but would not “hesitate to defend itself or its “partnered forces from any threat,” the statement said.

The U.S.-led coalition has in recent weeks escalated its aerial bombing campaign in nort