Archive for: August 2017

Iran opposition leader begins hunger strike to demand public trial

Share Button

The Gaurdian: Karroubi, who was imprisoned before the Islamic revolution in 1979, told the Guardian in a rare

 Intervew 2010 that despite widespread corruption, the shah treated his opponents less harshly than the regime at the time.

Mehdi Karroubi at a news conference in 2004

Mehdi karrobi at a new conferance in 20014, befor he fell of iranian government

and was subjected to house arrest Phetograph: Damir Sagolir/ Reuters

Ailing Mehdi Karroubi has demanded a public trial after being under house arrest for more than six years

An ailing 79-year-old Iranian opposition leader who has been under house arrest since February 2011 has embarked on a hunger strike, demanding authorities try him in public.

Mehdi Karroubi, a former presidential candidate, fell foul of the establishment following the disputed re-election of Mahmoud Ahmadinejad in 2009, which led to months of unrest.

A leader of the Green movement, he was put under round-the-clock surveillance by guards living in his home six years ago, without being put on trial or publicly charged. He has been taken to hospital twice in the last three weeks and has undergone heart surgery.

Saham News, a website close to Karroubi, quoted his wife as saying that he started the dry hunger strike soon after performing his morning prayers on Wednesday, and that he will refuse to eat or drink until his demands are met.

“He wants the security guards to leave the premises of his house,” she said. Never before – pre-Islamic revolution nor after it – we have seen such presence of guards, living inside the house alongside those under house arrest, keeping all aspects of his life under watch, through bugs and cameras.

“If the house arrest is to continue, he wants to be put on trial in public, after six and a half years under house arrest, he wants the authorities to announce when they will hold a trial in public.”

Two other opposition leaders, Mir Hossein Mousavi, also a former presidential candidate, and his wife, Zahra Rahnavard, were put under house arrest in Tehran in similar circumstances in 2011.

Both Karroubi and Mousavi are suffering from medical complications partly as a result of their age. Mousavi, 75, has also been taken to hospital a number of times in recent years. Some members of the three leaders’ immediate families are allowed to visit them in pre-arranged and approved meetings.

Advertisement

“My father wants a trial that is held in public and in the presence of a jury as provisioned by article 168 of the constitution,” Karroubi’s son, Mohammad-Taghi Karroubi, said. “The establishment wants a quiet end to the house arrests, without paying a price. My father has said that he will not challenge the verdict of a trial, he hasn’t had a chance to defend himself and he wants to respond to the accusations made by the state.”

He said he had spoken to his father by phone recently when he was discharged from hospital. It was the first time in six months the two had been allowed to talk. “My father is on the verge of becoming 80 and a dry hunger strike, which given his health complications raises serious concerns.”

The continued restrictions on opposition leaders is a major challenge for the moderate president, Hassan Rouhani, and popular demand for an end to the house arrests is high. Almost every rally Rouhani held during the campaign that led to his re-election in May featured chants by supporters in support of Karroubi, Mousavi and Rahnavard.

Karroubi’s recent medical problems have prompted renewed pleas for his release. A number of activists and supporters tried to visit him in hospital, but were prevented from doing so. Pictures surfaced online of activists expressing sympathy with his wife outside the hospital.

One image showed Karroubi in his hospital bed with his wife at his side, and with flowers sent on behalf of Mousavi and Rahnavard.

View image on Twitter

پس از دوبار آنژوگرافى و پایین بودن ضربان قلب پدر، دقایقى پیش عمل تعبیه پیس میکر انجام شد. ممنون محبت هاى بی دریغ مردم عزیز و دوستان هستیم.

Amnesty International also expressed concern on Wednesday about the health of an incarcerated Iranian human rights defender, Arash Sadeghi, who it said was critically ill. Sadeghi, 30, suffers from deteriorating digestive and respiratory problems. “The denial of access to medical care in these circumstances amounts to torture,” it said.

روحانی آمریکا را تهدید میکند!

Share Button

آقای روحانی باید به این سئوال از هم اکنون پاسخ دهد اگر جامعه جهانی؛ ایران را پس از صرف اینهمه هزینه گذاری روی موشک سازی وادار سازد که تن به برجام موشکی هم بدهد و سرانجام با ته مانده سنگین تحریمهای جدیدتر هم تا سالها دست و پنجه نرم کند؛ این، او بعنوان رئیس جمهور ایران است که مسئول میباشد یا رهبر مملکت؟

آیا بهتر نیست که رئیس جمهور پاسخ به همه این مسائلی که در حد قد و قواره قدرت و مسئولیت او نیست را به خود مقام خیلی معظم رهبری واگذار کند و با مردم و دنیا رو راست باشد و در حد میزان اختیارات خود با دنیا حرف بزند و  نه با ژست یک رئیس جمهور بمعنای واقعی کلمه که در دنیا از آن کلمه مستفاد میشود!

روحانی: اگر آمریکا به افزودن بر تحریمها ادامه دهد ایران توافق هسته را رها خواهد کرد

نهارنت لبنان به نقل از آژانس خبری فرانسه، اظهارات هشدار آمیز حسن روحانی رئیس جمهور  را در رابطه با وضع تحریمهای جدید آمریکا را گزارش کرده است که روحانی در این هشدارها تهدید کرده است که ایران در صورت وضع تحریمهای جدید از سویم آمریکا آماده است تا در عرض چند ساعت برجام را منتفی و از توفقهای هسته ایی خود را کنار بکشد.

روحانی در این اظهارت تلویزیونی از جمله میگوید: ” آنهایی که کوشش دارند به زبان تهدید و تحریم برگردند زندانی خطاهای گذشته هستند”

نیازی به ترجمه بیشتر توضیحات گزارش نیست. و همین اظهارات کافی است تا چند سوأل از آقای روحانی در این رابطه بشود.

۱ ـ این اولین بار نیست که رئیس جمهور کشور ما سینه خود را سپر جاه طلبیهای هسته ایی و موشکی سپاه کرده و غیر مستقیم ژستهای تهدید آمیز نظامیگرانه فرماندهان سپاه و  خود رهبر را؛ در مقام شخص اول مسئول مملکت، در برابر جامعه جهانی پوشش دیپلماتیک و سیاسی میدهد. زیرا جامعه جهانی رئیس جمهور و نه رهبر یا فرماندهان سپاه را از سوی ایران پاسخگو و طرف مقابل تعاملات با جامعه جهانی میداند.

از آقای رئیس جمهور باید پرسید اساساً سپاه برای ایشان آنقدر اعتبار قائل هست  تا مثلاً  اجازه ورود او را برای یک بازدید، به یکی از همان قرارگاههای موشکی یا سایت های هسته ایی بدهد که ایشان این چنین خود را صاحب مقام  و صاحب تصمیم در مورد ساخت یا نساختن موشک، غنی سازی یا امتناع از غنی سازی به دنیا نشان میدهد؟ آیا آقای روحانی در رابطه با برنامه های نظامی ایران، نقشی غیر فرمایشی دارد؟ آیا او میتواند تصمیم بگیرد که برجام را رعایت یا رعایت نکند؟ تکنولوژی موشکی توسعه یابد یا نیابد؟

۲ ـ و اگر رئیس جمهور ما در مهمترین مسائل مملکتی یعنی مسئله هسته ایی و موشکی تا این حد قدرت دارد، چگونه است که همین رئیس جمهور در انتخاب وزیرانش کابینه اش اینقدر ذلیل و توسری خورده است که مهمترین پستهای وزارتی را به او تحمیل میکنند؟ چرا در مسئله حصرها اینقدر کوتاهی میکند یا مصلوب الاختیار است؟

۳ ـ دونالد ترامپ برای لغو برجام نیاز به تصویب کنگره و سنا دارد که فرایند تصمیم گیری و کسب آرای آنها در این رابطه حداقل ، اگر نگوئیم چند ماه حد اقل به چند هفته وقت و کلی بحثها در کمسیونهای مربوطه و رسانه های کشور نیاز دارد.

این چگونه نظامی است ما داریم که میتواند طی چند ساعت مشابه آن فرایند تصیمیم گیری چند هفته ای در آمریکا را در مملکت خودمان به چند ساعت تقلیل دهد و در عرض چند ساعت روی مسئله ایی که به امنیت ملی میهن ما مربوط میشود تصمیم بگیرد بدون اینکه فرصت بحث رسانه ایی و پارلمانی بدان بدهد؟.

نکند که خدایی ناکرده رهبر برای همه مسائل مملکتی امریه حکومتی صادر میکند و آقای روحانی با فریب افکار عمومی مردم خودمان و جهان در دفاع از آن امریه ها، در نقش رئیس جمهور ظاهر میشود و بدفاع از آنها بمثابه محصول خرد جمعی پارلمانی و دولتی، بصورت اراده ملی، آنرا به بازار سیاست دنیا برای فروش عرضه میکند؟

۴ـ سئوال آخر اینست که تحریمهای جدید آمریکا بخاطر فعالیتهای موشکی و موشک پراکنیهای نظامیان حکومت ما است و نه نه بخاطر فعالیت هسته ایی که مقامات آمریکا در رعایت مفاد قرارداد روی آن بنام برجام ایرادی ندارند و بارها رعایت آنرا از سوی ایران تأئید کرده اند.

آقای روحانی باید بهتر از هر کسی بداند که میزان و رابطه موازنه قوا روی مسئله موشکی برای ممانعت از وضع تحریمهای جدید توسط آمریکا، همان خواهد بود که روی فعالیت هسته ایی بود که توافق برجام منجر به رفع نصفه نیمه ان تحریمهایی شد که کاغذ پاره بودند و حکومت ما مجبور شد پس از صرف هزینه اقتصادی بسیار سرانجام آن تلاشها را ترک کند.

آقای روحانی باید به این سئوال از هم اکنون پاسخ دهد اگر جامعه جهانی؛ ایران را پس از صرف اینهمه هزینه گذاری روی موشک سازی وادار سازد که تن به برجام موشکی هم بدهد و سرانجام با ته مانده سنگین تحریمهای جدیدتر هم تا سالها دست و پنجه نرم کند؛ این، او بعنوان رئیس جمهور ایران است که مسئول میباشد یا رهبر مملکت؟

آیا بهتر نیست که رئیس جمهور پاسخ به همه این مسائلی که در حد قد و قواره قدرت و مسئولیت او نیست را به خود مقام خیلی معظم رهبری واگذار کند و با مردم و دنیا رو راست باشد و در حد میزان اختیارات خود با دنیا حرف بزند و  نه با ژست یک رئیس جمهور بمعنای واقعی کلمه که در دنیا از آن کلمه مستفاد میشود!

 

W460

 

President Hassan Rouhani warned on Tuesday that Iran could abandon its 2015 nuclear deal with world powers within hours if the United States keeps on imposing new sanctions.

by Naharnet Newsdesk ۳ hours ag

15/08/2017

In a speech to parliament, he also hit out at US counterpart Donald Trump saying that he had shown the world that Washington was “not a good partner”.

Rouhani’s comments come with the nuclear deal under mounting pressure after Tehran carried out missile tests and strikes, and Washington imposed new sanctions — with each accusing the other of violating the spirit of the agreement.

Rouhani warned that Iran was ready to walk out of the 2015 deal, which saw the lifting of most international sanctions in return for curbs on its nuclear programme, if Washington persisted.

“Those who try to return to the language of threats and sanctions are prisoners of their past delusions,” he said in the televised address.

“If they want to go back to that experience, definitely in a short time — not weeks or months, but in the scale of hours and days — we will return to our previous situation very much more stronger.”

He said Iran did prefer to stick with the nuclear deal, which he called “a model of victory for peace and diplomacy over war and unilateralism” but that this was not the “only option”.

Rouhani said Trump had shown he was an unreliable partner not just for Iran but for US allies.

“In recent months, the world has witnessed that the US, in addition to its constant and repetitive breaking of its promises in the JCPOA (nuclear deal), has ignored several other global agreements and shown its allies that the US is neither a good partner nor a reliable negotiating party,” he said.

He highlighted Trump’s decisions to withdraw from the Paris climate agreement and international trade deals.

Iran’s parliament on Sunday approved more than half a billion dollars in funding for the country’s missile programme and foreign operations of the elite Revolutionary Guards in response to the new US sanctions.

– ‘Wanted to nominate women’ -Rouhani was addressing lawmakers as deliberations start over his new ministerial line-up, which must be approved by lawmakers in the coming days.

The president, who started his second term a fortnight ago, has faced criticism from reformists over his elderly and all-male cabinet.

“I wanted to nominate three women ministers but it did not happen,” he said, without explaining why.

“All ministers must use women in high-ranking positions… and especially female advisers and deputies,” he added.

Rouhani, a 68-year-old moderate cleric, won a resounding re-election victory in May in large part due to the backing of reformists who supported his message of greater civil liberties and equality.

Many felt let down by the lack of women ministers, saying he had bowed to pressure from the conservative religious establishment, although he did appoint two female vice presidents and a senior aide — positions which do not require parliamentary approval.

He defended his cabinet selections on Tuesday, and pointed to his choice for a new telecoms minister, 35-year-old Mohammad Javad Azari Jahromi, as “our first experience in choosing from the youth, someone who has grown up after the revolution”.

مقتدا صدر از امارات متحده عربی دیدار کرد!

Share Button

مقتدا صدر امروز پرنفوذترین شخصیت سیاسی مذهبی در عراق است که از یک دولت مدرن و سکولار در عراق دفاع میکند و مبارزات او علیه فساد و فرقه گرایی بخشهای عمده اقشار متوسط جامعه عراق را بسوی او و طرفداری از او جلب کرده است. بنظر من مقتدا صدر شخصیت سیاست ساز عراق فردا است. با پایان عمر داعش در عراق، عمر نفوذ ایران و موجودیت حشد الشعبی و دیگر پروکسیهای مسلح ایران در عراق نیز پایان خواهد یافت. تغیر موازنه نیرو به این سمت در حرکت است.

نهارنت لبنان به نقل از فرانس پرس گزارش میدهد که مقتدا صدر روحانی با نفوذ شیعه عراقی از امارات متحده عربی یک بازدید دو روزه بعمل آورده است. فرانس پرس این بازدید صدر را دومین سفر او به ممالک حاشیه خلیج در این ماه ذکر میکند.

در ساعات پایانی دیروز، یکشنه، مقتداصدر با شاهزاده شیخ محمد ابن زیاد، ولیعهددوبی دیدار کرد که ولیعهد دوبی پیروزی ماه پیش عراق بر گروه دولت اسلامی(داعش) در موصل را به صدر تبریک گفت.

شیخ محمد در این دیدار اظهار امیدواری کرد که عراق جای شایسته خود را در بین ممالک عربی بیابد. او گفت نیکفرجامی عراق امنیت ممالک عربی را تقویت میکند. او گفت که تجربه بما آموخته است که به عنوان جوامع عربی و مسلمان، منادی وحدت باشیم.

در اوایل این ماه، صدر از دولت بغداد خواست تا گروه شبه نظامی حشد الشعبی را که زیر نفوذ ایران قرار دارد را منحل کند. او همچنین از مقامات خواست تا همه سلاحهای تمام گروهها را مصادر کند.

صدر این سفر را پس از سفر به عربستان انجام داد.

پایان خلاصه ترجمه نهار نت.

……………………………………………

کامنت من

امروزه امارات متحده عربی در کنار عربستان و مصر درکنار ائتلاف بین المللی علیه تروریسم چه القاعده ایی چه داعشی و چه شیعی آن میجنگد. در حالیکه ایران پنهانی هم به القاعده کمک میکند و هم به داعش. هفته پیش روزنامه نیویورک تایمز *در ارتباط با کشتن ملا منصور دومین (شاید هم اولین) نفر طالبان گزارشی داشت که در آن از جمله از رفت و آمد نظم سران طالبان افغان به ایران خبر میداد.قدر مسلم، اینست که این رفت آمد های طالبان به ایران برای چاق سلامتی نیست.

و مقتدا صدر امروز پرنفوذترین شخصیت سیاسی مذهبی در عراق است که از یک دولت مدرن و سکولار در عراق دفاع میکند و مبارزات او علیه فساد و فرقه گرایی بخشهای عمده اقشار متوسط جامعه عراق را بسوی او و طرفداری از وی جلب کرده است. بنظر من مقتدا صدر شخصیت سیاست ساز عراق فردا است. با پایان عمر داعش در عراق، عمر نفوذ ایران و موجودیت حشد الشعبی و دیگر پروکسیهای تروریستی مسلح ایران در عراق نیز پایان خواهد یافت. تغیر موازنه نیرو به این سمت در حرکت است.

در همین هفته گذشته در افغانستان یک تظاهرات نسبتاً وسیع ضد ایرانی برگزار شد که خبر آنرا سایت ایلنا درج کرده بود و این تظاهرات موجب خشم مقامات ایران گردید.

ح تبریزیان

Iraqi Shiite Cleric Visits United Arab Emirate

W460

Influential Iraqi Shiite cleric Moqtada al-Sadr has visited the United Arab Emirates, its official news agency said Monday, his second trip in weeks to a Sunni-ruled Gulf country after Saudi Arabia.

Late Sunday, Sadr met Abu Dhabi Crown Prince Sheikh Mohammed bin Zayed, who congratulated Iraq on its victory against the Islamic State group in Mosul last month, WAM said.

Sheikh Mohammed said he hoped Iraq would “regain the role it deserves among Arab countries”.

“The prosperity of Iraq reinforces the security of the Arabs,” WAM reported Sheikh Mohammed as saying.

“Experience has taught us to call for what unites us as Arabs and Muslims, and banish partisans of discord and division,” he said.

Earlier this month, Sadr called on the Baghdad government to dismantle the Hashed al-Shaabi paramilitary group, which is dominated by Iran-backed Shiite militias and has played a major role in the fight against IS.

He has also called on the authorities to “seize the arsenal of all armed groups”.

Sadr’s visit to the UAE comes after he made a rare journey to Saudi Arabia at the end of July.

Saudi Arabia and Iraq went a quarter century without diplomatic relations, which were cut following Saddam Hussein’s 1990 invasion of Kuwait.

But both countries hailed an improvement in ties in June when Iraqi Prime Minister Haider al-Abadi visited the kingdom.

Sadr led a militia that fought against the US occupation of Iraq.

He is now seen as a nationalist who has repeatedly called for protests against corruption in the Iraqi government. His supporters have staged huge demonstrations in Baghdad calling for electoral reform.

……………………………………………..
*
 ۱۴/۰۸/۲۰۱۷

Taliban Chief Targeted by Drone Strike in Pakistan, Signaling a U.S. Shift

مقتدا صدر: ریاض مانند پدرخوانده منطقه است

Share Button

مقتدا صدر نه تنها در عراق بلکه در تمام منطقه آن روحانی وزنه داری است که میتواند نقش بزرگی در شکستن کمر فرقه گرائی تروریستی در منطقه و فرقه گرائی مخصوصاً شیعی در عراق که در پشت سر ان ایران ایستاده است بازی کند.

مقتدا صدر، روحانی ملی گرای طرفدار دموکراسی و سکولاریسم در عراق، مصاحبه ایی با الشرق الاوسط داشته است که العربیه آنرا به انگلیسی ترجمه و درج کرده است. این مصاحبه حاوی نکات بسیار جالبی است. او در این مصاحبه، از عربستان بعنوان پدر خانواده ممالک منطقه که خواهان تنش زدایی، صلح و آرامش در منطقه است نام برده است. نگاهی که بنظر من با واقعیتهای سیاسی رویکرد های عربستان در منطقه کاملاً  سازگاری دارد.

برابر العربیه انگلیسی، که مبتنی بر الشرق الاوسط عربی است، مقتدا صدر در این مصاحبه خواهان برکناری بشار اسد شده است. این خواست صدر با موضعگیری تمام نیروهای دموکراتیک و ترقیخواه منطقه مطابقت کامل دارد و فقط روسیه و ایران بقیمت هزینه زیاد با آن مخالفت میکنند و راه استقرار یک حکومت مردمی در سوریه را با دخالت نظامی خود بسود رژیم اسد بسته اند.

مقتدا صدر در این مصاحبه از تفاهم نهایی بین قطر و دیگر نیروهای عربی منطقه سخن گفته و تلویحاً سماجت و جدا سری قطر از دول منطقه را محکوم کرده است.

من از چند سال قبل موضعگیریهای مقتدا صدر را در عراق و نسبت به مسائل منطقه با دقت رصد کرده ام . بنظرم این مصاحبه در انتطباق با آن تصویری است که من از او داشته و در این سایت منعکش کرده ام.

مقتدا صدر نه تنها در عراق بلکه در تمام منطقه آن روحانی وزنه داری است که میتواند نقش بزرگی در شکستن کمر فرقه گرائی تروریستی در منطقه و فرقه گرائی مخصوصاً شیعی در عراق که در پشت سر ان ایران ایستاده است بازی کند.

من جز ستایش این روحانی مترقی، آزادی دوست و مدرن نکته ای ندارم تا به این یادداشت اضافه کنم.

سعی خواهم کرد بمجرد ترجمه عربی مصاحبه وی از عربی به انگلیسی آنرا به فارسی برگردانده و در این سایت درج کنم.

Muqtada al-Sadr: Riyadh serves as regional ‘father figure’

Iraqi Shi’ite radical leader Muqtada al-Sadr delivers a sermon. (File photo: Reuters)

Muqtada al-Sadr, the leader of The Sadrist Movement in Iraq, stated that visions were aligned during his meeting with Saudi Crown Prince Mohammed bin Salman in Jeddah last month.

Al-Sadr said that Riyadh serves as a “father figure” in its efforts to bring peace to the region.

In an interview with the London-based Asharq Al-Awsat newspaper on August 11, 2017, al-Sadr said that the two parties discussed several files of concern to the region, including Yemen, Bahrain, Syria, Jerusalem, Iran-Saudi relations, as well as Baghdad’s ties to Riyadh.

Saudi Crown Prince Mohammed bin Salman in a meeting with Muqtada al-Sadr in Jeddah last month. (Supplied)

He characterized the meeting as being transparent and honest. Al-Sadr pointed out that all the conflicts in the region can be solved gradually even if it took time, noting that this includes the status quo between the four countries Saudi Arabia, Egypt, Bahrain and the UAE, on the one hand, and Qatar, on the other.

He believes that Qatar showed reluctance to compromise, but will eventually come to its senses.

He also called for the stepping down of Assad, as the head of the regime in Syria, pointing out that when he is out of the picture, it would contribute to peace.

Last Update: Saturday, 12 August 2017 KSA 17:12 – GMT 14:12

آزادی یواشکی یا پذیرش بی حقوقی زنانگی؟

Share Button

قدری دور تر به گذشته تاریخی برگردیم. در تاریخ جوامع اسلامی بسیار زنان مؤمنه ای بوده اند که با استفاده از هرفرصتی برای دادن استفاده میکردند ولی این دادنهای یواشکی هرگز باعث برقراری آزادیهای فمینیستی، برابر حقوقی جنسیتی برای زنان در جوامع اسلامی بشمول مملکت ما نشد و از این راه قاچاقی هرگز هیچگونه حقوقی برای زن ایرانی چه در مورد حجاب، چه حقوق خانوادگی، حقوق جنسیتی، حق مسافرت آزاد و.. ، برقرار  نشد و نخواهد شد بلکه این آزادیهای یواشکی فقط یک دلخوشکنی است که روی دیگر سکه آن پذیرفتن حجاب در فرم رسمی و قانونی آن و امتناء از آن بشکل غیر رسمی و خصوصی است.

Bildresultat för ‫آزادیهای یواشکی زنان‬‎

به یمُن دیکتاتوری(توسعه گرای)شاه، پیش از انقلاب و استبداد (گذشته گرای) این رژیم، طی ۴ دهه اخیر، صحنه دانشگاه های ما به میدان کلوپهای سیاسی و جنبش تحول طلبانه تبدیل گردیده است. بر این زمینه تاریخی، جنبش دانشجویی و نام خوش آوازه دانشجو؛ با ترقیخواهی، آزادیخواهی و روشنفکری مترادف گردیده است که تداعی کننده ارزشهای قابل ستایشی هستند که آرمان هر انسان شرافتمندی است.

اما این نام خوش آوازه مانند بسیاری عناوین دیگری که واجد یک بار ارزشی یا علمی هستند، در بسیاری موارد چنان برخی آدمها را اغفال میکند که که آنها درک نمیکنند که دانشجویانی وجود دارند که نه تنها حامل این صفتهای ارزشی نیستند بلکه درست عکس آن میباشند. و همین تداخل معانی سبب شده است تا عده ایی از عنوان دانشجو برای تابلوی غلط اندازِ مؤسسه سیاسی فاشیستی و استبداد پرست خود استفاده کنند. بسیج دانشجویی یکی از این موارد و  سایت ایسنا نیز در عرصه رسانه ایی نمونهِ دیگری از این موارد میباشد. این توضیح بماند تا در زیر به آن برسم.

با ایراد و انتقادات به لیست پیشنهادی کابینه روحانی از سوی بسیاری کنشگران و تحلیلگران سیاسی که چرا از زنها، جوانان و اقلیتها در کابینه خود استفاده نکرده است، این موضوع به مشغله فکری ام تبدیل شد که دو یادداشت در این زمینه نوشتم ولی مسئله برایم باز حل نشد و کلاً بصورت مسئله زن در جامعه خودمان برایم مطرح گردید.

این مسئله مرا بیاد حرکتی انداخت که از سوی یکی از زنان ژورنالیست خارج کشوری بنام (آزادی های یواشکی) راه افتاد و شهرت زیادی یافت. زیرا انتقادات به روحانی را در مورد عدم استفاده از زنان در کابینه از جنس همان آزادیهای یواشکی یافتم که رویکردی گمراه کننده در نحوه و نوعِ طرح مسئله میباشد و شوربختانه بسیاری از منتقدین روحانی را به میدان خود کشانده است.

در مورد حضور زنان در ساختار قدرت دیوانی(بوروکراتیک)*، باید به یک نکته بسیار مهم توجه داشت و آنهم اینست که با فرض حضور زنان در ساختار دولت، این حضور نه تنها ابداً بازتاب رابطه واقعی درون جامعه نیست بلکه برعکس اغفال کننده هم میباشد.

اما برگردم به آزادیهای یواشکی:

پس از انقلاب با شعارِ “یا روسری یا تو سری“، روسری به حجاب کامل زنان تبدیل شد و زنان مملکت که تا آنروز حساسیتی به مسئله نداشتند و بسیاری بی حجابان هم بنا به اقتضاء، روسری یا چادر میپوشیدند، مجبور شدند از استاندارد حکومتی حجاب پیروی کنند. ولی تنها بی حجابی نبود که با انقلاب اسلامی در کشور ممنوع گردید، نوشیدن مشروبات الکلی هم از همان آغاز حتی با شدتی بیشتر از بی حجابی ممنوع گردید. ولی اهل شُرب از همان نخست به نوشیدن مشروبات الکلی ادامه دادند تا امروز که مردم کشور ما از نظر  مصرف مشروبات الکلی در صدر فهرست دنیا، در کنار روسیه قرار دارند و رسانه های دولتی هم دیگر از این مسئله بعنوان یک آسیب اجتماعی و نه زیر پا نهادن یک حکم قرآنی بطور باز حرف میزنند.

پس “نوشیدن یواشکی” مشروب الکلی بدون اینکه کسی پرچم آنرا بلند کند توسط خود نوشندگان، وسیعاً در پیش گرفته شد بدون اینکه کسی از آن برای خود دکه سیاسی راه اندازی کند. ولی هرگز این نوشیدن یواشکی بمعنی آزاد شدن شُرب نشد که یک حق شخصی در جوامع امروزی است. واکنش رژیم در برابر این مشروبخواری وسیع غیر علنی این بود که غیر علنیت را بدان تحمیل کند چون در برابر دامنه آن نمیتوانست بایستد. در غیر این صورت مشروب خواری از خفا خارج شده و به یک چالش اقتدار شکن علنی اجتماعی و حتی سیاسی برای او تبدیل میگردید که کنترل پذیر نبود. در صورت شدت عمل و سختگیری در این زمینه، رژیم مجبور میگردید یا روزی هزاران نفر را بجرم تکرار شُرب، بحکم قرآن اعدام کند و صدهها هزار نفر را به زندان بیاندازد یا به تخته شلاق ببندد و یا تسلیم شده مشروب خوری و مشروب فروشی را قانونی کند.

این یواشکی شدن نوشیدن مسکرات برای رژیم سوپاپ  اطمینانی شد که از علنی و انفجاری شدن مسئله جلوگیری میکرد. امروزه بین مشروب خواران و رژیم نوعی قرارداد نانوشته ترک مخاصمه منعقد شده است که مشروب خواران در بدترین حالت مستی، مشروبخواری خودرا انکار میکنند و مأمورین رژیم هم این انکار را میپذیرند و شتر دیدی ندیدی میگذرند. همین مسئله در مورد تن فروشی یواشکی وسیع هم صادق است.

این روش برخورد با گناه و خطا، در فقه شیعه و روحانیت متولی آن قدمتی باندازه خود روحانیت شیعی دارد.

قدری دور تر به گذشته تاریخی برگردیم. در تاریخ جوامع اسلامی بسیار زنان مؤمنه ای بوده اند که با استفاده از هرفرصتی برای دادن استفاده میکردند ولی این دادنهای یواشکی هرگز باعث برقراری آزادیهای فمینیستی، برابر حقوقی جنسیتی برای زنان در جوامع اسلامی، بشمول مملکت ما نشد و از این راه عشق بازی قاچاقی هرگز هیچگونه حقوقی برای زن ایرانی چه در مورد حجاب، چه حقوق خانوادگی، حقوق جنسیتی، حق مسافرت آزاد و.. ، برقرار  نشد و نخواهد شد بلکه این آزادیهای یواشکی فقط یک دلخوش کنکی است که روی دیگر سکه آن پذیرفتن حجاب در فرم رسمی و قانونی آن میباشد و درعوض امتناء از آن بشکل غیر رسمی و خصوصی.

رژیم از خدا میخواهد که این آزادی یواشکی به یک سوپاپ اطمینان اجتماعی مانند نوشیدنِ یواشکی و دادنِ یواشکی تبدیل گردد تا از رودر روئی زنان با رژیم بطور علنی و فزاینده جلوگیری شود.

در این رابطه مسئله گرهی بسیار مهمتر اینست که زنان و موجودیت اجتماعی آنها را مانند دیگر گروهها و کاته گوریهای اجتماعی میتوان به دو گونه در عرصه سیاست، حقوق مدنی، ادبیات و هنر و.. ، مطرح کرد. شکلِ نخست شکل ایستا و در حالت “بودگی و بودن” آنهاست و در حالت دوم در حالت “شدگی و شدن” آنها. مانند بذر یک گیاه در حالت خشکی و بی تَحَوّلی آن(اینرتیا) و یا در حال شکفته شدن، برونزائی و برون گشت آن و آنچه که در ذاتیت آنست.

مارکس در توصیف طبقه کارگر، از طبقه درخود و طبقه برای خود حرف میزند. منظور مارکس از این حرف طبقه کارگریست که بعنوان یک طبقه مولد در فرایند تولید و ارزش آفرینی شرکت دارد ولی فاقد حضور در پهنه اجتماعی است. طبقه ایی که به خود آگاهی طبقاتی نرسیده است از خود تشکیلات سیاسی ندارد و نقش او عمدتاً به تولید محدود میشود. طبق کارگر درخود مانند طبق برده باستان،  نقشی در عرصه مدیریت و مشارکت د ر امور اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بازی نمیکند. در مقایسه باید گفت طبقه سرمایه دار یک طبقه برای خود است زیرا که به منافع طبقاتی خود واقف است، از خود نهادها و تشکیلات سیاسی، فرهنگی و مدنی دارد و دولت سازی میکند و در همه عرصه ها حضور دارد.

بر مبنای توضیح فوق باید گفت تمام آن زنانی که در درون نظام حاکم بر میهنمان مدعی دفاع از حقوق زنان هستند و  آنهایی که از همین جایگاه بنام کارگر مدعی دفاع از حقوق کارگران مبیاشند، در بهترین و شرافتمندانه ترین حالت، مانند آینه هایی هستند که این دو گروه یا کاته گوری اجتماعی را، در بودن و بودگی و جایگاه ایستایشان مطرح و بازتاب میکنند نه در شوندگی و آنچه باید بشوند تا به آن خود آگاهی تمام عیار اجتماعی و طبقاتی که باید برسند.

یک جنبش واقعی کارگری یا فمینیستی افق نمائی میکند و راه رسیدن به چشم انداز تاریخی این کاته گوریهای اجتماعی را طرح کرده توضیح رهیافتی برای رها شدن میدهد و نه در چهار چوب بسته سنتها و وضع و نظام موجود دنبال مُسکن و تطبیق و انطباق این گروه اجتماعی با محیط میگردد.

در ستایش زنان، کارگران، روستائیان زحمتکش شریف و ایثار گر و.. ، در حکومت و جامعه ما قصیده های زیاد سروده میشود و آنها گاهی نوازش مادی و مالی هم میشوند ولی نه از حق داشتن اتحادیه، سندیکا و حزب کارگری، برای کارگران و مشارکت سازمانیافته سیاسی و طبقاتی آنان در سرنوشت مملکت خبری هست و نه  از برابرحقوقی جنسیتی زنان بمعنای کامل کلمه و فمینیستی آن بشمول نوع پوشش و نه از پایان دادن به بهره کشی شهر از روستا درکلیتش خبری.

زنان به پست و مقام رسیده در این نظام اسلامی نماد و  بیانگر سُنت زدگی و مطابعت زن از مرد در خانواده و بی حقوقی در سطح کلان اجتماعی و سیاسی آنها هستند. این زنان حکومتی بیان بیداری و خود اگاهی زنانه در جامعه ما نیستند بلکه در بهترین حالت بیانگر حق و حقوق زن مطبخی از نگاه جامعه  سنتی زنان میهن ما  هستند. آنها گذشته زنان و نه اینده آنان را نمایندگی میکنند.

و تا آنجا که که به آزادیهای یواشکی مربوط میشود اگر این گونه آزادی نباشد بهتر است زیرا خاکی است که بر سر و چشم زنان مملکت پاشیده میشود و آنهارا از حقوق فمینیستی اشان  دور میکند. آزادی قاچاقی و پنهانی را نمیتوان آزادی نامید.

در کارخانجات به کارگران فرصت زیاد اضافه کاری و شیفتهای شبانه میدهند تا آنها کسر درآمد خود را با کار اضافی یا شبانه و کار در تعطیلات جبران کرده و بفکر این نیافتند که خواهان بالارفتن پایه دستمزد رسمی خود شوند دستمزدی که مبنای محاسبه دیگر مزایا  است.

آن نماینده کارگری که خواهان پرداختهای یواشکی اضافی کاری و.. ، میشود نه نماینده کارگر بلکه نماینده کافرماست.

در حاشیه و اشاره به مقدمه مطلب باید گفته شود؛ برای آزادیهای موسوم به یواشکی در اینترنت گشتم و سایت زیر؛”دانشجو** را یافتم که عنوان دانشجو دارد ولی با مطالعه مطالب آن بزودی خواننده در میابد که با یک سایت پادگانی سرو کار دارد و غرض از مقدمه یادداشت هم اشاره به همین امر بود.

و در این سایت کلاهبرداری رسانه ایی زیر را هم دیدم. لباسهای این ضعیفه ها لباس ورزشی حزب الله لبنان است و صحنه که بهیچ وجه ورزشی هم به نظر نمیرسد توپی را نشان میدهد که روی آن آرم پرچم لبنان است در حالیکه در توضیح عکس، از سوی نویسنده سایت دانشجو، از خانم محجبه استرالیایی در استرالیا نام برده شده است و کفشهایی هم که به پاهای این ۴ زن هست ابداً شباهتی به کفش فوتبال ندارد.

حزب الله لبنان با عبرت گیری از بن بستی که سیاستهای زن ستیزانه در ایران اسلامی ایجاد کرده است بطور کلی از احکام و تقیدات دینی در بسیاری زمینه ها فاصله گرفته است و در راهپیمایی های خیابانی خود هم حتی المکان سعی میکند چند تا زن بزک کرده نیمه لخت را جلو دار و پرچم دار راهپیمائیهای خود کند. این روش سهلگیرانه پوشش و رفتار مذهبی، از حزب الله لبنان نوعی سازمان یا قبیله شیعیِ سیاسی ساخته است که بار مذهبی آن بسیار ضعیف و بار همبستگی دموگرافیک شیعی و فرقه ایی آن بسیار زیاد است و این رویکرد به حزب الله کمک کرده است تا نه تنها با نسل جوان و نیروهای لیبرال رو در روی نشود بلکه برای این سازمان تروریستی یک جاذبه هم بین شیعیان ایجاد کرده است.

…………………………………………….

*

در نظام فعلی حاکم بر میهنمان دستگاه رسمی دیوانی” دولت” قدرت بسیار کمی دارد و قدرت اصلی نزد دولت پنهان است که حکومت را در مجموعش تحت کنترل دارد. رئیس این دولت پنهان خود خامنه ایی است. علاوه بر اینها اصولاً مفاهیم دولت و حکومت متفاوت هستند. حکومت به کل مجموعه نظام بشمول ارتش ف پلیس، دستگاه قضاییف و مجلس میگوند در حالیکه دولت در بهترین حالت فقط یکی از سه قوه یعنی اجرائی را در دست دارد.

**

دانشحو

تصویر زیر توسط یک سایت استرالیایی منتشر شده و از خانم محجبه استرالیایی می‌گوید که با وجود مشکلاتی که در آن کشور در مورد حجاب وجود دارد توانسته با پوشش اسلامی در فوتبال بازی کند.

و اینهم چند عکس از راهپیمایی هواداران حزب الله لبنان در بیروت از آرشیو همین سایت

پرچم اصلاحطلبی در دست اصلاح طلب پادگانی

Share Button

صرفنظر از درستی یا نادرستی جریان اصلاحطلبی، باید گفت،  محمد رضا عارف نه یکی سردار این گفتمان یا جنبش، بلکه سر دسته ستون پنجم نیروهای پادگانی در این جنبش است. او در این کنگره تصویر نقاشی شده زنده یاد رشید اسماعیلی، روزنامه نگار جوانمرگ شده برجسته میهنمان را در کنار سکوی خظابه خود آویخته است. شیادی و کلاه برداری بیش از این ممکن نیست. این کار عارف، مانند آویختن شمایل مصدق بر بالای سکوی سخنرانی احمدی نژاد و تمثال شادروان شاهپور بختیار بر بالای سر مقام عظما است.

برخی اعضای لیست امید اصلاحات را تا درب مجلس می‌خواستند/ روحانی دستور دهد وزرا معاونان جوان انتخاب کنند/گفتمان جعلی نمی‌تواند جایگزین گفتمان ریشه‌دار اصلاحات شود

سون تسو، استراتژ نامدار سده پنجم قبل از میلاد چین میگوید آن ژنرالی که نخست به میدان نبرد میرسد و میدان نبرد را تعین میکند، برنده جنگ است.

یکی از تاکتیکهای راهبردی نظام  حاکم و حلقه درونی ساختار قدرت در میهن ما، تعین میدان بازی سیاسی مخالفین ، رقابتهای انتخاباتی، تعین دستور کار و موضوع هر کنش قانونی اجتماعی در عرصه سیاسی بوده و هست.

در انتخابات ریاست جمهوری اخیر، برای نخستین بار موضوع مبارزه انتخاباتی بطور شفاف به میدان مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و.. ، کشیده شد که با ذات و سرشت گفتان حاکم  که مسائل اعتقادی را محور و موضوع کشمکشهای سیاسی  قرار میدهد مغایرت بنیادی دارد ولی از نظر رژیم،  از این عقب نشینی اجباری باکی نیست زیرا طرح کنندگان این گونه مسائل ناهمخوان با طبعیت نظام، خود از جنس مسائل و موضوعاتی نبودند که انها را طرح میکردند و روی آن مسائل به سرو کله هم میزدند.

یرای روشن شدن بیشتر موضوع این مثال را میزنم: فرض کنیم دو دزد حرفه ایی یک میز گرد بحث ترتیب دهند  تا روی برقراری امنیت مالی مردم بحث کنند. تماشاگران چنان به موضوع بحث جذب میشود که فراموش میکند که کلاً زندگی این دو معرکه گیر از دزدی میگذرد. آنها چگونه میتوانند حافظ امنیت و مال و منال مردم باشندو برای انه نسخه بنویسند؟

در یک کلمه، همه پیاده یا سوار نظام سیاسی این نظام به مقولاتی مانند: مشارکت سیاسی زنان، جوانان، جوانگرایی و جوانسازی ساختار قدرت، دموکراسی و آزادیهای مدنی و … ، نگاهی فرصت طلبانه و ابزار گرایانه دارند.

برای آنها زنان و جوانان مملکت، اقلیتها، کارگران و.. ، همه و همه نردبانهایی برای صعود به سکوهای قدرت  میباشند و در بنیاد همه اینها، خود دین و مذهب و مبنا سازی از آنهم فقط ابزاری برای جنگ قدرت سیاسی در همه جوانب آن، خلع سلاح حریفان و حذف رقیبان جدی و طرفداران واقعی دموکراسی و آزادی از میدان توجه مردم است.

یک فوتبالیست با پاهایش توپ را میزند و نه با تی شرت ورزشی اش. ولی اگر یک فوتبالیست تی شرت تعین شده از سوی مدیران تیم را نپوشد ولو اینکه بهترین فوتبالیست هم باشد خود بخود اوت است زیرا اولین قاعده شرکت در بازی را نمیپذیرد.

رژیم نتوانست و دیگر نمیتواند از مطالباتی شدن رقابتهای سیاسی و انتخاباتی در کشور ممانعت بعمل آورد چون این تغیر میدانِ نا خواسته مبارزه و رقابت، از یک دینامیسم پر قدرت و اجتناب ناپذیر اقتصادی/ اجتماعی برآمده است که علاجی برای آن نیست. و حلقه مرکزی قدرت میداند که کشاندن عقربه سیاسی  گفتمان چیره در جامعه به عقب، به دوران محور سازی از مقدسات مذهبی، مکتب، و دین و مذهب دیگر به سیاق سابق غیر ممکن است از اینرو، رژیم پیاده نظام گفتمان ساز خود را بسیج میکند تا میدان صوری و ساختگی جدیدی بسازند یا موضوعات درجه چندم را به موضوع اصلی بدل کنند تا مردم در یک میدان جدید انحرافی مشغول شوند.

مثال میزنم: دولت روحانی در لیست کابینه جدید خود وزیر زن، جوان، اهل تسنن یا دیگر اقلیتها نداشته است. آنها که این ایراد را میگیرند، آیا نمیدانند که؛ در شرایطی حضور زنان، جوانان و اقلیت ها در کابینه، حضوری واقعی و نه مشاطه گرانه و عوام فریبانه است که بازتاب تقسیم قدرت واقعی در کل جامعه و به تبعیت از ان در ساختار قدرت سیاسی باشد؟ اگر زنان، در جامعه ما مصلوب الحقوق و فاقد ارگان سیاسی و اجتماعی هستند که آنها را نمایندگی کنند، چه سود از اینکه یک عفریته زن نمای مردپرست با تفکر مردانه یک پست وزارتی بگیرد که حتی آبدارچی ریش و پشم دار وزارتخانه هم با نگاه ضعیفه بین به او مینگرد؟ چه سود وقتی این ضعیفهِ به وزارت رسیده نه با پشتیبانی نیروی بالفعل اجتمائی/سیاسی زنان بلکه بعنوان یک چهره انتخابی از بالا برای تنوع دادن ساختگی به ساختار یکدست کابینه، از جمیع جهات، به چنین پستی گمارده شده است.

زنانی که طی این ۳۹  سال تا کنون در این نظام به پستهای مدیریتی یا وکالتی رسیده اند حتی به اندازه ارزنی نماینده توده زنان میهنمان نبوده اند، آنها بیانگر مطالبات جنسیتی و برابر حقوقی اقتصادی/اجتماعی زنان نبوده اند بلکه انها در آن سمتها، بیانگر تبعیت ارتجاعی زن از مرد در نظام سُنتگرای حاکم بوده اند.

امروز سایت ایلنا، سخنرانی اصلاح طلب پادگانی و حکومتی محمد رضا عارف را درج کرده است که او در سخنرانی خود در دوازدهمین کنگره سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی از جمله میگوید: ـ محوریت اصلی این سازمان در اختیار جوانان است که رویکردی درست بود و امیدواریم این رویکرد در کل جریان اصلاحات حاکم باشد.(کامنت: یعنی مهره های امنیتی جوان، به صرف جوان بودن مثلاً جای میردامادی و خود خاتمی را بگیرند چون جوان هستند ح ت).

او یادآور شد: در ابتدای انقلاب میانگین سنی وزرا بسیار جوان بود اما با گذر زمان، سن مدیران نیز بالا رفت و باوجود اینکه مکرر بر لزوم جوانگرایی تاکید شد متاسفانه در دولت تدبیر و امید حتی در دوره دوم نیز این مسئله مورد عنایت قرار نگرفت.

ابزار گرایی سیاسی و فرصت طلبانه کمتر تا این اندازه چهره کریه خود را نشان داده است. اولاً مسئله اساسی کابینه روحانی و یا هر دولتی دیگر قبل از جوان سازی آن اِعمال کنترل بر شبکه مافیایی اقتصاد پنهانی در کشور است که بیشتر اقتصاد مملکت را در کنترل خود دارد، بازگرداندن بیش یکصد میلیارد دلار پولهای بالاکشیده شده بانکها توسط کلان وامخواران وابسته به دولت پنهان است، گذاردن یوغ عدالت مالیاتی بر گردن موسسات تحت مالکیت نهادهای فراقانونی نظیر: آستان قدس، بنیاد فرمان امام (تحتِ کنترلِ رهبر)، میباشد. رسیدگی به چاپیدن هزاران میلیارد دارایی سازمان تأمین اجتماعی است، رسیدگی به صدها میلیارد دلار درامد نفتیِ ناپدید شده و دکلهای و کشتی های پر از نفت غیب شده در دوران دولت احمدی نژاد است، بستن اسکله های فارغ از کنترل گمرکی سپاه است. و… .

هیچ مهم نیست که این رسیدگیها توسط وزاری پیر یا جوان، زن یا مرد انجام پذیرند. فراموش کردن عمدی این مسائل و متمرکز شدن روی جوانسازی دولت یعنی خاک پاشیدن بچشم مردم تا آنها ریشه مشکلات را نبینند و به بازی سرگرم کننده در میدان زن بهتر است یا مرد؟ ـ جوان بهتر است یا پیر؟ مشغول شوند. گویا رژیم مشکل دارد تا چند زن مطبخی مطیع، سُنی مذهب مالشگر، جوان فرصت طلبِ نان به نرخ روز خور را بیاورد و در کلکسیونِ بنیاداً یکدست ترکیب کابینه بگذارد.

بهار ندیده، گلی نچیده، بخاک سرد رفت و بر او زمستان شد!

تف بر این سرنوشت تلخ! که ماحاصلش عزا و ماتم شد

من داعیه اصلاحطلبی ندارم ولی نگاهِ یکدست منفی هم بدانها ندارم و به این جریان نگاهم نقادانه است. پس از این توضیح؛ در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دور قبل جریانهای پادگانی به اصلاحطلب سازی موازی پرداختند تا بلکه سُکان جریان اصلاحات را از دست بنیانگزاران و فعالین صدیق آن بشمول خاتمی درآورند. آنها حزب پادگانی ایرانیان اسلامی (یا نامی از این دست) را به رهبریت صادق خرازی، یک شارلاتان نان به نرخ روزخور ولایتمدار، را راه انداختند. این جریان و صادق خرازی با خارج شدن از تاریکی و قرار گرفتن در معرض روشنایی، زاده نشده سِقط شد. اَلَم کنندگان این جریان این قدر ابله بودند که حد اقل احتیاط را رعایت نکرده و سایتهای پادگانی فارس نیوز و تسنیم نیوز و تابناک را به ارگان طرح و تبلیغات و معرفی این جریان تبدیل کردند.

محافل امنیتی نظامی پس از این شکست، مهره حدیددیگری را از شبستان خود بیرون آوردند. این مهره، محمد رضا عارف بود که در مقایسه با صادق خرازی، هم عنوان بهتری(دکتر) داشت و هم یک سابقه مستند اصلاح طلبی.

موج اول مطرح سازی این شخص در برابر روحانی در دور  انتخابات۱۱، بعلت توصیه نسبتاً رسمی و علنی خاتمی مبنی  بر کنار رفتن او بنفع روحانی، با شکست مواجه شد و او کاری جز پس کشیدن و لیسیدن زخم ناشی از انصراف اجباری نامزدی خود نداشت زیرا در برابر  توصیه خاتمی نمیتوانست بایستد.

روی کار آمدن روحانی و گذشت قریب ۴ سال و حاشیه رفتن ظاهری خاتمی بعلت ممنوع التصویری اش، ظاهراً فرصت جدیدی بود تا عارف در جریان انتخابات مجلس بنحوی همچنان خود را در اردوی اصلاحطلبان حفظ کند و اصلاح طلبان هم نمیتوانند جواز ادعاهای اصلاحطلبی او را باطل سازند زیرا خودشان چنین حق انحصاری بر عنوان  این جریان ندارند.

حالا  او در مقام بلندگو و سخنگوی  فراکسیون امید سعی میکند چنان در کسوت اصلاحطلبی ظاهر شود که گوئی این اوست که رهبر اصلاحطلبان است و دیگر مدعیان قلابی هستند. جَّو موجود هم اجازه افشای او را در جبهه اصلاح طلبی نمیدهد. به گزارش ایلنا از سخنان او توجه کنید:

…. «او به برخی مخاطرات جدید پیشروی جریان اصلاحات اشاره کرد و گفت: اگر در گذشته از بیرون جبهه اصلاحات می‌خواستند گفتمان اصلاحات را از بین ببرند الان از درون به دنبال جایگزینی گفتمان اصلاحات است. از این رو یک گفتمان جعلی نمی‌تواند جایگزین گفتمان ریشه دار اصلاحات شود. باید به تقویت گفتمان اصلاحات بپردازیم چراکه گفتمان اصلاحات پاسخگوی بسیاری از نیازهاست.»

صرفنظر از درستی یا نادرستی جریان اصلاحطلبی، باید گفت،  محمد رضا عارف نه یکی سردار این گفتمان یا جنبش، بلکه سر دسته ستون پنجم نیروهای پادگانی در این جنبش است. او در این کنگره، تصویر نقاشی شده زنده یاد رشید اسماعیلی، روزنامه نگار جوانمرگ شده برجسته میهنمان را در کنار سکوی خظابه خود آویخته است. شیادی و کلاه برداری بیش از این ممکن نیست. این کار عارف، مانند آویختن شمایل مصدق بر بالای سکوی سخنرانی احمدی نژاد و تمثال شادروان شاهپور بختیار بر بالای سر مقام عظما است.

پس از قریب ۳۴ سال مهاجرت، از جمله بسیار معدود کسانی که من در ایران گاه گاهی ارتباط اینترنتی با او داشتم همین زنده یاد رشید بود که نه تنها به نام بلکه بواقع نمونه ایی از رشادت ژورنالیستی بود. او که در چنگال سرطان دست و پا میزد در معدود مکاتبه اینترنتی خود با من در بحبوحه شور انتخاباتی ۸۸ برای من نوشت:« ما ایرانیها، در زمان شاه که باید طرفدار اصلاحات میبودیم انقلابی شدیم و حالا که باید انقلابی شویم اصلاحطلب شده ایم!»

وجاهت و شهرت دزدی سیاسی یکی از هزاران رویه ی کثیفی است که با این انقلاب در مملکت رایج گشت و  امثال رشید اسماعیلی ها را هم به تابلوی سیاسی کلاهبردارنی نظیر محمد رضا عارف تبدیل کرد. آن زنده یاد اگر میتوانست از زیر خاک سرد گور برخیزد، اولین کاری که میکرد تف انداختن به صورت همین کلاه برداران سیاسی بود.

Bildresultat för ‫محمد رضا عارف تصاویر‬‎

به عکس آن زنده یاد و دستبند سبزش، حتی پشتی صندلی او و این اصلاح طلب پادگانی نگاه کنید! مقایسه کنید! چه وجه مشترکی بین این اصلاح طلب موازی و پادگانی با جنبش سبزی هست  که قربانیان بسیار داده و رهبران کهنسال و بیمارش همچنان در برزخ فرعونی رژیم در حصر میباشند؟ و چه شباهتی بین این محمد رضا عارف و آن  رشید سبز  وجود دارد! شیادی از این عریان تر ممکنست؟

کوهِ دولت جدید روحانی موش زائید!

Share Button

من در اینکه روحانی لیستی خلاف انتظار آن رأی دهندگان به مجلس معرفی خواهد کرد کمترین ابهامی نداشتم. و اگر از من پرسیده شود منفی ترین وجه این لیست کجاست برخلاف اجماع نسبتاً همگانی آن ۲۴ میلیون رأی دهنده، پاسخ خواهم داد که ایراد اصلی لیست پیشنهادی وزاء، معرفی آن ۳ ضعیفه ایی است که او برای پستهای معاونت ریاست جمهوری معرفی کرده است. زیرا همانطور که در زیر شرح خواهم داد، این ۳ ضعیفه، حاجبه خانم شهیندخت مولارودی، حاجیه خانم معصومه ابتکار و حاجیه خانم لعیا جنیدی، بهیچ عنوان نه تنها جامعه زنان و جنبش فمینیستی میهنمان را نمایندگی نمیکنند بلکه آنها، نماد مصلوب الحقوقی زن ایرانی هستند که با پست وزیری یا نماینده ریاست جمهوری گرفتن، بنام زن و درکسوت زنانه مأموریت دارند روی مردسالاری خشن نظام حاکم و سرشت زن ستیز آن صحه بگذارد و چهره زشت زن ستیز آنرا بپوشانند.

Bildresultat för ‫زهرا خانم‬‎

چهره بی روتوش زن حکومتی در این رژیم اینست
از شعار های زهرا خانم: آی لیبرالها، کمونیستها کونتان را پاره میکنم!
زنان به وزارت رسیده در این حکومت تدام تاریخی ۴۰ ساله صحنه بالا هستند

دکتر زیبا کلام* در یادداشتی پیرامون معرفی کابینه ۱۲ روحانی از جمله مینویسد: «کابینه را دیروز به میمنت و مبارکی معرفی کردید.فهرست وزرای پیشنهادی شامل همان‌هایی می‌شود که ظرف چند هفته گذشته صحبت‌شان بوده است.بی‌شک مستحضر هستید که انتظارات فراوانی در خصوص کابینه دوم شما مطرح بوده است.خودتان نیز فرمودید که بنا دارید به خواست ۲۴میلیونی که به شما رأی دادند،لبیک بگویید اما فهرستی که معرفی کردید،فاصله فراوانی با انتظاراتی دارد که در جریان انتخابات به وجود آمدند.»

برخلاف دکتر زیبا کلام، من هم که بسهم خود از شرکت در انتخابات بسود شیخ حسن روحانی دفاع کرده بودم، بهیچوجه از لیست معرفی شده وزرای او به مجلس متعجب نشدم و اساساً چند و چون کابینه هرگز برایم مهم نبوده است حتی در آنهنگام که از شرکت انتخاباتی بسود روحانی دفاع میکردم.

از دکتر زیبا کلام متعجبم که قضیه ترکیب کابینه روحانی را جدی گرفته بوده و حالا از این لیست ولایت مآبانه او جا خورده است. از نگاه من مسئله انتخابات و شرکت در آن صرفاً یک اقدام سلبی بوده، هست و خواهد بود تا مردم در غیاب گزینه سازنده تر دیگری، از درون این انتخاباتها نشان دهند که چه؟ و که؟ را نمی خواهند.

انتخاب روحانی در این دو دوره، یعنی مردم سید علی خامنه ایی و مهره های مارک دار او را نمیپذیرند و نمیخواهند. انتخاب روحانی یعنی ۲۴ میلیون رأی دهنده و ۲۰ میلیون رأی نداده وضعیت حاضر را نمخواهند و خواهان تغیر آن هستند. حال برخی خواهان تغیر بنیادی آن و برخی خواهان تغیرات رفرمیستی آن.

من در اینکه روحانی لیستی خلاف انتظار آن رأی دهندگان به مجلس معرفی خواهد کرد کمترین ابهامی نداشتم. و اگر از من پرسیده شود منفی ترین وجه این لیست کجاست برخلاف اجماع نسبتاً همگانی آن ۲۴ میلیون رأی دهنده، پاسخ خواهم داد که ایراد اصلی لیست پیشنهادی وزاء، معرفی آن ۳ ضعیفه ایی است که او برای پستهای معاونت ریاست جمهوری معرفی کرده است. زیرا همانطور که در زیر شرح خواهم داد، این ۳ ضعیفه، حاجبه خانم شهیندخت مولارودی، حاجیه خانم معصومه ابتکار و حاجیه خانم لعیا جنیدی، بهیچ عنوان نه تنها جامعه زنان و جنبش فمینیستی میهنمان را نمایندگی نمیکنند بلکه آنها، نماد مصلوب الحقوقی زن ایرانی هستند که با پست وزیری یا نماینده ریاست جمهوری گرفتن، بنام زن و درکسوت زنانه مأموریت دارند روی مردسالاری خشن نظام حاکم و سرشت زن ستیز آن صحه بگذارد و چهره زشت زن ستیز آنرا بپوشانند.

عناوین اخبار روزنامه بهار در روز پنجشنبه ۱۹ مرداد :

در تاریخ جمهوری اسلامی هیچ یک از آن زنانی که به پست های وزارتی، وکالتی و مدیریتی رسیدند، جامعه زنان ایران را بمعنای جنسیتی آن  نمایندگی نمیکردند بلکه زنانی بودند که وظیفه اشات نقاب زدن بر چهره عمیقاً مردسالار نظام جمهوری اسلامی بود.

حضور این ۳ ضعیفه در ساختار سیاسی(حقوقی و نمایشی) نظام جمهوری اسلامی، حضوری فیزکی بود و نه اجتماعی و جنسیتی. آنها در این ساختار گنجانیده شدند تا رژیم به دنیا بگوید حتی زنان مملکت ماهم خواهان همین سروری مردانه هستند و بر سیاستهای آن در رابطه با زنان صحه میگذارند و حجاب اجباری، تعدد زوجات و ازدواجهای موقتی (صیغه)، محدودیت های مسافرتی و ورزشی و حتی سنگسار زنان را تأئید میکنند. رژیم میخواست و همچنان میخواهد از زبان چند زن(نما بمعنی اجتماعی) برای سیاست زن ستیزانه خود، امضاء بگیرد که همه این زنان به پست و مقام رسیده، این وظیفه را بخوبی انجام دادند.

در مقایسه با سیاست رژیم در عرصه مسائل کارگری؛ علیرضا محجوب و حسین کمالی در جامعه کارگری بنام نماینده کارگران کشور صدها بار بیشتر علیه کارگران کار کردند تا اگر یک سرمایه دار حرفه ایی و کار آفرین بجای آنها نماینده جامعه کارگری میهنمان میشد. این دو نفر خود فروخته، جز تأئید کننده سیاست های کارگر ستیزانه نظام کاری نکردند. رژیم به این مهره های عاری از هویت کارگری در کسوتِ کارگر نما نیاز داشت تا ترکیب کلکسیون اجتماعی ساختار تک بعدی و تک قدرتی سیاسی حکومت خود را از نگاه مردم و دنیا پنهان کند. و این نشان میدهد که مهره کاری تقلب آمیز مدیریتی در این نظام فقط به جامعه زنان محدود نمیشود و این رویکرد؛ یک رویکرد راهبردی در نظام است.

و بر این سیاق، دولت روحانی با معرفی این ۳ ضعیفه فقط در پی فریب افکار عمومی است و چه بهتر بود تا او صادقانه معاونین خود را نیز ۳ مرد پُر ریش و پشم یا سه سردار ولایتمدار سپاه، را بعنوان معاونین خود معرفی میکرد که اقلاً اگر به آن ۲۴ میلیون در مرحله انتخابات دروغ گفت و دروغ وعده داد، اقلاً با معرفی یک کابینه یک دست و تمام عیار از ولایتمداران و مالشگران مقام معظم رهبری دیگر به بیش از دیگر به رأی دهندگان خود دروغ نگوید.

در چنین صورتی کسانی مانند دکتر زیبا کلام درمیافتند که اگر شیخ حسن وعده دروغ داد، دیگر با کابینه رنگ آمیزی شده قصد رنگ کردن بیشتر آنها را ندارد.

کسوت قلابی و فریب مردم از این راه گوئی یک رویکرد عام اسلامیستی است که مخصوص جمهوری اسلامی ما نیست.

در بحث از قدرت طلبی سلطانی، رجب طیب اردوغان در ترکیه کمترین دست کمی از سلاطین عثمانی ندارد. او نشان داده است که برای حفظ قدرت و برای ثبت شدن در تاریخ ترکیه بعنوان یک سر سلسله اتومانی جدید، حاضر از از شطی از خون مخالفان خود بگذرد. ولی اگر از من بپرسند بزرگترین گناه او چیست، من استبداد سلطانی و اتومانی او را، فساد دستگاه سلطانی اش را، بگیر و ببند های دهها هزاری اخیرش را، به گلوله بستن مخالفانش و تصفیه های صدهها هزار نفری او را گناه بزرگ او نمیدانم بلکه ریش سه تیغه تراشیده شده و کراوات بسیار زیبا گره خورده او را بزرگترین گناه او میدانم. زیرا آن جرایم پیش گفته را همه میبینند و اردوغان هم سعی در کتمان آنها ندارد ولی این ژست سوپر مدرن کت و شلوار کراواتی که با آن سیاستهای درپیش گرفته شده کمترین خوانائی ماهوی باهم ندارند وسیله فریب مردم است که آن جرائیم پیش گفته بر بنیاد فریب آن بنا شده است.

اگر اردوغان بجای آن کسوت مدرن نما، شالی زربافت بردوش، دستاری اتومانیستی بر سر و مانند حوثیهای یمنی یا سلاطین عثمانی یک خنجر بر شالِ کمر خود مینهاد، انوقت اقلاً به دنیا و مردم ترکیه در باره ماهیت فرهنگی و فلسفه سیاسی خود دروغ نگفته بود.

انتخاب نکردن زنان برای کابینه، بی توجهی به کردها و صرفنظر کامل از همه اقلیتهای دینی و قومی در چینش پیشنهادی کابینه، گناه بزرگ روحانی نیست بلکه نسخه برابر اصل نظام و زیرمجموعه های آنست. اما گذاردن این عناصر گمراه کننده و دغل آمیز(معاونین زنانه ریاست جمهوری) در پشت ویترین دولت و حکومت زن ستیز، معنایی جز فریب اکار عمومی جامعه خودمان و جهان ندارد. وقتی در این کابینه وزرای آن استقلالی از خود ندارند و مجری دولت پنهان و محافل حلقه مرکزی قدرت هستند، دعوا بر سر شرکت دادن زنان در کابینه نیز گمراه کننده است زیرا غیر مستقیم این فکر را القاء میکند که وزارء و خود کابینه و حتی شخص رئیس جمهور در این نظام صاحب قدرتی هستند که از عناونین وزارتی آنها انتظارش میرود!

ح تبریزیان

Sadegh Zibakalam har lagt till ett nytt foto.
19 tim · 

کابینه را دیروز به میمنت و مبارکی معرفی کردید.فهرست وزرای پیشنهادی شامل همان‌هایی می‌شود که ظرف چند هفته گذشته صحبت‌شان بوده است.بی‌شک مستحضر هستید که انتظارات فراوانی در خصوص کابینه دوم شما مطرح بوده است.خودتان نیز فرمودید که بنا دارید به خواست ۲۴میلیونی که به شما رأی دادند،لبیک بگویید اما فهرستی که معرفی کردید،فاصله فراوانی با انتظاراتی دارد که در جریان انتخابات به وجود آمدند.

قصدم به‌هیچ‌وجه ابراز ندامت نیست.بی‌شک اگر زمان به عقب برگردد،بنده این‌بار حتی با عزم و اراده محکم‌تری برای شما از این شهر به آن شهر تبلیغ می‌کنم و به‌ویژه از مردمی که نمی‌خواستند در انتخابات شرکت کنند،خواهم خواست که پای صندوق‌ها بیایند و در انتخابات به شما رأی دهند.

احساسم در قبال همه آنان که صادقانه دعوتشان می‌کردم که به شما رأی دهند،احساس «سوزان هیوارد» در فیلم «می‌خواهم زنده بمانم» است.او درحالی‌که سعی می‌کرد کبودی ‌زیر چشمش و اشک‌هایش را از فرزندشان که شاهد دست بلند کردن پدر روی مادرش بود،پنهان کند،گفت: فرزندم ناراحت نباش،پدرت بی‌شک نمی‌خواست دست روی مادرت بلند کند.

من نیز مانند «سوزان هیوارد» به آن ۲۴میلیون می‌گویم که مقصود روحانی این فهرست نبود.به دست‌کم نیمی از آن ۲۴میلیون که بانوان کشورمان بودند،به کردها و اهل سنت،مانند «سوزان هیوارد» که از پدر با وجود کبودی زیر چشمش تعریف می‌کند،من نیز می‌گویم که روحانی می‌خواست از زنان،اهل سنت و کردها در کابینه‌اش دعوت کند اما نمی‌توانست.برای او مقدور نبود حتی مولوی عبدالحمید را در مراسم تحلیفش دعوت کند زیرا در آن مراسم شخصیت‌هایی! مانند علی پروین،داریوش ارجمند،علیرضا افتخاری و…که نقش بسیار مؤثرتری از مولوی عبدالحمید داشتند،باید حضور پیدا می‌کردند ولی جایی برای مولوی نبود!

اگر به عقب بازگردیم،مولوی عبد‌الحمید و صادق زیباکلام با عزم راسخ‌تری برای شما خواهند دوید زیرا اعتقاد داشتند که سرنوشت کشور نباید دوباره در دست کسانی بیفتد که از ۸۴تا۹۲ آن مصیبت‌ها را به سر ایران آوردند.

سطح کابینه شما اگر از این نیز پایین‌تر می‌رفت باز ما در میدان می‌بودیم.زیرا می‌دانیم شما حسن روحانی هستید.در مورد شما دچار هیچ وهم و خیالی نیستیم.می‌دانیم شما نلسون ماندلا،گاندی،بازرگان،مصدق،هاشمی‌رفسنجانی،منتظری و سید محمد خاتمی نیستید.کبودی زیر چشممان را پنهان می‌کنیم و به آن ۲۴میلیون می‌گویم اشکالی ندارد که او یک زن،کرد و اهل سنت را وارد کابینه‌اش نکرد.او منظوری نداشت و نمی‌خواست دست روی مادرت بلند کند.

جنگ لفظی کیم جونگ یون و آمریکا به کجا خواهد انجامید؟

Share Button

چکیده … «وزیر دفاع امریکا افزود؛ کوششهای پیونگ یانگ برای توسعه زرادخانه موشکی بالستیک خود” بنحو غیر قابل تصوری ناچیز تر از توان آمریکا در این زمینه است و آن دولت هر تلاشی برای مسابقه و یا درگیری را خواهد باخت.” او افزود؛ واشنگتن و متحدینش در اقیانوس آرام، توانمندیها و تعهدات خود را نسبت به دفاع از خود در برابر هر حمله ایی نشان داده اند.»

بنوشته واشنگتن تایمز امروز؛ جیمز ماتیس ژنرال ۴ ستاره نیروی دریایی و وزیر دفاع آمریکا در عکس العمل به تهدیدات رهبر کره شمالی گفت؛ راهی که کره شمالی برای تجهیز اتمی خود در پیش گرفته است، این رژیم  یاغی را به سراشیب نابودی خودش و به خانه خرابی مردمش سوق میدهد. این سخنان ماتیسن پژواکی از بیانات سختی است که ترامپ دیروز در کاخ سفید اظهار داشت.

این ژنرال ۴ ستاره نیروی دریایی گفت اگر جنگی بین کره شمالی و آمریکا رخ دهد، میزان و دامنه زرادخانه آمریکا، چه زرادخانه تسلیحات متعارف و چه توانمندی زردخانه ایی هسته ایی اش، از برتری خردکنندهِ خارج از انتظاری بر رقیب برخوردارند.

ماتیس در بیانیه خود گفت؛ جاه طلبی هسته ایی کره شمالی، تهدیدی برای ثبات و امینت جهان است… (و) باید هر ملاحظه دیگری که منتهی به پایان عمر رژیم و خانه خرابی مردمش میشود بکنار گذارده شود.( بنظر جمله قدری مبهم است. فکر میکنم منظور ماتیسن، هم عرض گرفتن فروپاشی رژیم با فروپاشی کل جامعه کره شمالی است که باید از آن حتی الامکان احتراز شود . ح ت)

اظهارات ماتیسن پس از صحبتهای ترامپ انتشار میابد که گفت در صورت ادامه تحریکات پیونگ یانگ، باران «آتش و خشم» بر سر آن خواهد بارید!

آقای ماتیسن هم چنین، تائبد کرد که کوششهای دیپلماتیکی در جریان است تا تنش ایجاد شده بین واشنگتن و کره شمالی کاهش یابد.

ماتیسن افزود:« لازمست تا  یادآوری شود که مجموعه قدرت نظامی که ائتلاف متحدین(غربی ح ت) از آن برخوردار است؛ دقیقترین، آموزش دیده ترین و توانمندترین قدرت نظامی، هم از نظر دفاعی و هم تهاجمی در جهان است.

وزیر دفاع امریکا افزود؛ کوششهای پیونگ یانگ برای توسعه زرادخانه موشکی بالستیک خود” بنحو غیر قابل تصوری ناچیز تر از توان آمریکا در این زمینه است و آن دولت هر تلاشی برای مسابقه و یا درگیری را خواهد باخت.” او افزود؛ واشنگتن و متحدینش در اقیانوس آرام، توانمندیها و تعهدات خود را نسبت به دفاع از خود در برابر هر حمله ایی نشان داده اند.

این سخنان ماتیسن لحظاتی پس از آن ابراز شد که گزارشاتی انتشار یافت دایر بر اینکه رهبر کره شمالی و سران نظامی او، آشکارا ایراد ضربه به نیروهای آمریکا در جزیره گوام  را مورد بررسی قرار داده اند.

این تهدیدات بدنبال انتشار گزارشی از واشنگتن پست میاید که در آن گزارش  گفته شده؛ پیونگ یانگ؛ کلاهک اتمی خود را که تا آن اندازه کوچک است که قابل نصب روی موشکهای بالستیک میان بُرد آن میباشد را ساخته است.

پایان ترجمه کامل گزارش واشنگتن پست امروز.

……………………………………………

کامنت من:

در اینکه رهبر کره شمالی از توازن فکری و درک درست اوضاع جهانی عاری است من شک ندارم ولی او اینقدر دیوانه نیست که نداند با آمریکا و متحدین آن در افتادن، یعنی تن به نابودی دادن.

چنین بنظر میرسد که مانند مسئله “حق مسلم غنی سازی اورانیوم” در مملکت خود ما، رهبر کره فکر میکند که آمریکا سرانجام تسلیم شده و تن به مذاکره خواهد داد. مذاکره ایی که از یک طرف به خلع سلام هسته ایی کره منجر خواهد شد و از سوی دیگر به برطرف شدن تحریمها  و راه دادن این کشور به خانواده جامعه جهانی.

رهبری کره شمالی که با غرور آفرینی کاذب ملی بر محور اتمی و موشکی شدن، مردم خود را فریب داده است تا آنها همه هزینه این ماجراجوئی اتمی آنرا تحمل کنند، فقط با رسیدن به نوعی مصالحه آبرومندانه  با آمریکا و متحدانش در شرق آسیامیتواند، آن مردم را آماده پذیرش آن همه هزینه عظیمی کند که تا امروز صرف این ماحرا جویی جنون آمیز گشته و به فقر و عقب ماندگی ریشه دار کشور منتهی گردیده است.

برای مدت طولانی تری نمیتوان مردم را فریفت و بنیه اقتصادی کشور هم اجازه ادامه این ماراتون نمایشی و از لحاظ اقتصادی کمر شکنِ بی پشتوانه را نمیدهد. از این روست که رژیم پیونگ یانک به سیم آخر زده است.

در محاسبات رژیم پیونگ یانگ، اگر قرار است آمریکا را وادار به مصالحه کرد زمان آن همین حالاست که رژیم به هدف هسته ایی شدن خود رسیده است وگرنه، اگر کار به یک مسابقه طولانی هسته ایی بکشد، سرنوشت کره فقیر ۲۰ میلیونی بهتر از امپراطوری کمونیستی شوروی ۲۴۰ میلیونی و بزرگترین کشور دنیا از نظر وسعت نخواهد بود و رهبر کم شعور کره هم اینرا میداند.

بنظر من رهبر کره در باره میزان حوصله و احتیاط آمریکا دوچار اشتباه جدیست. و این اشتباه محاسبه ضریب بروز درگیری این دو کشور را بنحوی بسیار زیادی بالا میبرد. روسیه و چین که مستقیم و غیر مستقیم نانخور ماجراجویی رژیم کره بوده اند، در صورت یک درگیری نظامی عقب کشیده و این کشور را بحال خود رها خواهند ساخت.

اگر جنگی درگیرد بنظر من از جنگ عراق کوتاه تر خواهد بود. و بیشتر زرادخانه اتمی و موشکی کره هم در همان داخل مرزها منفجر خواهند شد و فرصت اینرا نخواهند یافت تا به کره جنوبی برسند تا چه رسد به جزیره گوام یا هاوائی!

رژیم کره مسئله تقابلش را با امریکا به یک مسئله ناموسی و حیثیتی استراتژیک و ایدئو لوژیک تبدیل کرده است. عقب نشینی رژیم در این هماوردی یعنی سقوط آن و ادامه تنشش با آمریکا هم یعنی پایان آن محاسبات اشتباه آمیز که به سقوطش منجر میشود.

این رژیم با روح زمانه در جهان در ستیز است و لاجرم رفتنی!

عربستان به کجا و ما به کجا میرویم!

Share Button

الشرق الاوسط مینویسد:« بنا به اطلاعیه صادره در این زمینه از سوی شرکت سعودیِ طرف قرارداد، این ۳ پروژه نیروگاه خورشیدی در منطقه بنبانِ در اسوان احداث خواهند شد که مجموعاً ۱۶۵٫۵ مگاوات برق تولید خواهند کرد و هزینه آنها در مرحله نهایی اجرا به ۱۹۰ میلیون دلار بالغ خواهد گردید. بنا بر این اطلاعیه، پروژه بنبان، اولین پروژه از این نوع در مصر است که میباید فرصت های جدید بیشتری را برای مشارکت با وزارت نیروی مصر فراهم سازد. شرکت سعودی ACWA در سرمایه گذاری این پروژه شرکت خواهد داشت و علاوه بر احداٍث و راه اندازی در مدیریت آنهم حضور خواهد داشت.

ACWA

نشریه الشرق الاوسط امروز گزارشی دارد از امضای قرارداد ۳ نیروگاه بزرگ خورشیدی به ارزش ۱۹۰ میلیون دلار در مصر با یک شرکت عربستان سعودی. برای چنین پروژه ایی، این مبلغ، مبلغ کمی نیست. اما آنچه مهمتر از بزرگی اصل پروژه  میباشد اینست که این سه نیروگاه نه توسط مصر بعنوان یک کشور نیمه صنعتی در عربستان بلکه از طرف شرکت ACWA عربستان سعودی که در زمینه شیرین سازی آب و انرژی خورشیدی فعالیت دارد در مصر ساخته میشود. از این مهمتر اینکه این قرارداد اولین قرارداد این شرکت سعودی در خارج کشور نیست بلکه این کمپانی قبلاً در کشورهای شمال آفریقا، آفریقای جنوبی، و منطقه شمال شرقی آسیا بشمول ویتنام، چنین پروژهایی را اجرا کرده است. الشرق الاوسط مینویسد:«بنا به اطلاعیه صادره در این زمینه از سوی شرکت سعودی طرف قرارداد، این ۳ پروژه نیروگاه خورشیدی در بنبان واقع در منطقه اسوان احداث خواهند شد که مجموعاً ۱۶۵٫۵ مگاوات برق تولید خواهند کرد و هزینه آنها در مرحله نهایی اجرا به ۱۹۰ میلیون دلار بالغ خواهد گردید. بنا بر این اطلاعیه، پروژه بنبان، اولین پروژه از این نوع در مصر است که میباید فرصت های جدید بیشتری را برای مشارکت با وزارت نیروی مصر فراهم سازد. شرکت سعودی ACWA در سرمایه گذاری این پروژه شرکت خواهد داشت و علاوه بر احداٍث و راه اندازی در مدیریت آنهم حضور خواهد داشت.

پروژه نیروگاهی ACWA مطابق برنامه ایست که وزارت نیروی مصر برای تأمین حد اقل ۲۰% انرژی مصرفی کشور از طریق منابع قابل تجدید تا سال ۲۰۲۲ در دست اجرا دارد. در این راستا قرار است میزان انرژی خورشیدی به ۲۰۰۰ مگاوات و انرژی بادی نیز به ۲۰۰۰ مگاوات برسد.

با راه افتادن این پروژه انرژی خورشیدی در سال آینده، پیش بینی میشود که آنها برق مصرفی ۸۰٫۰۰۰ خانوار را تأمین کنند که بمعنای آنست که از انتشار حدود ۱۵۶٫۰۰۰ تن CO2(گاز کربن) در مقایسه با استفاده از سایر منابع سنتی صرفه جوئی میشود.

پایان ترجمه گزارش الشرق الاوسط

…………………………………………………….

کامنت من: علاوه بر مصر که برنامه وسیعی برای استفاده از نیروی های تجدید پذیر طبیعی برای تأمین انرژی خود دارد، دولتهای عربستان و امارات متحده عربی در این زمینه در جهان در ردیف کشور های پیشروی این صنعت بحساب میآیند و عربستان و امارات متحده عربی برای خود نیز برنامه های وسیعی برای اتکاء کمتر به سوخت هیدروکربنی و استفاده بیشتری از منابع خورشیدی دارند.

در این چند سالی که کشورما در گیر حق مسلم ملی اورانیوم غنی شده بود، عربستان و امارات به سطح صادرکنندگان فن آوری انرژی خورشیدی و شیرین سازی آب دریا رسیده اند. مصر ۱۱همین کشوریست که شرکت سعودی فوق الذکر با ان قرارداد احداث نیروگاه خورشیدی بسته است.

ح ت

COMPANY HISTORY

SHARE THIS

In 2002, the Government of the Kingdom of Saudi Arabia decided to increase the role the private sector played in the Saudi economy by opening up the production of electricity and desalinated water to the private sector to own and operate.

Recognizing the opportunity that this significant shift in policy offered, ACWA Holding (representing the Abunayyan Trading Company and Abdulkadir Al Muhaidib & Sons Co.) along with the MADA Group for Industrial and Commercial Development (MADA Group) formed a joint venture under the name of ACWA Power Projects in 2004. The latter was the forerunner of present day ACWA Power, which was subsequently founded in 2008.

تصویری ناقص ولی بقدر کافی گویا از سرنوشت زنان جوان میهنمان

Share Button

از متن یادداشت«…در قانون، برای امثال شهیندخت، راه‌ها و چاه‌ها به خوبی پیش‌بینی‌شده اما اینکه این قانون و این آیین نامه با وجود گذشت ربع قرن  از تصویب چرا اجرایی نمی‌شود، سوالی است که بی‌پاسخ می‌ماند.»

کامنت من:” یادداشتی خواندنی است که دل هر انسان شرافتمندی را بدرد میاورد. در میهن ما قانون، دستگاه قضائی و اقتدار قدرت اجرائی یعنی پشم مگر اینکه نیروی میدانی، نیروی متحد و مقتدر اجتماعی در پشت سر آن قانون و در بالای سر دستگاه قضایی و اجرایی ایستاده باشند و اجرای قانون را امرانه و از موضع قدرت بخواهند. در این مملکت هر قانون ارتجاعی بلافاصله به اجرا گذارده میشود چون در پشت سر چنین قوانینی؛ خود رژیم و در رأس آ خامنه ایی، سپاه، ستاد ائمه جمعه، خیل میلیونی بسیجیان و رانتخواران حاشیه قدرت ایستاده اند. این یک توهم است اگر تصور شود در این مملکت با تغیر قانون، وضع عوض میشود. فقط با تغیر وضع است که قوانین مردمی اجرائی میشوند.»

ایلنا گزارش می‌دهد؛

زنانی با «رویاهای رنگ‌باخته» در میدان‌های شهر

زنانی با «رویاهای رنگ‌باخته» در میدان‌های شهر

از این دختر‌ها و زن‌ها، گوشه و کنار این شهرِ درندشت، کم نیستند؛ زن‌هایی که از حقوقِ کار محرومند و کارشان، کارمزدی است. کاسبیِ صاحب کار که خوب باشد، نانِ بخور و نمیری دارند، کاسبی که نباشد، فقط می‌آیند و می‌روند؛ بیگاریِ بی‌مواجب و بدون هیچ چشم‌انداز روشن.

«قرارداد ندارم، مانتو می‌فروشم، پورسانت می‌گیرم؛ این را هم همینطور شفاهی با صاحب مغازه توافق کرده‌ایم؛ هم من، هم دو فروشنده دیگری که اینجا با هم کار می‌کنیم و کارِ مشتریان را راه می‌اندازیم.»

اسمش شهیندخت است، دختری بیست و چندساله که در یکی از مانتوفروشی‌های دورِ میدان هفت تیر، شاغل است؛ هفت تیر به اصطلاح، کُلونیِ لباس رسمی زنانه است؛ تا دلت بخواهد مانتوفروشی و شال‌فروشی است و تا دلت بخواهد دختران جوانی هستند که در این مغازه‌ها کار می‌کنند.

از میان این همه مغازه و فروشگاه، سراغ دختری به نام شهیندخت آمدیم تا از شرایط شغلی‌اش برایمان بگوید؛ شهیندخت دختری است با موهای بلوند و شالِ پررنگِ جیغ، دختری که اجازه نمی‌دهد از محل کارش عکسبرداری کنیم؛ حتی اجازه نمی‌دهد نام مغازه را در گزارش بیاوریم یا از بیرون مغازه، یک شات کوچک تصویر برداریم؛ او می‌ترسد؛ می‌ترسد که همین شغل نیم‌بندِ به قول خودش «آبکی» را هم از دست بدهد؛ شاید هم ترسش چندان پُربیراه نباشد؛ اوضاعی که در آن به سر می‌برد، تعریف چندانی ندارد؛ وقتی از اوضاع و احوال کارش می‌گوید، بی‌پناهیِ زنان شاغل در این دست مشاغل، خودش را بیشتر نشان می‌دهد:

«سال آخرِ دانشگاه که بودم، از بیکاری و بی‌پولی به ستوه آمدم؛ پدرم که چندسالی می‌شد بازنشست شده بود، درآمد چندانی نداشت؛ او در یک کارخانه چینی‌سازی کار می‌کرد و نمی‌دانم چطور شده که با بیست سال سابقه، بازنشست شده و کمتر از همکارانِ هم‌رده‌اش حقوق می‌گیرد؛ برادر بزرگم هم مدتی راننده تاکسی بود، که گرفتار اعتیاد شد و چند سالی است که تا لنگ ظهر فقط در خانه می‌خوابد و بعد هم تا عصر سیگار پشتِ سیگار دود می‌کند، وقتی عصر‌ها نشئه شد، شاید چندساعتی کار کند؛ آن هم می‌شود خرجِ عمل خودش و خلاص…»

او می‌خواهد بیشتر از این‌ها از اوضاع زندگی و خانواده‌اش درددل کند؛ از خواهر طلاق‌گرفته، از عشق ناکام دوران دانشجویی خودش و از مادری که کم‌کمَک دارد، آلزایمر می‌گیرد؛ اما ترجیح می‌دهم از شغلش بگوید، از کارکردن در مغازهٔ رو به میدانِ هفت تیر:

«چند روزی، روزنامه همشهری را گرفتم و آگهی‌ها را چرخیدم؛ چیزی که به دردِ رشته‌ام، تاریخ، بخورد که پیدا نمی‌شد؛ کمی که چرخیدم، ناامیدی سراغم آمد؛ فهمیدم یا باید دستفروش شوم و خودم در مترو و کنارِ خیابان بساط کنم، یا شغلی مثل تایپ یا فروشندگی را انتخاب کنم؛ تایپ کردن برایم راحت نبود، دنبال مغازه‌های لباسِ زنانه گشتم و در ‌‌نهایت، بعدِ یک ماه، اینجا را پیدا کردم؛ روزی که برای مصاحبه آمده بودم، زن‌ها صف کشیده بودند، چه صف درازی؛ نبودید و ندیدید….»

شهیندخت از اینکه توانسته کار بگیرد، احساس غرور هم می‌کند:

«نمی‌دانید چقدر دلهره داشتم؛ ولی فکر کنم هم از همهٔ زن‌ها سرزبان‌دار‌تر بودم و هم خوش بر و رو‌تر؛ این چیز‌ها خیلی مهم است؛ چرا می‌خندید؟ باور نمی‌کنید؟ انگار در باغ نیستید اصلا..»

حالا درست، ۸ ماه است که شهیندخت، مانتو می‌فروشد و به قول خودش با پورسانت و انعام زندگی می‌کند؛ قراردادِ نوشته ندارد؛ حقوق ثابت ندارد؛ از بیمه هم خبری نیست؛ می‌گوید: ماهی دویست-سیصد، دستی از صاحب مغازه می‌گیریم، بابت تمیزکاری‌ها و چای دم کردن و خدمات، بقیه‌اش، درصدِ فروش است؛ دمِ عید به یک و نیم میلیون تومان هم رسید درآمدم؛ اما حالا اغلب ماهی ۷۰۰- ۸۰۰ بیشتر درنمی‌آورم؛ منتظر شهریور هستم، با نزدیک شدن به مهر و باز شدن مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها، دخترخانم‌ها و محصل‌ها دسته دسته می‌ریزند هفت تیر؛ می‌آیند، مانتو می‌خرند و وضعِ ما فروشنده‌ها باز کمی بهتر می‌شود.

در‌‌ همان حینِ صحبت، دو سه خانمِ مشتری داخل مغازه می‌شوند؛ شهیندخت با تاسف نگاه می‌کند که چرا بیرون ایستاده و مشغول صحبت است؛ باید برود داخل، گرچه قشنگ نیست این حرف، اما باید به اصطلاح خودش مشتری‌ها را قاپ بزند؛وگرنه پورسانت، نصیب دو فروشندهٔ دیگر می‌شود و کو تا دوباره سه خانمِ خواهانِ مانتو بیایند سراغ این مغازه.

از این دختر‌ها و زن‌ها، گوشه و کنار این شهرِ درندشت، کم نیستند؛ زن‌هایی که از حقوقِ کار محرومند و کارشان، کارمزدی است؛ این زن‌ها، کاسبیِ صاحب کار که خوب باشد، نانِ بخور و نمیری دارند، کاسبی که نباشد، فقط می‌آیند و می‌روند؛ بیگاریِ بی‌مواجب و بدون هیچ چشم انداز روشن…

74

این زن‌ها زیادند و قصه‌هایشان اغلب شبیه هم؛ اما اگر سراغ قانون کار برویم، برای این‌ها هم تدبیر اندیشیده‌شده؛ تدبیری که رعایت نمی‌شود:

ماده ۱۹۰ قانون کار: مدت کار، تعطیلات و مرخصی‌ها، مزدحقوق صیادان، کارکنان حمل و نقل (هوائی، زمینی و دریائی) خدمه و مستخدمین منازل، معلولین و نیز کارگرانی که طرز کارشان بنحوی است که تمام یا قسمتی از مزد و درآمد آن‌ها به وسیله مشتریان یامراجعین تامین می‌شود و همچنین کارگرانی که کار آن‌ها نوعا «در ساعات متناوب انجام می‌گیرد، در آئین‌نامه‌هائی که توسط شورایعالی کار تدوین و به تصویب هیات وزیران خواهد رسید، تعیین می‌گردد. در موارد سکوت مواد این قانون حاکم است.

حال سراغ آیین نامه مربوطه می‌رویم: آیین‌نامه مربوط به این دست شاغلینِ به اصطلاح کارمزدی یا انعامی، در تاریخ سیزدهم تیرماه سال ۱۳۷۲ توسط هیات وزیران تصویب شده‌است.

در این آیین‌نامه اولا بر ضرورتِ قرارداد تاکید شده و آمده سهم کارگر از وجوهِ دریافتیِ مشتری بایستی در قرارداد مشخص باشد؛ همچنین مزد ثابتِ پرداختی توسط کارفرما هم باید در قرارداد بیاید. دوما در این آیین نامه آمده که انعامی که کارگر از مشتری می‌گیرد، جزو مزد محسوب نمی‌شود و در ‌‌نهایت مهم‌تر از همه این است که طبق این آیین‌نامه، مجموع دریافتی کارگر، نباید از حداقل دستمزد مصوب کمتر باشد. همچنین در این آیین‌نامه آمده که کارگران مشمول، می‌توانند از تعطیلات و مرخصی براساس فصل سوم قانون کار استفاده کنند و مزد آن‌ها در دوران مرخصی و تعطیلات باید توسط کارفرما پرداخت شود.

در قانون، برای امثال شهیندخت، راه‌ها و چاه‌ها به خوبی پیش‌بینی‌شده اما اینکه این قانون و این آیین نامه با وجود گذشت ربع قرن  از تصویب چرا اجرایی نمی‌شود، سوالی است که بی‌پاسخ می‌ماند.

وقتی شهیندخت حقوقش را می‌فهمد، اینکه بایستی قرارداد داشته باشد و دستمزدش هم نباید از حداقل مزد که برایش توضیح می‌دهم امسال نهصد هزار تومان و خورده‌ای است، کمتر باشد، هم تعجب می‌کند و هم با یک دنیا استیصال در چشمانش می‌پرسد: خُب چطور باید اعتراض کنم و حقم را بگیرم؟ چطور که بیکار هم نشوم؟ و البته این هم سوال دیگری است که بی‌پاسخ می‌ماند….

در روزهای گذشته وزیر کار، در نشستی گفت: پرداخت انعام و قرارداد سفید امضا باید از بازار کار خارج شود؛ ربیعی گفت: متاسفانه برخی خبر‌ها حاکی از آن است که طیفی از کارگران امروز تنها با انعام زندگی خود را می‌چرخانند که باید به شدت از این نوع رفتار‌ها جلوگیری کرد مسائلی مانند دریافت انعام به‌جای دستمزد و کار با قرارداد سفید امضا باید هرچه زود‌تر از فضای کار و کارگر ایران خارج شوند. با این حساب، شاید فقط باید منتظر نشست و دید چطور قرار است این اتفاق بیفتد. آیا می‌توان امیدوار بود که روزی از راه می‌رسد که زن‌هایی مثل شهیندخت آنقدر درآمد داشته باشند که بتوانند مخارج یک زندگی شایسته را با فروشندگی در مغازه‌ای رو به میدانی در شهر، تامین کنند؟ روزی که هر روز از بیکارشدن نترسند…

بعدازظهرِ یک روز گرم تابستان به شب نزدیک می شود؛ اینجا میدان هفت تیر است؛ یک میدان شلوغ و پَررفت و آمدِ تهران؛ پر از آمد و شدِ آدم‌ها و هیاهوی مغازه‌ها. به راستی چند میدان مثل هفت تیر، چند شهر مثل کلانشهر تهران و چند زن مثل شهیندختِ جوان و پر از رویا وجود دارد؟ از واقعیت فاصله نگیریم: چقدر انتظار برای شهیندخت کافی است تا روزگار، نو شود و دورانِ غم به سر آید؟