Archive for: August 2017

عربستان به کجا و ما به کجا میرویم!

Share Button

الشرق الاوسط مینویسد:« بنا به اطلاعیه صادره در این زمینه از سوی شرکت سعودیِ طرف قرارداد، این ۳ پروژه نیروگاه خورشیدی در منطقه بنبانِ در اسوان احداث خواهند شد که مجموعاً ۱۶۵٫۵ مگاوات برق تولید خواهند کرد و هزینه آنها در مرحله نهایی اجرا به ۱۹۰ میلیون دلار بالغ خواهد گردید. بنا بر این اطلاعیه، پروژه بنبان، اولین پروژه از این نوع در مصر است که میباید فرصت های جدید بیشتری را برای مشارکت با وزارت نیروی مصر فراهم سازد. شرکت سعودی ACWA در سرمایه گذاری این پروژه شرکت خواهد داشت و علاوه بر احداٍث و راه اندازی در مدیریت آنهم حضور خواهد داشت.

ACWA

نشریه الشرق الاوسط امروز گزارشی دارد از امضای قرارداد ۳ نیروگاه بزرگ خورشیدی به ارزش ۱۹۰ میلیون دلار در مصر با یک شرکت عربستان سعودی. برای چنین پروژه ایی، این مبلغ، مبلغ کمی نیست. اما آنچه مهمتر از بزرگی اصل پروژه  میباشد اینست که این سه نیروگاه نه توسط مصر بعنوان یک کشور نیمه صنعتی در عربستان بلکه از طرف شرکت ACWA عربستان سعودی که در زمینه شیرین سازی آب و انرژی خورشیدی فعالیت دارد در مصر ساخته میشود. از این مهمتر اینکه این قرارداد اولین قرارداد این شرکت سعودی در خارج کشور نیست بلکه این کمپانی قبلاً در کشورهای شمال آفریقا، آفریقای جنوبی، و منطقه شمال شرقی آسیا بشمول ویتنام، چنین پروژهایی را اجرا کرده است. الشرق الاوسط مینویسد:«بنا به اطلاعیه صادره در این زمینه از سوی شرکت سعودی طرف قرارداد، این ۳ پروژه نیروگاه خورشیدی در بنبان واقع در منطقه اسوان احداث خواهند شد که مجموعاً ۱۶۵٫۵ مگاوات برق تولید خواهند کرد و هزینه آنها در مرحله نهایی اجرا به ۱۹۰ میلیون دلار بالغ خواهد گردید. بنا بر این اطلاعیه، پروژه بنبان، اولین پروژه از این نوع در مصر است که میباید فرصت های جدید بیشتری را برای مشارکت با وزارت نیروی مصر فراهم سازد. شرکت سعودی ACWA در سرمایه گذاری این پروژه شرکت خواهد داشت و علاوه بر احداٍث و راه اندازی در مدیریت آنهم حضور خواهد داشت.

پروژه نیروگاهی ACWA مطابق برنامه ایست که وزارت نیروی مصر برای تأمین حد اقل ۲۰% انرژی مصرفی کشور از طریق منابع قابل تجدید تا سال ۲۰۲۲ در دست اجرا دارد. در این راستا قرار است میزان انرژی خورشیدی به ۲۰۰۰ مگاوات و انرژی بادی نیز به ۲۰۰۰ مگاوات برسد.

با راه افتادن این پروژه انرژی خورشیدی در سال آینده، پیش بینی میشود که آنها برق مصرفی ۸۰٫۰۰۰ خانوار را تأمین کنند که بمعنای آنست که از انتشار حدود ۱۵۶٫۰۰۰ تن CO2(گاز کربن) در مقایسه با استفاده از سایر منابع سنتی صرفه جوئی میشود.

پایان ترجمه گزارش الشرق الاوسط

…………………………………………………….

کامنت من: علاوه بر مصر که برنامه وسیعی برای استفاده از نیروی های تجدید پذیر طبیعی برای تأمین انرژی خود دارد، دولتهای عربستان و امارات متحده عربی در این زمینه در جهان در ردیف کشور های پیشروی این صنعت بحساب میآیند و عربستان و امارات متحده عربی برای خود نیز برنامه های وسیعی برای اتکاء کمتر به سوخت هیدروکربنی و استفاده بیشتری از منابع خورشیدی دارند.

در این چند سالی که کشورما در گیر حق مسلم ملی اورانیوم غنی شده بود، عربستان و امارات به سطح صادرکنندگان فن آوری انرژی خورشیدی و شیرین سازی آب دریا رسیده اند. مصر ۱۱همین کشوریست که شرکت سعودی فوق الذکر با ان قرارداد احداث نیروگاه خورشیدی بسته است.

ح ت

COMPANY HISTORY

SHARE THIS

In 2002, the Government of the Kingdom of Saudi Arabia decided to increase the role the private sector played in the Saudi economy by opening up the production of electricity and desalinated water to the private sector to own and operate.

Recognizing the opportunity that this significant shift in policy offered, ACWA Holding (representing the Abunayyan Trading Company and Abdulkadir Al Muhaidib & Sons Co.) along with the MADA Group for Industrial and Commercial Development (MADA Group) formed a joint venture under the name of ACWA Power Projects in 2004. The latter was the forerunner of present day ACWA Power, which was subsequently founded in 2008.

تصویری ناقص ولی بقدر کافی گویا از سرنوشت زنان جوان میهنمان

Share Button

از متن یادداشت«…در قانون، برای امثال شهیندخت، راه‌ها و چاه‌ها به خوبی پیش‌بینی‌شده اما اینکه این قانون و این آیین نامه با وجود گذشت ربع قرن  از تصویب چرا اجرایی نمی‌شود، سوالی است که بی‌پاسخ می‌ماند.»

کامنت من:” یادداشتی خواندنی است که دل هر انسان شرافتمندی را بدرد میاورد. در میهن ما قانون، دستگاه قضائی و اقتدار قدرت اجرائی یعنی پشم مگر اینکه نیروی میدانی، نیروی متحد و مقتدر اجتماعی در پشت سر آن قانون و در بالای سر دستگاه قضایی و اجرایی ایستاده باشند و اجرای قانون را امرانه و از موضع قدرت بخواهند. در این مملکت هر قانون ارتجاعی بلافاصله به اجرا گذارده میشود چون در پشت سر چنین قوانینی؛ خود رژیم و در رأس آ خامنه ایی، سپاه، ستاد ائمه جمعه، خیل میلیونی بسیجیان و رانتخواران حاشیه قدرت ایستاده اند. این یک توهم است اگر تصور شود در این مملکت با تغیر قانون، وضع عوض میشود. فقط با تغیر وضع است که قوانین مردمی اجرائی میشوند.»

ایلنا گزارش می‌دهد؛

زنانی با «رویاهای رنگ‌باخته» در میدان‌های شهر

زنانی با «رویاهای رنگ‌باخته» در میدان‌های شهر

از این دختر‌ها و زن‌ها، گوشه و کنار این شهرِ درندشت، کم نیستند؛ زن‌هایی که از حقوقِ کار محرومند و کارشان، کارمزدی است. کاسبیِ صاحب کار که خوب باشد، نانِ بخور و نمیری دارند، کاسبی که نباشد، فقط می‌آیند و می‌روند؛ بیگاریِ بی‌مواجب و بدون هیچ چشم‌انداز روشن.

«قرارداد ندارم، مانتو می‌فروشم، پورسانت می‌گیرم؛ این را هم همینطور شفاهی با صاحب مغازه توافق کرده‌ایم؛ هم من، هم دو فروشنده دیگری که اینجا با هم کار می‌کنیم و کارِ مشتریان را راه می‌اندازیم.»

اسمش شهیندخت است، دختری بیست و چندساله که در یکی از مانتوفروشی‌های دورِ میدان هفت تیر، شاغل است؛ هفت تیر به اصطلاح، کُلونیِ لباس رسمی زنانه است؛ تا دلت بخواهد مانتوفروشی و شال‌فروشی است و تا دلت بخواهد دختران جوانی هستند که در این مغازه‌ها کار می‌کنند.

از میان این همه مغازه و فروشگاه، سراغ دختری به نام شهیندخت آمدیم تا از شرایط شغلی‌اش برایمان بگوید؛ شهیندخت دختری است با موهای بلوند و شالِ پررنگِ جیغ، دختری که اجازه نمی‌دهد از محل کارش عکسبرداری کنیم؛ حتی اجازه نمی‌دهد نام مغازه را در گزارش بیاوریم یا از بیرون مغازه، یک شات کوچک تصویر برداریم؛ او می‌ترسد؛ می‌ترسد که همین شغل نیم‌بندِ به قول خودش «آبکی» را هم از دست بدهد؛ شاید هم ترسش چندان پُربیراه نباشد؛ اوضاعی که در آن به سر می‌برد، تعریف چندانی ندارد؛ وقتی از اوضاع و احوال کارش می‌گوید، بی‌پناهیِ زنان شاغل در این دست مشاغل، خودش را بیشتر نشان می‌دهد:

«سال آخرِ دانشگاه که بودم، از بیکاری و بی‌پولی به ستوه آمدم؛ پدرم که چندسالی می‌شد بازنشست شده بود، درآمد چندانی نداشت؛ او در یک کارخانه چینی‌سازی کار می‌کرد و نمی‌دانم چطور شده که با بیست سال سابقه، بازنشست شده و کمتر از همکارانِ هم‌رده‌اش حقوق می‌گیرد؛ برادر بزرگم هم مدتی راننده تاکسی بود، که گرفتار اعتیاد شد و چند سالی است که تا لنگ ظهر فقط در خانه می‌خوابد و بعد هم تا عصر سیگار پشتِ سیگار دود می‌کند، وقتی عصر‌ها نشئه شد، شاید چندساعتی کار کند؛ آن هم می‌شود خرجِ عمل خودش و خلاص…»

او می‌خواهد بیشتر از این‌ها از اوضاع زندگی و خانواده‌اش درددل کند؛ از خواهر طلاق‌گرفته، از عشق ناکام دوران دانشجویی خودش و از مادری که کم‌کمَک دارد، آلزایمر می‌گیرد؛ اما ترجیح می‌دهم از شغلش بگوید، از کارکردن در مغازهٔ رو به میدانِ هفت تیر:

«چند روزی، روزنامه همشهری را گرفتم و آگهی‌ها را چرخیدم؛ چیزی که به دردِ رشته‌ام، تاریخ، بخورد که پیدا نمی‌شد؛ کمی که چرخیدم، ناامیدی سراغم آمد؛ فهمیدم یا باید دستفروش شوم و خودم در مترو و کنارِ خیابان بساط کنم، یا شغلی مثل تایپ یا فروشندگی را انتخاب کنم؛ تایپ کردن برایم راحت نبود، دنبال مغازه‌های لباسِ زنانه گشتم و در ‌‌نهایت، بعدِ یک ماه، اینجا را پیدا کردم؛ روزی که برای مصاحبه آمده بودم، زن‌ها صف کشیده بودند، چه صف درازی؛ نبودید و ندیدید….»

شهیندخت از اینکه توانسته کار بگیرد، احساس غرور هم می‌کند:

«نمی‌دانید چقدر دلهره داشتم؛ ولی فکر کنم هم از همهٔ زن‌ها سرزبان‌دار‌تر بودم و هم خوش بر و رو‌تر؛ این چیز‌ها خیلی مهم است؛ چرا می‌خندید؟ باور نمی‌کنید؟ انگار در باغ نیستید اصلا..»

حالا درست، ۸ ماه است که شهیندخت، مانتو می‌فروشد و به قول خودش با پورسانت و انعام زندگی می‌کند؛ قراردادِ نوشته ندارد؛ حقوق ثابت ندارد؛ از بیمه هم خبری نیست؛ می‌گوید: ماهی دویست-سیصد، دستی از صاحب مغازه می‌گیریم، بابت تمیزکاری‌ها و چای دم کردن و خدمات، بقیه‌اش، درصدِ فروش است؛ دمِ عید به یک و نیم میلیون تومان هم رسید درآمدم؛ اما حالا اغلب ماهی ۷۰۰- ۸۰۰ بیشتر درنمی‌آورم؛ منتظر شهریور هستم، با نزدیک شدن به مهر و باز شدن مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها، دخترخانم‌ها و محصل‌ها دسته دسته می‌ریزند هفت تیر؛ می‌آیند، مانتو می‌خرند و وضعِ ما فروشنده‌ها باز کمی بهتر می‌شود.

در‌‌ همان حینِ صحبت، دو سه خانمِ مشتری داخل مغازه می‌شوند؛ شهیندخت با تاسف نگاه می‌کند که چرا بیرون ایستاده و مشغول صحبت است؛ باید برود داخل، گرچه قشنگ نیست این حرف، اما باید به اصطلاح خودش مشتری‌ها را قاپ بزند؛وگرنه پورسانت، نصیب دو فروشندهٔ دیگر می‌شود و کو تا دوباره سه خانمِ خواهانِ مانتو بیایند سراغ این مغازه.

از این دختر‌ها و زن‌ها، گوشه و کنار این شهرِ درندشت، کم نیستند؛ زن‌هایی که از حقوقِ کار محرومند و کارشان، کارمزدی است؛ این زن‌ها، کاسبیِ صاحب کار که خوب باشد، نانِ بخور و نمیری دارند، کاسبی که نباشد، فقط می‌آیند و می‌روند؛ بیگاریِ بی‌مواجب و بدون هیچ چشم انداز روشن…

74

این زن‌ها زیادند و قصه‌هایشان اغلب شبیه هم؛ اما اگر سراغ قانون کار برویم، برای این‌ها هم تدبیر اندیشیده‌شده؛ تدبیری که رعایت نمی‌شود:

ماده ۱۹۰ قانون کار: مدت کار، تعطیلات و مرخصی‌ها، مزدحقوق صیادان، کارکنان حمل و نقل (هوائی، زمینی و دریائی) خدمه و مستخدمین منازل، معلولین و نیز کارگرانی که طرز کارشان بنحوی است که تمام یا قسمتی از مزد و درآمد آن‌ها به وسیله مشتریان یامراجعین تامین می‌شود و همچنین کارگرانی که کار آن‌ها نوعا «در ساعات متناوب انجام می‌گیرد، در آئین‌نامه‌هائی که توسط شورایعالی کار تدوین و به تصویب هیات وزیران خواهد رسید، تعیین می‌گردد. در موارد سکوت مواد این قانون حاکم است.

حال سراغ آیین نامه مربوطه می‌رویم: آیین‌نامه مربوط به این دست شاغلینِ به اصطلاح کارمزدی یا انعامی، در تاریخ سیزدهم تیرماه سال ۱۳۷۲ توسط هیات وزیران تصویب شده‌است.

در این آیین‌نامه اولا بر ضرورتِ قرارداد تاکید شده و آمده سهم کارگر از وجوهِ دریافتیِ مشتری بایستی در قرارداد مشخص باشد؛ همچنین مزد ثابتِ پرداختی توسط کارفرما هم باید در قرارداد بیاید. دوما در این آیین نامه آمده که انعامی که کارگر از مشتری می‌گیرد، جزو مزد محسوب نمی‌شود و در ‌‌نهایت مهم‌تر از همه این است که طبق این آیین‌نامه، مجموع دریافتی کارگر، نباید از حداقل دستمزد مصوب کمتر باشد. همچنین در این آیین‌نامه آمده که کارگران مشمول، می‌توانند از تعطیلات و مرخصی براساس فصل سوم قانون کار استفاده کنند و مزد آن‌ها در دوران مرخصی و تعطیلات باید توسط کارفرما پرداخت شود.

در قانون، برای امثال شهیندخت، راه‌ها و چاه‌ها به خوبی پیش‌بینی‌شده اما اینکه این قانون و این آیین نامه با وجود گذشت ربع قرن  از تصویب چرا اجرایی نمی‌شود، سوالی است که بی‌پاسخ می‌ماند.

وقتی شهیندخت حقوقش را می‌فهمد، اینکه بایستی قرارداد داشته باشد و دستمزدش هم نباید از حداقل مزد که برایش توضیح می‌دهم امسال نهصد هزار تومان و خورده‌ای است، کمتر باشد، هم تعجب می‌کند و هم با یک دنیا استیصال در چشمانش می‌پرسد: خُب چطور باید اعتراض کنم و حقم را بگیرم؟ چطور که بیکار هم نشوم؟ و البته این هم سوال دیگری است که بی‌پاسخ می‌ماند….

در روزهای گذشته وزیر کار، در نشستی گفت: پرداخت انعام و قرارداد سفید امضا باید از بازار کار خارج شود؛ ربیعی گفت: متاسفانه برخی خبر‌ها حاکی از آن است که طیفی از کارگران امروز تنها با انعام زندگی خود را می‌چرخانند که باید به شدت از این نوع رفتار‌ها جلوگیری کرد مسائلی مانند دریافت انعام به‌جای دستمزد و کار با قرارداد سفید امضا باید هرچه زود‌تر از فضای کار و کارگر ایران خارج شوند. با این حساب، شاید فقط باید منتظر نشست و دید چطور قرار است این اتفاق بیفتد. آیا می‌توان امیدوار بود که روزی از راه می‌رسد که زن‌هایی مثل شهیندخت آنقدر درآمد داشته باشند که بتوانند مخارج یک زندگی شایسته را با فروشندگی در مغازه‌ای رو به میدانی در شهر، تامین کنند؟ روزی که هر روز از بیکارشدن نترسند…

بعدازظهرِ یک روز گرم تابستان به شب نزدیک می شود؛ اینجا میدان هفت تیر است؛ یک میدان شلوغ و پَررفت و آمدِ تهران؛ پر از آمد و شدِ آدم‌ها و هیاهوی مغازه‌ها. به راستی چند میدان مثل هفت تیر، چند شهر مثل کلانشهر تهران و چند زن مثل شهیندختِ جوان و پر از رویا وجود دارد؟ از واقعیت فاصله نگیریم: چقدر انتظار برای شهیندخت کافی است تا روزگار، نو شود و دورانِ غم به سر آید؟

Left and right populism

Share Button

Chavez created a terrible polarization with his populist discourse in Venezuela where democratic institutions were not strong enough for arbitration.

He spent oil incomes on “social aid” populism and not for investments. Some 20 million citizens were receiving social aid from the Chavez government in Venezuela, which has a population of 32 million. 

But this could not continue forever. 

They are unable to write a constitution because of the extreme polarization they are in.

Venezuela is being dragged into civil war under Nicolas Maduro, the successor of Chavez.

TAHA AKYOL

takyol@hurriyet.com.tr

Populism becomes more effective in Turkey and the world like “bad money firing good money.”

What I mean by “bad money” is the exaggerated demagogy, polarization, the passion for power, anger and partisanship, which we see in all populist currents.

The fired “good money” is legal, political and economic rationality, moderation, a culture of reconciliation and the principle of merit.

Well-respected conservative writers like Mustafa Karaalioğlu, Kemal Öztürk, Mehmet Ocaktan as well as Prof. Ömer Dinçer, who is a former education minister, have also been talking about it.

Populist polarization

Far-right populist currents on the rise in the West continuously serve the nationalist feelings and the economic concerns of the public. They fuel Islamophobia.

The fact that cities are becoming more cosmopolite with migration, the threat of terror and the discrepancy on income distributions support these currents.

Is the problem limited to the far right?

An important book by Jan-Werner Müller called “What is populism?” names the characteristics of populist currents, while mentioning the words of Hugo Chavez, the deceased communist leader of Venezuela, in his power struggle: “This is not a struggle between opponents and supporters of Chavez. This is the struggle between patriots and the enemies of the nation.”

Venezuela and Tunisia

Chavez created a terrible polarization with his populist discourse in Venezuela where democratic institutions were not strong enough for arbitration.

He spent oil incomes on “social aid” populism and not for investments. Some 20 million citizens were receiving social aid from the Chavez government in Venezuela, which has a population of 32 million.

But this could not continue forever.

They are unable to write a constitution because of the extreme polarization they are in.

Venezuela is being dragged into civil war under Nicolas Maduro, the successor of Chavez.

There is also the Tunisia example.

Islamists and secularists sat, agreed and wrote a constitution also with the help of strong non-governmental organizations.

The globalization fact

The share of “developing countries” in the world economy is increasing thanks to globalization, which is why China, India and Mexico are supporting globalization.

Supporters of U.S. President Donald Trump and the French extreme right Marine Le Pen are against globalization.

The other side of globalization is degeneration of income distribution within countries.

The classical economy and classical democratic institutions cannot solve these problems; the need for economic efficiency and the need for income justice are in conflict.

The start of the global economic recovery can create a relative relief.

But isn’t the “world economic recovery,” which is increasing economic relations between countries, globalization?

The only way to stay strong amid the global fluctuations and populist slipping process is to endorse more than ever the institutions of classic democratic institutions, like the separation of powers, independent judiciary and so on.

Don’t you see how institutions in the U.S. are monitoring Trump?

August/05/2017

Iraqi Shiite cleric Sadr calls on government to disband Iran-backed militia

سرمایه گذاری خارجی در مصر، برای سال جاری به۱۰میلیارد دلار میرسد

Share Button

Sahar Nasr

File photo: Sahar Nasr talks during an interview with Reuters when she was minister of international cooperation, in Cairo, Dec. 8, 2015. Following a merger of two ministries, she is now now minister of investment and international cooperation Reuters

سحر ناصر، وزیر سرمایه گزاری مصر اعلام کرد که،سرمایه گذاری مستقیم خارجی در مصر در سال مالی ۲۰۱۶ ـ ۱۷ که در ماه پیش پایان یافت،به رقم ۸٫۷$ میلیارد دلار بالغ گردید.

سال قبل، مصر به یک توافق بین المللی برای دریافت ۲۲$ میلیارد دلار از مؤسسات مالی بین المللی  نائل گردید. و پول ملی خود، پوند را شناور کرد تا سرمایه های خارجی را به کشور جلب کند.

وزیر سرمایه گزاری میگوید که در سال جاری مالی رقم سرمایه جذب شده به کشور به رقم ۱۰$ میلیارد دلار خواهد رسید.

بانک مرکزی مصر در هفته قبل اعلام کرد که، ذخیره ارزی این کشور ۴٫۷۳ $ میلیارد دلار افزایش یافته و به ۳۶٫۰۴ $ میلیارد دلار در پایان ماه گذشته، ژولای رسیده است

سه ماهه گذشته مصر شاهد افزایش جهشی تعداد واحد های اقتصادی بوده است که تأسیس گشته اند رقم مؤسسات ایجاد شده به ۳٫۵۶۶ رسید که در مقایسه با ۳٫۰۳۳ واحد  در دوره مشابه سال قبل، افزایش چشمگیری را نشان میدهد.

پایان گزارش اهرام انلاین

……………………………

کامنت من

زمانی به اهمیت دستآوردهایی فوق پی میبریم که در نظر بگیریم؛ در آمد توریستی مصر بعنوان یکی از عمده ترینهای منابع تأمین ارزی کشور طی ۳ سال گذشته بعلت عملیات تروریستروریستی بنحو قابل ملاحظه ایی کاهش یافته است. در نظر بگیریم که مصر بمدت ۳ سال از انقلاب ۲۵ ژانویه که منجر به سرنگونی مبارک شد تا سرنگونی محمد مرسی در اغتشاش و نا امنی سیاسی و هرج ومرج بود.

اگر بخواهیم با مملکت خودمان مقایسه کنیم، در مصر حتی یکی از موارد اختلاس از دستگاهها و بانکهای کشور که امری عادی شده است وجود ندارد.

در ژانویه امسال بخشی پلیس قاهره دست به اعتصاب زدند. دو روز پیش دادگاه ۵۰ نفر از انها را که به تهدید علیه فرماندهان خود متوسل شده بودند را به هریک ۳ سال زندان محکوم کرد. باید از خود بپرسیم اگر پلیس ایران جرئت اعتصاب بیابد، و اگر اعتصاب کنندگان فرماندهان خود را تهدید کنند چه بلایی برسرانها خواهد آمد؟ صرفنظر از محکومت آن پلیسها، آیا نفس دست زدن به اعتصاب در دستگاه پلیس خود ناشی از عدم وجود جو ترس امنیتی در جامعه نیست؟

 n. ..50 low-ranking police went on strike in January to protest against a cut in holiday entitlement

The policemen had gone on strike in January to protest against reduced holidays and allegedly “threatened violence” against superior officers, the newspaper said.

……………………………………………………………….

Egypt FDI seen at $8.7 bln in FY 2016-17: Investment ministry

Reuters , Friday 4 Aug 2017

Sahar Nasr

File photo: Sahar Nasr talks during an interview with Reuters when she was minister of international cooperation, in Cairo, Dec. 8, 2015. Following a merger of two ministries, she is now now minister of investment and international cooperation Reuters
 
 
Foreign direct investment in Egypt is expected to have risen to about $8.7 billion in the 2016-17 fiscal year that ended last June, compared to about $6.9 billion the previous year, an Investment Ministry statement said on Friday.

Egypt late last year signed a $12 billion three-year International Monetary Fund loan agreement and floated its currency in a bid to lure back investors that fled after its 2011 political uprising.

The ministry said that current indicators suggest FDI will exceed $10 billion in the current fiscal year.

Egypt’s central bank said this week that foreign reserves jumped by $4.73 billion to $36.04 billion at the end of July, higher even than their level before the 2011 uprising drained the country of foreign currency.

The last quarter of the 2016-17 fiscal year saw a jump in the number of new companies established, hitting 3,566 compared to 3,033 the year before, the statement said.

Egypt is hoping a new investment law ratified in June that provides a raft of incentives like tax breaks and rebates can draw in fresh capital needed to boost economic growth.

The executive regulations of the law, which provide crucial details on what projects are eligible, are expected to be passed within the coming weeks.

 

جایگاه تاریخی آریستو کراسی!۲

Share Button

آقای خمینی در درون روحانیت شیعه بیان عقب ماندگی نهاد روحانیت، تبلور خرافه آمیزترین نوع سنتگرایی و عقده های فرودستی طلبه های صدقات بگیر از محیط دهات برخاسته علیه آن روحانیت جا افتاده و مرفه شهری بود که ادعایی بیش از آنچه بود و جایگاهی که داشت، نداشت. درآمیختن دین و سیاست به آیت الله خمینی این امکان را داد که در رأس آن انقلاب ارتجاعی سیاسی/مذهبی، هم علیه آریستوکراسی دیوانی قرار گیرد و هم علیه  آریستو کراسی دینی و روحانیت جا افتاده و سنتی.

توضیح: این یادداشت قریب ۴ سال پیش نوشته و درج شد. با ویرایش و تغیرات مختصری در آن، مجدداً  آنرا درج میکنم چون فکر میکنم موضوع آن همچنان زنده است.

یارب روا مدار گدا معتبر شود                           چون معتبر شود زتوهم بیخبر شود 

شهر سوخته پمپئی

یادی از فرش بهارستان* که پالان شتر شد!
میگویند هنگامیکه اعراب به ایران حمله کردند فرشی به وسعت چند صد متر یا چند ده متر، با نقشهای زیبا از ابریشم اعلا سالن کاخ آخرین پادشاه ساسانی را می پوشاند. اعرابی که آن کاخ را غارت کردند، از جمله آن فرش را تکه تکه میان خود تقسیم کرده و از تکه های آن پالان شترساختند.
افسانه است یا حقیقت نمیدانم و در پی دانستن آن هم نیستم. ولی این داستان حامل معانی تاریخی، فرهنگی و جامعه شناختی بسیار است که من از زاویه ایی دیگر به این داستان کار دارم  و زیاد هم در بند صحت و صقم اصل داستان نیستم. هدفم واکاوی معنای جدی تاریخی آنست.
چه آن فرشی که کاخ استخر را میپوشاند و چه آن فرشهای زیبایی که در مغازه های فرش فروشیهای امروز وجود دارند را از چند زاویه میتوان بررسی کرد:
هر فرشی از یک مقدار پشم، نخ و مقداری مواد شیمیایی که مصرف رنگ تارو و پود آن شده تشکیل شده است.
اگر با نگاهِ یک بازرگان نخ و پشم فروش اگر به این فرش نگاه کنیم قضاوت ما این است که آن قالی توده ایی از پشم و نخ است که ممکن است فکر کنیم حتا مواد مصرفی حرام هم شده و از حیز انتفاغ افتاده و آدم میتوانست مصرف بهتری برای آن الیاف بیابد.
در جایگاه یک رنگرز یا رنگ ساز، رنگهای فرش را میبینیم، به شیمیایی و یا طبیعی بودن آن فکر میکنیم و در مورد درجه ثبات و ماندگاری آن قضاوت یا اظهار نظر میکنیم.
از جایگاه یک تاجر فرش، قیمت آن برایمان مطرح میشود و اینکه چه عیبی برای آن پیداکنیم تا بتوانیم تو سر مال زده آنرا مفت خر کرده یا اگر فروشنده ایم چطور عیوب آنرا بپوشانیم تا آنرا به یک مشتری بیچاره قالب کنیم.
از جایگاه یک آدم عدالت، زحمتِ کار متراکم انسانی در آن، کار فرساینده طولانی بافندگان روی نیمکت چوبی جلوی داربست و حرکت یک نواخت و فرسایشی دستان و بازوان و سرانجام مزدی ناچیز و استثمار بی رحمانه کارگران قالیباف که غالباً هم کودکان و زنان هستند، موضوع اندیشه ما، راجع به آن فرش میشود.
از جایگاه یک آدم سوپر مدرن، فکر میکنیم که یک فرش ماشینی ارزانتر ارجحیت دارد که هم نقش و نگار ثابت تری دارد و هم تارو و پود آن کمتر وارفته، خانه را پراز کُرک میکند.
از جایگاه یک پالان دوزهم آدم فکر میکند که اگر الاغ مربوطه برای سواری باشد و نه برای باربری، یک پالان فرشی، هم دوام دار تر است و هم قدری قشنگتر و کثیف هم نمیشود.
کمتر کسی هنگام خریدن یک قالی به هنر، تکنیک و سرمایه فرهنگی و تاریخی که در یک تکه قالی متبلور شده و میراث خلاقیت هنری تاریخی صدها نسل است توجه دارد. هرکسی از زاویه نوع ارزشگذاری مصرفی مورد نظرخود، به قالی مینگرد.
شاید مثل قالی برای آنچه میخواهم بگویم بهترین مثال نباشد ولی در هر حال در آن مناقشه ایی هم نیست و معنا مهم است.
دو ماه پیش به دعوت یک دوست خوب سفری یکهفته ایی به ایتالیا داشتم. برنامه ام دیدن رُم و مخصوصاً واتیکان بود. واتیکان را قبلاً قریب۲۵ سال پیش دیده بودم. در آنهنگام از عظمت آن به سرگیجه دوچار شدم. نه از عظمتِ هنر معماری، مجسمه سازی، نقاشیهای توصیف ناپذیر میکل آنژ در طاق اصلی آن، مهندسی و کلاً آن انباشاگی فرهنگی مادی و معنوی متبلور در آن، که در حقیقت، قدرت شگرف آفرینشگری انسان را متبلور میکرد، بلکه از این همه زحمت و پولی که صرف این بنای فرعونی شده بود احساسی از تأسف کردم! از آن استثمار خونین و چرکینی که در هر میلی گرم مواد و مصالح آن کاخ بود! فکر میکردم چه خوب میبود اگر بجای این کاخ، هزاران کوخ برای بی سرپناهان ساخته میشد، یا مالیات کمتری از مردم گرفته میشد و … ! بی اختیار این شعر ابوالقاسم لاهوتی در ذهنم تداعی گشته که بازنویسی شعر ایوان مدائن خاقانی است:

تنها نه همین جاست کز خون بشر بر پاست

هستند بدین منوال گر قصر بریتانیست یا قلعه واتیکان

این دیده بیننده غافل منگر اینجا!

اشک است در این پایه خون است در این پایان

دندانه هربرجی چشمیست که میگرید

به محنت محرومان بر زحمت مزدوران

اما امروز فکر نمیکنم که؛ اگر بشریت در کل تاریخ، میتوانست ازساختن امثال فرش بهارستان یا کاخ واتیکان و قصر بریتانی جلو گیری کند، جز متوقف کردن موتور تکامل اقتصادی کاری کار دیگری کرده بود.

رفاه امروز بشر بشمول رفاه اقشار زحمتکش، ثمره همان استثمار تاریخی بوده است که بصورت یک انباشتگی همه جانبه به بشر امروز رسیده است ولو اینکه عادلانه تقسیم نشود. اولین ثمره آن استثمار تاریخی، کاهش استثمار مطلق و مستقیم** ناشی از کار مستقیم انسانها و بکار بردن ماشین بوده است که از رنج جسمی کار یدی انسانها کاسته و زندگی را راحت کرده است  از جمله برای انسان زحمتکش امروز فراغتی ایجاد نموده تا یک زندگی انسانی تری داشته باشد.
بهر حال غرض از این بحث چیز دیگری است.
من و آن دوستم بجای دیدن رم به «پمپئی» شهر عظیمی در حد خود رُم، که قریب ۵۰۰ سال پیش از تولد مسیح بزیر آوار آتش و خاکستر آتش فشان رفته بود رفتیم. این شهر که وسعت آن دهها کیلومتر مربع میشود بی شک درهنگام شکوفایی خود اقلاً بیش از یکصد هزار جمعیت مبباید داشته بوده است. برخی خیابانهای سنگفرش آن انگار مال همین قرن گذشته است. آمفی تئاتر آن که در مرکز شهر قرار دارد علاوه بر سِن بزرگ نمایش از پله کان سنگ و ساروجی سیزده ردیفه ی نیم دایره واری مُشرِف به سنِ نمایش تشکیل شده که شاید جای نشستن بیش از ۱۵۰ نفر تماشاچی را بخوبی دارد. ۱۵۰ تماچاچی! در هرنوبت، تئاتر ۲۵۰۰ سال پیش!
بر بنیاد آنچنان هنر معماری و فن مهندسی ساختمانی؛ امروزه، ما واتیکان، ساختمانها و آپارتمانهای جورا جور و آسمانخراشهای امروزمان را داریم. بر بنیاد هنر نمایش آنروز؛ ما آثار شکسپیر، ایبسن یا برشت یا باله قو، اپرای کارمن و موسیقی پرمایه سمفونیک امروز را داریم. به برکت استثمار آنروز ما امروز ۸ ساعت کار روزنه راحت را و تفریحات گوناگون را داریم و به یُمن همه آنها، ما از زندگی گله وار به زندگی شهر نشینی رسیده ایم و انسان تر شده ایم. حقوق بشر و دموکراسی داریم. اگر این استثمار نبود سقراط، ارسطو، افلاطون و زکریای رازی ما هم باید به کشت و برداشت قوت خود میپرداختند و دست از اندیشه شسته به امور معیشتی خود میپرداختند.
آنچه این فرهنگ غنی(مادی و معنوی) را سازمان داده غیر مستقیم آفرید، چه ما بپسندیم و چه نپسندیم، آن اریستوکراسی قدرت طلبی بود که طالب ثروت و جاه و جلال و راحتی بود.

نگاه به این آریستوکراسی، مثل نگاه به آن فرش پیش گفته است. این؛ اشرافیت برده دار ایلی و قبیله ایی، اشرافیت بورژوازی و کاپیتالیستی، حتی اشرافیت کارگری برآمده از جنبش اتحادیه ایی بودند که توانستند با آزاد شدن از کار مستقیم یدی و داشتن امکانات مادی و داشتن جاه طلبی؛ به آفرینشگری کمک کنند یا مظهر آفرینشگری تاریخی انسان باشند. و در حد اقل معنا فراهم کننده زمینه و پیش زمینه یا سازمانده آن باشند.

اگر این آریستو کراسی کارگری آزاد شده از کار نبود تا به فعالیت حرفه ایی اتحادیه ایی بپردازد، کی و  کجا خودِ کارگرانی که شب و روز مشغول عرق ریختن هستند میتوانستند قانون کار بنویسند؟ و در ارگانهای منطقه ایی یا جهانی شرکت کنند.
از منظر فرهنگی و یا جامعه شناسی تاریخی، به یک هنر فرش یا یک فرش پر نقش و نگار ریز بافت نباید نگاه یک پشم فروش یا نگاه یک فرش فروش را داشت مگر اینکه از ادعای فرهنگ گرایی خود دست برداریم.

فرش برای یک انسان فرهنگی یک انباشت و آفرینشگری فرهنگی است که انباشتگی فنی و هنری در صنعت آن باید بصورت یک ارثیه تاریخی حفظ شود. این هنر و فن، ارث و میراث بشر امروز  از هزاران نسلی است که با کار و خلاقیت خود آنرا آفریده و برای ما به ارث گذارده اند. ناچیز شمردن این ارثیه فرهنگی، ما انسانها را در حد یک پشم فروش یا پشم ریس تنزل میدهد که به پشم «فقط» از منظر ارزش مصرفی مستقیم آن مینگریم و نه چون ماده ایی که میتواند در فرمی خاص ذوقیات و نیازهای زیبایی شناختی انسانی ما را، که ما را در طول تاریخ، انسانتر کرده و میکند بر آوَرَد. جوامع امروز کلکسیونی از جوامعِ “کاریسما ـ فرد” محورانه تا انستیتو محورانه هستند.
نه شورای ریش سفیدان یا لویی جرگه جامعه افغان، امروزه کارکرد مثبت خود را کاملاً از دست داده است و نه بارِ کاریسماتیک رهبران سیاسی در پیشرفته ترین کشورهای دموکراسی اروپایی و یا آمریکا.

شخصیتهایی مانند لینکلن، چرچیل، کندی، اولاف پالمه، واکلاو هاول، ماندلا، ژنرال دوگل و. . با اتوریته کاریسماتیک خود؛ چه برآمده از اصل و نسب باشد و چه خود ساخته، توانسته اند و میتواند نگاه میلیونی مردمی را که زیاد اهل سیاست نیستند بسوی خود بکشانند و آن توجه مثبت مردم، میتواند بعنوان اهرم پیش برنده جامعه به جلو مورد استفاده قرار گیرد و البته در شرایطی هم برعکس.

یک چهره کاریسماتیک به نسبت درجه اتوریته و یا جاذبه مردمی خود میتواند به اهرم حرکت توده های مردم در جهت پیشرفت یا پسرفت تاریخی و اجتماعی تبدیل شود. بنا براین کاریسما زدائی از چهره ها و شخصیتهای ضد تاریخی مثل خمینی، استالین، عبدلناصر، کاسترو همان قدر فعالیتی مترقیانه است که کاریسما سازی برای رهبرانی که نامشان سرمایه سیاسی و ارثیه های سودمند تاریخی است. قضاوت اینکه چه شخصیتهای تاریخی باید در ذهن جامعه زیباسازی یا زشت سازی شوند، زنده مانده یا بگور سپرده شوند، البته به موضع اجتماعی فرد بستگی دارد.

اگر بطور مثال نظر خودم را بخواهم بیان کنم، بزرگداشت رضاه شاه و حتی محمد رضا شاه بعنوان شخصیتهای معاصر، داریوش و کورش بعنوان شخصیتهای ایران باستان میتوانند نقش سیستم دفاع فرهنگی ملی ما در برابر هجوم مخربِ مذهب ابزاری رژیم فعلی را بازی کنند. چهره هایی مانند دکتر مصدق که خصوصیات برجسته فردی آنها، ابزار گرایانه نقش منفی تاریخی اشان را در محاق قرار داده است فقط نافی و تخریب کننده کاریسماتیسم  و سنن سکولاریتسی و مدرن گرای سلسله پهلویست بدون اینکه بتواره سازی از او توانسته باشد، از او یک نماد ملی و چهره راهبردی برای برون رفت از وضعیت سیاسی کنونی بسازد. مصدق در عرصه سیاسی، عملاً به لعنت بر پهلوی تبدیل شده است که بطور مطلق فاقد وجه ایجابی است. و از وجه سلبی آن، برای رژیم فعلی حقانیت و مشروعیت سیاسی و تاریخی ایجاد شده است.

روشنفکران پهلوی ستیز در انقلاب اسلامی، در کنار خمینی پرستان از خمینی کاریسمایی الُوهی و قُدسی ساختند و زنده یاد شاهپور بختیار را با گرز و حقه وافور کوبیدند! و بسیاری همچنان در همان راه هستند و خود نمیدانند.

قرار دادن پهلوی پدر و پسر در جایگاه تاریخی واقعی اشان حتی با برجسته نمایی، بزرگترین اهرمی است که از رژیم کنونی و انقلاب اسلامی مشروعیت زدایی میکند. اگر این رژیم نه صدها هزار بلکه میلیونها ایرانی را هم بکُشد و مملکت را هم ویرانتر سازد، مشروعیتش به آن اندازه خدشه دار نمیشود که در نگاه جامعه ایران نسبت به رژیم گذشته، رژیمی که این رژیم با سرنگونسازی آن به قدرت رسید بازنگری شده و به رضا شاه و پسرش بعنوان بنیادنگذاران ایرانِ مدرن و سکولار با احترامی ملی و درخور نگریسته شده و انقلاب اسلامی یک اشتباه بزرگ تاریخی، آنچنان که بوده نشانداده شود همان کاری که نیروهای آگاه سیاسی ترکیه امروز با اتاتورک میکنند.

Bildresultat för ‫رضا شاه کبیر عکس‬‎                                 Bildresultat för ‫رضا شاه کبیر عکس‬‎

گریزی به ادبیات آنتیک و کلاسیک
از مدتها پیش تصمیم گرفته بودم قدری از وقت خود را که صرف سیاست میکنم به ترجمه اختصاص دهم. ده ها کتاب برای ترجمه لیست کرده بودم که همه به نوعی به سیاست مربوط میشد. کتابهای سیاسی چه رمان چه نوع جدی آن زبان ساده تری دارند و ترجمه آنها آسانتر است ولی بعد فکر کردم سیاست در دنیا شتاب گرفته است و برای ترجمه هر کتابیوقت بگذارم، ممکن است تا یکسال دیگر موضوعیت خود را از دست داده باشد. مثل بسیاری رمانهای کمونیستی.

تصمیم گرفتم یک لقمه درشت تر برداشته و یکی از آثار آنتیک یونان را بردارم. چند تا را به آمازون سفارش دادم. تریلوژی «اورشتین» یا «اورشتیا» را که در باره جنگهای ترویا است را انتخاب کردم. سنگینی زبان و مایه ادبی آن را نفسگیر و فاصله آنرا با نثرهای ژورنالیستیک زیاد و بسی فرا تر از توان خود دیدم. چقدر در این هوس ترجمه خود پیگیر باشم نمیدانم. چندان امیدی به پیگیری خودم ندارم ولی با دیدن عظمت چنین کاری و دیدن ناتوانی خود، یاد آن بزرگانی افتادم که ۵۰ ـ ۶۰ سال پیش آثار جاودانه هومر«ایلیاد و اودیسه»، دانته « کمدی الهی» آثار شکسپیر« ده ها کتاب و نمایشنامه» تمام آثار کلاسیک دوران پیش و پسا رُنسانس: منتسکیو «روح القوانین» روسو« قرارداد اجتماعی ـ امیل» و.. . را ترجمه کردند و ما ارجی بر آنان ننهادیم حتی از کسی مثل زنده یاد پروفسور شجاع الدین شفا که مترجم برخی از آن آثار پیش گفته و بسیار دیگربود، به تحقیر «آق شجاع!» نام میبردیم. آق شجاعی که کتاب انقلاب سفید و «مأموریت برای خیانت!» (مأموریت برای وطنم ـ شاه) را نوشته است. تو گویی ـ حتی اگر این حرف راست هم میبود ـ گناه بزرگی در کار بوده است. برای ما انشاء و نگارش مهم بود و نه پیام سیاسی و تاریخی کتاب! برای ما نویسنده و انشاء نویس نبودن شاه نیز وسیله ایی برای تحقیر او بود. تو گویی همه شاهان نویسنده بوده اند و فقط این محمد رضا است که نبوده است. بسیاری از ما دو کتاب شاه: « ۱ ـ مأموریت برای وطنم و ۲ ـ انقلاب سفید» او را از سطح «تحریر الوسیله» خمینی هم پائین تر آوردیم.

کم نیستند، مخصوصاً «سیاسی مذهبیون» ما که با اشتیاق تحریر الوسیله یا صحیفه نور امام را خوانده اند و شاید چند بار  هم ولی هرگز نگاهی به آن اثار شاه حتی بقلم «آق شجاع» درباری نیانداخته اند که یک چهره فرهنگی در مقیاس جهانی و یکی از مفاخر ادبی ماست. بگذریم از اینکه این جمهوری اسلامی برای نمونه حتی یک فرهنگ ساز از طراز فرهنگسازان عصر پهلوی را از خود بیرون نداده است.
اریستو کراسی عصر پهلوی که بخش زیادی از ارثیه مادی و معنوی مفید اریستوکراسی کهن قاجار را در خود جذب کرده بود، اریستو کراسی مدرن و بورژوازی نو پای ایران را ایجاد کرد که موازی با آن اریستو کراسی روحانی هم ایجاد شده بود. روحانیونی که جَد اندر جَد آیت الله زاده بودند نه روضه خوان و دهاتی زاده و هیئت چی و معرکه گیر. آیت الله بروجردی، آقابزرگ تهرانی، آیتالله نائینی، بهبهانی، طباطبائی و این اواخر شریعتمداری.

در عرصه کشورداری این اریستو کراسی مدرن به قشر بسیار وسیعی از تکنو کراتهائی متکی بود که نمونه های آن، امینی، هویدا، اعلم، علاء، فروغی، ملک الشعرا، اقبال، آموزگار، دکتر خانلری و.. ، بودند که نه تنها هرکدام با چند زبان اروپایی باضافه عربی آشنایی داشتند، بلکه ادبیات اروپائی شناس بودند و اگر ما امروزه، توانسته ایم تا حدی با نام آوران عرصه فرهنگ و هنر اروپایی، معاصر و دوران رونسانس و آنتیک آشنا شویم، ارثیه همان اریستوکراسی است که ما امروز از روی نخوتی بی پشتوانه، با تحقیرِ آن، سعی میکنم کوچکی نقش تاریخی خود را بپوشانیم.

ما به ارثیه فرهنگی و بزرگان آن ارثیه، مثل یک دلال فرش، به سودی که با ارزان خری و گران فروشی یک فرش عایدمان میشود توجه داریم و نه یک محصول فرهنگی. ما مثل یک پشم فروش به مقدار پشم  مصرف یاحیف و میل شده در قالی توجه داریم یا در بهترین حالت، ما آن فرش را برای تبدیل کردن به پالان خرِ خود احتیاج داریم!
شاید درک من از آریستوکراسی اشتباه تلقی گردد زیرا با فهم عمومی و جا افتاده در جامعه از این مفهوم همگون نیست. ولی بهر ترتیب من به پایان رسیدن تاریخ مصرف نقش این کاته گوری اجتماعی/تاریخی، مخصوصاً در آن جوامعی که تفکر سنتی در آنها، حتی بر طبقه متوسطش هنوز چیره است اعتقادی ندارم. بزبان دیگر باید بگویم هنوز هم میتوان ارواح صالحه گذشته را به مدد خاست تا به یاری آنها ارواح خبیثه کنونی را دفع کرد.
من به وجود اشرافیت در همه کاته گوریهای اجتماعی از جمله روحانییت نیز اعتقاد دارم و وجود آنرا در مجموع مضر و مخرب تلقی نمیکنم. معتقدم این اشرافیت مثل اشرافیت کلیسای روم یا ارتدوکس یونان و روسیه، یا جاهای دیگر، آن اشرافیتی است که با توسعه اجتماعی آرام به پیش میرود و خود را تطبیق میدهد. این اشرافیتی که به تدریج قدرت و اتوریته یافته است از این اتوریته مست نمیشود و در کار بُرد آن و اقتدار برآمده از آن، هم محتاط است و هم با آن آشنا.

رابطه این اریستوکراسی با مردم، درطول زمان آن شکلی را بخود گرفته است که میباید گرفته باشد و ناشی از بالانس و توازن و میزان پیشرفت اجتماعی است. انقلاب اسلامی ما، روضه خوانان، مداحان، تعزیه گردانان و معرکه گیران را بطور میان بُر و خارج از نوبت، به درجه آیت الهی رساند، همانطور که به سرکار استوار ها، گروهبان گارسیاهای وطنی و سرجوخه ها، درجه سرلشگری  و سپهبدی  و سرداری ملی اعطاء کرد!.

تفاوت آن روضه خوانی که با انقلاب اسلامی در مملکت ما یکشبه به حجت الاسلامی و سپس با یک جهش به آیت اللهی و آنگاه به «مقام معظم رهبری» رسید با آن آیت الله زاده هایی که دربیوت آیت اللهی پرورش یافته بودند و به ابراز احترام مردم بخود عادت داشتند، در همین مست نشدن از توجه عوام است. آن آیت الله زاده اصل و نسب دار به اتوریته روحانی خود بر مردم عادت دارد و سرچشمه اتوریته خود را از مردم میداند و بنا بر این نگاهی پدرانه و بزرگمنشانه به مردم دارد و در بدترین حالت بازیگرانه ولی آن روضه خوان یک شبه آیت الله شده، رفتارش با مردم کلاه بردارانه و شیادانه است و نمونه این نو آیت الله شده ها سیدعلی خامنه ایی، مصباح یزدی و جنتی و.. ، هستند که مردم برایشان فقط نردبان قدرت هستند و بس!
در غرب و دموکراسی های نوع غربی شکلگیری آریستوکراسی سیاسی یا نخبگان حزبی زمانی طولانی میبرد. برای کاندید شدن برای پست شهرداری یک شهر، بیش از ده سال حد اقل کار مستمر حزبی لازم است تا شخص کاندیدای چنین پستی شود. برای استاندار شدن زمان بسیار بیشتری و گذراندن چند دوره نمایندگی پارلمانی لازم. برای کاندیدای نخست وزیری و یا رئیس جمهوری سابقهِ بمراتب بیشتری لازمست. سابقه ایی که معمولاً از سنین دبیرستانی و فعالیت در سازمان جوانان حزبی شروع میشود. لذا یک رئیس جمهور و یا نخست وزیر در نظامهای متعارف سیاسی دنیا، که پس از گذشتن از این پلکان نفس گیر هرم قدرت به قله آن میرسد مست نمیشود، عربده نمیکشد و عامیگری خود را تا سطح دیپلماسی و سیاست رسمی کشور تعمیم نمیدهد و مفهوم و مقوله «رئیس جمهور » یا «نحست وزیر» را که از یک وزن تاریخی، حرمت سیاسی و اتوریته اجتماعی برخور دار است، مانند احمدی نژاد ما، موگابه در زیمبابو، مادورو در ونزئلا و پوتین در روسیه به سطح چاقو کش محل تنزل نمی دهد.
نقد آیت الله خمینی از روحانیت سنتی واریستوکراسی دینی، نه نقدی از جایگاه رفرماسیونیسم دینی و ساختار نهاد روحانیت، یا مدرن سازی مذهب، بلکه از موضع طبقاتی بود.

آقای خمینی در درون روحانیت شیعه بیان عقب ماندگی نهاد روحانیت، تبلور خرافه آمیزترین نوع سنتگرایی و عقده های فرودستی طلبه های صدقات بگیر از محیط دهات برخاسته علیه آن روحانیت جا افتاده و مرفه شهری بود که ادعایی بیش از آنچه بود و جایگاهی که داشت، نداشت. درآمیختن دین و سیاست به آیت الله خمینی این امکان را داد که در رأس آن انقلاب ارتجاعی سیاسی/مذهبی، هم علیه آریستوکراسی دیوانی قرار گیرد و هم علیه  آریستو کراسی دینی و روحانیت جا افتاده و سنتی.
خمینی برا ی کوبیدن اریستو کراسی دینی که رابطه ایی پدرانه و بزرگ منشانه با مردم داشت از لایه های پست و فرو دست در نهاد دین و مذهب استفاده کرد. اگر معدودی هم از روحانیون استخواندار در کنار او قرار گرفتند یا کشته شدند و یا حذف گشتند.
حال نسل بر آمده از آن انقلاب، بشمول روزنامه نویسانش، در ادامه نقد قدرت گذشته و مبارزه با اریستو کراسی آن در تمام اَشکالش، که به انقلاب اسلامی منجر شد، انقلابی که سرجوخه گان را به امیری ارتش و روضه خوانان را به مسند شورای خبرگان رهبری و سدعلی خامنه ایی را به مقام معظم ـ ی و رهبری رساند، همچنان بر اساس همان انگیزه های ناخود اگاه عقده های طبقاتی رفتار کرده و فکر میکنند با تقلیل دادن جایگاه آن اریستو کراسی زمین خورده، خدمتی به پیشرفت نمیکنند  در حالیکه به خود مدال مترقی بودن هم میدهند. غافل از اینکه آنها برای اوباش و َلش واره های برآمده از انقلاب و و نو قدرتان کنونی سرمایه سازی و اعتبار آفرینی میکنند. با نامیدن مرحوم آیت الله منتظری با نام« حسینعلی» یا مرحوم آیت الله شریعتمداری« آسید کاظم»، ما دین و روحانیت را نقد نمیکنیم بلکه به دهن دریده هایی مثل جنتی و علم الهدا و احمد خاتمی ها نمره میدهیم و آنها را تأئید میکنیم.
*
درست بخاطر ندارم نام این فرش بهارستان بود یا چیز دیگری
**
استثمار مطلق و نسبی یک مفهوم مارکسیستی است و بطور ساده: استثمار مطلقی یعنی میزان کار فیزیکی مستقیم در زمان معین. به این معنی کار یک برده یک عمله و یک مهندس فرق نمیکند و لذا استثمار هم باید با شدت کار و طولانی کردن آن حاصل شود. ولی در استثمار نسبی، در اثر تغیر وسایل تولید و تکنیک و مدیریت انسان، کالا و ارزش بیشتر ایجاد میشود و لذا کارورز بیشتر استثمار میشود ولی از لحاظ فیزیکی بطور مطلق کمتر استثمار میشود. لذا توسعه سرمایه داری یعنی کاهش استثمار مطلق و افزایش استثمار نسبی!

Venezuela Abandons Any Claim to Democracy

Share Button

Venezuela’s neighbors should now expel it from the Mercosur trading bloc and renew their push for condemnation by the Organization of American States. They should also do more to publicize what they know about the regime’s nefarious activities — the hundreds of millions (if not billions) of dollars in assets its members have appropriated, its role in drug trafficking and human smuggling, or its support for terrorists and abusers of human rights.

The Editors
Where votes don’t count. Photographer: Juan Barreto/AFP/Getty Images

President Nicolas Maduro’s bogus vote to rewrite Venezuela’s constitution is an affront to the country’s democratic government. To persuade him to change course, Venezuela’s neighbors will have to forge an unprecedented common front.

Notwithstanding the regime’s claims, the number of Venezuelans who voted for a new constitutional convention on Sunday was likely well under half the number who voted against it two weeks ago. In the day preceding the vote, some ۱۵ people were killed. But more unrest won’t deter the regime from dissolving the opposition-controlled legislature, cracking down further on protesters and booting internal dissenters such as its attorney general.

QuickTakeVenezuela’s Revolution

What’s needed is concerted and sustained action. The U.S. has just added Maduro to its list of Venezuelan officials facing sanctions, which Mexico, Panama and Colombia have said they would help enforce. Argentina, Brazil, Chile and Peru are among those who have said they won’t recognize the results of the vote, which Canada, the United Kingdom and the European Union have also condemned.

Venezuela’s neighbors should now expel it from the Mercosur trading bloc and renew their push for condemnation by the Organization of American States. They should also do more to publicize what they know about the regime’s nefarious activities — the hundreds of millions (if not billions) of dollars in assets its members have appropriated, its role in drug trafficking and human smuggling, or its support for terrorists and abusers of human rights.

More broadly, the United Nations Security Council needs to take up Venezuela’s abuses against its people. For that to happen, Latin America’s democracies will have to persuade China, a permanent member of the security council and Venezuela’s biggest creditor, that “non-interference” is a non-option.

Inevitably, more sanctions will have to be put on the table. But to be effective, they must be as collective as possible, target individuals rather than Venezuelans as a whole, and offer a clear off-ramp. A ban on Venezuela’s oil exports doesn’t pass that test: It would likely not only cause a disastrous debt default and economic hardship for ordinary citizens, but also give Maduro the perfect alibi for running his country into a ditch.

That’s why the U.S., the EU and Latin American nations must also offer ordinary Venezuelans a vision of a better future. Pledges of humanitarian aid and assistance from the International Monetary Fund and other financial institutions, for example, could help a democratic Venezuela recover from its spiraling economic crisis, including an inflation rate nearing 1,000 percent. Offering such help to a country with the world’s biggest proven oil reserves may seem absurd. But such are the depths to which Venezuela has sunk under Maduro’s inept and brutal leadership.

To contact the senior editor responsible for Bloomberg View’s editorials: David Shipley at davidshipley@bloomberg.net .

برنامه دولت عربستان برای توسعه توریسم سیاحتی

Share Button

متن انگلیسی گزارش برنامه دولت عربستان برای توسعه توریسم در چشم انداز ۳۰ آینده را دیدم، بنظرم جالب آمد. تصمیم گرفتم خلاصه ایی از انرا ترجمه کنم که دیدم خود العربیه اینکار را کرده است. من قبلاً در باره برنامه های شاهزاده محمد ابن سلمان برای توسعه همه جانبه عربستان بشمول برنامه توریستی آن مطالبی نوشته ام. بنظر من گسترش توریسم سیاحتی که رویکرد محمد ابن سلمان است نشان از یک دگرگونی بسیار بنیادی تر در راهبرد توسعه این مملکت است که سنن روابط قبیله ایی بر آن همچنان سنگینی میکند. برنامه های محمد ابن سلمان قراتر از یک رفرماسیون همه جانبه، بلکه یک انقلاب بتمام معنای همه جانبه از بالا است که حکومت عربستان سعی دارد جوانان و زنان را به لوکوموتیو راه برنده و دینامیسم آن تبدیل کند.

 این برنامه چشم اندازی اعلام شده دولت ریاض از طرف مهمترین آژانسهای  خبری دنیا منعکس شده است که نشانه درجه اهمیت و میزان جدی بودن آنست. من در زیر گزارش موسسه ملی معتبر جهانی، مؤسسه بلومبرگ و آسوشیدت پرس را کپی کرده ام. 

تحول فرهنگی و سیاسی در عربستان، با توجه به نقش محوری آن در بین ملل عربی در آینده روی تمام منطقه و نه تنها ممالک عربی تأثیر خواهد گذارد. در زمانی که عربستان سنتی در جهت پاره کردن سنن قبیله ایست، در مملکت ما قبایل نوظهور مذهبی برخاسته از درون حوزه ها و مدارس دینی، بنام حکومت اسلامی، کوشش دارند تا چرخ تاریخ را در مملکت ما بعقب برگردانند. تفاوت قبایل مذهبی برخاسته از حوزه های دینی حاکم شده بر میهن ما با قبایل سنتی و عشیره ایی عربستان در این است که این یک از درون اشرافیت سنتی عشایری عرب برخاسته و با قدرت داشتن و سرکردگی یک آشنایی هزاران ساله دارد ولی آن قبایل نوظهور ایرانی، از درون خیل وجوهات بگیران، خمس و ذکات خوران و صدقه بگیران برخاسته است. آن یک از قدرت مست نشده و نمیشود چون با آن پدر در پدر خو گرفته است ولی این یک که با نان گدایی و صدقه بگیری بزرگ شده، ظرفیت داشتن قدرت را نداشته و اگر یک قرص نان طلبگی آن دو تا شود مست شده و خدا را هم بنده نیست. و تجربه این ۳۸ ساله گواه این مدعاست.

ح ت

دیدن صفحات متن انگلیسی و عکسهای انرا در زیر توصیه میکنم!

 

نائب پادشاه پروژه گردشگری جهانی «دریای سرخ» را افتتاح کرد

العربیه

شاهزاده محمد بن سلمان، ولی‌العهد و نایب رییس هیات وزیران پادشاهی سعودی، سه‌شنبه ۱اوت، پروژه گردشگری جهانی این کشور موسوم به پروژه «دریای سرخ» را که یکی از زیباترین و متنوع‌ترین سایت‌های طبیعی در جهان است، افتتاح کرد.

این پروژه با همکاری شرکت‌های بزرگ بین المللی در زمینه گردشگری و هتلداری در بیش از ۵۰ جزیره طبیعی در دریای سرخ در حد فاصل شهرهای امل

شاهزاده محمد بن سلمان، ولی‌العهد و نایب رییس هیات وزیران پادشاهی سعودی، سه‌شنبه ۱اوت، پروژه گردشگری جهانی این کشور موسوم به پروژه «دریای سرخ» را که یکی از زیباترین و متنوع‌ترین سایت‌های طبیعی در جهان است، افتتاح کرد.

این پروژه با همکاری شرکت‌های بزرگ بین المللی در زمینه گردشگری و هتلداری در بیش از ۵۰ جزیره طبیعی در دریای سرخ در حد فاصل شهرهای املج تا الوجه، که از مناطق حفاظت شده با آتشفشان‌های غیرفعال در منطقه آزاد الرهه است، اجرا می‌شود.

این پروژه یکی از مراکز اصلی ساحلی خواهد شد که جزایر دست‌نخورده بسیاری در دریای سرخ را شامل می‌شود. همچنین آثار به جا مانده از شهرهای قدیمی از دیگر جاذبه‌های تاریخی این منطقه است.

در فاصله چند دقیقه‌ای از ساحل، گنجینه زیبایی از منابع طبیعی و زیبایی‌های پنهان دریای سرخ از جمله مرجان‌های دریایی متنوع قابل مشاهده است.

گردشگران ماجراجو می‌توانند به دریانوردی و غواصی در این منطقه زیبای مرجانی بپردازند و از آتشفشان‌های غیرفعال و زیبایی‌های طبیعی آن لذت ببرند.

صنعت گردشگری یکی از بخش‌های مهم اقتصادی در چشم انداز ۲۰۳۰ پادشاهی سعودی است و پروژه دریای سرخ گامی بزرگ در جهت پیشبرد صنعت گردشگری و هتلداری است.

میراث فرهنگی منطقه به شیوه علمی بازسازی خواهد شد و برای مثال از سقف‌های مرتفع با استانداردهای بین المللی برای بازدید کنندگان ساخته خواهد شد.

این پروژه جدید، صنعت گردشگری جهانی را در منطقه دریای سرخ ارتقا می‌دهد و درهای آن به روی مردم محلی، گردشگران منطقه‌ای و جهانی باز می‌شود تا از گنجینه زیبای آن در محیطی سرشار از جاذبه‌های گردشگری بازدید کنند.

این پروژه با همکاری بخش خصوصی اجرا می‌شود و ساخت فرودگاه، بندر، هتل‌های مجلل و زیرساخت‌های حمل‌ونقل و تفریحی آن تا سال ۲۰۲۲ به پایان خواهد رسید.

این پروژه با هدف متنوع ساخت اقتصاد پادشاهی سعودی و همکاری شرکت‌های بین المللی گردشگری اجرا و سرمایه اولیه آن را صندوق سرمایه‌گذاری عمومی پادشاهی سعودی تامین می‌کند.

دبی.العربیه، فارسی

…………………………………………..

Saudi Crown Prince announces launch of global tourism ‘Red Sea Project’

Prince Mohammed bin Salman, who is also the Chairman of Saudi Arabia’s Public Investment Fund, said the Red Sea Project will be built in one of the world’s most beautiful and diverse natural spots. (SPA)

Saudi Arabia’s Crown Prince Mohammed bin Salman has announced the launch of an international tourism venture in Saudi Arabia under the working title of the “Red Sea Project”.

Prince Mohammed bin Salman, who is also the Chairman of Saudi Arabia’s Public Investment Fund (PIF), said the Red Sea Project will be built in one of the world’s most beautiful and diverse natural spots, in cooperation with the world’s largest hotel companies to develop exceptional resorts on more than 50 natural islands between the cities of Amlaj and Al-Jawh, just a few kilometers from one of the Kingdom’s protected reserves and inactive volcanoes in Harat Alrahat area.

The project is set to turn the areas into a leading coastal destination, located on a number of pristine islands near the Red Sea. The project will be located close to the Mada’in Saleh, an archaeological site characterized by its urban beauty and great historical significance.

A few minutes from the main beach, visitors will be able to discover hidden treasures in the Red Sea area, including a nature reserve to explore the diversity of flora and fauna in the area. Adventure enthusiasts will be able to navigate between the inactive volcanoes located next to the project area, and dive enthusiasts explore the abundant coral reefs in the surrounding waters.

As tourism is one of the most important economic sectors in Saudi Arabia’s Vision 2030, the Red Sea project will contribute to a qualitative shift in the concept of tourism and hospitality.

Cultivating heritage sites

Under the project, heritage sites will also be restored on a scientific basis to be ready for visitors. For example, a higher ceiling will be set for visitors to the region, in line with global best practices in tourism and archeology.

“The new project aims to promote international tourism by opening the Red Sea gate to the world in order to identify its treasures and embark on new adventures that will attract tourists locally, regionally and internationally. The project will be a center for everything related to recreation, health and relaxation and an integrated model for healthy and vital society,” a statement on Saudi Press Agency read.

“In order to preserve the unique environmental character of the region, environmental sustainability laws and mechanisms will be developed. Natural resources will be conserved in accordance with the best practices and standards in place globally,” the statement added.

he Red Sea project will be developed as a private area where systems will be applied in accordance with international best practices and expertise to enable the achievement of the project objectives. The foundation will be laid in the third quarter of 2019 and the first phase will be completed in the last quarter of 2022, a time which will see the development of the airport, the port, the development of hotels and luxury residences, the completion of facilities and infrastructure, and transport services (boats, water jets, etc.).

The PIF will inject initial investments into this project and open partnerships with leading international companies, which will bring new and direct investments to the Kingdom while seeking to attract and redirect Saudi tourism expenses into the kingdom.

The project will attract the world’s leading names in the tourism and hospitality sectors to harness its expertise, competencies and financial investments to enrich the experiences of this destination, provide more value to its visitors and maximize the economic gains of the Kingdom.

Last Update: Tuesday, 1 August 2017 KSA 02:21 – GMT 23:21

ونزوئلا به چه سوی میرود؟

Share Button

رژیم مادورو کمر به سرکوب جنبش مردم بسته است و نیروهای میدانی ضد رژیم هم در کارزار خیابانی روزمره علیه نیروهای سرکوبگر رژیم، ابتکارات رزمی از خود نشان میدهند. این فضای رزمی ایجاد شده، بمعنای اینست که به احتمال بسیار قوی، رژیم سرکوب اعتراضات را شدید تر و خونین تر خواهد کرد و مبارزان ضد رژیم هم پا بپای آن در آموزشگاه رزم و جنگ و گریز خیابانی بر قابلیت های رزمی و توانایی تاکتیکی خود خواهند افزود.


نیکلاس مادورو بالاخره انتخابات مجلس مورد نظر خویش را برای برای باز نویسی قانون اساسی، زیر سایه سنگین حضور قریب ۱۵۰ هزار نظامی و هزاران پیراهن شخصیِ شبه نظامی و موتور سوار  شبیه انصار حزب اللهی در مملکت خودمان، برگزار کرد. او مدعی شد که ۸ میلیون در این انتخابات شرکت کرده اند. یعنی حدود .۴۱% از واجدین شرایط رأی دهی. [تعداد کل واجدین شرایط حدود ۲۴ میلیون است.]

این رقم ۸ میلیون ساختگی، اگر بیشتر از این اعلام میشد، با قلت پایگاه اجتماعی رژیم، بصورت جوک در می آمد و اگر کمتر از اینهم اعلام میشد از رقم ۷ میلیونی شرکت کننده در رفراندم اپوزیسیون که دو هفته پیش انجام شد کمتر میشد که بمعنی شکست رسمی  این انتخابات میبود.[ در ان رفراندم که در بخشهای مرکزی کشور و در ۲۰۰۰ از حوزه و منطقه از جمعاً ۱۴۰۰۰ حوزه انجام شد ۷ میلیون شرکت کرده و علیه رژیم رأی دادند]

اپوزیسیون میزان مشارکت کننده انتخابات یکشنبه را ۱۲٫۵% واجدین شرایط، یعنی قدری بیش از حدود ۲ میلیون و منابع مستقل، به گفته BBC حدود ۳٫۵ میلیون، یعنی حدود ۱۳% واجدین شرایط رآی دهی بوده است. بنا به گزارش خبرگزاری آسوشیتد پرس، یک مؤسسه آماری وابسته به بانک سرمایه گذاری Torino Capital و یک مؤسسه نظر سنجی افکار عمومی با رصد ۱۱۰حوزه رأی گیری میزان مشارکت را ۳٫۵ میلیون، یعنی ۱۸٫۵ واجدین شرایط ارزیابی کرده اند.

برای اثبات ساختگی بودن رقم ارائه شده این انتخابات از سوی برگزار کنندگان آن، کافیست تا به انتخابات پارلمانی سال پیش که منجر به پیروزی ۸۰%ی اپوزیسیون گردید اشاره شده و با آن مقایسه شود.

بعلت تحریم یک پارچه این انتخابات از سوی اپوزیسیون، فقط هواداران رژیم عملاً به پای صندوقها رفتند و حتی از آنهم کمتر زیرا که بخشی از رآی دهندگان، کارمندان دولتی بودند که از ترس اخراج رأی دادند، و کارگرانی که با شایعه قطع یارانه اشان در صورت خود داری از رأی دادن، حاضر شدند بروند و برگه های خود را به صندوق بیاندازند که انتظار اعلام آمار این گونه آراء، که قطعاً آرای باطله هستند از طرف رژیم عبث است.

این انتخابات از طرف اتحادیه اروپا، کشورهای همسایه ونزوئلا مانند کلمبیا، آرژانتین و برزیل محکوم و فاقد مشروعیت اعلام شده است. آمریکا هم در همین رابطه علاوه بر تحریم ۱۳ نفر از نزدیکان مادورو در پیش از انتخابات، دیروز خود او را هم تحریم کرد.

در اینکه رژیم مادورو با این بگیر و ببندها نمیتواند برای خود مشروعیت ساخته و پایه اجتماعی اقتدار سیاسی خود را تحکیم کند کمترین تردیدی نیست و در اینکه تحرمیهای جدید، فشار خارجی و انزوای سیاسی در منطقه و دنیا هم پایه های اجتماعی آنرا با گذشت هر روز بیشتر فرسایش خواهند داد جای کمترین تردیدی نیست ولی آنچه در رفتار حاکمانه این رژیم درس آموز است اینست که سماجت آن برای حفظ قدرت، مانند رژیم بشار اسد در سوریه و موگابه در زیمبابو نشان میدهد که دیکتاتوریهای شرق گرا و چپ نما تا چه حد در چسبیدن به قدرت، تا مرز نابودی مملکت و فقر، گرسنگی و آوراگی ملتی که بنام آن حکومت میکنند سرسخت هستند و عاری از وجدان ملی و سیاسی. وجدان آینگونه فرمانروایان فقط قدرتی است که بدان مانند کنه چسبیده اند.

تاریخ دویست ساله اخیر جهان، رفتن و آمدن صذهها رژیم را در سراسر کره ارض شاهد بوده است ولی فقط نمونه هیتلر، یک چنین جانسختی نمونه واری از خود نشان داده است که رزیمهای اسد و مادورو از خود نشان میدهند.

من در اینجا رژیم حاکم بر میهن خودمان و رژیم پوتین در روسیه را نیز در این زمره قرار میدهم و اضافه میکنم که اگر وجود رژیم ایران، پوتین و چین نبودند، رژیمهایی نظیر بشار اسد، نیکلاس مادورو، و کیم ایل یون در کره، حتی یک هفته در برابر فشار خارجی و اعتراضات مردمی در درون کشورهای خود نمیتوانستند دوام بیاورند. این رژیمها، همگی در یک ارتباط منظومه ایی و اقماری، و یک پیوند دینامیک داخلی (interactional)، بهمدیگر پشتوانه استراتژیک داده و برای یکدیگر عمق و عرض استراتژیک ایجاد میکنند.

با به اجرا گذاردن این انتخابات کذایی برای بازنویسی قانون اساسی دیکتاتور پسندانه، و سرکوب اعتراضات مردمی به قیمت ۱۱۵ کشته تا امروز، رژیم مادورو بیشک پا در راهی نهاده است که رژیم بشار اسد در ۶ سال قبل در آن پا  نهاد. رژیم مادورو پتانسیل اینرا دارد که ونزوئلا را به سوریه آمریکای مرکزی تبدیل کند ولی از بدبختی او، ونزوئلا نه در خاورمیانه بلکه در آمریکای مرکزی واقع شده است که امکانات کمک رسانی روسیه، ایران و چین بدان چندان آسان نیست. ونزوئلا برعکس سوریه، در بدو اعتراضات مردمی از اپوزیسیونی پارلمانی معتبر برخوردار است که با آرای ۸۰%ی مردم  پا به مجلس نمایندگان گذارده است. اپوزیسیون ونزوئلا بنا به همین دلایل، بمراتب انسجام یافته تر از اپوزیسیون بسیار پراکنده سوریه در آغاز قیام مردم  آنکشور بوده و از نظر گروهبندیها و اهداف سیاسی راهبردی اش  هم دوچار سردرگمی ایدئولوژیک یا دین زده  نیست و میداند چه میخواهد.

این عوامل ذکر شده فوق بگذریم، سیر حوادث ونزوئلا تا آنجا که به رفتار و عکس العمل رژیم مادورو نسبت به اعرتاضات دموکراتیک مردم مربوط میشود، شباهت های زیادی با نمونه سوری خود نشان میدهد.

رژیم مادور کمر به سرکوب جنبش مردم بسته است و نیروهای میدانی ضد رژیم هم در کارزار خیابانی روزمره علیه نیروهای سرکوبگر رژیم، ابتکارات رزمی از خود نشان میدهند. این فضای رزمی ایجاد شده، بمعنای اینست که به احتمال بسیار قوی، رژیم سرکوب اعتراضات را شدید تر و خونین تر خواهد کرد و مبارزان ضد رژیم هم پا بپای آن در آموزشگاه رزم و جنگ و گریز خیابانی بر قابلیت های رزمی و توانایی تاکتیکی خود خواهند افزود.

سخن کوتاه، انتخابات یکشنبه گذشته، نه آنچنان که مادورو وعده داد، دموکراسی و ثبات بلکه آنچنانکه که در عمل نشان داد دیکتاتوری، سرکوب و بی ثباتی و سرانجام یک جنگ داخلی خونین به مردم خود هدیه خواهد کرد. ولی چه با اعتراض خیابانی و چه با جنگ داخلی، رژیم مادورو کمترین شانسی برای ماندن بر سر قدرت ندارد. او سرنگون خواهد شد!

ویدئو کلیپ زیر را ببینید!

و ثبات و دمکراسی نیکلاس مادورویی چنین مسقر میشود!

………………………………

………………………………………………..

Venezuela Is Beginning To Resemble A War

The view from the protest groups is that the fight is entering a new phase

Sky’s Stuart Ramsay is caught up in a tear gas attack and shot at by police while covering Venezuela’s election.

The election result was never in doubt.

How the opposition politicians, the street fighters and Venezuela’s security services react will determine whether or not the death toll rockets in the coming days.

The omens are not good.

Weeks of confrontation, flats raided and set on fire by the police, shootings of unarmed civilians, Molotov cocktails and roadside bombs, injured police, armed pro-government militias roaming the streets at night and now the military deployed. It’s the stuff of nightmares.

Venezuela’s economy is dominated by the oil industry, and it has the largest proven reserves of crude oil in the world. President Hugo Chavez, who was elected in 1998 on a populist platform, consolidated state control over the economy and nationalized its telephone and electricity companies. Chavez was succeeded upon his death by his vice president, Nicolas Maduro, who was elected president in 2013

President Maduros government has faced ongoing protests and civil unrest since the beginning of 2014. There are growing signs that Maduros support in the region is dwindling, as neighboring countries have expressed concern about his governments response to the crisis, including the aggressive treatment of protesters.

The anti-government protesters had been calling the election day “D-Day” for a week and they are promising it is just the start.

Every announcement from the government on moves to change the constitution or the law will be met with yet further street protests.

Despite international condemnation and internal unrest, the government is ploughing on with its agenda of taking total control; and it is difficult to see what the opposition or its opposition-controlled parliament can do about it.

Where groups of demonstrators gather – even in small numbers – they are hit

The new assembly, however illegitimate, is a higher body and the courts loaded with Maduro judges will support it.

With the more militant elements of the opposition already frustrated by what they see as inertia from their political leaders it seems likely that things really are going to get much worse.

The security forces tactic is to stop mass marches before they even start.

Where groups of demonstrators gather – even in small numbers – they are hit.

The first volleys of tear gas are fired across their barricades, as they gather. Soon afterwards, the National Guard and National Police on motorcycles, in full riot gear and carrying shotguns, make their charge.

We were part of the chaos as it developed. Young demonstrators scooped up the tear gas and threw it back. But as the motorcycles got nearer there was utter pandemonium as people tried to flee, scrabbling over their own barricades that were now locking them inside the kill zone.

Hundreds streamed through narrow streets and we were virtually carried along as the gas enveloped the crowds.

It is choking and debilitating. Your eyes and throat burn.

They were heading for a cathedral and they pushed inside as more tear gas rounds sizzled around us.

We paused for a moment before realising we were being hunted down and ran as fast as we could away from the trouble.

Near the brow of a hill we stopped and looked back. The guards were through the barricades and heading towards us.

There was no escape and we stood with our hands in the air, with our press credentials on show.

Dozens of motorcycles passed us on the corner. They could see we were unarmed and they could see three of us were European and, let’s be frank, not very young. But one of the riders fired at point blank range. Our Venezuelan producer was hit in the arm with salt pellets.

 

The tear gas is choking and debilitating, Stuart Ramsay says
Anti-government activists clash with security forces during a protest against the elections for a Constituent Assembly proposed by Venezuelan President Nicolas Maduro, in Caracas on July 30, 2017.
Deadly violence erupted around the controversial vote, with a candidate to the all-powerful body being elected shot dead and troops firing weapons to clear protesters in Caracas and elsewhere. / AFP PHOTO / Ronaldo SCHEMIDT (Photo credit should read RONALDO SCHEMIDT/AFP/Getty Images)

There is no excuse for this as a rule, but this is a very violent confrontation and it is beginning to resemble a war. In these circumstances things like this happen.

The same motorcycle unit sped off to another confrontation 100m from our position. As they passed through one of the rubbish strewn barricades an enormous roadside bomb was detonated. This is where it is going. I had not expected this type of escalation. The army is now deployed as well.

The numbers of people being killed continues to rise. It seems neither side is prepared to back down. It looks certain that things are going to get even worse.

……………………………….
Bloomberg

04/08/2018
Russian Oil Giant Lends Support to Venezuela Oil Company
……………………………

(AFP(NAHARNET

14/08/2017

Some Quick Facts on Venezuela’s Dire Economy

………………….