Archive for: October 2017

درسهایی از شکستِ رفراندم اقلیم کردستان

Share Button

برای یک لحظه فکر کنیم در جغرافیای منطقه کردستان عراق، اقلیم کُرد نه با دولتهای فاشیستی استبدادی سوریه و ایران و نو اتومان اردوغان، حتی فقط در یکی از مرزهای خود، با یک دولت دموکراتیک مبتنی بر حقوق شهروندی همسایگی و هم مرزی داشت، آیا در چنان صورتی هم حشد الشعبی و ارتش عراق میتوانستند به این آسانی وارد اقلیم شوند؟ آیا اقلیم در چنین محاصره طبیعی جغرافیایی قرار میگرفت که آمریکا، اروپا و اسرائیل؛ اگر هم بخواهند،نتوانند بدان کمک رسانی کنند؟

دولت اقلیم کردستان، سرانجام  رفراندم مورد نظر خود را ۲۵ سپتامبر، قریب ۳ هفته پیش با موفقیت به اجرا گذارد. بیش از ۹۲% شرکت کنندگان رأی به استقلال کردستان دادند. ولی این موفقیت کردهای عراق آنها را حتی یک میلیمتر هم به استقلالی که میخواستند نزدیکتر نساخت. این آراء برای اقلیم محاصره شده از هر سوی مرزهای خود، با کشورهایی با نظامهای استبدادی، جز همان اوراق بی وزن همه پرسی پشتوانه ایی نداشت.

هرسه کشور ایران، ترکیه و سوریه که از ۳ سوی اقلیم، در ائتلافی نا نوشته، آنرا محاط کرده اند شدیداً با این رفراندم و با استقلال کردستان مخالفت کردند.

اگر کُردها در جریان بلبشوی سیاسی در عراق پس از سقوط صدام و سپس بعد از ظهور داعش به همین حد از خودمختاری در چهار چوب عراق فدرالیزه شده دست نیافته بودند بیشک در شرایط کنونی همین اندازه حقوق فدرالی را هم که مدیون حمله ائتلاف ضد صدام به عراق بود را کسب نمی کردند. و اگر روزی آمریکا، پایش را از عراق و منطقه کاملاً بیرون بکشد، بیشک رژیم حاکم بر بغداد بکمک ایران، ترکیه و احتمالاً روسیه تا آخرین ذرهِ این حقوق فدرالی را هم ازحکومت بارزانی گرفته و سران آنرا به کوهستانها متواری خواهند کرد.

طی چند روز گذشته دولت مرکزی عراق با پشتگرمی و حمایت ایران و شبه نظامیان شیعی حشدالشعبی عراق؛ با سرعتی غیر قابل انتظار، شهر کرکوک را که یکی از مهمترین مناطق نفتی در عراق است را بسرعت تصرف کرد و نیروهای کُرد، برخلاف موضعگیریهای قبلی دایر بر اینکه بهیچوجه مناطق تحت کنترل و تصرف خود را به دولت مرکزی واگذار نخواهند کرد، این شهر و برخی مناطق و شهر های مجاور را بی دفاع ترک و در برابر نیروهای حشد الشعبی و ارتش عراق عقب نشستند. پیروزی حشد الشعبی و ارتش عراق در واقع یک پیروزی جنگی نبود و بیشتر یک حرکتِ زمینه سازی شده، پشت پرده ای و ساخت و پاخت گرانه و طراحی شده بود ولی نمیتوان آثار روحیه ساز و روحیه سوز آنرا به ترتیب برای طرفین این جنگ بدون نبرد را دست کم گرفت.

برخی مقامات دولتی اقلیم به صراحت و شخص بارزانی به تلویح در سخنان دیروز خود، جریان طالبانی(PUK) حزب اتحاد میهنی کردستان عراق را مسئول این پیروزی دولت دولت مرکزی دانسته و آنرا متهم به خیانت نمودند.

Bildresultat för kurdistan map

در آموزه های سون تسو روی جنگ، اهمیت تعین کننده و زیادی برای وضعیت ارضی و جغرافیائی میدان جنگ در نتیجه یک نبرد نهاده شده است و میتوان گفت که دولت بارزانی بهنگام اتخاذ سیاست جدائی طلبانه خود به این آموزه های کلاسیک شده (الف ـ با های جنگ) توجه نداشته است.

اما طرف برنده این جنگ، یعنی دولت مرکزی، حشد الشعبی، نظامیان عراقی و دولتهای ترکیه و ایران و سوریه هم نباید از برنده شدن خود چندان خوشحال باشند زیرا، درس این شکست، اگر از سوی کُردها درست آموخته شود میتواند مادر پیروزیهای آینده برای آنها و نیروهای دموکراسی خواه منطقه علیه رژیمهای استبدادی حاکم، هم برای کردها و هم دیگر نیروهای آزادیخواه منطقه باشد.

قریب ۳ سال پیش، دولت محلی جدائی طلب اسکاتلند رفراندمی را برای جدائی از بریتانیای کبیر(انگلیس، ویلز، اسکاتلند، ایرلند شمالی) برگزار کرد. نخست وزیر وقت، دیوید کامرون، بسیاری از سیاستمداران بریتانیا و سرانجام   شخص ملکه به خواهش و تمنا از مردم اسکاتلند افتادند که به جدایی اسکاتلند رای منفی بدهند. اگر ارتش عراق ظرف ۴ روز بدون برخورد با مقاومت کردها، کرکوک و زنجار را گرفت، ارتش بریتانیا در خود اسکاتلند حضور داشت و میتوانست ظرف نیم ساعت همه اعضای دولت محلی را بازداشت و در آنجا حکومت نظامی برقرار کند. ولی بریتانیای کبیر؛ عراق ، ایران و ترکیه یا سوریه ی بشار اسد نیست.

۵۵٫۳% مردم اسکاتلند به جدائی طلبان و استقلال اسکاتلند رأی منفی و ۴۴٫۷% رای مثبت دادند. با قاطعیت میتوان گفت که اگر نتیجه رفراندم برعکس بود، اسکاتلند از بریتانیا جدا میشد بدون اینکه تهدیدی بکار آید یا قطره خونی از دماغ کسی بیاید. چرا؟ زیرا که بریتانیا یک دولت مدرن، با دموکراسی لیبرال است و حقوق شهروندی و نه قوموندی یا دینوندی در آن محور نظام سیاسی میباشد.

هفته پیش رفراندم مشابهی هم در ایالت کاتالونی، واقع در جنوب شرقی اسپانیا برگزارشد. با اینکه برعکش اسکاتلندیها مردم کاتولونی به جدائی از اسپانیا رأی دادند، این امر نه به لشکر کشی دولت مرکزی به کاتولونی منجر شد و نه به تهدید استفاده از زور علیه مردم و حکومت محلی آن ایالت.

برای یک لحظه فکر کنیم در جغرافیای منطقه کردستان عراق، اقلیم کُردستان نه با دولتهای فاشیستی استبدادی سوریه و ایران و نواتومان اردوغان، حتی فقط در یکی از مرزهایش با یک دولت دموکراتیک مبتنی بر حقوق شهروندی همسایگی و هم مرزی داشت، آیا در چنان صورتی هم حشد الشعبی و ارتش عراق میتوانستند به این آسانی وارد اقلیم شوند؟ آیا اقلیم در چنین محاصره طبیعی جغرافیایی قرار میگرفت که آمریکا، اروپا و اسرائیل؛ اگر هم بخواهند،نتوانند بدان کمک رسانی کنند؟

صرفنظر از اینکه جدائی اقلیم کُرد از عراق امری عافیت بخش یا نکبت آفرین باشد، دولت اقلیم کردستان عراق، همه کردهای منطقه بشمول کُردهای ایران، سوریه و ترکیه باید بدانند، استقرار دموکراسی در این ممالک استبداد زده شرط رسیدن آنان به حقوق قومی یا ملی خویش است.

کردها باید بطور قاطع مبارزه برای دموکراسی و استقرار نظامی مدرن و مبتنی بر حقوق شهروندی در این ممالک را مقدم بر هر مطالبه دیگری قرار دهند زیرا یک دموکراسی تمام عیار در این کشورها تنها کانال رهیافتی از هرگونه ستم بشمول ستم قومی یا ملی است.

ماجرای عراق نشان داد که در شرایط سلطه حکومتهای استبدادی دور تا دورِ کُل کردستان، کُردهای منطقه هیچ شانسی برای استیفای حقوق خود ندارند.

مشارکت در و تقویت جریان سکولاردموکرات در عراق، با رهبریت ایاد علاوی و مقتدا صدر، درسی است که کردهای عراق از این شکست باید بگیرند. همین درس در پیشِ روی کُردهای ترکیه و ایران و سوریه نیز هست.

تا آنجا که به کُردهای سوریه مربوط میشود،آنها در صورت پیروزی بشار اسد بر مخالفین، هیچگونه شانسی برای کسب حقوق خود ندارند هرچند در جنگ با داعش قهرمانی شگفت انگیزی نشان داده اند و دولت آمریکا هم اگر بخواهد بسودِ کُردهای سوریه قدمی بردارد و کمک کند هرگز قادر به شکستن موانع طبیعی جغرافیای کردستان نخواهد بود تا کمکی بدانها برساند.

پیکار برای دموکراسی مبتنیِ بر حقوق شهروندی، در تمام منطقه یگانه راه در برابر تمام مردم این منطقه استبداد زده برای رسیدن به آزادی و کرامت انسانی است!

 

 

خروش غیرت ملی و دینی بخاطر عربی نامیدن خلیج فارس

Share Button

دونالد ترامپ: “… ایران در کنترل یک رژیم کهنه پرستی قرار دارد که در ۱۹۵۷ قدرت را ربود و یک ملت مغرور و صاحب افتخار را مقهور قوانین افراطی خود ساخت. این رژیم بنیادگرا که بر ثروت ملی یکی از کهن ترین  و  درخشانترین ملتها چنگ انداخت، بذر مرگ، ویرانی و آشوب در اطرف کره زمین پاشید.

سبعیت این رژیم دیکتاتوری تا امروز ادامه دارد. این رژیم در صدر دولتهای یاری دهنده به تروریسم در دنیا قرار دارد و به القاعده، طالبان، حزب الله، حماس، و دیگر شبکه های تروریستی کمک رسانی میکند.

این کشور، به نصب و پخش موشک پرداخته است که متحدین و نظامیان آمریکا را تهدید میکند، این کشور کشتی های آمریکا را در معرض حرکات ایذائی قرار داده و آزادی ترافیک دریائی را در خلیج عربی و دریای سرخ تهدید میکند. این کشور به حملات سایبری علیه زیرساختهای حساس ما، سیستم مالی و نظامی ما مبادرت میورزد.” ترجمه از بی بی سی*

…………………………………………………………….

اختلاف روی نام خلیج فارس یا خلیج عربی را نه با جوش و خروش های قلابی ناموسی بلکه با استقرار یک رژیم مقتدر و مدرن از نظر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در منطقه میتوانیم حل کنیم. اروپائی را که هیتلر نتوانست فتح کند، دولت مدرن و دموکراتیک پس از جنگ آلمان بکمک آمریکا و اقتصاد نیرومندش  عملاً فتح کرد و اتحادیه اروپا امروز در واقع امپراطوری مدرن آلمان است.

دریا دار شمخانی رئیس شورای امینت ملی امان

ایرج میرزا شعری در توصیف عشقبازی خود با یک زن محجبهو شوهر دار دارد که در آن وصیف میکند چگونه آن ضعیفه ضمن باز کرده لنگهای خود از گشودن حجاب خویش و نشان دادن صورت خود طفره میرود. این شعر که با ادبیاتی بی پرده بیان شده، اولاً انعکاس واقعیتی است که شاعر آنرا در همان دوران هم با تمام وجودش لمس کرده بوده است و البته مشابه آنهم در ادبیات ایران ما کم نیست و در ثانی، ادبیاتی مکتب خانه ایی است که روشنفکران آندوره میهنمان هم از درون آن بیرون آمده بودند و توسط همین آخوندها و ملاها اداره و تدریس میشد. زبان شعر زبان آخوندی است.

واکنش غیرتمندانه برخی دولتمردان و مدعیان روشنفنکری سیاسی در میهن ما تداعی کننده آن شعر معروف است که من کلیپ آنرا در زیر درج کرده ام.

ولی قبل از ادامه واکاوی ماهیت موضوع، اینرا به اشاره بگویم که آمریکا برغم پیشتازی بی چون و چرایش در عرصه اقتصادی و تکنولوژیکی در جهان مردمی دارد که از نظر سطح اطلاعات عمومی از مردم بسیاری کشورهای سیاست زده خاور میانه و آفریقا عقب تر هستند و پارادوکسال، این عقب ماندگی یکی از نمود های توسعه و پیشتازی جامعه امریکاست زیرا مردم و جامعه آمریکا با تقسیم کار و تخصص تربیت شده اند که پدیده مدرن و پسا صنعتی است و ما ملل جهان سوم در بلبشوی همه چیز دانی وامانده ائیم. یک مهندس آمریکایی، مهندسی کامل است ولی آن اطلاعات وسیع سیاسی و جغرافیایی که یک مهندس یمنی و حتی سومالیائی دارد را ممکن است نداشته باشد.( این حرف تأئیدِ دقت و درستی این اطلاعات گسترده  انسان جهان سومی نیست).

رؤسای جمهور آمریکا نیز از این قاعده کلی مستثناء نیستند. جواهر لعل نهرو در کتاب نامه های پدری به دخترش خطاب به ایندیرا گاندی مینویسد” دخترم! فکر نکن که این سیاستمداران اروپا خیلی باسواد هستند. بسیاری از آنها خیلی هم بیسواد میباشند.”(نقل به مضمون).

گروه مشاوران متخصص رئیس جمهور در آمریکا، مغز(همه چیزدان) رئیس جمهور هستند. با این مقدمات، اینکه ترامپ از روی بی اطلاعی نسبت به مسئله ایی که برای ما ایرانیان مهم است و نه برای بقیه دنیا، نادانسته تپق زده باشد کم نیست. زیرا چنین تپقی با آن تعریفهای ستایش آمیزانه او از غرورمندی ملت ایران و تمدن کهن شایان افتخار سرزمین ما خوانائی ندارد.

ولی من فرض را بر این میگیرم که او عمداً برای خوشامد سران دول عربی منطقه، این عنوان را بکار برده است. با این فرض است که شعر ایرج میرزا در ذهنم تداعی میشود. علت این تداعی معنایی اینست که با انقلاب اسلامی فرهنگ ما بیش از پیش عربی شد و حتی نام بچه های ما از نام های مدرن یا ایرانی به نامهای عربی مانند ابو شریف(وزیر دفاع دوران انقلاب)، عمار ، یاسر، سمیه و.. ، تغیر یافت. بیشتر سران سپاه قدس، در کنار نام فارسی یا نیمچه عربی خود یک نام تمام عربی هم دارند و در سالهای نخست انقلاب دفاتر سجل احوال از ثبت نامهای کهن ایرانی یا مدرن  برای نوزدان سر باز میزدند.

این عربی شدن نامهای کودکان پسا انقلاب  در کشورمان، غیرت ناموسی ملی ما را بجوش نیاورد. مقام معظم رهبری ما چفیه عربی را بعنوان سمیل و نشانه ایی از عربگرایی حکومت ما به نشان رسمی حکومتی تبدیل کرد و سران سپاه ما برای نشاندادن عَربگرائی و عَرب دوست بودن خود، همگی چفیه پوش شدند و این عَربزدگی سردمدران مملکت، شناعت باز شدن لِنگ سیاسی و ملی ما را برای عربیت فرهنگی، مانند حجاب آن ضعیفه در آن شعر ایرج میرزا پوشش ناموسی داد.

Bildresultat för ‫چفیه عربی خامنه ایی‬‎

رئیس جمهور مملکت ما در کنفرانسی عربی در زیر تابلو بزرگ “المجلس الدول الخلیج العربیه” حقیرانه، خرکیف از اینکه به چنین مجامع بزرگی راه داده شده است مینشیند و این برسمیت شناسی رئیس جمهور مملکت ما به عربی بودن خلیج فارس امان، بجای بجوش آوردن غیرت ملی امان به موضوع جوک سیاسی تبدیل میشود و دولتمان هم قضیه را به سکوت برگزار میکند.

المجلس الدول الخلیج العربیه

انقلاب اسلامی از همان روز نخست استقرارش، جغرافیای سیاسی، تاریخی و ملی ما را نفی و از ملت ما اُمت سازی اسلامی و عربی کرده و با این کار هویت تاریخی و ملی ما را یکسره انکار و آنرا با اسلامیت و تآئید مطلق اعتقادیِ حمله اعراب به میهنمان جایگزین کرد و این ایرانگریزی فرهنگی و گفتمانی رژیم به پر قبای غیرت ملی کسی برنخورد. خیلی زود فراموش کرده ائیم که بسیاری سرودهای عربی در همان بدو انقلاب جای سرود ای ایران ما را در صدا و سیما و رسانه های حکومتی گرفتنند( اَنجزه اَنجزه وحدهـ فقط یک نمونه است)

شاید ترامپ محض حالگیری، اگاهانه عبارت خلیج عربی را بکار برده است؛ که من بدان باور ندارم زیراکه نه تنها میدانم سیاستمدران آمریکا بسیار محتاط هستند که احساسات مردم ایرانرا جریحه دار نکنند بلکه حتی سران ممالک عربی هم که در مکاتبات و محاورات خود از عبارت خلیج عربی استفاده میکنند در محافل عمومی و بین المللی اغلب فقط از واژه (خلیج) استفاده میکنند چون میدانند جریحه دار کردن احساسات مردم ایران بنفع رژیم تمام شده و بهانه بدست آن میدهد.

محمد رضا شاه پهلوی، نه تنها سه جزیره تنب کوچک و بزرگ و ابو موسی( عربی) را، علیرغم مخالفت و تهدیدهای همه دولتهای عربی منطقه بشمول همین سوریه برادر، پس از خروج انگلیس از خیلیج فارس، به ایران باز گرداند بلکه نام شط العرب را هم به اروندرود تغیر داد.

چه شد که در دوران این رژیم، نام اروند رود مجدداً به شط العرب تغیر یافت؟

حجة الاسلام والمسلمین جواد ظریف وزیر خارجه رژیم، از سخنرانی ترامپ به اسپازم ایرانگرایی افتاده و دوچار حمله عصبی غیرت زدگی میشود و پرخاش میکند. ولی آیا نام خود ایشان “جواد“عربی است یا ایرانی؟ واژه های حجة الاسلام، آیت الله، بیت رهبری یا بیت امام  و.. ،واژگانی ایرانی هستند یا عَربی؟ و این واژگان را چه جریانی طی این ۴۰ سال وارد زبان فارسی ما کرده است؟ مصلای تهران یعنی چه؟

سخن آخر اینکه ۴ دهه سال قبل از اینکه ترامپ از خلیج عربی نام ببرد، حکومت ما تمام شئون زندگی ما را عَربیزه و عَربی کرد. باید صادقانه اعتراف کرد که غیرت نشان دادن امروزی ما، چسبیدن به حجاب و روبندهِ ناسیونالیسم قلابی، پوک، مقطعی و موردی در حالیکه لِنگمان را برای فرهنگ عَربی باز کرده ائیم فقط چندش آور است و بیش از این نمیتوان گفت.

اگر ما غیرت ناسیو نالیستی داریم اول از همه باید تکلیفمان را با این رژیم ضد ایران و ضد ملی روشن کنیم. و در این تعین تکلیف، حتی اگر همه رژیمهای عربی منطقه هم از خلیج فارسمان بنام خلیج عربی نام ببرند، اگر ترامپ و سایر دول غربی هم از خلیج فارس با خلیج عربی نام ببرند، ما با آنها در مبارزه مشترک با تروریسم ویرانگر و تباهی آفرین این رژیم که اصلی ترین دشمن میهن و مردم ماست، همسویی و همپوشی استراتژیک داریم.

اختلاف روی نام خلیج فارس یا خلیج عربی را نه با جوش و خروش های قلابی ناموسی بلکه با استقرار یک رژیم مقتدر و مدرن از نظر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در منطقه میتوانیم حل کنیم. اروپائی را که هیتلر نتوانست فتح کند، دولت مدرن و دموکراتیک پس از جنگ آلمان، بکمک آمریکا و اقتصاد نیرومندش عملاً فتح کرد و اتحادیه اروپا، امروز در واقع امپراطوری مدرن آلمان است.

اگر شیخ نشین چند صد هزار نفره دوبی با این سرعت در این مسیری که میرود در آینده، از این خلیج نه با عنوان حتی خلیج عربی بلکه با عنوان خلیج دوبی و امارات نام ببرد و میهن ما در اثر سیاست ویرانگر این رژیم لومپنکراتیک آخوندی در همین مسیر پیش رود، نباید از عَربی و اماراتی شدن خلیج فارس برآشفته شویم.

*

BBC

Iran is under the control of a fanatical regime that seized power in 1979 and forced a proud people to submit to its extremist rule. This radical regime has raided the wealth of one of the world’s oldest and most vibrant nations, and spread death, destruction and chaos all around the globe.

The Iranian dictatorship’s aggression continues to this day. The regime remains the world’s leading state sponsor of terrorism, and provides assistance to al-Qaeda, the Taliban, Hezbollah, Hamas, and other terrorist networks.

It develops, deploys, and proliferates missiles that threaten American troops and our allies. It harasses American ships and threatens freedom of navigation in the Arabian Gulf and in the Red Sea. It imprisons Americans on false charges. And it launches cyberattacks against our critical infrastructure, financial system, and military

,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

یک توضیح:

قصد نداشتم و ندارم تا مدتی(حد اقل) تا مدتی چیزی بنویسم ولی حساسیت موضوع فوق و اهمیت سخنرانی ترمپ موقتاً وادارم ساخت تا همت کرده این ۳ یادداشت اخیر را بنویسم. ح تبریزیان

ترامپ فقط خواست مردم ایران را بیان کرد

Share Button

در برابر سخنان ترامپ، شیخ حسن روحانی در کسوت دولتمرد صاحب تصمیم در ایران ظاهر شد، جایگاهی که او ابداً ندارد زیرا که او جز دولت بی اقتدار و تابلو نظام نیست، او گفت که مردم ایران چنین چنان. این ریاکاری شیخ حسن امر تازه ای نیست او اگر ذره ایی با مردم ایران صادق بود باید بنمایندگی از طرف رژیم و شخص خامنه ایی به این سخنرانی رئیس جمهور آمریکا پاسخ میداد و در چنان پاسخی، هر یاوه ایی که میخواست میتوانست ببافد و هر موضعی که میخواست میتوانست بگیرد ولی او حق ندارد در برابر آن بیانات مستدل، منطقی و منطبق با منافع ملی ما و حفظ صلح، جبهه گیری مخالفت آمیز کند و این جبهه گیری را هم بحساب مردم ایران بگذارد.

دونالد ترامپ در سخنرانی دیروز خود سیاست های ماجراجویانه، بی ثبات کننده و تروریستی رژیم حاکم بر میهن ما را مورد حمله و انتقاد قرار داد. او ضمن تعریف از مردم میهنمان و ستایش تاریخ تمدن ما، استبدادی را که دارو دسته خامنه ایی و باندهای نظامی سپاه بنام اسلام بر مردم و میهنمان برقرار کرده اند را مورد انتقاد قرار داد.

در واکنش به انتقادات ترامپ، شیخ حسن روحانی آدمک از فیلتر گذشته هیئت حاکمه و در رأس آن خامنه ایی، با ادبیات و آهنگی آخوندمنشانه، به روال همیشه در موارد مشابه، چنان وانمود کرد و پاسخ داد که گوئی دونالد ترامپ ملت ایران را تهدید نموده یا مورد انتقاد قرار داده است. درحالیکه ترامپ در انتقادات خود، در همان نقطه ای ایستاده بود که عمده ترین بخش جامعه ما و پیشرو ترین اقشار اجتماعی آن در برابر رژیم ایستاده اند.

ترامپ گفت که آمریکا اجازه نمیدهد ایران به سلاح هسته ایی مجهز شود! و این چیزی نیست جز خواست اکثر مردم ایران و خواست اکثریت قاطع بخشهای بیدار جامعه ایران.

ترامپ گفت که رژیم حاکم بر ایران، منابع ملی مارا صرف کمک به رژیم خونریز و ضد مردمی بشار اسد و تروریسم دولتی او میکند و این نیز چیزی جز خواست مردم میهن ما نیست.

او در این سخنرانی گفت که رژیم حاکم بر ایران نباید به بحرین و امارت و یمن تروریست و وسایل تروریستی صادر کند و منابع مالی میهنمان را صرف ویرانگری و خصومت آفرینی کند و اینهم جز خواست مردم میهن ما نیست.

ترامپ گفت که رژیم اسلامی ایران(البته گویا او نمیداند که این رژیم اسلامی هم نیست) نباید فرقه گرایی و تنش مذهبی در عراق بیافریند و این نیز خواست مردم میهن ما میباشد.

ترامپ گفت ایران نباید به ساخت موشکهای بالستیک (میان برد و دور برد) دست بپردازد و نظامیگری را در منطقه تقویت کرده و تنش آفرینی کند و این نیز بیش از هرچیز خواست مردم میهن ماست. ترامپ گفت رژیم ایران نباید با تجهیز نظامی و مالی حزب الله لبنان به تنش در لبنان و منطقه با تقویت بازوی تروریستی خود در آنکشور کمک کند و این هم خواست مردم ایران بوده و هست.

ترامپ گفت ایران نباید با کمک به تروریستهای حوثی یمن، منطقه را به آشوب بکشد و تتش آفرینی کند و اینهم خواست ملت ایران است.

همه آنچه که ترامپ گفت و بسیار بیش از آنچه او وقت نکرد تا بگوید، تماماً در همان راستائی قرار دارند که خواستهای مردم میهن  ما هستند و خواهند بود.

ترامپ در این سخنرانی خود قبل از اینکه زبان جامعه جهانی و مردم آمریکا و حکومت آمریکا باشد، در  نقش سخنگوی مردم ایران و وکیل مدافع راستین آنها ظاهر شد. ترامپ در این سخنرانی حتی کلمه ایی که با منافع ملی و میهن ما مغایرت داشته و علیه مردم  ایران باشد بر زبان نراند.

در برابر سخنان ترامپ؛ شیخ حسن روحانی در کسوت دولتمرد صاحب تصمیم در ایران ظاهر شد، جایگاهی که او ابداً ندارد زیرا که او جز تابلوی دولت بی اقتدار و تابلوی گمراه کننده نظام نیست، او گفت که مردم ایران چنین چنان… . این ریاکاری شیخ حسن امر تازه ای نیست او اگر ذره ایی با مردم ایران صادق بود باید بنمایندگی از طرف رژیم و شخص خامنه ایی به این سخنرانی رئیس جمهور آمریکا پاسخ میداد و در چنان پاسخی، هر یاوه ایی که میخواست میتوانست ببافد و هر موضعی که میخواست میتوانست بگیرد ولی او حق ندارد در برابر آن بیانات مستدل، منطقی و منطبق با منافع ملی ما و حفظ صلح در منطقه و دنیا، جبهه گیری مخالفت آمیز کند و این جبهه گیری را هم بحساب مردم ایران بگذارد.

من بعنوان یک ایرانی که میهنش را عاشقانه دوست دارد، ذره ای تباین بین حرفهای رئیس جمهور آمریکا و منافع ملی امان نمیبینم. امید که دیگران هم که زبانی برای گفتن و قلمی برای نوشتن دارند قدری جسارت اخلاقی بخرج داده و احساس مسئولیت ملی کرده و بگویند:  کجای حرفهای ترامپ با منافع ملی و مردم ما مغایرت داشت؟

 

سرفه ترامپ در واشنگتن و زلزله ارزی در تهران

Share Button

سخن کوتاه؛ چالش ارزی جاری نه در شرایط ذخیره ارزی بالای یکصد و بیست میلیارد دلاریِ صندوق ارزی و بانک مرکزی و نفت بشکه ای ۱۴۰ دلار  دوره احمدی نژاد بلکه در شرایط ذخیره ارزی حدود ۲۰ میلیارد دلار(آنهم نه تماماً به دلار و یورو) و در شرایط نفت(ایران) بشکه ایی زیر ۵۰ دلار در برابر دولت و بانک مرکزی قد علم کرده است. دولت و بانک مرکزی بهتر است بجای مانورهای مذبوحانهِ بی نتیجه، به شناور سازی نرخ ارز بپردازند، توصیه ایی که بسیاری از صاحبنظران پولی و اقتصادی کشور هم کرده اند. زورکی نگاه داشتن  مصنوعی  نرخ ارز فقط کام کلان سفته بازان را شیرین و کام مردمی را که از این سفته بازیها فقط ضرر می بینند را تلخ میکند.

تا کی دولت میتواند نرخ مصنوعی دلار و سایر ارزها را پائین نگاه دارد؟

 

در آغاز این هفته، رسانه های معتبر دنیا خبر سخنرانی امروز ترامپ را انتشار دادند که طبق پیش بینیهای این رسانه ها، او در این سخرانی توافقنامه برجام را کلاً یا بخشاً مورد تجدید نظر قرار خوهد داد. برخی هم پیش بینی کرده اند که احتمال دارد او سپاه پاسداران را تروریست اعلام کند که تصمیم نهائی و قانونی کردن همه این مواضع احتمالی، به مدتی ۶۰ روزه نیاز دارد تا پس از تصویب کنگره به قانون تبدیل و اجرایی شوند.

اخبار انتشار یافته پیرامون این سخنرانی را میتوان به سینه صاف کردن یک سخنران تشبیه کرد که میخواهد سخنان مهم خود را شروع کند. با هر سرفه سخران، مستمعین از فرط انتظار و اشتیاق در جای خود جابجا میشوند تا برای شنیدن پیام گوینده آماده تر و تیز گوش تر شوند.

ولی همین سرفه های نا محسوس دونالد ترامپ، در آغاز هفته، بلافاصله در بازار ارز ایران تلاطم آفرید و نرخ تبدیل دلار و سایر ارزها را از این کانال به آن کانال فرستاد. دلار از روی کانال ۳ هزاری به کانال ۴ هزار تومانی وارد شد و بانک مرکزی شتابزده با تزریق مقداری دلار و دیگر ارزها سوپاپ تنش ارزی را باز کرد تا از التهاب بازار بکاهد.

ولی مسئله مهم اینست که بانک مرکزی ذخیره لازم را برای حمایت از نرخ مصنوعی دلار و دیگر ارزها ندارد و دیر یا زود مجبور است لُنگ انداخته و اجازه دهد تا بازار کاملاً آزاد و غیر مهندسی شده روی این برگ قیمتی سبز تصمیم بگیرد. اینکه در آینده افزایش قیمت دلار و دیگر ارزها، جهشی و پانیک زده باشد یا تدریجی و مدیریت شده، تنها به تصمیم بانک مرکزی و دولت بستگی ندارد. طرف دیگر، تقاضای رو به افزایش بازار است که در آن هزاران میلیارد تومان سرمایه سرگردان، مانند امواج ملخ که ناگهان به کشتزارها حمله میکنند،  تحت شرایطی به بازارهای محقر و فقیر ارزی کشور حمله میبرند و تأثیر تزریق های قطره چکانی ارزی بانک مرکزی را با یک یورش، نظیر یورشهای ارزی دوره احمدی نژاد که به ظهور جمشید بسم الله معروف منجر شد از بین میبرند.

بهمنی رئیس بانک مرکزی وقت دولت احمدی نژاد، چند روز قبل در یک مصاحبه برای برائت جوئی از کلاهبرداری بابک زنجانی، گفت: ” در آن شرایط، خود من گاهی مجبور میشدم با لنج از امارات دلار به داخل کشور بیاورم”.

حالا مسئله اینست که در آنسوی آبهای خلیج، دیگر دلاری باقی نمانده است تا با لنج یا هواپیما وارد کشور شود زیرا آن دلارها، دلار نفتی(نفت بشکه ایی ۱۴۰ دلار بود) و بزبان ادبیاتی خودِ احمدی نژاد “آن ممه را لولو برد!” و بهای هر بشکه نفت برنت هم امرور در بازار جهانی حدود ۵۶ دلار و نرخ سبد نفتی اوپک معمولاً چنددلار کمتر از نرخ برنت است و از همین نرخ هم باید تخفیفهای ویژه (۲ـ ۳ دلاری) ایران را کم کنیم مضافاً اینکه از صادرات ۲٫۳ میلیون بشکه ای ایران هم بیش از نیم از آن به چین و هند صادر میشود که بهای آن به یوان چینی و روپیه هندی پرداخت میشود و نه دلار و درهم و یورو.

همزمان با انتشار خبر سخنرانی ترامپ، دولت آمریکا در یک اقدام متقابل بخاطر بازداشت یک کارمند تُرک تبارِ سفارت آمریکا در استانبول، مقرارات لغو روادید را با ترکیه بحالت تعلیق درآورد که منجر به سقوط بیش از ۶%ی ناگهانی نرخ لیره ترکیه شد. بانک مرکزی ترکیه هم برای نجات لیره به دست  و پا افتاد و دولت اردوغان که از این واکنش بازار سراسیمه شده بود دولت آمریکا را به سیاسی کردن مسئله متهم کرد.

البته سقوط نرخ لیره ترک ربط مستقیمی به مسئله مضیقه ارزی ایران ندارد ولی نشان میدهد که حتی دولتی مانند ترکیه هم که ذخیره ارزی آن ده ها برابر ایران است و صادرات جنسی و خدماتی آنهم چندین برابر کل صادرات نفتی ماست، در برابر سرفه های سیاسی مقامات کاخ سفید ضعیف و بی دفاع هستند.

هنگامیکه فقط با انتشار خبر یک سخنرانی رئیس جمهور آمریکا در بازار ارزی میهن ما زلزله میافتد، مضحک است که سخنگوی وزارت خارجه ما، قاسمی، از اقدامات تلافی جویانه شداد و غلاظِ آمریکا شِکَنانه سخن بگوید و آگاهانه خاک در چشم مردم خودمان بپاشد.

سخن کوتاه؛ چالش ارزی جاری نه در شرایط ذخیره ارزی بالای یکصد و بیست میلیارد دلاریِ صندوق ارزی و بانک مرکزی و نفت بشکه ای ۱۴۰ دلار  دوره احمدی نژاد بلکه در شرایط ذخیره ارزی حدود ۲۰ میلیارد دلار(آنهم نه تماماً به دلار و یورو) و در شرایط نفت(ایران) بشکه ایی زیر ۵۰ دلار در برابر دولت و بانک مرکزی قد علم کرده است. دولت و بانک مرکزی بهتر است بجای مانورهای مذبوحانهِ بی نتیجه، به شناور سازی نرخ ارز بپردازند، توصیه ایی که بسیاری از صاحبنظران پولی و اقتصادی کشور هم کرده اند. زورکی نگاه داشتن  مصنوعی  نرخ ارز فقط کام کلان سفته بازان را شیرین و کام مردمی را که از این سفته بازیها فقط ضرر می بینند را تلخ میکند.