Archive for: November 2017

جنگ لفظی عربستان و ایران ـ بحران لبنان و مسئله سعد حریری

Share Button

استراتژی محمد ابن سلمان، پس از  پرتاب موشک ایران به ریاض، بهره برداری حد اکثری از این “نعمت الهی” بود و هست. هرچه فضای جنگی  بر سر روابط فیمابین دو کشور  بیشتر سایه افکند و ترس و نفرت از ایران، در منطقه بیشتر دامن زده شود، برقراری رابطه سیاسی و نظامی با اسرائیل علیه ایران برای دولتهای محافظه کار عرب آسانتر و موجه تر خواهد گردید، آنچنانکه کسی حق و جرئت اینرا بخود ندهد تا همکاری استراتژیک با اسرائیل، علیه دشمن مشترک یعنی ایران را زیر سئوال بَرَد. رژیم ایران و سران نظامی آنهم دقیقاً در همین راه منتهی به تله نابودی که برای آنها ساخته شده رانده میشوند. ایران با تهدید عربستان، امارت و بحرین و سایر ممالک عربی فقط آن توجیه و بهانه ایی را که دولتهای غربگرای عرب نیاز دارند در اختیار آنها میگذارد تا آنها راحت بتوانند بر رسوبات ضد اسرائیلی جوامع خود غلبه کرده و با اسرائیل رابطه دوستانه برقرار کنند. 

Bildresultat för ‫پوستر مرگ بر اسرائیل‬‎

قصد نداشتم دست به قلم ببرم ولی رویدادهای این روزها در لبنان و افزایش تنش بین رژیمهای ایران و عربستان، بنظر من، واجد ابعاد مهم ولی ناپیدائی ورای آنچه به سطح رسانه های منطقه و دنیا رسیده میباشد که کسی تا کنون بدان نپرداخته است و لزوم طرح مسئله از این زوایه وادارم ساخت تا بر تنبلی غلبه کرده و این یادداشت را بنویسم.

بعنوان مقدمه باید گفت؛ همه اتفاقات بزرگ سیاسی در دنیا آنچنانکه آفریننگان و بازیگران عمده آنها در ذهن تصویر کرده اند به آنچه باید منجر شوند نمیشوند زیرا بستر نیرومند اجتماعی و پارامترهای خارج از اراده و مختلف الجهت، غیر قابل مهندسی در سطح ملی و بین المللی وضعیتی بوجود میاورد که منجر به نتیجه ای میشود که میتوان آنرا نتیجه عینی فرایند آغاز شده، یا سنتزی از خواست و اراده انسانی، و زمینه ها و پارامترهای خارج از اراده افراد دانست.

لنین را میتوان بواقع یکی از بزرگرتین سیاستمداران و یک استراژ سیاسی بزرگ قرن ۲۰ دید ولی او هر گز نمیتوانست حتی برای یک لحظه تصور کند که بنائی را که او و حزب بلشویکش  پایه گذاری میکنند نه به بهشت مدنیِ آن سوسیالیسم آرمانی که هدف آنهاست، بلکه به ویرانه ایی، تا عمق بافت اجتماعیش فساد زده می انجامد که نمونه تباهی ملی و سیاسی در قرن ۲۱ میشود. او تصور اینرا نمیتوانست بکند که با تبدیل شدن امپراطوری روسیه تزاری که در زمان انقلاب ۱۹۱۷، پابپای ممالک صنعتی آنروز پیش میرفت و میتوانست پس از یکصد سال ایالات متحده شرق اروپا و آسیا باشد، آن امپراطوری قدرتمند به روزی میافتد که به یک دولت/مملکت نفتی، مافیا زده تبدیل میشود که دائم در معرض بمباران تحریمهایی مالی غرب است که هیچ سیستم دفاعی در برابر آن ندارد.

بهمین سیاق؛ مائو تسه تونگ، لیوچائوچی لین پیائو، رهبران جزب کمونیست چین فکر نمیکردند که چین کمونیست آنها که هدفش نابود کردن ببر کاغذی امپریالیسم آمریکا بود، به بزرگترین قدرت اقتصادی نئو لیبرالی و کاپیتالیسمِی بیرحم، بورکراتیک و نظامی و بزرگترین شریک تجاری آن ببر کاغذی تبدیل گردد.

آن دهها میلیونی که ۶ سال پیش، در بحبوحه بهار عربی در شهرهای سوریه علیه دیکتاتوری “سلسله” اسد به خیابانهای شهرهای سوریه آمدند و دموکراسی و حقوق انسانی میخواستند هرگز فکر نمیکردند، که رژیم اسد بکمک حزب الله لبنان و رژیم ایران، با سرکوب بی امان و وحشیانه آنان و همزمان، میدان دادن به نیروهای جهادی و تروریست و خشن تر کردن میدان پیکار، آنها را از میدان مبارزه مدنی خارج ساخته، آنها را در امواج میلیونی بصورت پناهجویان جنگی وادار به فرار به ترکیه و اردن و لبنان و.. ، کنند تا در برابر رژیم او کسی بجز همان نیروهای جهادی و تروریست باقی نماند که سرکوب آنها با حتی بمبمهای شیمیائی موجه باشد،  تا دنیا مجبور شود بین تعامل با رژیم مردم کُش اسد یا آن تروریستها یکی را انتخاب کند.

ولی اگر تصور شود همه برنامه ریزی رژیم اسد و متحدین ایرانی و حزب الله آنها، آنچنان که میخواستند پیش رفت، همانقدر اشتباه است که فکر کنیم دیکتاتوری نفتی مافیایی پوتین همان چیزیست که لنین در ذهن خود برای آینده شوروی سوسیالیستی مجسم کرده بود.

سیر حوادث در سوریه، منجر به تغیراتی فرا استراتژیک در جغرافیای سیاسی منطقه شد که بعلت جریان یابی این تغیرات در پی بنیاد این میدان متحول ژئو استراتژیک و گستره جغرافیائی آن بدشواری میتوان آنرا احساس کرد.

در یک کلام؛ رسالت تاریخی رویداد های سوریه چه برنامه ریزی و مهندسی شده و چه عینی(ابژکتیو)، این بود که جای دشمن صهیونیستی تجاوزکار ضد اعراب  را با ایران اسلامی و ولایی عوض کند و از ایران ولایی، بحق و سزاوار، هیولای استبداد و ارتجاع بسازد. رسالت تاریخی و فرایندی رویدادهای سوریه این بود تا چهره خشن، غیر انسانی و فساد آفرین رژیم ایران را از پس نقاب زهد نماییِ اسلامی بیرون کشد و آنرا چنان به مردم منطقه نشان دهد که این رژیم به نمونه ضرب المثل زدنیِ ارتجاع و استبداد مبدل شود.

امروزه در سطح وسیعی از فضای فکری سیاسی منطقه؛ انتساب یک جریان سیاسی یا مذهبی به ایران اسلامی همانقدر اشمئزاز آفرین شده است که نسبت دادن آن جریان به داعش و القاعده. و این تصویر میرود تا کاملاً در فرهنگ سیاسی منطقه و جهان نهادینه شود. تراژدی در این رابطه برای ما ایرانیها همسان گیری ایران و ملت ایران با رژیم ولایی حاکم است. بی دلیل نیست که شیخ حسن روحانی و سران سپاه و شخص رهبر از زبان “ملت” ایران به غرب و اسرائیل فحاشی کرده و آنها را تهدید میکنند در حالیکه در عمل آنها مردم ایران را حتی ملت نمیدانند تا برای آن ارزش ملی قائل باشند. اینها سعی دارند که خصومت ابزارگرایانه فرقه ایی خود را با اسرائیل و آمریکا بحساب مردم ایران بگذارند و ابه این ستیزجوئی فرقه گرایانه قبای ملی بپوشانند در حالی که منافع ملی ما نه در خصومت با این ممالک بلکه در دوستی با آنهاست.

اما اگر رسالت بحران خونین ۶ ساله سوریه جایگزین کردن نقش اسرائیل با ایران بعنوان دشمن مردم منطقه و در درجه اول اعراب بود، رخدادهای اخیر لبنان، برنامه ترور سعد حریری و استعفای ناگزیر او، و افزایش تنش با عربستان که با پرتاب موشک ساختهِ سپاه توسط جنگجویان شیعی یمن آغاز شد، رسالتی بیش از بحران سوریه دارد که سخنرانی وسیعاً رسانه ایی شده فرمانده ارتش اسرائیل آنرا بازتاب داده است.

دیروز خبرگزاری روئیترز سخنان ژنرال گادی ایزنکورت را درج کرد که آن ژنرال در سخنان خویش برای مبادلات اطلاعات(سیاسی و نظامی) با عربستان ابراز آمادگی میکند. اینکه در گذشته هم، اسرائیل چه مستقیم، آنچنان که برخی مدعی هستند، و چه غیر مستقیم از طریق طرفهای سوم مانند ممالک اروپایی و آمریکا، با عربستان بده بستان اطلاعاتی نظامی داشته است نکته تازه ای نیست ولی وقتی بزرگترین مقام نظامی اسرائیل این موضوع را علناً ابراز و در اختیار بزرگترین رسانه های دنیا قرار میدهد تا وسیعاً پخش شود بدین معناست که برای آنها دوران معاملات پنهان علیه دشمن مشترک یعنی ایران به پایان رسیده است و زمان آن رسیده است تا این همکاری اطلاعاتی نظامی  دیگر علنی انجام گیرد تا همه ملاحظات دست و پا گیر همکاری وسیع سیاسی و نظامی بین اسرائیل و عربستان و امارات و بحرین و.. ، از میان برداشته شود. هدف این ژنرال اسرائیلی از این سخنان، وارد آوردن آخرین ضربه ها به تابوی فرسوده  رابطه داشتن و ارتباط گیری متعامل با  اسرائیل است.

نشریهئئئئ گاردین امروز نیز درگزارشی در همین رابطه  مینویسد:[” فرمانده ارتش اسرائیل در یک مصاحبه «بی سابقه» با یک نشریه عربستان روی راههایی که دو کشور میتوانند متحداً با توسعه نفوذ ایران مقابله کنند تأکید کرد.

ژنرال گادی ایزنکوت به روزنامه سعودی إیلاف؛  ایران را «بزرگترین تهدید برای منطقه» توصیف کرده و گفت اسرائیل آماده است با دول اسلامی میانه رو مانند عربستان برای « مقابله» با تهدید تهران به مبادله اطلاعاتی بپردازد.

این مصاحبه، از منظر اینکه بویژه خیلی آشکار پیامی چالشگرانه است حائز اهمیت بسیار میباشد؛ این درحکم دعوت اسرائیل از ریاض برای عمل مشترک در برابر تهران است که از سوی عالیترین مقام نظامی اسرائیل ابراز میشود.”]

این رویکرد جدید در سیاست اسرائیل بدین معناست که شرایط و جو سیاسی روانی منطقه چنان علیه ایران برانگیخته شده و در حال برانگیخته شدن است که ملل عرب برای مقابله با آن میتوانند و باید در کنار اسرائیل بایستند و از این کنار هم ایستادن هم میتوانند با اشاره به خطر مشترک ایران، کاملاً از موضع خود دفاع کنند.

استراتژی محمد ابن سلمان، پس از  پرتاب موشک ایران به ریاض، بهره برداری حد اکثری از این “نعمت الهی” بود و هست. هرچه فضای جنگی  بر سر روابط فیمابین دو کشور  بیشتر سایه افکند و ترس و نفرت از ایران، در منطقه بیشتر دامن زده شود، برقراری رابطه سیاسی و نظامی با اسرائیل علیه ایران برای دولتهای محافظه کار عرب آسانتر و موجه تر خواهد گردید، آنچنانکه کسی حق و جرئت اینرا بخود ندهد تا همکاری استراتژیک با اسرائیل، علیه دشمن مشترک یعنی ایران را زیر سئوال بَرَد. رژیم ایران و سران نظامی آنهم دقیقاً در همین راه منتهی به تله نابودی که برای آنها ساخته شده رانده میشوند. ایران با تهدید عربستان، امارت و بحرین و سایر ممالک عربی فقط آن توجیه و بهانه ایی را که دولتهای غربگرای عرب نیاز دارند در اختیار آنها میگذارد تا آنها راحت بتوانند بر رسوبات ضد اسرائیلی جوامع خود غلبه کرده و با اسرائیل رابطه دوستانه برقرار کنند. 

در چنین شرایطی رژیم ایران، محصور در شبستان تاریکِ خود ساخته گفتمان ضد اسرائیلی خویش، همچنان در اندیشه بازی با کارتهای کهنه اسرائیل و آمریکا ستیزی است و نمیداند که اعتبار این کارتها مدتهاست که منقضی شده  است.

رژیم نمیداند که در دهه دوم قرن ۲۱، آمریکا و اسرائیل ستیزی حتی در این منطقه خاورمیانه ایی “غیرت زدگی سیاسی”، دیگر نشانه غیرتمندی نیست بلکه نشانه واپس ماندگی است زیرا جای آن غیرت زدگی چند دهه پیش را غیرتمندی شیعه ستیزانه ضد رژیم ایران گرفته است.

علنی ابزار کردن امکان همکاری اطلاعاتی اسرائیل و عربستان که تا کنون با سکوت دولت عربستان هم مواجه شده است یعنی دوران دیگری از آرایش استراتژیک در کُل منطقه آغاز گردیده است که تمام فَلَک سیاسی را در منطقه زیرو رو خواهد ساخت.

……………………………………………………………………..

افزوده ها و ضمایم

Reuters

JERUSALEM/RIYADH (Reuters) – An Israeli cabinet minister said on Sunday that Israel has had covert contacts with Saudi Arabia amid common concerns over Iran, a first disclosure by a senior official from either country of long-rumoured secret dealings.

…………………………………….

Bloomberg

 

Iran Sees Its Rivals Uniting as Israel Talks Up Saudi Ties

Leadership of Trump, prince seen in Tehran as hard to predict
  • Israel defense chief backs axis to prevent ‘Shiite crescent’
…………………………………………………………….
NOV. 26, 2017

Long Divided, Iran Unites Against Trump and Saudis in a Nationalist Fervor

نقشه ترور نخست وزیر لبنان توسط عوامل ایران خنثی شد

Share Button

رژیم حاکم بر میهن ما به رهبری  سید علی خامنه ایی و مدیرت عملیاتی سپاه، در تمام منطقه بشمول لبنان چتر ترور خود را گسترانده است ولی هزینه این تروریسم پراکنی ماجراجویانه و بی سرانجامِ رژیم، از کیسه مردم عادی میهنمان پرداخت میبشود، چه بصورت اِعمال تحریمهای جهانی علیه کشور، چه به صورت بی آبرو شدن مملکت و ملت بخاطر تروریسم آفرینی رژیم.

W460

سعد حریری نخست وزیر مستعفی لبنان

هزینه تروریسم رژیم بحساب ملت ایران گذارده میشود

برابر رسانه های منطقه و لبنان، نقشه ترور سعد حریری نخست وزیر سنُی مذهب  لبنان، از نیروهای عمده بلوک ۱۴ مارس که در برابر بلوک شیعی/ ایرانی ۸ مارس منتسب به حزب الله لبنان قرار دارد؛ خنثی شد ولی بخاطر این توطعه تروریستی علیه جان نخست وزیر لبنان، او مجبور شد از سمت نخست وزیری استعفاء دهد  و به عربستان برود.

پدر سعد حریری، رفیق حریری نخست وزیر لبنان در ۱۴ فوریه ۲۰۰۵، ۱۲ سال پیش توسط عوامل حزب الله لبنانبه دستور رژیم ایران ترور شد که در جریان ترور او بیش از ۲۲ تن دیگر هم بشمول عابرین پیاده جان خود را از دست دادند.

دادگاه بین المللی رسیدگی به ترور رفیق حریری برای ۵ تن از اعضای حزب الله لبنان بخاطر مشارکت در این عمل تروریستی حکم جلب صادر کرده است ولی بعلت نفوذ حزب الله در لبنان تحویل این تروریستها به دادگاه رسیدگی به ترور رفیق حریری همچنان بلا اثر باقی مانده است. گفته میشود که این تروریستها در ایران ساکن شده اند.

Hariri.jpg

رفیق حریری نخست وزیر ترور شده توسط حزب الله لبنان

سعد حریری فرزند رفیق حریری نخست رزیر مستعفی لبنان در توضیح دلیل استعفای خود، توطعه ترور خویش را ذکر کرده است. او نمیخواهد به سرنوشت پدرش دُوچار شود.

رژیم حاکم بر میهن ما به رهبری  سید علی خامنه ایی و مدیرت عملیاتی سپاه، در تمام منطقه بشمول لبنان چتر ترور خود را گسترانده است ولی هزینه این تروریسم پراکنی ماجراجویانه و بی سرانجامِ رژیم، از کیسه مردم عادی میهنمان پرداخت میبشود، چه بصورت اِعمال تحریمهای جهانی علیه کشور، چه به صورت بی آبرو شدن مملکت و ملت بخاطر تروریسم آفرینی رژیم.

تا هنگامیکه رزیم حاکم بر میهنمان با استفاده از منابع ملی و مالی مملکت تروریسم می آفریند و به آن حتی مباحات میکند، مملکت و ملت هم اجباراً و نا خواسته باید هزینه این ماجراجوئیهای رژیم را بپردازد.

فقط سرنگونی این رژیم یا وادار کردن آن به دست برداشتن از فتنه آفرینیهای تروریستی است که میثواند به ملت و مملکتمان فرصتی برای نفس کشیدن آزاد و همسو شدن با جامعه جهانیِ رو به توسعه را بدهد.