Archive for: January 2018

لشگرکشی سلطان رجب اول به عفرین

Share Button

اردوغان در آغاز این تهاجم نظامی گفت این عملیات طولانی نخواهد بود و ارتش ترکیه با کشتن ۳۰۰۰ تروریست در آنسوی مرز سریعا قال قضیه را خواهند کند. نخست وزیر او، ایلدریم هم همین را تکرار کرد. ولی بنظر من این لشگرکشیِ نمک برای سرکوب کردهای سوریه، به آسانی لشگر کشی و حمله به معترضین “قزی پارک” **استامبول و سرکوب ضربتی آنها نیست که اردوغان بتواند آنرا به آسانی بکمک یک مشت قداره کش مسلح خود  زود”جمع” کند.

Bildresultat för erdughan pictures

هرگاه در بچگی با بد قلقی پدرم را کلافه میکردم، آن بیچاره از سر عجز ضرب المثل “خری که به نمک میرفت” را برایم میگفت که من دهها سال بعد معنای موضوعی آن را درک کردم.

حمله لشگریان اردوغان از زمین هوا، با توپ و تانک و دهها هزار نفر ارتش باصطلاح “آزادسوریه”که با تبدیل و مزدور سازی آن بصورت ینیچری* قرن ۲۱ ترکیه، به عفرین و کردهای سوریه، آن حکایت پدرم را به ذهنم تداعی کرد که از این قرار است:

اول بگویم، در آن قدیم، نمک بصورت بسته بندی شده امروز نبود. آدمهایی بودند که با خر و خورجین یا خرسبد و کلنگ به تپه های صخره ایی نمکی کویر قم میرفتند و قطعات بزرگ نمک را که شکل سنگ مرمر داشت را میکندند و به شهرها می آورده بصورت دوره گردی می فروختند. به این آدمها میگفتند نمکی.

مسکین ترین چارپایان دنیا الاغهای همین نمکیها بودند. چون از صبح که عازم میشدند تا غروب که برمگشتند نه آبی در مسیرشان بود و نه علفی. لذا نمکیها این حیوانات را صبحها قبل از حرکت، حسابی به آب و علف می بستند که تابِ این مسیر طولانی نمکزاری را داشته باشند. روی این اصل این الاغها در صبح کیفور و شنگول عرعر کنان یورتمه میتاختند ولی عصر که برمیگشتند چنان از رمق رفته بودند که نفسشان هم بزور در می آمد. آدم با دیدنشن فکر میکرد که فقط به مصرف دباغی میخورند.

پدرم خطاب به من میگفت، از خری(نمکی) پرسیدند کجا میروی، با صدایی غرا، غرورآمیز و مقطع گفت “نمک!”. وقتی که عصر بر میگشت از او پرسیدند از کجا میآئی، با صدائی که بزور شنیده میشد و گوئی از مقعدش به گلویش میرسد، بریده بردیده پاسخ میداد: « نَ….مَ…..ک..».

نگاهی به صفحات سایت نشریه حریت ترکیه ترجمان همان نمک رفتن سلطان رجب اول به عفرین سوریه است. سط به سط و کلیپ تا کلیپ اخبار و گزارشهای حرکت کاروانهای نظامی؛ مرکب از تانک، نیروی زرهی و پیاده و باز نمایش بمب افکنی و موشک پراکنی جتهای سوپر مدرن اف ۱۶ بر روستاهای عفرین چنان اعتماد به نفسِ خارج از اندازه ایی در سر اردوغانیان ایجاد کرده است که از غرا گفتن “نمک” آن الاغی که به نمک میرفت پر طنین تر و رزمی تر است.

قصد این نیست که از چند و چون این لشگر کشی توجیه ناپذیر و ضد مردمی در اینجا تحلیلی جامع بدست بدهم ولی فقط میگویم: این تو بمیری از آن تو بمیریها نیست و بعید میدانم این “خرِ” چموش نو اتومان ترک زنده از این سفر برگردد تا بتواند حتی با زحمت بگوید از ” ع…ف… ر…ی…ن”.

Ottoman military band performs at Turkey-Syria border

An Ottoman-style military band performed in the border province of Hatay as a show of support for troops taking part in Turkey’s Olive Branch Operation in Syria’s Afrin on Jan. 22.

یک واحد نظامی گونه با اجرای نقش ارتش اتومانی، برای پشتیبانی از واحد نظامی ترکیه که در عملیات شاخه زیتون  به منطقه مرزی هاتای، که منطقه عملیات نظامی در عفرین سوریه است اعزام شده است. حریت ترکیه 

برای ما ایرانیها که در جریان جنگ علیه عراق بسیاری از این صحنه گرانی های تعزیه گونه که ملت را فریفت و  بر جنگ میهنی مردم ما علیه صدام  عبا ـ ردای جنگی شیعی، عاشورائی و امام زمانی پوشاند  تا رژیم بتواند با نهادینه کردن این هویتِ از کورهِ جنگ ۸ ساله بیرون آمده، خود را بعنوان متولی انحصاری آن بمردم بقبولاند اینگونه صحنه ها نا آشنا نیست.

ولی البته کردهای سوریه صدام نیستند بلکه آنها در کشوری دیگر برای حقوق خود اسلحه بدست گرفته و جنگیده اند و عفرین را نه از بشار اسد یا اردوغان بلکه از داعش با جانبازی پس گرفته اند.

اردوغان در آغاز این تهاجم نظامی گفت این عملیات طولانی نخواهد بود و ارتش ترکیه با کشتن ۳۰۰۰ تروریست در آنسوی مرز سریعا قال قضیه را خواهند کند. نخست وزیر او، ایلدریم هم همین را تکرار کرد. ولی بنظر من این لشگرکشیِ نمک برای سرکوب کردهای سوریه، به آسانی لشگر کشی و حمله به معترضین “قزی پارک” **استامبول و سرکوب ضربتی آنها نیست که اردوغان بتواند آنرا به آسانی بکمک یک مشت قداره کش مسلح خود  زود”جمع” کند.

  این حمله بویژه با توجه به اینکه،  ارتش ظاهراً نیروی زمینی و پیاده خود را به سوریه نفرستاده بلکه از مزدورانی که عنوان “ارتش آزاد سوریه” را دزدیده و برخود نهاده اند استفاده میکند پیچیدگیهای زیادی دارد که  توضیح آنهانیاز مند یک تحلیل مفصل است. ارتش سازی از آوارگان جنگی تحت نام قلابی”ارتش آزاد سوریه” یادآور سپاهیان مزدور معروف به ینیچری در دوران سلاطین عثمانی و جنگهای ایران و عثمانی میباشد.

شاید در روزهای آینده یادداشتی جدی تر و تحلیلی در این زمینه نوشته و درج کنم. ح ت

…………………………………………………………………………..

صدای آمریکا

عملکرد اردوغان اصلاحات اقتصادی را به تعویق انداخت

تظاهرات در پارک قزی استانبول
 

تظاهرات مردم، بیشتر جامعه فرهنگی اسلامبول به تبدیل و تغیر این پارک با دادن فضا و هویت اسلامی بدان. در این تظاهراهات تعدادی بدست چماقداران اردوغان کشته شدند. چیزی مانند دفن کردن جنازه کشته شدگان جنگ در دانشگاه تهران (ح ت)

 

نسخه پوتین و اردوغان برای جلوگیری از فرار سرمایه

Share Button

اردوغان ضمن پذیرش وجود “برخی مشکلات اقتصادی” گفت این مشکلات نمیتوانند توجیه سقوط ناگهانی ۲۵% ی ارزش لیره  ترک در برابر دلار و یورو ظرف ۶ ماه باشد. لیره ترک ظرف فقط ماه ژانویه گذشته ۱۰% از ارزش خود را در برابر دلار امریکا از دست داده بوده است.”

نتیجه گیری: میتوان همچنان به نقل این گونه گزارشها که تعدادشان کم نیست و همگی حاکی از دعوتهای میهن پرستانه و پان تورکیستی اردوغان برای دفاع از ارزش لیر در برابر ارزهای خارجی است که بزعم او سقوط آن کار “دشمن” ادامه داد.

معلوم نیست چرا اینگونه دشمنان نمیتوانند با پول ملی هند، پاکستان، اردن، مصر و عربستان چنین بازیهایی را به صحنه بیاورند؟ از پول ملی ممالک صنعتی چیزی نمیگویم.

در پس این کلیشه تکراری و شناخته شده دشمندشمن کردنها و لولو نشان دادنهای اردوغان برای توجیه سقوط ارزش لیره ترک؛ مسائل و علل برشمرده زیر قرار دارند که در پی بنای آنها سوء مدیریت است:

 ولادیمیر پوتین و راهکار او برای حل مسئله فرار سرمایه از روسیه

مفهوم دیکتاتوری را نمیتوان بدون در نظر گرفتن جهت گیری کلان و چشم اندازی هر نمونه مشخص آن بکار برد و بین همه دیکتاتوریها، بصرف شیوه و شکلِ اعمال اقتدار حکومتی اقتدارگرایانه صوری بین آنها علامت تساوی ماهوی نهاد.

همه دیکتاتوریها، در مهار کردن تضادها و نارضایتی های سیاسی در جامعه خود از منظر کاربرد ابزار قدرت مشابهند ولی برخی، این مهار سیاسی خشنِ مخالفتهای سیاسی جامعه را بدون برنامه ای سازنده برای پیشرفت جامعه، فقط برای ادامه فرمانروائی خود و طبقه یا گروه حاکم (خودی) میخواهند و برخی با نگاه و جهتگیری بسوی پیشرفت به ایجاد نظمی آهنین  از موضعی ناسیونالیستی و میهن دوستانه متوسل میشوند. نمونه های دیکتاتوریها نوع اول در دوران معاصر را میتوان: ـ حکومت بعثی صدام، قذافی، رابرت موگابه، کیم یونگ اون، بشار اسد، پوتین، اردوغان و رژیم کنونی ایران، نیکلاس مادورو،  و بسیاری حکومتهای جمهوری های آسیائی سابق شوری ذکر کرد. و از نمونه های نوع دوم میتوان: آتاتورک، پینوشه، فرانکو، حسنی مبارک،رضا شاه و محمد رضا شاه،دیکتاتوریهای نظامی سابق کره جنوبی، برزیل و ترکیه و قدری عقب تر پطر کبیر و ملکه کاترین و بیسمارک حتی ناپلئون بناپارت را نام برد.

هردو گونه این نوع دیکتاتوریها ضمن تنوع درونی خود و درجه کاربرد قهر در تحمیل نظم سیاسی مورد نظر خود، متفاوت از نوع دیگر، از ماهیت واحدی درخود و متفاوت از دیگری برخوردار هستند.  در یک تقسیم بندی ماهوی و کلی، آنها یا توسعه طلب و جهان گرا هستند یا ضد توسعه گرائی و جهان گریز. و دقیقاً این تفاوت عمیق ماهوی است که در کاربرد عام و بدون تمیزِ تفاوت دوغ و دوشابِ واژه دیکتاتوری به کج فهمی سیاسی منجر میشود زیرا دوغ و دوشاب هردو سیال و سفید رنگ هستند. بنا بر این نمیتوان بصرف شباهت صوری آنهار یکی گرفت همچنانکه کفتار را با سگ هم ماهیت گرفت.

غرض از این مقدمه، دستیافت این نتیجه گیری مختصر بود که: دیکتاتوریهای توسعه گرا بخاطر همین ماهیت توسعه گرایانه خود، در ساختار سازی سیستم مدیریت اقتصادی و اجتماعی جامعه از پیشرفته و مدرنترین دستاوردهای زمان اسفاده میکنند و ممنوعیتی در این زمینه اعمال نمیکنند و در کُنه و ذات خود مترقی هستند و بستر ساز ترقی و توسعه و زمینه ساز دموکراسی سیاسی و ماشین سرکوب دولتی آنها هم علیرغم خشونتشان در همین جهت عمل میکند. یعنی بزبان ساده، سرکوگری آنها عمدتاً علیه نیروهای ضد توسعه اعمال میشود هر چند کم یا بیش دامن برخی نیروهای مدرن را هم میگیرد. در حالیکه ماشین سرکوب در حکومت های ضد توسعه و جهان گریز، متوجه نیروهای مدرن و توسعه گراست هرچند در حاشیه میتواند دامنگیر خودیها هم بشود و به تصفیه های داخلی منجر شود.

بطور خلاصه عقلانیت عملی رژیمهای های ضد توسعه، در ماشین سرکوبشان متمرکز میباشد و در حکومتهای توسعه گرا در ساختار سازی اقتصادی و اجتماعی اشان. آن یک در ایجاد زمینه ها و امکانات توسعه افلیج و ناتوان است و این یک در سرکوب شورشهای وسیع داخلی.

در اثبات نتیجه گیری فوق من به توضیح نمونه های برخورد رژیم پوتین، اردوغان و احمدی نژاد در برخورد با بحران ارزی و مدیریت پولی در کشور تحت مدیریتی اشان میپردازم. این هرسه رژیم در خنثی کردن و سرکوب مخالفین با نهایت عقلانیت عملی و  نتیجه بخش عمل کردند ولی در بسیاری موارد از حل ساده ترین مشکل اقتصادی و رفاهی عاجز بودند.

روسیه پس از حمله برنامه ریزی شده به شبه جزیره کریمه و تحریکات نظامی سیاسی علیه اوکرائین با تحریمات غرب مواجه گردید که به بحران اقتصادی و فرار سرمایه از روسیه منجر گشت. طی قریب ۳ سال نرخ برابر روبل در برابر یورو و دلار تقریباً به نصف تقلیل یافت. ذخیره ارزی اعلام شده روسیه  طبق گزارش بانک مرکزی کشور از ۵۲۵ میلیارد دلار پیش از بحران به حدود ۴۳۰ میلیارد در پایان سال گذشته مسیحی تقلیل یافت و نرخ برابری روبل در برابر دلار در همین دوران از هر دلار ۳٫۲ روبل به ۵۷٫۷ روبل تغیر کرد یعنی در عرض ۵ سال  نرخ دلار نسبت به رویل حدود ۷۵% گرانتر شد. البته همین نرخ هم موقتی و ناشی افزایش بهای نفت در این چند ماهه اخیر است و الی قریب یکسال نیم پیش نرخ هر دلار به حدود ۸۳ روبل هم رسیده بود.

پوتین رئیس جمهور  روسیه ماه پیش در کسوت؛ نخست وزیر، وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی روسیه هم ظاهر شد و به روسهایی که از مملکت سرمایه و ارز خارج کرده اند وعده داد که اگر سرمایه های گریخته از مملکت را بکشور برگردانند، هم بخشودگی مالیاتی و کیفری میگیرند و هم جازه مالیاتی هم دریافت میکنند.

روئیترز ماه قبل، گزارشی دارد  تحت عنوان: “پوتین گفت مالیات بر سرمایه هایی که از مملکت خارج شده اند را در صورت برگشت به کشور حذف خواهد کرد“. روئیترز در این گزارش از تلاشهای استیصال آمیز پوتین برای تشویق بازگشت سرمایه های فراری از کشور رازگشائی کرده و در پایان به عدم استقبال صاحبان این سرمایه های فراری از دعوت پوتین میپردازد

در ارزیابی این گفته پوتین باید گفت اولاً: ـ این پوتین رئیس جمهور روسیه  است که با نادیده گرفتن علنی و  عادت شده خود؛  پارلمان؛ دوما، نخست وزیر؛ مدودیف، وزیر دارائی و رئیس بانک مرکزی کشور را که برای اینگونه تصمیم گیریها مسئولند را نادیده گرفته، بسیاق سزارهای مطلق العنان سده های پیش، فرمان بخشودگی جرایم اقتصادی و وعده اعطای جایزه  میدهد بدون اینکه احترامی برای سازو کارهای قانونی در این زمینه مدیریتی مملکت قائل باشد. این اولین نشانه آن چیزی است که من در بالا از آن بعنوان عدم عقلانیت عملی در سازو کارهای مدیریتی دیوانی نام بردم. پوتین نمیداند که سازو کاری که در عرصه امنیی و پلیسی و سرکوبگری نارضایتی های سیاسی عقلانیست و برای رژیم نتیجه بخش، در عرصه اقتصادی جواب نمیدهد و بنابراین، عادتاً همان آمریت نظامی و امنیتی را به حوزه اقتصادی هم تعمیم میدهد.

و اما جنبه دیگر قضیه که نشانه بیشعوری کامل او نسبت به مسائل اقتصادی میباشد در این نهفته است که: مگر سرمایه های گریخته شده از روسیه و صاحبان آنها به جنون دوچار شده اند که اولاً دلارهای خود را به کشوری برگردانند که تحت تحریمهای بسیار است و نرخ  سقوط برابری پول آن(روبل) در برابر دلار بسی بیشتر از این وعده های سرخرمن بخشودگی مالیاتی، اگر هم بدانها عمل شود، میباشد. فراتر این؛ مگر آن سرمایه دارانی که روبلهای خود را به دلار تبدیل و از مملکت خارج کرده اند،کور بوده، سرنوشت بسیاری از سرمایه داران زندان یا ترور شده و اموالشان با یک حکم حکومتی ضبط شده را ندیده اند؟ تا به اینگونه وعده ها اطمینان کنند؟

ندیدن ابعاد امنیتی حریم خصوصی و تأمین جانی و سرمایه ایی و عدم اعتماد به رژیم از سوی صاحبان این سرمایه ها، نشانه ابلهی رهبر روسیه و سردرلاک خویش فربرده او است که نمیداند رژیم او از هیچ نظر در هیچ زمینه ایی برای هیچ کس قابل اطمینان نیست. و این نیز خود نشانه دیگری از فقدان عقلانیت عملی در عرصه مدیریتی رژیم پوتین است.

روئیترز ۲۵  دسامبر مینویسد، رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین در یک سخنرانی در شورای فرهنگی و هنری کرملین، با نگاه به خروج وسیع سرمایه در ۲۰۱۴ از کشور، به خراب شدن رابطه با غرب بخاطر  مناقشه اوکرائین و سقوط بهای نفت اشاره کرده و خطاب به سرمایه دارانی که سرمایه هایشان را از کشور خارج کرده اند گفت اگر سرمایه هایشان را به کشور برگردانند مشمول بخشودگی(عفو  amnesty) میشوند. بموجب آن عفو که تاریخش در اواسط ۲۰۱۶ منقضی گردیده بود، حکم پرداخت مالیات های گذشته و جرایم پولی علیه آنهائی که دارای سرمایه در خارج بوده اند لغو کرده بوده است. ولی با این حال تعداد کمی از صاحبان سرمایه برون مرزی به تصویب حکم این عفو پاسخ گفتند.

در سخنرانی دیگری برای نمایندگان پارلمان پوتین گفت: دو پیشنهاد دارد که تاکنون از آنها پرده برنداشته است. پیشنهاد اول تمدید زمان آن عفو است زیرا فشار های خارجی نه تنها کاهش نیافته اند بلکه افزایش هم میابند و پیشنهاد دوم : حذف ۱۳% از مالیات بر انتقال سرمایه از خارج به داخل روسیه است. بگفته او؛ در عین حال ابزارهای دیگری نیز برای تشویق به بازگشت سرمایه در دست مطالعه نظر میباشد  که از جمله قرار است برای اینگونه سرمایه بازگشتی اوراق  ویژه خزانه  صادر شود.

لُب کلام این است که: پوتین به پارلمان روسیه و وزیر دارائی امر میکند که شرایط قانونی را برای: ۱ـ تمدید عفو جرایم پولی و بخشودگی مالیاتی متواریان مالی و پولی ایجاد کنند. ۲ ـ بنا به این امریه پوتین، نه تنها متواریان و متخلفان پولی عفو میشوند بلکه ۱۳% هم معافیت مالیاتی برای سرمایه بازگشتی خود میگیرند.

نشریه ایندپندنت  سپتامبر ۲۰۱۶ در باره فرسایش ذخایر ارزی روسیه نوشت: ” دولت روسیه به ذخایر ارز خارجی چنان چنگ انداخته است که میتواند بارش درآمدی سالهای گذشته آنرا تا ۲۰۱۷ بخشکاند. اقتصاد روسیه برای حدود ۲ سال، همزمان با کاهش بهای نفت و تحریمهای اِعمال شده بخاطر دخالتش در اوکرائین درحالت رکود بوده است که ضربه سختی به آنکشور وارد کرده است.

 این گونه برخورد سیاسی امنیتی پوتین با مسئله پولی و اقتصادی حتی در قرون ۱۷ و ۱۸، در دوران فرمانروایی اتوکراتها و سلاطین هم پاسخ نمیداد تا چه رسد به امروز.

مشکلات اقتصادی به شمول ارزی و پولی هر کشور فقط با استفاده از مکانیسم ها و ابزار های مالی و و پولی از سوی مراجع کارشناسی، قانونی و با اتکاء به قانونگرائی آهنین و قابل اطمینان برطرف شدنی هستند نه با چنین رشوه دهی ها و عفو دادنهای سلطانی، ولائی یا ملوکانه.

و اما رجب طیب اردوغان و چاره یابی او برای جلو گیری از فرار دلار از ترکیه:

نشریه ساندی تایمز لندن، دسامبرسال پیش گزارشی داشت دایر بر درخواست اردوغان از مردم  برای سپردن دلارهایشان به بانکهای ترکیه با عنوان: اردوغان ترکهائی که دلارهایشان را مخفی کرده اند به میهن پرستی دعوت میکند.”  

 در ادامه ساندی تایمز مینویسد؛ پرزیدنت اردوغان خطاب به ترکها اصرار کرد که ذخیره های ارزی خودشان را به لیره ترک تبدیل کنند تا از سقوط نرخ برابری پول ملی که در بحبوحه تنشهای بین المللی و ملی به نازل ترین حد خود رسیده است جلوگیری کنند.

بنوشته ساندی تایمز؛ آن بخش از بازرگانی کشور که به مواد اولیه خارجی وابسته است،بشدت صدمه دیده، لیره ترک در برابر دلار ۱/۴ ارزش خود را در مدت کمی از دست داده و  قیمت کالاها در فروشگاه ها به آسمان رسیده است. یک دانشجو میگوید:” من فکر میکنم لیره بزودی فرو خواهد ریخت”.

اردوغان میگوید: “برخی کوشش دارند مملکت ما را با خرابکاری اقتصادی بزانو در آورند و کاری را که نتوانسته اند با تصرف تانکها، تفگنها، و جنگنده های F-16s در ۱۵ ژولای انجام دهند با بزانو در اوردن اقتصادی ما کسب کنند. آقای اردوغان گفت:”ما مجبوریم در برابر این دشمنان آنچنان بایستیم که بخاطر آینده امان در ۱۵ ژولای در برابر آنها ایستادیم “(اشاره  او به کودتای شکست خورده نظامیان است . ح ت)

اسپوتنیک روسیه نیز زمانی پس از آن فراخوان اردوغان از ترکها به میهن پرستی و بیرون کشیدن دلارهایشان از توی متکاها و تشک هایشان و سپردن آنها به بانکهای ترکیه، گزارشی دارد با عنوان جنگ اردوغان با سفته بازان ارزی و تروریست نامیدن آنها از سوی اردوغان”  در این گزارش از جمله گفته میشود: “رئیس جمهور ترکیه رجب طیب اردوغان سفته بازان عمده بازار ارز را که  با سوء استفاده از نوسانات ارزی در بازار سود میبرند را به تروریستها تشبیه کرد و از ترکها خواست تا با یک بسیج ملی به دفاع از پول ملی در برابر دشمنان ترکیه برخیزند.”

او که در کاخ ریاست جمهوری سخن میراند گفت:”سقوط اخیر ارزش لیر ترکیه در برابر ارزهای خارجی کار دشمنان ترکیه است.

اردوغان ضمن پذیرش وجود “برخی مشکلات اقتصادی” گفت این مشکلات نمیتوانند توجیه سقوط ناگهانی ۲۵% ی ارزش لیره  ترک در برابر دلار و یورو ظرف ۶ ماه باشد. لیره ترک ظرف فقط ماه ژانویه گذشته ۱۰% از ارزش خود را در برابر دلار امریکا از دست داده بوده است.”

نتیجه گیری: میتوان همچنان به نقل این گونه گزارشها که تعدادشان کم نیست و همگی حاکی از دعوت های میهن پرستانه و پان تورکیستی اردوغان برای دفاع از ارزش لیر در برابر ارزهای خارجی است که بزعم او سقوط آن کار “دشمن” ادامه داد.

معلوم نیست چرا اینگونه دشمنان نمیتوانند با پول ملی هند، پاکستان، اردن، مصر و عربستان چنین بازیهایی را به صحنه بیاورند؟ از پول ملی ممالک صنعتی چیزی نمیگویم.

در پس این کلیشه تکراری و شناخته شده دشمن! دشمن کردنها و لولو نشان دادنهای اردوغان در توجیه سقوط ارزش لیره ترک؛ مسائل و علل برشمرده زیر قرار دارند که در مرکز آنها سوء مدیریت قرار دارد:

۱ ـ اردوغان با تبدیل دموکراسی نیم بند ترکیه به حکومت اتومانی و تمرکز قدرت در دستهای خود و حزب عدالت و توسعه بمثابه سازمان سیاسی خانوادگی خود، اطمینان مردم و بازار سرمایه را نسبت  به آینده ترکیه از بین برده است.

۲ ـ تصفیه و پاکسازی صدها هزار نفر از اصحاب جراید و رسانه های دیگر گرفته تا قضات شریف و بیطرف دستگاه قضایی، فر هنگیان و نظامیان و اساتید دانشگاه، اطمینانی نسبت به کارکرد سالم و بیطرفانه دستگاه قضائی ترکیه نه در داخل کشور کشور و نه در خارج باقی نگذاشته است تا اعتماد سرمایه را جلب کند.

۳ ـ دستگیری بسیاری از نمایندگان پارلمانی حزب پارلمانی HDP دموکراتیک خلق( منتسب به کردها) و رهبر آن صلاح الدین  دمیتراش و محکوم کردن او و تعداد دیگری از پارلمانتاریستهای آن حزب و حتی حزب قدیمی و سنتی جمهوریخواه مردم به حبسهای طولانی مدت در دادگاه های فرمایشی، همه توهمات دموکراسی نسبت به حکومت اردوغان در جهان را زابل کرده است و این رژیم در رسانه غربی مخصوصاً و رسانه جهان عموماً بصورت یک رژیم دیکتاتوری مذهبی توصیف میشود که قادر نیست اطمینان جهان مدرن را بخود جلب کند.

درنتیجه ی بی اعتبار شدن بحقِ این دیکتاتوری دموکرات نما،  از میزان توریسم اروپایی که بیشترین ارزآفرینی را برای اقتصاد ترکیه داشت بشدت کاسته شده و جای آن توریستهای اروپائی را توریستها و فواحش روسی گرفته اند.

۴ ـ در اثر ازسرگیری جنگ با کردها و PKK و امنیتی کردن کُل فضای سیاسی کشور، اطمینان سرمایه گزاران خارجی زابل و روند خروج سرمایه از مملکت آغاز شده است که پایانی بر آن دیده نمیشود.

۵ ـ نردیکی با روسیه و ایران و ایجاد تنش با آمریکا، اتحادیه اروپا و مصر، ترکیه را در بن بست نزدیکی و چسبندگی بیشتر با روسیه و ایران و دوری از غرب قرار داده است که برون رفتی از آن بچشم نمیخورد.

۶ ـ در اثر در افتادن با جریانات سکولار لیبرال داخلی از یکسو و با جریان اسلامیستی میانه رو و سکولار فتح الله گولن از سوی دیگر، اردوغان و حزبش در سراشیبی بی بازگشتِ تشدید خفقان برای تدام حکومت خود افتاده اند که سرانجام آن فقط یک قیام مردمی علیه آنهاست و راه آشتی ملی با حضور اردوغان و حزب عدالت و توسعه او دیگر بسته شده بنظر میرسد.

۷ـ سال گذشته رهبر حزب جمهوری مردم ترکیه کلیچ دار اوغلو، حزاب کمالیست سابقه دار ترکیه و میراث دار کمال آتاتورک یک راه پیمائی ۴۶۰ کیلومتری را با پارول “عدالت” از آنکارا به اسلامبول سازمان  داد که شرکت دهها میلیونی مردم در آن دنیا را شگفت زده کرد و  به جهانیان نشان داد که طبقه متوسط و بخشهای وسیعی از جامعه شهری ترکیه از بی عدالتی اردوغان و حزب او به ستوه آمده اند.

به این فهرست؛ بعنوان دلایل اقتصادی/سیاسی/اجتماعی سقوط لیره ترک و نزول اقتصاد ترکیه و به سراشیبی انزواگرانه و اروپا/آمریکا ستیزانه ای که اردوغان و حزبش در آن در آن افتاده اند همچنان میتوان افزود ولی فکر میکنم تا اینجا کافیست.

باختصار میگویم شکافی که رژیم اردوغان از همه جهت در جامعه ترکیه ایجاد کرده است به عمق جامعه ترکیه رسیده که  حتی با رفتن او و حزبش هم دیگر به این آسانی پرکردنی نیست.

بن بست رژیم اردوغان و ترکیه تحت حاکمیت او میتواند تا سقوطی غیر قابل تصور ادامه یابد. در واقع دشمنی درکار نیست و اگر هست خودنابود گری و خود تخریبی اردوغان و حزب اوست که روی تمام اقتصاد ترکیه و فضای سیاسی آن اثر بسیار منفی و دیر پای بجا نهاده است.

یادداشت بیش از آنچه تصور میکردم طولانی گشت و بنا براین در اشاره به ایران از تحلیل میگذرم و فقط به درج گزارش خبری نشریه  عصر ایران در ذیل بسنده میکنم. خواننده باید بکمک قدرت تحلیلی خود تشابه آنرا با وضعیت روسیه و روبل و ترکیه و لیره اش بیابد.

توضیح اینکه  بیشتر منابع یادداشت فوق در ذیل درج شده یا برای آنها لینک داده شده است.

توجه!

لینک زیر از سایت تابناک امروز ۲ بهمن راجع به رسیدن دلار به ۴۶۳۲ تومان است. مطالعه آنرا هم اکیداً توصیه میکنم. 

همان «پنج نفری» که توانایی بر هم زدن بازار ارز دارند، رئیس بانک مرکزی کنید!

ظهور و عروج جمشید بسم الله و خروج دلار از مملکت و سقوط ریال در بازار ارزی

عصر ایران

 ۲۹ مهر ۱۳۹۱ – ۲۰ October 201

محمدرضا رحیمی: نرخ ارز را “جمشید بسم الله” تعیین می‌کند

وی تصریح کرد: قیمتهای ارزی بازار هم اکنون صوری است و فردی به نام “جمشید بسم‌الله” این قیمت را در بازار آزاد تعیین می‌کند و البته دولت در جستجوی این است که قیمت ارز را به حدی برساند که صادرکننده، صادرات بهتری داشته باشد.

وی افزود: این تقاضای نامشروعی از سمت دولت نیست و اگر نیز صادرکنندگان آن را اجابت نکنند، این روزهای سخت را ما سپری خواهیم کرد و بیشتر به رنج می‌افتیم ولی بهره زیادی از معنویت و فضل الهی خواهیم برد.

دولت تضمین می‌کند که در بازگشت پول صادرات به کشور اجازه ضرر به صادرکنندگان ندهد؛ البته برخی از صادرکنندگان این درخواست دولت را نپذیرفته‌اند که باید خطاب به آنها گفت که نوبت ما نیز می‌رسد، البته این سخن از باب تهدید نیست… صادرکنندگان نفع دولت را تضمین کنند و ما نیز جبران ضرر صادرکنندگان را تضمین می‌کنیم.

معاون اول رئیس‌جمهوری از صادرکنندگان درخواست کرد تا ارز حاصل از صادرات خود را در چهارراه استانبول نفروشند و گفت: نرخ ارز بازار آزاد را هر روز فردی به نام “جمشید” تعیین می‌کند.

به گزارش خبرنگار مهر، محمدرضا رحیمی در مراسم روز ملی صادرات گفت: اخلال در بازار ارز را نیروهای خارجی در خارج از مرزهای کشور ایجاد نکرده‌اند، بلکه دشمن این اخلال را به وسیله نیروهای داخلی خود ایجاد کرده است.

معاون اول رئیس‌جمهوری افزود: وزیر و رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران می‌توانند شهادت دهند که بنده همواره در راه رفع برداشتن موانع پیش روی صادرکنندگان تلاش کرده‌ام، این در شرایطی است که صادرکنندگان نباید اجازه دهند که دشمن از رفتار آنها شاد شود.

وی تصریح کرد: ۳۲ سال است که تحریم پیش روی ملت ایران قرار گرفته است؛ اما راهکارهایش را نیز به خوبی آموخته‌ایم. بنابراین صادرکنندگان باید برای دور زدن تحریم‌ها، ارزهای حاصل از صادرات را به گونه‌ای منصفانه با رعایت سود و قبطه و بهره خود به کشور بازگردانند. این بهترین راه مقابله با تحریم است.

رحیمی گفت: این استدعای دولت از صادرکنندگان برای ارایه ارز خود به دولت از سر عجز نیست؛ بلکه این درخواست صورت می‌گیرد تا اگر صادرکننده‌ای راه را گم کرده ‌است، به راه راست برگردد. این در حالی است که دولت تضمین می‌کند که در بازگشت پول صادرات به کشور اجازه ضرر به صادرکنندگان ندهد؛ البته برخی از صادرکنندگان این درخواست دولت را نپذیرفته‌اند که باید خطاب به آنها گفت که نوبت ما نیز می‌رسد، البته این سخن از باب تهدید نیست.

به گفته معاون اول رئیس‌جمهوری، دولت نه بخشش می‌خواهد و نه ایثار؛ بلکه از صادرکنندگان تقاضا دارد که ارز حاصل از صادرات را برای باز کردن گره از کار کشور وارد نمایند.

وی اظهار داشت: قصد دولت رصد کردن و حساب و کتاب کردن ارز صادرکنندگان نیست، بلکه خواستار این است که صادرکنندگان ارز حاصل از صادرات را در چهارراه استانبول نفروشند و به دولت ارایه دهند.

رحیمی تصریح کرد: صادرکنندگان نفع دولت را تضمین کنند و ما نیز جبران ضرر صادرکنندگان را تضمین می‌کنیم؛ بنابراین به زودی باید با صادرکنندگان بنشینیم و نمایندگان صادرکنندگان با نمایندگان دولت دستورالعملی را تدوین کنند که چگونه ارزهای حاصل از صادرات را به جریان بیندازیم.

وی ادامه داد: با این کار خاری از پای ملت بیرون آورده می‌شود، در حالیکه دشمن تحریم آزاردهنده را در دستور کار قرار داده است؛ این در شرایطی است که در اسفندماه سال گذشته، اعلام شد که اگر در داخل مشکل نداشته باشیم، تحریم را دور می‌زنیم؛ اما مشکل ما در داخل کشور است.

معاون اول رئیس‌جمهوری خطاب به صادرکنندگان خاطرنشان کرد: آیا این انصاف است به ارزی که ملت نیاز دارد آن را تحویل ندهید، مگر اینکه تهدید شوید که منافعتان تامین نمی‌شود.

وی تصریح کرد: قیمتهای ارزی بازار هم اکنون صوری است و فردی به نام “جمشید بسم‌الله” این قیمت را در بازار آزاد تعیین می‌کند و البته دولت در جستجوی این است که قیمت ارز را به حدی برساند که صادرکننده، صادرات بهتری داشته باشد.

وی افزود: این تقاضای نامشروعی از سمت دولت نیست و اگر نیز صادرکنندگان آن را اجابت نکنند، این روزهای سخت را ما سپری خواهیم کرد و بیشتر به رنج می‌افتیم ولی بهره زیادی از معنویت و فضل الهی خواهیم برد.

رحیمی اعلام کرد: چهارشنبه هفته جاری جلسه‌ای با صادرکنندگان ترتیب خواهیم داد؛ چراکه می خواهیم کشور را درست کنیم و یکی از راههای آن نیز صادرات است. صادرات غیرنفتی کشور را می‌سازد و اقتصاد مقاومتی که مورد اشاره مقام معظم رهبری است، یکی از پایه‌هایش بیمه کردن کشور است. الان در شرایطی هستیم که نیازمن به گردش ارز حاصل از صادرات صادرکنندگان در اقتصاد کشور هستیم.

وی تصریح کرد: نرخ نیز تعیین نمی کنیم، نرخ را منصفانه اعلام می‌کنیم و البته از شما ارز هم نمی‌خواهیم بلکه صادرکنندگان کالاهایی که دولت نیاز دارد را وارد کنند.

معاون اول رئیس‌جمهوری گفت: صادرکنندگان در این مقطع ارز خود را رو کنند بدون اینکه حتی یک سنت را کم کنند.

………………………………………………………………

Hurriyet

……………………………

 Sputnik

13.01.2017

Erdogan Declares War on Currency Speculators, Calls Them ‘Terrorists

Turkish President Recep Tayyip Erdogan has equated market traders speculating on the exchange rate of the Turkish lira with terrorists who threaten the country with guns in hand, and called on Turks to ‘mobilize’ to defend the national currency against Turkey’s enemies.

Speaking to officials at the presidential palace on Thursday, Erdogan said that the recent drop in the value of the country’s national currency was caused by Turkey’s enemies

Admitting that the country’s economy has “some problems,” Erdogan insisted that these could not explain the lira’s dramatic 25% drop against the dollar and the euro over the last six months. Since January 1 alone, the lira dropped

as much as ۱۰% against the US currency

“You know that the economy is used to attack Turkey. There is no difference in terms of goals between the terrorist with a gun in his hand a terrorist with dollars and euros in his hands,” Erdogan told officials, according to Reuters.

“The goal is to topple Turkey, to make it kneel and stray from its goals,” he added. “They are using the foreign exchange rate as a weapon,” the president noted, referring to Turkey’s enemies.

Erdogan called for a “national mobilization” to defend the lira against speculators, recalling July’s failed military coup attempt, when Turks spilled into the streets to block the military as it attempted to overthrow the government.

 

عصر ایران

 ۲۹ مهر ۱۳۹۱ – ۲۰ October 201

محمدرضا رحیمی: نرخ ارز را “جمشید بسم الله” تعیین می‌کند

وی تصریح کرد: قیمتهای ارزی بازار هم اکنون صوری است و فردی به نام “جمشید بسم‌الله” این قیمت را در بازار آزاد تعیین می‌کند و البته دولت در جستجوی این است که قیمت ارز را به حدی برساند که صادرکننده، صادرات بهتری داشته باشد.

وی افزود: این تقاضای نامشروعی از سمت دولت نیست و اگر نیز صادرکنندگان آن را اجابت نکنند، این روزهای سخت را ما سپری خواهیم کرد و بیشتر به رنج می‌افتیم ولی بهره زیادی از معنویت و فضل الهی خواهیم برد.

………………………………………………….

Reuters

MOSCOW (Reuters) – Russia should scrap the 13 percent profit tax on funds repatriated from abroad and renew an amnesty from penalties for businesses returning capital, as Washington moves toward tougher sanctions, President Vladimir Putin said on Monday

Russian President Vladimir Putin arrives for a meeting of the Presidential Council for Culture and Art at the Kremlin in Moscow, Russia December 21, 2017. REUTERS/Maxim Shipenkov/Pool

Amid huge capital outflows in 2014, deteriorating relations with the West over the Ukraine conflict and weak oil prices, Moscow offered the amnesty for those returning capital to Russia.

The amnesty, which expired in mid-2016, scrapped responsibility for past taxes and currency violations for those who declared assets abroad. But few agreed to take part in the amnesty.

Russian Finance Minister Anton Siluanov said on Friday that his ministry was proposing such an amnesty be restored in 2018 for at least a year.

Speaking at the meeting with the leadership of the Russian parliament, Putin said he had two proposals which he had not previously spoken about publicly.

“The first is to extend the amnesty timeline, I mean external restrictions are not easing, but, on the contrary, tending to rise,” he said.

U.S. President Donald Trump signed into law a new package of sanctions in August. One provision asked the U.S. Treasury Secretary to submit a report on the impact of expanding sanctions to cover Russian sovereign debt, with an outcome expected as early as February.

Putin’s second proposal was to scrap 13 percent taxes for transfers of capital to Russia by businesses.

Among other tools to encourage the return of money will be a special bonds program.

Russia plans to adjust the terms of a sovereign Eurobond issue next year so that businesses can use the bonds to repatriate funds in a way that would protect them from being damaged by new sanctions on Moscow.

Reuters reported earlier this month that wealthy Russians facing the prospect of targeted U.S. sanctions next year had floated the idea of a special treasury bond to help create favorable conditions for them to bring their cash home.

Writing by Denis Pinchuk; editing by Andrew Roche

 

……………………………………………………………………………………………………………

The Central Bank Of Russian Fedration
International Reserves of the Russian Federation (End of period)

…………………………………………….
Indipendent
September 2016

The Russian government is ploughing through its foreign exchange reserves at such a fast rate that it could use up its rainy day fund by 2017, government officials have claimed.

Despite being a major oil producing nation, pension pots may have to be raided to cover budget shortfalls, on which much of the reserve funds have already been spent.

Russia’s economy has been in recession for nearly two years as oil prices have slumped and Western sanctions – imposed in protest at the Russian intervention in Ukraine – have bitten hard

READ MORE
Russia may rise to super power status again following Syria deal
“The Reserve Fund, as I remember, will be used up over the next year,” deputy finance mnister Alexei Lavrov said.

International analysts agree. “At the current rate, the fund would be depleted in mid-2017, perhaps a few months later,” said Ondrej Schneider, chief economist at the Institute of International Finance.

……………………………….

Sunday times

Erdogan urges patriotic Turks to ditch dollars

اردوغان ترکهائی که دلارهایشان را مخفی کرده اند به میهن پرستی دعوت میکند.

<a href=President Erdogan wants Turks to change their dollar savings into lira in order to halt a slump in the currency” />
President Erdogan wants Turks to change their dollar savings into lira in order to halt a slump in the currencyUMIT BEKTAS/REUTERS

An unusual offer is displayed in the offices of one of Turkey’s biggest bus companies: prove that you have changed at least $500 into Turkish lira since the weekend and claim a free long-distance ticket.

Metro Turizm is just one of the companies to have responded to a financial rallying cry issued by President Erdogan. He urged Turks to change their savings into lira in an attempt to halt a slump in the currency. Amid domestic and international turmoil the lira has hit a record low, losing a quarter of its value against the dollar since May

Businesses that rely on imported raw materials have been hit hard, sending the price of foreign goods soaring in the shops. Some Turks, whose memories of the last currency collapse in 2001 are still raw, are beginning to worry.

“I think the lira could collapse within two weeks,” one student said. “And that will be the end of Erdogan.”

Mr Erdogan’s economic successes are a key part of his appeal: it was his government that rebuilt the Turkish economy in the past decade. Increasingly, however, his policies appear to be weakening rather than strengthening the market, as he refuses to allow the central bank to increase interest rates.

“Erdogan is arguing that high interest rates cause high inflation, which is totally contrary to what economists think,” Emre Deliveli, an economic journalist, said. “If the central bank can put the interest rates up, they can stop the lira’s falling exchange rate. But Erdogan keeps saying that it should be lowered and he has the final decision.”

Others put their faith in the president. According to Mr Erdogan, the lira’s plunge is part of a plot against Turkey that can be reversed with a patriotic drive. On Friday Istanbul’s stock exchange converted all its cash assets to lira. “Someone is trying to force this country to its knees by economic sabotage after failing to seize it with tanks, guns and F-16s on July 15 [the night of the failed coup],” Mr Erdogan said. “We need to stand up for our economy like we stood up for our future on July 15.”

The economy will be a key factor when Turks go to the polls next spring in a referendum to decide whether to switch the political system to an executive presidency.

Mr Erdogan is pushing for the change, which would concentrate power back in his hands. He became president in 2014, having served as prime minister for 11 years.

………………………………………………………………..

چه میخواستند و چی شد!؟

Share Button

Bildresultat för putin and trump pictures

در زیر کپی دو گزارش، یکی از روئیترز و دیگری CNBC  را درج کرده ام. گزارش روئیترز را اگر بجای ترجمه درستش، معادل ضرب المثلی فارسی خودمان را بگذاریم میشود همان “چی میخواستیم و چی شد!؟” معروف است. روئیترز نمونه های زیادی از احساس جشن و شادمانی روسها را از برنده شدن دونالد ترامپ در انتخابات سال گذشته آمریکا ذکر کرده است و اینکه روسها این پیروزی را پیروزی خود تلقی میکردند و یاداوری میکند که خنده دارترین  نمونه از این احساس شادمانی ملی روسی، جام  شامپانی  بالا زدن  ولادیمیر ژیرونوفسکی، رهبر حزب ماوراء راست و شونیست لیبرال دموکرات روسیه است.

حالا معلوم شده است که خبری از کباب نبود و فقط خر داغ میکردند. روئیترز مینویسد که تمام روسیه با اعلام پیروزی دونالد ترامپ به یک شور و خوش بینی سرمستانه دچار شده بود. متأسفانه نتوانستم عکس ژیرونوفسکی را در حال بالا انداختن کیلاس شامپانش کپی کنم ولی به کاربران سایت توصیه میکنم با کلیک روی لینک روئیترز آنرا و ویدئو ی آبتنی کردن نمایشی/مذهبی پوتین را هم ببینید.

در ادامه؛ روئیترز از جایگزینی آن احساس سرمستی شادمانه با  یأسی که سیاست های ضد روسی ترامپ در فضای سیاسی روسیه ایجاد شده است مینویسد و نمونه هایی را از قول سیاستمداران و صاحبنظران سیاسی روسیه ذکر میکند که چگونه همه شادمانی کنندگان به غلط کردن افتاده اند و چگونه بسیاری از آنها علناً میگویند روابط روسیه با آمریکا در زمان اوباما بهتر بود زیر حداقل یک نیمچه تماسیهایی بین رهبران دو کشور وجود داشت درحالیکه در حال حاضر تماسی جدی وجود ندارد.

 بسیاری میگویند بسیار بهتر میبود اگر هیلاری کلینتون برنده میشد.

آن به سرمستی افتادن و این به …. خوردن افتادن، چیز نیست جز روی دیگر سکه ی یک دیکتاتوری فاسد و پوپولیست که سطح شعور سیاسی و تفکر و تعقل جمعی هیئت حاکمه اش تا سطح همان پوپولیسم پوتین تنزل یافته است.

تنها در این قضیه نیست که روسیه تپق زده است. در جریان سرکوب و پسا سرکوب قیام مردم سوریه روسیه با همراهی ایران و دیگر سیاستمدار پوپولیست؛ رجب طیب اردوغان، بارها در شهر”آستانه” کنفرانس صلح تشکیل دادند و هیاهو کردند که همه معارضین(ترجمه روسی ایرانی اپوزیسیون) سوری در آن کنفرانسها شرکت میکنند و هدف همه این نمایشات به محاق راندن کنفرانس ژنو تحت سرپرستی سازمان ملل و نقش آفرینی برای روسیه و پوتین بود ولی هر بار اپوزیسیون سوریه با مشت زدن به دهان آنها سکه کنفرانس آستانه را از اعتبار انداخت.

این سیاست روسیه در برابر مسئله سوریه مانند شرکای دیگرش ایران و ترکیه، بیانگر عدم درک عمقی و جامعه شناختی سیاسی آنها از وضعیت بوجود آمده در سوریه است. این پریشان خیالی ناشی از اینست که این رژیمهای دیکتاتوری فکر میکنند همانطور که خود در شرایط سیطره کامل امنیتی درمملکت تحت فرمانروائی اشان، اعتراضات مردمی را باصطلاح”جمع” میکنند،   مشکل سوریه هم بهمان سادگی جمع کردنی است.

در یک کلام سطح شعور سیاسی در این دیکتاتوری ها تا سطح شعور امنیتی و پلیسی نظامشان تقلبل یافته است و این یک نقطه مهم آسیب شناختی در بدنه و ساختار قدرت سیاسی در این ممالک است.

و اما موضوع گزارش دوم، CNBC  که مشابه آن، این ایام سرتیتر صفحات اکثر نشریات و دیگر رسانه ای دنیا شده است، مسئله نفت و پیش افتادن قریب باتفاق ایالات متحده از روسیه و عربستان با رساندن تولید خود به بالای ۱۱ میلیون بشکه در روز است. تقریباً همه رسانه هائی که اینروزها مسئله سبقت گیری آمریکا را در تولید نفت در دنیا به بحث گذارده اند همگی تمرکز خود را روی نَفسِ این سبقت گیری و میزان کمی آن نهاده اند حال آنکه  از آن جنبه کمیتی مهمتر، معنای مهم این سبقت گیری یعنی مرجع شدن قیمت نفت “شل” در آمریکا و صدور تکنولوژی آن به دیگر ممالک است که به دوران نفت استخراجی با هزینه استخراج حدود ده تا پانزده دلار پایان داده و قیمت نفت تولیدی “شل” را با هزینه حدود حداکثر ۳۵ دلار به نرخ مرچع جهانی (benchmark) بجای نرخ نفت برنت، دوبی و غرب تکزاس تبدیل خواهد کرد.

آنها که نفت را با هزینه ایی زیر ۳۵ دلار تولید میکنند حد اکثرتفاوتِ بین هزینه تا سقف ۳۵ دلار را سود میبرند و آنها که بالای ۳۵ دلار تولید میکنند  چندان شانسی برای فروش نفت خود به بالای این قیمت در بازار جهانی نخواهند داشت مگر در آینده با شیب ملایم تورمی در جهان. ذخایر “شل” در مقایسه با ذخیر نفت مایع بسی بیشتر است و تعداد قریب ۷۵۰۰۰ چاه “شل”  در آمریکا، که در اثر سقوط بهای نفت، نیمه کاره رها شده بودند با قیمتهای بسیار ارزان از سوی غولهای نفتی خریده شده اند که در آینده سریعاً فعال خواهند شد و روی این اصل ثابت گرفتن همان میزان ۱۱ میلیون بشکه در آمریکا هم  برای مدتی طولانی واقعبینانه نیست و معلوم نیست میزان تولید آن کشور تا بکجا با هزینه تولید ۲۵ ـ ۳۵ دلار بالا خواهد رفت.

سخن کوتاه، اینکه؛ عبارت نفت یعنی “طلای سیاه” را باید بکنار نهاد و از تولید نفت مانند آهن و پولاد پارچه* سخن راند. معنای این نتیجه گیری اینست که عمر اقتصاد و دولتهای متکی بر اقتصاد نفتی با انقلاب “شل” به پایان رسیده است. و اگر می بینیم رهبران عربستان سعودی به فراصت افتاده، قصد زیر رو کردن ساختار اقتصادی کشورخود را دارند، اینرا باید بحساب درایت و دور اندیشی سیاسی آنها نهاد، حال چه در این راه موق شوند و چه در جریان این زیر و رو کردن گردونه اقتصادی، گرودنه حکومتی خود آنها نیز زیر و رو شود.

ضمناً باید در مظالعه نقش انقلاب “شل” به این نکته توجه داشت که بسیاری کشورهای دیگر از اردن و عربستان و انگلیس گرفته تا استرالیا و اوکرائین دارای ذخایر قابل بهره برداری نفت شل هستند ولی سرعت برق آسای توسعه فن آوری آن در آمریکا و تبدیل آن کشور از یک وارد کننده (حدود ۵ میلیون بشکه) به یک صادرکننده (۱٫۷ میلیون بشکه) هنوز مجال انتقال تکنولوژی آنرا به بقیه دنیا نداده است ولی این امر زمان زیادی طول نخواهد کشید.

اگر حوصله ایی و فرصتی باشد این بحث ادامه خواهد یافت.

 Reuters

JANUARY 19, 2018

In Russia, Trump inauguration euphoria leaves lasting hangover

MOSCOW (Reuters) – A year ago on Saturday, Russian nationalists partied in central Moscow to celebrate Donald Trump’s inauguration as the 45th president of the United States.

Euphoria has given way to dismay as the man they expected to end U.S. sanctions against Russia reluctantly reinforced the penalties and allegations of Russian interference in the U.S. election, denied by Moscow, eroded political ties

Some Russians even say it might have been better if Hillary Clinton, long portrayed here as rabidly anti-Russian, had won the presidency.

“Under a Clinton administration … we could have maintained some kind of contacts and dialogue, at least in the arms control sphere. Now, that’s all gone,” said Valery Garbuzov, director of the Institute for U.S. and Canadian Studies in Moscow, which advises the government on foreign policy.

Before he was elected, Trump’s talk of wanting better relations with Moscow and praise for President Vladimir Putin delighted Russian officials, who had watched ties with the administration of Barack Obama sink to a post-Cold War low.

News of Trump’s White House win was greeted by applause in the Russian lower house of parliament and the head of the Kremlin-backed RT TV channel, Margarita Simonyan, said she felt like driving around Moscow with a U.S. flag.

Simonyan now spends much of her time assailing the U.S. authorities, accusing them of shutting down free speech there by designating her channel as “a foreign agent.”

Tsargrad, the nationalist TV channel that broadcast the main Russian Trump inauguration party at Moscow’s Soviet-era post office, accused Trump this week of criticizing Russia over North Korea to distract from his own problems at home.

With the U.S. Congress continuing investigations into alleged collusion between Trump and Russia and the administration working on lawmakers’ demand for more punitive measures, the Kremlin’s frustration is palpable

While Putin met Trump twice last year, officials here say they are unaware of any plans for a bilateral summit and Moscow tried and failed to set up a formal meeting between Putin and Trump at an APEC summit in November.

Kremlin spokesman Dmitry Peskov listed U.S.-Russia relations as among the biggest disappointments of 2017.

The U.S. Treasury Department is due to publish a report before the end of this month naming wealthy Russians close to Putin or the authorities, something Russian officials fear is a prelude to extending a list of sanctioned people and entities.

Russian officials say they expect at least another six U.S. government reports this year that may result in new U.S. action against Russia’s energy and financial sectors as well as media, and a possible ban on the purchase of Russian Treasury bonds.

“(U.S.) sanctions policy is designed to turn Russia into a toxic asset so that any investor will think 10 times before deciding to enter the Russian market,” said Ivan Timofeev, a sanctions expert at the Russian International Affairs Council (RIAC), a think-tank close to the Russian Foreign Ministry

FILE PHOTO: Head of the Liberal Democratic Party of Russia (LDPR) Vladimir Zhirinovsky celebrates Donald Trump’s election as president by drinking sparkling wine with other party members during a break in the session of the State Duma, the lower house of parliament, in Moscow, Russia November 9, 2016. REUTERS/Maxim Zmeyev/File Photo

Russia’s scope to defend itself from new sanctions was “extremely limited,” he said

‘TOUGHER THAN OBAMA’

Putin has put a brave face on worsening U.S.-Russia relations, using his annual news conference in December to say he thought ties would eventually recover, while praising Trump for his economic achievements.

But though Russian officials say they believe Trump’s stated desire to improve ties with Moscow is sincere, they portray him as a lame duck president when it comes to making Russia policy, neutered by his domestic political opponents.

The result, they complain, is that U.S.-Russia ties are actually worse in some ways than under Obama and that high-level contacts are virtually non-existent

FILE PHOTO: U.S. President Donald Trump meets with Russian President Vladimir Putin during their bilateral meeting at the G20 summit in Hamburg, Germany July 7, 2017. REUTERS/Carlos Barria/File Photo

“Unfortunately the actions of the current administration are in line with Obama‘s, despite the line of president Trump during his election campaign. In certain areas, they are even more assertive,” Foreign Minister Sergei Lavrov told his annual news conference this month.

Both Trump and Putin may say they want better ties, officials say, but day-to-day relations between the two countries are locked in a downward spiral with no Cold War-style communications channels to help tamp down tensions.

Russian efforts to persuade Trump to hand it back two diplomatic properties in the United States seized under the Obama administration have come to nothing, prompting Moscow to respond by seizing U.S. property in Russia. Putin last year ordered the U.S. Embassy in Russia to shed half its staff.

The Trump administration has also upped pressure on Russia over Ukraine, going further than Obama by authorizing the supply of new weapons to Kiev, which is locked in a war with pro-Russian separatists in eastern Ukraine.

It has also described Russia as a revisionist state seeking to challenge U.S. power.

Andrey Kortunov, head of RIAC, said Moscow had been blinded by its desire for “anyone but Clinton”, a view that the Republicans were easier to work with than the Democrats, and a belief that Trump’s world view overlapped with Russia‘s.

“We warned them,” he said.

Garbuzov, whose institute also advises the government, said the elite wrongly assumed the U.S. political system was like Russia’s where the president has few checks on his authority, and can now only try to limit the damage by cooperating where possible.

“Trump can’t do anything (to improve Russia ties),” said Garbuzov.

“He’s made vague statements saying it would be good to fix relations, but how to achieve this is an enigma for him.”

Editing by Philippa Fletcher

—————————————

———————————–

CNBC

20/01/2018

‘Relentless’ growth could see the US topple Russia, Saudi Arabia as world’s largest oil producer, IEA says

  • “This year promises to be a record-setting one for the U.S.,” the IEA said in its closely-watched report published Friday
  • The latest monthly report from the IEA comes at a time when crude futures have climbed to highs not seen since the early days of a slump in December 2014
  • One of the main beneficiaries of OPEC-led production cuts is the producers’ major competitor, U.S. shale oil. U.S. oil producers are staging a dramatic comeback amid a recovering oil price that has allowed many of them to restart operations
  • The U.S. is well-placed to overtake the likes of Saudi Arabia and Russia as the world’s leading energy producer over the next 12 months, according to the latest monthly report from the International Energy Agency (IEA).

    “This year promises to be a record-setting one for the U.S.,” the IEA said in its closely-watched report published Friday.

    “Relentless growth should see the U.S. hit historic highs above 10 million barrels a day (in production), overtaking Saudi Arabia and rivaling Russia during the course of 2018 — provided OPEC and non-OPEC restraints remain in place,” the Paris-based organization adde

    ‘Unchartered waters’

    The latest monthly report from the IEA comes at a time when crude futures have climbed to highs not seen since the early days of a slump in December 2014. Brent crude futures hit a peak of $70.37 a barrel on Monday, with the global benchmark since paring some of its recent gains to trade at $68.69 on Friday morning.

    “What we are trying to understand is the responsiveness of the U.S. shale producers. And because of the dynamism of the industry, the innovation and the vast number of players in that space … to some extent, we are in unchartered waters,” Neil Atkinson, head of the oil industry and markets division at the IEA, told CNBC on Friday.

    Atkinson said that given the recent rally in oil prices, the IEA was expecting a “wave of new production” from the U.S. in the coming months. He added OPEC would then need to “accommodate” for that and make its own judgment at its next meeting in June as to what its response should be

    The main price driver has been a supply cut from major oil producing group OPEC and Russia, who started to withhold output in January last year. The production cuts by OPEC and 10 other allied producers, which are scheduled to last throughout 2018, are aimed at clearing a supply overhang and propping up prices.

    One of the main beneficiaries of these cuts is the producers’ major competitor, U.S. shale oil. U.S. oil producers are staging a dramatic comeback amid a recovering oil price that has allowed many of them to restart operations.

    US ‘beat all expectations’ in 2017

    U.S. crude production stands at 9.9 million barrels a day, according to the IEA, which is the country’s highest level in almost 50 years. That level of supply puts the U.S. neck-and-neck with OPEC kingpin Saudi Arabia — the world’s second-largest producer after Russia.

    “The stage was set for a strong expansion last year, when non-OPEC supply, led by the U.S., returned to growth of 0.7 million barrels a day and pushed up world production despite OPEC and non-OPEC cuts,” the IEA said.

    “U.S. growth of 0.6 million barrels a day in 2017 beat all expectations, even with a moderate price response to the output deal as the shale industry bounced back — profiting from cost cuts, stepped up drilling activity and efficiency measures enforced during the downturn,” the group said

    In recent years, America’s unprecedented oil and gas boom has been driven by one factor above all others — and that’s shale. The so-called shale revolution could help to alleviate Washington’s reliance on foreign oil, including from turbulent Middle Eastern states, while also supporting a bid to export to more countries around the world.

    The IEA’s estimates of global oil product demand in 2017 and 2018 were left roughly unchanged at 97.8 million barrels a day and 99.1 million barrels a day, respectively.

    The price of oil collapsed from near $120 a barrel in June 2014 due to weak demand, a strong dollar and booming U.S. shale production. OPEC’s reluctance to cut output was also seen as a key reason behind the fall. But, the oil cartel soon moved to curb production — along with other oil producing nations — in late 2016.

    .

  • ……………………………………….

 

تفسیری بر دو تصویر

Share Button

دو عکس، یکی از پوتین و دیگری از الکسی ناوالنی رهبر اپوزیسون مخالف او میباشد. هردو از روئیترز هستند. در عکس نخست پوتین را با ژستی نمایشی، با عضلات منقبض کرده بازو و سرشانه ها، که که این انقباض عضلاتی را میتوان از رگ و ریشه متورم گردنش و صورت در هم کشیده شده اش میتوان بخوبی تشخیص داد، نشان میدهد که در درچه ایی ای یخ زده در این زمستان روسی فرو میرود بدون اینکه آثار سرما و یخ زدگی در سیمایش نشان داده شود. البته قطعاً این دریاچه یخ زده بخشی محوطه سونای خصوصی گرم اوست که بلافاصله در آنجا او با گرمای مطبوع سونا نامطبوئی یخ زدگی خود را جبران میکند.

او  این عکس نمایشی و عوام پسند را با صلیب نمایشی آویخته به گردن را برای خر کردن توده عوام که از هردو ژست او احساس تحسین بهشان دست میدهد تکمیل کرده است. همه این نمایشات عوام رنگ کن که در جهان مدرن امروز جائی ندارند بخشی از تبلیغات انتخاباتی آینده است که تا دو ماه دیگر، مارس، برگزار خواهد شد.

سئوال بسیار مهمی که قاعدتاً هر روسی برخوردار از شعور متعارف از خود بکند اینست که آیا این سرگرد KGB عضو حزب کمونیست و از مطمئن ترین اعضای آن ( بخاطر اطلاعاتی بودنش)، در ان هنگام به حزب مارکسیست لینیست ضد مذهب و ضد کلیسا دروغ گفت؟ یا حالا به مردم روسیه دروغ میگوید؟ و هم ملت روسیه و هم عیسی مسیح و مریم را به مسخره گرفته است.

و اما عکس دوم که روی پنهان عکس پوتین است، به الکسی نوالنی، فعال حقوق بشری و مبارزه بافساد تعلق دارد. نوالنی تنها کسی از مخالفان است خود را نامزد ریاست جمهوری کرده بود و قصد رقابت با پوتین را داشت. او عکس برگردان خود پوتین و کاندایداهای ساختگی (انتخابات گرم کن)پوتین ساخته میباشد.

در روسیه خرافه زده سیاسی و مذهبی و کیش پرست (پوتین پرست)، نوالنی هیچ شانسی برای حتی کسب ۲۰%ی از آرأ را نداشت، ولی پوتین نمیخواهد که کسی از جبهه غیر خودی وارد صحنه شود که هم فرصت رسانه ایی برای تغیر گفتمان انتخابات از شارلاتانیسم مافیائی به روندی دموکراتیک بیابد و هم حتی با حدود ۲۰% آرای خود به مردم پیام دهد که در هیچ گوشه این فضای منجلاب پوتین ساخته نمیتوان در جستجوی هوایی سالم بود.

بنا بر این دادگاه قانون اساسی روسیه( یعنی شورای نگهبان روسیه) حکم صادره از سوی دادگاه در ممنوعیت نامزدی او را تأئید و اعتراض ناوالنی را به رد صلاحیت خود نا وارد دانست.

در حکومت های دیکتاتوری، برای اخته کردن یک انتخابات از کمترین معنای انتخاباتی آن، بجز تقلب در شمارش آراء یا مهندسی آن راه های زیادی دیگری هست.

نتیجه ایی که سرانجام از این نوع دموکراسی کاریکاتوریک، از سوی مردم گرفته میشود، حق دادن به همان رژیم علنی و رسمی استبدادی است که روراست و با زبان عریان با مردم صحبت میکند و هزینه این نمایشات انتخاباتی را هم روی دست مردم نمیگذارد.

اگر کسی بگوید حق انتخاب مردم روسیه در زمان استبداد رومانوفها از امروز در زمان پوتینیسم کمتر بوده است جز یاوه نگفته است.

………………………………………

پوتین روسیه به آب یخ زده میزند تا اعجاز و وحی آمیزی ارتودوکسی را نشان دهد.

Russian President Vladimir Putin takes a dip in the water during Orthodox Epiphany celebrations at lake Seliger, Tver region, Russia January 19, 2018. Sputnik/Alexei Druzhinin/Kremlin via REUTERS

Russian President Vladimir Putin stripped off to his bathing trunks and immersed himself in the freezing waters of a lake late on Thursday, observing an Orthodox Christian ritual to mark the feast of Epiphany.

رئیس جمهور ولادیمیر پوتین دیروز پنجشنبه، در اجرای مراسمی بمعنا و مناسبت فریضه وحی باوری مسحیت، لخت شده در دریاچه ای یخ زده فرو رفت.

شکایت انتخاباتی

FILE PHOTO: Russian opposition leader Alexei Navalny speaks in the studio of the radio station Echo of Moscow in Moscow, Russia December 27, 2017. REUTERS/Sergei Karpukhin

Russia’s Constitutional Court has refused to review a complaint from opposition leader Alexei Navalny over a ban on him running in a March presidential election citing legal problems with it, the RIA news agency reported on Friday.

 دادگاه قانون اساسی تجدید نظر در حکم رد صلاحیت الکسی ناوالنی رد کرد و شکایت او را علیه حکم رد صلاحیتش برای وارد شده در مبارزه انتخاباتی را  که قرار است در ماه مارس آینده برگزار شود وارد ندانست.

 

چشم انداز جهانی نفت و انقلاب تکنولوژیک نفت شل

Share Button

دنیای فرا صنعتی، در پبشاپیش آن ایالات متحده، اروپا(غربی)، ژاپن و اقیانوسیه دورانی از رونق اقتصادی کم سابقه را میگذرانند. این رونق بیسابقه اقتصادی که نمیتواند همچنان تداوم یابد از جمله موجب افزایش تقاضای نفت و گاز و کلاً مواد انرژی زا در جهان گردیده است.

ایالات متحده نقش لوکوموتیو این رونق اقتصادی جهانی را دارد. در اثر این رونق سطح اشتغال در این کشور به بالاترین حد خود رسیده است. در این اشتغال زائی، تولید نفت و گاز “شل” و توسعه و تکامل تکنولوژی مربوط بدان که از آن گاهاً به انقلاب “شل”نام میبرند سهم کمی ندارند.

توسعه تکنولوژی “شل” از یکسو، ایالات متحده را از یک وارد کننده مواد انرژی زا به یکی از صادرکنندگان آن تبدیل کرده است و از سوی دیگر  افزایش اشتغال در این زمینه، از میزان بیکاری کاسته و موجب تقویت بنیه مالی دولت و کل اقتصاد ملی گردیده است.

دامنه تآثیرِ فرادستی یافتن ایالات متحده در تولید، استخراج و صدور نفت و گاز(گاز مایع) در جهان و پیشتازی تکنولوژیک تقریباً بلامنازع آن در این زمینه برای ایالات متحده و متحدینش در اینسوی آتلانتیک، صرفاً به عرصه اقتصادی و محدوده جغرافیائی ایالات متحده محدود نمیشود بلکه حامل پیامدهای جدی اقتصادی و سیاسی برای آن ممالکی نیز هست که صادر کننده نفت و گاز هستند، مانند روسیه، ممالک عربی حوزه خلیج فارس، ایران و..  نیز میشود.

روسیه تا همین دوسال پیش از ابزار نفت و گاز علیه ممالک اقماری شوروی سابق و اعضای پیمان ورشو  برای باجگیری از این کشورها استفاده کرده هنوز هم میکند. پس از انقلاب مردمی ضد روسی در اوکرائین، روسیه بیشترین فشار را  با باز و بسته کردن شیر گاز روی این کشور وارد کرد.

حال، پیشرفت تکنولوژی”شل”در ایالات متحده این بالانس اقتصادی/سیاسی را در دنیا نه تنها بهم زده است بلکه این روند میرود تا با  یک چرخش ۱۸۰ درجه ایی به ابزار اعمال فشار در دست واشنگتن در همه دنیا تبدیل شود.

صنایع نفتی ایالات متحده با رکورد شکنی بسوی زیر و رو کردن تجارت جهان پیش میرود

ترجمه کامل گزارش تحلیلی روئیترز

آژانس خبری روئیترز دیروز گزارشی با عنوان:« صنایع نفتی ایالات متحده با رکورد شکنی بسوی زیر و رو کردن تجارت جهان پیش میرود» دارد که از نظر داده های فنی و اقتصادی خود بسیار غنی و خواندنی است.

هرچند بنظر من، نویسنده این گزارش، خود از اهمیت داده های آماری و فاکتهای ارائه کرده خویش در گزارش تحلیلی اش بیخبر بوده است. او تمرکز خود را بیشتر بر جنبه صرفاً اقتصادی و فنی قضیه نهاده و از بازخوردهای توسعه فن آوری”شل”روی روابط ژئوپولیتک و اقتصادی ممالک متأثر شونده در بخشهای مختلف دنیا غفلت کرده است و یا نخواسته وارد آن حوزه شود

ترس ناشی از کمبود انرژی که گریبان ایالات متحده را در دهه ۱۹۷۰ گرفته بود دیگر جایش را به احساس برتری در زمینه انرژی در دنیا داده است.

روئیترز مینویسد: “جهش تولید”شل”بجائی رسیده که تولید روزانه نفت در ایالات متحده را به بیش از ۱۰ میلیون بشکه رسانده است ـ این یک رکورد شکنی نسبت به تولید نفت در ۱۹۷۰ است، چیزی که یک دهه قبل کسی نمیتوانست تصور آنرا به مخیله خود راه دهد.

و این رکورد جدید چند روزی بیش دوام نخواهد داشت زیرا دولت ایالات متحده میخواهد آنرا به ۱۱ میلیون بشکه در روز برای سال ۲۰۱۹ برساند.

نأثیرات اقتصادی و سیاسی افزایش تولید ایالات متحده نفس گیر است، حذف حدود ۱/۵ واردات نفتی کشور طی دهه گذشته،  اشتغال زائی و کاهش بهای بنزین برای مصرف کنندگان محلی تا زیر نرخ ۲۰۰۸ از جمله این تأثیرات میباشند.

جان انگلند، سرپرست مؤسسه بررسیهای انرژی دلیوته در آمریکا میگوید این پیشرفتها بنحوی باورنکردنی بر اقتصاد آمریکا اثر مثبت نهاده است. برای بیکاران کشور فرصت شغلی آفریده و تاثیرات متعاقب آن حتی به کاهش مصرف کربن انجامیده زیرا گاز تولیدی از “شل” جایگزین ذغال سنگ در نیروگاههای کشور گردیده است.

طبق گفته موسسه CME Group صادرات مواد انرژی زای ایالات متخده  به آسیا با صادرکنندگان خاورمیانه به رقابت برخاسته است. حجم قرار دادهای تجاری نفتی آینده(بلند مدت) دو برابر شده و در ۲۰۱۷ به بیش از ۱٫۲ میلیون بشکه در روز رسید.

نرخ مبنائی و مرجع (benchmark) نفت خام غرب تکزاس حالا دیگر از سوی مشتریان بنزین و گازوئیل خارجی با دقت تعقیب میشود.(توضیح من: ـ برای بهای نفت در دنیا ۲ نرخ مبنائی یا مرجع هست که بر اساس آنها قیمت های نفت از کشورهای مختلف بستگی به دوری و نزدیک و نوع تعین میشود. مرجع اول نفت برنت و دوم نفت غرب تکزاس است.  تا کنون برای تجار نفتی در خارج از قاره آمریکا، بیشتر نرخ مرجع دریای برنت مهم بود و نرخ غرب تکزاس یک مرجع درون قاره ایی بحساب میآمد.)

مسئله اینکه تولیدات “شل” میتواند با سرعت کنونی ادامه یابد یا نه؟ یک مسئله قابل بحث است. توسعه سریع نفت و گاز”شل” موجب این دلنگرانی گریده است که این صنعت هم اکنون به اوج خود رسیده و برآوردها برای آینده آن تا  حدود زیادی خوشبینانه است.

هزینه نیروی کار و سرویسهای مورد قرارداد، در میادین نفتی فعال و بهای اراضی مورد حفاری اخیراً بنحوی سریع افزایش یافته است و برخی مؤسسات تأمین کنندگان مالی شرکتهای درگیر در عملیات نفتی، از تولید کنندگان خواسته اند تا تمرکز خود را بر اصلاحات منجر به بهره وری کوتاه مدت بگذارند نه گسترش دادن حفاریها با انتظارات بلند مدت.

ولی تولید کنندگان در ایالات متحده، هم اکنون بر همه انتظارت پیشی گرفته اند و بر بسیاری چالشها از جمله تلاشهای اخیر ممالک عضو اوپک که کوشیدندبا افزایش صادرات و اشباع بازار جهانی با نفت ارزان، راه توسعه شرکتهایی “شل” ی را ببندند، غلبه کرده اند.

کارتل بین المللی ممالک نفتی(اُپک)، سرانجام در ماه نوامبر ۲۰۱۶، از موضع خود (غرق کردن بازار نفت دنیا با نفت ارزان. م) زیر فشار اعضای خود که از کاهش بهای نفت از سطح بشکه ایی بالای ۱۰۰ دلار در ۲۰۱۴ به زیر ۲۷ دلار صدمه میدیدند، عقب نشست و تصمیم به کاهش صادرات خود گرفت.

تولید کنندگان “شل” جنگ قیمت نفت را با کاهش قابل ملاحظه هزینه تولید و پیشرفتهای تکنولوژیک بُردند. اینروزها نفت با بشکه ایی حدود ۶۴ دلار معامله میشود که برای بسیاری از تولید کنندگان نفتی در ایالات متحده کافی است. این شرکتها با این نرخ؛ هم بر حفاریهای خود افزوده اند و هم به سهامداران خود سودهای خوبی پرداخته اند.

شکُفتگی صادرات نفت

دستآوردهای بازدهی فزاینده کسب شده در نبرد با اُپک ـ بشمول حفاری سریعتر، طرح ریزیهای بهینه تر در فراکینگ*(fracking) ـ تا آن حد موفقیت آمیزانه به شرکتهای آمریکایی کمک کرد که آنها توانستند با لابیگری قانون منع صادرات نفت را لغو کنند.*( عمل فراکینگ، تزریق آب با فشار قوی به صخره های زیر مینی اسفجی شکل است که در محفظه های بسته آن گاز یا نفت وجود دارد که با شکستن دیوار های این اسفنج صخره ایی نفت یا گاز آزاد میگردد ـ ح ت).

در پایان سال ۲۰۱۵، کنگره، قانون منع صدور نفت که بدنبال تحریم صدور نفت اوپک* در ۱۹۷۳ وضع شده بود را لغو کرد.*(توضیح: ـ کشورهای نفت خیز عضو اوپک پس از جنگ سوم اعراب و اسرائیل صدور نفت به ممالک اروپائی و آمریکا را قطع کردند که حدوداً بمدت ۳ ماه ادامه یافت.ح ت)

Bildresultat för shale oil bilder

فراکیننگ پروسه(فشار هیدرولیکی آب از بالا و شکستن دیواره های صخره های نفتی)

امروزه ایالات متحده حدود ۱٫۷ میلیون بشکه نفت خام صادر میکند و در سال جاری حجم صدور گاز طبیعی آن قرار است به ۳٫۸ میلیون متر مکعب برسد. ترمینال هایی که تا کنون برای ذخیره واردات گاز مایع ایجاد شده بودند، با تغیر سیستم به ترمینالهای صادرتی گاز مایع تبدیل شده اند.

تقاضا برای صادرات، بموازات جهش تولید در مناطق دور دست کشور، مانند غرب تکزاس و داکوتای شمالی، به یک رونق بی سابقه در ساختن شبکه لوله های نفتی در  ایالات متحده انجامیده است. بر طبق گفته مدیریت موسسه  پاپ لاین…  شرکتهایی مانند کایندر مورگان… (Kinder Morgan and Enterprise Products Partners)، در بین سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۶،، ۲۶،۰۰۰  مایل بر شبکه لوله های مایعات نفتی خود افزوده اند. پروژه های چند میلیارد دلاری دیگر در مؤسسات مربوطه در دست بررسی هستند.

شرکت های حفاری میگویند؛ آنها قادرند مقدار بسیار بیشتری لوله گذاری کنند.

 ماتیاس اشلوث معاون رئیس بازرگانی شرکت بیکر هیوز و سرویسِ میدان نفتی جنرال الکتریک  میگوید:”ما قادر به بهینه سازی  و نظارت بر سرعت بخشی و راندمان افزائی فرایند حفاری هستیم.” حفاریهای جدید یک هفته طول میکشند در حالیکه انجام چنین حفاریهائی، تا همین چند سال پیش، بیشتر از یک ماه وقت میبُردند.

تکنولوژی راه بهره برداری از میادین نفتی جدید را میگشاید

فاز بعدی در توسعه تولیدات “شل“ی بستگی به تکنولوژی رمق کشی حداکثری از هر چاه نفت میباشد. شرکتهای نفتی حالا دیگر سانسورهایی را نصب میکنند که نشان میدهند چه مختصر حفاری لازم است تا یک حفاری به ذخیره نفتی برسد. آنها با کاربرُد این سانسورها و استفاده از دیگر ابزارهای هوشمند به مهندسین آموزش دیده و تجهیز شده کمک میکنند تا حد اکثر استفاده از تجهیزات بکار گرفته شده را بکنند.

با افزایش سرمایه گذاری، سرمایه گذاران نفتی حالا دیگر میتوانند استخراج از چاههای نفتی کم بازده در گذشته را هم، در مناطق کم بازده، مقرون به صرفه کرده و از آنها نفت استخراج کنند. کیت ریچارد، رئیس گروه انرژی وارویک که در بیش از ۵۰۰۰  چاه نفتی ایالات متحده سهیم است میگوید، تکنولوژی در سود آفرین کردن این گونه چاهها نقش بسیار دارد.

او (کیت ریچارد)،در یک مصاحبه تخمین میزند که؛ حدود یک سوم سرمایه بورسی خصوصی در نفتِ شل؛ در مناطقِ تا کنون مورد توجه قرار نگرفته سرمایه گذاری خواهد گردید.

حتی قیمت نفت بالای حدود بشکه ایی ۱۰ دلار هم، با توجه به تولید دو ماه گذشته، سرمایه گذاران را تشویق میکند تا از قریب ۷۳۰۰ چاه حفر و رها شده نفتی شل، بهره برداری کنند. این چاهها بعلت فقدان دسترسی به نیروی کار لازم و تجهیزات، نیمه کاره رها شده اند. (توضیحاین گزاره نیازمند یک کامنت طولانی است که من با خلاصه گویی آنرا توضیح میدهم: اولاً معنای گزاره مزبور اینست که اگر سرمایه گذاران در این چاهها، هر بشکه نفت را ۱۱ دلار هم بفرشند باز هم ۱ دلار سود برده اند. ظاهراً منطقی بنظر نمیرسد ولی کاملاً واقعیت دارد. راز این امر در اینست که در دوران نفت بشکه ای حدود ۱۰۰ دلار، صدها میلیارد دلار در آمریکا برای حفر و استخراج و استحصال نفت و گاز شل سرمایه گذاری شد. که با سیاست غرق کردن بازار جهانی، با نفت زیر ۳۰ دلار از سوی عربستان و امارات،  بسیاری از سرمایه گذاران “شل ورشکست شدند و هزینه چند صد میلیارد دلاری آنها به صفر تبدیل شد.

حالا هیولاهای نفتی، آن سرمایه گذاریهای صفر شده در حفاریهای “شل” را مانند مال دزدی به چند صدم اصل سرمایه گذاریها خریده اند و در نتیجه، هزینه تولید نفت و گاز از این ۷۳۰۰ حلقه چاه معادل چند صدم  هزینه واقعی صرف شده در حفر آنها است که هزینه صرف شده برای هربشکه نفت را شدیداً کاهش میدهد. اینرا به این میتوان تشبیه کرد که؛ شرکتی صدهها دستگاه آپارتمان میسازد ولی در مرحله پایانی بعلت کمبود سرمایه و نبود کارگر نمیتواند درب و پنجره این ساختمانها را تهیه کند. بازار کساد و خریداری هم نیست تا حاضر به پرداخت سرمایه هزینه شده  باشد. بالاخره یک مال خر  پیدا میشود و این ساختمانها را به چند صدم قیمت میخرد و با قدری هزینه برای درب و پنجره، اگر آن واحدهای ساختمانی را به یک دهم قیمت تمام شده هم بفروشد باز سودی کلان برده است.

این بازیافت سرمایه هدر رفته تلقی شده نفت و گاز شل؛ چیزی بود که عربستان سعودی که عزم شکستن کمرِ کمپانیهای نفتی “شل” در آمریکا را با  باز کردن حد اکثری شیر نفت صادراتی داشت، حسابش را نکرده بود. و راز اینکه عربستان و روسیه بالاخره توافق کردند، از تولید بکاهند تا قیمت را تثبیت کنند در همین نکته است. ولی مسئله اینست که نفت شل در آمریکا بیش از آنکه جنبه استخراجی داشته باشد جنبه تولیدی دارد که در آن تکنولوژی تولید، تعین کننده است. تکنولوژی ای که پیشرفت میکند و از هزینه میکاهد. بنا بر این، جنگ قیمت نفت را نمیتوان پایان یافته تلقی کرد و دقیقاً از این روی است که عربستان در یک چرخش تاریخی به مدرنیزاسیون کشور پرداخته و معماران سیاست  آنکشور برآنند تا سواحل زیبای این کشور بسیار محافظه کار عرب را بروی توریسم خارجی باز کنند. و غیر قابل تصور نیست اگر تا ده سال آینده شبکه کازنیو ها و دانسینگها در سواحل دریای سرخ این کشور تأسیس شود در سخت ترین گمانه زنی این مدت میتواند ۲۰ ساله باشد. ح ت). عربستان سعودی برنامه های بسیار بیشتری از توریستی کردن کشور دارد که از جمله آنها جایگزین سازی سوخت هیدرو کربنی با انرژی خورشیدی و بادی است. سایت خبری اقتصادی بلومبرگ امرور گزارشی در این زمینه دارد که خواندنی است.

قیمت تمام شده بالاتری که میتواند سود آفرین باشند، به تولیدکنندگانی مربوط است که از شیوه هیدرولیک برای فراکینگ(در پیش توضیح داده شد/ ح ت) استفاده میکنند در این ردیف سرمایه گذاران؛ از جمله، شرکت گروه کین و شرکت سرویس لیبرتی اویل فیلد قرار دارند که به امید کار بیشتر(در آینده ـ ح ت) هزینه زیادی برای خرید تجهیزاتی میگذارند که پیش بینی دقیقتر عملیات نفتی نیازمند آنها میباشد.

بر طبق نظر مؤسسه اسپیر و اسوشیتس، انتظار میرود که درآمد مؤسسات خدمات فراکینگ برای سال جاری تا ۲۰% افزایش یافته و به مرز ۲۹ میلیارد دلار درآمد ثبت شده(رکورد) در ۲۰۱۴ برسد.

شرکتهای بزرگ نفتی در تب و تاب “شل”

انقلاب “شل”در همان آغاز خود، هرم صنتعت سنتی نفت را زیرو رو و مُقّنیان نفتی (حفاری کنندگانی) ای چون هارولد هام که کنتیننتال (یکی از بزرگترین شرکتهای نفتی دنیا ـ ح ت) را بنیان نهاده بود را از مقنی گری نفتی به مولتی میلیاردر تبدیل کرد.

بزرگترین شرکتهای نفتی مانند اکسون موبایل و شورون تا همین یک دهه  پیش نگاهشان بیشتر به میادین نفتی در خارج از ایالات متحده بود و آنها توسعه نفت “شل” را برای شرکتهای خُرده پای نفتی گذارده بودند. حالا آنها برگشته اند، و کمپانیهای “شل“ی و زمینها را( زمینهای موضوع نفت شل ـ ح ت) میخرند(همان چیزی که من در بالا بعنوان کامنتی مفصل توضیح دادم ـ ح ت ) و سرمایه گذاریهای خود را از آنسوی آبها به داخل کشور برمیگردانند.

شکلگیری کوه شل

 با افزایش قیمت نفت خام، تولید نفت “شل” در یک دهه قبل زمین خیز(took off) کرد.
توضیح: در ذیل عنوان فوق یک دیاگرام هست که متأسفانه قابل کپی برداری نبود. برای دیدن آن به لینک خود روئیتر در زیر رجوع کنید. دیدن آنرا توصیه میکنم.
آخرین کامنت:
مقام معظم رهبری، رئیس جمهور سابق دکتر احمدی نژاد و مراجع حکومتی مانند حضرت آیت الله العظمی جنتی در مناسبتهای گوناگون از ورشکست شدن قریب الوقوع آمریکا و از هم پاشیدن آن دولت  و به حضیض ذلت افتادن دلار سخن رانده اند. پیشرفتهای این چند ساله اخیر و چیرگی بی بازگشت و چالش ناپذیر آمریکا از جمله در زمینه تکنولوژی نفتی نشان میدهد که متأسفانه آن پیش بینی ها درست نبوده اند و نه تنها این، بلکه امروز آمریکا به خداوندگار تکنولوژی نفتی در دنیا تبدیل شده است که  بدون دسترسی رقبای نظامی سیاسی آن کشور بدان تکنولوژیها، رمق از اقتصاد تک محصولی آن کشور ها خواهد رفت. در آینده هیچ کشور نفتی  قادر به امتناع از بکار گیری و استفاده از تکنولوژی نفتی آمریکا و دلار آمریکایی نخواهد بود. مگر اینکه درب چاه های نفتی خود را ببندد.
در حالیکه روسیه بر هزینه نظامی خود می افزاید و با بنیه بیمار اقتصادی خود قصد رقابت نظامی با آمریکا را دارد، پیشرفت اقتصادی و تکنولوژیک آمریکا ریشه های حیاتی اقتصادی روسیه را چون اسید و تیزاب میخورند و آنکشور را در میدان رقابت نظامی و پس افتادن بیشتر و بیشتر در عرصه اقتصادی زمینگیر میکنند.
تا آنجا که به دلار پول ملی آمریکا مربوط میشود، این پول مرجع هرگز به استحکام و اقتدار امروز نبوده است و من بعید نمیدانم که ما شاهد تغیر نرخ برابری بالای ۱۰%ی آن نسبت به یورو در چند سال آینده باشیم. دیگر سخنی از پول های دیگر نمیواند در میان باشد.
پایان یادداشت
………………………………………………………
………………..
17 januari

OPEC Loses Out to Russia and Others in India as Output Cuts Bite

While Russia is part of the agreement to limit supplies, it achieved record output in October 2016, a month before the accord with OPEC was announced. Russia has also beaten Saudi Arabia most of last year as the top crude supplier to China, the world’s biggest buyer.

…………………..

18/01/2018

Råoljelagrene faller i USA

Større fall enn ventet i råolje, mindre lagerbygging enn ventet i bensin.

……………………………………………………………….
افزوده ها و ضمایم
18/01/2018
 ………………….

Reuters

JANUARY 16, 2018

U.S. oil industry set to break record, upend global trade

.HOUSTON (Reuters) – Surging shale production is poised to push U.S. oil output to more than 10 million barrels per day – toppling a record set in 1970 and crossing a threshold few could have imagined even a decade ago

And this new record, expected within days, likely won’t last long. The U.S. government forecasts that the nation’s production will climb to 11 million barrels a day by late 2019, a level that would rival Russia, the world’s top producer

مرگ اصلاحطلبی و اصلاحات از زبان نویسنده سبز

Share Button

طی چند روز گذشته طی ۲ یادداشت نوشتم که اگر تظاهرات اخیر سرکوب هم شود این پیام را به جامعه داده است که روند و گفتمان تحول در میهن ما دستخوش تغیر پارادایمیک شده است که مضمون آن عبور از اصلاحطلبی به سرنگونی است. یادداشت زیر از سایت سبز کلمه  بقلم آرمان امیری در مجموع آنچه را من با زبان خاص خود در آن دو یادداشت با زبان عریانتر گفته ام  میگوید و نتیجه میگیرد که نظام به یک تغیر اساسی نیاز دارد که اصلاح طلبان فاسد یا بوروکراتیزه  شده از پس آن برنمی آیند و چنین تغیر ضروری به رهبرانی از جنس موسوی نیاز دارد. در اینکه میر حسین موسوی، رهبری از جنس ملت بوده و هست کمترین تردیدی ندارم ولی تفاوت نظر من با نویسنده یادداشت کلمه در اینست که بنظر من اگر هم میر حسین شانس  بمیدان آمدن و نقش آفرینی بیابد؛ او دیگر در چهار چوب همان گفتمان سبز و آن بیانیه های ۱۷ گانه  خود نمیتواند نقش آفرینی بنیادی داشته باشد. جامعه از آن فاز عبور کرده است و به براندازی رژیم و استقرار نظامی سکولار و لیبرال رسیده است. موسوی میتوان نقش آفرین شود بشرطی که پرچم حکومت اسلامی را زمین نهاده و خود را از قید حکومت دینی  ودینیت نظام آزاد کند. اگر حمل بر خوش خیالی نشود من در کاراکتر موسوی و کروبی این اعتلای دیسکورسیو(گفتمانی) را بعید نمی دانم. ح ت

وضعیت اصلاحات، یا مرگ یا جراحی

اعتراضات، اپوزیسیون، وحدت رهبری در نیروهای سرکوب، فقدان رهبری در جبهه اعتراضات

Share Button

در رابطه با گزاره فوق من یک پیشنها بسیار ساده عرضه میکنم که با رعایت آن بطور قطع رژیم سرنگون خواهد شد و هزینه رعایت این شرط هم چند ده یا صد توپ پارچه است از متقال یا چلوارش مهم نیست. اپوزیسیون برانداز، از رژیم یادبگیرد و این پارچه ها را، با نقش نمادین واحدی روی آن، به پرچم مشترک و آرم واحد پیکار خود، با رژیم تبدیل کند. من با قطعیت میگویم هروقت مخالفین رژیم بر سر این چنین آرم رزمی واحد به نتیجه برسند و آنرا به زبان مشترک ملی تبدیل کنند کار رژیم ساخته است و در آنموقع، هر جرقه کوچک در هرگوشه مملکت به حریقی تبدیل خواهد شد که نه تنها بارگاه ولایت فقیه بلکه چون آتشفشانی درخور ثبت تاریخ بشری، تمام منطه خاورمیانه و جهان را به لرزه درخواهد آورد. و با اطمینان مشاهبی میگویم تا زمانی که «اپوزیسیون دموکرات، سکولار، لیبرال، آزادیخواه و مدارگر!» به این پرچم واحد دست نیافته است کمترین شانسی برای بزیر کشیدن رژیم ندارد بهتر است خود را با شعار دادن خسته نکند.

 

کاوه آهنگر پهلوان بزرگ ایرانی

رژیم جشن سرکوب اعترتاضات مردم را با به صحنه آوردن نمایش راهپیمائی حکومتی برگزار کرد. در بارزه این راهپیمایی قدرت نمایانه رژیم فقط گفت در پشت صحنه این اقتدار نمایی ضعف و استیصال رژیم قرا دارد والی در کدام کشور در دنیا حکومتها علیه مردم به این گونه نمایشات دست میزنند. ولی در هر حال، بنظر من این حرکت اعتراضی هم مانند دیگر حرکات اعتراضی و مهمترینشان اعتراضات سبز، به آسانی، البته موقتاً، سرکوب گردید.

این انتظار که شورشی خودجوش ولو بسیار بزرگ و مردمی، در برابر یک نیروی برخوردار از ستاد فرماندهی و رهبری واحد پیروز شود، انتظاریست که نمونه های بسیار نادری در تاریخ جنبش های ضد استبدادی دارد.

من در همان اولین یادداشت خود در این زمینه نوشتم که احتمال سرکوب این اعتراضات بسیار، ولی ماندگاری پیام “تغیر پاردایم تحول” آن، “عبور از اصلاحطلبی به سوی براندازی” رژیم حتمی است.

با قطعیت میتوان گفت اگر شخصی با قدرت و تحرک بدنی متوسط مورد حمله چند گرک درنده قرار بگیرد و خورده شود، ایرادی به آن گرگها نیست بلکه مقصر خود آن شخص است زیرا اولاً او میتوانست برای مقصد خود مسیری انتخاب کند که با این گرگها مواجه نشود و اگر این احتمال را میداده میبایستی وسیله دفاعی ضرور را برای مواجه شدن با چنین وضعیتی با خود داشته باشد و گرنه او حد اقل با دو پاره سنگ در دستانش میتوانست حریف آن گرگها شود بشرطی که خود را نباخته، حد اعلای تمرکزِ حواس خود را حفظ کرده و بجای دفاع عکس العملی، اینسو و آنسو پریدن واکنشی، و در میان آنها محاصره شدن، مانور آمیزانه بدانها حمله کند.

گرگ که هیچ حتی یک شیر هم با یک ضربه سنگ ۲ کیلوئی به دک و پوزه اش بخورد، اگر زنده بماند فرار را بر قرار ترجیح میدهد و اگر آن پاره سنگ به گیج گاهش هم بخورد کارش ساخته است.

این انتظار از رژیم و گزمگان تربیت شده و آموزش دیده اش که در سرکوب حنبش های اعتراضی، بهنگام عمل، دوچار غفلت شده یا به تفرقه و تشتت و تزلزل دوچار شوند، انتظاری بیهوده است مگر اینکه با نیرویی روبرو شوند که آنهم از وحدت رهبری و ستادی برخوردار است و با مانور ها و حمله/هجومهای موضعی خود تمام شبکه سیمهای سازمانی رژیم و ماشین سرکوب او را فلج کرده و از کار میاندازد. همان کاری که رژیم در حال حاضر با مخالفان خود میکند.

پس از این سرکوب و نمایش اقتدار میدانی رژیم، جا دارد که مخالفینی که مدعی مرجعیت اپوزیسیونی برای میلیونها جوان جان بلب رسیده از استبداد در میهنمان هستند، قدری از آن وقتی را که برای توضیح و تشریح قصاوت، درنده خوئی کفتار استبداد میگذارند، صرف یک نقد صادقانه و عاری از ذهنگرایی و خود محق بینی بکنند. قدری وقت بگذارند و بموازات تحلیلهای سیاسی هر چند غالباً هم درست، دقیق و بخوبی تنظیم شده ولی تکراری، از تاکتیک و استراتژی پیکار بنویسند. جنبش اعتراضی را نه با مرثیه های سیاسی مظلوم نماینه بلکه از منظر کاستیهای تاکتیکی و استراتژی عمومی اش باید به نقد بگذارند تا ضعف های عملیاتی آنرا بیابند و آموزه های چنین نقدی را بمیان مردم ببرند.

در رابطه با گزاره فوق من یک پیشنها بسیار ساده عرضه میکنم که با رعایت آن بطور قطع رژیم سرنگون خواهد شد و هزینه رعایت این شرط هم چند ده یا صد توپ پارچه است، متقال یا چلوار بودنش هم مهم نیست.

اپوزیسیون برانداز، باید از رژیم یادبگیرد و این پارچه ها را با نقش نمادین واحدی روی آن، به پرچم مشترک و آرم واحد پیکار خود، با رژیم تبدیل کند. من با قطعیت میگویم هروقت مخالفین رژیم بر سر این چنین آرم رزمی واحد به نتیجه برسند و آنرا به زبان مشترک ملی تبدیل کنند کار رژیم ساخته است و در آنموقع، هر جرقه کوچک در هرگوشه مملکت به حریقی تبدیل خواهد شد که نه تنها بارگاه ولایت فقیه را، بلکه چون آتشفشانی درخور ثبت تاریخ بشری، تمام منطه خاورمیانه و جهان را به لرزه درخواهد آورد.

خرابی چون که از حد بگذرد آباد می گردد

به زندان قفس مرغ دلم چون شاد می گردد

مگر روزی که از این بند غم آزاد می گردد

 ز آزادی جهان آباد و چرخ کشور دارا

پس از مشروطه با افزار استبداد می گردد

تپیدن های دلها ناله شد آهسته آهسته

 رساتر گر شود این ناله ها فریاد می گردد

 شدم چون چرخ سرگردان، که چرخ کجروش تا کی

 به کام این جفاجو با همه بیداد می گردد؟

 زاشک و آه مردم بوی خون آید که آهن را

 دهی گر آب و آتش دشنه و فولاد می گردد

 دلم از این خرابی ها بود خوش زان که می دانم

 خرابی چون که از حد بگذرد آباد می گردد

 زبیداد فزون آهنگری گمنام و زحمتکش

 علمدار علم چون کاوه ی حدّاد می گردد

 علم شد در جهان فرهاد در جانبازی شیرین

 نه هرکس کوهکن شد در جهان فرهاد می گردد

 دلم از این عروسی سخت می لرزد که قاسم هم

 چو جنگ نینوا نزدیک شد داماد می گردد

 به ویرانی این اوضاع هستم مطمئن زآن رو

 که بنیاد جفا و جور بی بنیاد می گردد

 زشاگردی نمودن فرخی استاد ماهر شد

 بلی هرکس که شاگردی نمود استاد می گردد

                شعر از فرخی یزدی شاعر آزادی طلب و مشروطه خواه

+ نوشته شده در  Sat 20 Apr 2013ساعت ۱۱ AM  توسط رادمهریان  |  ۹ نظر

نامه صریح زیباکلام به شمخانی درباره اعتراضات

Share Button
صادق زیباکلام در نامه‌ای به علی شمخانی خطاب به او نوشته است: در این ۴۰ سال هر تظاهرات اعتراضی در ایران کار دشمن بوده است!… معترضان از اصلاح‌طلبان نومید و از روحانی و وعده‌های توخالی‌اش منزجر شده‌اند.
امیر دریادار علی شمخانی
دبیر شورای‌عالی امنیت ملی شیدالله ارکانه
با سلام و تحیات؛
اظهارنظر حضرت‌عالی مبنی بر اینکه ناآرامی‌های اخیر را به عربستان نسبت داده بودید شگفت‌زده‌ام نمود. نمی دانستم عربستان از چنین توانمندی برخوردار است که می‌تواند هزاران تن از جوانانمان را در شهرهای بزرگ و کوچک کشورمان به خیابان‌ها بکشاند. البته بیش از آن‌ که از قدرت عربستان شگفت‌زده شوم، از اظهارنظر حضرت‌عالی متاسف شدم.
این البته نه نخستین‌باری است که مسئولین در مواجهه با اعتراضات_مردمی آن‌ها را به توطئه‌های دشمن حوالت داده اند و نه آخرین آن خواهد بود. به یاد نمی‌آورم حتی یک‌بار در طی این قریب به چهل سال مسئولین ما بجز این، واکنش دیگری نشان داده باشند. اعتراضات سال۸۸ به سفارت انگلستان، به آمریکایی‌ها و  جورج سوروس نسبت داده شدند و اعتراضات امروز هم به داعش و عربستان. البته اسرائیل، مجاهدین، سلطنت‌طلبها، بهایی‌ها و عناصر نفوذی دشمن هم بی‌تقصیر نبوده‌اند. از عالم گرفته تا آدم، همه دستی در اعتراضات مردم ایران دارند الّا خود مردم ایران و عملکرد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نظام.
ای‌کاش برای یک‌بار هم که شده بود، بجای متوسل شدن به شهر فرنگ و پادشاه جن‌ها و پناه‌بردن به توهمات توطئه و فرضیه‌های دایی‌جان‌ناپلئونی، از برج عاج‌ خود فرود می‌آمدید و از مردمی که از سیاست‌های شما به جان آمده‌اند، می‌پرسیدید دردتان چیست؟ به چه چیزی اعتراض دارید؟ چرا عصیان کرده‌اید؟ دراین‌صورت دیگر خیلی نیازی نمی‌رفت که پای آمریکا، اسرائیل، انگلستان، صهیونیست‌ها، جورج سوروس، عربستان، داعش و مجاهدین را به میان می‌کشیدید.
اگر بجای تهدید و ارعاب و نشان دادن قدرت، حاضر می‌شدید به دردشان گوش بدهید متوجه می‌شدید اکثرا جوانان دهه هفتادی هستند که سال‌هاست بیکارند؛ نه گذشته تابناکی داشته‌اند و نه امیدی به آینده. بیست و چند ساله و سی و چند ساله‌هایی هستند که سال‌هاست لیسانس و فوق‌لیسانس گرفته‌اند اما همچنان بر سر سفره پدر و مادر نشسته‌اند. سرخورده از اصول‌گرایان و شریعتمداری‌شان، ناامید از اصلاح‌طلبان و لیبرالیسم‌شان و منزجر از روحانی و وعده‌های توخالی‌اش. دست‌کم عدالتشان از من و شما خیلی بیشتر است، چرا که نسبت به همه ما به یک اندازه بی‌اعتمادند و متنفر. ایام به کام باد
صادق زیباکلام
۱۳دیماه۹۶

 برگرفته از سایت اعتدال

صادق زیباکلام در نامه‌ای به علی شمخانی خطاب به او نوشته است: در این ۴۰ سال هر تظاهرات اعتراضی در ایران کار دشمن بوده است!… معترضان از اصلاح‌طلبان نومید و از روحانی و وعده‌های توخالی‌اش منزجر شده‌اند.
امیر دریادار علی شمخانی
دبیر شورای‌عالی امنیت ملی شیدالله ارکانه
با سلام و تحیات؛
اظهارنظر حضرت‌عالی مبنی بر اینکه ناآرامی‌های اخیر را به عربستان نسبت داده بودید شگفت‌زده‌ام نمود. نمی دانستم عربستان از چنین توانمندی برخوردار است که می‌تواند هزاران تن از جوانانمان را در شهرهای بزرگ و کوچک کشورمان به خیابان‌ها بکشاند. البته بیش از آن‌ که از قدرت عربستان شگفت‌زده شوم، از اظهارنظر حضرت‌عالی متاسف شدم.
این البته نه نخستین‌باری است که مسئولین در مواجهه با اعتراضات_مردمی آن‌ها را به توطئه‌های دشمن حوالت داده اند و نه آخرین آن خواهد بود. به یاد نمی‌آورم حتی یک‌بار در طی این قریب به چهل سال مسئولین ما بجز این، واکنش دیگری نشان داده باشند. اعتراضات سال۸۸ به سفارت انگلستان، به آمریکایی‌ها و  جورج سوروس نسبت داده شدند و اعتراضات امروز هم به داعش و عربستان. البته اسرائیل، مجاهدین، سلطنت‌طلبها، بهایی‌ها و عناصر نفوذی دشمن هم بی‌تقصیر نبوده‌اند. از عالم گرفته تا آدم، همه دستی در اعتراضات مردم ایران دارند الّا خود مردم ایران و عملکرد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نظام.
ای‌کاش برای یک‌بار هم که شده بود، بجای متوسل شدن به شهر فرنگ و پادشاه جن‌ها و پناه‌بردن به توهمات توطئه و فرضیه‌های دایی‌جان‌ناپلئونی، از برج عاج‌ خود فرود می‌آمدید و از مردمی که از سیاست‌های شما به جان آمده‌اند، می‌پرسیدید دردتان چیست؟ به چه چیزی اعتراض دارید؟ چرا عصیان کرده‌اید؟ دراین‌صورت دیگر خیلی نیازی نمی‌رفت که پای آمریکا، اسرائیل، انگلستان، صهیونیست‌ها، جورج سوروس، عربستان، داعش و مجاهدین را به میان می‌کشیدید.
اگر بجای تهدید و ارعاب و نشان دادن قدرت، حاضر می‌شدید به دردشان گوش بدهید متوجه می‌شدید اکثرا جوانان دهه هفتادی هستند که سال‌هاست بیکارند؛ نه گذشته تابناکی داشته‌اند و نه امیدی به آینده. بیست و چند ساله و سی و چند ساله‌هایی هستند که سال‌هاست لیسانس و فوق‌لیسانس گرفته‌اند اما همچنان بر سر سفره پدر و مادر نشسته‌اند. سرخورده از اصول‌گرایان و شریعتمداری‌شان، ناامید از اصلاح‌طلبان و لیبرالیسم‌شان و منزجر از روحانی و وعده‌های توخالی‌اش. دست‌کم عدالتشان از من و شما خیلی بیشتر است، چرا که نسبت به همه ما به یک اندازه بی‌اعتمادند و متنفر. ایام به کام باد
صادق زیباکلام
۱۳دیماه۹۶
 برگرفته از سایت اعتدال

مگر اپوزیسیون رژیم را نجات دهد!

Share Button

 چکیده: .. در جریان خیزش اعتراضی مردم علیه کودتای انتخاباتی ۸۸، بسیاری از عوامل رژیم به درون صفوف معترضین رفتند، بسیاری از آنها را با تقلید نمایشی اعتراض نمایانه خود به کمینگاههای خویش کشانده، یا کوبیدند یا کشتند و یا دستگیر کردند.

بسیاری از همین نفوذیها دست به تخریب و آتش زدن زده، حرکات و شعارهای بسیار رادیکالیزه شده خارج از ظرفیت تاکتیکیِ کلِ اعتراضات دادند که تب و هیجان رزمی بخش ناچیزی از معترضین را بالا میبرد ولی از دامنه حمایت مردمی اعتراضات بنحو زیادی میکاست و بهانه به دست رژیم برای تشدید خشونت میداد.

از تیتر پارادوکسال عنوان این یادداشت تعجب نکنید! سرنوشت بسیاری از جنگهای تاریخ را نه الزاماً برتری قدرت یک طرف بلکه اشتباهات طرف مقابل رقم زده است. سرداران جنگی ورزیده، ضمن اینکه سعی میکنند طرف مقابل را فریب داده به اشتباه تاکتیکی بیاندازند، تاکتیک رزمی خود را نه روی اشتباهات حریف بلکه روی توانائی او در بهره برداری کامل از منابعش میگذارند ولی وقتی پای یک حرکت اجتماعی در میان است که در یکسوی آن نظامیان و ستادهای جنگ روانی و ستون پنجم آموزش دیده یک رژیم سرکوبگر و در طرف دیگر توده مردم، بی سازمان، عاری از تجربه مبارزاتی و با رهبرانی نا آزموده یا خود شیفتگان قدرت طلب قرار دارند، پارامتر اشتباه در جبهه مردم به یک پارامتر استراتژیک و سرنوشت ساز تبدیل میشود.

البته حکم فوق بمعنی این نیست که چنین رژیمی در سرکوب مردم دوچاراشتباه تاکتیکی نمیشود که در جریان اعتراضات اخیر بدلایلی امکان خطای فاحش تاکتیکی رژیم بسیار است. رژیم در برابر جنبش اعتراضی کنونی مردم تعادل خود را از دست داده و کاملاً به فلج تاکتیکی دوچار شده است و این ناشی از اینست که نیروی سرکوب آن با  تمرینات مداوم نظامی در شهرها و آموزش سرکوبگری برای انوع دیگری از خطر سیاسی/اجتماعی/نظامی و آرایش مبارزاتی دیگری آماده شده و تربیت یافته انداین فلج شدگی و بی تصمیمی مرگبار تاکتیکی رژیم را با نگاه دقیق به واکنش مقامات و ارگانهای رسانه ایی آن میتوان بخوبی دید.

در چنین شرایطی احتمال اینکه رژیم به یک اشتباه محاسبه و واکنش نسنجیده مرگبار دست بزند بسیار است و خطر جنبش کنونی نیز برای رژیم در همین است.

ولی رژیم در عین حال درسهای عام سرکوب مردم را بخوبی آموخته و در موارد گذشته که لازم بوده موفقیت آمیز بکار برده است.

همچنین باید دانست که سرنوشت پیکارهای بزرگ تاریخ تنها در میدان اصلی نبرد تعین نمیشوند بلکه عملیات و مانورهای جنگ روانی و استفاده حد اکثری از ستون پنجم، دیس اینفرماسیون(گمراه سازی) از جمله آن سازو کارهای جانبی هستند که میتوانند سرنوشت و معادله نبرد را بزیان نیروی قوی تر تغیر دهند.

تاکتیک سرکوب رژیم شاه در بمیدان کشاندن نیروی سنگین زرهی و توپخانه و مستقر کردن تانکها در خیابانهایی که مملو از کوچه پس کوچه های چند متری بود علیه فعالین خیابانی و سیالیت تاکتیکی آنها در مبارزه از جمله اشتباهات تاکتیکی مثال زدنی یک رژیمی است که واقعاً خود را برای سرکوب مردمش آماده نکرده بود. ارتش شاهنشاهی برای جنگ با دشمنان خارجی آموزش گرفته بود نه سرکوب شورش داخلی و جنگ و گریز خیابانی. این نیروها حتی از نظر روانشناسی رزمی برای مقابله با مردم نه آمادگی داشتند و نه آموزش دیده بودند. حتی پلیس و نیروی انتظامی رژیم شاه هم برای برخورد وسیع با مردم نه  آمادگی سازمانی داشت و نه روانی. در تمام دوران حکومت شاه حتی یک مانور شهری برای نیروهای انتظامی برگزرا نشد زیرا این نیروها برای مقابله مجرمین عادی تربیت شده بودند که نیازی به تمرینات وسیع نداشت.

آنچه بنظر من به غلط، رژیم شاه را دیکتاتوری خشن در جامعه و جهان معرفی کرده بود سرکوب سیاسی سازمانهایی بود که هریک از آنها برنامه هپروتی خود را برای مملکت داشتند. آنها هریک با احساسِ خود الترناتیو بینی رشد و پرورش یافته بودند و  با محافل کوچک و ایزوله زیر زمینی خود و در مواردی چریکی به چیزی جز سرنگونی رژیم نمی اندیشیدند که البته در آنجا که به ذخیره رهبران مذهبی و اسلامگرایان تبدیل گردیدند، در هدف سرنگونی رژیم موفق هم شدند(یا بهتر گفته شود شدیم).

این وضعیت ماشین سرکوبِ رژیم شاه را با نیروهای رژیم فعلی که سالیانه دهها مانور در شهرهای بزرگ و کوچک مملکت با هدف مقابله با اعتراضات و خیزشهای مردمی (نمونه اعتراضات ۸۸) برگزار میکند و بسیج ۲۰ میلیونی همه جا حاضر و گشتهای خیابانی و دهها هزار موتور سوار پیراهن شخصی دست به چماق و زنجیر دارد مقایسه کنیم! تا بر اساس این مقایسه به معنای دقیق کلمه دیکتاتوری و فاشیسم پی ببریم.

در فلسفه، در توضح مقوله علت و معلول  و روابط علّی در حدوث هر واقعه، یک علت اصلی ذکر میشود و بسیاری علل فرعی که مجموعاً باصطلاح شرایط را وقوع یک پدیده را تشکیل میدهند. چه بسا در غیاب حتی یکی از این علل فرعی بظاهر کوچک، پدیده ای وقوع نیابد.

برای یک لحظه فرض کنیم: برای مردم روشن میشد که آتش زننده سینما رکس آبادان، نه ساواک شاه آنچنان که شایع شد بلکه هواداران و نوار پخش کنان سخنرانیهای خمینی از رادیو بغداد و اسلام انقلابی او بوده اند (حسین تکبعلی زاده)، فرض بگیریم که مردم آگاه میشدند که آخوند غفاری نه زیر شکنجه بلکه در اثر عفونت آپاندیسش در زندان مرده است (نکته ایی که من شخصاً در جریان آن بوده ام زیرا همان روز که باید به دادگاه می آمد منهم باید میرفتم و روز قبل آنهم بر حسب تصادف من بخاطر دندان درد شدید و او بخاطر عفونت آپاندیسش به درمانگاه زندان رفته بودیم. او بستری شد و من مُسکن گرفتم. ما هردو در بند ۴ زندان قصر بودیم.) فرض کنیم مردم میدانستند که رژیم شاه هرچه بود، دستگاه حکومتی اش حساب و کتاب مدرن داشت و تمام درآمد نفت بحسابِ خزانه داری واریز میشد که بسیاری ناظرین داخلی و خارجی برای رصد اقتصاد ایران بر کم و کیف آن اطلاع داشتند و بودجه دولت از طریق آن خزانه داری مدیریت میشد و در بین زیر مجموعه های دولت، یکی هم وزارت دربار بود که بودجه آن کاملا شفاف، هر ساله مثل سایر موارد اعلام میشد و حقوق شاه و هزینه دربار هم در آن منظور بود. پس اینطور نبود که شاه مثل خامنه ایی و خمبنی بخش عمده اقتصاد کشور را به حوزه اقتصاد پنهان و خارج از نظارت حسابرسی عمومی انتقال داده و به مایملک شخصی و خانوادگی خود نبدیل کنند و هزاران هزار میلیارد دلار و نه تومان، سرمایه مملکت را بصورت موقوفه های اماکن مذهبی، بنیاد های گوناگون مذهبی و سپاهی و بسیجی، خارج هر کنترل دولتی، تحت کنترل خود گرفته باشند. و باز فرض کنیم، مردم فریب دیس اینفرماسیون مخالفین را نخورده و میدانستند که اتهام اینکه شاه بُرد و خورد و چاپید و برای او هر روزه با هواپیما از هلند دل و جیگر مرغ وارد میشود دروغی شاخدار بیش نبود که مورد استفاده جنگ روانی علیه آن رژیم و در حقیقت علیه مملکت قرار گرفت. برای یک لحظه فکر کنیم مردم میدانستند که نه اشرف و نه شمس پهلوی اگر دزد هم بوده باشند نیازی نداشتند تا به قاچاق تریاک دست بزنند چون راههای بسیار بهتری برای ثروتمند شدن داشتند.  فرض کنیم مردم میدانستند که صمد بهرنگی بعلت نا بلدی شنا در رود ارس غرق شده و نه اینکه ساواک او را غرق کرده است زیرا ساواک بسیاری از او معروف تر را میگرفت زندان میکرد یا با پرونده سازی تسلیم دار میکرد بدون اینکه واهمه ایی از بد نام شدن داشته باشد. فرض کنیم مردم میدانستند که سر دسته قیام حماسی ۱۵ خرداد طیب حاج رضایی، یک بچه باز، باج خور ، چاقو کش و لات میدانی(میدان تره بار امین السطان) بوده است و شورش ۱۵ خرداد هم نه قیامی حماسی  و حسینی بلکه خروج ارتجاع و لومپن فاشیسم میدانی و ابوابجمعی فاحشه خانه شهر نو بودند که بعلت طبیعت قانون گریز، جامعه ستیز و آنارشیست خود به تحریک روضه خوانان و مداحان طرفدار خمینی، فتوای او را فرصتی برای شورش علیه مدرن گرایی و قانونگرایی آن رژیم گرفتند و نوچه های خود و عناصر معلق و بی طبقه شهری را بشورش کشاندند بدون اینکه ذره ایی هم دغدغه دین و مذهب داشته باشند.

فرض کنیم مردم میدانستند که روزنامه نگار شجاع دربار ستیز محمد مسعود را نه عوامل شاه، بلکه قهرمان توده ایی ساخته، (خسرو روزبه)شخصاً با شلیک گلوله  به سر او، کشته است. فرض بگیریم که مردم میدانستند هیچیک از آن نیروهای سیاسی مخالف شاه، بشمول همین اسلامیستها و خمینیستها و کمونیستهای رنگا رنگ نه تنها برنامه ی سازنده ای برای مملکت و مستقر کردن دموکراسی نداشتند بلکه هریک میخواستند دیکتاتوری فرقه ای و حزبی خود را بجای دیکتاتوری مدرن و توسعه گرای شاه مستقر کنند.

آیا در صورت آگاهی درست بر این ماجراها و بسیاری ماجراهای دیگر، مردم بدام  اینهمه سیاه نمائیهای دیس ایفرماتیو علیه رژیم گذشته می افتادند تا به آن انقلاب “شکوهمند” نکبت آفرین دست بزنند؟

پس بعنوان نتیجه از این پیش گفته ها، باید درک کرد که در یک نبرد سیاسی یا نظامی، سازمانهای جنگ روانی نقش کمتری از ارتش مسلح به توپ و تانک ندارد. و این آن نکته ایست که این رژیم بخوبی آنرا آموخته است و مخالفین آن، نه تنها در حد الف بائی از آن نمیدانند بلکه در اثر بیمایگی خود در زمینه تاکتیک مبارزه، در بسیاری مواقع عملاً به عصای موسای رژیم هم تبدیل شده و برایش جلیقه نجات گردیده اند.

در جریان خیزش اعتراضی مردم علیه کودتای انتخاباتی ۸۸، بسیاری از عوامل رژیم به درون صفوف معترضین رفتند، بسیاری از آنها را با ژستهای اعتراض نمایانه خود به کمینگاههای خویش کشانده، یا کوبیدند یا کشتند و یا دستگیر کردند.

بسیاری از همین نفوذیها دست به تخریب و آتش زدن زده، حرکات و شعارهای بسیار رادیکالیزه شده  بمراتب خارج از ظرفیت تاکتیکیِ کُلِ اعتراضات دادند که تب و هیجان رزمی بخش ناچیزی از معترضین را بالا میرد ولی از دامنه حمایت مردمی اعتراضات بنحو زیادی میکاست و بهانه به دست رژیم برای تشدید خشونت میداد.

در پایان، آن اعتراضات میلیونی مطالباتی، آن اعتراضات به جنگ و گریز خیابانی گروهی چند هزار نفره با انگیزه های ایدئولوژیک و سرنگونی طلبانه که هیچ قرابتی با محرکه های مطالباتی آن اعتراضات و رهبران آن جنبش نداشت تقلیل یافت. این گونه به مبارزه رفتن جز تاکتیک انتحاری نبود که رهبران اپوزیسیون خارج کشور در برابر آن خاموش مانند یا برای آن هورا کشیدند.

در جریان استحاله آن جنبش توده ایی به حرکاتی آنارشیک، گروههای سیاسی/ایدئولوژیک فرقه گرای چپ و راست، این شهامت را در خود ندیدند تا این استحاله و این رادیکالیزه شدن مصنوعی و تاکتیک انتحاری را محکوم کنند و از هزینه سرکوب بکاهند.

همه رهبران سرنگونی طلب به زمین این افراطگرایی و افراطنمایی عوامل ماسکدار رژیم اعتراضی کشانده و زمین گیر شدند. آنها به این توهم افتاده بودند که سرنگونی رژیم قریب الوقوع است و آنچه باقیمانده فقط بیرون کشیدن پرچم رهبری آن جنبش از دست پیشکسوتان اصلی آنست تا مبادا مارش پیروزی اینان در نیمه راه سرنگونسازی رژیم متوقف شود.

در شهر ما (گوتنبرگ سوئد)، فرقه فاشیستی/مذهبی رجوی با پلاکاردهای عکسهای موسوی، کروبی، هاشمی و خاتمی، که رویشان علامت ضربدر قرمز  کشیده شده بود بمیدان آمدند و اکسیونهای چند نفره یا چند ده نفره برگزار کردند. یک گروه دیگر چپگرا یا چپ نمای دیگر هم، در بحبوحه سرکوب آن اعتراضات؛ شعار اصلی خود را (موسوی، کروبی بهانه است/ کل رژیم نشانه است!) را بعنوان آس تبلیغاتی خود، پلاکادر کرده بود و این شعار را در اکسیون خود با بلندگو مدام تکرار میکرد.

خلاصه کنم در جریان اعتراضات اخیر هم باز هم “ستون پنجم” آموزش دیده و تمرین کرده رژیم بمیدان آمد، با آتش آفروزی و تخریب بحساب معترضین؛ یا با تهیچ پروواکاتیو برخی جوانان بی تجربه، سعی در به خشونت کشاندن اعتراضات مردم کرد.

اگر اپوزیسیون مدعی براندازی حداقلی درس سیاسی از گذشته گرفته و رژیم را میشناخت، میبایستی بلافاصله، در برابر این گونه عملیات”پروواکاتیو” موضع میگرفت و عوامل رژیم را عامل و صحنه ساز آنها معرفی میکرد نه اینکه در هیجانی تائید آمیز آنرا نظاره کند. جا داشت که بجای حمله مستقیم استراتژیک به رژیم و خواست سرنگونی آن، مطالبات واقعی مردم، که باعث این خیزش شده است را بمیان میکشید. جا داشت تا مطالبه محوری را راهبُرد تاکتیکی خود قرارداده و از خودمحوری دوری جوید.

جا داشت و دارد، عوامل فرقه گرا و خارج نشینی که سعی دارند پدر خواندگی این اعتراضات را بعهده گرفته و با این موضعگیریها برای دستگاه سرکوب و ماشین قضائی رژیم مدرک سازی میکنند قدری از برج خودالترناتبو بینی پائین بیایند و برای آن آلترناتیوی که بیشترین پایه اجتماعی و سیاسی را در شرایط کنونی دارد، بیشترین ظرفیت رهبریت را با حد اکثر مطلوبیت سیاسی و مردمی دارد بستر سازی بکنند و میکردند.

در صورت حد اقلی از ضداقت آزادیخوهانه؛ این جریانها باید بدانند که تمام تاریخ مبارزه برای آزادی مردم و میهنمان در این جنبش و نتایج آن خلاصه نمیشود، پس چه بهتر که استعدادهای میدانی بالفعل را بشناسند و آنها مطرح کنند که نام و نشان سیاسی اشان حد اکثر ظرفیت بسیجگری را در شرایط کنونی دارد.

رژیم کوشش میکند که این جنبش اعتراضی را به فرقه رجوی، القاعده و داعش و عربستان و آمریکا و سلطنت طلبان نسبت دهد. داعش و القاعده و عربستان تا کنون این درایت را داشته اند که باد به غبغب، از این اتهام مست نشوند و مردم را به زیر ضربه ندهند ولی دارو دسته رجوی تا آنجا که امکان داشتند با لابی سازی در رسانه های اروپا و منطقه و انتشار نشانه های نیمه استتار شده سازمانی خود در اکسیونهایشان، سعی دارند این علامت و پیام را بدنیا مخابره میکنندکه: بله این مائیم .. و این همان چیزیست که ماشین آدمکشی رژیم میخواهد.

دوازهم دی ماه ۹۶

دوم ژانویه ۲۰۱۸

آلیکانته / اسپانیا