Archive for: February 2018

پوتین و معمای روسیه: تایمز مالی

Share Button

نشریه تایمز مالی۱۲ فوریه(۲۳ بهمن) یادداشتی تحلیلی دارد با عنوان “سیستم قدرت در روسیه توضیح عقلانی ندارد.” اگر خواننده از اشارات مستقیم و مشخص آمده در این تحلیل به ساختار قدرت روسیه بگذرد و هسته منطقی آنرا استخراج کند به فرمول یا حکمی منطقی میرسد که؛ این ویژگهای توضیح داده شده و آسیب شناختی تنها به روسیه مربوط نمیشوند بلکه یک الگوی آسیب شناسانانه عام برای اغلب رژیمهای توتالیتر شرق محور هستند. منظور از الگوی شرق محور، الگوئی است که از دوران اتحاد شوری و بلوک ورشو باقی مانده و در برخی کشورها صرفنظر از تفاوتهای صوری آنها بیانگر همپوشی گفتمانی و دکترین سیاسی و شیوه اِعمالِ قدرت سیاسی در آنهاست. چه آن کشور عراق صدام، لیبی قذافی یا ونزوئلای نیکلاس مادرو و ایران باشد چه سوریه بشار اسد و روسیه پوتین.

گاردین:پوتین به رهبر باند گرگهای شب، بخاطر عملیاتشان در اوکرائین مدال میدهد
 این  لینک گاردین را حتماً با دقت ببینید! کلیپهای فوق از تایمز مالی نیستند.

سیستم قدرت در روسیه با هرگونه موازین عقلی مغایرت دارد

شهروندان این کشور باید به نتیجه برسند که عواقب اقتدارگرایی بدتر از ترس آنها از هرج مرج است

تایمز مالی

لیلیا شحفتسوا
۱۲ فوریه ۲۰۱۸
فقدان یک انتخابات رقابتی و وابستگی رئیس جمهور پوتین به دستگاه حکومتی بمعنای اینست که او ناتوانی و سترونی کامل را برساختار حکومتی فرمانروا میکند.

سراسر قرون ۱۹ و ۲۰، مسئله آلمان، بعنوان یک ملت که در تلاش یافتن هویت و نقش خود در جهان بود، به برهم زننده آرامش در دنیا مبدل گردیده بود. ولی در آغاز  قرن ۲۱، این روسیه است که به مسئله دردسر بین المللی تبدیل شده است.

روسیه در جستجوی هویت یابی خویش، خود را در درون یک تله تاریخی یافته است: مدل آن برای توسعه بهیچ روی تأمین کننده رشد و ثبات نیست ولی تغیر این پارادایم نیز اصل موجودیتش را بعنوان “دولت ـ کشور” بمخاطره می اندازد. سیستم فردی شده  قدرت در روسیه به شکل گرفتن واقعیتی انجامیده است که با هیچگونه معیارهای عقلای قابل توضیح نیست. عواملی که منطقاً باید برای دولت ثبات آفرین باشند، آنرا متزلزل میکنند در حالیکه سردرگمی و فقدان انسجام برعکس به بقایش کمک میکنند.

انتخابات پیش روی نمونه ایی از این پارادوکس است. نتایج سنجشگری آماری که تا کنون انتشار یافته ـ میبایستی قدری مشروعیت به حکومت پرزیدنت پوتین تزریق میکرده است. ولی فقدان یک رقابت انتخاباتی اصیل و وابستگی آقای پوتین به دستگاه دولتی او را در معرض تهدیدِ اسیر شدگی در حلقه حامیانش قرار داده است که در حکم اتکای کامل او به ابزاری کاملاً از کار افتاده و استریل برای حکومت کردن است.

مورد دیگر این پارادوکس، اینست که کرملین در سرکوب اعتراضات توده ایی علیه فرمانروائی خود طی ۲۰۱۱ ـ ۲۰۱۲ موفق بوده است و آمادگی حاکمیت برای به آغوش کشیدن نخبگان، احساسی از آرامش را در سیستم ایجاد کرده است.

مردمی که به بیراهه رانده شده و از لحاظ اخلاقی سقوط کرده اند،ترجیح میدهند تا به همین دولت اتکاء کنند ـ حتی دولتی که بدان اعتماد ندارند. ولی مفهوم باب شده “وضعیت نو هنجاری، خود بهنجار است”(new normal)، فریبنده میباشد. فقدان کانالهایی که بخوبی منافع مردم را فرموله و بیان کنندمردم روسیه را دوباره بخیابانها کشانده و آنها را متقاعد کرده است که راه تغیر، انقلاب است.

برخاستن الکسی نوالنی*،بعنوان رهبر جنبش نافرمانی مدنی آینده، به خشم فزاینده جامعه یک چهره راهبردی داده است.*(فعال حقوق بشری، چهره رهبری اپوزیسیونی و کاندیدای رد شده رقیب پوتین در انتخابات آینده. ح ت).

انضمام شبه جزیره کریمه در ماه می ۲۰۱۴ به کرملین کمک کرد تا به احساسات میهن پرستانه در کشور دامن بزند، ولی آن اتفاق به تحریمهای دردناکی برای روسها نیز منجر گردید. آن هیجانات میهن پرستانه شروع به وارفتن کرده است: طبق نظر سنجی لوادا، یک موسسه مستقل نظر سنجی، ۵۵ درصد از پرسش شوندگان میگویند؛ مصرف منابع بودجه ملی برای کمک به کریمه اشتباه است.

شگرد رایج شده دیگر برای جلب حمایت مردم و غیرتی کردن آنها  القاء  این تصویر از  مملکت است که گویا در محاصره دشمنان قرار گرفته است ـ که بنظر میرسد هنوز هم نتیجه  میدهد: قریب یک چهارم روسها عقیده دارند که کشورشان از سوی دشمنان محاصره شده است. از سوی دیگر با اینهمه، روسها کلاً برای گلاویزی با دنیا آماده نیستند: ۵۹ درصد مردم عقیده دارند که سیاست خارجی مملکت باید” صلح و امنیت را برای روسیه تأمین کند”، ۱۹ درصد مردم از موضع مقابله با غرب پشتیبانی میکنند  ولی اکثریت مردم بهیچ روی از سمتگیریهای تهاجمی و کشورگشایانه(imperial) کرملین حمایت نمیکنند: ۶۵ درصد میگویندکه روسیه نباید جمهوریهای سابق ( اتحادشوروی . ح ت) را کنترل کند و مسئولیت آنها را بپذیرد. از اینرو،  هیچ اطمینانی نیست که ادعاهای انضمامگرایانه امروز کرملین در آینده موقعیت آنرا در داخل کشور تقویت کند.

نخبگان روسیه از جهانی شدن(globalisation ح ت) که بدانها اجازه جذب شدن در غرب را داد بخوبی سود جستند. ولی این جذب شدگی آنها را در مقابل تحریمهای غرب آسیب پذیر نیز ساخت. با پایان یافتن حمایت های پوتین از قشر امتیازبر، و تصفویه های گزینشی او در درون طبقه حاکم، از وفاداری این نخبگان به کرملین بسیار کاسته شده است.

صرفنظر از اینکه دغدغه ها و نیات پوتین چیست، عوامل متعدد چندی مانع تغیر سیستم کهنه قدیم گشته است. اولین آنها، ترس است، حتی در میان منتقدین خود آقای پوتین از اینکه مبادا صحنه ۱۹۹۱* تکرار شود ـ یعنی، فروپاشی حکومت در نتیجه سقوط رژیم.*[کودتای علیه گورباچف که به سقوط نظام کمونیستی انجامید. ح ت]

یک عدم اطمینان عمیق وجود دارد که آیا خودِ “دولت ـ ملت” روسیه بعنوان “مجموعه اجراء” منطقه ایی خود میتواند انسجام خود را تحت یک حکومت دموکراتیک حفظ کند؟

عامل دوم، اینست که لیبرالیسم بعنوان یک ایدئولوژی در روسیه بی اعتبار گشته است: که علت آن، از یکسو رکودی است که دامنگیر  لیبرال دموکراسیهای* دنیا شده است و از سوی دیگر دست داشتن غرب در دزدسالاری حاکم در روسیه؛ و نقشی که لیبرالهای درون سیستمِ خودِ کشور در راه اندازی و تحکیم اقتدارگرائی بازی کرده اند. [معلوم نیست که نویسنده از کدام رکود در غرب و در چه عرصه ایی حرف میزند ولی تا آنجا که به نقش لیبرالهای روسی در تحکیم دزدسالاری و تقویت اقتدار گرایی پوتین مربوط میشود، میتوان نقش آنها در روسیه را با نقشی که مسلمانان پیروی خط امام و بعد در ادامه، نقشی که همانها بعنوان اصلاحطلب در تحکیم استبداد کنونی در کشور خودمان بازی کردند مقایسه کرد. ولی اصلاح طلبی در ایران و لیبرالیسم نوع روسی در نظام سیاسی آنکشور فقط شکلکی آنهم ناقص از لیبرال دموکراسی بوده و هستند. ح ت

ظهور یک چهره تمام عیار عرصه تلویزیونی سابق، بعنوان لیدر” اپوزیسیون لیبرال” آخرین نقطه سیاه بر چهره لیبرالیسم در نگاه عامه مردم است. عامل سوم : همچنانکه رویدادهای اوکرائین نشان داد، سیر تحول در جوامع پساکمونیسم بسیار پیچیده تر از آزاد شدن از قید خود کمونیسم است.

عامل چهارم: مسئله  اصل حق حاکمیت ملی است(sovereignty). آیا یک دمکراسی روسیِ برکنار از اِعمال احکام و موازین غربی که بمعنای تحدید حق حاکمیت ملی روسیه است، امکان پذیر میباشد؟ پذیرش چنین رابطه ایی حتی برای اپوزیسیون در حکم خود کشی سیاسی است.[ کامنت: یک دمکراسی نظاممند در شرایط فراگیری گلوبالیزاسیون، الزاماً به کاهش حق حاکمیت ملی می انجامد. دموکراسیهای مدرن دنیا، در فرایند همگرائی خود، بتدریج حق حاکمیت ملی خود را بسود جذب و شریک شدن در یک جامعه بزرگتر از دست میدهند ولی به ازای آن شراکت، در میدان مُشاعِ و مشترک حق حاکمیتِ آن مجموعه بزرگتر، شریک شده و داری سهمی در تصمیم گیری در آن مجموعه فرادولتی میشوند. مانند اتحادیه اروپای امروز که مالتا یا قبرس هم در آن حق رای تا حد وتو دارند. نمیتوان هم خدا را و هم خرما را هردو خواست. ح ت]

روسیه میتواند از سردرگمی غرب با مانور های مغشوش خود بهره گرفته و غرب را در این وسوسه نگاهدارد که؛ بگذار این بازی نمایشی جّدی وانمود شود. ولی تا کی این بازی میتواند ادامه یابد؟[منظور نویسنده اینست که زاویه گسترش یابنده غرب با روسیه به سطح نیامده و با ادامه این مغاذله کار به تقابل کشانده نشود. ح ت]

روسها باید به این نتیجه برسند که این ریشه ایی که اقتدارگرایی ایجاد میکند بمراتب بدتراز از ترسِ آنها از فروپاشیدگی و هرج و مرج است. شاید دور بعدی ریاست جمهوری پوتین به مردم  روسیه کمک کند تا به این نتیجه برسند و از توهم خارج شوند. و اگر نرسند، مسئله روسیه لزوماً به بزرگترین معمای سراسر قرن ۲۱ مبدل خواهد گردید. پایان ترجمه کامل مطلب

 ……………………………..

آخرین کامنت:در معرفی نویسنده ( ) بگویم که او یک ژورنالیست عادی نیست. او در درون سیستم حزب کمونیست شوری پرورش یافته و با درجه دکترا از آکادمی علوم  اجتماعی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی فارغ التحصیل شده  و سپس سمت دبیر اول اینستیتوی مطالعات سیاسی را داشته و در عین حال معاونت اینستیتو مطالعات اقتصادی و سیاسی  مسکو را داشته است. او درجات دیگری از مؤسسات مطالعاتی و تحقیقاتی دنیا را گرفته است و هم اکنون هم عضو انجمن اروپا ” Chatham House” انگلیس میباشد که یک مرجع مطالعات سیاسی میباشد. اضافه کنم که این یادداشت آسیب شناسانه او از جامعه و نظام سیاسی حاکم بر روسیه بیش از هر جای دیگر از جمله بیش از روسیه با وضعیت مملکت ما مطابقت دارد. ح ت.

………………………………………………..

افزوده ها و ضمایم

The World Post

Night Wolves, Putin’s ‘Biker Brothers,’ To Ride To Ukraine To Support Pro-Russia Cause

مرگ بر کارگر! درود بر ستمگر!

Share Button

سایت تابناک گزارشی دارد در رابطه با تظاهرات قریب ۵۰۰ نفر از کارگران فولاد اهواز که بخاطر عدم پرداخت چند ماهه دستمزدشان است. تابناک برای این گزارش تیتر”شعار تأمل برانگیزی که کارگران اهواز سردادند تا شاید مشکلشان حل شود!” را برگزیده است. کارگران همچنین شعار میداده اند:

“یه اختلاس کم بشه مشکل ما حل میشه!” مطلب احتیاج با تفسیر زیادی ندارد. دیدن کامل کلیپ ویدئویی را توصیه میکنم. این توضیح را بدهم که اگر سایت سردار رضائی، تابناک یا دیگر سایتهای وابسته به حاکمیت و محافل نظامی اینگونه اعتراضات کارگری را بازتاب میدهند بهیچوجه بمعنای این نیست که آنها از حقوق کارگران دفاع میکنند بلکه با توجه به طیف مخاطبین این گونه رسانه دولتی که بطور نزدیک به مطلق افراد درون حلقه طبقه سیاسی حاکم هستند، هدف اینست که نبض جامعه کارگری به اطلاع حاکمیت برسد تا بر اساس این اطلاع رسانی مقتضی ترین سیاست ها را بر مهار اعتراضات اتخاذ کند.   

..مرگ بر کارگر، درود بر ستمگر؛

یه اختلاس کم بشه مشکل ما حل میشه!

تابناک

شعار تأمل برانگیزی که کارگران اهوازی سر دادند تا شاید مشکلشان حل شود!+فیلم
در این شرایط سخت، مدیران و مسئولان کشور باید برای یک لحظه خود را جای این کارگران بگذارند و شرایط سختی که برای آنها پیش آمده را با تمام وجود درک کنند؛ فرایندی که اگر حتی برای یک بار رخ دهد، قطعاً خواب از مدیران مسئول و دلسوز ربوده خواهد شد و حل چنین مشکلاتی در دستور کاری آنها قرار خواهد گرفت.

کد خبر:۷۷۷۱۳۷
تاریخ انتشار:۰۶ اسفند ۱۳۹۶ – ۱۰:۲۳۲۵ February 2018

شعار تأمل برانگیزی که کارگران اهوازی سر دادند تا شاید مشکلشان حل شود!+فیلمبیش از یک ماه از ناآرامی های فراگیری که بسیاری از شهرهای کشور را در بر گرفت، گذشت، ولی هنوز بسیاری از مطالبات برحق گروه های مختلف اجتماعی ـ که اتفاقاً مورد تأیید مقامات ارشد کشوری و لشکری نیز هست ـ روی زمین مانده است؛ مطالبات شهروندانی مثل کارگران فولاد اهواز که خواسته ای کاملاً صنفی دارند و دیگر صبر و قراری برای آنها نمانده است.

به گزارش «تابناک»؛ صبح دیروز و پس از تجمع های بی نتیجه گذشته، دوباره جمعی از کارگران فولاد اهواز در اعتراض به آنچه عدم پرداخت حقوق و مزایای صنفی خود عنوان می کنند، جلوی ساختمان استانداری خوزستان تجمع کردند؛ تجمعی که البته با پاسخ منطقی و مسئولانه ای از سوی مدیران ارشد این استان رو به رو نشد تا بلاتکلیفی آنها ادامه پیدا کند.

چیزی حدود ۵۰۰ تن از این کارگران که جمعیت تمامی آنها بیش از ۴ هزار تن است، دیروز در مقابل ساختمان استانداری حاضر شدند و برای چندمین بار شعارهایی با محوریت پیگیری مطالبات برحق خود سر دادند؛ کارگرانی که در کارخانه شرکت ملی فولاد اهواز، مشغول به فعالیت هستند و ماه هاست حقوقشان پرداخت نشده است.

……………………………….

افزده هها و ضمایم

رویدادی از جنس خودزنی که کارگران معترض در پیش می‌گیرند تا به مدد آن، فرصت اعتراض و فریاد کردن خواسته هایشان را به دست آورند. اینکه علیه خودشان شعار بدهند یا تلاش کنند که حرف هایشان را لابلای شعار‌های پذیرفته شده بیان کنند. اینکه حقوق نگرفته‌اند، نمی‌گیرند و نگرانند که به این زودی هم نگیرند!

کد خبر:۷۷۸۴۰۹
تاریخ انتشار:۰۹ اسفند ۱۳۹۶ – ۱۲:۳۲۲۸ February 2018
جمع می‌شوند تا به وضع وخیمی که بدان گرفتار آمده‌اند اعتراض کنند، اما راهی جز خودزنی پیش روی خود نمی‌بینند؛ این شرح حال کارگرانی است که راه فریاد کردن اعتراضشان را شعار علیه خود یافته‌اند.

به گزارش «تابناک»؛ از شعار «درود بر ستمگر، مرگ بر کارگر» که کارگران هپکو اراک در اعتراضشان به وضع این مجموعه پس از خصوصی‌سازی سر دادند تا شعار «حقوق به ما نمیدن، مرگ بر آمریکا» که روز گذشته کارگران گروه ملی فولاد مقابل استانداری خوزستان سر دادند، تنها چند روز می‌گذرد، اما اوضاع به گونه‌ای پیش رفته که به نظر می‌رسد در شروع راه پدیده‌ای نوظهور قرار داریم که فراگیر خواهد شد.

رویدادی از جنس خودزنی که کارگران معترض اتخاذ می‌کنند تا به مدد آن، فرصت اعتراض و فریاد کردن خواسته هایشان را به دست آورند. اینکه علیه خودشان شعار بدهند یا تلاش کنند که حرف هایشان را لابلای شعار‌های پذیرفته شده بیان کنند. اینکه حقوق نگرفته‌اند، نمی‌گیرند و نگرانند که به این زودی هم نگیرند!

اما چرا شعار دادن علیه خود؟ نخستین دلیلی که این کار دارد، نگرانی از عقوبت «اعتراض» است. عقوبتی که بر اساس موازین حقوقی، قوانین کار و حتی اصول دینی، نمی‌بایست متوجه معترضان شود، اما می‌شود و از این روی، کارگران معترض تلاش دارند از ابتلای به آن فرار کنند. نگرانی از واکنشِ قابل حدس مسئولان به اعتراضات. اینکه تا اسم از کسی ببرند، با عصبانیت وی مواجه می‌شوند و امکان دارد از کار بیکار شوند.

این در حالی است که جز واکنش مسئولان، همواره اعتراض در کشورمان با نگرانی‌های بزرگتری هم همراه است؛ نگرانی‌هایی کهدومین دلیل شعار دادن کارگران علیه خودشان است. اینکه می‌ترسند اعتراضاتشان با برخی حوادث و رویداد‌ها همزمان شده و در راستای آن‌ها تفسیر و تحلیل شود یا حتی بدون رقم خوردن اتفاقی خاص، به مسائل دیگر گره زده شده و انواع و اقسام انگ و برچسب بخورد. مثل انگ همراهی با دشمن، یا گزک دادن به دست بدخواهان، یا خوردن وصله‌های امنیتی و مسائلی از این دست.

عامل بعدی که موجب می‌شود شعار مرگ بر کارگر در دستور کار معترضان قرار گیرد، رسیدن کارد به استخوان است. اینکه معترضان ماه‌هاست حقوق نگرفته‌اند و هزینه‌های روزافزون زندگی و برخی مسائل مانند فرارسیدن نوروز یا افزایش قیمت دلار، دورنمای تیره و تاری پیش روی چشمشان قرار می‌دهد، اما کسی برای رفع مشکلات ایشان قدمی برنمی‌دارد. شرایطی که در آن مرگ خواستن عجیب به نظر نمی‌رسد، ولو در قالب شعار و به شکل موزون باشد.

وضعیتی که اگر کمی در آن دقیق شویم، به دلیل دیگری برای انتخاب این شعار و سر دادن آن توسط کارگران معترض خواهیم رسید. اینکه انبوه اعتراضات کارگرانی که گاه حقوق‌های معوقشان از چند ماه گذشته و به سال هم می‌رسد، نتوانسته مسئولان را وادار به گرفتن تصمیماتی عاجل در این خصوص نماید. مسئولانی که وقتی دیدند اعتراضات پرشمار و پراکنده کشور را فراگرفته، از شنیدن صدای مردم سخن به میان آوردند، اما به قدر پیگیری حقوق معوق کارگران هم کاری نکردند.

کارگرانی که می‌کوشند با شعار مرگ بر خود، ثابت کنند چیزی جز دریافت مطالبات و حقوق صنفی خود مطالبه نمی‌کنند، به جایی بسته و وابسته نیستند، همه در‌ها را برای رهایی از وضع بغرنجی که بدان گرفتار آمده‌اند، آزموده‌اند و ظاهرا راهی بهتر از فریاد زدن این شعار‌ها نیافته‌اند؛ شعاری که روز به روز فراگیر‌تر می‌شود و احتمالا بر تنوع آن افزوده خواهد شد.

گفتگوی امیر ارجمند با جواد اکبرین

Share Button

سایت کلمه کلیپ ویدوئی مصاحبه دکتر امیر ارجمند آقای جواد اکبرین را با عنوان:”عیار نقد” درج کرده است که بسیار شنیدنی است. از نظر من بعنوان شنونده، پاسخهای آقای امیرارجمند عاری از کاستی نیست ولی این کاستیها نه از ارزش مصاحبه میکاهد و نه اینکه میتواند از نگاه یک شنوده “نقاد” پنهان بماند. بلحاظ طولانی بودن مصاحبه من از کامنت خود و نقد خود بر این “عیار نقد” میگذرم و سنجشگری  آنرا بعهده  شنونده میگذارم. ولی در هر حال شنیدن این مصاحبه را توصیه میکنم(ح ت)

……………………………………….

چکیده : حاکمیت با استفاده از وضعیت اضطراری از پاسخگویی طفره می‌رود و صداهای دیگر را سرکوب می‌کند. اگر ما اصلاح‌طلبان هم با استناد به وضعیت اضطراری مکانیزم‌های تصمیم‌گیری را غیر پاسخگو و غیرانتخابی برگزینیم در واقع به درجه‌ای از سرکوب اعتقاد داریم و در آینده هم دچار میرایی می‌شویم…

اردشیر امیرارجمند در دومین بخش گفت‌وگوی ویدیویی خود می‌گوید کسی با سیاسیون عقد اخوت نبسته است و اگر اصلاح‌طلبان نیز ارتباط خود را با جمهوریت و مطالبات آنان حفظ نکنند آنان نیز به سرنوشت اصول‌گرایان دچار می‌شوند.

سخنگوی شورای هماهنکی راه سبز امید با بیان اینکه اصلاح‌طلبی در شرایط کنونی فاقد نظریه عدالت است نبودن اراده بنیادی برای مبارزه با فساد و رفع تبعیض را از دلایل این مساله دانست و تاکید کرد البته در جنبش سبز و منشور آن نظریه عدالت وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

دکتر امیرارجمند تاکید می‌کند که زمانی راهبرد آزادی به نتیجه می‌رسد که به مقوله عدالت و نیز امنیت توجه شود هرچند که درباره آزادی نیز در اردوگاه اصلاح‌طلبی اضطراب گفتمانی وجود دارد چنانکه در جریان اعتراضات اخیر صداهای گوناگونی از میان ما شنیده می‌شد.

مشاور ارشد میرحسین موسوی با اشاره به اینکه حاکمیت با استفاده از وضعیت اضطراری از پاسخگویی طفره می‌رود و صداهای دیگر را سرکوب می‌کند اظهار کرد اگر ما اصلاح‌طلبان هم با استناد به وضعیت اضطراری مکانیزم‌های تصمیم‌گیری را غیر پاسخگو و غیرانتخابی برگزینیم در واقع به درجه‌ای از سرکوب اعتقاد داریم و در آینده هم دچار میرایی می‌شویم. وی می‌گوید اینکه ما به هر طریقی وضع موجود را توجیه کنیم با اصول اصلاح‌طلبی تنافض دارد.

امیرارجمند می‌گوید ما باید یک وجدان جمعی در بین اصلاح‌طلبان به وجود بیاوریم نه اینکه عده‌ای اندک تصمیم‌گیری کنیم و سایرین را صرفا تکبیر گو بخواهیم. وی تاکید می‌کند که اصلاح اصلاحات به این نیست که هر گاه مردم به رفتار ما معترض شدند دو قدم عقب‌نشینی کنیم ولی بعد دوباره برگردیم سر جای اولمان.

دکترامیرارجمند درباره گفت‌وگوی ملی و آشتی ملی می‌گوید: آشتی ملی هم این نیست که صرفا اصلاح‌طلب و اصول‌گرا را کنار هم بنشانیم که با یکدیگر گفت‌وگو کنند. آشتی ملی این است که قبل از هر چیز کسانی که دیده نشدند را ببینیم.

امیرارجمند می‌گوید آنچه که همه ما باید با آن مقابله کنیم جریانات سیاسی نیستند بلکه تصور استبدادی و انحصار طلبانه است در هر کمپ و گروهی.

وی در این گفت‌وگوی ویدیویی همچنین درباره طرح مساله عبور از قانون اساسی و نیز شعار جنبش سبز درباره اجرای بی تنازل قانون اساسی می‌گوید.

بخش دوم گفت‌وگوی محمدجواد اکبرین، رونامه نگار، نویسنده و دین پژوه با دکتر اردشیر امیرارجمند با فیلم‌برداری و تدوین آقای علی فاتحی منتشر شده است که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.

بخش اول این گفت‌وگو را می‌توانید در اینجا ببینید.

روانشناسی عربده کشی نظامی و دو استراتژی متفاوت جنگی

Share Button

چکیده … اگر امروزه زمزمه نزدیکی دول عربی حاشیه خلیج با اسرائیل بگوش میرسد، ساده لوحانه ترین واکنش اینست که، این نزدیکی را با مفاهیمی مانند خیانت، تسلیم و.. ، توضیح دهیم. واقعیت اینست که این نزدیکی دشمنان دیروز بهم و شکل گیری جبهه واحدی از آنها در برابر  رژیم ایران حاکی از یک تغیر پاردایم در مناسبات ژئواستراتژیک و ژئو پولیتیک در منطقه است که پارادوکسال، خودِ رژیم ایران در شکلگیری آن عمده ترین سهم را داشته است. اگر کسی این تغیر پارایم را با تمام جوانبش درک نکند از تحولات امروز منطقه و جهان چیزی نمیداند.  

نتانیاهو در کنفرانس امنیت جهانی که هفته قبل در مونیخ برگزار شد، گفت:” اگر لازم شود، ما نه تنها علیه پروکسیهای ایران بلکه علیه خود ایران عمل خواهیم کرد.” او در مصاحبه ای دیگر در برابر تهدیدات مقامات ایران گفت ما به رژیم ایران میگوئیم سعی نکند اراده ما را آزمایش کنند.

این تهدیدات بدنبال اعزام یک پهباد ایران به فضای اسرائیل انجام شد که در همان نوار مرزی توسط دفاع ضد هوائی اسرائیل سرنگون شد. بدنبال سرنگونی آن پهباد ساخت ایران، هواپیماهای جنگی اسرائیل تعدادی از قرار گاههای موشکی و راهداری سوریه و تعداد بیشتری از قرارگاههای نظامی شبه نظامیان وابسته به ایران در خاک سوریه را بمباران کردند که تلفات جانی زیادی بجای گذاشت ولی یکی از هواپیماهای اف ۱۶ اسرائیل نیز با موشکهای سوریه سرنگون گشت.

بدنبال این تَحّرُکات نظامی بود که جنگ کلامی نیز از هر دو سو بین سران ایران و اسرائیل شدت گرفت.

اسرائیل با اتکاء به نیروی نظامیش و در رأس آن برتری هوائی بی چون و چرایش بر ایران، آن تهدیدها را در مقابل تهدیدهای مداوم ایران دایر بر؛ با خاک یکسان کردن تل اویو، از زبان نخست وزیر خود بر زبان آورد. در مقابل؛ علاوه بر واکنشهای تهدید آمیز مقامات سیاسی ایران، یکی از قرمانده سپاه هم گفت اگر اسرائیل بخود جرئت حمله به ایران را بدهد، ما آنرا با خاک یکسان خواهیم کرد.

تا آنجا که به تهدیدات اسرائیل مربوط میشود، رمز و رازی در کار نیست و تمام تهدیدها و تمهیدات دولت اسرائیل بر اساس محاسبات دقیق استراتژیک نظامی بر اساس برآورد نیروی متعارف نظامی قرار دارد. حال اگر رهبری سیاسی یا نظامی اسرائیل در این محاسبات اشتباه کنند اشتباهی عمدتاً فنی، تاکتیکال و نظامی/استراتژیک است.

ولی تا آنجا که به نیروی نظامی ایران مربوط میشود قضیه ابداً اینظور نیست. بلکه میتوان با یک برآوردِ البته نه چندان دقیق، گفت که کل استراتژی نظامی ایران در درجه اول بر اساس محاسبات روانشناسی ایدئولوژیک و توازن نا متقارن و نا متعارف نیرو قرار دارد و نه اینکه واقعاً سران سپاه فکر میکنند در یک برخورد صِرف نظامی میتوانند حریف اسرائیل شوند.

منظور از روانشناسی ایدئولوژیک در این رابطه اینست که بطور ساده، سران رژیم و فرماندهان نظامی آن، فکر میکنند در صورت رویاروئی با اسرائیل اگر اسرائیل نیمی از ایران را هم ویران کند، بازخورد این ویرانی واکنش توده های مسلمان خود ایران، منطقه و جهان بسود ایران خواهد بود که نتیجه عملی آن افزایش توان ایران میشود زیرا در سیر پیکار با استکبار و اسرائیل، این حمایت صدها میلیونی مسلمانان جهان که با انزوا و احتمالاً سرنگونی دول محافظه کار عربِ مخالف ایران هم همراه خواهد شد، ترجمان میدانی و نظامی خود را یافته توازن نظامی را برهم خواهد زد زیرا این حمایت وسیع توده ایی عملا به نیروی مادی، نظامی، سیاسی و دیپلماتیک تبدیل خواهد گردید همانطور که حمله صدام به ایران چنین پیامدی داشت.

در جریان جنگ ۶ روزه عرب و اسرائیل که با رجزخوانیهای جمال عبدل ناصر و تهدید او دایر بر؛ به دریا ریختن یهودیان آغاز شد، هرچند شکست سریع تمام ممالک خط مقدم جبهه: مصر، سوریه، اردن و حتی عراق و الجزایر را در پی داشت ولی این شکست منجر به کودتاهای انقلابی و سرنگونی بسیاری از دول محافظه کار وابسته به غرب گردید. از یمن و سومالی در جنوب دریای سرخ گرفته تا سودان و لیبی در شمال آفریقا. این شکست باعث شد که دول محافظه کار عرب، از عربستان تا اردن و امارت و مراکش پشت سر ناسیونالیسم انقلابی عرب قرا گیرندکه رهبری آن با ناصریستها و بعثی ها و جنبش فلسطین بود و این دول محافظه کار غربگرا مجبور شدند به حسن البکر ، عارف و ناصر و بشار اسد و گروههای فلسطینی باج دهند تا از توطئه هابی انقلابیگرانه آنها در امان بمانند.

اگر در چنان شرایطی مثلاً دولت عربستان اخوان المسلمین یا فلسطین را محکوم یا تروریست اعلام میکرد، بیشک عمرش به هفته ها نمیکشید.

آن شکست سریع نظامی اعراب در واقع برای اسرائیل پیروزی ببار نیاورد بلکه موجب برافروختن احساسات ضد غربی، ناصر پرستی و رواج ناصریسم، بعثیسم، پان عربیسم و پان اسلامیسم در منطقه و حتی بخش وسیعی از آفریقا گشت و آثار خود را حتی در همین مملکت غیر عرب خودمان، بصورت ظهور جریانات فلسطین پرست و عزیمت بسیاری روشنفکران انقلابی به فلسطین برای جنگیدن علیه اسرائیل و تمرین جنگ چریکی برای براندازی رژیم شاه نشان داد.

رجزخوانی رژیم ایران در برابر اسرائیل، آمریکا یا عربستان و امارات نه ناشی شهامت و نترسی رهبران سیاسی و نظامی ایران بمعنای روانشناسی فردی آنست بلکه ناشی از اینگونه محاسبات میباشد که ابداً نباید برای آن (چه درست چه غلط) ماهیت تهور شخصی قائل شد. دولتمردان حاکمِ “ستاد نشین“در رژیم ایران، از ماجراجوئی نظامی علیه اسرائیل و آمریکا استقبال میکنند زیرا ابداً تصور اینرا ندارند و نمیکنند که این ماجراجوئیها ممکن است به افتادن قطره ایی خون از دماغ آنها یا وابستگان خودشان منجر شود. در پس این ماجراجوئیها نه تنها شجاعت شخصی بلکه کله خری شخصی هم وجود ندارد چون هزینه دهنده اساساً دیگران هستند. این نوع تهور، بحسابِ بخطر انداختن جان و مال و امنیت دیگران و بر باد دادن مملکتی است که آنها زحمتی برای تمدن و ثروت ملی و دست اوردهای تاریخی اش نکشیده اند و کمترین شباهتی با جسارت و شهامت شخصی ندارد. مانند کسی که در بالکن خانه همسایه خود بایستد و عابرین را سنگ باران کند.

اما قضیه روی دیگری هم دارد و آن اینست؛ رژیم که بطور مطلق حمایت جامعه متوسط، اقشار روشفکر و بخش سیاسی ملی  و کلاً حمایت مردمی را از دست داده است و افق آینده برایش تیره و تاریک است، فکر میکند، دز صورت تحریک اسرائیل و یا آمریکا به حمله و درگیری با ایران، سناریوی حمله صدام را تکرار و موفق خواهد شد که تمام این نیروهای از رژیم گریخته را تحت شعار جنگ میهنی و ابزار سازی از مفاهیم و انگیزه های ملی به حمایت از خود بکشاند و اعتبار تماماً سوخته سیاسی خود را باز یابد.

سکوت جامعه متوسط ایران و مخصوصاً منتقدین رژیم حتی مخالفین برانداز آن در برابر  این ماجراجوئیها و رسوب جو اسرائیل و آمریکا ستیزی در بخشهای وسیعی از جامعه ایران، به رژیم این احساس را میدهد که محاسبه او در این استراتژی رویاروئی نا متعارف، چندان هم بیراه و غیر واقعبینانه نیست و این تنها امید رژیم برای باقی ماندن است.

با این مقدمات است که باید نتیجه گرفت که آن بخش از جامعه سیاسی منتقد رژیم که در این میانه موضعی بی تفاوت گرفته و یا سکوت اختیار میکند، در عمل شریک و متحد رژیم در این چالشگریهای ایران بر بادده و ماجرا جویانه میباشد.

تا آنجا که به محاسبات استراتژیک رژیم و سران نظامی آن مربوط میشود باید گفت که آنها ایدئولوژی اسرائیل ستیزی و آمریکا ستیزی را چندده سال دیر یافته اند، وقتی که برای آن دیگر رنگ و جلائی مردم پسندانه، جاذب و مترقی نمایانه باقی نمانده است زیرا قبل از او، ناصر و ناصریستها، بعثیهای سوری و عراقی، پان عربیستهای دیگر و دسته جات گوناگون فلسطینی با استفاده زیاده از حد از این ایدئو لوژی، رمق آنرا گرفته اند و میراثداران آنها امروز برای رابطه با همان اسرائیل در جستجوی راه هستند.

اگر امروزه زمزمه نزدیکی دول عربی حاشیه خلیج با اسرائیل بگوش میرسد، ساده لوحانه ترین واکنش اینست که، این نزدیکی را با مفاهیمی مانند خیانت، تسلیم و.. ، توضیح دهیم. واقعیت اینست که این نزدیکی دشمنان دیروز بهم و شکل گیری جبهه واحدی از آنها در برابر  رژیم ایران حاکی از یک تغیر پاردایم در مناسبات ژئواستراتژیک و ژئو پولیتیک در منطقه است که پارادوکسال، خودِ رژیم ایران در شکلگیری آن عمده ترین سهم را داشته است. اگر کسی این تغیر پارایم را با تمام جوانبش درک نکند از تحولات امروز منطقه و جهان چیزی نمیداند.

بیماری بد خیم بازار ارز را جدی بگیریم

Share Button

وقتی مردم می‌بینند با وجود تاکید‌های مکرر رییس‌جمهور و رییس کل بانک مرکزی مبنی بر مساعد بودن وضع درآمد‌های ارزی و مثبت بودن تراز ارزی کشور، قیمت دلار و سایر ارزها روز‌به‌روز و ساعت به ساعت افزایش پیدا می‌کند، نتیجه کار همان چیزی می‌شود که در بازار ارز شاهد بوده‌ایم. این یعنی خدشه‌دار شدن اعتماد مردم به قول و وعده‌های مقامات عالی‌رتبه کشور در خصوص بازار ارز. به هر جهت باید امیدوار باشیم مجموعه اقدامات اخیر بانک مرکزی با حمایت مجموعه ارکان دولت و حاکمیت التهابات بازار ارز را که ادامه آن می‌توانست خطری جبران‌ناپذیر را متوجه کیان اقتصاد کشور کند، فرو نشاند.

جهان صنعت

۰۳ اسفند ۱۳۹۶

بیماری بد خیم بازار ارز را جدی بگیریم

صفحه نگاه نخست: غلامرضا کیامهر- اقدام بانک مرکزی در صدور مجوز فروش گواهی سپرده مدت‌دار با نرخ سود علی‌الحساب ۲۰ درصد توسط بانک‌های کشور را می‌توان نوعی مسکن برای فرونشاندن التهاب هفته‌های اخیر بازار ارز به حساب آورد. این اقدام در عین حال نوعی اذعان به این واقعیت است که کاهش دستوری نرخ سود سپرده‌های بلندمدت بانکی از نیمه سال‌جاری یکی از عوامل موثر در خروج سپرده‌ها از بانک‌ها و رفتن این سرمایه‌ها به سوی بازار سیاه معاملات ارز و سکه بوده که متاسفانه همیشه بیشترین جاذبه را برای حفظ ارزش پول ملی ما و سرمایه‌های مردم داشته است. اما به اعتقاد نویسنده اگر بانک مرکزی به جای صدور مجوز فروش گواهی سپرده با نرخ۲۰ درصد که ممکن است چندان با استقبال مردم روبه‌رو نشود، بار دیگر به بانک‌ها اجازه می‌داد نرخ سود سپرده‌های بلندمدت خود را به ۲۰ درصد افزایش دهند هم کار بانک‌ها آسان‌تر می‌شد و هم جریان بازگشت سرمایه‌ها از بازار ارز و سکه و بعضا از بازار مسکن به بانک‌ها سرعت بیشتری به خود می‌گرفت و در نتیجه آشفتگی ایجادشده در بازار ارز و سکه زودتر فرو می‌نشست. تجربه‌های سال‌های گذشته این واقعیت تلخ یا شیرین را بارها به اثبات رسانده که در فضای نامساعد کسب و کار کشور که انواع موانع ساختاری بازدارنده بر سر راه سرمایه‌گذاری‌های مولد و اشتغالزا وجود دارد، برخلاف تصور بانک مرکزی و سیاستگذاران اقتصادی کشور که می‌گویند کاهش نرخ سود بانکی سبب رفتن سرمایه‌های مردم به طرف فعالیت‌های تولیدی و کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی خواهد شد، سپرده‌های مردم بعد از خروج از بانک‌ها، راه بازار ارز و طلا و سایر سوداگری‌های پرسود و زودبازده را در پیش می‌گیرد و ثبات و آرامش فضای اقتصادی کشور را نیز بر هم می‌زند بی‌آنکه از این رهگذر کارآفرینان و فعالان اقتصادی بتوانند به تسهیلات ارزان‌قیمت بانکی دسترسی پیدا کنند. دلیل آن هم کاملا روشن است و آن، چیزی جز عدم دسترسی بانک‌های ما به منابع خارجی و محدود بودن شدید عرضه در مقابل تقاضای نامحدود برای تسهیلات بانکی خصوصا از نوع ارزان‌قیمت آن در کشور ماست. مبنا قرار دادن نرخ تورم کنونی به عنوان مستمسکی برای کاهش نرخ سود سپرده‌های بانکی هم برای صاحبان پس‌انداز‌های خرد و کلان و سپرده‌گذاران بانکی که نرخ تورم به مراتب سنگین‌تری را در سبد هزینه زندگی خود احساس می‌کنند و هر روز شاهد افزایش قیمت‌ها و کاهش ارزش پول و قدرت خرید خود هستند، نمی‌تواند قابل پذیرش و توجیه‌پذیر باشد به کلام دیگر نرخ تورمی که بانک مرکزی یا مرکز آمار ایران با جمع و تقسیم افزایش قیمت افزون بر ۳۵۰ قلم کالا به دست می‌آورد، آن نرخ تورم واقعی در سبد هزینه زندگی مردم نیست که هزینه مسکن، خورد و خوراک، پوشاک، دارو و درمان، حمل‌ونقل و امثال اینها از جمله سنگین‌ترین آنهاست که اگر سطح افزایش قیمت سالانه آنها محاسبه شود، نرخ تورم واقعی موثر در سبد هزینه زندگی و قدرت خرید مردم به دست خواهد آمد و به همین سبب این نرخ تورم باید مبنای تعیین نرخ سود سپرده‌های بانکی قرار گیرد تا سرمایه‌ها در بانک‌ها باقی بماند و توان مالی بانک‌ها بر‌ای پرداخت تسهیلات به فعالان اقتصادی افزایش پیدا کرده و ثبات بازار سکه و طلا هم مانند وضعیت کنونی دچار آشفتگی و تلاطم نشود. البته غیر از کاهش دور از واقع‌بینی نرخ سود بانکی، عوامل اقتصادی و روانی دیگری چون افزایش حجم نقدینگی بدون پشتوانه تولید، نگرانی مردم از احتمال برقراری دوباره تحریم‌های اقتصادی و بلوکه شدن دارایی‌های ارزی ایران در خارج از کشور و نیز کسر بودجه انکارناپذیر دولت، هر کدام متناسب با وزنی که دارند در ایجاد تلاطم و آشفتگی در بازار ارز و به تبع آن بازار طلا نقش داشته‌اند که در این میان نقش بسیار تاثیر‌گذار دلالان و سفته‌بازان را نمی‌توان نادیده گرفت.
وقتی مردم می‌بینند با وجود تاکید‌های مکرر رییس‌جمهور و رییس کل بانک مرکزی مبنی بر مساعد بودن وضع درآمد‌های ارزی و مثبت بودن تراز ارزی کشور، قیمت دلار و سایر ارزها روز‌به‌روز و ساعت به ساعت افزایش پیدا می‌کند، نتیجه کار همان چیزی می‌شود که در بازار ارز شاهد بوده‌ایم. این یعنی خدشه‌دار شدن اعتماد مردم به قول و وعده‌های مقامات عالی‌رتبه کشور در خصوص بازار ارز. به هر جهت باید امیدوار باشیم مجموعه اقدامات اخیر بانک مرکزی با حمایت مجموعه ارکان دولت و حاکمیت التهابات بازار ارز را که ادامه آن می‌توانست خطری جبران‌ناپذیر را متوجه کیان اقتصاد کشور کند، فرو نشاند. ولی شرط به نتیجه رسیدن این تمهیدات استمرار قاطعانه آن است تا یک‌بار و برای همیشه بساط سفته‌بازان و اخلال‌کنندگان در بازار ارز در این مملکت برچیده شود. به اعتقاد نویسنده اقدام مهم دیگری که دولت و بانک مرکزی باید با تقویت بنیه ارزی کشور انجام دهند، برقراری دوباره نظام پیمان‌سپاری ارزی برای صادرکنندگان است تا ارزی که از طریق صادرات سرمایه‌های ملی به دست می‌آید همچون ارز حاصل از فروش نفت به داخل کشور بازگردد و به بانک مرکزی فروخته شود. این برای طبیعت به شدت ارزمحور اقتصاد و تولید ما یک ضرورت حیاتی است و برای درمان آسیب‌های وارده به آن به جای قرص‌های مسکن، باید از دارو‌های شفابخش استفاده شود. باید پیامد‌های ویرانگر بروز بی‌ثباتی‌های ادواری در بازار ارز را جدی بگیریم و از تکرار آن جلوگیری کنیم.
Kiamehr_gh@yahoo.com

…………………………………………………………………..

کامنت من که به آدارس نویسنده فرستادم:

ولی شرط به نتیجه رسیدن این تمهیدات استمرار قاطعانه آن است تا یک‌بار و برای همیشه بساط سفته‌بازان و اخلال‌کنندگان در بازار ارز در این مملکت برچیده شود. به اعتقاد نویسنده اقدام مهم دیگری که دولت و بانک مرکزی باید با تقویت بنیه ارزی کشور انجام دهند، برقراری دوباره نظام پیمان‌سپاری ارزی برای صادرکنندگان است تا ارزی که از طریق صادرات سرمایه‌های ملی به دست می‌آید همچون ارز حاصل از فروش نفت به داخل کشور بازگردد
جناب کیا مهر گرامی! تاریخ اقتصاد نشان داده است که رویکردهای بگیر و ببند، امنیتی و پلسی اگر در کتاه مدت برای امواج تخریبی اقتصادی چواب دهد، در بلند مدت بیماری را مزمن و کشنده میکند. نرخ دلار برای سالها بخاطر مصالح سیاسی یا رانتری در برابر ریال پائین نگاه داشته شده و شکاف بین نرخ واقعی و غیر مهندسی دلار با نرخ واقعی آن در برابر ریال چنان عمقی یافته است که بدون کُن فیکن کردن نظام پولی و شناور کردن کامل نرخ ارزها و ریال ، با آمادگی برای پیامدهای تنش آفرین آن، این شکاف پُر نمیشود. چنین رویکردی به حمایت مردم در درجه اول و آمادگی آنها برای عواقب تنزل ریال امکان ندارد بنا بر این من فکر میکنم که اقتصاد ایران بشمول سیستم پولی و بانکی اش مانند خود رژیم به بن بست رسیده است. هرچه مملکت در این بن بست بیشتر بماند دامنه سقوط و ایمپلوژن Implosion در انتظار نشسته مخربتر و ویرانگرتر خواهد بود.
در مجموع تحلیل جنابعالی خوب و روشنگرانه بود

……………………………………………………………….

افزوده ها

کاهش ارزش ریال

از سال ۶۴ تا مهر ماه ۹۶ بهای دلار ۶۴۰۴٫۰۶ درصد افزایش یافته و قیمت یورو از سال ۸۱ تا مهر ماه امسال ۵۱۳٫۴ درصد رشد کرده است.

به گزارش مشرق، تغییرات بهای دلار در طول‌ دهه‌های گذشته یکی از دغدغه‌های اقتصادی بوده و دیدگاه‌های مختلفی درخصوص ارزش پول ملی و نسبت برابری دلار به ارزهای جهان‌روا مطرح شده است.

بررسی تحولات بهای دلار از سال ۶۴ و یورو از سال ۸۱ تاکنون، نتایج جالبی از سیر رشد بهای این دو ارز مهم و تضعیف پول ملی در این سال‌ها را نشان می‌دهد.

* ماخذ: بانک مرکزی/ ارقام به ریال

سال دلار (به ریال) درصد تغییر یورو (به ریال) درصد تغییر
۱۳۶۴ ۶۱۵ .. ..
۱۳۶۵ ۷۴۲ ۲۰٫۶ .. ..
۱۳۶۶ ۹۹۱ ۳۳٫۵ .. ..
۱۳۶۷ ۹۶۶ ۲٫۵ .. ..
۱۳۶۸ ۱۲۰۷ ۲۴٫۹ .. ..
۱۳۶۹ ۱۴۱۲ ۱۷ .. ..
۱۳۷۰ ۱۴۲۰ ۰٫۵۶ .. ..
۱۳۷۱ ۱۴۹۸ ۵٫۵ .. ..
۱۳۷۲ ۱۸۰۴ ۲۰٫۴ .. ..
۱۳۷۳ ۲۶۶۷ ۴۷٫۸ .. ..
۱۳۷۴ ۴۰۲۷ ۵۱ .. ..
۱۳۷۵ ۴۴۴۵ ۱۰٫۴ .. ..
۱۳۷۶ ۴۷۸۲ ۷٫۶ .. ..
۱۳۷۷ ۶۵۹۱ ۳۷٫۸ .. ..
۱۳۷۸ ۸۶۶۰ ۳۱٫۴ .. ..
۱۳۷۹ ۸۱۹۰ ۵٫۴ .. ..
۱۳۸۰ ۸۰۰۹ ۲٫۲ .. ..
۱۳۸۱ ۸۰۱۹ ۰٫۱۲ ۷۹۰۶ ..
۱۳۸۲ ۸۳۲۵ ۳٫۸ ۹۷۲۱ ۲۲٫۹
۱۳۸۳ ۸۷۴۸ ۵٫۰۸ ۱۰۹۹۹ ۱۳٫۱
۱۳۸۴ ۹۰۴۲ ۳٫۳ ۱۱۰۶۴ ۰٫۶
۱۳۸۵ ۹۲۲۶ ۲٫۰۳ ۱۱۸۳۹ ۷
۱۳۸۶ ۹۳۵۸ ۱٫۴ ۱۳۲۰۹ ۱۱٫۵
۱۳۸۷ ۹۶۶۷ ۳٫۳ ۱۳۷۶۳ ۴٫۲
۱۳۸۸ ۹۹۷۹ ۳٫۲ ۱۴۱۰۸ ۲٫۵
۱۳۸۹ ۱۰۴۴۲ ۴٫۶ ۱۳۹۳۰ ۱٫۲
۱۳۹۰* ۱۲۰۴۷ ۱۵٫۴ ۱۶۸۶۷ ۱۷٫۴
۱۳۹۱ ۲۶۰۷۸ ۱۱۶٫۴ ۳۳۹۷۳ ۱۰۱٫۴
۱۳۹۲ ۳۱۸۳۸ ۲۲٫۰۸ ۴۲۶۳۸ ۲۵٫۵
۱۳۹۳ ۳۲۸۰۰ ۳٫۰۲ ۴۱۹۸۰ ۱٫۵
۱۳۹۴ ۳۴۵۰۱ ۵٫۲ ۳۸۲۱۵ ۸٫۹-
۱۳۹۵ ۳۶۴۴۰ ۵٫۶ ۴۰۳۹۰ ۵٫۷
مهر ۹۶ حداقل ۴۰۰۰۰ ۹٫۷ حداقل ۴۸۵۰۰ ۲۰٫۱

* متوسط ارز در سال ۹۰، شامل‌ روزهای ۱۷ دی ماه تا ۲۳ اسفند ماه سال ۹۰ نمی‌شود.(سایت بانک مرکزی)

از سال ۶۴ تا مهر ماه سال جاری ارزش دلار در برابر ریال ۶۴۰۴٫۰۶ درصد افزایش یافته است. به عبارت دیگر ارزش ریال در برابر دلار به این میزان افت کرده است.

همچنین از سال ۸۱ تاکنون ارزش یورو در برابر ریال ۵۱۳٫۴ درصد رشد کرده و از ۷۹۰۶ ریال به ۴۸۵۰۰ ریال رسیده است.

منبع: فارس

سقوط ریال اجتناب ناپذیر است

Share Button

جهان صنعت:“مگر غیر از این است که نرخ سود سپرده‌های بانکی در همین چند وقت اخیر به جهت کمبود منابع مالی بانک‌ها به مرحله اجرا رسید تا ورشکستگی بانک‌ها به تعویق بیفتد؟ اکنون جای این سوال باقی است که دولتمردان می‌خواهند با انتشار این اوراق باز هم بانک‌ها را به روزهای سخت گذشته بازگردانند و به بیانی باز هم بانک‌ها را در مضیقه برای پرداخت سود قرار دهند که نتیجه آن نیز چیزی جز افزایش و انباشت بدهی برای بانک‌ها نخواهد بود؟
همین مباحث موجب می‌شود که اعتماد به دولت و قانونگذاران در اقتصاد کاهش یابد و تا تقی به توقی خورد، دست به کار شوند و با توسل به راه‌های غیرقانونی و از طریق بازارهای دلالی به ثروت اندوزی روی بیاورند‌. 
اکنون اما دولتمردان که شرایط را به ضرر خود دیده‌اند به فکر افتاده‌اند تا با توسل به زور و قانون و با گشت‌زنی در بازارهای ارز و سکه دست دلالان را از بازار کوتاه کنند و مقداری به ثبات قیمت‌ها کمک کنند‌.”

دلار زندانی شد

جهان صنعت در گزارشی تحلیلی با عنوان “زندانی شدن دلار” دست و پازدنهای دولت و بانک مرکزی را برای مهندسی بازار ارز و توسل به رویکرد های پلیسی امنیتی مورد انتقاد قرار داده و تحلیلگر جهان صنعت میگوید تصمیمات موقتی دولت و بانک مرکزی برای ثبات مصنوعی نرخ برابری ریال در برابر ارزهای خارجی، مواد انفجاری فرو ریزی و سقوط سونامیک پول ملی(ریال) را در بلند مدت متراکم میکند.

دولت و بانک مرکزی در بحران ارزی دوران احمدی نژاد، با قبضه کردن تمام عیار بازار آزاد ارزی و صدور جواز برای صرافیها و وابسته کردن کامل آنها به بانک مرکزی از یکسو و ظاهر نمایشی آزاد و رقابتی دادن به این بازار تحت کنترل آهنین، موقتاً توانست موج بحران را از سر بگذراند. آزاد شدن مقداری از منابع ارزی بلوکه شده بخاطر تحریمها در اثر توافقنامه برجام و بالارفتن قیمت نفت هم به دولت در این انجات یافتگی گذرا کمک کردند.

ولی بیماری ارزی ایران بطور عمده ناشی از این مشکل ساختاری است که دولت برای تن ندادن به برخی اصلاحات ساختاری پولی ضرور که میتوانند پیامدهای خطر ناک سیاسی داشته باشند، از سنگر غیر قایل دفاع نرخ نسبتاً ثابت ریال در برابر ارزهای خارجی ، هرچند با عقب نشینی های تدریجی و جزئی،  دفاع کرده است و با این دفاع از امری غیر قابل دفاع، شکست خُرد کننده پول ملی در برابر ارزهای خارجی را روی هم انباشته و شکست وحشتناکتری را ذخیره کرده است تا وقتی که دیگر کفگیر همه تدابیر شامورتی بازانه آن به ته دیگ بخورد و در آنروز، دیگر نه بحث تنزل چند ده درضدی ارزش ریال بلکه سقوط آزاد و لحظه بلحظه شتاب یابنده آن تا سطح بی ارزشی و از دور خارج شدن آن در میان آید.

دفاع ناموجه، طولانی با انگیزه سیاسیِ دولت از نرخ مصنوعی ریال در برابر ارزهای خارجی چنان شکاف عمیقی بین نرخ مهندسی شده و آمرانه دولتی ریال و ارزش واقعی آن در برابر ارزهای خارجی ایجاد کرده است که نه دولت روحانی و نه هیچ دولت دیگری با اقدامات اصلاحی دیگر نمیتواند این شکاف را پر کند. نظام پولی و ارزی مملکت دیگر همانقدر اصلاحپذیر است که کلیت خود نظام.

دولت و بانک مرکزی مجبورند دوز dose D سِرُمِ حمایت دولتی از ریال را مدام افزایش دهند تا زمانی که این محتضر دیگر نتواند جذب کند و به حیاط خود ادامه دهد. پایان پیش کامنت

……………………………………………………….

جهان صنعت

دلار زندانی شد

صفحه اقتصاد: گروه اقتصادی- بازارگرمی دولت برای کنترل نوسانات اخیر اگرچه در ظاهر امر توانست مقداری از التهابات بازار بکاهد، اما با تزریق مسکن‌های موقتی نمی‌توان به آینده بازار و اقتصاد کشور امیدوار بود‌.
با نگاهی به اتفاقات اخیر در بازار ارز و سکه می‌بینیم که دولتمردان به هر راهی متوسل می‌شدند تا بتوانند کنترل شرایط را در دست بگیرند؛ اما هر بار با درهای بسته مواجه می‌شدند و بازار بدون توجه به اقدامات دولتمردان روال عادی خود را طی می‌کرد‌. همین مهم موجب آن شد که دولتمردان کمر همت ببندند و برای کنترل اوضاع بازار دست به کار شوند‌.
در این میان رییس کل بانک مرکزی بار دیگر وعده داده است که طی روزهای آینده وضعیت با ثبات در بازار ارز ایجاد می‌شود‌.
این اقدامات نیز در ظاهر امر به نظر می‌رسد نتیجه بخش بوده و توانسته قیمت‌ها را مقداری به عقب براند؛ اما اینکه مقامات ما بخواهند با توسل به زور و باتوم و آتش زدن به منابع مالی بانک‌ها متوسل شوند آن سوی ماجراست‌.
در تازه‌ترین اقدامات، بانک مرکزی اقدام به جمع‌آوری نقدینگی‌های سرگردان در اقتصاد کرده، آن هم با انتشار اوراق گواهی تعهدزا‌. اگرچه در شرایط کنونی با جمع‌آوری این نقدینگی‌ها کمبود منابع مالی بانک‌ها مقداری ترمیم می‌شود و رو به بهبود می‌رود اما سوال اینجاست که در آینده نه چندان دور و در زمان سررسید این اوراق، سود این اوراق قرار است از کدام منبع مالی پرداخت شود؟
مگر غیر از این است که نرخ سود سپرده‌های بانکی در همین چند وقت اخیر به جهت کمبود منابع مالی بانک‌ها به مرحله اجرا رسید تا ورشکستگی بانک‌ها به تعویق بیفتد؟ اکنون جای این سوال باقی است که دولتمردان می‌خواهند با انتشار این اوراق باز هم بانک‌ها را به روزهای سخت گذشته بازگردانند و به بیانی باز هم بانک‌ها را در مضیقه برای پرداخت سود قرار دهند که نتیجه آن نیز چیزی جز افزایش و انباشت بدهی برای بانک‌ها نخواهد بود؟
همین مباحث موجب می‌شود که اعتماد به دولت و قانونگذاران در اقتصاد کاهش یابد و تا تقی به توقی خورد، دست به کار شوند و با توسل به راه‌های غیرقانونی و از طریق بازارهای دلالی به ثروت اندوزی روی بیاورند‌.
اکنون اما دولتمردان که شرایط را به ضرر خود دیده‌اند به فکر افتاده‌اند تا با توسل به زور و قانون و با گشت‌زنی در بازارهای ارز و سکه دست دلالان را از بازار کوتاه کنند و مقداری به ثبات قیمت‌ها کمک کنند‌.
اما باز هم نمی‌توان چندان به ثبات در بازار امیدوار بود چه آنکه در شرایط کنونی نیز نرخ‌های اعلام شده از سوی صرافی‌ها با آنچه در سامانه سنا مشاهده می‌شود تفاوت حدود ۱۰۰ تومانی را نشان می‌دهد؛ به بیانی در حالی که نرخ‌های دولتی قیمت ۴۵۰۰ تومانی را اعلام می‌کنند نرخ‌های اعلام شده از سوی صرافی‌ها همچنان بالای ۴۶۰۰ تومان است‌. اکنون آیا باز هم می‌توان امیدوار بود که اقدامات دولتمردان می‌تواند در آینده از جهش‌های ارزی جلوگیری کند آن هم در شرایطی که به روزهای پایانی سال نزدیک می‌شویم و تقاضا برای ارز و سکه فزونی می‌گیرد‌؟
به نظر می‌رسد چنین اقداماتی از سوی دولتمردان تنها آب در‌ هاون کوبیدن است و به جایی نخواهد رسید‌. چراکه اگر بخواهیم به مرور اتقافات اخیر بپردازیم متوجه می‌شویم که همه اقداماتی که تاکنون از سوی دولت و بانک مرکزی انجام شده تنها برای مقطعی توانسته پاسخگوی نیاز بازار باشد و نمی‌توان در بلندمدت به این اقدامات امیدوار بود و تا زمانی که این قیمت‌ها در بازار به جای اینکه کنترل شوند، فقط سرکوب شوند، باید منتظر جهش‌های جدیدی در قیمت‌ها باشیم‌.
از سویی شبکه بانکی نیز که به تازگی نفس راحتی از مسوولیت پرداخت سود سپرده‌های بالای بانکی کشید، باز هم گرفتار پرداخت سودهای جدیدی شده آن هم از نوع کاملا تضمین شده که به هر ترتیبی که باشد باید در زمان سررسید مقدار سود تضمینی را به متولیانش پرداخت کند‌.
کاملا هم روشن است که منابع مالی شبکه بانکی محدود است و خود نمی‌تواند به تنهایی پرداخت این سودها را تضمین کند؛ نتیجه این می‌شود که بانک‌ها مجبور می‌شوند دست به دامان بانک مرکزی شوند و با اضافه برداشت از منابع بانک مرکزی به پرداخت این سودهای تضمینی بله بگویند‌.
از طرفی گذری بر شعب بانک‌ها در روزهای اخیر از این حکایت دارد که از زمان شروع انتشار اوراق گواهی سپرده استقبال نسبتا خوبی از آن وجود داشته اما نکته اینجاست که مشتریان بیش از آنکه بخواهند منابع جدیدی را برای خرید اوراق به بانک‌ها بیاورند همان حساب‌های سپرده قبلی که ۱۵ درصد بود را می‌بندند و آن را تبدیل به اوراق ۲۰ درصدی می‌کنند که سود بالاتری را به همراه دارد‌.
مسوول شعب یکی از بانک‌های بزرگ خصوصی در این باره می‌گوید: در چند روز گذشته ما حتی یک میلیون تومان هم سپرده جدید جذب نکرده‌ایم، ولی حساب‌های چند ده میلیاردی مشتری از ۱۵ درصد به ۲۰ درصد تبدیل شده و این تنها برای ما با ضرر همراه خواهد بود‌. بنابراین باید گفت مدیران بانکی در این جریان باید بیش از آنکه منتظر جذب منابع باشند از این مراقبت کنند که منابع قبلی خود را از دست ندهند.
باید گفت شرایط این روزهای اقتصاد کشور آنقدر پیچیده شده که از هر طرفی بخواهیم به آن بپردازیم باز هم با مشکلات جدیدی در آن روبه‌رو می‌شویم‌. چه آنکه ماجرای این روزهای بازار تنها به اینجا محدود نمی‌شود‌. در چند سال گذشته که نرخ ارز نتوانسته با نرخ تورم تعدیل شود این انتظار وجود داشت که جهش‌های ارزی در بازار اتفاق بیفتد و جالب اینکه همین جهش‌های ارزی نیز خود زمینه جهش‌های جدید تورمی را فراهم می‌کند‌.
اگر بخواهیم جزیی‌تر به این شرایط نگاه کنیم می‌توانیم بفهمیم که نقدینگی‌های سرگردان بازار باز هم در بانک‌ها انباشته می‌شود و باز هم فرصتی به بازارهای تولیدی و صاحبان بنگاه‌های اقتصادی داده نمی‌شود که بتوانند به فعالیت تولیدی در بازار دست بزنند‌. به بیانی دولتمردان آنقدر در مشکلات این روزهای بازار گم شده‌اند که به‌طور کامل فراموش کرده‌اند مشکل اصلی اقتصاد ما چیز دیگری است‌. اینکه صاحبان بنگاه‌های تولیدی ما دیگر رمقی برایشان باقی نمانده و سال‌هاست کاسبی‌شان تعطیل شده کاملا از چشم دولتمردان دور مانده و به نظر می‌رسد چاره‌ای برای این صاحبان بنگاه باقی نمی‌ماند که چشم خود را بر فعالیت تولیدی در بازار ببندند و همگام با سایر مردم به فعالیت‌های دلالی در سایر بازارهای موازی بپردازند‌.
بنابراین باید گفت اگر مقامات ما بخواهند تنها با سیاست‌های مقطعی و کوتاه‌مدت به جنگ مشکلات بروند و چشم خود را روی واقعیت‌های اقتصادی ببندند در آینده‌ای نزدیک باید اقتصادی را تصور کرد که از گوشه و کنار آن زخم‌های جدیدی باز می‌شود و روز‌به‌روز عمق این زخم‌ها بیشتر می‌شود و دیگر نمی‌توان امیدی به بهبود آن داشت، پس بهتر است که دولتمردان دست از سیاست‌های شکست خورده‌ای که نتیجه‌ای برای اقتصاد ندارد بردارند و به فکر راه‌حل‌های اساسی باشند و اقتصاد را از دام این ناملایمتی‌ها نجات دهند‌.
بازگشت ثبات به بازار ارز
در همین رابطه رییس کل بانک مرکزی اظهار کرد: طی روزهای آینده وضعیت با ثبات در بازار ارز مستقر می‌شود‌.
ولی‌الله سیف با ارائه توضیحاتی درباره نوسانات نرخ ارز در هفته‌های اخیر، گفت: شرایطی که در بازار ارز کشور ایجاد شده بود به هیچ وجه قابل قبول نبود و در هیچ کشوری نیز اجازه نمی‌دهند که یکسری افراد به صورت زیرزمینی اقداماتی انجام دهند‌.
رییس کل بانک مرکزی با تاکید بر اینکه در مبادلات منوچهری و سبزه میدان با کارت ملی معامله نمی‌شد تا سوداگران شناسایی نشوند، تصریح کرد: فعالیت زیرزمینی یعنی اینکه مشخص نباشد طرفین معامله چه کسانی هستند و هویت آنها مخفی بماند‌.
رییس کل بانک مرکزی ادامه داد: یکی از اصول برای شفافیت بازار ارز این است که باید مشخص باشد نهاد و فردی که خدماتی ارائه می‌دهد این خدمات و سرویس را به چه کسی ارائه می‌دهد، لذا شناسایی مشتری یک بحث جدی است که اصول مبارزه با پولشویی و مبارزه با تامین مالی تروریسم این موضوع را اقتضا می‌کند که این وسواس و حساسیت وجود داشته باشد‌.
وی با بیان اینکه اقداماتی که اخیرا در انسجام و هماهنگی‌هایی که پس از اتخاذ تصمیمات از سوی مسوولان انجام شد و در بانک مرکزی متمرکز شد همراهی‌هایی را فراهم کرد، افزود: نیروی انتظامی، قوه قضاییه و وزارت کشور ورود جدی به موضوع داشته‌اند و تلاش شد که دستورالعمل‌ها و مقررات ارزی کشور پیاده شود و کسی نتواند از آن تخطی کند و این اصرار و تلاش در آینده استمرار می‌یابد که فضایی را ایجاد می‌کند که تعادل لازم در بازار ارز کشور مستقر شود‌.
رییس کل بانک مرکزی با تاکید بر اینکه در آینده نیز به هیچ وجه اجازه تخطی و عدول از ضوابط و مقررات داده نمی‌شود، افزود: صرافی‌ها تابع ضوابط و مقرراتی هستند و رژیم نرخ ارز در قانون تعیین شده که رژیم شناور مدیریت شده است به این معنا که نرخ شناور ارز نرخی است که متناسب با عرضه و تقاضا در بازار تعیین می‌شود و هیچ کسی نمی‌تواند آن را پیش بینی کند و عرضه و تقاضا آن را مشخص می‌کند‌.
وی با بیان اینکه بانک مرکزی عرضه‌کننده ارز در این بازار است، ادامه داد: ارزهایی که توسط دولت به بانک مرکزی فروخته می‌شود و حاصل صادرات نفت است بخشی از عرضه را تشکیل می‌دهد و بخشی نیز حاصل صادرات کالاهای غیرنفتی است که این ارز به بازار عرضه می‌شود و از سوی دیگر تقاضاهایی که برای واردات وجود دارد و نظام بانکی عاملیت آن را دارد ضوابطی است که بانک مرکزی با دستورالعمل‌ها و ضوابطی که اعلام کرده و تکلیف آن را مشخص کرده است‌.
رییس کل بانک مرکزی با اشاره به اینکه در مقطع چند ماه اخیر نوسانات نرخ ارز شدت بیشتری گرفت، تصریح کرد: عوامل آن سوداگرانی بودند که با هدف سودجویی تلاش می‌کردند این نوسانات را هرچه بیشتر دامنه‌دار ‌کنند که از کنار آن انتفاع خود را حاصل کنند، اما با اقداماتی این موضوع کنترل شده و در روزها و هفته‌های آینده این وضعیت متعادل و ثبات در بازار ارز کشور مستقر می‌شود‌.

حضور زنان عربستان سعودی در استادیومهای فوتبال برای نخستین بار

Share Button
بنا بر مصوبه دولتی استادیوم ملک فهد در ریاض،  شهرک ورزشی ملک عبدلله در جده و استادیوم شاهزاده محمد ابن فهد در دمّام، که تا این تاریخ فقط بروی مردها باز بودند درهای خود را بروی زنها هم گشودند.

Fans watch a match at the King Abdullah Sports City stadium in Jeddah.

بنا به گزارشی از ماه گذشته در آژانس خبری CNN؛ زنان طرفدار فوتبال در عربستان برای نخستین بار در استادیوم ورزشی ملک عبدالله برای تماشاییک مسابقه حضور یافتند. این اولین بار بود که یک مسابقه بزرگ درهایش را بروی زنان سعودی میگشود.  (البته ۴۰ روز از تاریخ این گزارش گذشته است ولی بعلت تازگی موضوع من خلاصه آنرا ترجمه و و با کامنت های خود درج میکنم).

در اینجا به یک خاطره از زندگی خصوصی ام اشاره میکنم: قریب ۶۰ سال پیش مادر من و خاله هایم در شهر سنتی و نیمه فئودالی ملایر با استاده از دوچرخه من و کرایه کردن ۳ دوچرخه دیگر، دوچرخه سواری یاد گرفتند و از هر فرصتی برای دوچرخه سواری استفده میکردند. هرچند آنها در شهر دوچرخه سوار نمیشدند ولی اغلب جمعه ها که به حوالی شهر پیک نیک میرفتیم آنها با دوچرخه می آمدند.

۵۰ سال پس از آنروزها، دوچرخه سواری فائزه هاشمی، علیرغم اینکه حجاب کامل هم داشت در معرض چه هتاکی های اسلام گرایانه ایی که قرار نگرفت تو گوئی او به دیوار کعبه لگد زده است.

ریما بندرالسعود دختر شاهزده تورکی الفیصل در مصحبه با راشیا تودی راجع به آزادی زنان در سعودی

ریما بندر السعود، یک نماینده در شورای کل امور ورزشی عربستان سعودی از خانواده سلطنتی، گفت این یک لحظه تاریخی برای سعودی میباشد.(کلیپ ویدوئی فوق از گزارش CNN نیست و من آنرا از “راشیا تودی” کپی کرده ام  چونکه نحوه پوششی او ژستهای عاری از تنشش، در مصاحبه با مرد خبرنگار خود تفسیر و تحلیل کردنی است. ومصاحبه او با راشیا تودی هم درهمین زمینه است. ریما بندر السعود دختر ترکی الفیصل از شخصیتهای محوری دربار سعودی است.)

بنا بر مصوبه دولتی استادیوم ملک فهد در ریاض،  شهرک ورزشی ملک عبدلله در جده و استادیوم شهزاده محمد ابن فهد در دمّام، که تا این تاریخ فقط بروی مردها باز بودند درهای خود را بروی زنها هم گشودند.
قریب ۲  سال پیش در یادداشتی با عنوان”عربستان سعودی موتور توسعه تحول دموکراتیک در منطقه” از تحولات معطوف به گشودن فضای اجتماعی/فرهنگی و سیاسی در سعودی نوشتم. و امروز با اطمینان بیشتری به آن تیتر گذاری و آن تحلیل به تحولات زیر و رو کننده ایی که در آن ام القرای اسلام جریان دارد مینگرم. اضافه کنم که برابر گزارش روئیترز و  عرب نیوز*، سازمان های مربوط به اور تفریحی در عربستان برای سال جدید(۲۰۱۸) تدارک ۵۰۰۰ برنامه تفریحی را برای مردم دیده اند. چندی پیش برای نخستین بار از یک خاننده معروف پاپ ایتالیائی برای اجرای برنامه در عربستان دعوت شد که مورد استقبال زیاد قرار گرفت.

FILE PHOTO: Composer Yanni reacts during the concert at Princess Nourah bint Abdulrahman University in Riyadh, Saudi Arabia, December 3, 2017. REUTERS/Faisal Al Nasser/File Photo

موزیسین یونانی یانی پس از اجرای کنسرت در دانشگاه ریاض در پاسخ ابراز احساسات تماشگران بوسه تشکر میفرستند. در ماه دسامبر هم خواننده معروف آمریکائی رپ، نلی نیز  یک کنسرت برای تماشگران مختلط در جده اجرا کرد.

اضافه کنم که عربستان سازمانهای حماس، اخوان المسلمین، حزب الله و حوصی های یمن را تروریستی اعلام کرده است. و فکر کنم همین موضعگیری برای تشخیص جهتگیری آن کافی باشد.

CNN

January 12, 2018

Saudi women attend soccer match for first time

(CNN)Female soccer fans in Saudi Arabia attended their first match ever Friday at the King Abdullah Sports City stadium in Jeddah.

The game was the first time a major sporting event was open to women in the kingdom.
The easing of the strict gender segregation was announced in October 2017 as part of the ambitious reforms by Mohammed bin Salman, the 32-year-old crown prince.
The decree opened the King Fahd stadium in Riyadh, King Abdullah Sport City stadium in Jeddah, and Prince Mohammed Bin Fahd stadium in Dammam to women and families. All three stadiums were previously male-only.

Host club Al-Ahli FC delighted fans with a 5-0 triumph.

Saudi Arabia still adheres to some of the strictest interpretations of Sunni Islam in the world but has seen liberal reforms recently. The change in policy followed the historic decree in September 2017 allowing women to drive, beginning this summer.
Females spectators on Friday cheered on two of the teams in the Saudi Professional League, Al-Ahli F.C. and Al-Batin F.C. Al-Ahli won 5-0.

Female fans sat in a section designated for families.

The Saudi General Sports Authority said it had provided all the necessary accommodations to “create an attractive sports environment for families and provide everything needed to ensure their privacy.”
A separate ‘family entrance’ was opened with female attendants working the gates. The stadium also opened a separate pray area, cafe, and medical facility for female fans.
“Today, you brought happiness to every Saudi family and woman who attended the first game,” said Reema Bandar Al-Saud, a deputy at the General Sports Authority and part of the Saudi Royal family. “This is a historic moment for the Kingdom.”
The plan for the country’s economic reinvention rests on a number of pillars, including youth empowerment, social organization and women’s empowerment. The kingdom wants to increase participation of women in the Saudi labor market and and other aspects of life.
……………………………………………………………..
*
لینک را ببینید دو تا عکس جالب دارد که نتوانستم کپی کنم
Reuters
FEBRUARY 22, 2018

FILE PHOTO: Composer Yanni reacts during the concert at Princess Nourah bint Abdulrahman University in Riyadh, Saudi Arabia, December 3, 2017. REUTERS/Faisal Al Nasser/File Photo

موزیسین یونانی یانی پس از اجرای کنسرت در دانشگاه ریاض در پاسخ ابراز احساسات تماشگران بوسه تشکر میفرستند. در ماه دسامبر هم خواننده معروف آمریکائی رپ، نلی نیز  یک کنسرت برای تماشگران مختلط در جده اجرا کرد.

Bloomberg

22/02/2018

Saudis Promise Fun Year in 2018 With 5,000 Entertainment Events

بی نیاز از تفسیر و توضیح

Share Button

سرلشگر سردار پاسدار، حجت الاسلام الحاج دکتر حکومتی، استاد دانشگاه جامع امام حسین (ع)، سرمهندس ترورهای دهه ۶۰ و بگیر ببندهای آنزمان و راه اندازنده گشتهای خیابانی کمیته و سپاه و…؛ محس رضائی، سید علی خامه ایی، روضه خوان سابق را به  جایگاه قدرتمند ترین رهبر جهان ارتقاء داد. او قدری هم از شیادی مایه گذاشت و طبقه سیاسی/آخوندی و آخوندهای مکلای حاکم بر میهنمان را عنوان و لقب نوکران ملت داد. او در سخنرانی خود برای آخوندهای مأمور در سپاه، حریفان رژیم(منظور مخالفین و منتقدین رژیم را) آبرو باخته نامید. یعنی، بزعم او؛ مهندس موسوی، شیخ مهدی کروبی، دکتر رهنورد، محمدخاتمی، مرحوم هاشمی و منتظری، آیات عظام دستغیب و صانعی، همین دراویش گنابادی که اینروزها با رژیم درگیرند، همه ی قربانیان قتل های زنجیره ایی بشمول فروهرها، مختاری و شریفی، دکتر شرفکندی و قاسملو و دهها هزار زندانی سیاسی سابق که در زمره مخالفین رژیم قرار دارند و بیشترشان دربدر شده این انقلاب هستند، صدها هزار اکادمیسین و نخبه علمی و اجتماعی مهاجر و متورای شده از مملکت، رضا پهلوی و بسیاری دیگر مخالفین سیاسی رژیم، خیل هزارانی آنهائی که برسر پیمان خود در ضدیت با رژیم باقی ماندند و جاندادن در شکنجه گاههای رژیم را به تسلیم شدن بدان ترجیح دادند، هزاران زندانی سیاسی قتل عام شده در دوران فرمانراوائی همین سردار بر سپاه، همه بی آبرو هستند.

در پیشگاه شعور و جدان خود احساس غرور میکنم از اینکه، با تعریف معیار این سردار،دکتر، حجة الاسلام، الحاجِ آبرو دار، از آبرو و آبرو باختگی؛ در زمره آبرو داران قرار ندارم. چه خوب که این سردار آبرودار، در این سخنرانی برای اسطوره ها و نماد های آبرو و آبرو داری در سپاه، مخالفین رژیم را بی آبرو  قلمداد کرده است والی جا داشت این مخالفین از هرچه آبرو و آبرو داریست خود داوطلبانه ابراز برائت میکردند.

اگر که مفتی شهر، مرا بکفر فتوا داد

خود این گواه بر ایمان و اعتقاد منست

اگر همه میخانه زمن طلبکارند

خود این نشان زاعتبار من است  

ح ت

محسن رضایی در همایش روحانیون سپاه:

رهبر انقلاب جوان و انقلابی فکر می‌کند و با تدبیر کشور را اداره می کند… دشمنان می خواهند اشکالات دولتمردان را به نام نظام جمهوری اسلامی بنویسند. نظام جمهوری اسلامی عصاره هفتاد سال مبارزه ملت ایران است… جمهوری اسلامی خانه این مردم است. دولتمردان خادم ملت هستند. مردم نمی پذیرند به خاطر برخی اشکالات در خادمین خانه، خانه را خراب کنند. ان شا الله این خانه پایدار خواهد بود. مردم اول مدافع نظام هستند.

کد خبر:۷۷۵۸۷۴
تاریخ انتشار:۳۰ بهمن ۱۳۹۶ – ۲۱:۲۸۱۹ February 2018

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام درهمایش سراسری روحانیون شاغل در سپاه (میقات ۱۶) گفت: جمهوری اسلامی خانه این مردم است. دولتمردان خادم و نوکر ملت هستند. مردم حاضر نیستند برای اصلاح خادمان خود، خانه را خراب کنند.

به گزارش «تابناک»؛ سرلشکر دکتر محسن رضایی، صبح دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ در همایش سراسری روحانیون شاغل در سپاه (میقات ۱۶) با تسلیت شهادت مظلومانه ام ابیها، حضرت فاطمه الزهرا (س) گفت: از جناب آقای سعیدی تشکر می کنم که در شرایط کنونی کشور، این گردهمایی را با حضور روحانیون سپاه تشکیل دادند. در ابتدای انقلاب، ارتباط روحانیت با دانشگاه و نیروهای مسلح و با مردم جز موضوعات بسیار مهم انقلاب بود. در ادبیات امام راحل این سه ارتباط از درجه اهمیت برخوردار بود و تکرار می شد. دلیل این تاکید، شکل گیری نظام جمهوری اسلامی و اسلامی شدن اداره کشور بود.

جمهوری اسلامی خانه این مردم و دولتمردان نوکر خانه هستند / حریف‌های بی آبرویی داریم / رهبر انقلاب قوی‌ترین رهبر جهان در شرایط کنونی است

فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس افزود: برای اسلامی شدن امورات بایدکارشناسان دینی یعنی روحانیت با نهادهای مهم ارتباط گرفته می شد. از این سه ارتباط، ارتباط روحانیت و سپاه به الگویی بسیار موفق تبدیل شد و مدلی برای ارتباط روحانیون با نهادهای انقلابی و دولتی دیگر تبدیل شد. این ارتباط دو طرفه طوری بود که روحانیون شهیر و شهید مانند آیات مدنی، صدوقی، اشرفی اصفهانی، بارها با لباس سپاه پاسداران درجبهه حاضر و عکس گرفته اند. سپاه هم اصرار زیادی برای ارتباط با روحانیت داشت. عزیزانی مثل شهید محلاتی، نقش موثری و کم نظیری در این ارتباط دو جانبه داشتند. الگوی ارتباط سپاه با روحانیت از بهترین ارتباطاتی بود که در لبیک به فراخوان امام صورت گرفت. با ورود مرحوم آیت الله طاهری خرم آبادی، روحانیت در سپاه دارای تشکیلات هم شد.

فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس گفت: یکی از دلایل این کار که این ارتباط مستحکم به وجود آمد، تجربه ما در قبل از انقلاب بود ، درانزمان انحراف در میان منافقین و تمایل آنها به مارکسیست ها زنگ خطر را به صدا دراورد. حادثه کودتایی که در سال ۱۳۵۳ درسازمان منافقین بوجود آمد، ناشی از انحراف کوچک در صدر مجاهدین خلق بود، این سازمان را در چند سال به دامن مارکسیست ها انداخت. این سال در میان گروه های انقلابی یک پرسش بزرگ ایجاد کرد که ما در چه مسیری گام بر می داریم. در گروه منصورون با حوزه علمیه ارتباط گرفتیم و از طریق آقای راستی کاشانی، با حوزه های علمیه مرتبط شده بودیم.

دکتر رضایی به خاطره ای از روزهای نخست پیروزی انقلاب اشاره کرد و گفت: تقریبا یک هفته به پیروزی انقلاب، حضرت امام در خیابان ایران مستقر شده بودند. در یکی از اتاق های مدرسه رفاه منتظر ملاقات با امام بودم و رفتم کنار شهید مطهری نشستم و با ایشان گفتگو کردم. اسمم را پرسیدند و بعد گفتند: من می خواهم خدمت امام برسم و بگویم که این منهاییون سرت کلاه نگذارند. پرسیدم منهاییون چه کسانی هستند؟ اشاره کرد که این بغلی ات. کنار من آقای ابراهیم یزدی نشسته بود که اسلام منهی روحانیت را طرح می کرد.

استاد دانشگاه جامع امام حسین (ع) گفت: موضوع جدایی از روحانیت، آسیب های فراوانی به ما زده است. یک نمونه اش نهضت آزادی بود. با اینکه مهندس بازرگان انسان متدینی بود اما از دامانش مجاهدین خلق بیرون آمدند. نمی‌شود که انسان‌ها بدون استنباط، از طرف خدا، حکم صادر کنند. خوشبختانه حکم الهی بعد از انقلاب، با استقرار ولایت فقیه، روشنی بیشتری پیدا کرد. نهضت آزادی، فرقانی ها، بنی صدری ها و حتی عده ای که با شعار امام زمان آمدند و نتوانستند خود را با مسیر ولایت تنظم کنند، بر می گردد به موضوع منهاییونی که شهید مطهری مطرح کرد. و گر نه داعشی ها در عراق و سوریه هم شعار الله اکبر می گفتند. مشکل داعش عدم فهم دقیق از دین خدا و احکام شرعی است و از روز اول فرماندهان سپاه تاکید داشته اند که باید رابطه ما با روحانیت پر رنگ باشد.

فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس با اشاره به برخی مخالفت ها در درون سپاه که غایت آن، این روزها مشخص شده گفت: همین آقای اکبر گنجی در پادگان حضرت ولیعصر (عج) تهران شعار می داد که محسن رضایی ضد ولایت فقیه است و می‌گفت فرمانده سپاه به جای مراجعه به آقای منتظری به آقای مصباح یزدی و آقای راستی کاشانی مراجعه می کند. باید ببینیم که او امروز در جبهه آمریکا و ضدولایت فقیه چه می‌کند؟ او در برابر شهید محلاتی هم موضع می گرفت.

دکتر محسن رضایی ویژگی های شخصیتی شهید محلاتی اشاره کرد و گفت: ویژگی های بسیار زیادی داشتند و محو در امام بودند. بعد از هر ملاقات با امام از چهره و صحبت هایش بر می آمد که او محو در حضرت امام هستند. از نظرات امام حتی اگر با نظر خودش تفاوت داشت، به جدیت دفاع می کرد. در همه امور به شدت احساس مسوولیت می کرد. نسبت به خود سپاه هم تعهد ویژه ای داشت. در موضوع تشکیل وزارت اطلاعات، قرار بر این شد که اکثر نیروهای اطلاعاتی سپاه به وزارتخانه بروند، شهید محلاتی به من گفت: شما حاتم بخشی کردید. او حقیقتا انسان مخلصی بود. بسیار خاکی بود. در عملیات بدر در سال ۶۳ فرماندهان به او گفته بودند که برادر محسن زیاد به خط می رود. او به حضرت امام خبر داده بود و آقای توسلی از دفتر امام به من بیسیم زد که امام می فرمایند: حفظ جان شما مهم است و مراعات کنید.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با ذکر این نکته که سپاه و روحانیت وظیفه سنگینی را بر دوش دارد گفت: وظایف سنگینی به تهدیدات امروز مربوط است. خط جدید توطئه سه کانون را هدف گرفته است. نخست نظام جمهوری اسلامی است، دومین هدف، شخص رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای است و مساله سوم، سپاه پاسداران است. توطئه هایی که شروع شده هدفشان این سه رکن انقلاب هستند. روحانیون و سپاه وظایف سنگینی در مورد این توطئه ها دارند. رهبر انقلاب دیروز در سالروز قیام مردم تبریز، بین دولتمردان و نظام جمهوری اسلامی تفکیک قائل شدند. مفاهیم (State) یا نظام که دارای حاکمیت، قانون اساسی، کشور و مردم است با دولتمردان یا گاورمنت (Government) متفاوت است. دشمنان می خواهند اشکالات دولتمردان را به نام نظام جمهوری اسلامی بنویسند. نظام جمهوری اسلامی عصاره هفتاد سال مبارزه ملت ایران است.

دکتر محسن رضایی گفت: جمهوری اسلامی خانه این مردم است. دولتمردان خادم ملت هستند. مردم نمی پذیرند به خاطر برخی اشکالات در خادمین خانه، خانه را خراب کنند. ان شا الله این خانه پایدار خواهد بود. مردم اول مدافع نظام هستند.

استاد دانشگاه جامع امام حسین (ع) گفت: بدخواهان شخص رهبری را مورد هجمه قرار داده اند. طولانی شدن رهبری ایشان یا مدیریت یک نفره را مورد اشاره می دهند. حضرت امام با آن سن بالا جوان‌تر از ما مسائل دنیا را می‌فهمید. طولانی بودن حکومت، دلیلی بر تغییر حساسیت‌ها و روحیه‌ها نیست. رهبر انقلاب جوان و انقلابی فکر می‌کند و باتدبیر کشور را اداره می کند و قوی‌ترین رهبر جهان در شرایط کنونی است. به سپاه می گویند وارد اقتصاد شده اید یا در سیاست دخالت می کنید. دولت ها طبق قانون اساسی به قرارگاه سپاه کار عمرانی می دهند. دولت ها اگر مخالف هستند، کار عمرانی را به سپاه نسپارند. تغییر نسلی در جامعه اتفاق افتاده است. باید روشنگری کرد، از هر ده نفر هفت نفر، انقلاب و جنگ را درک نکرده اند. برای این جامعه و یادآوری روزهای حماسه، کار زیادی باید انجام داد.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: نخست وزیر اسرائیل در مونیخ به آقای ظریف حرف هایی زده است و نمایش کودکانه‌ای را به راه انداخته است، و به خیال خودش ایران را تهدید کرده است. ما به او می گوییم که شما غلط می‌کنید. اگر حمله نکرده‌اید، به خاطر این است که نتوانسته‌اید حمله کنید. با کوچک‌ترین حماقتی، ما تل‌آویو را با خاک یکسان می‌کنیم و فرصت فرار را به نتانیاهو نخواهیم داد. ده‌ها پرونده و افتضاحات برای نتانیاهو و ترامپ در دادگاه های دنیا هست. ما چنین حریف‌های بی آبرویی داریم و به فضل خدا انها را سر جای خود می‌نشانیم.

Angry Iranians Are Forcing Their Leaders to Reboot Economy Plans

Share Button

Leaked details about the millions of dollars allocated to religious institutions helped spur the protests. For years, Rouhani has called for conglomerates controlled by Iran’s powerful Revolutionary Guard Corps – which has interests from energy to infrastructure — and conservative Islamic foundations to give up their tax-exempt status

Blommberg

By Ladane Nasseri

  • Reformers, hardliners change track after worst unrest in years

  • One Iranian who didn’t join protests can see what drove them

When he was studying in Tehran, Abbas would catch a pre-dawn train in from the provinces. A few scenes glimpsed through the window are etched in his mind: street-sweepers huddled around fires, men curled up under blankets in front of closed shops.

Student life didn’t often take him to the affluent downtown, where glitzy malls sell Western-branded clothes and watches.

On the weekends Abbas would head back to the northwestern city of Zanjan, famous for hand-made knives and elaborately decorated shoes. The extremes of poverty and wealth on display in the capital were much less apparent in his hometown.

But Abbas, now a 36-year-old high-school teacher, sensed something else was wrong there. As a child he used to watch the town’s most skilled bladesmith at work. “He should have opened 10 branches by now,’’ said Abbas, who asked that his surname be withheld so that he could speak freely. “He’s still in a workshop under the stairs, making a handful of knives a day.’’

Stagnation and inequality were central to the grievances that erupted a few weeks ago into Iran’s worst unrest for a decade. In cities across the country, including Zanjan, protesters smashed bank windows and clashed with police. The violence shook the regime -– and on both sides of Iran’s sharp political divide, it’s forcing a rethink of economic priorities.

Hassan Rouhani

Photographer: Ali Mohammadi/Bloomberg

President Hassan Rouhani had a clear vision for modernizing the nation of 80 million, spurring growth, and creating jobs. It hinged on an inflow of foreign investment, after sanctions were eased as part of a nuclear accord with world powers. Rouhani’s government floated a figure of $50 billion a year.

But Iran has only gotten $25 billion over the past four years. President Donald Trump’s threats to withdraw from the nuclear deal have added to the uncertainties keeping global business away.

And that’s having a knock-on effect on investment by domestic companies, whose “mood is now more subdued,’’ according to Djavad Salehi-Isfahani, a professor of economics at Virginia Tech University who publishes a blog on Iran’s economy.

That means the “laissez-faire economy’’ that Rouhani had in mind may not be an option, he said: “Iran cannot stay terribly open to the outside world when the outside world is closing in.’’ Instead, it may have to tighten controls on trade and capital, with more economic management and a smaller role for markets, Salehi-Isfahani said in a phone interview.

That may be happening already. Last week Iran shut down nearly a dozen currency-exchange offices and arrested traders, seeking to halt the rial’s slide against the dollar on unofficial markets. An almost unprecedented display of defiance in parliament forced Rouhani to dial back plans to cut subsidies and cash handouts for the poor in the coming year’s budget.

Abbas isn’t poor by Iranian standards. Still, his monthly salary of 24 million rials (about $525 at the free-market rate) — even complemented by his wife’s salary as a nurse, and the occasional odd job on the side – is barely enough to get by. It hasn’t kept pace with inflation that’s averaged almost 20 percent annually in the past decade.

Abbas says he didn’t join the protests, but counts himself among the “Iranians who feel forgotten.’’ More than two-thirds of the public see economic conditions as somewhat or very bad, according to a survey last month by Toronto-based IranPoll for the University of Maryland’s Center for International and Security Studies. Two years earlier, the figure was 49 percent.

For Rouhani’s hardline rivals, some U-turns are welcome. Crushed in last year’s election, they’ve routinely criticized the president for neglecting low-income Iranians.

And they’re naturally hostile to the idea that Iran could only bounce back with the help of foreigners – preferring what’s often called an “economy of resistance,’’ relying on domestic resources and leaving the country less vulnerable to enemies.

But in one key area, it’s the hardliners who may be in retreat.

Leaked details about the millions of dollars allocated to religious institutions helped spur the protests. For years, Rouhani has called for conglomerates controlled by Iran’s powerful Revolutionary Guard Corps – which has interests from energy to infrastructure — and conservative Islamic foundations to give up their tax-exempt status.

Now, that concern appears to have registered with Iran’s highest authority, Supreme Leader Ayatollah Ali Khamenei, who’s often seen as closer to the hardliners. In January, Khamenei instructed the Guards and other branches of the military to sell off assets “irrelevant’’ to their main function.

 

With eye on elections, Turkey’s Erdogan stokes fears of Kurds to amplify anti-American message

Share Button

“When Turkey has problems with Russia, it tries to find ways of solving it in a diplomatic fashion rather than bringing the problem to the headlines in government media,” he said. “Even when there are major issues with Moscow, Russiais always given the benefit of the doubt and the benefit of diplomatic, behind-the-scenes opportunities to de-escalate.

With eye on elections, Turkey’s Erdogan stokes fears of Kurds to amplify anti-American message

 – The Washington Times – Sunday, February 18, 2018

The Trump administration has gone to lengths to ease tensions with Turkey, but the effort hasn’t quelled anti-American sentiment that Turkish President Recep Tayyip Erdogan is accused of stoking ahead of elections next year.

While Ankara remains a NATO ally, analysts say, Mr. Erdogan increasingly is yielding to Russia while taking a confrontational stance toward the United States in order to appear stronger in the eyes of Turkish voters.

“People in Washington are not aware the extent to which anti-Americanism has been at the core of Erdogan’s political messaging, especially in the run-up to the presidential elections slated for November 2019 in Turkey,” said Aykan Erdemir, a former opposition member of the Turkish parliament.

Mr. Erdemir, now a senior fellow at the Foundation for Defense of Democracies in Washington, says the Turkish president relies on pro-government media to amplify conspiracy theories that Washington’s support of Syrian Kurds is part of U.S. strategy to foment unrest in Turkey, where fears of Kurdish separatism are widespread.

“Combining anti-Americanism with anti-Kurdish sentiment is a winning formula because you can get almost 80 percent of the Turkish public behind the notion that the U.S. and U.S.-backed Kurds are working together in a global conspiracy to undermine Ankara,” he said. “Erdogan knows pushing this as the main existential security threat facing Turkey will play well with voters.”

Mr. Erdemir, who has emerged as a harsh critic of the Erdogan government’s shift toward authoritarianism in recent years, made the comments in an interview with The Washington Times on Sunday, days after Secretary of State Rex W. Tillerson said the U.S.-Turkey relationship is “at a bit of a crisis point.”

During a visit to Ankara last week, Mr. Tillerson attempted to put a positive spin on the situation, asserting that “the relationship is too important, it’s too valuable to NATO and our NATO allies … for us not to do anything other than concentrate on how are we going forward.”

Turkey hosts about 1,500 U.S. military personnel, as well as aircraft, and allows Washington to use the Incirlik Air Base — not far from the Syria border — to carry out missions against the Islamic State in Iraq and Syria.

However, uncertainty is mounting over whether Washington and Ankara can overcome strategic differences in Syria, particularly amid Mr. Erdogan’s outrage at Washington’s support of Kurdish forces that his government says are terrorists.

U.S.-Turkish friction has ebbed and flowed since American troops invaded Iraq, which also borders Turkey, in 2003. But the relationship took one of its sharpest downturns last month when Turkish military forces suddenly began a campaign against a U.S.-backed militia in the northern Syrian Kurdish enclave of Afrin.

The Erdogan government says it is particularly angry over the U.S. military’s support for the People’s Protection Units, a mainly Kurdish group known by the acronym YPG. While Washington for years has relied on the group as a proxy ground force against Islamic State in Syria, Turkey says the YPG is tied to the Kurdistan Workers’ Party (PKK), which has factions inside Turkey and has been waging a separatist battle with Ankara since the 1980s.

With that as a backdrop, Mr. Erdogan and his aides have vowed recently to expand the Turkish military operation in Afrin further into Syria toward the town of Manbij — warning U.S. troops stationed there not to get in the way.

With U.S. commanders signaling that they have no plans to withdraw from Manbij, Mr. Erdogan told the Turkish parliament recently that American forces should prepare for an “Ottoman slap.”

Trump administration officials ignored the comment, which the Turkish president made just before Mr. Tillerson’s arrival in Turkey last week. Alternatively, the secretary of state and other Trump officials, including Defense Secretary James Mattis, are seen to be taking care in their rhetoric toward the Erdogan government.

Mr. Mattis told reporters flying back to Washington with him Saturday from a trip to Europe that U.S. officials understand Turkey’s “legitimate security concerns” but that Washington is frustrated by the Turkish incursion into Afrin.

At the same time, the defense secretary said, U.S. officials are “going to work with Turkey” to resolve the situation.

“We have many areas of absolute concurrence,” Mr. Mattis said. “Remember that they are an ally. We work with them. You see France, you see Spain, you see Italy working with them. So this is not an all-one-way issue.”

‘Coordination with Iran and Russia

Mr. Tillerson emerged from a more than three-hour meeting with Mr. Erdogan late last week saying the two had “a very full discussion of both sides’ concerns, but also a lot of discussion about the future and how we go forward from where we are today.”

But the secretary of state offered few details. He said he called on Turkey to show restraint in its military operation in Afrin and asserted that Washington has been clear with Turkey that American weapons provided to Kurdish forces in Syria are “limited, mission-specific and provided on an incremental basis.”

Turkish Foreign Minister Mevlut Cavusoglu said “an agreement and an understanding” were reached during Mr. Tillerson’s visit. He also offered few details, suggesting that the two sides agreed to disagree on the matter of “support that is provided by the United States on YPG and similar organizations, and our expectations pertaining to PKK.”

“There were certain promises that were made, there were certain topics that we discussed, there were certain promises that were not kept, and there were certain issues that we could not resolve,” the Turkish foreign minister said.

In his interview with The Times, Mr. Erdemir warned that the American delegation may have played into the Erdogan government’s hands and that Washington risks miscalculating the extent to which Ankara is shifting from the West.

Washington needs to take Erdogan’s anti-Americanism seriously, because it will have major repercussions,” he said. “Turkey has already pivoted away from the trans-Atlantic alliance and now has much closer coordination with Iran and Russia.”

But others note that the anti-Americanism has been building for a while and that it got a major push after the failed July 2016 coup attempt in Ankara, which the Erdogan government blamed on followers of 76-year-old Islamic cleric Fethullah Gulen.

The former Erdogan ally has been living for more than a decade in self-imposed exile in Pennsylvania, and the Erdogan government has expressed outrage over Washington’s resistance to arresting and extraditing him.

Henri J. Barkey, a former State Department official who once headed the Middle East program at the Woodrow Wilson International Center for Scholars in Washington, argued in July that the “Turkish press, controlled almost entirely by Erdogan,” was engaging in daily “foreigner bashing” with the targets being “almost exclusively Western.”

“The Turkish leadership is playing hardball,” Mr. Barkey argued in The Atlantic. “It has gone after the Americans because the United States has yet to positively respond to Ankara’s request to extradite Gulen.”

Mr. Erdemir, meanwhile, pointed to the alternative manner in which pro-Erdogan media covers tensions between Turkey and Russia.

“When Turkey has problems with Russia, it tries to find ways of solving it in a diplomatic fashion rather than bringing the problem to the headlines in government media,” he said. “Even when there are major issues with Moscow, Russiais always given the benefit of the doubt and the benefit of diplomatic, behind-the-scenes opportunities to de-escalate.

“But every time there is even a small disagreement with the U.S., it’s always blown out of proportion in pro-government media and almost always leads to a systematic smear campaign against U.S. individuals and institutions,” Mr. Erdemir said. “It’s very important to understand this double standard.

“More importantly, if this current Trend continues, this will no longer just be a pivot by Erdogan; it will be a massive drift by the Turkish public as well,” he said. “Erdogan is basically reorienting the Turkish public away from NATO and really provoking radical anti-American sentiment across the political spectrum.”