Archive for: April 2018

غرامت جنگی کویت و بخشودگی غرامت ما بعنوان صله رحم

Share Button

خبرگزاری روئترز، امروز گزارش میدهد که عراق پرداخت غرامت جنگی به کویت را از سر گرفته ایم. این خبرگزاری در توضیح تأخیر پرداختها مینویسد بعلت آشفتگی سیاسی و امنیتی و تنگنای مالی عراق بهمان دلایل از سال ۲۰۱۴(خروج داعش ح ت)،  این پرداختها قطع شده بود.

بنوشته روئیترز؛ کمیته جبران خسارت سازمان ملل(UNCC)  امروز ۹۰ میلیون دلار از بابت بخشی از غرامت جنگی را “به دولت کویت پرداخت کرد.”  پس از این پرداخت؛ تا کنون این کمیته ۴۷٫۹ میلیارد دلار به کویت بابت غرامت جنگی عراق پرداخت کرده است. پس از این پرداختها هنوز عراق باید بابت فقط مهمترین قسمت غرامات جنگی ۴٫۵ میلیارد دیگر به کویت بپردازد. علاوه بر اینها عراق باید ۱۴٫۷ میلیارد دلار هم به شرکت نفت کویت بابت خسارات وارده به چاههای نفت آن کشور بپردازد. این بزرگترین رقمی است که توسط این کمیته تشکیل شده توسط شورای امنیت در سال ۱۹۹۱ تا کنون تصویب شده است.( این کمیته این پولها را احتمالاً از محل دارائیهای بلوکه شده عراق میپردازد) پایان گزارش روئیترز

……………………………………………

پس از انعقاد صلح بین ایران و عراق، تا آنجا که بیاد داردم بحث مطالبه غرامت جنگی از عراق، هم یک پرونده همچنان باز در شورای امنیت سازمان ملل بود و هم در داخل حکومت ایران.

با سرنگونی صدام و روی کار آمدن حکومت شیعی در عراق؛ حکومت ایران محض انفاق و صله رحم، از همه مطالبات گذشت و همه قضیه را خواباند و دیگر بحثی از این مسئله نشد و گویا مقام معظم رهیری در این زمینه هم مانند اختلاس ۳ میلیارد تومانی فرمان دادند: “کشش ندهید!

اما این کِش ندادن گویا مشروط به نخست وزیری نایب ایشان، نوری المالکی بود زیرا بمجرد اینکه در انتخابات ۲۰۱۰  بلوک ائتلافی  ایاد علاوی با ۹۱ کرسی پارلمانی بر نوری المالکی با ۸۹ کرسی پیشی گرفت و احتمال جدی نخست وزیری علاوی مطرح گردید، بلا فاصله مسئله غرامات جنگی از عراق پس از چند سال از محاق “کِشش ندهید!” در آمد و به فضای عمومی”کِشش بدهبد!” کشانده شد.

بیاد دارم که سایت تابناک در همان زمان، صریحاً نوشت: ـ حالا که قرار است ایاد علاویِ مخالفِ ایران نخست وزیر عراق شود، پس ما هم باید بر دریافت غرامت جنگی پافشاری کنیم و نگذاریم مسئله فراموش شود.

میزان خساراتی که کویت دو میلیونی در اثر حمله صدام متحمل شد شاید حتی کمتر از خسارتی بود که فقط به یکی از شهرهای جنوبی یا غربی ما مانند خرمشهر، آبادان، سوسنگرد یا قصر شیرین در اثر حمله او وارد گردید. بیاد دارم که برآورده های غرامت آنروزها، در حدود ۱۲۰۰ میلیارد دلار بود.

آقای خامنه ایی به خود حق داد تا در این مسئله هم ورود کرده و فرمان “کِش ندادن” و اساساً مطرح نکردن قضیه را صادر فرمایند تو گوئی این بخشش از محل ارث و میراث پدری و ناشی از کار و کوشش جد و آبادی ایشان بوده است. تاریخ بیاد ندارد که رهبر یک مملکتی این چنین از بیت المال ملتی که بر آن سوار است خاصه خرجی کرده باشد.

در جریان  انتخابات ۲۰۱۰، بعلت کشا کشِ بین دو بلوکِ ایاد علاوی و مالکی، عراق بمدت ۵ ماه دوچار خلاء قدرت شده و دولت مالکی بعنوان دولت محلل Caretaker government، (با قدرت بسیار محدود)، همچنان بر سر کار بود.

حکومت ایران همه ابزارهای مالی، از ارتشاء، تهدید و تطمیع، پرونده سازی و پرونده روکنی را بکار گرفت و موفق* هم شد تا حد نصاب پارلمانی لازم را برای نوری المالکی تأمبن کرده و او را مجدداً  برای یک دوره دیگر به مردم تحمیل کند، درحالی که ایاد علاوی با دو رأی اضافی پارلمانی و نیم میلیون رای بر او پیشی داشته بود.

در روز زأی گیری پارلمانی، نه تنها فراکسیون شیعی مقتدا صدر و کردها با قریب مجموعاً جمعاً ۷۰ یا ۷۵ رأی پارلمانی به نوری المالکی، مزدور رژیم ایران رأی دادند بلکه تعدادی از بلوک خود علاوی هم عهدشکنانه بهمان راه رفتند که شگفت انگیز بود.

این سرهم بندی تأمین حد نصاب آرای پارلمانی برای نوری المالکی اقلیتی، در آنروز برای هیچکس تردیدی باقی  نمیگذاشت که پولهای ایران، همراه با حربه تطمیع و تهدید و پرونده سازی و پرونده رو کنی کار خود را کرده است.

بهر حال راه دور نروم! فکر میکنم در انتخابات پیش روی ۳ هفته دیگر نیروهای طرفدار رژیم ایران بازنده خواهند بود. یا همین حیدر ال عبادی در پست نخست وزیری ابقاء خواهد گردید و با توجه به گرایش پارلمانی نیروی هوادارش، موضع قاطع تری در مقابل دخالتهای بیجای رژیم ایران در عراق در پیش خواهد گرفت یا حتی ممکن است شخصی تندتر از او، به نخست وزیری برسید که در هردو صورت بعید نمیدانم با تجربه پیش گفته، مقام معظم رهبری از نو بیاد غرامت جنگی افتاده و از نو فتوای “کِشش بدهید!” را بدهند

آن جبهه بندی انتخاباتی که بسیار غیر عادلانه و حتی غیر اخلاقی علیه ایاد علاوی سرهم بندی و موفق شد، در آنروزها برای من حیرت آور بود.

چگونه ممکن بود فراکسیون کردها بسوی مالکی و ایران رفته باشند درحالیکه میدانند با تثبیت این نیروی نیابتی رژیم ایران، آنها شانس بسیار کمتری برای به اجرا گذاردن اهداف فدرالیستی خود خواهد داشت تا تحت نخست وزیری ایاد علاوی لیبرال دموکرات. اضافه کنم که آمریکا هم در آنموقع دوپهلو از مالکی دفاع کرد.

ولی درجریان دیدن گزارش روئیترز امروز، و بیاد آورن جریان انتخابات ۲۰۱۰ و تغیر فضای سیاسی پس از افتضاحات دولت مالکی و بلوک شیعه آن که به استعفایش منجر گردید، این جرقه در ذهنم جهید که برحسب مثال درغگو طمع کار را بازی میدهد:ـ هم نوری المالکی و هم رژیم ایران با آن بازیهای پشت پرده برای پیروزی مالکی، در واقع بپای خود در یک تله ای افتادند که حساب شده پیش پایشان نهاده شده بود.

با وضع آنارشیک آنروز و میدانداری باندهای مسلح شیعه که از هواداری اکثریب شعیه عراقی و حتی حمایت برخی از تَسنُن ضد آمریکائی برخوردار بودند و مرعوب شدگی جمعیت سنی مذهب عراق در اثر تاخت و تاز باندهای مسلح شیعی، اگر ایاد علاوی زمام نخست وزیری را بدست میگرفت، خیلی زود توسط شبکه های وسیع نفوذی وابسته به ایران کاملاً فلج میشد و شاید فقط پس از چند ماهی در اثر ناتوانی در اداره امور، با چند اعتراض خیابانی برکنار یا مجبور به کناره گیری میشد.

نیروهای مخالف نفوذ ایران در عراق، به زمان نیاز داشتند تا نوری المالکی را بیازمایند. با ادامه نخست وزیر مالکی حتی بخشهای بزرگی از شیعان و رهبران شیعه مانند مقتدا صد از او جدا شد و امروزه خودِ بلوک الدعوه به دو فراکسیون متخاصم تقسیم گردیده که در انتخابات آینده رو در روی هم ایستاده اند: حیدر عبادی و نوری المالکی

ادامه حکومت نوری المالکی پس از ۲۰۱۰ برای چند سال دیگر، لازم بود تا مردم عراق بیدار شوند و شبه نظامیان شیعی ماهیت ضد مردمی، فساد زدگی و سرسپردگی خود را به رژیم ایران نشان دهند و طشت رسوایی فساد مالکی از همه بامها بر زمین افتد.

لازم بود زمانی بگذرد و مردم عراق تاخت و تازهای مستانه نمایندگان سپاهی و دیوانی ایران را در مملکت خود ببینند تا امروز در پشت سر مقتدا صدر ناسیونالیست شده علیه ایران ولائی و نایبان محلی آن بلند شوند تا عمار حکیم هم از ایران زوایه بگیرد.

۳ هفته دیگر انتخابات دوره چهارم مجلس عراق است. پیش بینی من بر اساس ملاحظات فوق اینست که مخالفین رژیم ایران میوه شکست پارلمانی دوره های پیش را خواهند چید و دست رد به سینه ایران و عواملش خواهند نهاد.

لنین پس از پیروزی انقلاب اکتبر گفت: بدون شکست انقلاب ۱۹۰۵ و بکارگیری درسهای آن شکست در میارزات بعدی، پیروزی انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ ممکن نمیشد.

از نگاه صِرف تاکتیکی و استراتژیک، این حرف کاملاً درست است. و ای کاش کمونیستهای وطنی و لیبرالهای وطنی ما هم از کرختی فکری خارج شده و بر اساس درس گیری از شکست خود در انقلاب اسلامی ۵۷ و شکستهای مکرر خود در تبدیل شدن به یک اپوزیسیون جدی، راهی بسوی انقلابی دیگر از طرازی دیگر بیابند!

 

 

 

……………………..

Iraq resumes payments of Gulf War reparations to Kuwait

The payment had been suspended since October 2014 because of security and budgetary problems the Iraqi government in its fight against Islamic State.

“The United Nations Compensation Commission (UNCC) today made available $90 million to the Government of the State of Kuwait,” the U.N said. “With today’s payment, the Commission has paid out $47.9 billion, leaving approximately $4.5 billion remaining to be paid to the only outstanding claim.”

The sum owed, as well as the $90 million payment, goes towards an overall claim of $14.7 billion in damages by the Kuwait Petroleum Corporation , the largest approved by the Geneva-based commission, set up by the U.N. Security Council in 1991.

باز هم بگیر و ببند خرده پاها در بازار ارز

Share Button

با بگیر و ببند این دلالها، معاملات ارزی خارج از نظارت بانکی پایان نمی یابد بلکه، این امر سبب میشود تا علاوه بر تجار وارد و صادر کننده چوپانها مرزی مملکت به دلالهای ارز مبدل شوند، گوسفند و گاو را به ممالک همسایه ببرند و در آنجا آنها را به دلار تبدیل کنند و صیادان جنوب کشور هم، ماهیگیری را به پوششی برای دلالی ارزی، قاچاق کالاهای ارزان سوبسیدی، به امارات و تبدیل آنها به دلار کنند. و سرانجام دلالبازی ارزی در کنار دیگر عملیات دلالی در این مملکت دلال پرور به بزرگترین شاخه اقتصادی مملکت تبدیل گردد

من از همان زمان بحران ارزی در دوره احمدی نژاد، آنزمان که ذخیره ارزی کشور ته نکشیده بود، مملکت بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار ذخیره ارزی داشت و نفت را به بالای ۱۰۰ دلار برای هر بشکه بفروش میرفت، از برقراری حکومت نظامی در بازار ارز نوشتم و از عنوان فرماندهی بانک مرکزی بجای رئیس بانک مرکزی استفاده کردم.

دولت و نهاد های امنیتی از همان زمان این بازار میناتوری ارزی فردوسی و کوچه منوچهری را  تا مرحله ظهور جمشید بسم الله امنیتی کردند، عوامل امنیتی نقابدار در این بازار در لباس دلال ظاهر شدند و دلالهای غیر خودی دستگیر شدند و صرافی غیر خودی هم مهر وموم گشتند و حالا همان سناریو از نو تکرار میشود.

و اما توضیحی در باره نقش میناتوری بازار فردوسی و منوچهری: واقعیت اینست در همان زمانی که در این بازار بگیر و ببند در جریان است میلیاردها دلار کالای صادرتی؛ از فرش و پسته و پوست و سالامبور گرفته تا آجر و سنگ و سیمان و .. ،  که هیچ ارزیابی گمرکی درستی نه از وزن این کالا ها هست و نه از کیفت آنها از مملکت بعنوان صادرات خارج و  تبدیل به دلارهایی  میشوند که هرگز به کشور باز نمیگردند. ارز حاصله از صادرات این کالا ها بطور عمده در همان بازارهای مقصد به متقاضیان خارج نشین یا کلان پولدارهای داخل نشینی که از نعمت داشتن حساب بانکی در خارج برخوردارند، فروخته میشود.

حجم ارزی که در این دو بازار کوچک فرودوسی و منوچهری انجام میشود مانند قطره ای در برابر دریای مبادلات تجاری و ارزی کشور است که مهمترین کانال فرار سرمایه و قاچاق ارز از کشور است. امروز دیگر عملیات تجاری پوششی برای عملیات صرافی شده است. ولی با اینحال دستگاه امنیتی و انتظامی رژیم  همچنان یخه همین بازار میناتوری زیر یک درصدی ارزی را چسبیده است.

خبرگزاری ایسنا** گزارش میدهد که سخنگوی ناجا سردار سعید منتظر المهدی از دستگیری ۳۹ اخلاگر( یعنی همان لالهای ارز) و پلمب ۸۰ صرافی خبرداده است.

حکومت اسلامی ما، از همان روز استقرارش تنها راه حلی که برای حل مسائل سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی میدید، آمریت مذهبی توأم با تهدید گرز امنیتی و بگیر و ببند و اعدام بود. بسیاری دستها زیر ساطور قطع شدند بخاطر دله دزدی صاحبانشان در همان حالی که نو به قدرت رسیدگان به تاراج مملکت در ابعاد نجومی مشغول بودند.

بسیاری زنانی که قربانی ستم اجتمایی و فرهنگی شده به تن فروشی افتاده بودند به سنگسار محکوم شدند و فقط خدا میداند چند ده هزار از مخالفین نظام در این ۴۰ سال بخاطر مخالفت سیاسی با رژیم تیرباران شده، به جوخه اعدام سپرده شده، زنده بگور شده و یا زیر شکنجه توسط برداران بازجوی اطلاعاتی جان باختند.

تنها عرصه ایی که از این بگیر و ببندها در امان مانده بود، عرصه اقتصادی بود که هنوز رژیم بواسطه ذخیره های مانده از قبل، در آن با مسئله روبرو نشده بود که در این عرصه هم دو هفته پیش ساطور نظام توسط حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، برای متهمین این عرصه هم بافتوای اعدام  او بلند شد تا کِی و برگردن چه کسی فرود آید. زیرا حالا دیگر رژیم محتاج هراس افکنی و زهر چشم گیری در این عرصه هم هست. و با تشدید بحران مالی، ارزی و اقتصادی در مملکت، باید آن روز را دید که سرهای این اخلاگران جدید هم مانند سرهای بسیاری منتقدین  سیاسی تسلیم طناب دار شود.

در فردای ۲۲ بهمن ۵۷، روزی که آخوندکراسی یا بهتر گفته شود لومپنکراسی بنام اسلام در این مملکت مستقر شد، به فرمان و فتوای مستقیم یا غیر مستقیم خمینی منطقه شهرنو که بازار روسپیگری تهران بود، توسط آخوند خلخالی با بولدوزد تخریب شده و روسپیان آنجا پس از گذشتن از آب توبه و تطهیر، به لقب خواهران زینب ملقب و در گشتهای مختلف بسیج و سپاه برای ارشاد اخلاقی زنان و دختران این مملکت بکار گرفته شدند.

محصول آن در هم کوبیدن شهرنو تبدیل شدن تهران و مملکت به یک فاحشه خانه بزرگ میلیونی شد که فتاوی و تبلیغ صیغه آخنودهای حاکم، مجوز دینی و اخلاقی آنرا فراهم کرد.

اگر در آن شهرنو فواحش آنجا لینگ هایشان را باز و هوا میکردند تا طرف خریدار کارش را د، دراین فاحشگی فراگیر اسلامیستی، بسیاری دختران پشتشان را تحویل میدهند یا میفروشند تا بکارتشان حفظ گردد. و اگر در مواردی بکارت هم از بین رفت جراح بداد میرسد و از نو آنرا میدوزد* مضافاً اینکه بازار تن فروشی از آن قلعه کوچک شهرنوی محصور شده با دیوارهای بلند قبل از تخریب ، در مقایسی بسیار وسیعتر به خیابانهای شهر و مناطق مسکونی خانوادگی کشیده شد.

تجریب فاحشه خانه شهر نو، فحشا را از بین نبرد بلکه آنرا در سراسر مملکت پخش کرد و بدان عمومیت داد و با خطبه صیغه بدان برکت و قداست هم داد.

بدستور رژیم جدید همه مشروب فروشیها بسته شدند و  صدها میلیون دلار مشروربات الکلی نابود گردید یا توسط برادران برای مصارف خصوصی مصادره شد و همه کارخانه های مشروب سازی تعطیل و هزاران کارگر و کارمند آنها بیکار شد تا جای خود را به عرقکشی های خانگی بدهند که  علاوه برهمه عوارض دیگر، جان صدها تن یا شاید هم هزاران تن را بعلت مسمویت ناشی از نوشیدن الکل ناسالم یا صنتعی گرفت و بسیاری چشمهای نوشندگان آن الکلها از  بینائی افتاده کور شد.

به یُمن آن الکل ستیزی آخوندی، امروز مملکت ما دارای یکی از بیشترین معتادان الکلی درجهان است. این الکل ستیزی رژیم  فقط راه را برای رشوه خواری و باجگیری برادران سپاه و نیروی انتظامی و گشتهای گوناگون هموار کرد و به رونق قاچاق مشروبات و تولید خانگی آن انجامید.

و سرانجام این رژیمی که همه سوپاپهای تنش گیر اجتماعی و فرهنگی را بسته بود، به نقطهِ لزوم بستن سوپاپهای تنش گیر بازار ارزی رسید.

در دوره احمدی نژاد و ریاست بهمنی بر بانک مرکزی، با شروع سخت گیری به صرافیها که مانند صرافیها در دیگر ممالک، بیش از چند صد سال کارشان را بدون مسئله انجام داده بودند، پدیده دلالی ارزی مانند ممالک کمونیستی سابق در حاشیه خیابانهایی که صرافیها در آنها قرار داشتند، پیدا شده و شروع به گسترش کردند.

با بگیر و ببند این دلالها، معاملات ارزی خارج از نظارت بانکی پایان نمی یابد بلکه، این امر سبب میشود تا علاوه بر تجار وارد و صادر کننده چوپانها مرزی مملکت به دلالهای ارز مبدل شوند، گوسفند و گاو را به ممالک همسایه ببرند و در آنجا آنها را به دلار تبدیل کنند و صیادان جنوب کشور هم، ماهیگیری را به پوششی برای دلالی ارزی، قاچاق کالاهای ارزان سوبسیدی، به امارات و تبدیل آنها به دلار کنند. و سرانجام دلالبازی ارزی در کنار دیگر عملیات دلالی در این مملکت دلال پرور به بزرگترین شاخه اقتصادی مملکت تبدیل گردد.

در رابطه با این گونه روابط خابهنجار جنسی، متآسفانه در مملکت ما مانند بسیاری دیگر ممالک اسلامی سکوت میشود. ولی سکوت در این زمینه فقط زمینگیر کردن جامعه جوان مملکت در فرهنگ مخرب اخوندی و سنتی است. غرض از طرح این مسئله ابداً به معنای توهین یا تحقیر آنهائی که به این نوع رابطه نابهنجارجنسی تن میدهند و در شرایط کنونی مملکت هم قابل فهم است نیست بلکه ناشی از ضرورت فاشگویی در این زمینه است که به قدری جسارت اخلاقی نیاز دارد تا کمکی باشد به آزادی واقعی دختر ایرانی از اسارت قیود سنتی. و این را نباید با ترویج بی بند باری جنسی یکی گرفت.

**

” سخنگوی ناجا خبر داد:

دستگیری ۳۹ اخلالگر بازار ارز و پلمب ۸۰ صرافی

سردار سعید منتظرالمهدی سخنگوی ناجا

سخنگوی نیروی انتظامی از پلمب بیش از ۸۰ صرافی غیرمجاز در شش روز گذشته خبر داد.

به گزارش ایسنا، سردار سعید منتظرالمهدی درباره آخرین وضعیت بازار ارز خاطرنشان کرد: خوشبختانه با اقدامات انجام شده شاهد آرامش نسبی در بازار ارز هستیم.

وی با بیان اینکه از ابتدای هفته تا کنون بیش از ۸۰ صرافی غیرمجاز پلمب شدند، گفت: همچنین به بیش از ۷۰ صرافی که مدارک آنها از طریق بانک مرکزی تایید نشده بود اخطار پلمب داده شد.

منتظرالمهدی همچنین از دستگیری ۳۹ نفر از دلالان و اخلال گران بازار ارز در روز گذشته خبر داد و گفت: پلیس با افرادی که خارج از ضوابط بانک مرکزی فعالیت می‌کنند برخورد خواهد کرد.

وی با بیان اینکه بانک مرکزی ساز و کار لازم برای تامین ارز متقاضیان را پیش بینی کرده است، گفت: امیدوارم با این ساز و کارها شاهد رونق کسب و کار صرافی‌ها باشیم.”

رأس الخیمه هم چند ده سالی از ما جلو افتاد

Share Button

قبل از پرداختن به اصل مطلب، باید به دوستاران میهنمان و منتقدین صاحب قلم توصیه کنم که در انتقاد از رژیم، روشی بهتر از این نیست که آنرا با رژیمهای دیگر ممالک هم سطح مقایسه کنیم و زیاد هم سراغ ممالک مدرن شده نرویم تا به خواننده نشان دهیم در کجای تکامل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در جغرافیای جهان ایستاده ائیم.

در اجرای همین روش، من در این نوشتار که بخشی ترجمه و بخشی  توضیح خودم است را نمونه ی امیر نشین رأس الخیمه را که یکی از ۷ امیر نشین امارات متحده عربیست را مثال می آورم.

گلف نیوز از برنامه برگزاری یک کنسرت بزرگ در این شیخ نشین ۲۷۰ هزار نفری در ۴ و ۵ ماه می(۱۷ روز دیگر) گزارش میدهد. در این کنسرت  قرار است  هم موسیقی کلاسیک توسط ارکستر سمفونیک مسکو اجرا بشود و هم موسیقی راک که یک موسیقی شاد و شور انگیز با ریشه غربی است  و توسط چند تن از معروفترین خواننده های راک آمریکا و آلمان اجرا میشود.

 اجرای موسیقی راک توسط خواننده های  معروفی مانند: بیل چاپمن از شیکاگو، گروه توتو Ttoto از لوس آنجلس، خواننده سابق گروه سوروایور Survivor بابی کیمبال و دای بیکلر از شیکاگو؛ چامپلین خواننده راک، برنده جایزه از آلمان و از خواننده های دهه ۶۰(عصر بیتل ها. ح ت) اجرا  خواهدشد.

 

من نمیدانم که عکسی که در گلف نیوز درج شده مربوط به کنسرتهای قبلی است یا از جای دیگری گرفته شده ولی در هر حال بعنوان تبلغ از جای دیگر هم اگر گرفته شده باشد باز نشاندهنده  تمایل و جهتگیری سران امارات متحده عربیست به مدرن گرایی که گویا با محمد ابن سلمان سابقه گذاشته اند. اگر این کنسرت در یکی از امیر نشینها  یا خود رأس الخیمه باشد که من فکر میکنم باشد، آنچنانکه از جمعیت سالن برداشت میشود، جمعیت این کنسرت در این جزیره ۲۷۰ هزار نفره اماراتی، از تعداد جمعیت نمازگزاران جمعه های تهران ۱۰ میلیونی ما بیشتر است و بنظر نمیرسد که خانمها هم چندان رو بنده پوش باشند.

ما باید دست به دامن باب الحوایج بشویم و دعا و استغاثه کنیم که این رهبر معظم عالی مقام و اصحابش را هرچه سریعتر از ما بگیرد و بجای او یک رهبری از جنس همین شیخ حاکم بر رأس الخیمه بما بدهد. تا مردم ماهم بتوانند آزادنه در یک کنسرت راک و ارکستر سمفونی شرکت کنند و طعم شادی رابچششند.

Jebal Jais to host UAE’s highest concert

The Ras Al Khaimah gig will see a blend of classical symphony with rock music

 

 

گلف نیوز

Published: 14:44 April 18, 201

A special concert on the UAE’s highest peak will treat fans of classical music and rock to a special two-day gig planned at Jebel Jais, Ras Al Khaimah, on May 4 and 5.

The Rock vs Classic concert will witness live performances by Moscow’s symphony orchestra and several rock legends, including former Chicago frontman Bill Champlin, Toto’s lead singer Bobby Kimball and Dave Bickler, the former lead of Survivor.

Grammy-winner Champlin, whose career dates back to the 1960s, is best remembered for his track Hearts in Trouble from the Tom Cruise film Days of Thunder. Bickler shot to fame when Eye of the Tigerbecame the theme song for Sylvester Stallone’s Rocky III. Meanwhile, Kimball’s Rosanna and Africa command airplay on the radio even today.

The concert will be directed by award-winning artist and conductor Vladimir Rylov and will take place at an altitude of 1,600 metres on a specially-constructed stage at Jebel Jais.

Tickets for the concert start from Dh300. Shuttle buses, priced at Dh10, will ferry ticket holders to the concert from the RAK Chambers Building from 4pm. The concert starts at 7.30pm. Pre-registration is required.

بمب ساعتی زیر پای بازار مسکن

Share Button

بنا بر این پس از اینکه افزایش حبابی قیمت مسکن در اثر رکود عمومی اقتصادی متوقف شد، سرازیری جریان نقدینگی هم به این بخش متوقف گردید و بسوی طلا و دلار رفت که از آن ببعد، عامل نبودن الترناتیو سرمایه گذاری، قفل شدن صاحبان مستقلات در قیمیتهای حبابی خریداری شده که بعنوان پس انداز مادام العمری خانوار روی آن حساب کرده بودند و میکنند، و برخی علل دیگر، بازار مسکن را وارد یک مرحله ای کرد که نه قیمتها کاهش میافت و نه خریدار یافت میشد. بیماری رکود تورمی

Bildresultat för ‫حباب مسکن عکس‬‎
روزنامه جهان صنعت امروز بعنوان توصیه به دولت، گزارشی دارد از وجود حدود ۲٫۵ تا ۲٫۶ میلیون مسکن خالی اضافی. که باید مشمول مالیات شوند و ارزش بازاری آنها به حدود ۱۰۰ تا ۱۱۰ میلیارد دلار بالغ میشود. در این گزارش، گفته میشود که برای مالیات بستن به منازل خالی، قانون هم وضع شده است(ماده ۵۴ قانون مالیات‌های مستقیم مصوب سال ۸۶) که هرگز به اجرا گذارده نشده است.

گزارش ادامه میدهد:”… اخیرا احمد توکلی نماینده پیشین مردم تهران در مجلس نهم و رییس سازمان مردم‌نهاد دیده‌بان شفافیت و عدالت اعلام کرد در صورتی که وزارت راه‌ و‌ شهرسازی ظرف ۱۰ روز از انتشار نامه (پایان فروردین ۹۷) علل تعلل در خصوص عدم طراحی و اجرای سامانه ملی املاک و مستغلات را اعلام نکند، در دستگاه قضایی اعلام جرم علیه این وزارتخانه را مطرح خواهد کرد.”

…”مصطفی قلی خسروی رییس اتحادیه مشاوران املاک استان تهران نیز در نشست خبری خود در روزهای پایانی اسفند‌ماه سال گذشته در جمع خبرنگاران، …. درباره اجرای قانون مالیات بر خانه‌های خالی تصریح کرد: این قانون امکان اجرا شدن ندارد. چون زمینه شناسایی واحدهای مسکونی خالی فراهم نیست. زمانی اعلام شد از روی قبوض برق قرار است خانه‌های خالی شناسایی شود که برخی مالکان اقدام به روشن نگه داشتن چراغ‌های واحد مسکونی خالی می‌کردند تا قبض برق آنها صفر نشود. زمانی گفتند از روی قبوض آب شناسایی می‌کنیم که باز هم برخی مالکان واحدهای خالی تعدادی از شیرهای آب را در طول ماه باز نگه می‌داشتند بنابراین باید ابتدا سازوکار شناسایی واحدهای خالی طراحی شود و سپس اقدام به اخذ مالیات از آنها کنیم.”[به این پدیده ها میگویند پدیده های خاص مملکت آخوند زده ما. ح ت]

من ذیلاً به آنچه گزارش نویس جهان صنعت بهر دلیل در این زمینه ننوشته، میپردازم.

چند سال پیش درگرما گرم رونق بازار مسکن در دوره دوم ریاست جمهوری احمد نژاد، که قیمتها روز به روز افزایش میافت، در چند مقاله، به حبابی بودن این بازار اشاره کرده بودم. این حبابی بودن بازار مسکن از این روی برایم مسجل بود، که تولید مسکن با قیمتهای تمام شده آنروز، نه برای اجابت تقاضای مؤثر بازار بلکه برای فرار سرمایه و نقدینه ها، از کوره تورمی بود که سرمایه مردم را روزانه ذوب میکرد.

تغیر مسیر هزاران هزار میلیارد تومان از بخشهای تولیدی به بازار مسکن، هم خود این بازار را حبابی کرد و  هم بخش تولید مصالح ساختمانی و خدمات مربوطه را.

صاحب یک واحد مستقلاتی میتواند به امید ولو واهی بهتر شدن اوضاع چندی در صبر و انتظار بماند ولی واحد های تولیدی مصالح و خدمات ساختمانی نمیتوانند کارشان را تعطیل کنند تا اوضع بهتر شود، که بدلایلی هم که ذیلاً خواهم گفت، اوضاع در آینده بهتر هم نمیشود.

بنا بر این پس از اینکه افزایش حبابی قیمت مسکن در اثر رکود عمومی اقتصادی متوقف شد، سرازیری جریان نقدینگی هم به این بخش متوقف گردید و بسوی طلا و دلار رفت که از آن ببعد، عامل نبودن الترناتیو سرمایه گذاری، قفل شدن صاحبان مستقلات در قیمیتهای حبابی خریداری شده که بعنوان پس انداز مادام العمری خانوار روی آن حساب کرده بودند و میکنند، و برخی علل دیگر، بازار مسکن را وارد یک مرحله ای کرد که نه قیمتها کاهش میافت و نه خریدار یافت میشد. بیماری رکود تورمی

و اما علت بسیار مهمتری که در این رابطه وجود داشت و دارد، این بود که بانکها و مؤسسات مالی، یا از طریق مصادره املاک بدهکاران یا سرمایه گذاری برای کسب سود، صاحب بخش زیادی املاک مستقلاتی شده بودند که در دفاتر بانکی آنها با همان قیمت حبابی ثبت شده بود. اگر این بانکها و مؤسسات، بخواهند مانند رسم معمول همه ممالک سرمایه داری، تنزل قیمت مستقلات خود را که در بازار رخ داده و میدهد، بصورت ارزش کاهی(depreciation)در بیلان خود منظور و از دارایی خود کم کنند، همه این بانکها و مؤسسات مالی یکروزه ورشکست میشوند زیرا ضرر انباشته شده ایی که این بانکها با مستقلات و بنگاه داری برای خود طی سالهای اخیر ایجاد کرده اند چندین مرتبه از سرمایه اولیه و ثبت شده آنها بیشتر است.*[بر حسب سیاق حسابداری، در این موارد واژه استهلاک بکار برده میشود ولی من انطباق استهلاک را با سقوط قیمت ناشی از نوسان بازار را همانند نمیدانم لذا ارزش کاهی را بکار بردم.]

من در همان یادداشتهای مورد اشاره نوشتم که نخود لوبیا را اگر یک کاسب احتکار بکند برای چند ماه یا حتی یکی دو سال، چندان غریب نیست، ولی در مملکت ما احتکار از بازار کالا گذشته و گریبان بخش ساختمان و مسکن را گرفته است زیرا که این همه مستقلات سازیِ خارج از قدرت خرید واقعی مردم و بازار است. برای آنهایی که اندوخته ایی داشته یا دارند، سرمایه گذاری روی مسکن و مستقلات آنرا به یک کالای احتکاری پولساز تبدیل کرده بود که هزاران هزار میلیارد نقدینگی را بسوی خود جذب، راکد و منجمد کرده است.

تا روزی که شاخص قیمت، افزایش را نشان میداد همه چیز خوب پیش میرفت و دنیا بکام ولی مسکن و مستقلات  نخود  لوبیا نیست که بلافاصله در مواجهه با عدم تقاضای بازار یا صادر شود و یا زمینهای زیر کشت آن با یک سال فرصت به کشت دیگری تبدیل گردد مضافاً اینکه حبوبات یک کالای مصرفی و خانه و مستقلات، در درجه اول، یک کالای سرمایه میباشد. سیکل اولی یکسال و سیکل دومی چند ده سال.

خلاصه کنم: دولت احتیاج به پول دارد و بیشتر از اینکه از بانک مرکزی قرض کرده است دیگر نمیتواند قرض کند زیرا تورم افسار پاره میکند بدون اینکه تکانی به تولید و اقتصاد مملکت بدهد، بنا براین، بفکر مالیات سازی افتاده است، ولی همین زمزمه مالیات بستن به مستقلات، ضربه مرگ باری به این بخش اقتصادی است. که نهایتاً به سقوط قیمتها خواهد انجامد و قربانی مستقیم  و عمده سقوط بازار مسکن هم نه آنهائی که در تک منزل خود نشسته اند بلکه برج سازان و برج داران و بانکهایی هستند که هزارن واحد ملکی را یا خریده اند یا با قیمتهای تورمی و حبابی مصادره کرده اند. 

قفل شدن هزاران هزار میلیارد تومان نقدینگی مملکت در بخش مسکن و مستقلات، به غده بسیار بدخیم بزرگی در اقتصاد مملکت تبدیل شده است که اگر آنرا جراحی کنند اقتصاد را به ایست قلبی دوچار میکند و اگر جراحی نکنند تمام پیکر اقتصاد را بزمین مرگ خواهد زد و در درجه اول سیستم بانکی را. 

در جامعه رکود گرفته امروز ما، نه الان و نه در چشم انداز فردا، نشانه ایی از گشایش بازار برای این بیش از ۲٫۵ مسکن احتکاری نیست. 

مقام معظم رهبری، امسال را سال تولید ملی نام نهاده اند. معلوم نشد چه بر سر اقتصاد مقاومتی رفت که منتظر باشیم ببینیم بر سر سال تولید ملی چه میرود. ولی دلیل اینکه رهبر به فکر تولید ملی افتاده است بهیچوجه، انگیزه ایشان اقتصاد ملی نیست بلکه دلیل آن اینست که تمام ذخیره ارزی کشور ته کشیده است و آنچه هم که باقی مانده است تا با کفگیر کنده شود باید برای مصرف جنگ سوریه و پراخت هزینه جنگی حوثی های یمن  و کمک به حماس حفظ شود. 

 این گونه به فکر تولید ملی افتادن، مانند رژیم غذایی گرفتن فردیست که از بدبختی پولی ندارد تا قرص نانی بخورد لذا بالاجبار به کم خوری  و گرسنگی می افتد. به این نمیگویند رژیم غذائی گرفتن برای لاغر شدن و سوزاندن چربیها.   

ورشکستکی بانک دی تنها مورد ورشکستگی بانکی نیست!

Share Button

در مملکت ما، بانک دی تنها بانک ورشکسته نیست، همه بانکها و سیستم بانکی، بانک مرکزی و کُل اقتصاد کشور ورشکسته  است. و این ورشکستگی هم، فقط مالی نیست بلکه فراتر از آن، اخلاقی است وگر نه، بانک مرکزی و دستگاه قضائی مملکت نباید آنقدر صبر میکردند تا سرمایه این بانک از ۸% به منهای ۲%ـ برسد که معنای آن بربادرفتن سپرده های مردمانی است که به امید شندرغاز بهره، برای جبران کسری در آمد خود، اندوخته هایشان را، با ساده لوحی به اینگونه موُسسات کلاهبرداری دولتی و شبه دولتی سپرده اند.

 

Bildresultat för ‫مالباختگان موسسات مالی عکس‬‎
تابناک  امروز، گزارشی دارد از ورشکستگی بانک دی که خجولانه یا رندانه از عنوان ورشکستگی در این رابطه اباء کرده و ورشکستگی آنرا با عنوان« بانک دی در مسیری که بازگشت ندارد». تیتر کرده است. اینهم یک نوع مفهوم سازی است که در این جمهوری اسلامی باب شده است.

تابناک مینویسد گزارش مالی این بانک در پایان اسفند ماه پیش نشان میدهد که تراز مالی آن منهای ۲ است. یعنی اگر این بانک تمام مطالباتش را بگیرد و به سپرده گذارانش بدهد ۲% کم می آورد. گزارشگر تابناک نباید نفهمد که این دارائیهای دفتری ابدا بمعنی قابلیت نقد شدگی نداشته تا بدهی ها را پاس کنند و فقط دارائی های دفتری با ارزش دفتری هستند ولی بدهکاری این بانک سپرده های مردم و واقعی اند و نه دفتری.

در عرف اقتصادی دنیا و قوانین تجارت، آن لحظه ای که سرمایه یک بانک به صفر میرسد، آن بانک یا آن شرکت موظف است بلافاصله اعلام ورشکستگی کند که از آن لحظه ببعد مدیران و صاحبان آن مؤسسات دیگر حق دخالت در امور مؤسسه ای را که تا لحظه ای پیش مالک آن بودند را ندارند. به این میگویند، ورشکستگی بی تقصیر که در مقابل آن ورشکستگی بتقصیر است. ورشکستگی بی تقصیر، یک اتفاقی است که ذیل حقوق تجارت است و ورشکستگی بتقصیر یک جرم کیفری مثل کلاه برداری.

تا جائیکه به نظام بانکی مربوط میشود، حفظ ۸% حداقل سرمایه به نسبت گردش عملیات مالی، که گزارش تابناک هم ذکر کرده، آن خط قرمزی است که یک بانک نباید از آن عبور کند و بانک دی از آن عبور کرده و سرمایه اش به زیر صفر رسیده است؟ سئوال اینست که آیا فقط این بانک دی است که راه بازگشت ندارد یعنی ورشکست شده است یا تمام بانکهای ایران و تمام سیستم بانکی کشور ورشکسته است؟

ساده ترین پاسخ اینست که جرم بانک مرکزی؛ دستگاه قضائی ناظر بر تخلفات بانکداری، و مدیران بانک دی به اینجا ختم نمیشود، اگر وقت تصفیه فرا رسد و مقرر شود تا مطالبات این بانک وصول و بدهی های آن پرداخت شود، تازه آنوقت معلوم خواهد شد که این بانک نه آن موقع که سرمایه اش زیر ۸% سرمایه رسیده بلکه نسبت سرمایه آن از منهای دهها درصد هم عبور کرده و فقط موقعی که به تنگنای نقدینگی افتاده است و تق افلاسش درآمده  دستش بالاجبار رو شده است. این نشان میدهد که بانک مرکزی که ناظر بر فعالیت این گونه بانکهاست، ورشکستگی این بانک را پنهان نگاه داشته، هم قانون شکنی کرده  و هم با سپرده مردم بیچاره بازی کرده است

برای توضیح بیشتر این نکته، سازمان تأمین اجتماعی را مثل میزنم، این سازمان، نه بگفته من بلکه به اعتراف بسیاری صاحب نظرانی که ورشکستگی آنرا با صدای بلند فریاد میزنند، ورشکسته است ولی از آنجائیکه وردی و خروجی نقدینگی  آن جریان دارد، سوختن و باخت شدن اصل سرمایه این سازمان خود را نشان نمیدهد.

تق این مؤسسه زمانی در خواهد آمد که میزان دریافتی های آن، بعلت مثلاً ورشکستگی بنگاه های صنتعی و خدماتی و یا وصول نشدن مطالبات هزاران میلیاردی آن، نتواند جواب پرداختی هایش را بدهد و وقتی بحسابش رسیدگی کنند نه ۱ یا  ۲ % سرمایه اش بلکه همه سرمایه اش بر باد رفته است که وردی حق بیمه های پرداختی جاری، بخاک سیاه نشستن  آنرا پنهان میکند.

بانک دی بگمان من نه ۲%ـ سرمایه منفی بلکه همه سرمایه اش منفی است و زمانی که تصویه مالی اش شروع شود، سپرده گذاران باید خوشحال باشند اگر ۲۰ یا ۳۰% سپردهای خود را بگیرند مگر اینکه ماشین چاپ اسکناس بانک مرکزی که شبانه روز ۳ شیفته کار میکند بداد برسد و مانند بسیاری موارد دیگر با اسکناسهای تازه چاپ شده دیون آنرا بعهده بگیرد و این سیاست پنهان سازی ورشکستگی این گونه بانکها تا آنجا ادامه که نوبت ورشکستگی خود بانک مرکزی برسد.

ورشکستگی بانکهای مرکزی چه زیمبابو چه ونزوئلا باشد، ناگهانی نیست و اینطور نیست که حساب آنها منفی شود چون اینها خود تولید کننده اسکناس هستند. ورشکستگی آنها به تدریج بصورت کاهش ارزش پول ملی در اثر چاپ فزون از افزایش اسکناس  متناسب با افزایش تولید ملی( این نسبت معمولاً ۱ به ۶ است) رخ میدهد همان پدیده ائی که مردم ما شاهد هستند یعنی سقوط ارزش ریال.

اگر تولید ملی ۱۰۰ تومان سالیانه افزایش میابد بانک مرکزی یک کشور میتواند و مجاز است در حدود ۱/۶ آن افزایش درآمد ملی، اسکناس چاپ کند و به این شرط هم که باندازه همان ۱/۶  اسکناس چاپ شده هم بر پشتوانه پولی خود بصورت ارز یا طلا بیافزاید. چون این پولهای چاپ شده به بازار فروخته میشوند و منطقاً به ازای آن ارز یا طلا و دارئی فیزیکی وارد بانک میشود. ولی در  مملکت آخوندزده و امام زمانی ما، چاپ اسکناس هم نه برای نیاز بازاری که در اثر توسعه تولید دوچار کمبود پول است بلکه بخاطر وام دادن به دولت ورشکسته و برحسب احتیاج دولت و سازمانهای ورشکسته تر از آن چاپ شده و انتشار میابد تا دولت و سازمانهای زیرمجموعه ای آن بتوانند هزینه های جاری خود را با آن اسکناسهای استقراضی از بانک مرکزی، به امید فردائی که در آن خدا بزرگ است بپوشانند.

در مملکت ما، بانک دی تنها بانک ورشکسته نیست، همه بانکها و سیستم بانکی، بانک مرکزی و کُل اقتصاد کشور ورشکسته  است. و این ورشکستگی هم، فقط مالی نیست بلکه فراتر از آن، اخلاقی است وگر نه، بانک مرکزی و دستگاه قضائی مملکت نباید آنقدر صبر میکردند تا سرمایه این بانک از ۸% به منهای ۲%ـ برسد که معنای آن برباد رفتن سپرده های مردمانی است که به امید شندرغاز بهره، برای جبران کسری در آمد خود، اندوخته هایشان را، با ساده لوحی به اینگونه موُسسات کلاهبرداری دولتی و شبه دولتی سپرده اند.

اگر انسانی دلش بحال این مال باختگان که اکثراشان از مستآصل ترین و آسیب پذیرترین اقشار اجتماعی هستند، نگرید باید در انسان بودن او شک کرد.

شاه در جریان اصلاحات یا انقلاب سفیدش که مملکت را به شیب تند توسعه انداخته بود، مکرر میگفت «فرمانروایی بر کشوری عقب مانده و فقیر برای من افتخاری ندارد، ما باید توسعه یابیم و به تمدن بزرگی که سزاوار ماست برسیم.»(نقل به مضمون). او در شرایطی این حرفها را میزد که واقعاً مملکت را درجاده توسعه با شیبی تند هدایت کرده بود. حالا باید سید علی خامنه ای به مردم بگوید با مملکتی که از هر جهت با شیبی تند در سرازیری فقر و فلاکت افتاده است، به چه افتخار میکند؟ به اختلاسهای نجومی، به گسترش فحشاء و اعتیاد، وسعت بیکاری و افسردگی در بین مردم، رواج خرافات و فرهنگ صدقه دهی و صدقه خواری نذر و نذوراتی، به انزوا کشاندن مملکت، به ویرانی اقتصادی و سقوط پول ملی و.. ؟

من بطور نمونه از مشاهداتم در ۳ سایت رسانه ای معتبر دنیا راجع به اخبار ممالک منطقه مینویسم. در بلومبرگ از برنامه عربستان برای تولید برق بمیزان ۲۰۰  گیگا وات و ایجاد بزرگترین استگاه انرژی خورشیدی، تا سال ۲۰۳۰ گزارش است.  همین سایت از یک برنامه وسیع برای یک پارک بزرگ تولید برق از از نیروگاههای بادی در شمال غربی کشور برای تولید ۴۰ مگاوات تا پایان امسال نوشته است. همین سایت از رشد  ۱۸%ی بورس مصر و رشد۱۲%ی بورس ریاض در همین ۳ ماهه گذشته نوشته اند و چشم انداز درخشان سعودی، بواسطه وارد شدن آن به لیست یکی از ۲۰ کشور با رشد سریع در دنیا، و شانس آن کشور برای جلب حدود ۵۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی* نوشته است. بگفته مقامات، ایران پس از برجام توانست حدود ۴ میلیارد دلار جذب کند در حالیکه دولت روحانی روی حدود ۵۰ میلیارد حساب کرده بوده است.

نیویورک تایمز از برگزاری نمایش مُد در ریاض نوشته است که اینروزها به تیتر عمده رسانه های بزرگ دنیا تبدیل شده است.

اهرام آنلاین از برنامه کمپانی انی ایتالیا در مشارکت با مصر برای توسعه بهره برداری از منابع گازی کشف شده در سال  ۲۰۱۳ در آبهای مدیترانه ایی مصر، از میزان کنونی ۱٫۲ میلیارد فوت مکعب به ۲ میلیارد فوت در پایان همین سال مسیحی، یعنی ظرف۳سال از کشف منابع آن، خبر میدهد درحالیکه بهره برداری از این منابع سال قبل یعنی فقط ۲ سال پس از کشف آغاز شده بود.

اینها همه در حالی است که قطر تا ۲ سال پیش بمدت ۱۳ سال از میدان مشترک گازی آزادگان با ایران بهره برداری میکرد و دولت ما بمدت بیش از ده سال ناظر منفعل این غارت گازی از میدان مشاع گازی آزادگان بود و مشابه همین اتفاق از میادین مشترک غرب کشور با عراق رخ داد که آنکشور هم از میدان مشترک گازی چند سال پیش  از ایران شروع به بهره برداری کرد.(اطلاعاتم در این زمینه تا همین حد است)

خلاصه کلام اینکه در حالیکه عربستان و مصر و امارات در این منطقه خاورمیانه ای ما با سرعت و همه جانبه به پیش میروند و   گزارشهای پیشرفت آنها صفحات اول  رسانه ای دنیا را میپوشاند، بیشترین گزارشهای آن رسانه از مملکت ما، یا به نقض حقوق بشر، اعتراضات مردمی و سرکوب آن اعتراضات، اعدام جوانان و مخالفین سیاسی، حبس و حصر منتقدین، شکستن قلمها و بستن روزنامه ها، ورشکستگی بانکها و مؤسسات مالی و بالا کشیدن سپردهِ سپرده گذران و  اعتراضات مال باختگان، سقوط ارزش ریال در برابر ارزهای خارجی، کشته شدن افراد سپاه در سوریه و پرتاب موشکهای ساخت ایران توسط حوثیها به عربستان حتی به مکه و همان نمایشگاه هفته مُد عرب اختصاص دارد!

سید علی خامنه ایی و دولتمردان مرید و سرسپرده او، واقعاً با کدام نمره مثبتی حتی در یک مورد، میتوانند برای این حکومت ۴۰ ساله خود، خود را سرافراز بدانند تا بتوانند  بگویند به رهبری بر چنین مملکت و ملتی با چنین سرنوشتی افتخار میکنند؟

 

*

  • Franklin Templeton estimates Saudi stocks could draw about $50 billion if Saudi Arabia earns emerging-market classification from MSCI; it also sees attractive valuations in U.A.E. shares

**

اهرام آنلاین

Eni’s IEOC aims to increase gas production from Egypt’s Zohr field to 1.2 bcf/d in May

Eni subsidiary IEOC aims to increase gas production from Egypt’s Zohr field to 1.2 billion cubic feet per day (bcf/d) in May, and lift it to 2 bcf/d by the end of 2018, IEOC general manager Fabio Cavanna said on Tuesday.
Discovered in 2015 by Eni, the field contains an estimated 30 trillion cubic feet of gas.
Egypt has been seeking to speed up production from recently discovered fields, with an eye to halting imports by 2019 and achieving self-sufficiency
……………………………………………………..
ضمایم و افزوده ها:
چهارشنبه, ۲۹ فروردین ۱۳۹۷

 ماراتن برگزاری اکتشافات نفت و گاز؛دوئل ایران و عراق

…….
20 december 2017

نمایشگاه مُدِ ریاض از نگاه نیویورک تایمز

Share Button

نیویورک تایمز امروز گزارشی دارد از هفته مُد عرب در ریاض. که توجه اکثر رسانه های دنیا را بخود جلب کرده است. من بخشهایی از این گزارش طولانی را ترجمه میکنم ولی عکسهایی را که کپی کرده ام از خودِ گزارش دیدنی تر و بهمان اندازه گویا تر هستند.

نیویورک تایمز مینویسد،هفته مُد در نیویورک، پاریس و میلان اغلب مناظری سوررئال سرشار از دکورهای جورا جور عجیب و قریب میباشد تا توجه بازدید کنندگان را برانگیزد. ولی زمینه هفته مُد عرب، درآستانه مراسم افتتاحیه اش در ریاض، نوع بسیار متفاوت دیگری بود: طوفان شن و گردباها بر آن سایه اکنده و موشکهای هم که حوثیها پرتاب میکردند از فراز سرها میگذشتند.

همه اینها بعلاوه مقدار زیادی از مشکلات تدارکاتی، به معنای این بود که این هفته، هفته ایی از نوع دیگری بود که بر یک تغیر اجتماعی اقتصادی فراگیری دلالت میکند که در یکی از محافحظه کارترین ممالک دنیا در جریان است و تبعاً انتظار نمیرود آنچنانکه مورد نظر است به آرامی پیش رود.

 مریم موسالی، یک مشاور تجملاتی (luxury) در جده میگوید، این نخستین هفته مُد که برای اولین بار در سعودی برگزار میشود، یک فرصت خیره کننده برای تغیر دادن بیخبری خارجی ها نسبت به زن سعودی است که آنها فکر میکنند زن سعودی نمیداندچطور طراحی کند و چطور بپوشد تا بدرخشد. پایان بخشی از گزارش نیویورک تایمز.

…………….

لزومی به ترجمه همه گزارش نیست. همین مختصر و این عکسها نشان میدهند، که اصلاحات محمد ابن سلمان که از اصلاحات شاه فقید ایران بسیار شتابانتر پیش میرود، اولاً از عزم جدی تری هم برخوردار است و درثانی تا کنون با مقاومتی هم برخورد نکرده است که این نکته یکی از نکات بسیار مهم جامعه شناختی جامعه عربستان است.

اگر رضا شاه بعنوان بنیانگذار سلسله پهلوی از میان طبقه متوسط با ساختاری سکولار برخاسته بود و از این نظر در تاریخ یگانه است، پادشاهی سعودی بعنوان نگهبان حرمین شریفین؛ خود عصای فرمانرائی دینی را هم علاوه بر عصای فرمانراوائی حکومتی و دیوانی در دست دارد.

جایگاه مذهبی پادشاهی سعودی بدان اجازه میدهد که نه تنها قرائت خود را از اسلام آنچنان که میخواهد بدهد بلکه حتی میتواند اگر بخواهند قرآن را هم، به سلیقه و مصلحت خود از نو بنویسند.

این چینن حکومت دوگانه ای در طول تاریخ کمتر سابقه داشته است. و هم خویشی یا همجوشی نهاد سلطنت با دین در تمام طول قرون وسطی بمعنای نقض این حکم نیست. زیرا  در آن حکومتهای سلطنتی، نهاد سلطنت با نهاد دین، بعنوان دو نهاد مستقل با هم پیوند نسبی  و گاه مقطعی داشند در حالیکه در عربستان تقریباً این دو نهاد یکی هستند. این موضوع محتاج یادداشتی مفصل و مستقل است که امیدوارم در آینده آنرا نوشتاری کنم.

نکته ظریفی که در این نماشگاه بوده و آگاهانه یا ناآگانه مورد توجه قرار نگرفته است این است که این هتل بسیار مجللی که این نمایشگاه در آن برگزار شده، همان هتلی است که محمد بن سلمان چند ماه پیش قریب ۲۰۰ تن از شاهزادگان و دولتمردان سابق و کنونی را در آن بعنوان فساد، بمدت دو هفته زندانی کرد و تا میلیارد دلار از آنها نگرفت آنها را آزاد نکرد. گفته میشود انها حدود ۲۰۰ میلیارد دلار پرداختند تا آزاد شدند. برخی نیز تحت محاکمه هستند. باید گفت اگر زورگیری اینست، زنده باد زور گیری! ما ملت نمک نشناس قدر رضا شاه را که بزور بسیاری املاک کلان فئودلها را گرفت، با تحقیر لقب رضا قلدر دادیم. در حالیکه همه آن املاک بعدها بصورت بنیاد پهلوی در خدمت هدمات عمومی درآمد که بعد از انقلاب هم خمینی و بعد مقام معظم روی بعنوان بنیاد تحت رهبری امام چنگ انداختند تا از محل آن، بخشی از هزینه جنگهای امروز سوریهو یمن را بپردازند. ان بخشی را که پرداختش از محل بودجه دولتی افتضاح آفرین است.

RIYADH, Saudi Arabia — Fashion week in New York, Paris and Milan can often be a surreal experience, full of towering fantasy, inflated egos and sky-high stilettos. But last week, on the eve of the inaugural Arab Fashion Week Riyadh, the backdrop was very different: Sandstorms and thunderstorms loomed, and missiles fired by Houthi rebels in Yemen sailed overhead.

That, along with a lot of logistical confusion, meant that the week — another example of the social and economic change sweeping through what has been one of the most conservative countries in the world — did not go as smoothly as planned.

The first official fashion week ever held in Saudi Arabia was, said Marriam Mossalli, a luxury consultant in Jeddah, “an amazing opportunity to shift the disconnect in the minds of outsiders about Saudi women, how they design and how they dress. Women here have been waiting for years for a time to shine.”

…….

بیلبوردهای نمایشگاه مد با عنوان

 Arab Fashion Week

و ساختمان مقابل هتلی است که در آن نمایشگاه برگزار شده است

The inaugural Arab Fashion Week Riyadh is one of the latest examples of the social and economic change sweeping through Saudi Arabia.

شاهزاده نورا بنت فیصل( عکس زیر)، در مراسم گشایش هفته مُد عرب

Princess Noura Bint Faisal at the opening reception of Arab Fashion Week

……………………………………..

Yassa, a fashion and lifestyle blogger attending Arab Fashion Week Riyadh, strikes a classic street style pose in front of the Ritz Carlton hotel

Yassa یک سبک زندگی و بلوگر مد از شرکت کنندگان در هفته مُد عرب ریاض است که ترتیب میدان هتل ریتزکارلتن را به سبک کلاسیک مد صحنه آرائی کرده است

……………………………………

The designer Arwa Al Banawi at the end of her fall 2018 fashion show.

The designer Arwa Al Banawi at the end of her fall 2018 fashion show

طراحِ سعودی مقیم دوبی، اروا ال بناوی، در این نمایشگاه با الهام از پوششهای بدوئیBedouin(نه بَدَوی ح ت)، ترکیبی از نقش دوزی و برودری دوزی، قلابدوزی، کوین دوزی و پولک دوزی طرحهای خود را نمایش میدهد. او میگوید که بر این باور است که هفته مُد سعودی،میتواند گام دیگری در راه قدرتبخشی به زنان در کشورش باشد. 

Mashael AlRajhi showed her street wear pieces with arabesque roots. She has teamed up with Nike on its first runway hijab.

مشعل ال راجحی،در پوشش چند تکه ای عربسکو که ریشه در تمدن عربی مورها(مراکشی) بعنوان نوعی گریز از حجاب سنتی

مشعل ال راجحی، طراح لباس مردانه و زنانه سعودی، طرح لباس بیرون(خیابانی) خود را که چند تکه میباشد به نمایش میگذارد که در این طراحی با موسسه نایک همکاری کرده است

Jacob Abrian, the chief executive of the Arab Fashion Council

یاکوب ابریان، مدیر اجرائی شورای برگزاری مد عرب

…………………………………………………

  The New York Times

 April 17, 2018

After the first fashion week in the desert kingdom, here are four names to watch.

..

………

….

دو ترانه شنیدنی برخاسته از دل واقعیت و واقعیگرائی

Share Button

این دو ترانه زیر، نه تنها از نظر زیبائی موزیکال خود، شعر و صدای خوانندگانش، بلکه به لحاظ مضمون ، محتوا و پیام خود، هم واقعیت تلخ تاریخ سرنوشت این ۴۰ ساله ما را به زبان هنری خود بیان میکنند و هم واقعیت سنگینتر از حد تحمل زندگی امروزمانرا.

تکثیر این گونه آثار برجسته هنری، منتی روی خواننده و سراینده نیست، بلکه همفریاد شدن با حقیقت و در راستای وظیفه اخلاقی، ملی و انسانی ماست، و از اینرو من ضمن تشکر عمیق از آفریدگان این دو ترانه، آنهار در اینجا بسهم خود باز تکثیر میکنم.

بشنوید! و ببینید!

توجه! گویا در هنگام کپی و بازگذاری، قسمتهای زیادی از ترانه اول حذف شده است. سعی میکنم؛ اگر امکان داشته باشد درست کنم و گرنه دوستان را به جستجوی لینک این ترانه در گوگل دعوت میکنم. بخشهای عمده ترانه، و میتوان گفت فرازهای اصلی آن متأسفانه حذف شده است.

 

……………..

موشکها، اعتبار پوتین و اتوریته اسد را درهم شکستند

Share Button

این موشکها و آن بمبهای افکنده شده در سحر گاه امروز، فقط در دمشق و حمص ویرانی ببار نیاوردند، آنها اقتدار روسیه را در داخل خود روسیه، اقتدار اسد را در داخل خود سوریه و اقتدار رژیم ایران را در داخل خود ایران ویران کردند.

پس لرزه های حمله موشکی و بمباران های سحرگاه امروز ادامه خواهد داشت.  

در دو یادداشت قبلی راجع حملات موشکی نوشتم که حمله موشکی خزانه داری آمریکا، اقتصاد روسیه را هدف گرفت و حمله موشکی سیاسی کاخ سفید هم، تتمه سرمایه سیاسی روسیه را بر باد داد و در مقابل برای برای آمریکا و دونالد ترامپ سرمایه آفرید.

و حالا حملات موشکی و هوائی به سوریه نه تنها تأثیرات آن حملات موشکی اقتصادی و سیاسی را ضریبی افزایشی  میدهد بلکه، اعتبار نظامی روسیه و ایران راهم کلاً خُرد میکند.

روسیه پس از تهدبد اول دونالد ترامپ و بعداً امانوئل مکرون و ترزا مای به انجام ضربات تنبیهی بخاطر استفاده رژیم اسد از سلاح شیمیائی علیه مردمِ خود، با صدای بلند اعلام کرد هر موشکی را که به سوریه شلیک شود در هوا خواهد زد بلکه از آن فراتر، سراغ منبع پرتاب موشکها و برخاستن هواپیماها چه در دریا و یا خشکی هم رفته و آنهارا نیز درهم خواهد کوبید.

پس از این تهدیدات مسکو؛ که رسانه های رژیم ایران هم آنرا  با چنان آب و تابی بازاتاب دادند که گوئی این سیستم دفاع ضد موشکی سپاه پاسداران است که درجایگاهی قرار گرفته است که میتواند چنین تهدیداتی بکند! انتظار آمیخته با ترسِ ناخواسته امروز دنیا این بود که روسیه آنچنان که تهدید کرده بود، نه تنها  همه آن ۱۱۰ موشکی را که سه منطقه تحت محافظت سیستم دفاع هوائی سوریه در هم کوبیدند را، بین زمین هوا میزد و سرنگون میکرد بلکه منتظر بودند، روسیه در اجرای تهدید خود، حمله ی موشکی و هوائی متهاجمین را دفع و زیر دریائیها، ناوهای آمریکائی و انگلیسی و فرانسوی که از آنها این موشکها شلیک شده و بمب افکنها برخاساته بودند را منهدم کند.

من چند ساعت پس از حمله هوائی و موشکی سحرگاه امروز به سوریه؛ سراغ اسپوتنیک (نشریه خبری سیاسی انگیسی زبان روسیه) رفتم. لحن این روزنامه با چرخشی ۱۸۰ درجه، نه اینکه تهاجمی و تهدید آمیز نبود بلکه فقط اتهام زنانه، شکوه آمیز، عصبی و استیصال آمیز بود.

درگزارشهای آن نشریه دولتی؛ خبری از تهدیدات انجام نیافته سابق روسیه نبود. بعنوان گزارش خبری از قضیه، نوشته بود که سیستم دفاع ضد هوائی قدیمی سوریه؛ که روسیه ۳۰ سال پیش آنرا در آن کشور ایجاد کرده بوده است، بیشتر موشکهای پرتاب شده به سوریه را ساقط کردند بدون اینکه از این بیشترین و کمترین موشک ساقط شده عددی بدست داده باشد.

این درحالی بود که  اولاً خود سوریه همانوقت گزارش داد که ۱۳ فروند از ۱۱۰ موشک پرتاب شده را در هوا زده و ساقط کرده است. که همین خبر هم از سوی خود دول حمله کننده تأئید نشده و ژنرال ژوزف دانفورد در مصاحبه مطبوعاتی امروز خود گفت که هنوز گزارشی از زدن موشکی یا هواپیمایی دریافت نشده است

درثانی، مگر همین دو روز پیش رسانه های دنیا از استقرار سیستم سوپر مدرن دفاع ضد موشکی اس ۴۰۰ روسیه در خاک سوریه و مخصوصاً در پایگاههای آنکشور در تارطوس خبر نداده بودند؟

خبرگزاری ایلنا بعنوان یکی از رسانه های وابسته به محافل نظامی/امنیتی،(البته با ظاهری غلط انداز)، در رابطه با این حمله، گزارش اسپوتنیک را با تیتر درشت درج کرده که: روسیه در دفاع از سوریه در مقابل حمله غرب شرکت نداشته است! باید تعجب کرد از اینکه چرا همین سایت یا دیگر سایتهای مشابه حکومتی که اکنون به شکوه و شکایت و فحاشی های عصبی نسبت به متهاجمین پرداخته اند، از اسپوتیک یا رژیم روسیه نمیپرسند: پس چه شد آن ادعاها که هر موشکی که به سوریه پرتاب شود را خواهیم زد و.. .؟

این ضعف و زبونی انتقادی را که حتی جرئت چنین سئوال بدیهی را نمیتوانند از روسیه بکنند و با سکوت از آن میگذرند را به چه باید تعبیر کرد؟ اگر روسیه نمیخواست مانند ترامپ به تهدیدش عمل کند چرا با این گونه بلوفهای و ژستهای حمایتگرانه و دعوی هم پیمانی استراتژیک، یکباره در حساس ترین لحظه جا زد و بشار اسد را تنها گذارد؟

بسیار اشتباه خواهد بود که تأثیر ویرانگر این ۱۱۰ موشک پرتاب شده بسوی  سوریه و بمبارانها را فقط در خرابیهایی مادی که بر جای نهاده اند و تلفات جانی احتمالی خلاصه کرد. همه این خرابیها و تلفاتها در برابر خُرد شدن اتوریته اسد، ولادیمیر پوتین و رژیم ایران هیچ است.

خرابیهای ناشی از این حمله را با چند میلیارد دلار میتوان مرمت کرد و تعداد کشته شدگان هم در مقایسه با تلفات هزارانی رژیم، در جریان جنگ داخلی  را نباید قابل ملاحظه دانست.

ولی نه رژیم اسد، نه ولادیمیر پوتین و نه رژیم ایران که اینهمه خود را مشتاق رویارویی با آمریکا و اسرائیل نشان میداد تا شق القمر نظامی خود را نشان دهد، بعد از  این آزمون بی اعتبار کننده، نمیتوانند حتی در بین طرفدران نزدیک خود، اعتبار و اقتدار یکشبه صفر شده ی خویش دیگر را بازسازی کنند.

این موشکها و آن بمبهای افکنده شده در سحر گاه امروز، فقط در دمشق و حمص ویرانی ببار نیاوردند، آنها اقتدار روسیه را در داخل خود روسیه، اقتدار اسد را در داخل خود سوریه و اقتدار رژیم ایران را در داخل خود ایران ویران کردند.و این اقتدار شکستگی را میتوان از لحن خائفانه آنها در واکنش به آن حملات نیز دریافت.

پس لرزه های این اقتدارشکنی برای روسیه از شبه جزیره کریمه تا بالکان و آدریاتیک  تا خود دمشق مسئله خواهند ساخت.

در یک کلام، موشکها و بمبهای پراتاب شده سحرگاه امروز به سوریه، موازنه ژئوپولیتیک و ژئو استراتژیک منطقه و شاید جهان را هم تغیر دادند. این موشکها به نیروهای مخالف رژیم سوریه پیام دادند که پیروزی آنها و سرنگونی اسد قطعی است، به رژیم اردوغان که خاشعانه از این حمله دفاع هم کرد، پیام داد که به ستون بی بنیاد پوتین و موشکهای اس ۴۰۰ آن نمیتواند تکیه زده و عربده کشی کند.

این موشک باران به دنیا این پیام را داد که کنفرانس آستانه پایه اش از اول بر آب بوده است و آن کنفرانسی که میتواند برای مردم سوریه صلح بیاورد، کنفرانس ژنو ۴ یا ۵ است که زیر نظر سازمان ملل برگزار میشود و در قطعنامه دومین نشست آن موقتی و انتقالی بودن شخص بشار اسد پیش بینی و شرط شده است.

این موشک باران به حوثیها و حزب الله لبنان پیام خاص خود را خواهد داشت.

این موشک باران، تأثیر موشک باران مجازاتهای اقتصادی خزانه داری آمریکا را چند چندان کرده و به جو بی اعتمادی در فضای اقتصادی روسیه  و پیرامون آن دامن خواهد زد.

خلاصه کلام، تأثیر روانی حمله هوایی و موشکی فرانسه، انگلیس و آمریکا را باید مهم دانست و از تمرکز بر آثار ویرانگر فیزیکی و مادی آن گذشت.

اضافه شده بعدی: گاردین امروز  به نقل از پنتاگون نوشت که هیچیک از موشکهای پرتاب شده بسوی سوریه سرنگون نشده اند و با دفاع ضد موشکی سوریه اصلاً برخورد نکرده اند..ژنرال کنت مکنزی گفت که پدافند هوائی سوریه غیر مؤثر بوده است در حالیکه موشکهای ما “دقیق  و مهیب” بوده اند.

پس لرزه های حمله  سحرگاه امروز ادامه خواهد داشت.

عدم مشارکت پدافند هوایی روسیه در مقابله با حمله غرب به سوریه

عدم مشارکت پدافند هوایی روسیه در مقابله با حمله غرب به سوریه

وزارت دفاع روسیه اعلام کرد که تجهیزات ضد هوایی این کشور در دفاع از سوریه مقابل حمله سه‌جانبه غربی‌ها، مشارکت نداشته است.

به گزارش ایلنا به نقل از اسپوتنیک، وزارت دفاع روسیه امروز-شنبه- اعلام کرد پدافند هوایی این کشور در مقابله با حمله موشکی کشور‌های آمریکا، فرانسه و بریتانیا به مواضع سوریه، مشارکت نداشته است.

این وزارتخانه افزود که طی حمله امروز، ۱۰۰ موشک از سوی ناو‌های آمریکایی مستقر در دریای سرخ و جنگنده‌های فرانسه و بریتانیا در مدیترانه، به سمت مواضع دولت سوریه شلیک شده است.

………………………………………………………………………..

افزوده ها و ضمایم:

تابناک:

واکنشها:

توضیح روسیه

وزارت دفاع روسیه در پی حمله هوایی آمریکا و متحدانش به سوریه، با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد، هیچ یک از موشک‌های هدایت‌شونده‌ای که آمریکا و همپیمانانش به سوی اراضی سوریه شلیک کردند، وارد محدوده فعالیت سامانه‌های دفاع هوایی روسیه که از دو پایگاه حمیمیم و طرطوس حمایت می‌کنند، نشدند.

حزب الله لبنان

حزب الله لبنان نیز با محکوم کردن حمله آمریکا و متحدانش به سوریه گفت که آمریکا با به راه انداختن جنگ به اهدافش نخواهد رسید.

یک مقام ارشد وابسته به ائتلاف حامی دولت سوریه به رویترز گفت به دنبال هشدار اولیه روسیه، دمشق چند روز قبل مراکزی که بامداد روز شنبه توسط آمریکا و متحدانش هدف قرار گرفت را خالی کرده بود.

کوبا

کوبا تجاوز سه جانبه به سوریه را محکوم کرد و آن را نقض آشکار قوانین بین المللی و میثاق سازمان ملل توصیف کرد.

یانیه جنبش فتح

در مقابل وحدت سرزمینی سوریه ایستادگی میکنیم و تلاش هایی را برای از بین بردن آن و دست زدن به وحدت آن رد می کنیم.

پیوستن قطر به جمع حامیان حمله

دولت قطر ضمن پیوستن به جمع حامیان تجاوز نظامی آمریکا و غرب به سوریه اعلام کرد: حملات نظامی به اهداف و مواضع نظامی رژیم سوریه مورد حمایت ماست!

مقتدا صدر

پیامدهای تجاوز به سوریه فاجعه بار خواهد بود و تبعاتش نه تنها به سوریه، بلکه به عراق و منطقه کشیده می شود. فردا تظاهراتی در محکومیت حمله آمریکا به سوریه در بغداد برگزار می شود.

وزارت خارجه عراق

تجاوز آمریکا، انگلیس و فرانسه به سوریه اقدام بسیار خطرناکی است که تبعات ناگواری برای منطقه دارد و ثبات و امنیت منطقه را تهدید می‌کند.

واکنش روسیه به حمله به سوریه

Share Button

روئیترز دقایقی پیش گزارشی دارد از واکنش سفیر روسیه در سازمان ملل دارد که ترجمه آنرا من در زیر باضافه کامنت خود بر اظهارات او را درج کرده ام.

روسیه نسبت به عواقب حملات به سوریه هشدار داد

Antonov HR(1).jpg

………………………………………………………..
افزوده ها و ضمایم

گاردین لحظه پیش به نقل از بیانیه خود رژیم اسد مینویسد:The statement published by the Syrian state news agency says the “tripartite aggression” began at 3:55am Damascus time and included approximately 110 missiles fired at targets inside Syria.

در حمله دیشب ۱۱۰ موشک به خاک سوریه پرتاب شده است.  از سوی دیگر خود رژیم  قبلا اعلام کرده بود که از موشکهای پرتاب شده ۱۳ تای آن را ساقط کرده است. اطلاعیه نظامی آمریکا میگوید تلفات موشکی و هواپیمائی نداشته است.

این در حالیست که اسپوتنیک (روسیه) ساعتی پیش نوشت که سیستم ضد هوائی سوریه که مال ۳۰ سال پیش بوده است بیشتر موشکهای پرتاب شده را در هوا زده است. رفتم این خبر را کپی کنم دیدم آنرا برداشته و بجای آن نوشته اند ۱۲ موشک کلاً ساقط شده. و همین هم با ادعای ۲۰ فروند موشک ساقط شده ادعای فوق در تناقض است. این تناقض گوئی های روسیه و اسد و ایران ادامه خواهد یافت چون خود آنها هم از جزئیت قضیه نه خبر دارند و نه اگر داشته باشند بدان اعتراف میکنند.

……………………
جریان حمله از زبان سایت تابناک:

حملات آمریکا و هم‌پیمانانش به سوریه اهداف متعدد را شامل شد که دست‌کم یک ساعت طول کشید و حدود ۱۰ هدف در سوریه را هدف گرفت که اکثر آنها در دمشق و ریف آن به اضافه حمص در مرکز کشور بود.

حملات آمریکا و هم‌پیمانانش به سوریه اهداف متعدد را شامل شد که دست‌کم یک ساعت طول کشید و حدود ۱۰ هدف در سوریه را هدف گرفت که اکثر آنها در دمشق و ریف آن به اضافه حمص در مرکز کشور بود.

به گزارش تابناک، مرکز تحقیقاتی برزه واقع در اطراف دمشق که از مراکز علمی پژوهشی ارتش سوریه محسوب می‌شود از جمله مناطقی است که هدف حمله قرار گرفته و تلوزیون سوریه نیز آن را تایید کرده است.

انبارهای مهمات ارتش سوریه در ۱۵ مایلی مرکز استان حمص نیز از دیگر اهداف این حمله بوده که ظاهرا ۴ فروند جنگنده انگلیسی آن را بمباران کرده‌اند.

پایگاه‌های گارد ریاست‌جمهوری و لشکر چهارم ارتش سوریه در اطراف دمشق که مسئولیت حمایت از پایتخت سوریه را بر عهده دارند نیز از مناطق هدف قرار گرفته اعلام شده است. پایگاه‌های گارد ریاست جمهوری و لشکر چهارم عمدتا در داخل و اطراف شهر دمشق مستقر است.

پایگاه‌های و مراکز تحت اختیار حزب‌الله لبنان نیز از دیگر مناطقی است که منابع داخلی سوریه گفته‌اند در حملات بامداد امروز هدف قرار گرفته است.

اهداف و مناطق مورد تهاجم آمریکا، انگلیس و فرانسه در سوریه+ نقشه

همچنین سایت شبکه روسیا الیوم به نقل از منابع نظامی سوری اعلام کرد، حملات جدید آمریکا و هم‌پیمانانش در سوریه مراکز زیر را هدف گرفت:

-گارد جمهوری تیپ ۱۰۵ دمشق

-پایگاه دفاع هوایی جبل قاسیون دمشق

-فرودگاه نظامی المزه در دمشق

-مرکز تحقیقات علمی برزه دمشق

-تیپ ۴۱ نیروهای ویژه در ریف دمشق

-مقرهای نظامی نزدیک الرحیبه در قلمون شرق در ریف دمشق

-مقرهایی در منطقه الکسوه در ریف دمشق

روسیا الیوم گزارش داد، این بمباران‌ها همچنین شامل مرکز تحقیقات علمی در ریف حماه و نیز بمباران انبار تسلیحاتی ارتش در حمص بود.

منابع نظامی اینکه فرودگاه بین‌المللی دمشق در معرض بمباران بوده باشد را تکذیب کردند.

پدافند هوایی سوریه سه حمله آمریکا فرانسه و انگلیس را با ده‌ها موشک در مناطق مختلف رهگیری کرد. خبرگزاری رسمی سوریه نیز گزارش داد، ۱۳ موشک بر فراز الکسوه ساقط شد، در حالی که فعالان گفتند حدود ۱۵ موشک را در الکسوه ساقط کردند.

شبکه الاخباریه سوریه نیز گزارش داد، پدافند هوایی موشک‌های دشمن را در منطقه دنحه در حومه غربی حمص رهگیری کرد.

APRIL 14, 2018 / 4:58 AM / A MINUTE AGO

Russia’s U.S. ambassador warns of consequences for Syria strikes

Reuters Staff

WASHINGTON (Reuters) – Russia’s ambassador to the United States on Friday warned that there would be consequences for the U.S.-led military strikes on Syria, adding that it was not acceptable to insult Russia’s president.

FILE PHOTO – Anatoly Antonov speaks to the media during a news conference in Moscow March 5, 2015. REUTERS/Sergei Karpukhin

“A pre-designed scenario is being implemented,” Russian Ambassador Anatoly Antonov said on Twitter. “Again, we are being threatened. We warned that such actions will not be left without consequences.”

“Insulting the President of Russia is unacceptable and inadmissible,” he added. “The U.S. – the possessor of the biggest arsenal of chemical weapons – has no moral right to blame other countries.”

حمله هوائی و موشکی مشترک آمریکا، انگلیس و فرانسه به سوریه

Share Button

دقایقی پیش، دونالد ترامپ ، ترازا مای و امانوئل مکرون اعلام کردند که نیروهای این ۳ کشور، در پاسخ به استفاده از سلاح شیمیائی رژیم اسد علیه مردم خود، هدفهایی را با دقت بسیار در خاک سوریه مورد هدف قرار دادند. وزیر دفاع آمریکا در مصاحبه تلویزیونی گفت که هدف از این ضربات افزایش تنش نیست ولی پیامی به رژیم اسد است. ترزا مای هم در بیانیه ایی گفت این تصمیم تصمیمی دشوار و غیر شخصی بوده است. کوتاه بگویم که اهمیت روانی/سیاسی این حمله پس از تهدیدات روسیه و ایران به واکنش در صورت هر حمله ایی بمراتب بیشتر از اهمیت نظامی آن است. این حمله بمعنای سیاسی اش سقوط قطعی رژیم بشار اسد را در بر دارد زیرا به روسیه میفهماند، که غرب وقتی میگوید این رژیم جنایتکار است، هم واکنش عملی بدان نشان میدهد و هم با چنین رژیم جنایتکار اعلام شده ایی دیگر غرب نمیتواند کنار بیاید.


من بعداً این خبر را تکمیل خواهم کرد و اخبار بعدی ررا ذیل همین صحفه درج میکنم

ادامه اخبار این حمله

تا اینجا گفته شده که:

ترامپ: این حملات شیمیائی از طرف یک آدم انجام نشده جنایتی است که از طرف یک هیولا انجام گرفته است:

من میخواهم از روسیه و ایران بپرسم؛ چگونه  یک ملتی میتواند با یک آدمکشی که به قتل و عام مردم بیگناه، زنان و  کودکان میپردازد همنشین باشد؟ او افزود؛ ملل دنیا از روی دوستانی که هرکس دارد روی او حساب میکنند! هیچ ملتی نمیتواند در بلند مدت یک رژیم ضد بشری، قصی القلب و دیکتاتور را به جایگاه یک دولت برساند.

ما سال گذشته با حمله به قرار گاهی هوایی رژیم سوریه بخاطر استفاده اش از سلاح شیمیائی ۲۰% از ظرفیت نیروی هوایی آنرا نابود کردیم ولی این رژیم باز به استفاده از سلاح شیمیائی استفاده کرد.

ترامپ گفت ما آماده ائیم به این حملات ادامه دهیم  تا زمانیکه مطمئن شویم رژیم اسد دیگر مبادرت به استفاده از سلاح شیمیائی نمیکند.

۱ـ در این حملات موشکی و هوائی از ناوگان دریایی انجام شده، کمترین مشورتی یا اطلاع دهی با روسیه انجام نشده است

۲ ـ حد اکثر دقت گیری در این حملات انجامشده است تا به غیر نظامیان آسیبی نرسد

۳ ـ برعکس حمله موشکی سال قبل آمریکا در ضربات نظامی دیشب، دو مرکز تحقیقاتی و انبار سلاح شیمیائی رژیم اسد مورد حمله قرار گرفته است. هدف اول یک قرارگاه تحقیقاتی سلاح شیمیائی در نزدیک دمش و دیگری یک انبار شیمیائی، در حوالی حُمص مورد حمله قرار گرفته است.

۴ـ هنوز اطلاعات کافی و میدانی از آثار حمله و ضربات موشکی توسط این سه دولت دریافت نشده یا آنچه شده مورد آنالیز کافی قرار نگرفته تا انتشار یابند. ولی بگفته وزیر دفاع آمریکا تا صبح امروز بوقت واشنگتن نتیجه حملات انتشار خواهد یافت.

۵ ـ آمریکا دلایل قطعی و اطلاعاتی در دست دارد که در حملات شیمیائی از کلرین استفاده شده است ولی راجع به استفاده از  گاز سارین اطلاع دقیق هنوز در دست نیست.

۶ ـ تا کنون گزارشی از سقوط هواپیماها یا موشکهای پرتاب شده دریافت نشده است

۷ـ ژنرال ماتیس وزیر دفاع گفت در این حملات مشترک دو برابر حمله آوریل سال قبل نیرو بکار گرفته شده است. و گزارشهای اولیه میگوید که حد اقل ۵ انفاجار در منطقه ای از دمشق که مرکز کارهای تحقیقاتی است رخ داده و دود فضای شهر را گرفته است.

۸ ـ رژیم سوریه ادعا کرده است که ۱۳ موشک پرتاب شده را در هوا زده است. و ژنرال ژوزف دان فورد، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا در این مصاحبه مطبوعاتی گفت که در این حملات از نیروی هوائی نیز استفاده ده و حد اکثر کوشش بعمل آمده تا به نیروهای روسیه کمتر آسیب برسد. کامنت( این نشان میدهد که در این حمله چندان به ایراد تلفات به نیروهای روسیه اهمیت داده نشده ولی سعی شده فقط کمتر باشند. ح ت)

دو روز پیش در یادداشتی با عنوان «موشکهای سیاسی کاخ سفید در مسکو و تهران به هدف خورده اند» نوشتم که برخلاف حمله ناتو به عراق که به اعتراضات دهها میلونی در دنیا، از همان مرحله تدارکاتی اش روبرو شد،حمله آمریکا به سوریه نه تنها به اعتراضات مردمی منجر نخواهد شد بلکه، دونالد ترامپ از کوره این آزمایش بعنوان فرشته آزادی درخواهد آمد. بیشک اگر این حملات با خشم رژیمهای روسیه و ایران مواجه شود، با تحسین نیروهای صلحدوستی که از مردم کشی رژیم اسد جان به لبشان رسیه مواجه خواهد شد. و قهرمان این میدان شخصی به اسم ترامپ است.

ادامه اخبار این حمله و تحلیل آن در پستی مستقل در ساعات آینده نگارش یافته و درج خواهد گردید