Archive for: June 2018

۴ موج ایدئولوژی سیاسی معاصر و موج سواران آنها

Share Button

هدف یادداشت زیر اینست که نشان دهد در درجه اول سیطره آئین ایدئولوژیک بر جامعه، هرچه میخواهد باشد، از آنجا که برای جامعه قالب ایجاب میکند، لاجرم  نه تنها مانع پویایی آن میگردد، بلکه پویایی دینامیک جامعه را تا حد درهم ریختگی بافتاری آن چنان مختل میکند که به فروپاشی همه جانبه آن می انجامد.

در یاداشت زیر به ۴ نوع ایدئولوژی آئینی و تجربه شده معاصر پرداخته شده است که همه به یک نسبت پویاستیز نیستند. برخی مانند فاشیسم هیتلری و ایتالیای موسولینی، از بسیاری جهات سازوکارهای متناشب با جوامع مدرن را بکار میبردند و برخی مانند کمونیسم روسی قابلیت انطباش با ضروتهای توسعه دینامیک جامعه بمراتب کمتر بود.

فاجعه بار تر از همه، ایدئولوژی دینی است، که نمونه آن طلبان و در میهن ما حکومت ولایی است که یکسره با سازو کار های دنیوی، در آنجا و تا آنجا که عدم رعایتشان دامن منافع حاکمان را نمیگیرند، کنار گذارده میشوند.

این ایدئو لوژی دینی،  فردیت  افراد جامعه را چنان میکُشد و فساد را چنان دامن میزند که غریزه حیوانی خفه شده طی هزاران سال تکامل اجتماعی بر غریزه اجتماعی و مدنی آحاد جامعه فرا دستی میگیرد و به یک ارثیه رفتاری، فرهنگی و تربیتی تبدیل میگردد که علاج آن بستگی به عمقش ممکنست دهها نسل طول کشد زیزا عوارض آن در جامعه موروثی میگردد.

در این یادداشت به انواع دولتها، از ابتدایی ترین آنها که قدرت های طایفه ایی و قبیله ایی ماقبل تاریخ بوده است تا متکامل ترین آنها که دموکراسی های مدرن امروز هستند، مختصراً اشاره میشود. آنچه این دولت را از دولتهای ایدئولوژیک و آئینی متمایز میسازد، بستر و فرایند کم یا بیش تکامل طبیعی آنهاست. مانند کودکی که رشد طبیعی دارد هرچند ممکن لاغر، یا چاق، بلند یا کوتاه باشد. جوامع دارای رشد طبیعی تحت تأثیر تغییرات بافتمان اقتصادی جامعه و متناسب با تغییرات مناسبات تولیدی رشد دینامیک خود را دارند. آئینی و ایدئوژیک شدن جامعه این سیر تکامل طبیعی را مختل میسازد. اختلالی که بسی فراتر از استبداد، فساد، اعتیاد و دزدی و.. ، میباشد.

Image result for ‫رضا شاه پهلوی تونل کندوان عکس‬‎

برخی منشاء پیدایش ملت/دولتها را انقلاب فرانسه میدانند. اگر بحث از دولت های مدرن(سرمایه داری) باشد این درست میباشد ولی برخی از صاحبنظران آن را “پیش از تاریخ” می دانند یعنی از روزی که اجتماعات اولیه بشری دارای رئیس و سردسته شد و نهاد خانواده به طایفه، ایل، قبیله و قوم گسترش یافت و به تدریج دارای سرزمین ثابت، زبان و فرهنگ مشترک و دولت/شهر گردید. تا امروز که از آن دولت/شهرها ملتهای دارای دولتِ مدرن و ملی یعنی دولت/ملت ها فرا روئیده اند.

اما حرکت تاریخی دولت/ملت سازی همواره متعالی(ترانسندنتال، اسپیرالی) نبوده است بلکه در مواردی سیر برگشتی یا قهقرائی هم وجود داشته که سرنوشت ملت ایران یکی از نمونه های نادر و بارز آنست.

منشاء همه این دولتها؛ از دولت/طایفه ها گرفته تا دولت/قومها و سرانجام دولت/ملت ها*،  پیدایش طبقات و سلطه طبقاتی بوده  است که شکل آن در طول تاریخ تحت تأثیر تغییرات مناسبات تولیدی بنحوی دینامیک تغییر یافته است.

ولی صرفنظر از تنوع اشکال حکومتی، بزرگترین وظیفه هر دولتی حفظ انسجام اجتماعی بوده است تا جامعه دوچار گسیختگی و از هم پاشیدگی نگردد. فرهنگ مشترک در سرزمین مشترک به این انسجام اجتماعی کمک میکرده اند. عاملی که با ایدئولوژیک شدن جامعه نقشش تضعیف و محو میگردد.

این، فرهنگ جوامع بشری نبوده که آن قوم/ملت ها یا ایل/ملت ها را ایجاد کرده است بلکه زندگی مشترک در سرزمینی مشترک بوده است که فرهنگ آنها را آفریده تا در رابطه ای متقابل مقّوم همبستگی اجتماعی آنها باشد.

در طول تاریخ قرون وسطی و پیش از آن، آن هنگام و آنجا که شرایط زندگی توده های مردم در یک سرزمین، به دلیل ستم اقتصادی، دشوار و غیر قابل تحمل میشده است، از درون فرهنگها که مذهب هم بخشی از آن بوده است آرمانهای ستم ستیزانه ساخته و پرداخته می شده تا مردم را تحت شعارهای معینی که با زبان، آئین و فرهنگ آنان خوانائی داشته است را علیه ستمگران بسیج کرده به قیام برانگیزاند.

در آن دوران دانش بشری عمدتاً منحصر به ریاضیات، فلسفه و منطق بود که بعلت انتزاعی بودنشان زمینه تکاملی داشتند و دانشی بعنوان علوم سیاسی*، جامعه شناسی و .. وجود نداشتند. بنابراین در دنیای کهن و قرون وسطی مذهب یا فلسفه، یگانه قالب بیانی و بستر بیان نظرات انسانها در مورد مسائل اجتماعی و سیاسی هم بود.

دنیای باستان و قرون وسطی شاهد جنبشهای وسیع و پُرشمار دهقانی علیه ستم فئوالها یا ایل سالاران و قیام ملت/قوم ها علیه ستم بیگانگان بوده است. همه این جنبشها بنوعی توجیه مبارزاتی خود را از درون مذهب بیرون می کشیدند و از مذهب برای خود ایدئولوژی مبارزاتی و دشمن ستیز میساختند.

ملت ایران برای مبارزه با سلطه اعراب از خود مذهب شیعه را، و علیه سلطه مغول و اقوام آسیایی، فرقه/مذهبِ اسماعلیه را، و علیه سلطه اشرافیت دینی شیعی و اشرافیت فئوالی و ایلی قاجار جنبش بابیه را ساخت.

اما با ورود جهان به دوران مدرن، دیگر مذهب آن پوششی نبود که به ایدئولوژی مبارزه علیه ستم یا برای تغییر و تحول تبدیل شود. جهان و جامعه ایی که با علوم و فنون مدرن آشنا شده بود را نمیشد با مذهب و فرقه سازی مذهبی به جنبش و حرکت درآورد.

از این روی بود که ایدئولوژیهای سیاسی گونان شکل گرفتند. برخی از این ایدئولوژیها یک پا در دنیای کهن مذهبی و یک پا در جهان مدرن داشتند مانند ایدئولوژی های جنبش های ضد استعماری.

اگر چاشنی مذهب و سنن فرهنگی به مردم برخی ممالک کمک کرد تا علیه ستم استعماری برخیزند و زنجیر سلطه استعماری را از دست و پای خود بگسلند از سوی دیگر همین ایدئولوژیهای برآمده از سنت و فرهنگ سنتی و گاه دینی، زنجیر جدیدی و شاید ستبرتری گردید که دست و پای مردم آن ممالک و جنبشهای ضد استعماری آنانرا به بند کشید و آنها و مردمانشان را در برابر مدرنیته، دنیای مدرن و جهان بهم پیوسته گلوبال در مسیری قهقرائی و دفاعی قرارداد.

دوران پسا قرون وسطی، ۴ ایدئولوژی سیاسی از نوع پیش گفته را تجربه کرده است.

۱ ـ ایدئولوژی کمونیستی، چون واکنشی در برابر ستم سرمایه داری کهن (کارخانه ایی).

۲ ـ ایدئولوژِی نازیسم چون واکنشی در برابر صلح تحمیلی، نا عادلانه و خفت بار ورسای(علیه آلمان) پس از جنگ اول جهانی.

فاشیسم ایتالیا بعنوان واکنشی در برابر محرومیت ایتالیا از مستملکات استعماری.

۳ـ ناسیونالیسم جهان سومی( تجدد ستیز/غرب ستیز). این ناسیونال فئودالیسم جهان سومی، بیشترین نمود خود را در جنبشهای ضد استعماری با گرایشهای ضد تاریخی و اسلامی نشان دادند که منشاء ایدئولوژیک آنان به جنگهای صلیبی میرسد و به اسرائیل ستیزی امروز منتهی میگردد.

۴ ـ وآخرین ایدئولوژی از این طراز، ایدئولوژی تماماً دینی است که خمینی و جنبش خمینیستی، اخوان المسلمین، القاعده و داعش، آیجنت های تاریخی و اجرایی آن در عصر مدرن میباشند که علیه تجدد و لیبرالیسم غربی شمشیر برکشیدند تا تاریخ را صدها سال به عقب برگردانند.

این ایدئولوژی دینی، واکنشی در برابر ستم طبقاتی، و حتی علیه ستم سرمایه داری جهانی نبود، بلکه علیه ارزشهای لیبرالیستی دنیای غرب بودند نه استثمار و حتی علیه سیادت آنها برممالک مسلمان.

این ایدئولوژی و آیجنت های سیاسی/مرامی آن که روحانیت سنتی و فرقه های افراطی دینی بودند، نه تنها مخالفتی با هیچ گونه اشکال استثمار به شمول برده داری، فئودالی یا سرمایه داری باهر شدتی نداشتند بلکه همه اشکال استثمار را توجیه کرده و مجازمیدانستند و اصولاً خود از استثمارپر ترین گروه اجتماعی بودند حتی در مقایسه با فتودالها چون فئودالها حد اقل یک مدیریتی داشتند ولی اینها تمام انگل بودند و بخشی اشرافی آنها نیز هم زمیندار و ارباب بود هم وجوهات بگیر و موقوفه دار.

در اسلام به آزاد کردن غلام بعنوان امری صواب اشاره شده است ولی هرگز و در هیچ کجا آن برده داری و غلام داشتن ممنوع نشده است. کنیزداری و به کنیزی گرفتن اسیران جنگی زن یک امر کاملاً عادی در اسلام بوده است. و کنیز در فقه اسلامی از هیچ حقی مانند برخوردار نیست جز حق خوابیدن زیر صاحب خود.

این قرائت کامل سنتی از اسلام بهیچوجه مخالف استثمار سرمایه داری نیست بلکه علیه پیشروی بورژوازی و فرماسیون اقتصادی/اجتماعی سرمایه داری میباشد که اقتدار نهاد سنتی دین و متولیان آن، یعنی ارباب مساجد و منابر را بمخاطره می افکند، بخاطر نیاز به نیروی کار، زنان را از شبستانها و آشپزخانه های منازل به بازار کار کشانده و برای پاسخگوئی به نیاز بازتولید گسترده سرمایه داری، مدارس و دانشگاه ها را جایگزین مکتب خانه های مذهبی و حوزه های علوم! دینی کرده و میکند.

ارباب مساجد، تکایا و حسینه ها، تأسیس دارالفنون را به امیر کبیر و دانشگاه را به رضاه شاه کبیر، و آزادی زنان را به خاندان پهلوی نبخشیدند، اینها زمین دارشدن دهقانان و آزاد شدن آنها از قیود فئودالها و ایل سالاران را به شاه نبخشیدند. ارباب مساجد اعزام میلیونها جوان تحصیلکرده شهری را به روستاها با عنوان سپاه دانش و بهداشت از سوی شاه را که اقتدار آنها را در روستاها متزلزل میکرد نبخشیدند تا سرانجام، انتقام خود را در ۲۲ بهمن۵۷  از او گرفتند و چه انتقامی سهمگین تر ازاین که، با دست آنهائی رژیم او را بزیر کشند که از بیشترین موهبت های اصلاحات او برخوردار شده بودند.

و این، ملت ایران بود که در این فرایند بازسازی و احیاء ژنتیسم دینی و شیعیسم صفوی به اُمت اسلامی همیشه درصحنه ی پهلوی ستیز، آمریکا و غرب ستیز تبدیل گردید و رساله های خمینی را به قانون اساسی واقعی، نه صوری و فرمایشی خودش تبدیل کرد تا به رویاها یا نوستالژی مذهبی خویش با برگشت از نیمه راه تمدن و تجدد تحقق بخشد!

تحمیل پیشرفت به یک ملت با زور مُخّرب است ولی از آن مُخّرب تر و ویرانگرتر تحمیل برگشت به قهقرا است.

ایدئولوژیهای پیش گفته همگی یک وجه مشترک داشتند و دارند و آنهم اینست که همه آنها نهایتاً به ابزار سیاسی فرصت طلبان اقتدارگرا تبدیل شدند، تا آنان از قعر جامعه یا شبستانهای تاریخ، از روی شانه ها وگرده مردم بالا رفته به سریر قدرت و فرمانروائی برسند.

حکومتهای که از درون این ایدئولوژیها و بکمک آنها به قدرت رسیده اند هر چه هم پوست بیاندازند و هرچه هم  تلاش کنند هرگز نمیتوانند خود را با جهان مدرن وفق دهند.

فقط در بیولوژی نیست که میتوان از ژنتیسم بعنوان عامل ارثی سخن گفت، در تاریخ تحول اجتماعی هم ژنتیسم وجود دارد که از آن با سنن ماندگار تربیتی، شیوه زیستمندی و فرهنگی میتوان نام ُبرد.

مسجد، تکیه، هیت سینه زنی، وجوهات و نذورات بگیری و صدقه خواری آفریننده ژِنِ انگل وارگی هستند که به آسانی در طول زمان محو نمیشوند و جهشهای ژنتیک اخلاقی و تربیتی فردی درآنها استثناء، ولی ثبات ارثی سوسیولوژیک گروهی و صنفی انگل وارگی درآنها قاعده است.

*

ارسطو و افلاطون راجع به سیاست زیاد نوشته اند و شاید بتوان آنهار پدر علم سیاست ندرن دانست ولی نگاه آنها به سیاست، نه سیاست عملی بلکه نگاهی فلسفی، تجریدی است بر اساس تعقل محض همانطور که میفلسفیدند.

حبیب تبریزیان

۱۷ می ۲۰۱۸    

( ایران سبز) اطلاعیه سایت

Share Button

Image result for french revolution

بمنظور انتشار هرچه بیشتر مطالب درج شده در این سایت(ایران سبز)، که بلحاظ گفتمان رhهبردی اش، خود را در نقطه مفصلگاهی دو جریان مدرنیزاسیون دوران پهلوی، و جنبش دموکراسی خواهانه انقلاب و پسا انقلاب، بویژه جنبش مردمی سبز میداند که نام سایت را هم از آن گرفته است، کانال تلگرامی (رهجویان آزادی) راه اندازی شده است.

این کانال با قدری تنوع بیشتر نسبت به این سایت، مروج گفتمان ناسیونالیسم ایرانی، ارجگذاری به دوران مدرنیزاسیون پهلوی و لیبرالیسمِ دمکراتیک است. همان گفتمانی که بر ممالک پیشرفته صنعتی، بویژه آنهایی اشان که میراث دار سُنَنِ رونسانس اروپایی و عصر روشنگری هستند.

سعی شده است روح حاکم بر این سایت بازتاب خلاق این گفتمان دوران ساز باشد که راهبرد کانال رهجویان آزادی نیز هست.

از علاقمندان به سایت و به گفتمان راهبردی آن دعوت میشود که با شرکت خود در این کانال(رهجویان آزادی) به غنای فعالیت و گسترش آن کمک کنند. نه سایت ایران سبز و نه کانال رهجویان آزادی، اندیشه ایی جز اطلاع رسانی هرچه وسیعتر بر پایه گفتمان راهبردی پیش گفته ندارند.

آدرس تلگرامی:

Rahjooyanazadi@

لینک تماس:

rahjooyanazadi@gmail.com

کبابی در یمن نبود، خر داغ میکردند

Share Button

برای ارزیابی عمق استراتژیک این ائتلاف عربی فقط از جنبه اقتصادی، کافیست بگوئیم که ذخیره ارزی این ممالک در آن موقع بیش ۳۰۰۰ میلیارد دلار بود. و این درحالی بود احمدی نژاد کفگیر را به ته دیگِ صندوق ذخیره ارزی ۱۰۰ میلیارد دلاری مملکت ما زده بود.

 

Amjad Rasmi

و  در عراق هم خر داغ و حتی کباب میکنند!

قریب سه سال نیم پیش، حوثی های شیعه یمن به کمک ایران و حمایت رئیس جمهور معزول، علی عبدالله صالح، با یک کودتا وارد صحنه تحولات یمن شدند  و بر صنعا و بخش عمده این کشور که برای مدت بیش از ۲ سال دستخوش تلاطم سیاسی امواج بهار عربی گریده بود دولت به اصطلاح انقلابی و اسلامی خود را تأسیس کردند و دولت ایران شوق زده ازاین پیروزی و سرمست از رسیدن به پشت دروازه های عربستان و امارات و استقرار یافتن در دهانه باب المندب، که یکی از مهمترین آبراهای دنیا محسوب می شود ، شروع به بستن قراردادهای بی شمار با حوثی ها و ارسال دلار با کارتن و گونی به صنعا گردید.

از جمله این قرارداد ها پرواز ۲۸ پرواز هفتگی به صنعا بود. در حالیکه تصور نمی رود که شبکه هواپیمایی کشوری ایران این تعداد پرواز را به پیشرفته ترین کشور منطقه یعنی ترکیه داشته باشد که حجم اقتصاد و گردش عملیات تجاری آن با ایران چند هزار برابربیشتر ازعملیات تجاری ایران با یمن فقیر بود.

آنچه که شوق زدگان حکومتی ایران، قادر به درکش نبودند و امروز هم نیستند، اصطلاحی است که در زبان سیاسی و نظامی به آن عمق استراتژیک میگویند.

عمق استراتژیک را میتوان به بیرون آمدن پوزه یک اسب آبی چند تنی یا دُم یک نهنگ ۳۰ تنی تشبیه کرد با این توضیح که قدرت شناگری آنان و توان زیر آب رفتن و ماندنشان در زیر آب و آرواره های مهیبشان بسیار قابل ملاحظه است.

یک ماهیگیر باید خیلی احمق باشد که این تکه زنده از آب بیرون زده را یک ماهی چند کیلوئی تصور کند و برای صید آن تلاش کند.

در این ماجراجوئی که ایران و حوثی ها به راه انداختند و محکوم به باخت بود و هست، عمق استراتژیک منطقه ای حریف به سراسر ممالک عمده عرب از مصر و سودان تا عربستان و امارت و بحرین  تا تمام اتحادیه میرسد که ورود ایران به این بازی هلاکت بار، آنرا به رویاروئی حتمی و قابل پیش بینی نظامی با آن با ممالک می کشاند که کشاند.

بلافاصله پس از کودتای حوثی ها، ائتلاف نیروی عربی برای حمایت از رئیس جمهور قانونی کشور، عبدرابه هادی منصور، تشکیل گردید که عربستان، امارات، مصر، بحرین و سودان  و  تعدادی دیگر از ممالک عربی را در بر میگرفت.

برای ارزیابی عمق استراتژیک این ائتلاف عربی از جنبه اقتصادی، فقط کافیست بگوئیم که ذخیره ارزی این ممالک در آن موقع بیش از ۳۰۰۰ میلیارد دلار بود. و این درحالی بود احمدی نژاد کفگیر را به ته دیگ صندوق ذخیره ارزی ۱۰۰ میلیارد دلاری مملکت ما زده بود.

اما آن عمق استراتژیک جبهه عرابی به اینجا ختم نمیشد، اگر هیچیک از این ممالک عربی کمترین حرکتی هم نمیکردند، بسیار ساده لوحانه بود تصور شود، که غرب و در رأس آن آمریکا اجازه میدادند، در دماغه شبه جزیره عربستان، مشرف به باب المندب که یک سوم نفت دنیا و چند برابر آن ناوگان تجاری دیگر از آنجا میگذرد، رژیم ایران مستقر گردد. و ساده انگارانه بود که تصور شود آنها اجازه دهند که ایران اسلامی یا ولایی بتواند همسایه امپراطوری نفتی دنیا یعنی عربستان شود.

 Inline image

ایران فقط موشک، مین انفجاری و دیگر ملزومات جنگی را به حوثی ها نداد بلکه میلیونها پلاکارد چاپ شده را نیز داد که در آنها شعار های مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر سعودی و مرگ بر امارت نوشته بود

در یمن هرگزخبری از کباب نبود و فقط خر داغ میکردند. از یک هفته پیش که تهاجم نظامی ارتش بازسازی شده یمن، با حمایت ائتلاف عربی به بندر حُدیده، آخرین پست دریایی حوثی ها که از آنجا سلاح و دیگر ملزومات را از ایران دریافت میکردند آغاز شد تا دیشب که فرودگاه آن شهر به طور کامل به تصرف درآمد، دیگر این دود اشتها انگیز چنان تند شد که دماغ رهبری ایران را در جماران به سوزش در آورد. سوزشی غیر قابل تحمل.

در جنگ یمن که بیشتر به عامل انسانی متکی است تا تکنولوژی جنگی، عامل اراده رزمی و روانشناسی پیکار، نقش بسیار مهمی دارد. ارتش فعلی یمن که بازسازی آن پس از کودتای حوثی ها از تقریباً نقطه صفر شروع شد، ظرف قریب ۳ سال، بیش از هشتاد درصد از متصرفات حوثی ها را از آنها پس گرفته و هزاران تن از آنها را به هلاکت رسانده است. این پیروزی ها به هر سرجوخه نظامی نشان میدهد علیرغم هزاران موشک و  بسیاری جنگ افزار های دیگر که از سوی ایران به شورشیان حوثی داده شده است ، دائما جنگ به زیان جبهه ایران ادامه یافته است و این فقط ناشی از موازنه فیزیکی نیرو نیست بلکه ناشی از تغییر موازنه روانشانسی جنگی نیز هست. آیا این شکست مستمر سه ساله کافی نبوده است تا رهبری ایران اسلامی و ششلول بندهای نظامی او درک کنند  که در یمن دارند خر داغ میکنند! و نه تنها در یمن، بلکه در عراق هم خر داغ میکنند و حتی بدتر!

برای درک اینکه به یاد بیاوریم، ماجرا چگونه آغاز شد، فقط مطالعه یک گزارش خبری در آن روزها از نشریه عصر ایران که در زیر کپی شده است را توصیه میکنم.

حبیب تبریزیان

………………….

خبرگزاری رسمی یمن (سبا) از امضای توافقنامه ای میان یمن و ایران برای برقراری پروازهای مستقیم هفتگی میان دو کشور خبر داد. خبرگزاری رسمی یمن (سبا) هم اکنون در کنترل حوثی هاست.

به گزارش عصرایران، حوثی ها در حال حاضر کنترل دولت در صنعا را در دست دارند و رئیس جمهور عبدربه منصور هادی هم با فرار به شهر جنوبی “عدن”، در این شهر مستقر و فعالیت های ریاست جمهوری را از سرگرفته است.

خبرگزاری یمن روز شنبه (۹ اسفند) خبر امضای این توافقنامه را منتشر کرده است. این نخستین قرارداد تجاری میان ایران و دولت حوثی های یمن است.
با این حال در سایت “سازمان هواپیمایی کشوری” ایران و رسانه های ایرانی خبری از امضای این توافقنامه به چشم نمی خورد.

امضای توافقنامه میان سازمان های هواپیمایی ایران و یمن در تهران

اولین قرارداد ایران و دولت حوثی های یمن: برقراری 28 پرواز هفتگی میان تهران - صنعا

ایران و دولت حوثی های یمن در حالی نخستین قرارداد تجاری را میان یکدیگر امضا می کنند که تعدادی از کشورهای غربی و عربی سفارتخانه خود در صنعا را تعطیل کرده اند.

۵ کشور جنوب خلیج فارس شامل عربستان سعودی، کویت، بحرین، قطر و امارات نیز، سفارت خود را به شهر عدن محل استقرار و فعالیت عبدربه منصور هادی منتقل کرده اند.

حوثی ها (گروه انصار الله) پس از سیطره بر پایتخت یمن، دولت را برکنار و پارلمان را منحل و شورای ۵ نفره ریاست جمهوری را جایگزین رئیس جمهور کردند.

یمن هم اکنون دارای دو دولت است. دولت حوثی ها در صنعا و دولت هادی در شهر عدن مستقر و هر دو مدعی حاکمیت بر کل یمن هستند. سازمان ملل متحد و بسیاری از کشورها دولت هادی را به رسمیت می شناسند.

فرودگاه بین المللی صنعا

اولین قرارداد ایران و دولت حوثی های یمن: برقراری 28 پرواز هفتگی میان تهران - صنعا

جزئیات توافقنامه ایران و دولت حوثی های یمن

براساس این توافقنامه که در تهران میان سازمان های هواپیمایی ایران و یمن امضا شده شرکت های “هواپیمایی یمن (الیمنیه)” و “ماهان ایر” ایران پروازهای مستقیم میان تهران و صنعا برقرار می کنند.

هم اکنون میان دو کشور پروازهای مستقیم وجود ندارد و مسافران از طریق مسیرهای ترانزیتی مانند ابوظبی، دوحه و دبی بین دو مقصد جابجا می شوند.

براساس این توافقنامه، هر یک از شرکت ها می توانند ۱۴ پرواز در هفته میان ایران و یمن داشته باشند.
این توافقنامه از زمان امضا، قابل اجراست.

براساس این خبر، مقامی که از یمن به تهران سفر کرده و این توافقنامه را امضا کرده است نیز از دولت تحت کنترل حوثی هاست.
محمد عبدالقادر سرپرست سازمان هواپیمایی یمن و  رئیس سازمان هواپیمایی ایران نیز از طرف دو کشور این توافقنامه را امضا کرده اند.

دو مقام همچنین در زمینه آموزش کادرهای هواپیمایی یمن، ساخت، تجهیز و راه اندازی فرودگاه ها، فعالیت های نگهداری باندها و تجهیزات هوانوردی نیز گفتگو کردند.

یک فروند هواپیمای شرکت هواپیمایی یمن (الیمنیه)

اولین قرارداد ایران و دولت حوثی های یمن: برقراری 28 پرواز هفتگی میان تهران - صنعا

خبرگزاری رسمی یمن که در اختیار حوثی هاست همچنین نوشت: سرپرست سازمان هواپیمایی یمن از برخی تاسیسات و مراکز و خدمات هواپیمایی ایران و شرکت ماهان ایر بازدید و از سطح پیشرفته صنعت هوایی کشور بردار، ایران ابراز خرسندی کرد.

خبرگزاری رویترز هم در گزارشی از صنعا با اشاره به انتشار این خبر نوشت: “این اقدام نشان دهنده حمایت تهران از حوثی های شیعه است که هم اکنون کنترل صنعا را در دست دارند.”

رویترز اضافه کرد: “کشورهای جنوب خلیج فارس نگران گسترش نفوذ ایران در یمن هستند. تهران این موضوع را تکذیب می کند.”

فرود اولین هواپیمای ایرانی در صنعا

براساس توافقنامه حمل ونقل هوایی امضا شده میان ایران ودولت حوثی یمن، در نخستین گام، یک فروند هواپیمای ایرانی از شرکت ماهان امروز یکشنبه در فرودگاه صنعا پایتخت یمن فرود آمد.
به گفته رسانه های ایرانی، این هواپیما حامل کمک های انسان دوستانه هلال احمر ایران است.

این هواپیمای ماهان در بازگشت از صنعا به تهران، حامل از شماری از مقامات حوثی ها (انصارالله) است.
مقامات ارشد حوثی ها برای سفر ۴ روزه و دیدار و گفتگو با مقامات ارشد ایرانی به تهران آمده اند.

اولین قرارداد ایران و دولت حوثی های یمن: برقراری 28 پرواز هفتگی میان تهران - صنعا

اعتراض عبدربه منصور هادی

عبدربه منصور هادی رئیس جمهور یمن مستقر در شهر عدن، امضای توافقنامه میان دولت حوثی های یمن وایران برای برقراری پروازهای مستقیم میان دو کشور را غیرقانونی توصیف کرد.

به گزارش عصرایران به نقل از شبکه العربیه، هادی همچنین وعده داد افرادی که این توافقنامه را امضا کرده اند مورد بازخواست قرار خواهد داد.

هادی همچنین مدعی شد: حوثی ها با کمک ایران و علی عبدالله صالح (رئیس جمهور سابق یمن) توانستند کنترل صنعا پاینخت یمن را به دست بگیرند.

 

افسر عالیرتبه سابق موساد: ما میتوانیم رژیم ایران را عوض کنیم

Share Button

 

افسر سابق موساد هایم تومر: اسراییل آمریکا و سعودی میتوانند باهم به تغییر رژیم در ایران کمک کنند.

ژروزالم پست

۲۰۱۸ می ۱۵

۴ اردیبهشت ۱۳۹۷

هایم تومر، مقام عالیرتبه سابق موساد میگوید؛ما میتوانیم ازپس جنگ افزارهای هسته ای و موشکهایconventional متعارف  ایران برآئیم… و اقدامات رئیس جمهور آمریکا، ترامپ هم در رابطه با ایران یک فرصت خیلی بزرگ را فراهم کرده است.

هایم تومر، رئیس پیشین موساد، سه شنبه ۱۵ می به روزنامه ژورالم پست گفت: اسراییل، آمریکا و عربستان سعودی باهم میتوانند بطور کاملا محرمانه فرایند تغییر رژیم ایران را به اجرا بگذارند.

تومر درباره رشته ای از مسایل مربوط به ایران بشمول مسائل اطلاعاتی، امنیت ملی که موضوع و یکی از علل برگزاری کنفرانس ۴ شنبه ۱۵ در تل اویو بودند با ژروزالم پست صحبت کرد. این کنفرانس از سوی “مرکز میراث اطلاعاتی و یادمان دفاع اسرائیل” برگزار شده بود که هومر یکی از میهمانان برجسته آن بود.

تومر که از سال ۲۰۱۴ سمت ریاست موساد را بر عهده داشت با سرویسهای جاسوسی دیگر در زمینه های اطلاعاتی، عملیات فرامرزی، فناوری و دیگر زمینه ها همکاری عملیاتی داشت است، توجه خود را روی دو معمای حل نشده   مقابل اسرائیل متمرکز نموده بود: ” اول، چطور جلوی ایران گرفته شود، و بعد، چگونه اسرائیل میتواند ایده تغییر رژیم ایران را ترویج کرده و گسترش دهد.؟

او  در این گفتگو، توضیح داد که مشکل بزرگ این نیست که ایران موشکهای چنین و چنان دارد که بالقوه فاجعه بار است ، مشکل اینجاست که قرائت و تفسیر خمینیستی از اسلام (خمینیسم) یک هدف مشخص دارد و آنهم نابودی اسرائیل  میباشد که با جنگ افزارهای کشتار جمعی ترکیب گشته و به یک سناریوی خیلی مهلک و خطرناک مبدل شده است.

 او گفت ما میتوانبم با ترس و تهدید تجهیزات هسته ای و موشکهای ایرانی زندگی کنیم، ما میتوانیم علیه اینها از خود دفاع کنیم. ولی اقدامات رییس جمهور آمریکا دونالد ترامپ روی مسئله ایران فرصت بزرگی بوجود آورده که دقیقا بر فشار برای تغییر رژیم به عنوان یک هدف دلالت دارد.

سخنان او بوضوح به این اشاره داشت که از سال ۱۹۷۹ تا کنون که آیت الله ها بر ایران حکومت میکنند، دوره هایی از اعتراضات خیابانی توده مردم بر علیه شرایط بد اقتصادی و بدنامی و فساد  رژیم وجود داشته است.

مهمتراینکه رهبر ایران علی خامنه ای پیر است ومدت درازی مریض بوده و در عین حال بحثهایی درخصوص اینکه بیماری او چطور پیش برود وجود دارد.

تومرخاطرنشان میکند انتظار میرود که او زیاد دوام نیاورد وجانشین وی تقریبا شرایط و کنترل مشابه او را براوضاع نداشته باشند.

اوگفت اسرائیل بصورت مخفیانه میتواند به تغییررژیم ایران کمک کند درعین حال عربستان سعودی نیز میتواندکمک مالی نماید و آمریکا نیز میتواند از این پروژه به اشکال مختلف حمایت کند مشروط بر اینکه همه طرفها در ارتباط تنگاتنگ با هم کار کنند.

 او ضمن اعتراف به عدم موفقیت اسرائیل در کمک به تغییر رژیم لبنان در سال ۱۹۸۰، که در جریان آن سیاستمدار مورد نظر اسرائیل، پیر جمائیل، که برنامه صلح با اسرائیل را داشت ترور شد و متعاقب آن، لبنان تقریبا بلافاصله به مواجهه و رویارویی با اسراییل برگشت، گفت؛ که آن شکست نباید به عدم کفایت و توانایی اسرائیل برای پرداختن به ایران و رویارویی با آن تلقی شود.

 او افزود؛ من نمی گویم که این یک کار آسانی خواهد بود چون میدانم که سپاه و بسیج ایران خیلی قوی هستند اما…حتی اگرتغییر رژیم موفق نشود بهتر است که بین خود ایرانیان (جنگ داخلی) جنگ رخ دهد.

 اگر بپرسید مشخصا اسراییل چکار میتواند بکند؟ باید بگویم اقدامات بالقوه و محرمانه ای هست که به تغییر رژیم منجر میشود. اگر به موساد چنین ماموریتی داده شود، چیزهای زیادی هست که موساد میتواند انجام دهد. من نمیتوانم وارد جزییات شوم چون اینها محرمانه است.

تومر توضیح داد که علاوه برتغیر رژیم، یک استراتژی جدید دیگر جهت مقابله و بازداشتن ایران نیز وجود دارد.

او یادآور شد که تهران؛ هم اکنون با موشکهای دور برود متعارف خود و هم، از طریق حملات حزب الله لبنان، و بالقوه و در آینده توسط حماس، اسرائیل را در معرض تهدید قرار میدهد .

 او تأکید آمیز، این پرسش را چنین مطرح کرد: ـ اگرایران همه اینها را  باهم بکار گیرد؛ اگر تعداد زیادی موشک به تل اویو و  حیفا  شلیک بشود و  هم زمان حزب الله را وادارد که روزانه ۳۰۰ یا ۴۰۰ راکت مستمراً شلیک کند و این موشک پراکنی برای یک دوره طولانی ادامه یابد؛ با توجه به اینکه ایران این پتانسیل را دارد که یک جبهه سخت و دشوار را علیه اسراییل باز کند، خوب! ما چه باید کنیم؟

او، نخست ” ایده اینکه اسرائیل، تمام  منابع این تهدیدهای گوناگون را در آن واحد مورد حمله قرار دهد را رد کرد.” اگر یک جنگ همه جانبه با ایران رخ دهد، ما نمیتوانیم سریعاً همه سلاحهای خود را بقدر کافی بکار گیریم.

او همچنین گفت که توان شگفت انگیز دفاع ضد موشکی اسرائیل بجای خود و” جوابی به آن تهدیدات است ولی نه جوابی تمام و کمال” به صدها و هزاران راکت حزب الله، ایرانیها، سوریها، و حماس” در آن واحد… . پس بنا بر این، ما چگونه میتوانیم از جنگ اجتناب کنیم؟

او گفت؛ پس ما باید علناً اعلام کنیم چه قسمتهایی از ایران هدف حمله اسرائیل قرار خواهد گرفت اگر هدف موشکی قرار گیریم. ” اگر شما بما شلیک کنید، مصداقِ ـ زدی ضربتی ضربتی نوش کن! خواهد شد. اسرائیل بایستی اعلام کند که؛ ما این مقابله به مثل را خواهیم کرد و در هر لحظه هم برای انجام آن آماده ائیم و آماده ائیم تا با ایران مستقیماً بجنگیم.

تومر سپس به بحث عملیات دستیابی اخیر موساد به مقدار بسیار زیادی از اسناد سری هسته ایی ایران و انتقال آنها به اسرائیل خبر داد. او ضمن گفتن اینکه، این عملیات را همه بعنوان یک عملیات پیچیده و موفقیت آمیز موساد قلمداد کردند، تلویحاً اشاره کرد که، البته این کار شگفت انگیزی بود ولی اولین کار بزرگ موفقیت آمیز موساد نبود.

او گفت: ـ موساد عملیات مهمتر و پیچیده تری داشته ـ و عملیات بسیار دیگری انجام داده است.”از ۲۰۰۵، گزارشهایی از رویاروئی با ایران وجود داشت که در باره آنها نشریات خارجی میگویند ایران سرانجام به ویروس سایبری Stuxnet (استاک نت) مبتلا گردید. این فقط یکی از آن عملیات شایان توجهی میباشد که موساد در ایران انجام داده است. موساد عملیات زیادی قبل از اینها در ایران انجام داده بوده است. این کار هرچند از عملیات مهم موساد بوده است ولی عملیات نظیر آن کم نبوده اند و شاید عملیاتی مهمتر هم انجام گرفته است.

ترجمه از:

ن کاوشگر

کامنت مترجم

ن کاوشگر

با غور در گزارش فوق، مردم ایران و فعالین سیاسی باید از رهبری ایران بپرسند بجز آن شال عربی فلسطینی که آقای خامنه ایی به گردن میآویزند، چه رشته دیگری ما را چنان به قدس، غزه و فلسطین چنان پیوند میدهد که ۴۰ سال است ملت ایران برای آن دارد هزینه میدهد. هزینه ایی که تازه جنگی هم نشده کمر ملت را خُرد کرده اند؟

رهبر ایران باید بگوید اگر آنچنانچه اسرائیل تهدید کرده است که در صورت حمله موشکی ایران، مقابله به مثل کرده و نقاط حساس ایران را هدف قرار میدهد، بزند، آیا قطره ایی خون از دماغ یکی از اعضای بیت رهبری و آقازاده های ایشان  فرومیچکد؟ آیا اگر اسرائیل  فقط ایستگاههای برق مملکت را بشمول همان ایستگاه برق اتمی بوشهر را بزند، برق کاخ و بیت رهبر هم قطع میشوند یا فقط این برق مردم عادی است که قطع میشود با تمام عواقب آن؟

رهبر قبلی و امروزی جمهوری اسلامی، از روز نخست، دشمنی با اسرائیل را بعنوان امری مفروض و بدیهی شاه برنامه سیاست و فرمانراویی خود و چالش عمده مملکتی کرده و به مغز ملت فرو کرده اند. ممکنست رهبر به ملت ایران توضیح دهد بین منافع ملی ما، به عنوان ملت و سرزمین ایران، چه تعارضی با منافع ملی و مردم اسرائیل هست که باید ما با آنها دشمن خونی باشیم؟ آیا آنها ادعای ارضی بر سرزمین ما دارند؟ آیا جزایرمان را میخواهند از ما بگیرند؟ آیا آبراههای دریایی ما را بروی بحریه ما بسته اند؟

رهبر ایران باید به ملت ایران بگوید تکلیف آن بخش از مردم ایران که به هیچ وجه حاضر نیستند هزینه دشمنی رهبری ایران را با اسرائیل بدهد چیست؟ چرا رهبر در این زمینه با یک رفراندم تکلیف این مسئله را که فقط مشکل بخش کوچکی از مردم و بخشی حتی از حاکمیت است را روشن نمیکند؟

ن ـ کاوشگر

 

 

رژیم در آستانه سرنگونی

Share Button

تعدادی از دوستان چند سئوال در رابطه با مسائل سیاسی جاری مملکت و بحران ژرف شونده ایی که گریبان حاکمیت را گرفته است، سئوالاتی طرح و نظر مرا خواستند. منهم بر حسب بضائت و دیدگاهم به آن سئولات پاسخ دادم که در زیر درج شده است.

ح تبریزیان

………………………………..
ملت ایران مدت چهل سال است که برای این نظام هزینه داده یا هزینه به او تحمیل شده است و نیروهای میهن پرست در این سالها در آرزوی روزی بوده اند که نکبت رژیم و شکست آنرا ببینند. ولی شکست یک رژیم یک وجه تخریبی و یک وجه جایگزینی دارد(سلبی وایجابی). دنیای مجازی امروزقدرتی را در اختیار مخالفین رژیم نهاده است که آنها از هر گوشی موبایل و لپ تاپ یا آی پد خود به انتشار اخبار و فرستادن  جوک های چند خطی و عکسها و کاریکاتور ها بر علیه رژیم می پردازند که این اخبار همانند گلوله های یک توپ ۵۰ میلیمتری برای تخریب برج و باروی رژیم به کار گرفته می شود.و این گلوله های رژیم شکن که از این توپها پرتاپ می شوند با گلوله باران دائمی خود، اعتبار و اقتدار رژیم را فرسایش می دهند.
اینک ترس مردم به سرعت در حال ریزش و ترس  حکومت و عواملش رو به افزایش است و این وضع به هیچ وجه غیر طبیعی نیست. روانشناسی سیاسی رژیم های در شُرف سقوط،  حاکی از آن است که همگی چنین نشانه هایی از احتضار را در واپسین روزهای عمر خود نشان داده اند.
انقلابات همواره زمانی رخ میدهند که اقتدار و اتوریته یک رژیم استبدادی همراه با دیوار ترس مردم فرو می ریزد و همواره شاهد بوده ایم که آن هواداران چند ده هزار نفری اینگونه رژیم ها که همیشه برای رژیم هورا می کشیدند و تا روز قبل تملق گوی آن بودند نیز یک شبه قبای سیاسی خود را پشت و رو کرده و به رنگ ضد رژیم درآمده اند.

ازجسارت معترضان خیابانی و مردمی که بگذریم، این روزها در بدنه خود رژیم نیز صداهای انتقادی به طور فزاینده  شنیده شده و هر روز بلند و بلندتر میشود،البته نه به این دلیل که آنها واقعاً منتقد هستند، بلکه بعلت این است که بوی حلوای رِژیم به مشام آنها نیز رسیده است.
همواره اعتقاد بر این است که اپورتونیسم، پارادوکسال، انقلابی ترین نیروی تخریبی است زیرا روگردانی چنین جماعتی از رژیم در لحظات حساس می تواند محکم ترین میخ به تابوت رژیمهای محکوم به شکست باشد.
این خنجر بروتوس بود که از پشت بر قلب سزار نشست و این بانگ انتقادی احمد بنی احمد در مجلس شورای ملی و تسلیم ارتش بود که کمر رژیم شاه را شکست.

آیا اروپا بر سر ایران با آمریکا رویارویی خواهد کرد ؟
ایران امیدوار است که امتیازاتی به اروپا بدهد و اروپا را در برابر امریکا قرار دهد. مسئله یورویی شدن یا دلاری ماندن سیستم ارزی مملکت نیز فقط یک ژست بی معنی سیاسی بر  روی یک مسئله پولی بود و هست که باید کارشناسانه با آنها برخورد کرد.

از نظر مبادلاتی اگر یورو از ثبات بیشتری برخوردار بود هرگز ممالک حوزه یورو با دلار معامله نمی کردند. به دلیل بزرگی حجم اقتصادی، ثروت انباشته شده ملی، پیشتازی درعمده ترین رشته های تکنولوژیکی  و وحدت و یکپارچگی که در بازار داخلی آمریکا وجود دارد دلار آمریکا در جایگاهی قرار گرفته که طلا را نیز به عنوان پشتوانه مطمئن پولی در مواقع غیر بحرانی از گرودنه خارج کرده است و میکند. این فقط کسی مانند احمدی نژاد است که فکر میکند اگر ایران بسوی یورو برود چنین و چنان میشود اما  چین با چند تریلیارد دلار و روسیه با ۵۰۰ میلیارد دلار ذخیره ارزی دلاری هرگز  چنین ادعاهای بیجا را مطرح نمی کنند.
اروپا و آمریکا قطعاً در هدف  و مواضع استراتژیک خود که تغییر رفتار رژیم  و یا تغییرخود رژیم است با هم اختلافاتی ندارند اختلاف آنها بر سر هدف نیست بلکه اختلاف بر سر راهبردهای عملیاتی و  هزینه هایی است که در این راه باید پرداخت شود.
یک لحظه فکر کنید شما کارگر کارخانه سیتروئن فرانسه یا فولکس واگن آلمان هستید و در اثر بسته شدن بازار ایران کارتان را از دست میدهید! چه خواهید کرد؟ وچه خواهید گفت؟. کم نیستند کسانیکه در اروپا میگویند بی خیال اتمی و موشکی شدن ایران، ما کار میخواهیم. آمریکا بعلت چیرگی تکنولوژیکی اش
این چنین وابسته به صدور محصولات کار بَر و اشتغال زا نیست. از این رو اروپا واقعاً از بازگشت تحریم ها زیان می بیند ولی اگر تصور شود که اروپا بر روی این مسئله با عمده ترین هم پیمان استرتژیک خود سرشاخ خواهد شد تصور به جایی نیست. آنها بر سر بازگشت تحریم ها با آمریکا همراه خواهند شد مضافا بر اینکه مورد تسلیم شدن کره شمالی را نیز در پیش چشمان خود دارند.

 آیا رژیم بر اثر فشار آمریکا ناچار می شود که به مردم امتیاز دهد؟
برخی بر این باورند که بعید است فشار های امریکا، رژیم ایران را وادار سازد که امتیاز سیاسی خاصی  به مردم بدهد و می گویند رژیم اسلامی زیر فشار خارجی ممکن است حتی همه ایران را هم به آنها واگذار کند ولی زیر فشار آنها به مردم امتیازی نخواهد داد . اما اینک ضعف رژیم، و قرار گرفتنش در برابر جنبش خود انگیخته اعتراضی مردم، توان سرکوب  را از آن  گرفته است و دیگر همانند گذشته ظرفیت سرکوب ندارد و زندان کافی برای دستگیری هم ندارد.
تسمه های استبداد رو به سُستی میرود ولی بخاطر آسان گیری رژیم نیست بلکه به خاطرآن است که رژیم این مرتبه مستقیما با جریانهای سیاسی روبرو نیست که بتواند با دستگیری سران آنها، آن حرکتها را خفه نماید و از سوی دیگر آمریکا نیز خواهان سرنگونی رژیم اسلامی  ایران است
آمریکا خواهان سرنگونی رژیم کره نیست زیرا تجربه بسیار پر هزینه  فروریختن دیوار برلین و هزینه سنگین آلمان شرقی برای آلمان غربی درس بزرگی بود که غرب از آن درس گرفت تا چنین رژیم هایی را با فشار به آنها و کمک بدانها وادار به تغییر واصلاح کند اما رژیم ایران به دلایل زیاد، مانند رژیم کره نیست.
با توجه به اینکه روشن است که رژیم ایران ظرفیت تغییر و اصلاحات دموکراتیک را ندارد، نسخه غرب برای ایران این است که رژیم ایران تغییر کند.
این امکان بعید نیست که رژیم در چنین فرایندی برای تغییر تاکتیک و تلاش برای انطباق خود با وضعیتهای جدید، مجبور به تغییراتی در دولت یا سایر نهاد ها بشود. بحران سیاسی و اجتماعی معمولا رژیم ها را وادار می کند که با دستپاچگی و محاسبه نشده دست به تغییرات شتابزده برنند ولی دیگر هیچ تغییر و روش اصلاح طلبانه ای نمی تواند اینگونه رژیم ها را نجات دهد به همانگونه که نخست وزیری بختیار در ایران، شاه را نجات نداد. البته رژیم شاه و رژیم اسلامی از این منظر قابل قیاس نیستند زیرا زیر ساخت سیاسی این دو رژیم  کاملا متفاوت است و بررسی تفاوت های آنها نیاز به بحث و تحلیل جداگانه دارد.
به هر حال این رژیم نمی تواند یک دولت موقت سرکار بیاورد که مردم را جلب و جذب کند. تنها کسی که ممکن است چنین شانسی داشته باشد میر حسین موسوی است که به احتمال قوی، اولین شرط او کنار رفتن خامنه ای و واگذاری تمام قدرت و در درجه اول قدرت نظامی و فرماندهی بر سپاه و ارتش خواهد بود.
این تنها شانسی است که تا حدی رژیم هنوز دارد ولی معلوم نیست دسته جات حکومتی بتوانند روی نوشیدن چنین جام زهری با هم توافق کنند.

فروپاشی رژیم نزدیک است و اپوزیسیون در توهم و خواب

Share Button

سون تسو استراژ نامدار چین باستان:

آن ژنرالی که نیروهایش روی اهدافی که دارند متحد هستند و متحد عمل میکنند برنده نبرد است.

آن ژنرالی که زودتر از حریفش به میدان نبرد میرسد و مواضع خوب را اشغال و نیروی خود را آرایش داده منتظر حریف میشود. برنده جنگ است.

واژه (Front Organisation)  یک واژه شناخته شده است که در عرصه جاسوسی و ضد جاسوسی، سیاسی و اقتصادی کاربرد دارد و معنای خاص و شناخته شده دارد اما در فارسی نمی توان یک واژه  معادل و مناسب برای آن یافت تا معنی دقیق و فراگیر این واژه را تداعی کند. دولت ها یا سازمانهایی که بعللی از جمله بد نامی یا مشکلات حقوقی یا برنامه های گسترده اقتصادی  نمی توانند خود روی صحنه ظاهر شوند خود را در پشت سر این گونه فرونت ارگان ها پنهان میکنند.

نمونه برجسته و شناخته شده این فرونت ارگانها در ایران ما، شبکه مجالس قرائت قرآن و هیئت های عزاداری است که به طور وسیع از سوی رژیم و به ویژه از سوی سازمان اطلاعات سپاه برای پیشبرد اهداف نامشروه نظام مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین حزب الله لبنان نیز یکی از اینگونه ارگانها است که از آن برای پولشوئی و قاچاق مواد مخدر و دور زدن تحریم ها استفاده میکند.

رژیم اسلامی افزون بر شبکه های شناخته شده که در پیش گفته شد ، در خارج از کشو نیزدهها کانال رادیویی و تلویزیونی و سایت های اینترنتی اپوزیسیون نما دارد  و این کانالها برای آنکه به دروغ وانمود کنند که مخالف رژیم اسلامی ایران هستند  بنا بر دستوری که از اطلاعات سپاه دریافت کرده اند به فحاشی های بلا اثر و تکراری به رژیم می پردازند تا ماهیت واقعی خودرا در پشت این رفتارهای فریبنده پنهان کنند و مجالی به دست آورند که بتوانند زهر تفرقه را به درون مجموعه مخالفین رژیم تزریق کنند. مخاطبین این رسانه ها، آن بخش از مردم نیستند که باید آگاه شوند بلکه آن بخش از ناراضیان سیاسی و اجتماعی میباشند که برنامه های این رسانه  ها به آنها رضایت خاطر می دهد بدون آنکه تحرکی  در آنها ایجاد نماید.

رژیم از این شبکه ها برای انحراف آفرینی در همه زمینه ها، در بسته بندی های اپوزیسیونی استفاده میکند تا بتواند همیشه میدان مانور خود را در درون ناراضیان حفظ کند. وظیفه دیگر این رسانه ها این است که به نیروهای میدانی کمک کنند تا آنها در حد امکان حرکت های اعتراضی مردم را مصادره کرده و شعار های انحرافی ولی ظاهر پسند خود را بدان القاء کنند.

دستگاه های اطلاعاتی رژیم و در رأس همه آنها ، سازمان اطلاعات سپاه، از همه ابزارها برای ایجاد اختلاف و اختلال و افتراق و شخصیت سوزی و شخصیت سازی و آبرو زدایی و آبرو آفرینی و نشان دادن چاه یا  چاه ـ نمود دهی بجای رهنمود دهی استفاده میکند.

دلیل عمده اینکه سرویس های اطلاعاتی رژیم این چنین با دست باز عمل میکنند این است که رژیم برای تشکیل شبکه اطلاعاتی خود فقط به جذب باورمندان مذهبی و جاه طلبان حرفه ای بسنده نکرده بلکه در این چهل سال موفق گردیده که برخی از مخالفین دستگیره شده را با ارعاب و تهدید  و تطمیع در خدمت خود بگیرد واز آنها به عنوان عوامل نفوذی در درون اپوزیسیون استفاده کرده است و درست مانند لابراتوارهای واکسن سازی که از ویروسها، آنتی ویروس و از باکتریها آنتی باکتری می سازند به این روش ها ادامه داده است

اپوزیسیون خارج از کشوربا خوش خیالی گمان دارد  که در امنیت کامل فعالیت می کند لذا  ضابطه های امنیتی را در فعالیت ها و ارتباطات سازمانی خود، رعایت نمیکند و در اثر این بی احتیاطی ها راه نفوذ را برای عوامل رزیم باز می گذارد و کافیست که یک عامل نفوذی  فقط ژست همساز بخود بگیرد تا آغوش این سازمان های اپوزیسیونی به رویش باز شود. بسیاری از افراد اپوزیسیون گمان می کنند که نفوذی ها که ستون پنجم رژیم هستند فقط در زمینه جمع آوری اطلاعات فعالیت می کنند وچون این باور اشتباه را دارند همیشه با یک احساس امنیت کاذب به فعالیت می پردازند. ستون  پنجم رژیم گرچه به دنبال جمع آوری اطلاعت از داخل اپوزیسیون است اما کار اصلی  او این است که از این اطلاعات  استفاده کند و برنامه های گمراه کننده را پیاده کند.

بسیاری از فعالین سیاسی نمی دانند که سرویسهای اطلاعاتی رژیم به همان اندازه که به دنبال گرفتن و جمع آوری اطلاعات است چندین برابر آن، در پی استفاده از آن اطلاعات جمع آوری شده برای تخریب اپوزیسیون از داخل خودش می باشد.

هدف ستون پنجم، گمراه سازی فعالین سیاسی، تبدیل سازمانهای اپوزیسیونی به پخش کننده دیس اینفرماسیون رژیم، بحث آفرینی های چالش برانگیز پایان نیافتنی، تشدید رقابت تا حد خصومت بین نیروهای مخالف رژیم، تزریق نخوت سیاسی و خود بزرگ بینی در فعالین اپوزیسیون به نحوی که هر گروه چند نفره خود را بدیل رژیم و رهبر مردم بداند.

اگر امروز این اپوزیسیون با خود به جنگ مسلحانه برنمی خیزد دلیلش آن نیست که زمینه، استعداد و آمادگی آنرا ندارد بلکه بدان دلیل است که شرایطش فراهم نیست و میدانش وجود ندارد.

امروزه؛ هم خوشبختانه و هم شوربختانه، جنبش خود به خودی توده ای اعتراضی مردم بر همه سازمان های سیاسی سبقت گرفته است. این جنبش می تواند تا از هم پاشاندن رژیم پیش رود که جای خوشوقتی است. اما سرانجام  چون  این جنبش فاقد رهبری سیاسی ملی و مورد اجماع است ، حتی اگر دیهیم قدرت را به دست آورد آنرا به یکی از جناحهای درونی رژیم واگذار خواهد کرد زیرا گزینه میدانی دیگری به جز آن وجود ندارد.

در زبان و در فضای انتزاعی، سخن از رهبری این یا آن سازمان و این یا آن شخصیت به آسانی رانده میشود. ولی آنان که چنین راحت از رهبری این یا آن یا خودشان حرف میزنند، نمی دانند که پتانسیل خصومت و رقابت بین اپوزیسیون سیاسی چنان است که به مجرد پیدا شدن مدعی رهبری  در میدان مبارزه واقعی و غیر محفلی، بلا فاصله اقدامات تخریبی آنان علیه او  و علیه یکدیگر آغاز خواهد شد و ستون پنجم رژیم  نیز با تمام قوا به این تخریب دامن خواهد زد.

ا فرضاَ اگر کسی از جنبش سبز یا اصلاح طلبان واقعی جلو بیافتد، سلطنت طلبان، مجاهدین و دیگر اپوزیسیون رنگارنگ که سقوط رژیم را تمام شده می دانند، تمام انرژی خود را برعلیه او به کار خواهند انداخت و ستون پنجم رژیم با تمام امکانات از آنها پشتیبانی خواهد کرد. اگر فرضا رضا پهلوی مطرح شود و جلو بیافتد، تمام نیروهای دیگرنیز ، هم به لحاظ انگیزه رقابتی و هم به لحاظ تحریک مضاعف از سوی همان ستون پنجم به تخریبش خواهند پرداخت.

امروزه همه حواس ها چنان مجذوب رشد جنبش اعتراضی گردیده است که کسی تضادهای بالقوه انفجاری در درون این اپوزیسیون را که می خواهد جای این رژیم را بگیرد نمی بیند.

پارادوکس این است که سپاه و دولت پنهان، نه از امروز بلکه از سالها پیش و احتمالاً  از پس از جنبش سبزدر ایران  و بهار عربی در خاورمیانه، خود را برای روزی که مردم علیه رژیم برخیزند آماده کرده اند. آنها میدانند که ادامه وضع گذشته تا به امروز، دیگر از این به بعد ممکن نیست. آنها میدانند که استراتژی آمریکا ستیزی از عمق  و پشتوانه استراتژیک برخوردار  نیست و نمیتواند ادامه یابد، آنها میدانند که برای مدت زیاد نمی توانند زنان این مملکت را به زور محجبه کنند و درهای  استادیوم های ورزشی را به روی آنها ببندند و.. .

آنها در عین حال نمی خواهند و بنا ندارند که اجازه دهند گره این خواستها و مشکلات با دست یک جریان غیر خودی، چه اصلاح طلب، چه سبز و چه رضا پهلوی و یا سایرغیر خودیها گشوده شود.

آنها میخواهند نیروی جنبش سرنگون ساز رژیم همچنان بدون جلودار و رهبری بماند تا آنها سرداران نم کرده و دست ساز خودشان را تهمتن و حلّال این مشکلات نشان دهند و برای این رهیافت، امکاناتی دارند که اپوزیسیون رژیم از یک هزارم آنهم برخوردار نیست و اولین آن صفوف متحد خودشان است که در برابر نیروی  متفرق وپراکنده  مستعد جنگ داخلی مخالفینشان می باشد که ما باشیم.

نتیجه:

اپوزیسیونی که داعیه دموکراسی و ملی گرائی دارد، باید برای ایجاد یک اتحاد عمل و وحدت راهبُردی برای  همه گردانهای سیاسی گوناگون جنبش، چنان بکوشد تا جبران عقب ماندگی بسیار خطرناک فعلی را بکند. وحدت گردانهایی که فقط در مجموع ائتلافی خودمیتوانند رهبری جنبش را به دست گرفته و آنرا از دهان اژدهای دولت پنهان و اژدهای سپاه بیرون بکشند.

فقط یک ائتلاف وسیع سیاسی با برنامه حد اقلی میتواند حریف احزاب پادگانی و دولت پنهان شود و نه هزاران دسته بندی ناسخ و منسوخ و مختلف الجهت  اپوزیسیونی.

فاجعه زمانی رخ خواهد داد که شیخ حسن روحانی زیر فشار کنونی تاب نیاورد و مجبور به کناره گیری شود و خامنه ای نیز یا بمیرد و یا پلوتونیومی شود و قبل از آنکه یک رهبری سیاسی ملی و دموکراتیک ظهور کند، دولت پنهان با پرچم دمکراسی خواهی به میدان بیاید و خودرا  اجرا کننده  برنامه ناتمام انقلاب ۵۷ و مجری وعده های انجام نیافته آن انقلاب معرفی کند.

حبیب تبریزیان

 

 

بسوی تحول و دگرگونی!

Share Button

 چکیده: … بنا براین باید میدان را برای نبرد رقابت آمیز ایده ها فراهم کنیم و از مدعیان رهبری، چه فردی و چه گروهی و سازمانی بخواهیم که به این میدان نبرد ایده ها و اندیشه ها قدم بگذارند و وارد بحثی سازنده در این زمینه شوند.

Bildresultat för ‫کاوه آهنگر‬‎

فرخی یزدی میگوید :

طپیدن های دلها ناله شد آهسته آهسته

رسا تر گر شود، این ناله ها فریاد میگردد

ز بیداد فزون آهنگری گمنام و زحمتکش

عَلَم دار و، عَلَم چون کاوه حداد میگردد

این دو بیت از فرخی را میتوان این چنین بازنویسی کرد: ـ ناله های منفرد به همنوائی و همنوائی به فریاد مشترک و فریاد مشترک منجر به ظهور  پرچمداری می شود که سمبل و بیانگر اراده همه فریاد کنندگان باشد. چنین حرکتی در مجموع خود جنبشی را تشکیل میدهد که خواستهای آن، در آن پرچمی که برافراشته است و در آن رهبریتی که پرچمداری را برعهده گرفته است ، تَجَسُم و تَبَیُن میبابد.

با قرار دادن بازنویسی آن دو بیت فوق در چهار چوبی تئوریک میتوان گفت که ایده های درستی که از نیاز زمان برخاسته باشند، بیان نیاز واقعی توده مردمی باشند و برخوردار از زمینه های واقعی اجتماعی باشند؛ چنانچه در جامعه انتشار یابند، و از راهکارهای عملی، عملیاتی و سازمانی درستی هم برخوردار شوند، به یک نیروی جنبشی تبدیل میگردند که اوضاع اجتماعی را برابر با خواست جنبش کنندگان تغییر میدهند.

یادآوری شعار” نترسید! نترسید! ما همه باهم هستیم” در جنبش اعتراضی سبز نمونه ای از این رعد آسا شدن ناله هاست. ولی افسوس که آن جنبش، علیرغم اینکه رهبری داشت، چون ناگهانی بود فرصت سازماندهی نداشت و اگر سازمان و برنامه داشت این رژیم ساقط شده بود.

مخالفین رژیم با اینکه همگی در حرف و ادعا، خواهان دموکراسی هستند و با اینکه همگی ناله میکنند ولی می بینیم که از همنوا شدن با یکدیگر با سماجتی غیر قابل باور، سر باز میزنند و بزرگترین علت اینکه آنها تا کنون نتوانسته اند اعتماد مردم ناراضی و به ستوه آمده را بخود جلب کنند در همین ناهمسازی درونی اپوزیسیون می باشد.

برخی از مخالفین در پی همنوا شدن نیستند و یا به آن کم توجهی می کنند و برخی نیز در پی شخصیت کُشی هستند تا مبادا فرد یا جریان رقیب مانع جلو دار شدن آنها شود.

اشتباه دیگر برخی از مخالفین رژیم این است که به جای آنکه  به سوی همنوا شدن و تبدیل ناله ها به فریاد مشترک و جمعی، و تبدیل آن به نیروی جنبش یکپارچه و همسو بروند، در جهت معکوس حرکت میکنند. آنها در دسته جات محفلی  و کوچک خود ابتدا رهبر جنبش را از بین خود انتخاب کرده و پرچم خود را علم میکنند و برنامه ای برابر ایده های خویش می چینند و سپس با بانگ بلندِ دموکراسی خواهانه، از دیگران دعوت میکنند که بیایید و به ما بپیوندید!

مشکل اصلی در این است که ایده های برخی از مخالفین نظام فقط در داخل همان گروه های محفلی پذیرفته شده است و این ایده ها به سطح جامعه برده نشده تا محک زده شود و در تلاقی با یکدیگر صیقل بخورند و اصلاح گردند.

ایده های درست چنانچه به درون جامعه برده شوند و به مخاطبین طبیعی خود برسند، به نیروی تحول آفرین و حنبشی تبدیل میگردند.

این ایده ها نباید فقط بیان خواست و هدف مشابه و مشترک و استراتژیک باشند بلکه باید به بیان راهکار های عملیاتی، تاکتیکهای مبارزاتی و اسلوب سازماندهی نیز بپردازند. ایده هایی که، میدان را برای صالحترین و توانمندترین عناصر باز کنند و راه را برای  طرح درست ترین راهبُردهای تاکتیکی و استراتژیک مبارزه بگشایند و مانع فرصت طلبی و همچنین رخنه گری نفوذیهای رژیم به درون جنبش گردند.

بنا براین باید میدان را برای نبرد رقابت آمیز ایده ها فراهم کنیم و از مدعیان رهبری، چه فردی و چه گروهی و سازمانی بخواهیم که به این میدان نبرد ایده ها و اندیشه ها قدم بگذارند و وارد بحثی سازنده در این زمینه شوند. فقط از درون نقد و نقد متقابل است که راه درست یافته میشود.

و از اینروست که از امکانات دنیای مجازی که ساده ترین و درسترین راه ارتباطی است باید هرچه وسیعتر برای گفتمان تحول، گفتمان* جامع و مانع راهبردی و چشم اندازی استفاده نمائیم.

*

واژه گفتمان در برخی نوشتارها یا اظهارات سیاسی در میهن ما درست و دقیق بکار برده نمیشود. معادل فرنگی آن دیسکورس است که به معنی مجموعه ای از ایده های هماهنگ می باشد. مانند گفتمان انقلاب، گفتمان اصلاحات، گفتمان فمینستی گفتمان محیط زیستی و.. . هر گفتمان، افزون بر اینکه هدف را روشن میکند، ابزارها و ساز و کارها و راهکارهای رسیدن به آن را نیز تعیین می کند.

 

قتل رفسنجانی، سرآغازی بر قتلهای سریال دیگر؟

Share Button

با قطعی گرفتن مسئله قتل هاشمی، اول باید این پرسش را مطرح کنیم که: هاشمیِ که به انزوا و  حاشیه رانده شده و دستش از همه جا کوتاه شده بود چه خطری؟ برای چه کسانی داشت تا آن در خطر قرار گرفتگان، اورا سر به نیست کنند؟

طی یادداشتی در سحام نیوز: [غلامعلی رجایی، مشاور اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام، در ارتباط با مرگ آقای رفسنجانی گفت: “می‌دانم اتفاقی افتاده است، و آن اتفاق مرگ طبیعی و سکته نیست.”]

همین آقای رجایی در یادداشت دیگری؛ پس از مرگ رفسنجانی مینویسد که عکسهای منتشره از پیکر آن مرحوم، روتوش شده بوده و علائم خون و کبودی از صورت ایشان پاک شده بوده است.

آنچه که آقای رجایی در این رابطه فراموش کرده یادآوری کند، سرقت تمام اسناد موجود در گاوصندوق مرحوم رفسنجانی همزمان با مرگ وی بوده است. در همان زمان برخی از نزدیکان وی نیز اعلام کردند که تیم پزشکی ناظر بر سلامت ایشان ۵ یا ۶ ساعت دیر به بالین او رسیده و زمانی که بسیار دیر بوده است. سرقت بسیار مرموز محتویات گاوصندوق و تأخیر غیرقابل توجیه تیم پزشکی در همان زمان، این گمانه زنی را ایجاد کرد که او سکته نکرده، بلکه به قتل رسیده است.

البته عدم طرح چنین مسئله ایی در آن زمان از سوی بازماندگان مقتول، حد اقل امروزه باید قابل درک باشد. زیرا ایستادگی حقوقی، قضائی و سیاسی روی این ادعا، در این کشور بی قانون، نه تنها نتیجه ای نداشت بلکه چون انتظاری از واکنش اجتماعی هم نمیبود، فقط نتیجه منفی و دلسرد کننده میتوانست داشته باشد.

حال آقای غلامعلی رجایی که سالها مشاور شادروان رفسنجانی بوده است، پرده را بالا زده و به احتمال  کشته شدن وی اشاره میکند.

اگر آن سه اپیزود حاشیه این مرگ ناگهانی را کنار هم بگذاریم و وضعیت خاص رفسنجانی را چه در رابطه با رهبری و چه با جنبش سبز و مردم در نظر بگیریم، غیر منطقی نیست که با احتمال قرین با یقین بگوئیم که: رفسنجانی کشته شده است. ولی با رسیدن به این نتیجه منطقی، تازه سرِ رشته ی کلاف دیگری از این جنایت که ادامه خواهد داشت باز میشود که تصور آن ترساننده است.

با قطعی گرفتن مسئله قتل هاشمی، اول باید این پرسش را مطرح کنیم که: هاشمیِ که به انزوا و  حاشیه رانده شده و دستش از همه جا کوتاه شده بود چه خطری؟ برای چه کسانی داشت تا آن در خطر قرار گرفتگان، اورا سر به نیست کنند؟

هاشمی حتی پس از اینکه عملاً  از ساختار قدرت حذف شدبود، جز با زبان احترام و نرم نسبت به رهبر و تأکید بر وفاداری خود نسبت به وی، با زبان دیگری سخن نگفت. او هرگز نظام را زیر سئوال نبرد. و این را نمیتوان به ترس وی نسبت داد زیرا او آدم ترسوئی نبود.

این را نمیتوان ناشی از شانتاژ پرونده روکنی علیه او دانست زیرا اگر او نقطه ضعفی در چهار چوب این نظام نداشت، مخالفین او او را تهدید به افضشاگری کنند. پسرش مهدی داوطلبانه از انگلیس برای محاکمه به ایران برگشت و با پرونده ایی ساختگی به ده سال زندان محکوم شد. آنها که دخترش را در خیابان تعقیب و او را جنده خطاب کردن اگر مدرکی دال بر فساد او در دست داستند رو میکرند.

مسئله بنظر من بسی فراتر از اینهاست.

شادروان هاشمی رفسنجانی، پس از جنبش سبز و نماز جمعه تاریخی خود، پس آن اعتراضات میلیونی مردمی، که قریب ۲ میلیون در آن شرکت کردند، دیگر بخشی از این حاکمیت نبود. او یک رهبر بالقوه برای مردم بود که در صورت مردن خامنه ایی میتوانست مردم را پشت سر خود جمع کند و مانع ربودن قدرت توسط چکمه پوشان مافیای پادگانی سپاه شود. نه شیخ مهدی کروبی و نه میر حسین موسوی، علیرغم همه محبوبیت خودشان قادر نبودند آن نقشی را که رفسنجانی در صورت مردن رهبر میتوانست بازی کند، بعهده بگیرند. این بود و میتوانست علت کشتن هاشمی شده باشد.

اگر این سناریو را که با منطق خوانایی دارد را جدی بگیریم باید بگوئیم، کشتن رفسنجانی آخرین قتل سیاسی از این طراز و در این جهت نبوده و نخواهد بود بلکه به احتمال زیاد، نخستین قتل از قتلهای سریالی خواهد بود که هدف آنها پاک کردن صحنه سیاسی ایران از همه کسانی است که میتوانند، حتی در سطوح  پائینتر، رهبری بخشی از مردم را در فردای مردن رهبر بعهده گرفته و مانع ربودن قدرت سیاسی توسط سپاه و حواشی آن شوند و در برابر احزاب پادگانی بایستند

باید نگران بود، نگران جان رهبران جنبش سبز و نگران آن چهره هایی که داری حدی از کاریسمای رهبری هستند.

بادی نگران بود مبادا مواد پلوتونیومی روسی اهدائی پوتین جان عزیزان مردم را بگیرد.

حبیب تبریزیان

………………………………………………..

مشاور هاشمی رفسنجانی: می‌دانم اتفاقی افتاده، مرگ طبیعی نبود

منتشر شده در: .

غلامعلی رجایی، مشاور اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام، در ارتباط با مرگ آقای رفسنجانی گفت: “می‌دانم اتفاقی افتاده است، و آن اتفاق مرگ طبیعی و سکته نیست.”

به گزارش بی بی سی آقای رجایی در مصاحبه با سایت انصاف نیوز افزود: “نه من آدم امنیتی هستم که بتوانم جزییات واقعه را تجزیه و تحلیل کنم و نه اطلاعات لازم را دارم، تنها می‌دانم که اتفاقی افتاده است.”

یاسر هاشمی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی، پیشتر از تحقیقات شورای عالی امنیت ملی در مورد علت مرگ پدرش خبر داده بود. وی در دی ماه گذشته اعلام کرد این پرونده که در شورای عالی امنیت ملی بسته شده بوده، از سوی حسن روحانی رئیس جمهور برای بررسی مجدد به این شورا ارجاع شده است.

غلامعلی رجایی در مصاحبه اخیر خود، بدون توضیح بیشتر گفته: “از زبان خانم آقای هاشمی شایعه شده بود که هاشمی ۱۰ روز پیش از مرگش، با نام بردن از کسانی، گفته است که روزی آن‌ها مرا خواهند کشت.”

آقای رجایی همچنین از فاطمه هاشمی دختر بزرگ رئیس سابق مجمع تشخیص نقل کرده که پیش از مرگ پدرش “کسی با موتور نزدیک شده و گفته است که به پدرتان بگوید که می‌خواهند بزنندش و بعد هم رفته است”.

از زمان درگذشت اکبر هاشمی رفسنجانی در دی ماه ۱۳۹۵، اعضای خانواده او به بیان تردیدهایی در مورد دلیل واقعی مرگ او پرداخته‌اند.

در آذر ماه ۱۳۹۶ فائزه هاشمی دختر کوچک اکبر هاشمی رفسنجانی اعلام کرد که مطابق گزارش شورای عالی امنیت ملی، در بدن آقای رفسنجانی ۱۰ برابر حد مجاز تشعشعات رادیواکتیو وجود داشته است.

محمد هاشمی، برادر اکبر هاشمی رفسنجانی هم، در سالمرگ این سیاستمدار ایرانی گفت که “پزشکان اعلام کردند علت مرگ ایست قلبی است” اما “ایست قلبی علل و عواملی دارد که هیچ‌کس آن را اعلام نکرد و کمیته‌ای که در شورای عالی امنیت ملی تشکیل شد برای بررسی همین موضوع بود”.

وی با تایید روایت فائزه هاشمی در مورد اینکه در بدن اکبر هاشمی رفسنجانی اشعه رادیواکتیو ۱۰ برابر حد مجاز بوده افزود: “اینکه چگونه این میزان از حد مجاز فراتر رفته را کسی نمی‌داند.”

آمریکا به ایران حمله نظامی نمیکند!

Share Button

پیش کامنت… با قطعیت میگویم که آمریکا به ایران حمله نظامی نمیکند چون احتیاج به این کار ندارد. این رژیم است که میخواهد فضای امنیتی را با اشاعه این توهم در مردم، در جامعه چیره کند.

خزانه داری آمریکا بجای پنتاگون، با موشکهایی که هیچ سنگری در مقابل آنها تاب مقاومت ندارد، هم اکنون تمام ساختار اقتصادی ایران را بمباران موشکی مالی کرده است و برنامه طرد کامل ایران از بازار نفتی دنیا را دارد و در این راه اهرم های لازم را هم در اختیار دارد.

در زیر گزارشی از اقدامات انجام شده یا در حال انجام آمریکا علیه رژیم است که این اقدامات در اظهارات مقامات یا رسانه های رژیم، شارلاتان منشانه علیه ایران و ملت ایران بازخوانی میشوند.

دولت آمریکا هیچ دشمنی با هیچ ملتی از جمله با ملت ایران ندارد ولی معدود رژیمهایی در دنیا هستند، که با گروگانگیری ملت هایی که برآنها فرمان میرانند، سرزمین ملی و منابع آنانرا به تخته پرشی علیه دنیای متمدن بشمول آمریکا تبدیل کرده اند.

در گزارش زیر، زنجموره های حقیریانه مقامات نفتی ایران از تنبیهات آمریکا علیه اقتصاد نفتی ایران را نشان میدهد.

آنها که چنین ضجه کرده و ناله و نفرین حواله آمریکا و عربستان سعودی میکنند، اگر وجدان و انصاف ندارند، اقلاً حافظه یادآوری تحریکات نظامی رژیم، موشک پراکنی های تحریک آمیز سپاه، تهدید تلویحی به اتمی شدن علیه اسرائیل و و پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه، کمک به تروریسم در منطقه علیه آمریکا و دوستان آن کشور و…. ، دهها مورد دیگر تحریکات آزار دهنده رژیم  علیه آمریکا و عربستان و امارات را بخاطر بیاورند.

رژیم ایران تا کنون هرآنچه را که توانسته، از کمکهای تدارکاتی به القاعده و داعش گرفته تا گروگانگیری و آدم ربائی و باج گیری علیه آمریکا کرده است. پس جایی برای گله گزاری و نفرین و ناله نیست. اگر آن دولتها هم فقط قدری از آنچه را که در توان دارند علیه این رژیم فاسد، ضد مردمی و فتنه آفرین بکار برند نباید شکوه و شکایتی بشود.

زیاد در این زمینه میتوان گفت ولی مطلب خود بقدر کافی طولانی هست.

حبیب تبریان

Bildresultat för oil sanctions iran picture

……………………………………….

جهان صنعت

صفحه نفت و انرژی: گروه انرژی‌- عربستان که در دو سال گذشته‌ ائتلافی از تولید‌کنندگان بزرگ را برای محدود کردن عرضه هدایت کرده است اکنون و در آستانه نشست اوپک افزایش تولید خود را آغاز کرده است و به دنبال غصب بازار نفت ایران پس از خروج ترامپ از برجام است که نگاهی به پیشینه بازی این کشور در زمین آمریکا نشان می‌دهد سعودی‌ها در این حوزه‌، با تمام توان وارد میدان می‌شوند.
به گزارش وال استریت ژورنال، تولید افزوده شده میزان قابل توجهی در مقایسه با مجموع تولید عربستان سعودی نیست.این افزایش تولید ممکن است روند رشد قیمت‌ها که ماه گذشته در بازار بین‌المللی به بالای ۸۰ دلار در هر بشکه صعود کرده بودند و اخیرا ملایم شده‌اند را مهار کند.
ریاض در حالی به در‌خواست آمریکا برای جبران کاهش احتمالی عرضه نفت ایران خواستار افزایش یک میلیون بشکه‌ای تولید اوپک شده است که در دوره نخست تحریم‌های شدید علیه نفت ایران نیز به همراه قطر‌، امارات‌، عراق و روسیه توانستند بخشی از بازار ایران را تصاحب کنند که البته پس از برجام، این بازارها دوباره احیا‌ شدند.در این میان عربستان باز هم اعلام کرده است مشکلی برای جبران کاهش عرضه نفت ایران ندارد و از سوی دیگر آمریکا خواستار افزایش یک میلیون بشکه‌ای تولید اوپک شده است که این موضوع نشان می‌دهد کاخ سفید قصد دارد با برگه عربستان و حتی امارات، ضربه نهایی را به ایران وارد سازد.
در همین راستا خالد الفالح، وزیر صنعت، معدن و انرژی عربستان گفته است: در واکنش به احتمال کاهش حجم نفت خام ایران‌ در بازارهای بین‌المللی پس از خروج رییس‌جمهور آمریکا از توافق هسته‌ای ما آماده افزایش تولید نفت هستیم. ما با بزرگ‌ترین تولید‌کنندگان در داخل و خارج اوپک و با بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان همکاری خواهیم کرد تا کمبودها را به پایین‌ترین حد برسانیم.
البته همدستان عربستان هم ساکت نماندند و وزیر انرژی امارات متحده عربی اعلام کرده است: تولیدکنندگان اوپک ظرفیت کافی را برای رفع هر گونه اختلال در صادرات نفت ایران به دلیل تحریم‌های جدید آمریکا دارند و این مساله نگرانی اصلی این گروه نیست.
سهیل بن محمد المزروعی گفته است برای نخستین بار نیست که یک عضو اوپک با تحریم مواجه می‌شود و این گروه ظرفیت ذخیره کافی برای جبران بشکه‌های از دست رفته را دارد.
این در حالی است که بر مبنای اساسنامه اوپک، تصمیمات اوپک باید به تایید همه اعضا برسد تا رسمیت یابد اما چنانچه کشوری بر‌خلاف تصمیم نهایی اوپک عمل کند، هیچ تنبیهی برای آن در نظر گرفته نمی‌شود مانند کاری که اعضای عرب اوپک در دهه ۸۰ میلادی، روزهای تحریم و… به کرات انجام دادند و با افزایش تولید خود و تخطی از سهمیه شان، با دلایل سیاسی و اقتصادی، اقدام به اشباع بازارهای نفت کردند.
تدبیر ایران برای مقابله با آمریکا
با این وجود بیژن زنگنه مهره خود را در این صفحه شطرنج با ارسال نامه‌ای به سهیل محمد المزروعی، وزیر انرژی و صنعت امارات و رییس دوره‌ای کنفرانس سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) تکان داد و با اشاره به تحمیل تحریم یکجانبه و غیرقانونی ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران که ناقض توافق‌های بین‌المللی است و همچنین با اشاره به «ماده ۲» اساسنامه اوپک که به حمایت از منافع هر یک یا همه کشورهای عضو تاکید دارد، خواستار گنجاندن دستور کار جداگانه‌ای در کنفرانس آتی اوپک تحت عنوان «حمایت اجلاس وزرای اوپک از اعضایی که تحت تحریم‌های غیرقانونی، یکجانبه و فرامرزی قرار می‌گیرند» شده است.
او در این نامه تاکید کرده است: چنانچه در نتیجه اعمال این تحریم‌ها، سهم جمهوری اسلامی ایران از بازار نفت کاهش یابد، پس از رفع محدودیت‌های غیرقانونی اعمال شده، ایران در اسرع وقت به سطح تولید عادی خود بازخواهد گشت و هیچ‌گونه محدودیتی را در این باره نخواهد پذیرفت.
زنگنه با اشاره به اظهارنظر برخی اعضای اوپک در روزهای اخیر متذکر شده است که هیچ کشوری سخنگوی اوپک نیست و تصمیم‌های سازمان تنها با اجماع همه اعضای آن اخذ می‌شود.
همچنین نماینده ایران در هیات عامل اوپک، تلاش آمریکا برای وادار کردن عربستان به افزایش تولید را محکوم و اعلام کرد که اوپک از این خواسته آمریکا پیروی نمی‌کند.
اوپک از آمریکا دستور نمی‌گیرد
حسین کاظم‌پور‌اردبیلی، نماینده ایران در هیات عامل سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در گفت‌وگو با رویترز اعلام کرد: درخواست آمریکا از عربستان برای افزایش تولید نفت با هدف جبران افت تولید ایران، بهت‌آور است و اوپک از این درخواست پیروی نمی‌کند. این بهت‌آور است که شاهد ارسال دستورالعمل از واشنگتن برای عربستان باشیم که تلاش کند کمبود صادرات نفت ایران به دلیل تحریم‌های غیرقانونی آنها ضد جمهوری اسلامی ایران و ونزوئلا را جبران کند. هیچ کس در اوپک ضد دو عضو بنیانگذار این سازمان عمل نمی‌کند. آمریکا پیشتر این کار را ضد ایران امتحان کرد اما قیمت نفت به ۱۴۰ دلار برای هر بشکه رسید.
کاظم‌پوراردبیلی با بیان اینکه اوپک در مخالفت با درخواست آمریکا متحد خواهد شد، گفت: اوپک چنین تحقیری را نمی‌پذیرد. یک فرد چقدر باید متکبر و جاهل باشد که یک تاریخچه ۶۰ ساله همکاری میان رقبا را تحقیر کند. ما باید با هم زندگی کنیم، نمی‌توانیم جغرافیا را تغییر دهیم‌ اما باید تاریخی بهتر بسازیم.
در همین حال یک منبع نفتی آگاه در منطقه خلیج فارس به رویترز گفته است: همه گزینه‌ها روی میز است و تصمیم برای افزایش تولید ممکن است در ژوئن که نشست بعدی اوپک برای بازبینی سیاست تولید خود برگزار می‌شود گرفته شود‌ اما هنوز درباره اینکه این گروه چه میزان لازم است از محدودیت عرضه خود بکاهد تصمیمی گرفته نشده است.
یک منبع دیگر نیز گفته است: اوپک و متحدانش ممکن است تصمیم بگیرند پایبندی بالای خود به توافق کاهش تولید را کمتر کنند. پایبندی اوپک به توافق کاهش تولید در آوریل به ۱۶۶ درصد رسید که به معنای کاهش تولید بالاتر از سطح هدف‌گذاری شده بوده است.
به هر سو باید دید در صد و هفتاد و چهارمین نشست عادی وزرای نفت و انرژی اوپک‌، نشستی که می‌توان گفت سرنوشت نفت ایران به آن گره خورده است چه تصمیمی گرفته خواهد شد .
این نشست ۲۲ ژوئن (جمعه، یکم تیرماه) در وین اتریش برگزار می‌شود

آنچه فائزه هاشمی گفت و دیگران میترسند بگویند!

Share Button
پیش کامنت: مطالعه دقیق و کامل این سخنان فائزه هاشمی را اکیداً توصیه میکنم( ح تبریزیان)
روشی که اکنون در پیش گرفته شده نمی‌تواند تداوم و بقا داشته باشد

فائزه هاشمی: سیاست‌های حکومت در مسیر براندازی است

چکیده : سیاست‌هایی که حکومت در پیش گرفته کشور را به سمت براندازی هدایت می‌کند و نیازی به کار دیگران نیست. اگر خودمان عاقل باشیم و حق مردم و منابع کشور را در مسیر نادرست ضایع نکنیم، دیگر دلیلی ندارد نگران براندازی باشیم. این حرف‌ها بیشتر آدرس غلط دادن برای ماندن در قدرت است. به تازگی شاهد خروج امریکا از برجام بودیم؛ در حالیکه همه می‌دانیم برجام یک سند بین المللی است که در سازمان ملل به تصویب رسیده و با خروج یک یا دو عضو حتی بیشتر اتفاقی برای آن نمی‌افتد و به عبارتی مواردی که در برجام به نفع ایران و تعهدات طرفین است، تغییری نکرده است…

کلمه-گروه خبر: فایزه هاشمی در سخنانی در مراسم افطاری جمعی از فعالان اجتماعی به تحلیل برخی اتفاقات اخیر کشور از جمله سیاست خارجی و داخلی کشور پرداخت و پیشنهاد برگزاری رفراندوم آزاد و قانونی برای موضوعات مورد انتقاد و مورد اختلاف در کشور را داد.

او تاکید کرد سیاستهایی که حکومت در پیش گرفته کشور را به سمت براندازی هدایت می‌کند و نیازی به کار دیگران نیست. اگر خودمان عاقل باشیم و حق مردم و منابع کشور را در مسیر نادرست ضایع نکنیم، دیگر دلیلی ندارد نگران براندازی باشیم. این حرف‌ها بیشتر آدرس غلط دادن برای ماندن در قدرت است.

به گزارش خبرنگار کلمه، فرزند مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی گفت: اتفاقات اخیرکشور باعث شده برخی مسایل روز را در این جمع تحلیل کنم. به تازگی شاهد خروج امریکا از برجام بودیم؛ در حالیکه همه می‌دانیم برجام یک سند بین المللی است که در سازمان ملل به تصویب رسیده و با خروج یک یا دو عضو حتی بیشتر اتفاقی برای آن نمی‌افتد و به عبارتی مواردی که در برجام به نفع ایران و تعهدات طرفین است، تغییری نکرده است.

وارد کشوری می‌شویم هزینه‌های انبوه می‌کنیم، موقع بهره برداری بیرونمان می کنند

عضو حزب کارگزاران با ابراز تعجب از اینکه به جای آنکه به اصل موضوع و اتفاقاتی که در حال انجام است بپردازیم، آدرس غلط می‌دهیم، توضیح داد: فشارهایی که بر ایران از جانب امریکا، عربستان و اسرائیل به صورت پنهان و آشکار در حال انجام است، ربطی به برجام و خروج امریکا از برجام ندارد و متاسفانه قصد دارند با  آدرس غلط دادن ذهن جامعه را از آنچه به شکل واقعی رخ داده و هنوز هم ادامه دارد، منحرف می‌کنند.

وی افزود: معتقدم مشکلات فعلی ناشی از برجام نبوده، بلکه متاثر از سیاست خارجی ما از جمله در سوریه، یمن و در نوع روابط با  کشورها و یا قطع روابط و دشمنی با دیگر کشورهاست. عجیب اینکه وارد کشوری می‌شویم هزینه‌های انبوه و بالایی می‌کنیم، اعتبار خود را در سطح جهان مخدوش می‌کنیم، موقع بهره برداری که میرسد عملا بیرونمان می کنند که سوریه و عراق آخرین آن است و این منابع ملی ماست که بدون هیچ دستاوردی دود می شود و به هوا می رود. این بی تدبیری‌ها تا کی بایستی ادامه یابد و بالاخره چه زمانی می خواهیم از گذشته خود درس بگیریم؟ عموم مردم آن کشورها نیز ما را دوست ندارند، سیاستمدارانشان نیز مواضعشان در سطح جهانی عموما علیه سیاستهای ماست.

این زندانی سیاسی سابق افزود: از آنسو اگر دستاورد این سیاست خارجی رفاه، امنیت، حقوق بشر، آزادی و توسعه بود، میگفتیم اشکالی ندارد، چهارچوبها و اصولی داریم که براساس آن عمل می‌کنیم و کشور هم رشد می‌کند. اما این سیاستها در داخل و خارج نتیجه عکس و نارضایتی به همراه داشته است.

چند تشییع جنازه دیگر باید داشته باشیم تا بفهمیم اقبال و نظر مردم به کدام سمت است؟

این فعال زنان در توضیح نارضایتی‌های مردمی اشاره کرد: از دی ماه پارسال به این طرف اقشار، اصناف  به مناسبتهای مختلف در زمانهای متفاوت در خیابانها اعتراضات اقتصادی، فرهنگی و سیاسی خود را اعلام می کنند. بالاخره مردم چقدر باید به خیابانها بریزند و با متانت، نجابت و به شکل مدنی اعتراضات خود را نشان دهند. چند تشییع جنازه دیگر باید داشته باشیم تا بفهمیم اقبال و نظر مردم به کدام سمت است و مردم چه می‌خواهند و چه چیزهایی را نمی خواهند. چه بر سر این مردم و مملکت آوردیم. در همین تشییع جنازه ها برای افراد منتقد نظام و ضد حکومت و آنان که مورد ظلم واقع شده،  شاهد حضور اکثریتی مردم هستیم و برعکس آن شاهدیم که برای افراد همسو با نظام که جایگاهی در دل نظام دارند، چقدر به خیابانها میایند.

فرزند مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی یادآور شد که سیاستهای کنونی که حداقل توسط بخشی از بدنه حکومت در پیش گرفته شده به نظر نوعی سواستفاده از قدرت است که در مسیر حفظ و افزایش اقتدار خود و قربانی کردن منافع ملی و حقوق مردم است که چنین رویه ای از اهداف انقلاب و انقلابی گری نبوده است.

شهامت و صداقت داشته باشید و طبق قانون رفراندوم برگزار کنید 

او افزود: ممکن است در پاسخ به این حرفهای من بگویند مردم معترض اکثریت نیستند و در مقابل جمعیت ۸۰ میلیونی که سیاستهای ما را قبول دارند، چیزی نیستند. به فرض محال که شما درست بگویید، شهامت و صداقت داشته باشید و طبق قانون رفراندوم برگزار کنید و چند موضوع مهم که به نظر می آید به آن نقد زیاد است و برای حقوق و رفاه مردم و توسعه کشور مشکل‌زا شده، به آرای عمومی بگذارید تا مردم نظر بدهند و تکلیف همه مشخص شود. بالاخره مردم تا کی باید هزینه بدهند. رفراندوم هم در قانون پیش بینی شده و مساله عجیب و غریبی نیست.

این فعال سیاسی گفت: البته برگزاری رفراندوم مشروط به آزادانه بودن آن است که موافق و مخالف حق اظهار نظر داشته باشند و معلوم شود اکثریت چه می خواهد.

روشی که اکنون در پیش گرفته شده نمی‌تواند تداوم و بقا داشته باشد

او با بیان اینکه که روشی که اکنون در پیش گرفته شده نمی‌تواند تداوم و بقا داشته باشد، این مساله را گوشزد کرد که حتما باید طبق معمول در آخرین لحظات به نقطه‌ای برسیم که جام زهر را بنوشیم و یا نرمش قهرمانانه نشان دهیم؟ در چنین شرایطی این مردم هستند که بالاترین هزینه ها را می دهند .آیا بهتر نیست زودتر عقلانیت و خرد جمعی را بکار بگیرید، خودی و غیرخودی نداشته باشید و همه را محرم دانسته  و تصمیمی درست بگیرید.

مگر می شود منِ نوعی در ظلم باشم و با شما با چنین روشهای غلطی  متحد شوم؟ 

نظام باید نشان دهد از اشتباهات خود درس گرفته

این استاد دانشگاه گفت: مرتب می‌گویند در شرایط موجود همه با هم اتحاد داشته باشند؛ بالاخره باید شرایط این اتحاد فراهم شود. مگر می شود منِ نوعی در ظلم باشم و با شما با چنین روشهای غلطی  متحد شوم؟ با چه انگیزه و دیدگاهی چنین وحدتی قابل تحقق است؟ معتقد هستم این نظام است که ابتدا باید تحرکی داشته باشد و اعتمادی را در مردم ایجاد کند که نشان دهد از اشتباهات خود درس گرفته است. هر جا چنین اتفاقی افتاده مردم نجابت کرده و بخشیده و وارد میدان شده اند و یکصدا پیروز شدیم. اما در شرایط کنونی و با چنین سیاستهایی به نظر نمیرسد چنین نتیجه‌ای حاصل شود.

سیاستهایی که حکومت در پیش گرفته کشور را به سمت براندازی هدایت می کند و نیازی به کار دیگران نیست

او درباره اینکه گفته می شود خارجی‌ها و آمریکایی‌ها دنبال براندازی هستند، گفت: معتقدم  این هم فرافکنی است؛ سیاستهایی که حکومت در پیش گرفته کشور را به سمت براندازی هدایت می کند و نیازی به کار دیگران نیست.. اگر خودمان عاقل باشیم  و حق مردم و منابع کشور را در مسیر نادرست ضایع نکنیم، دیگر دلیلی ندارد نگران براندازی باشیم.این حرف‌ها بیشتر آدرس غلط دادن برای ماندن در قدرت است.

به اعتقاد او، سیاست خارجی و داخلی حکومت باید مبتنی برعقلانیت و برای رفاه مردم، رعایت حقوق مردم، نبودن تبعیض، نبودن خودی و غیرخودی، نبودن رانت خواری، اجرای قانون بخصوص برای صاحب منصبان، شایسته سالاری و چرخش نخبگان بدون توجه به اعتقادات و گرایشات سیاسی براساس قانون اساسی و در نهایت ایجاد یک نظام دموکراتیک و حکمرانی خوب باشد که در چنین شرایطی مردم هم راضی خواهند بود.

فایزه هاشمی با برشمردن سیاست داخلی کشور و برخوردهای امنیتی با اقشار مختلف گفت: به هر رو سیاستهای داخلی هم چنین روندی را نشان نمی‌دهد؛ از جمله برخورد با اعتراضات قانونی مردم در مناسبتهای مختلف در شهرهای مختلف مثل اصفهان، کازرون شاهرود، روز زن، روز کارگر، کامیون‌داران، تاکسی داران، زندانی کردن محیط زیستی‌ها که دولت هم اعلام کرده جاسوس نیستند؛ برخورد با دراویش و تداوم فشار به آنان با برگزاری دادگاههای غیرعلنی و بدون وکیل، موضوع آقای سید امامی و برخورد با خانواده و ممنوع الخروج کردن همسر او، برخورد با خانواده کارکنان بی بی سی فارسی ،برخورد با بهایی‌ها، ممنوع الخروج کردن خیلی‌های دیگر به بهانه‌های واهی و غیرواقعی، موضوع آقای سپنتا در یزد و …از جمله این رویه‌های اشتباه در این حوزه است. این قدر این موارد زیاد شده که به یادآوردن همگی آنها تقریبا محال است.

تداوم حصر تنها یکی از سیاستهای غلط حاکمیت

او تداوم حصر را از دیگر سیاستهای غلط اتخاذ شده از سوی حکومت دانست و افزود: اگر مطمئن هستید آنان مقصرند، در دادگاه محاکمه کنید؛ اگر هم مقصر نیستند آنان را آزاد کنید. تا کی می‌خواهید بایستید و بگویید مرغ یک پا دارد و چشمان خود را به اینکه شرایط مملکت را  به چه سمتی هدایت می کنید و چه کسی دارد هزینه و ضرر می دهد، ببندید. این یک مدیریت اقتدارگرا است که چنین عمل می کنند.

مردم دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند که نگرانش باشند

او گفت: تا چه زمانی می شود از این روشهای امنیتی مدد گرفت. مردم دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند که نگران آن باشند.

فایزه هاشمی گفت: اینها همه شرایطی است که اگر حکومت احساس خطر می کند باید از رفتارهای خود احساس خطر کند. نه اینکه اعلام شود آمریکا، اسراییل و دیگران می‌خواهند در ایران براندازی کنند. آنها تا زمانیکه رفتار ما درست باشد،مردم راضی و در کنار نظام باشند  قطعا نمی‌توانند کاری کنند .

فایزه هاشمی با این توضیحات در پایان خاطرنشان کرد: بنابر فضای موجود، نیازمند یک آسیب شناسی جدی هم در سیاست خارجی و هم در سیاست داخلی هستیم و تا زمانیکه این امر صورت نگیرد وهمچنان بر سیاستهای فعلی پافشاری شود، فشارهای خارجی هم ادامه خواهد داشت. چوب این سیاستها را مردم با تحمل هزینه‌ها و مشکلات اقتصادی، سیاسی و … خورده‌اند و خواهند خورد….