Archive for: June 2018

زبان هنر هم ابزار بزم و هم سلاح رزم است

Share Button

در این شرایط هر هنرمندی باید فریاد خشم همه ملت باشد! باید بخشی از غرش ۸۰ میلیونی ملت بزرگ ایران باشد غرشی که نه فقط در سراسر میهن ما بلکه در همه منطقه و دنیا طنین افکن شود که دنیا بداند این فریاد ملتی است که از صعب العبور ترین گذرگاه های تاریخ گذشته و هویت آریایی و ایرانی خود را حفظ کرده است و این ملت محال است که هویت مشتی آخوندهای فاسد و روضه خوانان بی سواد را بپذیرد. ملتی است که از بنیانگذارن تمدن بشریت امروز است و بیش از این تسلیم این دین فروشان دنیا پرست نمیشود و چون ققنوس از خاکستر پیکر خود برخاسته و از استخونهای خود خدنگ نبرد ساخته تا دشمن مردم ستیز حاکم را نشانه رود.

زبان هنر، زبان ذوق، و احساسات مردم است

هنر زبان احساسات انسانها است. زبان هنر، تاثیر گذار تر از زبان منطق و استدلال است. آنچه را که نمیتوان با استدلال و منطق بیان کرد می توان با زبان هنر به دیگران انتقال داد. هرگز نمیتوان خوشمزگی مثلاً یک پیاله بستی را آنچنان که چشایی انسان آنرا درک میکند توضیح داد و هرگز نمیتوان، مرگ عزیزی را آنچنان که احساس میشود را تفهیم منطقی کرد و یا تولد کودکی را که شادی آفرین است را به کمال توصیف کرد.
شعر، موسیقی، تئاتر، نقاشی و کاریکاتور، هجو و طنز و.. ، همه ابزار هنری هستند که با زبان خود، یعنی زبان حسی با مردم سخن میگویند و این زبانی است که می تواند مردم را تحت تاثیر قرار دهد و به سواد زیاد، استدالال زیاد، مطالعه زیاد، خردمندی و تعقل زیاد نیاز ندارد
هنر گاهی در خدمت ارتجاع و گاهی در خدمت ترقی و پیشرفت قرار می گیرد. نیروهای واپسگرا در طول تاریخ همیشه در تلاش بوده اند که حداکثر سوء استفاده را از هنر به کار برند تا مردم را تحمیق کنند و نیروهای آزدیخواه از سوی دیگر همواره کوشیده اند تا هنر را در خدمت بیداری مردم وبر افروختن عِرق ملی و حق طلبی اجتماعی و مبارزه با ستم سیاسی قرار دهند.
مضامین هنری دردوران آرامش سیاسی و اجتماعی نیز بیشتر به مسائل سرگرم کننده و مفرح و تلطیف کننده زندگی می پردازند و بر زوایای ناپیدای زندگی نور می افکند و به مردم آگاهی عاطفی میدهند.
در طول تاریخ زمانهایی وجود داردکه یک جامعه در برابر تندبادهای مهیب سیاسی قرار میگیرد که در آن مرگ و زندگی یک ملت در معرض مخاطره قرار دارد. در چنین شرایطی هنرمند و هنر به نهیب احساس و وجدانیات اجتماعی تبدیل شده و به جامعه هشدار میدهد که زمان اعتراض، زمان برخاستن و زمان پیکار است. زیرا که نه من و نه تو بلکه موجودیت ما و همه خانواده تاریخی امان و ناموس و شرف انسانی امان در معرض هجوم ملت ستیزان و خائنین و یا دشمنان خارجی قرار گرفته است.
در چنین شرایطی هیچ هنرمندی فقط به خود یا یک گروه ویژه مخاطب خویش تعلق ندارد. در این شرایط تمام استعدادهای هنری از شعر و موسقی گرفته تا همه اشکال هنری دیگر درخدمت آگاهی و تهیج مردم قرار میگیرند تا حداکثر شور و عرق ملی و جمعی را در ملت بیدار کنند. زیرا کرختی در چنین شرایطی مساوی با نابودی خانواده بزرگ است خانواده ای که خودرا در واژه «ملت» و «میهن» نمادینه میکند.
میهن ما مدت ۴۰ سال حکومت حاکمان ضد ملی و ضد مردمی را تحمل کرده است حاکمانی که از فاسد ترین بستر اجتماعی یعنی از بستر صنف وجوهات بگیران و صدقه خواران و خمس و ذکات بگیران و فروشندگان جهنم و بهشت برخاسته اند ایران را به ورطه نابودی کشانده اند و امروز میهن ما ، در معرض بزرگترین آزمون تاریخی خود قرار گرفته است. آزمون بودن و یا نابودشدن!
در چنین شرایطی محدوده تعهد هر هنرمندی فقط به حوزه سلیقه خود و مخاطبین معین خویش محدود و منحصر نمیشود. در این شرایط هر هنرمندی باید فریاد خشم همه ملت باشد! باید بخشی از غرش ۸۰ میلیونی ملت بزرگ ایران باشد غرشی که نه فقط در سراسر میهن ما بلکه در همه منطقه و دنیا طنین افکن شود که دنیا بداند این فریاد ملتی است که از صعب العبور ترین گذرگاه های تاریخ گذشته و هویت آریایی و ایرانی خود را حفظ کرده است و این ملت محال است که هویت مشتی آخوندهای فاسد و روضه خوانان بی سواد را بپذیرد. ملتی است که از بنیانگذارن تمدن بشریت امروز است و بیش از این تسلیم این دین فروشان دنیا پرست نمیشود و چون ققنوس از خاکستر پیکر خود برخاسته و از استخونهای خود خدنگ نبرد ساخته تا دشمن مردم ستیز حاکم را نشانه رود.
حبیب تبریزیان

کانال تگرامی
@CimorghIran
و این چنین زبان هنر به سلاح رزم تبدیل میشود

حبیب تبریزیان    

 

ورود ۱۳۳۹ قلم کالا ممنوع شد

Share Button

 آقای وزیر با این امریه سلطانی کمترین کمکی به تولید ملی نکرده اند فقط به تجار وارد کننده آن کالاها چراغ سبز داده اند که حالا میتوانید کالاهای موجود در انبار یا در راه خود را بهر قیمتی کهg میخواهید به ملت بفروشید چون دیگر وارد نمیشوند!

Bildresultat för ‫عکس گرانی‬‎

نشریه گاردین* امروز خبر میدهد که دولت ۱۳۸۰ قلم کالا را ممنوع الورود میکند.

گاردین می نویسد: « وزیر بازرگانی و صنایع محمد شریعتمداری، واردات۱۳۳۹ قلم کالا را ممنوع کرد. علت این ممنوعیت اینست که این کالاها میتوانند در داخل کشور تولید شوند.»

این اقدام شخص وزیر بازرگانی و صنایع، دیگر اوج آنارشیسم مدیریتی در مملکت ماست. در اینکه حکومت ما میباید سیاست حمایت از تولید داخلی را در پیش بگیرد شکی نیست. و این خود حکومت است که با گشودن دروازه های مملکت به روی کالاهای بُنجل چینی کمر تولید ملی را شکسته است و تجارت با چین را به یک ابر صرافی پوشش دهنده برای فرار ارز از مملکت تبدیل کرده است که معامله گران آن نه خرده پاها بلکه کلان رانتخورانی مانند برادران عسگر اولادی و امثالهم می باشند.

بیش از دو دهه است که صاحبنظران اقتصادی دلسوز، فغان و فریاد کرده اند: ای حکومت! تولید ملی را با این واردات بی رویه نابود نکن!

حالا شخص وزیر مانند یک سلطان صاحب رأی از فراز سر مجلس میگذرد و از دیگر ارگانهای تصمیم جمعی عبور میکند و فرمان ممنوعیت ۱۳۳۹ قلم کالا را صادر میکند به امید اینکه تولید ملی و مشابه این کالاها، به همان سرعت ضرب العجلی که این مصوبه وزارتی ممنوعیت واردات آنها را اعلام و رسانه ایی کرده است، راه بیفتد، و محصولات آنها روانه بازار شود!؟

اگر این آقای وزیر، در دوران خوش خوشان رونق نفتی فرمان ممنوعیت واردتی میداد، جا داشت که از ایشان بعنوان یک دولتمرد ملی گرا نام برده  شود، ولی وقتی که ذخیره ارزی ته کشیده است این ممنوعیت اولاً از روی ناچاری است و درثانی بار آن روی دوش فرودستان جامعه می افتد.

آقای وزیر با این امریه سلطانی کمترین کمکی به تولید ملی نکرده اند فقط به تجار وارد کننده آن کالاها چراغ سبز داده اند که حالا میتوانید کالاهای موجود در انبار یا در راه خود را بهر قیمتی که میخواهید به ملت بفروشید  چون دیگر وارد نمیشوند!

آقای وزیر اگر فقط یک ارزن شعور یا وجدان ملی میداشتند باید به بانک مرکزی  و به شیخ حسن روحانی اولتیماتوم میدادند که از امروز تا اطلاع ثانوی تسهیلات بانکی فقط در اختیار تولید کنندگان داخلی قرار گیرد! متوازیاً دستور میدادند که در یک شیب ملایم و متوالی، عوارض گمرکی آن کالاها افزایش یابد. دستور میدادند آن بخشی از آن رانتهایی که ۴۰ سال است نصیب کلان رانتخواران غیر مولد شده است، به سوی کارآفرینان و تولید گران داخلی سرازیر شود تا از ادامه خونریزی مزمن مالی آنها جلوگیری شود و از بستر مرگ برخیزند. کسی که در پشت میز وزارت نشسته است هرچه هم بی سواد باشد، باید بداند که با یک امریه میتوان واردات ۱۳۴۰ قلم که هیچ، کل واردات را هم ممنوع کرد ولی هیج معلوم نیست برای تولید حتی ده قلم از آن کالاها در حدی که جواب تقاضای بازار داخلی را بدهند، چند سال وقت لازمست.

حبیب تبریزیان

اقتصاد مقاومتی، دهن کجی به ملت

Share Button

مردمی که در دوران نفت بشکه ایی ۱۳۰ دلار و ذخیره ارزی ۱۲۰ میلیارد دولاری، کمترین بهره ایی از آن وفور درآمد و رونق نبرده اند، حق دارند بگویند ریاضت اقتصادی باید روی گرده کسانی بیافتد که در دوران بخور بخور پروار شده اند، در آن دوران خوردند، بردند و چپاول کردند. نه ما که در آن دوران هم بجای آمدن پول نفت بر سر سفره هایمان، سفره هایمان از نانی هم که قبلاً در آن بود خالی گشت. پس این اولین پیش شرط  برای اِعمال یک برنامه ریاضت اقتصادی، که رهبر آنرا « اقتصاد مقاومتی» نام گذارده است در مملکت ما وجود ندارد.

 

این اتفاق نادری نیست که برخی دولتها با افتادن در گرداب یک بحران اقتصادی به سیاست ریاضت اقتصادی روی آورند. آخرین نمونه چنین ممالکی یونان بود. که با توصل به رویکرد ریاضت اقتصادی و به کمک اتحادیه اروپا از بحران شروع به خارج شدن کرده است.

نمونه خاورمیانه چنین موردی، دولت مصر بود که در اثر ۳ سال تلاطم سیاسی و ناآرامی اجتماعی با بحران عمیق اقتصادی روبرو گردید که با اجرای برنامه ریاضت اقتصادی و کمک بیش از ۲۲ میلیارد دلاری عربستان شروع به خارج شدن از بحران کرده و در جاده توسعه افتاده است.

برای اینکه یک سیاست ریاضت اقتصادی موفق شود، حد اقل، سه پیش شرط لازم است. ۱ ـ همراهی کامل یا نسبی مردم  یا بخش عمده جامعه دولت. ۲ ـ نشان دادن یک چشم انداز روشن در پس آن ریاضت اقتصادی. ۳ ـ کمک خارجی.

حال بیائیم وضع مملکت خودمان را در این رابطه قرار دهیم و ببینیم حکومت* ما در کجا ایستاده است و عمق و دامنه بحرانی که با آن روبروست چقدر است.

Relaterad bild

۱ ـ پیش شرط اول: حکومت ما نه تنها از همراهی مردم، در هیچ زمینه ایی برای همراهی کردن با برنامه ریاضت اقتصادی برخوردار نیست بلکه بخش بزرگی از مردم، کلاً نظام حکومتی را قبول ندارند و علاوه بر آن، بخشی دیگری که با نفوذ و مقتدر هم هست و دولت پنهان را می گرداند به دلایل گوناگون دولت روحانی را قبول ندارد.

مردمی که در دوران نفت بشکه ایی ۱۳۰ دلار و ذخیره ارزی ۱۲۰ میلیارد دولاری، کمترین بهره ایی از آن وفور درآمد و رونق نبرده اند، حق دارند بگویند ریاضت اقتصادی باید روی گرده کسانی بیافتد که در دوران بخور بخور پروار شده اند، در آن دوران خوردند، بردند و چپاول کردند. نه ما که در آن دوران هم بجای آمدن پول نفت بر سر سفره هایمان، سفره هایمان از نانی هم که قبلاً در آن بود خالی گشت. پس این اولین پیش شرط  برای اِعمال یک برنامه ریاضت اقتصادی، که رهبر آنرا « اقتصاد مقاومتی» نام گذارده است در مملکت ما وجود ندارد.

۲ ـ پیش شرط دوم :  بنا بدلایل برشمرده زیر این پیش  شرط هم برای برنامه ریاضت اقتصادی مورد بحث در مملکت وحود ندارد:

الف ـ تیره تر شدن رابطه حکومت ما با آمریکا و به تبعیت از آن با دنیا.

ب ـ ترکیب بجران اقتصادی با بحران مشروعیت حکومت.

پ ـ عدم موازنه و هماهنگی بخشهای گوناگون اقتصادی، عدم موازنه میزان نقدینگی در بازار با میزان تولید ملی.

ج ـ مقروض بودن دولت و تمام زیرمجموعه های دولتی، به بانکه و بانک مرکزی، بیمه و شرکتهای خدماتی . ٬

فقط بدهی دولت به بانک مرکزی ۶۰٫۰۰۰ میلیار تومان به بانک مرکزی است. بدهی به سازمان بازنشستگی ۷۰۰۰ میلیارد تومان، بدهی به سازمان تأمین اجتماعی ۱۴۱ هزار میلیارد تومان.

.چ ـ بیکاری بالای ۲۰% و کلاً رانده شدن اکثریت جامعه به زیر خط فقر که جائی برای تحمل بیشتر تنگدستی و فشار اقتصادی باز نگذارده است تا ریاضت نیز بدان تحمیل شود.

خ ـ درگیری در جنگهای داخلی سوریه، یمن، و مسائل لبنان و نوار غزه و هزینه های(عمدتاً ارزی) سنگین آنها،

د ـ فرار مستمر سرمایه،

این فهرست را میتوان بیشتر هم ادامه داد ولی نیازی نیست. فقط خنده دار خواهد بود اگر با توجه به این کاستیهای عمدتاً ساختاری کسی سعی کند حتی کورسویی در افق اقتصادی و سیاسی مملکت  به مردم نشان دهد تا آنها حاضر به تحمل سختی بیشتر شوند.

۳ ـ پیش شرط سوم: حکومت ما در این غرقاب بحرانی نه تنها از هیچ دولت خارجی کمکی دریافت نمیکند بلکه، عراق و  لبنان و سوریه و یمن و غزه و غیره از این آشفتگی وضع مملکت ما و روابط بحرانی آن با دنیا حداکثر سوء استفاده را میکنند. عراق میخواهد بازار نفت ایران را بگیرد، روسیه میخواهد با بازی با کارت ایران از غرب امتیاز بگیرد و با آنها بده بستان کند، رژیم اسد می خواهد به هزینه ایران  مملکت خود را از وجود مخالفین دموکرات خویش پاک کند (و تروریسم داعش و القاعده فقط برایش بهانه است) و چین هم میخواهد بازار ایران را تماماً به انحصار خود درآورد.

………………………

*

دولت و حکومت در علم سیاست دو مفهوم متفاوت هستند . دولت دستگاه اجرایی مملکت است حال آنکه حکومت شامل همه ارگانها نظام: دولت، مجلس ، دستگاه قضائیه و غیره. در ایران ما این دولت نیست که قوه اجرایی را در دست دارد بلکه دولت پنهان یا ساده تر حکومت است که رهبری آن بعهده خامنه ای است. دولت در ایران فقط یک تابلو برای رسمیت دادن به تصمیمات، و رابطه با خارج و شرکت در ارگانهای بین المللی است. از اینرو با توجه به فرمانبر بودن دستگاه دولتی من از کلمه حکومت استفاده میکنم

**

Reuters

JUNE 5, 2018

Exclusive: In Syria, a Russian move causes friction with Iran-backed forces – officials

Industries and the trade minister, Mohammad Shariatmadari, banned the import of 1,339 goods that could instead be produced in the country, Iran’s Financial Tribune reported, quoting an official documen

حبیب تبریزیان

…………………………………………………………………

ارزش ریال به صفر میرسد

Share Button

در تحریمهای قبلی، دولت اوباما؛ چین، هند، ژاپن، کره جنوبی و برخی دیگر از کشورهای طرف معامله با ایران را تا میزان معینی از شمول تحریمهای کامل نفتی و نقل و انتقالات ارزی و بازرگانی با آن مثتثنی کرده بود. ولی روئیترز دیروز ، گزارشی دارد بر پایه اظهارات یک مقام آمریکایی که او میگوید تا ۴ نوامبر امسال که آمریکا تحریمهایش را بطور کامل علیه ایران از سر خواهد گرفت، دیگر کمترین استثنایی در کار نیست.

مسئله تعین نقطه ثبات برای نرخ دلار و سایر ارزها، در مملکت ما به مسئله ایی لاینحل تبدیل شده است. دلیل این امر این است که روی این مسئله یک جمعبندی تحلیلی همه جانبه ایی: اقتصادی، پولی، سیاسی، اجتماعی صورت نگرفته و صورت نمیگیرد چون چنین تحلیلی در حکم صدور جواز دفن نظام پولی و بانکی واقتصادی کشور است. بیشتر تحلیلگران مسایل پولی در میدان تحلیل مکانیسم های پولی و اعتباری بانک مرکزی زمینگیر مانده اند و قادر به درک همه مسئله نیستند.

سه ماه پیش نوشتم: «دلار ۱۰ هزار تومان هم ارزان است» و امروز که دلار به مرز ده هزار تومان رسیده، میگویم: دلار ۲۰ هزار تومان هم ارزان است چون حرکت ریال در جهت صفر شدگی است، و ریال در همین امسال به این نقطه میرسد نه سالهای آینده. دلیل این مسئله نه تصمیمات پولی/ارزی بانک مرکزی بلکه کل منظره تاریک اقتصادی/سیاسی/اجتماعی کشور است.

این روزها موج اعتراض مردمی، هرچند نه هنوز براندازنده ولی ژرفش و وسعت یابنده، سراسر کشور را فرا گرفته است. این موج در جهت تأئید اثرگذاری تصمیمات آمریکاست که میخواهد انزوای رژیم را همه جانبه به حد اکثر ممکن برساند. امواج اعتراضات مردمی و دلار ۱۰ هزار تومانی، این پیام را به دنیا هم اکنون رسانده است که در کارزار جاری بین دولت ترامپ و رژیم ایران، دولت ترامپ بسیار فراتر از هر پیش بینی و تصوری برنده بوده و  هست.

در تحریمهای قبلی، دولت اوباما؛ چین، هند، ژاپن، کره جنوبی و برخی دیگر از کشورهای طرف معامله با ایران را تا میزان معینی از شمول تحریمهای کامل نفتی و نقل و انتقالات ارزی و بازرگانی با آن مثتثنی کرده بود. ولی روئیترز دیروز، گزارشی دارد بر پایه اظهارات یک مقام آمریکایی که او میگوید تا ۴ نوامبر امسال که آمریکا تحریمهایش را بطور کامل علیه ایران از سر خواهد گرفت، دیگر کمترین استثنایی در کار نیست.

ناگفته نماند که تحریمهای آمریکا دو نوع هستند. مستقیم و دو درجه ایی. تحریمهای مستقیم از سوی خزانه داری و کاخ سفید انجام میشوند و دو در جه ای شامل آن شرکتهایی در دنیا میشود که با ایران معامله میکنند. چه آن شرکتها ژاپنی باشند چه روسی یا کره ایی و ترکیه ایی.

این مقام آمریکایی که از ذکر نام خویش خودداری کرده است، میگوید که، آمریکا با چین، ترکیه و هند صحبت خواهد کرد تا قطره ای از نفت ایران را نخرند. از سوی دیگر با ممالک نفتی حاشیه خلیج فارس و عراق تماس گرفته خواهد شد تا به دنیا تضمین لازم را بدهند که حذف کامل عرضه نفت ایران به بازار جهانی و کاهش صادرات ونزوئلا را با افزایش تولید خود کاملاً جبران کنند.

روئیترز در ادامه مینویسد، هرچند دولتهای اروپایی به ایران قول داده اند که روی برجام خواهند ایستاد ولی درعین حال به ایران هیچ گونه تضمینی نداده اند.

جنبه تراژیک/کمیک قضیه اینست که روسیه که حامی ایران است از هم اکنون با عربستان به توافق رسیده است که تولید خود را بمیزان ۱ میلیون بشکه افزایش دهند. و برخی ناظران میگوند که معلوم نیست این افزایش حتی در این سطح بماند و فرا تر نرود.*

در هرحال، هم اکنون عربستان تولید خود را پس از اجلاس اخیر اوپک در وین( ۲۳ـ ۲۴ ژوئن) به میزان یک میلیون بشکه افزایش داده و آنرا به ۱۱ میلیون رسانده است. و روسیه هم از حداکثر قدرت پمپاژ خود استفاده کرده و خواهد کرد و عراق هم از این وضعیت سود جسته تا بازار نفتی ایران را بگیرد. این کشور تولید خود را به نزدیک ۵ میلیون رسانده است.

اگر عوامل صفر کننده ریال را در همین دایره بلوک شدن کامل صادرات نفت ایران که آمریکا در پی آنست بدانیم، هنوز همه منظره بحران عمومی را ندیده ائیم.

عوامل روانشناختی اجتماعی ناشی از وضعیت پیش آمده بما میگویند، که در ماههای آینده، هجوم مردم برای تبدیل ذخیره ریالی اشان به: در درجه اول دلار و ارزهای دیگر حتی روپیه پاکستانی و لیره ترکیه، بعد طلا و اگر نشد تبدیل به هر کالای فاسد نشدنی دیگر افزایش خواهد یافت.

این گریز مردم از ریال بمعنی آن خواهد بود که آنها سپرده های خود را از بانکها بیرون خواهند کشید تا آنرا به ارزشهای فیزیکی تبدیل کنند که این عکس العمل روانی جامعه، به گرانی و تورم بیشتری که خارج از هرگونه کنترلی خواهد بود منجر میگردد.

و در آنسوی این معادله، کلان بدهکاران بانکی** هستند که می بینند نرخ ارزها و اجناس رو به افزایش است در حالیکه جریمه دیرکرد بازپرداخت بدهی خود آنها به سیستم بانکی بسیار کمتر از سودهای تورمی در بازار است که آنها میتوانند با خود داری از پرداخت دیونشان به بانکها کسب کنند. لذا آنها از پرداخت دیون خود طفره خواهند رفت، کاری که قریب ۱۲ سال است میکنند. قطعاً نه دستگاه قضائی ظرفیت رسیدگی به میلیونها بدهکار بانکی را خواهد داشت و نه بازداشتگاههای کشور ظرفیت بازداشت حتی چند ساعته آنانرا و نه مصونیت آهنین آنان بصورتی دیگر شکستنی است.

به همه اینها باید مسئلهِ نرخ نسبتاً ثابت خدمات دولتی و نیمه دولتی؛ آب و برق، ترانسپورت، پست و خدمات بیمه ایی و… ، را افزود که در برابر ستون هزینه های تورمی این موسسات قرار میگیرند که دولت و سازمانهای دولتی را بیشتر و بیشتر مقروض خواهند کرد. یا دولت و این سازمانها را وادار خواهند ساخت تا تسلیم تورم شده و نرخ خدمات خود را افزایش دهند و به موج تورم آفرین جاری بپیوندند. زیرا با دلار ۱۰ و ۲۰ هزار تومانی نگاه داشتن نرخ های کنونی به معنی ورشکستکی تمام سیستم دولتی است.

در چنین شرایطی، دیگر تجار صادر کننده بر صادرات خود خواهند زیرا معادل ارزی آن برایشان سودهای ۲۰۰ . ۳۰۰%ی خواهد داشت که بمعنی ایجاد کمبود کالا در کشور است بدون اینکه دلارهای حاصله از صادرات، تماماً و یا بخشی از آن به چرخه ارزی/پولی مملکت وارد شود. تجار وارد کننده از طریق شبکه دلالی دست دومی خود کالاهای واردتی را به نرخ روز و حتی نرخ ساعتیِ دلار، وارد بازار خواهند کرد.

بموازات این گریزگاها، هر فرد مرزنشینی شروع به قاچاق جنس به آنسوی مرز خواهد کرد زیرا همه اجناس قاچاقی با تبدیل شدن به ارز شدن در آنسوی مرزها، سودآور خواهند گردید.

تحت چنین شرایطی، صدها هزار ایرانی مقیم خارج که تا کنون به دلایل مختلف ارز به کشور انتقال میدادند، حالا برعکس شروع به خارج کردن پولهای خود از مملکت میکنند چون دیگر حتی اگر بهره های ۲۵%ی بانکها هم ۸۰% بشود، برایشان جذاب نخواهد بود.

نتیجه: هر اقتصاد دان یا متخصص امور بانکی و پولی که برای سقوط ارزش ریال و صعود ارزش ارزهای خارجی، در درجه اول دلار ، نقطه توقفی قایل شود نشان میدهد که چیزی از بحران جاری نفهمیده است.

حبیب تبریزیان

۶ تیرماه ۹۷

 

*

من باید اینرا اضافه کنم، که عربستان و روسیه، در کاهش تولید یکسال نیم پیش نفت خود، سر دنیا و دیگر ممالک نفتی را کلاه گذاردند زیرا آنها در ماههای مقدم به آن کاهش، نه تنها تولید خود را تا حداکثر ظرفیت ممکن افزایش دادند بلکه حتی شاید از ذخایر خود هم برای صدور استفاده کردند تا بعداً بگویند حالا کاهش میدهیم.

**

قریب ده سال پیش که مسئله معوقات بانکی رسانه ایی شد، میزان آن با دلار ۱۰۰۰ تومنی، ۸۰ میلیارد دلار بود. ولی مقامات بانکی که تا آنهنگام  این معوقات را با معادل دلاری آن گزارش میکردند، با افزایش نرخ مستمر  دلار تا مرز ۳۰۰۰ تومان،شروع کردندکه این معوقات را با میزان ریالی زمان واگذاری آن تسهیلات بانکی گزارش کنند. یعنی ۸ هزار میلیارد تومان حال آنکه اگر این بدهکاران، همان لحظه بدهیشان را میپرداختند، معادل دلاری آن نه برای بانک ها نه ۸۰ میلیارد دلار بلکه دیگر میشد ۲۸ میلیارد دلار.

………………

افزوده ها و ضمایم:

 The New York Times

Roiling Markets, U.S. Insists World Must Stop Buying Iranian Oil

….

CNBC

US oil exports boom to record level, surpassing most OPEC nations

  • U.S. oil production is booming at record levels, and U.S. oil exports have also reached new highs — ۳ million barrels a day in the last week, according to government data.
  • Those exports are more than most OPEC countries can produce each day and only lag two OPEC countries, Saudi Arabia and Iraq, in terms of exports.
  • Oil prices jumped after U.S. government data also showed a large drop in domestic oil inventories.

The Eagle Ford crude oil tanker sails out of the the NuStar Energy dock at the Port of Corpus Christi in Corpus Christi, Texas, U.S., on Thursday, Jan. 7, 2016.

Eddie Seal | Bloomberg | Getty Images
The Eagle Ford crude oil tanker sails out of the the NuStar Energy dock at the Port of Corpus Christi in Corpus Christi, Texas, U.S., on Thursday, Jan. 7, 2016.

U.S. oil exports reached a record 3 million barrels a day last week— a greater amount than is pumped each day by all but three OPEC countries.

When combined with fuel products, like diesel and gasoline, U.S. oil and related products exports totaled 8.5 million barrels a day last week, the most ever, according to U.S. Energy Information Administration weekly data.

U.S. oil production also continued at a record pace of 10.9 million barrels a day, a level first reached this month. That is more oil than produced by every other country in the world, except for Russia, which does not belong to OPEC and pumps just over 11 million barrels a day. U.S. refineries also took in a record 18 million barrels of oil.

To put U.S. exports in context, the U.S. was able to export more oil per day last week than most OPEC countries drilled.

But of the largest producing OPEC countries, only Saudi Arabia and Iraq are exporting more oil than the U.S. did last week, according to John Kilduff, partner with Again Capital. In June, he said Saudi Arabia exported about 7.5 million barrels a day and southern Iraq exported 3.6 million. Iran exports about 2.4 million barrels a day, and the U.S. is seeking to remove those barrels from the market through sanctions.

“The fact is we’re loading crude oil for export across the Texas Gulf Coast. The biggest issue that exporters are facing is getting oil from the Permian basin to the Gulf Coast because of the lack of pipeline capacity,” said Andrew Lipow, president of Lipow Oil Associates.

The U.S. weekly exports fluctuate dramatically, but if they stay at this level, the U.S. would be just behind Canada, which sends about 3.5 million barrels to the U.S. each day, the bulk of of its exports. As U.S. production has grown, U.S. imports have decreased. The U.S. imported a relatively high 8.4 million barrels per day last week.

The 3 million barrel level may not be sustainable just yet. Analysts said some of the oil appears to have been pulled from inventories, which fell an unusually large amount last week.

“We’ve gone from zero to 3 million barrels a day in terms of crude oil exports in just over a year. It’s been a steady climb. This puts tremendous pressure on U.S. crude oil supplies despite the shale boom if this is going to persist,” said Kilduff. “The exports and the record refinery run combined created a massive draw down of nearly 10 million barrels.”

Note: Exports includes oil and refined products

The previous record for oil exports was 2.56 million barrels a day, a level reached in May.

Oil prices rose on the report because of the large drop in inventories. West Texas Intermediate crude futures were up 3.2 percent, at $72.76. That follows Tuesday’s jump of more than 3 percent on concerns U.S. efforts to sanction Iran will leave the market undersupplied.

“The concern is the 2 million barrels of Iranian oil cannot be made up by the rest of the world. Those types of thoughts are filtering into the market,” said Lipow.

………………………………………………….

Reuters

JUNE 26, 2018

……………………..

روئیترز

JUNE 26, 2018

UPDATE 2-U.S. pushes allies to halt Iran oil imports, waivers unlikely

Reuters

(Adds quote on waivers, analyst comments)

By Lesley Wroughton and Doina Chiacu

WASHINGTON, June 26 (Reuters) – The United States has told countries to cut all imports of Iranian oil from November and is unlikely to offer any exemptions, a senior State Department official said on Tuesday as the Trump administration ramps up pressure on allies to cut off funding to Iran.

U.S. President Donald Trump in May said his administration was withdrawing from the “defective” nuclear deal agreed between Iran and six world powers in July 2015, aimed at curbing Tehran’s nuclear capabilities in exchange for the lifting of some sanctions, and ordered the reimposition of U.S. sanctions against Tehran that were suspended under the accord.

“Yes, we are asking them to go to zero,” the official said when asked if the United States was pushing allies, including China and India, to cut oil imports to zero by November.

“We’re going to isolate streams of Iranian funding and looking to highlight the totality of Iran’s malign behavior across the region,” the official, speaking on condition of anonymity, told reporters.

The official said a U.S. delegation was headed to the Middle East next week to urge Gulf producers to ensure global oil supplies as Iran is cut out of the market starting on Nov. 4 when U.S. sanctions are reimposed.

Officials have yet to hold talks with China and India, among the largest importers of Iran’s oil, as well as Turkey and Iraq.

Benchmark U.S. oil futures rose more than $2 on Tuesday, topping $70 a barrel for the first time since May 25 as the threat that the United States would push buyers to limit Iranian oil imports added to concerns about tightening supplies.

Asked if any waivers were expected to be granted in the process, the official said the position of the administration was that no exemptions would be permitted. He added: “I would be hesitant to say zero waivers ever.”

Senior State Department and Treasury officials are pressing allies in Europe, Asia and the Middle East to adhere to the sanctions, which are aimed at pressuring Iran to negotiate a follow-up agreement to halt its nuclear programs.

Iran has met with Chinese oil buyers to ask them to maintain imports of its oil, although it failed to secure guarantees from China, sources familiar with the matter told Reuters in May.

“We will be engaging in the next segment coming up in a week or so with our Middle Eastern partners to ensure the global supply of oil is not adversely affected by these sanctions,” the official said.

China, the world’s top crude oil buyer, imported around 655,000 barrels a day on average from Iran in the first quarter of this year, according to official Chinese customs data, equivalent to more than a quarter of Iran’s total exports.

Oil analysts said there are concerns that OPEC producers will not be able to fully supply the market after Iranian oil is cut from the market.

“There is real concern on whether the ‘OPEC Plus’ will have enough spare capacity to balance potential drops in oil production from Venezuela and Iran,” said Abhishek Kumar, Senior Energy Analyst at Interfax Energy’s Global Gas Analytics in London.

European powers have vowed to keep the 2015 deal alive without the United States by trying to keep Iran’s oil and investment flowing, but have acknowledged that U.S. sanctions would make it difficult to give Tehran guarantees.

“For the vast majority of countries they are willing to adhere and support our approach to this because they also view” Iran’s behavior as a threat, the official added.

Iranian President Hassan Rouhani on Tuesday promised Iranians the government would be able to handle the economic pressure of new U.S. sanctions amid reports of a second day of demonstrations in protest at financial hardship and a weakening rial.

Fars news agency reported that parts of Tehran’s Grand Bazaar were on strike for a second straight day. Reuters was not immediately able to confirm the report.

Washington has sought to emphasize that the protests are part of rising economic discontent in Iran hoping it will force the government to negotiate a new nuclear deal to avoid sanctions.

“There is a level of frustration that people have with regard to the regime activity and behavior, the enrichment of the military and clerical elite and the squeezing out of the life of the economy,” the senior State Department official said.

“Iranians are tired of this situation,” the official added. (Reporting by Lesley Wroughton and Doina Chiacu Editing by James Dalgleish)

………………………………………..

روئیترز

JUNE 26, 2018

Reuters
…………………..

Saudi Arabia plans to pump up to 11 million bpd of oil in July, a record high: source

شبح قیام عمومی بر فراز میهنمان!

Share Button

دستگاه سرکوب رژیم طی این ۴۰ سال، با اتکاء به حمایت بخش های فریب خورده جامعه یا بخشهای تطمیع شده آن، توانسته است به آسانی مخالفین خود را سرکوب کند ولی برای رویارویی با این موج بنیان کن کنونی اعتراضات بهیچوجه آمادگی ندارد و آموزش ندیده است. اگر به سرکوب نظامی دست بزند در درجه اول حکم نافرمانی نیروهای نظامی و انتظامی را صادر میکند و در درجه دوم؛ حکم اعدام تک ـ تک مهره های حاکمیت را.

سقوط سرنوشت حتمی رژیم نه در سالهای آینده بلکه در ماههای آینده است!

هرچند وسعت اعتراضات عمومی در چند روزه اخیر هنوز به آن حد نرسیده است تا بتوان به سادگی از سقوط رژیم سخن گفت ولی تا آن درجه گستره و عمق دارد که با قطعیت بتوان گفت که کار رژیم تمام شده است.

تازه سر کلاف تضادهای خفه شده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، در این مملکت خفقان زده باز شده است و حلقه حلقه بحران زنجیره ایی و زنجیره بحرانها باز میشوند که رژیم کمترین توان و امکانی برای جمع کردن یا مدیریت آنها ندارد.

در برابر اعتراضات، رژیم به حرکت های عکس العملی افتاده، سراسیمه است و نمیداند چکار کند. امروز ۵ تیر نیروهای انتظامی به مردم تظاهرات کننده در خیابانهای تهران حمله کردند و این بدترین اشتباهی بود که رژیم مرتکب شد، زیرا تظاهرات کنونی، با تظاهرات و اعترات دانشجوئی، با اعتراضات ضد کودتای انتخاباتی ۸۸ از بنیاد فرق دارند در درجه اول بخاطر اینکه نسلی وارد صحنه شده است که عاصی است و ترس رژیم در دلش نیست و آماده است تا هر ضربت رژیم را با دو ضربت پاسخ دهد.

وقتی مرکز ثقل اعتراضات و تظاهرات از حاشیه های میدان انقلاب و دانشگاه به میدان شوش، بازار تهران و رباط کریم کشیده شده است، دیگر این پیام را به رژیم میدهد که این تو بمیری آن تو بمیری نیست.

رژیم برای نجات خود محتاج کسی است که به مخالفت با رژیم در بین همین توده مردم، شهره باشد و سرمایه شهرت اپوزیسیونی خود را برای مهار قیامی که، با نگاه به دینامیسم آن، هم اکنون قدرتش بر ماشین سرکوب رژیم پیشی جسته است، بکار اندازد و مردم را آرام سازد و اعتراضات را مهار کند.

ولی رژیم هرآنکس را که در این ۴۰ سال از زمین سیاسی مملکت رسته است یا درو کرده و یا تخریب کرده است.

دستگاه سرکوب رژیم طی این ۴۰ سال، با اتکاء به حمایت بخش های فریب خورده جامعه یا بخشهای تطمیع شده آن، توانسته است به آسانی مخالفین خود را سرکوب کند ولی برای رویارویی با این موج بنیان کن کنونی اعتراضات بهیچوجه آمادگی ندارد و آموزش ندیده است. اگر به سرکوب نظامی دست بزند در درجه اول حکم نافرمانی نیروهای نظامی و انتظامی را صادر میکند و در درجه دوم؛ حکم اعدام تک ـ تک مهره های حاکمیت را.

امواج فسادند که حکومت را مدیریت میکنند!

Share Button

پیش کامنت من: یک قایقران حرفه ایی وقتی در تندآب یک رودخانه خروشان قرار میگیرد، نه تنها دست پاچه نمیشود، بلکه از بازی با امواج تند لذت هم میبرد. ولی یک قایقران آماتور و ناوارد با اولین موجها و ریزگاههای تند شیبب دار رود،دست پاچه میشود و بجای هدایت قایق، با حرکاتی واکنشی، عملاً تسلیم قایقی میشود که مطیع امواجی شده است آنرا به گردابها تندتر  و هلاکت بار میکشاند تا بالاخره سرنگون شود.

مسئله مدیریت اقتصادی مملکت اینست: آیا این دولت است کشتی اقتصاد را میراند؟ یا، این امواج خروشان هستند که دولت رابا خود میبرند و قایق و قایقران را مدیریت میکنند؟

بنظر من دیگر این بحران اقتصادی که از عرصه  اقتصادی به عرصه سیاسی و اجتماعی هم کشیده شده است میباشد که کل دولت و رژیم را با خود میبرد و آنهارا مدیریت میکند.

در این تندآب مهیب هلاکت بار، امواج فساد کُل کشتی حکومت را مدیریت میکنند. حکومت قادر به بیرون رفتن از این گرداب نیست. و یادداشت زیر در نشریه جهان صنعت نمونه ایی از صدها نمونه ایست که بر صحت پیش کامنت من دلالت میکند.

حبیب تبریزیان

Bildresultat för storm in sea and boat

جهان صنعت

سه شنبه, ۰۵ تیر ۱۳۹

صفحه نگاه نخست: ابراهیم جمیلی* – اقتصاد کشور دچار بحران شده است و این حقیقت را نباید کتمان کرد. باید پذیرفت جامعه و اقشار مختلف آن دچار التهاب شده‌اند. این بحران نه‌تنها قابل چشم‌پوشی نیست بلکه در صورت ادامه سیل عظیمی خواهد آمد که ریشه‌های اقتصاد کشور را بیشتر از گذشته تضعیف می‌کند. دولت به شکلی مکرر تصمیمات اقتصادی خود را تغییر می‌دهد و این تغییرات نه‌تنها در یک راستا نیست بلکه گاهی در تضاد با تصمیمات قبلی آسیب‌ها را تشدید کرده و مشکلات اقتصادی جامعه را افزایش می‌دهد‌. این سوال به شکلی مکرر وجود دارد که چرا دولت خود تصمیمات خود را نقض می‌کند و بعد از گذشت زمانی کوتاه تصمیم تازه‌ای می‌گیرد.
این آشفتگی‌ها خود بیانگر آن است که برنامه‌ریزی‌های تیم اقتصادی دولت مثبت و در راستای اهدافی روشن نبوده و از همین رو دولت باید به سرعت تیم اقتصادی خود را تغییر دهد و در مسیری روشن قدم بردارد. همزمان با آغاز بحران اقتصادی کارشناسان و فعالان حوزه تجارت و بازرگانی پیشنهاد شفاف‌سازی شرایط برای مردم را به دولت ارائه دادند اما این موضوع مورد توجه قرار نگرفت و متاسفانه تا به امروز شاهد افزایش آسیب‌ها هستیم. به طور قطع یکی از راهکارهایی که بخش اعظم مشکلات را بهبود خواهد بخشید گفت‌و‌‌گو با مردم و توضیح درباره شرایط فعلی است. این راهکار اما به طور کامل به فراموشی سپرده شده.
شرایط فعلی نه‌تنها برای تولید‌کننده بلکه برای مصرف‌کننده، تاجر و بازرگان نیز خطرناک است. تعادل و نظم بازار در شرایط فعلی دچار از‌هم‌گسیختگی شده و باید بازار را از التهاب نجات داد. خروج بازار از این التهاب شاید یک ماه گذشته ساده‌تر از امروز پیش می‌رفت اما از آنجا‌ که تیم اقتصادی دولت توجهی به هیچ یک از راهکارهای ارائه شده نداشت بحران تا جایی پیشروی کرد که بازار به طور فیزیکی وارد عرصه شد و نارضایتی خود را بیان کرد. این موضوع بیانگر آن است که این بحران بسیار جدی است و نمی‌توان مانند ادوار گذشته به سادگی از آن گذر کرد.
چنین بحران‌هایی مختص به ایران نیست و کشورهایی مانند کره جنوبی و مالزی نیز با آن مواجه شده‌اند اما راهکارهای عمل‌گرایانه را مورد توجه قرار دادند و این امکان فراهم شد که از بحران عبور کنند. در شرایط فعلی نیز دولت باید با بازار به گفت‌و‌گو بنشیند و راهکارهای اجرایی را مورد بررسی قرار دهد. بدیهی است بازار نیز هیچ تمایلی به آشفته‌تر شدن شرایط اقتصادی ندارد و از این موضوع منتفع نخواهد شد. از همین رو اگر حتی دولت تصور می‌کند دست‌هایی از پشت پرده اقدام به ایجاد تشنج کرده است، شفاف‌سازی کند و در مسیر حفظ امنیت عمومی اقتصاد کشور گام بردارد.
* رییس خانه اقتصاد ایران

………………………………………………………….

Bildresultat för storm in sea and boat

در آنسوی تحریمها؟

Share Button

 در ۲۹ می ( سه شنبه ۸ خرداد)، مایک پمپئو یک سخنرانی داشت که در آن خطوط عمده ی سیاست آمریکا را در رابطه با ایران، ترسیم کرد. در سخنرانی او، طبق گزارش زیر از روئیترز، ۳ “نه” وجود داشت. مقامات حکومتی ایران؛ با شنیدن مطالبی که او گفته بود مانند اسپند بر آتش جهیدند و به بد و بیراه گفتن به آمریکا پرداختند. ولی از نظر مردم ایران، در این سه نه بزرگ، حتی ذره ای نبود که با خواست مردم ایران مغایرت داشته باشد. پمپئو فقط اهداف آمریکا را در رابطه با ایران بیان نکرد بلکه او به سخنگوی مردم ایران علیه رژیم  آخوندی گشت. رژیمی که هر اقدامش علیه منافع مردم ایران است. او گفت: نه به اتمی شدن رژیم ایران، نه به تروریسم و دخالتهای منطقه ای رژیم ایران، و نه به ایجاد خفقان و سرکوب مردم ایران!

هر شهروند آزاده ایی باید از وزیر خارجه آمریکا بخاطر حرفهایش تشکر کند. همین و بس! ما اتمی شدن نمیخواهیم! ما با موشک پراکنی مخالفیم! ما با دخالت در امور داخلی دیگر ممالک منطقه مخالفیم! ما با سرکوب خودمان هم بعنوان ملت ایران مخالفیم!

ترجمه از کاوشگر

روئیترز

۲۹ می ( سه شنبه ۸ خرداد

گزارش میشل ماکافسکی: علاوه تحریمها، آمریکا چگونه میتواند ایران را تحت فشار قرار دهد.

مایک پمپیو وزیرخارجه آمریکا هفته قبل طی یک سخنرانی منسجم، رئوس سیاست آمریکا در قبال  ایران را در سه “نه” مشخص و ترسیم کرد: نه به برنامه هسته ای، نه به اقدامات تروریستی و مداخلات منطقه ای، و نه به سرکوب داخلی.

او یک راهبرد سه بخشی را برای دستیابی به اهداف مذکور پیشنهاد داد که عنصر اساسی آن را فشار مالی بی سابقه به تهران تشکیل میداد. اما با وجود بحران ارزی و نارصایتی عمومی، تحریمها تنها یکی از ابزارهای طرح گسترده آمریکا است که میتواند بگار گرفته شود ولی واشینگتن باید بجای فقط  تحریمها، بر پایه رویکرد پمپیو یک راهبرد جامع و فراگیر برای فشار بر ایران را پیگیری کند.

برنامه هسته ای ایران و موضع تهاجمی آن در طی دو دهه تحریمهای آمریکا که دوره تشدید تحریمها بود عاملی میتواند بوده باشد که ایران را در سال ۲۰۱۳ به پای میزمذاکره کشانده باشد ولی هیچکدام در زمان تعین شده، یک توافقنامه موثر اتمی را به ارمغان نیاورد. همچنین تحریمهای مجدد آخر نیز چشم انداز مثبتی برای انسداد گریزگاههای بنیادی در آن قرار اتمی ۲۰۱۵ را ارایه نمیکند.این گریزگاهها عبارتند از ، عدم توجه به توسعه برنامه موشکی بالستیک ایران ، عدم وجود تعهد برای بازرسی در هر زمان و هر مکان و مجاز شمردن ایران برای غنی سازی محدود به مرور زمان.

تهدید نظامی جدی و مؤثر، نشان داده است که تاثیر بیشتری برای کند کردن برنامه هسته ای ایران دارد. ایران در سال ۲۰۰۳ و در پی حمله آمریکا به عراق و از ترس اینکه بعد از عراق نوبت حکومت ایران است، بعضی از طرحهای برنامه هسته ای خودش را به حال تعلیق درآورد. ایران همچنین بسیار مواظب بود تا از  خط قرمز ترسیمی توسط  نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل، در سخنرانی ۲۰۱۲ مجمع عمومی سازمان ملل وی که روی نموداری برنامه هسته ای ایران را نشان میداد، عبور نکند.     

پمپیو پیشنهاد قرار دادن اقدام نظامی علیه برنامه هسته ای ایران را در مرحله دوم استراتژی خود قرار داد. او قول داد تا تنگاتنگ با وزارت دفاع و متحدین منطقه ای آمریکا برای مهار ایران و حزب الله همکاری نماید و پژواک هشدار رئیس جمهور دونالد ترامپ را به رهبری ایران برساند تا ترمز برنامه هسته ای اش را بکشند، در غیر اینصورت با مشکلات بزرگتری مواجه میشود که تا کنون هرگز نداشته است.

یک اظهار نظر قاطع، حاکی از گزینه نظامی، پیامی  محکم  و کافی را به ایران ارسال خواهد کرد.

با، ممنوعیت فزاینده ارتش ایران از تجهیز سوریه و یمن، تهدید به انهدام کلیه موشکهای بالستیک آن، اعم از آزمایش شده یا شلیک شده، به روزکردن طرحهای مقدماتی برای درهم کوبیدن کامل هسته ای ایران (و نشت اخبار آنها به بیرون که این کار، کار آمریکاست) و  گسیل پیشاپیش کشتی های مجهز به سیستم دفاعی ضد موشکی به خاورمیانه، دولت ترامپ بهتر میتواند نشان دهد که، در صورت لزوم برای رویارویی آماده است. 

کاخ سفید همچنین  میبایستی اعلام کند که به متوقف کردن صرفاً تهاجم ایران اکتفا نخواهد کرد بلکه هدفش خنثی سازی کامل نفوذ ایران و عقب راندن آن از مناطقی است در آنجا مستقر شده است نیز میباشد. 

آسیب پذیری اصلی استراتژی منطقه ای ایران، وابستگی او به رژیم هایی  است با حکومت های ساختگی بی قاعده و بی ضابطه که اکثر آنها بقایای امپراتوری عثمانی بعد از جنگ جهانی اول میباشند که با مرز هایی که ظاهراً توسط نقشه کشی مست و چشم بسته ترسیم شده به وجود آمده اند، در حالیکه  در اثر گسل های قومی در معرض از هم گسستگی دائمی میباشند. ایالات متحده بدون اینکه سربازان خود را به آن مناطق اعزام کند، میبایستی این اقوام را با سلاح مجهز کرده و از آنها حمایت سیاسی کند تا آنها به حق خود مختاری بیشتری دست یابند و خودشان را از پایتختهای تحت نفوذ ایران یا مورد پشتیبانی آن، در لبنان، سوریه، عراق و یمن جدا کنند، و این دولتها (دولت/قوم ها ـ مترجم)،بصورت کنفدراسیونها یا ممالک جدیدی در آیند که با خطوط مرزی طبیعی تر قومیتی آنها مطابقت دارند.

بعضی ممکن است این رویکرد را غیر عملی و بی ثبات آفرین تلقی کنند، اما تاریخ خاورمیانه و خط سیر حرکت کنونی آن، بسیار هشدار دهنده است. اقتدارگرایی، بی ثباتی و خونریزی تنها مشخصه سوریه و در دهه اخیر نیست، بلکه بخش عمده منطقه از زمان شکل گیری جغرافیای سیاسی اش پس از جنگ اول جهانی واجد همین مشخصه بوده است. هیچ چیز مقدسی در مورد حدود و مرزهای حکومتهای اسلامی، ایران و فرقه های گوناگون یمن و سوریه که هم اکنون هم به واگرائی کشانده شده اند، یا ساختارهای سیاسی آنها که بطور قطع شکست خورده اند وجود ندارد. این دولتهای مصنوعاً سرهم بندی شده(موزائیکی ـ مترجم)، یا تجزیه شده شده اند یا با موفقیت از پیوندهای خود کاسته اند، مانند اتحاد شوروی، یوگوسلاوی و چک اسلواکی که همه بعد از جنگ جهانی اول شکل گرفتند. و یا مانند بوسنی و هرزه گوین که تشکیل یک کنفدراسیون دادند. ایالات متحده آمریکا باید حقایق جدید را تشخیص بدهد. از جمله اینکه چارچوب فعلی منطقه، علایق ایران را قلقلک می دهد تا سیاست های جاه طلبانه خود را بر این اساس تطبیق دهد.

محور درگیری های منطقه ای با ایران، سوریه است. گروه اصلی در آنجا که آمریکا از آنها حمایت میکند، کردها هستند، که آمادگی خودشان را برای دفاع از خویش اعلام کرده اند. هرچند این حمایت به این معناست که فشار آمریکا متوجه ترکیه میگردد که ” مدتی همچون یک عضو رسمی پیمان ناتو عمل نکرد”.

ایالات متحده آمریکا بایستی با تکیه بر قابلیت های نظامی دولت های متحد، از جمله کشور مصر، اردن، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و آذربایجان، مانع از تجاوزات ایران شود. اما بیشترین کمک واشینگتن باید در اختیار اسرائیل قرار گیرد. چون اسرائیل از کمترین دفاع برخوردار است و مکرراً تمایل شدید خودش را برای عقب راندن ایران اعلام کرده است.

در گزارش اخیر انستیتوی یهودیان که برای آژانس امنیت ملی آمریکا – جایی که من رئیس و مدیر عامل آن هستم- تهیه شده، توصیه می کند ایالات متحده در راستای کمک به تقویت قابلیت اسرائیل در مقابل افزایش تهدیدات ایران، بخشی از تعهدات ۳۸ میلیارد دلاری ده ساله مربوط به اهداف نظامی خارجی خود را از پیش به اسرائیل تحویل دهد. گزارش همچنین توصیه می نماید که ترامپ یک فرمان اجرایی را صادر و امضاء کند که به موجب آن ارتقا و بهبود موقعیت اسرائیل، به عنوان متحد آمریکا، همانند استرالیا و کانادا شود که آنها، آنچنانکه میدانیم، به امور اطلاعاتی، تکنولوژی نظامی و تجهیزات آمریکایی دسترسی دارند.

مرتفع نمودن برخی موانع بوروکراسی، قانونی و ارتقاء همکاری امنیتی که – تعداد کمی یا هیچیک از آنها شامل دیگر متحدین نزدیک واشینگتن نمیگردد، به نهادهای دولتی آمریکا این علامت را می دهد که ترامپ خواهان نزدیکترین همکاری ممکن با اسرائیل برای رویارویی با تهدیدات منطقه ای مانند تهاجم ایران است. به علاوه لازم است ایالات متحده انبارهای خلی شده خود از مهمات هوشمند و دیگر ملزومات جنگی مهم را در اسرائیل را پُر کند و در زمینه ی تحقیق و توسعه تکنولوژی جنگ افزارهای پیشرفته با اسرائیل همکاری نماید.

پس از تشدید فشار ها، دستگاههای دولتی باید دریابند چگونه از اهرم دستیابی توافق با روسیه. برای زدن زیر آب ایران در سوریه استفاده کنند. در هفته های اخیر، مسکو مانع از انهدام تاسیسات ایران در سوریه نشد، و از فروش سیستم ضد موشکی S300 زمین به هوا به رژیم اسد هم امتناع کرد و به اِعمال محدودیت هایی در زمینه حضور ایران در سوریه تن داد، و در میدان سرخ از نتانیاهو پذیرایی کرد.

افزایش هزینه توسعه طلبی تهران، که منشاء نارضایتی عمومی در ایران شده است به سومین “نه” ی استراتژی پمپئو مربوط است، یعنی دفاع خستگی ناپذیر از مردم ایران.

سخنرانی پمپئو حاوی یک  طرح مقدماتی برای یک سیاست جامع و فراگیر میباشد. راهکار استفاده  هرچه بیشتر اهرم قدرت آمریکا، اعم از اقتصادی، نظامی، متحدین آن، سیاسی و بشردوستانه برای فشار آوردن به ایران در ابعاد مختلف میباشد. دولتمردان آمریکا می توانند شانس موفقیت خودشان را در کاهش تهاجم ایران و از بین بردن نفوذ آن، توقف برتامه هسته ای اش، افزایش دهند.

ترجمه از

کاوشگر

 

 

 

 

نه! ملت ایران با رژیم در یک کشتی ننشسته است

Share Button

جناب ظریف! این مخالفین همسفر جهنم قعر دریا با شما: سرنشین این کشتی بوده و هستند، یا اسرائی بوده و میباشند که: دسته دسته از آنان براحتی اعدام میشوند، به شکنجه گاهها  فرستاده  میشوند، سربه نیست میشوند، ترور میشوند، مورد تجاوز جنسی و جسمی قرار میگیرند، از مملکت تارانده میشوند، صدایشان خفه میشود، زنان و دخترانشان در خیابانها از سوی گزمه های شما مورد آزار و اذیت و تهدید قرار میگیرند؟

جواد ظریف اظهاراتی در مورد قرار داشتن موافقین و مخالفین جمهوری اسلامی در یک کشتی دارد که کانال توانا آنرا درج کرده است.
ظریف: «موافق جمهوری اسلامی با مخالف جمهوری اسلامی در یک کشتی نشسته‌اند»
محمد جواد ظریف هدف «دشمنان» ایران را نه نظام جمهوری اسلامی که خود ایران دانست و گفت: «اکنون هدف دشمنان نه نظام ایران، نه دولت ایران، بلکه هدف ایران است. این ایران است که اکنون برای تحقق برخی از اهداف و تمایلات مانع است، می‌خواهند ایران را نابود کنند».
ظریف در اجلاس ماهیانه اتاق بازرگانی به شدت از «ناموفق بودن برجام» ابراز نگرانی کرد و گفت خروج از برجام «انتخاب نظام نیست».
او همچنین در بخش های دیگری از سخنان خود گفت: «خیال نکنید اگر روحانی رفت، اصولگرا موفق می‌شود. ما در ایران از اصولگرا، اصلاح‌طلب، بی‌خط، مخالف جمهوری اسلامی، و یا مخالف دولت همه در یک کشتی نشسته‌ایم».
سئوال توانا:
شما چه فکر می‌کنید؟ شما فکر می‌کنید مخالفان جمهوری اسلامی با موافقان جمهوری اسلامی در یک کشتی نشسته‌اند؟
و اینهم پاسخ من بدان:
شباهت آخوندهای مکلا و معمم با هم در این نظام لومپنکراتیک و شیادسالار، حیرت آور است و فرقی نمیکند این مکلاها دکتر باشند، استاد دانشگاه باشند، فرنگ درس خوانده یا در داخل درس خوانده باشند. اینان در هر حال رکود دار وقاحتنند!
جناب ظریف! شما میگوئید که هم مخالفین و هم مخالفین نظام در یک کشتی نشسته اند و سرنوشت مشترکی دارند، و به زعم شما، اگر غرق شوند با هم غرق میشوند.
جناب شیخ جواد چند سئوال ساده از شما!
۱ – شما در این اظهارات نگفتید که سکاندار این کشتی که بوده است و کیست؟ شما یا مخالفاتان؟
۲- حکومت شما طی این ۴۰ سال فرمانروای خود، چقدر به این مخالفین هم سرنوشت با خود، در این کشتی فرصت داده تا با کمک به هدایت آن مانع  غرق شدن آن شوند؟
۳- این مخالفین همسفر جهنم قعر دریا با شما: سرنشین این کشتی بوده و هستند، یا اسرائی میباشند که : دسته دسته از آنان براحتی اعدام میشوند، به شکنجه گاهها فرستاده میشوند، سربه نیست میشوند، ترور میشوند، مورد تجاوز جنسی و جسمی قرار میگیرند، از مملکت تارانده میشوند، صدایشان خفه میشود، زنان و دخترانشان در خیابانها از سوی گزمه های شما مورد آزار و اذیت و تهدید قرار میگیرند؟
۴- جناب آشیخ ظریف! دشمنان ایران چه ممالکی هستند؟ روسیه، چین، که شما مملکت ما را؛ هم به مستعمره سیاسی و هم مستعمره اقتصادی آنها تبدیل کرده ائید، یا اسرائیلی که بخش بزرگی از شهروندان آن ایرانیانی هستند که به میهن ما همچنان بعنوان وطن خودشان مینگرند؟ نوروز ما را جشن میگیرند و به کورش کبیرمان بعنوان پیغمبر مینگرند؟
۵- آیا اسرائیل نسبت به ما دعاوی ارضی دارد؟ نسبت به سرزمین ما، خلیج فارس یا بحر خزرمان ادعاهای  آبی دارد؟
۴ ـ ممکنست بگوئید از منظر منافع ملی ما، یعنی منافع ایران امان، و نه از منظر منافع فرقه خودتان و متحدینِ جهاد اسلامی، حماس و حزب الله لبنان، و سوری شما، ما چه دشمنی باید با اسرائیل داشته باشیم که فرقه حکومتگر شما دائم آن مملکت را تهدید به نابودی میکند؟ با تجهیز موشکی حماس، حزب الله و جهاد اسلامی علیه آن ضشهروندان و مردم عادیش را در معرض تهدید دائمی قرار میدهد؟
۵ – پرچم واقعی ملی ما که هیچ، آیا حتی برای یکبار هم شده است که اسرائیل پرچم فرقه ایی، الله نشان، شما را بسوزاند یا زیر پا برای لگد کردن قرار دهد؟ آیا شده است که حتی یک بار یک اسرائیلی برای ما، برای ایران ما و حتی برای شما ایران ستیزان به قدرت رسیده در این سرزمین، مرگخواهی کرده و «مرگ بر» ایران بگوبد؟
این سئولات را میتوان باز هم ادامه داد.
جناب آشیخ جواد! همه آنچه در فوق گفته شد، در مورد آمریکا و عربستان هم صادق است. فقط باید اضافه شود که: – آیا هرگز ظرف این ۴۰ سال حکومت شما اتفاق افتاد که به سفارت شما در آمریکا یا عربستان حمله شود، به دیپلماتهای شما توهین شود یا آنها به گروگان گرفته شوند؟
چناب آشیخ جواد! مردم ایران نه تنها با شما در یک کشتی ننشسته است و هم سرنوشت نیستند بلکه کشتی استبداد شما را؛ چه خود را اعتدالگرا بنامید چه اصولگرا به قعر آبهای لاجوردین خلیج فارسمان خواهد فرستاد و در این تلاش ممکن است هزینه بدهد، ولی هرگز با شما نه تنها غرق نخواهد شد بلکه روز غرق شدن شما را روز رستگاری و رهائی خود میداند که پس از شما، هر سال یادمان آنرا جشن خواهد گرفت.
جناب آشیخ حسن! ملت ایران دشمنی از شما و متحدین روسی، سوری، جزب اللهی و حماسی و حوثی شما بدتر ندارد.
جبهه نبرد مردم ایران علیه رژیم شما، آن خط مقدم پیکاریست که در برابر مردم ایران قرار دارد! و در این پیکار علیه شما با همان اسرائیل، آمریکا و عربستان همپوشی راهبُردی و استراتژیک دارد.
صدها سال ملت ایران در کنار همسایگان غربی ساحلی خلیج فارسمان؛ عربستان، امارات متحده عربی و بحرین در صلح و صفا زیسته است، اگر این ممالک، آمریکا و اسرائیل دشمن ایران بودند چرا قبل از روی کار آمدن شما اقدامی علیه میهن ما نکردند و نمیکردند؟
جناب آشیخ جواد! بس کن وقاحت را! ملت ایران بیدار شده است!
حبیب تبریزیان
ما را در کانال تگرامی
CimorghIran@
دنبال کنید و در آن عضو شوید!

بیانیه نجات«جمهوری اسلامی» با عنوان «نجات»ایران

Share Button

 اگر آن ده میلیون (حد اقل) آرای کاملاً سلبی را به قریب ۱۷ میلیون تحریم کننده انتخابات بیفزائیم، نتیجه میگیریم که حد اقل نیمی از مردم کشور نه تنها رژیم را نمیخواهند بلکه  همچنین دست رد به سینه کسانی می زنند که میخواهند اجماع و مصالحه درونی هیئت حاکمه را که از سر استیصال و درماندگی است به عنوان اجماع ملی یا آشتی ملی جا بزنند و خرمهره را بنام عقیق اعلا به مردم بفروشند وبسیاری از امضاء کنند گان  این بیانیه ی «نجات ایران» از همین قماش هستند

نگاهی حتی سطحی به اوضاع کشور نشان میدهد که رژیم به بن بست رسیده است و خودِ شاکله نظام نیز این را میداند و بدین سبب، ماههاست که نداهایی دایر بر آشتی ملی داده می شود و این نداها نه تنها از سوی اصلاح طلبان، بلکه از سوی جناح مقابل نیزبه گوش می رسد.

قبل از نوروز امسال زمزمه هایی حاکی از رفع حصر از همه سو بگوش میرسید و وعده های بیشمار در این مورد داده می شد. و همه این زمزمه های امید بخش از معجزات اعتراضات وسیع دی ماه سال قبل در بسیاری از شهرهای ایران بود که رژیم را به وحشت انداخته بود.

همین دیروز بود که  مردم آبادان به عنوان اعتراض به بدی وضع آبرسانی شهر با شعار:«دشمن ما همینجاست ــــ دروغ میگن آمریکاست» در برابر فرمانداری شهر اجتماع کرده بودند و شعار مزبور، شعار یک  گروه سیاسی برانداز اپوزیسیونی نبود تا سربازان گمنام امام زمان گریبانشان را راحت بگیرند و صدایشان را خفه کنند. این صدا، فریاد خشم مردم آبادان بود که در آستانه قحطی آب قرار گرفته اند.

آبادانی ها مُبّدع این شعار کاملاً درست نبودند، قبل از آنها در گوشه و کنار برخی از شهرها، و همچنین در اعتراضات کارگران فولاد نیزاین شعار داده شد. مردم آبادان با این شعار خطاب به فرماندار، در حقیقت کُلیت نظام را هدف گرفتند. کیست که اندک توهمی در مورد استراتژیک و راهبُردی بودن شعار«مرگ بر آمریکا!» در این نظام تردید داشته باشد. و اگر این شعار برای رژیم راهبُردی و استراتژیک است نفی آن از سوی مردم یعنی نفی رژیم.

این شعار فقط به لحاظ معنا رادیکال نبود، بلکه جسارت معترضین در فریاد زدن آن در مقابل فرمانداری شهر و قبل از آنها در بسیاری از دیگر نقاط کشور، نشان میدهد و داده است که سرو کار رژیم دیگر با گروههای سیاسی خاص نیست بلکه با توده مردمی است که ترسی از رژیم و گزمه های امنیتی آن ندارند.

در چنین شرایطی است که برخی در تلاش برای بهم آوردن سر و ته قضیه در چهار چوب اجماع ملی، کوشش دارند تا در چهار چوب وضعیت موجود، برای رژیم ضربه گیر سیاسی و امنیتی بسازند.

این جماعت با عبارت پردازیهای به ظاهر مردمی، حد اقل این قدر درایت ندارند که اگر میخواهند مردم را فریب دهند، برای خود آرم و نشان  و پرچم دیگری انتخاب کنند و نه اینکه نمادین ترین نمونه آرم و پرچم اقلیت قدرتمند حکومتی را به دست بگیرند و  بیش از نیمی از مردم ایران و نمایندگان سیاسی آنرا از شمول هر اجماعی حذف نمایند. لیست امضاء کنندگانذ این بیانیه نه تنها نشانی از اجماع ملی در خود ندارد بلکه حکم درخواست نامه پیوستن به ارابه قدرت از سوی کسانی  را دارد که از گردونه انقلاب، از آغاز آن تا امروز، گاه خفت آمیز به بیرون پرتاب شده اند.

این اجماع تقریبا مشابه دعوت هیئت مؤسسان انقلاب است با این تفاوت که اعضای این مجمع دیگر همان تکیه گاه دوران انقلاب را در پشت سر خود ندارد و مجمع عمومی آن پس از نزدیک به ۴۰ سال فاجعه آفرینی، بیش از جمعی صاحب منصب  اجباراً باز نشسته نیستند. و در زمانی که کُل قضیه از سوی ملت زیر سئوال رفته  است.

ماهها قبل از اینکه بیانیه ی«نجات جمهوری اسلام»، تحت عنوان «نجات ایران» بیرون بیاید بحث اجماع و آشتی ملی در اردوی اصولگرایان و اصلاح طلبان مرتبط با احزاب پادگانی وسیعاً جریان داشت، ولی آش طراحانش آنقدر بی مایه بود که کسی زحمت مزه کردن آنرا بخود نداد و اولین مانع آن، عبور از لیدر و نماد جبهه اصلاحات، یعنی عبور از محمدخاتمی بود و دومین مانع، ادامه حصر بود که به  عزرائیل رژیم تبدیل گردیده است.

خامنه ای  اگر بدون دریافت توبه نامه و عفو نامه از  حصر شدگان  آنان را ببخشد، اتوریته خود را از دست خواهد داد و عملاً در حکم  اعتراف بر بی گناهی موسوی، کروبی و رهنورد و تائید تقلب و کودتا انتخاباتی در سال ۸۸ میباشد. و اگر بخواهد بر ادامه حصر پافشاری کند، همان می شود که مهدی کروبی گفت«” عزرائیل تکلیف را یکسره خواهد کرد».

مسئله حصر برای رژیم به استخوان گلوگیری تبدیل گردیده است که نه قورت دادنی است و نه بیرون دادنی است، فقط کُشنده است!

به عنوان یکی از باورمندان به جنبش سبز و رهبران فرازمند آن، ضمن ابراز احترام قلبی برای میر حسین، کروبی و خانم دکتر رهنورد، باید بگویم، جامعه ایران نه تنها از گفتمان اصلاحات بلکه از گفتمان جنبش سبز نیز گذشته است.

انتخابات گذشته بهترین نشانه عبور اکثریت مردم  از فاز گفتمان اصلاحات و جنبش سبز بود. از قریب ۲۰ میلیون نفری که به روحانی رای دادند، به جرعت میتوان گفت که حداقل نیمی از آنها، چون می خواستند کلیت رژیم را نفی کنند، ابراهیم رئیسی کاندیدای مورد تائید رهبری نظام را کنار زدند و به روحانی رأی دادند.

اگر ده میلیون (حد اقل) آرای کاملاً سلبی آن انتخابات را به قریب ۱۷ میلیون تحریم کننده انتخابات بیفزائیم، نتیجه میگیریم که حد اقل نیمی از مردم کشور، نه تنها رژیم را نمیخواهند بلکه  همچنین دست رد به سینه کسانی می زنند که میخواهند اجماع و مصالحه درونی هیئت حاکمه را که از سر استیصال و درماندگی است به عنوان اجماع ملی یا آشتی ملی جا بزنند و خرمهره خویش را بنام عقیق اعلا به مردم بفروشند وبسیاری از امضاء کنند گان  این بیانیه «نجات ایران» از همین قماش هستند.

تردید ندارم که افراد فهیم و میهن پرست نیز در بین امضاء کنندگان  کم نیستند که این بیانیه را از موضع دلسوزی امضاء کرده اند ولی باور دارم که شبکه مهندسی افکار عمومی رژیم نیز درصدور این بیانیه ،نقش داشته است.

از توضیح بیشتر در میگذرم و فقط مطالعه بخش های کپی شده این بیانیه را در زیر توصیه میکنم.

……………………………………

کلمه

بیانیه «نجات ایران»

در نهمین سالگرد راهپیمایی میلیونی ۲۵ خرداد قرارداریم. حرکتی آرام، عظیم و شگفت‌آور. نشانه‌ای از آنکه اراده انسان‌های تنها، آن زمان که به یکدیگر پیوند بخورد، چون قطره‌هایی است که اندک اندک جمع می‌شوند و دریایی بزرگ را تشکیل می‌دهند. دریایی به نام ملت. یک ملت بزرگ. یک ملت مستقل. یک ملت مقتدر. ملتی که می‌تواند بایستد، از حقوق خود دفاع کند، کرامت خود را پاس بدارد و مشکلاتش را با اتکا به خود و به شیوه مسالمت‌آمیز طرح و در صورت همراهی حل کند؛ و مگر نه این است که ما چنین ملتی بودیم؟

ما اقتدار خود را بارها و بارها در طول تاریخ به نمایش گذاشته و ثبت کرده‌ایم. در انقلاب پر افتخار مشروطه؛ در جنبش ملی‌ شدن صنعت نفت، در انقلاب آزادی‌خواهانه و استقلال‌طلبانه ۵۷ و در جریان هشت سال دفاع در برابر دشمنی که برای تجاوزکاری خود به کمک‌های آشکار و پنهان نیمی از جهان متکی بود. پس چطور کار ما به اینجا رسید؟ یکصد سال پس از مشروطه و ۴۰ سال پس ازانقلاب ۵۷، آیا این رویایی بود که ایرانیان به دنبالش بودند؟

………………………………..

 از مصاحبه سید حسین موسویان با

نشریه عصرایران

صادقانه بگویم هرتصمیم مهم در مناسبات منطقه‌ای و جهانی، نیازمند یک وضع داخلی منسجم و هماهنگ است. درحالی‌که ایران با تهدیدات فوق‌العاده منطقه‌ای و بین‌المللی مواجه است، جناح‌های سیاسی در داخل سال‌هاست که مشغول بریدن سر یکدیگر هستند و هر جناحی هم با بدترین تهمت‌ها و توهین‌ها، گناه مشکلات کشور را گردن دیگری می‌اندازد.

برای ایجاد اجماع و وحدت داخلی نیاز به درک درست از شرایط داخلی و خارجی کشور، فداکاری و ازخودگذشتگی است. با این وضع، مشکلات اقتصادی فعلی مردم و منافع کلان ملی کشور ۲قربانی اصلی اختلافات فعلی جناح‌های سیاسی داخلی هستند. بزرگان نظام باید قبل از هرچیز دراین مورد چاره‌اندیشی کنند؛ حتی به قیمت یک خانه‌تکانی اساسی در دولت یا حتی استعفای دولت فعلی و برگزاری انتخابات زودرس، زیرا استمرار وضع فعلی تا ۲سال دیگر، ممکن است موجب لطمات غیرقابل جبران شود.

 

پرچم ملی ما: بیائید ازنو ملت بشویم!

Share Button

رژیم آخوندی که حتی نماینده روحانیت و اسلام هم نیست، تمام تلاش خود را بکار برده و می برد تا شناسنامه تاریخی ملت ایران را باطل کند و بجای آن برای ما شجره ایی از امامان و امامزاده ها ئی بسازد که که برای صدهها سال ناندانی فرقه او بوده است، تا گذشته ملی ما را به محاق فراموشی بفرستد و هویت ملی ما در متن سیاه شناسنامه نویسی خمینیستی و گفتمان اُمت ساز آن محو گردد.

آفرین بر این دخترانی که با الله زدایی از عَلَمِ حکومتی و نشاندن
 نام ایران، گامی در جهت اعاده حیثیت ناموسی ملی ما برداشتند

تغییر پرچم ایران یکی از آثار شوم انقلاب اسلامی است که شوربختانه از سوی هیچ یک از منتقدین و مخالفین رژیم اسلامی  مورد نقد جدی قرار نگرفته است.

این بی اعتنایی به مسئله پرچم، در واقع بی اعتنایی به همبستگی ملی است زیرا که برای همه ملل دنیا، که خود را ملت می نامند و برای خود همبستگی ملی قائلند بسیار مهم میباشد.

در بیشتر ممالک دنیا شهدای نظامی یا بزرگان عرصه سیاسی را به هنگام دفن در پرچم ملی می پیچند و با نواختن سرود ملی دفن میکنند.

پرچم در طول تاریخ برای جوامع بشری حکم شناسنامه ملی را داشته و شکل پرچم، نقش هویت تاریخی آنان را یافته است و با گذشت زمان به نسبت بهم پیوستگی های اجتماعی، اهمیت پرچم نه تنها کم نشده بلکه بیشتر نیز شده است. در سوئد، که آنرا میتوان پیشرفته ترین کشور دنیا در بسیاری از زمینه ها و از همه بیشتر از نظر سیاسی دانست، بسیاری ازسوئدی ها در خانه هایشان میله های بزرگ  برای برافراشتن پرچم در حد استاندارد دولتی دارند و در روزهای ملی سوئد این پرچم ها را برافراشته می کنند.

به جز ایران و داعش و القاعده  و حماس که استثنا هستند و پرچمشان بیان هویت فرقه ای آنهاست، پرچم همه کشورهای دنیا سمبل وحدت ملی، اشتراکات نیرومند تاریخی آنان و پرچم همه مردم است.

 پرچم الله نشان رژیم که چهل سال است بر ما تحمیل گردیده نه، برخاسته از تاریخ ما میباشد و نه مورد اجماع در جامعه است

ونه یادمان یک اتفاق با شگون تاریخی.

پنهانسازی حتی همان زمینه سه رنگ پرچم ما در متنی سیاه و نمایش

فقط نقش الله در یکسو و آیه قرآنی عربی در سوی دیگر تصادفی نیست 

اما گاهی دیده می شود که نسل جوان برای نشان دادن هیجانات طرفدارانه از تیم های ورزشی میهنمان، همین پرچم فرقه حاکم را مانند مردم دیگر ممالک به عنوان پرچم بالا میبرد و تکان میدهد و تلخ اینکه، این نمایش تجدید امضای یک عهدنامه شوم تاریخی است که مشتی شیاد در مقطعی از بد مستی ملت، امضایش را بدان تحمیل کردند.

نسل جوان باید بداند که این پرچم الله نشان پرچم ملی ما نیست بلکه  تنها پرچم شیر خورشید نشان است که پرچم ایران ماست وا ین پرچم از صد سال پیش  ازروی کار آمدن سلسله پهلوی نیز پرچم ایران بوده است و با روی کار آمدن پادشاهی پهلوی نیز مشخصات عمده آن با همان شکل سابق حفظ شد و تغییر اساسی نکرده است.

این پرچم، پرچمی است که انقلابیون مشروطه خواه برعلیه استبداد محمدعلی شاهی برافراشتند، این پرچم، پرچمی است که زنده یاد دکتر محمد مصدق در لوای آن ایستاد و جنبش ملی شدن صنعت نفت را به پیش برد.

نسل جوان باید بداند که نظام اسلامی از همان بدو استقرار خود برای  قطع پیوند تاریخی ملت با ریشه های تاریخی اش تلاش کرده است. اگر مردم اجازه داده بودند، این رژیم همچنین دلش میخواست که تخت جمشید را نیز با خاک یکسان کند همچنان که می خواست قبر کوروش و پاسارگاد را به آب ببندد و همچنانکه ارک تبریز را خراب کرد و میخواست تندیس بابک خرمدین را منهدم کند.

رژیم آخوندی که حتی نماینده روحانیت و اسلام هم نیست، تمام تلاش خود را بکار برده و می برد تا شناسنامه تاریخی ملت ایران را باطل کند و بجای آن برای ما شجره ایی از امامان و امامزاده ها ئی بسازد که که برای صدهها سال ناندانی فرقه او بوده است، تا گذشته ملی را ما به محاق فراموشی بفرستد و هویت ملی ما در متن سیاه شناسنامه نویسی خمینیستی و گفتمان اُمت ساز آن محو گردد.

حبیب تبریزیان