Archive for: July 2018

چالش طلبی همزاد رژیم است و بدون آن خواهد مُرد

Share Button

پس از انقلاب این طبقه نوخاسته و به قدرت رسیده همه موسسات بزرگ تولیدی را که اکثراً هم سود آور بودند، را تحت عنوان ملی کردن عملاً مصادره کرد. ملی کردن برخی از صنایع بزرگ هم، عملاً سپردن آن بدست آخوندهای حاکم بود زیرا زمام دستگاه دولتی هم، دیگر از مدیران و کارمندان حرفه ایی دوران پهلوی گرفته شد و به کنترل و تملک مستقیم و غیر مستقیم آخوندها درآمده و با دستگاه دینی یکی شده بود.*

 

خمینی و طیف روحانی اطراف او، در جریان انقلاب، مفاهیم، احکام و مواعید مذهبی را به عرصه سیاسی و زندگی عمومی تعمیم دادند تا به کمک آن توهمات دینی سیاسی شده، خود را به عرصه قدرت سیاسی بکشانند و آنگاه به کمک این توده افسون شده با دین سیاسی، مخالفین خود را قلع و قمع کنند.

دین به حربه ای  سیاسی در دست حکومت جدید تبدیل شد که در پشت سر آن دهها میلیون از مردم میهنمان قرار داشتند و انگیزه آنها علاوه بر آخرت گرائی  دست یافتن به جامعه امام زمانی(مدینه فاضله) هم بود که آخوندها در طول تاریخ به کله مردم فرو کرده بودند.

تنها گفتمان عرفی و رایج دینی نبود که آن توده های میلیونی را بدنبال رژیم جدید کشاند، بلکه سیاست آمریکا و اسرائیل ستیزی که از اسلام سیاسی استخراج شده بود بخش بزرگی از جامعه متوسط میهنمان را به دنبال خمینی کشاند. و کمتر کسی به این توجه داشت که ضدیت خمینی با آمریکا مانند ضدیتش با رژیم شاه از موضع ارتجاعی بود نه مترقیانه و همپوشی آن با گفتمان چپ در این زمینه، بسیار گذرا و سطحی بود.

رژیم اسلامی، حداکثر استفاده را از دین سیاسی و سیاست دینی  مخلوق خود، برای تصفیه و حذف مخالفین خویش حتی در داخل جبهه مذهبیون، بکاربست تا قدرت را کاملاً در اختیار حاکمیت آخوندی قرار دهد.

اسلام و روحانیتی که خمینی نمایندگی میکرد، نماینده اسلام مدرن طبقه نوخاسته بورژوازی و حتی بازارمدرن نبود، بلکه، نماینده اسلام ارتجاعی ترین و انگلی ترین بخش بازار، فئودالها، اشرافیت ایلی در روستاها و شهرستانها و بخش دلالی بازار، مانند میدانی ها و بازار کاملاً سنتی در شهرها بود که حتی بر فعالیت آنها نمیتوان نام خدمات تجاری نهاد.

نظام اسلامی طی ۴۰ سال طبقه جدیدی را ایجاد کرد که گوشت و پوست این طبقه از راه تصرف و مصادره موسسات وابسته به رژیم سابق و فساد و رانت خواری ساخته شده بود و نه از راه تولید و ارزش افزایی.

آخوندهای حاکم در عرصه فرهنگ؛ نگهبان و باز تولید کننده خرافه و خرافه پرستی بودند که ازقِبَلِ آن بیش از یک هزار سال زندگی کرده و در عرصه اقتصاد هم آنها نماینده دلالی و رانت خواری بودند. معیشت این صنف قبل از انقلاب از سوی دهقانان یا کارگران یا از طرف بوروکراسی دولتی تامین نمیگردید بلکه توسط  بازاریان سنتی و فئودالها و خوانین تامین می شد. اصولاً کارخانه داران و بازرگانان مدرن ارتباطی با مسجد و منبر یا نداشتند یا دنبال روحانیون غیر سیاسی بودند.

پس از انقلاب، طبقه نوخاسته و به ثروت و به قدرت رسیده، همه موسسات بزرگ تولیدی، خدماتی و مالی را، مصادره کرد. ملی (دولتی) کردن برخی از صنایع بزرگ هم، عملاً سپردن آن بدست آخوندهای حاکم بود زیرا زمام دستگاه دولتی دیگر، از مدیران و کارمندان حرفه ایی دوران پهلوی گرفته شده بود و به کنترل  مستقیم و غیر مستقیم آخوندهای حاکم درآمده بود.

طبقه نوخاسته که فاقد سنت بنگاه داری مولد و ارزش آفرین دوران شاه بود، موسسات مصادره شده را  به مکانیسم ماشین رانتخواری خود تبدیل کرد که از درون فعالیت بظاهر تولیدی، رانت های خود را بصورت سود ناشی از تولید و ارزش افزایی نشان میداد.

این طبقه نوخاسته تنها به تبدیل فرایند تولید به پوششی برای رانت خواری خود بسنده نکرد بلکه بر سرمایه علمی و فنی جامعه نیز با تولید انبوه مدارک تحصیلی تقلبی چنگ انداخت وعلاوه بر مناسب دولتی بالا، بیشتر کرسیهای دانشگاهی را هم به کنترل خود درآورد.

نتیجه:

ریشه چالشهای لاینحلی که رژیم برای مملکت آفریده و می آفریند، ناشی از ساختار و قرائت ارتجاعی و فرقه ای  دینی آن است که با دنیای جدید دمساز نیست، چون در تمام زنجیره ارثی آن، عنصر مدرنی که با این دنیا سازگاری یابد وجود ندارد. اسلام این رژیم، اسلام آیت الله شریعتمداری نیست بلکه اسلام کلینی و شیخ محمد باقر مجلسی است.

اگر سردار مداح سپاه رژیم، چنان با آن لحن چاله میدانی و زورخانه ایی برای آمریکا شاخ و شانه می کشد، اگر دادستان قوه قضائیه در مجلس  گوش نماینده را گاز میگیرد، اگر رئیس جمهور مدعی داشتن دکترا، نمی تواند دو کلام انگلیسی در برخورد با مخاطبین خارجی ادا کند، اگر در بازار ارزی، فردی مانند جمشید بسم الله ظهور میکند که تعین کننده نرخ ارز میشود، اگر سردار سپاه، مدعی دزدیده شدن ابرها و بارانهای مملکت از آسمان میشود، اگر رهبرش با قیافه نمایشی سعی در گریاندن  مردم میکند، اگر رودخانه و تالابها و دریاچه هایش خشک می شوند و فریادرسی نیست، اگر مداحش رئیس جمهور مملکت را به اشکال مختلف تهدید میکند، اگر قاری قرآنِ بیت رهبری بچه باز از آب درمی آید، اگر سردار سپاهش در استعمال بطری به زندانیان سیاسی مباحات میکند، اگر رئیس جمهورش در زیر تابلو و نقشه بزرگ الخلیج العربیه می نشیند و به حرفهای سخنرانان گوش می دهد بدون اینکه بداند چقدر تحقیر شده است و چقدر مملکت را خفت زده کرده است، اگر رژیم چند میلیون از نخبگان مملکت را فراری داده است و با این وجود در کمال وقاحت از آن متواریان از مملکت به عنوان طرفداران نظام نام میبرد و.. ،، همه و همه اینها بازتاب آن تضاد بنیادین است که، این ناقص الخلقه سیاسی قرن بیستم بنام «نظام اسلامی ولایت فقیه» با آن همزاد است و به این دلیل قادر به تعامل و دمسازی با دنیا نیست.

از درون آن مصادره های فرهنگی و اقتصادی مندرج در فوق، طی ۴۰ سال یک جریان سیاسی/فرهنگی شکل گرفته است که گذشته رژیم را دیگر قبول ندارد ولی عامل ارثی آن را همچنان  با خود حمل میکند و قادر به رهانیدن خویش از آن عامل ارثی نیست.

از منظر جامعه شناسی سیاسی، اصلاح طلبان دینی این جریان سیاسی را نمایندگی می کنند.

 

توجه!

در کانال تلگرامی زیر بما بپیوندید و کمک کنید تا صدای ما به تعداد بیشتری از هم میهنانمان برسد.

صدای ما، بانگِ ایران زمین ماست با پیام «ناسیونال لیبرالیسم» که راهبُرد آرمانی کارگروه کانال سیمرغ است.

ما، انتظاری ولو کمترین برای خود نداریم، نه می خواهیم حزب سیاسی شویم و نه در جستجوی شهرتیم. ما در پی گستراندن اندیشه ناسیونال لیبرالیسم تا حد یک گفتمان فراگیر ملی به عنوان مشعل آزادی میهنمان از یوغ رژیم کنونی هستیم و خود را تنها گردان این سنگر پیکار نمی دانیم. نقد ما بر رژیم نیز از این موضع می باشد که ما را دیامترال (۱۸۰ درجه ای) در نقطه مقابل رژیم قرار میدهد.

CimorghIran@

*

بهزاد نبوی که در یکی از دولتهای بعد از انقلاب وزیر صنایع بود تعریف میکند که پس انقلاب نخود لوبیا فروشهای بازار آمده بودند تا کارخانه های رها شده سرمایه داران سابق را بخرند. آنها این کارخانجات را مفت میخریدند و ماشین آلات آنرا میفروختند و با پول آنها زمین کارخانه را به واحد های مسکونی یا تجاری تبدیل میکردند.

    

ترس و عدم اعتماد به نفس رژیم را فلج کرده است

Share Button

احتمال اینکه سید محمد خاتمی که زمزمه دیدار او با رهبری نظام بگوش میرسد از نو به گردونه  قدرت دعوت شده و به بازی گرفته شود تا آبی بر التهاب سیاسی و اقتصادی و اجتماعی جامعه بپاشد بسیار است ولی راضی کردن موسوی و کروبی آسان نیست زیرا به احتمال قوی آنها از اتهامات خود علیه رهبری نظام کوتاه نخواهند آمد تا بنام مردم، سید علی خامنه ایی و طیف پشت سر او که با کودتای انتخاباتی سال ۸۸ بستر همه این جنایات ، فسادها، دزدیها، اختلاسها و تنش آفرینی های داخلی و خارجی مملکت سوز را ایجاد کرد، تطهیر شوند!!

 

تظاهرات دی ماه سال گذشته در میهنمان شباهت زیادی به تظاهرتی داشت که ظرف چند روز بساط رژیم زین العابدین بن علی در تونس را درهم پیچید.

دستگاههای امنیتی رژیم بن علی، دیکتاتور تونس، طی دو دهه سرکوب جریانهای سیاسی مخالف رژیم را آموخته بودند، ولی در برخورد با یک شورش کاملاً خودجوش خیابانی که از نوع دیگری مخالفت بود فلج شد.

اگر در جریان اعتراضات دی ماه بلای دیکتاتور تونس بر سر رژیم ایران نیامد و رژیم ساقط نشد فقط دو دلیل داشت نخستین آن قساوت  نیروهای سرکوب رژیم در ایران در مقایسه با نیروهای بن علی در تونس بود و دیگری، سرعت عمل و قاطعیت رژیم در سرکوب آن تظاهرات. شاید اگر رژیم فقط دو روز دیگر تعلل کرده بود همان موقع کارش تمام بود و رفته بود.

رژیم که تا آن روز اعتراضات سیاسی و مدنی سازمان یافته و یا نیمه سازمان یافته را به آسانی با گرفتن و کشتن و شکنجه کُش کردن پاسخ داده بود، در برابر این موج جدید اعتراضات، آمادگی لازم را نداشت زیرا با مردم عادی و غیر سیاسی روبرو بود که از بیکاری و فشار معیشتی بستوه آمده بودند و گرفتن و به تلویزیون آوردن آنها کسی را مرعوب یا قانع نمیکرد و فقط رژیم را با بدنه جامعه روبرو می ساخت..

مشکل رژیم در این بود که این موج اعتراضات موجب بروز اعتراضات مطالباتی دیگر شده که هم چنان بطور پراکنده از آن روز تا کنون در گوشه و کنار مملکت ادامه یافته است. و حالا هم با افشا شدن حلقه های زنجیره ای فساد و اختلاس و دزدی، سوخت جدید به این اعتراضات،  و نارضایتی عمیق عمومی پشت سر آن میرسد.

تصور اینکه این اعتراضات پراکنده خاموش شوند  تصوری بی پایه است زیرا شرکت کنندگان در این تظاهرات و اعتراضات به ظاهر مطالباتی کوچک و پراکنده در کلاس همین مبارزات بظاهر نازل، هم فن سازمان یابی، مبارزه با پلیس و نیروهای امنیتی را فرا میگیرند هم همبستگی شان با همدیگر عمیق تر و ارتباطاتشان وسیع تر می شود و هم بر جسارتشان در برخورد با نیروهای رژیم افزوده میگردد.

هرگونه شدت عمل رژیم علیه اعتراضات بحق کارگران یا اعتراضات کم آبی و زیست محیطی یا معلمان و مالباختگان می تواند به یک طوفان سراسری اعتراضی در سراسر کشور مبدل شود.

علاوه بر مسائل فوق، رهبری نظام، رئیس جمهور و فرماندهان سپاه در ایام اخیر برای آمریکا رجز خوانی بسیار کرده اند که به زبان ساده، حالا در آن وامانده اند. اگر بخواهند در اجرای آن ژستهای تهدید آمیز، وارد میدان درگیری جدی با آمریکا شوند خود  به خوبی می دانند که شکست مفتضحانه خواهند خورد و اگرخِرَد پیشه کرده جا بزنند و عقب بنشینند، پاسخی برای مردم ندارند.

تحت چنین شرایطی است که رژیم برای بازگرداندن، اصلاح طلبان به ساختار قدرت به دست پا افتاده است. و در اظهار نظر های مقامات رژیم هم سخن از رفع حصر در میان است که به گمان من تحقق آن دیگر در اختیار رژیم نیست بلکه احتمالا موکول  و مشروط به پذیرش و قبولی میرحسین و کروبی خواهد بود و رعایت شرط و شروط آنان از سوی خامنه ایی.

رژیم نمی خواهد رفع حصر به برخاستن موج اعتراضات سیاسی کشانده شود بلکه می خواهد رفع حصر برای آن کمکی باشد تا پایگاه اجتماعی خود را وسعت دهد تا بهتر بتواند در مقابل تحریمهای آمریکا بایستند و برای تحمل ریاضت اقتصادی،  ضمن اینکه از رهبران اصلاح طلب و جنبش سبز حمایت دریافت میکند ، برای پاسخگویی به جنایات خود شریک جرم نیز پیدا کند.

احتمال اینکه سید محمد خاتمی که زمزمه دیدار او با رهبری نظام بگوش میرسد از نو به گردونه  قدرت دعوت شده و به بازی گرفته شود تا آبی بر التهاب سیاسی و اقتصادی و اجتماعی جامعه بپاشد بسیار است ولی راضی کردن موسوی و کروبی آسان نیست زیرا به احتمال قوی آنها از اتهامات خود علیه رهبری نظام کوتاه نخواهند آمد تا بنام مردم، سید علی خامنه ایی و طیف پشت سر او که با کودتای انتخاباتی سال ۸۸ بستر همه این جنایات ، فسادها، دزدیها، اختلاسها و تنش آفرینی های داخلی و خارجی مملکت سوز را ایجاد کرد، تطهیر شوند!!

افشای جزئیات کودتای انتخاباتی ۸۸ و نقش خامنه ایی در آن از خواستهای مردم است. خونهایی که در آن کودتا بر زمین ریخت بخشودنی نیست!    

بخش دوم این یادداشت در روزهای آینده انتشار خواهد یافت.   

…………………………………………

 

توجه!

در کانال تلگرامی زیر بما بپیوندید و کمک کنید تا صدای ما به تعداد بیشتری از هم میهنانمان برسد.

صدای ما، بانگِ ایران زمین ماست با پیام «ناسیونال لیبرالیسم» که راهبُرد آرمانی کارگروه کانال سیمرغ است.

ما، انتظاری ولو کمترین برای خود نداریم، نه می خواهیم حزب سیاسی شویم و نه در جستجوی شهرتیم. ما در پی گستراندن اندیشه ناسیونال لیبرالیسم تا حد یک گفتمان فراگیر ملی به عنوان مشعل آزادی میهنمان از یوغ رژیم کنونی هستیم و خود را تنها گردان این سنگر پیکار نمی دانیم. نقد ما بر رژیم نیز از این موضع می باشد که ما را دیامترال (۱۸۰ درجه ای) در نقطه مقابل رژیم قرار میدهد.

CimorghIran@

*

 

سقوط ریال و صعود دلار و طلا ادامه خواهد یافت

Share Button

کنترل پولی و نظم و نظامات اقتصادی بطور کامل از دست دولت و بانک مرکزی خارج شده است و من با قطعیت میگویم، دقت کنید و بخاطر بسپارید! با قطعیت میگویم: نه این رئیس جدید بانک مرکزی آقای همتی و نه حتی اگر همه مغز های اقتصادی معاصر و سه قرن گذشته تا بحال را هم در یک اطاق جنگ یا فکر اقتصادی در بانک مرکزی جمع کنند، آنها قادر نخواهند بود گره از پای صعود موشکی و شتابگیری نرخ طلا و دلار و سقوط آزاد ریال را بگیرند. ما با سرعت بسوی تورمی نه دو رقمی و سه رقمی بلکه بسوی یک تورم نجومی مانند ونزوئلا، میلیون درصدی در حرکتیم. در این شرایط باید کمربندهارا سفت بست تا در این سقوط، با سر به ته ناپیدای صخره ای درّه نخورد.

تحت شرایط سیاسی و اقتصادی کنونی نقطه توقفی برای سقوط ریال و صعود دلار و طلا نیست

روزنامه های امروز کشور از بالا رفتن شاخص بورس و از گرانتر شدن مسکن نوشته اند و تلویحا آنرا نشانه ای مثبت ارزیابی کرده اند.
اگر کسی این بالا رفتن ها را حمل بر رونق یا بهبود اقتصادی کشور تلقی کند معلوم است که نه از اقتصاد چیزی میداند نه از وضع خاص بحران اقتصادی کشور.
خیل نقدینگی کلان و سرگردان در مملکت پس از غارت طلا و ارز بانک بانک مرکزی حالا متوجه بازار مسکن و بورس شده است و کار به زودی به خرید نخود و لوبیا و فرش و هر آنچه جنس قابل نگهداری که شده هم میرسد.
ریال به آتش سوزانی تبدیل شده که دست دارنده خود را می سوزاند و باید سریعا آن را با یک کالای منجمد و سرد ذوب نشونده معاوضه کرد.
همه اسکناسهای صادره بانک مرکزی سراسیمه بسوی انتشار دهنده خود یعنی بانک مرکزی در حرکتند مانند چک و سفته های یک تاجر ورشکسته که پانیک زده پیش صادر کننده خود برمیگردند قبل از اینه. صفر شده باشند و کاملا بی ارزش.
بزودی مردم در جلول بانکهای معتبر هم صف خواهند بست تا سپرده های خود را بگیرند و بهر جنسی که میتوانند آنها را تبدیل کنند.
کنترل پولی و نظم و نظامات اقتصادی بطور کامل از دست دولت و بانک مرکزی خارج شده است و من با قطعیت میگویم، دقت کنید و بخاطر بسپارید! با قطعیت میگویم: نه این رئیس جدید بانک مرکزی آقای همتی و نه حتی اگر همه مغز های اقتصادی معاصر و سه قرن گذشته تا بحال را هم در یک اطاق جنگ یا فکر اقتصادی در بانک مرکزی جمع کنند، آنها قادر نخواهند بود گره از پای صعود موشکی و شتابگیری نرخ طلا و دلار و سقوط آزاد ریال را بگیرند. ما با سرعت بسوی تورمی نه دو رقمی و سه رقمی بلکه بسوی یک تورم نجومی مانند ونزوئلا، میلیون درصدی در حرکتیم. در این شرایط باید کمربندهارا سفت بست تا در این سقوط، با سر به ته ناپیدای صخره ای درّه نخورد.
CimorghIran@

ترکش برگشتی حجاب اجباری به قلب حجاب اجباری رژیم

Share Button

از این مهمتر بخش قابل ملاحظه ای از محجبه های دینی هم مخالف تحمیل حجاب اجباری هستند ولی اوج دراماتیک این پژوهش آنجاست که میگوید، محجبه های دینی در محیط اجتماعی با منزوی شدن، مورد بی اعتنائی قرار گرفتن و نگاههای  سرد و تحقیرآمیز مردم در شرایط بسیار سختی قرار دارند.

 

زهرا خانم از پیشکسوتان جنبش حجاب اسلامی

رژیم از همان فردای انقلاب مسئله حجاب را به درستی، چشم اسفندیار مخالفین خود ارزیابی کرد و سعی نمود تا در پس سنگر حجاب که از طرف بخش عمده ترین بخش جامعه یعنی بخش سنتی با روحیه شهرستانی و بخشهای متوسطی که جوگیر و حجاب زده شده بودند، مخالفین سیاسی  عمدتاً سکولار خود را زیر ضربه برده و آنها را به حاشیه براند و در این استراتژی تا حد بسیار زیادی هم موفق بود.

من میگویم سیاست ابزاری حجاب، به این دلیل که در همان حالی که رژیم سختگیرانه ترین سیاست ها را، با راه اندازی گشت های خیابانی در شهرهای ایران تعقیب میکرد، در دهها هزار روستای ایران، مسئله حجاب همچنان به صورت یک نیمه روسری سنتی روستایی بدون ارتباط آن با دین و مذهب رعایت میشد. کمتر زن روستایی بود که تماما چهره یا موهای خود را کاملاً بپوشاند یا حتی چادر بپوشد چون برای زنان روستایی که اغلب کار می کردند چادر و حجاب دست و پا گیر بود و اغلب حتی در کنار خیابان یا کنار مزرعه سینه های خود را بیرون انداخته بدون خجالت از عابرین بچه هایشان را شیر می دادند و این نیم حجابی زنان روستائی هرگز برادران غیرتی سپاه، رژیم غیرت مدار، رهبران مذهبی  و آیت الله های حکومتی را وادار نساخت تا گشتهای خیابانی را روانه روستاها کرده به جان زنان و دختران روستایی ما بی اندازند.

دلیل واضح بود چون آن نیم حجابی زنان روستایی فقط یک فرهنگ پوششی روستایی سنتی بود و علیرغم اینکه اسلامی نبود ولی معنای سیاسی یا به چالش گرفتن نظام جدید را نداشت. و آسان گیری رژیم هم در این زمینه نشان می داد که حجاب برای آن نه مسئله دینی بلکه ابزاری برای سرکوب سیاسی اقشار میانه جامعه بود که آمریت آخوند منشانه رژیم جدید را بر زندگی خصوصی خود بر نمی تافتند.

نبرد بین رژیم و طبقه متوسط اجتماعی و فرهنگی در آوردگاه حجاب ۴۰ سال است ادامه دارد و اینک نشانه های شکست رژیم در این میدان و اعتراف آن به شکست خود نمایان میشود.

رژیم دریافته است که جنگ حجاب را باخته است ولی چون پیروزی خود را در این جبهه همواره قطعی فرض کرده بوده است حال که با شکست مواجه شده، هیچ گونه آلترناتیو راهبردی برای خروج از بن بست شکست حقارت بار خود ندارد.

سایت پادگانی امنیتی «تابناک» گزارش کمیسیون مجلس در این زمینه را منتشر کرده است که آنقدر شکست رژیم را بوضوح نشان میدهد که نیازی به تفسیر و تحلیل ندارد. با این وجود به  تیتر آن بنگرید تا در زیر آن به تحلیل خود ادامه دهم.

[آمار مرکز پژوهش‌های مجلس، گزارشی که دیر منتشر شد و دیگر تکان‌دهنده نیست؛

مراقب شکل گیری دو قطبی فرهنگی باشیم / ممکن است آن روی سکه باحجابی بی‌حجابی نباشد / در دوران شکست نهادهای مسئول، در پی ساختارهای جایگزین منطقی برویم

رویکردهایی که برخی عناصر خارج‌نشین پی گرفته‌اند، دقیقاً در راستای افزایش این شکاف اجتماعی و فرهنگی، تقابل کلامی و فیزیکی قشر مذهبی با اقشار کمتر مذهبی و غیرمذهبی، ایجاد حس کینه‌جویی نسبت به قشر مذهبی و به منزوی سازی این قشر است. باید مراقب بود که سیاست‌های برخورد با بدحجابی برای مجموعه‌ها، تکمیل‌کننده‌ی پازل دشمنان ملت که با کمپین‌هایی به دنبال چنین اهداف پلیدی هستند، نباشد.]

اولاً همینکه مجلس رژیم به صرافت افتاده است تا در این زمینه دست به پژوهشی میدانی بزند، ناشی از این است که در میدان جنگِ فرهنگی/مذهبی حجاب، رژیم با بن بست روبرو شده است ولی جالب تر از آن نتیجه گیری این پژوهش است.

این پژوهش به این نتیجه رسیده است که اولاً بیش از ۶۰% زنان جامعه اعم از با حجاب محجبه عرفی  و بی حجاب مخالف حجاب اجباری هستند. و نتیجه دوم اینکه بخشی از جامعه که حجاب عرفی غیر دینی دارند بیشتر متمایل به مخالفت با حجاب اجباری و رفع حجاب هستند تا محجبه شدن دینی و به رفع حجاب گرایش بیشتری دارند.

از این مهمتر بخش قابل ملاحظه ای از محجبه های دینی هم مخالف تحمیل حجاب اجباری هستند ولی اوج دراماتیک این پژوهش آنجاست که میگوید، محجبه های دینی در محیط اجتماعی با منزوی شدن، مورد بی اعتنائی قرار گرفتن و نگاههای  سرد و تحقیرآمیز مردم در شرایط بسیار سختی قرار دارند.

گشتها و گزمه های رژیم میتوانند در خیابانها بجان شکارهای تک نفره دختران بی حجاب مملکت بیافتند آنها را اذیت و آزار کنند ولی این گشتها قادر به جلوگیری از رفتار تحقیرآمیز مردم که به غایت می تواند آزاردهنده و خفت آور باشد در جامعه نیستند.

جامعه حتی فقط با نگاه سرد خود، این توده بی دفاع محجبه را به کیفر رفتار رژیم با مخالفان حجاب چنان تنبیه، میکند که هرگز به اندازه آزار و اذیتی که گشتهای رژیم نسبت به زنان و دختران مخالف حجاب میکنند برابر نیست.

در آینده، احتمالاً خودِ این محجبه ها که اغلب مجبور به رعایت تظاهر آمیز حجاب سخت مذهبی هستند بر رژیم شورش خواهند کرد که آنها را در مقابل مخالفین حجاب اجباری و اقشار مدرن جامعه قرار داده است.

این پژوهش، ضمناً ناخواسته یک پیام  مهم هم برای مخالفین حجاب اجباری دارد و آن اینست که: «با نگاه و رفتار خود به محجبه های دینی بفهمانید که با جامعه غیر حکومتی میهن ما سر ستیز دارند و این ستیزه گری آنها با تحقیر مردم، بی اعتنایی آنان و به انزوا رانده شدن محجبه ها پاسخ داده میشود.»

مطالعه گزارش کمیسیون مجلس را توصیه میکنم.   

 

توجه!

در کانال تلگرامی زیر بما بپیوندید و کمک کنید تا صدای ما به تعداد بیشتری از هم میهنانمان برسد.

صدای ما، بانگِ ایران زمین ماست با پیام «ناسیونال لیبرالیسم» که راهبُرد آرمانی کارگروه کانال سیمرغ است.

ما، انتظاری ولو کمترین برای خود نداریم، نه می خواهیم حزب سیاسی شویم و نه در جستجوی شهرتیم. ما در پی گستراندن اندیشه ناسیونال لیبرالیسم تا حد یک گفتمان فراگیر ملی به عنوان مشعل آزادی میهنمان از یوغ رژیم کنونی هستیم و خود را تنها گردان این سنگر پیکار نمی دانیم. نقد ما بر رژیم نیز از این موضع می باشد که ما را دیامترال (۱۸۰ درجه ای) در نقطه مقابل رژیم قرار میدهد.

CimorghIran@

 

تا شاه کفن نشود، این وطن، وطن نشود!

Share Button

عکسی از حضور شهبانو فرح در آرامگاه محمدرضا شاه پهلوی در مسجد رفاعی، قاهره - آرشیو

۳۸ سال از درگذشت محمد رضا شاه میگذرد. ملت ایران در آرزی کَفن کردن او، رژیمی را بجای حکومت مدرن و میهن پرست او به روی کار آورد که متولیان عمامه بسر آن، برای بیش از یکهزار سال زندگی اشان از قبَل خمس، ذکات، نذورات و صدقات و دیگر وجوهات گذشته بود و این زندگی مردار خوارانه سازنده روانشناسی صنفی و روحیات آنها بوده و هست. آنها وطنی نداشتند تا دغدغه آنرا داشته باشند. زیرا آنها میتوانستند دکان دینی و صدقه خواری خود را در هر گوشه ایی از دنیا که جمعیتی از شیعیان در آن وجود داشتند تحت هر شرایطی: از کراچی تا دهلی، از دهلی تا بیروت، از کربلا  تا شام و.. ، تأسیس کنند.

و دقیقاً از این روی بود که نخستین کار آنها پس از مستقر شدن بر سریر قدرت در میهن ما، ملت زدایی از ملت و جایگزینی سازی آن با مفهوم«اُمت» بود. در آئین آنها منظور از اُمت همه شیعیان سراسر جهان است که وجوهات پردازند.

اینروزها که رژیم، کِشتی میهن ما را به یک باتلاق نکبت و بحران همه جانبه رانده است، میخواهد مفهوم ملت و ایران و تاریخ آنرا، ابزارگرایانه، زنده کند تا یکبار دیگر مردم را بفریبد.

مقامات حاکم، بسیار عاریه ایی و باسمه ایی، این مفاهیم را گاه و بیگاه به قصد فریب مردم بکار میبرند تا هم آنها را نسبت به نَسَب و هویت اُمت گرا و صدقه خوار خود به اشتباه بیاندازند و هم در چالشهای خود با آمریکا و غرب، خود را در پس این مفاهیم ارزشمند ملی پنهان کنند. برای آنها ملت، ایران و همه تاریخ تمدن و فرهنگ آن فقط سپر و ضربه گیر جنگی و دعوا است و کمترین عیاری از صداقت در آن نیست.

آری، ملت ایران با فریب یک دروغ تاریخی یکهزار ساله، پادشاه خود را سرنگون کرد تا او، که به ایران عشق میورزید در دیاری دیگر،کفن و بخاک سپرده شود.

ملت ایران هرگز ندانست که سلسله پادشاهی پهلوی بر خلاف همه دودمانهای سلطنتی دیگر در دنیا، نه برآمده از اشرافیت ایلی یا فئودالی بلکه برآمده از مردم از طبقه متوسط و بورژوازی تازه رشد میهنمان بود و این فقط در مورد ناپلئون بوناپارت در فرانسه صادق است که از افسری به آمپراطوری رسید و فرزند بورژوازی مدرن فرانسه بود. رضا شاه و شاه فرزندان مدرنیته و ناسیونالیسم مدرن ایران بودند و خدمات آنان به ایران  از حافظه تاریخ زدودنی نسیت.

ملت ایران ندانست انقلاب سفید شاه، اصلاحات ارضی او، اعزام جوانان دیپلمه برای پیشبرد نهضت سواد آموزی، آزادی دادن به زنان و دادن حق انتخاب شدن و انتخاب کردن برای همه پستهای مملکتی بدانان از جمله قضایی و وزارتی در ۵۰ سال پیش چه بود و چه معنای تاریخی داشت.

و تاریخ چنین بما کیفر داد که می بیینیم و هنوز معلوم نیست، کی از درون این دهلیز تاریک سرگشتگی و بی هویت شدگی تاریخی بیرون خواهیم آمد.

بعنوان کسی که سالهای زیادی از عمر خود را صرف مبارزه با رژیم شاه کرده است و به عنوان یکی از زندانیان سیاسی و شکنجه شدگان دوران فرمانروائی او، وظیفه وجدانی و ملی خود میدانم با صمیمانه ترین احساسات قلبی و ابراز پشیمانی از آن مبارزات ایران بر باد ده به سهم خود، یاد او را بعنوان تداوم پادشاهی کورش و داریوش، گرامی بدارم و به ملت خودمان بخاطر فقدان بسیار زودهنگام او تسلیت میگویم.

نامش و یادش گرامی باد

پاینده ایران

حبیب تبریزیان

……………………………………….

پیام شهبانو فرح پهلوی به مناسبت ۳۸مین سالروز درگذشت شاهنشاه فقید ایران

۵ مرداد ۱۳۹۷- ۲۷ ژوئیه ۲۰۱۸

می خواستم در آغاز از پرزیدنت السیسی و دولت و ملت عزیز مصر سپاسگزاری کنم که امکان برگزاری این مراسم را به ما داده اند.

شاهنشاها،

سی و هشت سال پیش در همین سرزمین دوست و مهربان، ما را ترک گفتید. من مانند سالگردهای گذشته، به آرامگاه شما آمده ام تا از جانب خودم، فرزندان و نوه هایتان و به نمایندگی از جانب دوستدارانتان در این جمع و ایرانیان دیگری که در داخل و خارج میهن، هر روز بیشتر متوجه خدمات و زحمات پدر شما رضا شاه بزرگ و خودتان، برای پیشرفت و ترقی ایران و ایرانی می شوند، ادای احترام کنم.

زنان، جوانان و مردان ایران نزدیک به چهل سال، سنگینیِ وحشت بزرگی را که پیش بینی کرده بودید، تحمل کردند، ولی اطمینان دارم که این دورانِ سیاه، به سر خواهد رسید و ملت ایران سرسخت و تسلیم ناپذیر به ارزشهای جاودان خود در آینده ای نزدیک، باز خواهد گشت. بازگشت به روشنائی، حتمی است.

پادشاها، روانت شاد

پاینده ایران

نگرانی و دغدغه اصلی پدرم تا آخرین لحظه، #ایران، و آینده ایران بود. امروز هم، همه باید به ایران فکر کنیم. یادش گرامی! #پهلوی #شاه #ایران_را_پس_میگیریم #ایران_را_دوباره_خواهیم_ساخت

Slået op af The Official Site of Reza Pahlavi i Fredag den 27. juli 2018

نیویورک تایمز: دلیل عزل ولی الله سیف

Share Button

در سال ۲۰۱۳ همزمان با ورود آقای سیف،  ارزش هر دلار در حدود ۳۰۰۰۰ ریال بود. در حال حاضر بیش از ۹۰،۰۰۰ ریال خرید یک دلار هزینه دارد. با برخی برآوردها، ایرانیان در ظرف چند سال گذشته حدود ۶۰ میلیارد دلار از کشور خارج کرده اند. 

کامنت مترجم🙁 ولی دلیل برکناری سیف غرق کردن سیستم مالی، ارزی و بانکی مملکت در فساد و دزدی نبود بلکه علت آن بود که او بخاطر تأمین ملی حزب الله بعنوان یک جریان تروریستی مارکدار شده، در لیست سیاه تحریم خزانه داری آمریکا قرار گرفته  و به بار سنگینی برای دولت روحانی تبدیل شده بود.)

نیویورک تایمز

رییس کل بانک مرکزی ایران به دلیل تحریم های ایالات متحده تغییر کرد

رییس بانک مرکزی ایران روز چهارشنبه در نخستین دگرگونی در سطح عالی، از زمان خروج ایالات متحده از توافق هسته ای حدود سه ماه پیش اقدامی که اقتصاد ضعیف ایران را بدتر کرد، اخراج شد

ولی الله سیف، رئیس بانک مرکزی به مدت پنج سال به شدت مورد انتقاد  منتقدان، نسبت به مدیریت بد او در سیاستهای پولی ایران که موجب کاهش شدید ارزش  ریال کشور شده است ، بود.

برخی نیز آقای سیف را برای عدم  پیش بینی خروج دولت ترامپ از توافق هسته ای که  باعث کاهش محدودیت های اقتصادی شده بود گناهکار میدانند .

تصمیم رئیس جمهور ترامپ، که  در ماه می اعلام شد، خروج سرمایه از ایران را تسریع کرد که موجب  تشدید کاهش ارزش ریال شد و ایرانیان ناراحت و کلافه، ناظر هشدار یک فاجعه اقتصادی هستند.

آقای سیف احتمالا در اثر  تصمیم دولت آمریکا برای برقراری دوباره تحریم، ناکارآمدتر شده است، دولت ترامپ او را به خاطر آنچه که نقشش در انتقال پول به حزب الله، سازمان شبه نظامی لبنان، که ایالات متحده  آن را به عنوان یک گروه تروریستی می شناسد، در لیست سیاه قرارداد. قرار گرفت آقای سیف در لیست سیاه بخاطر تأمین مالی جریانهای تروریستی، معامله با او را برای بانکداران بین المللی بخاطر جرایمی که  آمریکا برای آن در نظر گرفته، بسیار دشوار و پر خطر میکند .

خروج او، در رسانه های دولتی ایران اعلام شد و آقای سیف نخستین مقام عالی رتبه در دولت رئیس جمهور حسن روحانی از زمان پیوستن به توافق هسته ای است که  کنار می رود . تحلیلگران انتظار دارند که افراد بیشتری اخراج شوند زیرا واقعیت این است که دشواریهای جدید اقتصادی در پیش روی ملت ۸۰ میلیون نفری قرار دارد و تورم و بیکاری در حال افزایش است.

هشدار دولت ترامپ مبنی براینکه خریداران نفت ایران باید خرید خود را کاهش دهند و در پی خرید نفت  از فروشندگان دیگری باشند، بطور کلی می تواند مهمترین کالای صادراتی ایران را به فلج مبتلا کند که موجب هشدار خاصی به خریداران نفت از ایران است.

دولت آقای روحانی گفته است که توافق هسته ای در سال ۲۰۱۵، که پس از انزوای طولانی بدست آمد، منجر به شکوفایی خواهد شد. یک اشتباه  محاسباتی که حالا دیگر منجر به انفجار سیاسی علیه وی و همکارانش شده است. حتی پس از انتخاب آقای ترامپ، هنوز هم امید در ایران وجود داشت  که تهدید او برای ترک توافق هسته ای، فقط یک خالی بندی باشد.

جواد صالحی اصفهانی، محقق موسسه بروکینگز متخصص اقتصاد ایران، گفت: “از نوامبر ۲۰۱۶، آنها باید ابرهای تاریک را می دیدند. آنها در خواب داشتند راه می رفتند.”

 

صالحی در ادامه می گوید: “ایران در چند ماه اخیر دستخوش شوک  خیلی بزرگ اقتصادی گردیده است. این، شوک ترامپ است، “او گفت. ” خیلی ساده، شما  نمی توانید شخصی را در چنان پستی نگاهداری که او انتظار ندارد و نمی داند چنین اتفاقی برایش خواهد افتاد .”

اعلام آقای روحانی از تغییر در بانک مرکزی در جلسه کابینه، به نظر من   نشان دهنده این است که این اقدامات برای مقابله با انتقاد ضروری است. عبدالناصر همتی، جایگزین سیف ، یکی از استادان پیشین اقتصاد، استاد بانکداری و بیمه، سفیر ایران در چین پیش از آنکه به طور ناگهانی از پکن برای کار جدید احضار شود، تعیین شد.

پرس تی وی ، خبرگزاری رسمی ایران، گفت که آقای روحانی آقای همتی را “یک بانکدار با تجربه و بیمه گر، با رفتارهای خوب، روحیه قوی و توانایی های قوی توصیف کرد و همه اعضای دولت را با او به  همکاری فراخواند.”

دقیقا چطور آقای همتی قصد کاهش یا توقف ارزش ریال را دارد، هنوز معلوم نیست.

در سال ۲۰۱۳ همزمان با ورود آقای سیف،  ارزش هر دلار در حدود ۳۰۰۰۰ ریال بود. در حال حاضر بیش از ۹۰،۰۰۰ ریال خرید یک دلار هزینه دارد. با برخی برآوردها، ایرانیان در ظرف چند سال گذشته حدود ۶۰ میلیارد دلار از کشور خارج کرده اند.

آقای صالحی اصفهانی گفت: “مردم فکر نمی کنند که نگهداری ریال بهترین راه برای حفظ پس اندازشان باشد.”

بحران بانک مرکزی ایران چشم انداز مذاکره با آقای ترامپ را منتفی کرد. ترامپ  روز سه شنبه دو روز پس از اینکه آقای روحانی را در یک پیام آخرالزمانی توییتری  تهدید کرد، امکان مذاکره در مورد توافق جدید با ایران را “معامله واقعی” نامید.

پرس تی وی گزارش داد : سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، بهرام قاسمی، گفت که مذاکرات با ایالات متحده هرگز “تحت تهدیدات” اتفاق نخواهد افتاد.

آقای قاسمی گفت:”ایالات متحده نبا لقمه ای بزرگتر از دهان خود بردارد و باید  در این عصر جایگاه خود را بشناسد و تلاش بیشتری بعمل آورد تا شأن، حرمت و موقعیت ایران را درک کند.

ترجمه از کاوشگر

در کانال تلگرامی ما (لینک آدرس زیر)، بما به  پیوندید! هدفی جز اطلاع رسانی ندارم، اطلاع رسانی ای که جهت دار میباشد و جهت آن آزادی میهنمان از یوغ این رژیم فاسد با هدف پیشبرد اندیشه راهبردی ناسیونال لیبرالیسم است.

سیمرغ ایران

@CimorghIran

………………………………………….

 

پیرامون نامه اصلاح طلبانه به وزیر خارجه آمریکا

Share Button

در اینکه این نامه نویسی و آرشیو کاوی گفته های داریوش همایون و بنی صدر و رجز خوانیهای سردار حاج قاسم مداح همه اپیزودهای یک سناریو واحد هستند که دستگاههای اطلاعاتی رژیم آنرا سازمان داده اند من تردید ندارم. چند روز پیش از این اتفاقات، شیخ حسن روحانی در یک سخنرانی با تأکید گفت« خیلی از ایرانیان مخالف رژیم در خارج هم وطن پرست هستند و وطنشان را دوست دارند و مخالف سیاست آمریکا می باشند». 

امروز نامه ایی از سوی حدود ۲۰۰۰ نفر از اصلاحطلبان قسم خورده به مایک پمپئو در شبکه مجازی ظاهر شد که مواضع اخیر مقامات آمریکا را محکوم نموده اند. در اینکه این نامه نویسی و آرشیو کاوی گفته های داریوش همایون و بنی صدر و رجز خوانیهای سردار حاج قاسم مداح همه اپیزودهای یک سناریو واحد هستند که دستگاههای اطلاعاتی رژیم آنرا سازمان داده اند من تردید ندارم. چند روز پیش از این اتفاقات، شیخ حسن روحانی در یک سخنرانی با تأکید گفت« خیلی از ایرانیان مخالف رژیم در خارج هم وطن پرست هستند و وطنشان را دوست دارند و مخالف سیاست آمریکا می باشند». این اظهارات روحانی داستان دزد ویالون زن را به ذهن آدم تداعی کند.

برای آنها که داستان را نمیدانند:« دزدی شبی مشغول اره کردن قفل فروشگاهی بود تا پول و اجناس آن را بدزد. پاسبانی رسید گفت چه کار میکنی؟ دزد پاسخ داد که ویالون میزنم . پلیس با تعجب پرسید ولی من صدایی نمی شنوم! دزد پاسخ داد که صدای ویالون های شبانه من صبح روز بعد درمی آید. و فردای آن روز که صاحب فروشگاه آمد و متوجه شد که دزد به مغازه او زده است، شیونش بلند شد. پاسبان از راه رسید و گفت جه خبر است، صاحب فروشگاه ناله کنان گفت دیشب مغازه ام را دزد زده است. پاسبان تازه فهمید که این همان صدای ویالون شبانه آن دزد بوده است.

حال صدای ویالون شیخ حسن که لطف کرده و به سینه مخالفین وطن پرست رژیم مدال اسلامی زده امروز بلند شد.

تا اینجای کار و اینکه رژیم شبکه وسیع ستون پنجمی در بین مخالفین دارد و میتواند هراز گاهی از این ویالون ها بزند شکی نیست و در این هم شکی نیست که بیشتر امضاء کنندگان و نه سازمان دهندگان چنین نامه ایی ارتباطی با رژیم ندارند و واقعاً فکر میکنند در شرایط تقابل فعلی رژیم  با آمریکا باید در کنار رژیم بایستند هم حرف نیست. ولی دردناک اینست که این نامه آن قدر که توسط فعالین مخالف رژیم، بظاهر از روی تعجب زدگی یا آگاهانیدن دوستان در عرصه شبکه های اجتماعی پخش و باز تکثیر شد، یک دهم آن توسط خود رژیم انجام نگردید.

این امر ضعف و بی سازمانی مخالفین رژیم را میرساند که بعلت پراکندگی و عدم ارتباط اپوزیسیونی بین خود ناخواسته به اعلامیه پخش کن دستگاههای اطلاعاتی رژیم تبدیل می گردند و این در حالی است که این گروهها یا افراد که این چنین یافته خبری این چنینی خود را پخش میکنند، موقع انتشار اخباری که برعلیه رژیم است اگر رابطه قوم و خویشی سیاسی با نگارنده یا نشر دهنده نداشته باشند از پخش آنها ولو صد در صد هم مورد تاییدشان باشد خودداری  می کنند.

در روزهای آینده یادداشت مفصل تری راجع به این نامه خواهم نگاشت.

در کانال تلگرامی سیمرغ(زیر) بما به پیوندید تا بتوانیم بانگ اعتراض بخشهای بیشتری از مردم نسبت به رژیم باشیم و فریاد اعتراض آنها را وسیعتری منعکس کنیم. هدفی جز گفتمان سازی ملی و آزادیخواهانه نداریم که آنرا، ناسیونال لیبرالیسم عنوان گذاری کرده اییم.

CimorghIran@

گفتمان ملی، جستاری در مفهوم ناسیونال لیبرالیسم: بخش یک

Share Button

 

گفتمان ملی، جستاری در مفهوم ناسیونال لیبرالیسم: بخش یک

مقدمه

بدون یک ایدئولوژی مبارزاتی که بتواند انرژی و انگیزه حرکت و مبارزه را در مردم  تحت ستم بیافریند و چشم اندازی روشن و امیدوار کننده، فراتر از مطالبات رفاهی روزمره، را به آنها بدهد، چشم اندازی که در مردم وجدان جمعی و میلیونی مشترک بیافریند و به مشعل راهبردی جامعه تبدیل شود،  راه دیگری برای رهایی وجود ندارد.

این ایدئولوژی را میتوان یک “گفتمان راهبُردی ملی” نامید. ولی همچنان که روان یک نوزاد هم زمان با زایش او شروع به شکل گیری میکند، همراه هر گفتمانی نیز، ارگان رهبری آن چه به شکل حقوقی در قالب یک حزب یا جبهه، چه به شکل حقیقی به صورت یک شخصیت کاریزماتیک و یا ترکیبی از این دو، شروع به پیدایش میکند. چنین رهبریتی تبلور و تجسم آن آرمانهایی است که آن گفتمان بیانگر آنها است. فقط در فرایند چنین گفتمان سازی ای است که جنبش ملی ملت ایران میتواند سامان یافته و همچون پیکر واحدی اندامواره شود که مجهز به  سیستم عصبی و روانی مناسب خود باشد.

از این رواست که ما برآنیم تا به سهم خود ساختن چنین گفتمانی را آغاز کنیم و این وظیفه ای بنیادی است که از آن باید آغاز کرد. امید این را داریم که بذر این ابتکار در سرزمین ما با نسیم دگرگونی که وزش آن آغاز گردیده از سوی دیگر فعالین سیاسی میهن پرست، مبتکرانه و مستقلانه تکثیر گردد تا سرزمین ما را لاله زاران سازد.

پاینده ایران

********************************

 

در ادبیات سیاسی مفهوم ناسیونالیسم فراوان بکار برده شده ولی به آن نسبت، تعاریف تئوریک یا نظری زیادی درباره آن نگاشته نشده است. برخی منشاء آن را انقلاب کبیر فرانسه و پیدایش دولت/ملت های مدرن می دانند و برخی قدمت آن را به آغاز شکل گیری جوامع اولیه. ولی چه این یا آن را درست تر بدانیم، ناسیونالیسم در ساده ترین تعریف یعنی؛ احساس دلبستگی و وابستگی عمیق به یک خانواده بزرگ انسانی ساکن در یک منطقه جغرافیایی/سیاسی واحد  که دارای منافع و ساختار مشترک اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی واحد و درهم تنیده می باشند.

ناسیونالیسم در طول تاریخ، هم سلاح ایدئولوژیک تجاوزگری و توسعه طلبی، مانند نازیسم آلمان هیتلری و میلیتاریسم ژاپن در جریان جنگ جهانی دوم بوده است، و هم ایدئولوژی آزادیبخش برای رهایی از یوغ نیروهای متجاوز خارجی. برای شناخت  تفاوت این دو نوع کارکرد، باید به قرائتی که برای هر یک از آنها شده است رجوع و بدان توجه کرد.

در انقلابات ضد فئودالی و آغاز دوران سرمایه داری، نیروهای پیشرو ترقی خواه آن زمان که بورژوازی تحول طلب رهبری آنها را بر عهده داشت، از ایدئولوژی ناسیونالیسم برای مبارزه علیه سلطه کلیسا، فئودال ها و سلطنت استبدادی برآمده از آنها، استفاده کردند تا در مردم شور انقلابی ایجاد کرده و آنها را به قیام  ترغیب کنند.

ظهور ناسیونالیسم مدرن در ممالک پیشروی سرمایه داری، آغازی بود بر جدا شدن کامل ساختار دین از دولت و کنار گذاردن دین از سازو کارهای زندگی عرفی جامعه، و محدود کردن  کارکرد آن به مراسم و آیین های صرفاً مذهبی. ولی تا قبل از این جدایی، در همین ممالک سرمایه داری مدرن امروز، استبداد سلطانی دست در دست استبداد دینی داشت. آن یک با استفاده از قوه قهریه مردم را به اطاعت وامیداشت و این یک با توجیه مذهبی آن قوه قهریه استبدادی و ترساندن مردم از خدایی که مستبد تر از هر سلطان مستبدی در روی کره ارض بود مردم را با موعظه وادار به اطاعت از زورمندان میکرد. آن یک با سرنیزه و این یک با کلامی که ادعا میکرد از سوی پادشاه هستی، جهان و کائنات ، یعنی خدا میباشد.

دین به عنوان یک اعتقاد فرازمینی و الوهی پاسخی بود که بشر برای مجهولات خود از یک سو و ترس از فنا شدن ابدی در اثر مرگ از سوی دیگر ساخته بود.

بشر اولیه خدا را به اندازه درک خود و در همان حوزه فعالیت بسیار محدود خود ادراک می کرد و هر جامعه کوچک اولیه انسانی از دل باورهای مافوق طبیعه (متافیزیکی) برای خود خدای خویش را می ساخت که معمولاً حیوانات بودند و بعدها اجرام سماوی و پدیده های طبیعی بزرگتر زیرا آن جوامع هم بزرگتر شده و پرسشهای زندگی هم بیشتر شده بودند و قلمروی خدایان آنها هم به نسبت وسعت میافت تا اینکه  در اوج سلطه فرماسیون اقتصادی/اجتماعی فئودالی در اروپا و آسیا به خدای واحد رسید. حیواناتی که به این صورت به عنوان محافظ جوامع اولیه و یا روح جمعی آن نقشی مقدس می یافتند را در زبان مردم شناسی* توتم می نامند.

در اجتماعات اولیه جادوگران قبیله، واسطه های بین دنیای مافوق طبیعی و مردم جوامع اولیه بودند و قدرتی در حد سران قبیله داشتند ولی نوع وظیفه این دو قدرت از هم جدا و متفاوت بودند ولو اینکه در اعمال اتوریته بر جامعه دست در دست داشتند.

همدستی تاریخی دین و دولت استبدادی در جوامع فئودالی ممالکی که بعدها پیشگامان سرمایه داری و مدل جهانشمول توسعه گشتند، یک همدستی ناشی از منافع مشترک نهاد دین و نهاد قدرت سیاسی در طول تاریخ آن جوامع بوده است. البته در این همدستی تاریخی گسست هایی هم رخ داده است که ناشی از جنگ قدرت، یا بین این دو و یا در درون یکی از این دو بوده است.

تا قبل از چیرگی کامل نظام سرمایه داری و پیروزی ایدئولوژی ناسیونالیسم به عنوان ایدئولوژی سرمایه داری پیش گلوبالیستی** اکثر جنبشهای اجتماعی که عمدتاً دهقانی بودند تحت ایدئولوژی های دینی با پیغمبر یا قدیس سازی برمی خاستنند.

ولی علیرغم نقش تاریخی دین به عنوان شریک قدرت در تمام طول تاریخ، با استثناهایی بسیار مقطعی و گذرا، جهان هرگز حکومت دینی یک دست را تجربه نکرده است.

در مذهبی ترین حکومت ها، در منطقه مذهب خیز خاورمیانه ای ما،  خلفای بغداد یا سلاطین عثمانی در ترکیه امروز و صفویه در ایران بیشترین ترکیب قدرت سیاسی و مذهبی را داشتند، ولی با این وجود این قدرت بیشتر دیوانی وعرفی بوده ا که بر وجه دینی حکومت چیره بوده است و نه برعکس. این سلطان مجیدها یا سلطان حمیدها در آنجا و شاه عباس ها و شاه اسماعیل ها در اینجا بودند که دیهیم فرمانروائی را داشتند نه مفتی های سُنی یا آخوندهای شیعی.

گرایش غالب در عرصه دولتمداری و حکومت گری در طول تاریخ، استفاده حکومتها از دین و مذهب در خدمت قدرت سیاسی بوده است و نه برعکس. دلیل این امر هم ساده است چون دین و مذهب در عرصه زمین و امور زمینی در عمل فاقد نقش هستند. و حکومت گری یک امر زمینی است که هم وجه علمی و هم وجه فنی دارد در حالی که دین نه مدیریت علمی و نه  مدیریت فنی میخواهد چون؛ روحانی، قلبی و آسمانی است و هنر اصلى متولیان آن القائ فانى و بیى ارزش بودن این دنیاى خاکى بعنوان عرصه آزمون براى رسیدن به آن زندگی قدسى و ربوبیتى میباشد.

دین، مردم را بر حسب مشترکات دینی اشان تعریف می کرد و می کند و دولت بر حسب مشترکات سرزمینی یشان آنها را تعریف میکند. و هرگاه و هرجا که لازم بوده است، متولیان دینی در خدمت سیاست حاکم دین را ناسیونالیزه کرده و به خدمت دولت در می آوردند و آنرا به دین ملی و سرزمینی تبدیل می کردند مانند شیعه صفوی و سنی گری عثمانی و در عصر مردن هم مسیحیت ارتودوکس روسیه است که در خدمت سیاست هاى پوتین میباشد. ولی عکس این فرایند یا در تاریخ  یا رخ نداده و یا اگر هم رخ داده، مانند صدر اسلام بوده است که دین به ایدئولوژی تهاجم اعراب و توجیه و تحمیل آن تهاجم مبدل گردید تا سیطره جویی اعراب را نتیجه اراده الهی قلمداد کند. اسلام بعنوان دین، ابزاری در دست فرمانروایان قبایل عرب بود و شد  تا آسان تر و کم هزینه تر بتوانند به کشور گشایی بپردازند و راحت تر بتوانند سرزمین های مفتوحه خویش را در انقیاد خود نگه دارند و آنها را تاراج کنند.

ازاین استثنائات ویژه تاریخی بگذریم، به عنوان خلاصه بحث، باید بگوییم که دین همیشه ارتش معنوی قدرت سیاسی بوده است مگر در مقاطعی کوتاه و استثنایی، که نهاد دین برگرده سیاست یک  سواری کوتاه مدت گرفته است.

رژیم اسلامی ایران که بنام انقلاب اسلامی قدرت را در دست گرفت، از آن حالات استثنایی مقطعی تاریخ میباشد که سرنوشتی متفاوت از بنی امیه و بعد از آنها بنی عباس نخواهد داشت. نه امویان و عباسیان با دین ابزاری توانستند پایدار به مانند و نه این رژیم با دین ابزاری، طولانی مدت باقی خواهد ماند ولی علل مشخص این نماندند و نمی مانند باید برای ما، تحول طلبان، روشن شود تا بدانیم چگونه میتوانیم اجرای این حکم قطعی تاریخی را هم تسریع کنیم و هم برای اجرای آن کمترین هزینه را بپردازیم.

مسئله این است که حریف و هم آورد تاریخی این «دین ـ ابزاری» سیاسی که اساسش سوء استفاده از باور توده های مردم و فریب آنان است چیست؟

پاسخ یکی است! فقط ناسیونالیسم ی است که بتواند هویت تاریخی و سرزمینی و ملی ما را در برابر این حکومت و گفتمان مذهبی اُمت ساز آن قرار دهد. ناسیونالیسم ی که تاریخش کهن تر از این دین و دین هاى  پیىش از آن و ریشه هایش قوی تر از ریشه همه ادیانى است که مردم سرزمین ما تجربه کرده اند و تعریفى زمینی از هویت تاریخى و پیش تاریخى ما به مردم میدهد هویتی که امروزه بنام مذهب اسلام به کنار نهاده شده و انکار گشته است تا سرزمینی که موضوع آن هویت است یکسره مسخر گردیده و تصاحب شود.

بزبان فلسفی در دیالکتیک قدرت سیاسی و حکومت گری، این ناسیونالیسم است که آنتی تز منطقی تئوکراتیسم است و نه گفتمان دیگری. مسئله پیش روى این ملت بیرون کشیدن این سرزمین اجدادى از کام هیولاى مذهب و متولیان دینى است تمامى اهداف دیگر از دموکراسى تا حقوق بشر، از استیفاى حقوق اقلیت ها تا حقوق زنان، از لغو اعدام تا رعایت حقوق دکر باشان همه در ذیل راهبرد آرمانی، چشم اندازى و تاریخى  ناسیونالیسم با ویژگی لیبرالیستی یا به اختصار ناسیونال لیبرالیسم قرار میگیرد.

در ادامه این جستار به  وجوه تاریخی، فرهنگی و اقتصادی ناسیونالیسم و در پایان به ناسیوناللیسم ایرانی پرداخته خواهد شد.

پایان

توجه!

در کانال تلگرامی زیر بما بپیوندید و کمک کنید تا صدای ما به تعداد بیشتری از هم میهنانمان برسد.

صدای ما، بانگِ ایران زمین ماست با پیام «ناسیونال لیبرالیسم» که راهبُرد آرمانی کارگروه کانال سیمرغ است.

ما، انتظاری ولو کمترین برای خود نداریم، نه می خواهیم حزب سیاسی شویم و نه در جستجوی شهرتیم. ما در پی گستراندن اندیشه ناسیونال لیبرالیسم تا حد یک گفتمان فراگیر ملی به عنوان مشعل آزادی میهنمان از یوغ رژیم کنونی هستیم و خود را تنها گردان این سنگر پیکار نمی دانیم. نقد ما بر رژیم نیز از این موضع می باشد که ما را دیامترال (۱۸۰ درجه ای) در نقطه مقابل رژیم قرار میدهد.

CimorghIran@

 

 

*

 

Anthropology دانشی پیش جامعه شناسى که موضوعش بررسى جوامع اولیه است

**

برای سرمایه داری بعنوان یک فرماسیون اقتصادی اجتماعی می توان مراحل تحولی متعددی قائل شد ولی مهمترین آن زمانیست که سرمایه داری در ممالک پیشرفته صنعتی ملی بود با اندیشه ناسیونالیستی متهاجم و دنبال توسعه ارضی و جغرافیایی و گسترش امپراتوری مستعمراتی و مرحله بعد سرمایه داری پیشرفته گلوبال امروزی است که مشخص ترین وِیژگی آن اول جهانی بودن آن می باشد و دومین ویژگی آن مالی بودن آن. یعنی دیگر سرمایه داران نیستند که سرمایه را مدیریت می کنند بلکه آنها سهام دارند و مدیریت سرمایه از آنها نسبناً مستقل میباشد. امروز اتحادیه های کارگری، صندوق های سرمایه گذاری و نهادهای مختلف اجتماعی صدها میلیون انسان را در سرمایه جهانی شریک کرده اند و مرزهای جغرافیایی سرمایه را تقریباً زدوده اند.

بحران ارزی یا بحران عمومی نظام؟

Share Button

مردم از ترس وخیم تر شدن اوضاع اقتصادی نگران هستند و این نگرانی توده ایی به فلج تمام عیار سیستم اقتصادی مملکت منجر خواهد شد. راهی برای پیشگیری از این فلج شدگی نیست چون ویروسهای این فلج شدگی به تمام ساختار حکومتی سرایت کرده است.    

مسئله نرخ دلار نیست  بلکه نرخ مشروعیت رژیم در میان است

 

رئیس بانک مرکزی عوض شد، رئیس اقتصاد و دارایی هم عوض شد. رژیم بجای تن دادن به تغییرات ساختاری ماشین حکومتی که زوارش از هر سوی در رفته است، مهره های آن را تعویض میکند بدون اینکه آن مدیران حتی آدمهایی جدیدی خارج از منظومه ثابت حکومتی باشند.

من از بحرانهای عدیده و مزمنی که گریبان نظام را گرفته است فقط به بحران ارزی و پولی آن میپردازم.

واقعیتی که درک آن دیگر برای هر آدم روزنامه خوانی از روز روشنتر است این می باشد که حتی اگر تحریم نفتی پیش روی را هم نادیده بگیریم، میزان خروج ارز و سرمایه از کشور بمراتب از میزان ورود آن بیشتر است. و این روند نقطه توقفی ندارد چون بحران عمومی مملکت نشانه ایی از پایان خود نشان نمی دهد.

چند روز پیش یکی از سایتهای خبری گزارشی داشت که چندان هیجان انگیز نبود که توجه کسی را جلب کند و آن کشف یک محموله بزرگ فرش از مرز غربی یا شمال غربی کشور بود که در کانتینر به ظاهر حامل آجر مخفی شده بود.

همین دیروز یکی دیگر از سایت ها نوشته بود که به دلیل قاچاق دام زنده از کشور بویژه از مرزهای غربی، گوسفند کافی برای عید قربان نیست.

اینها فقط دو نمونه بودند از این که چگونه سیستم و مکانیسم بازار خود را به سیاستهای ارزی و انقباضی مدیریت پولی مملکت تحمیل کرده و در برابر آن واکنش خنثی کننده و مخرب هم نشان میدهد.

از هنگام بحران ارزی دوران احمدی نژاد، به تکرار نوشتم که با سیاست های آمرانه و دستوری ارزی و روش بگیر و ببند، تجارت خارجی پوششی برای صرافی گری خواهد گردید. و امروز دیگر وقوع این فرایند نه موضوعی تحلیلی بلکه موضوع اخبار روزانه نشریات مملکت است که همه آنرا می خوانند و درک میکنند.

در آغاز شتاب گیری بحران ارزی کنونی، گزارشهایی در روزنامه های اقتصادی کشور درج شد حاکی از دو برابر شدن یک باره صادرات در عرض دوماه. ولی کسی نپرسید و نگفت که آیا ارز حاصله از آن صادرات هم به مملکت برمیگردد؟

امروز دیگر صادرات کالا از کشور، شتابناک افزایش میابد بدون اینکه مابه ازای ارزی آن وارد مملکت شود. واردات هم افزایش می یابد* اما بیشتر روی کاغذ و به مراتب کمتر از آنکه گزارش میشود چون ارز گرفته شده برای آن واردات، در همان خارج فروخته می شود و سودش بمراتب بیشتر از وارد کردن همان کالاهای گشایش اعتبار ارزی شده میباشد. در یک کلام تجارت خارجی مملکت، چه وارداتی  و چه صادراتی به بازار صرافی تبدیل شده است.

و تازه در این گونه تحلیل ها و داده های آماری دیگر، گزارشی از فعالیت صادراتی وسیع و دهها میلیارد دلاری سپاه و نهاد های زیر نظر رهبری** و خارج کردن ارز و سرمایه از کانال عراق، سوریه و لبنان توسط آنها که هیچگونه نظارتی بر آنها نیست نیامده است چون هم سپاه و هم نهادهای زیر نظر رهبری مستقیماً از طریق زمینی یا شرکت هواپیمایی ماهان این عملیات را که هیچ جا ثبت نمیشوند انجام میدهند. 

این تجارت به سبب سودآوری عظیمش چنان فسادی در سیستم اداری و ارگانهای مرتبط با خود ایجاد کرده و میکند که حتی یک ارگان یا بافت سالم در آن باقی نمی گذارد تا با اتکاء بدان بتوان بقیه پیکر اقتصادی را سالم سازی اداری کرد.

در کنار این تجارت خارجیِ در پوشش قانونی صرافی شده، حالا تمام مرزهای کشور هم به معابر قاچاق کالا تبدیل  شده و خواهند شد زیرا اگر قاچاق کننده علاوه بر اجناس قاچاقی یابوی خود را هم در آن سوی مرز بفروشد کلی سود می برد.

هنوز فرایند قاچاق جنسی به آن سوی مرزها در آغاز خویش است، با ادامه بحران ارزی و تشنگی ارزی بازار، شاهد شکوفایی سریع این قاچاق خواهیم بود که پایان دادن به آن یا کنترلش کار آسانی نخواهد بود. و این قاچاق میتواند مزید بر دیگر عوامل به کمبود شدید کالا و تورم عنان گسیخته در کشور منجر شود. 

قاچاق کالا و صرافی گری همزاد آن به یک حرفه میلیونی در مرزها تبدیل میگردد که تمام تشکیلات نظامی مملکت هم نه تنها حریف  آن نخواهد گردید بلکه خود در آن قاچاقچی گیری غرق خواهد شد.

اگر تصور کنیم که کمبود ارز بانک مرکزی علت اصلی گرانی دلار است، اگر فکر کنیم حتی تحریمهای نفتی و اقتصادی علت اصلی است در اشتباهیم.

واقعیت اینست  که مردم اطمینان خود را به این نظام و مدیریت خُرد و کلان آن از دست داده اند و هر بخشی از آنان سعی میکند در برابر فروپاشی اقتصادی قابل پیش بینی گارد دفاعی اقتصادی به خود بگیرد. بخشی از این مردم که امکانی برای خارج کردن ارز از مملکت دارند این ارز را هر جور شده تهیه می کنند و غیر مستقیم به رونق قاچاق جنسی کمک میکنند. بخش دیگری که نفوذی در سیستم بانکی و یا وزارتخانه های مرتبط با تجارت خارجی دارند، ارقام بزرگتری را از مجرای تجارت خارجی از مملکت خارج میکنند. عده ای هم دلار و سکه میخرند و لابلای متکاهای خود مخفی می کنند. مردم حق دارند با پولی که دارند هرجور که می خواهند رفتار کنند. این، وظیفه حکومت است که زمینه ای ایجاد نکند تا گاو و گوسفند، برنج و شکر و سوخت و فرش و زعفران و پسته و.. از مملکت به خارج قاچاق بشود.

مردم از ترس وخیم تر شدن اوضاع اقتصادی نگران هستند و این نگرانی توده ایی به فلج تمام عیار سیستم اقتصادی مملکت منجر خواهد شد. راهی برای پیشگیری از این فلج شدگی نیست چون ویروسهای این فلج شدگی به تمام ساختار حکومتی سرایت کرده است.    

در مملکت همه شیرازه ها از هم گسیخته شده  و این فرایند از بانک مرکزی و مدیریت پولی آن آغاز گردیده است.  

*جهان صنعت

امیر خجسته روز گذشته در مجلس در تذکری شفاهی به رییس‌جمهور و وزرای اقتصاد و صنعت و معدن مجلس گفت: ال‌سی‌هایی که در این مدت کوتاه باز شده ۴۴ میلیارد دلار به منظور واردات کالا بوده است، ولی کالا وارد کشور نشده است. به گفته وی، در شرایط تحریم که ما باید واردات داشته باشیم و خود را برای این وضعیت آماده کنیم، شاهد این هستیم که پول‌ها به خارج از کشور فرستاده می‌شود اما کالا داخل کشور نمی‌شود.

    **

در تمام افشاگریهاى نیم بند اخیر در رابطه با سوء استفاده های ارزی، نامى از فعالیت نهادهاى زیر نظر رهبرى مانند سپاه، آستان قدس رضوى و قرارگاه خاتم الانبیاء نیست. دلیل آن هم این است که این نهادها و ارگانها شبکه مستقل بانکی، مالی و تجارتی خود را دارند و در آنسوی مرزها هم، طرف های معامله و شرکتهای زیر مجموعه ای خود را در عراق، لبنان، سوریه، عمان دارند.
گزارشهای اقتصادی در این چند روز اخیر حاکی از چند برابر شدن حجم صادرات به عمان تا بالای ۵ میلیارد دلار است. این در حالی است که کل تولید ناخالص ملی این کشور ۴ میلیون نفری طبق گزارش بانک جهانی۸۰ میلیارد دلار می باشد. علاوه بر عراق، لبنان و سوریه این کشور به سر پل عمده عملیات خارج سازی سرمایه و ارز برای رهبری ایران و سپاه و فرماندهان آن می باشد.

در کانال تلکرامى زیر بما بپیوندید و کمک کنید تا صداى ما به تعداد بیشترى از هم میهنانمان برسد.
CimorghIran@

 

پمپئو چه گفت؟ و پیامش برای مردم ما چه بود؟

Share Button

وزیر خارجه آمریکا: پیامی برای مردم ایران دارم؛ آمریکا صدای شما را می‌شنود و با شماست

مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا عصر یکشنبه به وقت کالیفرنیا (بامداد دوشنبه اول مرداد به وقت ایران) در یک سخنرانی رهبران و روحانیون حاکم بر ایران را به فساد گسترده و ثروت اندوزی متهم کرد و با نام بردن از شماری از مقامات، گفت آنها در حالی ثروت انبوهی جمع کرده اند که مردمشان در رنج هستند.

آقای پمپئو گفت مردم ایران در برابر بدرفتاری‌های بسیار حاکمان، ساکت نمی مانند.
او که در کتابخانه رونالد ریگان در «سیمی ولی» کالیفرنیا در جمع آمریکائیان ایرانی تبار سخن می‌گفت، اعلام کرد پیامی برای مردم ایران دارد و آن، این است که ایالات متحده آمریکا صدای شما را می‌شنود، ایالات متحده از شما حمایت می‌کند، و ایالات متحده با شماست.

وزیر خارجه آمریکا گفت دولت دونالد ترامپ، حاضر است با جمهوری اسلامی گفتگو کند، مشروط بر اینکه، حکومت ایران از آزار و اذیت مخالفان و اقلیت های مذهبی دست بردارد و حمایت از گروه های شبه نظامی در نقاط جنگی را متوقف کند.

او در سخنرانی خود، جامعه ایرانیان آمریکا را یک جامعه متکثر با نظرات متفاوت خواند، اما گفت که این جامعه در یک نقطه نظر که جمهوری اسلامی یک «کابوس» برای آنها بوده است، مشترکند.

آقای پمپئو در این سخنرانی که با عنوان «حمایت از صدای مردم ایران» برگزار شد، گفت: «رژیم چهار دهه است که ثروت مردم ایران را به تاراج برده و مردم را متحمل چنین رنج و آلامی کرد. این طبیعت و ماهیت جمهوری اسلامی است.»

به گفته او، در دوران توافق هسته‌ای درآمد جمهوری اسلامی بیشتر شد و به جای این که صرف مردم ایران شود، صرف حمایت از تروریسم شد؛ درحالی که یک سوم مردم ایران زیر خط فقر قرار دارند.

وزیر خارجه آمریکا در اشاره به فساد گسترده در جمهوری اسلامی، به حساب‌های شخصی صادق لاریجانی اشاره کرد و گفت جای تعجب است که یکی از اراذل و اوباش به ریاست دستگاه قضایی برسد. او همچنین به شمار دیگری از آیت‌الله‌ها، از جمله ناصر مکارم شیرازی هم اشاره کرد و گفت او به «سلطان شکر» معروف شده است.

وزیر خارجه آمریکا از دارایی گسترده آیت الله خامنه‌ای سخن گفت که از هرگونه نظارت و بازرسی مصون است و خرج سپاه پاسداران و اهدافی مانند حمایت از بشار اسد و حزب‌الله می‌شود.
.
او همچنین گفت: «برخی می‌گویند اعمال فشارها به ضرر میانه‌روی در ایران می‌شود، اما میانه‌رویی در رژیم ایران وجود ندارد، وزیر خارجه ظریف و رئیس جمهوری روحانی، مثل گرگی در لباس میش هستند. این به اصطلاح میانه‌روها همان انقلابی‌های ضدآمریکایی و ضد غرب هستند.»

مایک پمپئو در ادامه به اروپایی‌ها هشدار داد که از تروریسم مورد حمایت جمهوری اسلامی در امان نیستند و به دستگیری یک دیپلمات ایرانی به اتهام دست داشتن در یک بمبگذاری ناکام اشاره کرد.

یکی از مخالفان در میانه سخنرانی مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا شروع به شعار دادن کرد و آقای پمپئو گفت ای کاش روزی در ایران هم چنین آزادی بیانی وجود داشته باشد که این سخن با تشویق زیاد حاضران همراه شد.

آقای پمپئو با اشاره به سرکوب منتقدان و معترضان در ایران، به اعدام محمد ثلاث، درویش گنابادی نیز اشاره کرد و دادگاه او را «مسخره» نامید و گفت آقای ثلاث به وکیل خود دسترسی نداشت. آقای پمپئو گفت که دراویش مانند بهائیان و سایر ادیان و باورها در ایران سرکوب می‌شوند و بیم آن دارند که هر نیایششان، آخرین نیایش آنها باشد.

آقای پمپئو گفت که این به عهده مردم ایران است که سرنوشت خود را تعیین کنند و دولت آمریکا هم از خواست مردم ایران حمایت می‌کند.

او اضافه کرد: «مردم ایران به دنبال کرامت هستند، اما پاسخ خشونت بار رژیم به اعتراضات برحق مردم ایران نشانه ماهیت خشن رژیم است. معترضانی که فقط خواستار زندگی بهتر هستند.»

آقای پمپئو در سخنرانی خود در مورد نقض کرامت انسانی در ایران، به آزار و اذیت‌های نیروی انتظامی در ایران علیه زنان هم اشاره کرد و گفت پلیس ایران اخیرا یک ژیمناست را به خاطر آنکه ویدیوی رقص خود را در شبکه های اجتماعی منتشر کرده بود، دستگیر کرد.

وزیر خارجه آمریکا در انتهای سخنرانی خود همچنین گفت که پیامی که برای مردم ایران دارد این است: ایالات متحده آمریکا با شماست و پشت شماست.

او توضیح داد که آمریکا برای تغییر رفتار رژیم جمهوری اسلامی هدف فشار حداکثری روی شبکه مالی رژیم را دنبال می کند و به همین منظور، برای بازگشت کامل تحریم مبادلات مالی و به صفر رساندن صادرات نفت ایران تلاش می کند.
او با بیان این که مردم ایران از رهبرانشان دروغ می شنوند و اینکه آمریکا شیطان بزرگ است، گفت: «اما ما نمی‌خواهیم مردم ایران چنین چیزی بشوند، از این رو دولت ایالات متحده تلاش‌های زیادی را برای مقابله با سانسور در ایران آغاز کرده است. همچنین قرار است یک تلویزیون و رادیوی ۲۴ ساعته به زبان فارسی فعالیت کند.»