Archive for: July 2018

کاهش خرید نفت ترکیه از ایران

Share Button

 ایران مجموعاً ۴ کشتی نفت خام که معادل تقریبی ۱۹۰ هزار بشکه میشود هر ماه،  از ماه می تا ژوئن به این شرکت فروخته است  که  بر اساس چارت ترافیک کشتی های نفتی و مقایسه با  ماههای قبل، ۸ تا ۶ فروند کشتی کاهش نشان میدهد.

 

شرکت نفتی ترکیه ای توپراس، بخاطر تحریم آمریکا خرید نفت خود از ایران را کاهش داد. 

استانبول/ لندن (روئیترز)

بزرگترین وارد کننده نفت ایران در ترکیه، خرید نفت خود از ایران را برای ماه می(اردیبهشت) را کاهش داد. دلیل آن موضع دولت آمریکا در بازگرداندن تحریم ها علیه تهران می باشد. تحلیل گران بر این عقیده اند که توپراس  احتمالاً به خریدهای نفتی کمتری از ایران در ماههای آینده ادامه خواهد داد.

 بنا به گفته یک معامله گر نفتی؛ ترکیه که عضو ناتو میباشد تا حدود زیادی به واردات انرژی وابسته میباشد و همسایه آن ایران، بخاطر قیمت مناسب، نزدیکی  و کیفیت نفت آن، یکی از عمده ترین طرف های مطلوب نفتی ترکیه بوده است.

بر حسب داده های آماری  موسسه  نظارت بر معاملات نفتی EPDK ، طی ۴ ماهه نخست ۲۰۱۸، بزرگترین پالایشگاه ترکیه روزانه بطور متوسط ۱۸۷٫۱۹۶ بشکه نفت از ایران خریده است.

 در ماه آوریل(خرداد) تنها ، شرکت توپراس ۸ فقره نفت وارداتی معادل ۲۴۰ هزار بشکه از ایران داشته است.

ولی از ماه بعد، می، هنگامی که دونالد ترامپ اعلام کرد که تحریم ها علیه ایران را بازخواهد گرداند و دولت خویش را از موافقت نامه هسته ایی ۲۰۱۵ کنار کشید، واردات توپراس از ایران رو به کاهش نهاد.

 ایران مجموعاً ۴ کشتی نفت خام که معادل تقریبی ۱۹۰ هزار بشکه میشود هر ماه،  از ماه می تا ژوئن به این شرکت فروخته است  که  بر اساس چارت ترافیک کشتی های نفتی و مقایسه با  ماههای قبل، ۸ تا ۶ فروند کشتی کاهش نشان میدهد.

پایان ترجمه گزارش روئیترز.

………………………………………………………..

آنچه در این گزارش مهم است این نیست که چه تعداد محموله های نفتی به ترکیه کاهش یافته است. مهم تر، آن متن و زمینه سیاسی، اقتصادی و ژئوپولیتیکی است  که این کاهش واردات در آن رخ میدهد.

چندی پیش اردوغان گفت که اهمیتی به تحریم های ترامپ نمیدهد و آن چنان که به نفع ترکیه است رفتار خواهد کرد. اردوغان بعنوان یک طرفدرار اخوان المسلمین با جاه طلبی های اتومانی خویش، پس از بی اعتنایی های آمریکا در مورد استرداد فتح الله گولن، حمایت از کردهای سوریه، دستگیری رضا ضراب و رئیس بزرگترین بانک ترکیه در آمریکا و محکوم کردن آنان به حبس های سنگین در رابطه با کمک به دور زدن تحریم ها علیه ایران، بسیار مشتاق بود تا به آمریکا ژستی تمرد آمیز نشان دهد و اتوریته آنرا در ترکیه و منطقه بی اعتبار کند و خود را هم سوپر من ضد آمریکایی در در منطقه و خود ترکیه نشان دهد. ولی وقتی پای تجارت پیش می آید، رئیس جمهور ترکیه نمی تواند جریمه مالی احتمالی آمریکا علیه کمپانیهای ترک را از جیب دولت پرداخت کند. آنجا ایران نیست و دخل و خرج دولت حساب و کتاب دارد.

 ولی همه قضیه این هم نیست. در پشت سر تحریم های آمریکا، تحریم های ممالک عربی حاشیه خلیج فارس پیش خواهد آمد. چه تحریم معکوس بصورت فروش نفت بسیار ارزانتر از ایران به باقیمانده  مشتریان منطقه ایی یا آفریقایی آن و چه تهدید به تحریم توریستی و تجاری ممالکی مانند ترکیه در صورت ادامه معامله نفتی با ایران.

 این ممالک هنوز در این سناریوی تحریم ها کارت خود را بازی نکرده اند ولی تردید نباید داشت که آن کشورها در پشت سر تحریم های نفتی و مالی ترامپ با ابزار های اقتصادی و نفتی خود بمیدان خواهند آمد و اگر شده به چین و هند و ترکیه نفت رایگان هم بدهند، گلوی صادرات نفتی رژیم ایران را تا مرز خفگی کامل خواهند فشرد. هزینه این کار برای آنان بسیار کمتر از هزینه آنان برای خنثی کردن توطعه های رژیم ایران در ممالک اشان خواهد بود.

 در روزهای اخیر رسانه های دنیا از انبار کردن نفت در عربستان و خود داری آن کشور از باز کردن شیر صادرات خود تا آخر صحبت میکنند ولی کمتر کسی برای این کار عربستان دلیل قانع کننده دارد. بنظر من این نفت های ذخیر شده فقط برای جواب گویی به مشتریان ایران در آینده است.

……………………………………………..

توجه!

تلاش ما برای طرح و گسترش گفتمان ناسیونال لیبرالیسم است که آنرا پادزهری برای گفتمان اسلام ولایی و شریعت گرایی سیاسی می دانیم و آلترناتیوی آزادیخواهانه و میهن پرستانه برای همه آن اندیشه های سیاسی است که طی یکصد سال، از انقلاب مشروطه تا به امروز، نتوانسته اند پاسخگوی نیاز جامعه ما باشند و لاجرم از عرصه سیاسی محو شده اند و جنبش آزادیخواهانه مردم ما را با خلاء رهبری و گفتمان راهبردی باقی گذارده اند.

به ما بپیوندید! به ما کمک کنید تا گفتمان ناسیونال لیبرالیسم را به عنوان یک گفتمان راهبردی و ملی، بتوانیم فراگیر و اجتماعی کنیم! هدفی جز این نداریم!

CimorghIran@

و سقراطیون کانال گفتمان ما و مبانی استدلالی و فلسفه سیاسی آن.

سیمرغ کانال خبری و اطلاع رسانی ماست.

SoqratiunIran@

سقراطیون،کانال نظریات راهبردی و فلسفه سیاسی ما می باشد.

پاینده ایران

مافیای حاکم یک عضو جدید خانوادگی یافت

Share Button

نماینده مردم سبزوار در مجلس با اشاره به عکس‌های ثبت‌شده از انبار روباز مافیای غله کشور و غیراستاندارد بودن این سیلوها، گفت: این عکس‌ها در استان خراسان رضوی گرفته شده اما همین منظره در اکثر استان‌هایی که گندم در آنها کشت می‌شود، قابل رویت است‌‌. به عنوان نمونه در یک استان کوچک که نمی‌خواهم اسمی از آن ببرم طی یک سال بیش از ۱۰۰ هزار تن گندم مفقود شده است‌. 

جهان صنعت

   جمعه, ۲۹ تیر ۱۳۹۷

 Friday 20 July 2018

افشاگری مجلس از سوء استفاده های مافیای گندم

 

صفحه کشاورزی و بازرگانی: شواهد حاکی از آن است که در خرید تضمینی گندم از گندم‌کاران و تحویل گندم خریداری شده به سیلوها، تخلفات گسترده مالی و اجرایی در جریان است‌ به این معنا که دلالان گندم از طریق ارتباطاتی که با بخشی از بدنه سازمان غله کشور دارند، گندم را از گندم‌کاران خریداری می‌کنند اما به جای تحویل گندم خریداری شده به سیلوهای دولتی، آن را در انبارها و محوطه‌های بدون سقف و روباز به صورت کاملا غیراستاندارد و غیربهداشتی نگهداری می‌کنند‌‌. بر این اساس نماینده مردم سبزوار در مجلس از آنچه فساد برنامه‌ریزی‌شده در بخشی از بدنه سازمان غله ایران و ناپدید شدن ۱۰۰ هزار تن گندم تنها در یک استان می‌خواند، خبر داد‌. رمضانعلی سبحانی‌فر به ایسنا گفت: این شبکه مافیایی با هماهنگی عوامل خود در سازمان غله کشور، گندم خریداری شده را به انبارهای روباز بزرگ انتقال می‌دهند و همزمان دو اقدام غیراخلاقی و غیربهداشتی انجام می‌دهند‌‌؛ اول اینکه اجازه می‌دهند این گندم زیر باران یا از طریق پاشیدن آب توسط تانکرهای سیار آبرسان، خیس و غیرقابل استفاده شود و دوم اینکه بخشی از این گندم را با «خاک» و «شن» مخلوط می‌کنند و بعد گندم ناخالص را از طریق شبکه مافیای خود تحویل سیلوهای غیراستاندارد اداره غله کشور می‌دهند و پول‌های هنگفتی به جیب می‌زنند‌.
سبحانی‌فر با تشریح شیوه کار مفسدان غله کشور گفت: مافیای گندم با خیس کردن گندم در انبارهای روباز هزاران تن بر وزن گندم خریداری شده اضافه می‌کنند و گندم آب‌خورده را با هماهنگی شبکه مافیایی خود در بدنه سازمان غله کشور، تحویل سیلوهای دولتی که باز نیروهای همین شبکه در آنجا مسوولیت دارند، می‌دهند و پول هنگفتی را عاید شبکه مافیایی خود می‌کنند‌. وی ادامه داد: شبکه مافیایی غله، حجم گندم خیس شده را در گزارش‌های خود چندین برابر گزارش می‌کنند و به اسم «گندم فاسدشده» از سیستم گندم خریداری شده دولتی خارج می‌کنند‌‌. بدین ترتیب زمینه «مفقود شدن» آن را به وجود می‌آورند و از این راه نیز صدها میلیون تومان سودجویی می‌کنند‌.
مفقود شدن ۱۰۰ هزار تن گندم در یک استان
نماینده مردم سبزوار در مجلس با اشاره به عکس‌های ثبت‌شده از انبار روباز مافیای غله کشور و غیراستاندارد بودن این سیلوها، گفت: این عکس‌ها در استان خراسان رضوی گرفته شده اما همین منظره در اکثر استان‌هایی که گندم در آنها کشت می‌شود، قابل رویت است‌‌. به عنوان نمونه در یک استان کوچک که نمی‌خواهم اسمی از آن ببرم طی یک سال بیش از ۱۰۰ هزار تن گندم مفقود شده است‌.
سبحانی‌فر با اشاره به اقدامات اولیه انجام شده توسط دستگاه‌های ناظر، گفت: پس از اطلاع، دستگاه‌های ناظر و بازرسان از این تخلف بزرگ و حساب‌شده، وارد کار شده و با گزارش‌گیری‌های اولیه یکی دو نفر را بازداشت کرده‌اند‌.
وی با یادآوری الزامات سیاست‌های اجرایی اصل ۴۴ قانون اساسی برای بخش دولتی، گفت: طبق اصل ۴۴ قانون اساسی وزارت جهادکشاورزی و سازمان غله ایران باید سیلوهای بخش خصوصی را به قاعده بازی راه دهند و بخش خصوصی نیز وارد چرخه خرید گندم تضمینی شود تا از این طریق زمینه فساد در سازمان غله ایران از بین برود‌‌.
نماینده مردم سبزوار در مجلس ادامه داد: امروز شاهد بدترین سوءاستفاده‌های مالی توسط مافیای غله کشور هستیم‌.

پایان مطلب.

 

……………………………………………..

توجه!

تلاش ما برای طرح و گسترش گفتمان ناسیونال لیبرالیسم است که آنرا پادزهری برای گفتمان اسلام ولایی و شریعت گرایی سیاسی می دانیم و آلترناتیوی آزادیخواهانه و میهن پرستانه برای همه آن اندیشه های سیاسی است که طی یکصد سال، از انقلاب مشروطه تا به امروز، نتوانسته اند پاسخگوی نیاز جامعه ما باشند و لاجرم از عرصه سیاسی محو شده اند و جنبش آزادیخواهانه مردم ما را با خلاء رهبری و گفتمان راهبردی باقی گذارده اند.

به ما بپیوندید! به ما کمک کنید تا گفتمان ناسیونال لیبرالیسم را به عنوان یک گفتمان راهبردی و ملی، بتوانیم فراگیر و اجتماعی کنیم! هدفی جز این نداریم!

CimorghIran@

و سقراطیون کانال گفتمان ما و مبانی استدلالی و فلسفه سیاسی آن.

سیمرغ کانال خبری و اطلاع رسانی ماست.

SoqratiunIran@

سقراطیون،کانال نظریات راهبردی و فلسفه سیاسی ما می باشد.

پاینده ایران

سرمایه ۵۰۰ میلیارد دلاری بنیاد زیر نظر خامنه ای و دولت پنهان

Share Button

چکیده….. دولت پنهان و در رأس آن خامنه ایی روی ثروتی یکهزار میلیارد دلاری خوابیده است در حالی که دولت علنی و رسمی برای هر تک دلار و تومان له له میزند، همه برنامه های عمرانی کشور را خوابانده است تا بتواند، هزینه جاری دولت را تأمین کند و تازه بقیه کسر بودجه را هم با چاپ شبانه روزی اسکناس و تبدیل کاغذ تنی چند صد دلار به اسکناسهای هزاری تبدیل کند و خرج خانواده دولت را بپردازد. تحت این شرایط مسئله ثروت نجومی تحت نظر خامنه ای که فقط میزان یکی از آنها، یعنی ستاد اجرای فرمان امام که به ۵۰۰ میلیارد دلار یعنی ۱۲ برابر درآمد کنونی کشور از نفت تخمین زده میشود. اگر دارایی دیگر بنیاد ها را مانند آستان قدس، بنیاد مستضعفین، بنیاد ۱۵ خراداد، قرار گاه خاتم الانبیا تحت نظر سپاه و… ، را هم به سرمایه ۵۰۰ میلیارد دلاری ستاد فرمان امام بیفزاییم، می بینیم که برآورد ۱۰۰۰ میلیارد دلاری اغراق نیست. شبح. بحران دیر یا زود مردم گرسنه ایران را گام به گام بسوی شبستان اصلی قدرت و دولت پنهان راهنمایی خواهد کرد.

دولت پنهان و فرمانفرمائی خامنه ای بر آن، با اتکاء به سرمایه نجومی ۵۰۰ میلیارد دلاری ستاد اجرائی فرمان امام!

فقط به اسکناسها نگاه نکنید بیش از آنها طلا آلات به داخل ضریح ریخته شده است و فقط این مال یک امام است
در کنار اینها صدها کارخانه، ملک استجاری، زمین کشاورزی و بانک و موسسه مالی جزء دارایی ستاد است

اگر بخواهیم دولت رسمی به رهبری شیخ حسن روحانی و دولت پنهان به رهبری خامنه ای را از هم تفکیک کنیم و بخواهیم بین این دو دولت یک مرز کشی تعیین کنیم کاری آسان نخواهد بود. زیرا خامنه ای هر چند عنوان رهبر کل نظام را دارد ولی در عمل سکوی حکمرانی او دولت پنهان است که قدرت واقعی و غیر رسمی را در مملکت دارد ولی او بعنوان رهبر نظام از دولت قانونی و رسمی و علنی جدا نیست بلکه این یک را برای پنهان کردن چهره آن یک میخواهد. چهره ای که تابلوی علنی و رسمی نظام در برابر مردم و جامعه جهانی میباشد. روحانی که از درون دولت پنهان، به عرصه ساختار صوری و دولت رسمی راه یافته است نیز کاملاً متعلق و متعهد به دولت رسمی نیست چرا که شیخ حسن بعنوان پرورش یافته دولت پنهان، که استخوان بندی و اسکلت نظام را تشکیل میدهد در نهایت کارگزار دولت پنهان است که با حفظ سمت اداره دولت صوری را بعهده گرفته است.
ولی او در عین حال بعنوان تابلوی ساختار قدرت و دولت صوری، وظایفی را بعهده گرفته است که مردم و مراجع بین المللی انجام آن ها را از او میخواهند وباید آن وظایف را بتواند انجام دهد. ولی چنین بنظر میرسد که با تعمیق بحران اقتصادی و نمایان شدن سایه سهمگین بحران سیاسی در درون خود نظام، تضاد بین دولت پنهان و دولت رسمی در حال شدت یافتن است. این به این معنا نیست که بین شیخ حسن و نظام تضادی اساسی هست بلکه بحث از وجود یک تضاد عینی و فراتر از افراد و دسته بندیها بین دو ساختاری موازی و دو دستگاه است که یکی بعنوان تابلوی نظام باید در برابر مردم و جامعه جهانی پاسخگو باشد که امکانات و اختیارات لازم را برای این پاسخگویی ندارد و دیگری که شبح بحران، به پای دیوارهای برج و باروی تا کنون ناپیدای آن رسیده است. معنای این گزاره چیست؟ معنای آن اینست که دولت پنهان و در رأس آن خامنه ایی روی ثروتی یکهزار میلیارد دلاری خوابیده است در حالی که دولت علنی و رسمی برای هر تک دلار و تومان له له میزند، همه برنامه های عمرانی کشور را خوابانده است تا بتواند، هزینه جاری دولت را تأمین کند و تازه بقیه کسر بودجه را هم با چاپ شبانه روزی اسکناس و تبدیل کاغذ تنی چند صد دلار به اسکناسهای هزاری تبدیل کند و خرج خانواده دولت را بپردازد. تحت این شرایط مسئله ثروت نجومی تحت نظر خامنه ای که فقط میزان یکی از آنها، یعنی ستاد اجرای فرمان امام که به ۵۰۰ میلیارد دلار یعنی ۱۲ برابر درآمد کنونی کشور از نفت تخمین زده میشود. اگر دارایی دیگر بنیاد ها را مانند آستان قدس، بنیاد مستضعفین، بنیاد ۱۵ خراداد، قرار گاه خاتم الانبیا تحت نظر سپاه و… ، را هم به سرمایه ۵۰۰ میلیارد دلاری ستاد فرمان امام بیفزاییم، می بینیم که برآورد ۱۰۰۰ میلیارد دلاری اغراق نیست. شبح. بحران دیر یا زود مردم گرسنه ایران را گام به گام بسوی شبستان اصلی قدرت و دولت پنهان راهنمایی خواهد کرد.

پایان یادداشت

 

توجه!

تلاش ما برای طرح و گسترش گفتمان ناسیونال لیبرالیسم است که آنرا پادزهری برای گفتمان اسلام ولایی و شریعت گرایی سیاسی می دانیم و آلترناتیوی آزادیخواهانه و میهن پرستانه برای همه آن اندیشه های سیاسی که طی یکصد سال، از انقلاب مشروطه تا به امروز، نتوانسته اند پاسخگوی نیاز جامعه ما باشند و لاجرم از عرصه سیاسی محو شده اند که نتیجه آن فقدان یک گفتمان راهبردی و رهبری سیاسی امروز  برای جنبش آزادیخواهانه مردم ما  است.

به ما بپیوندید! به ما کمک کنید تا گفتمان ناسیونال لیبرالیسم را به عنوان یک گفتمان راهبردی و ملی، بتوانیم فراگیر و اجتماعی کنیم! هدفی جز این نداریم!

CimorghIran@

و سقراطیون کانال گفتمان ما و مبانی استدلالی و فلسفه سیاسی آن.

سیمرغ کانال خبری و اطلاع رسانی ماست.

SoqratiunIran@

سقراطیون،کانال نظریات راهبردی و فلسفه سیاسی ما می باشد.

پاینده ایران

مسئله ورشکستگی نه چندده کارخانه بلکه، ورشکستگی کل تُولید ملی درمیان است

Share Button
 از میان اِ ـمیل های رسیده:
نویسنده یادداشت، با وضعیت صنایع ایران و نحوه مدیریت آنها و نارسایی ها و کاستی های اساسی و ساختاری آنها آشنا است.
 Image result for ‫تعطیلی کارخانجات عکس‬‎

دلایل ورشکستگی کارخانجات در چهل سال حکومت جمهوری اسلامی ایران :

ورشکستگی کارخانجات در ایران  در پس از انقلاب اسلامی به دلایل گوناگون رخ داده است برخی از این دلایل عام است و در همه کارخانجات وجود داشت و برخی فقط در یک کارخانه یا گروه خاص وجود داشت
پس انقلاب اسلامی در ایران تقریبا همه کارخانجات بزرگ و حتی بسیاری از کارخانجات کوچک به تملک نهاد های جمهوری اسلامی  در  آمدند و نهادهایی مانند سازمان گسترش ، بنیاد مستضعفان و بنیاد شهید و  بنیاد ۱۵ خرداد و آستان قدس و بسیاری از بنیاد های مذهبی و وابسته به روحانیت  ماموریت یافتند تا تعدادی از این کارخانجات را  اداره نمایند.
تا دو سال پس از انقلاب که ماشین آلات این کارخانه ها هنوز فرسوده نشده بودند و متخصصین  قبلی در کارخانه حضور داشتند این کارخانجات با کمترین مشکل اداره می شدند اما رفته رفته بسیاری از متخصصین به دلیل همفکر نبودن با حکومتگران از کارخانجات بیرون شدند و برخی از آنها که فعالیت سیاسی داشتند نیز زندانی و یا اعدام شدند و از آن پس تعهد بر تخصص ترجیح داده شد و شارلاتان های بی تخصص که کاسه داغتر از آش شده بودند با تظاهر به اینکه دغدغه دین دارند  همه پست های کلیدی را به دست گرفتند و هرکس که متظاهر تر و عوامفریب تر بود در پله های بالاتر قرار می گرفت و دست دوستان و همپالکی های خودرا نیز می گرفت و آنها را بالا می کشید و هر کس برای خود باند و دسته درست می کرد و حاتم طایی می شد و از جیب کارخانجات ولخرجی و حاتم بخشی می کرد و  به اعضای باند خود امتیازات بیشمار می داد و  اگر یک مدیر به کارخانه دیگر  می رفت مدیران آنجا را بیرون می کرد و همه اعضای باند  خود در کارخانه قبلی را به کار خانه جدید می آورد  و این مدیران تا دو سال همه ناکارآمدی های خود را به پای مدیران قبلی می نوشتند و می گفتند چون تازه به این کارخانه آمده اند هنوز به کارها مسلط نشده اند و برای برنامه ریزی و سود آور کردن کارخانه نیاز به زمان بیشتر دارند. برای گردش و تفریح چندین ماموریت خارجی  غیر مفید ولی پر هزینه برای خود و دیگر مدیران درنظر  می گرفتند و پس از دوسال دوباره مدیران این کارخانه به آن کارخانه می رفتند و مدیران آن کارخانه به این کارخانه می آمدند  و راههای نیمه رفته مدیران قبلی را مردود می دانستند و  آن روش ها  و آن پروژه ها با همه هزینه هایی که برای آنها انجام شده بود را کنار می گذاشتند و  میخواستند که فقط راهکار خودرا پیاده کنند.
آنها دغدغه تولید و بهبود محصول و کاهش ضایعات را نداشتند و بیشتر به فکر ساخت مسجد و نماز خانه در محوطه کارخانه و چاپ کتب و بروشورهای مذهبی و توزیع آنها در بین کارگران بودند.
EIKO logo.png
زیر نظر خامنه ایی با قریب یکصد میلیارد دلار سرمایه در ده سال پیش 
به انجمن های اسلامی مجال می دادند تا در کارخانه ول بچرخند و آنان تولید را متوقف کنند و کارگران را به جلسات سینه زنی و دعای ندبه و زیارت عاشورا و نماز وحدت و دیدار  با امام و غیره بفرستند و در این جلسات از کارگران با میوه و شربت و شیرینی و غذا پذیرایی شود
نوع پستهای سازمانی و تعداد مدیران بر اساس نیاز کارخانه تعیین نمی شد بلکه هرگاه دوستان آنها به کار نیاز داشتند و یا امامان جمعه و سایر افراد با نفوذ به آنان فردی را برای استخدام معرفی می کردند یک پست غیر ضروری ولی نون و آب دار برای وی درنظر گرفته می شد. ظهر ها در هر کارخانه باید نماز جماعت برگزار می شد در هر کارخانه یک آخوند برای امامت نماز جماعت تعیین شده بود که ظهرها با راننده و خودروی کارخانه  به منزلش می رفتند و او را به کارخانه می آوردند تا یک ربع نماز بخواند و یک ربع سخنرانی کند و کارگران را گمراه کند و یک ربع هم غذا بخورد و دوباره او را با خودروی کارخانه به منزلش می بردند تا استراحت کند و حق العبادت این آخوند بابت این کار اخروی او در هر ماه سه برابر دستمزد یک کار گر بود که در سخترین وضعیت کار می کرد.
استخدام کارکنان بر اساس میزان تخصص آنان صورت نمی گرفت بلکه هرکس که در مصاحبه معلوم می شد اطلاعات مذهبی اش کم است از استخدام شدن باز میماند. تعداد کارگران بیشتر از تعداد مورد نیاز بود و خیلی از آنها بر اثر سفارش مقامات بانفوذ استخدام شده بودند اگر کسی عضو انجمن اسلامی می شد نیاز نبود که به کار سخت در بخش تولید بپردازد و فقط در جلسات انجمن و جلسات مذهبی شرکت می کرد.
در سالهای جنگ که کالا در بازار نایاب بود و نرخ ارز آزاد بیش از سه برابر نرخ ارز دولتی بود کارخانجات آن زمان که کالاها را با ارز دولتی تولید و با ارز آزاد می فروختند با وجود همه ریخت و پاش ها و نا کارآمدی هایی که داشتند باز هم سود آور بودند.
در آن سالها در جبهه های جنک به ابزار و ادوات و لوازم خاص نیاز بود که این کارخانجات بخشی از ماشین آلات و نیروی انسانی خودرا برای تولید آن لوازم اختصاص داده بودند و به رایگان در اختیار جبهه ها قرار می دادند
همانگونه که گفته شد برخی علل ورشکستگی کارخانجات ایران در پس از ا نقلاب اسلامی فقط ویژه کارخانه خاص و یا گروه خاص بود و برخی از علل نیز عمومیت داشت و در همه کارخانجات وجود داشت در مقاله های بعدی به علل ورشکستگی برخی کارخانجات بنیاد مستضعفان و ایران خودرو و غیره پرداخته خواهد شد.
بابک خرمدین
در کانال سیمرق بما بپیوندید، کمک کنید که گفتمان ناسیونال لیبرالیسم را به گفتمان راهبردی جنبش ملی تبدیل کنیم!
CimorghIran@
..

طوفانهای متوالی اقتصادی در راه است و بدنبال آن طوفانهای اجتماعی

Share Button

بحران ایران، گسترش یافته و تعمیق میشود، و چنته رژیم در کل و دولت شیخ حسن روحانی بطور مشخص از هر جهت برای رویارویی با آن کاملاً خالی است! بنابراین باید منتظر منتهی شدن این بحران اقتصادی به بحران فراگیر سیاسی و اجتماعی بود. بحرانی که به قول لنین چنان دامن جامعه را گرفته باشد که نه حکومت شوندگان دیگر تحمل کنند و نه حکومتگران دیگر بتوانند حکومت کنند!  

Image result for ‫عکسهای اختلاس‬‎

هوای اقتصادی میهنمان را ابرهای سیاه بحران پوشانده است، صاعقه های پیاپی شامل صاعقه مالی و اقتصادی و فرارهای بزرگ  و با اختلاسهای بزرگ که هنوز باید منتظر غرشهای سهمگین رعدهای آنها باشیم.

وقتی در یک آسمان ابری صاعقه می زند  فقط اندکی طول می کشد تا طنین رعد آن شنیده شود. ولی زمان شنیدن طنین تُندراقتصادی، بستگی به اوضاع جوی جامعه دارد،ممکن مدتی لازم باشد  تا بازار و سیستم پولی و بانکی را بلرزاند.

دیروز بانک سرمایه گذاری اتحادیه اروپا، اعلام کرد که در ایران سرمایه گذاری نخواهد کرد زیرا با ریسک همراه است. این بانک اعلام کرد که حدود ۵۰۰۰ میلیارد دلار در بازار های جهان اوراق قرضه دارد و نمی خواهد اعتبار آن اوراق را به خاطر سرمایه گذاری در ایران به مخاطره  اندازد.

در هفته های پیش مسئله قطع کامل ویا کاهش قابل توجه واردات نفتی هند از ایران ، در رسانه های خود ایران نیز انعکاس یافت.

هند روزانه حدود ۵۵۰ هزار بشکه نفت از ایران می خرید که آنرا هم اکنون به حدود ۲۵۰ هزار بشکه تقلیل داده است. هیچ معلوم نیست که هند حتی این سطح از واردات را هم حفظ کند.

قبل از هند، کره جنوبی خریدش را کاهش داده بود و صحبت بر سر کاهش خرید چین نیز در میان است.

بنا به گزارش عرب نیوز امروز پنجشنبه، ۱۹ جولای، شی جی پینگ، رئیس جمهور چین برای یک بازدید ۳ روزه به امارات متحده عربی خواهد رفت که در آنجا قراردادهای مهمی در بیشتر زمینه ها با دولت امارت خواهد بست و قطعاً خرید نفت یکی از آنها خواهد بود.

سفری سه روزه از سوی رئیس جمهور دومین غول اقتصادی جهان به کشور هفت پارچه و دو و نیم میلیونی امارات متحده عربی، پیامهای اقتصادی و سیاسی خود را دارد.

در این هفته، هم چنین شنیدیم که نفر اول موسسه ثامن الحجج پس از اختلاسی رکورد آفرین در سرزمین اختلاسهای بزرگ، از کشور فرار کرده است.

در همین هفته، پیرو فرمان شداد و غلاظ ماه پیش خامنه ای دایر بر از سرگیری تولید و نصب ۱۹۰٫۰۰۰ هزار سانتریفیوژ، که در واکنش به خروج آمریکا از برجام بود، علی اکبر صالحی سرپرست سازمان انرژی اتمی اعلام کرد که خط تولید سانتریفیوژهای نسل جدید با تولید ۵۰ تا ۶۰ دستگاه در روز، آغاز شده است.

در خبری دیگری از رویترز دیروز، معاون وزیر دفاع، رضا مظفرنیا، اعلام کرد سپاه بودجه لازم را برای نوسازی یا تولید ۷۰۰ تا ۸۰۰ تانک را گرفته است.  

از سرگیری ساخت و نصب سانتریفیوژها و تولید و ساخت این تانکها در شرایطی است که توپخانه تحریم های خزانه داری آمریکا دست در دست موشکهای نفتی عربستان و به موازات آنها، سرقت ها و اختلاس های کلان تاریخی، کمر اقتصاد مملکت را شکسته است و عملاً افتادن  با سر در دامی است که در پیش پای رژیم نهاده شده است و محافل نظامی سپاه هم به انگیزه منافع باندی خود، از مملکت گذشته و بی توجه به نتایج آن، حتی رژیم و مملکت را به سوی پرتگاهی می رانند که بازگشت ناپذیر است.

افتادن رژیم در دام مسابقه و رقابت نظامی با آمریکا و اسرائیل مانند، این است که یک جگرکی بخواهد با یک رستوران کنتاکی یا مک دونالد که در پشت سر آن بزرگترین کمپانی رستورانهای زنجیره ای جهانی قرار دارد وارد رقابت شود.

چه در عرصه نظامی و چه اقتصادی یا سیاسی، مفهومی هست به نام «عمق استراتژیک» که در این رابطه باید بدان توجه اکید داشت.

باید از رژیم پرسید؛ عمق استراتژیک اقتصادی و نظامی شما چقدر است؟ و از آن مهمتر، عمق استراتژیک سیاسی و اجتماعی شما، یعنی پشتوانه مردمی اتان چیست و چقدر است؟ آیا خود در دام تبلیغات خام خویش دایر بر حمایت مردمی از خود نیفتاده اید؟

از این دست خبرها که هریک صاعقه ای در آسمان اقتصادی کشور هستند کم نیست.

هنوز چهارم نوامبر که روزِ بازگشت تحریم های سخت آمریکا می باشد فرا نرسیده است. و نکته ایی که  تقریباً هیچ یک از رسانه ها بدان توجه نکرده اند تقارن این روز با سالروز اشغال سفارت آمریکا می باشد که بر سر مراسم دولتی مرسوم این روز در برابر سفارت سابق آمریکا سایه خواهد افکند.

مراسم ۱۳ آبان آینده به طور اساسی با سالهای قبل قطعا متفاوت خواهد بود ولی نه به نفع رژیم!  

هریک از گزاره های فوق خود مستلزم تحلیلی مستقل می باشد که خارج از حوصله خواننده و توان نویسنده است.

نتیجه:

بحران ایران، گسترش یافته و تعمیق میشود، و چنته رژیم در کل و دولت شیخ حسن روحانی بطور مشخص از هر جهت برای رویارویی با آن کاملاً خالی است! بنابراین باید منتظر منتهی شدن این بحران اقتصادی به بحران فراگیر سیاسی و اجتماعی بود. بحرانی که به قول لنین چنان دامن جامعه را گرفته باشد که نه حکومت شوندگان دیگر تحمل کنند و نه حکومتگران دیگر بتوانند حکومت کنند!  

پایان یادداشت

توجه!

 

تلاش ما برای طرح و گسترش گفتمان ناسیونال لیبرالیسم است که آنرا پادزهری برای گفتمان اسلام ولایی و شریعت گرایی سیاسی می دانیم و آلترناتیوی آزادیخواهانه و میهن پرستانه برای همه آن اندیشه های سیاسی است که طی یکصد سال، از انقلاب مشروطه تا به امروز، نتوانسته اند پاسخگوی نیاز جامعه ما باشند و لاجرم از عرصه سیاسی محو شده اند و جنبش آزادیخواهانه مردم ما را با خلاء رهبری و گفتمان راهبردی باقی گذارده اند.

به ما بپیوندید! به ما کمک کنید تا گفتمان ناسیونال لیبرالیسم را به عنوان یک گفتمان راهبردی و ملی، بتوانیم فراگیر و اجتماعی کنیم! هدفی جز این نداریم!

CimorghIran@

و سقراطیون کانال گفتمان ما و مبانی استدلالی و فلسفه سیاسی آن.

سیمرغ کانال خبری و اطلاع رسانی ماست.

SoqratiunIran@

سقراطیون،کانال نظریات راهبردی و فلسفه سیاسی ما می باشد.

پاینده ایران

در بیستمین سال سوگ مرگِ اصلاحات

Share Button

آرمان امیری در نقد نوشته ای از آقای علوی تبار، که در آن اوضاع کشور غیر عادی خوانده شده که مستلزم، رهیافتی غیر عادیست، یادداشت زیر را نوشته اند که خود بقدر کافی گویا میباشد ولی من کامنت کوتاه زیر را بر آن می افزایم:

هسته اصلی نقد آقای امیری اینست که اصلاح طلبان چنان خود را در زمین انتخابات، شرکت در مقابل تحریم ، میخکوب کرده بوده است، که حالا با روبرو شدن با وضعیت غیر عادی کنونی کشور، حیران مانده و کاملاً فلج شده  اند.

ریشه مسئله در این است، که اصلاح طلبان مانند اصول گرایان و تقریباً همه نیروهای ستادی هردوی آنها، که بی هزینه سوار بر موج انقلاب اسلامی به قدرت رسیدند، برای آن انقلاب که برج و باروی نظام شاهنشاهی را درهم کوبید و بجای آن خلافت اسلامی/آخوندی خمینی را بنیان نهاد حکومت جاودانه قائل شدند که تا ظهور مهدی ادامه خواهد یافت. آنها آن انقلاب را «خاتم الانقلاب» گرفتند همچنان که مسلمانان صدر اسلام محمد را خاتم الانبیاء! تا مبادا پیغمبر دیگری ظاهر شود و بساط آنان را جمع کند.

ولی با همین اسلامی کردن آن انقلاب در فاز اول و آخوندی کردنش در فاز دوم و با لومپن ـ کراتیک/آخوندی کردنش در فاز نهایی، عملاً برای خود و به دست خویش بر آن انقلاب تاریخ مصرف گذاردند.

اینها ۴۰ سال کوشیدند این تاریخ مصرف را بزور ماشین استبداد کشدار کنند. ولی این ماشین دیگر از کار افتاده است و چنان تک تک پیچ مهره های زنگ زده اش به صدا در آمده اند که هر آن احتمال ریزش و ازهم پاشیدگی کامل آن میرود.

آری اصلاح طلبان بعنوان بخشی از عقبه نظام، سرنوشت خود را با سرنوشت نظام گره زده اند. اگر کسی فکر کند که دیگر حرکتی بعنوان اصلاح طلبی در این مملکت از طرف این مردم کارد به استخوانشان رسیده رخ دهد چیزی نه از تاریخ و نه از سیاست میداند.

اینها راهروان جاده صافی بودند که بولدیزر استبداد آنرا هموار کرده بود. ولی این بولدیزر دیگر از کار افتاده است و جاده کوهستانی و ناهموار گشته است.

 

چرا اصلاحات دچار بن‌بست و رکود شده؟

دوشنبه, ۲۵ تیر, ۱۳۹۷

چکیده :بدین ترتیب، می‌توان گفت اصلاحات، تا زمانی که نخواهد شعار «قانون‌گرایی» را از شاخصه هویتی خود کنار بگذارد و مجموعه‌ای از اهداف، مطالبات و چشم‌اندازها را جایگزین آن کند، هیچ توانایی و ظرفیتی در به روز رسانی خود با شرایط بحرانی کشور نخواهد…

 

آرمان امیری

علی‌رضا علوی‌تبار، طی یادداشتی در روزنامه اعتماد، شرایط کنونی کشور را «غیرعادی و نامتعارف» خوانده است. متعاقب چنین توصیفی، ایشان به این نتیجه رسیده‌اند که «سیاست ورزی عادی و متعارف در این وضعیت پاسخگو نیست و باید به گونه دیگری از سیاست ورزی اندیشید». البته آقای علوی‌تبار چند توصیه هم در باب چگونگی این شیوه جدید سیاست‌ورزی فهرست کرده‌اند اما واقعیت این است که همچنان این تغییر برای اکثریت قریب به اتفاق اصلاح‌طلبان و در نتیجه مخاطبان آن‌ها گنگ است. در واقع باید گفت که انگار همه فهمیده‌اند نیازمند تغییری هستیم، اما هنوز کسی نمی‌داند که آن تغییر چه شکل و به چه صورت باید محقق شود. چرا اینگونه است؟

خیلی ساده اگر بخواهیم پاسخ دهیم، باید به ۲۰ سال سابقه اصلاح‌طلبی صندوق محور اشاره کنیم. از مقامات و چهره‌های اصلاح‌طلب تا ساده‌ترین هواداران این جریان طی این دو دهه برای کنش‌های انتخاباتی آب‌دیده شده‌اند. کمپین می‌کنند. بحث و جدل می‌کنند. شعار می‌سازند و خلاصه هرکس برای خودش یک ستاد است؛ اما وقتی سخن از اصلاح‌طلبی غیرانتخاباتی باشد، آن وقت همه در بهت فرو می‌روند: بدون بهانه قرار دادن یک انتخابات باید چه کار کرد؟ بجز استدلال «آن‌ها از ما بدتر هستند» چه استدلالی باید به کار برد؟ اصلا برای کدام هدف یا کدام کنش باید مردم را ترغیب کرد؟

ما هیچ کدام را نمی‌دانیم. نمی‌دانیم، چرا که اصلاحات طی این ۲۰ سال از تدوین یک گفتمان منسجم ایجابی و یک سند چشم‌انداز عاجز بوده است. تنها کلیدواژه مشترک اصلاح‌طلبان طی دو دهه گذشته تاکید بر «قانون‌گرایی» بود. تعبیری که در بهترین حالت می‌توانست نمایان‌گر یک شیوه عمل باشد و ابدا مشخص نمی‌کرد هدف نهایی و چشم‌انداز این شیوه عمل به کدام سمت است و مطلوب نهایی و آرمانی چیست؟ (حالا بماند که آیا این شیوه عمل می‌توانست موفق باشید یا خیر!)

با قرار دادن روش و تاکتیک به جای گفتمان و چشم‌انداز، عملا اصلاحات به جبهه‌ای بدل شد که نیروهایش صرفا همه چیز را با ملاک عمل می‌سنجیدند و یکدیگر را هم در چهارچوب همین شاخصه‌های شکلی نقد می‌کردند.

(شاخصه‌هایی که غالبا هم انتخاباتی بود و در دوگانه بحث مشارکت یا تحریم خلاصه می‌شد. یعنی اصلاح‌طلب کسی بود که رای می‌داد و هرکسی که رای نمی‌داد به نوعی از جرگه اصلاحات خارج می‌شد) طبیعتا، چنین جبهه‌ای وقتی به این جمع‌بندی برسد که نیازمند روش‌های جدیدی در شیوه عمل خود است، بلافاصله با این مشکل بزرگ مواجه خواهد شد که: پس آن اتحاد سابق چه می‌شود؟ اجماع جدید حول چه چیز باید شکل بگیرد؟ چه هدف، چه روش یا چه گفتمانی وجود دارد که همه نیروها بتوانند بر سر آن توافق کنند؟

فراتر از این پرسش، مشکلی بزرگتری که ایجاد شد، حیثیتی و هویتی شدن «تاکتیک» بود. حداقل ویژگی یک تاکتیک این است که قابلیت تغییر و به روز شدن با شرایط متفاوت را داشته باشد، اما وقتی این تاکتیک به یک نشانه هویتی بدل شد این قابلیت خود را از دست می‌دهد و دیگر قابل تغییر نخواهد بود. پس طبیعی است که مشاهده کنیم اصلاح‌طلبانی که تمام هویت خود را در همان شکل و تاکتیک عملی خلاصه کرده‌اند، در برابر هرگونه پیشنهاد عملی جدید و متفاوت به گونه‌ای واکنش نشان می‌دهند که گویی بنیان هویتی آن‌ها زیر سوال رفته است. برای چنین جریانی، سخن گفتن یا حتی اندیشیدن به تاکتیک‌های جدید چنان وحشت‌آور است که نقد کردن و ای بسا توبه کردن از بنیان هویتی خود.

بدین ترتیب، می‌توان گفت اصلاحات، تا زمانی که نخواهد شعار «قانون‌گرایی» را از شاخصه هویتی خود کنار بگذارد و مجموعه‌ای از اهداف، مطالبات و چشم‌اندازها را جایگزین آن کند، هیچ توانایی و ظرفیتی در به روز رسانی خود با شرایط بحرانی کشور نخواهد داشت. از این منظر شاید اغراق نباشد که بگوییم اصلاح‌طلبان، به همان رکود و جمودی دچار می‌شوند که کل حاکمیت بدان گرفتار آمده است. یعنی درست در شرایطی که خودشان روند سقوط آزاد را به چشم می‌بینند و خطر فروپاشی یا از دست دادن مشروعیت را درک می‌کنند، باز هم قدرت و امکان گردن نهادن به هیچ تغییری را ندارند.

*************

توجه!

ما را در کانال تلگرامی سقراطیون ایران(لینک زیر) دنبال کنید. سقراطیون کانالی سیاسی است که مروج گفتمان ناسیونال لیبرالیسم است!

SoqratiunIran@

 

در کنفرانس هلسینکی چه خواهد گذشت؟

Share Button

چکیده … اکنون تاریخ مصرف حکومت اسلامی ایران و سپاه قدس آن در سوریه برای روسیه به پایان رسیده است. پوتین هیچ کارتی بی ارزش تر از رژیم ایران ندارد تا مصرف کند و  با آن، هم با آمریکا و هم با اسرائیل معامله کند و بنظر من معامله خواهد کرد. 

سپاه قدس از سوریه بیرون رانده میشود، ماموریت آنها تثبیت رژیم خونریز اسد بود آنرا انحام دادند!

امروز دونالد ترامپ به هلسینکی پرواز کرد تا در آنجا با ولادیمیر پوتین دیدار و مذاکره کند. اکثر ناظرینی که روی این دیدار نظر داده اند، نمی دانند که چه مسائلی، و به چه ترتیبی در این دیدار در دستور مذاکرات قرار خواهد گرفت. قرار است که نخستین دیدارها و مذاکرات این دو رهبر و دو دولت قدرتمند دنیا در اتاق دربسته  و فقط با حضور مترجم باشد. که خود از اهمیت مسائل و انتظارات زیاد از آن حکایت میکند.

رابطه آمریکا و روسیه طی هشت سال اخیر، به دلایل گوناگون در مسیری افتاده است که اگر تحت کنترل در نیاید می تواند، به دوران جنگ سرد جدید بس خطرناک تر از گذشته بیانجامد.

یکی از علل آن، موفقیت ولادیمیر پوتین در مضمحل کردن هرگونه مقاومت سیاسی سازمان یافته و مطرح شدن یک چهره رهبری کننده در بین منتقدین خویش در روسیه است. در واقع پوتین با قدری سیاست های نرم افزارانه تر، همان وضعی را برای خود ایجاد نموده است که بشار اسد در سوریه، و کیم جون اون در کره برای تداوم رژیم خویش ایجاد کرده اند.

به این دلیل دولت ترامپ به این نتیجه رسیده است که نباید به  دنبال تغییر رژیم در روسیه باشد بلکه باید به دنبال تغییر رفتار رژیم  روسیه باشد. برای روسیه، بیرون ماندن از بلوک قدرتهای بزرگ جهانی و بیشتر از این  به حاشیه رفتن امکان ندارد و برای آمریکا نیز این سیاست به معنی سوخت رسانی به جو خصومت تا سر حد رویارویی های منطقه ای و مقطعی در تمام مسائل جهانی است که موجب تسلیم روسیه نمی شود بلکه نتیجه عکس دارد و پوتین را ولو به قیمت ویرانی اقتصادی روسیه هم  که شده به سوی تقابل بیشتر با غرب میراند.

اگر روسیه روابط تعامل آمیزی با غرب داشت نه در انتخابات آمریکا دخالت می کرد و نه آن جاسوسان پناهنده شده به انگلیس را با پودر پلوتونیوم می کشت و نه این همه هزینه برای ساختن موشکهای مافوق صوت صرف می کرد.

بنابراین میتوان گفت که بزرگترین مسئله و مشغله روسیه خارج شدن از انزوا و پایان دادن به تحریم هایی می باشد که روسیه را به کنج روابط اقتصادی دنیا رانده است.

ولی دست پوتین برای هرگونه معامله ایی در این زمینه ها باز نیست. او با منضم کردن  شبه جزیره کریمه به روسیه برای خود سرمایه سازی تزاریستی ایجاد کرده است. بدتر شدن وضع اقتصادی روسیه و نصف شدن ارزش روبل در برابر ارزهای خارجی و برقرار شدن تحریمهای خُرد کننده به طور طبیعی باید محبوبیت پوتین را در روسیه کاهش میداد اما به خاطر توسعه طلبی های تجاوزگرانه پوتین و انضمام کریمه و اشغال بخش جنوب شرقی اوکراین، به روسیه مشاهده می شود که محبوبیت پوتین در بین مردم روسیه به بیش از ۸۰% رسید ه است.

دست کشیدن از دستاوردهای فوق، به معنی  آن است که همه آن سرمایه سیاسی کسب شده صفر شود و میدان به طرح تنگناهای عمیق شونده اقتصادی واگذار شود.

پوتین اگر از مادر خود بگذرد از کریمه نخواهد گذشت ولی بعید نیست  که او در یک معامله کلان ناچار شود بپذیرد که پایش را از جنوب شرقی اوکراین پس بکشد.

دومین مسئله ایی که احتمالاً در دستور مذاکره قرار خواهد گرفت، مسئله موشکهای جدید سوپر سونیک مافوق صوت است که گفته می شود سپر دفاع ضد موشکی آمریکا قادر به رهگیری و زدن آنها نیست.

پوتین میداند که اگر انرژی خود را در این زمینه متمرکز کند فقط می تواند یک برتری فنی موقتی بر آمریکا بیاید اما این برتری موقتی  به هیچ عنوان نمی تواند عقب ماندگی وسیع و همه جانبه روسیه را علاج کند و او می داند که دیر یا زود آمریکا سیستم دفاعی ضد همین نوع موشکها را خواهد ساخت. پس می توان گفت  که هدف از سرمایه گذاری روی این نوع موشک ها، رسیدن به نوعی موازنه است تا زمینه را برای معامله تعامل آمیز با آمریکا فراهم سازد.

سومین مسئله، مسئله دخالت روسیه در انتخابات آمریکاست. ولادیمیر پوتین این دخالت ها را حداقل در مذاکرات خصوصی و در اتاق در بسته نمی تواند کتمان کند چون حتی راه اعتماد سازی نسبی راهم می بندد. ولی قطعاً توافق خواهد شد که روسیه در ازای دریافت امتیازات کوچک، این اطمینان به آمریکا داده شود که این گونه رخنه گری ها، در سیستم های سایبری در دیگر کشورها از سوی هکرهای مسکو دیگر تکرار نمی شود.

چهارمین مسئله که به میهن ما هم مربوط میشود، مسئله حضور نظامی ایران و شبه نظامیان وابسته بدان در سوریه است.

این مسئله در زمانی مطرح میشود، که آمریکا و اسرائیل و دول عربی مخالف سوریه هرچند در سرنگون سازی رژیم اسد موفق نشده اند، ولی توانسته اند مستقیم و غیر مستقیم، رژیم اسد را هم از نظر سیاسی، دیپلماتیک و هم اقتصادی در وضعیتی قرار دهند که پس از کشتار نیم میلیون از شهروندانش نه از عهده ترمیم روابطش با ملت سوریه  بر می آید و نه قادراست اقتصاد مملکت را پس از این همه ویرانی به حالت سابق برگرداند و قطعاً بنحوی بعداً کنار گذارده خواهد شد.

نخست وزیر اسرائیل نتانیاهو، در دیدار هفته گذشته خود از مسکو به پوتین گفت اسرائیل هیچ مشکلی با بشار اسد ندارد و او میتواند از جانب اسرائیل کاملاً خیالش راحت باشد. همزمان با این اظهارات، اسرائیل با حملات موشکی هرازگاهی خود  به سوریه و مواضع نیروهای وابسته به ایران یا سپاه قدس، این پیام خود را عملاً تکرار میکند که؛ حضور حزب الله و نیروهای ایران را در سوریه تحمل نخواهد کرد.

پس اگر همه این فاکتورها را کنار هم قرار دهیم، به این معادله میرسیم  که حضور ایران و حزب الله در سوریه، عملاً بهانه ای است برای اسرائیل تا آن کشور را گاه به گاه موشک باران و بمباران کند. در حالی که سپاه قدس و شبه نظامیان مورد حمایت ایران، پس شکست  دادن نیروهای میانه و سکولار/دموکرات سوریه و برطرف کردن خطر سقوط فوری از سر رژیم اسد، ماموریت شان تمام شده است و باید به خانه های خود برگردند. و این کارتی در دست پوتین است و قطعاً با آن بیشترین معامله را خواهد کرد.(سپاه قدس و شبه نظامیان وابسته بدان عمدتاً وظیفه جنگیدن با نیروهای میانه رو و دموکراسی خواه یا گروه های مورد حمایت امارات و عربستان را در سوریه به عهده داشتند و نه جنگیدن با داعش و القاعده را. ح ت)

نظامیان ایران، که نه از سیاست و نه از سوابق رفتار سیاسی روسیه چیزی می دانند، همواره از روسیه  به عنوان شریک استراتژیک رژیم ایران داد سخن می رانند، حتی پاره ای اوقات روی دستاوردهای فن آوری نظامی آن کشور چنان غرورآمیز حرف می زنند که انسان را یاد قصیده سرائی های ستایش آمیز حزب توده نسبت به پیشرفت های اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی می اندازد.

و این در حالی است که روسیه امروز همانند شوروی آنروز هیچگاه با هیچ کشوری اتحادی پایدار نداشته و ندارد. چه شوروی آنروز چه روسیه امروز، فقط دو نوع رابطه با کشورهای هم پیمان خود دارند. نخستین آن، رابطه نوکری و نوکر منشی و دومی آن رابطه این است که آن طرف را  مصرفی می بیند. در رابطه با نوع دوم رابطه، باید به آموزه سون تسو، ژنرال و استراتژ نامدار چین باستان اشاره کنم. او میگوید یک ارتش در حال جنگ باید پنج نوع جاسوس داشته باشد. از توضیح چهار تای آن میگذرم و به نوع پنجمی میپردازم که به بحث ما مربوط است..

سون تسو از این نوع جاسوس، به عنوان جاسوس مصرف شدنی نام میبرد یعنی جاسوسی که پس از خوراندن اطلاعات گمراه کننده به او، برای جمع آوری اطلاعات روانه اردوی دشمن  می شود تا دستگیر شود. هدف اینست که او دستگیر شود و اطلاعات دیس اینفرماتیو خود را زیر شکنجه در اختیار اردوی مقابل بگذارد. ابداً مهم نیست که این جاسوس زیر شکنجه کشته شود.

برای اتحاد شوروی آنروز، اکثر احزاب کمونیست، بویژه در جهان سوم،در حکم همان جاسوسان مصرف شدنی بودند که وسیله معامله قرار می گرفتند.

KGB با سوزاندن آنها و سپس سکوت در برابر سرکوب و قتل عام شان از رژیم هایی مانند، رژیمهای بعثی و ناصریست عراقی، قذافی در لیبی، نمیری در سودان، زیاد باره در سومالی امتیاز می گرفت.

درهمان حالی که حسن البکر و صدام و عارف در عراق، قذافی در لیبی، نمیری در سودان، کمونیست  ها را صدتا صد تا تسلیم جوخه های آتش میکردند، دولت شوراها به عنوان خون بهای آن کشته شدگان کمونیست، با آن رژیمهای کمونیست کُش قراردادهای دوستی و همکاری های ده یا پانزده ساله منعقد و پیما ن نامه های استراتژیک می بست.

مجله اسپوتنیک(انگلیسی) که آن زمان یکی از ارگانهای سازمان جوانان حزب کمونیست و یا یک  سازمان دیگر بود، در فضای باز شده عصر گورباچف نوشت: «در حالیکه عبدالناصر هزاران کمونیست مصری را به جوخه های اعدام می سپرد ما با او قرار داد دوستی و همکاری بستیم!» خودم(نگارنده)، این گزارش را خواندم و اینجا نقل کردم. (ح . ت )

چشم بستن اتحاد شوروی بر روی قلع و قمع توده ای ها و دیگر نیروهای چپ در ایران، پاداشی بود که  اتحاد شوروی به رژیم شاه میداد تا شاه بتواند به رابطه وسیع تجاری، مانند قرارداد گاز و ذوب آهن، ماشین سازی تبریز و.. با شوروی دست زند و با این روابط حسن همجواری با شوروی در حین سرکوب عوامل آن کشور در میهنمان، از خود تصویر یک رهبر مستقل را به نمایش بگذارد که خنثی کننده تبلیغات حزب توده بود که ادعا میکرد شاه نوکر آمریکا است. و شوروی هم از محل گاز و دیگر قراردادها سودهای هنگفت میبرد.

بلغارستان یکی دیگر از کشورهای کمونیستی در سال ۵۵، درست موقعی که حزب توده از نو شروع به جان گرفتن کرده بود، بخاطر ۵۰۰ هزار دلار قرارداد پنیر با ایران، رادیوی حزب توده (پیک ایران) را بست و توده ایی ها را هم از کشورش اخراج کرد.

انصافاً همینکه شاه  مانند ترکیه عضو دیگر پیمان سنتو، هرگز اجازه استقرار سیستم های موشکی علیه شوروی را به آمریکا نداد گواه این بود که او آنچنانکه دشمنانش میگفتند مطیع غرب هم نبود.

این نمونه ها تنها موارد استفاده از جاسوس مصرفی توسط (KGB)  نبود.(KGB)آموزهِ سون تسو را در سیستم جاسوسی خود چنان استادانه به کار بست که اگر سون تسو سر از گور بر میداشت و می دید، انگشت به دهان و حیران میماند. جاسوسهای (KGB) که در سرویسهای جاسوسی ممالک دیگر رخنه کرده بودند، توسط مهره های کاشته شده خود در آن سرویسهای اطلاعاتی، با به تله انداختن این گونه جاسوسهای مصرف شدنی  حکومت شوروی، در آن شبکه اطلاعاتی امتیاز می آوردند و ترقی پستی کسب میکردند. کیم فیلبی ستاره درخشان جاسوسی شوروی، از همین نردبان، در  MI6 انگلیس بالا رفت و پس از جنگ دوم جهانی از سوی سرویس جاسوسی انگلیس برای ماموریت  به آمریکا فرستاده شد تا در آنجا دایره جاسوسی علیه شوروی را سازماندهی کند. او بیش از ۱۰ سال با استفاده از همین شگرد؛ و با کشف همین نوع جاسوسان مصرفی KGB توانست  رئیس و همه کاره بخش اطلاعات ضد شوروی در CIA بشود. البته وقتی پس از نزدیک به ۲۰ سال جاسوسی برای شوروی در انگلیس و بعد آمریکا، شناخته شد و به شوروی فرار کرد، از ارتش سرخ درجه سرهنگی و از حزب کمونیست مدال درجه یک لنین گرفت. ولی پس از مرگش همسرش دلتنگانه در یک مصاحبه گفت که هیچ کسی او را در شوروی تحویل نمی گرفت و حتی به اندازه یک پاسبان هم به او احترام نمی گذاشتند.

اکنون تاریخ مصرف حکومت اسلامی ایران و سپاه قدس آن در سوریه برای روسیه به پایان رسیده است. پوتین هیچ کارتی بی ارزش تر از رژیم ایران ندارد تا مصرف کند و  با آن، هم با آمریکا و هم با اسرائیل معامله کند و بنظر من معامله خواهد کرد.

البته وظیفه جواب کردن ایران به خود بشار اسد محول خواهد شد تا ضمن تشکر از مقام معظم رهبری و شیخ حسن روحانی، از  آنها بخواهد که نیروهای ایران و شبه نظامیان وابسته به آن را از خاک سوریه خارج کنند. البته این کار را باید چنان با ظرافت انجام دهد که حیثیت رژیم ایران آنچنان بر باد نرود تا  بشاراسد همچنان بتواند چند میلیارد دلار دیگر برای بازسازی کشورش از ایران بدوشد.

سیمرغ

******************************************************

تلاش ما برای طرح و گسترش گفتمان ناسیونال لیبرالیسم است که آنرا پادزهری برای گفتمان اسلام ولایی می دانیم  و آلترناتیوی آزادیخواهانه و میهن پرستانه برای همه آن اندیشه هایی است که طی این ۴۰ سال حکومت استبداد آخوندی، بوجود آمده و محو و نابود شده اند و همچنین آلترناتیو آن اندیشه هایی است که پس انقلاب مشروطه به میدان سیاست در میهنمان آمدند ولی شکست خوردند  و به لاک خویش خزیده و منفعل شدند.

بما به پیوندید! بما کمک کنید تا گفتمان ناسیول لیبرالیسم را بعنوان یک گفتمان راهبردی و ملی اجماعی کنیم! هدفی جز این نداریم!

@CimorghIran

سیمرغ کانال خبری و اطلاع رسانی ماست.

@SoqratiunIran

سقراطیون،کانال نظریات راهبردی و فلسفه سیاسی ما میباشد.

 اشتباه محاسبات رژیم روی مسئله بازار نفت 

Share Button

من با  قاطعیت می گویم، ۳٫۵ ماه دیگر که ترامپ تحریمهای جدید را علیه ایران برقرار خواهد کرد برخلاف تصور وهم آمیزانه آقای حسین کاظم پور اردبیلی نماینده ایران در اوپک، آمریکا مجبور نخواهد شد حتی از ذخایر استراتژیک خود هم استفاده کند بلکه با عرضه باز هم بیشتر نفت  از منابع شل موجب کاهش قیمت نفت هم خواهد شد. و بگمان من ممالک نفت خیز که با افت قیمت روبرو شوند بر تولید و عرضه بازهم بیشتر نفت خود خواهند افزود تا کاهش قیمت و درآمدشان را جبران کنند. سیکلی که بارها تا کنون اتفاق افتاده است و همین ۲ سال پیش  بهای نفت را  به کانال ۲۵ دلار برای هر بشکه انداخت.

 

در  زمان احمدی نژاد و هَل من مبارز طلبی های نفتی اش، زمانی گفت اگر نفت ایران تحریم شود قیمت نفت به ۲۵۰ دلار هر بشکه می رسد. در آن موقع تکنولوژی نفت شل ، که از راه پالایش لایه های هیدرو کربن منجمد یا شکستن صخره های مجوف نفتی اعماق زمین انجام میشود، تازه در سطح تجاری وسیع رایج شده بود و آمریکا مرکز و پیشتاز این عرصه بود و هست.

نفت ایران تحریم شد و بعلت همان نوآوری نفت شل که ظرف قریب ۵ سال ، آمریکا را از بزرگترین وارد کننده نفت به صادر کننده نفت و گاز هم تبدیل کرد، نفت و گاز نه تنها گران نشدند بلکه ارزان هم شدند.

امروز،موسسه معروف بلومبرگ گزارش می دهد که حسین کاظم پور اردبیلی خطاب به آمریکا می گوید: مستر پرزیدنت ترامپ! فکر استفاده از ذخایر استراتژیک نفت را از  سر بیرون کن! او اضافه میکند که در ممالک نفت خیز جهان همه ظرفیت های اضافی بکار گرفته شده اند.

ظاهراً معنای پیام هشدار آمیز اردبیلی قرار گرفتن جهان در برابر کاهش عرضه است که با حذف صادرات نفت ایران پیش خواهد آمد و [برابر برخی پیش بینی های گمراه کننده] بهای هر بشکه نفت را به بالای ۱۵۰ دلارهم برساند.

من این توضیح را بدهم که آمریکا همیشه حدود ۵۰۰ میلیون بشکه ذخیره نفتی دارد که از آن بعنوان ذخایر استراتژیک نام برده میشود. در ماههای اخیر با بُروز زمزمه بازگشت تحریمها روی جریان صدور و عرضه نفت ایران به بازار جهانی و نگرانی از  گران شدن نفت و در نتیجه برگشت به عقب و کند شدن رشد اقتصاد جهان ، ظاهرا دونالد ترامپ را برآن داشت تا از عربستان و دیگر ممالک حاشیه خلیج فارس درخواست کند تا بر تولید خود بیفزایند.

عربستان بلافاصله ۵۰۰ هزاربشکه بر تولید خود افزود و در اطلاعیه ایی اعلام کرد و متعهد شد که عرضه کافی  نفت در جهان را تضمین خواهد کرد.

حالا  روئیترز  امروز خبر میدهد که چند شرکت بزرگ نفتی که اخیرا نفت گران قیمت پیش خرید کرده  بودند کلی ضرر داده اند چون آمریکا به ناگهان تولیدش را به ۱۱٫۵ میلیون بشکه رسانده است.( بالاترین داده آماری قبلی حدود ۱۰٫۸ میلیون بشکه بود)

تا جائی که من میدانم عربستان میتواند تولید خود را به ۱۳ میلیون بشکه در روز برساند یعنی ۲ میلیون بشکه بیش از تولید امروزش که به تنهایی جبران کاهش عرضه نفت ایران را میکند.

دیگر ممالک عربی حاشیه خلیج فارس همچون کویت، بحرین ،امارات و عراق هم ظرفیتهای استفاده نشده بیشتری دارند که با قطع عرضه نفت ایران به دنیا، این ظرفیت ها را بکار خواهند گرفت و فرصت مشتری دزدی و سهم افزایی برای خود را در بازار از دست نخواهند داد.

من با  قاطعیت می گویم، ۳٫۵ ماه دیگر که ترامپ تحریمهای جدید را علیه ایران برقرار خواهد کرد برخلاف تصور توهم آلود آقای حسین کاظم پور اردبیلی نماینده ایران در اوپک، آمریکا مجبور نخواهد شد حتی از ذخایر استراتژیک خود هم استفاده کند بلکه با عرضه باز هم بیشتر نفت  از منابع شل موجب کاهش قیمت نفت هم خواهد شد. و بگمان من ممالک نفت خیز که با افت قیمت روبرو شوند بر تولید و عرضه بازهم بیشتر نفت خود خواهند افزود تا کاهش قیمت و درآمدشان را جبران کنند. سیکلی که بارها تا کنون اتفاق افتاده است و همین ۲ سال پیش بهای نفت را  به کانال ۲۵ دلار برای هر بشکه انداخت.

پارادوکس قضیه اینست که دو تا از کشورهایی که حاضرند جای خالی شده ایران را در بازار نفت بگیرند عراق و روسیه هستند که سران ایران آنها را متحدان استراتژیک خود میدانند.

رژیم برای تحمیق و خواب کردن مردم خودمان ، به تبلیغاتی دست میزند که کسی جز خودش در دام آن تبلیغات نمی افتد و شوربختانه هزینه اشتباه محاسبات پر هزینه رژیم دامن ملت را هم میگیرد.

سایت تابناک امروز نوشته بود که زمزمه هایی از مبادله نفت ایران در برابر غذا با روسیه بگوش میرسد. باید گفت : گدایی کن تا محتاج خلق نشوی!

حبیب تبریزیان

 

هدف ما  اطلاع رسانی است. در این امر بما کمک کنید تا پیام ما به تعداد بیشتری از هم میهنمان برسد.

ما را در کانال تلگرامی (سیمرغ ایران) دنبال کنید و بما بپیوندید!

cimorghiran@gmail.com

CimorghIran@

 

اطلاعیه کانال تلگرامی سیمرغ

Share Button

اطلاعیه کانال تلگرامی سیمرغ

 

کانال تلگرامی سیمرغ به تازگی فعالیت خود را شروع کرده است. این کانال کاملاً سیاسی است و از تغییر بنیادی جمهوری اسلامی ایران و استقرار یک نظام دموکراتیک و سکولار با ویژگیهای دموکراسیهای اروپایی بجای آن طرفداری میکند.

ما راهبرد آرمانی خودرا ناسیونال لیبرالیسم، انتخاب کرده ایم که بیانگر ترکیب میهن پرستی با آزادیهای لیبرالی میباشد.
منظور از ناسیونال، ناسیونالیسم ایرانی است.
ملت ایران، ملتی نوپا نیست و خود از تمدن آفرینان جامعه بشری بوده است.
بر این باوریم که توسعه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران بدون برانگیختن غرور ملی، بدون پرورش احساس تعلق ملی و بدون سرافرازی ملی نسبت به هویت تاریخی خویش، هویتی که شایان غرور و افتخار است، ممکن نیست.
بر این باور هستیم که ملت ایران اینک پس از قریب ۴۰ سال باید قبا و لباده خفت و خواری را که این رژیم تبهکار و تاریخ دزد، بر تن هویت ملی و تاریخی مردم ایران پوشانده است را به دوراندازد و در شنل هویت تاریخی غرورآفرین خود، در جامعه جهانی ظاهر شود. ملت ما باید جایگاه سزاوار خود را در میان ملل جهان بیابد و نباید همچون اُمتی شریعت زده به رویارویی با دنیا بپردازد و درزمره جریانهای تروریستی داعش و القاعده و حزب الله قرار گیرد.
فقط زنده نگه داشتن این هویت تاریخی ارزشمند است که میتواند آسیب های فاجعه انگیز این ۴۰ سال صدمات فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی ما را ترمیم کند.
غرور آفرینی ملی می تواند احساس از خود بیگانگی را از جامعه ما بزداید و موجب نزدیکی مردم به همدیگر و ایجاد نگاه مهربان آنان به مردم دنیا گردد و روح عطوفت اجتماعی را در جامعه خودمان هم زنده کند.
و تا آنجا که به لیبرالیسم مربوط میشود، این مفهوم سیاسی فلسفی، در واقع بیان ویژگی و صفت هومانیستی، مدرن و آزاد اندیشانه به آن تمدن کهن ماست. لیبرالیسم، تجسم زنده و امروزین آن فرهنگی است که طی صدها قرن نیاکان ما خلق کرده اند. ناسیونالیسم لیبرالیستی، گذشته گرا نیست بلکه رو به آینده دارد و خواهان شرکت در فرهنگ سازی جامعه بشری می باشد زیرا جهان امروز ما روز بروز بهم پیوسته تر میشود و دیگر بحث از خانواده جامعه جهانی و دهکده ای شدن کره خاکی ما برای ساکنین آن در میان است که به جهانی شدن مصطلح گردیده است.

از نگاه لیبرالیسم، آزادی فرد و شکوفایی استعدادها و شخصیت آن، محور توسعه سیاسی و اجتماعی است و نمیتوان به بهانه حفاظت از منافع جمع جامعه، حق و آزادی را از افراد سلب کرد این سلب آزادی فرد عملاً به سلب آزادی همگانی منجر میشود.
«ناسیونال لیبرالیسم» یعنی میهن پرستی جهان گرایانه و آزادی خواهانه که با آئین جهان ستیزِ این رژیم اهریمنی در تقابل قرار دارد. رژیمی که از ملت ما اُمت ساخت و با چنگ انداختن بر ثروت ملی ما، با استفاده از حقوق ملی ما و به نمایندگی ما در جامعه جهانی، عملا ایران را در مقابل جهان و بشریت امروز قرار داده است.
ما نام سیمرغ را از آن جهت برگزیدیم که هم بیان پرواز آزادِ انسان ایرانی و اندیشه او باشد، هم بیان همبستگی ملی ایرانیان و هم بازگشت به هویت اهورائی سرزمینمان.
آشیانه این پرنده نمادین میتولوژی ایرانی در قله قاف، کوهی که به آسمان سر کشیده است اوج خواهی ملت ما را نمادینه میکند.
داعیه سیاسی ویژه ای برای خود نداریم! نه در جستجوی قدرتیم و نه در پی تبدیل شدن به یک جریان سیاسی.
ما در پی گسترش آن گفتمانی هستیم که درسطور بالا توضیح دادیم: ناسیونال لیبرالیسم!

هدف ما گفتمان سازی است. در باره ناسیونال لیبرالیسم در آینده بیشتر توضیح خواهیم داد.
بر این باوریم که گسترش آرمان و اندیشه ناسیونال لیبرالیسم درمیهن ما میتواند از ما دوباره ملت بسازد! ملتی که عزم پیشرفت دارد و میخواهد چون ققنوس از درون خاکستر خویش برخاسته و به اوج برسد!
پاینده ایران!
زنده باد ملت ایران!

@HabibTabrizian
@CimorghIran

معمای دموکراسیهای جمهوریتی پسا کمونیسم!

Share Button

 

ناسیونالیسم ایرانی و بازسازی مدرن و به روز شده آن به عنوان یک فانوس راهبُردی می تواند جامعه ما را از دُچار شدن به سرنوشتی که گریبان برزیل، ترکیه، آرژانتین، نیکاراگوئه و ونزوئلا و.. ، را گرفت در امان نگاه دارد. در این ممالک نهادهای نظامی، بازار و باندهای نهادینه شده قدرت از همه آنهایی که می خواستند یک جامعه دموکراتیک بسازند قوی تر بودند. 

با فروپاشی کمونیسم، در ممالک جهان سوم یا درحال توسعه، دیکتاتوری های نظامی در آمریکای مرکزی و جنوبی مانند جمهوریهای ظهور کرده پس از فرو پاشی سیستم مستعمراتی در آفریقا یکی پس از دیگری فروریختند و جای آنها را جمهوریهای پارلمانی و انتخاباتی  گرفتند. در میان این جمهوری های برآمده از انتخابات، آنهایی اشان که چپ گرا بودند، هم فاسد و هم ناکارآمد از آب درآمدند و هم دیکتاتور مانند حکومت ساندینیستی نیکاراگوئه و ونزوئلا و تا حدودی برزیل . آنهایی اشان هم که راست بودند، اکثراً دزد و فاسد از آب درآمدند. ولی انصافا هیچ کدام  از آن راستها براه دیکتاتوری نرفتند و هرگاه نتیجه انتخابات عزل آنها را فرمان داد تسلیم شدند و قدرت را رها کردند. اکثر این راست ها، راست های بازارِ سرمایه و نوکیسه گان تجارت پیشه، بودند یا نمایندگان سیاسی آنها تا راست های برآمده از دل اریستوکراسی سرمایه داری و زمین داری.

این معما را باید به نوعی بتوان به لحاظ جامعه شناسی سیاسی توضیح داد. من این را از یکسو ناشی از رشد ناموزون صنعتی و اقتصاد بازار در این کشورها می دانم و از سوی دیگر ناشی از فقدان یک فرهنگ ریشه دار ناسیونالیستی که به مردم هویتی تاریخی با سننی ریشه دار داده باشد.

میتوان فرورفتن در فساد و اقتدار گرایی همراه با سوء استفاده از ساز و کار های انتخاباتی در این ممالک را به نو پولدارشدگان در بازار آشفته اقتصادی این ممالک با سرمایه دارانی که در مدلهای کلاسیک ممالک صنعتی، صنعت آفرین بودند و با چنگ دندان کوشیدند از صفر طی چند صد سال صنعت آفرینی کنند تشبیه کرد.

نتیجه: من فکر میکنم زنده کردن ناسیونالیسم ایرانی و بازسازی مدرن و به روز شده آن به عنوان یک فانوس راهبُردی می تواند جامعه ما را از دُچار شدن به سرنوشتی که گریبان برزیل، ترکیه، آرژانتین، نیکاراگوئه و ونزوئلا و.. ، را گرفت در امان نگاه دارد. در این ممالک نهادهای نظامی، بازار و باندهای نهادینه شده قدرت از همه آنهایی که می خواستند یک جامعه دموکراتیک بسازند قوی تر بودند.

هرچند چنین بحثی در این چند جمله نمی گنجد، ولی کافیست تا حداقل بدان فکر کنیم.

@HabibTabrizian

@CimorghIran