Archive for: July 2018

گروهبان گارسیای وطنی هم به بازی تلگرامی آمده است

Share Button

سردار سلیمانی و کانال تلگرامی قدس

کلمه

دوشنبه, ۱۱ تیر, ۱۳۹۷

سیدمصطفی‌تاجزاده:

در تلگرام کانالی به نام “سپاه قدس” فعالیت می‌کند که البته اخیرا “سپاه” را از نام خود حذف کرده است. باوجود این در پست‌های کانال از عنوان “سپاه قدس” استفاده می‌کند! همچنین به رغم ممنوعیت رسمی تلگرام همچنان به فعالیت خود در این پیام رسان ادامه می‌دهد!

محورهای ثابت پست‌های کانال تلگرامی “قدس” عبارتند از :

۱. ضدیت با برجام و استقبال و حتی بازنشر هر خبر و گزارش و تحلیل ضدبرجامی. در این زمینه “قدس” با تندروها در واشنگتن، تل‌آویو و ریاض کاملا همسو و همنظر عمل می‌کند و حتی اخبار آنان را نیز پوشش می‌دهد.

۲. ابراز خشنودی از شکل‌گیری تحریم‌های جدید علیه ایران.

۳. فعالیت در جهت عدم تصویب FTAF در مجلس شورای اسلامی ولو به قیمت شکل‌گرفتن تحریم‌های جدید علیه کشور.

۴. ارائه اخبار و تحلیل‌های متعدد از اوضاع منطقه و اظهار نظر در این زمینه از موضع مداخله‌گری همراه با شعارهای تهدیدآمیز علیه کشورهای منطقه و کوبیدن بر طبل جنگ به طور تلویحی و غیرمستقیم.

۵. اتخاذ مواضع ضداصلاحات و ضد دولت و نشر هر خبر راست و دروغ در این زمینه و پرونده سازی برای اصلاح‌طلبان و دیگر حامیان دولت.

( “قدس” اخیرا با صراحتی بیشتر از گذشته از دولت به ویژه از رئیس‌جمهور و وزیرخارجه انتقاد می‌کند و با برجسته‌سازی خاطرات و سازوکار استیضاح و برکناری بنی‌صدر از ریاست‌جمهوری تمایل خود را برای مواجهه مشابه با دکتر روحانی بیان می‌کند.)

کوتاه آنکه کانال تلگرامی “قدس” را می‌توان با ارگان گروه‌های خودسر و افراطی فرقه مصباح در این پیام رسان مقایسه کرد اما هیچ شباهتی با کانال اطلاع رسانی یک نهاد نظامی ندارد.

زیرا هیچ کانالی را در جهان نمی‌توان یافت که با چنین شیوه‌ای خود را سخنگوی یک سازمان نظامی رسمی کشور بخواند.

اما به راستی این کانال متعلق به کیست

اگر بگویند خارجی و جعلی است و توسط ایادی امریکا و اسرائیل یا عربستان سعودی و با هدف تخریب موقعیت جمهوری اسلامی در منطقه و جهان و نیز ایجاد اختلاف در داخل میهن و کشاندن کشور به وضعیت جنگی ایجاد شده است، البته که با توجه به پست های آن، ادعایی باورپذیر خواهد بود، اما به نظر می‌رسد این کانال در داخل کشور به روز می‌شود و با احساس امنیت کامل فعالیت می‌کند.

از سوی دیگر می‌گویند سردار سلیمانی نسبت خود و سپاه قدس را با این کانال تکذیب می‌کند. اما به نظر نمی‌رسد که سپاه از این کانال و فعالیت‌هایش در “تلگرام غیرقانونی و تعقیب‌کننده اهداف دشمن” ناخشنود باشند. زیرا ممکن نیست کسی یا کسانی برخلاف خواست و نظر فرماندهی نیروهای مسلح کانال تلگرامی با حدود ۲۰۰ هزار کاربر و عضو به نام “سپاه قدس” راه بیندازند و با بحران سازی بر طبل خشونت و جنگ در داخل و خارج بکوبند، و سازمان اطلاعات سپاه سراغشان نرود.

به هر حال اگر سردار سلیمانی و نیروی قدس باور دارند که این کانال به هیج وجه به سپاه ارتباط ندارد و نشر دهنده مطالبی است که با مصالح جمهوری اسلامی ایران و مقتضیات سپاه پاسداران ناسازگار است، موضوع را جدی تلقی کنند و با تکذیب صریح وابستگی کانال تلگرامی قدس به سپاه قدس و محکومیت قاطع محتوای نفرت‌پراکن، دروغگو و اختلاف‌افکن آن، احتمال ارتباط گردانندگانش را با بیگانگان و به خصوص با عوامل موساد مورد توجه و پیگیری قرار دهند.

منبع: فردای بهتر

cimorghiran@gmail.com

هدف ما اطلاع رسانی است. ما را در کانال تلگرامی (سیمرغ ایران)دنبال کنید و بما بپیوندید تا پیامهایمان به بیش‌ترین

مخاطبین ممکن برسد تک آوا ها هرچه هم خروشنده باشند در فضا محو میشوند ولی فریاد های جمعی تداوم می یابند.

CimorghIran@

چپاول ارزی را رها کنید! اَبَر چپاول جای دیگر است

Share Button

این روزها بسیاری از مردم سرشان به رصد کردن لیست اینکه چه کسانی چند ده میلیون اعتبار ارزی گرفت است  و چقدر خوردند و بردند سرگرم است در حالیکه از سوی دیگر هزاران برابر این خورده بُرده های ارزی اخیر، غارت شده و میشود که به چشم نمی نمی آید چون در عرصه اقتصاد روز، از طرف تورم خزنده انجام میشود.

کاریکاتور های تورم عکس های خنده دار گرانی و فشار اقتصادی بر مردم

نوعی دزدی وجود دارد که به آنها کشوزنی میگویند. روش کار در این نوع دزدی چنین است که یک نفر وانمود می کند که قصد خرید دارد و شروع به چانه زنی می کند و مغازه داره را سرگرم می کند هنگامی که مغازه دار صندوقش را باز میکند تا پول مشتری اول را دریافت کند، نفر بعدی از ره می رسد  یک کالای سبک را که چندان قیمتی هم ندارد و دم دست است برمیدارد و فرار میکند. مشتری یا دزد اول با تظاهر به اینکه این اوست که کِش رفتن دزد را دیده با لحنی دست پاچه کننده مغازه دار را متوجه آن دزد کرده و با فریادمی گوید: بگیرش! در رفت! و مغازه دار را چنان دچار استرس و هیجان می کند که مغازه دار فرصت پیدا نمی کند تا فکر کند که آن کالا را که آن دزد برداشته و فرار کرده ارزش زیاد ندارد تا او مغازه اش را برای آن  ترک کند و بدنبال آن دزد تیز پای بدود لذا شروع به تعقیب او میکند.

اما وقتی برمیگردد از مشتری اول خبری نیست و دخل او هم خالی شده است.

قبل از انقلاب بانک های مملکت با هم رقابت می کردند تا به مردم وام و اعتبار بدهند. و در وام و اعتبارگیری نفع یا بقول امروز رانت خاصی نبود که مردم وسوسه شوند تا وام بگیرند. در آن دوران،حتی نرخ نزول پول از نزولخوران از نرخ بانکهای اسلامی امروزمان هم کمتر بود و به راحتی پول نزول میدادند چون تمام اقتدار دستگاه دادگستری و اجرایی مملکت در پشت سر اعتبارِ چک و سفته و برات بود. بنابراین برای یک آدم معمولی با اقتصاد معمولی قرض کردن از بانکها و در بدترین حالت از نزول خواران مسئله ای نبود.

پس از انقلاب، وام و اعتبار بانکی، در اقتصاد تورمی و دلار صعودی پسا انقلاب، به بزرگترین منشاء ثروت و سرمایه خواری در مملکت تبدیل شد. کافی بود و هست تا شخصی با زد و بند، یک وام بانکی بگیرد و آنرا تبدیل به کالا از هر نوع کند تا بدون کمترین زحمتی بعداً آن کالا را به نرخ چند برابر بفروشد، تا سودهای کلان ببرد. سودی که منشاء آن نه ارزش آفرینی تولیدی و خدماتی بلکه سود ناشی از رانت و تورم است.

چنین فعالیت سفته بازانه ایی، در خرید مؤسسات صنعتی با اعتبار بانکی، برج سازی و مستقلات و تجارت خارجی، امتیازات معدنی با قیمت ثابت و فروش مواد به قیمت روز، پیش خرید خودرو در مقیاس زیاد وغیره خود را نشان میدهد.

اگر کسی میتوانست ده سال پیش با وام بانکی یک زمین، یا خانه بخرد، امروزه شاید با کمتر از یک چهارم قیمت روز آن میتوانست بدهی اش را بپردازد و چندین بار بیش از آنچه هم که بهره داده است سود ببرد.

به این دلیل بود که استقراض از بانکها برای مردم عادی غیر ممکن شد چون رانت کلان برای استقراض بانکی وجود دارد. مردم دیگر نه قرض کنندگان از بانکها بلکه عمدتاً و فقط وام دهنده به بانکها شدند، بدون اینکه بدانند در اغلب موارد بیش از آنچه بهره میگیرند در اثر تورم از دست میدهند.

کار به اینجا ختم نشد! بسیاری از همین کلان وام گیران بانکی حتی از پرداخت اصل وامها هم در این اقتصاد زد و بندی خودداری کردند که عنوان معوقات بانکی بخود گرفت. تا ده سال پیش با نرخ دلاری ۱۰۰۰ تومان، میزان این معوقات بانکی ۸۰ میلیارد دلار بود. یعنی معادل دو سال درآمد نفتی امروز کشور. اگر این معوقات را امروز بخواهیم با همان دلار ۱۰۰۰ تومانِ زمان دریافت وامها رقم بزنیم مسلماً از ۲۰۰ـ ۳۰۰ میلیارد دلار کمتر نخواهد شد وامهایی که کمترین شانسی برای وصول آنها وجود ندارد و باید این مطالبات لاوصول را به حساب زیان بانک منظور کنند اما همچنان جزو مطالبات بانک نشان می دهند تا ورشکستگی موسسات مالی و بسیاری از بانکها را لاپوشانی کنند.

این روزها بسیاری از مردم سرشان به رصد کردن لیست اینکه چه کسانی چند ده میلیون اعتبار ارزی گرفت است و چقدر خوردند و بردند سرگرم است در حالیکه از سوی دیگر هزاران برابر این خورده بُرده های ارزی اخیر، غارت شده و میشود که به چشم نمی نمی آید چون در عرصه اقتصاد روز، از طرف تورم خزنده انجام میشود.

اَبرچپاولگران ارزی و مالی و فعالین عرصه اقتصاد سیاه که رانت بری های ارزی اخیر، نوک قله قابل رویت کوه یخ آن چپاول ارزی است، فقط طی ۳ ماه قیمت سرمایه های کالایی و مستقلاتی خود را دو یا سه برابر کرده اند. و همزمان با  تازاندن تورم و راندن دلار به مرز بالای ۸۰۰۰ تومان، به همان نسبت، بدهی های بانکی میلیارد در میلیاردی و دیگر تعهدات ثابت ریالی خویش را به دلیل تورم اخیر عملاً به نصف کاهش داده اند بدون اینکه دیناری از آن بدهی پرداخته باشند

این کلان رانت بران تنها با یغما بردن دلار ارزان سود نبرده اند آنها دهها و شاید صدها برابر آن از گران تر شدن دارئی خود سود برده اند.

حبیب تبریزیان

cimorghiran@gmail.com

هدف ما اطلاع رسانی است. ما را در کانال تلگرامی (سیمرغ ایران)دنبال کنید و بما بپیوندید تا پیامهایمان به بیش‌ترین

مخاطبین ممکن برسد تک آوا ها هرچه هم خروشنده باشند در فضا محو میشوند ولی فریاد های جمعی تداوم می یابند.

CimorghIran@

برای نجات ریال هیچ راه نجاتی نیست!

Share Button

چکیده … علل سقوط ریال پول ملی ما: ریشه های مدیریت پولی، مدیریت اقتصادی، نا هماهنگی ارگانهای مربوطه، فساد ارگانهای مسئول، بیسوادی اکثر مدعیان مدیریت پولی و مالی، بحران سیاسی، بی اعتماد شدن مردم بطور کلی به دولت و حاکمیت، بی اعتماد شدن به آینده پول ملی مان و بانک مرکزی بعنوان متولی آن، بیکاری وسیع مخصوصاً در مناطق مرزی که میتواند به افزایش غیر قابل کنترل قاچاق ارز، طلا و کالا منجر شود، تحریمها  و چشم انداز سخت شدن آنها، دامن زدن به بحران از سوی کسانی که در منطقه و دنیا با رژیم مخالف هستند و از امکانات زیادی هم برخوردارند، و بالاخره رو به ته کشیدن ذخایر ارزی و طلای بانک مرکزی … .

هفته هاست که بحث ارزی، سقوط ریال و صعود دلار و دیگر ارزها موضوع عمده همه رسانه های داخلی شده است. در صفحهات این رسانه ها همه گونه انتقاد و اندرز و راه برونرفت را میتوان دید.

مسئله جهش ناگهانی و ۲ برابر شدن واردات طی سه ماه، جای خاصی را در طرح و نقد مسئله گرفت. من به ایجاز بگویم، ریشه گران شدن دلار به دلیل هجوم یکباره وارد کنندگان برای گرفتن اعتبار ارزی نبود بلکه این هجوم خود ناشی از چشم انداز تاریک پول ملی ماست که کمترین روزنه ای برای نجات آن، بنظر من، بچشم نمیخورد.

قبل از اینکه دلایل این بدبینی خود را بگویم به یک گزارش که دیروزخواندم، اشاره میکنم. این گزارش مربوط به سیستان و  بلوچستان بود که در آن گفته میشود ظرف هفته های اخیر، حجم خرید مواد سوختی در آن جا ۲ برابر شده است چون به افغانستان قاچاق میشود. و سوخت فقط یکی از اقلامی است که به افغانستان قاچاقی صادر میشود.

مقامات بانک مرکزی افغانستان اظهار نگرانی کرده اند که اگر اوضاع این چنین پیش رود و دلارهای بازار آزاد آن کشور در صرافیها، صرف پرداخت به متقاضیان ایرانی شود، فشار ارزی غیر قابل تحملی به ذخیره ارزی ۸ میلیارد دلاری آن کشور وارد خواهد گردید.

در باره اینگونه قاچاق کالا به خارج که مشابه آن، اگردر مرزهای دیگر قطعاً بیشتر نباشد کمتر نیست را من به تکرار قبلاً نوشته ام. و در اینجا فقط تکرار میکنم این روند در آینده شتاب خواهد گرفت و موجب کاهش عرضه آن کالاها در داخل کشور خواهد شد.

 و اما دلیل بدبینی من نسبت به نجات ریال:

مسئله سقوط ارزش ریال اگر فقط جنبه پولی داشت، اگر فقط جنبه بانکی و بهره ایی داشت بانک مرکزی آنرا میتوانست علاج کند. اگر فقط تحریمها علل آن بودند، دولت با آماده کردن مردم برای تحمل سختی های توجیه پذیر میتوانست آنرا بنوعی مدیریت کند. اگر فقط عدم موازازنه تجارت خارجی بود وزارت دارائی و گمرکات با کم یا زیاد کردن تعرفه ها حریف آن میشدند واگر فقط فساد عامل آن می بود دستگاه قضائی آنرا از بین میبرد و… . بر فهرست علل سقوط ریال همچنان میتوان عوامل دیگر را افزود که بسیار متنوع هستند و هیچ تیم پزشکی معینی در چهار چوب تخصص خود قادر به تشخیص بیماری و تجویز نسخه نیست. در صدر همه علل برشمرده باید افزود که کُل حاکمیت  خودرا در برابراین مسئله کاملاً باخته است و به تصمیمات ناگهانی و عکس العملی و بی مطالعه افتاده است.

ولی من خلاصه میکنم.

علل سقوط ریال پول ملی ما: ریشه های مدیریت پولی، مدیریت اقتصادی، نا هماهنگی ارگانهای مربوطه، فساد ارگانهای مسئول، بیسوادی اکثر مدعیان مدیریت پولی و مالی، بحران سیاسی، بی اعتماد شدن مردم بطور کلی به دولت و حاکمیت، بی اعتماد شدن به آینده پول ملی مان و بانک مرکزی بعنوان متولی آن، بیکاری وسیع مخصوصاً در مناطق مرزی که میتواند به افزایش غیر قابل کنترل قاچاق ارز، طلا و کالا منجر شود، تحریمها  و چشم انداز سخت شدن آنها، دامن زدن به بحران از سوی کسانی که در منطقه و دنیا با رژیم مخالف هستند و از امکانات زیادی هم برخوردارند، و بالاخره رو به ته کشیدن ذخایر ارزی و طلای بانک مرکزی که برای دست اندرکاران و کلان مال داران شناخته است ولو برای مردم نه! وجود نقدینه بسیار زیادتر از کُل موجودی ارزی و طلای مملکت که ناشی از چاپ بی رویه و فراتر از پشتوانه پولی بوده است. عدم وجود دیگر گزینه های اقتصادی سود آور  تا بتواند این نقدینه نجومی را جذب کند و مانع سرا زیر شدن آن برای خرید دلار و طلا شود و… .

بحران پولی و ارزی هنوز پیش لرزه های خود نشان داده است و لرزه های اساسی آن در راه است. باید از دولت پرسید آیا تا ۶ ماه دیگر برای واردات گندم و برنج و.. ، دلار کافی در خزانه دارد!؟ به نظر من نه! 

حبیب تبریزیان

CimorghIran@gmail.com

هدف ما اطلاع رسانی است. ما را در کانال تلگرامی (سیمرغ ایران)دنبال کنید و بما بپیوندید تا پیامهایمان به بیش‌ترین مخاطبین ممکن برسد تک آوا ها هرچه هم خروشنده باشند در فضا محو میشوند ولی فریاد های جمعی تداوم می یابند. 

CimorghIran@

اصلاحطلبی و اصلاحطلبان: حجاریان

Share Button

 

سعید حجاریان: اصلاحات به افرادی نیاز دارد که کرنش نکرده و مذبذب نباشند

چکیده : افراد بیایند و توضیح دهند که مایملک خود و بستگان درجه اول‌شان، از ابتدای انقلاب تا الان، چگونه به دست آمده است. دومین آزمون کلامی است و به مواضع سیاسی افراد مربوط می‌شود؛ یعنی باید روند فعالیت سیاسی افراد دقیقا مورد بررسی قرار بگیرد و چند مورد مهم مشخص شود؛ اول اینکه افراد در طول این سال‌ها میان چپ و راست رفت‌وآمد نکرده باشند. دوم اینکه موضع ضداصلاحات اتخاذ نکرده باشند و سوم اینکه کرنش نکرده...(کامنت من زیر مطلب)

 

سعید حجاریان در مورد مهم‌ترین دغدغه‌های امروز جریان اصلاح‌طلبی با اعتماد سخن گفته است. او همچنین در این گفت و گو در ارتباط با نامه صد اصلاح طلب به سید محمد خاتمی در خصوص اصلاح اصلاحات گفت: “موضوع اصلاح اصلاحات سابقه نسبتا زیادی دارد، آن‌گونه که می‌بینیم تاکنون گفتارها و مقالات نسبتا زیادی در‌این‌باره تولید شده است. این موارد غالبا جنبه تئوریک داشته و بعضا در مواردی به‌صورت تاکتیک درآمده است ولی به هر ترتیب آنچه تاکنون مطرح شده نتوانسته به بعضی مطالبات پاسخ بگوید.”

حجاریان همچنین از هسته سخت اصلاحات گفته و توضیح می دهد: “نهاد مدنظر من «هسته سخت اصلاحات» است که از مدت‌ها پیش، شاید سال ٨۴، باید شکل می‌گرفت؛ این هسته مانند مغناطیس عمل می‌کند تا افراد از مدار اصلاح‌طلبی خارج نشوند. کارکرد این هسته دووجهی است؛ وجه اول اینکه اصول اصلاح‌طلبی و خطوط قرمز آن مشخص شود و وجه دیگر اینکه آنهایی که مدعی اصلاح‌طلبی هستند، به این اصول التزام داشته باشند.”

متن این گفت و گو به شرح زیر است:

اخیرا نامه‌ای با امضای صد نفر از جوانان اصلاح‌طلب خطاب به رییس دولت اصلاحات منتشر شد. محتوای این نامه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به‌نظرم دو نکته محوری در نامه وجود داشت؛ اولین آنها بحث ورود مستقیم رییس‌ دولت اصلاحات به عرصه مدیریت اصلاحات بود. در این‌باره معتقدم افراد باید در نهاد اصلاحات ادغام شوند چرا که اصلاحات پیشوابردار نیست. دومین محور نامه درباره سیاستگذاری بود که من ترجیح‌ می‌دهم آن را سیاستگزاری بنویسم؛ همانطور که در مقاله‌ای تمایزات میان این دو واژه را توضیح داده‌ام. به اعتقاد من سیاستگزاری در زمره امور فردی نیست بلکه عملی دسته‌جمعی است که با کمک گروه‌های مختلف فکری صورت می‌گیرد و باید با تضارب آرا قوام بیابد. پس باز هم نیازمند نهاد هستیم.

علاوه بر اینها بحث کمرنگ شدن آرمان اصلاح‌طلبی نیز مطرح بوده است. حاملان این دیدگاه، چه در نامه مذکور و چه به طرق دیگر، مصادیق مختلفی برای این مدعا ذکر می‌کنند و در مجموع خواستار بازگشت اصالت به اصلاحات هستند…

بله، موضوع اصلاح اصلاحات سابقه نسبتا زیادی دارد، آن‌گونه که می‌بینیم تاکنون گفتارها و مقالات نسبتا زیادی در‌این‌باره تولید شده است. این موارد غالبا جنبه تئوریک داشته و بعضا در مواردی به‌صورت تاکتیک درآمده است ولی به هر ترتیب آنچه تاکنون مطرح شده نتوانسته به بعضی مطالبات پاسخ بگوید.

شما اشاره داشتید که افراد باید در نهاد ادغام شوند؛ نهاد مدنظر شما از جنس شوراهای موجود است یا شکل متفاوتی دارد؟

نهاد مدنظر من «هسته سخت اصلاحات» است که از مدت‌ها پیش، شاید سال ٨۴، باید شکل می‌گرفت؛ این هسته مانند مغناطیس عمل می‌کند تا افراد از مدار اصلاح‌طلبی خارج نشوند. کارکرد این هسته دووجهی است؛ وجه اول اینکه اصول اصلاح‌طلبی و خطوط قرمز آن مشخص شود و وجه دیگر اینکه آنهایی که مدعی اصلاح‌طلبی هستند، به این اصول التزام داشته باشند.

اگر به گذشته نه‌چندان دور بازگردیم، می‌بینیم این قبیل پروژه‌ها حتی به شکل رادیکال مطرح شده و به اجرا درآمده است. و اگر چه به شکل صوری موفق ظاهر شده اما نتوانسته مشروعیت لازم را کسب کند.

بله، اما با نگاه به کاستی‌های گذشته می‌توان تمهیداتی اندیشید که این پروژه هم‌سرنوشت با پروژه‌های پیشین نشود. فکر می‌کنم، لازم است از افراد اصلی این هسته سخت حداقل سه آزمون گرفته شود. اولین آنها آزمون «از کجا آورده‌ای؟» است؛ یعنی افراد بیایند و توضیح دهند که مایملک خود و بستگان درجه اول‌شان، از ابتدای انقلاب تا الان، چگونه به دست آمده است. دومین آزمون کلامی است و به مواضع سیاسی افراد مربوط می‌شود؛ یعنی باید روند فعالیت سیاسی افراد دقیقا مورد بررسی قرار بگیرد و چند مورد مهم مشخص شود؛ اول اینکه افراد در طول این سال‌ها میان چپ و راست رفت‌وآمد نکرده باشند. دوم اینکه موضع ضداصلاحات اتخاذ نکرده باشند و سوم اینکه کرنش نکرده باشند. یعنی در یک کلام مذبذب نباشند. آزمون سوم عملی است؛ یعنی افراد به قول امام حسین(ع) که فرموده است، «فإِذا مُحِّصُوا بِالْبلاءِ قلّ الدّیانُون» باید روند تمحیص را طی کرده باشند.

آزمون‌های دوم و سوم به‌نظر بدون مشکل انجام می‌شوند ولی درباره آزمون اول ابهامی وجود دارد و آن اینکه بعضی افراد، مثلا جوانان، به‌راحتی از این آزمون موفق بیرون می‌آیند چرا که اغلب اندوخته و مایملکی ندارند.

بله؛ جوانان البته آنهایی که سودای رانت‌خواری در سر نداشته و ندارند، به‌راحتی قبول می‌شوند. بنابراین می‌توان تبصره‌ای اضافه کرد و گفت، آزمون اول برای افرادی است که طی این چهار دهه در معرض رانت و امتیازات سیاسی قرار داشته‌اند

هسته سخت اصلاح‌طلبی از لحاظ شکلی فی‌المثل تعداد افراد و… چگونه است؟

صفت سخت به‌ این معناست که تعداد افراد این هسته نباید زیاد باشد؛ مثلا در حدود یازده نفر. البته در صورتی که افراد زیادی از آزمون سربلند خارج شدند، می‌توان رای‌گیری محدود انجام داد. حال ممکن است این پرسش مطرح شود که تفاوت این جمع با سایر جمع‌هایی که تا امروز وجود داشته و دارد، چیست؟ در پاسخ باید گفت، افرادی که در این هسته قرار گرفته‌اند، متر و معیار هستند. البته اعضای این هسته نمی‌گویند سایرین بد یا بدلی هستند ولی به ترتیب باید اختلاف مرکز و پیرامون هسته شفاف و مدرج شود؛ آنگونه که‌ هسته یازده نفره در مرکز قرار بگیرد و سایرین لایه‌های بعدی بایستند.

فعالیت این هسته معطوف به چه اهدافی است؟

شاید مهم‌ترین هدف آن شفاف کردن مواضع جریان اصلاحات باشد. ببینید! اکنون درباره یک موضوع واحد، چندین و چند موضع متفاوت و بعضا متضاد مطرح می‌شود؛ همگی هم با صفت اصلاح‌طلبی. این روند باید متوقف شود و اصلاحات درباره مواضع ایران در سوریه و یمن و عراق و…، حداقل‌های لازم برای شرکت در انتخابات، چگونگی مواجهه با شورای نگهبان، ارتباط با دولت و خلاصه مسائل جاری موضع قرص و محکم داشته باشد. از اینها مهم‌تر باید توضیح داد که رابطه اصلاحات و مردم چیست؟ متاسفانه باید گفت، سرعت وقایع زیاد و فرصت اصلاح‌طلبان کم است. چنانکه مشاهده می‌کنیم، اکنون دیگر رقیب اصلاحات نه جناح راست بلکه براندازان هستند. با این فرض باید بحث شود که اگر اوضاع به سمت هرج‌و‌مرج رفت، ترامپ موضع سخت‌تری گرفت یا از سوی دیگر نظامیان قدرت را قبضه کردند، تکلیف مردم چه خواهد شد. تشکیل هسته سخت و پالایش شده برای چنین زمانی است؛ زمانی که مردم رها شده‌اند و نیاز به پشت و پناه دارند. البته ممکن است، مردم جملگی اصلاح‌طلبان را پس بزنند و میان هسته سخت پالایش شده و دیگر اصلاح‌طلبان تمایزی نگذارند؛ اصلاح‌طلبان در صورت قرار گرفتن در چنین وضعیتی باید سیاست‌های خود را به‌تعبیر مولانا از دهان غیر مطرح کنند. به این معنا که سیاست‌های‌شان را نخست با گروه‌های مرجع جدید شامل هنرمندان، مشاهیر و… در میان بگذارند و پس از دریافت بازخوردها و اعمال تغییرات احتمالی، سیاست‌ها توسط همان گروه‌های مرجع جدید در جامعه منعکس شود. یعنی عملا اصلاح‌طلبان در این فاز در پشت صحنه قرار بگیرند.

این هسته در مواردی که اشاره داشتید، چه کمکی به مردم خواهد کرد؟

این هسته و هاله‌های پیرامونی‌اش که تا بخشی از جناح راست امتداد می‌یابد، می‌تواند در شرایط بغرنج و بحرانی به‌خصوص در قبال میلیتاریسم داخلی و خارجی چون سدی عمل کند و نیز مانع شود که فشارهای اقتصادی، مردم را در مقابل مردم قرار دهد.

واقعیت این است نهادی شدن اصلاحات در این چندسال بدبینی زیادی به بار آورده؛ چه تضمینی است این هسته سخت به همان عاقبت دچار نشود؟

می‌دانیم که در کنش‌های انسانی نمی‌توان از امر مطلق سخن گفت اما همزمان می‌توان به احتمالات بسیار بالا امیدوار بود. من معتقدم اگر هسته سخت اصلاحات به‌نحوی که ذکر شد، تشکیل شود دیگر محال است برخی افراد جرات کنند و کار موازی انجام دهند؛ وقت دیدار خصوصی بگیرند و برای بستن لیست موازی بازیگر سناریوی غیر شوند. دیگر سخت است نیروهای درجه چندم، از موضع رهبری جریان اصلاحات سخن بگویند. در یک کلام با این کار هر فرد در جای خود قرار می‌گیرد. فارغ از این موارد، هسته سخت لزوما نباید در ویترین قرار بگیرد؛ می‌تواند نهادی بی‌سر و صدا باشد و دیگران را هدایت کند.

پروژه مدنظر شما از‌ یک نکته مهم غافل شده یا تعمدا آن را نادیده گرفته است. امروز در فضای حقیقی و مجازی نسبت به مواضع و اقدامات پیشین و کنونی بعضی اصلاح‌طلبان نقدهای جدی وجود دارد؛ این نقدها بعضا رنگ و بوی تخریب به‌خود گرفته است. با این موضوع چگونه باید مواجه شد؟

به‌نظر می‌توان عالم مجازی و حقیقی را از یکدیگر تفکیک کرد و صرفا به ابهامات و پرسش‌های افراد با هویت پاسخ گفت؛ یعنی هویت‌های جعلی و اتهامات بی‌مبنا را نادیده گرفت. البته این کار وقت زیادی می‌طلبد و موضوعی است که به تصمیم افراد بستگی دارد. ولی می‌توان از راهکاری دیگر نیز سخن گفت؛ به این نحو که موضع مردم را نسبت به واقعه مورد ابهام مورد بررسی قرار داد. این رویکرد موضع سلبی و ایجابی اتخاذ نمی‌کند بلکه صرفا مبتنی بر آمار، رویکردها را شفاف می‌کند. مثلا در موضوع اشغال سفارت امریکا، جنگ یا حتی خود انقلاب باید در ظرف زمانی وقایع، موضع گروه‌ها، چهره‌ها و مردم را سنجید و صرفاً به مواضع کنونی جامعه اکتفا نکرد.
درباره مواضع کنونی چطور؟

در این زمینه باید تحلیل‌ها را شنید اما این بدان معنا نیست که هر فرد هر چه را در لحظه به ذهنش می‌رسد، به عنوان تحلیل عرضه کند. مثلا یک نفر می‌گوید انقلاب پدیده خوبی بوده و دیگری آن را پدیده نامبارک می‌خواند؛ در این باره باید تحلیل افراد را بررسی کرد. اما درباره بعضی موارد، امکان مانور وجود ندارد. مثلا موضوع تعامل یا عدم تعامل با قدرت موضوعی نیست که به سادگی از آن عبور کنیم؛ برخی افراد هر کارت دعوتی را مبارک می‌خوانند، در صورتی که چنین صحبت‌هایی به هیچ‌وجه راهبردی نیست. بعضی دولت را قدسی می‌‌دانند و نقد را مجاز نمی‌دانند، این موضوع نیز به دور از خرد سیاسی است. یکی دیگر از کارویژه‌های هسته سخت اصلاحات می‌تواند صدور مجوز برای احزاب منتسب به جریان اصلاحات باشد؛ به این شکل که استانداردهایی تعیین شود و احزاب برای مدتی مورد آزمایش قرار بگیرند چنانچه استانداردها و شروط را رعایت کردند، اصلاح‌طلب نام می‌گیرند در غیر این صورت خیر. هسته سخت اصلاحات نباید لزوما منتظر کمیسیون ماده ١٠ احزاب بماند و باید رأسا به مقوله احزاب ورود کند.

……………………………………………

کامنت من:

آقای حجاریان چند نکته مهم را ناگفته گذارده اند. اولین آن اینست که جنبش اصلاحات عملاً خود را یک جبهه فراگیر ملی یا جبهه مذهبی با چاشنی ملی تعریف کرده و در آنجا که به فکر ائتلاف اتحاد هم افتاده، نظرش به راست و اصولاگرایان عقلگرا بوده است. این در حالیست که سیر تحول در مملکت،”دینامیکال” بسویی رفته است که که نیروهای سیاسی و اجتماعی برافتاده و حذف شده با انقلاب اسلامی، از حالت دفاعی و خواب رفتگی در آمده، فعال و بالنده به صحنه آمده اند و به بزرگترین چالش کُل نظام بشمول اصلاح طلبان، تبدیل گردیده اند. این هسته سخت اصلاح طلبی مورد نظر، در برابر این نیرو که پایگاه اجتماعیش اگر از مجموع اصلاحطلبان و سبز ها بیشتر نباشد کمتر نیست و گفتمان راهبردیش بر جنبش اصلاطلبی فرادستی دارد، چه موضعی اتخاز میکند؟ آیا مانند گذشته حذفی است یا تعاملی؟

دومین مسئله فرا تر مسئله سیاسی و استراتژیک است. مسئله زمینگیر بودن اصلاح طلبان در میدان اسلام سیاسی و فاصله آنها با سکولاریزه کردن ساختار سیاسی است که دیگر خواست سیاری از مردم مسلمان هم میباشد و پرچم این گفتمان راهبردی نه در دست اصلاحطلبان بلکه در دست رضا پهلوی و طرفدراان او میباشد؟

سومین مسئله، مسئله تعامل یا تعارض با قدرتهایی در جهان است که برای اصلاحطلبان طرد و نفی و تعارض با آنها از مسئله سیاسی گذشته  عملاً  فرهنگی شده است، مسئله تعارض با اسرائیل و آمریکا و عکس آن دفاع از فلسطین که مسئله مردم ایران نیست؟

آیا این هسته سخت مورد نظر آقای حجاریان میتواند با یک انقلاب در خود و در جنبش اصلاحات بر این چالشها و مسائل غلبه کند؟ آیا زیر پایش در بین اقشار مذهبی جامعه خالی نمیشود؟ آیا عملاً به میدان براندازان نظام و دنباله روی از آنها کشانده نمیشود؟

چقدر خوب بود اگر جناب حجاریان پاسخ این پرسشهای مرا هم میداد

حبیب تبریزیان

هدف ما اطلاع رسانی است. مارا در کانال تلگرامی (سیمرغ ایران) دنبال کنید، بما کمک کنید تا پیاممان به بخش هرچه وسیعتری از هم میهنانمان برسد. تک فریادها هرهم خروشنده باشند در هوا محو میشوند ولی فریاد جمع تدام می یابد

CimorghIran@gmail.com

@CimorghIran

 

از دل امپراتوری دروغ، امپراتوری فساد سربرآورد

Share Button
 بیش از ارز نیازمند عقل و شرافتیم/ عاملان این خیانت ملی فورا بر کنار و مجازات شوند

چکیده : در هر دلار، اشک یتیم و گلوی تشنه خرمشهر و بی خانمانی های سیستان و شکاف دست کارگران کوره پزخانه ها و زنان بی سرپرست و شکم های گرسنه و کلیه های فروخته شده و خون مرزداران و …. مهمتر از همه آبروی دین و میهن نهفته است. باید این ارزهای بر باد رفته حتی اگر کابین زناننشان شده، به خرانه بازگردد، بی عقلان از صحنه ی مدیریت به فوریت استعفا داده و یا کنار بروند و عاملان این دزدی ملی رسوا و به اشد مجازات برسند …

ابوالفضل فاتح:

افشای لیست شرکت های دریافت کننده ارز نشان داد کشور بیش از آن که با بحران ارزی مواجه باشد با بحران عقلی مواجه است. رهبری انقلاب سیاست کلان تدوین می کند، مجلس قانون تصویب می کند، سران قوا پیوسته نشست برگزار می کنند، رییس جمهور کابینه تشکیل می دهد، وزارت نفت برای افزایش چند بشکه نفت چانه زنی های فراوانی با کشورهای رقیب به انجام می رساند، وزارت خارجه با کشورهای مختلفی مذاکره می کند تا بپذیرند در شرایط تحریم در قبال نفت، به ایران ارز اختصاص بدهند، دوباره با کشورهای دیگری مذاکره می شود یا ترفندهای مختلفی به کار بسته می شود تا این ارزها از طریق چند بانک نه چندان معتبر با کاستی هایی به ایران منتقل شود، آنگاه مدیرانی نالایق یا خائن یا شریک دزد و صاحب منافع این ارز را که محصول واگذاری امتیازات فراوان از حیثیت کشور است، به نورچشمی ها یا شرکت های مجعول برای کالاهای غیر ضرور یا در اساس غیر واقعی اختصاص داده اند. این اگر بحران عقلی یا خیانت نیست پس چیست؟

در هر دلار، اشک یتیم و گلوی تشنه خرمشهر و بی خانمانی های سیستان و شکاف دست کارگران کوره پزخانه ها و زنان بی سرپرست و شکم های گرسنه و کلیه های فروخته شده و خون مرزداران و …. مهمتر از همه آبروی دین و میهن نهفته است. باید این ارزهای بر باد رفته حتی اگر کابین زناننشان شده، به خرانه بازگردد، بی عقلان از صحنه ی مدیریت به فوریت استعفا داده و یا کنار بروند و عاملان این دزدی ملی رسوا و به اشد مجازات برسند.

در نوشته قبلی اشاره شد که تحریم ها و فشار جهانی هر چقدر سختگیرانه باشد اما از نظر اقتصادی از شرایط جنگ دشوار تر نیست. تغییر عمده در مولفه های سیاست، مدیریت، نظارت و شرافت و سلامت است. در دوران دفاع مقدس برای اختصاص هر دلار به کالاهای ارزی، سیاست های بسیار سخت گیرانه و متعهدانه ای اعمال می شد و لذا با همه محدودیت ها کشور توانست از آن گردنه ی دشوار عبور کند. متاسفانه در این سالها حاتم بخشی های فراوانی شده و از سوی دیگر نظارت های حقوقی و اطلاعاتی و امنیتی به جای تمرکز بر امور حیاتی بیشتر به حذف سیاسی متمرکز بوده است. فقدان رسانه های آزاد و مستقل و مونوپولی و حزبی گرایی صدا و سیما نیز ناکارآمدی نظارت را افزون ساخت. نتیجه ی سالها بی عدالتی های سیاسی، امروز خود را در فساد و بی تدبیری اقتصادی متجلی ساخته است. انقلاب و نظام متکی بر توده های مردم، در کمال تاسف به انحصار و محاصره آقازاده ها و نورچشمی ها و باندهای سیاسی فاسد و متملق و بی ریشه درآمده است. از دل امپراتوری دروغ، امپراتوری فساد قد علم کرده است. واقعیت های اخیر نشان می دهد، بی تدبیر ها و شکاف های داخلی، شان جهانی ما را تنزل داده و آنان را در مطالبه ی غیر منطقی از ایران جسور کرده است. به جای امتیاز به بیگانه باید درون را اصلاح کنیم و بیش از آنکه نیازمند ارز باشیم نیازمند عقل و شرافتیم.

والسلام
ابوالفضل فاتح
۱۱ تیرماه ۱۳۹۷

……………………………………………………………

CimorghIran@gmail.com

هدف ما اطلاع رسانی است. ما را در کانال تلگرامی (سیمرغ ایران)دنبال کنید و بما بپیوندید تا پیامهایمان به بیشترین مخاطبین ممکن برسد تک آوا ها هرچه هم خروشنده باشند در فضا محو میشوند ولی فریاد های جمعی تداوم می یابند. 

CimorghIran@

تحریم نفتی ایران، استثناء ندارد

Share Button

 

دومین بسته تحریمی آبان‌ماه وارد اجرا می‌شود و بخش نفت را هدف قرار خواهد داد

وزارت خارجه آمریکا از اجرایی شدن اولین بسته تحریمی علیه ایران در چهارم آگوست (۱۳ مرداد ماه) آینده خبر داد.

آفتاب‌‌نیوز :

برایان هوک، مشاور سیاستگذاری وزارت خارجه آمریکا می‌گوید در آستانه وضع تحریم‌های آمریکا علیه ایران تاکنون ۵۰ کشور از قصد خود برای کاهش فعالیت‌ها در ایران خبر داده‌اند.
به گزارش الجزیره، مقام وزارت خارجه آمریکا همچنین مدعی شد که هدف از فشارهای این کشور بر ایران، تغییر نظام نیست، بلکه هدف تغییر رفتار ایران است.
وی اعلام کرد که اولین بسته تحریمی علیه ایران چهارم آگوست (۱۳ مرداد ماه) آینده وارد فاز اجرا می‌شود.
بر اساس اعلام مقام وزارت خارجه آمریکا، همچنین دومین بسته تحریمی نیز نوامبر آینده (آبان ماه) وارد اجرا می‌شود و بخش نفت را هدف قرار خواهد داد.
برایان هوک همچنین اعلام کرد که طی روزهای آتی به کشورهای حاشیه خلیج فارس سفر خواهد کرد.
این مقام آمریکایی افزود که دولت کشورش تلاش می‌کند بیشترین تعداد از کشورها هرچه زودتر واردات نفت خود از ایران را به صفر برسانند. وی تاکید کرد که ظرفیت بازار جهانی نفت می‌تواند کاهش شدید صادرات نفت ایران را جبران کند.
مشاور امور سیاستگذاری وزارت خارجه آمریکا افزود که واشنگتن قصد ندارد برای تحریم‌های نفتی علیه تهران استثناء قائل شود.
وی همچنین گفت هدف واشنگتن از تحریم‌ها، رساندن درآمدهای حاصل از صادرات نفت ایران به صفر است.‎
با خروج آمریکا از توافق هسته‌‌ای با ایران، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در صدد است تا صادرات نفت ایران را متوقف کرده و از شرکایش خواسته است تا واردات نفت از ایران را متوقف کنند.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، وی همچنین روز گذشته اعلام کرد که از ملک سلمان پادشاه عربستان سعودی خواسته است تا میزان تولید نفت خود را بالا ببرد.
………………………………………………………………………………..
کامنت من:
رهبر، شیخ حسن روحانی را بعنوان سفیر حسن نیت، برای نرمش قهرمانانه به سویس و اطریش اعزام کرده است تا پیام کوتاه آمدن رژیم در برابر تهدیدات آمریکا را به اروپا برساند. از سوی دیگر جواد ظریف هم بعنوان سفیر صلح با  مشابه همان پیام، منتها برای شاهزاده محمد ابن سلمان به عمان اعرام داشته است تا پیام آمادگی رژیم را برای نرمش قهرمانه به پادشاهی سعودی و رهبران امارات متحده عربی برساند. ولی بنظر من، هم شیخ حسن روحانی و هم جواد ظریف وزیر خارجه او دست خالی از مأموریتشان با خواهند گشت.

الغَریقُ یُتَشَبِثُ بِکُلِ حشیش

Share Button

علیرضا محجوب از مهره های اطلاعات سپاه، دبیر خانه کارگر که پیش از انقلاب کارگری عادی بوده است، بدون کمترین پیشینه مبارزه سیاسی قبل از انقلاب، از جمله فرصت طلبانی بود که سوار بر مرکب دین، از همه موانع سیاسی گذشت و به دبیری خانه کارگر رسید. او در آن ِسمَت طی ۴۰ سال جزسرگرم کردن و مطیع سازی کارگران برنامه دیگری نداشته است. علیرضا محجوب به یُمنِ هفت رنگی خود ،توانست دوره های متمادی نماینده مجلس بشود و هم اکنون هم نماینده مجلس است. او طی این قریب ۴۰سال در مقام دبیر خانه کارگر، و صاحب امتیاز سایت خبری ایلنا ،کارگزار اطلاعات سپاه و دیگر دستگاههای اطلاعی بوده است.


ضرب المثل عامیانه ایست که اکثر مردم آنرا میدانند. منظوراینست که یک غریق درمانده، به هر خس و خاشاکی بعنوان یک قایق نجات مینگرد. و این سرنوشت رژیم است و مدیران جنگ روانی آن که در حد اکابرهم از این فن بهره نبرده اند، وقتی وارد میدان میشوند فقط ناتوانی خود را نمایش میدهند.
مدتیست تصمیم دارم یادداشتی راجع به مفهوم دیس اینفرماسیون بعنوان شکلی از جنگ اطلاعاتی و روانی بنویسم که متاسفانه تا کنون فرصت آنرا نیافته ام.
موضوعی که سبب نگارش این یادداشت گردید، موضوعی است که دقیقاً در حوزه جنگ روانی و اطلاعاتی قرار میگیرد.
در یک ماهه اخیر حداقل ۳ گزارش، و خبر در شبکه های اجتماعی انتشار یافت که هر سه مصداق دیس اینفرماسیون بودند. یکی از آنها نامه اردشیر زاهدی در نیویورک تایمز بود، دیگری خبر “دست اولی!” دایر بر اینکه بخشی از حاکمیت (بخوان روحانی)، جزیره قشم یا کیش را به انگلیس واگذار کرده است و قرار است انگلیس ناوگان خود را در آنجا مستقر کند. گزارش سوم راجع به سوریه ایی شدن اوضاع ایران و آغاز آن از درگیری مسلحانه خرمشهر است. به این سه مورد در آینده مفصل خواهم پرداخت.
و اما مورد چهارم که موضوع این یادداشت است. ولی در ابتدا مختصری راجع به مفهوم «دیس اینفرماسیون».
جنگ اطلاعاتی و روانی عمدتاً دو شکل دارد یا اطلاعاتی است یا گمراهسازی اطلاعاتی و مانورهای گمراه کننده. در مورد اول: ۱ـ هدف شناختن دشمن یا رقیب است و تشخیص نقاط آسیب پذیرش برای کوبیدن آن با حداکثر تأثیر و حداقل هزینه، در صورت درگیری. ۲ ـ شناختن حریف برای آمادگی و مقابله با آن است و بنا براین شناخت امکاناتش
و اما گمراه سازی اطلاعاتی یا «دیس اینفرماسیون»، معطوف به اینست که دشمن یا رقیب به ارزیابی اشتباه بیفتد. ارزیابی نادرستی که او را به همان سمتی هدایت میکند که ما میخواهیم. او را به آن نتیجه ایی برساند که ما میخواهیم، او را بدانجا و آن میدانی بکشاند که ما برای رویارویی با آن کاملاً مهیا هستیم. تزریق اطلاعات غلط حریف را از راه منحرف و به سوی چاهی که بر سر راه او کنده شده میراند. «دیس اینفرماسیون» در عرصه عملی اشکال مختلف دارد که در اینجا از آن میگذرم.
علیرضا محجوب از مهره های اطلاعات سپاه، دبیر خانه کارگر که پیش از انقلاب کارگری عادی بوده است، بدون کمترین پیشینه مبارزه سیاسی قبل از انقلاب، از جمله فرصت طلبانی بود که سوار بر مرکب دین، از همه موانع سیاسی گذشت و به دبیری خانه کارگر رسید. او در آن سِمَت طی ۴۰ سال جزسرگرم کردن و مطیع سازی کارگران برنامه دیگری نداشته است. علیرضا محجوب به یُمنِ هفت رنگی خود ،توانست دوره های متمادی نماینده مجلس بشود و هم اکنون هم نماینده مجلس است. او طی این قریب ۴۰سال در مقام دبیر خانه کارگر، و صاحب امتیاز سایت خبری ایلنا ،کارگزار اطلاعات سپاه و دیگر دستگاههای اطلاعی بوده است.

حالا این فرد خائن به طبقه کارگر، به فرمان اربابان پادگانی و امنیتی خود مأموریت یافته است تا یک آکسیون دیس اینفرماتیو را به صحنه بیاورد. طبق این سناریو، او خواب نما شده که وزیر خزانه داری آمریکا دستور داده است تا ۲۲ میلیارد دلار، ارزهای دلاری موجود در خانه های مردم باطل شود.
هم خنده دار است و هم گریه آور. خنده دار از اینکه، این امر مانند این است که بانک مرکزی مملکت ما تصمیم بگیرد همه پولهای مردم بروجرد یا کرمان را باطل کند!
جل الخالق! وقتی یک سردار سپاه کشف میکند که اسرائیل و آمریکا جلوی ابرهای بارانی را گرفتند تا در مملکت خشکسالی شود، یک چنین دیس اینفرماتورعقب مانده ایی هم باید مأموریت یابد تا به مردم بگوید: «دلارهای آنها توسط خزانه داری آمریکا باطل خواهد شد!» این ابله حداقل باید میدانست که یکی از علل همین موجودی دلاری مردم، سیاست هدفمندانه خزانه داری آمریکا بوده است تا مردم ریال های بی ارزش خود را، بسته بسته تحویل بانک مرکزی بدهند که آنها را بی پشتوانه چاپ و انتشار داده است و بجای آنها ارزی بگیرند که قوی است و ارزش اندوخته های آنان را حفظ میکند.
نکته پایانی اینکه، سناریو نویسان این دیس اینفرماسیون حتی حساب نکرده اند که اگر این خبر صحیح گرفته شود اول از همه بانک مرکزی که بیشترین دلار را دارد ورشکست میشود، مگر اینکه حرف دولت که میگوید ارز کافی داریم یک بلوف باشد و خزانه خالی از دلار باشد!
بیش از این نمی نویسم. در زیر متن اطلاعات فوق سری رسیده به علیرضا محجوب را که در شبکه سایت های امنیتی و پادگانی انتشار یافته است را درج میکنم قضاوت بیشتر را به خواننده وامیگذارم!
تابناک
[علیرضا محجوب گفت: وزارت خزانه داری امریکا با اعلام اینکه ۲۲ میلیارد دلار ارز کشور در دست مردم است، به دنبال باطل کردن این اسکناسهاست. این موضوع در صدر تصمیمات وزارت خزانه داری امریکاست. شخص رئیس جمهور امریکا به جد آن را دنبال می‌کند که اگر به اطلاعات بنیادی برسد ابتدا این اسکناس‌ها را مشکوک و بعد باطل اعلام کند. هدف امریکا از این اقدام حادثه سازی است تا باعث ایجاد تجمع برای فروش دلار و پس دادن این پول‌ها بشود. دولت و دولتی‌ها باید رفتارهای خود را اصلاح کنند و بعد مردم را دعوت به کاری کنند. نوبخت و دیگر مسئولان به جای اینکه از مردم بخواهند کاری کنند از خودشان و خانواده‌شان و از هیئت دولت بخواهند پیشقدم این اقدامات شوند./تسنیم]
حبیب تبریزیان
@CimorghIran

………………………………………………………………

توجه و توصیه:

یک روز پس از نگارش وق

جنگ نفت و موضع ضعیف ایران

Share Button

واشنگتن یک هفته قبل، از مشتریان آسیایی و اروپایی نفت ایران خواست که خرید نفت از ایران را تا حد صفر کاهش دهند و تصریح کرد، معافیت از تحریم های آمریکا برای هیچکس وجود نخواهد داشت.

اوپک ـ ی در کار نیست آنچه هست بلوک متحد عربستان و امارات و کویت است و ایران منزوی شده در برابر آنها

ایران اعضا اوپک را از اقدامات یکجانبه برای افزایش تولیدشان برحذر داشت. بدنبال گزارشاتی دال بر افزایش تولید نفت عربستان سعودی تا حد یک میلیون بشکه که رکورد تولید جدیدی از سوی این کشور خواهد بود، ایران  خواستار رعایت سهمیه تعیین شده توسط اعضا اوپک شد

از آنجائیکه تهران در جستجوی راه هائی به منظور مقابله با تحریمهای در راه آمریکا میباشد، که محور اصلی آن محدودیت صدور نفت است، بیژن زنگنه وزیر نفت ایران طی نامه ای خطاب به رئیس سازمان اوپک تأکید کرد که به اعضا اوپک خاطرنشان شود تا به توافق ماه قبل اوپک پایبند بمانند.

زنگنه در این نامه میگوید هرگونه افزایش تولید اعضا، خارج از تصمیمات اتخاذ شده اوپک، بنیان و اساس توافق را برهم خواهد زد. او اضافه میکند” من از ریاست محترم درخواست میکنم به اعضا اوپک یادآوری کند تا به توافقنامه  وفادار باشند و از هر گونه افزایش تولید، بیشتر از سهمیه توافق شده اوپک وغیر اوپک ،بپرهیزند

 

یک منبع مطلع به روئیترز گفت: خروجی تولید نفت عربستان سعودی در جولای، به۱۱میلیون بشکه در روز افزایش یافت که یک میلیون بیشتر از ماه می است

ایران فشار زیادی را به تولیدکنندگان نفت وارد کرده بود که تولیدشان را ثابت نگه دارند تا از تحریمهای آمریکا در امان باشد .اما طبق نظر وزیر انرژی عربستان سعودی، بزرگترین تولید کننده نفت اوپک، آنها مشتاق  افزایش تولید نفت به منظور پاسخ به درخواست دونالد ترامپ و جبران کسری نیاز بازار و مصرف کنندگان عمده از جمله هند و چین هستند تا ضمن جبران کسری نفت بازار، به تثبیت قیمت نفت نیز کمک کنند

واشنگتن یک هفته قبل، از مشتریان آسیایی و اروپایی نفت ایران خواست که خرید نفت از ایران را تا حد صفر کاهش دهند و تصریح کرد، معافیت از تحریم های آمریکا برای هیچکس وجود نخواهد داشت.

پایان خلاصه ترجمه

کاوشگر

…………………………………..

 

و کامنتی بر گزارش فوق:

 

باید گفت که در آنجا که قانون گرایی کاملاً نهادینه نشده است، قدرت مادی و میدانی طرفها است که به قوانین و پیمانها اعتبار می دهد، استناد به یک قانون یا مقاوله نامه از موضع ضعف و التماس، بیهوده است. در مملکت خودمان هم شاهدیم که فقط آن قوانینی اجرا می شوند که پشت سر آنها، نیروی میدانی و فشار واقعی قرار دارد.

پس! اینکه وزیر نفت ایران به صرف قول و قرارهای ماه پیش اوپک، از دولتی که مخالف رژیم ایران است بخواهد که سلاح قدرتمند خود را زمین بگذارد و تن به همراهی با ایرانِ تحریم و منزوی شده بدهد، ساده اندیشی است.

و بعد هم، معلوم نیست چرا وزیر نفت ایران از کشورهای دوست و متحد ایران، عراق و روسیه نمی خواهد که افزایش تولیدشان را متوقف کنند.

اگر قرار است عربستان تولید خود را افزایش دهد و بیش از این هم افزایش خواهد داد، این تصمیم را متفقاً با ولادیمیر پوتین در اجلاسی مقارن با اجلاس اوپک در ماه پیش گرفته است و آقای زنگنه هم زیر تصمیم دو پهلوی اعضای اوپک دایر بر افزایش تولید در همان اجلاس را، با نق و نوق امضاء کرد با اینکه می دانست که تحریم شدید نفتی ایران در راه است.

از این گذشته، عراق هم ظرف همین ۳ سال گذشته جای دوم اوپک را که به ایران تعلق داشت را با افزایش تولید خود تا حدود ۲ برابر تولید فعلی ایران گرفته است.

تأسف بار اینکه بخشی ازاین اضافه تولید و صادرات عراق، از میدانهای نفتی مشترک(فلات قاره ایی) با ایران میباشد که ایران در بهره برداری از آنها، بخاطر تحریم وامانده است.

آمریکا به همه خریداران نفت ایران اخطار قطعی داده است که باید از خرید حتی یک قطره نفت ایران، خودداری کنند.

بعید بنظر میرسد هیچ کشوری به خاطر ایران با شاخ گاو خزانه داری آمریکا در بیافتد. باید منتظر بسته شدن چاههای نفت امان باشیم. و ببینم آیا شعار اقتصاد مقاومتی فقط برای ملت گرسنه است یا گریبان فرمانروایان واز ماه بهتران و صدر نشینیان را هم خواهد گرفت.

کاوشگر.

@CimorghIran

 

پشت پرده لیست ارز بگیرها

Share Button

فقط شفاف سازی کامل میتواند نشان دهند که بیت رهبری و خانواده خامنه ایی در این کلاهبرداری بزرگ شرکت نداشته اند والی هیچ بهانه ایی برای امتناع از شفاف سازی وجود ندارد! تا دیروز کلان دزدی در این ممکت زیر میزی و تا حدودی پنهانی انحام میگرفت ولی حالا به حقی قانونی برای طبقه حاکم تبدیل گردیده است

……………………..


پشت‌پرده لیست ارزبگیران دولتی: ۲۳ میلیون یورو ارز کاغذ روزنامه به ۲ شرکت مجهول

 

شرکت جام‌جم بازرگان پیشرو با هدف فعالیت در خدمات طراحی مهندسی، یوروی دولتی می‌گیرد و خوراک دام وارد می‌کند. شرکت ماموت خودرو با ارز دولتی، چای‌ساز و قهوه‌ساز وارد می‌کند و شرکت رهروان خودرو پیشگامان نگین جنوب، به سراغ واردات لوبیاچیتی با ارز دولتی رفته است. برخی شرکت‌هایی که ارز دولتی دریافت کرده‌اند، اساسا ردپایی از آن‌ها پیدا نمی‌کنیم؛ مثلا شرکت هانا تجارت ترولیت و صنعت ساحل پرشیا، دو شرکتی هستند که در واردات کاغذ روزنامه امپراتوری می‌کنند و بیش از ۶۷ درصد از حجم ارز دولتی این گروه را دریافت کرده‌اند و اکنون نه در آدرس ثبت‌شده‌شان خبری از این شرکت‌ها هست و نه در بازار کاغذ نامی از برندشان، اما به تنهایی ۲۳ میلیون یورو ارز دولتی دریافت کرده‌اند.

 

«مرضیه امیری» در روزنامه شرق نوشت: از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند و بازارشان داغ است. دایره فعالیتشان را طوری چرخانده‌اند تا بتوانند در بین سهم‌بران ارز دولتی جایی برای خود پیدا کنند. فرقی نمی‌کند، شرکت وارداتی خود را با تعریف چه فعالیتی ثبت کرده باشند. میان لیست کالا‌های وارداتی مشمول ارز چهارهزارو ۲۰۰ تومانی می‌توانند دست به انتخاب بزنند، می‌توانند برای هر کالای مربوط و غیرمربوطی ثبت سفارش کنند، حتی لازم نیست به هیچ نهادی پاسخ دهند که آیا کالا وارد کرده‌اند یا نه؟ ارز دولتی‌شان را دریافت می‌کنند و چه آن را برای واردات کالا استفاده کنند و در بازار با نرخ دوبرابری بفروشند و چه بدون واردات کالا، ارز دولتی‌شان را در بازار آزاد با نرخ هشت هزار تومان بفروشند، سودی صدبرابری و شاخص قیمت‌های بازار را تعیین می‌کنند. شرکتی به نام الکترو ممتاز پیشه که قرار بوده تابلو‌های برق تولید کند، یک میلیون یورو ارز دولتی برای واردات ذرت برای خوراک دام دریافت کرده است.

شرکت جام‌جم بازرگان پیشرو با هدف فعالیت در خدمات طراحی مهندسی و تأمین تجهیزات در سال ۸۶ ثبت کرده و حالا در بلبشوی ارزی، یوروی دولتی می‌گیرد و خوراک دام وارد می‌کند. شرکت‌های خودرویی هم سر جای خود نایستاده‌اند؛ شرکت ماموت خودرو با ارز دولتی، چای‌ساز و قهوه‌ساز وارد می‌کند و شرکت رهروان خودرو پیشگامان نگین جنوب، به سراغ واردات لوبیاچیتی با ارز دولتی رفته است، اما ماجرا به این نمونه‌ها ختم نمی‌شود. برخی شرکت‌هایی که ارز دولتی دریافت کرده‌اند، اساسا ردپایی از آن‌ها پیدا نمی‌کنیم؛ مثلا شرکت هانا تجارت ترولیت و صنعت ساحل پرشیا، دو شرکتی هستند که در واردات کاغذ روزنامه امپراتوری می‌کنند و بیش از ۶۷ درصد از حجم ارز دولتی این گروه را دریافت کرده‌اند و اکنون نه در آدرس ثبت‌شده‌شان خبری از این شرکت‌ها هست و نه در بازار کاغذ نامی از برندشان، اما به تنهایی ۲۳ میلیون یورو ارز دولتی دریافت کرده‌اند.

فیلتر در قالب شفافیت

بانک مرکزی بامداد یکشنبه فهرست هزارو ۴۸۲ شرکت دریافت‌کننده ارز دولتی را منتشر کرد؛ اقدامی که به درخواست رئیس‌جمهور انجام و با طفره‌روی وزیر صنعت همراه شد. محمد شریعتمداری گفت: انتشار نام سفارش‌دهندگان ارز دولتی به معنای «رفتن به جنگ با بخش خصوصی» است و از سوی محمدجواد آذری‌جهرمی، وزیر ارتباطات، در توییتی پاسخ گرفت که «بخش خصوصی پاکدست از انتشار لیست ارزبگیران حمایت کرده و خواهد کرد». حساب توییتری حسن روحانی این توییت را «لایک» کرد و نهایتا بانک مرکزی پس از نیمه‌شب شنبه این فهرست را منتشر کرد؛ فهرستی که به گفته بانک مرکزی برمبنای درخواست وزارت صنعت، معدن و تجارت بوده و این نهاد آنچه را که وزارت صنعت، معدن و تجارت گزارش داده، منتشر کرده است. پس ما با فهرستی روبه‌روییم که از فیلتر وزارت صنعت گذشته و تمام اسامی واردکنندگان را شامل نمی‌شود. ضمن اینکه تا زمانی که اطلاعات گمرکی و ورود این کالا‌ها در دسترس نباشد، آنچه وزارت صنعت به آن نام شفافیت داده، اطلاع‌رسانی ناقص و ناکافی است و پاسخی نمی‌توان برای یک سؤال اساسی یافت؛ اینکه آیا ارز دولتی تخصیص‌یافته به این واردکنندگان اصلا منجر به واردات شده است یا خیر؟ اما با وجود این شفافیت ناقص، فهرست هزارو ۴۸۲ قلمی منتشرشده، پر از نکته‌های عجیب است.

۲۳ میلیون یورو ارز کاغذ روزنامه به ۲ شرکت مجهول

بازار کاغذ بین واردکننده‌ها گرم است. در مجموع ۳۴ میلیون یورو ارز دولتی برای واردات کاغذ روزنامه به ۲۳ شرکت تخصیص داده شده که حدود ۶۷ درصد آن را دو شرکت هانا تجارت ترولیت و صنعت ساحل پرشیا دریافت کرده‌اند. جالب است که هیئت‌مدیره این دو شرکت از یک خانواده هستند، محمدرضا جان‌محمدی مدیرعامل شرکت هانا تجارت و حمیدرضا جان‌محمدی مدیرعامل شرکت صنعت پرشیا دو برادر هستند و فرهاد بی‌طمع‌خمیران در هر دو شرکت عضو هیأت‌مدیره است. نکته درخور‌توجه این است که هیچ‌کدام از این اشخاص در حوزه کاغذ تاکنون فعالیتی نداشته و واردات کاغذ تا به امروز تقریبا به وسیله آن ۲۱ شرکت باقی‌مانده انجام می‌شده؛ اما اکنون این دو برادر سلطان واردات کاغذ روزنامه هستند. در سال ۸۹ شرکت هانا تجارت با صد هزار تومان سرمایه و با هدف فعالیت عمرانی و راه‌سازی تأسیس و در سال ۹۵ به برادران جان‌محمدی واگذار می‌شود؛ در‌حالی‌که سرمایه شرکت هانا تجارت ترولیت ۲۰ میلیون تومان ثبت شده است، این شرکت با این دارایی توانسته است ۱۴ میلیون یورو ارز دولتی برای واردات کاغذ روزنامه دریافت کند. در جست‌وجوی اینترنتی این شرکت‌ها به آدرس‌ها در خیابان میرداماد و شریعتی می‌رسیم؛ اما با مراجعه حضوری به این آدرس متوجه می‌شویم شرکت‌هایی به این نام در این آدرس‌ها وجود ندارد.

در میان فهرست بیش از هزارو ۴۰۰ کالای منتشره، شرکت‌های زیادی از ارز دولتی برای کالا‌های اساسی بهره‌مند شده اند و با یک جست‌وجوی اینترنتی متوجه می‌شویم واردات کالای ثبت‌شده برای آن‌ها با ارز دولتی زمین تا آسمان با فعالیت مشخص شده آن‌ها هنگام تأسیس شرکت متفاوت است. شرکت دلفین آبی قرار بوده در کار واردات و صادرات زعفران و روغن خام باشد؛ اما اکنون با ارز دولتی، ترجیح داده ۸۷۵ هزار یورو ارز بگیرد و جو وارد کند. شرکت شکوفامنش، نماینده رسمی نیوآ در ایران، اکنون با ارز دولتی سشوار و ماشین ظرف‌شویی وارد می‌کند و نکته تأمل‌برانگیز این است که این کالا‌ها در حالی با ارز دولتی وارد می‌شوند که دو هفته گذشته در فهرست کالا‌های وارداتی ممنوعه جای داده شده‌اند. چطور کالایی که دو ماه پیش جزو نیاز‌های ضروری دیده شده و ارز دولتی برای واردات به آن تخصیص داده شده، در مدت کوتاهی به فهرست ممنوعه‌ها می‌رود. شرکت پارس خرما کازرونی به جای صادرات خرما، حالا عدس وارد می‌کند و ۲۹۶ هزار یورو هم ارز دولتی گرفته است. شرکت رهروان خودرو پیشگامان نگین جنوب به جای لوازم خودرو، ۲۰ هزار یورو ارز دولتی اعتبار برای واردات چای و لوبیاچیتی دریافت کرده است.

داروساز‌ها هم از خودرویی‌ها و تجهیزاتی‌ها عقب نمانده‌اند و گویا واردات بخارشوی برایشان بیشتر از دارو صرفه داشته؛ ثبت سفارش کرده‌اند و وزارت صمت هم نه نگفته است. شرکت داروسازی رها اصفهان ۶۴۵ هزار یورو و شرکت دارویی به‌بان شیمی ۹۰ هزار یورو از سامانه نیما ارز گرفته و بخارشو وارد کرده‌اند.

۲۵ درصد ارز دولتی برنج برای یک شرکت دولتی

بیشترین حجم ارز دولتی را شرکت مجتمع کشت و صنعت و روغن نباتی ماهیدشت کرمانشاه دریافت کرده. این شرکت برای واردات دانه سویا ۱۴۹ میلیون یورو ارز دریافت و رتبه دوم بعد از این شرکت را شرکت مادرتخصصی بازرگانی دولتی ایران اشغال کرده است. این شرکت دولتی که زیر نظر وزارت صنعت، معدن و تجارت است، ۱۲۹ میلیون یورو برای واردات برنج سفید قابل مصرف گرفته و درواقع ۲۵ درصد از میزان ارز دولتی تخصیص‌یافته برای واردات برنج را به خود اختصاص داده است. درمجموع ۱۰۴ شرکت از ارز دولتی چهارهزارو ۲۰۰ تومانی برای واردات برنج سفید استفاده کرده‌اند که مجموع ارز تخصیص‌یافته به آن‌ها به ۵۰۲‌میلیون‌و ۹۵۷‌هزار‌و ۶۶۰ یورو می‌رسد. در میان این شرکت‌ها، شرکت‌هایی مانند سارا نمین هم به چشم می‌خوردند. سارا نمین در حالی پنج‌میلیون‌و ۶۰۰ هزار یورو ارز دولتی برای واردات برنج دریافت کرده که شرکت خود را با دستور واردات گیاهان دارویی ثبت کرده است. نکته جالب توجه این است که بر‌اساس آخرین آمار منتشرشده از سوی بانک مرکزی از متوسط قیمت خرده‌فروشی برخی از مواد خوراکی در سطح شهر تهران در هفته منتهی به اول تیر سال جاری هر کیلوگرم برنج وارداتی غیرتایلندی هفت‌هزارو ۸۱۲ تومان قیمت داشته که در مقایسه با هفته مشابه سال قبل ۴۴.۱ درصد گران‌تر شده است. درباره کره هم همین‌طور است. ۱۶ شرکت از ارز دولتی برای واردات کره استفاده کرده‌اند که مجموعا به ۶۵‌میلیون‌و ۸۶۱‌هزار‌و ۳۱۱ یورو می‌رسد؛ اما آمار بانک مرکزی نشان می‌دهد، قیمت هر کیلوگرم کره پاستوریزه در هفته جاری در شهر تهران ۴۳‌هزار‌و ۲۶۹ تومان بوده و در مقایسه با هفته مشابه سال قبل ۴۹.۲ درصد افزایش قیمت داشته و مشخص نیست چرا قیمت کره با وجود دریافت ارز دولتی، تقریبا ۵۰ درصد افزایش یافته است.

در انتظار لیست تکمیلی

Share Button

اما با انتشار این لیست، سوالاتی مطرح است که پاسخ به آنها می‌تواند راه مناسب برای اصلاح اقتصاد ایران را بازگشایی کند. اینکه در شرایطی که شخص رییس‌جمهور روی انتشار لیست کامل تاکید کرده، واقعا چرا لیست آنقدر ناقص و فیلتر شده منتشر شده است؟ چه گروه‌هایی و با چه هدفی پشت این قضیه قرار دارند که لیست به دقت و با جزییات منتشر نشود؟ واقعا انتشار لیست ارزبگیران به ضرر چه کسانی است؟ آیا اقتصاد ایران از شفافیت هراس دارد؟

نشریه جهان صنعت

 دوشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۷

Monday 2 July 2018

صفحه نگاه نخست: علیرضا مناقبی*- از نخستین روزهایی که بخشنامه ارز ۴۲۰۰ تومانی ابلاغ شد، فعالان اقتصادی‌ بارها و بارها هشدار دادند که این ابلاغیه‌ به روشنی زمینه‌ساز بروز رانت و فساد خواهد شد ولی متاسفانه گوش شنوایی در این خصوص در دولت و حتی مجلس وجود نداشت و مسیر ارز راه خود را همان‌طور که برنامه‌ریزی شده بود، پیش رفت. همچنین دولت تاکید کرد که هیچ نرخی جز دلار ۴۲۰۰ تومانی برای واردات و ۳۸۰۰ تومانی برای واردات کالاهای اساسی رسمیت ندارد. به دنبال آن، کالاها دسته‌بندی، گروه‌بندی و اولویت‌بندی شدند و لیست کالاهای ممنوعه اعلام شد و کنش و واکنش‌ها برای انتقال کالاها از یک لیست به لیست دیگر شروع شد.باز هم با وجود اینکه به تجربه‌های قبلی و به ویژه دوره پیش از برجام استناد کردیم و از احتمال ظهور بابک زنجانی‌های جدید سخن‌ها گفتیم و تاکید کردیم که با ایجاد محدودیت و ممنوعیت، فقط واردکنندگان رسمی را از کار بیکار می‌کنید و درها را به روی کالاهای قاچاق باز می‌کنید، باز هم هیچ مرجعی در بدنه دولت‌ موضوع را جدی نگرفت. از این رو همه با فراغ خاطر، به ساز‌و‌کارهای نظارتی و بازرسی و سازماندهی‌های پیش‌بینی شده تکیه کردند و گفتند نگران نباشید ارز به میزان کافی داریم.با گذشت زمان‌ به موازات آنکه دولت از ثبت سفارش‌های متوالی و بانک مرکزی از تخصیص ارز و پرداخت آن به واردکنندگان آمارهای سنگین ارائه می‌دادند، زمزمه‌های واردکنندگان در بخش خصوصی از گوشه و کنار مبنی بر عدم دریافت ارز بلند شد.واردکنندگان بخش خصوصی با عدم پوشش مناسب سامانه نیما مواجه بودند و در عین حال‌ متولیان امر بر دسترسی واردکنندگان به ارز تاکید می‌کردند‌ تا اینکه فعالان اقتصادی بخش خصوصی با ادبیات مختلف و از تریبون‌های متفاوت، خواستار آن شدند که لیست شرکت‌هایی که ارز ۴۲۰۰ تومانی دریافت کرده‌اند، اعلام شود تا معلوم شود آن کسانی که ارز دریافت کرده‌اند، کیستند؟ از کجا آمده‌اند؟ به کجا وابسته‌اند‌ و چه کالایی وارد کشور کرده‌اند؟ به دنبال ابتکار عمل وزیر ارتباطات و انتشار لیست شرکت‌های واردکننده گوشی تلفن همراه، شاهد آن هستیم که سرانجام بانک مرکزی در راستای تاکید رییس‌جمهور‌ مبنی بر لزوم شفاف‌سازی اختصاص ارز فهرست کالاهای دریافت‌کننده ارز رسمی به تفکیک افراد و شرکت‌ها را منتشر کرد.اما با انتشار این لیست، سوالاتی مطرح است که پاسخ به آنها می‌تواند راه مناسب برای اصلاح اقتصاد ایران را بازگشایی کند. اینکه در شرایطی که شخص رییس‌جمهور روی انتشار لیست کامل تاکید کرده، واقعا چرا لیست آنقدر ناقص و فیلتر شده منتشر شده است؟ چه گروه‌هایی و با چه هدفی پشت این قضیه قرار دارند که لیست به دقت و با جزییات منتشر نشود؟ واقعا انتشار لیست ارزبگیران به ضرر چه کسانی است؟ آیا اقتصاد ایران از شفافیت هراس دارد؟ در این میان آنچه ضرورت دارد آن است که این مسیر باید تا پایان راه، یعنی انتشار لیست کامل دریافت‌کنندگان ارز و تعیین سهم بخش خصوصی، بخش دولتی و از همه مهم‌تر بخش خصولتی ادامه پیدا کند و هیچ‌کس جز ارز‌خواران نباید از شفاف‌سازی و گردش آزاد اطلاعات ترس به خود راه دهند.
*رییس مجمع واردات