Archive for: August 2018

بخشیدن دریای خزر اولین ایران فروشی رژیم نیست

Share Button

در چنین فضایی است که نام ایرانی اروندرود که بجای شط العرب که در زمان شاه رسمیت یافته بود و رژیم اسلامی آنرا مجدداً به شط العرب تغییر داد دوباره از بایگانی فرصت طلبی رژیم بیرون آورده میشود و غرامت جنگی عمداً فراموش شده هم مجدداً مطرح میشود.

از اروندرود تا خزر قابل فروش هستند بشرطی که …

رئیس کمیسیون امنیت مجلس به ناگاه از خواب بیدار شده و به یادش آمده که ایران از عراق باید غرامت جنگی بگیرد. و اما دلیل چیست؟

نتیجه انتخابات پارلمانی ۲۰۱۰ عراق هیئت حاکمه ایران را شوکه کرد. رژیم ولایی تصور نمی کرد بعد از ۶ سال فرمانروائی بلوک شیعه وابسته به ایران، آرای پارلمانی آن کاهش یابد و ایاد علاوی سکولار/لیبرال و مخالف با ایران بر نوری المالکی پیشی گیرد. در آن انتخابات، بلوک پارلمانی ایاد علاوی با کسب ۹۱ کرسی بر دو رقیب خود که سر سپرده رژیم ایران بودند، مالکی و جعفری ،با ۸۹ و ۷۰ کرسی  به ترتیب پیشی گرفت.

انتظار این بود که ائتلافی از کردها و سُنی ها و جنبش ملی به رهبری ایاد علاوی دولت جدید را تشکیل دهد. دستگاه رهبری ایران تقریباً امید خود را به گزینش دولتی دلخواه در عراق را از دست داده بود که در آخرین مراحل با استفاده از تهدید، تطمیع و همه اشکال ناپسند سیاسی، موفق شد با خریدن تعدادی از نمایندگان جدید جایگاه نوری المالکی را بعنوان نخست وزیر عراق حفظ کند.

بهر حال در اینجا، بحث از تحلیل آن انتخابات عراق نیست. بلکه مسئله دیگری در میان است*.

در آن لحظاتی که رژیم ایران از جلو دادن مهره خود در شطرنج سیاسی عراق مایوس شده بود، و نخست وزیری ایاد علاوی محرز به نظر میرسید، سایت تابناک بعنوان زبان غیر رسمی دستگاه رهبری ایران، به یکباره یادش افتاد که عراق باید به ایران غرامت جنگ را بپردازد.

دلیلی که در یادداشت مربوطه برای طرح مطالبه غرامت جنگی از عراق مطرح شده بود این بود که: « حالا که قرار است ایاد علاوی نخست وزیر شود» پس ما باید غرامت جنگ را از عراق طلب کنیم.

برای نویسنده تابناک بعنوان زبان غیر رسمی حاکمیت، صدها میلیارد غرامت جنگی، نه حق مسلم ایران به عنوان قربانی تجاوز رژیم عراق، بلکه به عنوان یک مطالبه مشروط  مطرح شده بود. یعنی شرط نخست وزیر شدن نوری المالکی برای رهبری ایران آنقدر ارزش داشت تا به راحتی از بیش چند صد میلیارد دلار غرامتی که رژیم عراق می بایستی به ایران بپردازد و حق مسلم دولت ما بود بگذرد. و صرفنظر از اینکه چه کسی یا حزبی در آنجا فرمانروایی داشته باشد.

با تمدید نخست وزیری نوری المالکی، دیگر نفسی از کسی در این زمینه از رژیم برنیامد آنچنانکه گوئی مسئله ای بنام غرامت جنگی بین ایران و عراق وجود نداشته است.

حال یک بار دیگر سناریو انتخابات تکرار شده است و این بار، جداسری  حیدر العبادی نسبت به رژیم ایران است. ترکیب پارلمانی جدید عراق از یکسو و جنبش ضد فساد در آن کشور از سوی دیگر موقعیت جناح های سیاسی وابسته به ایران را کاملاً به خطر انداخته است و حیدر العبادی نخست وزیر عراق عملاً راهش را از سرسپردگان به تهران جدا کرده است. او، در منطقه هم بیش از پیش بسوی نزدیکی با عربستان و اتحادیه عرب و مصر پیش میرود. از اینها بدتر چند روز پیش گفت:« ما با تحریم های علیه ایران موافق نیستیم ولی مجبوریم آنها را به اجرا بگذاریم.» این اظهارات او خشم مقامات ایران را برانگیخت.

در چنین فضایی است که نام ایرانی اروندرود که بجای شط العرب که در زمان شاه رسمیت یافته بود و رژیم اسلامی آنرا مجدداً به شط العرب تغییر داد دوباره از بایگانی فرصت طلبی رژیم بیرون آورده میشود و غرامت جنگی عمداً فراموش شده هم مجدداً مطرح میشود.

با شفاف تر شدن مواضع ضد ایرانی یا غیر دوستانه حکومت عراق نسبت به رژیم، باید منتظر بود تا ماشین تبلیغات رژیم از جعبه شامورتی بازی و سیاستهای شرطی خود، بهانه های  جدی و فراموش شده قدیم را زنده کند و دعاوی جدیدی برای ایجاد تنش با عراق بیابد.

رژیم با به محاق فرستادن مسئله غرامت جنگی در شرایطی که در اثر سقوط صدام و نفوذ رژیم در عراق، بهترین فرصت را برای گرفتن آن غرامتها یافته بود، به مملکت خیانت کرد.

رژیم با نادیده گرفتن مسئله لاروبی اروندرود  که وظیفه عراق بود نیز به میهن ما خیانت کرد.

رژیم با انتقال ده ها و شاید صدها میلیارد دلار ارز مملکت برای سرمایه گذاری در عراق به مملکت خیانت کرد.

رژیم با تأمین هزینه نوسازی گنبد های امامان در آنجا با مصرف دهها تن طلا و نقره به میهن ما خیانت کرد.

سران رژیم به ویژه نظامیان سپاه، با انتقال ثروت های عظیم از ایران با هدف خروج سرمایه به عراق به میهن ما خیانت کردند . رژیم با اعزام سالیانه میلیونها زائر به عراق که میلیاردها دلار با خود به آنجا می بردند و خرج میکنند، به هزینه  ملت ایران، به وزارت جلب سیاحان و سازمان گردشگری عراق تبدیل شده است.

خیانت رژیم در بخشش سهم میهن ما از دریای خزر، اولین خیانت آن نیست. حالا با دقت  گزارش زیر از جهان صنعت را بخوانید تا بدانید در بالا چه گفته شده است.

پایان پیش کامنت:

 

عراق توان پرداخت غرامت جنگی به ایران را دارد

جهان صنعت

صفحه ایران: رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه غرامت، تعهدی غیرقابل چشم‌پوشی در مناسبات ایران و عراق است، گفت: عراق توان پرداخت غرامت جنگی ایران را دارد. انتظار ما این است که این موضوع اجرایی شود.به گزارش ایسنا، حشمت‌الله فلاحت‌پیشه‌ درباره آخرین وضعیت پرداخت غرامت دوران جنگ عراق به ایران براساس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل، گفت: غرامت، پرونده بازی در مناسبات ایران و عراق است که عراق باید طبق بند ۶ قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل آن را پرداخت کند. در همین رابطه طرف عراقی هم به‌طور کامل پرداخت غرامت را رد نکرده است.وی افزود: در این بین یکسری از اختلافات گذشته بین ایران و عراق مانده که معمولا عوامل دخیل بیرونی مانع از رفع برخی اختلافات می‌شود که نتیجه آن ایجاد ضررهایی است.

به عبارت دیگر اگر عراقی‌ها اجازه می‌دادند در طول این مدت فقط اروندرود لایروبی شود و به دنبال ۱۰۴ کیلومتر کشتیرانی صنعتی، تجاری و اقتصادی ایجاد شود می‌توانستند از آن محل غرامت ایران را پرداخت کنند. منتها کارشکنی‌هایی وجود دارد که هنوز اروندرود لایروبی نشده است.

فلاحت‌پیشه یادآور شد: اختلافات موجود باعث شده که هنوز خطوط ریلی بین ایران و عراق از کریدور شرق به غرب که قرار است به سوریه و دریای مدیترانه برود تعیین تکلیف نشده و باقی مانده است. با این وجود واقعیت آن است که غرامت، تعهدی غیرقابل چشم‌پوشی در مناسبات ایران و عراق محسوب شده و از تعهدات عراقی‌ها به حساب می‌آید.رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی ادامه داد: در این بین ایران و عراق تلاش کرده‌اند موضوع از لحاظ زمانی به‌گونه‌ای پیش رود که به امر اختلافی در مناسبات طرفین تبدیل نشود. به هر حال ایران و عراق مناسبات اقتصادی دارند که از محل آن می‌توانند به گونه‌ای عمل کنند که غرامت پرداخت شود. فلاحت‌پیشه در عین حال گفت: البته عراقی‌ها از لحاظ تولید و فروش نفت از ایران جلوتر هستند و بیشتر می‌فروشند. این یعنی توان پرداخت غرامت ایران را دارند.

…………………………………………………

*

بر پایه آنچه تا کنون در عراق پیش رفته است، من فکر میکنم آمریکا در آن انتخابات آگاهانه و دو اندیشانه، از نخست وزیری نوری المالکی پشتیبانی کرد، تا بعداً با افشاء شدن فساد و ناکار آمدی رژیم، او و تمام منظومه اقماری ایران را زیر ضربه ملت عراق قرار دهد.

تحلیل روز: سه شنبه ۲۳ امرداد

Share Button

در پس این بحران همه جانبه و سه بعدی، سیطره روز افزون نقدینگی و اقتصاد دلالی و سفته بازانه، میرود تا بخشهای تصرف نشده اقتصاد مملکت را هم وجب به وجب تا آخرین بخش آن متصرف شود. این دولت و حکومت «دلال سرشت» قادر به حل هیچ یک از مسائل کنونی مملکت نخواهد بود. هرچه زودتر ملت بخود بیاید و فکری کند، فرصت بیشتری برای نجات خودخواهد داشت.

بحران پولی پایانی ندارد و تشدید هم میشود

ارگانهای مختلف حاکمه و متولیان امور پولی و بانکی سعی دارند به مردم آرامش دهند که همه چیز تحت کنترل است و مسئله ارزی حل میشود.
مردم در روزنامه ها میخوانند که: «داد و ستد ارزی آزاد شد!» و صرافیها شروع بکار کردند، اما وقتی به بازارهای ارزی میروند فقط با تابلو های مضحکی که روی آن ارقامی را نوشته اند ولی زیر ارقام توضیح داده شده که فروش در کار نیست، روبرو میشوند. جالب ترین، شاید هم غم انگیزترین، و شاید هم مضحک ترین اطلاعیه ارزی یکی از صرافی ها این بود که «دلار ۷۳۵۰ تومان! و بعد زیر آن با خط ریز نوشته بود میخریم! ولی همین صرافی دلاری برای فروختن نداشت! شاید آن نرخ خرید را هم برای دست انداختن بانک مرکزی نوشته بود.
سایت خبری نشریه تجارت نیوز دیروز، با تیتر درشت نوشته بود که دلار و دیگر ارزها سیر نزولی بخود گرفتند، و افزوده بود که بانک مرکزی ۲۰ میلیون یورو و یکصد میلیون درهم اماراتی به بازار ارز سرازیر کرد. من لینک را نگاه داشتم تا بعد تحلیلی روی آن بنویسم ولی امروز که خواستم آن را باز کنم، محتوای لینک برداشته شده بود. اگر کسی از میزان تشنگی ارزی بازار اطلاع نداشته باشد واقعا با دیدن این تیتر فکر می کند خبر جدیدی شده است.
اشکال کار در این است که هیچ یک از پزشکان بیماری پولی و ارزی مملکت نمی خواهند بفهمند و مهمتر از آن اگر فهمیده اند، نمی خواهند اعتراف کنند که اساساً بحرانی که در همه جای زندگی عمومی مردم و جامعه خود را نشان داده و میدهد و فقط یکی از آنها بحران ارزی است،در ماهیت خود بحران همه جانبه اقتصادی، سیاسی و ساختاری است و هیچ کمکی نمیکند حتی اگر دولت و بانک مرکزی بجای ۲۰ میلیون یورو ۲۰ میلیارد هم به بازار سرازیر کنند.چون به سرعت برق توسط متقاضیان بحق و نا بحق خریداری میشود و از چرخه بازار ارزی خارج میگردد. زیرا مردم دیگر نه تنها به ریال و بانک مرکزی و سیستم بانکی بلکه به فردای این نظام اطمینان خود را از دست داده اند.
و این اطمینان در دوران حیات این نظام باز نخواهد گشت. و نه تنها باز نخواهد گشت بلکه ابعاد هولناکتری هم بخود خواهد گرفت.
مدت زمانی زیادی طول نخواهد کشید که سپرده گذارانی که ذوب شدن ارزش سپرده های ریالی خود را می بینند به بانکها هجوم خواهند برد و اعتراضاتی صدها بار بزرگتر از آنچه در مقابل دفاتر موسسه کاسپین به راه می اندازند به راه خواهند انداخت و در مقابل بانکها به تحصن خواهند نشست.
سیستم بانکی، سپرده های این سپرده گذاران را یا به دولت وام داده است یا به کلاهبردارانی که قصد بازپرداخت این وامها را در این وانفسای مالی، اقتصادی و سیاسی ندارند و در خواب بالا کشیدن همه آنها برای همیشه هستند.
در آغاز بحران نوشتم که با کمبود ارزی و سیاست انقباض ارزی بانک مرکزی، تقاضای دلار منفذهای دیگری می یابد و ساده ترین آنها مجرای بازرگانی خارجی است. این امر دیگر چنان محقق شده که نیازی به کمترین استدلال ندارد. نوشتم علاوه بر بازرگانی خارجی تمام مرزهای مملکت به کانال خروج کالا برای تبدیل شدن به دلار تبدیل می شوند که این هم دیگر مسئله ای علنی شده است ولی دردناک ترین وجه این مورد اخیر، خبر یکی از سایت های خبری بود که از قاچاق شدن دارو در مقیاس کلان از مملکت به ممالک عربی نوشته بود. مردم در آینده باید بیشتر از امروز در کنار همه محرومیت های دیگر، بیش از گذشته برای محرومیت دارویی هم آماده باشند.
در پس این بحران همه جانبه و سه بعدی، سیطره روز افزون نقدینگی و اقتصاد دلالی و سفته بازانه، میرود تا بخشهای تصرف نشده اقتصاد مملکت را هم وجب به وجب تا آخرین بخش آن متصرف شود. این دولت و حکومت «دلال سرشت» قادر به حل هیچ یک از مسائل کنونی مملکت نخواهد بود. هرچه زودتر ملت بخود بیاید و فکری کند، فرصت بیشتری برای نجات خودخواهد داشت.

توجه!

 

توجه!

در کانال تلگرامی زیر بما بپیوندید و کمک کنید تا صدای ما به تعداد بیشتری از هم میهنانمان برسد.

صدای ما، بانگِ ایران زمین ماست با پیام «ناسیونال لیبرالیسم» که راهبُرد آرمانی کارگروه کانال سیمرغ است.

ما، انتظاری ولو کمترین برای خود نداریم، نه می خواهیم حزب سیاسی شویم و نه در جستجوی شهرتیم. ما در پی گستراندن اندیشه ناسیونال لیبرالیسم تا حد یک گفتمان فراگیر ملی به عنوان مشعل آزادی میهنمان از یوغ رژیم کنونی هستیم و خود را تنها گردان این سنگر پیکار نمی دانیم. نقد ما بر رژیم نیز از این موضع می باشد که ما را دیامترال (۱۸۰ درجه ای) در نقطه مقابل رژیم قرار میدهد.

کانال

CimorghIran@

ایمیل تماس با ما:

cimorghiran@gmail.com

ما، انتظاری ولو کمترین برای خود نداریم، نه می خواهیم حزب سیاسی شویم و نه در جستجوی شهرتیم. ما در پی گستراندن اندیشه ناسیونال لیبرالیسم تا حد یک گفتمان فراگیر ملی به عنوان مشعل آزادی میهنمان از یوغ رژیم کنونی هستیم و خود را تنها گردان این سنگر پیکار نمی دانیم. نقد ما بر رژیم نیز از این موضع می باشد که ما را دیامترال (۱۸۰ درجه ای) در نقطه مقابل رژیم قرار مید

تعلیق نیروگاه خورشیدی بخاطر تحریم

Share Button

در پی تحریم های ایالات متحده در مورد ایران، ما تصمیم گرفتیم تمام فعالیت های خودمان در این کشور از جمله پروژه ۶۰۰ مگاوات را متوقف کنیم. دیگو بیسی، مدیر اجرایی کرکوس در روز سه شنبه در یک ایمیل گفت: ما همچنان از نزدیک وضعیت را رصد می کنیم.

ختم سریال فعالیت شرکتهای خارجی در کشور با نزدیک شدن بازگشت تحریمهای نفتی 

اختصاصى:شرکت کرکوس بریتانیا، نیروگاه ۵۷۰میلیون دلاری خورشیدی ایران را متصل می کند
رویترز– سرمایه گذار انرژی تجدید پذیر انگلیس، کرکوس گفت به دلیل بازگشت اخیر تحریم های آمریکا علیه تهران ساخت پروژه
نیروگاه خورشیدی در ایران را متوقف میکند. این اولین سرمایه گذاری انرژی تجدیدپذیر که در خارج از اروپا توسط کرکوس و ششمین سرمایه گذاری بزرگ آن درجهان با ظرفیت ۶۰۰ مگاوات بوده است.
تحریم های اعمال شده علیه ایران توسط ایالات متحده در اوایل ماه جاری، بانک ها و شرکت های بسیاری را در سراسر جهان وادار به عدم معامله و قرارداد با تهران نموده است.
در پی تحریم های ایالات متحده در مورد ایران، ما تصمیم گرفتیم تمام فعالیت های خودمان در این کشور از جمله پروژه ۶۰۰ مگاوات را متوقف کنیم. دیگو بیسی، مدیر اجرایی کرکوس در روز سه شنبه در یک ایمیل گفت: ما همچنان از نزدیک وضعیت را رصد می کنیم.
بیسی گفت که این شرکت همچنان به نظارت بر وضعیت ازنزدیک ادامه خواهد داد، او حاضر به توضیح بیشتر نشد
انتظار می رفت که ساخت و ساز پروژه به مدت سه سال ادامه یابد و هر ۱۰۰ مگاوات به صورت جداگانه عملیاتی شده و هر شش ماه به شبکه وصل شود.
💥💥💥
کامنت:🔥
این در حالى است که. عربستان، امارات متحده عربى و مصر پروژه هایى در زمینه استفاده از انرژى خورشیدى دارند که تا آنجا که به مصر و امارات مربوط میشود، اولا دهها برابر طرح معلق شده ایران است و تا جایى که به عربستان مربوط میشود برنامه ایى را شامل میشود که این کشور را در پایان برنامه چشم اندازى ٣٠ ساله محمد ابن سلمان، به پیشتاز استفاده از انرژى خورشیدى در جهان تبدیل خواهد کرد. مصر برنامه ایى براى خورشیدى کردن ٢٠٪؜ى انرژى خود دارد.
ترجمه ،تلخیص و کامنت
کاوشگر
CimorghIran@

تحلیل روز:دوشنبه ۲۲ ا مرداد ماه

Share Button

سیاسی بودن مدیریت بانکی سبب شده است که دولت با آمریت خود، بیشترین حجم نقدینگی سیستم بانکی را، که می بایستی در چرخه تولید و خدمات مملکت و نیز در قالب وامها و اعتبارات مصرفی به مردم بکار می افتاد تا چرخه تولید و توزیع و مصرف را روغنکاری نماید، در اختیار خود گرفته تا بتواند با این استقراض بخشی از کسری درآمدش را جبران کند.

کُل سیستم و شبکه بانکی ورشکسته است

پس از جست و خیز بازار ارزی در چند هفته پیش، حالا نوبت سیستم بانکی است که به تشنج مالی دچار شود. به نوشته نشریه تجارت نیوز؛ کاظم دوست‌حسینی، کارشناس پولی و بانکی در خصوص مسائل روز اقتصاد ایران از جمله نرخ سود بانکی و بسته ارزی گفت: «مساله افزایش نرخ سود بانکی پیش از اینها باید پیش‌بینی می‌شد و در دستور کار قرار می‌گرفت. در حال حاضر با توجه به بازدهی که در بازار سکه و ارز وجود دارد (و اینکه بیش از بازدهی سرمایه‌گذاری در بانک است) طبیعتا اگر نرخ سود بانکی تا ۲۰ درصد یا بیشتر نیز افزایش یابد این امکان وجود دارد که نتواند جذابیتی در بازار به وجود آورد و سپرده‌ها را به سمت بانک سوق ده».

این یک نمونه از رهیافت هایی است که یک کارشناس پولی مملکت برای جلوگیری از خروج سپرده ها از بانکها  توصیه می کند و این توصیه ها خارج از موازین اصول بانکداری نیست به شرطی که سیستم بانکی مورد بحث یک سیستم متعارف و استاندارد باشد.

هر آدم متعارفی به راحتی میتواند درک کند که وفتی نرخ تورم که در درجه اول خود را در نرخ ارزها و طلا نشان می دهد از نرخ بهره بانکی بیشتر است، انگیزه ایی برای سپرده گذاری باقی نمی ماند. در چنین شرایطی سپرده گذار، سپرده خود را از بانک خارج می کند تا آن را به ارز، طلا و اگر مقدور نیست به هر کالای فیزیکی دیگری که به راحتی قابل تبدیل به احسن است، تبدیل کند.

معنای این منطق این است که با وضعیت نابسامان تورمی کنونی، تمایل مردم به تبدیل نقدینگی یا پس اندازهایشان به دلار، طلا و هر جنس نقد شدنی دیگر، بیشتر و بیشتر شده تا به سرحد پانیک اقتصادی برسد.

آنچه قضیه را بیش از اینها و بیش از آنچه آقای دوست حسینی  گفته بغرنج می کند اینست که نزدیک به ۶۰  تا ۷۰ درصد نقدینگی بانکها نه به مشتریان خصوصی و معمولی، تولید کنندگان یا صاحبان واقعی کسب و کار بلکه به دولت و مؤسسات دولتی و نیمه دولتی وام داده شده است که نمی توانند آن را باز پرداخت کنند.

با قطعیت میتوان گفت که اولاً اگر پای تصفیه بانکها و موسسات مالی بمیان آید تقریبا بانکی نیست که بتواند از پس دیون خود برآید و حتی بانک مرکزی مملکت نیز ورشکسته است. اگر بانک مرکزی ورشکستگی خود را اعلام نمی کند به این دلیل است که اختیار چاپ اسکناس دارد و با چاپ اسکناس بی پشتوانه از پس تعهدات خود برمی آید. ولی این سیاست به معنی تشدید تورمی است که موجب خروج بیشتر سپرده ها از بانکها شده و به نوبه خود بیشتر و بیشتر آن را تشدید میکند.  

این کارشناس پولی توصیه میکند که نرخ بهره بانکی باید بطور قابل توجهی افزایش یافته تا مردم سپرده های خود را از بانکها بیرون نکشند ولی بعید است ایشان نداند که ماراتون نرخ بهره و تورم پایانی ندارد و این تورم است که همیشه سبقت گرفته و نرخ خود را به بهره بانکی تحمیل میکند.

مسئله و مشکلات سیستم بانکی مملکت ما به مراتب عمیق تر و علاج ناپذیر تر از آنست که به صرف مانور با نرخ بهره بتوان آن را حل کرد.

یکی از علل اینکه همه کارشناسان سیستم بانکی و پولی از جمله رئیس جدید بانک مرکزی آقای همتی، در باتلاق مشکل بانکی وا مانده اند و راه برون رفت از آن ندارند اینست که تاریخ بانکداری دنیا تا به حال با مشکلاتی نظیر آنچه سیستم بانکی مملکت ما با آن روبروست روبرو نبوده تا بداند چه باید بکند. در صدر همه این مسائل، سیاسی بودن مدیریت سیستم بانکداری مملکت ما می باشد.

سیاسی بودن مدیریت بانکی سبب شده است که دولت با آمریت خود، بیشترین حجم نقدینگی سیستم بانکی را، که می بایستی در چرخه تولید و خدمات مملکت و نیز در قالب وامها و اعتبارات مصرفی به مردم بکار می افتاد تا چرخه تولید و توزیع و مصرف را روغنکاری نماید، در اختیار خود گرفته تا بتواند با این استقراض بخشی از کسری درآمدش را جبران کند.

سیاسی بودن سیستم بانکی و نفوذ سیاسی و فرا قانونی دولتمردان و نهادهای مختلف نیزموجب شده تا بسیاری از دولتمردان و صاحبان قدرت به اعتبار قدرت حکومتی خود وامهای کلان بگیرند که از بازپرداخت آنها هم سرباز زده اند تا آنجا که با دلار ۱۰۰۰ تومانی، حجم این وامهای بازپرداخت نشده اکنون به بیش از یکصد میلیارد دلار میرسد.(از این لحاظ به دلار ۱۰۰۰ تومانی که بیشتر این وامها در زمان دلار ۱۰۰۰ تومانی واگذار شده اند و معادل جنسی آنها امروز ۱۰ برابر گرانتر شده است)

سخن کوتاه:چنین استقراض وسیعی از سوی دولت و موسسات نیمه دولتی و نهاد ها ماهیت کارکردی بانکها را تغییر داده است و آن را به خزانه خصوصی این وام خواران تبدیل کرده است.

در واقع مردم سپرده های خود را نزد دولت سپرده اند و تا زمانی که دولت پول بانکها را ندهد مردم نمی توانند پولشان را از بانکها پس بگیرند. این وضعی است که در ماههای آینده در انتظار بانکهای کشور است. مردم چه خواهند کرد؟ دولت چه خواهد کرد؟ بانکها چه خواهند کرد؟ هیچ کس نمیداند و نمی تواند پیش بینی کند چون این پدیده خاص حکومتی است که در دنیا بی همتا است!

توجه!

در کانال تلگرامی زیر بما بپیوندید و کمک کنید تا صدای ما به تعداد بیشتری از هم میهنانمان برسد.

صدای ما، بانگِ ایران زمین ماست با پیام «ناسیونال لیبرالیسم» که راهبُرد آرمانی کارگروه کانال سیمرغ است.

ما، انتظاری ولو کمترین برای خود نداریم، نه می خواهیم حزب سیاسی شویم و نه در جستجوی شهرتیم. ما در پی گستراندن اندیشه ناسیونال لیبرالیسم تا حد یک گفتمان فراگیر ملی به عنوان مشعل آزادی میهنمان از یوغ رژیم کنونی هستیم و خود را تنها گردان این سنگر پیکار نمی دانیم. نقد ما بر رژیم نیز از این موضع می باشد که ما را دیامترال (۱۸۰ درجه ای) در نقطه مقابل رژیم قرار میدهد.

کانال

CimorghIran@

ایمیل تماس با ما:

cimorghiran@gmail.com

 

 

تحریم‌های آمریکا با اقتصاد ناکارآمد ایران چه می‌کند؟

Share Button

اکونومیست بررسی کرد:

ریالِ ایران که این روزها با بحران ارزی مواجه است، از تابستان گذشته تاکنون حدود ۶۰ درصد از ارزش خود را از دست داده است. مسوولان تلاش کردند با دستگیری ده‌ها تن از تجار و سیاستمداران فاسد نشان دهند که قصد دارند به این مشکلات پایان دهند. اکونومیست اما در مطلبی نوشته است که مشکلات اقتصادی ایران بسیار عمیق‌تر است.

تحریم‌های آمریکا با اقتصاد ناکارآمد ایران چه می‌کند؟

تجارت نیوز

اکونومیست مدعی است «دو سال طول کشید تا توافق هسته‌ای حاصل شود و تنها با یک امضا همه رشته‌ها پنبه شد». این مجله در ادامه ادعای خود نوشته است: در ششم آگوست، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، فرمان اجرایی بازگرداندن تحریم‌های مربوط به صنعت خودروی ایران، تجارت طلا و فلزات گرانبها و انجام مبادلات با دلار را امضا و به این ترتیب وعده خود را عملی کرد. توافق هسته‌ای در سال ۲۰۱۵ امضا شد که در آن تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران به ازای محدود کردن فعالیت‌های هسته‌ای این کشور، برداشته شد. این تحریم‌ها اقتصاد ایران را بیش از گذشته آسیب‌پذیر می‌کند. اینکه آیا قرار است تحریم‌های آمریکا دستاوردهای دیگری هم داشته باشد را زمان مشخص می‌کند.

به گزارش تجارت‎نیوز، بریتانیا، فرانسه، آلمان، روسیه و چین که دیگر امضاکنندگان توافق هسته‌ای هستند، معتقدند ایران بر اساس ارزیابی‌های آژانس بین‌المللی انرژی به تعهدات خود پایبند بوده است. ترامپ اما به صورت یکجانبه از توافق هسته‌ای خارج شد.

در تلاش برای حفظ برجام، اتحادیه اروپا به شرکت‌های اروپایی اعلام کرده که خسارت‌های ناشی از تحریم‌های آمریکا را جبران می‌کند. با این حال عده اندکی معتقدند که احیای مقررات مسدود کردن تحریم‌ها از سوی اتحادیه اروپا بتواند کمک چندانی کند. توتال فرانسه از قرارداد ۲ میلیارد دلاری برای توسعه میدان گازی پارس جنوبی دست کشیده است، ایرباس برنامه تحویل ۱۰۰ جت مسافربری را متوقف کرده و شرکت‌ آمریکایی بوئینگ هم قرارداد ۲۰ میلیارد دلاری خود را از دست داده‎ است.

در ماه‌های اخیر، تحریم‌های جدید و خروج سرمایه از ایران، بحران ارز در این کشور را تشدید کرده است. طبق گزارش اکونومیست، در تابستان گذشته قیمت هر دلار آمریکا در بازار سیاه ۳۸۰۰ تومان بود. از آن زمان تاکنون ریال بیش از ۶۰ درصد از ارزش خود را از دست داده است. در سی‌ام جولای نرخ دلار به ۱۱ هزار و ۹۰۰ تومان رسید. قیمت برخی از مواد غذایی تا بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته است.

اکونومیست مدعی است دارایی‌های آستان قدس رضوی تنها در تهران حدود ۱۳ میلیارد دلار برآورد شده که دو برابر دارایی‌های بانک واتیکان است.

حسن روحانی؛ رئیس جمهور، دو مقام بانکی شامل ولی‌الله سیف؛ رئیس بانک مرکزی و احمد عراقچی؛ معاون ارزی بانک مرکزی را از کار برکنار کرد. احمد عراقچی که کمتر از یک سال معاون ارزی بانک مرکزی بود، برادرزاده عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه است. انتخاب او به عنوان معاون ارزی بانک مرکزی یکی از نمونه‌های خویشاوندسالاری در ایران است که موجب شده این کشور در پایین فهرست سازمان بین‌المللی شفافیت که فساد را در میان کشورها بررسی می‌کند، قرار بگیرد.

مسوولان اما تلاش کردند با دستگیری ده‌ها تن از تجار و سیاستمداران فاسد نشان دهند که قصد دارند به این مشکلات پایان دهند.

نویسنده این مطلب اکونومیست اما اعتقاد دارد مشکلات اقتصادی ایران عمیق‌تر است و دستگیری چند مقام فاسد کمک چندانی نمی‎‌کند. بخش‌های مهمی از اقتصاد ایران تحت نفوذ موسسات شبه‌دولتی در ایران است. یکی از آنها آستان قدس رضوی است؛ یک نهاد خیریه‌ای که دفتر مرکزی آن در استان شمال شرقی ایران، خراسان واقع شده است. این بنیاد در قرن شانزدهم و با هدف نگهداری و مراقبت از حرم امام رضا تاسیس شد. اکونومیست مدعی است، امروز اما این نهاد دیگر منافع  غیرمعنوی بسیاری دارد؛ شرکت‌های نفتی، معدنی و حتی یک شرکت بیمه‌ای در اختیار این نهاد است. اگرچه این نهاد ثروت بسیاری در کنترل دارد اما از مالیات معاف است. دارایی‌های آستان قدس رضوی تنها در تهران حدود ۱۳ میلیارد دلار برآورد شده که دو برابر دارایی‌های بانک واتیکان است.

نهادهای شبه‌دولتی ۴۰ درصد از بانک‌های خصوصی ایران را تحت کنترل دارند که بسیاری از آنها با کمبود سرمایه مواجهند.

هر بخشی از اقتصاد ایران امپراطوری خود را دارد. در حالی که کارگران در زیرِ زمین خط هفتم متروی تهران را حفاری می‌کنند، مهم‌ترین پیمانکار آن شرکت سپاسد از سوی ایالات متحده آمریکا تحریم شده است. خزانه‌داری آمریکا می‌گوید که این شرکت توسط سپاه پاسداران ایران اداره می‌شود. سپاه است بخشی از پروژه‌های مترو را به شرکت دیگری به نام حرا واگذار کرده که آن هم زیر نظر سپاه است. اگر شرکت‌هایی که پروژه‌های مترو را در دست دارند، به مصالح ساختمانی نیاز داشته باشند، می‌توانند از طریق شرکت‌های دیگری که آنها هم وابسته به سپاه پاسداران هستند، سیمان و فولاد مورد نیاز خود را تامین کنند. همچنین، این نهادهای شبه‌دولتی ۴۰ درصد از بانک‌های خصوصی ایران را تحت کنترل دارند که بسیاری از آنها با کمبود سرمایه مواجهند.

حسن روحانی که بر امضای توافق هسته‌ای اصرار داشت، وعده داده بود که با انعقاد این توافق سرمایه‌گذارهای خارجی به ایران هجوم می‌آورند. اما حتی پیش از آغاز ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ هم شرکت‌های خارجی در مورد انجام فعالیت‌های تجاری در ایران تردید داشتند. رقابت با شرکت‌های ایرانی که توسط این امپراطوری‌ها اداره می‌شوند، بسیار دشوار است.

حجم صادرات نفت ایران در سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ و با وضع تحریم‌های بین‌المللی حدود ۵۸ درصد کاهش یافت.

ایرانی‌ها مدت‎‌هاست که از رکود اقتصادی موجود ناامید شده‌اند. پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که اوضاع به مراتب بدتر خواهد شد؛ به‌ویژه در ماه نوامبر که آمریکا تحریم‌هایی را اجرایی خواهد کرد که صنعت نفت ایران را هدف قرار می‌دهند. ایران پیش‌تر در زمان ریاست‌جمهوری باراک اوباما هم تحریم‌ها را تجربه کرده بود. تحریم‌های بین‌المللی که از سوی آمریکا و دیگر متحدانش علیه ایران اعمال شد، کاهش چشمگیر صادرات نفت ایران را به دنبال داشت. حجم صادرات نفت ایران در سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ حدود ۵۸ درصد کاهش یافت.

ترامپ حالا به دنبال توافق بهتری است؛ توافقی که در آن برنامه‌های موشکی ایران محدودتر شده و تا یک دهه دیگر منقضی نشود. هنوز مشخص نیست که او چطور می‌تواند به چنین توافقی برسد، آن هم در شرایطی که متحدانش او را همراهی نمی‌کنند. او یک هدفی غیرواقعی برای خود مشخص کرده تا صادرات نفت ایران را که در حال حاضر ۲٫۵ میلیون بشکه در روز است، به صفر برساند. کشورهای مختلف واکنش‌های مختلفی به این تصمیم او نشان داده‌اند. هند به دنبال روش‌های پرداخت دیگری است تا بتواند روزانه ۷۶۸ هزار بشکه نفت از ایران خریداری کند. ترکیه می‌گوید با تحریم‌ها موافق نیست و چین که یک‌چهارم نفت خام ایران را خریداری می‌کند، از تحریم‌های جدید خوشحال است. شرکت فرانسوی توتال که قرار بود با همکاری شرکت ملی نفت چین پروژه توسعه میدان گازی پارس جنوبی را به دست بگیرد، حالا از ایران خارج شده و شرکت ملی نفت چین بارها به ایران پیشنهاد داده که جایگزین توتال شود.

از سوی دیگر، دونالد ترامپ پیشنهاد کرده که با رهبران ایران بدون هیچ پیش‌شرطی ملاقات خواهد کرد. ایران اما واکنشی به پیشنهاد آمریکا نشان نداده است. ترامپ حالا بیشتر به اعتراضات و ناآرامی‌هایی که اخیرا در برخی شهرهای ایران رخ داده، متمرکز شده است. مقامات آمریکایی به تازگی گفته‌اند: ما می‌خواهیم تغییر رفتار رژیم ایران را با مردمش ببینیم.

اکونومیست در ادامه این بار مدعی شده است: در مورد اعتراض‌ها، نظرات سپاه پاسداران و کاخ سفید کاملا متفاوت است. فرمانده سپاه پاسداران، این اعتراضات را حتی جدی‌تر از تهدیدهای خارج از کشور می‌داند.

به عقیده نویسنده، این اعتراضات مداوم اما کوچک و بدون رهبری هستند و ایران در حال حاضر اپوزیسیونی با مخالفت کاملا منسجم برای به چالش کشیدن دولتمردان ندارد.

اوایل تابستان، ساکنان استان خرمشهر به مشکل بی‌آبی دچار شدند. معترضان دستگیر شدند و دولت یکی از شرکت‌های وابسته به سپاه را برای پروژه نصب خط لوله ۹۰ کیلومتری به این استان فرستاد.

حسن روحانی امیدوار بود بتواند نهادهای شبه‌دولتی را هم از نظر سیاسی و هم اقتصادی تضعیف کند، اما شکست خورد. اکونومیست در پایان این طور پیش‌بینی کرده با بحرانی که به وجود آمده، دولت نسبتا میانه‌روی او حالا ناچار است با جناح تندرو همکاری کند. این مساله قطعا موجب می‌شود که دولت بار دیگر نه به منافع غرب توجه کند و نه واکنش مناسبی برای مردم ایران داشته باشد. به این ترتیب ترامپ موفق شده تا رفتار رژیم را تغییر دهد؛ اما نه آن تغییری که به دنبالش بود!

تحلیل روز: یکشنبه ۲۱ امرداد

Share Button

اولین ضرر این چنین شعارهای سیاسی زودهنگامی اینست که توده ملت که به آن درجه از ایقان نرسیده است که می تواند و باید رژیم را ساقط کند. ممکن است مردم به لحاظ احساسی از شنیدن چنین شعارهایی احساس وجد کنند ولی در آن شرکت نمی کند. مانند کسی که به تماشای یک فیلم نشسته و از عملیات قهرمان فیلم به وجد می آید ولی حاضر نیست خودش آن عملیات را انجام دهد و جان خود را برای یک آرزو به خطر بیندازد.

گامی به عقب و مطالباتی کردن اعتراضات مردم، یک ضرورت حیاتی و مماتی برای جنبش

تجربه، درس آموزی و کاربُرد خلاق آموزه ها مستلزم نگاه بازبینانه و نقادانه تجربه عملی است. این حکم در تمام عرصه های زندگی صادق است.

من هم مانند بسیاری از مخالفین رژیم، با نگاه به اعتراضات مردم در این چند ماهه، از اینکه شعار های مطالباتی به شعارهای سیاسی علیه کلیت رژیم تغییر می کرد اغلب احساس شادی می کردم.

امروز کلیپ تظاهرات اعتراضی جمعی را در بازار کفاشان را دیدم که در یکی از کانالهای تلگرامی درج شده بود. مشاهده اینکه تعداد حداکثر چند صد نفر در آن بازار شعار مرگ بر دیکتاتور میدهند و مزاحمتی هم برایشان ایجاد نمی شود مرا به فکر واداشت.

حاصل این بیرون آمدن از عالم احساسی و به داوری عقلانی و دور از هیجان پرداختن حاصلش نتیجه گیری زیر بود.

هر مبارزه ای بهر شکلی و با هر مضمونی از قواعدی عام پیروی میکند که عدم رعایت آنها قطعاً موجب شکست میشود. در راس این قواعد، تناسب بین هدف و نیرو در هر پیکار یا تلاشی است.

وقتی جمعی با شعار مرگ بر دیکتاتور به میدان می آیند، یعنی کُلیت رژیم را به مبارزه فرا می خوانند. و برای اینکه یک رژیم دیکتاتوری به مبارزه فراخوانده شود، مستلزم این است که همه نیروهای ضد آن دیکتاتوری، یعنی ملت، مستقیم یا غیر مستقیم پشت سر آن شعار بایستند و حاضر باشند برای آن هزینه بدهند.

زمانی یک ملت با شعار «مرگ بر» که معادل «سرنگون باد» است در یک کشور دیکتاتور زده به میدان می آید که، جو انقلابی با انگیزه های آرمانی بوجود آمده باشد و مردم، هم سقوط رژیم را ممکن بدانند و هم، خواهان آن باشند و هم، انجام آن را در توان خود دانسته و برای سقوط آن آماده پرداخت هزینه باشند.

نباید حتی برای لحظه ایی وجود جو نارضایتی را با وجود جو انقلابی یکسان گرفت. این زمانی است که مسئله سرنگونی یک رژیم از یک مسئله مطالباتی حتی سیاسی سطح بالا، فراتر رفته و به یک آرمان و اعتقاد مبدل شده باشد که به ملت جرأت و جسارت بدهد.

چنین جوّی با خود یک احساس همبستگی عمیق ملی ایجاد میکند، که افراد را به فداکاری وا میدارد چون، در این فضا، فرد خود را در جمع میلیونی ملت مستحیل شده میداند و پیروزی ملت را حتی به قیمت قربانی شدن خود، پیروزی خویش می داند. چنین جوی فقط با استدلال و اقناع سیاسی حاصل نمیشود بلکه علاوه بر آن به کمک انگیزش آفرینی های عاطفی و  احساسی، و به کمک ابزارهای هنری به خشم و خروشی تبدیل میشود که در بستر عقل و عقلانیت ملی انقلابی حرکت میکند.

برای اینکه آحاد میلیونی مردم، خود را در چنین همبستگیبدانند، حداقل دو شرط لازم است. دو شرطی که همزاد می باشند:

۱ـ  وجود یک گفتمان ملی یا گفتمان آرمانی ملی. ۲ ـ وجود یک رهبری واحد ملی که تجسم و تبلور آن آرمان و گفتمان واحد ملی باشد.

یک ملت نمی تواند رهبری دهگانه یا صد گانه داشته باشد و به پیکار علیه دیکتاتوری برخیزد و یا شعار ضد دیکتاتوری بدهد. چنین گله ایی را اگر دهها میلیونی هم باشد گرگ استبداد پاره پاره  و متواری میکند.

اولین ضرر این چنین شعارهای سیاسی زودهنگامی اینست که توده ملت هنوز به آن درجه از ایقان نرسیده است که می تواند و باید رژیم را ساقط کند. ممکن است مردم به لحاظ احساسی از شنیدن چنین شعارهایی احساس وجد کنند ولی در آن شرکت نمی کند. مانند کسی که به تماشای یک فیلم نشسته و از عملیات قهرمان فیلم به وجد می آید ولی حاضر نیست خودش آن عملیات را انجام دهد و جان خود را برای یک آرزو به خطر بیندازد.

شعار مرگ بر دیکتاتور یک شعار استراتژیک است یعنی هدف کلی ملت دیکتاتور زده، در حالی که یک اعتراض محدود و معدود جمعی در بهترین حالت یک نیرویی می باشد که برای خود باید هدف تاکتیکی انتخاب کند و نه هدفی را که  آرمان تمام ملت است و لازمه آن حضور اکثریت مردم در صحنه می باشد.

موضوع این تحلیل در حقیقت بسیار فراتر از ظرفیت تحلیل روز است زیرا مستلزم باز کردن مفاهیم بسیاری مانند تاکتیک، استراتژی، گفتمان و.. ، میباشد. از این روی با نتیجه گیری اختصاری زیر مطلب را پایان میدهم به امید اینکه در آینده مفصل تر بدان بپردازم.

۱ ـ رژیم خوشحال نیست که می بیند جمعی تظاهرات میکنند و بر ضدش شعار میدهند. ولی در شرایط کنونی که در داخل خود دچار تشتت و درگیری جنگ قدرت است، از این گونه اعتراضات حداکثر بهره برداری را برای ترساندن پایگاه اجتماعی و بدنه سیاسی خود و نیروهای حاشیه ای خویش مانند اصلاح طلبان میکند تا صفوف داخلی خود را متحد کند و آنان را از فردا بترساند تا آنها تا آخرین نفس در کنار رژیم در سنگر شان علیه مردم بمانند و بجنگند. سخنرانی آیت الله صدوقی نمونه ای از این رویکرد است.

۲ ـ راه دادن به چنین تظاهراتی، در جامعه سیاسی(اپوزیسیونی) هزار پارچه ما، به حساسیت های داخلی تا سر حد اینکه: نکند فلان فرقه سیاسی رهبری جنبش را در دست بگیرد؟ گروههای اپوزیسیونی را وادار به رفتارهای خود بخودی و عکس العملی علیه هم، بجای رفتار «اسلوبی تاکتیکی» و حساب شده و متحد کننده میکند و به تله مانورهای هلاکت بار نیروهای سرکوبگر می اندازد. نیرویی که خونسرد، حساب شده و با برخورداری از مراکز اطلاعاتی و ستادی عمل می کند.

۳ـ تند کردن تنور مبارزه تا حد سیاسی و استراتژیک کردن آن، بدون اینکه همه سوخت مورد نیاز این تنور، تا مراحل نهایی و حصول نتیجه در دسترس باشد، موجب میشود که اکثریت مردم به تماشا بایستند حتی تشویق کنند بدون اینکه خود جلو بیایند.

۴ ـ تند کردن و سیاسی کردن زود هنگام مبارزه یعنی کم بها دادن به شعار های مطالباتی در سطح انتظارات واقعی مردم عادی در شرایط کنونی است که می تواند دهها میلیون را به میدان کار و زار مطالباتی بکشاند که علیرغم سطح به ظاهر نازل مطالباتی شان، حرکت آنها می تواند نتایج استراتژیک داشته باشد. حرکت مطالباتی میلیونی، ولو پراکنده مردم،  بسیار ثمر بخش تر از یک تظاهرات سرنگون طلبانه حتی چند صد هزار نفری میباشد.

سخن آخر:

جنبش مردم ایران در مرحله کنونی، جنبشِ گروهها، قشر ها و صنف های گوناگون باید باشد برای جبران مادی تورم دو رقمی، برای جلوگیری از بیکار شدن کارگران و کارمندان در اثر بحران اقتصادی کنونی، برای تامین آب آشامیدنی، برای عدم واردات اجناس چینی و در صورت امکان راه اندازی یک کمپین تحریم اجناس چینی، برای پرداخت حقوق بیکاری کافی به همه بیکاران یا افزایش یارانه ها و تعمیم آن به دهک های بالاتری که امروزه دیگر مستحق یارانه شده اند و… . به این فهرست می توان همچنان افزود.

آن روزی که این شعارهای ساده، توده های میلیونی را به حرکت درآورد، ملت ایران، هم به آزادی رسیده و هم به چنان آرایش و سازمانگری مدنی و حرفه ایی دست یافته است که میتواند دموکراسی را بدست آورد و از آن دفاع هم  بکند و در دام پوپولیسم و عوام فریبی سیاسی هم نیفتند.

……………………….

توجه!

در کانال تلگرامی زیر بما بپیوندید و کمک کنید تا صدای ما به تعداد بیشتری از هم میهنانمان برسد.

صدای ما، بانگِ ایران زمین ماست با پیام «ناسیونال لیبرالیسم» که راهبُرد آرمانی کارگروه کانال سیمرغ است.

ما، انتظاری ولو کمترین برای خود نداریم، نه می خواهیم حزب سیاسی شویم و نه در جستجوی شهرتیم. ما در پی گستراندن اندیشه ناسیونال لیبرالیسم تا حد یک گفتمان فراگیر ملی به عنوان مشعل آزادی میهنمان از یوغ رژیم کنونی هستیم و خود را تنها گردان این سنگر پیکار نمی دانیم. نقد ما بر رژیم نیز از این موضع می باشد که ما را دیامترال (۱۸۰ درجه ای) در نقطه مقابل رژیم قرار میدهد.

کانال

CimorghIran@

ایمیل تماس با ما:

cimorghiran@gmail.com

 

تحلیل روز: شنبه ۲۰ ا مرداد ماه

Share Button

بنابراین اقتصاد ایران طی چهل سال بعد از انقلاب یک مسیر ارتجاعی تاریخی را طی کرده است و از خود یک ماشین مهیب و عظیم بوروکراسی دلال را ایجاد کرده است که هر گوشه آن از سوی نوعی منابع رانت آفرین و رانتخوار حمایت میشوند.

ماشین بورکراتیک دلالی حاکم قادر به برافکندن سلطه دلالان نیست

 

در حوزه ادبیات سیاسی؛  دو واژه مترقی و ارتجاعی قدمتی چند صد ساله دارند ولی کسی تا کنون در عرصه اقتصادی آنها را یا استفاده نکرده و یا به معنای واقعی کلمه بکار نبرده است. من می خواهم، در اینجا، واژه اقتصاد ارتجاعی را بکار ببرم و توضیح دهم.

قریب ۲۵۰ سال پیش با کشف نیرو و ماشین بخار توسط جیمز وات انگلیسی، پایه صنایع مدرن امروزی ریخته شد. نیروی بخار در مقیاس صنعتی بکار گرفته شد و تولید صنعتی را جایگزین تولید کارگاهی کرد. و موجب شد تا بخش عظیمی از سرمایه تجاری، غارت مستعمراتی، سرمایه مالی و کشاورزی به بخش صنعتی سرازیر شود. به تدریج با کشفیات دیگر از برق گرفته تا موتورهای احتراقی، صنایع بزرگ ماشینی به استخوان بندی اقتصادی سرمایه و نظام آن تبدیل گردید. حتی تکنولوژی مدرن دیجیتال هم در خدمت تولید صنعتی و امتداد آن است. کامپیوتریزه شدن تمام سیستم بانکی هم بخشی از این فرایند است.

فرایند تمرکز سرمایه در بخش صنعتی موجب و مادر پیشرفت هایی است که در دنیای پیشرفته سرمایه داری ما شاهد آن هستیم.

من این فرایند تحول اقتصاد را اقتصاد مترقی، به معنای پیشرفت داشتن، مینامم که همه کشورهای دنیا با آهنگ کم یا بیش تندی به این سو حرکت کرده اند یا در حال حرکت هستند.

در این میان فقط یک کشور استثنایی وجود دارد که برخلاف این مسیر عام توسعه اقتصادی در جهان پیش می رود و آنهم مملکت ما ایران است.

به اختصار بگویم جامعه شناسی و اقتصاد سیاسی، علومی هستند که به جامعه و اقتصاد، نه از منظرخُرد بلکه از بعد کلان و تاریخی مینگرند. اولی ساختار قدرت و رابطه طبقات اجتماعی با آن را مورد بررسی قرار می دهد و دومی موضوع و نوع مالکیت را در اقتصاد و نقش طبقات اجتماعی را در مالکیت، تولید و توزیع بررسی میکند.

از منظر جامعه شناسی سیاسی، انقلاب صنعتی قدرت سیاسی را از دست ملاکین و مالداران و بازاریان(سنتی) گرفت و به صاحبان صنایع و بانکداران و بازرگانی مدرن داد.

و اگر بخواهیم سیر تحول اقتصادی ایران را در قالب اقتصاد و جامعه شناسی سیاسی قرار دهیم، باید بگوییم، برخلاف انقلابات بورژوازی در غرب و تبعات اقتصادی آن، انقلاب اسلامی ایران، قدرت سیاسی را از طبقه نوپای سرمایه داری مدرن دوران شاه گرفت و به دست طبقه دلال، تجارسنتی داد که آنها هم خود نقشی عملا مانند دلالها داشتند چون دخالتی در تولید نداشتند.

رژیم شاه با انقلاب سفید و مدرنیزه کردن کشاورزی و توسعه سیستم بانکداری، تمام امکانات مملکت را در خدمت اقتصاد مترقی  قرارداد و رژیم دلال پرور و دلال بنیاد پس از انقلاب اسلامی همان صنایع مدرن دوران شاه را هم به پوشش و مکانیسمی برای رانت خواری و رانت بری تبدیل کرد.

رژیم اسلامی برآمده از آن انقلاب حتی پیشرفته ترین بخش آن، که اصلاح طلبان باشند بند نافشان در اقتصادیات رانتی و دلالی بند است و در زهدان اقتصاد دلالی پرورش یافته اند.

بنابراین باید گفت، تمام دستگاه دولت پنهان و علنی و رسمی و تمام بوروکراسی دولتی برآمده ازاین اقتصاد دلالی و رانتی حتی در آنجا که بصورت تولید در می آید در خدمت توزیع رانت از منابع  مختلف و به صورت های مختلف میباشد.

صاحب صنعت در این اقتصاد ارتجاعی، در پروسه تولید، ارزش افزایی نمیکند بلکه رانت دریافتی را به ارزش مصرفی (کالا) جدیدی تبدیل میکند و سود(رانت) میبرد.

سود سرمایه صنعتی ناشی از ارزش اضافی یا افزوده نیست زیرا مدیریت غلط کلان کشور و هزینه سنگین بوروکراسی بر گرده تولید، انرژی بکار رفته و نیروی کار استثمار شده را در سیستم ناکارآمد  مدیریتی مستهلک و ضایع میکند.

اگر در اقتصاد ما عرصه ای وجود دارد که در آن ارزش افزایی می شود همان تولیدات کارگاهی سنتی و کشاورزی سنتی است که سرو کاری با رانت خواری ندارند مثل قالی بافی و دباغی، گیوه بافی و دامداری و کشاورزی سنتی.

بنابراین اقتصاد ایران طی چهل سال بعد از انقلاب یک مسیر ارتجاعی تاریخی را طی کرده است و از خود یک ماشین مهیب و عظیم بوروکراسی دلال را ایجاد کرده است که هر گوشه آن از سوی نوعی منابع رانت آفرین و رانتخوار حمایت میشوند.

جناح بندی های درون بوروکراسی حاکم، در حقیقت نه جناح بندی سیاسی بر اساس منافع طبقاتی و یا ناشی تعلق به این بخش یا آن بخش اقتصادی مانند دیگر ممالک صنعتی بلکه، جناح بندی براساس رانت و دلال بازی است که هر جناح تکه ایی از این گوشت قربانی را گرفته گاز میزند و گاه بگاه بین آنها روی همین گوشت قربانی درگیری هم میشود.

اقتصاد دولتی در حکومت پس از انقلاب، بوروکراسی حاکم را به ماشین رانت ساز گروه بندیهای سرمایه های دلالی تبدیل کرد و اگر در درون این بوروکراسی درگیری هست ناشی از همین تقسیم رانت است.

امروز که مملکت با چالش بحران ارزی روبرو شده است اغلب اقتصاددانان و کارشناسان پولی و ارزی با نسخه های خود که هر یک از طرف پزشک جناح خاصی نوشته شده به میدان آمده اند ولی ریشه این بحران در کل نظام رانتی و دلالی حاکم است که هیچ یک از جناح های حاکم عزمی برای درافتادن با آن ندارد زیر درختی است که هر جناح روی شاخه ای از آن نشسته است و بن شاخ را نمی خوارد ِببُرد.

برخی هم روشنفکرانه رویکردهای نولیبرالیستی را باعث بحران می دانند که این دیگر عین بی خبری است چون بطور کل، اقتصاد ایران در کادر هیچ یک از مکاتب اقتصادی کلاسیک یا مدرن قابل توضیح نیست. زیرا همانطور که گفتم اقتصادی است دلالی که در کنار رانت رایج نفتی و گازی از رانتِ ثروت و سرمایه ملی و انباشت تاریخی و طبیعی که بیشترشان یکبار مصرف هم هستند تاراجگرانه استفاده میکنند.

این اشتباه است که فکر کنیم فقط درآمد نفت و گاز است که وارد شبکه رانت میشود. در زیر به دیگر منابع درآمد رانتی اشاره میکنم.

۱ ـ رانت  مصادره های دوران انقلاب که سر به هزاران میلیارد دلار میزند.

۲ ـ رانت  ادامه آن مصادره ها بصورت فروش صنایع دولتی سابق به سرمایه دارن

۳ ـ  رانت واگذاری معادن از معادن مرمر گرفته تا قلع و سرب و مس و خاک مانند خاک های   رنگی جزیره قشم.

۴ ـ  رانت واگذاری اراضی جنگلی و مراتع به قیمتهای بسیار نازل و نسبتاً رایگان

۵ ـ رانت منابع بانکی و تورم. کلان دلالان با گرفتن وامهای صدها و هزاران میلیاردی با بهره های نازل در مقایسه با نرخ تورم، و یا حتی نپرداختن آنها عملاً هزاران میلیارد از دارایی مملکت را مستقیما از بانکها و رمق کشی ناشی از تورم که فشارش روی دوش مزد بگیران به صورت میافتد،

۶ ـ رانت تراکم که ناشی از وجود تسهیلات شهری است. ساخت و سازهای بی رویه در مناطق مختلف شهرها و فروش بسیاری اماکن دولتی و نیمه دولتی با موقعیت های خوب ملکی(تراکمی) به مالکیت خصوصی رانت خواران آخرین نمونه آن بذل و بخشش هزاران میلیارد اراضی شهری متعلق به شهرداری به خواص از سوی شهردار سابق تهران محمد باقر قالیباف بود. پرونده این چپاول مانند بسیاری دیگر نمونه های مشابه بایگانی شد. پایان یادداشت

 

توجه!

در کانال تلگرامی زیر بما بپیوندید و کمک کنید تا صدای ما به تعداد بیشتری از هم میهنانمان برسد.

صدای ما، بانگِ ایران زمین ماست با پیام «ناسیونال لیبرالیسم» که راهبُرد آرمانی کارگروه کانال سیمرغ است.

ما، انتظاری ولو کمترین برای خود نداریم، نه می خواهیم حزب سیاسی شویم و نه در جستجوی شهرتیم. ما در پی گستراندن اندیشه ناسیونال لیبرالیسم تا حد یک گفتمان فراگیر ملی به عنوان مشعل آزادی میهنمان از یوغ رژیم کنونی هستیم و خود را تنها گردان این سنگر پیکار نمی دانیم. نقد ما بر رژیم نیز از این موضع می باشد که ما را دیامترال (۱۸۰ درجه ای) در نقطه مقابل رژیم قرار میدهد.

کانال

CimorghIran@

ایمیل تماس با ما:

cimorghiran@gmail.com

 

تحلیل روز: جمعه ۱۹ امردادماه

Share Button

باید دانست که در یک رویارویی سیاسی مانند آنچه مردم میهن ما با رژیم دارند، همانند هر کار و زار دیگری، داشتن راهبرد واضح استراتژیک و تاکتیک های عملیاتی برآمده از آن استراتژی، از «الف با» ها و دروس مقدماتی پیکار محسوب میشوند. شوربختانه در عرصه مبارزه کنونی، طرح و تدوین راهبرد مناسب استراتژیک و راهبرد عملیاتی (تاکتیکی) مناسب با آن، بعنوان نقشه راه مبارزه به محاق غفلت رفته است و جنش مردم به امان خدا و حرکت خودی به خودی اش رها شده است و این گونه حرکت کور مال توده ای محکوم به شکست میباشد. زیرا تاکتیک و استراتژی پیکار مسئله ای نیست که در میدان پیکار توسط هزاران گروه پراکنده از فعالین گوناگون به جنبش گران الهام شود. این پیش شرط ضرور مبارزه مستلزم یک ستاد سیاسی بصورت وحدت رهبری و اراده واحد جمعی میباشد. و این نکته آن چیزی است که این آیت الله بی سواد از بسیاری از روشنفکران سیاسی ما بهتر درک کرده است.

کاظم صدیقی: امروز دنیا مصمم است که ستون فقرات انقلاب اسلامی را که با هدف احیای غدیر و اهتزاز پرچم امیرالمومنین علی (ع) در زمان غیبت تشکیل شده، بشکند.اگر کسی قدر نعمتی را نداند، خدا آن نعمت را از او می گیرد. رضاخان و وابسته های دیگری می آیند، به هیچ کس، بزرگ و کوچک و چپ و راست رحم نمی کنند و قلع و قمع و قتل عام خواهند کرد.

 

در یک گفتار یا سخنرانی، برخی واژه ها کلیدی هستند که معنای اصلی گفتار را بیان میکنند و برخی واژه ها برای موزون سازی گفتار است و پیام خاصی ندارد. در یک تحلیل سیاسی، تحلیل گر به ویژه تحلیلگر سیاسی باید بیشتر به واژه ها و عبارات کلیدی بپردازد.

دیروز آیت الله کاظم صدیقی گفت: «کاظم صدیقی: امروز دنیا مصمم است که ستون فقرات انقلاب اسلامی را که با هدف احیای غدیر و اهتزاز پرچم امیرالمومنین علی (ع) در زمان غیبت تشکیل شده، بشکند.اگر کسی قدر نعمتی را نداند، خدا آن نعمت را از او می گیرد. رضاخان و وابسته های دیگری می آیند، به هیچ کس، بزرگ و کوچک و چپ و راست رحم نمی کنند و قلع و قمع و قتل عام خواهند کرد.»

از این پرسش آغاز میکنم که این گزاره بیان گر چیست؟ و مخاطب صدیقی در این گفتار کیست؟ در پاسخ به سئوال اول، باید گفت: این گفته، اول نعمتی را که در شرایط حاضر امثال صدوقی از آن برخوردارند یادآور می شود و بعد ترسی را نشان میدهد که گریبان رژیم را گرفته است که مبادا این نعمت را از دست بدهد. این ترس به همان نسبت که برای مردم ایران میتواند امید بخش باشد ضعف و درماندگی رژیم را نشان میدهد ولی این را نیز باید بما یادآور می شود که اگر ترس یک رژیم خودکامه استبدادی درست مهار نشود و خروجی عاقلانه ای برای آن  در نظر گرفته نشود، می تواند بسیار خطرناک باشد. مانند گربه ایی که در جرز دیوار گیر افتاده و با چنگ و دندان از خود دفاع میکند.

سون تسو ژنرال و استراتژ نامدار چین باستان میگوید« یک ژنرال کارکشته وقتی با یک دشمن در حال شکست روبروست، راهی برای فرار آن باز می  گذارد چون در غیر این صورت، حریف تا آخرین نفر و نفس می جنگد.» این آموزه سون تسو، باید تعیین کننده تاکتیک جنبش کنونی مردم میهن ما علیه استبداد حاکم باشد.

باید دانست که در یک رویارویی سیاسی مانند آنچه مردم میهن ما با رژیم دارند، همانند هر کار و زار دیگری، داشتن راهبرد واضح استراتژیک و تاکتیک های عملیاتی برآمده از آن استراتژی، از «الف با» ها و دروس مقدماتی پیکار محسوب میشوند. شوربختانه در عرصه مبارزه کنونی، طرح و تدوین راهبرد مناسب استراتژیک و راهبرد عملیاتی (تاکتیکی) مناسب با آن، بعنوان نقشه راه مبارزه به محاق غفلت رفته است و جنش مردم به امان خدا و حرکت خودی به خودی اش رها شده است و این گونه حرکت کور مال توده ای محکوم به شکست می باشد. زیرا تاکتیک و استراتژی پیکار مسئله ای نیست که در میدان پیکار توسط هزاران گروه پراکنده از فعالین گوناگون به جنبش گران الهام شود. این پیش شرط ضرور مبارزه مستلزم یک ستاد سیاسی بصورت وحدت رهبری و اراده واحد جمعی میباشد. و این نکته آن چیزی است که این آیت الله بی سواد از بسیاری از روشنفکران سیاسی ما بهتر درک کرده است.

پاسخ دومین پرسش اینست: مخاطب صدوقی در این خطابه، در درجه اول بدنه حاکمیت است. صدوقی به آنها می گوید: ـ بحث، بحثِ بود و نبود ما در میان است. اگر دشمن (رضا خان پهلوی) بیاید همه ما را می کُشد پس متحد باشیم! و وحدت فرماندهی را در جبهه خود حفظ کنیم! در درجه دوم، او به کل روحانیت پیام میدهد، که رضا خانی که در راه است با این کار ندارد چه آخوندی با رژیم بوده و کدام یک علیه آن، اگر بیاید همه را می کشد! در درجه سوم، او به بدنه حاکمیت میگوید اگر ورق برگردد همه ما قتل عام می شویم! پس برای جلوگیری از این قتل عام شدن در صورت لزوم می توانیم و باید قتل عام کنیم! از نگاه صدوقی؛ مسئله قتل عام شدن یا قتل عام کردن است و نه یک تغییر مسالمت آمیز سیاسی ضرور در ساختار حاکمیت!

 توجه!

در کانال تلگرامی زیر بما بپیوندید و کمک کنید تا صدای ما به تعداد بیشتری از هم میهنانمان برسد.

صدای ما، بانگِ ایران زمین ماست با پیام «ناسیونال لیبرالیسم» که راهبُرد آرمانی کارگروه کانال سیمرغ است.

ما، انتظاری ولو کمترین برای خود نداریم، نه می خواهیم حزب سیاسی شویم و نه در جستجوی شهرتیم. ما در پی گستراندن اندیشه ناسیونال لیبرالیسم تا حد یک گفتمان فراگیر ملی به عنوان مشعل آزادی میهنمان از یوغ رژیم کنونی هستیم و خود را تنها گردان این سنگر پیکار نمی دانیم. نقد ما بر رژیم نیز از این موضع می باشد که ما را دیامترال (۱۸۰ درجه ای) در نقطه مقابل رژیم قرار میدهد.

کانال

CimorghIran@

ایمیل تماس با ما:

cimorghiran@gmail.com

 

           

 

تحلیل روز: پنجشنبه ۱۸ امرداد

Share Button

چکیده … موازنه ترس و وحشتی که در اثر حساس شدن اوضاع، بر سر رژیم سایه افکنده، موضع تندروان و در مرکز آن فرماندهان سپاه و دیگر نیروهای پادگانی در برابر آنهایی که در جستجوی برون رفت از بحران از طریق ساز و کارهای دیپلماتیک هستند را تضعیف کرده است.

 

علت برکناری علی ربیعی، رانت خواری او نیست، جنگ بیرحمانه قدرت است 

 

امروز مجلس، بالاخره علی ربیعی وزیر کار و امور اجتماعی را برکنار کرد. علی ربیعی به رغم سوابق امنیتی خود و نسبتهای جنایی بسیاری که از سوی برخی جریان های سیاسی برانداز به  او داده می شود، شاید از معدود چهره های کابینه روحانی بود که با کمترین مخالفت روبرو بود. یک نظرسنجی که چندی پیش روی محبوبیت و منفوریت اعضای کابینه روحانی انجام گرفته بود، از نوبخت به عنوان بی اعتبار ترین عضو کابینه و علی ربیعی به عنوان کم بدنام ترین، فرد کابینه نام برده شده بود. طبق این نظر سنجی،  از بین کسانی که باید از دولت کنار گذارده شوند او در پائین لیست قرار داشت و نوبخت در صدر آن.

ولی استیضاح و عزل ربیعی را اگر در چهارچوب اتهامات و تخلفات رانت خورانه ای که به او نسبت میدهند، محدود کنیم در اشتباه هستیم. کلاً مجلس و آن نمایندگانی که ربیعی را استیضاح کردند هرگز دغدغه رانت خواری در دستگاه حاکمه را ندارند، برخی از آنها از ربیعی از این جهت ناراضی هستند که او به توصیه ها و واسطه گریهای آنها پاسخ مثبت نداده است.

برکناری ربیعی فقط نمودی از جنگ سیاسی بی رحمانه ایی است که در درون ساختار قدرت  در گرفته است. رژیم به بن بست رسیده و منابع رانتی محدود شده و پاسخ طمع سیری ناپذیر باند های گوناگون حاکم را نمیدهد. افشای فسادها و چپاول ها که موجب زوال مشروعیت رژیم گشته است و قربانی میطلبد.

تضعیف جایگاه خامنه ایی سبب شده و میشود تا این باندها بی رحمانه تر به جان هم بیفتند. خامنه ای میرود تا روز به روز نفوذ خود را به نظامی که از همه سوی به طرف  از هم گسیختگی کشانده می شود تا بر منافع یک گروه انطباق یابد، را از دست بدهد.

درگیریها و جنگ قدرت در درون نظام را باید در این راستا دید که همه باندهای حاکمه حتی بخشی از نیروهای حاشیه ای آن مانند اصلاح طلبان، مستقیم و غیر مستقیم آلوده رانت هستند و کلاً عرصه ایی از اقتصاد مملکت نیست که عاری از رانت خواری باشد.

این ساختار رانت بنیاد، به گروه بندیهای سیاسی کنونی در درون نظام انجامیده که در اثر،  بحران کارشان به جنگ علنی با هم کشیده شده است و در یک تقسیم بندی کلی، به اصولگرایان، اعتدالیون و اصلاح طلبان تقسیم شده اند.

موازنه ترس و وحشتی که در اثر حساس شدن اوضاع، بر سر رژیم سایه افکنده، موضع تندروان و در مرکز آن فرماندهان سپاه و دیگر نیروهای پادگانی در برابر آنهایی که در جستجوی برون رفت از بحران از طریق ساز و کارهای دیپلماتیک هستند را تضعیف کرده است.

اگر اوضاع بر همین منوال پیش برود، همان خواهد شد که ترامپ گفت. «روحانی به من زنگ خواهد زد و آمادگی خود را برای مذاکره اعلام خواهد کرد.» نقل به مضمون.

رژیم هیچ راهی جز تن دادن به مذاکره ندارد چون آلترناتیو آن، ورود به  یک درگیری نظامی است که آمریکا، بنظر من، آن را نمی خواهد ولی ممکن است برخی گروه بندی های نظامی و وابستگان سیاسی این جناح از حاکمیت دست به یک ماجراجویی نظامی بزند. این جناح از حاکمیت سرانجامِ این بحران را قربانی شدن قطعی خویش می داند  تا مردم آرام شوند، لذا در فرار به جلو و کشاندن مملکت به یک باتلاق درگیری نظامی، مختصر شانسی برای نجات خود متصور است که در سیر کنونی تحولات با مختصات کنونی نمی تواند ببیند.

بخشی از سوابق علی ربیعی. دانستن آن مفید است:

مشاور رئیس جمهور تا مرداد ۱۳۸۴

دبیر ستاد ارتقای سلامت نظام اداری و مقابله با فساد تا مرداد ۱۳۸۴

عضو شورای عالی کار از سال ۱۳۵۸تا۱۳۶۰

صاحب امتیاز و مدیر مسئول روزنامه کاروکارگر ۱۳۷۵تا ۱۳۷۹

معاون وزیر اطلاعات در زمان تصدی آقایان ری شهری و فلاحیان تا سال ۱۳۷۴

مسئول اطلاعات سپاه در استانهای شمالی ایران

مسئول اطلاعات استان آذربایجان شرقی

عضو کمیته پیگیری قتلهای زنجیره‌ای

رئیس دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی

مسئول اجرایی شورای عالی امنیت ملی از ۷۴ تا ۸۴

 

..

  توجه!

در کانال تلگرامی زیر بما بپیوندید و کمک کنید تا صدای ما به تعداد بیشتری از هم میهنانمان برسد.

صدای ما، بانگِ ایران زمین ماست با پیام «ناسیونال لیبرالیسم» که راهبُرد آرمانی کارگروه کانال سیمرغ است.

ما، انتظاری ولو کمترین برای خود نداریم، نه می خواهیم حزب سیاسی شویم و نه در جستجوی شهرتیم. ما در پی گستراندن اندیشه ناسیونال لیبرالیسم تا حد یک گفتمان فراگیر ملی به عنوان مشعل آزادی میهنمان از یوغ رژیم کنونی هستیم و خود را تنها گردان این سنگر پیکار نمی دانیم. نقد ما بر رژیم نیز از این موضع می باشد که ما را دیامترال (۱۸۰ درجه ای) در نقطه مقابل رژیم قرار میدهد.

کانال

CimorghIran@

ایمیل تماس با ما:

cimorghiran@gmail.com

 

بحران ارزی و بسته ارزی بانک مرکزی

Share Button

بی شک شناور کردن ریال در برابر ارزهای خارجی گامی مثبت است که آقای همتی برداشته است ولی اگر این امر نتواند به کمک دیگر ابزارهای اقتصادی به جذب سرمایه خارجی یا حداقل سرمایه ایرانیان مقیم خارج منجر شود، فرار سرمایه کنونی که در حال شتاب هم هست، رمق همین بازار ارزی فردوسی را خواهد گرفت. تقاضا بر عرضه چنان پیشی خواهد گرفت که به ازای هر دلار عرضه شده چند برابر تقاضا ایجاد شود.

تأثیر بسته ارزی رئیس جدید بانک مرکزی موقتی خواهد بود

پزشکی که به یک بیمار سرطانی بگوید او را کاملاً درمان میکند پزشک نیست و پزشکی هم که به او بگوید هیچ کاری برای او نمیتواند بکند پزشک نیست.

بیماری سرطان اگر از مرحله تدبیر جراحی گذشته باشد درمان قطعی ندارد و پزشک مدعی درمان آن نمیداند که این بیماری کشنده است. و پزشک دوم هم، پزشک نیست چون بسیاری معالجات بالینی، می توانند، هم از درد بیمار بکاهند و هم طول عمر او را قدری بیشتر کنند.

آقای عبدالناصر همتی رئیس جدید بانک مرکزی با طرحی تازه مسئولیت این بانک و مدیریت پول مملکت را هفته قبل به عهده گرفت. اقدام وی در آزاد کردن نرخ دلار و فعالیت صرافیها همان کاری بود که یک پزشک واقع بین در حق یک بیمار سرطانی می توانست انجام دهد. این اقدام همتی تا حدودی از بازار ارزی تنش زدایی روانی کرد ولی اگر او و یا کس دیگری حتی برای یک لحظه فکر کند که بحران ارزی با این نسخه رو به پایان است کاملاً در اشتباه است حتی اگر پارامتر بازگشت تحریم ها را هم یکسره نادیده بگیریم.

بحران ارزی و پولی مملکت صرفاً بحران ارزی و پولی نیست و فراتر از آن، حتی بحران اقتصادی هم نیست بلکه برآمده از نا هم سازی های ساختاری در کل سیستم مدیریتی کلان مملکت است. در یک کلام این، نظام حاکم است که با ساز و کارهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی جهان امروز  نادمساز و با آن در ستیز است.

اقتصاد ایران یک اقتصاد رانتی و دلالی است. ساختار قدرت سیاسی تماماً در اختیار نیروهائی است که تولید  و حتی تجارت و خدمات توزیعی به معنای متعارف امروز را نمایندگی نه میکنند. در بین طبقه سیاسی* حاکم و حاشیه حاکمیت، اصلاح طلبان آنهم تا حدودی، بخشیاز سرمایه ی کار و ارزش آفرین را نمایندگی می کنند ولی آنها نیروی حاشیه ایی هستند و نه سیا ست ساز.

و اما از گسل های ساختاری مدیریت کلان میگذریم و به گسل های ساختاری اقتصادی و نظام پولی  می پردازیم.

امروزه تمام ممالک در حال توسعه برای جذب سرمایه خارجی تلاش بکار میبرند و برای این کار همه گونه بستر سازی میکنند. عربستان و مصر در منطقه خاورمیانه بزرگترین و وسیع ترین برنامه ها را برای جذب سرمایه خارجی دارند. عربستان تا سال پیش با ۲۵ شرکت بزرگ توریستی دنیا قرار داد بست تا سواحل دریای سرخ آن کشور را به یکی از مقاصد بزرگ توریست سیاحتی تبدیل کنند که در آنجا همه گونه امکانات تفریحی در سطح استاندارد بین المللی ایجاد خواهد گردید.

مصر کانال دوم سوئز را حفر کرد که قرار است و منطقه حایل بین کانال قدیم و جدید را به  سنگاپور منطقه خاور میانه تبدیل کند.

عربستان سال گذشته برای اولین بار بزرگترین نمایش مد را در ریاض برقرار کرد که در آن طراحان فرانسوی و عربی شرکت داشتند و مدیریت آن با یک خانم طراح لبنانی بود. در این نمایشگاه مد که به هفته مد نامیده شده بود، خبری از دین و مذهب نبود هرچند تعدادی هم لباسهای زنانه حجابی در آن بود. ولی از نکات جالب اینکه ورود زنان محجبه مقنعه پوش به این نمایشگاه ممنوع بود.

یک مدل در هفته مد در ریاض در سال گذشته

دولت عربستان سال پیش بسیاری از سالمندان دولتی را بازنشسته و بجای همه آنها زنان و مردن جوان اغلب زیر ۳۰ ساله و تحصیل کرده آمریکا را وارد کابینه کرد از آن جمله ۴ زن جوان در سمت وزیر یا معاون وزیر.

سارا ال ـ سوهیمی رئیس بورس سعودی بنام تداول

در این پانل که نخستین فاریوم اقتصادی زنان در ریاض میباشد، بگذارید در این دو روز روی مسئله فردا و تغیرات امید بخشی که نوید ترقی میدهند بحث کنیم.

وزیر جلب  سرمایه گذاری مصر خانم سحر ناصر، نیز از این طراز وزیران جدید است که از مصر تا ریاض و از آنجا تا امارات و بحرین بکار گرفته شده اند تا سرمایه خارجی را جلب کنند. سحر ناصر، سال قبل در مصاحبه ایی به خبرنگاران گفت که او ۱۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی را برای سال ۲۰۱۷ به مصر جذب خواهد کرد. گفتنی است که دو هفته قبل دولت مصر قرارداد خرید گاز از اسرائیل را با دولت آن کشور امضاء کرد.

خانم سحر ناصر وزیر سرمایه گذاری مصر

البته اینها که نوشتم ظاهراً ربطی به بسته پولی ندارد ولی منظور این بود تا بطور تصویری و تفصیلی نشان دهم نقص ساختاری سیستم اقتصادی وسیاسی در میهن ما یعنی چی؟

بی شک شناور کردن ریال در برابر ارزهای خارجی گامی مثبت بود که آقای همتی برداشته است ولی اگر این امر نتواند به کمک دیگر ابزارهای اقتصادی به جذب سرمایه خارجی یا حداقل سرمایه ایرانیان مقیم خارج منجر شود، فرار سرمایه کنونی که در حال شتاب هم هست، رمق همین بازار ارزی فردوسی را خواهد گرفت. تقاضا بر عرضه چنان پیشی خواهد گرفت که به ازای هر دلار عرضه شده چند برابر تقاضا ایجاد شود.

چنین فرایندی خود تعیین کننده بازار ثانویه ارزی خواهد شد. درست است که میزان مبادله ارزی در بازار ثانویه تجاری، ارقام معاملاتی بمراتب بالاتری نسبت به بازار میناتوری  ارزی منوچهری و فردوسی خواهند داشت، ولی این بازار میناتوری است که بعلت کاملاً آزاد بودن خود تعین کننده نرخ ارز در کشور خواهد گردید.

نظر به دلایل پیش گفته، بخاطر فزایندگی تقاضای ارز بر عرضه آن در بازار عموماً و در بازار نقدی و صرافیها خصوصاً تاثیر این بسته ارزی جدید کوتاه مدت خواهد بود. تا هنگامی که ورودی ارز به کشور بر میزان خروجی آن پیشی نگرفته و در این بازار خود را نشان نداده است، نرخ دلار و دیگر ارزها سیر صعودی خواهند داشت و لو اینکه تهاجم روانی کنونی بانک مرکزی موقتاً این روند را کند کرده یا به مسیر کاهشی بیاندازد.

در پایان دیدن دو لینک مربوط به جذب سرمایه در مصر و نمایشگاه مد در ریاض را که سال گذشته، اخبار آن صفحات اول بزرگترین روزنامه های دنیا را بخود اختصاص داد را توصیه میکنم.

………………………………………..

*

منظور از  عنوان طبقه سیاسی که جدیداً به ادبیات ژورنالیستی راه یافته است همه گروه احزاب و سازمانها ئی هستند که بنوعی بر ساختار قدرت تأثیر گذارند یا در آن شرکیت دارند. یعنی یک برش افقی در سطح جامعه.

     توجه!

در کانال تلگرامی زیر بما بپیوندید و کمک کنید تا صدای ما به تعداد بیشتری از هم میهنانمان برسد.

صدای ما، بانگِ ایران زمین ماست با پیام «ناسیونال لیبرالیسم» که راهبُرد آرمانی کارگروه کانال سیمرغ است.

ما، انتظاری ولو کمترین برای خود نداریم، نه می خواهیم حزب سیاسی شویم و نه در جستجوی شهرتیم. ما در پی گستراندن اندیشه ناسیونال لیبرالیسم تا حد یک گفتمان فراگیر ملی به عنوان مشعل آزادی میهنمان از یوغ رژیم کنونی هستیم و خود را تنها گردان این سنگر پیکار نمی دانیم. نقد ما بر رژیم نیز از این موضع می باشد که ما را دیامترال (۱۸۰ درجه ای) در نقطه مقابل رژیم قرار میدهد.

کانال

CimorghIran@

ایمیل تماس با ما:

cimorghiran@gmail.com