Archive for: October 2018

احتمال فروپاشی کشور از زبان دو صاحب نظر مطرح داخلی

Share Button

احمد زید آبادی: …«در صورت تداوم ناکارآمدی وضع موجود، احتمال بروز هرج و مرج از راه گسترش اعتراض‌های بدون سازماندهی وجود دارد؛ موضوعی که می‌تواند ایران را تا حد سومالی‌لند با مخاطره روبرو کند.»

آقایان احمد زید آبادی و عباس عبدی، دو تن از فعالین سیاسی و رسانه ای داخلی هستند که الابختکی سخن نمی گویند. نظرتحلیلی آنها راجع به اوضاع مملکت اگر کاملاً درست نباشد، قطعاً تا حدود زیادی فضای واقعی مملکت و جهت گیری عمده آنرا نشان میدهد. و اگر مخاطب، خاستگاه و مواضع سیاسی و اجتماعی این دو تحلیلگر را به درستی بشناسد، میتواند تصویری نسبتاً کامل از اوضاع مملکت برای خود ترسیم کند.

در هفته گذشته یادداشتی کوتاه از آقای زید آبادی تحت عنوان:« گزاره های صریح و شفاف در باره شرایط کشور» انتشار یافت که در آن، نگارنده در ۱۹ بند کوتاه نظر خود را راجع به اوضاع کشور بیان کرده بود. دراین تحلیل کوتاه، آقای زیدآبادی از احتمال فرپاشی مملکت، سومالیایی شدن یا یوگوسلاویزه شدن آن(یوگوسلاوی دوران میلوسویچ) و هم چنین از گزینه های احتمالی که ممکنست از دل چنین شرایطی فرا بروید و سرنوشت مملکت را رقم بزند سخن میراند.

تا آنجا که زید آبادی از اوضاع کنونی تحت نظام کنونی سخن میراند، میتوان گفت؛ از ناکامل بودن آن بگذریم ایراد جدی به آن وارد نیست ولی در آنجا که او از گزینه های احتمالی بعدی سخن میراند، او زمینگیری خود را در میدان جمهوری اسلامی نشان میدهد. او نمیتواند یا نمی خواهد درک کند که امکانات و احتمالات دیگری هم از دل این شرایط میتواند برآید برای او مغفول مانده  یا به واسطه زمینگیری در مغناطیس اعتقادات خود نسبت به جکومت اسلامی قادر به تشخیص آنها نیست.

اگر خواننده نقادانه به تحلیل آقای زید آبادی ننگرد، و نا خود آگاه تسلیم منطق و چیدمان استدلال او در این تحلیل شود، به آنجا میرسد که بهترین گزینه دست روی دست گذاشتن است تا شاید دستی از غیب برون آید وکاری بکند.

البته اگر این تحلیل بر جامعه چیره شود، یک سنتز منطقی و قطعی دارد که که آقای زید آبادی یا نمی خواهد بگوید یا به ذهنش نمیرسد تا بگوید و آن هم وارد شدن سپاه به میدان است در زمانی که شیرازه های مملکت از هم گسیخته، فریادرس و  نجات دهنده ای نیست مگر سرداران سپاه!

من قبل از اینکه به نقد بیشتر و تفصیلی تر تحلیل آقای زید آبادی بپردازم اضافه میکنم که آقای عباس عبدی هم در کانال تلگرامی خود تحلیلی نسبتاً مشابه از اوضاع تاریک آینده دارد با عنوان:« در تکمیل مفهوم فرو پاشی اجتماعی» که به آنهم بعداً و تفصیلی خواهم پرداخت.

ولی از آنجائیکه گنجاندن نقدها در این یادداشت و افزون بر مطلبِ خود آقای زید آبادی حجم مطلب را زیاد میکند، نقد تفصیلی خود را در چند یادداشت خلاصه تر به تدریج  در آینده نوشتاری و در همین سایت و کانال تلگرامی سیمرغ درج میکنم.

CimorghIan@

و اینهم یادداشت آقای زید آبادی:

گزاره های صریح و شفاف دربارۀ شرایط کشور!

✍️احمد زیدآبادی


۱٫ به دلیل وخامت وضع اقتصادی، پتانسیل انواع اعتراض‌های اجتماعی در ایران بسیار بالاست.

۲٫ این اعتراض‌ها به علت پراکندگی و ناهمسویی در انگیزه‌ها و منافع، در غیاب رهبریِ کاریزماتیکِ متکی بر تشکیلاتی قدرتمند و فراگیر، استعداد تبدیل شدن به حرکتی سیاسی برای تغییرات ساختاری را ندارند.

۳٫ اگر هم از ضرورت رهبر کاریزماتیک صرف نظر کنیم و ظهور آن را امری منسوخ شده بدانیم؛ ضرورت تشکیلات قوی با توان سازمان دهی بالا بر روی زمین و نه در عالم مجازی، برای هر حرکت سیاسی معنی دار، غیر قابل انکار است.

۴٫ بدون اینگونه سازماندهی، حرکت‌های اعتراضی عموماً جنبۀ سلبی و تخریبی و هرج و مرج به خود می‌گیرد.

۵٫ در داخل ایران، تشکیلات یا سازمانی که بخواهد نقش هدایت اعتراض‌ها را به عهده گیرد؛ دیده نمی‌شود؛ اگر کسی می‌بیند آدرس آن را بدهد!

۶٫ امکان ایجاد چنین تشکیلات و سازمانی در داخل کشوردر حد صفر است. به گمانم هر فردی که نظام سیاسی ایران را از نزدیک بشناسد؛ این موضوع را باور کند؛ اما اگر کسی باور ندارد؛ می‌تواند امتحان کند!

۷٫ اپوزیسیون هزار تکه پارۀ خارج از کشور، توان توافق بر روی هیچ اصل ایجابی ندارد و از این جهت محکوم به تفرقۀ ابدی است.

۸٫ اگر کسی وقت و حوصلۀ شمارش مدعیان ریاست جمهوری آینده را در بین نیروهای مخالف داشته باشد، به راحتی می‌تواند صدها تن از آنان را شناسایی کند! این همه مدعی، محال است در اقلیمی بگنجند و برتری دیگری را بر خود بپذیرند. به همین علت آیندۀ آنان جنگ ۷۲ ملت خواهد بود.

۹٫ از این رو، اقشار آگاهتر جامعه به آنان اعتماد ندارند چرا که به زعم آنها، برخی از همین حکمرانان کنونی بر اثر سال‌ها آزمون و خطا و یا به عبارت بهتر، “آزمون برای خطا”! متوجه شده‌اند که ۲+۲ بیشتر از ۱۰ نمی‌شود؛ اما برخی از اجزای اپوزیسیون خارج از کشور هنوز می‌پندارند که ۲+۲ تحت هیچ شرایطی کمتر از ۲۸ نیست!

۱۰٫ این همه اما نظام حاکم را بیمه نمی‌کند و دو خطر بزرگ آن را تهدید می‌کند.

۱۱٫ در صورت تداوم ناکارآمدی وضع موجود، احتمال بروز هرج و مرج از راه گسترش اعتراض‌های بدون سازماندهی وجود دارد؛ موضوعی که می‌تواند ایران را تا حد سومالی‌لند با مخاطره روبرو کند.

۱۲٫ دولت آمریکا در صورت نومیدی از تغییر رفتار جمهوری اسلامی ممکن است به طور رسمی به سمت سیاست “تغییر رژیم” حرکت کند.

۱۳٫ در آن صورت نارضایتی عمومی می‌تواند اهرم لازم را برای پیشبرد سیاست تغییر رژیم در اختیار اطرافیان ترامپ قرار دهد.

۱۴٫ برای این منظور، دولت ترامپ ممکن است با گردآوری تحکم آمیز و آمرانۀ برخی چهره‌ها و گروه‌ها زیر چتر واحد و هدایت و منضبط کردن آنها از راه تشویق و تهدید، اپوزیسیون پر هیاهویی را سازمان دهد.

۱۵٫ این اپوزیسیون احتمالی با برخورداری از حمایت مالی و دیپلماتیک و  بخصوص رسانه‌ای ایالات متحده می‌تواند با جمعیت ناراضی در کشور ارتباط برقرار کرده و آنها را به سمت و سوی سیاسی دلخواه سوق دهد.

۱۶٫ سرانجام چنین حرکتی ممکن است سرنوشت صربستان عهد میلوشوویچ را در ایران تکرار کند.

۱۷٫ احتمال پیوستن برخی از گروه‌ها و چهره‌های مشهور به این اپوزیسیون از سر ناچاری و یا از باب “اکل میته” محتمل است.

۱۸٫ این سناریو، جنبۀ زشت و کریه سیاست است و از این رو، آن دسته از افرادی که سیاست را با دست‌های پاک جستجو می‌کنند، با آن همراه نخواهند شد.

۱۹٫ بنابر این زمین بازی امثال من نیست.

پایان یادداشت زید آبادی

************************

توجه!

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتری از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

پاینده ایران

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

مهلت «اف آی ت اف» به ایران برای ترکِ حمایت از تروریسم و پولشویی

Share Button

اعضای «اف آ ت اف» پیش از این تا ماه جاری به تهران مهلت داده بودند تا قوانین خود را علیه پولشویی و تامین مالی تروریسم  مطابق دستورالعمل های مربوطه تصویب کند. مطابق با این مهلت، ایران  می بایستی در صورت کوتاهی در این امر با خطر بازگشت به لیست سیاه  ممالکی که خود را با قوانین پولشویی و کمک به تروریسم تطبیق نداده اند روبرو میگردید. که در نتیجه آن سرمایه گذاران و بانکهای خارجی تمایلی به معامله با آن نشان نمی دادند.

هیئت بین المللی مبارزه با پولشویی تا ماه فوریه به ایران برای تکمیل اصلاحات مورد نظر فرصت میدهد.

پاریس (رویترز) – گروه بین المللی نظارت بر پولشویی در سراسر جهان روز جمعه گفت که ایران تا ماه فوریه برای تکمیل اصلاحات مقررات ضد  پولشویی خود به منظور انطباق خود با مقررات و رویه جهانی فرصت دارد که در صورت عدم تحقق این امر، با عواقب آن مواجه میشود.
کارگروه اقدام مالی مستقر در پاریس پس از نشست اعضای خود گفت که از تهران به خاطر اقدام روی تنها ۹ مورد از ۱۰ مورد دستورالعمل و علیرغم تعهداش به ارتقا درجه، مایوس شده است.

پیش از این، ماه اکتبر تاریخ نهایی انجام هر ۱۰ اصلاحات تعیین شده بود.
مارشال بیلینگ سلیا، معاون وزیر خزانه داری ایالات متحده در زمینه تامین مالی تروریسم، پس از برگزاری نشست اف آی تی اف، گفت: “ما انتظار داریم ایران به سرعت حرکت کند تا تعهداتی را که خیلی وقت پیش در سطوح بالا متعهد شده است را اجرا کند”.
او افزود “در این راستا ، ما انتظار داریم که همه این اقدامات تا ماه فوریه آینده(بهمن) انطباق یافته و اجرایی گردند. او گفت : اگر تا فوریه ۲۰۱۹، ایران هنوز این کار را نکرده باشد، ما دست  به اقدامات بیشتری خواهیم زد.”
,
در عین حال،اف ای تی اف اعلام کرده است که مهلت جدیدی تعین شده و تا موعد پایان مهلت آن، تصمیم به ادامه تعلیق اقدامات متقابل بازدارنده  گرفته شده است که در صورت برداشته شدن می تواند بسیار محدود کننده یا حتی ممنوع کننده معاملات با کشور در مظام اتهام باشد.
روزنامه دولتی ایران گزارش داد: «بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، گفت که او از تصمیم افزایش مهلت تا ماه فوریه استقبال میکند. او همچنین بدون توضیحی مشخص، سرپرست آمریکایی این هیئت را مورد انتقاد قرار داد که تلاش میکند تا ایران را به لیست سیاه پولشویی  بازگرداند..
اخیراً پارلمان ایران زیر فشار بین المللی، لوایح جدیدی را برای ممنوعیت  کمک مالی به تروریسم و در جهت پذیرش استانداردهای بین المللی مورد نظر اف آ ت اف  تصویب کرد ولی سرپرست هیئت در این رابطه گفت که، فقط قوانینی که به طور کامل  و قانونی وضع شده و واجد وجاهت حقوقی باشند را قبول دارد.
اعضای اف آ ت اف پیش از این تا ماه جاری به تهران مهلت داده بودند تا قوانین خود را علیه پولشویی و تامین مالی تروریسم  مطابق دستورالعمل های مربوطه تصویب کند. مطابق با این مهلت، ایران  می بایستی در صورت کوتاهی در این امر با خطر بازگشت به لیست سیاه  ممالکی که خود را با قوانین پولشویی و کمک به تروریسم تطبیق نداده اند  روبرو میگردید. که در نتیجه آن سرمایه گذاران و بانکهای خارجی تمایلی به معامله با آن نشان نمی دادند.
بریتانیا، فرانسه و آلمان در تلاش هستند تا پس از خروج ایالات متحده در ماه مه از قرارداد هسته ای ۲۰۱۵  و بازگرداندن تحریم هاد، بعضی از کانال های مالی را برای ایران باز کنند.
تحلیلگران می گویند که حضور در لیست سیاه اف ت آ اف می تواند به طور موثری همه این فرصتها را برای ایران غیر ممکن سازد.

.پایان ترجمه گزارش

کاوشگر:

***********************************

اگر اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، به عنوان ستاد مرکزی کمونیسم جهانی می توانست دست از اتترناسیونالیسم سوسیالیستی مورد ادعای خویش و کمک به جنبش های به اصطلاح ضد امپریالیستی و احزاب  کمونیست جهان بردارد، جمهوری اسلامی هم می تواند دست از حمایت تروریسم و پولشوئی ملازم آن بردارد.

البته هم اتحاد شوروی از همان آغاز استقرارش و هم جمهوری اسلامی از دکترین های خود بصورت ناب و اصیل آن دست شستند زیرا در حکومت شووری، کمونیسم نه یک آرمان راهبردی بلکه به یک ابزار سیاسی برای تثبیت و تقویت طبقه جدید در دست حکومت تازه به قدرت رسیده تبدیل گردیده  بود. طبقه ای که از دل انقلاب اکتبر برآمده بود. و جمهوری اسلامی هم از همان نخستین سال استقرارش به همین راه رانده شد یا رفت، و همه آرمانهای مذهبی آن با تغییر قرائت، توجیه گر قدرت و ثروت طبقه جدیدی شد که از دل بازار، میدان های تره بار، حجره های علوم دینی، زورخانه ها، تکایا و هیئت های عزاداری و محلات بدنام برآمده بودند.

هرچند در هر دو نظام، کمونیستی در روسیه و اسلامی در ایران، ایدئولوژی های آنان بمرور از محتوای خود کاملاً تخلیه گردید ولی پوسته های بزک شده  آن ایدئولوژیها همچنان به ابزار تحمیق توده های مردم تبدیل گردد ولی نه شوروی میتوانست و حاضر بود از آن پوسته ایدئولوژی راهبردی که سند مشروعیت آن بود دست بردارد و نه حکومت اسلامی ایران از پوسته آرمان گرایی مذهبی شیعی خود.

هم شوروی در آنجا که منافعش اقتضاء کرد آرمان کمونیستی را قربانی بقای طبقه به قدرت رسیده کرد و هم حکومت اسلامی ایران، اسلام شیعی را.

علت اینکه این پوسته های ایدئولوژیک برای حکومت شوروی در آن روزها و حکومت اسلامی ایران در این روزها بدور انداختنی نبود شاهدی بهتر از سرنوشت گلاسنوست و پروستریکا ـ ی گورباچف «کمونیسم انسانی شده دموکراتیزه شده» نیست که به فروپاشی سیستم جهانی سوسیالیسم منجر شد..

پذیرش کامل و اجرای موازین اف ت آ اف، یعنی کشانده شدن ایران اسلامی بسوی قطع تمام رگ و ریشه های تروریستی آن که برای رژیم اهمیت راهبردی  و حیاتی دارند و از آنها برای توجیه تاریخی و مشروعیت خود تغذیه میکند. و بدون کمک به حماس، جهاد اسلامی، حزب الله لبنان و حوثی های یمن و الشباب سومالی و طالبان افغان، رژیم اسلامی ایران بر باد رفته است.

البته رژیم به چیزی جز بقای خود نمی اندیشد و برای این بقاء به پذیرش جامعه جهانی نیاز دارد ولی این شرط را نه با دست برداشتن از تروریسم و کمک به تروریستها بلکه می خواهد از طریق تبدیل شدن به تنها قدرت به رسمیت شناخته شده ایی  که می تواند و قادر است تروریسم را مهار کند، تحصیل کند.

 

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتر از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

@CimorghIran

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

 

هشدار دکتر شفیعی کدکنی درباره‌ برنامه ‌های زبانی دشمنان

Share Button

🔥 هشدار دکتر شفیعی کدکنی درباره‌ برنامه ‌های زبانی دشمنان🔥

🔥🔥🔥

آنجا [آکسفورد] یک فرد انگلیسی که اسمش همه چیزش انگلیسی بود، عضو کمپانی هند شرقی بود، آمده زبان فارسی یاد گرفته و به فارسی شعر گفته و شعر در سبک هندی … شما تا بخواهید یک مصرع دیگری را بفهمید … شماهایی که زبان مادریتان هست، شما که بعضی ‌هایتان فوق لیسانس و دکتر ادبیات فارسی هستید محال است شعر بیدل را بفهمید. 

بیدل یک منظومۀ بسیار بسیار منسجم و پیچیده‌ای است که کُدهای هنریش را هر ذهنی نمی‌تواند اینکود کند به اصطلاح زبانشناس‌ها. و این آدم آمده و به سبک بیدل شعر گفته و چقدر جالب و عالی … آدم باورش نمی‌شود که اینقدر این‌ها … بعد آن وقتی که مسلّط شدند، گفتند: گور بابای زبان فارسی، شما زبان فارسی برایتان خوب نیست. شما بیایید اُردو را که یک زبان محلّی است، این را بگیرید بزرگش کنید و همین کار را کردند. 

می ‌دانستند که زبان فارسی شاهنامه دارد، مثنوی دارد، سعدی دارد، حافظ دارد، نظامی دارد، می‌ تواند با شکسپیر کُشتی بگیرد. ولی زبان اردو چیزی ندارد که با شکسپیر کُشتی بگیرد. بعد از مدتی بچّۀ هندی می‌ گوید: گور بابای این زبان اردو. من که می‌ توانم شکسپیر بخوانم، چرا این شعرهای ضعیف و این ادبیات چی چی … را بخوانم اصلاً زبانم را انگلیسی می‌ کنم، چنانکه کردند. 

 ببینید آنهایی که روی زبان‌ های محلّی ما فشار می‌ آورند که من آقا به لهجۀ کدکنی بهتر است شعر بگویم، او می‌ داند چکار می‌ کند، او می‌ داند که در لهجۀ کدکنی، شاهنامه وجود ندارد، مثنوی وجود ندارد، نظامی وجود ندارد، سعدی [وجود] ندارد. این لهجه وقتی که خیلی هم بزرگ بشود چهار تا داستان کوتاه و دو سه تا شعر بند تنبانی میراثش خواهد شد. آن بچه هم می‌ گوید من فاتحه این را خوندم. من شکسپیر می‌خوانم یا پوشکین می‌خوانم. 

 الان شما فکر می‌ کنید روس‌ ها چه کار می‌ کنند در آسیای میانه، در سرزمین آسیای میانه روس‌ ها الان سیاستشان همین است. هر قومیت کوچکی را پروبال می‌ دهند. می‌ گویند خلق قزاق و … بگویید گور بابای ادبیات فارسی و سعدی و حافظ. شما بیایید لهجۀ خودتان را موسیقی خودتان را … و ما برایتان کف می‌ زنیم، ما برایتان دپارتمان در مسکو تشکیل می‌ دهیم. مطالعات قوم قزاق و چی و چی … آن بچۀ قزاق مدتی که خواند می‌ گوید این زبان و فرهنگ قزاقی چیزی ندارد. من داستایوفسکی و چخوف و پوشکین می‌ خوانم. لرمانتف می‌ خوانم. فاتحه می‌ خوانم بر زبان و فرهنگ ملی خودم. روس می‌ شود. 

 زبان فارسی … این نظر من نیست که بگویید من یک شوونیست فارس هستم. زبان فارسی در همه کرۀ زمین با رباعیات خیام و مثنوی جلال‌الدین  و شاهنامه و سعدی و حافظ و نظامی و … شناخته می‌ شود در همۀ دنیا. شکسپیر با آن نمی‌ تواند کشتی بگیرد. پوشکین با آن نمی‌ تواند کشتی بگیرد. اما با آن لهجۀ محلی که تشویقت می‌ کنند، بعد از مدتی  نوۀ تو، نبیرۀ تو، می‌ گوید شاشیدم به این زبان محلی خودم. من روس می‌ شوم، انگلیسی می‌ شوم. شکسپیر می‌ خوانم، لرمنتف می‌ خوانم، پوشکین می‌ خوانم. این را ما هیچ بهش توجه نمی‌ کنیم. 

ما نمی‌ خواهیم هیچ زبان محلّی‌ ای را خدای‌ نکرده … چون این زبان‌ های محلّی پشتوانۀ فرهنگی ما هستند. ما اگر این زبان‌ های محلّی را حفظ نکنیم، بخش اعظمی از فرهنگ مشترکمان را عملاً نمی‌ فهمیم. ولی این زبان بین‌ الاقوامی که قرن‌ ها و قرن‌ ها و قرن‌ ها همۀ این اقوام درش مساهمت (همکاری و همیاری) دارند … هیچ قومی بر هیچ قوم دیگری تقدم ندارد در ساختن امواج این دریای بزرگ. 

 ما به این باید خیلی بیشتر از این‌ ها اهمیت بدهیم … همین کار الان در آسیانه میانه دارد می‌ شود، سه نسل، چهار نسلِ دیگر بگذرد، بچه‌ های قزاق و اُزبک و تاجیک، روس هستند (خواهند شد).  الان منقطع هستند، با ما هیچ ارتباطی ندارند. 

پوتین اجازه نمی‌ دهد به این‌ ها که خط نیاکانشان را یاد بگیرند. نمی‌ خواهند گلستان سعدی و بوستان سعدی و نظامی بخوانند، سنگ قبر پدربزرگشان را نمی‌ توانند بخوانند این‌ ها … 

[انگلستان] آن شبه قاره هند را هم همینطوری کرد. اول زبان فارسی را از بین برد، بعد گفت: شما اردو بخوانید. اردو چه دارد که با شکسپیر کُشتی بگیرد. خیلی مهم است. ما این را باید بدانیم. 

این زبان بین الاقوامی ما منحصر در فارسی‌ زبانان نیست همۀ اقوام، مساهمت‌ کنندگان در خلاقیت این فرهنگ و زبان هستند.

🔥🔥🔥

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتر از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com   

🔥🔥🔥

@CimorghIran

مقام آمریکایی: حذف عرضه نفت ایران به بازار جهانی مسئله ای ایجاد نمی کند.

Share Button

رویترز

پاریس _ یک مقام عالیرتبه آمریکا گفت که هدفِ رساندن صادرات نفت ایران به نقطه صفر همچنان در دستور کار است و تصور نمی رود که حذف عرضه نفت ایران به بازار دنیا اثرات منفی در بازار داشته باشد.
بریان هوک، فرستاده ویژه کاخ سفید با ماموریت روی مسئله تحریمها، که پس از بازدید از آلمان، فرانسه و انگلیس در حال بازدید از هندوستان یکی از خریداران عمده  نفت ایران میباشد، این اظهارات را بیان داشت.
هر سه کشور اروپایی فوق تلاش میکنند تا قرارداد ۲۰۱۵ اتمی را زنده نگاه دارند.

ترجمه هسته اصلی گزارش طولانی رویترز

………………………………
کامنت  من:


برابر گزارشهای خبری دو هفته قبل، دو کمپانی هندی، برای ماه آینده مسیحی (نوامبر) مقدار ٩ میلیون بشکه و آنهم پس از جلب موافقت آمریکا از ایران نفت خریده اند که فقط یک خرید «تک پارتى» مى باشد و هند هیچ وعده اى براى خرید بیشتر نداده است و آمریکا هم تا کنون معافیت بیشترى برای هند  قائل نشده است. آن ۳ کشور اروپایی مورد بازدید بریان هوک فرستاده ویژه آمریکا هم از ماهها قبل خرید نفتی خود  از ایران را قطع کرده اند.

همین امروز رویترز گزارشی داشت دایر بر اینکه، کره جنوبی، یکی دیگر از خریداران عمده نفت ایران، از ماه قبل یعنی سپتامبر، دو ماه قبل از موعد اجرای تحریمها از سوی آمریکا، خرید نفتی خود از ایران را کاملا متوقف کرده است.
اضافه کنم که هند بهای همین ۹ میلیون بشکه را هم به روپیه هندی پرداخت خواهد کرد و نه دلار یا دیگر ارزهای قدرتمند دنیا.
دشوار نیست تصور کنیم که رژیم در این شرایط استیصال آمیز چقدر تخفیف سنگینی هم روی قیمت داده است. قبلا گفته شده که هزینه بیمه دریایی و حمل و نقل را طرف ایرانی تقبل خواهد کرد.
رسانه های مطیع رژیم اقلا بیش از یکصد بار با تیترها و انشاء های متفاوت، خبر این خرید تک پارتی نفتی هند را درج کرده و آن را گواه شکست تحریم آمریکا، و از آن گزافه گویانه تر، آن را نشانه پیروزی ایران و انزوای ایالات متحده قلمداد کرده اند.
رسانه های گوش به فرمان رژیم، در این ایام به نحوی مضحک با خبر سازی های مختلف، از جمله خبر امروز دایر تزریق ۳۰۰ میلیون دلار ارز به بازار برای گشایش اعتبار که در تجارت نیوز درج شده بود، میخواهند حقایق فلاکت بار انزوای همه جانبه و تنگنای کشنده ارزی دولت را به مردم وارونه نشان دهند.
تنها راهی که رژیم در پیش خود دارد دست بدامن شیخ قطر و پوتین  شدن میباشد تا بلکه آنها با وام اسارت بار استعماری کمک کنند تا شاید رژیم بتواند برای مدتی دیگر، با دلار استقراضی از قطر و روسیه، صورت ارزی اقتصاد مملکت را سرخ بنمایاند.
*******************

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتر از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

 

!در دفاع از احمدی نژاد

Share Button

نکته مهمتر و (پاسخ دشوار) مطلب اینست که هدف از تخریب احمدی نژاد، که دیگر به حاشیه رفته، به جنازه سیاسی تبدیل شده و از معرض نگاه مردم محو گردیده است چیست؟

آیا این نشانه این نیست می خواهند او را خاموش سازند که ناگفته ها را نگوید!؟ تا پرده از رازهای شبستان اهریمنی قدرت برندارد؟

آیا برای این نیست تا او نقش شخص خامنه ایی در کودتای انتخاباتی ۸۸ را که او را به ریاست جمهوری رساند افشاء نسازد؟!

نکته آخر اینکه: احمدی نژاد و یاران نزدیک او بقایی و اسفندیار رحیم مشاعی هرچه کرده اند، امروز آنها اسیران و قربانیان این رژیم هستند که میخواهدآنها را خفه کند، و وظیفه ماست تا از آنها دفاع کنیم.

در روزهای گذشته عکس و پیوست تایپ شده الصاق به آن از احمدی نژاد توسط برخی کانالهای تلگرامی در شبکه های اجتماعی انتشار یافت که در آن نوشته شده است: «سردار رشید اسلام…!  بخاطر .. توانایی جنابعالی در زندان اوین جهت اعدام پاره ایی از فعالان ضد انقلاب و به علت سابقه درخشان جنابعالی که بطور انقلابی ۷۰۳ نفر از وابستگان رژیم ستم شاهی را اعدام کردید و خود به تعدادی  از منافقان و تعدی گران به حقوق حزب الله تیر خلاص زدید و… ، این اخلاص انقلابی شما .. توفیقی است که نصیب بندگان خاص و خالص می شود. (متن قدری ناروشن است و آنچه از آن فهمیده شد درج میشود. ح ت)

امضاء وزیر اطلاعات

علی فلاحیان

******************************

هدف، دفاع از آنچه احمدی نژاد در طول حضور خود در ساختار قدرت این نظام مرتکب شده است نمی باشد. تردیدی هم نیست که خارج از حلقه مرکزی محارم دیروز و امروز نظام، به واقع  کسی نمی داند که او چه کرده است؟ هدف از این نوشتار در وهله نخست اینست که گفته شود، حتی یک آدم غیر حرفه ایی هم، در همان نگاه اول متوجه میشود که این سند جعلی است و از آن فراتر متوجه میشود که این سند بسیار نا پخته هم جعل شده است، چه به لحاظ ادبیاتش و چه به لحاظ تاکیدش بر تعداد دقیق اعدام و ستایش از زدن تیر خلاص و … در یک نامه رسمی.

جاعل سعی کرده است با تیره گرفتن فتوکپی عکس و نوشته و پنهان کردن عمدی بخشی از متن حکم، در زیر تکست یا کادر فتوکپی، چنان روی نکات پنهان شده ابهام آفرینی کند که درک و شعور بیننده عکس، او را نا خودآگاه بسویی براند که بر اساس مشاهدات قابل روئیت خود، بخش ناروشن موضوع را، اتوماتیک در ذهن خویش بازسازی کند. آن چنان که یک تصویر کامل و بی نقص از احمدی نژاد مامور اعدام و مأمور تیر خلاص  در کسوت یک جلاد حرفه ایی ترسیم و مجسم شود و جایی برای تردید باقی نگذارد.

پرونده و مدرک جرم سازی رژیم برای مخالفان امر تازه ای نیست. کافیست به عنوان نمونه سناریوی تلویزیونی فرج سرکوهی و زنده یاد  سعیدی سیرجانی و صدها شوی کثیف تواب سازی تلویزیونی را در تاریخ چهل ساله رژیم بیاد بیاوریم. این روش کثیفی است که ۴۰ سال است همزاد با این رژیم  بوده و مانده است.

این شیوه کثیف «ک گ ب» ئی تنها دامن مخالفان رژیم را نگرفت، هرچند آنها بودند که آماژ اصلی و قربانیان عمده آن بودند ولی بنا به اقتضاء، بصورتهای دیگر گریبان  هم پیمانانی از رژیم را هم که رشته الفت از رژیم بریدند و تن به این ندادند که تا آخر خط جهنمی با آن همراهی کنند را گرفت.

هدف، افشای شگردهای گشتاپویی و ک گ ب ئی است که سرویسهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای ساکت کردن همراهان دیروز خود و ابوابجمعی نظام بکار میبرند.

نظر به اینکه این سند جعلی توسط برخی کانالهای ناشناخته و مجهول الهویه، با ظاهر اپوزیسیونی و ضد رژیم انتشار یافته است، باید آن را هشداری تلقی کرد که به فعالین سیاسی و کاربران شبکه مجازی اخطار می کند: ـ دوستان! آلت دست و وسیله تبلیغ و رله دیس اینفرماسیون (اطلاعات گمراه کننده) محافل امنیتی و شاخه های امنیتی دولت پنهان نشوید! فریب مطالب ظاهراً انتقادی، بسیار تکراری و فاقد اثربخشی سیاسی یا اجتماعی این گونه شبکه ها را نخورید! رژیم صدها و شاید هزاران از این گونه شبکه های غلط انداز دارد که از آنها برای تیره کردن فضای سیاسی در حال حاضر و منافذ ورود به جنبش اجتماعی در آینده استفاده میکند.

نکته مهم تر و (پاسخ دشوار) مطلب اینست که هدف از تخریب احمدی نژاد، که دیگر به حاشیه رفته، به جنازه سیاسی تبدیل شده و از معرض نگاه مردم محو گردیده است چیست؟

آیا این نشانه این نیست می خواهند او را خاموش سازند که ناگفته ها را نگوید!؟ تا پرده از رازهای شبستان اهریمنی قدرت برندارد؟

آیا برای این نیست تا او نقش مستقیم شخص خامنه ایی در کودتای انتخاباتی ۸۸ را که او را به ریاست جمهوری رساند افشاء نسازد؟!

نکته آخر اینکه: احمدی نژاد و یاران نزدیک او بقایی و اسفندیار رحیم مشاعی هر چه کرده اند، امروز آنها اسیران و قربانیان این رژیم هستند که می خواهد آنها را خفه کند، و وظیفه ماست تا از آنها دفاع کنیم.

اینکه اینها روزی از بدنه نظام بوده اند نه تنها نباید به هیچ روی بهانه این شود که از حقوق آنها دفاع نشود بلکه به لحاظ مبارزاتی و تاکتیکال هم که شده، دفاع از آنها، اگر از دفاع از مبارزان و فعالین جنبش مدنی حائز اهمیت بیشتری نباشد، اهمیت کمتری ندارد. البته اگر در این رابطه مفهوم تاکتیکال درست درک شود!

حبیب تبریزیان

…………………………….

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتر از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

هند و مسئله خرید نفت از ایران

Share Button

چکیده … در گزارشی دیگری به تاریخ امروز ۴ شنبه، رویترز از قول یک کارشناس بازار نفت، مدیرعامل شرکت نفتی گلنکور، آلکس بیرد، که قبلاً قیمتهای ۸۵ ـ ۹۰ دلاری امروزی نفت را به درستی پیش بین کرده بود می نویسد:« من فکر می کنم که این تحریمها علیه ایران خیلی سخت خواهند بود.» او اضافه میکند« اگر اصولا معافیت هایی هم در کار باشد، آنها بسیار محدود خواهند بود، من پایانی برای خاتمه تحریمها نمی بینم چون هدف تغییر رژیم طی ۲۰۱۹ است* من هیچ عاملی  نمی بینم که بتواند روی سیر قیمت نفت بسوی پایین اثرگذار باشد.

مسئله خرید و یا نخریدن نفت ایران از سوی کمپانیهای هندی، برای کسی که از نزدیک قضیه را پیگیری کند، بسیار چیزها می آموزد که از آن میان واکنش و رفتار حکومت ما در مواجهه با بحران است.

اگر فردی آگاه  از کنه قضیه و عمق ماجرا، به واکنش مقامات ایران در برابر تهدید ترامپ مبنی بر تحریم کامل نفتی ایران توجه کند، در می یابد که مسئولان ایرانی با نمایش های کم خریدار و لجاجت کودکانه، مشت بر سندان می کوبند،و در حالی که از درد چنان بخود می پیچند که هر کودکی متوجه می شود، بجای اعتراف به درد و اینکه سندان پولادین است و مشت، گوشت و استخوان؛ سعی دارند چنان وانمود کنند که دردشان نمی آید و بزودی سندان را هم با مشت پولادین خود خُرد خواهند کرد.

از قریب یک یا دوماه پیش، که تهدیدات دونالد ترامپ جدی شد رسانه ها و سایتهای خبری بزرگ دنیا شروع کردند به گزارش هایی درباره اینکه پس از به اجرا گذاشته شدن تحریمها، چه ممالکی ممکن است از ایران نفت بخرند و کدام نه!

در این گزارشها یا گمانه زنیها خرید نفتی هیچ کشوری به اندازه هند در مرکز توجه قرار نگرفت. چون هند تا پیش از خروج ترامپ از قرارداد هسته ایی، دومین خریدار بزرگ نفت ایران پس از چین بود.

در همان حالی که هند مستقیم و غیر مستقیم نشان می داد که با تحریمهای آمریکا همراهی خواهد کرد و رسماً از دو ماه قبل از ۴ نوامبر، واردات خود از ایران را به نصف رسانده بود، رسانه های حکومتی ایران، و حتی آنهایی که ظاهری مستقل دارند، با سماجت تبلیغ میکردند که خبری نیست و فلان یا بهمان مقام هندی اعلام کرده است که حتی پس از تحریمها هم به خرید نفت از ایران ادامه خواهند داد.

ولی در گرماگرم این مشت به سندان کوبیهای مقامات ایران، بطور نمونه، رویترز مورخ ۲۰ سپتامبر، در گزارشی نوشت که شرکت نفت غنائی  هند که ایران ۱۵٫۷% سهام آن را هم دارد، خرید نفت از ایران را از ترس جرایم واشنگتن قطع کرد.

وقتی چنین شرکت هندی که جمهوری اسلامی ایران یکی از سهامداران عمده آن میباشد، خرید نفت را از ایران قطع میکند، آدم عاقل باید حساب بقیه کار را بکند. و این یعنی دردآمدن!

ولی این خبر رویترز در هیچ یک از رسانه های داخلی انعکاس نیافت. در عوض آن،  پس از چند روز از انتشار آن گزارش، خبر خرید دو شرکت هندی که یکی ۳ میلیون و دیگری ۶ میلیون بشکه نفت فقط برای ماه نوامبر، از ایران خریدند، به تکرار و با تیترها و انشاهای متفاوت در صفحات سایتها و نشریات ایران مکرراً درج شد.

بطور نمونه نشریه ظاهراً مستقل، تجارت نیوز نوشت: « هند خرید نفت از ایران را ادامه می‌دهد. وزیر نفت هند روز دوشنبه اعلام کرد که علی‌رغم تحریم‎های آمریکا، دو شرکت نفتی در هند قراردادهایی برای خرید نفت از ایران در ماه نوامبر امضا کرده‌اند.»

جالب اینکه رویترز، که معمولاً مهمترین خبرها را فقط یک بار درج میکند و در صورت لزوم همان را به روز میکند، خبر خرید این ۹ میلیون بشکه نفت را چند بار با تیترها و تکست های مختلف انتشار داد. من با نگاه به گزارشگران خبر متوجه شدم که همگی آنها هندی هستند. شاید نا معقول به نظر رسد ولی این گمانه در ذهن من شکل گرفت که سفارت ایران در هند ترتیب قضیه را به نحوی داده است که این خبر تا حداکثر ممکن انتشار یابد تا دنیا تصور کند خبری نیست و نفت ایران روی دستش نخواهد ماند.

واقعیت قضیه یا واقعیت کمیک و دراماتیک قضیه در این بود، که برابر گزارشهای دیگر در همین رابطه، این خرید  آن دو شرکت هندی فقط خریدی برای یک مرتبه بود که به موجب تصمیم دولت ترامپ، برخی دولتها به شرطی که خرید خود را کاهش داده باشند فقط بطور موقت و برای زمان محدود، مجاز شده بودند تا به خرید نفت از ایران یا بازرگانی با آن برای مدت محدود ادامه دهند.

ولی در همه این گزارشها نسبت به بلا تغییری تصمیم کاخ سفید مبنی بر به صفر رساندن صادرات نفت ایران تغییری داده نشده بود و هنوز هم تغییری داده نشده است.

ضمنا ناگفته نماند که برابر همان گزارش رویترز، هند بهای خرید نفت را با روپیه هندی پرداخت میکند. برخی گزارشهای دیگر حاکی از تخفیف قیمت توسط  ایران به آن دو شرکت هندی خریدار ۹ میلیون بشکه میباشد.

رویترز امروز، می نویسد، نگرانیها نسبت به عرضه نفت از خاورمیانه، موجب افزایش بهای نفت شده است. صادرات نفت خام ایران تا سطح بازهم بیشتری کاهش یافت زیرا در آستانه به اجرا گذاردن تحریمهای ایالات متحده در ۴ نوامبر، خریداران نفت ایران به دنبال منابع دیگری می گردند.

بنا به اظهار برخی منابع آشنا به مسئله، عربستان سعودی، بزرگترین صادر کننده نفت دنیا، ۴ میلیون بشکه نفت اضافی در ماه نوامبر به هند تحویل خواهد داد.

و در یک خبر دیگر، رویترز گزارش کرد که، امارات متحده عربی وعده تحویل ۴ میلیون بشکه نفت به ۴ شرکت نفت هندی داده اند. باید گفت دنیا بکام هند. با ایجاد رقابت بین ایران در تنگنا افتاده و عربستان و امارات،هند میتواند هر دو طرف معامله را بدوشد و تخفیفهای زیادی بگیرد، امری که من از مدتها قبل آن را پیش بینی کردم و در لابلای نوشتارم، آنها را یاد آوری  کرده بودم.

رویترز ادامه میدهد: «تعداد زیادی از بزرگترین شرکت های خریدار نفت دنیا، بر این باورند که تحریمها علیه ایران، بهای نفت را همچنان بالای ۶۵ دلار در هر بشکه نگاه خواهد داشت و حتی ممکن است مرز ۱۰۰ دلار را هم در میان مدت رد کند.

انتظار می رود که تولید ایالات متحده  از پیش بینی برای سال جاری فراتر برود و با ۱٫۳۷میلیون بشکه افزایش در روز به ۱۰٫۷۴ میلیون بشکه برسد.»

در گزارشی دیگری به تاریخ ۴ شنبه، رویترز از قول یک کارشناس بازار نفت، مدیرعامل شرکت نفتی گلنکور، آلکس بیرد، که قبلاً قیمتهای ۸۵ ـ ۹۰ دلاری امروزی نفت را به درستی پیش بین کرده بود می نویسد:« من فکر می کنم که این تحریمها علیه ایران خیلی سخت خواهند بود.» او اضافه میکند« اگر اصولا معافیت هایی هم در کار باشد، آنها بسیار محدود خواهند بود، من پایانی برای خاتمه تحریمها نمی بینم چون هدف تغییر رژیم طی ۲۰۱۹ است* من هیچ عاملی  نمی بینم که بتواند روی سیر نزولی قیمت نفت اثرگذار باشد.

او ادامه می دهد:«مکانیسم پرداختی مورد نظر اروپا، در صورتی که شما از سیستم دلاری استفاده کنید، نمیتواند به شما پوشش دفاعی داده و کمک کند…. شما میتوانید پرداخت کنید ولی هیچ گونه تضمینی نیست که وارد حساب آنها شود.

حبیب تبریزیان

*   

“I think the sanctions will be very tough,” Beard said. “Waivers will be extremely limited if any, and I don’t see an end to it as the objective is regime change in 2019. I can’t see anything that will affect oil prices dramatically to the downside.”

توجه!

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتر از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

****************************

افزوده ها و ضمایم

درج مکرر اندر مکرر خبر خرید هند در ماه نوامبر. باز هم در تجارت نیوز. امروز چهار شنبه احتمالا در سایتهای دیگر هم تکرار خواهد شد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رسانه های جهان، تحریم نفت ایران و «تیم اقدام روی ایران»

Share Button

 چکیده … تهدید ترامپ به خفه کردن صادرات نفتی جمهوری ایران و بستن گلوگاههای مبادلات مالی آن را، بنظر من، نباید در چارچوب رویارویی فقط  با ایران خلاصه کرد بلکه باید آن را در متن تهاجم همه جانبه ی اقتصادی دید که در شرق آسیا و خاور دور، کره را (هم شمالی و هم جنوبی)، چین، ژاپن را در خاور دور، کانادا را در قاره آمریکا، و در جنوب اروپا روسیه را، و در اروپا اتحادیه اروپا را هدف گرفته است.

……………………

ظرف یک ماهه اخیر، رسانه های بزرگ دنیا گزارش های بسیاری درباره جوانب مختلف تحریمهای نفتی ترامپ داشته اند.

دونالد ترامپ  پس از خروج از قرارداد هسته ای با ایران، در مناسبت های مختلف، با تأکید و قاطعیت گفته است که هدفش متوقف کردن صادرات نفت ایران تا حد صفر میباشد.

ابزار یا سلاحی که او در چالش با ایران بکارگرفته است، یعنی حربه تحریم، هرچند به لحاظ سابقه تاریخی ابزارجدیدی نیست و از دهه ها پیش علیه شوروی سابق، کوبا، کره شمالی و بالاخره ایران اسلامی و برخی ممالک دیگر بکار رفته است ولی، محور سازی ابزار تحریم  تا این اندازه در سالهای اخیر، هرگز سابقه نداشته است.

در واقع ما با یک تغییر فاز یا بهتر است گفته شود تغییر پارادایم در عرصه رویاروئی های بین المللی روبرو هستیم. تغییری که میتوان آن را به دوران فرادستی گرفتن دلارو ابزار مالی بر زرادخانه اتمی و موشک قاره پیما در رویا روئیهای جهانی توصیف کرد.   

ایالات متحده در کنار متحدین غربی خود، از پایان جنگ اول جهانی علیه نظام نوظهور کمونیسم در شکل دولتی اتحاد جماهیر شوروی و یا در چالش هایش با آلمان نازی، میلیتاریستهای ژاپن و فاشیسم ایتالیایی، عمدتاً روی قدرت نظامی خود تکیه کرده بود.

در دوران جنگ سرد؛ آمریکا در برخورد با اتحاد شوروی، ضمن سرگرم کردن آن دولت و کل پیمان ورشو در میدان گرد و خاک گرفته ای که حریف را بدان کشانده و او را مشغول کرده بود، خود پیوسته به توسعه همه جانبه خویش ادامه میداد.

در این مسابقه بدون بُرد برای اتحاد شوروی، آمریکا این کشور را به میدان رقابت هسته ای، مسابقه فضایی، سناریوهایی اکشن مانندی نظیر جنگ ستارگان و بمب های نوترونی کشانده بود در حالی که خود بطور مداوم  بر قدرت اقتصادی خویش می افزود تا امروز که به بزرگترین قدرت جهان تبدیل شده است. در حالی که حریف عمده نظامی آن درغرقاب فلاکت اقتصادی، عقب ماندگی جبران نشدنی تکنولوژیکی و اتکاء به نفت و گاز، عقب ماندگی در کشاورزی و تحقیقاً در همه عرصه های دیگر حتی تولید ودکای بازار دنیاپسند، دست و پا میزند و حریف دیگر اقتصادی آن، چین، به نحوی حیاتی به بازار ایالات متحده برای فروش کالاهای وابسته است.

هراز گاهی در رسانه های دنیا یا منطقه، صحبت از خطر یا امکان حمله نظامی آمریکا یا اسرائیل و رویارویی نظامی با جمهوری اسلامی به میان می آید. و رسانه های محافل پادگانی ایران هم با اشتیاق آن مطالب را فرصتی می یابند که به آنها امکان می دهد قدرت نظامی خود را نمایش دهند در صورتی که آمریکای ترامپ، نه به حمله نظامی بلکه به حمله موشکی مالی و اقتصادی می اندیشد و دست میزند که در آن فرادستی بی چون و چرا دارد.

باید درک کرد که قرن بیست و یکم نه قرن لشکرکشی های بزرگ یا حتی جنگ اتمی و موشکی بلکه، قرن جنگ قدرت اقتصادی با استفاده از زرادخانه علمی و فنی است.

تهدید ترامپ به خفه کردن صادرات نفتی جمهوری اسلامی ایران و بستن گلوگاههای مبادلات مالی آن را، بنظر من، نباید در چارچوب رویارویی فقط  با ایران خلاصه کرد بلکه باید آن را در متن تهاجم همه جانبه ی اقتصادی دید که در شرق آسیا و خاور دور، کره را (هم شمالی و هم جنوبی)، چین، ژاپن را در خاور دور، کانادا را در قاره آمریکا، و در جنوب اروپا روسیه را، و در اروپا اتحادیه اروپا را هدف گرفته است.

در این کادر،  تحریم هایی که قرار است علیه جمهوری اسلامی به اجرا گذارده شوند را اگر در چارچوب پارادایم تقابل قدرت در دوران دنیای دو قطبی بدانیم، باید آنرا در حکم بمباران اتمی کامل ایران تلقی کنیم درحالیکه، جمهوری اسلامی ایران کمترین امکانی برای گارد گیری، تهاجمی که هیچ، حتی دفاعی در این میدان را ندارد.

اگر یک تحلیلگر سیاسی/اقتصادی رفتار اخیر رژیم تهران و دولتمردان آن را زیر ذره بین بگذارد، به خوبی متوجه میشود، که خود رژیم هم بر بی دفاعی خود کاملاً واقف است و علی رغم های و هو کردنهایش شدیداً دُچار ترس گردیده است منتها رژیم در هل من مبارز طلبی های خود آنقدر به جلو تاخته است که راه عقب نشینی آبرومندانه را هم به روی خود بسته است.

تکرار میکنم، سیاست ترامپ نه یک رویارویی کلاسیک با یک دشمن آمریکا یا غرب بلکه، بطور کامل، تغییر پارادایم تقابل در عرصه بین المللی است که مضمون آن جایگزین شدن موشک دلاری های سیستم مالی دنیا به رهبری خزانه داری آمریکا بجای استفاده از زرادخانه اتمی و موشکی است.

امروزه آمریکا در چنان موقعیت تاریخی قدرتمندی از نظر اقتصادی و سیطره مالی در جهان قرار گرفته است که می تواند قدرتمند ترین حریفان خود را هم به پای میز مذاکره بکشاند و شرایط خود را بدانها دیکته کند.

بی جهت نیست که تحلیلگران بلومبرگ در یادداشتی که من ۳ روز پیش آن را ترجمه کردم با عنوان:«تیم اقدام روی ایران، نیروی خود را پشت سر ترامپ میگذارد» نوشتند:

این تیم  تمرکز خود را بر اثبات این نکته نهاده است که قدرت اقتصادی آمریکا و دلار آن در سیستم اقتصاد جهانی چنان نقش مرکزی یافته اند که که فقط  تحریم های آمریکا به تنهایی می توانند اقتصاد ایران را به انزوا برانند. این رویکرد در نقطه مقابل رویکرد مورد چالش عقل گرایانه ای بود که دولت اوباما نسبت به ایران برگزیده بود که بر اساس آن، تحریمهای آمریکا فقط هنگامی کارآمد خواهند بود که از سوی دولتهای دیگر، به ویژه دول هم پیمان آمریکا پشتیبانی شوند. یوآن  زراته سرپرست شبکه بهم پیوسته مالی و مشاور امنیت ملی در دولت بوش میگوید: «برای مدتها من فکر میکردم که ما توانایی خود را در کاربرد ابزارهای آمریکا به هنگام رویارویی با دولتهای یاغی در دنیا دست کم گرفته اییم.» این استدلال که قدرت ما از کنترل مان دارد خارج میشود و توانمندی ما برای اِعمال و حفظ تحریم ها رو به فرسایش است، با توجه به جائی که در آن قرار داشتیم یک استدلال نادرست بود.»

حبیب تبریزیان

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتر از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

 

   

 

 

 

تیم اقدام روی ایران، نیروی خود را پشت سر ترامپ میگذارد

Share Button

در استفاده از قدرت مالی آمریکا به عنوان یک سلاح، ترامپ بیش از هر کدام از رؤساء جمهور پیشین آمریکا به مقابله با متحدین خود  پیش رفته و آنها را بر سر این دوراهی قرار داده است تا اگر با علم به اینکه معامله با ایران در حکم پذیرش خطر تنبیهات آمریکا باشد جرأت کرده و با ایران معامله می کنند، بدانند که محرومیت از بازار آمریکا که اقتصاد آن ۶۰ برابر اقتصاد ایران میباشد در انتظار آنهاست.  تا آنجا که به دغدغه های هوک مربوط می شود، مسئله برای او حل شده است. او در یک مختصر گفتگو در ماه سپتامبر(مهر) گفت: « تعداد بسیار کمی از کمپانیها ممکن است ایران را برای بازرگانی بر آمریکا ترجیح دهند. این دقیقاً یک واقعیت اقتصادی می باشد.»


تیمی مرکب از زبده کارشناسان دنیا، مأمور فشار به کمپانیها شده اند تا آنها را از معامله با ایران باز دارند  


بلومبرگ:
October 4, 2018, 10:00

طی یک کنفرانس مطبوعاتی در مجمع عمومی سازمان ملل در ۲۶ سپتامبر، پرزیدنت ترامپ احساس خود را نسبت به آن کشورهایی که او را به خاطر خروج از قرارداد هسته ایی با ایران و برقراری مجدد تحریمها علیه تهران سرزنش میکنند روشن ساخت. او گفت: « مهم نیست سران ممالک دیگر چه فکر میکنند، ایران برای معامله  بسوی من خواهد آمد.»
یک دلیل این اطمینان خاطر؟ وجود یک تیم بسیار زبده با عنوانی که بنظر میرسد از فیلمهای اکشن دهه ۸۰ گرفته شده، میباشد:«گروه اکشن ایران». [ که من به تیم اقدام روی ایران ترجمه میکنم ح ت]
در همان حال که وزیر خارجه ترامپ، مایک پمپئو و مشاور امنیت ملی او، جان بولتون، تلاشهای رهبران ایران و اتحادیه اروپا برای حفظ قرارداد هسته ایی  را که آمریکا از آن خارج شد، رد کردند، تعدادی از زبده دست چین شدگان دولتی و خزانه داری آمریکا، به دور دنیا افتادند و در سکوت از پایتختهای ممالک  دنیا ومراکز کمپانی ها دیدار کردند تا این دولتها و شرکتها را وا دارند خود را از بازار ایران بیرون بکشند. گزینه ایی که آنها در برابر مخاطبین خود نهادند ساده بود: یا با آمریکا، بزرگترین اقتصاد جهان، معامله کنید یا با ایران و با تحریمها و ممنوعیت های سیستم مالی ایالات متحده روبرو شوید.
آنتونی راپا، سرپرست یکی از بزرگترین موسسات خدمات حقوقی بین المللی Kirkland & Ellis  که مسئول رصد اجرای تحریمها است، می گوید« آنچه ما پیش میکشیم، «انتخابی پُر ریسک است.». راپا از این در شگفت است که تیم پمپئو، اینهمه در منزوی کردن ایران موفق بوده است. او ادامه می دهد:« هر آنچه میخواهید درباره اظهارات ترامپ بگوئید، ولی آنهایی که این تیم را میگردانند، میدانند چه میکنند.»

تا اینجا، اعضای«تیم اقدام روی ایران» از بیش از ۳۰ کشور بازدید کرده و با دولتمردان و نمایندگان کمپانیهای آنها گفتگو کرده اند.آنها «رفتار فتنه انگیزانه» تهران در خاورمیانه و اطراف دنیا  را در برابر آنها نهاده اند. ولی ماموریت اصلی آنها این است تا به مخاطبین خود این پیام را دقیقا برسانند که ایالات متحده در این ضربه اقتصادی خود تا کجا حاضر است برود. و عمدتاً از طریق تحریمهای ثانویه ـ روی کمپانی هایی که مشمول مهلت موقت برای بازرگانی با ایران نشده اند.
این گروه که تا کنون نقش تشویقی داشته است، تا اینجا توانسته است با به اصطلاح  کار ردیابی تجاری، با تهیه یک لیست از تعداد ۸۰ کمپانی بزرگ دنیا؛ از توتال گرفته تا شرکت هواپیمایی کی ال ام هلند و شرکت موتورسازی مزدا را از بازار ایران بیرون بکشد. و مهمتر اینکه، این گروه توانسته است صادرات نفت ایران، که ۸۰%  آن به درآمد نفتی وابسته است را تا حدود ۴۰% تا کنون کاهش دهد. تولید ایران در ماه آوریل(خرداد) امسال، ماه قبل از خروج ترامپ از قرارداد هسته ایی، ۲٫۸ میلیون بشکه در روز بوده است.
این میزان کاهش حتی از خوشبینانه ترین پیش بینی ها هم بیشتر می باشد. بن لوکوک ، سرپرست گروه معاملات نفتی Trafigura Group، یکی از بزرگترین شرکتهای بازرگانی مواد اولیه دنیا، میگوید:« هر چه هم ما کوشش کنیم تا خرید همه ممالکی را که  احتمال میدهیم از ایران نفت بخرند را روی هم بگذاریم، به سختی می توانیم به رقم یک میلیون بشکه صادرات روزانه برای نفت ایران برسیم.»
ترکیب تیم عملیات روی ایران شامل افرادی چون، جیسن شل، متخصص امور انفجاری، دیوید تسلر، متخصص تحریمهای بی سرو صدا که از او فقط دو توییت به نام خودش بیشتر وجود ندارد، میشل گیدا، سخنگوی سابق نیوت  گینگریچ، که قهرمان سابق ژیمناستیک از دانشگاه لوس آنجلس بوده است و لن خودوروفسکی، مرد عرصه تبلیغات در نیویورک که فامیل او از شوروی به آمریکا گریخت زمانی که او هنوز یک کودک بود.
رهبر این تیم بریان هوک، فردی  زبردست در امور سیاست خارجی میباشد که در زمان دولت دبلیو بوش با آن دولت کار میکرد و در رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری ۲۰۱۲ هم مشاور میت رومی بود. هوک در زمان وزیر خارجه قبلی آمریکا، رکس تیلرسون، به عنوان مغز متفکر او، از نفوذ بسیاری برخوردار بود. با اینکه دامنه فعالیت او چندان گسترده نیست، با این وجود یک سرمایه ارزشمند می باشد که در ساختمانی بنام Mahogany Row، در مجاورت کاخ وزارت خارجه مستقر شده است که فقط چند درب با اطاق کار پمپئو فاصله دارد. او در عمل مدیریت امور ایران را در وزارت خارجه به عهده گرفته است.
این تیم  تمرکز خود را بر اثبات این نکته نهاده است که قدرت اقتصادی آمریکا و دلار آن در سیستم اقتصاد جهانی چنان نقش مرکزی یافته اند که که فقط  تحریم های آمریکا به تنهایی می توانند اقتصاد ایران را به انزوا برانند. این رویکرد در نقطه مقابل رویکرد مورد چالش عقل گرایانه ای بود که دولت اوباما نسبت به ایران برگزیده بود که بر اساس آن، تحریمهای آمریکا فقط هنگامی کارآمد خواهند بود که از سوی دولتهای دیگر، به ویژه دول هم پیمان آمریکا پشتیبانی شوند. یوآن  زراته سرپرست شبکه بهم پیوسته مالی و مشاور امنیت ملی در دولت بوش میگوید: «برای مدتها من فکر میکردم که ما توانایی خود را در کاربرد ابزارهای آمریکا به هنگام رویارویی با دولتهای یاغی در دنیا دست کم گرفته اییم.» این استدلال که قدرت ما از کنترل مان دارد خارج میشود و توانمندی ما برای اِعمال و حفظ تحریم ها رو به فرسایش است، با توجه به جائی که در آن قرار داشتیم یک استدلال نادرست بود.»
در استفاده از قدرت مالی آمریکا به عنوان یک سلاح، ترامپ بیش از هر کدام از رؤساء جمهور پیشین آمریکا به مقابله با متحدین خود  پیش رفته و آنها را بر سر این دوراهی قرار داده است تا اگر با علم به اینکه معامله با ایران در حکم پذیرش خطر تنبیهات آمریکا باشد جرأت کرده و با ایران معامله می کنند، بدانند که محرومیت از بازار آمریکا که اقتصاد آن ۶۰ برابر اقتصاد ایران میباشد در انتظار آنهاست.  تا آنجا که به دغدغه های هوک مربوط می شود، مسئله برای او حل شده است. او در یک مختصر گفتگو در ماه سپتامبر(مهر) گفت: « تعداد بسیار کمی از کمپانیها ممکن است ایران را برای بازرگانی بر آمریکا ترجیح دهند. این دقیقاً یک واقعیت اقتصادی می باشد.»

هوک و یارانش، قول داده اند که صدور نفت ایران را به صفر میرسانند و وعده داده اند که دیگر تولید کنندگان نفت مانند عربستان، کویت و دیگران  می توانند کاستی بوجود آمده را جبران و جریان نفت را متوازن نگاه دارند. ولی بازار هم اکنون هراسان شده است. قیمت نفت برنت ، شاخص عمده بین المللی نفت و نرخ مرجع، رکورد ۴ ساله را شکسته و از هر بشکه  ۵۵ دلار در سال پیش به ۸۵ دلار در سال جاری رسیده است.

بالا رفتن بهای نفت ممکن است تیم اقدام روی ایران را در معرض آنچه ممکن است بزرگترین تهدید برای آن باشد قرار دهد: و از جمله خود ترامپ را. یک ماه مانده به انتخابات میان دوره ای، شاید پرزیدنت ترامپ نگران آن  باشد که بهای بالاتر نفت ممکن است به آرای جمهوریخواهان صدمه بزند. او در سخنرانی اخیر خود در مجمع عمومی سازمان ملل پرخاشگرانه گفت:«ما، این وضع، این قیمتهای دهشت انگیز را بیش از این تحمل نخواهیم کرد.» این خطر وجود دارد که پرزیدنت مسیر خود را نسبت به ایران تغییر دهد همچنانکه با کره شمالی تغییر داد. تغییر از محور متحارب به مسیر متعامل. اسکوت مدل، مأمور سابق سیا و مدیر کل گروه انرژی راپیدان، میگوید:«ترامپ در آغاز چنان وانمود میکند که هرگز تسلیم نخواهد شد، ولی این یک تاکتیک برای مذاکره است، و او سرانجام میخواهد با ایران به تعامل برسد. او فقط دنبال اینست تا بدترین جنبه های رفتاری ایران را در حال حاضر خنثی کند تا به یک مذاکره طولانی مدت با آن برسد، به ویژه هنگامی که بهترین فرصت برای اوست تا بهای بنزین را زیر گالنی ۳ دلار نگاه دارد.»

خطر دیگر رفتار این مرد قدرتمند چیست؟ ممالکی مانند هند و چین بزرگترین چالش برای او  می باشند. هر دو کشور از وارد کنندگان عمده نفت ایران هستند. در حالی که چین مایل است به آمریکا یک سیلی بزند، هند بیشتر مایل به همکاری با آمریکا است. وندی شرمن، از معاونین در دولت اوباما که روند مذاکره با ایران را مدیریت می کرده است می گوید: « نتیجه تنها به میدان رفتن جدی است، مملکتی مانند هند را در نظر بگیرید که انتخابات را در پیش روی خود دارد. آنها می خواهند روابط خوبی با آمریکا داشته باشند و در این تردیدی نیست. ولی آنها در عین حال بحران انرژی نمی خواهند.»  

مسئله  فقط این  نیست که فعالیت های  تیم عملیات روی ایران چه اندازه موفق شود، بلکه هیچ تضمینی هم نیست  که ایران تسلیم شود. وزارت خارجه می گوید، هدفش اینست که بیشترین آسیب اقتصادی را به ایران برساند تا آنجا که ایران مجبور شود به پای میز مذاکره برگردد و بپذیرد که نه تنها برنامه هسته ایی خود را کنار بگذارد بلکه به آنچه ایالات متحده پشتیبانی مالی از تروریسم میخواند، به بلند پروازی های موشکی اش و گستراندن قدرت خود به آن سوی مرزهای خود در منطقه پایان دهد.

پمپئو، ۱۲ شرط را در برابر ایران نهاده است که برابر آنها ایران باید در خود یک تغییر سراسری ایجاد کند و جهت گیری ها و اولویت های سیاسی خود را هم تغییر دهد .شرمن میگوید: « این ا احتمالا زیاد هستند.  رهبران ایران زیرک، زبل و مذاکره کنندگانی سخت هستند.»

پایان ترجمه کامل گزارش تحلیلی بلومبرگ.

حبیب تبریزیان

……………………………………………..

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتر از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفندها و بد کرداریهای آن نداریم!

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

   ………………………………………………………….

توجه:

تحلیل بلومبرگ از مسئله ای که طرح و تحلیل کرده است، بنظر من نیاز به واکاوی و نقد دارد که من در روزهای آینده تحلیل خود را از کل مسئله ی تشکیل این تیم در همین سایت نوشتاری و درج میکنم.

ح تبریزیان

 

جنگ نفت و تحریمها علیه ایران

Share Button

ترامپ پس از خارج شدن از پیمان هسته ای با ایران تحریمها  علیه ایران را از نو به اجرا گذارده است. این تحریم ها بطور کامل در اوایل نوامبر به اجرا گذارده خواهند شد. در حالیکه بسیاری مانند رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین اقدامات ترامپ را موجب افزایش بهای نفت می دانند، پرنس محمد می گوید فقدان عرضه کافی نفت ناشی از کاهش عرضه  از جاهای دیگر است. او گفت:« قیمت بالاتر نفت که ما در ماه جاری شاهد آن بودیم، ناشی از ایران نیست بلکه در نتیجه اتفاقاتی است که در کانادا و مکزیک و ونزوئلا و برخی ممالک دیگر رخ میدهد.» کامنت من در زیر گزارش بلومبرگ

ولیعهد عربستان: ما تمام کاهش عرضه نفت ایران را جبران می کنیم

بلومبرگ

۵ اوکتبر ۲۰۱۸

بنا به گزارش بلومبرگ، ولیعهد عربستان سعودی که برای مهار بهای افزایش یابنده نفت تحت فشار قرار گرفته است، گفت که عربستان به وعده خود دایر بر جبران کاهش عرضه نفت ایران در بازار جهانی که ناشی از تحریمهای آمریکا میباشد عمل خواهد کرد.

محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان در یک مصاحبه گفت که، درخواست آمریکا از عربستان سعودی و دیگر ممالک عضو اوپک دایر بر جبران کسری عرضه نفت ایران، مطمئناً انجام خواهد شد و اگر کاهشی در عرضه باشد ما آن را تامین می کنیم. و این کار انجام خواهد شد.

مع الوصف، چنین بنظر میرسد که ترامپ متوجه نشده و همچنان به حمله به سازمان ممالک صادر کننده نفت انتقاد میکند که مادامی که او سعی دارد تا جریان صدور نفت از ایران را متوقف کند آنها اجازه میدهند تا بهای نفت افزایش یابد. روز چهارشنبه گذشته وزارت خارجه آمریکا به اوپک اصرار کرد تا شیر ذخایر صادراتی خود را باز کنند.

تلاش عربستان تاکنون نتوانسته مانع رسیدن بهای نفت به بشکه ای ۸۶ دلار در بازار لندن بشود. در اثر نگرانی برای عرضه نفت قیمت هر بشکه آن در این هفته به مرز ۸۶ دلار رسید.

معامله گران نفتی نگران آن هستند که عربستان سعودی به قدر کافی برای افزایش تولید سریع اقدام نکرده است و این کندی ممکن است ناشی از عدم ظرفیت کافی آن برای جبران کامل فقدان صادرات ایران بستگی داشته باشد.

ولی مطابق اظهارات ولیعهد عربستان؛ با همه احوال، تولیدکنندگان اوپک و خارج از آن، دو برابر ۷۰۰ هزار بشکه ای که تا کنون از صادرات ایران کم شده است، یعنی روزانه نزدیک به ۱٫۵ میلیون بر تولید خود افزوده اند.

پرنس محمدابن سلمان می گوید ما به ازای هر یک بشکه ای که از عرضه ایران کاسته شده است دو برابربه تولید خود افزوده ایم. پس ما به وعده خود عمل کرده اییم.

شاهزاده میگوید در حال حاضر عربستان سعودی روزانه ۱۰٫۷میلیون بشکه، که نزدیک به رکورد است، تولید میکند و میتواند «در صورتی که بازار احتیاج داشته باشد»، ۱٫۳ میلیون بشکه دیگر بر آن بیافزاید. مع الوصف، بسیاری تحلیلگران، در این که بتوان به سرعت به تولید ۱۲ میلیون بشکه در روز رسید، تردید دارند.

امریتا سن، سرپرست شرکت انرژی اسپکت میگوید: « مازاد ظرفیت برای کوتاه مدت هم اکنون استفاده شده است.

ظرفیت بالقوه تولید

پرنس محمد ابن سلمان می گوید که پادشاهی سعودی می تواند تولید روزانه خود را  با سرمایه گذاری به بالای ۱۲ میلیون برساند و متحدین سعودی نیز داری ظرفیت اضافی برای عرضه را دارند.

ترامپ پس از خارج شدن از پیمان هسته ای با ایران تحریمها  علیه ایران را از نو به اجرا گذارده است. این تحریم ها بطور کامل در اوایل نوامبر به اجرا گذارده خواهند شد. در حالیکه بسیاری مانند رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین اقدامات ترامپ را موجب افزایش بهای نفت می دانند، پرنس محمد می گوید فقدان عرضه کافی نفت ناشی از کاهش عرضه  از جاهای دیگر است. او گفت:« قیمت بالاتر نفت که ما در ماه جاری شاهد آن بودیم، ناشی از ایران نیست بلکه در نتیجه اتفاقاتی است که در کانادا و مکزیک و ونزوئلا و برخی ممالک دیگر رخ میدهد.»

عربستان سعودی و ایران هردو عضو اوپک هستند ولی با این وجود بعلت برخی مسائل سیاسی مانند درگیریها در سراسر خاورمیانه از سوریه تا یمن با هم دشمن خونی میباشند.

پایان گزارش کامل بلومبرگ

کامنت من:

بیش از یک دهه است که تحولات نفتی دنیا و به ویژه خاور میانه خودمان را از نزدیک پیگیری میکنم. و این پیگیری از زمان خارج شدن آمریکا از برجام بیشتر و دقیقتر بوده است.

کمترین دلیلی ندارد که در اظهارات محمد ابن سلمان دایر بر افزایش دو برابر کسر عرضه نفت ایران از سوی سعودی و متحدینش، یعنی ۱٫۵ میلیون بشکه تاکنون ( حدود ۷۵۰ هزار کاهش عرضه نفت ایران)، تردید کنیم. زیرا از قریب ۸ سال پیش تا کنون، سیاست عربستان این بوده است تا ایران را از بازارهای جهانی  نفت بیرون کند. و علاوه بر افزایش تولید عربستان و احتمالا مقدار دیگری هم امارات، خود آمریکا هم، طی این مدت حدود ۳۵۰ هزار بشکه بر تولید نفت شل خود افزوده است.

ولی با این حدود ۲ میلیون بشکه افزایش، شاهد آن هستیم که بازار دنیا همچنان تشنه نفت بیشتر است!

البته اطلاعات محمد ابن سلمان نسبت به تولیدات کانادا، ونزوئلا و مکزیک از شخصی مانند من بیشتر است ولی با این حال، تا آنجا که به اوضاع اسفناک تولید نفت در ونزوئلا مربوط میشود، همان است که سال پیش هم بوده است و تا آنجا که به کانادا و مکزیک مربوط میشود، بعید است تولید آنها تا سطح بیش از یک میلیون کاهش یافته باشد که تازه در این صورت هم باز ما به موازنه قبل از اعلام تحریمها میرسیم.

بنا بر این، هر چند جانی دالری بنظر میرسد ولی، باید کاسه ای زیر نیم کاسه باشد. یک گمانه زنی میتواند این باشد که روسیه با رشوه گیری از ایران یا زد و بند با آن، از تولید خود کاسته است و شاید ایران به کمک روسیه، بهر ترتیبی که شده به خرید روی دریاها پرداخته و نفت را انبار کرده اند تا  با کاهش عرضه، سیاست ترامپ با شکست مواجه شود.

کافیست در نظر بگیریم که اگر ظرف این یک ماهه منتهی به نوامبر، دنیا با مشکل نفت روبرو شود آن چنان شکستی  برای ترامپ است که جبران آن برایش دشوار خواهد بود و برای ایران و روسیه ارزش هزینه دهی را دارد. بهر حال قضیه، به نظر من، آنچنان نیست که در سطح رویدادها در این زمینه دیده میشود.

حبیب تبریزیان

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر بیشترتی از هم میهنمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفندها و بد کرداریهای آن نداریم!

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

Iranian members of the Basij militia march during a parade on the occasion of the country’s annual army day on April 18, 2018 in Tehran.
President Hassan Rouhani said during the parade that Iran “does not intend any aggression” against its neighbours but will continue to produce all the weapons it needs for its defence. / AFP PHOTO / ATTA KENARE

 

رشد چشم‌گیر وام‌های دریافتی از خارج و سپرده‌های ارزی سیستم بانکی

Share Button

تجارت‌نیوز گزارش می‌دهد:

رشد چشم‌گیر وام‌های دریافتی از خارج و سپرده‌های ارزی سیستم بانکی

در تیر ماه سال جاری میزان وام‌ها و سپرده‌های ارزی سیستم بانکی در مقایسه با تیر ماه سال گذشته ۴۸٫۱ درصد رشد داشته که بخش بانک‌ها و موسسات اعتباری غیربانکی در مقایسه با بانک مرکزی با رشد بیشتری همراه بوده است.

کامنت من در ذیل مطلب

رشد چشم‌گیر وام‌های دریافتی از خارج و سپرده‌های ارزی سیستم بانکی

به گزارش تجارت‌نیوز، بر اساس تازه‌ترین آمارهای بانک مرکزی سپرده‌های ارزی طی یکساله اخیر با رشد قابل توجهی وارد سیستم بانکی کشور شده‌اند.

سپرده‌های ارزی سیستم بانکی کشور در تیر ماه سال جاری در مقایسه با تیر ماه سال گذشته بیش از ۴۸ درصد رشد داشته که بیشترین رشد در بخش بانک‌ها و موسسات اعتباری غیربانکی رخ داده است.

در تیر ماه سال جاری وام‌ها و تسهیلات دریافتی از خارج و سپرده‌های ارزی سیستم بانکی به ۵۲۴٫۱ هزار میلیارد تومان رسیده که در مقایسه با تیر ماه سال گذشته ۴۸٫۱ درصد رشد داشته است.

میزان وام‌ها و تسهیلات دریافتی از خارج و سپرده‌های ارزی سیستم بانکی در تیر ماه سال ۱۳۹۶ حدود ۳۵۴ هزار میلیارد تومان بوده است.

بدهی‌های ارزی (میزان وام‌ها و تسهیلات دریافتی از خارج) در بخش بانک مرکزی با بیش از ۴۰ درصد رشد از ۱۶۱ هزار میلیارد تومان در تیر ماه سال گذشته به ۲۲۵٫۸ هزار میلیارد تومان در تیر ماه سال جاری رسیده است.

میزان بدهی‌های ارزی بانک مرکزی در تیر ماه سال ۱۳۹۵ حدود ۱۵۰ هزار میلیارد تومان بود.

در تیر ماه سال جاری میزان وام‌ها و سپرده‌های ارزی در بخش بانک‌ها و موسسات اعتباری غیربانکی در مقایسه با بانک مرکزی با رشد بیشتری همراه بوده است.

وام‌ها و سپرده‌های ارزی در بخش بانک‌ها و موسسات اعتباری غیربانکی در تیر ماه سال جاری با ۵۴٫۶ درصد رشد از ۱۹۲ هزار میلیارد تومان در تیر ماه سال ۱۳۹۶ به بیش از ۲۹۸ هزار میلیارد تومان در تیر ماه سال جاری رسیده؛ این در حالی است که این مقدار در تیر ماه سال ۱۳۹۶ در مقایسه با تیر ماه سال ۱۳۹۴ تنها ۱۰ درصد رشد داشت.

در بخش بانک‌ها و موسسات اعتباری غیربانکی بیشترین میزان وام‌ها و سپرده‌های ارزی مربوط به بانک‌های غیردولتی و موسسات اعتباری غیربانکی بوده، به طوری که در تیر ماه سال جاری میزان وام‌ها و سپرده‌های ارزی بانک‌های غیردولتی و موسسات اعتباری غیربانکی ۱۸۵ هزار میلیارد تومان، بانک‌های تخصصی ۶۹ هزار میلیارد تومان و بانک‌های تجاری ۴۳٫۹ هزار میلیارد تومان بوده است.

 

اگر تعهدات ارزی فوق الذکر سیستم بانکی و سایر مؤسسات اعتباری کشور را که ارقام ذکر شده آن باید از منابع رسمی خود بانک مرکزی باشد را در نظر بگیریم، و اگر مبنا را همان دلار ۸۰۰۰ تومانی بازار ثانویه ارزی قرار دهیم، با یک حسب ساده، به این نتیجه میرسیم که سیستم بانکی کشور قدری بالای۱۳۱ میلیارد دلار بدهی ارزی دارد. نتیجه گیری بعدی اینست که ظرف فقط مدت دو سال گذشته میزان این بدهی دو برابر شده است.

و پرسش مهم اینست که؛ سیستم بانکی این اضافه استقراض دلاری حدوداً ۶۵ میلیارد دلاری را ظرف این دو سال چه کرده است؟ آیا از این محل است که اعلام میکند ما دلار به بازار سرازیر میکنیم؟!

و پرسش بعدی اینست؛ سیستم بانکی و بانک مرکزی از چه محل این بدهی ارزی را که قطعا عمده مبلغ آن از محل جذب سپرده های ارزی مردم یعنی سپرده گذاران عادی است را چگونه و از چه محلی میخواهد بپردازد؟ وقتی که صادرات نفت نصف شده و به حدود یک میلیون بشکه در روز رسیده و بهای آنهم نه با ارزهای معتبر مانند دلار و یورو بلکه با روپیه بنگلادشی و پاکستانی پرداخت خواهد شد و حالا هم میشود.

پرسشهای بسیار دیگری را در این رابطه می توان مطرح کرد که خود خوانندگان این کامنت هم میتوانند برای خود آنها را طرح کنند و به خود پاسخ دهند.