Archive for: May 2019

تهدید بولتون و عزیمت ناو هواپیمابر لینکُن رژیم را ترسانده است

Share Button


بطور کلی می توان گفت از شمال آفریقا تا ممالک خاورمیانه، باد موافق در بادبان  آمریکا و متحدین آن افتاده است. تحولات الجزایر، لیبی و سودان و به نکبت مالی و سیاسی افتادن حزب الله در لبنان، به دست انداز افتادن ماشین حکومتی اردوغان  در ترکیه همه از یک تغییر و تحول پارادایمیک در منطقه گواهی می دهند. و درک این این دشوار نیست که آمریکا فرصت را برای پشتیبانی و تقویت لوژیستیک این تغییر و تحولات از دست ندهد.


The Nimitz-class aircraft carrier USS Abraham Lincoln (CVN 72) transits the Strait of Gibraltar

همین یکی دو هفته قبل بود که سران سپاه یکی پس از دیگری بر صفحه های رسانه های حکومتی ظاهر شدند و تهدید به بستن تنگه هرمز در صورت صادر نشدن نفت ایران کردند و چهارشنبه پیش، جواد ظریف که در راه پرواز به آمریکا بود در اظهار نظری پیرامون این تهدیدات سران سپاه گفت: «در مورد بستن تنگه هرمز بخش نظامی تصمیم میگیرد.»

حالا در حالی که تمام رسانه های بزرگ دنیا خبر عزیمت ناو هواپیما بر لینکُن و هواپیماهای دور پرواز عرشه آن و تهدید جان بولتون مشاور ترامپ در امور امنیتی را در همین زمینه درج کرده اند. نه تنها آن نَفَسِ عربده کشان سپاه بند رفته است بلکه سید علی خامنه ای هم که هیچ فرصتی را برای فحاشی و تهدید آمریکا از دست نمی دهد؛ در سخنرانی دیروز خود به مناسبت شروع ماه رمضان حتی کلامی راجع به تهدیدات های بولتن و اعزام این ناو به منطقه و مشخصاً در ارتباط با ایران بر زبان نراند و به اشاره کلی به استکبار که مخالف انقلاب ایران است اکتفاء کرد. از شیخ حسن هم در این زمینه خبری نیست..

در جستجوی نوع واکنش رسانه های پادگانی و نیمه پادگانی از سایتهای: تابناک، تسنیم نیوز، فارس نیوز و ایلنا دیدن کردم، همگی در این زمینه یا خاموشی برگزیده اند و یا به نقل نوشته و گفته های رسانه ها و شخصیت های خارجی اکتفا کرده اند و ابداً خبری از رجز خوانی معمول آنها  در رابطه با این خبر بسیار مهم به چشم نمی خورد.

تنها رسانه ای که قدری وسیع تر مسئله اعزام این ناو را مطرح کرده  است سایت تابناک است که آنهم از موضع یک ناظر، فقط به نقل قول دیگران بسنده کرده و چنین مطلب را انعکاس داده است:[«روز دوشنبه جان بولتون، مشاور امنیت ملی آمریکا در ادامه سیاست های تهاجمی خود علیه ایران، از اعزام یگان بمب‎افکن و ناو هواپیمابر به خاورمیانه با هدف هشدار به ایران خبر داد.

به گزارش «تابناک»؛ بولتون در این بیانیه تحریک‌آمیز گفت: ایالات متحده برای جنگ با رژیم ایران تلاش نمی‌کند اما برای هر حمله‌ای، چه از طرف نمایندگانش، چه از طرف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یا از طریق نیروهای متقارن باشد، آماده است».

بیانیه مشاور امنیت ملی کاخ سفید همچنین بعد از آن منتشر شد که روز گذشته دو منبع آگاه آمریکایی گفتند، «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا روز چهارشنبه هفته جاری، تحریمی جدید علیه ایران وضع خواهد کرد.

بولتون در بیانیه امروز خود مدعی است، این تصمیم واشنگتن با هدف ارسال «پیام صریح و بدون تردید» نیت آمریکا در قبال تهران گرفته شده است. بولتون مدعی شد: «آمریکا در حال استقرار ناوگروه ضربتی یو.اس.اس آبراهام لینکلن و بمب‌افکنی در منطقه فرماندهی مرکزی آمریکاست تا یک پیام صریح و بدون تردید به رژیم ایران ابلاغ کند، مبنی بر اینکه هرگونه حمله به منافع آمریکا یا هم‌پیمانان این کشور با بی‌رحمی رو به رو خواهد شد (پاسخ داده می‌شود)».

در همین راستا، تحلیل های زیادی در رابطه با این اقدام آمریکایی ها و بیانیه بولتون ارائه شده است. اینکه هدف آمریکا از اعلام اعزام یگان بمب افکن خود به منطقه چیست؟

برخی از ناظران و تحلیلگران آن را در راستای پروژه جنگ با ایران می دانند. در همین راستا، وندی شرمن، نماینده ارشد آمریکا در دوران مذاکرات هسته‌ای به بیانیه مشاور امنیت ملی آمریکا مبنی بر این که این کشور در پاسخ به آن‌چه «برخی نشانه‌ها و هشدارهای مشکل‌ساز و جنگ‌افروزانه» از سوی ایران خوانده، ناو هواپیمابر و هواپیماهای بمب‌افکن به خاورمیانه می‌فرستد، واکنش نشان داده و گفت که بولتون واقعا به دنبال آن است که ما را به جنگ با ونزوئلا و ایران وارد کند.

با این حال، عده زیادی از ناظران، این اقدام آمریکا را نه جدی بلکه برای افزایش فشار روانی و امنیتی همراه با افزایش فشار اقتصادی قلمداد کرده اند.»]

تصور نمی رود که رسانه های حکومتی و پادگانی یا سران رژیم و خود رهبر در روزهای پیش روی هم روشی جز این برگزینند.

برای آنهایی که با زبان و ادبیات درشت سران نظام و سپاه در مورد آمریکا و اسرائیل آشنا نیستند شاید این سکوت انفعالی رسانه های حکومتی جلب توجه نکند ولی آنها که با ادبیات دولتمردان و رسانه های وابسته به حاکمیت آشنا هستند می توانند تغییر لحن آنها را  از پرخاش و تهدید به انفعال و احتیاط به آسانی تمیز دهند.

بنظر میرسد اعزام این ناوگروه، برعکس آنچه برخی از سران نظام می خواهند وانمود کنند که گویا یک حرکت «روتین» است، اقدامی حساب شده و به لحاظ زمانی دقیق انتخاب شده میباشد.

در واقع می توان گفت آنچه پنتاگن و مشاور امنیتی ترامپ منتظرش بودند همین تهدید های سران سپاه بود که از بخت خوش آنها با کشف و توقیف یک کشتی حامل جنگ افزار ایران برای باندهای تروریستی لیبی مقارن شد.

بطور کلی می توان گفت از شمال آفریقا تا ممالک خاورمیانه، باد موافق در بادبان  آمریکا و متحدین آن افتاده است. تحولات الجزایر، لیبی و سودان و به نکبت مالی و سیاسی افتادن حزب الله در لبنان، به دست انداز افتادن ماشین حکومتی اردوغان  در ترکیه همه از یک تغییر و تحول پارادایمیک در منطقه گواهی می دهند. و درک این این دشوار نیست که آمریکا فرصت را برای پشتیبانی و تقویت لوژیستیک این تغییر و تحولات از دست ندهد.

KHAMENEI: IRAN WILL BOOST ENRICHMENT CAPACITY IF NUCLEAR DEAL FALLS APART

“The enemy knows that if they hit us once they will be hit 10 times more.”

BY REUTERS  JUNE 5, 2018 08:00 2 minute read. 

b

U.S Judge Strikes Down ACA RuleVideo Player is loading.

This is a modal window. This modal can be closed by pressing the Escape key or activating the close button.


https://www.jpost.com/Middle-East/Iran-News/Khamenei-Iran-will-boost-enrichment-capacity-if-nuclear-deal-falls-apart-559181



نفت ایران به ارزش یک میلیارد دلار* در سواحل چین روی دریا مانده است

Share Button

رویترز

APRIL 30, 2019

نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت ایران در سواحل چین، در شمال دالیان(چین) برای ۶ ماه است که روی دریا معطل مانده است. حالا بنظر میرسد که این انتظار طولانی، با تشدید موضع ایالات متحده روی خرید نفت ایران، همچنان ادامه یابد.

چین بزرگترین خریدار نفت ایران بوده است و ایران قبل از بازگشت تحریمهای ایالات متحده در نوامبر گذشته، در جستجوی راهی برای انبارکردن نفت در خارج از کشور، این میزان نفت را به چین فرستاد.  

این نفتها در تانکرهای بندری شناور نگهداری میشوند، که به معنای اینست که باید اول از گمرک چین ترخیص بشوند(پس از انجام ترتیبات گمرکی.م) تا سپس قابل فروش شوند. مع الوصف پس از گذشت ۶ ماه، این نفت های انبار شده در مخازن تانکری، که برای آزاد شدن آنها صدور جواز گمرکی لازم است، همچنان در گمرک بندری منتظر مانده اند.

این توقف طولانی نفت ایران روی آبهای ساحلی چین، در شرایطی است که مدت ۶ ماهه استثناء های تحریمهای آمریکا هنوز منقضی نشده  و تا این ماه (می)، چین به سیاق گذشته مجاز به خریدن آنها بوده است ولی اطلاعات کشتیرانی نشان میدهد که فقط مختصری از این نفت ها تا کنون جا به جا شده است.

یک مقام مستقل پالایشگاهی میگوید که منابع پالایشگاهی و بازرگانی نفتی خاطر نشان میکنند که عدم اطمینان نسبت به شرایط استثناء های آمریکا، مانع از این است تا پالایشگاه ها قادر به یافتن کانالهای برای پرداخت بیابند و پالایشگاه های دولتی هم در به در دنبال کشتی هایی هستند که بیمه حمل داشته باشند.

سرنوشت این نفت ها که با نرخ فعلی، ارزششان به حدود ۱ میلیارد دلار* بالغ میشود، پس از اینکه هفته پیش واشنگتن بر فشار های خود روی ایران افزود و اطلاع داد که همه استثناء ها تا پایان ماه می جاری(۱۰ تیر)  بدون تجدید شدن تمام میشوند بازهم بیشتر مبهم و نامعلوم میشود.*( با احتساب نفت بشکه ای ۷۵ دلار کنونی. قیمت این نفت ۱٫۵ میلیارد دلار میشود نه ۱م).

تیل لاک دوشی از موسسه مشاوره ای نفتی استنسیل در سنگاپور می گوید که هیچ کمپانیِ با مسئولیت چینی، با کمترین ارتباط بین المللی، نفتی از ایران نخواهد خرید مگر اینکه از طرف دولت چین به آنها گفته شود بخرند.

ایران قبلاً در جریان آخرین دور تحریمهای سال ۲۰۱۴، نفت های خود را به این طریق در بندر دایلان انبار کرد که بعدها توانست آنها را به کره جنوبی و هند بفروشد.

هفته پیش چین رسماً از آمریکا گله کرد که یک جانبه به تحریم ایران اقدام کرده است. ولی مقامات  ایالات متحده میگویند که واشنگتن برنامه ای برای کوتاه آمدن یا قائل شدن استثناء های محدود مدت دیگری را ندارد

۲۰ میلیون بشکه نفت معادل یک ماه واردات ۶ ماهه گذشته چین از ایران، یا معادل ۲ روز واردات آن کشور می باشد.

ایران می گوید علیرغم تحریم آمریکا به صادرات خود خود ادامه خواهد داد. یک مقام برجسته در شرکت حمل و نقل نفتی ایران (NITC) که نخواست نامش فاش شود، به رویترز گفت ما به فروش نفت خود ادامه خواهیم داد.  

تیل لاک دوشی میگوید:« ایران، استیصال آمیزانه میخواهد با هرکس و با هر میزان تخفیف معامله کند، مشروط بر اینکه طرف معامله بتوانند به نحوی پرداخت کنند.»

مقداری نفت انتقال یافته است

یک تحلیلگر نفتی از موسسه رصد کننده کشتیرانیRefinitiv می گوید که مقداری از نفت ایران که به دالیان فرستاده شده بود، جا به جا شده است.

بر طبق اطلاعات موسسه Refinitiv یک سوپر تانکر، متعلق به شرکت حمل و نقل نفت ایران، NITC  دو میلیون بشکه از نفتهای ذخیره شده در تانکرهای دالیان را در ماه مارس گذشته، با طی ۱۰۰۰ کیلومتر، به ترمینال نفتی نینگبوشی هیوا انتقال داده است.

نینگبو جایی است که پالایشگاه Sinopec’s Zhenhai در آن واقع شده است و ظرفیت روزانه ۵۰۰٫۰۰۰ بشکه پالایش نفت ایران را دارد. این پالایشگاه از توضیح پیرامون این خبر خود داری کرد. ولی طبق اطلاعات  تحلیلگر Refiniti، اِما ـ لی، تانکر نفتی ایرانی به نام دان، توسط شرکت چینی Zhuhai Zhenrong اجاره شده بود که مقامات شرکت حمل و نقل نفتی ایران خبر اجاره آنرا تایید کردند.

          شرکتی است که ۱۹۹۰ تاسیس شده و واسطه اولین  معامله نفتی بین،«Zhenrong»

ایران و چین بود.  در آن زمان، دوران جنگ بین ایران و عراق، ایران در مقابل دریافت اسلحه نفت به چین تحویل می داد.

یک مقام مدیریتی شرکت Zhuhai Zhenrong در پکن، به رویترز گفت در حال حاضر کامنتی بر این خبرندارد  و شرکت مربوطه هم پاسخی به فاکس رویترز در این زمینه نداد.

بنا به اطلاعات Refinitiv ، در حال حاضر، بیشتر نفت ایران با دو سوپر تانکر به سمت چین روان است که به ترتیب تاریخ، ۵ و ۷ می به مقصد می رسند. بخشی از این نفتها ممکن است از محل سرمایه گزاری های نفتی خود چین در ایران باشد که تکلیف  تحریمی آنها نامشخص می باشد.

آیا چین به خرید نفت از ایران ادامه خواهد داد؟ هنوز معلوم نیست، ولی تحلیلگران موسسه Fitch Solutions می گویند، ممکنست این امر صورت گیرد ولی  در این صورت از طریق دلالها، تهاتری و اشخاص غیر رسمی انجام خواهد گردید.

کامنت:

این گزارش نیازی به کامنت زیادی ندارد. فقط با مطالعه آن خواننده پی میبرد، آنچه خامنه ای و روحانی در مورد امکان فروش نفت ایران بر زبان میرانند، بنا به گفته تیل لاک دوشی، از موسسه استنسیل در سنگاپور:« ایران، استیصال آمیزانه میخواهد با هرکس و با هر میزان تخفیف معامله کند، مشروط بر اینکه طرف معامله بتوانند به نحوی پرداخت کنند.»، چیزی جز به در و دیوار زدن رژیم برای اینکه خود را از تَک و دُو نیاندازد نیست. تلاشی استیصال آمیز که به معنای دادن امتیازهای بزرگ، تخفیفهای کلان به کارچاق کن های بین المللی و مُفت فروشی نفت نیست که در نهایت از درون آن لاشخورهایی چون بابک زنجانی ها و رضا ضراب ها  سر بر می آورند.

اگر رژیم یک صدم مشروعیت مردمی دولت مصدق را داشت میتوانست به مردم اتکا کرده و گاندی وار، از آنها بخواهد که به تنگی تن دهند ولی در پشت سر رژیم به ایستند. ولی این رژیم نه تنها ذره ای مشروعیت برای چنین اتکایی به مردم و جلب پشتیبانی آنان ندارد بلکه موضوع چالش آن با آمریکا اساساً علیه منافع ملی و خواست مردم است. مردم ایران با آمریکا و دونالد ترامپ، پمپوئو جان بولتون نه تنها دعوایی ندارند بلکه بیشترشان، فشارهای آمریکا را در جهت منافع بلند مدت خود برای آزاد شدن از قید این رژیم فاسد می دانند.

در این چالشگری، رژیم تنها علیه آمریکا برنخاسته  بلکه در درجه اول علیه مردم میهن خودمان جبهه گرفته و سنگر بندی کرده است.