Archive for: July 2019

حمله های بی پاسخ اسرائیل به نیروهای ایران

Share Button

آنچه اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را به فروپاشی کشاند و آن امپراطوری را که از وسیع ترین منابع طبیعی، گسترده ترین شبکه سیاسی و رونق گفتمانی و دکترین سیاسی در دنیا، و عمیق ترین عمق استراتژیکی(هم سیاسی و هم نظامی) در جهان برخوردار بود را به نکبت امروزی کشاند، تا آنجا که بزرگترین ُمتحدش ایرانِ خامنه ای و رژیم لومپن کراتیک او شده است، کشانده شدن آن امپراطوری به میدان مسابقه تسلیحاتی و رقابت تکنولوژیک در این عرصه بود. عرصه ای که کمترین شانسی در آن برای شوروی وجود نداشت. رژیم خامنه ای با بضاعتی صدها بار کمتر و گفتمانی کپک زده و غیر قابل مقایسه با کمونیسم، سوسیالیسم و مارکسیسم پا در همان راه گذاشته است. 

جنگ ۳۳ روزه حزب الله لبنان با اسرائیل در ژوئن ۲۰۰۶، این توهم را، هم در حزب الله و هم در پشتیبان استراتژیک آن، رژیم خامنه ای و سپاه قدس، آفرید که “حزب الله لبنان از قدرتی همسان با اسرائیل قرار دارد” در حالی که در آن جنگ، این، نیروی جنگی حزب الله و دلاوری افراد آن نبود که اسرائیل را به مدت ۳۳ روز در لبنان زمین گیر کرد بلکه سپر سازی از مردم غیرنظامی و تبدیل اماکن عمومی از شیرخوارگاهها گرفته تا مساجد و بیمارستانها و مدارس و منازل مردم به استحکامات نظامی و موشکی بود که کوبیدن آنها برای اسرائیل ممکن نبود زیرا به کشتار وسیع غیرنظامیان ی انجامید و اسرائیل نمیتوانست پاسخگوی چنان کشتاری در مجامع بین المللی باشد. 

قریب ۱۳ سال پس از جنگ ۳۳ روزه، حزب الله لبنان و نیروهای سپاه قدس در سوریه آماج ضربات مداوم اسرائیل میشوند بدون اینکه از خود واکنش متقابل نشان دهند.

برای نشان دادن ضعف ساختاری/نظامی حزب الله لبنان و متحدین سپاه قدس و در مجموع نیروهای سپاه، کافیست به این توجه شود که استراتژی هردو، هم حزب الله و هم سپاه قدس دیگر بر اساس قدرت و توان موشکی نهاده شده است. این یک چرخشی است که معنایش این می باشد که این دو(هم حزب الله و هم سپاه)، از نیروی رزمی میدانی که حاضر به جانفشانی باشد دیگر برخوردار نیستند. این ضعف مزمن در نیروهای آنان خود را در طول جنگ سوریه به بهترین نحوی نشان داد.

 درجنگ داخلی سوریه، این بمباران سبعانه و کور هوایی توسط رژیم اسد و روسیه بود که توانست بخشهایی از کشور را از گروههای معارض رژیم اسد، با ویرانسازی و کشتار مردم عادی و تبدیل بخشهای تحت کنترل آنان به زمین سوخته و عاری از سکنه باز ستاند.

اهمیت یابی درجه نخست زرادخانه موشکی در استراتژی جنگی، چه برای حزب الله وچه سپاه و رژیم ایران، در واقع نمایانگر تهی شدن ظرفیت جنگی این دو از پشتوانه انسانی آنهاست که روزی از آن برخوردار بوده اند. 

هم حزب الله و هم رژیم ایران و هم حوثیهای یمنی؛ نیروی موشکی و پهبادی را جایگزین نیروی انگیزه دار انسانی در استراتژی جنگی خود کرده اند. این جایگزین سازی استراتژیک به این معناست که اینها به میدانی کشانده شده اند که در آن برتری کامل با حریفانشان می باشد. 

این فقط یک توهم ابلهانه است که تصور شود اسرائیل و آمریکا در این میدان فرصتی به حزب الله لبنان، سپاه ایران و حوثیهای یمنی خواهند داد. این ورطه است که در آن آخرین رمق این نیروها گرفته میشود.

زاچی هانبی(zachi Hanegbi )، وزیر همکاریهای منطقه ای اسرائیل، یکشنبه گذشته پس از حمله موشکی چهارشنبه گذشته اسرائیل به جنوب سوریه که محل استقرار نیروهای سپاه قدس و حزب الله می باشد، در یک مصاحبه مطبوعاتی مغرورانه  گفت که اسرائیل تنها دولتی است که ایرانیها(افراد سپاه و پروکسی های آن/م) را می کشد! 

لازم به یاد آوریست که در این حمله ۶ تن از سپاه قدس و حزب الله کشته شدند.

… هانیبی در پاسخ خبرنگاران که آیا اسرائیل از واکنش آمریکا که محتاطانه عمل میکند و خواهان احتیاط است، نگران نیست؛ این نگرانی را بی مورد دانسته و گفت که پاسخگویی «احتیاط آمیزانه» دولت ترامپ  به بحران بین انگلیس، که آن هم مانند اسرائیل یک متحد آمریکا است، با ایران مربوط میشود.

او افزود: « اکنون، ۲ سال متوالی است که اسرائیل تنها دولت در جهان میباشد که ایرانیان را میکشد. ما صدها بار ایرانیها را در در سوریه کوبیده ائیم. گاهی اوقات رژیم به آن ضربات اعتراف کرده است و در برخی موارد، این ضربات از سوی رسانه های خارجی اطلاع رسانی و افشاء شده اند. ولی در هر حال همه چیز تحت کنترل و هماهنگ شده بوده است.»… « واکنش ایرانیها در جواب به این حملات خیلی محدود بوده است و دلیل این امر هم این نبوده است که آنها فاقد توانایی بوده اند بلکه ناشی از این می باشد که آنها درک میکنند که اسرائیل شوخی بردار نیست و جدی میباشد.»..« ما در دفاع از امنیت ملی خود بسیار جدی هستیم.»

هفته گذشته نخست وزیر، بنیامین نتانیاهو گفت:« تنها ارتشی در جهان که با ایران(رژیم /م) می جنگد، ارتش اسرائیل می باشد.

ارتش اسرائیل اعلام کرده است که در سالهای اخیر صدهها حمله در سوریه، به نیروهای ایرانی که از بشار اسد حمایت می کنند انجام داده است. (پایان ترجمه بخشی از گزارش تایمز اسرائیل).

آنچه اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را به فروپاشی کشاند و آن امپراطوری را که از وسیع ترین منابع طبیعی، گسترده ترین شبکه سیاسی و رونق گفتمانی و دکترین سیاسی در دنیا، و عمیق ترین عمق استراتژیکی(هم سیاسی و هم نظامی) در جهان برخوردار بود را به نکبت امروزی کشاند، تا آنجا که بزرگترین ُمتحدش ایرانِ خامنه ای و رژیم لومپن کراتیک او شده است، کشانده شدن آن امپراطوری به میدان مسابقه تسلیحاتی و رقابت تکنولوژیک در این عرصه بود. عرصه ای که کمترین شانسی در آن برای شوروی وجود نداشت. رژیم خامنه ای با بضاعتی صدها بار کمتر و گفتمانی کپک زده و غیر قابل مقایسه با کمونیسم، سوسیالیسم و مارکسیسم پا در همان راه گذاشته است. شوربختانه عقب ماندگی زیاد ایران از ممالک هم طرازش می باشد.

فقط یک انقلاب مردمی، با چشم اندازی جهان گرایانه و رهبریتی که نماد چنین تحولی باش میتواند از پیامدهای سهمگین آسیب های وارده ناشی از این نظام بر میهن ما بکاهد.

فقط یک انقلاب مردمی، با چشم اندازی جهان گرایانه و رهبریتی که نماد چنین تحولی باش میتواند از پیامدهای سهمگین آسیب های وارده ناشی از این نظام بر میهن ما بکاهد.

شبح جنگ و انفعال جامعه سیاسی منتقد رژیم

Share Button

رهبر نظام، سید علی خامنه ای و شیخ حسن روحانی در سخنرانیهای خود تمایلات و اهداف ماجراجویانه خود را تمایلات و اهداف مردم ایران ذکر میکنند و بین خود و مملکت و ملت علامت تساوی میگذارند. باید با صدای بلند گفت که راه باند آخوندی حاکم از راه تاریخی ملت آزادمنش و صلح دوست ایران جداست! باید فریاد زد! این رژیم نماینده ملت ایران نیست تا از زبان آن سخن بگوید و چالش آفرینی کند!

شبح جنگ بر فراز سر میهنمان سایه افکنده است و با گذشت هر روز و اتفاقهای پیش بینی نشده یا اشتباه محاسبه شده، بالهای مخوف خود را بیشتر و بیشتر می گستراند.

قضیه روشن است! دولت ترامپ و متحدین آن طالب جنگ نیستند و این یک واقعیت است. علت این عدم تمایل به جنگ ترامپ به هیچ وجه از، پاک نیتی، جنگ گریزی یا ترس او ناشی نمیشود بلکه از این واقعیت غیر قابل چشم پوشی ناشی می گردد که ایالات متحده از بهترین و کارآمد ترین ابزار نمدمالی و جان ستانی برای تنبیه و شکست حتمی رژیم برخوردار است و نیازی نمی بیند به اسلحه متوسل شود مگر اینکه رژیم خامنه ای اول دست به سلاح شود. دولت ترامپ میداند که با تحریم ایران رژیم را فلج میکند و نیازی به جنگ نیست! 

در فیلمهای کابوی می بینیم که آن هفت کشی که از اعتماد به نفس برخوردار است و می داند سرعت عمل دارد، منتظر میماند تا حریف، نخست دست به اسلحه شود تا او به عنوان دفاع از خود ترتیب او را بدهد در حالی که دست او هنوز روی طپانچه اش می باشد. 

پس اگر جنگی بین ایران و آمریکا رخ دهد باید مطمئن بود که اولاً امریکا شروع کننده جنگ نخواهد بود! دوماً، ضربه آمریکا نابود کننده خواهد بود و سوماً  شروع کننده و مقصر آغاز جنگ هم ایران معرفی خواهد شد.

پس اگر آمریکا می گوید طالب جنگ نیست، باید ادعای آن را، هم به درستی درک کرد و هم واقعی دانست. 

در برابر آمریکا، رژیم گام به گام در تله اشتباه محاسبات خود می افتد. حرکت ماجراجویانه راهزنی دریایی و توقیف تانکر سوئدی ثبت شده در انگلیس، رژیم را به یک تله بی بازگشت رانده است که اگر در آن پیش رود هلاک میشود و اگر وا دهد چنان بی اعتبار میشود، که کنترل دستگاه حاکمه  خودش هم از دستش خارج خواهد شد. فراموش نکنیم که انگلیس برای توقیف تانکر نفتی ایران در جبل الطارق محمل و توجیه قانونی داشت و تانکر مزبور حق انتقال و تحویل نفت به سوریه تحریم شده را نداشت و به این دلیل توقیف شد.

در این میان اشتباه محاسبه دیگری وجود دارد که اهمیت استراتژیک، جنگ افروزانه و ویرانگر خواهد داشت.این اشتباه محاسبه اینست که رژیم فکر میکند با فرار به جلو و بحران افزایی موفق میشود در پشت سر خود اجماع ملی و حمایت مردمی جلب کند. حمایتی که در حال حاضر از آن بی بهره است. 

در ارتکاب این اشتباه محاسبه هول انگیز، رژیم تنها نیست. نیروهای نان به روز خور سیاسی که در فردای شکست نظامی رژیم در یک لحظه قبای سیاسی خود را پشت و رو خواهند کرد و تغییر نقش خواهند داد نیز شریک هستند و شاید جرم اینها بیش از خود رژیم و رهبر آن باشد.

این گونه نیروهای سیاسی فاقد احساس مسئولیت شناسی، فرصت طلب یا عاری از ژرف نگری تحلیلی، با اظهار نظرهای خوش آیند رژیم، رژیم را در توهماتش نسبت به امکان جلب حمایت مردم در صورت وقوع جنگ و تشدید بحران تقویت می کنند. سران سپاه که حتی از منطق عقلانیت نظامی گرانه که باید بهره مند باشند برخوردار نیستند، در این تصور هستند که در صورت جنگ میتوانند موجی صدها میلیونی از مسلمانان معترض را علیه آمریکا و متحدین آن در منطقه و جهان اسلام به وجود آورند و آن را در مقابل رژیمهای عرب دوست آمریکا قرار دهند که کاستی توان نظامی آنها را جبران خواهد کرد. موجی شبیه آنچه پس از جنگ  6 روزه ژوئن ۶۷ اعراب و اسرائیل رخ داد که منجر به سرنگونی تعدادی از حکومت های پادشاهی منطقه شد، رادیکالیسم ضد غربی را آفرید و مسئله فلسطین را به مسئله جهان اسلام تبدیل کرد.

از اصلاح طلبانی نظر سید محمد خاتمی و شرکاء، که هرچه هم موضع انتقادی نسبت به رژیم داشته باشند، با آن در یک کشتی نشسته اند و هم سرنوشت می باشند باید گذشت. ولی بر سر دیگر نیروهای سیاسی که مدعی زاویه راهبردی و انتقادی با رژیم هستند باید فریاد کشید و به آنها هشدار داد که چرا ساکت مانده اید؟ همین سکوت رضایت آمیز یا تأیید آمیز شماها و موضع حمایت آمیز اشخاصی نظیر خاتمی است که رژیم را در اشتباه محاسباتش تشجیع کرده تا مملکت را به سوی یک جنگ ویرانگر براند و با این تصور که از ثمرات آن هم به عنوان «انقلاب سوم» برخوردار خواهد گردید!

باید به مردم گفت که رژیم، خود و مملکت را به لبه پرتگاهی کشانده که یا باید تسلیم جامعه جهانی شود و یا مملکت را هم با خود به پرتگاه نابودی بافکند!

مسئولیت پذیری تاریخی و میهنی به ما حکم میکند تا با بانگ بلند از رژیم بخواهیم دست از ماجراجویی و تنش آفرینی بردارد! تسلیم شدن رژیم در مسئله موشکی، هسته ای و راهزنی دریایی و صدور تروریسم به منطقه، به هیچ وجه تسلیم شدن ایران و مردم آن نیست. زیرا این راه که رژیم در پیش گرفته است هرگز راه مردم میهن ما نبوده و نیست تا برگشت از آن تسلیم ملت تلقی شود. رهبر نظام، خامنه ای و شیخ حسن روحانی در سخنرانیهای خود تمایلات و اهداف ماجراجویانه خود را تمایلات و اهداف مردم ایران ذکر میکنند و بین خود و مملکت و ملت علامت تساوی میگذارند. باید با صدای بلند گفت که راه باند آخوندی حاکم از راه تاریخی ملت آزادمنش و صلح دوست ایران جداست! باید فریاد زد! این رژیم نماینده ملت ایران نیست تا از زبان آن سخن بگوید و چالش آفرینی کند! 

رژیم باید تسلیم شود! تسلیم رژیم به جامعه جهانی تسلیم آن به مردم ایران هم هست! زیرا چالش آفرینی های رژیم پیش از آنکه علیه دیگران باشد، ابزار و رویکردی ابزاری برای انقیاد و سرکوب ملت ایران است!

لطفاً در صورت تایید نظرگاه فوق از بازپخش آن خودداری نکنید!

           سیمرغ ایران

@CimorgIran

انقلاب مردم سودان به پیش میرود

Share Button

مسئله روبروی مردم سودان دموکراسی نوع غربی نیست بلکه تشکیل دولت ملی با رویکردی جهان گرا و توسعه گرا است. راهی که رهبری مصر در پیش گرفته است.  مسئله روبروی مردم سودان دموکراسی نوع غربی نیست بلکه تشکیل دولت ملی با رویکردی جهان گرا و توسعه گرا است. راهی که رهبری مصر در پیش گرفته است. 

نیروهای مسلح که با انقلاب همراه شده و موقتاً با عنوان شورای نظامی قدرت را در دست دارند، این توطئه را کشف و سران آن را که از میان واحدهای امنیتی و اطلاعاتی بوده اند را دستگیر کرده است و و بنا بر اطلاعیه شورای نظامی سودان توطئه چینان تحت بازجویی قرار گرفته اند.

پس از ماهها تنش و کوشش سرانجام در روزهای گذشته، بین شورای عالی نظامی که نظم و کنترل کشور را در دست دارد و نیروهای انقلابی روی تقسیم قدرت توافق به عمل آمد و قرار شده است یک دولت موقت غیر نظامی، مرکب از تکنوکراتها در یک دوره ۳ ساله انتقالی اداره کشور را عهده دار گردد. 

این دولت که برای مدت ۳ سال قدرت را دردست خواهد داشت، زیر نظر شورای مشترکی مرکب از نظامیان طرفدار انقلاب و سازمانهای انقلابی انجام وظیفه خواهد کرد.

شکست توطئه کودتای عناصر ارتجاعی علیه انقلاب مردمی سودان که هم واپسگرایان نظامی/امنیتی رژیم عمر البشیر و هم اسلامگرایان در آن شرکت داشته اند از یک سوی پیوند بین جنبش مردمی و ارتش را تقویت کرده و خطر بازگشت ارتجاع را برطرف می سازد و از سوی دیگر باعث ژرفش تمایلات انقلابی در ارتش میگردد. 

انقلاب سودان برخلاف همه انقلابات بهار عربی از این ویژگی برخوردار است که اولاً سازمان یافته است و میداند چه می خواهد و دوماً رهبری آن را نهاد های مدنی که در مرکز آن جامعه دانشگاهی، تحصیلکردگان و صاحبان حرفه سودان شرکت دارند بر عهده دارند. 

پیش بینی مدت ۳ سال برای تشکیل نظام سیاسی، تدوین قانون اساسی و دستیابی به یک دولت برآمده از جنبش مردمی و مبتنی بر قانون اساسی جدید، مانع از این میشود که مردم در تب تند انقلاب به دام جریان های عوام فریب و پوپولیست که وعده های آب و برق مجانی میدهند نظیر خمینی در ایران، اخوان المسلمین در مصر و تونس یا به نوعی دیگر که در لیبی اتفاق افتاد، بیافتند. این مدت برای پخته شدن مردم و سیاسیون جدید و همچنین برای نظامیان مردمی فرصتی برای تجربه اندوزی و راه بُرد انقلاب در مسیر عقلانیت و توسعه آفرینی می باشد

توافق انقلابیون و نظامیان سودان، توطئه ترکیه، قطر و اخوان المسلمین را در این کشور نیز با شکست روبرو می سازد. گفتنی است که ترکیه و قطر انرژی زیادی برای مصادره انقلاب سودان و روی کار آوردن اسلامیستها در آن کشور به کار برده اند.

شکست کودتا در واقع شکست رژیمهای قطر و ترکیه و پیروزی خط عربستان، مصر و امارات در این کشور است که از دموکراتیزاسیون کشور و ثبات آن دفاع  و پشتیبانی میکنند. 

امروز پس از اعلان توافق شورای نظامی سودان و انقلابیون برای تقسیم قدرت و روی کار آوردن دولت غیر نظامی، آمریکا هم تمام تحریمهای خود بر سودان را ملغی کرد و از متحدین خود نیز خواست که هم تحریم هایشان را بردارند و هم به رژیم جدید کمک کنند.

پیروزی انقلاب سودان ضمناً کمکی است برای ارتش ملی لیبی به رهبری ژنرال خلیفه حفتر که با رژیم پوشالی مورد تروریستهای تریپولی می جنگد.

پیروزی مردم سودان را باید به فال نیک گرفت و آن را جهشی برای ریشه کن سازی اسلامیسم و تروریسم در ممالک شمال آفریقا و تحکیم جبهه ضد اردوغان و قطر و به نوعی رژیم ایران تلقی کرد. 

برای مطاله بیشتر و مستقیم تر تحولات سودان: 
رادیو دبنقا   رادیو و سایت نهاد های مدنی و نیروهای مردمی س