Archive for: September 2019

ماجراجویی خطرناک رژیم جدید علیه عربستان

Share Button

در متن شرایط سیاسی و تنش آمیز به وجود آمده کنونی، قرار گرفتن در کنار آمریکا، عربستان سعودی و اسرائیل و علیه رژیم خامنه ای و آخوندهای حاکم، عین میهن پرستی است که در برابر آن خامنه ای پرستی و ولایت مداری قرار دارد نه ایدئولوژی دیگری یا میهن پرستی. هیچ توجیه و سفسطه ای نمیتواند این معادله واضح را غیر از این بیان کند! آنها که امروز در برابر ماجراجویی های رژیم سکوت می کنند شریک جرم در ایجاد فاجعه فردایند!

روزنامه نیویورک تایمز دیروز گزارش از حملات موشکی به تاسیسات نفتی عربستان دارد، حملاتی که ظرف روزهای گذشته سرتیتر رسانه های بزرگ دنیا شده است. 

مایک پمپئو وزیر خارجه ایالات متحده  بعد از وقوع این حملات که تروریستهای حوثی مسئولیت آن را قبول کردند، گفت دلایلی وجود دارد که این موشکها از خاک یمن، یعنی جایی که حوثیها ها در آنجا از امکانات موشکی و پهبادی سطح نازلی برخوردارند، پرتاب نشده اند.

گزارش دیروز نیویورک تایمز قدری دقیق تر می گوید:«تصاویر ماهواره ای انتشار یافته از سوی دولت بر طبق اظهارات مقامات رسمی نشان میدهند که جهت این حملات موشکی و پهبادی که حداقل ۱۷ نقطه از محل اصابت موشکها به تسهیلات نفتی سعودی را نشان میدهند، از شمال و شمال غرب کشور بوده اند. این امر به معنای این است که این حملات از سمت شمال خلیج فارس؛ ایران یا عراق، و نه یمن، که حوثی های مورد حمایت ایران در آنجا حضور دارند و مسئولیت این حملات را به عهده گرفته اند انجام گرفته اند.

مقامامات رسمی می گویند، با توجه به گزارشهای جمع آوری شده، شامل مصاحبه های مختلف روز یکشنبه نشان میدهند که این حملات، ترکیبی از حملات پهبادی و موشکی بوده است و به طوری که یک مقام صاحب نظر آن را مطرح کرد، از هر دو استفاده شده است. این امر بر این دلالت دارد که درجه و میزان بُرد، دقت و پیچیدگی این حملات فراتر از توان شورشیان حوثی به تنهایی می باشد.

نظر دولت آمریکا دایر بر اینکه ایران نقش مستقیمی در این حملات داشته است به افزایش قابل ملاحظه  تنش نوسان دار ماههای اخیر بین آمریکا و ایران منجر گردیده است. این امر این سؤال را پیش می آورد که آیا مکن است واشنگتن دست به عملیات تلافی جویانه بزند؟ و چه باعث شده است تا ایران ریسک چنین تقابلی را بپذیرد؟

هشدار آقای ترامپ یادآور هشدار ماه ژوئن او پس از ساقط کردن پهباد آمریکا توسط ایران است. او ۱۰ دقیقه قبل از انجام آن حمله موشکی به ایران، به خاطر اینکه یکی از ژنرالها به او گفت که در اثر چنان حمله ای حدود ۱۵۰ نفر غیر نظامی کشته می شوند، آن فرمان را پس گرفت. 

مقامات رسمی دیروز یکشنبه گفتند که در روزهای آینده اسناد سری بیشتری که در رابطه با نقش ایران در این حملات به تاسیسات نفتی عربستان را پخش خواهند کرد.آنها گفتند که منتظر نتیجه آزمایشات و آنالیز کارشناسی از محل اصابت موشکها و هستند. 

جمع آوری و وصله کردن قطعات موشکها بهم، نشان خواهد داد که اولاً آنها کجا ساخته شده اند و در ثانی «چه کسان یا طرفهایی؟» آنها را پرتاب کرده اند. پایان ترجمه خلاصه  نیویورک تایمز.

کامنت:

گزارشگر نیویورک تایمز این پرسش را مطرح میکند که ایران به چه محاسبه ای ریسک چنین عملیاتی را پذیرفته است. پاسخ این پرسش به نظر من چندان دشوار نیست. پس از خروج آمریکا از برجام و اعمال تحریمهای نفتی شدید همه محاسبات رژیم؛ چه امید بستن آن به اروپا، چه دور زدن تحریمها و فروش قاچاقی نفت، چه شکاف اندازی بین اروپا و آمریکا؛ یکی پس از دیگری در هم ریختند و امیدهای واهی آن نقش بر آب شدند. 

رژیم که آخرین دُلارهای خود را به مصرف رسانده و ذخیره ارزی اش به نزدیک صفر رسیده است تلاش میکند تا با شامورتی بازی ارزی؛ ورشکستگی مالی، ارزی و اقتصادی خود را از نگاه مردم پنهان کند. ولی ادامه همین شامورتی بازی یا خال بازی اقتصادی هم، به یک حداقلی از مایه نیاز دارد که  که میرود تا دیگر وجود نداشته باشد. این امرزیست که رژیم آنرا احساس کرده و بر آن وقوف دارد. 

تحلیل رفتن بودجه و توان مالی رژیم آن را مجبور ساخته است تا از کمک به حزب الله لبنان، دولت غزه، حوثیها و دستجات شیعی عراق بکاهد. کاهش پرداختی های رژیم به پروکسی های منطقه ای اش، هم توان آن پروکسی ها را کاهش میدهد و هم آنها را بیدار میکند که دیگر روی حکومت ولایی/ آخوندی خامنه ای نمی توانند برای مدت زمان بیشتری حساب کنند و لذا خطر فروپاشی یا حداقل زوال سریعتر این پروکسی ها با گذشت هر روز، بیشتر و بیشتر میگردد. از سوی دیگر، راهبُرد بلند مدت رژیم در برخورد با آمریکا، برخلاف همه شعارها، نشستن پشت میز مذاکره است ولی رژیم در این توهم است که برای مذاکره و تعامل با آمریکا نخست به نوعی توازن قوا با آن برسد. در عرصه اقتصادی، سیاسی، نظامی و عرصه های متنوع فنآوری، رژیم نمی تواند به چنین موازنه ای برسد و خود، این را بهتر از هرکس دیگر میداند.  پس حصول این توازن، فقط با مشکل آفرینی در منطقه به کمک همین پروکسی های پیش گفته و استفاده ابزاری حداکثری از مذهب و فرهنگ سیاسی آمریکا و اسرائیل ستیزی برای دردسر آفرینی ممکن است. رژیم خامنه ای مانند رژیم کره شمالی فکر میکند با اتمی شدن و بالا بردن ضریب خطر اتمی و یا جنگ وسیع منطقه ای و برافروختن شورشهای مذهبی و اجتماعی، آمریکا و دولت حاشیه خلیج را به سازش با خود وا میدارد. استراتژی راهبردی بطور ساده و خلاصه اینست:« برای غرب، آمریکا و متحدین منطقه ای آن مشکلاتی ایجاد کنیم که حل آنها بدون به بازی گرفتن و مشارکت فعال «ما» امکان پذیر نباشد.

هدف این نوشتار تحلیل این راهبُرد استراتژیک رژیم در تقابل با غرب نیست، بلکه نشان دادن جنبه بسیار خطرناک سیاستهای ماجراجویانه رژیم و اشتباه محاسبات آن، مانند همین حمله موشکی و پهبادی به تاسیسات نفتی عربستان است. 

مردم ایران نه باید و حق ندارند، جنگ ۸ ساله با عراق را فراموش کنند. نه اهل بیت خمینی و نه آخوندهای حاکم و نه بازاریان و میدانیهای هوادار رژیم هزینه آن جنگ را دادند. حتی برعکس، آنها از آن فاجعه نظامی که خمینی آن را «نعمت الهی» خواند فرصت طلبانه سوء استفاده کردند تا تتمه آزادیهای به جا مانده سیاسی، مدنی و فرهنگی از زمان شاه را به بهانه جنگ، از مردم بگیرند و مملکت را سراسر بچاپند. تاریخ در آینده نشان خواهد داد که میزان غارت دار و دسته های حکومتی بیشتر بوده است یا ویران گریهای رژیم صدام!

امروز، رژیم حاکم به رهبری خامنه ای، بازهم میهن ما را به چنان مسیر فاجعه باری کشانده اند و می خواند «نعمت الهی» دیگری را به صحنه بیاورند. 

چنانچه، آمریکا و متحدین آنها در منطقه از بیرون، و نیروهای سیاسی داری احساس مسئولیت ملی و مردم در داخل به ماجراجویی رژیم علیه عربستان واکنش قاطع نشان ندهند و امید رژیم را در جلب حمایت مردم در این رویارویی رژیم ساخته بر آب نسازند،، مستقیم و غیر مستقیم شریک جرم فاجعه ای خواهند بود که رخ خواهد داد. 

اگر دولت ترامپ پس از سرنگونی پهبادش توسط ایران، به حرف خود عمل کرده بود و دستور حمله نظامی سکوی موشکی رژیم را داده بود، امروز رژیم تاسیسات نفتی عربستان را به موشک و پهباد نمی بست! و اگر امروز در برابر این حمله واکنش نشان داده نشود، رژیم و نیروهای نظامی آن به ماجراجوییهای خطرناکتر و جسورانه تری دست خواهند زد که عواقب آن را فقط خدا میداند. باید به رژیم خامنه ای و ششلول بندهای نظامی آن فهماند که دنیا هچل هفت و بی صاحب نیست!

سرچشمه شاید گرفتن به بیل

چو پُر شد نشاید گرفتن به پیل

نهایت سالوسی و ریاکاری سیاسی است اگر، دفاع از مملکت با دفاع از رژیم آخوندی و شخص خامنه ای و دار و دسته نظامی ضد ایرانی آن اشتباه گرفته شده و همگون درک شوند. اگر چنین شود، مانند حمایت مردم آلمان از نازیسم و هیتلر است. مردم عادی و عامی آلمان در آغاز جنگ های توسعه طلبانه هیتلر به تله این توهم افتادند که دفاع از نازیسم و رژیم هیتلری دفاع از آلمان است. ولی امروز مردم آلمان سقوط رایش سوم توسط دولتهای آمریکا، انگلیس و دیگر متحدانشان را جشن میگیرند! 

و اگر در ایدئولوژی نازیسم هیتلری حد اقل، عنصری از ناسیونالیسم ژرمان را در خود داشت، در ایدئولوژی خیل آخوندهای بی وطن و وجوهات بگیر و صدقه خوار، کمترین ذره ای از عنصر ناسیونالیسم ایرانی و ایران خواهی نیست زیرا ناسیونالیسم ایرانی در تقابل تاریخی، گفتمانی و فرهنگی با گفتمان «آخوند حاکمی» بوده، هست و خواهد بود. 

در متن شرایط سیاسی و تنش آمیز به وجود آمده کنونی، قرار گرفتن در کنار آمریکا، عربستان سعودی و اسرائیل و علیه رژیم خامنه ای و آخوندهای حاکم، عین میهن پرستی است که در برابر آن خامنه ای پرستی و ولایت مداری قرار دارد نه ایدئولوژی دیگری یا میهن پرستی. هیچ توجیه و سفسطه ای نمیتواند این معادله واضح را غیر از این بیان کند! آنها که امروز در برابر ماجراجویی های رژیم سکوت می کنند شریک جرم در ایجاد فاجعه فردایند!