Archive for: November 2019

فرقه گرایی (سکتاریانیسم) در عرصه سیاسی

Share Button

اینها فاقد هرگونه ایدئولوژی، چه دینی چه غیر دینی هستند. خدای اینها همان منابع غارتی میباشد که با انقلاب به آسانی به دامن اینها افتاده است. افراد این طبقه تا روزی که از این خدای مافیائی درآمد های کلان خود را میگیرند، به این خدا اعتقاد دارند و اگر کانال دزدی شان قطع شود خود را به  هر ابلیسی از همان کائنات میفروشند.  

امروز فریاد و فغان مردم دو کشور عراق و لبنان، از نظام فرقه ای حاکم بر خود و فساد فراگیری که فرقه گرایی آفریده  است درآمده است.

تاریخ جهان؛ انقلابات، شورشها و اعتراضات اجتماعی زیادی، با آرمانها و اهداف مختلفی را در خود ثبت کرده است ولی برای نخستین بار است که مبارزه با فساد به شعار راهبُردی انقلاب و اعتراضات اجتماعی در یک جامعه تبدیل میگردد. 

البته فساد مانند باکتری که کم یا بیش در همه موجودات زنده وجود دارد، در تمام جوامع دنیای امروز هم وجود دارد. منتها اولاً همانطور که میزان و دامنه انتشار میکُرب در یک موجود زنده است که سلامت آن موجود را به اندازه ای به خطر می اندازد  که درمان آنتی بیوتیکی را الزامی میکند، در مورد جوامع نیز چنین است. 

وقتی فساد نه به صورت اتفاقات هراز گاهی، موردی و شخصی بلکه  در ساختار نظام سیاسی یک کشور نهادینه می شود، دیگر آن کشور به عفونت زدایی سراسری و عمومی نیاز پیدا میکند.

در این عفونت زدایی، یک پزشک منشاء و کانون عفونی را شناسایی کرده و حمله آنتی بیوتیکی درمانی خود را متوجه آن میکند. 

شایان توجه است که در  هر دوی این دو کشور فرقه ایِ فساد زده، فرقه شیعه دست بالا را در حکومت دارد و منشاء فساد هم در درجه اول همین فرقه نه الزاماً نظام فرقه ای.

عراق، پس از حمله ائتلاف و سرنگون سازی رژیم صدام فرقه ای شد. در درباره  قساوت دیکتاتوری صدام زیاد گفته شده است ولی تَصور نمی رود از فساد نظام بعثی چیزی شنیده شده باشد. 

لبنان از همان زمان استقلال در ۱۹۴۶ فرقه ای بود که در آن فرقه های گوناگون مسلمان(شیعه ـ سُنی ـ دروزی) و فرقه های مختلف مسیحی،(فالانژ، مارونی، کلیسای یونانی، دانشاک و..) وجود داشت. اگر حزبی هم بنام «سوسیالیست ترقی» خواه وجود داشت، آنهم در پس نام صرفاً سیاسی/ایدئولوژیک خود فرقه ای و قومی بود.

ولی لبنان تا ظهور حزب الله به عنوان ادامه بازوی فرقه ای رژیم ایران، نه تنها به عنوان یک مملکت فاسد شناخته نمی شد بلکه از پایتخت آن به عنوان پاریس خاورمیانه و از سیستم بانکی آن سوئیس خاورمیانه نام برده میشد. از دانشگاه آمریکایی بیروت به عنوان یکی از معروفترین و بهترین دانشگاه های جهان نام برده میشد و سواحل مدیترانه ای آن، کازینوها، دانسینگ ها و بارهای بیروت با نمونه های ایتالیایی یا فرانسوی خود چشم و همچشمی داشتند.

پس، نظام فرقه ای لبنان هم هرچند بحران آفرین، ولی فی نفسه  چندان فاسد نبود. با شیعه ای شدن مدل حاکمیت واقعی آن، این کشور جایگاه توریستی خود را در منطقه و جهان بطور کامل از دست داد زیرا، ثروت در دزدی بود نه در خدمات توریستی! و به همین ترتیب، سیستم بانکی آن نزول کرد و فساد و رشوه خواری و رانت خواری بر کشور مسلط شد، چنگ اندازی روی همه موسسات خدماتی؛ از سیستم جمع آوری زباله گرفته تا آبرسانی، برق، خدمات تلفنی، اینترنتی و رسانه ای و چنگ اندازی به اراضی زیبای ساحلی  چون سرطان به تمام تارو پود ساختار قدرت و بدنه بوروکراسی آن چنگ انداخت و وابستگان به فرقه های حاکم در این غارت و تصاحب سرمایه های ملی باهم به رقابت پرداختند و حزب الله خدمات پولشویی و قاچاق مواد مخدر را هم به همه اینها افزود. 

لبنان که تا قبل از ظهور حزب الله، وارد کننده نیروی کار از ممالک فقیر عربی بود به صادر کننده نیروی کار ارزان به منطقه  تبدیل گرید.. 

حالا فرقه های فاسد حاکم بر دو کشور عراق و لبنان قسم می خورند که پیام اعتراضات مردم را گرفته اند و  مصمم می باشند تا جبران مافات کرده با فساد مبارزه کنند. 

در حالی که فساد نهادینه شده در این دو کشور از بستر نظام فرقه ای در آنها برخاسته است ولی علت اصلی شیوع آن، ورود ویروس و باکتری  فساد از خارج، از مداخلات فساد آفرین رژیم ایران در این دو کشور میباشد. 

پولهای کلانی که رژیم ایران در این دو کشور خرج کرد تا سیاستمداران، نمایندگان مجلس، فرماندهان پلیس و حتی آخوندها و کشیش های این دو کشور را بخرد، دولتمردان و شخصیت های رسانه ای و اجتماعی آنان را آبستن فساد های مستند شده توسط دستگاه های اطلاعاتی رژیم مافیایی ایران کرده، راه باج گیری از آنان را هموار ساخته و درهای جهنم فساد مزمن را به روی دو کشور گشوده است.

برای آن سیاستمدارانی که در این دو کشور آبستن پرونده سازی های مستند رژیم ایران شده اند و قدرتشان را هم مدیون این رژیم می دانند، راهی جز اطاعت نیست. 

نقاط ضعف بسیاری از این دولتمردان، تنها سیاسی و یا اقتصادی نیست که نهایتاً با کناره گیری از سیاست یا حداکثر قبول مدتی  زندان حل شود، پرونده های اخلاقی در این جوامع سنتی فقط با خودکشی طرف حل میشود تا از شر شانتاژ رژیم ایران آزاد گردد.  

تاریخ  جهان مشابه فساد نهادینه شده در جمهوری اسلامی را هرگز بیاد ندارد. این رژیم که چنته اش از ارائه یک مدیریت سالم و توسعه آفرین کاملاً خالی بود از همان روز نخست؛ با فساد، ارتشاء و تقسیم غنایم غارت شده شروع کرد. 

این رژیم به مصادره اموال وابستگان به رژیم سابق و تقسیم آن بین طبقه سیاسی حاک اکتفاء نکرد، بلکه اراضی شهری، جنگلی، مراتع و شکارگاها، معادن از هر نوع آن را به حواریون خود واگذار کرد. 

این رژیم کارخانه های مملکت را که در حقیقت، حتی مال صاحبان(حقوقی) دولتی یا خصوصی شان هم نبودند بلکه بیشتر سرمایه در گردش آنان از محل وام ها و تسهیلات بانکی تآمین شده بود را، و خود بانکها که نه مال صاحبان و سهامداران شان بلکه مال سپرده گذران و صندوقهای بیمه عمومی و بازنشستگی بودند بودند را، مصادره و به حامیان خود به نسبت نزدیکی شان  بخشید. 

مافیای سپاه بر سود آورترین بخشهای اقتصاد چنگ انداخت و به دولتی در درداخل دولت ولی بی پاسخگو به جامعه تبدیل شد. مافیای دستگاه قضایی نیز امپراطوری باجگیرانه خود را برقرار ساخت. خود خامنه ای با به متولی گری بر بنیاد فرمان خمینی با نزدیک به ۵۰۰ میلیارد دلار به قیمت روز، و نزدیک به  100 میلیارد دلار در زمان تصاحب آن، بزرگترین امپراطوری مافیایی در میهن ماست و دولتی بر فراز دولت نمایشی.

دامنه فساد رژیم، به اینجاها خاتمه نیافت، مدرک سازی و مدرک فروشی دُکترا و فروش آزمونهای کنکور و چپاندن صد هزار سهمیه دانشجویی به قیمت تنزل کیفیت آموزش دانشگاهی بخشی از این فساد تاریخی بود که با آن طبقه ای که در اثر انقلاب قدرت را تصاحب کرد، همزاد بوده و هست. 

فساد چیزی نیست که از خارج به درون این طبقه رخنه کرده باشد، فساد در این تشنگان قدرت، و حاشیه نشینان عقده ای سابق قبل از انقلاب موروثی و ژنتیک است.

طبقه حاکمی که با این غارتگری و فساد به قدرت رسیده و با آن اقتدارش را مستقر کرده است، محال است به خودکشی تاریخی دست بزند. 

اصلاح این رژیم یعنی انتظار خود کشی و دفن آن توسط خودش! این رژیم از فساد یک ابزار نیرومند استراتژیک ساخته است که با آن هر دژ و استحکات سالمی را تخریب میکند، با آن حتی گردانندگان یا کارکنان رسانه های بزرگ جهان را و برخی شخصیت های بین المللی را نیز می خرد.  

همه حکومتهای دنیا حتی برای فعالیتهای جاسوسی شان موازین و حد و حدود بودجه ای دارند و ناظرین رسانه ایی و قانونی بر آن نظارت یا نظارت نسبی، مستقیم و غیر مستقیم دارند. مثلاً سیا یا موساد و ام آی ۶ نمیتوانند به هرقیمت و با هر شیوه افراد حکومتی را در ایران بخرند. ولی رژیم حاکم بر میهن ما برای فعالیتهای فساد آفرین و تروریستی خود، کمترین محدودیتی ندارد و بودجه آن کنترل شدنی نیست اگر در مواردی از بودجه رسمی دولت نتواند تامین شود، بودجه مولتی میلیارد دلاری نهاد های گوناگون در مملکت در دسترس میباشند. تمام سرمایه و ثروت ملی ما منبع بودجه امنیتی باند مافیایی حاکم است.

هیئت حاکمه  و حلقه های مرکزی قدرت  در میهن ما که خاستگاه اجتماعی آنان: ـ حوزه های(علوم!) دینی، هیئت ها و حسینه ها، چاله میدانها و زورخانه ها، بازار سنتی و لومپن بازاریها و اقشار معلق شهری و فاقد تعلقات ثابت اجتماعی هستند، دین و مذهب و اعتقادی جز همین شیوه ثروت اندازی و زالو وارگی ندارند. 

اینها فاقد هرگونه ایدئولوژی، چه دینی چه غیر دینی هستند. خدای اینها همان منابع غارتی میباشد که با انقلاب به آسانی به دامن اینها افتاده است. افراد این طبقه تا روزی که از این خدای مافیائی درآمد های کلان خود را میگیرند، به این خدا اعتقاد دارند و اگر کانال دزدی شان قطع شود خود را به  هر ابلیسی از همان کائنات میفروشند.     

فرقه گرایی رانت خوارانه فقط منحصر به طبقه حاکم نیست بلکه به نوعی در آنچه به اپوزیسیون این رژیم معروف است نیز وجود دارد.

 که بخش بعدی این یادداشت را به کالبد شکافی فرقه گرایی اپوزیسیون ضد رژیم اختصاص میدهم.

به عنوان ختم کلام: 

مارکس بر این عقیده بود که تا استقرار سرمایه داری در جهان و پیدایش پرولتاری انقلابی در دامان آن سیستم ، کار فلسفه توضیح  جهان بود. ولی با استقرار سرمایه داری و رشد طبقه کارگر در زهدان آن؛ فلسفه نه تنها باید جهان را توضیح دهد بلکه باید راه تغییر آن را هم به کمک این طبقه همیشه انقلابی نشان دهد! 

هدف از عاریه گیری این نقل قول از مارکس، که به آن باوری هم ندارم، اینست که بگویم: ـ هدف از این تحلیلها همگی نه تنها کالبد شکافی و توضیح کپک زدگی این رژیم است؛ بلکه آسیب شناسی آن و استخراج رهیافت و راهبردهای از درون  این آسیب شناسی برای تغییر آن است. اگر این تحلیلها و مشابه آنها به این امر کمک نکنند آب در هاون کوبیدن و سرگرمی مطالعاتی برای خلق الله است. 

شوربختانه بیشترین بخش حجم نوشتارهای انتقادی از این رژیم، توضیح مکرر جنایات و فجایع آنست بدون اینکه روزنه ای برای برون رفت بنمایند.

حبیب تبریزیان

توجه!

میتوانید اخبار و گزارشهای کوتاه را در کانال تلگرامی «سیمرغ ایران» بخوانید!

@CimorghIran

پته ی دروغ سازی و شارلاتانیسم حاج قاسم شیاد به روی آب افتاد

Share Button

جنبش مردمی اعتراضی عراق به پیش خواهد رفت و با روشن شدن این سیاه بازی رسوای حاج قاسم شیاد باید در انتظار ریزش های جدی در صفوف احزاب حاکمه باشیم. تا همینجا رئیس جمهور، برهم صالح، با فاصله گرفتن از این خال بازیهای سرکوب گرانه، درکنار مردم قرار گرفته است و بیانیه آمریکا را هم نباید فقط یک پیام دیپلماتیک گرفت. آمریکا هنوز در عراق چند هزار نیروی «داعش کوب» دارد که با این موضع گیریهای اخیر به نفع جنبش مردم، به راحتی میتواند در این بحران و در آینده نقش آفرینی کند بدون اینکه در خیابانهای عراق با شعار «مرگ بر مداخله گر» از سوی مردم روبرو شود.

پس این  که دیروز همه رسانه های در تله دیس اینفُرماسیون(فریبکاری) افتاده، خبر سرهم بندی یک اِجماع سیاسی برای حمایت از نخست وزیر، المهدی و سرکوب اعتراضات را، از جمله با شرکت پسر آیت الله سیستانی و بلوک سائرون (مُقتدا صدر) در آن اجماع، توسط حاج قاسم سلیمانی را وسیعاً منعکس کردند، دفتر آیت الله العظمی حاج علی سیستانی، بلافاصله خبر شرکت پسر آیت الله در این اجماع و تایید آن تصمیبات را تکذیب کرد.

من همان دیروز اخبار آن جلسه و تصمیمات آن را با عنوان: «توطئه سرکوب جنبش اعتراضی با کمک حاج قاسم سلیمانی» را با توضیحات خود درج کردم .حالا امروز نوبت بلوک سائرون بود که نحوه یا محتوای خبر دیروز را تکذیب کند. ولی وقاحت این شارلان مداح حد ندارد و با این تکذیب ها کاهش یا پایان نمی گیرد.

خبر درج شده در سایت رسانه ای «بغداد بست»

بغداد بست 

11 نوامبر ۲۰۱۹

بنام خدا!

بلوک پارلمانی ائتلاف/سائرون، همچنان، خواست استیضاح نخست وزیر، عادل عبدل ال ـ مهدی، بر طبق موازین قانون اساسی و در چارچوب آن و مقررات مرسوم در مجلس نمایندگان را پیگیری میکند. 

نماینده مجلس حمدالله ال ـ  رکابی، سخنگوی بلوک سائرون در یک بیانیه مطبوعاتی اعلام کرد:« در مطابقت با اعلامیه ائتلاف سائرون، به طور روشن، اعلام میشود که تقاضای استیضاح نخست وزیر مطابق با قانون اساسی، و در چارچوب  موازین قانونی و مقررات مرسوم در مجلس نمایندگان، پیگیری میشود. 

رکابی افزود:مواضع ما مبتنی بر همسویی با منافع مردم و مطالبات مشروع آنها و جنبش اعتراضی میباشد. و ما هرگز روی مصالح ملی و موازین حقوق بشر مصالحه نمی کنیم!

ضمنا در خبری دیگر از «بغداد پست» که دیروز یکشنبه انتشار یافت؛ ایالات متحده در یک بیانیه مراتب نگرانی خود را نسبت به اوضاع کنونی عراق ابراز داشت. در این بیانیه به دولت عراق تأکید شده است که انتخابات زودرس، برای متوقف کردن خشونتها علیه معترضین در عراق را به اجرا بگذارد. 

در بیانیه گفته میشود که ایالات متحده از  نماینده سازمان ملل در فراخواندن دولت عراق  به پایان دادن خشونتها علیه تظاهرات کنندگان و انجام وعده های رئیس جمهور صالح، پشتیبانی میکند. 

کامنت:

«همانطور که در بالا نوشتم، بسیاری خبر گزاری منطقه و دنیا دیروز ، خبر تشکیل جلسه «همه» احزاب پارلمانی عراق را تحت نظارت یا ریاست حاج قاسم سلیمانی، و تصمیمات مهم آن دایر بر خاتمه دادن ضربتی به اعتراضات را درج کردند. در همین رابطه، نخست وزیر ابله عراق، عبدل مهدی که مُّدَبری حاج قاسم را جدی گرفته بود، در یک سخنرانی کوتاه تلویزیونی قدرتمدارانه گفت؛ که تصیمیاتی برای انجام اصلاحاتگرفته شده و پیام اعتراضات خیابانی نیز گرفته شده است و هنگام آن رسیده که وضع به حال عادی برگردد و تظاهرات جمع شود

دیروز که تکذیبیه دفتر آیت الله علی سیستانی را دیدم برایم کافی نبود تا از زیر تاثیر بمباران پخش خبر سرکوب تظاهرات و، وجود اراده واحد و قاطع همگانی همه نیروهای سیاسی عراق بر تحقق آن بدون تاثیر گرفتگی خارج شوم. هرچند تردید کمی در موضوع داشتم ولی کافی نبود تا وضعیت دقیقاً درک کنم.

امروز که اطلاعیه قاطع و صریح سخنگوی ائتلاف سائرون را دایر بر پشتیبانی بی تزلزل آن از منافع ملی و مطلبات جنبش اعتراضی و ایستادگی آن بر مطالبه عزل نخست وزیر را دیدم، برای مدتی حیرت کردم! چگونه ممکنست شیادی، صحنه سیاسی یک کشور ۴۵ میلیونی را این چنین به صحنه سیاه بازی و خال بازی رسوا شونده ای تبدیل کند!

اولین واکنش فکری ام این بود که صفت شیاد را بر نام حاج قاسم اضافه کنم. و بعد بگویم اشتباه این شیاد و همپالکی هایش در ایران، در اینست که الگوی روشهای سرکوب در ایران را میخواهند در عراق و لبنان هم پیاده کنند که نتیجه معکوس میگیرند.

آنها از درک وضعیت سیاسی و اجتماعی عراق عاجزند و نمی دانند که اگر در ایران با اینگونه روشها موفق میشوند علتش به ترتیب در این است که :

۱ ـ علیرغم تنوع ظاهری نیروهای سیاسی در ایران، نظر ساختار قدرت، مخصوصاً در مورد مسائل استراتژیک، همگون میباشد.

۲

ـ در ایران تمام نیروهای نظامی تفنگ به دست و چماقداران ذخیره نظام یکپارچه پشت سر نظامی که از قِبل آن مفتخوری میکنند می کنند ایستاده اند.

۳ ـ تمام دستگاه روحانیت به تابعیت رژیم درآمده است و نه تنها هیچ اپوزیسیون فعال و سازمان یافته ای در کشور در مقابل رژیم وجود ندارد، حتی مرجع معتبری هم که جلوی سید علی خامنه ای بایستند در کشور وجود ندارد..

۳ ـ دستگاه قضایی؛ ایدئولوژیک، فرقه ای و سیاسی شده است و مطیع فرمان و اشارات رهبری و درستگاه های امنیتی هستند.

۴ ـ دستگاه های گوناگون امنیتی، هرکه را بخواهند می گیرند شکنجه و زندان میکنند بدون اینکه یک اعتراض جدی و تاثیر گذار در برابر آن برخیزد.

بر فهرست این تفاوت های سیاسی /اجتماعی ایران و عراق میتوان افزود. ولی فکر کنم اینها کافی باشند.

جنبش مردمی اعتراضی عراق به پیش خواهد رفت و با روشن شدن این سیاه بازی رسوای حاج قاسم شیاد باید در انتظار ریزش های جدی در صفوف احزاب حاکمه باشیم. تا همینجا رئیس جمهور، برهم صالح، با فاصله گرفتن از این خال بازیهای سرکوب گرانه، درکنار مردم قرار گرفته است و بیانیه آمریکا را هم نباید فقط یک پیام دیپلماتیک گرفت. آمریکا هنوز در عراق چند هزار نیروی «داعش کوب» دارد که با این موضع گیریهای اخیر به نفع جنبش مردم، به راحتی میتواند در این بحران و در آینده نقش آفرینی کند بدون اینکه در خیابانهای عراق با شعار «مرگ بر مداخله گر» از سوی مردم روبرو شود.

در پایان این جنبش پرو شور، بیشک مردم عراق نگاهی دیگری به آمریکا مداخله گر خواهد داشت.

توجه!

میتوانید اخبار و گزارشهای کوتاه را در کانال تلگرامی «سیمرغ ایران» بخوانید!

@CimorghIran

سید حسن حزب الله نمی خواهد جام زهر را بنوشد

Share Button

یکی از علل اصلی بحران اقتصادی لبنان، ناشی از کاهش  ورود ارز خارجی به کشور است که به نایابی دلار آمریکا در بازار ارزی منجر شده است که این امر به نوبه خود موجب پیدایش بازار سیاه ارزی شده و نرخ پول ملی را به زیر نرخ برابری ثابتِ اعلام شده بانک مرکزی کشانده است.

رویترز: ۱۰ نوامبر ۲۰۱۹

حزب الله میگوید سلاح خود را به سوی داخل برنمیگرداند!

بنا به گفته امروز ۳ منبع مطلع، گفتگوی سیاسی دیروز برای حصول توافق روی تشکیل دولت که فوریت یافته است، همچنان در بن بست قرار دارد و علت هم عدم تمایل گروه قدرتمند شیعه، حزب الله است که امروز تلویحاً گفت که امتیاز نخواهد داد!

بن بست آخرین تلاشها برای عبور از بحران سیاسی که گریبان اقتصاد کشور را عمیقاً  گرفته است و همزمانی اعتراض ها علیه طبقه سیاسی حاکم و شیوع وسیع فساد با آن که از بحران دوران جنگ داخلی  1975 ـ ۹۰ تا امروز بی سابقه است، فشار روی اقتصاد کشور را افزایش میدهد.

از هفته قبل بانکهای خصوصی لبنان سعی دارند با خودداری از حواله ارزی به خارج و سختگیری روی برداشت از حساب های ارزی مانع  فرار سرمایه از کشور شوند، هرچند بانک مرکزی رسماً در این زمینه دستورالعملی به آنها ابلاغ نکرده است.

یکی از علل اصلی بحران اقتصادی لبنان، ناشی از کاهش  ورود ارز خارجی به کشور است که به نایابی دلار آمریکا در بازار ارزی منجر شده است که این امر به نوبه موجب پیدایش بازار سیاه ارزی شده و نرخ پول ملی را به زیر نرخ برابری ثابتِ اعلام شده بانک مرکزی کشانده است.

 یک منبع آگاه به مسئله گفت که جلسه  روز گذشته، شنبه بین نخست وزیر موقت، سعد حریری و نمایندگان ارشد حزب الله و متحد آن، سازمان اَمل برای برداشتن موانع از سر راه تشکیل دولت جدید، بی نتیجه بوده است.

یک منبع آشنا به مواضع حریری میگوید که بحران عمیق میشود و منبع دیگری که با نظرات حزب الله و جنبش امل آشناست میگوید: ـ هیچ چیزی تغییر نکرده است. و تا آنجا که میتوان دید جاده بسته است. منبع سومی میگوید: ـ وضعیت همچنان قفل شده است.

کامنت: 

در اطراف ظهر امروز که گزارش نحار نت لبنان را با عنوان: «امکان حل مسالمت آمیز بحران در لبنان» خواندم که در آن از امکان توافق سخن رفته بود هم خوشحال شدم. سریع شروع به ترجمه و درج آن در کانال سیمرغ  کردم و قدری هم در بدبینی خود نسبت به سرسختی حزب الله قدری شک کردم. 

کامنت خوشبینانه من بر آن گزارش نحار نت، ناشی از این تردید در قضاوت سابقم بود هرچند اکثر گزاره های آن کامنت هم همچنان معتبر هستند.

گزارش رویترز از سرسختی و تسلیم ناپذیری حزب الله و جنبش اَمل حتی در اینجا که پای نجات مملکت از مهلکه حتمی اقتصادی و به تبع آن اجتماعی در میان است،  یک بار دیگر به ما نشان میدهد: که دکان داران دین و فرقه گرایی دینی که از دین و مذهب و حتی مبتذل ترین خرافه های دینی برای خود، بسیار فراتر از دکان، بلکه مجتمع های بسیار بزرگ سیاسی، اقتصادی و دیگر موسسات کاملاً انتفاعی ساخته اند، فقط اگر در زیر چوبه اعدام قرارگیرند و طناب دار گردن آن را لمس کند، ممکن است از این امتیاز و این تجارت واقعاً خدادادی بی حساب و کتاب و باد آورده  دست بردارند. 

برای سید حسن نصرالله که مانند مقام عظمای ما از روضه خوانی به یک صاحب قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی تبدیل شده است، پذیرش یک کابینه غیر فرقه ایی و دینی یعنی بستن درب این مجتمع تجارتی دین بنیاد است. و اگر او به خاطر اقدامات تروریستی اش، کارش به پای چوبه دار نرسد باید از نوع به همان روضه خوانی تبدیل شود که قبلاً بوده است و این مجازاتی نیست که این سید داوطلبانه به پذیرد.  

سید حسن حزب الله، جام زهرِ تن در دادن به شکل گیری یک دولت غیر فرقه ای در لبنان را، خود نخواهد نوشید ولی وقتی دیو بحران کنونی اقتصادی درب خانه خود او و حزبش را بکوبد، اگر  او خود نخواهد با دست خویش، این جام تلخ را سر کشد، همان جوانانی که تا روزهای قبل فدائی اش بوده اند، محتویات آن جام را تا آخرین قطره اش به او اماله خواهند کرد.                                                                                                 

توجه!

میتوانید اخبار و گزارشهای کوتاه را در کانال تلگرامی «سیمرغ ایران» بخوانید!

@CimorghIran

            

توطئه سرکوب جنبش اعتراضی عراق با شرکت حاج قاسم سلیمانی

Share Button

یک نکته را در مورد کارچاق کنی سیاسی حاج قاسم باید در اینجا گفت: ـ وقتی از دخالت او در نزدیک کردن جریانهای سیاسی عراق سخن میرود ابداً نباید تصور کرد که منظور از آن، شیوه مرسوم در عرصه دیپلماتیک  است که میانجی با طرفهای مختلف صحبت میکند تا به یک فرمول قابل قبول برای همه برسد. 

دیروز خبری در کانال تلگرامی سیمرغ به نقل از «دیلی استار لبنان»درج کردم به این شرح: «دیروز جمعه یک مقام حشد الشعبی به خبرگزاری فرانس پرس گفت که «حشد» صدها نیروی کمکی را برای تقویت محافظان ساختمان های دولتی، به منطقه سبز که تظاهرات کنندگان کوشش میکنند وارد آنها شوند، به منطقه اعزام کرده است. 

دیشب خبرگزاریها، از جمله فرانس پرس خبر داد که:« نیروهای عراق کنترل ۳ پل بزرگ رود دجله را: ال ـ سینک؛ الشهدا و الاحرار را از دست تظاهرات کنندگانی که آنها را بسته بودند خارج ساختند. در جریان این راه گشایی نظامی گرانه حداقل ۶ نفر کشته شده اند.

دیروز بیشتر خبرگزاری هایی که اخبار عراق را پخش میکنند، گزارشی داشتند که بر حسب آن؛ قاسم سلیمانی مجدداً به عراق رفته و با همه جریانات سیاسی و فرقه ای عراقی از جمله نخست وزیر، نیروهای امنیتی و نظامی، رئیس مجلس و نمایندگان « سائرون»، منتسب به مُقتدا صدر و با محمدرضا سیستانی پسر آیت الله  سیستانی تماس گرفته است و همه طرفها توافق کرده اند تا اعتراضات را که کشور را فلج ساخته اند هر طور و با هر روش که شده بخوابانند و در عوض، نخست وزیر قول قطعی داده است تا اصلاحاتی عمیقی را به اجرا بگذارد. که البته وعده اصلاحات توسط خود عادل عبدُل مهدی از تلویزیون اعلام شد. و او ضمن دادن این وعده ها گفت وقت آن رسیده است تا به اعتراضات پایان داده شده و مملکت به حال عادی برگردد. 

بامداد امروز یک شنبه اُکتبر،سایت رسانه ای «بغداد پست» خبرداد که یک منبع اطلاعاتی آگاه به انقلابیون اطلاع داده است برنامه ای برای سرکوب قاطع آنها تا ۱۱ نوامبر یعنی فردا دوشنبه توسط نیروهای نظامی و امنیتی تدارک شده است.

در همان دیروز، دفتر آیت الله سیستانی، شرکت نماندگان یا پسر آیت الله را در چنین جلسه ای که به کارگردانی حاج قاسم سلیمانی برگزار شده بود را قویاً تکذیب کرد. در ساعات پس از اعلام همه این خبرها و سخنرانی المهدی تا کنون، هیچ اظهار نظری از طرف مقتدا صدر  پیرامون موضوع نشده است و او ظاهراً ساکت مانده است. یک خبرگزاری، از سفر او به ایران در این مدت خبر داد، که هم عجیب است و هم نگران کننده. زیرا تحث شرایط بحرانی کنونی که او اعلام کرده است اولاً دیگر با هادی الامیری(سرپرست حشد و فراکسیون فتح) به پای هیچ توافق ائتلافی نخواهد رفت و فراکسیون پارلمانی او هم اعلام کرده بود که تا حصول مطالبات جنبش، و در صدر همه تشکیل یک دولت کارشناسی به جای فرقه ای، در پارلمان بست خواهند نشست،  خبر مسافرت او به ایران قابل فهم نیست. 

و نگران کننده است از این نظر که، از رژیم ایران و سردسته ی بازوی نظامی و توطئه های برون مرزی آن، حاج قاسم سلیمانی، همه گونه سیاه بازی امنیتی و عاری از دور از اندیشی از اینها  بعید نیست. سردار حاج قاسم و شرکاء نظامی امنیتی او، در مدیریت بحرانها فقط بُعد امنیتی مسئله و سرکوبگری و راه حلهای امنیتی را می بینند و با پارامترهای مهم اجتماعی و سیاسی و معادلات مشابه، در فرایند بحرانها آشنا نیستند. اگر بودند، قتل های زنجیره ای، سرکوب خونین جنبش ۱۸ تیر و ۸۸ و ترورهای سیاسی و دیگر سناریوهایی که مشروعیت رژیم را به صفر رسانده است، در میهن ما رخ نمی دادند.

هیچ بعید نیست که مقتدا صدر؛ یا ربوده شده باشد یا به ترتیبی به ایران کشانده شده باشد مانند پروژه ربودن روح الله زم! 

در روزها  شاید ساعات آینده قضیه روشن شود و شاید او هم او یا نمایندگانش مانند دفتر سیستانی با یک تکذیبیه  در مورد موافقش با توطئه مورد بحث، خود را نشان دهد.

یک نکته را در مورد کارچاق کنی سیاسی حاج قاسم باید در اینجا گفت: ـ وقتی از دخالت او در نزدیک کردن جریانهای سیاسی عراق سخن میرود ابداً نباید تصور کرد که منظور از آن، شیوه مرسوم در عرصه دیپلماتیک  است که میانجی با طرفهای مختلف صحبت میکند تا به یک فرمول قابل قبول برای همه برسد. 

نه! ابدا! حاج قاسم با پرونده های رشوه خواری، دزدی، زن بازی و حتی بچه بازی، اعتیاد و دیگر مدارک مشابه، به سیاستمداران فاسدِ عراق رجوع میکند و آنها را در بین گزینه رسوایی، تحت تعقیب قضایی جزایی قرار گرفتن، خانه خراب شدن یا پذیرش شرایط او و رژیم ایران، مخیر میکند.

در زیر؛ خبررسانی آن مامور اطلاعاتی عراق را که به انقلابیون خبر داده است  که برنامه وسیعی برای سرکوب آنها هست را ذیلاً درج میکنم. و اضافه میکنم این توطئه سرکوب جنبش، معلوم نیست به کجا ختم شود!

در اینکه حاج قاسم سلیمانی و سران حشدالشعبی و تعدادی از نظامیان وابسته به  ایران توطئه ای را برای سرکوب خونین جنبش اعتراض مردم عراق طرح کرده و هم اکنون شروع به اجرای آن کرده اند تردیدی نیست ولی در اینکه در فضای کنونی عراق، چنین توطئه ای در موفق و نهادینه شود تردید بسیار وجود دارد.

بغداد پست:  فرد اطلاعاتی طرح توطئه سرکوب معترضین را افشاء میکند!( اینهم لینک عربی: بغداد بُست)

« یک منبع مطلع در دستگاه امنیتی و ستاد مدیریت بحران افشاء کرد که ۹ نفر از مقامات امنیتی توطئه ای برای پایان دادن به تظاهرات در بغداد، کربلا و ذی قار  برای تا ۱۱ نوامبر تا (فردا)سازمان داده اند. اطلاعیه نام ۹ تن از سازمانگران توطئه را نوشته است که به علت ناشناس بودن برای ما، از نوشتن نام آنها می گذرم.

این توطئه بر اساس ۷ مورد مشروح در زیر می باشد.

۱ ـ  یک حمله وسیع به موسسات دولتی توسط  افراد نقابدار امنیتی انجام میگیرد.(احتمالاً برای اینکه به حساب معترضین گذارده شود. ح ت) 

2 ـ اینترنت قطع میشود

۳ نوارهای ویدیویی  که توسط ارگانها امنیتی با مدیریت  «فاضل رغیف» ساخته شده، پخش میگردد که در آنها تظاهرات مسالمت آمیز جنبش اعتراضی سیاه نمایی می گردد.  

4 ـ اعترافاتی از زندانیان پخش میگردد که در آنها، زندانیان اعتراف میکنند که مسلح به کارد بوده، و در یک رستوران تُرک، مواد مخدر استعمال می کرده و شراب می نوشیده اند و برخی از اعتراف کنندگان میگویند که لواط هم می کرده اند و منظور از همه اینها، بی اعتبار کردن جنبش اعتراضی میباشد.

۵ـ ۱۳۰۰ نفر از جوانان، در بغداد، زی قار و بصره دستگیر میشوند و در ازای ضامن و ضمانتنامه آزاد میشوند. (اطلاع دهنده در این مورد توضیحی نمی دهد که من به جای او توضیح میدهم. هدف سازمانگران توطئه از این کار اینست که رژیم عبدُل مهدی همانطور که وعده داده است، اعلام کند که ما زندانیان و دستگیر شدگان را آزاد کردیم. در حالی که آنها تعداد بسیار کمتر فعالین دستگیر شده را همچنان در بازداشتگاه زیر فشار و شکنجه نگاه میدارند تا پرونده اخلاقی و سیاسی علیه جنبش اعتراضی به کمک اعترافات بعدی آنها تکمیل  کنند. تمام سناریو، فریاد میزند که این توطئه از مُدل سناریوهایی است که در ایران علیه مخالفین رژیم طی ۴۰ سال پیاده شده است و ما با همه آنها آشنایی داریم. 

6 ـ تعقیب همه آنهایی که کمک مالی به جنبش اعتراضی داده اند و دستگیری آنها و سپس آزاد کردن شان به قید کفالت و ضمانت.

۷ ـ پرداخت به ۱۰۰ نفر از «نیروهای واکنش سریع»(بخوان انصار حزب الله یا چماق الله.ح ت)، تا با کارد های تیز جراحی و مواد سمی شیمیایی به شرکت کنندگان در تظاهرات  حمله کنند.

توجه!

میتوانید اخبار و گزارشهای کوتاه را در کانال تلگرامی «سیمرغ ایران» بخوانید!

@CimorghIran


نگاهی به انقلاب عراق از نگاه انقلابیون آن دیار!

Share Button

نگاهی به انقلاب عراق از نگاه انقلابیون آن دیار!

مطلب زیر ترجمه تقریباً گوگلی بیانیه نیروهای انقلابی عراق و خلاصه برنامه سیاسی و اهداف و راهبرد های آنها است. اگر ترجمه زیاد سلیس نیست علت این است که، مطلب را با گوگل از عربی ترجمه کردم و پس از مقایسه با ترجمه انگلیسی گوگلی آن، آن را درج میکنم. علت استفاده از ترجمه ی گوگل برای این مطلب، اهمیت آن بود و بعلت اینکه من یک مسافرت ۳ روزه  از فردا صبح در پیش دارم وقت ترجمه دقیق آن را نداشتم. ولی ترجمه بقدر کافی رسا هست و به خاطر اهمیت موضوع، از دوستان بازپخش آن را انتظار دارم.

توجه!

میتوانید اخبار و گزارشهای کوتاه را در کانال تلگرامی «سیمرغ ایران» بخوانید!

@CimorghIran

ح تبریزیان

……………………..

بغداد بوست

هذا وعد هذا وعد…..إیران الملالی ما تبقى بعد

وعده ما اینست…. ایران! وعده ما این است! تا بعد

قهرمانان میسان فریاد میزنند و سوگند می خورند که هیچ یک از ملالی های ایرانی جنایتکار در عراق باقی نخواهد ماند.

قهرمانان بصره در حال بستن بندر ام قصر هستند.

قهرمانان ما در ذی قار ، نصیریه و بابل تمام دفترهای احزاب عروسکی آخوندهای سیاسی ایران را آتش زدند.

والکات ، نجف و دیاله یک درس قهرمانانه به مجرمان و خادمان ایران و شبه نظامیان دست نشانده آن داد و موفق شد پیام سختی به آدمک هایشان در نجف شیطان/خامنه ای ارسال کند.

بغداد بزرگ انقلابی و نمایندگان تمام استانهای غربی پنج پل از هشت پل را می بندند و آنها همچنان شهید میدهند و خداوند با آنهاست.

این  یک انقلاب به تمام معنا و برای تغییر است و نه یک انتفاضه که روسپی های بغداد نشین را تکان خواهد داد. زیرا واقعاً به  و تا پیروزی واقعی و تغییر رژیم و تحقق خواسته های مردم و نمایندگان آن متوقف نمی شود:

۱  تشکیل یک دولت نجات ملی به سرپرستی یک شورای نظامی مرکب از رهبران ارشد نظامی و افراد تکنوکرات.

۲ برگزاری انتخابات زودرس تحت نظارت بین المللی و ممالک اسکاندیناوی ، فرانسه ، انگلیس ، آمریکا و کانادا (بدون دخالت سازمان ملل متحد) کارت جیره بندی سال ۲۰۰۳ را به عنوان مبنایی برای تعیین تعداد افراد واجد شرایط رای و با افزودن یک درصد  معنی بخاطر افزایش جمعیت هر استان و با توجه به کنترل های شناخته شده بین المللی ، به منظور کاستن از امکان دغل کاری در انتخابات و افزون سازی تعداد غیرقانونی آراء.

۳ تبدیل سیستم حکومتی مبتنی بر ریاست جمهوری و پارلمان که همه آنها مستقیماً توسط مردم انتخاب می شوند.

و این که همه عراقی ها در داخل و خارج از کشور به رئیس جمهور و اعضای پارلمان و استان های خود و با توجه به تعداد جمعیت و با آرای مستقیم بر اساس افرد و نه احزاب یا بلوکها رای دهند.

۴ بازنویسی قانون اساسی بر اساس مبنا گیری ملی که حاکمیت کشور را حفظ کرده و آن را مطابق با موازین امروزی از گزند دشمنان خارجی و داخلی محافظت کند. 

ما  از قوانین اساسی ممالک جهان چیزهای زیادی را برمیگزینیم و همه آنچه  که ما را متفرق و ضعیف میسازد؛ از فرقه گرایی مذهبی گرفته تا قومی را دور می اندازیم.

۵ محدود کردن سلاح فقط با ارتش و سرویس های امنیتی. هیچ حزب یا شبه نظامی مجاز نیست اسلحه را بدون مجوز ویژه و فقط برای محافظت شخصی حفظ کند.

۶ تجدید ساختار دولت بر اساس کنترل های بین المللی و لغو کلیه تصمیمات بیمارگونه سابق و الغاء کلیه ارگان ها و موسساتی که می توانند  با سیاسی شدن همچون سلاحی علیه مخالفان سیاسی به کار روند.

۷ تأمین امنیت اجتماعی ، بهداشت و آموزش برای هر شهروند عراقی بدون ترجیح و تبعیض.

۸  الغاء کلیه قوانینی که دولتهای پس از ۲۰۰۳  به خاطر سوء استفاده مالی افراد یا موسسات با  استفاده از وجوه دولتی که طبق این قوانین ناعادلانه پرداخت شده اند. 

9 برای احترام به شهدا و مجروحان و خانواده های آنها در این انقلاب پر برکت و تمام جنگهای ملی قبلی یا کسانی که هنگام انجام وظایف خود جان خود را از دست دادند.

۱۰ انحلال شورای ملی قضایی  و تعقیب کیفری جنایتکاران: ـ محمود و زیدان، به خاطر خیانت به میهن و تبانی با دشمن عراق؛ یعنی ایران، و ارتکاب  جنایت و فساد و عفو عمومی برای کلیه جرائم جزئی از سال ۲۰۰۳ تا کنون.

پشتیبانی بین المللی

اکنون تمام جهان انقلاب قدرتمند ما را می شناسند و از آن پشتیبانی می کنند. آخرین اظهارات دولت آمریکا در مورد خشونت های جاری در عراق واضح تر از پیشینیان این کشور در این زمینه بود: “ایالات متحده همیشه علاقمند به پشتیبانی از عراقی امن، مرفه و توانا  بوده است تا بتواند از مردم خود در برابر گروه های شدید افراطی دفاع کند و تلاش آنهایی را که میخواهند حاکمیت ملی آن و دموکراسی را تضعیف کنند، را خنثی سازد.

تکامل وقایع

در زمانی که جهان شاهد تحولات وقایع در عراق هستیم ، مشخص است که دولت عراق و رهبران سیاسی باید فوراً و جدی با شهروندان عراقی که خواستار اصلاحات هستند تعامل داشته باشند ، آینده ای برای عراق وجود ندارد که در آن خواست مردم سرکوب شود. ما از کشتار و ربوده شدن معترضین غیرمسلح ، تهدید آزادی بیان و چرخه خشونت ابراز تاسف می کنیم. “عراقی ها باید آزاد باشند تا درباره آینده کشورشان خود تصمیم بگیرند.”

دیروز ، کنگره آمریکا نیز در حمایت از تظاهرات مسالمت آمیز و عدم استفاده از سلاح علیه آنها و حق ندادن به آنها برای کاربرد سلاح علیه تظاهرکنندگان بیانیه ای صادر کرد.

روزنامه نیویورک تایمز دو روز پیش گزارشی طولانی در مورد قیام نوشت، از خواستهای این قیام حمایت کرد و به بربریت دولت و شبه نظامیان کثیف ایران حمله کرد.

اکتبر ماه تدارک، آزمون و بسیج نیروها بود. ماه نوامبر به خواست خدا ماه ارتقاء پیکار و گشایش پل ها و دفاع از شورشیان با  استفاده از سلاح در صورت لزوم برای دفاع از خود انقلابیون خواهد بود. 

صلح به معنای این نیست که بگذاریم قاتلان و جنایتکاران ما را بکشند و ما  در برابر جنایات آنها سکوت می کنیم. هرگاه دولتی شبیه به عادل عبدالمهدی، زبونانه  با خونسردی مردم را میکشد، این حق مردم است تا مسلحانه از خود دفاع کنند. 

قطع صادرات نفت از جنوب و شمال به یکی از وظایف این ماه تبدیل شده است و باید سریعاً کار را شروع کنیم.

اعلام نافرمانی مدنی برای فلج کردن دولت و اقدامات جنایتکارانه آن علیه مردم شریف ما بسیار مهم است.

ماه آینده ، دسامبر ماه تغییر کامل و جشن افتتاح دولت نجات ملی است. تمام دنیا با ما است و برای رسیدن به اهدافمان قبل از پایان سال جاری با ما همکاری خواهد کرد و خدا همیشه در کنار ما است.

آهام سامورایی

۱۱/۱۱/۲۰۱۹

https://s.thebaghdadpost.com/fa/183059

بارِ سکولاریستی و فرهنگی انقلاب عراق و لبنان

Share Button

شگفت انگیز و با شکوه است! حتی در انقلابات مدرن اروپا هم، شعار علیه مذهب و به کنار راندن آن از عرصه عمومی، هرچند خواست بخش بزرگی از مردم بود، ولی هرگز به شعار سیاسی روز تبدیل نه شده بود.

یکی از سلاحهای جادوئی رژیم، که توانست علیرغم کهنگی گفتمان دینی اش، به سرعت نه تنها در ایران خودمان بلکه در عراق و لبنان جای پای محکمی بیابد، تبدیل کردن اعتقادات دینی به ابزار سیاسی بود. 

تبعاً وقتی گفتمان دین برای یک ملت به «ایدئولوژی و اعتقادات ملی» تبدیل میگردد، متولیان آن گفتمان نیز، به متولیان ملت و امور مملکتی مبدل می شوند. زیرا که آنها، آن دکترین را دکترین سیاسی ملی کرده اند، با طی چنین فرایندی، این متولیان دینی و صاحبان منبر، حتی رمالها و دعانویسان شان هم به بخشی از طبقه سیاسی حاکم مملکت تبدیل میگردند.

در روسیه شوروی و بعدها بلوک شرق، دکترین کمونیستی به ایدئولوژی ملی تبدیل شد و بر این پایه احزاب کمونیست، به طبقه حاکم سیاسی در تمامی این ممالک مبدل شدند.

حتی زمانی که در اثر فرسایش سیاسی، از محتوای این دکترین مسخ گشته چیزی باقی نمانده بود، آنها که دوره اکابر کمونیسم را هم طی نکرده بودند، بنام آن همچنان به فرمانروایی خود بر ممالک کمونیست شده ادامه میدانند.

نمونه این پدیده در مملکت ما به انقلابی شدن امثال جنتی و مصباح یزدی و خیل دیگرآخوندهای عمامه ای و مکلا و سردمداران سپاه است که انقلاب اسلامی را، به انگشت کردن انگشترهای عقیق درشت، تسبیح های شاه مقصودی و نشان «استکان انداخته» به جای اثر مهر بر پیشانی و قدری ریش و پشم  چنان تنزل داده اند که به فیل معروف در داستان شهر قصه میماند. 

در چند دهه پایان عمر منحوس کمونیسم، رهبران آن همانقدر کمونیست و انقلابی بودند که جنتی و خامنه ای و مصباح یزدی، حاج قاسم سلیمانی مداح، و سردار جعفری امروز در مملکت ما انقلابی و مسلمانند.

رژیم؛ تجربه انقلاب اسلامی در ایران را به عراق، لبنان، بحرین و یمن گسترش داد. جایی که داری اکثریت یا جمعیت بزرگ شیعی هستند. در عراق و لبنان بنا به دلایل شرایط خاص سیاسی، رژیم موفق شد ولی در بحرین و یمن موفق نشد و نمی شود.

امروز شعار سکولاریسم در عراق و لبنان دیگر نه خواست اقشار آگاه جامعه بلکه به شعور و ایدئولوژی جنبش ضد حکومتی و ضد فساد تبدیل گریده است. این تحول به معنای افول و مرگ گفتمان شیعی و کلاً مذهب و دین سیاسی است.

در بغداد، تظاهر کنندگان پلاکاردی با این جمله را در دست گرفته اند:« از بغداد تا بیروت، ما ادامه خواهیم داد! نه سُنی نه شیعه! دولت ما باید سکولار باشد.

In Baghdad, protesters hold a banner with the words, “From Baghdad to Beirut, we shall continue. No Sunni no Shia; our state must be secular.” 

شگفت انگیز و با شکوه است! حتی در انقلابات مدرن اروپا هم، شعار علیه مذهب و به کنار راندن آن از عرصه عمومی، هرچند خواست بخش بزرگی از مردم بود، ولی هرگز به شعار سیاسی روز تبدیل نه شده بود.

از درون این جنبش که من برای آن یک اهمیت بسیار زیاد رُنسان گونه نوع اروپای قرون ۱۶ تا ۱۸ قائلم، بلایی بر سر صنف متولی گری دینی در منطقه ما خواهد آورد، که مردم دوران رُنساس اروپایی اگر زنده بودند و میدیدند بر ما غبطه می خوردند.

در فردای جنبش امروز مردم عراق و لبنان، حتی اگر همین فردا هم این دو جنبش به خاک و خون کشیده شوند، فقط آن روحانیتی باقی خواهد ماند که بیشتر از خود سکولاریست ها، خواهان جدایی دین از مذهب و نظامی سیاسی سکولار باشد.

انقلابی که در لبنان و عراق جریان دارد، کمر آخوندیسم، و اسلام سیاسی را در همه اشکالش و بیش از همه بیشتر در شکل شیعی اش خواهد شکست و این فرایند خیلی سریع اتفاق خواهد افتاد و خیلی سریعتر در تمام منطقه و حتی جهان اسلام پیش خواهد رفت. 

نه شیعیسم ایرانی نه از اخوان المسلمین و نه از القاعده و داعش اثر قابل ملاحظه ای باقی خواهد ماند. زیرا «رهبری راهبُردی» جنبشِ انقلابی جاری در عراق و لبنان به دست اقشار مدرنی است که، به الگوی تفکر و فرهنگ نه تنها ملل خود، بلکه برای دو کشور خودشان بلکه برای مردم منطقه تبدیل خواهد شد.

صد ها هزار زن و دختر محجبه ای که از ته شبستانهای خانواده های سنتی به درون این طوفان انقلابی کشانده شده و شبانه روز با جمعیت آن در هم آمیخته اند، دیگر نمیتوانند فقط در چارچوب شعارهای سیاسی این جنبش باقی مانده و به مذهبی که در عرصه سیاسی چنین ورشکست شده است و فضای زندگی آنها را خفه کرده است، در زندگی خصوصی و الگوی فرهنگی خود مانند گذشته نگاه کنند.

 در لبنان، در آغاز انقلاب، رهبری عمده اعتراضات بیشتر به دست افراد مسیحی بود و از این رو تعداد زنان محجبه و جوانان ریش و پشمی در آن کم. 

اما این رهبری افراد بیشتر مسیحی مذهب و مسیحی فرهنگ، ابداً به معنی مذهبی بودن این اعتراضات نبود و نیست. ولی راه افتادن مردمی که مسلمان هستند و بخشی از آنان مذهبی، به دنبال جنبشی که بیشتر فعالان پیشرو آن مسیحی بوده یا هستند نه تنها به معنی نطفه بستن ایده های سکولاریستی در ذهنیت فرهنگی این توده معترض است بلکه بعلت اینکه چنین«ترکیب فرهنگی مذهبی» در تمام تاریخ منطقه ما سابقه ندارد سر آغاز یک تعامل ریشه ای و شکل گیری پیوندهایی بر حسب منافع طبقاتی و اجتماعی و ملی و نفی پیوندهای مذهبی است.

در عراق، مردم دیگرهیچ نیازی به تبلیغ سکولاریسم و «مذهب سیاسی» گریزی از طرف روشنفکران  ندارند چون این کار را، دستجات گانگستری حشد الشعبی وعوامل رژیم ایران بهتر از هر مُبَلغ ضد دین، ضد مذهب و ضد آخوندی انجام داده و میدهند.

انقلاب مردم عراق و لبنان، فقط یک انقلاب سیاسی و اجتماعی نیست بلکه از همان آغاز یک انقلاب فرهنگی نیز بوده است که دامنه تاثیرگذاری آن به سراسر منطقه کشیده خود شد.

روزهای بسیار سختی در انتظار رژیم آخوندی حاکم بر میهنمان است، روزهای احتضاری بس دردناک! و مرگی هراس ناکتر!

توجه!

میتوانید اخبار و گزارشهای کوتاه را در کانال تلگرامی «سیمرغ ایران» بخوانید!

@CimorghIran

کامنتی بر مطلب خودم: اولین چیزی که من درطالع این انقلاب میمون که میبینم، صورت گرفتن دهها هزار ازدواج «بین فرقه ای»ُ بین شیعه و سئی، بین سئنی و مسیحی، بین شیعه دروزی، بین دروزی مسیحی، بین یهودی مسیحیُ بین مسلمان و یهودی و… ،همه هم ازدواج عرفی بدون آخوند و کشیش و مفتی و صرف شراب های اعلای لبنانی همراه با فاتحه خوانی بر طلسم و جادوی فرقه گرایی.

و این یعنی یک انقلاب فرهنگی بنیادی و تابوشکن


عراق علیه یک اشغالگر رسوا قیام میکند: ایران

Share Button

نیروهای مسلح و امنیتی نیز بین خودشان دُچادر چند دستگی و اختلاف نظر هستند؛ بین افسران سطوح پایین  و افسران قدیمی سابقه دار، بین آنهایی که با وزارت دفاع هستند و آنهایی که با وزارت کشور که واحد های نزدیک به ایران می باشند و دیگر اشتقاقات کوچکتر.

دخالت سنگین بار جمهوری اسلامی در امور داخلی منطقه، سبب نارضایتی عمیق گشته است بویژه بین عراق تحت رهبری 

شیعیان

نیویورک تایمز

  • Nov. 5, 2019

By Alissa J. Rubin

بغداد ـ قریب یک ماه قبل بود که اعتراضات پراکنده شروع شروع شد. این اعتراضات پیوسته گسترش یافتند تا در هفته گذشته در بغداد که تعداد آن به بیش از more than 200,000 Iraqis marched) 200.000 ) نفر رسید، که طغیان خشمی علیه دولت عراق و اشغالگران خارجی بود ـ  این بار نه علیه آمریکا بلکه علیه ایران. 

در حالی که رهبران کنونی دولت عراق در داخل منطقه سبز، جائی که مقامات نیروهای اشغالگر آمریکایی در دوره اشغال از آنجا امور عراق را اداره میکردند، از ترس به لرزه افتاده اند، و اعتراض کنندگان در خارج آن منطقه سبز، خشم خود را علیه جمهوری اسلامی متوجه کرده اند، که آنها حالا  سلطه بسیار زیاد تر آن را به چشمهای خود می بینند. 

در خیابانها و میدانهای پایتخت عراق، در شهر مقدس کربلا ـ جائی که اعتراض کنندگان روز یکشنبه بمب های آتش زا به سوی کنسولگری ایران پرتاب میکردند ـ در خیابانهای پشت آن، در راهروهای دانشگاه، بحث و جدل هایی در مورد اینکه، کی باید آینده این دو کشور را شکل دهد در گرفته  است. عراق و به موازات آن لبنان، کشوری عمدتاً شیعیی که با اعتراضات وسیع دست به گریبان هستند و بخشی از طغیان گسترش یابنده در آنها علیه ایران میباشد که در آن کشور شیعیان سلطه و اکثریت قاطع دارند و دولت آن برای توسعه قدرت و نفوذ خود به سراسر منطقه پروژه دارد. 

اعتراض کنندگان فریاد میزنند: « آزاد! آزاد عراق! « ایران  برو بیرون، برو گمشو»

این انقلاب، ضد آمریکایی نیست، ضد ایرانی است، ضد مذهب است ـ ضد مذهب سیاسی است، نه مذهب، آنچنانکه سعد اسکندر رئیس موسسه اسناد ملی عراق میگوید.

تظاهرات کنندگان میدان تحریر بغداد، که آن را جوانان این روزها در اختیار خود گرفته اند، روز شنبه  شاهد پیوستن زنان و گروههای سنی متفاوت بود.

اسکندر میگوید؛ تظاهرات کنندگان، ذله شده و از فساد و شبه نظامیان شیعه که برخی از آنان، باندهای مافیایی باج گیر تشکیل داده اند جانشان به لبشان رسیده است. او اضافه میکند: ـ ولی فراتر از همه، این؛« یک انقلاب است با ابعاد اجتماعی». در عراق، وطن پرستی همواره  ماهیت سیاسی داشته است ولی حالا جنبه عدالت اجتماعی هم به خود گرفته است.

در حالی که ایران هدفِ  مستقیم اعتراض کنندگان قرار گرفته است، میزان خشم آنها از این فراتر میرود. این نبردی است بین نسل جوان در عراق و پیران آن و نسل های محتاط  تر، بین نخبگان سیاسی، که نسلهای نو خاسته کنونی رهبری آنان را نمی پذیرند و قبول ندارند.

از این ها فراتر؛ این نبردی است بین آنها که؛ چاپیده اند، آنهایی که بعد از حمله منتهی به سقوط صدام حسین جیب های خود را پُر کرده اند، و آنهایی که جان میکنند تا فقط زنده بمانند، و با خشم نظاره کنند، در حالی که احزاب که بعضی از آنها وابسته به ایران هستند، به نسبت میزان وابستگی شان به ایران، از آن  پولهای هنگفت می گیرند.

لیث کوبّا، یک مشاور دولت، میگوید:« دقیقاً ۹۹ سال پیش بود که یک انقلاب بزرگ در عراق به وقوع پیوست، آن انقلاب کاملاً عراقی زاده شد.  

با این که انقلاب ۱۹۲۰ سرانجام شکست خورد، ولی احساساتی که آن را برانگیخت، یعنی نفی سلطه خارجی، در تار و پودِ روان عراقیها باقی ماند.

نظامی که پس از مداخله ۲۰۰۳ مستقر شد، با اینکه توسط مردم  و با نیروی آمریکا شکل گرفت،ولی به تقسیم قدرت سیاسی بر حسب مرزهای مذهبی و قومی  انجامید. ایران این زمینه را مورد بهره برداری خود قرار داد تا در عرصه سیاسی عراق خود را نهادینه و ریشه گیر کند.

با عقب نشینی آمریکا در ۲۰۰۹، احزاب وابسته به ایران شبکه های خود را در داخل حکومت گسترش دادند. در ۱۹۱۴ هنگامی که دولت اسلامی(داعش) هجوم آورد، این ایران بود که شتاب کرد تا با کمک و به کمک شبه نظامیان خود عراق را نجات دهد*. در این رابطه بود که احزاب وابسته به ایران، به قدرتِ مسلط و سیاست ساز در  نظام سیاسی عراق تبدیل شدند.

این، سردار قاسم سلیمانی معروف، فرمانده سپاه قدس بود، که با واسطه گری خود دولت فعلی را سرهم بندی و ایجاد کرد. در حالی که در بین مردم عادی کوچه و بازار و جوانان کشور؛ این احساس شکل می گرفت که ایران دارد به هزینه عراق برای خود بهره برداری میکند. هرچند که در غالب اوقات این استنباط قدری اغرق آمیز بود ولی با این حال این نارضایت مندی ها به زمینه و بستر جنبش اعتراض فعلی تبدیل شد.

سید علی جاسمی، یک کارگر ساختمانی، در زیر پل جمهوری مرکز تجمعات، در حالی که اشکهای ناشی از گاز اشک آور چشمان خود را از صورت خود می شوید، می گوید:«همه بودجه مملکت ما به جیب ایران میرود».

او می افزاید: « همه وزرا، همه تاسیسات غیر نظامی در کشور، توسط ایران اداره می شوند». او ادامه می دهد« ولی با وجود سلطه همه جانبه ایران بر کشورمان،  پاسپورت ما عراقی است!». «ما می خواهیم از شّرِ این حکومت آزاد شویم، ما میخواهیم مملکتمان را پس بگیریم، ما می خواهیم یک رئیس جمهور مستقل داشته باشیم.» محمد ال ـ امین، یک دانشجوی دوره دوم پزشکی، که در مرکز کمکهای اولیه اجتماعات اعتراضی برای درمان آسیب دیدگان گاز اشک آور و گاز فلفل فعالیت دارد می گوید:« وقتی ما بزرگ می شدیم، پدر و مادرمان به ما می گفتند؛ خفه شوید! دیوار ها می شوند.» او ادامه می دهد«ولی حالا ما اینترنت داریم، ما میتوانیم مسافرت کنیم، میتوانیم  ببینیم دنیا که چه طوری است ما یک زندگی دیگری می خواهیم.» 

مطالبات تظاهرات کنندگان : ـ رها شدن از فساد است، از این احزاب سیاسی، و ایجاد یک سیستم جمهوری به جای سیستم فعلی پارلمانی کنونی است ـ این مطالبات در نگاه اول عقلانی به نظر میرسند ولی در عین حال تحقق بدون خونریزی آنها، غیر ممکن.

 حصول سریع مطالبات، آنچنانکه معترضین آنها ها را می خواهند، از جمله اینکه نمایندگان و وزرا کاسه و کوزه هایشان را جمع کنند و به خانه بروند هر چه بیشتر دشوار تر میشود.  

آن سیاستمدارانی که می خواهند با اعتراض کنندگان همکاری کنند، درک میکنند که تغییرات بنیادی که آنها مطالبه میکنند از جمله: قانون جدید انتخابات، و نهایتاً یک قانون اساسی جدید، یک شبه نمی تواند به دست آید. با این وجود، نگاه اسلوبی و نظام مند این سیاستمداران به مسئله، معترضینی را  که بی صبرانه در انتظار شروع تغییرات مورد انتظار هستند را نسبت به آنها دلسرد میکند.

رئیس جمهور عراق، بهرام صالح، کوشش دارد تا در این جهت حرکت کند، تا قوانینی را به تصویب برساند که سیستم فعلی لیست حزبی لغو و به جای آن به رای دهندگان اجازه دهد تا آرای خود را به نامزدهای مورد نظر بدهند. ولی، در ماهیت امر، این به معنای این است که از نمایندگان پارلمان فعلی خواسته شود به قانونی رای دهند که صندلی نمایندگی بسیاری از خود آن نمایندگان را  از آنها میگیرد.

در جمعه شب گذشته،  بزرگترین اجتماع اعتراضی در تاریخ معاصر عراق برگزار شد و اجتماع کنندگان مسالمت آمیز ولی با صدای نرم اعتراض  خود را نسبت به حکومت نشان میدادند. آنها تمام ساختمانها را پرچم نشان کردند. در داخل منطقه سبز، مهمانسرای دولت مانند یک کتابخانه در سکوت فرو رفته بود و کف ورودی سرسرای فرش شده  با مرمر آن برق انداخته بود، در آنجا، تعداد انگشت شماری آدم در آن سالن بزرگ آن گرد آمده بودند و حیران از وضعیت کشور در حالی که یک مستخدم چای و قهوه برایشان سرو می کرد. چنین به نظر میرسید که ابداً عجله ای در کار نیست.

این دو محلِ از لحاظ فیزیکی، که بیش از چند صد تر با هم فاصله ندارند؛ ولی دو محلی که از نظر نمادین، دو دنیای متفاوت را نشان میدهند. دشوار است تصور کنیم که عراقیها چگونه میتوانند احساسات  ضد سردمداران، احساسات ضد ایران، احساسات ضد حزبی، در خیابانها را با نگاه این امتیاز بَران از نظام، تطبیق دهند.

ماریا فانتاپی، تحلیلگر سابقه دار “کارگروه بحران بین المللی” میگوید، در یک سطح دو جماعت وجود دارد، جماعت خیابانی و جماعت حکومتی. هریک از این دو جماعت در دنیای خودشان عرق میباشند.

او میگوید:« به طور مثال اعتراض کنندگان: ـ آنها احساس آزادی خودشان را جشن میگیرند و احساس قدرت گرفتن خود را در این جوی که ایجاد کرده اند. نه تنها مردان جوان بلکه همچنین برای اولین بار زنان جوان و دیگر اقشار اجتماعی هم در این شادمانی شرکت دارند.

او اضافه میکند: «ولی تظاهرات کنندگان « به آنچه ممکن است هدف نهایی شود نگاه نمی کنند. آنها جشن می گیرند که این جنبش را ایجاد کرده اند.»اعضای طبقه سیاسی، نیز، به طور کلی با خودشان بحث میکنند و نه با اعتراض کنندگان ـ  و اغلب همدیگر را مقصر ایجاد وضع فعلی معرفی میکنند. پارلمان فقط یک یا دو بار، برای بحث درباره تغییرات قانونی که می تواند پاسخگوی مطالبات معترضین باشد جلسه داشته است.

آقای اسکندر، رئیس سابق موسسه اسناد ملی یاداور می شود که بیشتر سیاستمداران هنوز امید دارند که گرد و خاک اعتراضات بخوابد.

نخست وزیر؛ عادل عبدل ال ـ مهدی، در معرض انتقاد قرار گرفت به خاطر این که به نیروهای امنیتی اجازه داده است تا اعتراضات را با کار بردن زور سرکوب کنند. طبق گزارش خود دولت از تحقیقات انجام شده، در طی هفته نخست اکتبر، ۱۵۰ تن از اعتراض کنندگان جان باختند که بسیاری از آنان به ضرب گلوله کشته شدند و نزدیک به ۵٫۵۰۰ نفر از جمله ۱۰۰۰ نفر آنها اعضای نیروهای امنیتی زخمی شدند. این اشتباه محاسبه موجب شد تا دهها هزار نفر به خیابانها بیایند. 

اجتماعات برگزار شده بنحو انفجاری در هر یک از شهرهای مختلف کشور، از ۲۰٫۰۰۰ تا ۲۵٫۰۰۰ نفر رسید  و در پایتخت که تعداد بر ۲۰۰٫۰۰۰ نفر هم بالغ گردید. و خشونت روز دوشنبه، هنگامی که نیروهای امنیتی به طرف تظاهرات کنندگانی که سعی می کردند از پل التحریر در بغداد بگذرند آتش گشودند  با کشته شدن حداقل ۵ نفر، شعله ور شد.

 نخست وزیر، که در معرض انتقادها بود، گامهایی در جهت بهبود زندگی عراقیها برداشت؛: ـ بر عرضه برق  و تداوم زمانی آن افزود، روابط با کُردهای عراق را بهتر ساخت، بسیاری موانع استحفاظی را که بخشهای بزرگی از بغداد را از دیگر بخشها جدا می ساختند را برداشت. ولی او به عنوان یک رهبر ضعیف که موقعیت سیاسیش تا حدود زیادی مدیون مصالحه ای می باشد که ایران ترتیب دهنده آن بوده است و در عین حال مورد تایید واشنگتن بود،  شناخته می شود.

اما، با وجود اینکه نخست وزیر، شخصیتهای تکنوکرات را بر راس وزارتخانه های نفت و انرژی گذارد، مع الوصف، احزاب وابسته به ایران که در سالهای گذشته مهمترین پست های وزارتی را داشته بودند، توانستند ۵ پست مهم وزارتی: ـ کشور، ارتباطات ـ کار و امور اجتماعی را همچنان حفظ کنند.

سرپرستی این وزارتخانه ها،  به آن احزاب امکان دسترسی به، هزاران افراد تحت الحمایه شغلی، قراردادهای هنگفت و درآمد های کلان را میدهد که خود منشاء فسادی است که معترضین آن را محکوم کرده و علیه آن هر روزه  تظاهرات میکنند.

موحیمن فاضل، ۳۰ ساله می گوید: « دیگر فساد مزمن گشته است و خود را به وضوح در همه وزارتخانه ها نشان می دهد. من فارغ التحصیل مهندسی هستم ، ولی هنگامی که برای یک  شغل در وزارت نفت درخواست دادم، آنها از من ۷٫۵۰۰ دلار خواستند، حالا من بعنوان یک فرد آزاد در رشته ساختمان کار میکنم».  

در جمعه گذشته در میدان تحریر بغداد، مرکز اعتراضات، جوانان یک پلاکارد سفید نصب کردند  که روی آن با علامت Xs روی سراسر عکس علی خامنه ای و سردار قاسم سلیمانی ضربدر قرمز Xs ، کشیده شده بود.

نیروهای مسلح و امنیتی نیز بین خودشان دُچادر چند دستگی و اختلاف نظر هستند؛ بین افسران سطوح پایین  و افسران قدیمی سابقه دار، بین آنهایی که با وزارت دفاع هستند و آنهایی که با وزارت کشور که واحد های نزدیک به ایران می باشند و دیگر اشتقاقات کوچکتر. 

این انشقاقات، به اختلاف نظرهایی در میان واحد های امنیتی، روی نحوه مقابله آنها با معترضانی منجر شد که ساختمان نیمه تمام معروف به رستوران ترکی را تحت کنترل خود گرفتنه بودند که مشرف به پل جمهوری است. ارتش از قبول  طرحی برای پاکسازی معترضین در آن ساختمان خودداری کرد، با اینکه مسلم بود حضور اعتراض کنندگان در روی آن ساختمان به آنها یک تفوق ایده آل برای پرتاب بمبهای آتش زا میدهد تا آنها با پرتاب این بمب ها، پوشش حفاظتی برای رفقایشان در پایین که میخواهند خود را به منطقه سبز برسانند ایجاد کنند.

افسران ارتش میترسند که خونریزی بیشتر به افزایش اعتراضات بزرگتر منجر شود. یک مقام برجسته نظامی که در مورد پیشنهاد پاکسازی آن ساختمان از تظاهر کنندگان سخن؛ میگوید:« هیچ لزومی ندارد با مداخله خود، این را به یک مسئله بزرگ تبدیل کنیم».

کانالهای خبری عراق، در نیمه شب دوشنبه  اطلاع دادند که دولت دستور بستن اینترنت را داده است. برای این کار هیچ توضیحی داده نشد، ولی در اول اُکتبر هم، هنگامی که مقامات احساس کردند اوضاع در حال خارج شدن از کنترل است آنرا در اوایل اُکتبر هم بسته بودند.

با این حال،دولت تدریجاً خدمات اینترنتی از جمله فیس بوک، توییتر و واتس آپ را که در طول تمام اعتراضات بسته بود را آزاد کرد.

این مسئله مبهم است که تا کی اعتراض کنندگان در خیابانها باقی خواهد ماند. برای آنهایی که هر روزه با پرچم هایشان بسته به دور گردنشان به میدان التحریر میروند، مانند ابو جمال خباز ۴۰ ساله؛ پاسخ این است که آنها تا هر زمانی که نیاز باشد خواهند رفت و خواهند ایستاد.

آقای جمال میگوید: « من میتوانم برای یک روز، برای دو روز، برای یک هفته، برای یک سال و برای ۵۰۰ سال به تظاهرات بروم.

*سپاه قدس و سردار حاج قاسم سلیمانی، بخاطر ایران یا عراق به عراق نرفتن تا با داعش بجنگند، آنها برای دفاع از منافع خود به عنوان صاحبان ایران رفتند تا از باند مفتضحانه شکست خورده نوری المالکی دفاع کنند و ضمنا از این فرصت برای سفت کردن جای پای خود، در عراق استفاده کنند. (ح ت)

توجه!

میتوانید اخبار و گزارشهای کوتاه را در کانال تلگرامی «سیمرغ ایران» بخوانیدی

@CimorghIran

پرچم آخوندی یا پرچم ایران

Share Button

از جوانان ناآگاه ما که در مراسمهای ورزشی و مناسبتهای مشابه پرچم رژیم را به اهتزاز در می آورند بگذریم بسیاری فعالین سیاسی ما نیز که اگر نقطه بالای کلمه«فارس» در نگارش« خلیج فارس» حذف شود، غیرتی و جوشی می شوند، راحت پذیرفته اند که پرچم خمینی و   خامنه ای و خیل نیم میلیونی وجوهات بگیران و صدقه خوران عمامه دار، به عنوان پرچم ملی ما، به ما حقنه شود بدون اینکه واکنشی نشان دهیم.

جروزالم پست(اورشلیم)

۰۴/۱۱/۲۰۱۹

اعتراض کنندگان ضد دولتی در کربلا، کنسولگری ایران را به آتش کشیدند. 

این برای دومین بار است که در عرض این هفته و کنسولگری ایران حمله میشود.

عراقی ها از دیواری که دور تا دور کنسولگری ایران در بغداد کشیده شده است بالا رفته و پرچم عراق را بر فراز آن به اهتزاز درآوردند. آنها میگویند که پرچم عراق باید در آنجا  بر افراشته و پرچم ایران باید برداشته شود. تعداد دیگری از تظاهرات کنندگان تلاش کردند از دیوار دور کنسولگری بالا رفته و آن را به آتش بکشند. 

اعتراضات در عراق طی ماه گذشته پیوسته اوج گرفته است و در آن تعداد نفر  250 نفر جان باخته اند. 

نخست وزیر عراق ترغیب شده است تا استعفاء دهد. معترضین بارها دفاتر احزاب وابسته به ایران را در معرض حمله قرار داده اند. از جمله این احزاب؛ عصایب اهل الحق  و سازمان بدر و ائتلاف فتح می باشند.

کامنت: 

کاری به اصل خبر ندارم چون تازه نیست و لانه جاسوسی  و تروریسم رژیم لومپن/آخوندی در کربلا هم، پس چند بار آتش گرفتن بالاخره  تعطیل خواهد شد ولی آنچه در این رابطه باقی می ماند، تکلیف ما ایرانیها با پرچم ملی خودمان است. پرچمی که مانند آقا فیله در داستان «شهر قصه» از فیل بودن آن چیزی باقی نمانده بود. 

از جوانان ناآگاه ما که در مراسمهای ورزشی و مناسبتهای مشابه پرچم رژیم را به اهتزاز در می آورند بگذریم بسیاری فعالین سیاسی ما نیز که اگر نقطه بالای کلمه«فارس» در نگارش« خلیج فارس» حذف شود، غیرتی و جوشی می شوند، راحت پذیرفته اند که پرچم خمینی و   خامنه ای و خیل نیم میلیونی وجوهات بگیران و صدقه خوران عمامه دار، به عنوان پرچم ملی ما، به ما حقنه شود بدون اینکه واکنشی نشان دهیم.

حالا روزنامه جروزالم پست هم می نویسد که معترضین عراقی پرچم ایران را پایین کشیدند!  به عنوان یک ایرانی، این عمل جوانان غیور و میهن دوست عراق را نه تنها باید تبریک گفت بلکه باید از آنها  به این خاطر سپاسگزاری هم کرد که آنها کهنه حیض حکومت آخوند/لومپنی را از سرد ر این لانه فساد و تروریسم پایین کشیدند. آنها پرچم ایران را پایین نه کشیدند پرچم خامنه ای و دارودسته اش را پایین کشیدند.

لبنان و عراق در آینه گزارش فرانس پرس

Share Button

و در میان این بلبشوی اعتراضات، تعدادی از فرماندهان ارتش که به نظر میرسید به ایالات متحده نزدیک باشند به کنار رانده شده اند. نایتز میگوید:« ایران پنجه هایش را به دور عراق محکم کرده و بسیار جسورتر هم شده است.»

درحالی که اعتراضات در عراق و لبنان زبانه می کشد، ایران دو چنگی به نفوذ سخت به دست آمده اش چسبیده است.

تحلیلگران میگویند ایران تلاشهای بسیار به کار برد تا جنبش اعتراضی سرتاسری ضد دولت در عراق را از تهدید به فرصت برای نفوذ به سختی کسب کرده خود تبدیل کند. 

در لبنان نیز، جایی که جنبش مشابهی علیه فساد و ناکارآمدی برخاسته بود، متحد عمده نزدیک ایران، حزب الله، ترتیباتی برای حفظ این نفوذ داده بود. 

رناد منصور، از مرکز تحقیقاتی چتام هَوس لندن، میگوید: «خیلی روشن است که ایران در هر دو کشور عراق و لبنان میخواهد نظامشان حفظ شود و متلاشی نگردند.»

 او به آژانس خبری فرانسه می گوید:« در هر دو کشور، خواست مردم بالقوه برای نظامشان تزلزل آفرین تلقی میگردد».

در عراق، بسیاری اعتراض کنندگان طی یک ماه گذشته، دعوت به سرنگونی نظام سیاسی کشور که معترضین، ایران را پشتیبان آن می دانند کرده اند، امری که برای مقامات ایران بسیار نگران کننده است.

مایکل نایتز یک عضو قدیمی انستیتوی واشنگتن می گوید:«رهبران ایران احتمالاً در اوج نفوذ خود در این کشور هستندو بنابراین نمی خواهند تغییری در آن رخ دهد، زیرا وضعیت کنونی، آن چیزی است که ایده آل آنها است».

برای چند دهه، ایران با دقت فعالیت کرده است تا در عراق؛ بین خود با طیف وسیعی از سیاستمداران، نظامیان، مخالفان شیعیی ضد رژیم صدام حسین و جناحهای کردی در شمال و حتی قبایل سنی در غرب کشور،  پیوند برقرار کند. 

بنابراین، این پیوندها نقش مهمی برای وساطت و مداخله ایران در بحران سیاسی جاری در آن کشور دارند، و قاسم سلیمانی که فرماندهی سپاه قدس ایران را دارد، اغلب در این ایام از بغداد بازدید میکند.

تهران همچنین از بسیاری جناحها در شبه نظامیان حشد الشعبی که در ۲۰۱۴ تشکیل گردید تا با گروه دولت اسلامی بجنگد پشتیبانی میکند. ایران همچنین برق و گاز طبیعی که شدیاً مورد نیاز بخش انرژی عراق است  به آن کشور می فروشد. عراق همچنین دومین مشتری بزرگ اتوموبیل، فرش و میوه جات ایران است.

“در چنگال ایران”

ارزش نفوذ سیاسی و اقتصادی ایران در عراق هنگامی بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد که در نظر گرفته شود، ایران در بحبوحه تلاشهای آمریکا برای منزوی و فلج کردن اقتصادیش قرار دارد. 

نایتز میگوید«رهبران ایران در صورت شکست، بطور مطلق همه چیز خود را از دست میدهند و بنابراین آنها ایستادگی خواهند کرد. و در طی همین ایستادگی است که آنها دستشان خودشان و متحدین شان را رو میکنند که همین امر بر خشم بیشتر مردم نسبت به آنها می افزاید». 

از اول ماه اُکتبر که قیام مردم در عراق شکل گرفت، بسیاری تظاهر کنندگان ایران را متهم می کردند که از نظام فاسد و نا کارآمدی که آنها میخواهند براندازند پشتیبانی میکند. 

علیرغم اینکه عراق دومین تولید کننده بزرگ نفت خام در اوپک میباشد، از هر ۵ نفر یک عراقی یک نفر زیر خط فقر زندگی می کند بیکاری در میان جوانان ۲۵% می باشد.

سعید آََظهر، یک جوان تظاهرا کننده ۲۱ ساله، در میدان التحریر بغداد می گوید:«همه رهبران ما در چَنگ ایران هستند».

در یک نمایش بی سابقه از ابراز احساسات ضد ایرانی، تظاهرات کنندگان دَم گرفتند: « برو! برو! بیرون ایران! بغداد می خواهد آزاد باشد!» 

در صحنه هایی از اعتراضات، نشان داده میشود که عراقیها عکس سلیمانی را با کفششان میزنند، که یک حرکت شدیداً تحقیر آمیز در این منطقه است. 

چند منبع به آژانس خبری فرانس پرس گفتند که حمله تند انتقادها زمانی گریبان ایران را گرفت که سلیمانی به دفعات در هفته های اخیر از عراق بازدید کرد تا به جناح های حشد الشعبی توصیه کند چکار باید بکنند.

یک مقام دولتی در رابطه با سفرهای سلیمانی گفت:« او شُو اجرا میکند».

منبع آگاه دیگر نسبت به سفر سلیمانی می گوید:« آنها راهی را انتخاب کرده اند؛ تا با تظاهر کنندگان به توافق برسند که اجازه دهند رهبری سیاسی فعلی در جایگاه خود باقی بماند. میز در منطقه می باشد.

منبع دیگری می گوید که یکی از همین دیدارها بود که موجب متوقف شدن توافق رهبر شبه نظامیان؛ الامیری و روحانیِ پوپولیست مقتدا صدر برای عَزل نخست وزیر، عادل عبدل المهدی گردید.

ولی به نظر میرسد که همه این طرفها میخواهند تا صفوف فشرده خود را به دور حفظ وضع موجود بهم فشرده کنند. 

و در میان این بلبشوی اعتراضات، تعدادی از فرماندهان ارتش که به نظر میرسید به ایالات متحده نزدیک باشند به کنار رانده شده اند. نایتز میگوید:« ایران پنجه هایش را به دور عراق محکم کرده و بسیار جسورتر هم شده است.»

طغیان در لبنان

یک هفته قبل از سرگیری راهپیماییهای اعتراضی ضد دولتی در بغداد، در ۲۴ اُکتبر، در یک کشور دیگر خاورمیانه: لبنان، خشم اعتراضی مردم نسبت به نظام فاسد طغیان کرد.

دولت لبنان تحت سلطه  یک ائتلافی مرکب از جنبش مسلح شیعی، یعنی حزب الله است که خود این جنبش شدیاً زیر نفوذ ایران میباشد.

 سعید امل سعد یک کارشناس حزب الله شناس از دانشگاه لبنان، میگوید: «حزب الله هرگز وضعی بهتر از این نداشته است.»

سعد به آژانس خبری فرانس می گوید:«ولی بعد از راهپیماییهای اعتراضی غیر منتظره اخیر که دامنه آن به مناطق تحت نفوذ این حزب در لبنان کشانده شد،”حزب الله و ایران در وضعی دشوار قرار گرفته اند”».

انتقاد از رهبر جنبش سید حسن نصر الله حتی به تلویزیون خود این حزب؛ تلویزیون الجدید نیز کشانده شد که چنین اتفاقی در این بازوی تبلیغاتی حزب الله قبلاً غیر قابل تصور مینمود.

نصرالله پس از اینکه در ابتدا از اعتراضات پشتیبانی کرد، پس کشید و گفت که حزبش از استعفای دولت پشتیبانی نمی کند زیرا که موجب یک خلاء سیاسی خطرناک میگردد.

وفاداران به حزب دست ضد حمله علیه اعتراض کنندگان زدند که  موجب زد و خورد با اعتراض کنندگان و روزنامه نگاران گردید. 

کوثر به آژانس خبری فرانسه میگوید:« حزب الله ممکن است تا حدی ضربه اخلاقی خورده باشد یا ضربه هایی از رسانه گرفته باشد ولی قدرتش پا برجا است.»

منبع آژانس خبری فرانسه 

ترجمه از حبیب تبریزیان

کامنت: 

1 ـ گزارش تحلیلی فوق در مجموع واقعی ولی بی کاستی نیست. در سطر آخر، کوثر نامی میگوید که حزب الله قدرتش باقیست. ولی نه او و نه خود گزارشگر؛ به دینامیک جنبش اعتراضی که معادله نیروها را بهم میزند و تعادل آنها را به سمت انطباق با پی بنیادهای اجتماعی شان میراند، و میتواند به ریزش در حزب الله و ایجاد شکاف در آن شوداشاره ای نمی کنند. همچنین به مقایسه عمق استراتژیک این دو جبهه با هم نیز اشاره ای در گزارش نیست.

۲ ـ دفاع حزب الله و رهبرش در آغاز جنبش اعتراض، ناشی از این توهم بود که حزب الله فکر میکرد لبه تیز حمله این اعتراضات به سوی المستقبل، بلوک ۱۴ مارس که رقیب بلوک اوسب می باشد. ولی بعد که متوجه شد، کار برعکس است او با یک چرخش پرهزینه ۱۸۰ درجه ای علیه جنبش اعتراضی برگشت. درست مانند علم الهدا که جنبش تیر را علیه روحانی تحریک کرد ولی در همان ساعات اولیه این اعتراضات متوجه شد که اعتراضات بر علیه خود نظام چرخید.

۳ ـ در نظام مستعمراتی، از دست دادن یک یا چند مستعمره به فروپاشی نظام کشور متروپل منجر نمی گردید زیرا ظرفیت متروپول آنقدر بود که به آسانی از هم نپاشد. ولی در مورد چنگ اندازی رژیم ایران به لبنان و عراق چنین ظرفیتی وجود ندارد و رژیم تمام امنیت نظام خود را به این چنگ اندازیها گره استراتژیک و امنیتی زده است. 

نویسنده گزارش فوق خوب میگوید که:«رهبران ایران در صورت شکست، بطور مطلق همه چیز خود را از دست میدهند و بنا براین آنها ایستادگی خواهند کرد. و در طی همین ایستادگی است  که آنها دستشان خودشان و متحدین شان را رو میکنند که همین امر بر خشم بیشتر مردم نسبت به آنها می افزاید». 

دیوار برج و باروی قدرت رژیم ولایی دیگر، تا به آنسوی عراق، لبنان و سوریه امتداد یافته است و بنابراین فروریزی هر یک از دیوارها یعنی مقدمه فروپاشی رژیم خامنه ای.

۴ ـ سید حسن نصرالله پس از استعفای غیر منتظره سعد حریری شوکه شده و مخالفت خود را با آن استعفا با گفتن اینکه خلاء سیاسی ایجاد میکند، ابراز می دارد. در ایران ما، اگر شیخ حسن روحانی استعفاء دهد ظرف یک دقیقه، عظما رئیس جمهور می سازد و تعین میکند. ولی در لبنان چنین نیست و رقیبی برای حریری نیست زیرا این جنبه نظام مستعمل فرقه ای در لبنان، در این شرایط خاص به شاخی برای حزبا لله  تبدیل شده. زیرا نخست وزیر باید سُنی مذهب باشد. 

سید حسن حزب الله از خدا می میخواست که لبه تیز اعتراضات ضد فساد؛ گریبان گروه سعد حریری و دولت او را بگیرد، در آن صورت او به پشتیبانی خود از این اعتراضات تا نفس آخر ادامه میداد ولی سعد حریری با مانور های سریع و درست خود در کنار اعتراضات قرار گرفت و غیر مستقیم حزب الله را در برابر آن قرار داد. 

سید حسن نصرالله که دولت و فرمانروای واقعی ولی ناپاسخگوی لبنان است، به یک دولت صوری و فرمایشی نیاز دارد که همه کاسه کوزه ها را بر سر آن بشکند و خود حتی در مقام منتقد فساد و قدرت دولت در صحنه بیاید. همان کاری که عظما در ایران میکند.

ح ت


توجه! در کانال سیمرغ ایران

میتوانید اخبار گزارشها ی کوتاه روزانه را ببینید!

CimrghIran

سیاست رژیم برای خفه کردن جنبش های عراق و لبنان محکوم به شکست است؟

Share Button

مداخله رژیم خامنه ای در عراق و لبنان نه تنها موفقیتی نخواهد داشت بلکه بحران را به درون خود ایران خواهد کشاند. رژیم اگر یک ذره شعور داشت باید میدانست که روشهای سرکوبی که در جامعه بسته ایران با وجود حاکمیت بلامنازع قدرت متمرکز فراقانونی در آن موفقیت(گذرا) داشت در لبنانی که احزاب سیاسی آن تجربه جنگ طولانی داخلی دارند، در عراقی که  مردم آن پس از صدام هرگز همگی به انقیاد حکومت مرکزی تن نداده اند، نتیجه نمی دهد.

از چین به عنوان دومین قدرت اقتصادی جهان نام برده میشود. ولی اگر روزی چین زیر فشار آمریت زمانه مجبور شود موازین سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مناسب یک جامعه صنعتی را که در ممالک پیشرفته صنعتی امروز مرسوم است را مراعات کند، و مجبور هم خواهد شد، دیگر قادر به رقابت با هند و فلیپین و اندونزی هم نخواهد بود تا چه رسد به آمریکا یا ژاپن.

توسعه اقتصادی چین ناشی از کار برده وار و ارزان قیمت صدها میلیون بردگان مدرن در موسسات چینی است. ناشی از فقدان اتحادیه های کارگری واقعی است که کارفرمایان را وادار سازند موازین مدرن مناسب یک جامعه صنعتی را در امور رفاهی کارگران رعایت کنند. ناشی از بازار شدیداً حمایت شده داخلی با تعرفه های گزاف و نرخ ارزی نامتعادل است و..  و.. .

تا آنجا که به  صنایع ایران و روسیه مربوط میشود، وضعی به مراتب بدتر از چین دارند زیرا همان نوع مدیریت نوع چینی را دارند ولی به مراتب بی کفایت تر.عین این مدیریت شبه نظامی گرانه تحمیلی بر اقتصاد  در عرصه سیاسی و مدیریت اجتماعی با بسته نگه داشتن جامعه با شدت بیشتری وجود دارد. 

اگر امروز چین در هنگ کُنک با بن بست سیاسی روبروست ناشی از این است که هنگ کُنگ  با یک فرهنگ سیاسی غربی و دموکراسی نوع انگلیسی، نمی تواند و نمی خواهد تحت آمریت رژیمی باشد که سیستمی دیگری داشته و دولتمداری ناسازگاری با دموکراسی غربی دارد. 

شاید انگلیس که قریب ۲۰ سال قبل این مستعمره غربی شده خود را به صاحب اصلی اش برمی گرداند، میدانست که با این کار در زیر ساختار نظام کماندویی/دولتی چین بمب ساعتی کار می گذارد. تردید نباید داشت که چین نه تنها مسئله هنگ کنگ را نخواهد توانست حل کند بلکه در بلند مدت، خطر اینکه نافرمانی این شهر کوچک ۸ میلیونی به سرزمین اصلی چین سرایت کند و آن را ازهم بپاشاند، بسیار زیاد است.

مثال طولانی فوق را از این بابت آوردم که شباهت زیادی بین رفتار ایران نسبت به جنبش اعتراضی مردم دو کشور لبنان و عراق با رفتار چین در هنگ کُنگ دارد. 

در این دو کشور، جنبش مردمی با محرکه های نیرومند سیاسی و اجتماعی از یک سو و در اثر عدم وحدت اراده چنگیزیِ نوع ایران در ساختار حکومتی شان برای سرکوب قاطع و در نطفه کشی اعتراضات وجود دارد که ناشی از فقدان قدرت متمرکز و مقتدر در این کشورهاست، عملاً دولتهای شان را وادار به عقب نشینی کرده اند و رژیمهای آنها را، حداقل تاکتیکی هم که باشد وادار به امتیاز دهی کرده است. 

قدرت خیابانی شکل گرفته در این دو کشور، که مستقیم و غیر مستقیم از طرف، بخشهایی از بوروکراسی سیاسی و نظامی در داخل کشور و قدرتهای بزرگ دنیا و منطقه هم حمایت می شود؛ میدان وسیع مانور سیاسی دارد در حالی که رژیمهای این دو کشور که هم با بحران مشروعیت در داخل و خارج وهم بحران سیاسی و اجتماعی و هم جنگ قدرت در درون ساختار قدرت سیاسی با خودشان و هم با بحران حاد اقتصادی روبرو می باشند؛ در قفس تنگ این بحرانها، جایی برای مانور ندارند. بنا بر این تا سقوط کامل مجبور به عقب نشینی گام بگام تا آخر خط هستند.

تحت چنین شرایطی است که رژیم خامنه ای و شرکای مافیایی او، سعی دارند پروکسی های حشد الشعبی خود در عراق و حزب الله در لبنان را وادار سازند تا با همان روش سرکوبگری که  خود رژیم در ایران که طی ۴۰ بکار گرفته و تا امروز هم ظاهراً نتیجه داده است، جنبش شد دولتی مردم این دو کشور را سرکوب سازند. 

رژیم در این سیاست کمترین ارزیابی از نیروهای میدانی و دینامیک رخدادهای کنونی این دو ممکت ندارد و بعلاوه حتی ارزیابی درستی از نیروهای خود و متحدین خویش هم ندارد.

دیری نخواهد پایید که همین حشد الشعبی و حزب الله که متحدین (پروکسی ها)ی رژیم هستند خودشان تحت تاثیر جنبش مردم دچار ریزش و  تفرقه شوند. کما اینکه مقتدا صدر که روزی نوچه رژیم بود امروزه سمج ترین نیروی مخالف دخالت ایران در عراق است و خود را یک ناسیونالیست عراقی معرفی میکند. بگذریم از اینکه حتی اگر حشد الشعبی و حزب الله هم از درون نپاشند باز حریف جنبش کنونی مردم نخواهند شد.

مداخله رژیم خامنه ای در عراق و لبنان نه تنها موفقیتی نخواهد داشت بلکه بحران را به درون خود ایران خواهد کشاند. رژیم اگر یک ذره شعور داشت باید میدانست که روشهای سرکوبی که در جامعه بسته ایران با وجود حاکمیت بلامنازع قدرت متمرکز فراقانونی در آن موفقیت(گذرا) داشت در لبنانی که احزاب سیاسی آن تجربه جنگ طولانی داخلی دارند، در عراقی که  مردم آن پس از صدام هرگز همگی به انقیاد حکومت مرکزی تن نداده اند، نتیجه نمی دهد.

نتیجه گیری: 

رژیم در عراق و لبنان راهی رفته است که از اول خطا بوده است و روشن بود که برای این گستراندن نیرو توان و ذخیره استراتژیک لازم را نداشته نداشته است. 

رژیم روی بسیج شیعیان این دو کشور به عنوان ذخیره استراتژیک (ماندگار) خود در حالی حساب کرده است که گفتمان شیعی رژیم در داخل مملکت خودمان ورشکست شده و نیروهای آن موج به موج پس از انقلاب ریزش کرده اند.و چنین گفتمانی اصولاً بر خلاف منافع مبتنی بر پارامترهای مادی فرسایش پذیر و موقتی هستند همانطور روش ساحل شنی دریا نمی توان برج ساخت. رژیم طی دو دهه صد ها تن طلا و نقره برای تجدید بنای زیارتگاهای عراق و زینبیه سوریه به این دو کشور ارسال کرده است. صدها میلیارد دلار دیگر از سرمایه و ثروت ملی ما را در این دو  کشور در هتل و مهمانسرا سازی در واحد های خدماتی و تولیدی سرمایه گذاری کرده است. 

رژیم این دو کشور سقوط میکنند و دیناری از آن سرمایه هنگفتی که مافیای حکومت آخوندی به آن دو مملکت برده اند به میهنمان باز نخواهد گشت و عاقبت مصادره میشود.

حبیب تبریزیان


گزارش گر رویترز نتیجه میگیرد: ـ بازنده این بحران حزب الله و متحدین او و برنده آن سعد حریری است! 

توجه! در کانال سیمرغ ایران

میتوانید اخبار گزارشها ی کوتاه روزانه را ببینید!

CimrghIran@