Archive for: January 2020

جمهوری دروغ را بهتر بشناسیم!

Share Button

طی ۴۱ سال حاکمیت خود این «جمهوری دروغ» هزینه های بسیار گزاف روی دست مملکت و مردم ما نهاده است. هیچ یک از دولتمردان یا سپاهیان رژیم از بابت این هزینه سازیها برای مملکت، کمترین ضرری نکرده اند و این ملت بوده است که از کیسه او این هزینه ها انجام گرفته است. اگر جامعه به خود نیاید و این رژیم را به زیر نکشد، این رژیم ممکنست میهن ما و کل منطقه را به یک جهنم جنگ هسته ای هم بکشاند

از رهبرعظما گرفته تا آشیخ حسن رئیس جمهور، از آشیخ جواد وزیر خارجه، تا مسئولین امنیت پرواز فرودگاههای کشور، از سایتهای خبری گوناگون رژیم گرفته تا صدا و سیمای آن، از سرداران سپاهش گرفته تا تا متخصصین پرواز و کارشناسان آن، همه دروغ گفتند و آنهم روی مسئله ای، که اهمیت فراملی داشت واهمیت انسانی و بار اخلاقی نیز!

تنها سید علی دروغ نگفت بلکه نظام دروغ  گفت یعنی جمهوری اسلامی با تمام ابوابجمعی اش، یک جمهوری دروغ است که با دروغ مستقر شده و ۴۱ سال به مردم میهن ما و دنیا دروغ گفته است. 

در جریان فاجعه سرنگونی هواپیمای مسافری اوکرائین، حتی یکنفر در این رژیم پیدا نشد که اقلاْ برای ثبت در تاریخ این جمهوری دروغ وظیفه اخلاقی و یک جو شرافت حرفه ای از خود نشان داده، در انبوه گزارشات و اظهار نظر های دروغ  رژیم با شک وو تردید اظهار نظر کند. 

رژیم تاریخی مملو از دروغ دارد و بنیادش بر دروغ است ولی این آخرین دروغ، در حکم اعتراف علنی و رسمی به این بودکه این رژیم  در پشت ماسک تزویر، خود را با این ملت در تمامیتش بیگانه میداند، این رژیم هیچ گونه دلبستگی به این آب خاک ندارد و درست از این جهت است که بخش بزرگی از درآمد مملکت را برای حزب الله در لبنان، برای حماس و جهاد اسلامی در غره، برای بشار اسد در سوریه و برای انصار الله در یمن خرج میکند و حتی جهیزیه زوج های جوان افغانیهای گردان فاطمین  تامین میکند. 

این بذل و بخششهای ریخت و پاش گرانه سکه ای میباشد که یکسوی آن عدم دلبستگی رژیم به ملت ایران است و سوی دیگر آن، تلاش برای جایگزین کردن این بیگانگی با ملت ایران، یافتن جای پا یا هویتی در آنسوی مرزهای ایران است و حتی اسراپیل ستیزی رژیم هم تا حدود زیادی پوششی برای یافتن چنین هویت جدیدی است. 

اگر کسی فکر کند دروغگویی رژیم منحصر به این چند سال یا حتی این ۴۱ سال حکومت است اشتباه کرده است.

وقتی آخوندهای حاکم با دروغی فرا تر از شیادی، مانند دیدن عکس امام در قرص ماه برای خمینی قداست آفرینی کردند و به او هاله ای قُدسی و ملکوتی دادند به میلیونها مردمی که به دعوت آخوندها ساده لوحانه علیه شاه به خیابانها ریختند این دروغ بزرگ را گفتند، وقتی به میمنت ورود«امام» تار مو در لابلای صفحات قرآن ها یافتند، و کسی از آنها این دروغهای تاریخی فراتر از شیادی و کلاهبرداری سیاسی را تکذیب نکرد، پایه «جمهوری دروغ بنیاد» ریخته شد.

وقتی جنایتکارانی که در لباس نظامی صدها هزار جوان را به جای اینکه با احساسات میهنی تجهیز روانی و تهیج کنند تا با انگیزه میهن پرستی از سرزمینشان دفاع کنند، به نوحه خونی و مداحی متوسل شدند، با وعده های حور وغلمان مرمرین تن  و وعده کمک از«امدادهای غیبی» آنها را به میادین مین یا به استقبال رگبارهای مسلسلهای ارتشیان صدام می فرستادند و کسی از آنها باز نمی گشت تا بگوید امدادی از غیب درمیان نبود، نه تنها پایه های نیروهای مسلح «جمهوری دروغ» بر دروغ بنا گشت، بلکه  پی بنا و بنیاد یک نیروی مسلح با ایدئولوژی خرافی«اعتقادی/فرقه ای» ریخته شد که برایش «مردم» عاری از معنا و مفهوم بود، در حالی که امام و ولی امر آن، ولینعمت و خداوندگاری بود که هم نعمت این دنیا و هم نیکبختی و سعادت جا.دانی آن دنیا را به او میداد. وقتی علاوه بر «امدادهای غیبی» سروکله «الطاف خفیه الهی» هم برای جوانان بسیجی مغز شویی شده پیدا شد، ضلع جدیدی به کثیر الاضلاع  نظام دروغ افزوده شد. 

وقتی ظرف ۴۱ سال، ۷۰.۰۰۰ امامزاده به امامزاده ی ما افزده شد، پایه های کاخ خونین «جمهوری دروغ» بتون آرمه شد.

وقتی هاله نور بر سر رئیس جمهور مملکت پرتو نورانی افکند، سوار شدن خیل شیادان بر گرده ملتی که کاسه سرش از مغز خالی و شعورش ربوده شده بود به مرحله تکاملی خود رسید.

دروغهای رژیم در مورد حادثه تراژیک سرنگونی هواپیمای از این جهت انعکاس رسانه ای یافت که پای دول خارجی و هواپیمای خارجی در میان بود، پای شرکت های بیمه هوایی که به زودی سرو کله اشان با لیستهای بلند بالای خسارات جانی و مالی پیدا خواهد شد، در میان بود.  و رژیم خسارات مالی و جانی میلیارد دلاری این فاجعه را از جیب ملت پرداخت خواهد کرد بدون اینکه خم به ابرو بیاورد.

با قطعیت میتوان گفت اگر پای طرفهای خارجی در میان نبود، در تمام دستگاه حاکم این جمهوری دروغ بنیاد کسی یافت نمی شد تا حقیقت را به مردم بگوید و سر و ته  قضیه به خوبی به شیوه آخوندی یا ولایی تمام میشد یا جمع میشد!

با این دروغ بزرگ که ابعاد جنایی دارد، دیگر احدی نمیتواند ادعا کند کمترین پیوند آرمانی، اخلاقی، سیاسی، انسانی  بین این نظام با ملت ایران وجود دارد. 

دیگر جای استدلال و برهان سیاسی برای افشای رژیم نیست. باید از آن با عناوینی چون پفیوز، بیشرف نام برد  تا دیگر ماسکی برچهره کریهش نماند. 

اگر دونالد ترامپ یک هزارم این دروغ را به تمام ملت آمریکا و نه تنها به جبهه رقیب گفته بود، رسانه های هم دموکرات و هم محافظه کار پوستش می کندند، پلیس فدرال او را به بازجویی و دادگاه قانون اساسی او را به  پای میز محاکمه می کشید.

دروغ اخیر رژیم از این جهت تاریخی است که تا کنون رژیمی پیدا نشده است تا با این دامنه به تمام ملتی که بر آن فرمان میراند از جمله طرفداران خود هم دروغ بگوید و آنها را بفریبد تا وفاداری و سرسپردگی آنها به خود را، بهر قیمت برای خویش حفظ کند! 

در اینکه نیروهای مسلح رژیم از سپاه گرفته تا بسیج و ارتش، گارد مخصوص رژیم هستند کسی تردید ندارد، ولی این رژیم به آنها هم دروغ گفت، به همه آنهایی که به نام اصولگرا نامیده میشوند و هنجره خود را در دفاع از رژیم میدرانند دروغ گفت، به آن اصلاح طلبانی که با خفت و خواری تلاش میکنند به عرابه قدرت آویزان شوند دروغ گفت، به دین و مذهبی که ادعایش را دارد دروغ گفت به تنها کسانی که دروغ نگفت آنهایی بودند وهستند که در جنایات رژیم با آن شریکند!

تردید نیست که بُعد انسانی و بسیار تراتژیک سرنگونی هواپیمای اوکرائینی بسیار عظیم است ولی تمرکز فکر روی این بُعد و ندیدن آن پیش زمینه ای که این فاجعه بر آن رخ داد بسیار فراتر این حادثه اهمیت دارد که در زیر گوشه ای از آنرا توضیح میدهم.

قریب ۲۰ سال پیش در باغ وحش تهران، معلوم نبود به چه دلیلی، یکی از تماچیان به داخل قفس شیر افتاده بود و شیر گرسنه تلاش میکرد با دنانهایش از ناحیه شانه چپ، او را به ته قفس بکشد تا با خیال راحت او را بخورد. در برابر قفس، نگهبانی هفت تیر به کمر، بی حرکت ایستاده و مانند یک تماچی منظره را تماشا میکرد در حالی که جمیعت بر سر او داد میکشید! بزن! بزن! 

سرانجام فریادهای تند و توهین آمیز جمعیت، آن نگهبان را واداشت تا علیرغم میل خود با شلیک دو گلوله شیر را بکُشد. فرد بسیار مجروح شده به بیمارستان اعزام شد و در فردای آنروز رسانه نوشتند که او از خطر مرگ نجات یافته است.

تردید بسیاری دارم، اگر آن نگهبان باغ وحش، که ترس بازخواست شدن به خاطر شلیک دو گلوله و کشتن یک حیوان در او نیرو مندتر از احساس مسئولیت انسانی بود، به جای مامور باغ وحش در صفوف سپاه و نیروهای ویژه برای  سرکوب و شرکت در«جمع کردن» و «تمام کردن» تظاهرات آبان ماه گذشته به مقابله خیابانی با تظاهر کنندگان اعزام میشد، بدون کمترین واهمه ای،« آتش به اختیار» تمام خشاب مسلسل خود را تا آخرین فشنگهایش به روی جمعیت خالی نمیکرد. او از کشتن مردم ترسی نداشت بلکه از نکشتن آنها میترسید! میترسید تا مبادا به خاطر نکشتن مورد مٰوآخذه قرار گیرد، پستش را در این دنیا از دست دهد  و نعمت های ملکوتی را در آن دنیا.

 در این جمهوری دروغ تنها دروغ نیست که «نهان و نهادزاد» است بلکه بی ارزشی جان آدمهایی که «خودی» نیستند نیز یک امر نهادینه شده است. 

کافیست به سابقه جنایاتی که در این رژیم طی این ۴۱ سال علیه مخالفین و منتقدین آن انجام شده فکر کنیم! بدون استثناء همه آنها که مخالفین رژیم را کُشته اند، ارتقاء مقام گرفتند. در حالی که بسیار زنانی که در برابر تجاوز به عنف توسط افراد سپاه یا دیگر افراد رژیم برای دفاع از خود و ناموس خویش متجاوزان را توانسته اند بکشند بدون استثناء همگی تسلیم جوخه های اعدام شدند. همه اسیدپاشان، به خاطر صدور حکم ریاکارانه قصاص برای آنان که اجرای آن از عهده قربانیان اسید پاشی بر نمی آمد، بدون مجازات آزاد شددند.

در «جمهوری دروغ» کشتن مخالفان رژیم و مرگ غیرخودیها نه تنها هزینه ندارد بلکه اکثرموارد پاداش و ترفیع درجه هم دارد. این رویکرد در تمامی ساختار رژیم به یک فرهنگ تبدیل گردیده است. نمونه آن کشتن افرادی مانند ستار بهشتی زیر شکنجهِ زهرا بنی یعقوب، زهرا کاظمی، کشتار ۶۷، شکنجه کُش کردن های کهریزک و ترور حجاریان و دکتر سامی و.. . است.

فرهنگی شدن مشروعیت کُشتن مخالفان نظام و بی تفاوتی نسبت به کشته شدن بی گناهان(غیر خودی) دیگر(مانند نمونه همین سرنگون سازی هواپیما و کشتن دهها هزار غیر نظامی در سوریه توسط حاج قاسم قاتل ) در این میان، همه ترمزهای روانی و اخلاقی را در میان نیروهای سرکوبگر رژیم از کار انداخته است. 

کشتن مخالفان و در کنار آن به قیمت کشتار انبوه غیرخودیها، آن فرهنگی است که به افراد سپاه قدس یا تربیت یافتگان در مکتب نظامی آن مانند حاج قاسم جلاد، اجازه میدهد تا به خاطر کشتن یک مخالف مسلح رژیم اسد، دهها نفر غیر نظامی را هم بکشند، به آنها اجازه میدهد تا نیمه شهر باستانی حلب را با تمام آثار تاریخی آن بر سر ساکنینش ویران کنند تا چند ده تن پیکارجوی ضد رژیم اسد در زیر آوار آن زنده به گور شوند. 

در قوانین جزایی مدرن، گفته میشود بهتر است صد مجرم از مجازات برهند تا یک بیگناه به اشتباه مجازات شود. ۵۰۰ سال پیش از میلاد، سون تسو، ژنرال برجسته چین باستان گفت آن ژنرالی که شهرها را ویران می سازد و کُشت و کشتار میکند، یک ژنرال خوب نیست. ژنرال خوب آن ژنرالی است که جنگ را بدون کُشت و کشتار  ببرد. و این آموزه آن استرتژ نامدار چین باستان، امروزه بخشی از آموزش نظامی در دنیای مدرن است.

دونالد ترامپ دو سال پیش یک فرمان حمله موشکی خود به سوریه را، ده دقیقه قبل از انجام آن، لغو کرد که در آنهنگام تیتر درشت رسانه ها شد. چون ژنرالهایش در آخرین لحظه به او گفتند در اثر این حمله موشکی ممکن است تا ۱۵۰ نفر در اثر آن  کشته شوند. 

اگر آن افسر یا درجه داری که ماشه پرتاب موشک زمین به هوا را در اختیار داشت و هواپیمای  اوکراپینی را ساقط کرد، با فرهنگ شرح داده شده فوق در بین نیروهای مسلح جمهوری دروغ تربیت نشده بود و به جای آن یک فرهنگ مدرن نظامیگری حرفه ای و مدرن می داشت، قطعاْ، با احساس مسولیت بیشتری عمل کرده و موشک را پرتاب نمیکرد. و با توجه به سقف پرواز پائین هواپیما ساقط شده آنچنانکه گزارشات میگویند، با کمی دقت حتی غیر حرفه ای، آدم درک میکرد که هدفی را که گرفته است یک هواییمای بوئینگ مسافر بری است و از این هم ساده تر، شاید اگر شلیک اشتباهی به مجازاتی در حد عدم دریافت چند ماه حقوق یا منتظر خدمت شدن ممکن بود بیانجامد، قطعاْ پرتاب کننده آن موشک، بر شهوت مدال و جایزه گرفتن خود غلبه کرده و چشماهایش را بیشتر باز میکرد تا تشخیص درست دهد.   

ولی جان مطلب و مسئله در اینجاست که  آن افسر یا درجه دار تیم ضدهوایی، مانند دیگر افراد نیروهای نظامی رژیم تربیت نشده اند تا به جان قربانیان بی گناه یک عمل جنگی خود هم فکر کنند. آنها با عشق کُشتن تربیت شده اند. 

آنچه کوشیدم در این یادداشت توضیح دهم، فقدان احساس مسئولیت انسانی در مقابل غیرخودی،  سرسپردگی تام و تمام واطاعت پذیری صد درصدی فرقه بنیاد و فقدان اخلاق نظامیگری در نیروهای مسلح رژیم است. 

طی ۴۱ سال حاکمیت خود این «جمهوری دروغ» هزینه های بسیار گزاف روی دست مملکت و مردم ما نهاده است. هیچ یک از دولتمردان یا سپاهیان رژیم از بابت این هزینه سازیها برای مملکت، کمترین ضرری نکرده اند و این ملت بوده است که از کیسه او این هزینه ها انجام گرفته است. اگر جامعه به خود نیاید و این رژیم را به زیر نکشد، این رژیم ممکنست میهن ما و کل منطقه را به یک جهنم جنگ هسته ای هم بکشاند

درغگویی و فریبکاری رژیم از اتمی شدن آن خطرناک تر است

Share Button

هیچ یک از مقامات ایران نمیتوانند کتمان کنند که آگاهانه در این زمینه پنهان کاری کرده اند  و فراتر از آن، آگاهانه دروغ گویی کرده اند مانند اینکه موتور هواپیما گرم شده بوده و دچار آتش سوزی شده، اضافه بار داشته، نقص فنی داشته و… . به اینها جز دروغگویهای آگاهانه  و دریده وار، عنوان دیگری نمیتواند داد چون در همان دقیقه اول حادثه، مقامات رژیم باید در جریان این اتفاق قرار میداشته و میگرفته اند و اگر انکار کنند به ریش دنیا خندیده اند!

 بخشی از گزارش آژانس خبری آسوشیتد پرس در باره سرنگونی هواپیمای اوکرائین که به مرگ ۲۲۷ نفر، بیشتر آنها دانشجویان ایرانی در کانادا منجر گردید:

«در حالیکه شبه نظامیان سپاه پاسداران مسئولیت ماجرا را می پذیرد، یکی از فرماندهان آن ادعا میکند که اوهشدار داده بود که فضای پرواز ایران به خاطر ترس از انتقامجویی آمریکا در پاسخ به حمله موشکی ایران به قرارگاه های نظامی آمریکا در عراق، بسته شود. 

همین سردارسپاه از سوی دیگر میگوید:«او به مافوق های خود بلافاصله بعد از حادثه اطلاع داده بوده که نیروهایش در همان روز چهار شنبه یک هواپیما را سرنگون کرده اند. 

با این وجود، بازرسان ایرانی این سانحه، مقامات رسمی و دیپلماتهای ایران همگی برای چند روز پس از پرتاب موشکی که هواپیمای بوئینگ۷۳۷ را ساقط کرد آنرا انکار کردند. این هواپیما در خدمت سرویس هواپیمایی اوکرائین بود و پیش از سقوط از فرودگاه امام خمینی برخاسته بود.

کامنت: 

خوش بختانه، دو زاری برخی رسانه های دنیا  افتاده است و علاوه بر نفس سرنگونی تراژیک این هواپیما، به مچ گیری و شارلات بازی رژیم نیز پرداخته اند. 

به نظر من افشای میزان دریدگی و وقاحت رژیم در دروغگویی در این مورد مشخص، از اصل تراژدی این سانحه مهمتر است که من در یادداشت قبلی خود به عنوان:« پرده دروغ بر یک جنایت بزرگ» آنرا توضیح داده ام. 

قضیه این تراتژدی گذرا است ولی دروغگوئی رژیم خامنه ای به مردم خود و دنیا، ماشینی گمراه کننده است که دائم در کار است و مدام فاجعه می آفریند: از کشتن و شکنجه اسیران زندانی در زندانها، اعتراف گیری های نمایشی از آنها، ترور و سربه نیست کردنها مخالفین، تحت فشار گذاردن خانواده ها و بستگان زندانیان سیاسی تا دروغ در اطراف فعالیت های هسته ای خود و انکار صدور تروریسم به ممالک منطقه و دنیا.

رژیم جمهوری اسلامی، جهان و جهانیان را ابلهانی فرض کرده است که به راحتی، چشم در چشم آنان می توان دروغ گفت و به ریش آنان خندید. دولتها و ملل دنیا باید بدانند که این رژیم ابداْ از هیچ نظر قابل اطمیان نیست!

دولتهای زیربط و خانواده های قربانیان این حادثه حق دارند که هم غرامت مالی بگیرند و هم مجازات کیفری برای مسئولین این جنایتی که سعی میشود غیر عمدی نشان داده شود را خواستار شوند. 

ولی مهمتر از این درخواست غرامت و مجازات، این است که رژیم ایران به خاطر تلاش خود برای فریب افکار عمومی دنیا در چنین رخداد فاجعه آمیزی، در مجامع دنیا مورد بازخواست حقوقی قرار گیرد. 

هیچ یک از مقامات ایران نمیتوانند کتمان کنند که آگاهانه در این زمینه پنهان کاری کرده اند  و فراتر از آن، آگاهانه دروغ گویی کرده اند مانند اینکه موتور هواپیما گرم شده بوده و دچار آتش سوزی شده، اضافه بار داشته، نقص فنی داشته و… . به اینها جز دروغگویهای آگاهانه  و دریده وار، عنوان دیگری نمیتواند داد چون در همان دقیقه اول حادثه، مقامات رژیم باید در جریان این اتفاق قرار میداشته و میگرفته اند و اگر انکار کنند به ریش دنیا خندیده اند! 

بعد اخلاقی و امنیتی این قضیه به مراتب از بعد موردی آن مهمتر است! نگذاریم این فاجعه به محاق فرو رود!

مهتر از اصل خبر سقوط

Share Button

عابدزاده: اگر آمریکا جرئت دارد یافته‌های علمی و فنی خود را درباره سقوط هواپیمای اوکراینی منتشر کند

عابدزاده: اگر آمریکا جرات دارد یافته‌های علمی و فنی خود را درباره سقوط هواپیما اوکراینی منتشر کند

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، علی عابدزاده اظهار کرد: اطلاعات جعبه سیاه یا پارامترهای پروازی و صحبت‌هایی که خلبان در کاکپیت (کابین) کرده، برای اعلام نظر سازمان هواپیمایی کشوری بسیار حیاتی است.

وی ادامه داد: جعبه سیاه به‌گونه‌ای طراحی شده که صدها اطلاعات پروازی در آن نهفته است که قابلیت آنالیز دارد. هرگونه اظهارنظر قبل از این‌که اطلاعات استخراج شود کارشناسی نیست.

وی افزود: اما آنچه برای ما محرز است و با اطمینان می‌توانیم بگوییم که موشکی به هواپیما برخورد نکرده است. هواپیما بیش از ۱٫۵ دقیقه با آتش در حال پرواز بوده است. جای هواپیما نشان می‌دهد که خلبان تصمیم داشته به فرودگاه برگردد و  این‌که خلبان نتوانسته تماس بگیرد، دلایل زیادی می‌تواند داشته باشد.

رئیس سازمان هواپیمایی کشوری اظهار کرد:‌ خلبان بعد از تیک‌آف با مهرآباد تماس گرفته و اجازه رفتن به ارتفاع ۲۶هزارپایی را گرفته است. این مسائل در ۲ دقیقه روی داده است.

عابدزاده گفت: چنانچه مستنداتی از سقوط هواپیمای اوکراینی به دست سیاستمداران آمریکایی رسیده، آنها موظف هستند از طریق ایکائو آن را به جهانیان اعلام کنند، این اعلام را دنیا باید به‌راحتی در سایت‌ها ببیند.

وی تأکید کرد: آنها اگر واقعاً جرئت و جسارت دارند،  بیایند یافته‌های خود را که پشتوانه علمی و فنی داشته و در ساختار انکس ۱۳ ایکائو جا دارد به دنیا نشان دهند.

مدیرکل بررسی سوانح سازمان هواپیمایی کشوری نیز درباره دلایل تأخیر پرواز هواپیمای تهران ــ کی‌یف گفت: این تأخیر به‌واسطه آن بوده تا هواپیما مقداری از بار خود را خالی کند تا با پرواز بعدی به کی‌یف منتقل شود.

وی با ابراز این‌که این مشکل فنی نبوده و هماهنگی عملیاتی برای ایمنی پرواز بوده است، در خصوص پرداخت خسارت‌های ناشی از سقوط هواپیمای اوکراینی گفت: شرکت بهره‌بردار اوکراینی باید تمام خسارت‌های ناشی از این سانحه را پرداخت کند. این کار نیز به آن بستگی دارد که شرکت بهره‌بردار جزو پیمان ورشو، توکیو و یا شیکاگو است. اوکراینی‌ها باید بیمه‌نامه هواپیما را به ما تحویل دهند و بر اساس آن خسارت‌ها را در نظر خواهیم گرفت.

وی تأکید کرد: شرکت بهره‌بردار متصدی پرداخت خسارت است و خسارت‌های وارده به محل سقوط را نیز باید پرداخت کنند. شرکت بهره‌بردار از بیمه‌نامه پوششی استفاده کرده اما هنوز  پرداخت ارزی یا ریالی مشخص نیست، سقوط هواپیمای اوکراینی یک سانحه بزرگ و مرگبار است و یک تا دو سال بررسی آن و خواندن جعبه سیاه یک تا دو ماه زمان می‌برد.

پرده دروغ بر یک جنایت بزرگ

Share Button

سخن کوتاه! بی شک کارشناسان سوانح هوایی با دقت تعین خواهند کرد که سیستم ضد هوایی سپاه ایران، این هواپیما را سرنگون کرده است و مجازات های مالی و حقوقی متناسب را هم علیه رژیم ایران به اعمال خواهند کرد. ولی تاکید میکنم: ـ تلاش رژیم تروریست خامنه ای، از وزیر خارجه اش تا شیخ حسن رئیس جمهورش که دیروز با وقاحت به رئیس جمهور اوکرائین گفت،:«ما شما را در جریان جزئیات تحقیقاتمان قرار خواهیم داد»، برای پرده پوشی این جنایت بزرگ از نگاه دنیا و مجامع بین المللی نباید کمتر از خود مسئله سرنگون سازی این هواپیما مورد توجه قرار گیرد. بی توجهی به ظرفیت فریبکاری و دروغگویی رژیم حاکم بر ایران میتواند جهان را فردا با فاجعه هسته ای روبرو کند!      

دیروز، حد اقل ۱۲ ساعت قبل از اینکه پنتاگن، مقامات آمریکایی و کانادایی و شخص ترامپ بگویند،هواپیمای بوئینگ اوکرائینی «احتمالاْ» با موشکهای پرتاب شده ایران به سوی عراق تصادم کرده و ساقط شده است، در یادداشتی پیرامون قضیه که ساعت ۷ صبح دیروز به وقت اروپا انتشار یافت، نوشتم:«احتمال ساقط کردن هواپیمای اوکرائین توسط ضد هوایی سپاه». 

حال امروز دراین یادداشت، کلمه «احتمال» را برمیدارم و با اتکاء به اخبار، اطلاعات و واکنشهای طفره آمیز رژیم در روز گذشته، با قطعیت میگویم «احتمالی» در کار نیست و قطعاْ این هواپیما توسط موشک های ایران ساقط شده است و از آن بسیار مهمتر، نه در اثر تصادم احتمالی موشکهای زمین به زمین پرتاب شده به سوی عراق بلکه در اثر دفاع ضد موشکی سپاه و نشانه گیری شده ساقط شده است.

من آن سرویس اطلاعاتی که ترامپ و جاستین ترودو(نخست وزیرکانادا) در اختیار دارند را ندارم. ولی فکر میکنم پتانسیل عظیم دروغگویی و فریبکاری رژیم ایران را تا فراسوی ارتکاب هر جنایت بزرگی می شناسم و از لابلای تناقض گوئی های آن، واقعیت آنسوی پرده ضخیم دروغهای آنرا درمی یابم. در یادداشت مورد اشاره فوق، از جمله نوشتم رویترز میگوید:«۵ کارشناس امور فضایی(که نخواستند نامشان ذکر شود):ـ ۳ آمریکایی، یک اروپایی و یک کانادایی در این زمینه به رویترز گفتند که ارزیابی های اولیه سرویسهای اطلاعاتی آنها گفته اند که این هواپیما نقص فنی داشته است و توسط موشک ساقط نشده است. آنها افزوده اند که شواهدی وجود دارد که یکی از موتور های این هواپیما دوچار حرارت زیاد شده بوده است و « احتمالاْ آتش گرفته است». رژیم هم گفت که آتش سوزی در بدنه این هواپیما را هم از زمین چند«شاهدعینی» دیده اند و هم خلبان یک هواپیما که بر فراز آن پرواز میکرده است.

آنچه امروز باید به اندازه تراتژدی کشته شدن آن ۲۲۷ نفر بیگناه، برای جهان و وجدان انسانی اهمیت داشته باشد این است که رژیم ایران احتمالاْ با تبانی روسیه چگونه توانسته است ظرف چند ساعت، از جعبه سیاه بازی و جادوی شیادی خود، ۵ نفر صاحبنظر اطلاعاتی، از آمریکا، کانادا و اروپا  را بیرون بکشد و شناخته شده ترین آژانس خبری جهان را خام کند تا از زبان او به جهان اعلام کند که: خبری نبوده، یک سانحه هوایی مانند دهها مورد دیگر که هر ساله اتفاق می افتاد رخ ده است، فقط چند ساعت پس از سرنگون سازی این هواپیما، از زبان رویترز بگوید، موتور هواپیما دوچار حرارت زیاد شده است، وقیحانه اعلام کند، این هواپیما نقص فنی داشته و قرار بوده دوشنبه بعد تعمیر شود. در حالی که طبق مقررات امنیت پرواز در جهان که در تمام فرودگاه های دنیا لازم الاجراست، هیچ هواپیمایی به صرف کوچکترین نقص فنی حق پرواز ندارد.

تلاش برای پرده پوشی این جنایت با دروغی به این بزرگی به جهان، فقط از عهده رژیم ایران و روسیه پوتین ساخته است. از این جهت پوتین را اضافه میکنم که بعید میدانم سرویس اطلاعتی جمهوری اسلامی چنین شبکه دیس اینفرماتیو(فریبکاری اطلاعاتی) سریع العملی داشته باشد که به این سرعت بتواند خبرگزاری رویترز را بعنوان بزرگترین آژانس خبری این گونه اغفال کند تا از زبان آن، در چنین فاجعه تراژیکی دنیا را بفریبد و سرکار بگذارد.

ضرب المثلی هست که میگوید در یک جمع دو نفری، یکی گوزید. او برای زیر بار نرفتن به طرف مقابل ر.ی کرده گفت:« رویت سیاه / روت سیاه خجات بکش!» آن طرف دیگر که باد رها نکرده بود جواب داد، هرکه نداند خودمان دو تا میدانیم که روی کی سیاه!؟ 

اگر همه دنیا حد اقل در آن ساعات یا روزهای نخست نمی دانست است که چه کسی در این ماجرا «روسیاه» می باشد، شلیک کننده موشک ضد موشک روسی به این هواپیمای مسافری در همان ثانیه و نه دقیقه اول، هم میدانسته که یک هواپیمای مسافری را زده است و هم رژیم بلافاصله میدانسته که روسیاه شده است.

من این اشتباه پرتاب کننده موشک را، به حساب اشتیاق هیستریک دستگاه نظامی ایران برای تک خال زدن و سورپرایز کردن دنیا با نشان دادن توانایی محیرالعقول سپاه میدانم. شلیک کننده فکر کرده است که حتماْ دارد یک بمب افکن شکاری رادار گریز آمریکا را میزند و در آن لحظه مستی زودهنگام از این شق القمر، آنچنان مجذوب و غرق در هیچان مدال گرفتن خود بوده که بطور کلی فراموش کرده است که در این آسمان پهناور، هواپیماهای دیگری هم پرواز میکنند. 

این ضرب المثل غیر مودبانه را از آنروی آوردم تا وقاحت فزون از حد مقامات ایران را نشان دهم چون دیروز سایت پادگانی تسنیم، در واکنش به زمزمه اینکه « احتمالا» این هواپیمای مسافری با موشک اصابت کرده باشد با لحنی تمسخر آمیز نوشت که این شایعه بی ربط است.

آری! این شایعه همانقدر بی ربط است که کشتن ۱۵۰۰ نفر تظاهر کننده بی گناه در دوماه قبل، همانقدر بی ربط است که تلاش جنون آسای رژیم برای دستیابی به سلاح اتمی، همانقدر بی ربط است که صدور تروریسم به منطقه و دنیا و.. .

سخن کوتاه! بی شک کارشناسان سوانح هوایی با دقت تعین خواهند کرد که سیستم ضد هوایی سپاه ایران، این هوپیما را سرنگون کرده است و مجازات های مالی و حقوقی متناسب را هم علیه رژیم ایران اعمال خواهند کرد. ولی تاکید میکنم: ـ افشای تلاش رژیم تروریست خامنه ای، از وزیر خارجه اش گرفته تا شیخ حسن رئیس جمهورش که دیروز با وقاحت به رئیس جمهور اوکرائین گفت،:«ما شما را در جریان جزئیات تحقیقاتمان قرار خواهیم داد»، برای پرده پوشی این جنایت بزرگ از نگاه دنیا و مجامع بین المللی نباید کمتر از خود مسئله سرنگون سازی این هواپیما مورد توجه قرار گیرد. بی توجهی به ظرفیت فریبکاری و دروغگویی رژیم حاکم بر ایران میتواند جهان را فردا با فاجعه هسته ای روبرو کند!

:افزوده ها

تسنیم:   

طرح یک ادعا برای جلوگیری از نابودی بوئینگ آمریکا؟

طرح ادعای مضحک آمریکا مبنی بر برخورد موشک با هواپیمای بوئینگ اوکراینی علاوه بر اینکه تلاش برای کمرنگ کردن شکست در رویارویی با ایران ارزیابی می شود، دلیل اقتصادی هم می تواند داشته باشد، و آن جلوگیری از ورشکستگی بوئینگ پس از اثبات سقوط به دلیل نقص فنی.

تسنیم:

سخنگوی دولت: تشکیل کمیته بررسی سانحه بوئینگ اوکراین با حضور همه طرف‌ها/ آمریکا به جای دروغ پراکنی منتظر اعلام نظر کمیته باشد

سخنگوی دولت گفت: توصیه می کنیم دولت امریکا به جای دروغ پردازی و شکل دادن یک عملیات روانی، به نتایج بررسی کمیته بررسی سانحه سقوط هواپیمایی بوئینگ اوکراینی بر اساس مقررات ایکایو دقت نمایند.

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، از ساعتی پیش مقامات آمریکایی و رسانه های غربی به شکل هماهنگ ادعای سقوط هواپیمای اوکراینی با برخورد موشک را مطرح کرده اند که هر چند کارشناسان هواپیمایی به زبان فنی این شایعه را رد کردند، و تحلیلگران سیاسی هم آن را برای سرپوش گذاشتن شکست آمریکا در رویارویی اخیر با ایران ارزیابی می کنند، اما طرح این ادعا اولین بار از سوی مقامات آمریکایی دلیل دیگری هم می تواند داشته باشد که امشب رئیس سازمان هواپیمایی کشوری از آن پرده برداشت و برخی خبرنگاران آمریکایی هم در توئیتر به ان اشاره کردند.

رئیس سازمان هواپیمایی کشوری امشب در برنامه گفتگوی ویژه خبری گفت: آمریکایی ها به دلیل فرافکنی درباره سقوط سومین هواپیمای بوئینگ و ضرر هنگفت و کاهش سهام این شرکت درصورت اثبات سقوط این هواپیما به دلیل نقص فنی مجبور هستند شایعه برخورد موشک را مطرح کنند.

……………………

دستور رهبر انقلاب بعد از اطلاع از خطای انسانی: صادقانه و صریح با مردم مطرح کنید

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به محض اطلاع از خطای فاجعه‌بار صورت‌گرفته در سامانه پدافند کشور، روز گذشته (ظهر جمعه) دستور تشکیل فوری جلسه شورای عالی امنیت ملی و بررسی موضوع را صادر کردند و در ادامه توصیه هایی جدی به مسئولان نمودند.کد خبر:۹۵۰۷۸۷تاریخ انتشار:۲۱ دی ۱۳۹۸ – ۱۱:۲۷۱۱ January 2020حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به محض اطلاع از خطای فاجعه‌بار صورت‌گرفته در سامانه پدافند کشور، روز گذشته (ظهر جمعه) دستور تشکیل فوری جلسه شورای عالی امنیت ملی و بررسی موضوع را صادر کردند.

**********************************

سایت پادگانی مشرق

از کلک هواپیمایی اوکراین به مسافران تا آتش سوزی و سقوط

به گزارش مشرق، میلاد باستانی تحلیلگر و محقق سوانح هوایی نوشت: خبری که حدود یک سال پیش از سانحه بوئینگ اوکراینی، منتشر شده بود:


جا گذاشتن چمدانها برای تزریق سوخت ارزانتر توسط هواپیمایی اوکراین:


سلام من یکی از پرسنل شرکت خدمات هوایی سامان در قسمت باربری هستم.

دو ماهی میشود که شاهد over شدن (سنگین شدن هواپیما و تخیله بار مسافران) پرواز اکراینی PS ” هستیم که هر سری حدود چهل تا هشتاد چمدان مسافر، جا می ماند.

بعد از تکرار این حرکت متوجه شدیم که سوخت در اکراین سه و نیم دلار میباشد ودر تهران یک دلار و درنتیجه خلبانهای اکراینی طبق درخواست مقام بالاتر خود، سوخت هواپیما را در ایران فول می زنند تا سود این پرواز برای اوکراینی ها دوبله باشد.  

 در پرواز PS752/08jun هشتادو پنج چمدان بعلت وزن زیاد هواپیما به طمع سود بنزین، از هواپیما پیاده شد و بدتر اینکه همه چمدان ها کانکشن و ترانزیت بودند و تا سه روز دیگر دست مسافران میرسند.
————————

پی نوشت:

شاید این موضوع، انفجار شدید هواپیما در هنگام برخورد و همچنین شعله های پُر نور آتش را پس از آتش گرفتن احتمالی موتور یا هر نقصی که باعث ایجاد نشت سوخت در بال هواپیما شده باشد را توجیه کند.


به دلیل اینکه هواپیما توسط مهندس ایرانی ترخیص نشده است و یک مکانیک اوکراینی با مسئولیت خود و پس از ۶٠ دقیقه تأخیر، هواپیما را برای پرواز ترخیص کرده است، احتمالاً یک نقص فنی در هواپیما وجود داشته که ممکن است مقدمات سانحه را فراهم آورده باشد.


سازمان هواپیمایی کشوری با بررسی کتاب هواپیما(log book) و صحبت با مهندس ایرانی می تواند دلیل ترخیص نکردن هواپیما توسط او را مطلع گردد.


اگر علت و محل شروع آتش سوزی در هواپیما مشخص شود، حل معمای سقوط به جوابش نزدیکتر خواهد شد.

رویترز

FILE PHOTO: Debris of a plane belonging to Ukraine International Airlines, that crashed after taking off from Iran’s Imam Khomeini airport, is seen on the outskirts of Tehran, Iran January 8, 2020. Nazanin Tabatabaee/WANA (West Asia News Agency) via REUTERS

Iran, which has denied the Boeing 737-800 was downed by a missile, said it could take one or two months to extract information from the voice and flight data recorders. It said it could ask Russia, Canada, France or Ukraine if it needed help.

Tehran also said the probe might take one or two years.

Ukrainian President Volodymyr Zelenskiy said he could not rule out a missile strike but this had not been confirmed. Kiev has said its investigators wanted to search the crash site for any debris of a Russian-made missile used by Iran.

احتمال ساقط کردن هواپیمای اوکرائین توسط ضد هوایی سپاه

Share Button

ولی وقتی فقط دو روز از سقوط این هواپیما گذشته است و هنوز از محل سقوط بازدید کارشناسانه انجام نگرفته و پس از یک روز از سقوط ، تازه جعبه های سیاه آن یافت شده است و مقامات ایران بلافاصله اعلام کرده اند این جعبه ها را به شرکت بوئینگ برای تحقیقات نخواهد داد،  تردید بسیار کمی باقی میماند که محتمل ترین دلیل سقوط این هواپیما، همان موشک پراکنی ایران نبوده است. حال یا در اثر برخورد تصافی یکی از آن موشکها به این هواپیما و یا مانند مورد بوئینگ ۷۷۷ شرکت هواپیمایی مالزی که در مارس ۲۰۱۴ که توسط ضد هوائی تروریستهای جدا طلب اوکرائین با ۲۲۷ مسافر ساقط شد به گمان اینکه بمب افکن دولت اوکرائین است سرنگون گردید. 

مقامات ایران می گویند که دو جعبه سیاه یافته شده از هواپیمای ۷۳۷ بوپینگ شرکت هواپمایی که در نزدیکی یزد ساقط شد را به شرکت بوئینگ برای تحقیق نخواهد داد.

دولت کانادا هم که بیشترین تعداد مسافر این هواپیما یا تبعه آن بوده اند یا مسافرانی که قصد آنجا را داشته اند، خواستار شرکت در تحقیق سقوط این هواپیما شده است. 

وقتی ایران حاضر نیست که جعبه های سیاه این هواپیما را به این شرکت بزرگ هواپیمایی که بیشترین صلاحیت را در تحقیق در این زمینه دارد بدهد که یک طرف صنعتی تجاری است و نه دولتی و سیاسی، ناگفته پیداست که آن جعبه ها را در اختیار کانادا هم نخواهد گذارد و مقامات کارشناسی آن کشور را هم دراین تحقیقات شرکت نخواهند داد. 

رویترز در این باره می نویسد که مخصوصاْ این سری هواپیما، به لحاظ ایمنی پرواز از خوش سابقه ترین هواپیماهایی میباشد که بوئینگ ساخته است

رویترزدر ادامه مینویسد که پس ساقط شدن این هواپیما با ۱۷۶ سرنشین، لحظاتی پس از برخاستن از فرودگاه تهران، این گمانه زنی به سرعت درمحافل بین المللی شکل گرفت که به خاطر همزمانی سقوط آن با موشک پراکنی های ایران به عراق، ممکن است توسط این موشکها ساقط شده باشد. ولی ۵ کارشناس امور فضایی(که نخواستند نامشان ذکر شود):ـ ۳ آمریکایی، یک اروپایی و یک کانادایی در این زمینه به رویترز گفتند که ارزیابی های اولیه سرویسهای اطلاعاتی آنها گفته اند که این هواپیما نقص فنی داشته است و توسط موشک ساقط نشده است. آنها افزوده اند که شواهدی وجود دارد که یکی از موتور های این هواپیما دوچار حرارت زیاد شده بوده است. 

به نظر من اگر این ۵ نفر افراد «اطلاعاتی و جاسوسی» سرویسهای آمریکایی، اروپایی و کانادایی که از ذکر نام خود هم، خود داری کرده اند، این نظرات کارشناسی را نداده بودند، شاید پذیرش فرضیه نقص فنی چندان سخت نبود. یا حتی آنچه من قبلاْ به ذهن خود داشتم(غفلت و شلختگی ایمنی یکی از مسافران) را میشد یکی از احتمالات سقوط این هواپیما ذکر کرد. ولی وقتی فقط دو روز از سقوط این هواپیما گذشته است و هنوز از محل سقوط بازدید کارشناسانه انجام نگرفته و پس از یک روز از سقوط ، تازه جعبه های سیاه آن یافت شده است و مقامات ایران بلافاصله اعلام کرده اند این جعبه ها را به شرکت بوئینگ برای تحقیقات نخواهد داد،  تردید بسیار کمی باقی میماند که محتمل ترین دلیل سقوط این هواپیما، همان موشک پراکنی ایران نبوده است. حال یا در اثر برخورد تصافی یکی از آن موشکها به این هواپیما و یا مانند مورد بوئینگ ۷۷۷ شرکت هواپیمایی مالزی که در مارس ۲۰۱۴ که توسط ضد هوائی تروریستهای جدا طلب اوکرائین با ۲۲۷ مسافر ساقط شد به گمان اینکه بمب افکن دولت اوکرائین است سرنگون گردید. 

این احتمال که ضد هوایی ایران به تصور اینکه این هواپیما در آن لحظات هیچانی موشک پراکنی، یک هواپیمایی آریکایی است و آنرا زده باشند بیشترین احتمال ممکنه می باشد

اخبار تکمیلی :

رویترز: اوکرائین خواهان بررسی بازرسانش از محل سقوط و قطعات هواپیمای ساقط شده است

دانیالوف اولکسی، معاون شورای امنیت ملی اوکرائین در باره سقوط هواپیمای اوکرائینی گفت، بازرسان اوکرائین باید بررسی کنند تا ببینند آیا آثاری از تراشه های موشکهای روسی در محل سقوط هواپیما وجود دارد یا نه؟

او در یک پست فیس بوکی نوشت؛ اوکرائین در پی بررسی  احتمالات گوناگون برای سقوط هواپیمای خود، از جمله موشکی، یک تصادم، یک انفجار در موتور یا عمل تروریستی.

کامنت: در اطلاعات رسانه ای شده از طرف رژیم در اطراف سقوط این هوا پیما تناقض گویی زیاد است. از جمله اینکه از یکسو ادعا میشود که هواپیما آتش گرفته و یک هواپیمای دیگر که بر بالای آن پرواز میکرده و تعدادی شاهد عینی از زمین آتش آنرا را دیده اند و از طرف دیگر میگویند، هواپیما در اثر نقص فنی به طرف فرودگاه بارگشته است که بعد قبل فرود سقوط کرده است. اگر هواپیما در آسمان دوچار حریق شده باشد خلبان این فرصت را داشته تا وضعیت و علل نقص فنی را اعلام کند. اگر این قدر فرصت داشته که بعد از پرواز به طرف فرودگاه برگردد و برج مراقبت فروگاه از این باز گشت مطلع بوده است پس دیگر قطع ارتباط کامل و ناگهانی خلبان با برج مراقبت قابل قبول و منطقی نیست! این قضیه کش دار خواهد بود!


نمایش جنگی ایران و آرام شدن خاطر دنیا از جنگ!

Share Button

تکیه رژیم خامنه ای روی قدرت موشکی در چالشهای منطقه ای و جهانی اش و تلاشش برای اتمی شدن، بی اعتمادی آن را به توانایی نیروی پیاده اش که از آغاز و منطقاْ منشاء اقتدار او بود را نشان میدهد. افتخار رژیم در جنگ ۸ ساله روی نیروهای استشهادیش می باشد و نه تکنولوژی جنگی اش که یک «میدان باخت قطعی در مقابل غرب میباشد» است.  

ساعاتی پس از حمله موشکی ایران به دو پایگاه آمریکا، عین الاسد و اربیل در رویترز خبر آنرا خواندم. خبر آنقدر جدی نبود تا روی آن با سرعت تحلیلی مفصل بنویسم. 

بنظرم با شلیک این ۱۵ موشک، نگرانی دنیا از اینکه به قول آشیخ حسن «جنگی که مادرهمه جنگها باشد»درگیرد راحت شد و فهمید که سر و ته قضیه با یک رشته  ژستها وادعاهای نمایشی پایان خواهد یافت.

آمریکا به خوبی میدانست که پس از کشته شدن حاج قاسم و ۶ تن نظامی ایرانی دیگر همراه او، که کسی هم از آنها حرفی نمیزند، مجبور است واکنشی نشان دهد که کاملاْ بیصورت نشود و گریزی از پذیرفتن ضمنی چنین واکنشی و دادن فرصت به رژیم خامنه ای نیست.

آمریکا چه با اطلاع قبلی و طبق توافق و چه تلویحی، خود را برای انجام چنین حرکت نمایشی از طرف ایران آماده کرده بود و این نکته را ایران هم میدانست ولی اینرا نیز میدانست که چنین نمایشی نمیتواند از حد نمایش برای آبروخریدن فراتر رود.

آمریکا بارها اخطار کرده و هشدار داده بود که در برابر به خطر افتادن جان شهروندان خود و هم پیمانان خویش ساکت نخواهد نشست و تا لحظه نگارش این یادداشت هم خبری از صدمات انسانی گزارش نشده است.

انتخاب حمله مستقیم موشکی از ایران و انتخاب پایگاه های آمریکا درعراق به عنوان هدف این حمله، این امتیاز را داشت که ایران پا روی خط قرمز حریم هم پیمانان منطقه ای آمریکا: عربستان، امارات، بحرین و اسرائیل نمیگذاشت چون اگر مثلاْ به اسرائیل یا عربستان حمله میکرد، حتی اگر قطره خونی از دماغ کسی هم بر زمین نمی ریخت، آمریکا نمیتوانست بی کار بماند چون پای  یکی از متحدینش و تعهدات امنیتی آن در میان بود.

ولی انتخاب عراق به عنوان آماج حمله نه تنها چنین حالتی نداشت، بلکه این امتیاز را هم داشت که رژیم عراق را از تنگنای سیاسی و دیپلماتیک فعلی به خاطر کشتن سلیمانی و المهندس نجات میداد و موازنه ای کنش واکنشی، حد اقل در ظاهر برقرار میکرد.

امروز صبح خامنه ای در جمعی که برای اعتراض علیه آمریکا گرد آمده بودند، رجز خوانانه گفت که سیلی محکمی به صورت آمریکا نواختیم.

یک کامنت گذار لبنانی در ذیل خبر موشک پراکنی ایران نوشته بود، این حرکت ایران فقط محض نجات آبرو بود و البته این موشکها چنان تنظیم شده بودند که مبادا به کسی صدمه وارد شود و بعلاوه ایران هم از انبار داری تعدادی از موشکهای از رده خارج شده خود خلاص میشد. این کامنت گذار، واکنش ایران را به پارس کردن پر سرو صدای یک نوع سگهای کوچک بی آزار بنام(Chihuahua) تشبیه کرده بود که زیاد پارس میکنند ولی گاز نمیگیرند. 

از ۹ کامنت درج شده ذیل گزارش این موشک پراکنی درنهارنت لبنان، همه آنها این موشک پراکنی را عملی برای بی صورت نشدن حاکمان ایران دانسته بودند.

بهر حال آنچه تا اینجا روشن است خونی از دماغ کسی در این موشک پراکنی ریخته نشده و تاسیسات مهمی هم خراب نشده است. و بسیار بعید است که آمریکا در واکنش به این نمایش، همانطور که اشاره کردم عکس العمل سختی نشان دهد.

بعد از انتشار خبر این موشک پراکنی، برخلاف مورد حمله موشکی یا پهبادی به تاسیسات نفتی آرامکو در عربستان، نه بورسهای دنیا تغییر دراماتیکی کردند و نه دلار سقوط کرد، نه قیمت نفت جهش کرد و نه قیمت طلا غیر عادی بالا رفت. این خونسردی بورس دنیا خود نشان میدهد که  بازار دنیا هم این موشک پراکنی را جدی نگرفته است.

من فکر میکنم پس از زورآزمایی های واقعی و نمایشی اخیر، مقامات حاکمه ایران که درک کرده است، فراتر از عربده کشی های توخالی و نمایشات موشکی نا موفق در وحشت آفرینی، نمی تواند فراتر رود، برای تعامل بیشتر با دنیا و حتی با آمریکا آماده شود.

نکته ای که لازم به یاد آوری است این است که تکیه رژیم خامنه ای روی قدرت موشکی در چالشهای منطقه ای و جهانی اش و تلاشش برای اتمی شدن، بی اعتمادی آن را به تواندمندی نیروی پیاده زمینی که از آغاز و منطقاْ منشاء اقتدار او بود را نشان میدهد. افتخار رژیم در جنگ ۸ ساله روی نیروهای استشهادیش می باشد و نه تکنولوژی جنگی اش که یک «میدان باخت قطعی» در مقابل غرب است. همین حکم در مورد حزب الله و حوثیها و شبه نظامیان حشد الشعبی هم صادق است.

سون تسو میگوید یک ژنرال کارکشته به میدان دشمن کشانده نمی شود بلکه دشمن را به میدانی که خود در آن برتری دارد می کشاند. میدان رقابت و جنگ موشکی، میدانی نیست که رژیم ایران ارزنی در آن بر آمریکا برتری داشته یا توان رقابتی داشته باشد. کشانده شدن به این میدان از همان آغاز در تله «دشمن» افتادن بوده است. در این میدان، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیتسی در برابر آمریکا به زانو درآمد و اقتصادش ویران گشت و در این میدان سرنوشتی بهتر از آن در انتظار رژیم خامنه ای نیست.

در اشاره به استیصال و شکست خوردگی رژیم در چالش اخیرش با عراق و موشک پراکنی نمایشی جنگی اش، این آموزه سون تسو را یاد آور میشوم که میگوید: یک ژنرال آگاه و مجرّب وقتی با حریفی روبرو شده که شکست او قطعی به نظر میرسد، باید راهی برای فرار و عقب نشینی او باز بگذارد. در غیر اینصورت آن حریف شکست خورده یا محکوم به شکست تا نفس آخر خواهد جنگید.

آمریکا با چشم بستن به روی این نمایش موشکی، عملاْ به توصیه سون تسو عمل میکند و راه یا روزنه بی آبرو نشدن را به روی رهبری ایران باز میگذارد.

پس از اتمام نگارش این یادداشت ، آخرین گزارش رویترز را دیدم که عنوان آن:«ترامپ پس از موشک پراکنی انتقامی ایران در حال سبک و سنگین کردن پاسخ است» میباشد. آمریکا به این موشک پراکنی نمیتواند پاسخ محکمی بدهد چون در عرف نظامی جهان در چنین مواردی از«پاسخ متناسب» نامبرده میشود و فرار تر حد متناسب جنگ افروزی به حساب آورده میشود. من فکر نمیکم اتفاق مهمی بیافتد واگر بیافتد معلوم میشود که ارزیابی من در این یادداشت چندان درست نیست!

افزوده: مطلب فوق با خبرهای کوتاه و کامنت های جدید تکمیل میشود. درج آنها ادامه خواهد داشت

پس از این موشک پراکنی حالا، سیاستمداران مخالف با ایران در عراق به دولت المهدی فشار می آورند که باید همانطور که با آمریکا رفتار کرد با ایران نیز رفتار کند و ایران را به خاطر تخطی و تجاوز به حق حاکمیت خود به سازمان ملل و شورای امنیت بکشاند. تعدادی از نمایندگان مجلس و سیاستمداران هم از الحلبوسی رئیس مجلس خواسته اند تا جلسه فوق العاده نمایندگان را تشکیل دهد تا به تجاوز ایران به حریم هوایی عراق به عنوان یک عمل جنگی رسیدگی کنند. این فشار سیاسی در واقع بهترین پاسخ آمریکا به موشک پراکنی ایران است زیرا برای ایران و حشد الشعبی در عراق مسئله ساز میشود و نمایندگان طرفدار ایران نمیتوانند از این حرکت ایران در صحن مجلس علناْ دفاع کنند و اگر هم آنرا محکوم کنند برای سیاست های نوکرمآبانه خود در برابر ایران پاسخی ندارند به ملت بدهند.

تظاهرکنندگان عراقی وعده تظاهرات میلیونی داده و به مجلس و رئیس جمهور ۳ روز مهلت داده اند تا جمعه نخست وزیر جدید را معرفی کند والی آنها سطح اعتراضات و رویکرد اعتراضی را تغییر خواهند داد. از ساعاتی قبل جمعیت به سوی میدان التحریر در حرکت است و یکی از شعارهای مهم آنها این است که چرا موشکهای ایران برای ضربه به آمریکا فقط باید در خاک عراق بیفتد؟ به نظر من آمریکا دیگر کاری ندارد بکند. چون این موشک \راکنی بیش از آنکه آمریکا را تهدید کرده باشد، به احساسات مردم عراق ضربه زده است.

تبارشناسی سیاسی حاج قاسم سلیمانی

Share Button

اگر رژیم پرستان به ستایش این جلاد سپاه که کشتار دهها هزار تن از مخالفین رژیم بشار اسد را در سوریه رهبری کرد و مدیریت ترور دهها تن از فعالین جنبش اعتراضی اخیر د رعراق را داشت، در سوگ او عزادارند و رندانه برنامه سید الشهدا سازی از او را برای بهره برداری سیاسی بعدی را دارند، بر آنان حرجی نیست.

سلسله صفویه، توانست شیعه گری را نه تنها به مذهب ایرانیان تبدیل کند بلکه آنرا به دکترین وایدئولوژی سیاسی مملکت و حکومت نیز تبدیل کرد. 

آن سرباز قزلباشی که در جبهه چالدران علیه اتومان عثمانی(شجره سیاسی همین اردوغان) میجنگید، قبل از آنکه برای دفاع از شاه اسماعیل بجنگد، به انگیزه شیعه گری علیه دنباله تاریخی ابوبکر، عمر وعثمان و شمر و یزید می جنگید.

سلسله صفوی برافتاد و افشاریه سُنی مذهب آمد ولی آن دکترین مذهبی همچنان ادامه یافت و نادر شاه سُنی مذهب هم  کوششی نکرد تا این ایدئولوژی مذهبی را تغییر دهد. سلسله قاجار آمد و همین ایدئولوژی مذهبی را نه تنها حفظ کرد بلکه در تحکیم و نهادینه سازی آنهم کوشید. این دودمانهای حکومتی در مقایسه با رژیم فعلی ایران این برتری را بر آن داشتند  که از شیعه گری ابزاری یا واقعی، «تا حد زیادی»برای حفظ امنیت و استقلال ملی بهره گرفتند و نه شخصی کردن قدرت استبدادی.

 تا اینکه رضا شاه آمد و تلاش کرد تا آن ایدئولوژی هویت سازمذهبی که نافی هویت تاریخی ایران ما بود را با ایدئولوژی مدرن ناسیونالیسم ایرانی جایگزین کند. 

محمد رضا شاه آمد و کوشید تا با زنده کردن خاطره ملی وبرجسته سازی زمینه های تاریخی تمدن باستان ایران، آن ناسیونالیسمی را که پدرش زنده کرده بود نهادینه سازد که انقلاب اسلامی ۵۷ به آن تلاش پایان داد. 

خمینی آمد و با خود هویتی دو گانه، هم اسلامی و هم آخوندی یا (اسلام آخوندی) را آورد و از آن، دکترین سیاسی حکومت جدید ایران را ساخت و بنا نهاد. 

سید علی خامنه ای آمد و آن حکومت «اسلامی/آخوندی» را یکسره به حکومت آخوندی تبدیل کرد که با عاریه گیری ابزاری از دین و مذهب سعی دارد«آخوندیسم» را به ایدئولوژی رسمی ایران و حکومت آن تبدیل کند تا فرمانروایی آخوندها و احتمالاْ سلسله خامنه ای در کشور تداوم یابد. 

دراین هویت سیاسی جدید، الگوی فرهنگی و رفتاری رژیم نیزبه عنوان مقوّم گفتمان «آخوندیسم» ملحوظ شده است که در به کارگرفتن هرچه بیشتر آخوندها بر راس امور خود را نشان میدهد و حتی شامل هیئت ظاهری دولتمردان نیز میگردد.

اگر ۳۰ سال پیش فقط دکترولایتی در مقام وزیر خارجه پیراهن یقه آخوندی می پوشید و انگشتر درشت عقیق بر انگشت میکرد، امروز اکثر قریب به اتفاق دولتمردان پیران یقه آخوندی می پوشند و انگشتانشان هم مجهز به تعدادی انگشتر آخوندی است. 

اگر درهمان زمانُ اثر جای مهر بر پیشنانی، برای تظاهر و رنگ کردن مردم بود، حالا دیگر به نشان وابستگی و سرسپردگی به حکومت آخوندی و اصالت بیعت با رژیم تبدیل شده است که همه مردم هم میدانند آن علامت تیره بر پیشانی جای استکان است نه مهرنماز.

بنابراین، بر خلاف سلسله صفوی، افشاریه و قاجار، رژیم فعلی حتی دیگر درصدد اسلامیزه کردن دکترین سیاسی حاکم نیست چون اگر به آن راه برود، در عرصه این گفتمان مدعی بسیار، هم در صنف روحانیون و هم مسلمانان غیر روحانی دارد که مسعود رجوی یکی از آنهاست و برحق ترینشان. 

تنها، دکترین سیاسی رژیم نیست که«آخوندی» است بلکه تمام نیروهای مسلح آن ازسپاه، بسیج و ارتش گرفته تا نیروهای انتظامی در خدمت این «آخوندیسم» است که به تدریج دیگر به «خامنه ایسم» تنزل یافته است.

سردارحاج قاسم سلیمانی که هنرش در مداحی به مراتب بیشتر از هنر او در نظامیگری بود، یکی از فدائیان همین نظام آخوندی بود. اگر او شجاعت داشت که در آن جای تردید بسیار است، شجاعت او درخدمت «خامنه ایسم» بود  نه اسلام و حتی شیعه گری تا چه رسد به ایرانگرایی و ناسیونالیسم ایرانی. 

برای این سر پاسدار شیاد، گفتمان شیعه گرایی در خرافی ترین شکل خود، ابزاری بود برای تحمیق عوام، بسیج و گرد آوری فدایی برای خامنه ای که دراین نظام، کیش شخصیت او تا حد یک مسلک سیاسی و مشرب ایدئولوژیک توسط همین گونه سرداران تبلیغات میدانی ارتقاء یافته است. 

اگر کیش شخصیت استالین با دکترین«استالینیسم»، توانست علاوه بر توده عوام و فرودستان، حتی میلیونها روشنفکر تحصیل کرده را برای مدتی به صفوف احزاب کمونیستنی جذب کند، به این دلیل بود که فلسفه و ادبیات کمونیستی، ادبیاتی مدرن و مد روز سیاسی بود، در حالی که کیش شخصیت خامنه ایی به صورت «خامنه ایسم» از درون خرافه های کپک زده مذهبی هزار ساله، چون یک جسد مومیایی، از گورستان تاریخ برخاسته و از درون اقشار بیسواد و عقب مانده جامعه برای خود یارگیری کرده است.  درون و حاشیه آنهم به طمع غارت و رانت های کلان به خدمت این کیش درآمده اند ونه از روی اعتقاد.      

اگر حاج قاسم مانند بقیه سران جنایتکار سپاه بدنام نشده است ابداْ و مطلقاْ به معنای این نیست که سرسوزنی، به لحاظ بافت شخصیتی  و استعداد جنایتکاری از دیگر سران سپاه متفاوت بوده است. سردارانی مانند جعفری بطری سازو بطری اماله کُن که در یک سخنرانی داخلی برای سران سپاه در رابطه با سرکوب جنبش ۸۸  با خنده میگوید:« ما نه تنها بطری استعمال میکنم بلکه بطری هم میسازیم» و سردار یحیی مصطفوی که روزنامه نگاران منتقد دوران اصلاحات را به بریدن زبانشان از ته حلق تهدید میکرد و سردار کهریزکی، رادان، و سردار قالیباف گازانبری و سردار سلامی* که پس از اعتراضات آبان ماه گفت:«دهن مخالفین را پلمب می کنیم».*(قدری شک دارم که سلامی بود یا سردار دیگری از فرماندهان سپاه)

این، خود فریبی یا تظاهر به خود فریبی است اگر برای لحظه ای تصور شود: ـ اگر حاج قاسم شیاد بجای سردار احمد رضا رادن، فرمانده نیروی انتظامی در جریان جنایات کهریزک، بود یا جای سردار گازانبری، قالیباف در جریان سرکوب دانشجویان کوی دانشگاه بود کاری غیر از آنها میکرد.

علی ربیعی، عضو امنیتی و بازجوی سابق اطلاعات به نام مستعار عباد و سخنگوی کنونی دولت درگفت‌و‌گویی«سلیمانی را «نماد قدرت و همبستگی علیه ظلم» توصیف کرد که «سرمایه نمادین همه ایرانیان» بود.

او کشته شدن قاسم سلیمانی را باعث ظاهر شدن «چهره کریه آمریکا» قلمداد کرد و گفت: «قطعا دولت جمهوری اسلامی در کنار همه ایرانیان گرفتن انتقام سردار قاسم سلیمانی را حق خود و دفاع از منزلت و کرامت ایران می‌داند».

تنها این بازجوی کهنه کار اطلاعات نبود که حاج قاسم شیاد را «نماد ملی و ملیت و ایرانیت ما» معرفی کرد، آشیخ حسن رئیس جمهور و خود عظما هم در استفاده از کلمه ایرانی و ملی برای توصیف این ششلول بند آدم کُش رژیم  از تحسین و تمجید کم نگذاشتند. 

تاسف بارتراز اینها، بیانیه های گوناگون تعدادی از منتقدین رژیم است که ضمن محکوم ساختن کشته شدن حاج قاسم او را در سطح یک قهرمان ملی بالا کشاندند. 

اگر رژیم پرستان به ستایش این جلاد سپاه که کشتار دهها هزار تن از مخالفین رژیم بشار اسد را در سوریه رهبری کرد و مدیریت ترور دهها تن از فعالین جنبش اعتراضی اخیر د رعراق را داشت، در سوگ او عزادارند و رندانه برنامه سید الشهدا سازی از او را برای بهره برداری سیاسی بعدی را دارند، بر آنان حرجی نیست. 

تظاهرات در تهران در اعتراض به کشتن حاج قاسم سلیمانی

ولی وقتی آن مدعیان مواضع انتقادی نسبت به رژیم، مانند تعداد بسیاری از ناموران جنبش سبز از جمله آقای کروبی و امیرارجمند که میدانند نقش این سرداران سپاه، که همگی از یک فلسفه وجودی واحد، راه کارها و سازو کارهای اجرایی و عملیاتی واحد، اهداف راهبُردی واحد درچارچوب تقسیم کار سازمانی پیروی میکنند، که حفظ رژیم خامنه ای و استبداد آخوندی بهرقیمت، ولو با کشتار میلیونی هموطنانمان به مثابه هسته و حلقه مرکزی آنست، از هلاکت این سردار مداح و شیاد برآشفتگی نشان داده و برای او نقش ملی تعریف میکنند، باید از سقوط اخلاق و شعور سیاسی در بین نخبگان جامعه ما متاثر شد و بر این سقوطی که در یک شیب ملایم طی ۴۱ سال در جامعه رخ داده است گریست.

باید از اینها پرسید اگر حاج قاسم موفق میشد یک یا چند ژنرال آمریکایی را بکشد یا موشکهایی که حشدالشعبی با تائید یا حتی دستور مستقیم او به سفارت آمریکا شلیک شدند، چند صد نفر از کارکنان سفارت آمریکا را می کُشتند یا سفارتخانه را کلاْ به آتش میکشیدند، اینها حاضر بودند حتی یک اعلامیه تاسف آمیز دو خطی از چنان رخدادهایی بدهند؟ 

در زمینه نکات فوق میتوان کتاب نوشت ولی من به این خلاصه اکتفاء میکنم.

آمریکا یکی از تروریست ها و تروریست پرورانی را که آماده بود تا میلیونها نفر را بکشد و به کشتن بدهد تا سروری خود و ولینعمش و رژیم «ولینعمتی» آن بر ایران ما حفظ شود را کُشت و یک ایرانی میهن پرست جز تائید این اقدام واکنشی نمیتواند داشته باشد. او دشمن ایران و خدمتگذار خامنه ای بود.

به عنوان یک زندانی سیاسی سابق، به عنوان یک میهن پرست ایرانی که عاشقانه میهنش و مردم آنرا دوست دارد، کمترین اعتراضی به کشتن این جنایتکار ندارم و اگر اعتراضی باشد به مفید به فایده بودن کُشتن اوست و نه غیر آن. اگر کشتن این گونه جنایتکاران کمکی به امنیت مردم منطقه و صلح میکند، باید آن را، دور از رفتار دو رویانه، مبارک گرفت.

در حاشیه بگویم که در مطالب رسانه ای شده چند روزه اخیر در سطح منطقه و دنیا، حتی نشریاتی مانند نیویورک تایمز و برخی نشریات عربی شدیداْ مخالف رژیم ایران مانند الحدث، العربیه، بغداد پست که من دیده ام، از سلیمانی به عنوان نماد توسعه طلبی ایران  یا تجاوزگری ایرانگرایی یا فارس گرایی نام برده شده است. اینگونه اتهامات واهی به او، برای او و رژیم خامنه ای سرمایه «ملی و ایرانگرایانه» میسازد که به طور مطلق عاری از اعتبار است. 

سرداران سپاه ایران، سپاه و سپاه قدس به عنوان بازوی برون مرزی آن، فقط و فقط نماد «خامنه ایسم» و توسعه

طلبی فرقه گرایانه آخوندیسم حاکم بر ایران هستند نه کمتر و نه بیشتر.

جسارت اخلاقی سیاسی داشته باشیم و به خاطر میهنمان در افشای این جنایت کاران و تعطیل دکان ضد ایرانی و ضد مردمی آنها بکوشیم! .

جسارت اخلاقی سیاسی داشته باشیم و به خاطر میهنمان در افشای این جنایت کاران و تعطیل دکان ضد ایرانی و ضد مردمی آنها بکوشیم!  

جسارت اخلاقی سیاسی داشته باشیم و به خاطر میهنمان در افشای این جنایت کاران و تعطیل دکان ضد ایرانی و ضد مردمی آنها بکوشیم!  

حمله جدید هوایی آمریکا به رهبران حشد در نزدیکی بغداد

Share Button

همانطور که در یادداشت دیروز نوشتم، رهبری سپاه قدس، شخص خامنه ای و متحدین عراقی و لبنانی آنها فکر میکردند میتوانند در واکنش به حمله آمریکا به سلیمانی و قرار گاه حزب الله عراق یک انتفاضه میلیونی راه بیاندازند. حال آنکه مردم عراق مانند مردم ایران و کل منطقهُ پس از دهها سال به بازی گرفته شدن در میدانهای مختلف ایدئولوژیک مذهبی، سیاسی و قومی، از فاز تحریکات ایدئولوژیک مذهبی و سیاسی به طورعام و ایدئولوژی دینی به طور خاص عبور کرده اند.

بغداد پست امروز ساعت ۲ بامداد شنبه خبر از حمله جدید نیروهای پهبادی آمریکا به رهبران عصایب اهل الحق و فرمانده گردان امام علی دارد. بنا به گزارش بغداد پست، در اثر این حمله که درنزدیکی بغداد انجام گرفته است برادران الخزالی، قیس و لیث و همچنین رهبر گردان امام علی، از ابواب جمعی حشد الشعبی بنام شبل الزیدی و تعدادی از همراهان آنها کشته شده اند.

قبل از ادامه مطلب لازم است یادآور شوم با خبر فوق معلوم میشود که خبر روز پیش دایر بر بازداشت هادی العامری و الخزالی جنگ روانی بوده است و عاری از حقیقت.

رویترز امروز پیرامون خبر حمله جدید آمریکا، فقط تکذیبیه عصایب ال هل الحق  را بازتاب داده است که این سازمان ادعا میکند که کاروان مورد حمله، یک کاروان پزشکی بوده است که در هر صورت به معنی صحت انجام حمله است و درستی خبر کشته شدن این افراد بعداْ  روشن خواهد شد. 

و اما در تحلیل خبر فوق، صرفنظر از اینکه رهبران عصایب و گردان امام علی کشته شده یا نشده باشند چند نکته شایان توجه وجود دارد که اهمیت آنها از کشته شدن یا نشدن این افراد مهمتر است.

اولین نکته این است که این حملات متواتر آمریکا نشان میدهد، آمریکا با اعتماد به نفس کامل عمل میکند و مرعوب تهدیدات، رهبر ایران، حزب الله لبنان و سران سپاه نشده است. این جنبه مسئله بر این دلالت میکند که این حملات نه تنها ادامه خواهند یافت بلکه آمریکا حتی با صحنه سازی هم که شده برای انجام چنین حملاتی حتی ممکن است خود به صحنه سازی تهدید آمیزانه به حساب ایران دست بزند. 

بنابراین، تهدیدات رهبر ایران و حزب الله لبنان و سران سپاه که چنین و چنان میکنیم فقط بهانه کافی و مورد انتظار برای ادامه این حملات به دست آمریکا میدهد. در همین رابطه، طبق خبر رویترز و بغداد پست، نیروهای آمریکایی در نزدیکی محل حمله امروزشان، دو موشک زمین به زمین و دو سکوی پرتاب موتوری(launch pads) آنها را یافته اند. 

تصور اینکه حتی خود نیروهای آمریکایی این دو سکوی موتوریزه و موشکهای روی آنها را برای صحنه سازی به قصد توجیه حمله خود در آن محل قرار داده باشندُ تصوری بعید نیست. 

اگر وجود این دو موشک با سکوی پرتابشان صحنه سازی نباشد، سرعت عمل حیرت انگیز نیروهای آمریکا در کشف آنها را نشان میدهد و از این مهمتر واکنش برق آسای آنها به تهدید را نشان میدهد و اگر فرض صحنه سازی در میان باشد، مسئله باز هم مهمتر است زیرا نشان میدهد که آمریکا از تهدیدات رهبری ایران و حزب الله و سران سپاه نه تنها مرعوب نشده است بلکه استقبال هم میکند زیرا دنبال بهانه میگردد تا ضربات خود را دائمی و متوالی کند بدون اینکه هزینه ای حقوقی برای آنها بپردازد. 

و نکته باز مهم در این میان این است که آمریکا نسبت به واکنش اجتماعی و سیاسی این حملات خود هم در جامعه عراق یا جوامع عربی منطقه آسوده خاطر است و اطمینان دارد که مردم عراق و منطقه حساسیتی به درهم کوبیدن نیروها و جریانات وابسته به رژیم ایران ندارد و میداند که حتی بخش وسیعی از آنان از این ضربات هم خوشحال هم میشوند هرچند که چندان «آمریکا دوست» هم نیستند.

در اثبات گزاره فوق کافیست گفته شود که، حشدالشعبی برای حمله به سفارت آمریکا یا برای راه اندازی تظاهرات خیابانی علیه آمریکا، نتوانست بیش از چند هزار نفر در بغداد میلیونی سازماندهی کند و حتی خبرهای تایید نشده ای وجود داشت که این سازمان به هر نفر از همان متعرضین به سفارت هم ۳۵ دلار داده است.

همانطور که در یادداشت دیروز نوشتم، رهبری سپاه قدس، شخص خامنه ای و متحدین عراقی و لبنانی آنها فکر میکردند میتوانند در واکنش به حمله آمریکا به سلیمانی و قرار گاه حزب الله عراق یک انتفاضه میلیونی راه بیاندازند. حال آنکه مردم عراق مانند مردم ایران و کل منطقهُ پس از دهها سال به بازی گرفته شدن در میدانهای مختلف ایدئولوژیک مذهبی، سیاسی و قومی، از فاز تحریکات ایدئولوژیک مذهبی و سیاسی به طورعام و ایدئولوژی دینی به طور خاص عبور کرده اند.

نکته مهم دیگر در حمله بامداد امروز این است که این حمله نشان میدهد دستگاه اطلاعاتی آمریکا و متحدین آن تا چه حد به عمق تشکیلات حشد الشعبی نفوذ کرده اند که پس کشته شدن سلیمانی و ابو المهندس که مسافرت های آنان در سرّیت کامل انجام میشد، نتوانسته اند منفذ نفوذ و خبردهی و درز اطلاعات را مسدود کند. و با حمله امروز صبح معلوم میشود، که شبکه نفوذ اطلاعاتی آمریکا در حشد الشعبی نیز از خاطرجمعی کافی برخوردار است.

گرد و خاک این حملات خواهد خوابید بدون اینکه سپاه قدس، حشد الشعبی، یا حزب الله لبنان بتوانند کار زیادی بکنند یا اگر به اقدامی انتقامی دست بزنند چند برابر آنرا دریافت خواهند کرد. ضربات آمریکا از یکسو و ادامه تظاهرات اعتراضی ضد رژیم در عراق نه اتوریته اخلاقی نه اتوریته سیاسی و نه اتوریته نظامی برای رژیم لرزان عراق باقی نگذارده است که با اتکاء بدان بتواند آمریکا را از عراق اخراج کند. اگر رژیم سوریه نتوانست نیروهای آمریکایی را از خاک سوریه، که بدون هیچ قرارداد نظامی در آنجا حضور دارد بیرون کند به عبارت ساده تر رژیم عراق هم نخواهد توانست این کار را  با وجود قرار داد نظامی بکند. 

رژیم کنونی عراق محصول یک موازنه خیلی شکننده ناشی از یک انتخابات زیر ۵۰٪ی میباشد که از این میزان هم با تظاهرات اعتراضی اخیر بخش عمده آن پایگاه اجتماعی یا انتخاباتی ریزش کرده است. 

به جرات میتوان گفت که رژیم کنونی عراق زیر ۱۰٪ی است و همین ۱۰٪ هم جریانها و افرادی هستند که مملکت را چاپیده اند و باز می خواهند بچاپند و دقیقاْ از همین روی است که هم رژیم لبنان به شمول حزب الله و هم رژیم عراق، به درو دیوار میزنند تا اولاْ انتخابات زودرس انجام نگیرد و از آن مهمتر به مانورهای اغفالگرانه وشارلاتان بازی استیصال آمیز روی اصلاح قانون انتخابات  دست زده اند. 

البته این به این معنا نیست که آن ۹۰٪ بقیه جامعه عاشق آمریکا هستند ولی تفاوت در این است که آمریکا میداند چه کند تا حساسیت حسابگرانه و ابزاری بخشی از رهبری سیاسی عراق را به حساسیت مردم نسبت به حضور نظامی خود در این کشور منجر نشود. 

خونسردی مردم در این چند روز در برابر حملات آمریکا نشان میدهد که محاسبه آمریکا درست میباشد.

توجه!

اطلاعات بیشتر و تازه تر در زمینه حمله فوق در ذیل همین پست افزوده خواهد شد

حمله موشکی به دو خودرو در منطقه التاجی بغداد توسط آمریکا

شبکه خبری المیادین نیز گزارش داد که خبرهای اولیه از حمله هوایی به یک هدف متحرک در منطقه التاجی حکایت می‌کند.

کد خبر:

۹۴۸۷۹۷

تاریخ انتشار:

۱۴ دی ۱۳۹۸ – ۰۲:۲۶

۰۴ January 2020

 منابع خبری از انفجار شدید در منطقه التاجی در شمال بغداد خبر می‌دهند.

به گزارش «تابناک» شبکه خبری الحدث به نقل از شاهدان عینی خبر داد که بامداد شنبه، انفجاری مهیب در منطقه «التاجی» واقع در شمال بغداد رخ داد.

در همین حال، خبرنگار شبکه خبری المیادین گزارش داد که دو خودرو در شمال بغداد هدف یک حمله هوایی قرار گرفت.

حمله موشکی به دو خودرو در منطقه التاجی بغداد توسط آمریکا

منابع خبری عراق گزارش دادند، این دو خودرو حامل شخصیات و فرماندهان مهم عراق بود که در مسیر التاجی در شمال بغداد هدف حمله آمریکا قرار گرفت.

شبکه اسکای‌نیوز به نقل از شاهدان عینی خبر داد که این دو خودرو در حال انتقال فرماندهانی از الحشد الشعبی از جمهل «شبل الزیدی» بوده است.

در حالی که برخی منابع خبری اعلام کرده‌اند، آمریکا در این حمله هوایی،‌ «شبل الزیدی» از فرماندهان ارشد الحشد الشعبی را هدف قرار داده؛ اما الحشد الشعبی در بیانیه‌ای به شهادت رسیدن الزیدی،‌ حامد الجزایری و رائد الکروی از فرماندهان الحشدالشعبی را تکذیب کرد.

المیادین نیز گزارش داد که کاروان هدف قرار گرفته شده در منطقه التاجی متعلق به گردان‌های الامام علی بوده و تعداد شهدای این حمله پنج تن است.

اسکای نیوز نیز به نقل از یک منبع نظامی عراقی اعلام کرد، در این حمله شش تن به شهادت رسیده و سه تن دیگر نیز مجروح شده‌اند.

هیات حشد شعبی درباره جزئیات حمله بامدادی امروز تروریست‌های آمریکایی به دو خودروی این نیروی مردمی بیانیه‌ای صادر کرد.

حشد شعبی در بیانیه‌ خود اعلام کرد، در حمله بامداد شنبه آمریکا خودروهای بهداری حشد شعبی هدف قرار گرفت.

در بیانیه حشد همچنین آمده است : ما خبر شهادت فرماندهانی همچون شبل الزیدی، حامد الجزائری و رائد الکروی را که در پایگاه‌های ارتباط اجتماعی منتشر شده،‌ تکذیب می‌کنیم.

بیانیه حشد افزود: منابع اولیه تاکید می‌کند که این حمله ستونی از خودروهای بهداری حشد شعبی را در نزدیکی استادیوم التاجی بغداد هدف قرار داده است.

واحد اطلاع رسانی حشد شعبی در بیانیه خود از همه خواست خبرها را از منابع رسمی حشد پیگیری کنند و به رسانه‌های دروغگو اجازه ندهند، خبرهای کذب را که با هدف برهم زدن ثبات عراق است، پخش کنند.

 بر اساس گزارش شبکه الجزیره، مسئولان پنتاگون ادعا کرده‌ بودند، احتمال بالایی وجود دارد که علی شبل الزیدی فرمانده گردان های امام علی [علیه السلام]در حمله بامداد امروز شنبه کشته (شهید) شده باشد.

تصحیح خبر فوق:

رویترز: خبرگزاری روپیر نوشت که آمریکا خبر حمله امروز صبح و کشتن افراد حشد الشعبی را تکذیب کرده است ولی این خبر گزاری از قول حشد الشعبی نوشته است که ۶ تن از افراد این سازمان کشته شده اند. ولی همانطور که در متن یادداشت نوشتم، صحت یا عدم صحت خبر این کشته شدگان تاثیری در نتیجه گیری این معادله مورد ارزیابی این نوشتار تحلیلی ندارد ولی محض اطمینان، اصل خبر رویترز را به انگلیسی در زیر درج میکنم

U.S.-led coalition did not conduct air strike near Taji, Iraq camp – spokesman

BAGHDAD (Reuters) – The U.S.-led coalition fighting Islamic State said on Saturday it did not conduct any air strikes near Camp Taji north of Baghdad.

“FACT: the coalition @cjtfoir did not conduct airstrikes near Camp Taji (north of Baghdad) in recent days,” a spokesman said on twitter.

Earlier on Saturday, Iraq’s Popular Mobilisation Forces umbrella grouping of paramilitary groups said air strikes near camp Taji had killed six people and critically wounded three.

Iraqi state television had said they were U.S. air strikes.

Reporting By Ahmed Aboulenein, Editing by Maha El Dahan & Kim CoghillOur Standards:The Thomson Reuters Trust Principles.

کشته شدن حاج قاسم و المهندس، فراتر از هلاکت دو تروریست

Share Button

حشد الشعبی به حساب خود می خواست تهدید و ضربه بمباران قرار گاه کتائب را به فرصتی برای ایجاد و برافروختن احساسات مذهبی و سیاسی علیه آمریکا تبدیل کند و از این روی بود که در تله آنچه افتاد که سون تسو آموخته بود، یعنی کله شقی و بی پروایی هلاکتبار ناشی از رفتار ضعیف نمایانه و گول زننده آمریکا.

سون تسو ژنرال و استراتژ نامدار چین باستان
سون تسوُ ژنرال و استراتژ نامدار چین باستان

سون تسو: یک ژنرال کارکشته، وقتی به قدرت خود اعتماد دارد، خود را ضعیف نشان میدهد تا با دامن زدن به روحیه خود بزرگ بینی و نخوت رزمی در حریف خود، او را به عملیات نسنجیده و تهور آمیز وادارد که برای رویارویی با آن عملیات از قبل خود را کاملاْ آماده ساخته است. (نقل به مضمون از کتاب هنر جنگ)

 حشد الشعبی، شبه نظامیان بدر و عصایب اهل الحق، مدتها به عملیات ایذایی علیه نیروهای آمریکایی در عراق دست زدند و نظامیان آمریکا آنچنان واکنش نشان دادند که آن  ژنرال چنینی، ۲۵۰۰ سال قبل آموزش داده بود.

حدود ده روز پیش نوشتم که خویشتنداری آمریکا در مقابل این عملیلت ایذایی باندهای حشد الشعبی ناشی از ضعف نیست بلکه ناشی از ملاحظات و محاسبات سیاسی و تاکتیکی میباشد.

امروز صبح که خبر حمله هوایی و کشته شدن حاج قاسم و ابو مهدی المهندس را در رویترز دیدم، نخستین نکته ای که به ذهنم رسید این بود که این حمله بر مبنای اطلاعات دقیق دریافت شده از درون سازمان حشد الشعبی انجام گرفته است چون تمام رفت آمدهای سران سپاه، بویژه سلیمانی در سّریت کامل انجام میگرفت و وقتی رسانه های داخلی نوشتند که این حمله با اطلاعات دقیق از حرکت این دو نفر انجام شده است، از خواندن این خبر ابداْ تعجبی نکردم. 

خبر مهمتر بعدی دستگیری(هنوز تائید نشده) هادی العامری (فرمانده حشد) و رهبر عصایب اهل الحق، قیس الخزعلی میباشد. هم کشتن آن دو و هم دستگیری این دونفر بعد از آن کشتار،  معنای سیاسی و پیامدهای بسیار مهمتری از خود عمل کشتن این دو نفر دارند که دامنه آن از چارچوب تنش های جاری سیاسی در عراق بسیار فراتر میرود.

ولی نخست به بُعد اطلاعاتی قضیه میپردازم:

برای من که روی تعدادی از مهمترین عملیات جاسوسی آنگلیس و آمریکا علیه سرویس مخوف اطلاعاتی آلمان هیتلری مطالعاتی دارم، قضیه غیر از این نمیتوانست باشد که این حمله با استفاده از اطلاعاتی که از داخل حشد به دستگاه نظامی آمریکا رسیده بوده، با اطمینان به نفس کامل انجام شده است. زیرا اگر غیر از این می بود و هدف گیری اشتباه از کار درمیآمد برای آمریکا به  یک رسوایی نظامی، سیاسی و اطلاعاتی خفت آمیز بزرگ و برای حشد الشعبی و ایران به یک پیروزی روانی بزرگ تبدیل میشد. ولی موفقیت حذف سلیمانی و خزالی فقط و هنوز روی ساده سکه این عملیات است. 

بی شک اگر آمریکا و متحدین غربی آن در شبه نظامیان حشد الشعبی چنین نفوذی داشته اند که قادر بوده اند تحّرکات و رفت و آمد های«بسیار سّری» سران این سازمان را  رصد کنند، به قدر کافی هم، در درون آن مهره کاری کرده اند تا بتوانند بعد از حذف این دو، از درون تشکیلات آنها هم، آن تشکیلات را تسخیر کنند و این امر یک رویکرد کاملاْ کلاسیک در عرصه جاسوسی و اطلاعاتی است که غرب به ویژه انگلیس در آن سابقه و مهارت طولانی دارند. بنابراین، عملیات بعدی، اطلاعاتی، تخریب درونی و با هدف تسخیر درونی حشد الشعبی به عنوان فاز دوم این عملیات ادامه خواهد یافت که در سایه اغتشاش سازمانی ناشی از ضربات اخیر انجام خواهد گرفت و این نیرو را کاملاْ درجهت عکس اهداف اولیه آن و به احتمال زیاد در نهایت علیه  ایران به کار خواهند گرفت. 

با اطمینان میتوان گفت که از امروز به هر فرد حشد الشعبی در دستگاه های  اطلاعتی ایران به عنوان یک جاسوس آمریکا و اسرائیل نگریسته خواهد شد که درد سر آفرین و سرگیجه آور خواهد بود.

و اما دیگر جنبه ها: 

۳ روز پیش، افراد حشد الشعبی از همه موانع بسیار سخت امنیتی (منطقه سبز)عبور کردند و به رهبری هادی العامری و قیس الخزالی و حتی شخص وزیر کشور عراق(که فرماندهی نیروهای امنیتی را دارد) خود را به پشت دیوارهای سفارت آمریکا رسانده و دست به تخریب و آتش سوزی خارج از سفارت زدند. اگر این عمل از جانب یک توده اعتراضی انجام میگرفت زیاد مهم نبود ولی یک چنین  قانون شکنی آشکاری از سوی هیچ دولتی \ذیرفتنی نبودُ حتی در تسخیر سفارت آمریکا هم هیچ یک از مقام های رسمی حضور نیافتند. رهبران حشد الشعبی در این توهم بودند که میتوانند سناریوی موفق ۴۰ سال پیش ایران را در عراق امروز به صحنه بیاورند و با آن، موج آفرینی ضد آمریکایی میلیونی کنند. شرکت هادی العامری به عنوان نماینده مجلس و شخص وزیر کشور عراق در رهبری حمله به سفارت را فقط میتوان این چنین تلقی کرد که آنها پیروزی خود را در موج آفرینی توده ای چنان مسلم و مفروض گرفته بودند که برایشان مسلم بود در پناه آن موج آفرینی میلیونی (هیستریک سیاسی) دیگر کسی نمیتوانست به خاطر تخلف قانونی و حقوقی آن کسی از آنان باز خواست کند. 

برخی سیاستمدارن عراقی هم که تا آن هنگام کم یا بیش ماسک بی طرفی داشتند، یا از قبل برای شرکت در این اجرای این سناریو آماده شده بودند و یا برای عقب نماندن از دیگران با این تصور که آمریکا در اثر حمله هوایی به کتائب (حزب الله لبنان)، در معرض خشم عمومی مردم قرار خواهد گرفت و قافیه را خواهد باخت در تله افتادند. 

آنها مانند آدمهای کوکی طبق نسخه از قبل نوشته شدهُ بدون ارزیابی میدانی رفتار کردند. اول رئیس مجلس بعد نخست وزیر مستعفی، المهدی و.. . یکی پس از دیگری حمله آمریکا را محکوم کرده و شروع به گفتن این کردند که نه تنها نیروهای نظامی آمریکا باید از عراق خارج شوند بلکه سفارت آن کشور هم باید تعطیل شود.

آنچه باعث عرق کردن تب تند این هیاهو گران شد اول واکنش سخت آمریکا بود که به جای واکنشی دفاعی و ترسیده به واکنشی تهاجمی و جسارت آمیز که اینها ابداْ انتظارش را نداشتند دست زد و به جای خارج کردن دیپلماتها و کارکنان سفارت ۷۵۰ تن از نخبه ترین نیروهای نظامی خود، یعنی تفنگداران دریایی واکنش سریع  خود را با هلیکوپترهای غول آسای آپاچی، روی بام سفارت پیاده کرد و سربازان آمریکا روی بام سفارت هم شروع به شلیک بمب های صوتی و گاز اشک آور به سوی معترضین کردند. 

بی ترپد میتوان گفت که آنها آماده بودند در صورت به خطر افتادن جان کارکنان سفارت از گلوله های جنگی هم  استفاده کنند و احتمالا مراتب این آمادگی را به مقامات عراق هم اطلاع داده بودند. فراموش نکنیم که یکی از عواملی که باعث ترقی پمپئو گردید انتقاد تند او از بی عملی دولت اوباما و شخص هیلاری کلینتون به خاطر بی عملی و پاسیفیسم در جریان حمله به کنسولگری آمریکا در بنغازی بود که منجر به کشته شدن کنسول و تعدادی دیگر شد. 

نکته شایان توجه این است که تظاهر کنندگان ضد فساد درعراق در جمعیتی هزارانی، چند بار برای وارد شدن به «منطقه سبز» تلاش کردند ولی علیرغم دادن دهها تن کشته و صدها تن زخمی نتوانستند صفوف نیروهای حافظ منطقه را بشکنند و پیش روند و وارد آن شوند ولی برعکس صدها نفرافراد حشدالشعبی، بدون هیچ گونه مانعی از همه موانع بازرسی ها گذشته و وارد محوطه بیرونی سفارت شدند. 

یکی از عللی که سبب عقب نشینی حشد الشعبی از منطقه سبز شد علاوه بر واکنش خونسردانه و عاری از ترس آمریکا، این بود که حشد الشعبی در کوشش خود برای بسیج و و تهیج وسیع مردم و برگرداندن موج اعتراضات مردمی علیه آمریکا در همان دقایق نخست شکست خورد. 

ساعاتی پس از هجوم حشد به منطقه سبز، تعدادی از افراد مسلح آن به میدان التحریر رفتند و پس از عدم نتیجه از اقناع تظاهرات کنندگان ضد دولتی آنجا برای پیوستن به نیروهای اعتراضی حشد الشعبی ضد آمریکایی در منطقه سبز، دست به اسلحه شده و سعی کردند با تهدید آنانرا به منطقه سبز و جمع محاصره کننده سفارت بکشانند که تهدید هم نتیجه نداد و آنها به جمعیت شلیک کردند که در نتیجه ۴ نفر را زخمی و یک نفر از معترضین در میدان التحریر را کشتند.

نکته نه چندان کم اهمیت تر در این رابطه این است که، به گزارش «عراق پست»، چند روز پیش از همه این رویدادها و حمله هوایی آمریکا به کتائب، فرماندهی حفاظت منطقه سبز به فرمان وزیر کشور یا نیروهای امنیتی تغیر کرد و یک ژنرال وابسته به حشد الشعبی به فرماندهی حفاظت منطقه گمارده شد که بهانه این تغییر فرماندهی، احتمال بروز تشنج و خطر ورود معترضین ضد دولتی به منطقه عنوان شده بود! 

حشد الشعبی به حساب خود می خواست تهدید و ضربه بمباران قرار گاه کتائب را به فرصتی برای ایجاد و برافروختن احساسات مذهبی و سیاسی علیه آمریکا تبدیل کند و از این روی بود که در تله آنچه افتاد که سون تسو آموخته بود، یعنی کله شقی و بی پروایی هلاکتبار ناشی از رفتار ضعیف نمایانه و گول زننده آمریکا.

نکته بسیار مهمتر دیگر این بود که، مقامات نظامی و خود ترامپ  دو روز پس از بمباران قرار گاههای کتائب و جمعیت کشی کتائب و حشد الشعبی به سوی سفارت آمریکا، گفتند که چنانچهُ دستگاههای اطلاعاتی آمریکا به نشانه ای از تدارک یا طرح یک عمل تهدید آمیز علیه آمریکا دست یابند، منتظر نخواهند ماند و به عمل پیشگیرانه دست خواهد زد. 

 کشتن قاسم سلیمانی و المهندس را میتوان در این راستا به حساب آورد. و این بدان معناست که از این به بعد آمریکا اول خواهد کشت بعد دلیل(اطلاعاتی و پیشگیرانه) این کشتنها را توضیح خواهد داد!   

مطلب طولانی شد. تحلیلی جامعتر پیامدهای حوادث دراماتیک امروز را در بخش دوم این نوشتارُ عصر امروز یا فردا نگاشته و درج میکنم.  

حبیب تبریزیان

۳ ژنوایه ۲۰۲۰        

حبیب تبریزیان

۳ ژنوایه ۲۰۲۰