Archive for: February 2020

حجاب وقاحت بر ویروس مرگ

Share Button

شیخ حسن روحانی به جای وعده سر خرمن اینکه تا شنبه وضع عادی میشود باید به مردم بگوید ماسک ها کجا رفتند و عامل یا عوامل این تجارت مرگ کیستند. یافتن آنها از دستگیری روح الله زم و جاسوسان سیا و موساد و انگلیس نباید برای تشکیلات امام زمانی اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات سخت تر باشد و جرم این سوداگران مرگ هم نباید از جرم آن به اصطلاح جاسوسان کمتر

رئیس‌جمهور در جلسه هیات دولت:
کرونا نباید به سلاح دشمنان ما برای به تعطیلی کشاندن کار و تولید تبدیل شود / آمریکایی‌ها به فکر هزاران کشته آنفلوآنزا در کشور خودشان باشند

CNBC عنوان یکی از معتبرترین رسانه های اقتصادی دنیا با تعدادی از صاحبنظران امور بهداشتی وب اقتصادی دنیا راجع به خطرCNBCگسترش ویروس کرونا به طور کلی در دنیا و بطور خاص در ایران مصاحبه هایی کرده است که آنها پنهان کاری و عدم شفافیت مقامات ایران را در این مورد را بسیار خطرناک میدانند زیرا سبب  گسترش وسیع تر و سریعتر این بیماری میشود. آنها زیر ساخت نظام درمانی ایران را برای چنین چالشی ناکافی می دانند یکی از این مصاحبه گران می گوید، ایران یک کشور با مراکز زیارتی است که ازدحام جمعیت در این مراکز موجب شیوع سریع این ویروس می گردد. 

یکی دیگر از مصاحبه شوندگان میگوید که ایران بعد از چین بزرگترین تعداد تلفات را داشته است و مقامات در این زمینه هم گزارش شفاف نمی دهند. یکی از آنها نیز می گوید که این گسترش سریع ویروس در ایران خطری برای کل منطقه ایجاد می کند زیرا زائرانی که در این منطقه رفت و آمد میکنند عاملی برای انتقال و انتشار این ویروس می گردند. او می افزاید که اخیراً ۳۰٫۰۰۰ نفر از افغانی های مقیم ایران به کشورشان بازگشته اند و میلیونها زائر هر ساله بین ایران و عراق رفت و آمد میکنند که میتوانند کانال انتقال این ویروس باشند. 

بنا به گفته همین مصاحبه شونده، بسیاری ممالک همسایه ایران ارتباط مرزی و هواپیمایی خود را با این کشور قطع کرده اند ولی ایران ارتباطش را با چین همچنان حفظ کرده است چون با این کشور روابط محکم اقتصادی دارد.

یک مصاحبه گر از دانشگاه هاروارد میگوید که عدم اعتماد مردم به حکومت هم مزید بر علت شده است مثلاً دولت از مردم خواسته است که حتی الامکان در خانه بمانند و مردم برعکس به طرف بیمارستانها برای آزمایش هجوم برده اند. 

امروز، شیخ حسن روحانی در مصاحبه ای که من آن را در جهان صنعت خواندم و درج کردم؛ گفت: « این اخبار کار دشمن است که میخواهد با هراس افکنی کشور را تعطیل کند. او به مردم وعده داد که از شنبه اوضاع عادی میشود.»

به سختی میتوان برای این درجه از  پر رویی واژه ای یافت. 

همین CNBC در گزارشی راجع به چین نوشت که این ویروس تا کنون ۱۵۰ میلیارد دلار به این کشور زیان زده است رسانه دیگری نوشت که نرخ رشد اقتصادی چین که بالای ۶% برای سال جاری پیش بینی شده بود امسال به قدری بالای ۳% میرسد. کره جنوبی وضعیت فوق العاده در کشور اعلام کرده است و بین همه مردم ماسک مجانی توزیع کرده است. همان ماسکی که در میهن اسلام و آخوند زده ما، دست اندرکاران از همان ساعات نخست درج اخبار این ویروس شروع به احتکارش کردند. 

بورسهای دنیا ظرف این چند روز گذشته تا بیش از ۱۰% سقوط کرده اند و این ویروس  برای نخستین بار به داخل ارتش آمریکا هم رسیده است. کرونا تمام ساختمان اقتصاد دنیا را به لرزه انداخته است  آن وقت شیخ حسن می گوید: دشمن میخواهد هراس افکنی کند! یاللعجب از این همه درایت! 

من برحسب عادت مرتب نگاهی به همه رسانه های قابل دسترس دنیا میکنم، در هیچ یک از آنها ندیدم که در کشوری ماسک ضد ویروس احتکار شده باشد! آیات عظام و اسلام شناسان ما باید به مردم بگویند این چه رازی است که فقط در این مملکت آخوند زده ما احتکارگران میتوانند با سوداگری مرگ این چنین برای خود مال اندوزی کنند!

شیخ حسن روحانی به جای وعده سر خرمن اینکه تا شنبه وضع عادی میشود باید به مردم بگوید ماسک ها کجا رفتند و عامل یا عوامل این تجارت مرگ کیستند. یافتن آنها از دستگیری روح الله زم و جاسوسان سیا و موساد و انگلیس نباید برای تشکیلات امام زمانی اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات سخت تر باشد و جرم این سوداگران مرگ هم نباید از جرم آن به اصطلاح جاسوسان کمتر!

تنها اظهار نظری که می توانم راجع به حرفهای شیخ حسن شیاد بکنم این است که او با این حرفها ثابت کرد که برای شیادی  وقاحت در این ابعاد باید واژه جدیدی اختراع کرد و شاید مناسب ترین واژه همان «شیخ حسن یا عظما» باشند . 

HEALTH AND SCIENCE

روحانی در ستاد ملی مبارزه با کرونا :

Share Button

از شنبه همه روال‌ها در کشور عادی خواهد بود

دشمنان می‌خواهند با هراس‌افکنی کشور را به تعطیلی بکشانند

«جهان‌صنعت»- از شنبه روال کشور عادی خواهد بود! این جمله رییس‌جمهور در جلسه ستاد ملی مدیریت کرونا بود؛ جلسه‌ای که دیروز برگزار شد و انتظار می‌رفت در آن، تصمیمات قابل توجهی برای جلوگیری بیشتر از عدم شیوع ویروس چینی در ایران گرفته شود اما ظاهرا دولت با ساده‌انگاری خود صرفا تلاش می‌کند مردم به بیماری کرونا همانند سرماخوردگی معمولی بنگرند. این را از نبود کیت‌های آزمایشگاهی برای تشخیص این بیماری، توزیع نامناسب ماسک‌ها و مواد ضدعفونی‌کننده و عدم تعطیلی کارمندان و احتمال برقراری کلاس‌های دانش‌آموزان از روز شنبه و قرنطینه نشدن شهر قم می‌توان متوجه شد. وقتی مسوولان کشور یک به یک اعلام می‌کنند که گرفتار ویروس کرونا شدند چطور از مردم انتظار می‌رود با علائم بیماری خود به سادگی برخورد کنند؟ دیروز روحانی به مردم نوید کاهش مراجعه‌کنندگان برای پیگیری ویروس کرونا را داد. این در حالی است که تعداد آمار رسمی هر روز بیشتر می‌شود. رییس‌جمهور به مردم اعلام عدم نگرانی می‌کند این در حالی است که هر روز خبرهایی مبنی بر مبتلا شدن شهردار منطقه ۱۳، اعضای دفتر آیت‌الله شبیری‌زنجانی، نمایندگان و معاون وزیر بهداشت که در نشست خبری دولت هم حضور یافته بود شنیده می‌شود و احتمالا در روزهای آتی این بیماری دامان مسوولان را بیشتر می‌گیرد. حال سوال مردم این است که وقتی این ویروس به مسوولان که بیش از مردم عادی تحت محافظت هستند نفوذ می‌کند چگونه می‌تواند به عامه مردم نفوذ نکند؟ نگرانی مردم وقتی بیشتر می‌شود که رییس‌جمهور روند کنترل ویروس کرونا را مثبت قلمداد می‌کند اما پزشکان از احتمال مبتلا شدن تعداد زیادی از مردم در آینده‌ای نزدیک سخن می‌گویند. مضاف بر این آمار مبتلایان و فوتی‌های ناشی از کروناست. طبق اعلام دولت آمار فوت‌شدگان ۱۵ نفر است اما نمایندگان سخنی دیگر می‌گویند و از ۵۰ قربانی صرفا در شهر قم خبر می‌دهند. هر قدر آمار دولت هم درست باشد اما تناقض‌گویی‌ها مردم را برای اعتماد کردن به مراجع رسمی مردد می‌کند. از این رو ممکن است حتی به شایعات نیز متوسل شوند.

حالا تعطیلی مدارس با اما و اگر دولت همراه است. این در حالی است که مجلس به دنبال تعطیلی دانش‌آموزان تا عید نوروز بود اما دولت روال را عادی می‌بیند و بعید است تصمیم جدی در خصوص دانش‌آموزان گرفته شود. از طرفی برخی سخن از لزوم قرنطینه شدن شهرها و تعطیلی کارمندان برای جلوگیری از عدم شیوع کرونا می‌گفتند اما دولت توجهی به این وضعیت ندارد چرا که طبق آمار خود مراجعه‌کننده‌ها برای کرونا کاهش پیدا کرده و میزان افراد مرخص شده از بیمارستان که آزمایش‌شان مثبت بوده بیشتر شده است!

دیروز حسن روحانی در اولین جلسه ستاد ملی مبارزه با کرونا گفت: در این روزها با تلاش پیگیر و همه‌جانبه با این ویروس مبارزه می‌کنیم و همه تمام تلاش خود را به کار گرفتند.

وی افزود: به وزیر بهداشت تاکید کردیم پرسنل بیمارستانی هر نیازی دارند در اولویت باشد. گزارشی که وزیر در آغاز جلسه داد امیدوارکننده بود که حرکت به سمت کنترل ویروس است.

رییس‌جمهور یادآور شد: بر همین اساس مراجعه‌کننده‌ها کاهش پیدا کرده و میزان افراد

مرخص شده از بیمارستان که آزمایش‌شان مثبت بوده افزایش پیدا کرده که هر دو خبر امیدوار‌کننده است.

روحانی یادآور شد: امکانات بهداشتی و پرسنل ما جزو بخش‌های نمونه کشوری است و همه مردم می‌توانند به طور کامل به آنها اعتماد کنند.

وی افزود: در چند ماه پیش هم که آنفلوآنزای نوع B ‌آمد این پرسنل به خوبی تلاش کردند. الان هم مطمئنم اینها در کوتاه‌ترین زمان ممکن کنترل را انجام می‌دهند. مردم نباید نگران باشند.

روحانی ادامه داد: ضمن اینکه مردم باید همکاری کامل داشته باشند همین‌طور که تاکنون داشته‌اند. دستورالعمل‌ها از سوی وزارت بهداشت صادر می‌شود. مرجع هم باید برای مردم صدا و سیما باشد و همه توصیه‌هایی که از طریق وزارت بهداشت و درمان و توسط صدا و سیما اعلام می‌شود مردم باید به آنها توجه و تلاش کنند آنها را اجرا کنند.

وی ادامه داد: کار و فعالیت در کشور باید به صورت هفته‌های گذشته ادامه پیدا کند. هر جا که جمعیت و اجتماعی است باید مراقبت‌های پزشکی و بهداشتی توصیه شود. اگر مدرسه، دانشگاه و کارگاهی وجود دارد باید فعالیت و همه باید دقت کنند مراقبت‌های پزشکی و بهداشتی را انجام دهند. این یکی از نقشه‌ها و توطئه‌‌های دشمنان است که با هراس‌افکنی زیاد کشور را به تعطیلی بکشانند. همه باید کار کنند، همه باید مراقبت کنند و اگر مورد مشکوکی بود به بیمارستان منتقل کنند.

رییس‌جمهور خاطرنشان کرد: در این جلسه نیروهای مسلح قول دادند از همه نیروهای خود استفاده کنند. اگر وزارت بهداشت و درمان نیاز به پرسنل بیشتری داشته باشند کمک کنند. چنانچه تخت بیمارستانی مورد نیاز باشد نیروهای مسلح آماده هستند در اختیار وزارت بهداشت قرار دهند. همچنین اگر بیمارستان صحرایی فوری نیاز باشد نیروهای مسلح آماده‌اند و در کنار این ستاد ملی هستند.

آشیخ حسن میگوید هراس افکنی کار دشمن است! تا شنبه اینشالله همه ویروسها از بین میرن! (ح ت)

روحانی تصریح کرد: وزارت صمت در این جلسه اطمینان داد که همه تولیدکنندگان که در زمینه مواد ضدعفونی باید فعال باشند متعهدانه و شبانه‌روزی فعالیت می‌کنند. همه بخش‌ها به دو شیفت و سه شیفت تبدیل شده‌اند. مردم نباید برای ماسک ضدعفونی نگرانی داشته باشند. تعداد معدودی سوءاستفاده کردند. نیروی انتظامی گزارش‌هایی از انبارهایی داد که می‌خواستند سوءاستفاده کنند. قوه قضاییه و تعزیرات با همه برخورد می‌کند.

وی درباره اجتماعات گفت: اجتماعات غیرضرور در کشور نه تنها توصیه نمی‌شود بلکه توصیه ما این است که انجام نشود. یک وقتی یک اجتماعی واجب و ضروری است و جایی که واجب نیست حتی برای اماکن متبرکه که برای ما مقدس و مورد توجه مردم هستند باید توصیه پزشکی و بهداشتی را رعایت کرد. توصیه می‌شود مردم تجمعی نداشته باشند و به توصیه‌های پزشکی توجه کنند.

رییس‌جمهور در ادامه اظهار داشت: این ایام، روزهایی است که کاروان‌های راهیان نور خود را آماده می‌کردند که در این خصوص تصمیم‌هایی اتخاذ شد و دستورات لازم را دادم.

وی ادامه داد: فکر می‌کنم هر موضوعی را که ستاد ملی پیشگیری و مبارزه امروز تصمیم گرفت و ابلاغ شد، همه آن تصمیم را به عنوان امر لازم و شرعی تلقی کنند چرا که این مصوبه شورای امنیت ملی است و مورد تایید مقام معظم رهبری قرار گرفته است.

روحانی در بخش دیگر سخنان خود اظهار داشت: این ستاد اگر موردی را از شنبه لازم دید که جایی تعطیل شود، اعلام خواهد کرد. در غیر این صورت از روز شنبه همه روال‌ها به صورت عادی خواهد بود مگر موارد خاص و شرایط ویژه که خود ستاد ملی اعلام می‌کند و در این زمینه اجتهاد در برابر نص نداشته باشیم و همه اطاعت کنند.

وی همچنین در ادامه سخنان خود بیان کرد: در خصوص آموزش نیز متخصصان و صداوسیما فعال باشند و واقعیت‌ها به مردم گفته شود. اگر مبتلا داریم، اگر فوت اتفاق افتاده و اگر عده‌ای مرخص شدند همه اینها باید به مردم گفته شود. نکته مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد، اعتماد مردم است که برای ما اولویت دارد و اصل است. همچنین مردم باید به وزارت بهداشت اعتماد کنند و این اعتماد سرمایه اصلی ماست.

رییس‌جمهور همچنین در خصوص انتشار اخبار خلاف واقع در خصوص این بیماری اظهار داشت: مرجع اصلی اخبار باید وزارت بهداشت و صداوسیما باشد. البته در فضای مجازی و رسانه‌های معاند برخی حرف‌های عجیب و غریب گفته می‌شود که از مردم می‌خواهم به آنها توجه نکنند و از مسوولانی که در این زمینه مسوولیت دارند، می‌خواهم کار خود را انجام دهند و امیدوارم که همگی در کنار هم با کمترین مشکلات از این بحران عبور کنیم.

قرنطینه؟ مگر ممکن است؟

Share Button

فرض کنیم قم را در قرنطینه اعلام کنند و از مردم آن شهر بخواهند که از منازل، محلات و کل شهر خارج نشوند. به مردم دیگر شهرها هم اعلام شود که به قم مسافرت نکنند. خب، مگر کسی به این اوامر و نواهی گوش می‌دهد؟

احمد زیدآبادی

برگرفته از کانال تلگرامی مجمع فعالان اقتصادی

فعلاً که کرونا تمام امور زندگی ما ایرانیان را تحت‌الشعاع خود قرار داده است! همگان در مقام متخصص این ویروس اظهارنظر می‌کنند و توصیه می‌فرمایند. تنها مرجعی که اظهارنظرها وتوصیه‌هایش به هیچ انگاشته می‌شود همانا وزارت بهداشت و مسئولان آن وزارتخانه است! و این همه، از اصول رفتاری ما ایرانیان و میزان اعتماد بین ملت و دولت به روشنی پرده برمی‌دارد!

باری، در این میان، بحث‌ها بر لزوم قرنطینه کردن شهر قم متمرکز شده است. اما قرنطینه کردن قم فارغ از ضروری بودن یا نبودنش، مگر با این شرایط اصولاً امکانپذیر است؟

فرض کنیم قم را در قرنطینه اعلام کنند و از مردم آن شهر بخواهند که از منازل، محلات و کل شهر خارج نشوند. به مردم دیگر شهرها هم اعلام شود که به قم مسافرت نکنند. خب، مگر کسی به این اوامر و نواهی گوش می‌دهد؟

دسته‌ای خواهند گفت؛ این توطئۀ دولت حسن روحانی و اربابان خارجی‌اش، برای بی‌اعتبار کردن منزلت دینی شهر قم است، پس ایها‌الناس با تمام قوا قرنطینه را بشکنید!

دسته‌ای دیگر خواهند گفت؛ این برنامۀ نمایندگان شهر قم و جبهۀ پایداری است تا افکار عمومی را از کاهش بی‌سابقۀ حضور مردم شهر در پای صندوق‌های رأی در انتخابات اخیر منحرف کنند، پس ای شهروندان محترم قرنطینه را نادیده بگیرید!

عده‌ای خواهند گفت؛ اصلاً ویروس و این حرف‌های مزخرف چیست؟ در طب سنتیِ ما اساساً چیزی به اسم ویروس ثبت نشده که بخواهد از این آدم به آن آدم منتقل شود! اینها همه، نقشۀ فراماسون‌های صلیبی و صهیونی است! پس ای غیور مردان با تمام قدرت، قرنطینه را در هم کوبید!

عده‌ای دیگر خواهند گفت؛ ما نذر کرده‌ایم که در حرم حضرت معصومه و مسجد جمکران نماز و دعایمان ترک نشود حتی اگر به قیمت جان‌مان تمام شود. پس به هیچ قیمتی تن به قرنطینه نمی‌دهیم!

جمعی خواهند گفت؛ اصلاً حکومت چه اختیاری دارد که در امور روحانیت دخالت کند؟ من جماعت‌ام را در حرم ادامه می‌دهم تا ببینم چه کسی جرأت می‌کند جلو مرا بگیرد؟ من جماعت را برگزار می‌کنم حتی اگر خون به پا شود!

جمعی دیگر خواهند گفت؛ حکومت در این وسط فقط زورش به ما رسیده؟ اگر راست می‌گوید شهرهای دیگر را قرنطینه کند! ما زیر بار این تبعیض و زورگویی نمی‌رویم!

تعدادی خواهند گفت؛ حکومت می‌خواهد اتباع خودش را قرنطینه کند، بفرماید! اما مگر ما طلبه‌های خارجی اتباع ایران هستیم که نگذارند به کشورمان سفر کنیم؟ 

مقتدی صدر هم خواهد گفت؛ اگر حتی یک ساعت مرا در این شهر به زور نگه دارید، در نجف چنان تلافی کنم که تا عمر دارید پشیمان شوید!

بدین ترتیب، فقط اندکی از مردم شهر، شرایط قرنطینه را رعایت می‌کنند و بقیه هم برای آن تره خرد نمی‌کنند!

در این میان، اما برخی ممکن است صدای‌شان را کلفت کنند و بگویند؛ مگر سلامت یک ملت امری دلبخواهی است؟ پس نیروهای نظامی و انتظامی را برای چه روزی، یک عمر حقو ق داده‌اند و تربیت کرده‌اند؟ این نیروها باید در تمام کوچه‌ها و محلات و ورودی‌ها و خروجی‌های قم مستقر شوند و قرنطینه را با کمال اقتدار به اجرا  بگذارند! چین شهر ووهان با ۶۰ میلیون جمعیت را قرنطینه کرد آن وقت ما نمی‌توانیم شهری یک میلیون نفری را قرنطینه کنیم؟

حالا فرض کنیم نیروهای نظامی و انتظامی هم برای رعایت قرنطینه در تمام شهر استقرار یابند. این نیروها چگونه قادر به کنترلِ نافرمانی جمعیت مخالف از رعایت شرایط قرنطینه‌اند؟ همۀ آنها را بازداشت کنند؟ با استفاده از آبپاش و باتوم به خانه‌هایشان برگردانند؟ درِ منازل شان را گِل بگیرند؟ به روی‌شان آتش بگشایند؟

تصور کنید فقط یکی از این اتفاقات رخ دهد! آنگاه واکنش‌های داخلی و جهانی‌اش را هم حدس بزنید!

ظاهراً همۀ کارهای ضروری در کشور ما به اموری غیر ممکن تبدیل شده است!

خطرناکتر از ویروس کرونا!

Share Button

نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه روزانه ۱۰ نفر در قم از بین می‌روند، گفت: تا دیشب حدود ۵۰ نفر به دلیل ابتلا به ویروس کرونا فوت کرده‌اند. وزیر بهداشت در این قضیه مقصر است.

دیروز نوشتم که ویروس کرونا در شرایط حاکمیت و سیطره دروغ و فساد بر سرتاسر کارکرد نظام، به گسترش این ویروس مرگبار شتابی تصاعدی میدهد. 

امروز دوشنبه آخرین آمار رسمی درگذشتگان این بیماری را دیدم که از سوی مقامات رسمی ۱۲ تن اعلام شده بود ولی بر حسب تصادف، به دنبال اخبارعراق، در سایت نشریه الجمهوریه لبنان به خبری یک خطی برخوردم که با عنوان خبر فوری نوشته بود تعداد جان باختگان ویروس کرونا در ایران به ۵۰ تن رسید.

بلافاصله به سایت های داخلی رجوع کردم و درست لحظه ای که داشتم از جستجو مایوس میشدم و به خبر الجمهوریه شک میکردم، در سایت ایلنا به سخنرانی وکیل قم برخوردم که بخشی از آن چنین است(های لایت از من است): 

«..  احمد امیرآبادی فراهانی در حاشیه جسله علنی امروز (دوشنبه ۵ اسفند) مجلس شورای اسلامی گفت: قم از نظر شیوع ویروس کرونا وضعیت خوبی ندارد و به نظرم عملکرد دولت در کنترل این ویروس ناموفق بوده است. 

نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه عملکرد دولت برای مواجهه با ویروس کرونا صفر است، بیان کرد: در حال حاضر پرستاران لباس مناسب قرنطینه ندارند و با ترس و دلهره به بیماران رسیدگی می‌کنند.

وی افزود: مشکلات فراوانی برای پرستاران با وجود آمده و امکانات کمی وجود دارد، همچنین قم با کمبود کیت‌های آزمایشگاهی مواجه است. 

امیرآبادی فراهانی با بیان اینکه متاسفانه دولت به مقدار کافی احساس نگرانی و بحران نمی کند، ادامه داد: درست است که باید آرامش را حفظ کنیم، اما نباید ابعاد بحران را به گونه‌ای تحت نظر قرار دهیم که گویی هیچ اتفاقی رخ نداده است. 

نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه روزانه ۱۰ نفر در قم از بین می‌روند، گفت: تا دیشب حدود ۵۰ نفر به دلیل ابتلا به ویروس کرونا فوت کرده‌اند. وزیر بهداشت در این قضیه مقصر است.

عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه ۵۰ نفر در دو هفته اخیر به دلیل ابتلا به کرونا درگذشته‌اند، بیان کرد: متاسفانه سه هفته است کرونا به قم آمده و این موضوع دیر اعلام شده است.

وی با بیان اینکه پرستاران در خطر هستند، افزود: هیچیک از پرستاران لباس مناسب که لباس فضایی معروف است را در اختیار ندارند. 

امیرآبادی با بیان اینکه اکنون بیش از ۲۵۰ نفر در قرنطینه هستند، ادامه داد: امکانات کافی در قم وجود ندارد و بسته‌های پیشگیری نیز هنوز به مردم نرسیده است، و در بعضی داروخانه‌ها نیز ماسک پیدا نمی‌شود.

نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی گفت: در جلسه غیرعلنی از وزیر بهداشت درخواست کردم که قم را قرنطینه کند و حتی با وی دعوا کردم که چرا به مردم دروغ می‌گویید، زیرا شرایط اینگونه که به نمایندگان می‌گویید نیست و وضعیت قم بحرانی‌تر از این صحبت‌ها است. همچنین به وزیر بهداشت گفتم شما که فرمانده عملیات نام گرفته‌اید، در قم حاضر شوید و از آنجا فرماندهی کنید. 

وی با بیان اینکه دولت به دنبال این است که اخبار را منتشر نکند تا مردم استرس نداشته باشند، افزود: شیوع ویروس کرونا قطعا با اقتصاد قم لطمه می‌زند.

امیرآبادی فراهانی با بیان اینکه در طول این مدت ۳۲ نفر در محل قرنطینه ویروس کرونا فوت شده‌اند، گفت: آنهایی که در بیمارستان کامکار و فرقانی قم از دنیا رفته‌اند، عمدتاً به دلیل ابتلا به ویروس کرونا بوده است. 

نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه متاسفانه جواب آزمایش دو تن از کودکان نیز مثبت اعلام شده است، اظهار داشت: جواب آزمایش کرونا رئیس دانشگاه علوم پزشکی قم نیز مثبت بوده است و باتوجه به وخامت اوضاع باید هرچه سریعتر جانشین ایشان انتخاب شود.

وی افزود: هیچ امکاناتی به پرستاران نمی دهند در حالی که وزیر می گوید از صبح ۷ هزار لباس مناسب برای پرستاران فرستاده اند و نمی دانم این اظهارات صحیح است یا نه. 

امیرآبادی با بیان اینکه دولت باید تکلیف را در قبال افراد مبتلا به کرونا مشخص کند، اظهار داشت: تاکنون هیچ اقدام ویژه‌ای از سوی دولت برای مقابله با کرونا ندیده‌ام. 

نماینده مردم قم در مجلس درخصوص تعطیلی حرم حضرت معصومه(س) و مخالفت مراجع تقلید گفت: هیچیک از مراجع عظام تقلید مخالفتی با تعطیلی حرم نداشتند، زیرا موضوع جان مردم است. 

عضو هیات رئیسه مجلس بیان کرد: طی ۴۸ ساعت گذشته ۴ متخصص ریه به بیمارستان‌های قم اعزام شدند، اما آنها شبانه قم را ترک کردند.

کامنت من: 

وکیل قم به وزیر میگوید چرا به مردم دروغ میگویید و وزیر هم زحمت تکذیب این اتهام سخت و برخورنده را به خود نمیدهد. این نشان میدهد که دروغ یک امر عادی در بین خود مقامات است ولی چون در اینجا پای یک ویروس خطرناک در میان است، از وزیر انتظار دروغ در این زمینه نمی رود. وکیل قم که قاعدتا اشرافش به وضعیت گسترش بیماری در شهر مورد وکالتش غیر قابل تردید باید باشد، صراحتاْ از فوت ۵۰ تن در قم خبر میدهد. حال با افرادی که در مازنداران و دیگر شهرها از این ویروس درگذشته اند میتوان ابعاد و سرعت پیشرفت این اپیدمی را ارزیابی کرد. 

در یادداشت قبلی نوشتم که با اوضاع نابسامان مدیریتی در میهن ما بسیار محتمل است که دامنه تلفات این ویروس در ایران بر چین پیشی گیرد و هنوز بر این باور هستم. 

ویروس کرونا و ابر ویروس دروغ و فساد در بافتمان رژیم

Share Button

همین امروز یکی از رسانه های داخلی خبری انتشار داد که یک قلم ۵۰۰٫۰۰۰ ماسکِ احتکار شده کشف شده است. باید انتظار داشت که سیستم دلالی حاکم بر بازار، روی تمام وسایل پزشکی در این زمینه چنگ اندازد و در درجه اول برداران سپاه دست اندر کار تجارت و دلال بازی.

ویروس خطرناک و کشنده کرونا زنگ خطر را در سراسر دنیا به صدا درآورده است. در همان روزهای نخست  کشف و انتشار این ویروس در چین، دولت آن کشور که معمولاً اکثر مسائل خود را در هاله پنهانکاری قرار میدهد با درک اهمیت موضوع به دنیا اطمینان داد که در این زمینه با دنیا شفاف برخورد خواهد کرد. و البته انتظاری هم جز این نمی رود چون مسئله خطرناکتر از آن است که بتوان مسئولیت ریسک پنهان کاری روی آن را قبول کرد. 

اما تا آنجا که به کشور ما و رهبری سیاسی آن مربوط میشود، ساده لوحانه است اگر تصور شود که در این زمینه رژیم بهتر از مورد سرنگون سازی هواپیمای  مسافری اوکراینی که به قیمت جان ۱۷۶ تن تمام شد، یا کشتار هزارانی سرکوب اعتراضات دی و آبان ماه رفتار کند و با مردم و دنیا به زبان راست سخن گوید.

یافتن دلیل یا دلایلی برای اینکه باید منتظر دروغگویی رژیم در این زمینه بود، کم نیستند. اول از همه وضع آشفته نظام درمانی و تجارتی شدن کامل آن، فقدان بودجه کافی برای چنین وضعیتهای اضطراری و اگر توهین و بدبینی افراطی تلقی نشود، ضعف اخلاق در نظام درمانی کشور که جدا از سقوط سطح اخلاقیات و مسئولیت پذیری مدنی در میهنمان نیست، کمبود وسائل پیشگیری  از جمله این دلایل می باشند، که رژیم نمی خواهد گند آنها در آید. 

همین امروز یکی از رسانه های داخلی خبری انتشار داد که یک قلم ۵۰۰٫۰۰۰ ماسکِ احتکار شده کشف شده است. باید انتظار داشت که سیستم دلالی حاکم بر بازار، روی تمام وسایل پزشکی در این زمینه چنگ اندازد و در درجه اول برداران سپاه دست اندر کار تجارت و دلال بازی.

ایلنا گزارشی دارد از کمبود ماسک و کیت های پزشکی برای تست افراد مشکوک به ابتلاء و نظر رامین فلاح معاون اتحادیه وارد کنندگان وسایل پزشکی را چنین منعکس کرده است: «…فلاح افزود: هرچند موجودی بازار بالا بود اما برخی افراد شروع به احتکار به صورت گسترده کردند و همین عامل باعث کمبود شده است بر همین اساس هیات امنای ارزی، اجازه واردات را صادر کرده که این امر مدتی زمان می‌برد اما ظرف چند روز آینده بازار از این مواد اشباع خواهد شد. من خود فردا برای خرید نقدی ۲ میلیون ماسک به ترکیه می‌روم و تا آخر هفته این محموله به ایران خواهد رسید و محتکران نیز مجبور خواهند شد جنس‌های خود را به بازار عرضه کنند.(خواهیم دید! ح ت)

همین سایت ایلنا در گزارش دیگری از وحشت پرسنل مراکز درمانی کشور می نویسد. وحشت زدگی پرسنل نهادی که که باید خود مظهر وحشت زدایی به هنگام مصیبت باشد:«ایلنا : ..«مینو محرز» عضو کمیته کشوری بیماری‌های عفونی میگوید: «در نتیجه اکنون پرسنل پزشکی هم وحشت‌زده هستند، در حالی که باید علمی و منطقی و براساس ضوابط سازمان جهانی بهداشت با این بیماری برخورد کنند تا هم خود حفظ شوند و هم انتقال به بقیه کمتر شود.»

ولی علاوه بر موارد فوق که رژیم نمی خواهد تشت افتضاح ناتوانیش در مدیریت این چالش که مورد شدیدترین حساسیت بین المللی است، از بام بر زمین سفت افتد، دلایل مهم اقتصادی نیز وجود دارند.

پس از قطع تقریبی کامل صدور نفت، بیشترین اتکای ارزی رژیم به صدور کالا به عراق، کویت، امارات، لبنان و قطر و برخی ممالک آسیای میانه است. هم اکنون دولت عراق و دولت اقلیم کردستان پروازهای از ایران و بالعکس را به بغداد و اربیل متوقف کرده اند و برخی مرزهای خود را برای نقل و انتقال کالا به روی ایران بسته اند. اگر چند مورد دیگر از مرگ و میر یا ابتلا به این ویروس برملا شود، آنها تمام منافذ توریستی و داد و ستد کالایی را خواهند بست. 

دیروز اولین مورد مبتلا به این بیماری در لبنان کشف شد که یک زن لبنانی ۴۵ ساله است که از سفر قم به لبنان برگشته است. کشف این مورد وسیعاً در نشریات لبنان انعکاس یافته و رهبر حزب «نیروهای لبنان» سمیر جعجع امروز از دولت خواست تا پروازها به ایران را قطع کند. 

میزان صادرات ایران به فقط عراق سالیانه ۲۴ میلیارد دلار است که در مقایسه با دیگر درآمد های ارزی حتی قاچاق فروشی نفت رقم بسیار قابل ملاحظه ای می باشد.

اگر رژیم در مواردی توانسته است تحریمهای آمریکا را  تا کنون دور بزند قطعاً قادر به دور زدن حمله ویروسی کرونا نیست.

رژیم و کل مملکت با این ویروس به قرنطینه خواهند افتاد و تمامی باقیمانده منافذ درآمد ارزی و بازرگانی خارجی کشور مسدود خواهد شد. حتی از تعداد خود ایرانی های مقیم خارج که با بازدید خود از کشور، هر ساله مقادیر قابل ملاحظه ای ارز خارجی وارد کشور می کنند کاسته خواهد شد.

همین امروز دولت عراق به ۵۰ نفر از کارگران ایران شاغل در یک پروژه برقی در آن کشور دستور داده است که از تماس با مردم و بیرون رفتن از محیط کار خود داری کنند.

رسانه های دنیا، ایران را از نظر اشاعه  این ویروس پس از چین و کره جنوبی در ردیف سوم آورده اند. 

با اوضاعی که وصف آن را در بالا توصیف کردم، انتظار اینکه مملکت ما از لحاظ دامنه انتشار این ویروس از خود چین جلو بزند انتظاری بعید نیست.

و اما اثر جانبی این وضع روی تغییر قیمت ارزهای خارجی به ویژه دلار نیز عظیم خواهد بود. زیر عوارض اقتصادی و ارزی این ویروس همزمان با ضربه فلج کننده بلوکه کردن مالی ایران از دسترسی به نظام بانکی جهانی، که دلیل آن اثر خود داری رژیم از پیوستن به  FATF (کارگروه اقدام مالی) تبعات مضاعفی در پی خواهد داشت.         

.آخرین خبر اینکه ایران با ۸ کشته بعد از چین مقام دوم را در ابتلاء به کرونا گرفت. ضمناً ترکیه و ئاکستان و افغانستان هم مرزهای خود را با ایران بستند

میزان بدهی ناخالص دولت ترکیه از مرز ۲۱۸ میلیارد دلار گذشت.

Share Button

آنکارا ـ خبرگزاری آناتولی

برابر مقامات رسمی رسمی کشور در ۲۰ فوریه (۳ روز پیش)، میزان بدهی ناخالص دولت مرکزی ترکیه در پایان ژانویه به ۱٫۳۳ تریلیون لیره ترک، معادل ۲۱۸ میلیارد دلار رسید

طبق اعلام وزارت دارایی و خزانه داری، این رقم به میزان ۲۱٫۷% نسبت به ماه مشابه سال قبل افزایش یافته است.

بدهی ناخالص شامل عمده ترین اقلام بدهی بخش دولتی، موسسات زیرمجموعه دولت، بانک مرکزی، شرکت های خصوصی، و خانوارها میباشد.

 این وزارتخانه می گوید؛ بیش از نیمی از این بدهی به پول ملی(لیره ترک) و ۴۹٫۵ درصد آن به ارزهای خارجی میباشد. 

 در اطلاعیه اضافه میشود؛ از مجموعه این بدهی قریب ۵۷% آن به طلبکاران داخلی و بقیه به طلبکاران خارجی تعلق دارد. بنا بر همین اطلاعیه،  در برابر این بدهی و بازپرداختی های آن، دریافتی ها ۱۷٫۸ میلیارد(لیره)، معادل ۲٫۹ میلیارد دلار در پایان ژانویه میباشد.

 نرخ برابری دلار با لیره ترکیه، یک دلار  در برابر ۶٫۰۹ لیره میباشد که در ماه مشابه سال قبل ۵٫۲۹ لیره در مقابل یک دلار بوده است. 

کامنت: 

قریب ۶ سال پیش که سرکشی اتومانی سلطان رجب اول شروع نشده بود، هر دلار آمریکا، تقریباً معادل ۱٫۶۰ لیره یعنی ¼ نرخ کنونی بود. ارقام فوق به ما میگویند که لیره ظرف فقط همین سال گذشته حدود ۲۰%  ارزش خود را در مقابل دلار آمریکا از دست داده است. سال قبل اردوغان از مردم خواست تا به خاطر دین و مذهب و مملکت دلارهای خودشان را از داخل متکاها درآورده به بانکها بسپارند. 

دولت اردوغان، با پایین نگه داشتن دستوری و مصنوعی نرخ تسهیلات بانکی، رونقی مصنوعی را در بازار ایجاد کرده است که نتیجه آن تراکم فشارهای تورمی است که دیر یا زود فنر آن، زیر فشار  آزاد خواهد شد. در بررسی و نگاه به ارقام فوق منحنی رشد بدهی و کاهش نرخ ارزش لیره مهمتر از میزان مطلق ارقام میباشد.

به مناسبت نود و نهمین سالروز واقعه سوم اسفند۱۲۹۹

Share Button
در عرض چند سال پس از قدرت یافتن رضاشاه، وضعیت نظم و امنیت در ایران به قدری بهبود یافت که «شاهین» یکی از پرتیراژترین روزنامه‌های تبریز روز سوم اسفند را بزرگترین عید ملی ایرانیان نامید و در شماره ۲۹۲ خود نوشت: «اعلیحضرت پهلوی از همه شاهان بزرگوار گذشته مقتدرتر است. آیا به غیر از این مرد بزرگ کسی می‌توانست در عرض چهارده سال یک چنان کارهای بزرگی را به موقع انجام بگذارد که بزرگان جهان را به حیرت اندازد!؟»(۳)

– اکنون نیز وضعیت ارتشیان و افسران میان رده ارتش ایران با ابتدای انقلاب ۵۷ تفاوت چندانی ندارد و اکثریت

آنها از مشکلات معیشتی گله‌مندند. اما کیست که ارزش کار آنها و جانفشانی‌شان برای ایران را نداند. به این جهت امسال که نود و نهمین سالروز واقعه سوم اسفند ۱۲۹۹ و نجات ایران از اوضاع نکبت‌بار و آشفته سال‌های آخر سلطنت قاجار به دست رضاشاه و افسران تحت فرمان او و همچنین هشتاد و پنجمین سالروز نامیده شدن فرماندهان ارتش ایران به نام افسر از سوی رضاشاه است، پیشنهاد می‌شود روز سوم اسفند از سوی میهن‌دوستان به نام «روز افسر» نامگذاری شود.شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۸ برابر با ۲۲ فوریه ۲۰۲۰

آرسام محمودی – نود  و نه سال پیش در چنین روزهایی که هرج و مرج و ناامنی ایران را فراگرفته بود، فرمانده بریگارد (تیپ) قزاق رضاخان میرپنج تهران را فتح و امیدی در دل ناامید ایرانیان دمید. درباره واقعه سوم اسفند ۱۲۹۹ بسیار گفته و نوشته‌اند. اکثریت مورخین چپگرا از این واقعه به عنوان کودتا یاد کرده‌اند.

پس از انقلاب ۵۷ و پیروزی مشروطه‌ستیزان بر پادشاهی مشروطه، این خوانش مورد استقبال حکومت انترناسیونالیستی سر کار آمده که مشروطه و آرمان‌های آن را بزرگترین دشمن خود می‌دانست، قرار گرفت و تا به امروز توسط مورخین حکومتی و چپگرا تبلیغ می‌شود. اما به تازگی خوانشی جدید از واقعه سوم اسفند از سوی استادان علوم سیاسی مطرح شده است. پروفسور حمید احمدی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در گفتگویی که سال گذشته با ماهنامه «نسیم بیداری» انجام داد علاوه بر رد نقش انگلیسی‌ها در این واقعه، با ارائه تعریف از اصطلاح کودتا واقعه سوم اسفند را نه یک کودتا، بلکه «اجماعی ملی» برای پایان دادن به هرج و مرج و وضعیت آشفته مملکت در اواخر دوران قاجار دانست. در همایش «مشروطه و نظریه حکومت قانون» که در امرداد ماه سال گذشته در تهران برگزار شد نیز دکتر احمدی واقعه ۱۲۹۹ را راه حلی دانست که مشروطه را از بن‌بست خارج کرد و به ریل اصلی خود بازگرداند و امنیت، استقلال و ارتش ملی را برای ایران به ارمغان آورد.(۱)

به فاصله اندکی پس از پیروزی مشروطه، سپاهیان عثمانی و روس، خاک ایران را عرصه ترکتازی خود قرار داده بودند. با بررسی جراید و نشریات آن دوران می‌توان از وضعیت آشفته ایران در آن روزها آگاهی یافت. روزنامه «مساوات» که در فاصله مهرماه ۱۲۸۶ تا بهمن ۱۲۸۷ در تهران و تبریز منتشر می‌شد در مقاله‌ای که در محرم ۱۳۲۶ چاپ کرد، به اوضاع آن روزهای ایران اشاره کرده و بی‌کسی و مظلومیت ایران را به دلیل نداشتن قشون و نیروی نظامی دانسته است: «ایران غریب است، ایران نگهبان ندارد، ایران مریض است، ایران پرستار ندارد. ایران در حال احتضار است، ایران غمگسار ندارد. ایران مرد نامدار ندارد. ایران اسیر است. ایران دادرس ندارد. ایران خوار و ذلیل است، ایران طرفدار ندارد. کشتی نجات ایران در گرداب و ناخدایش مست شراب و کشتی‌نشینان در خواب. خاک ساوجبلاغ از خون یتمیان ایرانی رنگین و ایرانیان در خمار خواب نوشین. ناله بی‌کسی ناموس وطن به آسمان و نقطه مرکزی سرگرم باده عشق مجلل‌السلطان، عصمت ما در وطن دستخوش شهوت زناکاران و ما در فکر تحصیل مسند و شأن. صریح بگویم و این همه قلم در هم نپیچم. ایران وارث ندارد، ایران شاه ندارد، ایران پناه ندارد، ایران عالم ندارد، وکیل ندارد، وزیر ندارد، ملت ندارد، ایران غیرتمند ندارد. اگر ایران شاه داشت، ساوجبلاغ به دست دشمن نمی‌افتاد. اگر ایران وزیر داشت، توپخانه و قورخانه و مهمات جنگی و قشون منظم داشت. اگر ایران وزیر داشت، قلعه‌های نظامی سرحدی و قشون ساخلو نمی‌گذاشت عثمانی بدون حق و با کمال آزادی از حدود خود تجاوز کند. افسوس، اگر ایران وزیر داشت به جای فرمانفرمای خائن، سردار نامی شرف دوستی را می‌فرستاد که فرار از دشمن و پشت به میدان جنگ را در شریعت غیرت کفر می‌دانست و زیر بار ننگ فرار نمی‌رفت. اگر ایران وزیر داشت خزانه مملکت به درجه صفر نمی‌رسید. … این طایفه خائن محال است که ما را در قدمی به جانب سعادت آتیه حرکت دهند. هنوز خود را از ما بهتران و از جنس موجودات عالم خارج و برتر می‌دانند. ای ایرانیان، شما که در انقلاب اخیره ناله مادر مهربان وطن را لبیک اجابت گفته و از چنگ راهزنان داخلی نجاتش بخشیدید، امروز ناله همین مادر غریب از تعدیات راهزنان خارجی بلند است. فرزند ایران کسی است که قد مردانگی برافراشته و در عرصه جانبازان حس ایرانیت خود را ادا نماید، و این افتخار تاریخی و این نعمت آزادی را و این زندگانی تازه و سعادت ابدی را که بخون جگر بدست آمده است تسلیم دشمنان ننماید.»(۲)

در عرض چند سال پس از قدرت یافتن رضاشاه، وضعیت نظم و امنیت در ایران به قدری بهبود یافت که «شاهین» یکی از پرتیراژترین روزنامه‌های تبریز روز سوم اسفند را بزرگترین عید ملی ایرانیان نامید و در شماره ۲۹۲ خود نوشت: «اعلیحضرت پهلوی از همه شاهان بزرگوار گذشته مقتدرتر است. آیا به غیر از این مرد بزرگ کسی می‌توانست در عرض چهارده سال یک چنان کارهای بزرگی را به موقع انجام بگذارد که بزرگان جهان را به حیرت اندازد!؟»(۳)

مجله «تقدم» نیز که فضلایی چون کسروی، تقی‌زاده، رضازاده شفق، محمود محمود و… در آن قلم می‌زدند در شماره ششم خود درباره وضعیت ایران پیش و پس از سوم اسفند ۱۲۹۹ نوشت: «جهل و نادانی حس را می‌کشد. شخص جاهل ذلت و بدبختی را چنانکه باید بد نمی‌داند و عزت و سرافرازی را نیز همانگونه که شایسته است حس نمی‌کند. اگر آن روزی که شمال لگدکوب سم ستوران لشگر روس و جنوب تحت نفوذ انگلیس بود کسی نوید چنین روزی را به ما می‌داد، آیا باور می‌کردیم؟ اگر آن روزی که روس‌ها در تبریز آدم را به دار می‌آویختند، کشتی‌های انگلیس بنادر جنوب را با توپ می‌کوبیدند و هر روز یک بندر از یک شیخ گرفته و به شیخ دیگر می‌دادند، کسی می‌گفت روزی خواهد آمد که این اوضاع سپری شده، بجای کشتی‌های خارجی، کشتی‌های ایرانی در مقابل بنادر لنگر می‌اندازند و به جای قزاق روسی و سپاهی هندی که برای حمله به ایران آمده‌اند قشونی خواهد آمد که برای دفاع از ایران تهیه شده است و اجانب در ایران حکم ایرانی خواهند داشت یعنی از سیادت و برتری خواهند افتاد البته ایرانی نمی‌توانست باور کند، تمام این‌ها به واسطه همت و بیدار دلی کسی است که دست قدرت برای نجات ایران فرستاده است. انصافاً اعلیحضرت همایونی مثل یکی از بزرگترین دیپلمات‌های دنیا مسائل خارجی را حل فرموده و طوری این گره‌های کور را با استادی و مهارت گشودند که هر منصفی غیر از اعتراف به لیاقت و کفایت ایشان چاره‌ای ندارد؛ ولی چنانکه آقای تقی‌زاده نوشته‌اند این‌ها مقدمه کار است و هنوز ایران به چیزهای بیشماری محتاج است . این است که ما توجه اعلیحضرت شهریاری را به امور داخلی جلب کرده امیدواریم عطف توجهی به مسائل داخلی مخصوصاً قسمت جنوب فرموده و بقیه‌ی خاشاک‌هایی که راه چشمه‌ی سعادت مردم را مسدود کرده‌اند بردارند. آری جنوب خیلی بیش از این توجه لازم دارد. باید گریبان مردم را از چنگال گردنکشان محلی خلاص کرده و با ارسال مأمورین درست‌کار، پاکدامن، لایق و مخلص، آنها را به مرکز امیدوار نمود و مخصوصاً به معارف آنجا باید بیش از همه چیز توجه نمود. خیلی جای تأسف است که هنوز در تمام جنوب یک مدرسه‌ی متوسطه وجود ندارد.»(۴)

شهریار نیز در شعری، به امنیتی که رضاشاه برای ایران در آن سال‌ها به ارمغان آورده بود، اشاره کرد و به این شکل از رضاشاه تجلیل کرد:(۵)

جان می‌دمد به کالبد کشتگان دی
این باد نوبهار به انفاس عیسوی
خاک جنوب ایمن از آسیب انگلیس
باد شمال فارغ از آشوب شوروی
آیین پهلوانی ایران باستان
نو شد به روزگار رضاشاه پهلوی

هرچند با اشغال ایران توسط متفقین در جنگ جهانی دوم و تبعید پادشاه مشروطه ایران، بخشی از کارهای او ناتمام ماند، اما با انتقال موفقیت‌آمیز سلطنت به محمدرضاشاه مسیر مشروطه ادامه پیدا کرد. از جمله اقداماتی که در دوران محمدرضاشاه انجام شد، تکمیل و تجهیز ارتش ایران برای محافظت از مرزهای ایران بود. ارتشی که در ۸ سال دفاع مقدس امتحان خود را به خوبی پس داد.

چه واقعه سوم اسفند ۱۲۹۹ را کودتا بخوانیم و چه آن را «اجماعی ملی» بدانیم، نمی‌توانیم نقش نیروهای نظامی تحت فرمان رضاشاه را در موفقیت آن نادیده بگیریم. نیروهایی که شالوده ارتش ایران در سال‌های بعد بر روی آنها استوار شد و توانست امنیت را در عرض چند سال در درون مرزهای ایران برقرار ساخته و به قول دکتر حمید احمدی مشروطیت را به ریل اصلی آن بازگرداند. امرا و افسران تحت فرمان رضاشاه در این واقعه نقش مهمی داشتند. رضاشاه در شب سوم اسفند ۱۳۱۳ و در چهاردهمین سالروز سوم اسفند ۱۲۹۹ در ضیافت شامی که به همین مناسبت ترتیب داده شده بود، شخصاً برای نخستین بار امرا و افسران تحت امرش را که تا آن زمان صاحب‌منصب خوانده می‌شدند، ((افسران من)) خطاب کرد و از آن روز واژه افسر جایگزین صاحب‌منصب در ارتش ایران شد. شرف‌الدین قهرمانی سردبیر روزنامه اطلاعات در سرمقاله این روزنامه که مورخ ششم اسفند ۱۳۱۳ به چاپ رسید به این موضوع اشاره کرد و نوشت: «در شب سوم اسفند که همه افسران کشور شاهنشاهی در پیشگاه شاهانه بشام سرافراز بودند شاهنشاه بزرگ ما که همه کارها با دست توانا ایشان انجام شده و همیشه بهتر از دیگران بکاستیهای ما … [ناخوانا] آنسانکه در آغاز سازمانی قشون نیز چندین واژه بیگانه مانند رژیمان و بریگارد را بیرون کرده واژه‌های پارسی بجای آن‌ها گذاشتند در آغاز فرمایشهای شاهانه بجای صاحب‌منصبان که از دو کلمه بیگانه ساخته شده و در هیچ فرهنگ عربی نیست، فرمودند افسران من و با این فرمایش شاهانه آنسان که همه کارها را با دست توانا و نیروی خود انجام فرموده بودند در برانداختن واژه‌های بیگانه از زبان شیرین پارسی و بیرون کردن واژه‌هاییکه بدریوزه و و گدایی گرفته شده بود نیز نخستین گام را برداشتند.»(۶)

هر چند تورج اتابکی معتقد است که واژه افسر گرته‌برداری آوایی از کلمه آفیسر انگلیسی است(۷) و کسروی نیز انتقاداتی به نحوه گزینش این واژه وارد می‌دانست(۸) اما با توجه به اینکه افسر در زبان فارسی به معنی تاج و دیهیم است، شاید به کاربردن این واژه از سوی رضاشاه به این دلیل باشد که رضاشاه افسران ارتش ایران را حافظ مشروطیت و دیهیم پادشاهی که نمادی از سنت است، می‌دانست.

پس از سوم اسفند ۱۳۱۳ واژه افسر با کاربرد جدید خود وارد زبان فارسی و ادبیات ایران شد. پس از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، کسروی در رساله افسران ما درباره اهمیت این بخش از نظامیان این گونه نوشت: «آن افسری که به جلوی سربازان افتاده گام برمی‌دارد، اگر معنی کار خود را فهمد، خدا را خرسند گردانیده و نزد او ارج و مزد خواهد داشت. …رضاشاه سال‌ها رنج برده و آرتشی برای ایران پدید آورده بود. آرتشی که باری بیرون آبرومندی می‌داشت و هر سال که در سوم اسفند رژه رخ می‌دادی، خون‌های جوانان غیرتمند به جوش می‌آمدی، و بسیاری با دلخواه رو به سوی آن می‌آوردندی. آرتشی که اگر برای جنگ با دولت‌های دیگر توانا نبودی، برای کوفتن سروزیربیگ‌ها و محمد رشیدها توانا بودی و درون کشور را ایمن می‌گردانیدی.»(۹)

کسروی سپس افسر را به این شکل معنی می‌کند: «افسری چیست؟ بهتر است ما آن را معنی کنیم. افسری از جان خود گذشتن و نگهداری توده را بایای [=وظیفه] خود شناختن است. یک افسر باید چنین اندیشد که این توده‌ای که من از آنم، دشمنانی می‌دارد، همسایگان مرز ناشناس می‌دارد، در درون کشور سرکشان و راهزنان می‌دارد، برای نگهداری خود به یکدسته نیازمند است که از جان خود درگذرند و از مرگ نترسند و فن جنگ آموزند و سربازانی در زیردست خود بپرورند، بدینسان آماده باشند که همانکه داستانی رخ داد و نیاز افتاد، مردانه پاپیش گذارند و از مرگ نترسند و غیرت و مردانگی نشان دهند و بایای خود را به انجام رسانند. این که سربازی و افسری ارجمند است از اینجاست.»(۱۰)

در دوران محمدرضاشاه نیز افسران از ارج و قرب بسیار در میان مردم برخوردار بودند. با وقوع انقلاب ضد مشروطه در سال ۵۷ و تبلیغاتی که پیش از آن از سوی جریاناتی چون نهضت آزادی و گروه‌های چپ علیه ارتش ایران انجام شده بود، اوضاع بر ارتش و ارتشیان سخت گردید. خاصه افسران ارتش که بسیارشان اعدام و تعدادی دیگر بازنشسته و اجباراً بازخرید شدند و راه برای نظام بعث عراق برای حمله به خاک ایران هموار شد.

اکنون نیز وضعیت ارتشیان و افسران میان رده ارتش ایران با ابتدای انقلاب ۵۷ تفاوت چندانی ندارد و اکثریت آنها از مشکلات معیشتی گله‌مندند. اما کیست که ارزش کار آنها و جانفشانی‌شان برای ایران را نداند. به این جهت امسال که نود و نهمین سالروز واقعه سوم اسفند ۱۲۹۹ و نجات ایران از اوضاع نکبت‌بار و آشفته سال‌های آخر سلطنت قاجار به دست رضاشاه و افسران تحت فرمان او و همچنین هشتاد و پنجمین سالروز نامیده شدن فرماندهان ارتش ایران به نام افسر از سوی رضاشاه است، پیشنهاد می‌شود روز سوم اسفند از سوی میهن‌دوستان به نام «روز افسر» نامگذاری شود.


۱. مجله نسیم بیداری، فروردین ۱۳۹۷، شماره ۸۰-۸۱
۲. جریده مساوات، ۶ محرم ۱۳۲۶، شماره ۱۲
۳. روزنامه شاهین، سال ۷، اردیبهشت ۱۳۱۵، شماره ۲۹۲
۴. مجله‌ی تقدم، اردیبهشت ۱۳۰۷، شماره ۶
۵. کلیات دیوان شهریار، ص ۸۹، چاپ پنجم ۲۵۳۶
۶. روزنامه اطلاعات، ۶ اسفند ۱۳۱۳، شماره ۲۴۲۳
۷. تورج اتابکی، تجدد آمرانه، ترجمه مهدی حقیقت‌خواه، انتشارات ققنوس، چاپ پنجم ۱۳۹۶، ص ۲۳۴
۸. احمد کسروی، افسران ما، چاپ نخست ۱۳۲۳، ص ۱
۹. همان، ص ۲۳-۲۴
۱۰. همان، ص ۴۷ خواندن و چاپ در نسخه پی دی اف PRINT&PDF

خُمس و ذکاة و نذورات تروریستی و امامزاده های تروریسم

Share Button

و آن چنانکه گزارشگر«بغداد پست» نوشته است، منبع خمس سیاسی رژیم ایران فقط به بحرین کوچک (و من اضافه می کنم) خود ایران محدود نمیشود. کافیست در نظر بگیریم که قریب ۴۰۰ میلیون شیعه مذهب، از پاکستان و هند گرفته تا آمریکا، اروپا و استرالیا و.. در دنیا وجود دارد که بخش کوچکی از آنها هم که خمس پرداز باشند برای رژیم «سیدعلی» خامنه ای کافیست. 

وقتی قریب ۴ سال پیش دادستانی بحرین برای آیت الله شیخ عیسی قاسم، به خاطر پول شویی و فعالیت های ضد دولتی او برایش  کیفر خواست صادر کرد و دولت بحرین به خاطر همان فعالیتها تابعیت بحرینی او را سلب کرد، رسانه ای دولتی ایران، هتک حرمت مرجعیتی او را، و رسانه های دنیا، نقض حقوق شهروندی او را چنان انعکاسی دادند که کسی متوجه جنبه پنهان ومهم تر این محاکمه و سلب تابعیت او نشد. از جمله خود نویسنده این سطور. 

این جنبه مهم در دو کلمه بی اهمیتی که روئیترز در گزارش آن زمان خود پیرامون قضیه در لابلای سطور نهاده بود قرار داشت: «خُمس و مالیات اسلامی!» که بعداً روشن شد مصرف تروریستی داشته است. بگذریم از اینکه خ،مس باید به سیدها پراخت شود نه شیخ های عمامه سفید! که در این مورد بوده است.

میزان خُمس جمع آوری شده توسط این شیخ، برابر گزارش رویترز و کیفر خواست دادستانی، معادل ۸۰ میلیون دلار بود. نحوه گزارش به گونه ای بود که ذهن خواننده یا شنونده روی جنبه سوء استفاده مالی قضیه معطوف می گردید و نه جنبه تأمین مالی تروریسم.

۵ روز پیش «بغداد پست» گزارشی درج کرد دایر به اینکه جمهوری اسلامی چگونه علیرغم تحریمها، هزینه فعالیت های تروریستی خود را تأمین میکند؟

این نشریه عراقی مینویسد:« ایران علیرغم تحریمهای بین المللی علیه آن، همچنان به تأمین مالی فعالیت های تروریستی و حمایت از شبه نظامیان خود در مناطق مورد مناقشه ادامه میدهد.  این ادامه تأمین مالی تروریسم، سئوالات چندی را در باره منبع تأمین این هزینه ها مطرح کرده است از جمله اینکه آیا این منابع مشمول تحریم هستند یا نه؟

کارشناسان آشنا به مسئله تأیید میکنند که «خُمس سیاسی» نوعی مکانیسم تأمین مالی است که در اسلام شیعی و سُنی مرسوم است. [فکر نمی کنم در مذهب اهل تسنن خمس وجود داشته باشد. ح ت)

گزارشگر ادامه میدهد: ـ این موضوعی بدیهی است که باید به این مکانیسم تامین مالی تروریسم که بطور نمونه حزب الله از آن در سراسر ممالک عربی وسیعاً استفاده میکند، پرداخته شود. 

«خمس» به تنها منبعی تبدیل شده است که خارج از چارچوب تمام تحریمهایی قراردارد که از طریق آن میلیاردها دلار جمع آوری و نقل وانتقال میشود و هیچ ارگانی هم از ترس متهم شدن به تبعیض و فرقه گرایی  نمیتواند آنرا در سیستم تحریمها منظور کند. 

این مکانیسم یک واقعیت جدید سیاسی ایجاد کرده است که با انقلاب اسلامی ایران به وجود آمد و نهادینه گشت. این موثرترین سوء استفاده از یک رسم مذهبی یعنی«خُمس» میباشد که حالا دیگردر خدمت تروریسم قرار گرفته است.  

 بر طبق منابع معتبر بانکی در بحرین، از مجموع مبلغی که در چارچوب این مکانیسم جمع آوری و بطور خصوصی یا رسمی ماهیانه به حسابهایی مأموران مورد وثوق ایران در قم یا نجف واریز میشود، فقط ۱۰% آن، پرداختهای شیعیان خود بحرین است و بقیه آن از دیگر ممالک عربی و اسلامی فراهم میشوند.

وقتی میزان جمع آوری «خُمس» در کشور کوچک بحرین سر به میلیونها دلار میزند، آسان است تا میزان خمسی که از دیگر ممالک اسلامی و عربی جمع میشود را برآورد کنیم.

نویسنده گزارش بغداد پست که نام خود را با( ع د) در ذیل گزارش نهاده است ظاهراً در آلمان زندگی میکند چون در پایان گزارش خود از دولت آلمان میخواهد که روی «خمس» نظارت قانونی اعمال کند، هم روی منابع تأمین آن و هم موارد و اهداف مصرفی آن، درست مانند منابع مالی کلیساها در آلمان که تحت نظارت مالیاتی و دولتی هستند.

وقتی این مطلب را در بغداد پست خواندم، اول از همه به یاد بازدید ۳ روز پیش علی لاریجانی در رأس یک هیئت پارلمانی از لبنان افتادم که او دراین بازدید، از قول حسن روحانی، به میشل اون، رئیس جمهور آن کشور وعده کمک اقتصادی ایران به لبنان، برای رفع بحران پرداختی خارجی اش داد***. در اینجا لازم به یادآوری است که لبنان، به نسبت تولید ناخالص ملی خود با ۹۰ میلیارد دلار بدهی، بزرگترین بدهکار در جهان است و در ماه آینده(مارس) باید ۱٫۲ میلیارد یک قسط بدهی خود را بپردازد که ندارد. 

از اظهار آمادگی رئیس جمهور ایران برای کمک اقتصادی به لبنان، احساسی فراتر از حیرت به من دست داد زیرا در ماه های اخیر، کسر بودجه نجومی ۱۵۰٫۰۰۰ میلیارد تومانی دولت برای سال مالی آینده، ترجیح بند ؟بیشتر تحلیل های اقتصادی در داخل مملکت شده است که همه مسئولین رده بالای مملکت را به چه کنم؟ ـ چه کنم انداخته است و خود شیخ حسن هم بارها و بارها از دشواری غیر قابل تحمل وضع اقتصادی کشور خبرداد. همین دیروز هم بیژن زنگنه وزیر نفت کشور گفت:«ما برای توسعه منابع نفتی خود پول نداریم. با سیلی صورت خود را سرخ نگاه میداریم».

تناقض بین افلاس اقتصادی مملکت و اظهار آمادگی شیخ حسن برای کمک اقتصادی به لبنان و این گزارش «بغداد پست» و گزارش مشابهی در الشرق الاوسط، رویترز و عرب نیوز، افکار مرا به عرصه هایی دیگری در همین زمینه کشاند که اگر اهمیتشان از«خمس سیاسی» بیشتر نباشد کمتر نیست که شایان توجه ویژه می باشند.

وقتی یکی دوسال پیش خبر راه اندازی «امام زاده های سیار»، سوار بر تریلی در رسانه ها انعکاس یافت که مضحک می نمایاند و هنگامی که خبر درست شدن ۷۰٫۰۰۰ امامزاده جدید در کشور، ظرف این ۴ دهه رسانه ای گردید، تنها نکته ای که به نظرم نرسید این بود که رژیم از این طریق، مالیاتی مذهبی از مردم میگیرد که با آن فعالیت های تروریستی خود را خارج از هرگونه ممیزی و حسابرسی تامین میکند و بخشی از بذل و بخششهای هزینه های خارجی خود به گروههای تروریستی وابسته به خویش، مازاد بر کمکهای رسمی دولت، را نیز از آن محل انجام میدهد. 

تنها این امامزاده های جدید نیستند که سالانه هزاران هزار میلیارد تومان خارج از هر حسابرسی و کنترلی به کیسه«دولت پنهان» حاکم بر میهن ما می ریزند بلکه امامان و امامزاده های قدیمی مانند امام رضا، حضرت معصومه، شاه چراغ، شاه عبد العظمیم، امامزاده داود و سرانجام مزار خود امام راحل، برای رژیم گنجی تمام نشدنی هستند که بر حسب اراده رهبر، هر طور بخواهد آنرا مصرف میکند. 

درآمد این امامزاده ها فقط منحصر به نذورات نقدی مردم ساده لوح مذهبی نیست بلکه این مقدسینِ در خدمت تروریسمُ در آمده، هزاران واحد مستقلاتیِ موقوفه ای دارند که اگر مجموع درآمد آنها از درآمد نفتی و مالیاتی دولت بیشتر نباشد به هیچوجه کمتر نیست.  

و آن چنانکه گزارشگر«بغدادپست» نوشته است، منبع خمس سیاسی رژیم ایران فقط به بحرین کوچک (و من اضافه می کنم) خود ایران محدود نمیشود. کافیست در نظر بگیریم که قریب ۴۰۰ میلیون شیعه مذهب، از پاکستان و هند گرفته تا آمریکا، اروپا و استرالیا و.. در دنیا وجود دارد که بخش کوچکی از آنها هم که خمس پرداز باشند برای رژیم «سیدعلی» خامنه ای کافیست تا هزینه شبکه تروریسم فرامرزی خود را تامین کند. «خمس پردازان» بدون اینکه خود بدانندِ مانند آن پیرزن باورمندی که، در آخرعمر، النگو یا چند اسکناس خود را به ضریح فلان امام یا امامزاده می اندازد، نمی دانند که آن خمس و ذکات و این صدقات و نذورات سیاسی شده، در عراق، لبنان و یمن و.. ، صرف گسترش تروریسم و آدم کُشی میگردند.

مسئله فوق مسئله ای بسیار جدی است! جا دارد که رسانه های مخالف  یا منتقد رژیم به طور جدی به آن بپردازند و یک کمپین وسیع ملی و بین المللی در این زمینه راه اندازی کنند تا با اطلاع رسانی در این زمینه، حداقل به آن بخش از مردمی که نمیدانند خمس و ذکات و نذرورات آنها صرف آدم کُشی و تروریسم در منطقه، و تقویت استبداد آخوندی در داخل ایران میشود، از این کار خود داری کنند که نه تنها  صوابی در آن نیست بلکه جز کمک به ظلم و فساد چیز دیگری نیست!

از همه آنهایی که این یادداشت را می خوانند انتظار میرود، اگرهم نمی خواهند آنرا مستقیم فوروارد کنند، اقلاً محتوا  و پیام آنرا به هر ترتیب، حتی با بازنویسی و تحت عنوان دیگری انعکاس دهند.

وظیفه اخلاقی و ملی ماست تا با خُمس، ذکات و نذورات و صدقات ترویستی و تروریست پرور؛ امامان و امامزاده های درخدمت تروریسم مبارزه کنیم! وظیفه ماست تا به مردم بگوئِیم اگر نمی دانند نذورات، صدقات و خمس و ذکات آنها به دست چه کسی و به چه مصرفی میرسد کار آنها عین گناه است و نه صواب!         

…..

*

رویترز

The move sparked a strongly worded statement from senior Shi’ite clerics, including Qassim, against any attempt to meddle with the collection of a Muslim tax called Khums, which is a pillar of Shi’ite 

Islam.

**

بغداد بست

ولذلک یجب إخضاع “الخُمس” وتحدید حجمه، وأوجه إنفاقه ودورته الخارجیة قبل الداخلیة، لأنه أداة تمویل کبرى تجد طریقها مبهمة العمق والتوظیف. ففی تاریخنا الحدیث جداً، کانت البحرین أحد مسارح ذلک التوظیف فی دعم الأعمال الإرهابیة على أراضیها والعابرة لحدودها فی أکثر من حالة.

ترجمه: بنا براین باید «خمس»، میزان آن، موارد مصرف آنرا و چرخه جمع آوری داخلی آنرا تحت کنترل درآید زیرااین یک منبع مالی عمده ای است که عمق و کارکرد آن بسیار غیر شفاف است. بطور نمونه د رهمین مورد اخیر در تاریخ بحرین، این مسئله به صحنه ای برای عضو گیری و اعمال تروریستی و حمایت از تروریسم تبدیل شد که تنها نمونه هم نیست که سر و ته آن به خارج از مرز میرسد(اشاره به ج ا ا ـ ح ت) 

***

نهار نت (لبنان)

لاریجانی به میشل میگوید که ایران حاضر است به لبنان کمک اقتصادی بکند. 

Larijani Tells Aoun Iran Ready to Help Lebanon Economically

****

الشرق الاوسط

دادستان بحرین مقامات بانک ایران را به خاطر پولشویی تحت پیگرد قرار دادند. 

Bahrain Prosecutes Iranian Bank Officials for Money Laundering

*****

عرب نیوز

بحرین یک بانک دولتی ایران را به پولشویی در سطحی وسیع متهم کرد

Bahrain brings charges in vast money laundering case linked to Iranian state-owned banks

پروواکاسیون درجنگی اسیمیتریک

Share Button

من تردید ندارم اگر رژیم ایران روزی به ساخت سلاح اتمی موفق شود موشکهای مسلح به کلاهک اتمی خود را در مناطق پر جمعیت قرار کشور خواهد داد تا «دشمن!» نتواهد آنها را بزند.(این فقط یک پرانتز بود.) 

دو اصطلاح پروواکاسیون از ریشه پرووکیت* در معنای تحت الفظی، تحریک کردن و دیگری اسیمیتریک*به معنای نا متعارف/ از واژه هایی می باشند که در متون سیاسی و نظامی به کار برده میشوند و درک صحیح و جامع آنها هم لازم و هم مفید است.

معادل فارسی «تحریک کردن» برای پروواکاسیون حتی در محاورات عادی هم چندان رسا نیست. 

فرض کنید یک مامور اطلاعاتی سعی دارد عقیده سیاسی شما را کشف کند و با این فرض این که شما مثلاْ کمونیست هستید ولی نمی خواهید نشان دهید. طرف شروع میکند به نحو بسیار اغراق آمیزی از نظام سرمایه داری تعریف و به همان اندازه اغراق آمیز، از ممالک کمونیستی بد گفتن. شما اگر فعال حرفه ای باشی خونسردی خود را حفظ میکنید و دست خود را رو نمیکنید ولی اگر ساده لوح  باشید سرآخر جوش آورده و به طرف می پرید که این اراجیف چیست سرهم میکنی! کار تمام است. دست شما رو میشود. با تکرار چند رفتار پروواکاتیو، طرف اطلاعاتی میتواند یقین کند که شما کمونیست هستید.

مثال دیگر، یک آدم مغرض میخواهد کسی را به دردسر بیاندازد یا با دست او کاری را انجام دهد. با تحقیر به او میگوید تو چرا هروقت مثلاْ با فلانی روبرو میشوی خودت را می بازی؟ چرا از او میترسی؟ و این حرف را آنقدر تکرار میکند تا طرف برای نشان دادن نترسی خود بالاخره به شخص مورد اشاره میپرد و توی درد سر میافتد. این دو مثال را میتوان تعمیم داد و مشابه بسیاری برای آن یافت. پروواکاسیون در عملیات جاسوسی، مبارزات سیاسی و عملیات جنگی کاربُرد زیادی دارد. سگ یک شکارچی در جنگل و بوته زارها شکار را تحریک میکند که پا به فرار بگذارد تا صاحب  شکارچی او متوجه شود و او را با تیر بزند. 

در اوایل انقلاب، دارو دسته های  حجتیه آنقدر شایعه طرفدار شوروی بودن پشت سر موسوی خوئینی ها پخش کردند که او در یک نماز جمعه شدید ترین حملات را در مقایسه با خود آِنها به کمونیستها کرد. بعد آن او نه جایی بین آنها یافت و نه آن حرمتی را که داشت حفظ کرد.

ما امروز شاهد نوعی عملیات ایزایی پروواکاتیو نظامی از سوی شبه نظامیان تروریست در منطقه روبرو هستیم که به صورت یک جنگ اسیمیتریک درآمده است. اسیمیتریک، مانند اینکه در یک رینگ بُکس، یک طرف طبق مقررات مسابقه بوکس با دستکش روی رینگ میرود و طرف مقابل او در داخل دستکشهای خود یک پنجه بُکس به دست کند. یا  در یک جنگ، یکطرف مطابق موازین جنگی و با رعایت اکید مقررات جنگی بر اساس کنواسیونهای ژنو در این مورد، ازجمله عدم استفاده از اماکن غیرنظامی و غیر نظامیان و رعایت حال اسراء و..  میجنگد وطرف دیگر کاملاْ برعکس. مانند حماس و حزب الله در جنگشان با اسرائیل بیشترین سوء استفاده را در این زمینه کرده، مناطق مسکونی را با موشکهای غیر دقیق میزنند و مساجد، شیرخوارگاهها، اماکن مسکونی، بیمارستانها، موسسات آموزشی و.. ، منطقه خود را نیز تبدیل به استحکامات و سپر انسانی دفاعی برای حملات موشکی خود به اسرائیل میکنند تا اسرائیل نتواند آنهارا هدف گیرد. 

اینها از سکوهای پرتاب موشکی در اماکن خدماتی و عمومی به اسرائیل موشک پراکنی میکنند. اگر اسرائیل با هر درجه دقت بخواهد استحکامات موشکی آنها را بزند بالاخره تعدادی غیر نظامی کشته میشوند و این، دقیقاْ آن هدف پروواکاتیوی است که حماس و حزب الله در غزه و لبنان تعقیب میکنند. 

آنها دنبال پیروزی دست نیافتنی نظامی بر اسراپیل نیستند چون میدانند که نمی توانند. آنها میخواهند از اسرائیل یک چهره خشن و غیر نظامی کُئش در ذهن تحریک پذیر مردم خود ایجاد کرده و احساس همدردی جهانیان را هم جلب کنند و به علاوه بذر نفرت ضد اسرائیلی در جامعه خود بکارند که محصول آن تا قرنها در ذهن مردم ماندگار و فرهنگی شود. هدف، بذر نفرت کاشتن برای جذب و تربیت نیروی استشهادی است.

حوثیهای یمن نیز از همین تاکتیک علیه ائتلاف عربی به رهبری سعودی استفاده میکنند. همین رویکرد را رژیم آخوندی ایران  در اشکال مختلف نسبت به غرب دارد.

این رویکرد جنگی از این نظر اسیمیتریک است که با قوانین کارزارهای متعارف جنگی کاملا  متفاوت است. ارتش آن یک، برای رویاروئی با یک حریف نظامی در میدان نظامی با سلاح های متعارف، تانک، توپ، تنفگ، بازوکا، کشتی جنگی و هواپیما آموزش دیده است این یک فقط فکر بهره برداری و پیروزی روانی، سیاسی و اخلاقی و مواد تبلیغاتی یافتن برای تحریک احساسات مردم خود است و بی خیال از هزینه گزاف انسانی خود.

من تردید ندارم اگر رژیم ایران روزی به ساخت سلاح اتمی موفق شود موشکهای مسلح به کلاهک اتمی خود را در مناطق پر جمعیت قرار کشور خواهد داد تا «دشمن!» نتواهد آنها را بزند.(این فقط یک پرانتز بود.) 

عملیات پروواکاتیو شبه نظامیان عراقی علیه آمریکا

دیروز برای چندمین بار متوالی، شبه نظامیان «النجبا» درعراق که ظاهراْ تمام تشکیلات رهبری آن در ابران میباشد به یک پایگاه نظامی و سه روز پیش هم به محوطه سفارت آمریکا، چندین راکت(موشکهای برد کوتاه) شلیک کرد. 

آن پایگاه نظامی، یک مرکز آموزش برای تعلیم نیروهای عراقی است و سفارت هم یک مرکز کاملا غیر نظامی و بر حسب قوانین بین المللی مصون از هر تعرضی باید باشد.

هدف«النجبا» در این حملات راکتی حتی کشتن آمریکائی ها هم نیست چون می ترسد و نه اینکه ملاحظه انسانی در این مورد دارد. 

هدف این سازمان شبه نظامی پرواکاسیون است. هدف تحریک آمریکا به واکنش تنبیهی است تا آنها بهانه ای برای برانگیختن مردم علیه حضور نظامی آمریکا در عراق پیدا کنند. 

این یک واقعیتی است که ذهنیت بیگانه ستیز جهان سومی مردم عادی عراق، از کشته شدن چندین یا حتی چند صد آمریکایی در اثر این موشک پراکنی تکانی نمی خورد ولی اگر امریکا با یک حمله پهبادی مقر پرتاپ موشک را بزند و چند تن از «النجبا» یا بدتر، چند عراقی شبه نظامی را بکُشد، واویلا راه خواهد افتاد و مجدداْ شعار تعطیل سفارت و بیرون کردن نظامیان آمریکا از عراق سوخت و زمینه تازه ای در فضای جامعه خواهد یافت.

از این روی است که این عملیات پروواکاتیو شبه نظامیان ادامه خواهد یافت و مقامات آمریکایی هم تا هنگامی که کسی از آنها یا متحدینشان یا سرویس دهندگانشان کشته نشده اند، دندان روی جگر خواهند گذارد. ولی اشکال این صبوری در این است که موجب تشجیع شبه نظامیان تروریست و اشتهار آنها در میان اقشاری از جامعه که پذیرای  چنین اقداماتی هستند و از مقررات بین المللی بی اطلاع میباشند میشود و در آنهااحساس تحسینی نسبت به این قدرت نمایی در برابر بزرگترین قدرت نظامی جهان ایجاد میکند که بستر ساز جذب نیرو در میان چنان اقشار اجتماعی میشود.

رژیم ایران سردسته و سازمانده بیشترین عملیات پروواکاتیو علیه آمریکا، اسرائیل و دولت عربی منطقه در خلیج فارس است. رژیم با نمایش این عملیات پروواکاتیو در بین نیروهای مسلح خود و طرفدران اجتماعیش غرور کاذب ایجاد میکند که آنها تصور قدر قدرتی از رژیم بهم میزنند.

ایجاداین گونه روحیه کاذب، موتوریکی(نیروی محرکه) میشود که عامل و فاعل آن را نهایتاْ به تبعیت خود در می آورد مانند یک گاری که در سراشیبی تندی افتاده و اسب را با فشار خود آنقدر سریعتر از توان کششی آن به جلو میراند تا به زمین زیر چرخ گاری بیفتد. 

چنین مواردی در طول تاریخ موجب اشتباه محاسباتی شده است که به جنگهای خانمان برانداز منتهی گشته است. نمونه آن ماجراجوییهای صدام حسین در حمله به ایران و کویت میباشند. 

چنین وضعیتی میتواند برای رژیم آخوندی پیش آید و آن را به  سوی ماجرا جویی های خطر ناکی براند که هزینه آن به گردن مردم ایران خواهد افتاد. 

در حاشیه

خارج از متن و موضوع یاداشت فوق بگویم: دارو دسته مقتدا صدر پس از آنکه در آغاز برای مصادره تظاهرات اعتراضی مردم در عراق به قصد مصادره آن به نفع خود  با آن درآمییختند پس از آنکه به هدف نرسیدند به هفت تیر و قمه کشی علیه آن متوصل شدند.

آنها مجدداْ در روزهای اخیر با معترضین در امیخته اند تا این بار شعار های ضد آمریکایی و زن ستیزانه و ارتجاعی خود را به جمعیت اعتراضی تحمیل کنند. 

اینهم خود نوعی پروواکاسیون است. اگر جمعیت با شعار آنها همراه نشود به آن انگ نوکری آمریکا و دین ستیزی میزنند و اگر همراهی کند آنها تا استحاله این جنبش اعتراضی به ضد خود، یکی پس از دیگری شعارهای خود را بدان تحمیل میکنند. 

اما چنین به نظر میرسد که میدان پیکار سیاسی عراق آبستن سورپرایزهای تکان دهنده ای می باشد که من در روزهای آینده به آن خواهم پرداخت.

*

Provocate

Asimitric        

حقیقت گریزی و اصرار بر اشتباه تا مرز خیانت ملی

Share Button

گفتمان اسلام سیاسی با چنان تهاجمی وارد منطقه شد که بسیاری از نیروهای سکولار مخالف آن هم مجبور شدند خود را با آن چنان تطبیق دهند که در برابر هیولای برخاسته دینی قرار نگیرند. بخش عمده ای از مدعیان سکولاریسم هم نه تنها تلاشی برای ایستادگی در برابر این موج ویرانگر به کار نبردند بلکه از همان اول به انگیزه توهمات سیاسی خود بر آن دامن زدند.

باورهای مذهبی مردم مانند یخچالهای طبیعی میباشند که در کمرکش برخی ارتفاعات به طور طبیعی طی قرون متمادی ایجاد شده اند. نمونه این یخچالها در ارتفاعات سلسله جبال آلپ، مُشرف به سوئیس، اطریش، ایتالیا و آلمان  بسیارند. هرسال در اثر گرمای تابستان مقداری از آنها ذوب گشته، به رودخانه ها و دشتها جاری میشوند و در اثر نزولات آسمانی در زمستانها، میزان ذوب شده جبران میشود. 

در این فرایند، این یخچالها به نوعی دائماْ بازیابی شده و تجدید میشوند. حرارت متصاعد شونده زمین از زیر آنها را آب میکند و بارش و برف و باران در زمستان لایه های جدیدی از بالا بر لایه های دههاهزاران ساله انباشت شده زیرین آنها میگذارد. 

برای یک لحظه تصور کنیم که هوا برای مدتی طولانی در این منطقه به گرمایی بالای ۴۰ درجه برسد و همزمان بارندگی شدید نوع استوایی هم در این ارتفاعات ببارد. نتیجه چه خواهد شد؟ در چنین وضعیتی سیلابی راه خواهد افتاد که بخشهای بزرگی از جنوب اروپا را خواهد برد. 

انقلاب اسلامی ذوب شدن ناگهانی یخچالی هزاران ساله بود که دراثر گرمایش زیادی فضای اجتماعی، در بستر رقابت آمیز جهان دو قطبی و در یک منطقه حساس جهان به لحاظ جغرافیای سیاسی/اقتصادی(ژوئوپولیتیک/اکونومیک) با یک موج گرمای نیرومند ذوب شد و عرصه سیاسی نه تنها ایران ما بلکه منطقه و فراتر از آن، شمال و بخشهایی از آفریقا را نیز دستخوش طغیان ویرانگر خود ساخت.

با انقلاب اسلامی هیولای منجمد شده اسلام گرایی که میراث و حاصل انباشت هزاران سال ساخت و پرداخت دنیای وهمی انسانها، از دوران انسانهای اولیه تا دوران قبیله ای و پس از آن  بود به میدان عمل سیاسی گله های میلیونی آدمیان(ایران زمین) ورود کرد. هیچ تهمتن خردورزی قادر به ایستادگی در برابر این موج ویران گر نبود. کما اینکه هیچ سد انسان ساخته ای قادر به ایستادگی در برابر ذوب احتمالی آن یخچالهای طبیعی آلپ یا یخهای قطبی نخواهد بود.

با انقلاب اسلامی در ایران، کلمه «الله اکبر» بر پرچم ممالکی مانند عراق که تا ۲۵ ـ ۳۰ سال پیش حکومتی سکولار داشتند نقش بست و پرچم ملی ما نیز«الله» نشان شد. 

با این انقلاب ۵۷ در ایران، صفت اسلامی بر نام تعدادی از جمهوریها در منطقه، مانند افغانستان و بعد عراق که تا پیش از کودتای چپ های روسوفیل(افغانستان)، حکومتی سکولار داشت، افزوده گشت. 

گفتمان اسلام سیاسی با چنان تهاجمی وارد منطقه شد که بسیاری از نیروهای سکولار مخالف آن هم مجبور شدند خود را با آن چنان تطبیق دهند که در برابر هیولای برخاسته دینی قرار نگیرند. بخش عمده ای از مدعیان سکولاریسم هم نه تنها تلاشی برای ایستادگی در برابر این موج ویرانگر به کار نبردند بلکه از همان اول به انگیزه توهمات سیاسی خود بر آن دامن زدند. این موج تنها احساسات و توهمات دینی مردم را بر نه انگیخت بلکه همه آن رذایل اخلاقی هم که در همه جوامع به نوعی و به صورت پنهان و بالقوه وجود دارند که با زنجیر زندگی مدنی و قانون و قراردادهای اجتماعی مهار شده اند را آزاد کرد. برای خیل فرصت طلبان و نان به روز خوران فرصتی طلایی برای شوکت و مکنت سریع ایجاد کرد که نمونه های آن فقط در افسانه های هزار و یک شب وجود دارند.  

اسلامیستهای ایران از همان دوران مشروطیت تلاش بسیار کرده بودند تا وارد عرصه سیاسی و اجرایی مملکت شده و بر آن چیره شوند ولی حتی در دوران محمد علی شاه و احمد شاه هم در این هدف موفق نشدند تا چه رسد به دوران مدرنیزاسیون سلسله پهلوی. 

آنها فتنه ۱۵ خرداد را راه انداختند که عمده نیروی خیابانی آنها فواحش شهرنو، پا اندازها و باج خورهای* جمشید و دروازه قزوین و حواشی اجتماعی آن و چاله میدانی های شوش و مولوی بودند و نیروی بیابانی های آنهم خوانین شورشی و مرکز گریز جنوب.

رژیم شاه با قاطعیت این فتنه را درهم کوبید. خمینی را تبعید و طیب  حاج رضایی و اسماعیل رضایی از سران کهنه لومپن شورش را اعدام کرد. 

تفاوت فتنه ۱۵ خرداد با فتنه ۲۲ بهمن ۵۷ در سرکردگی و اهداف نیروی راهبُردی و رهبری کننده این دو نبود. خمینی همان خمینی بود و آخوندهای اطراف او هم همانها بودند که بوده بودند. بازاریها و چاله میدانی ها هم همانها بودند که در ۱۵ خرداد بودند. 

تفاوت انقلاب ۵۷ با فتنه ماورای ارتجاعی ۱۵ خرداد در پیوستن دنباله روانه جریانات ریز و درشت چپ و راست، از حزب توده گرفته تا جبهه ملی و دیگر ملی گرایان، بازرگان و نهضت آزادی، مجاهخدین خلق، حزب ایران و داریوش فروهر و دیگر نواسلامیست های طرفدار شریعتمداری به این موج جدید برخاسته در سال ۵۷ بود. 

معنای گزاره فوق این نبود که این نیروهای پیوسته به خمینی کَمَیتِ قابل ملاحظه ایی را تشکیل میدادند بلکه به این معناست که اینها آن عناصری یا کاتالیزاتوری بودند که همراهی شان با آیت الله خمینی به توده های میلیونی مُرَدد مردم این اطمینان را میداد که تحولی خوب و سعادت آفرین در گفتمان سرنگونی نظام پادشاهی و استقرار جمهوری اسلامی وجود دارد. 

قدری به زبان علمی تر، حمایت این جریانها به موج خمینی آفریده اسلامگرایی، نیروی جنبشی(Momentum) داد و نیروی مخوف پنهانی سنت گرایی و مرداب خرافه گرایی قرون (Inertial) آنرا آزاد کرد. 

بهترین مثال برای این اتفاق باز کردن درب جعبه شَرّ توسط پاندورا یا آزاد کردن دیو از کوزه، در داستان علاء الدین است. رسالت تاریخی این نیروهای به ظاهر مدرن، پوشاندن تمام چرک و کثافت صد انسانی و تمدن ستیز گفتمان دینی و اسلام سیاسی بود. چرک و کثافتی که اگر روشنفکنران پهلوی ستیز چشم متعارف توده عادی مردم را با موعظه های پهلوی سیترانه خود کور نکرده و بینایی عادی آنها را تیره نکرده بودند، این مردم به این سادگی در این تله ای که افتادند نمی افتادند کما اینکه ۱۵۰ سال پیش با موعظه های شیخ فضل الله نوری، بعدها با موعظه های فدائیان اسلام و بعد در ۱۵ خرداد با خطابه های خمینی به دام نیافتند.

گفتمان اسلام سیاسی خمینی و فدائیان اسلام فقط به همراهی روشنفکرانی نیاز داشت که به انگیزه نفرت کورِ (پهلوی ـ آمریکا  ـ اسرائیل) ستیزانه خود و ملی گرایی فئودال ـ ناسیونالیستی مصدق طلبانه از نوع گفتمان جبهه ملی و نهضت آزادی و اسلامیسم بزک شده شریعی، چنان آرایش شود تا به مرحله یک انقلاب ضد مدنی و ضد تاریخی فرا بروید. 

نتیجه گیری راهبُردی   

نکاتی که در بالا نوشتم با زبان دیگری از سوی بسیاری منقدین انقلاب اسلامی گفته شده است. نکته مهم نتیجه گیری راهبردی از این توضیحات است والی این نوشته مانند هزاران دیگر به بایگانی شعور سیاسی جامعه سپرده خواهد شد.

این نتیجه گیری راهبردی این است که خمینی و خمینیست ها این موج را آفریدند و موفق شدند. آنها به عنوان آفرینندگان این موج در آن سالهای شکل گیریش قادر بودند مسیر، مضمون و پیام آن گفتمان را تعین کنند. 

وقتی خمینی میگوید «مردم ولینعمت ما هستند!» ذره ای در معنای این گفته و باور خمینی به آن تردید نیست بلکه اگر اشکالی هست در اصل کلمه «مردم» در این رابطه است. «مردم» در این متن با جادوی افسانه های مذهبی از یکسو و تئوری پردازیهای روشنفکران چپ و ملی گرایی مصدقی، دیگر مردم به معنای اجتماعی و مدنی، یعنی افراد انسانی و مدنی نبودند. گله ای آدمیان هیپنوتیز یا آدمکهای کوک شده ای شده بودند که هرآنچه توسط خمینی و خمینست ها و روشنفکران پهلوی ستیز بدانها القاء شده بود نه تنها طوطی وار تکرار میکردند بلکه آن شنیده ها را راهنمی عمل خود میکردند. آنها دستور العمل روزانه زندگی خود را نیز یا از رساله امام یا روزنامه های: ـ میزان، امت، مجاهد، کار یا پیکار و.. میگرفتند که همگی پیروان گوش به فرمان خمینی بودند.(ما همه پیرو توائیم خمینی ـ گوش به فرمان توائیم خمینی). 

چرا باید جای تردید باشد که چنین توده القاء و کوک شده، مصلوب الاختیار گشته و در ولایت و امامت ذوب شده ای ولینعمت امام نباشد؟ مگر جز این است که این گله آدمیان شستشوی مغزی شده، خود تجسم و تعین متکثر وجود شخص واحد امام گشته بود. 

تمام مغزهای این توده ی با القائات امام کوک شده، مغز امام بود و زبان آن، چون یک همسرایی(کُٰر) تقلیدی از فرمایشات امام بود.

بر چنین زمینه ای خمینی قادر بود این «موج/گله» آدمیان را به هرسو میخواهد براند. خمینی و خمینست ها موج آفرین بودند و همگی ذوب گشته در یک جریان فکری و حرکنی . خمینی دنباله روی موجی که از خود آمده یا با یک محرکه اجتماعی، خود انگیخته برخاسته باشد نبود. او ناخدایی بود که حداقل به طور موقت در شطی که خود آفریده، هم بر جریان آن فرمان میراند و هم بر سفینه ای که میراند کنترل داشت.

تفاوت سید علی خامنه ای سال ۱۳۸۸ شمسی قمری با خمینی و خمینیستهای صدر انقلاب، در این است که خامنه ای ناخدایی میباشد که کشتی اش دستخوش امواجی گشته است که ۴۱ سال پیش برخاست و نیروی دینامیک آن از نیروی موتوری و مکانیسم ترموزی آن که در اختیار اوست هزاران بار قویتر است. .خامنه ای ناچار از همراه شدن و متابعت از جریان نیرومند آن موج است که حالا دیگر بزکهای سیاسی و گفتمانی خود را از دست داده و مجبور است با زبان مدنیت ستیز خود با این گله به هوش آمده و سر به شورش برداشته سخن بگوید. 

سید علی خامنه ای و رژیم او اگر هم بخواهند، قادر به سرپیچی از این موجی که آنها را می راند و هم نابودی ایران را هدف گرفته است و هم کُل کشتی حکومتی را نیستند. این است آن نکته راهبردی که از این توضیحات میتوان و باید استنتاج کرد. 

نه جنبش به اصطلاح اصلاح طلبی، نه جنبش سبز یا میر حسین موسوی و شیخ تقی کروبی، اگر به فرض محال هم بر سریر قدرت برسند نه میتوانند مسیر این موج ویرانگر را تغییر دهند. نه تنها آنها بلکه اگر همه اوپوزیسیون چپ و راست، سلطنت طلب و جمهوری طلب هم بر راس «این رژیم» قرار گیرند توسط بورکراسی تا مغز استخوان فاسد این رژیم و در لابلای چرخ دنده های مهیب فساد آفرین آن خُرد میشوند. 

این موج مهیب ویرانگر را فقط و فقط «یک ضد موج تاریخی» که با گفتمان غرور و غیرت آفرین ناسیونالیستی مسلح و مجهز و تهیج شده و برای هزینه دادن آماده باشد میتواند از حرکت باز دارد و هیولای اسلام سیاسی و آخوندیسم را به درون شبستان خودش براند. 

این گفتمان ناسیونالیسم ایرانی در بلبشوی رهبری طلبی هزارانی کنونی ساخته نمیشود. این ناسیونالیسم به نمادی نیاز دارد که در دل و ذهنیت تاریخی مردم ما ریشه داشته باشد و بیدار کردن آن ذهنیت و فرهنگ سیاسی، از ایجاد یک ذهنیت جدید ملی هزاران بار آسانتر است. 

جنبش آزادیخواهانه میهن ما چنین نمادی را جز در شخص شاهزاده رضا پهلوی نمیتواند بیابد چه ما از او خوشمان بیاید چه بدمان. او تنها کسی است که ظرفیت و امکان بالقوه ان را دارد که به فریدون این زمانه تیره ما علیه زهاک زمانه تبدیل شود. آنها که سعی میکنند برای جنبش ضد خمنیستی و ضد ولایی مردم ایران از خود رهبر و جریان  سازی کنند چه بدانند چه ندانند بر آن اشتباهی اصرار دارد که با پیروی آنان از خمینی آغاز شد و امروزه ادامه آن دیگر رنگ خیانت ملی به خود میگیرد.

پاینده ایران

*

باج خور با باج گیر فرق میکند اولی از محل سرویس دادن به یک فاحشه زندگی میکند و به حساب یک روسپی زندگی انگلی خود را میگذراند ولی باجگیر از راه گردن کلفتی زندگی میکند. 

تا آنجا که به این گزاره یا ادعا مربوط میشود، نویسنده این سطور خود از نزدیک شاهد شکل گیری جریان و نیروهای شورش ۱۵ خرداد بوده است. قریب ۲۰ سال پیش داستانگونه ای در این زمینه با عنوان (عاشوری ۱۵ خرداد) نوشتم که بعدها حذف یا محو شد و در آن حال و هوا هم نیستم که آنرا بازنویسی کنم.