Archive for: June 2020

تکامل رژیم از کلاهبرداری تا زورگیری

Share Button

فقط ترس از فردای پاسخگویی و مجازات است که میتواند این بخش خود فروخته را، از رژیم جدا کند و تا زمانی که اُپوزیسیون   رژیم پراکنده است و حتی اطلاق کلمه اُپوزیسیون به آن یک شوخی تلخ، ماشین سرکوب رژیم با کارآیی تمام به کار خود ادامه خواهد داد و بیمی هم از این افشاگریها و افشای اختلاسها و دزدیها  عوامل خود ندارد و آن خود فروختگان هم نگران فردای خود نیستند و محکم در دفاع از رژیم و به پای کرده های خود ایستاده اند.

تصرف مالِ  دیگری به صورت غیر قانونی، اَشکال بسیار متنوعی دارد که به شرایط «تصرف» بستگی دارد و عناوین مختلفی به خود میگیرد. کلاه برداری، جیب بری، کف زنی، دزدی (شب رَوی و روزرَوی)، سرقت مسلحانه، زورگیری، راهزنی و گردنه گیری همگی انواع تصرف غیر قانونی در مال دیگری است.

یک کلاه بردار، روی سادگی و زود باوری قربانی خود و زبان چرب خویش حساب میکند تا با فریب قربانی خود، مال و اموال او را تصرف کند. 

دزدی که شبانه به جایی میزند، روی تاریکی شب و خواب بودن صاحب و دوری پلیس از محل دزدی حساب میکند، 

دزدی که در روز روشن به خانه کسی میزند از غیبت صاحبخانه مطمئن است و روی آن حساب میکند.

 سارق مسلحی که به یک بانک یا جواهر فروشی حمله میکند، روی ارعاب کارکنان بانک و یا جواهر فروشی و سرعت عمل خود حساب میکند و… .

اما یک زور گیر یا راهزن، نه روی سادگی قربانی و گول خوردن او خود حساب میکند و نه حتی نقابی میزند تا ناشناس بماند. او نه از شناخته شدن باکی دارد و نه روی فریب دادن قربانی خود حساب میکند.

رژیم حاکم بر میهن ما، از ۴۱ سال پیش و حتی سالهای گفتمان سازی قبل از انقلاب، با کلاهبرداری و شیادی مذهبی و سیاسی و فریب مردم شروع کرد و امروز دیگر کارش به زورگیری کشیده شده است. این رژیم، دیگر روی ساده لوحی مردم و زودباوری آنان حساب نمیکند بلکه به اسلحه ای که در دست گزمگان خود دارد و زندانهای بی شمارش و سایه همیشه سنگین چوبه های دار و جوخه های اعدامش، به صدها هزار بسیجی و سپاهی و مامور اطلاعاتی خود اتکاء دارد که به آن این توانایی را میدهد تا هم به مردم زور بگوید و هم از آنان باجگیری کند.

نمیتوانم از ذکر یک مثال دیگر که مسئله را از یک بحث کلامی فراتر می برد و به آن یک شکل تجسمی و محسوس تری میدهد خود داری کنم هرچند ممکن است قدری حرمت شکنی کلامی تلقی شود.

حدود ۶۰ سال پیش شخصی پدوفیل وجود داشت که بعدها به اصغر قاتل معروف شد. او چرخ طحافی داشت که با آن میگشت و زلوبیا ـ بامیه می فروخت. او قریب ۳۰ پسر بچه کم سن و سال را با همین زلوبیا ـ بامیه فریب داده به خلوت کشانده و به آنها تجاوز کرده و بدتر اینکه در حین تجاوز به آنها، آنها را کشته بود. 

میگویند او درحین تجاوز گلوی قربانیان خود را آنقدر می فشرده است تا او از خفه شدن آنها در حین تجاوز لذت سادیستیک جنسی بیشتری  بگیرد. 

زبان بازی اصغر قاتل با قربانیان خود، بی شک فقط تا زمانی برایش ضرورت  میداشته که هنوز به هدف خود که کشاندن قربانیانش به خلوتگاه یا مسلخ بوده نرسیده بوده اند. ولی او پس از حلقه کردن چنگال حیوانیش بر گلوی آن اسیران خُرد سال و انجام تجاوزش دیگر مجبور به زبان بازی و زولوبیا ـ بامیه دادن به آن بچه ها نبوده است بلکه عُقده سادیستیک او، خواهان ضجه و ناله و فریاد  قربانیان خود بوده تا به او لذتی مضاعف بدهند.

مقایسه رفتار اصغر قاتل با رفتار رژیمِ خمینی ساخته در میهن ما، ظرف این ۴۱ سال و سالهای مقدم بر آن، دیگر از مرحله زبان بازی و شرینی دادن به قربانیان خود، یعنی مردم میهن ما، فراتر رفته است. این رژیم چنگال مهیب سادیستیک خود را بر دور گلوی میهن ما و مردم آن دیگر محکم کرده است و محتاج زبان بازی نیست. 

رژیم دیگر از وعده های طلایی پیش از انقلاب، از: ـ آب و برق مجانی، اینکه همه در جمهوری اسلامی آزاد هستند حتی کمونیستها، رأس امور بودن مجلس و ممنوع بودن سپاه از دخالت در سیاست و صدها وعده و وعید دیگر کاملاً دست کشیده است و خبری از آن وعده ها دیگر نیست و حالا  زبان زورِ عریان و غارت علنی و بدون نقاب ثروتهای ملی جایگزین همه آنها شده است. 

اگر ما امروز می بینیم که افرادی مانند طبری و دیروز، بابک زنجانی به دادگاه کشیده میشوند، ابداً این را نباید به حساب این بگذاریم که دستگاه قضایی رژیم وظیفه حقوقی دفاع از حق الناس را ادا میکنند! این نمایشات فقط جنگ کرکسهای حاکم بر میهن ما بر سر تقسیم غنایم است. تا به حال حتی یکی از مریدان واقعی رژیم کارش به دادگاه و محاکمه نکشیده است نمونه آن برادران لاریجانی، آقا مجتبی، فرماندههان قبلی و فعلی سپاه، تائب و اژه ایی و..و.. .  

این نمایشات دزد بگیری فقط برغارت عظیم تری پرده استتار کشیده و  میکشند که کاملاً از این بازیها به دور هستند. چپاول هایی اَبَرنجومی که تحت «پوشش کاملاً قانونی» انجام میشوند. 

دهها موسسه و بنیاد تحت کنترل رهبری، سپاه، بسیج، ائمه جمعه، بنیاد شهید و بنیاد ۱۵ خرداد، آستان قُدس و….، از مجاری کاملاً قانونی مملکت را چپاول میکنند. آنها میلیونها هکتار اراضی جنگلی، ساحلی، اراضی دولتی و..  را، قانونی تصرف کردند، اسکله های خصوصی را برای فرار از حقوق و عوارض گمرکی و برای نقل و انتقالات تروریستی  قانونی ایجاد کردند. 

این شبکه مافیایی قدرت، از طریق:ـ دریافت بزرگترین پروژه های دولتی، دریافت تسهیلات بانکی امتیازی و ترجیحی، چه دلاری و چه ریالی، بازی با سیاست ارزی و تازاندن تورم با هدف کاهش تعهد ریالی خود و صدهها طرفند قانونی دیگر، مملکت را غارت میکنند و دُمشان هم به تله نمی افتد زیرا که آنها مصون از تله هستند و خود تله گذار و تله ساز می باشند.

نتیجه راهبردی: 

منتقدین و مخالفین رژیم درست مانند آن پسربچه هایی که در زیر پنجه های نیرومند اصغر قاتل دست و پا میزدند و ناله میکردند، روزانه اختلاسهای جدیدی را به روی صفحه شبکه های اجتماعی میگذارند، از فساد های جدید پرده برداری می کنند، از قانون شکنی های جدید رژیم صحبت میکنند، از اعدامها و شرایط غیرانسانی زندان زندانیان سیاسی رژیم صحبت میکنند ولی انعکاس این ناله ها در گوش خود آنها این کج فهمی را ایجاد میکند که گویی برعلیه رژیم کاری میکنند! درحالی که رژیم نه تنها گوشش به این ناله ها نیست بلکه شاید از آنها لذت هم میبرد که ارضا کننده عقده تاریخی صنفیت و سنخیت اجتماعی آنهاست(بحثی رفتار و روانشناختی صنفی و طبقاتی که روانشناسان اجتماعی باید به آن بپردازند).

این افشا گران و منتقدین رژیم، نمی دانند که کار آن از مرحله فریب مردم و کلاهبرداری گذشته است و به فاز زور گیری عریان کشیده است. 

این رژیم که دست در دست بشار اسد، ظرف ۶ سال، نیم میلیون از مردم سوریه را کشت و عواملش با خیال آسوده تظاهر کنندگان اعتراضات تیر ۷۸ را از طبقات فوقانی خوابگاه دانشگاه و اعتراضات ۸۸ را از پل سید خندان به زیر انداخته کشتند، و آدمکشان بسیجی و سپاهی اش، از بام خانه های مردم، تظاهرات اعتراضی مردم را به گلوله بستند و بازداشتگاه هایی نظیر کهریک را برای کشتن و تجاوز جنسی بازداشت شدگان سیاسی دایر کردند، رژیمی که قاری قرآنش به بچه های جلسات قرآن خود، فارغ از هر مجازاتی تجاوز کرد، رژیمی که سردار سپاهش(سردار جعفری) به استعمال بطری به بازداشت شدگان سیاسی علناً مباحات میکند و.. ، این رژیم چه ترسی از این افشاگریهای پیاپی دارد که برای مردم تا آن حد عادی و تکراری  شده اند که حساسیتشان را نسبت به این جنایات تا حدود زیادی دیگراز دست داده اند.!

رژیم که میداند که هرگونه عقب نشینی او در برابر مردم و مخالفین به سرنگونی آن منجر میشود از سوزاندن تمام میهن ما  و تبدیل آن به زمین سوخته کمترین ابایی ندارد. این رژیم از مخالفین گذشته از مردم متنفر است به همین دلیل ساده که بیدار شده اند و دیگر تن به تجاوزات آن نمیدهند. 

این رژیم به طور مطلق! تکرار میکنم به طور مطلق! راه آشتی با مردم را به روی خود بسته است چون میداند که پاسخگوی بیش از ۴۱ سال قانون شکنی ها، غارت ها، حیف و میل کردنها، آدم کشی ها و ترور های خود نمیتواند باشد. این رژیم میداند که دیگر محکوم به مقاومت تا به آخر می باشد و راه عقب نشینی به رویش بسته است و پلهای برگشت همه سوزانده یا تخریب شده اند.

 نکته بسیار مهم و راهبردی اینست که بدانیم؛ جامعه ما دیگر قطبی شده است و اکثریت قریب به اتفاق مردم یا جزء قربانیان رژیم، از زُمره غارت و سرکوب شدگان هستند یا به آن بخشی از جامعه تعلق دارند که کم یا بیش شریک جرم و امتیاز بَر از رژیم می باشند. 

باید بدانیم؛ شریک جرم کردن بخشهای هرچه بزرگتری از جامعه در جنایات رژیم برای نظام یک راهبُرد استرتژیک بوده و هم چنان می باشد. 

رفتار و برخورد تاکتیکی مخالفین رژیم با این بخش از متحدین و وابستگان آن، که شریک جرم آن هستند، مسئله ایست که نباید این کج فهمی را ایجاد کند که گویا میتوان این بخش(نادان) را با افشاء گری از میدان جاذبه رژیم دور کرد.

فقط یک «اپوزیسیون متحد و دارای رهبری واحد» میتواند با رفتار و مانورهای تاکتیکی، وعده هویچ و تهدید شلاق مجازات، بخشهایی از وابستگان سرکوبگر رژیم را از آن جدا کند. 

فقط ترس از فردای پاسخگویی و مجازات است که میتواند این بخش خود فروخته را، از رژیم جدا کند و تا زمانی که اُپوزیسیون رژیم پراکنده می باشد و حتی اطلاق کلمه اُپوزیسیون به آن یک شوخی تلخ است، ماشین سرکوب رژیم با کارآیی تمام به کار خود ادامه خواهد داد و بیمی هم از این افشاگریها و افشای اختلاسها و دزدیهای عوامل خود ندارد و آن خود فروختگان هم نگران فردای خود نیستند و محکم در دفاع از رژیم و به پای تبهکاریهای خود ایستاده اند.

نتیجه اینکه: افشاگری و انتقاد رژیم که تبدیل به فعالیت محوری برای مخالفین رژیم شده است فقط یک سرابی است که رنگ مبارزه دارد در حالی که افسون کننده و واهی است. 

مخالفین رژیم صدها برابر آنچه صرف افشای جنایات و فساد رژیم میشود به راه اندازی یک بحث راهبُردی برای متحد شدن خود نیاز دارند. 

آن کس یا آن نیرویی که بدون پرداختن به این «مهم» شبانه روزعلیه رژیم سخنرانی یا قلم زنی میکند، در حقیقت در کنار رژیم مردم را فریب میدهد! چه خود بداند و چه نداند! 

و آن ژنرال سیاسی که بر فراز سرش پرچمی متحد کننده نیست، فقط یک آدمک شبه مبارز است و نه یک مبارز سیاسی واقعی! چنین «خود ژنرال خوانده ای» فقط با شعارعلیه دشمن خود را معرفی میکند و نه با هویت سیاسی و طرح اهداف آرمانی و راهبُردهای عملیاتی خود در میدان واقعی پیکار!

****************

توضیح و توجه:  این یادداشت را هم با استفاده از فرصت باقی مانده تا ۲۰ ژوئن(۳۰ خرداد)، در این وبسایت درج میکنم. با این اطلاعیه که سایت تا ۷ روز دیگر بسته خواهد شد.

بینندگان سایت در صورت تمایل میتوانند برای مطالعه یادداشت ها و مطالب مشابه به  کانال تلگرامی «سیمرغ ایران» رجوع کنند.

@CimorghIran