اجلاس دوحه و چرخش اوضاع فَلَکِی سیاست در منطقه

Share Button

اگر گمانه زنیهای فوق را درست بدانیم و روشن شود که چنین است؛  پیوستن عراق به اجماع جامعه عرب روی سرنگون سازی رژیم اسد را نمیتوان  به همین یک چرخش، که در حقیقت چرخشی استراتژیک علیه ایران هم هست را، در اینجا پایان یافته تلقی کرد. چنین چرخشی فقط میتواند گویای بازگشت عراق به خانوده عربی خود باشد. و این امر بنظر من میبایستی کاملاً قابل انتظار بوده باشد. اگرعراق و دولت مالکی میخواهند  و می باید، به تنش داخلی در کشور که به مرحله ایی خطر ناک رسیده است پایان دهند و از فرورفتن آن در باتلاق واگرایی بیشتر، فروپاشی و جنگ داخلی جلو گیری کنند چاره ایی جز بازگشت به هویت و خانواده عربی خود و قرار گرفتن در کنارعربستان، سوریه پس از اسد، مصر و دول حاشیه خلیج ندارند. 



مؤعز خطیب: رژیم سوریه رژیمی است که پیشنهاد را حل سیاسی مرا نپذیرفت و تن به راه حل سیاسی نداد ما از هر گونه راه حل سیاسی بحران استقبال میکنیم. من از همه دنیا میخواهم بما کنند و از همه آنهایی که کمک کرده اند تشکر میکنیم مخصوصاً از آمریکا که بزرگترین دولت است. من در ملاقات با اقای کری از او خواستم؛ تا ناتو با موشکهای پاتریوت در مقابل حملات هوایی رژیم اسد از ما پشتیبانی کند و او قول داد روی مسئله فکر خواهد کرد. 

 

در هفته جاری چند اتفاق بسیار مهم در منطقه رخ داد که اگر آنها را تک تک در نظر بگیریم شاید نتوان اهمیت چندانی ورای گردش عادی اوضاع سیاسی و ترافیک معمول دیپلمانیک در منطقه برای آنها قائل شد. سفر اوباما به منطقه و بازدیدش از نقاط داغ منطقه، پیام صلح اوجالان و چرخش سریع اوضاع در ترکیه بدنبال آن؛ که با استقبال( مشهودِ از قبل برنامه ریزی شده) دولت ترکیه روبرو شده و از هم اکنون تدارکات قانونی و سیاسی برای راه اندازی فرایند همه جانبه صلح و آشتی ملی در این زمینه پیش بینی گردیده وعلاوه بر اینها بحث برای حل روانی مسئله در ابعاد اجتماعی آن نیز شروع گردیده که در این راستا از جمله پیشنهاد شده است تا یک شورای ریش سفیدی یا عقلاء برای مدیریت روند صلح؛ ورای جنبه های حقوقی و سیاسی آن، برای حل و فصل مسئله در بعد روانشناختی و عاطفی آن تشکیل شود.

همه این پیش زمینه ها و تدارکات نشان میدهد که؛ هم برای روند حل مسئله خوب زیرسازی شده است وهم، طرفین برای آشتی ملی جدی هستند. همزمان با رخداد مورد اشاره فوق؛ پوزش خواهی اسرائیل از ترکیه و واکنش بسیار مثبت اردوغان و محافل سیاسی ترک به این پوزشخواهی، نشان از نزدیک تر شدن اسرائیل و ترکیه بهم، حتی بیش از سابق دارد. امری که در معادله قدرت در منطقه نتایجی استرتژیک بجای خواهد گذارد. حل مسئله کردها برای ترکیه و حل بحران با ترکیه برای اسرائیل به این دو کشور امکان خواهد داد تا هم بیشتر به سایر مسائل داخلی خود بپردازند و هم موضعی تهاجمی در دیپلماسی منطقه اتخاذ کنند که بنظر نمیرسد چنین وضعیتی با منافع رهبری حکومت ایران سازگاری داشته باشد.

همزمان با سفر اوباما، سفرجان کری به منطقه را میتوان در متن این رخدادها تفسیر و درک کرد. تشکیل دولت موقت سوریه، و تغیراتی که در شوارای ائتلاف سوریه رخ داده است را نیز به این تحولات میتوان افزود. اعلام حمایت دوفاکتوی نظامی آمریکا از مخالفین اسد وعلنی شدن کمک نظامی و تسلیحاتی سیا به ارتش آزاد سوریه با همکاری ترکیه و قطر را نیز باید حلقه ای  از زنجیره تحولات جاری دانست. به این تحولات استعفای میقاتی از نخست وزیری لبنان را هم باید افزود که بگمان من به کنار گداری حزب الله از دولت ائتلاف بعدی منجر خواهد شد که خود میتواند نشانه ایی از شمارش معکوس برای  خلع سلاح و تنزل دادن یا حذف کامل آن صحنه سیاسی لبنان تلقی شود.

در متن این تحولات بنظر من دو محورعمده را میتوان بعنوان شاخص ترین نشانه چرخش اوضاع فلکی سیاست در منطقه مشخص کرد:

۱ ـ تحولات فوق الذکر در هنگامی رخ داده و ادامه دارد که اوباما و همزمان وبه همراه وی جان کری از منطقه دیدار کردند. بنظر من ظرف دو سال پس از تحولات لیبی که  با آن  و از آن زمان؛ آمریکا با نقش و ظاهر تازه خود وارد صحنه سیاسی خاورمیانه و شمال آفریقا شد، آن کشور از سردمداری امپریالیسم جهانی و منشاء ظلم و ستم در عالم، حد اقل در این منطقه از جهان؛ در مسیری افتاده است که میرود تا درآن مسیر و برای مردم منطقه  به فرشته صلح و آزادی، مصلح و میانجیگری قابل اعتماد که میتواند زبان مشترک طرفهای همه دعواها باشد تبدیل گردیده است. من به این مسئله، تفصیلی تر در بخش دوم این یاداشت در روزهای آینده خواهم پرداخت.

۲ــ   تشکیل اجلاس وزرای خارجه اتحادیه عرب در قاهره و تدارک و برگزاری بلافاصله اجلاس سران این اتحادیه در دوحه پایتخت قطر و نقش صحنه گردان امیر قطر که  پیشنهاد دهنده واگذاری کرسی سوریه به مخالفان اسد و دولت موقت سوریه بود نیز اهمیت فوق العاده دارد.

اهمیت واگذاری کرسی سوریه در اتحادیه عرب از رژیم بشار اسد به دولت موقت سوریه، هرچند خود فی نفسه حائز اهمیت بسیار است ولی بیشترازاین جنبه اهمیت آن؛ رأی ممتنع عراق، لبنان، الجزایر و احتمالاً، رأی موافق یا ممتنع سودان، که همگی واگذاری کرسی عضویت سوریه را به دولت موقت تازه تشکیل شده سوریه در استانبول، ممکن ساخته است، حائز اهمیت فوق العاده میباشد.

میگویند وقتی یک کشتی شروع به غرق شدن میکند موشهای در آن پیش از هم خطر غرق را احساس و شروع به فرار از اینسو به آنسو میکنند. سئوال اینست که چه رخ داده است که دولت عراق به رهبری ائتلاف شیعه و در رأس آن نوری المالکی که طی این دوسال علیرغم ابراز بی طرفی رسمی و ظاهری اش در مجامع بین المللی به لحاظ دیپلماتیک و سیاسی از رژیم اسد دفاع کرده بوده و مانع تصمیماتی علیه آن شده بوده است، و فضا و خاک عراق را به کانال ترانزیت و تدارک رسانی تسلحاتی از ایران به سوریه تبدیل کرده بوده است به یکباره تغیر موضع داده و با رأی ممتنع خود در اتحادیه عرب، برسمیت شناخته شدن دولت موقت سوریه و اشغال کرسی رژیم اسد را  در آن اتحادیه را برای مخالفین اسد میسر میسازد. چه اتفاقی افتاده است که دولت تحت نفوذ ۸ مارس لبنان که سد اکثر تصمیمات در این اتحادیه و بهنگام ریاست ادواری اش درسال قبل بر شورای امنیت سازمان ملل،علیه  رژیم بشار اسد بوده است به یکباره چرخش کرده و از رأی دادن بنفع اسد در این دور از اجلاس اتحادیه عرب خود داری میکند. بهمین روال میتوان تغیر موضع الجزایر و سودان را مورد سئوال قرار داد.

اظهار نظرهای قاطعانه منعکس شده در رسانه های منطقه در روزهای اخبر، و بیشتر، از سوی محافل دیپلماتیک، دایر بر واگذاری کرسی سوریه، نشان میدهد که اتخاذ چنین تصمیمی، درجریان بازدید جان کری از بغداد و بیروت و بازدید سران انگلیس و فرانسه از الجزایر، پس از سرکوب تهاجم اسلامگرایان مالی و گروگانگیری در الجزایر گرفته شده بوده است.

تغیر موضع این سه کشور عربی نسبت به سوریه فقط یک معنا میتواند داشته باشد و آنهم اینست که شمارش معکوس برای سرنگونی بشار اسد آغاز گردیده است. و نه تنها سرنگونی بشار اسد بلکه سرنوشت حزب الله لبنان  را هم میتوان تا حدود زیادی تعین شده دانست.

 

اگر گمانه زنیهای فوق را درست بدانیم و روشن شود که چنین است؛  پیوستن عراق به اجماع جامعه عرب روی سرنگون سازی رژیم اسد را نمیتوان  به همین یک چرخش، که در حقیقت چرخشی استراتژیک علیه ایران هم هست را، در اینجا پایان یافته تلقی کرد. چنین چرخشی فقط میتواند گویای بازگشت عراق به خانوده عربی خود باشد. و این امر بنظر من میبایستی کاملاً قابل انتظار بوده باشد. اگرعراق و دولت مالکی میخواهند  و می باید، به تنش داخلی در کشور که به مرحله ایی خطر ناک رسیده است پایان دهند و از فرورفتن آن در باتلاق واگرایی بیشتر، فروپاشی و جنگ داخلی جلو گیری کنند چاره ایی جز بازگشت به هویت و خانواده عربی خود و قرار گرفتن در کنارعربستان، سوریه پس از اسد، مصر و دول حاشیه خلیج ندارند.




نخست وزیر قطر در دفاع از مسلح کردن اپوزیسیون سوریه سخنرانی میکند.

 

حال جان کری با چه زیانی توانسته است مالکی را به این چرخش قانع کند دانستن آن آسان نیست.

و در پایان یک سئوال از شخصیتی مانند آقای خاتمی و یا سایر اصلاح طلبان و سبزهای میهنمان: آن خانمی که بدون حجاب در کنار خطیب ایستاده است بنظر میرسد عضو دولت ا شورای ائتلاف ملی سوریه باشد. آیا این بزرگان ما هم میتوانند بر این تابوی حجاب گرایی خود غلبه کرده و در کنار چنین خانمی چنین عکسی بگیرتد و او را وارد جرگه خود کنند؟

No Comments