پوکر انتخاباتی بخش ۲

Share Button

احمدی نژاد و تیمش راهبرد مبارزاتی خود را بسی فراتر آنچه هر اصلاح طلب یا اصولگرایی میتواند به جامعه ایران  وعده  بدهد انتخاب کرده اند و آنهم هدف گیری خامنه ایی است و نه تنها او بلکه اقتدار گرایان اطراف او  و از آنجائیکه روحانیت حکومتی و حاکم استخوانبندی این اقتدار گرایان را تشکیل میدهند، احمدی نژاد در عمل خواسته یا ناخواسته، کل روحانیت حکومتی را  که مورد نفرت  مردم است را نشانه گرفته است و همراه آن تمام آن نیروی مسلحی را که در پشت سر آنها و در دفاع  از آنها ایستاده است. 

acs

در فضای مجازی و محدود رسانه ایی جنگ و جدل انتخاباتی گرم ولی در سطح جامعه، فضا خالی از دغدغه انتخابات  است. علت این امر هم اینست که رهبری نظام ضمن اینکه مایل است مردم را به پای صندوقهای رأی بکشاند از چنان مشارکتی هم مانند انتخابات ۸۸ بی نهایت درهراس است. این بار، هراس رهبری نظام نه از اصلاح طلبان بلکه از تیم دولتی ها و احمدی نژاد است که هر روز تهاجمی تراز روز پیش، جریان اصلی اصول گرایان را به  سوء استفاده مالی و سیاسی متهم میکند. بحث احمدی نژاد با رقبا، نه روی محور طرحها و برنامه ها  در پاسخگویی به مشکلات جامعه بلکه سرشار  ازاتهام و ضد اتهاماتی  است که آهنگ خشن جنگی دارد تا بحثهای انتخاباتی و به وجاهت کل رژیم در بین همان توده عوام هوادار آن لطمه جدی میزند. احمدی نژاد زاویه هدفگیری توپخانه تعرض تبلیغاتی خود را چنان تنظیم کرده است که در ظاهر؛ نشانه گیریِ وی، اشباحی نامرعی در درون اصول گریان هستند ولی هدفگیری واقعی آن متوجه خود شخص رهبر جمهوری اسلامی است چون اوست که در پشت سرآنها قرار دارد ولو اینکه این امر رسمی نشود. وقتی احمدی نژاد در سخنرانیهای این چند روزه خود در سمنان، اهواز و قم به تکرار و به تأکید، و ظاهراً به نقل از خود آقای خامنه ایی میگوید” رهبر فقط یک رأی دارد نه بیشتر” * در حقیقت تمام جناح مقابل را با رهبر در یک جبهه قرار داده است و خطاب او همانقدر با اصولگرایان رقیب است که با رهبر و این امر از تمام حرکات و سکنات وی کاملاً مشهود است و بزبان تهدید میگوید دخالت، موقوف!

پیش بینی محافل و تحلیلگران سیاسی این بود که احمدی نژاد، اجتماع استادیوم آزادی پنجشنبه  گذشته را به اجتماع انتخاباتی تبدیل کند و انتظار این بود که جمعیتی بالای ۱۰۰ هزار نفرهم در آنجا جمع شود. روزهای قبل از برگزاری این اجتماع به ناگهان تهدیدها و هشدارهای محافل نظامی و قضایی بالا گرفت و این تصور را در محافل سیاسی ایجاد کرد که ممکن است با برگزاری این تظاهرات رویارویی با جبهه رقیب به جنگ لفظی و سیاسیِ علنی تبدیل گردد. در استادیوم آزادی قریب ۶۰ تا ۷۰ هزار نفر شرکت کردند و برخلاف تصور همگان اسفندیار رحیم مشایی که از وی بعنوان کاندیدای اصلی جبهه احمدی نژاد نام برده میشود در این اجتماع اساساً شرکت نکرد تا چه رسد به اینکه  با ژست کاندیداتوری ریاست جمهوری بخود گرفته در سکوی سخنرانی آنجا حضور یابد. و از آنطرف هم تهدیدهای نظامیان و قوه قضایی یکباره فروکش کرد. هیچ تحلیلگر سیاسی هم از خود نپرسید چه شد که اتفاقی نیافتاد، چرا جمعیت، آنچنان که فکر میشد، انبوهی یکصد هزاری بخود نگرفت؟

پاسخی که من به این مسئله میتوانم بدهم اینست که به تصور من در آخرین لحظات احتمالاً بین این دو جریان رقیب، روی آتش بس توافق  شده است ولی در این آتش بس چه رد و بدل شده، نمیتوان زیاد گمانه زنی کرد ولی اگر هم بتوان کرد نمیتواند جز این باشد که اقتدار گرایان و احتمالاً خود مقام رهبری پذیرفته اند که رحیمم مشایی رد صلاحیت نشود و در عوض احمدی نژاد هم از کشاندن پیکار انتخاباتی به خیابانها خود داری کند. دلیل من برای این حرف اینست که در روز ماقبل برگزاری این تجمع؛ یکباره، هم تبلیغ دولتیان برای این اجتماع فروکش کرد و هم، موضع و مضمون سخنرانیهایی که شد کاملاً غیر سیاسی و غیر تبلیغات انتخاباتی و غیر تهاجمی شد و دولت هیچ کار چشمگیر بسیجگرانه ایی هم برای کشاندن مردم به  استادیوم آزادی انجام نداد.  آن اجتماع واقعاً به یک مراسم صرفاً قدردانی از خدمات سرویسهای تورهای مسافرت نوروزی و بسیار رسمی و دولتی وار محدود گشت. در این اجتماع از سخنرانی های آتشین و تهاجمی احمدی نژاد هم خبری نشد جز اینکه در ۳۰ سطری که سایت ایسنا از این سخنرانی درج کرد،  او اقلاً ۳۰ بار از پسوند و پیشوندها و صفات تفضیلی  برای ایران و ملت ایران و تاریخ ایران استفاده کرد و در مقابل نه اسمی از اسلام آورد، نه از شعار های ضد صهیونیستی و ضد آمریکایی و لاف و گزافهای جنگ طبانه  و تحریک آمیز علیه غرب؛ و فقط یکبار هم، درارتباطی فرعی، او از مقام رهبری نام برد.

ااحمدی نژاد و تیمش راهبرد مبارزاتی خود را بسی فراتر آنچه هر اصلاح طلب یا اصولگرایی میتواند به جامعه ایران  وعده  بدهد انتخاب کرده اند و آنهم هدف گیری خامنه ایی است و مجموعه اقتدار گرایان اطراف او است  و از آنجائیکه روحانیت حکومتی و حاکم استخوانبندی این اقتدار گرایان را تشکیل میدهند، احمدی نژاد در عمل خواسته یا ناخواسته، کل روحانیت حکومتی را  که مورد نفرت  مردم است را نشانه گرفته و همراه آن تمام آن نیروی مسلحی را که در پشت سر آنها و در دفاع  از آنها ایستاده است.

این راهبرد فرا استراتژیک جبهه دولتیها، با تمایل اکثریت قریب به اتفاق جامعه ایران و اکثریت مطلق جامعه شهری ایران در انطباق کامل است. جامعه ایران کمتر به وعده وعیدهایی که علاوه بر تاکتیکی بودن، هیچگونه ضمانت اجرایی هم  برای آنها  وجود ندارد باور دارد بلکه به کنار گذاردن روحانیت از قدرت سیاسی بسیار بیشتر ارج مینهد تا چنین وعده هایی زیرا دخالت روحانیت درحکومت و سیاست  را منشاء همه بابسامانیهای مملکت میداند.  البته احمدی نژاد رسماً با شعار برکناری روحانیت از قدرت که عملاً شامل ولی فقیه هم میشود، به میدان نمی آید بلکه نشان گرفتن اقتدار گرایانی که جمع روحانیت را در خود گرد آورده است همین معنی را میدهد.  استراتژی  احمدی نژاد مانند اینست که کسی برای پائین کشیدن یک گربه یا راسو از یک درخت؛ آن درخت را با تبر از پائین قطع کند.

در برابر این موضعگیری راهبردی تیم احمد نژاد ـ مشایی، حتی اصللاح طلبان هم اگر بخواهند به میدان بیایند چیز زیادی نه برای عرضه کردن دارند و نه تضمین اجرایی برای آنچه ممکنست وعده دهند.  ولی در عوض برای رژیم اهمیت حیاتی و مماتی دارد که برای خنثی کردن حمله  انتخاباتی دولتیها، از اصلاح طلبان بطور ابزاری و مقطعی استفاده کند. و با این هدف، با چنان شرایطی و چنان جناحهایی از اصلاح طلب ها به تعامل برسد که آنها  را فقط ” بعنوان قایق نجات خود” به میدان بکشاند تا مبادا اتکاء به آنها برای دفع خطر گروه احمدی نژاد، چالش دیگری از زاویه دیگری برای آن ایجاد کند.

فقط میتوان گفت؛ نتیجه برد و باخت  پوکر انتخاباتی آغاز شده را از هم اکنون نمیتوان پیش بینی کرد زیرا طرفهای بازی هنوز کارتهای اصلی خود را بازی نکرده اند و حرف بر سر پوکر بازی انتخاباتی است نه مبارزه انتخابتی واقعی.  اثر گذاری در این میدان مستلزم آشنایی و مهارت با فوت و فن این گونه بازی  و شناخت دقیق از بازکنان است.

* بچه که بودم ؛ مادر بزرگم از ملایی حرف میزد که تو دماغی حرف میزده بوده و در مکتب به شاگردها بجای “الف” میگفته “انف”. بچه ها به تقلید او بجای الف میگفتند انف و آن ملای مکتب، با چوب به جان بچه ها می افتاده که: ـ من میگویم “انف” شما نگوئید “انف” . حال حکایت محود احمدی نژاد است و King Maker ی که او را به تخت ریاست جمهوری نشانده است.

King maker  برای عوام فریبی به شیوه روضه خوانها،  خطاب به ملت میگوید من که رهبر شما هستم فقط یک رأی دارم و کسی هم از  نام نوشته روی آن خبر ندارد . اما کیست که نداند ایشان مالک الرقاب مملکت و ولینعمت ملت و صاحب دم و دستگاه حکومتی است. اگر او میگوید “فقط یک رأی دارد؛ بنا نیست احمدی هم پا از گلیم خود بیرون نهاده و به تکرار و تأکید بگوید: “رهبری فقط یک رأی دارد و نه بیشتر”. فقط خدا میداند که بهنگام گفتن این جمله از طرف احمدی نژاد، در دل مقام معظم چه غوغا و خروشی میشود.

No Comments