سفر احمدی نژاد به تبریز و اصفهان و حواشی آن

Share Button

اگر قرار باشد در یک مملکت رئیس جمهور آن مورد این چنین سخره و تحقیری قرار گیرد از اتوریته این پست عالی مدیریتی چه میماند تا با آن اعمال مدیریت شود. در واقع این احمدی نژاد نبود که در تبریز اهانت آمیز مورد استقبال قرار گرفت، این رئیس جمهور مملکت بود که به فرمان ولی فقیه، مورد حمله  اهانت آمیز ذوب شدگان ولایت در لباس مبدل مالباختگان فلان صندوق قرض الحسنه، واقع میگردید. باید درک کرد که در این جمهوری ولایی، این شتری است که بعنوان یک بدعت میتواند بر در خانه هر صاحب منصبی که مورد بی مهری مقام عظما قرار گیرد بخوابد ولذا هرچه هم احمدی نژاد مستوجب و سزاوار شماتت و تحقیر هم باشد، از بلایی که بدین نحو بر سر وی می آید نباید خوشحال بود و قرار گرفتن حتی غیر مستقیم و تلویحی یا حتا با سکوت رضایت آمیز در کنار اقتدار گرایان در این رفتار شبه فاشیستی بسود یک تحول مثبت در صحنه سیاسی مملکت نیست. 

AAAAHHHHHmadi2

آقای احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور مملکت، مجبور به تحمل خوردن همان آش بسیار شوری گردیده که خود در طبخ آن شرکت فعال داشته است. رسانه های وابسته به اقتدار گرایان تا توانستند با کوجک کننده ترین وجهی سفر او را به اصفهان و مخصوصاً تبریز منعکس کردند و سایتهای “بظاهر منتقد و مخالف  آنها هم چه در داخل کشور و چه در خارج کشور؛ وجه تحقیر آمیز و جریان، تقریباً کتک خوردن رئیس جمهور را منعکس کردند.

احمدی نژاد بعنوان محصول یک انتخابات مهندسی شده، بی تردید سزاوار بازخواست، محاکمه و مجازات است او بخاطر قانون شکنی های خود در عرصه مدیریت کشور طی این دو دوره دولتمداری باید روزی پاسخگو باشد ولی همه اینها بهیچوجه من الوجود، به معنی این نیست که یک انسان منصف سیاسی و متعهد به قانونگرایی و مدعی دموکراسی بر حمله به رئیس جمهور مملکت صحه بگذارد مخصوصاً اگر این حمله از سوی نیرویی ماورا ی ارتجایی، شبه فاشیستی و از موضع واپس گرایانه تری باشد.

بیشک احساس نارضایتی از احمدی نژاد در بین صدمه دیدگان اقتصادی، اجتماعی و سیاسی از دولت وی زیاد است ولی این تصور که کسی بدون حمایت باندهای پنهان قدرت بتواند و بخود اجازه دهد که به دومین شخص مملکت چنین رفتاری بکند، تصوری بس ساده لوحانه است.

متأسفانه رسانه های خارج کشوری و منتقد رژیم هم در این تله افتادند که در کنسرت تحقیر و تخفیف رئیس جمهور مملکت، توسط  کفن پوشان تجدید آرایش شده و گریم کرده رژیم شرکت کنند.

در جریان محاکمه سران نظامی رژیم سابق در مدرسه علوی، که همین آقای یزدی دبیر نهصت آزادی هم یکی از اعضای دادگاه آنان به ریاست خلخالی بود، شیخ خلخالی بعنوان بزرگترین جرم سپهبد نصیری، الحاد او را مورد استناد قرار داد. حال آنکه سپهبد نصیری بعنوان رئیس ساواک، فقط باید بخاطر جرایمی چون شکنجه زندانیان، کشتن مخالفان و بازداشتها و بگیر و ببند های غیر قانونی محاکمه و مجازات میشد. ولی متأسفانه در آن جو هیچان انگیز اعدام خواهیِ مهرهای سرکوب رژیم سابق، به عقل کسی خطور نمیکرد تا از دادگاه انقلاب خواسته شود که این محاکمات با چنان ملاحظاتی انجام شود که زمینه ایی برای آنچه بعدها (کشتار و اعدام  هزارانی مخالفین )، رخ داد نشود.

اگر قرار باشد در یک مملکت رئیس جمهور آن مورد این چنین سخره و تحقیری قرار گیرد، از اتوریته این پست عالی مدیریتی چه میماند تا با آن اعمال مدیریت شود؟  این جز تقویت وزن ولی فقیه در برابر پستی است که منطقاً نماد جمهوریت نظام است. در واقع این احمدی نژاد نبود که در تبریز اهانت آمیز مورد استقبال قرار گرفت، این رئیس جمهور مملکت بود که به فرمان ولی فقیه، مورد حمله  اهانت آمیز ذوب شدگان ولایت در لباس مبدل مالباختگان فلان صندوق قرض الحسنه، واقع میگردید. باید درک کرد که در این جمهوری ولایی، این شتری است که بعنوان یک بدعت میتواند بردر خانه هر صاحب منصبی که مورد بی مهری مقام عظما قرار گیرد بخوابد همچنانکه  تا کنون خوابیده است؛ و لذا هرچه هم احمدی نژاد مستوجب و سزاوار شماتت و تحقیر هم باشد، از بلایی که بدین نحو بر سر وی می آید نباید خوشحال بود و قرار گرفتن حتی غیر مستقیم و تلویحی یا حتا با سکوت رضایت آمیز در کنار اقتدار گرایان در این رفتار شبه فاشیستی، همراه شدن با اقتدارگرایان تحت نظر ولی فقیه بوده و بسود یک تحول مثبت در صحنه سیاسی مملکت نیست.

نکته بسیار در خور اهمیت در سفر احمدی نژاد به تبریز و اصفهان این بود که ائمه نماز جماعت این دو شهر به استقبال رئیس جمهوری که تا چندی پیش او را به عرش اعلا میرساندند نیامدند. عدم استقبال ائمه جاعت این دوشهر از از احمدی نژاد را که با فاصله گیری همگانی روحانیون حکومتی از این رئیس جمهور جذام گرفته همراه است را میتوان بفال نیک گرفت و آنرا آغازی بر جدایی دستگاه دولت و نهاد اجرایی مملکت از رهبریت اقتدار گرایانه دینی و روحانی تلقی کرد زیرا در حقیقت امروزه، دستگاه دولتی یا نهاد جمهوریت(ولو صوری) نا خواسته در مقابل کل نهاد دینی و روحانیت حاکم که  منافع دراز مدت و جایگاه خود را در کنار رهبری میداند قرار گرفته است و میتوان انتظار داشت که در سفر های دیگر هم این امر یا تکرار خواهد شد و یا اگر رهبری  حساب کند که این امر بنفع احمدی نژاد تمام میشود، شرکت این ائمه جمعه در مراسم استقبال از رئیس جمهور مملکت را چنان سازمان دهد که بازهم این احمدی نژاد باشد که خفت زده و تحقیر شده از مراسم بیرون آید. انتظار اینکه در سفرهای آینده هم باندهای جدید کفن پوش در پوشش های مختلف به عناوین گوناگون در سفرهای استانی برنامه ریزی شده احمد نژاد اخلال کرده سعی کنند تا آنها را به افتضاح  بکشانند کم نیست.   در سفر های اخیر استانی احمدی نژاد، برعکس گذشته، صدا و سیما هرآنچه در توان داشت بکار برد تا استقبال از احمدی نژاد  ناچسز نشان دهد. در این سفرها دوربین تلویزون روی نقاط بی جمعیت یا کم جمعیت متمرکز شده بود. هدف اینست که تا روز انتخابات چنان شخصیت بی قدر و منزلت و بی وجهی از احمدی نژاد ساخته شده و چنان از او اعتبار زدایی شود که بقول خود احمدی نژاد او دیگر “عددی نباشد” که مردم برای سخنان و وعده هایش تره خُرد کنند تا چه رسد معرفی کاندیدای مورد نظر خود برای پست ریاست جمهوری . این هم یک شگرد یا تاکتبک حذف نیمه نرم حریف از صحنه قدرت سیاسی است. باید اضافه کنم که اگر آن گزارش تقلب انتخاباتی که انتشارش به احمدی نزاد نسبت داده شده است، واقعاً کار او و یا اطرافیانش باشد، حتی همان سبزهای اسیر در زندان هم باید از این کار وی سپاسگزار باشند.

بنظر من با این شگرد کثیف اقتدار گرایان باید مقابله کرد نه همراهی!

No Comments