هرسخن جایی و هر نکته مکانی دارد!

Share Button

ما با رژیمی سرو کار داریم که مخوفترین دستگاه های اطلاعاتی و دیس اینفرماتیو را در اختیار دارد و حق نداریم ساده لوح باشیم. سایت گویا نیوز باید پاسخ دهد که درج چنین یادداشتی در چنین شرایطی را با چه دلیلی توجیه میکند.

images (1)

وقتی دریک جمعی یک نفر خیلی نابجا با یک سخن بظاهر از روی غفلت کسی را خراب میکند این تخریب را میتوان هم به نیت آگاهانه طرف و هم از روی غفلت حمل کرد.
در شرایط جنگی ودوره های خطیر سیاسی چنین غفلتهایی میتواند نه از روئ شلختگی بلکه یک بظاهرگاف سیاسی و امنیتی باشد که، یک مبارز سیاسی بر حسب خطیر بودن شرایط باید آن جانب را که شرط احتیاط است مورد توجه قراردهد و نه با خوش خیالی بحساب رفتار روحی افراد .
امروزه بخش زیادی از گازهای سمی تخریبی و تفرقه افکن در فضای سیاسی؛ که غالباً خود را در پشت سرنشرخاطرات بیغرضانه، تحلیلهای معصومانه، پرونده یابیهای تحقیقات سیاسی و.. انتشار می یابند، توسط دستگاههای اطلاتی رژیم تولید و یا بازتولید و تکثیر میشوند. من از نمونه سابقه نوشتاری خودم شروع میکنم.
در انتخابات ۸۴ که صحبت از کاندیداتوری موسوی بود من یک نامه لجن مال کننده سرگشاده خطاب به میر حسین موسوی نوشتم. بعد هم مسئله نامزدی او منتفی شد و منهم تسکین یافتم. طی این دو دهه فعالیت نوشتاری دهها مطلب و صد ها کامنت علیه هاشمی نوشته ام. ولی امروز در موضع دفاع از هاشمی و نامزدی او هستم و دیروزهم در موضع دفاع از موسوی و کروبی بودم. یک رسانه عمومی حق ندارد آن نوشته های آنروزی مرا امروز علیه موسوی و یا هاشمی درج کند.
فرض را بر این میگیرم که من درعنفوان جوانی روزی مست کرده در خیابان شهر عربده ایی هم کشیده ام. بیرون کشیدن آن خاطره و سند سازی از آن دوران جوانی من هرچند اگر به لحاظ حقوقی یا پیشینه شناسی رفتاری من ممکنست لازم و در حالت عادی ممکنست زیاد قابل ایراد هم نباشد ولی در شرایط کنونی فقط یک معنی دارد و آنهم انتقال آن سابقه مذموم ۴۰ سال قبل من به صحنه حمایتهای انتخاباتی و گرفتن این نتیجه است که این شخص همان کسی است که روزی مست کرده درخیابانها عربده کشیده است و حالا از یک آیت الله دفاع میکند.
فرض دیگری را مطرح میکنم: فرض کنیم یک جنایتکار خانه ایی را به قصد کشتن ساکنین آن به آتش کشیده است و تیم آتش نشانی برای اطفای حریق فرا میرسد و مأموری برای نجات ساکنین از نردبان بالا رفته تن به آتش میدهد تا آنها را نجات دهد. فرض دوم را بر این میگیرم این شخص درموردی راهزنی کرده، یا از آن بدتر به کسی هم تجاوز کرده است و .. . چقدر درست است که در این لحظه حریق، آدم فریاد بزند آی.. مردم! این شخص دزد و متجاوز است .. او را دستگیر کنید!
چگونه میتوان پی برد: آنکس که این طرفدر هاشمی را در این شرایط خطیر سیاسی انتخاباتی با این فضایی که دیده ایم و می بینیم، با این صف آرایی و قطب بندی که ناظر آن هستیم، تخریب میکند، آیا از روی انتقامجویی و یا برآشفتگی شخصی قابل درک، از نظر عاطفی و روانی میکند و یا نه! حساب شده دنبال هدف بعدی است و مأموریتی را انجام میدهد؟ مأموریت تخریب کسی که اینروزها اکثرمردم با چشم باز و شناخت نسبتاً دقیق ازسابقه او دنبال وی افتاده اند و کاری هم فعلاً با گذشته ها ندارند. دنبال کسیکه پا به صحنه انتخاباتی نهاده تا فضای بهتری برای مردم ایجاد کند و مملکت را نجات دهد و این مردم امید به او بسته اند.
اگر مسئله هدف دوم است باید پرسید این تخریب هاشمی در شرایط کنونی بسود چه کسی است؟ بسود جنبش دموکراسی خواهانه مردم یا بسود مافیای قدرتی که پشت سرهمه همان کشتارها و قتلهای سیاسی این سه دهه هم بوده است؟
آیا با تخریب هاشمی؛ از این کویر و شنزارسیاسی کنونی سبزه زارِ آلترناتیوهای دموکراتیک میروید یا نه! خمودگی سیاسی بیشتر ایجاد میگردد! و خدمت مجانی به هیولای استبداد انجام میشود.
ضربالمثلی هست که میگوید: هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.
من به اظهارت، بیانیه ها و یا نوشتارهایی که از روی مظلوم وارگی و ستمدیگی و دردکشیدگی؛ از بار عصبیت بیانی برخوردارند کمتر ایراد میگیرم زیرا خودم هم گاه بگاه عنان خویش را بدست این احساسات سرکشی که، از تجربه های تلخ گذشته برمیخیزند میسپارم تا جایی که گاهی ظرافت و نظافت کلامی را هم رعایت نمیکنم. ولی در آنجا که مسئله، جدی تر و اضاع خطیرتراست بهیچوجه نظم عقلانی و محاسبه دقیق سیاسی را فدای پرخاشگری احساساتی خود جوش خویش نمی کنم.
علت نوشتن این یاداشت که بنظر من موضوع آن از نظرروش شناسی(متدولوژی) اطلاعاتی و امنیتی برای فعالین سیاسی فوق العاده مهم است، کامنتی بود که دوستی در انتقاد به یکی از یادداشتهای من دردفاع ازهاشمی درذیل یاداشت مربوطه گذارده بود. او دراین یاداشت به نوشتاری افشاگرانه با عنوان” اکبر قاتل”، توسط آقای “مهدی اصلانی” استناد کرده و لینک* مطلب را هم داده بود. من اصل را بر این میگذارم که اکبرهاشمی رفسنجانی؛ “اکبر قاتل” که هیچ، سرمیرغضب کشتار های دهه ۶۰ است. من به همه آنهایی که در این کشتارهای عزیز یا عزیزانی را از دست داده اند ازجمله به خودم حق میدهم تا گاه بگاه تسلیم احساسات انتقامجویه و کینه ورزانه شوم. ولی حتی برای یک ثانیه این حق را به یک رسانه، یک سایت اینترنتی، به یک رادیو نمیدهم تا درلحظه ایی نامناسب و مکان و موقعیتی نابجا از این احساسات ابراز شده سند سازی کرده و آنها را وسیله تخریب سیاسی کسی قرار دهد که مطلقاً در این هنگام و شرایطی این چنین نباید انجام گیرد، حتا اگر این اظهارات عصبی علیه او، به لحاظ حقوقی و قضایی برحق باشند طرح آنها از لحاظ سیاسی در این شرایط خیانت محض به مردم میباشد.
نوشتار تخریبگرانه آقای اصلانی را من از آن سری نوشتارهایی میدانم که تحت شرایطی قابل طرح در محاکم صالحه هستند و تحت شرایطی هم قابل طرح درکارزار سیاسی. ولی در شرایط کنونی میهن ما طرح این نوع مطالب نه از نظرقضایی قابل قبول است و بسیار کمتر از آن، از نظر سیاسی. من فکر میکنم اگر خشم و عصبیت آقای اصلانی زمینه و پیشنه درست** هم دارد، باید سید علی خامنه ایی را نشانه رود که همه جلادان آن روزهای سیاه را در کنف حمایت خود گرفته و از آنها علیه هاشمی استفاده میکند؛ ازسردار رضایی گرفته تاسردار قالیباف و پور محمدی و رئیسی و ولایتی و.. .
بقول یک ضرب المثل سوئدی آقای اصلانی “به یک پرنده اشتباهی شلیک میکند.” همانطور که گفتم ابراز اینگونه خشم و عصبیت از ناحیه زخم دیدگان این سه دهه قابل قبول است ولی وقتی در چنین شرایطی چنین عصبیتی در سایتی مثل “گویا نیوز” انتشار میابد برای من معنای امنیتی و اطلاعاتی می یابد که فقط سوء ظن منطقی مرا برمی انگیزد. گذشتن از چنین سوء ظن های منطقیِ بحقی، شایسته آنهایی که خود را کنشگر و مبارز سیاسی میدانند نیست. باید دانست که بخش زیادی از عملیات اطلاعاتی رژیم در پوششهای دیگری از قبیل: تصادفات رانندگی، دستگیریهای اتفاقی بخاطر دلایلی الکی، دزدی، لو دادنهای ناشی از غفلت و سهل انگاری و.. رخ میدهند تا آن عملیات اطلاعاتی هرگز نتوانند رد یابی شوند.
یک دزد به خانه شما می آید علاوه وسایل قیمتی شما دفترتلفن و کامپویتر کهنه شما را هم می دزد در حالیکه او سرقت همه آن وسایل را برای پوشش دادن به دزدی کامپوترو دفتر تلفن شما انجام داده است.
ما با رژیمی سرو کار داریم که مخوفترین دستگاه های اطلاعاتی و دیس اینفرماتیو را در اختیار دارد و حق نداریم ساده لوح باشیم. سایت گویا نیوز باید پاسخ دهد که درج چنین یادداشتی در چنین شرایطی را با چه دلیلی توجیه میکند.http://www.youtube.com/watch?v=Nrmc460CgZI

*
http://news.gooya.com/politics/archives/2013/05/160265.php
**
من زخمی شدگان این رژیم را اخلاقی نمیدانم حتی اگر خُرد شده و به مهره های رژیم تبدیل شده باشند ولی باید بگویم همه انهایی هم که از زندانهای این رزیم و رژیم قبلی پس از سالها زندان و شکنجه هم آزاد شدند ، بی تعهد آزاد نشدند و بخشی برای نجات از مرگ یا زندانها ی طولانی با تعهد خدمت آزاد شدند. تشخیص این گروه از گروه دیگر مستلزم دقت در زندگی پس از زندان انهاست.

 

No Comments