پوکر انتخاباتی دور نهم

Share Button

جلیلی، یک بلوف دیس اینفرماتیو و سردار سرتیپ قالیباف بعنوان آس انتخاباتی و دربان بیت قدرت خامنه ایی!

نباید اجازه داد چهره زشت سیاسی و بنیاد گرانمای افراطی سعید جلیل موجب خوش نمایی سردار قالیباف، این سر مهندسین سرکوب های دو دهه گذشته شود. قالیباف در تبلیغات و مصاحبه های خود چنان از برنامه آینده صحبت میکند که گویی او کاندیدای پست و مقام “ولایت فقیه” است و نه رئیس جمهوری که درجات تدارکچی گری او پس از احمدی نژاد به میزان زیادتری هم کاهیده است. قالیباف از بالا مأموریت دارد تا بخشی از وثایای جنبش های اعتراضی خفه شده و انتقادات ناشنیده را به اجرا بگذارد؛ اما به آنچنان روشی که بنام خود و نظام تمام شود و نه مطالباتی که با هزینه اشک و خون، زندان حصر و شکنجه از سوی مردم و نمایندگان اعتراضات مدنی آنها مطرح گشته اند.

توصیه میشود که بعلت طولانی بودن کلیپ ویدئویی قسمت اول آنرا که به قالیباف است ببینید. بخش دوم به خوشکوش مربوط است که او هم از چهرهای آدمکش و امنیتی است

سون تسو، استراتژ و ژنرال برجسته چین باستان میگوید همه جنگها بر اساس فریب هستند. اگر صفوف نیروهایت منظم است وانمود  کن که در هرج و مرج هستند، اگر میخواهی از جناح راست حمله کنی وانمود کن که از چپ حمله میکنی، وقتی قوی هستی خود را ضعیف و وقتی ضعیف هستی خود را قوی نشان بده، سعی کن کوتاه ترین راه با سبک ترین تجیزات را انتخاب کرده و از پشت جبهه حریفت سر دربیاوری، سعی کن با استفاده از جاسوسهای یک بارمصرف که آنها را با اطلاعات گمراه سازانه انباشته ای و به کمینگاه حریف میفرستی تا دستگیر شده و آن اطلاعاتد را باز گوید، آنچنان این اطلاعات گمراه گننده را به حریف القاء کنی که با یقین بدانی؛ تاکتیکی که حریف بر اساس آن اطلاعات میگیرد آن خواهد بود که تو میخواستی. سون تسو برای سورپرایز کردن حریف اهمیت بسیار زیاد قائل است و بر این عقیده است که یک ژنرال ورزیده آن ژنرالی است که جنگ را بدون کارزار یا با کمترین هزینه ببرد و نه با کشت و کشتار. از طریق مانور، کسب اطلاعات دقیق و انتشاراطلاعات گمراه ساز و فریب دشمن و بلوفهای تاکتیکی.
بنظر من تا آنجا که به هنر فریب و دروغ مریوط میشود، آن جنگاور بزرگ قرن پنجم پیش از میلاد هیچ درسی برای حکومت ولایی ایران ندارد و شاید اگر زنده بود، از اینها هم باید می آموخت.
دستگاه مهندسی انتخاباتی رژیم الحق تا امروز که بیش از ۱۲ روز به انتخابات بیشتر نمانده است از پس این بازی پوکر انتخاباتی بخوبی برآمده است. یکی از آخرین کارتهای خوب بازی شده رژیم معرفیغیر مستقیم و رسانه ایی کردن سعید جلیلی و یا ولایتی بعنوان نامزد های مورد نظر خامنه ایی است. انتشار اینگونه اخبار دیس اینفرماتیو در سطح رسانه های داخلبی و خارجی چنان همه را در محدوده خود طلسم کرده است که کمتر کسی به این فکر میکند که ممکنست مطرح کردن این موجود خشن، عبوس و بد سابقه و علناً ماورای قشری، طرفندی باشد تا کسی مانند سردار سپاهی، امنیتی و سرکوب گر جنبش اعتراضی دانشجویی و یکی از سرمهندسین سرکوبهای اعتراضی در دو دهه گذشه یعنی سردارقالیباف، در مقایسه با وی چون شخصیتی مدرن، مردم دوست، شیک پوش و مردم دوست و دخترکُش بنظر آید.
رژیم، خود بیش ازهر کسی دیگری میداند تا په اندازه منفور است و اگر غیر از این بود هیچ دلیلی برای این فیلترهای استصوابی و نظارتی و تقلبات علنی و حیثت سوز، در انتخابات وجود نمیداشت. سید علی خامنه ایی میداند که مخالفت با او، نشان دادن فاصله از او یعنی حد اقل ۱۵ تا ۲۰ میلیون آرای مجانی و بهمین سادگی. مطمئناً اگر همزاد احمدی نژاد؛ اسفندیار رحیم مشایی رد صلاحیت نشده بود و اگر حریفی از اصلاح طلبان در برابر او نبود بیشک آرایی بالای ۳۰ میلیون می آورد، نه بخاطر خوش سابقه گی یا برنامه های جالبش بلکه فقط برای اینکه در جامعه انعکاس یافته است که او در خطی غیر از خط رهبر است و از خود برنامه های خود را دارد.
حال دستگاه تبلیغات دیس اینفرماتیو سید علی خامنه ایی با معرفی غیرمستقیم سعید جلیلی یعنوان کاندید اصلی نظام و کپی شخص رهبری میکوشد که علاوه بر ۵ یا ۶ میلیون آرای ثابت رژیم چند(؟) میلیونی هم رأی واقعی آن مردمی را که در تله این فکر که گویا سردار قالیباف ازجنس دیگری است افتاده اند را، برای این تک خال نم کرده رژیم و غلام حلقه بگوش بیت رهبری فراهم سازند تا پیروزی او در این مسابقه نمایشی، قدری حالت طبیعی بخود گرفته و برای آینده او هم به سرمایه ایی مردمی تبیدل شود.
نخستین اثربیرون آمدن قالیباف از جعبه شعبده بازی انتخاباتی، اینست که حد اقل برخی از ساده دلان باور خواهند کرد که: ” این انتخابات آنچنان هم که تبلیغ میشد تقلبی نبود”. چون اگر تقلب بود باید سعیدجلیلی که مورد نظر رهبر است بیرون می آمد و نه قالیباف که با رهبری و کل دستگاه حاکم زاویه دارد ومستقل تر است بیرون می آمد. نفس چنین گمراه سازی ایی تصویرگمراه کنندهِ دوگانگی دولت آینده را با دستگاه رهبری در ذهن مردم جا می انداخت. حال آنکه از ۶ کاندیدای باصطلاح اصول گرای تأئید شده تا آنجا که به میزان “بله قربان گویی گفتن” آنها مربوط است کمترین تفاوتی وجود ندارد. همه این ۶ بازیگر وظیفه دارند تا به بیننده تنوعی از نامزده های ماهیتاً تک قالبی و یک فرم را القاء کنند که کمترین واقعیتی ندارد.
قالیباف و یا با احتمال کمتری محسن رضایی وظیفه دارند بعنوان نامزدهایی که از اول چندان مورد نظر نبوده اند به صحنه بیانید و با دستی نسبتاً بازتر نسبت به روسای جمهور گذشته، چالشهای اتمی، تحریمها، شکاف حکومت و ملت، بحران عمیق و همه جانبه اقتصادی و.. ، مدیریت کنند بدون اینکه رهبر در رویکردهای خود تغیری نشان دهدو مسئولیت خرابکاریهای این دو دهه را بپذیرد. چنین رفتاری هم دولت آینده را مستقل از اراده رهبری معرفی میکند و هم دموکراتیک بودن نظام را نشان میدهد و هم مردم را وادار میکند که بنام خود برای نجات کشور برخیزند.
در همین حال هم بیت رهبری سیاست های تروریستی و صدورانقلاب خود را با همسویی با سوریه و حزب الله و جریانت مختلف شیعه در منطقه را تعقیب خواهد کرد و دولت هم مذاکرات هسته ایی، بحران اقتصادی و را مدیریت کرده و احتمالاً قدری هم فضای گشاد فرهنگی و اجتماعی را چاشنی سیاست های خود خواهد کرد.
اگر قالیباف نمودِ چهره و شخصیت دوگانه و غلط انداز رژیم است، سعید جلیلی نمودِ چهره عریان و شخصیت واقعی و بی ماسک وبزک رژیم و شخص رهبر است.
مأموریت قالیباف، که بعلت داشتن پست شهرداری و دور بودن از جنجالهای سیاسی و فراموش شدگی نقش سرکوبگرانه اش مناسب ترین شخص برای نشان دادن چهره جدیدی از نظام است، آغاز گری دور جدیدی از توهم پراکنی نسبت به کلیت نظام است. در حالیکه مأموریت سعید جلیلی به سایه فرستادن قالیباف و رضایی است تا چهره خشن گذشته و سابقه کثیفشان بخوبی دیده نشود و مأموریت او بیش از این نیست.
احتمال بسیار کمی وجود دارد که رئیس جمهور آینده ایران قالیباف نباشد ولی با قطعیت میتوان گفت که قطعاً سعید جلیلی هم نخواهد بود.
نباید اجازه داد چهره زشت سیاسی و بنیاد گرانمای افراطی سعید جلیل موجب خوش نمایی سردار قالیباف، این سر مهندسین سرکوب های دو دهه گذشته شود. قالیباف در تبلیغات و مصاحبه های خود چنان از برنامه آینده صحبت میکند که گویی او کاندیدای پست و مقام “ولایت فقیه” است و نه رئیس جمهوری که درجات تدارکچی گری او پس از احمدی نژاد به میزان زیادتری هم کاهیده است. قالیباف از بالا مأموریت دارد تا بخشی از وثایای جنبش های اعتراضی خفه شده و انتقادات ناشنیده را به اجرا بگذارد؛ اما به آنچنان روشی که بنام خود و نظام تمام شود و نه مطالباتی که با هزینه اشک و خون، زندان حصر و شکنجه از سوی مردم و نمایندگان اعتراضات مدنی آنها مطرح گشته اند.
افشای دو چهره نظامی امنیتی نم کرده رژیم: محمد باقر قالیباف و محسن رضایی یک وظیفه ملی و آزادیخواهانه است. آن نامزدهای دیگر بقدر کافی خود افشاگر هستند که محتاج به افشاگری نباشند.
پوکر ادامه خواهد داشت.

No Comments