موج دوم بهار عرب “مصر”

Share Button

تلاش مرسی و دیگر اسلامگرایان متحد وی برای متوقف کردن این بهار سونامیک جدید که پیامی فرهنگی و گفتمانی اجتماعی و تاریخی دارد، تلاشی مذبوحانه است و با گذشت هر روزاز آن و مقاومت بیشتر اسلامگرایان در برابرش، فقط بر ژرفش گفتمانی آن و و توده ای  تر شدن آن می انجامد.

tamarod2

قریب یکسال پیش پس از اعتراضات وسیعی که بدنبال انتخابات ناسالم ریاست جمهوری و پارلمانی و رفراندوم قانون اساسی مصر برگزار شد، من طی چندین یاداشت با توجه به ژرفای اجتماعی آن تظاهرات اعتراضی نوشتم که انقلاب دوم مصر آغاز شده است. در جریان انتخابات ریاست جمهوری، محمد مُرسی فقط با ۸۵۰ هزار رأی بیشتر و با حدود ۲۴% آرای مردم در دور دوم، به ریاست جمهوری برگزیده شد. رقیب وی احمد شفیق با اینکه زیر فشار جو انقلابی مبارک ستیزی بود که همه جامعه را فراگرفته بود توانست چیزی حدود ۲۳% آرای مردم را، آنهم عمدتاً آرای اقشار متوسط جامعه شهری را و نه آرای ناشی از هیستری انقلابی، احساسات  مذهبی و یا توهم زدگی های ایدئولوژیک را کسب کند. در چنان جوّی، حتی بخشی از نیروهای سکولارِ راست و چپ هم ، بنفع  نامزد اخوان المسلمین رأی دادند. اخوان تا توانست از ترس جامعه سیاسی و روشنفکری اقشارمیانه نسبت به خطر بازگشت رژیم گذشته یا دولتمردان آن بسود خود استفاده کرد.

هنوزهم پس  ازآشکار شدن توهم آمیز بودن بسیاری از پروژه های انقلابی و پراکنده شدن ابرهای آرامانگرایی خیال انگیزانه و اتوپیک؛ مبارک ستیزی بی منطق و ایدئولوژیک گریبان جامعه سیاسی و انقلابی مصر را رها نکرده و بدتر از آن به ابزار تقسیم و تفرقه سیاسی در درون نیروهای ترقیخواه و متمایل به مدرن جامعه مصر نیز تبدیل گردیده است که مورد سوء استفاده اسلامگرایان و دیگر قسم خوردگان سیاسی ضد مبارک از دوران گذشته واقع میشود.

با تردید بسیار کمی میتوان گفت اگر همین امروزمجدداً انتخاباتی برگزارشود، جامعه مصر اشتباه گذشته خود، در “نه!” گفتن به احمد شفیق در آن انتخابات را جبران خواهد کرد. احمد شفیق را میتوان شخصیتی  مانند شاهپور بختیار ما ایرانیان تصور کرد منتها درمتن جامعه بسیار سنتی تر و مذهبی تر مصر.

در نظر گرفتن این مقایسه برای ما ایرانیان درحکم یک درس بزرگ سیاسی است که متأسفانه به ذائقه برآمدگان از انقلاب اسلامی، و آن هایی که نقد گذشته برایشان از سرکشیدن جام شوکران سخت تر است، خوش نمی آید.

بهر حال یکسال پس روی کار آمدن مُرسی، انقلاب به عمق جامعه مصر رسوخ کرده است وبه آن شورش ضد مبارکی و قیام ضد دیکتاتوری انقلاب ۲۵ ژانویه چنان ابعاد شگفت انگیز اجتماعی و فرهنگی و گفتمانسازانه ایی داده است که اسلامگرایانی را که میخواستند قرائت خوداز انقلاب ضد دیکتاتوری و مطالباتی مردم را، به “استقرار یک حکومت اسلامی” و چیره کردن شریعتگرایی به جای آن بنشانند را با چالشی تاریخی روبرو کرده است. چنان چالشی که اصل اسلامگرایی و اخوانیسم را به خطر انداخته است

اسلام اخوان المسلمینی  درمصرمانند اسلام خمینی در میهن ما و بهترین بسته بندی آن؛ اسلام اردوغانی در ترکیه؛ نشان دادند که در رویارویی با یک آرایش اجتماعی و مطالباتی؛ چیزی برای گفتن ندارند. اینرا مدتها پیش؛ انقلاب اسلامی در ایران ما، و با چالشهای سیاسی و اجتماعی اخیر در ترکیه دولت اسلامی اردوغان،  اینک در مصر  اخوان المسلمین و  روی کار آمدن حسن روحانی درایران  با آن برنامه هایی که وعده داده است، نشانداده و با گذشت هر روز بیشتر نشان داده میشود.

در تظاهرات جمعه گذشته اسلامگرایان مصر؛ آنها سعی کردند همچنان با شعار” اسلام راه حل همه چیز است”، باز اعتقاد مذهبی مردم  را سکوی برتری خود و گرفتن بیعت مجدد بنفع مُرسی و اخوان قرار دهند ولی مردم مصر پس از ۲ سال تجربه و آزمودن عملی اسلامگرایان  به اینجا رسیده اند که اولاً دین و مذهب مسئله ای فردی است و تعمیم آن به رفتار جمعی و سیاست، جزانتقال و کشاندن منافع فردی و گروهی به عرصه اجتماعی نتیجه ای نداشته و حلال هیچ مشکلی نیست و فقط مسئله آفرین است و از آن بالاتر مردم مصر به تجربه خویش آموختند که اخوان المسلمین و سلفیستها هم نماینده اسلام نیستند بلکه آنها سوء استفاده کنندکان از دین و مؤسسات دینفروشی هستند.

امروزه تا حدود زیادی گرد و خاک توهمات دین سیاسی از برابر دیدگان مردم مصر پراکنده شده است و اسلامگرایان مصری بهیچوجه قادرنیستند آثار تحولی را که در ذهینت مردم طی این دو سال بوجود آمده است را  از ذهن مردم بزدایند.  جامعه مصر امروز با زیر ضربه قراردادن اخوان المسلمین و سلفیستها و سایر متحدین اسلامگرای آنها در حقیقت نه تنها یک انقلاب سیاسی جدیدی را که هدفش سرنگون کردن مُرسی بلکه از آن بسی مهمتر دگرگون کردن رابطه دین و مذهب و با سیاست است را در دستور پیکار تاریخی خود قرار داده است.

اهرام آنلاین امروز، گزارش مفصلی از تغیراتی که در نیروهای امنیتی و انتظامی مصر در حال شکلگیری است دارد که نشان میدهد بحث سیاسی آنچنان در درون این عمده ترین ارگان اعمال اقتدار حکومتی در حال داغ شدن است که گویی با بحث های روشنفکری در محیط های دانشگاهی به رقابت برخاسته است. اهرام آنلاین مینویسد که نیروهای امنیتی و حتی آن بخشی که در گذشته به شکنجه و سرکوب  دست زده است با چرخشی ۱۸۰ درجه ایی به دفاع از اعتراضات مردم برخاسته و به این نتیجه رسیده است که وظیفه پلیس و نیروهای امنیتی نه سرکوب اعتراضات مردم بلکه دفاع از آنست. بخشی از پلیس بر این اعتقاد است که باید همچنان غیرسیاسی و حرفه ایی بماند ولی “کلوب افسران پلیس و نیروهای امنیتی” بر آنست که وظیفه پلیس در عین محافظت از مراکز دولتی و خدماتی، دفاع از تظاهرات مشروع و قانونی مردم نیز هست.  این شاید اولین بار در تاریخ یک کشور خاورمیانه ایی باشد که پلیس از خود “کلوپ صنفی و مطالباتی” ایجاد میکند. کلوپی که در حکم همان اتحادیه پلیس است. البته خود پرسنل پلیس هم مطالباتی دارند ولی آنچه حرارت فضای درون پلیس را امروزه بشدن افزایش داده است همان بحثهایی است که جامعه شهری را در در خود گرفته است و مضمون آن هم سرنگونی محمد مرسی و پایان دادن به سلطه اخوان بر مصر است.

تلاش مرسی و دیگر اسلامگرایان متحد وی برای متوقف کردن  این بهار سونامیک جدید که پیامی فرهنگی و گفتمانی اجتماعی و تاریخی دارد، تلاشی مذبوحانه است و با گذشت هر روزاز آن و مقاومت بیشتر اسلامگرایان در برابرش، فقط بر ژرفش گفتمانی آن و و توده ای  تر شدن آن می انجامد.

من در همان یاداشتهای یکسال قبل خود نوشتم اگر انقلاب سوریه به زیر و روشدن بالانس استراتژیک و قدرت درمنطقه منجر میشود (که هنوز هم بر این اعتقاد هستم حتی اگر بفرض محال”جبهة النصرة ” بجای رژیم بشار اسد بر سر کار بیاید)، انقلاب دوم مصر با پیام وگفتمان خود  سرآغاز رُنسانسی در خاور میانه خواهد بود  که فلک فرهنگی و اعتقادی را درممالک این منطقه زیر و رو خواهد کرد.

جنبش جوانان مصر؛ “جنبش نافرمانی مدنی”، هنوز از قید برخی توهمات سیاسی و ایدئو ژیک؛ از جمله آمریکا ستیزی و مبارک ستیزی ایدئولوژیک، خود را آزاد نکرده است، ولی در مسیری افتاده است که این طلسم سخت جان عصر سلطه استعماری و جهان دو قطبی را نیز دیر و یا زود خواهد شکست.

لینک گزارش اهرام آنلاین:

http://english.ahram.org.eg/Category/1/64/Egypt/Politics-.aspx

با عچله نوشته ام بعداً ادیت میکنم

ح تبریزیان

No Comments