موج دوم بهار عربی یا انقلاب دوم مصر!بخش ۲

Share Button

مبارزه کنونی بیشتر بار و محتوایی ایده ئولوژیک، فرهنگی و صرفاً سیاسی بخود گرفته است که در مضمون عمده خود؛ برای توده عادی مردم، ترجمانی در مسائل واقعی و روز مرّه زندگی آنان ندارد. مسائل معشیتی و طبقاتی کاملاً تحت الشعاع مسائل سیاسی واقع شده و پیکار کنونی را به پیکار نیروهای مدرن و سکولار از یکسو و سنت گرایانی که به مذهب آویزان شده اند از سوی دیگر تبدیل کرده است. از اینروست که بنظر من پیروزی سکولاریستهای مصر که اکثریتشان هم، دین باور و مسلمان هستند میتواند به یک انقلاب فرهنگی واقعی که در بدنه و جسم و جان این انقلاب سیاسی تنیده شده است منجر شود که در تمام منطقه انعکاس یابد

از دو روز پیش  سازماندهندگان و هواداران جنبش “تمّرد” بسوی مراکز و میادین شهرهای مصر سرازیر شده و چادرهای خود را برای تداوم شبانه روزی و نامحدود  اعتراضات برپا کرده اند. در یکی از مساجد تحت رهبری سلفیستها هم هواداران مُرسی با شعار دفاع از” مشروعیت قانونی مُرسی”، خیمه های خود را برپا کرده اند. محمد مرسی از کاخ اصلی ریاست جمهوری موقتاً به یک کاخ قدیمی متعلق به پادشاه سابق مصر، ملک فاروق” نقل مکان کرده است.

روزنامه های ژروزالم پست در یک تحلیل طولانی از اوضاع مینویسد که فقط نظامیان میتوانند مسئله را حل کنند ولی آنها برای دخالت خود دو شرط قائل شده اند، اولی کشیدن کار به خشونت منجر به خونریزی و دومی هرج ومرج و خطر از کار افتادن دستگاه دولتی. این روزنامه مینویسد نظامیان چندان شایق نیستند که وارد معرکه شوند و ترجیح میدهند دو طرف دعوا را مجبور به مصالحه کنند.

در تعدادی از شهرها ظرف همین امروز و دیروز تعدادی از دفاتر اخوان المسلمین به آتش کشیده شده است.

دیروز نیروهای انتظامی دو دستگاه مینی بوس و یکدستگاه اتوبوس را که ۹۰نفر از اسلامگرا را از اطراف قاهره به شهر میآورد تا در “تظاهرات ضد خشونت و دفاع از مشروعیت قانونی مُرسی” شرکت کنند، بازداشت کرد چون آنها با چوب و چماق و کوکتل مولوتف و سلاح کمری مسلح بودند. دیروز در یکی از شهرهای سینا یک سرهنگ ارتش بضرب گلوله شخص ناشناسی کشته شد. قبلا گزارش کشته شدن ۷ شهروند مصری و یک دانشجوی آمریکایی را در تظاهرات دیروز در گزارش تحلیلی قبلی یادآور شده ام.

روزنامه گاردین امروز یک مصاحبه طولانی با محمد مُرسی دارد و گزارشگر میگوید مرسی واهمه ایی از تظاهرات ندارد و موقعیت خود را محکم میداند. او نسبت به وفاداری ارتش و نیروهای انتظامی هم بخود اطمینان دارد. او میگود اپوزیسیون یک اپوزیسیون کاغذی است و فاقد انسجام و سازماندهی است در حالیکه اخوان یک سازمان بسیار منسجم و منظبط سیاسی ـ مذهبی میباشد. گاردین مینویسد که برای اولین بار مُرسی به اشتباهات خود در زمینه یکجانبه پیش بردن قانون اساسی و بی توجهی به حصول اجماع و دعوت از پارلمان بدون حضور اپوزیسیون اعتراف میکند. مُرسی برای گرد آوری ۲۲ میلیون امضای اپوزیسیون ارزش قائل نیست و میگوید ، او رئیس جمهور برگزیده و مشروع کشور است اگر بزور این امضاها کنار برود، بدعتی میشود که هیچ رئیس جمهور انتخابی دیگری هم در آینده نتواند به کارش ادامه دهد. او ادعا میکند اگر اپوزیسیون چنین پایگاهی دارد، در انتخابات پارلمانی آینده آنرا بکار بگیرد و قانونی سرکار بیاید و از مجرای صندوقهای آراء حرف خود را بزند. او اداعا میکند که در پشت سر این تظاهرات دست خارجی و لایه های حکومتی رژیم سابق قرار دارند. او به سئوال خبرنگار گاردین که میپرسد کدام دولت خارجی ممکنست پشت سر این تظاهرات باشد پاسخ نمیدهد و میگوید بطور عام حرف میزند چون هر انقلابی”دشمن” دارد.

 از طرف دیگر اپوزیسیون  هم  نه قانون اساسی تدوین و تنظیم شده توسط اسلامگرایان را قبول دارد و نه آن مکانیسم پیش بینی شده در آن برای انتخابات را.

جامعه مصر به دو اردوی متخاصم سیاسی ـ مذهبی تقسیم شده است. نه دموکراسی و سکولاریسم مورد مطالبه اپوزیسیون مسئله عمده مردمی است که بیکارند، گرسنه اند، سوخت ندارند، برق منظم ندارند و نا امید از بهبود آینده و نه آن توده سنتی جامعه، دیگر چنان دین زده هستند که بخاطر اسلام پشت سر اخوان و سایر اسلامگرایان بیفتند.

مبارزه کنونی بیشتر بار و محتوایی ایده ئولوژیک، فرهنگی و صرفاً سیاسی بخود گرفته است که در مضمون عمده خود؛ برای توده عادی مردم، ترجمانی در مسائل واقعی و روز مرّه زندگی آنان ندارد. مسائل معشیتی و طبقاتی کاملاً تحت الشعاع مسائل سیاسی واقع شده و پیکار کنونی را به پیکار نیروهای مدرن و سکولار از یکسو و سنت گرایانی که به مذهب آویزان شده اند از سوی دیگر تبدیل کرده است. از اینروست که بنظر من پیروزی سکولاریستهای مصر که اکثریتشان هم، دین باور و مسلمان هستند میتواند به یک انقلاب فرهنگی واقعی که در بدنه و جسم و جان این انقلاب سیاسی تنیده شده است منجر شود که در تمام منطقه انعکاس یابد.

روزنامه گاردین برای ارزیابی دو قدرت درگیر مینویسد باید دید چه تعداد از آن امضاء کنندگان ۲۲ میلیونی، امروز در خیابانها ظاهر میشوند. و بنظر منهم این معیار درستی برای ارزیابی مقاومت در مقابل اسلامگرایان است. حتی اگر نیمی از آن ۲۲ میلیون هم برای اعتراض به مُرسی زحمت خیابان آمدن را امروز بخود بدهند باید گفت مُرسی “باید برود” و سماجتش در ماندن یعنی بلبشو، هرج و مرج و تداوم خونریزی و کشتار!

پس از حضور کامل مردم در تظاهرات امروز که قرار است ادامه داشته باشد، یاداشت تحلیلی مفصلتر خود را مینویسم. از کاربران محترم میخواهم در صورت تمایل به مطالعه آن، مستقیماً به سایت مراجعه کنند چون ممکنست بدلایل آماری، جای دیگری آنرا انتشار ندهم.

************************************

تکمیلی:

موج دوم 3

گروهی در میدان تحریر سعی میکنند که مسیر تظاهرات را علیه آمریکا برگردانند و خونریزیها را گردن آمریکا گذارده و علیه ان شعارذ میدهد. موضع ضد آمریکا بخشی از معترضین اجتماع التحریر را به دو قسمت تقسیم کرده است. این برای اولین بار نیست که آمریکا ستیزی برای نیروهای ارتجاعی به عصای موسی تبدیل میشود ولی تأسف در این است که ارتجاع همواره این عصا ررا بدست نیروهای چپ و و برخی از ناسیونالیستهای جهان سومی مبدهد!

………………

No Comments